سر تیتر خبرها
حکم  تخلیه

حکم تخلیه

چندی پیش رفتم خانه ی امیرحسین دولت پناه. شاید این پیرمرد را کمتر کسی بشناسد. خانه اش؟ یک آپارتمان شصت هفتاد متری فرسوده در غرب تهران. فرسوده که می گویم، شما عمری پنجاه و سه ساله را برای این آپارتمان تصور کنید که پنجاه سالش را همین امیرحسین دولت پناه در آن ساکن بوده است و از آن بیرون نیامده. یک بازنشسته ی زلال،  که گمان نمی کنم در همه ی عمرِ رفته اش خاطری را آزرده و یا  برای کسی جز خیر خواسته باشد. این آپارتمان اما از خودش نیست. به داییِ ارتشی اش تعلق دارد که سالها  پیش از دنیا رفته و اینجا را به او سپرده است. امیر حسین دولت پناه  با همسر و دو فرزند دختر و پسرش در این خانه ی قدیمی  با هم زندگی  می کنند.

حالا بپرس  من این امیرحسین دولت پناه را از کجا شناختم؟  شاید ماجرا به اینجا بازگردد که دوستانی پی در پی و پراکنده از من می پرسیدند: شما که یا به سفر می روی یا جلوی وزارت اطلاعات قدم می زنی، امورات زندگی ات از کجا  تأمین می شود؟  ومن پاسخ می دادم: هزینه ی سفرهای من مختصری بیش نیست.  چرا که دوستانی در هر شهر و درهر استان مرا با اتومبیل های خود جابجا می کنند یا  اگر دوستی در کار نباشد  با اتومبیل های کرایه از جایی به جایی می روم. و این که: هرازگاهی یکی از تابلوهایم را می فروشم و ….

از اینجا به  بعد بود که  دوستانی از هرکجا با من تماس می گرفتند که فلانی  اگر نیازی بود بگو. که من می گفتم: نه، سپاس. حتی بانویی جوان  در یک روز سرد زمستان  به قدمگاه  آمد و روز بعدش برای من نوشت که من فلان قدر اندوخته دارم اگر بخواهید  تقدیم  می کنم.

در قدمگاه،  یک روز که  باد سردی می وزید و من  کوله به دوش قدم می زدم  دیدم پیرمردی از پله های پل عابر به زیر آمد و سراسیمه  یک کارت  بانکی  کف  دستم  نهاد و گفت:  من تصمیم دارم  نامه های شما به رهبری را  به زبان  فرانسه  ترجمه  کنم. و ادامه  داد:  ” تراژدی شلر” را شروع کرده ام.  بعدش می روم سراغ  نامه ی نخست  تا….. نامه ی سی ام.  و گفت: دو میلیون  تومان  داخل  این کارت  است.  رمزش هم سال تولد من  1325  است.  برای چه؟  یکی از تابلوهای  ارزانتان را برای من کنار بگذارید.

او رفت و ردّی از خویش بجای ننهاد و هیچگاه  نیز سراغی از تابلوی سفارشی اش نگرفت.  تا این که  ترجمه ی  ” تراژی شلر” را برای من ارسال کرد.  اینجا بود که من سرنخی از وی بدست آوردم. و بعد، ترجمه ی نامه ی نخست  و چندی بعدش  نیز ترجمه ی نامه ی دوم را فرستاد.  عجله ای برای تحول تابلو نداشت.  نشانی  منزل؟  انتهای شهر زیبا.

یکی از تابلوهای  متفاوتم  را بسته  بندی کردم و درهمین  تعطیلات  عید رفتم  به  دیدنش.  کمی  که  با  او و همسرِ همدل و همراهش،  و دختر و پسر جوانش  آشنا شدم،  نامه ای نشان من  داد که از دادگاه برای  وی ارسال  شده  بود. دادگاه  برای چه؟  این  که این  آپارتمان  در فهرست مصادره است و باید مصادره  شود و شما باید هر چه  زودتر اینجا را تخلیه کنید.  چرا مصادره؟  چون این خانه  به  داییِ ارتشیِ شما تعلق دارد و اسم وی در فهرست  مصادره  شوندگان است.  اما آن  مرحوم که  چیزی جز همین آپارتمان نداشت. خود ما  نیز پنجاه سال است  که همینجا ساکنیم  و جایی جز اینجا  نداریم. خب این  دیگر مشکل شماست و به ما  مربوط نمی شود.

امیر حسین دولت پناه به من گفت:  دهم خردادی که در پیش است،  روزی است که من باید به دادگاه بروم. اگر حکم  تخلیه  را  به  دستم  دادند  ، اسباب  و لوازم زندگی ام را همینجا  جلوی خانه می چینم  تا یکی   بیایید  و یک  فکری بحال ما بکنید  که ما هیچ  توش و توان و جایی  نداریم  که  برویم.  به چشم  دیدم:  گرچه  تأثیر روانیِ  نامه ی  دادگاه ،  بر جمال  همه ی اهل  خانه  غباری از اندوه نشانده  است،  لبخندشان  اما  پایدار بود.  به امیرحسین دولت پناه  گفتم:  دهم خرداد،  من هم با شما به دادگاه می آیم.  و گفتم:  می خواهم  آن روز در کنارتان باشم.  وی،  یک  نویسنده  ی پر احساس  نیز هست.  با سرمایه ی اندک  خود  رُمانی نوشته  و چاپ کرده. اسمش؟  ” انبساط  ربانی”.  یک  داستان  محضِ  ایرانی. همه ی کتاب ها  اما  گوشه ی اتاقش  انبار شده و هیچ  ناشری پخش  آن را نپذیرفته است. بی نشانی یعنی همین دیگر!

از همه ی اینها به کنار،  من در خانه ی امیرحسین دولت پناه،  یک بلندای انسانی  دیدم  نشسته  بر کناره و کنجِ  کمال.  او، تمثیلی از پاکی  و پاکدستیِ  مفرط  است. یک جور پاکباختگیِ ناشی از سلامتِ انسانی. او، به مختصر اندوخته ی زندگی اش دست برده  بود و برای همچو منی ارمغان آورده  بود به بهانه ی خرید  تابلو.  چیزی که مطمئناً   خودش و خانواده اش بدان نیازمند تر بود. من همانجا در خانه ی امیرحسین دولت پناه،  به این اندیشیدم:  ببین چه زمانی  و در چه  دادگاهی،  حکم تخلیه ی  چه  جماعتی  به دستشان داده  شود!؟

محمد نوری زاد

چهاردهم  فروردین  نود و سه – تهران

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

114 نظر

  1. سلام بر نوريزاد و درود به همه دوستان :
    دوست ناديده و بسيار ارجمند جناب بى كنش نوشته هاى ارزشمند شما را دنبال مى كنم .و پايدارى شما را در ادامه كار سپاس مى نهم .اى كاش دوستان ديگرى چون ابوالفضل و دانشجو و آنيتاى و برديا و فاروق نيز در سال نو با استوارى و پايدارى بيش تر در اين سايت شريف حضور مى يافتند .تجربه غيبت نوريزاد و سايت او براى من بسيار سخت و همچون درد غربت بود ؛ هم نگرانى براى شخص عزيز و مدير سايت و هم جدايي از اين سراچه آزادى كه نمونه اش را در هيچ سايت ديگرى نيافته ام . با اينكه اهل فيس بوك نيستم پس از مدتى از صفحات اول فيس بوك نوريزاد دريافتم كه ايشان هنوز تندرست و پرتوان مى نويسند و به مبارزه مدنى خود ادامه مى دهند .بسيار شادمان شدم و باز شدن دوباره سايت اين شادمانى را افزون كرد ،
    بى كنش ارجمند از قول گوينده اى به نام آقاى على روشن ضمير نوشته ايد : /شاهنامه از مصاديق بارز انديشه ضد اسلامى و جريان انحرافى است ./
    پاسخ من به ايشان : خب ،باشد مگر چه اشكالى دارد .مصيبت ريشه اى ما اين نيست كه محتواى يك انديشه اسلامى يا ضد اسلامى است . مصيبت. آن است كه اين. جناب به جاى آنكه با احترام به مخالف خود خواهان گفتگو و مباحثه بى طرفانه و آزادانه در شرايط برابر باشد ازعبارت ضد اسلامى همچون چماق و اتهامى استفاده مى كند و خواسته يا ناخواسته زور تعليقات عقيدتى عامه را نيز براى زدن فردوسى پشتوانه شعار پراكنى خود مى كند .تفكر در همين جا دود مى شود و به هوا مى رود و در غوغاى عوامانه تكفير و العين و عمر سوزان و بهايي كشان و قتل هاى زنجيره اى روشنفكران و بساط جاهل پرور مداحان و امام زاده سازان و خرافه گستران و مانند اينها دود مى شود و به هوا مى رود .ايشان به همان شيوه و از همان ديدم مى گويند فردوسى ضد اسلامى است كه در قرون وسطى درباره كسى مى گفتند / آهاى اين زنديق است ،پس بندازيدش در سياهچال و چشمش را از كأسه درآورد .به همان شيوه اى مى گويند انحرافى كه در زمان هيتلر مى گفتند : او يهودى است پس بگيريدش و خودش و ايل و تبارش را محو كنيد .
    د دام آقاى على روشن ضمير :فردوسى هرچه باشد براى مردم آزاده مهم نيست .فقط يك چيز مهم است :آيا درست مى گويد يا نه ؟

     
  2. با سلام به دوستان و برادر نوریزاد و ابراز مسرت از سلامتی و بازگشت ایشان

    آقا محسن عزیز
    سلام

    از میان ابراز لطف هایی که بمن کردی فقط توضیح این مطلب را لازم می بینم که مطلبی که من خطاب به خانم شیرین هوشمند نوشتم ،پس از آن بود که من به یکی دو بخش از مطالب ایشان پاسخ گفتم ،ایشان ضمن تشکر و پذیرش محترمانه و منطقی بودن برخی از مطالب من، مقاله ای طولانی در باب انکار معجزات انبیاء را کپی کردند و از من نظر خواستند ،من در پاسخ نوشتم که اجازه دهند ابتداء به همه مطلبی که ذیل پست “بازداشتگاه” تحت عنوان (اسلام ناب محمد) مطرح کردند پاسخ دهم پس از آن به مساله معجزات و پاسخ ان مقاله خواهم پرداخت ،البته ظاهرا غرض ایشان این بود که ذهن مرا از پاسخ گوئی به آن مطالب ضعیف و بی پایه منصرف به مطلب جدید کنند ،لذا من توصیه کردم که ایشان از این روشهای تبلیغاتی (کلکسیون سازی از مطالب سست) ناروا دست بردارند و سوالات را تک تک مطرح کنند نه آنکه کلکسیونی از مطالب ضعیف و بی ربط به دین را آنهم با تفسیر و ترجمه های نادرست در عرصه عمومی مطرح کنند ،بعد که کسی در صدد پاسخ از آن مطالب ناروا بر آمد دوباره حمله تبلیغاتی جدیدی را شروع کنند .
    این مطلب من خطاب به کاربر محترم شیرین خانم بود ،من نگفتم کسی مطلب نگذارد یا سوال و بحث نکند ،بحث من فقط در روش تحقیق و بررسی بود.
    اکنون هم به شما دوست عزیز عرض میکنم که تاکنون چند فقره از آن مطالب ایشان را در ذیل همان پست “بازداشتگاه” ،و در ذیل پست “یک مرد یک تراژدی”،بصورت روشن و مستدل پاسخ داده ام ،خوب است شما بجای این سخنان غیر دوستانه باز به اصل مطالب ایشان و پاسخ های بنده در ذیل آن دو پست مراجعه ای داشته باشید.
    یکی از مشکلات این بحثها این است که مطلبی در ذیل پستی درج میشود بعد پست جدیدی مطرح می شود و همه منتقل به صفحه جدید میشوند ،بعد اگر کسی بخواهد چیزی معطوف به آن مطلب طرح شده بنویسد مورد انتقاد واقع میشود که چرا مطلب بی ربط به آن پست جدید مینویسد! البته کسی به خانم شیرین اعتراض نکرد که چرا آن کلکسیون را آنجا گذاشتند(بلکه برخی مثل شما برای این عمل ایشان هورا هم کشیدند! امیدوارم آنها که هورا کشیدند هم تامل در اصل کلکسیون و هم در پاسخهای داده شده داشته باشند) ولی اگر دینداری خواست پاسخ آن مطالب را بدهد ،برخی اعتراض میکنند که چرا مطالب بی ربط با پست ها مینویسید یا قلمفرسایی میکنید!
    بهرحال با اینکه نوعا دوستان مطالب جدید خود را در جدیدترین پست های جناب نوریزاد میگذارند ،ایشان شاهدند که من از باب اینکه مبادا متهم به مطرح کردن مطالب غیر مرتبط با پست ها شوم همه پاسخ های خود را در ذیل همان دو پست و خصوصا پست “بازداشتگاه” که اصل مطلب خانم شیرین آنجا بود درج کردم.

    با سپاس
    موفق باشید

     
  3. سیدامین عباسی

    اطلاعیه
    اول و آخر یار
    ملت شریف ایران و یاران گرامی
    همانگونه که پیش بینی می شد و و بارها هشدار داده شد که در صورت عدم مدیریت اصولی و حل اساسی مسائل و مشکلات ناشی از اعمال تبعیض های همه جانبه علیه مردم یارسان،این مشکلات با شیبی تند و غیر قابل کنترل به بحرانی عمیق تبدیل می شود و عواقب آن غیر قابل پیش بینی است.
    متاسفانه حوالی ساعت 21 مورخ 1393/1/17 یکی ار فرزندان یارسان از ایل قلخانی به نام “حکمت صفری” فرزند ابراهیم که در پادگان سپاه پاسداران شهرستان بیجار مشغول خدمت سربازی بود،در اعتراض به فشارها و اهانتهای آیینی به وسیله اسلحه سازمانی به زندگی خود پایان داد. این در حالی بود که هفته قبل همین تصمیم را به اطلاع خانواده و نزدیکان خود رسانده بود و طی یادداشتی انگیزه اش را از این تصمیم اعتراض به تبعیضها و اهانت های جاری نسبت به مردم یارسان و اعمال فشار بر خود به علت پایبندی به آیین یاری اعلام کرده بود.گرچه متاسفانه کسی نتوانسته بود او را از تصمیم گرفته شده منصرف نماید.
    باری،در تاریخ 1393/1/19 پیکر پاک این جان باخته ی یارسان با حضور جمع کثیری از مردم تشییع و در زادگاهش به خاک سپرده شد.
    مجمع مشورتی فعالان مدنی یارسان با مشارکت فعال در این مراسم ضمن اعلام همدردی با خانواده داغدار “صفری” دین خود را نسبت به یار سربازشان ادا نموده و به رغم نداشتن تریبون! سخنگوی مجمع با مخاطب قرار دادن مسئولان کشوری و لشکری حاضر در جمع مراتب اعتراض شدید یارسان را نسبت به تبعیضات وسیع و ادامه دار حکومتی اعلام داشت.
    مجمع مشورت فعالان مدنی یارسان از این طریق خطاب به تمامی نهادها و انسانهایی که شرافتمندانه دغدغه حقوق انسانی را دارند اعلام می دارد که: تداوم فشارها و بی حقوقیهای جاری منجر به فاجعه انسانی خواهد شد.لذا از تمامی مسئولان من جمله ریاست محترم مجلس شورای اسلامی(مطابق توافقات حضوری)،ریاست محترم جمهوری(طبق برنامه انتخاباتی)و سایر مسئولانی که از تریبون های مختلف وعده حل مشکلات یارسان را داده اند می خواهد که به وعده های خود عمل کرده و بیش از این بحران را عمیق تر ننمایند.
    مجمع مشورتی بر خود واجب می داند که در صورت تداوم شرایط جاری از تمامی ظرفیت های قانون اساسی برای اعتراض به نقض حقوق انسانی خویش استفاده نماید.
    همچنین از تمامی یاران جان بر کف عاجزانه تقاضا دارد که به زنجیره خودسوزیها و خودکشی ها پایان داده و به جنبش مدنی و قانونی یاران خویش بپیوندند.

    مجمع مشورتی فعالان مدنی یارسان

     
  4. سلام استاد نوری زاد خسته نباشید !!
    میشه بدونیم روز 10 خرداد کجا و کدوم دادسرا قراره این دادگاه تشکیل بشه ؟؟
    می خواستیم ماهم بیایم و همگی در سکوت و فقط با تجمعمون اعتراضی داشته باشیم به این وضعت !!

    —————-

    سلام دوست من
    ضلع شمالی پارک شهر. نیازی به تجمع نیست
    سپاس

     
  5. آقای نوریزاد . شما را بخدا یک کلمه بنویسید از نگرانی مردیم.

     
  6. آقای نوریزاد . شما را بخدا یک کلمه بنویسید از نگرانی مردیم.

     
  7. کجایی مرد ؟

     
  8. یکی درخت زبی آبی اوفتاد زپای
    شنید سلطان ،گفت : گناه دهقان است
    یکی فقیرزبی نانی ازجهان بگذشت
    شنید دهقان ،گفت:گناه سلطان است

     
  9. این حرکات نشان دهنده خوردن کفکیر نظام جون به ته دیگ است

     
  10. آقای نوری زاد،

    چند روز هست که از شما خبری نداریم، آیا مشکلی‌ پیش آمده؟

     
  11. آقاي دکتر عزيز
    چند روزه بد طوري چشم انتظاريم و نگران
    لطفاً خبري از خود بدهيد

     
  12. کجایید آقای نوریزاد؟؟؟؟ خبری ازتان نیست چند روزی؟؟؟؟ نگرانیم!

     
  13. سلام به استاد

    کجایت دلتنگتانیم انشاالله که سلامتید مارااز سلامتیتان باخبر کنید

     
  14. سلام به استاد

    کجایی دلتنگتانیم انشاالله که سلامتید مارااز سلامتیتان باخبر کنید

     
  15. از تورات آموختم:”همنوعت را چون خودت دوست بدار”[1]؛ از انجيل آموختم:”همسايه‌ات را چون نفس خود دوست بدار و به دشمن و لعن كننده‌ی خود نيز احسان كن و دعای خير نما”[2] و از قرآن كريم آموختم: “با هر آن كسی كه با شما نجنگيده و يا ظلم نكرده‌ با نيكی و عدالت رفتار كنيد ” و همچنين:” گرامی‌ترين شما در نزد خدا با تقواترين (= انسان‌ترين) شماست”[3] و از فرهنگ غنی و كهن ايرانی آموختم: “بنی‌ آدم اعضا يك پيكرند // كه در آفرينش ز يك گوهرند….. تو كز محنت ديگران بی‌غمی // نشايد كه نامت نهند آدمی”.[4]

    بنابراين برپايه‌ی احساس نياز به يك اقدام عملی و نمادين ديگر به منظور تذكر و يادآوری بر ارج نهادن به انسانيت انسان، همزيستی مسالمت‌آميز، همياری و همدلی و پرهيز از كينه‌ورزی، عصبيت و تعصبات كور مذهبی؛ آيه‌ای از “كتاب اقدس” بهائيان را در قالب تابلویی خوشنويسی و تذهيب نمودم تا سندی نمادين و ماندگار از احترام به كرامت ذاتی انسان، نوع‌دوستی و همزيستی مسالمت‌آميز بدون توجه به تعلقات دينی، مذهبی و عقيدتی باشد. اين اثر نمادين ارزشمند را در آستانه‌ی آغاز سال 1393خورشيدی از طرف خود و تمامی هم‌ميهنان آزاد‌انديشم كه برای انسان به جهت انسانيتش ارج و احترام قايلند -نه بخاطر دين يا نوع عبادتش- به همه‌ی بهائیان جهان، بخصوص هموطنان بهائيم كه به شكلهای مختلف از تعصبات كور مذهبی آسيب ديده‌اند به منظور دلجویی و همدردی تقديم می‌كنم. اگرچه قلبا خواستار آن بودم تا “كتاب اقدس” را همچون كتب “قرآن كريم”، “تورات”، “زبور”، “انجيل” و “عزرا” خوشنويسی و تذهيب نمايم، اما متاسفانه توانايی‌ جسمی و مالی‌ام اجازه نمی‌داد. اميدوارم اين اثر كوچك ولی ارزشمند معنوی –كه در بيت‌العدل اعظم نگهداری خواهد شد- تذكاری بر فرهنگ غنی و كهن مهروزی و همزيستی ايرانيان باشد و عيب‌های فراوان هنری‌اش به ديده‌ی اغماض نگريسته شود. سایت آیت الله عبدالحمید معصومی تهرانی
    متاسفانه در این حکومت گوش شنوایی نیست و با همه ادیان و دنیا در جنگ و ستیز است

     
  16. سلام آقای نوریزاد __ اینکه این خانواده را بعد از 50 سال ساکن بودن در آپارتمان و 35 سال گذشت از زمان انقلاب و مصادره های اموال طاغوتیان بدست بنیاد مستضعفان ، تازه آقایان یادشان افتاده ( یا به قولی معروف فیلشان یاد هندوستان کرده ) که خانه این پیرمرد را مصادره نکرده اند ! به نظرم کمی تا قسمتی ” مشکوک ” است ! ! مثلا” شاید به خاطر اینکه فهمیده اند این مرد شریف میخواهد کلیه آثار شما از جمله ” تراژدی شلر” را به زبان فرانسه ترجمه نماید و یا شاید فقط و فقط به خاطر ” حشر و نشر ” با شما میخواهند به ایشان ” حالی ” بدهند ، که در صورت درست بودن این تحلیل ، شما ناخواسته باعث این دربدری و خانه بدوشی این خانواده محترم خواهید بود .

     
  17. درود٬ اینجانب رضا ملک را نمی شناسم.
    -ولی دلیل زندانی شدن ایشان را میدانم.
    -خبررسید از زندان آزادشده٬خوشحال شدام.
    حال وضع مالی او چگونه است؟
    به کمک مالی نیاز دارد؟

     
  18. «ببین چه زمانی و در چه دادگاهی، حکم تخلیه ی چه جماعتی به دستشان داده شود!؟»

    امیدوارم این بار حکم تخلیه یک باره به دست جماعت سوار بر خر مراد (ما مردم) داده نشود و یکی یکی و چندتا چندتا کنار گذاشته شوند، تا دوباره حکم دهندگان خودشان سوارمان نشوند.

     
  19. جناب نوری زاد عزیز ، چرا خبری درج نمیکنید ؟

     
  20. هنر خوار شد ، جادوئى ارجمند

    نهان – راستى ، اشكارا – گزند

    با سلام خدمت جناب نوريزاد و تمامى دوستان عزيز و گرامى

    رستم و اسفنديار ( بخش پانزدهم)

    فردوسى مى فرمايد:

    دريغ است ايران كه ويران شود

    كنام پلنگان و شيران شود

    ويا؛

    شود خوار هر كس كه هست ارجمند

    فرومايه را بخت گردد بلند

    ونيز؛

    بپوشند از ايشان گروهى سياه

    ز ديبل نهند از بر سر كلاه

    زپيمان بگردند و از راستى

    گرامى شود كژى و كاستى

    و مهمتر از همه:

    شود بنده بى هنر شهريار

    راسخون: در شعر آیت الله العظمی صافی گلپایگانی ضمن انتقاد از کوروش گرایی و طرح مباحث جاهلی از ولایت اهل بیت(ع) و دین مبین اسلام به عنوان راههای رسیدن انسان به رستگاری در دنیا و آخرت یاد کرد.

    به گزارش خبرنگار مهر در قم، در شعر این مرجع تقلید همچنین به گسترش عدل و عدالت و برچیده شدن ظلم در دوران پس از ظهور حضرت مهدی موعود(عج) نیز اشاره شده است.

    سروده جدید آیت الله صافی گلپایگانی بدین شرح است:

    ما را ز کورش و کی و جم اعتبار نیست / فخری به داریوش و به اسفندیار نیست

    مرده است دور رستم و سیروس و کیقباد / ما را به جاهلیّت آن دوره کار نیست

    در سایه‌ محمد(ص) و آل محمدیم / برتر از این برای بشر افتخار نیست

    ابناء دین و سوره توحید و کوثریم / بر دل ز کفر و شرک و شرارت غبار نیست

    اسلام، اعتقاد و نظام و هویت است / هر کس نداشت در دو جهان رستگار نیست

    اندر دژ ولایت و حِصن امامتیم / مانند این حصار به گیتی حصار نیست

    ما امت عدالت و صلح و اخوتیم / در ما نفاق و شیطنتِ دیوسار نیست

    از جاهلیّتِ مجوس نگیریم رسم و راه / ما را به جز ولایت مهدی (عج) شعار نیست

    اعلام «ان اکرمکم» باشد این پیام / در کیش ما به رنگ و نژاد اعتبار نیست

    گر مدعی تلاش به توهین ما کند / با او بگو که از تو جز این انتظار نیست

    تو باش و هفت خوان و خرافات و تُرَّهات / راهی که میروی ره پروردگار نیست

    زنده است دین احمد(ص) و قرآن و اهل بیت(ع) / اَکمل از آن طریق سوی کردگار نیست

    یارب رسان امام زمان منجی جهان / فرّخ زمان او که در آن، کار عار نیست

    پر می‌کند ز عدل به امرِ خدا زمین / بهتر ز عصر دولت او روزگار نیست

    آئین دین مداری و تقوی شود رواج/ رسم فساد و شرب مدام و قمار نیست

    مؤمن عزیز گردد و کافر شود ذلیل / مرد خدا به دوره‌ی او خوار و زار نیست
    ——————————————————————-
    علی روشن ضمیر:

    شاهنامه فردوسی از مصادق بارز اندیشه ضد اسلامی و جریان انحرافی است.فردوسی علارغم ستایشی که از خلفای راشدی و گسترش اسلام و ستایش از امام علی(ع) در اول شاهنامه می کند،ولی در آخر شاهنامه و در زمان حمله مسلمانان به ایران آنها را با صفت هایی همچون مارخوار و اهرمن چهره وصف می کند.و گسترش دین اسلام را باعث خرابی و ویرانی میداند(دقیقا بر خلاف اول شاهنامه؛ که اوج بزدل بودن این شاعر را نشان میدهد).

    ریاکاری و بزدل بودن فردوسی:

    ابتدای شاهنامه:

    ترا دانش و دین رهاند درست

    در رستگاری ببایدت جست

    وگر دل نخواهی که باشد نژند

    نخواهی که دایم بوی مستمند

    به گفتار پیغمبرت راه جوی

    دل از تیرگیها بدین آب شوی

    چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی

    خداوند امر و خداوند نهی

    که خورشید بعد از رسولان مه

    نتابید بر کس ز بوبکر به

    عمر کرد اسلام را آشکار

    بیاراست گیتی چو باغ بهار

    پس از هر دوان بود عثمان گزین

    خداوند شرم و خداوند دین

    چهارم علی بود جفت بتول

    که او را به خوبی ستاید رسول

    که من شهر علمم علیم در ست

    درست این سخن قول پیغمبرست

    گواهی دهم کاین سخنها ز اوست

    تو گویی دو گوشم پرآواز اوست

    علی را چنین گفت و دیگر همین

    کزیشان قوی شد به هر گونه دین

    نبی آفتاب و صحابان چو ماه

    به هم بستهٔ یکدگر راست راه

    منم بندهٔ اهل بیت نبی

    ستایندهٔ خاک و پای وصی

    حکیم این جهان را چو دریا نهاد

    برانگیخته موج ازو تندباد

    چو هفتاد کشتی برو ساخته

    همه بادبانها برافراخته

    یکی پهن کشتی بسان عروس

    بیاراسته همچو چشم خروس

    محمد بدو اندرون با علی

    همان اهل بیت نبی و ولی

    خردمند کز دور دریا بدید

    کرانه نه پیدا و بن ناپدید

    بدانست کو موج خواهد زدن

    کس از غرق بیرون نخواهد شدن

    به دل گفت اگر با نبی و وصی

    شوم غرقه دارم دو یار وفی

    همانا که باشد مرا دستگیر

    خداوند تاج و لوا و سریر

    خداوند جوی می و انگبین

    همان چشمهٔ شیر و ماء معین

    اگر چشم داری به دیگر سرای

    به نزد نبی و علی گیر جای

    گرت زین بد آید گناه منست

    چنین است و این دین و راه منست

    برین زادم و هم برین بگذرم

    چنان دان که خاک پی حیدرم

    دلت گر به راه خطا مایلست

    ترا دشمن اندر جهان خود دلست

    نباشد جز از بی‌پدر دشمنش

    که یزدان به آتش بسوزد تنش

    هر آنکس که در جانش بغض علیست

    ازو زارتر در جهان زار کیست

    نگر تا نداری به بازی جهان

    نه برگردی از نیک پی همرهان

    همه نیکی ات باید آغاز کرد

    چو با نیکنامان بوی همنورد

    از این در سخن چند رانم همی

    همانا کرانش ندانم همی

    فردوسی

    ——————————————————–

    اما انتهای شاهنامه و وصف لشکریان اسلام:(فراموش نکنید عرب و تازی معنایی ندارد و اینها لشکریان اسلام محسوب میشدند و با این مغلته ها نمی شود افکار ضد اسلامی فردوسی را ماله کشی کرد)

    چند بیت از فردوسی در وصف لشکریان اسلام در آخر شاهنامه:

    از این مار خوار اهرمن چهرگان، ز د انائی و شرم، بی بهرگا ن،

    ازاین زاغساران بی آ ب و رنگ، نه هوش و نه دانش،نه نام و نه ننگ

    نشان شب تیره آمد پدید همی روشنایی بخواهد پرید

    —————————————————-

    ندارم به دل بیم از تا زیا ن که از دیدشان دیده دارد زیان

    که هم مار خوارندو هم سوسمار ندارند جنگی گه کار زار

    —————————————————-

    زشیر شتر خوردن و سوسمار، عرب را به جائی رسیده است،کار،

    که تاج کیانی کند آرزو تفو بر تو ای چرخ گردون تفو

    ——————————————————————-

    چو بخت عرب بر عجم چیره شد *** همی بخت ساسانیان تیره شد

    پر آمد ز شاهان جهان را قفیز [پیمانه] *** نهان شد ز رو گشت پیدا پشیز

    همان زشت شد خوب، شد خوب زشت *** شده راه دوزخ پدید از بهشت(توهین علنی به اسلام)

    (با ورود اسلام به ایران تمام ارزش های خوب به بدی تبدیل شد و تمام ارزش های بد به خوبی تبدیل شد و قوانینی که اسلام آن را بهشتی میداند انسان را به سوی جهنم هدایت میکند)

    تمام ماله کشان هم جمع بشوند جوابی ندارند

    دگرگونه شد چرخ گردون بچهر *** ز آزادگان پاک ببرید مهر

    به ایرانیان زار و گریان شدم *** ز ساسانیان نیز بریان شدم(علاقه فردوسی به حکومت ستمگر ساسانیان)

    دریغ آن سر و تاج و اورنگ و تخت *** دریغ آن بزرگی و آن فرّ و بخت(علاقه فردوسی به طاغوت)

    کزین پس شکست آید از تازیان *** ستاره نگردد مگر بر زیان

    چو با تخت، منبر برابر شود *** همه نام بوبکر و عمّر شود

    تبه گردد این رنجهای دراز *** نشیبی دراز است پیشش فراز

    نه تخت و نه دیهیم بینی نه شهر *** ز اختر همه تازیان راست بهر(علاقه فردوسی به طاغوت)

    ز پیمان بگردند وز راستی *** گرامی شود کژّی و کاستی

    رباید همی این از آن، آن ازین *** ز نفرین ندانند بازآفرین

    نهانی بتر زآشکارا شود *** دل مردمان سنگ خارا شود

    شود بنده بی هنر شهریار *** نژاد و بزرگی نیاید به کار(نژاد پرست بودن فردوسی و حمایت از تبعیض

    ؛او برابری انسان ها در اسلام را نکوهش می کند)

    به گیتی نماند کسی را وفا *** روان و زبانها شود پر جفا

    از ایران و از ترک و از تازیان *** نژادی پدید آید اندر میان

    نه دهقان، همه ترک و تازی بود *** سخنها به کردار بازی بود

    دقیقا مشابه همان رفتاری که دوستان جریان انحرافی می کنند و کم کم نیت ضد اسلامی خود را نشان می دهند.و درود خدا بر آیت الله العظمی صافی گلپایگانی و تمامی افرادی که حقیقت را میفهمند و خودشان را به کوچه علی چپ نمیزنند و هرگز توهین بر علیه اسلام را بر نمیتابند.

    —————————————————————————————————————————————————-

    نقش امام علی(ع) و شیعیان ایشان در جهادهایی که فردوسی لعنت الله علیه از آنها انتقاد کرده و به لشکریان اسلام آنچیزی که لایق خودش و سایر مجوسان بوده را نسبت داده است.

    کلیک کنید

    —————————————————————————————————————————————————-

    علامه طهرانی(ره)

    اینهمه سر وصدا برای عظمت فردوسی و جشنواره و هزاره و ساختن مقبره و دعوت خارجیان از تمام کشورها برای احیای شاهنامه و تجلیل از مرد خاسر زیان برده تهیدست برای چیست؟!

    برای آنست که در برابر لغت قرآن و زبان عرب که زبان اسلام و زبان رسول خدا است ، ۳۰ سال از عمر حود را به عشق دینارهای سلطان محمود غزنوی به باد داده و شاهنامه افسانه ای را گردآوری کرده است.

    نزول سوره تکاثر ، برای از بین بردن افتخار به موهو مات ملی گرایی است. قرآن فاتحه مباهات و فخریه به استخوانهای پوسیده نیاکان را خوانده است و با نزول سوره [ آیه] «الهیکم تکاثر* حتی زرتم المقابر » دیگر کدام عاقلی است که به اوهام و موهومات بگرود و به نام و اعتبار پدران مرده و عظام پوسیده آنها در میان قبرها خوشدل گردد؟

    تبلیغات برای فردوسی و شاهنامه ، تبلیغات علیه اسلام است. فردوسی با شاهنامه افسانه ای خود که کتاب شعر ( یعنی تخیلات و پندارهای شاعرانه ) است خواست باطلی را در مقابل قرآن علم کند و موهومی را در برابر یقین بر سر پا دارد . خداوند وی را به جزای خودش در دنیا رسانید و از عاقبتش در آخرت خبر نداریم . خودش میگوید :

    بسی رنج بردم در این سال سی@@ عجم زنده کردم بدین پارسی

    چو از دست دادند گــــــــــنج مرا @@نبــد حــــاصلی دسترنج مرا

    ما در زمان خود هر کس را دیدیم که خواست عجم را در برابر اسلام علم کند و لغت پارسی را در برابر قرآن بنهد ، با ذلت و مسکنتی عجیب جان داده است. فاعتبروا یا اولی الابصار

    (رجوع به کتاب نور ملکوت قران تالیف علامه حسینی طهرانی جلد ۴، بحث نهم صفحه ۱۴۶)

    —————————————————————————————————————–

    در پایان حدیثی از پیامبر اسلام نقل می کنم.که نشان میدهد هویت ما باید از دو چیز گرفته شود:۱٫قرآن۲٫عترت

    حدیثی از پیامبر گرانقدر اسلام (ص ) : “انی تارک فیکم الثقلین ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی: کتاب الله و عترتی اهل بیتی “. یعنی : من در میان شما دو چیز گرانبها می گذارم ، تا از آن دو پیروی نمایید، هرگز گمراه نمی شوید. این دو چیز گرانبها عبارتند از: کتاب خدا (قرآن ) و عترتم (اهل بیت من ).

    ارسال شده در اخبار اجتماعی, اخبار سیاسی, ادیان و مذهب, فرهنگ و هنر | برچسب‌ها: آیت الله صافی گلپایگانی،باستان گرایی،تازی،جریان انحرافی،شاهنامه،شاهنامه فردوسی،عرب،علی روشن ضمیر،فردوسی،ملی گرایی،کفرنامه،کوروش،

    مطالب ديگر

    پیامبر اسلام(ص):من عرب هستم و شیر عرب از من است/انا من العرب ولیث العرب منی
    اعتراف شیمون پرز در مورد کوروش پادشاه صهیونیستی هخامنشی و خواب خرگوشی منگول های »

    .

    ١٣٠دیدگاه برای “شعر زیبای آیت الله صافی گلپایگانی علیه کوروش گرایی،و شاهنامه فردوسی+توضیحات علی روشن ضمیر”
    فرید می‌گه:
    بهمن ۱۵, ۱۳۹۱ در ۷:۱۴ ق.ظ
    ishala ta sale dige zabane rasmi ham mishe arabi harchand alanesham haftad darsadesh arabie

    پاسخ دادن
    sina می‌گه:
    تیر ۹, ۱۳۹۲ در ۱۲:۳۸ ب.ظ
    درود بر خاک پاک ایران و شرم بر تمام آن کسانی که خود جاهل اند و تاج کیانی کوروش را آرزو می کنند .

    پاسخ دادن
    آریایی می‌گه:
    آبان ۳, ۱۳۹۲ در ۳:۵۱ ب.ظ
    درود!

    پاسخ دادن
    محسن می‌گه:
    تیر ۲۷, ۱۳۹۲ در ۷:۱۵ ب.ظ
    پیامبر اکرم می فرمایند:”دوست داشتن وطن یکی از نشانه های ایمان است”

    پس شما بی ایمانی

    پاسخ دادن
    ali70 می‌گه:
    تیر ۲۷, ۱۳۹۲ در ۷:۲۳ ب.ظ
    اولا حب وطن از نشانه های ایمان نیست ؛بلکه هر کافر و هر حیوانی هم ممکن است به خانه و وطن خود علاقه و حب داشته باشد.آیا کافری که به وطنش علاقه داشته باشد مومن است؟!!
    دوما این حدیثی که به دروغ به پیامبر ربطش میدید یک حدیث جعلی و بدون سند است(کلیک کنید)
    سوما بی عقلی و تقلید کورکورانه و جهل صد در صد از عوامل گمراهی و انحراف از اسلام است.
    چهارما امام خمینی(ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ملی گرایی را با کفر برابر میداند و آن را خلاف اسلام و قرآن میداند(لینک ۱ و لینک ۲ )
    پاسخ دادن
    وحید می‌گه:
    آبان ۱۹, ۱۳۹۲ در ۹:۵۲ ب.ظ
    لابد چیزی می ماسه

    پاسخ دادن
    رامین می‌گه:
    شهریور ۱۹, ۱۳۹۲ در ۵:۰۰ ق.ظ
    اینایی که گفتی در حدی نیستن که بخوان درباره ایران صحبت کنن
    همین صافی مرتییکه فقط نشسته فقه خونده با ریا کاری رسیده به اینجا میاد شر مینویسه
    ما که از ورود اسلام در ایران چیزی جز زنا جنایت قتل نشنیدیم
    البته حساب ائمه جداست
    شدین کاسه داغ تر از اش عرب برستا
    پاسخ دادن
    عاشق سرزمینمم ایران می‌گه:
    شهریور ۲۰, ۱۳۹۲ در ۹:۲۹ ب.ظ
    صافی در حدی نیستی که در مورد کورش آریایی شعر بگی کی به تو گفت شعر بگی آخه؟
    تو باید به فلسفه ات برسی تو را چه به شعر
    پاسخ داد
    امید می‌گه:
    مهر ۸, ۱۳۹۲ در ۲:۰۴ ب.ظ
    واقعا شما نمونه بارز احمقا هستید…
    یه جهان به کوروش مینازه اونوقت شما دربارش شر و ور میبافید!
    اگه به ناپدید شدن اعتقاد نداشتم میدونستم چطور جوابتو بدم آبکش جون!!
    پاسخ دادن
    mohsen می‌گه:
    مهر ۱۵, ۱۳۹۲ در ۱:۱۲ ب.ظ
    گیرو تو نه اسلامه نه دین تو با ایران مشکل داری از چند تا آخوند سوال کردم حدیث راسته تو داری هم ایرنو خراب میکنی هم دینو وگرنه همه میدونن این شعری که تو نوشتی جعلیه ثابت هم شده برو عمو جون برو در حدی نیستی بخوای در مورد ایران صحبت کنی برو ملختو بخور

    پاسخ دادن
    PARS VS بیگانگان می‌گه:
    مهر ۲۸, ۱۳۹۲ در ۱۲:۲۳ ب.ظ
    واقعآ یکی نیست بگه خجالت نمی کشی
    اخه تو از فر هنگ پارسی چی می فهمی
    تو لنگه ی همون تازی هایی هستی که به وق وق کردن سگ می گن :پارس کردن
    یعنی سگ ها هم ایرانی اند به زبان پارسی سخن می گند
    تازه جناب اقایALI_70 تو که می گی ایرانی ها بی فرهنگ بودن تا حالا توجه کردی بعضی از اعرابده ده تا زن می گرفتن بعد می گفتن خدا گفته
    پاسخ دادن
    ستاره می‌گه:
    آبان ۴, ۱۳۹۲ در ۵:۳۴ ق.ظ
    در زبان عرب حرف”پ” وجود ندارد.در زبان فارسی اصیل به صدا کردن سگ عو عو می گویند.بهتر است مطالع بیشتری داشته باشید.

    پاسخ دادن
    pars vs بیگانگان می‌گه:
    آبان ۲۰, ۱۳۹۲ در ۷:۲۰ ب.ظ
    با سلام خدمت سرکار خانم ستاره
    ببخشید که من یه کوچولو تند و بی مقدمه برخورد کردم
    ((در مورد پارس کردن سگ در زبان عربی)) این موضوع را من در کتابی خواندم
    و اعراب(تازی ها) چون ((پ)) نداشتن ما رو مسخره می کردن که ایرانی ها دیوانند وبرای خودشان حروف می سازند و به خاطر همین این گونه می گفتند حداقل خودشونو مجبور می کردند این طوری بگند
    البته سخن شما نیز صحیح است
    پاسخ دادن
    مردمان می‌گه:
    آبان ۶, ۱۳۹۲ در ۷:۱۹ ب.ظ
    خیلی عوضی هستی
    یک کم ادم باش
    شعور هم چیزی خوبیه بی شعور ضد وطن
    پاسخ دادن
    کوروش می‌گه:
    آبان ۶, ۱۳۹۲ در ۱۰:۰۳ ب.ظ
    خاک بر سر ما ایرانیا که شما عربای /////دارین توی خاک خودمون اینجوری ////خوری میکنین.

    پاسخ دادن
    سجاد می‌گه:
    آبان ۸, ۱۳۹۲ در ۱۲:۲۰ ب.ظ
    نکته جالب این که ایشان پس از توهین هایی نظیر جاهلیت خواندن آن دوران و نادیده گرفتن نیک اندیشی و خرد ایرانیان باستان این بیت ( گر مدعی تلاش به توهین ما کند / با او بگو که از تو جز این انتظار نیست) را می آورند. البته گذشته ها گذشته ولی فرداها هم مثل امروز نخواهد بود.

    پاسخ دادن
    وحید می‌گه:
    آبان ۱۲, ۱۳۹۲ در ۷:۵۱ ق.ظ
    به نظر من آیت الله صافی این شعرو در مقابل کسانی که کوروش کبیر رو در مقابل اسلام قرار دادند گفته.ومی خواسته از ارزش اسلام کاسته نشه وگرنه علما هم به کوروش اعتقاد خاصی دارند. تا جایی که ایت الله مکارم تو تفسیرش ایشون رو همون ذولقرنین می نامه.
    این اقای طهرانی هم با کوته بینی خودش نگاه کرده وگرنه چندتا از داستان های شاهنامه برگرفته از قران یا بعضی ابیات منطبق بر ایات قرآنه.اگه توی اینترنت سرچ کنین این تطبیق ها میاد.
    اگر فردوسی نبود الان ماهم مثل مصر و سوریه و…عرب شده بودیم ما فارس ماندن خودمان را مدیون فردوسی هستیم.
    پاسخ دادن
    وحید می‌گه:
    آبان ۱۹, ۱۳۹۲ در ۹:۴۸ ب.ظ
    وقتی خداوند چیززیادی یه شمانداده است بخاطراین است که شماچیز زیادی از او نخواسته اید . (کوروش بزرگ)
    درود بر ایرانیان وطن پرست
    پاسخ دادن
    وحید می‌گه:
    آبان ۲۰, ۱۳۹۲ در ۹:۱۶ ب.ظ
    ماجونای ایران زمین بزرگانمونودوست داریم واین کارا باعث میشه اسلام زده شیم

    پاسخ دادن
    حامد می‌گه:
    آذر ۶, ۱۳۹۲ در ۴:۰۸ ب.ظ
    خیلی ممنون واقعا استفاده کردیم.به نظر من باید تعصب کورکورانه رو بزاریم کنار کل جهان داره به این نظر میرسه در حالی که اسلام این نظرو سالها پیش داده

    پاسخ دادن
    منم کوروش هخامنشی شاه چهار گوشه جهان می‌گه:
    آذر ۱۱, ۱۳۹۲ در ۲:۰۷ ب.ظ
    آقای علی ۷۰٫ امثال تو تازی پرست باعث ننگ ایران هستید. تو که به فردوسی و مفاخیر ایران زمین توهین می کنی و یک عرب پرست به تمام معنا هستی.

    پاسخ دادن
    آرمان می‌گه:
    آذر ۱۲, ۱۳۹۲ در ۲:۱۲ ب.ظ
    شما ها افرادی پاک و مومن و… مانند حضرت علی(ع) رو گذاشتید میرید سراغ این کوروش؟؟؟!!
    درسته کوروش هم یک آدم بزرگی بوده ولی نه به اندازه حضرت علی و امامان و پیامبران بزرگ ما.شما با این کاراتون دارین ….. .باید کوروش رو در تاریخ نگه داشت و از اون فقط مانند رستم و سهراب و… یاد کرد نه اینکه بیایین بپرستینشون و ازشون دفاع کنین و… . وقتی فردی مانند حضرت علی داریم کوروش اینجا چیکاره میشه آخه؟؟! تاحالا شده برین یکبار هم که شده از بزرگان دین دفاع کنین؟درباره ی شیوه زندگیشون تحقیق کنین؟سخنان بزرگشون رو بخونین؟به احتمال زیاد که نه و برعکس،رفتین دنبال این کوروش!
    پاسخ دادن
    آرمان می‌گه:
    آذر ۱۲, ۱۳۹۲ در ۲:۳۸ ب.ظ
    اینم بگم که زبان عربی کامل ترین زبان جهان هست.خداوندی که بی نقص و حکیم و دانا است زبانش رو هم به صورت کامل برای بنده هاش بیان میکنه.اصلا برین از معلم فارسی تون بپرسین بگین زبان فارسی خوبه یا عربی یا ترکی یا … .
    حداقل حداقل ۶۰درصد زبان فارسی از کلمات و قواعد عربی و شاید هم ۳۰ درصدش برای زبانان بیگانه دیگر هست!اینو خودم تحقیق کردم!
    “زبان فارسی جزو ناقص ترین زبانان در جهان است”
    پاسخ دادن
    سید علیرضا می‌گه:
    آذر ۱۲, ۱۳۹۲ در ۴:۴۱ ب.ظ
    خاک بر سرتون کنن که اسلام و عرب رو یکی کردین.
    اگه دین خدا (اسلام) فقط مال عرباست پس ما شیعیان علی(ع) که ۸۰ درصدشون ایرانین بووووقیم؟؟؟
    کوروش همان ذوالقرنین قرآن است که روزی رجعت میکند و امام زمان(عج) را یاری میکند.
    من با غیرت ایرانی ام دم از حیدر زنم…..
    پاسخ دادن
    yasna sarbaze kourosh می‌گه:
    آذر ۱۳, ۱۳۹۲ در ۴:۰۰ ق.ظ
    واقعا واسه تو و آدمای مثل تو متاسفم تو خاک ایرانید تو این خاک پاک و اهورایی که ۱تیکه از بهشته و دارید نون این مملکتو میخورید و اونوقت اینجوری نمک به حرومی میکنید به امید خدا ۱روز حق وطن تو گلوتون گیر میکنه و خفتون میکنه
    آخه ای مگس عرصه ی سیمرغ نه جولانگه توست
    امثال تو چه میفهمید از شکوه و بزرگی کوروش بزرگ چه میفهمید از عظمت ایران زمین
    پاسخ دادن
    yasna sarbaze kourosh می‌گه:
    آذر ۱۳, ۱۳۹۲ در ۴:۱۰ ق.ظ
    واقعا بی غیرتی که تازیای ملخ خور رو که به زنان کشورت تجاوز کردن رو سپاه اسلام میدونی بی هویت اگه آمدن اسلام به دست امام علی و باقی اماما بود هیچوقت اینجوری به مملکت ما توهین نمیشد
    از این ناراحتم که تو به کسایی که اینجوری به شرف زنان ما توهین کردن رو سپاه اسلام میدونی
    پاسخ دادن
    افسون می‌گه:
    آذر ۲۰, ۱۳۹۲ در ۴:۵۹ ب.ظ
    اسلام وعشق به وطن دو مقوله ی جدا از هم اند و اونایی که اومدن فردوسی رو قضاوت کردن هم صلاحیت نداشتن هم جنبه ای مثبت رو ندیدن

    پاسخ دادن
    کوروش کبیر شاه شاهان می‌گه:
    آذر ۲۳, ۱۳۹۲ در ۸:۳۶ ب.ظ
    شما در حدی نیستی که در مورد شخصیت بزرگی مثل کوروش کبیر تو حین کنی حتما قرآن رو خوندی که اسم ذوالقرنین رو گفته خود حضرت محمد هم گفته که کاش من در دوران کوروش بودم منتها به خاطر خصومت عرب با عجم منتشر نشده برو تحقیق کن یه کم قرآن رو هم بخون اما با چشم باز بفهم که تک تک آیاتش چی گفته ابله. وطن فروش خائن برو نفتو دو دستی تقدیم انگلیسی ها بکن واسه ما دیگه تز نده .

    پاسخ دادن
    یاسمین می‌گه:
    آذر ۲۷, ۱۳۹۲ در ۸:۳۸ ق.ظ
    یه عده ساندیس خور نباید هم از کوروش خوششون بیاد..تو وبلاگ sfkb.blogfa.com پاسخ خوبی به این شعر مسخره داده شده..زنده باد ایران،مرگ بر بدخواه ایران…شماها باید تو عربستان به دنیا می اومدید…حیف این خاک پاک که شما عرب زاده های نون به نرخ روز خور توشید..

    هنر خوار شد ، جادوئى ارجمند
    نهان. راستى ، اشكارا. گزند

     
  21. بچّه جوادبه

    پیام دیرهنگام رهبری برای درگذشت آیت‌اللهی که یک‌شبه حجت‌الاسلام شد
    بچّه جوادیه :اینحوری هم میشد خبر داد: پیام دیر هنگام حجت الاسلامی که یکشبه آیت الله شد برای درگذشت آیت‌اللهی که یک‌شبه حجت‌الاسلام شد!

     
  22. کجایی آقای نوریزاد نگرانمون کردی///////////////

     
  23. سلام آقای نوریزاد عزیز
    چند روزی بی خبر گذاشتید
    اتفاقی افتاده؟

     
  24. علی اکبر ابراهیمی

    آقای محمد نوری زاد کجاست؟

     
  25. سلام،

    خب شما که چهره ی سرشناسی هستید و دوستان زیادی داریدکمکش کنید تا کتابهایش پخش شوند.

     
  26. سلام آقای نوری زاد
    اگر حکم تخلیه قطعی شد لطفا یک شماره حساب برای ایشان اعلام فرمایید تا هر کس دوست داشت کمک کند همینطور که ایشان 2 میلیون تومان کمک کردند ما هم در همین حدود به ایشان کمک می کنیم فکر کنم اگر 100-200 نفر کمک کنند این مشکل حل میشود و شاید به نوعی همدلی نشان اقاقیان داده شود
    با تشکر

     
  27. برادر نوري زاد چند روزي است كه سايت خود را به روز نمي كني كجا هستي عزيز؟

     
  28. دوباره فکری کردم. زحمت است شماره حساب این دوستمان را لطف کنید و اینجا مشخص کنید و قیمت رمانهای عزیزمان را، چند جلد را می خواهم به خانواده و دوستان هدیه بفرستم. هماهنگی خواهم کرد که این پول ها واریز شود بعدا آدرس را خدمتشان خواهم داد تا لطف کرده و ارسال کنند.

    خداوند خودش داوری کند خیلی زود بین ما و ظالم

     
  29. خارج آمده ام درس می خوانم و کار می کنم و شکر خدا درآمد و هزینه ام با هم همخوانی دارد. می خواهم کاری کنم با همین مختصری که دارم. می شود چند تا از رمان های این نازنین را آدرس بدهم ارسال شود و پولش را پرداخت کنم؟ از کانادا به چه صورتی می توانم این مبلغ مختصر را خدمتتان برسانم؟

     
  30. سلام و درود بر همه، جناب نوری زاد ضمن تبریک آزادی مرزبانان ایرانی به شما، زیرا شما هم در این مکان کوچکی که در اختیار دارید به بلندی فریاد زدید تا کمکی به آزادی این گرامیان وطن شود.
    سوالی دارم رییس جمهور پیامی دادند به نظر شما بهتر نبود در این پیام از مولوی عبدالحمید و علمای سنی که پادرمیانی کردند تشکری خشک و خالی می شد؟ به عنوان کسی که نه بلوچم نه از اهل سنت به عنوان یک انسان من از آن ها تشکر می کنم که در این کار انسانی سهم بزرگی داشتند.
    ایسنا: در جلسه امروز هیات دولت؛
    رییس جمهوری آزادی مرزبانان ایرانی را به ملت ایران و مقام معظم رهبری تبریک گفت و …….

     
  31. درود بر شما كه پشتيبان انسانهاى گمنام و بدون ادرس هستيد، اين افتخارى برايتان است كه ديگران شما را غمخوار و پناهگاه خود دانند. ايران اينده به افرادى چون شما نيازمند است.

     
  32. سيد رضا طباطبايي

    گویا آیت‌الله خمینی از شیوه برگزاری مراسم بزرگداشت آیت‌الله شریعتمداری بی‌خبر نبوده است.

    آیت‌الله منتظری بعدها در خاطرات خود به مشکلاتی که در این ماجرا پیش آمده بود اشاره کرده و نوشت: “یک شب که ما با امام جلسه داشتیم در آن جلسه همه مسئولین، آقای هاشمی، آقای خامنه‌ای، آقای موسوی‌اردبیلی، آقای موسوی نخست‌وزیر و احمد آقا هم بودند، در ضمن صحبت‌ها من این مطلب را به امام گفتم که: چه اشکال داشت طبق وصیت آقای شریعتمداری که به آقای صدر گفته بودند تو بر من نماز بخوان در آن نیمه شب اجازه می‎دادند آقای صدر بر آقای شریعتمداری نماز بخواند، این به کجای انقلاب لطمه می‎زد؟ ولی حالا که نگذاشته‌اند آقای صدر همه این جریانات و جریان بازداشتش را در یک جزوه هفتاد هشتاد صفحه‌ای نوشته است، خیلی هم محترمانه نوشته به کسی هم توهین نکرده است، اما این نوشته در تاریخ می‎ماند و بعد در آینده حضرتعالی را محکوم می‎کنند، می‎گویند آقای خمینی نگذاشت به یک نفر مرجعی که رقیبش بود نماز بخوانند.”

    آیت الله منتظری می افزاید: “وقتی من این حرف را زدم امام ناراحت شدند و جمله تندی راجع به آقای شریعتمداری گفتند که من خیلی تعجب کردم و حکایت از این داشت که ذهن ایشان را نسبت به آقای شریعتمداری خیلی مشوب کرده‌اند، گفتم بالاخره ایشان وصیت کرده بودند که این شخص بر او نماز میت بخواند و مانع شدند.” (خاطرات آیت‌الله منتظری- ج۱ -ص ۴۸۳)

    سال گذشته محسن کدیور، پژوهشگر مذهبی ساکن امریکا، تحقیقاتی درباره نحوه برخورد حکومت ایران با مخالفان مذهبی‌اش انجام داد و اسنادی جدید از شیوه برخورد با آیت‌الله شریعتمداری نیز منتشر کرد.

    او در اولین مقاله خود با عنوان ” اسنادی از مظلومیت آیت‌الله شریعتمداری” که سیزدهم آبان ۱۳۹۱ در سایت جرس منتشر شد، نوشت: “اموال تحت اختیار مرحوم آیت‌الله شریعتمداری در زمان حیاتش به دستور ولی فقیه یا عوامل تحت امر ایشان مصادره شده است و در اختیار حزب جمهوری اسلامی یا دفتر تبلیغات اسلامی گذاشته شده است.”

     
  33. عمار حسين نژاد

    بهاران برايت خجسته باد. از اينكه تلاش 50 روزه شما به رفع ممنوع الخروجي عليامخدره انجاميد قابل تحسين است. از اين نظر قابل تحسين كه به فمنيست ها و جوجه سكولارائي كه در صدد جذبت هستند فهماندي كه بعنوان يك اصولگراي مدرن مسلمان براي تحقق اهداف از پيش تعيين كرده مبارزاتيت بخصوص تامين منافع بانوي دنياديده ات مايه مي گذاري. درود خدا بر شما عبد صالح. اما خوبست كه براي اين جناب در آستانه كارتن خوابي چاره اي بينديشيم. شما پيشقدم شو و گلريزان برسم سلحشوران شاهنامه اي مهيا فرموده يل تهمتن، تا هر كس بوسع و توان خودش همتي كند و سپس بعد از جمع آوري كمك و اخسان ها تقديمش كن بنمايندگي ماها. اينكارت اعلام همبستگي است و بهتر از قدم زدن بي نتيجه در برابر سازمان امنيت رژيم است حداقل نشان داده اي كه تنها به منافع خودت، همسر و دامادت فكر نمي كني و در راه تامين مطالبات افراد مستضعف نيز از اميال خود مي گذري. در ضمن امكان دارد مدتي او را در يكي از واحدهايت در فرمانيه اسكان دهي تا شاخ اپوزيسيون را زده باشيم. اميدوارم كه سفرهاي برون استانيت را ادامه دهي. اي ماندلا منش اي گانذي صفت، اي مقاومتر از مقاومين و اي هنرمند بي همتا فليني ايران و پيكاسوي معاصر شاد باشي

     
  34. سلام
    از روز جمعه به روز نشدید ! خدا بد نده عزیز ! البته خدا هیچ وقت بد بنده هاش را نه خواسته و نه خواهد خواست ! این ماییم که جانشین خدا میشیم و بد بنده های خدا را میخوایم جالب وقتی میشه که مدعی بدخواهان خدا هم میشیم ! راستی که عجیب مردمانی هستیم !

     
  35. سلام جناب استاد لطفا پیشنهادی بدهید تا هر کس یک کتاب از کتابهای این نویسنده را خریداری کند تا هم کتابها بفروش برسد و هم مشکل مالی ایشان برطرف گردد
    با تشکر

     
  36. عمار حسين نژاد

    بهاران برايت خجسته باد. از اينكه تلاش 50 روزه شما به رفع ممنوع الخروجي عليامخدره انجاميد قابل تحسين است. از اين نظر قابل تحسين كه به فمنيست ها و جوجه سكولارائي كه در صدد جذبت هستند فهماندي كه بعنوان يك اصولگراي مدرن مسلمان براي تحقق اهداف از پيش تعيين كرده مبارزاتيت بخصوص تامين منافع بانوي دنياديده ات مايه مي گذاري. درود خدا بر شما عبد صالح. اما خوبست كه براي اين جناب در آستانه كارتن خوابي چاره اي بينديشيم. شما پيشقدم شو و گلريزان برسم سلحشوران شاهنامه اي مهيا فرموده يل تهمتن، تا هر كس بوسع و توان خودش همتي كند و سپس بعد از جمع آوري كمك و اخسان ها تقديمش كن بنمايندگي ماها. اينكارت اعلام همبستگي است و بهتر از قدم زدن بي نتيجه در برابر سازمان امنيت رژيم است حداقل نشان داده اي كه تنها به منافع خودت، همسر و دامادت فكر نمي كني و در راه تامين مطالبات افراد مستضعف نيز از اميال خود مي گذري. در ضمن امكان دارد مدتي او را در يكي از واحدهايت در فرمانيه اسكان دهي تا شاخ اپوزيسيون را زده باشيم. اميدوارم كه سفرهاي برون استانيت را ادامه دهي. اي ماندلا منش اي گانذي صفت، اي مقاومتر از مقاومين و اي هنرمند بي همتا فليني ايران و پيكاسوي معاصر شاد باشي

     
  37. سلام با توجه له اينكه قطعه شعر قبلى از اشكالاتى رنج ميبرد كه انرا از شكل و قيافه مى انداخت ، لذا در زير شكل صحيح قطعه مذكور ، تصحيح و تقديم اخوات؛ جناب مرتضى ، عبدالله ، با صفا و ساير دوستان مشابه با اين سه عزيز ميگردد؛
    اتل متل متلا ، اتا متل يا الله
    سه شيخ گل ؛ مرتضى و با صفا و عبدالله
    اتل متل دى -ديم -دام
    تنبلى و غر زدناى بابام
    اتل متل متاليك
    رفتن پيش مكانيك
    اچار وپيچ و دنده
    كى گفت اخوند نخنده؟
    اتل متل جينگ و جينگ
    خريدن بربرينگ
    ملا و رمال و جن
    برگشتن از رودهن
    اتل متل دمبدم
    اخوند و روضه و غم
    ملا ميون نماز
    حرفاى صدتا يك غاز
    مهر و نماز و عبا
    غسل و وضو و ملا
    باد و خروج و دولا
    باطل و سرد و قضا
    اتل متل بى خيال
    اينجا و فرق و موال
    بعدش ميون نماز
    حرفاى صدمن يه غاز
    اتل متل ديلمان
    حور بهشت و غلمان
    مسح و وضو و حاجت
    اب و كر و نجاست
    بچه و جيش و قالى
    مردم و مغز و خالى
    طيب و طاهر و پاك
    فرمون و تاير و باك

    اتل متل تلمبار
    فقه و اصول و گيتار
    اخوند و پيتزا و دف
    برلين و ولز و نجف
    خمس و زكات و حرام
    ركوع و رقص و قيام
    اتل متل چه با حال؛
    با راس نرو تو موال!
    اتل متل ديم- دا -دام
    دادن قبض دس بابام
    تكرار حرفاى پيش
    كوپن و عيدى و فيش
    قالى و بچه و جيش
    اخوند و كشمش و ريش
    اتل متل تر تميز
    منقل و جنس و جيز جيز
    اخوند و نقل و ريا
    حيف و دريغ و حيا
    اتل متل متلا
    خوردن و شرم و حيا
    چاره و درد و دوا :
    اتل متل متلا- متل اتل متلا…

     
  38. امان الله اسماعیل پور

    ما مردمان شگفتی نیستیم .بلکه میتوان گفت جور و جبر روزگار در طول قرون متمادی ما را متظاهر و ریا کار کرده است .ما انگونه نیستیم که مینمائیم .جناب دولت پناه:در کنارت هستیم چون ستم دیده هستی.خوشحال باش بزرگ مردی چون نوریزاد درکنارت است .ما به او بعنوان نماد مبارزه با ستم نگاه میکنیم .مردی که از درون ظلم و ستم طناب اسارت پاره کرد و افشاگر پلیدی ها گردیده.درود بر نوریزاد قهرمان.

     
  39. ستمگر چو برف و ستمکش چو کوه ……… بسی رفت برف و بجا ی ماند کوه

     
  40. ريشه هاز٢٦(دنباله كامنت پيش )
    انقلاب
    جمع بندى :دنباله شماره ١
    پيش از ادامه گفتار پيش ضمن ابراز دلنگران ًو از طولانى شدن غيبت استاد از اينكه در اين پست بيش از حد دوستان را وادار به تحمل خواندن اين مطالب كرده و استاد را به زحمت انداخته ام پوزش مى خواهم .وقفه در ادامه كامنت پيش مطلب را ابتر و شايد نامفهوم مى كرد .بار ديگر از مجالى كه نوريزاد عزيز براى نوشتن بدون سانسور فرآهم آورده است از بن جان سپاسگزارم .شخصا اين مطالب را به سرنوشت اجتماعى و سياسى هموطنانم عميقا مرتبط مى دانم .نسل جوان كنونى خوشبختانه أشارت فكرى را به آسانى نمى پذيرد و فارغ از كتاب سرخه انقلاب سبك زندگى خودش را پيش مى برد اما به نظر من كه شايد هم اشتباه باشد فقدان حوصله براى مطالعه پيگير و انتقادى تاريخ گذشته و كثرت نظرات عجولانه و ستيزه جويانه چه بسا به بى فكرى دامن بزند .درست يا نادرست من مى خواهم سهم ناچيزى در انديشيده به بنيان هاى كژى ادا كنم كه سرنوشت ما را به جايي كشانده كه براى نمونه جوانى ٣٧ ساله به نام پيمان معصومى به دليل ايران دوران زندان و به اتهام اعتقاد به نوعى عرفان بميرد .من مىتوانيم اين خبر را جزئى بشمارم و عام لينش را چند روزى لعنت كنم و سپس اين فاجعه را فراموش كنم .اما با توجه به آنچه گذشت اكنون مىتوانيم به شيوه اى اساسى تر بگويم علت اين مصيبت همان كتاب سرخه انقلاب است كه حاكم مدام آن را با هفتاد بلندگو در مغزها مى كوبد و چكيده همه پر حرفى هايش اين است :يا مثل من فكر كن يا بمير .شكنجه گر همين حكم را اجرا مى كند .او به زبان حال مى گويد :/ يا حرف آن كتاب سرخه را بزن يا بمير .مردن نه فقط به مفهوم مجازى ( خفقان و خاموشى ميل آزادى ) بل به معناى واقعى نيز :به معناى تن آزارى و مرگ فيزيكى . لازم نيست سند بياوريم كه دستور شكنجه از رأس قدرت داده مى شود .آن كتاب سرخه به توده مى گويد تنها من حقيقتى پس جز من دروغ است .اين دروغ است كه براى خالى نبودن عريضه ترجمه مى شود به : تبليغ عليه نظام ،اجتماع و تباهى به قصد – آرى ،به قصد – برهم زدن امنيت كشور ،نشر أكاذيب ،همكارى با دول متخاصم ،مسئوليت اروپايي سازى اسلام ! !!!!!!،انتشار كتب ممنوعه .اين ها اتهامات واردن به يك روحانى با درجه اجتهاد است كه در ادبيات آلمالنى هم خبره بوده .نام ايشان :آرش هم ور شجاعى . اين كليشه ها در همه انقلاب هاى صاحب كتاب به كار رفته اند . محتواى كتاب فرقى نمى كند كه دينى يا الحادى باشد . محتوا هرچه باشد اين يك حق ضد انسانى است كه كتابى به پشتوانه حكومت خود را در مغز هاى انسانهايي فرو كند كه آزادى انديشيده سرشته وجود آنهاست . اين ذاتا ظالمانه است كه بگوييم :كتاب فقط كتاب سرخه .هرقدر هم كه سازمان هاى تبليغاتى بودجه خوار اداى انديشمندى و منطق و استدلال در آورند ، ما مى توانيم به آنها نهيب زنيم كه خودشان و حقيقت شان از آن بالا بياورند پايين و بدون سيم اتصال به حكومتى كه منتقد خود را در بند مى كند در شرايط برابر در فضاى عمومى با ديگر انديشه ها وارد گفتگو شوند .كتاب سرخه دروغ نهفته در هر انقلاب صاحب كتابى است . مناظره هاى حكومتى ،موعظه هاى ايدئولوگ ها ى حقوق بگير و ژست هاى انصاف و گفتگو همه همدست اين دروغندمادام كه آن كتاب سرخه از حق ويژه برخوردارند .به قاتل نويسنده گفتند :چرا او را كشتى.او اهل قلم و منطق بود .با اوبحث مى كردى و مجابش مى كردى . گفت :كردم .او مرا مجاب كرد .من هم كشتمش .اين حكايت منطق كتاب سرخه هر انقلابى است .

     
  41. ﺑﺎ ﺳﻼﻡ ﺁﻗﺎﻱ ﻧﻮﺭﻳﺰاﺩ ﻋﺰﻳﺰ
    ﭼﻪ ﻋﻜﺲ ﺯﻳﺒﺎﻱ اﺯ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ و ﺁﻗﺎﻱ اﻣﻴﺮ ﺣﺴﻴﻦ ﺩﻭﻟﺖ ﭘﻨﺎﻩ ﮔﺬاﺷﺘﻪ اﻳﺪ
    ﻧﺠﺎﺑﺖ ﻭﺷﺮاﻓﺖ ﺗﻮ ﭼﻬﺮﻩ اﻳﺸﺎﻥ ﺩاﺩ ﻣﻲ ﺯﻧﺪ.
    و ﭼﻪ ﺭﻭ ح ﺑﻠﻨﺪﻱ ﺩاﺭﻧﺪ اﻳﺸﺎﻥ.

     
  42. مشتاق دانستن

    عشق دردانه است ومن غواص ودریا میکده

    سر فرو بردم در اینجا تا کجا سر بر کنم

     
  43. مشتاق دانستن

    جناب نوریزاد گرامی درود بر شما

    1- امروز در خبرها خواندم که شورشیان سوریه در یک تراژدی جدید در شهر حمص با حمله به خانه یک خانواده مسیحی پس از کشتن مردان خانواده دختر پانزده ساله خانواده به نام مریم رابه عنوان نام آشنای کنیزی (در ادبیات عرب) به غنیمت (همچون یک شیء) گرفته وبه نوبت طی پانزده روز با رعایت سلسله مراتب به این انسان مظلوم (پس از قتل عام خانواده اش در مقابل دیدگان ) تجاوز نموده وسپس او را کشته اند و سخنگوی این گروه در پاسخ به پرسش از عملشان دفاع کرده و آن را دقیقا بر اساس فتوی صادره از مراجع ومنطبق با اصول اسلامی دانسته است

    2-در تاریخ می خوانیم در جریان قتل عام گروهی از قوم یهود وپس از سر بریدن حدود هفتصد نفر از مردان قبیله هنگامی که دختر رییس قبیله را به کنیزی به خیمه فرمانده جهت انجام عمل تصاحب می برند آن دختر به حالت بهت وشوک شدید وارد خیمه شده وسرتا پایش می لرزیده که این موضوع پرسش فرمانده فاتح را از چرایی لرزیدن دختر سبب می شود و در جواب می گویند که این دختر را هنگامی که به خدمت شما می آوردیم از کنار گودال اجساد پدر وبرادر وسایر اقوام عبور داده ایم …….که البته شما در جریان کامل این واقعه می باشید

    حالا آقای نوریزاد من می خواهم جهت آرامش افکارم که سخت آشفته گردیده لطف فرمایید وتوضیحی به من بدهید بسیار ممنون می شوم و وامدار شما

     
  44. آقای نوریزاد عزیز تاریخ را اصلاح کنید زیرا عادت به تاریخ هجری شمسی داریم اکنون تاریخ به شکل میلادی است هم عادت وهم نظم کارها به هم میخورد.

     
  45. عجب صبری خدا دارد

     
  46. ريشه ها ٢٥(قسمت پيش در همين پست )
    انقلاب
    جمع بندى
    ١ وقتى مى گوييم انقلاب از چه سخن مى گوييم . انقلاب (revolution ) أسمى است كه مسماى آن را بايد در رخداد هاى گذشته پي جوييم .نه در يك طرح ذهنى براى آينده .اما ذهن ما در بررسى و وأرسى رخداد هايي كه انقلابشان ناميده اند دخالت مى كند تا انقلاب را از شورش ، از جنبش مدنى ،از جنگ ملى و از جنگ استقلال جدا كند گرچه هر انقلابى با شورش خشونت آميز آغاز مى گردد . انقلاب ١٧٨٩ با شورش و خيزش خونبارى آغاز شد و سرانجام نظام شاهى و امپراطورى را برانداخت و نظام جمهورى بر جاى آن نشاند. كتاب اين انقلاب از نوع كتاب سرخه نبود . كتاب اين اين انقلاب اعلاميه حقوق بشر و شهروند بود . در اين كتاب هيچ دين و شبه دينى قرار نيست مرام حاكم گردد .مرام ها و دعواى آنها جايشان در فضاى عمومى است .و سلاحشان فكر و كلمه .نامدارتوين نظريه پرداز انقلاب ،كارل ماركس ،آيا انقلاب را طرحى براى آينده مى دانست ؟ خير ،او هم انقلاب آينده را بر حسب تحولات اساسى گذشته در ابزار و مناسبات توليد پيش بينى مى كرد .چنين نبود كه از ديد او انقلاب بتواند با اجراى طرحى رخ دهد كه چند روشنفكر در يك اتاق فكر در انداخته اند .به باور او انقلاب را با تحليل درست رخدادهاى گذشته مى توان پيش بينى كرد .از روى تحليل كاركرد سرمايه در جهان سرمايه دارى او حدس مى زد كه اوج پيشرفت سرمايه دارى همچنين اوج استثمار نيروى كار انسانى است .و كارگران به محض آگاهى از شرايط خود براى در اختيار گرفتن ابزار توليد بپا مى خيزند .حقايقى بسيارى در تحليل هاى ماركس در باره چگونگى قلب انسان به كالا و مناسبات صرفا پولى و دشمنى سرمايه عليه سرمايه و نكات ديگر هست اما در پيش بينى انقلاب اشتباه مى كرد .به رغم آزادى احزاب چپ در جوامع سرمايه دارى انقلاب هاى معروف به سوسياليستى در جامعه هاى سركوب شده و عقب افتاده رخ دادند .انقلاب مثل دزد شب در جا و در وقتى مى آيد كه تصورش. را نمى كنيم . ادامه دارد .پايدار باشيد

     
  47. اقای نوری زاد سلام
    ایا ماها که درسال58حق رای نداشتیم وپدرومادرهای ما به این فانون نحس اساسی به جمهوری نحس اسلامی رای دادندواین شد سرنوشت این کشور ایا الان که ماحق رای داریم نباید این قانون دوباره به رای مردم گذارده بشه یاماها حالا حالاها باید به داغ این جمهوری نحس بسوزیم قانون اساسی ایران مثل اینکه شده کلام خدا که در ان جای هیچ شک .شبهه ای نیست خواهشا به سوال بنده جواب بده

     
  48. لطفا بگویید چگونه کتاب ایشان را خریداری کنیم تا ما هم از فیض این دوست محترم بی نصیب نمانیم

     
  49. لطفا بگویید چگونه کتاب ایشان را خریداری کنیم تا ما هم از فیض این دوست محترم بی نصیب نمانیم

     
  50. واى از ما مردم خموش و مرده ، گران ميکنند ، اعدام ميکنند ، زندان ميکنند ، ظلم ميکنند ، چپاول ميکنند ، اختلاس ميکنند ، فساد و فحشا و بيکارى را رونق ميدهند ، سياه را سفيد جلوه ميدهند ، خرافات را تو حلقمان ميکنند ، فقیر را فقيرتر و غنى را غنى تر ميکنند ، دم نميزنيم
    واى از ما مردم بى غيرت ، والله مردگان صد شرف دارند بر ما
    والله ، حيوان هم از حقش دفاع ميکنند ، امان از ما ايرانيان !!!!!!!

     
  51. احتمالا دوجلد کتاب نفیس(درجستجوی صبح )اثر استاد عبدالرحیم جعفری موسس انتشارات امیرکبیر را خوانده اید که دست رنج این شخص محترم ودلسوز/حاصل زحمات کارگری چاپخانه تا مدیریت یک موسسه عظیم انشاراتی/ چگونه توسط ستم پیشگان مورد تعدی وتجاوز قرار گرفته و موسسه اش اکنون توسط سازمان تیلیغات اسلامی! مدیریت جهادی!..میشود .وهزاران مورد مشابه!…که حتی یک موردهم توسط نلسون ماندلا صورت نگرفت.

     
  52. جیش العدل مرز بانان ما را آزاد کرد
    خوشحال باشیم یا غمگین؟
    سوال عجیبی است می دانم البته من که خوشحالم لیکن با چشمی خندان و چشمی گریان
    چرا؟ ما یک جیش العدل بسیار بزرگتر داریم که بسیاری مردم بی گناه را به اسیری برده و شکنجه کرده و اعدام کرده است
    اسمش جمهوری اسلامی است دارای رهبر است قوه قضاییه دارد بسیج دارد سپاه دارد جیک بزنی می گیرند و می برندت
    از شر جیش العدل کوچک رها شدیم ولی جیش العدل بزرگ و عمال آن هنوز هستند و باید برای رهایی از شرشان فکری کنیم

     
  53. سلام

    لطفا راهنمایی کنید برای خرید کتاب انبساط ربانی چگونه میشود اقدام کرد. در صورت امکان شماره حساب جناب دولت پناه را بدهید و مبلغ کتاب را مشخص نمایید تا کتاب ایشان را از طریق پست خریداری و دریافت کنیم.

    با تشکر

    رضا

     
  54. افسوس می خورم به حال این خانواده شریف.و باز می گویم و به قول شاعر از گفته ی خود دلشادم:لعنت می مردم بی غیرت ایران.آقای نوری زاد لطفا چاپ کنید چون لعنت کم ترین چیزی است که می توان به کوفیان ایرانی گفت

     
  55. نوريزاد عزيز : رحمى به دل دوستدار انت كن . نشانه اى ،خبرى از خودت بگذار . من روزى كه از تو خبرى نمى شود سخت نگران مى شوم .احتمالا ديگر دوستان هم همين طور . هرجا هستى تندرست ،آزاد و شادمان باشى .بشكند دستى كه بر آزادگان ميهن خراشى وارد آورد .

     
  56. رستم و اسفنديار (بخش دوازدهم)
    بخنديدو گفت اى برادر تو خوان
    بياراى و ازادگان را بخوان
    گر اين است ايين اين نامدار
    تو ايين اين نامور ياد دار
    بفرمود تا رخش را زين كنند
    همان زين به ارايش چين كنند
    سوالى كه در قسمت هاى گذشته در خصوص انگيزه فردوسى از ذكر نوع رنگ اسب اسفنديار و رنگ زين ان ، مطرح شد را شايد بتوان در اينجا پاسخ گفت،؛
    اكنون مجددا بيت مورد اشاره را در زير مى اوريم؛
    بفرمود كآسب سيه زين كنند
    به بالاى ان زين زرين كنند
    (كآسب =كه +اسب )
    و مقايسه گردد با بيت؛
    بفرمود تا رخش را زين كنند
    همان زين به ارايش چين كنند
    (البته در همين داستان در جاى ديگر رخش با وصف رخشنده ذكر ميكند كه البته با توجه به وحدت واژه رخش و رخشنده در ريشه ، خود كلمه رخش حاوى معناى ياد شده نيز ميباشد)
    همانگونه كه ميدانيم مهمترين وسيله حمل و نقل در گذشته اسب بوده ، طى مسير ، حركت و روندگى با استفاده از اسب انجام مى يافته و ازهمين منظر فردوسى در موضوعى كه در قالب داستان رستم و اسفنديار، در صدد بيان ان است (يعنى همان مقوله تقابل دين و ازادى )، اسب را به عنوان نمادى از ان وسيله و ابزارى ميداند كه دين و ازادى با استفاده از ان ، حركت مى نمايند و خود و اهداف خود را به پيش ميبرند، لذا اسب در اين داستان نمادى است از انچه كه پيشرفت و پيشبرد اهداف و مقاصد وجودى دين و ازادى را ، سبب ميگرددو تضمين ميكند و از طرفى نيز همانگونه كه بيان گرديد واژه سياه و سياهى در ادبيات داراى معانى ثانويه و ثابت ، استبداد و خفقان ميباشد كه بر اين اساس فردوسى با بيان رنگ اسب اسفنديار كه نمادى است از دين ، در حقيقت در صدد بيان اين مطلب به خواننده ميباشد كه ؛
    اسفنديارها(اديان) با بهره گرفتن از خفقان و استبدادى كه بر جامه حاكم ميكنند قادر به پيشبرد اهداف و مقاصد خود ميباشند (اين استبداداعم است از نوع سياسى و اچتماعى ان)و ازسوى ديگر فردوسى پيشبرد و پيشرفت ازادى در جوامع را صرفا در گرو درخشندگى ، وضوح و شفافيت و پرهيز از كتمان كارى ميداند.
    اما رنگ و نوع زين هاى اين دو سوار حاوى چه مفهومى مى تواند باشد؟ زين پوششى است بر اسب و در اينجا اسفنديار دستور ميدهد اسبش را با زينى زرين و طلايى ، زين يا مزين كنند ، در حقيقت اسفنديار در تلاش است سياهى اسب خود را با پوشش فريبنده طلايى ، پنهان كند يا به عبارت ديگر ؛ اسفنديارها به استبداد و خفقان و سياهى كه براى پيشبرد اهداف خود بر جوامع حاكم ميكنند ، رنگ و بويى زيبا و معنوى و فريبنده و گاهى نيز الهى ميدهند( واژه فريبنده از ان روى استفاده شد كه يكى از ويژگيهاى رنگ طلايى يا همان زرين ، صفت فريبندگى ان است كه در گذشته با استفاده لايه اى از اين رنگ ، گاه فلزى بى ارزش را به جاى زر يا سكه هاى مس را به جاى سكه زر به ديگران غالب مى كرده اند و از اين طريق موفق به فريب ديگران گرديده اند)
    اما چرا رستم دستور ميدهد زين اسبش به ارايش چين باشد ؟با توجه به اهميت ويژه تركيب “ارايش چين “در اين بيت و نيز باتوجه به عمق معانى مستتر در پشت اين واژه لازم است به منظور درك كامل مطلبى كه فردوسى با ذكر اين عبارت سعى در بيان ان دارد، در اينجا قدرى مفصل اين تركيب را بررسى كنيم ؛
    واژه چين در ادبيات فارس به همراه كلمات ديگر ، تركيبات متعددى را ساخته كه عدم توجه به معناى سمبليك ويا نمادين واژه چين در ادبيات فارسى مانع از درك معانى ان تركيبات ميشود لذا ابتدا لازم است معانى سمبليك اين واژه را در ادبياتفارسى مشخص نمود، كه اهم انها عبارتند از؛
    ١- در ادبيات فارسى از واژه چين در موارد متعددى براى معرفى جايگاه بهترين نقاشان و مجسمه سازان و محل خلق بهترين نقاشى ها و مجسمه ها استفاده شده است و تركيب صورت چين و صورتگر چين در همين منظور استعمال ميگردد، حافظ ميگويد:
    در جمال تو چنان صورت چين حيران بماند
    كه حديثش همه جا بر در و ديوار بماند
    ٢-نقاشى هاى چينى نيز به مانند نقاش هاى چينى، از بهترينها هستند كه در ادبيات از انهابه عنوان نگار چين ياد شده( نگار در تركيب با واژه چين معنايى غير از معنى غالبخود دارد و به معنى نقاشى يا همان نگاره با واژه چين تركيب ميشود
    ٣-ناصر خسرو زيبايى هاى طبيعت را بلحاظ زيباى زياد، به نقش چين يا همان نقاشى چينى تشبيه ميكند؛
    گر ارتنگ خواهى به بستان گذر كن
    كه پر نقش چين شد ميان و كنارش
    ٤- مولوى چينيان را نماد افراد ظاهر دوست كه در بند رنگها هستند ميشناسد در مقبابل روميان معنوى گراى انها را قرار ميدهد ؛
    چينيان گفتند ما نقاش تر
    روميان گفتند ما را كر و فر
    چينيان (صد رنگ) از شه خواستند
    پس خزينه باز كرد ان ارجمند
    روميان گفتند نه نقش و نه رنگ
    درخور ايد كار را جز دفع زنگ
    ٥-چين به عنوان جايگاه آيينه سازى؛
    ازقضا ايينه چينى شكست
    خوب شد ابزار خود بينى شكست
    ٦- معناى نمادين “دورى راه ” كه از سخن حضرت محمد در خصوص علم اموزى ولو درچين ، برخاسته بيش از ساير معانى در ادبيات استفاده شده
    ٧- اما فردوسى از چند معناى نمادين چين، تركيب ارايش چين ، كه مختص خود اوست را ساخته
    ،بدين نحو كه از تركيب كردن معانى نمادين چين در خصوص ؛ زيباترين نقاشى ها و تنوع رنگ ها و جورواجور بودن اقلام چينى ، و رنگارنگ بودن نگارهاى چين و وجود گوناگونى رنگ كه از ان استعاره بازار چين نيز ساخته شده ، و پاره اى موارد ديگر كه بيان ان خارج از حوصله اين نوشته ميباشدو تلفيق تمامى اينها ، فردوسى ، تركيب ارايش چين را ابداع نموده كه نمادى است از وجود گرايشات مختلف ، انديشهاى مختلف و فرهنگهاى مختلف و جود انواع و اقسام تضادها و سلايق مختلف و متفاوت كه همه در يك مجموعه واحد و به هم پيوسته گرد هم مى ايد و جود اختلافها وتفاوتهاى ياد شده نه تنها سبب تجزيه ان نميگردد بلكه اين تفاوتها و وجوه افتراق در مجموع نوعى ارايش است كه بر سبب زيبايى ان مجموعه ميگردد ،
    لذا به نظر فردوسى ابزار پيش برنده ازادى در جوامع وجود گرايشات ، تفكرات و سلائق مختلفى است كه همه در يك مجموعه واحد گردامده و وجود اين ديدگاههاى مختلف ارايشى زيبابه اين مجموع بخشيده كه شفافيت و درخشندگى ان مانع از محو و خاموشى هر ديدگاهى ميباشد و اين خصيصه اصلى جوامع ازاد است در مقابل جوامع استبدادى كه اسفنديار ميكوشد با زين زرين سياهى انرا پنهان نمايد.
    بر خلاف اسفنديار كه با پوششى زرين سعى در پنهان نمودن سياهى دارد ، رستم ، شفافيتى را به نمايش ميگذارد كه همچون ارايش چين تمامى انديشه ها را از هر نوع و با هر تفكرى در بر ميگيرد( البته در بخش هاى اينده به ابياتى برخواهيم خورد كه صحت برداشت مذكور را از ابيات ياد شده به وضوح نشان خواهد داد)
    و اما ادامه داستان؛
    رستم پس از فرمان زين كردن رخش ، بيان ميكند كه ؛
    شوم باز گويم به اسفنديار
    كجا كار ما را گرفتست خوار(به نزد اسفنديار ميروم تا دليل اين توهين وى را دريابم.)
    نشست از بر رخش چون پيل مست
    يكى گرزه گاو پيكر به دست
    (مشخصه پيل مست ، عصابنيت و خشمگينى ان ميباشد / در گذشته در جنگها به طرق مختلف فيل ها را مست ميكردند و سپس انها را به سوى لشكر مقابل مى رماندند )
    فردوسى با توصيف رستم به پيل مست در صددبيان شدت خشمى است كه توهين اسفنديار به او ، با نخواندنش براى صرف غذا، در وى ايجاد كرده است،
    رستم بار قبل كه براى اولين بار به ديدن اسفنديار ميرفت به لحاظ عدم شناخت اسفنديار و تصويرى كه از اسفنديار در ذهن خود داشت ، بدون سلاح به ديدار او رفت اما اكنون رستم تا حدودى ماهيت اسفنديار و هدف او را درك كرده ، مضاف بر اينكه از نظر رستم ، اسفنديار با نخواندن او به مهمانى در حقيقت مرتكب توهين به او شده ، لذا رستم دريافته ؛ كه نرم سخن گفتن با اسفنديار فقط گستاخى بيشتر او را در پى خواهد داشت ، اينباررستم به اين دليل نزد اسفنديار نميرود كه از فرمان شاه اگاه گردد يا اينكه اسفنديار را به خانه خود دعوت كند بلكه ميرود تا بداند دليل تحقيرى كه اسفنديار بر او روا ميدارد ، در چيست ، لذا سلاحى كه نمودى از ويژگى هاى رستم است ( يعنى گرز ) خود را به دست ميگيرد ، زيرا احساس كرده بى سلاح بودن او در ملاقات قبل را ، اسفنديار حمل بر ضعف و زبونى او كرده است ، لذا؛
    نشست از بر رخش چون پيل مست
    يكى گرزه گاو پيكر به دست
    /
    بيامد دمان تا به نزديك اب
    سپه را به ديدار او بد شتاب
    رستم دمان (با سرعت ، حركت اسب به صورت چهار نعل) خود را به نزديك رود هيرمند، -محل توقف اسفنديار – ميرساند ، سپاهيان اسفنديار براى ديدن و مشاهده رستم به شتاب افتاده اند،
    اما چرا در مرتبه قبل سپاهيان اسفنديار تمايلى به ديدن رستم به خرج نميدهند ولى اينبار براى ديدن رستم از يكديگر پيشى ميجويند ؟ شايد دليل انرا بتوان اينگونه بيان كرد ، كه؛ رستم مطلوب انها رستمى نيست كه بدون سلاح و بدون غرور مقابل اسفنديار ظاهر ميگردد و در برابر سخنان گستاخانه اسفنديار از خود نرمش به خرج ميدهد و با دعوت از اسفنديار به مهمانى سعى در منصرف كردن او از بستن دست خود را دارد ، ولى رستمى كه اكنون براى ديدنش شتاب دارند همان رستمى است كه انها انتظار دارند ، مغرور ، قوى با صورتى برافروخته و با گردنى برافراخته كه نه براى دعوت اسفنديار بلكه براى شماتت او امده و استوارومحكم در برابر انها ظاهر شده.
    و شايد از همين جهت است كه اينبار فردوسى ميگويد :
    هر انكس كه از لشكر او را بديد
    دلش مهر و پيوند او برگزيد
    زيرا مرتبه قبل نيز سپاهيان اسفنديار او را ديده بودند ولى هيچكدام از انها ، دلش مهر و پيوند رستم را بر نميگزيند، در هر يك از اين دو ديدار رستم تصويرى متفاوت را از خود به نمايش گذاشته ، در تصوير اول ، رستم بدون سلاح و با حالتى دوستانه به ديداراسفنديار امده كه گرچه در برابر درشتى هاى اسفنديار زبونى نميكند ولى سعى دارد با دعوت از اسفنديار به مهمانى و با خواهش ، او را از بستن دست خود ، منصرف كند و اين تصويرى نيست كه مورد خواست انها باشد ولى تصوير اكنون رستم از خود ارائه ميكند ، او را با قامتى استوار و گردنى برافراخته ، بى انكه كمترين اثرى از خواهش و كرنش در وى يافت گردد و با سلاحى در دست ، كه قدرت او را به نمايش ميگذارد ، به جلوه در امده ، يعنى منطبق با همان رستمى است كه انها ميخواهند، شايد چند بيت بعدى ، اين موضوع را تاييد كند؛

    همى گفت هر كس كه اين نامدار
    نماند به كس جز به سام سوار
    برين كوهه زين كه اهن است
    همان رخش گويى كه آهرمن است
    اگر هم نبردش بود ژنده پيل
    بر افشاند از تارك پيل ، نيل
    ( از پيشانى فيل جوى خونى به وسعت رود نيل جارى ميكند)
    كسى مرد از اينسان به گيتى نديد
    نه از نامداران پيشين شنيد
    خرد نيست اندر سر شهريار
    كه جويد از اين نامور كاراز
    به پيرى سوى گنج يازان تر است
    به مهر و به ديهيم نازان تر است
    (اين چند بيت اخر از زبان ان عده از سپاهيان اسفنديار كه رستم را ميبينند بيان ميگردد و بيت انتهايى نيز معطوف است به گشتاسب كه سپاهيان ميگويند؛ او در پيرى نسبت به گنج و مهر [منظوراز مهر در اينجا مقام شاهى ميباشد و ديهيم نيز به معناى تاج شاهى ميباشد] و ديهيم دلبستگى بيشترى دارد و سپس ادامه ميدهند؛ به گونه اى كه جوانى چون اسفنديار را براى حفظ تاج و تخت خود ، به كشتن ميدهد)

    فردوسى ادامه ميدهد:
    همى امد از دور رستم چو شير
    به زير اندرون اژدهايى دلير
    (اشاره به رخش دارد)
    چو امد به نزديك اسفنديار
    همانگه پذيره شدش نامدار
    (پذيره شدن در اينجا به معنى به استقبال امدن است)
    اسفنديار متوجه تغييرات رفتارى و خشم رستم گرديده لذا به محض ديدن رستم ، خود به استقبال او ميشتابد تا مگر خشم رستم فروكش كند.
    بدو گفت رستم كه اى پهلوان
    نو ايين و نو ساز وفرخ جوان
    خرامى نيرزيد مهمان تو؟!
    چنين بود تا بود پيمان تو؟!
    (رستم اسفنديار را با القابى چون نوايين و نوساز و فرخ جوان خطاب قرار ميدهد و به او ميگويد ؛ ايا مهمان تو انقدر ارزش نداشت كه شخصى را براى فراخواندنش بفرستى؟! و ايا هميشه پيمان تو اينگونه[شكننده] است؟!)
    وسپس فرياد ميكشد؛
    سخن هر چه گويم همه ياد گير
    مشو تيز با پير بر خيره خير
    (تيز به معناى تند و عصبانى ميباشد و خيره خير نيز به معنى بيهوده است)

    همى خويشتن بس بزرگ ايدت!
    وز اين نامداران سترگ ايدت
    همانا به مردى سبك داريم
    به راى و به دانش تنك داريم
    به گيتى چنان دان كه رستم منم
    فروزنده تخم نيرم منم
    (همى خويشتن بس بزرگ ايدت)
    ( وز اين نامداران سترگ ايدت)…

     
  57. شهادتنامه فرشته قاضی٬ روزنامه‌نگار از دوران بازداشت و بازجویی:
    http://justice4iran.org/crime-without-punishment/fereshteh-ghazi/

     
  58. ﺑﺨﺸﯽ ﺍﺯ ﻣﺘﻦ ﺳﺨﻨﺮﺍﻧﯽ ﺳﻌﯿﺪ ﺭﺿﻮﯼ

    ﺑﺨﺸﯽ ﺍﺯ ﻣﺘﻦ ﺳﺨﻨﺮﺍﻧﯽ ﺳﻌﯿﺪ ﺭﺿﻮﯼ ﻓﻘﯿﻪ
    ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺷﻤﺎ ﻣﯽﺑﯿﻨﯿﺪ ﯾﮏ ﮐﺴﯽ ﻣﺜﻞ ﺑﺎﺑﮏ ﺯﻧﺠﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﭼﻨﺎﻥ ﺛﺮﻭﺗﯽ ﺩﺳﺖ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪﺍﻥ ﺑﺰﺭﮒ
    ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﺧﻮﺍﺑﺶ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﺒﯿﻨﻨﺪ . ﻣﻦ ﺑﻪ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﮔﺮ ﺣﻀﺮﺕ ﻧﻮﺡ ﺗﺎ ﺍﻻﻥ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ
    ﻭ ﻣﺎﻫﯽ ۱۰۰ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺣﻘﻮﻕ ﻣﯽﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﻫﻢ ﺧﺮﺝ ﻧﻤﯽﮐﺮﺩ، ﻧﻪ ﺍﺟﺎﺭﻩ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽﺩﺍﺩ ﻧﻪ ﺧﺮﺝ ﺳﻔﺮ
    ﻣﯽﺩﺍﺩ، ﻧﻪ ﺧﺮﺝ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺁﺯﺍﺩ ﻣﯽﺩﺍﺩ، ﺗﺎ ﺍﻻﻥ ﭘﻮﻟﺶ ﺑﻪ ۲۵ ﻫﺰﺍﺭ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﻧﻤﯽﺭﺳﯿﺪ ! ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﮐﻨﯿﺪ،
    ﮔﻔﺘﻨﺶ ﺁﺳﺎﻥ ﺍﺳﺖ، ﻧﻮﺷﺘﻨﺶ ﺁﺳﺎﻥ ﺍﺳﺖ، ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﺎﻫﯽ ۱۰۰ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﻃﻮﻝ ﻣﯽﮐﺸﺪ ﮐﻪ
    ﮐﺴﯽ ﭘﻮﻟﺶ ﺑﻪ ۲۵ ﻫﺰﺍﺭ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺑﺮﺳﺪ . ﺁﺭﻩ ﺍﯾﻦ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﻋﻠﻮﯼ ﺍﺳﺖ ﺣﺘﻤﺎ ﻣﯿﺜﻢ ﺗﻤﺎﺭﺵ ﻫﻢ ﺑﺎﺑﮏ ﺯﻧﺠﺎﻧﯽ
    ﺍﺳﺖ، ﺣﺘﻤﺎ ﻣﺎﻟﮏ ﺍﺷﺘﺮﺵ ﻫﻢ ﺳﻌﯿﺪ ﻣﺮﺗﻀﻮﯼ ﺍﺳﺖ . ﭘﺲ ﺧﺪﺍﯼ ﻧﺎﮐﺮﺩﻩ ﺍﮔﺮ ﻣﺎ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﺍﻣﻮﯼ ﺗﺎﺳﯿﺲ ﻣﯽﮐﺮﺩﯾﻢ
    ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ﺑﺎ ﭼﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﺑﺸﻮﯾﻢ؟!
    ﻣﺎ ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺖ ﭘﯿﺶ ﻗﻢ ﺑﻮﺩﯾﻢ . ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺗﺎ ﺟﺎﯾﯽ، ﯾﮏ ﮐﻮﭼﻪﺍﯼ ﯾﮏ ﺁﻗﺎﯼ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﻓﺎﺿﻠﯽ ﺩﺍﺷﺖ . ﺣﺎﻻ
    ﺍﺳﻢ ﻧﻤﯽﺑﺮﻡ . ﺑﺮﮔﺸﺖ ﮔﻔﺖ : » ﻣﺎ ﻗﺒﻼ ﺩﻡ ﻏﺮﻭﺏ ﮐﻪ ﻣﯽﺷﺪ ﻣﯽﺭﻓﺘﯿﻢ ﺣﺮﻡ ﻧﻤﺎﺯ ﻣﯽﺧﻮﺍﻧﺪﯾﻢ ﺍﻻﻥ ﺗﺎ ﻏﺮﻭﺏ
    ﻣﯽﻣﺎﻧﯿﻢ ﺣﺮﻡ ﻭ ﺑﺮﻣﯽﮔﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﻣﯽﺭﻭﯾﻢ ﺧﺎﻧﻪﻣﺎﻥ ﻧﻤﺎﺯ ﻣﯽﺧﻮﺍﻧﯿﻢ . ﭼﻮﻥ ﺁﺩﻡ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﮐﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻧﻤﺎﺯ
    ﻣﯽﺧﻮﺍﻧﺪ . ﻧﻤﺎﺯﺵ ﻗﺒﻮﻝ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﻧﻪ « ﮔﻔﺘﻢ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺁﺩﻡ ﻓﺎﺿﻠﯽ ﺍﺳﺖ . ﻋﺎﻟﻢ ﺍﺳﺖ. ﺍﺯ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ : ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﻨﯿﺪ
    ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺭﻭﺣﺎﻧﯿﺖ ﺷﯿﻌﻪ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺗﺤﺖ ﻓﺸﺎﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟ ﮔﻔﺖ : » ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﺑﻨﯽ ﻋﺒﺎﺱ .« ﺍﻫﻞ
    ﺗﻌﺼﺐ ﻫﻢ ﻧﺒﻮﺩ.
    ﺷﻤﺮﺩﯾﻢ ﭼﻨﺪﺗﺎ ﻣﺮﺟﻊ ﺗﻘﻠﯿﺪ ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﻗﺒﻞ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ، ﺣﺮﻓﻬﺎﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽﺯﻧﻨﺪ، ﺩﺭﺱ ﺧﺎﺭﺝ
    ﻣﯽﺩﻫﻨﺪ، ﻣﺎﻣﻮﺭ ﺭﻓﺘﻪ ﺁﻧﺠﺎ ﺩﻭﺭﺑﯿﻦ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﻧﺪ ﺑﺎﻻﯼ ﺳﺮﺷﺎﻥ . ﭼﺮﺍ؟ ﭼﻮﻥ ﻣﺜﻼ ﻓﺮﺽ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﺻﻞ ﻭﻻﯾﺖ
    ﻣﻄﻠﻘﻪ ﻓﻘﯿﻪ ﻗﺎﺋﻞ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ. ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻣﺮﺟﻊ ﺗﻘﻠﯿﺪﻧﺪ، ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺩﺭﺱ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯽﺩﻫﻨﺪ، ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻣﺪﺭﺳﺎﻧﻨﺪ، ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺭﻭﺣﺎﻧﯿﻮﻥ ﻋﺎﻟﯽ
    ﺭﺗﺒﻪ ﺍﻧﺪ . ﻗﻢ ﺯﯾﺮ ﻏﺒﺎﺭ ﻏﻢ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺷﺪﻩ . ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﻧﻤﺎﺯ ﺟﻤﺎﻋﺖﻫﺎ ﮐﻪ ﺁﺩﻡ ﺁﻧﺠﺎ ﻣﯽﺩﯾﺪ، ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﻣﻈﻠﻮﻣﺎﻧﻪ
    ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ﺗﻮﯼ » ﮔﺘﻮﯼ « ﯾﻬﻮﺩﯼﻫﺎ ﺩﺭ ﻗﺮﻭﻥ ﻭﺳﻄﺎ ﻣﺜﻼ ﺩﺭ ﺍﺳﭙﺎﻧﯿﺎ ﻭ ﭘﺮﺗﻐﺎﻝ ﺍﺳﺖ . ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ
    ﻣﻈﻠﻮﻣﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ.
    ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﻧﻈﺎﻡ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﮐﻪ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﺭﻭﺣﺎﻧﯿﺖ ﺍﺳﺖ، ﻣﯽﺩﺍﻧﯿﺪ ﭼﻨﺪﺗﺎ ﻣﺮﺟﻊ ﺗﻘﻠﯿﺪ ﺣﺬﻑ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ؟ ﻣﯽﺩﺍﻧﯿﺪ
    ﯾﻌﻨﯽ ﭼﻪ؟ ﻣﯽﺩﺍﻧﯿﺪ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺣﺴﯿﻨﯿﻪ ﺷﻬﺪﺍ، ﺗﻬﺪﯾﺪ ﮐﺮﺩﻥ ﯾﮏ ﻣﺮﺟﻊ ﺗﻘﻠﯿﺪ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻧﻈﺮﯾﻪ
    ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻥ ﮐﺮﺩﻩ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﻪ؟ ﻣﯽﺩﺍﻧﯿﺪ ﺣﺬﻑ ﮐﺮﺩﻥ ) ﻣﺜﻼ ﻓﺮﺽ ﺑﻔﺮﻣﺎﯾﯿﺪ ( ﺻﻨﺪﻭﻕﻫﺎﯼ ﺍﺳﺘﻔﺘﺎﺀ ﺁﯾﺖ ﺍﻟﻪ ﺣﺎﺝ
    ﺷﯿﺦ ﻋﺒﺪﺍﻟﮑﺮﯾﻢ ﺣﺎﺋﺮﯼ، ﻣﻮﺳﺲ ﺣﻮﺯﻩ ﻋﻠﻤﯿﻪ ﻗﻢ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﻪ؟ ﻣﯽﺩﺍﻧﯿﺪ ﺣﺼﺮ ﺁﯾﺖ ﺍﻟﻪ ﺁﺳﯿﺪ ﺣﺴﻦ ﻃﺒﺎﻃﺒﺎﯾﯽ ﻗﻤﯽ ﺑﻪ
    ﻣﺪﺕ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻪ ﺳﻪ ﺩﻫﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﻪ؟ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺷﺎﻩ ﺟﺰﻭ ﭘﯿﺸﮕﺎﻣﺎﻥ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺑﻮﺩﻩ، ﺟﺰﻭ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺣﺎﻣﯿﺎﻥ ﺍﻣﺎﻡ
    ﺧﻤﯿﻨﯽ ﺩﺭ ﻧﻬﻀﺖ ﺍﺳﻼﻣﯽ ۱۵ ﺧﺮﺩﺍﺩ ﺑﻮﺩﻩ، ﻣﺪﺕﻫﺎ ﺣﺒﺲ ﺑﻮﺩﻩ، ﻣﺤﺎﺻﺮﻩ ﻭ ﺗﺒﻌﯿﺪ ﺑﻮﺩﻩ . ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﻃﻮﻝ ﻣﺪﺕ ﺑﻌﺪ
    ﺍﺯ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺩﺭ ﻣﺸﻬﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺵ ﺣﺼﺮ ﺑﻮﺩﻩ.
    ﺣﺼﺮ ﻣﺮﺍﺟﻊ ﺗﻘﻠﯿﺪ، ﮐﺎﺭ ﺧﺮﺩ ﻭ ﺁﺳﺎﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ. ﺁﻗﺎﯼ ﺷﺮﯾﻌﺘﻤﺪﺍﺭﯼ ﻫﻤﯿﻦ ﺟﻮﺭ، ﺑﻌﺪﻫﺎ ﺁﻗﺎﯼ ﻣﻨﺘﻈﺮﯼ، ﺑﻌﺪﻫﺎ
    ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ، ﺁﯾﺖ ﺍﻟﻪ ﺷﯿﺮﺍﺯﯼ!
    ﻏﺶ ﺩﺭ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺍﺑﻄﺎﻝ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺁﻥ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۵۷ ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﯿﻨﯽ ﺑﻪ
    ﻣﺮﺩﻡ ﻭﻋﺪﻩ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ، ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺁﻥ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۵۸ ﺩﺭ ﺭﻓﺮﺍﻧﺪﻡ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻧﺪ.
    ﺁﻗﺎ، ﻓﻘﻪ ﻣﺎ، ﺷﺮﯾﻌﺖ ﻣﺎ، ﺭﺳﺎﻟﻪﯼ ﻣﺎ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ: ﻏﺶ ﺩﺭ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺍﺑﻄﺎﻝ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﺍﺳﺖ. ﺁﻥ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ
    ﺑﻪ ﻣﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﺍﯾﻦ ﻧﺒﻮﺩ ﺑﻪ ﻣﺎ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻣﺎﺭﮐﺴﯿﺴﺖﻫﺎ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺑﯿﺎﻥ ﻋﻘﺎﯾﺪ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺁﺯﺍﺩﻧﺪ . ﺍﻻﻥ ﻣﺮﺍﺟﻊ ﺗﻘﻠﯿﺪ ﻫﻢ
    ﺩﺭ ﺑﯿﺎﻥ ﻧﻈﺮﯾﺎﺕ ﻓﻘﻬﯽ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺁﺯﺍﺩ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ . ﺑﻨﺎ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﺭ ﻏﺒﻦ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻣﻐﺒﻮﻥ ﺷﺪﻧﺪ، ﺿﺮﺭ
    ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﺭﺍ ﻓﺴﺦ ﮐﻨﻨﺪ . ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﺍﻧﺪ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻫﻞ ﺍﺳﻼﻡﺍﻧﺪ، ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻫﻞ
    ﺷﺮﯾﻌﺖﺍﻧﺪ، ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ، ﺍﯾﻦ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﺑﺎﻃﻠﯽ ﺍﺳﺖ ﻣﮕﺮ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺗﺌﻮﺭﯾﺰﻩ ﺑﺸﻮﺩ.
    ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﯾﮏ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺍﺳﺖ ﻣﺜﻞ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ . ﻫﻤﺎﻥ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﻣﺎﺭﮐﺴﯿﺴﺖﻫﺎ
    ﺩﺭ ﺑﯿﺎﻥ ﻋﻘﺎﯾﺪ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺁﺯﺍﺩ ﺑﺎﺷﻨﺪ . ﻫﻤﺎﻥ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺁﺯﺍﺩ ﺑﺎﺷﻨﺪ.
    ﻫﻤﺎﻥ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﮐﻪ ﭘﺪﺭﺍﻥ ﻣﺎ ﺣﻖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻨﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺑﮑﻨﻨﺪ، ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺗﻌﯿﯿﻦ
    ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﮐﻨﯿﻢ . ﻧﺴﻞ ﺑﻌﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺵ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﮐﻨﺪ. ﻫﻤﺎﻥ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﮐﻪ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﻓﺮﺩﯼ ﺭﺍ
    ﺑﺮﻧﺘﺎﺑﺪ، ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ، ﺍﮐﺜﺮﯾﺖ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ

     
  59. شیرین خانم فرموده اند :
    اینجا چه آخوند بازاریست .

    بعله شیرین جان هنوزکجا شونو دیدی اینها حرفهایشانست به این درازی ،ویکی ازاوصافشان مثل خروس حریصند به … خوشا بحال شما که زنشان نشدی وگرنه ازپای درمی آمدی ،شایدهم درنیامدی چون برخی زنهاهم حریص به آن کارند.
    البته شماهم دردرازگوئی ودرازنویسی دست کمی ازآخوندها نداری مثل اینکه ازحرفهایتان برمی آید مدتی شاگرد همین آخوندها بوده اید که ادبیات عربی وترجمه ات اگرازآن خودت باشد یدطولائی درشیطنت داری احتمال قوی میدهم که ازدست پروردگان شیطان باشی که آقای مصلح اشارتی به این مطلب داشتنددرجوابیه اشکالی که به اعجازداشتیدواین سوره را درجواب شمانوشته بودند: قل اعوذ برب الناس ….من شرالوسواس الخناس الذی یوسوس فی صدورالناس .من الجنه والناس. این ناس، یعنی مردمان ،همان دست پروردگان شیطان جنی هستند مثل شماکه درفضاهای مجازی وسوسه می کنید ؛شبه های اعجاز راطرح می کنید ویا اوصاف خروس خدارا به تمسخر می گیرید ویا محتوای روایات ضعیف ومجهول ومتروک را مطرح می کنیدبرای تمسخروریشخند همپیاله های خودتان،واینگونه روایاترا امثال شما دست پروردگان شیطان بادست مزدگزاف جعل ووضع کرده اندبرای تخریب دین .

    واما جناب مصلح درمورداعجاز قرآن بشمانوشتند که قرآن هنوز هم معجزه باقیه پیامبر است وشمارا بمبارزه وتحدی دعوت می کند ،اگر میگوئید معجزه خرافاتی بیش نیست ،یک سوره مثل قرآن رابیاورید؛چرامعطل هستید؟؟؟
    واگرازآن خناسان وسوسه گرنیستید وجدی می گوئید ،باکمک گرفتن ارمراکز دنیای متمدن وعلمی یک سوره مثل آن را بیاورید ویاازاستادتان شیطان کمک بگیرید ونمونه ازآن بیاورید ویاازهردو ایشان ازجن وانس به تعبیر خودقرآن کمک هم بگیرید
    نمی توانید . واین فرموده خداوند است :{ ومن اصدق من الله حدیثا …نساء/87}= کیست که ازخداوندراستگو ترباشد؟

    بله شیرین جانم یک سوره مثل قرآن را بیاورید ما حرف شمارا تصدیق می کنیم واعجازرا خرافات می انگاریم.

     
  60. اخوند مرتضى عزيز سلام
    برآشفتن چرا؟!
    برادر در اخرين مطلب كامنت گذارى به نام شيرين هوشمند را به سكوت و عدم انتشار مطالبش فرا خوانده بوديد ، چرا ؟ ترس شما از چيست ؟ چرا بيان حقيقت چهار ركن وجودى شما را با اين شدت به لرزه در مى اورد ؟!
    البته پاسخ را خودتان در همانجا داده بوديد؛ زيرا نگران تاثير اين مطالب ضعيف بر اذهان ديگران هستيد ،
    اما پاسخ نداده ايد كه چرا از تاثيراتى كه اين مطالب ضعيف بر ديگران دارد ، شما در هراسيد؟! زيرا؛
    –اگر اين مطالب انگونه كه شما گفته ايد مطالبى ضعيف ميباشد ، كه ديگر ترس شما بى مورد است زيرا اين ضعف مورد اشاره شما ، مانع از تاثير ان مطالب بر ديگران ميگردد.
    –اگر ترس شما از اين است كه در اثر اين مطالب ضعيف ، ديگران گمراه گردند و ايمان خود را از دست بدهند ، بايد گفت ؛ ايمانى كه با يك مطلب ضعيف بر باد ميرود ، نامش ايمان نيست و اگر هم هست بهتر انست كه چنين ايمانى كه تا اين اندازه سست است ، بر باد رود،
    –اخوند عزيز مگر نه اينكه مطابق نظر شما اين مطالب سست است ، پس ايا بهتر نيست اجازه دهيد اين مطالب ضعيف بيان گردد و شما پاسخى قوى به ان بدهيد تا موجب تقويت ايمانهاى سست شود؟!
    –ايا شما نبايد از بيان اين مطالب ضعيف كه كه ضعف موجود در ان ، ميتواند منجر به قوت ايمان مومنين گردد، استقبال كنيد؟! پس چرا نويسنده را به سكوت دعوت ميكنيد و ترس خود را از تاثير اين مطالب به نظر شما ضعيف را ، با سراسيمگى تمام ، نمايان ميكنيد؟! و خشم و عصبانيت همراه با ترس و درماندگى خود را با استفاده از عبارات مضحكى ، چون [كلكسيونى]، به سرعت ، نمايان كنيد؟!
    ***اخوند محترم يكبار ارى فقط يك بار شهامت بخرج بده و صادق باش و صراحتا بگو ؛ ترس من از روشنى و رفع جهالتى است كه اين مطالب به قول شما ضعيف ، براى مردم به ارمغان خواهد اورد، و در پى ان تخته شدن دكان دين فروشى شما و جمع شدن بساط جهلى كه شما گسترانده ايد و در ان به چريدن خود و دوشيدن مردمان ساده ، مشغول گشته ايد، بله مرتضاى اخوند، لطفا يك بار فقط يك بار در طول حيات زالو گونه خود صادق باش و دليل ترس و اضطراب خود از يك مطلب اگاهى بخش را ، بر زبان بياور.
    — ولى اخوند مرتضى نگران نباش ، ذره اى ترس نيز به وجودت راه نده ، زيرا؛
    من به تو اطمينان ميدهم كه؛ ميزان جهل و حماقتى كه شماو هم صنفى هاى تو بر سر اين مردم فلك زده باريده اند بقدرى است كه اين مطالب به قول شما ضعيف ، نياز به صدها سال زمان دارند تا بتوانند از زير ان جهالت عظيمى كه شما بر انها بار كرده ايد ، بيرون ايند ، و اين مدت وقت نيز براى مكيدن شيره جان اين ملت بدبخت ، توسط شما و نيز فرزاندانتان ، كفايت ميكند، پس محكم و استوار باش و ترس به خودت راه نده ، انهم ترس از يك مطلب به قول خودت ضعيف ! پس مرتضاى اخوند بدون كمترين ترس و دغدغه به مكيدن خود ادامه بده و لحظه اى نيز غافل از ان غافل مشو ، اخوند مرتضى ترس را از خود دور كن زيرا مرد دين از كسى و چيزى نمى هراسد و بدون نگرانى از اينده بمك پرتوان برادر شيره جان مردمان فلك زده اين سرزمين فتح شده و به غنيمت گرفته شده را، بدون ترس ، بدون واهمه…ح

     
  61. ایران داد عمارلویی

    جناب نوری زاد بنده به همه چیز و همه کس؛؛؛؛؛حتا؛؛؛شاید فکرم و خیالم توهمی بیش نباشد.ولی پیشنهادی دارم برای شما و این دوست ندیده و نشناخته و خانواده محترم و فرزندان عزیز و گرامی ایشان:جنابعالی اگر با تاریخ و….دقیق داستان ایشان و خود و داستان کارت و تابلو و…بنویسید میتوان ردها و نشانه ها را رد گیری و به نتیجه رسانید.نکند رفت و امد جناب و این انسان محترم را به روش هایی شناسایی و..نموده اند و پس از این اتفاق بوده است که دارند ایشان را از زندگی ساقط و..میکنند.افسوس که قصه واقعی شاید عاملی اصلی این دادگاه باشد.پس از این هم سال که اقایان برادران پشه را در اسمان می نعلند؛؛؛همه چیز این قصه و واقعیت بو دار است.شاید جنابعالی هم با انتشار کارت و پول و کتاب و تابلو در ایت واقعه ندانسته و…مقصر باشید.

     
  62. کامران رحیمیان

    در سی‌امین سالگرد اعدام پدرم برای مادرم آفاق رحیمیان

    نمی‌دانم اگر حق انتخاب داشتی رفتن را انتخاب می‌کردی یا ماندن را

    کامران رحیمیان در سی امین سالگرد اعدام پدرش، متنی به شرح زیر برای مادرش نوشته است:

    مادرم! سی سال از تاریخ وصیت نامه بابا می‌گذرد، وصیت‌نامه‌ای که همان چند خط کوتاهش هم نیمه‌کاره رها شده بود و جمله آخر نیز خط خورده بود. در آن به ما توصیه شده بود تا از تو حرف شنوی داشته باشیم، به تو احترام بگذاریم و از تو مراقبت کنیم. توصیه‌ای که همچنان پس از سی سال عکس آن در زندگی‌مان جاری است، تو نه تنها از ما بلکه از همسران‌مان و حالا از بچه‌هایمان مراقبت می‌کنی.

    مادرم! بابا رفت و تو ماندی. او رفت برای راهش و اعتقادش، تو ماندی در راهت و با اعتقاداتت. کدام ساده‌تر است یا سخت‌تر، نمی‌دانم؟! بدون شک غیرقابل مقایسه است، نمی‌دانم اگر حق انتخاب داشتی رفتن را انتخاب می‌کردی یا ماندن را. جنس کار او گذشتن از زندگی بود و چشم بستن بر دنیا و خانواده و جنس کار تو پذیرش مشکلات بود و ساختن دنیا و خانواده . همچنان که در دو و نیم سال اخیر در قبال نگرانی‌ ما برای سلامتی‌ات هر بار به من، کیوان و فاران گفتی: قول می‌دهم تا شما بیایید هیچ اتفاقی برای من نمی‌افتد و از بچه‌ها مراقبت می‌کنم. تا تحویل خودتان دهم.

    و این یعنی باز مثل این سی سال و کل زندگی‌مان، ما و دیگران را انتخاب کردی و حداکثر توانت را برای مراقبت و آسایش غیر خودت صرف کردی.

    مادرم! بابا را با نام شهید می‌خوانند و این کلمه خود می‌شود شناسه‌ی بزرگ کاری که کرد و هزاران منفعت این و آن دنیایی برایش به ارمغان می‌آورد. من نمی‌دانم کدام کلمه، جمله یا حتی کتاب می‌تواند سنگینی این سی سال را بر دوش تو توصیف کند و یا گویای نقش تو در میان‌مان باشد. از سنگینی تجاربی مانند وقتی در اردیبهشت دی ۶۲ از خانه اخراجمان کردند و فقط اجازه دادند یک چمدان کوچک برای سه نفرمان برداریم و تو نیمی از آن را به کتب مدرسه من اختصاص دادی و یا سا‌ل‌ها بعد مونتاژ کاری شبانه در منزل تا گروهی که در این سی سال از مهرت بهره‌مند شدند مثل سال‌ها سر زدن مستمر به خانم صابریان و پرستاری از او یا میزبانی همیشگی از کلاس‌های ما در موسسه علمی آزاد با وجود بیماری‌های دیسک کمر و آشالازی و صبوری‌ات که جلوه‌اش سنگ صبور دیگران شدن با شنیدن دردشان بود، آنطور که تا مدت‌ها به عنوان مشاور حرفه‌ای، تعداد از مراجعانم از مهمانان دردمند تو کم‌تر بود.

    ماردم! سال ۶۲ را به دنبال خبری از بابا به زندان‌های اوین و گوهردشت می‌رفتی و بخشی از آن را در پی مصادره اموال با بی‌خانمانی گذراندی تا در فروردین ۶۳ که بابا را در خاوران آرمیده یافتی و پس از سی سال، سال ۹۲ را برای دیدار یک عروست فاران به اوین رفتی و برای دیدن من و کیوان به گوهردشت که حالا رجایی‌شهر می‌نامندش آمدی و بر سر مزار عروس دیگرت فرشته به خاوران می‌روی و باز این بار برای نگهداری از دو نوه‌ات ژینا و آرتین، خانه‌ات را رها کردی.

    مادرم! یک جمله می‌گویی: یک‌شنبه‌ها با آرتین به ملاقات فاران می‌رویم. و جمله دیگر: چهارشنبه‌ها با آرتین و ژینا برای ملاقات بچه‌ها به رجایی‌شهر.

    صادقانه می‌گویم شاید خودم فقط یک بار سنگینی و دشواری عملی کردن این جمله‌‌ها را حس کردم. چند ماه قبل بود، از معدود بارهایی که آرتین چند دقیقه‌ای را با من در ملاقات کابینی صحبت کرد و از قضا من و کیوان دو کابین خالی با گوشی‌های سالم کنار هم پیدا کرده بودیم. کیوان با ژینا صحبت می‌کرد و من با آرتین و تو با فاصله یک و نیم متری روبروی تیغه جدا کننده دو کابین ایستاده بودی و در سکوت نیم نگاهی به کیوان و ژینا و نیم نگاهی به من و آرتین داشتی،

    مادرم! از سال۶۲ تا ۹۲ برای احقاق حقت بارها به شورای عالی قضایی تا دادستانی تهران، به ریاست مجلس تا معاونت اقوام و اقلیت‌ها و … مراجعه کردی و از هیچ کدام نتیجه‌ای نگرفتی.

    مادرم! تو این راه سی ساله را با ایمانت و برای اعتقادات به دیانت بهایی پیمودی و اگر قرار شود در پایان این سی سال مثل بازنشستگی با ملاک این دنیایی، به شرایط تو رسیدگی شود حداقل کاری که دولت مردان ایران می‌توانند انجام دهند این است که با اعطای کامل حقوق شهروندی بدون هیچ استثناء و اگر و مگر، به تو و همه‌ی ایرانیان با هر دین و مذهبی و با هر قومیت و ویژگی، مرهمی شوند بر همه کاستی‌های گذشته.

    مادرم! به نشان احترام برای تمام این سی سال تنهایی و محرومیت و این حمایت و مهر بی‌کرانت هیچ کاری نمی‌توانم بکنم مگر نوشتن همین یادداشت از سالن ۱۲ زندان رجایی‌شهر،

    کامران رحیمیان

    ۹۳\ ۱\۱۴

     
  63. با سلام

    جناب آقای نوریزاد، برای کسانی‌ که در خارج هستند راهی‌ برای دریافت کتب آقای دولت پناه و واریز وجه آن هست؟ با تشکر
    —————–

    سلام علیرضای گرامی
    به صفحه ی من در فیسبوک مراجعه کنید. در آنجا کاملا نشانی و شماره تلفن آمده:
    https://www.facebook.com/m.nourizad

     
  64. قدم هاتون استوار.
    کاش میگفتین دقیقا کجا وایمیستین.

    —————

    بزرگراه همت شرق. بعد از خروجی پاسداران. زیر پل عابر پیاده (این پل از روی همت می گذرد) ضلع جنوبی پل

     
  65. مشتاق دانستن

    جناب نوریزاد گرامی درود بر شما

    1- امروز در خبرها خواندم که شورشیان سوریه در یک تراژدی جدید در شهر حمص با حمله به خانه یک خانواده مسیحی پس از کشتن مردان خانواده دختر پانزده ساله خانواده به نام مریم رابه عنوان نام آشنای کنیزی (در ادبیات عرب) به غنیمت (همچون یک شیء) گرفته وبه نوبت طی پانزده روز با رعایت سلسله مراتب به این انسان مظلوم (پس از قتل عام خانواده اش در مقابل دیدگان ) تجاوز نموده وسپس او را کشته اند و سخنگوی این گروه در پاسخ به پرسش از عملشان دفاع کرده و آن را دقیقا بر اساس فتوی صادره از مراجع ومنطبق با اصول اسلامی دانسته است

    2-در تاریخ می خوانیم در جریان قتل عام گروهی از قوم یهود وپس از سر بریدن حدود هفتصد نفر از مردان قبیله هنگامی که دختر رییس قبیله را به کنیزی به خیمه فرمانده جهت انجام عمل تصاحب می برند آن دختر به حالت بهت وشوک شدید وارد خیمه شده وسرتا پایش می لرزیده که این موضوع پرسش فرمانده فاتح را از چرایی لرزیدن دختر سبب می شود و در جواب می گویند که این دختر را هنگامی که به خدمت شما می آوردیم از کنار گودال اجساد پدر وبرادر وسایر اقوام عبور داده ایم …….که البته شما در جریان کامل این واقعه می باشید

    حالا آقای نوریزاد من می خواهم جهت آرامش افکارم که سخت آشفته گردیده لطف فرمایید وتوضیحی به من بدهید بسیار ممنون می شوم و وامدار شما

     
  66. جا مانده از قافله

    مولا علی بیاید و ببیند حکومتی که بنام عدل او بنا شده و یک نشان رذالت به آقایان اعطا نماید.

     
  67. جناب آدام
    بحثی باز کردید تحت عنوان عملکرد قضایی د رایران که از اساسی ترین موضوع های مبتلی به ما است
    توجه دارید عملکرد قضایی ریشه اش در قوانین است. قوانین هم که اسلامی اند. حال شاید کسی بگوید اشکال از قوانین نیست بلکه نحوه اجرای آن ها اشکال دارد لیکن اگر نیک در موضوع بنگرید بسیاری مسایل و سوالات مبهم برایتان روشن می شود.
    به طور مثال مصادره اموال که شما آن را به روش های استالینیستی تشبیه فرمودید و البته می دانید ریشه این در احکامی همچون محارب و مرتد نهفته است. استدلال حاکمان هم بسیار ساده است. حکومت اسلام است حکومت حق است هر کس بر ضد این حکومت اقدامی کند …… حال وکیل مدافع باشد که خواسته با برشمردن معضلات از بار حقوقی موکل خود بکاهد که می شود مصداق تبلیغ علیه جمهوری اسلامی و قس علیهذا

    از دین داران عزیز عذر می خواهم لیکن در این جا باید تاکید کنم هنگامی که سخن از حقوق بشر به میان می آید و این که در یک نظام دمکراتیک قوانین اجازه ندارد بر ضد حقوق بشر باشد این یک امر سطحی و سلیقه ای نیست بلکه موضوعی بسیار عمیق و اساسی است و سنگ اول بنای یک نظام مدرن و مردم سالار به شمار می آید.

    حقوق بشر نمی خواهد بر ضد دین حرکت کند نویسندگان آن نیز افراد ساده ای نبوده اند و هدفشان بر پایی نظامی بوده که انسان ها در آن در آرامش و صلح و با حفظ حرمت و آزادگی زندگی کنند.

    غرب نیز قرن ها در منجلابی که ما اکنون در آن هستیم قرار داشت غربی ها در این امور از ما بسیار با تجربه تر هستند و به خوبی می دانند یک حکومت دینی چه بر سر کشور می آورد.

    من بیش از هر چیز از دو موضوع رنج می برم

    یک
    توهمی به نام جهان اسلام که نمی دانم کدام شیر پاک خورده ای (شک من بیشتر متوجه مستشرقین اروپایی است) در مغز ما فرو کرده و هر چه بدبختی می کشیم از این توهم است آن هم اسلامی که هفتاد و دو تکه است همین امثال خالد مشعل اگر زمانی قدرتی به هم بزنند خامنه ای را آدم به حساب نمی آورند اختلافات شیعه و سنی از نوع قهر کردن کودکانه نیست از ریشه یکدیگر را قبول ندارند…….
    دوست دین دار عزیز پیش از این که دست به کار پاسخ شوی که خیر ما در مبنا با یکدیگر اختلافی نداریم و …. خدمتتان عرض کنم به فرض چنین باشد دنیای ما بر پایه تقسیم بندی به کشور های مستقل و حرکت هر یک از این کشور ها حول منافع ملی می چرخد آمریکا و روسیه و کشور های اروپایی و خیلی کشور های دیگر مسیحی اند لیکن این منافع مشترکی برایشان ایجاد نمی کند بلکه هر یک منافع ملی دارد و در پی تامین این منافع است. حتی در اتحادیه های اقتصادی همچون اتحادیه اروپایی منافع ملی حرف اول را می زند همانطور که دیدید انگلیس حاضر به قبول پول واحد اروپایی نشد و منافع ملی خود را در حفظ لیره استرلینگ دانست. حال کسی از این وضع خوشش بیاید یا خیر شرایط دنیای کنونی ما چنین است خلاصه کنم جهان اسلام را فراموش کنیم و بچسبیم به منافع ملی

    دو
    صدمه تاریخی ای که دین داران اعم از دولتی و غیره به کشور و در نهایت به خودشان و به دینشان وارد می کنند از جهت اعتقاد به قوانین کهنه و پوسیده ای که هیچ انسان خردمندی آن را برای جامعه ای در قرن بیست و یکم تجویز نمی کند. قوانین باید با ترازوی عقل و تجربه و نیاز های جامعه سنجیده شوند و نه به صرف این که در کتاب مقدس آمده.

    در زمینه ارتباط قوانین با رشد و شکوفایی اقتصادی نیز باید خاطر نشان کنم داشتن قوانین مدرن که ضامن ثبات اقتصادی و سرمایه گذاری است از خواسته های اصلی تجار و صاحبان سرمایه اروپایی در قرون وسطی بود و همین خواسته و فشار تجار و اشراف اروپا از محور های رشد مدرنیته و اصلاح قوانین و ضدیت با استبداد و کوتاه کردن دست حکومت از اموال مردم شد.

    تا زمانی که قوانین مدرن و به روز نباشد فرقی نمی کند خامنه ای رهبر باشد یا جناب مرتضی که من در حسن نیت ایشان شکی ندارم

    همین شیخ مرتضی ما اگر فردای روزگار به رهبری برسد همین آش است و همین کاسه می گویید نه؟ بفرمایید
    در همان گام نخست وقتی خواستند وزرا را به ایشان معرفی کنند نخستین سوالشان این است آیا همگی اهل نماز و روزه و دین و ایمان هستند؟
    در حالی که هنگامی که فردی به مقامی منصوب می شود که نیازمند مهارت و تخصص است اولین سوال باید در باره مهارت و تخصص این شخص باشد و نه اعتقادات دینی البته سلامت اخلاقی همواره شرط است لیکن این با اعتقادات دینی فرق می کند

    وقتی من کسی را استخدام می کنم ساختمانی برایم بسازد از او نمی پرسم نمازت را خوانده ای یا نه تمام دغدغه خاطر من آن است که این ساختمان بر سر ساکنانش فرو نریزد! حال سازنده مسلمان کافر یا هر کس که باشد.

    همین گونه شد که در دولت بازرگان نزیه را که فردی بسیار لایق بود از وزارت نفت خلع کردند (کسی به او گفته بود نمازتان قضا نشود) و یک سرایدار جای او گذاشتند همین را بگیرید تا برسید به احمدی نژاد و ……
    تاسف بار تر این که دین داران در همین سایت مدعی هستند همه اش زیر سر عمامه نیست بلکه کت و شلواری ها و دانشگاهی ها هم کم بلا بر سر کشور نیاورده اند و با این حرف ظلم بزرگی در حق دانشمندان و فرهیختگان کشور روا می دارند
    از این دوستان باید پرسید فراموش کرده اید دستگاه تفتیش عقایدی را که دین شما به پا کرده و تحت نام گزینش چه افراد لایقی را از صحنه جامعه حذف کرده است!

    گریزی هم بزنم به قضیه قصاص و دیگر قوانین جزایی که جایی می خواندم عفو بین الملل گفته بود این قوانین بیشتر شبیه جوک است و چه تشبیه اندوهناک و درستی.

     
  68. با سلام

    لحظاتى قبل خبر آزادسازى سربازان ربوده شده را از تلويزيون شنيدم

    و در سايت انتخاب نيز اين خبر نوشته شده بود:

    اسماعیل کوثری عضو کمیسیون امنیت ملی گفت: چهار مرزبان ربوده شده ایرانی توسط گروهک جیش‌العدل به رابط ایران در پاکستان تحویل داده شدند.

    به گزارش «انتخاب»، این نماینده مجلس افزود: پیکر شهید جمشید دانایی‌فر نیز به رابط ایران تحویل داده شده است.

     
  69. استقامت سبز

    خبرگزاری‌های ایران از آزادی مرزبانان ایرانی توسط جیش العدل خبر دادند

    نظرات نظرات 6
    به روز شده: 09:19 گرينويچ – جمعه 04 آوريل 2014 – 15 فروردین 1393
    فیسبوک
    تویتر
    Google+
    به اشتراک بگذارید
    ارسال صفحه
    چاپ مطلب

    گروه “جیش العدل” پنج مرزبان ایرانی را در بهمن ماه سال گذشته و در منطقه‌ای نزدیک به مرز با پاکستان ربود
    برخی خبرگزاری های ایران خبر آزادی مرزبانان ایرانی توسط جیش العدل را تایید کرده‌اند.
    مطالب مرتبط
    ‘تحویل جسد ایرانی پیدا شده در منطقه مرزی بلوچستان پاکستان به ایران’
    مادر ستار بهشتی به ربایندگان مرزبانان ایرانی نامه نوشت
    مولوی عبدالحمید: سربازان ایرانی را آزاد کنید
    لینک‌های مرتبط
    موضوعات مرتبط
    مسائل امنیتی ایران
    در پی انتشار گزارش های ضد و نقیض در خصوص آزادی مرزبانان ربوده شده توسط گروه جیش العدل، خبرگزاری فارس به نقل از یک مقام آگاه نوشته است که “این سربازان ساعاتی قبل از سوی گروهک تروریستی موسوم به جیش العدل تحویل مقامات ایرانی حاضر در پاکستان شدند.”
    همچنین خبرگزاری تسنیم در گزارشی نوشته است که “مرزبانان ربوده شده از کنترل تروریست‌ها خارج و تحویل مقامات پاکستانی و برخی شخصیت‌های اهل سنت شده‌اند اما هنوز وارد خاک کشورمان نشده‌اند.”
    همین خبرگزاری به نقل از اسماعیل کوثری، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، نوشته است که مرزبانان ربوده شده ایرانی امروز به رابط جمهوری اسلامی ایران در پاکستان تحویل شده‌اند اما هنوز وارد کشور نشده‌اند. وی افزوده است: “تعداد مرزبانان تحویل داده شده به رابط جمهوری اسلامی چهار مرزبان است.”
    این گزارش‌ها ساعاتی پس از آن منتشر می‌شود که صبح روز جمعه، ١٥ فروردین (٤ آوریل) شبکه تلویزیون ماهواره‌ای العربیه مستقر در دوبی گزارش کرد که مرزبانان ایرانی که توسط گروه جیش العدل ربوده شده بودند آزاد شده‌اند.
    در وبسایت العربیه به نقل از عبدالرئوف ریگی، “سخنگوی جیش العدل” آمده بود که این گروه تصمیم گرفته است تا ربوده‌شدگان را آزاد کند.
    براساس این گزارش، آقای ریگی در تماس از طریق اسکایپ به العربیه گفته بود که تصمیم به آزادی نظامیان ایرانی به دلیل احترام به علمای سنی و همچنین به نشانه حسن نیت اتخاذ شده و حکومت ایران نیز باید با آزادی زندانیان وابسته به جیش العدل، این اقدام را تلافی کند.
    همزمان، وبلاگ عدالت نیوز، که خود را منعکس کننده “اخبار اهل سنت ایران و جهان” معرفی می‌کند، متن اطلاعیه‌ای از گروه جیش العدل را منتشر کرده که ضمن اعلام تحویل مرزبانان به هیات اعزامی از سوی علمای اهل سنت آمده بود که “شورای مرکزی و رهبری سازمان جیش العدل رای به آزادی نظامیان داده و آنها را تحویل وفد اعزامی دادند.”
    این اطلاعیه افزوده که “این تصمیم خالصتا در پاسخ به مطالبه علمای اهل سنت و در راستای نشان دادن حسن نیت و انساندوستی اتخاذ گردید تا نظام حاکم هم در راستای آزادی زندانیان اهل سنت گام بردارد.”
    گروه جیش العدل، که خود را مدافع حقوق اقلیت سنی بلوچستان ایران و مخالف “مداخله” جمهوری اسلامی در حمایت از حکومت سوریه معرفی می‌کند، در بهمن ماه سال گذشته پنج مرزبان ایرانی را در منطقه‌ای نزدیک به مرز ایران و پاکستان ربود و بعدها، عکسی از مرزبانان ربوده شده را نیز منتشر کرد.
    این گروه در مقابل آزادی ربوده‌شدگان، خواسته پنجاه عضو زندانی این گروه، دویست نفر از شهروندان سنی مذهب زندانی در ایران و همچنین پنجاه نفر از زنان سنی که به گفته جیش‌العدل در سوریه در بازداشت سپاه پاسداران هستند، آزاد شوند. پیشتر گزارش هایی از قتل یکی از مرزبانان و اظهارات تهدیدآمیز جیش العدل در مورد قتل سایر مرزبانان منتشر شده بود.
    پس از انتشار گزارش‌های اولیه در مورد آزادی مرزبانان، خبرگزاری های داخلی به نقل از مقامات دولتی این خبر را قابل تایید ندانسته‌بودند.
    از جمله خبرگزاری فارس در گزارشی تحت عنوان “خبر آزادی مرزبانان ایرانی فعلا قابل تایید نیست” نوشته بود که یک منبع آگاه در وزارت کشور در گفتگو با این خبرگزاری “با اشاره با ادعای برخی رسانه‌ها در باره آزادی مرزبانان ایرانی اظهار کرد که چنین خبری قابل تایید نیست.”
    فارس به نقل از منبع خبری خود گفته بود: “دستگاه‌های ذیربط به محض تغییر وضعیت مرزبانان ربوده شده، اطلاع‌رسانی خواهند کرد و بهتر است رسانه‌ها از پرداختن به اخبار خلاف واقع پرهیز کنند.”
    خبرگزاری تسنیم هم به نقل از یک مقام مسئول “در خصوص ادعای یکی از سایت‌های خبری معاند مبنی بر آزادی پنج مرزبان ربوده شده ایرانی” به نقل از این مقام نوشته بود که “تا این مرزبانان را رویت نکنیم و تماس با آنان نداشته باشیم، آزادی شان را تایید نمی‌کنیم.”
    در صورت صحت خبر آزادی مرزبانان، مشخص نیست که آیا اقدام جیش العدل نتیجه مذاکره با مقاماتی ایرانی بوده و در این زمینه، چه توافق احتمالی صورت گرفته است

     
  70. یادش بخیر تو مدرسه معلم می گفت چرا حرف نمی زنی مگر زبانت را موش خورده!!!

    به باور من هر چه می کشیم از ناآگاهی خودمان است به خدا . رهبر مادام العمر کیلویی چند !! نماینده گان ولی فقیه کیلویی چند!! مجلس شورای اسلامی و خبرگان و نگهبان و مصلحت …. کیلویی چند؟ بابا دست بردارید از این مسخره بازی ها و کلاهبرداری ها…در این مملکت نفرین شده حتی مجلس عروسی و ترحیم هم به درستی انجام نمی شود … .حاکمیت برای چاپیدن مملکت و عیش و نوش خودشان و اعوان و انصارشان سالیان سال است این قصه ها را ساخته و پرداخته است. حالا این وسط دین و اسلام و نعوذوبالله خدا را هم کرده اند بازیچه امیال جاه طلبی و قدرت و فسادشان و مثل زالو به غارت این سرزمین مشغولند در کجای دنیا میشه چنین مردمی!!!!!!! پیدا کرد؟ به قول معلم سالیان دور که الان باید بگوید مردم مگر زبانتان را موش خورده؟!!!!!!!!!!!!!

     
  71. سلام

    کاش شما شرایطی را فراهم می کردید که کتابهایشان خریداری شود.

     
  72. با سلام به برادر عزیزم محمد نوریزاد
    یک پیشنهاد داشتم حال که ناشرین به علت زور و اجبار حاکم قادر به پخش کتابهای دوست عزیزمان نیستند همه ما خوانندگان و دوستداران شما ، می توانیم نفر به نفر مان یک ناشر پخش کننده این رمان باشیم و به طریقی که خود مصلحت می بینید تعدادی از این رمان را خریداری و به دیگزانی که دوست داریم هدیه کنیم یا بفروشیم ، اگر جرئت اعتراضی علنی چون شما را نداریم اما می توانیم که حرکتهایی فرهنگی وبشر دوستانه انجام دهیم ،حداقل شخصا منتظر راهنمایی و راه و چاره اینکار از طرف شما و دوستان متخصص هستم

     
  73. با سلام به برادر عزیزم محمد نوریزاد
    یک پیشنهاد داشتم حال که ناشرین به علت زور و اجبار حاکم قادر به پخش کتابهای دوست عزیزمان نیستند همه ما خوانندگان و دوستداران شما ، می توانیم نفر به نفر مان یک ناشر پخش کننده این رمان باشیم و به طریقی که خود مصلحت می بینید تعدادی از این رمان را خریداری و به دیگزانی که دوست داریم هدیه کنیم یا بفروشیم ، اگر جرئت اعتراضی علنی چون شما را نداریم اما می توانیم که حرکتهایی فرهنگی وبشر دوستانه انجام دهیم ،حداقل شخصا منتظر راهنمایی و راه و چاره ابتکار عمل از طرف شما و دوستان متخصص هستم

     
  74. نقدی با اشاره به خطبه آخر حضرت زهرا (س) ادامه داد: این خطبه چکیده زیبایی از نهج‌البلاغه است و حضرت در این خطبه با رزمندگان و پاسداران و بسیجیان آن دوران صحبت می‌کند.
    بچه جوادیّه :واقعا احسنت به این شمشیر ولایت!..شکسته نفسی در شما موج می زند!..چرا نقدی آن دوران را نمی گی؟..

    رئیس سازمان بسیج مستضعفین با بیان اینکه سستی و خستگی از مبارزه و نتیجه عدم اطاعت از فرمان حق، پانگذاشتن در راه حقیقت و ولایت و 1400 سال سرگردانی مسلمانان شده است که باید از آن درس و عبرت گرفت.
    بچه جوادیّه : آقا این چه حرفیه! ما درس پس می دیم!

    سردار نقدی درباره بیانیه اتحادیه اروپایی، متذکر شد: اتحادیه اروپا مصداق آیه قرآن است که فرمود از چارپایان بدتر هستند.
    بچه جوادیّه :خدا لعنتشون کنه!..خدا رو شکر که اهل ولایت از چارپایان بهترند!

    سردار نقدی : در خصوص مواد مخدر نیز چندین برابر افزایش تولید داده و با قیمت پایین در اختیار جوان قرار می‌دهند
    بچه جوادیّه : نامردها..بازار رو بهم ریختند سردار!..

    رئیس سازمان بسیج مستضعفین گفت: بسیج، نمایشگاه حقوق بشر دایر می‌کند تا اتحادیه اروپا از این نمایشگاه بازدید کند.
    بچه جوادیّه : کاه و یونجه در نمایشگاه حقوق بشر فراموش نشه!! باید فکر طویله هم در این نمایشگاه باشید..یکسال هم زود تر بهشون بگید تا این زبون بسته ها تو راه سقط نشن!

    سردار نقدی : همجنس‌بازان مانند حیوانات آمیزش می‌کنند
    بچه جوادیّه : بی فرهنگها!..پس حیوانات هم همجنس‌بازاند…در نتیجه اتحادیه اروپا همجنس باز است!..

    نتیجه اخلاقی: همجنس بازها “نظام” را تحریم کرده اند..اون بنده خدا هم برای اینکه مشکل مردم حل شود داره جلوشون نرمش می کنه..اونهم جلوی شیشتاشون!..خدا رحم کنه!!.. حالا 5 تا بودن یه چیزی..اون بعلاوه 1 (شیشومیه) دیگه خیلی نامردیه!..شرمنده سردار..خدا اجرت بده سردار..هم باید نرمش کنی هم مقاومت..خدا قوّت!

     
  75. باسلام جناب نوریزاد عزیز
    جوابی به نویسنده سایتتان دادید با این مضمون که:

    سلام یاران گرامی
    من اما شهامت و البته دل این را ندارم که دوستانی را بهر دلیل بتارانم. اینجا خانه ی خودشان است. فرض کنیم که ایران فرداست. ایران چندی بعد که در آن از بگیر و ببندهای اسلامی خبری نیست. آن ایرانِ چندی بعد، آیا چگونه باید باشد که مرتب رشد کند؟ بدرخشد؟ ما می توانیم در همین سایت عصاره ی اندیشمندیِ فردای ایرانیان را به نمایش بگذاریم. ما را چاره ای جز خردمندی نیست. که همین خردمندی ما را به مدارای فهیمانه فرا می خواند. این که: همدیگر را با هر عقیده و گرایش مغایر تحمل کنیم و اینجور چیزها را به اندرونمان احاله کنیم. در بیرون به فکر ایران و آبروی جهانی اش باشیم. بفکر فرسنگها عقب ماندگی های جاهلانه ی این سالها. ما در آینده باید بصور جهشی عقب ماندگی ها را جبران کنیم. فرصتی برای مباحث فکری دست و پا گیر نخواهیم داشت. آنجا خواهد بود که ما خواهیم فهمید چه آواری از افکار صد من یک غاز ما را در خود مچاله کرده بوده است. مثل همین ولایت فقیه که در آستین هیچ پیامبر و امامی نبود و ما ناگهان کشفش کردیم و برش کشیدیم چه جور!
    سپاس از شما که به یاری من شتافتید. سپاس

    درمورد این نوشته شما صحبتی دارم اما ابتدایک سوال دارم و پس از جواب شما چند سطری خط خطی خواهم کرد.
    بنظرتان عقب ماندگی ما در همین روزی که من برایتان ایمیل میزنم درچیست؟سوال همه چیز را در بر میگیرد.

    تشکراز شما

    —————————–
    سلام دوست من
    عقب ماندگی های این روزهای ما :
    فرو کوفتن خرد و خردمندی
    و برکشیدن جهل و جهالت

    با احترام: نوری زاد

     
  76. خیلی وقت بود که از انسانیت و دیگر دوستی در ایران چیزی نشنیده بودم، حال خوبی بود

     
  77. اول فکر کردم انتشار این مصاحبه با عکس آن پیرمرد، باعث دردسر برای ایشان شود.

    ولی نه، شاید هم بهتر باشد و این خود یک فشار بر کسانی باشد که در خفا دست به هر کاری می زنند و به خیال خود

    کسی نیز ار ماجرا آگاه نمی شود.

     
  78. با سلام،

    اما بشنوید از سردار اسلام ، فرمانده بسیج! ایشان امروز افاضاتی کردند که خواندنی و بسیار خنده دار است !!:
    فرمانده بسیج : اتحادیه اروپا از چارپایان بدتر است/ شما غلط می‌کنید که در ایران دفتر بزنید
    رئیس سازمان بسیج گفت: بسیج، نمایشگاه حقوف بشر دایر می‌کند تا اتحادیه اروپایی از این نمایشگاه بازدید کند.

    به گزارش فارس، محمدرضا نقدی در مراسم یادواره کریمی، دادستان سابق گیلان در مسجد میرزا کوچک خان جنگلی سلیمان داراب این شهر اظهار کرد: امشب همه عالم وجود داغدار مصیبت دردانه آفرینش هستند. (!)

    نقدی درباره بیانیه اتحادیه اروپا، متذکر شد: اتحادیه اروپا مصداق آیه قرآن است که فرمود از چارپایان بدتر هستند.

    وی با بیان اینکه همجنس‌بازان مانند حیوانات آمیزش می‌کنند، افزود: در خصوص مواد مخدر نیز چندین برابر افزایش تولید داده و با قیمت پایین در اختیار جوان قرار می‌دهند، سپس در قطعنامه می‌گویند حق ندارید قاچاقچیان را اعدام کنید و همجنس‌بازان را آزاد کنید و می‌گویند بیایند در ایران دفتر بزنند، شما غلط می‌کنید که در ایران دفتر بزنید.

    رئیس سازمان بسیج مستضعفین گفت: بسیج، نمایشگاه حقوق بشر دایر می‌کند تا اتحادیه اروپا از این نمایشگاه بازدید کند.

     
  79. با سلام،

    اما بشنوید از سردار اسلام ، فرمانده بسیج! ایشان امروز افاضاتی کردند که خواندنی و بسیار خنده دار است !!:

    فرمانده بسیج : اتحادیه اروپا از چارپایان بدتر است/ شما غلط می‌کنید که در ایران دفتر بزنید
    رئیس سازمان بسیج گفت: بسیج، نمایشگاه حقوف بشر دایر می‌کند تا اتحادیه اروپایی از این نمایشگاه بازدید کند.

    به گزارش فارس، محمدرضا نقدی در مراسم یادواره کریمی، دادستان سابق گیلان در مسجد میرزا کوچک خان جنگلی سلیمان داراب این شهر اظهار کرد: امشب همه عالم وجود داغدار مصیبت دردانه آفرینش هستند. (!)

    نقدی درباره بیانیه اتحادیه اروپا، متذکر شد: اتحادیه اروپا مصداق آیه قرآن است که فرمود از چارپایان بدتر هستند.

    وی با بیان اینکه همجنس‌بازان مانند حیوانات آمیزش می‌کنند، افزود: در خصوص مواد مخدر نیز چندین برابر افزایش تولید داده و با قیمت پایین در اختیار جوان قرار می‌دهند، سپس در قطعنامه می‌گویند حق ندارید قاچاقچیان را اعدام کنید و همجنس‌بازان را آزاد کنید و می‌گویند بیایند در ایران دفتر بزنند، شما غلط می‌کنید که در ایران دفتر بزنید.

    رئیس سازمان بسیج مستضعفین گفت: بسیج، نمایشگاه حقوق بشر دایر می‌کند تا اتحادیه اروپا از این نمایشگاه بازدید کند.

     
  80. درود به اقای نوری زاد عزیز
    واقعا در جای به دنیا امده ایم و چیز هایی میشنویم که ادم حالت تهوع و شاشیدن میدهد اینها دوستان نیستند که میگویند شما هزینه سفر خود را از کجا می اورید اقایان و خانمهای بیشعور این را مطما باشید که حکومت به اقای نوری زاد پول نمیدد که بر ضد خودش صحبت کند حکومت پول میدهد به ادمهایی که بکشند و مردم را نادان و جاهل نگه دارند کجای حرفهای اقای نوری زاد بوی چاپلوسی و بوی جهل میدهد ایا ما روشن تر نشده ایم ایا ما فهمیده تر نشده ایم ما در این سایت حرفهای دلمان را میزنیم ایا واقعا در هر سایت و در هر جای دیگر میشود حرف زد کجا اقای نوری زاد پول داده است که ما عاشقش باشیم ما فقط با سخنان درست اقای محمد نوری زاد قدم در راهی گذاشته ایم که روشنایی است کجا اقای محمد نوری زاد ما را به تاریکی برده است یکی کمی فکر و فهمیدن خوب است کم با حرفهایتان این مرد ازاده را عذاب بدهید
    اقای محمد نوری زاد نباید ان مرد را برای مقاله که در صلح نیوز نوشته بود می بخشیدید هنوز بازی ادامه دارد این دومین تهمتی بر شما باز زده اند http://solhnews.org/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%B5%DB%8C%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D8%AE/

     
  81. برادر عزيز ؛ عبد+الله
    ارى حق با شماست ، متاسفانه در يك مورد در ايران قبل از اسلام با فوت يكى از شاهان ، همسر ش كه زنى ديوانه بوده، پسر تازه به بلوغ رسيده خود را ، به همخوابگى با خود ترغيب مينمايد و على قول شما مرتكب عمل شنيع همخوابگى با محارم ميگردد، ليكن اين موضوع مربوط به دوران قبل از اسلام است و خود ميدانيد كه در ان دوران ايرانيان گبر و اتش پرست و كافر بودند ، ليكن با تشرف به دين اسلام ايرانيان به زشتى و قبح اين عمل شنيع ، در پرتو انوار اسلام واقف شدند و اسلام براى انها قبح اين عمل شنيع را اشكار كرد و به انها اموخت كه از اين عمل شرم اور اجتناب كنند ، ارى دوست من ايرانيان پس از اينكه اسلام انها را از خواب جهالت به در اورد ، راه و رسم انسانيت را نيز فرا گرفتند ، اسلام به انها ياد داد كه همخوابگى با محارم از گناهان كبيره بوده و مرتكب ان نيز از اهالى دوزخ خواهدبود، ارى اسلام شناعت اين عمل كريه را برايشان اشكار كرد و به انها اموخت كه در عوض اين فعل ناپسند ، به تمتع جنسى از طفل شيرخواره روى اورند ، ارى اسلام به انها اموخت كه كسب لذت جنسى از طفل يك روزه از طريق تفخيذ ،امكانپذير است و الله نيز انرا مباح ميداند (البته بعدا فقها به اين نتيجه رسيدند كه اگر در اثر مقاربت با طفل يك روزه ، طفل بميرد پرداخت ديه به خانواده طفل لازم است) ، ارى دوست من اسلام نه تنها ايرانيان را از جهالت نجات داد بلكه به انها اموخت كه در عوض ازدواج با محارم ، ميتوان حتى با طفل يك روزه نيز ازدواج كرد و هر گونه بهره جنسى نيز از طفل يك روزه كسب نمود ، به غير از دخول ، ولى ساير اعمال جنسى چون تفخيذ و ارضا با استفاده از وسط پاها و ران و كفل اطفال يك يا چند روزه، مباح و ممكن است
    ارى همچنين ايرانيان مجوس واتش پرست اموختند كه در عوض همخوابگى با محارم ، ميتوانند در اقدامى شجاعانه و در عملى كه شديدا مورد پسند الله است ، به هر نامسلمانى حمله كرد و مردان انها را از دم تيغ گذرانيد و اموالشان را نيز تصاحب كرد و كودكان ذكور انها ، (كه خود به خود به علت نامسلمان بودن پدرانشان ، نسل اندر نسل تا يوم القيامه برده ميباشند) ، را در بازار برده فروشان به حراج گذاشت و همسر انها و فرزندان دختر انها ( كه همچون پسران انها خودبخود تبديل به كنيز گرديده اند و از شمار انسان خارج و تبديل به اموال گرديده اند ) ، را نيز براى كسب لذت جنسى خود و دوستان ، زنده نگاهداشت و پس از انكه از جماع با انها سير شدند ، يا انها را با كنيزانى ديگر، تعويضشان كرد و يا با فروش، انها را به پول ، تبديل شان نمود.
    ارى عبدالله گرام ؛ پس از تابش انوار لبريز از معرفت اسلام بر قلبهاى تيره ما ، فهميديم كه افرادى چون كورش بزرگ شايد به علت تاثير فرهنگ كفر اميز ايران باستان ، به قدرى از انسانيت فاصله گرفته اند كه با فتح كشورهاى ديگر ، در اقدامى مغاير با شرع وسنت ، نه تنها مردمان را از دم تيغ نميگذرانند!! بلكه حتى از تجاوز به زنان و كودكان انها نيز امتناع ميكنند!! و از اين غنائم چشمپوشى ميكنند!! و به اين نحو خود را از نعمت هاى خدادادى محروم ميكنند!! و در اقدامى كاملا غير شرعى ،نه تنها هيچكس را به اسارت نميگيرند !! بلكه اسراى موجود در ممالك فتح شده را ، نيز ازاد ميكنند!! و اينگونه مرتكب كفران نعمت ميگردند! و در اقدامى غير اسلامى برده دارى را ممنوع و غارت ملل مغلوب را جرم اعلام ميكنند!!!!!! و بر خلاف شريعت ، هر گونه بهره بردن و التداذ جنسى از زنان و دختران ملت شكست خورده را ، ممنوع ميكنند !!!و در اقدامى جنون اميز و تهوع اور ، كشتار و ازار و اذيت كافران راممنوع كرده !!و در عوض . كفار را در اجراى مراسمشان و داشتن هر گونه عقيده اى ازاد گذارده !!و عجيب تر از همه اينكه، تمام انسانها را اعم از مشرك و غير مشرك و مغلوب و فاتح و… را برابر ميدانند!!….
    ارى عبد+الله با خرد ، مومن عزيز ، ….هم وطن من ، ما بايد از اين اعمال غير مشروع اجدادمان تا ابد سرافكنده باشيم ، و كاشم از ده هزار سال قبل از اين ، اسلام اورده بوديم تا امروز مجبور نباشيم شرمندگى اعمال اجدادمان ، چون كورش و داريوش را بر دوش خود حمل كنيم ، و اى كاش عبدالله من و تو چشمانى بازتر از خدا دريافت كرده بوديم تا با استفاده از انها فقط ميديديم و ميديديم و ميديديم و…..

     
  82. با سلام به همه ی دوستان
    نظریات و صحبت های دوستان را تا بدینجا خواندم.نظر من این است که جهت پیشبرد و پیشرفت هرکاری ما ابتدا از بحث و تبادل نظر وجلسه و …شروع می کنیم تا بمرحله عمل برسیم.تا اینجای کار را قبول، دوستان مرتب بما اضافه هم میشوند و نظر میدهند ، اما بجز یک مورد، نظری که عملی بدنبال داشته و کمکی باشد فعلا ندیدم.عملی که بنظر خودم رسید این بود که 100 جلد از کتاب این نویسنده محترم را خریداری کرده و به اقوام و دوستان خودم، هدیه نمایم.بهر مسئله ای اگر عمیقا فکر کنیم، بالاخره راه حلی و لو کوچک پیدا شده و تدریجا با این نوع تفکر قویتر شده و بیشتر بهم نزدیک خواهیم شد.منتظرم دوستان دیگری هم که در امور حقوقی سررشته و آشنایی دارند در زمان باقیمانده تا 10 خرداد، با درج فعالیت هایشان و نتایج آن در اینجا ، موجبات شادی همه ما و این نویسنده ی محترم را فراهم نمایند.

     
  83. اتل متل چى گفتى؟
    ملا و نون مفتى؟!!
    ///////
    ///////
    ///////
    يكى از نشانه هاى عدم بلوغ فكرى جوامع غربى يا همان جوامع در ظاهر مدرن ، را ميتوان در اجحافى جستجو كرد كه اين جوامع در حق روحانيان و مبلغين مذهبى خود روا ميدارند.
    با توجه به اينكه اكثر اينگونه جوامع تحت تاثير اصول سرمايه دارى قرار دارند لذا اخلاق نيز در اين جوامع رفته رفته بسمت و سوى ماديات گرايش پيدا ميكند و در نهايت به سبب غفلت از پرورش بعد معنوى و روحانى ، طرز تفكرى مسموم و مهلك بر اين جوامع حاكم ميگردد كه اثرات ان انسان را به موجودى تك بعدى و ظاهر نگر تبديل ميكند ، به گونه اى كه انسان در اين جوامع ، حتى از درك علت پرداخت سهم روحانيا خود نيز عاجز ميگردد و اين انسان عاجز ، رفته رفته فراموش ميكند كه هست و نيست او متعلق به خداوند است و از انجا كه حكمت الهى و ذات بى نياز او مانع از اعمال مستقيم اراده او در مسائل مادى و دنيوى است و لذا بر همين اساس قادر مطلق با تفويض اين اختييارات از طريق انبيا به روحانيان ، در حقيقت مالكيت بر جان و مال و ناموس انسانها را مع الواسطه به روحانيان تفويض نموده، لذا انسان در اين جوامع با غفلت از ابن مهم رفته رفته مشتبه ميگردد كه ؛ مال و جان و ناموسش متعلق به خودش ميباشد و به واسطه همين تفكر غلط و مهلك ، در تقديم نمودن مال و جان و ناموس خود به روحانيان، دچار ترديد ميگردد و همين ترديدها سبب برانگيختن قهر و عذاب خداوند و نهايتا هلاك اينگونه اشخاص خواهد شد.

     
  84. بالاخره آن سيصد كيلومتر حساس از “مرزهاي ترانزيتي مواد مخدر” در استان سيستان و بلوچستان به سپاه واگذار شد!
    سيصد كيلومتر استراتژيكي كه با افغانستان و پاكستان همجوار است، روز شنبه از نيروي انتظامي (دولت) به سپاه پاسداران (حكومت) واگذار شد. اولين بار چهار ماه قبل، در آذرماه 92 13 رحماني فضلي وزير كشور از همين “300 كيلومتر!” سخن گفت. او اشاره كرد كه اين خط مرزي “امنيت ضعيفي دارد و به درستي كنترل نمي شود و محل نفوذ مواد مخدر به كشور اين 300 كيلومتر خط مرزي ايران است!”می مکران ـ دو ساعت پیش از این یعنی در ساعت چهار ونیم صبح جمعه پانزدهم فروردین ماه گروه جیش العدل با انتشار اطلاعیه در فیسبوک خود، خبر آزادی مرزبانان گروگان را اعلام کردبدون شرح!بنده دیگر حرفی برای گفتن ندارم

     
  85. جناب نوريزاد گرامى
    يكى از چند خواسته (البته به حق ) شما ، ديدن و ملاقات وزير است، گويا در اين مملكت همه بر هيچ مرسوم است كه هر كس سمت وزارت يافت ، در اولين قدم ، غايب از ديده ها گردد، زيرا چنانچه سوابق تاريخى اين رسم را مرور نمائيم به موارد مشابهى بر خواهيم خورد كه نمود بيرونى ان به قدرى وسيع بوده كه در ادبيات ما نيز نفوذ نموده و در يك مورد سبب ايجاد يكى از زيباترين قطعات شعر سهل و ممتنع زبان فارسى شده؛
    شايد شما بيش از اينكه درپى ملاقات با وزير باشيد ، خواهان كشف علت اين “در پرده ماندن” و “رخ ننمودن ” جناب وزير باشيد ، اگر اينچنين است ، پس بد نيست بدانيم كه شاعر شهير ادبيات فارسى جناب ايرج ميرزاى بزرگ نيز گويا زمانى با مشكلى مشابه دست به گريبان بوده و در پى كشف علت اين موضوع برامده كه پس از انجام تحقيقات جامع و كاملى كه در اين زمينه متحمل ميگردد، سر انجام به حكم قانون لاگريز “جويندگى و يابندگى” ، علت را كشف ميكند و در قالب قطعه شعر زير كه از صعنت ادبى سهل و ممتنع ، در حد بالايى نيز بهره ميبرد ، به بيان كشف خود در خصوص علت “نامرئى بودن وزرا” و ديده نشدن انها ، ميپردازد:
    وزرا از. چه ديده مى نشوند؟
    راستى مردمانى ديدنى “اند”
    نى غلط گفتم اين معيدى ها
    ديدنى نه ، همان شنيدنى “اند”
    تا وزيرند. از كسان ببرند
    الحق اين ناكسان بريدنى “اند”
    در وثاق اند و نيستند در ان
    ثابت و محو چون شنيدنى “اند”
    از چه در پرده وصفشان گويم؟
    بعضى از پرده ها دريدنى “اند”
    وزرا. حكم “ضرطه” را دارند
    كه شنيده شوند و ديده ، نى “اند”

     
  86. ريشه ها ٢٤( دنباله كامنت پيش )
    الانقلاب : زبانزدها و ضرب المثل ها ترواش هاى حكمت و تجربه نسل هاى گذشته اند .عام بودن تجربه ممكن است با قواعد رياضى و منطقى اثبات پذير نباشد اما وقتى ما تا كنون بارها و بارها ديده ايم كه آب در صد درجه سانتى گراد به جوش مى آيد بسى بعيد مى دانيم كه در آينده آب در صد درجه به جوش نيايد .پيش بينى پديده هاى اجتماعى البته با دقت پديده هاى طبيعى ممكن نيست .قدرت فساد مى آورد .اين زبانزد شايد مطلق نباشد اما قدرتمندى كه پس از سال ها حكومت مطلقه فاسد نشده باشد كم تر سراغ داريم .پسر پيغمبر هم بيست سال حاكم مطلق العنان باشد فاسد مى شود .اين يكى از دلايل جمهورى خواهان است .قدرت نبايد بيش از مدت معينى در دست يك فرد يا گروه باشد .از همين رو مى بينيم كه يك نظام سياسى هرچه درصد و قدرت بخش انتخابى اش بيشتر باشد و هرچه يك نظام تحت نظارت فضاى عمومى إزاد تر و قوى ترى باشد فساد در آن كم تر است .تا صحبت از فساد مى شود معمولا اول فساد مالى به ذهن مى آيد .اما همين فساد ريشه در ناتوانى فضاى عمومى و انتصابى بودن بخش هاى تعيين كننده يك نظام دارد . نظام ايدئولوژيك ،اين ميراث بسيارى از انقلاب ها ،هر گز نمى تواند به ١ فضاى عمومى آزاد و بى هراس ٢ به يك دموكراسى حقيقى تن دهد .حاكم چنين نظامى كتاب سبز يا سرخى در دست دارد كه در ميليون ها نسخه و برنامه تلويزيونى و را ديو يى و خطابه هاى مجيز گويان مدام باز توليد و تكثير مى شود بى آنكه انديشه هاى آزادانه و مستقل و مخالف امكانى براى مناظره و گفتگوى برابر داشته باشند .اين هسته اوليه هرنوع فسادى در يك قدرت ايدئولوژيك انقلابى است .حاكمان ما امتياز ديگرى هم داشته اند و آن اينكه منبع و خوراك كتاب ايدئولوژيك آنها قبلا حاضر و آماده در فرهنگ مردم بوده است .به نظر من اگر كسى مؤمن صادق و بى غرض باشد قبل از هر چيز دين را از اين بازى نابرابر آزاد مى كند و در اين بازى كه مخالف پايش بسته و موافق دوپينگ كرده است شركت نمى كنم .و همچون ولتر اول به مخالف خود خواهد گفت :مخالف منى اما جانم را مى هم تا تو بتوانى حرفت را بزنى .همان طور كه انقلاب ها از رهاشدن ميل آزادى آغاز مى شوند ،از سركوب همين ميل نيز پايان مى گيرند. طور ديگر در خطاب به تريبون دار ها بگويم : آقاى ازغدى ،آقاى مصباح ، آقاى خامنه اى ،آقاى رسايي . فرض مى گيرييم شما حق مطلق ،اما تا وقتى كه مخالف شما در غل و زنجير است و شما در با بودجه هاى نجومى فقط مونولوگ مى خوانيد حق شما قابل استماع نيست اما ناجوانمردى و زور گويي شما درخور ناسزااست چون جز اين كارى از ما برنمى آيد .مونولوگ دراز مدت در ميدان خالى از رقيب و با سوء استفاده از تعصبات و اعتقادات عامه كم كم حق را به حق به جانبى مطلق تبديل مى كند .متعالى ترين انديشه ها در اين فرايند به مشتى شعار قشرى نازل مى شود و وفادارترين حاميان كيش شما جاهل ترين و بى فكرترين آدم ها مى شوند .يك مورد مثال بزنيد كه سرنوشت حكومت ايدئولوژيك غير از اين شده باشد .كارى ترين دشمن ايدئولوژى چنين حكومت هايي خود حاكمان بوده اند .پاينده باشيد .ادامه دارد

     
  87. با سلام
    از اینکه می بینم هنوز آدمهایی هستند که دلشان برای دیگری می تپد و به رفع نیاز او می اندیشند درحالیکه خود محتاج ترند، خوشحال و امیدوار می شوم و یک “دست مریزاد” جانانه نثارشان می کنم.
    در عجبم که اسم دایی شان سالها در فهرست مصادره شوندگان بوده ولی مسئولین امر درست در همین زمان، چشم مبارکشان به این نام افتاده!
    ضمناً آقای نوریزاد عزیز
    از ارتقا دادن وب سایت بسیار ممنونم.

     
    • زیاد هم عجیب نیست دوست گرامی.وقتی در مقابل چشمان دوربین ها و وزارت اطلاعات به محمد نوری زاد پولی برای خرید تابلو ویا کمک مالی داده شده و بعد از این اتفاقات می اقتد.احتما اینکه اینها بهم ربط داشته باشد، وجود دارد.وزارت اطلاعات اگر با دقت و هشیاری مراقب امنیت کشور از گزند خارجی باشد، جای تحسین وقدردانی دارد، اما آزار مردم، باعث میشود که پایگاهی اصلی خودش را از دست داده و هم خودشان وهم کشور ضعیف و آسیب پذیر شود.

       
    • باسلام برنوری زاد

      چه شده است که از نوری زادخبری نیست؟؟؟
      آیاسرش رازیر آب کرده اند؟؟؟

      اگرچنین کرده اند خودسرانه نکرده اند،
      آنان ازسوی فاطمه الزهرا -ع-مامور بوده اند تانوری زادراتنبیه کنندتا متوجه باشد که به دردانه الهی درسایتش توهین بزرگی می شد بایدتاوانش را پس بدهد؛ وآن تاوان سختی است که باید بپردازد هرچندروزشهادتش درمنزل خاتمی به سوگواری آن بزرگ بانو شرکت کرده بودولی این چوب را بایستی می خوردتابداند که خرافات به هیچ کجای تشیع الصاق نشده است.
      هرچند من احتمال می دهم که ایشان همین نوشته مرا خرافات بداند ولی می دانم که گوشمالی سختی خواهدداشت.

       
    • پس نوری زادرا چه برسرش آمده است ؟
      چرانمی آید؟؟؟؟؟؟

       
  88. ستم به سقف آسمان تنه می زند وای از این مردم جاهل وای

     
  89. موضوع این بحث شاید بتواند مقدمه ای برای ورود به یک بحث اساسی تر باشد و آن عملکرد قضائی در ایران است. همین موضوع مصادره اموال خود یکی از مصائبی است که از ابتدای انقلاب با تاسی بر سیاستهای انقبلابی لنین و مارکسیستنها در ایران هم براه افتاد و شاید یکی از عوامل انحطاط اخلاقی و اقتصادی در ایران نیز سیاستهائی از این دست باشد.

    قوّه قضائی ایران اوّلین مشکل بر سر راه سر مایه گذلری و کسب و کار در ایران است. این قوّه بطور کامل زیر نظر اصلی ترین نهاد حکومت که ولی فقیه است قرار دارد و لذا نه تنها بی طرف نیست بلکه بطور کامل طر فدار نوعی از منافع حکومت است. در اقتصادی که یک سر اصلی آن دولت است در صورت بروز اختلاف با این کار فرمای گردن کلفت چه کسی است که از بخش حصوصی حمایت کند؟ هیچکس. اگر سر مایه گذار خارجی کارش به اختلاف در این دادگها بکشد حکم از اوّل معلوم است. لذا تا مسئله استقلال این نهاد اصلی حلّ نشود و بطور کامل از نظارت و کنترل ولی فقیه خارج نشود تمام تلاشها در جهت باز سازی ویرانه اقتصادی فعلی بی فایده است.
    اگر سرمایه گذاری به ایران بیاید نحوه تامین امنیت قضائی او چگونه است؟ پاسخ این سئوال با توجه به سابقه عملکرد این نهاد بسیار نا مطمئن است. در کشوری که وکیل مدافع بازداشت و برایش پرونده سازی میشود چه جای صحبت از امنیت قضائی؟ در حقیقت مجموعه اعمال خود سرانه نهاد حکومت ایران که بر مبنای حمایت از خانواده و یا گروه خاصّی عمل می کند از جمله عوامل بسیار مهم در ویرانی وابستگی اقتصادی کشور است.
    یکی از شاخصه های مهّم در تشخیص وضعیت سالم یک کشور موضوع خروج و یا ورود سرمایه است. کشورهائی که پذیرای سر مایه گذاری خارجی هستند و در عین حال سرمایه گذاران خود را نیز حفظ می کنند مناسب توسعه هستند. در مقابل کشوری که سرمایه داخلی ها هم از آن خارج میشود یعنی ورشکسته و عقب مانده. در حال حاضر بر اساس مشاهدات و منابع موجود در ایران خروج سرمایه وجود دارد. سرمایه اعم از نقدینگی و نیروی انسانی است. نظام اداری و قوانین مالیاتی و اجرای دلبخواه قانون نیز از جمله دیگر مصائب است. یکی دیگر از عوامل نا مناسب بودن یک کشور برای سرمایه گذاری نخوه عملکرد نظام اداری آن است. به زبان ساده تر در اقتصادی که یک کارمند مالیاتی بتواند به تنهائی یک پروژه ملّی را تعطیل کند یعنی فاجعه. متاسفانه همه اینها بعلاوه قانون گذاران فاسد آلت دست پول دارها و مدیران رده های مختلف که از فرصت شغلی خود به قول معروف دنبال بستن بار خود هستند از دیگر مشکلات است.
    بر اساس آنچه شنیده میشود در مذاکرات شرکتهای نفتی با وزارت نفت این مسائل بطور عریان طرح شده و بطرف ایرانی تفهیم شده که تا این مسائل حل نشود امکان مشارکت جدّی وجود ندارد. مشکل این کشور تحریمها نیست بلکه مشکل نوع عملکرد حکومت است. وقتی یک سرمایه گذار خارجی و یا داخلی علاوه بر اینها با تورّمی افسار گسیخته نیز مواجه است چگونه می تواند برای کار خود تصمیم بگیرد؟

    اگر بر همه اینها آشفتگی فکری رهبر کشو را که متاسفانه علیرغم محدودیتهای خود در همه کاری نیز دخالت میکند و هیچ ابائی نیز از بحران آفرینی ندارد نیز بیافزایم متوجه دردهای عمیق این مملکت میشویم.

    ——————

    سلام دوست گرامی
    چه بحث مبارکی و چه نکته های درستی. تنها اگر به میزان ارزی که از ایران به دو کشور عربستان سعودی و دوبی سرازیر می شود متمرکز شویم، به فاجعه ای پی خواهیم برد که در عنقریب جهالت مدعیان مدیریت جهان خانه کرده است. راستی کدام نا بخرد با سرمایه های ملی و نقدی اش این می کند که ما می کنیم؟
    از شما سپاس مندیم.
    سپاس

     
  90. با سلام

    جناب یاران عزیز اصلا نوع این مصادره ها بلاوجه بوده و هست ،فرض کنید شخصی سابقا در ارتش زمان شاه اشتغال داشته ،اگر مکانی ملک شخصی او بوده باشد ،و بعد واگذار به هرکس از قوم و خویش خود اعم از وارث و غیر وارث کرده باشد معنا ندارد بواسطه اشتغال سابق او در حکومت شاه ملک او را مصادره کنند.

     
  91. ريشه ها ٢٣ ( قسمتهاى ٢١و٢٢ ذيل پست نظر سنجى )
    انقلاب : هر انقلابى يك كتاب سرخ يا سبز د يا سفيد دارد كه بناست ايدئولوژى انقلاب از آن تغذيه كند .تمامى انقلاب ها شكست را تجربه كرده اند جز دو انقلاب فرانسه و آمريكا كه كيش و كتاب را به قلمرو عمومى سپردند و آزادى انديشه و قلم از آغاز اصل بى چون و چراى شان بود .درباره كتاب سرخ توضيحى مختصر بدهم .مائو در سال ١٩٦٦ به نام انقلاب فرهنگى منتقدانش را از دم تصفيه كرد اتهامات كليشه اى همان نوكر امپرياليسم يا به قول خودمان استكبار و نظام سلطه و دشمن خلق بود .اما در كل گناه واقعى آنها همدردى با ٣٨ ميليون هموطنى بود از گرسنگى مرده بودند .علت مرگ كمبود مواد غذائي در اثر قحطى اعلام شده بود .اما نه قحطى طبيعى بل قحطى ساختگى .كيش جهانى انقلاب و برنامه اقتصادى جهش به جلو از ديد مائو اقتضا مى كرد تا عمده محصولات به كشورهاى بلوك شرق و رفقاى مبارز در إمريكاى لاتين صادر شود .اگر اين قحطى دروغين نبود چه لزومى داشت تا بعدها يكى از تصفيه شدگان به نام ليو شائو چى از بابت آن عذر خواهى كند .مائو پس از قلع و قمع منتقدان كتاب سرخ كوچكش را با تيراژ ٢/١ ميليارد نسخه – يعنى بيش از جمعيت چين – منتشر كرد تا هر چينى چون كتاب مقدسي إن را پيوسته. بخوانىد و از آن طرف بسيجيان گارد قرمز هر كس را كه خلاف إن بگويد يا بنويسد تعقيب كنند . هر انقلابى به دينى و كتابى نياز دارد .شايد بگوييد كيش انقلاب ما يك دين الهى با پيشينه سنتى طولانى و رسوخ يافته در روان جمعى بود نه دينى ساختگى .ما دين داشتيم ،آنها دين ساختند .بله ،درست است .به همين دليل جمهورى اسلامى مجبور. نشد براى اوجب واجباتش كشتار ميليونى كند .كتاب انقلابش قرنها در طاقچه هر خانه اى بود .اما ناگفته نماند كه محتواى كيش انقلاب خواهم ايمانى و خواه الحادى ،در عصر مدرن به محض وصلت با قدرت سياسى يا بايد به قواعد بازى سياسى در ده كده جهانى تن دهد يا شكست جوهره معنوى انقلاب را پذيرا شود .اينجاست. كه برخى از اصلاح طلبان در عجب اند كه چرا نظام ما اين قدر استالينى يا شاهنشاهى شده . مائو در سال ١٩٦٦مرد .پيام قهر با امپرياليسم و جهانى بودن انقلاب را هم با خود برد .مردان جديد گفتند ما با هر گربه اى كه بهتر. موش بگيرد قرار داد اقتصادى مى بوديم .كمونيسم هم شد أتيتكتى بر يك بنگاه اقتصادى سود انديش .چينى كه تا آن زمان فقير بود الان از قدرت هاى اقتصادى اول جهان است .ريشه اين پيشرفت كنار نهادن كيش و. كتاب از قلمرو اقتصاد بود .حالا بحث بر سر سيستم پيچيده اقتصاد كنونى چين با اهل فن است .
    هر انقلاب ايدئولوژيكى كتاب و كيش و نوشته هاى توجيه گر آن را از رانت به شدت ظالمانه اى برخوردار مى كند .ان كيش گيريم كه حق مطلق باشد .چرا نبايد در شرايط برابر با آثار ديگر چالش فكرى كند .اين نويسنده شريف ،آقاى. دولت پناه چرا نتواند براى نشر آزاد آثارش همان امكاناتى داشته باشد كه سازمان تبليغات – و نه هم تحقيقات – اسلامى از آن بهره مى برد ؟وقتى چنين نابرابرى اى در كار است معلوم است كه چرا جوان دگر انديش به زمين و زمان فحش مى دهد ؟نه بى بى سى بلكه نماينده مجلس خودشان افشا كرد كه رسايي ماهانه براى يك هفته نامه نه صفحه اى چند ميليون به اسم بصيرت افزايي بالا كشيده .آيا فقط و فقط همين نويسنده آزاده بر شكست انقلاب گواهى نمى دهد ؟

     
  92. گر بر فلکم دست بدی چون یزدان

    برداشتمی من این فلک را ز میان

    وز نو فلکی دگر چنان ساختمی

    که آزاده به کام دل رسیدی آسان

     
  93. سلام و سال نو مبارک

    امید است که این دادگاه فرصت تشکیل نیابد.

     
  94. آیت الله جوادی آملی اخیرا گفته اند هدف اسلام از حکومت ایجاد عذالت است. این بغایت درست است. در اسلام نوع حکومت هیج اهمینی ندارد. مانند حکومت سلیمان می تواند موروثی باشد. هر چه باشد شکلش مطرح نیست اصل عدالت حاکم بر آن است. عدالت را نه آمار و ارقام بلکه استنباط آن و لمس شدنش دلیلش است. اگر حاکمیت ما در این مورد بخواهد می تواند عادل باشد. فرض کنیم مصادره درست است. راندن ساکنین آن به چه معنا است؟ یا اجاره را با او ادامه دهند و اجاره بها را حکومت بگیرد یا اینکه با شرایطی به او واگدار کنند که این از همه بهتر است . هدف حکومت ولائی رفع مالکیت صاحب قبلی است نه آوارگی مستاجرین. الان شایسته ترین شخص برای مالکیت همین ساکنین فعلی هستند. چون هم مورد قبول مالک قبلی بوده اند و هم سابفه سکونت دارند..بیایید یک کار عادلانه انجام دهید..امیدوارم قاضی محترم همه را خوشحال کند.

     
  95. نظر دهندگان محترم
    مسئول بوجود آمدن حکومت استبدادی و دیکتاتور ی مردم میباشند.
    – اگر دست آورد رژیم ولایت مطلقه فقیه به غیر از مصادره کردن و استبداد دینی و دیکتاتوری و زوال اجتماعی و اقتصادی و سیاسی باشد جای تعجب است.
    – ماهیت رژیم ولایت مطلقه فقیه جهل و خرافات و تحمیق مردم و عیش و کیف برای آخوند دارد.
    به امید روزی که عقل و خرد و اندیشه در همه ما ایرانیان به حد اعلا برسد تا فرهنگ سکولاری (جدائی دین از دولت) – که پله اول پیشرفت ایران بسوب دمرکاسی و ازادی میباشد – در فرهنگمان نهادینه شود و دولتی منتخب مردم و برای مردم و پاسخگو به مردم را برپا کنیم.
    مهدی

     
  96. آقاي نوريزاد عزيز به خدا چند سال است هر وقت روزنامه ها ويا اخبار ويا خبر هايي از اين دست كه شما با دلي پاك به اطلاع ما امت خموش ميرسانيد دلمان را به درد مي آورد ولي دريغ از ياري امتي كه فقط اسم مسلمان بودن را يدك ميكشد ولي دريغ از كوشش جمعي !!راستي از روز دوازدهم فروردين تا حالا بارها به من اس ام اس زده شده كه مردم را به كمك به ساختن بار گاه فلان امام زاده و حتي ساختن مكاني براي حضرت فاطمه دعوت كرده اند من واقعا نميدانم كه افرادي كه درپشت ساختن اين مكان هاي مقدس هستند واقعا نميدانند كه افراد زنده بيشتر به كمك نياز دارند تا ادامه حياط دهند ومهمتر اينكه هم وطن ما هستند حتما آقايان ميفرمايند شعائر شيعه اين اماكن مقدس است البته حرفي نيست ولي آيا افراديك مملكت احتياجات ماليشان در حد مقدور تامين شود ايمانشان بيشتر ميشود ويا بلعكس بارها افرادي كه شيعه نيستند به من نوعي وديگران گفته اند كه خاصيت اين بقعه ها وبارگاه ها چيست وهمان وقت به مردمي كه درمانده مبالغي هستند اشاره كرده اند وما جوابي نداشتيم كه آن هارا قانع كنيم آيا بهتر نيست كه اول به فكر سلامتي اين دنيايمان باشيم بعد به فكر آخرت بيفتيم ؟!؟!؟!؟

     
  97. با سلام
    من شهرستانیم و دورتر از بلندای آسمان شما که مگسی در عرصه سیمرغانم و همیانی تهی از هر چه در نظر این شب پرستان ارزش مینامندش ولی دلی دارم انباشته از عشق به همچون شمایان و آزادگان و اندوختهای ناچیز از ته مانده حقوق ماهی چهارصدو شصت تومانیم ولی اگر گرهی میگشاید بخداوندی خدا که دریغی نیست .کاش به طریقی خرید کتابهای این نویسنده عزیز و زلال ممکن شود
    وای به زمانی که به این رهبر و عمله اش ، حکم تخلیه کرسی قدرت داده شود و نیز تخلیه قفس تن …. البته اگر باور داشته باشند به روز داوری ؟؟!!

     
  98. Rahgozar__ رهگذر

    اینجاست که اهی برمیاید و هر انسانی میگوید: واژگون باد حاکمیت نظام اسلامی!

     
  99. علی اکبر ابراهیمی

    این اقدام حکومت را که قطعا محکوم می کنم و می خواهم بیش از پیش به انجام چنین افتضاحاتی مبادرت نورزد.
    اما سخنی نیز با خود این خانواده گرانقدر دارم.
    اگر بطور موقت و برای حدود پنج یا ده سالی فاصله گرفتن از ایران، از نظر عاطفی و شغلی و پژوهشی ضربه آسیب زا و غیر قابل جبرانی به ایشان نمی زند، می توانند به کشور ترکیه و یا مالزی بروند و به کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل مراجعه کنند. به احتمال بیش از 90 درصد درخواست ایشان پس از چند یا چندین ماه پذیرفته خواهد شد و ایشان پس از مدتی به کشور سوم فرستاده خواهند شد و در آنجا مورد حمایت قرار خواهند گرفت.
    من شخصا از ایشان می خواهم که اگر دادگاه خانه ایشان را از ایشان گرفت، حتما این کار را انجام دهند.
    اگر آنجا حمایت نشدند می توانند بیایند اینجا زیلو در خیابان پهن کنند. اما من خواهش می کنم که امروز این کار را نکنند. چونکه برای من باعث شرم است.

     
  100. با سلام

    مقايسه اى بين كشور قطر وايران

    قطر يک كشور عربى کوچک واقع در خليج فارس است

    قطر دارای ذخایر گسترده ی نفتی و گازی است. مجله فوربس قطر را ثروتمندترین کشور جهان معرفی کرده است. قطر بالاترین شاخص توسعه انسانی بین کشورهای جهان عرب را داراست.
    قطر با مساحتی حدود ١١ هزار و ٥٨٦ کیلومتر مربع و با جمعیتی بالغ بر ٢ میلیون و ٤٢ هزار نفر ( پایان جولای ٢٠١٣ ، اداره اطلاعات و آمار آمریکا) شبه جزیره ای است که در جنوب ایران، بین خلیج فارس و عربستان قرار گرفته است.
    تولید ناخالص داخلی قطر در سال ٢٠١٢ با رشد ٦,٦ درصدی، بالغ بر ١٩١ میلیارد دلار گزارش شده است. در این سال، بخش کشاورزی ٠.١ درصد، بخش صنعت ٧٣.٦ درصد و بخش خدمات ٢٦.٣ درصد از سهم تولید ناخالص داخلی این کشور را به خود اختصاص داده است. تعداد نیروی کار این کشور تا پایان سال ٢٠١٢ حدود ١.٤٣ میلیون نفر و نرخ بی کاری در این کشور ٠.٥ درصد اعلام شده است.
    بیش از ٥٨ درصد از تولید ناخالص داخلی، حدود ٨٥ درصد از درآمدهای حاصل از صادرات و ٧٠ درصد از درآمدهای دولت قطر از محل تولید و صادرات نفت و گاز تامین می شود. نیروی کار خارجی نزدیک به ٧٥ درصد از ساکنان این کشور را تشکیل می دهد که بسیاری از آنها در دوحه زندگی می کنند

    نقل است که به یکی از مقامات قطری گفتند:

    شما عقل دارید که گازهایتان را دادید به آمریکایی‌ها استخراج کنند و 70 درصد را آن‌ها بر می‌دارند و فقط 30 درصدش به خودتان میرسه؟!!

    در جواب گفته است: ما عقل داریم چون در واقع 50 درصد از این گاز سهم شما ایرانی‌هاست که داریم استخراج می‌کنیم؛ در واقع ما داریم 20 درصد به آمریکایی‌هایی می‌دهیم و 30 درصد خودمان.

    آمریکایی‌ها 50 درصد شما را دارند کامل می‌برند!

    احمدی‌نژاد هشت سال معلوم نبود چه کار می‌کرد که…

    تازه همون گازهایی هم که استخراج می‌شد و باید به چاه‌های نفت تزریق می‌شد تا بیشتر و طولانی‌تر نفت دهند، مفت برای صادرات میفرستاد تا خزانه‌اش را پرکند. دولتی که درآمد اصلیش تنها نفت و گاز و دلار فروشی بود!

     
  101. درود بر شما
    داستان غم انگیزی است اما یک جای کار اشکال دارد غارت و چپاول به نام مصادره با اینهمه تاخیر قابل هضم نیست !
    درسته که قوانین این حکومت پربرکت من درآوردی و تابع هیچ ضوابط عقلی و قانونی نیست اما در مصادره و غارت خیلی پر قدرت و بدون تامل و تاخیر عمل کردند ! آیا کنجکاو نشدید غلت سه ده تاخیر را دریابید ؟

     
  102. امسال نوروز جنوب بودم وقتی به خرمشهر رسیدیم دلم طاقت نداشت این همه فقر و خرابی را به ببینه در نمایشکاه جنگ فیلمی از فتح خرمشهر را نشان دادند اشکم بند نمی امد . بعد اتمام فیلم به پاسداری که فیلم راتوضیح میداد با فریاد گفتم

    چرا اقا بجای اینکه به سوریه و لبنان و فلسطین کمک کنه مناطق جنگی را نمیسازه . انتظار عکس العمل بدی را داشتم ولی اون جوان تصدیق کرد چیزهایی گفت که غم ما صد برابر کرد . اکنون هم دلم میخواد در مقابل اقابایستم همین حرف را تکرار کنم

     
  103. قطره فطره جمع گردد ، عاقبت سرمایه ای 95 میلیارد دلاری شود . این آپارتمان هم لابد حق الفقیه است و نمیتوان از آن گذشت !!

     
  104. صحبت از پژمردن یک برگ نیست

    وای….. جنگل را بیابان می کنند

    هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا

    آنچه این نامردمان با جان انسان میکنند

     
  105. من تا كنون باشم تماس نراشته ام 65 ساله ام و بارنشسته مثل ايشان ررر ايشان را ميفهمم راه همياري با ايشان را نشان رهيرز

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

90 queries in 2678 seconds.