سر تیتر خبرها
نامه ی محمد نوری زاد به وزیر اطلاعات

نامه ی محمد نوری زاد به وزیر اطلاعات

مقام عالی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

جناب حجة الاسلام والمسلمین سید محمود علوی

سلام و ارادت

یک:  نزدیک  به  چهارسال و نیم است که همکاران  شما در وزارت  اطلاعات،  تعدادی از ابزار و لوازم  حرفه ای مرا  بار کرده اند و برده اند و تا کنون  پس نداده اند. من  این  وسایل و ابزار حرفه ای را  برای تأمین  بخشی از هزینه های  زندگی ام  اجاره می دادم. در این مدت،  پیگیری های مکرر من از طریق مجاریِ  قانونی،  برای  باز پس  گرفتن این  وسایل  بجایی نرسیده است.  از عنوان  وزارتخانه ای که  حضرتعالی  وزیر آن هستید،  می توان استنباط  کرد که  احتمالاً  در آنجا  باید  قوانین اسلامی  جاری باشد. بهمین  خاطر تقاضا دارم  دستور فرمایید  اجاره  بهای اقلام  شخصیِ  مرا  در مدت  چهار سال محاسبه  کنند و وجه  آن را به  من  بپردازند. من نیز قول می دهم به محض دریافت این اجاره بها،  آن را در امور خیریه  مصروف دارم. امید است  قصد مرا از این اقدام،  صرفاً به  حق الناسی ارجاع  دهید که  در اسلام  به رعایتِ  آن سخت  تآکید  شده است.

دو: بعد از خلاصی از زندان،  محدودیت ها  و مشکلات عدیده ای برای اینجانب و سایر زندانیان  پدید آمده است  که  مایلم  بخشی از آنها را با شما در میان بگذارم. اطمینان دارم  جنابعالی  قبول  می فرمایید  که  ملاقات  با  وزیر اطلاعات  آن  هم  برای  یک  زندانی سیاسیِ کتک  خورده  و فحش خورده از بازجویان دستگاه شما، می تواند  برای  آینده ای  که  ما و شما  بدان  اشتیاق  بسته ایم، راهگشا باشد. نیز اطمینان دارم از این ملاقات، آنکه  بیش از من بهره  خواهد برد،  وزارتخانه ی مطبوع شما خواهد بود.

سه: از این که  وزارت اطلاعات، ممنوع الخروجی همسرم را برطرف کرده است و اموال ضبط شده ی ایشان را باز گردانیده  است،  سپاس مندم. اطمینان  دارم  دو درخواست  نخستینِ  این  نامه  نیز به یک دستور جناب شما اجابت خواهد شد.

چهار: من از روز شنبه چهاردهم  فروردین ماه تا برآورده شدن دو در خواست  نخستینِ  این نامه، جلوی وزارت اطلاعات به قدم زدن های خود ادامه خواهم داد. پیش از این  من  پنجاه  و هفت روز در مقابل درِ شمالی قدم زده ام و هر روز گزارشی از مشاهدات  روزانه ی خود را  منتشر کرده ام. گرچه  در این پنجاه و هفت روز بارها توسط  مأموران  شما  به کلانتری و دادگاه برده شده ام و نیز حتی با برخوردی خشن و خونین  بازداشت شده ام،  با این همه  اما  چرا نگویم که  خواسته های من  کاملاً  قانونی اند و حقوقی و مدنی و بدیهی؟  تصور می کنم  به  این  تقاضای ملاقات  اگر بها  بدهید،  مابقی مسائل  خود بخود  حل  خواهتد  شد. خواهشمند  است  دستور فرمایید  مرا  از سرنوشت  این  نامه مطلع کنند.

با احترام و ادب

محمد نوری زاد

سیزده  فروردین  نود و سه – تهران

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

55 نظر

  1. سلام.لطفا آدرس قدمگاه

     
  2. سیدامین عباسی

    پس حق چند میلیون نفر جامعه یارسان کو … ؟؟؟ ” حق شهیدان نیکمردطاهری و حسن رضوی و محمدقنبری که بعلت توهین های مکرر مسئولین و رسانه ها و ادارات و نیروهای مسلح و ….. به مردم یارسان جان خودرا به آتش کشیدن به نشانه اعتراض و ندای ملت یارسان به جهانیان و تمام فعالان مدنی و حقوق بشر برسانند کو ….؟ ؟؟ ؟؟؟؟؟؟حق سرباز جان باخته “شهید حکمت صفری ” که در اثر سختگیریهای فرماندهانش در سپاه پاسداران بیجار به ستوه آمده و خودکشی نمود… کو …………………………………………؟؟؟؟؟؟؟؟ .

     
  3. تا شیخ به جای شاه بر تخت شده ست
    بر خلق، خداییِ خدا سخت شده ست
    عقل از سر و شرم از رخ و درک از وجدان
    کوچیده و آدمی نگون بخت شده ست!

    تا کی وطن این حالِ مشوش بیند؟
    دائم به جگر، داغِ سیاوش بیند؟
    ای دیو، خوشا دمی که فرزند زمان
    کاخ ستم ترا در آتش بیند!

    ای وهم، به زنجیرِ یقین در بندی!
    ای عشق، به دامِ و بندِ کین در بندی!
    ای آدمیت، اسیر جهلی و جنون
    ای آزادی به قید دین دربندی!

    khoshbakht2
    هشدار که اهل دین خرابند‌ ای دوست
    بنمایهء ظلم و اضطرابند ‌ای دوست
    از جهل و جنون، مجوی آزادی خویش
    آزادی و دین آتش و آبند‌ای دوست!

    دوزخ ز بهشت دینفروشان خوش‌تر
    زان جام طهور، سُربِ جوشان خوش‌تر
    هم خانگیِ دزد، هزاران بار از
    همسایگیِ عبا به دوشان خوش‌تر!

    زیرِ عَلَمِ عالِمِ اسلام پناه
    اندیشه، تباه آمد و فرهنگ، گناه
    خلوت کردند ظلم و قدرت با دین
    وحدت کردند حوزه و دانشگاه!
    ۴/۴/۲۰۱۴
    شش رباعی از م. سحر

     
  4. من کار زیبای خانم محتشمی پور را بسیار زیبا می دانم ولازم وصحیح ونیز این مورد که نظر علمای اهل سنت را نیز در این باب می پرسد بسیار به جاست که ما بدانیم که چه کسانی با چه انگیزه ای برای ما اقا بالاسر شده اند وتصمیم می گیرند دنبال مرجعی بگردیم که حداقل انسانی می اندیشد جان انسانها برایش مهم است کمتر اشتباه می کند وخیلی عالی مدیریت می کند وزندگی شهروندان برایش مهم است وانها را ملک ‍‍‍‍‍بدری خود نمی داند وغیرت ایرانی دارد وایران هم برایش مهم باشد نه اینکه فقط دخیل بسته به امامان شیعه ودر ان حالش نشه شده وملت را فراموش کرده

     
  5. ايرج نيرومند

    سلام بر تمامي آزادگان و مبارزان ايران ، خاورميانه ، اسيا و جهان و بخصوص مبارزترين مبارزان آقاي محمد نوري زادي معروف غيرموثر
    برادر من اميد كه نوروز را در كنار همسر و فرزندان و خانواده گسترده سپري كرده باشيد. آقاي مبارز باور اينكه شما از مبلغ الااجاره لوازم برده شده توسط وزارت اطلاعات معاش خانواده را تامين كرده باشي مشكل است. پس چطور 4 سال بدون اين لوازم امورات زندگي را گذرانده اي. در ادامه از وزير اطلاعات ميخواهيذ آنهم با لحن از موضع پائين كه چنين نوشته اي :« بهمین خاطر تقاضا دارم دستور فرمایید اجاره بهای اقلام شخصیِ مرا در مدت چهار سال محاسبه کنند و وجه آن را به من بپردازند». آيا طرح محاسبه اجاره بهاي اقلام برده شده در شان كسي است كه خود را بالاتر از همه مبارزان ميداند؟ آيا اين قسم پيشنهاد توسط مدعي مبارزه كاسبكاري نيست؟ شكلي از تمسخر مبارزه نمي تواند تلقي گردد؟ بنابراين شايد به بي اثربودن حضور 50 روزه ات در برابر وزارت پي برده اي و عاجزانه از وزيرت ميخواهي كه وارد قضيه شود و موضوع را فيصله دهد. اميد كه خواسته شما اجابت شود. البته شمع ريخته را نذر امامزاده نمي كنند. شما به وزير نوشته اي كه بهره و اجاره اقلام انبارشده در وزارت اطلاعات را به محض دریافت این اجاره بها، آن را در امور خیریه صرف كني. استاد مبارز فكر مي كني ما مث هالوئيم. مگه اجرت اقلام شما اگر بهت بدهند چقذه ميشه كه ميخواهي صرف امور خيريه كني. بهتر نيست بخشي از اموال و مستغلات و باغ را نه صرف امور خيريه كه بين كارگران مستضعف و بيكار شده ها بنمائي. بد كه نمي گم

     
  6. جناب نوریزاد عزیز
    از شما بعید است که گمان میکنید وزارت اطلاعات ریس دارد و ریسش جناب علویست. استمرار قتل و شکنجه و آزار خود گواه این مدعاست که آن وزارت قتل و غارت و چپاول صاحب ندارد. بجای نگارش نامه به وزیر به همان کسانی که شما را در خیابان کتک زدند نامه بزنید، به همانها که وسایل شما را بردند اگر نمیدانید کیستند نامه زنید. به فرمانده بسیج نامه بزنید، به فرمانده سپاه نامه بزنید. نامه نگاری با بیت و هیات دولت بی فایده است.
    اگر وزیر اطلاعات و بزرگترهایش کاره ای بودند سیاسیون و روزنامه نگاران و سایر به گروگان گرفته شدگان آزاد میشدند یا حداقل تلاشی برای آزادیشان میشد. نخست وزیر امامشان از حصر در می آمد. ریس اسبق مجلسشان رها میشد.
    پیشنهاد آخر اینکه اگر واقعا لوازم به گرئگان گرفته شده اتان را میخواهید به پوتین نامه بنویسید، در آن خانه آشنا زیاددارد!

     
  7. استفتاء فخرالسادات محتشمی پور از آیت الله خامنه ای

    اشتراک پنجشنبه, ۱۴ فروردین, ۱۳۹۳
    چکیده :فخرالسادات محتشمی پور، همسر سیدمصطفی تاجزاده در استفتائی از آیت الله خامنه ای درباره ی حقوق زندانیان سیاسی و محرمیت های اعمال شده درباره ی همسر خود نوشته است: محروم نمودن کلیه اعضای خانواده و بستگان درجه یک زندانی سیاسی (جز همسرش) از دیدار او و منقطع کردن کامل او از خانواده و اجتماع به لحاظ شرعی چه حکمی دارد؟…

    فخرالسادات محتشمی پور، همسر سیدمصطفی تاجزاده در استفتائی از آیت الله خامنه ای درباره ی حقوق زندانیان سیاسی و محرمیت های اعمال شده درباره ی همسر خود نوشته است: محروم نمودن کلیه اعضای خانواده و بستگان درجه یک زندانی سیاسی (جز همسرش) از دیدار او و منقطع کردن کامل او از خانواده و اجتماع به لحاظ شرعی چه حکمی دارد؟

    به گزارش کلمه، سیدمصطفی تاج زاده، معاون وزیر کشور دولت سیدمحمد خاتمی بیش از سه و سال نیم است در انفرادی و محروم از ملاقات با اعضای خانواده ی خود به سر می برد و تنها می تواند با همسر خود ملاقات داشته باشد.

    همسر این زندانی سیاسی که پیش از این بارها در نامه هایی به مسئولان کشور از رفتارهای خارج از قانون نوشته بود این بار گفته است که این استفتاء را از دیگر مراجع شیعه و اهل تسنن هم انجام خواهد داد.

    متن این استفتاء که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

    بسم الله الرحمن الرحیم

    حضرت آیة الله خامنه ای

    سلام علیکم

    با تسلیت عزای مادر بزرگوارمان صدیقه طاهره حضرت زهرا (س) از آن جا که تعدادی از بستگان من و همسرعزیزمظلوم دربندم مقلد شما هستند و علاقمند به این هستند که بدانند چرا سید مصطفی تاجزاده خادم همیشگی مردم و کشور با وجود داشتن پرونده ای پاک و زندگی منزّه، سال های اخیر از عمر عزیزش در زندان انفرادی و حصر در زندان است، برآن شدم که در این زمینه از شما استفتاء کنم: حبس غیرقانونی یک انسان (مسلمان یا غیرمسلمان) در زندان انفرادی و حصر و ایزوله کامل او بیش از سه سال و نیم به جرم فعالیت های کاملا مشروع سیاسی به لحاظ شرعی چه حکمی دارد؟

    محروم نمودن کلیه اعضای خانواده و بستگان درجه یک زندانی سیاسی (جز همسرش) از دیدار او و منقطع کردن کامل او از خانواده و اجتماع به لحاظ شرعی چه حکمی دارد؟

    محروم نمودن زندانی سیاسی نیازمند درمان های تخصصی که منجر به تشدید بیماری های او می شود به لحاظ شرعی چه حکمی دارد؟

    انشاء الله این استفتاء از دیگر مراجع بزرگوار شیعه و اهل تسنن هم انجام خواهد شد.

    من الله التوفیق و علیه التکلان

    با تشکر

    فخرالسادات محتشمی پور

    همسر آزاده دربند سید مصطفی تاجزاده زندانی سیاسی خاص جمهوری اسلامی

     
    • درود بر شما
      عجب داستان و نبرد نابرابری است مگر میشود با سلاح دین و استفتاء و اینگونه مهملات با آخوند جماعت مسابقه دین گذاشت و بر منطق او غلبه کرد ! آنها خودشان استاد کاربرد یک طرفه اینکونه مهملات هستند !
      ایشان اگر متوسل به رفسنجانی می شدند که خاطره ای از آقاشون در ارتباط با لزوم آزادی زندانیهای بی گناه بیان کنند شاید به نتیجه میرسیدن !

       
  8. علی اکبر ابراهیمی

    محمد نوری زاد هیچگونه تعهدی به وزارت اطلاعات و به اطلاعات سپاه ندارد.
    محمد نوری زاد وظیفه ای ندارد که بگوید: “قول می دهم به محض دریافت این اجاره بها، آن را در امور خیریه مصروف دارم.” هیچگاه نیز ایران بی نیاز و خوش حساب من چنین حقی به وی نداده است که چنین بذل و بخششهایی کند.
    با توجه با اینکه برای محمد نوری زاد تهدید و تحدید و جو رعب و وحشت درست کرده اند، من خودم شخصا آن جمله فوق الذکر از ایشان را باطل اعلام می کنم.

    علی اکبر ابراهیمی
    تهران
    مقابل دفتر سازمان ملل
    یکم فروردین 1393

     
  9. درود بر شما
    نظر سنجی

    میزان رای ملت است ! گوینده این دروغ سیزده چه کسی بود ؟

    1- آقامون
    2 – آقاشون
    3 – آقای آقامون
    4 – جهالت خودمون

     
  10. آقای نوریزاد گرانمایه سلام بر شما وبر حجب وحیای ایرانی شما که از نجابت نژاد پاک ایرانیت سر چشمه می گیرد من واقعا صبر وبردباری شما را در مقابل اهانتهای مشتی از خدا بی خبر وضد بشر می ستایم وهرگز خود را در آن مقام نمی دانم که با شما مقایسه شوم ولی دررابطه با اهانتهایی که به نجابت شما وخانواده محترمتان شد ودر یک سناریو از پیش نوشته شده همان اهانتها به نیاکان پاک این سرزمین از سوی همان کسان ویا بهتر است بگوییم ناکسان بر زبان آورده شد من بر خود لازم دانستم که جواب دندان شکنی و یک بار برای همیشه طی یک کامنت به اینگونه نابخردان بدهم ولی متاسفانه همان حجب وحیای شما باعث حذف آن کامنت گردیده لذا اگر چه که در مرام شما اینگونه کامنتها جایی ندارد ولی از قدیم گفته اند پاسخ کلوخ انداز سنگ است.با این اوصاف به خاطر کوتاه کردن زبان اینگونه یاوه گویان خواهشمندم آن کامنت مرا بازیابی نموده وجهت استحضار تهمت زنندگان برروی سایت قرار دهید باکمال تشکر

     
  11. اتل متل متلا
    رمال خوبه يا ملا؟
    اين شعر كودكانه كه نوعى ادبيات محلى نيز محسوب ميشود ، تجانس بنيادى اخوند را با رمال در خرافه گويى و خرافه پرورى و نيز تشابه شگرف اسيبهايى كه زندگى مكنده گون اين دو موجود بر سلامت جامعه بر جاى خواهد گذاشت را به نحو شفافى به نمايش ميگذارد. تكرار ميكنيم:
    اتل متل متلا
    رمال خوبه يا ملا؟
    يا:
    اتل متل زمهرير
    اخوند خوبه يا جنگير؟

     
    • اتل متل توتوله
      مصیب کوتوله
      کوتوله ای کوتوله
      جای توباشد طوله
      اندرمیان احشام
      خاروخفیف وخوله
      زارو وزبون گشته ای
      خاروخفیف گشته ای
      کارذلیلان، اینه
      به دشمناش فحش میده
      عرضه نداره هرگز
      قایم میشه زیرمیز
      مصیب جوولق وضربه خور
      منافق ومعاندو فریب خور
      عقل نداره این لامصب ،زرمی زنه مرتب
      فحاشی سلاحش ،غور می زنه مذبذب
      بیچاره خورده ازآخوند چند شلاق
      دیوانه گشته او، میکنه واق واق
      کارنفاقش گشته چون بر ملا
      طعنه زند برآخوند وبرملا
      تیم نفاقش گشته اند تارومار
      داد درونش گشته چون آشکار
      جای ندارد بکند دادو قال
      آمده اینجا به پناه ومقال
      توبروگمشو ایا بدسگال
      جای نباشدتورا اینجا مجال. ” اثری ازهاروت “

       
  12. روایتی رسمی از سال سقوط اقتصاد ایران

    به روز شده: 16:59 گرينويچ – چهارشنبه 02 آوريل 2014 – 13 فروردین 1393
    فیسبوک
    تویتر
    Google+
    به اشتراک بگذارید
    ارسال صفحه
    چاپ مطلب

    بانک مرکزی ایران در گزارش “تحولات اقتصادی کشور “در سال ۱۳۹۱ نوشته است:”سال ۱۳۹۱ سال دشواری برای اقتصاد ایران بود. در این سال اقتصاد کشور تکانه های کم سابقه ای را با منشاء داخلی و خارجی تجربه کرد.”
    مطالب مرتبط
    روحانی: در حال برداشتن آوار خرابی هشت ساله هستیم
    آیت الله خامنه ای: به دست دشمن نگاه نکنیم کی تحریم را بر می‌دارند
    فرمانده سپاه: می‌توانیم در اقتصاد کمک کنیم ولی دولت باید از ما بخواهد
    لینک‌های مرتبط
    موضوعات مرتبط
    اقتصاد ایران
    این گزارش تصویری از اقتصاد ایران ارائه می دهد که آثار ولخرجی ها و دست و دلبازی های دولت محمود احمدی نژاد، برنامه حذف یارانه ها، افزایش شدید نرخ ارز و تحریم های تجاری و مالی در سالهای اخیر چه تبعاتی برای ایران به همراه داشته است.
    آمارها نشان می دهد که سال ۱۳۹۱ سال سقوط اقتصاد ایران بوده است به گونه ای که رشد اقتصادی از ۵.۸ درصد در سال ۱۳۸۹ به منفی ۵.۸ درصد در سال ۱۳۹۱ رسیده است و در این مدت تورم از ۱۲.۴ درصد به ۳۰.۵ درصد افزایش یافته است که بیشترین سهم را در کاهش رشد اقتصادی داشتنند.
    بانک مرکزی از این وضعیت به عنوان “رکود تورمی در اقتصاد” یاد می کند و می نویسد که نااطمینانی به سیاست اقتصادی دولت باعث “خروج سرمایه های بخش خصوصی از فعالیت های مولد” شده و با افزایش قیمت مواد سوختی بعد از اجرای برنامه حذف یارانه ها، هزینه ها افزایش پیدا کرده و ضمن کاستن از توان تولید کنندگان، قدرت خرید مصرف کنندگان را نیز کم کرده است.
    در کنار این عوامل، تحریم های تجاری و مالی بین المللی علیه ایران حلقه مشکلات اقتصادی ایران را کامل کرده است. به واسطه این تحریم ها فروش نفت به کمتر از نصف کاهش پیدا کرده است و درآمدهای نفتی نیز در دست مشتریان نفتی ایران بلوکه شده است.
    گزاش بانک مرکزی نشان می دهد که چگونه ترکیب این عوامل به سقوط کم سابقه اقتصاد ایران منجر شده است.
    سوخت تورم زا
    دولت محمود احمدی نژاد در سالهای اخیر با متوقف کردن انتشار آمارهای ر سمی از وضعیت اقتصادی، تصاویر خوشایندی از آینده ارائه می کرد، اما گزارش بانک مرکزی نشان می دهد که چطور دولت وی با تبدیل دلارهای نفتی به ریال بهمن عظیمی را روی سر اقتصاد ایران آوار کرده است.
    “گزارش بانک مرکزی ایران نشان می دهد که دولت های قبل و بعد از انقلاب کمتر از ۷۰ میلیارد تومان نقدینگی ایجاد کرده بودند و دولت آقای احمدی نژاد به تنهایی شش و نیم برابر آنها نقدینگی ایجاد کرده است.”
    میزان نقدینگی در پایان سال ۱۳۸۳ و سه ماه مانده به انتخاباتی که محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری رسید، ۶۸ هزار میلیارد تومان بوده است که حدود ۲۵ هزار میلیارد تومان آن پول نقد بوده است.
    بعد از آن در فاصله هشت سال، در پایان سال ۱۳۹۱، میزان نقدینگی به ۴۶۰ هزار میلیارد تومان رسید که ۱۱۳ هزار میلیارد تومان آن پول نقد بوده است.
    این یعنی کل دولت های قبل و بعد از انقلاب کمتر از ۷۰ میلیارد تومان نقدینگی ایجاد کرده بودند و دولت آقای احمدی نژاد به تنهایی شش و نیم برابر آنها نقدینگی ایجاد کرده است.
    محسن رنانی اقتصاد دان و عضو هیات علمی دانشگاه اصفهان در باره این حجم نقدینگی گفته است “در سالهای اخیر سوخت عظیمی زیر دیگ تورم قرار داده شده که به علت نرسیدن اکسیژن کافی، این سوخت هنوز شعله ور نشده است. آن سوخت هفت برابر شدن نقدینگی در هشت سال اخیر است که هنوز تورم و فشار تورمی آن خارج نشده است.”
    به گفته آقای رنانی “زمانی که نقدینگی تزریق می شود به دو روش اثرش بروز می کند یا باید تولید، متناسب با نقدینگی بالا برود که در این هشت سال، تولید نه تنها هفت برابر نشده و افزایش پیدا نکرده بلکه رشدش منفی هم بوده است یا باید تورمی به همین مقدار ایجاد شود که باز هم تورم ۶۰۰ تا ۷۰۰ درصدی ایجاد نشده است.”
    چنین وضعیتی شرایط دشوار اقتصاد ایران را نشان می دهد که به دولت حسن روحانی به ارث رسیده است و برخی کارشناسان اقتصادی می گویند که اجرای مرحله دوم برنامه حذف یارانه ها و افزایش دوباره قیمت مواد سوختی می تواند دوباره آتش تورم شعله ور کند.
    برای همین هم دولت حسن روحانی سعی دارد با کاهش تعداد یارانه بگیران، از فشار پرداخت یارانه نقدی به همه شهروندان کم کند و در عین حال مقادیری هم به قیمت مواد سوختی بیفزاید. یعنی هم بخشی از کسری بودجه طرح حذف یارانه ها را از طریق کم کردن تعداد یارانه بگیران برطرف کند و هم با افزایش مواد سوختی درآمدهایش را اضافه کند در حالی که دولت آقای احمدی نژاد با قرض از بانک مرکزی و بودجه دیگر بخش های دولتی سعی کرد تا فقط یارانه های نقدی را بین خانوارها تقسیم کند.
    رشد منفی سرمایه گذاری

    سرمایه گذاری صنعتی در سال ۱۳۹۱ نسبت به سال قبل از آن ۲۹ درصد کاهش پیدا کرده است.
    تشکیل سرمایه ثابت شاخص مهمی در وضعیت اقتصاد است که در گزارش بانک مرکزی، وضعیت نامطلوبی دارد. بنابر این گزارش، در سال ۱۳۹۱ تشکیل سرمایه ثابت نسبت به سال ۱۳۹۰ نزدیک به ۲۲ درصد کاهش داشته است.
    در این سال سرمایه گذاری صنعتی با افت شدیدی همراه بوده به گونه ای که در سال ۱۳۹۱ نسبت به سال قبل از آن ۲۹ درصد کاهش پیدا کرده است.
    بیکاری نیز در سال ۱۳۹۱ همچنان بالا بود و نرخ بیکاری به ۱۲.۲ درصد رسید که بر این اساس جمعیت بیکاران دو میلیون و ۹۰۰ هزار نفر برآورد شده است.
    برآوردهای مرکز آمار نشان می دهد که بیکاران جوان به خصوص جوانان بالای ۲۴ سال که تقریبا دو سوم بیکاران را تشکیل می دهند عمدتا تحصیلکردگان دانشگاهی هستند.
    بحران ارزی نیمه دوم سال ۱۳۹۱ بازتاب چندانی در گزارش بانک مرکزی ندارد که در آن قیمت دلار در بازار آزاد از حدود ۱۲۰۰ تومان به مرز چهار هزار تومان رسید و بعد در حدود ۳ هزار تومان تثبیت شد.
    در گزارش بانک مرکزی ایران، بیشتر بر ارز دولتی تاکید شده و نشان می دهد که در سال ۱۳۹۱ بیشتر از ۴۴ میلیارد دلار ارز توزیع شد که “با توجه به کاهش درآمدهای ارزی و همچنین تحریم مبادلات بانکی، مدیریت همزمان عرضه و تقاضا” در دستور کار قرار گرفت و دولت با اولویت بندی کالاها سعی کرد تا ارزهای موجود را به کالاهای اولیه و اساسی اختصاص دهد.
    در این شرایط، هزینه متوسط یک خانوار شهری حدود ۲۲ میلیون تومان در سال یا ماهانه حدود یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان بوده است که نزدیک به ۶۰ درصد از آن صرف مواد خوراکی و آشامیدنی، مسکن، آب و برق شده است.
    در حالی که تورم در سال ۱۳۹۱ بیشتر از ۳۰ درصد بود دستمزد کارمندان دولت ۱۸ درصد افزایش پیدا کرد و از حدود ۳۳۰ هزار تومان به ۳۸۹ هزار تومان رسید که به عقیده بانک مرکزی ایران “موجب کاهش قدرت خرید آنها” شده است.
    آمارها نشان می دهد که روند نزولی اقتصاد ایران در سال ۱۳۹۲ ادامه پیدا کرده است. تورم از مرز ۴۰ درصد فراتر رفته و نقدینگی نیز مرز ۵۶۰ هزار میلیارد تومان را رد کرده است.
    اکنون دولت آقای روحانی می کوشد از طریق ابزارهای اقتصادی سرعت رشد نقدینگی را کنترل کند و تورم را کاهش دهد. برآورد دولت این است که بتواند در پایان سال خورشیدی جاری تورم را به حدود ۲۵ درصد برساند.

    ——————

    سلام دوستان
    کپی کردن یک چنین مطالبی و آوردن آنها و ارسالشان به سایت نوری زاد، نمی دانم به چه قصدی صورت می پذیرد. کاش مثلا بخشی از یک مطلب انتخاب می شد و دوستان بفرار خور حال آن را می پروراندند و از زاویه ای دیگر بدان می نگریستند تا به اصل مطلب مربوط باشد. در این مهم مرا یاوری کنید. وگرنه شاید صلاح در حذف اینجور مطالب باشد. چرا که خبرگزاری های فراوانی به تولید و انتشار یک چنین خبرها و مواردی مشغول اند.
    سپاس

     
    • انتشار اینگونه مطالب جهت اگاهی خوب است اما بهتر است در این سایت تنها لینک ان از سوی دوستان قرار داده شود

       
  13. جناب نوريزاد
    اگر امروز من در قالب طنز اندك كنايه اى نيز چاشنى سخنم ميكنم ، شما قبل از اينكه با تركه “رعايت ادب ” مرا تنبيه كنيد ، گوشه چشمى نيز بر قلب و دل ما بيندازيد ، تا ببينيد اين – به قول شهيد سيرجانى- كوته آستينان دراز دست ، اين جاهلان پر مدعا ، اين دونان دد صفت ، اين ريا كاران ظاهر فريب و اين صغيران مدعى ولايت چگونه با زخمهاى هر روزه خود، انرا به دريايى از خون مبدل كرده اند ، و انگاه اگر به من حق نداديد ، با طرح اين پرسش كه ؛” شما كه قرار نيست اين اخرين سخنت باشد؟” مرا به امكان عدم تحملم، تهديد كنيد.
    جناب نوريزاد نگاهى دوباره بيندازيد به نوشته هاى اين دوستانى كه “كودك” خطاب كردنشان توسط من ، شما را فى الفور برافراخته ميسازد و ببينيد ايا اين چند خط نوشته طنز الود من حاوى توهين است و نادرست ، يا نوشته هاى اين دوستان كه تماما از جايگاه چوپانى خود، خطاب به ما گوسفندان ، نگارش شده ، نوشته هايى كه نويسندهايش خود را كارشناس امور خدا معرفى ميكنند و با وصل نمودن يك سر ان نوشته ها به خدا ، نه تنها انرا فاقد از هر گونه نقص و عيب بر مى شمارند بلكه هر گونه مخالفت با انرا نيز در حكم كفر ، و گوينده اش را مهدور الدم ميدانند ، ايا اينگونه نوشته ها و اين طرز تفكر ، توهين به شعور و فهم ديگران نيست ؟؟!
    اكنون جناب مرتضى پاسخ خواهند داد كه) خير اصلا اينگونه نيست و ما هم مانند سايرين جايز الخطا هستيم و من شخصادهر گونه نقد عارى از توهين را ارج مينهم و …و…و……
    ولى ايا به راستى مرتضى ما و عبدالله ما و … خود را جايز الخطا ميدانند و احتمال غلط بودن نظر خود و دين خود و سخن خود و عقيده خود و… را حتى به قدر سر سوزنى، محتمل ميدانند؟؟!
    اكنون باز مرتضى پاسخ خواهد داد؛ //اين مواردى كه شما برشمرديد مختلف است و هر يك پاسخ خاص خود را دارد ، مثلا بله من در خصوص دينم احتمال وجود هر گونه نقص و اشتباهى را منتفى ميدانم ولى در مورد “نظراتم” دو وجه دارد ؛ گاهى من در حال بيان احكام دين و…هستم كه اين ديگر نامش بيان نظر نيست و در اينجا نيز مضوع امكان اشتباه با توجه….منتفى است، ولى زمانى در حال بيان نظر اجتهادى يا …. .//
    ولى جناب نوريزاد ، هم من و هم شما ميدانيم كسى كه خود را كارشناس امور دينى معرفى ميكند، در حقيقت در حال پيوند زدن نظريات و عقايد خود با نظر و خواست خدا، ميباشد و چنين شخص هر قدر سعى كند خود را دمكرات و يا چون سايرين جلوه دهد ، باز هم در پس ذهن او افتى لانه كرده كه او را در نظر خود، از سايرين متمايز ميكند و حداقل تاثير اين افت، ابتلا به طرز تفكر بيمارگون، بر اساس نگرش گوسفند و چوپانى است
    جناب نوريزاد فقط كافى است لحظه اى عبارت ” كارشناس امور دينى” را در ذهنتان حلاجى كنيد تا ببينيد اين عبارت چه توهين بزرگى را در خود نهفته دارد و چه عواقب و اثار شومى ميتواند در بر داشته باشد و بالتبع كسى كه خود را كارشناس اين رشته معرفى ميكند چه پتانسيل عظيم و مخربى را در عمق وجود خود انباشته كه كمترين اثر ان ، انحصار خداوند را و بالتبع انحصار اختيارات خدا ، خواهد بود.
    اكنون اگر جناب مرتضى در مقام پاسخگويى بر مى امدند ؟ پس از بيان توضيحات مفصل در انتها مثالى ذكر ميفرمودند مشابه اين مثال كه ، همه مردم در زندگى روزمره از برق استفاده ميكنند ولى اگر در استفاده از برق دچار مشكلى شدند ، به متخصص امور برق مراجعه ميكنند و اين موضوع ، از باب مراجعه جاهل به عالم منطقى و موجه است
    ليكن همه ميدانيم كه اينگونه پاسخ ها و مثال ها صرفا نوعى شوخى و هزل و به عبارت ديگر گونه اى بازى با جملات و عبارات است ( البته جناب مرتضى حتما اينجانب را متهم داشتن اوصافى چون ؛ ” خودگويى و خودخندى ، عجب مرد خردمندى ” و يا ” خودت ميبرى و خودت ميدوزى ” متهم نخواهند كرد.
    ادامه در كامت بعدى.
    (البته اگر جناب نوريزاد به تهديد خود، مبنى بر ” اخرين بار بودن سخن من “جامه عمل نپوشانند.)

     
  14. «دست نوشته‌ها نمی‌سوزند»، آخرین ساخته‌ی محمد رسول‌اف، نه تنها به هیچ وجه سرگرم کننده نیست، بلکه حتی مخاطب را آزار می‌دهد زیرا بازنمایی شجاعانه‌ای از سرکوب و حذف بی‌رحمانه‌ی منتقدان و روشنفکران ایرانی است که در دهه‌ی هفتاد رخ داد. این فیلم به‌تازگی در جشنواره فیلم های برجسته (Movies that Matter) در شهر لاهه در هلند به نمایش درآمده و با استقبال خوبی هم روبه‌رو شده است.جوهر اصلی فیلم طرح‌ریزی مرگ دسته‌جمعی‌ نویسندگان در اتوبوسی است که به سمت ارمنستان سفر می‌کرد. این فیلم راوی سال‌های سیاه سرکوب، قتل‌های زنجیره‌ای و خودکشی سیامک پورزند٬ نویسنده و روزنامه‌نگار است. «دست نوشته‌ها نمی‌سوزند»، به صراحت از جنایات دستگاه مخوف وزارت اطلاعات علیه روشنفکران پرده برمی‌دارد.داستان فیلم با قتلی به دست مرتضی آغاز می‌شود. پسر مرتضی سخت بیمار است اما او برای بستری کردن پسرش در بیمارستان پول کافی ندارد. از طرفی همسرش باور دارد که شغل مرتضی باعث شده پسرشان به این حال و روز بیفتد. به نظر می‌رسد مرتضی هم دچار عذاب وجدان شده، اما همکارش خسرو، او را قانع می‌کند با این توجیه که این قتل‌ها کاملاً شرعی و مطابق با احکام الهی انجام می‌شوند. مرتضی و خسرو، دو کارمند رده پایین وزارت اطلاعات هستند، و کیان، نویسنده و شاعر را گروگان گرفته، به شمال می‌برند تا او را بازجویی کنند.فروزنده، دوست کیان، نویسنده است و تازه مطلع شده کتاب‌اش اصلاحیه‌ی زیادی خورده است. خانه‌ی او تحت نظر است و تمام روابط و رفت و آمد‌هایش کنترل می‌شود. در دوران قتل‌های زنجیره‌ای در سال‌های (۱۳۶۷-۱۳۷۷)، اتوبوسی حامل ۲۱ نویسنده که به سمت ارمنستان سفر می‌کرد به دستور وزارت اطلاعات قرار بود به دره سقوط کند اما این طرح شکست خورد. در این داستان یکی از نویسندگان حاضر در اتوبوس تمام جزییات طرح این مرگ دسته‌جمعی را در دست‌نوشته‌هایش ثبت کرده است. یکی از هم‌بندی‌های سابق او که بازجوی فعلی اوست از انتشار این دست‌نوشته می‌هراسد و در طول داستان می‌کوشد دست‌نوشته‌ها را از او بگیرد. این بازجو یکی از مروجان نظریه‌ی ناتوی فرهنگی است.

     
  15. از عنوان وزارتخانه ای که حضرتعالی وزیر آن هستید، می توان استنباط کرد که احتمالاً در آنجا باید قوانین اسلامی جاری باشد.)

    پس از سی و خورده ای سال هنوز به خود دروغ می گویید و سپس به دیگران. پس از سی و خوردهای سال جنایت هنوز این تلنگل ذهنی بر شما نیامده از خود بپرسید (از دیگران پیشکش) اسلام و اسلامیت چیست پیش از انکه به ان صفات نیک و بد بچسبانید براستی از خود نبرسده که این پدیده ایمانی چیست. سی و خورده ای سال تلاش و این حکومت و بسیاری از قوانین اسلامی بران است که ایمان بر مدینه ی فاضله را به واقعیت تبدیل کند. بسیاری از مومنان مانند مومنان دین های توحیدی دیگر حتا تناقضات درون کتاب مقدس و احادیت و تاریخ و نوع زندگی الگوها را به تناسب توهامت و باورها ی خود به نیکی ها و بدی های فیلتر می کنند و هر کس می بافد و اخر سر معلوم نیست پدیده چیست بلکه انچه باید در تعریف ان نگنجد بدیهایی است که انسان سالم از نظر روانی برای زندگی تشخیص دهد. حال شما به وزیر اطلاعات حکومتی اسلامی که جمهوری که بهرحال نیست می گویید انهم نه به طعنه که قوانین اسلامی انجا جاری باید باشد! اگر هم طعنه ای در ان نعفته بدون شک ابتدا ازخود باید بپرسید پس مشکلات حکومتی که بر پدیده ای یا ایده ای با هفتاد سر بنا می شود از کجا در می اید. بدون شک این پرسشم تابوی ذهنی برای شماست. ازینرو با دو فرضیه اینکه اسلام میتواند خیلی خوب باشید و فرضیه دوم اینکه مردم کشوری (امار اکنونی بدون شک یا نا مشخص یا چندان امید بخش برای طرفداران ازدیاد مسلمانی) مسلمان هستند ازینرو اصلن طرح این پرسش اشتباهست و اختلاف بر انداز. این درحالیست که جار می زنیم ای حکومت ازادی بده ولی خود از بنا ابتدایی پرسش ها را بر پیش فرض های بهانه گونه تابو کرده ایم و نعل را بر عکس زدهایم که اگر قوانین اسلامی انجا جاریست چرا خلاف حقوق انسان رفتار می شود! بدین معنا که مبنای حقوق انان با ان پدیده تضادی ندارد. حال صرفنظر اینکه تاریخ هر دین نشان از تضاد ها دارد و در میان صد ها تمایلات انسانی نیک و بد در ان یافت می شود چگونه میتوان اصلن چنین مبنایی را اصلن تصور کرد ولی متسافانه ما نه تصور بلکه متوهمیم. متوهم با ابزار ضد اندیشه ی ایمان. بدون شک با ایمان میتوان در خانه نشست و مقدس بود ولی نمیتوان در سیاست و حکومت زیست. بسیاری از نامه های شما خلاف این ادعا را در ذهن شما ثابت می کند. این در حالیست که میلیون ادم کش کشان سالها یسال از ایران کوچ کرده اند. بسیاری از ایرانیان اصلن در خانه یخود یک زندگی اسلامی ندارند. در خانه زنهای اوازه خان تماشا می شود و زندگی جاری است که اصلن همخوانی با هیچ یک از دستورات اسلامی ندارد. همه این انشای بالا بلند میدانید برای چه بوده اقای نوریزاد؟ برای اینکه روشن شود چه شاه و خمینی یا این وزیر اطلاعات یا ان وویر فرهنگ خاتمی باشد مردم یک سیر فرهنگی مشخصی داارند که بسوی درک ازادی هاست. حال ازخود بپرسید پس این حکومت چه کرده است خیلی ها داد می زنند بر اسلام بد کرده است! این در حالیست که هنوز نفهمیده اند تحول فرهنگی مستقل از ان روی می دهد و تغییر ادمها! نگرانی از نا مسلمانی شدن مردم پس احمقانه است! حال بر اسلام چه بد شده است؟ بر عکس توسط حکومت اکنون ایران دقیقن خدمت به اسلام شده است. مسجد ها ساخته است. تربیت بر اساس سیره پیابر و غیره بر دانش اموزان دانشجویان تحکیم شده است. اجاری فرایض اسلامی تقویت شده است. تمامن. تقریبن قانونی اسلامی نبوده که انجام نشده باشد حتا نیکی ها تبلیغ شده است. دین به بهترین و و مقدسترین نحو به مردم و بچه ها معرفی شده است ولی اقای نوریزاد همه یاینها کار نکرد وبرای همین تازه بسیاری از حکومتیان سابق به این نتیجه رسیده اند که حکومن به اسلام بد کرد؟! نه اقا ینورزیاد این حکومت به اسلام بد نکرد. ایمان به نیکی و ایدولوگی ها برای پایبندی ادمها به نیکی ها کافی نیست. انحراف تقریبن تمامی حکومتیان ایران نشان چه چیز دارد؟ بدون شک اسلام خوب و بد اگر جایش در وزارت اطلاعات باشد یا در وزارات اموزش و پرورش و قوه ی قضاییه همیشه همینطور خواهد شد. ادم مسلمان یهودی یا کاتولیک یا بودا همه جا میتواند بهتیرن باشد اما نه با ان سیره ی نامعلوم دینی خود. چنین امر روشنی را در خود و برای دیگران سانسور و تابو کردن چه سودی داد؟ نامه های شما حتا نوعی همان فرهنگ حکومتیست. زبان شما در نوشتار شما اینگونه است وگرنه روشن می نوشتید.
    پایدار باشید

     
  16. جناب نوریزاد با دعای خیر برای شما..امّا سخنی با دوستان عزیز
    1. اجازه بدهید به یک موضوع جدّی بپردازیم. جدّی یعنی موضوعی که در رابطه با اهداف صاحب این سایت است. سئوال این است که دغدغه نوریزاد چیست؟ چرا این سایت را فعّال کرده؟ چرا همگان را می پذیرد؟ و از دعوت این انسانهای جور واجور چه هدفی را دنبال می نماید؟ و آخر اینکه از کسانی که به سایتش می آین چه توقّعی دارد؟ درک این مطالب به ما کمک می کند که ببینیم که آیا دغده های ما هم با او یکی است یا نه؟ ما چرا به این سایت می آییم؟ آیا مثل آنانی هستیم تا هر جا دری باز است میروند یا آدرس می پرسند؟
    2. نوریزاد دغدغه سعادت مردم خودش را دارد. او به این نتیجه رسیده که اینان مردمش را به مقصدی نمی رسانند. نگران حاکمان هم است. هشدار میدهد. تقاضای تغییر فکر می کند. سعی می کند به رهبری و دیگران توضیح دهد که تغییراتی در نهایت در راه است. از حاکمیت می خواهد که این مشکلات را مدیریت کند. او دوست ندارد که آنچه بر سر سایر حکاّمی که بی اعتنا به سونامی خواست مردم آمد بر سر ایشان هم بیاید. می داند که این آوار همه را خواهد برد. به حاکمان عهد و پیمان قدیم را یاد آوری می کند.
    3. نوریزاد نگران احادیث و روایات نیست. کاری هم به آنها ندارد. از آنان آنرا بر می گیرد که حاکمیت را با اعمال خودش مواجه می کند. آیینه ای روبروی رهبری ایران گذاشته تا خود را ببیند. تا ببینید پشت کاخ رهبری دنیای دیگری هم هست. از رهبری می خواهد که قدری بر بالای پنجره کاخ خود رو به مردم بنشیند و گفتارهای مردم را بشنود. در زمان تزارهای روس یکی از آنها بر روی دیوار کرملین اتاقی ساخته بود و از آنجا به حرف مردم گوش می کرد تا اوضاع دستش بیاید. او در این سایت می خواهد بی واسطه به رهبر دیدگاه مردم را منعکس کند و خطری را که همین نزدیکی ها است یاد آوری کند.
    4. چگونه به نوریزاد می شود کمک کرد؟ اصلا آیا میشود؟ ما با این افکار نقیض یکدیگر آیا می توانیم؟ پاسخ مثبت است. یک روحانی می تواند به لحاظ اصول شرعی می تواند نقائص سیستم موجود را تذکر دهد که کجایش با بینش دینی که حکومت مدّعی آن است نمی خواند. ولی باید توضیح دهد. باید استدلال کند. مثلا در رابطه با ربا که جنگ با خدا است بیاید و اعمالی را که حکومت انجام می دهد تا به رشد ربا خواری منجر شود نقد کند. بیاید بگوید وقتی حکومتی توّرم ویرانگر بر کشوری حاکم کند و بازار سرمایه مولّد تعطیل شود کار به ربا خواری می کشد. این خلاف آموزه اسلام است. این با عدالت نمی خواند. بیاید خود کامگی در تصمیم گیری را تحلیل کند و بگوید که با حرف خدا و رسول نمی خواند.
    5. روشنفکر ما هم لازم نیست عقاید دیگران را کپی کند و از این کتاب و آن کتاب مطلب بیاورد. اینها را بخواند و تحلیل را ارئه دهد. در این راه افکار کسانی که دردشان با ما یکی نیست و یا بزبان مشترک ما صحبت نمی کنند چه فایده ای دارد؟ اینکه فلان شخص در اروپا در مورد اسلام چگونه فکر می کند مشکل ما نیست. این احادیث و روایاتی را که دوستان چپ و راست از کتب مختلف می آورند دغدغه نوریزاد و ایرانیان نیست. اکثر مردم اصلا اعتنائی به این حرفها ندارند. اگر دوست داریم به اینها رجوع کنیم باید جوری عمل کنیم که بنفع مردم باشد. چرا با بزرگ کردن مطالب بی اهمیتّی که هیچ ارزشی چه درست بودن و چه غلط بودنشان برای رفع مشکلات مردم ندارد وقت همه را تلف می کنیم؟ چرا به مردم القا می کنیم که دینشان این است؟ مگر حاکمین بغیر از این می خواهند؟. روشنفکر متعهد وظیفه دارد که در یک جامعه دینی برای نجات مردمش افسون فریبکاران را آشکار کند. نشان دهد که اسلامی در کار نیست. نوریزاد در قامت روشنفکر مسلمان دنبال این هدف است.
    6. در محیط مجازی کمبود سایت نیست. انسانی که برای سعادت مردم خودش حرکت کرده دنبال بحثهای رایج فعلی نیست. اگر کمکی نمی توانیم بکنیم بهتر است مزاحمش هم نشویم. بگذاریم کسانی بیایند که می توانند به رهرو این راه مددی برسانند. لطفا عقدّه گشایی خود را جای دیگری ببرید یا تا زمان دیگری به تعویق اندازید. بگذاریم نوریزاد کارش را انجام دهد.

    ——————–

    سلام یاران گرامی
    من اما شهامت و البته دل این را ندارم که دوستانی را بهر دلیل بتارانم. اینجا خانه ی خودشان است. فرض کنیم که ایران فرداست. ایران چندی بعد که در آن از بگیر و ببندهای اسلامی خبری نیست. آن ایرانِ چندی بعد، آیا چگونه باید باشد که مرتب رشد کند؟ بدرخشد؟ ما می توانیم در همین سایت عصاره ی اندیشمندیِ فردای ایرانیان را به نمایش بگذاریم. ما را چاره ای جز خردمندی نیست. که همین خردمندی ما را به مدارای فهیمانه فرا می خواند. این که: همدیگر را با هر عقیده و گرایش مغایر تحمل کنیم و اینجور چیزها را به اندرونمان احاله کنیم. در بیرون به فکر ایران و آبروی جهانی اش باشیم. بفکر فرسنگها عقب ماندگی های جاهلانه ی این سالها. ما در آینده باید بصور جهشی عقب ماندگی ها را جبران کنیم. فرصتی برای مباحث فکری دست و پا گیر نخواهیم داشت. آنجا خواهد بود که ما خواهیم فهمید چه آواری از افکار صد من یک غاز ما را در خود مچاله کرده بوده است. مثل همین ولایت فقیه که در آستین هیچ پیامبر و امامی نبود و ما ناگهان کشفش کردیم و برش کشیدیم چه جور!
    سپاس از شما که به یاری من شتافتید. سپاس
    با احترام

    .

     
  17. آقای عبدالله تهمتی که امثال شما به ملت ونیاکان ما در ارتباط با ازدواج با محارم می زنید دقیقا در ردیف همان تهمتی است که به آقای نوریزاد شریف ودختر خانم بسیار پاکدامن ایشان زدید ودر آخر خودتان رسوای خاص وعام شدید جون این تهمتها نه به نیاکان شریف این سرزمین میچسبد ونه به مرد محترمی همچون نوریزاد ایرانی. این فقط در افکار عرب پرست شما می گنجد که حتی به نزدیکان خود ومحارمتان تمایل جنسی نشان دهید واینگونه امور در فرهنگ پر بار ایرانی جایی ندارد حتی من گاهی با خود می اندیشم اینگونه افراد در دستشویی وحمام ….با خود مشکل داشته وبرای بدن خود نیز خطرناک می باشند آقای عبدالله این توصیه مرا جدی بگیرید وزیاد به این مسایل نیاندیشید زیرا علاوه بر مشکل سازی برای محارمتان به بدن خود نیز ممکن است صدماتی وارد آورید.

    ——————

    سلام به حسین گرامی و سلام به عبدالله گرامی
    تقاضا دارم به این بحث بی سرانجام پایان بدهید. اگر هم چیزی بوده در این میان به قرنهای بسیار دور تاریخ باز می گردد. ما این روزها گرفتار فلاکت های جاری خویشیم. ما را به دوردست ها نبرید و بخاطر همانها خاطر خویش را مکدر نکنید.
    سپاس

     
    • آقای نوریزاد گرامی سلام

      فرمایش شما رابه دیده منت می پذیرم واین بحث بی نتبجه را خاتمه می دهم ولی همانگونه که خود جنابعالی مستحضرید امثال آقای عبدالله همان کسانی هستند که علاوه بر دست بردن در تاریخ این سرزمین وگزافه گویی راجع به پدرانمان در مقطع کنونی نیز بی کار ننشسته و همان اراجیف را به این زمان تسری داده ودر مورد شما در صلح نیوز لجن پراکنی مینمایند ومن فقط می خواستم تشابه این گونه اراجیف رایادآور شوم ولی در کل فرمایش شما را درارتباط با مهمتر بودن مسایل جاری کاملا قبول دارم به چشم. زنده باشید

       
  18. با عرض سلام وارادت به جناب نوری زاد
    «آن ولایت»که با خودی ها وخدمت گزارانش چنین می کند تو خود قیاس کن که چه به روز غیر خودی ها و مخالفانش ،آورده و می آورد!!(فاعتبروا یا اولی الابصار ,سربازان ولایت از عاقبت دوستانشان عبرت بگیرند چرا که ممکن است عاقبت خودشان نیزآنچنان باشد)

     
  19. آقای عبدالله زرتشت پیامبری نیست که از جانب خدا بر او وحی شده باشد بلکه یک فیلسوف بوده همانند کنفسیوس وبودا که اینان مربوط به ادیان غیر ابراهیمی می باشند وپیامبران این ادیان فیلسوفهایی از جنس بشر بوده اند بدون اینکه ادعایی به ارتباط با عالم غیب داشته باشند ومنظور من دفاع از دین زرتشتی نبود بلکه فقط می خواستم به شما یاد آوری کنم که اعراب چه ملت خونریز و بیدادگر ونامتمدنی هستند حتی اکنون بعد از انقلاب صنعتی در جنایت وجاهلیت هیچگونه تغییری نکرده اند و از طرفی چشم دیدن ایرانی را ندارند ودر طول تاریخ همواره دشمن تمدن وایران بوده انداین حرف من ربطی به نژاد پرستی و این امور ارتجاعی ندارد بلکه یک واقعیت تاریخی را من در جلو چشمان شما گذاشته ام همین الان حماس راببینید با این همه کمک ایران باز هم ماهیت خودش را نشان داد یا همین یاسر عرفات یا عبدالناصر یا صدام یا کشورهای حاشیه خلیج همیشه پارس یا آل سعود آخر کدام عرب تا به حال یک قدم خیر برای ملت سلحشور ایران به رسم حسن همجواری این ملت با فرهنگ برداشته وخدا را شاکر بوده که با همچنین ملت با تمدنی همجوار است وسر بندگی به آستان ملت بزرگوار ما بگذارد البته ملت ایران هم همیشه مظلوم نواز بوده و درآن صورت هیچگونه تحقیری به خاطر توحش آنان از ایشان نمی کرد وحتی حاضر بود در راه رسیدن آنان به عالم انسانی راهنمای آنان باشد ولی آنان راه دشمنی وعداوت وتهمت زنی را برگزیده اند وحتی خلیج همیشه پارس ما را به نام مجعول می خوانند ونفت وگاز ما را با استفاده از غفلت ما می دزدند ودر بازارهای جهانی می فروشند وبا پول آن سلاح وتجهیزات می خرند برای مقابله با قافله تمدن ایران زمین غافل از این شعار ما ز شیر شتر خوردن وسوسمار عرب را به جایی رسیدست کار که تاج کیانی کند آرزو تفو بر تو ای چرخ گردون تفو

     
  20. سلام بر تمامی عزیزان که با قلم خویش بعضی اوقات ادمی را از یاس و نامیدی به زرفای اندیشه میبرید لحظه ای باعث ارامش و التیام روح میشوید و باری خراشهایی بس عمیق بر فکر و ذکر مینهید لپ کلام تمامی عزیزان اگاهی دادن به منتقدان و اطلاع رسانیست ولی انچه باعث رنجیدن ذهن میشود فراتر از انست که بتوان در چند سطر بیان کرد دوستانیکه در اینجا قلم میزنند همکی باندازه کافی دارای شعور و دانش میباشند و خیلی خوب میفهمند که دادن ادرس غلط بمخاطب جز رسوایی و باطل شدن افکارشان ثمری ندارد ما در کره ای بنام زمین زندگی میکنیم که از بعد فیزیکی به اندازه یک ذره اتم در این عالم هم نیستیم خود را فهیم و دانا مینامیم و همیشه برای رسیدن باهدافمان تلاش میکنیم دوستان عزیز ما در طول حیات زندگی چند سال چند ماه چند هفته چند روز چند ساعت چند دقیقه و ثانیه وقت داریم که همش سوالاتی را میپرسیم که هزاران هزار سال است پرسیده میشود برادر خواهر عزیز بیائیم یرای همیشه گفتمان تاریخ را عوض کنیم و راهی نو در پیش بگیریم تاریخ گذشتکان پر از عبرت است متاسفانه تاریخ بارها و بارها تکرار شده از خلقت ادم تا گشتن هابیل توسط قابیل از طوفان نوح تا سلطنت فراعنه از خروج موسی تا صلیب کشیدن عیسی و ظهور محمد از برده داری تا
    جنکهای صلیبی از جنکهای جهانی تا کنون و هزاران هزار درس دیگر انسان با وجدان وظیفه اش اگاه کردن است مغلطه کردن و سفسطه بازی دردی را دوا نمیکند ایمان و عدم ایمان و باور بمذهب و گرایش نداشتن به مکتب و مرامی نمیتونه فرد اندیشمند را از راهش باز بدارد باور داشتن رنج روحی را کمتر میکنه ولی تسکین نمیده باید بدولتمردان حالی کرد ایمان بخدا و داشتن عقیده متفاوت نمیتواند از اتحاد و روشنگری مردم برای بدست اوردن زندگی شرافتمندانه جلوگیری کند بیایید بدون توجه به اعتقادات درونی خویش برای رسیدن به جامعه و جهانی متعالی و عاری از تعصب کام بر داریم ارزش ما انسانها بیش از این است عزیزان لطفا تاریخ را تکرار نکنید

     
  21. آقای عبدالله من آن متن را که در ارتباط با ازدواج در ایران باستان گذاشته ام منظورم بیشتر بند سوم (ایوک زن ) وتوضیح آن بود تا جوابت را در رابطه با ازدواج با محارم در ایران باستان بگیری. اگر چه در نجابت ملت ایران هیچکس شکی ندارد و من نمی دانم که حتی اگر من این متن را نمی اوردم کسی چگونه ممکن است در رابطه با ملت نجیب ایران این اندیشه زشت ودروغ عرب ساخته را باور کند. کسی که حتی یک روز با ملت شریف ونجیب وبزرگ ایران همنشین باشد به وضوح میبیند که این وصله ها اصلا به آنان نمی چسبد و پی به دروغگویی وشارلاتانی گوینده اینگونه اراجیف می برد حال اگر شما ذره ایی انصاف در خود سراغ دارید به خاطر این تحمتهای ناروا به پدران پاک سرشت ونیاکان غیرتمند ما از تک تک ایرانیان عذر خواهی میکنید در غیر اینصورت خود دانید ووجدان خفته خود

     
  22. با سلام

    معروفترین اشخاصى که علیرغم تبلیغات ضد اسلام ومسلمانان در عصر حاضر مسلمان شده اند

    موریس بوکای (۱۹ ژوئیه ۱۹۲۰-۱۷ فوریه ۱۹۹۸)، پزشک مسلمان فرانسوی، عضو جامعه فرانسوی مصرشناسی، و نویسندهٔ چندین کتاب برجسته بود.

    Maurice Bucaille موریس بوکای در ۱۹ ژوئیه ۱۹۲۰ در شهر پوسی‌وگ زاده شد. پزشکی را از سال ۱۹۴۵ تا ۱۹۸۲ فرا گرفت و متخصص گاستروانترولوژی یا همان دستگاه گوارش شد.

    آقای بوکای یک پروفسور فرانسوی است، وی پس از آنکه پی برد حدود 1400 سال پیش در قرآن کریم سالم ماندن جسد فرعون خبر داده شده بود و جسد او در سال 1898 سالم تر از تمام اجساد مومیایی کشف شده یافت شد به اسلام گروید و برای تکمیل تحقیقات میان اقوام و قبیله های مسلمان ها رفته، تا با فرهنگ و اندیشه آنها بیشتر آشنا شود

    دكتر ياسين باينز

    پزشک بلژیکى و حافظ كل قرآن مجيد

    دكتر فاروق عبدالحق

    رابرت كرين مشاور نيكسون زئيس جمهور سابق آمريكا درسال 1980 ميلادى مسلمان شد ونام فاروق عبدالحق

    را انتخاب نمود

     
  23. با سلام

    آقاى حسين

    اگر دين اسلام همانگونه ايست که شما نقل کرده ايد و مردم با زور شمشير مسلمان شدند و دين زرتشت چنان خوب بوده

    است این ارقام واعداد را توضیح دهید

    ——————————————-
    چرا اسلام پس از ظهور، به ویژه در مناطق زرتشتی نشین، به سرعت گسترش یافت اما جمعیت پیروان آیین زرتشت رو به افول نهاد؟ در عصر ظهور اسلام، جمعیت ایران ـ با توجه به گستردگی آن ـ حدود یک صد و چهل میلیون نفر بود و بخش اصلی جمعیت را زرتشتیان تشکیل می دادند اما اکنون بر اساس آمار غیررسمی، جمعیت زرتشتیان دنیا حدود یک صد و بیست هزار نفر است. چه تفاوتی میان اسلام و زرتشتی سبب این تفاوت شده است؟
    عواملی چند در رشد چشمگیر اسلام و به عکس در افول دین زرتشت را می توان برشمرد:
    ـ منطق قوی و استوار. اسلام دارای منطق و پایه های قوی است و با اینکه علوم انسانی و تجربی نسبت به 1400 سال پیش پیش رفت چشمگیری یافته، هنوز اسلام حرف برای گفتن دارد و در برابر اعتقادات و انتقادات گوناگون پاسخ گو است. اما دین زرتشتی به دلیل تحریف گسترده در آن و نیز نزول آن برای برهه ای خاص، پاسخ گو نیست و نمی تواند در برابر موج روزافزون شبهه های کلامی و اعتقادی قد علم کند.
    ـ محتوای آموزه ها. آموزه های اسلام بسیار روشن تر از آموزه های زرتشتی است. معتبرترین کتاب زرتشتیان گات هاست. ژان کلنز (Jean Kellens ) که سالیان دراز در مورد اوستا تحقیق داشته است، فهم معنای گات ها را بسیار دشوار می داند و بر این باور است که ما هنوز به معنا و مفهوم کمتر از نیمی از آن دست نیافته ایم. سپس توضیح می دهد که پژوهشگران (و مترجمان) گات ها ذهنیت های خود را به این کتاب تحمیل کرده اند. (مقالاتی در باره ی زردشت و دین زردشتی، ص 41)
    دکتر عبدالحسین زرین کوب می نویسد: «سادگی و روشنی مبانی اسلام و مناسبت عقاید اسلامی با مذاهب اهل کتاب، هم خود از جهات توجه اهل کتاب به اسلام بود.» (کارنامه ی اسلام، ص 12)
    در حال حاضر نیز بسیاری از پژوهشگران دین زرتشتی و حتی خود زرتشتیان و نویسندگان و مدرّسان این عرصه به درستی مفهوم بسیاری از واژه ها و اصطلاحات پرکاربرد در این دین را درک نمی کنند.
    ـ پرورش روح حماسی و جان فشانی در راه خدا. در اسلام آیات و روایات فراوان در مورد فضیلت قیام و شهادت در راه خدا رسیده است و این امر در تحریک مسلمانان برای بذل مال و جان در راه دینشان بسیار تأثیرگذار بوده است. یادکرد از قیام امام حسین7 در مجالس گوناگون در طول سال به ویژه در ایام محرم، در پرورش روح حماسی بسیار اثرگذار است.
    اما در دین زرتشت جان فشانی در راه خدا، واجب نیست. لذا قیام کنندگان در آیین زرتشت نسبت به اسلام بسیار اندکند. وقتی مسلمانان در 1400 سال پیش با آن تعداد اندک و با آن امکانات ابتدایی به ایران حمله کردند، مقاومت قابل توجه و تأثیرگذار از سوی زرتشتیان مشاهده نشد.
    چند دهه ی پیش نیز وقتی عراقی ها به ایران حمله کردند و صدام اعلام کرد که می خواهد نبرد قادسیه را تکرار کند، زرتشتیان نسبت به جمعیتشان حضوری بسیار کم رنگ در جبهه های جنگ داشتند در حالی که ایرانیان مسلمان، با اینکه دینشان با طرف مقابل یکی بود، شرکتشان در جنگ پررنگ تر بود. (اینجا)
    ـ بدعت. همه ی پژوهشگران متفقند که مغان و روحانی های زرتشتی به طور گسترده دین زرتشت را کم و زیاد کردند به گونه ای که در زمان ظهور اسلام، دین زرتشتی تغییر ماهیت داد. البته در ظاهر با بدعت گذاران مبارزه می کردند اما هدفشان این بود که کسی با بدعت های موبدان مخالفت نکند. اسلام به شدت با بدعت تا عصر حاضر مبارزه کرده و می کند.
    ـ تظاهرها. تظاهر در اسلام فراوان است. دست کم دو بار در روز (ظهر و مغرب) صدای اذان در محله می پیچد. سفارش شده نماز را به جماعت بخوانند؛ از کشورهای مختلف برای حج به مکه بروند؛ واجبات را علنی انجام دهند؛ برای استجابت بهتر دعا گرد هم جمع شوند؛ روز عاشورا کسب و کار را تعطیل کنند. مسلمانان در مناسبت هایی چون عاشورا به خیابان ها می ریزند و به مناسب تولد و شهادت معصومان: مراسم عمومی برگزار می کنند.
    روایات تأکید کرده اند که هر کس آیه ای از قرآن یا حدیثی را بنویسد تا وقتی که آن نوشته پابرجاست برای تهیه کننده ی آن ثواب نوشته می شود. همین سبب شده مسلمانان گذشته از اینکه قرآن و روایات را بنویسند و نشر دهند، کتیبه های فراوان به دیوار مساجد و زیارتگاه ها و اماکن عمومی دیگر بنویسند و فضای جامعه را اسلامی کنند و….
    به هر حال اسلام اهل سر و صداست. این تظاهرها در توجه دادن مردم به دین بسیار اثرگذار است و سبب می شود ایمان در دل ها رسوخ کند.
    اما تظاهر در دین زرتشتی اندک است و این تظاهر نکردن ها در ضعف ایمان پیروانش تأثیر می گذارد.
    ـ احکام عجیب و غریب. وجود احکام عجیب و غریب در دینی که به عنوان زرتشتی می شناسیم، سبب سست شدن اعتقادات پیروانش شده است. نمونه هایی از مجازات های اعدام و شلاق و نیز کشتن حیوانات به عنوان کفاره ی برخی گناهان، در این وبلاگ به نقل از وندیداد گذشت.
    در اسلام احکامی از این دست دیده نمی شود. اگر احکامی باشد که با برخی شرایط زمانی و مکانی سازگار نباشد مثل برده داری، ولی فقیه پیش بینی شده و او جلو اجرای آن را می گیرد.
    ـ ماندگاری آموزه ها. عمده ی آموزه های زرتشت از بین رفته است. بیشتر زرتشتیان محقق بر این باورند که تنها گات ها از زرتشت است و بقیه ی اوستا از او نیست. این بخش از اوستا را نیز با اطمینان نمی توان به زرتشت نسبت داد. اساساً هیچ چیز قابل اعتماد از او نرسیده است نه تنها به ما بلکه به عصر ساسانیان نیز نرسید.
    اما در اسلام بنا به سفارش معصومان: مسلمان ها بسیار مقید به نوشتن قرآن و سخن معصومان بودند. البته ابزار نوشتن نیز پیش رفت کرد و بیشتر شد. در کنار تدوین حدیث، علم رجال پدید آمد تا صحت و سقم روایات معلوم شود. امروز علاوه بر قرآن، گنجینه ای بزرگ از سخنان معصومان در اختیار داریم که با اعتماد به آنها می توان به دیدگاه اسلام در امور مختلف پی برد.
    ـ سرپرست. انسان ها در همه ی زمینه ها از جمله امور اجتماعی نمی توانند متخصص و صاحب نظر شوند بلکه نیاز به رهبر و سرپرستی دارند که در امور مختلف آنها را هدایت کند. در اسلام مراجع تقلید به عنوان جانشینان حضرت مهدی7 تعیین شده اند و مسلمانان در امور گوناگون از آنها پیروی می کنند. گویا برای اینکه مردم در مراجعه به مراجع تقلید و به پیروی از آنها عادت داده شوند، گذشته از عمل به مسائل شرعی، پاره ای امور دیگر نیز مشروط به اجازه ی آنهاست. مثلاً برای اثبات عید فطر و دیدن هلال ماه جدید، حکم حاکم شرع (مرجع تقلید) تعیین کننده است مگر کسی با چشم خود، ماه را ببیند و همچنین است پرداخت خمس که مصرف آن باید با اجازه ی مرجع تقلید باشد.
    اهمیت سرپرستی مراجع تقلید، در فتوای میرزای شیرازی روشن می شود. وقتی که ناصرالدین شاه قرارداد ننگین با انگلستان را امضا کرد و ثروت مسلمانان ایرانی از طریق استعمال توتون و تنباکو به جیب انگلستان می رفت، میرزای شیرازی از عراق در یک سطر حرمت آن را اعلام کرد و به دلیل امتناع مردم از استفاده از قلیان و امثال آن، این قرارداد فسخ شد. متن پیام:
    «الیوم استعمال تنباکو و توتون بأی نحو کان (به هر گونه باشد) در حکم محاربه با امام زمان ـ صلوات الله علیه ـ است.»
    نمونه ی دیگر آن است که در اواخر عمر آیت الله بروجردی، رژیم شاه در حال زمینه سازی برای تغییر خط زبان فارسی به لاتین بود مثل خط ترکی در ترکیه. مخالفت شدید آیت الله آقاحسین بروجردی نگذاشت چنین کاری عملی شود. (ر. ک: سینای فقاهت، ص 203 از قول آیت الله فاضل لنکرانی)
    چنین سرپرستی در میان زرتشتیان دیده نمی شود البته به صورت نمادین وجود دارد اما کارایی لازم را ندارد.
    ـ رسیدگی به هم کیشان. در اسلام سفارش های فراوان و شگفت آور در مورد کمک به مسلمانان دیگر شده است و در بسیاری موارد کمک به هم کیشان، واجب است؛ مانند زکات فطره (در پایان ماه مبارک رمضان) و زکات مال و انواع کفاره ها. این کمک ها تنها به مسلمانان اختصاص دارد. اسلام به این صورت تلاش دارد فقر را ـ که در ضعف ایمان تأثیر دارد ـ از میان پیروان خود بزداید.
    از آنجا که در آیین زرتشت چیزی واجب نیست (بنا به نوشته ی موبد دکتر کورش نیکنام در سایت خود: http://www.kniknam.com) از این امور نیز خبری نخواهد بود مگر کسی طبق فطرت خود و از روی انسان دوستی، به هم کیش خویش کمک کند.
    ـ داشتن بودجه ی اختصاصی برای دین. اسلام برای پیشبرد اهداف خود و برای حفظ و نشر و تبلیغ آن و… بودجه ای تعیین کرده، خواه حکومت اسلامی برقرار باشد یا نباشد. هر مسلمانی موظف است روزی را در سال تعیین کند و در این روز محاسبه کند اگر از درآمدش در طول یک سال گذشته، چیزی اضافه آمد، باید یک پنجم آن را به مرجع تقلید مورد اعتمادش بدهد و او در راه اسلام هزینه خواهد کرد که به آن «خمس» می گویند. خمس در انتشار و حفظ اسلام بسیار تأثیر دارد. ترویج حوزه های علمیه و تربیت متخصص علوم اسلامی با خمس تأمین می شود.
    خمس سبب استقلال حوزه های علمیه می شود و آسان تر می توانند از حکومت انتقاد کنند اما چیزی به نام خمس در دین زرتشتی مطرح نیست.
    ـ مقایسه ی مهم ترین ها. اگر مهم ترین امور در این دو دین، مثل پیامبر، کتاب آسمانی، مقدس ترین چیز و شعارشان را مقایسه کنیم، برتری اسلام به روشنی معلوم می شود.
    مطالب فوق، همه جانبه بودن و کامل بودن اسلام را نشان می دهند

     
    • اقا عبداله انطور که شما میگویید اسلام به سرعت در ایران گسترش نیافت به کتابهای مربوط به حمله اعراب به ایران در سایت irantarikh اقای امیر حسین خنجی مراجعه کنید

       
  24. با درود به نوريزاد عزيز و همه دوستان ارجمند
    يكى از آفات فرهنگى ما زشت شمردن واژه من است .در مدرسه اگر هنگام حضور غياب كسى به جاى آقا حاضر مى گفت من حاضرم با نگاه هاى عاقل اندر سفيه مواجه مى شد . صدها سال در ادبيات عرفانى آموخته اند كه بايد من خود را زير پا بگذآرى تا به حق برسم .عرفان اوليه در أنا الحق حلاج ً به اوج رسيد اما بعد ها أنا به هو تبديل شد . منيت امرى شيطانى شد .شكسته نفسى و خود خوار گر دانى رسم فروتنى را به نمايش ذلت و حقارت تبديل كرد . اين نمايش در شكل خصيصه اى از خصائص زبان و روان قومى نه فقط بدور از آزادى و وارستگى شد بل به محمل ريا و چاپلوسى اصحاب قدرت و ثروت تبديل شد . من كه با مينو و مينوتن (انديشه و انديشيده ) همريشه است تبديل شد به بنده و گاهى هم اين بنده حقير فقير سراپا تقصير .چاكرم ،عبدم ،كوچكم ، نوكرتم ،خاك پاتم و مانند اين ها هنوز هم در اين عصر مدرن در ميان ما كاربرد وسيع دارند .با اين واژ ه ها شراكتا شاه و مستبد درونمان را با تملق رياكارانه مى نوازيم اما اگر كسى به طور طبيعى در گفتارش از واژه من زياد استفاده كند بى توجه به محتواى كلامش او را به منم زدن متهم مى كنيم .اين آسيب هاى فرهنگى در خاموشى فضاى عمومى به هيچ وجه كم اهميت نيستند . من سركوب گشته بيش از من آزاد بوده استعداد خودكامگى و شكنجه گرى دارد
    در اين سايت شريف دوستان بدون شناخت قبلى از هم ، بدون زد و بند قبلى ،بدون آنكه كسى ديگرى مجبور كرده باشد غالبا مضمون هايي مشترك را بيان مى كنند .با سرور و شادى ناگهان به خود مى گوييم :هى ،اين هم همان حرف منو مى زنه / آيا اين سرور و شادى نشانه خودكامگى است ؟ من مى گويم خير ، اين سرور مى گويد كه آنچه من مى گويم يافته خيال من نيست بلكه خبر از واقعيتى بيرونى مى دهد كه يك آدمى در جاى ديگرى متوجه آن شده است .همان طور كه خورشيد در شرق طلوع مى كند .اسكيموها يك جور آن را به زبان مى آورند و آفريقايي و آمريكايي و هندى يك جور ديگر .اما در معنا همه همداستانند .داستان عنب و انگور در مثنوى را لابد شنيده ايد / همدلى از همزبانى بهتر است / اين همداستانى بينا اذهانى بنياد فضاى عمومى ، گوياى واقعيت و ضد شكنجه و استبداد است .شكنجه گر و مستبد مى گويند از دهان تو بايد همان حرفى صادر. شود كه من مى گويم .اين كثيف ترين عمل در جهان كى از اين كشور رخت بر مى بندد ؟ زمانى كه هركس به من خود. احترام بگذارد .چنين كسى دروغ و ريا و تملق و بندگى را بى حرمتى به خود مى داند .و در بيان واقعيت دعا كارى نمى كند اما ممكن است اشتباه كند .اشتباه نيز در فضاى عمومى آزاد رفع مى گردد .سركوب فضاى عمومى با ايجاد ترس -البته ترس از شرافت نه جنايت – هسته عميق ترين ناامنى است .فضاى عمومى زنده و آزاد هرگز به اقليت هاى وطن ستيز اجازه تجزيه طلبى نمى دهد و به وقت تجاوز به خاك ميهن جان بر كف به دفاع بر مى خيزد .فضاى عموىى خاموش اما همواره آتش زير خاكستر است كه چون شعله ور شود چه بسا از پس آن انقلابى ديگر و استبدادى ديگر زاييده شود .براى تغيير دادن يك وضعيت اول قدم آن است كه آن وضعيت را از طريق گفتگوى آزاد و بى هراس و شرايط بينا اذهانى برابر و عارى از زور آن گونه كه هست بشناسىم .نه صرفا آن گونه كه شخصا دلمان مى خواهد . در. شورش خونبار كه آغاز هر انقلابى است چنين شناختى ناممكن مى شود .

     
  25. در آیين زرتشتى تعدد زوجات روا نيست، به گرفتن يك زن فرمان داده شده، و ايرانيان باستان كه از پيروان زرتشتى بودند حق نداشتند در آن واحد، بيش از يك زن داشته باشند، ولى پيوند زناشویى در عهد باستان بنا به حالت و وضع و شوهر به پنج نام گوناگون به موجب شرح زير ناميده مى شد.

    در دفاتر زناشویى به همان نام ثبت مى گرديد:
    1- پادشاه زن 2- چاكر زن 3- ايوك زن 4- ستر زن 5- خود راًى زن. كه اينك به شرح مختصرى از هر يك از اين پنج نوع پيوند زناشویى مى پردازيم:

    1- پادشاه زن: دخترى پس از رسيدن به سن بلوغ با موافقت و صلاحديد پدر و مادر خود به عقد ازدواج پسرى درمى آمد، و به طور كلى همه دخترانى كه براى نخستين بار با رضايت پدر و مادر عروس مى شدند- به استثناى موارد مذكور در اين بخش – پيوند زناشویى آنها به نام پادشاه زنى بسته مى شد و به همين نام در دفتر زناشویى ثبت مى گرديد. پادشاه زن از كامل ترين حقوق و مزاياى زندگى زناشویى بهره مند مى شد، و امور خانه و فرزندان را با شوهر اشتراكا اداره مى نمود، و به عقيده پدران ما در ايران باستان پس از در گذشت نيز در دنياى ديگر باز همان نسبت زناشویى ميان يك زن و شوهر بويژه زوجى كه عقد آنها به پادشاه زنى گرفته باشد موجود است.

    2- چاكر زن: هر گاه زنى بيوه پس از درگذشت شوهر نخستين خود، به عقد ازدواج ديگرى درمى آمد، اين پيوند زناشویى، زير نام چاكر زنى ثبت مى شد. اين زن در سراسر زندگى در خانه شوهر، مقام كدبانوئى خانه داشت و از همگى حقوق و مزاياى پادشاه زن در طول عمر خود برخوردار بود، ولى پس از گذشت، آیين كفن و دفن و ساير مراسم مذهبى براى او تا سيزده روز از طرف شوهر دوم برگزار مى شد، و تمام هزينه هاى بعد از آن به عهده بستگان شوهر اولش بود.
    ايرانيان باستان معتقد بودند كه در دنياى ديگر اين زن از آن شوهر نخستين خواهد شد. و به همين دیل پيوند زناشویى او با شوهر دوم زير نام چاكر زن بسته مى شد. واژه چاكر زن نويسندگان غير زرتشتى را به اصول مزديسنى و انواع پيوند زناشویى زرتشتيان آشنایى نداشتند بر آن داشت كه نسبت زوجات به زرتشتيان بدهند. آنها تصور مى كردند كه پادشاه زن، زن عقدى، و چاكر زن، زن صيغه اى است. در صورتى كه اصل قضيه به موجب شرحى كه داديم غير از اين است، و ايرانيان باستان در هيچ دوره اى از دوره های زندگى تاريخى خود، مجاز به گرفتن بيش از يك زن نبوده اند، و عمل يكى دو نفر پادشاه خودكامه را در گرفتن چند زن نمى توان به حساب كليه ايرانيان باستان گذاشته، مجوزى براى چند زنى آنها به شمار آورد. به علاوه اگر آیين چند زنى در ايرانيان باستان وجود داشت، پس چرا با اينكه پدران ما در ميان قومى زندگى مى كردند كه تعدد زوجات در بين آنها رسم مذهبى بود و مانعى براى پدران ما وجود نداشت كه چند زن بگيرند، يك دفعه آنها از چند زنى دست كشيده و به يك زن اكتفاء كردند، كما اينكه تا امروز هم زرتشتيان در هر كجاى دنيا كه زندگى مى كنند به همين رسم يك زنى پاىبند هستند؟

    3- ايوك زن: وقتى مردى داراى فرزند پسر نبود، اگر فرزند او منحصر به يك دختر بود، ازدواج اين دختر و اگر چند دختر داشت، زناشویى دختر كوچكتر او زير نام ايوك زن – اين واژه اى پهلوى است كه به معنى يك، مى باشد – ثبت مى شد، و نخستين پسرى كه از اين زناشویى به وجود مى آمد به فرزندى جد مادرى خود در مى آمد، و نويسندگان نا آگاه غير زرتشتى اين عمل را به عنوان ازدواج با محارم زرتشتيان مى پنداشتند و پدران ما را به ازدواج با محارم متهم كردند.

    4- ستر زن: واژه ستر زن در زبان پهلوى به معنى فرزند آمده است و كلمات استر و سترون، در پارسى سره، از اين واژه گرفته شده اند. استر، مركب است از دو جزء “ا” و “ستر”، “ا”، از ادات نفى است و “ستر” به معنى فرزند، بنابراين معنى تركيب آن مى شود بدون اولاد، يعنى حيوانى كه نازاست، و مخفف استر است و ون به معنى مثل و مانند، و معنى كامل آن مى شود، مانند استر و به عبارت ديگر، نازا بودن و بچه دار نشدن. و سترون كردن در زبان علمى به معنى عقيم كردن است از نظر توالد و تناسل ميكرب ها. پس از بيان اين مقدمه گویيم كه در دوران قديم چون پسرى بالغ يا مردى بدون زن و فرزند فوت مى نمود، خويشان و بستگان او مى بايستى دوشيزه اى را به خرج خود و به نام آن در گذشته زير نام ستر زنى به عقد ازدواج جوانى در مى آوردند. تنها شرط اين زناشویى آن بود كه زوجين متعهد مى شدند كه يكى از پسران خود را به فرزندى شخصى در گذشته بدهند، و اين نوع زناشویى در عمل، سعادت و خوشبختى عده اى از مردم بدبخت و بينوا را فراهم مى كرد، به اين معنى كه هرگاه يكى از اشخاص متمول بدون زن و فرزند فوت مى نمود، بستگان در گذشته هزينه زناشویى دختر و پسرى از طبقه بينوا و بى چيز را و آنها را با گواه ستر زنى بهم پيوند مى دادند و مبلغى هم براى گذراندن زندگى به آنها مى دادند. بعلاوه پسرى كه از ازدواج خوشبخت به دنيا مى آمد به فرزند خواندگى شخص در گذشته معين مى شد و در حقيقت وارث او به شمار مى آمد. و اين زناشویى هم يكى ازموضوع هايى بود كه بهانه بدست دشمنان مى داد، زيرا گاهى كه شخص درگذشته خواهر جوان و دم بخت داشت، نزديكان او همين خواهر را با گواه ستر زنى عروس مى نمود و وقتى كه پسرى از او متولد مى شد، او را به فرزند خواندگى شخص متوفى نامزد مى كردند، يعنى كسى كه در حقيقت دايى طفل بود، اينك مقام پدرى او را پيدا كرده است. بيگانگانى كه با اخلاق و عادات زرتشتيان آشنایى نداشته و از اصل قضيه بى خبر بودند، با مشاهده اين وضع تصور مى كردند كه برادر و خواهر در حقيقت با هم ازدواج نموده اند. در صورتى كه اين تصور سوء تفاهمى بيش نبود، زيرا همانگونه كه گفته شد، خواهر پس از فوت برادر يا شخص ديگرى ازدواج نموده و بين برادر و خواهر رابطه زناشویى وجود نداشته است.

    5 – خود راى زن: در ايران باستان چنانچه پسر و دخترى كه به حد رشد قانونى رسيده بودند به هم علاقه باطنى پيدا كرده و خواستار زناشویى مى شدند و پدر و مادر دختر به دلیلی به اين امر رضايت نمى دادند، عقد زناشويى آنها، حتى برخلاف ميل پدر و مادر برگزار مى شد و عدم تمايل پدر و مادر يك زوج يا هر دوى آن ها مانع انجام اين امر نبود، و در اين ازدواج كه زير نام خود راى زن ثبت شده بود، دختر قانونا از ارث پدر و مادر بهره اى نداشت مگر آنكه خود آنها تمايل خودشان را بدادن ارث به دختر نافرمان اظهار نموده باشند.

    یاری نامه: پاسخگویی به اتهامات، دوگانه پرستی، آتش پرستی و ازدواج با محارم
    موبد اردشیر آذرگشسب

     
  26. جناب آقای عبدالله متن زیر را بخوان وببین همان کارهایی که اعراب هم اکنون در سوریه و سومالی و افغانستان وعراق و…. با مردم انجام می دهند قبلا ودرطول تاریخ با ملت شریف وبزرگوار ایران انجام داده اند شرم بر این همه وحشیگری وتوحش . آیا باز هم روی آن را داری که از این وحشیان حمایت کنی .مگر در یک حالت پاسخت مثبت باشد و آن همسان پنداری خودت با این وحشی های بیابانگرد باشد
    به گفته ی بلعمی سلیمان اموی به سال 98 هجری یزید را به تسخیر گرگان و تبرستان فرستاد. یزید پس از تصرف گرگان در پیکار با اسپهبد فرخان بزرگ در تنگنایی به گیر افتاد، نه راه پیشرفت داشت و نه برگشت. مردم گرگان به شورش برخواسته چهار هزار مرد او را که در گرگان گذاشته بود بکشتند.
    یزید با اسپهبد ترخان صلح نمود و به گرگان بازگشت و سوگند خورد اگر ظفر یابد شمشیر از ایشان باز ندارد تا به خونشان آسیاب بگرداند. آگاهی به مرزبان رسید و بگریخت و به آن قلعه شد که به کوه اندر است و آن را حصار گرفت و آن قلعه ای بود استوار و یک راه بیش نداشت و یزید او را به حصار می داشت و حرب می کرد و منجنیق ها ساخت و هیچ نتوانست کردن. متحیر شد.

    یکی از یارانش راه باریکی به قلعه به وسیله ی سگ یافت با اندکی مردان مسلح به سوی بارو روان شد و یزید در اطراف قلعه آتش افروخت. گرگانیان چون آن بدیدند ترسیدند و بیرون آمدند و جنگ در گرفت.

    آن مرد که با گروه به جنگ مشغول بود و گرگانیان بی خبر از پس ایمن بودند و آگاهی از پیشامد نداشتند تا تکبیر مسلمانان را از قلعه شنیدند. وقتی که چنین شد گرگانیان صلح خواستند بر آنکه به حکم یزید فرود آیند.
    یزید بانگ فرو زد که همه ی اینان را بکشید و آب بر جویی انداختند تا با خون کشتگان به یک جای برفت و بر آسیاب و گندم آرد کردند و نان پختند و بخوردند تا از سوگند بیرون آمدند.
    در این کشتار که یک شیوه از کشتار اعراب در ایران است و چندین بار تکرار شده است آن اندازه مردم را می کشتند و سر می بریدند که از خون کشتگان جوی خون به وجود می آمد و این جوی خون را با رودی که در آن نزدیکی ها بود متصل می کردند. خون هزاران هزار نفر جوی خونی به بزرگی جوی آب به وجود می آورد که گاه به اندازه ای می شد که با آن می توانستند آسیاب های آبی را بگردانند که این جوی خون و آسیاب گردانی با آن در گرگان و در کشتار زرتشتیان پیش آمده است.

    برگرفته از: تاریخ زرتشتیان پس از ساسانیان/رشید شهمردان

    آقای عبدالله خدا به انسان هر چه ندهد فقط مقداری وجدان بشری بدهد که از آن بابت برای شما متاسفم

     
  27. با سلام،

    اکنون افرادی که مثل شما اموال و زندگانیشان توسط وزارت اطلاعات و یا سپاه به تاراج رفت، بایستی به مانند شما به صورت انفرادی به همان قدمگاه بیایند و درخواست استرداد اموال و آبرو و زندگانی از دست رفته را بنمایاند تا پس از این مسئولین جمهوری اسلامی و آخوند‌های حکومتی حساب کار را داشته باشند.

    با احترام و آرزوی سالی‌ پر از شادی و سلامتی برای همه ملت ایران

     
  28. درود بر نوريزاد و همه دوستان
    در ذيل پست نظر سنجى كامنتى ناقابل عرضه شد :بخش اول آن مضمونا اين بود كه وجود رسانه هاى تكنيكى و مناسبات بين المللى در اين عصر مدرن استبداد حكومتى (despotism ) را ناممكن مى كند .ديكتاتورى ،اقتدار گرايي ،و تمامت خواهى البته ممكن بوده و ممكن هست .اما اراده مطلقه شخص واحد به شيوه آقا محمد خان قاجار ديگر دورانش به سر آمده است .ناگهان پرسيدم به مسئله گروگان هاى مرزى و قبضه كردن طولانى ترين مرز انتقال مواد مخدر .چه ربطى داشت ؟ربطش به نوع حكومتى بود كه به نظر من بر ما حاكم است :يك اليگارشى تمامت خواه كه در درون خودش هم جنگ قدرت و ثروت است و براى حفظ توازن اين تنازع نيازمند يك پدر سالار است كه چه بسيارى از ديكته هاى او نيز از پيش ديكته شده از جانب همين اليگارشى است .دولت بر آمده از يك انتخابات كننرل شده و نيمبند در برابر اين اليگارشى پول دآر و زور مدار چه مى تواند بكند ؟دولت مى تواند به جاى بالا به پايين نظر كند يعنى به فضاى عمومى سركوفته و خاموشى كه از مجراى به شدت تنگ شده همين انتخابات نيمبند بهره جسته تا صداى فضاى عمومى را بلند كند .براى اين كار نوشتن منشور حقوق شهروند كافى نيست .حقوق شهروند نبايد تناقضات قانون اساسى را حفظ كند بل بايد شجاعانه آنها را در محضر عموم مطرح كند و نه فقط در سايت و روزنامه بل به صورت ميليون ها جزؤه نظرات خود را به در خانه ها بفرستد .دست نهادن بر حقوق شهروندى البته گام اول در احياى سياست در فضاى عمومى است اما ظواهر نشان مى دهد كه زور اليگارشى غير انتخابى اجازه گام دوم را هم نمى دهد تا چه رسد به اينكه نظاره گر شهرو ندانى باشد كه صداى نوريزاد ها را ميليون ها بار تكثير كنند ؛نه در خانه ها و تاكسى ها كه در اجتماعات مدنى .دولت از مردم كمك مى خواهد .اما دونده اى كه قبلا پايش را بسته اند چگونه مى تواند بدود .دولت نيازمند دولتىمردانى شجاع و كاملا مردمى است كه به جاى سازش با باج زور گيران به بهاى جان و زندان و استعفا از حقوق انسانى و شهروندى مردم دفاع كنند .كجايند چنين كسانى ؟ كجا ؟در زندان ها ،در غربت ، در سبد رد صلاحيت شده ها ، و دست بالا افتاده در زواياى بى اختيارى و خاموشى .مثالى كه در مورد ماجراى مرز بان ها زدم مثالى بود از جنگ درونى و خانوادگى اليگارشى حاكم هم بر سر منافع قاچاق و هم براى نمايش قدرتى از نوع زدن عبد المالك ريگى در هوا .در ضمن عامدا يا ناخواسته نتيجه ديگرى هم عايد برادران مى شود :ايجاد نا امنى از طريق بدنام كردن بلوچ هايي كه از هموطنان غيور و ستمديده و بسيار جوانمردى ما هستند .نا امنى به چه دردشان مى خورد ؟پاسخ آن است كه نا امنى ساختكى و جمع كردن آن به قول خودشان براى رساندم اين پيام به فضاى عمومى است كه وجود ما براى امنيت لازم است .امنيت مفهومى است كه همواره اقتدار گرايان با آن ضرورت وجودى خود را توجيه كرده اند و بسيارى از مردم نيز -مردمى كه تنها در انديشه منافع و اندوخته خود هستند -آن را تكرار كرده اند .هيچى بالاتر از امنيت نيست .
    اين چه اشكالى دارد مگر ؟ بالاخره امنيت مگر وظيفه يك حكومت نيست .؟بله ،اما به دو شرط : شرط اول اينكه امنيت رفع نا امنى ساختگى نباشد . مى خواهم فرياد بزنم كه اگر اينان خواهان امنيت واقعى بودند در سي و پنج سال گذشته مرزها را بر ورود بارهاى عظيم مواد مخدر مى يستند . شرط دوم اينكه مطابق اصل ٩ قانون اساسى خودشان امنيت به بهاى سركوب آزادى و حقوق اساسى مردم نباشد .امنيت از آن دست كه ورد زبان شاه و ساواك و واراك بوده و هست امنيت دشمنان مردم و آزادى است .
    در انقلاب آمريكا اصل عدم تناقض آزادى و امنيت عملا به اجرا در آمد و هنوز هم راديكال ترين منتقدان نظام حكومتى آمريكا براى بيان و نشر و تبليغ انديشه خود جايي مناسب تر از خود آمريكا نمى يابند ادامه دارد .پاينده باشيد

     
  29. آقای نوریزاد گرامی سلام,
    این جک نیست

    ١٩ سال پیش که در یکی از کمپهای پناهندگی هلند با برو بچه های ایرانی و ملیتهای دیگر همکمپ بودیم جوانی ایرانی مرتب برای ملکه هلند نامه مینوشت و ازو میخواست که ملکه کاری کند که او هر چه زودتر اقامت بگیرد. پس از اینکه از چند هفته جوابی نشنید, به پیشنهاد یکی از مسؤلین هلندی کمپ ٣ نامه مجدد نوشت ولی اینبار با پست سفارشی. در نامه ا ش نوشته بود:
    علیا حضرت ملکه بیاتریکس, من یک جوان ایرانی هستم که مدتیست در کمپ پناهندگی شهر……. منتظر جواب اقامت هستم, اگر ملکه دستور دهند که جواب اقا مت مرا هر چه زودتر بدهند من هم قول میدهم که تا آخرین قطره خون در رکاب علیا حضرت شمشیر خوا هم زاد.
    چون اینجا با پست سفارشی فرستادن حتما به نامه ها عکس العمل نشان میدهند. جوابی آمد.
    باری, جوابی کتبی از دفتر ملکه آمد بدین مضمون:
    آقای ا. م
    نامه شما دریافت شد, سعی کنید ا ز طریق وکیل تان که هزینه ا ش توسط اداره پناهندگی هلند پرداخت میشود و ارائه مدارک برای اثبات حق پناهندگی مساله اقامتتان را پیگیری کنید.
    ضمنا الان دیگر قرن هفده هم نیست و ملکه هم احتیاج به اسب و جنگجو ندارد. ایشان آرزو میکند که اگر شما و دیگران مستحق دریافت اقامت در هلند هستید , در کارتان موفق باشید.
    البته هیچ وقت هم تلفنهای مشکوک بهش نشد, دستگیر نشد و خودکارشم ازش نگرفتند.

    اما جواب نامه شما,
    ای تاریکزاد بریده و خائن,
    آخوند چیزی به کسی نمیدهد,
    در ٢ مورد دست دراز میکند یا برای بوسیدن یا برای گرفتن.اما امید توبه هست اگر دوباره در مدح ولایت قلم بزنید.
    مجتهد عا دل ,
    حضرت ایت الله سید حاج آقا ////

     
  30. سلام : آقاي نوريزاد من سوالاتي داشتم اولا جمهوري اسلامي چطور تا حالا سر شمارا زير آب نكرده ؟ حالا به هر روش ممكن مثل واجبي خور كردن ووووو در ثاني خدا وكيلي فكر ميكنيد كه افرادي كه در قدرت هستند براي حرف شما تره خورد ميكنند ؟ آيا كل امور اين مملكت از بيت معظم هدايت نميشود ؟آيا سران سه قوه بدون اجازه حضرت آقا مبتوانند آب بخورند ؟ آيا امت هميشه در صحنه ! منتظر اشاره ايشان نيستند؟كه دنيا را كن فيكون كنند ؟ آيا از صدر اسلام هر حكومتي كه تشكيل شد سراغ داريد كه حكومتي در خورر مردم باشد ورعايت حال مردم را بكند ؟ شما وخيلي ها كه دم از حكومت عدل علي ميزنيد آيا ميدانيد كه در همان زمان چه به روز ايران وايراني آوردند ؟ مگر به ايراني جز با تحقير و القابي مانند موالي برخورد ديگري ميشد ؟ لطفا به كتب تاريخي مراجعه كنيد تا متوجه شويد ما در ايران هيچ گاه حكومت عادلي نداشتيم ! ومردم صرفا به خاطر اشراف نداشتن بر تاريخ گول آخوند جماعت را خورده اند وفكر ميكنند اين ها ميخواهند آن هارا به سر منزل مقصود كه همان بهشت برين باشد رهنمون باشند ولي نميدانند با تقديم دنيايشان به اين دروغ زنان آن دنيايشان راهم ازكف خواهند داد .حال باز هم توقع داد خواهي كنيد كه داد دشمارا بستانند!!!!

     
  31. دوستاني در باره كتاب تازه نوشته اقاي volker popp اضحار نظر كرده اند. كه متاسفانه ديدم نه موافق نه مخالف اصلا كتاب را نخوانده. براي خالي نبودن عريضه جند نام و اسم را برده اند. كه ثابت كنند إز مندرجات كتاب بي اطلاع نيستند.(مانی از آلمان)

    جناب مانی شما که درآلمان هستید و گویا آلمانی هم می دانید؟! میشه لطفا اظهار نظر خود را در مورد کتاب نام برده بفرمایید بجای از موضوع بالا ایراد گرفتن؟من بخشهایی از کتاب را در سایت جناب نوریزاد قرار داده ام و هم نام سایت و هم نام مترجم کتاب را آورده ام.حال شما نظر دیگری دارید بفرمایید شاید شما خود کتاب را به المانی خوانده باشید و اگر اشتباهی در برداشت مترجم باشد می توانید تذکر دهید چون ایشان گویا در المان هستند.

    جناب دین فروش!اگرشما مسلمان هستید که دین فروس نام مناسبی نیست و اگر هم به خرافات اسلامی و ادیان بطور کلی اعتقادی ندارید که باز هم دین فروش نمی تواند نام مناسبی باشد.بنابراین شما از همین نام خود شروع کنید تا بعد.
    در مورد انتقاد شما منظور من از اینکه دیگران هم چنین مطلبی را بفارسی نوشته اند و تمام این نوشته و بخیال شما اسناد یک چیز را می رساند که///// و همین خرافات است که نتیجه اش را می بینید.چه اگر غیر از این بود سرنوشت مسلمین بهتر این می بود. و اما برداشت شما از آنچه من می گویم اگر از تعصب دور می بود میتوانسید فرق آنچه را من می گویم و یا آخوند می گوید بهتر درک کنید.حرف من اینست که ایران و خاورمیانه و کشورهای مسلمان 1400(طبق روایت سنتی از اسلام)است که شده آزمایشگاه اسلامهای متفاوت و هیچکدام هم جواب نداده اند و هم اکنون هم ما با نکبت 35 سال حاکمیت اسلام دست بگریبانم.آیا نباید حق داشته باشیم که عیب را از اسلام بدانیم؟ویا همچنان مثل کبک سرمان را زیر برف کنیم و تن به تفسیر دیگری از اسلام بدهیم؟بنظر شما چند نسل دیگر باید فدا شوند تا برادران اسلامی بفهمند که اسلام جوابگوی مشکلات جامعه و بشر امروزی نیست؟

    جناب عبدالله ! بله شما درست می گویید که اعراب به کشور ایران و کشورهای تحت سلطه شان طبق روایت سنتی از اسلام روی آوردند.مسلمین نه مردمانی کاری بودند و نه هنری جز خونریزی و غارت و چپاول داشتند.و چنین طرز تفکری را در قران هم می یبید. در کل قران هیچ حرفی از کار مفید و کشاورزی و ساختن و پرورش دادن … و بطور کلی کار مثبت و زندگی شرافتمندانه و دوری از زندگی بدون خشونت و انگلی هیچ اثری نیست ولی تا بخواهید آیات بیشماری در مورد قتل و کشتن و تجاوز به حقوق دگراندیشان و تعقیب و کیفر دگراندیشان و چپاول اموالشان و به برده کشیدن بچه هاشان و به کنیزی بردن زنانشان …می بینید.////// محمد بعد از فتح مکه بجای دست بکار آبادی و پیشرفت عربستانیکه اکنون خودش رهبر بلامنازعه اش شده بود نزد و دستور حمله به کشورهای دیگر را صادر کرد همین موضوع بود.بنابراین ورود اعراب به ایران دلیلی جز غارت و چپاول تودهای شکست خورده و تحت ستم آنها نداشته.همین رضا در مشهد و سایر امامزادها در ایران همه گواهی مفتخوری و زیستن این افراد بر گرده ایرانیان است.بنابراین حکومت کنونی اگر بفکر آبادانی ایران نیست ریشه اش را باید در تفکر قرآنی/اسلامی آنها دانست نه چیز دیگری.

     
    • مزدك عزيز . من نمي دانم كدام قسمت إز كتاب را شما در سايت فرستاده ايد، اكر شما الماني كتاب را خوانده ايد كه هيج اكر فارسي ان را كه ب- بي نياز ترجمه كرده خوانده ايد. مثل اينست كه الماني انرا خوانده ايد، أيشان واقعا به بهترين شكل ممكن كتاب را به فارسي بركردانده. خودم شخصا هم المانيش را خواندم هم ترجمه فارسيش را ان هم نه يك بار بلكه ٦ يا ٧ بار صادقانه بهت بكم، اول برام سنكين بود و سركيجه كرفتم نه براي اينكه قرايت ديكري إز اسلام به اين شكلي كه مسلمانان ميشناسند دارد، من ٣٥ سال است با مذهب و خرافه خداحافظي كردم. بخاطر اينكه كتاب يك كتاب معمولي رمان نيست مثل خداوند الموت يا خواجه تاجدار كه نويسنده ٪٨٠ فانتازي به ناف خواننده ببند. كتاب إز اكاريت تا سامرا إز A تا Z بر واقعيات و اسناد و مدارك باستانشناسي نوشته شده، انهم توسط volker popp كه در دنيا صاحب نظر است از من انتظار اضحار نظر در باره كتاب را نداشته باش خصوصا كه أيشان جا جا و مواردي تاكيد كرده اند كه نياز به بررسي بيشتر است، و دشمني خاصي با دين ندارد ولي جون باستان شناس است بي سند و مدرك مطلبي را قبول نمي كند، خصوصا اكر اين مطالب حديث و روايات بي بايه و اساس بأشد، من هم مثل ايشان دنبال واقعياتم با سند و مدرك، حرف ياوه خرافه را خريدار نيستم حتي اكر بكويند إيه و سوره است إز خدا نازل شده توسط موسي يا عيسي يا محمد به زمين رسيده. خود تو شخصا اكر در باره اين كتاب سؤالي داري يا مشكلي داري من در خدمتم فقط يك خواهش دارم، تندروي زياد نه منطقي است نه عقلاني موفق باشي  

       
  32. باسلام مجدد،بله بله،این غلط گیری غلط مراببخشید.

     
  33. حجة الاسلام ///////

    نوری زاد جان تو به قدم زدنهات ادامه بده، شایدبرای حفظ آبروی نظام هم که شده اجازه بدهند ما /////. خودت که بهتر می دانی که من و روحانی و البته اقلیت ملت ایران ، هیچ کاره ایم. هرچی آقا و اطلاعات سپاه و برادران قاچاقچی بفرمایند همان است.

    هنوز توی این وزارتخانه کسی جواب درست و حسابی به من وزیر نداده و نگفته اند که وسایل تو را چه کار کرده اند. هی مرا به سر می دوانند. هر چه می گویم، می بینیم که یه نامه محرمانه از بیت یا اطلاعات سپاه روی میزم می گذارند و یا چند دقیقه نگذشته تلفن های خط مستقیم به صدا در می آیند. بغض گلویم را گرفته می خواهم خفه شوم.
    گاه که نیم شبان از خواب می پرم و به فاجعه ای که بر ما اتقاق افتاده می اندیشم. به حال خودم و روحانی و این مردم عین یتیم می گریم.

    من بیم آن دارم این دست دست کردن روحانی تا سال دیگر بعد از انتخابات مجلس، نتیجه ای جز قوی تر شدن استبدادی که گلکاریهای احمدی نژاد او را مثل موش کرده بود ، داشته باشد.
    چه کنم که بسته پایم.
    صبحهای زود وقتی با بنز دودی ام وارد وزارتخانه می شوم. قبل از ورود به قدمگاه تو می نگرم و در دل به تو دورود می فرستم. خوبه که صبح های زود در قدمگاه نیستی وگرنه از خجالت آب می شدم که تو را بی اعتنا کرده و وارد وزارتخانه شوم. برای احتیاط هم که شده از در جنوبی می آیم. اما گاه راننده یادش می رود و از در شمالی سر در می آوریم.
    خداوند توفیقت دهاد.

     
  34. آقای عبدالله من نمیدانم تو را از عربها چه خیری می رسد که اینقدر سعی داری آنها را علامه دهر وملاک انسانیت و نجات دهنده ایران معرفی کنی اگر که ایرانی هستی که وای بر تو چرا از ملت ایران که هنوز آثار //// جنگ هشت ساله وجنایات ارتش عراق با همکاری تمام کشورهای عربی و حتی فلسطین ویاسر عرفات وویرانی شهرها ودر سوسنگرد تجاوز به دختر شش ساله وا………….را از خاطر نبرده شرم نداری. به خدا امثال تو //// در ایران مایه سر افکندگی هستند بابا برو یک کشور عربی زندگی کن واز مزایای مردان عرب استفاده کن .کم خون ما را به جوش بیاور

     
  35. سلام آقای وزیر اطلاعات
    به نظرم اگر به خواسته های آقای نوریزاد تن در بدید به نفع خودتون و کشور و رهبر و…هست.چرا؟ چون:
    1. نشون میدید که باصطلاح خیلی دموکراتیک هستید و صداها رو تو گلو خفه نمیکنید!!
    2.از آبروریزی بیشتر جلوگیری می کنید!! می دونید همه ایران فهمیدن که حق آقای نوریزاد و بسیاری دیگر رو خوردید؟ یا شایدم هنوز خوابید؟ والا هر آدم عاقل دیگه ای بود همون دو سه روز اول خواسته های نوریزاد رو برطرف میکرد و از این آبروریزی جلوگیری می کرد.
    3.توپ رو می ندازید تو زمین سپاه. چون نوریزاد بعدش میره اونجا که حقشو از اونا بگیره. بابا یه خورده بازیگر باشید آخه.ببینید الان سپاه رقیب شما شده تو مسایل اطلاعاتی.چرا؟ چون رفته گفته اینا کفایت ندارن و کارو بدید دست ما. خوب کی از رقیب خوشش میاد؟ تازه کمتر کسی میدونه که شما رقیب پیدا کردید. اگه توپ بیفته تو زمین سپاه اونوقت لو میره که سپاه هم اطلاعات داره و کار موازی شما انجام میده. اینجوری شما میتونید رقیب رو حذف کنید، بخصوص اینکه اونا علی القاعده تدبیر و مدیریت وزارت خونه ای مثل اطلاعات رو ندارن و احتمالا انقدر سوتی میدن که حسابی آبروشون میره و اینوسط شما جایگاهتون سفت میشه!!
    4.این حرفا هم که ملت می زنن که مثلا وزیر هیچکاره است رو قبول ندارم. آقا مجتبی مشغله زیاد داره. شما کاری که درست هست رو انجام بدید بعد اگه ایشون معترض شد بهش بگین فکر می کردم نظر شما هم همینه و خلاصه ماسمالی کنین بره.والا به خدا به صلاح خود آقا مجتبی هم هست.
    بنابر این چنانچه فقط به منافع خودتون فکر کنید و اصلا دنبال حق و حقیقت هم نباشید به نظر من برآورده کردن خواسته های نوریزاد صد در صد به نفعتون هست و برنده میشید.

     
  36. با درودی بی پایان به نوری زاد عزیز
    دوازده فرودین را به برکت جمهوری اسلامی به ما تعطیلی داده بودندخوش بگذرانیم وشاد باشیم .حال اگر افتخار این را پیدا کردید وبا وزیر اطلاعات ملاقات داشتید من هم یک فهرست دارم از طرف کسانی که از آقای وزیر میخواهند این شبهات را پاسخ گویند تا قلبشان آرام گیرد وایمانشان به جمهوری اسلامی تقویت شود.با تشکر
    1-قیام سال57 اساسی ترین رکن آن آزادی بود .
    2-شعاراستقلال بیشتر نمادی ضد غربی بود که از اندیشه مارکسیستی نشات میگرفت وهرگونه پیوند با غرب را نشانه وابستگی به حساب میآورد وبیشتر یک تهمت به رژیم شاه بود .
    3-شعارجمهوری اسلامی هیچگاه قبل وبعد از انقلاب تبیین نشد وفقط بعداز اینکه قرار بود مجلس موسسان تشکیل شود وبا نفوذ امام تبدیل به مجلس خبرگان قانون اساسی شد واکثریت نمایندگان مجلس خبرگان قانون اساسی از روحانیون شدند در آن موقع اصل ولایت فقیه که تاکنون در مورد آن حرفی زده نشده بود به قانون اساسی اضافه شد.
    4-زمینه قیام سال 57 را بیشتر گروهای چپ وملی گرای طرفدار مصدق فراهم کردند واز مذهب برای مقابله با رژیم شاه استفاده ابزاری شد واکثریت روحانیت با دخالت در سیاست مخالف بودند وفقط گروهای کوچکی از روحانیون که با سازمان مجاهدین خلق رابطه خوبی داشتند به مبارزه سیاسی اعتقاد داشتند .
    5-پذیرش رهبری حضرت امام توسط گروه های سیاسی چپ وملی گرا فقط برای مبارزه و براندازی بود .
    6-گروه های سیاسی قبل از برندازی هیچ سهمی برای خود در حکومت تعیین نکردند وبه خیال خود آن را به بعد از برندازی ودر یک رقابت سیاسی میدیدند .
    7-رنگ ضد غربی قیام سال 57 کاملا مورد توافق حزب توده چریکهای فدائی ومجاهدین خلق بود لذا آنها اولین کسانی بودند که بعد با ادامه نخست وزیری مهندس بازرگان مخالفت کردند و باروحانیت انقلابی وجه مشترک داشتند.
    8-حزب توده ورژیم شاه هر دو خواستند از مذهب برای جلب توجه مردم استفاده کنند لذا هیچگاه باورهای سیاسی مذهبی مورد بحث وبررسی قرار نگرفت تاتبیین شود چه نوع حکومتی از دل مذهب بیرون میآید.
    9-روحانیت زمانی از نوع حکومت صحبت کرد که بطورکامل بر قدرت مسلط شده بود وبدون مزاحمت گروهای سیاسی حمایت اکثریت مردم را بدست آورده بود بدون اینکه به مردم گفته باشد به دنبال چه نوع حکومتی است.
    10-گروه های سیاسی بعد ازانقلاب با همان ترفندی از صحنه سیاسی حذف شدند که خود برعلیه شاه بکار میبردند .
    11-انقلاب اسلامی در بستر رقابت نظام دوقطبی غرب وشرق بوجود آمد و از این بستر استفاده کرد وبا شرایط اجتماعی ایران از مذهب استفاده ابزاری شد.
    12-جمهوری اسلامی هیچگاه از نظر اندیشه مورد استقبال مردم جهان قرار نگرفت وطرفداران سیاسی خود را فقط در موضع گیریهای سیاسی پیدا کرد وبا کشورهای طرح دوستی ریخت که از نظر مبانی اندیشه 180درجه اختلاف داشتند مانند کره شمالی لیبی و گروه ساندنسیست ها در امریکای لاتین و رومانی وغیره .
    13- جمهوری اسلامی درجهان اسلام هیچگاه مورد استقبال قرار نگرفت دیگر مسلمانان مدل دیگری متفاوت از جمهوری اسلامی با اندیشه سلفی را پیگیری کردند که فاجعه آن امروز خاورمیانه را درنوردیده وجز کشتار و ویرانی به جا نگذاشته .
    14-عجیب است که رژیم صهیونیستی توانسته با مطرح شدن جریانهای اسلامی در میان یهودیان به مشروعیت بیشتر برسد ومورد حمایت بیشتر کشورهای مخالف اندیشه اسلامی قرار گیرد وامروز با نفوذ ترین کشور در صحنه جهانی بخصوص در امریکا است به نحوی که نمیخواهد اجازه دهد امریکا وایران به یک توافق برسند.
    15-جمهوری اسلامی تاکنون هیچ برنامه اقتصادی ارائه نکرده وکلیه طرح های آن با شکست روبرو شده وضعیت اقتصادی امروز شاهدی بر ان است وگرنه فروش ثروت نفت وتوزیع آن ساده ترین کاری است که میشود کرد در صورتی که انقلابات دیگر قرن بیستم با برنامه اقتصادی امدند مانند شوروی وچین هرچند موفق نبودند .
    16-هیچ رزیمی به اندازه جمهوری اسلامی به تصفیه کسانی که به هر شکل در استقرار ان مشارکت داشته اند نزده میتوان به سرنوشت اولین نخست وزیرمهندس مهدی بازرگان تا اخرین رئیس جمهور احمدی نژاد اشاره کرد.
    17-به گفته اقای مصباح یزدی استفاده از کلمه جمهوری بحثی جدلی بوده به خودی خود هیچ اعتباری ندارد و تابع شرایط زمانی بوده ومردم هیچ حقی در حکومت ندارند.
    18-جمهوری اسلامی نه از نظر فرهنگی ونه از نظر اقتصادی هیچکدام از طرح های ان نتیجه نداده وهر روز تکیه خود را برای بقا برسلاح ومحدودیت های سیاسی متمرکز کرده واز مردم هر چه بیشتر فاصله گرفته است.
    19-کسانی که از دورن نظام به استقرار آن کمک کرده اند امروز از اصلی ترین مخالفین ادامه راه کنونی میباشند وبا نفوذ معنوی که در میان مردم دارند فاصله بین حکومت ومردم هر روز بیشتر میشود.
    20-بعد از 36 سال مردم حسرت گذشته را میخورند وبه آینده امید ندارند.
    21-در قرن 21 نام اسلام مترادف است با قتل جنایت برعلیه بشریت سرزمینهای سوخته آوارگی نکبت ذلت و خواری مسلمانان
    22-جهان اسلام امروز دین اسلام را به عنوان یک بیماری بحساب میآورند که باید از دست آن خلاص شد.

     
  37. سلام بر نوری زاد عزیز

    سال نو بر شما مبارک، بادا که توفیق یابی در خواست های قانونی وشرعی ات دراین سال. ومردم نیز متحول شوند به

    احسن الحال تا بدانند که مدیران کشور مستخدم مردم اند نه ارباب انان که در صورت بی کفایتی باید انان را کنار نهاد ونه انکه انها بر مردم فرمان برانند ضمنا کلمه وزارتخانه مطبوع غلط ووزارتخانه متبوع درست است

    —————

    سلام حسین آقا
    کمی به نویسنده ی این مطلب اجازه بدهید در تشابه واژگان فرو شود. شاید معنی عمیق تری در کار بوده باشد.
    با احترام

    .

     
  38. نوری زاد صبور و مقاوم
    شما در قضیه گروگان گیری سربازان مظلوم ایرانی که داره اظهر من الشمس مشخص میشه کار نیروهای اطلاعاتی تحت نظر مقام عالی سلطنت است و هنوز متوجه نشده اید این بابا هیچ کاره است و بیشتر بعنوان یک مترسک سر جالیز داره نقش بازی میکنه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ البته انچه تاسف بار تر است حقیقت این قضیه است که اصولگراهای الوده //// و بیگانه با سیره رحمه اللعالمن و مکارم الاخلاق از این سربازهای مظلوم و بیکس انهم در زمانی که توجه همه مردم به انها است با اسارت انها و حتی کشتن انها بدنبال انتقام گیری از مردم و زدودن کثافات فسادهای مالی وحشتناک و چپاول بی محبای هزانه توسط خودشان و نیز زدودن نجاست مطلقی متل احمدی نژاد با منحرف کردن اذهان مردم هستند تازه با نزدیک شدن به انتخابات اینگونه حرکتها قطعا هزار برابر خواهد شد وقتی وحشت منبع تعفن و دشمن اسلام ودین مثل جنتی اینگونه بی محبا شمشیر از رو برای ملت میبندد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به مردم هشدار میدهد با هر روشی با مردم مبارزه خواهد کرد البته این جماعت مردم را برای فقر و سختی کشیدن و جنگ میخواهند و بس و حکومت و خزانه و قدرت را ارث طلق پدریشان میدانند و اگر همین امروز حضرت رسول و حضرت امیر و مولایمان اباعبدالله سر از قبر بیرون بیاورند و ناحق بودنشان را فریاد بزنند با نها همان میکتتد که در صحرای کربلا کردند اسلافشان البته این بار با اذن ولابت سلطنت مطلق

     
    • درود بر کلام شیوا و جانانه – این سخنان باید در جامعه مطرح شود البته با سانسور کلمات خشن آن تا استدلال جای احساسات کاذب اندک جوانان خامی که هنوز نمیدانند ولی امر قلابی کیست.

       
  39. ﻋﺮﻓﺎﻧﻴﻴﺎﻥ

    ﺳﻼﻡ ﺁﻗﺎﻱ ﻧﻮﺭﻳﺰاﺩ ﻋﺰﻳﺰ ﺳﻼﻡ. ﺟﻨﺎﺏ ﻭﺯﻳﺮ ﺧﻮﺵ ﭼﻬﺮﻩ ‘ ﻻﺯﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ اﺳﻼﻡ ﺑﮕﺮﺩﻳﺪ ‘ اﺯ ﺭﮒ ﮔﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻧﺰﺩﻳﻜﺘﺮﻧﺪ
    ﺑﺎ ﺷﺮاﻳﻂﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻛﺸﻮﺭ ﻣﺎ ﺣﺎﻛﻢ اﺳﺖ اﮔﺮ ﻛﺴﻲ ﺳﺮﺳﺎﻡ ﻧﮕﻴﺮﺩ و ﺩﻳﻮاﻧﻪ ﻧﺸﻮﺩ ﻧﺮﻣﺎﻝ ﻧﻴﺴﺖ ‘ اﺯ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﻲ ﻧﻘﻞ اﺳﺖ ﻛﻪ اﮔﺮ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﻲ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻇﻠﻤﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻳﻚ ﺯﻥ ﻳﻬﻮﺩﻱ ‘ ﺁﻥ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺧﻠﺨﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﺯﻳﻮﺭ ﭘﺎﻳﺶ ﺑﻮﺩﻩ ‘ ﺩﻕ ﻛﻨﺪ ﺑﻤﻴﺮﺩ ﺳﺮﺯﻧﺸﻲ ﺑﺮ اﻭ ﻧﻴﺴﺖ ‘ﺣﺎﻝ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﻋﻨﻮاﻥ ﻣﺨﺎﻃﺐ و ﻋﻀﻮﻱ اﺯ ﻳﻚ اﺟﺘﻤﺎﻉ ﻣﻴﺸﻨﻮﻳﺪ اﺯ اﻳﻦ ﺩاﺳﺘﺎﻥ و ﺻﺪﻫﺎ ﺩاﺳﺘﺎﻥ ﻣﺸﺎﺑﻪ ‘ﺁﻥ ﻫﻢ اﺯ ﺯﺑﺎﻥ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺧﻮﺩ ﺭا ﻣﺘﻮﻟﻴﺎﻥ اﻳﻦ ﻣﻜﺘﺐ ﻣﻴﺪاﻧﻨﺪ ‘ ﻫﻤﺰﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺧﻮﺩ ﺷﻤﺎ ﻣﻴﺒﻴﻨﻴﺪ ﻇﻠﻤﻬﺎﻳﻲ ﻫﺰاﺭاﻥ ﺑﺮاﺑﺮ ﻇﻠﻤﻲ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺯﻥ ﻳﻬﻮﺩﻱ ﺭﻓﺘﻪ و ﺩﺭ ﻋﻴﻦ ﺣﺎﻝ ﻣﺘﻮﻟﻴﺎﻥ ﭘﺮ ﻣﺪﻋﺎ ﺭاﺳﺖ ﺭاﺳﺖ ﻣﻴﮕﺮﺩﻧﺪ و ﻋﻴﻦ ﺧﻴﺎﻟﺸﺎﻥ ﻧﻴﺴﺖ ‘ ﻛﻪ ﺳﻬﻞ اﺳﺖ ‘ ﻃﻠﺒﻜﺎﺭ ﻫﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ
    اﺯ اﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺗﻨﺎﻗﻀﺎﺕ ﺑﻪ ﻗﺪﺭﻱ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺎ ﺯﻳﺎﺩ اﺳﺖ ﻛﻪ اﻣﻴﺪ اﻧﺴﺎﻥ ﺭا ﺑﻪ ﻧﺎاﻣﻴﺪﻱ ﺑﺪﻝ ﻣﻴﻜﻨﺪ ‘ ﺑﻪ ﻋﻨﻮاﻥ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺻﺪﻫﺎ ﻫﺰاﺭ ﺭﻭاﻳﺖ و ﺣﺪﻳﺚ ﺿﻌﻴﻒ و ﺟﻌﻠﻲ ﺩﺭ ﻛﺘﺐ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ﻣﻜﺘﻮﺏ اﺳﺖ و ﺑﻌﻀﻲ اﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻗﺪﺭﻱ ﻏﻴﺮﻣﻌﻘﻮﻝ و ﻣﺼﺨﺮﻩ اﺳﺖ ﻛﻪ اﻧﺴﺎﻥ ﻣﺎﺕ و ﻣﺒﻬﻮﺕ ﻣﻴﻤﺎﻧﺪ ﻛﻪ اﻳﻦ ﭼﻪ ﺣﻜﺎﻳﺘﻴﺴﺖ ‘ ﭼﺮا ﺁﻗﺎﻳﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺩﺭﺩ ﺩﻳﻦ ﺩاﺭﻧﺪ ﺁﺳﺘﻴﻦ ﺑﺎﻻ ﻧﺰﺩﻩ و اﻳﻦ اﺣﺎﺩﻳﺚ و ﺭﻭاﻳﺎﺕ ﺭا اﺯ ﻛﺘﺐ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ﻧﺰﻭﺩﻭﺩﻩاﻧﺪ ‘ ﺳﭙﺲ ﺷﻜﺎﻳﺖ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﭼﺮا ﻣﺰﺩﻛﻬﺎ ﺑﻪ ﻋﻘﺎﻳﺪ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ﺗﻮﻫﻴﻦ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ ‘ ﺁﻗﺎﻳﺎﻥ ﺗﻮﺟﻪ ﺩاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻛﻪ ﻗﺴﻤﺖ اﻋﻆﻢ اﻳﻦ ﮔﻤﺮاﻫﻲﻫﺎ ﻫﻤﻪ اﺯ ﻫﻤﻴﻦ ﻗﺸﺮﻳﺴﺖ ﻛﻪ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺭﻭﺣﺎﻧﻲ ﻣﻴﻨﺎﻣﻨﺪ ‘ﻣﻦ اﺯ ﻫﻤﻴﻨﺠﺎ ﺑﻪ ﺟﻨﺎﺏ ﻣﺰﺩﻙ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﻣﻴﻜﻨﻢ ﻭﻗﺘﺶ ﺭا ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﺩﻳﮕﺮﻱ اﻗﺘﺼﺎﺹ ﺩﻫﺪ ‘ﭼﺮا ﻛﻪ اﮔﺮ ﻣﻨﻆﻮﺭ او ﺧﺮاﺏ ﻛﺮﺩﻥ ﺁﻳﻴﻦ اﺳﻼﻡ اﺳﺖ ﺭﻭﺣﺎﻧﻴﺎﻥ ﻣﺎ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻗﻮا اﻳﻦ ﺭﺳﺎﻟﺖ ﺭا ﺩﺭ ﻋﻤﻞ ﺑﻪ ﻋﻬﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻪاﻧﺪ ‘ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ اﺻﻞ ﻭاﻣﺪاﺭ ﺁﻧﻬﺎ ﻫﺴﺘﻴﺪ ‘ ﻗﺴﻢ ﻣﻴﺨﻮﺭﻡ ﻛﻪ ﻫﺰاﺭ ﻣﺰﺩك ﺑﺎ اﻧﺘﻘﺎﺩاﺗﺶ ‘ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﺯﻧﻨﺪﻩ ‘ ﺩﺭ ﺗﺨﺮﻳﺐ ﺩﻳﻦ ﺑﻪ ﮔﺮﺩ ﭘﺎﻱ ﻣﻼﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻣﺼﺪﺭ ﻗﺪﺭﺗﻨﺪ و ﻳﺎﻭﻩﺳﺮاﻳﻲ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ ﻧﻤﻴﺮﺳﺪ. ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ ﻧﻪ ﺗﻮﺟﻪ ﻛﻨﻴﺪ ﺑﻪ ﻳﻜﻲ اﺯ اﻓﺎﺿﺎﺕ ﺁﻗﺎﻱ ﺧﻤﻴﻨﻲ

    اگر ما در رژیم سابق یک خطائی می کردیم«پای اسلام» حساب نمی شد، نمی گفتند دولت اسلامی می گفتند دولت طاغوت.امروز خوف این است در خارج بگویند این نظام اسلامی هم مثل سابق است،همان طوری است که سابق می‌ریختند توی خانه مردم،آخوندها کار همان سرهنگ سابق را می کنند، پاسدار اسلامش مثل ساواکیها عمل می کند، دادگاهش مثل همان دادگاههای طاغوتی است وهکذا.این مصیبت است برای ما که اسلاممان درمعرض این است که «دنیا» به آن پشت بکند و با اعمال ما دفنش کنند (صحیفه امام، جلد 8،ص409)
    اﻳﻦ اﻋﺘﺮاﻑ ﺁﻗﺎﻱ ﺧﻤﻴﻨﻲ ﺑﻪ ﻭﺿﻮﺡ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﻴﺪﻫﺪ ﻛﻪ اﻭ اﻧﺤﺮاﻑ ﺧﻠﻖ ﺭا ﺑﻪ ﻭاﺳﻂﻪ ﻋﻤﻠﻜﺮﺩ ﺭﻭﺣﺎﻧﻴﺎﻥ ﻗﺒﻮﻝ ﺩاﺭﺩ و ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﻋﻤﻠﻜﺮﺩ ﺑﺪ ﺁﻧﻬﺎ ‘ﻣﺴﺒﺒﺶ ﺭا ﺭﻭﺣﺎﻧﻴﺎﻥ ﻣﻴﺪاﻧﺪ ‘ اﮔﺮ اﻳﻨﺠﺎ ﺧﺮﺩﻩاﻱ ﺑﻪ ﻣﺰﺩﻙ ﻫﺴﺖ ﻫﺰاﺭ ﺑﺮاﺑﺮﺵ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺭﻭﺣﺎﻧﻴﺎﻥ اﺳﺖ
    ﺑﺮاﻱ ﻧﻤﻮﻧﻪ اﺷﺎﺭﻩاﻱ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻳﻜﻲ اﺯ ﻫﻤﻴﻦ ﺭﻭاﻳﺘﻬﺎ ﻣﻴﻜﻨﻢ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻳﻜﻲ اﺯ ﻛﺘﺐ ﻣﺜﻼ ﻣﻌﺘﺒﺮ ﺷﻴﻌﻪ ﺁﻣﺪﻩ

    -روايت از علی (ع) ..اولين حيوانی که پس از رسول خدا(ص) از دنيا رفت عفير خر رسول خدا بود! اين خر با رسول خدا صحبت کرده بود ! و گفته بود پدر و مادرم فدای تو! پدرم از قول پدرش و از قول جدش و جد جدش و ..نقل کرد که او خری بود که نوح (ع) در کشتی گذاشت! و آنزمان نوح به جد من گفت ای مردم از نسل اين خر خری متولد ميشود که رسول خدا بر او سوار ميشود ! و من خوشحالم که آن خر هستم ! عن امير المومنين علی قال ان اول شيی من ادواب توفی هو عفير حمار رسول الله ذالک الحمار کلم رسول الله فقال بابی انت و امی ……… اصول کافی جلد ۱ ص ۱۸۴ کتاب الحجه باب ما عند الائمه من سلاح رسول الله
    ﺗﻮﺟﻪ ﻛﻨﻴﺪ ﺑﻪ ﻣﻀﺤﻚ ﺑﻮﺩﻥ اﻳﻦ اﺿﻬﺎﺭاﺕ ‘ ﻓﻘﻴﻬﻲ ﻛﻪ اﺯ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻋﻨﻮاﻥ ﻗﻂﺒﻲ ﺩﺭ ﻋﺎﻟﻢ ﺗﺸﻴﻊ ﻧﺎﻡ ﺑﺮﺩﻩ ﻣﻴﺸﻮﺩ ‘ﭘﺎﻙ ﻓﺮاﻣﻮﺵ ﻛﺮﺩﻩ ‘ﻛﻪ ﺑﻌﺪ اﺯ ﺩاﺳﺘﺎﻥ ﻧﻮﺡ ﺧﺮ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺑﺎﻗﻲ ﻧﻤﺎﻧﺪﻩ ﻛﻪ ﺧﺮ ﭘﺪﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﻣﻦ اﺯ ﻧﺴﻞ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺎﺷﺪ .ﻭاﺿﺢ اﺳﺖ ﻛﻪ اﮔﺮ ﺩاﺳﺘﺎﻥ ﻧﻮﺡ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺑﺎﺷﺪ ‘ﺑﻌﺪ اﺯ ﺁﻥ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﻫﻤﻪ ﺧﺮﻫﺎ اﺯ ﻧﺴﻞ ﺁﻥ ﺟﻔﺘﻴﺴﺖ ﻛﻪ اﻭ ﺑﺮ ﻋﺮﺷﻪ ﺑﺮﺩﻩ

     
  40. مصباح يزدي ( غير منفور )

    استاد بزرگ و عزيز ، اين شاگرد حقير به شما مي گويد دولت اصلي ايران كه داراى زر و زور و تذوير و صدا و سيما است بيت رهبري است و تمام تصميمات أنجا توسط مجتبي گرفته ميشود و دولت مردمي روحاني هم همان طور كه خاتمي گفت پادوى همان دولت اصلي است.. انحرافي كه در مسير انقلاب ( كه ديگر حتي اين اسم هم حالت تهوع به من مي دهد ) همين جا است كه ايشان قرار بود مواظب باشند قانوني خلاف اسلام تصويب نشود نه اينكه دماغ مبارك را در تمام مسائل ريز و درشت وارد كند بجز دزديهاي تريلياردي كه خود بيت مكرم در أنها شراكت دارد. خدا وكيلي ٣٠٠٠ ميليارد تومان ارزش دارد كه مقام معظم دخالت كندو رگ گردن بيرون زند؟ اما چهار تار مو ي بانوي إيراني كه زير لباس هاي گرم طاقتشان به سر أمده باعث ناراحتي أقا ميشود و از مسائل فرهنگي گله مي كند. پس اگر مي خواهيد به نتيجه بر سيد چرا قدم زدن مقابل بيت رهبري را بر نمي گزينيد؟

     
  41. سپاسگزارم . بامید دیدار

     
  42. درود بر شما
    تشکر از صداقت پاسدار علی لاریجانی
    اول اینو بگم این نامه شما به عنوان اعلام موضع قابل فهمه اما خودتان بهتر می دانید که امثال این بابا که در پستهای کلیدی هستند الزاما تصمیم گیرنده نیستند و یک چیزی تو مایه مترسک سر جالیزند !

    در هر کشور دمکراتیک و آرادی مجلس مرکز اصلی قدرت است چرا که عصاره و نمایندگان فهیم مردم حضور دارند و در هر حوزه ای به نفع مردم و دفاع از قانون با قدرت وارد میشوند ولی در مجلس ما داستان کاملا برعکسه و بر علیه مردمه !
    شنیدید که میگن جایی که نادانی سعادت است ! آنجایی بود که علی لاریجانی اعتراف کرد که این مجلس ! مجلس خمینی است ! مجلس خامنه ای است ! یعنی صادقانه و بدرستی گفت که نمایندگان و مجلس هیچ ربطی به مردم ندارند و به گاوداری مدرن معنا بخشید ! لاریجانی متشکریم فقط کاش یک توضیح میدادید که چرا حقوق و مزایای نجومی شما از جیب مردم است !

     
  43. با سلام
    آقای نوریزاد عزیز
    با عرض پوزش، در بند چهارم نوشته اید: “از روز شنبه چهاردهم فروردین ماه”

    —————

    سلام بانوی خوب
    بله اشتباه از من است. تصورم براین بود که بعد از سیزده بدر بلافاصله قدم زدن های من شروع می شود. بگذارید بحساب کهنسالی!
    سپاس

     
  44. سلام جناب اقاى محمد نوريزاد،
    گرچه اكنون نامه شما به وزير را مطالعه كردم و ميدانم مشغله هاى شما بسياو فراتر از در خواست بى اهميت من است ، ولى اجازه دهيد بگويم كه:
    جنابعالى پرسيده ايد كه ؛ “من از كجا ميدانم كه شما مطلب مربوط به باغ فدك را حذف كرده ام ”
    اگر شما تصور فرموده ايد كه ، من خود شيرين هوشمند هستم و يا اينكه از طرف او اقدام به كامنت گذارى مينمايم ،
    بايد به عرض برسانم كه ؛ من نه شيرين هوشمند هستم و نه اينكه اصولا او را ميشناسم ، بلكه من صرفا به منظور خواندن مطلب ياد شده حساس شده ام و در جواب اينكه از كجا فهميده ام كه شما مطلب ياد شده را حذف كرده ايد نيز بيان ميگردد كه ؛
    در انتهاى يكى از كامنت هاى اين شخص نوشته شده بود ؛ /و اين هم داستان باغ فدك/
    ولى شما زير ان نوشته بوديد ؛ /چون مطلب خارج از موضوع ميباشد انرا حذف نمودم/
    لذا من متوجه حذف ان مطلب توسط شما ، شدم.
    حال سوال اينست كه ؛ چگونه روزانه دهها مطلب مشابه از دوستانى مانند مرتضى و بقيه داخل در م وضوع براورد ميگردد و توسط شما منتشر ميگردد ، ولى تنها همين مطلب به تيغ سانسور برخورد ميكند؟
    شايد در جواب بفرماييد ؛ “به تو مربوط نيست و تصميم گيرنده من هستم….” ، كه در اينصورت حق با شماست و من نيز به واسطه دخالت در موضوعاتى كه به من ربط ندارد ، از شما معذرت خواهم خواست.
    اقاى نوريزاد اگر خواهش من براى نشر مطلب مورد اشاره ، چاره ساز نيست ، ايا در ان صورت اگر من ادرس ايميلم را براى شما ارسال كنم ، مطلب مذكور را برايم ارسال ميكنيد ؟ چون اين موضوع برايم يك معضل شده و واقعا سه روز است تمام فكر من به ان مشغول شده و به معناى واقعى ذهنم را مشوش نموده است.
    با احترام.

    ——————-

    سلام آقا محسن گرامی
    باور کنید این بحث ها انتها ندارد. تا کنون کسی با برکشیدن اینجور مسائل نه سنی شده نه شیعه. اگر بتوانم یک فضای مخصوص برای اینجور بحث ها طراحی می کنیم که دوستان تا هرکجا که مایلند در آنجا به بحث بنشینند. که البته اینجور بحث ها ضروری نیز هست. اما خود شما به ریخت یک مطلب اصلی نگاه کنید که کامنتهایش فرسنگ ها از روح آن فاصله دارند. دوستی نوشته بود انگار یکی را فرستاده باشیم وسط رینگ و خودمان با بغل دستی مان سر موضوعی کاملا متفاوت با جریان مسابقه به بگو مگو بپردازیم و نگاه دیگران را نیز بدان موضوع حساس کنیم. بله اگر بتوانم در گوشه ای از صفحه ی اصلی سایت یک فضای داغ بحث آزاد می گذارم که دوستان مشتاق بدانجا بروند و جانانه بحث کنند. از این که با من در این خصوص همراهی می فرمایید از شما تشکر می کنم.
    سپاس

     
    • جانا سخن از زبان ما می گویید.

      کامنت ها همگی حول و حوش مذهب داره می چرخه و ارتباطی با مطالب موجود ندارد.
      واقعا درست کردن این چنین فضایی لازم است.
      کاری هم ندارد درست کردن آن.
      فقط اراده می خواهد.

       
  45. سلام آقای نوری زاد فکر کنم در درج روز و تاریخ اشتباه کردید. شنبه 14 فروردین نیست.

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

90 queries in 2840 seconds.