سر تیتر خبرها
مصاحبه ی محمد نوری زاد با صدای آمریکا+ متن پیاده شده

مصاحبه ی محمد نوری زاد با صدای آمریکا+ متن پیاده شده

نوری زاد در این مصاحبه در باره ی خودش، و قدم زدن هایش جلوی وزارت اطلاعات سخن می گوید.

http://www.youtube.com/watch?v=FIkVZqnBZ5o

هجدهم اسفند و نود و دو – تهران

———————-

متن این مصاحبه را یکی از دوستان خوب سایت، زحمت کشیده و پیاده کرده و برای من ارسال داشته است. سپاس من از وی.

———————-

 

چرا نوری زاد جلوی وزارت اطلاعات با نمایی چنین، هر روز قدم می زند؟

هم وزارت اطلاعات، هم سپاه بخشی از اموال من را برده اند و پیگیری های من برای بازپس گیری آن اموال به جایی نرسیده، یعنی من به سیستم قضایی مراجعه کردم، درخواست نوشتم که شما این اموال مرا شامل 4 ، 5 دستگاه کامپیوتر  و دوربین و فیلم و آلبوم های خانوادگی را برده اید. قاعدتا ظرف 20 روز، یک ماه، دو ماه، سه ماه اینها باید واکاوی شده و به خانواده داده می شد. من یک سال و نیم زندان بودم  و کسی پیگیر آنها نبوده و وقتی از زندان بیرون آمدم، هفته ای یک بار به دادسرای مستقر در اوین رفته و نتیجه ای نگرفتم.

از این ماجرا چهار سال و سه ماه گذشت. من دیدم اینطور نمی شود که تمام مکاتبات من بی نتیجه بماند. بعد دانستم که این یک رویه است. یعنی همین شیوه را با دیگران هم پیاده کرده اند، ولی چون طرف، وزارت اطلاعات و سپاه است، متهم توان رویارویی با آنها را ندارد، و چون به محض مواجه شدن با یک “نه”، متهم می رود تا شش ماه دیگر که دوباره مراجعه کنید. آنوقت هم با یک “نه” دیگر روبرو می شود و یک سال بعد باز می آید. اینست که اصلا منصرف می شود. من دیدم که چرا باید منصرف شوم، ولو بگویید یک چوب کبریت. شما مجاز نیستید اموال مردم را نگهداری کنید! مجاز به اِعمال رفتار غیرقانونی نیستید! یک زمانی، کودتاییست، مثل سال 88، شما می زنید، می کشید، غارت می کنید، آتش می زنید، به کسی هم پاسخگو نیستید، و دادگاه های خود را هم آنچنان می آرایید که بدون هیچ گونه ادلّه قانونی، متهم را در سلول های انفرادی یک سال و دو سال و … بی خبر حبس می کنید. شکل کودتا همین است. اما الان چه که مدعی قانون و قانونمندی و این اطوار هستند؟ من با این باور که اموال من باید برگردانده شود این شیوه را ابداع کردم.

و ماجرای روز چهل و دوم اعتراض

من متوجه شدم که اینها حکم جلب تقلبی و تاریخ گذشته دارند. حکم جلب، برای یک بار جلب است اما اینها با یک حکم ، بارها مرا به دادگاه می بردند و این رفتاری غیرقانونی بود که مجاز به آن نبودند، هم اطلاعاتی ها مقصر بودند و هم آن قاضی شعبه شش که مرا به پیش او می بردند. من قبل از آن به آنها و حکم جلبشان احترام می گذاشتم. اما وقتی متوجه شدم که به من کلک می زنند و از یک حکم جلب چندین بار استفاده می کرده اند، تمرّد کردم و گفتم دیگر سوار ماشین شما نمی شوم.

این باعث شد که به سمت من بیایند. من با همان لباس سفید و پرچمِ بر دوش، خود را به سمت وسط بزرگراه و میان اتومبیل ها کشیدم. آنها به سمت من یورش آوردند و مرا به زمین کوفتند. یک نفر رفت تا اتومبیل ها را رد کند، و دیگری رفت تا اتومبیل بیاورد، و من داشتم بر آن یک نفر باقیمانده غلبه می کردم که او با فریاد، دوستانش را به کمک طلبید. من را برگرداندند طوری که صورتم رو به آسفالت بود، و آن مامور، زانوی خود را و تمام وزن خود را بر پسِ سر ِ من قرار داد که باعث شکافتن ابرو و آسیب دیدن بینی و جاری شدن خون من شد، و من نگران این بودم که عینک، صورتم را بشکافد. آنها سپس مرا دستبند به دست به داخل اتومبیل بردند.

چرا شما همیشه فردی حرکت کرده اید؟ چه در سفرها به عنوان سفیر صلح و دوستی، و چه در مقابل وزارت اطلاعات؟

در دل چنین شرایطی که هر حرکت جمعی به شدت سرکوب و متلاشی می شود،  طبیعیست که حرکت های فردی مدنی که از برخی افراد، و نه همه، بر می آید، می تواند گزینه ای برای این باشد که بگوییم ما در حال خفه شدن، و به دنبال مجرای تنفس هستیم، و اینکه سرکوب شدن و نادیده گرفته شدن فهم، پسندیده ی مردمی با این سابقه تاریخی نیست. الان آنقدر مردم ما را خمیرگونه بار آورده اند و فرم می دهند که کوچکترین اتفاقی در آنها پس از گرانی 25 درصدی اخیر برق 20 درصدی آب نمی افتد.

در چنین شرایطی که حساسیت ها فرو کشیده شده و رمقی باقی نمانده، من به دنبال حرکت فردی آرام اما منسجم و پیوسته ی قدم زدن هستم برای پیگیری حق فردی، و نه جمعیِ خود، یعنی پس گرفتن اموال و رفع ممنوع الخروجی و ممنوع الکاری. من تابلویی در دست ندارم که بر آن نوشته شده باشد من بلندگوی مردمی هستم که نمی توانند فریاد بکشند. گرچه این حرکت در دل خود این حرف را دارد. اما یک فریادِ رأی من کو، یا چرا آزاد نیستم، یا چرا مثلا حقوق کارگرانم پرداخت نمی شود، وجهه غلیظ و خاص سیاسی پیدا می کرد و می توانست سرکوب شود. اما حرکت الان من با ادلّه درستی که دارم، مبنای یک حرکت مدنی است با این پیام که الان، یک ملت مصادره شده است، اموال یک ملت به تاراج رفته است. مردم هم می توانند بسترهای اعتراض را فراهم کنند. تک تک ما می توانیم در هر گوشه ای اعتراض کنیم. ما مردمی هستیم که به بهانه های مختلف مصادره شده ایم. به بهانه های مختلف  حقوقمان ضایع شده است

چطور در مملکتی که دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم، این آقا فیلم می گذارد، مصاحبه می کند، حالا هم جلوی وزارت راه می رود و هنوز هم دستگیر نشده یا اصلا زنده است؟

همه آنها که به من از زاویه تردید نگاه می کنند، خودشان خطر نکرده اند. من اکنون در بستری از خطر زندگی می کنم. جانم را در کف دست گرفته ام. بقیه هم می توانند همین کار را انجام دهند. چند نفر انسان، جانشان را کف دست گرفته، وسط آمده و نتیجه نگرفته اند؟ بله من اگر بخواهم زندگی خود را داشته باشم، کار خودم را داشته باشم، و رفت و آمد معمول خود را هم داشته باشم، و یک بار جلوی وزارت اطلاعات بروم، قطعا مرا خواهند گرفت.

اما من اگر کارم را تعطیل کردم، زندگی ام را تحت اشعاع این حرکت سیاسی خود قرار دادم، از هر حادثه ای که ممکن است برایم روی دهد نهراسیدم ، تمام یافته ها و بافته های خود را زیر سایه این حرکت سیاسی و خواسته هایم قرار دادم، و نگران از هیچ حادثه ای هم نبودم، رویه ام فرق می کند با کسی که دنبال آرامش است. شما انگشت بر هر مردمی بگذارید که به شیوه من عمل کنند، قطعا نتیجه خواهند گرفت. یعنی جانشان را کف دست بگیرند و وسط بیایند. یک نفر زده می شود، دو نقر زده می شود، سه نفر، چهار نفر…بعد روی پنجمی، فکر می کنند، روی ششمی…دهمی، من نمی خواهم خط مشی بدهم و بگویم که هزینه کردن سخت است و به راحتی نمی شود جواب گرفت ولی

— محمد نوری زاد یک آدم شناخته شده ایست که نمی شود به راحتی سرش را زیر آب کرد.

–به هر حال یاران و دوستانی دارد و کشتن، زندانی کردن و آسیب رساندن به این آدم باعث ریزش خیلی از جمعیتی که در سپاه و حوزه های حکومتی از دیرباز داشته و به سلامت او معترفند، خواهد شد.

–من نقطه ضعفی ندارم که بخواهم نگران باشم و چیزی برای از دست دادن ندارم.

–چنین کسی که فقط آقای خامنه ای را نقد می کند، اگر اتفاقی برایش بیفتد، مستقیما شخص آقای خامنه ای در مظان اتهام قرا می گیرد، که رهبر، دست برد و منتقد صریح خود را نابود کرد و کشت، یا به زندان انداخت.

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

19 نظر

  1. آقای ناشناس 8:03 بعداز ظهر،

    آدم هایی که اینجا می آیند، درد و دغدغه مشخصی دارند و آن یک جمله بیشتر نیست “به ســـــــــتـــــــــــــــوه آمده اند”
    اما من هرچه نوشته شما را زیر و رو کردم، متوجه نشدم دقیقا مشکلتان چیست. انگار از چیز دیگری ناراحت هستید، یا اینکه نوک پیکان اعتراض و انتقاد آقای نوری زاد ، به نوعی شخص شما و موقعیت شغلی شما را نشانه رفته است.

    یک خواهش دیگر هم بکنم؟ اینقدر از طرف “مـــردم” صحبت نکنید. شما با این کلمه “مردم”، به اندازه کافی در این سال ها سوار همان “مردم” شده اید.

     
  2. کمال افتخار

    برادر ناشناس بااین افاضات مستقیم وغیر مستقیم از رژیمی جانبداری میکنی که درآن حتی خودت هم میترسی که اسمت را یا رسمت رابگویی مباداکه بدانند به سایت یک فتنه گر !سری زده ای فاعتبروا یا اوللابصاریابقول خودمون اووووووووووووووووووو!

     
  3. آقای نوریزاد، شخصیت، رفتار و کنش و واکنش افرادی مانند شما، شخصیتی غریب است. بنظرم با اینکه میخواهید همیشه معروف و سر زبانها باشید. میخواهید کاری کنید که شما را دستگیر کنند و از اینکه نزد حاکمیت محلی از اعراب ندارید و مردم نیز از شما حمایت نمیکنند (خودت خوب میدانی از اینکه چهار نفر که از بزرگراه از کنارتات رد میشوند فلان جمله دلگرم کننده ای میزنند، این اسمش حمایت مردمی نیست) ، عصبانی میشوید و دست به حرکات مضحک و نا معقول میزنید. و یا اینکه شما خود نیز جزو حاکمیت هستید و این یک بازی برای فریب و انحراف منتقدان و مخالفان حاکمیت است . و در مصاحبه تان گفتید به این دلیل شما را دستگیر نمی کنند، چون حاکمیت میداند شما چقدر در میان مردم و سپاه و رزمندگان و … طرفدار دارید، لذا میترسند…!!! این نیز خیلی مضحک و توهین به مخاطبان و مردم تلقی میشود. یعنی میخواهید بفرمایید ظرفداران شما از مجموع یا تک تک افرادی مانند موسوی و کروبی و نبوی و میرداماد و تاجزاده و… بیشتر و قدرتمندتر هستند و یا سابقه و نفوذ شما به تنهایی از مجموع آنها یا یک به یک آنها بیشتر است؟؟؟!!! اینها را حدود 4 سالی است که گرفتند ولی آب از آب تکان نخورد! گیریم که طرفداران شما از آنها بیشتر و سابقه و نفوذ شما از آنها بیشتر باشد، پس چرا قبلا شما را دستگیر کردند، اینهمه طرفداران شما!!! نتوانستند کار بکنند و یا همین طرفداران بیشمار و قدرتمند شما، چرا در گرفتن اموالتان ناچیز و بی ارزشتان (تازه اگر این ادعای شما درست باشد) اینقدر ناتوانند؟! آقای نوریزاد، … بازی را تمام کنید. به مردم و افکار عمومی احترام بگذارید. مردم خیلی بیشتز از آنکه امثال شما فکر میکنید با هوش و فهیم هستند.

     
  4. سید ابوالفضل

    آقای بی کنش گرامی
    سلام بر شما
    ادب و تواضع مثال زدنی شما مرا بوجد می آورد . مسرور می شوم وقتی بزرگواری شما را خطاب به آقا مرتضای نازنین ، این طور خواندم : “برادر عزیزم مرتضى گرامى، چنانچه جنابعالى اصل سوال بنده در کامنت قبلیم را ، نیز نوعى بى احترامى به عقاید خود محسوب میفرمایید ، بنده صمیمانه از شما پوزش میطلبم و عذر خواهى مینمایم.” این همه انسانیت که یک جا در وجود یک نفر نهفته ، چه ستایش بر انگیز است . درود بر شما و ادب و تواضعتان .
    ارادتمند
    سید ابوالفضل

     
  5. سلام
    پدرم، نوریزاد عزیز
    جالب است؛ خواسته ات را برآورده نکرده اند ولی به آن رسیده ای.زیرا خواسته ات نه آن است که آنها می اندیشند. هم اکنون پیروزی.

     
  6. ///// Geda oghde ee yek Ahonde du Zari to Mashahd bood and monzavi Bisavaad va bad jen

     
  7. با عرض پوزش از حسن آقا

    در عبارت :”و معنای این سخن (این است) که هرکس عمل بواجبات کرد و محرمات را ترک کرد واجد مقام عصمت می باشد”.
    عبارت صحیح که مراد من بود این است که :
    و معنای این سخن این نیست که هرکس عمل بواجبات کرد و محرمات را ترک کرد واجد مقام عصمت می باشد.

    البته این اشتباه بخوبی حاکی از عدم عصمت ماست!

     
  8. حسن اقا سلام

    من مکررا توضیح دادم که عصمت (مصونیت) از خطا در انبیاء در چند سطح ضروری است که اگر متحقق نباشد ارسال رسل منجر به نقض غرض خواهد شد ،و نقض غرض از سوی خدای سبحان عقلا قبیح است، و فعل قبیح با صفت حکمت حق تعالی منافات دارد.
    بیان مطلب این است که خداوند در صدد ارسال پیامهای خاص خود توسط انبیاء بوده است ،برای آنکه این پیامها بنحو کامل و دقیق به بشر برسد پیامبر باید دارای چند ویژگی باشد:
    1-مصونیت از خطا در دریافت و تلقی مفاد رسالت.
    2-مصونیت از خطا و اختلاط در حفظ و نگهداری مفاد رسالت.
    3-مصونیت از خطا در نحوه ابلاغ مفاد رسالت.
    4-مصونیت از خطا در عمل شخصی خود به مفاد رسالت که به حیثیت الگو بودن آنان مرتبط است.
    البته در امور و کارهای عادی و روزمره نیز اگر خطایی موجب مخدوش شدن اصل رسالت یا امامت باشد آنان بضرورت پیش گفته از آن سنخ خطاها نیز مصونند.

    باید توجه کرد که اگر یکی از این مراحل مفقود باشد آن غرض مورد نظر از ارسال رسل(هدایت) تامین نخواهد شد.
    همینطور مطابق ادله درون دینی از کتاب و سنت و دلیل عقلی همه این مراتب برای امامان شیعه که مامور استمرار و تبیین و تفسیر مفاد رسالت نبی اکرم هستند ثابت است به همان معیاری که در رسالت عرض شد ،و تفاوت آنان با مقام رسالت آن است که آنچه مربوط به اینان است الهام است نه آن رسالت ابتدائی که در حق مقام رسالت ثابت است.

    مطلبی هم که شما بعنوان(انجام واجبات و ترک محرمات) مورد اشاره قرار دادید مربوط است به بیانی که من در پاسخ به یکی از شبهات دوستان عرض کردم ،آن دوست پرسیده بود که اگر انبیاء و امامان معصوم هستند پس اینهمه ناله ها و سوز و گدازها و استغفارها و اظهار قصور و تقصیرهای آنان در دعاهایشان ناظر به چیست و آیا اینها حاکی از گناه کردن آنان (اعم از ترک واجب یا فعل حرام) نیست؟

    من در پاسخ توضیح مبسوطی دادم که آن تعبیرات باصطلاح از باب ترک اولی -و حسنات الابرار سیئات المقربین -و عرفان و شهود کامل نسبت به کمال لا یتناهی در آن سو و فقر ذاتی و عرفان قصور خویش از اداء حق معرفه الله و حق عباده الله بوده است.نه آنکه از باب ارتکاب گناه باصطلاح رایج (ترک واجب و ارتکاب حرام) بوده باشد ،و معنای این سخن این است که هرکس عمل بواجبات کرد و محرمات را ترک کرد واجد مقام عصمت می باشد ،البته عمل به همه واجبات و ترک همه محرمات بسیار ارزشمند است و موجب عروج و قرب الهی است لکن مقام عصمت اصطلاحی مربوط است به ماموریت های خاص سفیران الهی.

    سپاس از توجه شما

     
  9. افرین افرین احسنت بر شجاعت و تدبیر و اندیشه و اعتراف به اشتباهات و…………

     
  10. ” ما نشون دادیم که دینداران و روحانیان اگر بر مسند قدرت بنشینند می تونن دروغ بگن، می تونن به همه وعده هایی که دادند پشت کنند،می تونن بر خلاف همه صحبتهایی که در دوری از دنیا داشتند از دنیا گریزی، دنیا رو با همه ( مفهوم نبود) در آغوش بگیرند ، میتونن ظلم کنن، می تونن غارت کنند ،می تونن آدم بکشند..ما به اسم حفظ نظام ، قتل و غارت کرده ایم..ما رفوزه شدگان این آزمون سی و سه ساله ایم.وقتی در نظام اسلامی ما، آستانه فاحشه گی دختران به مرز 12 و 13 ساله گی میرسه ،شرمنده ام، سخن گفتن از غنی سازی اورانیوم غرورآفرین که نیست، ابلهانه است”.

     
  11. با سلام خدمت جناب نوریزاد عزیز لطفا متن مصاحبه را هم بگذارید . خیلی دوستت د اریم . رزمنده جنگ و جانباز

     
  12. خواسته:

    من محمد نوریزاد به عنوان یک شهروند حق اعتراض ندارم، به من مجوز اعتراض نمیدهند.

    اعتراض حق مسلم من است.

     
  13. محمدرضای ایران

    کاش ما که نمیتونیم ببینیم مصاحبه رو متنش رو میتونستیم بخونیم
    سپاسگزار میشم اگه متنش هم بزارید در سایت

    درود بر نوریزاد بزرگ

     
  14. سید علی خامنه ای :چهارشنبه سوری مبنای عقلی ندارد – حافظ بزرگ : وصف رخساره خورشید ، ز خفاش مپرس
    ——–
    جانم ؟ ببخشید ؟ مبنای عقلی ؟ مگر رهبری شما بر یک ملت فهیم و دانا مبنای عقلی دارد ؟ مگر آیت الله شدن یکشبه حضرتعالی مبنای عقلی دارد ؟ مگر انگشتر عقیق رنگ به رنگ و مناسبتی بر دست کردن و داغ بر پیشانی و دشمن دانستن همه جهان مبنای عقلی دارد ؟ آیا ریاست دولت این سیه روی کوته اندیش مبنای عقلی دارد و یا دزدی رای مردم بر اساس عقل انجام شده است ؟ اما سید علی بدان که چهارشنبه سوری به راستی مبنای عقلی دارد . جشن مردم بر گرد آتش که نماد پاکی و از عناصر اربعه است در مقدم بهار مبنای عقلانی دارد . متحد شدن مردم و باور بیشماریشان هم به هم چنین . آری شما شب کوران ، تحمل نور آتش را ندارید . برای شمایان است که حافظ بزرگ فرموده : وصف رخساره خورشید ، ز خفاش مپرس .

     
  15. برادر عزيزم مرتضى گرامى، چنانچه جنابعالى اصل سوال بنده در كامنت قبلىم را ، نيز نوعى بى احترامى به عقايد خود محسوب ميفرماييد ، بنده صميمانه از شما پوزش ميطلبم و عذر خواهى مينمايم.

     
  16. مرتضی کاظمیان

    بدون شجاعت و ایستادگی مدنی، بدون شهروندان پیگیر و حساس به حقوق خود، گذار دموکراتیک رویایی دور خواهد بود.

    رسیدن به دموکراسی پیگیری می‌خواهد، سماجت و شجاعت می‌خواهد. رسیدن به جایی که کسی به‌خاطر عقیده و باورهای سیاسی و مذهبی‌اش، مواخذه نشود ـ چه رسد به آن‌که بازداشت شود و شکنجه و تبعید ـ استواری نیاز دارد و کنش فعال. این البته در منافات با لزوم رفتار مدبرانه و خردمندانه و واقع‌بینانه نیست.

     
  17. دوستدار کروبی ونوریزاد

    کمپین همبستگی با دراویش گنابادی

    محمدتقی کروبی

    برماست که رفتار خشن و بدور از منطق و عقل دستگاه قضایی و نیروی انتظامی را در قبال این عزیزان محکوم کنیم

    بدنبال کمپین همبستگی دراویش گنابادی با اعتصاب غذای دراویش زندانی و نحوه برخورد ظالمانه دستگاه قضا با زندانیان سیاسی و عقیدتی، نیروی انتظامی تجمع اهل طریقت را به خشونت کشاند و تعداد زیادی از زن و مرد و حتی کودکان شیرخوار و خردسال را دستگیر و روانه اوین کرد.

    از خصوصیات مهم دروایش شفقت و مهربانی به خلق الله، آرامش در رفتار، طرفداری از صلح و برادری و احترام به دیگر انسان ها فارغ از مذهب و ملیت آنهاست. براستی این چه قرائتی از حکومت و دین است که جز عده ای معدود در دایره قدرت و حکومت را دیگر نمی توان تحمل کرد.

    برماست که رفتار خشن و بدور از منطق و عقل دستگاه قضایی و نیروی انتظامی را در قبال این عزیزان محکوم کنیم و به رئیس دولت متذکر شویم که مطابق قانون اساسی دفاع از حقوق تک تک ملت بر عهده شماست.

    منبع: فیس بووک نویسنده

     
  18. سلام آقای مرتضی

    آنگونه که از نوشتار شما متوجه شدم معصوم در مقوله ( عمل به واجب و ترک حرام ) معنی میدهد وشامل قصور وترک اولی
    نمیشود .واگر لیست این موضوعات همان باشد که در توضیح المسائل مجتهدین آورده شده من هم خودم وهمچنین کسانی را
    میشناسم که میتوانم حکم به معصوم بودنشان کنم . حال اگر شما لیست دیگری از واجب وحرام دارید که میشود استفاده کرد
    لطفا راهنمائی کنید .البته میدانم شما قبلا اینگونه ادعا ها را شیادی نامیده اید .ولی همانگونه که شما تاکید دارید میخواهیم
    این موضوع را برمبنای عقل وعلم پیش ببریم.فقط لطفا (قل ودل)

    با احترام

     
  19. دهانت را می‌بویند
    مبادا که گفته باشی دوستت می‌دارم.
    دلت را می‌بویند

    روزگارِ غریبی‌ست، نازنین

    و عشق را
    کنارِ تیرکِ راهبند
    تازیانه می‌زنند.

    عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

    در این بُن‌بستِ کج‌وپیچِ سرما
    آتش را
    به سوخت‌بارِ سرود و شعر
    فروزان می‌دارند.
    به اندیشیدن خطر مکن.

    روزگارِ غریبی‌ست، نازنین

    آن که بر در می‌کوبد شباهنگام
    به کُشتنِ چراغ آمده است.

    نور را در پستوی خانه نهان باید کرد

    آنک قصابانند
    بر گذرگاه‌ها مستقر
    با کُنده و ساتوری خون‌آلود

    روزگارِ غریبی‌ست، نازنین

    و تبسم را بر لب‌ها جراحی می‌کنند
    و ترانه را بر دهان.

    شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد

    کبابِ قناری
    بر آتشِ سوسن و یاس

    روزگارِ غریبی‌ست، نازنین

    ابلیسِ پیروزْمست
    سورِ عزای ما را بر سفره نشسته است.

    خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

90 queries in 2240 seconds.