سر تیتر خبرها
لالی شهر جویده شده!

لالی شهر جویده شده!

سوم اسفند – روز چهلم

امروز کمی زود تر به قدمگاه می روم. امروز چهلمین روز است که من در مقابل درشمالی وزارت اطلاعات قدم می زنم. و همچنان مصرم که: قدم بزنم. و چون احتمال می دهم تا برسم آنجا و تا سفید بپوشم مرا به اوین می برند و تا غروب نگهم می دارند، این نوشته از سفرنامه ی خوزستان را تقدیمتان می کنم:

لالی شهر سیلی خورده!

بعد از سفر به مسجد سلیمان، به شهرستان لالی رفتم. این بگویم که: مسجد سلیمان، چهره ی نیم بندی از یک شهرِ سردرگم داشت لااقل. لالی اما به یک شهر سیلی خورده می مانست. مثل یک تکه گوشت چِغِرِ جویده شده و بیرون انداخته شده. مثل اناری که از یک سوراخ ریز آبش را گرفته باشند و بجای محتوان نداشته اش در آن باد دمیده باشند. من تا به شهر لالی رسیدم این افسوس در من پا گرفت: این شهر چرا اینگونه است؟ این شهر است آیا؟ خجالت نمی کشند؟

می دانید نماینده ی لالی و مسجد سلیمان و اندیکا و هفتکل در چهار دوره ی متوالی مجلس پنجم و ششم و هفتم و هشتم چه کسی بوده؟ او هرکه بوده و هرکه هست، این روزها منفور مردمان همین مناطق است: جناب امیدوار رضایی. اخویِ همین آقا محسن رضاییِ خودمان دبیر مجمع تشخیص مصلحت و داوطلب پای کار ریاست جمهوری در همه ی ادوار تا قیام قیامت لابد. نماینده ای که در این چهار دوره وعده ها داد و رأی مردم را دزدید و به نمایندگی از مردمان فلک زده ی این نواحی برای خود بساطی از ثروت تدارک دید و هرصبح که از خانه بیرون می زند رو به سوی لالی و آن سه تای دیگر می گوید: من که بُردم، گور پدر شماها.

مردمان لالی همه بختیاری اند. سخن چندانی از این شهر جویده شده و بیرون انداخته شده و رها مانده نمی گویم. لالی منطقه ای نفت خیز است. و اگر قرار بود به خاطر دارایی هایش که به دوردست ها منتقل می شود، هرساله مختصری به سر و وضعش می رسیدند، اکنون چیزی از امیدیه کم نداشت. من از نظر فلاکت، لالی و آغاجری را در کنار هم می گذارم. این دو شهر در این سوی خوزستان و شادگان و سوسنگرد در سوی دیگر، از تاریخی ترین اما رها مانده ترین شهرهای خوزستان اند. گرچه در این میان خرمشهر نیز سرک می کشد که من چه؟

به عکس هایی که از این سفر برای شما ارمغان آورده ام بنگرید و خود قضاوت کنید. این خراب شده اسمش لالی است. و نماینده ی چهاردوره ی متوالی اش جناب رضایی. لطیفه ای است که می گویند: یکی می خورد و می گریست. پرسیدند چرا می گریی پس؟ گفت: به یاد گرسنگان ولایتِ خویش افتادم. به او پیشنهاد کردند: حالا بخور بعداَ گریه کن. گفت: نمی توانم، می خواهم به هم ولایتی هایم ثابت کنم که من همیشه و در همه حال به یادشان هستم.

محمد نوری زاد 
سوم اسفند نود و دو – تهران

به سایت نوری زاد:
Nurizad.info
به صفحه ی نوری زاد در فیس بوک:
https://www.facebook.com/mohammadnourizad
وبه صفحه ی نوری زاد در گوگل پلاس سربزنید:
https://plus.google.com/112895614620528557071

 Share This Post

درباره محمد نوری زاد

43 نظر

  1. [four_fifth]جناب آقای نوری زاد
    با تشکر از شما ولی نمی دانم چرا در شهر مسجدسلیمان بر سر مزار اعدامیان و گمنامان دهه 60 نرفتید و از نزدیک قبر 14 دختر اعدام شده و مدفون در ان حوالی را ندیدید؟

    ————————

    سلام آناهیتای گرامی
    دوستی که مرا به مسجد سلیمان برده بود، به یک چنین مواردی، سرآخر، آنجا که به اهواز برگشته بودیم اشاره کرد. ممکن است خود شما – با هر اسم مستعار – گزارشی کوتاه با چند عکس مطلوب برای من ارسال فرمایید؟
    سپاس از شما

    .

     
  2. با سلام جناب آقای نوریزاد __ باید بدانید که این آقای امیدوار رضایی غیر از اینکه چهار دور نماینده و راه یافته این شهر های بختیار نشین در خانه ملت بوده و نمایندگی بختیاریان را دارد ، تا زمانی که من به یاد دارم سالیان است که ریاست بیمارستان ” لقمان ” در خیابان کارگر و خیابان کمالی شهر تهران را هم با هماهنگی وزارت اطلاعات به عهده دارند و حاکمیت از او به عنوان شریک در جنایات خودش استفاده میکند . مثلا” جنازه متعفن و کثیف و مالیخولیایی سعید امامی ( اسلامی ) پس از نوش جان کردن گیلاسی از معجون ” واجبی ” را تنها و تنها ایشان ملاحظه و فقط آزمایشگاه شخصی ایشان از وجود مواد ” ارسنیک ” در وجود این قاتل بالفطره مشاهده کرده و کس دیگری در این بیمارستان اعم از پرستار و پزشک و آمولانسی و مأمور سردخانه و …از وجود این جنازه اظهار بی اطلاعی میکند و سایر کشته شدگان دستگاه حاکمیت را هم به ایشان محول کرده و از ایشان گواهی فوت کذایی ” به مرگ طبیعی ” را دریافت و مجوزات دفن را شبانه ایشان صادر میکند تا حاکمیت موقتا” با خیال آسوده شب را به صبح برساند .ایشان جنایتی دیگری را هم در سالهای قبل مرتکب شد و آن زمانی بود که آیت الله العظمی منتظری برای معالجه از شهر قم و با هماهنگی وزارت اطلاعات به تهران آمدند ، بلافاصله ایشان ” برادران ” وظیفه شناس(به زعم شما شعبان بی مخ ها) را به بیمارسان فرا می خواند و این ” برادران ” خیلی راحت در درون بیمارستان به شعار و اغتشاش دست میزنند و خواهان این می شوند که حضرت آیت الله هر چه زودتر بیمارستان را ترک کند تا شهر تهران در آرامش باشد ( آقای نوریزاد ترا به خدا می بینید که درمان یک شخص در بیمارستان می تواند کیان نظام جمهوری اسلامی ایران در بهم بزند ) .و این آقای رئیس بیمارستان از نظر انسانی ککش هم نمی گزد که انسانی ( نه آیت اللهی) در بیمارستان حق درمان دارد و دربست سوگند دروغین پزشکی خود را قورت داده و تسلیم ” برادران ” میشود که حضرت آیت الله هر چه زودتر بیمارستان را ترک کند .مرحوم آیت الله العظمی محمد رضا گلپایگانی از مراجع وقت شهر قم در نامه ای معترضانه به این له شدگان قدرت یادآوری می نماید : که درمان یک یهودی هم در هر نظامی بایسته است ، چه رسد به حضرت آقای منتظری .

     
  3. با تشکر از شما آقای نوریزاد
    نظرات طولانی بود فرصت خواندن نبود پس به نظر شخصی بسنده میکنم.
    این باشد یادبودی برای شهرهای شمال غربی (تبریز-ارومیه و…) که من منم میکنند و به خود افتخار! بدانند که صنعتی و نیمه صنعتی شدن آنان از صدقه سر مردمان خوزشتان از که سهم نفت زیرپایشان برای آنها ارسال میشود.

    همین..

     
  4. مزدک جان

    سلام

    معلول های بی علت را مثال زدی ،پس تکلیف مثال علت یا علت های بی معلول به کجا رسید؟

     
  5. جناب مزدک سلام برشما” اظهار لطفی که نسبت به این حقیر فرموده اید بسیار متشکرم امیدوارم آن اسمی که برای بنده مسطور فرمودید؛استوار برآن بمانم .وآرزویم اینست که شما هم مسلمان ناب محمدی باشید نه زندیق وکافر حق وحقیقت .شاید شما این اسم راازآنجهت برخود انتخاب کرده ایدکه کافرومنکر دین حکومت جوروظلم هستید ومی باشید. خوب این فطرت انسانی هرانسان عدالت دوست وحقجواست. به هرحال ازلطفتان متشکرم وامیدوارم حق پرست باشید نه زندیق . اما یکداستان ازکلمه “زندیق “برایم تداعی شد برایتان عرض کنم؛زندیقی بنام ابن ابی العوجاءفیلسوف وعقلگرا درزمان امام صادق -ع-درمراسم حج درمکه بود دید مسلمانان طواف گردخانه خدا “کعبه” همی کنند؛ آمدبخیمه امام -ع-وباوگفت آیا این کارطواف شماها برگرد چندسنگ کارابلهانه ای نیست؟ امام-ع- درپاسخش گفت :شما فرض کن به این احتمالی که ماعقیده مندیم درست ازکاردرآمد وخداومعادی باشدوما بوظیفه عمل کرده ایم ومعاقب نمی شویم؛واگر این احتمال خطابود ماضرری نکرده ایم بلکه محتمل ما خطابوده است باشما یک سانیم ؛وامااگرمحتمل ما صحیح باشدوخداومعادی وبازخواستی درقیامت باشد شما خیلی متضرر وخسارت دیده هستید وهیچ فرصت جبران خطا هم ندارید. گویند ابن ابی العوجاء درمقابل کلام معقول امام -ع-نتوانست پاسخی بیابد ودرمانده شد ورفت وازغصه دق کردومرد.امیدوارم شمازندیق نباشید بلکه یزدان پرست ومعتقد به حقیقت حق باشید.والسلام علی من اتبع الهدی پاینده وسرزنده باشید وبیدار .بامید دیدار مجازی وحقیقی شما هستم.

     
  6. آقای عرفانیان عزیز

    سلام

    باید اذعان کنم ید طولائی دارید در بهم آمیختن مقولات و مفاهیم مختلف ،و ارائه مجموعه ای از مقولات آنچنانکه مطلب و مطلوب اصلی مفقود شود.
    پس بناچار من از روش تحلیل (آنالایز) منطقی برای گفتگو با شما استفاده میکنم.

    1-جنابعالی مطالبی پیرامون قرآن و تناقضاتی که بزعم شما بین برخی از آیات قران هست ارائه کردید ،که همه آنها را بصورت فارسی متکی به ترجمه بیان کردید ،که البته من متوجه اصل آیات مورد اشاره شما هستم ،تنها برای روشن شدن محل نزاع برای خوانندگان این فضا از شما خواهش کردم که آیات مورد نظرتان را بصورت روشن و مستند تعیین کرده و موارد چرائی وجود تناقض را روشن کنید ،این خواهش کوچک برای شما خیلی سنگین بود که باز این فرمایشات پر از ابهام را بیان کردید؟

    2-فرمودید :””ﻗﺒﻞ اﺯ اﺟﺎﺑﺖ ﺩﺭﺧﻮاﺳﺖ ﺷﻤﺎ ‘ ﺧﻮاﻫﺸﻤﻨﺪﻡ ﺷﻤﺎ ﻓﺮﺽ ﺭا ﺑﺮ ﺻﺤﺖ ﻣﻮاﺭﺩ ﺫﻛﺮ ﺷﺪﻩ ﺑﮕﻴﺮﻳﺪ ‘ و ﻧﻆﺮ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺩﺭ اﻳﻦ ﺑﺎﺭﻩ ﺑﻴﺎﻥ ﺑﻔﺮﻣﺎﻳﻴﺪ””.

    من چرا باید فرض را بر صحت موارد ذکر شده حضرتعالی بگیرم و در عین حال نظر خودم را بیان کنم؟
    اگر موارد ذکر شده شما از نظر من صحیح بود که دیگر نیازی به استفهام و تعیین محل نزاع نداشتم. آیا اینطور فرمایشات از شما مبتنی بر خود حق پنداری مطلق و تناقض نیست؟

    3- فرمودید : “”ﺩﻭﺳﺖ ﮔﺮاﻣﻲ ‘ ﺑﺎﻳﺪ اﺿﺎﻓﻪ ﻛﻨﻢ ﻣﻮاﺭﺩﻱ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺷﻤﺮﺩﻡ ﺿﻌﻒ ﻗﺮﺁﻥ ﻧﻴﺴﺖ ‘ ﺑﻠﻜﻪ ﺑﺮﻋﻜﺲ ﻧﻘﻂﻪ ﻗﻮﺕ ﺁﻥ اﺳﺖ ‘ اﻟﺒﺘﻪ ‘ ﺑﻪ ﺷﺮﻃﻲ ﻛﻪ ﻣﺎ اﻭﻝ ﻫﺪﻑ ﻗﺮﺁﻥ ﺭا اﺯ ﺑﺎﺯﮔﻮ ﻛﺮﺩﻥ ﻣﻮاﺭﺩ ﺫﻛﺮ ﺷﺪﻩ ﻣﺸﺨﺺ ﻛﻨﻴﻢ””.

    این ادعای عجیبی است ،شما مدعی وجود مواردی از تناقض و تهافت در قرآن شده اید ،در عین حال میگویید این ضعف قرآن نیست! پس مراد از ضعف چیست؟! تصادفا این فرمایش شما در تباین با منطق خود قرآن است که فرموده است :

    “” أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيرا “””
    (النساء/82)
    آیا انسانها در قرآن نباید تدبر بکنند ؟،اگر این قرآن از نزد غیر خدا بود ،هرآینه در آن اختلاف (تناقض و تهافت) زیادی واقع میشد.
    در واقع منطق و استدلال قرآن کاملا بعکس منطق شماست ،در این آیه قرآن کریم بصورت قیاس استثنائی و بیان تالی فاسدی که وجود خارجی ندارد بطلان مقدم را نتیجه میگیرد ،یعنی میفرماید این قرآن اگر بزعم منکران آن از ناحیه خدای متعال نبود ،باید حتما در آن تناقض و تهافت واقع میشد (زیرا این فکر بشر محدود است که گاه دچار تناقض میشود ) ،بعد در دنباله قرآن مدعی است :و چون هیچ تناقض و تهافتی بین اجزاء قرآن وجود ندارد نتیجه قیاس استثنائی این میشود که پس قرآن از ناحیه خداست نه از ناحیه انسانها (چه خود پیامبر و چه دیگر انسانها).

    در مورد اهداف قرآن از موارد بازگو شده ،بسم الله موارد را مشخص کرده و اهدافی که از انها برداشت میکنید را ارائه کنید ،اساسا بحث من همین است که باید ببینیم ،هدف از دو آیه ای که بنظر شما متناقض رسیده اند چه بوده است ،تا برسیم به اینکه آیا نسبت تناقض بین انها برقرار است یا خیر؟ بهمین دلیل عرض شد که قدم اول این است که ابتدا موارد را مشخص کنید .

    4-فرمودید :
    “”ﻣﻦ ﻣﺸﻜﻠﻲ ﺑﺎ اﻳﻦ ﻛﺘﺎﺏ ﺁﺳﻤﺎﻧﻲ ﻧﺪاﺭﻡ ‘ ﻣﺸﻜﻞ ﻣﻦ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺁﺳﻤﺎﻧﻲ ﺑﻮﺩﻥ ﺁﻥ اﺳﺖ ‘ ﻣﺸﻜﻞ ﻣﻦ ﺑﺎﺭﻳﺴﺖ ﻛﻪ ﺑﻌﻀﻲ اﺯ ﺑﺮاﺩﺭاﻥ ﻣﺎ اﺯ ﺭﻭﻱ ﻧﺨﻮﺕ و ﻏﺮﻭﺭ ﺑﺮ ﺁﻥ ﻧﻬﺎﺩﻩاﻧﺪ و اﻧﺘﻆﺎﺭ اﻣﺮ ﻣﺤﺎﻝ ﺩاﺭﻧﺪ”.

    بنابر این اذعان به آسمانی بودن و وحیانی بودن قرآن دارید ،بسیار خوب ، ولی اینکه در ادامه گفتید” مشکل من تعریف آسمانی بودن آن است” ،جمله ای نامفهوم است ،مرادتان از تعریف آسمانی بودن قرآن چیست؟ بنظرتان چه تعریف یا تعریفهایی از آسمانی بودن قران وجود دارد که مورد اشکال شماست؟ و شما به چه تعریفی آسمانی بودن قران را پذیرفته اید؟

    5- فرمودید :””
    ﻭاﺿﺢ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ ‘ اﮔﺮ ﻛﺴﻲ ﺑﺎ ﺳﻴﺴﺘﻢ اﻟﻜﺘﺮﻭﻧﻴﻚ ﻛﺎﻣﭙﻴﻮﺗﺮﺵ ﻣﺸﻜﻞ ﺩاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ‘ ﺁﻳﺎ ﻣﻴﺘﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﺳﺮاﻍ ﻗﺮﺁﻥ ﺭﻭﺩ و ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺟﺴﺘﺠﻮ ﻛﻨﺪ و ﺑﻌﺪ اﺯ ﻫﺰاﺭﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﺻﺪ ﺳﺎﻝ ﺑﺎﺯ اﺩﻋﺎ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ اﻳﻦ ﻛﺘﺎﺏ ﻛﺘﺎﺑﻲ ﻛﺎﻣﻞ اﺳﺖ و ﻛﺎﻣﻞ ﻳﻚ ﻣﻌﻨﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻧﺪاﺭﺩ و ﺗﻔﺴﻴﺮﺑﺮﺩاﺭ ﻧﻴﺴﺖ ‘ ﻛﺎﻣﻞ ﻳﻌﻨﻲ ﻛﺎﻣﻞ ‘ “”.

    بنده هم واضح عرض میکنم این یکی از اشتباهات اسفناک در باره قران است که هم برخی متدینان دچار آن هستند و هم منتقدان جدید و روشنفکر مآب قرآن که گمان میکنند اگر خود قرآن فرمود:”و لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین “الانعام / 59 ( بر فرضی که مراد از کتاب مبین در این آیه خود قرآن موجود باشد) ، یا اگر فرمود :(“و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیء. نحل / 89)،ما قرآن را بر تو فرود آوردیم کتابی که روشن کننده همه چیز است.
    مراد آن است که قرآن کتاب مضاف است ،یعنی مثلا قرآن کتاب شیمی آلی و غیر آلی است ،یا قرآن کتاب فیزیک کوانتوم و غیر کوانتوم است ،یا قرآن کتاب ریاضی اعم از هندسه و جبر و مثلثات و لگاریتم و غیرو است ،یا قرآن بتعبیر برخی علماء معاصر کتاب قانون است ، و یا قران بتعبیر شما کتاب بیان مسائل رایانه ای اعم از نرم افزاری و سخت افزاری است .
    نه دوست عزیز نه مدعای قران چنین است و نه کسی که آشنای به سبک و منطق معارف قرآنی است چنین مدعایی دارد .
    قرآن کتاب انسان است ،قرآن کتاب هدایت انسان است و قرآن بتعبیر خودش شفاء دردهای انسان است (و ننزل من القرآن ما هو شفاء للمومنین و لا یزید الظالمین الا خسارا .الاسراء/82 ما قرآن را فرو فرستادیم که سبب شفاء آلام و دردهای مومنین به آن است و برای ظالمین (منکران) چیزی جز خسارت نیست.

    ( يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنين‏ .یونس /57)
    ای مردم بسوی شما آمد موعظه و شفائی برای آنچه (اسقام و آلام روحی و قلبی)در قلبها و جانهاست ،و این قرآن سبب هدایت و رحمت برای مومنان به آن است.

    (قُلْ هُوَ لِلَّذينَ آمَنُوا هُدىً وَ شِفاءٌ وَ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ في‏ آذانِهِمْ وَقْرٌ وَ هُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى أُولئِكَ يُنادَوْنَ مِنْ مَكانٍ بَعيد .فصلت/44)

    ای پیامبر به منکران بگو این قرآن سبب هدایت و شفاء برای مومنان است ،و البته برای آنها که ایمان نمی آورند سنگینی در گوشهای آنان است و سبب کوری (بدفهمی) آنان ،مثل آنان مثل کسی است که از دور مورد خطاب قرار میگیرد (بواسطه دوری فهم درستی از خطاب ندارد)

    قرآن خود را شفاء و نور و تبیان کل شی میخواند ،یعنی مدعای قرآن این است که هرآنچه مربوط به هدایت انسان است در آن است ،مدعا این نبوده و نیست که شما اشکالات رایانه ای تان را در قرآن بیابید ،مراد از کامل بودن اینها نیست ،این مسائل مربوط به ارتقاء عقلی و کمالات علوم بشری است که قرآن خود همه را به آن می خواندملاحظه کنید فرمود :

    (يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلاَّ بِسُلْطان‏.الرحمان/33)

    ای گروه جن وانس اگر میتوانید(برای مطالعه نشانه ها و آیات خلقت) در پهنه ها و قلمروهای آسمانها و زمین نفوذ کنید ،و نمیتوانید نفوذ کنید الا به اقتدار علمی و عملی.
    ملاحظه میفرمایید قرآن بشر را میشوراند به ارتقاء و کمال علمی و پیشرفت ،و چه دورند از معارف قرآن آنان که قرآن را به قدمت و تحجر و تناقض متهم میکنند.
    بنابر این توقع صحیح از قرآن، تبیین هدایات مربوط به سعادت دنیوی و اخروی بشر است نه آنکه قرآن کتاب فلسفه کلاسیک یا علوم خاصه کلاسیک تجربی و غیر تجربی باشد.

    6-نوشتید :””ﺷﻤﺎ ﻛﻪ ﺧﻮﺩ اﻫﻞ ﻓﻦ ﻫﺴﺘﻴﺪ و ﺑﻪ ﺧﻮﺑﻲ ﻣﻴﺪاﻧﻴﺪ ﻛﻪ ﺣﻖ ﺩاﺷﺘﻦ ﻣﺴﺎﻭﻳﺴﺖ ﺑﺎ ﻗﺪﺭﺕ ﺩاﺷﺘﻦ اﻟﺒﺘﻪ اﻳﻦ ﺣﻖ ﻣﻴﺘﻮاﻧﺪ ﺻﺪ ﺩﺭ ﺻﺪ ﺑﺎﻃﻞ ﺑﺎﺷﺪ و ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻗﺪﺭﺕ ﻛﻨﺪ””.

    اولا من درک نمیکنم در اثناء بحث از علوم قرآنی سخن از حق و قدرت و نسبت و رابطه ایندو کردن چه جایی داشت.در کامنت قبلی هم از شما خواستم مسائل مختلف سیاسی و مقولات گوناگون و مناسبات قدرت و انتقاداتی از این دست را که شاید من هم با شما در خیلی از موارد آن موافق هم باشم را با مسائل علمی خاص و معرفتی ممزوج و خلط نکنید.

    ثانیا وجه استلزام حق داشتن با قدرت داشتن چیست؟ به چه بیانی چنین ادعایی میکنید که حق داشتن مساوق قدرت داشتن است ؟ و چگونه حق صدر در صد میتواند باطل باشد و تولید قدرت کند؟ اساسا تعریف شما از حق و باطل چیست؟ اینها را روشن کنید تا به تعقیب بحث بپردازیم.

    7- مرقوم فرمودید :
    “”ﺑﻴﺎ اﻱ ﺑﺮاﺩﺭ و اﺯ ﺧﻴﺮ ﺻﻮاﺏ (ثواب) ﻫﺪاﻳﺖ ﺑﭽﻪﻫﺎﻱ اﻳﻦ ﺳﺎﻳﺖ ﺑﮕﺬﺭ و ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻱﻫﺎﻱ ﺑﺮﺱ ﻛﻪ ﻣﻔﺘﺨﺮاﻧﺪ اﺯ اﻳﻨﻜﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﮔﻞ ﻣﻴﺰﻧﻨﺪ و ﺣﺮﻳﻒ ﻣﻴﻂﻠﺒﻨﺪ ‘ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺩﺭ ﺑﻴﻦ ﺭﻭﺣﺎﻧﻴﻴﺖ ﻣﺎ ﻛﻢ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ اﻋﺘﻘﺎﺩ ﺩاﺭﻧﺪ ﺗﺒﻠﻴﻎ اﺳﻼﻡ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻗﻴﻤﺖ.

    از نصیحت خیرخواهانه متشکرم ولی من نه ادعای هدایت کسی را دارم و نه معتقد به تبلیغ اسلام به هر قیمت هستم ،و نه برای من در این گفتگوها ثمن و قیمتی مطرح است ،آنچه را که از معارف دینی به برهان یافته ام بیان میکنم ،و نسبت به نارواها و گفتارهای بی دلیلی که به قرآن وصل شود حساسم ،انگیزه فقط این است ،اگر سخنی ببرهان دارید عرضه دارید،و گرنه سخن را ختم کنیم.

    8- و بالاخره فرمودید :
    “”ﺩﻭﺳﺖ ﻋﺰﻳﺰ ﺑﻪ ﻧﻆﺮ ﻣﻦ ﺷﻤﺎ ﺷﺮاﻳﻄ ﻣﻨﺎﺳﺒﻲ ﺑﺮاﻱ ﺑﻲﻃﺮﻓﻲ ﺩﺭ اﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﻣﺒﺎﺣﺚ ﻧﺪاﺭﻳﺪ ‘ ﭼﺮا ﻛﻪ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﻋﻨﻮاﻥ ﻛﺮﺩﻥ اﺑﻬﺎﻣﺎﺕ ﺟﺪﻱ ﺑﻪ ﺗﻔﺴﻴﺮ ﺭاﻳﺞ ﺩﺭ ﻣﺤﻴﻂﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺯﺗﺪﮔﻲ ﻣﻴﻜﻨﻴﺪ ﺑﺎ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﻋﺪﻳﺪﻩاﻱ ﻣﻮاﺟﻪ ﺧﻮاﻫﻴﺪ ﺷﺪ و ﺩﺭ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﺑﺎﻳﺪ ﺗﺮﻙ ﺩﻳﺎﺭ ﻛﻨﻴﺪ ‘ ﺁﺧﺮ ﭼﻂﻮﺭ ﻣﻴﺘﻮاﻥ ﺑﻲﻃﺮﻓﻲ ﺭا ﻛﻪ ﻳﻜﻲ اﺯ اﻟﺰاﻣﺎﺕ ﻭﺻﻮﻝ ﺣﻘﻴﻘﺖ اﺳﺖ ﺣﻔﻆ ﻛﺮﺩ ” ﺩﺭ ﺷﺮاﻳﻂﻲ ﻛﻪ ﻋﺪﻩاﻱ ﻣﻴﮕﻮﻳﻨﺪ اﮔﺮ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻧﺘﻴﺠﻪاﻱ ﻛﻪ ﻣﺎ ﻣﻴﮕﻮﻳﻴﻢ ﻧﺮﺳﻲ ‘ ﻛﺎﻓﺮﻱ ‘ ﻣﺤﻜﻮﻣﻲ ‘ ﺧﻮﻧﺖ ﺗﺒﺎﻩ اﺳﺖ””.

    من ادعای بیطرفی نکردم ،من طرف قرآن و شاگرد آن هستم،و آنچه را به بینه و برهان یافته ام به آن معتقدم و طرف آن هستم ،لکن ملاک گفتگو در عرصه های معرفتی و عمومی سخن به دلیل و برهان گفتن است ،من فرض میگیرم شما که یکی از الزامات وصول به حقیقت را بی طرفی میدانید واجد چنین نصابی هستید ،بسیار خوب اکنون از گفتگوهای حاشیه ای اعراض کرده مدعای سخن خویش (وجود تناقضات در قرآن که تصادفا نه موجب تضعیف قرآن بلکه نقطه قوت قرآن است) را با ذکر موارد مدلل کنید.
    در مورد نگرانی پایان عبارتتان باید عرض کنم لا اقل از ناحیه این بنده ناچیز ایمن باشید ،من اهل تکفیر و مباح دانستن خون کسی نیستم ،تنها به دلالتهای گفتار شما و لوازم و ملزومات آن می پردازم و نه بیشتر.

    با تجدید احترام مجدد

     
  7. جناب مصلح حتی من کافر و زندیق هم شما را مسلمان ناب محمدی می نامم نه کسانی را که نان دین میخورند و مغالطه و سفسطه می بافند!

     
  8. سلام به افتخارات این آقای نماینده عضویت در هیات مدیره استقلال و هولدینگ شفادارو ؟؟؟؟ را هم بیافزایید….چقدر این ادمها تخصص و مهارت دارند و مردم دنیا از اینها غافلند…. بی خود نبود که محمود مدام برای مردم دنیا و مدیریت جهانی برنامه ریزی می کرد….. راستی طرح یک شغله شدن نماینده ها چی شد بابا تو چند تا هیئت مدیره حق جلسه و پاداش سالیانه می گیرید بستون نیست

     
  9. جناب نوریزاد. این عکسها را که دیدم دلم خیلی گرفت. من مسافرت زیاد رفتم و میرم، از شمال تا جنوب، شرق تا غرب (در خارج از ایران زندگی میکنم). با کمال اطمینان میتوانم بگویم این عکسها که من دیدم مثال شهرهای کشورهایی است که درآمدشان حد اکثر ده درصد درآمد ایران میباشد و تعداد تحصیل کرده دانشگاهی از چند ده هزار بالاتر نمیباشد.

     
  10. با درود خدمت نوری زاد گرامی و خانواده.
    ای انسان بزرگ خسته نباشید.
    پایدار و پیروز باشید.
    با احترام

     
  11. جناب بردیا استقامت ” سلام دیشب سری به وبسایتتان زدم ونوشته هایتان راخواندم ودرپست های قبل این سایت نوری زاد عصاره عقایدتان وتناقضاتش را مکتوب کردم اما نمی دانم چرا نوری زاد منتشر نکرده است.بگریه دروغی “تباکی را اباکی”نوشته بودیدوازگربه برامام حسین اشکال داشتید اصلا گریه برای چه؟.اما درارکستر جاوید باشعر زن زیبا بی اختیار گریه کرده اید واشک ریخته اید.تظاهر بلکه صراحت دربی دینی ولامذهبی دارید ومنکر خداوپیامبرهستید.گفته بودید بمن مگونمازبخوان .این صندلی را خدا فرض کن.ازاین حرفهای پوچ. وابن مقفع وخیام را راقبول داریدوفردوسی راهم اما اظهارمسلمانی اش ازترس بوده است.همه مقولاتت راخواندم پوچ اندرپوچ بود.ازاصلاح طلبان جانب داری کرده بودید. واما یک سوال ؛شما چگونه به آخوند های اصلاح طلب اعتماددارید؟؟؟مگرشما آخوندهارا فریبکار ودروغگو ودغلبازمعرفی نکرده اید؟؟؟ این چه تناقضی است که درشما می بینم؟؟؟ ازدروغ بدتان میآید ولیکن خودرا مبری ازان نمی دانید وبلکه دروغگوئی را بهمه ایرانیان نسبت داده اید وبه آخوندهایشان نیز. شما با چه دانشی وباچه اطلاعاتی برقوانین کیفری وبازدارنده ازفحشا ومنکرچامعه انسانی واسلامی خرده گرفته اید. وآن را متناقض باجقوق بشر دانسته اید؟؟؟ شما که مسلمان نیستید وساکن استرالیا چگونه دم ازاسلام می زنید؟؟؟حال که دلتان برای ملت ایران می سوزدوبرای اصلاح آن نسخه می پیچید چه طرحی دارید؟؟؟ آیا همانست که گفته اید :حمایت از اصلاح طلبان. ولی سیدابوالفضل هم همینرا می گوید ولی شما درمقابل او درمقام انکار برآمده اید؟؟؟این چه تناقضاتی است دروجود واندیشه شما که من تفحص کردم ودریافتم .دراین سایت نوریزاد به آقامرتضی میگوئید من وحی را قبول دارم اما درسایت خود خداوپیامبررا انکار کرده اید؟؟؟ آیا لطف می فرمائید جواب این سوالهارا پاسخ بقول خودتان خردورزانه بدهید نه شاعرانه ؟؟؟. البته به شعرهم علاقه مند هستید دیدم اما استادتان ازشعرهای حافظ چیزی نفهمیده بود مثل خودتان.او گفته بود مبهم وموهوم وگنگ است .بله درست است شما کجاو اشعار دراوج عرفان حافظ را فهمیدن کجا؟؟؟ منتظر پاسختان هستم .بااحترام مهرداد.

     
  12. از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست. آیا “جمالی” مدیر جدید “صلح نیوز” یا به عبارت دیگر تهمت نیوز نمی باشد؟ این جماعت هر آنچه لایق خودشان است حواله دیگران می کنند. آقای نوری زاد عزیز شما لطفا اینگونه نظرات را منتشر نکنید. حیف است ساحت ادب این کلبه دوستانه با حرف نامردان جیره خور مزدور لکه دار شود.خداوند مهربان حافظ شما و خانواده محترمتان باشد. سلام و سپاس صمیمانه بنده را خدمت این عزیزان برسانید.

     
  13. در اين عكس ها شهرها نه فقط در ظاهر نامسكون مى نمايند بلكه از نگاه سياسى نيز اين شهر ها و حتى كلان شهرهاى ما خالى از شهر ندهد.شهر بى شهروند ديگر خانه ما نيست .ما چون جنبندگانى جدا جدا از هم و از حاكمان سر به لاك خود داريم .شهر ما خانه ما نيست.خانه ما اما تمام شهر و كشور ماست .حكومت پدر شاهى شهروند نمى خواهد ،بنده،رعيت ،و فرمانبردار مى خواهد .گاه كه از فقر و تبعيض و رهاشدگى مقيمان اين شهرها سخن مى گوييم بايد مراقب باشيم كه شكوه ما به درخواست رحمت از پدرسالارى تبديل نشود .حكومت پدر شاهى از هر نوعى كه باشد مصيبت است .چرا؟چون در بهترين حالت خود را پدر و ولى صغيرانى مى داند كه محتاج رحمت و رآفت اويند .دو سنخ حتى در دموكراتيك ترين جوامع در اقليت اند .اوباش جاهل و وجدان هاى آگاه .اما چه باعث مى شود كه ديگر در آلمان نئونازى هاى به رغم آزاد بودن به قدرت نرسند اما در جاى ديگرى اهرمن خويان به جاى وجدان هاى شريف بر صدر نشينيد ؟قدرت حاكم هر قدر با ساز و كارى دموكراتيك تر شكل گرفته باشد جاهلان و أشرار كم تر امكان بالا رفتن از پلكان قدرت دارند .تجربه گواهى مى دهد كه هرجا حكومتى مشروعيت خود را از مرجعى ورأى خواست شهروندان كسب كرده است -خواه يك حزب كمونيست ،خواهد گروهى از سرهنگان و خواه اليگارشى روحانيان -نتيجه قدرت گيرى أشرار و اوباش و اهرمن خويان بوده است .در تاريخ ما همواره يك حاكم مطلقه ،يك سايه كردگار ،يك ظل الله،يك نائب خدا ،يك شاه فرهمند سرنوشت توده را به دست گرفته است .رابطه سياسى رابطه ترس آلوده شاه و بنده بوده است .ترسى دوجانبه رشته پيوند جماعت و حكومت را محكم كرده است .پس از هر جنبش مردمى باز شاه با لباس مبدل بازگشته است .چرا ؟چون شهرهاى ما بى شهروند بوده است. شهروند هموند پوياى جامعه است ،نه بنده اى از همبندان مقيم در زندانشهر.شهروند از حق برخوردار است نه از لطف و قهر پدرسالارى .شهروند چون به حقوق خود و هموندانش تجاوز مى شود طلب رحم نمى كند و از خون و قربانى بودن و مظلوميت خود فضيلت نمى سازد و با نق و ناله مرهم و مسكن نمى جويد .مظلوميت افتخار نيست .شهروند با گردن افراشته طلبكار حقوق خود و هموندانش مى شود .شهروند خود را در سرنوشت شهر شريك مى داند .چشم به شخص معجزه گر ندارد و رحمت ملوكانه نمى خواهد .بل مى داند كه تنها و تنها با همبستگى و مشاركت همه شهروندان شهرش آزاد و آباد تواند شد .از طريق اتحاديه ها ،حزب ها ،انجمن ها ،روزنامه ها ،و كانون هاى صنفى و مدنى مستقل و شجاع .آيا در چهره ًهاى مردمى كه نوريزاد در عكس ها نشانمان مى دهد نشانى از شهروند مى بينيد ؟دوستان هيچ چيز از بنياد دگرگون نمى شود اگر بار دگر همه كار را به يك شخص بسپريم و مشاركت شهروندى خود را تعطيل كنيم .تا يك شخص قدرت مطلقه دارد ديو چو بيرون رود ديوى دگر درآيد …….

    ————

    سلام کورس گرامی
    چه مطلب خوبی
    سپاس ازشما
    سپاس

     
  14. بادرودفراوان وخسته نباشید ،اولا از دوستان عزیزی که ازعزیزان بختیاری دفاع میکنند صمیمانه قدردانی وتشکر میکنم .
    ثانیا ؛بهیچ وجه واز هیچ ایرانی میهن پرست پذیرفته نیست که به بهانه حمایت از قومی به اقوام دیگراهانت روادارد وهم میهنان بزرگوارمارا درگوشه ای دیگر دلخورورنجورنماید .
    ثاثا ؛جناب آقای نوریزاد لالی اگرخراب است تقصیر مسئولین مملکتی نیست ،این شهر لال است ونمیتواند بازبان گویا بگوید من را آباد کنید به من برسید !!!وگرنه دیگرشهرهای کوچک وبزرگ ما که زبان دارند وخواسته شان را بخوبی به گوش رهبری میرسانند کاملا از این عیب برحذرند !!!وقتی درخمینی شهر به زنهای مردم تجاوز میشود ،مگرمتجاوز مقصر است ؟آن زنها علیه السلام نبوده اند .وقتی محسن روح الامینی بقتل میرسد مگرتقصیر مرتضویه ؟نه چرا پدرش نرفته وبه آقای مرتضوی نگفته پسر من است واورا نکشید ؟ودرعوض ده بیست ویاسی نفردیکررا بکشید فرقی نمیکند منظورارعاب است حالا هرکی کشته شد مهم نیست .

     
  15. محمد مهدوي فر

    اصلاح:محتواي نداشته اش

     
  16. ﻋﺮﻓﺎﻧﻴﻴﺎﻥ

    ﺳﻼﻡ ﺁﻗﺎﻱ ﻧﻮﺭﻳﺰاﺩ ﻋﺰﻳﺰ
    و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺁﻗﺎ ﻣﺮﺗﻀﻲ ﮔﺮاﻣﻲ
    ﻗﺒﻞ اﺯ اﺟﺎﺑﺖ ﺩﺭﺧﻮاﺳﺖ ﺷﻤﺎ ‘ ﺧﻮاﻫﺸﻤﻨﺪﻡ ﺷﻤﺎ ﻓﺮﺽ ﺭا ﺑﺮ ﺻﺤﺖ ﻣﻮاﺭﺩ ﺫﻛﺮ ﺷﺪﻩ ﺑﮕﻴﺮﻳﺪ ‘ و ﻧﻆﺮ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺩﺭ اﻳﻦ ﺑﺎﺭﻩ ﺑﻴﺎﻥ ﺑﻔﺮﻣﺎﻳﻴﺪ ‘
    ﺩﻭﺳﺖ ﮔﺮاﻣﻲ ‘ ﺑﺎﻳﺪ اﺿﺎﻓﻪ ﻛﻨﻢ ﻣﻮاﺭﺩﻱ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺷﻤﺮﺩﻡ ﺿﻌﻒ ﻗﺮﺁﻥ ﻧﻴﺴﺖ ‘ ﺑﻠﻜﻪ ﺑﺮﻋﻜﺲ ﻧﻘﻂﻪ ﻗﻮﺕ ﺁﻥ اﺳﺖ ‘ اﻟﺒﺘﻪ ‘ ﺑﻪ ﺷﺮﻃﻲ ﻛﻪ ﻣﺎ اﻭﻝ ﻫﺪﻑ ﻗﺮﺁﻥ ﺭا اﺯ ﺑﺎﺯﮔﻮ ﻛﺮﺩﻥ ﻣﻮاﺭﺩ ﺫﻛﺮ ﺷﺪﻩ ﻣﺸﺨﺺ ﻛﻨﻴﻢ ‘ ﻣﻦ ﻣﺸﻜﻠﻲ ﺑﺎ اﻳﻦ ﻛﺘﺎﺏ ﺁﺳﻤﺎﻧﻲ ﻧﺪاﺭﻡ ‘ ﻣﺸﻜﻞ ﻣﻦ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺁﺳﻤﺎﻧﻲ ﺑﻮﺩﻥ ﺁﻥ اﺳﺖ ‘ ﻣﺸﻜﻞ ﻣﻦ ﺑﺎﺭﻳﺴﺖ ﻛﻪ ﺑﻌﻀﻲ اﺯ ﺑﺮاﺩﺭاﻥ ﻣﺎ اﺯ ﺭﻭﻱ ﻧﺨﻮﺕ و ﻏﺮﻭﺭ ﺑﺮ ﺁﻥ ﻧﻬﺎﺩﻩاﻧﺪ و اﻧﺘﻆﺎﺭ اﻣﺮ ﻣﺤﺎﻝ ﺩاﺭﻧﺪ
    ﻭاﺿﺢ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ ‘ اﮔﺮ ﻛﺴﻲ ﺑﺎ ﺳﻴﺴﺘﻢ اﻟﻜﺘﺮﻭﻧﻴﻚ ﻛﺎﻣﭙﻴﻮﺗﺮﺵ ﻣﺸﻜﻞ ﺩاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ‘ ﺁﻳﺎ ﻣﻴﺘﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﺳﺮاﻍ ﻗﺮﺁﻥ ﺭﻭﺩ و ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺟﺴﺘﺠﻮ ﻛﻨﺪ و ﺑﻌﺪ اﺯ ﻫﺰاﺭﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﺻﺪ ﺳﺎﻝ ﺑﺎﺯ اﺩﻋﺎ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ اﻳﻦ ﻛﺘﺎﺏ ﻛﺘﺎﺑﻲ ﻛﺎﻣﻞ اﺳﺖ و ﻛﺎﻣﻞ ﻳﻚ ﻣﻌﻨﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻧﺪاﺭﺩ و ﺗﻔﺴﻴﺮﺑﺮﺩاﺭ ﻧﻴﺴﺖ ‘ ﻛﺎﻣﻞ ﻳﻌﻨﻲ ﻛﺎﻣﻞ ‘ ﺗﻤﺎﻡ ‘
    ﻣﻴﺪاﻧﻴﺪ ﺁﻗﺎ ﻣﺮﺗﻀﻲ ﻋﺰﻳﺰ اﮔﺮ اﺩﻋﺎﻱ ﻛﺎﻣﻞ ﺑﻮﺩﻥ ﻗﺮﺁﻥ ﺑﺎ ﻫﻴﭻ ﻣﻨﺎﻓﻌﻲ ﺑﺮاﻱ ﻣﺪﻋﻲ ﻫﻤﺮاﻩ ﻧﺒﻮﺩ ‘ ﺷﺎﻳﺪ ﺟﺎﻱ اﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺑﺤﺚ و ﮔﻔﺘﮕﻮ ﻫﻢ ﻧﺒﻮﺩ ‘ ﺑﻪ ﻧﻆﺮ اﻳﻦ ﺑﻨﺪﻩ ﺣﻘﻴﺮ ﻣﺎ ﻣﻮﻇﻔﻴﻢ اﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ اﺩﻋﺎﻫﺎ ﺭا ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﺸﻜﻮﻙ ﺑﺪاﻧﻴﻢ ‘ ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﻛﻪ اﻳﻦ ﻣﻨﻔﻌﺘﻲ ﻛﻪ اﺷﺎﺭﻩ ﻛﺮﺩﻡ اﻟﺰاﻣﺎ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﻣﺎﺩﻱ ﺑﺎﺷﺪ و ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﺁﻳﺪ ‘ ﺷﻤﺎ ﻛﻪ ﺧﻮﺩ اﻫﻞ ﻓﻦ ﻫﺴﺘﻴﺪ و ﺑﻪ ﺧﻮﺑﻲ ﻣﻴﺪاﻧﻴﺪ ﻛﻪ ﺣﻖ ﺩاﺷﺘﻦ ﻣﺴﺎﻭﻳﺴﺖ ﺑﺎ ﻗﺪﺭﺕ ﺩاﺷﺘﻦ
    اﻟﺒﺘﻪ اﻳﻦ ﺣﻖ ﻣﻴﺘﻮاﻧﺪ ﺻﺪ ﺩﺭ ﺻﺪ ﺑﺎﻃﻞ ﺑﺎﺷﺪ و ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻗﺪﺭﺕ ﻛﻨﺪ ‘ ﻣﻦ اﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﻗﺪﺭﺕ ﺭا اﻧﺮﮊﻱ ﺳﻴﺎﻩ ﻣﻴﻨﺎﻣﻢ و اﮔﺮ ﺑﺨﻮاﻫﻢ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﺩﻳﻨﻲ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻛﻨﻢ ‘ اﻧﺮﮊﻱ ﺣﻼﻝ ‘ اﻧﺮﮊﻱ ﺣﺮاﻡ ‘ ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﻫﻢ ﺩاﺭﻳﻢ ﻛﻒ ﺁﺏ ﺩﺭﻳﺎﻫﺎ ﻛﻪ ﺧﻴﻠﻲ ﺯﻭﺩ اﺯ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﻴﺮﻭﺩ ‘ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﺜﺎﻝ اﮔﺮ ﻫﻤﻴﻦ اﻵﻥ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﻍ ﺧﺒﺮ ﺩﻫﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﻤﺒﻲ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺷﻤﺎﺳﺖ ‘ و ﺗﺎ ﭼﻨﺪ ﺩﻗﻴﻘﻪ ﺑﻌﺪ ﻣﻨﻔﺠﺮ ﻣﻴﺸﻮﺩ ‘ و ﺷﻤﺎ ﺣﺮﻑ ﮔﻮﻳﻨﺪﻩ ﺭا ﺻﺪ ﺩﺭ ﺻﺪ ﺑﺎﻭﺭ ﻛﻨﻴﺪ ﻫﻤﺎﻥ ﺗﺮﺳﻲ ﺭا ﺧﻮاﻫﻴﺪ ﺩاﺷﺖ ﻛﻪ اﻳﻦ ﺧﺒﺮ ﺭاﺳﺖ ﺑﺎﺷﺪ ‘ و ﻳﺎ اﮔﺮ ﻫﻤﻴﻦ اﻵﻥ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﻍ ﺧﺒﺮ ﺩﻫﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﻠﻴﻄ ﺑﺨﺖﺁﺯﻣﺎﻳﻲ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﺷﺪﻩ و ﺷﻤﺎ ﺻﺎﺣﺐ ﻳﻚ ﻣﻴﻠﻴﺎﺭﺩ ﭘﻮﻝ ﺷﺪﻩاﻳﺪ ‘ اﺣﺴﺎﺱ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ اﺛﻨﺎﻱ اﻳﻦ ﺑﺎﻭﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ اﻳﻦ ﺧﺒﺮ ﺭاﺳﺖ ﺑﺎﺷﺪ ‘ اﻳﻦ ﻫﻤﺎﻥ اﺣﺴﺎﺱ ﻏﻠﻄ اﻧﺪاﺯﻳﺴﺖ ﻛﻪ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ اﺯ ﺑﺮاﺩﺭاﻥ ﺣﺰﺏاﻟﻠﻪ ﻣﺎ ﺭا ﺑﺮ ﺁﻥ ﺩاﺷﺘﻪ ﻛﻪ اﻳﻦ ﺣﺲ ﻗﺪﺭﺕ ﺭا ﺩﻟﻴﻞ ﺣﻘﺎﻧﻴﻴﺖ ﻣﻮﺿﻊ ﺧﻮﺩ ﺑﺪاﻧﻨﺪ
    ﺣﺎﻝ ﺷﻤﺎ ﺣﺴﺎﺏ ﻛﻨﻴﺪ ﺣﻜﻮﻣﺖ اﻳﻦ ﻗﺪﺭﺕ ﺭا ﺑﺎ ﭘﻮﻝ و اﻣﻜﺎﻧﺎﺕ در اﺧﺘﻴﺎﺭ ﻋﺰﻳﺰﺩﺭﺩاﻧﻪﻫﺎﻱ ﺧﻮﺩ ﻗﺮاﺭ ﺩاﺩﻩ و ﺑﻪ ﺟﺎﻥ ﻣﻨﺘﻘﺪﻳﻦ اﻧﺪاﺧﺘﻪ ‘ ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺁﻗﺎﻱ ﺳﺮﻭﺵ اﮔﺮ اﻳﺮاﻥ اﺳﺖ ‘ اﮔﺮ اﻳﻤﺎﻥ اﺳﺖ ‘ اﮔﺮ ﻛﺮاﻣﺖ اﻧﺴﺎﻥ اﺳﺖ ‘ اﮔﺮ ﻋﺸﻖ و ﻋﺮﻓﺎﻥ اﺳﺖ ﻫﻤﻪ ﺩﺳﺨﻮﺵ ﺗﺎﺭاﺝ و ﻃﻮﻓﺎﻥ اﺳﺖ ‘ﻛﺠﺎﺳﺖ ﺷﻴﺮﺩﻟﻲ ﻛﺰ ﺑﻼﻧﭙﺮﻫﻴﺰﺩ ‘ ﺑﻴﺎ اﻱ ﺑﺮاﺩﺭ و اﺯ ﺧﻴﺮ ﺻﻮاﺏ ﻫﺪاﻳﺖ ﺑﭽﻪﻫﺎﻱ اﻳﻦ ﺳﺎﻳﺖ ﺑﮕﺬﺭ و ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻱﻫﺎﻱ ﺑﺮﺱ ﻛﻪ ﻣﻔﺘﺨﺮاﻧﺪ اﺯ اﻳﻨﻜﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﮔﻞ ﻣﻴﺰﻧﻨﺪ و ﺣﺮﻳﻒ ﻣﻴﻂﻠﺒﻨﺪ ‘ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺩﺭ ﺑﻴﻦ ﺭﻭﺣﺎﻧﻴﻴﺖ ﻣﺎ ﻛﻢ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ اﻋﺘﻘﺎﺩ ﺩاﺭﻧﺪ ﺗﺒﻠﻴﻎ اﺳﻼﻡ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻗﻴﻤﺖ ‘ ﺩﻓﺎﻉ اﺯ ﻭﻻﻳﺖ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻗﻴﻤﺖ ‘ ﻣﺎ ﻧﻤﻴﺘﻮاﻧﻴﻢ ﺑﺮاﻱ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺑﺎ ﻓﺤﺸﺎ ﻓﺎﺣﺸﻪﺧﺎﻧﻪ ﺩاﻳﺮ ﻛﻨﻴﻢ و ﺩﺭﺁﻣﺪ ﺁﻥ ﺭا ﺑﻪ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺑﺎ ﻓﺤﺸﺎ اﺧﺘﺼﺎﺹ ﺩﻫﻴﻢ ‘ ﺩﻭﺳﺖ ﻋﺰﻳﺰ ﻭﻗﺖ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﻧﻤﺎﻧﺪﻩ ‘ ﺑﻪ ﻳﺎﺩ ﺑﻴﺎﻭﺭﻳﺪ ﺩاﺳﺘﺎﻥ ﺣﻤﻠﻪ ﭼﻨﮕﻴﺰ و ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻓﻘﻴﻬﺎﻥ و ﻋﺎﺭﻓﺎﻥ ﺭا ‘ﻣﺸﻜﻞ ﻣﺎ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻗﺒﻞ اﺯ ﻫﺮ ﭼﻴﺰ ﻏﺮﻭﺭ اﺳﺖ و ﻏﺮﻭﺭ اﺳﺖ و ﻏﺮﻭﺭ ‘ ﺩﻗﻴﻘﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﺸﻜﻠﻲ ﻛﻪ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪا ﺑﺎ ﻫﻤﻮﻃﻨﺎﻧﺶ ﺩاﺷﺖ ‘ و ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺩﻗﺎﻳﻘﻲ ﭘﺲ اﺯ ﻣﺮﮔﺶ ﻫﻴﻮﻻﻳﻲ ﺭا ﻛﻪ اﻭ ﺑﺎ ﻣﺸﻘﺖ ﺭاﻡ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ‘ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺮﺧﺎﺳﺖ و ﺷﺪ ﺁﻧﭽﻪ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﻣﻴﺸﺪ ﺩﻭﺳﺖ ﻋﺰﻳﺰ ﺑﻪ ﻧﻆﺮ ﻣﻦ ﺷﻤﺎ ﺷﺮاﻳﻄ ﻣﻨﺎﺳﺒﻲ ﺑﺮاﻱ ﺑﻲﻃﺮﻓﻲ ﺩﺭ اﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﻣﺒﺎﺣﺚ ﻧﺪاﺭﻳﺪ ‘ ﭼﺮا ﻛﻪ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﻋﻨﻮاﻥ ﻛﺮﺩﻥ اﺑﻬﺎﻣﺎﺕ ﺟﺪﻱ ﺑﻪ ﺗﻔﺴﻴﺮ ﺭاﻳﺞ ﺩﺭ ﻣﺤﻴﻂﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺯﺗﺪﮔﻲ ﻣﻴﻜﻨﻴﺪ ﺑﺎ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﻋﺪﻳﺪﻩاﻱ ﻣﻮاﺟﻪ ﺧﻮاﻫﻴﺪ ﺷﺪ و ﺩﺭ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﺑﺎﻳﺪ ﺗﺮﻙ ﺩﻳﺎﺭ ﻛﻨﻴﺪ ‘ ﺁﺧﺮ ﭼﻂﻮﺭ ﻣﻴﺘﻮاﻥ ﺑﻲﻃﺮﻓﻲ ﺭا ﻛﻪ ﻳﻜﻲ اﺯ اﻟﺰاﻣﺎﺕ ﻭﺻﻮﻝ ﺣﻘﻴﻘﺖ اﺳﺖ ﺣﻔﻆ ﻛﺮﺩ ” ﺩﺭ ﺷﺮاﻳﻂﻲ ﻛﻪ ﻋﺪﻩاﻱ ﻣﻴﮕﻮﻳﻨﺪ اﮔﺮ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻧﺘﻴﺠﻪاﻱ ﻛﻪ ﻣﺎ ﻣﻴﮕﻮﻳﻴﻢ ﻧﺮﺳﻲ ‘ ﻛﺎﻓﺮﻱ ‘ ﻣﺤﻜﻮﻣﻲ ‘ ﺧﻮﻧﺖ ﺗﺒﺎﻩ اﺳﺖ ‘

     
  17. جناب آقای حامی عزیز” سلام و درود خدا واین بنده حقیر وفانی برشما باد؛ ازاظهار لطفی که براین حقیر فرموده اید بسیار متشکرم.قبلا هم تذکری بزرگوارانه داده بودید گفتم جواب او همین است وبس . به هرحال متشکرم ازشما که نوشته های نه شیوای مراموردملاحظه قرار می دهید .بنده بی سوادترازآنم که ایشان اشاره کرده اند. اما بنده اهل گول وفریب نیستم؛ انچه که ازقرآن وروایات مبین ومفسر اهلبیت عصمت وطهارت-ع- فهمیده ام آنرا باقلم الکن خویش بازگومی کنم . بنده وقتی نوشته های بردیا وساسان ووو…رادیدم فهمیدم که اینان قصد تفهم ندارندبلکه میخواهند جدالی برپاکنندوهرچه عقده دارند برسرآقامرتضی وسیدابوالفضل خالی کنند ودرآخربگویند این منطق فریبکارانه ملایان اسلام است. از آن دوبرادر عزیزمان خواهش کردم که ازاین جدال بی فائده بااینان خودرابکناری بکشید. بعدازمدتی سکوت دیدم “بردیا” عربده می کشد وهل من مبارز می طلبد .جواب اورا ازقرآن گفتم وکفتم این کلام وحکم خدااست ومقایسه شما آنرا باحقوق بشر قیاس مع الفارق است.اخیرا برادری بنام “مهرداد”سری به و ب سایت “بردیا ” زده است چیزی درچنته اش نبوده است منکر خدا وپیامبران است .همانطور که به آقا مرتضی دراین سایت نوشت واعتراف کردکه “سرگشته ” است واز22سال پیش درصدد تناقضات قرآن بوده است .حالا خیال می کند که پیدا کرده است وآن موارد11گانه را ایراد کرده است غافل ازاینکه اینها ایرادات واشکالهای دیرین حقوقدانانی است که قوانین کیفری اسلام را نتونسته اند هضم کنندوبفهمند نه اینکه ابتکار اوباشد او یک مترجم است اما قلم زیبائی دارد وضددین است مطلقا نه دین شناس است ونه اطلاعی ازا دیان دارد. وهنوز متحیر وضددین وقرآن است بخصوص ودراسترالیا زندگی می کند.وازادبش همین بس که آلودگی وپلیدی های مغزش را به فقه شیعه نسبت میدهد وآقامرتضی را باکنایه قلمی به درنده تشبیه کرد. واما جنابعالی بنده را “نماینده اسلام حاکم ” معرفی کردید مثل اینکه کم لطفی فرموده اید ماازاسلام کرامت انسانی را فهمیده ایم وبس و نماینده هیچ گروهی نیستیم .فقط مدافع آموزه های انسان ساز قرآن واهلبیت -ع- درحدفهم خوش می باشیم. موفق وپاینده باشید ای عزیز.

     
  18. با سلام و عرض ادب خدمت جناب آقای نوریزاد عزیز و بزرگمرد . قصد تعریف ندارم . عملکرد و از جان گذشتگی شما برای ما عیان است و مورد تائید به قول شما زبان ما در کام است . آنهم مایی که 8 سال با دشمن بحثی و خونخوار جنگ کردیم و از هیچی نترسیدیم و هر آن منتظر مرگ بودیم . ولی حالا جرات را از ما گرفته اند که نیائیم در خیابان و به افرادی که به این مردم و مملکت خیانت می کنند اعتراض کنیم .این را از ته دل می گویم که پیرمرد خدا قوت.

     
  19. باسلام.
    ازینکه هنوز یاد ما هستین خوشحالم….نوشته هایتان را میخوانم واز پشت
    شیشه هامیبینمتان…..موفق،سالم،سربلند…..باشید.ممنون.بابت همه
    الطافتان…..شاید باز هم ازپشت همین شیشه هاقصه نوشتم….
    درتمام ساعات سرد وبرف وباران ودرتمام شرایط سخت به شما می اندیشیم وبه پایمردی مثال زدنیتان….کاش ما هم در این دنیای به این بزرگی میتوانستیم کاری کنیم که دیگران هم به ما بیندیشند…..تنها کارمان زندگی ازسر روزمرگی است با دلهایی خالی وسرد ومحتاج مهروعشق…….

     
  20. گفته اید “امیدوار رضایی” برادر سردار!‌ رضایی چهار دوره نماینده مردم لالی در مجلس سنای اسلامی بوده و مردم نیز از وی متنفرند.

    چه کسی باور می کند ایشان از طریق رای مردم به مجلس راه یافته؟ گفتم مجلس سنا، چون بیشتر نمایندگانش را حاکمیت فقیه انتصاب می کند و بعد هم آن را به پای مردم فلاکت زده می گذارند، همانطور که احمدی نژاد نورچشمی را ۸ سال به مردم تحمیل کردند. مسئله اینجاست که بسیاری از این نهادها اعم از مجلس و …. وجود دارند تا آقازاده ها و برادران و خواهران و اجداد مقامات و فقها زمینه ای برای جذب اعانات در این حاکمیت سلطانی و خانخانی داشته باشند و هر جا هم کارکردی نداشته باشند، مثل سازمان برنامه و بودجه، منحل شوند.

     
  21. با سلام و عرض ادب به ساحت با وجدان و با غیرت یک ایرانی بپا خواسته از بین دیگر ایرانیان ایثار گر و از جان گذشته . خدا قوت .در دل ما هم غوغاست. و خونمان بجوش.

     
  22. گرامی محمد آقای نوری‌زاد سلام و درود

    آن روز که از دیدارتان ذوق‌زده و مست بودم وعده کردید می‌توانم برای‌تان نامه بنویسم و تلویحا برای آرامش من مزاحمت‌ام را بخشودید. امیدوارم تن‌درست و سلامت باشید و خانواده محترم‌تان نیز شاد و برقرار باشند. آقای نوری‌زاد شما یک یک نظرات وبسایت‌تان را می‌خوانید و ایضا کامنت‌های صفحه‌ی فیسبوک‌تان را. شگفت از این حوصله و همتی که شما دارید! محمد آقای نوری‌زاد همواره به یادتان هستم. به شما می‌اندیشم. و چه دلپذیر و خواستنی است این مرور کردن و کنار هم چیدن قطعات معمای شما و شخصیت شما که تا کنون دریافته‌ام. جناب نوری‌زاد من اگر ستایشگر شمایم نه از روی تملق است. انسان‌خواهی و انسانیت شما به راستی ستودنی ست. شما شایسته احترام و ستایشی چرا که از اندیشیدن و اقرار به اشتباه ذره‌ای هراس نداری. شما سزاوار درود و آفرینی چرا که تغییر کردن دشوار است و دیگرگون اندیشیدن به غایت دشوارتر، خاصه با سن و سال عزیزی که دارید و با عمری که به‌راه آرمانی مصروف داشته‌اید. دوست دارم برای‌تان هر چه از وجود گران‌مایه‌تان تحلیل دارم، بگویم! ولی خب در می‌گذرم مباد که خاطر نازنین‌تان برنجانم و تا تصلف و چاپلوسی نکرده باشم.
    اندکی از خودم برای‌تان بگویم. درس حقوق خوانده‌ام. پدر و مادرم مؤمن‌اند و مسلمان. مادرم مؤمنی دوست‌داشتنی‌ست با طرز تفکری روادار و اهل تسامح. من اما خداناباورم و چون می‌دانم در نظر شما ارزش آدمی نه در اعتقادات و باورهایش، که در جان آدمیت‌اش است، بی‌پروا گفتم و امیدوارم جسارتم ببخشید. دیگر اینکه بیست‌وپنجم بهمن ماه هشتاد و نه بازداشت شدم و یک ماهی اوین و چشم‌بند و بازجویی… زبان انگلیسی و فرانسوی می‌دانم و به روزنامه، مجله و کتاب علاقه‌مندم. اگر کاری از من ساخته بود بفرمایید مشتاقانه به خدمت‌گزاری حاضرم. بیش از این مزاحم وقت شریف‌تان نشوم. دیدار شما اتفاق بزرگی در زندگی‌ام بود و یکی از آرزوهایم به‌راستی که بر آورده شد. چشم امید ما نه به سیاستمداران که به مصلحان اجتماعی و جواهری چون شماست. گپ و گفت با شما مایه‌ی مباهات و موجب التذاذ من است. سپاس که وقت‌تان را در اختیارم گذاشتید. با آرزوی بهترین‌ها و به امید هفته‌ای پربار و موافق میل‌تان
    دوست‌دار و ارادتمند همیشگی شما،

     
  23. سلام، آقای نوریزاد لالی شهر را ول کن غضنفر را بچسب! جملات زیر را بخوان، وقتی موسوی و کروبی باید و اجبارا فهم و اندیشه شان مطابق فهم و اندبشه حاکمان باشد وای به 80 میلیون شهروند عادی ! یعنی زور و اجبار، همه باید مطابق اندیشه حاکمان بیندیشند!
    خبرنگار فیگارو می‌پرسد که آیا آنها باید محاکمه شوند؟ و آقای لاریجانی پاسخ می‌دهد: “راه آنها به قوه قضائیه مربوط نیست و راه‌های دیگری دارد.”

    او توضیح می‌دهد که این راه گفتگو نیست و از “همان طریقی که محصور شدند از همان طریق باید موضوع حل شود، باید فهم آنها نسبت به مسائل درست شود.”

     
  24. سپاس بیکران و همراهی

    با سلام و عرض ارادت خدمت جناب نوریزاد عزیز
    و اما بعد جناب نوریزاد عزیز در ان سالهای انقلاب شما قاعدتا بهتر از بنده میدانید که آقای جمهوری اسلامی با شعار ضد امپریالیسم و سرمایه داری حیات خود را آغاز کرد حال میخواهم ماجرایی را برای شما بازگو کنم که شنیدنش خالی از لطف و تاسف نیست دوستی دارم که در بخشداری یکی از توابع شهرستانهای حومه ی تهران مشغول به کار است شخصی را از تهران به آنجا فرستادند جهت آموزش تشریفات!!! که چه؟ خواهم گفت اینکه وقتی استاندار یا امام جمعه یا هر مسئولی جهت بازدید از پروژه ای میاید چطور به استقبال ایشان بروند در چه زاویه ای بایستند و با ایشان دست بدهند در هنگام راه رفتن در چه فاصله و زاویه ای از ایشان حرکت کنند و الی اخر …جالب اینکه به شخص آموزش دهنده مبلغ کلانی جهت این آموزش پرداخت شده…بله آقای نوریزاد عزیز این همان کودک نوپای جمهوری اسلامیست که به اعتقاد بنده هار شده است این همان یار مستضعفان جهان است که بوی پول اینچنین هوش از سرش به در برده
    یاد کتاب قلعه ی حیوانات افتادم جاییکه حیوانات قانونهایی رو وضع کردند مثل اینکه همه ی حیوانات با هم برابرند هیچ کس حق ندارد مشروب بخورد هیچکس حق ندارد حیوانی را بکشد هیچکس حق ندارد بر روی 2 پا راه برود و هیچکس حق ندارد روی تخت بخوابدو… و به مرور برای سوء استفاده ی خود قوانین رو با کلمه یی جا به جا کردند آنجا که حیوانی را کشتند و حیوانات با تعجب به قانون مراجعه کردند که مگر قرار نبود کسی کشته نشود که دیدند کلمه یی به قانون اضافه شده که کسی بی دلیل! نباید کسی را بکشد یا کسی با کت نباید روی تخت بخوابد!
    بله جناب نوریزاد ///// جمهوری اسلامی روی 2 پا راه میروند کت میپوشند و دیگران را میکشند و ما چه ساده لوحانه فریب خوردیم رهبر سرزمین من با قانون مگر آنجاییکه! قانون را له میکند و زیر پا میگذارد به قول داریوش عزیز: تاج و تخت شاه دیروز در قلعه شون نمیشه به خیالشون که این تاج سرشون تا همیشه یادشون رفته که اون شاه که به صد مهره نمیباخت تاج و از سرش تو میدون لشگر پیاده انداخت!!! دلم میسوزه برای مردمم و خودم که صدای بین المللی سرزمینم جنتیها احمد خاتمیها نقدیها شریعتمداریها و سردار جعفریها هستند و دنیا از شنیدن صدای آهنگین محمد خاتمی نوریزاد و سایر آزدگان و آزادی خواهان محرومه.

    من نمیخوام جنتی و خاتمی بی ادب به جای من و به نمایندگی من با دنیا حرف بزنن من نمیخوام رهبر سرزمینم به نام من با دنیا بد اخلاقی کنه و دشمن تراشی کنه من ایرانی ام اهل هنر و موسیقی صدای من صدای ادب صدای صلح و نوع دوستی است آی دنیا مارو بهتر بشناسید ما مهربانیم و نوع دوست اینها //// بر روی 2 پا ایستاده نمایندگان ما نیستند صدای من سرشار از ادبه صدای من نوریزاده لطفا مارو بهتر بشنوید.جناب نوریزاد عزیز لطفا بمانید و بنویسید با سپاس و مهر فراوان محسن

     
  25. همراه نوری زاد

    میدانستید که آخوندها چه واژه‌ای را هرگز برزبان نمیاورند؟
    واژه “نمیدانم” . گویی این کلمه حناق است و با بزبان آوردن آن ملک الموت آنها را از قید حیات ///// شان میرهاند.
    اگر شما “فقط یک مورد” مثال بیاورید که یکی‌ از حضرات تندرو، کندرو یا میانه رو، در پاسخ پرسشی این پاسخ را داده باشند، نامردم اگر همین فردا به عنوان فدایی در خدمت رهبر جمهوری اسلامی درنیایم.
    تفاوتی هم نمیکند که از کدام عمامه بسر در مورد چه مسئله ای، چه پرسشی کنید، از مسائل “بول و غأئط” تا تفاوت خونریزی بواسیر با حیض زنان، فیزیک کوانتم تا شیمی‌ یا جراحی مغز. بلافاصله بادی در گلو انداخته، با روایت حدیثی ” موثق” و بلغور کردن مشتی اراجیف غلط و غلوط به عربی‌، بلافاصله آن را به امام جعفر سابق گره میزنند و مجری محترم برنامه هم ” سر خر” را میجنباند و بدینوسیله رسما خاندان اهل بیت را به گند میکشند و مسخره خاص و عام میکنند و اسمش را هم میگذارند : برنامه علمی‌ آموزشی انسانی‌ به سبک اسلامی.

     
  26. درود به اقای نوری زاد عزیز
    اقا جان خسته نباشد امیدواریم سلامت و تنومند باشید و دشمنانتان از بین نروند فقط از عقل کم بشوند و شما همواره پیروز باشید
    جواب به ایران عزیز
    ایران جان شما کمال تبریزی را نشناخته اید و ندانسته حرفی میزنید و نداسته توهین میکنید این جواب را کمال تبریزی بدهد ولی جواب شما را من میدهم این فیلم به هیچ وجح توهین نکرده است چون قهرمان این داستان بختیاری هست یعنی یک لر با غیرت از کوچکی به فکر ازادی هست این نباید نشان داده شود چون کودکان ما باید فکر گریه کردن و عزاداری باشد و نباید فکر به ازادی کنند حتما حتما فیلم مارمولک را دیده اید من یادم هست ولی شمار انمیدانم این فیلم را از پرده سینما برداشتند همان سکانس اول را نشان دادند فهمیدند که فیلم چه هست این سریال را بختیاری ها برنداشتند فقط چند نفر بسیجی بودند که لباس بختیاری کردند و خواهان قطع این فیلم شدند یعنی فیلم با دسیسه سیاسی از تلویزیون برداشته شد چون کارگردانش سازنده مارمولک بوده است همیشه اینها این کار راکرده اند از 1400سال پیش بگیر تا به حال حسین را اول کافر کردند و بعد کشتند فعالان ما را با کلمه جاسوس و فتنه نابود کردند ستار بهشتی را کشتند و بعد گفتند از خارج پول میگرفته است سریال سرزمین کهن را گفتن توهین کرده است و قطع کردند این جماعت عاذت دارند با نیرنگ و فریب کاری کنند که صدا به صدا نرسد در گوگل سرج کن ببین امیر اقایی در مورد فیلم چه گفته است همان اقایی که سکانسی را بازی کرده که شما میگویند توهین کرده است
    زنده باد کمال تبریزی زنده باد ستار خان زنده باد بختیار زنده باد مارمولک

     
  27. پیشنهاد می کنم جمله ای دیگر به آن سه جمله اضافه کنید :
    “من خواهان حقوق مدنی خود می باشم ولی برادران وزارت مانع آن می شوند”

     
  28. ف ،دوست همیشگی سایت !!

    دوست گرامی ،اقا یا خانوم “ایران” !،اگر اقای کمال تبریزی اشتباهی کرده ،شما یه شخص ایشان خورده بگیرید یا شماتت کنید و یا انگ و برچسب بزنید ،دیگر چکار به اذری زبان های عزیز و غیور ایران عزیزمان دارید.برای داشتن ایرانی ازاد ،خون رو با خون نشوییم. هدف حکومت تفرقه بین اقوامه .ما دیگر ناخواسته به این هدف دامن نزنیم.

     
  29. سلام بر شما
    به نظر می رسد تمهید شما از تغییر سفر به اقصا نقاط ایران و گزارش های خبری تان
    تا بر گشت به تهران و میخ فولادی در چشم حاکمیت خفته در غفلت و جهل راه خوبی است
    برای بیداری هر چه بیشتر اقشار جامعه . خسته نباشید . این گزارش هایتان من را
    یاد مستند هایتان از بشاگرد می اندازد . آن موقع اهالی با صفای انقلاب به دنبال
    بهبود حال همه مردم بودند و نا محرمان دنبال پر کردن جیب های گشادشان . در عین حال تنهایی
    شما رنجی است که همه روزه به جان مان خراش می اندازد .برادر ، خدا پشت و پناه تو باد

     
  30. دیدن این ویرانی ها آنهم در یک کشور نفت خیز، دیگر برای مسئولانمان عادی شده، البته برای خود ما هم. خیلی از ما امروز با دیدن فقر و فلاکت و بدبختی همنوع، حداکثر یک نُچ نُچ می گوییم و بر می گردیم سر کار خودمان. نمی دانم عادت کرده ایم به این خبرها و تصاویر، یا غافلیم و بی خبر از اینکه همگی درگیر این فلاکت هستیم، درجه و شکل کیفیتش فرق می کند فقط. در بعضی جاها این فلاکت، به ظواهری فریبنده بزک شده، اما در بعضی جاها، بی مهابا عیان است.

    به همین تهران بی قواره نگاه کنیم. اصلا لازم نیست به لایه های زیرین شهر سرک بکشیم و از رونق کار زنان خیابانی، گسترش کارتن خوابی ها، رواج اعتیاد و خرید و فروش کودکان کار پرس و جو کنیم. آلودگی بیداد می کند در این شهر و سالانه 3000 قربانی می گیرد که البته خبری عادیست که هر سال هم تکرار می شود. مهم استقلال ما در تولید بنزین است، ولو از نوع غیراستاندارش. زلزله احتمالی جان 5 میلیون تهرانی را تهدید می کند اما استاندار شهرمان تازه می گوید “اراده انجام کار برای اصلاح بافت فرسوده باید ایجاد شود.” این یعنی این اراده تا به حال نبوده و مسئولان ما دارند سعی می کنند در خودشان کمی اراده ایجاد کنند.

    اگر در همین تهران آذین بسته با رستوران های فاخر و آسمانخراش های شیک، لَختی از دغدغه کار و ظواهری که مسحورشان شده ایم بیرون بیاییم، می بینیم که ما هم در فلاکت، چیزی از هموطنان جنوبی مان کم نداریم اما یا غافلیم، یا خواسته یا ناخواسته، ترجیح داده ایم دغدغه ناشی از سمومی که هر روز به ریه فرو می بریم، نگرانی ناشی از ذخایر رو به افول آب سدهایمان، و ترس از فروریختن شبانه آوار بافت فرسوده بر سرمان را در پس ذهن بگذاریم که همین است که هست، تا فردا کی زندست کی مرده، دم را دریاب.

     
  31. مطمئنی اشتباهی نرفته ای؟ اینجا که روستاست

     
  32. سلام جناب “اسلام دوست”
    در چند پست، خطاب به جناب “مصلح” و یا در مورد ایشان، نوشته ای:
    اسلام دوست
    ۹:۲۶ قبل از ظهر / اسفند ۲, ۱۳۹۲
    مصلح جان
    شما اگر حرف نزنی کسی نمی گوید لالی. بهتر نیست ساکت شوی و بگذاری عالمان پاسخ گویند. چرا اینهمه به دین خدا آسیب میزنی وقتی نه علمش را داری و نه سوادش را؟ ….
    —–
    اسلام دوست
    ۱۰:۱۱ قبل از ظهر / اسفند ۱, ۱۳۹۲
    آقا مرتضی
    این تیم مقابل رو ولشون کن. بچسب به این آخونده “مصلح” اینقد گل به خودمون نزنه. ویروس این پروگرام شما همین آخوندای زبون نفهم اند.
    ++++
    جناب “اسلام دوست”
    به نظر من؛
    جناب “مصلح”، “بی سواد” نیست!
    ایشان، “ویروس” مورد نظر شما، نیست!
    ایشان، “زبان نفهم” به تعبیر شما، نیست!
    باور نمایید، بیان این مطالب، از زبان این تربیت شدۀ حوزه علمیۀ قم و یا هر حوزه دیگر، به هیچ وجه “گل به خودی” نیست!

    لطفا به ایشان توهین نکنید! ایشان، آدم صادقی است!!
    من (بر عکس شما)، معتقدم که این جناب مصلح، فردی است، بسیار صاف و صادق!!
    زیرا:
    ایشان می گوید که یک طلبه یا روحانی است. یعنی اینکه حتماً، سالها در مکتب اصلی این دین و در مراکز اصلی نشر این دین، یعنی حوزه علمیه، درس خوانده است. پس عنوان “بیسوادی” در دین، برازنده ایشان نیست! ضمن آنکه، نوشته های ایشان نشان میدهد که در زمینه کاری خود، وارد است!
    لکن مشکل در جای دیگر است!
    مشکل آنجاست که ایشان، بدون هیچگونه ملاحظه و پرده پوشی، حقیقت دین و اسلام را، بیان می دارد!
    مشکل آنجاست که ایشان، بدون تعارف و بدون بازی با کلمات، بصورت کاملا عریان، حقیقت این دین را آشکار می نماید!
    مشکل آنجاست که ایشان، سفسطه بازی نمی کند!
    مشکل آنجاست که ایشان، به نمایندگی از اسلام حاکم، اسلام حوزه، اسلام فقاهت و از اسلام رساله؛ “سخن” می گوید. بدون کم وکاست!
    مشکل آنجاست که شما دوست دارید، حرفهای دیگر، حرفهای منطقی و بروز شده را، به نام اسلام، مطرح بنمایید!
    مشکل آنجاست که شما می خواهید، سخنان و تفسیرها و برداشتهای خود را به نام اسلام جا بزنید، لکن در عمل با تناقض روبرو میشوید!
    اما ایشان، صادقانه، تفسیر جاری و واقعی از اسلام را بیان میدارد!
    بنظر من، ایشان، از بسیاری از افرادی که سعی در قلب واقعیات دارند، صادق تر است!
    بر ایشان خورده نگیرید.
    اگر شما نیز صادقید، بگویید کدام “آیه” یا کدام “ترجمه” یا کدام “تفسیر” ایشان، غیر واقعی و غلط است؟؟!!
    نظر اسلام در مورد زن – حقوق بشر – ارث – قصاص – ارتداد – برده داری – چند همسری – و … ؛ همان است که ایشان میگوید! ایشان می گوید: اینها، همگی دستورات خداست! و همین هست که هست! می خواهید بپذیرید می خواهید نپذیرید!

     
  33. خوش به حالت مرد…. خوش به حالت که آزادی و هیچ بندی هم نمیتونه تورو اسیر کنه… خوش به حالت که با بیان زیبا و عمل استوار میتونی نشون بدی که هنوز هم مردایی تو این سرزمین هستن که حاضرن به خاطر کشورشون به خاطر خانواده شون و به خاطر عقیده شون دست از آزادی نمیکشن…. خوش به حالت…..

     
  34. سلام براستادبزرگوارم جناب آقای نوریزاد”
    شمانباید به کمال تبریزی بتازید.هرفیلم یاسریالی که از صداوسیمای زرقامی پخش میشوددستورساخت ؛نظارت برنحوه ساخت؛داستان وچندین مورذیگرتابه تایید بالاترهانرسد روی آنتن نمیرودمکربخواهند جنجالی بوجودبیاورندوشخصی رامنفورکنندکه دراین مورد دوهدف محقق شدوتمام اتهامات متوجه آقای تبریزی گردید.

    ————

    سلام کیوان گرامی
    من کجا به جناب کمال تبریزی تاخته ام؟!

     
  35. به هر حال دوستان حواسشون باشه که با هیاهوی این سریال و موضوعیت بختیاری ها مردم را به جان هم انداخته اند و دیگر کسی به یاد حق مسلمی که به خاطرش مردم خود را پاره می کردند نمیافتد.دوست عزیزی که به آذریها توهین می کنی اگر خودت جز این بازی نیستی واقعا موجود عجیبی هستی..به چه اجازه ای به هموطنانت توهین می کنی؟..واقعا حقمان همین است. اینکه روشنفکرمان است وای به حال بقیّه

     
  36. گشت ارشاد جناب نوری زاد
    امشب بعد از سفری چند روزه خسته و کوفته برگشتم، همسرم بی خود و بی جهت شروع کرد به بهانه گیری و سوال پیج کردن؛ که! کجا بودی، با کی بودی، چزا زنگ زدم گوشی رو بر نداشتی و … بعد از یک دوره فشرده پاسخ و توضیح دادن شام خورده و نخورده رفتم کنج اتاق خزیدم و گفتم: خدایا این نوری زاد، چه تحفه ای بود که حواله فرماینه و همسایگی ما کردی. حتما خواهید پرسید این موضوع به نوری زاد چه ربطی دارد. اگر صبر کنید ربطش را می گویم.
    این بازتابها به توصیه های ایمنی و هشدارهای خانم ها بر می گردد. آخه وقتی سفره دل خانم ها باز می شود رازهای مگو را که روی دلشان سنگینی می کنند می گویند تا راحت شوند ولی نمی دانند این راحتی ممکن است به ناراحتی دیگران منجر شود. آخر این رازهای مگو سینه به سینه واگویه می شود و در آخر سر ما خراب می شود.
    نمی خواهم برخی مطالب که از زبان همسر محترمتان نقل شده را بنویسم که این مسئله از کجا شروع و تا کجا پیش رفته است و چه تاثیری بر ذهن همسایگان نسبت به شما و نگاه های موذیانه تان به جنس مخالف ایجاد کرده است چرا که می دانم طبق آن عادت مالوف در این زمینه هم شما بدتان نمی آید که دیده شوید و من نمی خواهم به شما کمک کنم. جناب نوری زاد خواهش می کنم قهر نکرده و جلسات هیات مدیره ساختمان را تحریم نکنید، فقط رحل اقامت گزیده و بروید و ساختمان را رهین رحمت آرامش کنید؛ آپارتمانتان را هم به “املاک گلستان فرمانیه” بسپارید قول می دهیم متری حداقل 15 میلیون تومان بخریم یا بخرند.
    به خانم محترمتان هم بفرمایید همانطور که گفته: “فعلا از جدایی به خاطر فعالیت های شما و اقامت در آمریکا منصرف شده” خویشتن داری نموده؛ حوزه ارشادات را محدود و گشت ارشاد را در منزل همسایگان ایجاد نفرمایند.
    “مطالب جالبی هم به ایمیل رسیده بویژه مطلبی که به نقل از ساکنین ساختمان جناب نوری زاد در قیطریه است که اگر عمری باشد منتشر خواهم کرد.”

     
  37. درود بر نوری زاد عزیز
    عزیز مردم، استقامت و پایداری شما در راهی که انتخاب کرده اید بلاخره به بار خواهد نشست. مطمئن باشد هر روزی که از اعتراض مدنی تان می گذرد، هزینه برخورد با شما برای این رژیم سنگین تر می شود. قلب میلونها انسان ایرانی آزادی طلب با شما است.
    صحبتی نیز با خوانندگان مطالب شما دارم و آن اینست که شما خوانندگان عزیز به هر نحو ممکن نیز در اطلاع رسانی از تلاش این عزیز کوشا باشد.
    برای تان آرزوی موفقيت و بهروزی دارم.

     
  38. کاش به ما می گفتی از کجا می خوری تو که همش می ری جلوی اطلاعات از کجا میاری می خوری می ری سفر؟
    ———–

    سلام یونسی گرامی
    من هر از چندی یکی از تابلوهایم را می فروشم. در سفرها هم خرج چندانی ندارم. عمدتاً با کرایه و اتوبوس می روم. دوستانی نیز در شهرستانها هستند که مشتاقانه مرا به هرکجا می برند.
    با احترام

    .

     
  39. گفتید فلاکت آغاجاری آقای نوری زاد. می دانید یکی از مهم ترین میدان های نفتی خاور میانه جای دارد در اینجا؟ می دانید قبل از انقلاب، از این میدان عظیم بیش از یک میلیون بشکه نفت در روز ستخراج می شد که الان، به دلیل سوء مدیریتها، به کمتر از 150 هزار بشکه در روز کاهش پیدا کرده. آقایان که می گویند تحریم اثری نداشته، پس حتما سوء مدیریت بوده دیگر بله؟ چه می کند سوء مدیریت در ایران آفت زده ما.

     
  40. نوری زاد عزیز و مقاوم
    بیش از این اینهمه حقارتی که به این کشور رفته را برخ مسئولین بصیر نکش چون سیب زمینی رگهای غیرتش بیش از مسئولین با بصیرت و سرداران قاچاقچی حاکم بر کشور هست که اکثرشان متاسفانه از این مناطقند

     
  41. خدا حفظتون کنه مردم بختیاری بسیار شریف اند.راستی شما که کارگردان هستید اگه به این کمال تبریزی دست رسی دارید بگید چرا به این غیور مردان در اون سریال کزایی سراسر دروغ که خوشبختانه چهارقسمتش هم پخش شد توهین کرد و از اون فرقه پیشه وری تخزیه طلب حمایت کرد.خوب است اگر دین ندارد این آقای تبریزی لااقل آزاد مرد باشد.من بختیاری نیستم ولی اگر بختیاری ها کاسه لیس انگلیس بودند!!! آذربایجانی ها وهمشهری های این آقا هم کاسه لیس شوروی بودند تازه بختیاری ها هیچ گاه علم تجزیه طلبی بلند نکردند ولی همشهری های این آقاچه…احساسات نژاد پرستی وپان ترکی و تعصب ترکی درون آنان موج می زند.والسلام

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

95 queries in 2025 seconds.