سر تیتر خبرها
امروز ساعت دو بعد ازظهر، وزارت اطلاعات

امروز ساعت دو بعد ازظهر، وزارت اطلاعات

نمی دانم ” برادران ” امروز با من چه خواهند گفت. شاید بگویند: رویت را کم کن برو بچسب به زندگی ات. یا بگویند: بیا، این وسایل و ابزار کارت، بردار و برو. یا بگویند: این آخرین اخطار است وگرنه ما می دانیم وتو! یا ازهمانجا به جایی که خودشان تدارک دیده اند ببرندم. یا نه، بگویند تو که اینقدر اینجا را دوست داری بیا به جمع خود ما بپیوند و با خود ما کارکن. چه می دانم! احتمالش هست. چرا که در قاموس ” برادران” هر کاری شدنی است. و هر حرفی نیز امکان رد و بدل شدن دارد. من اما خواسته هایم مشخص و بی اعوجاج اند. به آنها می گویم:

یک: کامپیوترها و وسایل کاری ام را پس بدهید. صحیص و سالم. و بی کم و کاست. اگر ناقص باشند تحویل نمی گیرم. و اگر محتوایشان نیز پاک شده باشد تحویل نمی گیرم.

دو: مسئله ی ممنوع الخروجی من و همسر و فرزندم را حل کنید.

سه: ممنوع الفعالیت بودن مرا مرتفع کنید. کار هیچ، معامله هیچ، به یک گالری بنویسید من بتوانم آثار هنری ام را درآنجا به نمایش بگذارم.

چهار: یک درخواست دیگر: بازجوی بی ادب وفحاش و بزن بهادر مرا بیاورید من یک نیم نگاهی به قد و بالایش بیندازم.

پس بقیه ی زندانیان چه؟ خودشان؟ اموالشان؟ میرحسین؟ همسرش؟ کروبی؟

می گویم: من فعلاً سرم بکار خودم است. هنر بکنم همینها را پیگیری کنم و پس بگیرم. داستان دیگران بماند برای حرکت های بعدی. یا با خودشان یا خودم به تنهایی. راستی، اگر فردا ساعت دو رفتم و باز نیامدم، شما اجازه ندهید چراغی را که در این مُلک روشنایی گرفته، به مزبله اندازند.

محمد نوری زاد
بیست و چهارم دیماه نود و دو – تهرانShare This Post

درباره محمد نوری زاد

28 نظر

  1. اقای.سیدابوالفضل.باسلام.واحترام.درباره.دستورات.قران.کریم.برای.رستگاری.انسانها.اشاراتی.فرمودید.برای.بنده.که.سال.اخر……تحصیل.رادریک.دانشگاه.غیرایرانی.میگذرانم.موردی.پیش.امده.که.چندنفر.ازهمدوره.هایم.سوالات.دینی.ازبندمینمایند.چون.انها..به….ادیان.دیگری.ایمان.دارند..میپرسند.چراخداوند.تعالی.از.هفت.میلیارد.مخلوقات.خود.حدودیکمیلیاردشان.در.فقروگرسنگی.شدید.بسر.میبرنو.که.بعلت.نداشتن.غذای.لازم.به.بیماریهای.دردناکی.میمیرند.مگر.در.دردین.اسلام.شما.خداوند.رزاق.نیست.مگر.ارحم.الراحمین.نیست.پس.چرا.میان.بندگانش.فرق.قایل.میشود.اینکه.ازحکمت.خدایی.به.دوراست.البته.بنده.تاانجاییکه.مطالعاتم.یاری.میکند.جوابهایی.میدهم.اما.انهاقانع.نمیشوند.وباصطلاح.بنده.درجواب.کم.میاورم.خواهش.میکنم.اگرامکان.دارد.دراین.زمینه.کمکی.بفرمایید..با…تشکر.ضمنا.چونم.بنده.کامپیوتر.ندارم.ازکامپیوترواینترنت.یکی.از.همدوره.هایم.اجازه.استفاده.دارم.و.ایمیل.بنام.ایشان.است.که.اسمشان.خارجی.است.اما.جواب.بدستم.میرسد.

     
  2. آقای ساسان گرامی
    سلام بر شما
    توصیه ی شما را در مورد “اندیشیدن به درستی نوشته ام” را بر چشم می گذارم . ما باید همواره پیش از گفتن و نوشتن ، نیک بیندیشیم . پس از آن که زبان به گفتار در آمد مثل تیری که از کمان رها شده باشد ، از اختیارمان خارج می شود . با این حال پس از اظهار نظر هم باید هم چنان به آن چه گفته شده اندیشید . تذکرتان شایسته است . با این حال به نظر من بهتر بود که همین تذکر دوستانه ، بدون کنایه و طعنه زدن گفته می شد .
    ارادتمند
    سید ابوالفضل

     
  3. دوست عزیز سید ابوالفضل گرامی
    این بار که مسجد تشریف بردید پیش از نماز جماعت یا بعد از آن از پیش نماز خود بپرسید آنچه نوشته ام درست است یا خیر

     
  4. جناب ساسان عزیز
    نوشته مستدل، دقیق و منطقی شما بسیار خواندنی بود.
    درود بر شما

     
  5. سید ابوالفضل

    آقای ساسان گرامی
    سلام بر شما
    در نوشته ی اخیرتان خطاب به دوستمان “مرتضی” نوشته اید : ” در تمام قرآن سخن از حقوق انسان به طور اعم به میان نمی آید بلکه کرامت انسانی و شان انسانیت در راستای عبودیت و بندگی خدا مد نظر است و از این منظر است که انسان دارای حق می شود اسلام انسان را دعوت به تعالی و رشد می کند بنا بر معیار هایی که خود تعیین کرده افرادی که به اسلام ایمان دارند از دستوراتی که در این دین آمده پیروی می کنند و نهایت پاداششان قربت به خداوند و فنا شدن در او است این یک باور به تمام معنا دینی است. ”
    به گمان من شما در این قضاوتتان در مورد اسلام اشتباه می کنید . نمی دانم شاید این اشتباه ناشی از اطلاع کم و یا نادرست شما باشد . شما اگر با کمی دقت به همان نوشته ی دوستمان آقا مرتضی عنایت می فرمودید ، از این قضاوت ناصواب پرهیز می کردید . در نوشته ی ایشان صراحتا از قران نقل شده : ” لقد کرمنا بنی آدم” . مفهوم این عبارت بدون کوچکترین ابهامی این است که همه ی انسان ها شرافتمند و ذی کرامتند . هیچ قیدی وجود ندارد . نمی گوید مسلمان ها یا مومنین و یا متقین دارای کرامت و حق هستند .
    در اسلام “انسان” شریف است . از این حیث بین انسان ها تفاوتی وجود ندارد . نژاد ، زبان ، ملیت و نظایر این ها موجب برتری نیست . این ویژگی ها ، مخصوصا از نظر حقوق دنیوی مزیتی محسوب نمی شوند . هر جا در قرآن به کرامت برخی فضائل اخلاقی انسان ها اشاره شده ، این فضیلت ها موجب برتری حقوقی مردم در این جهان نیست . بله در قرآن آمده است : ” ان اکرمکم عندالله اتقیکم ” یعنی گرامی ترین شما نزد پروردگار پرهیزگارترین شماست . نزد پروردگار . نه در محضر قاضی . نه در مقابل حکومت . در آن دنیای دیگر خداوند به پرهیزگاران پاداش می دهد . اما در این دنیا علی ( ع ) و آن یهودی که با وی بر سر یک زره اختلاف داشت ، به قاضی مراجعه می کنند و قاضی به نفع یهودی رای می دهد . این ربطی به این که علی فرمانروای مسلمین است . مسلمان است . مومن است .ووو ندارد . از نظر اسلام همه ی انسان ها به این دلیل که انسان هستند ، صاحب حق و شریف هستند . این نکته ی بسار مهمی است که برخی از منتقدان دین ندانسته و برخی مغرضانه نادیده می گیرند .
    ارادتمند
    سید ابوالفضل

     
  6. با پوزش از دوستان به دلیل ذیق وقت
    فراموش کردم اضافه کنم
    حکومت سکولار به معنی عدم دخالت دینداران در سیاست نیست!!!
    بالعکس!!!
    یکی از حقوق دینداران است که دیدگاه های سیاسی خود را مطرح کنند و خواسته های سیاسی خود را از طرق دمکراتیک و با حفظ موازین حقوق بشر به پیش ببرند
    به طور مثال هنگامی که در کشور اسلامی ایران یک نظام سکولار بر سر کار آید احزاب اسلامی آزاد هستند خواسته های سیاسی خود را دنبال کنند با این تفاوت که در نظام سکولار هیچ گروه و دین و ایدولوژی حق تحمیل خود بر دیگران را ندارد و در چهار چوب موازین حقوق بشر حرکت می کند
    واضح است که در کشوری با اکثریت مسلمان ارکان تشکیل دهنده آن از مسلمانان تشکیل خواهد شد رییس جمهورش با رای مسلمانان انتخاب خواهد شد دولتش با رای مسلمانان انتخاب خواهد شد مجلس شورایش با توجه به آرای اکثریت مسلمان شکل می گیرد
    با این حال شرط انتخاب افراد صلاحیت تخصصی خواهد بود و نه گرایش دینی و تصمیم در این مورد ناشی از خرد جمعی است
    یه طور مثال در کشور هند با وجودی که مسلمانان در اقلیت هستند رییس جمهور پیشین اش یک مسلمان بود
    هندو ها وی را به دلیل توانمندی های شخصی و کار آمدی اش انتخاب کردند نه به خاطر گرایش دینی
    این در سایه رشد و سطح آگاهی جامعه به دست می آید
    آری دوستان تشکیل حکومت سکولار تازه اول کار است
    جامعه زخم خورده ما پس از تشکیل چنین حکومتی راه درازی برای جبران عقب ماندگی ها در پیش خواهد داشت
    به قول بچه ها بدبختی ها تمام خواهد شد و تازه اول سختی هاست!!!!

     
  7. در نوشته پیشین در باب حقوق بشر واضح است که منظور از آزادی دین در نظام های سکولار دینی است که جدای از حکومت باشد.
    دلیل روی کرد جوامع بشری به نظام سکولار ایجاد حکومتی است که تنها برای خدمت به مردم و گرداندن امور دنیوی آنان برقرار شده است. چنین حکومتی از ورود به باور های دینی خودداری می کند و تمامی شهروندان را از هر مرامی که هستند با یک چشم می نگرد و همان گونه که گفته شد کاری به غیر از خدمت گذاری به مردم برای برآورده کردن نیاز های دنیوی آنان ندارد
    تفکر سکولار از آنجا ضرورت می یابد که در جوامع بشری افکار و ادیان متفاوتی جریان دارد و به قدرت رسیدن یکی از این افکار ظلم به دیگران است. حکومت دینی یا هر حکومت ایدولوژی دیگر موجب آشفتگی جامعه و جنگ دایمی و سقوط آن جامعه است
    بالعکس در یک حکومت سکولار پیروان ادیان و افکارگوناگون در صلح و آسایش در کنار یکدیگر زندگی می کنند و تنها مبارزه ایشان مبارزه قلمی و فکری است
    آیا این بهترین راه جهاد در راه خدا نیست؟

     
  8. استاد نتیجه چی شد؟ ما نگرانیم.

     
  9. نوری زاد عزیز اگر چه در پست قبلی ام گفته بودم که شما گزینه حبس شدن را نادیده گرفته بودید، اما آن را در این پست از قلم نیانداخته بودید و این کمی نگران کننده است. با این حال زبانم را گاز می گیرم و امیدوارم برگردید، ولو اینکه خواسته هایتان را عملی نکرده باشند، چرا که حرکتی را که آغاز کرده اید، بسیار پر هزینه تر از اجابت آن خواسته هاست و برادران اطلاعاتی قطعا از خدا خواهند خواست که چند برابر آن خواسته ها را اجابت کنند تا شما سکوت کنید، اما هیچ تردیدی ندارم که سکوت را نخواهید پذیرفت.

     
  10. سلام دکتر جان .
    چراغی را که ایزد برفروزد / هرآنکس پف کند ( نه تنها ریشش ) بلکه ریشه اش بسوزد .
    دستِ خدا بهمرات !

     
  11. دوست عزیز جناب مرتضی در پاسخ به نوشته شما زیر ستون قبرستان ارامنه…….
    در اینجا می پردازم به موضوع حقوق بشر
    ابتدا گفته باشم منظور من این نبود که انسان حقوقی دارد که در اسلام نادیده گرفته می شود بلکه درست تر آن است که بگوییم موضوع حقوق بشر فرا تر از اسلام یا هر دین و ایدولوژی دیگری است
    در تمام قرآن سخن از حقوق انسان به طور اعم به میان نمی آید بلکه کرامت انسانی و شان انسانیت در راستای عبودیت و بندگی خدا مد نظر است و از این منظر است که انسان دارای حق می شود اسلام انسان را دعوت به تعالی و رشد می کند بنا بر معیار هایی که خود تعیین کرده افرادی که به اسلام ایمان دارند از دستوراتی که در این دین آمده پیروی می کنند و نهایت پاداششان قربت به خداوند و فنا شدن در او است این یک باور به تمام معنا دینی است
    در همین جا یک جمله معترضه بیاورم که سکولاریسم و مدرنیته به هیچ وجه با چنین دیدگاهی دشمنی نداشته و حتی با وضع قوانین مدنی از افرادی که پیرو چنین تفکری هستند حمایت می کند و اجازه نمی دهد کسی آنان را به زور وادار به ترک دینشان کند
    بحث حقوق بشر اما فاقد دیدگاه دینی است حقوق بشر یعنی حقوقی که به تمامی انسان ها تعلق می گیرد از هر نژاد هر دین هر رنگ هر زبان هر جنس و هر عقیده. شامل حال هر موجود دوپایی که انسان بنامندش می شود
    مشخصه مهم حقوق بشر جهانی بودن و فراگیر بودن و بدون استثنا بودن آن است
    تمامی انسان ها به طور مساوی از این حقوق برخوردارند
    در مکتب اسلام انسان ها حقوق خود را از طریق خداوند دریافت می کنند اگر چه ظاهر امر چندان نگران کننده به نظر نمی آید لیکن این دیدگاه در همان گام نخست بین دین باوران و افراد دگر اندیش تبعیض قایل می شود
    مدرنیته می گوید حق انسان متعلق به خود اوست و کسی نمی تواند این حق را از وی سلب کند
    در اسلام غیر مومنان به شهروندان درجه دوم تبدیل می شوند چنین امری در مدرنیته مردود است
    اشکال کار تنها به اینجا ختم نمی شود دین باوران بین هم کیشان خود نیز دسته بندی می کنند چرا که اسلام به هزار و یک شاخه تفسیر و تاویل می شود و همین امر نیز بر معضل می افزاید تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
    گفتن شهادتین و ایمان به اصول دین برای هم طراز شدن با دیگر هم کیشان کافی نیست باید شیعه اثنی عشری باشی اثنی عشری هم کافی نیست باید معتقد به ولایت فقیه باشی این هم کافی نیست باید به ولی فقیه حاکم معتقد باشی این هم کافی نیست باید در زمره شمشیران ولی فقیه باشی!

    اگر مسلمانی کافری را به قتل برساند یک جور مجازات می شود اگر کافری مسلمانی را به قتل برساند جور دیگر
    اگر مسلمانی مسلمان دیگری را به قتل برساند و در دادگاه ادعا کند که مقتول مرتد بوده مجازاتش طور دیگری است
    اگر مردی زنی را به قتل برساند مجازاتش فرق می کند تا این که زنی مردی را
    اگر مسلمانی شهادت دهد فرق می کند تا غیر مسلمانی
    اگر زنی شهادت دهد فرق می کند تا که مردی
    شلاق زدن دست و پا بریدن چشم کور کردن گوش و بینی بریدن سنگسار کردن همه و همه مغایر اصول اولیه حقوق بشر است
    زن و مرد در برابر قانون اسلامی برابرنیستند ارثیه زن نصف مرد است
    این در حالی است که در مدرنیته انسان ها در برابر قانون (منظور قانون غیر دینی است) برابرند
    در هیچ جای قرآن سخنی از آزادی بیان و آزادی عقیده به میان نیامده است جایی که خداوند دگر اندیشان را لعنت می کند چه جای برابری حقوق است جایی که اهل ذمه باید مالیات خود را با تحقیر بپردازند چه جای حقوق بشر است
    با اهل ذمه که چنین کنند با بهایی و بی دین چه ها کنند
    اسلام اجازه تبلیغ افکار غیر اسلامی را نمی دهد در حالی که آزادی عقیده و آزادی بیان از ارکان حقوق بشر است
    و قص علی هذا
    نکته مهم دیگر آن که حقوق بشر تابع رای اکثریت نیست به طور مثال اگر در کشوری 99 درصد مسلمان باشند و 1 درصد غیر مسلمان این یک درصد باید از حقوق مساوی با آن 99 درصد برخوردار باشد
    از آنجا که می دانم بسیاری ازهم وطنانم در حکومت اسلامی و قوانین آن اشکالی نمی بینند و تبعیضات وارده در اسلام را خواست خدا و بر حق می شمرند باید عرض کنم تا زمانی که جامعه ای بر پایه تبعیضات دینی بنا شده باشد و دین بخواهد خود را به دیگران تحمیل کند این جامعه شاهد پیشرفت نخواهد بود
    پای بندی به حقوق بشر یکی از لوازم اولیه پیشرفت جوامع انسانی است
    این تبعیضات موجب استقرار حکومت های استبدادی با تمامی تبعات آن می شود
    این تبعیضات موجب می شود استعداد های کشور به هدر رود چرا که افراد را نه از روی تخصص در کاری که در آن ماهرند بلکه بر پایه تعلق دینی و درجه ایمان می سنجند به طور مثال بسیاری از دانشجویان با استعداد به دلیل دگر اندیشی از تحصیل محروم می شوند و استعداد هایشان از میان می رود همین امر در دیگر امور تخصصی نمود می کند به جای آن که افراد فرهیخته و دانشمند به کار گمارده شوند افراد متدین مدیریت ها را به دست می گیرند و در اثر نادانی
    و عدم آگاهی موجب ضرر و زیان عمومی می شوند

    جمله معترضه ای اضافه کنم
    فرق نمی کند علی خامنه ای رهبر باشد یا محمد خاتمی آنچه اشاره کردم ربطی به رفتن این و آمدن آن ندارد بلکه همه از فقه پویای شیعه سرچشمه می گیرد اگر در برخی موارد فرعی بتوان تغییرات جزیی به وجود آورد در امور اصلی به هیچ وجه جای اصلاحات نیست مگر این که امور اساسی حقوقی را از فقه بزداییم که این چیزی به غیر از جدایی دین از حکومت نخواهد بود. تا قانون اساسی ما بر پایه ولایت فقیه و مطابقت با دین اسلام و دستورات قرآن بنا شده است جایی برای اصلاحات نیست

    در پایان توصیه می کنم منشور حقوق بشر سازمان ملل را مطالعه کنید مندرجات آن شاهکار انسانیت و از بزرگترین دستاوردهای تمدن بشری است

    حال خود تصور فرمایید نمایندگان کشور های اسلامی را که به سازمان ملل عریضه می فرستند و خواستار به رسمیت شناخته شدن حقوق بشر اسلامی با تمامی تبعیضاتش هستند!!!!

     
  12. نوری زاد
    چشم به راهیم

     
  13. سلام آقای نوری زاد
    خواهش میکنم در اسرع وقت در مورد وضعیتتون به ما اطلاع بدید چون واقعا نگرانتون هستیم.

     
  14. از نتیجه دیدارت با سربازان گمراه نائب ///// ما را آگاه کن

     
  15. راهت ادامه دارد، تو بی پایانی
    مرام کاوه در خون ما نهفته………..

     
  16. عزيزم شما ميرويد و باز ميگرديد و باز مينويسيد
    آقاي خامنه اي به اين نوشتن شما نياز دارد و الا تا حالا مثل آب خوردن شما را از سر راه بر ميداشت اگه جرات داشت

     
  17. ببينيم دولت روحانى با شما چه برخوردى خواهد داشت؟برخورد يك سرهنگ يا يك حقوقدان ؟شما گمنام نيستيد.شما يك نماد شده ايد .وزارت آقاى روحانى اگر با شما سرهنگانه برخورد كند پس واى به حال واى به حال افراد گمنام!در اين صورت فاتحه منشور حقوق شهروندى اش را خوانده است .پايدار و استوار باشيد .ا

     
  18. جناب نوری زاد

    پر واضح است که اگر جنابتان از سوی مامورین خدوم وزارت اطلاعات احساس ناامنی و برخورد یا آنچه بر قلم راندید داشتید عمرا”اگر جرعت چنین رفتاری را به خود می دادید ، ضمن اینکه این برخورد شما بیان کننده این واقعیت است که در مدت بازداشت انچنان که نقل است به جنابتان بد نگذشته است والا نشنیده ایم که کسی برای رفع ممنوعیت خروجش از کشور موی دماغ دستگاه امنیتی کشور شود آن هم دستگاهی چنین مخوف !!!

     
  19. با درودي ديگر به استاد فرزانه = شايد شايد . از نوشته من اينطور برداشت شود كه من از جيره خواران و چاپلوسان دستگاه هستم .من بشما و هرفرد ديگري اين حق را ميدهم كه هر طورمايل است در باره ام قضاوت كند اما مطمئن هستم در تمامي نهاد هاي دولتي انسانهاي بسيار شريف و ازاده مشغول كارند و از خداوند يكتا تقاضا ميكنم امروز هم كه به وزارتخانه اطلاعات مراجعه فرماييدهيچگونه مشگلي برايتان پيش نيايد جنابعالي يك انسان متفكر و نويسنده و هنرمند هستيد انشائ اله باز هم از نبوغ و تجربه شما در جهت ارتقاي فرهنگ و هنر بهره مند ميشويم …در اين ايام سخت دلهاي غمزده و روان مجروحمان نيازمند به مرحم مهر و دوستي ميباشد. با همه انچه كه گذشته و ميگذرد چنانچه نيش قلم را محدود و با نوش گذشت و ايثار كمي هواي مسموم را از پنجره اطاق فكر مان به بيرون بفرستيم كمي راحت تر تنفس ميكنيم .همانطور كه صدالبته واقفيد در تمامي كشور هاي جهان حتما نهاد هاي اطلاعاتي وجود داشته ودارند كه شبانه روز براي مراقبت مردم و جلوگيري از توطئه و دسيسه دشمنان ملك و ملت تلاش ميكنند نميشود خطاي تعدادي اندك را متوجه تمامي يك تشكيلات دانست .اين نظر تاييدي بر موجه بودن اتفاقات روي داده نيست . بنده بيمقدار كمتر از انم كه راهكاري بلد باشم اما از متفكران و دلسوزان ميهن تقاضا ميكنم براي جلوگيري از اتفاقات ناگوار رهنمود ارايه فرمايند صرف انتقاد كردن هيچ دري را نميگشايدبه سهم خويش از تمامي زحمتكشان وكوشندگان راه صلح و حقوق انسانها سپاس گزارم . جاويد ايران سرفراز.پاينده و برقرار باشيد….

     
  20. دست علی به همراهت
    نمیتونی برنگردی
    چون یدونه ای

     
  21. محمد مهدوی فر

    مرحوم نوری زاد ، راهت ادامه دارد .

     
  22. با درود

    امیدوارم همان گونه که کاوه آهنگر توانست ضحاک را از ایران زمین براند. ما ایرانیان حاضر نیز بتوانیم این اشغالگران اوباش و خائن را از ایران بیرون کنیم.

     
  23. اگر این حکومت مردمی است و مردم این حکومت را به رسمیت شناخته اند و نمایندگان واقعی مردم هستند پس چرا این همه برای مردم مزاحمت ایجاد می کنند ؟ چرا پارازیت می اندازند تا مردم ماهواره نبینند ؟ چرا اینترنت را فیلتر می کنند ؟ چرا از خدمات موبایل می ترسند؟ و بسیار چراهای دیگر . مگر اینان را مردم به حکومت نرسانده اند پس چرا این همه ترس دارند؟ مگر ریگی به کفش دارند؟ یا اینکه مردم قبلا می فهمیدند و اینان را به حکومت رسانده اند و الان دیگر نمی فهمند؟ یا شاید سوار شدن و سواری گرفتن از مردم خیلی برایشان دلچسب است؟ نمی دانم شاید منتظرند که خود مردم از حکومت پرتابشون کنند پایین؟ شما چی می گید؟

     
  24. کاش ما جسارت تو را داشتیم . به ما هم میگن مرد.!

     
  25. فَاللَّهُ خَيْرٌ حَافِظًا ۖ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ

     
  26. جناب نوری زاد

    شما چون اسفندیار رویین تن شده اید. می دانید که اسفندیار تنها چشمانش آسیب پذیر بود (هنگامی که مادرش او را در آن چشمه سحر آمیز شستشو می داد، اسفندیار چشمانش را بسته بود و از این رو آب به چشمان او نرسیده بود). رستم در نبرد با اسفندیار از این نقطه ضعف استفاده کرد، چشمان او را هدف گرفت و او را از پای درآورد.

    به گمان من نقطه ضعف شما هم چشم خرد شما است که حاکمان جمهوری اسلامی با تهمت و افترا و ترور شخصیت آن را نشانه رفته اند. نگذارید چشمان خردتان را با این بازیهای پلید کور کنند. شما رویین تنید دوست من.

    به امید پیروزی
    بردیا استقامت

     
  27. جناب نوریزاد , خواهشمندم بیش از این با “برادر” خواندن این افراد به خودت توهین نکن . بهتر است از این ببعد آنها را با نام واقعی شان “گشتابو اسلامی” خطاب کنید.

     
  28. سید ابوالفضل

    آقای نوربزاد عزیز
    سلام بر شما
    شما برو بسلامت . ما از وزیر اطلاعات آقای روحانی انتظاری جز این نداریم که با شما ملاقات کند و به حرف های شما گوش فرا داهد و دستور دهد که اموالت را باز پس دهند و خواسته های قانونیت را برآورده نمایند . با این حال اگر که چنین توقعی بی جا بوده باشد و شما را با خود ببرند به هر کجا که تدارک دیده اند ، مفهومش این است که “خوفیه” هم چنان “خوفیه” است . بی کم و کاست . و وزیر آقای روحانی یعنی … . و یعنی در هم چنان بر روی همان پاشنه می چرخد . و یعنی این که “خوفیه” هم چنان به دست برادران “خوفناک” اداره می شود .
    و نیز مطمئن باش که راه مردم به سوی آینده ای بهتر تداوم خواهد داشت . چراغ هدایتی که به سوی فردا افروخته شده ، به خاموشی نخواهد گرائید . حتی کم فروغ تر نیز نخواهد شد . امید است که سردارانی با شهامت این مشعل فروزان را برافراشته و و فروزان در دست پرتوان خویش حمل نمایند . ما همه با هم به سوی آینده ی روشن سرزمین مان به پیش خواهیم رفت . این قولی است که به تو می دهیم .
    ارادتمند
    سید ابوالفضل

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

94 queries in 2201 seconds.