سر تیتر خبرها
خروش بی خردان

خروش بی خردان

توافق اخیرِژنو برسرقضایای هسته ای ایران، پایانِ مقدمه ای است که هم ما وهم نسل های نگون بخت ما را حالا حالاها درگیرِتبعاتِ ناشی گری های حاکمیتی می کند که التماسهای بین المللی اش را برمیزمذاکره می نهد واخم ها وعربده های اسلامی اش را درداخل به رخ می کشد.

شاید ما را دراین ورطه ی بیچارگی، چاره ای نبوده الا این که به ژرفنای سرنگونی فروشویم تا مگردرآینده ای که موعد آن را خدای می داند وبس، سرازدخمه ی بی خردی بدرآوریم وبدنیا بفهمانیم که ای جهانیان، ما ایرانیان را یک زمان هایی فهمی بوده واندیشه ای بوده ونجابتی وروحی وروانی ورشحاتی ازبزرگمنشی نیز. واین که ای جهانیان، باورکنید ما ایرانیانِ اکنون، گرفتارناجوران وناجوانمردان ونابخردانی شده ایم که سنگها را بسته اند وسگها را وانهاده اند.

و شاید ما را چاره ای نبوده و نیست جزاین که برجاده ی مه آلودِ – بقول فردسیِ حکیم – بُن ناپدید، پای گذاریم. روح دکترعلی شریعتی شاد که برخیزد و ببیند اگرتا دیروز- بقول او – امضای هیچ عالم روحانی پای هیچ سند استعماری نبوده، اکنون هیچ سند اسعتماری ای نیست که امضای عالمان روحانیِ ما پای آن نبوده نباشد.

با اینهمه – صادقانه می گویم – هم ازآقای روحانی وهم ازتیم مذاکره کننده اش سپاس مندیم که بجای ما خجالت کشیدند و بجای ما سربزیرانداختند وبجای ما التماس کردند وبجای ما تحقیرشدند وبجای ما فراوان بخشودند تا درهای بسته را مختصری وا کنند. من شخصاً می توانم شرایط نابسامانی را که تیم مذاکره کننده پشت سرگذارده تجسم کنم. شرایطی که درآن، شما مجبوری به هرچه حریف تحکم کرد تن دربدهید و همزمان به التماس چشم بدو بدوزید که: پس ما چی؟

من این روزها سخت گرفتاراین مقوله ام که هزاریک ازاین آسیب های نابخردانه اگردرهرکجای گیتی رخ می داد، هزارباره بساط ناجوران وناجوانمردان وآسیب گستران برچیده شده بود. دریک ضرب وجمع بدیهی، کشورما درقبال شلتاق های هسته ایِ حاکمان، وپایین کشیده شدنِ بساط هسته ای، تا کنون بیش ازدوهزارمیلیارد دلارخسارت دیده است. اکنون اما ما باید کاسه ای بدست گیریم و برای چهارهزارتایش سرکج کنیم.

به این نیزمی اندیشم که حاکمان ما، ازهمان ابتدای داستان هسته ای، برزانوی روس وآمریکا نشسته بوده اند وخود خبرنداشته اند. مگرمی شود شما شانزده سال با محوریت روسها، به کاری محرمانه ومخفی – آنهم درفرایند حساس هسته ای – فروشوید وآمریکاییها ازآن بی خبرمانده باشند؟ بگویم وبگذرم: روسها وآمریکاییها کودکان کهنسالِ ما را برزانو نشاندند و مفصل که پولهای توی جیب اینها را خالی کردند، خودشان فعالیت های هسته ایِ مخفیِ ما دربوق کردند تا بشیوه ای دیگربه دوشیدنِ ما درصف بایستند.

من مبهوتِ این قراضه ی فهمِ قلیل خود هستم که اگرهمین جمهوریِ اسلامیِ دست سازِما یک تشکیلات ویک مجلس خبرگانِ درست می داشت، اکنون که هزارآسیب ازناحیه ی بیت مکرم رهبری برآمده است، نباید آیا دست بکارمی شد و راه را برضررهای بنیادینی که درکمین مایند، سد می کرد وراهی دیگر می گشود؟ گرچه من به تودرتوییِ این پرسش وارونه واقفم، اما دیدم اگردم برنیاورم، بقول اصفهانی ها می پُکم. آن واعظ بی مایه وکج سخن بر منبر خطابه چه گفت؟: جانم خروس!

محمد نوری زاد
بیست وسوم دیماه سال نود و دو – تهرانShare This Post

 

درباره محمد نوری زاد

34 نظر

  1. با درود به جناب آقای نوریزاد عزیز،
    ایشان بطور تلویحی می‌‌گوید یا همین منطق ما را می‌‌پذیری یا میریم و دیگه پشت سر سایتت را هم نگاه نمی‌‌کنیم. شریعتی‌ وقتی‌ می‌‌گوید هیچ آخوندی پای هیچ قرار داد استعماری را امضا نکرده، خودش هم خوب می‌‌دانسته از آغاز پدیدهٔ استعمار ( و بیشتر با پیدایش نفت) هیچ حکومتی آخوندی حاکم نبوده است. و از این حرف ای بسا صرفاً برای روی موج نگاه داشتن حواریون پر شور و احساساتی خویش و پیشبرد هر آنچه خود را مامور و مکلف در انجامش می‌‌دید، استفاده کرده است. بنده می‌‌گویم پای هیچ قرار داد استعماری، امضای هیچ مسگری نیست. که چی‌ مثلا؟ چه حرف گنده‌ای زده ام؟ اگر این نقد که به کرّات گفته شده که انقلاب ایران “غیر ضروریترین انقلابی است ” که اتفاق افتاده است را مبنا قرار دهیم، یکی‌ از آتش بیار‌های اصلی‌ این غیر ضروریترین انقلاب، شخص شخیص علی‌ شریعتی بوده است که با آن استعداد شگرف و آن قدرت بیان زیبا که شاید سخنوری چون او کمتر در حافظهٔ تارخ ما باشد، تا توانست از شور سر شار و پر اقتدار خویش در همان راستا‌هایی‌ استفاده کرد که امروزه استفاده‌هایش را حکومت حاکم می‌‌برد. این که علی‌ شریعتی آن شد که شد، بیشتر از هر چیزی ناشی‌ از بیماری مزمن فقر فکری -فرهنگی‌ و خیل عظیم لشکر بی‌ سوادان تحصیل کردهٔ آن دوره بوده و نه‌‌ آن اینکه ایشان خورشیدی در جامعه‌ای با اکثریتی روشن و فرهیخته. در شهر کور‌ها خیلی‌ خیلی‌ روشن بوده اند. و دایی بنده هم یکی‌ از حواریون آنزمانی ایشان که در هر جمعی از نسل ما صادقانه از بابت آن پیروای‌های کورکورانه دیروز‌های خود عذر خواهی می‌‌کند. د دوست گرامی، هر آنچه ایشان در آن عصر فقر و فلاکت بی‌ خبری و بی‌ سوادی گفته، صدها بار مورد نقد و بررسی و تحلیل واقع شده است، حتی مدرک تحصیلی‌ ایشان.

     
  2. آقای نوری زاد، فکر می کنم ما کامنت نویس ها هر نظری درباره حکومت داشته باشم اما قرار نیست کار حرفها و نظراتت به حرف های شیر تو شیری و خر تو خری بکشه و ما هم قبلو کنیم. این حکومت هر نقطه ضعفی داشته باشه، همه قبول دارند که تا حالا پای هیچ سند استعماری را امضا نکرده بلکه همه ترس غرب این هست که بقیه هم در این منطقه و جاهای دیگه راه این حکومت را در مقابل غرب در پیش بگیرند و دکان قراردادها استعماری غرب با کشورهای زیر دست تخته بشه. این مواردی هم که نوشتی به فرض قبول همه اونها، هیچ ربطی به قراردادهای استعماری مورد نظر معلم شهید دکتر شریعتی نداره. اگر برای حرف هات دنبال گوش دراز می گردی، بریم و دیگه پشت سر سایتت رو هم نگاه نکنیم.

     
  3. سخنم با (یکی از مردم ) شما است که حاضری جانت را برای وطنت بدهی
    پیغمبر فرمود حب الوطن من الایمان (دوستداشتن وطن از ایمان است ) بزبان خودمان هرکه وطنش را دوست داشته باشه ایمان هم داره .
    میشه لطفا جواب دهید آقای خمینی بعد از چندین سال که از وطنش دور بودند بعد از برگشت به وطن چه احساسی داشتند؟
    آقای خامنه ای که ادعای وطن دوستی میکند چرا نماد کشورهای عربی را دور گردن دارد؟
    و آن احمدی نژاد که نظر خامنه ای به او نزدیکتر بود چرا پرچم ایران تغییر داده رنگ سبز را به سیاه و در زیر آن نشسته بود؟
    این پرسشها از شما است که هم روشنفکری هم وطن دوست

     
  4. با درود به نوریزاد عزیز،
    همهٔ نشونی‌ها را که میدی و به ویژه این ادبیاتی که به کار می‌‌بری و با یک قطار پر از قضاوت نسبت به همهٔ کسانی که نمی‌‌شناسی، به فرض هم که “دانشجو” باشی‌. مگه هر که اسمش دانشجو شد یک خروار “مسما های” آنچنانی را هم می‌‌تواند داشته باشد. نوشته‌های شما آنقدر اندازه‌های شما را نشان می‌‌دهد که خواننده را آنقدر‌ها به ادعاهای شما بی‌ اعتنا کند. اگر نقاب از چهره بر داری و بی‌ ربطی‌ خود را به هیچ یک از مردم، چه برسد به این ادعای کاذب نمونه‌ای از مردم یا “یکی‌ از مردم”، آنطور که نوشته‌هایت می‌‌گوید ، نشان بدهی‌، مطمئن باش قدری برای خود به دست می‌‌آوری و دست از این نوشه‌های مغشوش و مشوش و خرد گریز، بر می‌‌داری .

     
  5. جناب کوس درود بر شما! شریعتی و امثال او با همین ////// مغلته ها ما را به این روز نشاند!

     
  6. درود بر نوريزاد و همه دوستان :سند استعمارى و غير استعمارى را مقامات حكومتى امضا مى كنند نه اصناف و طبقات مردم .تا قبل از سال ٥٧ اصلا حكومت دست آخوند نبوده تا لازم آيد كه آن را امضا بكند يا نكند .با اين مغلطه همين الان مىشود گفت:هيچ بقالى تا كنون پاى هيچ سند استعمارى را امضاء نكرده،و همين طور هيچ خياطى و هيچ لبو فروشى و هيچ نانوايي و هيچ خانم خانه دارى و الخ.براى شنا كردن بايد وارد آب شد.

     
  7. با درود به آقای نوریزاد عزیز،

    چه ادبیات “ناجور ” ی. چه راحت کفرشون از سر یک چیز‌هایی‌ که مثل یک چیز‌هایی‌ نیست که ایشان بدان‌ها خو کرده اند، در میاد؟ محیط این سایت چقدر به مذاق ایشان “ناجور ” کرداهی. کجا می‌‌خواستی‌ بری؟ همه جا که از ساندیس و معره گیری خبری نیست.

     
  8. (اکنون هیچ سند استعماری نیست که پای آن را روحانیان امضا نکرده باشند )، میشه یکی از این سندها را ارائه بدهید ممنون میشم .

    ————–
    سلام دوست گرامی
    بعنوان نمونه یک چندتایی ازآنها را برمی شمرم:
    اشغال سفارت آمریکا
    اعدامهای خلخالی
    مصادره ها
    زندانی کردنها
    فرصتی برای مخالفان ومعترضان قائل نشدن
    به قانون پاسخگو نبودن
    تداوم بی دلیل جنگ هشت ساله
    ورود به جریان احمقانه ی هسته ای برای ساخت بمب هسته ای
    رد صلاحیت های مکرر صاحبان خرد و تخصص
    بلوکه کردن کشور برای جمعی خاص
    برکشیدن روحانیان بی خرد
    تقلیل حق ایران در دریای خزر
    وخیلی چیزها که ازفرط فزونی به کل نظام اسلام و کل روزها وسالهای پس ازانقلاب شامل می شود.
    با احترام

     
  9. ﻋﺮﻓﺎﻧﻴﻴﺎﻥ

    ﻳﻜﻲ اﺯ ﻣﺮﺩﻡ
    ﻣﻦ اﺳﻢ ﺗﻮ ﺭا ﮔﺬاﺷﺘﻢ ﭘﺴﺮ ﺷﺠﺎﻉ
    اﺯ ﭘﺨﻤﻪ ﺑﻲ ﻏﻴﺮﺕ ﺑﻪ ﭘﺴﺮ ﺷﺠﺎﻉ
    ﺗﻮ ﺭا ﺑﻪ ﺟﺎﻥ اﻭﻥ ﻣﺎﺩﺭﺕ ‘ ﺗﻮ ﺭا ﺑﻪ ﺭﻭﺡ اﻭﻥ ﺭﻓﺘﮕﺎﻧﺖ ﺑﺲ ﻛﻦ ‘ ﻣﻦ ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻢ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻟﺘﻪ ‘ ﺁﺧﻪ اﻳﻦ ﭼﻪ ﺩاﺳﺘﺎﻧﻲ ‘ ﺁﺧﻪ ﺗﺎ ﻛﻲ اﻣﺜﺎﻝ ﺗﻮ ﻣﻴﺨﻮاﻫﻨﺪ ﺑﺮا ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ ﺑﺪﻭﺯﻥ و ﺑﺒﺎﻓﻦ ‘ ﺁﺧﻪ ﺗﺎ ﻛﻲ ﻣﻴﺨﻮاﻫﻴﺪ ﺷﻤﺎ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﻫﻮﻳﺘﺘﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺩﺷﻤﻦ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﻨﻴﺪ ‘ ﻣﮕﺮ ﻧﻤﻴﺸﻪ ﻣﺎ ﻫﻢ ﻭﻃﻦ ﭘﺮﺳﺖ ﺑﺎﺷﻴﻢ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺑﺎﺷﻴﻢ ‘ ﻭﻟﻲ اﻋﺘﻘﺎﺩﻱ ﺑﻪ ﺷﻴﻮﻩي ﻣﺒﺎﺯﻩ ﺗﻮ و اﻣﺜﺎﻝ ﺗﻮ ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﻢ ‘ ﻧﻤﻴﺸﻪ ﻣﺎ اﻋﺘﻘﺎﺩ ﺩاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﻢ اﻳﻦ ﺁﻗﺎﻳﺎﻥ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺯﻭﺭ ﺩﺭ اﻳﺮاﻥ ﺣﺎﻛﻤﻨﺪ ﺑﻲاﺭﺿﻪ ‘ ﺧﻮﺩﺑﺰﺭﮔﺒﻴﻦ ‘ ﺑﻴﺘﺠﺮﺑﻪ ‘ ﭘﺮﻣﺪﻋﺎ و ﺑﻴﻠﻴﺎﻗﺖ ﺗﺸﺮﻳﻒ ﺩاﺭﻥ
    ﺁﺧﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺩﺭ ﻛﺸﻮﺭ ﻣﺎ ﭼﻪ اﺗﻔﺎﻗﻲ ﺑﻴﻮﻓﺘﻪ ‘ ﻛﻪ ﻣﺎ اﺟﺎﺯﻩ ﺩاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﻢ ﺣﺎﻛﻤﺎﻣﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﻲﻟﻴﺎﻗﺖ ﺑﺪﻭﻧﻴﻢ
    ﺁﺧﻪ ﺑﺮاﺩﺭ ﻣﻦ ﻣﮕﺮ ﺗﻮ ﻓﻜﺮ ﻛﺮﺩﻱ ﺑﻪ ﺻﺮﻑ اﻳﻨﻜﻪ ﻣﻨﻆﻮﺭ ﺧﻮﺑﻲ ﺩاﺭﻱ ﻧﻴﻴﺖ ﭘﺎﻛﻲ ﺩاﺭﻱ ﻣﻴﺨﻮاﻫﻲ ﺳﺮﺑﻠﻨﺪﻱ ﻛﺸﻮﺭﺗﻮ ﺑﺒﻴﻨﻲ اﺟﺎﺯﻩ ﺩاﺭﻱ ﻫﺮ ﻛﺎﺭﻱ ﻫﺮ اﺷﺘﺒﺎﻫﻲ ﻫﺮ ﺳﺘﻤﻲ ﺑﻜﻨﻲ ‘ ﺁﺧﻪ اﺯ ﻛﺠﺎ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﻣﻘﺎﺑﻞ اﺟﺎﺯﻩ ﻣﻴﺪﻱ ﺑﻪ ﻟﻴﺎﻗﺖ ﺗﻮ ﺷﻚ ﻛﻨﻪ ‘ ﺣﺎﻻ اﮔﺮ ﺭﻭﺵ ﺗﻮ ﻣﻠﺖ اﻳﺮاﻥ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻙ ﺳﻴﺎﻩ ﻧﺸﻮﻧﺪ ‘ ﻣﺜﻞ ﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﻋﺮاﻕ ﻛﻪ ﻣﺎ ﺯﻳﺮ ﺳﻴﺰﺩﻩ ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﻋﺮاﻗﻲ ﻛﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮﺷﻮﻥ ﻫﻢ ﺷﻴﻌﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﭼﻨﺪﻗﻠﻮ ﺯاﻳﺪﻳﻢ ‘ اﮔﺮ اﻳﺮاﻥ ﺭﻭ ﺑﻤﺒﺎﺭاﻥ ﺑﻜﻨﻨﺪ و ﺩﻻﺭ ﺑﺸﻪ ﺩﻩﻫﺰاﺭﺗﻮﻣﺎﻥ ﻧﻮﻥ ﺑﺮﺑﺮﻱ ﭘﻨﺞ ﻫﺰاﺭ ﺗﻮﻣﻦ ‘ ﺑﻴﻦ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﻫﻢ ﺟﻨﮓ ﺑﺸﻪ اﺯ ﻛﺮﺩ و ﺁﺫﺭﺑﺎﻳﺠﺎﻧﻲ ﻋﺮﺏ و ﺑﻠﻮﭺ ﺑﺎ ﺩﺧﺎﻟﺖ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ‘ ﻛﻪ ﻣﺎﺷﺎﻟﻠﻪ ﻛﻢ ﻫﻢ ﻧﺪاﺭﻳﻢ ﻣﺴﻠﺢ ﺑﺸﻦ و اﻳﺮاﻥ ﻫﻢ ﺗﻜﻪ ﺗﻜﻪ ﺑﺸﻪ ‘ ﻣﺎ ﺁﺧﺮ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻴﺎﻳﻢ ﻳﻘﻪ ﺗﻮ ﺭﻭ ﺑﮕﻴﺮﻳﻢ ‘ ﻛﻪ ﺁﺧﺮﺵ ﺑﮕﻲ ﻏﻠﻄ ﻛﺮﺩﻡ
    ﺁﺧﻪ ﺗﺎ ﻛﻲ ﻗﺮاﺭﻩ ﻳﻪ ﻋﺪﻩ اﻳﻨﻘﺪﺭ ﺳﻂﺤﻲ ﺑﺎﺷﻦ. ﻣﮕﺮ ﻣﺎ ﺑﺪﻣﻮﻥ ﻣﻴﺎﺩ اﻳﺮاﻥ اﺗﻤﻲ ﺑﺸﻪ ﺑﻤﺐ اﺗﻢ ﻫﻢ ﺩاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ ﺗﺎ ﻛﺴﻲ ﺟﺮاﺕ ﻧﻜﻨﻪ ﺑﻪ ﻛﺸﻮﺭ ﻣﺎ ﭼﭗ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﻨﻪ ‘ ﺁﺧﻪ ﭼﺮا ﺻﻮﺭﺕ ﻣﺴﺎﻟﻪ ﺭﻭ ﻋﻮﺽ ﻣﻴﻜﻨﻲ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﻭﻃﻦ ﭘﺮﺳﺖ ﺑﻘﻴﻪ ﺭﻭ ﻭﻃﻦ ﻓﺮﻭﺵ ﺑﻌﺪﺵ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﻤﺮﻩ ﻣﻴﺪﻱ ‘ ﻳﻌﻨﻲ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺩاﺭﻱ ﻣﻴﮕﻲ ﺷﻤﺎ اﺟﺎﺯﻩ ﻧﺪاﺭﻱ ﻓﻜﺮ ﻛﻨﻲ ﻛﻪ ﺩﺷﻤﻦ اﺯ ﻣﺎ ﻗﻮﻱﺗﺮﻩ و ﻣﻤﻜﻨﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻙ ﺳﻴﺎﻩ ﺑﻨﺸﻮﻧﻪ .
    ﺩﻳﮕﻪ ﺩﻭﺭاﻥ ﺯاﭘﺎﺗﺎ ﺑﺎﺯﻱ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪﻩ ‘ ﺯاﭘﺎﺗﺎ ﻣﻴﮕﻔﺖ ﻣﺎ ﻣﺮﮒ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺭﻭﻱ ﺯاﻧﻮاﻥ ﺗﺮﺟﻴﺢ ﻣﻴﺪﻫﻴﻢ ‘ ﺣﺮﻑ ﺩﺭﺳﺘﻲ ﻫﻢ ﺯﺩﻩ ‘ اﻳﻦ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺗﺎ ﻳﻪ ﺟﺎﻳﻲ اﺭﺯﺵ ﻣﻮﻧﺪﻥ ﺩاﺭﻩ ‘ ﻫﺮ ﺁﺩﻣﻲ ﻳﻪ ﻣﺮﺯﻱ ﺩاﺭﻩ
    ﺷﻤﺎ اﮔﺮ ﺑﻪ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺗﻮ ﺧﻴﺎﺑﻮﻥ ﺑﺎ ﺯﻥ و ﻓﺮﺯﻧﺪﺵ ﺩاﺭﻩ ﻣﻴﺮﻩ ﺗﻌﺮﺿﻲ ﺑﻜﻨﻲ ‘ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻗﻮﻝ ﻣﻴﺪﻡ ﺟﻠﻮت ﻭا ﻣﻴﺴﻪ ‘ﺣﺘﻲ اﮔﺮ ﺑﻪ ﻗﻴﻤﺖ ﺟﻮﻧﺶ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﻪ
    ﺣﺘﻲ اﮔﺮ ﻣﺎ ﻗﺒﻮﻝ ﻛﻨﻴﻢ ﻛﻪ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﺩاﺭﻩ ﺯﻭﺭ ﻣﻴﮕﻪ ‘ اﻳﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ ﻫﺴﺘﻦ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﺑﮕﻴﺮﻧﺪ ﻛﻪ ﺁﻳﺎ ﻣﻲﺧﻮاﻫﻨﺪ اﻳﻦ ﺭﻳﺴﻚ ﺭا ﺑﻜﻨﻨﺪ ﻳﺎ ﻧﻪ ‘ ﺣﺘﻲ ﺧﻮﺩ اﻳﻦ ﻣﺴﺎﻟﻪ ﻫﻢ ﻧﺴﺒﻲ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎﻝ اﮔﺮ ﻣﺎ ﺯﻭﺭﻣﻮﻥ ﻣﻴﺮﺳﻴﺪ ﻛﻪ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﻫﺰاﺭ ﺑﺎﺭ ﺑﻪ اﺳﺮاﻳﻴﻞ و ﻳﺎ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﺣﻤﻠﻪ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻳﻢ ‘ ﻫﻤﻴﻨﻜﻪ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺣﻤﻠﻪ ﻧﻜﺮﺩﻳﻢ ﻳﻌﻨﻲ ﭼﻲ ‘ ”””” ﺣﺎﻻ اﮔﺮ ﻳﻪ اﺳﮕﻠﻲ ﻓﺮﺩا ﺑﻴﺎﺩ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﮕﻪ ﺑﻴﻦ ﻛﻔﺮ و اﻳﻤﺎﻥ ﺁﺷﺘﻲ ﺑﻴﻤﻌﻨﻲ و ﻣﺎ ﻓﺮﺩا ﺻﺒﺢ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﺣﻤﻠﻪ ﻛﻨﻴﻢ ﺗﻮ ﭼﻪ ﺟﻮاﺑﻲ ﺑﻬﺶ ﻣﻴﺪﻱ ‘ ﻣﮕﺮ ﻏﻴﺮ اﺯ اﻳﻨﻪ ﻛﻪ ﺧﻮاﻫﻲ ﮔﻔﺖ اﻵﻥ ﻭﻗﺘﺶ ﻧﻴﺴﺖ ﻳﺎ ﻣﻴﮕﻲ ﺭﻫﺒﺮ ﺑﮕﻪ ﭼﺸﻢ
    ﺑﺮﻭ اﺯ ﺑﺎﺑﺎﺕ ﺳﻮاﻝ ﻛﻦ ﺑﻬﺖ ﻣﻴﮕﻪ ‘ ﻳﻪ ﻫﻤﭽﻴﻦ اﺳﮕﻼﻳﻲ ﻣﺎ ﺗﻮ ﻫﻤﻮﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﻛﻪ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﻫﻮاﭘﻴﻤﺎﻱ اﻳﺮاﻥ ﺭﻭ ﺯﺩ ﺩاﺷﺘﻴﻢ
    ﺁﺭﻩ ﻫﻤﻮﻃﻦ اﻭﻥ ﺭﻭﺯ ﻛﻪ ﺟﺪﻱ ﺑﺸﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺧﻮاﻫﻲ ﺩﻳﺪ ﻛﻪ ﭼﻘﺪﺭ اﺯ اﻳﻦ ﺷﻌﺎﺭﻫﺎﻱ ﺗﻮ ﺧﺎﻟﻲ ﻓﻘﻄ ﺑﺮا ﺑﺎﺩ ﻛﺮﺩﻥ اﻣﺴﺎﻝ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻩ ‘ ﺑﺮا ﻫﻤﻴﻦ ﻣﻴﮕﻢ ﺑﺴﻪ. ﺁﺧﻪ ﻣﻮﻣﻦ اﻳﻦ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﻛﻪ ﻧﺘﻮاﻧﺴﺘﻪ ﺗﻮ اﻳﻦ ﺳﻲ و ﭘﻨﺞ ﺳﺎﻝ ﻳﻪ ﻧﻴﻤﭽﻪ ﻋﺪاﻟﺘﻲ ﺑﺮﻗﺮاﺭ ﻛﻨﻪ ‘ ﺁﺧﻮﻧﺪﻱ ﻛﻪ ﻗﺮاﺭ ﺑﻮﺩ ﻛﻨﺎﺭ ﺑﺸﻴﻨﻪ ﻧﻆﺎﺭﺕ ﻛﻨﻪ ‘ اﻭﻟﺶ ﻛﻦ ﺑﻪ ﺧﺪا ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﻴﻜﺸﻢ ﺗﻜﺮاﺭ ﻛﻨﻢ ‘ ﭼﻴﺰﻱ ﺭﻭ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﻪ ﺗﻜﺮاﺭ ﮔﻔﺘﻦ ﻛﻪ …………

     
  10. ﻋﺮﻓﺎﻧﻴﻴﺎﻥ

    ﺩاﺷﺘﻢ ﻣﻘﺎﻟﻪاﻱ ﺩﺭ ﺭاﺑﻂﻪ ﺑﺎ ﺟﻨﮓ ﻣﻴﺨﻮﻧﺪﻡ ‘ ﺑﺎ اﻳﻨﻜﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺷﺎﻧﺰﺩﻩ ﻣﺎﻩ ﺟﺒﻬﻪ ﺑﻮﺩﻡ و ﺧﻴﻠﻲ اﺯ ﻧﺎﺭﺳﺎﻳﻲﻫﺎ ﺭﻭ ﺩﻳﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ‘ ﻭﻟﻲ ﺗﺼﻮﺭ اﻳﻨﻜﻪ ﺩاﻣﻨﻪ ﻓﺠﺎﻳﻌﻲ ﺭا ﻛﻪ اﻳﻦ ﺑﻲﺧﺮﺩاﻥ ﺗﺮﺗﻴﺐ ﺩاﺩﻥ ﺑﻪ اﻳﻦ ﮔﺴﺘﺮﺩﮔﻴﺴﺖ ﺭا ﻧﻤﻴﻜﺮﺩﻡ
    ﻣﻨﻆﻮﺭﻡ ﻋﻤﻠﻴﺎﺕ ﻛﺮﺑﻼﻱ ﭼﻬﺎﺭ و ﭘﻨﺠﻪ ﺗﻤﺎﻡ اﻃﻼﻋﺎﺕ ﻫﻢ اﺯ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺩاﺧﻠﻲ ﺑﻮﺩ ‘ اﻳﻦ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻣﻌﻨﺎﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺩاﺳﺘﺎﻥ ﺭﻭ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﺮﺩﻥ ﻛﻠﻲ ﻣﻼﺣﻀﻪ ﻛﺮﺩﻥ ‘ ﻭاﻱ ﺑﻪ ﺭﻭﺯﻱ ﻛﻪ ﺑﺨﻮاﻥ ﻧﻘﺪ ﻛﻨﻦ ‘ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ اﻭﻥ ﻣﺪﺗﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺧﻮاﻧﺪﻥ اﻭﻥ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻫﻲ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻓﻜﺮ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ ‘ ﺁﺧﻪ ﺧﺪاﻳﺎ ‘ ﻳﻌﻨﻲ اﻳﻨﺎ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﻦ ‘ اﮔﺮ ﻧﻪ ﭘﺲ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﻛﺠﺎ ﺑﻮﺩﻥ ‘ اﺻﻼ اﻳﻦ ﻛﻮﺗﻮﻟﻪﻫﺎ ﺑﺎ اﻭﻥ ﭘﺴﺖ و ﻣﻘﺎﻣﻬﺎ اﻭﻧﺠﺎ ﭼﻜﺎﺭ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ ‘ ﭼﻨﺎﻥ ﺧﺮﺗﻮ ﺧﺮﻱ ﺣﺎﻛﻢ ﺑﻮﺩﻩ ﻛﻪ اﻣﺮﻭﺯ ﺣﺘﻲ ﺩﻭ ﺗﺎﺷﻮﻥ ﻳﻪ ﺣﺮﻑ ﻧﻤﻴﺰﻧﻦ ‘ اﻵﻥ ﻫﻢ اﮔﺮ ﻛﺴﻲ ﺑﺨﻮاﺩ اﻧﺘﻘﺎﺩﻱ ﺑﻜﻨﻪ ﻣﻴﮕﻦ ﺧﻔﻪ ﺷﻮ و ﺣﺮﻣﺖ ﺧﻮﻥ ﺷﻬﺪا ﺭﻭ ﺣﻔﻆ ﻛﻦ
    اﻳﻨﻮ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻣﻴﮕﻦ ﻛﻪ اﻵﻥ ﺩاﺭﻥ ﺑﻪ اﺳﻢ ﻫﻤﻮﻥ ﺷﻬﺪا ﺗﻮ ﺩﻫﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﻴﺰﻧﻦ و ﮔﺮ ﻧﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﻧﻘﺪ اﻭﻥ ﺩﻭﺭاﻥ ﻫﻤﻮﻥ اﺷﺘﺒﺎﻫﺎﺕ ﺗﻜﺮاﺭ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ.
    اﻵﻥ ﺷﻤﺎ اﮔﺮ اﺯ ﻳﻪ ﺁﺧﻮﻧﺪ ‘ ﺁﻳﺖ اﻟﻠﻪ ‘ ﻋﺎﻟﻢ ﺩﻳﻨﻲ ‘ ﺑﭙﺮﺳﻴﺪ. ﺁﻳﺎ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻣﻴﺒﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﺗﺒﻌﻴﺖ اﺯ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪا اﺯ ﻫﻤﺎﻥ اﺩﻭاﺕ ﺟﻨﮕﻴﻲ ﻣﺜﻞ ﺗﻴﺮ و ﻛﻤﺎﻥ اﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻛﻨﻨﺪ.’ ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ ﺑﻪ ﻳﻘﻴﻦ ﻧﻪ
    اﮔﺮ ﺷﻤﺎ اﺯ اﻭ ﺳﻮاﻝ ﻛﻨﻴﺪ ﺁﻳﺎ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﺗﻜﻨﻮﻟﻮﮊﻱ و ﻋﻠﻢ و ﺻﻨﻌﺖ ﺭﻭ ﺑﻴﺎﻭﺭﻧﺪ و اﻳﻦ ﻳﻚ ﻣﺴﻠﻪ ﺣﻴﺎﺗﻴﺴﺖ
    ﺑﻪ ﻳﻘﻴﻦ ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ ﺑﻠﻪ
    اﮔﺮ اﺯ اﻭ ﺑﭙﺮﺳﻴﺪ ﺁﻳﺎ ﺑﺮاﻱ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﻋﻠﻢ و ﺻﻨﻌﺖ ﻧﻴﺎﺯ ﺑﻪ ﺗﻮﺳﻌﻪ اﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﻫﺴﺖ ﻳﺎ ﻧﻪ
    ﺑﻪ ﻳﻘﻴﻦ ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ ﺑﻠﻪ
    اﮔﺮ اﺯ اﻭ ﺑﭙﺮﺳﻴﺪ ﺁﻳﺎ ﺷﻤﺎ اﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺗﻮﻗﻊ ﺩاﺭﻳﺪ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺗﻴﺮ و ﻛﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺟﻨﮓ ﺗﻮﭖ و ﺗﺎﻧﻚ ﺑﺮﻭﻧﺪ
    ﺑﻪ ﻳﻘﻴﻦ ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ ﻧﻪ
    اﮔﺮ اﺯ اﻭ ﺑﭙﺮﺳﻴﺪ ﻛﻪ ﺁﻳﺎ ﻣﻴﺘﻮاﻥ ﺑﺎ ﺗﻜﻴﻪ ﺑﺮ ﻧﻴﺮﻭﻫﺎﻱ ﻏﻴﺒﻲ ﺑﻪ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﺣﻤﻠﻪ ﻛﺮﺩ
    ﺑﻪ ﻳﻘﻴﻦ ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ ﻧﻪ
    ﭘﺲ اﺯ ﺟﺎﻥ اﻳﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﭼﻪ ﻣﻴﺨﻮاﻫﻴﺪ ‘ ﺁﻳﺎ ﺷﻤﺎ ﻛﻪ اﺳﻢ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺭﻭﺣﺎﻧﻲ ﮔﺬاﺷﺘﻪاﻳﺪ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺑﻪ اﻋﻤﺎﻝ ﺧﻮﺩ ﺗﻌﻘﻞ ﻛﻨﻴﺪ ﺁﻳﺎ ﺗﻮﺑﻪ ﻓﻘﻄ ﺑﺮاﻱ ﻏﻴﺮ ﺷﻤﺎﺳﺖ و ﻳﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﺭا ﻗﺎﺑﻞ ﻧﻤﻴﺪاﻧﻴﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻣﺤﻀﺮﺷﺎﻥ ﺗﻮﺑﻪ ﻛﻨﻴﺪ ‘ ﺁﻳﺎ ﺑﻬﺘﺮ ﻧﺒﻮﺩ ﺑﻪ ﺟﺎﻱ اﻳﻨﻜﻪ ﺩﻡ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺑﻪ اﺳﻼﻡ ﮔﺮﻩ ﺑﺰﻧﻴﺪ ﻣﺜﻞ ﻣﺮﺩ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﻴﮕﻔﺘﻴﺪ ‘ اﻱ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺎ ﻫﻢ ﺟﺎﻳﺰاﻟﺨﻂﺎ ﻫﺴﺘﻴﻢ اﺯ ﻣﺎ ﺑﻴﺸﺘﺮ اﺯ اﻳﻦ ﺑﺮ ﻧﻤﻲﺁﻣﺪ ‘ اﮔﺮ اﺯ ﻣﺎ ﺑﻬﺘﺮ ﺳﺮاﻍ ﺩاﺭﻳﺪ ﺑﺴﻢ اﻟﻠﻪ ﺩﺭ ﺿﻤﻦ اﺷﺘﺒﺎﻩ ﻣﺎ ﺭا ﺑﻪ ﭘﺎﻱ ﻣﻜﺘﺒﻤﺎﻥ ﻧﮕﺬاﺭﻳﺪ ﻣﺎ ﻫﻢ اﻧﺴﺎﻧﻴﻢ
    ﻭﻟﻲ ﻧﻪ ‘ ﺷﻤﺎ ﺭاﻩ اﻧﻜﺎﺭ و ﻋﻨﺎﺩ ﺭا ﭘﻴﺸﻪ ﻛﺮﺩﻳﺪ ‘ ﭼﻨﺎﻥ ﻛﺮﺩﻳﺪ ﻛﻪ اﺯ ﻧﻘﻂﻪاﻱ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺭاﻩ ﺑﺎﺯﮔﺸﺘﻲ ﻧﺒﻮﺩ و اﺯ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻣﺼﻠﺤﺖ اﺩاﻣﻪ ﺩاﺩﻳﺪ و ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﻛﻪ اﺯ ﻓﺮﻁ ﺧﺴﺘﮕﻲ ﺑﺮﻳﺪﻩ ﺑﻮﺩﻳﺪ ﻗﺪﺭﺕ ﺭا ﺑﻪ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻭاﮔﺬاﺭ ﻛﺮﺩﻳﺪ ﻛﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﺰﻳﺘﺸﺎﻥ اﻳﻦ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﺭا ﻣﺤﺎﻛﻤﻪ و ﻳﺎ ﺑﺎﺯﺧﻮاﺳﺖ ﻧﻜﻨﻨﺪ
    ﭼﺮا ﻧﺒﺎﻳﺪ ﻣﻦ اﻳﺮاﻧﻲ ﺁﻗﺎﻱ ﺧﺎﻣﻨﻪاﻱ ﺭا ﺑﻪ ﺗﻮﺑﻪ ﺩﻋﻮﺕ ﻛﻨﻢ اﮔﺮ اﻳﻦ ﺁﻗﺎ ﺑﺼﻴﺮﺕ ﺩاﺷﺖ ﻫﺸﺖ ﺳﺎﻝ اﺣﻤﺪﻱﻧﮋاﺩ ﺭﻳﺲﺟﻤﻬﻮﺭ ﻧﻤﻴﺒﻮﺩ ‘ ﺁﺧﺮ ﭼﻂﻮﺭ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﭼﻨﻴﻦ ﺩﻳﻮاﻧﻪي ﺧﻮﺩ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﻴﻨﻲ ﺭا ﻣﺪﻳﺮ و ﻋﺎﻗﻞ ﺧﻮاﻧﺪ و ﺑﺎﺯ ﻫﻢ اﺩﻋﺎﻱ ﺑﺼﻴﺮﺕ ﻛﺮﺩ ‘ ﻣﺎ ﻛﻪ ﺗﺎ ﻫﻤﻴﻦ ﭼﻨﺪ ﻣﺎﻩ ﭘﻴﺶ ﺩﺭ ﺷﺮاﻳﻄ ﺑﺪﺭ و ﺧﻴﺒﺮ ﺑﻮﺩﻳﻢ ‘ اﻧﺴﺎﻥ ﻭاﻗﻌﺎ ﺳﺮﺳﺎﻡ ﻣﻴﮕﻴﺮﺩ
    ﻣﻦ ﻧﻤﻲﻓﻬﻤﻢ ﻣﮕﺮ ﻣﺎ ﻓﺮﺽ ﮔﺮﻓﺘﻪاﻳﻢ ﻛﻪ ﺭﻫﺒﺮ اﺷﺘﺒﺎﻩ ﻧﻤﻴﻜﻨﺪ ‘
    ﺁﺧﺮﻳﻦ ﺳﻨﮕﺮﻫﺎﻱ ﻓﻠﺴﻔﻲ ‘ اﺳﻼﻣﻲ ‘ ﻋﻘﻠﻲ ‘ اﺳﻤﺶ ﺭا ﻫﺮ ﭼﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩاﺭﻳﺪ ﺑﮕﺬاﺭﻳﺪ ‘ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻓﺮﻭﭘﺎﺷﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺩﮔﺮ ﺑﻪ ﻫﻴﭻ ﺣﻴﻠﻪ و ﺗﺮﻓﻨﺪﻱ ﻧﻤﻴﺘﻮاﻧﻴﺪ ﻭﺿﻌﻴﺖ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺭا ﺗﻮﺟﻴﺢ ﻛﻨﻴﺪ ﺣﺘﻲ ﺧﺮﻫﺎﻱ ﻛﻪ ﭘﺎﻻﻥ ﻛﺮﺩﻩاﻳﺪ ﻫﻢ ﺳﻮاﺭﻱ ﻧﺨﻮاﻫﻨﺪ ﺩاﺩ
    ﻟﻌﻨﺖ ﺧﺪا ﺑﺮ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﺑﺎﺩ ﻛﻪ ﺧﺪاﻱ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ

     
  11. جمع کن این بساطتو نوری زاد برو گمشو داری کفرمودرمیاری

     
  12. غنی سازی هسته ای و هزینه میلیاردها دلاری که بابت آن صورت گرفت و البته جیب بسیاری را در داخل و خارج تا چند نسل پر کرد، به دنبال اشتباه محاسباتی آقای خامنه ای و مشاورانش صورت گرفت که تصور می کردند حال که ناخودی های داخلی را همگی از میان برداشته اند و همه موانع برای یکصداسازی حاکمیت از میان برداشته شده، نوبت آن رسیده که جای پایشان را در خارج از مرزها هم محکم کنند تا راحت تر بتوانند جریانات تروریستی همچون حزب اله لبنان را حمایت کنند.

    غافل از آنکه نمی توانستند با همان داغ و درفشی که داخلی ها را مهار کرده بودند، به سراغ قدرت های خارجی بروند، این بود که به توسل با پرکردن جیب روسیه و چین (شرق) تصور کردند مانعی بر سر راه هسته ای سازی مخفی کارانه اشان و آشکار شدن آن بر آن دیگران (غرب) نیست، فارغ از آنکه هم غرب و هم شرق می دانستند که شعار “نه شرقی نه غربی” فقط مصرف داخلی داشت و “هم شرقی هم غربی” با مسما تر بود، و باز هم شرق و غرب می دانستند که آسیاب به نوبت باید بچرخد و الان نوبت غرب فرا رسیده است.

     
  13. واقعا اگه ده تا مثل آقای نوری زاد در این مملکت داشتیم الآن چپدر چنین منجلابی نبودیم. محسنی اژه ای به تنهایی برای تخریب ایران کافیست !
    حال بقیه بمانند از حاج احمد خاتمی تا اون گنده خان !

     
  14. آقاى نوريزاد درود بر شما .اين همان تسليم مطلقى است كه مدتى پيش زير يكى از پست ها خبرش را دادم.و الان باز تكرارش مى كنم .منتها به بيانى ديگر .بحران تر كيه و الانبار و جنگ ابلهانه شيعه و سنى بر سر آنچه از توى شكم مادر به نوزاد منتقل و پس از مدتى هويت ناعقلانى او مى شود در حكم تنگ تر شدن خفت غرب بر گلوى حكومتى بود كه در داخل به مردم خودش هيچ رحمى ندارد و در خارج تضمين نيمبند و شكننده بقاى قدرت خودش را در ازاى خفت با ار ترين بده و بستان ها گدايي مى كند.خب جاى دلخورى ندارد .اگر چند نسل پيش تر عثمانى ها در بازى كثيف و غير انسانى قدرت برده بودند حالا آنها به خودشان مى گفتند مستضعف و به ما مى گفتند مستكبر .يك جا به جايي ساده كه به امثال جلال آل احمد و على شريعتى مجال داد تا از قربانى بودن و خون كسب حقانيت و هويت كنند و آن اولى در كتاب خدمت و خيانت روشنفكران سينه چاك شيخ فضل الالله نورى شود و شاخدارترين دروغ تاريخ را به اسم پيشباز ايرانيان از اعراب مهاجم به خورد ملت دهد .اكنون نوريزاد عزيز من با عقل ناقص خود همين جا مى گويم كه مشكل دسيستم پيشواي است نه افرادى چون رهبر يا اعضاى مجلس خلتگان .ما اگر از همان زمان مشروطيت دموكراسى را چون حق ملت مدرن بدون اما و اگر مى پذيرفتيم حالا با گردن افراشته ترى پاى ميز مذاكره مى نشستيم .حكومتىكه رهبران اپوزيسيون خودى اش را در حصر نگه داشته و از نظر حقوق بشر كه آن را امضا كرده هزار مشكل دارد بايد هم خجالت زده پاي ميز مذاكره بنشيند و حتى ديگر جرآت نكند با آن منطق بى پايه آقا پرستان بگويد عربستا ن بدتر از ماست و شما خودت ابو غريب داري دموكراسى با اين ساختار قرون وسطايي سازگار نيست .مشكل ما تا كنون شاه و خامنه اى نبوده است .بايد مدام به نظام شاهخدايي اعتراض كنيم .تمام شورش هاى تاريخ ما چيزى جز عوض كردن شاهى با شاهى ديگر نبوده است.مردم سالارى دينى دايه مربع است .پاينده باشيد.

     
  15. جناب نوری زاد
    من معمولا” هم مطلب شما را میخوانم هم کامنت گزاران را آنان قالبا” غیر مطلع ،مغرض و بی سوادانی هستن که فقط خوب حرف میزنند ، آنکه در خارج از کشور نشسته ارزش موضوع را فهمیده و به خاطر آن چانه میزند و مذاکره میکند شما و امثال شما در جهل مرکب مانده اید آخر این چه ذلتی است که شما احساس میکنی و قاطبه ملت به آن افتخار میکند جوانان ما برای رسیدن به استقلال در این بخش علمی 16 سال تلاش کردند و خون دادند و به پیشرفتهای مهمی دست یافتند که دشمن اذعان دارد و برای متوقف کردن آن دست به دامان شده آنگاه شما و امثال شما ذلیلانه آن را بر نمی تابید .اگر غیر از این بود به دنبال مذاکره نبودند و بر اساس همان خوی استعمار گری به تحریمها تا وصول نتیجه ادامه میدادند چرا این کار را نکردند؟راستش اصلا” مهم نیست که شما و همپالگی هایتان چه فکر میکنید ما که خواهان سربلندی و استقلال این کشور هستیم به آن افتخار میکنیم شما و رفقا هم در همان منجلابی که خود ساخته اید غوطه ور باشید.

     
  16. جناب نوری زاد
    در مطلبتان عنوان نمودید( هیچ سند استعماری نیست که روحانیان امضا نکرده باشند ) ممکنه لطف کنید و یکی از این اسناد استعماری را رو کنید ؟ اگر ندارید بهتره یک کاهگلی دهان مبارک را بگیرید . باتشکر

    —————
    سلام آقا رضای گرامی

    بعنوان نمونه یک چندتایی ازآنها را برمی شمرم:
    اشغال سفارت آمریکا
    اعدامهای خلخالی
    مصادره ها
    زندانی کردنها
    فرصتی برای مخالفان ومعترضان قائل نشدن
    به قانون پاسخگو نبودن
    تداوم بی دلیل جنگ هشت ساله
    ورود به جریان احمقانه ی هسته ای برای ساخت بمب هسته ای
    رد صلاحیت های مکرر صاحبان خرد و تخصص
    بلوکه کردن کشور برای جمعی خاص
    برکشیدن روحانیان بی خرد
    تقلیل حق ایران در دریای خزر
    وخیلی چیزها که ازفرط فزونی به کل نظام اسلام و کل روزها وسالهای پس ازانقلاب شامل می شود.
    با احترام

     
  17. رضا تقی زاده
    ۱۳۹۲/۱۰/۲۴

    با اعلام نهایی شدن توافق موقت اتمی ۲۴ ماه نوامبر ژنو، بخش‌های حساس برنامه اتمی جمهوری اسلامی پس از ۲۰ سال صرف وقت و تحمل هزینه‌هایی که بر اساس محاسبات منابع اسراییل بیش از ۱۷۰ میلیارد دلار برآورد می‌شوند، در مقابل آزاد ساختن اقساطی ۴.۲ میلیارد دلار ذخایر بلوکه شده ایران مورد مصالحه قرار گرفت.

    هدف از مقایسه ارقام نجومی هزینه ها با ارقام اندک دریافتی، که در عمل اجازه محدود و مشروط برای استفاده تدریجی از درآمدهای نفتی ایران را به دولت جمهوری اسلامی میدهد، به هیچ وجه ابراز مخالفت با انجام آن نیست؛ انگیزه اصلی، تبیین بی درایتی ها در طراحی، پیگیری و اجرای محاسبه نشده برنامه‌ای است که جمهوری اسلامی اینک تحت فشار خارجی مجبور به وگذاری آن شده است.

    از سال ۱۹۹۵ تا سال ۲۰۰۵ که دولت نهم جمهوری اسلامی به قدرت رسید، هزینه‌های تاسیسات اتمی ایران را می‌توان مابین ۱۰ تا ۱۵ میلیارد دلار تخمین زد. این ارقام شامل هزینه‌های تاسیس مرکز غنی‌سازی اورانیوم در نطنز با ظرفیت نصب تا ۶۰ هزار سانتریفیوژ ( در دو واحد جداگانه)، تاسیس کارخانه تولید آب سنگین در اراک، کارخانه فراوری اورانیوم (یو-سی-اف) و واحد تولید سوخت در اصفهان، فعال ساختن دو معدن اورانیوم در نطنز و بندر عباس، ایجاد راکتور ۴۰ مگاواتی آب سنگین در اراک، تکمیل راکتور ۹۰۰ مگاواتی بوشهر، و در مجموع تجهیز ۲۰ مرکز اعلام شده و اعلام نشده اتمی ( از آزمایشگاه تا مراکز موناژ سانتریفیوژها) در شهرهای مختلف، خرید قطعات و تجهیزات اتمی از خارج می‌شوند.

    از سال ۲۰۰۵ تا سال جاری هزینه های واقعی اتمی در رابطه با ایجاد تاسیسات تازه ( فوردو)، خرید های خارجی بیشتر ( قطعات و تجهیزات) و به خصوص اعمال تحریم‌های بانکی و نفتی به‌مراتب بیشتر از برآورد منابع اسرائیلی است.

    گشاده‌دستی دولت‌های نهم و دهم

    با افزایش بهای نفت از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۲، درآمد های خارجی ناشی از صادرات نفت خام و میعانات گازی ایران به ۶۰۰ میلیارد دلار رسید. بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار نیز از راه صادرات محصولات پتروشیمی و بقیه اقلام صادرات انحصاری عاید دولت شد.

    در نتیجه دست یافتن به درآمد های بیشتر، دولت ایران بخش بزرگی از این اعتبارات را در عوض سرمایه گذاری در طرح‌های تولیدی و اشتغال‌زا، با گشاده‌دستی صرف پیگیری برنامه‌های اتمی خود کرد.

    در طول این مدت احتمالا در مجموع تا ۵ میلیارد دلار بابت پرداخت بدهی‌های تکمیل راکتور بوشهر به روسیه، ایجاد تاسیسات غنی سازی فوردو زیر کوه، ایجاد یک واحد تولید کیک زرد در نطنز و به‌خصوص واردات اعلام‌نشده قطعات و تجهیزات سانترفیوژهای پیشرفته از خارج، سرعت بخشیدن به تجهیز راکتور ۴۰ مگاواتی آب سنگین اراک، سرمایه‌گذاری در معادن اورانیوم ونزوئلا هزینه شده است.

    محصول ۲۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری مستقیم ایران طی ۲۵ سال گذشته تا کنون حدود ۷۰۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غلظت تا ۵ در صد و ۱۹۵ کیلوگرم اورانیوم با غلظت تا ۲۰ در صد بوده که ارزش آن در بازار از حد اکثر ۷ میلیون دلار متجاوز نخواهد بود ( مبنای خرید سوخت اتمی از روسیه).

    در این مدت تعداد ۸ هزار سانترفیوژ هم بر شمار سانترفیوژهای در اختیار ایران افزوده شده است. به‌موجب توافق موقت شش ماهه، ایران متعهد به تبدیل اورانیوم ۲۰ در صدی خود به اکسید اوارنیوم و محدود ساختن ذخیره اورانیوم ۵ در صدی در حجم کنونی است.

    هزینه‌ها

    طی هشت سال گذشته ایران به دلیل اعمال تحریم‌ها از توسعه حتی یک فاز از فازهای باقی مانده پارس جنوبی و هرگونه افزایش ظرفیت تولید گاز خود باز مانده است. در صورت به بهره براری رسیدن این فازها، تولید گاز ایران می‌توانست به روزانه ۱.۸ میلیارد متر مکعب افزایش یابد.

    در صورت مصرف بی‌رویه کنونی گاز داخلی نیز درآمدهای ارزی ناشی از این حجم صادرات ( ۱.۲ میلیارد متر مکعب تولید بیشتر در روز) می‌توانست تا سالانه ۱۰۰ میلیارد دلار درآمد ارزی از راه صادرات مستقیم گاز شیرین شده، ال ان جی ( گاز مایع) و محصولات پتروشیمی برای ایران تامین کند.

    هزینه‌های افزوده تجارت خارجی ایران به دلیل اعمال تحریم‌های بانکی سالانه ده‌ها میلیارد دلار است.

    کاهش درآمد های ارزی ناشی از کاهش صادرات نفت خام ایران طی مدت مشابه، سالانه تا ۶۰ میلیارد دلار بوده است.

    بر اساس توافق موقت که از ۳۰ بهمن ماه اجرایی خواهد شد، کلیه تحریم‌های و در نتیجه هزینه‌های برشمرده علیه تجارت خارجی، نفت و گاز ایران طی شش ماه آینده و ماه‌های بعد از آن همچنان ادامه خواهند یافت.

    علیرغم هزینه‌های و زیان‌ها و صرف وقت بیست و پنج ساله، ایران در حالی از تولید حتی یک کیلووات برق اتمی اضافی محروم می‌ماند که امیر نشین کوچک ابوظبی، با صرف هزینه ۱۰ میلیارد دلار طی ۵ سال آینده و با عملیاتی شدن چهار راکتور ۱۰۰۰ مگاواتی مدرن در جریان تکمیل خود، بدون تظاهر به نگرانی تامین سوخت، به تولید ۴۰۰۰ مگاوات برق اتمی دست خواهد یافت.

    ظاهرا ایران، تاکنون به اجرای سه ساله تعهدات تکمیلی و توقف برنامه های اتمی خود، بعد ازپایان زمان شش ماهه توافق موقت، رضایت داده حال آنکه آمریکا خواستار زمان ده ساله برای راستی‌آزمایی و پذیرفتن حق ایران برای ادامه غنی سازی اورانیوم است.

    پرسش اینجا است که با اعمال بازرسی‌های روزانه آژانس و تعهد ایران برای تبدیل اورانیوم ۲۰ در صدی به اکسید اورانیوم، که خطر تبدیل شدن ایران به یک قدرت اتمی را خنثی می‌کند، هدف اعلام شده و بسیار پر هزینه جمهوری اسلامی برای دست یافتن به سوخت اتمی و تولید برق اتمی چگونه تامین خواهد شد؟

    در صورت عملی نبودن امکان تولید سوخت اتمی، به دلیل قبول تعهد اجرای توافق موقت و عدم افزایش شمار سانترفیوژها، کدام مرجع داخلی پاسخگوی هزینه هایی است که به دلیل پیگیری این برنامه ها تاکنون علیه اقتصاد ایران تحمیل شده است؟

    مفهوم ساده وضعیت تازه، ادامه پرداخت هزینه‌های سنگین و حرکت بدون تغییر ایران در مسیر ورشکستگی اقتصادی حتی بعد از واگذاری بخش‌های حساس برنامه‌ای است که جمهوری اسلامی از آن همچنان به عنوان «حق ملی» یاد کرده و گذشتن از آن را گذر از خط قرمز خود معرفی می‌کند.

     
  18. در خبرها آمده بود که :
    عربستان از روسیه 9 میلیارد دلار سلاح می خرد .و اینکه ایران روزانه 500 هزار بشکه نفت به روسیه می دهد و در ازای آن کالا می گیرد.
    توجه فرمائید اگر ایران فقط 6 ماه به روسیه روزانه این مقدار نفت را بدهد و هر بشکه نفت را 100 دلار در نظر بگیریم در عرض 6 ماه میشود 9 میلیارد دلار !! همان مبلغی که قرار است عربستان از روسیه سلاح بخرد. بابت چی ایران باید این مبلغ را کالای روسی بگیرد فقط مردم نمی دانند و بس.

     
  19. سالها پیش عربستان سعودی ساخت سرویس های بهداشتی در صحرای منا را به مناقصه گذاشت و مقاطعه کاری اصفهانی برنده شد و ساخت . سال بعد با فتوای مفتی بر حرام بودن این کار ، همان مقاطعه کار برنده مناقصه ، بر چیدن آنها شد .
    فتوای حرام بودن بمب اتم صادر شده است .

     
  20. “یکی از مردم” طبق معمول همکاران کامنت نویس شان با فحاشی بسایرین خود را دلسوز مملکت میخواند. زهی تاسف که ایشان فقر و گرسنگی را مایه سربلندی ایران میداند نه پیشرفت و موفقیت ودرستکاری و خوشنامی!

     
  21. باز هم یک ایرانی به آقا یا خانم یکی از مردم

    بنده خدا، فکر میکنی فقط به خاطر گرسنگی داریم هوار میکشیم؟ حقا کافر همه را به کیش خود پندارد. ما هم برای وطنمون جان میدهیم. ولی نه برای گرسنگی. برای هر آنچه از کف داده ایم. چشمهایت را باز کن. ببین چه برایت مانده؟ اگر دینداری نگاه کن ببین کجای این کشور از دین واقعی اثری مانده؟ اگر اهل اخلاق هستی ببین چه بر سر اخلاق آمده. اگر دانشجویی و به دنبال علم. ببین کجای علم در دست ماست. خداوند دروازه ای به نام عقل برایمان قرارداده که از دریچه آن به دنیا و اتفاقات اطرافمان بنگریم. اینبار چشمهایت را درست باز کن.

     
  22. جناب نوری زاد عزیز

    در سخنرانی آخر آقای خامنه ای که دوباره فحاشیشان گل کرد، من فکر کردم فاتحه توافق هسته ای خوانده شد. ولی گویا ایشان خیلی لجشان در آمده است و فقط برای خنک شدن دل خوشان فحش می دهند. ما بچه که بودیم وقتی یکی زورش از ما بیشتر بود و کتکمان می زد سعی می کردیم با حفظ فاصله جوری که دست طرف به ما نرسد به او فحش بدهیم و فرار کنیم. حالا حکایت رهبری است! از احمدی نژاد با بصیرت نداشته اش آنقدر حمایت کرد که آوار نکبت جمهوری اسلامی تماما بر سر خودش خراب شد. پولها را هم که روسیه و چین و کشورهای دیگر با دو سه برابر قیمت معمول از حلقوم این مردم بی نوا بیرون کشیدند طوری که دیگر خودش هم بی پول شده است. حالا که کتک را خورده و دستش به طرف مقابل نمی رسد هی فحش و ناسزا می گوید. آقا شما هرچه می خواهی فحش بده، این سیاست مداران غربی فحش خورشان ملس است. آنقدر مردم و مطبوعات خودشان به آنها بد و بیراه می گویند که گوششان از این اراجیف پر است. آنها برای منافع ملیشان با شیطان هم معامله می کنند، شما که جای خود دارید.

    درود بر جناب نوری زاد شجاع
    بردیا استقامت

     
  23. بابت غنی سازی 16 سال پیش پیش پول گرفنتد و غارت کردند و حالا بابت رقیق سازی همان غنی سازی که پولشو پیش پیش دادیم دوباره پول نفت خودمان را قسطی پس میدهند! تجارت بهتر از این کجا سراغ داری آقای رفسنجانی عقل کل و ستون نظام. بقیه پخمه و خام بودند شما و آقای خاتمی اصلاح طلب کجا تشریف داشتید؟ رییس خبرگان بودید و رییس جمهور؟

     
  24. نميدانم چراپاي هرنوشته اي که ميگذاري مردم مينويسنددرودبرشرفت خودم خسته شده بودم ولي بااين نوشته اي که خودم خوندم خودم ميگم تاقيامت درودبرشرفت وآرزوميکنم همچيين شخصيتي وجودداشته باشه وازخودش تکثيرکنه آقاي نوريزادتکثيرموثرکن

     
  25. حهان سومی که نفت دارد وضع آن همیشه همین است و هیچ راه گریزی نیست . حال خامنه ای رهبر آن باشد یا اوباما. اکثر مردم ایران نمی توانند بدون آقا بالا سر روز را شب کنند. شاید اگر اوباما رهبر ایران میشد از خامنه ای هم بد تر میشد. چون ما جهان سوم به همراه خرافات هم هستیم . باراک حسین اوباما را میکنیم حسین زمان

    بقول آقای دکتر حسابی :
    جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند, خانه اش خراب میشود و هر کس بخواهد خانه اش آباد باشد باید در تخریب مملکتش بکوشد!

     
  26. به حقیقتی تلخ و ناگزیر بخوبی اشاره نمودید ، آقای روحانی و جناب ظریف و همکارنشان چه مستقلا و با ابتکار خویش و چه به اتکاء تصمیم جمعی و ناگزیر این نظام آنچه که سقف کارآمدی و امکانات دیپلماسی بود در طبق اخلاص نهادند تا آب باریکه ای از منافع این زمان این مردم را تحصیل و تامین کنند و لذا هیچ حرجی بر آنان نیست
    حرج بر آنان است که سالیانی تصمیمهای ناصواب گرفتند و بی آنکه سود و زیان آجل و عاجل قمار هسته ای را بمدد کارشناسی کارشناسان سیاسی و فنی برای مردم تبیین کنند تنها بر طبل “انرژی هسته ای حق مسلم ماست ” فرو کوفتند و نامتعادلی را هم پیش انداختند تا با اظهارات نسنجیده و تند لحظه به لحظه دنیا را نسبت به کشور و سیاستهای ما اندیشناک و تحریک کند و اکنون این ملت بناچار و تحت فشارهای خرد کننده اقتصادی و سیاسی بازگردد به شرائط اعتماد سازی که در زمان آقای خاتمی و دولت اصلاحات آغاز شده بود و با اندکی صبر و پیگیری روشی عقلایی ما را به تامین منافع ملی مان نزدیک میکرد بی آنکه دچار اینهمه محنتهای ناشی از عواقب تحریمهای خرد کننده اقتصادی و انزوای جهانی شویم ، جالب اینجاست که با اینکه مساله آفتابی است هنوز هم اظهار می شود که تحریمها و فشارها ما را وادار به مذاکره نکرد ، پس چه چیزی ما را وادار به مذاکره کرد؟ آیا همین لفظ مذاکره خط قرمزی نبود که در زمان آقای خاتمی اظهار میشد که سخن از آن جرم است؟
    اکنون باید بپذیریم که مشکل دنیا با ما مشکل استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای نبود بلکه مشکل کاربرد و راه اندازی صنعت دو گانه غنی سازی اورانیوم بود که از همان ابتدا میتوانستیم با شفاف سازی و اعتماد سازی و قبول آنچه که بعد از اینهمه هزینه ها اکنون پذیرفتیم بدون ابتلاء به تحریمها و نتایج وخیم آن به آنچه که اکنون باجبار پذیرفتیم یعنی تولید و بهره برداری از غنی سازی پنج در صد برای مصارف طبی و کشاورزی و تحقیقاتی برسیم . بگذریم از اینکه بتصدیق کارشناسان هسته ای امکان خرید اورانیوم با این درصد از غلظت از اول هم وجود داشته است و اینهم کالایی بوده است همانند کالاهای دیگر که قابل معامله بوده است بی آنکه اینهمه هزینه برای این کشور بار کند.
    ایکاش بجای صرف اینهمه مخارج هنگفت که شما به آن اشاره کردید این مخارج را صرف خرید یا تولید نیروگاههای گازی تولید برق و همچنین از ابتدای انقلاب صرف ایجاد پالایشگاه بزرگ تولید بنزین غیرآلاینده می کردیم تا مبتلا به بنزین وارداتی کلان یا بنزینهای آلاینده سرطان زا و تبلیغاتی نشویم.
    تاسف از این است که با این شرائط هنوز گروهی تندرو دم از غنی سازی 60 درصدی و اینطور شعارها میدهند و بجای شعار و کوشش در جهت ترمیم و پیشبرد اقتصاد ورشکسته مملکت هنوز شعار داشتن زیر دریایی اتمی می دهند ، آیا زیر دریایی اتمی مورد نیاز این ملت است یا حرکت و فرار از رشد اقتصادی منفی 5 درصد ؟! آنان که دلخوش به چنین شعارهای تو خالی بوده و هستند و ملاک اقتدار را چنین چیزهایی می دانند باید اکنون دیگر فهمیده باشند که در جهان امروز معیار اقتدار اقتدار اقتصادی و استقلال در تولید و رشد و توسعه همه جانبه است نه صرف داشتن زیر دریایی اتمی و در عین حال هم آغوشی با فقر و فساد و تبعیض.

     
  27. عشق به حقیر بودن و ذلیل بودن نسبت به دشمن در وجود شما بزذل ها ریشه دوانده

    زندگی برای شما بندگان شکم فقط تو همین دنیاتعریف شده

    شماها مایه عقب موندگی کشورید

    بخاطر عزت و شرف و سربلندی کشور حاضر نیستید یخورده گرسنگی رو تجربه کنید

    بارو کنید من خودم یه دانشجوی بلحاظ مالی آسوپاس هستم ولی حاضرم نه فقط گرسنگی و فقر بکشم بلکه جونم رو برای وطنم بدم

    برعکس همه شماها

     
  28. سلام آقای نوری زاد عزیز
    باز هم نام آن مظلوم تاریخ معاصر را بمیان آوردید .دکتر شریعتی هر صحبتی را در متنی با نیتی مربوط به آن مطرح کرد .کاشکی
    میگفتید که ایشان جای دیگر به تبع دکتر مصدق که اقتصاد بدون نفت مطرح کرد ایشان اسلام بدون آخوند وروحانی طرح کردند
    انقلاب ضد استبدای وضد سلطنتی را اینها ملا خور کردند لازم نیست ما انگشت اشاره بدیگری ببریم.اینها چه توافق ژنو وچه توافق
    الجزائر را حالا هم توسط عوامل غیر روحانی به امضا رساندند در حالیکه کند آنرا خودشان راه انداختند فقط نمیدانم چگونه آن پیر زیر درخت
    سیب نشین جام زهر نوشید وکسی را در آن شریک نکرد شاید این هم قسمتی از سیاست او بود البته از نوع اسلامیش

    با احترام

     
  29. نوری زاد عزیز
    نگوئید مجلس خبرگان رهبری در این مجلس جز عده ای قلیل اکثر انها //////// توسط بیت رهبری پر میشود و /////// درب مافیای اقتصاد بسته شده اگر محترمانه بگوئیم /////// خیلی از انها توسط دلالان ارز و دارو و مافیای اقتصاد بازار باز میشود مجلسی که در راسش یک ادم مفلوک وسردسته مافیای اقتصادی بازار و پتروشمی و…….. هست ایا باید به این مجلس اعتماد کرد بلکه بیشتر باید گفت این مجلس بردگان است تا خبرگان

     
  30. …دشمنی پدرم با علمای حقه باز داستان ها دارد که در کتاب ما نحن فیه اشاره ای بدان رفته است.سید عبدالله بهبهانی که الحق مرد بسیار رشید وبا قدرت وخطیب درجه اول بود همینکه مشروطیت برقرارگردیدو او مقتدر ترین رجل روز شد، تغییررفتار داد مانند یک شا ه مختار مطلق عمل میکرد وبه شاه سیاه معروف شده بود [چون رنگش خیلی تیره بود].پدرم می گفت چقدر خون دل خوردیم تا از گیر استبداد خلاصی یافتیم وحالا استبداد به لباس دیگری درآمده!../ استادسید محمدعلی جمالزاده در نامه به استاد باستانی پاریزی/

     
  31. درتاريخ در باب خيانت فلان شاه نوشته اند كه دست تكدي به سوي اجانب دراز كرده و فلان مبلغ را به صورت اقساط از آنها قرض كرده است …
    امروز مي خوانيم كه اجانب پول خودمان را كه بلوكه كرده اند دربرابر فلان و فلان و فلان چيزي كه از ما مي خواهند بصورت قسطي به خودمان پرداخت خواهند كرد و اولين قسط آن 550 ميليون دلار است. اين درحالي است كه ما بيش از 17 ميليارد دلار خرج كرده ايم تا كودكان سوري در سرماي سخت بميرند و شيرمادرشان از بي غذايي خشك شودو…
    17 هزار ميليون صدقه سري به فلان كشور مي دهيم و فلان هزار ميليون به فلان كشور و فلان هزار ميليون به فلان نهاد اسلامي تا موي دماغ اسراييلي ها شود وخود دست گدايي به سوي اجانب دراز مي كنيم تا به شرط پذيرش شرايط ديكته شده و اطاعت امر آنها 550 ميليون،بله فقط 550 ميليون دلاراز پول هاي خودمان،بله از پول هاي خودمان را درقسط اول به ما پرداخت كنند.
    چه مديريت توانمندي؟!!! كجاست آن رئيس جمهورلايق؟!!!! و دولت پاكي كه هزاران دزد گردن كلفت بيشتر درآن نبود و مي گفت تصميمات سازمان ملل كاغذ پاره اند؟ و كجايند آن با بصيرت هايي كه جوانان معترض به دروغ را زدند وكشتند تا احمدي نژاد سرازصندوق درآورد چون آقايشان اورا تاييد كرده بود؟ و چه جوابي دارد آن خداوند بصيرت؟!! كه فكر محمود را از همه افكار نزديكتر به خود مي ديد؟
    چه بصيرتي؟!!! دارند اين رهبروالامقام و نوچه هاي بله قربان گويش.
    چه عظمتي اين اسلام و اين حكومت اسلامي آفريده است؟!!
    چه تو دهني سختي به امريكا زده اند؟!!
    بدبخت كسي كه از يك سوراخ دوبارگزيده شود و بدبخت ترآن كه هرچه گزيده شود بازهم نفهمد و نفهمد و نفهمد.
    با درود بر برادران شكنجه گركه با زدن و بستن و كشتن روشنفكران توانستند محيطي امن براي رشد انگل هاي اجتماعي بوجود آورند و فرهيختگان را پر ريخته كنند.
    گاو ما شيرنداره . ماشاالله به شاخش.

     
  32. سلام براستادبزرگوارم جناب نوریزاد:
    خنده دارترتوجیهات آقایون است؛که اکثرآنان این پیروزی قاطع!را به رهبری وعنایات ویژه ایشان پیوندمیدهند.آخه جناب رهبر گرامی چرا10سالپیش عنایت ویژه ای به این امرننمود ودراینمدت باعث اینهمه صدمه به ملت مفلوک گردیدوباعث شد که افرادی فرصت طلب بارانت وپارتی ملیاردرشوند.باید جریانی درکارباشدتوجه کنیم بایدازمسولان سوال شود.این ماجراخیلی خطرناک است به صورتی که ایران عزیزرابه سوی قهقرا پیش خواهدبرد بیاییدبرای یکبارهم که شده نترسیم بپرسیم وانتقاد کنیم که چه کسی بز(بابک زنجانی)رامثلا به وجودآوردودهها بز دیگر .ای بیچارگان سرتان رامثل کبک زیربرف کنیدوبه لقمه ای راضی باشیدوفقط رای بدهید.ماآنقدرضعیف النفس شده ایم که به هربلایی که سرمان بیادراضی هستیم فقط محبت کنندوفرصت زندگی به مابدهند.چندروزپیش طایب جمهوری اسلامی رابا عصرصفویه مقایسه کرده بودوچقدرجالب بروید شکنجه هاوبیچارگیهای مردم رادرآن عصربخوانیدآنوقت میفهمیدکه شاه اسماعیل وشاه عباس چه هدیه های الهی بودندکه خودراجانشین حضرت مهدی میدانستندوبااین خزعبلات باعث تفرقه دربین ایرانیان وتکه تکه شدن ایران شدند.خاک برسرهمه ما که امورات مملکت به دست ملاهایی مثل خاتمی وجنتی است.ای خاک……………………………………………………ایخاک به فرق سر……………………

     
  33. نوری زاد عزیز
    با کمال تاسف بجای مجلی خبرگان رهبری باید گفت مجلس بردگان رهبری چون همه اینها بجز چند خبره شجاع تمام و کمال هم /////شان بدست اقا پر میشود و /////// بسیار شل تر است از انکه تصور کنید

     
  34. دوست عزیزم آقای نوری زاد
    به نظر شما این همه کشور های جهان که غنی سازی اورانیوم ندارند بدبخت هستند ژاپن المان سوئد سوئیس ایتالیا و…………………….. تو را خدا اجازه دهید بهر طریقی چه با جام زهر چه با التماس سایه این مصیبت از سر ملت کم شود درست است که چه کسی باید پاسخگوی این همه هزینه و بی آبرویی باشد باور خود من و شما بعنوان مردم ایران که به راحتی فریب حکومت را می خوریم هم گناه کاریم برای نمونه از کاربرد انرژی هسته ای در علم مانند پزشکی برایمان توضیح می دهند ظاهرا درست می گویند ولی کسی نمی پرسد در تمام دنیای مدرن که پزشکی پیشرفته دارند اورانیوم خنی سازی می کنند؟ بله جناب نوری زاد عزیز من فکر می کنم حکومت با این اسباب مدتی بر گرده ایرانیان تاخته است تا باز چه دشمنی برایمان بتراشند و چه علمی به دستمان دهند و فقط می دانم ملت سواری ده خوبی هستیم و اگر کسی سوارمان نشود شاید بیمار شویم و اینجا است که کار شما که آگاهی دادن است ارزش پیدا می کند

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

88 queries in 2250 seconds.