سر تیتر خبرها
داستان شلر، و بیمارگونگی نوری زاد (بقلم: مهدی محمودی)

داستان شلر، و بیمارگونگی نوری زاد (بقلم: مهدی محمودی)

این چند روزه در نتیجهء داستان تصنعی که اقای محمد نوریزاد در صفحه رسمیشان از مرگ دوست فقیده ام شلر فرهادی نگاشتند، هم ذهنم درگیر شد و هم روحم. هرچه که بیشتر گشتم به نکاتی برخوردم که تاسف زیادی را برایم در پی داشته است. ایشان موضوع این مرگ را به امضای نامه به رهبری ربط دادند. در کامنتها حتما عرایضم در نقد و نقض این خبر اقای نوریزاد را خواهم نوشت. اما به گمانم باید به چند نکته توجه داشته باشیم و به بحثشان بگذاریم.
1. به گمانم در سالهای گذشته نه تنها وزن عقلانیت در مجموعه حاکمیت کاهش یافت، بلکه عقلانیت و اخلاق در بین کنشگران سیاسی هم متحول شد و نسلی جدید از کنشگران سیاسی در دوران احمدی نژاد شکل گرفته اند که حضور و نحوه فعالیتشان علاوه بر پیچیده نمودن بیش از پیش فضای سیاسی و اجتماعی، مشخصات ذیل را هم به همراه دارد. معمولا افرادی هستند که تند خو، گستاخ، بی ادب، بی محتوا و چون طبل غازی بلند آواز و میان تهی. تحلیلهایشان مملو است از ترویج ناامیدی، دروغ و نفرت پراکنی و فحش به قدری که فضای نگرش انتقادی را آلوده کرده اند و به جای تحلیل عقلانی، فحش دادن و کوته اندیشیدن و سطحی نگری را در بین مخاطبینشان گسترش می دهند. معمولا رفتارهای بیمارگونه از خود نشان میدهند و حواشی فراوانی در اطرافشان وجود دارد. به نظرم ویدئوها و فیلمها و مصاحبه ها و نوشته های این افراد، مانند نوریزاد و مجتبی واحدی و نیک اهنگ کوثر و … به خوبی مبین این موردهاست.
2. اصلاح طلبان متاسفانه نتوانسته اند که تا کنون با اینان وارد گفتگویی سازنده بشوند و به نظرم بر اساس یک اشتباه محاسباتی، از حضور و نحوه فعالیت این افراد ناراضی هم نیستند. چطور می توان با این افراد که اینقدر فعالیتهای نادرست و تخریبی دارند و دم از حمایت از افرادی چون میرحسین و کروبی و زندانیان سیاسی میزنند و در عین حال نحوه فعالیتشان با این وضع است، کنار اومد و انها را مورد نقد قرار نداد؟ چرا اصلاح طلبان در مقابل این افراد که خود را حامی موسوی و مشاور کروبی و … هم مینمایانند اینگونه با استیصال رفتار میکنند؟
3. فضای رسانه ای از جمله رسانه های خارج از کشور و مخصوصا صدای امریکا و بی بی سی از اینان مرتبا حمایت میکنند و تریبونهای خود را به طور یکجانبه در اختیارشان قرار میدهند. در این میان صدای اصلاح طلبان و منتقدانی که اصول و مبانی فعالیتهای سیاسی را میدانند و انسانهای پاک و ارزشمندی هم هستند و استقلال لازم و واضحی را هم دارند، شنیده نمیشود. جا دارد که رسانه ها و مطبوعات اصلاح طلبان در داخل با رمقهای اندکی که از خود دارند، فضای بیشتری برای فعالیتهای منتقدان داخلی فراهم نمایند تا صداهایی که به سود ایران و جریان انتقادی در کشور است بهتر و رساتر شنیده شوند و مورد توجه مردم قرار گیرند.
4. با نهایت تاسف بایستی عرض کنم بنا به نارضایتیهای گسترده ای که از وضع موجود در جامعه ما وجود دارد، بخش مورد توجهی از مردم هم به فحش دادنها و رفتارهای بیمارگونه این کنشگران یاد شده دلخوش کرده اند و حرفهایشان را و مواضعشان را پی میگیرند. کاش بتوانیم بیشتر و عمیقتر به پدیده ها بنگریم و اینگونه مسحور افرادی که فعالیتشان هم شک برانگیز است، نشویم.
5. به طور مشخص بایستی عرض کنم که ماجرای خودکشی خانم شلر فرهادی موضوعی کاملا شخصی و خانوادگی بود. دوستان شلر و خانواده اش به طور کامل از موضوع و ماوقع اطلاع کافی دارند. این مسئله حریم خصوصی افراد است و به خودشان مربوط است. اما اقای نوریزاد چگونه آن را بیان کردند؟ به طور کلی سه گزاره در مورد این عملکرد اقای نوریزاد در ذهن دارم.
الف. آقای نوریزاد عمدا موضوع مرگ شلر را سیاسی کرده باشند.
ب. عده ای از بستگان شلر بنا به مصلحتهای بافت عشیره ای و خانوادگی، موضوع را برای اقای نوریزاد سیاسی جلوه داده باشند.
ج. اقای نوریزاد با عجله و بدون توجه به صحت و سقم اخبار دریافتی، اون رو رسانه ای کرده باشند.
من نمیدانم که کدامیک از گزاره های فوق درست است اما میدانم مطلب اقای نوریزاد غیر واقعی است.
6. اقای نوریزاد مدعی اند که حاکمیت در مقابل عملکردهایش و مردم پاسخگو نیست. حتما ادعای درستی است. اما اقای نوریزاد هم در مقابل سوالات من که به زعم بسیاری از چهره های مطبوعاتی سوالات منطقی هم هستند، پاسخگو نبوده اند و فقط به بیان مشتی موهومات اکتفا کرده اند. انگار خودشان هم در صحت نوشته هایشان در مورد داستان شلر به تردید افتاده اند.
7. در این میان و در پی انقضایی که بر داستان نویسی اقای نوریزاد از طرف اینجانب نگاشته شد، عده ای به بیان اتهامات متعددی از جمله وابستگی به نهادهای امنیتی، بسیج دانشجویی، ساندیس خوری، اجیر، مزدور و … به من پرداختند. از قبل هم برایم قابل پیش بینی بود. اما هرگز نخواستم با بیان سوابق خودم به این اتهامات پاسخ دهم. بلکه معتقدم این درد تاریخی ماست که صرفا بر اساس تعصبات و جاهلیتها و رفتارهای کورکورانه و قشری نگری، در طول تاریخ کسانی را بت کرده ایم و مقدس نشانشان داده ایم. از نقدشان پرهیز نموده ایم. همین بوده که دائم در چنگ استبداد اسیر بوده ایم. استبدادی که بیشتر از درون خودمان می جوشد.

برگرفته ازفیس بوک نویسنده: 

https://www.facebook.com/mahmoodi.mehdiShare This Post

درباره محمد نوری زاد

35 نظر

  1. جناب اگر حرفهای شما صحت داشت که فیلتر نمیشدید. گیرم بخاطر حمایت از موسوی و کروبی فیلتر شدید قبول! اما مگه مسخره بازیه که یه دختر خودشو بکشه بعد سیاسیش کنن. خانواده مرحوم تو روستا زندگی می کردن حالا چطور به ذهنشون خطور کرده برن رسانه ایش کنن؟ اصلا خودتم میدونی چی نوشتی؟
    این خانم از همکلاسی های دوران لیسانسم بوده و بسیار تندرو بود. دختر شجاعی نبود اما بدش نمیومد معروف بشه. شاید اشتیاق به معروفیت بیچاره اش کرد. دلایل خانوادگیش رو هم شنیدم و سنجیدم اما اصلا عقلانی نبود. اقای نوری زاد از طرفدارهای نظام بودن مرض که نداره یهویی پاشه بیاد یه مسئله خانوادگی رو سیاسی کنه. شمام بهتره یه خورده منطقی و سنجیده صحبت کنید.

     
  2. فک کن کسی که شلر رو میشناخت.

    آقای نوریزاد خجالت بکش که این مطلب رو گذاشتی تو وبسایتت. میخوای چی رو ثابت کنی؟ هیچ میدونی کسی که اسم شلر رو تو گوگل سرچ کنه ایم مطلب اولین چیزیه که گوگل بهش نشون میده؟ حالا در مورد خودت مختاری، ولی اینجوری میخوای از شلر دفاع کنی؟ متأسفم برات. داری به شلر ظلم میکنی. این اوج نمک نشناسی در حق یک شهیده.

     
  3. خدایی ببخشید تند می نویسم غلط املایی زیاد هستش دکتر شرمنده خب بعضی وقتا پینگلیش شده

     
  4. بنده خدا امثال شما کسانی هستند که بعد از اینکه ندا و شلر و سهراب و…. خون دادن میاید وسط و نماینده و رِیس جمهور میشید و حتی اگه کلاتون بیفته نمیرید سر مزار ندا ها بردارید برا ما از اصلاح طلب خوب و فهمیده حرف می زنی حتما منظورت خاتمی هستش بنده خدا شما ها وقتی باد میاد بادبان میسازید سر راحش میشینید ولی نگاه نمی کنید باد چطور اومد اگه اینا نبودن الان فکر کردی کی رایس جمهور بود اگه مثل تو و اونای که می گی میشستند شعر می گفتن تو خونه هاشون فکر کردی چی می شد توخونه خفت می کردن اب از اب هم تکون نمی خورد مثل هزارانی که کردن و کسی نهمید فکر کردی شلر فقط همین هستش که اقای نوریزاد گفته نه عزیز من هزاران شلر بوده و هست
    به عمل کار بر اید به سخنرانی نیست
    اگه میرحسین هم به معنای این جمله رسیده بود الان رایس جمهور بود نه گوشه زندان چون مردم رو از عمل باز داشت و رفت سراغ سخن نیک الان وضعش اینه وقتی یه جانی میاد جلوت نمی تونی بگی عزیزم بیا گفته گو کنیم باید دست بندازی دور گردنش تا مرز خفگی ببریش بعد بگی حالا بیا درست رفتار کن وگرنه کارت تمومه .در غیر این صورت کار خودت تمومه مثل خاتمی که از قدرت مردمیش به بدترین شکل استفاده کرد و نکرد و در نهایت نابودش کردن
    عقل و منتق این نیست که بزاری بکشنت بلکه عاقل می ایسته و با ابزاری که داره جنگو می بره
    اگه به شما باشه حرف مقام والای قضاوت و صداقت رو که کفت یک نفر در درگیری 88 کشته شده تعید می کنید و می گید اینا که مردن خودشون مشکل خانوادگی داشتن بنده خدا خوب اگه می خواستن راستشو منو شما بفهمیم که اینقدر دروغ و کشتار تبلیغات سر هم نمی کردن اینا می خوان فرشته مقدس خدا که از اسمون اومده رو زمین و داره مارو هدایت می کنه دستش جلو مردم رو نشه

     
  5. واقعا متاسفم از اينكه در ايران با وجود انسانهاي جان بركف و ازاده اي همچون ميرحسين كروبي و محمد نوري زاد هستند كه امثال من وشما (ببخشيد شما نه) من وامثال من كه هيچ پشتوانه سياسي واجتماعي نداريم .ميتوانيم در اين نظام ترس ووحشت وريا وسالوسي…نفس بكشيم. وشما چه غير منصفانه وغرض الود به اين مردان نيك روزگار وحرهاي زمان كه فقط براي انسانيت وازادگي جان بركف نهاده اند.حمله ور ميشوي وانگ ميزني .ايكاش كمي هم انصاف داشتي و روشن بيني ووجدان اقاي محمودي.

     
  6. جناب محمودی نیاز به افاضات شما نبود ،به قولی چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است.

     
  7. جناب سید ابوالفضل عزیز

    بحث در باره آقای خاتمی قبلا هم داشتیم. شاید حق با شما باشد ولی آقای خاتمی در دوران اصلاحات با رهبری تقابل ایجاد می کرد و بعد از موضعش عقب نشینی می کرد. همین روش باعث شد رهبری چنان به خود غره شود که به انتخابات دست اندازی کند. اگر آقای خاتمی اهل تقابل بود باید مرد و مردانه پای حرفش می ایستاد و به مانند زنده یاد مصدق تا مرز فرار شخص اول مملکت هم عقب نشینی نمی کرد. بیست میلیون نفر هم که محکم پشتیبانش بودند. همه اینها را که گفتم برای این نیست که ایشان را زیر سوال ببرم و یا خدماتشان را نبینم. او را فردی صادق، درستکار، راستگو و خدمت گذار می دانم و سیاست ورزی درخشان ایشان را در انتخابات اخیر تحسین می کنم. شما نوعی علاقه شخصی به ایشان دارید و شاید گاهی این علاقه باعث شود اشتباهاتشان را نبینید.
    بگذارید آقای خاتمی را با روحانی قیاس کنم. آقای روحانی همان کارهای آقای خاتمی را انجام می دهد ولی با سیاست ورزی که گاهی چنان از حد می گذرد که لج ما را در می آورد. ولی با این سیاست ورزی دم و دود رهبری را هم دیده است و او را هم راضی نگه داشته است. اگر لازم باشد چارتا خالی هم می بندد و کار را پیش می برد. اهل تقابل نیست، اهل سیاست و چانه زنی است و در عمل نشان داده است که کار را بهتر پیش می برد.

    مخلص کلام: من شخصی مثل خاتمی را ترجیح می دهم ولی کسی که باید محکم بایستد و در صورت لزوم مردم را به خیابان بکشاند تا بتواند تغییرات ساختاری در حاکمیت ایجاد کند. این تغییرات ساختاری از کاهش اختیارات ولایت فقیه تا حذف هر گونه مقام مادام العمر در قانون اساسی است و در یک کلام دموکراسی. افرادی چون روحانی تنها می توانند زمینه را برای ظهور چنین اشخاصی مهیا کنند.

    پایدار باشید

     
  8. جناب آقای محمودی تا جاییکه من از نوشته جناب نوریزاد فهمیدم او تنها به روایت داستانی که توسط خانواده و اطرافیان شلر بیان شده پرداخته که اگر حتی یک درصد هم واقعیت داشته باشد افشای آن و آگاهی مردم میتواند تا حدودی مانع از تکرار چنین فجایعی گردد ، اما شما با نقد مغرضانه خود و زیر سوال بردن شخصیت آقای نوریزاد و متهم کردن ایشان به کوته فکری و سطحی نگری در واقع خانواده و اطرافیان به قول خودتان دوست فقیده تان را زیر سوال برده و تلویحا ایشان را به دروغگویی متهم نموده اید . اگر شما واقعا اطلاعاتی در این زمینه داشتید و می خواستید حقیقت برای همگان آشکار شود می توانستید به گونه ای دیگر عمل کرده نه اینکه با پراکنده گویی و گفتن مهملاتی درباره اصلاح طلبان و کنشگران سیاسی در واقع بی اساس و غیر منطقی بودن ادعای خود را نشان می دهید . آنچه که بیشتر از نوشته های شما به ذهن می رسد تخریب آقای نوریزاد می باشد نه روشن شدن اذهان عموم درباره واقعیت مرگ شلر .

     
  9. من هم مثل دوستمان ” ناظر” بدون قضاوت در مورد نوشته اقای محمودی ، دو خاطره را نقل میکنم:

    ١- ساعت ١٠ صبح يك روز وسط هفته در دانشگاه بوديم كه ديديم همه دانشجوها دارند با خوشحالى عازم خانه مى شوند. پرسيديم چه خبر شده گفتند قرار است تظاهرات دانشجويى بشود و كلاس ها را تعطيل كرده اند. پرسيدم چه تظاهراتى گفتند در اعتراض به رأى يك دادگاهى در آلمان يا يه همچين چيزى. گفتم دادگاه چى بوده؟ كسى نمى دانست و همه با خوشحالى رفتند خانه. سالها بعد كه كمى خبر ها درز كرد فهميديم دادگاه ميكونوس بوده!

    ٢- چند سال بود از اخبار تلويزيون خيلى به شخصى به نام موريس كاپيتورن فحش و نسبت هاى ناجور مى دادند و نمى دانستيم اين مادرمرده چه كرده. سالها بعد فهميديم گزارشگر ويژه حقوق بشر سازمان ملل متحد و مأمور بررسى مستندات نقض حقوق بشر و بويژه اعدام هاى دهه شصت در ايران بوده كه ظاهرا گزارش هايش دلچسب آقايان نبوده.

    واقعا چه سالهاى طلايى براى جمهورى اسلامى و حسين شريعتمدارى بوده سالهاى بدون اينترنت.

     
  10. اینا همونایی هستند ک قتل ندا و سهراب رو هم ساختگی میدونند درود ب شرف نوریزاد

     
  11. “مهدی محمودی” توی کامنتاش نوشته: “اگر اقای نوریزاد دقت میکردند _حالا عمدا یا سهوا دقت نکرده اند_ به خوبی با چند سوال صحت داستان را میفهمیدند. اینکه اگر شلر زندان بوده کجا ثبت شده؟ کی خبرش بیرون اومد؟ هفتاد هشتاد نفر دیگه چی شدن؟ یعنی تو کرمانشاه یک نفر ادم مطلع وجود نداشت که بداند و اقای نوریزاد ازش این سوالات رو بپرسد تا اطمینان یابد حرف درستی زده؟ ببینید، بازخورد چنین اخبار غلطی در جامعه یک بازخورد منفی است. نباید از اینگونه مسائل و طرح مبهمشان استقبال کنیم. چرا به راحتی اجازه بدهیم افرادی اطلاعات نادرست در ذهن ما جا کنند. به نظرم جا دارد که برای ذهن و دانسته های خود احترام بیشتری قائل باشیم”
    من به ایشان که اینقدر نگران “بازخورد”(!!) این اخبار غلط هستند باید بگم که: من نه تنها این اخبار رو از اساس دروغ می دانم بلکه کشته شدن ندا آقا سلطان و فیلم های مربوط به آن را و نیز بازداشت و شکنجه ستاربهشتی و قتلش را و نیز کشته شدن چند صد نفر دیگر در اعتراضات 88را و نیز شکنجه زندانیان را و کشتارهای دهه 60 را از اساس دروغ میدانم! نمیدانم کسانیکه این اخبار کذب(ستار بهشتی و شلر و…) را انتشار و انعکاس میدهند اصلا به “بازخورد”ش هم فکر میکنن!!

     
  12. برو آمو خودتو سیاه کن…

     
  13. دوست عزیز، اصلا گیریم که تمام حرف های شما صحیح و ما هم اینجا تشنه پیدا کردن واقعیت هستیم. میشه بفرمایید توضیح شما در مورد فیلم آقای نوریزاد و سخنرانی بر سر مزار شیلر چیه؟ آیا اگه مسئله شخصی بوده، پس چرا خانواده اون دختر ایستادن تا اقای نوریزاد سر مزار به قول شما این داستان ها رو سر هم کنه؟؟؟

    بی استناد نمیشه حرف های سایرین رو کذب خوند. مخصوصا که نوریزاد حقانیت و صداقت خودش رو در ظرف این چند سال و با نوشتن همین مطالب در اینجا به همه اثبات کرده.

     
  14. با درود به آقای نوریزاد عزیز،

    هموطن گرامی، هیچ نیازی نیست کسی‌ کوچکترین اتهامی به شما بزند. نوشتهٔ شما آنقدر از پریشان گویی‌ها و حکم صادر کردنی‌هایی‌ عجیب و غریب در رنج است که لابد شرح حالی‌ از نویسندهٔ آن را بازگو می‌‌کند.

     
  15. جناب آقای محمودي!
    من احتمال می دهم که حرف شما درست باشد؛ اما دلایل درستی سخنتان را بیان نکرده اید. لطفاً مشخصاً به این سوالات پاسخ بدهید تا رفع شبهه و اتهام دیگران به شما گردد:
    ۱- آیا شلیر به خاطر نامکه نگاری به رهبری به زندان رفته است؟
    ۲- آیا در زندان دچار افسردگی و کاهش وزن شده است؟
    ۳- ایا شلیر خودکشی کرده است؟ و چرا؟ (بدیهی است که در حال حاضر برای نقل کامل ماجرا و علت خودکشی برای روشن شدن حقایق زندگی شلیر که ابعاد ملی یافته، دلایل مهمتری از حریم خصوصی وجود دارد و شما که از این امور مطلع هستید نباید به بهانه خصوصی بودن از نقل آنها سرباز زنید)
    ۴- آیا شما حاضرید نقل تمام افرادی که در این ماجرا نظری داشته اند، بیان کنید تا حقیقت روشن شود و مردم با شنیدن همه حرفها خود انتخاب کنند که چه کسی راست می گوید؟!
    من البته نمی خواهم از نوشته آقای نوری زاد دفاع کنم ولی به نظرم روشن شدن ماجرا برای ایشان و همه دیگرانی که دنبال سوژه برای خارجیان می گردند، شایسته است و امیدوارم که دیگران را از نظرات خود محروم نکنید وگرنه در یک جامعه بسته خبری، آنچه بیشتر رشد می کند دروغ است یا تهمت…

     
  16. جناب آقای مهدی محمودی:

    1. گفته اید: “داستان تصنعی نوری زاد”، اما نگفته اید واقعیت داستان چیست
    2. گفته اید: نوری زاد “موضوع مرگ را به امضای نامه به رهبری ربط دادند”، اما نگفته اید اگر اینگونه نیست، علت آن چه بوده است. شما که مدعی صمیمیت و نزدیکی با مرحوم فرهای هستید که باید بهتر از هر کس جزییات آن را بدانید
    3. برای آنکه کسی متوجه ظرافت اتهام شما در مورد رخت بربستن عقلانیت و اخلاق در بین کنشگران نشود، گفته اید که وزن آن در حاکمیت هم کاهش پپدا کرده. البته به طور مشخص نگفته اید منظورتان از حاکمیت کیست، اما کنشگران را حسابی مورد مرحمت قرار داده اید.
    4. از اصلاح طلبان گله کرده اید که چرا لگام منتقدین و به اصطلاح شما، کنشگران را نمی کشند، و این دقیقا همان جایی است که دم خروستان را آشکار می کند، چرا که این شیوه ای است که به اصطلاح اصولگرایان و تمامیت خواهان در تمام این سالها بر علیه هر گونه انتقاد و یا مخالفت ولو در اردوگاه خودشان دنبال کرده اند. برخورد آنان با مطهری نماینده مجلس آخرین نمونه آن است.
    5. جای دیگری که استدلالتان را به تمامیت خواهان و از جمله بیت رهبری نزدیک می کند آنجاست که کنشگران را سرزنش می کنید که چرا رسانه های خارج از کشور (یا دشمن) از آنان حمایت می کنند، خب یک راهش این است که به همان اندازه که تریبون در اختیار آن وری هاست، در اختیار آنها هم قرار دهند، یا دستکم صدا و سیما حرف آنها را منعکس کند.
    6. گفته اید آقای نوری زاد به سوالات شما پاسخگو نیستند، اما نگفته اید واقعا سوالتان چیست وقتی که از ارائه یک استدلال کوچک برای طرح ادعاهایتان هم عاجزید. خب من هم به جای نوری زاد بودم در مقابل چون تویی، سکوت می کردم که سکوت سرشار از ناگفته هاست. دستکم نوری زاد تا این حد سعه صدر داشته که مطالبت را از روی فیس بوکت کپی پیست کند و اینجا بگذارد تا دیگران خود قضاوت کنند.
    7. گفته ای که تو را به وابستگی به نهادهای امنیتی و ساندیس خوران متهم کرده اند، خب به آن کسانی که این کار را کرده اند باید حق بدهی وقتی با چنین مطالب ضعیف و بی پایه و اساس می خواهی تیشه به ریشه حرفهای مستند نوری زاد بزنی.
    8. در انتها از بت سازی انتقاد کرده ای و با ژستی عالمانه مدعی شده ای که استبداد در خودمان می جوشد، بدون آنکه به کارخانه عظیم و پر هزینه بت سازی بیت و حاکمیتی انتقاد کنی که با همین پولهای متعلق به بیت المال و نفت که نه فقط از آن ما که متعلق به آیندگان است، از پروپاگاندای استالین هم در بت سازی و استبداد بسی فراتر رفته اند.

     
  17. جناب آقای محمودی بر خلاف قضاوت بی اساس جنابعالی در خصوص بیمار گونگی گزارش آ قای نوریزاد آنچه بعد از خواندن نوشته شما به ذهن متبادر میشود غرض ورزی وعدم رعایت انصاف در مورد فعالیت قابل ستایش ودر خور تحسین جناب نوریزاد می باشد جنابعاتی جهت اثبات حسن نیت خود فقط بفرمایید ربوده شدن وحبس خانم شلر و همزمانی خودکشی ایشان با احضار مجددشان به اوین صحت دارد یا خیر؟ در غیر اینصورت متاسفانه باید بگم بوی خزعبلات حسین شریعتمداری از نوشته شما(گرچه توهین بزرگیست) به مشام میرسد

     
  18. [four_fifth_last]رفتم صفحه فیس بوکشو دیدم. الان می دونم این کدومه! آدم فاسد و بی فرهنگی که شلر به شدت ازش متنفر بود. هر وقت اون وارد انجمن علمی علوم سیاسی میشد که پاتوق شلر بود، شلر میرفت بیرون. الانم لابد میخواد بی رحمانه و بی شرمانه با شلر تسفیه حساب کنه. مرتیکه آخه تو کی هستی که دروغ های خودتو پایانی بر داستان شلر می دونی و جلوی نوری زاد قد علم میکنی؟ دستم به تو و اون نیکونظری بی شرف برسه بی چاره تون میکنم بی غیرتا.

    ————-

    سلام دوست من
    آرام
    آرام
    آرام
    متین
    متین
    متین
    مستدل
    مستدل
    مستدل

    سپاس

     
  19. اقای محمودی شما یا اطلاعاتتان درست نیست و یا متاسفانه دروغ میگوئید در صدای امریکا و بی بی سی بارها اصلاحطلبانی چون مزروعی و موسوی خوینی و … مصاحبه کرده اند و خیلی های دیگه ای که طرفدار شرکت در انتخابات بودند حتی بارها اعلام شده که از اصولگرایان هم دعوت میکنیم که اگر قبول میکنند ما حاضریم حرفهایشان را پخش کنیم حتی بارها مسیح علینژاد با همین اصولگرایان مصاحبه کرده و پخش شده است این در حالی است که در صدا و سیما حرف های یک اصلاحطلب را هم پخش نمیکنند چه برسد به مخالفان نظام!

     
  20. برا ساس مدعی محمودی خبر نوری زاد دروغ است و لی ذکری هم از نقل صحیح نکرده اند ،
    با این استدلال که علتش مساله شخصی خانواده است . ولی رفتن به اوین و برگشتن به خانه
    با حالت زار و نزار را می توان با کدام بهانه ای رفع رجوع کرد ؟به هر حال رد کردن نقل خلاف واقع نوری زاد به جرم
    بد اخلاقی و نشر اکاذیب را با بد اخلاقی بدتر را چگونه باید توصیف کرد.؟

     
  21. دوست فقیده ات؟ میشه بقیه اسم این دوستتون رو بفرمایید؟ چرا به شلر تهمت دوستی با یک خائن رو میزنی بی شرف؟ چرا به شهید ما توهین میکنی و قوم کورد رو دروغگو معرفی میکنی در حال که خودت معترفی نمیدونی قضیه چی بوده؟ بزرگترین جرمی هم ما از شلر سراغ داریم همون امضا بود. پس ربودنش به خاطر جرائم دیگه توسط ماموران گُ… نام امام زمان منتفیه.

     
  22. آقای محمودی شما که چنین ادعایی دارید چرا توضیح نمی دهید خانم شلر به چه علت خودکشی کرده است ؟ دم خروس پیدا است بیخود سعی نکنید خود را بیطرف و مطلع نشان دهید . نامه شما فقط برای خراب کردن آقای نوریزاد است نه روشن شدن موضوع پس بهتر است بیخود به خود زحمت ندهید .

     
  23. با سلام
    جناب آقای محمودی!
    جنابعالی درکجا و چه دوره از زندگی مرحومه شلیر با ایشان همراه و یا هم نظر بوده اید که ایشان را دوست خود میدانید
    (تنها جای قابل تصور دوران زندان آن مرحومه می باشد واحتمالن جنابعالی بازجوی مهربان ایشان بوده و همواره ایشان را دوست عزیز میخواندید)
    نمیدانم چرا عنوان مطلب شما به خصوص کلمه ((بیمارگونه )) مرا به یاد خبر کذایی درباره نوری زاد و رابطه ….در سایت حمار
    نیوز می اندازد به گمانم از یک آبشخور آب می خورید( دروغ میگویید)

     
  24. واقعا بعضی وقت ها باید به انسانیت یعضی ها باید شک برد ایشان با ادعای دوستی با کسی که با مرگ مظلومانه خود درست زمان احضار دوباره به جهنم زندان و شکنجه میخواست فریاد مظلومیت خود را بگوش وجدانهای بیدار برساند. ناگهان دوست (سربازان بدنام … تراشیده برای )ایشان میخواهد سناریویی از نوع حسین خان شریتمداری بسازند و علت مرگ مظلومانه این دختر وطن را زیر سوال ببرند همانطور که اوستای ایشان در مورد صانع ژاله نتوانست. واقعا این دوست گرامی چقدر وجدان درد گرفته بودند اما برای چه کسی؟

     
  25. پیام گذاران درست می گویند،شما که نویسنده این اعتراض هستی و معتقدی نوریزاد حقیقت را نگفته یا اشتباه کرده، خوب بگو درستش چه بود،دلیل و مدرکت کجاست، همین طور ولایت مداری که نمی توانی حقیقت را تغییر بدهی.بازداشت اطلاعات بودنش دروغ بود یا اینکه چهار پنج ماه گم بودنش یا این که بعد که خانواده پیداش کردن نمی تونست راه بره، یا وقتی شنید دوباره باید بره زندان خودش رو کشت کدامش دروغ بود؟!

     
  26. آقای محترم ماموریت شما کاملا روشنه این مطلب شما هم در راستای اراجیف نشریات فرومایه استبدادی است آنچه مسلم است تخریب آقای نوری زاد امکان پذیر نیست چرا که ایشان صدای مردم و صدای عقلانیت است .

     
  27. حکومت اینقدر دروغ گفته که چوپان دروغگو و پینوکیو هم اگر بودند حرف های حکومت را باور نمی کردند . پس جناب آقای محمودی شما به جای اینکه اینگونه موضع بگیرید بهتر است شخصا با دوربین صدا سیما و نمایندگان استان تشریف ببرید و از آنجا که آزادی کامل دارید شرح کاملی از موضوع بیابید که همه اطرافیان و دوستان و خانواده مرحومه آنرا تایید کنند .البته حواستان باشد به دروغ و مصلحت چیزی نگویید / چوپان دروغگو و پینوکیو را فراموش نکنید!( در ضمن آقای محمودی یادآوری کنم حالا که شما از نوری زاد گفتید ایشان به دفعات خودش را کاملا برای مردم معرفی کرده از گذشته و حال لطفا شما هم قبل از هر چیزی خودتان را کاملا معرفی کنید از گذشته و حال تا بیشتر با شما آشنا شویم تا گول حرف های بعضی ها را نخوریم.)

     
  28. هیچکس به زلالی و روشنی نوری زاد نیست…کدام سوال بی جواب؟او به همهء سوالها جواب داده.با صداقت…
    با چی به جنگ اینهمه نور اومدی؟با تاریکیِ ِدروغ؟

     
  29. بدون قضاوت در مورد نوشته اقای محمودی ، دو خاطره را نقل میکنم . در دوران جنگ 1 – به خانه دوستی دعوت شده بودم . نزدیک ظهر که وارد خانه شدم رادیو روشن بود ، ولی از شدت پارازیت ، انچه که پخش میکرد قابل تشخیص نبود . به صاحبخانه گفتم که رادیو را خاموش کند . گفت رادیو بغداد است . من گفتم که مشخص نیست چه میگوید . گفت که ، من میدانم ، فحش میدهد .
    2 – نزدیک ظهر بود ، در دفتر دوستی نشسته بودم . معلمی از اشنایان وارد شد . از تظاهرات علیه عزالدین حسینی باز میگشت . از فرط شعار ، عزالدین حسینی ، بگفته خمینی اعدام باید گردد ، صدایش گرفته بود ، بعد از اندکی استراحت از من پرسید ، این غزالدین حسینی کیست .
    بین این دو خاطره رابطه ای هست ؟

     
  30. سید ابوالفضل

    آقای بردیا استقامت عزیز
    سلام بر شما
    من اجازه می خواهم که با این قضاوت شما که می فرمائید : ” …به همین دلیل است که آقایان خاتمی و بیشتر سران اصلاحات از ایشان جانبداری می کنند. اینکه آنان به مانند نوری زاد شجاعانه حرف حق نمی زنند به دلیل محافظه کاری و ترس از جانشان است.” ، موافق نباشم . من نوع برخورد و عملکرد کسانی مانند آقای خاتمی را به ” ترس جان” مربوط نمی دانم . شاید این گونه قضاوت بی انصافی باشد . و شاید حق ناشناسی . اصولا دلیلی ندارد که نحوه ی عملکرد آقای خاتمی با آقای نوریزاد یکسان باشد . این به قول شما ” محافظه کاری” از ترس نیست . نوعی “روش” در برخورد با حاکمیت است که آقای خاتمی می پندارد از آن طریق بهتر می تواند حقوق مردم را محقق نماید . من بر خلاف شما روش های آقای خاتمی را هوشمندانه ، خلاقانه و شجاعانه می دانم . و برای ایشان احترام زیادی قائل هستم .
    در ضمن من رفتار آقایان نوریزاد و خاتمی را در تقابل با یکدیگر نمی دانم . به اعتقاد من هیچ کدام دیگری را نفی نمی کند . دو نفر با دو شرایط متفاوت ، اما در یک مسیر . مسیر حرکت به سوی آینده ای بهتر .
    ارادتمند
    سید ابوالفضل

     
  31. هموطن عزیز مهدی محمودی
    بنا به گفته ای خود شما : ” من نمیدانم که کدامیک از گزاره های فوق درست است اما میدانم مطلب اقای نوریزاد غیر واقعی است.”
    شما نمیدانید کدام گزینه درست است ولی میدانید که مطلب آقای نوریزاد غیر واقعی است؟! خوب شما بفرمایید داستان شلر چیست و علت خود کشی چه بوده و اصلا آیا ایشان به زندان اوین به مدت چند ماه بی خبر از خانواده رفته یا نه؟ اگر رفته چرا بدون حکم دادگاه مدتها بدون اطلاع خانواده بازداشت به اصطلاح موقت چند ماهه بوده و اصلا جرمش چه بوده و چرا آزاد شده؟ اگر شما یکم بیشتر روشن گری کنی و به اصطلاح خودتان مثل آقای نوریزاد به بیان مشتی موهومات اکتفا نکنید ما هم یکم روشن میشویم و دست آقای نوریزاد عزیز برای ما رو میشود.

    من هر چه مطالب آقای نوریزاد را میخوانم حداقل در انصاف ایشان شکی ندارم.

     
  32. ببخشید
    شما همانید که در نوشته تان به چشم می آید “جانبدار ولایت فقیه”

     
  33. جناب محمودی
    واقعا استدلال شما بی پایه و غیر منطقی است. بیشتر نوشته شما نقد شخصیت جناب نوری زاد است و دریغ از یک استدلال. شما خود را دوست شلر می خوانید؟ نه پیشینه ای از خود می دهید نه نسبتی با آن مرحومه و نه نشانی! آخر چگونه حرف شما را باور کنیم؟ به ما حق بدهید شما را سر سپرده این حکومت بدانیم. آقای نوری زاد با خانواده این شلر صحبت کرده است و آن را مستند کرده است. شما چه در چنته دارید؟ آن را آشکارا بگویید. افکار عمومی آن را قضاوت خواهد کرد. اگر قلم نوری زاد تند است، این تندی به سمت جنایتکاران است نه مظلومان. به همین دلیل است که آقایان خاتمی و بیشتر سران اصلاحات از ایشان جانبداری می کنند. اینکه آنان به مانند نوری زاد شجاعانه حرف حق نمی زنند به دلیل محافظه کاری و ترس از جانشان است. جالب اینکه همین اصلاح طلبانی که شما خود را به آنان می چسبانید به مجرد خروج از کشور از آقای نوری زاد هم در تندروی سبقت می گیرند. ما نمی خواهیم از دروغ داستانی ببافیم بر علیه حکومت جور. دستگاه ولایت مطلقه آنقدر ظلم کرده است که داستان شلر در آن گم است. اگر مستندی در این زمینه دارید ارائه کنید وگرنه شما همانید که در نوشته تان به چشم.

    با احترام
    بردیا استقامت

     
  34. جناب مهدي محمودي
    بالاخره ميفرماييد دوست فقيده شما به اطلاعات احضار نشده بود ومسئله مفقود شدن ايشان وتحويل ايشان از اداره اطلاعات بطور كلي تكذيب ميگردد ؟

     
  35. از مرگ دوست فقیده ام شلر فرهادی…! مردم را ابله انگاشته ای جناب؟شما چه دوستی هستید که هنوز اسم این خانم را نمی توانید درست بنویسید؟آگر کسانی دراین سایت شلر نوشته اند این بخاطر کردی ندانستن آنهاست ولی تو که دوست ایشانی!؟اسم ان جوانمرگانده و زنده یاد شلیر(لاله) و نه شلر یا شیلر.لابد او هم از شهدای بسیج در فتنه 88 بوده؟شماها همان به که سر در آخور بیت رهبر و اطلاعات بیت داشته باشید و در همان کیهان به اراجیف خود مشغول شوید. حنای شماها سالهاست که رنگ باخته و شما را آبرویی حتی پیش خودیها هم نمانده تا چه برسد به مردم و جامعه!بوی تعفن و مردار از گفتار و هرزه گی و بی شرمی و خودفروشی از رفتارتان هویداست.شماها نشان داده اید که به قیمتی نازل تراز یک ///////// قابل خرید هستید.

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

84 queries in 1673 seconds.