سر تیتر خبرها

کاستی های مطلب (داستان شکایت…) از نگاه معاون سیاسی

دوست  روحانی ای که با او در شورای سیاستگذاری ائمه کشور  دیدار داشتم ، نکاتی مرتبط با همان نشست برایم  ارسال کرده و خواسته که آنها را منعکس کنم . پیش از مطالعه  مطلب ارسالی ایشان ، بگویم که ادب و انصاف نویسنده برای من ستودنی است . همان گوهری که ظاهرا این روزها نایاب است . این را هم بگویم که : موارد مورد اشاره ایشان تماما درست است . و ایشان موردی  به موارد محتوایی آن نشست نیفزوده یا کم نکرده اند . اما من شخصا یا بخاطر اختصار یا بدلیل فراموشی (چون یادداشت نمی کرده ام) نتوانسته ام همه ظرائف  آن نشست را درنوشته ام بیاورم . درعین حال که معتقدم این اضافات نیز مشکلی از شاکله محتوایی آن نشست را ، و آفاتی را که این روزها بر خطابت امامان جمعه در افتاده  ، برطرف نمی کند .   آنچه می خوانید همه نوشته این دوست خوب ماست : 

بسمه تعالی

برادرم آقای نوری زاد

سلام

بخشی از مطالب نوشته شده از آن دیدار ظاهرا” به دلیل سهوی فراموش شده و کمی متفاوت که نیاز به توضیح دارد.استدعا دارم موارد زیر نیز افزوده شود.  مثلا”:

1- با امام جمعه محترم مشهد خودم تماس گرفتم اما امام جمعه محترم بندر عباس را گفتم به ((ما)) گفته است .

2-کمک دولت به امام جمعه محترم مشهد برای استان و در بودجه های استانی که استاندار نیز مرتبط هستند بوده و برای هزینه های فراوان مصلی ها، دفاتر ،ایاب و ذهاب و امور فرهنگی … می باشد نه فقط خودرو. و عرض شد ندانسته چرا بیان می شود.

3-سیاست مقام معظم رهبری(دام عزه) تا آنجا که ما خبر داریم ((ابقاء منصوبین امام (ره) بوده تا آنجایی که دیگر…)) وبر همین مشی بزرگانی چون آیت الله جنتی ، کاشانی و … امام جمعه هستند .مراکز استانها و تهران و قم ارتباطی به شورای سیاستگذاری ائمه جمعه ندارد و از اختیارات رهبری معظم است و نظرات شورا جمع بندی و ارسال می گردد.

4-گفتم یکی از دلایل فقر اطلاعات شما است که اینگونه نوشته و برداشت کرده ایدو در کنار گفته های سروش، گنجی و … نوشته های شما نیز زبانزد دشمنان داخل و خارج است و شما را مقابل نظام و رهبری می داند نه یار و یاور.

5-گفتم اشکالاتی که در هر سیستمی محتمل است مثل خیانت استاندار و فرماندارحضرت امیر علیه السلام را نباید به حساب آن حضرت گذاشت.

6-در خصوص استدلال شما که شریعتی چون روحانی نیست نظام به او خیانت کرده و او را سوزانده است : گفتم مراد شما از نظام کیست ؟آیا نظرات رهبری در این زمینه و 3 جلد کتاب حجت الاسلام و المسلمین حسینیان رئیس فعلی مرکز اسناد انقلاب اسلامی که تعدیل نظرات حجت الاسلام والمسلمین سید حمید روحانی است را دیده اید؟ گفتید نه ،گفتم پس بر چه مبنائی این گونه آورده اید؟چرا نظرات بعضی افراد را بپای نظام قلمداد می کنید .

7-گفتم، دوست ندارم که شما را گونه ای دیگر دانسته و شما هم نباید بهانه به دست افراد بدهید راههای دیگری نیز برای بیان مطالب وجود دارد.

8-گفتم، شما بااین بیان چقدر افراد را به نماز جمعه و جایگاه آنان بدبین می کنید در حالی که ممکن است ما هم نقد داشته باشیم اما به بهترین وجه و محترمانه تقدیم می نمائیم.نه با اتهام و هتاکی .

9-گفتم ،امام امت در خصوص حفظ نظام مطالبی فراوان مثل ((اوجب واجبات)) و نیز، ((از حفظ جان اشخاص ولو امام عصر (عج ) باشد مهمتر است ))فرموده اند و مرادشان نیز همین نظام است با تمتمی اشکالاتی که هنوز حل نشده است.ونه نظامی که معلوم نیست چند سال دیگر آن حضرت ظهور نمایند و تشکیل دهند.

10-گفتم، برای خطبه دوم ائمه محترم جمعه که مرتبط به مسائل سیاسی داخلی و خارجی است مطالبی تهیه و ارسال می کنیم و هیچ اجباری به استفاده از آن نداشته و اعزه محترم اگر بهره گیری نمایند  منتی بر ما دارند.

11-در خصوص حضرات آیات سید احمد خاتمی و علم الهدی با نظر شما در نامه، موافق نبوده و نیستم و گفتم شما از راه شرعی و اخلاقی به آنان منتقل کنید و مثال زدم که چند وقت پیش با لباس شخصی در نماز جمعه مشهد بودم که بغل دستی من با پارچه سبز به دست، از من پرسید که امام جمعه کیست؟ جواب دادم، او گفت چرا اینقدر بی انصافی می کند؟، گفتم کدام بی انصافی؟گفت این بیان او با گفته های آیت الله مکارم در سخنان دیشب در همین حرم متفاوت است.بنده همین مطلب را محضر آیت الله علم الهدی نقل کردم و گفتم که مشتریان شما در روز جمعه متفاوت هستند و بعضی حتی امام جمعه را نمی شناسند و برای اولین بار است چون نماز جماعتی در حرم نیست به نماز جمعه ملحق می شوند، این می شود برداشت آنها از نماز جمعه مشهد . اما بیان شما بگونه ای دیگر آمده است.

در پایان مجدد همان توصیه های دوستانه در آن جلسه را خواستارم و باور کنید نخواستم به گونه ای دیگر باشم بلکه اصلا”نمی خواهم شما جور دیگری شوید.و نیز بخشی از گفته ها محرمانه بود نه عمومی .

والسلام.

معاون سیاسی

شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشورShare This Post

 

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

77 queries in 0819 seconds.