سر تیتر خبرها
بیا این طرفِ بازار: روزملیِ 9  دی

بیا این طرفِ بازار: روزملیِ 9 دی

دیروز درامیدیه و آغاجاری بودم که دیدم بشکل افراطی 9 دی را گرامی داشته اند. به اهواز که برگشتم دیدم چه کرده این 9 دی دراهواز! افراط که می گویم، شما عقل وبایستگی را بردارید ودرکالبد نحیفِ باقی مانده، هرچه می توانید ازتراشه های پوکِ شعارهای توخالی پرکنید. راستش را بخواهید 9 دی، بیش ازآنکه دشمن را به ارتعاش اندازد، دلِ لرزان روحانیان وسرداران فربه ی ما را آرام کرد. من مانده ام این جنابان آنگاه که دورهم می نشینند و برای – به قول جوانها – ترکاندن 9 دی طرح ونقشه می ریزند، چه تصوری ازمردم دارند؟ ویا مثلاً برای مردم چیزکی ازعقل متصورند؟ یا نه، مردم را پوک مغزانی می دانند که می شود برهمان پوسته ی پوکشان داربست زد. 9 دی هرچه که نداشت این را اما داشت که: پوک مغزی محدود به “کوچک زادگان” نیست بل می شود درتندیس میان تهیِ کسانی که ادای بزرگی درمی آورند نیزکاه تپاند.

محمد نوری زاد

دهم دیماه نود و دو – آغاجری

اینجا ” آغاجاری” است. جهنم دره ای که پولهایش را برای آبادانی لبنان برده اند. دراینجا چرا نباید 9 دی را به رخ کشید؟

در امیدیه هستم. من درحین عبور این عکس را گرفته ام. تنها به این خاطر که گفته باشم: مساجد ما نیز میان تهی اند. عربده های 9 دیی این را می گویند.

9 دی را چرا به رخ می کشند؟ برای که به مردم گفته باشند: شما درتشخیص بزرگی ما تردید نکنید. لطفا.

من در امیدیه شاید سیصد طرح از 9 دی دیدم که از درو دیوار شهر آویخته بودند و بر داربست ها نشانده بودند. 9 دی یعنی این که: بخدا قسم ما به قدرت احتیاج داریم لطفا کسی به جایگاه ما سنگ نیندازد.

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

16 نظر

  1. اگر فضل انسان به عمامه میبود باید آن شتری که معادل الف عمامه بر او حمل میشود از اعلم ناس محسوب شود ، و حال آنکه مشاهده مینمائیکه حیوان است و گیاه میطلبد زنهار بمظاهر اسماء و هیاکلی که خود را به عمائم ظاهریَه و البسه زهد می‌آرایند ، از حق ممنوع مشو و غافل مباش.
    حضرت بهاءالله
    امر و خلق – جلد3

     
  2. بخداقسم،از ریالی که بابت این روزهای تحقیر آمیزاز بیت المال مسلمین هزینه میشود مردم نمیگذرند.ماکه از اسلامی که این ابلهان میگویند زدیم بیرون.بدا به حال اونهایی که دراین زمانه ارتباطات فهم فهمیدن را ندارند وبه مثابه یک میمون از این تشنگان قدرت وچکمه پوشان زوروثروت تقلیدمیکنند.اگر خدا عادل باشدشماها را نمیبخشد.این قدرتمداران برای خود از کلمه نحسی به نام مصلحت استفاده میکنند وهربلایی را برسرشمای پیرورهبر میارند.بهوش باشید بخدا جایگاه اینان درقعر جهنم است.چشماتونوباز کنیدوحقیقت جو باشید .آنگاه به انچه رسیدید عمل کنید.

     
  3. به خونخواران بگوییدبه شما چه که به زور به مردم بگوییدچطوررفتارکنن چه بپوشن چطور تفریح کنن لعنت خدا به زودی زود بر شما باد که شادی ایرانیان را گرفتید.همه دوستان من افسرده ودل مرده شدن هرروزآرزوی مرگ میکنند

     
  4. خنده های مصنوعی

    آزرده ایم و در اسارت خنده های مصنوعی
    دلمرده ایم و در نقش زنده های مصنوعی
    ریشه های خزیده در عمق ترس و هراس
    شاخه های خشک چون خزنده های مصنوعی
    دیریست بنام دین خدا را ربوده اند
    حاصل اما مساجد پر از بنده های مصنوعی
    له کرده اند زیر چرخ بلا دنده هایمان
    آدمکیم و با چرخ دنده های مصنوعی
    از اثر تیغ جهل و کین مقراضیان
    ما ییم و یک فوج پرنده های مصنوعی
    هر روز میگزند و گزش بر نمی تابند
    این قوم بدتر از گزنده های مصنوعی
    میخانه های طرب تا به حکم ریا بسته شد
    ایام شد به کام نهی کننده های مصنوعی
    آیا بود که دل به خنده شکوفا شود روزی؟
    دلمرده ایم و در اسارت خنده های مصنوعی

     
  5. چه کسی است که به یادسخنان وزین وپرمغز ادیب گرامی وفاضل جناب علم الهدی درروز9دی88 دل ازکف ندهدو تجدید بیعت بامقام ولایت ننماید.حالابفهمیدکه دلیل این استقبال میلیونی ازاینروزچیست.براستی اینروزرابایددرفهرست روزهای ماندگارملت مادرملل متحدجای داد.دراینروزعلم الهدی خس وخاشاک رابه گوساله وبزغاله تبدیل وتشبیه کرد.

     
  6. باسلام وخسته نباشید،آقای نوریزاد دربرنامه ای که به مناسبت 9دی از تلویزیون پخش شد عکس شمارا هم به عنوان فتنه گر نشان دادند.خواستم بگویم بخاط سریالی که در دوره اصلاحات ساختید از شما خوشم نمی آمدو آنرا یکجانبه وذوب در ولایت برای شما می دانستم اما الان خوشحالم که شما فتنه گرید ،چون هرکس را که ضرغامی بخواهد ذلیل کند پیش مردم عزیزتر می شود.(فتنه در لغت به معنی عملی است برای نشان دادن عیار طلا….).فتنه گران 88 نشان دادند که حاکمیت عیاری ندارد واصلا طلا نیست که بخواهند بسنجند.وحداکثر مفرغ است(با عذرخواهی ازمفرغ).موفق باشید.

     
  7. جناب نوری زاد
    پیشنهاد میکنم شما و هم کیشانتان مصاحبه خاطرات خواندنی مرحوم پرورش در خصوص حوادث 88 را که با خبرگزاری تسنیم بخش ( گفتگو ) صورت گرفته را مطالعه فرمایید . با تشکر

     
  8. سازمان تبلیغات اسلامی هم خبر از برگذاری 2000 تجمع در بزرگداشت 9 دی داده است . طبیعی است که تجمعی که کمتر از 100 میلیون تومان ناقابل هزینه داشته باشد هم “باشکوه ” تلقی نمیشود . تجمعات سازمان تبلیغات هم نمی تواند که باشکوه نباشد . بگردید دنبال پرتقال فروش .

     
  9. با درود به جناب نوریزاد عزیز،

    ۹ دی‌ قبل از اینکه وجود خارج داشته باشد که هیچ گاه نداشته، فقط براساس رویا و آرزوی رهبر خلق شد که خلقی بسیار متوهمانه بود و تنها همو هم بود که خیلی‌ تلاش کرد از چیزی که هیچ ربطی‌ به نظر و واکنش و حرکت مردم نداشته یک جعبه بزرگ مملو از مسکن‌های رنگارنگ بسازد که همین هم نشد که نشد که نشد. بحث ۹ دی‌ یعنی‌ رویا و آرزو و خوابی که هرگز برای رهبری تعبیر نشد و نخواهد شد.

     
  10. اینها با این کارهای احمقانه خود بیش از پیش خود را رسوا می کنند و ثابت می کنند که برای زنده ماندن و نفس کشیدن به تنگنا افتاده اند و چاره ای ندارند . واقعا باید شرمنده اعمال خود باشند که نزدیک 1100روز است سه انسان بی گناه را در حصر و محرومیت از حفوف اولیه خود قرار داده اند و جرات برگزاری حتی یک جلسه محاکمه علنی فرمایشی را ندارند تا معلوم شود که فتنه گر و راس فتنه چه کسانی هستند. فقط مانند سگ های ولگرد پارس می کنند و پاچه می گیرند.خجالت اور است که دیروز نتوانستند حتی 1000 نفر را در میدان فلسطین جمع کنند و مثلا یوم الله هشان را گرامی بدارند.ان سردار هیولا صفت نقدی از اندکی جمعیت روی سخنرانی کردن را نداشت و از محل جیم شد. ای خاک عالم بر سرتان که در نهایت جهل و بی خبری قرار دارید. همه این رفتارها نشان می دهد که جنبش مردمی چند میلیونی پس از انتخابات رسوای 88 چه عظمتی داشته که کابوس مرگ اوری برای حیات ننگین بی خردان و جاهلان بجا گذاشته است.

     
  11. از این پوسترهای 28 مردادی ما قبلا زیاد دیدیم اگر آنها تاثیری داشتند اینها هم خواهند داشت. فاعتبرو یا اولی الابصار

     
  12. با درود

    سايت نزديك به مصباح افشا كرد: ٥٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠ تومان / پانصد ميليارد تومان ، هزينه برگزاري ٩دي امسال.

    طبق گفته برگزارکنندگان این مراسم، سردار نقدی رییس سازمان بسیج مستضعفین در میدان فلسطین حضور یافت اما پس از مشاهده جمعیت شرکت‌کنندگان که تعداد آن ها حدود 300 نفر گزارش شده، در میدان فلسطین ترجیح داد که سخنرانی نکند و تجمع را ترک کرد….( آقا قهر کرده)

    بابک داد: دشمن نادان هم نعمتي است. داشتن “دشمن نادان”؛ نعمت است. خودشان كتاب 9 جلدي “دائره المعارف فتنه!” را منتشر کرده اند و عملا” ثابت كرده اند كه جنبش اعتراضي هنوز زنده و پوياست و آنقدر هم بزرگ و قدرتمند است كه بايد ابعاد آن را با يك “دائره المعارف” شناخت! فقط يك دشمن نادان مي تواند براي جنبشي كه مي گويد “مُرده است”، اينطور وسيع و رايگان تبلي…

     
  13. با درود

    این نظام جنایتکار جمهوری اسلامی. از روز نخست از شیوه مقدس سازی و برای نابود کردن و از بین بردن مردم ایران از شیوه ای انگ زدن استفاده می کند.

    یوم الله 13آبان. یوم الله 15 خرداد و… از طرفی برای سربه نیست کردن مردم : طاغوتی .لیبرال(آزادی خواه) . منافق. مفسد فی الارض.ضد انقلاب. فتنه گر و …

     
  14. چقدر این حکومت بدبخت و بیچاره است که این گونه بر طبل رسوایی خود میکوبد/
    بیشترین ترس و وحشت را رهبر معظم دارند که بعد از وفات امام خمینی هر چه سعی کرده بود بلکه آن ردای رهبری ساخت هاشمی به قواره اش بشیند فهمید که ردای رهبری برایش خیلی گشاد است که با احمد خاتمی و مصباح و علم الهدی و جنتی و ….. نیز اندازه ا ش نمی شود . آقایان فحاش ولایت درکتان می کنیم هر چه دوست دارید فریاد فتنه فتنه سردهید شاید باد کنید و ردای رهبر اندازه شود!!!

     
  15. سلام آقای نوری زاد
    نمی دانم آقای حسام الدین آشنا را می شناسید یا نه؟ وی اکنون از مشاوران رییس جمهور است. اخیرا در فیس بوک نوشته:

    حدود 20 سال پیش منزل ما خیابان 17 شهریور بود و ما برای نماز خواندن و مراسم عزاداری و جشنهای مذهبی به مسجدی که نزدیک منزلمان بود می رفتیم پیش نماز مسجد حاج آقایی بود بنام شیخ هادی که امور مسجد از قبیل نماز جماعت ، مراسم شبهای قدر ، نماز عید و جشن نیمه شعبان را برگزار میکرد اگر کسی می خواست دخترش را شوهر بدهد و یا برای پسرش زن بگیرد با شیخ هادی مشورت میکرد و در آخرهم شیخ خطبه عقد را جاری میکرد ، اگر کسی در محله فوت میکرد شیخ هادی برای او نماز میت می خواند و کارهای بسیاردیگر …

    یک روز من برای خواندن نماز مغرب و عشاء راهی مسجد شدم و برای گرفتن وضو به طبقه
    > پائین که وضوخانه در آنجا واقع بود رفتم ، منتظر خالی شدن دستشویی بودم که در این هین، در یکی از دستشویی¬ها باز شد و شیخ هادی از آن بیرون آمد با هم سلام و علیک کردیم و شیخ بدون اینکه وضو بگیرد دستشویی را ترک کرد.

    من که بسیار تعجب کرده بودم به دنبال شیخ راهی شدم که ببینم کجا وضو می¬گیرد و با کمال شگفتی دیدم شیخ هادی بدون گرفتن وضو وارد محراب شد و یکسره بعد از خواندن اذان و اقامه نماز را شروع کرد و مردم هم به شیخ اقتداء کردند من که کاملا گیج شده بودم سریعا به حاج علی که سالهای زیادی با هم همسایه بودیم گفتم حاجی شیخ هادی وضو ندارد ، خودم دیدم از دستشویی اومد بیرون ولی وضو نگرفت. حاج علی که به من اعتماد کامل داشت با تعجب گفت خیلی خوب !!! فرادا می خوانم .

    این ماجرا بین متدینین پیچید ، من و دوستانم برای رضای خدا، همه را از وضو نداشتن شیخ هادی آگاه کردیم و مامومین کم کم از دور شیخ متفرّق شدند تا جائیکه بعد از چند روز خانواده او هم فهمیدند. زن شیخ قهر کرد و به خانه پدرش رفت ، بچه های شیخ هم برای این آبروریزی ، پدر را ترک کردند .
    دیگر همه جا صحبت از مشکوک بودن شیخ هادی بود آیا اصلا مسلمان است ؟ آیا جاسوس است ؟ و آیا …
    شیخ بعد از مدتی محله ی ما را ترک کرد و دیگر خبری از او نبود … ، ما هم بهمراه دوستان و متدینین خوشحال از این پیروزی ، در پوست خود نمی گنجیدیم ، بعد از مدتی از حوزه علمیه یک طلبه ی جوان فرستادند و اوضاع به حالت عادی برگشت .

    بعد از دوسال از این ماجرا، من به اتفاق همسرم به عمره مشرف شدیم در مکه بخاطر آب و هوای آلوده بیمار شدم. بعد از بازگشت به پزشک مراجعه کردم و دکتر پس از معاینه مقداری قرص و آمپول برایم تجویز کرد . روز بعد وقتی می خواستم برای نماز به مسجد بروم تصمیم گرفتم قبل از آن به درمانگاه بروم و آمپول بزنم ،پس از تزریق به مسجد رفتم و چون هنوز وقت اذان نشده بود وارد دستشویی شدم تا جای آمپول را آب بکشم. درحال خارج شدن از دستشویی، ناگهان به یاد شیخ هادی افتادم !!! چشمانم سیاهی می رفت، همه چیز دور سرم شروع به چرخیدن کرد انگار دنیا را روی سرم خراب کردند. نکند آن بیچاره هم می خواسته جای آمپول را آب بکشد .!؟!؟ نکند ؟! ؟! نکند ؟! ؟!

    دیگر نفهمیدم چه شد. به خانه برگشتم تا صبح خوابم نبرد و به شیخ هادی فکر میکردم که چگونه من نادان و دوستان و متدینین نادان تر از خودم ندانسته و با قصد قربت آبرویش را بردیم .. خانواده اش را نابود کردیم و …

    از فردا، سراسیمه پرس و جو را شروع کردم تا شیخ هادی را پیدا کنم. به پیش حاج ابراهیم رفتم به او گفتم برای کار مهمی دنبال شیخ هادی میگردم او گفت : شیخ دوستی در بازار حضرت عبدالعظیم داشت و گاه گاهی به دیدنش میرفت اسمش هم حاج احمد بود و به عطاری مشغول بود. پس از خداحافظی با حاج احمد یکراست به بازار شاه عبدالعظیم رفتم و سراغ عطاری حاج احمد را گرفتم. خوشبختانه توانستم از کسبه آدرسش را پیدا کنم بعد چند دقیقه جستجو پیر مردی با صفا را یافتم که پشت پیشخوان نشسته و قرآن می خواند سلام کردم جواب سلام را با مهربانی داد و گفتم ببخشید من دنبال شیخ هادی میگردم ظاهرا از دوستان شماست ، شما او را می شناسید ؟

    پیرمرد سری تکان داد و گفت دو سال پیش شیخ هادی در حالیکه بسیار ناراحت و دلگیر بود و خیلی هم شکسته شده بود پیش من آمد ، من تا آن زمان شیخ را در این حال ندیده بودم. بسیار تعجب کردم وعلتش را ازپرسیدم او در جواب گفت: من برای آب کشیدن جای آمپول به دستشویی رفته بودم که متدینین بدون اینکه از خودم بپرسند به من تهمت زدند که وضو نگرفته نماز خوانده ام ،خلاصه حاج احمد آبرویم را بردند ، خانواده ام را نابود کردند و آبرویی برایم در این شهر نگذاشتند ودیگر نمی توانم در این شهر بمانم ، فقط شما شاهد باش که با من چه کردند. بعد از این جملات گفت : قصد دارد این شهر را ترک گفته و به عراق سفر کند که در جوار حرم امیرالمومنین (ع) مجاور گردد تا بقیه عمرش را سپری کند من هم هرکاری کردم که مانعش شوم نشد. او گفت دیگر چیزی برای از دست دادن ندارم ،او رفت و از آن روز به بعد دیگر خبری از او ندارم …

    ناگهان بغضم سرباز کرد و اشکهایم جاری شد که خدای من این چه غلطی بود که من مرتکب شدم ای کاش آن موقع کور می شدم و این جنایت را نمی کردم ای کاش حاج علی آن موقع بجای گوش دادن به حرفم توی گوشم میزد ای کاش ای کاش … و این ای کاش ها که بیچاره ام می¬کرد .
    الان حدود 20 سال است که از این ماجرا می گذرد و هر کس به نجف مشرف میشود من سراغ شیخ هادی را از او میگیرم ولی افسوس که هیچ خبری از شیخ هادی مظلوم نیست.
    دوستان ، ما هر روز چقدر آبروی دیگران را می بریم؟ ! زندگی ها را نابود می کنیم؟ !
    بخاطر خدا چه ظلم هایی که نمی کنیم؟ ! بخاطر خدا دعایم کنید آیا خدا از گناهم می¬گذرد ؟ چه خاکی باید به سرم بریزم ؟…. ای کاش و ای کاش ….

    ——————

    خواستم بگویم آقای نوری زاد این آقای آشنا که اخیرا افاضات کم نظیری راجع به مردم و حق مردم فرموده و چیزی که در سخنانشان دیده نمی شود حقوق تباه شده در سال 88 است ببینید چه اشکی برای شیخ هادی و جای آمپولش و آبرویش می ریزد. شما را بخدا چرا اینها برای آنهمه خون و آبرو و اموال مردم اشک نریختند. من منکر این نیستم که شیخ هادی در این داستان هم حقی داشته و حقش ادا نشده اما ببین ذره بین وتلسکوپ آقایان کجاها کار می کند و آنهمه فاجعه را نه که نبینند بلکه انکار هم می کنند.
    با تشکر

     
  16. یریدون لیطفوا نورالله بافواۀهم والله متم نوره ولو کره الکافرون/صدق الله/ ….نورخدا فریاد ملت بعد از خیانت دزدی حاکمین جور بود ومیرحسین وکروبی وآزاد مردان وآزاد زنان دربند همراه با ملت خداجو شدند….آیا این ارازل واوباش می توانند این نور راخاموش کنند!….تاریخ میگوید نه!…..به یاد دارم ازسال1338 که به دبستان می رفتیم هر روز صبح پایان سرود می گفتیم[خدایا چنان کن سرانجام کار…تو خشنود باشی و مارستگار]..آیا میرحسین وکروبی موجب خشنودی خداوند رافراهم نموده ورستگار شده اند یا؟………

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

87 queries in 1857 seconds.