سر تیتر خبرها
مادر، همسر، و دیگر هیچ!

مادر، همسر، و دیگر هیچ!

دیروز – چهار شنبه بیست و ششم آذر – رفتم شوشتر، و از آنجا رفتم گتوند. اما نمی دانم چرا درهمان شوشتر چشمم برای لحظه ای روی تابلوی “مسجد سلیمان” قفل شد. و درهمان یک لحظه ی کوتاه خود را در مسجد سلیمان دیدم. با رنج ها و شایستگی هایش. واین که بسیاری از ” اولین ها ” به مسجد سلیمان تعلق دارد و امروز اما به تحمل دردی عمیق زانو زده است. سفر به مسجد سلیمان را برای کمی بعد هماهنگ کرده بودم اما آن نگاه حسرتناک به تابلوی مسجد سلیمان با من بود تا این که به اهواز بازگشتم.

در اهواز خبردار شدم مادر و همسر امیر رضا (پیمان) عارفی – زندانی سیاسی تبعید شده به مسجد سلیمان – در راه بازگشت از ملاقاتِ وی بضرب یک حادثه ی جاده ای جان داده اند.

درباره ی این حادثه هیچ نمی گویم الا این که: روحانیان حاکم بر این سرزمین بلازده، یک جوان را بخاطر یک اعتراض ساده، به زندان و تبعید حکم می دهند و همزمان خودشان بخاطر یک اعتراض ساده به رژیم شاه پول ها و فرصت های این سرزمین نفرین شده را یا تباه می کنند یا به نفع خود بلوکه می کنند. مادران و همسران این روحانیان در خانه های امن و نرم و گرم، در آرامش اند و مادران و همسران زندانیان بی دلیل ما آواره ی هراس و درد و در بدری.

می گویم: این چرخ، یک روز از حرکت بازخواهد ایستاد جنابان. چرخی که بر محور نادرستی بگردد، یک روز از مدار خود بیرون می زند. و آن روز، زیاد دور نیست.

محمد نوری زاد

بیست وهفتم آذر نود و دو – اهواز

 

به صفحه ی من در فیس بوک نیز سر بزنید. صفحه ی اصلی من مدتی است از دسترس خارج شده و من ناگزیر به صفحه ی دیگری کوچ کرده ام و تمامی نوشته های سفر خویش را یک به یک در آن آورده ام.Share This Post

درباره محمد نوری زاد

30 نظر

  1. با سلام و احترام
    به نظر می رسد بعضی نظرات طولانی، سرکاری باشد. لطفاً پیشنهاد دهید کوتاه بنویسند یا خودتان زحمت کشیده خلاصه تایید فرمایید. با تشکر

     
  2. محمد رضا پهلوي روحت شاد كه اين اقايان مذدوران كمونيستها را خوب مي شناختي ودست اين همسايه دزد ودر يوزه را از اين آبوخاك دور كردي نور به قبرت ببارد وخدا در كنار كورش تورا محشور گرداند ومردمي كه حالا هم قدرت را نمي دانند كه چه بوديم وچه شديم

     
  3. خانمانسوز بود ، آتش آهی ، گاهی / ناله ای می شکند پشت سپاهی ، گاهی . معینی کرمانشاهی
    ارادتمند شما جاوید

     
  4. نظر دهندگان محترم

    نامه ذیل را بخوانید و ببینید که آقای خامنه ای در زمان دیکتاتوری سلطنتی چه میگفته ولی در این 24 سال در قبای رهبرئی /////
    بر گرفته شده از سایت:

    http://www.tarikhirani.ir/fa/news/63/bodyView/1749/آقای.هویدا.سری.به.زندان‌ها.بزنید.html
    آقای هویدا سری به زندان‌ها بزنید
    نامه سرگشاده حجج‌‌اسلام خامنه‌ای، منتظری، هاشمی، مشکینی، مصباح، جنتی و…
    بسم‌الله الرحمن الرحیم

    جناب آقای نخست‌وزیر، متاسفانه در سال‌های اخیر اقداماتی برخلاف قوانین اسلام و قانون اساسی در این کشور مذهبی انجام یافته که موجبات ناراحتی عموم طبقات را فراهم آورده و فاصلۀ عمیقی بین ملت و هیات حاکمه ایجاد کرده است، ملت و هیات حاکمه که باید متفقا در پیشرفت و عظمت دین و تعالی کشور بکوشند و با اعتماد و حسن اطمینان به یکدیگر در زمینۀ واحدی فعالیت کنند، با کمال تاسف هر دولتی که روی کار آمده، بجای اینکه به این اختلاف خاتمه دهد، آن را شدید‌تر و احساسات ملت را علیه هیات حاکمه برافروخته‌تر نموده است. ما نمی‌دانیم متصدیان امور چه می‌کنند و در نظر دارند این مملکت را به کجا بکشانند، آیا در این مملکت (باصطلاح دینی و مشروطه) مردم حق هیچگونه اظهارنظر در سرنوشت خود باید نداشته باشند؟ خفقان، محدودیت، سانسور، تفتیش عقاید از یک طرف، شکست اقتصادیات و تصاعد هزینه کمرشکن زندگی از طرف دیگر، ملت را از پای درآورده و اگر کسی از وضع موجود اظهار نارضایتی کند، سیاهچال زندان و سپس حکم دادستانی ارتش زندگی تیرۀ او را تیره‌تر می‌نماید. آخر در کدام گوشه جهان تا این حد فشار، اختناق، حبس، زجر، شکنجه و ترور افکار بر مردم حکومت می‌کند؟! در کدام کشور مراجع و زعمای دینی، سخنگویان مذهبی، روشنفکران، اساتید دانشگاه، تجار و اصناف، بالاخره طبقات متفکر و فعال کشور حق اظهار نظر در شئون اجتماعی خود ندارند، در جهان امروز کجا معمول است عده‌ای مطلق‌العنان حاکم مطلق بر جان و مال و ناموس مردم باشند و کسی حق فریاد و تظلم نداشته باشد؟ در کدام گوشه دنیا سابقه دارد که یک مرجع دینی و زعیم فداکار ملی با داشتن مصونیت و صلاحیت قانونی که از کشور خود دفاع می‌کند و می‌گوید نباید بیگانگان با اتکاء به مصونیت مطلق بر مال و جان و ناموس مردم تسلط داشته باشند، او را به اتهام ناجوانمردانه «قیام علیه مصالح کشور و تمامیت ارضی» تبعید و در مملکت دیگری زندانی و ممنوع‌الملاقات نمایند؟ آیا این قسم حکومت در بین ملل نیمه‌وحشی آن هم در دوران حکومت فردی از پست‌ترین حکومت‌ها شمرده نمی‌شده است؟

    آقای هویدا شما سری به زندان‌ها بزنید و بپرسید این اصناف مختلف زندانی: علماء، وعاظ، اساتید دانشگاه و دانشجویان، تجار و اصناف به چه جرمی مدت‌ها در زندان بسر می‌برند؟ آیا جز دفاع از حریم قرآن و عظمت کشور و تظلم از خفقان و دیکتاتوری جرمی داشته‌اند؟ آیا اگر کسی گفت نباید اسلام و قرآن مورد تهاجم واقع شود، کشور در چنگ بیگانگان افتد، ثروت‌های سرشار مملکت به یغما رود، اختناق و فشار بر مردم حکومت کند، دولت‌ها در تامین خواسته‌های مردم باید کوشش نمایند و بالاخره اگر کسی خواست با استفاده از حق قانونی خود در شئون کشورش اظهار نظر نماید، باید در سیه‌چال زندان زندگی کند و با محرومیت‌های همه جانبه دست به گریبان باشد؟ ما برای حفظ مصالح عالیه اسلام و کشور عزیز جداً می‌خواهیم به منظور پایان دادن به وضع خطرناک موجود و رفع اختناق و رفاه حال عامۀ مردم فکری کنید و به خواسته‌های مردم ترتیب اثر دهید. طبقات مختلف کشور بالخصوص علماء اعلام و بالاخص حوزۀ علمیه قم که مرکز هدایت و پرورش کشور است منتظرند که هر چه زود‌تر به وضع موجود خاتمه داده شود و مخصوصا در اسرع اوقات رهبر شیعیان مرجع عالیقدر حضرت آیت‌الله العظمی آقای خمینی مدظله علی روس‌المسلمین را به قم عودت داده و سایر علما و دانشمندان، اساتید محترم دانشگاه و دانشجویان و اصناف، تجار و متدینین را از زندان آزاد نموده و پیش از این نسبت به احساسات پاک و گرم مردم بی‌اعتنایی نشود.

    موسی زنجانی، ابوالفضل النجفی الخونساری، علی قدیری اصفهانی، سید علی خامنه‌ای، محمد محمدی، حسینعلی منتظری، علی قدوسی، اکبر هاشمی، ابراهیم امینی، احمد آذری قمی، محمدعلی گرامی، محمد علامی، یحیی انصاری شیرازی، ابوالقاسم خزعلی، مهدی فیض، عبدالعظیم محصلی، علی المشکینی، الاحقر عبدالرحیم الربانی الشیرازی، سید یوسف حسینی تبریزی، سید هادی خسروشاهی، سید ابوالفضل میرمحمدی، حسین حقانی، الاحقر سید مهدی حسینی ‌لاجوردی، صادق خلخالی، ابوالقاسم مسافری، عباس محفوظی، هاشم تقدیری، علی احمدی، محمدحسین مسجدجامعی، علی‌اکبر مسعودی، محمد موحدی لنکرانی، اسماعیل صدر، احمد جنتی، احمد امامی، میرآقا موسوی زنجانی، یدالله پورهاشمی، محمد یزدی، نعمت‌الله صالحی نجف‌آبادی، مصطفی اعتمادی، سید موسی شبیری‌ زنجانی، مهدی الحسینی الروحانی، محمدحسین الحسینی اللنگرودی، محمد حقی، محمدباقر حسنی، محمدباقر احمد پایانی، عبدالله جوادی، محمدرضا توسلی، محمدتقی صدیقین، شیخ محمد الهمدانی، محمدتقی مصباح ‌یزدی، حسین نوری، حسین شب‌زنده‌دار، علی دوانی، علی‌اکبر موسوی.

    ۴۳/۱۱/۲۹
    – رونوشت دیوان عالی کشور

    به امید روزی که عقل و خرد و اندیشه در همه ما ایرانیان به حد اعلا برسد تا فرهنگ سکولاری (جدائی دین از دولت) – که پله اول پیشرفت ایران است – در فرهنگمان نهادینه شود و دولتی منتخب مردم و برای مردم و پاسخگو به مردم را برپا کنیم.
    مهدی

     
  5. دنباله كامنت پيش با پوزش از اين تقطيع ناخواسته : ////
    به اصطلاح تشويش اذهان هرگز فكر كرده ايد .سقراط به جرم تشويش اذهان شوكران نوشيد .گاليله و جور دانو برونو و سهروردى و حلاج و پوينده و مختارى و زيد آبادى و صاحب عكس بالا و كما بيش همه زندانيان سياسى و مقتولين زنجيره اى يك جرم اصلى دارند و ما بقى رويه و نقاب است :تشويش اذهان .كدام اذهانى ؟اذهان عامه اى كه با اسلام مادر زادى و در سايه فرهنگ سالخورده موروثى زندگى مى كنند بى آنكه هرگز خود نيز بپرسند ،شك كنند ،و قصد خروج از بندگى كنند .در اين فرهنگ اصل بر آن است كه همواره چيزى بيرونى عامل وحدت و حقانيت مى شود :نقش عمامه اى در ماه يا فرقى نمى كند نقش آرم شركت كو كا كو لا ،هاله نور ،خون ، ندايي غيبى ،امدادى از ماورا ،رمز و راز يك قهرمان ،فريب فرهى ،اتصال به آسمان ،رايحه اى از عالم مردگان ،خواب و استخاره و علايم مبهم و مانند اين ها .دوستان متدين و رفقاى بى دين اين واقعيتى است بس ريشه دار .من نه آن را باطل مى دانم و نه حق .بالاخره فرهنگ كهن نيز كاملا راكد نبوده و انسان ها از آنجا كه پيش از هر چيز انسان بوده اند در باره مواريث فرهنگى خود كم يا بيش فكر كرده و جنگ هفتاد و دو ملت داشته اند.اما آزادى حقيقى از زمانى آغاز مى شود كه فردى بدون كينه و پيشفرض خرد مختار انسانى اش را ملاك اعتبار قرار دهد و نه چيزى از بيرون چون خون و هاله نور و مقدسات موروثى را .وقت عزيزتان را نگيرم :جرم اصلى اكثر افراد و جماعاتى كه حاكمان ما سركوبشان مى كنند بازگشت به انسانيت خويش و ابراز بيانى متفاوت با غوغاى عاميانه اى است كه پايه قدرت تمامت خواه است .

     
  6. در این شب اربعین مظلوم کربلا از خدای جبار میخواهم. که انتفام این جنایت جانکاه وجگر سوز ؟!را از مسبب اصلی اش قبل از اربعین این دو ستمدیده مظلوم بگیرد وریشه این جنایتکاران را از این کشور بزکند؟!آمین بحق الحسین علیه السلام

     
  7. دنباله كامنت پيش با پوزش خواهى از همه دوستان شريف و با درود به نوريزاد : چندى پيش به مناسبت ١٦آذز مقالاتى نوشته شد .از جمله مقاله آقاى على افشارى كه بر اساس روايت شاهدان ماجرا را با دقت بيشترى باز سازى كرده بود.پس از هجوم چند سرباز مسلسل بدست به دانشكده فنى دانشگاه تهران سه دانشجو كشته مى شوند .خون آنها به زمين مى ريزد . . از آن پس هر ساله در اين روز دانشجويان دست به تجمع و اعتراض مى زنند .خونى كه بر زمين ريخته شده عامل وحدتى گذرا ميان چپ ها كه اكثريت بودند با ديگر گروه ها مى شود .اسطوره اى كه در پس اين وحدت خفته است توسط على شريعتى بيدار مى شود :پيروزى خون بر شمشير .سنتى ريشه دار در روح قومى كه در عصر صفويان شاخصا وسيله اصلى وحدت ايرانيان شده با ماركسيسم وطنى درمى آميزد .گل سرخى در دادگاه آشكارا مولا على و حسين را با ماركسيسم لنينيسم همراه مى سازد .دهه چهل و پنجاه هجرى مقارن با دهه ٦٠ و ٧٠ ميلادى در همه محافل روشنفكرى غرب تمامت خواهى استالين و گورهاى دسته جمعى ميليون ها نفرى معروف به كولاك و تصفيه ها خونبار در دادگاه هاى نمايشى ديگر بر هيچ كس پوشيده نيست و جز معدودى از كمونيست هاى قسم خورده حزبى هيچ كس از آن دفاع نمى كند .در ايران درست بر عكس اين بخش ماجرا جز در معدود مواردى بخش سانسور شده و مسكوت ماجراست .با چشم پوشى از آنچه ديگر خواجه حافظ هم از آن خبر دارد آشى در هم جوش پخته مى شود كه در آن ابوذر غفارى و ميثم تمار سوسياليست شده اند و على و حسين با ماركس و لنين محشور و امپرياليسم با استكبار و پرولتاريا با مستضعف هم معنا .مليت كم كم دارد كفر و بورژوازى فاسد مى شود و دموكراسى غربزدگى .آل احمد مشروطه را با جانبدارى دو آتشه از شيخ فضل الله مشروعه مى كند (در خدمت و خيانت روشنفكران )و و قيحانه ترين دروغ تاريخ را بر زبان ها مى اندازد و بدينسان رسانه اصلى فرهنگ عامه را كه منبر و آخوند باشد مسرور مى گرداند .چه دروغى ؟اينكه اسلام بدون شمشير ايران را فتح كرده و ايرانيان خود با سر به آغوش اسلام پناه برده و خلاصه بدون مقاومت به اعراب مهاجم گفته اند :سرزمين ايران در طبق اخلاص مال شما .خوش آمديد.

     
  8. در زمان خدمت یکی از مسئولین آموزش که در مسائل امنیتی و حراستی صحبت می کرد می گفت یکی از روش های برداشتن افراد مخالف مرگ جنی است که در ادامه توضیح داد مرگ جنی مرگ به وسیله تصادفات رانندگی است بدون دردسر!!!

     
  9. جناب شغال کش

    من قبلا عادت داشتم جواب افرادی مثل شما را به شکل خودتان پاسخ دهم اما از اقای نوری زاد یاد گرفتم که بهتر است مثل شما ها نباشم و ادبیات چاله میدانی به کار نبرم

    دوست گرامی اولا که من و آقای مزدک دو فرد کاملن جدا هستیم با بررسی نوع نوشته هایمان، موضوع آنها، لحن بیان، نوع رفرنس دهی، کلیت مطلب، نوع پاراگراف بندی و مخاطب مطلب خیلی راحت این را می فهمی.

    دوما اگر کسی نطری دارد و کامنتی میگذارد که شما مخالف آن هستی، میتوانی شما هم نظرت را بگویی، نه اینکه شروع به فحاشی کنی. ادب داشتن کار سختی است ولی فحاش بودن مانند شما کار سختی نیست. هر فرد چاله میدانی می تواند فحاشی کند

    و نکته آخر اینکه شما به جای فحاشی به نقد نظرات روی بیاورید. اگر اهل مطالعه و یا تحقیق هستی، حتما میتوانی دیدگاه خود را مستدل بیان کنید. هیچکس با فحاشی و چاله میدان بازی به جایی نرسیده است و شما هم به جایی نخواهی رسید. در صورت ادامه این روند خوانندگان در نهایت به شما لقب شعبون بی مخ خواهند داد و حرفهایت را به پشیزی نخواهند خرید.

    کمی تامل لازم است

     
  10. نوریزاد و نوچه ها چرا برا خودتون تفسیر میکنید!!! شاید فارسی مسلط نیستید!!!!
    گفتم این مردک اینجا اینجوری لیشار میبافه و به همه فحاشی میکنه تک به تک و دست خالی بیاد یک جای خلوت همینجوری حرفاشو بزنه…. دارم فارسی میگم یعنی با مسلسل و نارنجک نیاد…یعنی با بیست تا تروریست دیگه نیاد…. تو داری صحبت از لت و پار میکنی چون فرهنگت اینجور بوده و اینجور میفهمی خدا بداد خوانندهات برسه با این فهمت…. خوب لابد همه قصه هات هم اینجوری بوده!!! دارم میگم این هیولا فقط اینجا جرات تخم کردن و سره خوندن داره پاشو بزاره بیرون از زبون میافته….شغال کش هم یعنی کشیدن شغال به بیرون پناهگاه!!! اینم برا تو و حمید و بقیه فیلسوفای دیپلمه….
    تو هم سانسور نمیکنی و مال منو سانسور میکنی!!!! روراست بگو دردت چیه!!!!
    تو مگه نمیگی اهل نوشتن هستی پس چطور هنوز نمیفهمی این یارو یه روز دربدره یه روز مردک یه روز سمیر…. همه نوشته هاش به سر وته و فقط قاب فحشهاشه یه نفر بگه این یارو چی داره میگه اگه تونست…..بعد بگه دلیل اینهمه تغییرات در زبونش چیه
    دردت اینه یک ادب و اخلاق و مدارا زبونت انداختن تو هم کشتی خودتو
    نوریزاد دو روز برو امریکا و جاهای دیگه فقط ببین پلیس و قاضی با اشغالها و مجرمها چطور برخورد میکنه….ببین با فحاشها و تروریستها چطور برخورد میکنه
    نوریزاد زیادی زرنگ تشریف داری هر فحش و بدتر از فحش بعضیهارو قشنگ و کامل و زود چاپ میکنی بعد حرفا و جوابهای دو سه نفرو یا اصلا نمیزاری یا سانسور میکنی یا جونت در میاد بس که با تاخیر نشون میدی….. بعد اینقدر این کارو ادامه میدی تا یکی طاقتش سر بیاد و چیزی بگه بعد رو تابلو میزاری و نظر میدی و کلاغ هات هم به نوبت قار قار میکنن!!!
    اسم ساسان هم بیخود نیاوردم منتظر جوابش بودم…. اونای که پاشون بیرونه و قصد خیر دارن مراقب باشن
    نوریزاد فکر کردم پنج زاریه ولی میبینم ده زاریه

     
  11. تا آنجا كه من مى دانم انجمنى به نام انجمن پادشاهى وجود خارجى ندارد مگر مقصود يكى از اين كانال هاى ماهواره اى باشد كه چند نفرى آن را مى گردانند و اين نيز جز در جمهورى اسلامى و دو سه كشور ديگر جرم نيست .عده اى به راهى يا به نظامى سياسى معتقدند و حق دارند آنچه را درست مى دانند با دهان يا بلند گو يا روزنامه يا هر رسانه اى بيان كنند .در همان دادگاه فرمايشى و نمايشى سبك استالينى كه بعد از تقلب سال٨٨ ساخته شد -همان دادگاه كه در آن مرحوم ماكس وبر نيز محاكمه شد- نام انجمنى به اسم پادشاهى علم شد تا بلكه ما ساده لوحان فكر نكنيم حضرت رادان و مرتضوى و قاضى صلواتى و مرتضى تمدن و نقدى و احمدى مقدم و مابقى رانتخواران الكى هستند و تنها هنرشان شكستن گردن و لخت كردن انسانها در كهريزك و شورآباد و اشتلم كردن در برابر انسانهاى بى دفاع و بى فرياد رس است .نخير ،ماجرا غير از غارت رآى مردم است .يك دشمنان خطرناكى ،يك دشمنان خطرناكى ،پشت پرده اعتراضات مردم اند كه اگر اين ببر هاى كاغذى نبودند حالا جان و مال ما در اختيار اجانب بود .براى اينكه بگويند وجود هم دارند دو نفر را به اسم هوادارى از انجمن بى نام و نشانى اعدام كردند و براى صاحب عكس بالا مجازات جديدى به نام زندان در تبعيد جعل كردند كه شدت آن بر بزرگى كار كارستانشان دلالت كند . . كسى كه رهبرش مى نامند اخيرا گفته است كه كنترل رشد جمعيت نقشه استكبار است براى جلوگيرى از افزايش جمعيت مسلمان ها .بنا به اين گفته مسلمان كسى است كه از شكم مادرش مسلمان زاده شود .با اين منطق مى توان استالين و نيچه و داوكينز و ايوان كارامازف و باكونين را مسيحى تلقى كرد چون از زهدان مادر مسيحى به دنيا إمده اند و صادق هدايت و كسروى و ارانى هم شيعه جعفرى اثنا عشرى اند .انسان شريفى كه عكسش را در آن بالا مى بينيد مال ملت را به جيب نزده است ،او از پول نفت پاداش ميلياردى در ازاى شكنجه و رفتار وحشيانه با مردم نگرفته است ً،او براى كسى پرونده دروغين جعل نكرده است ، او با ماشين از روى سر كسى رد نشده ، او هيچ همنوعى را آزار نداده است ،او بودجه دارو را صرف خريد پورشه نكرده ،او به اسير در بند تجاوز نكرده است ، او نويسنده اى را در شب تاريك به ضرب گلوله نكشته است ،او حتى يك تفنگ شكارى نداشته است .او فقط به آنچه درستش مى دانسته پايبند بوده و باور او با باورهاى آنكه رهبرش مى خوانند تفاوت داشته است .باور متفاوت جرم همه زندانيان سياسى بوده است .در ايران همه بايد يكدست مثل حاكم فكر كنند .حاكمى كه انسان هاى آينده را نيز يك دست مى خواهد .آن هم بر حسب دين آنها به وقت زاده شدن .آن كسى كه آن بالا عكسش چنگ بر دلمان مى زند ديگر عزيزانش را در ساعت ملاقات نخواهد ديد فقط چون شرافت داشته است .

    ————————

    سلام کورس گرامی
    تشکر از نوشته ی موجز و متفاوت تان
    سپاس

     
  12. ميگم از اين موضوع كامپيوتر هاي ربوده شده و وزارت اطلاعات اگه يه فيلم مستند بسازيد فكر كنم فيلم ماندگاري شود

     
  13. آقای سگ کش یا شغال کش یا انسان کش یا به هر شغل شریفی که تشریف دارید، لطفن حرمت این سایت را نگه دارید. اینجا برای هر حرفی، نقدی ارائه می شود و خوب شاید بعضی مثل شما اینها را نپسندند ولی به هر حال فضای اینجا اینگونه است.

    لطف بفرمایید فضای اینجا را همانند بقیه سایت ها که هک و خراب کرده اید، خراب نکنید و در نهایت اگر فکر میکنید ما گمراهیم یا در راه نادرست هستیم، شما به راه صواب خودت مشغول باش و دست از سر ما بردار. هدایتت را برای خود بردار و برای اهل خانه ات یا نزدیکان خودت تعریف کن و ما را در همین جهل خود رها کن.

    موفق باشی

     
  14. دوستان گرامی
    این وبلاگ را دوست عزیزمان محمد نوری زاد با هزار خون دل و فداکاری و تحمل هزینه های مادی و معنوی کمر شکن به راه انداخته اند
    دلیل این که من اینجا آمده ام آن است که برای نوری زاد احترام ویژه ای قایلم و مایلم به سهم خود از این حرکت آزادی خواهانه حمایت کنم به گفته شاعر قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود
    بنا بر این از تمامی دوستان تقاضا می کنم سعی کنند باری از دوش این مرد بزرگ وار بردارند نه این که خود بر دوش او سوار شوند
    از برخورد های شخصی خودداری فرمایید
    مثل این که برخی دوستان وقت خواندن مطالب نوری زاد را ندارند و یک راست می روند برای حالگیری طرف مقابل
    ابتدا آنجه نوری زاد نوشته را مطالعه کنید بعد در آن تامل کنید درد را در قلب خود احساس نمی کنید؟ با این حال چگونه مجال می یابید وبلاگ را به محلی برای برخورد های شخصی تبدیل کنید
    هر کس حرفی دارد را مستدل یا نامستدل ابراز کند و داوری را بر عهده خوانندگان گذارد
    دوستان ما همه هم دردیم وگرنه اینجا نمی آمدیم

     
  15. چندی پیش ذوالنور گفت که در روز عاشورای ۸۸ طرفداران موسوی و کروبی در تهران ایستگاههای صلواتی برای سرو مشروب بر پا کرده بودند
    خسرو خوبان (حسینیان) گفته که سران فتنه قایقی در سد کرج اجاره کرده بودند و از انجا فتنه را اداره میکردند.
    اقایان خبر ندارند که در روز عاشورا باراک اوباما و جورج بوش و رییس سازمان سیا در تهران نزدیک دانشگاه تهران به همراه جورج سوروس چادر زده بودند و از طریق موبایل هایشان سران فتنه در سد کرج و مسیولان ایستگاهای صلواتی پخش مشروبات را هدایت میکردند.تعدادی از خوانندگان امریکایی از قبیل بیانسه و جنیفر لوپز مردم را تشویق میکردند که خودشان را از بالای پل به پایین بیندازند ویا خودشان را به زیر ماشینهای نیروی انتظامی بیندازند.
    در یک مورد برد پیت و همسرش انجلینا جولی همسر علی موسوی خواهرزاده میر حسین موسوی را درروز عاشورا در پاترول مشکی متعلق به اف بی ای سوار میکنند وبه او یاد میدهند که چگونه همسرش را بکشد.
    در این روز////

     
  16. شروط بک گفتمان سازنده و مفید به داوری هابرماس منتکر تز فضای گستره همگانی یا فضای عمومی

    حق گفت و گوی برابر بین شرکت کنندگان در گفتمان
    – کیفیت برابر تعابیر و استدلال
    – عدم سلطه جویی طرفین
    – دوری از مغالطه

    عدم سلطه جویی یعنی من حرفم راگفتم و تو هم گفتی داوری با خوانندگان

     
  17. درود محمد عزیز،

    لینک صفحهٔ فیسبوک جدیتتن چیه؟ مرسی‌

    —————

    سلام . بفارسی بنویسید : محمد نوری زاد. دوسه تا بهمین نام ظاهرمی شود. آن را که عکس من با پرچم: سفرصلح و دوستی است انتخاب کنید.

     
  18. جناب شغال کش یعنی 35 سال کم گردن و دست و پا و چک و پوز خرد کردیه اید؟ای بابا برادر شکسته نفسی نفرمایید.خوشبختانه کامنت شما گویای طرز تفکرتان است.من از این پس از جناب نوریزاد استدعا دارم که بخصوص کامنتهای شما را هر چند توهین و فحاشی باشد سانسور نکند.مگر شما ها با همین زبان چاله میدونی و در نهایت وحشیگری 35 سال با مردم بلازده ایران رفتار نکرده اید.چه بهتر که شماها درست آنطور که هستید در معرض قضاوت قرار گیرید.شما که بقول خود با رژیم نیستی و اطلاعاتی هم نیستی پس چرا از شناسایی شدنت واهمه داری؟این جنایاتی را که نوریزاد گرامی گوشه هایی از آنرا معرفی میکند جنایاتیست که شماها در اینمدت انجام داده اید. وقتی شماها همچون درندگان وحشی در این فضای عمومی به چنگ و دندان نشاندان مشغولید معلوم است در زیر زمینها و پستوهای اطلاعاتی که کسی ناظر اعمالتان نیست چه بر سر مردم میاورید.شما خیال کردید که من به ساده گی در دامهایی که افرادی مثل تو و یاران و …برای منحرف کردن بحثهایی که مستقیما به ریشه بدبختیهای کنونی نشانه رفته می افتم ؟احمدی نژاد نمونه بسیار روشنی از شماهاست.شما ها عادت کرده اید که هر سؤالی از خود را به سؤالاتی از دیگران پاسخ دهید.این تنها یکی از نشانه های اطلاعاتی شماست.ولی برای کسانیکه شماها را سالها رصد کرده اند ترفندهای شما بی اثراست.و کاربران بخوبی با برخورد درست من با شماها به آسانی به ماهیت اطلاعاتی و بسیجیتان پی برده اند.من با خواندن یکی دو کامنت از شماها براحتی از ماهیت شماها پی می برم و تا زمانیکه شماها ماهیت خود را بروز نداده اید دست از شماها نمی کشم.خلاصه برادر خوب خودتو لو دادی.

    ———————-

    سلام مزدک گرامی
    خواهش می کنم برای دعوا بفرمایید بیرون سایت. ما اینجا تحمل شاخ و شانه کشیدن و عربده کشیدن و سخنان زمخت نداریم.
    با احترام

    .

     
  19. شاید…………
    شب وهم انگیز……
    به پایان رسید…….

     
  20. رهبر کره شمالی چند روز پیش شوهر عمه اش را که با کمک اوبه قدرت رسیده بود برکنار کرد و دیروز اعدام کرد!!!!!!الان میفهمم چه خونی به دل امثال آقای جنتی و احمد خاتمی هست وقتی میگند رافت اسلامی شامل حال فتنه گران شد …خداییش در مقایسه با کره ی شمالی خودتون خجالت بکشید وقتی با بی شرمی هنوز
    چشم توی چشم آقایون میندازید و خواستار آزادی سران فتنه میشید..من که اصلا الان از شرم اشک توی چشمام حلقه زده!!!

     
  21. سلام به صدای رسای ملت محمد نوریزاد
    جناب آقای خامنه ای
    بنده اولین تکبیر گو بر بام در زمان شاه سابق می باشم وخدا میداند که هر روز بر تن زخمی ومجروح و در حال اهتزار این انقلاب و فرزندان آن و اسلام عزیزمیگریم. جناب خامنه ای مروری بی غرض و عادلانه به 8 سال گذشته و حمایت تمام قد شما از مسئولان آن و آنچه بر این ملت گذشت بر شما و آنان که برای منافعشان حامی شما می با شند دلیل متقنی است که بر فرض که اصل ولایت فقیه اصلی عقلی و شرعی و قانونی باشد بر اساس همین عقل و شرع و قانون شما شرایط لازم را نداشته و یا از دست داده اید و شما شایسته ی این لباس نمی باشید بینش دگم و مستبد وکور شما و گروهتان از اسلام و عملکرد تان بر اساس آن همانطور که امام گفت آنچنان سیلی به صورت اسلام زد که قشر وسیعی از امید های آینده را از دین بیزاز و دشمنان اسلام را شاد کرد و ایران و ایرانی را زمینگیر کرد و به فلاکت نشاند و این به ایران ختم نمی شود و دامنه ی آن خاور میانه و کشورهای اسلامی را فرا گرفت. آنچه امروز در سوریه می گذرد نتیجه ی قرائت شما و همفکران شما از اسلام است این بینش افراطی و مستبد شما با عث تولد قرائت مستبد و متوحش و ترسناکی در برابر آن از اسلام شده که اکنون یازده هزار نفر خارجی با حمایت سعودی با این بینش در سوریه مشغول به قتل عام به نام اسلام می باشند. به نام خداوند عزوجل بیدارشوید و نگاهی به پاپ جدید بیندازید که آبروی کلیسا را خرید شما را به خدا شما نیز آبروی اسلام را بخرید و لباس ولایت را از تن در آورده و حد اقلش بر تن اهلش کنید شاید این ملت نفسی بکشد و در همه پرسی به ادامه ی آن رای بدهد یا ندهدو شاید خداوند و خلق الله از شما بگذرند

     
  22. ساسان جان و بعضی دیگر نگاه کنید این مزدک /////// چی نوشته:

    {جناب سمیر گرامی با درود و شپاسگذاری از کامنت شما به دو براد بسیجی باران و ( ان )دیگری که جز اراجیف چیزی که قابل نقد باشد ندارند و سبک مغزانه خیال میکنند که دنیای مجازی هم سلولهای تنگ و اطلاعات است که همچون (لاشه خور) به (دریدن) دوست گرامی مه نشاند نور و (سگ عو عو )کند.
    پیروز باشید و کامیاب!}

    همون جایی که ازش اومده و کارایی که میکرده و غذایی که میخورده و صدایی که در میاورده….من نه بسیجیم نه حکومتی نه دولتی فقط ارزو داشتم یه جای خلوت تک به تک و دستای خالی ////
    فکر کرده اینجا اردوگاه /// شونه که با کلت و نارنجک و هر ///// پای فرستنده رادیوشون انجام بده ….بدتر از فاشیستهای نازی و القاعده زن و بچه مردمو سر چهار راه با بمب تکه تکه میکردند و بعد نوکر حلقه بگوش صدام شدن و برای موشکهای عراقی گرا میدادن یعنی زنگ میزدن منطقه های مختلف تهران محل موشکهارو تعیین میکردن همین جنایتها دیونش کزده معلوم نیست دستاش در چقدر خون باشه…./////////هنوز خبر نداره سمیر خودشه ورداشته براش نامه نوشته!!!! شستشوی مغزی زیر افتاب عراق…پاش میافتاد نصف مردمو تیکه پاره میکردن و گوشت و خونشونو عین گرگ و خوک میخوردن…این یارو ممکنه از این ابغوره فلزیها باشه الکی میگه مجاهد!!
    نوریزاد هم قشنگ اجازه هر فحاشی و ترور اینترنتی رو بهشون میده و درس ادب و اخلاق هم میگه بهتره از همون مردم اهواز ابادان ادب یاد بگیره!!!! نوریزاد یا داره عقده خالی میکنه چون بدجور کینه و بیچاره است یا ریگی به کفششه حواستون جمع باشه این مزدک /////// ممکنه با یه کوپه ریش تهران باشه و قصد دیوانه نشون دادن اون مجاهدین نکبتو داشته باشه اینا واسه حفظ خودشون هر کاری میکنن نوریزاد هم تا اینجای کار اصلا مبرا نیست چون یه مامور کارش اینه اگه نتونه که امنیتی نیست بعدشم هنرپیشه است معلوم نیست تا حالا چند نفر گیر افتادن کی خبر داره بقیه که ازادن چون کاره ایی نیستن زندونهاشون هم جا نداره اون ملکی و بقیه هم ساده هستن خبر ندارن نوریزاد هم این بهانه ها رو علم میکنه دارم بهتون میگم وضع هیچکدوم از اینا معلوم نیست نه بامداد نه اون ///// تروریست مجاهد… تا الان هم هممون شاید شناسایی شده باشیم زورشون به من نمیرسه کسی سراغ من بیاد نسخش پیچیده اس برادرام و دوستام دیگه ولش نمیکنن…اینا حدسه مطمئن نیستم اصلا شاید اینجا براشون کبریت بی خطره وقتی دیدن نوریزاد بخار نداره ولش کردن تا دلش خوش باشه ولی مراقب خودتون باشید. نوریزاد حرفای اون بوگندو رو منتشر کرده پس این یکی هم باید منشر کنه.
    ———————–

    سلام دوست گرامی
    مثلاً بعد از مطالعه ی این نوشته ی شما، طرف – هر کی که هست – لابد لِه و لورده باید شده باشه دیگه نه؟
    دوست من، جرقه هایی که از عصبیت شما بر می جهد، بسیار پیش از آنکه طرف شما رابسوزاند، آرامش خود شما را بر آشفته. دوست من، دراین دنیا هیچ چیزی نباید ما را از جاده ی اعتدال خارج کند. وشما دوست من، زیادی از این جاده منحرف شده اید. کمی آرامتر. آرام. آرام. آرام.

     
  23. ” این چرخ، یک روز از حرکت بازخواهد ایستاد جنابان.
    چرخی که بر محور نادرستی بگردد، یک روز از مدار خود بیرون می زند. ”

    و کاخ ستم //// را بر سر پدیدآورندگان و نگهدارندگان آن خراب خواهد کرد!

    “و آن روز، زیاد دور نیست.”

    خبری است که اگر “قلب” را به درد نیاورد این “قلب” در سینۀ یک “انسان” نمی طبد!

     
  24. فریدون خاوند استاد اقتصاد در پاریس

    بحران بزرگ در بخش صنعت ايران،موضوع گفتگوی اقتصادی راديو فردا با فریدون خاوند، استاد اقتصاد در پاریس است.

    سوال : منابع رسمی جمهوری اسلامی از کاهش چشمگير سرمايه گذاری در بخش صنعت ايران خبر ميدهند. با توجه به اين رويداد، صنعت ايران در حال حاضر در چه وضعيتی است و کاهش سرمايه گذاری در اين بخش، چه پيآمد هايی دارد؟

    فريدون خاوند: همه منابع کارشناسی کشور رکود بسيار شديد در بخش صنعت ايران را تاييد ميکنند، از جمله مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی که نرخ رشد صنعت را در سال ۱۳۹۱ منهای ۹.۵ در صد ارزيابی ميکند.

    رييس اين مرکز، دکتر کاظم جلالی، با تکيه بر مطالعات نهاد زير سرپرستی اش ميگويد که سرمايه گذاری صنعتی درايران از بيست و دو هزار ميليارد تومان در ۱۳۸۷ به نه هزار ميليارد تومان کاهش پيدا کرده، يا به بيان ديگر کمتر از نصف شده. اين فاجعه بزرگی است برای بخش صنعت که سهم بيست در صدی دارد در اقتصاد کشور.

    وقتی اين بخش، که در واقع آينده کشور را در اختيار دارد، با رشد منفی حدود ده در صد روبرو ميشود، صد ها واحد توليدی تعطيل ميشوند و بازار کار فرو ميريزد، بازرگانی خارجی ضربه می خورد، به دليل کاهش عرضه کالا ها نرخ تورم بالا ميرود. و چشم انداز خروج ايران از يک اقتصاد وابسته به نفت، دور و دور تر ميشود.

    سوال : چرا صنعت ايران به اين روز افتاده و از هدف هايی که در برنامه های پنجساله برايش در نظر گرفته شده بود، اين همه دور شده؟

    فریدون خاوند:ايران برای پيشبرد صنعتش از برگ های برنده برخوردار بوده و هست.
    ايران در منطقه خاورميانه، جزء اولين کشور هايی است که از اواخر قرن نوزدهم به صنايع نوين روی آورد. موقعيت استراتژيک ممتازی دارد برای تاثير پذيری از پيشرفت های صنعتی در ديگر مناطق. با استفاده از انرژی ارزان به ويژه گاز می تواند زمينه مساعدی را برای رشد واحد هايش فراهم کند و غيره… ولی از اين همه امکان استفاده نشد.

    به دلیل زد و بند روحانیت با تجار برای دریافت خمس دلار های نفتی در خدمت واردات انبوه کالا قرار گرفتند و کمر توليدات داخلی را شکستند. واحد های توليدی طی سال های اخير با دشواری های عظيم ناشی از افزايش قيمت ارز و حامل های انرژی روبرو شدند وبرای تامين نقدينگی مورد نياز خودشان در مانده شده اند، خيلی از بنگاه ها که به معنای واقعی کلمه نه دولتی هستند و نه خصوصی، از مشکلات مديريتی رنج می برند و در اين ميان تحريم هم دشواری ها را چند برابر کرده و ارتباط صنعت ايران را با دنيا، که قبلا هم تعريفی نداشت، در وضعيت زاری قرار داده…

    سوال : در مقايسه با آمار بين المللی، صنعت ايران در چه وضعيتی است؟

    فریدون خاوند: ميانگين توليد سرانه صنعتی در دنيا، ۱۲۷۷ دلار است و در ايران تنها ۳۱۶ دلار. به بيان ديگر هر ايرانی کم تر از يک چهارم ميانگين جهانی توليد صنعتی دارد.

    در مقياس منطقه، هر شهروند عربستان ۴.۵ برابر و هر شهروند ترکيه حدود پنج برابر يک ايرانی کالای صنعتی توليد ميکند.

    اين ها آماری است که به تازگی از سوی وزارت صنعت، معدن و تجارت جمهوری اسلامی منتشر شده. همان آمار ميگويد که هر شهروند عربستان دوازده برابر يک ايرانی کالای صنعتی صادر ميکند.

     
  25. salam dar coment ghabli az shoma khastam ghalametan ra chon potk bar sare hakemane zoorgoo va bimasooliyat bekoobid ta az khabe amighi ke foroo rafteand bidar shavand . amma in postetan raziam nakard .montazer mimanam.

     
  26. و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون… خدایا این همه ظلم و جنایت را آیا پاسخگویی هست ؟ به که و کجا پناه ببریم؟ ایا اینست مفهوم حکومت عدل علی ؟ ایا باید اخوند ها و خانواده هایشان در ارامش و امنیت و در فضایی سرشار از رفاه و راحتی به سر ببرند و مخالفان انها فقط به صرف اختلاف عقیده دیگر حق زندگی نداشته باشند؟ اگر منظور از اسلام اینست من و همه خانواده و بستگانم از این دین و دیانت بیزاریم و از آن تبری می جوییم. به فرزندانم هم وصیت کرده ام که هرگز و هرگز دین و انسانیت را در چنته اخوند ها نجویند که جز خسران دنیا و آخرت نصیبی نمی برند. خدایا به تو پناه می بریم و از تو یاری می جوییم. اهای اخونها امثال علم الضلال ها- خاتمی های سرسپرده دربار-جتنی فسیل شده ایا معنی خلخال ربوده شده از پای زن یهودی را میدانید؟ به والله قسم نه… چرا که اکنون زنان و مردان و کودکان بسیاری با ندانم کاری های شما جان میدهندو شما ککتان نمی گزد. و این مصداق همان آیه خداوند است که می فرماید:صم بکم عمي …

     
  27. واقعا خبر جگر انسان را آتش میزند . بخاطر لجبازی و سخت گیری به یک جوان او را به مسجد می فرستند که هم تبعید باشد و هم زندان و برای دیدن فرزند و همسر باید این همه مسیر را هر بار میرفتند و بر میگشتند که آخر سر هم به مرگ خودشان منتهی شد . واقعا مسئولین چطور میخواهند در آن دنیا جوابگو باشند و در این دنیا جواب این خونها را چه کسی میدهد ؟ خداوند انشاء ا.. فرجی کند که این ملت از این وضعیت خلاص شوند .

     
  28. خدا رحمتشون کنه….. آقای نوری زاد شنیدم در پی اصرارهای آقای مطهری درباره شنود ایشون هویت افراد شنود کننده فاش شده و چند نفری هم تنبیه شدند.. شاید این نوید رویه جدیدی باشد… در بازگشت از سفرتون بار دیگر به درب وزارت اطلاعات مراجعه کنید شاید اینبار باز شد.. شاید این بار به لپ تاپ و کامپیوتر ها و دوربین های شما نیازی نداشتند و اونارو پس دادن

     
  29. در دل او چه میگذرد وقتی این هفته می آید و او ملاقات کننده ای ندارد.
    آنوقت برای مظلومیت حسین ناله و گریه میکنیم. کجا مظلومیت او با مظلومیت زندانیان ما برابری میکند؟

     
  30. با درود
    اغلب در میان نوشته‌ها نکاتی یافت می‌گردد که قابل پرداخت و تشریح بر مبنای علوم مختلف است, ریشۀ تمامی تفکرات و اعمال انسان و البته سایر موجوداتِ زنده اعم از جانوران و گیاهان و حتا یک تک سلولی در وحلۀ نخست بر ژنتیک استوار بوده و سپس اکتساب از محیط خواه به صورت تربیت و پرورش از خانواده و خواه روابط اجتماعی و خواه تحصیلات که این مورد صرفا در انسان وجود دارد, پچیدگی‌های زندگی اجتماعی انسان و عدم اشراف کامل او بر حیطه‌های مختلف سبب نیازها و استفاده از امکانات و افراد مختلف می‌گردد و به چنین چیزی عجز اطلاق نمی‌گردد, گاه نیز با برخی تست‌ها می‌توان از روحیات و میزان پایبندیِ افرادِ مختلف و بخصوص مدعایان در نحوۀ “واکنش” به درخواست یک هموطن به هنگام مشکلات آگاه شد, و در این میان برخی دارای گشاده‌رویی و گشاده‌دستی هستند و برخی چندان دارای احساس مسئولیت بالایی نبوده و صرفا گلیم خویش از آب برمی‌کشند, اصولا هرگونه درخواست از طیف آخر نه تنها به گشایشی از سوی آنان نمی‌انجامد بل‌که موجب حیرت آنان نیز خواهد بود, در این فراز طیفی از عقاید مذهبی و به تبع آحاد جامعه بنام روحانی و دیگر همسویان وجود دارد که مبنای اعمالشان بر پیروی از اصول و احکام خاصی است, کفایتِ مقبولیتِ زندگی و سیر و سلوک روابط اجتماعی این طیف صرفا بر اجرای این اصول و احکام که به آن “تکلیف” گفته می‌شود استوار است, جلوس این طیف بر مسند امور یک کشور بخصوص تصمیم‌گیری و اجرا دارای مشکلات عدیده به همراه خسارت‌های بیشمار به آن جامعه و آحاد جامعه است, زیرا علاوه بر ناسازگاری و حتا تناقضِ این اصول-احکام با نیازهای اجتماعی-اقتصادیِ انسان, مشکل حاد دیگری با عنوان “مسئولیت ناپذیری” یا عدم التزام در کوشش به اجابت نیازها و مشکلات فردی-اجتماعی نسبت به آحاد آن جامعه شکل می‌گیرد, زیرا مبنای باور و کنش آن زمامدار و مدیر عمل به تکلیف است, این تکلیف‌ها در عمل دارای یک محدودۀ مشخص و ثابت نیستند و مابین کرانه‌های پایین-بالای آنها فضای زیادی وجود دارد, به هنگام اجرا و رفع تکلیف در امور اجتماعی با عدم لحاظ مسئولیت معمولا پایین‌ترین کرانه در نظر گرفته می‌شود و لذا مشکلات و نیازهای فرد و جامعه همواره بر زمین خواهد ماند, به قرینه در هنگام تامین نیازهای شخصی خود, کرانۀ تکلیف به بالاترین حد خویش نائل می‌گردد, مشکل مهم بعدی الاهم فالاهم یا عدم ثبات جایگاه در این تکالیف است, نیاز که هیچ, حتا مال و جان و قانون هم براحتی قربانی این تشخیص‌های تکلیف‌گرایان میگردد, دروغ و فساد و کسب انواع قدرت و ثروت‌های افسانه‌ایی و قانون‌شکنی به اوجب تعبیر می‌گردد, بدون تعارف باید عنوان نمود که این مورد دوم دارای هیچگونه راه حل در نزد مترقی‌ترین و روشنفکرترین پیروان دین و مذهب هم نخواهد بود و همچنین نهایت خوش‌بینی نسبت به مورد اول صرفا در دورانهای شکوفایی و غنای کشور قابل تصور است تازه آنهم با تبعیضات فراوان, لذا جدایی دین از ادارۀ کشور بدیهی و لازم است اگرچه افراد طیف‌های مختلف می‌توانند در آن سهم ایفا نمایند, همچینین نهادینگی برخی امور در سیستمهای توتالیتر که در حالت نرمال رخ نداده یا به سختی و هزینه‌های بالا رخ می‌دهد و یا در حالت + – (جهت‌دار) امکان‌پذیر نیست می‌تواند در حالت قدر مطلق و حنثا رخ دهد.

    هر فرد و با هر توان و هر عقیده و هر سِمت و جایگاه اگر در هدف ایجاد دمکراسی تلاشی نکند خیانت به خویش و کشور و آیندگان نموده, تردید نکنید تحت هر شرایطی در آیندۀ این کشور دمکراسی صورت خواهد پذیرفت چرا روند آن تسریع نگردد؟ چرا با برنامه و در یک چهارچوب زمانی به وقوع نپیوندد؟ چرا این کار با وضعیتی پریشان به مانند تمامی حکومت‌های پیشین و سلسله‌های پادشاهی در نقطۀ ویژه و بحرانی صورت گیرد و کشور را با مخاطرات جدی و انواع جنایت‌ها و ناامنی همراه سازد؟
    نحوۀ عمل تمامی حکام و پادشاهان در تاریخ روشن نموده که تا آخرین دم حاضر به کناره گیری از قدرت و فساد روزافزون نیستند و با ایجاد انواع بحران‌ها و توجیه‌ها سعی به القاء یک تفکر کاذب مبنی بر وخامت اوضاع یا اغتشاشات قومی یا نابودی دین-مذهب و یا نابودی نظامیان و انتظامیان و وابستگان پس از کناره‌گیری یا سقوط خویش می‌نمایند, انواع نوشته‌جات و صوت‌ها و فیلم‌های خاص (دروغین یا واقعی) را به برخی پرسنل و روحانیون و نمایندگان مجلس نشان می‌دهند, تنها خواست مردم و مسئولین و پرسنل کلیۀ نهادها و البته حفظ آرامش به عزم دمکراسی تحت یک برنامۀ زمانی است, تردید نداشته باشید وضعیت مالی و روحی و احترام به پرسنل نیروهای امنیتی و نظامی و روحانیون پس از ایجاد یک سیستم دمکراسیِ برنامه‌ریزی شده در کشور بمراتب بهتر خواهد بود از این وضعیت فعلی که با خشم و ظن و نفرت جامعه توام است و هرگز قادر به کنترل فساد و تامین نیازهای مردم نخواهد بود, آسپیرین علاج تومور بدخیم نیست.

    مطلب دیگر در مورد نحوۀ تحصیلات دانشگاهی در دو یا چند رشتۀ گوناگون است, برخی از سازمان‌های کشور دارای آموزش‌های دانشگاهی مستقل (نه صرفا کارآموزی) در مقاطع خاصی هستند, پس از طی دورۀ آموزش و کسب مدرک به کار اشتغال می‌ورزند, وضعیت برخی اینچین است که پرسنل قادر به شرکت در کنکور سراسری و دریافت مدرک جدید می‌باشند, اگر رشتۀ تحصیلی جدید در آن سازمان تعریف شده و دارای ردیف شغلی باشد در همان مکان تطبیق و ارتقاء مدرک صورت می‌گیرد و در غیر این صورت پس از انتقال به سازمانی دیگر سابقۀ او برای طبقۀ شغلی جدید لحاظ می‌شود, همچنین تحصیلات در دانشگاه آزاد نیز تداخلی با دانشگاه سراسری ندارد, به عنوان مثال من در حین کار و در حدود 11 سال به تحصیلات مهندسی در دانشگاه آزاد و پزشکی در دانشگاه سراسری مبادرت ورزیدم و پس از آن به سازمانی دیگر انتقال یافتم, این هم پارادوکس راسل! گذشته از آن و با یک نگاه مختصر به مطالب آقای نوری‌زاد می‌توان دریافت که ما در کشوری بسر می‌بریم که در روستا و قصبه و شهرستانهای کوچک و دور دست و محروم قصاب و کفش فروش و لباس فروش و حتا قاچاق کننده, لیسانس و مهندس و فوق لیسانس هستند, پرسنل کافی نت دکترا هستند, و چیزی که قدر دانسته نمی‌شود همان ارزش زحمات و ممارست است.
    به رشته‌های پزشکی و مهندسی, عنوانِ علوم پایه اطلاق نمی‌گردد بل‌که پزشکی دکترای حرفه‌ایی است و مهندسی کارشناس فنی, ریاضی و شیمی و فیزیک و این قبیل رشته‌های دانشگاهی علوم پایه محسوب میشود.

    اندکی هم به ژنتیک بپردازیم و از اصطلاح “هایبرید ویگور” و خواص و اهمیت آن که قبلا ذکر نموده بودم آشنا گردیم:

    ژن یک زنجیره از واحدهایی بنام نوکلئوتاید شامل اسیدهای نوکلئیک و فسفات و یک قتد آلی است که در DNA واقع هستند و ترتیب این واحدها حائز اهمیت است, هر ژنی صفت یا ساختاری را کد می‌دهد و درواقع دستور ساخت آنرا از هستۀ سلول صادر می‌کند, به دیگر سخن تمامیِ ساختار آناتومیکی (ظاهری) و فیزیولژیکی (مکانیزمهای داخلی) و صفات و روحیات توسط همین کدهای ژنتیکی حاصل می‌شوند, چیزی بنام قوی و ضعیف در ژن وجود ندارد, و ژنِ غالب و مغلوب هم به معنای قوی و ضعیف نیست زیرا هر دو ژن در یک فرد و در یکی از دو زنجیرۀ DNA واقع هستند, ژنِ غالب توانایی ایجاد صفات سازگارتر و بهینه‌تر نسبت به محیط و سایر موجودات را داراست, ممکن است در یک محیط ژنِ حاویِ صفتِ کوتاه قدی غالب باشد و در محیطی دیگر همان ژن مغلوب محسوب شود و خاموش گردد و به تبع بلندقدی غالب شود, تعیین ارزشگذاریِ این صفات در محیط‌های مختلف توسط یک مکانیزم بسیار پیشرفته و مطابق با یک سلسله عملیات ریاضی و آماری در هستۀ سلول توسط سازمان ژنتیکی صورت می‌پذیرد, پس از کشف و تحلیل این مکانیزم, الگوریتمِ آن در غالب یک نرم‌افزار پیاده شد و امروزه از این روش برای گزینش‌ها و انتخاب در موارد متعدد از یک کالا گرفته تا یک متد یا الگو استفاده می‌شود و البته روش‌های علمی دیگری نیز برای انتخاب وجود دارد.

    زمانیکه فردی ژن‌های نژاد‌های گوناگون را دارا بود بخصوص اگر این ژن‌ها هر چه بیشتر خالص باشند, آنگاه یک ویژگی بنام “هتروسیس” یا “هایبرید ویگور” در او پدید میآید که بروز برخی صفات به حد 1.4 تا 1.7 نسبت به هر دو والدین افزایش می‌یابند, همچنین این افراد بصورت ذاتی از برخی از روحیات و خلقیات نژاد خویش آگاه می‌گردند لذا درک و تحلیل‌های آنان از برخی مسائل و روابط این نژادها بخصوص به همراه مطالعه و آگاهی واقعی‌تر است.
    ماه‌ها پیش در مطلبی در همین سایت خطاب به اعضای انجمن قران در کردستان که افراد علمی در سطوح بالای ریاضی و پزشکی و غیره هستند اظهار داشتم که در مورد این مطلب تحقیق کنید و البته این مورد برای سایر استان‌ها و بخصوص اجتماعات کوچک یا متعصب مطرح است, مبحث هایبرید ویگور در واحدِ درسی ژنتیک و در دوران تحصیلات پزشکی تدریس می‌شود با اینحال ممکن است با دقت ملاحظه نگردد و یا به جنبۀ عملیاتیِ آن در اجتماع توجهی نشود, در پزشکی و بیولژی مبحثی در مورد آمیختگی‌های موجودات وجود دارد, هرچه وصلت‌ها دورتر و حتا از نژادهای دیگری باشد فرزندان دارای صفات برتر و سالم‌تر نسبت به والدین خواهند بود, و از آن سو وصلت‌های نزدیک دارای افزایشِ صفات در آن حد نیست و همچنین در صورت وجودِ هرگونه اختلال‌های فیزیولژیک یا بیماریهای نهفته که به دلیل واقع بودن در ژنِ مغلوب, خاموش مانده و آشکار نگشته, با وصلت‌های نزدیک امکان نمایان شدن در فرزندان وجود دارد.

    ذکر این نکته نیز مفید است که مباحث ژنتیک و مکانیزم‌های آن در تمامی موجودات زنده شامل جانوران و گیاهان و اکثر تک‌سلولی‌ها تقریبا مشابه است, و سکانس‌های (زنجیره‌ها) متعددی در DNA که ژن‌ها را نیز تشکیل می‌دهند, در موجودات مختلف بصورت یکسان و یا با تغییراتی جزئی دیده می‌شود, هرچه میزان این تشابهات بیشتر باشد این موجودات به لحاظ تکاملی و گونه‌ایی و نژادی به یکدیگر نزدیک‌تر هستند, اکنون در علم محرز است که اجداد انسان پریمات‌ها بوده‌اند, و اجداد اینها و سایر پستانداران در دویست میلیون سال پیش یک نوع خزنده بوده, و اجداد او نیز یک نوع آبزی شبیه مارماهی, و به همین صورت جد مشترک کلیۀ جانوران و گیاهان یک تک سلولی است بنام “اوگلنا” که هم خواص گیاهی (جلبکی) دارد و هم خواص جانوری را داراست.

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

94 queries in 2153 seconds.