سر تیتر خبرها

اسم مستعار

کتابی را برای چاپ به یکی از دوستانم سپردم تا با ناشری که او می شناخت صحبت کند . می گفت : فلان ناشر شخصا فرد فرهنگی و دلسوخته ای است . شما را می شناسد و به شما ارادت دارد  و اطمینان دارم به محض اطلاع از محتوای خوب کتاب ،  آن را چاپ و منتشر خواهد کرد . نسخه اولیه کتاب را گرفت و رفت . یک چند روزی از دوستم خبری نشد . با او تماس گرفتم که فلانی قرار بود از آن ناشر دلسوخته برای ما خبری بیاوری . سکوت کرد و گفت : بفکر یک اسم مستعار برای خود باشید . گفتم : فرض کن : سید محمد رنجکش ! گفت : خبرت می کنم . رفت که خبر بیاورد . کتاب ، داستانی است برای کودکان !

باید به ناشر دلسوخته حق داد . و من ، به او حق می دهم ! وزارت ارشاد و سهمیه کاغذ و پروانه فعالیت و اجازه نشر و …Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

75 queries in 1597 seconds.