سر تیتر خبرها
ماهیگیر، پای قطع شده، کارون

ماهیگیر، پای قطع شده، کارون

یک: 

گزارش روز هجدهم آذر نود و دو را تقدیم می کنم به زندانی سیاسی: 

مجید درّی 

مجید درّی اکنون چند خیابان آنطرف تر از من، روزها و شب های بی بازگشتِ زندگی خود را در زندانِ اهواز سپری می کند. او، بی گمان بی گناه است. او مگر چه می گفته و چه می خواسته است؟ جز این که: چرا رأی و اعتماد مرا مخدوش فرموده اید؟ ویا: جز این که با مردم صادق باشید؟ دروغ نگویید و دروغ نبافید؟ به حقوق مردم بها بدهید؟ دزدی مکنید؟ و از دیوار اعتماد مردم بالا نروید؟ سلام بر مجید درّی، و بر صبوری اش. و بر صلابتش. و برآسمانی که از سلامت و پایداریِ او استحکام یافته است.

دو:

دیدار با مندایی های اهواز (پیروان حضرت یحیی)

امروز صبح زود در اهواز – پیش از طلوع آفتاب – به کناره ای از کناره های کارون رفتم و به کارون و آب آرام و جاری اش سلام گفتم. شنیده بودم در اهواز جمعی از مندایی ها یا صابئین (پیروان حضرت یحیی) برای نیایش و عبادت به کناره ی کارون می آیند و در همانجا وضو می سازند و رو به شمال می ایستند و ذکر می گویند. در گوشه ی ذهنم چیزی شبیه ” ستاره پرست” نیز بود. که یعنی صابئین در ذهنم با ستاره پرستان نیز مترادف بود. باید برای پرسش های خود پاسخی مطمئن می یافتم. تا این که دیدم هموطنان مندایی ما یک به یک آمدند. با لباسی سپید بر تن، و عمامه ای سپیدتر بر سر.

با رییس و بزرگترشان مفصل صحبت کردم. دانستم اینان موحدانی پاکنهاد و خیرخواه اند. در هیچ منازعه ای شرکت نمی جویند و هرگز دروغ نمی گویند. عمدتاً کارشان طلاسازی است. و در این حرفه صاحب شگردند. کتاب مقدسشان «گنزا ربّا» (Genza Rabba) نام دارد. به معنای گنج عظیم. زبان مندایی چیزی شبیه به عبری است.
از آدم تا یحیی را قبول دارند. به آب جاری رودخانه ها به دیده ی احترام می نگرند و مراسم عروسی و غسل تعمید و عبادات فردی و جمعی شان در کناره های رودها بر پا می شود. عمده ی حضور اینان در ایران در اهواز است. کارون، از دیر باز شاهد نیایش های تاریخی اینان بوده است.

سه: 

دیدار با مندایی های اهواز (پیروان حضرت یحیی)

امروز صبح زود در اهواز – پیش از طلوع آفتاب – به کناره ای از کناره های کارون رفتم و به کارون و آب آرام و جاری اش سلام گفتم. شنیده بودم در اهواز جمعی از مندایی ها یا صابئین (پیروان حضرت یحیی) برای نیایش و عبادت به کناره ی کارون می آیند و در همانجا وضو می سازند و رو به شمال می ایستند و ذکر می گویند. در گوشه ی ذهنم چیزی شبیه ” ستاره پرست” نیز بود. که یعنی صابئین در ذهنم با ستاره پرستان نیز مترادف بود. باید برای پرسش های خود پاسخی مطمئن می یافتم. تا این که دیدم هموطنان مندایی ما یک به یک آمدند. با لباسی سپید بر تن، و عمامه ای سپیدتر بر سر.

با رییس و بزرگترشان مفصل صحبت کردم. دانستم اینان موحدانی پاکنهاد و خیرخواه اند. در هیچ منازعه ای شرکت نمی جویند و هرگز دروغ نمی گویند. عمدتاً کارشان طلاسازی است. و در این حرفه صاحب شگردند. کتاب مقدسشان «گنزا ربّا» (Genza Rabba) نام دارد. به معنای گنج عظیم. زبان مندایی چیزی شبیه به عبری است.
از آدم تا یحیی را قبول دارند. به آب جاری رودخانه ها به دیده ی احترام می نگرند و مراسم عروسی و غسل تعمید و عبادات فردی و جمعی شان در کناره های رودها بر پا می شود. عمده ی حضور اینان در ایران در اهواز است. کارون، از دیر باز شاهد نیایش های تاریخی اینان بوده است.

 Share This Post

درباره محمد نوری زاد

25 نظر

  1. پاکنهاد

    خدا شفا بده , اصلا خودت فهمیدی که چی گفتی . ارتش سایبری هم شد شغل , برو یه شغل آبرومند پیدا کن که حداقل فرزندان تو در فردای روزگار مانند فرزندان ساواکیها تا سالها نتوانند سر بالا نگهدارند

     
  2. جناب محسن این مسلمانان عادت دارند برای دیگران تصمیم بگیرند که جه عقیده ای باید داشته باشند.زودی هم از رياقران یا احادیثشان شاهدی بر ادعاشان می اورند! اصولا کسی غیر از مسلمین نباید باشد و دینی بجز اسلام در ذهن مسلمان وجود ندارد.همه یا مسلمانند و یا کافر و زندیق و مرتد و دشمن اسلام که جرمشان مشخص است!

     
  3. خدا شفا بده , اصلا خودت فهمیدی که چی گفتی . ارتش سایبری هم شد شغل , برو یه شغل آبرومند پیدا کن که حداقل فرزندان تو در فردای روزگار مانند فرزندان ساواکیها تا سالها نتوانند سر بالا نگهدارند

     
  4. جناب نوریزاد سلام. کاش ترتیبی بدهید تا مقاله هایی که پی نوشت گفتارهای خودتان می آید، امتیاز پذیر شود. مثبت و منفی بگیرد. لایک و شیر و اینجورها. بعضی از این بازتاب ها به راستی خواندنی و پخش کردنیست. چنانکه اگر بشود آنها را وارد فیس بوک کرد، طیف بزرگتری مخاطب خواهد یافت. البته شاید همین طوری هم که هست، بشود. ولی من که بلد نیستم و به ویژه دلم میخواهد میزان هم رایی دیگران را در باره ی یک مطلب بدانم.
    خوشحالم که دوباره به صفحه ی آشنای ما برگشتید.
    یک سوال: از سری نخست سفرتان که به کردستان بود، راضی هستید؟ منظورم این است که باز تابی در محافل بزرگان و از ما بهتران -هرچند هم کم- یافته اید؟ یعنی گوشه ی چشمی به گوشه ای از دردهای هموطن های ما باز شده آیا؟

    ————–

    سلام ایران خواه گرامی
    این نکته ی درستی که شما فرمودید به حضور همکاری نیازمند است که فنی باشد. که من بشدت دراین خصوص خالی اذهنم. ودست تنها. بازتاب سفرکردستان را هرازگاه به من می رسانند. البته ترکش هایش را نیز. امام جمعه ی پاوه حسابی در یکی از خطبه هایش مرا نواخته با ” دجال” ومنافق واینجور واژگان. بماند.

     
  5. جناب دربدر جریان زندگی دوست نا دیده به آرامی میگذرد.بهمین جهت انسانهایی که صبورند و تحمل بیشتری دارند بهتر از زندگی لذت می برند. مسلما رفتن و کوچ کردن زمانی می تواند مفید باشد چه بزرگترین تمدنهای امروزی را مهاجرین بوجود آورده اند.اما ما نمی دانیم که اگر همین مهاجرتها پیش نمی آمد وضع کنونی جهان چگونه بود.شخصا معتقدم اگر اروپاییان به آمریکا سفر نمی کردند و جوامع به اصطلاح متمدن به جوامع بومی تجاوز نمی کردند وضع دنیا ی کنونی لاقل از نظر رعایت حقوق انسانی بهتر می بود.شما از نوریزاد و یا اصلاح طلبان مذهبی نباید بیش از توان آنها توقع داشته باشید هر چند نوریزاد به جرییت میتوانم بگویم که کارش موثرتر از تمام اپوزیسیون داخل و خارج است و قابل مقایسه با اصلاح طلبان نیست.شما بقول خودت از سایتهای دیگر هم بیرون انداخته شده اید.دوست گرامی هر سایتی خط قرمزهایی دارد و تا آنجا که من فهمیده ام خط قرمز نوریزاد توهین و فحاشی است هرچند کامنت مرا که بگمانم هیچ توهینی نکرده بودم در سایت ندیدم ولی من با نوریزاد موافقم.سعی کن انتقاد کن بدون توهین!بگذار نوریزاد کاری را که ما(لاقل من) نه توانش را داریم و نه جریتش را انجام دهد.ما مدیون نوریزادیم حتی اگر با نظراتش مخالف باشیم!نوریزاد امروز صدای هزاران هزار انسانیست که در 35 سال گذشته زیر پا له گشته اند و امید بزندگی را از دست داده اند.نوریزاد کاوه اهنگر است بر ضد ضحاک مار دوش.پرجم صلح نوریزاد چرم کاوه است ولی افسوس که ما مردمان زمان کاوه نیستیم!اگر با نوریزاد مخالف هم باشی با حرفهایش که موافقی مگر نه؟چه کسی امروز شهامت نوریزاد را دارد که بر خامنه ای و مزدورانش بدون هیچ ترسی بی رحمانه بتازد؟چه فرقی میکند که نوریزاد راست می گوید و یا دروغ آیا حرف دل ملیونها ایرانی را نمی زند؟تازه از کجا معلوم که ما راست می گوییم؟شما اگر هدف خود را معین کرده ای در این راه می توانی از هر وسیله ای که مناسب میدانی استفاده کنی.این سایت یک وسیله است نه بیشتر.تا زمانیکه امکان استفاده هست استفاده کن همین!

     
  6. خودشان زنده و حاضرند و می‌گویند پیرو حضرت یحیا و موحد هستند، آنوقت شما با استناد به نظر دیگران آن ها را چیز دیگری می‌دانید!
    این هم گرفتاری برخی از کسانی است که زیادی توی حوزه ها می مانند.

     
  7. سرکار خانم سوسن
    در پاسخ به نوشته

    ۱۲:۰۸ بعد از ظهر / آذر ۱۹, ۱۳۹۲

    که فرمودید چرا شما حق ندارید از کم و کیف بیت المال وخزانه عمومی کشور و مصارف آن توسط رهبر و غیر و ذالک آگاه شوید به عرض می رساند
    از آنجا که ما (سید اولاد پیغمبر) مستقیما بنا بر اراده خلل ناپذیر خداوند یکتا بر ایران زمین حاکم شده ایم
    تمامی این ملک پهناور و منابع طبیعی و رودخانه ها و گیاهان و حیوانات و انسان های ساکن آن جزو مایملک ما محسوب می شود (یکی از سخنرانی های انصاریان!! به خدا همین مضمون رو داشت!!)و تازه باید خدا را شکر کنید که به شما اجازه می دهیم مجانی نفس بکشید چه برسد به این که سوال های بی ربط طرح کنید و پا را از گلیم درازتر نمایید
    حسب الامر سرتان را پایین بیاندازید بروید دنبال کار و کسب تا ما بتوانیم خمس و مالیات و غیره از شما اخذ کنیم و اگر زندانی تان کردیم خانه ای ملکی چیزی داشته باشید تا از چنگتان در آوریم و …….

    لطف کنید بقیه اش رو خودتون حدث بزنید
    باید گریه کرد باید روز و شب به حال و روز ایران زمین گریست
    نه بر مرده بر زنده باید گریست

     
  8. آيا ايشان با همان آب وضو مى سازند كه فاضلاب و پاى قطع شده از بيمارستان ها به آن جاريست؟؟ ( ورود فاضلاب بيمارستانى به كارون به نقل از فيس بوك شما)

     
  9. سلام به آقای نوریزاد و خوانندگان
    آقای نوریزاد از لحاظ شخصیتی و تیپولژی به مانند کودکی بازیگوش و سرکش و تا حدودی افراط گر است.
    ایشان به محض اینکه در دایرۀ موقعیتی قرار گیرند و یا با فرد صاحب منصب و نفوذی همصحبت و محشور گردند و بخصوص این دایره یا آن فرد دارای منافعی خواه مادی یا تبلیغاتی برای ایشان داشته باشد سریع فرم گرفته و سپس سربراه و مطیع میگردند، برای نمونه میتوان به چهره محجوب و حالت افتخارآمیز ایشان به هنگام عکس دو نفره با امام جمعۀ نودشه ماموستا ملا احمد مبارک شاهی ارجاع نمود که با یک انتقاد ملا احمد از مسئولین ان منطقه و ریاکار خواندن آنان تبدیل به انسانی شایسته و منصف در نزد نوریزاد میگردد! به عبارت بهتر مخلیۀ جناب نوریزاد به همین راحتی به سر کار مشغول میگردد! که این امر نشان از عدم حشر و نشر با جماعت امام جمعه و روحانیون است زیرا تمامی این قشر تنها سخن و کارشان چیزی مگر غیبت و یافتن اتو از مسئولان به منظور به منظور بهره مندی از مزایا و عواید آن نیست، این قشر از جامعه همواره از ریختن عرق جبین و برخورداری ازحاصل دسترنج دوری گزیده و بجز حاضر خوری و سودجویی حاصل از روابط و شامۀ تیز در پلوخوری حاضر به تلاش و مشقت کار نیستند و به لحاظ تقسیم بندی اجتماعی میتوان نام حیات انگلی بر آنان نهاد.
    از سالیان گذشته با رشد تحصیلکردگان و متخصصین بتدریج افراد غیرکارشناس و مسن و کم بازده از امور کنار ماندند یا کنار گذارده شدند و این یک روند طبیعی در اجتماع است و موارد استثناء صرفا به این چهار دلیل بوده یا ثروت و قدرت یا پارتی کلفت یا کارائی بالا یا هراس از آنان، مانند آقایان جنتی یا شریعتمداری یا یزدی یا خود خامنه ایی و امام جمعه ها که در این جمع بجز شریعتمداری سایرین کارایی بالایی نداشته و شامل سه مورد دیگر هستند، آقای نوریزاد یا آن کودک بازیگوش دارای مرام و پایبندی به عدالت و دمکراسی و این قبیل موارد واقعا نیستند ایشان براحتی انواع القاب و مدارک تحصیلی و خصلت های والا را به خویش انتصاب گردانیده و برای عادت دادن و وادار ساختن خوانندگان به تکرار و ذکر این موارد به انتشار کامنت های دست نویس اقدام میکنند، آقای نوریزاد چون فاقد آن چهار شرط بوده اند کنار مانده اند و برای جبران مافات و عدم عقب افتادگی دست به حشر و نشر با فیسبوک و دیگر مخالفان خارج کشور برده اند و با عقاید مورد ادعای آنان محشور گشته و سخنان و ادای آنان را تقلید میکنند کافیست امروز هر فردی از موارد انتقاد آقای نوریزاد مثل علم الهدی یا رهبر یا سرداران سپاه و غیرو دمی با ایشان نشیند و قول و قرارکی هر چند اندک گذارد و سپس شاهد نور معنویت و تغییر چهره و خطوط فکری نوریزاد گردید! و باز دمی ایشان را به حال خود واگذارید دو مرتبه همان کودک سرکش و انواع بازی گوشیها.
    آقای نوریزاد و اصولا برخی نژادها دارای یک سازوکار درونی و ایمانی برای ارزشگذاری و پایبندی به آن نیستند و ارزشها و عقاید آنان بسته به اوضاع و شرایط و حشر و نشر با دیگران متغییر است، آگاهی های عمیق و شخصیت قوی باعث دوام و ثبات عقاید و عملکرد است، امروزه افراد زیادی از پایگاه های قدرت مانند سپاه یا اطلاعات یا نزدیکان رهبر و بیت و سایر ساختارها از آن کنده شده و آشکارا دست به مخالف یازیده اند و یا هنوز در آن مراتب حضور دارند ولی عملکردی متفاوت از دیگران با انواع هنر و ظرافت ولی بسیاری از این افراد و شخصیها تفاوت عمده ایی با آقای نوریزاد دارند ، اینان یا از ابتدا و ذاتا متفاوت از بقیه بوده اند و یا به مراتبی از دانش و شخصیت دست یافته اند که قدرت تشخیص و ارزشگذاری بر اعمال و روشها را دارند، حضور همین اشخاص در کانونهای قدرت باعث منع بسیاری از تندرویها و فجایع گردیده و از طرفی با اندیشه های روشنفکرانه قادر به تغییر افکار و روشهای مدرن و کارامد در واحدهای مربوطه بوده اند، این افراد را شما نمیشناسید نه تنها شما بلکه از دید همگرایان خویش نیز مخفی بوده اند، اگر با این ساختارها و قوانین و روابط حاکم با انان آشنا باشید آنگاه دو دلیل عمده بر این اختفاء در نظر خواهید داشت، یکی جنبه وجودی و تفاوت ماهیتی این اشخاص است که با کمی تفکر درخواهید یافت ولی دلیل دوم مهم است و تصور دارم اکنون زمان افشای آن فرا رسیده باشد وضعیت ساختاری و مدیریت در کانونهای قدرت علی الخصوص در گذشته چیزی در حد یک تراژدی و فاجعه بود روساء تماما حاجی آقا به معنا و مفهوم دقیق و واقعی کلمه بودند این اشخاص قدرت ارائۀ یک گزارش کار یا گزارش ماموریت را نداشتند که هیچ قدرت فهم آنرا هم نداشتند، سپاه تا سالیان طولانی یک دفتر ایندکس هم نداشت و پیگیری هر نامه و مدرکی عملا امکان پذیر نبود، جریان کار و وضعیت ساختارها بقدری بلبشو و نامنظم بود که مهمترین پرسش این بود که آیا بدتر از آنهم ممکن است؟ تصور خونی که اینها خوردند و جوانی که به پای این تشکیلاتها ریختند…برای ما پذیرش فرهنگ هرج و مرج و بی مغزی از افراد جامعه سهل بود ولی حیرت از مدعیان بود که آیا در حوزه های علمیه بجز چیدن یک کتابخانه چه متاعی که بویی از نظم و عقلانیت از آن به مشام رسد به آنان آموخته اند؟ اصلا عامل اینها بودند نه آن نوجوان بسیجی یا جوان سپاهی که براحتی فرم پذیر بود، در هر صورت توضیح و تشریح این موارد به انضمام وقایع مستند به همراه عکس و مدارک بدلیل حجم بالا در این نوشته امکان پذیر نیست کاری به بقیه ندارم ولی در ذهن من چند کتاب مفصل جای نوشتن دارد و اشاره های گذارا و بدون ذکر اسامی و تاریخ و عکس و مدارک تنها به گمراهی خواننده خواهد انجامید اگرچه نوشتن و انتشار این مسائل و رویدادها برای ماندگاری و نتیجه گیری لازم است و از سویی مقاطعی خاص و کور از تاریخ کشورمان باید روشن گردد، تاکنون دو بار دست به قلم شده ام و نتیجۀ چند سال کار در دو زمان نابود شد یکبار بدلیل نقص فنی و خرابی هارد و دیگری اقدام شخصی در حذف و دو بار وایپ که آنهم دلیل خاصی داشت، هرچند اکنون وضعیت خیلی عوض شده و تصور نکنید پرداختن یا نظردادن به امور مثبت و گشایش امور در این ساختارها کاری ساده است، بیان یک نظر اصلاحی بخصوص با الفاظ و جملات علمی و روشنفکرانه میتوانست به قیمت نابودیتان تمام شود، تمام زندگی و هفت پشت تان را زیرو رو میکنند و با مشاهدۀ کوچکترین نقطه ضعفی کارتان فیصله یافته است، کافیست پدر بزرگتان کرد باشد دیگر از یهودی و بهایی و مجاهدو غیره نمیگویم آموختن زبان اسلانگ یا لاتی و خود را به خنگی و سادگی زدن شرط عقلانیت و بقا و سپس پیشبرد امور بود و از طرفی مغایر با آموزه ها و افکار و جهالت مضاعف جامعه این کلاف سردرگمی بود و هست که روحانیت و قشر سنتی و بازاری در حاکمیت و مجلس و اجرا از یک طرف و از سوی دیگر اعمال مخالفان و معارضان تقدیم جامعۀ ما نمودند، آنگاه که جامعه و اندیشمندان و روشنفکران و نهادهای غیر انتفاعی به سلب اعتماد کامل از کارایی حاکمیت و مجلس و اجراییه رسیدند راه خویش را یافتند و جدا کردند و شاهد تحولات و پیشرفتهایی در کشور شدیم.
    خوب بخاطر دارم دفعۀ نخست که حاجی آقا تازه گزارش کار را یاد گرفته بود یعنی از بالا چیزی از او خواسته بودند و او هم از ما خواست، زمانیکه گزارش را آماده کردم نمیدانم انتظار چه جفنگیات و پرت و پلایی داشت که با مشاهده و خواندن چند سطر از آن یکمرتبه چشمانش گرد شد و روز بعد که او را دیدم رفتارش کاملا عوض شده بود و تازه فهمیدم چه خطای استراتژیکی مرتکب شده ام، اگر بخاطر سابقۀ روشنم نبود مرگم حتمی بود اگر بدانید پس از آن چه کارهایی که نکرد.
    دو نفری و سه نفری با یک پاترول برای فیلمبرداری و جدا از آن ساختار و آن اشخاص و آن تفکرات و حلاوت نور و افسانه شدن به این گرایش نیز خواهد انجامید، ایکاش نوریزاد و آوینی هم یک هفته با اینها سر کرده بودند.
    در صورت هرگونه اغلاط املایی و انشایی به بزرگواری خودتان افو نمایید اگر به مرور مجدد دست زنم به مانند همیشه حتما بخش زیادی را سانسور خواهم کرد.

     
  10. آقای نوری زاد انتشار یک خدا حافظی ساده که نقلی ندارد من فقط خدا حافظی کردم همین وبس وتازه این خدا حافظی را به عنوان پیروزی به خودتان تقدیم کنید

     
  11. خانم anita
    چندی پیش از این مطلبی به نقل از آیت اله مصباح یزدی درج کردند که دیدم بد نیست راجع به آن کمی گفت و گو کنیم
    چرا که هستند بسیاری از هم وطنان که تحت تاثیر این گونه نظرات همچنان امید به خیالات واهی دارند

    مطلب چنین است

    وقتی حکومت اسلامی صحیح تشکیل شد، مسوول آن حکومت باید از این حکومت تا آخرین لحظه دفاع کند. حکومت حقی است، باید این حکومت وجود داشته باشد. آن کسانی که مخالفت می‌کنند؛ آنها آشوبگرند، ضدرژیم‌اند، هیچ رژیمی ضد خودش را تحمل نمی‌کند، حق ندارد تسلیم زورگویان بشود. تا کی؟ تا آنجا که قدرت دارد… پس وقتی حکومت حق تشکیل شد، مادامی که یار و یاور دارد، رئیس حکومت باید از نظام دفاع کند. پس از تشکیل حکومت اسلامی صحبت از رفراندوم، رای اکثریت و این حرف‌ها برای تغییر حکومت اسلامی نیست. چون وقتی حکومت حق و الهی تشکیل شد باید از آن دفاع کرد کار تا هر جا بکشد… پس بعد از اینکه حکومت اسلامی در این قطعه از زمین خدا به نام کشور امام زمان(عج) تشکیل شد، هر کس مخالفت با حکومت اسلامی کند، محکوم است و باید با او مبارزه کرد؛ کم باشند یا زیاد.»
    منبع: هفته‌نامه پرتو سخن، ۳۰ خرداد ۸۰، ش ۸۳.

    ایشان با این نظریه تاریخی کار را برای ما بسیار آسان کرده اند من به سهم خود از ایشان بسیار متشکرم و این را بدون شوخی و مزاح می گویم من از صراحت لحجه ایشان بسیار ممنون هستم
    این نظریه که متناقض است و خودش خودش را محکوم می کند و نیازی به رد ندارد در خاطره تاریخی ما ایرانیان به ثبت رسیده است و هرگز فراموش نخواهد شد
    متناقض است چرا که چنین آرزویی هرگز عملی نیست هرگز هیچ حکومتی هر اندازه سبوع باشد و مردم را وحشیانه سرکوب کند نخواهد توانست بر خلاف اراده مردم مدت زیادی دوام آورد ایشان این توهم در ذهنشان بوجود آمده که حکومت از آن خداوند است و مردم هیچ کاره اند یعنی توهماتی که به خورد دیگران می دهند را خود باور کرده اند ایشان شاید فکر می کنند اگر مردم ناراضی شدند و نافرمانی کردند ملایکه از آسمان به زمین نازل خواهند شد و اداره امور کشور را به دست خواهند گرفت و چرخ اقتصاد و اجتماع را به گردش در خواهند آورد
    از ایشان ممنونم چرا که تکلیف ما را با هر نوع حکومت دینی روشن کرده اند در آینده ای نه چندان دور هنگامی که مردم نمایندگان واقعی خود را بر مصدر امور خواهند نشاند و حکومتی فارق از دین و هر نوع ایدولوژی بر پا خواهند ساخت این خطر وجود دارد که چنین افکاری در قالب احزاب سیاسی از فضای باز و آزاد موجود در جامعه سو استفاده کنند و بار دیگر هوس شرکت در انتخابات و بازگشت به صحنه سیاست به سرشان بزند
    ایشان به خوبی می دانند چنین نوع حکومت کردن تنها یک بار در تاریخ میسر است به زبان ساده بگویم تنها یک بار می توان چنین کلاه گشادی سر مردم گذاشت برای ایشان جای تاسف است که شیعه اولین بار در تاریخ هزار ساله به قدرت می رسد و آنچنان افتضاحی به بار می آورد که این فرصت تاریخی را برای همیشه از دست می دهد
    با باقیات و صالحاتی که حضرات از خود به جای گذاشته اند دیگر خواب سیاست بازی را باید ببینند تصور نمی کنم مردم دیگر هیچگاه حاضر به روی آوردن به چنین تفکراتی باشند

     
  12. لطفا خداحافظیم را منتشر کن

     
  13. هرکس در داشتن و یا نداشتن دین باید آزاد باشد. مگر دین را اسباب مردم آزاری و آزار و شکنجه و قتل دیگران قرار دهد.
    همه باید در داشتن عقیده آزاد باشند مگر آن عقیده سبب سنگ سار و تجاوز و اعدام گردد.
    هرکس باید در ابراز عقیده آزاد باشد مگر ابراز عقیده اش سر بریدن دیگران و ایجاد دشمنی بین انسانها باشد.
    هرکس باید در بجا آوردن مناسک مذهبی و عقیدتی خود آزاد باشد مگر این مناسک قتل عام و توهین و در بند کشیدن دیگران باشد.
    همه باید در انتخاب هر دینی آزاد باشند مگر بخواهند از آن برای حکومت بردیگران استفاده کنند و خود را به عنوان نماینده خدا بر روی زمین ولی و همه کاره مردم بدانند.

     
  14. آقای نوری زاد
    کاربران عزیزی که چندی با شما گفتگو داشتم
    خوب برخی تحملم کردید وبعضی نه به هر حال اگر به ساحت هر کدامتان جسارتی کردم ناخواسته بوده وپوزش می طلبم وباهمه ی شما خدا حافظی می کنم
    من به خودم پناه میبرم چون با هیچ کس نتوانستم راه بیایم
    یا زبانم زبان اهل این دنیا نبود
    هرچه بود ببخشید وبدرود

     
  15. میرآقا طلبه جانباز ازقم

    صابئون خودرا پیرو حضرت یحی -ع -می دانند امابه نظر علامه طباطبائی-ره-مذهب صائبه مخلوطی ازمجوس ویهود ومقداری از ستاره پرستی حرانیین می باشد موافق باآیه62بقره است زیراظاهرسیاق آیه شریفه درشمارش اهل ملیت وآئین است. صابئون حرانیین خالص ستاره پرست هستند ولی صابئون اطراف بصره واهوازملحق به اهل کتاب بودنشان مشکوک است. 1 1-{المیزان ج1 -ص196 . توضیح بیشتر به کتاب :الصائبون :تالیف ر شدی علیان وسید عبدالرزاق حسنی شود.

     
  16. ملاحظه فرمایید چه منکراتی دراین دیار صورت میگیرد!…/به گزارش صدا وسیما وروزنامه اطلاعات سه شنبه 19 آذر ماه:..از سنگ قبر ساخته شده برای آیت الله گلپایگانی که درمدت 3سال!. درشیراز حجاری شده است باحضور ایت الله صافی گلپایگانی رونمایی شد!…./یعنی بعدازفراعنه مصر که بعد از مرگ مومیایی می شدند وداستان اهرام ثلاثه چشممان به جمال آقایان روشن!….جا دارد ازاهل سنت که این طور عمل نمی کنند [حتی افراد نظیر پادشاهان سعودی]یاد بگیریم وازاین اعمال شرک آلود بپرهیزیم

     
  17. آقای نوری زاد عزیز سلام
    دیدار با مندایی های اهواز (پیروان حضرت یحیی) دو بار تکرار شده
    ارادتمندم .

     
  18. برداشت های مختلف از دین

    1- برداشت های مختلف از دین” یک مغلطه بزرگ است چرا اینکه اگر فرضیه “قرائت های مختلف” درست باشد برای دستورات دینی اسلام در ایران دست کم هفتاد میلیون قرائت وجود خواهد داشت، در نتیجه چه حقیقتی در آن نهفته است؟ برای رسیدن به عدالت اجتماعی به کجای این دین سراسر مغلطه، باید آویزان شد؟

    2- ادعای ذکر شده یعنی اینکه برداشت گروه حاکم از دین غلط بوده و اگر برداشت دیگری حاکم می شد جامعه درست می شد توسط بسیاری از منتقدین متدینِ یک حکومت دینی مطرح می شود. باید گفت که گرچه ممکن است افرادی با اندیشه های فلسفی و یا عرفانی برداشتهای دیگری از خدای خود داشته باشند و در نتیجه بعضی از احکام را هم به میل خود تغییر دهند اما ایشان همواره در اقلیت هستند و از طرفی برداشت¬های خودِ آنها هم باهم فرق می کند.در نهایت همواره اکثر مردم و روحانیون برداشتشان از دین حول محورِ متون دینی و روش¬های پیامبر آن دین است که آن روشها هم در متون کهن آن دین آمده وایشان نمی توانند انحراف زیادی از این متون در احکام داشته باشند.اگرهم انحراف زیادی از متون یک دین و یا مذهب پیش آید خودِ مردم متدین و اکثر روحانیت، ناراضی خواهند شد و ممکن است اصرار و فشارشان بر حکومت دینی موجب رفع آن انحراف شود چراکه به هرحال تکیه گاه مردمی یک حکومت دینی همین افراد متدین و روحانیت آن دین است و حکومت دینی نمی تواند خیلی از آنها فاصله بگیرد.

    3- برداشتهای مختلف از دین با رفتار محمد و علی و امامان تضاد دارد. اینکه محمد در 56 سالگی با دختری 8 ساله ….. میکند، یا اینکه محمد کاتب وحی خودش را به علت مرتد شدن، خونش را مباح و قتلش را واجب نمود و یا احادیث موثقی که گردن زدن و سوزاندن مرتدان و دگر اندیشان را توسط علی نشان میدهند، نشان از اجرای اصل اسلام توسط این افراد دارد. در نتیجه از کسانی که مدعی برداشتهای مختلف از دین هستند، باید پرسید ایا محمد و علی اسلام را غلط پیاده میکردند یا نه؟ اگر جواب بله باشد که تکلیف معلوم است ولی اگر جواب نه باشد آنگاه باید پرسید چرا شما به سنت پیامبرتان و امامتان عمل نمیکنید؟ اگر جواب بدهند که چون زمان تغییر کرده و دیگر آن احکام برای امروزه صادق نیستند، باید از آنها پرسیده شود پس احکام اسلام موقتی بوده و اصالتی ندارند و در نتیجه از کجا معلوم در اینده کلن خلاف آنها ثابت نشود و بقیه قسمت های دین هم با ضروریات روز جامعه تناقض پیدا نکند و در نتیجه دین منسوخ نشود؟ نتیجه کلی این خواهد بود که دینی که در هر دوره یک سری از مقتضیاتش با واقعیت های جامعه تناقض پیدا میکند دارای اصالت نیست و شایسته پرستش هم نمی باشد چون در آینده احتمالا طرفداران نظریه برداشت¬های مختلف از دین مجبور شوند برداشت های متضاد دیگری هم پیدا کنند و شاید یک روز کل دین انها برداشت های مختلف شود!!!!!!

    4- از مدعیان برداشت مختلف از دین باید پرسید اجازه تغییر احکام دینی را شما از کجای دینتان به دست آورده اید؟ (نقل قول از آقای وحید در پست های قبلی): “اما می گویم همانگونه که همۀ دین، پذیرفتنش آزاد است و خدای تعالی هیچ بنده‌یی را مُکرَه و مجبور نمی سازد، بنابراین هر بنده یی در قبول یا ردّ یکی از احکام دین هم آزاد است” این بزرگترین شوخی است که با قران و حکم قران میتوان کرد!
    خود متن قران میگوید:
    “آیات ۱۵۲ ۱۵۰ نساء
    کسانى که (از اهل کتاب ) به خدا و پیامبرانش کفر مى ورزند و مى خواهند میان خدا و پیامبرانش فرق گذاشته بگویند: من به خداى موسى و یا خداى عیسى ایمان دارم و به خداى محمد (صلى الله علیه وآله و سلم ) ایمان نمى آورم و مى خواهند (از پیش خود) راهى میانه داشته باشند(۱۵۰)۰ اینان همان کافران حقیقى هستند و ما براى کافران عذابى خوار کننده آماده کرده ایم (تا کیفر استکبارشان باشد)(۱۵۱)۰ و کسانى که به خدا و همه پیامبرانش ایمان آورده و بین احدى از آنان فرق نمى گذارند، خدا پاداششان را خواهد داد، چون غفور و رحیم بودن ، صفت خدا است (۱۵۲)”

    اما معجزه قران انست که هر کسی دلخواه خود را در ان میابد و در واقع حرف خود را در دهان قران مینهد! پس بود و نبود چنین کتابی به کدامین درد و جراحت ادمی مرهم خواهد بود؟ جواب: قران سپریست تا کسان پشت ان سنگر گیرند و هر چه از جنایت و خیانت و سورفتار خواهند کنند و سپس مهر تایید خداوندی بر پای آن زنند.

    5- اگر قرار باشد برداشتی از دینی درست باشد احتمالا درسترین برداشت های آن هایی هستند که توسط متخصصین آن دین اظهار میشود. به عنوان مثال آیت الله بهجت را همگان به عنوان عالمی دانشمند که دارای کرامات بی شماری مانند طی الارض، چشم دوزخی و …. است می شناسند. وقتی استفتائات آقای بهجت را نگاه میکنیم: ایشان مسیحیان و یهودیان را نجس می داند و خوردن و آشامیدن و دست دادن با آنان را جایز نمیداند ( او میگوید اگر اتفاقی دستت به آنها بخورد هم باید سریعا آب بکشی که نجاست آنها برطرف شود). حال سوال خیلی ساده ای که اینجا پیش می¬آید آن است که آقای بهجت با آن همه کرامات و دانش، در مورد دین اشتباه میکند ولی این آقایان تازه مدعی دین شده، درست فکر میکنند؟ اگر بنا باشد یکی از این دو برداشت صحیح باشد، احتمالا برداشت آقای بهجت که همه متون دینی را در نوردیده است و زندگی خود را وقف این کار کرده است در مورد دین درست تر است یا برداشت کسانی که وقتی در مواجهه با منشور حقوق بشر، دین خود را در تناقض با حقوق بشر میبینند، سریع در آن مورد خاص به برداشت دیگری از دین قائل می شوند؟

    6- نکته مهم اینجاست که منبع همه برداشت های مختلف از دین، قران و سنت محمد و علی است. در نتیجه کسانی که به برداشت های مختلف از دین دارند، حتما منبع برداشت خود را در جایی از قرآن و یا رفتار علی و محمد پیدا کرده اند. در نتیجه وقتی قرآن و محمد میتوانند باعث این همه برداشت مختلف از جنایات بزرگ و کوچک تا رفتار های متناقض دیگر شود، چگونه می شود به این دین اعتماد کرد؟ چون طبق نظریه برداشت های مختلف هرکسی میتواند برداشت خودش را داشته باشد و حق هم دارد!!!

    7- برداشت های مختلف از دین یعنی مشروعیت بخشیدن به جنایاتی که توسط عده ای به نام دین انجام میشود زیرا اگر من حق داشته باشم برداشت خودم از دین را داشته باشم دیگران نیز این حق را دارند و در نتیجه همه محق هستند و در نتیجه آن کسی که به نام دین هم جنایت میکند محق است چون او هم میتواند برداشت خودش را از دین داشته باشد و هیچ منطقی برای این برداشت ها وجود ندارد.

    به امید روزی که ماله کشان از خواب بیدار شوند، البته اگر در خواب نمرده باشند.

     
  19. سید ابوالفضل

    آقای nvfvn گرامی
    سلام بر شما
    در چند مورد خطاب به من مستقیم و غیر مستقیم مطالبی را مرقوم فرموده اید . از جمله به من عنایت فرموده و نوشته اید : “بگذریم مانده ام از سید ابوالفضل چرا ایشان روزه سکوت پیشه کرده اند
    ایشان که در اتهام زدن ید طولائی دارند چرا بازهم گل افشانی نمی کنند”
    خطاب به شما گفته بودم که مرا یارای هماوردی با شما نیست . از این اظهار نظر من ، البته شما به ناتوانی من و اظهار عجز تلقی کرده بودید .علی رغم میل باطنی و بدون این که حمل برخودستایی باشد ، نا چارم بگویم که هرگز در مقابل شما اظهار ناتوانی نمی کنم . فقط آن چه که مانع من می شود ، نوع نگارش شما می باشد . نگارشی مبتنی بر خودبرتر بینی و اتهام زنی و بی احترامی به دیگران و اعتقاداتشان . وقتی شما با چنان ادبیاتی می نویسی ، من در صورتی هماورد شما خواهم بود ، که به گونه ای مشابه ، به شما پاسخ دهم . از سوی دیگر ، من این نوع نگارش را در شان شما و خودم نمی دانم ، پس هماورد شما نتوانم بود .
    با این وجود ، اکنون که نوشته های شما اندکی به اعتدال گرائیده ، جای امیدواری است . من نیز آن ها را می خوانم و به آن ها می پردازم . تاخیر در این مورد را نیز موجه تلقی کنید و آن را ناشی از فرصت کم من بدانید . در خواستم این است که آن را ناشی از بی توجهی و بی ادبی تلقی نفرمایید .
    ارادتمند
    سید ابوالفضل

     
  20. اعتقادات هر شخص خصوصی ترین امر در نزد هر فرد محسوب میشود دخالت در اعتقادات مردم بزرگترین خیانت به مردم محسوب میشود ما ملت ومخصوصا نسل ما که هم دوره شاه را تجربه کرده ایم وهم دوره انقلاب را وخود نیز در انقلاب فعالانه شرکت کردیم بهتر از هر کس ونسلی دریافته ایم که خیانت بزرگ به پیروان یک مکتب وخیانت بزرگ به خود مکتب دخالت حاکمیت در اعتقادات مردم میباشد قبل از انقلاب مردم ایران متدین ترین مردم محسوب میشدند ومردم در امور احساس مسولیت میکردند وبداد هم میرسیدند ومساجد همیشه پر بودند ودزدی ودروغ وریا وچپاول قبیح شمرده میشد ولی با کمال تاسف هم دین مردم اسیب دید وهم دنیای مردم .کارهای بزرگ را به افراد کوچک سپردند وبیسوادها قرب یافتند وعقل وعلم منکوب گردید وخادمان را به زیر کشیدند وخائنان را مقام دادند البته در همه این اتفاقات خود ما مقصر بودیم وبجای واکنش در برابر هر عمل زشتی ساکت نشستیم وتماشا کردیم وبی تفاوتی را بر خود تحمیل کردیم امیدوارم روزی برسد که دوباره به خود اییم ودینمان ودنیایمان را اباد کنیم هر چند به نظر خیلی بعید میاد

     
  21. نلسون ماندلا ماندگار شد

    نلسون ماندلا، استاد مبارزات بدون خشونت از میان ما رفت. اگر چه او رفت ولی یادگاری عظیم از خود برجای گذاشت: دموکراتیک ترین کشور آفریقا. او رفت ولی حکومتی نژاد پرست را به حکومتی دموکراتیک تبدیل کرد. همه را دوست داشت، همه را بخشید. خودش گفته بود که دشوارترین کاری که در زندان کرده است، دوست داشتن زندان بانش بوده. حتی به زندان بانش هم با شفقت می نگریست. روحی بزرگ، که تن خاکی را گذاشت و رفت.

    او پیامبر مهربانی بود و گذشت. پیامبر شادی و آزادی. پس از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری، رئیس جمهور سابق را که بالاترین مقام در دوران آپارتاید بود، به معاونت خود برگزید. هر چه اصرارش کردند، دوره دوم ریاست جمهوری را نپذیرفت و راه را برای یک دموکراسی پایدار هموار کرد. در آن دوران ملتهب که همه خون می خواستند و انتقام، حتی شکنجه گران را، در صورت اعتراف در برابر قربانیان، بخشید. و ما چه آرزومندانه چنین مدارا و بخششی را به انتظار نشسته ایم.

    چقدر ما به چنین انسانهایی نیازمندیم. چقدر ما به گاندی به ماندلا به مارتین لوترکینگ و به مصدق نیاز داریم. به کسانی که بایستند، تا پای جان و جهانیان سر تعظیم فرود آورند بر اندیشه هاشان حتی دشمنانشان.

    بردیا استقامت

     
  22. یک سوال از آقای حقوق دان (حسن روحانی) و آقای خامنه ای (رهبر /انقلابی)
    چرا من ایرانی در کشورم این حق را ندارم که بدانم یک نماینده مجلس چقدر ماهیانه مزایا و حقوق و پاداش میگیره ؟
    چرا حق من ایرانی نیست که مرتب بدانم اموال خزانه کشورم چقدر است و اموال بانکی رهبر (آقای خامنه ای ) چقدر ؟
    چرا این حق از من ایرانی گرفته شده تا ندانم که اموال همه اهالی مجلس خبرگان و مجلس تشخیص مصلحت چقدر است ؟
    چرا در کشورم حق ندارم بدانم حقوق و پاداش سرداران و سپاهیان اسلام و ماموران امنیتی چقدر است ؟

    تا زمانیکه اینها برای کشورم شفاف و علنی نباشد
    ناچارم همه را دزدان تبهکار غارتگر بنامم.
    آیا این هم حق من نیست ؟

     
  23. این مطلب رو که دوبار نوشتید

     
  24. آقای نوری زادگرامی تاکی دراهوازبه سرمی برید؛چطورمی شودشمارادراین شهرپرهیاهوو فسرده یافت؛دریچه ای برای دیداربگشای،چه کنیم آهوی جانمان سرصحرای تودارد.

    —————–

    سلام شایان گرامی
    من پنجشنبه در زنجیره ی انسانی کارون حضور خواهم داشت.

    .

     
  25. نظر دهندگان محترم
    خرافه و خرافه گری چو بیرون رود عقل و خرد در آید
    به گزارش ایسنا، علی محمد نوریان، قائم مقام وزیر صنعت،معدن و تجارت هم در سخنانی به مناسبت روز جهانی هواپیمایی گفته بود: “کهنه ترین هواپیماهای دنیا در ایران هستند،
    آقای خامنه ای گفتند : ما رکورد زدیم ما رکورد زدیم
    به امید روزی که عقل و خرد و اندیشه در همه ما ایرانیان به حد اعلا برسد تا فرهنگ سکولاری (جدائی دین از دولت) در فرهنگمان نهادینه شود و دولتی منتخب مردم و برای مردم و پاسخگو به مردم را برپا کنیم.
    مهدی

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

95 queries in 1826 seconds.