سر تیتر خبرها
صفحه ی جدید نوری زاد در فیس بوک

صفحه ی جدید نوری زاد در فیس بوک

سلام دوستان خوبم:

صفحه ی اصلی من در فیسبوک بنا به دلایلی که نمی دانم چیست از دسترس من خارج شده. من ناگزیرم ازیکجای دیگرشروع کنم وبه جایی دیگرکوچ کنم تا مگر مجددا آن صفحه احیا شود. بهر حال اینجا کوچگاه تازه ی من است:

https://www.facebook.com/pages/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%86%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%B2%D8%A7%D8%AF/568620139875017

به امید روزهای خوب برای سرزمینمان.

من اکنون در اهوازم. امروز صبح رفتم و به کارون سلام گفتم. آغاز سفر با سلام به کارون. و به مردمانی که با کارون خاطره ها دارند.

محمد نوری زاد
شانزدهم آذر نود و دو – اهواز

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

25 نظر

  1. اقای نوری زاد عزیز سلام الحق که قلم و زبان مردم ایرانید احسن به شما قلم طلائی و دلسوز کشور گاهی کسانی مانند شما افکار و مشکلات زیاد مردم کشورمان را به گوش مسئولین میرساند بنا به فرمایش شما باید از تفرقه قومی و زبانی و ولایتی پرهیز شود که مباد مانند افغانها و یا عرب های سوریه عراق لبنان و فلسطین شویم یک حرف نابخردانه منجر به شعله ور شدن اتشی میشود که خاموش کردنش بسیار مشل است برادرم اگر لیاقت برادر بودن با شما را داشته باشم بنویس درد دل مردم را بنویس در مورد مشکلات معیشتی بنویس در مورد بسیاری از اغازادها که از بس ثروت بهم زدند دارند میترکند بنویس حلبی اباد هائی هست که هنوز برای گرم کردن خانوادهش از هیزم استفاده میکند بنویس بسیاری از خانوادها در ماه یک بار گوشت نمیخورند میوه را فقط در مغاذه ها میبینند بنویس شخصی با پنج فرزند جوان و بیکار احتیاج به عمل قلب دارد ولی هزینه دو یا سه میلیون تومانی انرا ندارد و در کوشه خانه افتاده وبه انتظار مرگ است الله نگهدارت بنویس که مردم در مضیقه هستند نه ایمیل دارم و نه وب سایت با عرض معذرت

     
  2. نیمای عزیز اگرشما وجود نازنین وپر خیر وبرکت اقای نور زاد را افتخار خود ونشانه سرزندگی وطن وانسانیت وبیداری وجدانها می دانید ما هم به وجود شما جوانان پاک نهادافتخار میکنیم حق به همراهتان

     
  3. سلام جناب نوریزاد وعده دیدار را پنجشنبه در زنجیره انسانی نجات کارون داده بودید امروز پنجشنبه 21 آذر از خرمشهر آمدم اهواز ساعت 5/3 پارک ساحلی بودم ولی متاسفانه نه خبری از زنجیره انسانی بود ونه توانستم جنابعالی رو زیارت کنم اگر لایق میدونید تشریف آوردید آبادان و خرمشهر زمانی رو برای ملاقات در نظر بگیرید. مشتاق دیدارم.

    ————-

    سلام اقا مهدی گرامی
    من یک ساعتی درهمان حوالی چرخ خوردم و با دوستانی نیز مواجه شدم اما ظاهرا برنامه ای نبود و من برگشتم. توفیق دیدارشما از من سلب شد.

     
  4. آنيتاى گرامى درود بر شما .ايراد شما بنا به قرائنى درست است .حق با شماست .من هم مثل شما بنا به شم خودم باور نمى كنم كه اين ها نه فقط راى ها را كاملا درست و بدون دستكارى بشمرند بلكه اساسا سيستم انتخاباتى ما يكى از رياكارانه ترين فراورده هاى رژيمى است كه نه جمهورى است و نه اساسا دموكراتيك بلكه اسمى كه من با وام گيرى از يكى از دولتمردان شورى سابق براى آن يافته ام ديكتاتورى دموكراتيك است .قانون اساسى فصل و اصولى دارد در باره حقوق ملت. و بخش هايي مربوط به اختيارات قدرت .بخش دوم چون خودش با پشتوانه زور و پول صاحب اختيار خودش است همه پنبه هاى دموكراتيك بخش بى پناه اول را رشته مى كند .پرونده جمهورى اسلامى منحصر به انتخابات نيست .اما انتخابات پوششى است بر كارنامه سياه و مالامال از كشتار و دروغ و مردم فريبى .اصلا دولت به فرض كه منتخب باشد بايد به خواست دولت موازى مادام العمرً كار كند كه عمده پول نفت سهميه او ست.اين ها و خيلى چيز هاى ديگر را مى دانم .در انتخابات اخير نيز دستكارى از رد صلاحيت ها شروع شد .در سايت كلمه نامه اى به مطهرى نوشته شده در مورد دخالت حيدر مصلحى در به اصطلاح خودشان مهندسى معقول انتخابات .در شمارش آ را هم آن قدر شمرده اند كه به اصطلاح خودشان روى طرف برنده زياد نشود .با عرض پوزش كه اين اصطلاح بى ادبانه را نقل كردم .اصلا اجازه دهيد به عمق مشى تمامت خواهانه اى برويم كه به طور اجتناب ناپذيرى شكنجه و بگير و ببند را در پى دارد .رهبر چيزى را كه پيش بينى مى كند بايد حتما تحقق پيدا كند .استالين مى گفت :واى به حال واقعيتى كه از ما فرمان نبرد .در انتخابات گذشته مجلس نرخ مشاركت به نقل از هاشمى سي و خورده اى بود اما چون رهبر عدد٦٤ درصد را پيش بينى كرده بود همه رسانه ها وادار شدند كه همين عدد را اعلام كنند .حالا هم بايد حماسه سياسى به وقوع مى پيوست .اين رشته سر دراز دارد اما من چون دسترس به مستندات نداشتم بنا را بر صحت نهادم .من هم شخصا و بنا به تشخيص خودم با شما موافقم .پايدار باشيد.

     
  5. دربدر تا حالا چیزی بنام خروس بی محل به گوشت خورده؟ چشماتو باز کن ببین بعضیها چکار میکنن دنیا همش کینه و رقابت و از پشت زدن نیست همون چیزی که باعث دربدریت شد.

     
  6. پاسخ به دربدر

    از کرامات “شیخ ما” عجب است شیره را خورد و گفت شیرین است.

    حضرت شیخ شما چکار به جناب دکتر شهروز دارید؟

    سخن و حرف جدید و بدرد خور و بدون عیار کیلو دارید بیان دارید!

    بله میدانم شما فقط میگوید خدا وجود ندارد!

    ولی قافلید که همین سخن شما پس از کشف رشته‌های DNA و کروموزوم و تعیین کدهای موجود در ان توسط واتسن و گریک به اثبات رسید. حتا کتاب پر ارزش “منشاء گونه‌ها” توسط داروین نتوانست تئوری “فرگشت” را به اثبات رساند؛ زیراکه دلیل پایۀ فرگشت بر علم ژنتیک استوار بود.

     
  7. پاسخ دادن

    سپیدان
    ۲:۱۱ قبل از ظهر / آذر ۱۷, ۱۳۹۲
    ببخشید نوشته ای در ذیل نام بالا چقدر شبیه نوشته آق سید شهروز است
    درست میگم؟

     
  8. درود بر محمد نوری زاد گرامی واقعا ما جوانان ایران زمین به شما افتخار می کنم که همیشه طرفدار حق و انسانیت و آزادی خواهی کرامت انسانی هستید به عنوان یک جوان کرمانشاهی از جنابعالی به خاطر سفر به غرب کشور و دیدار از کرمانشاه و کردستان کمال تشکر را دارم که چقدر با محبت و انسانیت و بی ریا با مردمان کرد این دیار به گفتگو پرداختی ای کاش زودتر مطلع می شدم و از نزدیک حضرتعالی را ملاقات می نمودم و دست شما را از نزدیک می فشردم واقعا به شما افتخار می کنم که در دفاع از حق مردم و صلح و آزادی اینگونه با امواج خروشان این اقیانوس خروشان و بی رحم و پر تلاطم در ستیز و کارزار هستی واقعا به جامعه خود افتخار می کنیم که همچون واتسلاو هاول در جمهوری چک و لخ والسا در لهستان ما هم محمد نوری زادها و نسرین ستوده ها و تاج زاده ها و شیوا نظر آهاری ها و حشمت الله طبرزدی ها و منصور اسانلوها و شیرین عبادی ها و صدها عزیز دیگر در میهن عزیز خودمان که سمبول عزت و شرف این مردم هستند و دیگر عزیزان که آوردن اسامیشان در این متن ممکن و میسر نیست مدیون هستیم مخلص و خاک پای همه شما عزیزان هستیم . دوباره می سازمت وطن اگر چه با خشت جان خویش **** ستون به سقف تو میزنم اگر چه با استخوان خویش

     
  9. سلام اقای نوری زاد عزیز وقتی به کرمانشاه امده بودی در فیسبوک تورابه شهرهرسین دعوت کردم اما گویامارالایق ندانستی بزرگوارعیبی نداره مابازهم دوست داریم به خاطر این همه شجاعتت

     
  10. نور زاد عزیز شما با عزم و استقامتت نشان دادی که نلسون ماندلا نمرده است! مرده آنست که نامش به نکویی نبرند!! پاینده باشی

     
  11. سلام آقای نوری زاد،قراردیداردراهوازفراموش نشود،هرچندخیل مشتاق ودوست دارت کم نیست،به هرجهت منزل ناقابلی هست،اگرخواستی آدرس رومی فرستم،بازهم تکرارمی کنم بسیار مشتاق دیدارم؛

     
  12. كورس گرامى
    هميشه از خود مى پرسيدم اين ها كه تشت رسوايى شان با سر و صداى فراوان از بام افتاده، به زور سرنيزه بر سر قدرتند و در چپاول و فساد با يكديگر مسابقه گذاشته اند، ديگر چه اصرارى دارند كه با سخنانى تحريك آميز، تنفر مردم را بيشتر برانگيزند و لج مردم را بيشتر در بياورند. مثلا وقتى آقاى فرزانه ( زلفعلى واقعا مو داشت؟!) مى گويد: “در تعجبم سران فتنه چرا از ظلمى كه به مردم كردند معذرت خواهى نمى كنند؟” چه لزومى مى بيند با اينگونه سخنها خشم مردم را بيشتر و بيشتر برانگيزد كه جواب خودم را در نوشته شما يافتم و از اين بابت به نوبه خودم از شما سپاسگزارم:
    ” ظواهر مى گوید که این ها روى تحریک مردم به ستیزه و خشونت حساب باز کرده اند .جامعه اى که از خشم و کینه و ستیزه ملتهب باشد درست نمى تواند فکر کند،فریب پذیر تر است ،هر لیچار بافى مى تواند نقش قهرمان برایش بازی کند،منتظر منجى مى ماند .خرد و توان خودش را وامى گذارد گرچه چون کاوه قیام مى کند تنها براى آنکه شاهى با شاهى دیگر عوض شود ”

    اما زياد با تحليل شما در باره انتخابات اخير موافق نيستم و آنرا نيز مهندسى شده مى دانم. فرقش با قبل اين بود كه اينبار از رسوايى ٨٨ عبرت گرفته و حساب شده تر عمل كردند.
    اينها بعد ازانتخابات مجلس ششم كه مجبور شدند هفتصد هزار رأى را باطل كنند تا حداقل بتوانند پدر عروس جان را به جاى عليرضا رجايى بچپانند توى مجلس، ديگر تصميم گرفتند (و علنى هم گفتند) در هر انتخابات يك بار زحمت بكشند و در عوض چهار سال راحت باشند و از آن به بعد همين كار را كردند كه در سال ٨٨ ناشى گرى و طمعشان از حد گذشت و پته خود را روى آب ريختند.
    كوروس گرامى ما تا جايى كه ببينيم وزير كشور به قول شما “مثل آدم رأى هاى شمرده شده را مى خواند”، خيلى فاصله داريم. فاصله اى به اندازه فاصله اين نظام با يك نظام “آدم وار”.

     
  13. Ali آقا
    اين فاميل دور شما على خان همان كدخدايى نبود كه مى گفتند سر منقل با غلامعلى خان تصميم گرفت ريش سفيدان ده را دور بزند و پسر دومش را كه داماد دكتر غلامعلى خان هم بوده، بعد از خودش كدخدا كند ولى قضيه لو رفته؟

     
  14. توضیح در مورد کامنت آقای حجت اله عرفانیان در مقالۀ فیسبوک بی فیسبوک.

    سلام و درود بر اقوام ایرانی- کردها؛ آذریها؛ بلوچها؛ خوزستانیها؛ گیلکها؛ فارسها؛ لرها؛ ترکمنها.
    سلام و درود بر دینداران- شیعیان؛ اهل تسنن؛ مسیحیان؛ یهودیان؛ زرتشتیان؛ بهائیان؛ دراویش و صوفیان.
    سلام و درود بر غیردینداران.

    دوستان و عزیزان با عرض تاسف تارنمای فیسبوک ایرانیان گاه دست به ایجاد تفرقه بر اقوام و ادیان ایرانیان برده و با انواع نمایشهای تصنعی و ایجاد صفحات دروغین با عنوانهای ناسیونالیسم ترکی؛ ناسیونالیسم کردی و… و همچنین صفحات مذهبی باعنوان تبلیغات شیعان؛ تبلیغات اهل تسنن و… و ایجاد سخنان تحریک آمیز و دشنام از دیگر طرفها قصد ایجاد اختلاف بر قومیتها و ادیان ایران زمین را دارد.

    روش کار که به نظر میرسد گاه از برخی مدیران و رابطان و پرسنل غیر ایرانی استفاده میکنند بدین شکل است که ابتدا تعدادی حساب کاربری ایجاد میکنند؛ صفحات آنرا با مقالاتی شامل تبلیغات دینی بخصوص شیعی و سنی؛ یا با تبلیغات ناسیونالیستی بخصوص ترکی و کردی و عربی؛ و با محتوای اغراق آمیز و تحریک آمیز که از سایتهای مختلف در اینترنت جمع آوری نموده اند انباشته مینمایند؛ سپس با اسامی متفاوت اقدام به نوشتن تعدادی کامنتهای حاوی دشنام و توهین یا توضیح و تحلیل در رد آن دین و مذهب یا قومیت میکنند.

    کار و ماموریت اصلی آنان از این به بعد آغاز میگردد؛ بدین نحو که این حسابهای کاربری و صفحات و مقالات را به افراد مختلف بصورت تصادفی نشان میدهند بخصوص به کسانیکه مایه ها یا تعصبات مذهبی یا قومی داشته و از توان علمی و قدرت بحث و استدلال برخوردار باشند؛ پس از تحریک این افراد به نوشتن و پاسخ و استدلال و یا توهین و دشنام؛ این پاسخها را تحت عنوان کامنت در صفحات افراد حقیقی که به دلایل مذهبی یا قومیتی و با انگیزۀ صفا و معرفت اقدام به تبلیغات نموده اند وارد میکنند و آنان را وادار به پاسخ متقابل نموده و دامنۀ تحریک را آنقدر فراتر برده تا به توهین و دشنام بیانجامد.

    پس از گذشت این مراحل کار آنان دیگر سهل و بی زحمت میگردد؛ زیراکه مطالب هریک را به دیگری انتقال میدهند؛ حاصل این جدال ایجاد تعصب و کینه در میان اقوام و مذاهب مختلف خواهد گردید؛ گاه دیده شده مطالبی از سایتهای خارجی مانند کشورهای خلیج یا افغانستان و پاکستان به فیسیوک ایرانیان انتقال داده و پاسخها را به آنان بازگو نموده اند و بلعکس؛ ولی از آنجائیکه آفتاب حقیقت هرگز مستور نخواهد ماند این اعمال نیز تاکنون توفیق چندانی حاصل نگردانیده و چه بسا به بی میلی و خروج افراد از فیسبوک انجامیده باشد.

    از این نمونه ها مواردی تاکنون مشاهده گردیده که بعضا برخی از این صفحاتِ کاذب که توسط پرسنل ایجاد شده به منظور تبلیغ در سایتهای مختلف به نمایش درآمده که یکی از این نمونه ها متعلق به شخصی با نام جعلی حجت اله عرفانیان است که در ذیل با نگاهی گذرا به طریقۀ نگارش ومطالب تحریک آمیز و اغراق گر و دروغین براحتی میتوان به انگیزه و هدف این ماموریت پی برد.

    خواهشمندم به نحوۀ انشاء و محتویات و اغراقات و گنگی مطلب و طویل بودن و توهین و خطاهای نمایشی که دال بر تصنعی بودن است و کاملا بعید از یک شیعۀ اهل تحقیق و آگاه بر علم ریاضی؛ توجه بفرمایید:

    “با سلام به برادر عزیزم در فیس بوک هر کسی به ضررشان باشد قطع میکنند من همان ساعت اول که نام محمد و علی را قرار دادم قطع شدم خدا را شکر بعد از دوماه قطع نشدم و مطالبم میرفت به هوا میگویند دشمنان اسلام احمقند همینه و علم ریاضی در قرآن تقدیم میکند به ابجد اسلامه حق ۲۴۵بصفای باطن ۲۴۵اسلامه حق ۲۴۵به ابجد کسی میتواند به صفای باطن برسد که بحق علی ۱۱۰ +۱۳۵ فاطمه = ۲۴۵حق را بشناسد http://alihojat123.blogfa.com/ صدکتابو صد حدیث آئینه روی محمد علیست…”

    خطاهای نمایش:

    1- مطلب فاقد علائم نگارش ( کاما و سمیکالن و…) است که معمولا افراد برای رد گم کردن و عدم تطابق با دیگر نوشته‌های خویش به این روش رو میکنند؛ این وضعیت زمانیکه فرد تسلط کافی به زبان مورد نظر را نداشته باشد نیز رخ میدهد؛ در حالیکه در اینجا نوع مطلب چه در پاراگراف آغازین و چه مطلب اصلی نیاز وافر به استفاده از علائم دارد و نیز فرد نگارنده اهل تحقیق و نگارش است.

    2- اکثریت خوانندگان در این سایت یا غیرمذهبی هستند و یا روشنفکر و منتقد؛ فضای اینجا قابلیت تحمل اینگونه مطالب تعصب آمیز و دین مدارانه را ندارد و حاصلی بجز انتقاد و توهین به دین و نویسنده در بر نخواهد داشت؛ این فرد که یک بچه حزب الهی یا بسیجی کوچه و خیابان نیست؛ از ذکر نشانیها و اسامی مشخص است که باید باهوشتر و باتجربه تر از این سخنها باشد که دست به چنین حماقتی زند.

    3- ذکر آدرس برای رفع شبهه و اصالت دادن به آن است؛ یک فرد عبوری ابتدا حواشی و خوانندگان را میسنجد و یک فرد باتجربه برای چنین مطالبی در این فضا آدرس نخواهد داد.

    4- در این قسمت از جمله: “… خدا را شکر بعد از دوماه قطع نشدم و مطالبم میرفت به هوا…”
    – تاکید “خدا را شکر” برای دفع شبهه است؛ افراد به هنگام کامنت از این اصطلاح استفاده نمیکنند؛ چنین چیزی را تنها در سایتهای کشورهای عربی میتوان یافت.

    a- به عوض عبارت ” و مطالبم میرفت به هوا ” میبایست عنوان میداشت: ” وگرنه مطالبم به هوا میرفت”
    من قصد ایراد گرامری ندارم ولی بیان ایشان بدلیل خطاهای انشایی و گرامری نیست بلکه تسلط به فارسی ندارد؛ مانند یک غیرایرانی که در دانشگاه؛ زبان فارسی خوانده باشد یا یک ایرانی که مدتها به کشور دیگری مهاجرت کرده باشد.
    در برخی زبانها مانند انگلیسی واژۀ “و” And را معمولا یا گهگاه بجای واژه های ” وگرنه Otherwise ؛ اما But؛ هم Too” بکار میگیرند.

    b- یا مثلا به این جملۀ ایشان توجه کنید: “…در فیس بوک هر کسی به ضررشان باشد قطع میکنند…”
    انشاء و گرامر و ترجمه شبیه انگلیسی.

    c- یا این جمله “..دشمنان اسلام احمقند همینه و علم ریاضی در قرآن تقدیم میکند به ابجد اسلامه..”
    جمله در حد ترجمۀ گوگل است؛ مثلا:
    AntiIslams are fool, That’s it, And Math in quran offer… (this ain’t my opinion, there is a complication
    کاملا مشخص است که این فرد فارسی زبان نیست و عبارت هایی از دیگران را بر جملات ناهماهنگ و فارسیِ دست و پا شکستۀ خویش ملغمه ساخته.

    همچنین اصل جمله به این صورت که “خداوند دشمنان اسلام را از میان احمقها قرار داده” در اسلام و البته کلیۀ ادیان به شکلی وجود دارد؛ ولی زمانیکه فردی ابتدا-به-ساکن در محیط و فضایی اینچنینی برای دشنام به مخالف خویش دست به مایه از دین شود؛ در وهلۀ نخست این عمل به زیان همان دین تمام خواهد گشت, مقصود اینست که فرد مذکور با خصوصیات متناسب با آن تحقیق و مقاله دست به چنین فعلی نمیبرد و حتی به بهای تضرر خویش دین را وارد چنین معرکه و فضایی نمیکند؛ مجددا عرض میکنم شیوۀ یک فرد محقق و علمی و غالب دیندارانِ عقلگرا یا روشنفکر یا متعادل اینگونه نیست.

    For the facebook’s superior managers

    در خاتمه به مسئولین عالی رتبۀ فیسبوک پیشنهاد میکنم یک فکر و برنامۀ صحیح برای مدیریت ایرانیان اتخاذ گردانند؛ وضعیت مدیریت فعلی خوب نیست و افراد و شخصیتهای علمی و سیاسی و فرهنگی رغبتی به عضویت و فعالیت نشان نمیدهند یا قادر به کار بهینه نیستند و دلایل آن چنین است:

    1- مسایل فوق یعنی ایجاد تفرقه ها و اغراض که ذکر گردید.
    2- عدم کارکرد سرچ در فیسبوک که اعضاء قادر به یافتن افراد حقیقی نبوده و میبایست به دوستی با هویتهای ساختگی توسط مدیران و پرسنل مبادرت ورزند.
    3- استبداد و عدم رعایت امانت: به نحوی که کلیۀ نامه ها به دست مدیران و رابطان خوانده میشود و به میل خویش به گیرنده ارسال داشته یا نمیدارند و گاه خود پاسخهای کوتاه و سطحی میدهند و از آن سو نامه های دیگران را نیز به میل خویش به شما رسانده یا نمیرسانند؛ که در اینجا حسادتهای زنانه نقش بارزی ایفا میکند.
    4- فشار به اعضاء برای نوشتار یا رها ساختن نگارش در برخی مکانها؛ یا کارهای دیگر.
    5- فشار و اصرار به برخی اعضاء برای ازدواج با کاندیدهای آنان که قول مساعد مالی دریافت داشته اند؛ و در غیر اینصورت آنچنان عرصه را بر شما تنگ میگرادنند که مجبور به انصراف گردید؛ این موارد شامل قفل نمودن آیتم نگارش و در واقع سلب نوشتار نیز میباشد.
    6- استفادۀ بدون اجازه از مطالب نویسندگان که گاه به فروش آن اقدام میورزند؛ این موارد شامل نامه های خصوصی نیز میشود؛ و دامنۀ اعمال آنان نیز شامل داستان پردازی و ساخت سناریو از نوشته های شما میباشد.
    7- ساخت پروفیلهای جعلی با مشخصات شما و تعویض نام؛ با اینکار قادر به یافتن دوستان و خویشان شما میگردند و با ارائۀ مطالب و عکسها و نامه های شما به آنان, تماسهای طولانی مدت ایجاد کرده و به اسرار زندگی شخص و اجتماعی شما آگاه شده و سپس به سواستفاده و فروش اطلاعات شما اقدام میورزند, بدتر از همه گاه ممکن است پیامهای ناگوار و حتا خطرناکی به خویشان و بستگان شما ارسال دارند.
    8- عدم محرز بودن هویت مدیران ایرانی: این یک وضعیت پیچیده و بغرنج برای ایرانیان است که در حالیکه مدیران و رابطان تقریبا از تمامی هویت شخص و اجتماعی شما آگاهند؛ شما حتا نمیدانید که آنان ایرانی هستند یا غیرایرانی, چنانچه برخی از آنان ایرانی بوده و بدون هویت آشکار باشند که براحتی قادر به هرگونه سواستفاده اعم از مادی و معنوی خواهند گردید؛ و اگر غیرایرانیِ فارسی زبان باشند و چنانچه دشمنی رسمی یا پنهانی با ایران یا متعلقات ایران داشته باشند این برای ایرانیان بسیار ناگوار و از سویی مشکل آفرین خواهد بود؛ بهرحال در تمامی جوامع افرادی که دارای مسئولیت هستند خواه اداری یا انتظامی میبایست هویتشان مشخص باشد تا به سواستفاده و انواع مشکلات نیانجامد.

    البته انتخاب سیاستهای یک سایت با خود سایت است که آیا تمایل به جذب و بهره وری از چه نوع افرادی را دارند؛ سیاست فعلی در مورد ایرانیان باعث جذب و کارایی دانشمندان و اندیشمندان نیست.

     
  15. اقای نوریزاد راستی تست تریاک به کجا رسید.
    //// یک فامیل دور در قدیم ها داشتیم بنام علی خان که همین مشکل را داشت ولی او دو دوست همسنگر و هم منقل به نام های دکتر علی اکبر خان و دکتر غلاممعلی خان داشت که همیشه روی یک موکت پاره کنار منقل مینشستد و به علی خان کمک میکردند.

     
  16. سلام 0 خیلی دوست دارم این باور رو از خودم دور کنم ولی صادقانه بگم : به صداقت شما مشکوکم .

     
  17. جناب ﻋﺮﻓﺎﻧﻴﻴﺎﻥ

    در مورد نوشته
    ۵:۴۶ قبل از ظهر / آذر ۱۶, ۱۳۹۲
    شما
    خواستم اضافه کنم دوستان نظامی گرای ما از دنیای تعاملات سیاسی به طور کامل غافلند
    این دوستان دارند نقاط قوت ما را به نقاط ضعف تبدیل می کنند و نقاط ضعف ما که همانا نیروی نظامی ما است را به رخ دیگران می کشانند که مایه تاسف و خنده آور است
    صلح طلبی و دوستی با ملت های دنیا و تعامل سود سود را رها کرده اند و دم از تیر و تفنگ های نداشته شان می زنند
    طوری می گویند که انگار چه نیروی نظامی ساخته اند
    عرق وطن پرستی و ملی انسان را از بازگو کردن قدرت نظامی کشور های دیگر باز می دارد اما سر در خاک فروبردن و همچو دوستان سپاهی حقایق و وقایع را نادیده گرفتن عواقب شومی در پی دارد که انسان را وادار می کند به اذعان برخی مسایل

    برای تمام تیر و ترقه های روسی و چینی که دوستان در اختیار دارند آمریکا ضد آن ها را مدت ها است که ساخته و آماده به کار گرفتن آن ها ست
    هنگامی که به عراق حمله شد بغداد دارای همان پدافند هوایی بود که در مسکو به کار می رفت
    بوش با این حمله خواست توان نظامی اش را به رخ روسیه بکشد و روس ها را سر جایشان بنشاند
    سال به سال فن آوری های تازه تری به خدمت ارتش آمریکا در می آید و توان امروزی اش قابل قیاس با آن دوران نیست
    حالا دوستان این همه موشک های ضد هوایی از رده خارج شده روسی و چینی در اختیار دارند و دل به آن ها خوش کرده اند روس ها حتی پدافند اس 300 را از ایران دریغ کردند میدانید چرا؟ از این می ترسند که در صورت حمله آمریکا دنیا شاهد نا کارآمدی این پدافند شود و روسیه قادر نباشد این موشک ها را به کسی قالب کند

    روسیه تنها با تکیه بر موشک های قاره پیمای خود و کلاهک های هسته ای اش است که قادر است از حمله احتمالی به این کشور پیش گیری کند ارتش این کشور نسل جدیدی از موشک های قاره پیمای توپول را ابداع کرده چرا که به خوبی می داند موشک های قاره پیمای معمولی را آمریکایی ها به راحتی رد گیری و متلاشی می کنند امریکا با انهدام یک ماهواره از رده خارج شده خود توسط یک رزمناو موشک انداز موضوع را برای همه روشن کرد این در واکنش به اقدام مشابهی از سوی چینی ها انجام شد تفاوت در اینجا بود که چینی ها از یک پایگاه زمینی موشک را شلیک کردند و آمریکایی ها از یک کشتی شناور که عملیاتش پیچیده تر است در یک جنگ واقعی پایگاه های زمینی به راحتی قابل انهدام هستند اما رد یابی یک رزمناو در پهنه اقیانوس ها غیر ممکن یا بسیار دشوار است
    باید خوشحال بود که امریکایی ها احمق نیستند و منافع خود را به طور دراز مدت ارزیابی می کنند
    آنها نمی خواهند دوستی دیرینه بین ایران و آمریکا را خدشه دار کنند
    برادران سپاهی بهتر می دانند در صورت وقوع جنگ این طور نیست که آمریکا چند موشک قراضه به سمت مراکز هسته ای ما شلیک کند و دوستان به راحتی آنها را رد گیری کرده و نابود کنند خیر آنها در مرحله اول توان دفاعی ما را در هم خواهند شکست تا زمانی که حتی یک موشک آماده شلیک در ایران باشد امریکا از پای نمی نشیند تا آن را منهدم کند
    این شاید یک هفته به طول انجامد میدانید یعنی چه؟ یعنی یک پادگان نظامی در ایران باقی نخواهند گذاشت آن چنان آتشی بر سر مردم بی پناه فرو خواهد آمد و تلفات نظامی و غیر نظامی به دست خواهد داد که دوستان سپاهی و رهبرانشان را پشیمان خواهد کرد نیروی هوایی که به حمد الله نداریم چند تا موشک داریم که به سمت اسراییل شلیک خواهد شد که شاید چند تایی به هدف برسد که این موجب مظلوم نمایی بیش از پیش اسراییل خواهد شد و موجی از همبستگی جهانی را به سود این کشور به همراه خواهد داشت

    چه حیرت آور است عمق علم و دانش سعدی بزرگوار که فرمود

    دشمن دانا بلندت می کند
    بر زمینت می زند نادان دوست

     
  18. جناب نوری زاد برنامه تشریف فرمایی به بهبهان راهم دارید؟

    ————

    بله حتما
    احتمالا هفته ی آینده

     
  19. سلام بر نوری زاد عزیز مان. امروز طنین یا حسین میرحسین از دانشگاه بلند شد. انشاالله به خاطر همه دل های پاک و انگیزه های مصممی که در این خاک پاک است شاهد روزگار خوشی برای همه باشیم. باز هم از زحمات امثال شما متشکر و سپاسگذارم. از همین جا باز ضمن اعلام حمایت از شما بر اراده استوارتان درود می فرستم.

     
  20. با سلام
    آقای نوری زاد من اهوازی نیستم ولی یک پسر عمو داشتم که در دانشگاه جندی شاپور اهواز مهندسی شیمی می خواند چون تقریباً هم سن بودیم من هم گاهی به آنجا می رفتم دوران خوشی بود ولی سال شصت وقتی که یکسال بیشتر نمانده بود تا درسش را تمام کند آمدن دنبالش و گرفتنش. فوراً به اوین منتقل شد بعد از ماهها انتظار برایش هشت سال زندان بریدند جرمش راهم نگفتند نیازی نبود برای چی باید به مردم جواب گو باشند؟ ولی ما حدس می زدیم به علت فعالیت های سیاسی اش در دانشگاه باشد. به هر حال صبر کردیم تا بلکه عفو یا چیزبی بهش بخورد و زودتر آزاد گردد. ولی نشد. سال شصت و هفت بود که تلفن خانه شان در تهران زنگ زد. گفتن بیائید وسائلش را بگیرید. همین. آری ما حتی نمی دانیم که کجا دفنش کردند. ولی اسمش در لیست اعدامیهای دهه سصت در سازمان ملل هست ولی چه فایده؟ من هم از آن موقع تا کنون به اهواز نرفتم دلم می خواهد بروم و لی با اینکه خیلی سال است که از آن ماجرا گذشته از نظر روحی نمی توانم. ولی یک کتاب در زمینه رشته تخصصی اش دارد که من هنوز در بعضی از کتاب فروش ها می بینم .
    آقای نوری زاد وقتی به دانشگاه جندی شاپور رفتید یک فاتحه بخوانید نه برای دانشجویانی که اعدام شدند که تعدادشان هم کم نیست بلکه برای نظام خودکامه.

     
  21. سلام امروز کامپیوتر آقای پیمان عارف رو پس دادند شاید دیگه مال شما رو هم پس بدهند انشالله

     
  22. درود بر استاد قلم نوری‌زاد عزیز

    روایتیست در روستا و قصبه‌ایی از ولایات ایران‌زمین که خرد‌مردی را از بدِ روزگار بود الاغی چموش و ناسازگار.

    الاغ‌جان در قلعۀ حیوانات عضویت داشت و با جمعی از هم‌جنسان خویش دارای یک سایت بنام “کتابِ فیس و افاده” بودند که در زبانِ قلعۀ حیوانات که همه چیز معکوس بود به آن “افاده-فیس-بوک” نام نهاده بودند, الاغ داستان ما هم در آنجا پادو و مسئولیت خدمات همجنسان خویش را دارا بود, کار او هم بیشتر فضولی و دخالت بیجا و فراری دادن اعضا بود, ظاهرا آن دوران‌ها هنوز نمی‌دانستند که الاغ چقدر خر است و چه میزان خرابکاری می‌کند.

    روزی از آن ایام در آن پهنه از گیتی, مَرد بگذارد باری از کودِ حیوانی بر گردۀ الاغ و راهیِ رهی تنگ و باریگ گشت, جماعتی نیز سواره و پیاده از پیش و پس در آن معبر روان بودند, میانۀ کوره‌راه حیوان سر به عناد و اجتناب بگذارد و توقف پیشه نمود و عنقریب به انسدادِ گذرراه بیانجامید, جماعت حیران و پرسان جویایِ عامل ترافیک گشته و وان‌پس به رایزنی ازبرای حل داشواره پرداختند.

    فریاد و ترکه و سیخ و سیلی بر حمار گارگر مگشت و چارۀ کار نشد که مشد, خرد‌مرد رو به راهیان نمود و بگفتا علاج این واقعه با راهکارهای فیزیکی پاسخ ندهد بل طریقت شیمیایی پیشه نمود, اهالی بانگ برآورده و بگفتند خرد‌مردا ما هر آنچه اسلوب و سیاق در کیش خود آموخته بودیم و هر چقدر اصواتِ هنگ و ناموزون ز خویش اخراج ساختیم و آنچه خدعه و حیلت و تریک و از این دست ترم‌ها در آستین داشتیم هویدا ساختیم و مر اورا اجابت مگشت, سوگند که هر آنچه تو بگویی بدون هیچ کاستی لبیک گفته و پذیرا و مهیا گردانیم ولی مشروط بر اینکه تو نیز تعهد سپاری که طریقتِ کیمیاویِ تو بر این الاغ جنبش و تکاپویی حادث گرداند و سَبیل بگشاید, مرد نیز بگفتا پس اندکی اسید یا قلیا به من رسانید بل قائله خاتمه گردانم.

    به ناگاه در میان همهمۀ قوم جوانی که به حرفۀ شریف قاچاق با قاطر مبادرت داشت سخن درامده و بگفتا بنده چند واحد شیمی از دانشگاه شریف پاس نموده‌ام و فارغ‌التحصیل مهندسی الکترونیک (کنترل) میباشم و بنا بر بصیرت رهبران مملکت که مملکت اسلامی نیازی به تخصص نداشته و تعهد (ریش و نماز و مداهنه) و خویشاوندی از برای مشاغل اوجب واجبات است و داشتن تخصص برای مسئولین و مقامات کشور حرام شرعی بوده, لذا در کوه و کمر به قاطر چرانی و قاچاق مشغولیم و به همین الطاف خفیۀ آنان که شامل حال ما گشته و به عوضِ کنج اتاق و منقل یا زندان یا قبرستان دمی فرو میبریم رضایم, از طرفی بسیار هم تابع اعتقادات هستیم که نذر و قسم حضرت رهبر مبنی بر کسب ثروت صد میلیارد دلاری محقق گردد و بل از این فقر و حرص آسوده گردند و گریبان کشور رها سازند تا نوبت آمام جمعه‌ها و آقازاده‌ها و برادران رسد, در هر صورت شما نیاز به اندکی از یکی از ترکیبات آمونیوم مثل کلرید آمونیوم یا همان نوش‌آهک یا نوشادر دارید و آنرا میتوانید در حجرۀ رنگرزان که برای سفیدکاری بکار میبرند بیابید.

    نوش‌آهک را کسب و بر ماتحت الاغ استعمال گردانیدند, الاغ ابتدا به سوی جمعیت شروع به جفتک پراکنی کرده و در نهایت خیزی برداشته و ره به خلایق می‌گشاید و در حین حرکت با خود زمزمه می‌کند:

    گر ز سوزش گشایم رهی ….. ز کینه فرو بندم در دیگری

    الاغ داستان هنگامی که از جماعت دور گشته و از نظرها مخفی می‌گردد, دست به خورجینِ پالان خود برده و یک نوت-بوک از آن خارج می‌سازد, البته روایتی دیگر نیز طی این اعصار و قرون نقل شده که گویا الاغ جان از خورجین خویش یک آندروید خارج ساخته, روایتی متواتر نیز وجود دارد که نه نوت-بوک بوده و نه آندروید بل یک موبایل فکستنی بوده که در یک فرصت مقتضی از توبرۀ همان جوان مهندس بی‌نوا کِش رفته, و حتا گروهی که بعدها با عنوان آپرچونیست از آنان یاد گردیده اعتقاد داشته‌اند که اصولا انسداد ترافیک توسط الاغ جان در واقع نوعی مکر و حیلت بوده به منظور ارتکاب به سرقت از محمولۀ مهندس بی‌نوای داستان.

    بهرحال قضییه متعلق به چند هزار سال قبل و از یک مکان دوردست است که اطلاعات موثقی از منابع معتبر در دسترس نمیباشد و معتقدان به هر یک از این حدایث به فرقه‌هایی منشعب گشته‌اند و این روایات از اعقاب و کتب عتیقۀ آنان بدست آمده و در صحت و سقم آنان به احوط واجب, مستحب به مشکوک است لذا قضاوت در هر یک از این ابواب و روایت‌ها را به خواننده و تاریخ وا مینهیم, اگرچه بنا بر شرح و تاویلِ کتب تفسیرِ روایی حدیث سوم و چهارم مطمئنه است و اعتقاد به حدیث اول ساده‌اندیشی و قبول روایت دومی بلانسبت خریت.

    القصه, در بین راهِ بازگشتِ تتمۀ قومِ دلخوش ز رستن از انسداد الاغ جان به زندگی روزانه, یا به عقیدۀ برخی تلاش برای زنده ماندن, مهندس بی‌نوا به منظور سرگرمی وارد صفحۀ افاده-فیس-بوک خویش میشود و در کمال ناباوری شاهد حذف اکانت خویش می‌باشد, سرگذشت خویش بر اهالی بازگو نموده و پیامکی به خرد‌مرد ارسال می‌گرداند و از او علت را جویا می‌شود, مرد نیز به صفحۀ افاده-فیس-بوک خویش وارد گشته متوجۀ حذف اعتبار خویش می‌گردد, وآنگاه نظری به ناحیۀ خلفی الاغ جان افکنده و پیامکی بدین مضمون که آراء کلیۀ راویان و شرح و تفاسیر تمامی کتب تاریخی حاکی از صحت و سقم آنست ارسال می‌گرداند:

    « دوست عزیز, چیز چشمگیر و ارزنده‌ایی از دست ندادید, ولی من میدانم کجایِ او در حال سوختن است! »

    روایات بعدی حکایت از آن داشت که مردم آن سرزمین تاب تحمل آن اوضاع اسف‌بار و فقر و فساد و تبعیض را ز کف دادند و دست به تغییر و تحولی اساسی نمودند, بی‌سوادان و بی‌هنران و سودجویان و اوباش را بر جای خویش نشاندند و خردمندان و فرزانگان بر جایگاه‌های کشور استیلا یافتند, مهندس کوه‌شغلِ ما نیز به وزارت سازمان مخابرات نائل گردید.

    خواستن توانستن است
    در هر جایی که توانستیم همگی باید بگوییم که چه می‌خواهیم

     
  23. بی صبرانه درانتظاردیداریم؛

     
  24. آقای نوری زادعزیزمشتاق دیداریم؛ساکن اهوازیم؛چطورمی توانم ببینمت’این فرصت تاریخی راازمانگیر

    ——————-

    سلام شایان گرامی
    من این روزها دراهوازم. با برنامه های گوناگون. تلاش می کنم یک روز را مشخص کنم برای دیدار


    .

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

92 queries in 2152 seconds.