سر تیتر خبرها
من برای تو عزاداری نمی کنم یا حسین (محمد نوری زاد)

من برای تو عزاداری نمی کنم یا حسین (محمد نوری زاد)


حسین جان، درکشوری که آزادگی را به دخمه های نامردمی فرو فشرده اند، من چرا برای تو گریه کنم؟ پس من نه برای زخم های تو بل برای همین آزادگیِ محبوس دردخمه های شقاوت می گریم. درکشوری که بدیهی ترین مقدمات انسانی را به لجنِ بد بوی عربده های بی ادبی آلوده اند، من چرا برای تو بگریم؟ گریستن برای تو، یعنی ندیدنِ شمرها وخولی ها ویزیدهای این زمان. ومن، حتماً جفا کارخواهم بود اگریزدیان این روزهای سرزمینم را رها کنم و به کینه توزی آنانی خیزبردارم که قرنها پیش برتو واهل تو بلا باریدند؟

حسین جان، باورکن کربلاهمینجاست. ما اینجا به دست کسانی کشته وغارت و زندانی می شویم که فریاد اسلامخواهی وصدای غلیظ قرآن خواندنشان گوش ما وگوش فلک را کرکرده است. به این نتیجه رسیده ام که ای حسین عزیز، دشمنان خونی تو، حداقل به مختصاتی از جوانمردی پای بند بودند. دشمنان تو ای حسین بزرگ، هرگزبه ناموس تودست نبردند. آنان برای ظاهرسازی هم که شده، اموال ربوده شده ی خویشانت را بدانان بازگرداندند و خود آنان را با عزت و احترام به موطنشان بازگرداندند. دراینجا اما بیرق بدوشان اسلامی، به ناموس وآبروی ما دست می برند و با ما آن می کنند که مطلقاً دشمنان تو با تو وبا اهل تو نکردند.

دیروز حسین جان، بانویی با چشمان گریان نزد منِ نوری زاد آمد و از روزهای تلخِ زندان خود گفت. این که درزندان ودرشب ها و روزهای هولناکِ بازجویی به بدن او دست کشیده اند. چندی پیش نیزبانویی دیگر. که اورا و دخترانش را برهنه ی برهنه کرده بودند. اینها را حسین جان بیفزای به هزارهزارکشته ی بی دلیل. وبه اموال مصادره وغارت شده. وبه آبروهای ریخته شده. وبه عمرها واستعدادهای تباه شده. پس من با اجازه ی خودت، و برخلاف سالهای گذشته، برای تو عزاداری نمی کنم.

آنجا که حاکمان ما، با فریب مردم وهدایت آنان برای عزاداریِ تو، گریبان خود را ازمهلکه ی شقاوت بدرمی برند، ما چرا شمرها ویزیدها وخولی های دم دست را وابگذاریم وبه سراغ کسانی برویم که درخاطره های محو ما می لنگند؟ آنهم درست درحالی که اشقیای حیّ وحاضر، دمِ دست مایند و برای روفتنِ دارایی های فردی و جمعی ما برطبل های ناکسی می کوبند. این بگویم وبگذرم حسین جان که اگردشمنان تو به اسم اسلام، تورا واهل تورا ازدم تیغ گذراندند، اشقیای ما درلباس توو جد تو وشجره ای که ازتو برای خود آراسته اند، به برهنه کردنِ ما از اخلاق و مال وجان شلتاق می کنند. با این حساب حتماً با من هم رآی هستی که عزاداری برای تو، درست همان است که حاکمان شقیّ ما می خواهند. من صدای تو را می شنوم که ازدل تاریخ فریاد برمی آوری که: حق مرا رها کنید و برای احقاقِ حقوق تباه شده ی خود خروج کنید وبرسروسینه بزنید. پس من همین می کنم که تومی خواهی.

محمد نوری زاد

شانزدهم آبانماه نود ودو – مصادف با سوم محرم 1435- تهران

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

130 نظر

  1. دوستان ببخشید میشود صد سال نشست و بحث کرد و بینتیجه تمام ایدلوژی ها برا حفظ خود یک الگوریتم تکراری دارند امام امام حسین مظلوم سراسر عشق است و دلداادگی ادب است و محبت و اوج انسانی حتی بیدینان مبهوت اویند در برابر انچه این مظلوم به تاریخ اموخت 1400 سال درنگی بیش نیست پس باید اموخت ونباید حسین را تنها گذاشت که فراز تاریخ فریا میکشد هل من ناصر ینصرنی و اموخته هیهات من الذله امروز کوبانی کربلا بود دیدیم خلق کوبانی با درس کربلا تاریخ س را متحیر کرد انجا که زنانش رباب وار و لیلا وار و زینب گونه اسلحه بدست گرفتند واز ناموسشان ا دفاع کردنده و جوانانش علی اکبر وار و قاسم گونه ذبح شدند ایا میتوان کربلا را انکار کرد هیهات حرارتش با هر یا حسین افروخته تر شده صدای هیهات ش تاریخ را تکان داده تا ابد اینکه ببینیم فریاد العطش کدام سوست و علم عباس کجا عزیز چشم جان و گوش جان میطلبد پس گوش بده بعد راهت را انتخاب کن یا حسین

     
  2. با نظر آقای “نوری زاد” در پاسخ به آقای “Mahdi ma” موافقم. ترویج خرافی واقعه عاشورا و عزاداری بی جهت و بی محتوا نتیجه ش این میشه که الماس معنی واقعه عاشورا در زیر غبار خرافه خفه میشه و تعداد زیادی از افراد که ساده لوحانه به عزاداری میپردازند بعد نوش جان کردن قورمه عزاداری به زندگی نباتی خود ادامه میدن. و افرادی هم که هرچه کشیده ن از دینداران کشیده ن!!! عظمت آزادگی حسین رو درک نمیکنن در مقابل وقتی اسم گاندی میاد کف و شوت و پاینده باد سر میدن! انگار همه افراد آزاده قابل تحسینند مگر این که مسلمان و شیعه باشند!

     
  3. “[حسین جان] من صدای تو را می شنوم که ازدل تاریخ فریاد برمی آوری که: حق مرا رها کنید و برای احقاقِ حقوق تباه شده ی خود خروج کنید وبرسروسینه بزنید. پس من همین می کنم که تومی خواهی.”

    سالها بود جمله ای به این نغزی نشنیده و نخوانده بودم. به تمامی خالی از کلیشه بود
    احسنت و خدا قوت

     
  4. با عرض سلام خدمت آقای نوریزاده عزیز. این مطلبی که شما در این قسمت مرقوم فرمودید، وقتی به عمق آن دقت مینماییم معنی بسیار زیبایی در پس آن دارد که همانا معنی عدالت طلبی و حق طلبی و فریادخواهی برسر ظالمان زمان را به ما گوشزد مینماید که من با آن کاملا موافق هستم و فکر میکنم اصل قیام حسین (ع) در این سالها به فراموشی سپرده شده و اینکه ما در این عصر باید حقمان را مطالبه کنیم کاملا قبول دارم. ولی از کامنتهایی که دوستان خواننده در آن گذاشته اند بوی مشمئز کننده ای به مشام میرسد. وقتی ما میاییم ابوسفیان و ابوطالب را برادر مینامیم و وقتی میاییم اصل قیام حسین را انکار میکنیم و قیام حسین را حکومت خواهی و سهم خواهی تلقی میکنیم، من فکر میکنم این سایت به یک سایت ضد دینی تبدیل گردیده است که در واقع عقاید وهابیت را ترویج مینماید. از شما خواهش میکنم در پایان کامنتهایی که به نوعی اصل اسلام و تشیع را زیرسوال میبرند جوابیهای مرقوم بفرمایید تا برای خواننده جدید ایجاد شائبه ننماید.
    با تشکر – دوستدار شما

     
  5. جناب سمير
    درود و سلام

    عبد مناف دو پسر داشت هاشم و عبد الشمس
    عبدالمطلب پسر هاشم
    اميه پسر عبدالشمس
    عبدالله و ابوطالب پسر عبدالمطلب
    حرب پسر اميه
    محمد پسر عبدالله علي پسر ابوطالب
    أبو سفيان پسر حرب
    فاطمه دختر محمد
    معاويه پسر ابوسفيان
    حسين پسر فاطمه و علي

    در تاريخ آمده كه عبدالشمس و هاشم در هنگام تولد دوقلوي به هم چسبيده بودند كه با شمشير جدايشان كردند و اين باعث شد تا هميشه شمشير بينشان جدايي بيافكند

    با احترام

    علي سنتوري

     
  6. این مطلب را برای دکتر خزعلی نوشتم و چون متن شما را نیز مرتبط دیدم اینجا نیز کپی کردم تا هم شما بخوانید و هم سایر دوستان.

    سلام دکتر خزعلی گرامی

    پس از خواندن نوشته شما راجع به روضه سلول انفرادی تا روضه خانه پدری
    برایتان مینویسم:
    بر شما حرجی نیست که فرزند آیت اللهی هستید و با فرهنگ روضه بزرگ شده اید.
    ولی من که مسلمانیم مدیون مسلمان زاده بودنم است هرگز نتوانستم با روضه و
    روضه خوانی ارتباط بر قرار کنم. برایم ملموس نیست که ایامی از سال را به
    سوگواری بنشینم که امامی، انسانی به نیتی پاک و ستودنی جان بر کف نهاده و
    به فیض شهادت نایل آمده. اگر بر این باور باشیم که او هم اکنون جایگاهی
    ربوبی دارد و هستند میلیونها مسلمان شیعه که آرزو دارند پس از مرگ با وی
    محشور شوندپس زاری برای چه؟ براستی فایده این روضه چیست؟ فایده این غم و
    انذوه تحمیلی 1400 ساله چیست؟ جز اینکه مشتی آخوند را زمانی که قدرت
    نداشتند منبع درآمدی بود و سبب خیری؟ جز اینکه مامنی باشد برای گناهکارانی
    که به خیال شرکت در این مراسم گناهانشان بخشوده میشودو پیش خدایشان رو
    سپید؟ بهتر نیست فرهنگ عاشورا معرفی شود، اخلاق و جوانمردی حسین معرفی شود
    عزم و اراده در دفاع از حقانیت ستوده شود و رسالت حسین که پاسداری از فرهنگ
    راستی و درستی بود ادامه دار گردد؟ آنهم بدون شیون و زاری. بدون اینکه مشتی
    نوحه خوان وعده های دروغین بهشتی به مردم دهند آنهم به پاس شرکت در روضه!؟
    جامعه ما باید شادمان از داشتن الگویی همچون حسین باشد نه گریان و نالان که
    وی را چگونه کشتندو یارانش را چگونه؟ حسین وهمه آنها که با وی ماندند به
    شهادت تاریخ از سرنوشت خویش آگاه بودند و گریستن بر اراده ایشان توهین
    آشکار به عزم و تصمیم حیاتیشان است.
    ظلم ظالم همیشه تاریخ بوده و هیچ مظلومی انتظار گریستن برای وی را ندارد.
    زاری برای حسین شکستن دل اوست و نفی رسالتش .حسین اگر در برابر ظلم نمی
    ایستاد به فیض شهادت نایل نمیشد و شاید به مرگ طبیعی به لقا الله میپیوست.
    آیا براین باورند که حسین اشتباه کرده که بر واقعه عاشورا میگریند و خود
    میزنند؟
    دوست ارزشمند و یاور آزاده، مطمین هستم که حرفهایم را نه کفر خواهی خواند و
    نه مرا نفهم از عاشورا و پیامدهایش. من منتقد و معترض به فضای به ظاهر حزن
    انگیزی هستم که پس از 1400 سال کشور و سرزمینم را ، مردم و هم میهنانم را
    خواسته یا ناخواسته در حزن و غمی سترگ فرو میبرد و این غم و ماتم را ثواب
    می انگارد. کافیست سری به تکیه ها بزنید و جوانان را ببینید که به عشق حسین
    و برای اینکه بهتر عزا داری کنند هر ده شب این ایام را به سلامتی حسین
    مینوشند!! زیبا رویان حوروشی را ببینید که به عشق حسین با آخرین مدو آرایش
    نظاره گر قهرمانان سینه زن و زنجیر زن خود هستند. کارناولی شده این عاشورا
    تهی از آرمان و همه ظاهر سازی. آری وقتی ریا بر همه جا حاکم شود شور حسینی
    هم اینگونه جلوه گر میگردد. دکانی میشود برای مشتی دغل کار که برای کسب
    امتیاز از حکومت بظاهر اسلامیمان با دادن سفره و روضه دلربایی میکنند بر
    ریش هر چه مسلمان شیعه هست میخندند. جای تاسف نیست که علیرغم 1400 سال زاری
    بر حسین آمار کوفیان روز بروز فزونتر و حسینیان کمتر میشوند؟ آن کاسبی که
    انا مجنون الحسین را شبانه فریاد میزند و فردایش مجنون الدلار میشود صد قسم
    دروغ بر همان حسین میخورد تا سود بر سودش افزون شود و بشکرانه این سود عشق
    حسینیش بیشتر که هر چه دارد حتما از حسین دارد!!! بگذریم که درد دل زیاد
    است و گریه و شیون بر این اخلاق و فرهنگ واجبتر است بر گریه و زاری برای
    حسین و آنچه بر اورفت که البته هر چه زاری برای حسین فایده دارد زاری بر
    این کراهت فرهنگی که ایران و ایرانی را باین روز انداخته فایده خواهد داشت.
    گریستن بر حسین رمز بقای جهالت است و ابقا فرومایگان حاکمی که مردم و مملکت
    را در عین بی لیاقتی به این روز کشاندند. کشتند و دزدیدند و زندان کردند و
    شکنجه و سال به سال بیشتر برای حسین سینه دریدندو زاری کردند. عمل نیک و
    ستودنی حسین (ع) افتخاریست برای مسلمان شیعه که باید به پاس داشتنش جشن
    بگیریم و عبرت بیاموزیم که اگر فهمیده بودیم حسین چه کرد این 34 سال
    ظالمانه بر ما نمیگذشت و ادامه نمی یافت. اگر شور حسینی در دلمان قوت داشت
    اعتراضات سال 88 به سرکوب خون آشامان ولایی آتش زیر خاکستر نمیشد. اگر
    حسینی بودیم میر حسینمان الان در حصر نبود که حاصل این ناله های شبگیر برای
    حسین ظلم است و ظلم است و ظلم

    بامید بیداری ایران و ایران زمین

    ارادتمند
    و دوست دار شما

    رضا

     
  7. حالا اگر اين كارها را با زنان نامسلمان بكنند اشكالى ندارد؟

     
  8. خدا قوت و دست مريزاد بر شما جناب نوري زاد عزيز، با اين لشكر جهل و جهالت و آناني كه از حواشي اين حاشيه سرايي ها نان و قدرت دارند اين همه سر وكله زدن دلي مي خواهد به بزرگي دل شما! شمعي ميان اين همه تاريكي بمانيد براي ما و فرزندانمان..بلكه روزي حداقل فريبي روشن ترورنگين تر و تر گل و ورگل تري جامعه و افكار مريض و خاكستري ما را هم رنگين كرد… فرهاد

     
  9. آقای نوری زاد شما که مدام میگین آزادی نیست و آزدی خواهان رو خفه می کننن و جان و آبرو و ناموسشونو فلان می کنن، چرا کسی با شما کاری نداره؟! یا شما آزادی خواه نیستید و یا آبرو و مال و جان و… ندارین! یا اینکه…!!!

     
  10. آقای نوریزاد لطفا بفرمایید آن موقع که سینه چاک نظام بودید و برای کارهای تلویزیونی کم ارزش بودجه های نجومی از صدا و سیما گرفته اید چه حالی داشتید و آن پول ها الان کجاست؟!!!

     
  11. لطفا یه کم این عقل و عقلانیتی که مدام ازش مایه میگذارین را توضیح بدید!!!

     
  12. ناشناس جان
    شما شجره صحیح را ترسیم کن و به ما نشان بده که حرف ما اشتباه است

    مرسی

     
  13. آپارتاید محرم _ آنهم قبل از وقوع!!! در دهه اول_ دارای هیچ منطق و استدلالی نیست، در کتب معتبر شیعی اصل مدعای مبلغان این امر خدا ناپسند و حسین آزار بوفور و صد البته بسیار آهسته منعکس میباشد!!! که کاری به صحت و صقم آنها ندارم که گر حکم شود که مست گیرند را فریاد میکند! ولی حضرت حسین و یا دیگر بزرگواران منتسب به خاندان رسول گرامی اسلام هیچ سند و سنتی دال بر انجام چنین اعمالی از خود بجای نگذاشته اند و یا بعبارتی در تمام کتب معتبر شیعی اثری از انجام چنین اعمالی توسط آن بزرگواران وجود ندارد!!! یعنی هیچ عالم شیعی قطعا نمی تواند مستدلی ارائه نماید که این حرکات مستند به اعمال بزرگواران ماست!!! حضرت حسین {ع} در زمان برادر بزرگوار و عالم خود و در طبعیت از ایشان برای جلو گیری از برادر کشی و ایجاد وحدت و حفظ حرمت صحابه با معاویه ایستاده بیعت نمود ولی سالها بعد وقتی با حقه و تزویر شیعیان دو آتشه روبروشد و زمانی که بر غیر واقعی بودن دعوت آنان پی برد ، دیگر کار از کار گذشته بود حتی پیشنهاد مذاکره با یزد را مطرح نمود که پذیرفته نشد ، در واقع نه راه پس داشت و نه راه پیش نه اجازه دادند به حجاز بر گردد و نه از محدوده حاکمیت یزید خارج شود یعنی یا پذیرش ذلت یا مرگ با عزت ، ولی با عنایت به انتخاب روش مردانه ، هیچ سندی برای اعمال حال حاضر مدعیان پیروی از ایشان وجود ندارد و طبعا انجام اینگونه اعمال هم هیچ تاثیری در حال فاعلین آنها و آن حضرت نخواهد داشت ، یعنی هر چه بر سر و صورت بزنید و مشکی بپوشید و اصراف در اطعم ،هیچ تاثیری که ندارد بلکه دچار خسران هم در دنیا و هم در آخرت میشوید ، اگر سو استفاده چیان مذهبی و نان از دین بخور ها بره کشون خود را رها کنند که نهایت بلاهتشان است ولی خدا وکیلی این همه اصراف که معلوم نیست منبع انها از چه محلی است!!! اگر خرج محک شود بهتر نیست!!!؟ متر بدی برای خوبی و بدی افراد انتخاب و فرهنگ سازی شده است مثل بقیه کارهایی که تمامیت خواهان در کشور جا انداخته اند که سر همدیگر را بتراشیم و خوش باشیم و آنها را بحال خودشان رها که همه جوره چپاول کنند و خوش باشند ، مسلک حسین این اعمالی که بما از سر نا آگاهی حقنه کرده اند نیست!!!

     
  14. آقای مصطفی نظر آقای Mahdi نظر من نیز هست. چند نفر دیگر را هم از دوستانم می شناسم که همین نظر را دارند و این نظر ما هیچ ربطی به اسلام ستیزی و یا یهودیت ندارد. ما نه یهودی هستیم و نه از طایفه بی امیه. ما مسلمانیم و در همین جامعه زندگی میکنیم و می بینیم که این مراسم جز گسترش خرافه و تزویر و ایجاد مزاحمت برای مردم هیچ کارکردی نداشته است (البته به جز سوار شدن اخوند بر مردم). کارکرد هایی که آقای mahdi و جواد برای محرم گفتند از نظر من کاملن درست هستند. بهتر است به جای نسبت دادن بنی امیه به دیگران، اگر پژوهشی دقیق و علمی و آکادمیکی در مورد اثرات مثبت این مراسم ها و محرم در جامعه دارید بیان کنید. وگر نه نسبت ناروا به دیگران دادن کار سختی نیست.

    و مطمئن باشید اگر جامعه ای آزاد می داشتیم که امکان پژوهش های علمی و آکادمیک در مورد این مراسمات مذهبی و محرم را فراهم میکرد، پژوهش های علمی میان گسترش خشونت و فقر و دروغ و فرهنگ گدایی و تن پروری و این باورهای مذهبی، رابطه مثبتی و معنی داری پیدا میکردند.

    امیدوارم بیشتر دقت کنید

     
  15. ابوسفیان برادر ابوطالب نیست و شمر هم دایی عباس نیست در مقدمات ونتیجه گیری اشتباه کردید

     
  16. دلایل جنگ امام حسین و یزید:

    الف: نخستين دليلي كه ميتوان به ان اشاره كرد، جنگ بر سر جانشيني و كسب قدرت بوده است.جنگي كه ريشه اي خانوادگي و قومي دارد
    نام: يزيد
    شهرت: بنی اميه
    نام پدر: معاويه
    نام پدربزرگ: ابوسفيان
    نام جد بزرگ: عبدالمطلب
    نام: حسين
    شهرت: بنی هاشم
    نام پدر: علی
    نام پدربزرگ: محمد و ابوطالب
    نام جد بزرگ: عبدالمطلب
    نتيجه گيری :
    رابطه حسين و يزيد: پسر پسرعمو
    رابطه علی و معاويه: پسرعمو
    رابطه معاويه و محمد: پسرعمو
    رابطه ابوسفيان و ابوطالب: برادر
    رابطه محمد و ابوسفيان: ابوسفيان عموی محمد
    رابطه ابوسفيان و علی: ابوسفيان عموی علی
    شمر ذی جوشن (کسی حسين بن علی را کشت)، دايی عباس برادر حسين بن علی است که به نحوی دائی خود حسين نيز
    ميشود.

    به قول مرحوم احمد کسروی تبریزی :
    بدبخت ملتی که تاریخ کشورش را نداند

    شوربخت تر از آن ملتی که نخواهد تاریخ کشورش را بداند
    تیره بخت تر از آن ملتی که تاریخ کشورش را به ریشخند بگیرد
    ———————————————————–
    ////

     
  17. نه جناب نوری زاد! نه!
    این سخن حاصل سی و چهار سال بمباران اسلامی بر سر مردم ایران زمین نیست.
    حاصل هزار و چهارصد سال اسلام ستیزی یهود و بنی امیه است.
    اگر کاریکاتور های سایتِ نویسنده ی هتاکِ این مطلب را می دیدید که پیامبر رحمت حضرت محمد (ص) و وجود نازنین سیدالشهدا را چگونه تمسخر می کند اینگونه قضاوت نمی فرمودی
    صدای قهقهه ی مستانه ی ابی سفیان و فرزندانش به گوش میرسد.
    گوش دل بایدت نوری زاد.
    هم نوا مشو

     
  18. آقای mahdi مهمترین خاصیت محرم را یادتان رفت بگویید:
    محرم می آید و ادمهایی که در طول سال با هزار کلک وفریب و ریاکاری و کلاه گذاشتن بر سر دیگران مال و منالی جمع کرده اند، با پخش مقداری قورمه و قیمه ، تبدیل به انسان های سخاوتمند و بزرگ و منصف می شوند که تا سال اینده با خیالی راحت تر به هزار کلک و فریب و کلاه گذاشتن بر سر این و آن، دوباره نانی بخورند. مردمی که غرق در فریب و دروغ و کلاه برداری هستند با چند قابلمه قورمه و قیمه، بهشت و اجر اخروی خود را هم تضمین میکنند. هرچه میزان کلاه برداری از دیگران و غارت بیت المال بزرگتر باشد، دیگ های قیمه وقورمه شان هم بزرگتر می شود.
    از آن طرف هم محرم می آید و مردمی که خود تحت ظلم و ستم هستند و با بی مسئولیتی و رخوت و هزار دریوزگی روز را به شب می رسانند، با ریختن چند قطره اشک .و زدن بر سر و روی خود، و بعدش ( به مانند گدایان) با هجوم برای به دست آوردن چند وعده قیمه و قورمه، تبدیل به انسان های آزاده و حق طلب و خردمند می شوند.

    فریبکاری و دریوزگی ////////// است.

     
  19. سلام نوری زاد! پیروزی نزدیک است ملت بزرگ و رنج کشیده ایران بپا خواهد خواست

     
  20. محرم، این ماه عذاب آور که سوهان جان و روان آدمی است ! محرم می آید و با خود نکبت و مصیبت و ماتم و پریشان حالی می آورد.

    محرم می آید و کودکان قربانی آموزه های خطرناک دینی می شوند و یاد می گیرند تا اشک ریخته و التماس کنند و چس ناله سر دهند به جای اینکه بر خود و توانایی های شان تکیه کرده و اهداف شان را دنبال کنند.

    محرم می آید و جوانان و نوجوانانی که نیازهای جنسی شان سرکوب شده، به بهانه عزاداری در برابر جنس مخالف خود نمایی کرده و چهره، عضلات، لباس ها و زیبایی شان را نشان می دهند، می توان نامش را جفت یابی در مزخرف ترین شرایط گذاشت.

    روحانیون و مداحان در همین ماه خرج زندگی شان را از راه در آوردن اشک مردم، کسب می کنند و مردم ساده دل و احساسی ما، برای مرگ یک بیگانه ای که به طمع خلافت کشته شده، فرق سرشان را نیز می شکافند.

    هر مملکتی که یک ماه مشغول عزاداری مداوم باشد، رو به تباهی و فلاکت رفته و ارزش های اخلاقی و اجتماعی در آن ملک فروکش کرده و به بیراهه می رود.

    به امید برچیده شدن این سنت متحجرانه و قرون وسطایی که جز مردم آزاری و زیر پای گذاشتن حقوق شهروندی چیزی دیگری به ارمغان ندارد.

    ——————-

    قابل توجه مسئولین نظام بویژه سردار سپاه جناب ضرغامی رییس صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران.
    بله نوشته ی بالا نتیجه ی سی و چهارسال بمباران اسلامی برسرمردمی است که هرچه دیده اند نوحه و عزا و سینه زنی و قمه زنی و زنجیرزنی و طبل و سنج و آه و ناله بوده از کربلایی که با خود هزار سخن متعالی دارد و ما تنها به بخش وسیعی از خرافه های منتسب به آن چسبیده ایم. نوشته ی فوق، احساس جمعیت کثیری از مردمان و مخصوصا جوانان ماست به این آیین آمیخته با خرافات. راستی چند نفر از این هیاهو کنندگان عاشورایی به بطن سخن امام حسین فروشده و بدان توجه دارند؟
    با احترام

    .

     
  21. سید ابوالفضل

    “anita ” گرامی
    سلام بر شما
    انتقاداتی که بر من وارد نموده اید ، بسیار منصفانه و هوشمندانه هستند . آن ها بسیار قابل تامل و تاثیر گذارند . از شما به خاطر تیزبینی و دقت تان سپاسگزارم . تلاش خواهم کرد که به آن ها فکر کنم و از آن ها استفاده نمایم . بویژه آن چه در مورد “سست بودن” شیوه ی استدلال من فرموده اید ، حتما برایم مفید خواهد بود و از آن ها بهره مند خواهم شد . بازهم ممنونم.
    ارادتمند
    سید ابوالفضل

    ———————-

    جانم ابوالفضل !

     
  22. سبز گرامي با عرض سلام و ادب

    نكته جالبي را مطرح كرديد كه بررسي اين نكته عظمت مولي الموحدين امير المومنين علي بن ابي طالب عليه السلام را هويدا مي كند .

    وقتي يكي از شيعيان آن امام در مصاف با لشكر طلحه و زبير قرار مي گيرد همين سوال را از آن بزرگوار مي كند و برايش انتخاب جناح و گرايش به آن دشوار مي شود از سوئي صحابه هاي هم رزم پيامبر طلحه و زبير را مي بيند در كنار ام المومنين و از سوئي وصي رسول خدا همسر فاطمه زهراء س انتخاب راه براي وي دشوار مي شود زيرا صحنه عرصه امتحان است
    آري سبز گرامي عرصه صحنه انتخاب است و ما مكلف به انتخاب هستيم و دنيا دار انتخاب و امتحان و ابتلاء است در اين ميان شيعه مذكور خدمت علي عليه السلام مي رسد و با خيال راحت سوال خويش را از رهبرش مي پرسد واي كه اين لحظه براي من غرور آميز است كه خداوند رزق من را امامي قرار داده كه راحت مي توانم تمام خودم را برايش واگويه كنم و در امنيت كامل با او تكلم كنم
    آري سبز گرامي او از دغدغه خويش سخن گفت و در پاسخ آني را شنيد كه پس از هزار و اندي سال خطاب به شما نيز اين پاسخ تقديم مي گردد :

    اعرف الحق تعرف اهله حق را بشناس سپس اهل ان را نيز خواهي شناخت

     
  23. سلام آقای نوری زاد سالهاست با خیلی چیزها مشکل دارم من در دین هم سوالات زیادی دارم و چون دیدم که در قسمتی گفته بودید «عقل و قرآن» سوالی از قرآن می کنم تا شاید خود یا از دوستانتان جوابش را لطف کنید به من بدهید. برای من جای سوال است چرا همه پیامبرانی که در قرآن ذکر شده و اصولا می شناسیم مربوط به منطقه خاورمیانه اند اگر فلسفه خلقت پیامبران هدایت انسانها و نشان دادن راه روشنایی و تاریکی بوده چرا پیامبران در تمدن های چین ،ژاپن،مایاها،آزتک ها ،اینکاها و امثالهم نبوده.متشکرم اگر امکان داشت از طریق ایمیل

     
  24. اقای نوری زاد من از کسانی بودم که نماز جماعت در مسجدم خیلی کم اتفاق می افتاد ترک شود حتی بعضی روزها به سه بار هم می رسید مراسم شب قدر می رفتم ماه رمضان هر روز قرآن می خواندم عاشورا در مراسم اشک می ریختم اما بعد سال 88 دروغ نگویم 80 درصد ایمانم از بین رفت و روز به روز کمتر می شود امسال حتی یک اشک هم نریختم وقتی اخوندها را می بینم که بر کشدگان و مظلومان هنوز زنده و در زندان و مادران داغدار حتی گوشه چشمی نمی کنند اما های های بر کشته شده در 1400 سال پیش گریه می کنند و قصه ها می گویند تنفر وجودم را می گیرد و در دل هزار ناسزا روانه انها می کنم و می گویم اینها با این حدیث ها که فلان کنید ثواب دار فلان کنید ثواب هزار شهید دارد مردم را گمراه کرده بهشت می فروشند در این دکان توهم به این مردم بی نوا. نمی دانم چه کنم دیگر فقط به یک خدا ایمان دارم که هرکسی می گویید من سخنش را می گوییم ولی حق با کیست نمی دانم حتی با خدا هم لج کردم اینهمه ناله اینهمه دعا کجاست استجابت دعا؟چه کسی می تواند اثبات کند خدا دعا را براورده می کند نه سیر طبیعی گذر زمان و اتفاقات؟ فقط در این دایره شما را که توبه کردید از راه این نامردمان خونریز قبول دارم می شود کلامی راهنمایی کنید ؟ شاید راهم پیدا شد.من اینک می گویم دینی که در ان دستور داده شود دیگری را بخاطر فکر دیگراش بکشند یا عذیت کنند دین نیست دین باید صلح جو باشد و دیگران را با جازبه خود جلب کند نه به زور.من حقوق بشر کورش را دین می دانم چرا اسلام با برده داری مخالفت نکرده اما پادشاه ما چنین زیبا برده داری را نهی کرده و حقوق زن و ادیان را صدها سال قبل اسلام به بشریت اموخته تا اینک ما بدانیم انسانیت یعنی چه؟این چه دینی است (اسلام) که به هرکشوری که بیشتر به ان وابسته است بیشتر عقب افتادگی جنگ حماقت ترور طالبانیسم تروریسم و کلا نا ارامی و صلح ناپزیری تقدیم می کند و بندگان خدا را نجس و غیر نجس می کند حلال خون و حرام خون جایز به تجاوز و غیر جایز می کند قطره ای راهنمایی کنید؟روحانیتش پشم رو پشم گوشت رو گوشت از پول مردم می نهند و فقط به نفع خود از مردم مایع می گذارند ولی مردم و خواستهاشان مهم نیستند.چرا در غرب قانون انسانیت چنین زیبا است ولی در کشور ما باعث زندان و کشتار و شکنجه ایا باید بر ایمان از دست رفته ام گریه کنم یا خوشحال باشم که از خرافات رهیدم و ازاد شدم؟

    —————–

    سلام دوست خوبم
    پیشنهاد من برای شما وخودم:
    – مودب باشیم
    – به حقوق دیگران نه تنها تجاوز نکنیم بل احترام بگذاریم و رعایتشان کنیم.
    – دروغ نگوییم.
    – دزدی نکنیم. دزدی را انواع و اقسامی است.
    – از وقت و عمر خود به شایستگی بهره ببریم.
    – پاکیزه باشیم. هم بلحاظ درونی و هم بیرونی.
    – مسئولیتی را که پذیرفته ایم به درستی انجامش دهیم.
    – وجدان کاری داشته باشیم.
    – وجدان اجتماعی داشته باشیم.
    – منصف باشیم.
    ————-

    شما اگر این چند مورد را رعایت کنید من خودم بهشت را برای شما تضمین می کنم.
    با احترام

    .

     
  25. درود به تو جانباز عزیز حیف از شما که خرج این حکومت بی لیاقت شدید بوسه بر دستانت

     
  26. با شما هم عقیده هستم.

     
  27. سيد ابوالفضل گرامى

    اجازه مى خواهم نقد دوستانه اى به نوشته هايتان به ويژه پاسخ هايى كه به ديگران مى دهيد داشته باشم.
    نكته مثبتى كه درنوشته هايتان مى بينم :
    مؤدبانه هستند
    نكات منفى:
    ١- بسيارطولانى اند
    ٢- براى بديهيات سند و مدرك طلب مى كنيد.
    ٣- ابتدا برداشت نادرستى از سخن شخص مى كنيد و سپس بر اساس همان برداشت نادرست عنان قلم (كيبورد) را رها ساخته و در اطراف يك موضوعى كه اصولا مد نظر آن شخص نبوده دليل و برهان اقامه مى كنيد.
    نمونه بارز سخنم، پاسخ اخير شما به رهاورد است. آيا دشوار است فهم اين نكته كه منظور رهاورد از استيلا، به حكومت رسيدن دين است؟ آن وقت شما آن را با استيلاى علم و فلسفه و تاريخ و …. مقايسه كرده و كلا بحث را به انحراف برده ايد. آيا در جايى علم ، فلسفه يا تاريخ به حكومت رسيده اند كه شما اين مقايسه نابجا را انجام مى دهيد و سپس با علامت تعجب هاى متعدد!!! لحن عاقل اندر سفيه به خود مى گيريد.
    آيا نمى دانيد كه بعد از قرون وسطى كه مسيحيت از “حكومت” رخت بر بست و حق دخالت در قانونگزارى از آن گرفته شد غرب در مسير ترقى و تمدن قرار گرفت؟
    ٤- استدلال سستى داريد. به گمان من دين باوران به دو دليل سست استدلالند. يكم عشق، شيدايى، ايمان قلبى و پيش باور هاى موروثى كه مانع تفكر بى طرفانه و منصفانه است. و دليل دوم كه به گمان من مهمتر است اينكه دين باوران در اين سى وچند سال به دليل سانسور و سركوب انديشه هاى غير دينى به وسيله حكومت دينى از موهبت بزرگى محروم بوده اند؛ موهبت نقد. اين عوامل (برخلاف آنچه شما به رهاورد نسبت داده ايد) باعث سستى استدلال شما شده است. دين باوران هميشه بناى سست استدلال خويش را با ملاط سفسطه مستحكم مى كنند: براى نمونه شما گفته ايد: “” دین افیون توده هاست ” عبارت خیلی قدیمی و به قول امروزی ها “دمده” شده است . به این عبارت تاکنون بسیار زیاد پاسخ داده شده است . جالب این که همه ی آن هایی که این شعار را به کار می برند ، به عنوان دلیل ، به ادیان رسمی و حکومتی اشاره می کنند ، که می تواند با دین اصلی به اندازه ی جهت های دوفلش یک قطب نما با هم اختلاف داشته باشند ”
    ممكنست بفرماييد ” دين اصلى ” كدام است؟
    اگر “دين افيون توده هاست” تكرارى و دمده شده، پاسخ شما تكرارى تر و دمده تر است. با زرنگى، تمام انتقاد ها را به دينى به نام دين ” رسمى و حكومتى” حواله داده و دينى ديگر به نام دين ” اصلى” مى ناميد كه از ايراد مبراست و به اين صورت به راحتى از پاسخگويى مى گريزيد. حالا دين “رسمى” و “اصلى” چه هستند همان پاسخ بسيار تكرارى و دمده ” اسلام واقعى اين نيست و آن است ” هست كه به هيچ نتيجه اى نمى رسد.

    با سپاس

     
  28. با درود
    بیاد نمی آرم که در ماه محرم و برای امام حسین گریه کرده باشم ولی امسال …..
    بشکل ناخواسته یکی از روضه های آقای ارضی را گوش میدادم و ایشان از خونهای ریخته شده و بال بال زدن بچه ها و شیون و زاری و ناله زنان خاندان امام حسین در روز عاشورا میگفت از یتیمی و بی کسی و از تشنگی و در بدری آنان و همچنین از اسارت
    از سال شصت تا امسال را تصور کردم یاد مادرانی افتادم که بی فرزند شدند یا فرزندانی که بی مادر شدند یاد نوزادانی که در زندان چشم گشودند و یاد یتیمانی افتادم که پدرانشان بدون هیچ جرمی اعدام شدند و غریبانه غروبهای جگر سوز دوران یتیمی را گذراندند .یاد ضجه های جانکاه مادران دلتنگ فرزند و اشکهای در سکوت پدرانی که در حتی نشانی از قبر فرزند خود نداشتند و بیاد نوعروسانی که سیاه پوش ویا پشت دربهای زندان ساعتها انتظار برای دیدن چند دقیقه ایی شوهر همراه با تحمل انواع کنایه و شماتت و همچنین تمام زجری که این سالها بر ملت تحمیل شد.
    وقتی بخود آمدم که اشکهایم جاری بود و بخود گفتم مصائبی که امام حسین و یارانش متحمل شدند یک روز بود و هفتاد و دو نفر کشته شد ولی ملت ایران با دهها هزار کشته و سی و چهار سال مصیبت .

     
  29. آموزگار یا معلَم ؟!

    انديشه !
    دكتر سنگري : ” در كار آفرينش ، تكرار نيست ” . آقاي دكتر، شما در كار آفرينش نيز ظاهرا صاحب انديشه ايد؟

    عجايب سخن !
    دكتر سنگري: ” اگر انسان ستاره هايي به نام مسجد و مدرسه بر دامان زمين نمي دوخت ، هيچ چيز ، ظلمت زمين را نمي شكست ” . آقاي دكتر ، در زمان هاي بسيار گذشته ، كه نه مسجدي بود و نه مدرسه اي ، ظلمتي از زمين سراغ داريد؟

    پژوهش گر ديني !
    دكتر سنگري: “جز كعبه، تنها (مدرسه) است كه همه سوي آن، قبله است.” آقاي دكتر، شما يك پژوهش گر ديني هستيد؟ تا به كي نتيجه گيري هاي نادرست؟

    منبع؟!
    دكتر سنگري : ” توزيع عادلانه ي لبخند، بزرگترين نشانه ي عدالت است” .بر طبق چه منبعي؟ چرا بدون تخصص سخن مي گوييد؟ چرا واژه اي با يك مفهوم بسيار (عدالت) را كوچك و خرد مي كنيد و آن را در حد يك لبخند تنزل مي دهيد؟

    تعميم هاي بي ارزش كننده !
    دكتر سنگري: “كربلا چه قدر شبيه قرآن است؛آخرين شهداي آن اصغر و عبدا… مثل سوره هاي آخر قرآن كوچكند! ” .آقاي دكتر ، تعميم هاي بي جا ندهيد، شما مدرك دكترا داريد

    سخنان رمال گونه !
    دكتر سنگري : ” وقتي با قلب خودت حرف مي زني، تمام ملايك براي تو كف مي زنند” . آقاي دكتر ! ظاهرا شما با ملايكه روزانه ديزي نوش جان مي كنيد.

    نتيجه گيري هاي قياسي!
    دكتر سنگري: ” اگر نخستين سخن خدا درباره ي علم و خواندن است، صف نخستين بهشتيان را نيز علم آموزان تشكيل مي دهند ” . آقاي دكتر در بهشت با علم آموزان در صف نخستين بهشت، ميوه ي بهشتي خورده ايد ! كه مي دانيد. نتيجه گيري هاي قياسي

    آهنگي محبوب يا كابوسي دوزخي؟!
    آقای دکتر سنگری می گوید : ” صدای زنگ مدرسه آهنگ محبوب آسمان هاست . ” راست می گوید . صدای شراره و لهیبی دوزخی . آقای دکتر ! با خود اندیشیده اید چرا این صدای آسمانی برای دانش آموزان به یک کابوس تبدیل شده است ؟

    ساز فردي ( ساز بي كوك ) !
    دكتر سنگري : ” موسيقي وحشتناكي است اگر هركس ساز خويش را بنوازد. ” آقاي دكتر ، مگر شما ، خود ، افكار و در نتيجه ساز خويش را نمي زنيد. منطقي است كه بگذاريد ديگران نيز ساز خويش را بنوازند.شما از ديگران والاتر نيستيد !

    آمار آستيني !
    دكتر سنگري : ” گوشي را برداريم ، روزي هزار بار تلفن ملكوت ، زنگ مي زند . ” آقاي دكتر اين آمار و ارقام را از آستينتان در مي آوريد؟

    بهت زده !
    دكتر سنگري : ” پشت ابر خودبيني هاي ما ، امام زمان نشسته است. ” آقاي دكتر چه گويم ؟ كماكان انگشت بر دهان!

    بازي واژگان !
    دكتر سنگري : “معلم بي قلم، مثل ( ناخداي بي بلم ) و ( فرمانده ي بي علم ) است. آقاي دكتر ، يك قلم داشتن يا نداشتن اين همه موثر است؟!

    توجيه !
    دكتر سنگري : “خشم معلم دلسوز مثل رعد است؛ همسايه ي باران و سرسبزي. ” آقاي دكتر، عصبانيت و خشم معلمان را چه زيركانه توجيه مي كنيد

    شيطان بهشتي !
    دكتر سنگري : “همه ي خوبان، ناگزير معلمند و همه ي معلمان ناگزير خوب. ” و در جاي ديگري مي فرمايند: “خوب ترين قسمت بهشت، ميان معلمان تقسيم مي شود. ” آقاي دكتر ، چه آسان ويزاي بهشت صادر مي كنيد.شما در جاي ديگري مي فرماييد : “هركس به اولين معلم هستي ( خدا ) گوش نسپارد،شيطان، آخرين معلم او خواهد بود.” درين جا شيطان را نيز معلم دانسته ايد.پس شيطان نيز بهشتي است!!

    سفرهاي روحاني !
    دكتر سنگري : ” خوب ترين قسمت بهشت ،ميان معلمان تقسيم مي شود. ” آقاي دكتر ، دست برداريد ازين سفرهاي روحانيتان به بهشت.هيتلر نيز يك معلم بود.معلمي كه افكار نازيسم را ترويج مي داد.آيا هيتلر نيز در خوب ترين قسمت بهشت، جاي دارد؟

    نظريه پردازي در جهان و زمان !
    دكتر سنگري: “اگر قرار باشد روزي جهان تبديل به ( احسن ) شود، بايد همه جا ( مدرسه ) باشد. ” آقاي دكتر، لزومي نيست در مديريت جهان و زمان نظريه پردازي كنيد.

    سخنان به ظاهر زيبا !
    دكتر سنگري : “نخستين كلام ، مهمترين كلام است. ” آقاي دكتر اولين كلام ، معمولا واژه ي سلام است. آيا مي توان نتيجه گرفت كه واژه ي “سلام” مهمترين كلام است؟

     
  30. نمونه ای پژوهشهای گرانقدر آقای دکتر سنگری:

    (کد خبر : 23697) آیا برپایی مراسم عزا و لعن و اعتراضی که گاه نسبت به خلفا مطرح می‌شود با اصل وحدت مسلمانان سازگاری دارد؟

    پاسخ: اولاً: قضیه‌ی امام حسین(ع) نه تنها به مصلحت شیعه است بلکه به مصلحت مسلمانان و عموم آزادی‌خواهان عالم است، لذا با برپایی مراسم یادبود حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و با ایجاد روحیه‌ی شهادت‌طلبی در راه تثبیت آزادی و ایمان می‌توان جوامع بشری را از یوغ اسارت و بردگی دیگران رهایی بخشید.

    ثانیاً: در ذکر مصیبت امام حسین(ع) چندان سخنی از صحابه به میان نمی‌آید. مگر نه این است که عموم صحابه پیامبر(ص) احضرت امام حسین(ع) را دوست می‌داشتند و او را احترام می‌نمودند و حتی برخی از آنان در کربلا در رکاب امامشان به شهادت رسیدند که از آن‌ها می‌توان به حبیب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه، بریر بن خضیر همدانی، عروه غفاری و دیگران اشاره کرد. یادبود عاشورای حسینی هرگز بین مسلمانان ایجاد اختلاف نکرده و نخواهد کرد. آری، یادبود حسینی می‌تواند بین مسلمانان و منافقان دغل‌کاری امثال یزید و ابن‌زیاد و عمربن سعد و اتباع آنان تفرقه بیندازد.

    اقای مصظفی شما به این توجیحات سطحی و بی مایه میگویید پژوهش؟

    این پاسخ حتی در حد توجیح هم نیست. به نظر شما این توجیحات سطحی و حرف های تکراری پشیزی ارزش دارد؟

     
  31. سلام به ریا کارای حسیـــنی
    به طبل زنای چشـــمــــــک زن
    به فشن های زنجیر به دست
    سلام به عزادارای غـــــذا بگیر
    به اونایی که قمه میزنن خونشون زمین میریزه ولی یک بار خــون ندادن
    سلام به پسر های شـــمـــــاره به دست
    به دخترایی که یه آرایــشی میکنن که مداح اهل بیت از هوش بره
    سلام به مداح های ساعتی چند میلیون دست مزد
    کربلا رو نميدونم ولی تو سرزمين من امام حسين خيلی مظلومه
    عزاداریت قبول باشه حــــــاجی ولــی منو دعا نکــن …

     
  32. آقای مطصفی
    ما رفتیم به سایت شما ( http://roozedahom.com ) (موسسه فرهنگی و هنری عاشورا- دزفول)سر زدیم. به جرات میتوانم بگویم هرگز سایتی را ندیده بودم که این همه مطالب سطحی را در خود جای داده باشد و کسانی هم به آن افتخار کرده باشند. عزیز من، آخه نوحه خوانی و بیان چند تا حدیث و یک سری مطالب سطحی و احساسی مانند در حلقه‌ی عاشقان، فدای حسین، تشنگی را بهانه کن! یا در مدح مولود کعبه!! که جز مخ شویی به هیچ دردی نمیخورند را شما پژوهش قلمداد میکنید؟

    حتی بخشهای تفسیری هم فاقد ارزش علمی و آکادمیک است مثلن در :

    خبر : (23982) فلسفه‌ی این‌که در عزاداری از طبل و دهل استفاده می‌شود چیست؟(دکتر سنگری)

    اقای دکتر سنگری، چنان تحلیل سطحی ارائه می دهد که انسان فکر میکند، نکند این آقای دکتر هم مدرکش مانند دکتر کردان باشد.برای نظر دادن هم که حتما باید عضو شوید تا از این طریق آمار سایت خود را بالا ببرید و چند مشتری جمع کنید.

    توصیه من به شما این است که حداقل اگر خود علم پژوهش ندارید، حداقل ابروی دین را بیشتر از بین نبرید.

    بدرود

     
  33. سلام به نوری زاد.
    گریه چیزی جز تخلیه روانی گریه کننده نیست. اینها اگه برای امام حسینم که نباشه یه بهانه برای گریه کردن پیدا می کنند:

    ————————————————————————————————————————————————————–
    شبی از شبها، شاگردی در حال عبادت و تضرع و گریه و زاری بود.
    در همین حال مدتی گذشت، تا آنکه استاد خود را، بالای سرش دید، که با تعجب و حیرت؛ او را، نظاره می کند
    استاد پرسید : برای چه این همه ابراز ناراحتی و گریه و زاری می کنی؟
    شاگرد گفت : برای طلب بخشش و گذشت خداوند از گناهانم، و برخورداری از لطف خداوند!
    استاد گفت : سوالی می پرسم ، پاسخ ده؟
    شاگرد گفت : با کمال میل؛ استاد
    استاد گفت : اگر مرغی را، پروش دهی ، هدف تو از پرورشِ آن چیست؟
    شاگرد گفت: خوب معلوم است استاد؛ برای آنکه از گوشت و تخم مرغ آن بهره مند شوم .
    استاد گفت: اگر آن مرغ، برایت گریه و زاری کند، آیا از تصمیم خود، منصرف خواهی شد؟
    شاگردگفت: خوب راستش نه…!نمی توانم هدف دیگری از پرورش آن مرغ، برای خود، تصور کنم!
    استاد گفت: حال اگر این مرغ ، برایت تخم طلا دهد چه؟
    آیا باز هم او را، خواهی کشت، تا از آن بهره مند گردی؟!
    شاگرد گفت : نه هرگز استاد، مطمئنا آن تخمها، برایم مهمتر و با ارزش تر ، خواهند بود!
    استاد گفت :
    پس تو نیز؛ برای خداوند، چنین باش!
    همیشه تلاش کن، تا با ارزش تر از جسم ، گوشت ، پوست و استخوانت؛ گردی.
    تلاش کن تا آنقدر برای انسانها، هستی و کائنات خداوند، مفید و با ارزش شوی
    تا مقام و لیاقتِ توجه، لطف و رحمتِ او را، بدست آوری .
    خداوند از تو گریه و زاری نمی خواهد!
    او، از تو حرکت، رشد، تعالی، و با ارزش شدن را می خواهد و می پذیرد،
    نه ابرازِ ناراحتی و گریه و زاری را…..!

     
  34. سلام به نوری زاد خودمان
    یک نامه ای دیدم که به دکترخزعلی نوشته شده بابت حرکت امام حسین که قابل تأمل است.

    &&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

    سلام دکتر خزعلی گرامی

    پس از خواندن نوشته شما راجع به روضه سلول انفرادی تا روضه خانه پدری
    برایتان مینویسم:
    بر شما حرجی نیست که فرزند آیت اللهی هستید و با فرهنگ روضه بزرگ شده اید.
    ولی من که مسلمانیم مدیون مسلمان زاده بودنم است هرگز نتوانستم با روضه و
    روضه خوانی ارتباط بر قرار کنم. برایم ملموس نیست که ایامی از سال را به
    سوگواری بنشینم که امامی، انسانی به نیتی پاک و ستودنی جان بر کف نهاده و
    به فیض شهادت نایل آمده. اگر بر این باور باشیم که او هم اکنون جایگاهی
    ربوبی دارد و هستند میلیونها مسلمان شیعه که آرزو دارند پس از مرگ با وی
    محشور شوندپس زاری برای چه؟ براستی فایده این روضه چیست؟ فایده این غم و
    انذوه تحمیلی 1400 ساله چیست؟ جز اینکه مشتی آخوند را زمانی که قدرت
    نداشتند منبع درآمدی بود و سبب خیری؟ جز اینکه مامنی باشد برای گناهکارانی
    که به خیال شرکت در این مراسم گناهانشان بخشوده میشودو پیش خدایشان رو
    سپید؟ بهتر نیست فرهنگ عاشورا معرفی شود، اخلاق و جوانمردی حسین معرفی شود
    عزم و اراده در دفاع از حقانیت ستوده شود و رسالت حسین که پاسداری از فرهنگ
    راستی و درستی بود ادامه دار گردد؟ آنهم بدون شیون و زاری. بدون اینکه مشتی
    نوحه خوان وعده های دروغین بهشتی به مردم دهند آنهم به پاس شرکت در روضه!؟
    جامعه ما باید شادمان از داشتن الگویی همچون حسین باشد نه گریان و نالان که
    وی را چگونه کشتندو یارانش را چگونه؟ حسین وهمه آنها که با وی ماندند به
    شهادت تاریخ از سرنوشت خویش آگاه بودند و گریستن بر اراده ایشان توهین
    آشکار به عزم و تصمیم حیاتیشان است.
    ظلم ظالم همیشه تاریخ بوده و هیچ مظلومی انتظار گریستن برای وی را ندارد.
    زاری برای حسین شکستن دل اوست و نفی رسالتش .حسین اگر در برابر ظلم نمی
    ایستاد به فیض شهادت نایل نمیشد و شاید به مرگ طبیعی به لقا الله میپیوست.
    آیا براین باورند که حسین اشتباه کرده که بر واقعه عاشورا میگریند و خود
    میزنند؟
    دوست ارزشمند و یاور آزاده، مطمین هستم که حرفهایم را نه کفر خواهی خواند و
    نه مرا نفهم از عاشورا و پیامدهایش. من منتقد و معترض به فضای به ظاهر حزن
    انگیزی هستم که پس از 1400 سال کشور و سرزمینم را ، مردم و هم میهنانم را
    خواسته یا ناخواسته در حزن و غمی سترگ فرو میبرد و این غم و ماتم را ثواب
    می انگارد. کافیست سری به تکیه ها بزنید و جوانان را ببینید که به عشق حسین
    و برای اینکه بهتر عزا داری کنند هر ده شب این ایام را به سلامتی حسین
    مینوشند!! زیبا رویان حوروشی را ببینید که به عشق حسین با آخرین مدو آرایش
    نظاره گر قهرمانان سینه زن و زنجیر زن خود هستند. کارناولی شده این عاشورا
    تهی از آرمان و همه ظاهر سازی. آری وقتی ریا بر همه جا حاکم شود شور حسینی
    هم اینگونه جلوه گر میگردد. دکانی میشود برای مشتی دغل کار که برای کسب
    امتیاز از حکومت بظاهر اسلامیمان با دادن سفره و روضه دلربایی میکنند بر
    ریش هر چه مسلمان شیعه هست میخندند. جای تاسف نیست که علیرغم 1400 سال زاری
    بر حسین آمار کوفیان روز بروز فزونتر و حسینیان کمتر میشوند؟ آن کاسبی که
    انا مجنون الحسین را شبانه فریاد میزند و فردایش مجنون الدلار میشود صد قسم
    دروغ بر همان حسین میخورد تا سود بر سودش افزون شود و بشکرانه این سود عشق
    حسینیش بیشتر که هر چه دارد حتما از حسین دارد!!! بگذریم که درد دل زیاد
    است و گریه و شیون بر این اخلاق و فرهنگ واجبتر است بر گریه و زاری برای
    حسین و آنچه بر اورفت که البته هر چه زاری برای حسین فایده دارد زاری بر
    این کراهت فرهنگی که ایران و ایرانی را باین روز انداخته فایده خواهد داشت.
    گریستن بر حسین رمز بقای جهالت است و ابقا فرومایگان حاکمی که مردم و مملکت
    را در عین بی لیاقتی به این روز کشاندند. کشتند و دزدیدند و زندان کردند و
    شکنجه و سال به سال بیشتر برای حسین سینه دریدندو زاری کردند. عمل نیک و
    ستودنی حسین (ع) افتخاریست برای مسلمان شیعه که باید به پاس داشتنش جشن
    بگیریم و عبرت بیاموزیم که اگر فهمیده بودیم حسین چه کرد این 34 سال
    ظالمانه بر ما نمیگذشت و ادامه نمی یافت. اگر شور حسینی در دلمان قوت داشت
    اعتراضات سال 88 به سرکوب خون آشامان ولایی آتش زیر خاکستر نمیشد. اگر
    حسینی بودیم میر حسینمان الان در حصر نبود که حاصل این ناله های شبگیر برای
    حسین ظلم است و ظلم است و ظلم

    بامید بیداری ایران و ایران زمین

    ارادتمند
    و دوست دار شما

    رضا

     
  35. آقای نوری زاد این عزاداری ها دقیقا یک بیزنس هستند همانند امام زاده ها یک عده مداح و آخوند منافع فراوانی از این عزاداری ها دارند. من با تفکر به این موضوع پی بردم.

     
  36. آب کم جو تشنگی آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست

    آب در کوزه و ما تشنه‌لبان می‌گردیم یار در خانه و ما گرد جهان می‌گردیم

    سقراط می گوید آنچه در پی آن هستی در مغز تو در اندیشه و خرد تو نهفته است مغز را بشکاف تا به حقیقت دست یابی

    ای کاش به جای گمانه دینی اندیشه را چراق راه خود قرار می دادیم
    میدانم که باور های دینی در خون و رگ و پوست ما ریشه دوانده و کنار گذاشتنش کار آسانی نیست
    از همین طرز گمانه زنی های دینی من و شما است که زمینه رشد خرافات فراهم می شود و دکان دارانی داعیه هدایت جامعه را به نا کجا آباد سر می دهند
    شما هر اندازه هم که رفتار دین فروشان را نقد کنید ریشه کار که خراب باشد فایده ای نخواهد داشت
    باز هم عده ای پیدا خواهند شد که به استناد آیه و یعذب هم الله به ایدیهم شما و امثال شما را به حیات خلوتی بکشانند تا قربتا الی الله یک مشت و مالی به شما بدهند و ثوابی ببرند با شما که فرد سرشناس روزگار خود هستید چنین کنند وای به حال مردم گمنام
    کسانی که با مردم چنین رفتار غیر انسانی می کنند همین دوستان و برادران مثل من و شما هستند نماز شب هم می خوانند برای حسین سوگواری ها می کنند جان خود را هم برای اعتقادشان فدا می کنند
    آنها کاری نکرده اند به غیر از پیروی از اعتقادات دینی شان
    یک لحظه نمی اندیشند در تمام زندگی اندیشیدن را فراموش کرده اند
    تعلیمات دینی به ما اجازه اندیشیدن نمی دهد آنقدر مقدسات در دین داریم که جرات نمی کنیم یک مو از آن ها را زیر سوال ببریم و بگوییم که چرا دست دزد را باید برید یا چرا یک هموطن زرتشتی و یا بی دین من نجس است چرا خون یک غیر مسلمان مباح است و یا قاتل او با پرداخت دیه ای رها می شود چرا اهل کتاب باید با خفت و خواری دیه بپردازند ….

    بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند
    درود بر شرف استاد سخن سعدی که با همین یک بیت آبرو و حیثیتی به ایران زمین بخشید

     
  37. درود بر نوريزاد آزاده و همه دوستان شريف.مىخواستم بگم من هيچوقت براى امام حسين در مقام يك شخصيت تاريخى گريه نكرده ام .هر چند از كودكى تا اوايل انقلاب بنا به سنت مورثى در مجلس هاى عزادارى گريه بسيار كرده ام اما آن گريه نه براى واقعه اى بوده كه رسما اجازه نقد و بررسى تاريخى آن نمى دهند بل گريه براى شرف و آزادگى بوده.گريه بر ستمى بوده كههميشه و در همه جا بر مردم آزاده و شريف مى رود.آنچه ماندنى است يك شخص يا واقعه تاريخى نيست بلكه مفاهيمى چون ايستادگى در برابر رجاله هاى زمان است .چطور ممكن است كسى نسبت به ستمى كه بغل دستش بر همنوع و هموطنش مى رود كور و خنثا باشد اما نسبت به واقعه سال شصت و يك هجرى ضجه بزند ؟اين پرسشى است كه شايد ارزش بررسي توسط دوستان داشته باشد.

     
  38. مزدک عزیز سلام
    به سایتی که معرفی فرمودی مراجعه کردم و با مطالعه ی اولین پست آن متوجه شدم نویسندگان این مطالب یا به شدت در فقر معلومات قرار دارند و حتی در حد یک دانش آموز دبیرستانی توانایی استفاده از موتور های جستجوگر مثل گوگل را ندارند،
    یا شدیدا درغگو و گمراهگر هستند.
    شما که خردمند هستید عبارت “اولین کتاب تاریخ اسلام” را در گوگل یا ویکی پدیا جستجو کنید و خود تان قضاوت کنید.
    سوالی هم دارم که ممنون می شوم اگر پاسخ بگویید.
    به نظر شما چرا یک سایت باید قسمت دیدگاه های پست های خود را ببندد؟
    چرا می ترسند از این که کسی جواب مطالب اشتباه و ناشیانه ی آنها را بدهد؟
    برادرم!
    آیا چنین سایتی که برای فهم مخاطب خود و برای پرسش گری او پشیزی ازرش قائل نیست، ازرش خواندن دارد؟
    زیبایی کار آقای نوری زاد این است که برای افکار و پرسش های مخاطب خود با هر گرایشی که باشد ارزش و احترام قائل است. اما آن سایت …
    احساس کردم بیش از این برای آن سایتِ بی ارزش وقت گذاشتن، اتلاف عمر است ولی پاسخ هر کدام از مطالب آن سایت را که شما بفرمایید حاضرم با اندکی جستجو در وب پیدا کنم و خدمت تان عرضه بدارم
    درود بر شما

     
  39. عاجزانه استدعا دارم این مطلب را فقط کسانی بخوانند که تشنه ی حقیقت هستند.
    نه عزیزانی که چهار گوشه ی بقچه ی افکار خود را گره زده اند و هرگز در باور های خود، چیز جدیدی راه نمی دهند.
    واقعا می خواهید حسین و عاشورا را بشناسید؟
    باور به درستی یا نادرستی عاشورا تأثیر بسزایی در عمل کرد آدمی دارد و هر چیز مهمی نیازمند به پرداخت هزینه ایست.
    نابرده رنج…
    هزینه ی باور هم، پژوهش و مطالعه است.
    پس باید بخوانیم و بخوانیم و بخوانیم، تفکر کنیم و بعد بپذیریم یا رد کنیم.
    یکی از بزرگترین پژوهش گران عرصه ی عاشورا که ده ها سفر به مناطق مختلف داشته تا از نزدیک خیلی چیز ها را ببیند و تمامی منابع تاریخی را مطالعه نموده جناب دکتر سنگری هستند.
    حاصل سال ها پژوهش ایشان را در سایت ” روز دهم ” به نشانی http://roozedahom.com می توانید مطالعه کنید.
    اکنون سوال من این است.
    آن دوست گرامی که حرف های خود را به سایت “اسلام شناسی” به نشانی http://eslamshenasi.net استناد می داد، سایتی که پژوهش گران آن یا به شدت در فقر معلومات به سر می برند و یا می دانند و دروغ می نویسند، سایتی که قسمت دیدگاه های خود را خاموش کرده است تا مبادا کسی کم سوادی یا دروغ گویی شان را به رخ شان بکشد، آیا حاضر به مطالعه ی این سایت و پرسش از جناب دکتر سنگری هستند؟
    یا آنکه …
    شما که اهل حقیقت هستید بسم الله

     
  40. سلام استاد.
    جاذبه ی سیب ادم را به زمین زد جاذبه ی زمین سیب را چه فرقی میکند سیب یا ادم
    سقوط سرنوشت دل بستن به هر جاذبه ای غیر از خداست.

    با قلمتان چ میکنید استاد دل ما را اتش میزنید کاش ما هم میتوانستیم کاری انجام بدهیم.

    در شگفتم از مردمی که خود زیر بار ظلم زندگی میکنند اما برای حسینی که ازاده زیست میگریند.دکتر شریعتی
    با احترام.

     
  41. سید ابوالفضل

    آقای نوریزاد گرامی
    سلام بر شما
    مطلب زیبای شما در مورد عزاداری امام حسین (ع) خیلی به دل نشست . شما ادیبانه نوشتید که برای مولا سیدالشهدا عزاداری نمی کنید زیرا که ستم های وارده بر خودمان به گونه ای است که مرام امام مارا به مقابله با ستم های آشکار کنونی ، اشارت می کند .
    درعین حال می خواهم بگویم ، از سوی جمعی از “اصلاح طلبان ” مراسمی ترتیب داده شده که تا شب دوازدهم محرم ادامه خواهد داشت . سخنرانان عبارتند از :
    شب ششم : آقای منتجب نیا
    شب هفتم : آقای سید هادی خامنه ای
    شب هشتم : آقای سید محمد ایازی
    شب نهم : آقای علی یونسی
    شب دهم : آقای محسن رهامی
    روز دهم : آقای مصطفی فومنی حائری
    شب یازدهم : آقای مسعود ادیب
    شب دوازدهم : آقای مجید انصاری
    محل این مراسم هم در پیچ شمیران ، ابتدای خیابان شریعتی ، پلاک 40 می باشد .
    امید است که مراسم خوبی باشد . دو ستان را به حضور در این مراسم دعوت می کنیم . شما نیز اگر فرصت شد و صلاح دانستید ، حضور یابید.
    ارادتمند
    سید ابوالفضل

     
  42. سید ابوالفضل

    آقای “رهاورد” عزیز
    سلام بر شما
    در تاریخ هفدهم آبان ماه کامنتی گذاشته بودید که در ذیل نوشته ی آقای نوریزاد منتشر شد . ( من برای تو عزاداری نمی کنم یا حسین ). شما یک بار دیگر این شعار کهنه شده را سر دادی که ” دین افیون توده هاست ” . فکر نمی کنید این عبارت خیلی قدیمی و به قول امروزی ها “دمده” شده است . به این عبارت تاکنون بسیار زیاد پاسخ داده شده است . جالب این که همه ی آن هایی که این شعار را به کار می برند ، به عنوان دلیل ، به ادیان رسمی و حکومتی اشاره می کنند ، که می تواند با دین اصلی به اندازه ی جهت های دوفلش یک قطب نما با هم اختلاف داشته باشند .
    مثلا خود شما نوشته اید : “با نگاهی به تاریخ می بینیم دین در همه جای زمین که استیلا پیدا کرده. آنجا را به فلاکت و بیچارگی و … کشانده.” ببینیم شما چه گفته اید: اولا دین در همه جای دنیا استیلا یافته ، ثانیا در همه جای زمین به مردم ظلم شده و آنان به فلاکت و بیچارگی کشانده شده اند ، پس(!!!) دین افیون توده هاست .این ماهیت استدلال شماست که بی اندازه سست و البته غیر قابل دفاع می باشد . می دانید چرا ؟ زیرا با همین استدلال می شود بسیاری از روبناهای فرهنگی دیگر را نیز افیون توده ها دانست . مثلا به طور مشابه می شود گفت : اولا “علم” در همه جای دنیا استیلا یافته ، ثانیا در همه جای زمین به مردم ظلم شده و آنان به فلاکت و بیچارگی کشانده شده اند ، پس(!!!) علم افیون توده هاست . شما می توانید به جای کلمه ی دین کلمات دیگری مانند هنر ، فلسفه ، تاریخ و… قرار دهی و نتایج مشابه بگیری .
    از آن گذشته اگر دین در همه جای زمین استیلا یافته ، آیا به معنی آن خواهد بود که افیون توده هاست ؟ خوب من هم قبول دارم که تقریبا در همه ی زمان ها و مکان ها دین حضور داشته . آیا این به معنی نیاز انسان به دین نمی تواند باشد ؟ در این صورت این نیاز نمی تواند از سوی حکام مورد سوء استفاده قرار گیرد و آنان با استفاده از این ابزار در صدد تامین منافع و توسعه و استحکام قدرت خویش باشند . آنان البته از سایر ابزارهای قدرتمند دیگر مانند علم و فلسفه نیز ، سود برده اند. و طبیعی است که به معنی آن نخواهد بود که علم افیون توده هاست . یا هنر افیون توده هاست .
    باز هم در همین خصوص ، از ایران زمان ساسانیان مثال آورده اید و نوشته اید : “در ایران می بینیم که در دوران ساسانیان که دین بر همه امور زندگی ایرانیان استیلا پیدا کرده. باعث خفگان و … در جامعه شد. که پیامد آن شکست آسان ایرانیان از اعراب بدوی و وحشی شد.”
    آقای رهاورد عزیز
    این چه استدلالی است که ارائه نموده اید ؟! بالاخره دین باعث پیروزی یک ملت می شود و یا شکست آن ؟ شما مثل این که فراموش کردید اعراب هم با حربه ی دین به ایران حمله کردند . آن ها با ابزار دین حمله کردند و پیروز شدند و ایرانیان به دلیل این که دین بر همه ی امور زندگی اشان ، استیلا یافته بود ، شکست خوردند ؟ نتیجه ی یک استدلال غیر علمی همین می شود . وقتی که بخواهیم برای رسیدن به صحت یک پیش فرض (دین افیون توده هاست ) آسمان و ریسمان را به هم ببافیم و واقعیت ها را مورد ملاحظه قرار ندهیم .

    استدلال مشابه شما در مورد اروپا نیز بسیار جالب توجه است . نوشته اید : “دراروپا نیز می بینیم قبل از استیلا مسیحیت اروپاییان (یونان) سرآمد در دانش و فلسفه و … بودند. اما به محض اینکه مسیحیت همه چیز را قبضه کرد قرون وسطی پیش آمد.و ….”
    خیلی جالب است . مگر بعد از قرون وسطی که اروپا در جاده ی پیشرفت و توسعه قرار گرفت ، دیگر مسیحیت از اروپا رخت بر بسته بود . مگر همین حالا و پس از گذشت حدود پانصد سال از رنسانس ، مردم اروپا ، هنوز مسیحی نیستند ؟ از آن گذشته مگر در دوران باستان که به قول شما اروپائیان “سرآمد دانش و فلسفه” بودند ، مردم دین نداشتند ؟
    دوست عزیز با این استدلال های به نظر من سست ، نمی توان نتیجه گرفت که “دین افیون توده هاست ” . اگر بر اعتقاد خود راسخ هستید دلایلی را ارائه کنید که قابل تامل و منطقی باشد . در آن صورت ما هم با شما در اندیشه های علمی ، هم آوا خواهیم بود.
    ارادتمند
    سید ابوالفضل

     
  43. خیلی نامردی
    گور پدر تو وتمام پیغمبران وقدیسانت مردک مزور ترسو
    همه فکر می کنند تو با نوشتن نامه به رهبر وانتقاد از حکومت آدم شجاعی هستی تنها تعدادمعدودی به خیانتکار بودنت پی بردند که آن ها را یا بایکوت میکنی یا جواب های مسخره بی ربط به آن ها می دهی
    سرانجام سپیده ظلمت را از میان بر می دارد

     
  44. سلام به بسیجی واقعی نوری زاد گرامی
    من خواستم بگویم که این رفتاری که بعضی ها به اسم بسیجی می کنند و می زنند و می کشند و فحش می دهند و از دیوارها بالا می روند اصلا و ابدا به بسیج و تفکربسیجی مربوط نیست. من خودم جانبار هفتاد درصدم. ما جانمان را فدای مردم می کردیم. کی ما برای مردم چماق می کشیدیم و لام تا کام ذلیل فرماندهان می شدیم. انقدر بسیجی بخاطر مخالفت با فرامین عوضی فرماندهان اخراج شدند. خواستم بگویم من بعنوان کسی که نصف بدنم فلجه نه تنها با تمام این وجود نیمه حاضرم در راه آسایش و ازادی مردم فداکاری کنم وهم این که از رفتار این قماش بدکاره ابراز نفرت کنم و از مردم معذرت خواهی کنم.
    ———————

    سلام دلاور
    من نیز به قدوبالای نیمه ات بوسه می زنم و به این تفکرت آفرین می گویم. بله برادرم، ما باید حسابمان را با این جماعت که خوی انسانی را زیرپا نهاده و چشم و گوش بسته آن می کنند که بالاتری هایشان فرمان می دهند جدا کنیم.
    با احترام

    .

     
  45. یک فتوای معمولی اما متفاوت

    استفتاء از آیت‌الله العظمی سید حسین صدر از مراجع تقلید عراق

    سوال:
    من یک شهروند بهایی عراقی ساکن شمال عراق هستم. تصور برخی از مسلمانان این است که اختلاط با ما از نظر شرعی عملی حرام و اجتناب از معاشرت با ما واجب می باشد. اخیرا نیز فتاوایی از برخی شخصیتهای دینی داده شده که گفته‌اند: دیانت ما (بهائیت) ضاله‌ی مضله است و هر نوع معاشرتی با بهائیان حرام می‌باشد. قطعا حضرتعالی اطلاع دارید که در طول حکومت رژیم گذشته ما را بسیار اذیت و آزار نمودند تا جایی که بسیاری از اموال بهائیان را غصب کردند و بسیاری را به زندان انداخته و حکم اعدام برایشان صادر نمودند. نظر حضرتعالی در این خصوص چیست؟

    پاسخ:
    خداوند تبارک و تعالی به ما سفارش کرده تا با تمامی برادران و خواهران‌مان در ادیان و مذاهب دیگر رفتاری نیکو، مبتنی بر عدالت، شفقت و محبت داشته باشیم. چنانکه در قرآن می‌فرماید: خدا شما را باز نمىدارد از نیکى کردن و عدالتورزیدن با آنان که با شما در دین نجنگیدهاند و از سرزمینتان بیرون نراندهاند. خدا کسانى را که به عدالت رفتار مىکنند دوست دارد.[ممتحنه-۸] بنابراین نه تنها همکاری و معاشرت بر اساس اصول بشردوستانه میان مسلمین و برادرانی که پیرو ادیان و اعتقادات دیگر هستند هیچ مانعی ندارد، بلکه رعایت و پایبندی بر اصول عدالت و برابری در حقوق و پرهیز از تبعیض و اعمال فشار علیه پیروان هریک از ادیان دیگر واجب می‌باشد.

    http://www.husseinalsader.org/inp/view.asp?ID=12839

     
  46. سلام برادر
    من از هفته ها قبل با خود عهد کرده ام امسال و تا سالی که ریشه ظالمان بر نیامده
    در هیچ مراسمی شرکت نکنم و لب به هیچ نذری نزنم .این سالها براحتی می توان عطش ظالمان را در
    پمپ کردن افیون خرافه و خرافه پرستی به اذهان مردم مشاهده کرد.
    حسین مترادف آزادگی و آزادی است و دریغ که اینک او را پرچم ولایت و حرف شنوی و تبعیت بی چون و چرا کرده اند .
    ما با یا حسین یا حسین ریشه این ظلم را بر خواهیم کشید .

     
  47. یک آسوری هموطن نوری زاد

    استادنوری زاد درود به شما
    من ازهموطنان آسوری (شاخه ای از مسیحیت) شما هستم. خواستم ازشماتشکرکنم که یک فضای خوب برای رفت و آمد اندیشه ها و نقدها فراهم کرده اید. این کاری است که وزارت ارشاد ووزارت علوم و حتی دستگاههای دینی مثل حوزه ها باید می کردند. متاسفانه وزن نقد و ارزش آن درجامعه ما دانسته نشده. کشورهای رشد یافته برای نقد وزنی قائلند و ازآن سود می برند و برایش هزینه می کنند. چرا؟ یک نقد به یک جای مشکلدار اشاره می کند. ممکن است یک مسئول سالها درکنار یک مشکل کاربکند و آن را نبیند. خلاصه خواستم ازشما تشکرکنم بعنوان یک هموطن. درضمن با شما موافقم که بعضی از دوستان برای زیرآب زنی مذاهب زحمت نکشند. ماها بهمین شکلی که بدنیا آمده ایم با کمی تفاوت از دنیا می رویم. قرنها برای این که من مسیحی باشم زحمت کشیده شده یک شبه که من دست از آن نمی کشم. مگراین که خودم با اعتماد به دانش خودم راه دیگری انتخاب کنم و به راه پدرومادرهایم پشت کنم. یکی هم می خواستم ازشما بخاطر بوسیدن پای آن کودک بهایی تشکرکنم. وقتی این خبررا خواندم احساس کردم دستی ازشما برشانه من نشسته وبه من می گویید برادر مسیحی ام این بوسه من شامل حال شما نیزمی شود ومن یک جورگرما گرفتم ازکار شما خیلی گریه کردم امید وارشدم. جامعه ما امیدش کم شده شما با این کارت به خیلی ها مخصوصا به ماها که انگ اقلیت به نسلمان خورده گرما وامید دادید.

     
  48. با عرض سلام
    از آنانیکه از روی ساده لوحی فریب خورده و گمراه گشته اند واز ظلم روا نمودن حکومت ضد انسانی و ضد ایرانی بهر دلیلی حمایت میکنند دعوت مینمایم به انسانیت ایمان آورند و به ساحت انساانی احترام بگذارند و به مردم مهربانی بورزند و نیکی و خدمت کنند و در گلزارها و نهر های پاک روان انسانی گشت و گذار نمایند. اطمینان داشته باشند که اعمال و رفتار انسانی بی پاسخ نخواهد ماند. بدانید آنچیزی پسندیده است که از گذشته استفاده نمایید و برای برقراری انسانیت و سعادت برای مردم در زمان حال و آینده بکار بگیرید. اینک این بنده حقیر و خاکی آنان گمراهان را از پرستش ظالمین و ستمگران منع و برهزر مینمایم. زیرا آنچه از این جهان فانی برایتان باقی خواهد ماند اعمال و رفتار انسانی خواهد بود.

     
  49. نظر دهندگان محترم
    مسئول بوجود آمدن حکومت استبدادی و دیکتاتور ی مردم میباشند.
    این جناب محمد مهدوی فر با زیرکی میخواسته دستور کشتار به ناحق سال 1367 به دستور آقای روح ا..مصطفوی (خمینی)را یادآوری کند و حال و حوای آقای خامنه ای و چاپلوسان گرد ایشان را بیان کند و بقیه جمله اش را چاشنی گذاشته است.
    به امید روزی که عقل و خرد و اندیشه در همه ما ایرانیان به حد اعلا برسد تا فرهنگ سکولاری (جدائی دین از دولت) – که پله اول پیشرفت ایران است – در فرهنگمان نهادینه شود و دولتی منتخب مردم و برای مردم و پاسخگو به مردم را برپا کنیم.
    مهدی

     
  50. با سلام
    اول بگويم كه من مسلمان هستم و افتخار ميكنم اما إز اسلام مسائل إنساني آنرا گرفته ام و ما بقي را دور ريخته ام . انتخاب و دور ريختن را هم ملاك عقل گذاشته ام و صد البته مطالعه و مطالعه كتب دوست و دشمن . و اما أصل كلام :
    من و خيلي ها أمثال من در خانواده اي متولد شديم كه پدر و مادرمان مسلمان بودند و عملا شديم مسلمان زاده.
    مثل يهودي ها و مسيحي ها . در دين يهود كسي نمي تواند يهودي بأشد مگر يهودي زاده بأشد براي همين چند فرزندي هستند .
    در دين اسلام كسي مي تواند مسلمان شود اگر مسلمان زاده نبأشد اما نمي تواند إز اسلام خروج كند چون مرتد ميشود !!
    تا إز پدر و مادرمان و اطرافيان دليل اين امر را ميپرسيديم ميگفتند مرجع تقليد يا قران يا فلان حديث گفته ! ما اكثرا عملا در خانواده اي ديكتاتور معاب متولد و بزرگ شده ايم و پدر و مادر ما كه كودك و نوجوان بوديم سؤالات ما را بدون پاسخ و يا خشن جواب ميدادند .
    حال وقتي در منزل اطرافيان با خويشاوندان و فرزندان خود پاسخ گو نيستند و وقتي بحث به جاي باريك ميكشد ميگويند شيرم را حلالت نميكنم يا تو ديگر فرزند من نيستي ، چه انتظاري إز حاكمان داريم كه به ما ظلم نكنند و پاسخ سؤالات ما را بدهند حال مذهبي هيچ سؤالات اجتماعي و مدني را ؟ اين موضوع ربطي به انقلاب ندارد و قبلا هم بوده و الان هم است ولي انقلاب به اين موضوع شتاب داد . من به تاريخ ١٠٠ سأله ايران كه رجوع ميكنم ميبينيم در كشور ايران أصلا به علوم إنساني نه خانواده ها و نه حاكمان توجهي نكردند !
    قبل إز انقلاب تمام رشته هاي تحصيلي و شاگردان اول دبيرستان ميرفتند مكانيك پلي تكنيك يا عمران پلي تكنيك يا رشته هاي مهندسي كه هم در خانواده و هم حكومت تبليغ ميشد كه عمدا يا سهوا به علوم إنساني و اجتماعي أهميت داده نشد . مگر جامعه و پست ها را چه كساني أشغال ميكنند من و شما و برادران و خواهران من و شما ،
    شاگردان تنبل كلاس ميرفتند علوم إنساني . ما به اندازه كافي شاگردان نخبه به علوم إنساني جامعه تزريق نكرديم و خلا آن باعث انقلاب شد . پس إز انقلاب و بهتر بگويم پس إز جنگ و آرامش نسبي در كشور مجددا همان روال دنبال و چند سال اخير نيز تعمدا علوم إنساني و تدريس آن عملا متوقف شد . اگر دقت كنيد تمام فرزندان باهوش خانواده ها همه يا پزشك شدند يا مهندس ( صحبت إز أكثريت است) و فرزندان تنبل رفتند علوم إنساني ، رفتند تربيت معلم و … حاصل آن اين است كه قاضي ضعيفي در جامعه رشد ميكند ، معلم ضعيفي رشد ميكند ، پليس ضعيفي رشد ميكند البته خداي نكرده منظورم إز تنبل اين نيست كه إنسان هاي خوبي نيستند أصلا ، منتها هر كسي براي كاري ساخته شده است . بايد در جامعه تعادل بأشد تا جامعه پيشرفت كند . قطعا معلم خوب و قاضي خوب داشتيم و داريم ولي كم بوده است …ما به تعداد پزشك خوب و مهندس خوب ، قاضي و معلم باهوش و نخبه هم ميخواهيم ، بهر حال فرهنگ خانوادگي ايراني چنين جامعه اي را ساخته است و حاكمان هم إز اين خلا مهم اجتماعي سود ميبرند . چرا آقاي خامنه اي چند سال پيشً گفت علوم إنساني را تعطيل كنيد ؟ البته خودش دليل واهي تدريس علوم غربي دانست ! اما دليل اصلي اين است كه جامعه به سمت ناداني مطلق برود .
    بايد علوم إنساني ، أخلاق إنساني و علوم اجتماعي را در جامعه رشد داد تا جامعه إصلاح شود و اين يك برنامه بلند مدت ميخواهد . برنامه كوتاه مدت هم هست كه برايتان أيميل ميكنم ، البته قولش را تلفني چند وقت پيشً دادم ولي يك كم گرفتار بودم و بعد هم عزيزي را إز دست دادم درگير بودم . موفق باشيد .

     
  51. هانی گرامی بخود و فکر و خرد خود متکی باش!آنچه را با خردت سازگار نیست دور بریز.فکر کردن را بیاموز و انتقادی و با شک با همه چیز رو برو شو. بخوان و انتقادی خواندن را بیاموز!هیچ چیز بجز زندگی و خرد مقدس نیست.بنابراین به همه چیز شک کن!

     
  52. بهزاد گرامی!
    تمام داستانها و تاریخ نه تنها شیعه و حسین بلکه اسلام از طبری و بلاذری ست. که چیزی نزدیک به 200.تا 400 سال بعد از پیغمبر اسلام نوشته شده.اینان همه یک رشته داستانهایی را سر هم کرده اند که حتی در فرن حاضر با اینهمه امکانات هم نمی شود با چنین دقتی وقایع را توصیح و تفسیر کرد.در صورتیکه بجز نوشته های این دوتن حتی یک تیر یا نیزه و یا وسیله ای که بشود بعنوان سندی از جنگهای چند صد هزاری اسلامیان مثلا بر ضد ایرانیان (قادسیه و دماوند) و یرموک بر رومیان .کل تاریخ اسلام و پیغمبری محمد زیر سوال است.تنها کسی که دو کتیبه و سکه هایی بر جا گذاشته و اولین بار خود را امیرالمومنین خوانده شخصی بنام ماآویه بوده که گویا از مسیحیان عرب ایرانی بوده و اولین سکه بنام خود در داراب فارس زده و به خط پهلوی!قرآن کنونی حدود 200 سال بعد از باصطلاح پیغمبر اسلام نوشته شده و بیشتر به زبان آرامی بوده و نه عربی و بدست عیسویان عرب ایرانی و سوریه ای که جنبش قرآنی را بوجود آورده اند.مثلا از بزرگترین واقعه تاریخ اسلام یعنی هجرت محمد از مکه به مدینه حتی یک اشاره ای هم در قرآن نشده. نه از محمد و نه از هیچیک از خلفای راشدین حتی یک مهر و یا سکه ای نیست.بنابراین کسانیکه چنین قدرتی داشته اند و چنین امپراطوری بزرگی را بر پا کرده اند از خود هیچ اثری بر جای نگذاشته اند!پس خود بخوان که زدن درب خانه علی به پهلوی فاطمه و آنهم در حضور علی جز دکانی برای سر کیسه کردن نبوده و نیست.و اینها همه جنایاتیست که طبریها و بلاذری ها بما رواداشته اند.جالب اینجاست که اسم مدینه 2/3 بار در قرآن ذکر شده و معنی شهر یا تمدن میدهد و نه مدینه ای که رسول خدا را درآن پناه داده اند! برای آگاهی بیشتر به این سایت مراجعه شود.
    http://eslamshenasi.net/

     
  53. جناب مشیری ما هرچه که می بینیم از دین و خرافه پرستی است. این حضرات بهترین منادیان و جاریان احکام دینی هستند. دین اگر در مقطعی از تاریخ بشری برای قبایل شبه وحشی انسان ها، کار ساز بود و راه زندگی بهتری را نوید می‌داده است، اینک به یکی از عمده‌ترین ابزار های تیره‌روزی و عقب ماندگی جامعه‌ی بشری تبدیل شده است. و این نه تنها در مورد دین، بلکه در مورد هر پدیده ای که تاریخ مصرف‌اش سپری شده باشد صدق می‌کند،.امروزه مقایسه کردن احکام دینی (با تمام جرح و تادیل و تصحیحی که در طول سالیان جهت معقول کردنش بکار برده اند) در رابطه با حقوق فردی و اجتماعی آحاد جامعه با آنچه که انسان خردگرا در جوامع پویا بدان دست یافته است، خنده دار است و خنده دار تر از آن کار کسانی است که هنوز تلاش می کنند که چهره ی این عجوزه‌ی زشت منظر را با توسل به هزاران امثال و حکم و ترفند و حیل ،دلپذیر و انسانی جلوه دهند و با انداحتن گناه اصلی به گردن زمامداران و مجریان، به نحوی می‌خواهند گریبان آبرو باخته‌ی دین را از این محلکه نجات دهند و سایه‌ی این بختک را بر سر این ملت ستمدیده تداوم بخشند.

     
  54. اقا یک ادمی پیدا میشود و میگوید باید تمام قاچاقچیان مواد مخدر اعدام شوند که البته هر روز تعدادی را اعدام میکنند.
    حالا فرض کنید یک اقای تریاکی این حرف را بزند ( باید بزنند دهان او را خرد کنند).
    ببخشید استاد فکر کنم این جمله داخل پرانتز من از روی عصبانیت و تا حدی ابلهانه بود

     
  55. و باز هم سلام و درود
    برادر گرامی nvfnv
    اجازه هست بگویم که به نوشته های شما اطمینان و اعتماد ندارم؟
    می شود نشانی دقیق احادیثی که نقل کردید را بفرمایید تا من بتوانم به آن ها رجوع کنم؟
    قطعا انتظار ندارید من تمام کتابی را که نام بردید بخوانم!
    منتظر نشانی دقیق فرمایشات شما هستم
    با تشکر و عرض ادب

     
  56. سلام به جناب هانی و همه ی دوستان
    در پاسخ به سوال جناب هانی می توانم بگویم
    یزید بعد از رسیدن به حکومت به والی مدینه دستور داد که یا از امام حسین ع بیعت بگیرد و یا سرِ مبارک ایشان را برای یزید بفرستد.
    امام که دیگر در مدینه امنیت نداشت رهسپار مکه شد. در مکه هم قصد ترور امام را داشتند و امام دیگر در حرم امن الهی هم امنیت نداشت.
    از طرفی، کوفیان با هزار نامه و امضا از ایشان دعوت کرده بودند. امام هم از قبل، نماینده و سفیر خود، مسلم ابن عقیل را به آن سامان فرستاده بود و نامه ی تأیید و خبر بیعت کردن کوفه (پر شیعه ترین شهر آن زمان) را از مسلم دریافت کرده بود.
    آشکار است که در این شرایط هر خردمندی تصمیم می گیرد برای زندگی به همراه اهل و عیال به کوفه سفر نماید.
    در میان راه خبر تغییر شرایط و شهادت مسلم به امام رسید ولی ایشان به دو دلیل مسیر را ادامه دادند. نخست این که جای دیگری نبود که برای ایشان امن باشد و تیغ دشمن ایشان را همچو سایه تعقیب می کرد. دوم این که اگر پای امام به کوفه می رسید می توانست شرایط را به نفع خود تغییر دهد. همان گونه که بعد از ایشان با خطبه های آتشین حضرت زینب خیلی ها توبه کردند.
    تا این که پیش غراول سپاه کوفه به فرماندهیِ حر، راه امام را سد کرد و نه اجازه رفتن به کوفه را به ایشان داد و اجازه برگشتن.
    ناگزیر راه را به سمت کربلا تغییر دادند. در آن سرزمین بود که حر دستور یافت کاروان امام را متوقف نماید و شد آنچه نباید می شد.
    امام برای جنگ نیامده بودند. برای فرار از مرگ و حفظ جان آمده بودند. برای مهاجرت به یک سرزمین امن ولی …

     
  57. نوری زاد عزیز
    حقیقت تلخ است اما گریزی از آن نیست
    نهضت پیامبرانی که شما از آن نام می برید تنها در کتاب های داستان معتبر است
    تاریخ متاسفانه خلاف این را به ما نشان می دهد
    این که دینداران تاریخ را به دوران قبل و بعد از ظهور پیامبر خود تقسیم می کنند و دنیای قبل را دنیای جاهلیت و دوران بعد از ظهور پیامبرشان را دوران نور و رستگاری می شمرند مغلطه ای ابلهانه بیش نیست
    این همان سنت بت پرستی است که هرگاه حاکمی یا جادوگری بت جدیدی عرضه می کرد مدعی می شد همه بت های پیشین منسوخ شده اند و منبعد این بت تازه است که سرور دیگر بت ها است
    اندیشه بشری پیش از ظهور پیامبران جریان داشته و بعد از آن نیز از تکاپو نیافتاده است
    پیش از اسلام اندیشمندان و فلاسفه همانگونه بو ده اند و بانگ انسانیت و کرامت انسانی را سر می داده اند که پس از ظهور اسلام
    با کمال تاسف باید عرض کنم که چه بسیار متفکران و صاحب نظران که به فتوای علمای دین از صدر اسلام گرفته تا کنون نیست و نابود شده اند
    چه اندیشه های پاک انسانی که در نطفه خفه شده اند
    لطمه ای که از راه دین به تمدن بشری وارد شده بسیار بیشتر از فواید احتمالی آن ( من که تا کنون نیافته ام شما اگر یافته اید نمونه ای بفرمایید) است
    از لابلای کتاب های خاک گرفته تاریخ خودمان می توان دریافت که بسیاری بزرگان ما بر اساس فتوای فقها طبق سنت پیامبر که مخالفانش را از دم تیغ می گذراند نیست و نابود شده اند و یا به انزوا و سکوت واداشته شده اند
    در اروپا هم وضع بهتر نبوده است اروپاییان نظام مبتنی بر حقوق بشر و آزادی بیان و ….. ( که البته بی عیب و اشکال هم نیست اما نسبت به ما بسیار خردمندانه تر است) را با زحمت و مرارت و فداکاری ها و از جان گذشتگی ها به دست آورده اند بسیاری امثال نوری زاد ها در اروپا بر ضد خرافه و زور و ستم حکام کلیسایی قیام کردند و سوختند تا قرن ها بعد مردم از ثمرات فداکاری های آنان بهره برند
    طرز تفکر کودکانه ای که به ما آموخته اند برنامه ای از پیش طراحی شده بود برای مقابله با کمونیسم اکنون کمونیسمی در کار نیست اما ما همچنان تحت تاثیر قصه و افسانه های کتب تعلیمات دینی آن دوران که به توصیه سازمان سیا تدوین شده بود قرار داریم کسی نیست این مردم را از خواب بیدار کند

    ———————–

    سلام ساسان گرامی
    سخن من به “نهضت پیامبران” روی می برد وشما سخن از اسلام وپیامبرش می رانید. نهضت پیامبران درگمان دینی ما از آدم به نوح و ابراهیم و موسی و عیسی دست بدست می شود تا به پیامبراسلام می رسد. اینان بوده اند که دست بشررا گرفته و نگاهشان را ارتقا داده اند. حذف اینان از بلندای تاریخ، یکپای فهم بشری را می لنگاند. گرچه اطرافیان و شاگردان و منتسبان این پیامبران بعدها دکانی برای خود آراسته اند و مفسده های ایمانی و اسلامی را نهادینه کرده اند و برای خود بساطی آراسته اند. این مقوله، یعنی به انحراف بردن یک اندیشه همیشگی است. تا کجا؟ تا جایی که بشر رشته ی امور خود را به دست عقل جمعی بسپرد. دراینجاست که درخت زحمت پیامبران به گل نشسته و ثمرداده است. دوست من، غارتگری امروز سرداران سپاه وروحانیانِ سراسیمه هیچ ربطی به اندیشه ی اسلامی که رسالت آن به نرمی از آدم تا پیامبراسلام دست بدست شده ندارد. اینها را باهم نیامیزیم. هیچ پیامبری از مردمش مزدی نگرفت. هیچ پیامبری کاسبی نکرد. وچیزی برای خود نیاراست. آنان هرگز اراده ی سیطره وحکومت نداشتند . ازجان ومال و عمرخود برای فهمیدن مردم هزینه کردند. مردمی که ازآگاهی افشانی این پیامبران در رنج بودند و حاکمیت خود را مخدوش می دیدند، هزاران پیامبررا کشتند و ازمیان دونیم کردند و ازسرزمینشان راندند. درست کاری که همین اکنون می شود. خانه و کاشانه ی یک مرجع منتقد را می بینید چگونه ویران کرده و می کنند؟ حالا جان ومال و خانه و زندگی و عمر دیگران بجای خود.

    با احترام

    .

     
  58. با سلام بر دوست عزیز جناب ناصرالدین و توضیحات ارزشمند و دقت نظر آن عزیز
    1- در رابطه با “جناب رقیه” به عنوان دختر امام حسین (ع) توضیحات خوب شما یکی از دلائل در اثبات ان است در حالیکه در مقابل آن ادّله زیادی هم در ردّ آن اقامه شده است. بذابر شواهد، در مقاتل کربلا و کتب قدیم از قبیل تاریخ الامم و الملوک(محمد بن جریر طبری)، الارشاد(شیخ مفید) مناقب آل ابی طالب(این شهر آشوب)، اعلام الوری(طبرسی) نسب قریش( مصعب ابن عبدالله الزبیری) انساب الاشراف(بلاذری) و تعدادی دیگر که به شرح واقعه کربلا پرداخته اند هیچ نامی از حضرت رقیه به میان نیامده است. در تعدادی دیگر از کتب برای امام حسین قائل بوجود 4 دختر بنامهای زینب ، فاطمه وسکینه شده اند ولی نام چهارمی را ذکر نکرده اند.در کتاب منتخب التواریخ پیدایش این قبر در مکان فعلی در دمشق بدوره سلطان عبدالمجید عثمانی مربوط شده که آن هم بر اساس یک خوابی محقق شده است.
    2- در میان منابع قدیمی شخصی بنام عمادالدین حسن بن علی طبری در کتاب “کامل بهائی” به نقل از کتاب “حاویه در مثالب معاویه” که نویسنده آن “قاسم بن محمد بن احمد ماموفی” از علمای اهل سنت است بدون ذکر نام حضرت رقیه از دختر 3 یا 4 ساله امام که در شام درگذشته ذکری کوتاه کرده است. تمام ماجرائی که در رابطه با حضرت رقیه و نحوه درگذشت ایشان برمنابر ذکر میشود دقیقا بر اساس چند خط مطالب این کتاب با افزودن نام رقیه بر آن است که در نسخه مذکور نیز وجود ندارد.
    3- در نقل های حادثه کربلا از اسیری خانمی به نام “رقیه” که همسر جناب مسلم بن عقیل پسر عموی امام نام برده شده که ایشان در زمان اسارت در شام وفات یافته است. احتمال دارد که منشا نام رقیه از اینجا باشد.
    4- منظور بنده در مطلب قبلی اثبات یا عدم اثبات این موضوع نبود ولی این نکته بسیار جالب است که مدّاحان و آخوندها به چه میزان به ترویج موضوعی که بشدّت مورد تردید است اصرار و علاقه دارند و اینکه ار بین سایر دختران امام به این طفل علاقمند شده اند بسیار جالب است. این در حالی است که شیعیان و حتّی تعدادی از علما حتّی اسم سایر دختران آن حضرت را هم نمی دانند و اصلا از روحیات و تفکرات آن دو دختر دیگر هیچ اطلاعی نداریم و جالبتر اینکه عالمان شیعه نیز علاقه ای به کند و کاو در این مورد ندارند. البته جهل به اهل بیت به این جا ختم نمیشود و به جرات می توان گفت که عزاداران حسینی به همّت ترفندهای مدّاحان و نوحه خوانها هیچ ار کربلا و حسین و فرزندان و زندگیش نمی دانند و تنها وجه همتشان سرودن نوحه در وصف رقیه و نظائر آن است.
    5- در رابطه با سرهای مطهر شهدای کربلا، یکی از ترجیع بندهای مدّاحان و آخوندها در مراسم طرح مسئله بردن سرهای شهدا از جمله سر مطهر امام در مقابل کاروان اسیران از کوفه به شام است که برابر شواهد تاریخی دروغ محض است. توضیح جنابعالی در مورد گرداندن سرها در کوفه بر بالای نیزه ها است. البته بیشتر نقل ها در این مورد به “زید ابن ارقم” بر میگردد که شیخ مفید هم از ایشان نقل کرده است. بنده در مورد ان نظری ندارم هرچند که از سبوعیت حکومت کوفه و حماقت مردمان و جانسپاران و ذوب ولایتی های آنروزها این کار هم بعید نبود. وقتی کسی به فتوای شرعی امام مسلمین را بکشد این کار برایش یک ثواب اضافی است..مگر در همین دوره خودمان کم از این موارد داریم؟ آن ها هم مثل اینها..برای همین است که پیام حسین و حقانیت و مظلومیتش هنوز هر دیده ای را به اشک وا میدارد و هر دلی را میلرزاند و هر زانوی خسته ای را به جنبش وا میدارد و به هر نا امیدی امید میدهد
    با تشکر مجدد از شما و جناب نوریزاد که امکان این گفتگو را فراهم کرده اند.

    —————–

    سلام یاران گرامی
    ماهم از شما تشکرمی کنیم. بخاطرزحمتی که برای نگارش این مطلب متقبل شده اید.
    سپاس

    .

     
  59. اي حسين عزيز تو را مي بينم كه براي حسين ها وستارها وندا ها وسهرابهاي ما عزاداري مي كني ولي ما به رهبران ومردمان خود رهبر نياز داريم كه منتظر كسي نشوند وخود بپاخيزند زيرا كه تو خود يك شهروند بودي وبرخواستي ما نيز به شهروندان خود رهبرنياز داريم مانند نوري زاد

     
  60. سلامم را به پهنای افتاب عالم پزیرا باش که شما نمونه مردانگی وشجاعت هستی ای دلیر مرد جاوید ملت ازاده ایران شما را از صمیم قلب دوستت دارند و در حد توانشان یار شما

     
  61. سلام علیکم سرورم جناب نوریزاد عزیز و گرامی …شما و خانواده شریفتان را به صاحب این ماه امام حسین ع می سپارم.ارادتمند شما..سیدعیسی نوری………………………. درسهایی از حسین ع که ما بدان اصلا توجه نداریم

    در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می‌کنند اما برای حسینی که آزاده زندگی کرد٬می‌گریند. #######################################################

    حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود.افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند. ###########################################################

    این که حسین (ع) فریاد می‌زند:آیا کسی هست که مرا یاری کند و انتقام کشد؟» «هل من ناصر ینصرنی؟» مگر نمی داند که کسی نیست که او را یاری کند و انتقام گیرد؟ این سؤال، ‌سؤال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ماست.***************************************************************

    حسین علیه السلام زنده جاویدی است که هر سال، دوباره شهید میشود و همگان را به یاری جبهه حق زمان خود، دعوت میکند . *************************************************************************

    حسین (ع) یک درس بزرگ‌تر ازشهادتش به ما داده است و آن نیمه‌تمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است. مراسم حج را به پایان نمی‌برد تا به همه حج‌گزاران تاریخ، نمازگزاران تاریخ، مؤمنان به سنت ابراهیم، بیاموزد که اگر هدف نباشد، اگر حسین (ع) نباشد و اگر یزید باشد، چرخیدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوی است$$$$$$$$$$

    مسؤولیت شیعه بودن یعنی چه، مسؤولیت آزاده انسان بودن یعنی چه، باید بداند که در نبرد همیشه تاریخ و همیشه زمان و همه جای زمین ـ که همه صحنه‌ها کربلاست، و همه ماهها محرم و همه روزها عاشورا ـ باید انتخاب کنند: یا خون را، یا پیام را، یا حسین بودن یا زینب بودن را، یا آن‌چنان مردن را، یا این‌چنین ماندن را …

    امام حسین علیه السلام یک شهید است که حتى پیش از کشته شدن خویش به شهادت رسیده است؛ نه در گودى قتلگاه، بلکه در درون خانه خویش، از آن لحظه که به دعوت ولید – حاکم مدینه – که از او بیعت مطالبه مى کرد، «نه» گفتُ .این، «نه» طرد و نفى چیزى بود که در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسین شهید است######

    فتواى حسین این است: آرى! در نتوانستن نیز بایستن هست. ##########

    حسین ضعیفی که باید برای او گریست نبود… آموزگار بزرگ شهادت اکنون برخاسته است تا به همه آنها که جهاد را تنها در توانستن مى فهمند و به همه آنها که پیروزى بر خصم را تنها در غلبه، بیاموزد که شهادت نه یک باختن، که یک انتخاب است؛ انتخابى که در آن، مجاهد با قربانى کردن خویش در آستانه معبد آزادى و محراب عشق، پیروز مى شود و حسین «وارث آدم» – که به بنىآدم زیستن داد – و «وارث پیامبران بزرگ» – که به انسان چگونه باید زیست را آموختند#########

    مقتدایان امام حسین علیه السلام کسانى هستند که از مایه جان خویش در راه خدا نثار مىکنند و به راستى حسین آموزگار بزرگ شهادت است که هنر خوب مردن را در جان بىتاب انسانهاى عاشق، تزریق می کند. #########

    “آنها که تن به هر ذلتى مى دهند تا زنده بمانند، مرده هاى خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا کسانى که سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده اند و مرگ خویش را انتخاب کرده اند – در حالى که صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجیه شرعى و دینى براى زنده ماندن شان بود – توجیه و تأویل نکرده اند و مرده اند، اینها زنده هستند؟ آیا آنها که براى ماندنشان تن به ذلت و پستى، رها کردن حسین و تحمل کردن یزید دادند، کدام هنوز زنده اند؟ شهید دکتر علی شریعتی

     
  62. چگونه به مهره ای بی اختیار بدل گردیم؟

    عقب نشینی روحانی در برابر جناح تندرو و “رهبر” نظام، از روز نخست دست یابی به کرسی ریاست جمهوری قابل انتظار بود. اما، شتاب از همپاشی اقتدار او به عنوان منتخب ملت، یک سروگردن بالاتر از رقبا، در این مدت کوتاه، قابل پیش بینی نبود. از روز نخست نیز تردیدی وجود نداشت که او به عنوان “خودی” برای برچیدن نظام اسلامی، گرچه توان آن را در روزهای نخست داشت، به این سمت دست نیافته بود. اما از سوی دیگر، ادامه راه گذشته نظام اسلامی، غیر ممکن شده بود. بدون دگرگونی اساسی در سیاست های گذشته، رژیم ساقط و ایران در انتظار یک فاجعه بود. درست بهمین دلیل، به عنوان نماینده گروهی در کانون نظام که نیاز فوری و غیر قابل تعویق اصلاحات را درک کرده بودند، به او روی آوردند. به عنوان نماینده ملت، او مسئولیت ادامه حرکت مسالمت آمیز ملت به مردم سالاری واقعی را به عهده گرفت. از این رو، راه او نه تنها می بایست مسالمت آمیز باشد، بلکه گام برداشتن بدون تردید و تعلل، به سوی مردم سالاری، هسته ی اصلی وظیفه ی او می بود. در این راه او می بایست رفع خطر حمله نظامی به ایران، برقراری روابط منطقی با جهان، گسترش ارکان آزادی و از آن میان جامعه مدنی در داخل کشور، پاکسازی دستگاه دادگستری که بدون آن اصلاحات واقعی ناممکن خواهد بود، گام های سریع بردارد.

    بخشی از این انتظارات در سیاست خارجی در حال به دست آمدن است. این دست آوردها بیش از آنکه مرهون دولت روحانی باشد، دست آورد جنبش سبز یا به سخن دیگر، دست آورد ملت در بیش از چهار سال گذشته است، که به جهان اطمینان داد که ملت ایران خواهان جنگ نیست. همزمان، شکست تندروها نیز به جهان این اطمینان را داد که گروه تندرو به رهبری ولی فقیه، برای در پیش گرفتن چنین سیاستی، از اقتدار مورد نیاز نه در میان ملت و نه در میان نیروهای مسلح برخوردار نیست. این روحانی و یا میزان محبوبیت او نبود که چنین تضمینی را به جهان خارجی داد. این شرکت موثر مردم و عدم دخالت نیروهای مسلح در انتخابات بود، که تضمین لازم و قابل اعتماد را به جهان خارج به وجود آورد. فرق او با دوران ریاست جمهوری خاتمی در مبارزه با تندروها (اگر فرض کنیم که وی چنین قصدی را داشت) در این است که محبوبیت شخصی خاتمی در آن دوران مبارزه، با در نظر گرفتن قدرت طرف مقابل، برای به میدان کشیدن ملت به صحنه، کافی نبود. اما شرایط برای روحانی به شدت تغییر کرده بود و به میدان آمدن ملت، با خواست دست یابی به مردم سالاری، روحانی را به ریاست جمهوری رساند و بی مایگی مخالفان را آشکار کرد.

    هدف دیگر ملت، یعنی گسترش روابط منطقی با خارج، به دو دلیل می تواند گزینش مورد نظر نظام اسلامی نیز باشد. نخست، وضعیت بسیار وخیم اقتصادی ایران، بالاخره حتا برای تندروهای نظام این واقعیت روشن را آشکار کرد که نظام اسلامی، قدرت دست سوم جهانی با تناقض های شدید در داخل کشور، نمی تواند با تمامی قدرت های منطقه ای و جهانی در افتد. حامی نظام اسلامی روسیه، از روز فروپاشی اتحاد شوری دیگر به عنوان قدرت درجه یک در جهان به حساب نمی آید. بدون درآمد نفت، روسیه تا اندازه زیاد، تک محصولی مانند عربستان، لیبی و نظام اسلامی نمی تواند به زندگی خود ادامه دهد. بدون شرکت آزاد و موثر در بازارهای جهانی، ایران مانند هر صادر کننده تک محصولی، قادر نخواهد بود که مازاد نفت و گاز و مشتقات آن را به جهان به طور موثر صادر کرده و یا از آنان کالا و خدمات وارد کند. بازرگانی که شریان زندگانی ایران است، مدتی است که قطع شده. درآمد ارزی تا مقدار زیاد سقوط کرد. ایران برای واردات روزمره، مجبور به خرید از چند منبع انحصاری با هزینه ی بسیار بالا و کیفیت پائین گردید. کالاهای سرمایه گذاری را باید فراموش شده فرض کرد. سرمایه گذاری در حکومتی مانند نظام اسلامی، به معنای متعارف اقتصادی دیگر نمی تواند وجود داشته باشد. در هر حال، این وضعیت بسیار شکننده اقتصاد ایران است که بازنگری و تحول فوری در سیاست های سی و پنج ساله نظام اسلامی را، به اجبار بدل کرده است.

    عامل دوم در تغییر سیاست خارجی نظام، شکست در جبهه های گوناگون و عدم توان برای حفظ آنان می باشد. تمامی حکومت های خودکامه و مخالفان تا پیش از آغاز بحران، توان رژیم را بیش از واقعیت برآورد می کنند. پس از آغاز بحران، جهان متوجه می گردد که پایه های قدرت آنان بیش از آنکه برآورد می شد، ناتوان بود. این وضعیت در مورد حکومت بشار و همچنین نظام اسلامی، صادق است. نظام اسلامی نیز براین باور بود که رژیم بعثی خواهد توانست بدون دست زدن به اصلاحات به همان صورت، سال ها به حکومت خود ادامه دهد. حوادث سوریه، اعتماد بنفس رژیم اسلامی را در سیاست خارجی بهم ریخت. حفظ “بشار با هر هزینه” از توان نظام اسلامی، خارج شد. “بهار” عربی، دیکتاتور های به نسبت ملایم در عرصه زندگی اجتماعی را به خودکامگان مذهبی تندرو و به شدت ضد شیعی و ضد ایرانی، جایگزین کرد. سیاست “صدور” انقلاب، با وجود دست آوردهای ظاهری برای رژیم در دو دهه نخست، موج ایجاد استحاله ی تند، همانند انقلاب اسلامی سال 57 ایران، در کشورهای عربی را موجب گردید. گروه های اسلامی که می بایست متحدان و حتا ستون پنجم نظام اسلامی باشند، در رخت ضد شیعی خود به گروهای طالبانی پیوستند. دورتا دور ایران، نیروهای ضد شیعی و ضد ایرانی، قدرتمند شدند. حتا در عراق که نظام اسلامی آن را حیاط خلوت خود به حساب می آورد، اوضاع کنونی به مراتب بدتر است تا چند سال پیش. کمابیش هزارنفر در ماه قربانی تروریسم در آن سرزمین می گردند. در افغانستان که با حمله آمریکا، طالبان و القاعده ضربه کاری خورده بودند، دوباره به یکی از مدعیان واقعی قدرت بدل شده اند. جمهوری آذربایجان با اکثریت شیعی مذهب، به پایگاهی ضد ایرانی، برای تجزیه طلبان و اسرائیل در آمده است. جنوب ایران، تمامی کشورهای ضد ایرانی با سرمایه گذاری شگفت آور نظامی که در حقیقت باید آن را پایگاه های آمریکایی که هزینه آن را دولت های منطقه می پردازند به حساب آورد، با شعارهای آشکار ضد ایرانی، گسترده شده است.

    در چنین شرایطی، نظام اسلامی چاره ای جز حرکت به سوی اعتدال در سیاست های خارجی خود نداشت و ندارد. رابطه چنین سیاستی با کابینه روحانی مستقیم نیست. اگر نظام هنوز خواستار این است که به زندگی خود چندی روزی بیش ادامه دهد، هر رئیس جمهوری که قدرت را به دست می گرفت، چاره ای به جز اتخاذ چنین سیاست هایی نداشت.[1] اما در سیاست داخلی است که روحانی شاهد از دست دادن هر روزی قدرت و تحویل آن به تندروها می باشد. افزایش اعدام که پیش از انتخابات از ترس واکنش ملت، به شدت فروکش کرده بود، باردیگر با درنده خویی، شدت و سرعت از سرگرفته شده است. آزادی زندانی های سیاسی که شایعه ی آن برای عید قدیر بر سرزبان ها بود، ناگهان فروکش کرده است. شعارهای ضد خارجی و برعلیه مذاکرات برای مساله ی هسته ای، شعله ور گردید. حتا برخی از وزرای روحانی در تظاهرات ضد آمریکایی 13 آبان شرکت کردند. تندروها که تا چندی پیش به خاطر ترس از واکنش ملت، در لاک دفاعی فرو رفته بودند، پس از عقب نشینی غیر ضروری روحانی در روزهای نخست رئیس جمهوری، در برابر رهبر و تندروها، همان طور که انتظار می رفت، اکنون ابتکار اوضاع را در دست گرفته اند. فضای مانور روحانی هر روز، تنگ تر می گردد. حتا باید انتظار ترمیم کابینه را زیر فشار تندروها داشت. وزرایی که تا اتدازه ای شخصیت فردی را حفظ کرده و به اندازه کافی در برابر رهبر کرنش نمی کنند، با مسایل گوناگون و از آن میان تظاهرات “خودجوش” روبرو خواهند بود.[2]

    این امر بدان معنا نیست که تندروها خواهان رسیدن به تفاهم در مساله ی هسته ای نیستند. بدون حل این مساله، نه رئیس جمهور و نه کنگره آمریکا نمی توانند تحریم ها را بردارند. حتا تحریم هایی که وسیله رئیس جمهور آمریکا وضع شده و نیازی به تائید کنگره ندارد، در شرایط تند ضد آمریکایی در ایران، با تاخیر و اشکال روبرو خواهد شد. برخی از مفسرین، با در نظر گرفتن ضعف داخلی اوباما (بخشی به خاطر برنامه بیمه پزشگی) او را آماده رویارویی با تندروهای داخلی آمریکا و هواداران اسرائیلی[3] آن نمی بینند. در هر حال، تنش در روابط و شعارهای ضد آمریکایی، هزینه ی گشایش دروازه های تجاری و سیاسی خارجی، برای ایران را بالاتر خواهد برد. در حالی رژیم که به پول و رفع تحریم ها نیاز دارند، خواستار عقب نشینی از مواضعی که سی و پنج سال از آنان به عنوان نشانه ای از “عزت و غیرت” نظام اسلامی تعریف شده است، را ندارند. نظام اسلامی در تار کوری که به دور خود تنیده، راه های نجات را سد کرده است.

    روحانی با عقب نشینی نا لازم و غیر مترقبه، ایران را به سوی بحرانی دیگر می راند. بدون داشتن اقتدار داخلی، او به حل مسایل خارجی که از نظر وی اولویت نخست را دارد، قادر نخواهد بود. او با درس نگرفتن از سرنوشت خاتمی، هر روزه در حال از دست دادن برگ های برنده خود به سود رهبر و دیگر مراکز قدرت می باشد. او به خوبی آگاه بود که هر گامی به عقب، با گام های سریع تر و بلند تر، تعقیب خواهد شد. هرچه زمان می گذرد، از محبوبیت و از این رو، از قدرت بی سابقه ای که در هنگام انتخابات به دست آورده بود، کاسته خواهد شد. زمان او برای در دست گرفتن ابتکار تحولات سیاسی در حال کوتاه شدن است. او یا باید با تکیه بر ملت و بخش بزرگ ایران دوست نیروهای نظامی، به طور آشکار و قاطع در برابر قدرت پرستان، که با هر هزینه ای حتا با ویرانی این کشور، ایستاده و نامی از خود در تاریخ به جای گذارده و یا به عنوان ناظری بی تفاوت، شاهد ار هم پاشی امانتی که ملت به او سپرده، باشد. تا کنون او راه دوم را برگزیده است.

    مگر این چندروزه را دریابد.

    [1] – تغییر سیاست خارجی و به ویژه در سوریه، پیش از آغاز زمام داری روحانی آغاز شد.

    [2] – نخستین اقدامات او به عنوان رئیس جمهور و به ویژه برگزیدن فردی به عنوان وزیر “دادگستری” با سابقه دراز آدم کشی و فساد، کم ترین اتهام او را می توان روحیه ی تسلیم پذیری در اوج قدرت، نام برد.

    [3] – تندروهای داخلی به عنوان هواداران موضع تندروهای اسرائیلی، با اقدامات خود به یاری آنان می شتابند.
    ششم نوامبر 2013

     
  63. سلام هانی گرامی

    گویشها وگفتارها از جنبه موضوعی که شما طرح کرده اید به سه گونه میتواند تقسیم شود . اسطوره ها – دروغها- حقیقتها
    شما ناخودآگاه هر سه بخش را در مطالبتان انعکاس داده اید . اسطوره آن بخش از گفتارها است که در همان ابتدا غیر واقعی
    بودن آن برای یک انسان بر اساس شواهد حسی وعقلی کاملا مشهود است که شما به موضوع خون تا زانوی اسب در نوشته تان
    اشاره کرده اید واز این نوع فراوان شما در ادیان وادبیات فرهنگهای مختلف میتوانید ببینید وشاید برای شما جالب باشد که برای نمونه آخرین
    آنرا بازگو کنم که چگونه نوزادی تازه بدنیا آمده یا علی میگوید.پس خلاصه اینکه محیط هر جامعه وهر فرهنگی اسطوره های خود را
    خلق میکند که البته اگر محققانه به آن پرداخته شود میتواند اصلاح گر باشد . واما بخش دروغها نیز در متن شما به روشنی در آنجا
    که سئوال مطرح کرده اید جا گرفته . دروغ در گفتار فقط از طریق تحقیق و بررسی مطالعاتی امکان واقعی وغیر واقعی بودنش میسر
    است .در موضوع حادثه کربلا و هدف بازیگر تاریخ ساز آن طیف وسیعی نوشتار است .از طلب حکومت تا بقصد کشته شدن در این وادی
    قلم زده اند وبه نظر میرسد که هنوز به نتیجه که شما را در سئوالهایتان اقناع کند نرسیده اند ولی اگر شما را ارجاع دهم به تصویر کشیدن
    حکومت امویان که قسمت بزرگی از جهان آنروز را یزید در اختیار دارد و در عین حال از حسین هراس دارد ودر پی گرفتن بیعت اجباری
    از اوست . آیا شما در این تصویر جای ظلم وتسط خواهی را نمیبینید وآیا جامعه مطیع وخاموش را نمیتوانید در این نقاشی به ذهنتان
    بیاورید
    واما بخش آخر نوع گفتارها حقیقت است. آنجا که شما گفته اید خواندم ولذت بردم حقیقت موضوع است . شاید مرا به نگاه انتزاعی ام
    نبخشائید ولی حقیقتی در این است که با فرهنگی که در آن حضور داشته اید وحالا با سخنان آقای نوریزاد عزیز مواجه میشوید لذت
    میبرید. این آن بخش حقیقت تاریخ کربلا است . و مغز تاریخ حقیقت آن است و پوست آنرا دروغها و اسطورهها شامل شده

    با احترام

     
  64. یک ایرانی غارت شده

    به جناب نوری زاد عزیز سلام و درود می رسانم.
    بزرگوار، ما یک ملت غارت شده ایم. توسط سپاه به یک جور توسط نماینده های مجلس به جور دیگر و توسط دولتها به هزار جور. حالا بگفته شما بیت رهبری هم هست که جای خود دارد. پس دراین که ما غارت شده ایم هم شما و هم ما نگاه مشترکی داریم. من از مدتها پیش که نوشته های شمارو تعقیب می کنم می بینیم مرتب به غارت سپاه تأکید موکد دارید و هراز چند گاهی داستان مخابرات را مطرح می کنید. احمدی نژاد قاب دستمال سپاه بود. با انتخاب وی سرداران سپاه هجوم بردند به بدنه دولت. تا چه بکنند؟ تا دراین غارت بزرگ سپاه را یاری دهند. یکی از اینها وزیر مخابرات دوره نخست احمدی نژاد است. که؟ می گویم تا بدانید ما درچه باطلاقی گرفتار شدیم. این مطلب را با دقت بخوانید و در صحت آن ذره ای تردید نکنید:

    (((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((

    دکترمحمدسلیمانی وزیرمخابرات اولین دولت احمدی نژاد ونماینده فعلی مجلس شورای اسلامی اخیراً مصاحبه ای با رسانه ارتباطات داشته است که درآن بخشی دیگر ازتوطئه وتبانی انتقال سهام اصلی مخابرات به حوزه رهبری را نشان می دهد.

    دکترمحمدسلیمانی را پس ازکامران دانشجو باید بحق یکی ازتبهکارترین وزرای دوران معاصر نامید وی با گردآوردن تعدادی از سرداران سپاه که دربخش مخابرات ویگان جنگ الکترونیک آن نهاد فعال بودند و استقرارآنها درتمامی نهادها وارگان های کشور که به نحوی درسازماندهی مافیای مخابرات ومتصل به بیت رهبری نقش داشتند شبکه ای را بوجود آورد که تاهم اکنون موفق به بستن کامل دست وپای بخش خصوصی ومردم درزمینه استفاده ازفضای مخابرات وسایبری کشورآنهم درقرن 21 شده اند.

    درزمان مدیریت این وزیرنالایق وفاسد بود که سانسوروفیلترینگ نهادینه شد، بحث اینترنت ملی با هدف تبدیل فضای سایبری ایران به کشوری مشابه کره شمالی ودرواقع تبدیل اینترنت به اینترانت درکشورشکل گرفت، قرارداد قانونی ترک سل که شراکت مخابرات دولت خاتمی با کنسرسیوم (نرکیه –اریکسون) بود لغو وتحت عنوان ایرانسل به حوزه رهبری باطرفیت شرکت ام تی ان آفریقای جنوبی (باثبت شرکت ایرانسل دردوبی برای عدم امکان حسابرسی ازآن درایران) انتقال یافت، مناقصه واگذاری 51% ازسهام مخابرات به برنده آن یعنی کنسرسیوم پیشگامان کویریزد لغو وباکمک محسنی اژه ای وزیراطلاعات دولت نهم تحت عنوان ملاحظات امنیتی به کنسرسبوم اعتمادمبین متشکل از سپاه وستاداجرایی فرمان امام باپایین ترین قیمت وشرابط پرداخت اقساطی طولانی مدت آنهم ازمحل درآمدهای آتی وهمراه با تعیین نرخ وتعرفه توسط خود آنها واگذارشد. تروردکتراحمد معتمدی وزیرمخابرات دولت خاتمی که ازمخالفان وافشاگران سرسخت معامله مافیایی فوق بود ونیزمرگ مشکوک دوتن ازسرداران اصلی وجوان دخیل دراین فعالیتها یعنی سردارمجید سلیمانی نژاد مدیرعامل کنسرسیوم سپاه (اعلام دراثرگارگرفتگی وچندهفته پس واگذاری فوق) وسرداروفا غفاریان (اعلام دراثرسکته) تنها نمونه هایی ازعملیات این گروه برای سرکوب مخالفان انتقال مخابرات ازبخش دولتی به بخش تحت نظررهبری بود که همانند نوک کوه یخی درزیرآب خودنمایی می کرد.

    نگارنده ازابتدای امرومشاهده فسادگسترده دربخش صنعت مخابرات وتکنولوژی اطلاعات فعالیت این باندمافیایی وابسته به بیت رهبری را که عملا فعالیت آنها مشمول پولشویی چند ده میلیارددلاری است ازسالها قبل در“اینجا” و“اینجا” و“اینجا” و“اینجا” و“اینجا” بعنوان نمونه آورده ام واینکه اگرذره ای ازاین فعالیتها چنانچه درکشورهایی نظیرچین یا اروپای شمالی که درآنها اراده مبارزه با مفاسد اقتصادی وجوددارد اتفاق می افتاد تابحال حداقل ده نفرمرتبط بافساد رابایدموردمحاکمه قرارداده، اعدام کرده بودند ودکترسلیمانی قطعا یکی ازمتهمان ردیف اول این پرونده فساد درصنعت مخابرات ایران می باشد که بهمراه سردارانی دیگرچون رضاتقی پور (وزیرمخابرات دولت دهم)، علی اصغر زارعی، وفا غفاری، مجیدسلیمانی، مصطفی سیدهاشمی، علیرضاقلمبردزفولی، صابرفیضی، محمدمخبردزفولی، علی حکیم جوادی، وحیدصدوقی، مظفرپوررنجبر، مسعودمهردادی، علی بقایی، ناصریوسف پور، علی اصغر عمیدیان، محمدکرم پور، سعید مهدیون، محمدعلی فرقانی وچندتن دیگردرسازماندهی این پروژه ها دخالت داشته اند.

    ازاعترافات دکترسلیمانی درمصاحبه فوق ناکامی ابن باند تبهکاردرکشاندن یک شریک خارجی نظیرپروژه ایرانسل برای دستگردان کردن وپوشش دادن به فعالیتهای پولشویی وانتقال مرکزعملیات به خارج ازکشور(برای رعایت اصل پنهانکاری وعدم حسابکشی بدلیل ماهیت خارجی شرکت) کاملا مشهود است درآنجاکه وی دریک دروغ آشکارافتضاح بعمل آمده درواگذاری فوق را کتمان کرده می گوید:

    ” روند واگذاری(مخابرات) قانوني بوده و بهترين واگذاري بوده است. بي‌حاشيه‌ترين واگذاري‌ها بوده است. اگردراين كنسرسيوم يك شركت خارجي (بخوانید دستگردان)داشتيم، بهتر بود. خيلي هم تلاش كردم. با اندونزي‌ها، چيني‌ها و تركيه‌اي‌ها مذاكره كردم، اما نشد.”

    وی درفرازی دیگرتقلب درواگذاری مخابرات به نهادهای بیت رهبری را که تحت نام مستعارواگذاری به سپاه دررسانه های عمومی مطرح شده بود زیرسوال برده ودرپاسخ به سوالی که می پرسد: ” الان مخابرات دراختیارچه کسانی است؟ ” می گوید:

    ” دست كنسرسيوم است. اينکه مي‌گويند دست سپاه است، به سپاه ظلم شده است. متأسفانه روزنامه‌ها و خبرگزاري‌ها سياسي هستند. اصلاح‌طلبان گفتند اينها را دادند به سپاه و آن را دامن زدند.”

    سلیمانی وقتی با سوال مجدد خبرنگارمواجه می شود که می پرسد: “پس اينکه مخابرات دست سپاه است را تكذيب مي‌كنيد؟” می گوید:

    ” تكذيب نمي‌كنم. صفرويك كه نيست. وقتي مي‌گوييد به سپاه واگذار شده، يعني مديريت آن را سپاه انجام مي‌دهد. نه، اين دروغ است. يك كنسرسيوم تشكيل شده ازچند تا شركت وهركسي يك پولي آورده است. تعاوني سپاه هم كه يك شركت خصوصي است و متعلق به سپاه نيست، يك سهمي دارد. شما هيأت مديره را نگاه كنيد. رئيس هيأت مديره مخابرات کيست؟ آقاي سيدهاشمي وابسته به چه ارگاني است؛ ستاد اجرايي فرمان امام. اگرمالکيت يا مديريت مخابرات از آن سپاه بود، بايد يک سردارسپاه مسؤول آن بود.”

    ایشان ظاهرا فراموش کرده است که :

    اولا: رییس مخابرات (دربخش دولتی یا کارفرما) پس ازواگذاری تا سال قبل سردارصابرفیضی ازسپاه آذربایجان بود که بدلیل دادن 100 میلیون تومان پاداش آخرسال به خودش برکنارشد وبعد ازبرکناری هم دوباره به عنوان میرعامل بخش خصوصی(سپاه وستاداجرایی یا پیمانکار) اینبار تحت عنوان بخش خصوصی درهمان موقعیت مشغول بکارشد (مشابه جابجایی سرداررستم قاسمی فرمانده قرارگاه خاتم الانبیاء یا پیمانکار پروژه های نفتی که پس ازچندی وزیرنفت یا کارفرمای پروژه های نفتی شد.)

    ثانیا: با رجوع به اسناد واگذاری 51% سهام مخابرات به کنسرسیوم سپاه وستاداجرایی فرمان امام بدلیل آشکاربودن تقلب دونفروظیفه توجیه افکارعمومی را بعهده گرفتند یکی سردارصابرفیضی ودیگری آقای سیدهاشمی که این دومی ضمنا بعنوان نماینده مجلس از آذربایجان (مراغه) مسئولیت ریاست کمیته بررسی واگذاری مناقصه مخابرات به سپاه را براساس اصل 44 قانون اساسی بعهده داشته است وحالا همان فرد بعنوان مدیرعامل جدید وبعنوان نماینده سهام ستاداجرایی فرمان امام پس ازسردارفیضی ریاست مخابرات رابعهده گرفته است !

    ثالثا: ادعایی خنده دارترازاین وجود دارد که بگویید “تعاونی سپاه هم یک شرکت خصوصی است ومتعلق به سپاه نیست” بعبارتی بازی حقوقی وظاهری با کلمات برای قلب حقایق آن مثل اینکه بگویی تعاونی ارتش یا نیروی انتظامی یک شرکت خصوصی است ومتعلق به ارتش یانیروی انتظامی نیست؟

    رابعا : یکی ازدلایل واگذاری به نهادهای تحت نظررهبری (سپاه وستاداجرایی) بغیرازدلایل امنیتی تمکن مالی این نهادها ذکرشده است آیا نباید پرسید نهادهای نظامی که ازبودجه عمومی استفاده کرده وبرای هرطرح عمرانی یا هزینه جاری ردیف مشخصی در بودجه دارند ازکجا این میزان سرمایه جمع کرده که حاضرند دراموری که به ماموریت مستقیم آنها ارتباطی ندارد واردشده ویکجا بلوک 51% سهام شرکت معظمی با بیش ازیکصدمیلیارددلارسرمایه را صاحب بشوند؟

    خامسا: ستاداجرایی فرمان امام که ظاهرا نهادی برای سرپرستی اموال مصادره شده، توقیفی یا بلاصاحب است ازچه تخصصی درزمینه مخابرات وتکنولوژی اطلاعاتی که پیشرفته ترین دانش را طلب می کند برخورداراست که مدیریت چنین موسسه عظمی رابرعهده بگیرد آیا جز این است که تمام مدیران ارشد ومیانی را ازکادرهای شاغل وبازنشسته مخابرات وواحدجنگ الکترونیک سپاه منتقل کرده با حقوق های چندمیلیونی در این چپاول بزرگ شراکت داده اند ودرکنارآن نیز تمام نیروهای سالم وحقوق بگیردولتی را بادهها سال تجربه وتخصص ازکاربیکارکرده خانه نشین کرده اند؟

    آیا فسادی آشکارترازاین وجود دارد ؟ وآیا دروغی فاحش ترازاین می توان ازفردی بنام محمدسلیمانی شنید که عنوان دکتری، استاد دانشگاه، وزارت ونمایندگی مجلس را درنظام جمهوری اسلامی با خود حمل می نماید؟ آیا حتی در کشورهایی که فساد ازسروکول رهبر ومقامات آن بالا می رود موردمشابهی راسراغ دارید که مسئولین آن تا این حد باوقاحت دروغ بگویند؟

    البته ازدکترمحمدسلیمانی وزیرمخابرات دولت نهم احمدی نژاد جز این هم انتظاری نباید داشت زیرا وی صراحتا درابتدای همین مصاحبه درپاسخ به سوال خبرنگارکه می پرسد “مخابرات درزمان شما واگذارشد؟ می گوید که ” کارهایش زمان ماشده بود، اما به عمر وزارت من نرسید وبعد ازمن انجام شد” یعنی ایشان خودشان هم اعتراف می کنند که ساختاراصلی فساد وواگذاری مخابرات و قراردادهای سنگین آن به سپاه ودیگرنهادهای تحت نظارت رهبری توسط ایشان پایه ریزی شده است.

     
  65. جناب نوری زاد عزیز!
    باسلامی به رنگ پاییز زیبا. برایتان آرزوی تداوم راه، سلامت و عزت میکنم. بسیار کسان هستند که دلشان میخواهد برایتان نامه بنویسند وبا شما اظهار همد ردی کنند اما خوب میدانید بدلائل گوناگون نمیکنند که توضیحش برای شما چندان ضرورت ندارد که دانای راهید و متصل به دریای انسانها. بگذریم:جناب نوریزاد تا حدودی برایم روشن است که چرا شما این مسیررا انتخاب کرده اید وچون برخی مصلحین چون سید جمال رو به سوی بزرگان جامعه کرده اید ،چرا که توده ها اغلب بدلائل تاریخی و البته اقتصادی در درک مسائل سیاسی که بهر تقدیر بایستی علمی باشد ،تا حدود زیادی نا توان و بهتر بگویم کم توانند. خب امیدوارم در راهی که انتخاب کرده اید موفق باشید که بنده با نهایت تاسف و پوزش کاملا ناامیدم. اما چرا؟؟؟
    آیا تصور شما از نهاد قدرت یک جزء است –آیا وقتی در سیایت از یک فرد نام برده میشود به عقبه وپتانسیل نهفته در بافت آن قدرت توجه نمیشود.
    آیا جنابعالی با اینهمه تجربه در برخورد با لبه های تیز نهاد قدرت به این مطلب توجهی نداشته اید که با کسی سخن میگویید که کلیه اطلاعات خویش را از جامعه و نخبگانش و عوام الناس و شعبون بی مخها و شعبون با مخهایش را از طریق مجاری ویژه ای میگیرد که بار اصلی همه این اطلاع رسانی را به ایشان بدوش دارند؟.
    قطعا هم میدانید و هم با محاسبه ای شایسته و بایسته اینچنین عمل کردیرا انتخاب نموده ایداما چرا اگر ممکن بود پاسخ مرا بدهید.. ضمنا باید بگویم که من چون شما معتقد به انتقام در روز قیامت را ندارم و اصولا معتقد به آرمانگرائی ماورائی شما ندارم(بهردلیل)اما اومانیسم شما برایم بسیار مورد احترامست.دوست دار اندیشه های انسانگرایانه تان .عباس

    ————————

    سلام عباس گرامی
    ما را چاره ای نیست که از هر فرصت ممکن اعتراض خود را بگوش حاکمان برسانیم. بویژه دراین عصر که رسانه های مجازی عرصه ی اختیارداری رسانه های حکومتی را از حوزه ی عمل حاکمان ما بدر برده اند و به افکار عمومی فرصتی برای جولان بخشوده اند. ما به آگاهی مردمی بصورت یک ضرورت حتمی نیازمندیم.
    با احترام

     
  66. هانی گرامی دوست محترم
    خواستم بیتی از مولانا بیاورم دیدم این روش گفت و گو و استدلال نیست
    مشکل ما ایرانی ها این است که همه چیز را در قالب شعاِیر میریزیم و دنیایمان شده دنیای شعاری
    برای هر چیزی شعری و مثلی و قصه و افسانه ای آماده داریم
    خود من هم هنوز تا سوالی مثل سوال شما مطرح می شود ناخواسته به هوس می افتم شعری از این و آن نقل کنم
    دنیای اندیشه اما دنیای دیگری است
    به ما تلقین کرده اند ما را از کودکی شست و شوی مغزی داده اند که همه هستی و نیستی ما خلاصه می شود در فلان شعار مبتنی بر فلان قصه
    به این می گویند فرهنگ استشهادی یعنی وقتی می پرسی چرا ؟ می گویند چون در فلان کتاب نوشته شده و یا فلان کس گفته و وقتی می پرسی خوب گفته که گفته دلیلش چه بوده می گویند تو باید 60 سال در حوزه درس خوانده باشی تا بفهمی در واقع می خواهند بگویند که دلیلی ندارند خودشان هم استدلال عقلی بر آن ندارند
    هیچ اندیشه در این نیست
    انسان موجودی است دارای اندیشه ما همه چیز را از راه اندیشه درک می کنیم حتی این مغلطه که اندیشه بشری ناقص است و بدون وحی انسان گمراه است نیز تنها از طریق اندیشه قابل سنجش است یعنی شما در نهایت از طریق اندیشیدن است که دینی یا داستانی را باور می کنی و به آن ایمان می آوری پس اگر اندیشه ناقص است از کجا معلوم که باوری که به آن رسیده ای باوری دروغین باشد و اندیشه ناقص به دروغی آن پی نبرده باشد؟
    در نتیجه من و شما به غیر از اندیشیدن چاره ای نداریم و از همین راه اندیشه است که باید بتوانیم تا آنجا که ممکن است به حقایق پی ببریم
    به شما توصیه می کنم در این موضوع به کتاب های فلاسفه و اندیشمندان جهان مراجعه کنید و گام به گام بیاموزید که چگونه از طریق اندیشه می توان به حقیقت رسید
    حال برسیم به سوال شما
    میدانید بسیاری از فلاسفه با وجودی که با باور های دینی میانه خوبی ندارند و دین را به دلیل ضدیتش با علم فاقد ارزش می دانند ایمان را در رده حقوق انسانی می شمرند و برای هر انسانی آزادی دین و ایمان قایلند
    در واقع از آنجا که هر انسانی دارای کرامت و حقوق غیر قابل انکار است بنا بر این اگر کسی به امام حسین اعتقاد داشته باشد به نحوی که این اعتقاد زیانی به حقوق و کرامت دیگر انسان ها وارد نکند این به خودی خود هیچ اشکالی ندارد و کسی حق ندارد چنین باورمندی را مورد استهزا و آزار و اذیت قرار دهد ولتر نویسنده و فیلسوف قرن 17 میلادی که به شدت ادیان را مورد انتقاد قرار می دهد در عین حال می گوید کسی نباید مردم را از دین داری منع کند
    ولتر می گوید اگرچه به آنچه تو میگویی اعتقاد ندارم اما حاضرم جانم را فدا کنم تا تو بتوانی آزادانه و بدون ترس حرفت را بزنی
    آنچه شما به آن عادت کرده اید اگر چه ممکن است پایه و اساس نداشته باشد اما این حق شما است که به آن پایبند باشید و این انتخاب شما است
    اگر شکی در باورتان دارید که این هم از حقوق انسانی شما است بایستی خود در باب موضوع تحقیق کنید کتب تاریخی به اندازه کافی در باره وقایع اسلام نوشته شده البته سعی کنید از منابع مغلطه آمیز پرهیز کنید و به سرچشمه کتاب ها برسید
    اما من از شما یک سوال زیر بنایی دارم و فکر می کنم مشکل کار از اینجاست
    تصور کنید امام حسینی در کار نبود
    آیا دنیا زیر و رو می شد؟
    از 7 میلیارد جمعیت دنیا چند نفر به امام حسین اعتقاد دارند؟
    آیا این میلیارد ها انسان همه فاقد اخلاق و فاسد و تبهکار شده اند؟ فداکاری در هیچ کس دیگر یافت نمی شود؟
    به ما تلقین می کنند که انسانیت تنها و تنها در 14 معصوم و 124 هزار پیامبر است
    نیک اگر بنگری می بینی چه بزرگان و چه اندیشمندانی در جهان سر بر آورده اند که بدون نیاز به دین و معاد و وحی به درجاتی از انسانیت و کمال دست یافته اند که شاید در بین هیچ یک از مدعیان دین مدار یافت نمی شود
    امروزه گفت و گو در باب خداشناسی به یک مساله جانبی و تصنعی تبدیل شده است
    کتاب ها در باب اخلاق و حقوق بشر نوشته شده و روز به روز بر تعداد آن افزوده می شود که انسان را از اعتقادات دینی بی نیاز می کند
    چکیده کلام آن که مراسم عزاداری شده دکان دین فروشی
    مردم را با این گونه شعایر سرگرم می کنند و به لطایف الحیل خود را منسوب به داستان سید الشهدا می کنند و سر مردم را شیره می مالند آن چه می خواهند بر مردم روا می دارند
    این که این داستان حقیقی است یا نه هیچ جا مطرح نیست اصل استفاده ای است که از آن می برند ….

    ———————–

    سلام ساسان گرامی
    سپاس از شما که به پرسش هانی پاسخ داده اید. یک نکته را نباید از نظر دورداشت که همین ادب و اخلاق و انسانیت و پاکی و درستی ای که اغلب انسانها و مجامع بین المللی بدان مشتاق و گاه پایبندند، محصول قرنها ممارست و زحمت و پایداری نهضتی به اسم پیامبران بوده که دست بشر جاهل را گرفته و آنان را به افق های خردمندی و نوع دوستی نوید داده اند و دراین راه آسیب های فراوان دیده و حتی کشته و نابود شده اند. زحمت یا رسالت پیامبران هیچ نبوده جز این که به انسان بگویند تو انسانی و دارای ظرفیت های فراوانی هستی و نباید به کم قانع باشی و در جهالت درجا بزنی. بگمان ما مسلمانان با پایان یافتن این نهضت، خداوند به خرد بشر اعتماد بسته و او را دارای مراتبی می داند که می تواند روی پای خود بایستد. این که پیروان یک باور پاک به راه دیگری رفته اند و شقاوت و جهالت پیشه کرده اند هیچ ربطی به بانیان آن باور ندارد. من نیز با شما موافقم که اکنون فصل خردمندی انسان فرا رسیده است و او با بهره مندی از نعمت عقل و با تشخیص این که اگر خیری هست برای همگان باشد و انسانها در بهره مندی از فرصت ها و نعمت ها برابرند، به مراتبی رفیع پای نهاده است که او را از بسیاری از مناسبات کهن بی نیاز می کند. نگاه دینی ما یک ارتباط فردی با آفریننده ی جهان است. آفریننده ای که ما را به درستی و پاکی و نیک نگری و انسان دوستی و خردمندی می خواند. حال اگر مردمی در آن گوشه ی دنیا به همین ها دست یافته اند – اگرچه هیچ تقیدی به هیچ اعتقادی ندارند – حتما از نگاه دینی ما مسلمان و پاک اندیش اند. به فتوای من نوری زاد، مسلمانی هرگز در شهادتین و نماز و روزه خلاصه و محدود نمی شود. کمونیستی که ادب دارد و حقوق دیگران را محترم می شمارد حتما مسلمان است. واژه ی مسلمانی را من درهمین وجه معنا می کنم. که هرگز در نماز و روزه و قرآن سرگرفتن و حسین حسین کردن متوقف نیست. واویلا. چه گفتم! الان است که بیت مکرم آیت الله ها بلرزه در افتد.
    با احترام

    .

     
  67. در جستجوی دانایی

    صفحه چند آخر؟نگفتی!

     
  68. با درود استادعزیز.بااجازه شمامیخواهم دعایی بکنم.بارخدایا حسین رااز بهشت نجات بده تاخیال شیعیان راحت شودواینقدر برسروسینه نکوبندوعجزوناله نکنند.دیوانه شده ایم ازاین همه دروغ وتزویر.خدایا بدادمابرس.

     
  69. بطور کل؛ بساط عزاداری باید برچیده بشه و
    هزینه های مادی این عزاداری ها باید به کمیته های راستین ایران آینده واریز بشه تا بخشش کننده و همینطور نیازمندان به آرزوی خود برسند
    افرادی که میخواهند عزاداری کنند باید کاملأ بصورت خصوصی و بدون هیچ نشان تبلیغاتی در اماکن عمومی.

     
  70. بزرگترین گناه اینه که غم را به دل راه دادند.
    مراجع دینی از ابتدا روی موج غمخواری ایرانیان سوار شدند و یک سوءاستفاده همه جوره از ما کردند
    که اون سرش ناپیدا!!!
    به امید روزی که این بساط عزاداری های چاپلوسی از محافل اجتماعی ما ایرانیان برچیده شود.
    و کارناول های شادی جایگزین شود

     
  71. سلام به نوری زاد و اداره کنندگان این سایت روشنگر
    من درباره کربلا از یک چیزش خوشم میاد اونم این که نقش زند در اون خیلی پر رنگه. که اگه زینب نبود کربلا در کربلا باقی می موند. بعدش داستان زن در اسلام بطور کلی تعطیل می شه تا همین آخرا. یعنی زن یا نیست یا اگه هست برای شیون کردنه. در صورتی که زینب قبل از کربلا کی و کجا اهل شیون بود؟ زینب به زنای مدینه درس می داد و لقبش “عقیله بنی هاشم”بوده. از اون روز که زینب به طغیان و شیون و بر سروصورت زدن پرداخت نقش زن شیعه و کلا اسلام درهمین شیون کردن قفل شد که شد. به یه شعری برخوردم از آقای “حسین باقرزاده” این را به همین مناسبت تقدیم شما می کنم:

    زبان را باید شست*

    فرهنگ را باید صیقل زد.

    زبان مذکر

    فرهنگ ارزش‌های جنس‌گرایانه

    “مرد”، “مردی”، “مردانگی”، “جوانمردی”، “پایمردی”

    “زن”، “زن‌صفتی”، “زن‌ذلیلی”.

    یکی را نماد شجاعت و سخاوت گرفتن

    و دیگری را نمود ترس و جبونی و ذلت.

    تعبیرات جنس‌گرایانه،

    ارزش‌های نابرابر.

    زبان را باید از تعبیرات جنس‌گرایانه پاک کرد

    ذهن را باید از ارزش‌های نابرابر پالود

    زبان را باید شست

    فرهنگ را باید صیقل زد

    عشق و ازدواج

    چرا زن شوهر “می‌کند” یا به شوهر “داده” می‌شود

    و مرد زن “می‌گیرد”؟

    و در طلاق نیز،

    یکی طلاق “می‌دهد” و دیگری طلاق “می‌گیرد”؟

    چرا واژه “باکره” فقط برای دختر ساخته شده

    و باکرگی پسر مفهوم ناشناخته‌ای است؟

    چرا مرد، همیشه “آق” است،

    ولی زن (بسته به وضع زناشویی یا بکارتش)

    “دوشیزه”، “خانم” یا “بانو” خوانده می‌شود؟

    (و آیا کاربرد عنوان “بانو” برای یک زن،

    برخوردی جنس‌گرایانه نیست؟)

    چرا در معرفی یک زن نامجرد،

    همسر او نیز (یا فقط) نام برده می‌شود

    ولی در معرفی یک مرد،

    کسی نمی‌پرسد که او همسر کیست؟

    زبان را باید شست

    فرهنگ را باید صیقل زد.

    زادن،

    کاری سترگ از زن

    من “باقر” زاده نیستم

    (باقر و صادق، زادن نتوانند!)

    “معصومه” زاده‌ام.

    و تو، ای ناهم‌جنس من،

    باقر “پور” نیستی

    باقر “دخت” و یا شهین “دخت”ی.

    و ای مأمور ثبت

    که مشخصات مرا می‌خواهی،

    پس از نام من تنها نام پدرم را مپرس،

    من مادر نیز داشته‌ام،

    فرزند او نیز هستم

    (و این، از فرزندی پدرم، مسلّم‌تر است).

    در زاده شدن، و پور/دخت بودن و هویت من،

    مادرم بیشترین سهم را دارد.

    چرا مادرم از زندگی من حذف شده است؟

    آزادی جنسی

    برای مرد مسئله‌ای عادی است

    (از جمله، چند همسری)،

    ولی زن را

    “هرزه” و “هرجایی” می‌کند،

    و مرد منسوب به او را

    “دیّوث” و “بی غیرت”.

    “غیرت” فقط به مرد تعلق می‌گیرد

    و “حسادت” به زن.

    و “غیرت ناموسی”،

    این صفت “مردانه”،

    توجیه خشونت و قتل “ناموسی”

    علیه زن (و گاه، مرد).

    زبان را باید شست

    فرهنگ را باید صیقل زد.

    چرا وقتی مردی به مردی فحش می‌دهد

    “خواهر” و “مادر” او را “می‌جنباند”؟

    و چرا واژگانی مانند “جنده” و “قحبه”

    معادل مردانه ندارند،

    و برای فحش به یک “مرد”،

    نثار بستگان “مؤنث” او می‌شوند؟

    زبان را باید شست

    فرهنگ را باید صیقل زد

    زبان جنس‌آلود

    فرهنگ مردسالار

    پاسداران ارزش‌های نابرابر،

    تحکیم کننده آن‌ها،

    و ابزار بازتولیدشان.

    زبان را باید شست

    فرهنگ را باید صیقل زد

    زبان را باید پالود

    دید را باید تغییر داد

    ارزش‌ها را باید برابر کرد

    (بین زن و مرد)،

    ذهن‌ها را باید روفت

    زن را باید انسان دید:

    انسان مستقل

    انسان آزاد

    انسان خودمختار.

    زن.

     
  72. دوست عزیز ناصر الدین
    در اسلام میگویند کلما حکم به اشرع حکم به العقل و کلما حکم به العقل حکم به الشرع دوست عزیز اینهمه قال افلان و بهمان گفتی هیچکدام از اینها با عقل و شرع که سر سازگاری ندارد ایا اعتماد به احکام منسوبین میتواند کلام الهی باشد ؟؟؟؟؟؟؟؟ یا نشان از اینده ؟ یا نشان از ازاداندیشی دینی اگر اینگونه است چرا همه امامان در زمان خود بوسیله حاکم جائر تحت فشار بودند یعنی ده نفر بعدی هیچکدام العیاذ باله جسارت حرکت با جسارت امام حسین را نداشتند ؟؟؟؟؟ و اخری نیز با اذن و اراده خداوند غالب میشود پس اختیار و عقل بشری برای زندگی انسانی محکوم به شکست است؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا ما نباید از ائمه وال کنیم و انها را در هاله ای از قداست و فوق انسانی بپذیریم چرا زندگی ائمه را باید یک جانبه موشکافی کنیم این عملکرد همان شده که مشتی اوباش با تفکر تحجر امام زمانی هر جنایتی در حق کشور کرده اند و کشور را به ورطه ورشکستگی انداخته اند و همه بی لیاقتی هایشان فسادشان و ذلیل بودنشان را در تاسی به ائمه و امام زمان بپوشانند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

     
  73. عاشورا بیش از سی سال است که در ایران است

    گفتند گل مگویید/ این حکم پادشاه است
    چشم و چراغ بودن/ روشن ترین گناه است
    حکم شکوفه تکفیر/ حد بنفشه زنجیر
    سهم سپیده تبعید/ جای ستاره چاه است
    این شهر مردگان است/ آواز تازه ممنوع
    لبهای غنچه آزاد/ گل بی اجازه ممنوع
    دارالخلافه آباد/ جهل و خرافه آزاد
    بیداد پشت بیداد/ حرف اضافه ممنوع
    گل بی اجازه ممنوع
    این سایه باوران را/ ظلمت ز نور بهتر
    در دست کوفه سنگ است آئینه دور بهتر
    نجوا به چاه اولی/ سر در تنور بهتر
    این شهر بی هیاهو/ دیروز باورت کو
    شور قلندرت کو/ بانگ ابوذرت کو
    این کوچه‌ها علی را/ تسلیم چاه کردند
    آیینه را شکستند/ نفرین به ماه کردند
    یک سو ستاره زخمی/ یک سو پرنده در گور
    تن‌های مرده بر خاک/ مردان زنده در گور
    حاشا از این تباهی/ تا کی شب و سیاهی

    http://www.youtube.com/watch?v=KdbNkxlQvWs

    .

     
  74. /////

    خلاصه ی داستان کشته شدن حسین از تاریخ طبری

    وقتیکه علی ابن ابی طالب خلیفه چهارم اسلام گردید, مُعاویه بن ابی سُفیان را از حکومت در شام برکنار کرد. از اینرو معاویه علی را عامل کشته شدن عثمان بهانه کرد و با علی وارد جنگ (جنگ صفین) شد. که در پایان توانست مجددا حکومت شام را بدست آورد.
    پس از فوت علی مردم کوفه با پسر ارشد او یعنی حسن بیعت کردند. اما معاویه حسن را با عهد نامه ای از حکومت کوفه کنار زد. پس از چند سالی که حسن فوت شد, حسین به احترام همان قرارداد اعتراضی به معاویه نکرد.
    اما وقتیکه معاویه فوت شد و پسرش یزید بجای او نشست و از حسین خواست که با او بیعت کند، او از انجام این بیعت سر باز زد و بدینگونه مخالفت خود را با خلافت یزید نمایان کرد.
    اینگونه شد که عرصه زندگی برای حسین تنگ گردید.
    در این حالت مردم کوفه که با پدر حسین یعنی علی ابن ابی طالب قبلا آشنائی داشتند, نامه هایی به حسین نوشتند و از او دعوت کردند که به کوفه بیاید و حکومت آنجا را بدست بگیرد.

    حسین برای اینکه از طرف مردم کوفه مطمئن شود مسلم بن عقیل را به کوفه فرستاد تا با مردم آنجا صحبت کند و از آنها بیعت بگیرد.

    مسلم ابن عقیل به کوفه رفت و حدود 20 هزار تا 25 هزار نفر را آماده برای بیعت کرد. بنا بر این به حسین نامه ای نوشت که مردم آماده اند و لازم است که او بی درنگ به کوفه بیاید.

    امام حسین نامه را در حالی باز کرد و خواند که در حال انجام مراسم حج بود. او مراسم را نیمه تمام گذاشت و آماده حرکت بطرف کوفه شد. بسیاری از اطرافیان او توصیه کردند که او از این سفر منصرف شود اما او تنها راه مقابله با یزید را در این سفر میدید. زیرا اگر او حاکم کوفه میشد, میتوانست از زیر بار بیعت دادن به یزید سر باز زند. بنا بر این توصیه صرف نظر کردن اطرافیانش را ازاین سفر نپذیرفت و با خانواده اش راهی کوفه شد.

    یزید که از این جریان آگاه شد, ابن زیاد را که حاکم بصره بود, به حاکمیت کوفه نیز برگزید تا مسلم این عقیل را بگیرد و بکشد. در کشمکشهایی مسلم بن عقیل توانست اوضاع را برای ابن زیاد تا به مرحله خطرناکی تنگ کند. اما سیاست ابن زیاد باعث شد که پیروان مسلم بن عقیل از او جدا شوند و سر انجام او را تنها بگذارند. مسلم بن عقیل که خود را پس از این ماجرا در خانه پیر زنی پنهان کرده بود بوسیله پسر این زن لو رفت و ابن زیاد هم او را پیدا کرده و به وضع فجیحی میکشد.

    حسین که از کشته شدن مسلم هنوز هیچگونه اطلاعی ندارد بطرف کوفه روان است. پس از چند روزی که از این سفر میگذشت, مسافرینی که از کوفه بطرف شام در حرکت بودند خبر کشته شدن مسلم را به حسین دادند. با اطلاع او از قتل مسلم بن عقیل امید او به قدرت رسیدن به نا امیدی تبدیل شد. او از اطرافیانش خواست که برای ادامه دادن به سفرشان تصمیم بگیرند. برادران مسلم که از کشته شدن برادرشان اطلاع یافته بودند به ادامه سفر برای انتقام گیری پافشاری کردند. بدین ترتیب سفر ادامه پیدا کرد.

    در نزدیکی کوفه “حر” که یکی از فرماندهان ابن زیاد و مأموریت داشت حسین را از ادامه سفر باز دارد مسیر راه را به حسین بست و از او خواست که در همانجا ساکن شود.
    حسین که اوضاع را جدی و وخیم دید, پیشنهاد کرد که حاضر است که از همان راهی که آمده است، بر گردد. اما حر پیشنهاد اورا نپذیرفت.

    طولی نکشید که سپاه ابن زیاد به قرارگاه حسین رسید
    حسین که راضی به کشته شدن نبود، بارها به عمربن سعد گفت که او آماده است یا از همانجا که آمده است برگردد یا به هریک از مرزهای مسلمانان که ابن زیاد میخواهد، برود ویا پیش یزید رفته و دست در دست وی نهد ابن زیاد با توصیه شمر ابن ذی الجوشن هیچکدام از این پیشنهاد ها را نپذیرفت.

    صبح روز دهم ماه محرم حسین سپاه خود را که از 32 سواره و چهل پیاده بودند بیاراست. زهیر در پهلوی راست و حبیب ابن مظاهر در پهلوی چپ او قرار گرفت و عباس پرچم دار او شد.
    عمر بن سعد نیز عمر بن حجاج زبیدی داد را در یک پهلو و شمر بن ذی الجوشن را در پهلوی دیگر و یکی را سر دسته سواران و دیگران را سر دسته پیادگان قرار داد و پرچم را به عهده غلام خود ذوید گذاشت.

    در این حالت حسین دستور داد تا خیمه ای بنا کنند و مقداری //////
    بالاخره جنگ بین آنها آغاز شد که سر انجام 72 نفر از طرف حسین کشته شدند و از گروه عمر بن سعد 88 نفر.
    پس از آنکه اغلب یاران حسین کشته شده بودند, سربازان شمر به او حمله کردند و زخمهای فراوان به او وارد کردند تا آنجا که ضیف شده بود و توان دفاع نداشت. سر انجام سنان بن انس نخعی سر او را از تن جدا کرد و به خولی بن یزید داد. سربازان عمر بن سعد به بدن بدون سر حسین حمله کردند و لباسهای گرانبهای او را بدریدند و سرانجام 10 نفر از سربازان عمر بن سعد با اسبهایشان بر بدن برهنه او تاختند

     
  75. يك اسلام آسان هست يك سخت. آسان مال ناصرالدين است كه باهزار سند و مدرك اسلامى ثابت مى كند مى توان جنايت و دزدى كرد و بعد با يك قطره اشك حتى به اندازه بال پشه همه گناهان را پاك كرد و به بهشت رفت، و اسلام سخت مال “ياران” و “نوريزاد” و” سيد ابوالفضل” است كه بر خلاف اين همه سند و مدرك مى خواهند بگويند براى بهشتى شدن بايد انسان خوبى بود و راه ميان بر براى بهشت وجود ندارد.
    ناصرالدين گرامى بى نهايت ممنون كه با اين نوشته بسيار مستند، بهشتت را كه مشتاقش نبوديم با معرفى ساكنين قطعى اش ( منصور ارضى، رضا هلالى، روح الله بهمنى، حسين سازور، حسين سيب سرخى و مانند ايشان )، بيشتر از چشممان انداختى.

     
  76. سلام به تمام کاربران عزیز در این صفحه وصفحات پاک انسانی
    جناب نوری زاد جواب هانی خانم را یا اقا هانی را به عهده کاربران گذاشتند ومن هم که به سهم خودم یک کاربر سایت ایشان هستم البته کمی تا اندکی احباری اذن دخول طلبیده ومختصرا جوابی تقدیم می دارم اول به روایت زیر توجه بفرمائید
    این روایات از ابن عساکر یکی از دوستداران خاندان نبوت است

    ـ آسمان بر حسین علیه‏السلام همانند یحیی بن زكریا گریست.

    2 ـ از آسمان خاك‎های سرخی فرو ریخت.

    3 ـ ستارگان هنگام روز پدیدار شدند.

    4 ـ هیچ سنگی از روی زمین برداشته نشد مگر آنكه از زیر آن خون تازه بیرون آمد.

    5 ـ آسمان مدت هفـت روز در تـاریكی به سر برد.

    6 ـ خورشید هر صبح و شام شعاع‎های خونینی بر دیوارها می‏تابانید.

    7ـ در آسمان چیزی همانند خون دیده می‏شد.

    8 ـ ستارگان به یكدیگر برخورد می‏كردند.

    9 ـ فردی كه مردم را به كشته شدن حسین علیه‏السلام بشارت می‏داد كور شد.

    10 ـ از آسمان باران خون می‏بارید.

    11 ـ از دیوار دارالاماره خون سرازیر می‏شد.

    12 ـ دیوارهای بیت المقدس خونین شدند.

    13 ـ در روز حادثه هر شتری در اردوگاه كشته می‏شد میان گوشت آن آتش بود.(20

    گفته ی حسین بن علی در مورد ایرانیان : ما از تبار قریش هستیم و هوا خواهان ما عرب و دشمنان ما ایرانیان هستند.روشن هست هر عربی از هر ایرانی بهتر وبالاتر و از دشمنان ماهم بدتر است.ایرانیان را باید دستگیر کرد و به مدینه اورد.زنانشان را بفروش رساند و مردانشان را به بردگی و غلامی اعراب گماشت….حسین بن علی امام سوم شیعیان(سفینته البحار ومدینته الااحکام)ازحاج شیخ عباس قمی صفحه
    نازنین آن از اراجیفی که ابن عسگر گفته واین هم از حاج عباس قمی صاحب مفاتیح الجنان بازهم برایتان جای تردیدی در خرافی بودن ما ایرانی ها درانجام اعمالی دور از خرد درباب عزاداری تردید دارید؟

     
  77. جاوید نظرت درباره جنایتها و کثافتکاریهای دوران قرون وسطی توسط کشیشها و کلیسا چیه انها ثمره درخت مسیحیت بود

     
  78. آقا رضاي گل ممنون از اظهار نظرت

    اگر مقدوره لطفا بفرماييد از كجاش متوجه شدي كه حضرت رقيه وجود خارجي نداره ؟

    اين هم لينك محققانه مطالب گفته شده :

    http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=notepad&id=247

     
  79. سلام نوری زاد عزیز
    چون اجازه فرمودید می پرسم
    با توجه به این که شما مدتی دوست و همکار شهید آوینی بودید دوست دارم نظر شریف تان را اولا در مورد شخصیت ایشان، ثانیا در مورد افکار و نوشته هاشان بدانم.
    منت می گذارید اگر پاسخ بدهید.
    با تشکر
    مصطفی

    ——————

    سلام آقا مصطفای گرامی
    حاکمیت برای استحکام پایه های خود به شهید – آنهم از نوع هرچه بیشترش – نیازمند است. حالا اگرشهیدی باشد که نام آور و نویسنده و متفکرباشد چه بهتر. آنقدر از آوینی آویختند که او را از آنچه که بود خارج کردند. آوینی نقاط قوت داشت نقاط ضعف فراوانی نیز داشت. با این همه آوینی هرگز آن نبود که دربوقهای رسمی و دولتی تبلیغ می شد. من با اطمینان می گویم خود وی از این زیاده گوییها رنج می برد و رنج می برد.
    با احترام

     
  80. با درود

    آقای نوریزاد گرامی, من بر خلاف ایادی جمهوری اسلامی(و حتی تعدادی از مومنین غیر سیاسی) اعتقادی به زور,شکنجه , تجاوز و…در مورد باورهای مردم ندارم. اما بیاییم ببینیم دین و ایدوء لژی در کجای جهان باعث نیک بختی شده :

    اعراب اسلام را دستاویزی قرار دادند برای غارت و تجاوز به طوریکه در یورش به ایران تمامی کاخ ها را غارت نمودند. کتابخانه دانشگاه گندی شاپور که فقط 4000 کتاب مرجع را داشت سوزاندند.عمربن الخطاب می گفت کتاب یا ارزش اش بیش از قرآن است که در این صورت باید آن را سوزاند. یا ارزش اش کمتر که در این صورت نیز باید سوزاند؟؟!! و به ایرانی که دارای موسیقی ونقاشی و مجمسه سازی و علم پزشکی پیشرفته روش های پیشرفته دارسی و… گفتند مجوس ,گفتند ایرانیان با خواهر و مادر خود نزدیکی می کنند و… البته این تنها به ایران ختم نمی شد. اعراب در تمامی سرزمین هایی که اشغال کردند همین شیوه را به کار گرفتند. نه عراقی ها و نه سوریه ایی ها و نه لبنانی ها و… هیچ کدام عرب نیستند اینان همه عرب شده اند. اعراب در یورش هایشان به این سرزمین ها زبان و فرهنگ و … همه را از بین بردند. به طوریکه اینان مجبور شدند عربی سخن بگویند و…

    2- در اروپا نیز پس از استیلای دین برامور زندگی مردم. این قاره به دوران تاریک قرون وسطی فرو رفت. می بینیم یونانی که در زمان خودش مهد اروپا البته بدون دین بود در انواع اقسام دانش اجتماعی و مادی و هنر و به طور کلی در مدنیت پیشرفته بود.دین مسیحیت حمام رفتن و کتاب خواندن و… همه را گناه می دانست.که البته شکنجه و زنده زنده سوزاندن مخالفان دین و … را به یدک می کشد.و …
    3 -در ایران نیز دیدیم استیلای دین زرتشتی در زمان ساسانیان چه به روز مردم آورد. که نتوانستند در مقابل یورش اعراب بدوی دوام بیاورند.

    4-
    در دوران جدید نیز می بینیم هرجا دین و ایدوءلژی در هرجای زمین حاکم شدند. جه بر سر مردم آوردند.:آلمان نازی با باور اینکه آریایی نژاد برتر است: ادعای مضحک هنر و فیزیک و … آریایی داشت. و آن همه جنایت انجام داد.

    کمونیست در شوروی باعث آن همه جنایت شد استالین ده ها میلیون شهروند شوروی را کشت و ده ها میلیون را به اردوگاه های اجباری فرستاد. روسیه ای که تا قبل از کمونیست شدن در بعضی از رشته های صنعتی حرفی برای گفتن داشت. همه را نابود کرد.
    میبینیم پل پت رهبر خون آشام کامبوج با استفاده از دین بودایی چه جنایاتی انجام داد.

    اسرائیلی ها با یهودیت چه ها که نمی کنند.

    در سرزمین های اسلامی : 1-پاکستان اسلامی خواستگاه اصلی تمامی ترور یست های اسلامی است و فقر بیداد می کند.
    در عربستان می بینیم پیدا شدن شریعت اسلامی چه برسر حقوق انسانی آورده:زنان نمی توانند رانندگی کنند . زنان باید با همراهی یکی از محارم شان به خیابان بیایندو …
    و …

    شاه بیت شان هم جمهوری اسلامی است با انواع اقسام جنایات و از بین بردن ابتدایی ترین حقوق انسانی و… که خود شما و خوانندگان این سایت همگی مستفیذ هستند و…

    آقای نوریزاد عزیز یک وسیله, یک اعتقاد, یک… زمانی به اعتبار “عقل ” و “عقل ” و “عقل ” و… برای انسان کارایی دارد که باعث آسایش و پیشرفت , بهروزی و … جامعه بشری شود. با نگاهی دقیق ما یک چنین چیزی را از دین در تاریخ نمی بینیم.
    پس به اعتبار “عقل ” و نه باور مذهبی ونه تابو و نه خرافات و نه و… . می بینیم دین تنها باعث بدبختی و نکبت و … در ایران و بقیه نقاط زمین شده. پس به باورمن باید آنرا به کنار گذاشت.

    انسان عاقل به باور من کسی است که جرات گفتن اینکه کار من , باور من , … اشتباه بوده را داشته باشد. و حالا می خواهم راه جدید را آغاز کنم,را داشته باشد.

    امیدوارم ایران از دست اسلام, خائنین جمهوری اسلامی آ,خوند ها رهایی پیدا کند

    امیدوارم : “عقل ” “عقل ” “عقل ” سر لوحه زندگی ما ایرانیان شود.

     
  81. درود بر شما
    این داستانهای عزاداری را باید به دست فراموشی سپرد چرا که این حکومت پربرکت مشروعیت خودش را از این داستانها میگیرد و انقلاب را هم با همین خرافات به سرقت و بیراه برد باید از این حکومت مشروعیت زدایی بشه و اسلام را از دست آخوند جماعت نجات داد تا اینکه خلع سلاح شده و برسد به جایی که دیگر حرفی برای گفتن و عوام فریبی نداشته باشه و تسلیم اراده مردم بشه .

     
  82. اگر یزید روزنامه می داشت فردای عاشورا چه می نوشت!

    جرس: مطلب زیر توسط یکی از خوانندگان خوش ذوق برای جرس ارسال شده است. عنوان این یادداشت” اگر یزید روزنامه می داشت فردای عاشورا چه می نوشت؟”است.

    سرمقاله: خروش ملت خدايي سرزمين اسلام ، ديروز يکبار ديگر امواج سهمگين فتنه اخير را در هم پيچيد.

    ديروز صحرای کربلا ، شاهد حماسه حضور هزاران سرباز عاشق خليفه مسلمين بود که در چشم بهم زدني طومار فتنه گران را در هم پيچيدند..سربازان عاشق خلافت چنان درسی به فتنه گران دادند که تا سالهای سال ديگر کسی به فکر ضديت با اصل خلافت نيافتد.

    شعار غالب ديروز در صحرای کربلا “مرگ بر ضد خلافت يزيد” بود که از حنجره سربازان رشيد اسلام ، آسمان سرزمين اسلام را شکافت و به عرش اعلی رسيد و فرشتگان نيز با اين شعار آسمانی همراهی کردند.

    سرباز رشيد اسلام “شمرابن ذی الجوشن” که از مدارای بيش از حد خليفه مسلمين با سران فتنه که از سر بزگواری مقام عظمای خلافت ناشی می شد صبر انقلابی اش به سر آمده بود ، تير خلاص را بر پيکر اين فتنه اخير وارد آورد.

    بازماندگان فتنه اخير نيز از سر استيصال و در ماندگی به تبليغات انحرافی از وقايع اين روز روی آورده و با بزرگنمايي ، وقايع غير واقعی از حوادث ديروز به خبرگزاری ها و روزنامه های ديگر مخابره کردند و اين لزوم برخورد بيشتر و جدی تر با بازماندگان فتنه را نمايان می کند.

    سران فتنه که پايگاه واقعی مردمی خود را ديروز مشاهده کرده بودند (حدود 72 نفر که با محاسبات انجام شده توسط تيم کارشناسی روزنامه اين عدد غير واقعی است و تعداد واقعی آنها حدود 5 تا 6 نفر بوده است) نشان دادند که لجاجت و خيره سری مي تواند تا بدانجا پيش رود که در مقابل خيل عظيم و حضور ميليونی عاشقان خلافت نيز حاضر به عقب نشينی و توبه نشدند.علی رغم دعوت به بازگشت به آغوش ملت که با بزگواری از طرف مقام عظمای خلافت مطرح شد ، سران فتنه حاضر به قبول اين دعوت بزرگوارانه نشدند.

    آنها راه خود را از ملت جدا کردند و کسی که در مقابل ملت و خلافت قرار گيرد سرنوشت محتومش شکست و حذف از گردونه تاريخ است.مقام عظمای خلافت بارها سران فتنه را به رعايت قانون و پيروی از قانون فرار خواند و از آنها درخواست کرد که خواستهای و اعتراضات خود را از طريق مراجع قانونی و امرا و فرماندهان مقام عظمای خلافت وقضات امين پيگيری کنند ولی گوش سران فتنه بدهکار نبود و هيچگاه خود را ملزم به رعايت قانون نکردند.

    ملت اسلام نشان دادند که نخواهند گذاشت ميراث جاودانه رسول خدا ، آن استوانه تقوی و واسطه فيض الهی ، توسط عده ای آشوبگر و فريب خورده به بازی گرفته شود. امروز مقام عظمای خلافت جانشين راستين رسول خدا ، محمد مصطفی ، است و هر کس با مقام عظمای خلافت مقابله کند در حکم مخالفت و محاربه با رسول خدا و هر کس با رسول خدا مخالفت و محاربه کند در حکم محاربه با خدا و سزايش قتل به دست فرزندان امت اسلام است.

    تدبير مقام عظمای خلافت نشان داد که صرف داشتن نسبت خانوادگی با رسول خدا نمی تواند عاملی باشد که عده ای آشوبگر و اغتشاشگر با استفاده از اين حربه در صدد نابودی دين خدا و رسول خدا باشند.

    عده ای از سياسيون ورشکسته نيز با اظهار نظرهای خود و نيز اظهار نظر نکردن خود سعی دارند که اوضاع سرزمين اسلام را بحرانی نشان دهند در حاليکه اوضاع مملکت آرام است و بحمدالله و زير سايه مقام عظمای خلافت اوضاع مملکت آرام است و روز بروز بر عزت اسلام و مسلمين افزورده می شود.گر چه به قول مقام عظمای خلافت اگر فتنه گری اخير نبود اوضاع مملکت از اين هم که هست بهتر می بود.

    در هر حال اکنون که به همت حضور ميليونی مردم غيور طومار فتنه در هم پيچيده است بر همه مردم است که وحدتی حول مقام عظمای خلافت شکل گيرد تا بتوان با فتنه های خارجی و داخلی بهتر و بيشتر برخورد کرد.

    يازدهم محرم 60 – شام

    سردبير

     
  83. با سلام بر استوانه بزرگی و بزرگواری حضرت سید الشهداء

    و با سلام بر جناب نوری زاد و خوانندگان و علاقمندان این محفل

    بدون مقدمه و بی هیچ پیرایه و تعارفی باید عرض کنم که هم جناب نوری زاد در این پست راه افراط پیموده اند و هم برخی کامنت گذاران محترم
    جناب نوری زاد میتوانند نسبت به نحوه عملکرد حکومت جمهوری اسلامی و مسولان آن نقد و ایراد و مناقشه داشته باشند و من هم در بسیاری از این نقدها با ایشان همراهم.
    واقعا میتوان و باید بر بسیاری از عملکردهای حکومت جمهوری اسلامی موجود معترض بود و بر مظلومیت ملت گریست و سوگمند بود ، لکن این مجوز نمی شود که از اقامه عزا بر سرور و سالار شهیدان و بیان مظلومیت آن جناب و یاران بزرگوارش و نیز بیان فلسفه قیام او دست کشید ، همه سخن شما این است که ما باید در فلسفه قیام سید الشهداء بیندیشیم که همانا قیام در برابر ظالمان و زور مداران و فریبکاران و سعی در اقامه قسط و عدل بوده است ، بر این اساس می خواهید پلی تاریخی بزنید و با الگو قرار دادن حرکت آنحضرت به نحوه عملکرد حکومت جمهوری اسلامی انتقاد کنید یا بر مظلومیت بسیاری از مظلومین در این زمان بگریید.
    بسیار خوب! این حرکت خوبی است و اساسا منطق الگو بودن ابا عبدالله همین است ، لکن زائد بر این شما چرا میخواهید مانع اقامه عزا بر سید مظلومان شوید؟
    توجه کنید که آنطور که از نصوص دینی بر می آید یاد آوری و ذکر وقایع عاشورا و مصائبی که امام حسین برای معرفی دین حقیقی جدش متحمل شد خود موضوعیت دارد ، درست که این واقعه ای است که در ظرف زمانی خاصی در 1400 سال پیش اتفاق افتاده است لکن این واقعه و این مرگ یک مرگ معمولی و وفات یک فرد عادی نبوده است ، شهادت پسر دخت پیامبر شهادتی است رسا و افشاگرانه که نقطه عطفی در تاریخ اسلام بلکه تاریخ ظلم ستیزی در جهان بشریت است.
    اقامه عزای آن بزرگوار و ترسیم تابلوی شهادت در کربلا عبارت است از ترویج و ترسیم عدالت طلبی ، ظلم ستیزی ، صداقت ، فداکاری ، انسانیت ، و … ، آیا این زنده داشت این مفاهیم که اختصاص به هیچ دین و مذهب و آیینی ندارد تعطیل بردار است؟
    بیان تاریخ دقیق و صحیح کربلا و خاستگاه آن و بیان اظهارات آنحضرت و بیان شجاعتها و رشادتها و فداکاری های او و اصحاب باوفای او هیچ بازگشت به عقب و ارتجاعی نیست که ما از آن ننگ داشته باشیم ، البته بیان این رشادتها و فداکاریها و صداقت ها و صبرها و پایداری ها رقت آور و جگر خراش است برای همه انسانهایی که هنوز فطرت انسانی خویش را زیر هوی و هوسها و پزیسیون های روشنفکری بیرحمانه دفن نکرده اند.
    سالار شهیدان اختصاص به هیچ نژاد و قبیله و مذهب و آیینی ندارد ، من متعجبم از برخی نظر دهندگان که گفتند چرا عربها عزا داری نمی کنند؟! اولا که عزاداری و تذکر مصائب در بین اعراب شیعه فراوان و گسترده تر از ماست
    ثانیا مگر یادآوری مظلومیت حسین و تعمیق در فلسفه قیام آن بزرگوار اختصاص به عرب دارد؟
    اگر کسی فطرت انسانی خویش را با حجابهای هوی و هوس و خود بینی و دنیا طلبی نیالوده باشد با بررسی واقعه تاریخی عاشورا و خاستگاهای آن و اهداف بزرگ و متعالی و انسانی آن خود بخود خون می گرید زیرا گریه بر حسین گریه بر انسانیت و عدالت و صداقت و شهامت و شجاعت پایمال شده است ، حتی نیازی به آخوند و مداح و روضه خوان هم ندارد
    مگر وجود مبارک سالار شهیدان اختصاص به آخوند جماعت دارد که برخی از نظر دهندگان چنین ناروایی گفتند.
    آنکه ذکر مصائب حسین و رقت و گریه بر مظلومیت آن بزرگوار بسخره می گیرد آنی در خلوت خویش تصور کند که اگر چنین مصیباتی نظیر کشته شدن فرزند و برادر و دوستان و حتی طفل صغیر شیرخوار بر سر خود یا نزدیکان خود می آمد بر آنها رقت نمی کرد و نمی گریست؟
    بگذریم از اینکه شهادت حسین علیه السلام یک شهادت هدفمند به اهداف والای پیش گفته بود ، و شهادت آنحضرت یک افشاگری بزرگ و پرطنین نسبت به حکمران ظالم و اسلام وارونه بود حتی اگر آنحضرت برای بدست گرفتن حکومت قیام کرده باشد.
    مگر ایرادی هست که آنحضرت در برابر حکومت ظلم قیام کرده باشد و اعتراض و افشاگری کرده باشد بجهت سرنگون کردن حکومت جائر؟ چه ایرادی است که قیام افشاگرانه برای بیدار کردن مردم خفته و اقامه حکومت عدل باشد؟ آیا اگر چنین تحلیلی هم در کار باشد و امام در مسیر اقامه عدالت متحمل آن مصیبات شده باشند سبب میشود که ما نسبت به آن رشادت ها و تحمل شداید سهمگین بی تفاوت باشیم؟
    برخی از کامنت گذاران پا را از این فراتر گذاشته و یک حادثه تاریخی متواتر همانند واقعه کربلا را که در دهها کتاب تاریخ معتبر شیعه و اهل سنت آمده است را بهوس خویش انکار کرده است؟!
    دوست عزیز! همانطور که تصدیق به هر مطلبی محتاج به دلیل و مدرک و برهان است ، تکذیب و انکار هر پدیده ای نیز نیازمند استدلال و مدرک است ، همانطور که از مرحوم ابن سینا نقل شده است که هرکس عادت کرده باشد به تصدیق یا تکذیب مطالب بدون دلیل و مدرک ، از فطرت انسانی خویش خارج شده است.
    شما بگویید چه دلیلی بر انکار خویش دارید؟
    در هر حال من با اینکه به بسیاری از اظهارات جناب نوری زاد علاقه دارم و بسیاری از موارد انتقادی ایشان را حق می دانم ، نیز حق ایراد و انتقاد به برخی کارها که متاسفانه در جمهوری اسلامی بنام دین واقع میشود را محفوظ میدانم ، لیکن بنظرم ایشان در این پست خویش بخطا رفته اند و توجه نکرده اند که تذکر واقعه عاشورا و اقامه عزاداری آن بزرگوار و حتی گریه بر آن مصائب پشتوانه هر حق گویی و ظلم ستیزی بوده و هست ، از این جهت نمیتوان برای تهییج و توجه دادن به برخی ظلم ها و ناگواری ها که متاسفانه در جمهوری اسلامی اتفاق می افتد دعوت به تعطیل عزاداری و تذکر و تعمق در واقعه عاشورا و فلسفه قیام آنحضرت نمود.

     
  84. باسلام. !.اینکه نهضت امام حسین را خلاصه کرده اند به عزاداری جای تاسف فراوان دارد امام حسین جان خودرا فدای آرمان وآزاد اندیشی خود نمود وعزادار امروز برای جسم امام حسین گریه میکند وهرگز به هدف نگاهی ندارد این بزرگ ترین ظلم به نهصت حسین است. 2- دعوت اقای جاوید به مسیحت ؟ مکر یک مسلمان واقعی به گفته قران هم ابراهیمی هم موسوی هم عیسوی نیست مسلمان چگیده تمام ادیان الهی است آیا جنایات کشیش هارا درقرون وسطی را امروز باید بنام مسیحیت باید نوشت ؟

     
  85. درود به اقای نوری زاد عزیز
    درود به هانی عزیز
    قدر شکی که که کردی بدان و تا میتوانی تحقیق کن و بیان کن همانطور که پیغمبر ها فهمیدن و بیان کردن حتما فهمیدی همه چیز این حکومت دروغ است که اگر راست بود باید مریض خوب میشد ما همه پولدار میشدیم و هیچ مشکلی نباید داشته باشیم و اینگونه نشد چرا چون این همه عزاداری ها و گریه کردن ها مسئولیت را کم میکند و نمیگذارد تلاش کنیم چون کارهایی که باید خودمان درست کنیم و از عقل و خرد استفاده کنیم مسئولیت را گردن اش و امامزاده ها انداخته ایم و بی مسئولیت شده ایم و اگر این کارها برای ما بد بود برای این حکومت خوب بوده است چرا چون ما مشکلاتی که داشته ایم از حکومت و خود مردم نخواسته ایم که اگر مریضی باید بهترین دکتر به ما رسیدگی کند و اگر بی پول هستیم باید در این مملکت حکومت به ما کار بدهد تا پول دار بشویم و هزار چیز دیگر که دولت میتواند انجام دهد ولی ما از امامزاده ها و اش نذری خواستیم در دین اسلام چیز که فهمیدم این بوده است که کسی که از خودش نمیتواند دفاع کند نباید پرستش کنیم نباید از ان بخواهی که ما ایرانی ها همانطور که حکومت خواسته انجام داده ایم و از حکومت نخواسته ایم برای ما کاری انجام دهد توکل بر خدا را به توسل تبدیل کردیم و این بود بدبختی ما و میبینیم وضع مملکت به چه روزی افتاده است همه اینها بخاطر این است که باید مسئولیت پذیر باشیم بین شیعه شریعتی و شیعه پدری و اخوندی فرق است برای اینکه حرفهای من را درک کنی کتاب های شریعتی را بخوان من چندتای از انها را خوانده ام که بر ای شما و تمام عزیزان ایران معرفی میکنم/مذهب علیه مذهب/پدر مادر ما متهمیم ؟ اری چنین بود برادر/ابوذر /مسئولیت شیعه بودن /و کتابهای دیگر حتما بخوانید و از عقل و خرد خود استفاده کنید و از این بدعتها و ایین جدید که پدران و مادران ما و حکومت استبدادی درست کرده اند دوری ورزیم و عقل را به کار اندازیم و مسئولیت پذیر باشیم اسلامی بودن و شیعه بود و سنی بودن و یا مسیحی بودن و تمامی دین های خدای هیچ مشکی ندارند کافیست ما انسان باشیم و به تمام حقوق یک انسان احترام بگذاریم جهل و خرافات را تبدیل کنیم به هم فکری و احترام به همدیگر و حسین هرکه بود هرچه بود این را میدانم بت نبود خدا نبود که ما همه چیز را از او بخواهیم همانطور که خودش نخواست و و بر جدش پناه نبرد و جلوی زور ایستاد تا کشته شد همان کاری که ستار بهشتی کرد گفت و کشته شدو حسینی شد و مادرش گفت و میگود و زینبی شد این است شیعه حسین بودن هانی عزیز و اگر نمیخواهی بدست هیچ دیکتاتوری گرفتار شوی فقط یک کاری بکن :بخوان و بخوان و بخوان /دکتر علی شریعتی / کتاب با مخاطب اشنا

     
  86. “نوری زاد گرامی هزار و اندی سال است من برای امام حسین علیه السلام گریه می کنم ”
    شما ماشااللّه عمر نوح دارید و وقت بسیار. به ما انسان‌های خاکی اجازه بده چون وقت شما رو نداریم، این کارو نکنیم

     
  87. جناب نوری زاد، جناب یاران، جناب ناصرالدین و دوستان گرامی

    آقای نوری زاد بر نکته بسیار خوبی انگشت گذاشتند. جدای از درستی یا نا درستی گریه بر امام حسین که جناب ناصر الدین با تکیه بر احادیث آن را صحیح می داند و جناب یاران با واکاوی تاریخی این روش را اختراع قاتلین امام می داند، باید گفت که در عرصه عمل امتحانش را به بدترین وضع ممکن پس داده است. اگر فیلم مغزشویی مقدس را ندیده اید، توصیه می کنم حتما آن را ببینید:
    http://www.youtube.com/watch?v=m6U4U_Qvfa0
    حتی اگر شما مانند جناب ناصرالدین معتقد به گریه بر امام حسین هستید، بجا است که برای جلوگیری از سوء استفاده استبداد و مفاسد دهشتناکی که در پشت پرده این مراسم به ظاهر مذهبی نهفته است، از شرکت در این نوع مجالس جدا خودداری کنید. بدانید که با شرکت در این مراسم، آب به آسیاب استبداد می ریزید. می توانید به صورت شخصی و یا خانوادگی آن را برگذار کنید و کنترل مراسم را خود به دست بگیرید. لطفا اجازه ندهید تا این مداحان که مشتی اوباش مزدبگیر حکومتند، شما را به گریه بیندازند و در مجالس خصوصیشان با رکیک ترین الفاظ ممکن به ریش شما بخندند اگر باور ندارید می توانید ان را در اینترنت جستجو کنید من به دلیل بی شرمانه بودن بیش از حد آن از گذاشتن لینک معذورم.

    درود به شما که خرافه را با اندیشه جایگزین می کنید.
    پایدار باشید
    بردیا استقامت

     
  88. گاهی این روایات کار دست آدم میدهد . چند سال پیش آقای جوادی آملی در تلویزیون در باره شب عاشورا صحبت میکردند . به فاصله یکی دو دقیقه بعد از فرمایشات ایشان در مورد بستن اب به روی اصحاب حسین (ع) و تشنگی کودکان ، ایشان فرمودند که امام به یاران خود توصیه کرد که که برای فردا که روز شهادت است ، آنها که لباس نو دارند ، لباس نو خود را بپوشند و بقیه را هم به شستن لباسهایشان توصیه کرد .
    فرزند 7 ساله من که محو سخنان ایشان شده بود ، به من گفت که ، اگر آب نبود ، چطور میخواستند لباسها را بشویند ؟

     
  89. اظهار نظر در باره وقایع تاریخی نیاز به تخصص و تحقیف فراوان دارد . به همین جهت نیز در دنیای امرور هر محققی تلاش خود را روی یک دوره کوتاه یا واقعه ای خاص متمرکز میکند ، نه مانند نویسنده ناسخ التواریخ که تاریخ بشر را از حضرت ادم تا دوره قاجار نوشته و اسم آن را هم ناسخ التواریخ ! گذاشته است . لذا پاسخ من به عنوان یک علاقمند به تاریخ به این دوست عزیز این است که ، یزید فرمان داده بود که از امام حسین بیعت بگیرند و در صورت امنتاع او را به قتل برسانند . امام با خانواده و یاران خود به سمت کوفه که اهالی آن از او دعوت کرده بودند ، حرکت میکند . در راه لشکریان یزید راه بر او می بندند . در انتخاب بین مقاومت و جنگ یا بیعت با یزید ، امام تن به ذلت بیعت با یزید نمیدهد و در نتیجه در مقابله با لشگریان یا به عبارت دیگر سربازان گمنام یزید به شهادت میرسد . کتاب شهید جاوید نوشته ایت الله مرحوم صالحی نجف آبادی در این مورد کتاب خوبی است .

     
  90. عاشورا در مثنوی مولانا

    در این روزها بسیار می شنویم که حتی سنتی ترین لایه های جامعه ایران از برخی سنت های عزاداری محرم انتقاد می کنند. با آنکه در باره پیام عاشورا بسیار شنیده ام، اما هنوز نتوانسته ام درباره این مسأله به چیزی فراتر از یک واقعه تراژیک تاریخی که تنها به دلیل یک بحران سیاسی در قلمرو سرزمین های اسلامی بروز نمود قانع شوم. البته اهمیت آن را در تاریخ شیعه و شکل دهی هویت و در نتیجه گسترش تشیع نمی توان انکار نمود. اگر چه مولانا خود شیعه نبود، اما در عین حال در انتقاد خود از شیعیان حلب از تکریم حسین بن علی به عنوان “خسرو دین” نیز خود داری نمی کند. بازخوانی گزارش مولانا از عزاداری شیعیان حلب بسیار روشنایی بخش و در عین حال لطیف است.

    تعزیت داشتن شیعه‌ی اهل حلب هر سالی در ایام عاشورا به دروازه‌ی انطاکیه و رسیدن غریب شاعر از سفر و پرسیدن کی این غریو چه تعزیه است

    روز عاشورا همه اهل حلب **باب انطاکیه اندر تا به شب ‌
    گرد آید مرد و زن جمعی عظیم **ماتم آن خاندان دارد مقیم
    ناله و نوحه کنند اندر بکا **شیعه عاشورا برای کربلا
    بشمرند آن ظلمها و امتحان **کز یزید و شمر دید آن خاندان
    نعره‌هاشان می‌رود در ویل و وشت **پر همی‌گردد همه صحرا و دشت
    یک غریبی شاعری از ره رسید **روز عاشورا و آن افغان شنید
    شهر را بگذاشت و آن سو رای کرد **قصد‍ِ جست و جوی آن هیهای کرد
    پرس پرسان می‌شد اندر افتقاد **چیست این غم؟ بر که این ماتم فتاد؟
    این رئیس زفت باشد که بمرد **این چنین مجمع نباشد کار خرد
    نام او و القاب او شرحم دهید **که غریبم من شما اهل دهید
    چیست نام و پیشه و اوصاف او **تا بگویم مرثیه ز الطاف او
    مرثیه سازم که مرد شاعرم **تا ازینجا برگ و لالنگی برم
    آن یکی گفتش که هی دیوانه‌ای **تو نه‌ای شیعه عدو خانه‌ای
    روز عاشوار نمی‌دانی که هست **ماتم جانی که از قرنی بهست
    پیش مؤمن کی بود این غصه خوار **قدر عشق گوش عشق گوشوار
    پیش مؤمن ماتم آن پاک‌روح **شهره‌تر باشد ز صد طوفان نوح
    گفت آری لیک کو دور یزید؟ **کی بدست این غم؟ چه دیر اینجا رسید
    چشم کوران آن خسارت را بدید **گوش کران آن حکایت را شنید
    خفته بودستید تا اکنون شما **که کنون جامه دریدید از عزا
    پس عزا بر خود کنید ای خفتگان **زانک بد مرگیست این خواب گران
    روح سلطانی ز زندانی بجست **جامه چه درانیم و چون خاییم دست
    چونک ایشان خسرو دین بوده‌اند **وقت شادی شد چو بشکستند بند
    سوی شادروان دولت تاختند **کنده و زنجیر را انداختند
    روز ملکست و گش و شاهنشهی **گر تو یک ذره ازیشان آگهی
    ور نه‌ای آگه برو بر خود گری **زانک در انکار نقل و محشری
    بر دل و دین خرابت نوحه کن **که نمی‌بیند جز این خاک کهن
    ور همی‌بیند چرا نبود دلیر **پشتدار و جانسپار و چشم‌سیر
    در رخت کو از می دین فرخی؟ **گر بدیدی بحر، کو کفّ سخی؟
    آنک جو دید، آب را نکند دریغ **خاصه آن کو دید آن دریا و میغ

     
  91. مولوی چنان که می دانید از جمله کسانی بود که بطور مشخص نسبت به شخص امام حسین (ع) و حرکت او ارادت می ورزید و یاد و نام او را زنده و محترم نگه می داشت. شاید از کسی چون مولوی، آن هم در میان ترکان اهل سنت، این امر قدری شگفت آور به نظر رسد. لکن مولوی مرد شگفتی هاست.

    وی در دو جا بطور مشخص در مورد این حادثه سخن گفته است: یک جا در مثنوی و دیگری در دیوان کبیر.

    مولوی در مثنوی داستانی را نقل می کند بدین مضمون که روز عاشورا غریبی به شهر حلب ( سوریه کنونی) وارد شد و دید که شیعیان آن شهر مشغول عزاداری هستند. پرسید که این عزاداری چیست و برای کیست؟ گفتند: مگر تو نمی دانی؟ برای جانی است که از تمام جهان سنگین تر و گرانبها تر است. و داستان عاشورا را برای او گفتند. پرسید: مگر این داستان دیروز و پریروز اتفاق افتاده است؟ گفتند: خیر، هفت قرن قبل اتفاق افتاده است. گفت: پس لابد خبرش تازه به شما بی خبران رسیده است؛ پس بهتر است بر بی خبری خودتان بگریید:

    پس عزا بر خود کنید ای خفتگان

    زانکه بد مرگی است این خواب گران

    مولوی آنگاه توجیه و تحلیل خودش را ذکر می کند و به اینجا می رسد که حالا بفرض که این حادثه دیروز و در همین نزدیکی ها اتفاق افتاده بود، آیا تنها عکس العمل ممکن در مقابل آن حادثه آه و زاری و گریه و سوگواری است؟ آیا آن واقعه چهره دیگری جز ظلم و خشونت و قساوت مشتی ستمگر که شقاوتشان آه از نهاد انسان های شریف و آزاده بر می آورد، ندارد؟

    جواب مولوی این است که آن واقعه چهره های دیگری نیز دارد که بسیار زیبا و دلرباست:

    روح سلطانی ز زندانی بجست

    جامه چه درانیم و چون خاییم دست

    چونکه ایشان خسرو دین بوده اند

    وقت شادی شد چو بشکستند بند

    سوی شادروان دولت تاختند

    کنده و زنجیر را انداختند

    می گوید بله، از یک طرف او را کشتند؛ این وجه غم انگیز واقعه است. اما از سوی دیگر، آن روح بلند رها شد. شما به شکستن قفس نظر کنید، به آزاد شدن مرغ جان این سلطان از این زندان نظر کنید. ببینید که او با این رهیدن شاد است.

    می توان شادی او را دنبال کرد. او دیگر غمناک نیست. او دچار تاسف و اندوه نیست. شاید تنها حظ و نصیب ما خفتگان و غافلان و زندانیان اندوه خوردن باشد؛ اما برای کسی که قفس شکستن را می بیند نوبت شادی و طرب و تر دماغی است.

    مولوی در عین نهایت ارادتی که به امام حسین و نهایت نفرتی که از یزید داشت ( بر خلاف پاره ای دیگر از علمای اهل سنت چون غرالی که یزید را تا این حد منفور نمی دیدند) وقتی که به حادثه کربلا می رسد، علاوه بر اینکه بر قساوت های آن قساوت گران انگشت اعتراض می نهد، می کوشد تا از سر تجربت اندیشی و انگیزه های اشراقی و عرفانی به چهره زیبای این حادثه نیز نظر بکند. مهم ترین درسی که ما از عارفان در این جهان گرفته ایم، درس زیبا دیدن جهان است: آموختن اینکه آدمی در زشت ترین زشتی ها می تواند عنصر یا چهره ای زیبا را ببیند. گشودن چشم زیبابین به این عالم از تنبهات و تعالیم فوق العاده مهم عارفان است. گاهی آدمی به خاطر شدت یک فاجعه چنان مسحور و مسخر جنبه های غم انگیز آن می شودکه ابعاد دیگرش را فراموش می کند. و لذا بزرگی همچون مولوی لازم است که به ما درس جامعیت بدهد و جامع نگری را به ما بیاموزد.

    مولوی انسان عاشقی بود و عشق را نه تنها دانسته بلکه چشیده بود و تمام مکتب او در عشق خلاصه می شد- با درکی که خود او از عشق داشت. تمام هدیه ای که از استاد و مرشد خود گرفته بود عبارت بود از عشق. او به مولوی آموخته بود که چگونه عاشقانه زندگی کند، چگونه عاشقانه در این جهان نظر کند، چگونه عاشقانه حوادث را تحلیل کند، و چگونه عشق را به کمک عقل بفرستد تا نقصان های آن را تکمیل کند. لذا وقتی به حادثه کربلا هم نگاه می کند، آن را یک حادثه عاشقانه زیبای دلربای ایثارگرانه می بیند و مست آن می شود. یعنی به جای آنکه دست قساوت ستمگران را ببیند و مالامال نفرت بشود، روح عاشق ایثارگر پر گذشت امام حسین را می بیند و مالامال از محبت و سرشار از بهجت می شود. میان این دو نوع دریافت تفاوت بسیاری وجود دارد. هر کسی رزق و نصیب خود را در این عالم دارد. امر واحد می تواند به افراد پیام های مختلف بفرستد.

    گر جهان را پر در مکنون کنم

    روزی تو چون نباشد چون کنم

    این عالم اگر پر از زشتی و پلیدی شود، پاکان فقط از او پاکی نصیب می برند

    گر شود عالم پر از خون مال مال

    کی خورد بنده خدا الا حلال

    برای اینکه :

    کاملی گر خاک گیرد، زر شود

    ناقص ار زر برد خاکستر شود

    ناپاک به دست پاکان پاک می شود. از منظر مولانا حادثه ای اینچنین پر از زشتی و قساوت، چهره دیگری پیدا می کند. آن چهره عبارت است از یک ایثارگری تام و تمام، در طبق اخلاص نهادن همه چیز خویشتن. از این زیباتر حقیقتا منظره ای وجود ندارد.

    قمار عاشقانه

    دکتر عبدالکریم سروش

     
  92. شریعت سنگلجی و شادروان نجم آبادی از آغازگران حرکت اصلاحی در شیعه بودند. شادروانان خالصی زاده و قلمداران و برقعی هم راه آنان را ادامه دادند.

     
  93. جاوید جان مراقب باش از چاله به چاه نیفتاده باشی.

     
  94. خیلی ممنون از اینکه این همه روایت خرافی و بی سند را یک جا گرد آوردید

     
  95. این لینک شما جعلی است. برادر سنی مردم را سر کار نگذاشته ای؟ از برادران گمنام نیستید؟

     
  96. چرا این مراسم ماه محرم و عربها نمیگیرن در حالی که حسین عرب بوده ؟اگر حسین بهترین بود و شهید شد خوب این خواسته خود و خدا بوده و جاودانه شده و به بهشت ابدی مشرف شده چرا باید گریه کنیم ؟ فقط میمونه کاسبی و دکانداری یک قشر دین فروش که هیچ اعتقادی به حسن و حسین نداره واقعا اگر حسین الان زنده بود سید علی رهبر حکومت و فقط یک روز به او میبخشید

     
  97. بهتر است حسینی باشیم تا حسینی گوی

     
  98. شما با این اسناد بیشتر ثابت کردی رقیه وجود خارجی ندارد

     
  99. ياران گرامي ضمن سلام و عرض ادب مجدد

    فرموده بوديد : “”” داستان دروغ سر های شهدا بر سر نیزه “””

    واقعا محققانه اين سخن را افاضه فرموديد ؟

    من فقط يك مدرك از دهها مدرك مبتني بر صحت به نيزه رفتن سر هاي جگر گوشه گان آل رسول خدمتتان عرض مي كنم و اميدوارم نفرت از نادرستي موجب قرار گرفتن در آغوش نادرستيهاي ديگر نشود .

    آنچه مورّخين و علماء و بزرگان علوم اسلامي پيرامون مسأله شهادت امام حسين ـ عليه السّلام ـ و حمل سر مبارك ايشان به مجلس ابن زياد در كوفه و از آنجا به شام نقل كرده‎اند عبارت از اين است: كه در آخرين لحظات كه سپاه دشمن بر امام حسين ـ عليه السّلام ـ يورش بردند، توسط سنان بن أنس سر امام از تن ايشان جدا شد و سر حضرت توسط خولي به نزد ابن زياد در كوفه برده شد. بعد از چند روزي كه سرهاي شهداء كربلاء به همراه كاروان اسراء در كوفه بود عبيد الله دستور داد كه اسراء و سرهاي شهدا را به همراهي 500 نفر نيرو به شام به نزد يزيد بن معاويه بفرستند و در حاليكه سرهاي شهدا بر روي نيزه‎ها حمل مي‎شد وارد شام شدند و از آنجا به نزد يزيد برده شد.
    شيخ مفيد مي‎فرمايند: بامداد روز بعد كه عبيد الله بن زياد سر از بالش ستم برداشت دستور داد سر مبارك حضرت امام حسين را با ديگر سرها در ميان تمام كوچه‎ها و قبيله‎هاي كوفه بگردانند.
    زيد بن أرقم روايت كرده است كه من در آن روزي كه سرهاي شهداء كربلا را در ميان كوچه‎هاي كوفه بر روي نيزه‎ها حمل مي‎كردند، در ميان يك غرفه‎اي نشسته بودم كه سر بريدة امام حسين ـ عليه السّلام ـ را كه بر فراز يك نيزه جا داشت از برابرم گذشت .

    مفيد، ارشاد، قم، نشر مؤسسه آل البيت ـ عليه السّلام ـ ، چاپ اوّل،1413، ج2، ص117.

     
  100. در محرّم ، اهل ري خود را دگرگون مي كنند …….
    از زمين آه و فغان را زيب گردون مي كنند
    گاه عريان گشته با زنجير ميكوبند پشت…..
    گه كفن پوشيده ،‌ فرق خويش پرخون مي كنند
    گه به ياد تشنه كامان زمين كربلا……………………
    جويبار ديده را از گريه جيحون مي كنند
    وز دروغ كهنه ي « يا لیتنا كنّا معك» …………
    شاه دين را كوك و زينب را جگرخون مي كنند
    خادم شمر كنوني گشته، وانگه ناله ها……..
    با دو صد لعنت ز دست شمر ملعون مي كنند
    بر “يزيد” زنده ميگويند هر دم، صد مجيز ………..
    پس شماتت بر يزيد مرده ی دون مي كنند
    پيش ايشان صد عبيدالله سر پا، وين گروه ………
    ناله از دست “عبيدالله مدفون” مي كنند
    حق گواه است، ار محمد زنده گردد ورعلي……….
    هر دو را تسليم نوّاب همايون مي كنند
    آيد از دروازه ی شمران اگر روزي حسين، ……….
    شامش از دروازه ی دولاب بيرون مي كنند
    حضرت عباس اگر آيد پی يك جرعه آب، …………….
    مشك او را در دم دروازه وارون مي كنند
    گر علي اصغر بيايد بر در دكانشان …………….
    درد و پول آن طفل را يك پول مغبون مي كنند
    ور علي اكبر بخواهد ياري از اين كوفيان، ..
    روز پنهان گشته، شب بر وي شبيخون مي كنند
    لیک اگر زین ناکسان خانم بخواهد ابن سعد ……
    خانم ار پیدا نشد، دعوت ز خاتون میکنند
    گر يزيد مقتدر پا بر سر ايشان نهد، ………………
    خاك پايش را به آب ديده معجون مي كنند
    سندی شاهک بر زهادشان پیغمبر است……..
    هی نشسته لعن بر هارون و مامون میکنند
    خود اسيرانند در بند جفاي ظالمان، …………
    بر اسيران عرب اين نوحه ها چون مي كنند؟
    تا خرند اين قوم، رندان خرسواري مي كنند ……
    وين خران در زير ايشان آه و زاری مي كنند
    ( ملک الشعراء بهار )

     
  101. i
    درود خداوند خداي من بر تو باد و بركت عظيم او چون باران بر تو و اطرافيانت ببارد آمين اما اي عزيزمن وأي كسي كه در جايگاه سني و احترامي پدرم دوستت دارم از يك چيز تو كه هنوز متوجه نشدي دل خورم ، و آن اين است كه درخت بد ميوه نيكو نمي دهد و أساس اسلام از اول تا كنون اين بوده مگر در زمان خودشان تجاوز نكردن به اسيران و زنان از شما خواهش ميكنم كه من را پيكي بدان از جانب خداوند كه اين را به تو كه خداوند عاشقانه دوستت دارد ميگويم متوجه باش كه اسلام دين فساد و شيطان است و تا أبد اگر بپاي درخت بي ثمر بنشيني ميوه نخواهد داد جناب استاد پدر من عزيزمن بي باكي شما را تحسين ميكنم ولي بدان كه خادم خداوند اول بايد خداي واقعي را بشناسد ونه در لشكر شيطان خادمي خداوند و موعظه خداوند را بكند سر در بدن يكي است و سرما فرزند خداي ما پدر آسماني است عيسي سرما است نمي شود سرت از شيطان باشد در راستاي خداوند حركت كني ايمان بياور كه خداوند زنده است فقط در دلت صدايش كن از او بخواه خود را به تو نشان دهد من كوچك تر از آنم كه بحث فلسفي يا مذهبي كنم فقط بدان كه عيسي تو را صدا زده و او زنده است بنشين و زانو بزن وبعد او خودش در تو باتو سخن خواهد گفت آمين در نام قدوس يگانه فرزند پدر عيسي خداوند كوچك شما جاويد
    عاشقانه دوستت دارم و از دور مي بوسمت

    سلام جناب نوری زاد ،
    امیدوارم در این دنیای پر از رنگ و ریا ، شما باهمه گویشهای بظاهر تلخی که برای رهبر دارید و در حالیکه تمام جوانان بیگناه و فقط به جرم سبز و قرمز و زرد و بنفش بودن زندانی ، شکنجه و اعدام می شوند ! حق بدهید گروهی بشما شک کنند که چطور بشما کاری ندارند ؟!
    شما هنوز هم سیاست و سیاست بازان را نمی شناسی هر چند اگر همه گفته های شما حقیقت داشته باشد فقط در زمینه ای که برخورد داشتید اطلاعاتی دارید و از مسائل مختلف بی خبرید یا اگر بشنوید شاید قبول نکنید . من سعی میکنم در ارتباط بعدی مطالبی را بشما بگویم . یا حق

    —————

    سلام جاوید گرامی
    من ازشما بخاطر این که مرا به مسیحیت دعوت فرموده اید و از من خواسته اید که دست از اسلام و مسلمانی بشویم تشکرمی کنم. من فعلا قصد این ندارم که ازیک مکان اعتقادی به مکانی دیگر کوچ کنم.
    با احترام

    .

     
  102. با عرض سلام خدمت جناب نورى زاد
    مطلب شما رو درباره عزادارى براى خودمان خوندم ولذت بردم ولى چند وقتى است كه خيلى سخت در ورطه شك به چيزهايى كه زمانى برايم جزء معتقدات بود افتاده ام،از جمله اصل مساىله عاشورا وامام حسين و….
    ميخواستم از شما بپرسم به عنوان كسى كه مطالعه بيشترى در اين موارد داريد اصل اين قضيعه چيست؟
    البته ديگر به روضه هايى كه در آن خون تا زانوى اسب امام آمده بود،يا قرآن خواندن برسر نيزه،… توجه نميكنم.
    اما سوالاتى مبنى بر اينكه آيا امام براى حكومت رفته بود؟آيا اين يك انتقام قبيله اى بود؟چرا امام حداقل يك سپاه كوچك با خود همراه نكرد؟و….
    مطلب را اينجا نوشتم گفتم شايد شما صلاح ندانيد روى ديوارتان بپرسم وجواب بگيرم اما اگر صلاح دانستيد شما خود به اشتراك عمومى بگذاريد،چون ميدانم سىوال خيلى هاست كه بعضى همه چى را امروز انكار ميكنند وبعضى حتى از فكر كردن به آن هم فراريند.
    براى من كه از سه وچهارسالگى براى حسين زنجير زدم امروز سىولات بى جواب زياد است.دنبال حقيقتم
    ممنون يا على
    هانى

    ————–

    سلام دوستان خوبم
    هانی گرامی را پاسخ می دهید؟
    سپاس ازهمه ی شمایان

    .

     
  103. نوري زاد گرامي سلام و عرض ادب
    با احترام و آرزوي توفيق بندگي براي جنابعالي
    گرامي اگر به باور شما ديگراني براي رسيدن به اميال خويش از نردبان باورهاي انسانهاي بي شماري بالا رفته اند عزيز دل شما خبط ايشان را تكرار نكن و براي كوبيدن رقيب خود جان مادرت با باورهاي ديگران بازي نكن و لطفا اگر مايع اي در چنته داريد از خودتان خرج بفرماييد نه از باورها ي ديگران .
    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

    ان لقتل الحسین علیه السلام حرارة فی قلوب المؤمنین لا تبرد ابدا.

    پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: برای شهادت حسین علیه السلام، حرارت و گرمایی در دلهای مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمی شود.جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص .556
    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    قال الرضا علیه السلام:

    من کان یوم عاشورا یوم مصیبته و حزنه و بکائه جعل الله عز و جل یوم القیامة یوم فرحه و سروره.

    امام رضا علیه السلام فرمود: هر کس که عاشورا، روز مصیبت و اندوه و گریه اش باشد، خداوند روز قیامت را برای او روز شادی و سرور قرار می دهد.بحار الانوار، ج 44، ص .284

    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    قال الرضا علیه السلام:

    کان ابی اذا دخل شهر المحرم لا یری ضاحکا و کانت الکابة تغلب علیه حتی یمضی منه عشرة ایام، فاذا کان الیوم العاشر کان ذلک الیوم یوم مصیبته و حزنه و بکائه…

    امام رضا علیه السلام فرمود: هر گاه ماه محرم فرا می رسید، پدرم (موسی بن جعفر علیه السلام) دیگر خندان دیده نمی شد و غم و افسردگی بر او غلبه می یافت تا آن که ده روز از محرم می گذشت، روز دهم محرم که می شد، آن روز، روز مصیبت و اندوه و گریه پدرم بود .امالی صدوق، ص 111

    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

    یا فاطمة! کل عین باکیه یوم القیامة الا عین بکت علی مصاب الحسین فانها ضاحکة مستبشرة بنعیم الجنة.

    پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: فاطمه جان! روز قیامت هر چشمی گریان است، مگر چشمی که در مصیبت و عزای حسین گریسته باشد، که آن چشم در قیامت خندان است و به نعمتهای بهشتی مژده داده می شود.بحار الانوار، ج 44، ص .293
    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    عن الصادق علیه السلام:

    نیح علی الحسین بن علی سنة فی کل یوم و لیلة و ثلاث سنین من الیوم الذی اصیب فیه.

    حضرت صادق علیه السلام فرمود: یک سال تمام، هر شب و روز بر حسین بن علی علیه السلام نوحه خوانی شد و سه سال، در روز شهادتش سوگواری برپا گشت.بحار الانوار، ج 79، ص .102

    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    قال الصادق علیه السلام:

    قال لی ابی: یا جعفر! اوقف لی من منالی کذا و کذا النوادب تندبنی عشر سنین بمنی ایام منی.

    امام صادق علیه السلام می فرماید: پدرم امام باقر علیه السلام به من فرمود: ای جعفر ! از مال خودم فلان مقدار وقف نوحه خوانان کن که به مدت ده سال در «منا» در ایام حج، بر من نوحه خوانی و سوگواری کنند.بحار الانوار، ج 46، ص .220
    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    عن ابی هارون المکفوف قال:

    دخلت علی ابی عبد الله علیه السلام فقال لی: انشدنی، فأنشدته فقال: لا، کما تنشدون و کما ترثیه عند قبره…

    ابو هارون مکفوف می گوید: خدمت حضرت صادق علیه السلام رسیدم.امام به من فرمود: «برایم شعر بخوان» .پس برایش اشعاری خواندم.فرمود: اینطور نه، همان طور که (برای خودتان) شعر خوانی می کنید و همانگونه که نزد قبر حضرت سید الشهدا مرثیه می خوانی.بحار الانوار، ج 44، ص .287
    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    قال الصادق علیه السلام:

    ما من احد قال فی الحسین شعرا فبکی و ابکی به الا اوجب الله له الجنة و غفر له.

    امام صادق علیه السلام به جعفر بن عفان فرمود: هیچ کس نیست که درباره حسین علیه السلام شعری بسراید و بگرید و با آن بگریاند مگر آن که خداوند، بهشت را بر او واجب می کند و او را می آمرزد.رجال شیخ طوسی، ص .289
    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    قال الصادق علیه السلام:

    من قال فینا بیت شعر بنی الله له بیتا فی الجنة.

    امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس در راه ما و برای ما یک بیت شعر بسراید، خداوند برای او خانه ای در بهشت، بنا می کند.وسائل الشیعه، ج 10، ص .467
    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    قال الصادق علیه السلام:

    الحمد لله الذی جعل فی الناس من یفد الینا و یمدحنا و یرثی لنا.

    امام صادق علیه السلام فرمود: خدا را سپاس که در میان مردم، کسانی را قرار داد که به سوی ما می آیند و بر ما وارد می شوند و ما را مدح و مرثیه می گویند.وسائل الشیعه، ج 10، ص .469
    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    قال الرضا علیه السلام:

    یا دعبل! احب ان تنشدنی شعرا فان هذه الایام حزن کانت علینا اهل البیت علیه السلام.

    امام رضا علیه السلام به دعبل (شاعر اهل بیت) فرمود: ای دعبل! دوست دارم که برایم شعری بسرایی و بخوانی، چرا که این روزها (ایام عاشورا) روز اندوه و غمی است که بر ما خاندان رفته است.جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص .567

    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    عن الرضا علیه السلام:

    یا دعبل! ارث الحسین علیه السلام فانت ناصرنا و مادحنا ما دمت حیا فلا تقصر عن نصرنا ما استطعت.

    امام رضا علیه السلام فرمود: ای دعبل! برای حسین بن علی علیه السلام مرثیه بگو، تو تا زنده ای، یاور و ستایشگر مایی، پی تا می توانی، از یاری ما کوتاهی مکن.جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص .567

    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    قال علی علیه السلام:

    ان الله…اختار لنا شیعة ینصروننا و یفرحون بفرحنا و یحزنون لحزننا.

    علی علیه السلام فرمود: خداوند برای ما، شیعیان و پیروانی برگزیده است که ما را یاری می کنند، با خوشحالی ما خوشحال می شوند و در اندوه و غم ما، محزون می گردند.غرر الحکم، ج 1، ص .235

    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    قال الحسین علیه السلام:

    انا قتیل العبرة لا یذکرنی مؤمن الا بکی.

    حسین بن علی علیه السلام فرمود: من کشته اشکم.هیچ مؤمنی مرا یاد نمی کند مگر آنکه (بخاطر مصیبتهایم) گریه می کند.بحار الانوار، ج 44، ص .279

    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    قال الحسین علیه السلام:

    من دمعت عیناه فینا قطرة بوأه الله عز و جل الجنة.

    حسین بن علی علیه السلام فرمود: چشمان هر کس که در مصیبتهای ما قطره ای اشک بریزد، خداوند او را در بهشت جای می دهد.احقاق الحق، ج 5، ص .523

    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    قال علی بن الحسین السجاد علیه السلام:

    ایما مؤمن دمعت عیناه لقتل الحسین و من معه حتی یسیل علی خدیه بوأه الله فی الجنة غرفا .

    امام سجاد علیه السلام فرمود: هر مؤمنی که چشمانش برای کشته شدن حسین بن علی علیه السلام و همراهانش اشکبار شود و اشک بر صورتش جاری گردد، خداوند او را در غرفه های بهشتی جای می دهد.ینابیع الموده، ص .429

    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :
    قال السجاد علیه السلام:

    انی لم اذکر مصرع بنی فاطمة الا خنقتنی لذلک عبرة.

    امام سجاد علیه السلام فرمود: من هرگز شهادت فرزندان فاطمه علیها السلام را به یاد نیاوردم، مگر آنکه بخاطر آن، چشمانم اشکبار گشت.بحار الانوار، ج 46، ص .109

    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    قال الباقر علیه السلام:

    ثم لیندب الحسین و یبکیه و یأمر من فی داره بالبکاء علیه و یقیم فی داره مصیبته باظهار الجزع علیه و یتلاقون بالبکاء بعضهم بعضا فی البیوت و لیعز بعضهم بعضا بمصاب الحسین علیه السلام.

    امام باقر علیه السلام نسبت به کسانی که در روز عاشورا نمی توانند به زیارت آن حضرت بروند، اینگونه دستور عزاداری دادند و فرمودند: بر حسین علیه السلام ندبه و عزاداری و گریه کند و به اهل خانه خود دستور دهد که بر او بگریند و در خانه اش با اظهار گریه و ناله بر حسین علیه السلام، مراسم عزاداری بر پا کند و یکدیگر را با گریه و تعزیت و تسلیت گویی در سوگ حسین علیه السلام در خانه هایشان ملاقات کنند.کامل الزیارات، ص .175

    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    قال الباقر علیه السلام:

    مر علی بکربلا فی اثنین من اصحابه قال: فلما مر بها ترقرقت عیناه للبکاء ثم قال: هذا مناخ رکابهم و هذا ملقی رحالهم و هیهنا تهراق دماؤهم، طوبی لک من تربة علیک تهراق دماء الأحبة.

    امام باقر علیه السلام فرمود: امیر المؤمنین علیه السلام با دو تن از یارانش از «کربلا» گذرکردند، حضرت، هنگام عبور از آنجا، چشمهایش اشک آلود شد، سپس فرمود: اینجا مرکبهایشان بر زمین می خوابد، اینجا محل بارافکندنشان است و اینجا خونهایشان ریخته می شود، خوشا به حال تو ای خاکی که خون دوستان بر روی تو ریخته می شود! بحار الانوار، ج 44، ص 258

    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    قال الباقر علیه السلام:

    ما من رجل ذکرنا او ذکرنا عنده یخرج من عینیه ماء و لو مثل جناح البعوضة الا بنی الله له بیتا فی الجنة و جعل ذلک الدمع حجابا بینه و بین النار.

    امام باقر علیه السلام پس از شنیدن سروده های «کمیت» درباره اهل بیت، گریست و سپس فرمود : هیچ کس نیست که ما را یاد کند، یا نزد او از ما یاد شود و از چشمانش هر چند به اندازه بال پشه ای اشک آید، مگر آنکه خداوند برایش در بهشت، خانه ای بنا کند و آن اشک را حجاب میان او و آتش دوزخ قرار دهد.الغدیر، ج 2، ص .202

    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    قال الصادق علیه السلام:

    بکی علی بن الحسین علیه السلام عشرین سنة و ما وضع بین یدیه طعام الا بکی.

    امام صادق علیه السلام فرمود: امام زین العابدین علیه السلام بیست ساله (به یاد عاشورا) گریست و هرگز طعامی پیش روی او نمی گذاشتند مگر اینکه گریه می کرد.بحار الانوار، ج 46، ص .108

    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    قال الصادق علیه السلام:

    لما مات ابراهیم بن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم حملت عین رسول الله بالدموع ثم قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: تدمع العین و یحزن القلب و لا نقول ما یسخط الرب و انا بک یا ابراهیم لمحزونون.

    امام صادق علیه السلام فرمود: چون ابراهیم پسر رسول خدا از دنیا رفت، چشم پیامبر پر از اشک شد.سپس پیامبر فرمود: چشم، اشکبار می شود و دل غمگین می گردد، ولی چیزی نمی گوییم که خدا را به خشم آورد، و ما در سوگ تو ای ابراهیم اندوهناکیم.بحار الانوار، ج 22، ص .157

    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    قال الصادق علیه السلام:

    من ذکرنا عنده ففاضت عیناه حرم الله وجهه علی النار.

    امام صادق علیه السلام فرمود: نزد هر کس که از ما (و مظلومیت ما) یاد شود و چشمانش پر از اشک گردد، خداوند چهره اش را بر آتش دوزخ حرام می کند.بحار الانوار، ج 44، ص .285

    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    قال الصادق علیه السلام:

    تزاوروا و تلاقوا و تذاکروا و احیوا امرنا.

    امام صادق علیه السلام فرمود: به زیارت و دیدار یکدیگر بروید، با هم به سخن و مذاکره بنشینید و امر ما را زنده کنید.بحار الانوار، ج 71، ص .352

    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    قال الصادق علیه السلام للفضیل:

    تجلسون و تحدثون؟ فقال: نعم، قال: ان تلک المجالس احبها فأحیوا امرنا، فرحم الله من احیی امرنا.

    امام صادق علیه السلام از «فضیل» پرسید: آیا (دور هم) می نشینید و حدیث و سخن می گویید؟ گفت: آری فرمود: اینگونه مجالس را دوست دارم، پس امر (امامت) ما را زنده بدارید.خدای رحمت کند کسی را که امر و راه ما را احیا کند.وسائل الشیعه، ج 10، ص .392

    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    قال الصادق علیه السلام:

    ..رحم الله دمعتک، اما انک من الذین یعدون من اهل الجزع لنا و الذین یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا، اما انک ستری عند موتک حضور آبائی لک…

    امام صادق علیه السلام به «مسمع» که از سوگواران و گریه کنندگان بر عزای حسینی بود، فرمود: خدای، اشک تو را مورد رحمت قرار دهد.آگاه باش، تو از آنانی که از دلسوختگان ما به شمار می آیند، و از آنانی که با شادی ما شاد می شوند و با اندوه ما غمگین می گردند .آگاه باش! تو هنگام مرگ، شاهد حضور پدرانم بر بالین خویش خواهی بود.وسائل الشیعه، ج 10، ص .397

    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    قال الصادق علیه السلام:

    اللهم…و ارحم تلک الأعین التی جرت دموعها رحمة لنا و ارحم تلک القلوب التی جزعت و احترقت لنا و ارحم الصرخة التی کانت لنا.

    امام صادق علیه السلام بر سجاده خود نشسته و بر زائران و سوگواران اهل بیت، چنین دعا می کرد و می فرمود: خدایا…آن دیدگان را که اشکهایش در راه ترحم وعاطفه بر ما جاری شده و دلهایی را که بخاطر ما نالان گشته و سوخته و آن فریادها و ناله هایی را که در راه ما بوده است، مورد رحمت قرار بده.بحار الانوار، ج 98، ص .8
    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    قال الصادق علیه السلام:

    من دمعت عینه فینا دمعة لدم سفک لنا او حق لنا نقصناه او عرض انتهک لنا او لأحد من شیعتنا بوأه الله تعالی بها فی الجنة حقبا.

    امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس که چشمش در راه ما گریان شود، بخاطر خونی که از ما ریخته شده است، یا حقی که از ما گرفته اند، یا آبرویی که از ما یا یکی از شیعیان ما برده وهتک حرمت کرده اند، خدای متعال به همین سبب، او را در بهشت جاودان، برای ابد جای می دهد.امالی شیخ مفید، ص .175

    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    قال الصادق علیه السلام:

    لکل شیی ء ثواب الا الدمعة فینا.

    امام صادق علیه السلام فرمود: هر چیزی پاداش و مزدی دارد، مگر اشکی که برای ما ریخته شود (که چیزی با آن برابری نمی کند و مزد بی اندازه دارد). جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص .548

    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    قال الصادق علیه السلام:

    ما من عین بکت لنا الا نعمت بالنظر الی الکوثر و سقیت منه.

    امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ چشمی نیست که برای ما بگرید، مگر اینکه برخوردار از نعمت نگاه به «کوثر» می شود و از آن سیرابش می کنند.جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص .554

    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    عن الصادق علیه السلام:

    یا زرارة! ان السماء بکت علی الحسین اربعین صباحا.

    امام صادق علیه السلام فرمود: ای زراره! آسمان چهل روز، در سوگ حسین بن علی علیه السلام گریه کرد.جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص .552

    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    قال الصادق علیه السلام:

    کل الجزع و البکاء مکروه سوی الجزع و البکاء علی الحسین علیه السلام.

    امام صادق علیه السلام فرمود: هر نالیدن و گریه ای مکروه است، مگر ناله و گریه بر حسین علیه السلام.بحار الانوار، ج 45، ص .313

    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    قال الصادق علیه السلام:

    ان النبی لما جائته وفاة جعفر بن ابی طالب و زید بن حارثة کان اذا دخل بیته کثر بکائه علیهما جدا و یقول: کانا یحدثانی و یؤانسانی فذهبا جمیعا.

    امام صادق علیه السلام فرمود: وقتی خبر شهادت جعفر بن ابی طالب و زید بن حارثه به پیامبر خدا رسید، از آن پس هر گاه وارد خانه می شد، بر آن دو شهید بشدت می گریست و می فرمود : آن دو شهید، با من هم سخن و همدم و انیس بودند، و هر دو رفتند! …من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 177
    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    قال الصادق علیه السلام:

    نفس المهموم لظلمنا تسبیح و همه لنا عبادة و کتمان سرنا جهاد فی سبیل الله.ثم قال ابو عبد الله علیه السلام: یجب ان یکتب هذا الحدیث بالذهب.

    امام صادق علیه السلام فرمود: نفس کسی که بخاطر مظلومیت ما اندوهگین شود، تسبیح است و اندوهش برای ما، عبادت است و پوشاندن راز ما جهاد در راه خداست.سپس امام صادق علیه السلام افزود: این حدیث را باید با طلا نوشت! امالی شیخ مفید، ص .338

    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    قال الصادق علیه السلام:

    اربعة الاف ملک عند قبر الحسین علیه السلام شعث غبر یبکونه الی یوم القیامة.

    امام صادق علیه السلام فرمود: چهار هزار فرشته نزد قبر سید الشهدا علیه السلام ژولیده و غبار آلود، تا روز قیامت بر آن حضرت می گریند.کامل الزیارات، ص .119

    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    قال الرضا علیه السلام:

    یا ابن شبیب! ان کنت باکیا لشی ء فابک للحسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام فانه ذبح کما یذبح الکبش.

    امام رضا علیه السلام به «ریان بن شبیب» فرمود: ای پسر شبیب! اگر بر چیزی گریه می کنی، بر حسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام گریه کن، چرا که او را مانند گوسفند سر بریدند .بحار الانوار، ج 44، ص 286
    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    قال الرضا علیه السلام:

    من جلس مجلسا یحیی فیه امرنا لم یمت قلبه یوم تموت القلوب.

    امام رضا علیه السلام فرمود: هر کس در مجلسی بنشیند که در آن، امر (و خط و مرام ما) احیا می شود، دلش در روزی که دلها می میرند، نمی میرد.بحار الانوار، ج 44، ص .278

    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    قال الرضا علیه السلام:

    فعلی مثل الحسین فلیبک الباکون فان البکاء علیه یحط الذنوب العظام.

    امام رضا علیه السلام فرمود: گریه کنندگان باید بر کسی همچون حسین علیه السلام گریه کنند، چرا که گریستن برای او، گناهان بزرگ را فرو می ریزد.بحار الانوار، ج 44، ص .284

    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    قال الرضا علیه السلام:

    یابن شبیب! ان بکیت علی الحسین علیه السلام حتی تصیر دموعک علی خدیک غفر الله لک کل ذنب اذنبته صغیرا کان او کبیرا قلیلا کان او کثیرا.

    امام رضا علیه السلام فرمود: ای پسر شبیب! اگر بر، حسین علیه السلام آن قدر گریه کنی که اشکهایت بر چهره ات جاری شود، خداوند همه گناهانت را که مرتکب شده ای می آمرزد، کوچک باشد یا بزرگ، کم باشد یا زیاد.امالی صدوق، ص .112

    نوري زاد گرامي هزار و اندي سال است من براي امام حسين عليه السلام گريه مي كنم و تو دوست داري گريه كن دوست نداري گريه نكن زيرا پيشوايان من فرموده اند :

    قال الرضا علیه السلام: ان سرک ان تکون معنا فی الدرجات العلی من الجنان فاحزن لحزننا و افرح لفرحنا.

    امام رضا علیه السلام به ریان بن شبیب فرمود: اگر تو را خوشحال می کند که در درجات والای بهشت با ما باشی، پس در اندوه ما غمگین باش و در شادی ما خوشحال باش.جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص 549

    در پايان خدمت شما بزرگوار عرض مي كنم اگر ديگران البته به باور شما با جگر گوشه حضرت رسول ص بازي كردن لطفا شما بازي نفرماييد .

    ———————-

    سلام ناصرالدین گرامی
    می بینم که بیشترین استناد شما به احادیث است. خواستم بگویم: دوست گرامی ام، زیاد دلبسته و پایبند احادیث نباشید. این سی و چهارسال اسلامی نگاه مرا به خیلی از مسائل بویژه به احادیث معصومین تغییرداده است. اگرگفتی چگونه؟ دراین سی و چهارسال من بچشم خود دیدم که دستگاههای رسانه ای حاکمیت، آنچنان پابپای اسلامخواهی و اسلام پراکنی اش برآتش دروغ و تزویر و فریب دامن زده است که شرم وحیا را نیز به وادی بی تفاوتی درانداخته است. حاکمیت به چشمان مردم زل می زند و دروغهای اسلامی تولید و ترویج می کند. حقایق را تغییر و یا وارونه می سازد. نفرت را آذین می بندد و انصاف و ادب را به ورطه ی نفرت داخل می کند. حاکمیتی که گویا کارخانه ی دروغ سازی و دروغ پردازی و دروغ پراکنی دارد و هیچ اعتنایی نیز به عقل و فهم مخاطبانش ندارد. دوست من اینهمه خسارت را نه یک دولت و حاکمیت غیردینی بل یک حاکمیت غلیظ دینی ببار آورده است. و البته درهمه حال نیز خود را محق می داند و دیگران را جهنمی و اهل شقاوت. حال بمن بگویید من چگونه سخنی را از دوردستهای تاریخ که نه قلمی بوده و نه کاغذی و نه حافظه ی کامپیوتری، باورکنم؟ من دراین سالها بچشم خود دیده ام که یک دروغ را آنچنان با زرورق زیبا می آرایند که باورکردنی جلوه داده شود و عجبا که بسیاری نیز باورش می کنند. دوست من، یکباره باید به همه ی احادیث – آری به همه ی احادیث – به دیده شک نگریست و به عقل و خود قرآن مراجعه کرد. تنها و تنها عقل و قرآن. اگر سندی از این دو داری جلو بیا که رهاندن بسیاری از ابهامات خود قرآن نیز به مشقتی بس وسیع ممکن می شود. خدای عقل ما را به عقلانیت توصیه وبشارت داده است. خورشید عقل اگر راهنمای ما باشد حتما ما را به بخت شایسته مان هدایت خواهد فرمود.
    با احترام

    .

     
  104. سلام سلام سلام نوری زاد سلام نوری زاد
    من یک کارشناس بیمه هستم. خواستم یک واقعیت پنهان را با شما در میان بگذارم. ریز به ریز. تا بدانید ما هیچ نیازی به این که برای امام حسین برسروسینه بزنیم نداریم بلکه باید برای خودمان سینه بزنیم. یعنی سنگ خودمان و حقوق تباه شده خودمان را برسینه بزنیم. خدا شاهد است که امام حسین به این کارما راضی تراز حسین حسین کردن جماعتی ریاکار و جاهل و فریب خورده و سطحی نگر است. زیاده نگویم و تازه ترین نوشته خود را که برای آقای رفسنجانی فرستادم برای شما می فرستم. دراین نوشته من با اعداد و ارقام ثابت کرده ام که چه فاجعه ای از دولت اسلامی به آحاد مردم روا داشته می شود:

    ————-

    بسمه تعالی
    ریاست محترم مجمع تشخیص مصلحت نطام
    حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی
    با سلام، احتراما همانطور که بصورت شفاهی توضیح داده شد، این دولت با شرایط فعلی سیاسی خصوصا در بعد اقتصاد باید حرکتی واقعی با پایه های مردمی و کمک به تولید ملی اقدامات زیر را به انجام برساند:
    1- اولا بیمه تامین اجتماعی بیمه اجباری می باشد که از کارفرمایان (23%) و کارگران (7%) حق بیمه دریافت می کند. پول بیمه برای یک کارگر ساده 154000 تومان (یکصد و پنجاه وچهارهزار تومان) و همانطور که توضیح داده شد جمع این پول در 30سال با سود سالانه 32% حدودا 6میلیارد تومان می شود که این پول به اجبار دریافت و این از نظر شرع و عرف دارای اشکال می باشد چرا که اجباری است، ثانیا حدودا برای هر کارگر که سرکار می رود از کارفرمایان سوبسید میگیرد باید دولت عمل خود را تعدیل بنماید و به شرح زیر اقدامات لازم را به انجام برساند تا هم آن هدف ارتباط با قشر ضعیف کارگران و گروه نخبه تولیدکنندگان به نحو احسن ترمیم و به تولیدکنندگان امید به بهبود وضعیت را بدهد. پیشنهادهای زیر ارائه می گردد .
    1- حق بیمه اجباری از 30% به 15% تعدیل شود که 7% کارگران و 8% از کارفرمایان حذف شود
    2- برای جلوگیری از بیکاری دولت می تواند با پیشنهاد این مطلب که هر کارفرمایی نسبت به لیست فعلی بیمه خود اگر یک نفر بیکار را جذب نمابد 1% ازحق بیمه پرداختی بعنوان پاداش دریافت نماید
    و یک کارفرما با فرض لیست 30نفر با 30% فعلی حق بیمه 4620000 تومان می پردازد. در صورتیکه دولت 15% آنرا طبق بند یک تخفیف قایل شود 2310000 تومان . یک درصد آن 23100 میشود ولی دولت از بیمه بیکاری یک کارگر که حدودا 600000تومان پرداخت می کند راحت می شود و حدودا 520000 تومان سود می کند و دیگر بیکاری وجود نخواهد داشت در ضمن اگر با این تصمیم شجاعانه علاوه بر تولید بیشتر + صمیمت بین کارگران و کارفرمایان با دولت بیکاری نیز ریشه کن خواهد شد و بجای آن دولت با تولید بیشتر می تواند مالیات بیشتری اخذ نماید. حال توجه شما را به این نکته جلب میکنم در صورتیکه در حال حاضر برای 5 میلیون نفر حق بیمه اجباری برای هر نفر 154000تومان بیمه پرداخت شود جمع این پول رقم 770.000.000.000 برای هرماه هفتصد و هفتاد میلیارد تومان میگردد و در صورت حذف 15% آن یعنی 375.000.000.000 سیصد و هفتاد و پنج میلیارد تومان پول در دست کارفرمایان و کارگران هرماه چه مقدار به تولید و مصرف بهینه و مدیریت شده در کل به نفع تولید می باشد و باعث رونق زندگی کارگران می گردد که 7% کارگران حدودا 25000 تومان میباشد اگر حقوق یک کارگر 600000تومان باشد یعنی دولت حدودا 4% به حقوق کارگران اضافه نموده است و رییس دولت می تواند این عمل را هدایت و از آن بهره برداری مناسب تولیدی و سیاسی را بنمابد که برای آن هم می توان نطق تلویزیونی تهیه نمود.
    امضاء………….

     
  105. ياران گرامي با عرض سلام و ادب خدمت شما گرامي

    تشكيك در سنديت وجود حضرت رقيه سلام الله عليها فرموده بوديد اگر مايل باشيد نظر شهيد مطهري و كساني را كه در اين مورد مطالبي را عنوان كرده اند در فايل زير دقيقا مورد كنكاش قرار داده ام و اثبات نموده ام كه در تاريخ دختر سه ساله اي در شام وجود داشته و چنين واقعه قطعا اتفاق افتاده ست

    https://www.youtube.com/watch?v=wnJw1R3-SL0

    در بيان سنديت وجود دختري چهار ساله براي امام حسين ع كه در خرابه شام شهيد گرديد به نام حضرت رقيه ع

     
  106. آقای مهدوی فر

    هر چه بیشتر نفرین می کنی بیشتر مشخص می شود که آقای نوریزاد به هدف زده است. حالا که بساط نفرین داغ است بگذارید من هم یک نفرین بکنم: بدرک که /////

    —————–


    سلام دوست گرامی
    آقای مهدوی فر مزاح فرموده بودند. مزاح در قالبی هوشمندانه.

    .

     
  107. دعاگوی نوریزاد

    جناب نوریزاد دین اسلام ونیز مذهب تشیع برای کارامد شدن و ماندگاری نیاز مبرمی به یک خانه تکانی وتصفیه وپالایش اساسی از خرافات وباورهای ضد عقلانی دارد .همانند پروتستانیسم در مسیحیت !! خدارحمت کند احمد قابل را که جزو شروع کنندگان این نهضت مبارک بود! وارزو میکنم که شما نیز د ر اینده از پویندگان همین راه باشید چرا که راهی است دشوار و نیازمند علم وبصیرت وشجاعت ,توامان

     
  108. هسته ای کجا ،سلولهای بنیادین کجا،دانشمندان که اکثریت از کشور گریخته اند من از چهارده سالگی رفتم جبهه به مدت دو سال ولی امروز از آن سالها به عنوان سالهای حماقت یاد می کنم.و امروز می دانم که حکومت جز فریب هیچ نیست.و حاکمان مردم را در سطحی می خواهند تا بتوانند برآنان حکومت کنند.و هرگز نمی گذارند قامت مردم از قامت چند سانتی متری آنان فراتر رود به همین خاطر است که همه مردم را در فقر و بدبختی گرفتار کرده اند.و به قول دکتر شریعتی خداوندا به علمای ما مسئولیت ،به متعصبین ما فهم،به خفتگان ما بیداری،به نشستگان ما قیام،به راکدان ما تکان،کوران ما نگاه،به خاموشان ما فریادو به مردم ما خودآگاهی و به همه ملت ما همت، تصمیم و استعداد فداکاری و شایستگی نجات و عزت ببخش.باشد که همه ما ایرانیان با آگاهی و استقلال فردی پایه گذار جامعه ای پیشرو،متحد،انسانی.شایسته نام ایران عزیزمان باشیم.آمین

     
  109. حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود اما افسوس که به جای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین درد او را بی آبی معرفی کردند!

    پیام عاشورا به جهان اسلام امروز

    برای جستجوی پیام های عاشورا به جهان اسلام امروز لازم است به بررسی خطبه ها و سخنان برپاکننده قیام عاشورا بپردازیم و در شرایط امروز به فرمان او اقتدا کنیم. مهمترین پیام عاشورا امر به معروف و نهی از منکر است. در حقیقت این فریضه بیانگر عدم بی تفاوتی مسلمانان به احوال یکدیگر است یعنی کسی که مسلمان باشد و نسبت به شرایط دیگران غم و دردی نداشته باشد و در پی اصلاح نباشد اساسا مسلمان نخواهد بود. چنانکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: « مَنْ أَصْبَحَ لَا یَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلًا یُنَادِی یَا لَلْمُسْلِمِینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِم »(الکافی، ج2ص164) کسی که صبح کند در حالی که تلاشی برای برطرف شدن مشکلات و امور مسلمین نداشته باشد از ایشان نیست و کسی که صدای مردی را که از مسلمین کمک می خواهد بشنود و جوابش را نگوید مسلمان نیست.

    با توجه به این روایت و نگاهی به پیام امربه معروف و نهی از منکر در واقعه عاشورا مسلمانان و نامسلمانان در این زمان خط کشی خواهند شد.

    امام حسین علیه السلام در خطبه ای در کنار خانه کعبه با فریاد برسر علمای دین به آیات قرآن استناد کرده و خواستار توجه آگاهان به مسائل اجتماعی جهان اسلام می شود :

    لَوْ لا یَنْهاهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَ الْأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ، یعنى «چرا مربّیان خداپرست و دانشمندان، آنان را از گفتار گناه آلودشان باز نمى دارند؟- مائده: 63»، و [در آیه اى دیگر] فرماید: لُعِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ بَنِی إِسْرائِیلَ- إلى قوله: لَبِئْسَ ما کانُوا یَفْعَلُونَ یعنى: «کسانى از فرزندان اسرائیل (یعقوب) که کافر شدند لعنت شدند- تا آنجا که فرماید:- آرى، بد بوده است آنچه را که انجام مى دادند- مائده: 78»، و تنها دلیل انتقاد و بدگوئى خداوند از ایشان این بود که آن افراد با اینکه اعمال منکر و ناپسند ستمکاران را مشاهده مى کردند، ولى به جهت بهره اى که از آنان مى بردند و هراسى که از آن بر حذر بودند، در منع و بازداشتن ایشان هیچ قدمى بر نمى داشتند. در حالى که خداوند مى فرماید: فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ یعنى: «شما از مردم مترسید، و از من بترسید- مائده: 44» و نیز فرماید: الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ یعنى: «و مردان و زنان مؤمن دوستان و یاوران یک دیگرند، به کار نیک و پسندیده فرمان مى دهند، و از کار زشت و ناپسند باز مى دارند- توبه: 71»، بنابراین خداوند به «امر به معروف» و «نهى از منکر» بعنوان فریضه اى از جانب خود سخن آغاز فرمود، چه او بر این مطلب واقف بود که اگر حقّ این دو مطلب ادا شده و تحقّق پذیرد و برپا ماند، تمامى واجبات چه آسان و چه مشکلش پایدار و استوار مى گردد.(تحف العقول، ص237)

    اگر اندیشمندان و عالمان دینی بفکر اصلاح امور جامعه نباشند و در برابر تغییرات فرهنگی و ارزشی جامعه سکوت کنند و بی تفاوتی داشته باشند قطعا با عالمان بنی اسرائیل فرقی ندارند که با غیبت حضرت موسی علیه السلام در مقابل پرستش سامری هیچ نگفتند و نکردند. برای هر زمان و مکانی و در هر دینی، سامری پرستی وجود دارد که البته هشدارها و انذار علما موجب آگاهی مردم می شود. در جهان امروز هم خیل عظیمی از مسلمانان شیفته و دلباخته جاذبه های مادی فرهنگ غرب شده اند و قسمتی از دین را رها کرده و متلازم قسمت دیگر شده اند. نماز و حج را بپا داشته و در شهوات فرو رفته اند. باجهای دولتهای غربی در بهره مندی ایشان از دنیا موجب سکوت در برابر وحشیانه ترین حملات صهیونیستها که دشمنی خود را به جهان اسلام ثابت کرده اند در غزه شده است و باید این فراز از خطبه امام حسین علیه السلام را برای ایشان قرائت کرد.

    امام بعد از این مقدمه خطاب به علمای امت می فرمایند: « سپس شما اى مردمان پرنفوذ، جماعتى هستید معروف به دانش و خوبى و خیرخواهى، و بواسطه خدا در دل دیگران مهابتى پیدا نموده اید، شرافتمند از شما حساب مى برد، و ناتوان و ضعیف شما را گرامى مى دارد، و آنان که با شما هم درجه و همپایه اند و بر آنان حقّ نعمتى ندارید شما را بر خود مقدّم مى دارند. هر گاه نیازهاى مردم از ایشان دریغ شود شما به شفاعت برمى خیزید چونان هیبت پادشاهان و ملوک، و عزّت بزرگان و سروران در کوى و برزن گذر مى کنید، آیا جز این است که تمام اینها را تنها به جهت امیدى که مردم به برپائى حقوق الهى بشما دارند نائل شده اید؟! هر چند که شما از اداى غالب حقوق خدائى در تقصیر و کوتاهى بسر میبردید و حقّ امامان را ناچیز و بى اهمیّت مى شمرید، امّا حقّ افراد ناتوان را پس پایمال ساختید، ولى حقّ خود را- بنا بر ادّعایتان- طلب کردید. نه مالى را بخشش نمودید، و نه جانى را براى آفریننده اش به مخاطره انداختید، و نه با خویشاوندى براى رضاى خدا به ستیز پرداختید، [و با این حال ] شما بر خدا آرزوى بهشت مى کشید؛ و همجوارى با پیامبران؛ و امان از عذابش را خواهانید!! »

    احترام مردم به علما آیا جز بخاطر خداست؟ مردم دنبال رضایت خدا هستند که اقتدای به علما می کنند اما اگر علما وظیفه خود را در راهنمایی مردم و امر به معروف و نهی از منکر ایشان انجام ندهند آنگاه مورد خطاب امام علیه السلام خواهند بود که فرمود: « من بر شما جماعت آرزومند از خداوند؛ بیمناکم و در هراس، که مبادا گرفتار عذابى از عذابهاى الهى؛ و مشمول عقوبت خداوند گردید، زیرا شما به یک مقامى از بزرگى رسیده اید که بدان بر دیگران برترى و ترجیح یافته اید- در حالى که افراد مشهور به خداپرستى احترام نشوند- و شما بخاطر خدا در میان مردم ارجمند شده اید، با چشم خود مى بینید و ناظرید که پیمانهاى الهى شکسته شده؛ و هراس ندارید!؟ با آنکه از شکستن پیمان پدرانتان در هراسید! عهد و پیمان رسول خدا صلّى اللَّه علیه و اله و سلّم خوار و بى مقدار گشته، و کورها و لالها و زمین گیرها در همه شهرها بى سرپرست و بى پناه مانده اند، و بر آنان رحم نمى شود، با این حال شما در حدّ مسئولیّت خود نیز کار نمى کنید، و آن کس را که در این راه وظیفه اش را انجام مى دهد یارى نمى کنید! به مسامحه و سازش با ستمگران خود را آسوده مى دارید، و تمام اینها از جهت آنست که خداوند فرمان جلوگیرى از منکرات و بازداشتن مردم را از آنها داده، و شما از آن غافلید و بدان بى توجّه! و شما از این لحاظ گرفتارترین مردمید! و سهم بیشترى از این مصیبت را دارائید، زیرا شما در حفظ مقام رفیع علمى دانشمندان، مغلوب و دچار شکست شدید، و اى کاش مى دانستید، یا کوشش و تلاشى داشتید.»( تحف العقول-ترجمه جعفرى، ص: 220)

     
  110. سلام استاد نوری زاد
    از این که به نقطه حساسی که ریشه در خرافه دارد اشاره کردید خیلی ازشما ممنونم. الله نگهدارشما باشد. درمیان اهل سنت هم از این خرافه ها بسیاراست. ما نیز توسط جهل مصادره می شویم.
    به این فایل صوتی گوش بدهید تا بدانید فاجعه تا کجاها نفوذ کرده است.

    https://mail.google.com/mail/u/0/?shva=1#inbox/14234a3027c8b16f

     
  111. باسام همیشه سلامت وتندرست باشید

     
  112. با درود

    آقای نوریزاد عزیز شما آهسته آهسته دارید به سرچشمه مشکلات ایران و ایرانی می رسید.شما در نوشته هایتان اگر چه بدون ترس به انتقاد از همه مقامان کنونی وگذشته می پردازید و شرایط جامعه را مورد پرسش قرار می دهید. اما در بیشتر مواقع تا به دین و مذهب می رسید. ترمز را می کشید.

    آقای نوریزاد عزیز “دین افیون تودها است”.با نگاهی به تاریخ می بینیم دین در همه جای زمین که استیلا پیدا کرده. آنجا را به فلاکت و بیچارگی و … کشانده. در ایران می بینیم که در دوران ساسانیان که دین بر همه امور زندگی ایرانیان استیلا پیدا کرده. باعث خفگان و … در جامعه شد. که پیامد آن شکست آسان ایرانیان از اعراب بدوی و وحشی شد. که در نتیجه آن اعراب ضمن به یغما بردن همه دار وندار مادی ایرانیان,دارایی های فرهنگی ومعنوی ایرانیان را نیز به یغما بردند. نقاشی و موسیقی و … همه تعطیل شد. و بعد هم اعراب و نواده هایشان(مانند سید احمد خاتمی)تمدن ایرانیان را بعد از حمله اعراب می دانند؟؟؟ دراروپا نیز می بینیم قبل از استیلا مسیحیت اروپاییان (یونان) سرآمد در دانش و فلسفه و … بودند. اما به محض اینکه مسیحیت همه چیز را قبضه کرد قرون وسطی پیش آمد.و ….

    آقای نوریزاد عزیز اگر پول را از دین جدا کنیم از دین چیزی باقی نمی مانند. یعنی عده ای سود جو همواره از دین پول در آورده اند.آخوند ها خمس می گیرند.عده ای بازاری همه جور جنایات می کنند و خمس اش را به آخوند ها می دهند. مال شان حلال می شود و…. خلاصه دین عامل کاسبی است.

    در مورد حسین بن علی هم او طبق شواهد مستند تاریخی تنها به دنبال حکومت بوده ولا غیر.

    پروردگارا ایران از شر خائنین به آن برهاند

    ———————-

    سلام رهاورد گرامی
    با اینهمه من و مردمان بسیاری چون من، مسلمانیم و به مسلمان بودن خود خوشیم. با این تفاوت که در مسلمانی ما هرگز زحمتی و رنجی برای دیگران و مخالفانی چون شما نخواهد بود. اگرچه همه ی کائنات و هستی را در اختیار ما بگذارند. دوست من، نسل تازه ای از مسلمانان پای به عرصه ی مدنیت نهاده اند که حاضرند جانشان را برای رهایی دیگران فدا کنند. اگربه اندیشه ی شما بها بدهیم باید درهای زمین وآسمان را به روی میلیاردها انسان مسلمان و مسیحی و یهودی و بودایی ببندیم و برسرشان آتش بباریم و نسل شان را از روی زمین برکنیم. دوست من گذشته را به گذشته وانهیم و برای ترمیم آینده خیز برداریم. همه. مسلمان و غیرمسلمان.
    با احترام

    .

     
  113. درود به شرافت و پاکی تو ای آبروی دین.به خدا قسم در فردای آزاد ایران به شخصه دست تو را خواهم بوسید

     
  114. محمود فرازدل

    متاسفم كه اين روزها در گوشه گوشه مملكت بر داستان عاشورا گريه وزارى ميشود واين همه ادم ارزو ميكنند كاش در ركاب حسين بودند واين همه مظلوم حى وحاضر را در جامعه فراموش ميكنند
    مگر حركت امام حسين براى حق طلبى نبود
    ايكاش همه عاشقان حسين بجاى گريه بر او در پيام او تدبر ميكردند ودنبال حق طلبى ميرفتند
    روضه خوانها ميخواهند گريه همه را در بياورند ولى سالها گريه صواب احقاق يك حق را نخواهد داشت
    ودر كشور ما چه حق ها كه پايمال شده وبر زمين مانده است
    اين همه خون كه به ناحق ريخته ميشود امروز هم پنج نفر در جيرفت اعدام شدند با توجيهى مسخره كه تونل براى فرار كنده بودند
    ادم بايد جدا نادان باشد كه چنين داستانهاى بچه گانه ايى را باور كند تازه قصد فرار از زندان در كدام قانون وايين مجازاتش اعدام است
    به خدا اگر يزيد وشمر زنده بودند براى مظلوميت ايرانيها زار زار گريه شان ميگرفت

     
  115. خدایا دلم گرفت مردها را بگیرند وزندان ببرندمشکلی نیست اما با زنان مسلمان ما این کارها ودم ازامام حسین زدن وا مصیبتهاوهنوز باورم نمیشود که مسلمان باشی واین کار راانجام بدهی دروغ است دروغ است دروغ است

    ——————–

    سلام محمد گرامی
    من هم چون شما آرزو می کنم که این خبرها دروغ باشد اما دوست من با واقعیت باید مواجه شد. شوربختانه آنچه نوشته ام واقعیت محض است. واقعیت محض.
    با احترام

    .

     
  116. دعاگوی نوریزاد

    عالی بود دکترمخصوصا انجا که گفتی :”دراینجا اما بیرق بدوشان اسلامی، به ناموس وآبروی ما دست می برند و با ما آن می کنند که مطلقاً دشمنان تو با تو وبا اهل تو نکردند.”

     
  117. واعظان کین جلوه بر محراب ومنبر میکنند چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند{البته الان دیگه نهان وآشکارا آنکار منکر میکنند}

     
  118. سلام براستادبزرگوارم جناب نوریزاد:
    استاد بنظر این حقیر برجهل این مردم بیشتربایدگریست که حاکمان ستمگر باملعبه قراردادن مقدسات برگرده نحیف آنان سوارشده باشلاق دین ازآنان سواری میگیرند.

     
  119. نوشته ای درواگن مترو از امام حسین ع:هرکس بخواهد از راه گناه به مقصدی برسد دیرتر به آرزویش میرسد. وزودتر به آنچه می ترسد گرفتار می شود/بحارالانوارج78ص120/[قابل توجه انها که در انتخابات 88 آن کردند که نمی بایست…]

     
  120. نکته قابل تامل اینکه در محرم سال 1357 بجای عزاداری های مرسوم راهپیمایی های تاسوعا وعاشورا درتهران برگزار شد وقطعنامه توسط راهپیمایان صادر گردید به طوریکه درسال بعد اگر آقای خمینی نمی گفتند به روش سنتی عزاداری شود چه بسا به این شکل ادامه نمی یافت

     
  121. محمد مهدوي فر

    آقاي نوري زاد ، اي كاش در مردادماه 1367 كه به دستور مستقيم امام خميني هزاران دختر و پسر زنداني را ظرف مدت چند هفته از طناب دار آويزان كرديم ، تو هم جزو زنداني هاي سياسي بودي و طعم شيرين مرگ را مي چشيدي و ما امروز گرفتار نيش قلم تو نمي بوديم . آيا واقعا نمي داني با اين طرز نوشتن خاطر مبارك مقام معظم رهبري آزرده مي شود و دوستان انقلاب نسبت به دستاوردهاي با ارزش انقلاب دچار ترديد مي شوند ؟
    كشور ما الان هسته اي دارد ، جوانان دانشمند متدين دارد . سلول هاي بنيادين دارد . ولي شما مرتبا سلول هاي انفرادي را به رخ مي كشي ذليل بشي الهي

     
  122. با سلام و عرض تسلیت مصیبتهای این روزها بر صاحب آن و شیعیانش که متاسفانه در همان مصسیبتی که بر امامشان رفت آنها نیز گرفتارند. در رابطه با حادثه غمبار کربلا صحبت زیاد رفته و شخصیت آن امام بزرگ در تاریخ انکار نشدنی و تقریبا هیچ انسان با وجدانی نیست که در همدردی با حسن بن علی(ع) شرکت نکرده باشد. امّا همین حادثه متاسفانه برای مردم ما چیزی جز عم واندوه وگرفتاری بدنبال نداشته است و در حقیقت زمینه اصلی تسلط آخوند بر این اجتماع شده است. برابر اقوال تاریخی ابداع مصیبت خوانی به خودقاتلان بر میگردد که بعد از انجام این فاجعه از ترس انتقام در ایران و پاره ای نقاط دیگرپراکنده شدند و چون خود از نزدیک شاهد ماجرا بودند برسم نقّالی های آن زمان و برای امرار معاش به نقل آن پرداختند و با تحریک احساسات مردم در آمدی کسب کردند. جالبتر از همه این که اوّلین عزاداری بر سالار شهیدان را خود یزید و در در بار خود در شام بر قرار کرد که با حضور اهل بیت و با شکوه فراوان بر قرار شد و در آن از ابا عبدالله نیز بسیار به نیکی یاد میشد.
    در این بیان باید توجه داشت که قتل عام خاندان پیغمبر بر مبنای جهل مردم و به فتوای شرعی مذهبی انجام شد. برابر نقل های ناریخی در زمان درگیری مردم برای جهاد در راه خدا و دفع شرّ کفاّر با نیت تقرب به خدا به جنگ حسین(ع) رفتند و کسانی هم که دیر رسیدند به درگاه خدا توبه کردند. بعد از قتل عام خاندان پیامبر نیز نماز شکر به جای آوردند. در آنروز هم ظالمان امکان دسترسی مردم را به حقائق مسدود کردند و با این جهل مردم و فتوای مجتهدین بی دین کشتار خانواده رسول را امری موجب ثواب دانستند.
    مردم آنروز هیچکاه حقیقت تفکر ابا عبدالله را درک نکردند و نفهمیدند که مخالفت وی بر مبنای اعتقاد به انجام حکومت با رضای مردم است. این حرف را جناب مسلم نیز در پای مرگ در نزد ابن زیاد تکرار کرد.همچنین اینرا هرگز نفهمیدند که یزید و اطرافیانش مشکلشان با حسین این بود که او می خواست از حق مخالفت برخور دار باشد و این قابل تحمّل نبود و بخوبی میدانستند که اکر کاری با او نداشته باشند اونیز کاری بر علیه حاکمیت نخواهد کرد. حادثه عاشورا اتحاد نا مقدس مردمی نادان و جاهل با عالمانی بی دین و دروغگو و حاکمیتی فاسد بود. هر زمان وهر کجا چنین اتحادی باشد آن فجایع هم صورت میگیرد.
    از سوی دیگر در مشابهت با اوضاع امروز شیعیان حسین بن علی در این سرزمین نکته جالبی وجود دارد و ان اینکه یزید هیچگاه مسئولیت قتل ابا عبدالله را نپذیرفت و آنرا نتیجه تند روی ها و قساوت دیگران دانست و حداقل به این میزان شرم پایبند بود. در حالیکه امروز رهبری بطور مشخص تمام مسئولیت را می پذیرد. ایشان میپذیرد که دستور حصر بی رحمانه که متاسفانه از جمله حربه های محبوب جمهوری اسلامی است دستور مستقیم اوست و می پذیرد که زندانیان بی گناه و مظلوم در بند به دستور خودش در زندان است و این کم مطلبی نیست.او به وضوح حمایت بی دریغ از فاسدترین دولت تاریخ ایران را شاهکار خود میداند و قمار از پیش با خته هسته ای را پیروزی و سیاست مصیتار اقتصادی را که در حرم امام هشتم از آن بعنوان گامی بزرگ دانست از شاهکارهای بی همتای خود می داند.
    درتفکر مخرب آخوند از کلّ کربلا حکایت حضرت عبّاس فقط بدر د می خورد و این بسار جالب است که شیعیان از آخوند آنقدر که راجع به عبّاس و خرابه شام ولباس پاره زینب و داستان دروغ سر های شهدا بر سر نیزه میشنوند از حرفها و مواضع امام حسین چیزی نمی شنوند. از طفلان مسلم میشنوند ولی از خود مسلم خیر! از وجود شخصیتی نا مشخص بنام رقیه که دختر امام حسین نامیده میشود که به تعبیر مرحوم آقای مطهری از اساس دروغ است خبر دارند و سینه چاک می کنند ولی از اندیشه ای پدر عبّاس که معتقد بود مصیبت و گمراهی مردم بدست دینداران فزیبکار و مجتهدین و فقیهان بی شرم است خبری ندارند. اگر از طفل صغیر حسین و تیر خوردنش ناله ها سر میزنند از فرزند بزرگتر او اصلا خبری ندارند که به تعبیری زیبا دین را خلاصه کرده بود در “حرف حق، اجرای عدالت و وفای به پیمان” و به جایش روایت در می آورند که بعله اگر در مجلسع عزا گریه تان نیامد تظاهر به ان بکنید که صواب بسیار دارد. یعنی باز تولید همان جهل و فساد و ریاکاری که به قتل حسین انجامید.
    در نزد آخوند عزاداری با قیمه ظهر عاشورا تمام میشود ومردم هم دینداری را انجام داده اند و هم میزان جهلشان افزون شده و آماده اند که به ساز های بعدی او نیز برقصند.
    بریا اینکه بفهمیم عمق فاجعه نا به کجاست یک راه ساده وجود دارد. از یک نفر که 10 شب در این مجالس بوده بخواهید 2 تا 3 جمله درباره امام حسین بگوید. اگر چیزی به غیر از میمون بازی یزید، مشک پاره عبّاس و خرابه شام و نظائر آن شنیدید ما را هم مطلّع کنید. برای همین است که وقتی رهبر فرزانه بر خلاف اخلاق و شرع شروع به فحاّشی رکیک در حضور مردم می کند آن مردم هم تکبیر می گویند. وقتی شنیعترین قوانین و اعمال انجام میشود از جمعیت فقیهان کوچکتری صوتی شنیده نمیشود. راز کار همین است. راز فاجعه کربلا هم همین بود

    ———————————

    سلام یاران گرامی
    سپاس ازشما بخاطر نگارش این مطلب شایسته. امید که جهالت های آذین بسته را کنار بگذاریم و به آغوش خرد و خردمندی باز رویم. واین ممکن نیست الا با درافتادن با جهل پروران و جهل گستران. اما بشیوه ای که درآن هرچه هست ادب و خردمندی و صبوری و پایمردی است. وآن چه که نیست خشونت و عصبیت و شعارپراکنی است.
    با احترام

    .

     
  123. سلام برتووبرتبارپاک تو.من نیزوقتی درمجلس حسین ع برای سلامتی دروغ گویان ،چاپلوسان،دزدان بیت المال و…دعامی کنندمتنفرمی شوم.وقتی خودراازتبارحسین می خوانندامارفتارشان شمرگونه می نمایدازرفتنم پشیمان می شوم.مداحان حرام پولی که فقط برای دینارودرهم گلوپاره می کنند،این روزهاجشن دارند.سال هاست که قرآن هابرنیزه برده اند…

     
  124. ازآن روز که به دوستداران حسین(ع)یاد دادندکه برای مرگ دهشتناک او گریه کنندهدفشان این بودکه راه حسین،فلسفه قیام او،آزادی و آزادگی فراموش شود به همین خاطر عمل های خلاف عقل و مشمیزکننده همانند”قمه زنی” و زنجیرزنی راباب کردند و ایام سوگواری ایشان را عرصه شکم چرانی(نذورات)کردند تا جماعت دراین روزها چنان سرگرم ومفرح باشد که آنچه حسین برآن معترض بود به مردم یادآوری نباشدازاین روست که جمله معروف “کل یوم عاشورا کل ارض کربلا” که در سالهای آغازین انقلاب آخوندیسم لقلقه زبان آخوندیسم بود،الان اثری وردی از آن درگفتار و حتی صداو سیمای میلی! ضرغامی زده نمی بینی بنابراین من هم برای حسین اشک نمی ریزیم برای خودم وکشورم و جوانان بیکارو عصبی و بی آینده و دختران درمانده کشورم عزداری می کنم برای هم وطنان خوبم (باصطلاح نامبارک اقلیتها)که حقوق آنان پایمال شده گریه میکنم برای بهاییان،زرتشتیان،اهل سنت و اهل حق و…… بل بجای عزداری بایدخون گریه کردمگر پدرحسین درمورد خلخال آن زن یهودی چی گفت؟
    تامادامی که ما حسین حسین گویا برمرام ومسلک یزیدهستیم عزاداری برای خودمان ارجح واولویت دارد

     
  125. محمد مهدوي فر

    اينجا به لطف حق خبر از اختناق نيست
    اينجا كه سال شصت و يكم در عراق نيست
    اينجا مگر به مرگ طبيعي كسي نمرد
    الا مواردي كه به جز اتفاق نيست

     
  126. با سلام خدمت آقای نوری‌زاد عزیز

    باید که مردم ما روشن شوند که فلسفه گرامیداشت عاشورا و امسال آن چیست.در همه کشورها یادبودی برای گذشتگان خود برگزار میکنند تا بزرگی‌ و هدف آنها را به نسلهای بعدی منتقل کنند .

    اگر هدف از عاشورا زنده نگاه داشتن مقابله با ظلم است که دیگر احتیاجی‌ به گریه و زاری نیست ولی‌ اگر همانطور که دین فروشان میخواهند زاری کردن برای ثواب بیشتر است که باید مردم را روشن کرد و این وظیفه بزرگانی مثل شما می‌باشد .

    به قول حضرت علی‌ یک ساعت درست اندیشیدن بهتر از هزار شب عبادت است .

    اگر قرار است که امام حسین با شهادت خود به بهشت بروند و با حوریان محشور شوند که دیگر چه احتیاجی‌ است ما بعد از ۱۴۰۰ سال بر سر و روی خود بزنیم و خاک بر سر کنیم که چه امامی قرن‌ها قبل به اذن خدا عمل کرد و شهید شد.

     
  127. نظر دهندگان محترم
    زمانی آقای روح ا… مصطفوی (خمینی) میگفت “این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است”. شاید آن موقع درک این جمله کمی گنگ بود زیرا یک مسلمان یکتا پرست تفکر بر این داشت که میبایستی خدا اسلام را نگه دارد، بگذریم، امروز دیگر مشخص شده است که اصل جمله و نظر ایشان این بوده است که “این محرم و صفر است که آخوند را زنده نگه داشته است”.
    به امید روزی که عقل و خرد و اندیشه در همه ما ایرانیان به حد اعلا برسد تا فرهنگ سکولاری (جدائی دین از دولت) – که پله اول پیشرفت ایران است – در فرهنگمان نهادینه شود و دولتی منتخب مردم و برای مردم و پاسخگو به مردم را برپا کنیم.
    مهدی

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

87 queries in 4553 seconds.