سر تیتر خبرها
روحانی و بن بست های پیش رو

روحانی و بن بست های پیش رو

آقای روحانی این روزها دربن بست فرساینده ای گیرافتاده است. هم ازاین روی که وی برای جذب آراء مردم شعارهای مردم پسند سرداده واکنون می بیند آن شعارها شدنی نیست واومجبوراست برسرآنهمه شعارپای بگذارد، وهم باید به چارچوبهای رهبری وقمارهای ازپیش باخته وخسارتهای بالا آمده ی سپاه وبیت ودستگاه قضا ومجلس و دولت قبلی وفادارباشد وهزینه ی آنها را ازکیسه ی مردم واز وجهه ی خودش بپردازد.

کودکان دبستانی نیزمی دانند که داستان هسته ای، یک قمارازپیش باخته بوده است. وروحانی باید به چشمان مردم زل بزند وبارسنگین این باخت بزرگ وآشوبنده را برشانه ی مردم بارکند و بدترازهمه این که همزمان نیزبا شعارهای معکوسِ حاکمیت همصدا شود وخود شعاربدهد.

وزیر امورخارجه ی آقای روحانی درست درحالی که همه ی دنیا از زیر و بالای نقش سرداران سپاه در فاجعه های جاریِ سوریه خبردارند وحتی تصاویر انکار نشدنی آن را نیز ازشبکه های جهانی پخش کرده اند، رسماً وعلناً حضور نظامی جمهوری اسلامی را درحمایت از بشاراسد انکار وتکذیب می کند. این تکذیب اگر درعرف دیپلماسی امری رایج و بدیهی باشد، دریک نظام اسلامی به فاجعه ای عنقریب شانه می ساید.

این دروغگویی مسئولان همان است که درابعاد فرهنگی وهنری واقتصادی به میان مردم راه یافته، سنگ ها را بسته و سگها را رها کرده است. مردم ما چرا دروغ می گویند؟ صرفاً به این خاطر که می بینند مسئولان توی چشمشان زل می زنند و دروغ می گویند. مردم ازهم چرا می دزدند؟ به این خاطرکه می بینند مسئولان ازآنها می دزدند. مردم درمواجهه با مسئولان چرا به ریاکاری وچاپلوسی فروشده اند؟ به این دلیل که می بینند مسئولانشان با ظاهرسازی های رقت انگیز فریب می خورند و با چاپلوسی های مشمئز کننده حال می کنند.

این بگویم و بگذرم که: حال و روز این روزهای روحانی به تازه داماد شرموک وبی دست وپایی می ماند که عروسش با چند بچه دربغل به خانه ی او آمده است. داستان قمارهسته ای که الیافِ باختش ازهمان ابتدای تأسیس در بیت مکرم تاب داده شده است، داستان حضورسپاهیان درجنگ داخلی سوریه، داستان خروج میلیارد میلیارد پول مردم به اشاره ی رهبری به هرکجا، 

داستان پرواری و حرامخواری سرداران سپاه، داستان بشوخی گرفتن حقوق مردم در دستگاه قضا، وهمین حقوق در دستگاه اطلاعات، و داستان امنیتی بودن مناسبات کلی کشور، داستان بی ارادگی واطاعت بی چون وچرای نمایندگان مجلس، داستان مؤسسات فربه و ویرانگری چون آستان قدس و بنیاد مستضعفان و ستاد اجرایی فرمان امام، داستان شعبون بی مخ های کفن پوشی که با اسم بسیجی وخودجوش جلوی چشم پلیس به هرکجا داخل می شوند و تخریب می کنند ومی دزدند و حرمت ها را می درند، داستان رهبرمسلمین جهان که درازای مسئولیت های کلانِ خود به بنی بشری پاسخگونیست اما ازهربنی بشری طلبکاراست وبهمین دلیل مطلقاً به روحانی وهفت پشتش اجازه نمی دهد قدمی بی اجازه ی او بردارند، 

داستان صداوسیمای پخمه و سرشار از دروغ وسانسورو سایررسانه هایی که زیرچترسانسوربه حیات گیاهی خود ادامه می دهند، داستان امام جمعه های بی بنیه و بی سوادی که بجای هرچه که ندارند، عربده وتعصب و دهان دریده اما دارند، داستان آن مراجعی که نمک گیربودجه های ماهیانه ی بیت خویش اند تا دزدی های کلان آدمها و دستگاههای بالاسررا نبینند اما با دیدن سازیک نوازنده و شنیدن آوازیک خواننده ومشاهده ی چند تارموی بیرون زده ی بانوان عمامه برزمین بکوبند و فریاد وااسلاما برآورند، داستان آن دسته ازطلبه های کم خردی که هرکدام خود را آیت اللهی پت و پهن می پندارند ومثل دژی پولادین راه را بر روفتن جهل بسته اند ودربرابرهرتغییرواصلاحی سینه سپرکرده اند، 

داستان بدهی ها و خسارت ها و بی آبرویی هایی که دولت احمدی نژاد بجای نهاده است، داستان نفوذ ورق پاره های تحریم به ناکجای تصمیم گیران، داستان مردمی که به شعارخواری خوکرده اند و همچنان ازآقای روحانی مطالبه ی شعارمی کنند، آری این ها همه بن بست های پیش روی روحانی اند و او را هیچ اجازه و امکانی برای عبور باقی نگذارده اند. 

محمد نوری زاد
سیزدهم آبان سال نود و دو – تهران

 

———————-

 

بعد التحریر: 

یادم رفتم بنویسم: یکی از بن بست های جناب روحانی این است که او هرگز دراندازه ای نیست که بخواهد دریک دستور اداری از وزیر اطلاعاتش بخواهد وسایل ربوده شده ی نوری زاد توسط اطلاعات و سپاه را به وی بازبگردانند. بن بست ازاین بالاتر؟ می بینید میزان قدرت یک رییس جمهور را؟

با احترام

 

.


Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

49 نظر

  1. من برخلاف شما از نوشته های آقای نوری زاد احساس نا امیدی نمیکنم. چون نویسندهء این نوشته ها را قوی و پرانرژی ومصمم ونترس می بینم.مثل همانی که سال ها داستانش را خواندیم و شنیدیم :حسین ؛با این تفاوت که او قبل از همه به میدان آمده…(همراه همسر و فرزندان و خیلی از ما شاید)…اما قبل از همه…
    یک قهرمان ِ به میدان آمده،با لبخندی برلب ،چه چیز از ناامیدی با خود دارد؟
    درضمن، گفتن حقایق هم نشانهء دیگری است که او با آگاهی به این میدان پا گذاشته..

     
  2. خب که چی؟ آقای نوری زاد لطفا سعی کن این سئوال رو همیشه پیش از اینکه مطلبی بگذاری از خودت بپرسی.
    الان این نوشته شما چه دردی از چه کسی دوا می کنه؟
    خب راه حل پیشنهادی شما؟
    ما چیکار می تونیم بکنیم؟
    بشینیم یه گوشه بگیم نمیشه، نمیتونه، نمی تونیم،… مثل این یادداشت شما پر از نا امیدی
    امید
    امید
    امید

     
  3. آنجا که آزادی نباشد رأی دادن اگر چیزی را تغییر می داد اجازه نمی دادند رأی بدهید!

    مارک تواین

     
  4. با درود به جناب نوریزاد عزیز،

    آقا وحید، نه‌ همگان که هیهات که هگمان چنین باشند، اما هستند کسانی که بالقوه می‌‌توانند با ادبیات شما کسی‌ یا کسانی را اینگونه خطاب کنند. فقط لختی اندیشه کن که چرا جز خودت دیگران، آنگونه که نوشته اند می‌‌نویسند و از آن ادب و ادبیاتی برخوردارند که در در نوشتار آنها موج می‌‌زند. بحث بنده دفاع از آقای نوریزاد نیست، دفاع از حریم و حرمت و ادب و پرنسیپی است که وقتی‌ امروز از ایشان دریغش می‌‌کنی‌، همین امروز از همگان نیز آنها را دریغ میکنی‌. شما به مجرد اینکه بگویی اندیشه و باور و دیدگاهی داری، پای افکار و باور دیگران را نیز مهر تائید زده ای، زیرا، شما همانقدر هستی‌ و وجود داری که دیگری که دیدگاه مخالف شما را دارد، وجود دارد.آیا این نکتهٔ ساده برای شما ثقیل هست؟

     
  5. دوستانی که بهبودی وضعیت رو از دین و خدا و پیامبر و امام حسین و………. میخواهند از خودشون نمیپرسند که 34 ساله تو این کشور بانگ دین و خدا و………………. بلند است چرا کشور ما هزار چهره و بزدل و مشابه کره شمالی لائیک و بی مذهب و کوبای مرکز فاحشه مجانی جهانی و امثالهم است ایا دین و خدا پرستی و …………. مشکل دارد یا انها که با این پوشش ها قدرت را قبضه کردهاند و با هر کس و هرچیزی با اسم مبارزه با دین و خدا به سرکوبی میپردازند ایا فکر نمیکنید اگر خر اقای رهبر از رو پل تحریم بگذرد دمار از روزگار این ملت بدبخت خرافه پرست انچنان در خواهد اورد //// ایا مرکز اوباش یا دیوان بلخ (قوه قضائیه ) //// که مرکزی برای تجمع سرداران قاچاقچی و قضات فاسد و ضد بشر و ضد دین نفس همه انسانها را نخواهد گرفت چرا کشوری مثل کره جنوبی یا ترکیه که با عقل و درایت امروز به اوج رسیهاند و هیچ چهرهای از دین بر ان حاکم نیست پیشرفت نمیکند انچه مهم است این است که مردم ایران بخاطر هزار چهره شدن لیاقت رسیدن به سطح مطلوب زندگی و حاکم شدن بر سرنوشتشان ندارند والسالم

     
  6. سلام دلاور : اين كه مي گويند خامنه اي سرطان دارد درست است؟ اگر هست شما مي دانيد چه نوع مي بلشد ؟ مطمئن هستم سپاه جانشينش را انتخاب كرده و قبل از جلسه خبرگان با دادن گزارشات دروغ به نمايندگان خبره ( بخانيد پخمه ) و نشأن دادن اصلح به أنها كسي را انتخاب مي كنند كه منا فع سپاه تأمين شود.
    من فكر كنم اين بي أدبانه صحبت كردن و اسرائيل را حرام زاده خطاب كردن بخاطر عصبانيتشان بوده. يك رهبر انهم از نوع شيعه أن كه بايد أدب را حفظ كند، چرا اينطور حرف زد؟ البته ايشان همچنين گفتند چرا تو دهان كسي كه گفته به ايران حمله كنيد نمي زنند و دهانش را خورد نمي كنند؟ يك لحظه گفتم خدايا اين رهبر ما چرا مثل ///// حرف مي زند و تازه چرا فكر مي كند همه جا ايران است و هر كس خلاف ميل ايشان حرف زدند بايد دهانشان خورد شود؟ !!!! بعد انگشت حيرت به دهان گرفتم كه چگونه ما ملت چاپلوس از يك إنسان شاعر و اهل دل يك ديكتاتور درست كرديم كه از همان روزهاي اول رهبري فرمودند كسي حق تحقيق از نهادهاي تحت امر شان را ندارد و باز فرمودند مؤاخذة نظامي متخلف را از ذهنتان پاك كنيد چون اگر أزاد نباشد نمي تواند ما موريتش را انجام دهد. خدايا عمري عطا كن تا أزادي مردمم را ببينم.

     
  7. بانک جهانی: در سال ۲۰۱۱ هفت میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار گاز ایران سوخت شده است

    اشتراک سه شنبه, ۱۴ آبان, ۱۳۹۲
    چکیده :موسسه کاهش گازهای همراه بانک جهانی اعلام کرد: در سال 2011 میلادی 11.4 میلیارد مترمکعب از گازهای همراه ایران به ارزش هفت میلیارد و 300 میلیون دلار سوخت شده است….

    بانک جهانی اعلام کرد: در سال ۲۰۱۱ میلادی هفت میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار از گازهای همراه ایران سوخت شده است.

    به گزارش ایسنا، به نقل از بلومبرگ، موسسه کاهش گازهای همراه بانک جهانی اعلام کرد: در سال ۲۰۱۱ میلادی ۱۱٫۴ میلیارد مترمکعب از گازهای همراه ایران به ارزش هفت میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار سوخت شده است.

    این رقم حدود یک چهارم تقاضای گاز کره جنوبی به عنوان بزرگ‌ترین مصرف‌کننده ال ان جی آسیا پس از ژاپن است.

    محاسبات بلومبرگ طبق قیمت‌های جهانی نشان می‌دهد که ارزش این مقدار گاز سوخت‌ شده حدود هفت میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار در بازارهای ال ان جی آسیا است.

    ایران گاز‌های تولید‌شده همراه با نفت را به این دلیل از دست می‌دهد که فاقد زیرساخت‌های لازم برای پالایش و انتقال آن به بازار‌های جهانی است.

    ارزیابی‌های جهانی انجام شده نشان می‌دهد قیمت ال ان جی در شمال شرقی آسیا به ۱۷ دلار و ۵۰ سنت در هر میلیون واحد گرمایی در هفته منتهی به ۲۸ اکتبر رسیده است.

    نیل بوریچ تحلیلگر انرژی در هنگ‌ کنگ گفت: ذخایر ایران باید منافع این کشور را همزمان با افزایش قیمت‌های گاز در بلند‌مدت تامین کند.

    وی افزود: آنها پس از روسیه بزرگ‌ترین ذخایر گاز جهان را در اختیار دارند.

    بررسی‌های بریتیش پترولیوم نشان می‌دهد: ایران سومین تولید‌کننده بزرگ گاز در جهان و یکی از وارد‌کنندگان این سوخت است. این شرکت همچنین سال گذشته ذخایر ایران را بالاتر از روسیه اعلام کرد که از سوی گازپروم شدیدا مورد انتقاد قرار گرفت.

    جیمز گفت: ایران اساسا از بازار‌های جهانی و منطقه‌ای غایب است در حالیکه به راحتی می‌تواند ۱۰ درصد تجارت گاز جهان را در اختیار بگیرد.

    تحریم‌ها توسعه‌ میدان پارس جنوبی را متوقف کرده و شرکت‌های انرژی بین‌المللی را از ایران دور کرده است.

    شرکتهای شل، رپسول و توتال برنامه‌های خود را برای توسعه ال ان جی در ایران متوقف کرده‌اند که باعث شده ایران از این خریداران و پول و تخصص مورد نیاز برای تولید و فروش گاز خود محروم شود.

    ظرفیت پروژه‌های ال ان جی ایران که شل و رپسول در سال ۲۰۱۰ از آن خارج شدند سالانه ۱۶٫۲میلیون تن (پنج درصد ظرفیت کنونی جهان) است. توتال در سال ۲۰۰۹ سایت ال ان جی پارس جنوبی را که ظرفیت آن ۱۰ میلیون تن پیش‌بینی شده بود ترک کرد.

    این درحالی است که ظرفیت سایت ال ان جی استرالیا که در حال احداث است ۶۱٫۲ میلیون تن و پروژه‌های ال ان جی آمریکا ۳۹٫۵۵ میلیون تن ظرفیت دارد.

    از چهار پروژه ال ان جی که ایران در ابتدا دنبال می‌کرد تنها یک پروژه با ظرفیت ۱۰٫۵ میلیون تن در سال بنام “ایران ال ان جی” در منطقه تومبک نزدیک بندر عسلویه پیگیری می‌شود.

    ایران پس از لغو قرار‌داد خود با شریک چینی به تنهایی در حال کار روی این پروژه ۳٫۳ میلیارد دلاری است.

     
  8. سلام بر آقای نوری زاد بزرگوار
    ان شااله که سلامت باشید و خداوند شما را از بلاهای احتمالی نگه دارد
    اگر این دردنامه حقیر سروته نداشت منو ببخشید. چون همینجوری دارم می نویسم و هیچ فکری پشت نوشته ام
    نیست. الان تک و تنها و بی کس توی اتاق نشسته ام و با شما درددل می کنم
    آقای نوری زاد، من یه جوون 32 ساله هستم و در یک خونواده سنتی و مذهبی در غرب کشور متولد شدم
    بچگی مون که همش فقر و سختی بود و گرسنگی. باور کنید همین الان هم می تونم طعم نون لواش هایی که مادرم
    روی چراغ علاءالدین داغ میکرد و بجای شام به ما میداد رو خوب بخاطر بیارم
    بزرگتر که شدیم یه کم بهتر شدیم بالاخره رفتیم سر یه کار ساده و همراه برادرم یه درامدی داشتیم که
    کفاف یه زندگی بخورونمیر رو بده
    چندسال پیش بخاطر یه گرفتاری برادرم از کار اخراج شد و من هم مجبور شدم بخاطر گرفتاریهای پدرمادر
    به شهرستان برگردم و اونجا یه کاروبار جور کردیم که کنار اونا باشم
    سال 90 که شروع شد چنان بازار کار کساد شد که دیگر کارم پیش نرفت و از آن موقع تا حالا تقریبا درآمد
    درستی نداشتم
    آقای نوری زاد باورکنید در این 2 سال چنان فشار روحی رو تحمل کرده ام که نه تنها موهای سر
    که ریش هام که البته همیشه با تیغ اصلاح شون می کنم سفید شدن
    بعضی وقتها به نوجوانی خودم فکر می کنم که نماز شب می خوندم و درمراسم های محرم
    واسه آقا امام حسین اشک می ریختم
    آقای نوری زاد خدا رو شاهد میگیرم که بیشتر از 7 ساله که یه خنده واقعی نداشته ام و
    توی این 2 سال چنان فشاری از زندگی رو تحمل کردم که بعضی وقتها نه تنها به مذهب تشیع
    و وجود مبارک پیامبر اسلام بلکه به وجود خدا هم شک کرده ام که “آخه خدا اگر تو هستی
    و عدالت داری چرا این همه فشار باید برما وارد بشه؟ من که 2 سال هست که حوصله نماز خوندن ندارم
    دعا نمی کنم. 30 سال پاک زندگی کردم ولی دراین 2 سال دهها بار زنا مرتکب شده ام
    لابد قراره در آخرت بخاطر همین ها منو عذاب بدی؟ خنده داره به قرآن. پس شاید اصلا نیستی؟
    محمد آقا، خدای شاهده همین الان دارم اشک میریزم وکوهی از غصه و غم توی دلمه
    من آدم بدی نیستم اما شرایط سخت زندگی از من اینطور شخصی ساخته
    بعضی وقتها باخودم میگم مگر ماچه کرده ایم که در
    نقطه دنیا متولد شده ایم؟که با عالم و آدم مشکل داریم و با دست خودمون این همه تحقیر و تحریم و بی آبرویی
    رو برای خودمون ساختیم؟ مگه عالمان دینی ما نمی گن انسان موجود ضعیفیه و اگه
    فشار بهش بیاد ممکنه ظرفیت تحملشونو نداشته باشه و از چارچوب دین خارج بشه؟
    پس چطور مسئولان ما همش میگن مبارزه با استکبار؟ آیا اینها که خیلی هاشون عالمان دین هستن
    فقط یکبار به این موضوع که انسان موجود ضعیفیه و در برابر مسکلات کم میاره فکرنکردن؟
    نمی دونم به کجا داریم میریم. کاشکی یکبار به این اعتقاد دینی فکر می کردند. ایکاش
    بخدا من کشورم رو دوس دارم و سربلندیشو ازخدا میخوام اما نمی دونم تا کی قراره اینطور باشیم؟
    این رو هم بگم با اینکه میگم مسئولای ما باعث فقر وگرفتاری مردم شدن از هیچکدومشون بدم نمیاد
    بخدا من از سیداحمد خاتمی بدم نمیاد چون میدونم شاید هر کسی جای اون بود برای حفظ پست و مقام
    کار اونو انجام بده. البته نمی دونم اینها که دم از خدا و دین میزنن و اینطور مردم رو بخاک نشوندن چطور
    میخوان جواب خدا رو بدن که به اسم دین این بلا هارو سر مردم میارن؟
    شرمنده ام بزرگوار یه کم دلم گرفته بود. الان که این چند سطر بی سروته رو برای شما که سالهاست دست به قلم دارید
    نوشتم یه کم احساس سبکی می کنم
    از خدا میخوام من رو به پاکی نوجوانیم ببخشه
    از خدا می خوام شما که جونتون رو کف دست گذاشتین از بلاها حفظ کنه
    از خدا میخوام مسئولای جامعه ما بشینن و بدون حب و بغض یه نگاهی به چهره های تکیده و پیرمردهای 25-30 ساله ایران بندازن
    و اگه یه جریان عرفی در دنیا شناخته شده و همه از قوی و ضعیف باش کنار اومدن، اونا هم این رو بخاطر
    مردم قبول کردن. باورکنید ما شدیم “درس عبرت” برای جهان سومی ها
    و مطمئنم آمریکا در پشت پرده به امثال ما میگه اگه عقلانی رفتار نکنید به سرنوشت ایران
    دچار میشید
    از خدا میخوام هرچقدر سختی کشیدم حتی اگه یک روز از عمرم مونده باشه
    ببینم توی خیابون که قدم میزنم مردم خوشحال باشن و خنده های از ته دل هموطنام رو ببینم
    خدایا کمکمون کن
    خدایا کمکمون کن
    خدایا کمکمون کن
    از طرف برادر کوچک شما
    یه پیرمرد 32 ساله ایرانی
    ——————————
    نوری زاد:
    سلام پیرمرد گرامی
    ای من فدای جوانی هدرشده ی تو
    ای من فدای صداقت تو
    فدای ادب تو
    فدای آینده ای که همه ی ما چشم براه آنیم.
    آینده ای سرشار از خیر وبرکت
    روی گلت را می بوسم.
    با احترام

    —————————–

    عابد:

    آقای نوری زاد سلام
    باورم نمی شد حداقل اینقدر زود شما جوابم رو بدید
    بابت این مساله خیلی خیلی ازتون ممنونم
    دیگه قصد مزاحمت نداشتم، اما الان که پاسخ شمارو خوندم، یکبار دیگه نوشته های
    خودم رو هم خوندم و دیدم در بعضی جاها خیلی از حریم ادب خارج شدم
    و حرفهای نابجایی زدم
    خواهش می کنم گستاخی منو ببخشید. خدا شاهده دیشب در حد جنون تحت
    فشار بودم و شما تنها کسی بودین که می تونستم باهاش درد دل کنم
    حرفی ندارم بجز اینکه بگم
    بابت دلداری شما قلبا ازتون ممنونم
    بخدا از صمیم قلب میگم ایکاش الان پیشتون بودم و می تونستم صورت و شونه هاتونو ببوسم
    خدا پشت و پناه شما باشه
    برادر کوچک شما
    عابد

     
  9. در حال حاضر تنها دلخوشی خیلی از مردم ما اینه که رییس جمهور ما از تریبونهای رسمی انچنان نطق نمیکند که ما از سخنانش مجبور به خوردن قرص مسکن سردرد بشیم.وگرنه خناسان همچنان مشغولند

     
  10. بادرودبه استادعزیز.بنده کماکان بر این نظرپافشاری میکنم که افت مملکت ما ایت ا…ها هستند.انان فروشندگان دین ومعامله گران ابروی معصومان راه حقیقت اند.انان شیطان رابرلب چشمه تشنه میگذارند.وای بحال ما نادانان جاهل که اسیر این قوم بی مرام شده ایم.دوای درد ما استاد عزیزودرد شناسی چون شماست.

     
  11. sسريال 24 كه در 2008 در امريكا نمايش داده شده رئيس جمهور امريكا تيلور ورئيس جمهور ايران حسن در باره برنامه اتمي ايران با هم مزاكره مي كنند وحسن مي گويد كه حتما بايد تحريم ها لغو شود وما مشكل داريم وغيره مي توانيم بپزسيم كه لطفا گروه ورهبرشان را كه براي سالهاي اينده ايران انتخاب كرده اند معرفي كنيد ما از حالا ان را بشناسيم ويك روز به نام اسلام خميني را در ماه كرديد وبه ما خنديديد ولا اقل اتشغال بعدي را از حالا بدانيم كيست .اقاي كريمي را خوب معرفي كنيد رزيرا مردم بدانند چه اشغالهايي نماينده هستند.

     
  12. سردار ایرانی

    آقای نوری زاد
    شما بخشی از مشکلات اساسی کشور و حکومت را برشمردید از آنجاییکه ساده و کوتاه نوشتید از شما به سهم خودم سپاس گزاری می کنم.
    ولی مشکل اصلی کشور ما به نظر اینجانب آقای خامنه ای یا سپاه یا احمدی نژاد یا روحانی یا ظریف که شاهد هر روزه تشیع جنازه پاسداران در ایران است ولی ابز باید تکذیب کندغ نیست مشکل کشور ما نا آگاهی و جهلی است که مردم ایران دروستش دارند مردم ایران آنقدر که نام اسکندر و مختار و تیمور و چنگیز بر خود می نهند نام کوروش و داریوش ندارند و اگر مسایل مذهبی نبود نام های دیگر هم می گذاشتند. بله ناآگاهی نااگاهی و بدون اطلاع حرف زدن خرافات و منتظر یک ناجی تا بیاید راحت همه چیز را در اختیار شان قرار دهد. وگرنه خامنه ای نه یکی دیگر یا در سعداباد می نشینند یا در جماران یا در پاستور. با این مردم همین است که هست. شما همین موضوع آمریکا راببینید سلاح های صدام عمدتا روسی بودند. روسیه نیمی از خاک ایران را جدا کرده ایران را اشغال کرده اما عزیز دل برادر است. انگلیس هم چیمان روس بوده. فرانسه آن همه در جنگ به عراق اسلحه داد آلمان عمده مواد جنگ شیمیایی را تامین می کرد. ولی انگار دهان همه را با گل پر کرده اند مرگ ستار بهشتی نمونه ای از مرگ زدگی ملت است کک کسی هم گزیده نشد. ستار بهشتی مصداق دروغ همه کسانی است که برای امام حسین عزاداری می کنند چرا که ما اعتقاد داریم او برای دفاع از مظلوم کشته شد. و گرنه لباس سیاه و بر سینه زدن را می شود نوعی جشن یا مراسم مثل سایر مراسمی که در کشورها برگزار می شود نامید چه رقص زنان نیمه برهنه در برزیل ویا مردان نیم برهنه در ایران.
    بازهم سپاس از نکات کلیدی تان و هم یادآوری اینکه که باید بر سر مردم ایران کوبید که عاشق آقا بالا سر مثل شاه و ولی فقیه و …… هستند وافعا لنگه نداریم. درد مردم ناآگاهی و درمان آگاهی

     
  13. بع! ما نیکی وخرد و این سوسول بازیها را برای شعار مقدس «خون و شمشیر» کنار نهادیم. حالا شما میگی دوباره بریم سراغ خرد و نیکی و عقل و شعور؟ حاشا و کلا. هرگز!

     
  14. به جای قباد بگذارید ///////// :

    روز شکار، پیرزنی با قباد گفت / کاز آتش فساد تو، جز دود و آه نیست
    روزی بیا به کلبه‌ی ما از ره شکار / تحقیق حال گوشه‌نشینان گناه نیست
    هنگام چاشت، سفره‌ی بی نان ما ببین / تا بنگری که نام و نشان از رفاه نیست
    دزدم لحاف برد و شبان گاو پس نداد / دیگر به کشور تو، امان و پناه نیست
    از تشنگی، کدوبنم امسال خشک شد/ آب قنات بردی و آبی بچاه نیست
    سنگینی خراج، بما عرضه تنگ کرد / گندم تراست، حاصل ما غیر کاه نیست
    در دامن تو، دیده جز آلودگی ندید / بر عیبهای روشن خویشت، نگاه نیست
    حکم دروغ دادی و گفتی حقیقت است / کار تباه کردی و گفتی تباه نیست
    صد جور دیدم از سگ و دربان به درگهت / جز سفله و بخیل، درین بارگاه نیست
    ویرانه شد ز ظلم تو، هر مسکن و دهی /یغماگر است چون تو کسی، پادشاه نیست
    مردی در آنزمان که شدی صید گرگ آز /از بهر مرده، حاجت تخت و کلاه نیست
    یکدوست از برای تو نگذاشت دشمنی / یک مرد رزمجوی، ترا در سپاه نیست
    جمعی سیاهروز سیهکاری تواند /باور مکن که بهر تو روز سیاه نیست
    مزدور خفته را ندهد مزد، هیچکس/ میدان همت است جهان، خوابگاه نیست
    تقویم عمر ماست جهان، هر چه میکنیم / بیرون ز دفتر کهن سال و ماه نیست
    سختی کشی ز دهر، چو سختی دهی بخلق / در کیفر فلک، غلط و اشتباه نیست

     
  15. نوری زاد عزیز ، همچون ابوذر، تنها و بی یاور ، عریان و بی سپر ، بر خدایان زر و تکاثر شوریده
    و جان و حیات خو یش ، بازیچه بی خردان خنجر بدستی کرده که به اشارتی ، جان های شریف را به کمترین بهایی بی جان می کنند .
    نوری زاد یک تنه در برابر نابخردانی فریاد بر آورده که زنان را در برابر مردانشان مثله می کنند
    و با فریاد یا زهرا به کوی دانشگاه می تازند
    و جمجمه دخترکان بی دفاع را در انظار مردمان بی غیرت با ضربه باتوم منفجر می کنند .
    او آن مرد ارمانی “علی ” است که از غیرت خلخال دخترکی یهودی می میرد . و….

     
  16. أقای حسن روحانی : شایعات درباره سپاه را اصلاَ قبول ندارم؛ سپاه محبوب دل‌ها و در خط مقدم دفاع از انقلاب است
    نماینده ایرانیان : آقای روحانی شما دروغگوی بزرگی هستید.
    سپاه که خاندان ما ایرانیان را تاراج کرده و مال و ناموس ما را به باد دادند شاید محبوب دلهای شما و یک مشت اقلیت سرکوبگر باشد. اما بدان سپاه منفور دل ما ایرانیان است
    نتیجه : شما هم شریک حقوقی این دزدان بت پرست هستید

     
  17. آفای نوری زاد در تکمیل صحبتهای شما عرض کنم داستان آن مراجعی که در برابر تجاوز و شکنجه زندانیان سکوت می کنند ولی با دیدن چند تار مو فریاد وااسلاما سر می دهند.

     
  18. درود به اقای نوری زاد عزیز
    جمله امریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند چه جمله قشنگیست و در این 35 سال حکومت جمهوری اسلامی ان را به زبان اورده است باید این جمله را در حال حاضر اینگونه بیان کنند اخوند و سپاه و رییس جمهور حال و قبل و تمامی دستگاه جمهوری اسلامی در ایران همه غلطی کردند اعتیاد ،فقر ،فحشا ،دزدی ،جوانان بیکار ،صنایع روسپی سازی، جهل ، خرافات ، بی دینی و تمام بدبختی دیگر که پیش خواهد امد مقصر ان امریکا نیست اخوند و سرداران موفت خور هستد پس بهتر است بگویند جمهوری اسلامی اخوندی غلطهای بیشماری میکنند و خواهند کرد داریوش عزیز بهتر است از پدر خود ببپرسید چه کار کردید و میکنید که مردم و نوری زاد از شما مینویسند و چرا جوابگوی مردم و کارهایتان نیستید اگر پدر شما بی گناه باشد که نباید خجالت بکشد چون اقای نوری زاد دزدا را میگوید همان طور که قبل هم گفته بود ما در سپاه ادمهای با شرف هم داریم که با مردم هستند امیدوارم پدر شما با حکومت نباشد و با مردم باشد که اگر با مردم هست به پدرتان بگوید خجالت نکشد و لباسش را تنش کند و سرش را با سربلندی بالا بگیرد اگر واقعا دزد نیست

     
  19. سلام،

    یعنی می خواهی بگویی ایشان وضعیت را نمی دانست؟

    کسی که در شورای امنیت ملی بوده است

    کسی که نماینده مجلس بوده است

    کسی که رئیس مطالعات استراتژیک نظام بوده است

    …..

    چطور نمی دانست؟

     
  20. برای قضاوت زود است !

    آقای نوری زاد عزیز، اینکه می فرمایید روحانی به بن بست رسیده، اشتباه است قبول می فرمایید که برای قضاوت خیلی زود است ؟ تازه مگر قرار بوده آقای روحانی همه مشکلات را حل کنند ؟ در آنصورت نقش من و شما و مردم ایران چیست ؟
    بجای دلسرد کردن لطفا مردم را به دخالت بیشتر در پیشبرد اهداف تشویق کنید. تا زمانیکه احزاب قدرتمند سیاسی تشکیل نشده و فعالیت قانونمند خود را آغاز نکنند وضع به همین منوال ادامه خواهد یافت . قلم سحرانگیز خودتان را کمی متمرکز تشکیل احزاب و فعالیت آنها بکنید .
    در دوره آقای روحانی همین یک دستاورد کافی خواهد بود که احزاب قدرتمندی با هر نوع سلیقه سیاسی اجازه فعالیت بگیرند تا به تدریج با نقد حاکمیت راه را بر نیروهای مترقی و انجام اصلاحات واقعی باز نمایند.- با تشکر

    ——————–

    سلام جناب علی محمدی گرامی
    دراین نوشته من مطلقا نگفته ام آقای روحانی به بن بست رسیده بل گفته ام که ایشان با بن بست هایی روبروست که دیگران برایش تدارک دیده اند.
    با احترام

    .

     
  21. نظر دهندگان محترم
    مسئول بوجود آمدن حکومت استبدادی و دیکتاتور ی مردم میباشند.
    قاعتدا اکثر ما مردم ایران از اوضاع سیاسی و اقتصادی و اجتماعی امروز ایران با خبریم. اما سئوال این است که چرا برای رفع مشکلات حاد مملکت نه تنها اقدامی مفید و کافی نمیکنیم بلکه با روش اتخاذ شده همگام و همصدا با رژیم ولایت مطلقه فقیه در سیر سقوط ایران عمل مینمائیم؟
    اگر کسی قبل از واقعه سال 1357( تغییر نظام استبداد سلطنتی به نو ع دینی آن توسط اکثریتی بالای 90%) به قبر خانم معصومه در قم مخصوصا بازارچه قبل ورود به حیاط آن مجموعه سفری داشته بوده است آن فضای بازارچه را به خاطر دارد. حالا اکثر ما ایرانیها در عرض این 34 سال کل ایران را مانند آن بازارچه نموده ایم. جناب نوری زاد به باور من، مسئول و مقصر اصلی فلاکت ایران در تمام دوران فقط و فقط خود مردم ایران میباشند. جناب نوری زاد برای شناخت سریع یک ملت کافی است به نوع رانندگی آن مردم و نحوه برخور و نگاه آن ملت به زن نگاهی بیندازید.
    به امید روزی که عقل و خرد و اندیشه در همه ما ایرانیان به حد اعلا برسد تا فرهنگ سکولاری (جدائی دین از دولت) – که پله اول پیشرفت ایران است – در فرهنگمان نهادینه شود و دولتی منتخب مردم و برای مردم و پاسخگو به مردم را برپا کنیم.
    مهدی

     
  22. از کوزه همان برون تراود که در اوست.

    اگر مسولان و رهبران دزد و ریاکار هستند برای این است که ما مردمی دزدپرور و ریاکار هستیم. کشور ما هفتاد میلیون مشکل دارد: اولی خودم.

     
  23. ای کاش می شد یک بار در سال اقای خامنه ای را برای سوال و جواب در مقابل خبرنگاران بی طرف قرار میگرفت . و به یک سوال فقط جواب می داد.و ان این بود.برای چه انقلاب شد.دزدی-فحشا-قتل-جرم و جنایات -اعتیاد-بی قانونی چند برابر قبل از انقلاب شده است. کی و چه کسا نی انقلاب را نقد کردند و در جیب مبارکشان گزاشتند.و مردم را در فقر و فلاکت فرو بردند

     
  24. بجای اینکه صادیت.ان را بالا ببرید، منطقتان را قوی کنید

     
  25. جناب وحید
    شما ادب را از چه شخص محترمی به ارث برده اید؟بطور یقین کسیکه اسراییل را حرامزاده گفته ولی اگر همین شخص قرآن را خوانده بود از گفته خود پشیمان میشد چون چهار آیه در رابطه با اسراییل نوشته شده که اسراییل به سرزمین خود برمیگردد
    بطور حتم در منزل قران دارید این آیات را مطالعه کنید شاید از گفتار خود پشیمان شوید.
    (سوره یونس آیه93) (سوره بقره آیات 47 و 122) (سوره الاسراء آیه 104)
    وحید خان بعد از مطالعه این آیات به اشتباه خود پی خواهی برد و از آقای نوریزاد پوزش خواهی کنید. موفق باشید

     
  26. جناب وحید تو اگر ذره ای انصاف داشته باشی چنین حرفی را نمی زنی مگر اینکه از بابت رضای کس دیگری چنین بگویی. نوری زاد از جمله افراد شجاعی است که نمونه اش در این دوره و زمانه کم پیدا می شود. کسی که نمی تواند چشم خود را بر حققیت ببندد و با قلم جادویی اش که خدواند به او بخشیده در راه خدا و رضای خلق استفاده می کند. نوری زاد کسی است که نور بر پستوی تاریک دزدان و غارتگران این مملکت انداخته و آنها را افشا می کند. اکنون بر کسی پوشیده نیست که این نظام دست نااهلان و نامحرمان افتاده است کسانی که یک مملکت را صرفا برای منافع شخصی شان به گروگان گرفته اند و با نام اسلام بزرگترین ضربه بر پیکر دین می زنند. آینده روشن خواهد کرد که اینها اجیر شده کجا هستند. خیلی استادانه تر و بی رحمانه تر از دستگاه معاویه بر مسلمانان ظلم می کنند. مگر نمی دانید که دستگاه معاویه هم به عنوان رهبر مسلمین چه ها که بر سر پیروان راستین اسلام نمی آورد. آیا شما ذره ای معنویت دینی در چهره بسیاری از این کسانی که طی 8 سال مملکت را غارت کردند و حامیان آنها می بینی؟. شما ذره ای معنویت در نماز جمعه های و یا در سیمای سرداران سپاه و خیلی از کسانی که صدای وااسلامای شان گوش فلک را پر کرده، می بینید. دردی های میلیاردی را می بینند و می گویند اخبارش را کش ندهید و دستگاه قضا از کنارش می گذرد ولی بخاطر انتقاد کوچک یک جوان او را به دار آویزان می کنند. ایا این است عدالت اسلامی که با نامش یک مملکت را غارت کردند. آقای وحید شما چگونه این همه ظلم را می بینی و آنگاه کسی که بر این ظلم ها فریاد می زند را تقبیه می کنی؟. نوری زاد تنها نیست او صدای یک ملت است. خدا بر عزتش بیفزاید. او صدای مظلومان این کشور است. تو اگر انصاف داری ظالم را تقبیه کن نه مظلوم را.

     
  27. سلام بر آقای نوری زاد عزیز
    واقعا اجازه هست شما رو نقد بزنیم؟
    یعنی اگر با رعایت ادب و احترام کامل (که واقعا برای حضرت عالی قائل هستم) از شما سوالاتی بپرسم پاسخگو خواهید بود؟
    اگر هستید که بفرمایید تا من بپرسم
    با درود فراوان
    مصطفی

    ——————

    سلام مصطفای گرامی
    چرا که نه
    چشم براه پرسش ها و نقد شما هستم.
    با احترام

    .

     
  28. معني و تعريف رييس جمهور در نظام جمهوري إسلامي را آقاي خاتمي رهبر إصلاحات با صداقت كامل فرمودند : تداركاتچي !!

     
  29. سلام
    به يك عده راه زن ميگويي أموال برده شده را بيارن !؟ البته همين كه بگي آي دزد إز صد تا برگشت أموال بهتره
    رييس مجلس ما نمي تواند به رييس دفترش بگويد چه بكن و چه نكن حالا شما به رييس جمهور ميگي به وزير اعظم بگويد چه ؟ حتما رييس دفتر آقاي لاري جاني ميشناسي ؟

     
  30. نوریزاد عزیز اینها را فراموش کردید

    داستان زندانیان سیاسی که قول آزادیشان را داده بود
    داستان رهبران در حصر
    داستان تعطیلی روزنامه ها

    —————————

    سلام دوست من
    بله درست می فرمایید. خیلی موارد را فراموش کرده ام. مثل اعدام های گروهی و ضرب الاجلی. مثل فاصله ی طبقاتی. مثل دریدن پوست از تن اخلاق و مسلمانی و انسانیت. مثل زندانی کردن های خصمانه و مصادره های ظالمانه. مثل رواج انبوه خرافه به اسم دین.

    وخیلی موارد دیگر

    .

     
  31. دروود فراوان به شما. پست قبلی که گذاشته بودین درمورد آفت زدگی تاکستان انگور پدرتان و کشاورزان زحمت کش وطن. اتفاقا چندروز پیش اهواز با یکی دوستان که در زمینه شغل پزشکی فعالیت دارن پیرامون انگور صحبت شد که من نیز چون موضوع مزبور تو ذهنم بود بیان کردم که افت کش انگور چینی وارد شده که با باغات انگور چنین کرده.
    ایشان اتفاقا با ذکر مورد کاملا مشابه وجدید گفت هم اکنون پزشکان برای جراحی بیماران نهایت سعی دارن که بیمار رو بیهوش نکنن. چرا که داروی بیهوشی چینی وارد شده در کشور باعث مرگ چندین نفر شده که اتفاقا یک موردش مثلا پسر نوجوانی نام برد ویکی دیگر مردی حدودا 55 ساله که اتفاقا بچه محل قدیمی اینجانبه. ونیز موارد دیگر که برای جراحی ولو ساده بیهوش شده و هرگز بهوش نیومدن و فوت کردن. جای تعجبه چندی پیش هم اخباری مبنی بر مرگ عده ای هم وطنانمان به جهت تزریق آمپول پنی سیلن برای درمان گلودرد وسرماخوردگی ساده پیچیده بود. برخی دچار مرگ و برخی تشنج شدید تا سرحد مرگ شدن. سایر موارد مشابه هم که زیاده. مثل آتش سوزی پژو 405 در آمار بالا وآتشسوزی ومرگ سرنشینان دراثر قفل دربها بخاطر ضربه ساده وارد شده به قسمت جلو خودرو در اثر تصادف حتی خفیف وساده کما اینکه هرچه رسانه ها از ایران خودرو سوال میکردن نقص فنی رو تکذیب میکردن ومیگفتن کارشناسای ما بررسی کردن و در اثر تصادف مردن نه آتشسوزی. تا اینه بلاخره بعد از فشارهای زیاد و لوس شدن مورد خیلی ساده پذیرفتن و همه پژوهارو فراخوان زدن به نمایندگیها ورفع نقص کردن. موارد مشابه بسیار زیاده که حال کشاورزن زحمتکش اینبار ضرر مالی کردن
    من بعنوان يک ايرانی بخاطر حضور بر مزار ستار بهشتی وحمايت وسخنانتان قدردانی ميکنم. قطعا حضور افراد شجاع وبی باکی چون شماست که راه تغييرات را درجامعه فراهم ميکند. سپاس فراوان و بی کران

     
  32. نفرین به نوری زاد با این قلم جادویی ش
    نفرین به نوری زاد با این قلم سحرآمیزش
    تو آرامش پدر منو گرفتی نوری زاد
    میگه قلم نوری زاد مثل سوهان می مونه
    میگه با پنبه سرمی بره
    با هرمطلب تو پدرم می میره و زنده میشه
    لعنت به تو که از قلمت در راه شیطان استفاده می کنی
    پدر من آدم مذهبی یه اما من نیستم
    تو نوری زاد هفته ای یه بار پدر منو می کشی زنده می کنی
    لعنت به تو
    دوست دارم یه روز خراب شدن تو و به زانو افتادن تو ببینم
    خجالت بکش اینهمه با سران کشور درنیفت
    کاری کردی که پدرم دیگه با لباس نظامی بیرون نمی ره
    تو سپاهی ها رو لجن مال کردی نوری زاد
    نابود بشی
    نابود
    —————–

    سلام داریوش گرامی
    سلام مرا به پدرت برسان و به او بگو: جمعی از سرداران سپاه، هم خود را هم همه ی بخت و اقبال کشور را به لجن کشیده اند. این هیچ ربطی به نوشته های من ندارد. اگر پدرشما از نوشته های من رنج می برد و همچنان آنها را مطالعه می کند، خوشحال باشید که در درون ایشان هنوز یک وجدان نا آرامی هست که وی را می آزارد. وگرنه مثل خیلی از سرداران فربه از مال مردم، اعتراض ما و کل کائنات را به بند کفش فرزندانشان هم حساب نمی کردند. درضمن دوست من، بیاموزیم که بجای لعن و نفرین و شعارهای نابودی، مخالفان خود را نقد کنیم. این برای سلامت روانی ما مناسب تراست.
    با احترام

    .

     
  33. محمد مهدوی فر

    محبت من در سالهای اخیر نسبت به مقام معظم رهبری قدری کم شده بود . از روز 12 آبان امسال که ایشان در سخنرانی کوبنده ی خود رژیم اسراییل را حرام زاده معرفی کردند و کودکان حاضر در مراسم سخنرانی ، تکبیر گفتند ، محبت من نسبت به ایشان مجددا اوج گرفت و اگر ایشان قول بدهند در سخنرانی بعدی به نخست وزیر اسراییل فحش مادر ///// بدهند ، ارادت من به ایشان استحکام بیشتری خواهد یافت .
    بزن دست توسل بر دروغم * (شفا می گیری از باد آروغم)
    هنر بارد ز هر انگشت دستم * (بخیه می زنم بر آب و دوغم)
    مپندارید از لطف چراغ است * (که اینسان غرق در نور و فروغم)
    سخن راچون که مادرزاد گفتم * (بلاغت داشتم قبل از بلوغم)
    الا ای مردمان دورم بگردید * (چه حالی می دهد دور شلوغم)
    میان صحبتم تکبیر گویید * (تعجب در کنید از این نبوغم)
    یک از صدمعجزم درحج چنین بود * (که بر میگشت بر من هر کلوغم)
    دعا کردم ز هر سو غم ببارد * ( نمی دانم نبارید از چه سو غم)

     
  34. ///////////// به تو نوری زاد که حیا را قورت داده ای و نجابت را بالا آورده ای
    ///////// کثافت
    //// بی همه چیز

     
  35. آقای نوری زاد
    آقا جان لیاقتش را نداشتی به تو پست در این مملکت ندادند ؛ چرا خودتان را به زمین و آسمان میزنی عوضش پولهای مفت بیت المال را که به شما میدادند آن فیلمهای مزخرف و بی سرو ته مثل چهل تن و بر بال پروانه را بسازی بس نبود ؟ خرج آقا ابوذر در امریکا در نمیآمد ؟

     
  36. بانوی ایرانی

    سلام
    همه راها به بن بست ولایت فقیه ختم میشود بن بستی که باید روزی با عزم ملی بر سر ظالمان آوار شود
    جناب نوری زاد در مورد بعد التحریر که اشاره کردید خوش خیالیه اگر فکر کنیم اموالی که از شما و خیلی ها به سرقت رفته در انباری نگهداری میشود میشه تصور کرد که اینگونه اموال به عنوان دست خوش بین سارقان تقسیم شود و چنانچه زمانی خیالی لاشه اینگونه اموال از منزل این سارقان جمع آوری شود بعید می دانم با توجه به پیشرفت تکنولوری به درد شمای نوعی بخورد اینها یک ملتی را به اسارت گرفتند آینده و امید را از ما گرفتند غارت و چپاول ثروتهای این سرزمین با آهنگ تحریمها برایشان کند شده و بدنبال سرعت بخشیدن به آن هستند و لاغیر .

    —————–

    سلام بانوی خوب
    من خود می دانم که اینان اموال برده شده ی مرا پس نخواهند داد. پس حالا که آنها اموال من و بسیاری چون مرا دزدیده اند چرا نباید داد بزنم : آی دزد؟
    اگر بدانید این فریاد چه طعم خوشایندی دارد! بگذار ندهند و ما هرازگاهی داد بزنیم: آی دزدان اطلاعات، آی دزدان سپاه.
    با احترام

    .

     
  37. سید ابوالفضل

    آقای nvfvn گرامی
    سلام بر شما
    مسلمانی و مسلمانان
    ****************
    برای دوستانی که برای اولین بار مطلب من را خطاب به جناب nvfvn می خوانند ، توضیحات زیر را ضروری می دانم . ایشان در نوشته ای مرقوم فرموده بودند که ، روشنفکرانی مانند دکتر شریعتی و جلال آل احمد و آقای نوریزاد را خیانت کار می دانند . و علاوه بر این لازم دانسته بودند که گردنشان زده شود . من در نوشته ای که خطاب به ایشان نوشتم ، نوشته ی ایشان را تقبیح کردم و ایشان را سفارش کردم که از چنین مواضعی دست بردارند .
    ایشان نیز متقابلا در نوشته ای که تحت کامنت های مطلب “یک سفر ، شش دیدار ، یک مصاحبه ی ” سایت آقای نوریزاد منتشر شد ، به من پاسخ دادند. من پاسخ ایشان را که اغلب بی ارتباط به موضوع بود ، نپذیرفتم و به برخی از نکات اصلی آن در دو نوشته ی قبلی ام پاسخ دادم .این سومین قسمت نوشته ای است که در بررسی پاسخ ایشان ، می نویسم . در این سومین نوشته در صدد هستم که به یک فراز دیگر از پاسخ ایشان ، بپردازم .
    جناب nvfvn گرامی !
    قبل از ورود به بحث اصلی می خواهم بگویم که پراکنده گویی ، مارا و دیگر دوستانی که بحث را دنبال می کنند ، به جایی نخواهد رساند. به عنوان مثال در نوشته ی اولم نشان دادم که این که شما مرا به واسطه ی این که سید هستم ، از دفتر ایرانیان خط بزنی ، کار درستی نیست . کاری ندارم که شما متولی کشور و صاحب اختیار آن نیستی و حق نداری که به میل خودت کسانی را ایرانی و کسانی را غیر ایرانی بدانی . شما هم یکی از میلیون ها ایرانیانی هستی که در این گستره ی جغرافیایی زیست می نمایند و دارای حقوق برابر با دیگران . اما من به ابهامات شما مستدل پاسخ دادم و نشان دادم که اگر با استدلال شما بخواهیم ایرانی و غیر ایرانی را جدا کنیم ، شاید سرانجام “علی بماند و حوضش” . فی المثل نمی شود تعیین کرد که خود شما آیا ایرانی هستی یا خیر ؟
    شما در پاسختان به جای این که مثلا نشان دهی که منظورت از” ایرانی ” کیست ، و مطابق آن تعریف چگونه می توانی نشان دهی که من ایرانی نیستم ، بازهم مثل قبل سخنانی بی ارتباط با موضوع را مطرح کرده ای که کمکی به روشن شدن موضوع نمی کند . و این منفعتی برای بحث ما نخواهد داشت . من ایرانی هستم . این که معلوم است . سخن شما هم تاثیری در آن ندارد . فقط من می خواستم نشان دهم که استدلال شما تا چه حد بی پایه است . شما اگر منطقی بخواهی برخورد کنی ، چاره ای نداری جز این که بپذیری که در این خصوص اشتباه کرده ای. یا این که دلیل منطقی بیاوری که “ایرانی” طبق تعریف شما چیست ؟ ومن چرا مطابق آن تعریف ایرانی نیستم . بقیه ی “آسمان ریسمان” کردن ها منفعتی برای شما نخواهد داشت.
    اکنون می پردازم به فراز دیگری از نوشته ی شما .شما خطاب به من نوشته ای :
    ” آقای ابوالفضل تمام سخن من به آقای نوری زاد به تمام هموطنانم به تمام مومنین به تمام روشنفکران این است که اسلام ویرانگر فر هنگ سنن شخصیت ارزش وانسانیت ما ایرانی هاست بخصوص در این چند سال که اگر منصفانه نگاه کنید خواهید دید که چقدر با این اسلام ناب محمدی در دنیا بی حیثیت شده ایم” .
    من نمی دانم چرا برای برخی این اندازه دشوار است که بین “مسلمانی” و “مسلمانان” تفاوت ، قائل شوند . شاید این به نوعی خواست مجادله کننده در “مصادره به مطلوب ” باشد .فرض کنیم که تمامی عملکرد حاکمان مدعی دینداری در پس از پیروزی انقلاب تا کنون ، نادرست بوده باشد . خوب این چه ربطی به مسلمانی مسلمانانی دارد که خود نیز ممکن است با آن عملکردهای حاکمان ، مخالف باشند . شاید من نیز در پاره ای موارد با شما در این خصوص همداستان باشم . شاید در مواردی انتقاداتم تند تر وشدیدتر از شما باشد . شاید من بیش از شما با ولایت فقیه مخالف باشم . شاید من بیش از شما با نظارت استصوابی مخالف باشم . در عین حال می بینی که من مسلمانم و شما نیستی . واین ربطی به اعتقادات دینی ما و شما ندارد .
    درست یا نادرست ، پس از پیروزی انقلاب تا کنون بسیاری از مسلمانان ، منفردا و یا با هویتی سازمان یافته ، با جمهوری اسلامی و سردمداران آن ، مخالفت کرده اند و می کنند . این مخالفت البته سطوح متفاوتی داشته است . برخی انتقادات محدودی داشته اند و برخی دیگر از اساس مخالف بوده اند . برخی از آن ها شدت مخالفتشان بیش از شما هم بوده است . به عنوان مثال من از گروه فرقان نام می برم که مخالفتش با “آخوندها” و به قول خودشان “حکومت آخوندی” ، بسیار شدید تر از شما بود . با این حال ان ها مسلمان بودند . جالب است که بدانید ، اغلب رهبران گروه فرقان ، بر خلاف من و مثل شما ، در حوزه نیز “تلمذ” کرده بودند.
    من با صحت اندیشه ی این گروه های مسلمان و یا این مسلمانان منفرد مخالف حکومت و همین طور شما ، فعلا کاری ندارم . بحث من چیز دیگری است . می خواهم بگویم که ربطی بین اعتقادات مذهبی مردم و میزان مخالفتشان با حکومت مستقر فعلی ، که پسوند “اسلامی” را و پیشوند “جمهوری” رایدک می کشد ، الزاما وجود ندارد . می شود با اعتقادات مذهبی با آن ضدیت نمود ، مانند گروه فرقان . ومی شود با اعتقادات غیر مذهبی با آن موافق بود ، مثل حزب توده .
    به نظر شما درست است که من کلا همه ی آن هایی را که اعتقادات غیر مذهبی دارند درجبهه ی موافق حاکمیت قرار دهم ، مثلا به این دلیل که حزب توده ، یا حکومت های کمونیستی شوروی و چین و کوبا و کره ی شمالی ،حاکمیت فعلی را تایید و از آن پشتیبانی می کنند. این همان اندازه غیر منطقی است که شما اقتدارگرایان حاکم را با کل مسلمانان و “مسلمانی” یکسان تلقی کنی و انتقاد به حاکمیت را ، انتقاد به همه ی مسلمانان بدانی .
    دو انسان کاملا یکسان وجود ندارد . پس دو نفر که اعتقادات کاملا یکسانی داشته باشند نیز ، وجود ندارد . در نتیجه به تعداد انسان ها “اعتقادات” متفاوت وجود دارد .مشابها ، از اسلام نیز قرائت های متفاوت وجود دارد . شاید به تعداد مسلمان ها . در این گرایش ها و اعتقادات مختلف مسلمانی ، طیف گسترده ای از نظر موضع گیری در مقابل حاکمیت فعلی وجود دارد .از موافق صد در صد تا مخالف صددر صد . درک انسان ها از دعوت پیامبر و از مسلمانی کاملا به میزان شناخت و تربیت انان بستگی دارد . کسانی آن را چون شما می یابند . کسانی چون من . این “تکثر” علی رغم میل من وشما وجود دارد .
    راهی نداریم جز این که این “تکثر” را بپذیریم . همه به اعتقادات یکدیگر احترام بگذاریم . و آن گاه که در حوزه ی نظری با هم مواجه می شویم ، به عنوان دو انسان ، برای یکدیگر حقوق مساوی قائل باشیم . البته آشکار است که هرکس اعتقادات خود را درست تر می داند ( صرف نظر از آنانی که برای امرار معاش و یا هر دلیل دیگری ، ریا کارانه و با مخفی کردن اعتقاداتشان ، متظاهرانه برخورد می کنند ) . زیرا در غیر این صورت بدیهی است که فرد دیدگاهش را تغییر می داد ودیدگاه برتر را انتخاب می کرد . بنابراین او حق خواهد داشت که اعتقاداتش را بیان و تبلیغ کند و در جهت هم سو کردن دیگران با خود گام بردارد . اما حق ندارد که دیگران را دارای حقوقی کمتر از خود بداند .
    یک توضیح دیگر را نیز ضروری میدانم . در طول تاریخ ، دین برای خدمت به حکومت ها مورد سوء استفاده قرارگرفته است . این واقعیتی آشکار ، تلخ ، و غیر قابل انکار است . همانطور که هنر مورد سوء استفاده قرارگرفته است . همان طور که فلسفه مورد سوء استفاده قرارگرفته است . همان طور که سایر علوم انسانی و اجتماعی مورد سوء استفاده قرار گرفته است . همان طور که اصولا علم مورد سوء استفاده قرار گرفته است .
    به نظر شما درست است که دانشمندان را محکوم کنیم به این دلیل که حاکمان از دانش آن ها برای بسط قدرت خود ، سوء استفاده کرده اند .و نیز درست است که به همین دلیل ، هنرمندان ، فیلسوفان ، مورخان و … ، تخطئه شوند . آیا علم ، فلسفه ، هنر ، جامعه شناسی، تاریخ و… بد است ، چون از آن ها برای بسط قدرت حکام و ادمه ی سلطه گری آن ها سوء استفاده شده است . اگر جوابتان منفی است ، پس چرا دین را استثنا می کنید ؟
    به نظر من این که دین مورد سوء استفاده قرار گرفته ، “عیب” آن محسوب نمی شود . برعکس . این نشان از کارآیی و قدرت دین است که حکام سوء استفاده از آن را در دستور کار خود قرار می دهند . هیچ ابزاری نمی تواند تا این اندازه قدرت درونی و اعتقاد ایجاد کند . به همین دلیل نیز حکام به شدت خواهان به کارگیری آن هستند . نگاه کنید به حوادث پس از انتخابات سال 88 . چه چیز می توانست بسیجیان را ترغیب کند که این طور ، فی سبیل الله ، به خیابان بیایند و “قربه الی الله ” برادران و خواهران خودشان را سرکوب کنند . آن ها با هر باتومی که به سر معترضی فرو می آوردند ، در آرزوی قرب الهی و بهشت رضوان بودند . این همه عملیات انتحاری ، که اکنون در دنیا در حال وقوع است ، با چه ابزاری جز ایمان مذهبی ، توجیه می شود . این مثال ها قدرت دین را در ایجاد اعتقادات عمیق درونی ، نشان می دهد . بدیهی است که هر حاکمی تمایل دارد از این امکان بی نظیر ، برای بسط قدرت خود و تحکیم پایه های حکومتش سود ببرد . این رمز سوء استفاده از دین ، علم ، فلسفه ، تاریخ ، جامعه شناسی و… است . و این سوء استفاده هرگز نمی تواند مانع از درک مواهب آن ها باشد .
    به نظر من ،برای آقای nvfvn ضروری است که بین این دو تفاوت قائل شود : “مسلمانی” و “مسلمانان” . آن گاه او درک خواهد کرد که سید ابوالفضل دشمنش نیست و گردنش را نخواهد زد ، بلکه شاید بتواند بین این دو ، دوستی والفتی نیز برقرار گردد . آن گاه درک خواهد کرد که علی رغم سوء استفاده از دین توسط حکام ، روشنفکرانی هم چون شریعتی و نوریزاد هم هستند که می شود حداقل در پاره ای موارد آن ها را انسان هایی شریف و تلاشگر تلقی نمود که ، حاضرند همه ی هستی خود را برای بهروزی بشریت ، کف دست گیرند و تا پایان از پای ننشینند . آیا به نظر شما این دیدگاه مبتنی بر “عشق” ، بهتر از “نفرت” نیست ؟
    ارادتمند
    سید ابوالفضل

     
  38. سلام نوری زاد
    کمی آرام تر
    زیاد داری تند می ری
    تنها می مونی
    از ما گفتن
    هرچی می خوای گاز بده
    یه کم فکر کن
    ببین چی رو داری برا چی فدا می کنی/
    خسرالدنیا و الاخره می شی
    نه دنیا داری نه آخرت
    گفته باشم

     
  39. متاسفانه به هر اندازه كه ناتوانى حكومت در اداره صحيح مملكت بيشتر بر ملا ميشود خشونت وسبعيتش بيشتر ميشود مثلا معلوم نيست بچه دليل اينگونه خونياشامانه به جان سنيها افتاده ودر گوشه كوشه ايران هر روز انها را اعدام ميكند
    اخرينش هم اعدام شير كو معارفى بعد از پنج سال تمام زندانى بودن بود اگر حتى در پنج سال قبل او طرفدار گروهى بوده ايا بعد از پنج سال همان نظر را داشته ومستوجب اعدام بوده است
    ظاهرا اقايان از مملكت دارى تنها نكته اى را كه ميدانند اعدام ومجازات است

     
  40. فقط خواستم بگم بهت افتخار می کنم
    من فامیلیم افتخاریه اما چیزی ندارم بهش افتخار کنم
    اما به اسم تو و راه تو که فکر می کنم می بینم نوری زاد تو قله افتخار ایستاده
    بهت افتخار می کنم
    من داشتم از دست می رفتم
    نه خدا رو قبول داشتم نه آخرت و نه چیز دیگه ای رو
    چیز ی نمونده بود خودکشی کنم دوستم صادق گفت یه سر برو تو سایت نوری زاد من راستش مطلبی نمونده که از شما نخونده باشم من الان دوماهه سرم توسایت شماست منو زنده کردی نوری زاد

     
  41. درود به نوری زاد و خوانندگان این سایت

    من از صحبت های رهبر اونجا خیلی بدم اومد که تعادلشو از دست داد و برای گرفتن تکبیر از حاضرین مرتب عصبانی می شد مخصوصا این جمله ش که:

    (پنجه‌ قدرتمندان مالى و کمپانى‌هاى صهیونیستى بر دولت آمریکا و کنگره‌ آمریکا و مسئولان آمریکایى آن‌چنان مسلّط است که اینها مجبورند ملاحظه‌ى آنها را بکنند، ما که مجبور نیستیم ملاحظه‌ آنها را بکنیم. ما از روز اول گفتیم، امروز هم می‌گوییم، بعد از این هم خواهیم گفت: ما رژیم صهیونیستى را یک رژیم نامشروع و حرام‌زاده می‌دانیم)

    شما را بخدا ببین رهبر مسلمین جهان را که چقدر از ادب فاصله گرفته و مثل این آدمای چاله میدونی چاک دهنشو وا کرده می گه حرامزاده. آقای محترم مردم دنیا باید از شما طریق مودب بودن را یاد بگیرن. این چه طرز حرف زدنه؟
    من با نوری زاد موافقم که آقای روحانی بن بست های زیادی جلوش هست که کاری ترینش همین رهبر و دشمن دشمن کردنهای اونه.
    خدا به ما رحم کنه که اراده ما افتاده دست کیا

     
  42. سلام به محمد نوری زاد
    من سیزده آبان رفتم خیابان طالقانی تا این کارناوال دولتی را تماشا کنم . راستش چیزی که دستگیرم شد این بود که حکومت اینجا مرگ برآمریکا می گوید تا در مذاکرات یه لقمه جلوش بندازند. البته این خیال خام است. درسایت گویا به گزارشی برخوردم از مراسم سیزده آبان . این گزارش همونی است که اگه می خواستم بنویسم اینجوری می نوشتم. بیچاره روحانی و وزراش که مجبورند برخلاف میلشون دراین مراسم حکومتی شرکت کنند تا شریعتمداری بهشون انگ نزند

    ———————–

    يک گزارش حاشيه‌ای از ۱۳ آبانی متفاوت

    فواد شمس – خبرنگار هفته نامه حاشيه – ترافيک اطراف ميدان هفت تير، خيابان مفتح و کريم خان در يک صبح پاييزی نيمه ابری که هوای تهران را دلپذی تر کرده بود، اولين چيزی بود که توجه شهروندان را جلب می کرد. اتوبوس های متعددی که روی شيشه شان نام مدارس ، دبيرستان هاو هنرستان های مناطق مختلف تهران را نوشته بودند، ترافيک اين خيابان ها را قفل کرده بودند. شهروندان مجبور بودند پياده به سمت خيابان طالقانی بروند چه آنانی که می خواستند سر کار و زندگی خود بروند چه آنانی که ميخواستند به راهپيمايی ۱۳ آبان برسند. تظاهرات کنندگان ۱۳ آبانی در گروه های چند نفری به سمت خيابان طالقانی می رفتند. در اين بين بچه ای مدرسه ای با شيطنت و سر زندگی خود فضای جالبی در خيابان های اطراف ساخته بودند.

    غريبه ها در پارک خانه هنرمندان
    پارک هنرمندان واقع در خيابان ايرانشهر در صبح پاييزی دلپذير ۱۳ آبان ميزبان تيپ هايی بود که در روز های ديگر قطعا راه شان هيچ گاه به اين پارک و خانه هنرمندان نمی خورد. ايستگاه های صلواتی برای پذيرايی از اين غريبه ها در پارک برپا بود برخی هم ترجيح داده بودند که به جای راهپيمايی در خيابان طالقانی در پارک قدم بزنند يا روی نيمکت ها بنشينند.

    آغازی در هم بر هم!

    معلوم نبود مسير راهپيمايی از کجا به کجا است؟ هر کسی يک طرف می رفت. ساعت آغاز راهپيمايی هم معلوم نبود. از آن طرف تعداد بی شماری بلندگو هر کدام يک شعار يا يک نوحه يا يک سرود پخش می کردند. همهمه ی اين بلندگو ها به شکلی بود که حتی شعار های افراد داخل خيابان که گه گاهی می خواستند شعار بدهند در آن گم می شد. وانت های متعدد در مسير راهپيمايی هريک کار خودشان را می کردند. در کنار اين ها غرفه های متعددی هم از طرف معاونت فرهنگی شهردای تهران برپا شده بود که در يکی بچه ها به بازی مار و پله می پرداختند در ديگری کودکان نقاشی می کردند و در يکی ديگر هم از جنايت های آمريکا در دنيا تصاويری به نمايش گذاشته شده بود.

    نه قرمز نه آبی فقط زرد طلايی
    نکته قابل توجه ای که در راهپيمايی امسال مشهود بود غلبه رنگ زرد طلايی در پرچم ها و پلاکارد هايی بود که در آن انواع و اقسام شعار ها و تصاوير نوشته شده بود. حتی کاور دانش آموزانی که از مدارس مناطق مختلف تهران با اتوبوس وهمراه با معلمان شان آمده بودند هم زرد رنگ بود. شايد هماهنگ کنندگان اين راهپيمايی برای اين که دعوای قديمی قرمز و آبی های پايتخت اين جا هم تکرار نشده باشد خواستند نه قرمز نه آبی بلکه زرد طلايی باشند.

    محصلهايی که منتظرند، ۱۳آبان برسه
    تعداد زياد بچه های مدرسه ای در اين راهپيمايی بسيار مشهود بود. البته اين روز به نوعی يادآور شهدای دانش آموز سال ۱۳۵۷ است و اين سنت قديمی اين راهپيمايی است که بچه های مدرسه ای در آن شرکت کنند. قطعا بسياری از دهه ۶۰ ای ها و دهه ۷۰ ای ها خاطرات زيادی از اين راهپيمايی دارند و نقطه مشترک تمام اين خاطرات هم بيرون اومدن از مدرسه است. گويا بر و بچه های امروزی هم مثل اسلاف خود فکر می کنند و به خروج از مدرسه علاقه دارند. بعضا با معلم ها و مديران همراهشان کلانجار می رفتند که ساعات بيشتری را در خيابان بمانند تا “زنگ خونه” بخورد و ديگر سر کلاس نروند. البته حضور پر شور و هيجان اين بچه ها که يک تجربه جمعی در خيابان داشتند شور و حال جالبی به مراسم داده بود. کودکانی که به راحتی در خيابان فرياد می زدند با هم شوخی می کردند. دختران مدرسه ای که صورتشان را رنگ پرچم ايران کرده بودند. پسران نوجوانی که شيطنت های شان پايانی نداشت و البته برای همه آنان خيلی هم جالب بود که ده ها دوربين به دست از آنان عکس بگيرند و تلاش می کردند بهترين ژست هايشان را بگيرند.

    بيلبورد های جمع آوری شده اين بار در دست تظاهرات کنندگان
    بيلبورد هايی که با نام “صداقت آمريکايی” معروف شده بودند و کلی جنجال به پا کردند و آخرش هم معلوم نشد از طرف چه ارگان و نهاد و شخصی در اقصا نقاط تهران نصب شده بودند و بدون هيچ توضيحی هم ناگهان جمع آوری شدند، اين بار به شکل پلاکارد در دست تظاهرات کنندگان به تعداد زيادی ديده می شد. از آن طرف برخی از ابتکارات همچون ساختن عروسک های عمو سام و اوباما در نوع خودش شايد تکراری اما هنوز هم جلوه گر بود. نقاشی های کودکانه هم دردست برخی از دانش آموزان جلوه جالبی به مراسم داده بود.

    آگهی ترحيم برای اوباما
    يکی ديگر از ابتکارت جالب توجه در اين مراسم آگهی ترحيمی بود که برای باراک اوباما درست کرده بودند و به شکل يک بيلبورد بزرگ پشت يک نيسان وانت بار گذاشته بودند. در اين آگهی ترحيم اوباما را “دوزخ مکان” دانسته بودند و مرگ وی را به اطلاع کليه ظالمين و مستکبرين جهان رسانده بودند. از همگان هم دعوت کرده بودند که در مراسم “جشن و پايکوبی” در روز ۱۳ آبان شرکت کنند. در آخر هم نوشته بودند از طرف : تمامی مستکبرين جهان و ساير وابستگان.

    اتوبوس های پارک شده، رانندگان پرچم به دست
    خيابان مفتح از ظلع جنوبی ميدان هفت تير تا تقاطع خيابان طالقانی عملا تبديل به پارکينگ اتوبوس ها شده بود. اين اتوبوس ها که از مناطق مختلف تهران راهپيمايی کنندگان را به جلوی سفارت سابق آمريکا آورده بودند عملا ترافيک اين منطقه را قفل کرده بودند. رانندگان اتوبوس ها هم با سازماندهی بسيج شرکت واحد يک پرچم بلند ايران را دور تا دور ديوار سفارت به دست گرفت بودند و برخی هم پلاکارد به دست به ديوار سفارت تکيه داده بودند.

    هليکوپتر در آسمان تور گردشگری روی زمين
    پرواز گاه به گاه هليکوپتر در آسمان با استقبال افراد حاضر در محل مواجه می شد. اکثر حاظران که نوجوانان مدرسه ای و جوانان بودند با شور و شوق و شادی برای هليکوپتر دست تکان می دادند و سوت و کف می زدند. دراين بين دو خانم هم با دوربين و پلاکارد از فرصت استفاده می کردند و بعضا پلاکاردی که روی آن تبليغات يک تور گردشگری بازديد از موزه ۱۳ آبان (داخل محل سفارت سابق آمريکا) نوشته شده بود، به دست دانش اموزان حاضر در محل می دانند تا با آن عکس يادگاری بگيرند.

    سخنرانی جليلی و شور و شوق حاضران
    سخنران مراسم سعيد جليلی بود. وقتی نام وی از تريبون اعلام شد برخی از حاضران برای او ابراز احساسات کردند و کف زدند. اما بعد از چند دقيقه از سخنان جليلی آرام آرام شور و هيجان جمعيت فروکش کرد. به نظر می رسيد لحن صحبت کردن خشک و سرد سعيد جليلی جمعيت حاضر را راضی نکرد. حاضران آرام آرام مراسم را ترک می کردند و زمزمه “اتوبوس ها کجا وايستادند” ” ايستگاه مترو کدام طرف است؟” شنيده می شد. صحنه ترک محل سخنرانی توسط جمعيت هر بيننده ای که اندکی استاديوم رو هم باشد ياد صحنه هايی می انداخت که تيم محبوب در دقايق پايانی ۳ به هيچ شکست خورده است و تماشاگران استاديوم را ترک می کنند.

    ديالوگ يک خبرنگار آمريکايی با اژه ای
    در حاشيه اين مراسم ديالوگ خبرنگار abc news با محسنی اژه ای در نوع خود جالب بود.

    وقتی همه رفتند؛ ربيعی آمد

    افرادی همچون اژه ای، شريعتمداری، چمران، بيادی، رسايی، الله کرم، مهرداد بذرباش، محسن رضايی، حداد عادل و جمع ديگری از شخصيت های سياسی نزديک به جناح اصول گرا و همچنين از طرف دولتی ها نيز محمد شريعتمداری معاون اجرايی رييس جمهوری، علی اصغر فانی وزير آموزش و پرورش، سيد حسن قاضی زاده هاشمی وزير بهداشت، رضا فرجی دانا وزير علوم، سجادی وزير پيشنهادی ورزش و جوانان حضور داشتند ولی حسن روحانی هم غايب بود، اما تک وتوک عکس های رئيس جمهور منتخب در ميان تظاهرات کنندگان ديده می شد. در انتهای مراسم وقتی همه در حال بازگشت از خيابان طالقانی بودد. علی ربيعی وزير کار و رفاه و امور اجتماعی همراه با چند تن از همراهانش در خيابان ديده شدند. البته وی ترجيح داد چندان نياستند و با قدم های تند راه برود و در مقابل سوال خبرنگار حاشيه مبنی بر يان که: آيا هنوز هم آمريکا را امپرياليست می داند؟ گفت: بگذاريد برای بعدا!

    شومن ها معرکه گرفتند
    حضور برخی افراد با چهره های خاص و آرايش مو و نوع لباس پوشيدن شان برای همه جالب توجه بود. بسياری از عکاسان از اين افراد شو من عکس می گرفتند و برخی از تظاهرات کنندگان هم در صف ايستاده بودند تا با اين شو من ها عکس يادگاری بياندازنند. تا جايی که در انتهای مراسم در تقاطع خيابان طالقانی و سپهبد قرنی دو تن از اين شومن ها معرکه ای گرفته بودند و عکاسان از آنان عکس می گرفتند.

    خيابان را به حالت عادی بازگردانيد

    در انتهای مراسم بعد از اتمام سخنرانی سعيد جليلی يکی از مداحان شروع به خواندن نوحه برای امام حسين کرد که برخلاف سخنرانی جليلی اين نوحه خوانی مورد توجه جمعيت قرار گرفت جوانان با آن سينه می زدند و سالمند تر ها هم اشک می ريختند. در انتها هم مجری از مردم خواست با نظم و آرامش خيابان را ترک کنند تا ماموران راهور خيابان را به حالت “عادی” بازگردانند. اما هيچ کس حواسش به مقدار زياد کاغذ و زباله ای که بر کف خيابان ريخته شده بود نبودند. هيچ کس حواسش به رفتگران زحمتکش شهردای که بايد ساعت ها برای”عادی” کردن خيابان جارو بکشند نبود.اما بودند تک و توکی به به دوستان لواشک فروش و باقالی فروش کنار خيابان طالقانی توجه کردند.

     
  43. جناب نوری زاد

    دروغ آن هم به این بزرگی تنها عرف دیپلماتیک کشورهای استبدادی است. در حالی که همه دنیا می دانند ایران در سوریه نیروی نظامی دارد و بسیاری از مسئولین هم با افتخار آن را اعلام کرده اند، این تکذیب وزیر امور خارجه واقعا ابلهانه بود. در این موارد اگر ایشان ساکت باشند کسی نمی گوید لال هستند. البته همانطور که فرموده اید روحانی و تیم همراهش به بد مخمصه ای در افتاده اند. از طرفی باید هوای آیت الله خامنه ای را داشته باشند تا حمایتی هرچند اندک از آنها بکند و از طرف دیگر کارهای خود را پیش ببرند. به گمانم آقای روحانی با هزار خواهش و تمنا از رهبر خواسته تا دستش را باز بگذارد و به او وعده پول بی زبان نفت را داده است. رهبری هم چون سایر روحانیون از عنفوان جوانی به پول مفت خو کرده است. مخصوصا حالا که بعد از هشت سال تاختن بر جان و مال و ناموس مردم بی نوا بد جور به این پول باد آورده عادت کرده است. آقا ایشان کلی مخارج دارد. خودتان که بهتر می دانید. بنده خدا بد جوری هم مریض است گویا. حتی در سخنرانی اخیر گریمش کرده بودند و گاهی رشته کلام از دستش خارج می شد. تنها چیزی که او را به وجد می آورد همان نام مقدس “دشمن” بود که آن را با حالتی عصبی بیان می کرد. چقدر این “دشمن” برای آقایان نان و آب داشته است. طرفدارانش هم این نفرت مقدس را با سرسختی تکرار می کنند”مرگ بر …” و این مرگ ها اگرچه پشیزی برای استکبار جهانی ارزش نداشته است و چه بسا بسیار به آن خندیده و تفریح کرده اند، ولی کیسه ی گشاد آقایان را سرشار کرده است. حتما سعی می کنم مفصل تر به این موضوع بپردازم.

    با درود
    بردیا استقامت

     
  44. درود بر شما
    آقای روحانی خودش هم بن بسته اگر غیر از این بود مجال ظهور پیدا نمی کرد یک بام و دو هوا که نمیشه !
    آفای نوری زاد یک بحثی در مورد نقش جاسوسان روسی در ایران داشتید به نظرم نمایش فرمایشی دیروز که به نام مردم رقم خورد بسیار مطلوب روسها و اسراییل بود علاوه بر جهلی که در کشور حاکم است دستهایی پشت پرده سعی دارد هر چه بیشتر کشور را به سوی حقارت و فرومایگی سوق دهد چو نیک بنگری مرگ کسی را خواستن نهایتا به مرگ خودمان منتهی میشود سی و چند ساله گوسفندوار شعار چوپان تکرار شد نتیجه چه شد جز فقر و بدبختی و بیکاری و بی اعتباری و بی ادبی و …….. و نهایتا فلسطینی شدن !

     
  45. آقای حسن روحانی شاید شما توانسته باشی رهبر خودکام این نظام را به قهرمانانه بچرخانی اونهم در سطح جهانی
    ولی تابت کردی که این رهبر برای گرفتن اون پولهای بلوکه شده حاضر هست به همه طرف بچرخه! الا به طرف مردم
    فقط حواسش نبود که مردم آخره این خیمه شب بازیها را بلدند.
    آقای روحانی اشک دروغین شما را هم بزودی خواهیم دید.
    روزی شما از پاستور خواهی رفت و حسین شریعتمداری ها و محمد خاتمی ها خواهند ماند برای توجیح چپاول و کشتن مردم .
    ۳۵ سال با جیره خواران همه بود و نبود مردم ما را ضبط و ربط خودتان کرده اید ولی بدانید تاریخ را از مردم ما نتوانید گرفت.

     
  46. با سلام و آرزوی بهروزی برای شما
    نوشته ای در زمینه موضوع تفکیک قوا در جمهوری اسلامی
    http://haghaei.blogspot.com

    با احترام
    حمید آقایی

    ———————————

    دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۲ ه‍.ش.

    این جمهوری اسلامی همچنان وارونه خواهد ماند

    جمهوری اسلامی ایران یک نمونه بسیار بارزی است از وارونه و معیوب اجرا کردن اصل تفکیک قوای سه گانه، که نظریه پرداز آن شارل دو منتسکیو (1755-1689) بود. بویژه دستگاه قضایی این نظام، که نه تنها با پیروی از شریعت اسلام، بلکه بعنوان تنها نمایندگان و قانونگذاران این شریعت و البته در لباس روحانیت، وارونگی و ناقص الخلقه بودن این نظام را بخوبی به نمایش می گذارند.

    همانطور که در پادشاهی سعودی عربستان نیز دستگاه قضایی و علمای سنی یکه تاز عرصه قضا و مجازات هستند و ظاهرا حتی سلطنت سعودی نیز توانایی دخالت در تصمیمات و قضاوت های علمای سنی را ندارد. براستی که تفکیک قوا را وارونه و معیوب نیز می توان بصورتی به اجرا گذاشت که ظاهرِ آن دالِ بر تفکیک قوای سه گانه، بویژه دستگاه قضایی نیز باشد!

    اما آیا این وارونگی و انحراف از این نظریه ناشی از اجرای غلط آن است یا ریشه های عمیقتری در خود این نظریه دارد؟

    دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در ماههای اخیر صد ها نفر را به جوخه اعدام سپرده و یا حلق آویز کرده است، بدون اینکه خود را پاسخگوی قوا و یا مقام دیگری بداند. امامان جمعه نیز که نمایندگان قاضی القضات جمهوری اسلامی در نمازهای جمعه هستند، به نیابت دستگاه قضایی، حکم مرگ و اعدام صادر می کنند. و وزیر دادگستری دولت آقای روحانی و مجلس شورای اسلامی بجای طرح پرسش از این دستگاه قضاییِ لجام گسیخته، یا سکوت اختیار کرده اند و یا از آن حمایت می کنند. و در راس این دستگاهِ جبار، رهبر جمهوری اسلامی آیت الله خامنه ای نشسته است که کافی است “ف” بگوید تا مداحانش سر و سینه زَنان پیام اورا بگیرند و بقول معروف “تا فرحزاد بدوند” و لعن و نفرین نثار مخالفان ولایت فقیه کنند.

    اگر منتسکیو می دانست که نظریه تفکیک قوای وی اینطور وارونه و معیوب به اجرا گذاشته شده و می شود، قطعا نظریه خود را محدود به وجه سیاسی تفکیک قوای قانونگذار، اجرایی و قضایی نمی کرد و آنرا با بحث منابع قدرت و مشروعیت آن بارورتر می ساخت. می گویند نظام مطلوب وی مشروطه سلطنتی انگلستان بوده که به کمک وی برخوردار از اولین قانون اساسی مبتنی بر تفکیک قوا می شود. در حقیقت وی با تنظیم قوانین جدید و با به اجرا گذاشتن اصل تجزیه قوا فقط خواسته بود نظام سلطنتی بریتانیا را مشروط به قانون و بدین وسیله قدرت پادشاه را محدود و مقبولتر سازد.

    به سخن دیگر، چیزی که در اصل تفکیک قوای منتسکیو به آن پرداخته نشده بود منابع قدرت و مبانی مشروعیت آن بودند. در اولین قانون اساسی نظام مشروطه سلطنتی بریتانیا نظام پادشاهی یک قدرت موجود و مفروض بود و این قانون تنها می بایست این نظام پادشاهی را با تجزیه قوای سه گانه مشروط و مشروع سازد.

    نظریه تفکیک قوای مونتسکیو و مدل قانون اساسی مشروطه سلطنتی بریتانیا بعدا الگویی می شود برای سایر کشورهای اروپای آن زمان. در این روند، واژه ای که از این به بعد بعنوان یک کلمه مقدس و کشف جدید شناخته و باز تعریف می شود واژه “constitution” است که ترجمه فارسی آن “قانون اساسی” است. منتسکیو از این واژه سازمان و سامان دادن نظام سیاسی کشور و مشروط کردن قدرت از طریق قانون اساسیِ مبتنی بر اصل تفکیک قوا را می فهمید، بدون اینکه بخواهد در منابع قدرت حاکم، برای مثال پادشاه انگلستان، تردیدی بخرج دهد. قانون اساسی وی در واقع فقط برای محدود کردن قدرت پادشاه تنظیم شده بود.

    در نزد منتسکیو “قانون اساسی” جایگاه و کابردی فرا بشری و انسانی داشت و بیشتر برای سازمان دادن امور سیاسی و اداری یک ملت تنظیم شده و در پی ایجاد تعادل وتعامل بین قوای حاکم بر کشور بود؛ بدون اینکه منابع قدرت را مورد نقد و ارزیابی قرار دهد و یا اساسا برای فردیت انسان مقام ویژه ای قائل باشد و بخواهد منابع مشروعیت را در ارزشهای انسانی جستجو نماید.

    به سخن دیگر بعلت نپرداختن به مسئله مبانی و مشروعیتِ قدرت، عملا منابع مشروعیت نظام سیاسی مورد نظر منتسکیو خارج از حیطه انسان قرار می گرفت و بنابراین می توانست بطور طبیعی و خودکار جنبه های ماورایی و حتی خدایی پیدا کند. همچنانکه در نظام جمهوری اسلامی، مشروعیت ولایت فقیه از مردم بر نمی خیزد و از منابع الهی و شرعی سرچشمه می گیرد؛ اما در عین حال قانون اساسی همین نظام بر اصل تفکیک قوا تنظیم شده است ودر عمل نیز قوه قضایی کشور بر اساس مبانی شیعه، که ولایت فقیه نیز مشروعیت خود را از آن می گیرد، کارکرد دارد و مستقل از هر نهاد و مقام دیگری عمل می کند.

    نظریات تکمیلی بعد از منتسکیو، از جمله نظریه روسو در زمینه حق حاکمیت ملی و جان لاک در زمینه قراردادهای اجتماعی در حقیقت کمبودهای نظریه تفکیک قوای منتسکیو و تلاش برای پاسخگویی به سوال بنیادی تر که منابع قدرت چیستند و مشروعیت قدرت از چه منابعی بر می خیزد را نشان می دهند.

    این روند نوگرایی و تکمیل نظریه منتسکیو تا انقلاب فرانسه و بعد از آن نیز ادامه می یابد، در این روند اگرچه بتدریج و تا حدودی از خاصیت ماورایی و خدایی منابع مشروعیت کاسته می شود و تلاشهایی برای سکولار و زمینی کردن منابع قدرت و مشروعیت صورت می گیرد اما همچنان غایب اصلی فرد انسان و تک تک آحاد جامعه بشری بعنوان موجودات یگانه و مستقل است.

    در این روند درک از واژه “constitution” نیز دچار تحول می گردد و مفهومی فراتر از صرفا سامان و سازمان دادن نهاد قدرت از طریق قانون اساسی پیدا می کند. این واژه در حقیقت مجموعه ای از هنجارهای اجتماعی و عادات فرهنگی یک جامعه را به نمایش می گذارد که می تواند خود را در قالب قوانین و قراردادهای اجتماعی و نیز ساختار های اجتماعی-سیاسی نشان دهد.

    در چهارچوب اندیشه پُست مدرن می توان این واژه را به بخشهای مانند هنجارهای اجتماعی (social constitution) ، هنجارهای انسانی (human constitution) و هنجارهای سیاسی (political constitution) تقسیم کرد. در واقع روابط و مناسبات اجتماعی به مثلثی قابل تشبیه هستند که اضلاع آنرا این سه هنجار تشکیل می دهند. مثلثی که، در کادر نظریات پُست مدرن، قاعده آنرا باید هنجارهای انسانی، که در حقیقت بیان بارزی از اراده واصالت فردیت انسان هستند، تشکیل دهند.

    روند تشکیل ملت های مدرنِ اروپای غربی نشان می دهد که این ملت ها بتدریج به واژه “constitution” شکل و معنای جدیدی داده اند و اصل تفکیک قوا را اساسا منقلب و بجای سازمان دادن جامعه خود بر اساس تفکیک قوای سه گانه اجرایی، قانونگذار و قضایی، شکل جدیدی از تفکیک را پیاده نموده اند، تفکیکی بین هنجارهای انسانی، اجتماعی و سیاسی.

    در یک جامعه مدرن، پدیده قدرت زمینی و سکولار می شود و منابع اصلی قدرت از اراده فردی سرچشمه می گیرد. در این جوامع، هنجارهای انسانی، اجتماعی و سیاسی جایگزین قوای قضایی، اجرایی و قانونگذار میگردند. که در این میان آنچه که منشا اثر وعمل است، خواست و اراده فردی انسان هاست که خود را در هنجارهای اجتماعی و یا سیاسی منعکس می نماید.
    هنجارهای انسانی در واقع بازگو کننده ذاتِ وجود انسان و اصالت فردیت او هستند. ذات و هویتی که بر اراده و استعدادهای او برای ادامه ادامه حیات فردی و اجتماعی اش استوار است. استعداد هایی که در روند رشد و تکامل، خود را در قدرت اراده، هوش و توانایی های عقلی، عشق ورزی و نوع دوستی جلوه گر کرده و می کنند و از انسان موجودی خود ساخته، آزاد و متکی به نفس خویش می سازند. و این هنجارها و استعداد های انسانی هستند که باید در یک جامعه مدرن مبنا و قاعده هنجارهای دیگر، از جمله هنجارهای سیاسی و اجتماعی، باشند و بعنوان منابع مشروعیت بخش این هنجارها عمل کنند.

    هنجارهای سیاسی و اجتماعی در واقع و به بیان مدرن و امروزی آن می بایست منادی آزادی و برابری انسانها باشند و مشروعیت خود را از هنجارهای انسانی که آنها نیز بر اصالت فرد و آزادی او استوار هستند دریافت کنند. به سخن دیگر هنجارهای سیاسی و اجتماعی بعنوان دو ضلع دیگر این مثلث، هنجارهای انسانی را تکمیل می کنند و همراه با هم روابط انسانی، سیاسی و اجتماعی را سامان می دهند.

    هنجارهای سیاسی که خود را معمولا در قوانین اساسی یک ملت نشان می دهند مشروعیت خود را از هنجارهای انسانی، که در این دوره زمانی در اصول و مبانی حقوق بشر تنظیم شده اند، می گیرند. قراردادهای اجتماعی، قوانین جزایی و اجرایی نیز منبعی برای مشروعیت یابی جز هنجارهای انسانی نمی تواند داشته باشند.

    این مدل سه گانه از هنجارها، ساختار ها و قرار دادهای اجتماعی (constitution) در برخی از کشورهای اروپای شمالی و اسکاندیناوی بطور نسبی پیاده شده و یا در حال پیاده شدن است. در این جوامع بعلت گستردگی طبقه متوسط و بالا بودن میزان شعور اجتماعی و جا افتادن اصالت فرد، مثلثی از سه هنجار انسانی، اجتماعی و سیاسی بوجود آمده است که قاعده آنرا هنجارهای انسانی (مبتنی بر آزادی و استقلال فردی) تشکیل می دهند. قاعده ای که بدلیل گستردگی طبقه متوسط موجب ثبات نسبی و طولانی مدت این جوامع شده است.

    بعبارت دیگر وجود یک طبقه متوسط مدرن یکی از ضروریات اصلی موفقیت این الگو برای ایجاد هماهنگی و تعادل بین هنجارهای انسانی، اجتماعی و سیاسی است. گستردگی طبقه متوسط بمثابه لنگرگاه ثبات و پایداری نظم اجتماعی این جوامع عمل می کند. طبقه ای که اعضای آن بخوبی بر منافع فردی خود آگاه هستند؛ بطوریکه خود آگاهی فردی و اجتماعی (تشخیص جایگاه اجتماعی و طبقاتی خود) جزء جدایی ناپذیری از هنجارهای انسانی اشان شده است.
    در جمهوری اسلامی اما این مثلث کاملا وارنه است. منابع اصلی مشروعیت این نظام شرع اسلام، نظریه ولایت وفقیه و ایدئولوژی سیاسی شیعه است. دستگاه قضایی این نظام در حقیقت عامل اجرایی شرایع و احکام شیعه است تا یک دستگاه واقعی قضاوت و تشخیص جرم. به همین علت نیز هر گاه اراده کند زندانیانی که سالها پشت میله های زندان محبوس بوده اند را به یکباره به جوخه اعدام می سپارد و رهبران جنبش سبز را بدون یک حکم قانونی و اجرای روندهای معمول قضایی در خانه محبوس می کند.

    این نظام وارونه و بی ثبات است زیرا یک بخش بسیار محدود ده تا پانزده درصدی از جامعه ایران که اتفاقا از سنتی ترین اقشار جامعه ما هستند از آن حمایت جدی می کنند. این نظام مثلث وارونه ای است که راس آن، ولایت فقیه جمهوری اسلامی، سر بر زمین دارد زیرا هیچگاه نتوانسته طبقه متوسط جامعه ایران را که با وجود فشارهای شدید اقتصادی هر روز فاصله اش با خط فقر کمتر می شود، به پایگاه طبقاتی خود تبدیل نماید؛ حتی اگر این طبقه با امید گشایش در اوضاع سیاسی و اقتصادی کشور و برای بهبود شرایط زندگی شان با روشهای مسالمت آمیز و خشونت پرهیز ممکن ترین انتخاب را بکنند و از کاندیدا هایی که بیشترین فاصله را با سیاست های رهبر جمهوری اسلامی دارند انتخاب نمایند.

     
  47. ازحشمت الله طبرزدی

    حکومت ورشکسته!

    ملت و احزاب و سازمان های دموکراسی خواه می بایست راه درستِ مبارزه ی مدنی و نافرمانی های مدنی را توسعه داده و در وضعیت فعلی تحت هیچ شرایطی به رژیم کمک نکنند. مخالفت با اعدام، آزادی بی قید و شرط کلیه ی زندانیان سیاسی – و نه صرفا زندانیان اصلاح طلب – و دفاع از حقوق اقتصادی-اجتماعی آحاد شهروندان و طرح جدی مطالبات مردمی از اولویت های کنونی ما است که باید همواره بر آن تاکید کرد.

    آقای روحانی و همکاران ایشان بارها و بارها تاکید کرده اند که خزانه ی دولت خالی است، نفت ایران را کمتر می خرند، و در عوضِ مقداری که می خرند، جنس بی کیفیت تحویل می دهند. بیکاری و گرانی و تورم بیداد می کند، و نرخ هر سه شاخص مدتهاست که به شدت بالا و نرخ بیکاری و تورم دو رقمی شده است، و نرخ رشوه و دزدی و رانت خواری از اندازه ی محاسبه گذشته است. نرخ تورم را 40 درصد اعلام کرده اند. سعید لیلاز، یکی از اقتصاددانان هوادار روحانی، وضعیت اقتصادی ایران در شرایط موجود را بدترین وضعیت طی 100 سال اخیر برآورد کرده است.

    سران حکومت بارها و بارها اعلام کرده بودند که تحریم ها تاثیر خود را گذاشته، و باید برای لغو آنها تلاش کرد. رفسنجانی، روحانی، خاتمی و حتی علی لاریجانی، به عنوان سران جناح های قدرتمند درون رژیم و مخالفین سرسخت محمود احمدی نژاد، بارها و بارها اعلام کرده بودند که مشکل اصلی نه تحریم ها که «سوء مدیریت» است؛ اما اینک که قدرت را تحویل گرفته اند، نه تنها سخنی از سوء مدیریت به میان نمی آورند، بلکه همه ی بحران رژیم را در تحریم ها دیده و مسئولین دولتی بی شرمانه اعلام می کنند که تصمیم دارند بخشی از یارانه که حق مسلم هر ایرانی است را حذف کنند. این اقدام به مفهوم سلب حقوق میلیون ها ایرانی است، و نباید صورت بگیرد، مگر این که کسی از روی میل خود و برای هدف معینی دست به این کار بزند. بی نیازی مردم به مفهوم این نیست که حکومت می تواند به اختیار خود، حق او را بخورد یا به حقوقش تجاوز کند. حتی دولت احمدی نژاد نیز به خود اجازه ی چنین تجاوزی به حقوق شهروندان را نداد.

    جناح مذکور تصمیم دارد تا به هر نحو ممکن مذاکره با آمریکا را دنبال کند، و در مذاکرات اتمی، با امتیازدهی به غرب و کوتاه آمدن از چیزی که احمدی نژاد «حق مسلم ایرانیان» می دانست، گره تحریم ها را بگشاید، و برای حکومت راه تنفسی باز کند. این در حالی است که جناح تندروی حاکم به رهبری سپاه و روحانیون تندرو، که عملا همه ی قدرت را در اختیار دارد، در این روند کارشکنی کرده و نفع خود را در تداوم وضع موجود می بیند؛ تا آنجا که اگرچه خامنه ای در آستانه ی سفر روحانی به نیویورک سخن از «نرمش قهرمانانه» به میان آورد – به طوری که که «صلح حسنی» را تداعی کرد – و گویا به روحانی برای مذاکره اختیار تام داد، اما زیر فشار سنگین آلیگارشیِ حاکم، مجبور شد بخشی از اقدامات روحانی و تیم مذاکره کننده در این سفر را بی جا بخواند. کیهان مصداق این اقدامات بی جا را مذاکره ی تلفنی اوباما با روحانی و مذاکره ی طولانی کری با ظریف تعیین کرد.

    به مدت سه هفته و درست در شرایطی که جناح های رژیم یا «خمینیسم» حاکم بر ایران، بر سر ارتباط و مذاکره و امتیازدهی یا مقاومت در برابر آن، یا بهتر بگویم، بر سر قدرت، به جان هم افتاده اند، خامنه ای غایب بوده است؛ که برخی آن را ناشی از حاد شدن بیماری اش و برخی ناشی از تمارض می دانند. هر یک از این دو جنبه که صادق باشد، نتیجه اش یکی بوده و شرایط بحرانی رژیم در موقعیت کنونی را نشان می دهد، که خامنه ای را وادار به سکوت کرده است.

    اخیرا کارمند سابق آژانس امنیت ملی آمریکا فاش کرده است که قدرت جاسوسی آمریکا به اندازه ای است که حتی سفر خامنه ای در سال 88 به کردستان را به طور کامل نظارت کرده و مکالمات محافظان او که از طریق بیسیم انجام می گرفته را نیز شنود کرده اند؛ و این نشانگر قدرت آمریکا و ضعف این رژیم پر هیاهو است. این گزارش در آستانه ی 13 آبان و نیز در مرحله ی حساس مذاکره ی رژیم با غرب منتشر شده است. به نظر می رسد این افشاگری در شرایطی که آن کارمند به روسیه پناهنده شده است، با سیاست آنها هماهنگ است، و روس ها از این اقدام خود منظور خاصی دارند، و نشان می دهد که روسیه تا چه اندازه از بهبود روابط رژیم مورد حمایتش با غرب نگران است، و قطعا کارشکنی نیز خواهد کرد.

    جناح های قدرتمند طرفدار اسرائیل در آمریکا فقط 60 روز به اوباما فرصت داده اند تا وضعیت فعالیت های هسته ای ایران را روشن کند؛ و اعلام داشته اند به دلیل اینکه رژیم اسلامی زیر فشار تحریم ها بر سر میز مذاکره برگشته است، پس باید این تحریم ها را تشدید کرد. این لابی های قدرتمند به اوباما وعده داده اند که طی این مدت به کنگره برای تشدید تحریم ها فشار نیاورند. این به معنای برتری مطلق غرب و ضعف مفرط رژیم اسلامی بریده از مردم در ایران است. در همین زمان، عربستان سعودی هم به آمریکا اعلام کرده است که به دلیل ضعف عملی آمریکا در برخورد با بحران سوریه به نفع آپوزیسیون و نرمش در برابر رژیم اسلامی در تهران، در نظر دارد تا در روابط خود با آمریکا تجدید نظر کند.

    در درون ایران نارضایتی به لحاظ وضعیت اقتصادی-اجتماعی بسیار بالاست، و مردم از روحانی نیز که با شعار «باز کردن قفل ها» به روی کار آمد مایوس شده اند. شایان ذکر است که با وجود اینکه نزدیک به 100 روز از دوران زمامداری روحانی گذشته است، احتمالا از 45 وعده ی داده شده برای انجام در 100 روز اول زمامداری، وی تنها یکی دوتا را محقق کرده باشد. علت اصلی ناکارآمدی روحانی، ساختار غیردموکراتیک قدرت در ایران و مخالفت باند قدرت با وی و نیز ناتوانی روحانی از فهم خواست اصولی ملت می باشد. در نتیجه، همان گونه که پیش بینی می شد، قطعا در وضعیت اقتصادی کار موثری انجام نشده و در وضعیت اجتماعی-سیاسی نیز وضع بدتر شده است: تعداد اعدام ها رو به فزونی گرفته، و یک روزنامه ی اصلاح طلب حامی روحانی توقیف و مدیر مسئول آن راهی زندان شده است، زندانیان سیاسی نیز آزاد نشدند، و تغییری در شرایط آزادی بیان به وجود نیامد.

    گویا خاتمی در جمع وزرای کابینه ی روحانی گفته بود که ما با ایشان صحبت کردیم و قرار بود تا عید غدیر موسوی، کروبی، رهنورد و زندانیان اصلاح طلب آزاد شوند، اما هیچ اتفاقی نیفتاد. گویا خاتمی در این جلسه با اشاره به وضع کلی کشور و حکومت ابراز داشته بود که وضع «افتضاح» است. اظهار نارضایتی شخصیت های اصلاح طلبی مثل دستغیب، نوری، بیات زنجانی و تاجزاده از روحانی به دلیل آزاد نکردن دوستان اصلاح طلب خود، بیش از پیش ناکارآمدی دولت روحانی در تحقق شعارهای خود را آشکار می سازد.

    با چنین شرایطی که حکومت با آن روبرو است، هیچ آینده ی امیدبخشی برایش قابل تصور نیست. این ما مردم ایران هستیم که زیر فشار سیاسی-اجتماعی-اقتصادی ناشی ازاقدامات مستقیم یا غیرمستقیم حکومت در حال له شدن هستیم. در چنین روزگاری که در درون کشور سرکوب مطلق حاکم بوده و هیچ نیروی ملی و آزاده ای امکان این را ندارد که با پشتیبانی ملت و مستقل از جناح های حاکم، راه برون رفت از بحران های موجود را بپیماید، حداقل این است که ما نیز به رژیم کمک ننماییم تا با جان گرفتنِ دوباره، به تشدید سرکوب بپردازد. من بارها تاکید کرده ام که تحریم دارویی یا تحریم هایی که مستقیما مردم را هدف قرار می دهد، اقدامی غیر انسانی است که تحت هیچ شرایطی نباید صورت بگیرد؛ اما نفت ما را نباید حکومت بفروشد و هزینه ی ماشین نظامی-امنیتی خود کند. ضمن اینکه با توجه به این اظهار نظر معاون پارلمانی روحانی که در سخنان اخیر خود گفته است «در مواردی حجم واردات به کشور تا رقم 100 میلیارد دلار در سال بوده است»، مشخص می شود که در همین مدت هم نفت ملت ایران را فروخته اند و اجناسی وارد کرده اند که معلوم نیست تا چه اندازه ضروری بوده است.

    ملت و احزاب و سازمان های دموکراسی خواه می بایست راه درستِ مبارزه ی مدنی و نافرمانی های مدنی را توسعه داده و در وضعیت فعلی تحت هیچ شرایطی به رژیم کمک نکنند. همین اقدام نیرومند و همه جانبه کافی است تا شرایطی به وجود آید که احزاب دموکراسی خواه و مردمی، امکان سامان یابی و اثرگذاری بیشتری داشته باشند. شرایط موجود، همانی است که روزی در انتظارش بودیم؛ اما شرط کافی برای مبارزه ی رهایی بخش را مردم و تشکل های آزادیبخش تعیین می کنند. مخالفت با اعدام، آزادی بی قید و شرط کلیه ی زندانیان سیاسی – و نه صرفا زندانیان اصلاح طلب – و دفاع از حقوق اقتصادی-اجتماعی آحاد شهروندان و طرح جدی مطالبات مردمی از اولویت های کنونی ما است که باید همواره بر آن تاکید کرد.

    اگرچه اقداماتی که رفسنجانی و نیروهای همراه وی در تغییر قانون اساسی و مشروط کردن قدرتِ به ویژه رهبری احتمالا می خواهند انجام دهند به هر ترتیب یک گام به جلو است، اما به هیچ وجه خواست نهایی ملت نیست. پس باید هشیار باشیم و شرایط تاریخی برای گام نهادن به مرحله ی دموکراسیِ سکولار را از دست ندهیم؛ زیرا تنها در آن شرایط است که همه ی تبعیض های ظالمانه ی موجود رخت بر خواهند بست. تا آن زمان، مسیری طولانی در پیش روی ما است؛ اما طولانی بودن مسیر به مفهوم این نیست که به راه حل های ناتمام تن بدهیم. ممکن است در آینده ای نه چندان دور همه ی نگاهها به هاشمی رفسنجانی دوخته شود. در چنین شرایطی باید هوشیارانه عمل کرد.

     
  48. درود به نوری زاد ای استاد من این نوشته را دوبار خوندمش داشتم یه مطلب می خوندم دیدم چقد شبیه است اما این کج و اون کجا. شما ادبیات رو با سیاست قاطی کرده اید به زیبایی

    ((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((

    جواد کریمی قدوسی٬ عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس اعلام کرد ایران صد‌ها گردان نظامی در سوریه دارد و «پشت پرده پیروزی‌های ارتش این کشور» جمهوری اسلامی قرار دارد.
    به گزارش ایسنا٬ آقای کریمی قدوسی این مطلب را شامگاه یکشنبه (۱۲ آبان) در مراسمی با عنوان «مبارزه با استکبار» که در خراسان رضوی برگزار شد٬ بیان کرده است.
    وی خطاب به حاضران در این برنامه گفته که «هر چند خبر پیروزی‌های ارتش سوریه را از زبان یک فرمانده سوری می‌شنوید، اما پشت پرده آن نیروهای ایرانی قرار دارند.»
    پیش‌تر برخی فرماندهان نیروی «قدس» سپاه نیز از حضور نیرو‌های نظامی جمهوری اسلامی در جنگ داخلی سوریه خبر داده و پس از مدتی اظهارات خود را تکذیب کرده بودند.
    در یک سال گذشته پیکر گروهی از اعضای کشته شده سپاه در سوریه در برخی شهر‌های ایران تشییع و به خاک سپرده شده است.
    مقام‌های جمهوری اسلامی از تحولات سوریه به عنوان یکی از عوامل «اجبار» آمریکا برای آغاز مذاکرات با دولت حسن روحانی نام می‌برند.
    با این وجود گروهی از محافظه‌کاران تندرو به سیاست خارجی دولت روحانی در مذاکره با آمریکا و گروه ۱+۵ اعتراض داشته و طی یک ماه اخیر حملات تندی به گروه مذاکره‌ کننده ایرانی کرده‌اند.
    کریمی قدوسی نیز در این رابطه گفته است: «آقایان {دولت یازدهم} مدام مشکلات را ۱۰ برابر جلوه و آن را به تحریم ربط می‌دهند و تحریم را هم به مذاکره وصل می‌کنند.»
    وی با حمله به محمدجواد ظریف نیز از وی به عنوان دوست «جو بایدن» و «جورج سوروس» نام برده و افزوده «آقای ظریف که اینان را می‌شناسد، باید بهتر از این عمل کند.»
    این نماینده مجلس همچنین اضافه کرده است: «ما در کمیسیون امنیت ملی صحبت‌های آقای ظریف بعد از سفر به آمریکا را گوش دادیم و متوجه شدیم تیتر کیهان درست است.»
    روزنامه کیهان ۱۶ مهر ماه امسال گزارش کرده بود ظریف در جلسه کمیسیون امنیت ملی مجلس دیدار خود با جان کری و گفتگوی تلفنی روحانی و اوباما را اقدامی «نابجا» خوانده است.
    این گزارش کیهان یک روز بعد از سوی وزارت امور خارجه و کمیسیون امنیت ملی مجلس تکذیب شد٬ اما کیهان بر صحت گزارش خود همچنان تاکید می‌کند.
    این نماینده محافظه‌کار در ادامه سخنان خود گفته که «ما باید در مواجهه و انتقاد از سیاست‌های دولت محتاطانه عمل کنیم تا مردم به تدریج با نقاط ضعف این سیاست‌ها آشنا شوند.»
    کریمی قدوسی اضافه کرده است: «روحانی حداکثر در مجلس ۱۰۰ نماینده دارد و پس از گذشت مدتی کوتاهی، این تعداد ریزش می‌کنند و به ۸۰ یا ۹۰ نماینده خواهند رسید.»

     
  49. ….داستان مردمی که به شعارخواری خوکرده اند و همچنان ازآقای روحانی مطالبه ی شعارمی کنند، ….
    watch the link below:

    http://www.youtube.com/watch?v=YjqLTQ_jU40&feature=youtu.be

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

88 queries in 2305 seconds.