سر تیتر خبرها
این فیلم سه دقیقه ای را حتماً وحتماً ببینید!

این فیلم سه دقیقه ای را حتماً وحتماً ببینید!

این فیلم را ببینید تا با من در این رأی همدل شوید که: درهمین دنیا می شود با خوبان و برگزیدگان وشایستگان همکلام شد و درجوار آنان به افق های روشنِ فردا چشم دواند. شما بگویید: من چرا به سخن و اندیشه ی این مرد سیاه پوست – دزموند توتو – از سخن و اندیشه ی آقا سیدعلی خامنه ای خودمان گرایش و موافقت بیشتری دارم؟

 

محمد نوری زاد

بیست و پنجم مهرماه سال نود دو – تهران

 

 Share This Post

درباره محمد نوری زاد

25 نظر

  1. دعا گوی نوریزاد

    استاد گرانقدر پستهای نوشته شده بعد از تاریخ 25 مهرماه (یعنی همین پست )حداقل در کانادا باز نمی شوند چاره کار چیست شما یا دوستان کامنت گذار اگر راه حلی سراغ دارند لطفا بگویند

    ————-

    سلام دوست گرامی
    سپاس از شما که این مشکل را به من گزارش می دهید. قبلاً جناب بردیا نیز این را گفته بود. به دوست فنی ای که گاه بگاه کمکم می کند خبردادم. رفته به سفری چند روزه. باز که گردد اصلاح می کند. شاید. نمی دانم بشود یا نشود.
    با احترام

    .

     
  2. حضور عشق نبود
    درآن سپیده ی خلوت حضورعشق نبود
    میان کوچه، نشان ازعبورعشق نبود
    نگاه حوصله در انتظا ر یخ می زد
    نشان بارقه ا ی د رتنور عشق نبود
    درآن هوای مه آلود فصل بارانی
    نگاه سبزِچمن راسرورعشق نبود
    کسی که سینه ی احساس رانشانه گرفت
    به غمزه های نگاهش غرورعشق نبود
    زگَرد، باورِ پوسیده اش درآیینه ها
    ازآن نشست غباری که نورعشق نبود
    عصایِ معجزه ها را بدوش می بردند
    اثرزجذبه ی موسی به طورعشق نبود
    اگرچه سبزشدن راشنیده بود ز خاک
    شعورِباور اورا نشورِعشق نبود
    دلسروده ی ملکه دلجو

     
  3. میراقا طلبه جانباز ازقم

    سلام برجناب آفای نوری زاد شجاع ونترس وبی باک بله مقلد دربدست آوردن حکم الهی مجازاست ازمجتهد اعلم وعادل ومخالف هوای نفس تقلیدنماید ومجتهد تمام سعیش را نموده است تابه حکم قطعی برسد دربعضی مواقع به واقع نرسیده است و فتوا نمیدهد وجانب احتیاط را می گیرد ودررسیدن به حکم واقع نیز ممکن است خطارود عمل مقلد مجزی تکلیف است ولذا ماامامیه رامخطئه مینامند.واما اهل سنت دراجتهاد مجتهد اگرچه به حکم واقع هم نرسندخودرا مصیب می دانند وآنانرامصوبه خوانند. واماهیچکس درمقابل ظلم نباید بی تفاوت باشد حرف حقی است بخصوص مسلمان هم باشد .همه سیاسیون ودانشمندان درمقابل ظلم وستم حاکمان مسئول هستند باید نهی ازمنکرنمایند چنامکه پیامبر اسلام فرمود : من لم یهتم بامورالمسلمین فلیس بمسلم<واما کشتن کسی بدون اینکه قتلی راانجام داده باشدهیچ وقت مجازنبوده ونیست وزندان کردن هم بدون اینکه جرمی مرتکب شده باشد مجاز نیست هرچند اعتراض به نحوه اجرای قانون داشته باشد مثل آقایان موسوی وکروبی ورهنورد که به اینان ظلم فاحش شده است وهمه مسئول هستند.والسلام علی من اتبع الهدی.

     
  4. اقای نوریزاد پستهای بعد از”این فیلم سه دقیقه ای را حتماً وحتماً ببینید!”باز نمیشوند علت چیست?

     
  5. خدمت سرکار خانم مریم خواستم عرض کنم که برداشت ایشان مبنی بر توهین آمیز بودن این نوشته ناشی از نا آشنایی ایشان با ظرایف منطق عرفانی است. در بسیاری از متون دینی سخن از آیت الله بودن به معنای نشانه خدا بودن کلیه موجودات اعم از پشه و قورباغه و محمد نوری زاد و مکارم شیرازی آمده است و محمد نوری زاد بدرستی در این نوشته تاکید میکند که خواندن دروس حوزوی هیچ برتری ذاتی برای هیچ یک از بندگان خدا نسبت به دیگران ایجاد نمیکند و تحصیل کردگان دین باید در مناسبات و فتاوایشان عملا نشان دهند که منطق دین را آموزش دیده اند و در راه هدایت بندگان خدا و اعتراض به ظلم بدلیل برخورداری از وجوهات شریعیه یا کمک های غیر مشروع حکومت از محل بیت المال مسلمین راه خطا نمیروند. همانگونه که سرکار خانم مشاهده میفرمایند منطق محمد نوری زاد در جوابگویی به سوالات از بسیاری از کسانی که چهل سال در حوزه علمیه درس خوانده اند و امروز با عملکردشان باعث رویگردانی مردم از دین شده اند به حق و عدالت نزدیکتر است. در ضمن خدمت ایشان پشنهادی دارم که متن فارسی قرآن کریم را ملاحظه نمایند و ببینند که چه بسیار آیات که در آنها هر فرد انسان مسوول اعمال خود در دنیا و آخرت شناخته شده است و از خود بپرسند که چگونه است که اغلب مراجع تقلید در رساله خود چنین القا میکنند که اگر مقلد از آنها تبعیت نماید ولو اینکه اعمالش خطا اندر خطا باشد در روز قیامت مورد بازخواست قرار نمیگیرد؟ آیا منطق الهی میتواند افرادی را که به سبب فتاوای نادرست یک فقیه ، انسان فرهیخته دیگری را زندانی میکنند و چه بسا به قتل میرسانند غیر مسوول بشمرد ؟ آیا مقلدی که به سبب فتاوای یک فقیه و بر عکس نص صریح دین اجباری را بر مردم تحمیل میکند و ضمینه ساز نهادینه شدن ریا و کفر در جامعه میشود هیچ مسوولیتی در قبال اعمال خود ندارد ؟ آیا مسلمانی که به سبب تقلید از یک فقیه خود را از سایر مسلمانان و معتقدان به حضرت احدیت بالاتر و بهتر میداند و دیگران را پیوسته داوری میکند واقعا طعم رستگاری را خواهد چشید؟

     
  6. جناب نوریزاد پس از سلام وعرض ارادت وقدردانی اززحماتتان.۵ پست اخیرپس از کلیک کردن باز نمیشود لطفا علت را بررسی کنید

     
  7. سلام بر پاییز و سلام بر شما.

    چه زیباست تجلی رنگ هایی که عشق را روانه ی قلب مردم درد دیده ی این سر زمین میپاشد چه زیباست.

    حرف بسیار است اما شنونده کم چه رنجنامه ی بزرگی دارید استاد.

    چندیست به دنبال خود میگردم بدنبال پاسخ به سوالاتی هستم که زندگیم اینده ام و اخرتم را شکل میدهد.چرا با اینکه دین ما بزرگترین دین است بهترین دین است زیباترین و یا هرچیز زیبایی که فکرش را بکنید ، اما در کار خود در دنیا ی خود و حتی در خدای خود مانده ایم. بسیار گشتم تا به این نتیجه رسیدم:
    هر دم دعایی میکنم تا باز یابد قفل در اما ندیدم قفل من همواره اعمال من است.

    ببینید دنیا به کجا کشیده با کمال احترام به اقای توتو کسی باید به ما درس اخلاق دهد که حتی نمی داند نماز صبح چند رکعت است.

     
  8. مريم گرامى.
    اجازه دهيد من با قسمتى از نظرتان موافق نباشم
    منظور آقاى نوريزاد از آيت الله بودن پشه و قورباغه اينست كه در تعاليم اسلامى تمام موجودات زنده را آيت يا نشانه خدا ( كه ترجمه عربى اش همان آيت الله مى شود) مى دانند. نويسنده نتيجه گرفته اگر پشه و قورباغه آيت خدا هستند چرا من نباشم و از اينجا به بعد آيت الله را به معنى رايجش استفاده كرده و فتوا داده است.
    به نظر من آغاز مطلب بسيار هوشمندانه است و هيچ توهين و تمسخرى از آن برداشت نمى شود. در ادامه هم كه با صراحت تحسين بر انگيزى شمشير قلم را به كژى ها حواله كرده. من نوريزاد را الگوى ادب و پاكيزگى قلم و اين پست را يكى از درخشان ترين، صريح ترين و شجاعانه ترين نوشته هايشان چه از حيث قالب و چه محتوا مى دانم.

     
  9. جناب اقای نوری زاد عزیز سلام
    این مطلب را برای جناب خانم و یا آقای ناشناس می نویسم ولی قبل از آن میخواهم نکته ای را با شما در میان بگذارم که چندی بود میخواستم به شما بگویم. من هر مطلب جدید شما را چندین بار میخوانم. زیرا هم ادبیات زیبایی دارید و هم نکات زیبایی را مطرح میکنید. اما این مطلب شما با عنوان تازه ترین فتاوای محمد نوری زاد را فقط یک بار بیشتر مطالعه نکردم و دیگر هیچ وقت هم آن را مطالعه نمیکنم. من این مطلب شما را تمسخر دیگران می دانم. در نظر من تمسخر کردن هر کسی، با هر اندیشه ای یا هر مرتبه ای عملی زشت و ناپسند و مذموم است. شما میگویید : نخست این که وقتی یک پشّه و یک قورباغه آیت الله اند، من چرا نباشم؟ یعنی شما آن فردی را که 30 سال یا 40 سال یا همه زندگی خودش را به کار مطالعه دین گذرانده (صف نظر از هر نتیجه ای که به آن رسیده) و در دین به درجه ای که میانشان به ایت اللهی مرسوم است ( صرف نظر از اینکه این درجه واقعی است یا نه) دست یافته را با یک قورباغه یا پشه مقایسه میکنید وبعد نتیجه میگیرید که چون پشه آیت الله است، پس من هم آیت الله هستم. این کار شما یکسان سازی انسان با حیوان و پشه و خزنده است و تمسخر به حساب می آید. در ثانی شما کسانی را مورد این تمسخر قرار داده اید که به هر صورت زندگی خود صرف تحقیق و مطالعه کرده اند ( هر چند ممکن است در نظر ما فتواوای انها جاهلانه یا غیر علمی باشد- همانطور که من عقیده دارم) ولی روش نقد از تمسخر نمی گذرد. نقد کردن ممکن تند و تیز و خیلی شدید و ناراحت کننده باشد ولی تمسخر امیز نیست. شما خود خوب میدانی که من عمده حرف هایم در نقد دین و اخوند است ولی با وجود این بیزاری از آنان، من هیچگاه به خودم اجازه نمیدهم دوستانم را که نماز می خوانند یا به دعا می روند یا از مجتهدی تقلید میکنند را به خاطر اعمالشان تمسخر کنم. و جالب اینجاست که من حتی راجع به اعمال شخصی مذهبی زندگی شان با آنها هم صحبت نمکینم مگر در مواردی که خود سوالی از من بپرسند که بدون هرگونه تمسخر نظرم را به آنها شفاف بگویم. آقای نوری زاد راه نقد، از تمسخر نمی گذرد و در قاموس انسانیت، اخلاق همیشه ثابت است. تمسخر نکردن دیگران، یک اصل اخلاقی است و همیشه تمسخر بد است و خواهد بود. شما اگر نقدی به اعمال این مراجع دارید باید صریح و با ذکر دلیل بیان کنی و هرگز به تمسخر دیگران مبادرت نورزید. َ در این صورت جامعه ما بهتر خواهد شد.

    اما خطاب به جناب آقا و یا خانم محترم هیچکس.
    ابتدا سلام

    اگر شما نظرات من را به خوبی در دیگر بخش ها بخوانید می بینید که در جواب دوستان گفته ام ، باید به اقای نوری زاد احترام گذاشت و از او قدر دانی کرد. گفته ام اقای نوری زاد در گسترش عقل و تفکر بسیار سخت می کوشد و قابل ستایش است. در همین نظر این مطلب، از بیان دخترکی معصوم گفته ام که اقای نوری زاد را هر چه باشد دوست دارم. اگر باز بیشتر دقت کنید، من این مطلب را خطاب به آقای خوابگرد نوشته ام. ایشان نوری زاد را به صراحت عامل رژیم آخوندی می داند. بنده در این مطلب مخالفت خود را با این مطلب بیان کرده ام ولی در عین حال خطری که از دید خودم ایشان را و اندیشه ایشان را تهدید میکند را به ایشان گوشزد کردم. شاید اندیشه دخترکی را شایسته هشدار دادن به خردمندی بزرگ مانند نوری زاد نباشد، ولی من در حد اندیشه خودم نظرم را بیان کردم. نمیتوان خرده گرفت که چرا من به ایشان انتقاد کردم. من معتقدم استبداد دینی در فرم های مختلف تغییر شکل می دهد و از نوری زاد خواستم که مواظب این تغییر شکل ها باشد.

    برای هر تحولات اجتماعی ای یک عده قربانی میشوند و عده دیگر سود می برند. خواستم که بگویم همانگونه که از علی شریعتی و نوشته هایش به گونه ای سوء استفاده شد، از ایشان هم این امکان هست. به همین جهت ایشان را عامل حکومتی دانستم که هنوز وجود ندارد ولی ممکن است از اندیشه های ایشان و امثال ایشان عده ای دیگر برای برپاکردن حکومتی دیگر سود برند. ایشان هم صریح و بی پرده جواب دادند. این نقد من در جهت شفاف سازی بیشتر اندیشه آقای نوری زاد بود و نه تهمت به ایشان. اگر دقت کنید ایشان ( هر چند عصبانی شدند) ولی مطالبی را بیان کردند که در ذیل هیچ پست دیگری از ایشان ما ندیده بودیم و بدین گونه ما با جهت فکری ایشان بیشتر آشنا می شویم . در ثانی من به صراحت گفتم که آخوند عمامه ای او را میکشد چون اینقدر بی پرده و بدون ترس حرف از حق و حقوق ملت حرف می زند که اصلن همتا ندارد. و این کاریست بسیار قابل ستایش. من نوری زاد را یک مبارز برای حقوق ایران و انسانیت می دانم، به همین جهت گفته ام در هر صورت او را دوست دارم. گفته اید (تفسیر ایشان بر مذاق شما ناخوشایند بوده). دوست عزیز شما از کجا میدانید تفسیر آقای سلیم بر مذاق من ناخوشایند بوده است؟ مگر من حرفی راجع به نظرات اقای سلیم در باب حقوق زن و خلقت بیان کردم؟ من نمیدانم شما چرا با پیشداوری حرف های خود را بیان میکنید. اگر شما نوسته های اقای سلیم را بنگرید، متن هایشان بسیار سنگین است و تعداد زیادی آیه را شامل می شود. خواندن این همه آیه و تطبیق معانی و ماخد آنها، کاری زمان بر است. برای من شاید 1 ماه ( با مشغله های مختلفی که دارم). من بدون اینکه چیزی را بخوانم ، نه از آن خوشم می آید و نه بد. گفته اید (اصلا به طور مشخص کدام بخش از سخنان این به قول شما “آخوندهای کراوات زده” شما را به این نتیجه رسانده که آنها بر آنند تا نوریزاد را “قربانی” کنند و روزی “سرمست” از قدرت، “چه ها با این مملکت بکنند”؟) من از شما می پرسم آیا حتما باید چیزی از سخنان این فرد من را به این نتیجه برساند؟ نمیتوان روند کلی حرکت تحولات اجتماعی، عقاید مردم و تغییرات حکومتی و تاریخ معاصر را در نظر گرفت و سنجید و به این نتیجه رسید؟ نتیجه ی من ربطی به آقای سلیم ندارد. گفته اید (اصلا چه اشکالی دارد؟ بگذارید برخی نا آگاهانی همچون ما با این قرائت ها دل خوش باشیم؟) . دوست عزیزم جواب سوال شما را در بالا داده ام ولی یک بار دیگر عرض میکنم. هیچکس حق ندارد در زندگی شخصی دیگری و عقاید و مسلک و دین و مذهب او دخالت کند و لی جناب نوری زاد نظراتش را در سطح اجتماع منتشر میکند و دیگر شخصی نیست. بنابر این هر کس می تواند نظرات ایشان را نقد کند که شاید حتی مثل این مورد آقای نوری زاد خوشش نیاید ( به زعم من) ولی گریزی نیست. در نهایت همه این نقد ها و نظرات است که با هم به صورت زیبایی به نتیجه خوبی می رسد. اگر شما می خواهید در زندگی شخصی تان در ناآگاهی بمانید، نه به من و نه به هیچکس دیگری در این کره خاکی مربوط نمی شود که کاری به کار شما داشته باشیم. در ثانی ما ادعای آگاهی پراکنی نکرده ایم که کسی بخواهد از از آن اگاهی یابد. نظرات من نیز کاملن شخصی است و در چهارچوب مشخص و در مباحث مشخصی است و هیچ جهتی برای اگاهی ها و یا نا آگاهی های شما یا فرد دیگری ندارد. معمولن دوستان زیادی در بیان خوبی های دین مطلب می نویسند که بنده معایب آن را نیز گوشزد می کنم و تازه اینها همه هم احتمال است و عاری از اشتباه نیست.

    با تشکر از شما

     
  10. سلام آقای نوری زاد خانم مریم آقای دانشجو ودیگر ان مرتبط
    واقعا خنده دار است آقای اسقف توتو در همین صحبتهایش میگوید که ( چنین اعمال و اقدامات منعکس کننده ی آموزه های دین اسلام
    نیست ) وشما دارید با هم مشاعره میکنیدوجالبتر اینکه زیر همین سخنان این اسقف مسیحی دارید ایمان ودین را به لجن میکشید وآقای نوری زاد عزیز هم معرکه داری میکند وبقیه اسلام پژوهان را دعوت میکند . آخر کی قراراست گوشهایمان به حقیقت باز شود . واقعا نمیدانید که در
    این جهان زورمداران وچپاول گران بسیار زیرکتر از شماها هستند ودلیلش اینکه در حال حاضر بر همه سوارند . آیا نمیدانید که در جائی وطن پرستی و در جائی دین مداری ودر جائی منافع ملی ودر مکانی ایده اولوژِی تبین شده و حائی بنام دموکراسی دارند تسمه از گرده مردم
    میکشند . اگر میخواهید کاری کنید به زورمداران بتازید وکجی آنها را راست کنید والا هستی تعریف شده است وقرار نیست انسان در هزاروجهارصد سال پیش باقی بماند و خلاصه اینکه تا انسان هست حرف جدید خواهد داشت

    سلامت باشید

     
  11. سلام معلم خواب گرد
    چقدر خوب است که خوابگرد بود. میشود رفت به دور دست ها و آزادی هم جنس خودت و بردگی جنس مخالف را دید! میشود در سرزمینی دور به معراج تن فروشان رفت و حراج هم نوعت را دید!!! میشود خواب گرد بود و خوب هم بود. میشود دست همسرت را زیر برج ایفل به گرمی فشرد و به او گفت که تو آزاد هستی که بخواهی حجاب داشته باشی. خوابگردی که همسرت سرورت باشد، که دخترت برگ گلت باشد و اورا به آگاهی مجهز کنی. وقتی خواب گردی باشی، نفرتت هم شاعرانه می شود. به همه چیز میشود شاعرانه بد و بیراه گفت. میشود بد گفت به مهتاب اگر تب داریم. یک خواب گرد خوب، دار و ندارش را به همسرش می دهد ، که هر وقت که دلت می خواهد هر چه داریم بر دار و برو. خواب گردی که تن جسمانی اش را حاضر است به داروغه بسپارد، نهایت برای بد و بیراه های شاعرانه اش، لت و پار می شود و غمی نیست. اگر خواب گردی این است، خواب گرد باش و از عالم خواب گردی هرگز نیا بیرون. مجبور بودی از رحم مادر پیاده شوی، ولی اینجا فشاری نیست. همان عالم خواب گردی هزار بار از این عالم واقعیت بهتر است. نیا خوابگرد، زمین جای قشنگی نیست.
    خواب گرد نمی دانم سریال خاطرات یک خون آشام را دیده ای یا نه. من این متن را درحالی برایت می نویسم که آهنگ skinny love از Bon Iver را در متن یک اپیزود از این سریال گوش می کنم. در اینجا، دخترکی که پدرش را از دست داده، نامه ای از پدرش را می خواند. پدرش میگوید: دختر عزیزم : چقدر سخت است پدری معمولی برای دخترکی غیر معمولی بود. و این حکایت آقای نوری زاد ماست. نوری زاد چقدر باید برایش سخت باشد که برای آئینی که غیر معمولی است، آدابی معمولی بجوید. همین عجیب و غریب ها کار دستش داده است. از آن طرف رانده و از این طرف مانده. نوری زاد برای دینی که عقلی نیست ، زندگی ای عقلی می جوید. وقتی به او میگوییم که عقل میگوید اسلام کارساز نیست ، دست به دامان ملی مذهبی ها می شود. انها هم روشهای عجیب و غریب تفسیر و وصله و پینه کردن را سریع به کمکش می آورند. باور کن خودش هم چیزی از انها نمی داند. حکایت من و افکار نوری زاد هم چیز قشنگی است. یکبار به نوری زاد گفتم آقای نوری زاد بترسیم از اینکه چیزی شبیه به علی شریعتی شویم. باور کن من در زندگی ام، شاید بتوانم محمد را که کشورم را نابود کرده، ببخشم ولی علی شریعتی را هرگز. حرفهای قشنگ و دلنشین، بی هدف، بی قواعد، فقط قشنگ. از آن همه قشنگی، این همه جنایت آمد بیرون و هنوز هم مردم میگویند که حرف های علی شریعتی قشنگ است.
    خوابگرد میگویی من نمی توانم به بینش خودم توهین کنم. جالب اینجاست که من هم نمی توانم. من در عمق اندیشه خود، می اندیشم که چقدر سخت است که یک بار دیگر بخواهیم از دست این استبداد آخوند عمامه ای رها شویم، بعدش گیر آخوند روشنفکر و کروات زده بیفتیم. من فکر میکنم، استبداد بعدی ایران مال آخوند کروات زده هاست. همین امثال ملی- مذهبی ها، نوری زاد ها، بازرگانان، کدیور ها، ارش سلیمی ها هم عاملشان هستند. نمیدانم، ولی قلبم به من میگوید ما یک حکومت هم به آخوند کروات زده بدهکاریم. آخوند عمامه ای امد، گفت، همه چیز را مجانی خواهد بخشید به مردم و اصلن خشونت را قبول نداشت که این شد نتیجه اش. نمیدانم وقتی این دینداران کروات زده – که عواملشان نادرستی را از ابتدا قشنگ ماله کشی میکنند- به قدرت برسند، چقدر طول خواهد کشید تفسیرهایشان عوض شود. تفسیر که تفسیر است یعنی هر زمان چیزی بگویی. قبل از قدرت یک چیز، بعد از قدرت یک چیز دیگر، روز قیامت هم یک چیز. همه اش هم دلیل عقلی دارد و با دین جور است.
    خوابگرد من هم نوری زاد را عامل رژیم میدانم، ولی نه این رژیم اخوند عمامه به سر، بلکه رژیم اخوند کروات زده بعدی. اگر آسیاب به نوبت هم باشد، دیگر نوبت همین کروات زده های روضه خوان است که سهم نفتشان را از مردم بگیرند. دین بعدی ایران جدا از سیاست است ولی در دست اخوند کروات زده است. این نوع آخوند هم یک جور استبداد دیگر به پا میکند و من میتوانم خوب تصور کنم که سرمست از قدرت، چه کارها نخواهند کرد. نوری زاد هم عاملشان است. نوری زاد سخت تلاش میکند، اسلام را از دست آخوند عمامه ای نجات دهد و به اخوند کروات زده بسپارد. نوری زاد از هر دو طرف گیر کرده است. آخوند عمامه ای او را خواهد کشت و آخوند روشنفکر هم اورا قربانی به قدرت رسیدن خودش خواهد کرد. دلم برایش می سوزد. از آن دست دل سوختن های دخترکی معصوم که پدرش را دوست دارد. آخر نوری زاد هر چه باشد، عامل هر رژیمی هم باشد، باز هم من دوستش دارم. دو هفته پیش، ده روز رفته بود روستا، که با خود خلوت کند، دلم آنقدر برایش تنگ شد که نگو و نپرس.
    خواب گرد آهنگ عشق لاغر مردنی به آخرش رسید. نکند من هم مثل تو خوابگرد شده ام؟

    ———————

    سلام بانوی خوب
    گرچه روی سخن نوشته ی نمکین شما با خوابگرد گرامی است اما آنکه دراین نوشته پتک آجین شده این بی نوا نوری زاد است. پس ضجه ی سخن مرا از قلم کسی که برسندان کلمات، و پتک داوریِ شما مضروب شده بشنوید. بانوی خوب، اگر خوابگردِ خوب ما را نیک شناخته باشید، داوری شما درباره ی نوری زاد بسیار نادرست و کمی تا قسمتی نا منصفانه است. با کمی گشتن در نوشته های من، درمی یابید که نوری زاد هرگز بربساط دین وآیین خود خیمه ای علم نکرده است. من اتفاقا تا توانسته ام از مباحث دینی – که مسئله ای کاملا فردی و درونی است – کاسته ام وبر ضرورت های اجتماعی و سیاسی افزوده ام تا کسی از مطالعه ی ناگزیر مطالب دینیِ من برنیاشوبد و مجددا به ما سری بزند وخیال نکند ما اینجا دکانی از مفاهیم اسلامی پرداخته ایم. دراغلب نوشته های من، آنجا که روح سخن بر آزادگی است، کاملا مشهود است که نوری زاد خود را یکی – وتنها یکی – از آحاد این سرزمین می داند. ونه حتی یک مسلمان. که هست. وخواهد بود. من بارها نوشته ام که درآینده ی سرزمینمان عقل حاکم خواهد بود. ومگر ما اجازه می دهیم آخوندهای کراواتی اراده ی جامعه ی ما را در دست بگیرند؟ یا لااقل مگر ساکت می نشینیم؟ اراده ی فردای ما باید – آری باید – دراختیار خرد وخردمندان باشد. حال اگر یک آخوند کراواتی استحقاق آن را داشت که در هماورد با سایر خردمندان خودی نشان بدهد چه باک؟ من بارها گفته ام: اگر درفردای خردمندی کشورمان، یک ایرانی زرتشتی یا یک بهایی یک سنی یک یهودی یک کمونیست یک ایرانی محض یک شیعه لیاقت رییس جمهورشدن را داشت، من شخصا دررکابش جانفشانی می کنم. وعجبا که شما از نوشته های من این جانفشانی در رکاب خرد وخردمندی را درنیافته اید. که البته ملالی نیز نیست. کسی که دکانی علم نکرده باشد، بوقت ضرورت خود را به دل حادثه ها – اگرچه خونین – می کوبد. حادثه های خونبار کجا و کلمات وکنایه ها کجا؟ همین که دلتان برای سرزمینمان بسوزد کافی است. برای مسلمانی نوری زاد دل مسوزانید. که او از همین مسلمانی اش نور می نوشد. پیشنهاد می کنم نه برای نوری زاد مسلمان، بل برای هیچ معتقدی دل مسوزانید. چرا که بعدش باید برای میلیاردها مسیحی و بودایی و یهودی و کمونیست و سایرینی که بقول شما در خرافه غرقند دل بسوزانید. وشما را طاقت این همه دل سوختن نیست. بزرگترین رسالت من وشما آگاه کردن مردممان به حقوقشان است. آنان اگر بدانند – آری اگر بدانند – که چه حقوقی دارند و چه حقوقی ازآنان ضایع شده و می شود، هرگز در معرکه ی جولان جهل پای نمی کوبند. خودتان را برای دین روبی خسته نکنید. اجازه بدهید دین در درون افراد باقی بماند. گرچه این دین، پرستش یک چوب خشک باشد. اما ازهمین فردی که یک چوب خشک را می پرستد، بخواهیم آنجا که پای بعرصه ی اجتماع می گذارد، انسان باشد و به حقوق دیگران تجاوز نکند و آن کند که دوست دارد با او آن کنند.
    با احترام

     
  12. اقای دانشجو
    سلام

    من نوشته شما را در ذیل پست ” شعارهای بیشعوری” چند بار مطالعه کردم. اعتراف میکنم، اگر چند هزار سال دیگر من میخواستم، راجع به باطل بودن تفسیر دوباره دین وآیات و خوب جلوه دادن آنها فکرکنم، هرگز نمی توانستم، نقدی مانند شما بگویم. شما همه چیز را کامل، و جامع و زیبا بیان کردید. زیبایی متن شما ( برخلاف نقد های من) در این است که شما کلیت را می بینید و با قلمتان این کلیت را به نقد میکشید. این کار سخت است و تفکر زیادی می خواهد.

    به بردگی فکری انسان توسط دین و ریشه های استبداد پذیری و تحمیل دیکتاتوری اشاره کرده اید. من هرگز به این قضیه فکر نکرده بودم و حرفهایتان برایم تازگی زیادی داشت. در باره تفسیر بخش های مختلف دین، نظری به زیبایی داده اید. میگویید :
    “” اگر بشود یک موضوع را بنا به میل و مصلحت و خواست خود تفسیرکرد ، پس می شود همه ی موضوعات را نیز برهمین مبنا تفسیرنمود. درآن صورت کارحاکم و حکومتیان کاری است درست چرا ؟ چون آن ها نیز همین کار را می کنند ”

    و پرسیده اید : آخر چگونه می توان سخنی نادرست را درست جلوه داد ؟”

    و من بگویم که همین سوال شما اگر 400 سال رویش کار و تفکر شود، جوابی غیر از ” درست جلوه دادن نادرست، غیر ممکن است، مگر به دروغ و تزویر، نخواهد داشت. مثال بگویم. من میپرسم این کار زدن فیزیکی دیگران از پایه و بنیان درست است یا نه؟ من هی مدام میگویم آخر چرا خدا و پیامبر دستور داده اند، زن بیچاره را بزنید؟ زدن دیگران هیچ وقت و با هیچ تفسیری درست نخواهد شد و تفسیر آن به کاری خوب، جهل یا تحجر را نشان می دهد. در جواب من میگویند خدا گفته با چوب ریحان بزنید!!

    در پایان نقد خود گفته اید، “اگر دین مورد نظر شما ، بخش های غیرلازمش حذف می شود ، من به جای یک بارهزاربار شهادتین را بر زبان جاری می کنم. چون با حذف این بخش ها ، ازدین هیچ چیز نمی ماند. هیچ چیز”.

    من میگویم اگر کسی آمد و بخشهای نا کار امد دین را خذف نمود و دیگر چیزی از آن باقی ماند ( جز یک سری دستورات اخلاقی که خیلی بهتر از آن را میتوانیم در اندیشه بسیاری دیگر پیدا کنیم) من نیز همانند شما شهادتین را می گویم. ما که گلویمان پاره شد از بس گفتیم : یا زنگی زنگ، یا رومی روم.

    در باره حذف غیر ضروری ها از دین سخن گفته اید. باور کنید این جماعت حتی در بحث اخلاقیات دین خودشان که ضروری ترین قسمت دینشان است هم هنوز، تکلیفشان با خودشان معلوم نیست و نمیدانند آخرش بهشتی خواهند شد ( و به سراغ حوری و پری خواهند رفت) یا جهنمی. قراین فراوانند ولی جهت مثال : عمل ربا در اسلام، عملی است که شالوده اقتصاد اسلامی است. ربا تعریفش معلوم است (ربا اصطلاحی در دین اسلام است که به معنی گرفتن یک مال در عوض پرداخت مالی از همان جنس است به طوری که میزان یکی زیادتر از دیگری باشد. مثلا 100 هزار تومان به کسی داده شود و 110هزار تومن در مدتی بعد از او گرفته شود، (راغب اصفهاني، 1387: 280)). ربا انقدر زشت است که قرآن ربا را جنگ با خدا دانسته است . قران ربا را جزو گناهان کبیره و بزرگ قرار داده و برای مرتکب ربا و عده آتش جاودانه دوزخ فراهم آورده و او را کسی دانسته که به جنگ خدا و رسول(ص) رفته است. (بقره، آیات 275 و 279). احادیث هم فراوانند در مذمت ربا. یک درهم ربا نزد خدا شدیدتر از هفتاد زنا است که تمام آن با محرم باشد« وسائل الشیعه جلد 12 صفحه 422». حالا دقت کنید در همین جامعه اسلامی خودمان که بانکها به سپرده ها سود ثابت پرداخت می کنند و وام هم به مردم می دهند و فتوای مراجع مختلف را در نظر بگیریم:

    آقای مکارم شیرازی: وام و سود بانکی حلال است
    آیت الله صافی گلپایگانی: سود بانک و وام ها حلال است
    امام خامنه ای: وام و سود بانکی حلال است
    آیت الله سیستانی: سود بانک ها و وام حلال است
    آیت الله لنکرانی: سود بانک ها و دریافت وام حلال است
    آیت الله العظمی نوری همدانی: سود بانکی و وام حرام است
    آیت الله العظمی بهجت: (مسأله2281) وام گرفتن از بانک ها و سود بانکی جایز نیست و ربا و حرام است.

    بر طبق امار 80 درصد مردم در ایران از بانک ها یا وام میگیرند و یا سود بانکی. حالا این بنده خدا ها، تکلیفشان معلوم نیست که آیا بر طبق فتواوای بعضی علمای دینشان، مومنینی حلال خوار و درست کارند که لقمه ی حلال برای زن و بچه خود می برند و به بهشت می روند یا اینکه بر طبق نظر دیگر مراجع اینان همگی حرام خوار و نا مسلمانند که در حال جنگ با خدا و پیامبر می باشند و به ازای هر ریال از وام وسود بانکی، 70 بار با محارم خود زنا میکنند و آخرش هم به همین خاطر به جهنم می روند تا سرب مذاب بر سرشان بریزند. این مردم فقیر هم که از تعقل بی بهره .

    آقای دانشجو من به شما میگویم اگر بخش های غیر ضروری ( مانند علوم تجربی، اقتصادی و اجتماعی …) دین حذف شود: فقط بحث یک سری اخلاقیاتش می ماند ولی حتی در بحث اخلاق هم که این علما میگوییند دین اسلام کامل است، هیچ اصل ثابتی وجود ندارد و هرکس هرکاری بخواهد میکند. خود قرآن هم دروغ گویی و هم ناسزاگویی را جایز می داند. در یک کلام: اخلاق اینها هم همگی باطل و به درد نخور است.

    در پایان همه این نقد های شما من را به یک جمله از اقای هدایت بر میگرداند که ایشان میگویند: دنیای امروز، انسانی فرا مکتبی می خواهد.

    مرسی از تفکر هایتان

    ————————-


    ضمن سپاس از مریم خانم خوبمان و جناب دانشجوی گرامی که این بحث را با دوستان نازنین دیگرمان چند جانبه پیش می برند، می خواستم از اسلام پژوهان جنابان سروش وکدیور و غروی وسایراساتید و سایر علما و روحانیان تقاضا کنم دراین بحث شریف ورود کنند و به گرما وغنای سخن بیفزایند.
    سپاس ازهمگی
    با احترام وادب: محمد نوری زاد

    این نیز بگویم که من یکی از کامنت های شما مریم خانم را که درآن نگاه مردانه ی قرآن را به نقد نشسته بودید برای استاد آرش سلیم قرآن پژوه نامی ارسال کردم. ایشان این پاسخ را برای من ارسال فرمودند:

    ———–

    سلام و سپاس آقای نوری زاد بسیار عزیز

    درباره مساله زن در قرآن باید در دو محور بحث کرد: 1) خلقت انسان 2) محیط اجتماعی-فرهنگی قریش که آیات قرآن در آن نزول کرده است.

    1) خلقت انسان
    درباره آیات خلقت از نفس واحده برداشت مریم خانم همه اشتباه است. «نفس»، گونه انسان است مثل سایر گونه های مخلوقات. مرد و زن از یک نفس واحد آفریده شده اند. من در این باره مفصلا در مقالاتی که آدرس آن را در پایان می نویسم بحث کرده ام. خلاصه بحث این است:
    طبق قرآن خلقت و انشاء نخستین هر گونه از «ذره» اولیه واحد یا نفس واحد است که در آن برای ادامه نسل، فیزیک مونث و مذکر توسط خدا گذاشته می شود. زوج نخستین (اول مره) از یک ذره انشاء می شود. بعد خلق و انشاء «نطفه ای» نخستین، از این زوج به وحود می آید. اما «تکثیر» هر گونه با جفت گیری از «زوج» ماده و نر هر گونه است. باید به تفاوت بین این دو مرحله دقت کرد: 1) خلق و انشاء نخستین تدریجی و 2) تکثیر در هر گونه مخلوق . «انشاء» که پروریده شدن تدریجی است، شامل مجموعه فرآینده هایی است شامل 1) ذره اولیه در محیط زمین (آب و گل) تا خلق زوج نخستین 2) محیط جنین نخستین تا نخستین انسان نطفه ای و 3) تکثیر نطفه ای از زوج نطفه ای.

    2) آیات مربوط به زنان در جامعه قریش

    در جامعه جاهلی قریش محیط منزل افراد صاحب مکنت شامل چند زن و چند کنیز بوده است. مرد در واقع صاحب زن بوده است. باید با تجسمی از وضعیت موجود و تجسم چنین منزلی به سراغ آیات رفت. آیات قرآن در چنین محیطی و برای تغییر تدریجی در چنین روابطی نازل شده است. البته فقرا حتی در ازدواج با یک کنیز نیز مشکل داشته اند که باز به متمولین سفارش به دستگیری و کمک به آن ها شده است. حال مثلا آیات قرآن خطاب به مردان است که همان رجل قریش می باشند و نه مردان زمانه ما و غیره.

    الف) درباره «انشاء» و خلفت تدریجی:

    قرآن و آفرینش تدریجی: “انشاء” در خلقت‌ (۱)

    http://neeloofar.org/critic/136-arash-salim/367-quran-and-creation1.html

    قرآن و آفرینش تدریجی: “انشاء” در خلقت (۲)

    http://neeloofar.org/critic/136-arash-salim/368-2quran-and-creation.html

    ب) برتری و سلطه مردان بر زنان

    واکاوی آیه‌های یک و سی و چهار سوره نساء

    http://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/07/02/16390

    نگاهی به “نکاح” و “صیغه” در مقایسه با “زوجیت” در قرآن

    http://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/07/09/16788/

    نگاهی به علت ابهامات و برداشت‌های نادرست از آیات قرآن درباره زنان

    http://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/07/16/17041?page=2

    ————–

    با احترام

     
  13. باتشکر . به برکت اینترنت پرسرعت این فیلم سه دقیقه ای را در 20 دقیقه دیدم . خیلی جالب بود و کاش علمای ما از این اسقف مسیحی یاد بگیرند و کمی به خود بیایند و به فکر مردم خود باشند . از شما عزیز هم ممنون .

     
  14. من سال ۸۸ در زمان شروع اعتراضات مردمی به چندین نفر از بزرگان دنیا ایمیل زدم مثل دالای لاما ریس سازمان ملل -مندلا و کوفی عنان و ازانان عجزانه خواستم که از برهبران ایران بخواهند که با مردم بخشونت رفتار نکنند.
    متاسفانه از هیچ کدام از انها پاسخی در یافت نکردم جز از دفتر مندلا که گفته بودنند بخاطر پیری قادر به پرداختن به این امور نیستند.متاسفانه این مرد بزرگ را از قلم انداخته بودم

     
  15. دلخوش به این مقدار نباشید که فقط گرانی می آوریم، اعتیاد را همگانی می کنیم.
    دزدی را گسترش می دهیم. فحشا را توسعه می دهیم.
    نا امنی ایجاد می کنیم. فقر را به همه جا می کشانیم. دزدی را به طور صحیح سازماندهی می کنیم.
    تجاوز ها را گروهی می کنیم. بیکاری را همه گیر می کتیم. چوبه های دار بر پا می کنیم. شهر ها را خراب و گورستان ها را آباد می کنیم.

     
  16. بله … این مرد بزرگ، یکی از وزنه‌های بسیار مهم در گذار بدون خشونت در آفریقای جنوبی بود
    زمانی که خشونت‌های بسیار شدید در قاعده‌ی هرم اجتماعی بروز مکرر یافته بود و می‌رفت تا آتش خشونت سراپای جامعه را فراگیرد
    آن زمان که حتی سیاه علیه سیاه دست به خشونت‌های باورنکردنی می‌زد … نقش این مرد آسمانی چه‌قدر به کار آن ملّت آمد
    بگذار کمی‌اش را برایت بگویم (اگر چه به احتمال زیاد خودت می دانی، ولی تکرارش هم خالی از لطف نیست.)

    ماجرای اعدام‌های گردنبندی را … اصلا بگذار از روی کتاب کوچک ولی غنی “تبعیض نژادی در آفریقای جنوبی” مایکل ج. مارتین، ترجمه‌ی مهدی حقیقت‌خواه، انتشارات ققنوس برایت روایت کنم: (صص 80 و 81)

    در سال‌های 1984 و 1985 سطح مقاومت در برابر آپارتاید افزایش یافت. جبهه‌ی متحد دموکراتیک از تحریم‌ها حمایت می‌کرد و مبارزاتی را سازمان می‌داد که در آن ساکنان شهرک‌های سیاه‌پوست نشین در اعتراض به بهای بالای آب و برق از پرداخت اجاره خودداری می‌کردند. در بهار 1985 کنگره‌ی ملّی آفریقا از مردم خواست: “آپارتاید را ناکارآمد سازید! کشور را غیر قابل حکومت سازید!” در خانه ماندن و نرفتن به مدرسه و محل کار رفته رفته گسترش یافت. واکنش پلیس و نیروهای امنیتی- با تکیه به خشونت و بازداشت بدون اتهام – تنها اوضاع را بدتر کرد. در بخش‌هایی از کشور حالت جنگ داخلی واقعی وجود داشت.
    خشونت تنها بین پلیس و معترضان نبود. خشونت سیاه نسبت به سیاه در این زمان به مشکلی شایان توجه و فاجعه‌آمیز تبدیل شد. گروه‌های شبه‌نظامی سیاه‌پوستان، که اکثرشان دانش‌آموز و نوجوان بودند، دادگاه‌های موقتی تشکیل می‌دادند که مردان و زنانی را که مظنون به خبرچینی یا همکاری با مقامات سفیدپوست بودند محاکمه می‌کردند. اگر کسی مقصر شناخته می‌شد، یک تایر لاستیکی پر از بنزین را دور گردنش می‌انداختند و آن را آتش می‌زدند. چنان که [تاریخ‌نویسی به نام] بک می‌نویسد، این روش بی‌رحمانه “اعدام گردنبندی” نامیده می‌شد.
    صدها نفر به این روش کشته شدند و تصاویر دهشتناک قربانیان در سرتاسر دنیا بر صفحه‌ی تلویزیون ظاهر شد. دزموند توتو سر اسقف انگلیکان ژوهانسبورگ که جایزه‌ی صلح نوبل را در سال 1985 به‌خاطر مخالفت اصولی‌اش با آپارتاید دریافت کرد، چنان از کشته شدن دختر 12ساله ای [به روش اعدام گردنبندی] که مظنون به خبرچینی بود، برآشفت و مشمئز شد که تهدید کرد، در صورت ادامه‌ی چنین وحشی‌گری‌هایی، آفریقای جنوبی را ترک خواهد کرد…

    تأثیر این تهدید و عملکرد دزموند توتو را خودت بهتر می توانی حدس بزنی. مردم او را بسیار دوست می‌داشتند، بدین جهت، این که او گفت می‌گذارم می‌روم، بسیاری را از خشونت بازایستانید.

    نقش چنین بزرگمردانی را در تقویت و حفظ خشونت‌پرهیزی کلّی جنبش‌ها، که احتمال خطای نخبگان و توده‌ها در حرکت آن‌ها بسیار زیاد است، تو خود بهتر از من می دانی

    کتاب ایشان:
    No Future Without Forgiveness
    یا به فارسی: بدون بخشایش، آینده‌ای نیست

    خلاصه … عذر
    سرت را درد آوردم

     
  17. با درود به نوریزاد عزیز،
    مگر نشانه‌های مردان بزرگ چی‌ باید باشند دیگه؟ همین سه‌ دقیقه دنیایی مطلب است،آنهم در انسانی‌‌ترین و خدائی‌ترین وجه ممکن از دهان و زبان انسانی‌ خود ساخته. طرف ما هم گاه یک ساعت و بل بیش، آنقدر می‌‌گوید و تا در اعتیاد خود در گفتن به مرز اشباع توّهم کامل و خلسهٔ ناشی‌ از آن نرسد، مگر دست بردار است؟ روزی خواهد آمد که یکی‌ از فقه‌های رنگ عوض کرده فردا، همین گفتار دزموند تو تو را از زبان روایت صریحی که یک جایی‌ علامه مجلسی رنگی‌، بشارت آمدنش را داده بوده است، بیان خواهد کرد و داد و فریاد که مگر گوش شنوایی بود.

     
  18. سلام عزیزان

    آیا میدانید چرا ما با این مرد با این عزیز فرق داریم . چون او نگاهش با ما فرق دارد . او قسمت پر لیوان را میبیند و ما خالیش را .
    او آب را میبیند ورفع تشنگی و استقامت و امید و ما که قسمت خالی را جز ناامیدی و یاس و دلمردگی چیزی حاصلمان نمیشود .
    عزیزان این ویدئو کافیست که ما را بیدار کند و طور دیگری ببینیم . بیائید به هم نوید صبح را بدهیم و از تک تک سخنان این آزاده مرد درس
    بیآموزیم

    با احترام

     
  19. آقای نوریزاد عزیز،
    خدا نیامرزتت که هر از گاهی اشک ما رو با این کارهات در میاری. برای من باعث افتخار است که یک همچین شخصیتی مثل توتو بیاد ما ایرانیان بدبخت، آواره هست،ولی ای کاش ما نیز مثل این انسان بزرگ لحظه ای بیاد ایران بودیم.

     
  20. جناب آقای نوریزاد

    ندیده خدمت شما عرض میکنم چون دزموند توتو را سی سالست میشناسم.

    اگر ما در بین تمام فقهای و “علمای” ایران از شصت سال قبل تا کنون یک نفر مانند ایشان داشتیم حال و روزمان امروزه بسیار بهتر از این بود که هست. شرم آور است که این فوج فرومایه خود را عالم و دیگران آنها را علامه و ……. میخوانند.

    همینها هستند که با زندگی خود و اعمالشان به کلمه جاهل و جاهلیت فضیلتی عظیم میبخشند. در دنیای عرب از دهها سال قبل شعر دوره جاهلیت رواجی بزرگ دارد. دوره اینها دیگر گذشته است و خود هم میدانند. بهمین دلیل است که چنین تاراج میکنند بمصداق ضرب المثلی اروپائی که میگوید: پس از من توفان نوح هم بیاید بد نیست.

     
  21. تفاوت ایشان و آقای خامنه ای:
    تفکر ایشان یک روشنفکر آزادیخواه اجتماعی است ولی تفکر و نتیجه اعمال آقای خامنه ای یک انقلابی تمامیت خواه در خود مبحوس

     
  22. سلام دوستان گرامی
    نمیدانم برای شما هم این سوال پیش آمده است که چرا ما مردم ایران مدام در حال جدال بیهوده با یکدیگریم؟ درون خانواده ها، در هنگام رانندگی، در فضای مجازی و حتا در همین سایت جناب نوری زاد. من سعی کرده ام در این نوشته به آسیب شناسی این پدیده بپردازم (از جناب نوری زاد به دلیل عدم ارتباط با متن اصلی عذرخواهی می کنم و تنها لینک مطلب را می گذارم):

    http://bamdadesokhan.blogspot.com/2013/10/blog-post_17.html

    با احترام
    بردیا استقامت

     
  23. جناب نوری زاد عزیز

    این سه دقیقه شاید به اندازه چندین ساعت سخنرانی پرمحتوا مطلب داشت، حکایت همان “کم گوی و گزیده گوی چون در”.

    سپاس فراوان مرا پذیرا باشید
    بردیا استقامت

     
  24. سلام
    دیدم و به بخت برگشته خودمان نالیدم

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

90 queries in 1717 seconds.