سر تیتر خبرها
تازه ترین فتاوای محمد نوری زاد

تازه ترین فتاوای محمد نوری زاد


اشاره:

نخست این که وقتی یک پشّه و یک قورباغه آیت الله اند، من چرا نباشم؟ آنجا که همه ی پدیده های هستی انگشت اشاره به سمت حضرت ” او” دارند، من چرا از این گردونه دور افتم وقدر آیت اللهی خود را ندانم؟ بله، من – محمد نوری زاد – آیت الله ام. و چون آیت الله ام، برای خود فتاوایی دارم. و براین باورم که: هرکس درهرمرتبه ای که هست، برای خود یک آیت الله تمام عیاراست و حتماً نیزبرای خود فتاوایی دارد.

دیگرسخن این که: وقتی یکی مثل جناب حضرت شیخ علی فلاحیان گوش تا گوش سرمی برد وتریلی تریلی مواد مخدر رد می کند وهمزمان برلباس وریش آیت اللهی اش عطرمی افشاند، من چرا درصدور فتاوای آیت اللهی خود دل دل کنم و ازشماتت دیگران بهراسم؟ پس این شما واین تازه ترین فتاوای حضرت آیت الله محمد نوری زاد:

پرسش یک: حضرت آیت الله نوری زاد، اخیراً شاهد افتتاح حوزه های علمیه ی با شکوه با متعلقاتی چون خوابگاه های هتل گونه برای طلاب، و استخر و جکوزی و باشگاه های ورزشی برای طلاب، وکتابخانه وسالن های مجلل برای طلاب، و خلاصه شاهد افتتاح اینجورحوزه های علمیه ی مجلل درمجلل برای طلاب نازدانه ایم. نظرجناب شما دراین خصوص چیست؟ حلال است یا حرام است؟ جایزاست یا جایزنیست؟

فتوای یک: ما کاری به این نداریم که: اگراکثراین طلاب نازنین از” آی کیو”ی مناسبی برخوردار بودند، حتماً درکنکور سراسری دانشگاهها ودررشته های شاخص وخاص پذیرفته می شدند و بهمان سو می رفتند و قس علیهذا. اما حتماً به این کارداریم که: ازاینجورحوزه های مجلل، “روحانی” بیرون نمی آید. آن آخوندهایی که درحجره های نداری، بربستری از فقر و مسکنت زیستند و برساده زیستی خود غرور ورزیدند و دردرس اخلاقِ خود آموختند که هماره خاک پای مردم باشند، همین که بضرب انقلاب ازنردبان قدرت بالا خزیدند، پوست ازتن مردمان دریدند و آن کردند که مغولان با ایران و ایرانیان نکردند. اکنون ببین آخوندهایی که ازحوزه های مجلل بیرون بزنند با نسل بشرچه می کنند.

ما که آیت الله نوری زاد باشیم، اخیراً فیلمی دیدیم از مدارسی که کپری بودند. بی دروپیکرو شرم آور و بهت انگیز. با کودکان گرسنه ای که برزمین غارت شده ی بلوچستان وهرمزگان وخوزستان نشسته بودند و درس می آموختند. به فتوای ما، تا زمانی که کودکان ما در هرکجا سرپناه مناسب و حمام و مدرسه ولباس و غذای بایسته ندارند، آجر بر آجر اینجورحوزه های علمیه نهادن، و اساساً آجر بر آجر هرحوزه ی علمیه با هر مختصات و با هرنیّت نهادن جایز که نیست حرام است و داخل شدن بدانها نیز حتی برای علم آموزی حرام اندرحرام است. چه برسد به تشکیلات فرعونی جناب مصباح یزدی و ردیف بودجه ای که هرساله می بلعد تا طلاب نازنینی درمجاورت یقه درانی وعربده کشی تربیت شوند.

پرسش دو: نظرشما درباره ی جدایی دین از سیاست چیست؟ با آن موافقید، یا همچون جنابان نوری همدانی وجنتی و شیوخ محترمی چون روح الله حسینیان و پورمحمدی به امتزاج دین و سیاست حریص اید وبرای همین امتزاج، مصرانه برنامه ها داشته اید ودارید؟

فتوای دو: به فتوای ما، جدایی دین ازسیاست نه تنها یک ضرورت اجتماعی و منبعث ازتجربیات پرهزینه ی بشری بل یک واجب شرعی است و هرکس درهرلباس، اگرقدمی دراتصال دین و سیاست بردارد درردیف دشمنان دین و بشریت جا می گیرد. چرا؟ چون آخوند جماعت در درازنای تاریخ همه جورخطا مرتکب شده بود الا آدمکشی و تاراج اموال مردم و آبرو بردن و بی خانمان کردن و دروغ گفتن های ملی و ترویج ریاکاری و هدردادن فرصت ها وخسته کردن نسل ها، که اینهمه نیزبه برکت انقلاب اسلامی و آخوندهایی مثل همین ها که شما یک چند تایی ازآنها را برشمردید صورت اجابت بخود گرفت ودست آخوندهای اسلامیِ ایران را به خون و آبرو ومال حرام آغشته کرد و آن شد که نباید می شد. لهذا ما برجدایی دین ازسیاست اصرار می ورزیم.

البته فصل اینجورحرفها مدتهاست که سرآمده و ما وشما برسرسوراخی فلوت می زنیم که شیپور زنان ماهر قبلاً هرچه را که داشته برداشته اند و برده اند. مثل همین شعار مرگ برآمریکا. که ما هنوز مثل آدمهای صغیرو نا بالغ ازخود می پرسیم امام خمینی موافق شعارمرگ برآمریکا بوده است یا نه؟ که اگربوده ما همچنان ادامه اش بدهیم و خدای ناکرده مبادا به این وحی مُنزَل پشت کنیم.

پرسش سه: جمهوری اسلامی ایران تا کنون حدود سی میلیارد دلار به بشار اسد کمک نقدی کرده است. حالا ارسال کمکهای تسلیحاتی و دارویی و غذایی و اقلامی ازاین دست بماند. آیا شما با این رویه که عمدتاً به دستور شخص رهبرانجام پذیرفته ومی پذیرد موافقید؟ وجه شرعی این مراوده چیست؟

فتوای سه: صورت ظاهر پرسش شما به یک مراوده ی ملی بند است. که یعنی وقتی کشوری درمعرض خطرقرارگرفته آیا ما باید به او مدد برسانیم یا نه. اما ازآنجا که دراین مراوده پای پول مردم و اسلحه ی مردم و داروی مردم و غذای مردم درمیان است، پرسش شما پای به وادی استفتاء می نهد و مرا ناگزیر از پاسخگویی می کند. سخن کوتاه کنم: این رفتار رهبرحرام اندر حرام است. تأکید می کنم: حرام اندرحرام. چرا؟ چون به مال مردم، صرفاً و موکداً باید با اجازه ی خود مردم دست برد. وگرنه مگردزدان چه می کنند؟

پرسش چهار: نظرشما درباره ی حجاب اجباری وگشت ارشاد و محدودیتهای اینچنینی چیست؟ موافقید یا مخالف؟

فتوای چهار: حقیر پیشنهاد دارد این گشت ارشاد برود یک گشتی درکوچه پس کوچه های آقایان بزند و میزان رُفت وروب ایشان را و آقا زاده هایشان را وبستگانشان را و دوستانشان را یک برآوردی بکند و بعدش ازخود بپرسد آیا باید از این غارت عظما تنش بلرزد یا از آشکارشدن چند تارموی بانوان؟ مختصر مراجعه به دنیای عقل نشان می دهد که در امردین وگرایشات دینی، تحکم و اجبارو شلاق وخط کشی های حکومتی، بیش ازآنکه به رواج یک امردینی توفیق یابد، به نفرت گستری ازخدا و پیغمبر و هرچه مقدسات است سرعت می دهد.

پرسش پنج: شما آیا با نظریه ی ولایت فقیه و با آنچه که بهمین اسم درجمهوری اسلامی ایران جریان دارد موافقید یا نه؟

فتوای پنج: اگرولایت فقیه به این معنا باشد که فردی از میان فقیهان آنچنان بدرخشد که درمیان سایر اقشار و سایرصنوف کسی به گرد پای او درعدالت وانصاف و ادب وعلم و پاکی و شجاعت و اشراف بر ضروریات روزنرسد، بله من با این ولایت موافقم اما بشرط انتخاب مستقیم مردم وبرای مدتی محدود. و حتماً نیز نه درجایگاه رهبری بل بعنوان منتخب مردم برای ریاست جمهوری.

اما اگر ولایت فقیه به معنای این باشد که مردمان گوسفندند و یک روحانی بیاید و نقش چوپانی مردم را بعهده بگیرد و خود را برگزیده ی خدا و نماینده ی امام زمان بداند، نخیر من با یک چنین ولایتی نه که موافق نیستم بل آن را برای مردمان ایران و برای بشریت مضر و ظالمانه می دانم.

بویژه این که این ولی فقیه، به قانون وشرع و انصاف بی اعتنا باشد و برای بقای خود لطیفه ای به اسم نظارت استصوابی بپردازد و مردمان را به خودی وغیر خودی تقسیم ببندد و بی اجازه ی مردم به پول مردم دست ببرد و هرگزنیز به پرسش های مردم پاسخ نگوید و همه ی ارکان کلی کشور را ذلیل خود کند و مجلس را از ریخت بیندازد و دستگاه قضا را به ورطه ی مضحکه دراندازد و آبروی ایرانیان را درسطح جهان به زیربکشد ونسل های برنیامده را بدهکار نابخردی های برگزیدگان نابخرد و بازنده ی حتمیِ قمار هسته ای خود کند و دست سرداران خود را درغارت اموال مردم وابگشاید و مردم را بترساند و حقوق اقلیت ها را پایمال کند و مرتب برطبل دشمنی بکوبد و قس علیهذا. والسلام

آیت الله محمد نوری زاد
بیست وسوم مهرماه سال نود ودو – تهران

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

90 نظر

  1. سلام جناب اقای نوری زاد عزیز
    باور کنید در مردانگی و ازادگی وشجاعت لااقل در عصری که ما زندگی میکنیم بی بدیل هستید خدا شما رادرپشت وپناه خود حفظ فرماید بنده دوستدار واز اراتمندان جناب عالی هستم وازاینکه بخاطر افسردگی روحی که از رهکذر فقر و فشار
    گریبانم شده نمی توانم از طریق سایتتان بصورت نوشتار وارسال نکته نظرات در ارتباط باشم پوزش می خواهم اما هرروز مطالب
    سایت را مرورکرده ودوستان واشنایان رابه دیدن سایت درحدتوان ترغیب می کنم شما روحی بزرگ وتاثیر گزاری دارید و همینکه کج اندیشان ودشمنان حق نمی توانند یا نمی حواهند مانع ادامه راهتان شوند ایتی از ایت الهی شماست برایم دعا
    کنید از رنج بیماری خلاص شوم وبیشتر در خدمتتان باشم ای مرد بزرگ

     
  2. با درود به جناب نوریزاد عزیز،

    ساسان گرامی با تجدید احترام، اگر این ملاها و بویژه ملا‌های حکومتی، ذره‌ای غم دین داشتند، خودشان پیشتاز جدائی دین از حکومت می‌‌شدند. این که به هر بهائی و با هر جنایت و دروغ و ریا و فریبی دست از قدرت و غارت نمی‌‌کشند،بهترین و مهمترین سندی است که اینها کمترین باور و اعتقادی به آنچه همهٔ عمر گفته و می‌‌گویند، ندارند. اینها همهٔ چشم امید‌شان نه‌ به خدا و دین که به جهل کسانی است که توانسته اند طی‌ این چند دهه، این بیچارگان پیرو و غرق در اوج عقب افتادگی را با شست و شوی مغزی در اطراف خود داشته باشند. و الا مگر میشود امروزه روز یک ملای باشرفی را پیدا کرد که خود را به گند و عفونت‌های ساری و جاری ملایان حکومتی و حاکم ،آلوده و مبتلا کرده باشد؟ و پیدا می‌‌شوند و درد آنها هم، گر‌ چه در تعداد اقل محض است،کم نیست.و الا اگر دین این باشد که مثلا ناصر مکارم رنگی‌، رکن رکینی از آن دین باشد، چینن دینی به درد لای جرز هم نمی‌‌خورد و به فتوای حافظ دیری است ما ایرانیان، بر مرده ‌اش نمازی در هیبت و شکوه و گستردگی پهنهٔ ایران خوانده ایم.

     
  3. سامان آنچه در ایران می گذرد بسیار وحشتناک است عده ای تحت نام مقدس نمای حزب الله هر جنایتی که از سوی حاکمان مالیخولیایی سر می زند را به نحوی توجیه می کنند و سر در آخور کرده و انگار هیچ اتفاقی نیافتاده به نشخوار ادامه می دهند برخی ساده دل خود را فدایی دین و ایمان می شمرند و هر انتقاد گری را مفسد و محارب و …. می نامند و هر بلایی دلشان خواست بر سر او می آورند
    وقتی صحبت از باورمندان می کنی انگار با جماعتی معتدل و معقول رو در رو هستی که ایمانی در دل می پرورانند و معبودی را می پرستند اینجا گفتمان باورمندان نیست بلکه فاشیسم است که در قالب دین ظاهر شده بی شرمانه مردم را به خودی و غیر خودی تقسیم کرده اند
    ما باید وارد جزییات اعتقادات این نادانان شویم و آنجا که به حقوق دیگر افراد و جامعه مربوط می شود مورد به مورد آنها را همان گونه که مثال زدی نقد کنیم و داعیان آن را به چالش بکشیم و نقاب از چهره آنان برکنیم اینجا احترام به عقاید دیگران مورد پیدا نمی کند نمی توان به عقایدی احترام گذاشت که نتیجه اش قتل و غارت و بی ناموسی و هرزه و فساد و تباهی است نه هر تباهی که تباهی یک ملت نجیب و با فرهنگ که دچار آخوند زدگی شده است
    باید مردم یاد بگیرند که ملایان وظیفه دارند به پاسخگویی
    واکنش هایی مثل اینها جسور شده اند …. حرکت های خزنده ای در جریان است ….. ضد انقلاب …. تهاجم …. ابریشمی …. نباید مردم را و به خصوص حزب الله را قانع کند این هم وطنان بالاخره روزی باید بتوانند چشمانشان را باز کنند و دریابند ملایان محارم آنان نیستند بلکه زالو هایی هستند که خون این ملت را می مکند و در نهایت همه را از جمله مریدان خودشان را به قهقرا می کشانند
    تعجب می کنم از کسانی که از آخرت خود بیمناک هستند و به راحتی سرنوشت آن جهان خود را به دست ابلهان می سپرند نمی ترسید از این که خداوند شما را همراه رهبران گمراهتان به آتش جهنم دچار کند
    نمی خواهید در خیر و صلاح خود بیاندیشید
    تا کی کور کورانه در تقلید از این نادان و آن نادان شما که می دانید خداوند عذر مقلد نادان بودن را نخواهد پذیرفت پس چرا نمی اندیشید
    منتظری چه جرمی کرده بود که با او آنچنان کردند جز این بود که می گفت باید با دنیا مراوده صلح آمیز داشته باشیم
    وقتی می گفت ولایت فقیه نباید در جزییات کار حکومت وارد شود چرا او را استهزا کردید
    الان رهبرتان رهنمود اقتصادی تخصیص یارانه به مردم می دهد و وقتی که گند کار در می آید و یارانه ها باعث تورم می شود و درد مردم را دو چندان می کند دنبال مقصر می گردند و یک اقتصاد دان بیچاره را به سیما می کشند و او را مسبب این فاجعه معرفی می کنند
    رییس چمهور وزیر تعیین می کند و رهبر نمی پسندد مردم از اختلاس زار می زنند و رهبر دستور منع نفس کشیدن می دهد از آن طرف مردم بی گناه را زندانی و شکنجه می کنند به قتل می رسانند و مورد تجاوز قرار می دهند و هیچ کس پاسخگو نیست و رهبر نیز صدایش در نمی آید بلکه خوشحال هم هست
    مردم را جزو بردگان و کنیزان خود می شمرند خونشان را مباح می دانند
    این بود عدل علی که به رخ دنیا می کشیدید
    دنیا به شما و البته همگی ما می خندد
    سامان البته تو این ها را خوب می دانی خواستم نمونه هایی را گفته باشم شاید وجدان بعضی ها تکان بخورد ….

     
  4. با درود به جناب نوریزاد عزیز،
    ساسان گرامی،
    ممنون از توصیه‌های دوستانهٔ شما،بنده هیچ اشکالی نمی‌بینم که کسی‌ معرف و مروج باورمندی مذهبی‌ خویش باشد و این چیزی است که به ویژه در مملکت ما دائم در حال انجام است. خطر و بالاتر از آن، تکرار فاجعه این است که یک باورمند مذهبی‌ بطور صریح و شفاف و بدور از هیچ تفسیر و مغالطه ای، موضع خویش را بیان نکند و به این شائبه دامن بزند که وی نیز خود را در تونل تاریک قرون وسطی با هنر ننگین و پلید “تقیه” قایم کرده است، چیزی که جامعهٔ ما نسبت به آن آلرژی پیدا کرده است. گفتار‌های زیبا و حقوق بشری طرف در پاریس و آن همه جنایات بی‌ حد و حصر در عمل را ما منجمله از نتایج بلافصل وجود ننگین و فاجعه بار ” خدعه” و “تقیه” در فرهنگ کاربردی قشری می‌‌بینیم که تلاش می‌‌کنند از اعلام نظر صریح و شفاف طفره بروند . آن باورمندی مذهبی که این واقعیت محض را هنوز در نیافته که با گذشت هزاران سال هم، هرگز قادر نخواهد بود مانع از تفسیر‌ها و برداشت‌های متفاوت و متضاد هم باورمندی‌های خویش شود که معرف آن در زندگی‌ ملموس و سیاست نباشد، اگر به چیزی بیشتر از جدائی دین از حکومت چشم دوخته باشد، در مسیر آرزویی محال نفس باطل می‌کند و بس . نبرد‌های مباحثاتی و تفسیر‌های فراوان و گوناگون و متضاد درون هر یک از مذاهب تا ابدالدهر ادامه خواهد داشت و هر تفسیری هم که از هر دین و مذهبی چند صباحی غالب شود، اگر حکومت کرد به فاجعه منتهی خواهد شد،چنانکه در ایران نیز شد. یعنی‌ تجربهٔ قرون وسطی در غرب، در ایران ما تکرار شد. به باورمند باید احترام گذاشت مادامیکه خیال نکنند خداوند در رکاب تائید گفتار و کردار آنان حکم ابطال و نابودی سایر بندگانش را امضا کرده است. شما به این مصباح یزدی نگاه کنید، تو گویی خداوند یک موجود زبون و بی‌ اراده‌ای است که کاری ندارد جز اینکه تائید کنندهٔ اراجیف این موجود باشد.

     
  5. سلام بر حضرت آیت الله نوری زاد
    لطفا لباس روحانیان!!! را بپوشید و برای یادگاری و خنده هم که شده در سایت قرار دهید. تا اگر خدای ناخواسته!! محکوم شدی حکومت بتواند خلع لباستان نماید. اینجوری که نمی شود. آیت الله بدون ریش و بدون لباس!!! والله نوبر است.
    ارادتمند همیشگی شما مادامی که با حق باشید

     
  6. سامان جان
    این آقایی که اسمشو نمیخوام بیارم چون ارزششو نداره و امثال آنها عمر خودشان را در حوزه های فساد تباه کرده اند و چیزی جز مغلطه و استشهاد مشتی قصه و افسانه نیاموخته اند و با اسم های جعلی عظمی و تملقاتی همچون دامه افاضاه می خواهند در بین عوام الناس ساده دل برای خود مقام و منزلتی کسب کنند
    شما به جای تلف کردن وقت خود محلی به اراجیف امثال این ها نگذار و به دنبال معرفت و دانش برو
    توصیه من به شما مطالعه فلاسفه مغرب زمین است که الحق مخازن علم و دانش بشری هستند
    با مطالعه آنها خواهید توانست به تدریج از فلسفه و حکمت ایرانی که قرن هاست زیر خاک مانده نیز غبار روبی کنید

     
  7. جناب نوریزاد عزیز تر از جانم
    پرسش سوم شما در مورد سوریه و کمکهای رهبری به بشار اسد بود . با توجه به این که در همسایگی ما یک خانواده آواره سوری سه ماهی است که با یدیختی تمام شب را به روز و روز را به شب میرسانند و اشک همواره در چشمانشان حلقه بسته است و رهایشان نمی کند و ترک تحصیل اجباری فرزندانشان بخاطر جنگ، نداشتن کار، اجبار برای انجام هر کاری در غربت برای زن و شوهری که بیست و اندی سال سابقه کار در ازمایشگاه را دارند ،صحبت های پسر سه و نیم ساله اشان از جنگ و هواپیما و دوشکا و انواع سلاح ها ، افسردگی شدید دختر شانزده ساله اشان و……….خیلی مسائل دیگر مرا دائما در این سه ماه مرا مشغول کرده و ان این که خامنه ای چگونه جواب این اشک ها را خواهد داد؟او چگونه شب ها سر بر بالش می گذارد؟سرنوشتش چه خواهد شد؟
    مسئولینی که از او حمایت میکنند چگونه سرنوشتی خواهند داشت؟
    من صحبت های جناب عارف را وقتی در بازار تهران بود و برای انتخابات تبلیغ میکرد را شنیدم که میگفت ما برای ثبات حکومن ناچار به حمایت بشار هستیم این افراد چگونه پاسخ تاریخ را خواهند داد؟
    البته این خانواده یکی از میلیونها سوری اواره هستند که امیدی هم به بازگشت به وطنشان ندارند و امیدی به اینده نیز . جناب نوریزاد عزیز دلم میخواهد بدبختی این نمونه از میلیونها سوری را که ایرانی ها و حکومت ما را یکی از مسببین جنگ میدانند فریاد بزنم و به خامنه ای بگویم تو را بخدا دیگر بس است ای ////////// دیگر بس است با پول ملت ما تیر به قلب بچه های سوری نزن . ما را بیش از این شرمنده مردم سوریه نکن .
    با سپاس از شما دوست نادیده عزیزتر از جانم

     
  8. با درود بیکران به جناب حضرت ایت اله نوریزاد
    ما خوشحال بودیم که در کتاب گینس اولین و تنها ترین فردی که یک شبه از حجت الاسلامی به ایت الهی (البته بخواست اقای هاشمی) ارتقا پیدا کرد در این کشور ثبت شده است که شما این ثبت مهم و البته عجیب را تغییر دادید و نفر دومی هم به آن اضافه کردید
    سوال : آیا عملکرد و اقدامات سپاه قدس از نظر شما قابل قبول است ؟
    با سپاس و دعای خیر برای شما

    ———————————–

    سلام جناب پورجعفرگرامی
    ما که حضرت آیت الله نوری زاد باشیم، از پاسخ دادن به پرسش های خونین و ویرانگر و مملکت به باد بده و آبرو بر و تباه کننده ی سرمایه ها و نسل ها پرهیز می کنیم.
    با احترام

    .

     
  9. حضرت جناب آقای نوریزاد عزیز،

    سلام علیکم

    نقل است که جناب ناصر مکارم فرمایش کرده‌اند، سی‌-چهل سال طول می‌‌کشد که کسی‌ مرجع بشود تا فتوا بدهد و فتوای خویش را نیز در باره‌ پخش صدای زن از رسانه ها، صادر کرده اند. پرسش‌های زیادی مطرح هستند.منجمله اینکه آیا ما باید نظرات ایشان را عین نظر پروردگار عالم بدانیم؟ اگر بلی، با چه دلایل عقلی، نقلی و تشریعی؟ و اگر صدای زیبا یک نعمت خدادای هست، که هست، چرا خداوند ما را باید از این نعمت محروم بفرمایند؟

     
  10. دوست ناشناس
    ایا میدانی اگر مرجع ما جناب نوری زاد را بگیرند اوازه و مرجعیتش بسیار بیشتر میشود کافی است به عکس