سر تیتر خبرها
نوری زاد به رهبر: شما به زودی با آمریکا کنار خواهید آمد!

نوری زاد به رهبر: شما به زودی با آمریکا کنار خواهید آمد!

(باز نشر یک مطلب قدیمی)

بله، شما – که هم اکنون درحال مذاکره با آمریکا هستید – بزودی با آمریکا کنار خواهید آمد. خواسته های او را – مخلصانه – به
او تقدیم خواهید کرد تا چیزی به اسم اقلام تشویقی از او دریافت کنید. چرا نگویم: شما به معرکه ی مذاکره با آمریکا داخل
شده اید نه به این خاطر که باری از دوش، و غباری از چهره ی مردم بربگیرید. بل، این در هم تنیدگیِ اوضاع اسفبار اقتصادی، و
گسستِ پدید آمده در قلعه ی قدرت است که شما را به مذاکره با آمریکا ناگزیر کرده است. وگرنه، اگر خیال شما از بابت برقراریِ
چهارستون این نظمی که اسمش را نظام نهاده اید راحت بود، هرگز از بلندای عزم خود فرود نمی آمدید. هرچند ایستادن بر بلندای
غروری به اسم: مذاکره نکردن با آمریکا، مایملک این سرزمین بلازده را به باد فنا بدهد.

من می توانم چند وقت دیگرِ این مذاکره را به خوبی تجسم کنم: صدا و سیما و رسانه های حکومتی هیاهوهایی از “پیروزی”
به راه خواهند انداخت و مردمان گوش بفرمان را برای سردادن الله اکبربه بامها گسیل خواهند فرمود. که چه؟ که: آمریکا سرانجام
ذلیلانه به حقوق حقه ی ما متقاعد شد. و من، نسلهایی را می بینم که به دنیا نیامده مقروض بی کیاستی های پشت در پشتِ مایند.
مقروض فرصت های تباه شده و سرمایه های به تاراج رفته. اما چه خوب که با هردلیل – آری با هردلیل – به مذاکره راضی شده اید.
به همین اندازه هم که از اراده ی گسست ناپذیر خود عدول فرموده اید از شما سپاس مندیم.


محمد نوری زاد
شانزدهم اسفند سال نود و یک
Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

54 نظر

  1. جناب سید ابوالفضل من هم همین اسم را داشتم وناراضی ونمیدانستم کی برایم انتخاب کرد بالاخره تصمیم گرفته در خلا باکسر خ بیندازم البته باپیشوند سید آن واسم دیگری برخود نهم و شادم ازین تغییر که مخارجی همداشت وتوجه کنید که مقصود توهینی بشما نیست ولی من باخود چنین کردم.
    ضمنا خوب میدانید که حضرت روحانی هم انتخاب واقعی مردم نبود بلکه یکی از منتخبین شورای نگهبان بود ومردم چو ن میخواستند به جلیلی ودیگران رای بدهند رای خود را به او دادند و راس رژیم هم به اواحتیاج داشت تا از بن بست بیرون بیاید با دیگران دیگر ادامه ممکن نبود.

     
  2. آقای نوری زاد
    شما هم مانند احمدی نژاد به اسهال کلام مبتلاشده ای حتما خودت را به دکتر نشان بده .

     
  3. سه تا دلیل قوی برای حرفم دارم شاید هم بیشتر- اولا سیستم و حاکمیت ولایت فقیه بخوبی واقف بود که اگر روحانی توسط شورای نگهبان تایید صلاحیت شود قطعا رییس جمهور خواهد بود پس به چه علتی اقایان خامنه ای و رفسنجانی تن به این بازی خطرناک دادند؟ بخاطر این بود که کلییت نظام در خطر بود و انها نیاز به سیاست مماشات و استمهال برای خرید زمان داشتند تا بمب اتم به انجام رسد

    دوم اینکه بعد از اینکه ایشان رییس جمهور شدند اکثر قرادادهای نفتی با چینی ها کنسل شد و به جای آنها زمزمه ورود انگلیسی ها- هلندی ها و فرانسوی ها و شاید حتی خود امریکایی ها شنیده میشود- آیا این دلیل متقن نیست؟

    سوا اینکه با رییس جمهور شدن این اقا اساسا شور و شوق سیاسی در نزد مردم بطور کل از بین رفت میشود گفت کودتای سفید ایا با شنیدن این حرف یاد 28 مرداد نمی افتید

    چهارما سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن از مبانی اصولی انگلیس است با فرستادن ظریف به نیویورک و طرح اصرار روحانی برای ارتباط تلفنی با اوباما همانطور که همگان فهمیدند انگلیسیها در صدد شکاف در بین اسراییل و امریکا و همچنین شکاف بیشتر بین امریکا و اروپاییان هستند تا از این آب گل آلود برای خود بهره گیرند

    خامسا اینکه این ////// بنفش اینقدر پیر و کهنه کار شده است که بداند اینقدر با موضوع هسته ای باید بازی کند تا 8 سال دوره اش به اتمام برسد و بقای 8 ساله خود و نظام را از انگلیس دریافت کرده باشد

     
  4. سید ابوالفضل

    آقای افلاطون محترم
    سلام
    نظر اهانت آمیز شما در مورد آقای روحانی که با انتخاب مردم ، فعلا رئیس جمهور کشور است ، موجب تعجب من شد . لطفا اگر می توانی برای حرف هایت دلیل بیاور . اگر همین طور می شود کسی را “مامور مستقیم انگلیس” نامید ،آن هم کسی در مقام رئیس جمهور یک کشور ، شاید همین نسبت را کسی هم به شما بدهد . همین طوری برا خنده که هم فال باشه هم تماشا . یا این که همان طور که گردانندگان روزنامه ی فخیمه ی کیهان همه جور نسبتی رو برای دیگران صلاح دونستند به او نسبت می دهند . یا مثل برادران بازجو و برخی از قضات خیلی محترم که همین طور با وجدان آسوده به هرکس که دلشان خواست نسبت جاسوس و انقلاب مخملی و تشویش اذهان عمومی و… را مثل نقل ونبات نثار می کنند .
    آقای “محترم” اگه فردا شمارو صدا کنند و به شما بگویند که چرا و براساس چه مستنداتی ، برای رئیس جمهور مملکت خودت چنین نسبتی را روا داشتی ، چه جوابی خواهی داشت ؟! آیا اگر شما را به خاطر تهمت بی دلیلی که زده ای مجازات کنند ، حق شما هست یا نه؟به قول قدیمی ها “در دیزی بازه ، حیای گربه کجاست؟”
    ارادتمند
    سید ابوالفضل

    ——————

    من نیز با سید ابوالفضل گرامی همراهم. بدون مدرک وسند نمی شود یکی را جاسوس ودیگری را دزد نامید. مگراین که بگوییم: رفتار وعملکرد یکی بهمان سمتی می رود که: فلان کشورمی خواهد. یا: این کار با دزدی چه تفاوتی دارد. خلاصه نسبت مستقیم دادن جز با مدرک مستند مجاز نیست. درهرکجا
    سپاس

     
  5. با درود به آقای نوریزاد عزیز،
    دوستان اگر کسی‌ می‌‌تواند از دل چند سطر کامنت کسی‌ بنام “ناشناس ۴:۵۴ قبل از ظهر / مهر ۵, ۱۳۹۲ ” چیزی دستگیرش شود، بنده را نیز روشن کند. با احترام به ناشناس، من که چیزی جز معجونی از تضاد و رک و پوست کنده هذیان از چند سطر کامنت ایشان نیافتم. ناشناس گرام،شما خودت می‌‌”گویی کرور کرور جوانها را کشتند و هزار بلا سرشون آوردند”. کی‌ کشت؟ و کی‌ این بلاها را سر جوان ها آورد؟ و به دستور مستقیم چه کسی‌؟ اینکه به قول خودت به اندازه تاریخی در این ۴ سال به ملت ظلم شده، چگونه این ظلم به آحاد ملت ایران ربط دارد، به شما که گویا خیلی‌ ربط دارد ، اما به آقای نوریزاد ربط ندارد؟ چه دلیل و حجتی به شما اجازه می‌‌دهد که تکلیف کنی‌ چه چیزی مثلا به آقای نوریزاد ربط دارد یا ندارد؟ شما چه کاره‌ای که برای دیگران تکلیف روشن می‌‌کنی‌؟ و مفاهیم و مسمای واژه را تعریف و تبیین می‌‌کنی‌؟ با چه صلاحیتی؟ مگر مجبورت کرده اند که بنویسی‌؟ کدام جملهٔ نوشته ات رنگ و بویی از انصاف وعدل و تعادل دارد که دعوت به اعتدال می‌‌کنی‌؟ اینکه آقای خزعلی چه مشی‌ و سیاستی پیش گرفته، چه ربطی‌ به شما دارد؟ کجا ایشان به شما وکالت داده که مشی‌ و سبک و سیاق ایشان را شما الگوی رفتاری و نوشتاری دیگران اعلام کنید؟ اصلا فرض کنیم شما را مجبور کرده اند که بنویسی‌، کامنت‌های خود را بخوان، دچار حیرت نمی‌‌شوی؟ اگر اعتدال خوب است، اینهم که مثل آب خوردن نسبت به کسی‌ تهمت قطار کنی‌، در دایرهٔ اعتدال من درآوردی شما می‌‌گنجد؟ مگر آن کسی‌ که حاصل چند دهه عمر سراپا زیانبار و فلاکت زای وی در اوجی از سرمستی‌های ناشی‌ از فرو غلتیدن در توهمی مطلق ، سر هم کردن واژه‌هایی‌ چون ریزش و رویش و بصیرت و هزار بار دشمن ،دشمن کردن بوده کم در انظار ایرانیان و جهانیان مضحکه شده که لابد امثال شما تازه می‌‌خواهید پای در این مسیر بگذارید؟

     
  6. نظر دهندگان محترم و جناب بامداد سخن
    ه نظر اینجانب دیکتاتور را مردم یک کشور میسازند.
    همانگونه که در نوشته قبلی ذکر نمودم نانمم مهدی است ولی بعلت برگشت بعضی نوشتهها با تغییر نام این مشکل را حل نمودم.
    1 – خوشحال میشوم که موارد نشان دهنده تعصب را ذکر نمائید.
    2 – اینجانب تنها جائی که تعصب دارم تعصب در ضدیت با دشمنان ایران و ایرانی میباشد. این دسته میتواند شامل هر فرد یا گروهی با هر عقیده و ایدولوژی بشود. اگر منظورتان بروز دادن تعصب در مورد فرق بی هویت بابی گری و بهائی گری است، این را با کسب تجربه بگویم که تمامی رهبران این دو فرق دست ساز استعمار نه تنها دشمن ایران و ایرانی هستند بلکه با رواج فساد و هرزه گوئی دشمنان تابلو شده بشریت میباشند. خواهش میکنم به کتابهای اصلی نوشته شده توسط استعمار به اسم دو فرد خود فروخته و منحرف باب و بها مراجعه کنید ببینید چه اراجیفی در این کتب (برای مقدس نشان دادن به زبان عربی نوشته شده است)ذکر شده که فقط برای تحمیق و به زنجیر و استعمار و استحمار کشیدن انسانها تدوین شده است. یکی از مطالب قریب به مذمون ” مردم حق دخالت در امور حکومت و حکومتگران ندارند”.
    البته از زمانی که استعمار – توسط این دو فرد منحرف – این دوفرقه را درست کرد تا زمان حال رفتار حکومتگران و مردم با فریب خوردگان این دو فرقه صحیح نبوده است و بعلت برخورد نا صحیح خشن باعث شدند که فریب خوردگان پیرو این دو فرد منحرف به جائی اینکه خود را از محلکه این دو فرقه دست ساز استعمار نجات دهند فکر کنند که به حق میباشند. اینجانب قویا برخورد خشن و غیر انسانی با فریب خوردگان نا آگاه را اشتباه میدانم و با اندسته از رهبرها و پیروان فاسد ضد ایران و ایرانی این دوفرقه دست ساز استعمار بر خورد مطابق با قانون (البته نه در قوه قضائیه رژیم ولایت مطلقه فقیه) و مانند هر دشمن ایران و ایرانی دیگررا انتظار دارم.
    به امید روزی که عقل و خرد و اندیشه در همه ما ایرانیان به حد اعلا برسد تا فرهنگ سکولاری (جدائی دین از دولت) در فرهنگمان نهادینه شود و دولتی منتخب مردم و برای مردم و پاسخگو به مردم را برپا کنیم.
    مهدی

     
  7. سلام بر نوریزاد

    لطفا کنی در باره ی حرفهایم در باره انتخابات 92 تعقل فرمایید

    به نظرم این روباه بنفش یعنی آخوند روحانی مامور مستقیم انگلیس است که شرط تضمین بقای 8 ساله برای نظام را از آمریکا و انگلیس دریافت کرده است و ماموریت اصلی او دادن قطره قطره جام زهر به آقایان خامنه ای و رفسنجانی است- البته برای ملت این مسئله هم فال است و هم تماشا

     
  8. اگر يك ذره فهم وشعور در ميان هييت حاكمه حكومت اسلامى بود كه نيست واگر يك ذره علاقه به اينده اين مردم واين اب وخاك در دل رهبر بود كه نيست واگر يك ذره اگاهى واطلاعات سياسى وتاريخى داشتند كه ندارند
    در انصورت ميدانستند دوستى وروابط با امريكا ميتواند مفيدترين وبى ضررترين رابطه با يك كشور خارجى باشد

     
  9. سير تغيير نظر نسبت به أمريكا
    شيطان بزرگ
    شيطان كوچك
    شيطانك
    شيطان بلا
    بلا مرده
    جيگر طلا
    …..

     
  10. فاروق گرامی

    گاندی:
    چیزی در درونم مرا وا می دارد رنج خود را با صدای بلند فریاد کنم. من نیک دانسته ام که چه باید بکنم. آنچه در درونم هست و هرگز فریبم نمی دهد اکنون به من می گوید:(باید در مقابل تمام دنیا بایستی حتی اگر تنها بمانی. باید چشم در چشم تمام دنیا بدوزی حتی اگر دنیا با چشمان خون گرفته به تو بنگرد. ترس به دل راه نده. به سخن آن موجود کوچکی که در قلبت خانه دارد اطمینان کن که می گوید: “دوستان، همسر و همه چیز و همه کس را رها کن و فقط به آنچه برایش زیسته ای و به خاطرش باید بمیری شهادت بده”). ماهاتما گاندی

     
  11. سی و اندی سال تولید بحران برای حفظ بقا ، سیاستهای پای منقلی .مدتها یکی از مشغولیات فکرم بود که چه اندیشه پشت این امریکا ستیزی باید باشه؟ که همه باشه امریکا نه ! که البته به لطف اینترنت فهمیدم که مشکل از طرز دید بندست ! که باید به این موضوع هم به چشم حداکثر درگیریهای قبیله ای ۴۰ تا ۵۰ سال پیش نگاه کرد . خوب بود اینم میگفتین دشمنی ایران و امریکا چطور بوجود آمد

     
  12. محمد (اینجا دنیاست)

    ما آدما خیلی پستیم برای منافع خودمون دست به هر حرف و عملی میزنیم

     
  13. وقوع انقلاب همواره ثاثیرات مخربی در سامان دهی جامعه پس از این اتفاق را دارد.برای ساخت جامعه ای برپایه باورهای ایدیولوژی خیلی از ارزشهایی که باعث روابط وتامل با دیگران می شد بی ارزش ویافاقد ارزش میشود.پس از انقلاب ایران بنا به خیلی از مسائل از جمله دخالت امریکا در ایران با آن کشور قطع رابطه شد واین گسستگی سی وچهار سال ادامه پیدا کرد چون رهبر قبلی این رابطه را خیانت وکسانیکه در برقراری این کار همت میکردند به جرم خائن و جاسوس محاکمه میشدند!هیچ کس جرعت ابراز چنین خواسته ای را نداشت.با بوجود آمدن جریان هسته ای وفشار کشورهای غربی برای از کار انداختن فعالیت ایران گزینه جنگ/وتحریم را علیه ما بکار گرفتن.که ابتدا با تحریم گسترده اقتصادی بلایی به جان مردم افتاد که کمتر از جنگ هشت ساله نبود!ودر این راستا ارکان لرزان حاکمیت چنان در حال فروپاشی شد که شاید در باور خیلی ها نمی آمد.پس برای تثبیت دوباره نظام رهبر نه از جام زهر بلکه عقب نشینی قهرمانانه!!پا بمیان گذاشت و مسئولین طراز اول با شتاب از این گفته رهبر فرزانه نهایت استفاده را کردند.واین نرمش را با آزادی بعضی از زندانیان سیاسی گرفته تاسیمهای تلفن کاخ شیطان گسترش دادند!در این میان مردم معمولی که برای زندگی چشم به هر تحولی دوخته بودند فهمیدند در این جهان به هم پیوسته نمیتوان با شعار همطراز آنها که دشمن ما شناخته شدند پیش رفت.چون دیدیم که رابطه اقتصادی با کشورهایی همچون روسیه/چین/که خود دوستان دشمننان ما هستند!کاری از پیش نخواهیم برد.که این کشورها در لحظات بحرانی به هیچ وجه متحدین صادیقی برای مردم ما نبوده و نیستند.برای اثبات این موضوع میتوان نمونه های زیادی را عنوان کرد.حال پرسش این است اگر رابطه با شیطان بزرگ به نفع کشور ما بود خسارت این اشتباه در این سی و چند سال را چه کسی پاسخگوست؟هر کدام از نسلهای سوخته ما مگر چند بار بدنیا می آیند که باید تاوان خودسری ولجاجت سردمداران خود را بپر دازنند؟باور کنید نمیدانم مثل بعضی از بسیجیان خوجوش و شجاع!!!لنگه کفش به طرف رئیس جمهور پرتاب کنم یا اینکه مثل بعضی از طرفداران ایشان شعار بدهم “تشکر تشکر “که از دو حالتش متنفرم!پس چشم به زمان میدوزم شاید “سبب خیر شود عدو اگر خدا خواهد”

     
  14. اقای نوریزاد یک تلنگلی ابتدا به خودتان بزنید سپس به رهبرتان. شما نیز مواضع ضد امریکایی و اسراییلی دارید. موضع ضد ناسیونالیستی را میتوان فهمید ولی موواضع شما نیز دست کم از رهبر اسلامی ندارد. متاسفانه این ریشه ی فرهنگ غنی اسلامی دارد!

     
  15. با درود

    مذاکره با امریکا یا اروپا، ناچیز ترین حرکتی است که این اقایان باید انجام دهند، حجم مشکلات داخل بسیار انبوه است، از همه جهت: اقتصادی، سیاسی، اجتماعی. برداشتن تحریمها از حفظ اسلام شیعی بسیار ضروری تر است.

    من به روحانی رای دادم ولی دلم نمی خواست برنده انتخابات شود ولو بعد از انتخاب ایشان خیلی خوشحال شدم، دلیلم اینست که حکومت در سراشیبی تند سقوط افتاده بود و خیلی دلم می خواست که با انتخاب دیگر اقایون مخصوصا اگر جلیلی می شد، با همین شیب جلو برویم.

    با انتخاب روحانی و اخیرا این مذاکرات مختصر، تندی این شیب کمتر شده است ولی خوشبختانه همچنان به سمت مقصد در حرکتیم.

    تریدیدی نیست که 34 سال هرچه ترفند و حیله بود به کار بردند و واژگان و عباراتی در ادبیات این ممکلت وارد کردند که مفهومی موهومی و واپس گرا دارد، چه ثروتها و ذخایر را که هدر دادند….

    کاش می شد این بخش از زمان را از تاریخ مملکت پاک کرد،…… بهر حال تجربه های فراوانی برای اینده بدست امد، به قیمت های هنگفت جانی و سرمایه ایی.

    و اکنون، سردرگم و غمگین و سرگردان! ایا باید برای همیشه از این مملکت رفت؟ و انرا برای گوشه نشینان دیروز و امروز تشنه قدرت گذاشت؟
    ایا اراده حاکمیت به عقلانیت باز خواهد گشت؟ ایا می شود ما هم مملکتی ازاد و پیشرو باشیم؟
    ایا ازادی گوهری ارجمند خواهد شد، می شود اندیشید؟ و زندانی سیاسی و انقلابی یا مرتد نداشته باشیم؟
    ایا می شود هموطنان من، برای پناهندگی به کشورهای دیگر، خودکشی نکنند؟و به اب و اتش نزنند؟
    ایا می شود برخی قدرت را رها کنند و به گنج خانه هایشان باز گردند؟ ایا دین به جایگاه قبلی باز خواهد گشت؟
    ایا علم و عقل به عرصه باز می گردد؟ و فتوا خانه نشین می شود؟
    ایا شجاعت در مدیران مملکت احیا می شود؟ و ترس و لکنت و چاپلوسی به تنگنا می رود؟
    ایا قانون اساسی ما هم جهانی می شود و اساس ان ملی می شود؟ و دست چپاول و رانتخواری و مصونیت کوتاه خواهد شد؟
    ایا مهر بین ما خواهد ماند؟ و پنجه خشن و سرکوب کنار می رود؟
    ایا انتخابات، ازاد خواهد شد؟ و نگهبان و شورا، کاندیدها را انتصاب نخواهد کرد؟

    و فراوان ایا های دیگر که اگر مذاکره با امریکا، این مشکلات را حل می کند، باید زودتر از اینها اینکار را می کردیم؟
    و اگر حل نمی کند، باز بگذار مذاکره کنیم!!!!!!!!!! تا بدانیم حق ما همین است و سزاوارتر از این نیستیم.

    و کلام اخر، تجربه نشان داده است حاکمیت بر منطق عقل و منافع ملی نیست و انگاه که مملکت را به ورطه سقوط می کشاند، چاره ایی جز کوتاه امدن و عقب نشینی ندارد. در جنگ اینگونه بود، در انقلاب و مسئله هسته ایی هم همینطور.

    امیدی نیست جناب نوریزاد عزیز!

     
  16. باتشکر از جناب نوریزاد . به نظرم برای بقای خود برای مذاکره با آمریکا موافقت شد و چاره ای دیگر نبود . باز هم جای شکرش باقی است تا نابودی کامل فاصله داشتیم که موافقت شد .

     
  17. آقای بردیا استقامت گرامی
    سلام
    نظرتان را در مورد سخنرانی آقایان روحانی و اوباما خواندم . شما ضمن مرور برخی از نکات مطرح شده در سخنرانی دو رئیس جمهور ، و تقریبا بدون ذکر کوچکترین دلیلی ، نتیجه گرفته اید که سخنرانی آقای اوباما برای پیگیری منافع ملی آمریکا بوده ولی سخنرانی آقای روحانی ، واجد یک چنین ویژگی ای نبوده . شما اظهار داشته اید که “آنچه به شدت در سخنرانی رئیس جمهور ایران مغفول می ماند منافع ملی است” وحتی اظهار نموده اید که سخنان ایشان ، ناظر بر تامین نظر رهبر و به منظور پاسخگویی به ایشان تنظیم شده است .
    من البته با نظر شما موافق نیستم . در فرصتی دیگر نشان خواهم داد که محتوای سخنرانی آقای روحانی ، ناظر بر پیگیری منافع ملی و خواست ملت بزرگ ایران بوده است . من بر خلاف نظر شما معتقد نیستم که حتی در این شرایط که کشور ما دچار بحران اقتصادی است ، پس باید رئیس جمهور ما در هنگام سخنرانی در سازمان ملل از موضع ضعف و حقارت سخنرانی کند . و این موضع را هرگز به نفع منافع ملی کشورمان نمی دانم . اما پیش از آن می خواهم از جنابعالی در خواست کنم که دلایلتان را در این خصوص که سخنرانی ایشان متضمن منافع ملی کشورمان نبوده ، بیان کنید . و مثلا بگویید که آقای روحانی چه باید می گفت که منافع ملی ما تامین شود . لطفا نفرمایید که این مطالب چقدر ممکن است با نظر رهبر هم راستا باشد یا نباشد ، زیرا این همراستایی نه تنها بد نیست ، بلکه می تواند خیلی هم مفید باشد .
    در ضمن یک تذکر دوستانه هم می دهم . در مورد رعایت نکات ادبی و صحت املائی نگارشتان . زیرا برای اندیشمندی چون شما ، رعایت این مورد هم ، واجد اهمیت است . مثلا به جای کشور “مطبوع” بنویسید :کشور متبوع. همچنین به جای :شیخ “عجل” ، مرقوم بفرمایید : شیخ “اجل” .
    ارادتمند
    سید ابوالفضل

     
  18. باعرض سلام و احترام به همه
    میخوام نظر شخصیم رو بگم: آقای نوری زاد، به نظر من مشکل ما این افراط های نابجاست. و باعرض معذرت باید بگم که شما نمونه ی کامل یک انسان افراطی هستید. چه اون زمانی که در کیهان مینوشتید و چه این زمان که حر اصلاحات لقب گرفتین اما من به عنوان یک اصلاح طلبی که عاشق انقلابم هستم، شمارو یک افراطی میبینم. اصلا تفکر شمارو قبول ندارم.
    البته لازمه بگم که از طرفدار های قلم شما هستم و نیایشهای شما رو دوست دارم.
    در پناه خدا باشید

     
  19. سلام نوریزاد عزیز! یاداوری جالبی بود… ای کاش این قدم مبارک به خاطر مردم بود که نیـــــــــــــــــــــــــــــــســــــــتـــــ…

     
  20. با سلام بر آقای نوریزاد عزیز
    1-علیرغم همه انتقادات بنظر میرسد که باید رهبری را تشویق کرد که به تغییرات مثبت ادامه دهد و دلگرم شود. به هر حال ایشان از دوطرف تحت فشار است یکی توطئه گران رانتخواری که متاسفانه اطراف ایشان زیادند و واقعا هم وابستگی های مشکوک سیاسی فراوانی دارند به نحوی که دقیقا همصدا یا صهیونیستها صحبت میکنند و دیگری ملّت شریف ایران که از ایشان وفاداری به قانون اساسی و انسانیت و مدارا می طلبند.
    2- در بین یکی از قبایل آفریقائی رسم جالبی است برای مجازات گناهکاران و آن این است که او را در وسط میدان ده می آورند و یک صندلی میگذارند و افرادی شناخته شده از خوبیهای فراوان او صحبت میکنند. در این حال نیازی به تکرار اشتباهاتش نیشت چون او به دلیل همین ها دارد مجازات میشود و شناخته شده است و سرافکنده. تجربه آنها نشان داده که با تذکر خوبیهای خطا کاران اکثرا شرمنده شده و بر گشته اند.
    3- من برای منافع ملّت ایران توصیه میکنم که در هر موردی که به رهبری انتقاد داریم آن مورد را بعنوان اتهام ایشان بیان کنیم و بعد بگردیم چند نکته خوب در ایشان بیابیم و ایشان را از خودش شرمنده کنیم. با توجه به اینکه خود ایشان مستقیما سایتهای مربوطه را می بینند امید است که تحولی به نفع مردم صورت بگیرد.
    4- من اجازه میخواهم ایشان را به ندانم کاری در مورد پرونده هسته ای متهم کنم و بگویم که سیاستهائی که ایشان اتخاذ کردند این کشور را به مرز نابودی کشانده است. هم حقوق هسته ای مان بباد رفته و هم حیثیت این مردم. ایشان بخوبی میدانند که در سال 2004 بر اساس بیانیه پاریس که توسط تروئیکای اروپا و ایران و آزانس امضا شد و بعدا هم در سازمان ملل تائید شد هم بر خورداری ایران از انرژی هسته ای تاکید شد و هم حق غنی سازی برسمیت شناخته شد که این کار که توسط همین آقای روحانی و ظریف تحت نظر آقای خاتمی و با تائید آقای خامنه ای صورت گرفت دستاور بزرگی برای ایران بود. آنها پذیرفتند که ما به جامعه تولید کنندگان سوخت هسته ای بپیوندیم و ما را به سازمان تجارت جهانی ملحق نمایند و تحریمها را لغو و تجارت با ما را توسعه دهند و قبول کردند که ایران بدون هیچ تحمیل قانونی و سیاسی به میل خود غنی سازی را تعلیق کرده است تا شفافیت را ایجاد کند.
    5- این کار در رهبری آقای خامنه ای خوب بود و ما هم ممنون این سیاست هستیم. کار ناپسند ایشان لغو این قرار داد در پایان دوره آقای خاتمی تحت این بهانه که این شفافیت ایجاد کردن طولانی شده است. به جای اینکه با دیپلوماسی بدنبال اخذ امتیازات بیشتر باشند و با علم به اینکه این تاخیر هیچ مشکلی هم برای ما ایجاد نکرده صرفا در عکس العملی انفعالی خواستند که در مقابل احمدی نزاد کم نیاورند و یا تحریک کسانی که قطعا خواسته و نا خواسته به صهیونیستها خدمت میکنند در این 8 سال ما را به ورطه نابودی و تحریمهای سازمان ملل کشاندند و این شد که هست. ابعاد فاجعه تحریم برای ایران بسیار بیشتر از آن چیزی است که تصور میتوان کرد و به جرات میتوان گفت ایران تحت رهبری ایشان به قرن 18 میلادی برگشت.
    6- حال باید ببینیم که ایشان چه نقطه مثبتی دارند که بکار ایرانیان بیاید؟ بنظر من ترس از سقوط ویژگی خوب ایشان است که بر خلاف دیگران حداقل در دقیقه 90 تغییر روش میدهند. اوباما هم ظاهرا این پیام را کرفته است و برای همین در سخنانش تاکید کرد که ما بدنبال تغییر حکومت ایران نیستیم. البته اگر قدری غیرت در نزد مسئولین ما بود باید برای این حرف مراسم عزاداری می گرفتند که امروز برای ماندن باید اوباما به انها تضمین بدهد. این یعنی فاجعه ملّی که یک حکومتی از دیگری بخواهد که بقایش را تضمین کند. البته اگر یادمان باشد در ملاقات “آقای بان کی مون” با ایشان آقای ولایتی از لابلای سخنان او و ترجمه آنها اعلام کرد که “بان کی مون” نیز رهبر ما را رهبر جهان اسلام دانسته است که هرچند سازمان ملل این ادعا را تکذیب کرد ولی آقای ولایتی ول کن نبود.. به هر حال ما نیاز داریم که خارجیها هم جنیه شرعی ولائی ما را حمایت کنند و هم بقای سیاسی ما را..
    7- من میگویم برای ما همین ترس از سرنگونی و ادامه بقا خوب است واز رهبری هم ممنون هستیم. از ایشان خواهش میکنیم که حالکه ترس از خدا در دکترین حکومتی جائی ندارد و سلاح هسته ای هم فعلا حرام اعلام شده ایشان به همین خصیصه ترس از سرنگونی پایبند باشند و مطمئن باشند که ایرانیان ازاین ترس ایشان بیشتر سود خواهند برد تا ترس ایشان از خدا. چه آنکه تجربه رهبری ایشان و قبل از ایشان نشان داده که با تاکید با ترس از خدا و منزه دانستن خود، این حکومت میتواند بدترین فجایع را بوچود آورد و لذا بهتر است فعلا با خدا کاری نداشته باشیم و همین ترس از سرنکونی توسط حارجیها را به عنوان سیاست راهبردی ادامه دهیم. برای تلطیف خاطر ایشان این سخنان آقای حداد عادل را که مثل ایشان او هم پدر بزرگ فززند آقای مجتبی هست یاد آوری میکنم که ایشان بسیار اظهار نگرانی کرده بوند که بعد از “آقا” نباید بلائی که بر سر بیت مرحوم “آقای خمینی” نازل شد بر سر نوه ایشان هم بیاید. شما هم بالخره پدر بزرگ این نوزاد هستید. دور بری های خود را هم می شناسید و می دانید چه کارهائی ازشان ساخته است. لطفا به خاطر نوه و فرزندان خود هم که شده این سیاست نرم را ادامه دهید که بسیاری ممنون شما خواهند بود.شما همچنین این شانس را دارید که هم زمان با موجودی چون “بشار اسد” زندگی نمائید که در مقایسه با او شما را باید سجده کرد…این بخنت و اقبال را هم از دست ندهید..واقعا ممنونیم.

     
  21. لرزش و چندش قهرمانانه یعنی اصل نظام در خطر است اینو غربی ها هم میدونند به امید ریشه کن شدن حکومت استبداد دیند

     
  22. اسرائیل یا فلسطین اشغالی؟! نکته ائی که در مصاحبه ایشان پنهان ماند از چشم خیلی‌ها …آقای رئیس جمهور اسرائیل را به رسمیت شناخت نگاه کنید به خبر زیر:
    “به گزارش ایرنا، روحانی در ادامه افزود: «اسرائیل به عنوان تنها غیرعضو پیمان عدم اشاعه هسته‌ای در این منطقه، باید بدون هیچگونه تأخیری به این معاهده بپیوندد تا همه فعالیت‌های هسته‌ای در منطقه، تحت پادمان‌های جامع آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار گیرد.”

    فقط به این مورد اشاره می‌کنم که این همه مدال طلا که ورزشکاران ایرانی‌ از دست دادن به خاطر اینکه اسرائیل را به رسمیت نمیشناختند چه شد، شما مابقی آن را بگویید…

     
  23. نوریزاد عزیز سلام.
    اگه ما بتونیم پول اون چیزایی که از شما بره اند را به شما بدهیم دست از این اراجیف ورمیداری؟
    عمری از خوان معاویه به حساب مردم خوردی و بردی و وسائل عکاسی و نوت بوک خریدی و چندین کامپیوتر و زندگی آنچنانی و حالا آزادیخواه شدی و کاسه داغتر از آش .
    چی شد اون نوریزاد که کم میگفت و گزیده میگفت؟ چی شد آن
    نامه های مؤدبانه که به رئس قبلی خودت یعنی جناب خامنه ای مینوشتی؟ چی شد آن دعاها و راز و نیازها با خداوند سبحان؟
    بسه دیگه داداش . شدی آلت دست مجاهدین ضد خلق و یه مشت سلطنت طلب .
    درسته که تو این 4 سال گذشته به اندازه همه تاریخ به ملت ظلم شد اما این چه ربطی به تو داره؟ بقول مرحوم طالقانی تو که دستت پینه نبسته ….. جناب نوریزاد اگه پسر ترا به خاطر آقازاده بودن زود آزاد کردند ، کرور کرور جوانها را کشتند و هزار بلا سرشون آوردند .
    اعتدال را از دکتر خزعلی یادبگیر .

     
  24. جناب آقا مهدی.. تا کی انقلاب و باز هم روز از نو
    مطمئن باش اگر این رژیم هم برود به امثال من و حضرتعالی چیزی نخواهد ماسید .
    ما باید با صبر و حوصله همین نظام را اصلاح کنیم و این هنر ایرانی است که پیش از این در تاریخ ، اعراب و مغول ها را در خود هضم نموده .
    اگر رژیم منحل شود اونائی که پول زیادی به جیب زده اند ، پولهارو برمیدارند و میرن ینگه دنیا و مانند خانواده پهلوی و همین رضا نیم پهلوی به ریش ما خواهند خندید .
    پس چیزی عاید من و شما نخواهد شد مگر امثال جناب نوریزاد که سالها در کاخ یزید خورد و خوابید و حالا با توهم اینکه قرار رژیم عوض بشه از حالا با در آمیختن با بهائی ها و سلطنت طلبها داره واسه فردای خودش کاسبی میکنه .

     
  25. جناب نوری زاد سلام … وقتی پیام شما به رهبر را که فرموده اید یادم آمد که شما داری چشم بسته غیب میگی .
    جناب نوری زاد شما هیچ فرقی نکردی . آنزمان که در اردوگاه اقتدار گرایان زندگی به خوشی میگذراندی و اصلاح طلبان را نجس فرض میکردی نیز مخالف برقراری رابطه با آمریکا بودی و اکنون نیز که از چاله جناح خاص در آمدی و کاتولیک تر از پاپ شدی و به چاه بی دینی و بابی گری سرازیر شده ای ظاهرا هنوز با ایجاد این رابطه مشکل داری .
    مصاحبه اخیر شما با وی.او.ای را دیدم . یادت باشه روحانی منتخب همان مردمی است که جزء معترضین 88 بودند و شما حق نداری راجع به رئیس جمهور منتخب هر اراجیفی که از دهانت آمد در هر رسانه ای اظهار فضل کنی .
    نوری زاد یادت باشه که اگه اینگونه عمل کنی آن نیمچه آبروئی را که در اثر خارج شدن از کاخ یزیدیان بدست آورده ای را را یکشبه از دست خواهی داد .

     
  26. با درود به جناب نوریزاد عزیز،
    از آن نیمچه امیدکی که از سفر روحانی می‌‌رفت، هر چند چیزکی هنوز باقی‌ است، اما همهٔ شواهد و قرائن می‌‌گوید که بالا نشین ظاهری بیت دقیقاً همان بازی‌ها و جنگولک هایی‌ را شروع کرده که از فردای روی کار آمدن خاتمی آغاز کرد و خاتمی نیز روز به روز عرصه را به هیاهو‌های عده‌ای اراذل و اوباش حرفه‌ای و نیمچه حرفه‌ای اجاره ای، واگذار کرد که سر نخ همهٔ آنها به زنجیر ستون پایه خیمهٔ بیت باز و بسته میشد.تا اینجای کار درستی اختیار تامی که روحانی از آن دم می‌‌زد، کاملاً اثبات شد. ایشان اختیار تام داشت تا چند صفحه انشای رهبری را از رو بخواند و خیلی‌ خوب امانت داری کرد. همان حرفهای لمپنی و بیمار گونههٔ احمدک مبتلا به چندین مرض خطرناک، که بیانگر اندازه‌های آن روز‌های دیکته کنندگان آن انشاها بود،منتها پوشیده شده در زرورق‌هایی‌ رنگی‌ از ادب و نزاکتی که ذره‌ای در وجود احمدک وجود نداشت و نخواهد داشت. بنده که بکلی دلم برای امید امیدواران سوخت و متاسف شدم و اگر این روحانی هم بخواهد سرنوشت هر فرصتی را به دیکتهٔ بیت گره بزند، ما ملت به کی‌ باید سر سوزانی اعتماد کنیم؟ بنده از جان کندن‌های انگلیسی‌‌ها این را می‌‌بینم که یا خیمه و خرگاه را تماما می‌‌خواهند یا حداقل بر آنند تا شریک قدری برای روس‌ها باشند در این گروگانگیری چند دهه‌ای که بالا‌ترین بالا نشین را دربست هدایت و ارشاد کرده و می‌‌کنند. این قدرتهای خارجی خواب‌های آشفته‌ای برای هست و نیست این مملکت دیده‌اند و شخص رهبری هم تمام و کمال به خاطر ویژگی‌های شخصیتی و مولفه‌هایی‌ که تا مغز استخوان ایشان نفوذ کرده، دارد همه چیز را درست مطابق مراحلی که آنها در صدد پیشبرد‌شان هستند، خواسته یا ناخواسته، برایشان مهیا می‌‌کند. امیدوارم جلو یک تازی‌های ایشان را بگیرند و الا روحانی هم تا اینجا ثابت کرده امر بری بی‌ ارداده و بی‌ خاصیت هست که مودبانه به گفتار درمانی و فرمانبری مشغول است. اینکه در اکثر مصاحبه‌ها چهره‌ای ملول، تصنعی و با حالات و وجناتی که بازی با کلمات و فرار از صداقت در آنها موج می‌‌زند، بیانگر گیر و دار‌های زیادی در این آدم است که از چیزها و فردا‌هایی‌ وحشتزده هست.اینها چیستند؟ دیری نخواهد پایید!! یا آقای روحانی وحشت از این دارد که خیلی‌ زود آن خود واقعی ایشان برای رای دهندگان به ایشان برملا خواهد شد یا از اوج فشار‌ها و دیکته‌های دریافتی از بیت در رنج و عذاب است.

     
  27. حقیقتا که انسان ناشکر و. کافر است !!!بنده خدانفس کشیدن امروزت رو مدیون خامنه ایی هستی پس فعلا بکش و ناشکری کن تا روز موعودت فرا برسه

     
  28. با سلام به عزیز دل خواهر محمد نوریزاد
    چند وقت است که تحلیل های شما در مورد حسن روحانی و دولتش در نظرم غیر عادلانه و غیر منصفانه می آید و دوست داشتم که جوابی به شما بدهم. جناب رئیس جمهور در این مدت کوتاه یا آنچه انجام داده اند و با مدیریت های فوی و با تجربه که حاکم بر مراکز اجرایی کشور نموده اند در دل من و عده ی زیادی از ایرانیان امید به اصلاحات با کمترین هزینه ایجاد نموده اند و باید به ایشان فرصت داد. در این راستا ابراهیم نبوی که در این حکومت شکنجه شده و برای حفظ جان در خارج از ایران به سر میبرد مقاله ای در جرس دارد که همه باید آنرا بخوانند و به شرح زیر است:
    روحانی و کلمات سفید

    سیدابراهیم نبوی

    مهم ترین بخش سخنان روحانی،کلماتی بود که نگفت و ما در تمام این سالها گرفتار همین حرفهای نامربوط و اضافی و بی فایده ای بودیم که سیاستمداران ما گفته بودند

    سخنرانی روحانی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، واکنش های مختلفی را در میان جهانیان و ایرانیان برانگیخت. واکنش هایی که هر چند متفاوت، اما در نهایت به دو جا ختم می شود:

    مخالفان این سخنان، آن را فریبکارانه، حرفهایی تکراری در قالبی جدید، ادامه سیاست های کلی حکومت اما با لبخند و ناامید کننده یافتند. اغلب این افراد کسانی هستند که تغییر وضع ایران را از طریقی خشونت آمیز، بنیادین، سریع و با تغییر کل رژیم یا بازگرداندن کشور به وضع احمدی نژادی می خواهند. این گروهها شامل اولترا رادیکالهای داخل حکومت، تندروهای اپوزیسیون، مجاهدین خلق، سلطنت طلبان به معنای اعم آن، اسرائیل و تندروهای جمهوریخواه آمریکایی مخالف اوباما و اسلامگرایان منطقه می شوند.

    موافقان این سخنان، آن را گامی رو به جلو، آشتی جویانه، خوب اما نه کافی، خواهان تغییر همراه با حفظ حکومت؛ و نشانه تفاوت چهره ایران بعد از انتخابات خرداد ۹۲ دانستند. این افراد شامل محافظه کاران داخل کشور، اعتدال گرایان و اصلاح طلبان ایرانی، مردمی که به روحانی رای دادند، اغلب کشورهای صنعتی اروپا و دموکراتهای حامی آمریکا در کاخ سفید می شوند. به عبارت دیگر دو گروهی که هر کدام قدمی به سوی آشتی برداشتند، از بیت رهبر ایران تا کاخ سفید آمریکا موافق سخنان روحانی بودند.

    اما، فارغ از این صف بندی مسائل دیگری نیز قابل اشاره است که موجب می شود تا برخی افراد که در این صف بندی ها جا می گیرند، احساس کنند که این سخنرانی برخلاف انتظار تعریف شده شان بوده است. بسیاری از این تفاوت در ارزیابی ها، به نظرم برخاسته از روانشناسی خاص ما ایرانی هاست و شاید به آنچه در بیرون از ما رخ می دهد نداشته باشد. برای توضیح بیشتر به چند مورد اشاره می کنم.

    یک: سخنان روحانی چون سخنان احمدی نژاد برای جهان اسلام و به قصد هژمونی طلبی بیان نشد و از همین رو از شیوه تهاجمی به جهان و دو قطبی کردن جهان به غرب و دنیای اسلام برخوردار نبود، همچنین سخنان روحانی مخاطب ایرانی نداشت. او برای ایرانیانی که در کشور زندگی می کنند حرف نزد، چنانکه در دهه شصت محمدعلی رجایی در سازمان ملل چنان سخن گفته بود که انگار روبروی آیت الله خمینی ایستاده است. روحانی با کلماتی روشن و مشخص، ضمن حفظ اصول خودش و به عنوان رئیس جمهوری که حکومتش سی و پنج سال سابقه دارد، سخن گفت، اما اشاره کرد که رئیس جمهوری جدید کسی است که قصد دارد تغییراتی در مناسبات حکومتش با جهان ایجاد کند. او خود را سخنگوی یک ملت یا جهان اسلام یا اصلاح طلبان تلقی نکرد، بلکه سخنگوی کل جمهوری اسلامی ایران بود. شاید به همین دلیل بود که تقریبا همه کسانی که در درون حکومت بودند، اعم از مخالفان محافظه کار روحانی یا اصلاح طلبان همراه او سخنان او را درست، مفید و قابل قبول دانستند.

    دو: سخنان روحانی با دقتی که در تعاریف دیپلماتیک قابل تعریف است، گفته شد. متن گفتارش نه حاشیه روی داشت و نه در مقابل مسائل اصلی فیمابین ایران و جهان ساکت بود. نه کلی گوئی کرد و نه درگیر مسائلی شد که ربطی به او و ایران و جایگاهش نداشت. از همین رو تقریبا تمام دولتهای جهان و رسانه های معتبر جهانی و نمایندگان کشورها سخنان او را پذیرفتند. تنها دولتی که به این سخنان انتقاد کرد، دولت اسرائیل بود که اقدام آنان در خروج از سالن موجب شد که یک وزیر کابینه اسرائیل از رفتار نمایندگان دولتش انتقاد کند. اوباما در گفتارش ۲۵ بار نام ایران را آورد و روحانی ۱۷ بار کلمه صلح را بکار برد و از اصطلاح پرزیدنت اوباما استفاده کرد. شاید این متن حرفه ای‌ترین و دقیق‌ترین متنی بوده که در تاریخ جمهوری اسلامی در مجامع جهانی عرضه شده است.

    سه: مهم ترین بخش سخنان روحانی بخش سفید متن او یا کلماتی بود که نگفت؛ یعنی همان کلماتی که احمدی نژاد سالها گفته بود و ما را دچار چنین وضع اسفباری کرده بود. او از قدرت جهان اسلام، از دشمنی با اسرائیل و صهیونیسم، از دیپلماسی عمومی و مشکل کارگران آمریکا و فقرای اروپا حرف نزد. یک سیاستمدار بزرگ زمانی گفته بود: « حرفهای مفید یک سیاستمدار چیزهایی که می گوید نیست، در بسیاری موارد چیزهایی است که نمی گوید.» و ما در تمام این سالها گرفتار همین حرفهای نامربوط و اضافی و بی فایده ای بودیم که سیاستمداران ما گفته بودند. مطمئنا هزاران اتاق فکری که به تحلیل محتوا و مضمون سخنان روحانی خواهند پرداخت، ارزش کلمات غایب او را خواهند دانست و بسیاری از جنگ طلبانی که به دنبال سخنان مناقشه آمیز هستند، از نبودن این کلمات ناراحت خواهند شد. اما همه آنان که می دانند این جهان که به قول تیبور منده در میان ترس و امید، تا چه میزان از شنیدن کلمات ویرانگر و بیهوده و مجادله برانگیز بی نیاز است.

    چهار: اما برخی از ایرانیان این سخنان را خوشایند خود نیافتند. افرادی که گمان می کردند او از موضع ضعف به سوی آشتی خواهد رفت. آنان از اینکه بزرگان محافظه کار کشور از سخنان روحانی ابراز خوشنودی کردند، احساس شکست می کنند، از اینکه بزرگترین فرمانده نظامی کشور، فیروزآبادی گفته است که ” سخنان مقام محترم ریاست جمهوری یک پیام داخلی هم داشت، آنجا که گفت مخالف را نه تنها باید تحمل کرد که باید با او کار کرد.” و فرمانده دیگر رحیم صفوی که گفت ” نطق روحانی هوشمندانه بود” و رقیب محافظه کار روحانی، حداد عادل که گفت ” نطق روحانی از سر اقتدار بود” و رئیس قوه قضائیه که گفت ” سخنان رئیس جمهور متین و منطقی بود”. اما افرادی که با شنیدن این واکنش ها احساس شکست می کنند، باید به یاد بیاورند که در هنگام معرفی کابینه روحانی نیز احساس ناراحتی می کردند، در حالی که هاشمی و خاتمی این کابینه را قدرتمند دانستند و اغلب حامیان روحانی کابینه وی را قوی ترین کابینه پس از انقلاب برشمردند.
    این دوستانی که از سخنان روحانی غمگین شدند به یاد باید داشته باشند که تا دو ساعت قبل از اعلام نام روحانی به عنوان رئیس جمهور معتقد بودند که امکان ندارد روحانی رئیس جمهور شود و دو روز قبل از انتخاب وی معتقد به تحریم انتخابات بودند و افتخارشان این بود که تحریم انتخابات قدرت نمایی در مقابل حکومت است. این افراد دو هفته قبل از انتخابات معتقد بودند قطعا محافظه کاران دولت بعدی را هم در اختیار خواهند گرفت. چرا کسی که نه معتقد به انتخاب روحانی است، نه کابینه فراجناحی اش را مناسب می داند، باید انتظار داشته باشد سخنان او در سازمان ملل دقیقا همان باشد که او می خواهد؟ من و بسیاری از آنان که روحانی را انتخاب کردند و این مسیر دشوار را تا امروز دنبال کردند، میلیونها آدمی هستیم که به او رای دادیم، کابینه او را مقبول دیدیم و از نظر من آنچه او در این مدت کرده فراتر از حد انتظار من بوده است.

    پنج: ما حامل اشتباهات بزرگی هستیم، من و میلیونها ایرانی که در افروختن کینه و حفظ دشمنی با جهان غرب، آمریکا و اسرائیل تلاش کردیم، اشتباهات فراوانی کرده ایم. کم نبودند دیوانگانی که سنگ کینه را به چاه ویل قهر و دشمنی انداختند؛ از آن بچه مذهبی هایی که سفارت آمریکا را اشغال کردند و به صورت آمریکا چنگ انداختند، از کمونیست هایی که اولین بار در اشغال سفارت آمریکا پیشگام بودند و فاتحان اول جام شوکران شدند، تا مجاهدین خلق که امروز زیر پرچم آمریکا یادشان رفته که هشت مستشار آمریکایی را سالها قبل ترور کردند، تا حزب توده که از خط امام بخاطر خصلت های ضدآمریکایی دفاع کرد، از شخص آیت الله خمینی که آمریکا را شیطان بزرگ خواند، از آن میلیونها نفری که سی سال است صدای انجز وعده شان در مقابل سفارت اشغال شده آمریکا هنوز از رسانه ملی سی و پنج سال پخش شد و همه کسانی که در تاس لغزنده دشمنی با آمریکا دائم فرو رفتند. به این اضافه می کنیم رفتار زشت جرج بوش را زمانی که ایران تلاش می کرد تا موضعی معتدل در زمان خاتمی در پیش بگیرد آن را جزو محور شرارت خواند و احمدی نژاد و بوش که به عنوان دو کوتوله سیاسی مدتها سنگ بر سنگ چنان این چاه را پر کردند که حالا درآوردن آن نیازمند رفتاری حساب شده، دقیق و زمان بر و پیچیده است.

    امیدوار باشیم که بمب ساعتی انفجاری بزرگ متوقف شده است و امیدوارتر باشیم که دستهای ظریف برای بازکردن این کلاف سردرگم مشغول است. روزهای صلح در پیش روست.

     
  29. درود بر شما

    در محکومیت کشتار انسان های بی دفاع ( دکتر محمد ملکی )

    http://www.daneshjoonews.com/archives/6646

     
  30. ﻋﺮﻓﺎﻧﻴﻴﺎﻥ

    ﺩﻧﻴﺎﻱ ﺩﻳﻮاﻧﻪ ‘ ﺩﻳﻮاﻧﻪ ‘ ﺩﻳﻮاﻧﻪ
    ﺑﺰﺭﮒ ﻣﺮﺩاﻥ ﻛﻮﭼﻚ

    اﻱ ﻛﻮﺭﺩﻻﻥ ﺷﻤﺎ ﻛﺠﺎ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﭼﻨﻴﻦ ﻧﺮﻣﺸﻲ ﻗﻬﺮﻣﺎﻧﺎﻧﻪ ﺳﺮاﻍ ﺩاﺭﻳﺪ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻧﻴﺎ ﻣﺎﺕ و ﻣﺒﻬﻮﺕ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﻛﻪ ﺭﻫﺒﺮ ﻣﺎ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺩﺭ ﭼﻨﻴﻦ ﺷﺮاﻳﻄ ﻭﺣﺸﺘﻨﺎﻛﻲ ﻛﻪ ﺩﻧﻴﺎ ﺩﺭ ﺧﻂﺮ اﺳﺖ
    ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ و ﺑﺪﻭﻥ ﻛﻤﻚ ﻣﺸﺎﻭﺭاﻧﺶ ﭼﻨﻴﻦ ﺗﺪﺑﻴﺮﻱ اﻧﺪﻳﺸﻴﺪﻩ ﺣﺘﻲ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﻣﺎ اﻗﺮاﺭ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﻧﺮﻣﺸﻲ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﺳﺎﺑﻘﻪ ﻧﺪاﺷﺘﻪ و اﻳﻦ اﻭﻟﻴﻦ ﺑﺎﺭ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻛﺴﻲ ﺩﺭ ﺣﻴﻦ ﻗﻬﺮﻣﺎﻧﻲ ﻧﺮﻣﺶ ﻣﻴﻜﻨﺪ
    اﻟﺒﺘﻪ ﻣﺎ اﻳﻤﺎﻥ ﺩاﺭﻳﻢ ﻛﻪ اﺑﻌﺎﺩ اﻳﻦ ﻧﺮﻣﺶ و ﺗﺎﺛﻴﺮ ﺁﻥ ﻓﻘﻄ ﺩﺭ ﺁﻳﻨﺪﻩ ﻣﻴﺴﺮ اﺳﺖ.
    اﺯ ﻫﻢاﻛﻨﻮﻥ ﮔﺮﻭﻫﻲ اﺯ ﺩاﻧﺸﻤﻨﺪاﻥ و ﻣﺤﻘﻘﺎﻥ ﺣﻮﺯﻩ ﻋﻠﻤﻴﻪ ﻫﻴﻴﺘﻲ ﺭا ﺩﺭ ﻧﻆﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪاﻧﺪ ‘ ﺗﺎ اﺑﻌﺎﺩ اﻳﻦ اﻧﻌﻂﺎﻑ و ﻧﺮﻣﺶ ﻋﺠﻴﺐ ﺭا ﺑﺮﺭﺳﻲ ﻛﺮﺩﻩ و ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺭا ﻫﺮ ﭼﻪ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺑﻪ اﻃﻼﻉ ﻋﻤﻮﻡ ﺑﺮﺳﺎﻧﻨﺪ ‘ ﻫﻢاﻛﻨﻮﻥ ﻋﺪﻩ اﻱ ﺑﺮ اﻳﻦ اﻋﺘﻘﺎﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﺷﺎﻳﺪ ﺑﺎ اﻳﻦ ﻧﺮﻣﺶ ﻗﻬﺮﻣﺎﻧﺎﻧﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﺑﺸﺮﻳﺖ ﺑﻪ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﺭﺳﺪ
    و ﺿﻤﻴﻧﻪﻫﺎﻱ ﻇﻬﻮﺭ ﻓﺮاﻫﻢ ﺁﻳﺪ
    ﻳﻚ ﺑﺎﺭ ﺩﻳﮕﺮ ﺛﺎﺑﺖ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺩﻧﻴﺎ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﺑﻪ ﻟﻴﺎﻗﺖ ‘ ﻛﻔﺎﻳﺖ ‘ و ﺩاﻧﺸﻤﻨﺪﻱ ﺣﻀﺮﺕ ﺁﻳﺖاﻟﻠﻪ اﻣﺎﻡ ﺧﺎﻣﻨﻪاﻱ ﻣﺎ ﻧﺪاﺭﻳﻢ ﻛﻪ ﻧﺪاﺭﻳﻢ ………………………………
    ﺩﺭ اﻳﺮاﻥ ﻣﺎ ﻻﻳﻘﺘﺮ اﺯ ﺣﻀﺮﺕ ﺁﻗﺎ ﻧﺪاﺭﻳﻢ و ﺧﻼﻑ اﻳﻦ اﺩﻋﺎ ﺟﺮﻡ اﺳﺖ ‘ ﭼﺮا ﻛﻪ اﮔﺮ ﻛﺴﻲ اﺩﻋﺎ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ اﻳﺮاﻥ و ﺣﺘﻲ ﺩﺭ ﺑﻴﻦ ﻣﺴﻠﻤﻴﻦ ﺟﻬﺎﻥ ﻣﺎ ﻻﻳﻘﺘﺮ اﺯ اﻳﺸﺎﻥ ﺭا ﺩاﺭﻳﻢ ‘ اﻳﻦ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻣﻌﻨﺎﺳﺖ ﻛﻪ اﻭ ﻗﺎﺻﺐ اﺳﺖ و ﭼﻪ ﺟﺮﻣﻲ ﺑﺎﻻﺗﺮ اﺯ اﻳﻦ ﻛﻪ ﻛﺴﻲ ﻭﻟﻲ اﻣﺮ ﻣﺴﻠﻤﻴﻦ ﺭا ﻗﺎﺻﺐ ﺑﺪاﻧﺪ

    ﻳﻚ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﺧﻮﺏ ﺑﻪ ﺭﻫﺒﺮﻱ
    ﺷﻨﻴﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻌﻀﻲ اﺯ ﺳﺮاﻥ ﺳﭙﺎﻩ ﻛﺎﺳﻪ ﺩاﻏﺘﺮ اﺯ ﺁﺵ ﺷﺪﻩاﻧﺪ و ﺷﻴﭙﻮﺭ ﺟﻨﮓ ﺳﺮ ﺩاﺩﻩاﻧﺪ ‘ اﻳﻦ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﻓﺮﺻﺖ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﺗﺸﺮﻱ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺯﺩﻩ و ﺧﻮﺩ ﺭا ﻣﺨﺎﻟﻒ ﻛﺎﻣﻞ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺟﻨﮓ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﻴﺪ ‘ ﺩﺭ ﺷﺮاﻳﻄ ﺣﺎﺿﺮ ﭼﻪ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﭼﻪ ﻣﻮاﻓﻖ اﻛﺜﺮﻳﺖ ﻣﺮﺩﻡ اﻳﺮاﻥ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺟﻨﮕﻨﺪ و ﺷﻤﺎ ﺑﺎ اﻳﻦ ﻧﺮﻣﺶ ﻗﻬﺮﻣﺎﻧﺎﻧﻪ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻫﺎﻧﻲ ﻗﺮاﺭ ﻣﻴﮕﻴﺮﻳﺪ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺟﺮاﺕ ﻣﻴﺘﻮاﻥ ﮔﻔﺖ اﻗﻠﻴﺖ ﻧﺎﭼﻴﺰﻱ ﻫﺴﺘﻨﺪ . و اﻳﻦ ﺗﺮﺗﻴﺐ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ اﺯ اﺻﻼﺡ ﻃﻠﺒﺎﻥ و ﺑﻠﻂﺒﻊ ﻃﺮﻓﺪاﺭاﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ اﻳﻦ ﭼﻨﺪ ﺳﭙﺎﻫﻲ ﺑﺮﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺧﻮاﺳﺖ
    ﺑﻌﺪ اﺯ ﺩﺳﺘﮕﻴﺮﻱ ﺁﻥ ﭼﻨﺪ ﺗﻦ و ﺗﺤﻮﻻﺗﻲ ﺩﺭ ﺭاﺳﺘﺎﻱ ﺧﻮاﺳﺘﻪﻫﺎﻱ ﺑﺮ ﺣﻖ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺪﻭﻥ ﺧﻮﻧﺮﻳﺰﻱ ﻣﻴﺘﻮاﻧﻴﺪ ﺷﺮاﻳﻄ اﻧﺘﻘﺎﻝ ﻗﺪﺭﺕ ﺭا ﺩﺭ ﻳﻚ ﺩﻫﻪ ﻓﺮاﻫﻢ ﻛﻨﻴﺪ

     
  31. سلام دوست من، آقای کوروش، همایون، مهدی و سایر نامهایی که تا کنون از شما دیده ام. مطالب شما در عین جالب بودن گاهی با تعصبی آمیخته می شود که برای من قابل فهم نیست. کاش شما یک نام مشخص و ثابت برای خودت بر می گزیدی تا ما را سرگردان نکنی برادر. گاهی من فکر می کنم با آدم جدیدی طرف هستم ولی وقتی به انتهای مطلب می رسم و امضای شما را می بینم متوجه می شوم که شما همان کوروش هستی. همان امضای “به امید روزی که عقل و خرد و اندیشه ….”. در هر صورت به دلیل نوشته های خوبی که در این وبلاگ می گذارید، سپاس مرا پذیرا باشید.

    بدرود
    بردیا استقامت

     
  32. سلام.این //////// چنان خوش خوابیده که ازدیدن اطراف خودکورشده..این همه بدبختی رانمی بینی؟؟؟که ////////فرزانه ات برسرملت کوبیده وحتی حاضرنیست حالاکه چندقدمی بامرگ فاصله نداره بکشه کنار وباشجاعت بگه غلط کردم وکاربه کاردان بسپاره تاشاید دراین واپسین بشه کشور را ازسقوط و ویرانی نجات داد…باباخجالت هم خوب چیزی است…

     
  33. همان طور كه فكر مي كردم روحاني هم مثل خاتمي شهامت دست دادن با رئيس جمهور آمريكا را نداشت. البته باز ماندن در اطاق هتل به نسبت معطل كردن در دستشويي سازمان ملل كار با كلاس تري است!
    حقيقت اين است كه تنش و درگيري با جهان جزيي از تار و پود جمهوري اسلامي شده به نحوي كه بدون وجود آن خود را مثل انسان برهنه در وسط خيابان حس مي كند.
    بر خلاف آنچه خيلي ها فكر مي كنند، هنوز در بين خيلي از سپاهيان و حاميان نظام رگه هايي از باور ايدئولوژيك به درگيري با غرب به عنوان هدف انقلابي وجود دارد. براي آنها هم كه ديگر به اين رفتارهاي دون كيشوت وار و بي حاصل باور ندارند منفعت آويختن به همان رفتارها هنوز بيشتر از صلح با دنيا است.
    به هر حال سياست خارجي حقيقي جمهوري اسلامي سخنان بزك كرده روحاني نيست. بلكه همان است كه “رحيم پور ازغدي” در پر بيننده ترين ساعات تلويزيون از شبكه اول سيماي نظام اعلام مي كند: ” تنش زدايي حرف مفتي بيش نيست زيرا كه اساس نظام ما بر مبناي مخالفت و تنش با نظم بين الملل كنوني شكل گرفته است.

     
  34. …اینکه آقا‌ی روحانی در ضیافت شام حاضر نمیشود به این دلیل که نوشیدنی الکلی سرو میشود، واقعن چه معنی‌ دارد در دنیای دیپلماسی، ایشان می‌توانست دوغ آبعلی با خود ببرد بنوشد و تبلیغ آن را بکند! این چه دینی است که ایشان دارد که با نوشیدن مشروب توسط دیگران لرزه به آن می‌افتد…این یعنی‌ تحجّر…

     
  35. مهدی آقایی پور

    امیدوارم که دلهای تاریک ، قلب خود را از نور ولایت نپوشانند ،
    شاید که دیده هایشان بروی حقیقت باز شود و بتوانند به سمت نور حرکت کنند

    راه حق راه ولايت شد يقين
    رهرو راه ولايت متقين

    با ولايت باش تا والا شوي
    همنشين احمد و مولا شوي

    با ولايت باش تا حق بين شوي
    تا نگهبان از براي دين شوي

    با ولايت كن تو با دشمن ستيز
    با ولايت باش تا باشي عزيز

    با ولايت از علي ياد آوري
    با ولايت از ولي ياد آوري

    با ولايت باش هر دم منتظر
    بر وليعصر امام منتصر

    قافيه ننديشم اينجا يارمن
    قافيه اندازد او در كار من

    با ولايت باش تا يابي نشان
    از خداي حي خداي مهربان

    با ولايت قلب تو روشن شود
    دين تو مستحكم از آهن شود

    در نفسهايت همه ذكر خداي
    در دلت گويي همه شكر خداي

    با ولايت دين خود آباد كن
    از رسول و از ائمه ياد كن

    راه پرپيچ و خم اين زندگي
    پاره كن زنجير و طوق بردگي

    با ولايت سبز باشد اين صراط
    مي روي تا آخر ره با نشاط

    با ولايت باش تا افلاكيان
    نام تو گويند با فرو كيان

    در همه گردابها او ناخداست
    چونكه از جان و دلش او باخداست

     
  36. اقای نوریزاده عزیز این جماعتی که بر این کشور حاکمند از سردارانش و اعضا بیت و ذوب شدگان در ولایت و با بصیرتان چند سره میل میفرمایند از تحریم بعنوان منشاء چپاول خودشان نفت 100 دلاری را به نوکر خودشان ب.ز میدهند ایشان هم میگوید نمیخرند 30 حساب میکنیم خیرش را ببینید البته سهم بیت و سرداران قطعا محفوظ است داروی مورد نیاز بیماران را با ارز 1226 با اجازه خاص وارد میکنند با قیمت 3000 تومانی میفروشند حالا هرکس ندارد گور پدرش شما از خودت نمیپرسی چرا یک فرد مثل مرتضوی با جریمه 200 هزار تومانی حتی دستگاه قضائی را لایق پاسخ احضاریه را نمیداند و در کشور ولایت مطلقه با ناز و غمزه در حال عشق و حال با غنایم سازمانی مثل تامین اجتماعی هست جائی که متعلق به تعدادی کارگر بدبخت هست و شاید از نماد های حق الناس باشد یا متعفنی مثل ا.ن که تا توانست دزدید و برد حتی دریغ از یک اف انهم بخاطر حمایت در چتر ولایت عزیزم الان هم نه برایشان شرمندگی بسیاری در مقابل زن و بچه انها نمیباشد که حتی نمیتوانند یک وعده غذای سیر به زن و بچه شان بدهند و یا حداقل هزینه درمانشان را تامین کنند و شاهد مرگ تدریجی عزیزانشان در مقابل چشمانشان هستند این گفتگو و شروع مذاکره در واقع شیوه جدید چپاول کشور توسط سرداران و اهل بصیرت برای چپاول به شیوه نو میباشد انهم با چراغ سبز مقام عالی بصیرت و سلطنت به هر حال دوران انقلابات دهه 70 ک گ ب رو به افول است و انقلابات جدیدی در راهند در واقع این کشور در واقع مورد هجمه و چپاول عدهای خواص با بصیرت است با پوشش دین

     
  37. من مطمئنم 99.99 درصد به /////////// که شما اسمشو بردید گفته بودند( از طرف اطلاعات) اگه تقلب بکنی اینبار کار نظام تمومه مردم به استانه انفجار رسیدند هم سیاسی هم اقتصادی اگه به خواستشون نرسند میان خیابون و دیگه ما نمی تونیم کنترولشون کنیم خلاصه کارمون تمومه و این شد که بعد رد صلاحیت ملت تونستند یکی که یکم به نظرشون نزدیکتر بود نه خیلی یکم رو انتخاب کنن الانم ////////// پول کم اورده به سوریه لبنان و ..بده که ترور کنن همو بکوشن و …اخه شرکتاشو تحریم کردن یادتونه که همون شرکتای که پولش معلوم نمی شد فقط زیر نظر خودش بود وگرنه تا ملت زجر می کشید //////////// حرف از نرمش قهرمانه نمی زد و چه زشت بود این دو کلمه متضاد حداقل برای حفظ ابروی خودش باید می گفت نرمش هوشیارانه یا حکیمانه نه قهرمانانه

     
  38. رفتار و گفتار دوگانه دیروز و امروز حاکمان جمهوری اسلامی ، نشانه ای از واهی بودن اصول و معیارهای دینی و انقلابی مورد ادعا ؟!
    ****************************************************************************************
    دیروز : آقای خمینی می گفت : ما مکلف به وظیفه ایم نه نتیجه و پیروزی یا شهادت در راه انجام وظیفه ، فرقی برایمان نمی کند .
    روزی دیگر : پس از 8 سال جنگ ویرانگر و وارد آمدن خسارات سنگین به کشور و مردم و در حالی که داعیه آزاد سازی کربلا و قدس را هم داشتیم . ناگهان همو در خبری ناگهانی و به تعبیر خودش جام زهر را نوشید و به اسم مصلحت ! ، از همه مواضع قبلی اش پا پس کشید .
    در آنزمان ، از مردم ، روشنفکران و نخبگان جامعه نه تنها کسی لب به اعتراض نگشود . بلکه حتی او در مورد این تناقض آشکار ، مورد سوال هم واقع نشد . چراکه در آنزمان نوع رفتار و گفتار آقای خمینی و القائات اطرافیانش ، ا ز او شخصیتی قدسی در جامعه ساخته بود ، که لاجرم برای رفتار و گفتارش هم نباید به کسی پاسخگو می بود و کسی هم در جامعه چنین حقی برای خود قائل نبود . و این شد سنگ بنای بنیان کجی که توسط او گذاشته شد تا اشخاص بعد از او هم بتوانند براحتی اینگونه رفتار و گفتارها را از خود بروز دهند .
    دیروز : آقای خمینی می گفت و آقای خامنه ای هم تا همین چندی پیش با قاطعیت می گفت : که اگر روزی آمریکا و قدرتهای بزرگ از ما تعریف کنند باید بفهمیم که از مسیر انقلاب و ارزشهامان منحرف شده ایم .
    امروز : با روی کار آمدن دولت آقای روحانی و تغییر مواضع و ادبیات کلامی وی نسبت به دولت احمدی نژاد ، آمریکا و قدرت های غربی ضمن تعریف و تمجید از این تغییر ایجاد شده ، نسبت به بهبود روابط هم ابراز امید واری می کنند . اما در این سو کسی فریاد وا اسلاما و وا انقلابا سر نمی دهد !
    دیروز : آقای خامنه ای کسانی را که از مذاکره با آمریکا دم می زدند بشدت مورد حمله قرار می داد و آنها را که به تعبیر او مرعوب آمریکا و قدرت های استکباری شده بودند ، به وادادگی و بی غیرتی متهم می نمود. همزمان ، یکی از ویژگی های برجسته احمدی نژآد را احیاء گفتمان انقلاب و ایستادگی در مقابل استکبار بر می شمرد و آنرا می ستود و مردم را هم به ایستادگی و مقاومت در برابر فشارهای خارجی توصیه می نمود .
    امروز : آقای خامنه ای دولت مردان را توصیه به نرمش قهرمانانه ! می کند و بدین سان با نشان دادن چراغ سبز ، را ه را برای مذاکره و به تعبیر ایشان نرمش باز می گذارد . جالب اینکه امروز ، چون ایشان اینگونه می خواهد ، نه تنها ایرادی به این رفتار وارد نیست . بلکه احتمالاً نوعی ارزش هم بحساب می آید و چه بسا که در آینده ، توسط متملقلان نان به نرخ روز خور ، چه مقالات و کتاب هایی هم در این زمینه به رشته تحریر در نیاید و چه کنفرانس ها ی پر زرق وبرقی هم که برگزار نشود .
    دیروز : وقتی صحبت به رفراندوم گذاشتن موضوع برقراری رابطه با آمریکا مطرح می شد . آقای خامنه ای و حاکمیت آنرا بر نمی تابیدند و نفس رابطه با آمریکا را مغایر با همه اصول دینی و انقلابی می دانستند و اصلاً تقشی در اینخصوص برای مردم فائل نمی شدند .
    امروز : با چراغ سبز همان ها ؛ در محافل رسمی ، جراید و رسانه ها از احتمال دیدار آقای روحانی با آقای اوباما و امید به بهبودی روابط با آمریکا سخن گفته می شود و در این شرایط هم بدون اینکه از مردم – صاحبان اصلی انقلاب ! – نظری اخذ شود ، چون آقای خامنه ای خواسته است ، هیچگونه زشتی و ایرادی متوجه این تغییر مواضغ نیست !
    اسف بار تر از همه اینکه : امروز هم ، همه کسانی که باید حرفی بزنند ، همچنان رویه سکوت را در پیش گرفته اند !
    با این اوصاف ، آیا اصول و معیارهای دینی و انقلابی که در دوران انقلاب و سال های پس از آن تاکنون مورد ادعای حاکمیت واقع شده است و مردم هم بابت آنها هزینه و تاوان سنگینی پرداخت کرده اند واقعی اند یا واهی ؟!
    بدا بحال ما ، اگر روزی به هر علتی مجدداً نظر ایشان تغییر کند و مردم مجبور به بازگشت به مسیر ایستادگی و مقاومت در برابر آمریکا و دشمنان خارجی ! شوند ؟!

     
  39. درود بر شما انسان بزرگ!من شخصا شهامت و شجاعت و صداقت شما را تحسین می کنم.ایران واقعا به اشخاصی مثل شما سخت نیازمند است.با وجودیکه از افرادی مثل شما نه تنها من بلکه ملیونها ایرانی دیگر ضربه خورده ایم و به امیدها و ارزوهایمان خیانت شده باز هم من به سهم خود حاضرم از تمام تقصیر کسانیکه باعث اینهمه بدبختی و سرشکسته گی و نکبت ایران و ایرانی شده اند بگذرم بشرطی که حداقل 1\10 شما احساس شرم و پشیمانی میکردند.ولی افسوس که این طایفه در درنده گی و بی شرمی و خباثت و جنایت چنان غرقند که امید رهایی را از دست داده اند.امیدوارم که روزی قبل از اینکه دیر شود این طایفه ارازل و اوباش از قدرت برکنار شوند بدون ریختن خونهای بیشتر و از بین رفتن امکانات مردم.درود بر شما باد و زنده و تندرست باشید!

     
  40. اونقدی کنار میان که فشار تحریمها باعث شورش اکثریت جامعه نشه ، رابطه عادی عادی نمیشه به نظرم

     
  41. درود برنوری زاد

    وادب واحترام خدمت دوستان گرامی: سیروس٬ سید ابوالفضل٬ مهدی٬ یاران٬ نوشین٬ ٬saman مریم٬ داور٬ وحید٬ و…. که همراه با نوری زاد آزاده٬ بسیار زیبا وپرمغز مسایل مختلف را مطرح وبه چالش میکشید.به امید ایرانی آباد و سرافراز…….

    و این هم : « وزیر اطلاعات درباره آزادی زندانیانی که اخیرا آزاد شده‌ا‌ند گفت: این نخستین بار نیست که نسیم رحمت و رعفت از جایگاه رهبری معظم انقلاب اسلامی وزیدن گرفته و جمعی از زندانیان را مشمول عفو و بخشودگی نظام کرده است و البته این مسبوق به سابقه بوده است.»
    …….نمی دانم خدایی هست……؟؟؟

     
  42. دیروز سران کشورهای مختلف در سازمان ملل سخنرانی کردند. ایرانیان سراسر جهان با دقت به دو سخنرانی گوش فرا دادند، سخنرانی باراک اوباما رئیس جمهور ایالات متحده و سخنرانی حسن روحانی رئیس جمهور ایران. هر چند رئیس جمهور ایران شاید بهتر از سران سایر کشورها بر این امر واقف باشد که او نه به عنوان عالی ترین مقام سیاسی کشورش بلکه به عنوان نماینده ای که اهرمهای بسیار محدودی از قدرت سیاسی را در اختیار دارد، پا به این عرصه گذاشته است.

    آقای اوباما دیروز در سازمان ملل سخنرانی ساده و سرراستی ارائه داد و به سادگی از منافع کشور مطبوعش دفاع کرد. حتی به منتقدینی که آمریکا را به جانبداری از بعضی کشورهای استبدادی متهم می کنند پاسخ صریحی داد: “ایالات متحده به دلیل منافعی که در این کشورها دارد با آنها ارتباط نزدیک برقرار کرده است”. او به راحتی بیان داشت که به دلیل عبور انرژی از منطقه خاورمیانه اجازه جنگ افروزی در این منطقه به کشورها داده نخواهد شد و با این دست آویز حملات نظامی آمریکا به خاورمیانه را نیز توجیه کرد؛ در میانه سخنرانی گریزی هم به نلسون ماندلا، مارتین لوترکینگ و حقوق بشر زد؛ در ارتباط با ایران بر عدم اجازه دسترسی ایران به سلاح هسته ای پای فشرد و دلایل دشمنی دیرین دو کشور را مرور کرد. وی در نهایت با اشاره به این موضوع که این مشکلات یک روزه برطرف نخواهد شد، ارتباط دو طرفه بر اساس احترام متقابل را به آینده موکول کرد . می توان گفت که محور سخنرانی او بر منافع ایالات متحده و همچنین امنیت این کشور استوار بود.

    حسن روحانی اما به رسم روسای جمهور سابق، با زبانی پیچیده که شاید کار را برای مترجمین هم تا حدودی مشکل کرده باشد، زبان به نصیحت گشود و از آرمانها و آرزوهای بشری سخن گفت؛ رهبرش را فرزانه خطاب کرد و فرازهایی از کتاب آسمانی مسلمانان را برای حاضرین خواند. او اگرچه چون احمدی نژاد دعای فرج برای حضار نخواند ولی گریزی به مهدویت با استناد به ادیان الهی زد؛ طبق معمول مسئله فلسطین و ظلم بی حد و حصری که بر این ملت مظلوم می رود را پیش کشید و انتقاداتی را متوجه کشورهای قدرتمند غربی به دلیل دخالتهای فرامرزیشان کرد. روحانی با توجه به انتخابات اخیر ریاست جمهوری در ایران، نظر قاطبه ایرانیان را به تدبیر و میانه روی نزدیک دانست و حتی آن را به سایر کشورها نیز تعمیم داد؛ در زمینه سلاح کشتار جمعی نیز به مظلومیت ایران در استفاده از سلاحهای شیمیایی توسط عراق اشاره کرد و تاکید کرد بدترین گزینه استفاده از زور در جهت توقف دسترسی ایران به سلاح هسته ای است. به طور کلی سخنان روحانی بر سه موضوع استوار بود، کلی گویی های مذهبی، تاکید بر میانه روی و صلح جهانی.

    نیازی به گفتن نیست که ایالات متحده دارای بزرگترین نیروی اقتصادی و نظامی جهان است و با این حال رئیس جمهورش که قدرتمند ترین مقام سیاسی آن کشور نیز هست به سادگی از منافع کشور مطبوعش دفاع می کند ولی آنچه به شدت در سخنرانی رئیس جمهور ایران مغفول می ماند منافع ملی است. این در حالی است که به گفته آقای روحانی وضعیت اقتصادی کشور در حالت بحرانی قرار دارد. سوال اینجا است که آیا کشوری که در آستانه فروپاشی اقتصادی و اجتماعی قرار دارد تا چه حد سزاوار است که دیگر کشورهای جهان را با لحنی نصیحت گونه مورد خطاب قرار دهد؟ اگر جناب روحانی کشوری دموکراتیک با اقتصادی توانمند و رفاه و عدالت اجتماعی مناسب را نمایندگی می کرد، شاید چنین افاضاتی محلی از اعراب داشت. ولی اینگونه برخورد متکبرانه و حق به جانب از کشوری که با تحریمهای بین المللی کمر شکن روبرو است و اقتصادی رو به زوال دارد تنها خبر از یک چیز می دهد. و آن نیست جز اینکه رئیس جمهوری که باید به مردم کشورش پاسخگو باشد و منافع آنان را تامین کند تنها به مراکز قدرت و در راس آن رهبر نظام استبدادی پاسخگو است.

    در اینجا است که تفاوت آشکار نظامهای استبدادی و دموکراتیک رخ می نماید. در نظامهای استبدادی تمام مراکز سیاسی به سمت راس هرم قدرت متمایل هستند و به شدت از آن واهمه دارند. به همین دلیل حتی در سازمان ملل و در میان رهبران کشورهای جهان در تملق از رهبرشان سخن به میان می آورند. در صورتی که در نظامهای دموکراتیک این منافع ملی است که خط مشی سیاست مداران را تعیین می کند. آقای اوباما به درستی می داند که برای کلمه به کلمه سخنانش می بایست به مطبوعات آزاد و افکار عمومی پاسخگو باشد ولی پس از بازگشت از سفر نیویورک این مراکز قدرت و رهبر نظام هستند که از جناب روحانی بازخواست خواهند کرد. او باید سخنرانی را به گونه ای تنظیم کند که بتواند بر این لبه تیغ حرکت کند. لبه تیغی که از تضاد بین منافع ملی و خواست حاکمیت به وجود آمده است.

    جناب روحانی در این مدت کوتاه زمامداری نشان داده است که توانایی همراه کردن رهبری با خواسته هایش را دارد. و در عمل فراتر از پیشینیان خود گام برداشته است. از آزاد شدن 80 زندانی سیاسی و تغییر و تحولات فرهنگی گرفته تا تیم اقتصادی و سیاسی مجرب، همه نشانه هایی است که امید را به اردوی ایرانیان آورده است. و از اینرو است که گفته شیخ عجل سعدی را نباید از نظر دور داشت که “به عمل کار بر آید، به سخندانی نیست” یا شاید بهتر باشد بگوییم: به عمل کار برآید، به سخنرانی نیست.

    بردیا استقامت
    25 سپتامبر 2013
    استرالیا

     
  43. نظر دهندگان محترم
    به نظر اینجانب دیکتاتور را مردم یک کشور میسازند.
    خیلی برای اینجانب جالب بود که به نظر میرسید خیلیها منتظر وقوع معجزه ائی در سازمان ملل بودند. همانگوه که در اظهار نظرهای قبلی خود در خصوص در جه بندی 6 راه یافته برای اشغال پست ریاست جمهوری مکتوب نمودم، آقای حسن فریدون (روحانی) فقط سرعت افول رژیم ولایت مطلقه فقیه را کند میکند والا این رژیم با رفتارهای ناهنجار خود چه در سطح داخلی و چه در سطح بین المللی نهایتا محو شدنی است، دیر و یا زودی آن بستگی به سرعت خرافه زدائی از فرهنگمان توسط ما ملت ایران دارد. چه مذاکره با آمریکا یا هر کشور دیگری توسط رژیم ولایت مطلقه فقیه بشود و چه انجام نگیرد هیچ منفعتی برای ما ملت ایران در بر نخواهد داشت. از ابتدای خلق بشریت، جامعه ائی پیشرفت کرده و میکند که خود از درون خود شروع به اصلاح رفتار و فرهنگ توام با پیشرفت علمی بنماید.
    تاریخ نشان داده است که، اکثریت جوامعه ائی که ایدو لوژی (چه دینی و چه غیر دینی) را حاکم بر زندگی سیاسی و فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی خود قرار داده اند ، دچار مشکل بوده اند و هستند و خواهند بود و ایران هم مستثنی نمیباشد.
    به امید روزی که عقل و خرد و اندیشه در همه ما ایرانیان به حد اعلا برسد تا فرهنگ سکولاری (جدائی دین از دولت) در فرهنگمان نهادینه شود و دولتی منتخب مردم و برای مردم و پاسخگو به مردم را برپا کنیم.
    مهدی

     
  44. با سلام. اقای نوری زاد گرامی. سخنان کوتاه و پر مغز شما را با صدای امریکا شنیدم. بابت اینهمه شجاعت و زمان شناسی از شما ممنونم. من نیز از سخنان اقای روحانی ناامید شدم و البته که انتظار بیشتری نیز از او نداشته و ندارم. اقای نوریزاد عزیز قول میدهم حتی اگر دیگر کلامی نگوئید و خطی ننویسید باز هم برای من و بسیاری از مردم ایران قهرمان دوران ترس و وحشت خواهید ماند. لطفآ برای خانواده محترمتان و دوستدارانتان بمانید .

     
  45. آقاي نوري زاد عزيز نفرماييد مذاكره ، بفرماييد نرمش قهرمانانه

     
  46. با درود
    جمهوری اسلامی به راستی حکومت اوباشان است. کسانی که هنگام نظام پادشاهی قشری عقب افتاده و لات و… بودند. و هیچ هم نگران مردم نبودند بلکه به دنبال قدرت و مفت خوری بودند. واز نا آگاهی مردم استفاده کردند. و بلوا 57 را به راه انداختند.می گفتند شاه مرتب با آمریکایی ها رابطه دارد. کیست که نداند بهشتی و ابراهیم یزدی و… پس از بلوا 57 مرتب با آمریکایی ها در ارتباط و رایزنی بوده اند. کیست که نداند رمرزی کلارک به ایران آمد و ّبا آقای خمینی مذاکره کرد.تنها با شانتاژ به قدرت دست پیداکردند. و با ندانم کاری هایشان کاری با این کشور کردند. که عرب با این سرزمین کرد!. یعنی حتی مغول و تاتارها نیز با ایران اینگونه رفتار نکردند!!. این خیلی ساده لوحانه است که فکر کنیم در نظام مذهبی(جمهوری اسلامی)این نخستین بار است که آخوندها با آمریکایی ها ارتباط دارند. پس از ارتباط امثال بهشتی و ابراهیم یزدی در آغاز بلوا 57. مشخصا در مساله مک فارلین با آمریکایی ها که هیچ با اسرائیلی ها نیز ارتباط داشته واز آنان اسلحه می گرفته اند که حتی آقای خمینی با فتوایی گرفتن اسلحه از اسرائیلی ها در شرایط جنگی را جایز می دانسته اند.( جنگی که حداکثر باید تا سال 60 ادامه پیدا می کرد. واگر کسانی مانند رفسنجانی تندرو آن زمان ها که گفته بود. ما غیر ممکن است که با صدام قرداد صلح امضاء کنیم;در راس امور نبودند. جنگی 8 سال اتفاق نمی افتاد که بهترین و با ارزش ترین جوانان ایران زمین از بین بروند. وحداقل 1000 میلیارد سال 67 از بین نمی رفت؟؟). بله ایرانیان باید با صدای بلند اعلام کرد به راه انداختن بلوای 57 اشتباه بود. چرا که این اعلان اولین قدم و مهمترین قدم برای آزاد شدن از بند نظام جهل و جور اسلامی است. ایرانیان باید در سال 57 اگر هم می خواستند برعلیه دیکتاتوری(البته نه آنچنان دیکتاتوری) شاه اقدام کنند. باید رهبرانی مانند گاندی ,واتسلاو هاول و…انتخاب می کردند؟؟!!
    بدرود

     
  47. مهدی آقایی پور

    سلام
    مشکلی که اکثر کسانی که مثل شما فکر می کنند دارند ، اینست که
    اولا از سخنان رهبر عمدا یا سهوا برداشت مد نظر خود را انجام می دهند ، بدون اینکه به محتوای سخنان ایشان توجهی داشته باشند .
    ثانیا ، این تفکر اشتباه در افکار شما لانه کرده که رابطه با امریکا برابر با باز شدن درهای رحمت به سوی ملت ایران است .
    شما اگر کمی مطالعه تاریخی و سیاسی داشته باشین ، به راحتی می توانید عاقبت کشورهایی که دنباله رو آمریکا هستند را یبینید ، یا کشورهایی که آمریکا با زور اسلحه دموکراسی مورد نظر خود را به ارمغان برده است و هیچ چیز جز ننگ و نکبت برای آن جامعه نداشته است . مانند افغانستان ، عراق و وی اتنام و …
    و همین کج فهمی امثال شما باعث می شود که اگر کوچکترین چراغی سبزی را یک مقام رده چندم یا بازنشسته آمریکا
    روشن نماید ، سریعا تبدیل به تیتر یک روزنامه های زنجیره ای تبدیل می شود و پس از چند روز خود این روزنامه ها به خام بودن فکر خود پی می برند . اما کو گوش عبرت پذیر.
    رئیس محترم جمهور هم نطق بسیار خوبی را در سازمان ملل ایراد کردند و چهره و سخنان به ظاهر نرم اوباما نیز به زودی ، اصل خشن خود را نشان می دهد .
    امیدوارم روزی چشمانتان برای دیدن حقیقت باز شود .

     
  48. استادنوریزاد معزز بطورمختصرومفید حق مطلب رابرستی ادعا کرده است ورهبرازسرناچاری جام زهردوم راسرکشیده حال این سوال مطرح است زمانی که دولتمردانی مثل دکترعطاالله مهاجرانی به فهم ودرک ایجادرابطه با آمریکا ویا حتی ضرورت مذاکره رسیده بودند چرا رهبرآنان را مشتی مرعوب ویا خاین خطاب نمود؟! تصوربفرمایید اگررهبری از خرشیطان پیاده می شد و آیا هم اکنون ایرانیان به این درجه ازفقر وفلاکت افتاده بودند واین اتفاق نامبارک؛ که ایرانیان صبح ازخواب بیدارشدن و50 درصد سرمایه اشان خاک شد، می افتاد؟! هرگز.
    آیا تشخیص دیرهنگام رهبری وبه خاک سیاه نشاندن ملت ایران دلیل موجهی برای بطلان ولایت فقیه وناتوانی فقیه در اداره جامعه نیست؟ توصیه میکنم اگرحوزه علمیه وفقها مایلند چیزی بنام تشیع دراین مملکت باشد پای نامبارک ونامیمون ولایت فقیه را کوتاه نمایند. تصمیمات غلط رهبری که منجربه بروز وظهور فردنامتعادلی (بقول استادنوریزاد)مثل احمدی نژاد دلیل برمفتضح بودن ولی فقیه نیست؟ خودتان قضاوت کنید

     
  49. سلام به شما..حرفهاتون گویاوحقیقی است ولی گوش شنوایی پیدانمی شود.چقدرسخت است که ملتی بداندکه ذلیل شده وتن به ذلت سپردن راادامه دهد……..جناب نوری زاد مرسی که دراین دوره حناق ساکت نشدید وتن به ذلت ندادید..خدایارتان کند.

     
  50. ﻋﺮﻓﺎﻧﻴﻴﺎﻥ

    ﺁﻗﺎﻱ ﻧﻮﺭﻳﺰاﺩ ﻋﺰﻳﺰ اﻳﻦ ﺩﻳﺎﺭ ﻓﻠﻜﺰﺩﻩ ﻛﻢ ﻧﺪاﺷﺖ ﺟﻮاﻧﺎﻧﻲ ﺭا ﻛﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻮﺩﻧﺪ اﺯ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰﺷﺎﻥ ﺑﮕﺬاﺭﻧﺪ و اﻳﺮاﻥ و اﻳﺮاﻧﻲ ﺭا ﺳﺮﺑﻠﻨﺪ و ﭘﺎﻳﺪاﺭ ﺑﺒﻴﻨﻨﺪ
    ﻭاﻗﻌﺎ ﻛﻪ اﻳﻦ ﻧﺎﻣﻪ ﺧﻮﺩ ﮔﻮاﻩ ﺣﻤﺎﻗﺘﻬﺎي اﻳﻦ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﺑﻴﺨﺮﺩ و ﻧﺎﺩاﻧﻪ. ﺷﻜﺴﺖ ﭘﻴﺮﻭﺯﻣﻨﺪاﻧﻪ
    ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﺑﻶﺧﺮﻩ ﺑﺎ ﺧﻔﺖ و ﺧﺎﺭﻱ ﻫﺮ ﺁﻧﭽﻪ اﺯ اﻭﻝ ﻣﻲﺧﻮاﺳﺖ ﺭا ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩ و اﻳﺮاﻥ ﭘﻴﺮﻭﺯﻣﻨﺪاﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻫﺪﻓﺶ ﺭا ﻛﻪ اﺭﺯﺵ اﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺧﺴﺎﺭﺕ ﺭا ﺩاﺷﺖ ﻳﻌﻨﻲ اﺗﻤﻲ ﺷﺪﻥ ﺭا اﺯ ﺩﺳﺖ ﺩاﺩ
    ﺧﺪاﻭﻛﻴﻠﻲ ﺑﺎ اﻳﻦ ﻏﺮﻭﺭ ﻧﻪ ﻣﻴﺘﻮاﻥ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﻧﻪ ﺁﺩﻡ

     
  51. درود بر شما
    طبق پیش بینی شما با امریکا کنار خواهند آمد اما نه بخاطر مردم و اوضاع اسفناک کشور بلکه بخاطر نجات قاتل اسد و دسترسی به دلارهای نفتی بمنظور شارز جیب خودشان و قاتل اسد و تروریستهای حماس و حزب الله و هفت جد و آبادشان ! به نظرم پشت پرده این گردش ناکهانی یه جورایی ربط داره به در خطر حمله قرار گرفتن رزیم قاتل اسد !

     
  52. اونی که دلالی و رانت خواری توی تمام ارکان اقتصادی کشور نهادینه کرد انهم با یک جمله : کشش ندین!
    مطمئنإ دنبال رانت خواری سر سقره بزرگتر از خودشه..
    هر وقت برنج آمریکائی کیلوئی ۱۰هزارتومنی با گوشت ارزون به وفور و گندم زیاد ارزان سر سفره مردم اومد بدونین خدمت به مردم شده.
    این ظرف ۳ ماه آینده میتونه قابل رویت باشه اگر نیت خدمت به مردم باشه

     
  53. فعلا که 3تا کار بی فرهنگی رو دوباره تو سازمان ملل انجام دادن یکی اینکه تو ضیافت سازمان ملل شرکت نکردند یکی دیگشم اینکه روحانی هنگام سخنرانی اوباما تو سالن حضور نداشت سوم اینکه آمریکایی ها به دنبال ترتیب دادن ملاقاتی کوتاه میان دو رئیس جمهور بوده اند ولی مقام های ایرانی قبول نکردن آمریکا بیا مارو بخور از دست این بی عقل ها راحت شیم….

     
  54. با درود
    من با این وضعیت پیش امده یاد ان روزهای زمان جنگ افتادم که میگفت هر کس دم از صلح بزند خاعن است و صلح دفن اسلام است.و دیدیم چطور صلح شد و مهر خیانت بر پیشانی کسی که این شعار را داد نقش نبست.و امروز نیز همان بازی است.و اقسوس برای ملتی که با گوش بسته و دهن باز هرکت میکند.

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

78 queries in 2232 seconds.