سر تیتر خبرها
بیایید به هیچ آخوندی پول ندهیم! (محمد نوری زاد)

بیایید به هیچ آخوندی پول ندهیم! (محمد نوری زاد)

هم لباس و هم ریش و هم تسبیح، برای بسیاری از اینان، به آذینِ یک دکانِ کسب می ماند و لاغیر. راستی در کجای عقل و قرآن و اسلام آمده است که: گیرنده ی خمس و زکات، روحانیان و مراجع تقلیدند؟

من از باب این که به روحانیت خردمند و با فرهنگ و آزاد ارادت دارم، و از باب این که می خواهم این ساحتِ روشنفکرِ روشنگرای از آلودگی های متنوعِ صنفی ای که از دیرباز گرفتارش شده مبرا باشد، پیشنهاد می کنم از این به بعد به هیچ آخوندی و به هیچ مرجع تقلیدی پول ندهیم.

می دانم که این پیشنهاد من با مشقات و نفرت های متعددی همراه خواهد شد، اما چه باک اگر که در مسیر زدودن این آلودگی ها و سالم سازی فضای دین پژوهی و تبلیغ از فضولاتِ بویناکِ پولی، بارانی از لطمه ها و ناسزاها بر من ببارد. و یا مرا در سیبل دشمنیِ با روحانیت قرار دهند و به ضرب یک فتوای دم دست کارم بسازند. که: آخوندهای سنتی ما از هرچه بگذرند از پول جاری ای که از دم درِ خانه ی شان می گذرد نمی گذرند. و می گویم: همین پول گرایی آخوندهای ما بوده است که در گذر زمان، و در هیبت معارف دینی، اما به صورت توصیه و گرایش و فتوا به میان مردمان راه یافته و کارهای نباید را سامان بخشوده است.

این نوشته ی من ممکن است بسیاری از روحانیان و مراجع را از من برنجاند. پیش تر اما بگویم و بگذرم که من با همه ی اختلافهای بنیادینی که با روحانیان سنتیِ جامانده در سده های دور تاریخ دارم که شوربختانه حضورشان به این سوی دیوار واماندگیِ ما افتاده، با روحانیان و مراجعِ عقل گرا و فکور و مردمی همدلم. آنانی که پیش و بیش از مسلمانیِ مخاطبان خود، به انسانیت و انسان بودن مردم مصرّ و متمایلند.

پس بی واهمه، به خودم، به شما، و به همان روحانیان سنتیِ جامانده در سده های دور تاریخ که امروزه از پس معرکه های جهالت سربرآورده اند و برای ما عربده های اسلامی سرمی دهند، می گویم: فرهنگ خام خواری و مفت خواری را آخوندهای ما باب کرده اند، وگرنه هیچ یک از یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر خدا و چهارده معصوم شیعه و نام آوران عرصه ی دین، برای نشر معارف الهی از احدی پول نگرفتند. پیامبران و امامان ما در راه نشر دین، آسیب ها دیدند و زخم ها خوردند و هزارانشان از دم تیغ معاندان گذرانده شدند اما یک نفرشان بخاطر آنهمه مرارت و زحمت از کسی سکه ای و لقمه ای نگرفت.

من متحیرم که این دکان با چه ظرافتی به سود ملاهای تاریخیِ ما دایر شده و همچنان رونق و بساط مفت خواری خود را حفظ کرده است. شما پدری را مجسم کنید که در همین امسالِ ایرانِ خودمان، دو فرزندش را یکی به دبیرستان و دیگری را به حوزه ی علمیه می فرستد. که تا اولی مهندس و معلم و متخصص و پزشک شود و دیگری طلبه ی علوم دینی و منبری و مرجع تقلید. ثبت نام اولی در هر دبیرستان، و ادامه ی تحصیل او در هر مقطع، با کلی هزینه ی متداول همراه است اما دومی بمحض ورود به حوزه ی علمیه، شهریه و مستمریِ نقد دریافت می کند تا در همان قدمهای نخست به آداب تکدی گری خو بگیرد و به درد مفت خواری مبتلا شود و بدان عادت کند.

من می گویم: چه ایرادی دارد این پدری که می خواهد پسرش روحانی شود – درست مثل فرزند دیگرش – هزینه های تحصیل او را نیز خود متقبل گردد؟ اگر ما بتوانیم از این گذرگاه مختصرِ پولی عبور کنیم، و خودمان خرج تحصیل فرزندانمان را در بخش معارف و علوم دینی بپردازیم، می توانیم باب پول دادن به مراجع تقلید را بطور کلی ببندیم و درِ این دکان چهارنبش را، و دهانه ی این چاه دهان گشوده و سیری ناپذیر را گِل بگیریم.

من با صدای بلند اعلام می دارم: روحانیان و ملاها و آخوندهای ما، اگر بخاطر لیاقت و دانش و تخصص شان در جایی مشغول بکارند و مسئولیتی دارند و در همان مسئولیت نیز پاسخگوی افعال خویش اند، و بخاطر این مسئولیت و پاسخگویی مزدی نیز دریافت می کنند، بخورند که مزدشان حلال و طیب و طاهر است. نوش جانشان. اما اگر صرفاً بخاطر تبلیغ دین و نشر معارف و آموزش احکام و مسخره تر از همه: بخاطر پیشنمازی، از مردم و از دستگاههای بی در و پیکر جمهوری اسلامی پول می گیرند، بدانند که این پول گرفتن ها حرام اندر حرام است چرا که روش ارتزاق دینی مطلقاً در سیره ی رسولان الهی نبوده و اختراعی است برای دوشیدن مردمی که به دروغ فهم کرده اند خدا را و نمایندگی خدا را می شود در لباس روحانیان محصور دید.

اگریک روز – آری یک روز – مردم تصمیم بگیرند که به مراجع و روحانیان پولی ندهند، در همان روزهای نخست می شود به میزان راستگویی و درستکاری و خداجویی و خداباوری و دین پژوهی و خداخواهی و حسین خواهی و زینب گراییِ روحانیان و مراجع پی برد. که: تا کجاها حاضرند بدون این که پولی از مردم بگیرند، از خود و جوانی و عمر و استعداد و دار و ندار خود برای فهمِ ایمانیِ مردم مایه بگذارند. من اما می گویم: اگر یک روز – آری اگر یک روز – بساط پرداخت پول به روحانیان و مراجع برچیده شود، بسیاری از روحانیان و مراجع با شتاب از لباس و ریش و تسبیح فاصله می گیرند. که: هم لباس و هم ریش و هم تسبیح، برای بسیاری از اینان، به آذینِ یک دکانِ کسب می ماند و لاغیر. راستی در کجای عقل و قرآن و اسلام آمده است که: گیرنده ی خمس و زکات، روحانیان و مراجع تقلیدند؟

بار دیگر می گویم که من در این نوشته، هرگز نخواسته ام حساب روحانیان و دین پژوهان و مراجع اندک اما فهیم و درستکاری را که از راههای غیرتبلیغ به تأمین معاش خود همت می کنند، با روحانیان و مراجع سنتی و مفت خوارمان یکی کرده باشم. که اینان، به دایره ی فهم مخاطبان خود بها می دهند اما مفت خواران سنتی، از فهم مخاطبان خود گریز می کنند.

محمد نوری زاد
ششم شهریورماه سال نود و دو
تهران

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

164 نظر

  1. اره خدا همه مریضا رو شفابده چون همه اخوندا مریضن

     
    • به هر ديني كه نگاه ميكنيم ردي از آخوند وطلبه وامثالهم ميبينيم اگر باز نيك بنگريم همه آن ها دم از خدا ورهنمود شدن افراد به سوي خدا ميزنند و اين نيست مگر به خاطر اينكه ميخواهند دين را بازيچه سر انگشتان پليدشان كنند ودر اسلام خودمان در قرآن به پيغمبر تاكيد شده كه ما اين قرآن را به زبان فصيح عربي برتو نازل كرده ايم نه به زبان عجمي كه مردم نگويند ما نمي فهميم ! كدام مردم؟ مردم عرب ! خوب من ايراني ويا ترك ويا چيني ويا اسپانيايي چطور بفهمم كه در قرآن چيست ؟ در حال حاظر بسيار ساده است متن قرآن را ترجمه ميكنم وميفهمم كه چه ميگويد!حالا نقش آخوند آشكار ميشود .! او ميگويد كه اين ترجمه ناقص است واحتياج به تفسير دارد ! وهرچه ميخواهد به زبان تفسير به من جاهل در علوم قرآني!! قالب ميكند وبه زبان ساده تر ميگويد بلا تشويش خدا نفهميده ورسول خدا نفهميده كه چطور تورا توجيه كند من تورا توجيه ميكنم . من سوال ميكنم آيا يك عرب سراغ داريد كه به تفسير قرآن توجه كند ويا ميگويد اين زبان مادري من است ومن متوجه ميشوم . اين ها جمعي افراد بي كاري هستند كه فقط راه نان درآوردنشان از اين راه است حال ميخواهد نان خشك باشد كه همه گي سعي دارند به ديگران اين را بقبولانند . ويا با زد وبند صاحب درآمد هاي آنچناني واملاك متصرفي از مردم باشد . ولي به طور كلي امكان ندارد به خداي لا يزال ايمان داشته باشند واين جنايات وچپاول وحق كشي هارا ببيننند و دم نزنند ودر خفا بگويند بله ما هم ميدانيم كه بعضي مسايل هست و چه ميشود كرد بايد منتظر بود كه آقا ظهور كند وخودش همه چيز را حل كند !! واقعا حاشا به غيرت نداشته تان كه به قول خودتان پير هن پيغمبر را پوشيده ايد و هيچ كاري نميكنيد .

       
    • با اینکه خیلی ایرادات به روحانیون یا آخوندها وارد است اما بهتره اطلاعات را بهتر به مخاطب بدهیم. حقوقی که به یک طلبه داده میشه که عادت کنه به مفت خوری چقدره؟ بنظرتون چرا این پول رو می گیرن؟
      در حال حاضر یعنی سال 1394 حقوق ماهیانه یک طلبه مجرد ماهی 200 هزار تومان است. اما این پول رو هم برای این میدن که یک طلبه باید تو کل روز در حوزه باشه و تامین غذا هم باخودشونه. ضمنا هزینه کتابهای حوزوی که قیمتش به مراتب گرونتر از کتابهای دبیرستان هست با خودشونه.
      البته این مطلب رو برای توجیه دادن خمس و زکات به آخوند نگفتم

       
  2. شیعه میگوید : ” جانشین پزشک نمیتواندیک باربرباشد . جانشین طبیب باید طبیب باشد . جانشین محمد ص که انسان کامل بود باید علی ع باشد که انسان کامل است . چهارده معصوم علیهم السلام انسان های کامل اند . امام صادق ع ، آیه ی 41 سوره انفال رابازوبیان فرمودند : ” انماغنمتم . . . ( یعنی آنچه سودبردید بایدخمسش رابپردازید . ( نه فقط اینکه غنیمتی که درجنگ نصیب تان شد ، خمسش رابدهید )

     
  3. من یادم میاد ۵۰ سال پیش در شیراز یک شیخی بود که جیپ میرند. در حالیکه پیش نمازِ مسجده دهِ پشتِ مُلِه بالایِ قصرالدشت بود. این شیخِ محترم بینِ نازها جیپ را مثلِ تاکسی میراند و این درآمدِ ایشان بود. پیش نمازِ مسجدِ شیخعلی خان بمن و دانش آموزانی دیگر درسِ عربی میداد و من ساعتِ ۳ تومان بایشان میدادم. انسانِ بسیار خوبی بود.

     
  4. حدیث پیامبر در مورد خمس در صحیح بخاری ذکر شده وایشان فرمده که خمس مربوط به غنایم جنگی است ای در جواب برخی تفاسیر نادرست است در ضمن من سنی نیستم ویک شیعه هستم وبرای برخی تفکرات احمقانه متاسفم که هرکس دم از کتب صحیح بخاری ویا مسلم ویا تاریخ در ست را بیان کند به او می گویید سنی یا وهابی یا مثلا اسم پرچم شیرو خورشید را بیاورد به به او می گویید بهایی .من یک محقق هستم ودر مورد این موضوع (خمس )بسییار تحقیق کرده ام متوجه شدم که خمس تاقبل از قاجار وجود نداشته برای اطلاع بیشتر به تاریخ زمان صفویه مخصوصا زمان باقر خان مجلسی مراجعه کنید به امید نگرش سالم
    در ضمن شما گفتید که اهل سنت بدعت کارند عجب پس بفرمایید که این اهل سنت هستند که قمه زنی میکنند یا شما ؟

     
  5. عزیز دلم شما مثل اینکه خوب متوجه موضوع خمس نیستید خمس گرفتن بجز در مورد غنایم جنگی بدعت است حال شما می گویید که آخوند ها که پول می گیرند مانند امامان نیستند پس چرا در زمان صفویه آخوند ها خمس نگرفتند ؟ چون آن زمان اختراع نشده بود . بلکه خمس در زمان قاجار اختراع شد وقبل از قاجار در اسلام وجود نداشت لطفا اندکی تاریخ مطالعه کنید
    .پس بفرما خلفای راشدین چرا خمس نگرفتند؟
    شما که می گویید آنها اهل دنیا بودند
    بعد عزیز دلم بهترین روش برای درمان مساله روحی مراجعه به آخوند نیست بلکه مراجعه کردن به دل خود است یک آخوند بجز خواندن روایات وآیه قرآن چکار می تواند بکند ِیک آخوند وقتی کسی به او مراجعه میکند حدیث می آورد خب خود شخص می توتند به صحیح بخاری وکتب امثال مراجعه کند ومشکلش را بطرف کند
    واما اگر آخوند نقش مهمی را دارد ایفا میکند وبقول شما وجود روحانی نیاز است در جواب این مطلب جمله ای از شادروان احمد کسروی (شهید راه عقیده) را یاد آورمیشوم :
    اگر یک روز ماموران شهرداری اعتصاب کنند شهر را آلودگی برمیدارد واگر یک روز پزشکان اعتصاب کنند تمام بیماران می میرند اما اگریک روز روحانیون اعتصاب کنند چه اتفاقی می افتد؟ آیا شما تا بحال با خود فکر کرده اید که چرا روحانیون اعتصاب نمی کنند واگر این کار را بکنند آیا نماز و روزه مردم با مشکل مواجه میشود .دوست عزیز با وجود قرآن وسنت نیازی به روحانی وامثال این دکانها نیست
    بعد در مورد احتیاجات زندگی روحانیون شما صحبت کردید وگفتید روحانیون از کجا بیاورند تا زندگی کنند خب جواب ساده است بروند کار کنند مانند کار کردن سرساختمان . دوست عزیز روحانیون تنها قشری هستند که در اقتصاد ملی سهیم نیستند چون پول آنها از راهی به غیر از راه تولیدی یا… بدست می آید. در کل مفت خوری میکنند که ضد قرآن است آخوند باید مانند سایرن کار کند چرا که او از سایرین برتر نست پیامبر با آنکه رسول الله بود گفت من بشری مانند شما هستم اما شما روحانیون را برتر می دانید حتی از پیامبر هم . همانطور که برای پیامبر یک صلوات می فرستید برای دیگران سه صلوات در کل بگویم خمس گرفتن بدعت و چپاول به اسم خدا است حال شما خواه پند گیر خواه پند نگیر

     
  6. من یک طلبه هستم ولی اینقدر وحشتناک نیستیم که توصیف شدیم البته انتقاد بر این تشکیلات وارد است وباید اصلاح شود ولی انسان درست و پدر مادر دار در هر کجا باشد خدمت گذار است و انسان خبیٍث در هرکجا باشد پست است چقدر از این کارمندها که از صبح اداره میایند و طلب کارند و از بیت المال می خورند ویک کار مثبت ندارند و مراجع اگر درامدی دارند مردم با اختیار خود هرکی را قبول دارند پول میدهند ومانعی نیست شما هم تا میتوانید علیه آنها تبلیغات کنید اما شما هم در مباحثتان عوام فریبی نکنید ومغلطه نکنید بعضی شغلها که درامدهای میلیاردی دارد شغل نیست جنایت است در هر کاری ما باید انسان باشیم و شما آخوند را نمیشناسید البته در این قشر انسانهای مفت خور وجود دارد چنانچه در جاهای دیگر هم موجود است لطفا اگر دین ندارید آزاده باشید البته من هم همه کارها این قشر را تأیید نمیکنم اما بعضی حرفها را بی انصافی میدانم برادر دست بوس طلبتان از قم البته انتقاد خوب است ولی نه با بغض وکینه انتقاد بفرمایید

     
  7. میرآقا طلبه جانباز ازقم

    جناب کوروش بله امیرالمئونین درزمان خلافتش خمس نگرفت اما این بدین جهت بود که خلفای قبلی بدعتهای زیادی گذاشته بودند وایشان بدعتهای مهم را اصلاح می کرد تانوبت به فریضه خمس برسد که عمرش وفا نکرد.واما غنائم ازنظر لغت فقط درآمدهای جنگی را شامل نمی شود بلکه هرکسب ودرآمدی راهم شامل می شودکه بیش ازخرجی سالانه باشد مورد تعلق خمس است .اما به همین آیه شریفه قرآن شما سنی ها عمل نکرده اید واین پیروی ازبدعتهای خلفای جورتان می باشد. اگراهل دقت باشید همین اندازه برای جوابتان کا فیست وامااگر مغالطه وجدال بد پیشه کرده باشی درگمراهی ابدی خواهی ماند. ودرثانی مسلک شما ازبیخ بن بابدعت دردین خدا بناگذاری شده است واصلاح شدنی نیستید. ثالثا بنده به آقای نوری زاد نوشته بودم نه برای شما سنی نادان . باز هم ازآقای نوری زاد آزاد اندیش مطالبه جواب دارم . والسلام علی من اتبع الهدی.

     
  8. اولا جناب طلبه بی سواد این را بدان که خمس در قرآن فقط در یک جا امده وگفته از غنایم جنگی بدست می اورید خمس دهید
    بعد هم شما خود را پیرو علی (ع) می دانید عی (ع) در زمان خلافت خمس نگرفت بعد هم در کتاب صحیح بخاری آمده که پیامبر (ص) روایت کرده که از غنایم جنگی که بدست می آورید خمس دهید و تا به حال اهل سنت بجز غنایم جنگی هیچ خمسی نداده اند

    واما شما که ادعای شیعه میکنید آیا نباید پیرو علی(ع) باشید این کار شما بدعت نیست؟

    لطفا دقایقی با خود فکر کنید وجواب این سوال را بدهید که چرا علی(ع) در زمان خلافت خمس نگرفت؟

     
  9. از حس انان دوستیت متشکرم اما دوست عزیز درسته که پیامبر و ائمه و.. برای نشر دین پولی نگرفتن اما آخوندهای فعلی نه امام حسن نه پیامبر و برای نشر دین احتیاج به پول و درآمد دارن میگن امام حسین برای نشر دین به کربلا رفت اما اسب امام که برای نشر دین نرف چون اما بهش آب و علوفه میداد همراهش رفت آخوندای فعلی اسب دین هستند درسته که دارن تبلیغ دین میکنند اما مثل همه مردم احتیاج به آب و غذا دارند!!!! به آخوند میگن روحانی چون بوح آدم سرکار دارند اگه آدم روحش درست بشه به هیچ چیز دیگه نیاز نداره شما برای یه درد ساده پیش دکتر میری و شاید میلونها خرج میکنی که درد جسمیت بهتر بشه که بدتر میشه این جسمی که باید زیر خاک بره و بپوسه اما برای چندرغاز پولی که به روحانی بدی که درونت خوب بشه بهت فشار میاد!!!!!!!!!!

     
  10. میراقا طلبه جانباز ازقم

    جناب آقای نوری زاد سلام وکلام ماراهم پذیراباشید:مگر شما تاحالا چقدر به روحانیان پول داده اید که حالا پشیمان شده اید؟ شما رابه شرف انسانیتتان قسم می دهم راستش را بگویید؟؟؟ شما منکر فریضه خمس هستید؟ اگرهستید دلیل فقهی داریدارائه بفرماییداگرکارشناس فقهی هستید ؟؟؟آیا خمس یک مورد مصرفش ترویج اسلام نیست ؟شما فتوای جدیدی دارید؟ آیاغیر ازملاها وآخوند ها وروحانیون وطلبه های مبلغ کسان دیگری ازاسلام تبلیغ کرده اند ویا میکنند؟؟؟ این فهم ناقصی که شما ازاسلام داریدبوسیله چه کسانی به شمارسیده است؟؟؟ اگر بگویی بله ازطریق غیرروحانی رسیده باز اصل منبعش روحانی بوده است .واگرهمین راهم منکرباشی یقینا دروغ گفته ای.زیرا که بعد ازدوران امامان -ع- علوم دین چه اعتقادی وفقهی وکلامی وحدیثی وتفسیری وعلوم قرآنی ووو…ازطریق علمای ربانی مثل شیخ مفید وسید مرتضی ورضی وشیخ طوسی تامحقق حلی وعلامه حلی وخواجه نصیر طوسی ووو…تاقرون بعدی وفعلی خدمات بی شماری به اسلام ومسلمانان ارائه داده اند واکثرحوزه های درسی این بزرگواران ازخمس مال مئومنان اداره می شده است وبه حداقل ارتزاق قانع بوده اند آیا منکر این مطلب هستید؟؟؟ دلیل ارائه دهید مانوکردلیل هستیم . اما اینکه شما یک فعال سیاسی روشنگری هستیدوقلم توانایی دارید موردتکریم ماهستید .ازنقادی های شما لذت می بریم واستدعاداریم که ازحوزه تخصصی خودتان پایتان رادرازتر ازگلیم خود نکنید.درست است که شما مطالعات جسته وگریخته ای ازفقه داریدامانه فقیه هستید ونه فقه خوانده ایدبلکه متفقه هم نیستید.ازجوابهایی که آقای کدیور به شما داده بودند حواشیی مرقوم شد.واما اینکه درهرصنفی کلاش ومزوری پیدا می شودجای انکارنیست.واماعلمای ربانی همیشه ربانی بوده وهستند وزعمای دین هستند شماقبول بفرمایید. شما فکرمی کنیدچه مبلغ خمس مصرف شود تایک مطهری ویاعلامه طباطبایی ویا امام خمینی به وجودبیاید چه قدر ارزش دارد؟؟؟؟آیا می توانی حدس بزنی؟؟؟ پس گناه کلاشان را برهمه تعمیم ندهید وان بعض الظن اثم-وارنوشته تان اگرازروی اعتقاد است توبه نمایید -ان الله غفوررحیم-وهوالتواب الرحیم- مقداری هم که جناب آقای نا آشنای منصف راهنمایی کرده بودند متشکرم. اما سئوالی دارم منصفانه جواب دهید وآن اینکه اگرروحانیت به رهبری امام وبا پشتیبانی ملت قیام علیه طاغوت نکرده بودند انقلابی صورت می گرفت وامثال شماها به وجود می آمد؟؟؟واین غیر ازاین بود که ملت به روحانیت اعتماد داشتندوامین می دانستند؟؟؟ پس این کم خدمتی نبودازروحانیت که شماهارا ازیوق ستمشاهی نجات داد؟؟؟وحالا چنین عرض واندام می کنید پس ناسپاس نباشید وازوضع موجود ماهم راضی نیستیم -وان مع العصر یسرا -فرموده است امیدوار باش وکم حوصلگی مکن اما نقادیت را بکن وهرمساله راازمتخصصش بپرس ودرآنجا که تخصصش رانداری فتوا مده وذهنهارامیاشوبان خداوند مفتی بدون علم را لعنت فرموده است -من افتی بغیرعلم فهو ملعون- حدیث معتبری است.آقای نوری زاد مثل معروفی است که گفته ان :خود شکن آیینه شکستن خطاست-احتمال بده که شما ازفقه چیزکمی میدانی واین فقها ازعصرشیخ مفید تاحالافقه راکنکاشی عمیقی کرده اند وخمس با نظریه ایشان دراین اعصار بدین منوال برای ترویج دین مصرف می شده است واینان زعمای شیعه هسند ومورداحترام متشرعین .وحرف های شما هیچ تئاثیری برآنها نمی گذارد چون پیرو ومقلد آنان هستند پس تلاش شما آب در هاون کوبیدن است وبس وخودرا موردتنفر وتحقیر دیگران قرار مدهوبرخی ازمئویدان شماراگول نزند . ارادتمند شما میراقا طلبه جانباز ازقم.

     
  11. آره طلبه جون،پول خمس و زکات رو بگیرین و نوش جانتان کنید،شماها حروم خوریتون ماشاالله خوبه

     
  12. آره عبد خدا،هر کاری متخصص خودشو داره،ولی این متخصصهای که شما ازشون دفاع میکنی به وظیفه خودشون عمل میکنن؟کجای دین اسلام نوشته که اگر کسی حقشو مطالبه کرد بعنوان مرتد و ضد نظام معرفیش کنیید و سپس اعدام؟

     
  13. باز هم بنویسید قلمتان بوی آشنا میدهد.بنویسید

     
  14. بسم الله اگر کمترین عقلی داشتی درهر کاری به متخصصش مراجعه میکردی جناب نوری زاد.دین متخصص خود رادارد پس برو از آنها بپرس که وجوهات بحقه یانه.تو بدرد این می خوری که راههای تبدیل شدن انسان به نوری زاد منحرف را به مردم یاد بدی نه چیز دیگه.

     
  15. حتما بخونید خیلی جالبه:
    یک دست نوشته از کسروی:

    «فرض را بر این بگذارید که تمامی کارمندان زحمتکش شهرداری از همین امروز به مدت یک ماه دست از کار بکشند و اعتصاب کنند، چه اتفاقی می افتد؟ تمامی شهرها را زباله و کثافت بر می دارد و هیچ کس حاضر نمی شود حتی برای خرید مایحتاج روزانه خود پایش را از در خانه بیرون بگذارد، چه برسد به آن که ساعت ها در آن فضای مسموم و آلوده تنفس کند.

    اگر از همین امروز به مدت یک ماه تمامی پزشکان، جراحان و پرستاران اعتصاب کنند فاجعه ای انسانی به بار خواهد آمد که هتا تصورش پشت آدمی را به لرزه می آورد.

    یا حتی ارتشیان اگر به مدت یک ماه مرزها را رها کرده و به خانه هایشان بازکردند، نانوا ها، لوله کش ها، سیم کش ها، مخابرات، شرکت نفت، گاز و …

    حال به این فکر کنید که اگر آخوندها و امام جمعه ها به مدت یک ماه که هیچ، یک سال هم کم است، به صورت مادام العمر دست به اعتصاب بزنند… آیا اتفاقی می افتد !!!؟ …. آیا آبی از آب تکان می خورد !!!؟

    همین که اعلام اعتصاب کنند و دست از خر کردن خلق خدا بشورند، دیگر از دروغ و نفاق و منبر، شب اول قبر و نکیر و منکر و مهملات و موهومات و غول آسمانی خبری نخواهد بود و آن زمان چقدر دنیا زیبا میشود… اما نه، یک جا نبودن آن ها را احساس می کنیم… قبرستان ها !!! … جایی که ریشه شغلی آنها بوده… به نظر من اگر همه ما دست بدست هم دهیم و یک حمد و سوره را هم از بر نماییم، دیگر به وجود لاوجود هیچ آخوندی نیازی نیست. نفس کشیدن در آن فضا تماشایی خواهد بود، آخوندها هم یاد می گیرند که نان آخوندی، نان شرک است.»

     
  16. دوستان عزیر!
    تمام مشکلات ما از دینی است که اصلا سر وته ندارد.خود این دین زمینه را برای هر نوع فساد فراهم می کند.اگر فلان آخوند یا بهمان مدیر می تواند خیلی راحت حق مارا بخورد به این خاطر است که از دین ومشتقات آن برای خود یک برج وبارو ساخته وکسی چنین دیوار محکمی راداشته باشدهیچ کس نمی تواند به بگوید بالای چشمت ابروست.
    چو نیک نگه کرد پر خویش در آن دید گفتا زکه نالیم که از ماست که برماست

     
  17. مصطفی - طلبه حوزه علمیه تهران

    آدم پول خمس رو بگیره و بخوره صد بار ( بلکه هزار بار) بهتر از پولیه که از اون وریا بگیره! میدونی که ممد جون!؟!
    آدم مواجب بگیره دولت اسلامی باشه اما سگ دولت های غربی نباشه!
    ظاهرا بی توجهی و بی محلی به شخص شخیص شما!! بدجوری روتون اثر گذاشته!!
    خدا همه ی مریضارو شفا بده!

     
  18. داستان شيخ فضل الله نوري رهبر فكري اقاي خميني كه فتواي به دار اويختن أيشان توسط فقهاي نجف و خلاصه محاكمه ايشان توسط مشروطه طلبان را كه فراموش نكرده ايد
    http://fa.m.wikipedia.org/wiki/شیخ_فضل%E2%80%8Cالله_نوری#section_4

    زماني كه اقاي خميني گفت كه من توي گوش مصدق ميزنم ! كجا بودند انهاي كه امروز در دفاع از كرامت انساني در حبس و زندانها ويا با خفت و خواري از اين دنيا رفتند( أمثال بازركان ها و سحابي ها ) از اسطوره دمكراسي ، مصدق، در مقابل اين بي حرمتي به مصدق دفاع كنند.

    جالب اين است كه كسي كه امروز تو گوشي ميخورد فرزند خميني اقاي هاشمي رفسنجاني است. جالب تر اين است كه اين تو گوشي توسط بي سر و پايي مثل احمدي نژاد فرماندار اردبيل در زمان هاشمي زده ميشود. پس وفتيً ميكويم جمعه بازار است و كالا فقط خر ها و گوسفندان هستند إغراق نميكنم.
    خوب با چنين حكومتي چكونه ميشود محترمانه صحبت كرد.
    ابنها يك شبه تمام آثار و ناموس و خانه و كاشانه نايبً أمام و پايه گزار ولايت فقيه اقاي منتظري را با خاك يكسان كردند صداي گوسفندي در نيامد. و مخالفين سكوت كردند. اين جماعت ملت را به راهپيمايي دعوت ميكنند ولي مكوييند مانند ما خفه شويد. “يك انقلابي كفت زماني كه در جنگل زندگي ميكني با يد از ترس حيوانات درنده فرياد بكشي ”

    اوباش و ارازل جانياني بيش نبوده و نخواهند بود. خائبين به أزادي ، شرف و كرامت انساني إفرادي و جماعتي هستند كه ميدانند ولي سكوت ميكنند. من محمد نوري زاد را نمشناسم ولي چه شيرين گفت زماني كه همه ما در زندان باشيم اين اوباش و ارازل بر چه كسي حكومت خواهند كرد.
    به شما قول ميدهم. همديگر را ميدرند چون در قاموس اين اوباش و ارازل سهمي از مروت وجود ندارد. جالب اين است كه اول گوسفند أني كه شيرشان را توليد ميكنند ميدرند.

     
  19. ﻋﺮﻓﺎﻧﻴﻴﺎﻥ

    ﺁﺧﻮﻧﺪ ﻋﺎﻗﻞ ﭘﻮﻝ ﻣﻴﺨﻮاﺩ ﭼﻜﺎﺭ
    ﻣﺎ ﺁﺧﻮﻧﺪﻫﺎ ﻳﻪ ﻣﺜﻠﻲ ﺩاﺭﻳﻢ ﻛﻪ ﻣﻴﮕﻪ
    ﺁﺧﻮﻧﺪ ﻋﺎﻗﻞ ﻫﻴﭻ ﻭﻗﺖ ﻳﻚ ﻣﺮﻳﺪ ﺳﻴﻨﻪﭼﺎﻙ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺩﻩ ﺗﺎ ﺭﻭﺳﺘﺎﻱ ﺁﺑﺎﺩ ﻛﻪ ﺷﻴﺶﺩاﻧﮓ ﺑﻪ ﻧﺎﻣﺶ ﺑﺰﻧﻦ ﺭﻭ ﻋﻮﺽ ﻧﻤﻴﻜﻨﻪ

     
  20. از این آقای ناشناس منصف خواستم بپرسم کجای وبسایت آقای مکارم بیلان گردش مالی سالیانه دفتر او را منتشر میکند ؟ اینجانب که هر چه جستجو کردم چیزی پیدا نکردم . بخصوص برایم جای سوال بود که این صورت مالی صرفا هزینه های دفتر آن جناب است یا ریز دریافت های سهم امام و نحوه خرجکرد آن را نیز شامل میشود؟

     
  21. دوست گرامی اگر یک نگاه منصفانه به جامعه نکبت زده امروزمان که در آن ملایان حاکمند و به قول خودشان حکومتی مقدس تشکیل داده اهد و در تبلیغ اسلام ناب خودان میکوشند به افکنید دیگر نیازی به انتقاد به نوشته های نوریزاد عزیز نخواهید داشت و اگر منصف نیستید که هیچ ، شا آزاد هستید در همین سایت ایشان هر جه می دارید بیان کنید و در معرض دید همگان قرار دهید. دوست عزیز در نزد انسانها ممکن است در بعضی وقتها درجه انصاف هم فرق کند اما جامعه ما چنان در فساد و ریا تذویر و دروغ غرق است که حتی بدون انصاف و بستن چشم هم قابل لمس است. ممکن است شما مشکل درک لمس داشته باشید.

     
  22. سلام
    آقای نوری زاد ، اگه بتونید ترتیبی بدید که قسمت نظرات یه کم مرتب تر بشه ، خیلی بهتره، مثلاً صفحه صفحهش کنید یعنی مثلاً هر چند تاش رو توی یه صفحه بزارید ، نمی دونم، هر طور که خودتون صلاح می دونید درستش کنید..
    به نظرم اینطوری جالب نباشه..

     
  23. جناب نوری زاد
    گویا جنابعالی حتی به اندازه انتشار یک یادداشت هم شهامت و مردانگی ندارید، پس از چه حقیقتی دم می زنید؟

     
  24. salam jenabe norizad
    khiliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii ziba va shojaneh negashtid.afarinnnnnnnnnnnnnn va khoda yaretan bad.dosti dar neveshtan ensaf ro reayat nakardeh va ghoran ro moghaser jelveh dadeh.dosteh gerami be khodavand sogand ke ghoran farsi ham haman harf ro mizaneh ke haghighat ast.shoma oni ke khasti gerfti.ghoran mobine va sabet kardeh ke mobine

     
  25. ای سالار سربداران . نوشته ها و مطالبی که طی این یکی و دو سال اخیر منتشر کردید .دردها و مشکلاتی است که قرن هاست گریبان ما را گرفته است و شما با چه دقت و موشکافی آنها را روشنگری میکنید ولی این مطلب شما آتش بر لانه زنبور بود. همه ما بر این بساط مفتخوری ومفتخور پرانی واقفیم ولی کسی تاکنون جرات بیان آنرا نداشته است. ولی بدان با این پرچمی که برافراشتی هرگز بی یار نخواهی ماند. پایدار و سرافراز باشی

     
  26. درود بر دلیر مرد میهنم
    نوری زاد گرامی کاملا درست است که نباید به این جماعت آخوند پول داد اما این کافی نیست ، همانطوریکه گفتی این ریش و لباس و تسبیح دکور دکانی است که طی چند قرن بر جامعه ما رونق گرفته است بخصوص در این سی و چند سال ، این جماعت در این ایام سلطه با اینکه به جیب مردم نیازی ندارند چون بر روی ثروت کشور خیمه زده اند ولی باز دیگ طمعشان از آن نیز نمیگذرد ، در این ایام سلطه به هر جا که بنگری جای سلطه به قصد چپاول و غارتشان هست ، در همه جا ، از منبر و مسجد و تکیه و مراسم عقد و فوت سنتی دیرنه شان گرفته تا مشاغل خاص و مدیرتهای تخصصی خلاصه اینکه جائی در این جامعه از صدر تا ذیل شما نمی بینید که خالی از این جماعت نباشد ، در هر زاویه و گوشه کناری از منبر و مسجد و رادیو و تلوزیون گرفته تا نشریات جمعی و عمومی از صبح تا شب در حال تبلیغ و ارشاد و راهنمائی مردم به امر به معروف و نهی از منکر هستند ولی خود … به آمار های پرونده های مطرح در بی دادگاهایمان بنگرید به رکورد غارتگریهای لو رفته نگاهی بیاندازید ، همه گویای بسیار روشن وضعیت اخلاقیات و معنویات جامعه است ! چندی پیش رئیس پلیس کشور خبر از کشف بیش از 400 کلیسای خانگی فقد در مشهد خبر داد و از بگیر و ببند چند نو کشیش و نو دین ، تاسفبار اینکه در کشور هیچ کس به این پدیده نپرداخت و در آن به کنکاش نپرداخت حتی آنها که درد دین ! دارند و بخاطر چند تار موی ذخترکی قیصیه را به آتش میکشند و نه آن علمای اعظام ! ما کسی نپرسید دلی این رویکرد چیست .چرا با وجود این همه هزینه های سنگینی که برای تبلیغات دینی ! میشود چطور میشود در مقدس ترین شهر مذهبی کشور ناگهان این تعداد کلیسای خانگی تاسیس شود.باور کنید اگر ادیان دیگر مثل زرتشتی و یهودی و غیره به تبلیغ میپرداختند خدا میداند که چند ده هزار مراکز دینی غیر شیعی در سراسر کشور تشکیل میشد . نوریزاد گرامی دردها بسیار است باید تلاش کنیم تا خرافه ها را به کنار بزنیم و دکانها را تخته کنیم تا اخلاق و معنویات به جامعه بازگردد.، راه دیگری برای نجاتمان متصور نیست .

     
  27. بسیارزیبابود

     
  28. جناب نوری زاد
    متأسفانه مطالب شما آکنده از غیض و کینه و تحریف و اتهام نارواست. روزی را پیش روی خود مجسم کنید که در محضر حساب الهی ایستاده و باید پاسخگوی تحریف ها و اتهام های ناروا باشید. نمی دانم چگونه می خواهید حساب خدا را پس بدهید. اولاً خمس بر پایه آیه غنیمت واجب است و زیاده درآمد سال به تصریح پیامبر و ائمه، نوعی غنیمت یافتن انسان برای سال بعد است که خداوند برای مکلف متمکن گشوده است و صد البته باید از راه حلال باشد. مال حرام باید به ذوی الحقوق برگردانده شود و خمس ندارد. مال حلال مشتبه به حرام اگر منشأ حرام خاص دارد که باید به ذوی الحق برگردانده شود و اگر منشأ آن مجهول است باید خمس مجدد آن داده شود. خلاصه این که حرام خواری توسط هر کس اعم از شخصی و روحانی ربطی به موضوع شرعی خمس ندارد. در خصوص مصرف خمس روشن است که به انشاء صریح پروردگار متعال باید برای راه خدا و رسول و ادامه دهندگان راه او و فقراء و مساکین آنها باشد. مراجع معظم تقلید و علمای ربانی در طول تاریخ تشیع هرگز از وجوه شرعیه بیش از اقل سدّ جوع ارتزاق نکرده اند و بنا بر روایات وارده مبنی بر نهی از اکل به علوم دین، علمای ربانی ای که این گنجینه عظیم ذخایر معارف دینی را پدید آورده اند، هرگز مرتزق از علوم دین نبوده اند و در زمان حاضر نیز وضعیت فرقی نکرده و به همین منوال است.
    جناب نوری زاد! این همه دروغ و تحریف و اتهام چرا؟ تاریخ را بخوانید و به دیگران حقایق تاریخی را برسانید. عموم علمای ربانی و مراجع تقلید هواره مصرف خمس در امور خود را همچون آتش سوزنده می دانسته اند. بررسی این امر در شرایط امروز هم کار ساده و سهلی است. به دفاتر مراجع تقلید به ویژه آیت الله مکارم شیرازی که بیلان گردش مالی دفتر را سالیانه به صورت علنی انتشار می دهد مراجعه کنید و ریز مبالغ اهدایی و وجوه شرعی و غیره را بگیرید و همه موارد را تحقیق کنید. امام خمینی (ره) به شهید بهشتی که در صدد اجرای طرح شهید مطهری برای تشکیل خزانه وجوه شرعی بود تا روحانیون مستقیم از دست مردم پول نگیرند، تأکید کردند که کجروی ها را اصلاح کنید اما در فطرت ذاتی مردم که مایل به خرج کردن در راه دین هستند و در کنار آن برخی هدایا را هم به روحانیون مقبول خود می دهند، دستکاری نکنید.
    جناب نوری زاد! بشر به طور ذاتی و فطری مایل است برای امر قدسی هزینه کند. اگر به هیچ آخوندی هم ندهد جور دیگری آن را برای امر قدسی خرج می کند. میارزه با این امر فطری همچون سایر سنن الهی ممکن نیست. باید مانع از انحراف آن شد و در راه درست قرار داد. مطمئن ترین راه انسان خداجو برای خرج در راه قدسی و الهی، سپردن آن به دست عالم ربانی است. قرنهاست که شهریه طلاب حوزه ها آنقدر اندک است که ذکر آن موجب خجالت است. در دوران جمهوری اسلامی نیز وضعیت به همین منوال بوده و هست و امام خمینی (ره) و آیت الله خامنه ای هرگز حاضر نشدند یک ریال خارج از وجوه شرعی و هدایا به صورت تزریق دولتی به طلاب شهریه داده شود. اگر می خواهید آزادگی پیشه کنید، شایعه پردازی را کنار بگذارید و مسائل را مستقیما تحقیق و بررس کنید. البته روحانیونی که مسئولیت حکومتی یا سمت دیگری دارند مثل سایر مدیران و نیروهای دیوانسالاری ریسمی کشور، حقوق رسمی می گیرند و این ربطی به نظام تکلیف شرعی ادای وجوه شرعی ندارد.
    به هر حال تصمیم شما محترم است. به هیچ آخوندی پول ندهید چون تصورتان این است که آنان خود این پولها را می خورند! خوب اگر پاسخگوی خداوند هستید خودتان وجوه شرعی را خرج کنید و یا اصلا مقابل خدا بایستید و بگویید من هرگز چنین حکمی را قبول ندارم. اما جنگیدن با سنن و احکام الهی نتیجه ای عاید منکران گذشته نکرده و عاید شما هم نخواهد کرد و بلوای مدرنیته حیوانی غرب نیز امدادی به منکران نخواهد رساند. عزت تاریخ بشر به همین بندگان بسیار خودساخته و مراقب خویش نظیر علی بن ابیطالب، رضا ابن موسی الکاظم، روح الله المصطفوی و سید علی ابن جواد الخامنه ای در خداباوری و ایستادگی بر سر پیمان با خدا تا آخرین رمق جان است و بشریت بیش از این افتخاری در خداباوری و ورع و پرهیزکاری و تقوا ندارد.

     
  29. من الیگودرزی هستم. احمد کروبی شیخ بود ولی فکر نمی کنم گدا باشه. حداقل بابا مامانم اینو میگن ولی همه آخوندا دزد و مفت خورن. به نظر من که فقط فرهنگ گدایی و دزدی رو تو ایران بنا کردن

     
  30. اگر با قدری تأمل و تفّکر به پدیده ای آخوند بازنگریم و از خود بپرسیم که بهترین یار و یاور این قشر در ۵۰۰سال که بوده آیا جواب دیگری بجز یزید میتوان یافت؟ آیا مگر اینها نان خور بارگاه یزید نبوده اند و اگر یزیدی نبود کربلائی وجود نداشت که این جماعت هر سال حسین را سر ببرند وبر سفرهٔ یزید بنشینند والان هم که بر بارگاهی نشسته اند یزید که سهل است کّل خاندان اموی و عباسی پیششان لنگ انداز هم نمیتوانند بشوند. آخوندی سنّی از سیستان به نکته ای جالب در مورد آخوندهای شیعی اشاره کرد. دو مورد بسیار مورد علاقهٔ آخوندهای شیعی خمس و صیغه میباشد و هر دو اینها در صدر اسلام زمان جنگها اجرا میشدند. خمس یک پنجم از غنائم جنگی و صیغه،مُتا ویا نکاه موقّت در مورد کنیزان واسیران جنگی و نتیجه گیری معقول این است که این شیخ و شیوخ به ایرانیان به عنوان برده و کنیز مینگرند و در این سی واندی سال این خصومت را بوضوح نشان داده اند! مگر نه اینست که گفتند سوریه از خوزستان برایشان مهمتر است! آیا کک یکنفر از اینها برای شخصی که حتّی حاضر هست کُلیه خود را بفروشد گزیده؟ موُمن بودن واعتقاد داشتن بد نیست ولی نه تظاهر ونعل اسب داغ شده بر پیشانی این شیادان. اگر افرادی مانند آیت الله کاظمینی بروجردی و منتظری میان اینان هست بهتر است به میدان آمده و از این تخریب دین جلوگیری کنند. در سخنرانئی آیت الله برقعی بر علیه پرداخت خمس و سهم امام ولی پرداخت زکات آن هم مستقیماً تاکید کردند همانطور که کمک و دستگیری از نیازمندان در همهٔ دین و ادیان ودنیا رایج است.با تشکر از آقای نوری زاد برای مطرح کردن این مسائل مهم و گریبان گیر امروز و ازشیخ بهائی برای دادن رهنمود.
    همه روز روزه بودن همه شب نماز کردن ،،، همه سال حج نمودن سفر حجاز کردن​،،،
    ز مدینه تا به کعبه سر و پا برهنه رفتن ،،، ​ دو لب از برای لبیک به وظیفه باز کردن،،،​​
    شب جمعه ها نخفتن به خدای راز گفتن ،،، ​ ز وجود بی نیازش طلب نیاز کردن،،،،
    به خدا که هیچکس را ثمر آنقدر نبخشد ،،، ​ که به روی نا امیدی در بسته بازکردن

     
  31. اقای نوریزاد یکی از اخوندهای خوب پدر مهدی کروبی بود اسمش سید احمد کروبی ایشان در الیگودرز گدای میکرد جالب اینکه اقا تقی پسر شیخ مهدی پدر بزرگ خودرا از فضلای لرستان معرفی کرده است من نمی دانم چگونه یک گدا فاضل میشود

    —————

    محمد گرامی، آقای کروبی که سید نیستند. عمامه ی سپیدشان می گوید که: شیخ اند.
    با احترام

     
  32. سلام نوری زاد
    با این نوشته پوست از تن روحانیت کندی
    پوست از تنت می کنند.
    روحانی جماعت کسی نیست که لقمه اش را به کسی بدهد
    لقمه را از دهان روحانی بیرون می کشی؟
    باش تا صبح دولتت بدمد

     
  33. خدایا دلم به درد اومد از این نوشته ها. بخدا قلبم به شدت گرفته و درد می کنه. خدایا تو رو قسم به همون صبر بی پایانت که گفته اند کمترینش چهل ساله اما زمانتو برسون.
    واقعا که چقدر بدبختیم ما.

     
  34. بیایید به هیچ آخوندی رو ندهیم!

    بدون شرح نوشتم که شرحش حکایت سی چهار سال جمهوری اسلامیشان است آنچه بر سر ایران و ایرانی آوردند

     
  35. – حدودا” يك قرن قبل قند از كشور بلژيك به ايران صادر مي شد.
    به دليل مسائلي كه ميان روحانيون و يكي از اتباع بلژيك پيش آمده بود فتواي حرام بودن قند صادر شده بود و كسي قند نمي خورد.

    يكي ازتجار كه قندهايش روي دستش مانده بود به سراغ يكي از مراجع رفت و با تقديم خمس و زكات مشكل را براي وي مطرح كرد.

    بعد از آن بر فتواي قبلي تبصره اي صادر شد كه حرام بودن قند وقتي است كه مستقيما” در دهان گذاشته شود ، اگر قند را پيش از
    گذاشتن در دهان در چاي بزنيد حلال مي شود…

    هنوز هم بسياري از افراد مسن بدون آنكه دليل آن را بدانند ،قبل از آنكه قند را در دهان بگذارند آن را در استكان چاي فرو مي برند

    2- در دهه 40 خورشيدي نوشابه هاي پپسي كولا وارد بازار ايران شد و شايعاتي مبني بر بهايي بودن مالك شركت توزيع كننده اين نوشابه ها بر سر زبان ها افتاد و فتوايي مبني بر حرام بودن خوردن پپسي كولا صادر شد.

    شركت توزيع كننده كه نمي خواست بازار را از دست بدهد خمس و زكات متعلقه را دو دستي تقديم يكي از مراجع كرد تا تبصره اي بر اين فتوا نوشته شود كه خوردن نوشابه هاي پپسي با شيشه حرام است اگر در ليوان ريخته
    شود حلال مي گردد…

    3- در دهه 50 خورشيدي ماشين هاي لباس شويي وارد بازار ايران شد.
    خانواده هاي ايراني كه به احكام ديني پايبندي زيادي داشتند حاضر به خريداري اين محصول نبودند چون به اعتقاد آنها آب موجود در محفظه
    اين ماشين كمتر از حد شرعي آب كر (سه وجب طول ،در سه وجب عرض ، در سه وجب ارتفاع) است و نجاست لباس ها را از بين نمي برد .

    اينبار تاجر مذكور خودش پيش قدم شد و با تقديم خمس و زكات توانست فتوايي بر كر بودن آب لوله كشي شهر كه به دستگاه لباسشويي مي ريزد
    بدست بياورد…

    مدت ها است كه فتوا هاي مراجع اثر خود را از دست داده اند و در عوض نهادهاي دولتي فتوا هاي موثر صادر مي كنند .

    4- چند سال قبل تير آهن هاي چيني وارد گمرك هاي ايران شدند و
    اداره استاندارد فتوا داد كه اين تير آهن ها غير مقاوم هستند و نبايد وارد بازار شوند .

    همين امر باعث گراني بي سابقه آهن در بازار كشور شد. تاجري كه از چين آهن وارد كرده بود به سراغ رئيس محترم استاندارد رفت
    و مانند اسلاف خود وجهي را در قالب خمس و زكات (يا چيز ديگري شبيه به باج) به ايشان تقديم كرد و به فاصله چند ماه مشكل تيرآهن هاي مانده در گمرك حل شد و روانه بازار شدند.

    5- مدتي قبل شركتي به نام تجاري “محسن” برنج هاي هندي را در بسته بندي هايي با برند خود وارد بازار كرد و با تبليغات گسترده توانست
    بازار كشور حتي استان هاي گيلان و مازندران كه در آنها برنج كشت مي شود را تسخير كند.

    اين برنج ها قدري مشكوك بودند چون در هر دمايي كه پخته مي شدند بازهم به هم نمي چسبيدند .با توجه به وجود نشاسته درون برنج چنين چيزي قدري عجيب به نظر مي رسيد.

    يك نفر بيكار در مركز تحقيقات برنج براي پي بردن به راز اين برنج ها آنها را در يكي از آزمايشگاه هاي وابسته به مركز استاندارد آزمايش كرد
    و در آن مواد سمي خطرناك مانند آرسنيك و سرب مشاهده كرد.

    اين خبر رسانه اي شد و تبليغات براي اين برنج ممنوع شد و عده اي تقاضاي جمع آوري اين برنج از بازار را داشتند.

    مالك برند محسن مقدار متنابهي خمس و زكات (يا هر اسم ديگري كه شما روي آن مي گذاريد ) را تقديم رئيس سازمان استاندارد كرد تا او نه تنها شخص بيكاري كه اين برنج ها را آزمايش كرده بود توبيخ كند بلكه قهرمانانه
    از سلامت اين برنج ها دفاع كند.

    حتي خود هندي ها هم اعلام كردند كه برنج هاي صادراتي شان آلوده است
    اما رئيس محترم استاندارد كه مي خواست وجه دريافتي اش حلال باشد هندي هارا ديوانه هاي متوهم دانست و خوردن برنج هاي هندي را بدون اشكال اعلام كرد.

    (البته اگر همسر خود ايشان از اين برنج ها خريداري كند احتمالا” بادريافت طلاق راهي منزل پدر شان خواهد شد)

    البته مالك برنج محسن راه و رسم خمس و زكات دادن را به نيكي مي داند و نه تنها برنج هاي آن از بازار جمع نشد كه توانست با تقديم مقداري از
    اين خمس و زكات به رئيس سازمان صداو سيما دستور العمل قبلي ايشان مبني بر ممنوعيت تبليغ برنج خارجي در راديو و تلويزيون( كه در حالت جو گيري ايشان صادر شده بود) را ملغي كند و اكنون تبليغات اين برنج به صورت گسترده تر از سابق از راديو و تلويزيون پخش مي شود.

    ………..و اين داستان پرداخت به موقع خمس و زكات ادامه دارد

     
  36. آیت الله معصومی تهرانی، خواستار حقوق شهروندی بهاییان در ایران شد و
    به قتل رسیدن عطاءالله رضوانی را محکوم کرد. در بخشهایی از این نامه آمده:
    “قتل دلخراش و ناجوانمردانه هم‌وطن بهایی مرحوم عطاالله رضوانی باعث تاسف و
    تاثر است و بنده به نوبه خود به خانواده، دوستان و تمامی همكيشان ايشان، بخصوص
    شما عزيزان كه اين كمترين را قابل دانسته و قدم رنجه كرده و تشريف آورديد
    تسليت عرض كرده و اميدوارم با گسترش عقل‌گرایی و پرهيز از تعصبات كور دينی در
    جامعه‌ی ايرانی ديگر شاهد چنين اتفاقات وحشتناكی نباشيم و صد البته اميدوارم
    كه مسئولين امر، آمرين و عاملين چنين جناياتی را شناسی كرده و به مجازات
    برسانند، زيرا اگر جلوی چنين جنايتهای غير انسانی گرفته نشود جدای از اينكه
    چهره دستگاه‌های ذيربط را در اذهان جهانی خدشه‌دار می‌نمايد باعث جری شدن
    آمرين و عاملين ديگری نيز خواهد شد”. “بنده اميدوارم كه روزی در اين كشور زن،
    مرد، شعيه، سنی، زرتشتی، مسيحی، يهودی، بهایی و حتی خداناباوران از حقوقی
    يكسان و كرامتی هم‌سطح برخودار باشند؛ در چنين جامعه‌ايست كه استعدادها شكوفا
    می‌گردد و كشور قدرتمند می‌ شود. البته اين اتفاق مبارك در جامعه‌ی ايرانی
    خوشبختانه در حال گسترش و نهادينه شدن است و انشاءالله روز به روز بيشتر نيز
    خواهد شد” ” ایران متعلق به همه ايرانيان است؛ و نمی توان و نبايد افراد را به
    جهت تعلقات دينی و مذهبی و قومیشان از حقوق اوليه انسانی و اجتماعی محروم و
    محدود كرد. انسان فی النفسه دارای ارزش است و جان و حياتش حرمت دارد. نمی‌توان
    به انسانی كه به حقوق فردی و اجتماعی ديگران تعدی و تجاوز نكرده تنها به صرف
    آنكه دارای دين و آيين ديگریست تعرض نمود” “هر حاكميتی هم موظف است كه از حقوق
    فردی و اجتماعی همه شهروندان بدون هيچ گونه استثناء قايل شدنی بصورت بی‌طرفانه
    دفاع كند و با هر كسی كه به هر بهانه و عقيده‌ای حقوق شهروندی انسانی را مورد
    تعرض و تجاوز قرار میدهد برخورد نمايد”. “بنده از پژوهش در سه دين يهوديت،
    مسيحيت و اسلام اين را فهميده‌ام كه پيام و چكيده‌ی آموزه‌های اين اديان آن
    است كه ما به هم آزار نرسانيم، به هم ظلم نكنيم، به حقوق هم تعدی و تجاوز
    نكنيم؛ حالا خدا را با هر زبان و عملی كه می‌خواهيم عبادت نماييم. فردای قيامت
    خدا خودش می‌داند كه چگونه با بندگانش رفتار كند، اما يقين دارم كه خدا كسی را
    به صرف مسلمان بودن يا مسيحی و يهودی و زرتشتی و بهایی و… بودن به بهشت يا
    جهنم نمی‌فرستد، به عمل و رفتارش جزا و پاداش می‌دهد، كه آيا در حق هم‌نوعش
    ظلم و تعدی روا داشته يا خير. « فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً
    يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ » اينجاست كه مصداق
    پيدا می‌كند. حالا دين بنده بحق و درست؛ دين شما ناحق و نادرست؛ شما را در قبر
    بنده نمی‌گذارند و بنده را هم در قبر شما؛ عمل هر كسی به گردن خود اوست”
    @[100000133207364:2048:AbdolHamid Masuomi]]
    آیت الله معصومی تهرانی، خواستار حقوق شهروندی بهاییان در ایران شد و به قتل
    رسیدن عطاءالله رضوانی را محکوم کرد.

    در بخشهایی از این نامه آمده:

    “قتل دلخراش و ناجوا…نمردانه هم‌وطن بهایی مرحوم عطاالله رضوانی باعث تاسف و
    تاثر است و بنده به نوبه خود به خانواده، دوستان و تمامی همكيشان ايشان، بخصوص
    شما عزيزان كه اين كمترين را قابل دانسته و قدم رنجه كرده و تشريف آورديد
    تسليت عرض كرده و اميدوارم با گسترش عقل‌گرایی و پرهيز از تعصبات كور دينی در
    جامعه‌ی ايرانی ديگر شاهد چنين اتفاقات وحشتناكی نباشيم و صد البته اميدوارم
    كه مسئولين امر، آمرين و عاملين چنين جناياتی را شناسی كرده و به مجازات
    برسانند، زيرا اگر جلوی چنين جنايتهای غير انسانی گرفته نشود جدای از اينكه
    چهره دستگاه‌های ذيربط را در اذهان جهانی خدشه‌دار می‌نمايد باعث جری شدن
    آمرين و عاملين ديگری نيز خواهد شد”.

    “بنده اميدوارم كه روزی در اين كشور زن، مرد، شعيه، سنی، زرتشتی، مسيحی،
    يهودی، بهایی و حتی خداناباوران از حقوقی يكسان و كرامتی هم‌سطح برخودار
    باشند؛ در چنين جامعه‌ايست كه استعدادها شكوفا می‌گردد و كشور قدرتمند می‌
    شود. البته اين اتفاق مبارك در جامعه‌ی ايرانی خوشبختانه در حال گسترش و
    نهادينه شدن است و انشاءالله روز به روز بيشتر نيز خواهد شد”

    ” ایران متعلق به همه ايرانيان است؛ و نمی توان و نبايد افراد را به جهت
    تعلقات دينی و مذهبی و قومیشان از حقوق اوليه انسانی و اجتماعی محروم و محدود
    كرد. انسان فی النفسه دارای ارزش است و جان و حياتش حرمت دارد. نمی‌توان به
    انسانی كه به حقوق فردی و اجتماعی ديگران تعدی و تجاوز نكرده تنها به صرف آنكه
    دارای دين و آيين ديگریست تعرض نمود”
    “هر حاكميتی هم موظف است كه از حقوق فردی و اجتماعی همه شهروندان بدون هيچ
    گونه استثناء قايل شدنی بصورت بی‌طرفانه دفاع كند و با هر كسی كه به هر بهانه
    و عقيده‌ای حقوق شهروندی انسانی را مورد تعرض و تجاوز قرار میدهد برخورد
    نمايد”.

    “بنده از پژوهش در سه دين يهوديت، مسيحيت و اسلام اين را فهميده‌ام كه پيام و
    چكيده‌ی آموزه‌های اين اديان آن است كه ما به هم آزار نرسانيم، به هم ظلم
    نكنيم، به حقوق هم تعدی و تجاوز نكنيم؛ حالا خدا را با هر زبان و عملی كه
    می‌خواهيم عبادت نماييم. فردای قيامت خدا خودش می‌داند كه چگونه با بندگانش
    رفتار كند، اما يقين دارم كه خدا كسی را به صرف مسلمان بودن يا مسيحی و يهودی
    و زرتشتی و بهایی و… بودن به بهشت يا جهنم نمی‌فرستد، به عمل و رفتارش جزا و
    پاداش می‌دهد، كه آيا در حق هم‌نوعش ظلم و تعدی روا داشته يا خير. « فَمَنْ
    يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ
    شَرًّا يَرَهُ » اينجاست كه مصداق پيدا می‌كند. حالا دين بنده بحق و درست؛ دين
    شما ناحق و نادرست؛ شما را در قبر بنده نمی‌گذارند و بنده را هم در قبر شما؛
    عمل هر كسی به گردن خود اوست”

     
  37. ما می روییم ، الله اکبر…
    ای حکومتیان!!
    راهی که شما میخواهید بروید که متاسفانه خیلیم جلورفتید، پیشینیان شما هم این راه را رفتند.
    آنها فربه تر از شما بودند ، فراخ تر از شما بودند ، پول دار تر از شما بودند ، سرزمینشان وسیع تر از سرزمین شما بود.لشکریانشان هم بیشتر از لشکریانشان شما بود ، ابرقدتیشانم از ابرقدرتی شما بیشتر بود ، ادعای شان هم بالاتر از ادعای شما!!
    شمای ادعای ولایت دارید و آنها ادعای خدایی داشتند.شما ادعای خادمی ملت را دارید ، اما آنها ادعای صاحبی ملت را داشتند.شما به مقام رهبری رسیدید و آنها به مقام فرعونی.
    آنها هم کشتند شما هم میکشید ، آنها هم خفه می کردند شما هم خفه می کنید ، فقط در یک چیز برابرید!! و آن ذاتتان هست که یکی است.
    اما ناگهان صدای یشان خاموش شد.و آنچه ساختند خراب شد ، و آنچه بافتند باز شد.و آنچه …
    و اینک
    شهیدانند که می مانند.نه آنها و نه شما با تمام ابزار و قدرتتان هر گز قادر نخواهید بود که صدای حقیقت را خاموش کنید.
    زیرا حقیقت بذری است که باید روییده شود ، و هیچ دستی قادر به خشک کردن نهالش نیست.
    هزاران بذر رشید و رشیدیان در این مِلک و سرزمین برای رویش در دل خاک قرار گرفتند.و بدا به حال شما مدعیان …
    ما می روییم ، الله اکبر…
    علی دارابی 02/06/1392

     
  38. سلام جناب نوریزاد
    امان از ترس امان از ترس امان از ترس…
    البته ترس نمیشه گفت یه جور دلسوزی برای خانواده بخدا اگه بترسم…
    اقا محمد عزیز یه صفحه تایپ کردم ولی خواستم ارسال کنم دستم لرزید…
    ولش… اقای نوریزاد… کاش میشد رو در رو ملاقاتتون میکردم… بگذریم…
    اصل حرفم اینه: شما مسلمانی؟ جناب نوریزاد میدونم هستی یه سال بیشتره مطالبتون رو میخونم…
    فقط میخوام یه بار دیگه بی تعصب قران رو با معنای فارسی بخونی… امیدوارم منظورم رو درک کنی عزیزم… سربسته میگم مشکل جامعه ما تعصبات و دین غیر الهی است…
    اقای نوریزاد قران رو یک بار فارسی و بی تعصب بخون…
    من خوندمو اتفاقات قشنگی تو زندگیم افتاد…
    امیدوارم برای شماهم اتفاق بیفته…
    موفق باشی…

     
  39. با سلام
    امیدوارم همگی ما حداقل بهانه ای داشته باشیم که برای یک لحظه هم که شده لبخند بزنیم

    سعی می کنم خیلی خلاصه بنویسم
    زمان کمی نیست که عادت هر روزمان خواندن و سرک کشیدن به سایتهای مختلف شده. بستری که اینترنت برای ما ایرانیها کم و بیش به وجود آورده است که بتوانیم حرفهایمان را بزنیم. شاید تا قبل از این مثلا پشت در توالت ها در ترمینال ها و … جزء معدود جاهایی بود که یک نفر می توانست حرفشا آزادانه بنویسد و معمولا متاسفانه حرف درست و حسابی هم نبود
    اما در این بستر اینترنتی، هر کسی وقت پیدا کرده که حتی با توجه به مشکلات مختلف مونیترینگ و فیلترینگ، نظرشا بگوید، این حق همه ماست ولی تو این مدت چند سال، چیزی که توجه من را جذب کرده، این هست که هر روز بذر یاس و نا امیدی بیشتری بر روی روح و جسم ما پاشیده می شود.بعضی وقتها این نا امیدی آنقدر فشار و درد ایجاد می کنه که آدم به آغوش مرگ می خواهد پناه ببرد.
    مدت ها با خودم درگیر بودم، یک بار سعی کردم برای بهانه ای برای زنده بودن خود یه جمع آوری از همه این چیزهای مختلف انجام بدهم، کمی بیشتر دقیق باشم و…
    موارد زیر به نظرم مهم آمد:
    1-با توجه به این که اکثر جامع ما ایرانی ها را جمعیت جوان تشکیل می دهند، و جوانها عجول، مطلق گرا هستند دنبال راه حل های سریع و زودهنگام هستیم.
    2-اکثر اظهار نظرها متاسفانه در حد یک اظهار نظر خالی از مطالعه کامل و جامع می باشد و این نیاز در ما رشد نکرده که برای صحبت کردن در موردی باید به همه جوانب قضیه نگاه کرد، مطالعه کرد، فکر کرد، از تجربه دیگران استفاده کرد.
    شبیه به یک خاطره، هر روز نظرات دینی ، جامعه شناسی و … خود را برای دیگران بازگو می کنیم
    3-این نبود اطلاع، مطالعه، تفکر و … بعضا به افرادی که دنبال گسترش فکر خاصی هستند کمک می کند و ما نا خواسته ابزار کمک به آنها خواهیم شد.
    4- یک مثال بزنم : در حال حاضر جامعه ما به دست حکومت دینی اداره می شود و به نام دین ظلمهای فراوانی بر ما رفته و خواهد رفت. بسیار خوانده ام که همه مشکلات را به دین ربط می دهیم و دموکراسی غربی را کلید رفع ایران از این مشکل می پنداریم. من نمی خواهم وکیل دین باشم بلکه سعی کردم بدون غرض فکر کنم.واقعا چند کتاب در رابطه با اسلام و دموکراسی غربی خوانده ایم، چقدر آشنایی درست با این موارد داریم؟ مشکلات دموکراسی غربی را می دانیم یا نه؟ آیا به بهانه ظلم حکومت دینی، چشم بسته باید به سوی مخالف دوید؟ حداقل اگر می دویم این کار را بر اساس یک تصمیم آگاهانه انجام داده ایم؟
    پس حداقل تکلیف این همه انسانهای بزرگ مثل فردوسی، حافظ ، سعدی، خیام، شمس، بوعلی سینا و … که در تاریخ و فرهنگ ما وجود دارند و حداقل تحت تاثیر اسلام بوده اند چه می شود؟

    5- ما عادت نکرده ایم به نقش خودمان در این مشکلات فکر کنیم. راحت ترین کار انداختن مشکل روی دوش دیگری است.
    یک مثال: چند وقت پیش یک نامه یک خانم محترم شمالی را در سایت شما خواندم که بسیار نجیبانه مشکل کمبود ازدواج را در روستای خود ذکر کرده بود. در قسمت نظرات از نبود کار و فرصت شغلی ، دوباره کم کاری سیستم – حکومت، ظلم و … گفته شده بود. من همه آنها را قبول دارم ولی تا حالا شده که به این هم فکر کنیم که خودمان در کجای این مشکل قرار داریم. آیا این خود ما نیستیم که امروز دیگه سخت عاشق می شیم، خودمان هم بدجوری بی اخلاق شده ایم ( حداقل به اینها هم میشه به عنوان مشکل فکر کرد)
    6-آیا شرایط فعلی کشور ایران را درست درک می کنیم؟ وضعیت وحشتناک کشورهای مثل سوریه ، مصر، مشکلات فرقه ای و زمینه های مستعد در کشور خود را چگونه ارزیابی می کنیم؟ آیا می شود یک شبه مشکلات ایران را حل کرد و دچار این فجایع نشد؟ ( من می خواهم تنها فکر کنیم و بعد اظهار نظر کنیم)
    7-پناه بردن به کشورهای غربی را یکی از کلیدهای رفع مشکلات ایران می دانیم. آیا واقعا آنها دلشان به حال ما می سوزد یا منایع انرژی و… دیگر کشور ما برای آنها مهم است. دوباره به این نکته تاکید می کنم که نمی خواهیم بپذیریم ما ایرانیها هستیم که کلید اصلی حل این مشکل می توانیم باشیم. در این راه مشکلات فراوانی را باید پذیرا باشیم و شاید مهمترین مشکل ما هنوز هم جهل ماست حتی وقتی فکر می کنیم آگاه هستیم.
    خلاصه: اینجانب مهمترین مشکل کشور را در خود مردم می دانم و نوع نگرش ما به وضعیت جامعه. اگر ما مهیا پذیرفتن ظلم باشیم چه فرقی می کند به اسم دین به ما ظلم شود و یا به اسم دیگر؟

    راه حل اینجانب: نقش محوری خود را در مشکلات فعلی ایران بپذیریم و با مطالعه و دوری از سیاه و سفید دیدن هر فرد و دیدگاه و …، آگاهانه به سمتی پیش رویم که فرزندان ما وضعیت بهتری را شاهد باشند.
    پس بیاییم از این بستر اینترنت برای رفع این مشکل هم استفاده نماییم.
    آقای نوریزاد اگر نوشته اینجانب قابل بود، آن را در یک جای مناسب در سایت خود قرار دهید. دوست دارم تلاش برای حل این “مای” مقصر، هم به عنوان یک نهضت شکل گیرد
    با تشکر
    عضوی از این جامعه مقصر

     
  40. برای محمد نوریزاد که قلب اش ، اندوهی سنگین و ماندگار را میزبان است .

    ممد سلام
    کجائی ؟ چشم هایت در انبوه کدام آسمان بی ستاره پرسه می زنند ؟ پندارت در کدام کویر سر پرواز دارد ؟
    من نمی دانم تو دنبال چه هستی ؟
    این همه دست دور و برت هست که با بوسیدن هر کدامش ، سر انبان دلار است که برایت گشوده می شود ، تو عدل می روی بوسه می زنی به پای یک کودک ، آن هم یک کودک بهایی ؟ به حق چیزهای ندیده و نشنیده ! مرد حسابی مگر تو نماز نمی خوانی ؟
    ممد جان ، سگ و خوک و کمونیست و بهائی ، نجس اند ، اگر حرف مرا باور نداری برو از آخوند مسجد محل تان بپرس .
    تو مگر دور و برت را نگاه نمی کنی ممد ؟ تو نمی بینی ، مردمانی را که در غباری پایان ناپذیر از خاکستر و دود شناورند و شرفشان را با شکمشان سودا کرده اند . تو نمی بینی بسیاری کسان که حتی نم بوسه ای عاشقانه را بر لبان خود نچشیده اند و چنین زیر فشار حس بی همیتی خویش ، اهمیت پیدا کرده اند !
    شک نمی کنم که اگر امیرارسلان هم به اندازه ی تو پیراهن پاره کرده بود ، هرگز گرد قلعه سنگباران نمی گشت !
    چه کسی گفته که ارزش انسان ها به صداقت و دانش آن هاست ؟ هر کس گفته باشد حرف مفت زده است . مگر آقای منتظری یادت رفته ؟ بیچاره به پیرمرد گفته بودند که حالا به ستم اعتراض نکن ، تا زمانی که خودت بشوی ولی فقیه ! شیخ پیر هم صادقانه جواب داده بود که اگر شب بخوابم و صبح برنخاسته بمیرم ، چه جواب خدا بدهم .
    پیرمرد نمی دانست که اینها خدا را هم مسخره کرده اند .
    در مملکتی که زیر چوبه ی دارش از بخشندگی خدا و بسم اله رحمان رحیم سخن می گویند ، غیر از این است که خدا را هم به بازی گرفته اند .
    پس ممد جان عاقل باش و به جای دمیدن در شیپور بیداری ، لالائی بخوان . روی تمام گنداب ها را سرپوش بگذار! شهر شهر فرنگ است و بهترین کاری که می شود در این شهر کرد تماشاست ! بیکاری پنجه در پنجه ی ستم می اندازی ؟ وقتی آدم می تواند بار خودش را ببندد ، خیلی باید ابله باشد که به فکر واماندگان از کاروان باشد .
    معلق وارو بزن ممد جان . به جای اینکه زمینه تحولات فرهنگی را سرعت بخشی ، تا جائی که مقدورت باشد ، موش بدوان . بعوض اینکه رسواگر ریاکاری ها و دراننده ی پرده ی زشتی ها باشی ، به ماست مالی کردن قضیه اکتفا کن . مفاهیمی از قبیل عدالت و دفاع از آزادی ، چیزهای پیش پا افتاده ای هستند .
    قوی ترین خصیصه آدمیزاد فرار از خطر است ممد جان . باید کار آدم حساب و کتاب داشته باشد ! چرا نشود شتر دیده را ندیده گرفت ؟ مگر به تو چند بار می تواند اقبال رو کند . این حرف ها که برای سفره خالی تو و شکم خالی تر زن و بچه هایت نان و آب نمی شود . ول کن این و آن را ! بگذار هر چقدر می خواهند توی سر و کله ی هم بزنند . بگذار از حالا تا رستاخیز مسیح ، هر وقت که خواستند روی سر و کول هم بپرند . ، آدمی که خروس جنگی نیست !
    مسئله ، مسئله ی مرگ و زندگی ست ممد . وقتی قرار باشد سر هر چه نفس کش است به طاق بکوبند ، دیگر ماجرا خیلی هیولائی تر می شود و تو با این قصه ها کاری از پیش نمی بری ! اگر شل بجنبی سرت کلاه می رود .
    بله ممد جان شرکای مظلمه درسشان را فوت آب شده اند . این مفتخورهای تاریخی همه جور کلکی را دوره کرده اند و همه جور وسیله ی لازم را فراهم ، کانال های تبلیغاتی ، فرمول های سیاسی ـ اقتصادی ، سازمان های حمایتی ، نیروهای سرکوب ، پول های یامفت ، و….. خدا بیشتر بدهد ! پس بی جهت نیست که همکاری و یا حتی خفقان گرفتن ، برای بسیاری ، ایجاد حق سرقفلی کرده است ! تو ” ممد ها ” چرا خودتان را به آب و آتش می زنید ؟ از ما گقتن و از شما هم نشنیدن !
    ………………….
    افتاب چه رنگ غریبی دارد اینجا ممد . و من مردمی را می شناسم که هنوز هم می گویند ، سحر از پیشانی بلند خاوران خواهد دمید و یال بالا خواهد کشید !
    و پایان سخن اینکه : جهان بی ممد ها ، بسیار زشت تر از این می شود که هست !
    م ـ بهمن

     
  41. آقای نوری زاد، به این میگن یک نوشته به درد بخور. گاهی آگاهی دادن کافی نیست، باید راه حل عملی به مردم پیشنهاد کرد. سپاس

     
  42. درود
    آقای محمد رضا
    حرفهای شما مرا به دوردستهای تاریک تاریخ انداخت به عمق چاههای جهنم ، داستان یوسف را خوانده وشاید در همین به اصطلاح رسانه ملی که باید رسانه هزاره سوم جهل نامید دیده باشید ، شما را حوالت میدهم به گفته های چند هزاره قبل کاهنان مصری که برای جمع کردن انعام وهدایای مردم بت پرست وکاهن پرست درست حرفهای شما را بیان میکردند سوال اینجاست که چه چیزی در این مردم دیده اند که هنوز به خیال کج اندیششان فکر کرده اند که آنان عوض نشده اندومردم در همان حماقت خود غرق شده اند؟

    آیا داستان فرعون در این قرن تغییر کرده ؟؟؟مگر همان فرعون نبود که کلام موسی را علیه خود موسی بکار میبرد و فتوای قتال میداد؟ نه دوست گرامی با گردن کلفتان بی عار وتن پرور وریا کار که خون یتیم مغفول مانده در باور خویش را میمکند نمیتوان با هیچ قلم و دفتری سیاه مشق کرد
    اگر قرار است با پول دادن من وامثال من عده ای گدا بارور شوند این قبل از صدق خیانت به همان کودکیست که کاسه شیر خود را به خدا بخشید پس اگر بخدا خیانت کردن مجاز است اینرا هم همچون هزاران فتوایی که در جیب پنهان داشته اید بیرون کشید وفتوای خیانت صادر کنید که امروزه دکان فتوا داغ داغ است….

     
  43. سلام بر استادم.
    بیش از پیش به قلمتان و خودتان ایمان اوردم استاد.یک سوال از محضرتان داشتم که اگر پاسخ بفرمایید منت گذاشته اید.

    اگر زیر دستان رهبر محترم ب دستورات ایشان عمل نمیکنند چ ربطی به جنابشان دارد. بطور مثال رهبر معظم یک دستور ابلاغ میکنند مطابق با شرع عرف قانون و انسانیت اما زیر دستانشان خلاف دستوراتشان عمل میکنند و کمی زیاده روی میکنند رهبر چ کاری از دستش بر میاید؟
    با احترام.

    ——————-

    سلام دوست من
    رهبر باید – آری باید – درقبال قانون ومردم پاسخگوباشد که: نیست.

     
  44. با درود
    این آخوندهای عقب مانده با آن افگار واپسگرا هیچگاه نتوانسته اند در کارزار بحث و گفتگوی منطقی و خردگرا پیروز باشند بنابراین همواره بر طبل احساسات مقلدان ( همانهایی که خردو اندیشه را کنارگزارده و میمون وار تقلید میکنند) کوبیده و آنان را تحریک نموده و با القای واژگانی سخیف چون مرتد و … خون دگر اندیشان را حلال دانسته و انجام قتل و سوزاندن وشکنجه و ترساندن ایشان را عین ثواب همراه با پاداشهایی چون بهشت برین و حوریان فلان و بهمان دانسته اند ! بسیاری از اوقات از خود می پرسم که آیا این قشر کاری جز مفت خوری ، یاوه سرایی و ترغیب به کشتن و سوختن و نابودی دیگران و ایجاد فتنه و نفاق در بین مردمان دارند ؟ اگر این ابزاری که دست آمریکا است در اختیار اینان بود چه بلایی بر سر مردم دنیا می آمد ؟

     
  45. جواب به آقای باقر ابراهیمی

    آقای باقر ابراهیمی،

    تک تک سلولهای ما با آلودگیهای دینی و سنتی شکل گرفته است. از اسم کوچک شما که باقر باشد تا نام خانوادگیتان که ابراهیمی باشد، تا احتیاجات که عربی باشد و جسمی و جنسی و روحی که اسلامی و عربی و روحانی باشد.

    این اسلام عزیز برسراسر حرکات و احساسات ما در همه ثانیه ها و دقیقه ها و سالها حکومت میکند. از نفسی که میکشید که در هر نفسی دو نعمت موجود و بر هر نعمتی شکری واجب است تا آبی که مینوشید و سلام بر حسین میگوئید.

    اسلام عزیز بما یاد داده است که حتی برای احتیاجات ارضاء ناشدنی خود و از ارضاء نشدن آن متشکر باشیم. سعی در سرکوب احتیاجات خود بکنیم و از سرکوب آن سرفراز باشیم. از کشتن نفس خوشحال باشیم و نقد امروز را به نسیه آن جهان بفروشیم. کسی که نفس خود را کشت چرا نفس دیگران را نکشد.

    ماموران پلیس اسرائیل ( بخوانید سرکوبگران رژیم اشغالگر صهیونیستی) پس از بازرسی اجساد متلاشی شده تروریستهای انتحاری (بخوانید پیکر های مطهر شهدای ایثار گر) مشاهده کرده اند که بسیاری از آنها آلت جنسی خود را با حفاظی از آهن پوشانده اند. پس از مدتها توانستند این معما را حل کنند. ایثار گران که راه ورود به جنت را که همان بهشت خودمان باشد در پیش خود داررند و هفتاد حوری را در نظر نمیخواسته اند از این نعمتی که به آنها عطا خواهد شد در بهشت صرفنظر کنند. بدون آلت که نمیشود!!

    امروزه دیگر برای هر کسی مسلم است که تعداد زنان و مردان در شرایط عادی در جهان و هر کشور و منطقه تقریبا برابر است. بنابراین همانطور که امام اول مسلمین گفته، که هیچ قصری بنا نمی گردد مگر آنکه هزاران نفر فقیر تر و بی خانمان گردند، همانطور هیچ مردی نمیتواند بیش از یک زن داشته باشد بدون آنکه مرد یا مردان دیکری تنها بمانند.

    در طبیعت اکثر حیوانات منجمله انسان چنان غریزه ای دارند که در آن مرد یا نر است که زن یا ماده را طلب میکند و زن یا ماده است که باوجود احتیاج تنها عکس العمل نشان میدهد. و این مرد است که برای بدست آوردن زنان بیشتری تلاش میکند و این مردان هستند که پیامبران و امامان از درون آنان برخاسته اند و آنها میدانسته اند که چهار زن عقدی و هزاران زن صیغه ای و بد تر از آن اسرای جنگی یعنی کنیز ها که به آنان تعلق داشته اند همانا چیزی جز بمعنای محرومیت هزاران مرد دیگر نبوده است.

    پس سر دیگران را باید بهر تدبیری گرم میکردند. استمناء را بگناهی بزرگ تبدیل کرده اند و ممنوع و با جزائی بزرگ آغشته. تنها راهی که آنها هم با تمام زبلیشان نیافته اند سرکوب احساسات جوانان در خواب است. نگاه به زیباترین زیبائی که همانا یک زن باشد را گناهی بزرگ قلمداد کرده اند و نگاه پر از احساس مرد را نگاهی ناپاک نامیده اند.

    امروزه آنگاه که با نگاه در چشمان زیبای یک دختر زیباترین احساسات یک نوجوان شکوفان میشود آنگاه هم برای اولین بار افسانه ها و داستانهای دروغینی برای او آشکار میشود که از بدو تولد در گوش او خوانده اند. عذاب وجدان، ترس از معصیت، هراس از مکافات و مجازات الهی.

    بترسید از عذاب الهی تا دیگران، قدرتمندان، ملایان و ….. که قواعد و قوانین را به میل خودشان و برای حفظ علایق خودشان وضع میکنند، بتوانند آنچه را میخواهند بدست آورند. بشمرید چند زن پیامبر و امامان داشته اند!! بشمرید مادران ما و خواهران ما ایرانیان را که به یغما برده است و در حرمسرای چه کسی انداخته است!!!!!

     
  46. با درود
    در حوزه های جهلیه فقط اصول فقه تشیع آنهم دستکاری شده و به روشهای 700 تا 800 سال قبل آموزش داده می شود و نگون اقبالی که به هر وسیله به آنجا راه می یابد( طلبه ) عملاً از هرگونه ارتباط با دنیای خارج محروم می شود از همون ابتدا به او می آموزند که همه مردم نجس و نحس و فاسدند مگر آنانی که دور و بر ما می چرخند و مقلد صرف هستند ( عقل و شعور به کناری نهاده و فقط میمون وار تقلید می کنند) و جیبهای ایشان را پر می کنند خوب و شایسته و اولیاءالله و … هستند.د دایره دید اینها از هفت میلیارد جمعیت دنیا 99.9 ٪ را کافر و نجس و پلید و فاسد میدانند که اگر عمق دیدگاهشان را در یابید جملگی باید بمیرند و حق حیات از آنها طبق این فلسفه ساقط است ! حتی یکبار شده که آخوند یا مجتهد حتی با شعور ترین یا بهترین ایشان را که می شناسید به چیزی بعنوان ” انسانیت ” باور داشته باشد ؟ ” حقوق بشر ” در کجای ذهن کوچک و منزوی ایشان می گنجد ؟ تصورش را بکنید اگر دگرگونیها و پیشرفتهای دنیای متمدن به ایران و کشورهای اسلامی راه نیافته بود این حوزه های جهلیه در ایران و سایر بلاد اسلامی چه نقشی در تغییر زندگی روزمره مردمان ایفا می کردند ؟ اگر امروز تصمیم گرفته شود درب این مدارس جهلیه برای همیشه بسته شود نه فردا بلکه تا چند ماه و چند سال دیگر آیا اوضاع جهان بهتر نخواهد شد ؟ وقتی اخبار را نگاه میکنید بیشترین آمار جنایت و کشتار انسانها اعم از زن و بچه و … در کدام مناطق اتفاق می افتد ؟ قطعاً دوطرف یا حداقل یکی از طرفین دعوا مسلمانان هستند!!! این چه دینی است که ذاتش را کشتن و سوختن و شکنجه و … فرا گرفته است ؟
    خدای بی همتا میداند که من و شاید جمع زیادی از جوانان و … در این دوران از دین و باورهای ساختگی این دغلکاران و … بیزار شده ایم و امروز فقط در همین حد که به خدای بی همتا باورمند باشیم دلخوشیم گرچه ممکن است این دلخوشی نیز دیری نپاید و آنرا نیز از دست بدهیم .

     
  47. سلام به همه دوستان بخصوص نوریزاد عزیز . خدمت همه عزیزان عرض کنم که تو تمام عمرم ندیدم یه اخوند یا ملا به کسی نونی داده باشند یا مهمونی داده باشن اگه کسی دیده به منم بگه

     
  48. سلام اقای نوریزاد نظرمو چرا تایید نمیکنی؟ به هر حال ما مخلصتیم عزیز شاید سرت شلوغه. موفق باشی بزرگمرد.

     
  49. جناب آقای نوریزاد،

    اجازه بدهید که من پیشنهاد شما را با کمی جسارت تعمیم دهم:

    بیائید از فردا به صدای اذانی که با آهنگی ناهنجار از گلوی یک موذن مفتخور و از بلندگوئی بد صدا ومناره ای زشت در شهر یا محله ای کثیف بر میاید گوش ندهیم.

    بیائید از فردا سینه خود را برای کسی که میگویند در صحرای کربلا کشته شده است چاک و موهای خود را پریشان نکنیم. گل برسر خویبش نمالیم و زنجیر را بکنار بگذاریم، سینه های خود را مجروح نکنیم و اینقدر آب بر آسیای اینها نریزیم.

    بیائید بخاطر منافع خود روضه خوانی برگزار نکنیم و از این پارچه های سیاه پلاستیک بافته و لامپهای جلف نئون نخریم. بیائید به این روضه خوانی ها نرویم.

    بیائید گریه را بکنار گذاریم و در جواب هر مشقتی لبخند بزنیم و جواب کشتار را با بوسه بر گونه و پای دیگران بدهیم. اگر میگرییم به دردهای گران مادری داغدیده در دشت بی آبی بنام سمنان یا تهران. از این بیابانهای بی آب و علف به یمن این سوپرمسلمانان جدید در ایران زیاد است.
    پ
    بیائید برای تشنگان آزادی در صحرای برهوت زاینده رود و ارومیه بگرییم.

    بیائید برای نماز خواندن به مسجد نرویم و در مصلاهای شهر ها که همه پس از سی و پنج سال اگرچه ثروت ملت بر به حلقوم هزاران باجگیر و مفتخور سرازیر کرده اند لکن ناتمام اند گرد نیاییم.

    بیائید ریش دوروزه و سه روزه نگذاریم و جای مهر روی پیشانی خود را اگرهم نخواسته بوجود آمده بهر ترفندی پاک کنیم.

    بیائید از رنگ مخوف سیاه که رنگ قلب این مفتخوران است دوری بجوئیم.

    بیائید از فردا در حال عبور از خیابان ترانه های دل افروز زیر لب زمزمه کنیم و شعر حافظ را بخوانیم. بیایید با ساقی بهم سازیم و بنیاد ترس و نکبت را براندازیم.

    بیائید از فردا با صدای بلند صلوات نفرستیم و دانش خود از زبان عرب را برخ دیگران نکشیم. بیائید از ادبیات منحوس این سیستم غیر انسانی و از کلمات من درآوردی آن در سی و پنج سال گذشته دوری جوئیم.

    بیائید از فردا نگاه خود را از رسانه های تصویری این دروغگویان برگردانیم و اگر چیزی برای دیدن نیست بدرون دل خود بنگریم.

    بیائید به هنگام ترک دوستان بامید دیدار بگوئیم و نه خدا حافظ.

    بیائید امیدوارم بگوئیم و نه انشاءالله.

    بیائید از معصومیت 14 تن و تقدس 124000 تن که خود هیچ از آن نمیدانیم گفتگو نکنیم بلکه از عدم تقدس سراپای این خلافت در همه مراحلش و کارگزارانش و رهبرانش.

    بیائید از دفاع از ناموس و خانه و شهر و ملت گفتگو کنیم و نه از دفاع مقدس که به بهای جان یک میلیون جوان ایرانی و عراقی و میلیونها معلول و آسیب دیده تنها حکومت این کوردلان را تثبیت کرد. هیچ جنگی مقدس نیست.

    بیائید این عبائی را که عرب ها بر تن ما کرده اند بکنیم و از یونیفورم جمهوری اسلامی، از این کت و شلوار کریه، که در تمام جهان دیگر شناخته شده است در بیائیم و جامه ای بپوشیم سفید رنگ که تنها صلح را مینمایاند.

    بیائید در عزاداری سفید بپوشیم و ریش خود را بلند نکنیم.

    همه سلولهای بدن و مغز ما با این تفکرات آغشته است. بیائید خرد را بمیان آوریم و نه عادات را و آنچه پدران ما از بدو تولد در گوش ما خوانده اند.

    بیایید به آخوند ها پول ندهیم، آری البته!

    بیائید جملات این رهبر غدار را اینقدر سبک و سنگین و مقایسه نکنیم و ارزیابی نکنیم. جائی که ارزش انسانی وجود ندارد ارزشیابی بیهوده است.

    بیائید “ارزشهای” آنان را به بی ارزشی و بد ارزشی و تباهی تبدیل کنیم.

    بیائید از فردا به ساز ناهنجار آنان نرقصیم.

    بیایید به آخوند ها پول ندهیم، آری البته

    بیائید به حرف مفتشان گوش ندهیم.

     
  50. رامتین رضایی کلانتری

    در تاریخ به یاد دارم -البته نقل به مضمون-که شاه سابق در یک سخنرانی در قم جماعت آخوند را “یک عده مفتخوار”خوانده بود ورهبر انقلاب هم به ایشان گفته بود-باز هم البته نقل به مضمون-که ما مفتخوار هستیم که با مثلا اندک پول زندگی میکنیم.حال زندگی حضرات را بنگر .که بقول سعیدی سیرجانی “چه انقلابی از این بالاتر که رقم های میلیونی و حتی میلیاردی به چشم اقایان وارسته از دنیا نمی اید.و در یک قلم دزدی از بیت المال 3 میلیارد دلار دزدی میشود و کسی جرائت کش دادن انرا هم ندارد. با تشکر فراوان

     
  51. آقای نوری زاد خدا اجرت بده. منو از عذاب وجدان بزرگی نجات دادی. من پسری هستم 17 ساله. ساکن یکی از شهرستان های استان لرستان. خانواده من مذهبی هستن و مخصوصا پدرم هرسال خمس میده. قبلا من هم در نماز جمعه شرکت میکردم ولی به امام جمعه شهرمون دید مثبتی ندارم چون بعد از سال 88 دیدمش که توی نماز جمعه علنا به مردمی که از موسوی حمایت کرده بودند توهین میکرد و میگفت اونا ( مخالفان) زنان هرزه و مردان وطن فروش هستند و ….. بعد از اون قضیه من همیشه با خودم فکر میکردم چرا پدرم باید هر سال کلی پول به عنوان حق امام یا خمس به اینجور آدمی بده. پدر من شغل آزاد داره و هرسال نزدیک به 4 میلیون خمس میده. هرچی من به پدرم اصرار کردم که بابا پول به این آخوند نده و اگه قصد خیر داری خودت برو مستقیما به نیازمندی کمک کن قبول نمیکرد. پدرم میگفت اگه خمس ندم میریم جهنم چون مالمون حروم میشه. تا اینکه پارسال روزی که بابام میخاست پولشو ببره بده به امام جمعه من به اصرار ازش خواستم که اجازه بده من این پولو ببرم و کلی دروغ سر هم کردم تا پدرم به خیال اینکه من قصد دارم با خمس دادن به امام تکلیف اونو ادا کنم ، راضی شد من پولو ببرم واسه امام جمعه. ولی من پولو ورداشتم و سریع رفتم دفتر یک موسسه سرپرستی از ایتام و کودکان بی¬سرپرست و همه پولو به نیت خمس بابام به این موسسه کمک کردم . بعد که این کار رو کردم ، به بابام دروغ گفتم که پولو به امام جمعه دادم ولی بعدش عذاب وجدان گرفتم شدید که چرا اینکار رو کردم و نکنه بابام به خاطر این کار من بره جهنم یا اینکه مالمون دیگه حروم باشه. این ناراحتیم شدید ادامه داشت و حتی قصد داشتم خودم پولی تهیه کنم به همون مقدار و ببرم به امام جمعه بدم تا از عذاب وجدان راحت شم. تا اینکه این مطلب شما رو دیدم و باور کنید از شدت شوق اشک توی چشمام جمع شد وقتی خوندمش. فهمدیم که فکر من درست بوده و عذاب وجدان من درست نبوده. الان خوشحالم که اون پول به جای اینکه به آخوندی داده شده باشه که بعدش بیاد توی نماز جمعه به مردم توهین کنه، ممکنه لبخندی روی لب کودکی بی سرپرست بیاره.

    بازم از شما ممنونم

     
  52. آقای نوری زاد خدا اجرت بده. منو از عذاب وجدان بزرگی نجات دادی. من پسری هستم 17 ساله. ساکن یکی از شهرستان های استان لرستان. خانواده من مذهبی هستن و مخصوصا پدرم هرسال خمس میده. قبلا من هم در نماز جمعه شرکت میکردم ولی به امام جمعه شهرمون دید مثبتی ندارم چون بعد از سال 88 دیدمش که توی نماز جمعه علنا به مردمی که از موسوی حمایت کرده بودند توهین میکرد و میگفت اونا ( مخالفان) زنان هرزه و مردان وطن فروش هستند و ….. بعد از اون قضیه من همیشه با خودم فکر میکردم چرا پدرم باید هر سال کلی پول به عنوان حق امام یا خمس به اینجور آدمی بده. پدر من شغل آزاد داره و هرسال نزدیک به 4 میلیون خمس میده. هرچی من به پدرم اصرار کردم که بابا پول به این آخوند نده و اگه قصد خیر داری خودت برو مستقیما به نیازمندی کمک کن قبول نمیکرد. پدرم میگفت اگه خمس ندم میریم جهنم چون مالمون حروم میشه. تا اینکه پارسال روزی که بابام میخاست پولشو ببره بده به امام جمعه من به اصرار ازش خواستم که اجازه بده من این پولو ببرم و کلی دروغ سر هم کردم تا پدرم به خیال اینکه من قصد دارم با خمس دادن به امام تکلیف اونو ادا کنم ، راضی شد من پولو ببرم واسه امام جمعه. ولی من پولو ورداشتم و سریع رفتم دفتر یک موسسه سرپرستی از ایتام و کودکان بی¬سرپرست و همه پولو به نیت خمس بابام به این موسسه کمک کردم . بعد که این کار رو کردم ، به بابام دروغ گفتم که پولو به امام جمعه دادم ولی بعدش عذاب وجدان گرفتم شدید که چرا اینکار رو کردم و نکنه بابام به خاطر این کار من بره جهنم یا اینکه مالمون دیگه حروم باشه. این ناراحتیم شدید ادامه داشت و حتی قصد داشتم خودم پولی تهیه کنم به همون مقدار و ببرم به امام جمعه بدم تا از عذاب وجدان راحت شم. تا اینکه این مطلب شما رو دیدم و باور کنید از شدت شوق اشک توی چشمام جمع شد وقتی خوندمش. فهمدیم که فکر من درست بوده و عذاب وجدان من درست نبوده. الان خوشحالم که اون پول به جای اینکه به آخوندی داده شده باشه که بعدش بیاد توی نماز جمعه به مردم توهین کنه، ممکنه لبخندی روی لب کودکی ی سرپرست بیاره.

    بازم از شما ممنونم

     
  53. Social psychologists score Iranian society’s collective cognition/collaborative intelligence at 80. A normal collective wisdom is set at 100. You see, we are dealing with a retarded nation!!! And our contemporary history backs it up perfectly. Look at what we have done to ourselves! Your suggestion of stopping all monetary support to mullahs is sound but this nation is not going to follow you up on that because it is mentally unable to do so.

     
  54. جناب نوری زاد با فرمایشات شما کاملا موافقم فقط لازم می دانم اگر مایل باشید برای روشنگری بیشتر وبرای جلوگیری از مکدر شدن خاطر روحانیتی که نقد قدرت می کند اما پول خمس وذکات نیز می گیرند چاره ای بیندیشید آیا این دسته از روحانیان که شما وما با آنها همسو وهم فکر هستیم حاضرند از این پولها بگذرند؟؟
    باسپاس واحترام

     
  55. همان که کامنتش پاک شد

    روحانیت شیعه تنها راه رستگاری بشر است.

     
  56. برای اثبات یک فکر خوب نیاز به دلیل ومنطق است نه دروغ. برای اولین بار این را از شما می شنوم هرگز در آذربایجان چنین کاری انجام نشده است.هرچند اعتقاد ندارم صرف ملبس بودن یا نبودن به لباس روحانیت پرداخت وجه به آنها را توجیه میکند .بلکه سابقه و امانتداری اصلی ترین عامل اعتماد مردم بوده است میخواهد ملا باشد یا قاچاق (قوچاق)نبی.

     
  57. علتش اینست که مردان از زن بودن خود بی خبرند.انها نمی دانند که بدون زن هستی شان غیر ممکنست.جنانجه این درک را داشتند زنان را غیر خودی نمی دانستند تا نتوانند حقوقی برابر با مردان برایشان قایل شوند.مسلمأ رسوبات عقبمانده ادیان سامی (یهود مسیحی و اسلامی) به این توهمات احمقانه و ضد بشری دامن زده. من با کمی مطالعه و تفکر به این نتیجه رسیده ام که اگر محمد با الله اش به قتل و غارت و کشتار همان اعراب بادیه نشین نمی پرداخت و به اجبار اسلام را به آنها تحمیل نمی کرد مردمان عرب آماده گی بیشتری برای رعایت برابری زن و مرد داشتند.جود در سیستم قبیله ای اعراب و سایر قبایل زنان از بایگاهی بالا بر حوردار بودند.زنان شاعر و نویسنده در همان زمان محمد بوده .

     
  58. محمد مهدوي فر

    به من عاجز كمك كنيد . گوش به حرف آقاي نوري زاد ندهيد .

     
  59. چقدر خوشحالم از اينكه در شهرى نفس مىكشم كه هنوز عطر نفسهاى پاكى چون نورىزاد عزيز باور و اميد را در خونمان بارور مىكند!

     
  60. بحثی در مورد عصمت
    سلامی به بلندای کوه عه ودالان کردستان به نوری زادوجویندگان راه حقیقت . پیامبران در قسمتهای نبوت و رسالت دارای عصمت هستند اما در قسمت امامت معصوم نیستند در واقع پیامبران در دریافت وحی و در تبیین و تبلیغ وحی معصومند اما وقتی که جنبه ی امامت عملی مطرح است چونکه مرتباً اجتهادات مطرح است و متناسب با شرایط زمان و مکان اتخاذ تاکتیک مناسب مطرح است احتمال اشتباه برای پیامبران منتفی نیست. [1] همچنانکه در قرآن و تاریخ سیره ی مرضیه ی رسول اکرم این قضیه مشاهده می شود. به چند نمونه اشاره می کنم: در ماجرای جنگ بدر، امامتِ پیامبر در جنبه ی نظامی بروز می کند. پیامبر خدا فرمانده ی جنگ است وقتی مکانی را انتخاب می کند که لشکر اسلام در آنجا اردو بزند یک نفر از اصحاب به خدمت می رسد و می گوید:”یا رسول الله اهذا منزل انزلکه الله” ای رسول خدا آیا این جائیست که خدا فرموده است این جا بایستید یا چون شما فرمانده جنگ هستی این تاکتیک جنگی شماست؟. پیامبر می فرمایداین تاکتیک جنگی من است. صحابی می گوید یا رسول الله چاه های بدر در جلوی ما قرار دارند اگر دشمن بتواند ما را عقب براند به چاه ها دسترسی پیدا کرده و ما را در تشنگی خواهد گذاشت؛ پس بهتر است جلوتر از چاه ها اردو بزنیم. پیامبر هم رأی این مرد را قبول کرده و دستور داد آن طرف چاه ها اردو بزنند.

    در قضیه ی سوره ی عبس، امامتِ پیامبر، ناظر بر جنبه ی تبلیغی قضیه است وقتی تحقق اجرائی آن با این اشکال مواجه می شود که پیامبر به جای اینکه به افرادی که دارای خصوصیات و صفاتی هستند که داعی باید به آنها کار کند، توجه کند؛ نظرش جلب کسانی شده است که داعی نباید خودش را با آنها مشغول کند به شدت مورد عتاب خداوند قرار می گیرد. چون خداوند در سوره ی نازعات تکلیف پیامبر را به این صورت مشخص کرده است: « إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ مَن یَخشَهَا » تو مکلف به انذر کسی هستی که به نسبت قیامت موضع خشیت داشته باشد. حال پیامبر بخاطر حرص شدیدی که به هدایت مردم دارد وقتی به تحلیل جامعه می پردازد می بیند سران مترف و مستکبر قریش چنان مانعی در گرویدن مردم به اسلام پیش آورده اند که اولاً جماعت زیادی از مردم مکه از ترس آنها به سوی اسلام نمی آیند و از طرف دیگر قبایل هم پیش خود می گویند اگر ما مسلمان بشویم دیگر رفت و آمدمان به مکه به خاطر تجارت و زیارت ممنوع خواهد شد. در نتیجه بخاطر این ترس و حسابرسی دنیوی مردم، دعوت خیلی به کندی پیش می رفت در نتیجه پیامبر چندین دفعه سران قریش را جمع کرده و با آنها حرف می زد بطوریکه خیلی از وقتش گرفته می شد. یکی از کسانی که طبق سوره ی نازعات، پیامبر موظف به انزارش بوده (چون مؤمن بوده و از قیامت هم ترس داشته است) نابینائی به نام عبدالله بن ام مکتوم بوده است (از سابقین مهاجرین) این فرد روزی همانند روزهای دیگر جهت گرفتن درس و استفاده بردن از تعلیمات و پرورش های پیامبر به خدمت حضرت می آید که مقارن با تشکیل جلسه پیامبر با سران قریش بوده است. در آنجا وقتی چندین بار، طلبِ درس از پیامبر می کند و پیامبر به او تذکر می دهد که فعلاً بنشینید یکباره پیامبر با چهره ای گرفته (اخم آلود) رو به طرف او می کند در نتیجه آن عتاب شدید در سوره ی عبس نازل می شود: «عبس و تولی ان جاء ه الاعمی» اخم کرد و روی برگرداند وقتی شخص نابینا پیش او آمد. در زبان عربی شدیدترین شیوه ی عتاب و سرزنش آن است که فردی در عین اینکه حضور دارد با صیغه¬ی غائب مورد خطاب قرارگرفته و بعداً دوباره مورد خطاب مستقیم قرارگیرد.«وَمَا یُدْرِیکَ لَعَلَّهُ یَزَّکَّى*‏ أَوْ یَذَّکَّرُ فَتَنفَعَهُ الذِّکْرَى»تو چه می دانی شاید او آمده است برنامه ی جدیدی بگیرد و تو که معلم تزکیه هستی موجب شوی که او زکات و رشد بیشتری پیدا کند و در مسیر تزکیه حرکت کند یا اینکه از مسائل گذشته برای او یادآوری کنی که در نتیجه، موجب نفعش شود. « اما من استغنی فانت له تصدی » تو متصدی کار کسی شده ای که او خود را بی نیاز از دعوت تو می بیند. « و ما علیک الایزکی » و هیچ اشکالی بر تو نیست اگر اینها تزکیه نشوند. « و اما من جاءک یسعی و هو یخشی فانت عنه تلهی»اما کسیکه دارای دو صفت است که تو باید با آنها کار کنی؛ تو غافل از او هستی و با دیگران مشغولی. اولاً شتابان پیش تو می آید [2] ثانیاً ترس از خدا و قیامت دارد. ( انسانهای داعی طبق این آیه باید بیشتر وقت خود را صرف افرادی کنند که دارای دو صفت بالا باشند). «کلاً انّها تذکره » اولین و آخرین حرف زجر و ردع در قرآن خطاب به پیامبر نازل می شود «کلا» یعنی دیگر چنین کاری نکنی. [3] این عتاب و سرزنش شدید نه ناظر بر جنبه ی دریافت وحی است و نه ناظر به جنبه ارسال وحی، بلکه این خطا در انتخاب تاکتیک است. یعنی به جای اینکه امروز در این ساعت با او مشغول باشد با فرد و جمع دیگری مشغول است.

    مثالی دیگر: مسلمانها در مدینه عازم جنگ هستند عده ای می آیند که اجازه بگیرند و به جنگ نیایند. پیامبر هم به آنها اجازه می دهد. در اینجا خداوند خطاب به پیامبر می فرماید: «عَفَا اللّهُ عَنکَ لِمَ أَذِنتَ لَهُمْ » ( توبه 43) خداوند تو را ببخشد چطور به اینها اجازه دادی که به جنگ نیایند تا اینکه بر تو روشن شود که اینها دروغ می گویند که می آیند اجازه بگیرند و اگر تو هم اجازه نمی دادی باز هم به جنگ نمی آمدند.

    نمونه ی دیگر: آیه ی 19 سوره ی محمد: «فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِکَ وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ مُتَقَلَّبَکُمْ وَمَثْوَاکُمْ ‏» احتمال دارد بگویند ذنب پیامبران با ذنب ما قابل قیاس نیست من هم نمی گویم قابل قیاس است اگر آنها خطائی دارند در قسمت های بسیار ریز و کوچک است[4] که اصلاً برای ما گناه محسوب نمی شود ولی در هر حال هم خیر و هم شر به نسبت مقام سنجیده می شود. این هم برای پیامبر گناه است برای همین است که خداوند بنام گناه اسم برده است.

    ما انسانها روی چهار چیز محاسبه می شویم : نیت، قول، عمل، حال [5] پیامبران در نیات در اوج صدق و اخلاص، در اقوال در اوج سراد قول و در اعمال در اوج صلاح عمل هستند و اگر گاهگاهی ضعفی داشته اند در حالاتشان بوده است. ولی ما انسانها در همه ی موارد فوق، دچار لغزش و خطا می شویم. منظورم این است که با مطرح کردن بعضی خطاها که در احوال پیامبران بیان کردیم نمی خواهیم مقام معنوی آنها را پائین بیاوریم. مقام معنوی پیامبران به عبودیت بالا می رود نه به الوهیت.
    در قسمت نبوت و رسالت هم که عصمت مطرح است در واقع عصمت شخص پیامبر نیست بلکه عصمت وحی است. و وحی است که معصوم می-باشد.
    فاروق ازکردستان

    ——————

    سلام فاروق گرامی
    این نوشته ی بلند شما به مطلب اصلی ربط دارد؟ گرچه بطورمستقل دارای ظرایفی است اما ایکاش به نوعی با مطلب اصلی درارتباط بود.
    سپاس

     
  61. آقای نوریزاد من در ذیل این مطلب کامنتی گذاشته ام و در مورد تحریف آیه قرآن بوسیله روحانیت از غنیمت جنگی به هر آنچه مردم پس انداز دارند توضیح داده ام و در مورد خمس ام الفساد روحانیت است نیز اجمالا توضیح داده ام ولی اکنون می خواهم در مورد در خواست شما مبنی بر پول ندادن به آخوند بگویم آن قسمت در آمد آخوند که از طریق خمس میباشد امکان ندارد ما بتوانیم پرداخت نکنیم! یعنی تک تک مردم ایران طی این 35 سال مشغول پرداخت آن هستند و هیچ راه گریزی هم تا اینها حاکم هستند برای مردم وجود ندارد! با ذکر یک مثال این مطلب را توضیح میدهم میدانیم چند سالی است که در ایران مالیاتی بنام مالیات ارزش افزوده باب شده است سالی یک درصد هم به مبلغ آن اضافه میشود سال اول 3 درصد بود الآن شده است 6 درصد، ظاهرا 6 درصد است! ولی بعضا به 30 درصد هم می رسد یعنی یک کارخانه ای که ورق تولید می کند از او 6 درصد تحت عنوان ارزش افزوده میگیرند او هم این مبلغ را روی سودش می کشد و ورق را تحویل تولید کننده بعدی میدهد این تولید کننده هم باید مجددا 6 درصد بدهد او هم این 6 درصد را به اضافه 6 درصد قبلی و به اضافه سودش روی محصول خود می کشد و به بعدی میدهد این ارزش افزوده چندین دست به همین ترتیب اضافه میشود تا بدست مصرف کننده نهایی که مردم هستند برسد یعنی هیچکدام از این تولیدکننده ها این مالیات را از سهم سود خودشان پرداخت نمی کنند بلکه جداگانه روی جنس می کشند و از بعدی میگیرند حتی فروشنده نهایی مثلا فروشگاههای شهروند شهرداری ، وقتی شما فرضا 100 هزار تومان خرید میکنید تمام اجناس را طبق اتیکت آن محاسبه می کند و در انتها نیز 6در صد مجددا بعنوان ارزش افزوده به فاکتور شما اضافه می کند آن مصرف کننده نهایی است که تمام این مالیاتهای تکراری را یکجا ناچارا باید بپردازد بعلاوه سود تولید کننده و فروشنده! همین مکانیزم را روحانیت در مورد وصول خمس از تجار بکار برده است! یعنی وقتی دیدند مردم یا خمس نمی پردازند و یا وصول از آنها هزینه و دردسر دارد بقول معروف ، سر چشمه شاید گرفتن به بیل! چو پر شد نشاید گذشتن به پیل! بواسطه همین مکانیزم است که روحانیت با تجار دست به یکی کرده است! از اول انقلاب تا کنون هیچ تاجری سهم 20 در صد روحانیت را از سود خودش نداده است بلکه آنرا جداگانه روی جنس اضافه کرده است! به همین دلیل است اجناس هیچ تاجری مشمول قیمت گذاری نمیشود! . آنها به هر قیمتی که بخواهند تحت پوشش دروغین قانون عرضه و تقاضا! اجناس خود را در بازار عرضه میکنند حتی در زمان جنگ نیز دولت وقت نتوانست آنها را به قیمت گذاری اجناس خود مجاب کند! برای این قسمت هم باز شریک دیگرشان یعنی روحانیت را با تحریف آیه قرآن بکار میگیرند یعنی روحانیت بمیدان آمد و به دولت اعلام کرد الناس مسلطون علی اموالهم!!( مردم مسلطند بر اموالشان!) گویی دولت میخواهد اموال تجار را مصادره کند! در صورتی که دولت می گفت مثلا اگر جنسی را 100 تومان خریده ای 20 در صد سود معقول روی آن بکش و به 120 تومان بفروش ، اینها زیر بار قیمت گذاری نمی رفتند و از حلقوم روحانیت امثال آذری قمی و روزنامه رسالت فریاد میزدند الناس مسلطون علی اموالهم!! تا بتوانند هم سود دلخواه خود را روی جنس بکشند و هم سهم 20 درصد روحانیت را جداگانه روی جنس بکشند! تا خمس را از سهم سود خودشان نپردازند بلکه از مصرف کننده نهایی بگیرند روحانیت نیز در اجرای این نقشه باآنها همراه است الآن همان پدری که در کامنت پائینی برای تهیه جهیزیه دخترش ذکر کردم که باید 20 در صد جهیزیه دخترش را که به هیچ وجه غنیمت جنگی !!نیست! ولی روحانیت میگوید نخیر غنیمت است! به روحانیت بپردازد اگر به روحانیت بگوید مثلا من چگونه سرویس چینی و یا سرویس قاشق چنگال جهیزیه دخترم را ناقص کنم و 20 درصد آنرا به تو بدهم فورا روحانیت میگوید بجایش پولش را بدهید! و اگر بگوید من اگر پول داشتم چرا از 10 سال پیش به هزار بدبختی خورد خورد جهیزیه دخترم را تهیه کرده ام اینجاست که روحانیت در وصول خمس به سختی می افتد راه چاره چیست!؟ راه چاره همان است که با زد وبند با تاجر همان سرچشمه خمس این پدر بینوا را از او نقدا و یکجا بگیرند حتی قبل از اینکه یکسال بگذرد تا به او خمس تعلق بگیرد! و همان موقع که سرویس چینی را میخرد تاجر 20 در صد سهم روحانیت را بعلاوه سود خودش را یکجا از خریدار میگیرد و اینگونه است که تاجران به راحتی خمس می پردازند!! اگر نه اینها اگر بخواهی یک در صد! از آنها مالیات بگیری فورا بازار را تعطیل میکنند تا آن یک در صد را نپردازند چگونه است به راحتی به روحانیت 20 در صد می پردازند!!حالا دیدی آقای نوریزاد هیچکدام از مردم ایران نمیتوانند به روحانیت خمس نپردازند یعنی چه!؟ ایکاش ملت ایران فقط گرفتار قوم تاجر و قوم آخوند بودند! ولی نه ، اشتباه کردید! این دو قوم که نامشان در یک کلمه خلاصه شده است به اسم نظــــــــام !!!!! یک قوم دیگر نیاز دارند که از اینها محافظت کند! تا مردم پس از آگاه شدن نتوانند نان این دو قوم را آجر کنند!آن قوم سوم همان است که برخلاف تمام ممالک دنیا که هر کشوری یک ارتش دارد ایران دو ارتش دارد!! اسم آن هم هست سپاه! این سپاه وظیفه اصلی اش حفاظت از نظام! که مرکز آن همان دو قوم هستند میباشد و دیدیم چگونه در جریان جنبش سبز مردم را وحشیانه به دفاع از این دو قوم کشتند و مجروح کردندو بزندان انداختند و در زندان هم سرشان را در کاسه توالت فرو کردند! و در این راه نه دین داشتند و نه اخلاق داشتند و نه رحم و مروت!! این قوم سوم مجانی این جنایتها را در دفاع از آن دو قوم انجام نمیدهد او هم سهم میخواهد این سهمی که به این قوم داده اند ویرانگر از سهم دو قوم اول است! 16 سال پیش یعنی سال 76 کروبی برعلیه این قوم افشاگری کرد و گفت بیش از 70 اسکله غیر مجاز خارج از نظارت گمرک و دولت زیر نظر سپاه است و هرچه میخواهند از این اسکله ها اجناس قاچاق وارد میکنند بدون اینکه حقوق گمرکی دولت را بپردازند!! این امتیاز ناجوانمردانه و مملکت ویران کن را چه کسی به این قوم سوم داده است؟ آخـــــــــو نـــــــــد!!( یعنی خامنه ای) برای دست مریزاد بجهت دفاع از دو قوم آخوند و تاجر ! آخوند اسکله ها را به مدافعش داد تاجر چه باید بدهد؟ شما از هر تاجری میخواهی میتوانی سوال کنی وقتی در خارج از کشور مثلا در چین شما یک جنسی را می خرید از دو راه میتوانی آنرا وارد کشور کنی 1ـ از راه قانونی و گمرک کشور و پرداخت تعرفه و حقوق قانونی دولت تا دولت نیز این درآمد را خرج مملکت کند 2ـ از راه قاچاق بدون پرداخت حق قانونی دولت و محروم کردن مملکت از آبادانی!! آخوند و تاجر این امتیاز ویرانگر دوم را به سپاه داده اند! یعنی شما در کشور مثلا چین 10 کامیون جنس میخری همانجا کسانی از ایران هستند که این جنس را برا ی شما تضمینی وارد ایران میکنند بدون اینکه یک ریال حقوق گمرکی بدهی!! شما فقط دو چیز به آنها میدهی یکی نام شهری را که در ایران میخواهی جنست را تحویل بگیری و دوم آدرس انبار در آن شهر که جنست باید تخلیه شود! در مقابل این دو چیز آنها با شما طی میکنند که واردات این جنس برای شما چقدر هزینه دارد و آنرا از شما میگیرند یقینا این مبلغ کمتر از مبلغی میباشد که شما از راه قانونی و گمرک بخواهی اقدام کنی!میبینید شگرد این جماعت غارتگر را؟ اینها ناسلامتی حاکمان این مملکت هستند!! که بنام دین در این مملکت حاکم شده اند! و تمام این اجناس را از همان اسکله هایی که کروبی افشاگری کرد و خامنه ای هیچ اقدامی تا کنون نکرده است وارد این مملکت میکنند!همین چند وقت پیش بود خبرنگار با رئیس میدان بارفروشان مصاحبه کرده بود و از او پرسیده بود این میوه هائی که با اسامی خارجی در نصف شب با قیمتهای سرسام آور کیلوی 90 هزار تومان و 120 هزار تومان و .. در میدان بفروش میرسند و بلافاصله توسط مشتریان مخصوص خریداری میشوند از کجا وارد ایران میشوند مگر طبق مصوبه دولت ورود میوه خارجی ممنوع نشده است!؟ او در جواب میگوید از طریق قاچاق!! خبرنگار میگوید این یک سوزن نیست که در جیب پنهان کنی بلکه چون میوه است و زود فاسد میشود باید با کشتیهای سردخانه دار وارد بنادر شود و از آنجا هم با تریلی های یخچال دار داخل ایران شود چگونه است کسی این اجناس قاچاق را نمی بیند تا جلوی آنرا بگیرد رئیس اتحادیه در پاسخ سکوت میکند!!! حالا می بینی جناب نوریزاد نمیشود به آخوند خمس نپرداخت یعنی چه!؟ آخوند خمسش را نقدا همان اول یکجا از تاجر میگیرد و تاجر هم آنرا بعلاوه سودش روی جنس از مردم میگیرد قوم مسلح محافظ این قوم غارتگر هم سهم خودش با گرفتن امتیاز اسکله از آخوند و وارد کردن جنس همان تاجر و محروم کردن مردم از درآمد کشور از مردم میگیرد در کدام کشور این رمل و اصطرلاب را میشود دید جز ایران!؟ ایکاش فقط همین ها بود من یک نمونه دیگر را بگویم و از شما خداحافظی کنم پای کیبرد خسته شدم از نوشتن آنقدر این قوم فساد دارد که هرچه بنویسیم تمامی ندارد! شما بارها خوانده اید که همین محمد نوریزاد در نامه های متعدد به مسئله قاچاق مواد مخدر توسط سپاه و اطلاعات اشاره کرده است این اتهام کمی نیست ! مخصوصا برای کسانی که ادعای حکومت دینی دارند!! پس چرا نوریزاد را محاکمه نمی کنند تا خودشان را از این اتهام سنگین تبرئه کنند؟ چون میدانند این اتهام درست است و نوریزاد هم بقدر کافی برای اثبات این اتهام مدرک دارد اگر نه هیچوقت بصورت علنی آنرا مطرح نمی کرد اخیرا رئیس بازرسی کل کشور همان قاضی مرگ طی مصاحبه ای قاچاق مواد مخدر را تایید کرده است حتی احمدی نژاد در سخنرانی رسمی از پشت میکروفون بعنوان رئیس جمهور آنها را به برادران قاچاقچی مفتخر کرد! این اینطرف قضیه ، از آنطرف ما هر هفته در مطبوعات میخوانیم که مثلا 5 نفر در فلان شهر اعدام شدند و جرم آنها هم قاچاق مواد مخدر اعلام میشود! دلیل اعدام را هم قاضی القضات آنها یعنی شیخ صادق رینه ای مبارزه با مواد مخدر اعلام میکند!! و از طرف دیگر می بینیم هم مواد مخدر در انواع مختلف آن در جامعه بوفور یافت میشود و هم آمار معتادان روزبروز افزایش می یابد! دلیل آن این است اینهایی که اعدام میشوند بجرم 2 کیلو و 3 کیلو قاچاق بوسیله آنهایی که تریلی ، تریلی قاچاق میکنند اعدام میشوند تا متفرقه ها از این بازار خارج شوند و این بازار پرسود هم انحصارا در اختیار سپاه باشد همین مسئله در مورد ماهواره هم صدق میکند از یک طرف سپاه کشتی ، کشتی تجهیزات ماهواره وارد میکند و از طرف دیگر نیروهای انتظامی بمنزل مردم هجوم می آورند و آنها را تخریب میکنند!! در صورتی که هر دو این نیرو زیر نظر یک آخوند هستند!! و مردم هم بلافاصله میروند و واردات سپاه را می خرند و مجددا نصب میکنند! میبینی نوریزاد ملت ایران گرفتار چه قوم شیادی شده اند؟ حالا روشن شد که هیج کس در ایران نیست که به آخوند خمس پرداخت نکند همه با هم در حال پرداخت خمس به آخوند هستیم تنها یک راه مابیشتر نداریم و آنهم اینکه همه مردم دست در دست یکدیگر بگذاریم و ریشه این جماعت که همان آخوند و اعتقادات خرافی آخوند میباشد را از این مملکت پاک نمائیم در غیر اینصورت همیشه آش همین آش خواهد بود و کاسه هم همین کاسه ، والسلام

    ————

    سلام وسپاس بابک گرامی
    بخاطرنوشته ی فراگیرتان
    سپاس

     
  62. جناب نوری زاد : با سلام
    دو نکته مهمی که درباره جماعت مفت خور و شهوتران آخوندهای حکومت ننوشته اید
    1- شهوترانی و هوسبازی این آیات خدابر روی زمین
    2- اعزام چند ماهه و چندباره ی این جماعت چشم چران و هرزه به برزیل و استرالیا با پول بیت المال برای نظارت بر کشتار مرغ و گاو( به اصطلاح مفت خورها: ذبح شرعی)

     
  63. سلام بابک گرامی
    اگر کمی، کمی ، کمی خودتان را مهارمی کردید و به غنای بیشتر نوشته ی خود می افزودید، ما اکنون بایک مقاله ی ناب مواجه بودیم. با این حال همان عتابهای خودمانی شما نیز چیزی از جذابیت های نوشته ی شما کم نمی کند.
    سپاس فراوان

    دوست عزیز من هر چه گشتم سوره انفاق را در قرآن پیدا نکرد شاید منظور شما سوره انفال است؟

     
  64. مفتون ، مبهوت ، مقهور ، و مفعولات ديگر نه
    بيانديش و بر انديشه بناكن

     
  65. مطلب زیر رو بخونید تا به سودمندی و کارآمد بودن بسیار زیاد و بیشتر حوزه های جهلیه آگاه شوید :

    سایت ”معاون مذهبی حوزه علمیه”با انتشار یادداشتی با عنوان ”دوچرخه‌سواری دختران؛ آری یا نه” با انتقاد از دوچرخه سواری زنان نوشته است از آنجا که زین دوچرخه ”کوچک‌تر” و ”باریک‌تر” از زین اسب است٬ آلت تناسلی زنان را بیشتر تحریک می‌کند.

    این یادداشت مبنای استدلال خود را بر برخی روایات امامان شیعه درباره نهی زنان از نشستن روی ”زین” بنا کرده است.

    نویسنده این یادداشت نوشته براساس روایات شیعی ”سوارکاری زنان به این دلیل که باعث تحریک هیجان و شهوت آنان و کشیده شدن به سمت فساد و گناه می‌شود، به شدت نهی شده است.”

    این یادداشت ادامه داده است: ”معمولا زین حیوانات بزرگ‌تر و پهن‌تر است و زین دوچرخه کوچک‌تر و باریک‌تر و میزان تحریک کنندگی در آن برای زنان بیشتر است.”

    یادداشت مذکور افزوده است: ”با توجه به ساختار و فیزیک خانم‌‌ها، وقتی دختران بر زین دوچرخه سوار می‌شوند دقیقا شرمگاه (فرج) آنان روی زین قرار می‌گیرد و باعث تحریک و تهییج آنان می‌شود.”

    آن‌طور که در ادامه این یادداشت آمده زنان با تکرار این مسئله ”ممکن است از این کار لذت ببرند و بر این لذت عادت کنند و به مرور زمان ممکن است به سمت خودارضایی کشیده شوند.”

    خدایا مقدراتمان را به چه کسانی سپرده ایم !!!؟؟

     
  66. من منتظرم ببینم بالاخره چه روزی شما به حقیقت میرسید و متوجه میشوید که همه اینها خرافات است و نه فقط ان قسمتی که بعد از صفویه درست شده است.

    با دو سال در زندگی در غرب جایی که همه دین ها , و فرهنگها جمعند میشود راحت به حقیقت رسید , آنهم زمانی که ترسی از به زبان آوردن افکارتان نداشته باشید

     
  67. محمدحسن اصفهانی زاده

    با سلام. من که اصلا پول ندارم شکم زن و بچه هامو سیر کنم تا چه برسه به این لاشخورها پول مفت بی زبون بدم. خدایا فقط خودت را داریم پس ما را شرمنده خانوادمون مکن

     
  68. آقاي علي باعرض سلام
    مطالب مهم وزيربنايي راتقريبا شرح داده ايد اشاره به يك نكته خالي ازلطف نيست وآن درخصوص تهران وهزينه هايي است كه ازجيب قشر عظيمي از مردم محروم اين كشور وبعضا نشسته برروي ذخاير نفت وگاز صرف تهران بزرگي ميشود كه باهم اين مخارج ازنظر زندگي وآرامش به ملغمه اي تبديل گشته كه اين ظواهر بظاهر زيبا از يك عدم هارموني رنج ميبرد كه خود نشان ازدربدري فكري ساكنين آن خبر ميدهد .بنده خود اصالتا اهل ري هستم كه بنا بر شجره نامه تقريبا هفت نسل ازاين ديار بوده ايم وامروز بواسطه سياست هاي طلايي شاهنشاهي و پس ازآن درجمهوري اسلامي شاهد هجوم افاغنه ونيز ديگر هموطناني كه بهر دليل وبي ضابطه آرامش محيطي را دراين ساليان برهم زده اند درحالي كه بايك سياستگذاري بسيار ساده ميتوانستيم آرامش هرمنطقه ازكشور را درايجاد يك زندگي متوسط ازاينهمه ناهنجاري جلوگيري كنيم وامروز مجبور نباشيم بواسطه ملاحظات سياسي تمام ثروت وامكانات كشور را درمثلا تهران بزرگ متمركز كنيم وهزينه هاي بطورمثال هريك ازپروژه ها مانند يك تونل زير زميني جهت تسهيل ترافيك تهران را صرف آباداني يك استان نماييم .وامروز باهمه اين هزينه ها بازهم شاهد باشيم كه هرروز راه تنفسي تهران بسته تر ميگردد واين ظلم مضاعف تنها صرف تبليغات يك شهردار ويا يك دولت نشود . واينهمه نيست مگر اينكه درايت ازمغز ها رخت بربسته و پرستش قدرت چشم هاراكور كرده
    وتنها گراني و عدم آرامش رابه ارمغان آورده وبنده كه خود بارها كوشيده ام تا با كوچ به يكي ازشهرستانها بتوانم زندگي مناسب وآرامي فراهم آورم بعينه ديدم كه چگونه مشكلات عديده حتي شهرستانها را در هم تنيده ومتاسفانه عليرغم همه مشكلات زندگي درتهران فقرفرهنگي وعدم ثبات وتعادل فكري بسياري ازهموطنان باعث گرديده بسياري آمال خودرا معطوف به زندگي درتهران نمايند كه بگذاريم وبگذريم .

     
  69. وزیر خارجه آمریکا گفت که “اگر اوباش و آدم کشی مثل بشار اسد بتواند هزاران نفر از مردم خود را با مصونیت به سلاح شیمیایی ببندد”، الگوی بدی برای دیگران مثل ایران، حزب الله و کره شمالی خواهد بود.

     
  70. نظر دهندگان محترم
    این جناب سید ابوالفضل با زیرکی تمام در حال گمراه نمودن اذهان نظر دهندگان محترم در خصوص آخوند است و با جایگزن کردن مداح میخواهد آخوند را تبرئه کند. جناب سید ابوالفضل فکر کنم که بعد از 34 سال گذشت از رژیم ولایت مطلقه فقیه تعدادی از ایرانیها (آن مردمی که در نمایشنامه رای گیری 24 خرداد امسال شرکت نکردند) به نوع تفکر آخوند و تعذیه گردان آخوندها (مداحان) پی برده باشند. به امید خالق و همت روشنفکران و تاریخ نگاران با وجدان ایرانی و از اینها مهمتر خود آخوند ها دست آخوند ها و عوامل آنها بیشتر باز میگردد و دیری نخواهد گذشت که این بساط خرافه گرائی 1400 ساله و آخوند بازی در ایران و کره زمین جمع خواهد شد و جای آن را عقل و خرد خواهد گرفت و ادیان راستین الاهی مانند دین مبین اسلام و مذاهب آن از سیاست و دولت و حکومت خود را جدا میکند و به جایگاه اصلی خود که همانا ارائه روشهای چگونگی انسانی بهتر بودن و آموزش رحم و شفقت میباشد باز خواهد گردید. دیری نخواهد گذشت که مردمان به این باور خواهند رسید که نوشته های آمده در قرآن کریم در زمانی به پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد (درود خداوند بر او باد) نازل شده است که برای مثال آدمهائی بی خرد دختران را فقط به خاطر مونث بودن زنده بگور میکردند و خداوند متعال جهت آموزش توام با محبت برای نجات زنان و از راه بی خطر برای پیامبرش به پیامبر اسلام امر کرده که به این آدمیان بگو دختران از پشت پرده صحبت کنند و یا سهم آنها را در ارٍث کمتر بدهند و یا شهادت 2 زن معادل یک مرد در نظر بگیرند و و و و . با این روشهای معقولانه در مرحله اول به تازیان بیاموزد که زنده بگور نکنند و این بدان معنا نیست که در قرن 21 به زنان امر کنید که چگونه لباس بپوشید و یا ارث کمتر ببرید و یا شهادت 2 زن برابر یک مرد است و وووووو. دیری نخواهد گذشت که مردمان به این باور خواهند رسید که نوشته های آمده در کتاب آسمانی قرآن مجید سمبلیک است و نمیتواند قانون مملکت داری شود.دیری نخواهد گذشت که مردمان به این باور برسند که معجزه قران کریم که برای همه قرنها و تا روز قیامت مفید است همین سمبلیک بودن مطالب آن است.
    به امید روزی که عقل و خرد و اندیشه در همه ما ایرانیان به حد اعلا برسد تا فرهنگ سکولاری (جدائی دین از دولت) در فرهنگمان نهادینه شود و دولتی منتخب مردم و برای مردم و پاسخگو به مردم را برپا کنیم.
    کوروش

     
  71. با سلام خدمت san

    متاسفانه چون مدت مدیدی از آن خبر گذشته دقیقا منبع اصلی را بیاد ندارم. خبر دربالاترین
    بود و چون روحاٌ برمن اثر زیادی گذاشته بود. همیشه مرا آزار میداد امیدوارم دوستان دیگدر صورت اطلاع شفاف سازی کنند.
    اکبر

     
  72. جان کری وزیر خارجه آمریکا گفته است که دولت سوریه ۱۴۲۹ نفر را به وسیله سلاح های شیمیایی در حمله روز ۲۱ اوت کشته است.
    آقای کری گفت که در میان آنها ۴۲۶ کودک بوده اند و حمله را یک حادثه “غیرقابل تصور هولناک” خواند.
    باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا به فاصله کوتاهی پس از آقای کری گفت که آن حمله منافع آمریکا در زمینه امنیت ملی را تهدید می کند.
    او گفت که یک “اقدام محدود” را مد نظر قرار خواهد داد که اشاره ای به حمله نظامی است.
    دولت بشار اسد رئیس جمهوری سوریه مسئولیت آن حمله را تکذیب کرده است و نیروهای مخالف را مقصر شناخته است.
    جاناتان مارکوس خبرنگار بی بی سی می گوید که نطق آقای کری بیانیه ای روشن و قوی برای تشریح منطق آمریکا برای اقدام نظامی علیه سوریه بود.
    به گفته خبرنگار ما هدف او تلاش برای منصرف کردن مقام های سوریه از استفاده مجدد از سلاح شیمیایی بود، نه تلاشی برای دخالت در جنگ داخلی یا تلاش برای ساقط کردن حکومت آقای اسد.
    بازرسان سلاح های شیمیایی سازمان ملل درحال تحقیق درباره حملات با گاز اعصاب هستند و یافته های مقدماتی خود را پس از ترک دمشق در روز شنبه به سازمان ملل ارائه خواهند کرد.
    اما آقای کری گفت که آمریکا واقعیت ها را می داند و بازرسان سازمان ملل چیزی علاوه بر آنکه آمریکا می داند ارائه نخواهند کرد.
    او گفت هر واکنشی شامل درگیری طولانی مدت نظامی مانند آنچه در عراق یا افغانستان اتفاق افتاد نخواهد بود.
    وزیر خارجه آمریکا گفت که “اگر اوباش و آدم کشی مثل بشار اسد بتواند هزاران نفر از مردم خود را با مصونیت به سلاح شیمیایی ببندد”، الگوی بدی برای دیگران مثل ایران، حزب الله و کره شمالی خواهد بود.
    دولت آمریکا پیشتر ارزیابی دستگاه های اطلاعاتی اش از حوادث ۲۱ اوت سوریه را منتشر کرد و گفت این اطلاعات مورد تایید روایاتی است که خدمه پزشکی، شاهدان عینی و خبرنگاران ارائه کرده اند و در ویدئوها و گزارش های شبکه های اجتماعی هم دیده می شود.
    او گفت که این شواهد نشان می دهد که ۱۴۲۹ نفر کشته شده اند و نیروهای حکومت سوریه سه روز پیش از حمله برای آن مقدمه چینی می کردند.
    او گفت: “ما می دانیم که موشک ها فقط از ناحیه ای که تحت کنترل دولت است پرتاب شد و فقط در نواحی تحت کنترل مخالفان اصابت کرد.”
    او افزود: “همه اینها را می دانیم، جامعه اطلاعاتی آمریکا اطمینان زیادی به این اطلاعات دارد.”
    آقای کری بشار اسد رهبر سوریه را “اوباش و آدم کش” خواند اما گفت هرواکنشی از سوی آمریکا حساب شده خواهد بود تا از درگیری ای که پایانش معلوم نیست پرهیز شود.

     
  73. درود به اقای نوری زاد عزیز
    واقعا چه بر سر ما ایرانیان امده است و چه بدبختی ما را گرفته است نقاش ما وقتی میخواهد عصری را نقاشی کند فکر پول در مغزش اس اصلا فکر این نقش نیست که حرفی را با نقاشی به مردم بزند فقط برای پول نقاشی میکند وقتی خوانندگان ما برای پول خوانندگی میکنند اصلا فکر شعر که به درد مردم بخورد و از ان استفاده کنند نیستند فقط برای پول اوازه خوانی میکنند وقتی دکتر ما مریضی را میخواهند خوب کنند اصلا فکر سلامتی مریض نیستند شاید ان مریضی به جامعه لطمه بزنند فقط برای پول دکتر شده اند مهندسان ما راهی یا ساختمانی را میخواهند درست کنند اصلا فکر محکم بودن ساختمان و بهتر بودن راهها نیستند فقط فکر سستی و خرابی راهها هستند تا پول بیشتری به جیب بزنند انگار نه انگار که خود در این ساختمان و راه میخواهند زندگی کنند وقتی پلیس و بسیج ما پولی میشوند دیگر امنیتی برای این مملکت نمی ماند قاچاقچی و دزد کار خودش را میکن اصلا به این فکر نیستند که بچه های خودشان هم در این جامعه زندگی میکنند امکان دارد اگر این مواد در داخل کشور پخش شود بچه من هم از این مواد استفاده کنند فقط برای پول کار میکنند نه برای اسایش مردم همه چیز پولی شد و به دین هم ثرایت کرد دین را هم الوده پول کردند دین هم خراب پول شد خدا هم پولکی کردند خدا هم الوده کثافت کارهای خود کردند در کجای قران نوشت شده که محمد پول میگرفت و قران را و دین را به مردم یاد میداد پس خداوند نگفته است من بی نیاز هستم و به هیچ انسانی احتیاج ندارم پس چرا ما باید برای خدا پول خرج کنیم در صورتی که دین برای مردم است نه مردم برای دین مردشور تمام خدمت گزاران را ببرد که برای پول حق را ناحق میکنند و نمیگذارند یک ساختمان درست شود نمی گزارند یک راه درست اسفالت شود و نمی گذارد مریض به سلامتی برسد و نمیگذارد یک خواننده درست بخواند و یا یک نقاش درست عصری را خلق کند و یک پلیس امنیت را به جامعه بیاورد و نمی گذارد خدا را بهتر پرستش کنند

     
  74. با سلام..آفت روحانیون شیعه را هیچ کس بهتر از از مرحوم آقای مطهری قبل از انقلاب توضیح نداد و به همین دلیل هم هیچگاه نماند تا ببیند که در عمل هر آنچه را که نهی میکرد استادش چگونه بر مردم نازل کرد. فرازهائی از نظرات آن مرحوم را از کتاب “ده گفتار” ایشان برای شاهد موضوع می آورم:

    1-در ذيل اين آيه اين حديث است كه شخصى به حضرت صادق ( ع ) عرض مى كند كه عوام و بى سوادان يهود راهى نداشتند جز اينكه از علماء خود هر چه مى شنوند قبول كنند و پيروى نمايند . اگر تقصيرى هست , متوجه علماء يهود است . چرا قرآن عوام الناس بيچاره را كه چيزى نمى دانستند و فقط از علماء خود پيروى مى كردند مذمت مى كند ؟ چه فرقى بين عوام يهود و بين عوام ما هست ؟ اگر تقليد و پيروى عوام از علماء مذموم است پس عوام ما نيز كه از علماء ما پيروى مى كنند بايد مورد ملامت و مذمت قرار گيرند . اگر آنها نمى بايست قول علماء خود را بپذيرند اينها نيز نبايد بپذيرند .فرمود : عوام يهود علماء خود را در عمل ديده بودند كه صريحا دروغ مى گويند , از رشوه پرهيز ندارند , احكام و قضاءها را به خاطر رودربايستى ها و رشوه ها تغيير مى دهند , مى دانستند كه درباره افراد و اشخاص عصبيت به خرج مى دهند , حب و بغض شخصى را دخالت مى دهند , حق يكى را به ديگرى مى دهند. آنگاه فرمود: به همين منوال است حال عوام ما . اينها نيز اگر در فقهاء خود , اعمال خلاف , تعصب شديد , تزاحم بر سر دنيا , طرفدارى از طرفداران خود هر چند ناصالح باشند , كوبيدن مخالفين خود هر چند مستحق احسان و نيكى باشند , اگر اين اعمال را در آنها حس كنند و بازهم چشم خود را ببندند و از آنها پيروى كنند عينا مانند همان عوام يهودند و مورد مذمت و ملامت هستند .پس معلوم مى شود كه تقليد ممدوح و مشروع (( سر سپردن )) و چشم بستن نيست , چشم باز كردن و مراقب بودن است و اگر نه , مسؤليت و شركت در جرم است .

    2-عضى از مردم خيال مى كنند كه تأثير گناه در افراد يكسان نيست , در مردم عادى گناه تأثير دارد و آنها را از تقوا و عدالت ساقط مى كند ولى در طبقه علماء تأثيرى ندارد , آنها يك نوع (( كريت )) و يك نوع (( اعتصام )) دارند , نظير فرقى كه بين آب قليل و آب كثير است كه آب كثير اگر به قدر كر شد ديگر از نجاست منفعل نمى شود , در صورتى كه اسلام براى احدى كريت و اعتصام قائل نيست , حتى براى شخص پيغمبر اكرم ( ص ) . چرا مى گويد : قل انى اخاف ان عصيت ربى عذاب يوم عظيم اى پيغمبر ! بگوخود من نيز اگر معصيت كنم از عذاب روز بزرگ بيمناكم . چرا مى فرمايد : لئن اشركت ليحبطن عملك اگر نوعى شرك در كار تو وارد شود عملت تباه خواهد شد . همه اينها براى اين تعليم است كه تبعيضى در كار نيست , كريت و اعتصامى براى احدى نيست.

    3- البته اين نكته واضح است كه مخالفت يك عالم روحانى با هواى نفس فرق دارد با مخالفت يكنفر از عوام , زيرا هواى نفس هر كسى در امور معينى است . هواى نفس جوان يك چيز است و هواى نفس پير يك چيز ديگر . هر كسى در هر مقام و هر درجه و هر طبقه و هر سنى كه هست يك نوع هواى نفس دارد . مقياس هواپرستى يك عالم روحانى اين نيست كه ببينيم مثلا شراب مى خورد يا نمى خورد ؟ قمار مى كند يا نمى كند ؟ نماز و روزه را ترك مى كند يا ترك نمى كند ؟ مقياس هواپرستى او , در جاه و مقام و ميل به دست بوسى و شهرت و محبوبيت و علاقه به اينكه مردم دنبال سرش حركت كنند و در صرف بيت المال در راه آقائى خود و يا باز گذاشتن دست كسان و خويشان و مخصوصا آقازادگان گرام در بيت المال و امثال اينها است .

    4-رشته هاى تحصيلى علوم دينيه اخيرا بسيار به محدوديت گرائيده و همه رشته ها در فقاهت هضم شده و خود رشته فقه هم در مجرائى افتاده كه از صد سال پيش به اين طرف از تكامل باز ايستاده است .كى از نواقص دستگاه روحانيت آزادى بى حد و حصر لباس روحانيت است . تدريجا روحانيين از لحاظ لباس با ديگران متفاوت شده اند و لباس مخصوص پيدا كرده اند همچنانكه سپاهيان و نظاميان و برخى اصناف ديگر نيز لباس مخصوص دارند .

    5-در تشكيلات روحانى – برخلاف ساير تشكيلات – هر كسى بدون مانع و رادع مى تواند از لباس مخصوص آن استفاده كند . بسيار ديده مى شود كه افرادى كه نه علم دارند و نه ايمان , به منظور استفاده از مزاياى اين لباس به اين صورت در مى آيند و موجب آبروريزى مى گردند .

    6-در حال حاضر يگانه بودجه اى كه عملا سازمان روحانيت ما را مى چرخاند و نظام روحانى ما روى آن بنا شده و روحانيت ما طرز و سبك سازمانى خود را از آن دريافته و تأثير زيادى در همه شؤون دينى ما دارد (( سهم امام )) است .تا صد سال پيش كه تمدن جديد به ايران نيامده بود و وسائل ارتباط بين شهرها كمتر بود مردم هر شهرى معمولا وجوهات خود را به علماء همان شهر مى پرداختند و غالب آن وجوه در همانجا مصرف مى شد . ولى در يك قرن اخير در اثر پيدايش وسائل جديد ارتباطات و نزديك شدن منطقه ها به يكديگر , عادت بر اين شد كه وجوهات به همان كسى داده شود كه مرجع تقليد است . مراجع تقليد , از اين پس علاوه بر اينكه مركز توجه عواطف بود و امرشان مطاع بود , در نتيجه رسيدن سهم امام امكانات جديدى در اداره حوزه هاى علميه يافتند و حوزه ها توسعه يافت . مجموعا در اثر توسعه ارتباطات و ازدياد رفت و آمدها و ملاقات مردم با مراجع از نزديك , و توسعه حوزه ها و زيادتر شدن محصلين و فارغ التحصيلان كه تدريجا شهرها و
    دهات را زير پوشش خود قرار داد , رياستها و زعامتها و قدرتهاى بزرگ به وجود آمد .ولى از طرف ديگر نقطه ضعف روحانيت شيعه نيز همين است . روحانيين شيعه اجبار و الزامى ندارند كه از دولتها اطاعت كنند اما ناگزيرند سليقه و عقيده عوام را رعايت كنند و حسن ظن آنها را حفظ نمايند . غالب مفاسدى كه در روحانيت شيعه هست از همين جا است .

    7-روحانيت ما در اثر آفت عوام زدگى نمى تواند چنانكه بايد , پيشرو باشد و از جلو قافله حركت كند و به معنى صحيح كلمه , هادى قافله باشد , مجبور است در عقب قافله حركت كند . خاصيت عوام اينست كه هميشه با گذشته و آنچه به آن خو گرفته پيمان بسته است , حق و باطل را تميز نمى دهد . عوام هر تازه اى را بدعت يا هوا و هوس مى خواند , ناموس خلقت و مقتضاى فطرت و طبيعت را نمى شناسد , از اين رو با هر نوى مخالفت مى كند و هميشه طرفدار حفظ وضع موجود است .روحانيت عوام زده ما چاره اى ندارد از اينكه آنگاه كه مسئله اى اجتماعى مى خواهد عنوان كند , به دنبال مسائل سطحى و غير اصولى برودو از مسائل اصولى صرف نظر كند , و يا طورى نسبت به اين مسائل اظهار نظر كند كه با كمال تأسف علامت تأخر و منسوخيت اسلام به شمار رود و وسيله به دست دشمنان اسلام بدهد .
    افسوس كه اين آفت عظيم دست و پاها را بسته است.

    8- مرحوم آية الله حاج شيخ عبدالكريم حائرى يزدى – اعلى الله مقامه – مؤسس حوزه علميه قم , به فكر افتادند يك عده از طلاب را به زبان خارجى و بعضى علوم مقدماتى مجهز كنند تا بتوانند اسلام را در محيطهاى تحصيل كرده جديد بلكه در كشورهاى خارج تبليغ نمايند . وقتى كه اين خبر منتشر شد , گروهى از عوام و شبه عوام تهران رفتند به قم و اولتيماتوم دادند كه اين پولى كه مردم به عنوان سهم امام مى دهند . براى اين نيست كه طلاب زبان كفار را ياد بگيرند , اگر اين وضع ادامه پيدا كند ما چنين و چنان خواهيم كرد ! آن مرحوم هم ديد كه ادامه اين كار موجب انحلال حوزه علميه و خراب شدن اساس كار است , موقتا از منظور عالى خودصرف نظر كرد .

    9-در چند سال پيش در زمان زعامت و رياست مرحوم آية الله آقا سيد ابوالحسن اصفهانى – اعلى الله مقامه – عده معتنابهى از علماء و فضلاء مبرز نجف كه در زمان حاضر بعضى از آنها مرجع تقليدند جلسه كردند و پس از تبادل نظر اتفاق كردند كه در برنامه دروس طلاب تجديد نظرى نمايند و احتياجات روز مسلمين را در نظر بگيرند , مخصوصا مسائلى را كه جزء اصول عقايد مسلمين است جزء برنامه درسى طلاب قرار دهند , و خلاصه حوزه نجف را از انحصار فقاهت و رساله عمليه نويسى خارج كنند . جريان به اطلاع معظم له رسيد . معظم له كه قبلا درس خود را از جريانى كه براى مرحوم آية الله حائرى پيش آمده بود و از نظاير آن ياد گرفته بودند پيغام دادند كه تا من زنده هستم كسى حق ندارد دست به تركيب اين حوزه بزند , اضافه كردند سهم امام كه به طلاب داده مى شود فقط براى فقه و اصول است نه چيز ديگر . بديهى است كه عمل ايشان درس آموزنده اى بود براى آن آقايان كه زعماء فعلى حوزه نجف هستند .با اين توضيح معلوم شد كه چرا شخصيتهاى برجسته ما همينكه روى كار مى آيند از انجام منويات خود عاجزند ؟ و با اينكه خون دل مى خورند و انديشه اصلاح را همواره در دل مى پرورانند در عمل قدرت اجرا ندارند ؟ چرا حوزه هاى علميه ما از صورت دانشگاه دينى به صورت (( دانشكده فقه )) درآمده ؟ چرا علماء و فضلاء ما همينكه معروف و مشهور شدند اگر معلومات ديگرى غير از فقه و اصول دارند روى آنها را مى پوشانند و منكر آنها مى شوند ؟ چرا بيكاره و علف هرزه در محيط مقدس روحانى ما زياد است به طورى كه يك زعيم روحانى مجبور است براى آب دادن يك گل ,خارها و علف هرزه هاى زيادى را آب بدهد ؟ چرا در محيط روحانى ما سكوت و سكون و تماوت و مرده وشى بر منطق و تحرك و زنده صفتى ترجيح دارد ؟ چرا حريت فكر و عقيده در ميان ما كمتر وجود دارد ؟ چرا برنامه تعليمات طلاب و محصلين علوم دينى مطابق احتياجات روز تنظيم نمى شود ؟ چرا روحانيون ما به جاى آنكه پيشرو و پيشتاز و هادى قافله اجتماع باشند از دنبال قافله حركت مى كنند ؟ چرا ؟ چرا ؟ چرا ؟

    10-هر مرجع تقليدى مديريتش بسته به سهم امام است كه بگيرد و به طلاب حوزه هاى علميه بدهد , بايد شخصا جلب اعتماد كند و اين بودجه را تأمين و تحصيل نمايد . در وضع و شرايط حاضر , روحانيين شهرستانها چاره اى ندارند از اينكه روحانيت را حرفه و مسجد را محل كسب و كار خود قرار دهند .

    11-يك نفر روحانى متدين را فرض كنيد كه با چند سر عائله , پس از چند سال تحصيل , در يكى از شهرستانها رحل اقامت افكنده و مسجد و محرابى را اشغال كرده است . اين فرد از آن نظر كه متدين است , در حدود امكانات خود فعاليتهائى مى كند : مسئله مى گويد , موعظه مى كند , اخلاق و تفسير و تاريخ اسلام مى گويد , و از آن نظر كه يك بشر است و خرج دارد و از مراكز روحانيت زندگيش تأمين نمى شود و در حال حاضر راه زندگيش منحصرا اينست كه از دست مردم مستقيما ارتزاق كند ناچار است كه به مريدان خود به چشم (( مستغل )) نگاه كند , و چون افراد ديگرى نظير خود او ممكن است در همان شهر باشند و آنها هم از همين راه زندگى مى كنند طبعا به حكم ناموس خلقت يك نوع رقابت در (( مريددارى )) به وجود مى آيد . رقابت , احتياط بيشترى را در رعايت جانب سليقه مردم ايجاب مى كند . وقتى كه اين بيچاره ببيند مخالفت با عوام سبب مى شود كه از هستى ساقط گردد ممكن است پيش خود فكر كند كه نهى از منكر وقتى واجب است كه موجب ضرر و زيانى نگردد , اگر موجب ضرر و زيانى گردد تكليف ساقط است .بستگى معيشت اين فرد به مردم , احساس و انديشه تكليف شرعى او را هم عوض مى كند .

    12-نظم و انضباط و تشكيلات هم يكى از اصول مقدس زندگى بشرى است . اگر مى بينيم كه معنويت و ايمان , بعضى از مفاسد بى نظمى و بى انضباطى را از بين برده باشد توجه داشته باشيم كه بى نظمى و بى تشكيلاتى معيشت روحانيين , و به مقياس بيشترى اركان ايمان و معنويت را متزلزل كرده و محيط فاسد به وجود آورده است .موجب منتهاى تأسف است كه مردم جلو چشم خود ببينند كه اولاد و احفاد و حواشى برخى از مراجع تقليد بزرگ آنقدر از هرج و مرج و بى نظميهاى بودجه روحانيت اختلاس مى كنند كه سالهاى متمادى در كمال اسراف خرج مى كنند و تمام نمى شود . آيا هيچ فكر كرده ايد كه اين جريانها چقدر به عالم روحانيت لطمه وارد آورده و مى آورد ؟ !

    13-يك مشكل بزرگ جامعه روحانيت ما , وجود روحانى نمايانى است كه سا خته دستگاههائى هستند , آن دستگاهها به اينها قدرت مى دهند , بودجه هائى در اختيار اينها مى گذارند , اينها با زرنگى و يا تطميع و يا وسائل ديگر عده ديگر را با خود موافق مى كنند و معنا هميشه به نفع آنها و بر ضرر مسلمانان در فعاليتند .من نمى خواهم در اين مقاله در اطراف اين پليدها و مفاسدى كه بر وجودشان مترتب است بحثى كرده باشم , هر كسى كم و بيش از آن آگاه است . در اينجا همينقدر مى گويم كه آيا قطع اين ريشه فساد جز با سازمان دادن صحيح به تشكيلات روحانى ما ميسر است ؟

    14-روحانيين بزرگ ما بايد به اين نكته توجه كنند كه بقاء و دوام روحانيت و موجوديت اسلام به اينست كه زعماء دين ابتكار اصلاحات عميقى كه امروز ضرورى تشخيص داده مى شود در دست بگيرند . امروز آنها در مقابل ملتى نيمه بيدار قرار گرفته اند كه روز به روز بيدارتر مى شود . انتظاراتى كه نسل امروز از روحانيت و اسلام دارد غير از انتظاراتى است كه نسلهاى گذشته داشته اند . بگذريم از انتظارات خام و نابخردانه اى كه بعضى دارند , اكثريت آن انتظارات مشروع و بجاست . اگر روحانيت ما هر چه زودتر نجنبد و گريبان خود را از چنگال عوام خلاص و قواى خود را جمع و جور نكند و روشن بينانه گام برندارد خطر بزرگى از ناحيه اصلاح طلبان بى علاقه به ديانت متوجهش خواهد شد .امروز اين ملت تشنه اصلاحات نابسامانيها است و فردا تشنه تر خواهد شد , ملتى است كه نسبت به ساير ملل احساس عقب افتادگى مى كند و عجله دارد به آنها برسد . از طرفى مدعيان اصلاح طلبى كه بسيارى از آنها علاقه اى به ديانت ندارند زيادند و در كمين احساسات نو و بلند نسل امروزند . اگر اسلام و روحانيت به حاجتها و خواسته ها و احساسات بلند اين ملت پاسخ مثبت ندهند به سوى آن قبله هاى نوظهور متوجه خواهند شد . فكر كنيد آيا اگر سنگر اصلاحات را اين افراد اشغال كنند موجوديت اسلام و روحانيت به خطر نخواهد افتاد ؟

    —————

    سلام یاران گرامی
    سپاس از نوشته ی جامع الاطرافتان ونکته های خوبی که برما بارانده اید.
    سپاس

     
  75. سلام مرد.
    قلمتان واقعا تحسین بر انگیز است ای کاش شما را بفهمند و درک کنند حرف هایتان را.
    استاد از راهنماییتان سپاس مندم. کاش میتوانستم شما را ببینم. امیدوارم دراینده ی نزدیک اگر عمری باقی بود به سویتان بیایم.
    با احترام.

     
  76. سلام جناب نوریزاد
    خیلی از این مطلب لذت بردم اما انتقادی هم دارم که نوشته بودید هیچ یک از پیامبران ما از دین برای خود کیسه ندوخته بودند.
    محض یاداوری خواهش میکنم سوره انفال ایه 40 رو مطالعه کنید (ممکنه یه ایه جلوتر یا عقب تر باشه).
    در این ایه امده است که خمس مال شما مختص خدا رسول خدا خویشاوندان رسول خدا و بعدشم میگه فقرا و یتیمان است.
    اقای نوریزاد شما انسان روشنفکری هستید همین ایه رو با دقت بخونید…
    ما از این ایه میفهمیم خمس مال ما:
    اول مختص خداست! (که اوردنش در ابتدا توجیهیست برای ادامه ایه…)
    بعدش مال رسول خداست! (جالبه!)
    بعدش مال خویشاوندان رسول خداست!! (این از قبلی هم جالبتره!)
    بعدشم اگر ته مانده ای داشت میمونه واسه فقرا و بیچارگان!! (دیگه توضیحی نمیدم!)
    اقای نوریزاد من خیلی دوس دارم شما رو نسبت به بعضی چیزا روشن کنم! اگر شما مسلمانی باید خمس بدی و اگرم خمس بدی اخوند ها میتونن بر طبق همین ایه بله بر طبق همین ایه مال شما را به شکل زیر تقسیم کنند:
    1 – مقداری برای خویش که در لباس رسول الله هستند بردارند!
    2 – مقداری برای خوانواده و خویشان و کیشان خویش بردارند!
    3 – اگر چیزی از خمس ماند بدهند به فقرا تا خدا هم راضی باشد…! 😐
    اقای نوریزاد حرف من اینه که اسلام ایراد داره چرا میندازین گردن شیوخ؟؟
    بازم شما انسان روشنفکری هستید رو همین ایه تفکر کنید مطمئنم کلی تغییر ممکنه در شما بوجود بیاد…
    اقای نوریزاد شما بسیار تلاش میکنید اما من یه شما اطمینان میدم تا زمانی که مردم اسلام رو دین حق بدونن و به شیوخ خمس بدن و به نماز جمعه برن و خیلی کارای دیگه از این قبیل انجام بدن ایران اباد نخواهد شد…!
    اگرم اتفاقی بیفته شاید ایران شبیه مصر بشه…
    به قول خاتمی که میگه “از طریق دین دموکراسی در این کشور برقرار نخواهد شد”… والسلام…
    اقای نوریزاد من مدارکی دارم که ماه ها جمع اوری کردم و مطمئنم به شما بگم نظرتون راجع به اسلام 180 درجه تغییر میکنه… مدارکم زمانی کامل شد که برای رمضان امسال که روزه گرفتن رو اغاز کردم رو به خدا نیت کردم راه درست رو از اشتباه بهم نشون بده و یک ماه تحقیق کردم و نظرم عوض شد.
    شما هم اقا محمد عزیز در دین خیلی تحقیق کنید و سایت های مخالف دین اسلام رو هم مطالعه کنید…
    موفق باشی عزیزم.

     
  77. برای آخوندها یک مرید خر بهتراز یک ده شش دانگ است تا مرید نباشد پول هم نیست این حرف شیخ ایراهیم زنجانی است.تا باورهای دینی به صورت آزاد وبدون ترس مورد نقد قرار نگیرد وحق انسانها ووجود انسانی آنها به رسمیت شناخته نشود خط قرمز آخوندها محکم تراز آن است که شکسته شود.

     
  78. “سلام دوست گرامی
    می دانم که فوران این همه کلمات آتشین بخاطرآسیب های این سالهای جمهوری اسلامی است. اما یک فهم منصف هرگز بخاطر آسیبهای یک قشر، به همه ی آن جماعت آتش نمی بارد. بفرض که دریک جامعه سیاسیون ومهندسان یا پزشکان حاکم شوند و مفسده برآرند و آن جامعه را تباه کنند. این تباهی، هرگز ما را بی نیاز از معلمان درستکار ومهندسان فهیم وپزشکان مردم دوست نمی کند. منصف باشیم دوست من.”

    ******************************************************

    سلام بر نوری زاد عزیز و گرامی!
    در برابر انتقادهائی که تاکنون از فرقه مجعول آخوندی داشته ام همواره تمام قد در دفاع از آنها ایستاده اید.
    از شما که استعداد بالائی در استدلال و استنتاج دارید و برای انتقال پیام خود، با کلمات معجزه میکنید
    انتظاری بیشتر از کلی گوئی در این مورد وجود دارد!

    اکنون که آخوندها را همانند یک قشر در کنار شغلهای شریف و ضروری مانند مهندسی و پزشکی جا زده اید
    لطف فرموده و از مزایای حضور و معایب غیبت این قشر هم توضیحاتی بدهید! اینکه بگوئیم چون مخاطب دارند
    و یا همه آنها بد نیستند (که این هم جای بحث دارد) پس باید پذیرفته شوند استدلالهای سستی است.

    نیازی به توضیح نیست که فقدان پزشک و مهندس چه فاجعه ای برای جوامع انسانی در حال گسترش خواهد بود
    جامعه بدون پزشک و مهندس قابل تصور نیست چرا که این مشاغل کارکرد خود را با گذر زمان به خوبی نشان داده اند. اما لطف نمائید حداقل 5 مورد از مزایای وجود آخوندها و 5 مورد از مضرات فقدان آنها را بطور مستدل فهرست کنید
    تا من نیز بتوانم به جای اینکه آخوندها را به شکل سلولهای سرطانی ببینم به صف شما در حمایت از آنها بپیوندم!

    تا زمانی که ضرورت وجود آخوندها بعنوان یک قشر اثبات نشود قرار دادن آنها در کنار مشاغل شریف اجتماعی که کارکردهای واقعی و سودمند دارند فقط نوعی زور چپانی است! فرض محال شما مبنی بر اداره مملکت به دست
    گروه پزشکان یا مهندسان هم اگر امکانپذیر شود مطمئناً جامعه آنقدر نیازمند این قبیل مشاغل هست که بتواند از
    خطای تعدادی از آنها چشم پوشی کند!

     
  79. سلام
    یک خط هم من خدمت شما بدهم:
    الآن بزرگترین ضربه ای که مسلمونها می خورند از تفرقه ی بین شیعه وسنی است که بسیاری در داخل و خارج از جهان اسلام نان همین تفرقه را میخورند. نمونه اش سوریه!!!
    پیشنهاد می کنم آقایان علمای مترقی شیعه و سنی در ایران در نمازهای جماعت یکدیگر شرکت کرده به پیروی از یکدیگر دست بسته یا دست باز نماز را اقامه کنند. به نظر شما برای خدا فرق می کنه که دست باز یا دست بسته عبادت شود.
    این داستان بسیار بازتاب خواهد داشت و بسیاری از مسائل را حل خواهد کرد. تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل.

     
  80. آخوند جماعت هیچ وقت مجرد هم نمی‌مانند، جوانهای چهل ساله و بعضا پنجاه ساله زیادی در اطراف خود میشناسم که در این سیستم بی آینده هنوز یالغوز و عزب مانده اند. اینها به سن پیری برسند چه کسی میخواهد از آنان نگهداری کند.

     
  81. آقای نوریزاد این چیزی که شما پیشنهاد دادی به درد قبل از انقلاب می خوره یعنی تا وقتی که حکومت به دست این جماعت نیفتاده بود. اگر آخوند تا قبل از انقلاب ولایت ولایت و اهل بیت اهل بیت می کرد برای این بود که پولی از منبر و روضه و پولی از وجوهات “متبرکه” عایدش بشه و با اون شکم خونواده رو سیر کنه، اما آخوند اومد یه فکر اساسی کرد، دید تو قرآن نوشته از خدا و پیغمبر و اولوالامر اطاعت کنین، اومد یه اولوالامر، یه ولی مثل علی برای این مردم تراشید که باهاش بتونه یه کشور رو هورت بکشه، جوری که اگه یه روزی این آب باریکه وجوهات به دست ما نرسید، اگه یه روزی اکثریت مردم به ماهیت ما پی بردن که بردن، دیگه نگرانی از این بابت نداشته باشیم، خدا بذاره نفتو، خدا بذاره معادنو، خدا بذاره همه رانتها و نعمتهای خدادی و انسان دادی این سرزمینو، خدا بذاره بسیجیای جان بر کف رو. اونا شهید میشن میرن بهشت ما هم اینجا هستیم کلاً.

     
  82. بسم الله
    سلام

    خمس در قرآن
    امید است حفظ ارتباط آیات در هر سوره از جمله در سوره انفال و کلیت قرآن در حد توان و توفیق حاصل شود.

    سوره انفال سرشار از تاکید بر ارتباط مومنین باهم است. بر استفاده از اموال عمومی برای اصلاح امور بینشان تاکید میکند.از فتنه و مشکلاتی که نه فقط گریبان خاطیان را خواهد گرفت بلکه گریبانگیر تمام افراد جامعه خواهد شد برحذر میدارد.دوستی مال دنیا مذمت میشود.ولایت مومنین اعم از مهاجرین و انصار بر یکدیگر موکدا بیان میشود.

    ضمن آیات 65 و66 سوره انفال مومنین در حد و اندازه هایی از قدرت ایمان و جهاد معرفی میشوند که قادر هستند 20 نفری حریف 200 نفر از کافرین باشند و یا 100 نفرشان در مقابل 1000 نفر از آنها.
    این قدرت و توان برای ایشان با داشتن ضعف ایمانی بهنگام جنگی که در سوره انفال به آن اشاره میشود کاهش میابد در نتیجه 100 نفر از آنها میتوانند در مقابل 200 نفر قرار بگیرند.داشتن قدرتی باندازه یک پنجم.

    اگر مومنین در حد و اندازه های ایمانی شایسته بودند چقدر از غنائم جنگی را به فقرا میدادند و چقدر تسلیم فرمان پیامبر میبودند؟
    واضح است که در حد شایسته تمام آنچه غنیمت میگرفتند تقدیم رسول الله میکردند و اصلا دست نمی زدند و منتظر میماندند تا ایشان چه دستوری دهد.آنها برای غنیمت جنگ نمی کردند در راه مستضعفین و کمک به آنها فداکاری میکردند و در جستجوی رضوان الهی بودند. از غنائم برای تجهیزات جنگی برای دفعات بعدی استفاده مینمودند.
    حالا که در یک پنجم از توان ایمانی هستند و بدنبال غنیمت بوده و حتی زودتر از زمان لازم میخواهند بابت اسرا فدیه بگیرند خداوند به آنها تخفیف میدهد و میخواهد در حد یک پنجم تقدیم رسول الله نمایند و به فقرا کمک شود و بقیه مال خودشان باشد و برآنها میبخشد و آنها را می آمرزد.

    اشارات در علت بیان خمس غنائم را در آیات40 و 41 ببینیم. ببینید چقدر مفصل مختصات زمانی و مکانی خاص را بیان میکند.
    این حکم برای زمان و مکان خاص بوده ولی انتظار بیش از این ها بوده و هست…
    والسلام
    quranmizan.com

     
  83. .سلام .دوست عزیز جناب اقای باقرابراهیمی.شمامدعی هستیدمراجع درباب خودارضایی جوانان راهکاری ندارن.برعکس نظرشمامراجع معتقدبه ازدواج موقت هستن که بازهم شمامردم به خاطرغفلت وکم کاری این مطلب رارایج نکردید*دوست دیگه ای بانام کاربری ناشناس نظردادن چطورممکنه خداپیغمبرروازجوزمین باالاغ عبوربده اخه دوست عزیزشمااگه ازطرزافرینش بدن خودت خبرداشته باشی که خدابه چه طرزعجیبی تووامثال ماروخلق کرده دیگه این مواردبرات عجیب نمیشد وازاون خدای قادرهرچیزی شدنی هست.لطفامطالعه خودتون روزیادکنید.شرمنده اگه رک صحبت کردم.

     
  84. خوب حروم خور تو نده فضولی دیگران رو هم نکن امثال تو خیلی وقته که به این حروم خوری ها و حروم گفتنها عادت دارند فقط تو نطفه ات موندم؟؟؟؟

    —————

    محمد حسن گرامی
    ناسزا آدمها را کوچک می کند. شما که نمی خواهید کوچک باشید؟ می خواهید؟
    سپاس

     
  85. باپوزش ازروحانیون راستین ومردم دار سخنی ازکسروی رواینجا مینویسم…ﻓﺮﺽ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﮐﺎﺭﻣﻨﺪﺍﻥ ﺯﺣﻤﺘﮑﺶ ﺷﻬﺮﺩﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﻪ ﻣﺪﺕ ﯾﮏ ﻣﺎﻩ ﺩﺳﺖ
    ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﺑﮑﺸﻨﺪ ﻭ ﺍﻋﺘﺼﺎﺏ ﮐﻨﻨﺪ، ﭼﻪ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ؟ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺷﻬﺮﻫﺎ ﺭﺍ ﺯﺑﺎﻟﻪ ﻭ ﮐﺜﺎﻓﺖ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ
    ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ﺣﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺮﯾﺪ ﻣﺎﯾﺤﺘﺎﺝ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﺧﻮﺩ ﭘﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﮕﺬﺍﺭﺩ، ﭼﻪ
    ﺑﺮﺳﺪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﮐﻪ ﺳﺎﻋﺖ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻓﻀﺎﯼ ﻣﺴﻤﻮﻡ ﻭ ﺁﻟﻮﺩﻩ ﺗﻨﻔﺲ ﮐﻨﺪ .
    ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﻪ ﻣﺪﺕ ﯾﮏ ﻣﺎﻩ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﭘﺰﺷﮑﺎﻥ، ﺟﺮﺍﺣﺎﻥ ﻭ ﭘﺮﺳﺘﺎﺭﺍﻥ ﺍﻋﺘﺼﺎﺏ ﮐﻨﻨﺪ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﺍﯼ
    ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺑﺎﺭ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺁﻣﺪ ﮐﻪ ﻫﺘﺎ ﺗﺼﻮﺭﺵ ﭘﺸﺖ ﺁﺩﻣﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻟﺮﺯﻩ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ .
    ﯾﺎ ﺣﺘﯽ ﺍﺭﺗﺸﯿﺎﻥ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﻣﺪﺕ ﯾﮏ ﻣﺎﻩ ﻣﺮﺯﻫﺎ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺑﺎﺯﮐﺮﺩﻧﺪ، ﻧﺎﻧﻮﺍ ﻫﺎ، ﻟﻮﻟﻪ
    ﮐﺶ ﻫﺎ، ﺳﯿﻢ ﮐﺶ ﻫﺎ، ﻣﺨﺎﺑﺮﺍﺕ، ﺷﺮﮐﺖ ﻧﻔﺖ، ﮔﺎﺯ ﻭ …
    ﺣﺎﻝ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺁﺧﻮﻧﺪﻫﺎ ﻭ ﺍﻣﺎﻡ ﺟﻤﻌﻪ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﺪﺕ ﯾﮏ ﻣﺎﻩ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ، ﯾﮏ ﺳﺎﻝ ﻫﻢ ﮐﻢ ﺍﺳﺖ،
    ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﺎﺩﺍﻡ ﺍﻟﻌﻤﺮ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻋﺘﺼﺎﺏ ﺑﺰﻧﻨﺪ … ﺁﯾﺎ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ !!! ؟ …. ﺁﯾﺎ ﺁﺑﯽ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺗﮑﺎﻥ ﻣﯽ
    ﺧﻮﺭﺩ !!! ؟
    ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﺍﻋﻼﻡ ﺍﻋﺘﺼﺎﺏ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺧﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﺧﻠﻖ ﺧﺪﺍ ﺑﺸﻮﺭﻧﺪ، ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻍ ﻭ ﻧﻔﺎﻕ ﻭ ﻣﻨﺒﺮ،
    ﺷﺐ ﺍﻭﻝ ﻗﺒﺮ ﻭ ﻧﮑﯿﺮ ﻭ ﻣﻨﮑﺮ ﻭ ﻣﻬﻤﻼﺕ ﻭ ﻣﻮﻫﻮﻣﺎﺕ ﻭ ﻏﻮﻝ ﺁﺳﻤﺎﻧﯽ ﺧﺒﺮﯼ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ
    ﭼﻘﺪﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﺯﯾﺒﺎ ﻣﯿﺸﻮﺩ … ﺍﻣﺎ ﻧﻪ، ﯾﮏ ﺟﺎ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ … ﻗﺒﺮﺳﺘﺎﻥ ﻫﺎ !!! … ﺟﺎﯾﯽ
    ﮐﻪ ﺭﯾﺸﻪ ﺷﻐﻠﯽ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻮﺩﻩ … ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻦ ﺍﮔﺮ ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺩﺳﺖ ﺑﺪﺳﺖ ﻫﻢ ﺩﻫﯿﻢ ﻭ ﯾﮏ ﺣﻤﺪ ﻭ ﺳﻮﺭﻩ ﺭﺍ ﻫﻢ
    ﺍﺯ ﺑﺮ ﻧﻤﺎﯾﯿﻢ، ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﻻﻭﺟﻮﺩ ﻫﯿﭻ ﺁﺧﻮﻧﺪﯼ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﻧﯿﺴﺖ. ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻓﻀﺎ ﺗﻤﺎﺷﺎﯾﯽ
    … ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ، ﺁﺧﻮﻧﺪﻫﺎ ﻫﻢ ﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﺎﻥ ﺁﺧﻮﻧﺪﯼ، ﻧﺎﻥ ﺷﺮﮎ ﺍﺳﺖ

     
  86. بادرودوسلام به انسانهای آزاده ای که به دنبال حق هستندوحق رامی پذیرندوحق را می گویندهرچه به ضررخود باشد.مطلبی رابه عرض مرسانم،شایدتوجه به آن خالی از لطف نباشد.هرچندزیادبامطلب آقای نوری زادارتباط ندارد،اماتوجه به آن دروقت فتوادادن بسیارحائز اهمیت است،البته برای آقایان علماومراجعین تقلیدوبه قول کاکه محمد:دکان داران کاسب. روایات احاد»:
    «روایات احاد» به روایاتی گفته می‌شود كه كسی یا كسانی كه به حد تواتر نرسیده باشند، آنرا از پیامبر بزرگوار اسلام ـ‌ص‌ـ نقل كرده باشند كه خود تقسیمات مختلفی دارد مثلاً: مشهور، عزیز، غریب، كه اینها زیر مجموعه «صحیح» هستند و یا صحیح، حسن، ضعیف و تقسیمات فراوان دیگر. در هر صورت روایات احاد،‌ نسبتشان به پیامبر، یقینی نیست و موجب یقین نیستند.
    امّا امروزه جوامع اسلامی با مجموعه‌ای از كتب روایات به عنوان صحاح، جوامع، مسانید، معاجم، مستدركات، مستخرجات و اجزاء روبرو است كه تدوین و تألیف اكثر آنها به ابتدای قرن سوم هجری برمی‌گردد. به عنوان مثال: امام بخاری ـ رحمه الله‌ ـ كه مقبول‌ترین آنها است،‌متولد 194 هجری می‌باشد.
    بنابراین تدوین احادیث، به این شكل و صورتی كه الآن در اختیار ماست، دویست سال بعد از هجرت پیامبر بزرگوار اسلام،‌ جمع‌آوری و تدوین شده است. این میراث گرانبها، حاصل زحمات پی‌گیر و شبانه‌روزی بزرگوارانی بوده كه برای جمع‌آوری آن تمام سختیها و مشقتها را بر خود هموار نموده و جان و جوانی خود را در این راه در طَبَق اخلاص گذاشته و زندگی و عمر پربركت خود را در پای آن، تقدیم نموده‌اند.
    لازم به ذكر است كه تمام علما و دانشمندان اتفاق نظر دارند كه تمام قرآن، قطعی‌الثبوت و از طریق یقین‌بخش تواتر و طریقهای قطعی دیگر به ما رسیده است. و نیز اتفاق نظر دارند كه به جز احادیث متواتر با اقسام مختلف، بقیه روایات موجود در این مجموعه، قطعی‌الثبوت نیستند، یعنی نسبت آنها به پیامبر قطعی و یقینی نیست، بلكه ظنی‌الثبوت هستند. بنابراین،‌ وظیفه‌ی علما و دانشمندان معاصر است كه مانند اعصار گذشته، با تأسّی به سلف صالح خود در «تلقی» و «تحمل» این روایات فراوان و «اداء» و تبلیغ آنها، به معیارهای «علم‌الحدیث» چه علم‌الحدیث روایی، و چه علم‌الحدیث درایی،‌ مراجعه نموده، و با در نظر گرفتن آن معیارها كه در گذشته و یا زمان حال،‌ از طرف دانشمندان معاصر، مرقوم و مورد قبول قرار گرفته، به ارزیابی «سند» و «متن» روایات بپردازند.
    كاكه احمد مفتی زاده ـ رحمه الله ـ در این باره، می‌فرماید:
    «یادآوری كنم كه: گاهی درباره‌ی بعضی از شروط قبول هر «روایت» از هر گذشته‌ی دور یا نزدیك، پیش از ارزیابی «لفظ» یا «سند»، بحثهای شفاهی داشته‌ام. به این جهت، اكنون به بیان اجمالی و عنوان‌وار آن شروط،‌ اكتفا می‌كنم: یك‌ـ معرفت مقدور به افكار و اخلاق و همه‌ی احوال روش منسوب الیه (حضرت رسول ـ‌ص‌ـ یا غیر ایشان).
    دوـ آشنایی مقدور نسبت به شرایط و احوال محل مربوط به روایت.
    سه‌ـ «علم به قرآن» در حد مقدور هر زمان.
    چهار‌ـ علم به موازین و اصول اسلامی در موضوعات مورد عنایت دین، خصوصاً اسلام و به خصوص در زمینه‌ی مسائل روایت. دو شرط اخیر، خاص روایات اسلامی است.
    اگر روایتی با این چهار شرط، نمره قبولی گرفت، آنگاه، نوبت تحقیق درباره‌ی «لفظ» می‌رسد (: ارزیابی درجه‌ی فصاحت و بلاغت و سبك) و بعد از این همه است كه باید به ارزیابی «سند» پرداخت. اگر روایتی در مرحله‌ی اول یا دوم، مردود شد، دیگر پرداختن به مرحله‌ی بعد، لازم نیست، ممكن است: روایتی در آزمایش با چهار شرط اول، قبول شود؛ ولی در مرحله‌ی دوم، مردود. چنین روایتی تنها از جهت «روایی» است كه بی‌اعتبار می‌باشد. (نامه‌ی 6 صفحه‌ی 4).
    پس مكتب قرآن، با توجه به این واقعیتهای انكار ناپذیر،‌و با توجه به این اصول و موازین، و تأسّی به سَلف صالح است كه در نسبت دادن هر روایتی به پیامبر بزرگوار اسلام شرط احتیاط را از دست نداده و بر احراز صلاحیت علمی و تقوایی افراد، و بررسی متن سند بر اساس آن موازین، اصرار می‌ورزد وگرنه اگر ثابت شود كه فلان روایت فرموده‌ی رسول بزرگوار اسلام است، با جان و دل آنرا می‌پذیرد و به امید خدا در حد توان بدان عمل می‌كند. و نیز بر همین اساس است كه نمی‌تواند یك منبع مشخص را دربست به عنوان احادیث مسلم رسول بزرگوار اسلام ـ‌ص‌ـ معرفی نماید. و امّا چگونه مكتب قرآن، در مسائل فقهی، به اقوال امام شافعی استناد می‌كند، در حالیكه همان كسانیكه «الامّ» و «الرساله» را حفظ نموده‌اند،‌ اهتمام بیشتری به احادیث پیامبر داشته‌اند؟ باید عرض كنیم كه: انتساب «الام» و «الرساله» به امام شافعی ـ‌ح‌ـ از طریق تواتر و قطع، به اثبات رسیده است، نه از طریق دیگر، و این تنها خاص «الامّ» و «الرساله» هم نیست بلكه میلیونها كتاب هستند كه نسبتشان به مؤلفانشان، قطعی و یقینی است. مثلاً: صحیح بخاری به صورت تواتر ثابت شده است كه تألیف امام بخاری است. همچنین صحیح مسلم، حاصل زحمات امام مسلم است و میلیونها كتاب دیگر و امّا اینكه در بین روایات، روایاتی مخدوش وجود دارد یا خیر؟ همچنانكه توضیح داده شد، در آن شكی نیست. حتی روایات مجهول و موضوع وارد بعضی از كتابها، شده‌اند و كتابهایی درباره‌ی «احادیث موضوعه» تألیف شده است تا جامعه‌ی اسلامی از آنها پرهیز كند مانند كتاب الموضوعات تألیف «ابی الفرح عبدالرحمان بن جوزی» و كتابهای دیگر.
    امّا راجع به این موضوع، كه اگر روایات مخدوش هستند، چگونه به «سنت» رجوع كنیم؟ توضیح داده شد كه «سنت» تقسیمات مختلفی دارد سنت متواتر چه لفظی و چه معنوی و سنت عملی پیامبر كه اكثر آن نیز متواتر است، با اعتماد و اطمینان می‌توان بدان رجوع نمود و آنچه نیز به عنوان سنت قولی در صحاح و مسانید و جوامع و و مستدركات و … آمده، نه كاكه احمد مفتی زاده و نه هیچ فردی از افراد مكتب قرآن اعلام نكرده كه همه‌ی آنها، مخدوش هستند. كاكه فاروق فرساد در جزوه‌ای كه كاكه احمد آنرا تصحیح فرموده است، در این زمینه می‌فرماید: همچنانكه تصحیح حدیث كار هر كسی نیست، تضعیف آن و «موضوع» شمردنش نیز كار هر كسی نیست بلكه مكتب قرآن با تأسّی به سلف صالح اعلام كرده، كه عالم، متقی، قرآن شناس و به عبارتی دیگر متخصص و متعهد، با در نظر گرفتن اصول و موازین شناخته شده‌ی جدید و قدیم،‌به روایات، استناد كند و فتوی دهد.
    «رحم الله امرءً عرف قدره و لم یتعدّ طوره»

    ————–

    ارتباط این نوشته با نوشته ی اصلی چیست؟
    فاروق گرامی برگرد سرخط
    همانی باش که بودی
    سپاس

     
  87. سوال ازشیخ ابوالحسن خرقانی:یاشیخ اگر پادشاهان وامیران ونایبان ایشان چیزی به ما دهند وگویند این مال ازوجه حلال است واز میراث پدرومادر است وازتجارت وزراعت است آنرا قبول کنیم یا نه؟…/جواب:آنرا قبول نباید کرد زیرا که مال ایشان را باز صلاح نیاورد وایشان رااز فساد باز نداشت. هر که درآن تصرف کند همچون ایشان باشد واورا از فساد باز صلاح نیاورد بلکه اگر مصلح باشد خطر باشد که در فساد افتد به شومی آن مال…..

     
  88. چند سال پیش کتابی از ارشاد دولت احمدی نژاد مجوز گرفت و منتشر شد بنام ” مکتب در فرایند تکامل و تاکنون هم ردیه ای بر آن نوشته نشده یا من ندیده ام . در این کتاب آمده است که در زمان رحلت امام حسن عسگری ، تنها نزد نماینده ایشان در نیشابور 500 هزار دینار از وجوهات پرداخت شده از طرف موالی ( ما ایرانیان) موجود بوده است ، لابد اقای نوری زاد این کتاب را ندیده اند .
    توصیه ایشان هم اول ثمرش افزایش مراجع و علمای با بصیرت است .

     
  89. جناب آقای نوریزاد با تشکر از بحث مهمی که باز کردید. بنظر من سوال اساسی تر و فوری تری این است که کجای اسلام اجازه داده که این آقایان از پول بیت المال که باید صرف عمران و آبادانی مملکت و فقر زدایی از کشور شود بودجه دریافت کنند به اسم تبلیغ اسلام (که حاصل کارشان هم صرفا راندن مردم از دین خدا بوده و هست). آقای احمدی نژاد در یکی از مصاحبه هایش چند سال پیش افشا کرد که در دوره آقای خاتمی بسیت میلیارد تومان سالانه از بودجه عمومی کشور به مراجع تقلید پرداخت میشده و او این مبلغ را به هفتصد میلیارد تومان افزایش داده است و شاکی بود که چرا حضرات از دولت او همچنان ناراضی هیستند. خوب اینها که از مقلدان خود پول میگیرند چه نیازی به پول بیت المال و فلان معدن و فلان مجوز واردات شکر که آقای پالیزدار گفته است دارند ؟ ما مردم که نان نداریم بخوریم چرا باید سالی ده میلیارد تومان به موسسه آقای مصباح یزدی بپردازیم که بیایند و بفرمایند مردم حقی برای اداره خودشان ندارند؟ تازه باید پول سفر شاگردان ایشان به نیویورک را هم ما بپردازیم و بعدا هم تمامی شاگردانشان را به عنوان روحانی ادارات استخدام کنیم و پول زیارت حج و سوریه ایشان را هم بدهیم تا در امور اجرایی دستگاهها و زندگی شخصی کارکنان آنها تجسس و دخالت کنند و هر روز علم وااسلاما سر بدهند. واقعا کجای سیره علی (ع) این بوده که پول بیت المال را صرف مفتی و فتوای او کند؟ کجای سیره نبوی اجازه میدهد که دولت پول حج واجب و عمره و زیارت مدیران و کارکنان خود را از بیت المال مسلمین بپردازد. اینها حق الناس نیست ؟

     
  90. ای کسانیکه نعره می زنید و به همه جایتان فشار امده که چرا روحانیت پول می گیرد و راحت طلب است و چه و جه و کذا و کذا . بدانید و اگاه باشید اگر تمام ثروت دنیا را به اینها بدهند مزد یک شب بیداری در هنگام ورود به حوزه و تحمل اساتید که خود روزی طلبه بوده اند را ندارد . روحانیت برای کسب این در امد از خود مایه گذاشته و هر چه بگیرد کم است . حال هر کس میل پول دارد برود چند شب در حوزه بماند و مقداری گشاد گشاد راه برود تا به درجات عالیه و احترام و پول برسد .

     
  91. من ازشکوه قلم شما درشگفتم
    ادبیات
    ادب
    جرأت
    منطق
    درستی
    نکته های ناب
    عالی است استاد

     
  92. ر سفري كه به تايلند داشتم ، همراهان ، منو دعوت كردند كه از خياباني بنام واكينگ استريت ديدن كنم ( محل و پاتوق ديسكو ها و كلوپهاي شبانه و …… ) خوب ژست مذهبي بودن و بچه مثبت بودن مانعم ميشد ، ولي كنجكاوي ديدن چنين محيطي كه در ايران وجود نداشت و ميگفتند نسبت به كشورهاي ديگر ديدني تر است ، باعث شد موافقت كنم و آنشب را به خيابان واكينگ استريت برم و از مناظر و اتفاقات درون آن ( با تعجب فراوان ) ديدن كنم ، واقعا” محيط ديدني و محرك بود

    صداي فراوان موسيقي و انوار مختلف و دم و دود بي نهايت و صداهاي فرياد و مكالمه و مغازله همه و همه به هم آميخته بود و البته كه براي هر توريستي جذاب مينمود

    در اين بين و در اين محيط عجيب صداي زني كه فارسي دست و پا شكسته اي صحبت ميكرد نظرم را جلب كرد و وقتي او را ديدم ، بيشتر تعجب كردم

    زني تايلندي با قد كوتاه و چهره اي نه چندان زيبا ، داشت فارسي صحبت ميكرد

    با لبخند و كنجكاوي به او نزديك شدم و بعد از سلام از او پرسيدم : كجايي هستي ؟ و او با نشاط فراوان و كمي رفتار كوچه خياباني گفت : دورگه ايراني تايلندي – مادرم ايراني بود و پدرم تايلندي ، و فعلا” مادرم در ايران زندگي ميكند ( خزانه بخارايي ) و پدرم كه حضانت مرا دارد ، در تايلند ، و من براي پرداخت پول به پدرم و درآوردن هزينه زندگيم و فرزندم ، كه از شوهر جدا شدم ام دارم بايد شبها در اينجا ، كار كنم

    حس نيمه ايراني بودن او مرا تحريك به كمك به او كرد و وقتي از جيبم پول درآوردم كه به او بدهم ( معادل يكماه فعاليت او در اين خيابان ) با قدرت دستم را پس زد و گفت كه نان همتش را ( حالا در هر شغلي كه باشد ) ميخورد و گدا نيست

    و در نهايت وجودم را با مطلبي آتش زد كه هنوز كه هنوز است بعد از سالها در مغز آن كلام ميسوزم ، بعد از رد كردن پولم با حالتي عاقل اندر سفيه ، او گفت : تو از آن دست آدمهايي هستي كه در ايران و غير ايران ميخواهي با تظاهر به جهد و ايمان ، تقدس را از مردم گدايي كني ، نمونه آنهم ، ريشه بهم ريخته اي است كه در صورت خود نگهداشته اي ( و تمام )

    نفهميدم چقدر در آنمكان بصورت مات و مبهوت مانده بودم ، ولي هر چه بود ، آن زن رفته بود و من متوجه نشده بودم

    بماند كه انگار كلام او مانند يك نفرين بر پيكرم نشست و چند ماه بعد دچار بيماري شدم كه ديگر نميتوانستم بيشتر از چند ميليمتر ريش در صورتم نگه دارم و بايد دائما” اصلاح ميكردم ( بيماري كه خيلي از ايرانيان بخاطر تغذيه نامناسب و يبوست و كبد چرب به آن دچارند )، ولي هشدار آن زن براي گدايي تقدس ، سرنوشتم را تغيير داد

     
  93. آقای نوریزاد با همه احترامی که بواسطه روشنگری ها وانتقادات بی پروایتان برایتان قائلم ولی از شما و بقیه کسانیکه کوره راهی به حقیقت یافته هان میخواهم دست از محافظه کاری برداشته وحقیقت را عریان به مردم اعلام قرمائید. که ای مردم بیدار شوید.<> مرحوم شاملو.

    دینی که اثبات قبول آن با دروغ ” اشهد ان لاالله علی الله واشهد ان محمد رسول الله” شما را وارد معرکه ای میکند که نه دیدید ونه بودید تولیدش هم بایستی آخوند مفت خور باشد. ما در عصر علم وتکنولوژی چطور میتوانیم بپذیریم که یکنفر با الاغ از جو زمین خارج شود. وقتی سادلوحانه چنین مزخرفاتی را بپذیریم نبایستی از تبعاطش هم دلگیر باشیم. به هر حال از اینکه حضرتعالی به این درجه از معرفت رسیده اید که مسیر آب کمالات خود را از آسیاب دکانداران دین منحرف کنید خود جای تقدیر دارد.

     
  94. سلام آقای نوری زاد
    تحلیل منصفانه
    1-اگه با ظالم در بیفتی دچار سختی میشوی , ایران بخاطر دفاع از مظلومان دارد هزینه می دهد و غالب مردم راضی به هزینه آنند

    2- کمپانی های کشور های ظالم که شما به آنها خدمات می دهید بصورت روزانه زن و بچه مردم بیگناه این کره خاکی را می کشند..چرا در مقابل کشتار و ظلم وال استریت بورس انگلیس و بورس لندن بورس کانادا .کمپانیهای نظیر کوکا کولا سکوت می کنید شمارا بازی داده اند -دوروز دنیا تمام می شود – به لعنت ابدی اش نمیارزد
    3- بدترین نوع جهل . جهلی است خود فرد نداند که نمی داند –مشکل بزرگ وطن فروشان و خیانتکاران – جاهلان روشنفکرنما
    4-حدود 7 میلیارد انسان روی این پهنه خاکی زندگی می کنند با سبکهای مختلف زندکی مشروب خورا . منافقا . همجنس بازا . دین فروشا .وطن فروشا . عدالت جویان . ظلم جویان در صد خیلی کمی ازأنهاروحانی هستند شامل اسلامی ، یهودی ، مسیحی که داخل این مقدار کم روحانی راستین مقدار کمی اخوند دین فروش است – کسی که ظلم اکثریت را نبیند و سکوت کند ولی در مقابل ظلم عده ای بسیار معدود موضع بگیرد خود قضاوت ظالمانه کرده است.روی درخت نوشتن با نوک خنجر زنده باد آزادی !!!
    5-هر ثانیه شبکه بی بی سی و صدای امریکا والعربیه موجب کشتار عده ای آدم بیگناه می شود که به حساب مجریان و نوکران این شبکه هانوشته میشود
    6-شاید در ظاهر عده ای افراد ساده لوح فریب این نفاق و حرفای ظاهر فریب بخورند
    ولی در اصل خود این افراد پیرو مایلند به این حرفا-روزی می رسد در محضر عدل خدا ارزومی کنند ایکاش پیرویی نداشتیم

    7-برادر عزیز وقت تنگه بوی الرحمن دنیابلند شده – به هر نفر تو این دنیا حدود 2 ساعت وقت میدند( زمان روح) – دو ساعت دنیا خیلی سریع تمام می شود خداوند توابین را بصورت ویژه دوست میدارد.

     
  95. باعرض سلام خدمت نوری زاد و همه ی هموطنان
    مطلب بنده مربوط به بحث نیست ولی بد نیست که بگم
    من فرزند یک فرهنگی وآموزش پرورشی هستم.که البته ایشون اندکی هم کار کشاورزی داشتن.پدرم معلمی بودن که علاوه بر کشاورزی همیشه وقتشون رو صرف مطالعه میکردن ازکتب روش های تدریس و ریاضیات گرفته تا علوم تربیتی وروش های برخورد باکودکان وغیره همیشه به دنبال کارهای جدید در آموزش بود دنبال تنوع ،تشویق بچه ها به ساخت کاردستی،کارهای علمی و غیره تا شاید بتواند اندکی از عهده وطیفه بزرگ و مهم معلمی که امروزه متاسفانه چیزی ازش شایدنمانده بربیان.در کل از نطر بنده ایشون یک معلم واقعی هستن و قسم میخورم یه لقمه حروم تو55سال زندگیش بدست نیاورده.بنطرتون از کشاورزی و معلمی کار حلال تر داریم؟البته شاید طلبگی!!!بنده بجر کارفرهنگی ازپدرم هیچ حرفه ی دیگری یاد نگرفتم،لقمه به لقمه ای که خوردیم حتی از راه حلال دیگه ای نبوده!
    دیگر راه ها چنان برای من گمنام است که بگذارید مثالی بزنم. بارهاوبارها من با وسیله شخصی خانوادگی خود مسافر سوار کرده ام نه برای پول بلکه رضای خدا.اما بارها هم شده است که با این اوضاع خراب اقتصادی بقصد درامد اینکار را بکنم. ولی با اینکه در خیلی از موارد طرف راضی به پرداخت هزینه بود و من میخواستم که حتی نصف هزینه واقعی رو دریافت کنم ولی دلم راضی به گرفتن پول نمیشد وهنوز که هنوزه نتوانستم ریالی بستانم.امیدوارم متوجه شخصیتم که چگونه رشد یافتم شده باشید.
    مطمئنابرای من آرزویی بود که روزی بتوانم جا پای پدرم بکذارم وراهش رو ادامه بدهم.بنده در رشته ریاضی دیپلم گرفتم و برای معلم شدن خود برنامه ریختم و برنامه ریزی کردم.خلاصه مطلب اینکه یک سال قبل از زمان کنکور بنده وسال کنکور بنده و یکسال بعد ازآن….رسم دیرینه تربیت معلم ورافتاد تا مبادا خدای نکرده بنده در تربیت معلم قبول شوم.اینگونه بود که بی تدبیری یک عده برنامه ریزی های چند سال من وجوانانانی مانند من را بهم بزند وکسی نباشد که بگوید چرا
    در عوض بنده در رشته مهندسی دردانشگاه دولتی قبول شدم که البته از نطر بنده برای یک نوجوان در شهرستان کوچک هیچ اینده ای نداره ور درواقع انتخاب رشته مهندسی از سر مجبوری بود هرچند خیلی از کنکوری ها در سال89برای دانشگاه دولتی سرودست میشکستن.
    سال ها بعد چه نفر هایی که من میشناسم که با رتبه های مشابه و گاها2تا3برابری رتبه من در تربیت معلم قبول شدند.نمونه اش دوستی بود که رتبه ای که دوسال بعد ارمن کسب کردن بارتبه من فقط20 عددتفاوت داشت که تربیت معلم قبول شدن.پدر این دوستم دارای فروشگاه وشغل های آزاد فراوان است.این دوستم اکنون که دانشجو هستن ضمن دریافت حقوق معلمی آیندشون باکاردرفروشگاه پدرشون ودیگر امور برای خودش رندگی مناسبی را بهم زدن که انشالله همیشه پایدارباشه.
    ولی دلم بحال خودم وامثال خودم میسوزد که با سن بیشتر ازاین دوستم حتی شغل پدرم رو هم نتوانستم ادامه دهم و حالا حالا باید با آینده نامعلوم خود کلنجار برم.
    نا گفته نماند که بنده تا خدا هست ناامید نیستم
    با درود برهمه جوانان فهیم ایران

     
  96. Dear NOORIZAD You are an amazing guy I’ve ever seen in the regim that according to the present roullers and their sympots are definiely deserved nothing but death and despite of all the current evidences you are free to write and post every viewpoint you want with no more fears .
    Please write some historical facts about the business and the earning money for living for prophet MOHAMMAD and his family of 12 IMAMS
    and their known relatives .May be our AKHOOND comunity are tracking the same way as their predesessors

     
  97. درود بر شما آقای نوری زاد شجاع و باشرف! بسیار پیشنهاد خوبی است. من هم همیشه دو سوال داشته ام: سوال اولم همین بود که شما فرمودید: چرا هیچکدام از خود آخوند ها برای دفاع از حیثیت خود اینهمه سال این پیشنهاد را ندادند؟ آیا این عمل دریافت خمس و ذکات توهین به مقام روحانیت نیست؟ حتی آیت الله منتظری یا شریعتمداری هم خمس و ذکات میگرفتند! اگر این پول صرف فقرا میشده باید بنیاد مستقلی با بیلان شفاف و مشخص و پاسخگو این حساب کتابها را رو میکردند.
    سوال دوم من این بوده است که چرا مرد های ایرانی بر علیه حجاب اجباری چیزی نمیگویند. آیا این بیش از زنان توهین به خود مردان نیست؟ آیا این ننگ برای یک مرد با شخصیت نیست وقتی بر سر زنان میکوبیم و میگوییم موی تو مرد را شهوانی میکند و این امنیت جامعه را به خطر میندازد؟ آیا مردان در حد حیوانات هستند و هیچ مسئولیت و کنترلی بر رفتار خود نباید داشته باشند؟ مردانی که دور و بر من هستند چنین موجودات پست و ضعیفی نیستند.

     
  98. جناب آقای نوری زاد نمی دانم که این واژه علمای سنتی را چگونه به این مساله وصل کردید ولی همه می دانند که بساط این حکومت جائر مذهبی را نه علمای سنتی که علمای نوین و روشنفکر بنیان گذاشتند و بیشترین مخالفت ها از طریق علمای ستنی با این سیستم بر اساس تعالیم اهل بیت علیهم السلام صورت گرفت، علمایی چون آیت الله خویی، آیت الله خوانساری و اکنون آیت الله وحید و سیستانی، به این علما، علمای سنتی می گویند نه علمایی که بدعتی چون ولایت فقیه ساخنتد و مملکت شیعه را به انحرافات عمیق کشاندند شما می بایست از واژه ها در جای خودش بهره ببرید .

     
  99. ذکر خیر شما و مقالات فوق روشنگرانه ی شما زینت بخش مجالس علمی ما در شهر و دیارمان است

     
  100. مدت ها در کلاس دانشگاه به لطایف الحیلی به دانشجویان گوشزد می کردم که نباید سقف معیشت بر ستون شریعت را در میان گروهک آخوند باب نمود و همیشه در طول این دوران دشواری های جناب نوری زاد عزیز تمامی مقالات به حق و جسورانه و متهورانه این مرد دست از جان شسته را می خوانم و برای دوستان دانشگاهی و برخی دانشجویانم ارسال می کنم . قلمت نوری زاد عزیز همیشه مستحکم و روان و جانت همیشه سالم و تندرست باد مرد متهور که یک تار موی تو را به تمامی گروهک آخوند تعویض نمی نمایم

     
  101. دوست و هم محل قدیمی این بار جرئت کردم ایمیل واقعی خودم را نوشتم به من حق بده بعد از این بلوا ما خیلی سختی کشیدیم و بهمین خاطر چند بار برای شما پیغام گذاشتم اما با ایمیل جعلی ببخشید .اگر بگویم ما از یک طبقه شاید پایین خیابان مخصوص بودیم و با شما هم کوچه بودیم وچه جفایی از این سیستم دیدیم مو بر اندامت راست میشود لذا خواهشمندم پس از ارسال پاسخ آدرس ایمیل من را پاک کن اسمش را هرچه میگذاری بگذار عیب ندارد .ترسو…و….و چون میدانم شما و نرم افزارهایتان دائم چک میشود و دیگه طاقت هیچ چیز را ندارم .اما راجع به موضوع مطروحه باید بگویم عامه مردم تفکر بسیار تحجر آمیز تر از آن چیزی که شما فکر میکنید دارند. یک روز خاله بنده به من گفت اودکلن زدی وای نجس است بعد از مدتی روی میز آرایش ایشان انواع عطریات پاریسی را دیدم گفتم خاله پس این ها چه ؟گفت از آقا پرسیدم گفته چون از مکه و از دست مسلمان خریدی پاک است!!!!یا بارها به من از طرف خیلی ها تذکر اکید داده اند چرا تو تقلید به کسی نداری ؟درسته از 12 سالگی نماز میخونی و روزه میگیری ولی هیچکدام قبول حق نبوده و نیست !چون تقلید نداری…..برادر آنوقت میخواهی این توده به آخوند پول ندهد؟!!!حاشا

     
  102. جناب آقای نوریزاد با سلام از زمان های خیلی گذشته روحانیان کشور ما یا از مردم جیره و مواجبی در قالب ” خمس ” و ” زکات ” میگرفتند و یا به زیر چتر حکومتها میرفتند و به ” قاضی شارع ها ” و ” آخوند های درباری ” و در این زمان به قولی جانباز اصلاحات جناب آقای ” حجاریان ” ، ” روحانیون دستگاهی ” تبدیل میشدند . اگر همه مردم کشور ما مثل من و شما می اندیشیدند ، حتما” یک ریال هم به آخوندها نمی دهند ولی چه میشود که در وهله اول عوام همه چیز خود را طی سالیانی عادت کرده اند که در اختیار روحانیون قرار دهند و در وهله دوم ، مثلا” در زمانی که کمونیست ها که نه دین را قبول داشتند و نه روحانی و دستگاه های دینی را ، باز هم همین افراد کمونیست برای عقد و ازدواج مجبور بودند که باز هم پیش روحانیون دفتر دار ازدواج و طلاق ببرند ( خودشان اذعان میداشتند که در ” کنگره ” و “دفتر حزب کمونیست” نمی توانند مراسم عقد و ازدواج راه بیاندازند ) . پس می بینید که همه به نوعی وابسته به روحانیون هستند . آنها که عوام تر هستند که همه چیزشان حتی زندگی اشان را هم مدیون روحانیون میدانند .یا ببینید که چند سال پیشتر ها در نواحی آذربایجان ، عوام ها و چوپانان و مردم به مرور سگ هایشان به خاطر نجس بودن میکشتند و به جای سگان روحانیون را به روستا میآوردند که وقتی گوسفند هایشان برای تعلیف به چرا به بیابان میروند آنها دعا کنند تا گوسفندان به گله گرگ ها برخورد نکنند و یا گرفتار برف و بوران نشوند و صحیح و سالم به خانه برگردند ( به دعای ایشان بیشتر اعتقاد داشتند تا نگهداری سگ برای پاسبانی از گوسفندان ) .کسانی هم بوده اند که برای بچه دار شدن برای ” دعا نویسی ” به نزد ایشان رجوع میکرده و به قولی خودشان از دعای آنان بچه دار هم شده اند .پس آقای نوریزاد می بینید که کار سخت است و کار ارتزاق این روحانیون از این فرهنگ ایجاد شده در جامعه میگذرد .

     
  103. آقا يا خانم پخمه.اگرچه كارشماخيلي طولاني است اما خيلي قشنگ نوشه ايد.

     
  104. ta khar dar jahan ast mofles dar nemimanad

     
  105. آقای نوری زاد مملکت دست آخوندهاست. شما اگه تحقیق کنید میبینید که چه خبره توی این خراب شده. 45درصد درآمد کشور رساله در دست بیت رهبری هست. بقیه هم دست مافیایی چون سپاه .

     
  106. اى كاش بجاى نفى اين احكام متعالى به تشريح وتبيين آنها وكاركردها ودلايل وجودى واثرات اين موضوعات وآگاهى بخشى مى پرداختيم مثلأهمين خمس وذكات و…به نوعى مالياتى بوده كه ازطرفى باعث ايجادبرابرى مادى درجامعه شده وازطرفى ازبين برنده آثارمنفى ومخربى چون تورم و…باهدايت نقدينگى مازادبه سمت امورعام المنفعه شده واينكه اين سرمايه ها بايددرجهت كارهاى زيربنايى واساسى وعام المنفعه مثل حمام ومدرسه سازى ودادن مواجب به اقشارضعيف وناتوان وحتى تحصيل وآموزش وپرورش البته درهمه زمينه ها ونه فقط درزمينه دينى مصرف گردد
    وبايدروشنگرى شودكه عده اى برمبناى منفعت طلبى وسوء استفاده خوداحكامى درجهت منافع خودوضع كرده اندوراههاى مصرف اين مالياتها رامحدودبه مواردى خاص كه تامين كننده منافع خودشان است نموده اند

     
  107. با سلام درود به “آنان که با قلم تباهی دهر را به چشم جهانیان پدیدار می‌کنند”
    نوشته زیر در ارتباط با چند مقاله ظاهرا گوناگون که در سایتهای خبری متفاوت و موضوعاتی مرتبط با باز بینی‌ تاریخ جنبش ملی‌ شدن نفت و نقش شادروان دکتر مصدق، سرنوشت در آمدهای نفتی‌ دوران ” پاکترین دولت تاریخ و دولت خدمت گذار” و وعدهٔ‌ مشهورش برای اوردن نفت سر سفرهٔ مردم، هم چنین بیانات تنگ نظرانهٔ بعضی‌ از اعضای شورای شهر تهران در رابطه با مصرف بودجه‌های عمرانی کلان شهر تهران منحصراً در تهران و جلوگیری از “حیفو‌میل و حاتم بخشی کردن” آن در ساختن مسجد یا مدرسه در فلان نقطه محروم دور افتادهٔ کشور، تهیه شده. این نوشته حلقه‌های مرتبط این موضوعات را به هم وصل کرده و تصویری دقیقتر از ساختار اقتصاد کشور و منابع آن (نفت ملی‌ خوزستان – املاک خصوصی تهران)، نقش و جایگا پایتخت و پایگاه حاکمین اقتصادی کشور بدست میدهد. در ضمن پاسخی نیز به مقالهٔ شما هم هست که من فکر می‌کنم علیرغم وجود عناصر حقیقی‌ بر شمرده- یعنی‌ رانت خواری قسمی از قشر روحانیت چه فرو دست و چه اشرافی – مسله تقسیم و تخصیص و توزیع ساختاری ثروت در کشور نیازمند به تحلیل ساختاری و شناخت و توضیح مکانیسم‌های بنیادین اقتصادی خاص کشور ما است.
    تقریبا بیش از ۱۰۰ سال است که پایتخت نشینان و خصوصا شمیرانات نشینهای قاجاری و ، پهلوی و تازه به دوران رسیده‌های جمهوری اسلامی با گذرنامه‌های آمریکایی اروپایی کانادایی از برکت دلارهای نفت خوزستان هست که بیابانها یشان بسیار فراتر از املاک مرغوب تجاری و مسکونی در لندن و پاریس و نیویورک و لوس انجلس قیمت پیدا کرده ولی‌ همچنان تحقیرانه و متفر عنانه به سایر هم میهنان کشور نگاه می‌کنید؛ شمیرانت نشینان که املاک تجاری و مسکونی یشان به قیمت متری ۳۰ میلیون تومن (۱۰ هزار دلار) تا متری ۲۵۰ میلیون تومن (متری ۱۰۰ هزار دلار) دست به دست میگیرد، چه نقشی‌ در اقتصاد بیمار و بحران زده کشور دارند ؟
    از برکات ثروت زیر زمینینی خوزستان است که اتوبان‌های ۲-طبقه و تونلهای چند صد متری و کیلومتری برای رفاه حا‌ل شهروندان مرفه و مصرف کننده شمال پایتخت نشین، ساخت شده که براحتی بتوانند خود و جوانانشان در اتومبیلهای چند صد میلیونی یا چند میلیاردی ویراژ داده و با فراق حال تردد کنند.
    یک نمونهٔ مشخص باب اطلاع بیشتر عرض کنم آنهم ملک نمایشگاه بین المللیست که اقای احمدی نژاد در روزهای پایانی دولتش به دوست عزیزش آقای ضرغامی رئیس صدا و سیما حاتم بخشی کردند؛ این ملک ۸۵ هکتار وسعت دارد و قیمت روز آن متری ۴۰ میلیون تومان تخمین زده شده که قیمت کل آن معادل تقریبا ۱۴ میلیارد دلار میباشد. آیا قیمت پولی‌ فقط این یک ملک شمال تهران بیشتر از تمام قیمت پولی‌ شهر ویران رها شدهٔ مظلوم خرمشهر نیست؟؟؟ رابطهٔ اقتصادی ثروت ظاهرا ملی‌ نفت و گاز جنوب با املاک خصوصی شمال تهران یکی‌ از کلیدی‌ترین مسایل اقتصاد سیاسی کشور است که هنوز بد از گذشت ۱۰۰ سال بدلایل سیاسی و اقتصادی پنهان و پیچیده مورد تحلیل و کند و کاش کارشناسان قرار نگرفته، طبیعیست که مالکین و شمال پایتخت نشینان از این پنهانی‌ و پیچیدگی قضیه سودمندند و خشنود.
    اگر امروز قیمت پولی‌ فقط املاک شمیرانت از تمام خاک سوختهٔ خوزستان بیشتر است، باید از شمیرانت نشینان پرسید، شما سالانه چند دلار در آمد ارزی مستقل از دلار‌های نفتی‌ خوزستان، برای اقتصاد خود و کشور کسب می‌کنید؟؟؟ سهم شما در تولید و صادرات مستقل کشور چه قدر است؟
    آیا ماشین‌آلات صنعتی‌، لوازم پیشرفته برقی‌ الکترونیکی، داروجات تولید و به خارج صادر می‌کنید؟ یا قالی، پسته، زعفران، خاویار، دام و طیور، غلات، سیفی جات، میوه جات، خرما، صنایع دستی‌ تولید شده در تهران؟؟؟
    آیا صادرات استانی سنگ معدن و یا محصولات معدنی همچون فولاد، مس، آلومینیوم، پتروشیمی و یا طلا یا نقره یا غیره دارید؟
    شاید هم بستنی ۲۵۰ هزار تومانی ساخت برج میلاد را به کشورهای حاشیه خلیج فارس صادر می‌کنید؟
    ۶۰ سال از نهضت ملی‌ شدن نفت به رهبری پیشوای شریف و ملی‌ روانشاد دکتر محمد مصدق، و بیرون کشیدن این ثروت ملی‌ از چنگال مافیای کنسرسیوم بین المللی، گذشت. اما متاسفانه طی‌ این مدت این ثروت ملی‌ برای ۲۵ سال در انحصار مافیای رژیم پهلوی و اربابان غربیش بود و نزدیک به ۳۵ سال هم هست که از بدو انقلاب در انحصار انقلابیون تازه بدوران رسیده شده که خیلی زود آرمانها و پیمانهای مردمی و انقلاب را به فراموشی سپردند و مشغول پر کردن جیبها و کیسه‌های خود از دلارهای نفتی‌ شدند. وجه اشتراک این دو دو ره‌ تداوم سیاست و اقتصاد صادرات عمد‌تاً نفت و گاز و دریافت دلارها و تقسیم آن‌ از طرق گوناگون بین مافیاهای حاکم بود.
    وجوه برجسته اقتصاد خام فروشی از این قبیل اند؛
    ۱-استراتژی صادرات انحصاری نفت و واردات انحصاری کالاهای مصرفی سوپر لوکس غرب برای شمیرانت نشینان و دارو، مواد قضایی و کالاهای مصرفی بنجل چینی‌ برای سایر هم میهنان درجه دوم و سوم.
    ۲-تبدیل بانک مرکزی به بانک خصوصی مافیاهای حاکم، تزریق دلارهای نفتی‌، چاپ اسکناس (ریال) بدون پشتوانه و قیمت گذاری دلارهای نفتی‌ به نرخ‌های گوناگون به منظور کسب ثروتهای کلان بدون هیچ گونه زحمت و ریسک یا به عبارتی بستن مالیاتهای کلان مخفی‌ بر عموم مردم- افزایش تعمدی و بی‌ حساب نقدینگی علت اصلی‌ فوق تورم (چاپ بی‌-رویهٔ پول) است. اسپری طبی برای رفع خلط سینه جانباز شیمیأیی از نوع مو ثر ساخت آلمان در بازار دارو نیست ، اما ماشین آلمانی سوپر لوکس پورشه با ارز ترجیحی خریداری شده فراوان پیدا میشود.
    ۳-ترویج رانت خواری از هر نوعی که بشود تصور کرد، امنیتی، نظامی، حراستی، کشوری، لشگری، تجاری، اطلاعاتی‌، شبه‌علمی‌، فرهنگی، و غیره
    ۴-تخریب و ورشکست سازی بنگاهای تولیدی کوچک داخلی‌، و بخشهای وسیعی از تولیدات کشاورزی بومی، واردات انحصاری کالاهای مشابه بومی و ترویج مصرف گرایی، دلالی، واسطه‌گرایی و هزاران مشاغل کاذب دیگر از دستاورد‌های اقتصادی دولتمردان انقلابی‌ از ابتدای انقلاب تا کنون بوده.
    تشکیلات، دستگاهها و سیاستهای امنیتی متفاوت و موازی خود برای مواجه و پاسخ گویی در مقابل وکنشهای زاییدهٔ سیاستهای برشرمده اقتصادی در طی‌ این سالیان شک گرفته و حمایت میگردد.
    عوارض اقتصادی سیاستهای خارجی‌ از قبیل تحریمات غرب و سخت گیری‌‌های تجاری، پولی‌، ارزی، بانکی‌ خود مزید بر علت اند در شکل گیری بحران اقتصادی کنونی، اما علت اصلی‌ فقدان برنامه اقتصاد ملی‌ تولید‌محور متکی‌ بر صادرات غیر نفتی‌، توام با ضعف مدیریت، سؤ‌مدیرت، رانت‌خواری و فساد حاکم بر اقتصاد کلان کشور است.
    پس بد از گذشت ۶۰ سال ، حکایت همچنین باقیست، پیش بسوی جنبش ملی‌ شدن نفت – فاز ۲.
    فقط با قطع صادرات نفت خام و گاز و روانه سازی این سوخت‌ها به سوی کارخانه‌ها، کارگاها، بنگا‌های تولیدی کشور و مصرف بهینه این منابع طبیعی‌خدادادی می‌توان بشکلی واقعا ملی‌ و عادلانه آنرا مورد بهر برداری ملی‌ قرار داده و موجبات ترقی‌ اقتصادی، معیشتی، صنعتی‌، علمی‌ و فرهنگی کشور را فراهم ساخت.
    در این صورت نه مردم و نه بخش تولید و کار آفرینان واقعی محتاج یارانه نخواهند بود، خام فروشی و چاپ پول و پخش پول فقط در جهت منافع رانت خوارن مفتخور و انگلهای اقتصاد و جامعه اند.
    به این امر توجه کنید: افزایش تولید نفت و توسعه میادین فعلی‌ و کشف میادین جدید و افزایش خام فروشی فقط به بحرانهای مهلکتر اقتصادی میانجامد نه بهبود اقتصاد کشور، خام فروشی و ذخیره کردن دلارهای کاغذی بی‌ پشتوانه آمریکا هم سیاستی گول زننده و احمقانه است.
    باید پرسید، آیا با کسب در آمد نفتی‌ نزدیک به ۷۰۰ الا ۸۰۰ میلیارد دلار در طول ۸ سال “دولت خدمت گذار” که وعده کرده بود نفت را سر سفرهٔ مردم بگذارد، از محل این عایدی عظیم خرمشهر، سوسنگرد، مهران، دهلرن، و قصر شیرین آباد شدند یا شمیرانت (تهرانجلس)؟؟ آیا از این در آمد عظیم چیز قابل توجهی‌ نسیب جنوب نشینان هم شد یا شیرین به کام شمیرانت نشینان امریکایی اروپایی کانادایی شد؟
    به این سوالات خوب فکر کنید: واکنش واقعی‌ هم وطنان محروم جنوبی و سایر نقاط محروم کشور در مقابل افزایش قیمت یا افزایش تولید و یا کشف ذخایر جدید نفت و گاز در جنوب کشور چیست؟؟ آیا ساکنین، مالکین و زمین خواران و برجسازان شیمیرانت از پیدایش ذخایر نفت و گاز در خیابان نفت تهران و شمیرانت خوشحال خواهند شد و با حفاری در آن مناطق مشتاقانه موافقت خواند کرد؟؟
    اگر اهالی جنوب در حسرت آب شرب سالم هستند در عوض شمیرانت نشینان اوقات خوشی‌ در استخرو حمام بخارو جکوزیهای مجلل ساخت غرب خویش میگذرانند.
    هم اکنون با خام فروشی چیزی در حدود یک میلیون بشکه نفت در روز قیمت املاک مسکونی و تجاری شمیرانت به مرز ۴۰ میلیون تومن (متری ۱۶ هزار دلار) و ۲۵۰ میلیون تومن (۸۰ هزار دلار) رسیده، اگر با افزایش تولید به مرز صادرات روزی ۴ میلیون بشکه در روز برسیم آنوقت تقریبا هر هکتار زمین در این منطقه قیمتی بیش از تمام استان سیستان و بلوچستان پید می‌کند!!!.
    سیاستهای اعلام شده از طرف وزرای جدید نفت و اقتصاد کاملا در تضاد و متناقض با یک دیگرند؛ افززیش تولید و صادرات نفت – بخوان چاپ و تزریق دلار و ریال بیشتر در اقتصاد فوق تورم- ناقض سیاستهای ظاهرا ضّد تورمی پیشنهادی وزیر اقتصاد است. چاپ پول چه دلار با تکیه به صادرات نفت و چه ریال بدون پشتوانه طلا و یا تولید منشأ رونق اقتصاد و کار آفرینی، کاهش بیکاری و افزایش تولید ثروت و مآلا رفع مشکلات معیشتی اکثریت جامعه نیست و نخواهد شد. فقط با زحمت و تلاش مفید و سازمان یافته است که ثروت تولید میشود (مزد آن‌ گرفت جان برادر که کار کرد).
    افزایش تولید و در آمد هرچه بیشتر نفت فروشی به معنای جذب و تمرکز بیشتر ثروت در شمیرانت است نه بهبود معشیت جنوب نشینان و سایر محرومین کشور. مصیبت گریبان گیر کشور وجود پایتختیست با بیش از ۱۲ میلیون جمعیت که خود مستقل از در آمدهای نفت جنوب حتا در آمد ارزی هم طراز با صنعت صادراتی قالیبافی ابریشمی قم هم ندارد!!!! تهران کلان شهریست که در کلاف مصرف گرایی و ارایه خدمات، ترافیک و الودگی پیچ و تاب می‌خورد. به قول”طبیب جدید اقتصاد” فرزند تنبل و نالایقیست که ارث پدر را می‌خورد و میسوزاند
    ورشکستیو تعطیلی کارخانه تولید کنندی کاشی سرامیک در یزد با ۱۵۰ کارگر به خاطر این که توانایی پرداخت فیش تلفن، برق گاز و سوخت کارخانه را ندارد مصداق عینی این اقتصاد فاسد و ورشکستی کاپیتایسم پولی‌ محصول مکتب اقتصادی شیکاگو به ریاست افرادی چون میلتون فریدمن از یک‌طرف و نظریه پردازان کاپیتا لیسم دولتی (بخوان سرمایه عمومی‌ و سود‌خصوصی رانت خواران) آقای جان مینارد کینز انگلیسی از طرف دیگر است که قطعاً از دکتر جمشید آموزگار گرفته تا دکتر نوربخش تا دکتر بهمنی و دکتر طبیب نیا از روی کتاب هایاونها جزوهایی سر هم بندی کردند و طوطیوار یاد گرفتند و خواسته یا ناخواسته نسخهایی که بیمار را دارمان نمیکند و نهایتاً مسکنی است گذرا برای دورهٔ کوتاه، تجویز کرده یا می‌کنند. لازم به یاد آوریست که تمام این آقایان دکترهای اقتصاد دان تمام عمر خود را در دستگاهای دولتی یا شبهه‌دولتی یا دانشگاهی از یک منصب به منصبی دیگر با حقوق و مزایای دولتی گذران کرده و هیچ کدام تجربه عملی‌ در بازار اقتصاد آزاد و سرمایه گذاری ریسک دار نداشته و ندارند. به آقایان بر نخورد، همین امر نیز در مورد اقای برن برنکی و میلتون فریدمن هم صادق است. این آقایان نقش نقاب ابرو مندی و احترام علمی‌ مافیای بانکی‌ پولی‌ وطنی و جهانی را بازی می‌کنند.
    اگر بجای کارخانه مذکور یک مزرع و به جای یزد لاهیجان بود، آیا صاحب کارخانه باید بابت باران به دولت باج و خراج بدهد؟؟ همانطور که باران و زمین از منابع طبیعی و خدادی محسوب میگردد، نفت و گاز نیز. پس اگر این منابع طبیعی بشکل آزاد بر اساس قیمت تمام شده در داخل نه بر اساس قیمت بازار جهانی‌ در اختیار کار آفرینان، و پیشوران، کارگران و زحمت کشان کشور قرار گیرد اونوقت است که ماحصل ترکیب ایندو را خواهیم دید، همونطور که اکنون ماحصل ترکیب خام فروشی، واردات، مصرف گرایی، بیکاری، تورم، فقر، اعتیاد، و سایر ناهنجاریهای اجتماعی و فرهنگی را. ناگفته نماند که سیاست اقتصادی خام فروشی بیش از نیمی از چای کاران کشور را نیز ورشکسته کرده است، چونکه واردات چای خارجی‌ با ارز رانتی برای رانت خواران شمیرانات نشین بسیار با صرفه است. در مورد قند و شکر و روغن و گندم و خوراک دام و ماکیان و برنج هم حکایت همین است.
    در طی‌ ۲۵ قرن تاریخ مکتوب و مستند کشور پهناور ایران بسیاری از شهرهای ایران در دورانهای مختلف افتخار پایتخت بودن را داشته‌اند (شوش، هکمتانه، شیراز، اصفهان، تبریز، ..) که نقش مفید و برجسته تاریخی‌ خود را بخوبی و ماندگار ایفا کردند. متاسفانه تهران علا رقم جمعیت و وسعتش چنین جایگاهی به طراز کهن هنوز در عصر خود کسب نکرده. از زمانی‌ که تهران به عنوان پایتخت شناخته شده چند صده می‌گذرد، مروری بر تاریخ آن از عصر قاجار تا به حال نشان میدهد که پایتخت و حکام ساکن در اوایل صرفاً با تکیه به باج و خراج‌های نقدی و جنسی‌ که از سایر شهرستان‌ها و از محل تولیدات کشاورزی، دامی، پیشه‌وری و غیره آنها که در مقابل معدود کالاهای ساخته شده خارجی‌ موجود در پایتخت و تامین قشون‌ برای حفاظت مرزهای کشور و امنیت داخلی‌ مبادله میگشته، حکومت داری میکردند.
    در دورانهای قحطی و خشکسالی و خزانهٔ خالی‌ ضل -سلطان نیز جهت تامین مخارج سفرهای تفریحی در فرنگ از بانکهای کشورهای فرنگ بر گردهٔ شهرستانیها و رعایای محروم و زحمتکش اقدام به استقراض‌های سنگین میکردند. بر نگارنده همچون روز روشن است که اگر در آمدهای نفت نبود، و اگر همان طرز فکر مصرف گرایی حاکم بود، اکنون نیز کشور تا خرخره زیر بار قرض این نو حاکمین از بانک جهانی‌، صندوق بین‌ المللی پول و سایر بانکهای فرنگی بود.
    جهان غرب بما (بخوان باند‌های قدرت و رانتخوار و مفتخور انگلی) قبولانده است که بجای تلاش برای ایجاد اقتصاد تولیدی با تکیه به ذخایر سرشار و ارزان انرژی ملی‌ خود، اقتصادی مصرفی با تکیه به خام فروشی این ذخایر به قیمتی که آنها تعیین می‌کنند و در مقابل پول ارزی که آنها چاپ می‌کنند در بازاری که آنها تعیین می‌کنند، بسازییم و کالاهایی که آنها تولید میکنند را به قیمتی که آنها تعیین می‌کنند، بخریم و خوش در خانه‌هایمان بنیشینم و از طریق تلویزیون هایی که از آنها خریده ایم فیلمهای هالیوودی تولید انهارا ببینیم و شب را صبح کنیم. و صبح با ماشین‌های که آنها ساختند و بما فروختند سر کار فروش و یا خرید کالاهای آنها برویم و یا جوانهای بیکارمان هم در خیبانها با این ماشینها یا در پیادرو‌ها بالا و و پائین کنند و ذخایر خودرا هدر دهیم. این بیماری مزمن امروز در کشورهای صادر کنندی نفت همچون ایران و عربستان سعودی بسیار فرا گیر است.
    جامعه ما بخوبی اقتصاد خام فروشی نفت را برای تقریبا ۱۰۰ سال و از زمان نهضت ملی‌ شدن اول نفت یعنی‌ طی‌ ۶۰ سال تجربه کرده و عوارض نامطلوب بحرانهای اقتصادی و پیامدهای عظیم اجتماعی آنرا با پوست و جان و گوشت و خون خود در ۳ دوره تاریخی لمس و تجربه کرده است. اکنون عصر آن رسیده که نسل جوان ما به اهمیت درک این معضل اصلی‌ ساختاری اقتصاد عجین شده با مسله نفت و گاز را عمیقا درک کند و به اهمیت انتخاب راهبرد تاریخی قبل از پایان این منابع بی‌ بازگشت تهی شونده پی‌ ببرد و آینده خودرا بر اساس این شناخت رقمی خوش اقبال بزند.
    براستی دعای ماه رمضان و سایر روزهای زندگی مشقت بار شهروندان جنوب و شرق و مناطق کویر نشین کشور چیست؟؟؟
    خدایا از نزولات و برکات اسمانیت نسیب ما کن، دشتهای خشک و تفدیده، کویر سوزان مارو با بارش رحمت لطیف خودت سبز کن که از برکاتش بهره‌مند شویم؛ خدایا آب پاکیزه و سالم برای شرب و مصرف خودمون و احشام و ماهی‌ و ماکیان و باغ و باغچه و گلهامون عنایت و جاری بفرما تا بتونیم نیازهای معیشتی خدمونو خود تامین کنیم و محتاج پول نفت زیر پامون به شکل یارانه از دست مدیران منت گذار شمیرانت نشین کشورمون نباشیم، چونکه ترجیح میدهیم سر سفرمون میوه و سبزی تازه و آب سالم باشه نه نفت بد بو. ما از جهاتی نیز خوشحالیم که از مضرات این نعمات محورهای انرژی یعنی‌ الودگی شدید هوا که سرطان زا و بیمار ساز است و ترافیک بی‌ پایان و کلافه کننده بی‌ نصیب یا کم نسیب ماندیم.
    خدایا ما جنوبیها و اهالی سایر مناطق محروم کشور از برکت این ذخایر سرشار نفت و گاز سال‌هاست که سودمند نشدیم؛ مدیران و نخبگان پایتخت نشین هم که با همهٔ مدارک اصلی‌ و جعلی رنگ به رنگ دکتراشون لیاقت و یا اراده بهر گیری از این منابع سرشار انرژی برای ایجاد اقتصادی متکی‌ به صنعت و تولید را نداشتند، مدیران حکومتی که خود از ابتدا و نسل در نسل مصرف کننده و متکی‌ به زحمات ما عشایر و پیشوه ران بودند، ما را هم مصرف کننده و وابسته به اقتصاد مصرفی متکی‌ به صادرات نفت و گاز کردند؛ خدایا ما و خصوصا انها را از این ذلت و خواری تنبلی و اعتیاد به کسب و مصرف دلارهای نفتی‌ چاپ بانک فدارل شیطان بزرگ و تعویضشون با کالاهای بنجل چینی‌ نجات بده.
    خدایا نخبگان و مدیران تنبل، مفت خور، کم دانش، شارلاتان، حقّه باز، دلّال صفت، رشوه بگیر، خدای نکرده فاسد، دزد و رانت خار مارو به مدیرانی لایق، مدبر، زحمتکش، دانا، خردمند، هوشمند، بازاریاب، و قانونمند تبدیل کن که بتوانند جوانان مصرف گرا تنبل برند‌محور و کم حوصله را به جوانانی منضبط زحمتکش سختکوش خلاق تولید کنندی علم و کالا تبدیل کنند که آنها نیز در عرصهٔ مسابقات اقتصادی لااقل در قاره آسیا بتوانند همچون بازیگران تیم ملی‌ فوتبال، والیبال، بسکتبال کشتی‌، تکواندوی جدو کاراته رقبای هیندی، چینی‌، مالزیایی، تایوانی، کره و ژاپنی هم شکست بدند و آنها نیز پیش جوانان و مدیران ورزشی سر افکنده نباشند، و آنها نیز با افتخار کالای مرغوب تولید شدی خودرا با نام و نشان ایرانی‌ روانه بازارهای داخلی‌ و خارجی‌ کنند. خدایا کمک کن که مدیران، کارگزارن، کار آفرینان و صنعتگرانمون هم چون فرزندان با استعدادمون در عرصهٔ رقابتهای صنعتی‌ بین المللی مدالهای شایستگی طلا، نقره و یا حتی برنز کسب کنند تا هرگز رنجور خفت و خواری تحریمات اقتصادی کور دلانهٔ دشمنان قسم خورده نباشیم. ؛
    این عالم ربل یا آمین

     
  108. با اهدای سلام
    آقا اضافه کنید که چرا حضرات از سربازی معافند

     
  109. ما مدتها است که هیچ پولی تحت هیچ عنوانی به هیچ روحانی ( آخوندی ) نمی دهیم

     
  110. نوری زاد گرامی
    ازاین که به من نشان دادی دراین ملک ملازده( بقول خودت) هنوز انسانیت نمرده ومی شود ازیک مسلمانی چون نوری زاد سخن منصفانه شنید وآزادگی را تماشاکرد از تو تشکرمی کنم. من داشتم دیوانه می شدم که تو عاقلم کردی. من داشتم ازانسانیت عبورمی کردم که تو بازم داشتی. من داشتم به همه بدبین می شدم که تو آرامم کردی. داشتم خودم را می کشتم که تو نجاتم دادی. مرسی نوری زاد

     
  111. باقرابراهیمی

    یک سوال شرعی از :
    محضر آیات عظام و مراجع تقلید شیعه دامت افاضاته
    سلام علیکم
    جناب آقای نوری زاد نمیدونم اون کلمات عربی رو درست نوشتم یا نه؟
    اول از همه اینکه دارم بسیار تلاش میکنم که تو این نوشته طوری حرف بزنم که خدای نکرده منظوری از بی احترامی و بی ادبی نشه ازش برداشت کرد.
    دوم اینکه اگه بی احترامی برداشت شد ، من قصدشو نداشتم ، شما به عظمت و بزرگیتون منو ببخشین! آخه ما کوچه و بازاری هسیم دیگه! بیشتر از این ازما انتظار نداشته باشین.
    سوم اینکه از شما جناب نوری زاد عزیز هم عذر خواهی میکنم اگه این نوشته مقتضیات زمان را در نظر نداشته.
    سوالمو با یه مقدمه شروع میکنم.
    مراجع عزیز شیعه و مسلمانان:
    یادمه وقتی خودمو شناختم تقریبا شروع انقلاب اسلامی بود.ما هم شما رو دوس داشتیم و الانم داریم.
    به ما میگفتین باید مسلمان باشین! ماهم گفتیم چشم.
    گفتین باید ائمه اطهار رو دوس داشته باشین ! گفتیم نوکرشونم هسیم در بس.
    گفتین اسلام یک دین بزرگ هست ، و باید برای اجرای احکامش حکومت تشکیل بدیم! گفتیم از شما به یک اشاره از ما به سر دویدن.
    گفتین باید علما در راس امور باشن ! گفتیم چه کسایی بالاتر از اینا خودمون مخلصشونیم.
    گفتین باید در راس این علما ولی فقیه باشه ! گفتیم باشه مگه چه عیبی داره در طول تاریخ پادشاهان تو راس حالشو بردن چن صباحیم بزا ولی فقیه حالشو ببره.
    گفتین باید ولی فقیه مطلقه هم باشه!گفتیم بزا باشه هر چی اینا بیشتر حالشو ببرن اسلام هم جهانگیرتر میشه.
    گفتین ثروت و مروتو خلاصه بند وبساط همه باید در اختیارش باشه تا بتونه بیشتر خدمت کنه ! گفتیم کلاً شش دانگشو سندبزنین به اسمش !! کی این وسط میتونه گپ بزنه ، اسمشو بدین جنازه اشو ببرین.
    خلاصه اینکه شما گفتین ماهم گفتیم چشم چشم و بازهم چشم.
    یه سلول کشف میشد به اسم خدماتتون سند میزدین.یه باکتری لامذهب بد ترکیبو میکشتن به اسمتون سند میزدین و خلاصه اینکه هر کی تو مملکت یه کشفی اکتشافی اختراعی میکرد در زیر برگه موفقیتش اسمتون حک شده بود.
    اما هر چی که بدافزاری و ویروس و میروس بود کار نامردای دشمن بود.
    خلاصه اینکه ما بازم پیش خودمون میگفتیم بلاخره اینقد واردیتو دارن که مسائل ابتداییمونو حل کنن که!!
    تا اینکه ، ما به سن بلوغ رسیدیم.و این برنامه های نرم افزاری که خداوند رویمون نصب کرده بود ، یکی پس از دیگری به مراتب سنی مون بدون اینکه درش دخالتی داشته باشیم خودشو نامرد بامون نشون میداد.
    ما هم ابتدا خام بودیم خیال میکردیم فقط ما اینجوری هسیم و شیطون نامرد مارو مورد هدف قرار میده و دیگرون از این حال و هوا مبری هسن.
    تو نگو همه اینجوری بودن و ما خبر نداشتیم.و بعداً که روانشناس تر شده بودیم اینا رو اکتشافیدیم.
    بله ، همون غریضه جنسی نامردو میگم.حالا که چن سال از اون ماجرا ها گذشته.
    آقایون علما:
    اینقد اون مرحله از زندگی برای ما سخت بود که الان حتی دوس ندارم باش فک کنم!! چون وقتی فک میکنم به اون دورانم میبینم انگار درونم میخواد زلزله بیاد.
    منو ببخشین مراجع عزیز و شما کاربران محترم ، مخصوصا شخص جناب نوری زاد گرامی:
    روم به دیفار ، استمناء حروم بود خود ارضایی حروم بود ، دوس دختر داشتن حروم بود و کلاً هرکاری در این جهت ، مطلقاً حروم بود.فقط ازدواج.
    شیطون حروم زاده ام دس از سر ما بر نمیداش.ما هم کم تجربه خام و ناآگاه ، هرچی تو رساله هاتونم میگشتیم چیزی گیرمون نمیومد.
    دیگه داره خیلی طولانی میشه !! سوالمو میپرسم.
    آقایان علما و مراجع تقلیدی شیعه ، دولت و مجلس و کلا تموم دس اندرکارای این ملت از بالا تا پایین.
    شما برای این جوونای مث من که الان به سن بلوغ میرسن چه راهی رو برای کنترل ، مبارزه ، مقابله ، و هرجور که خودتون میدونین پیشنهاد میکنین؟
    بلاخره همه میدونن پسر در پونزده سالگی و دخترام در ده دوازده سالگی به بیداری جنسی میرسن.
    شما دورشو خط قرمز کشیدین و اطرافشم فرش قرمز پهن کردین ، بلاخره اینا چیکار کنن؟و اصلاً از خودتون پرسیدین اینا چجوری تو زمینه جنسی امرار معاش میکنن؟
    راه حل دینی و اصلی و منطقی و انسانی پیشنهاد میدین یا نه به همون نگاه های یواشکی و خودارضایی و از اینجور چیزای ناپسند بسنده کنن؟
    علمای عزیز شما رو به جان مادرتون بیاین یه پیشنهاد کاربردی بدین! در جوابمون نگین:
    ” جواب همان است که در مسئله 2825 توضیح داده شد”
    و گرنه ممکنه خدای نکرده از همون راهکارای شیاطین و دشمنان! اسفاده کنن این جوانان و نوجوانان تو این زمینه!
    بیاین محض رضای خدا یه فکر اساسی برای اینکارم بکنین و سندشم به اسم خودتون بزنین!
    فک کنم خدارو خیلی خوش میاد.و نذارین این جوونای معصوم هم مث ما در اون دوران قرون وسطایی باقی بمونن و با دیو شهوت دس و پنجه نرم کنن.
    و همه بعد یه مدتی یا دچار اختلال جنسی بشن یا اختلال روانی و شخصیتی پیدا کنن و یا هم اعتیاد و اینجور چیزا.
    خداوند خیرتون بده.
    با تقدیم احترام باقر ابراهیمی 1392/06/07

     
  112. باقرابراهیمی

    آموزش مرغ گیری
    تو روستای ما که در حاشیه جنگل هست ، شیخی زندگی می کرد.در حاشیه این جنگل هم شغالی با بچه های قد و نیم قدش امرار معاش می کردند.
    بچه شغال ها وقتی کمی بزرگتر شدند دیگر شیرمادرشون کفافشونو نمیکرد.و مادر هر شب از غروب ترسان و لرزان به طرف روستای ما میومد و نزدیکای دم دمه ی صبح یه مرغ یا خروس زوار در رفته رو میگرفت وبه لونه اش میبردو به بچه هاش میداد و نوش جان میکردند.
    و در بیکاری روز مادر مهربون براشون کلاس آموزش مرغ گیری از منازل روستاییا رو یاد میداد.اونم با آخرین تکنیک ها و تاکتیکهای خاص خودش.
    وقتی بچه ها ادعا کردن که مرغ گیری رو یاد گرفتن! یک شب مادرشون باشون اجازه داد تا به روستا برن و مرغ بگیرن.هنوز یک ساعت نشده مادرشون دید دهن هر کدومشون یه مرغه و با خوشحالی دارن میان.
    مادرشون به اینا گفت : اینا رو از کجا گرفتین؟گفتن از همین خونه اولی. ناگهان رنگ مادر زرد شد وبه آنها نهیب زد و گفت: ببرین همونجایی که گرفتین بذارین و بر گردین.بچه ها گفتن برای چی؟مادرشون گفت شما ببرین بذارین و بیاین تا به شما علتشو بگم. آنها هم بردن مرغارو سرجاشون گذاشتنو بر گشتن.
    سپس مادر برایشون یه کلاس فوق العاده گذاشت و یک تبصره به تاکتیک های مرغ گیریشون اضافه کرد.و گفت هرگز از خانه این شیخ مرغ نگیرین! چون کافیه که اون بفهمه که ما مرغاشو گرفتیم ، اونوقته که گوشت مارو حلال میکنه و فردای حلال شدن گوشتمون شکارچیا دمار از روزگارمون در میارن.
    جناب نوری زاد
    با توجه به اینکه در مثال مناقشه نیست و معذرت خواهی ، یک وقت این شیخا گوشتتونو حلال نکنن؟
    با احترام زیاد باقر ابراهیمی

     
  113. فرزندروحانی

    باسلام وعرض خسته نباشید خدمت نوری زاد عزیز…چندنکته مبخواستم بگم یکی همون نظر دوستمون درباره عدم وابستگی روحانیون به حکومت بوسیله خمس هست که کسی این مطلب روگسترش وتوضیح ندادودوم اینکه اگه شخصی داره سالها وقت میذاره وکتاب میخونه تاطبق حکم خدامسایل روباوضع موجودمطابقت بده چرا نباید بابت این صرف وقت پولی ازمردم نگیره ومیتونست اون چندسال درس حوزه روکارازادانجام بده وپولی پس اندازکنه ویایک مثال بزنم یک شخص معلم تحصیلات عالیه میخونه وبه فرزندان ماسوادودانایی میده بگیم توخالصانه درراه خدابدون مزداین کارروانجام میدی دیگه حقوق برای چی میخوای.درضمن منظورصحبت من حمایت ازروحانیون حقیقی هست که به فکرمردم هستن ونه روحانی نماها.منم تنبل بودن وسختی نکشیدن روحانیون عصرجدیدروقبول دارم واین ازسیاست اشتباه جمهوری اسلامی است.جالبه الان هم مراجع تقلیددرباری وقلابی توپرداخت شهریه حوزه مشکل دارن ومردم خمس نمیدن مثل گذشته وفقط دوسه تامرجع تقلیدسنتی واعلم ازگذشته هستن که مردم به درستی قبولشون دارن وخمس میدن.درضمن اگه خمس برای شناخت وکمک به افرادنیازمندباشه ایرادنداره.فرزندروحانی.موفق باشید.

     
  114. کر میکنم بهتر است به جای این کار ظهور فرقه آخوندی را که اکنون
    برای خودش به سلسله آخوندیان تبدیل شده است را ریشه یابی کنیم!
    ببینیم از کدام دوران و بر اساس کدام ضرورت و به چه دلایل تاریخی این فرقه ظهور کرد؟
    دستاورد حضورش از آن سال تاکنون چه بوده است؟! کدام تحول شگرف را موجب شده است؟
    بخصوص از سال ۵۷ که سلسله آخوندیان پایه ریزی شد تا به امروز که اعدامهای با جرثقیل
    زینت بخش کوچه ها و خیابانهایمان شده است این سلسله ننگین چه اثراتی بر
    وضعیت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و تاریخی ما ایرانیها گذاشته است؟!

    شاید بعد از یک بررسی موشکافانه تاریخی به نتایجی بالاتر از صرفاً ندادن خمس و زکات
    به این عمامه به سرها برسیم! شاید اگر نهراسیم و بتوانیم به عمق فجایع هولناکی
    که این فرقه بدتر از ضاله برای مملکتی با فرهنگ ۷ هزار ساله به ارمغان آورده است
    نگاهی بس دقیق بیندازیم آنگاه از تعیین یا حتی تائید مجازاتی چنین سبک و سطحی
    (یعنی نپرداختن پول به هیچ آخوندی!) به خیانتهائی چنین سنگین کمی خجالت زده هم بشویم!!

    تا زمانی که این سلولهای سرطانی تحت پوشش و لوای هر نام و عنوانی از قبیل
    روضه خوان، عاقد، حجت الاسلام، آیت الله، روحانی، مرجع تقلید و دهها نام جعلی دیگر
    به حیات خود ادامه داده و با قاطعیت ریشه کن نشوند، عافیت و سلامت به پیکره خشکیده
    این جامعه عقب نگه داشته شده از نظر فرهنگی و اقتصادی، باز نخواهد گشت!

    نه اینکه مشکلات دیگری وجود ندارد اما “آخوند” ریشه مشترک تمام دردها و مشکلاتی است
    که گریبانگیر لااقل ۳۵ سال اخیر از تاریخ کشورمان بوده است البته بدون در نظر گرفتن خیانتهای
    آخوندهای قبل از آن امثال شیخ فضل الله و کاشانی و مدرس و بقیه. اینکه بگوئیم آخوند باشد یا نباشد
    مانند این است که بخواهیم تصمیم بگیریم در بخشی از پیکره یکی از عزیزانمان یک توده سرطانی
    باشد یا نباشد!! بیماری سرطان در هیچ نوع و هیچ نام زیبا و هیچ عنوان ظاهر پسند و هیچ مقدارش
    آیا هرگز میتواند بخشی از پیکره سالم یکی از عزیزان شما باشد؟! حالا این عزیز نامش ایران باشد!

    —————

    سلام دوست گرامی
    می دانم که فوران این همه کلمات آتشین بخاطرآسیب های این سالهای جمهوری اسلامی است. اما یک فهم منصف هرگز بخاطر آسیبهای یک قشر، به همه ی آن جماعت آتش نمی بارد. بفرض که دریک جامعه سیاسیون ومهندسان یا پزشکان حاکم شوند و مفسده برآرند و آن جامعه را تباه کنند. این تباهی، هرگز ما را بی نیاز از معلمان درستکار ومهندسان فهیم وپزشکان مردم دوست نمی کند. منصف باشیم دوست من.
    با احترام

    .

     
  115. سلام بر آقای نوری زاد عزیز
    مطلبتون خواندم جالبه بود کاشکی یک نفر اینکارا میکرد که پول های نفت ملت ایران به ///// مذهبی دورغگو نباید بدن اگر خدا بخواهد…اصلا این اخوندها آقا زاده ها مداحان چیکاره هستن که راحت پول های نفت ملت ایران براشون واریز میکنن؟ خدا از سرشون نیگذره…امیدوارم اگر خدا بخواهد نفت خاورمیانه تمام کنه تا روحانیون اسلامگرایان دورغگو بی مخ نابودبشن الهی به امیدتو…34 سال میگذره پول نفت به دست مردم ایران نرسیده ازاول انقلاب تا حالا به مردم ایران دورغ گفتن که نفت ملیه
    نه مال ولایت فقیه آقازاده ها هستن چرا چون اینها سیرن راحت زیاد حرف میزنن شکمهاشون عین بشکه شدن ولی ملت ایران نه…

     
  116. فکر میکنم بهتر است به جای این کار ظهور فرقه آخوندی را که اکنون
    برای خودش به سلسله آخوندیان تبدیل شده است را ریشه یابی کنیم!
    ببینیم از کدام دوران و بر اساس کدام ضرورت و به چه دلایل تاریخی این فرقه ظهور کرد؟
    دستاورد حضورش از آن سال تاکنون چه بوده است؟! کدام تحول شگرف را موجب شده است؟
    بخصوص از سال 57 که سلسله آخوندیان پایه ریزی شد تا به امروز که اعدامهای با جرثقیل
    زینت بخش کوچه ها و خیابانهایمان شده است این سلسله ننگین چه اثراتی بر
    وضعیت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و تاریخی ما ایرانیها گذاشته است؟!

    شاید بعد از یک بررسی موشکافانه تاریخی به نتایجی بالاتر از صرفاً ندادن خمس و زکات
    به این عمامه به سرها برسیم! شاید اگر نهراسیم و بتوانیم به عمق فجایع هولناکی
    که این فرقه بدتر از ضاله برای مملکتی با فرهنگ 7 هزار ساله به ارمغان آورده است
    نگاهی بس دقیق بیندازیم آنگاه از تعیین یا حتی تائید مجازاتی چنین سبک یعنی (نپرداختن پول
    به هیچ آخوندی!) به خیانتهائی چنین سنگین کمی خجالت زده هم بشویم!!

    تا زمانی که این سلولهای سرطانی تحت پوشش و لوای هر نام و عنوانی از قبیل
    روضه خوان، عاقد، حجت الاسلام، آیت الله، روحانی، مرجع تقلید و دهها نام جعلی دیگر
    به حیات خود ادامه داده و با قاطعیت ریشه کن نشوند، عافیت و سلامت به پیکره خشکیده
    این جامعه عقب نگه داشته شده از نظر فرهنگی و اقتصادی، باز نخواهد گشت!

    نه اینکه مشکلات دیگری وجود ندارد اما “آخوند” ریشه مشترک تمام دردها و مشکلاتی است
    که گریبانگیر لااقل 35 سال اخیر از تاریخ کشورمان بوده است البته بدون در نظر گرفتن خیانتهای
    آخوندهای قبل از آن امثال شیخ فضل الله و کاشانی و مدرس و بقیه. اینکه بگوئیم آخوند باشد یا نباشد
    مانند این است که بخواهیم تصمیم بگیریم در بخشی از پیکره یکی از عزیزانمان یک توده سرطانی
    باشد یا نباشد!! بیماری سرطان در هیچ نوع و هیچ نام زیبا و هیچ عنوان ظاهر پسند و هیچ مقدارش
    آیا هرگز میتواند بخشی از پیکره سالم یکی از عزیزان شما باشد؟! حالا این عزیز نامش ایران باشد!

     
  117. بدبختي اينه كه هم از توبره ميخورن هم از اخور. هم از مردم هم از دولت. استقلال هم چيزي جز توهم نيست وگرنه وقتي انتخابات ٨٨ به اون وضع كشيده شد يكي از اخوندهاي حوزه علميه قم صداشون در ميومد.

     
  118. از هموطنانی که به اسلام معتقدند تقاضا می کنم این کامنت را با دقت مطالعه نمایند من میخواهم از تمام منابع درآمدی روحانیت( خمس ، ذکات ، منبر ، نماز جماعت ، و….) فقط به خمس اشاره ای داشته باشم که از نظر من تبدیل به ام الفساد روحانیت شده است! کل قرآن مشتمل بر 6236 آیه است از این تعداد آیات فقط یک آیه است که مربوط به خمس می باشد و در آن به صراحت به خمس اشاره شده است آن یک آیه هم آیه 41 از سوره انفاق می باشد همه شما عزیزان در خانه قرآن دارید خواهش می کنم همین الآن قرآن را باز کنید و ترجمه این آیه را خود به بینید در این آیه دقیقا منبعی که از آن میشود خمس دریافت کرد و کسانی را نیز که مشمول دریافت خمس میشوند ذکر کرده است آیات قبل از این آیه و آیات بعد از این آیه همه مربوط به جنگ است و در این یک آیه هم منبع دریافت خمس را دقیقا غنیمت معرفی کرده است و غنیمت هم همه میدانند فقط در جنگ به دست میآید بیست درصد غنیمت را به حاکم میدهند تا تقسیم کند بین چهار گروهی که در همان یک آیه نام برده شده اند مثل یتیم ، مسکین ، در راه مانده و … و هشتاد در صد باقیمانده غنیمت را هم باید تقسیم کنند بین کسانی که در آن چنگ شرکت داشته اند از یک میلیارد و خورده ای مسلمان حدود 90 در صد آنها خمس را به این شکلی که روحانیت شیعه دریافت می کند قبول ندارند و آنرا بدعت در دین میدانند و برای آن دو دلیل موجه می آورند اول اینکه نص صریح آیه کلمه غنیمت بکار برده است و کلمه غنیمت هم نیاز به هیچ تفسیری ندارد و همه معنی آنرا میدانند و دلیل دوم حدیثی است از پیغمبر که هم شیعه و هم سنی این حدیث را قبول دارند معنی آن حدیث این است که پیغمبر اسلام فرمود هر حدیث و روایتی از من نقل کردند آنرا با قرآن بسنجید اگر مطابق قرآن بود آنرا بپذیرید ولی اگر مخالف قرآن بود آنرا به سینه دیوار بکوبید یعنی به دور بیاندازید و آنرا نپذیرید میدانیم از نظر سلسله مراتب دینی شان پیغمبر و قرآن با شان 12 امام قابل قیاس نیست یعنی پیغمبر و قرآن دین هستند ولی 12 امام مذهب هستند یعنی پیغمبر و قرآن قانون اساسی هستند و 12 امام قانون موضوعه مجلس امروزی که باید در چارچوب قانون اساسی وضع شوند یعنی هیچ حدیث و روایتی منقول از 12 امام نباید مخالف قرآن باشد در شناسنامه ما هم دین را از مذهب جدا نوشته اند یعنی نوشته اند دین اسلام ، مذهب جعفری ، مذهب باید در چهارچوب دین (قانون اساسی) باشد وقتی آورنده دین یعنی پیغمبر میفرمایند هر حدیثی از من نقل کردند باید مطابق قرآن باشد که سخن درستی هم هست دیگر تکلیف 12 امام که موظفند در چهارچوب دین باشند روشن است امیدوارم تا اینجا مطلب کاملا روشن شده باشد این دلائل آن 90 در صد مسلمانانی است که خمس را طبق نص صریح آیه قرآن مربوط به غنیمت می دانند حالا شما هموطن عزیز و مسلمان نگاه کن به حکم روحانیت شیعه و آنرا با آیه قرآن مقایسه کن ، فرض کن شما پدر عزیزی هستی که خداوند به شما یک فرزند دختر عنایت کرده است چون این دختر پس از بزرگ شدن بالاخره باید به خانه بخت برود شما و همسر محترم بر اساس دور اندیشی تصمیم می گیرید در زمان موعود هزینه تامین جهیزیه دختر خانم کمر شکن نباشد از همین حالا بفکر باشید هر سالی یک قطعه از جهیزیه را تهیه کنید یکسال سرویس چینی ، یکسال ماشین لباسشوئی ، یکسال کاردو چنگال و … روحانیت شیعه میگوید چون از زمان نگهداری آن در منزل یکسال گذشته است باید 20 در صد آنرا به من بدهی تا 80 درصد آن هلال شود!! یا یک کارگر و یا کارمند اگر ماهها با صرفه جویی و غذاهای کم هزینه و نرفتن به مسافرت بتواند مبلغی را برای آینده اش پس انداز کند میگوید باید 20 در صد آنرا به من بدهی تا بقیه هلال شود!! هموطن گرامی این احکام را با آن حدیث پیغمبر و آیه 41 سوره انفال مطابقت بده تا معنی رمل و اصطرلاب را متوجه شوی تا ببینی چه قوم شیادی به اسم روحانیت بر ما مسلط شده اند یقین بدان اگر برخلاف قرآن که میگوید خمس به غنیمت جنگی تعلق میگیرد به این قوم شیاد پول پرداخت کنی روز قیامت بجای صواب ، عقاب خواهی دید نگویی نمیدانستم! شما را ارجاع دادم به خود قرآن ، تا ترجمه آن آیه را بدون واسطه یک شیاد خودت مستقیما بخوانی تا روز قیامت عذر نداشته باشی حالا آن جمله ای را که در صدر این کامنت گفتم که از نظر من خمس ام الفساد روحانیت شده است را توضیح میدهم شما میدانید تا پانصد سال پیش مذهب اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان مذهب شافعی بوده است وقتی شاه اسماعیل با سربازان ترک مغول برای شیعه کردن ایرانیان اقدام کرد با بحث و منطق ما را شیعه نکرد بلکه با تشکیل سه گروه وحشتناک به شیعه کردن ایرانیان اقدام کرد گروه اول بنام چگینیان ، اینها به دستور شاه اسماعیل که او را نظرکرده امام زمان! می دانستند انسان را زنده زنده می خوردند و بر سر یک تکه گوشت متبرک! او با هم دعوا می کردند! گروه دوم بنام تبرائیان، اینها هر کس را شیعه نمی شد با تبر تکه تکه می کردند! هزاران نفر را بجرم شیعه نشدن با تبر تکه تکه کرده اند گروه سوم لواط کاران، اینها هر کس را شیعه نمی شد به خانه های مخصوص می بردند و آنقدر با او لواط می کردند تا شیعه شود! وقتی اینچنین ایرانیان را شیعه کرد شاه اسماعیل اولین آخوند را از جنوب لبنان وارد ایران کرد که نام او هست شیخ علی کرکی که روحانیون فعلی به او میگویند محقق کرکی! دلیل اینکه جنوب لبنان بعد از بمباران اسرائیل سه ماهه توسط روحانیت شیعه ایران ساخته میشود ولی خرابیهای خرمشهر هنور بعداز 25 سال از اتمام جنگ ، وق میزند! را فهمیدی هموطن! تا 196 سال پیش در ایران موجودی بنام مرجع تقلید!! اصلا وجود خارجی نداشت هموطن! سیم اتصال روحانیت با تجار بازار از زمان قاجار وصل شده است که تاکنون نیز ادامه دارد به همین دلیل است که مثلا مکارم شیرازی قبل از مرجع شدنش! هر سال یکماه رمضان را از قم بدو بدو میآمد تهران تا در مسجد ارک!! منبر برود گوئی هیچ مسجدی از قم تا تهران وجود ندارد تا او بتواند منبر برود آنروز کاشت! امروز برداشت میکند! ریشه تمام اختلاف میرحسین در زمان نخست وزیری با جناح راست همین نقش فاسد خمس بود هموطن، یعنی در زمانی که ایران در حال جنگ بود و درآمد مملکت سالی 6 میلیارد دلار ، تجار با حمایت روحانیت خمس خوار به میرحسین برای دریافت دلار برای واردات فشار می آوردند و او جنگ و معیشت مردم را واجبتر از تجار میدانست و اینگونه بود که جناح راست بوجود آمد ار تجار حزب موتلفه و جامعه روحانیت! و تا امروز نیز ادامه دارد در سال 76 قبل از اینکه خاتمی نامزد شود ناطق نوری بوسیله روحانیت تهران نامزد شده بود مدرسین قم ناراحت بودند که شان ما ایجاب میکند اول ناطق را مدرسین نامزد کنند بعد روحانیت تهران تایید کند و این باعث ناز و غمزه مدرسین قم شده بود در همین اثنا ناگهان زمزمه ای پیچید که از میر حسین درخواست کرده اند نامزد شود بلافاصله شیخ محمد یزدی باتفاق 4 نفر از سران موتلفه سراسیمه خودش را به قم رساند و بدون وقت قبلی پنج نفری وارد جلسه جامعه مدرسین شدند چهار تاجر و یک آخوند! دو تن از مدرسین همان موقع در مصاحبه ای گفتند شیخ محمد یزدی وقتی وارد جلسه شد گفت من احساس خطر می کنم!! خطر مهندس موسوی!! اگر مهندس موسوی رئیس جمهور شود تمام!! امور اقتصادی !! ما !! زیر سوال میرود می بینید خمس ام الفساد روحانیت است چقدر واضح و نمایان است! این شهرام جزایری مادر مرده را همه شما شنیده اید کارهایی که او انجام داده است همین کارهایی است که تجار حزب موتلفه انجام میدهند او گناهی نکرده بود پس چرا او را اینگونه بی آبرو کردند؟ دلیل آن این بود که او در مدت 2 سال تجارت پس از انصراف از دانشجویی دندانپزشکی مبلغ 50 میلیارد تومان سود بدست آورده بود و باید 20 در صد آنرا به ارباب(خامنه ای) بعنوان خمس میداد ولی این مادر مرده بدلیل تازه واردی 20 در صد را به 55 نفر داده بود یعنی سبیل 55 نفر را چرب کرده بود یعنی به خامنه ای 550 میلیون تومان و به پسرش مجتبی نیز مبلغ 800 میلیون تومان داده بود بقیه را هم به 53 نفر دیگر ، همین اشتباه باعث شد او را کله پا گنند! او باید 20 درصد ارباب را اول میداد و به بقیه از سهم 80 در صد خودش میداد!! همین کاری که تجار حزب موتلفه میکنند و آب هم از آب تکان نمی خورد از اول انقلاب تا کنون همیشه وزیر بازرگانی یا عضو حزب موتلفه بوده است و یا حامی آنها، عسگر اولادی را یادتان هست یحیی آل اسحق را چطور؟ همیشه به کمک روحانیت بند را نگه داشته اند! همین الآن که این کامنت را میخوانید اولا من هرچه کردم برای جلوگیری از سعید جلیلی به حسن روحانی رای بدهم نتوانستم خودم را قانع کنم و به هیچ کس رای ندادم اگر رای داده بودم الآن با دیدن وزیر دادگستری! شدن پورمحمدی و یا وزیر فرهنگ شدن پسر جنتی که درس آخوندی خوانده است و از فرهنگ هیچ چیز نمی فهمد و یا وزیر کشور شدن رحمانی فضلی، بخدا قسم اگر رای داده بودم از غصه دق میکردم که باز گول آخوند را خورده ام و شب تا به صبح رعشه داشتم! اما شما هموطن که رای داده ای ، اولا دست گلت درد نکند که نگذاشتی جلیلی روی کار بیاید میدانم ناچار بودی به روحانی رای بدهی کس دیگری را برایت باقی نگذاشته بودند ولی هم اکنون میدانی رئیس دفتر رئیس جمهور کسی است که رئیس اتاق بازرگانی بوده است بنام محمد نهاوندیان یادتان هست در تبلیغات انتخابات 76 در تلویزیون همین محمد نهاوندیان و شخص دیگری بنام میرباقری را علی لاریجانی جلوی محمد خاتمی می نشاند و اینها با سوالهای جهت دار و قت تلف کنی نقش خودشان را بازی میکردند امروز محمد نهاوندیان رئیس دفتر حسن روحانی شده است و وقتی خواست از ریاست اتاق بازرگانی کنار رود همه تاجرها مثل همین نمایندگان مجلس که عکس آن در همین سایت نوریزاد موجود است که در صحن مجلس راهپیمایی میکنند و شعار مرگ بر خاتمی و موسوی میدهند! بر خلاف روش رای گیری مرسوم که نام نامزد خود را باید روی برگه بنویسند همه تاجرها همگی از جایشان بلند شده اند و هجوم برده اند به سمت میکروفون و با بلند کردن دست بسان شعبان بی مخ ها به محمد نهاوندیان رای داده اند و از خوشحالی در پوست خود نمی گنجند که نانشان بیشتر از این در روغن خواهد بود! که شما هم رئیس دفتر رئیس جمهور باش و همزمان رئیس اتاق بازرگانی ایران هم باش تا بدون واسطه همه چیز بیشتر از آنکه تا حالا بوده است بروفق مراد باشد!! حالا ملت ایران با رئیس جمهوری روبرو هستند که آخوند است یعنی با پول خمس آخوند شده است و رئیس دفتری که رئیس تجار است!! و این رابطه ای که از زمان قاجار بین تجار و روحانیت برقرار شده است و 35 سال است اثر تخریبی آنرا ملت ایران با تمام وجود لمس کرده است الآن به این مرحله رسیده است یکی رئیس جمهور و یکی هم رئیس دفتر رئیس جمهور، دلم بحال اصلاح طلبها میسوزد که با رای قاطع و تعیین کننده خود با چه امیدی او را رئیس جمهور کرده اند و حالا با یک چنین صحنه ای مواجه شده اند و از پشت خنجر خورده اند ! خدایا شکرت که رای نداده ام اگر نه با دیدن این صحنه ها از فشار عصبی دیوانه می شدم . واسلام

    ——————

    سلام بابک گرامی
    اگر کمی، کمی ، کمی خودتان را مهارمی کردید و به غنای بیشتر نوشته ی خود می افزودید، ما اکنون بایک مقاله ی ناب مواجه بودیم. با این حال همان عتابهای خودمانی شما نیز چیزی از جذابیت های نوشته ی شما کم نمی کند.
    سپاس فراوان

    .

     
  119. Dear,Just forget about the money and the business of ///// and chalatanism.How this group can live among the people who have no love and respect for them.In my childhood my poor neighbore was a member of Savak organization and we did our best to hurt him.I threw garbage at his door steps, the kids beat up his childeren and each time he parked his car on street he needed a mechanic to move it again.What is the difference between an Akhoond and a Savaki? The Savaki at least looked like the rest of the people, could get a break once in a while.What a life!What a country

     
  120. اقای نوریزاذ دیگه احتیاج به پول مردم ندارند والا مردم باید خمس و زکات از این اقایون بگیرن

     
  121. نوری زاد عزیز سلام
    سپاس که یک بار دیگر حرفی را زدی که ما گفته ایم اما دیگران نشنیدند .شاید که از شما بشنوند. از این که می بینم بعد بیست ودو سال معلمی خانه ای با قسط فراهم کرده ام اما اخوند محلمان که تعداد سالهای درس خواندنش در حوزه علمیه به زور به تعداد انگشتان دست می رسد.ساختمانها به پا کرده و هکتارها زمین کاشته است .و فرزندان برومندش در ایتالیا مشغول زندگی هستند. وهیچ از انهایی که دارد ارث پدرش نیست که امام جمعه بودن شهر برایش به ارمغان داشته و میلیون ها تومن سهم امام و وجوه شرعی دیگرکه مردمان ساده شهرم برای حلال کردن مالشان می پردازند.شبیه انچه که کلیسا می کرد وبهشت می فروخت.نوری زادعزیز دوستی دارم که تا پنجم ابتدایی خواندو رفت حوزه محل حالا عالم برومندی شده که برای خودش کسیست وحکم شرعی می دهد. .ومن معلمی ساده که با مدارک علمی دانشگاهی باید چشم به را حقوق اخر ماه باشم.

     
  122. درود بر نوریزاد عزیز،
    فقط یک مشت نمونهٔ خروار در تائید فرمایشات به حق، درست، اصولی و خدا پسندانهٔ آقای نوری زاد. علت اساسی‌ و اصلی‌ چیست که کسانی چون، مکارم شیرازی و نوری همدانی نه‌ تنها ۳۵ سال است چشم و گوش و مغز و دل و روح و روان خویش را – اگر داشته باشند- نه‌ تنها روی این همه فجایع، دزدی، آدمکشی و غارت هست و نیست یک ملت و مملکت بسته اند ،که شوربختانه از هزار و یک جور تملق و مداحی و شخص پرستی همان کسی‌ که ریشه، سر چشمه و علّت العلل تمای این فلاکت‌ها و مصیبت‌ها به ویژه طی‌ این بیست و اندی سال اخیر، برای ایران و ایرانی بوده هیچ دریغ و مضایقه‌ای نکرده‌اند تا چنین گستاخانه چنگ در صورت ایرانیان صاحبخانه بزنند و نمک به زخم‌هایشان بپاشند که همهٔ عمر جورشان را کشیده اند. تا اسمش دین باشد؟ تا ما اینها را مرجع بنامیم؟ تا یک عمر پول عرق جبین را به امثال این دو داده باشیم که در همهٔ عمرشان صدای هیچ ضجه و ناله و فریاد کسانی که قربانی منجمله مداحی‌ها و تملق‌های لجام گسیخهٔ این دربار پرستان بوده اند را نشنوند؟ که با فربه کردن اینها،دیندار می‌‌شویم؟ چرا از همهٔ جمعیت بیشمار این به اصطلاح روحانیت و حوزه‌های علمیه تنها به اندازه تعداد انگشتان دست، کسانی همچون آقای منتظری و طالقانی پا می‌‌گیرند؟ و خیل عظیمی‌ از آنها یک نخود خورش یزید را در عمل با صد تا امام حسین معامله نمی‌‌کنند؟ چه بدبختی و فلاکتی برای یک ملت، آنهم ملتی در حدّ و قد و قواره و وزن تاریخی ایرانیان می‌‌تواند بیشتر و بالاتر از این باشد که هست و نیست خویش را در اختیار مفت خورانی وقیح و گستاخ قرار بدهند تا برایشان فلاکت، بد بختی، فقر، جنایت، غارت و عقب ماندگی رقم بزنند؟ اگر راه رسیدن به آن خدای عزیز، بخشنده، مهربان و خالق هستی‌ باید از طریق امثال مکارم شیرازی و نوری همدانی دربار پرست بگذرد، چنین خدایی به یقین محض وجود خارجی ندارد و به درد در توپ هم نمی‌‌خورد. آقای نوریزاد عزیز مطمئن باش صدور فتوا برای امثال ناصر مکارم از آب خوردن هم راحت تر و آسانتر است آنجا که یا از دربار فرمان برسد و یا یک در هزار احتمال بدهد پیچ شیر پول ممکن است ولو اندکی در جهت مسدودی بچرخد. آنگاه چه هیاهویی که براه نمی‌‌اندازد که ‌ای مسلمین چه نشسته اید که این نوریزاد کافر و مرتد دارد ریشه به تیشهٔ دین مبین اسلام – یعنی اسم مستعار نان دانی‌ این آقایان- می‌‌زند. با اینهمه بنده از همهٔ شواهد و قراین می‌‌بینم دوران اضمحلال تاریخی این قماش که روسیاه‌ترین قشر تاریخ ایرانند، دیری است که آغاز شده است.
    با همهٔ احترام فراوان به درصد بسیار معدودی از روحانیتی که دل آنها هم خیلی‌ از دست امثال مکارم شیرازی و نوری همدانی و اربابشان، خون است و لایق و واجد همهٔ شرافت‌ها هستند.

     
  123. جناب نوریزاد با درود!خرف شما در مورد اینکه نباید به اخوند و ملا و دینداران دنیا خور مردم پول بدهند درست است ولی من با اینکه شما معتقدید که دکان خامخواری و مفتخواری را آخوند بنانهاده موافق نیستم.ببینید از زمان خود //// قتل و غارت و ارعاب و ترور دگراندیشان در مدینه شروع شد.همان جنگهایی را که مسلمانان غزه مینامند.اعراب اصولا اگر به بهانه قتل و غارت و تجاوز نبود هرگز نه با این گسترده گی اسلام می آوردند و نه حاضر به شمشیر زدن در راه گسترش اسلام بودند.(البته اگر تاریخ نوشته کنونی را تاریخ واقعی اسلام بدانیم). بعد از هر جنگ سهم //// از غارتی که شامل مال و کنیز و برده …بود 1\5 میشد.بسیاری از زنان //// جزوه همین غارتی بود که مسلمانان مردانشان را کشته بودند و آنها را تصاحب کرده بودند.و تازه زکات هم میدادند.بنابراین اعمالی که روحانیون و بقیه مسلمانان امروزه انجام میدهند کاملا شرعی و اسلامیست.شما اگر بنیادهای اصلی را نشانه نگیرید با تمام صداقت و شرافتی که نه تنها شما بلکه بسیاری از مسلمانان دارند به مزین کردن جنایات اسلام و مسلمانان و ماله کشی این حنایات می پردازید.اسلام دین رحمت و تعامل با دیگران که نیست هیچ بلکه خواستار نابودی دگراندیشان و محاربان و کفار است.در قرآن بیش از 1000 بار از قتل و کشتار و شکنجه های دایمی و غارت دگراندیشان سخن رفته ولی حتی یکبار هم از دوستی و گدشت در مورد دگراندیشان نیامده.مسلمانان از همان اول سعی در قتل و غارت و تجاوز بدیگران بوده اند و این جنایات همچنان هر زمانیکه مسلمانان قدرت یافته اند ادامه داشته و خواهد داشت.جناب نوریزاد آخوند با زندگی انگلی ش پیرو راستین اسلام است /////

     
  124. آخردوست عزیزچه استقلالی؟مگرچه کاری میکنندکه نیاز به استقلال داشته باشند اگرتحصیل علوم دینی کرده اند که احکام وشرایع رابمردم عامی تفهیم وبیان کنندکه دیگر نیازی نیست استقلال مالی آنهم از راه مفتخواری کسب کنند که این کار درنتیجه نوعی استحمارمردم است امروزه درقرن بیستم دیگرهرکودک مکتب نرفته ای هم همه چیزرابلداست وبدوخوب راازهم تشخیص میدهدمگرکشورهایی که ملای مفتخور ندارندهمه در جهالت بسرمیبرندوهمه اهل جهنمند؟بیاییم کمی بازتروبدون تعصبات خشک ودورازتحجرگرایی به آینده ای فکر کنیم که نسلهای جدید دیگراین خرافه گراهانخواهندپذیرفت پس ازهمین حالا روشنگرراهشان باشیم.

     
  125. محمد عزیز من و میلیونها ایرانی ازصمیم قلب با تفکر و اندیشه و راهکارت همراهیم و موافق اما عزیزوگرامی برای عملی شدن این فکر باید به زیرساختهای اجتماعی و فرهنگی که طی بیش ازهزاروچهارصد سال مورد تخریب شدید قرارگرفته توجه لازم را داشته باشیم و این ضایعه و زنگارسخت و ضخیم را ازتفکربخشی ازمردم بزداییم تا زمینه ای حاصل شود بتوانیم به ان اقشاری که هنوزبه امامان و امامزاده ها دخیل می بندند تفهیم کنیم ازاین نوع تفکرپس ازچهارده قرن حاصلی بدست نیاورده اند و انچه هم داشته اند ازدست داده اند.دوم اینکه دستهای سیاستبازان و استعمارگران و صاحبان قدرتهای بزرگ جهانی را ازپشت اخوندها با اگاهی حداکثری توده ها برداریم.سوم اینکه ملت ایران با تجربه سی وچهارساله ازحکومت ملایان درایران که بیش ازدو جنگ اول و دوم جهانی به جان و مال و شرف مردم خسارت وارد کرده دریک قیام عمومی سرنگون کند انگاه با درایت و اتحاد و فعل خواستن زمینه برچیدن بساط مفتخوران وبصطلاح روحانیان را فراهم کنند وبه تدریج اثارنکبتبارانها را ازفکرمردم بزدایند پس ان است که سخن شما درجامعه شکل عملی به خود میگیرد.موفق باشید.

     
  126. با سلام به محمد نوری زاد عزیز
    ما اهل سنت خیلی وقته که این حرف وامثالشو فریاد میزنیم ولی به گوش ها بسته وعقل های آکبند هیچ تاثیری نداره.
    بپا بزرگوار مثل مرحوم استادبزرگوار علامه گمنام حیدرعلی قلمداران وعلامه برقعی شبانه تو خواب به سراغت نیایند وخدا توفقشان ندهد که شمع وجودتان را خاموش کنند. با آرزوی توفیق برای شما

     
  127. سلام
    بسیار نوشته خوبی بود بارها از خود روحانیت حتما این حدیث را شنیده اید که ‘ملعون من القی کله علی الناس” به این معنی که ملعون است کسی که هزینه زندگی خود را بر دوش دیگران قرار دهد حالا از هر طریق یا بهانه ای مانند داشتن لباس روحانیت من فکر کنم روحانیت ما مصداق بارز این حدیث هستند.با تشکر از شما و روشنگریهایتان

     
  128. سید ابوالفضل

    به مداحان و مرثیه خوانان هم پول ندهیم
    ****************************
    آقای نوریزاد عزیز
    سلام
    مطلب جدید شما از قدیم در ذهنم وجود داشته و با آن درگیر بوده ام . در دوره ی نوجوانی در سال های دهه ی پنجاه ، ما یک هیئت قرآن داشتیم و می خواستیم برای آن یک روحانی بیاوریم که به ما امور دینی را آموزش بدهد . به روحانیان متعددی مراجعه کردیم . اما در هر مرحله متوجه می شدیم که آنان صرفا از دیدگاه مالی به جمع فرهنگی ما نگاه می کنند . از برخی آن ها فی المجلس دروغ می شنیدیم . و نتیجتا نتوانستیم یک روحانی پیدا کنیم که به کارمان بیاید. سرانجام طلبه ای را یافتیم که از راه خیاطی امرار معاش می کرد . او انسان آزاده و مبارزی بود که سال ها در کنار ما ماند و با ما در کار ترویج دین همراه بود و هیچگاه ، حتی یک ریال مطالبه نکرد . حتی در هزینه ها هم مانند ما مشارکت می کرد.
    همان طور که گفته اید، عده ای از روحانیان هستند که مانند سایر مردم به دین نه از جهت امرار معاش بلکه از این نظر که آن را راهی برای زندگی بهتر می دانند ، نگاه می کنند . اگر این افراد را که تعداد آن ها متاسفانه اندک است کنار بگذاریم ، بقیه از ابزار دین برای امرار معاششان استفاده می کنند . حال برخی از آن ها به مردم وابسته اند ، برخی به کانون های قدرت ، و برخی به هر دو . به نظر من البته آن ها که از مردم ارتزاق می کنند ، در مقایسه با آن هایی که از کانون های قدرت ارتزاق می کنند ، دنیای شرافتمندانه تری دارند . کار آن هایی که از کانون های قدرت ارتزاق می کنند ، اغلب به آنجا منجر می شود که به قول برخی ، دین را تبدیل می کنند به افیون مردم .آن ها ابزار توجیه ستم ستمگران و وسیله ای برای توجیه حکومت حاکمان ، خواهند شد.
    من می خواهم در ادامه ی بحث شما در مورد روحانیان ، اشاره کنم به قدرتی که مداحان و مرثیه سرایان در دوران معاصر کسب کرده اند. در کنار روحانیان که اغلب در حوزه ها درس می خوانند و پس از آن به رتبه های علمی حوزوی نائل می شوند و عمامه به سر می گذارند ، گروه دیگری پیدا شدند که اغلب به آن ها مداح گفته می شود (هر چند که خیلی بیشتر مرثیه خوان هستند ). آن ها نیاز به حوزه رفتن و درس خواندن ندارند. کافی است که “ته صدایی” داشته باشند و کمی تمرین کنند و با اطلاعات بسیار اندک از حواشی کربلا و مناسبت های مذهبی دیگر ، بتوانند با شاخ و برگ دادن این وقایع ، مجلس گرمی کنند و مخاطبان را بگریانند .
    به هیچوجه قصد اساعه ی ادب به ساحت مداحان محترمی که به ائمه عشق می ورزند و در رثا و یا منقبت آن ها شعر می سرایند و می خوانند و همتشان بزرگداشت ارزش های انسانی ائمه ی بزرگوار شیعه است ،ندارم . من به این گروه مانند همان طلبه ای که گفتم ، ارادت دارم . اما اینان هم متاسفانه اندکند .
    مداحان گفته شده ، پیش از این به عنوان ” پا منبری خوان ” شناخته می شدند . یعنی هنگامی که یک روحانی موعظه اش تمام می شد و می خواست جلسه ی وعظ را خاتمه دهد ، اینان مدت کوتاهی به مرثیه خوانی می پرداختند . غیر از این هم در ایام محرم برای مردم نوحه خوانی می کردند و دسته جات سینه زنی و زنجیر زنی را از این حیث تامین می کردند . اینان اغلب برای خدماتشان پولی دریافت نمی کردند . براساس اعتقادات شخصی و نیز کسب ثواب و وجهه ی اجتماعی بود که وقت و هزینه و استعداد شخصی خود را در این زمینه صرف می کردند .
    به تدریج و بویژه پس از پیروزی انقلاب کار این دسته ، رونق بیشتری یافت و علاوه بر آن از اعتبار اجتماعی بالاتری برخوردار شدند . مخصوصا نقشی که در تهییج مردم برای حضور در جنگ داشتند ، کارایی آن ها را آشکارتر کرد و روز به روز اهمیت آن ها را بیشتر کرد .کم کم خود آن ها هم باورشان شد که آن ها تافته ی جدا بافته ای هستند . تا جایی که به خودشان اجازه دادند در مهمترین مسایل کشور مداخله و برای مردم تعیین تکلیف کنند . به عنوان مثال می خواهم اشاره کنم به نقشی که در انتخابات دوره های اخیر ریاست جمهوری بر عهده داشتند . حاکمیت و جناح های سیاسی وابسته از اعتباری که اینان در نزد مردم داشتند (به واسطه ی اعتقادات مذهبی مردم) سود بردند و آن ها را درجهت تبلیغ یک کاندیدا و یا تخریب کاندیدای دیگر ، بسیج کردند . شور بختانه آن ها قادر بودند با سو استفاده از اعتماد مردم ، نقشی را که برایشان در نظر گرفته شده بود در بهترین سطح ، ایفا نمایند . این ایفای نقش ، متقابلا جایگاه آن ها را ارتقا داد.
    آن ها اینک در برخی زمینه ها به رقیب بی بدیلی برای روحانیان تبدیل شده اند و حتی میدان را از آن ها گرفته و آن ها را به حاشیه رانده اند. به عنوان مثال ، نقش آفرین مجالس ختم اکنون مداحان هستند و نه روحانیان . و البته” پاکت ” ی را هم که در آخر مجلس می گیرند ، در مقایسه با روحانیان ، “محتوای ” به مراتب پر بارتری دارد. نمونه ی دیگر ، مجالس عزاداری محرم و صفر است که باز هم مداحان در حال فتح آن هستند . آنان در مراسم ده روزه ی محرم و عاشورا اغلب دستمزدهای به مراتب بالاتری را دریافت می کنند . ضمنا به دلیل جذابیت برنامه ی مداحان در محرم (و البته جوان پسند بودن آن ها) روز به روز روحانیان در این مراسم بیشتر به حاشیه رانده می شوند . و برعکس مداحان روز به روز نقش به مراتب پررنگ تری کسب می کنند.
    داستان رقابت های روحانیان با مداحان که اغلب فکر می کنند قافیه را به مداحان باخته اند و نقش اجتماعی و در امد خود را از دست داده اند ، چیز دیگری است که جای بررسی و پژوهش ویژه دارد .
    اگر روحانیان با درس خواندن و به قول خودشان دود چراغ خوردن به یک سطح علمی رسیده اند که بتوانند عمامه به سر بگذارند ، مداحان اغلب این طور نیستند . در بین آن ها اغلب سواد در سطح نازلی قرار دارد. هم چنین در بین آن ها ، حتی در سطوح بالا افراد بی ادب و گستاخ کم نیستند . به چهره هایی مانند منصور ارضی و یا سعید حدادیان نگاه کنید . فکر می کنم اغلب خوانندگان ، کلیپ صحبت های حدادیان را در مورد یار غارشان آقای احمدی نژاد شنیده اند .
    مداحان اغلب با برانگیختن احساسات مردم ، و سو استفاده از این احساسات تفکرات خود را به مخاطبان القا می کنند و آن ها را به هر سو که می خواهند می برند . من در مجالسی بوده ام که مردم پس از سینه زنی و شور گرفتن ، به هدایت مداحان فریاد می زدند “انا کلب الحسین” . در این راستا مهم نیست که مداحان چه می گویند و گفته هایشان چه اندازه با اسناد تاریخی و ارزش های دینی ، مطابقت دارد . مهم این است که تا چه اندازه می تواند اشک مردم را در بیاورد . بزرگان دین و آنانی که درد دین دارند هرگز این رویه ی مداحان را نمی پسندند و آن را تایید نمی کنند . آثار استاد مطهری سندی است بر این ادعا.
    مداحان بر بستری از عوامفریبی و البته ارادت مردم کشور ما به ائمه ی اطهار (ع) رشد کرده اند . اکنون از مرتبه ی پامنبری خوانی به جایگاهی رسیده اند که علاوه بر کسب در آمدهای هنگفت خود را در موقعیتی قرار داده اند که به مردم می گویند کدام کاندیدا صلاحیت رئیس جمهور شدن دارند و کدام ندارد.
    ضمن احترام مجدد به تمام مداحانی که ارادتمندانه و عاشقانه در مدح و رثای ائمه (ع) فعالیت می کنند من می گویم آیا بهتر نیست که هیچ پولی به مداحان دین فروش ندهیم و به مجلس فریبکاری آن ها نرویم تا ارزش و قدر واقعی خود را دریابند ؟

     
  129. تا آخرین سنگ از بالای آخرین بنای مذهبی بر سر آخرین روحانی نافتد، سیر تکامل بشری رشد نخواهد کرد.

     
  130. اقای نوریزاد یک مطلب هم در مورد مداحان مفت خور بنویسید.

    ————-

    سلام علی آقای گل
    دوست ما آقا “سید ابوالفضل” در بخش دیدگاههای همین نوشته، مطلب خوبی درهمین خصوص قلمی کرده اند.
    با احترام

    .

     
  131. من معتقدم که این پرداخت توسط مردم، آخوندها را از وامداری دولت جدا می کند و این خود می تواند عاملی باشد برای بودن آنها با مردم نه وابسته به حقوق و درآمد دولتی. متاسفانه با نظر شما کاملا مخالفم

     
  132. آخه بامدادسخن نفهم
    این بشری که به قول تو سسفینه هوا میکند وآن قبایل بدوی همه آفریده همان خدایی هستند که آیات قرآن را بر رسول پاکش نازل فرمود واین آیات تا قیام قیامت جاری هستند برانسان وبراساس فطرت انسان هستند. این مشکل بشر است که زیر بار احکام خدا نمیرود.بالفرض مثال تو یک کشور اسلامی یا غیر اسلامی اگر ثروت وامکانات به طور عادلانه بین همه مردم تقسیم شود وکسی نیاز نداشته باشد آیا شخصی دزدی می کند که دستش قطع شود؟؟؟ واگر از روی طمع باشد باید دستش قطع شود تا عبرتی باشد برای دیگران.وهمچنین بقیه قوانین الهی.

     
  133. با سلام.می خواستم بدانم امام زین العابدین که شبانه روز در حال سجده بودند از کجا روزی کسب می کردند؟؟

     
  134. آقای نوری زاد
    مطلبی که نوشتید حرف دل بسیاری از ایرانیان است . از کسانی که مکه رفته اند بپرسید اولین چیزی که آخوند کاروان از آنها پرسیده در مورد دادن خمس بوده است و اینکه اگر خمس ندهید حجتان قبول نیست. این بندگان ساده دل هم پس از کلی چانه زدن (!) مبلغ را می پردازند. غافل از اینکه آخوند کاروان ابتدا پورسانت خود را از مبلغ برداشته و مانده پول را به حساب فلان مرجع مفت خورتر از خودش می ریزد.
    اگر همین فرد زمانی به کمک مالی نیاز داشته باشد حتی یک ریال هم از مراجع پول پرست دریافت نخواهد کرد.
    ای کاش پدران ما که از روی سادگی و اخلاص و بخاطر تقرب به خدا این مبالغ را به آخوندها می دهند لحظه ای درنگ می کردند و با خود می اندیشیدند که رابطه این آخوند و خدا چیست و خدا چه زمانی به این مفت خورها نمایندگی داده است که از طرف او از مردم پول بگیرند.
    راستی یکبار که پس از آزادی از زندان با بی بی سی فارسی مصاحبه می کردید مجری زن برنامه گفت که شما واقعا شجاع هستید که با وجود خطراتی که برایتان هست با شبکه های ماهواره ای مصاحبه می کنید. من هم می خواستم اضافه کنم که درود بر شرف و غیرت شما که تا این بدون ترس حرف دل مردم را می زنید. من اعتراف می کنم که آدم شجاعی نیستم و ترس جان و مشکلات زن و فرزند به من اجازه نوشتن آزادانه را نمی دهد.
    با ز هم درود بر شجاعت و جسارت شما
    پیروز و سربلند باشید

     
  135. جناب آقای نوری زاد ادبیاتتان خیلی فرق نکرده همه داریم تاوان می دهیم و همه داریم یاد می گیریم ایران جایی نیست که بشود اینگونه حکومت کرد روحانیان در خواب خوش هستند نمی دانم زنده هستیم یانه ولی جواب را خواهند داد بی تردید

     
  136. جامعه ي روحانيونِ ناناز.

    بسم منتقم الله في الارضين
    به م نوري زاد ام الكفار و رئيس الاخبائث
    و اما بعد . اي نوري زاد . اي كسي كه به ساحت مقدسه ي روحانيت مي پري ، و اراجيف مي بافي و آنها را در تارگسترت مي تپاني . بيدار باش و دست از كينه و عداوات با اين قشر ِ ضعيف ِ آسيب پذير بردار و گرنه بردارت مي كنيم.
    اي ابن الملاعين . تو را چه به اين كه بگويي چه كسي از چه راهي بايد نان بخورد و آنچه خداوند عزوجل حلال و طيب فرموده ، حرام و مكروه نمايي .
    اي رئيس الخوارج، كه فرمايش كرده اي ، روحانيون بايد مثل انبيا و اوليا نان بخورند و مانند اوليا و انبيا لباس بپوشند و مثل مردم كاركنند.مگرسواد نداري و نخوانده اي كه بزرگان دين نيز مانند روحانيون بودند و مانند آنها زندگي مي كردند.
    تو كه دكترهستي بگوببينم شغل آدم صفي الله ، نوح نبي الله ، موسي كليم الله ،‌عيسي روح الله . محمد رسول الله، علي مرتضي، حسن ابن علي ، حسين ابن علي ، علي ابن حسين ، محمد باقر، حعفربن صادق ، موسي ابن كاظم ، علي ابن موسي الرضا.محمدتقي، امام نقي، حسن عسكري، ( آخري هم كه چون غايب است كاري با او نداريم) چه بود و چه مي كردند كه برادران روحاني ما نمي كنند؟
    نكند فكركرده اي كه اين عزيزان بزرگواراز صبح تاشب بيل مي زدند و آجربالا مي انداختند يا در اداره ي آموزش و پرورش استخدام شده بودند؟
    اشتباه نكني و نگويي كه نوح نجار بود و موسي چوپان . نخيرآقا . اين ها پيش از دوران روحانيت يعني زماني كه مشرف به شغل شريف پيامبري شدند اين كاره بودند و بعد كه به درجه رفيع روحي رسيدند همان كاري را مي كردند كه امروز روحانيون متدين مي كنند.
    دست از سرما عزيزان روحاني بردار و دنبال كارت برو وسعي نكن نان ما را آجر كني وگرنه با يك نفرين سوسكت خواهيم كرد. جامعه ي روحانيونِ ناناز.

     
  137. دست مریزاد.شما دچار رنسانس شدید.با توجه به قدرت قلمتان توصیه میکنم یک نوشتار با عنوان یک روز کاری یک اخوند به رشته تحریر درارید.دعای ما ولطف خدا یاورتان

     
  138. اگر این خواسته شما محقق بشه میشه گفت یه رنسانس آغاز شده ولی از اینجا نمیتونه شروع بشه باید خرافه های دیگه رو از بین برد تا به اینجا هم برسیم.

     
  139. جناب اکبر این خبر را در کجا خواندید

     
  140. “”راستی درکجای عقل وقرآن واسلام آمده است که: گیرنده ی خمس وزکات، روحانیان ومراجع تقلیدند؟””
    ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

     
  141. شوخی شوخی با آخوند هم شوخی

    فردا تشریف بیاورید دادگاه ویژه روحانیت

    مردتیکه خیال میکنه ما شکم و زیر شکم نداریم

     
  142. پول دادن به مراجع باعث استقلال آنها از حکومت می شود

     
  143. آقای نوری زاد درود بر تو وخرد تو.متاسفانه در وطن ما خیلی ها ازراه نامشروع
    ثروت جمع می کنند وبا پرداخت خمس وغیره تصور دارند که بقیه اموالشان پاک است.
    تا زمانی که پا منبری داریم٬ وخرد در بین خلایق وجود ندارد این چماعت برای خریدن کلید
    بهشت به آخوندها رشوه این چنینی خواهند داد. رضا

     
  144. آقای نوری زاد
    همانطور که قبلا گفتم، آخوند بند نافش را با پول مفت بریده اند.
    ولی جدای از شوخی به گمانم می بایست کلیه قوانین شرعی بازنگری شود و جای آن را با قوانین بشری مدرن عوض کرد. این قوانین بدوی که به طور مثال در قرآن هم آمده مانند تعدد زوجات، قطع دست و پا، عدم تساوی قوانین ارث و تنبیه بدنی زنان مناسب قبایل بدوی صدر اسلام است نه بشر قرن بیست و یکم که توانایی ارسال سفینه بدون سرنشین به مریخ را دارد. اگر شما که درد دین دارید می خواهید دینتان در این تندباد مدرنیته به فنا نرود می بایست فکری به حال این قوانین ضد بشری بکنید. در این زمینه جناب دکتر سروش و جناب عمادالدین باقی دستاوردهای بسیار خوبی داشته اند. می توانید نوشته کوتاه مرا در این باب ببینید. امیدوارم گمان اهانت به من مبرید. من تنها به این می اندیشم که دین اسلام می بایست پیرایش شده و با خرد، اندیشه و حقوق بشر سازگار شود.

    http://bamdadesokhan.blogspot.com/2013/08/blog-post_16.html

     
  145. دست مزن !‌ چشم ، ببستم دو دست
    راه مرو!‌ چشم ، دو پايم شكست
    حرف مزن !‌ قطع نمودم سخن
    نطق مكن ! چشم ، ببستم دهن
    هيچ نفهم ! اين سخن عنوان مكن
    خواهش نافهمي انسان مكن
    لال شوم ، كورشوم ، كرشوم
    ليك محال است كه من خرشوم
    ….
    ( شعريا مال نسيم شماله ، يا ، فارغ گيلاني . خودمم نمي دونم )

    آورده اند كه درهمين روزهاي اخير ، درشهركرمان ، بنده ي خدايي ، هوسي ناميمون به سرش زد و يك طنز كوتاه را كه سه سال پيش در وبلاگ ها نوشته اند ، در روزنامه اش چاپ كرد. درپي ِ اين كار ، به اتهام « توهين به مقدسات ، تبليغ عليه نظام و تشويش اذهان عمومي »‌ دستور توقيف آن نشريه را صادر كردند تا مردم بدونند كه دراين مملكت حساب و كتابي هست و كسي اجازه نداره ، هرچه دلش خواست بگه ، يا حرف و نوشته ي ديگران رو بازگويي و بازنويسي كنه.
    صبح شنبه گروهي از اعضاي هييت هاي مذهبي و عزيزان حزب اللهي كرمان در دفتر نشريه گِرد ( شايدم دراز) آمدند تا با مراسم سينه زني و نوحه خواني يا اگر لازم شد ، همانطور كه در كرمانشاه ، چند روز پيش از آن ، رضا مهرآیین ، نماينده ي خبرگزاري ايلنا را زدند ، با مراسم كتك زني ، اعضاي هييت تحريريه را گريه بندازند و اونا رو از اين كار پشيمان كنند تا خداي ناكرده ، اين قلم بدستاي بيسواد، اون دنيا ، به جهندم نرند.
    خُب . اول طنزِ سرتاپا اهانت به مقدسات و تبليغ برعليه جمهوري اسلامي رو بخونيم و بعد ، ببينيم داستان از چه قراره .
    « موضوع انشا : کشور خارج کجاست؟‏
    خارج جایی است که همه آدم ها در آن ایدز دارند
    مملکت خارج جایی است که همه در آن با ناموس همدیگر کار دارند

    در حالی که در مملکت ما چند نفر با ناموس همه کار دارند !!!>

    کشور خارج جایی است که رییس جمهورشان بیشتر از یک دست لباس دارد بس که تشریفاتی و مرفه است
    تازه در خارج کراوات هم می زنند که همه میدانند یک جور فلش و علامت راهنمای رو به پایین است

    خارجی ها همه غرب زده هستند بی همه چیز ها !!!
    مردم خارج ، همیشه مست هستند و دائم به هم میگویند: یو آر …
    اما در اینجا ما همیشه در حال احوال پرسی از خانواده طرف مقابل هستیم بس که مودب و بافرهنگیم
    ما در ایران خیلی همه چیز داریم ! نان ، مسکن و حتی به روایتی آزادی <
    اما فرق اصلی ما در این است که خودمان میگوییم این ها را نداریم ، ولی مقاماتمان میگویند دارید
    و ما از بس که نفهم هستیم ، اصرار میکنیم و میگوییم پس کو ؟
    آن وقت آنها مجبور میشوند گشت درست کنند و به زور به ما حالی کنند که ایناهاش
    در خارج اما اینطوری نیست بس که آنها بی منطق هستند
    خارج جای عقب افتاده ای است که گشت نسبت ندارد ! آن ها برای لاک زدن جریمه نمیشوند
    در خارج هنوز نفهمیده اند که رنگ سیاه مناسب تابستان است
    خارجی ها بس که دین و اعتقاد ضعیفی دارند ، با دیدن موی نامحرم ، هیچ چیزیشان نمی شود
    اما ما اگر یک تار مو ببینیم ، دچار لرزش می شویم ! بس که محکم است این اعتقاداتمان
    خارجی ها فکر میکنند ما در جنگ جهانی هستیم چون کوپن داریم و سهمیه بندی
    آنها وقتی جنگ جهانی میکردند همه چیزشان سهمیه بندی بود
    ما همیشه در حال جنگ جهانی هستیم ! بس که رییس جمهورها و رهبرمان منتخب ما هستند
    آنجا کشیش ها و پاپ حوزه علمیه ندارند بس که بی فرهنگ هستند
    خارجی ها بس که بی دین و کافر هستند ، نمی دانند ازدواج از نوع موقت چیست
    خارجی ها بس که سوسول هستند می گویند مرد با زن برابر است و
    هیچ استاد پاک و مطهری نبوده که بهشان بگوید نخیر ! هر 4 تا زن میشود یک مرد
    ما استاد پاک و مطهری داشتیم که استاد اخلاق بود و پسرش هم برای
    نشان دادن اصل و نسب پدرش ، در مجلس به یکی دیگر گفت : فیوز
    البته او قبل از فیوز یک ( پ ) هم گذاشت که ما نفهمیدیم چرا
    آن ها بس که بی فرهنگ هستند در کلیسا با کفش می روند و عود روشن میکنند، در حالی که همه می دانند لذت حرف زدن با خدا در بوی جوراب مخلوط با گلاب است.
    آن ها تمام شعر های مذهبی خود را با آهنگ میخوانند، بس که الاغند،
    در حالیکه وقتی آدم با خدا حرف میزند ، اجازه ندارد شاد باشد
    خدا خیلی ترسناک است و هیچکس جز ایرانی ها نمیداند این را
    ما قطب جهان اسلامیم در حالی که خارج در جهان اسلام هیچ چیز نیست
    ما میدان آزادی داریم ولی خارجی ها فقط مجسمه آزادی دارند
    و هر بچه ای میداند که اصلا مجسمه یعنی هیچ کاره ! پس ما آزادی داریم ولی خارجی ها ندارند
    آن ها خواننده هایی دارند که همش اعتراض میکنند بس که بی ادبند ،
    در حالی که خواننده های ما میخوانند همه چی آرومه بس که هنرمندهای مودبی هستند
    آن ها بس که به بزرگترشان احترام نمیگذارند ، هیچ وقت آل پاچینو و جرج کلونی و آنجلینا جولی را ،
    نمی فرستند دست بوس اسقف و پاپ تا بلکه عبرت بگیرند و کار بد نکنند در فیلم ها
    ما در ایران تعداد صندلی های دانشگاه هایمان از متقاضی ها بیشتر است بس که علم داریم !فیلم های ما در ایران هیچ وقت پایان غمگین ندارد بس که ما شادیم ،
    ولی خارجی ها همه افسرده هستند و همه اش در فیلم ها در حال خون ریزی و کارهای بد بد
    در حالی که همه میدانند لذت هر فیلمی به عروسی انتهای آن است
    آن ها بس که سوسول هستند هر 4 سال یک نفر میشود همه کاره مملکتشان ،
    ولی ما همیشه گفته ایم که حرف مرد یکی است و هیچ کس عوض نمیشود
    ما در ایران خانواده خود را خیلی دوست داریم و هر وقت کاره ای شدیم ،
    تمام فک و فامیل خود را میکنیم مدیر
    اما آن ها بس که بنیان خانواده قوی ندارند ، این کارها را بلد نیستند
    ما از این انشاء نتیجه میگیریم که خارج جای بدی است
    خارج جایی است که همه آدم ها در آن ایدز دارند».

    خونديد ؟ ديديد چه حرفاي زشتي زده ؟ ديديد چه جوري اسلامو به خطرانداخته ؟ ديديد چه جوري برعليه نظام مقدس تبليغ كرده ؟ واي واي واي !!!
    درخت گردوان با اين بلندي ؟ / درخت خربوزه الله اكبر؟!!! وقتي براي چنين نوشته اي برادراي حزب الله و اعضاي هييت هاي مذهبي به دفتر نشريه ميان و بازپرس و بقيه ي پشت ِ سري هاشون ، ماده ي 500 رو به رخ مي كشند و نشريه رو بدون اين كه محاكمه و حكمي صادر بشه، درشو تخته مي كنند ، نوري زاد جان بايد حساب كارشو بكنه .
    البته ، روسا، چون فكر اينجاشو كرده بودند ، نوري زادو بي پول و پله كردند تا نتونه دفتر و دستكي بوجود بياره چون ، مي دونستند كه اگه دفتري داشته باشه ، با اين نوشته هايي كه تو سايتشه ، برادران و خواهران حزب الله بجاي اومدن و نوحه خوني ، صاف ميرن فرنگستون ، مرحوم شعبون آقاي جعفري رو از تو خاك ورش مي دارند و يك راست ميان دفتر نوري زاد تا بگن يك من ماست چقدر كره داره . هرچند كه خدا ، الله كرم و ديگر شاگرداي برجسته ي شعبون خانو نگه داره . چون هركدوم از اينا ، صد تا شعبون آقاس ؛ و كارهايي كه پهلوون شعبون تو خواب شبش نمي ديد و اگه مي ديد بيدار نمي شد ، كرده و مي كنند ؛ و اگه دَر رو همين پاشنه بچرخه ، خواهند كرد . براي صلابتي تمام شعبون آقا ها ، صلوات.
    كي بشه كه برادران حزب ِ الله خدمت نوري جان برسند و اونو يا مثل كسروي ، پخ پخ ، يا مثل حجاريان ، تق تق و يا مثل عموم قلم بدستا ، آخ آخش كنند ،‌ تا حسابِ كار دست ِ بقيه بياد و بدونن كه اينجا مملكت بقية الله ِ .
    آهاي نوري زاد ؛ و قلمزنان ِ سايت نوري زاد ، خيال نكنيد كه مي توانيد مفت در برويد . برادران حزب الله با انواع و اقسام وسايل پيشرفته از جمله ژيروسكوب ، تلسكوب ، ميكروسكوب ، سخن كوب ، قلم كوب ، سركوب ، گوشكوب ، و هزاران وسيله ي كوب ، شما رو رصد مي كنند ، و هروقت لازم شد با لباس شخصي يا غيرشخصي خدمتتان خواهند رسيد.
    البت ،‌ لازم به ذكر است كه قوه ي محترم غذاييه ، اجازه نمي دهد هركسي ، هركاري خواست بكنه و واسه ي خودش قانون وضع كنه و اونو اجرا كنه و به هركسي كه بخواد ، خارج از كادر قانوني ، عملي انجام بِده به شدت برخورد خواهد كرد . به سعيد عسكر نگاه كنيد و پنجه هاي پولادين عدالت اسلامي كه چه به روزش آورده است !!؟ ديديد اين طفلك معصومو بعد از حادثه ترور ِ حجاريان چه بلايي سرش آوردن؟ براش پانزده سال زندون بريدند و فورا آزادش كردند ؛ و بعد ، پُست كوچيك ِ رئيس امور ايثارگران ِ مقاومت بسيجو بهش دادند تا تروريستا بدونن ، ترور يعني چه ؛ و چه آخر و عاقبتي داره. اين پست و مقام هم بخاطر اين نبود كه فكركنيد نازشصت گرفته ، اصلا و ابدا . واسه اين بود كه بيكار نباشه ، و آمار بيكارا بالا نره .
    سعيد مرتضوي رو هم كه همه مي شناسيد و مي دونيد كه بعد از كشتن زهرا كاظمي و داستان كهريزك و كشته شدن چندين نفر زيرشكنجه ، از كار بيكارش كردند و براي اين كه گرسنه نمونه ودشمنان ِ اسلام خوشحال نشند ، رئيس ستاد مركزي ِ مبارزه با قاچاق كالا و ارز شد و سپس ، به رياست سازمان تامين اجتماعي برگزيده شد تا همانطور كه به حساب زهرا كاظمي و كشته شده هاي كهريزك و غيره رسيد ؛ به حساب هاي چند هزار ميلياردي اونجاهم رسيدگي كنه ( 1- حال متوجه شديد كه چرا بايد قوه غذاييه رو قضاييه ننوشت ؟ 2 – قابل توجه اونايي كه بيكارند و ميگن كار گيرنمياد . اگه راهشو بلد باشي كاراي خوب خوب رو زمين ريخته )‌. البته نبايد از ياد برد ظلم عظمايي كه درحق مرتضوي مظلوم شد و محكوم به پرداخت دويست هزارتومان جريمه بخاطر اون چندتا كشته ي كهريزكي گرديد .
    همه با هم براي سختي هايي كه به سعيدين دادند و تقاصي كه از اونها كشيدند گريه كنيد ، و با صداي بلند بگيد: واي واي واي . اگه نشد بگيد هاي هاي هاي . اگه بازم نتونستيد، بگيد :‌هه هه هه.
    شك نيست كه فرمايش جناب بازپرس ، آقاي اسحاقي در داستان ِ بستن ِ نشريه ي « نگين كرمان »‌ كاملا درست و بجاست كه فرموده : «براساس ماده 500 قانون تعزيزات سال 75 ، كساني كه عليه نظام جمهوري اسلامي به هرنحو فعاليت تبليغي كنند، به حبس از سه ماه تا يك سال محكوم خواهند شد». اين بزرگوار راست گفته و‌ بايد پوست طايفه ي قلم بدستو قلفتي كند. چرا ؟ به اين دلايل .
    يكم . اين كه اينجا سرزمين كفر نيست تا هركي هرچي بخواد بگه . مگه اينجا امريكاست كه يارو جرئت كنه پشت سر رئيس جمهور وايسته و موقع عكس گرفتن ، دو تا انگشتشو مثل شاخ رو سر رهبر مملكت بگيره ؟ هرتي پرتي كه نيست . مولايي گفتن ، مولي يي گفتن . مهتري گفتن، كهتري گفتن . اربابي گفتن ، نوكري گفتن.
    دوم . اگه قرار باشه مطالبي كه روسايت نوشته مي شه تو روزنامه هم بنويسند كه مصيبت عظما ميشه. همين سايت نوري زادو ببين . اگه قرار باشه اين حرفا كه اينجا مي نويسند تو روزنامه بياد چه فاجعه اي ميشه ؟ دو روزه همه از دين برمي گردند. همه برعليه اسلام ناب و رهبراني كه با هزار سختي دينو نگهداشته اند و براي حفظ اسلام در فقر و بدبختي به سر مي برند ، برمي خيزند. اين كه نشد كار. صدها سال زحمت كشيده شده تا حق به حقدار برسه و آل علي در ايران ،‌سوريه ،‌ لبنان و غيره به حكومت برسند ، حالا چارتا آدم پخمه ي خنگِ ببو ، بيان و براي سيدهاي بزرگوار كه قربون جدشون بشم ، دردسر درست كنن . درسته ؟ آخه ديني گفتن ، ايماني گفتن. حكومت مردميي گفتند ، حكومت خدايي گفتن . سيدي گفتن ، عامي گفتن . خودتون بگين ، درسته ؟ اين كه نمي شه ، هركي به هركي ميشه . اين كارا رو خدا نمي پسنده . عين اين ميمونه كه زنو بزارن وزير بشه . ميشه ؟ البته كه نميشه . قبول نداريد ؟ از آقاي روحاني بپرسيد. آخه زني گفتن ، مردي گفتن . زن كارش تو آشپزخونه اس تا واسه ي آقاش آش بپزه ، نه اين كه وزارت كنه . اگه به اين قلم بدستا رو بدي ، امروز ميگن بايد زن وزير بشه ، فردا مي گن بايد نخست وزير و رئيس جمهور بشه و پس فردا ، ميگن : چرا زن رهبرنشه . واي واي واي . بلا به دور. چه حرفا؟ !!!!!!!!!!!!!
    ميدوني اصلا چيه ؟ اگه خواننده قول بده پيش خودمون بمونه اصل قضيه رو مي گم .
    دين و خدا و اسلام و اين حرفا ، اصل قضيه نيست . اينا همه واسه راه گم كنيه . چه فرقي داره مردم دين داشته باشن يا نه ؟ اصل زر و زوره . مهم اينه كه قدرت و پول دست ازمابتهرون باشه . همه دنبال مايه تيله ان . هركدوم از يه راهي . همين داستان انتخاباتو نيگا كن . همه ي كانديدا دنبال ِ بخور بخورند. همشونم مي گن هدف ما خدمت به خلقه . اينا از اين راه دنبال پول و پله ميرن . يك عده از يك راه ديگه و اين ها هم از راه دين . وگرنه دين كيلويي چنده ؟
    سي چهل ساله كه حكومت دست اصحاب ِ دينه ، درسته ؟ خُب از اين آقايون يا خانم هايي مدعي خدا پرستي چه خيري نصيب مردم شده غير از جنگ و گروني و اعتياد و هزار بدبختي ديگه ؟ اصل قضيه اينه كه اگه امام حسين جنگ نمي كرد ، روضه خون و مداح و نوحه خون ازكجا نون مي خوردن . جنگ اگه سود داشته باشه ، خرابي اگه مفيد باشه ، سروصدا اگه نفعي توش باشه ، چرا انجامش ندن ؟ تو باشي نمي كني ؟ خودتو لوس نكن و نگو كه :‌ من بخاطر مردم حاضر نيستم دروغ بگم . يادت باشه ماكياول بازي نكني كه ما خودمون صدتا ماكياول رو درس ميديم .
    بعضي ساده لوحا مي گن اينا باعث شدن مردم از دين برگردند . به درك . فداي سرشون . تو كدوم مقطع تاريخي اربابا دين داشتند كه حالا داشته باشند؟ بي سواد بازي درنياريم و مثل طوطي هرچي شنيديم رو تكرار نكنيم. اگه مي دونيم كه هيچي . اگه نمي دونيم ، اول بريم بخونيم بعد بيايم حرف بزنيم .
    بايد منطقي باشيم . واسه ي يك ساعتم كه شده احساس محساسو كنار بذاريم تا ببينيم چرا اينقدر سنگ دينو به سينه مي زنند . بگو ببينم ، سر يك بچه ي كم سن و سال، يا يك پيرزن ِ بي سواد ِ دنيا نديده رو بهتر مي شه كلاه گذاشت يا سر يك آدم دنيا ديده ي با سواد ِ با مطالعه رو؟ قبول داري كه آدم هرچه آگاه تر بشه ، خام كردنش سخت تره ؟ چرا ؟ چون آگاهي ذاتا هشياري مي ياره . لطفا آگاهي رو با مدرك داشتن قاطي نكنيد چون خيلي ها مثلا دنبال دانش رفتند ، اما نادانند چرا كه فقط خواستن يه چيزايي رو حفظ كنند و مدرك ِ پاي پاچال رو بگيرند و خودشونو يه جايي بند كنند . منظور از آگاهي مطالعه و گفت و شنود ِ علميه نه داشتن كاغذ پاره اي به اسم ليسانس و فوق ليسانس و دكترا . و باز، منظور همه ي مدرك دارا نيست . منظوراونايي هستند كه كتاباشونو همراه با گرفتن مدرك مي بندند و فكر مي كنند كه فارغ التحصيل شدند (‌عجب كلمه ي مسخره ايست اين واژه ي فارغ التحصيلي )‌.
    مي دوني كه نميشه به مردم گفت : شما نبايد آگاه بشيد . اين كار كاملا غلطه و بازتابشم منفي . براي جلوگيري از آگاهي مردم ، بايد چه كاركرد؟
    درقديم ، آخوندا مي گفتند كه نبايد با كفار نشست و برخواست كرد ، نبايد حرف اونا رو شنيد ، نبايد نوشته هاشونو خوند ، و خلاصه با يك انگ نجس بودني كه به اونا مي زدند مردمو از شنيدن حرف ديگراني كه مثل خودشون نبودند ، دور مي كردند و مردم ، هميشه و همه جا فقط حرف ملا و آخوند و روضه خونا رو مي شنيدند ، و چون اين جماعت ، حرف علمي شون عبارت بود از ، چگونه شستن ، چگونه خوردن ، چگونه به خلا رفتن، وچگونه فلان كار را كردن ، درنتيجه ، هميشه مردم ساده و بيسواد مي موندند .
    در گذشته رياضيات ، فيزيك ، تاريخ و غيره در حوزه ها درس داده نمي شد و اگه براي خالي نبودن عريضه چيزي به اسم رياضي و نجوم مي خوندند همان هايي بود كه دوهزار سال پيش يوناني ها يا كپي برداران علوم يوناني نوشته بودند و تاريخشون هم ، منحصر مي شد به اين كه علي چه كرد و فاطمه چه . حسن چي شد و حسين چي ؛ و باقر و صادق چي گفتند. انگار دنيا خلاصه شده بود به ائمه ي اونا و غيراز ائمه ي اطهار هيچكس هيچي نمي دانسته و نكرده است . وقتي دايره اطلاعات محدود شد ،‌عقل و فهم هم محدود ميشن و وقتي عقل و شعور محدود شدند ، شعار ، جاي شعورو مي گيره ، و آدم به جاي اين كه با شعورش كاركنه با شعارش كار مي كنه .
    وقتي شعور ضعيف و شعار قوي شد ، و مردم ناآگاه موندن ، آخوند جماعت كه خداي بيسوادي و ناداني است بزرگ و ملا ميشه . چرا مي گم خداي ناداني و بيسوادي ، چون ؛ با وجود صد ها هزار آخوند عمامه اي و كراواتي كه تو اين مملكته ، بازم حكومت آخوندا ، از چهارتا و نصفي فُكلي مخالف مذهب مي ترسه و جرات نمي كنه ، و اجازه نمي دهه ، كه اوناهم حرف بزنند . با قانوناي من درآري كه با گول زدن مردم و چپوندن مشتي بيسواد تو مجلس ، اونارو ساخته ؛ مخالفو به اسم تبليغ عليه اسلام و نظام و مقدسات و مقدسين ، مي گيره و بند و زنجير مي كشه . با اين كار ، با زبون بي زبوني به همه ي علماي ديني و طرفداران ِ روشنفكرش كه مدعي استادي در فقه و فلسفه و كلامند ، و كرسي هاي دانشگاه ها را به ناحق اشغال كرده اند ، مي گه :‌ چقدر شما بي سواد و بي عُرضه ايد كه حريفِ يك مشت مخالف نمي شيد . به مدعيان ِ حقوق بگير مفت خور تبليغاتي مي گه : خاك برسرتون ، با اين اداره ي عريض و طويل ِ تبليغات اسلامي كه با اين همه بودجه و آدم هاي رنگ و وارنگ ساخته ايد . شما عرضه نداريد جواب چهارتا نويسنده ي بيسوادِ مثل ِ پخمه رو بديد ؟ و قوه ي غذاييه بطور غير مستقيم به علماي اعلام و حجج اسلام مي گه : خاك عالم تو سرتون اي سپاه آخوند تحصيل كرده در حوضه هاي علميه ، اي بيسوادهاي پرادعا كه با تفاخر خودتونو عالم مي ناميد ؛ و لياقت نداريد جواب ِ حرف ِ چندتا مخالف دين و حكومتو بديد . اگه شما عرضه و لياقت مي داشتيد ما مجبور نبوديم بخاطر يك طنز معمولي كه هيچ چيزمهمي رو مطرح نكرده ؛ در ِ نشريه اي رو تخته كنيم و از هييت هاي مذهبي و بسيجي ها بخواهيم بيان و اونا رو سرجاشون بنشونند . خاك برسر هرچي عمله ي پرادعاي بي عمله .
    اين داستان دين نه به عنوان يك حقيقت ، بلكه به عنوان يك ابزار در طي تاريخ بشري بوده و تا وقتي معتاد و بي حال باشه اين ابزارهم خواهد بود.
    از كلمه ي معتاد كسي عصباني نشه و به پَر قباش برنخوره . منظور از معتاد ، كساني است كه به چيزي عادت كردند . عادت و اعتياد و معتاد ،‌همه هم ريشه اند. مبادا فكر كنيم اين هايي كه ميان و به نام دين آدم مي كشند يا مي زنند ، يا مي بندند آدم هاي بي پدر و مادري هستند . نه خير . خيلي هم با پدر و مادرند . اين ها عوضي نيستند . بد نيستند . بدذات نيستند . اصلا و ابدا . دور وبر ما پر از آدمايي است كه هركدوم به چيزي معتادند . يكي به سيگار، يكي به ترياك ، يكي به نظربازي ، يكي به شهر وديارش ، يكي به ننه و باباش ؛ و يكي هم به دين و باورهاش.
    تا حالا شده به عكس العمل يك سيگاري كه سيگارش تموم شده يا سيگارشو ازش گرفته باشي توجه كني ؟ يا به كسي كه نخواد ترياكو ترك كنه و تو بخواي ترياكشو ازش بگيري ؟ يا به كسي كه به شهر و ديارش معتادشده و تو بخواي اونو به زور به جاي ديگه اي ببري ؟ درچنين حالتي همه شون آمپر مي چسبوندند و عصباني مي شن . تندي و خشونت اين ها ، بستگي به درجه ي اعتيادشون داره . شايد پرخاش كنند ، ‌شايد دعوا ، و شايد هم دست به قتل و آدم كشي بزنند . اينا بي پدر و مادر نيستند . اينا عوضي نيستند . اينا بدجنس نيستند . اينا معتادند .همين .
    تو فكر مي كني كه جدي جدي ، اون بسيجيه كه نون و نمك كسي رو مي خوره و ميره اونو بخاطر اين كه در فلان جا فلان حرفو زده لو مي ده خيلي بده ؟ اون سپاهي كه حقوق مردمو مي گيره و مي بينه كه مملكتش تحت رهبري فلاني هر روز بدتر از ديروز ميشه و بازم خودشو سرباز ِ انقلاب ،‌و نه مردم ، مي دونه و برعليه مردمي كه نونشو ميدن عمل مي كنه خيلي بدجنسه ؟ يا اون مامور اطلاعات كه ازهمه بيشتر و بهتر مي دونه تو اين چند دهه ، ديگرون به كجا رفتند و ما به كجا ؛ خيلي عوضيه ؟ نه والا ، نه بالله . نه اون بسيجي ، نه اون سپاهي ،‌ نه اون اطلاعاتي و نه بقيه شون ، عوضي نيستند . معتادند. مثل يك ترياكي ، مثل يك هروئيني ، مثل يك كراكي ، مثل يك شيشه اي .
    وقتي معتاد درخطر ِ ازدست دادن موادش باشه يا مواد به وقت به او نرسه ، اي بسا كه بچه خودشو بكشه. اعتياد نوعي بيماريست . معتادو بايد درمان كرد ؛ نبايد كشت . درمان معتاد به موادي مثل هروئين و ترياك و امثالهم ، قرص و آمپول و چي و چي هست ؛ و درمان ِ معتاد ِ فكري ، روشنگري و اطلاعاته .
    خُب . حالا ،‌ يه مشت باسواد و با مطالعه مي خوان با فرمايشات خودشون ، همه ي زحمات اصحاب ِ دينو به باد بدن . مي خوان اطلاعات منتشر كنند . مي خوان آگاه سازي كنند . و اونا نمي ذارن . چرا ؟ چون حكومتو دوست دارن . چه حكومت ازنوع قديمش باشه چه ازنوع جديدش .
    نوع قديمي حكومت هموني بود كه در زمان شاه مي ديديد . يه عده حرف شاهو گوش مي كردند چون اين دنيا رو ميخواستند و يك عده هم حرف آخوندا رو به جان مي خريدند ؛ چون دنبال اون دنيا بودند . كاري به اين نداريم كه اون دنيا هست يا نيست . مهم اينه كه مردم باورداشتند كه اون دنيا هست و همين باور نون آخوندو تو روغن مي ذاشت . اين باور براي آخوند جماعت ، خمس و ذكات و پول روضه و عزت و احترام مي آورد و آخوند هم مثل همه مردم ، همين چيزا رو مي خواست . پول و احترام .
    درحكومت جديد ، هرچي هست مال خداست و مال خدا ، دراختيار ِ جانشين او ، يعني ولايت فقيه و منصوبانشه . منصوبانشم ، يعني قاضي ها ، و راضي ها . قاضي رو كه مي شناسيد ؟ ميمونه راضي . راضي همون هايي هستند كه مي ترسند پست و مقام و حقوق و مزاياشونو از دست بدن و چون از اون چه دارند خشنودند ما به اونا مي گيم راضي .
    تفاوت حكومت قديم و جديد دراينه كه درحكومت قديم ، آخوندا احترامشون بيشتر از پولشون بود و درحكومت جديد ، پولشون بيشتراز احترامشونه . فرقي زيادي نداره . يه خورده جابجا شده . مهمه ؟
    اما حكومت . يادت باشه كه همه دعواي دين سرحكومته . حكومت موضوع كوچيك و شوخي برداري نيست . همه دعواي سني و شيعه سرحكومته . سني ميگه : حكومت اول مال ابوبكر بوده و بعد عثمان و عمر و علي ؛ و شيعه مي گه : نه خير. از اولش بايد علي حاكم مي شد و بعدشم بايد اين حكومت درخاندان علي مي موند .
    يادمون نره كه علي سردعواي حكومتي كشته شد . حسن به دنبال حكومت بود اما نتونست . حسين براي حكومت از مكه خارج شد و همه ي اماما ، مدعي بودند كه حكومت حق آل علي است ؛‌ و اين ادعا تا الان هم پابرجاست . حكومت چيزكوچكي نيست .
    البت ، ازياد نره كه الان هم شيعه وسني دعواشون سرحكومته . چرا ؟
    آخونداي اينوري مي بينند اگه برن اونور ، چون مشتري هاشونو از دست مي دن ، نونشون آجر ميشه . اميدي هم به جلب مشتري دراونطرف نيست ، چون چيزي از اونور نمي دونند و آخونداي اونوري اگه بيان اينور از نون خوردن مي افتند چون به اندازه اينوريا از مسائل اينوري خبرندارند. دعوا سرلحاف ملاست و اين وسط يه مشت آدم هاي احساسي و بي مطالعه ، شدند آلت دست طرفين . مريداي اينا فكر مي كنن اونا بي اخلاق و فلان و فلانند و نوچه هاي اونا فكر مي كنن اينا هيچي حاليشون نيست و هردو غافلند كه بابا ، اصل قضيه چيزديگه ايست.
    تنها شيعه و سني نيست كه به اين درد مبتلاست ، مسيحي و يهودي و غيره هم اسير يك مشت آدماي گندم نماي ِ جو فروش شدند . قبول نداريد به كاخ پاپ ، ثروت ِ امام ِالحرمين ، قدرت ِ آيت الله ها ، ووو نگاه كنيد.
    حالا ، سوال اينه كه :‌ اگر مردم آگاه بشن ، آيا بازهم حكومت رو بدست همين هايي كه هستند خواهند داد ؟ معلومه كه نه . صدسال . خوب چه بايد كرد ؟ بايد از نيروي دين استفاده نمود . هركي بخواد كاري بكنه كه حكومت به خطر بيفته بايد خفه شه . چه جوري ؟ با نيروي دين .
    اصلا دين يعني چي ؟ دين يعني چيزي كه بشه با اون مُخ يك مشت مردمو حسابي شُست واز چيزهاي مخالف پاك كرد ؛ و چيزهاي دلبخواه تو اون گذاشت و با يه مشت ادويه اخلاق كه از مكاتب انساني ديگه برداشته شده ؛ خوش عطر و رنگش كرد و وقتي آماده شدند ، از اونها بعنوان ابزار استفاده كرد تا به اهداف دلخواه رسيد . اسم اينو دين ميذاريم . اگه هشيار باشيد جاي ن رو با ي عوض ، و يك الف به اون اضافه مي كنيد تا مسئله حل بشه .
    صلاح نيست به مطبوعات گفته بشه : دزدي ها و خراب كارهاي رئيسارو ننويسيد وگرنه در نشريه تخته ميشه . وقتي مي گن دين ما درخطره يعني د ن ي+ ا ما در خطره . دروغ كه نگفتند.
    اگر جز اين باشه كه ؛ با اين سپاه ديني كه هست و الحمدالله از سپاه پاسداران به علاوه ارتش به علاوه نيروهاي انتظامي و غيره بيشترند ، و شب و روز درحال تبليغ دين و حكومت ديني هستند ، چه ترسي از ده – بيست نفر دارند كه برعليه دين تبليغ مي كنند؟
    البته ، حق و حقيقت اينه كه درسته حداقل نيم ميليون سپاه ترويج دين وجود دارد اما ، از همين چهارتا و نصفي آدمي كه برعليه اسلام و جمهوري اسلامي تبيلغ مي كنند مي ترسند وگرنه هرعاقلي مي دونه كه با داشتن چند صد هزار روحاني و طلبه و مداح و نوحه خون و حزب اللهي و سپاهي ، داشتن ماده تبصره اي به نام بند ِ فلان و مجازاتي معادل با سه سال زندان براي كساني كه عليه دين و حكومت تبليغ كنند ، خيلي خنده داره .
    اين قانونا ، به نام دين ، و به كام ِ دوكونداران ِ ديني است . اين ها ابزار ِ خوبي هستند تا به اسم اين كه تبليغ عليه دين كرده ، يا برعليه حكومت ديني حرفي زده در دكون مخالفو تخته كنند. تا اونا نتونند مرگ فلاني ، و زندوني شدن اون يكي ، و شكنجه شدن فلان كس ، و دزدي هاي فلان آقازاده ، ، وگاوبندي هاي فلان وزير، و زمين خواري هاي فلان وكيل ،و هزارگندكاري حكومتي ها رو تو بوق بذارند و مردم بفهمند و بگند كه : اي بابا ، اين ها چه امامزاده هايي هستند.
    فرض كنيد از جريان مرگ همين رشيد اسماعيلي مردم باخبر بشند ، يا دزدي هاي كلان ، كش پيدا كنه و مردم بفهمند كه اصل كاري ها كي بودن ، يا پول هايي كه براي اسد فرستاده مي شه ، برملا بشه ، يا كمك به حزب الله ، و كجا و كجا و كجا ، علني بشه ، اونوقت چي براي مدعيان دين مي مونه ؟ خودتون قضاوت كنيد.
    از وبلاگ و سايت خيلي نمي ترسند . الحمدالله ما اگر چه كاربراينترنت زياد داريم اما نصفشون سكس گردند و بقيه هم دنبال شال و روسري مُد روز مي گردند . سايت هايي هم كه به قول بعضي ها افشاگرند ، عمومي نيستند . يه مشت خواننده مخصوص دارند كه خيلي هم كم اند و چون خيلي كم اند خطري ندارند. آمار رو نگاه كنيد . 12 ميليون سكس گرد تو اين مملكت است . تا وقتي اينا باشند خطري دركار نيست . اينا و اون دسته كه دنبال لاك و مانيكور و لباس مد روزند خطري ندارند .
    سايت هايي مثل نوري زاد ، تا زماني كه همگاني نشده ، خيلي ترسناك نيست چون نه آمار بالايي دارند و نه خوانندهاشون عموم مردمند . شما تيراژ روزنامه ي سلام يا توس يا امثالهم رو نگاه كنيد با آمارِ سايت و وبلاگ ها . تيراژ نيم ميليوني كجا ؛ و آمار چند تا و چن ده تايي وچند صدتايي كجا .
    تازه ، همونطور كه گفتم ، بيشتر وب گردا ، سكس گردند . قم بيشترين آمار سكس گرد و داره . چرا ؟ چون پايتخت مذهبي كشوره . اگه قرار باشه قمي ها بجاي توجه به مسائل سكسي در اينترنت ، به گفتار و كردار بزرگان شهرشون توجه كنند ، يه ماهه كودتا خواهند كرد.
    مردم تا زماني مكارم شيرازي رو محترم مي شمارند كه به حرف و عملش توجه ندارند . اگه قرار باشه تو كارش ريز و تيز بشن يه روزه سرو ته اش مي كنند . فرض كنيد روزنامه هارو آزاد بذارند و اونا بخوان همين آقا رو نقد كنند . مي دونيد چه فاجعه اي خواهد شد ؟
    نشريات مثل سايت و وبلاگ نيست . نشريات چون همگاني است خطرناكند. بايد مراقبشون بود . ياد سعيد جان مرتضوي بخير كه اونا رو بصورت فله اي تعطيل مي كرد . بايد راه ِ اونو ادامه داد و به هربهانه كوچيكي كه گيرمياد درِ نشرياتو بست ؛ ‌اگر چه مرتضوي عزيز بي بهانه هم درمطبوعاتو مي بست. اون چون خيلي باسواد بود ،‌حرف سعدي رو عمل مي كرد كه مي گفت : «‌سرچشمه شايد گرفتن به بيل / چو پرشد نشايد گذشتن به پيل »
    بستن در‌ ِ نشريات سه تا سود داره . اولا كه آمار ِ مجوز نشريه بالا مي ره چون ، بعد از بستن در نشريه ، دارو دسته اونا براي اين كه يك نشريه ديگه علم كنند مجوزمي گيرند و اين كار سبب رشد آمار نشرو انتشارات مي شه ؛ و بااين كار دنيا فكر مي كنه كه مردم اين كشور خيلي آزادند كه اين همه به دنبال مجوزنشر مي رند. دوم . نمي گذارند نشريات پا بگيرند و مردم عادت به مطالعه كنند تا فردا با يك عده آدم بامطالعه و خطرناك روبرو نشن. و سوم ، حساب كار دست مطبوعاتيا مي ياد ؛ و اونا مي فهمند كه تكون بخورند تعطيل اند پس ، آسه ميرند ، آسه ميان كه گربه شاخشون نزنه . و اگه يه ذره ، فقط يك ذره ، هوس افشاگري و روشنگري و ازاين حرفا به سرشون زد ، فورا ، به بهانه ي تشويش اذهان عمومي ، تبليغ عليه مقدسات ، مخالفت با حكومت و امثالهم ، درِ نشريه تخته مي شود . والسلام . نامه ي ما شد تمام.

    —————–

    سلام دوست گرامی
    ازاین که اینهمه وقت صرف کرده اید واین مطلب تروتازه وطنز را برای ما بارآورده اید ازشما تشکرمی کنم.
    ما را همچنان ازنوشته های خوبتان بهره مند سازید
    سپاس فراوان

    .

     
  146. درود بر شما
    اول باید ببینیم فلسفه خمس و ذکات چیست ! تا آنجایی که من فهمیدم در دوران پیامبران مسلمانان مالیات به عنوان خمس و ذکات پرداخت می کردند که بعد از فوت آخرین پیامبر مردم نفس راحتی کشیدند و گفتند دیگر تمام شد و مالیاتی پرداخت نکردند تا اینکه آخوند های آن زمان داستان امام غایب را درست کردند و گفتند چی تمام شد نهصت ادامه دارد بدید در راه خدا که هر آن ممکن است امام زمان ظهور کند ! آخوندهای خودمان هم که در عوام فریبی پیشتاز بودند امامی را در چاه کردند و گفتند مال و اموال را بیاورید اینجا یا بدهید دست نمایندگان امام !
    قابل توجه حاجی بازاری ها : بجای خمس و ذکات دادن بیایید گران فروشی نکنید در واقع آن خمس و ذکاتی که به ناحق می دهید از جیب مردم است !

     
  147. این موضوع را شما باید 30-40 سال پیش مطرح میکردید نه الان که این ملبسین به این لباس که تا امروز تا توانسته اند خزانه کشور را غارت کردهاند و هر کدام مانند ماری بر ثروتی ملی چنبره زدهاند ارائه نمونه کم نیست مثلا حجت الاسلام م . ک با چنبره زدن بر خزانه دانشگاه هاروارد سابق و مجتمع امام صادق مامورانی را برای تسلط بر تمام پستهای مالی میفرستد و بجای انتفاع مردم خودش و اهل بیتش تا میتوانند ان سازمان ا چپاول میکنند بورس تهران – معاونتهای اقتصادی وزارت خانه ها نمونه های بارز انها هستند حال از چپاول بزرگانی پتروشیمی توسط مباشر سر سپردهاش خ به ثمن بخث چه باید گفت یا تجارت کثیف ذخایر تاریخی کشور توسط وزیر سابق حجت الاسلام ف و…………….. رشد سرطانی و توسعه ریشه های سرطانی اینها انچنان بر اقتصاد کشور غالب شده که همه باید به نیکی از محمد رضا پهلوی و سلامتش یاد کنند

     
  148. روحانیت از نگاه اقبال لاهوری

    اقبال لاهوری فیلسوف و شاعر شهیر قاره هند که با کتاب “احیای فکر دینی در اسلام” و نقشی که در مبارزات ضد استعماری هند از خویش بر جای گذاشت، به شهرتی جهانی دست یافت، اقبال یکی از رسالت های خود را تفکیک روحانیت از اسلام می دانست. از نظر او نقشی که روحانیان در دین داشته و دارند، نقشی است تخریبی که توام با تحریف، تکفیر و گذشته گرایی است. وی موارد بسیاری از همبستگی دین رسمی – به سردمداری ملایان – و ارباب قدرت را یادآوری می کند و تزویر و ریای آخوندیسم را افشا می نماید. و از همگامی با فقیه و شیخ و ملا بر حذر می دارد:
    فقیه و شیخ و ملا را مده دست
    مرو مانند ماهی غافل از شست
    چرا که او به خوبی آگاه بود که نه تنها “شیخ” گرفتار خرافات و “اساطیر کهن” است، بلکه اساسا نه برای خود تعهدی می شناسد و نه غمی دارد و در نتیجه انبانش تهی است:
    متاع شیخ اساطیر کهن بود
    حدیث او همه تخمین و ظن بود
    هنوز اسلام او زناردار است
    حرم چون دیر بود او برهمن بود
    دل ملا گرفتار غمی نیست
    نگاهی هست در چشمش نمی نیست
    از آن بگریختم از مکتب او
    که در ریگ حجازش زمزمی نیست
    وی در اشعار فراوانی به ارتجاع و آخوندیسم می تازد و افکار آنان را ارتجاعی و عقب مانده می داند و در نتیجه با آنان به مرزبندی می پردازد و مسلمانی خود – و دیگران غیر “روحانی”! را – از مسلمانی ملا جدا نموده و حتی آن دو را رو در رو ارزیابی می نماید. چرا که در تحلیل نهایی این ملاست که دیگران دگراندیش را از کعبه رانده و تکفیر می نماید:
    گرفتم حضرت ملا ترش روست
    نگاهش مغز را نشناسد از پوست
    اگر با این مسلمانی که دارم
    مرا از کعبه می راند حق اوست
    از نظر اقبال، روحانیت، اسلام را آنچنان دستخوش تغییر و دگرگونی نموده است که شناخت مجدد آن نه تنها برای آورنده نخستینش، که حتی برای خدا و فرشته مقربش نیز غیر قابل فهم و در نتیجه حیرت آور است:
    ز من بر صوفی و ملا سلامی
    که پیغام خدا گفتند ما را
    ولی تاویلشان در حیرت انداخت
    خدا و جبرییل و مصطفی را
    اما دریغ که بخش عظیمی از مسلمانان، بدون توجه به این رهنمودهای روشنگرانه، همچنان مسحور ملا و آخوند شده و عقل و اندیشه خویش را مسدود نموده، چشم به دهان این سمبل های ریا و تزویر دوخته اند تا او نیز به استحمار خویش ادامه دهد.

     
  149. استاد فرزانه محمد رضا حکیمی در جمعی می گفتند: سالهای اولیه طلبگی درمشهد صبح ها که پای درس می رفتم می دیدم کارگران زحمتکشی درنانوایی ،سبزی فروشی،و….باچه تلاش وتکاپو کار میکردند….ظهر که برمی گشتم وهمه چیز را/نان،سبزی پاک کرده و…/آماده می دیدم ازخودم خجالت می کشیدم واینکه آیا درس خواندن من برای جامعه درحد زحمات این انسانهای شریف ارزش داشته است؟…..

     
  150. متشکرم طبق معمول عال و بی نظیربو د شیرمرد تاریخ ایران

     
  151. استاد چی بگم شما شدید زبان گویای خلق دیکه مردم از ترس نای ندارند وقتی مطهری و دفتراقاشون شنود میشه وقتی کسی امنیت نداره چکارکنیم ضمنا مقاله تون بی نظیربود شما در تاریخ ماندگارید ما معتاد به مقاله هاتون شدیم بدون شما اینترنت ارزشی ندارد

     
  152. سلام جناب اقاي نوري زاد ،خرسندم از اينكه مطلب جديدي از شما خواندم و مرا وا داشت كه اضافه كنم به مطالب حضرت عالي، چرا فقط در مساجد بايد پشت يك اخوند با لباس فرمش نماز خواند ٢چرا لباس اين اشخاص همواره اينان را از مردم در سطح شهر متمايز از ديگران ميكند٣اگر لباس سنتي از پيامبر عزيز مي باشدو امامان پس چكونه اشخاص هنگام ورود در محافل وعظ ويا گردهمائ به عنوانين مختلف مردم حاضر در بدو ورود تشخيص نمي دانستند كه كدام فرد امام جعفر صادق يا. ايا به درسهاءي كه جمود فكري وتكرار مكرات است و. ووووو

     
  153. ساعاتی پس از شکست نشست مشورتی پنج عضو دائم شورای امنیت درباره سوریه، باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا، گفت هنوز تصمیمی درباره حمله نظامی به سوریه نگرفته است؛ اما تاکید کرد که نظام بشار اسد به خاطر به کارگیری جنگ‌افزارهای شیمیایی «باید مجازات شود».

    اشاره رئیس جمهوری آمریکا به گزارش‌هایی است که از حمله شیمیایی به مناطقی در حومه دمشق پایتخت سوریه در هفته گذشته سخن می‌گویند؛ حمله‌ای که صد‌ها کشته بر جای گذاشته است. دولت و مخالفان در سوریه یکدیگر را در این حمله متهم می‌کنند.

    اوباما که شامگاه چهارشنبه به وقت آمریکا با شبکه تلویزیونی پی پی اس مصاحبه می‌کرد، گفت که به کارگیری جنگ افزاری شیمیایی توسط نظام سوریه، قوانین بین‌المللی را نقض می‌کند.

    او در عین حال تاکید کرد که ایالات متحده نمی‌خواهد در سوریه همچون عراق، وارد جنگی طولانی مدت شود.

    او با بیان اینکه سوریه، بزرگ‌ترین زرادخانه جنگ‌افزارهای شیمیایی در جهان را در اختیار دارد، گفت: «نگرانی‌هایی مبنی بر قرار گرفتن این جنگ افزار‌ها در اختیار القاعده وجود دارد که واشینگتن چنین چیزی را تحمل نخواهد کرد.»

    اوباما با تاکید بر اینکه حمله نظامی به سوریه، بحران و مشکلات این کشور را حل نمی‌کند و کشته شدن غیر نظامیان را متوقف نخواهد کرد، اظهار داشت: «اما نظام اسد باید بفهمد که به کارگیری جنگ‌افزارهای شیمایی نه تنها مخالف معیارهای بین‌المللی است، بلکه منافع آمریکا را تهدید می‌کند.»

    او ادامه داد که تحرکی واضع و قاطع برای متوقف کردن به کار گیری جنگ افزارهای شیمیایی در سوریه «می‌تواند تاثیری مثبت بر امنیت ملی ما در دراز مدت داشته باشد.»

    رئیس جمهوری آمریکا تاکید کرد، مسئولان این کشور معتقدند که دولت سوریه، حمله نظامی هفته گذشته به حومه دمشق را انجام داده و کسی از آنها در این باره شکی ندارد.

    او افزود: «معتقد نیستیم که مخالفان حکومت، آن موشک‌ها را در اختیار داشته باشند و باور داریم که دولت است که آن اقدام زشت را انجام داد.»

    باراک اوباما گفت: «ما مدت زمان زیادی آنچه در سوریه روی می‌دهد را زیر نظر داشتیم. نظام (سوریه) مردم خود را با خونسردی می‌کشد. تنش‌های مذهبی هم وجود دارد که هر روز شدید‌تر می‌شود. از اسد خواستیم از قدرت کنار برود اما اکنون به ضرورت مداخله نظامی رسیدیم.»

    پیش از این، چاک هیگل، وزیر دفاع آمریکا، گفته بود که ارتش این کشور در انتظار فرمان اوباما، در حال آماده‌باش قرار دارد.

     
  154. باعرض سلام
    درخصوص مطلب فوق آقاي دكتر عبدالكريم سروش دريكي ازسخنرانيهاي خود حول محور وحدت حوزه ودانشگاه وجود تناقضات موجودرا يكي ازعوامل مهم عدم نيل به اين وحدت برميشمرد ازجمله ، نقل به مضمون اينكه :
    گذشته از امتيازات زمان ورور يك دانشجو و يك طلبه جهت تحصيل دردانشگاه وحوزه ، مسئله مهمتر نگاه آينده تحصيلي است كه يك طلبه علاوه برمزاياي اجتماعي واعزام هاي فصلي جهت تبليغ به نقاط مختلف كه علي الاصول بودجه خاصي براي درنظرگرفته نميشود ومعمولا بنابروضعيت اقتصادي مردم آن منطقه ازكمكها وپرداختهاي مردم كسب درآمد ميگردد . يك طلبه نسبت به اشتغال خوددرآينده نه تنها نگراني ندارد بلكه بنا به سطح روابط باقدرت حاكم شايد تنها درخصوص محل خدمت ياجايگاه شغلي چانه زني نمايد . لذا يك طلبه باهمه مزاياي پيدا وپنهان درزمان تحصيل وبعد ازآن هيچ سنخيتي بايك دانشجو پيدا نميكند بنابراين وحدت حوزه ودانشگاه بيش ازيك شعار درحال حاضر محلي ازاعراب ندارد ونخواهدداشت .
    امابنظر اينجانب مسئله زماني دردآورترميگردد كه بعضا روشنفكران وتحصيلكرده هاي ما كه بيش ازديگران اين وجه تمايز راديده وحس ميكنند بواسطه وابستگي به قدرت براي اينكه فرصت هاي گاه راازدست ندهند وامكان عرض اندام داشته وبعضي تريبون هاراازدست ندهند جرأت ورود به اين مباحث را نمي يابند (البته همانطور كه اشاره فرموديد هيچگاه اين موضوع مشموليت تام ندارد وصد البته كه هميشه خداوند ذخائري براي اين مقام والا درمسير اعتلاي كلمة الله و اسلام علوي داشته والي الابد خواهد داشت )
    درزمان جنگ كه بطور اتفاق دريكي ازروستاهاي شمال بودم پس ازمراسم نماز عيد فطر توسط امام جماعتي كه درآن روستا داراي زمين هاي كشاورزي فراوان وحتي حوضچه هاي پرورش ماهي بود درحاليكه دودست خودرا به آسمان بلند كرده بود ودعا ميفرمودند اين بندگان خدا روستاييان زحمتكش هركدام درزمان ترك نماز وجهي رادردست ايشان قرارمبدادند وزماني كه اين دست پرميشد آقا دست درجيب خود نموده وپس ازآن دوباره دست رابلند كرده تا مجددا پرشود درحالي كه وجوه فطريه مستقلا درجايگاه ديگري دريافت ميشد وبعد كه بيشتر پرس وجو كردم متوجه شدم كه اين برنامه ساليان سال رواج دارد .واين همان دايره فهم وانديشه است كه براثر حقنه شايد اين بندگان خدا حتي درذهن خود جرأت اين سؤال رانيز پيدانكنند.
    واينگونه درآمد ازراه تبليغ دين ازجمله موضوعاتي است كه استاد مطهري بنابراحايث وروايات مستندا ازآن تبري جسته است
    ازاطاله كلام عذر خواهي ميكنم ضمناجنابعالي درويرايش اين نوشته به هرميزان مختاريد.
    موفق باشيد

     
  155. باسلام
    چرا به صحابی های پیامبر این عناوین والقاب رانمی دهیم مثلا بگوییم:جناب مستطاب حضرت ایت العظمی …. ابوذر و یا حضرت حجه الاسلام والمسلمین جناب آقای مقداد. من خلاصه کردم وازعناوین والقابی که درمقدمه بعضی ازکتب درمعرفی بعضی ازروحانیون آمده گذشتم.

     
  156. شاید کمتر ویا بیشتر از دو سال پیش بود که در اخبار سایت ها خواندم که در شیراز دو نفر
    از برادران غرق در ولایت منتظر یک فرد بهایی که با وانت امرار معاش میکرد بودند. آنها
    ومحض خروج آن فرد از منزل از او درخواست بنزین برای ماشین خود میکنند .فرد بهایی هم
    با جوانمردی گالن خالی را پر از بنزی به آنها تحویل میدهد.
    حال شما فکر میکند این برادران چکار کردند؛ بفرد بهایی حمله میکنند وبا زنجیری که داشتند

    اورا به درخت زنجیر کرده با پاشیدن بنزین سعی به آتش کشیدن آن بنده خدا مکنند.
    خوشبختانه کبریتها روشن نمی شوند و در اثر سروصدای فرد اسیر در دست برادران جان برکف
    وجمع شدن رهگذران پا بفرار می گذارند.
    تفسیر این عمل حیوانی را هرخواننده خودش بکند.

     
  157. نظر دهندگان محترم
    من نمیدانم ریشه پول دادن به آخوند از هر بابت چه خمس و چه ذکات و چه هر بابتی دیگر از کجاست. لطفا اگر کسی میداند به dostar_iran.korosh@yahoo.com ای میل نماید. اما این را متوجه شده ام که فرهنگ کار در میان ما ایرانیها دچار مشکل و نواقص بس بسیار میباشد. اصولا باید از خود بپرسیم که چرا قوانین 1400 سال پیش مملکت داری تازیها که ممکن است برای آن زمان و آن هم برای تازیها مثبت بوده را ما باید امروز بطور کامل پیروی نمایم. اصولا باید تحقیق کنیم که اصولا آخوندمذهب شیعه و مذاهب دیگر دین اسلام چگونه به وجود آمده اند. اصولا باید از خود بپرسیم که چرا آخوند های شیعه حتی بین خود تقسیم بندی میکنند و این تقسیم بندی را با عمامه مشکی و عمامه سفید عیان میکنند و فراتر از این هم میروند و عمامه مشکی را برتر از عمامه سفید معرفی میکنند. این داستان عمامه سفید و عمامه مشکی و اصولا این مدل لباس آخوندی چه تاریخی دارد. البته تحقیق در خصوص این گونه موارد را میبایستی موقعی انجام داد که تعصب و خرافه گرائی در فرهنگ محقق جائی نداشته باشد.
    به امید روزی که عقل و خرد و اندیشه در همه ما ایرانیان به حد اعلا برسد تا فرهنگ سکولاری (جدائی دین از دولت) در فرهنگمان نهادینه شود و دولتی منتخب مردم و برای مردم و پاسخگو به مردم را برپا کنیم.
    کوروش

     
  158. با درود و سلام بر همه انسانهایی که برای پالایش و شفافیت روح انسانی قدم بر می دارند و در این عرصه که همان حقیقت است جان خویش را نیز در این مسیر میگذارند. من بطور کامل این نظر شما که روحانیون نیز در مقابل کار ارزشمندی انسانی که می کنند بایستی مزد بگیرند نه اینکه بدلیل درس خواندن یا منبر رفتن و در این باب اگر اجازه بفرمائید چون از خانواده شناخته شده روحانی هستم و در این باب حداقل شناختی دارم نکاتی را خدمت شما و همه خوانندگان عرض کنم همچنین لازم و ضروری است که یادآوری کنم پدرم روحانی است البته در سن 84 سالگی در شهر قم چشم جهان فرو بست همچنین پدر خانمم روحانی است پدر بزرگم روحانی بود که در سن 92 سالگی در سال 1363 در گذشت همچنین از دو تا دایی که دارم روحانی و همچنین شوهر خاله، باجناق و چند فامیل دیگری که دارم روحانی هستند. یکی از اقوام نزدیک که کشاورز بود و تمام عمرش در رنج و زحمت زندگی کرد و تا آخر عمرش حتی خانه ای از خود نداشت روزی به پسرش که روحانی بود گفته بود که نانی که روحانیون می خورند چون در قبال آن زحمت نمی کشند حلال که نیست بلکه بدلیل اینکه از کشاورزان و زحمت کشان این پول را می گیرند و می دانند که به چه سختی این پول بدست آمده است و آنان خیلی آسان و راحت بعنوان خمس ، منبر و …. شهریه ماهانه دریافت می کنند باعث آلودگی روحی آنان گشته و نمی توانند با صفای روحی و معنوی زندگی کنند و حقیقت را درک کنند. این پدر کشاورز از سحر گاه بر روی زمین می رفت و تا غروب کار می کرد حتی روزهای آخر عمرش نیز با کار بر روی زمین کشاورزی سپری می شد. سخن اینجاست که روحانیون که یکی از آنها پدر اینجانب بود به چه حقی بایست تمام عمر خویش حقوق دریافت کنند و سالانه مثلا ماه رمضان یا یک دهه محرم به محلی بروند و سخنی چند برای مردم بگویند که آنهم بدلیل تکراری بودنش مجبورا هر سال جای خود را عوض کنند چون مطلب جدیدی ندارند و می دانیم که این تبلیغات برای آنها یک سفر و سیاحتی بیش نیست حالا بکدام مجوز شرعی و دینی اینها تمام عمرشان را بایستی از انسانهایی که در دل معادن و در اعماق زمین کار می کنند یا از زحمت کشان و رنج دیده گان پول دریافت کنند که مالشان حلال شود در حالیکه دست و صورت این مردم بدبخت از پوست کرگدن کلفت شده است بعلت زحمت زیاد و آفتابی که هر روز بر صورت آنها می تابد. در حالیکه مراجع و روحانیون دستان و صورتشان از پنیر لطیف تر و ظریفت تر است. امروزه با رادیو و تلویزیون و وسایل ارتباط جمعی و سوادی که دارند دیگر مثل گذشته آنچنان ضروری نیست که همه مردم بپای سخنان تکراری رفته و بدون اینکه دانشی فرا بگیرند هر روز ذهن و خرد آنها را بسته تر کنیم.
    چه فرقی است بین یک انسانی که هشتاد سال یا شصت سال هر روز از بامداد تا شامگاه بسختی کار کند تا لقمه نانی بدست آورد و انسانی دیگر بدون هیچ زحمت و رنجی تمام عمرش از نعمت و پولی سرشار بر خوردار باشد حق و انصاف کجاست اگر چه اینجانب تمام اقوامم روحانی می باشند لکن حق و انصاف کجاست؟! عدالت خدا و ائمه و احادیثی که می خوانند برای چه کسانی است. مگر ممکن است در دینی یک طبقه انسانها از امتیاز خاصی برخوردار باشند و بدلیل اینکه روحانی یا سید می باشند سهم جداگانه و خاصی به آنان تعلق بگیرد پس آن سخن پیامبر که بارها همین ملاها و روحانیون می خوانند چیست؟ که همه مردم مثل شانه ای برابرند چی شد؟ امروزه می بینیم که حتی روحانیون در حکومت اسلامی نیز به سربازی نمی روند واقعا قابل فهم و درک نیست اگر در زمان حکومت گذشته نمی رفتند خوب یک دلیل داشتند که حکومت اسلامی نبوده ولی در زمان همین حکومت کنونی چرا نباید به سربازی بروند همچنین در دادگاه ویژه روحانیت که جداگانه و خاص است محاکمه شوند اگر جرم و خلاف بد است برای همه انسانها بد است و برای روحانیون که باید بدتر باشد پس به چه دلیل آنان را مجزا ساخته اند…. به هر حال این مطلبی که بیان نمودید کاملا قابل درک است و اگر روحانیون ذره ای انصاف و وجدان بیدار داشته باشند بطور حتم سخن منطق را می شنوند که آنان نیز مثل بقیه مردم بایستی از راه زحمت و از طریق بازوی خویش نان خورند نه از دست رنج یک کشاورز و یا یک کارگری که تمام عمرش در عمق زمین کار می کند و در سن 50 سالگی از حیث زندگی و سالم بودن می افتد و و چند سال بعد بکام مرگ می رود در حالیکه که اکثر روحانیون بسن 80 تا 90 سالگی می رسند… یکی از دلایل مهمی که روحانیون مردم و حقیقت را درک نمی کنند و دیواری به بزرگی و پهنایی چین بین مردم و خودشان کشیده اند همین حقوق و پولی است که بدون اینکه کار کنند از مردم دریافت می کنند و بطرق مختلف و طرفندهای بسیار مانند ترس، گناه، پاک نکردن مال، حتما بایستی خمس را به آنها داد و و و …. دکانی برای خود باز کرده اند تا برای همیشه بتوانند بدون هیچ کار و زحمتی مال و منال بسیاری گرد آورند و از نظر روحی و معنوی به رشد و تکامل نرسند. آن احساس وجدان و جشن دائمی وجدان را نداشته باشند و اون حس همدلی و همیاری بین خود و مردم را از بین ببرند. چطور ممکن است در یک مملکت اسلامی هزاران هزار انسان مفلوک و بدبخت و رنج دیده برای نان شب خود فروش شوند اما از روحانیون هیچ صدایی بر نخیزد هیچ اعتراضی به حاکمیت نکنند چطور ممکن است ایرانیانی از زن و مرد کلیه، کبد، و اعضای تن خویش را برای مخارج و معیشت و زندگی بفروشند اما روحانیون در سکوت مطلق و رضایت و خرسند شب را بصبح بسر ببرند. چطور ممکن است همین روحانیون و ملایانی که قبل از انقلاب اگر خانواده ای دچار گرفتاری و بدبختی بود هزاران ناسزا به سران حکومت وقت می دادند که به داد مردم بدبخت نمی رسند اگر کوخ نشینی بود بارها همین روحانیون بر سر شاه می کوبیدند که پول نفت کجا می رود، اما در حکومت دینی که صدها هزار نفر در این 35 سال بطریق مختلف خودفروش شده اند و 90 درصد آنها از فقر وبدبختی بوده است هیچ ملا و هیچ روحانی تاکنون نیامده است از یک انسان رنج دیده و بدبختی که تن خویش را می فروشد حمایت کند که چرا باید این انسانها برای زندگی و نان شب خویشتن را بفروشند حیرت انگیز است و این بدلیل همین پول های مفتی است که از مردم می گیرند و مردم به آنها می دهند همین شهریه ها و حقوق هایی است که بی زحمت بدست می آورند و پشت سر این پول ها آه و نفرین های بسیاری است. بطور یقین بدانیم اگر یک روحانی از بازوی خود کار کند بطور قطع احساس همدردی می کند با مردمی که در رنج و عسرت زندگی می کنند مردمی که در گرانی کمرشان شکسته است در اختلاف و سقوط اخلاق و وجدان همه چیز ویران شده است و برای حل مسائل و مشکلات چاره اندیشی می کنند نه اینکه فقط مردم وظیفه دارند پول خود را دو دستی به این آقایان بدهند و اینها نیز یک کلام سال تا سال از حقوق این مردم حمایت و دفاع نکنند. اگر همین پیامبر و ائمه زنده بودند یقه همه این روحانیون را می گرفتند برای این سکوت و سازشی که با ظلم و ستمی که بر مردم می رود و اینها لام تا کام سخنی نمی گویند و بعضی از اینها که حتی با حاکمیت یکی شده و بر سر مردم می کوبند….
    تمام این بی عدالتی ها و تبعیض ها و همچنین ادامه سکوت مطلق روحانیون بدلیل همین پول هایی است که بی زحمت بدست شان می رسد و این پولها لقمه نانی حرام می گردند و قلب و روح انسانی را می کشند وجدان را از بین می برند واحساس انسانیت و فضیلت عملی اخلاق را از انسان می گیرند و انسان تبدیل به انسانی مسخ شده می گردد که اگر در روز هزاران هزار نفر در مقابل چشمانش به کام مرگ فرو روند هیچ احساس مسئولیتی نمی کند باشد تا سخن بحق شما باعث یک تحول عظیم اجتماعی گردد و روحانیونی که هنوز وجدان و اخلاق در آنها نمرده است در حمایت از حقوق حلال و پاک و همدردی با مردم زحمت کش و رنج دیده که برای زندگی کلیه می فروشند و اعضای تن خویش و شرافت خویش را می فروشند …. روحانیون از بازوی خویش نان خورند نه از خون و دل مردمانی که که برای در آوردن لقمه نانی ناچار گردند همه اخلاق و انسانیت خویش را بفروشند و همین نان را بین خود و روحانیون تقسیم کنند….. با سپاس از شما…
    احمدملکی * هفتم شهریور ماه 1392 خورشید.
    از نظر اینجانب بودن نام خودم بعلت تاثیر گذار بودن مطلب … فکر کنم بهتر است.. زیرا آنچه واقعیت و حقیقت است باید گفت حتی اگر بضرر خودمان باشد. از حقیقت هیچ چیز بالاتر نیست مگر جان انسانها…..که برای حفظ آن بایستی همه تلاش کنیم تا انسانی بدست انسان دیگری بقتل نرسد. بلکه مداوا گردد تا به رشد و تکامل خود برسد.

    ——————-

    سلام وسپاس جناب ملکی گرامی
    بخاطرنوشته ی خوبتان
    سپاس

     
  159. من یک مادرم آقای نوری زاد سلام مادرانه مرا بپذیرید. این نوشته شما خیلی حماسی است اما اشک مرا درآورد بخاطراین که مدتها بود این سخن شما توی گلوی من گیرکرده بود ونمی توانستم آن را داد بزنم. خوشحالم که حرف دل مرا بقلم شریف خودتان سپردید واین متن خوب را نوشتید. راستی یک مطلب دیدم درباره دیدار شما را با آن کودک بهایی بقلم آقای مجتبی واحدی که گفتم شاید خوب باشد برای شما ارسال کنم. موفق باشیدمرد بزرگ

    ——–

    ويژه خبرنامه گويا

    به دنبال اقدام انسانی و خداپسندانه محمد نوری‌زاد در دلجويی از کودکی معصوم و رنج‌کشيده به نام آرتين، بحث‌های فراوانی در گرفت. اما هر چه اقدام نوری‌زاد موجب مباهات هم‌کيشان مسلمان او بود حادثه تأسف‌آور منجر به قتل يک هموطن بهايی در بندرعباس، احساس تلخ برای مسلمانان واقعی ايرانی به ارمغان آورد به‌خصوص آن‌که حتی اغلب رسانه‌های خبری وابسته به اصلاح‌طلبان آن‌گونه که انتظار می‌رفت به اين موضوع نپرداختند. البته به گمان من موضوع آرتين تفاوت زيادی با موضوع مرگ عطاالله رضوانی، هموطن بهايی مقتول در بندرعباس دارد.

    من بر خلاف محمد نوری‌زاد عزيز و همه کسانی که در مورد آرتين سخن گفته يا مقاله‌ای نوشته‌اند اصرار دارم که آرتين را نه “يک کودک بهايی” که تنها يک کودک مظلوم و رنج‌کشيده بنامم و تعيين علاقه‌مندی مذهبی او را به زمانی واگذار کنم که آرتين به سن قانونی برسد و خود بگويد که بر چه آئينی است. آنچه که آرتين را در کانون توجه قرار داده، مظلوميت مضاعف او وعقده‌گشايی شديد نظام ولايت فقيه عليه اين فرزند معصوم ايران است. آرتين مانند همه ما در يک خانواده ايرانی به دنيا آمده و اکنون به سياق ساير ايرانيان، بر مذهبی است که پدر و مادرش دارند. شايد سرنوشت تلخ خانواده، او را تشويق کند بر خلاف اغلب ايرانيان با رسيدن به سن قانونی، به تحقيق در مورد مذاهب – از جمله مذهب خانوادگی و مذهب ادعايی حاکمان ظالم ايران – بپردازد و آنگاه آئينی برای خويش انتخاب نمايد. شايد هم به راهی برود که قريب به اتفاق هموطنان او رفته‌اند و به حرمت والدين، بدون هيچ‌گونه تحقيقی به مذهب خانوادگی پايبند بماند. اما آينده آرتين هر چه باشد امروز او قربانی مذهب والدين خويش است. قاعدتاً محمد نوری‌زاد از اين منظر به موضوع آرتين نگريسته و به پوزش‌خواهی از اين فرزند مظلوم ايران همت گماشته است. من نيز از همين زاويه به مباحثات اخير می‌نگرم.

    آرتين استحقاق برخورداری از تمام امکانات و حقوقی را دارد که متعلق به همه ايرانيان است و عموماً از ايشان دريغ می‌شود. مساوی بودن همه ايرانيان در برخورداری از حقوق اساسی، موضوعی است که در قانون اساسی جمهوری اسلامی مورد تأکيد قرار گرفته است. علاوه بر تعهد ناشی از قانون اساسی، مقامات جمهوری اسلامی ادعاهای فراوانی در مورد پايبندی به توصيه‌های دينی و مانيفست حکومتی امام علی (ع) مطرح می‌نمايند. اما دست‌نشاندگان ولی فقيه، نه قانون اساسی پرفريب خويش را پاس می‌دارند نه کوچک‌ترين اعتنايی به توصيه امام علی دارند که “حاکم نبايد همچون درندگان به جان شهروندان بيفتد و دريدن آنان را غنيمت بشمارد. حاکم بايد حرمت همه شهروندان را حفظ کند زيرا همه آنان، يا هم‌کيشِ حاکم هستند يا هم‌نوع او.”

    ظلمی که اکنون بر آرتين می‌رود هيچ دليلی ندارد جز آن‌که گروهی از مدعيان پيروی از امام علی، با صدای بلند فرياد بر می‌آورند “هر که به آئين ساخته و پرداخته ما التزام نداشته باشد خون او مباح است و حکومت حق دارد همچون درندگان به جان او و بستگانش بيفتد”. نظام ولايت فقيه ادعای پيروی از مانيفست حکومتی امام علی را دارد اما توصيه او که گفته است “حاکم نبايد بگويد هر چه من می‌گويم بايد اطاعت شود” را زير پا می‌گذارد. بوسه بر پای آرتين اعلام اين واقعيت به نمايندگی از سوی بسياری از هم‌فکران نوری‌زاد بود که آن‌چه در ايرانِ ولايت فقيه می‌گذرد هيچ تناسبی با ادعاهای مربوط به حکومت علوی ندارد.

    سخن و عمل نوری‌زاد تنها مختص او نيست و بسياری از کسانی که اسلام رحمانی را آئين خويش می‌دانند از رفتار مباشران و امربَران ولی فقيه نسبت به همه دگرانديشان مذهبی و سياسی، احساس شرم و سرشکستگی می‌کنند.

    در اينجا به‌عنوان نمونه داستانی را نقل می‌کنم. صبح روز دوشنبه هجدهم خرداد هشتادوهشت – چهار روز قبل از انتخابات رسوای هشتادوهشت – آقای کروبی با من تماس گرفت و با تأسف فراوان شنيده‌های خود در خصوص بهائيان زندانی در شيراز را بيان کرد و نهايتا” گفت که می‌خواهد برای دفاع از حقوق ايشان در يکی از سخنرانی‌های انتخاباتی خويش سخن بگويد. به او گفتم: “برای من که در طی بيست‌وهفت سال شاهد دفاع شما از حقوق بسياری از دگرانديشان بوده‌ام ترديدی وجود ندارد که اين دفاع، هيچ ربطی به انتخابات ندارد اما اين‌که نخستين دفاع شيخ کروبی از حقوق شهروندی بهائيان در يک نطق تبليغاتی و آن هم در فاصله چهار روز تا انتخابات انجام شود قطعا برای بسياری از افراد شائبه‌برانگيز خواهد بود. بهتر است اين کار بعد از انتخابات انجام شود”. کروبی نظر مشورتی مرا پذيرفت و يقين دارم اگر فرصتی می‌يافت وعده خويش برای اين دفاع را اجرا می‌کرد .

    همه اين‌ها را گفتم تا بگويم اگر امام علی امروز زنده بود به خاطر مرگ هموطن بهايی ما در کشوری که حاکمان آن ادعای “علی‌گونگی” دارند فرياد بر می‌آورد؛ همان‌گونه که وقتی در حوزه حکومتی او بر يک بانوی يهودی ظلمی رفت فرياد زد “اگر در اين غصه جان ببازيم عجيب نيست”. همچنين يقين دارم آن امام امروز به داشتن شيعه‌ای همچون محمد نوری‌زاد به خود می‌بالد. اگر کروبی هم در زندان نبود به يقين در ماتم عطاالله رضوانی با خانواده او اظهار هم‌دردی می‌کرد و به‌خصوص از برخی اصلاح‌طلبان گلايه می‌کرد که چرا در ماجرای اين قتل، سکوت پيشه ساخته‌اند.

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

89 queries in 3559 seconds.