سر تیتر خبرها
دردنامه ی یک پدر (نقد رفتاری نوری زاد) – بقلم: مهدی الهی

دردنامه ی یک پدر (نقد رفتاری نوری زاد) – بقلم: مهدی الهی

 

چنانچه گرگ هایی با لباس میش را از فرزندان مان دور کنیم باید بر پای کودک چهار ساله آن گرگ های بهایی بوسه زد ؟ پس بر پای فرزندان ما چه کسی بوسه می زند ؟ البته ، آن کودک بهایی هیچ گناهی ندارد ، که خود طعمه پدر و مادرشان هستند .

به نام خدا

جناب نوری زاد

سلام
نامه تان را خواندم ، خیلی سوز داشت از این که کودکی چهار ساله به دور از پدرش که در زندان است . چه بر سرش می آید ؟ چه سرنوشتی دارد ؟ چه می کند ؟
عواطف انسانی و اسلامی را خصوصا در این ماه که رحمت خداوند ، سراسر گیتی را در برگرفته است ،بسیار جریحه دار می کند ، اگر این گونه که شما بیان می کنید درست باشد .

جناب نوری زاد
نامه “بوسه بر پای یک بهایی کوچک ” شما ، خیلی ها را متاثر کرد . تاثراز این که چرا مرجعیت و روحانیت شیعه باید مورد تاخت و تاز شما قرار گیرد ؟ به این دلیل که مرجعیت و روحانیت شیعه خود را پاسبان و پاسداراعتقادی شیعه می داند ؟
متاثرم از این که بایستی پای کودک بهایی را بوسید چون نباید به پدران و مادران این کودکان ، ایرادی بگیریم ، تا آزاد باشند و بتوانند وظایف مهم تبلیغی شان را که از طرف بیت العدل اعظم شان تکلیف شده و ماموریت دارند به دور از چشم پدران و مادران ، کودکان و نوجوانان وجوانان بی گناه و معصوم را ، در خفا و پنهانی و در خانه های تیمی شان ببرند و ذهن بی آلایش و خالی آنان را از عقائد حقه !!! پر کرده و به انحراف کشانند .

متاثر از این که زمانی که به این رفتار ناجوانمردانه پدران این کودک چهار ساله اعتراض می شود شما از طرف مرجعیت شیعه به عنوان پوزش برپای این کودک چهار ساله بهایی بوسه می زنید ! پس بر پای کودکان پدران و مادران دل سوخته ای که فرزندان شان طعمه پدر ان آن کودک چهار ساله شده اند چه کسی بوسه می زند ؟
متاثرم از اینکه یا راه غفلت بر شما مستولی شده یا زرق و برق آن طرف ، به شما فراموشی داده ، و مطلع نیستید که پدران و مادران این کودکان چهارساله درپارک ها، مراکز مختلف فرهنگی و خیریه و اقتصادی و… با عناوین فریب دهنده انجام امورخیریه، چگونه درغفلت ما پدران و مادران،کودکان و نوجوانان و جوانان مان را در دام های خود انداخته و هنگامی که متوجه نا جوانمردی و پستی و دنائت این فرقه می شویم ، چه رنج و مصیبت هایی را بایستی متحمل شویم تا فرزندان مان را به آغوش گرم خانواده برگردانیم .

پس جناب نوری زاد
چه کسی برپای این فرزندان معصوم واز همه جا بی خبر که سالیان سال برای شان زحمات طاقت فرسا کشیده ایم
بوسه می زند ؟

جناب نوری زاد
چنانچه گرگ هایی با لباس میش را از فرزندان مان دور کنیم باید بر پای کودک چهار ساله آن گرگ های بهایی بوسه زد ؟
پس بر پای فرزندان ما چه کسی بوسه می زند ؟
البته ، آن کودک بهایی هیچ گناهی ندارد ، که خود طعمه پدر و مادرشان هستند .

جناب نوری زاد
بد نیست یک حقیقت تاریخی را برای تان یادآوری کنم .
نمی دانم شما تصویر کودک پنج ساله فلسطینی را در رسانه ها دیده ای ؟ که نظامیان اسرائیلی وی را دستگیر می کنند و با زور و کشان کشان به طرف خودرو نظامی شان می کشانند و دراین حال ، کودک پنج ساله گریان و ترسان ازعاقبت نا معلوم خود ، هیچ کاری از دستان کوچکش ساخته نیست

یا تصویر کودک فلسطینی را که کنار پدر ، در سنگری پناه گرفته و پس از لحظه ای به وسیله بمبی که از طرف صهیونیست ها شلیک می شود ، ودر مقابل چشمان پدر کشته می شود ، را دیده ای ؟
آیا سری به سایت ها و شبکه های مختلف رسانه ای زده اید ؟ و در آن ها چهره پدران و مادرانی را می بینید که کودکان خونین و کشته شده خود را که با بمب های صهیونیست ها کشته شده اند، در آغوش گرفته اند و با اشک های خونین ، دل دردمندشان را برای من و تو و جهانیان و آیندگان ، پیام می دهند .


جناب نوری زاد

می دانید این کودکان ، هر کدام که کشته می شوند ، پدران و مادران شان ، یاد کسانی می افتند که در تشکیل حکومت جلاد صهیونیستی همت والایی به خرج دادند وبه واسطه خدمات شایانی که در این جهت به دولت استعماری انگلیس کردند ، مفتخر به دریافت نشان عالی knighthood و لقب sir می شوند ؟

کودکانی که به قول نماینده رسمی حقوق بشر سازمان ملل ” ریچارد فالک ” در گزارشی از وضعیت کودکان فلسطینی به دست نیروهای اسرائیلی اعلام می کند که :
از سال 2000 تا کنون و طی 10 سال ، اسرائیلی ها بیش از 1300 کودک فلسطینی را عمدا یعنی بطور مستقیم و عامدانه کشته اند .
البته این کودکان کشته شده ، غیراز کشته های جنگ ها ، بمباران و عملیات نظامی اسرائیل است که مشمول این آمار نیست بلکه این کودکان در حالات معینی مثل زمان هایی که کودکان ، سرگرم بازی فوتبال بودند، یا در حال قدم زدن بودند ، یا در ساحل دریا مشغول شنا بودند ، یا اینکه از پشت شیشه پنجره خانه های خود مشغول دیدن سربازان اسرائیلی بودند و به دست نظامیان اسرائیلی کشته شده اند .


جناب نوری زاد

پس چه کسی باید بر پای این کودکان بی گناه بوسه زند ؟
آیا تاکنون صدای یک فرد بهایی به نشانه اعتراض بلند شده و این اعمال بی شرمانه صهیونیست ها را محکوم کرده است ؟ و مانند شما به خود جرئت داده است از طرف مقامات بیت العدل نشین شان ، بر پای این کودکان بی گناه بوسه زند ؟ چه گناهی بر این کودکان بود که رهبران بهایی به کمک نیروهای استعمارگر انگلیس شتافتند تا حکومت صهیونیست ها شکل بگیرد؟

جناب نوری زاد
چرا راه دور می رویم ، همین ایران خودمان ، آیا از تاریخ بهائیان خبر دارید که جناب عبدالبهاء ( عباس افندی ) رهبر دوم بهائیان در مجلس معظمی در آمریکا که به افتخار وی ترتیب داده شده بود به دوستان آمریکا ئی شان خط می دهد که در ایران منابع کانی و معدنی بسیاری موجود است و ثروت های زیادی در آن نهفته و بروید آنها را استخراج کنید و بهره ببرید و آمریکائی ها هم از خدا خواسته به سوی ایران سرازیر می شوند و برای چپاول این مرز و بوم چه کارها که نمی کنند . و زمانی هم که مورد اعتراض مردم قرار می گیرند هزاران نفر را به طرق مختلف از سر راه بر می دارند و زنان بی شماری را بی سرپرست ،و کودکان زیادی رایتیم می کنند. یا این قسمت های تاریخ خود را از شما پنهان می کنند ! و فقط می گویند ما مظلوم واقع شدیم .
جناب نوری زاد
بر پای این کودکان چه کسی بایستی بوسه زند ؟

جناب نوری زاد
اگراجازه بدهید مقداری از تاریخ را که از نظر شما پنهان کردند باز گو کنم ، آن زمانی را می گویم که رهبر بابی ها ( میرزا علی محمد شیرازی ) و رهبر بهائی ها ( میرزا حسین علی نوری ) در زمان قاجار چه بر سر این مملکت آوردند ؟چه خون دلی سردار بزرگ این آب و خاک میرزا محمد تقی امیر کبیر از دست این ها خورد !!
تمامی کسانی که برای حفظ و یکپارچگی ایران شیعه در مقابل بابیان و بهائیان ایستادگی کرده اند، از دم تیغ آن ها گذشته اند . کافی است یک سئوالی از پدر آن کودک چهار ساله در مورد میرزا محمد تقی امیر کبیر بپرسید ! و نظر آنها را در مورد این مرد پر افتخار ایران بپرسید و ببینید چه می گویند !
یا تاریخ را خوانده اید که روس ها چه بر سر این مملکت آوردند و چه سرزمین هایی را پس از کشتار فراوان از ایران شیعی جدا کردند ؟

چه کسی بایستی پای کودکان یتیم شده در این کشتار ها را ببوسد ؟
ممکن است بپرسید به بهائی ها چه مربوط است ؟ می گویم کمی تاریخ را بخوانید و از وقایع آن زمان مطلع گردید و ببینید سفیر روسیه برای زنده ماندن جناب بهاالله چه اولتیماتومی به پادشاه و دولت وقت ایران می دهد و آن ها هم از ترس ، فقط بهاالله را به بغداد تبعید می کنند ! همان سفیر کشوری که قبلا کشورش ، هزاران نفر از مردم بی گناه ایران را به خاک خون کشیده بود !

جناب نوری زاد
آیا از خود سئوال نمی کنید در این وسط نقش بهائی ها نزد روس ها چه بود ؟چرا سفیر روسیه از جناب بهاالله را این گونه حمایت می کند ؟
و اما جنگ هایی که این حضرات در آن زمان به این مردم تحمیل کردند و باعث کشته شدن هزاران نفر از مردم ایران شد !


جناب نوری زاد

پیام تبریک محفل ملی بهائیان را پس از کشتار فجیع 15 خرداد سال 1342 توسط پرویز خسرداد، جلاد شاه را برایتان نقل کرده اند ؟ یا مثل سایر افتخارات این چنینی شان ، از شما پنهان کرده اند ؟ آیا جمعیتی که به رگبار بسته شدند و به شهادت رسیدند فرزندانشان در انتظار پدران شان نبودند؟

پس چه کسی بایستی بر پای کودکان یتیم شده در این حوادث را بوسه زند ؟
آیا تاکنون پدری یا مادری از این کودک چهار ساله ، به مثل شما ، از سوی بزرگواران بیت العدل نشین، بر پای این همه کودکانی که به نابودی کشاندند بوسه زده است ؟


جناب نوری زاد

به یاد می آورید زمانی را که شکنجه گران سفاک بهایی ساواکی را ، که با پشتوانه در اختیار داشتن قدرت مطلق حکومتی زمان شاه، چه دردربار ، چه در نخست وزیری ، چه در ریاست ساواک ، چه در راس ارتش ، چه در ریاست شهربانی ، چه در مراکز متعدد و کلان اقتصادی کشور ، صدها پدر و مادرمعترض را زیر وحشیانه ترین شکنجه ها ی خود ، به شهادت رساندند ، و کودکان تمامی آنها بدون پدر و مادر ، با مشقت بسیار زیاد ، به سن الان ما رسیدند ؟

جناب نوری زاد
پس چه کسی بایستی بر پای این کودکان مظلوم و بی سرپرست بوسه بزند ؟

جناب نوری زاد

تا به حال به این مطلب توجه نکرده اید که مظلوم نمایی برای این فرقه ، حربه شده است ؟

جناب نوری زاد
آیا اطلاعی از اعتقادات این فرقه دارید ؟ اگر خواستید ، هر زمان و در هر کجای این کره خاکی آمادگی برای مطلع کردن شما و امثال شما هست ، فقط بایستی صادقانه بخواهید . حتی اگر بخواهید یک گفتگوی منصفانه از طریق مجازی برقرار نمائید .
به خاطرخودت هم شده تناقضات بی شمار این فرقه را در اعتقادات ، بشنوید ، زیرا بنا به مظلومیت باشد کسی را جز امیرالمومنین علی (ع) را سراغ داری ؟ آیا کسی جز اهل بیت (ع) را سراغ داری ؟ جز شیعه را سراغ داری ؟ فقط به جرم شیعه بودن باید کشته شوند !

خوب جناب نوری زاد چه کسی باید بر پای این کودکان بی سرپرست شده بوسه زند ؟

کلام آخر

جناب نوری زاد
اینکه از پدر این کودک چهار ساله چرا سئوال نمی کنی برای چه از نص دینی خود تبعیت نمی کند ؟ و آن هم این است که بنا به نص این فرقه زمانیکه حکومتی با این ها موافق نباشد ، هیچ فرد بهایی حق هیچگونه تبلیغی را ندارد !
سئوال این جاست چرا حضرات بیت العدل نشین این بزرگواران زندانی دربند ، با وجود مخالفت صریح دولت و مردم ایران ، این قدر اصرار به تبلیغ فرزندان این آب وخاک را، آن هم به صورت کاملا پنهانی دارند ، وآن گاه که پدران و مادران هم بنا به مسئولیتی که دارند به روش ناجوانمردانه این فرقه،عکس العمل نشان می دهند، دوستانی مثل شما صدای شان بلند می شود .حال کسی نیست ازآن ها سئوال کند چرا حق تبلیغات از آن ها در مرکز این فرقه یعنی اسرائیل گرفته شده است ؟ و هیچ بهایی نمی تواند در اسرائیل تبلیغ کند . آیا این یک بام و دو هوا نیست ؟

جناب نوری زاد
ذهن تیز بین شما از این مورد چه می فهمد ؟
باز هم برای همدردی با پدر آن کودک چهار ساله بهایی ، پایش را می بوسید ؟
همه ما از این که پیروان این فرقه ، دختران و پسران ما را به دور از چشمان پدرها و مادرها در خانه های تیمی خود تبلیغ می کنند و به انحراف می کشانند ، ناراحتیم و آرزو داریم توفیقی پیدا کنیم که بتوانیم ماهیت آنها رابرای مردم بازگو کنیم و این ازخواسته های قلبی من و هزاران ایرانی شیعه است که صدمات فراوانی از این فرقه دیده اند .
یک مقدار به صف ما پدرها و مادرهای نگران نگاهی داشته باش بعد خواستی به پای آن کودک چهار ساله آن گرگ بهایی بوسه بزن.

به امید آن که …
مهدی الهی

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

69 نظر

  1. باأفسوس ازافکاربجامانده ازدوران جهالت که صدق خداوندسبحان آن رابرزبان حضرت پیغمبر(ص) برحذرأمت درآخرزمان که برترازعصرجاهلیت سخت در گمراهند”أللهی وربی أدرکنی به توپناه می برم”

     
  2. باأفسوس ازافکاربجامانده ازدوران جهالت که صدق خداوندسبحان آن رابرزبان حضرت پیغمبر(ص) برحذرأمت درآخرزمان که ازعصرجاهلیت سخت در گمراهند”أللهی وربی أدرکنی به توپناه می برم”

     
  3. مخالفان ديانت بهائي با سايت هاي بيشمارشان سعي در بد جلوه دادن ديانت بهائي و امت اين دين را دارند. انها راه نجات و خدمت به اسلام را در تهمت زدن به بهائيان و دروغ گفتن مي بينند. هر كجا كه جنگ و جدال و فساد ديده ميشود فورا انرا به بهائيان نسبت ميدهند.هموطن محترم تمنا دارم كه ابروي دین مبین سلام و مسلمين را حفظ كرده لااقل گناه شكاف اسلام بفرقه هاي سني و شيعه و جنگهاي بين انها را بگردن بهائيان نياندازید.
    فراموش نکنیم که این بوسه به پای یک کودک محروم بهائی در حقیقت بوسه به پای انسانیت است که بزرگواری این مرد شریف را نشان میدهد که متاسفانه روحانیون از همچین عکس العملی بسیار بدور هستند.
    بنده گناه این همه اراجیف را بگردن شما نمی اندازم بلکه مقصر انهائی هستند که یا از اهداف دیانت بهائی بیخبرند یا تعیلیمات این دیانت نو ظهور در دلشان اثری ندارد.

    انجا كه لعل دلكش شيرين دهد فروغ ….. ياقوت و سنگ در نظر كوه كن يكيست
    جامي درين چمن دهن از اين گفتگو ببند ….. كانجا نواي بلبل و صوت ذغن يكيست

    از خداوند ارزو دارم كه :
    يارب ز كرم دري برويم بگشا ……… راهي كه درو نجات باشد بنما
    مستغنيم از هر دو جهان كن به كرم ……… جز ياد تو هر چه هست، بر از دل ما
    (ابوسعيد ابوالخير)

    موفق باشید

     
  4. بااحترام به همه.بیائید بجای این همه نوشتن ووقت عزیز راصرف کردن انسان باشیم.همانطوریکه خداوندانسان رااشرف مخلوقات نامید وبه آفریدن اومباهات میکند.بیائید به فرمایش پیشوای شهیدمان که اگردین ندارید لاقل آزاده باشیم.گوش فرادهیم.والا چه فرقی بین کودک فلسطینی یا بهائی یا ایرانی که اگر ظلمی به آنان رواشودوجود دارد؟

     
  5. مقتدایم علی ست

    چرا اینقدر بحث می کنید؟
    اقا این که اینقدر دعوا نداره من یه چیزی می گم نه داخلش نیارید
    بیایدبه جای این که پای کودک مسلمان یا کودک بهایی ویا هر کسی دیگه رو ببوسیم پای انسانی رو ببوسیم که از طرف هم کیشانمون یا هم فکرانمون بهش ظلم شده
    ظلم رو از طرف هر کس حتی از طرف خدا محکوم کنیم.
    تکرار میکنم حتی از طرف خدا ظلم محکوم است و این تفکر تفکر ناب شیعی است.

    مردم یا برادر دینی تو هستند یا در آفرینش با تو یکسان هستند……………….این حرف حضرت علی هست به مالک اشتر
    از همین جا اعلام می کنم ظلم چه به بهاییت باشه و چه به کودک فلسطینی ظلم هست و زشت و ناپسند.
    اگر این یک جمله رو رعایت کنیم که حضرت علی به فرزندش حسن میگه همه مشکلات حل میشه:
    چیزی را که برای خود میپسندی برای دیگران هم بپسند و چیزی که برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند
    اگر دوست داری بادین خودت رفتاری بشه که با دین بهائیت میشه حتما این رفتار رو ادامه بده که داری به گفته مولا علی عمل می کنی

     
  6. تندروی و افراطی گری به هر شکل محکوم است و اگر زمانی انسان قصد داشت قلبش را به روی نفرت باز کند میبایست نسبت به همین تند رویها و جهل باشد که ریشه همه افراطی گریها در جهل و نیندیشیدن است.

    رفتار متعصبانه کشورهای خارجی با ایرانیان به جرم داشتن حاکمان جایری که عرصه را بر همه ما تنگ کرده اند ظلمی مضاعف است و ریشه در افراطی گری دارد.
    کشتار شیعیان یا مسیحیان توسط طالبان که خود را سنی میدانند نیز اینگونه است. نمونه اش رخداد تروریستی دیروز در پاکستان یا مرکز خریدی در کنیا.
    رفتار حکومت باصطلاح شیعه ایران هم با بهاییان و سنیهای در اقلیت به هر شکل تفاوت چندانی با طالبانهای تندرو که خود را سنی میدانند ندارد.

    آنچه مهم است صبر و شکیبایی این گروه است که هرگز اقدامی تلافی جویانه نکرده اند و بنظر ایمانشان بسیار قویتر از سنیها و شیعیانیست که خدا را برای خود مصادره کرده اند.

    به قول گاندی : ” یادمان باشد که خدا هیچ مذهبی ندارد ”

    آنچه را که خداوند از ما ارزیابی مینماید درجه انسانیت ماست سوای رنگ و نژاد و مذهب.
    نه نمازها و زیارتهای رنگارنگ شیعه ، نه اعمال سنی، نه دیوار ندبه، نه کلیسا، نه کنشت نه مسجد و نه حتی سفر حج ملاک ارزیابی خداوند بی نیاز از همه چیز ، از بندگانش نیست. خدا ورای تصورات حقیر مشتی مفتی و آفت الله ، کشیش و خاخام است. برای درک و رسیدن به او و بزرگی و کبریایش باید بزرگ بود و مهربان و بخشنده چون او که آغاز همه اوامرش با نام مبارکش موصوف به بخشندگی و مهربانیست.

    یادمان باشد که خداوند بخشنده مهربان است، بخشنده مهربان ،بخشنده مهربان
    خالقی که از دم خویش جان به انسان این مخلوق زیبا داده صفات خویش را نیز در او دمیده است.
    انسان نیز میتواند بخشنده و مهربان باشد

    این نیست که خوبیها مختص ذات کبریایی باشد و انسان مستعد موصوف شدن به صفات بد.
    هرچه صفات نیک انسان بیشتر شود به خدا نزدیکتر میشود تا جاییکه:

    رسد آدمی بجایی که بجز خدا نبیند……..بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت

     
  7. اقای ناشناس بی تربیت:
    من فقط یک سیوال داشتم و هدفم ان بود که خوانندگان سایت را از مزخرفات این به اصطلاح توضیح المسایلها اگاه کنم.(سیوال در مورد حدث اکبر و حدث اصغر و احکام ان در رساله خمینی بود که البته حدث به معنی اخراج باد از …..است)

     
  8. علی آقا عرض سلام دارم
    از احکام حدث اکبر و حدث اصغر و درجه بندی آن سئوال کردی . در جواب به شما نازنین بایستی گفت که بهترین راه موازین ادراک آنها برای شما ان چیزی است که جناب بهاالله و عبدالبهاء گفته اند که اولا نمیتوانید از طریق عقل آن را درک کنید زیرا بنا به فرمایش جناب بهالله عقل عباد میزان نمیشود ثانیا از طریق حس هم نمیشود درک کرد زیرا بنا به فرمایش جناب عبدالبهاء حس در بسیار امور خطا کند ثالثا از طریق نقل هم نمیشود آنرا درک کرد زیرا بنا به فرمایش جناب عبدالبهاء این میزان هم تام نیست و محتمل الخطاست . فقط تنها راه میزان درک آن بنا به فرمایش جناب عبدالبهاء استنشاق است که مشکل جواب سئوال شما حل میشود . اگر خواستید بفرمائید تا مدرک موازین ادراک از نظر حضرات بهائی را هم برای شما ارائه دهم .

     
  9. آقا رضا جان سلام
    با آنهایی که خلافی بنام شیعه انجام میدهندکاری نیست اگر رهبران معصوم ما خلافی مرتکب شده باشند جای ایراد دارد . شما نمونه ای از رفتار حضرت علی (ع) و یا امامان دیگر سراغ دارید که خلاف باشد ؟ صحبت جناب نوری زاد هم همین است بیائید مثل آنها رفتار کنیم .اما از آن طرف هم بحث مقاله بالا تبلیغ رو در رو بهائیان است که هیچگاه حاضر نمیشوند مردانه بحث کنند و همیشه در پنهانی و آنهم نه با نیت آشکار ،به تبلیغ افراد ساده دل میپردازند

     
  10. به نام خدا
    جناب نوری زاد
    با عرض سلام وارادت
    از این که نامه این جانب را در سایت تان درج کردید بسیار متشکرم . اما ایراد کار ، حذف مدرک ارائه شده از محفل ملی بهائیان در سال 1342 است که دنباله متن از نظر خواننده نا مفهوم شده است و ناخودآگاه در ذهن این گونه تداعی می شود چرا جناب نوری زاد ؟ همیشه معتقد بودم حضرت عالی با فکر باز و روشن خود ، همیشه برای روشن شدن حقایق تلاش می کنید چرا با حذف مدرک مهمی از بهائیان اولا متن از روال خود خارج شده است ثانیا از رویه همیشگی شما یعنی بیان حقایق دور شده است . شاید هم اشکال دیگری بوده که بی اطلاع هستم .تقاضا دارم چنانچه موضوع فنی نیست متن را به صورت کامل درج نمائید .

     
  11. جواب
    اولاً من بهائی نیستم من فقط از مقام و حیثیت انسانها که همه باید دارای حقوق مساوی باشند دفاع می کنم. من نه خودم را بالاتر از دیگران می دانم و نه حاضرم بخاطر عقایدم سر کسی را ببرم. شاید بگوئید پس مسلمان نیستی خوب اگر مسلمانی به سربریدن و اعدام و شکنجه باشد، خوب نیستم. ولی سعی می کنم که وجاهت انسانی خود را حفظ کنم. ولی کسی هم نیستم که از سر تقصیر جنایتکاران بگذرد. من هم در انقلاب حضور داشتم و هم در جنگ ولی ذوب نشدم و بدانید آنهائی که میوه چینان انقلاب بودند و هستند دارند دروغ می گویند. مردم بخاطر این اسلامی که پابرجا شد انقلاب نکردند. مردم ابتدا بخاطر ظلم و ستمی که شاه برمردم روا می داشت بخاطر اینکه یک تیمسار و یا یک سرهنگ مقامش در حد یک قدر قدرت و فعال مایشاء بود. بخاطر اینکه تنها بخش کوچکی از پول نفت خرج آبادانی کشور می شد. بخاطر اینکه در کشور یک شاهی بود که هر کاری دلش می خواست می کرد و به هیچ کس جوابگو نبود. زندانها و شکنجه ها و اعدام ها براه می انداخت. ارتش شاه در بیرون از مرزها مردم ظفار را سرکوب می کرد و در داخل مرزها قومهای مختلف ایران را مثل کردها و عربها را به خاک و خون می کشید به خاطر همه اینها مردم انقلاب کردند تا بساط ظلم و ستم را برچینند. ولی چی بدست آوردند؟ همان ها را منتها صد مرتبه بدتر.
    اگر دیروز می کفتیم که شاه آمریکائی است و ایرانی نیست و به ایران بدی می کند خالا اصلاً ایران بودن مایه خجالت و سرافکندگی است. می گویند ما ایرانی نیستیم ما مسلمان هستیم چرا؟ برای اینکه این کشور را ویرانه کنند. که کردند. وگرنه مادر بزرگ و پدر بزرگ من صدها بار از من مسلمان تر بودند و حالا این آقا می گوید ما به خاطر اسلام انقلاب کردیم. خوب در فرهنگ لغت جدید هم اسلام این آقایان یعنی ارتشاء و مال مردم خوردن و پا روی حق گذاشتن. چه اسلامی ای نابرادر؟
    تمام مغز های کشور را تاراندید. و بروید دبی ببینید که دختران ایرانی در آنجا خودشان را به چه قیمتی می فروشند. چه اسلامی؟ هنوز بعد از نیم قرن هنوز حرفهای پوسیده آخوندها را تکرار می کنید که بیائیان سبب خرابی این مملکت شده اند. مرغ پخته خنده اش می گیرد. مگر از شما ها مسلمان تر هم هست و شما ها این مملکت را به روز سیاه نشانده اید حالا می خواهید به گردن یک اقلیت مذهبی بی اندازید. می گوئید این عقیده از انگلستان آمده، خوب از هر جا که آمده به شما چه ممکن است من به دین بودا که از هندو چین آمده معتقد بشوم به کسی چه.
    خوب من که مادر پدرم مسلمان بودند اگر دین دیگری انتخاب کنم حکمم ارتداد است ببینید چقدر ما مسلمانها آزاد هستیم کیفش را ببرید. یک نفر بود به نام دکتر علی شریعتی که مخالف آخوندها بود ولی بهائی هم نبود ولی شما ها نمی شناسیدش آدمی بود که می گفت این آخوندها دین را برای مصالح خودشان تفسیر می کنند. خوب بی راه نمی گفت نه.

     
  12. به نام خدا
    جناب محمد نوری زاد
    درود فراوان خداوند، و صاحب ماهی که از آن گذشتیم ، بر شما باد.
    درود بزرگ مرد شهید ماه خدا ، امیرالمومنین علی (ع) بر شما ، مردی که مظلومیتش هر انسان حق جو را متاثرویادش، ناخودآگاه دیدگان را پر از اشک می کند .

    جناب نوری زاد
    مسیری که شما برای حقیقت جویی هموار کردید ، خیلی از پدران و مادران نگران را امیدوارکرد که بلکه با انجام این گونه بحث هاوروشنگری ها،ازدامی که برای فرزندان شان پهن کرده اند،نجات پیدا کنندواین که خیلی ها به جای توضیح اعمال ناجوانمردانه شان، دست پیش را نگیرند و کودکان و نوجوانان و جوانان آنان را مخفیانه و به دور از چشم والدین شان در خانه های تیمی خود تحت تبلیغ قرار ندهند .
    جناب نوری زاد
    نمی دانم شما با تاریخ بهائیت چقدر آشنایی دارید ؟
    نمی دانم جناب عالی چقدر با اعتقادات بهائیت آشنا هستید؟
    نمی دانم زمانی را به یاد می آورید که بهائیان ، به خاطرحمایت های گسترده شاه ازآنان، چقدرقدرت را در ایران قبضه کرده بودند ؟
    و یا این که در این مورد چقدر مطلب در تاریخ خوانده اید ؟
    شاید هم این قسمت از تاریخ را هم از شما پنهان کرده اند ؟

    جناب نوری زاد
    به یاد می آورید زمانی را که مردم مسلمان ایران در 15 خرداد سال 1342 اعتراضات گسترده ای بر علیه شاه ، در سراسر ایران به راه انداختند؟
    می دانید متعاقب آن اعتراضات، کشتاروسیع جلادان شاه ، به دستور پرویزخسروانی بهایی بود ؟(درنامه قبلی اشتباهی نام خسروداد نگاشته شده بود)
    می دانید مردم معترض را چگونه با دستور یک بهایی ، آن هم به صورت وحشیانه به رگباربستند وصدها نفررا به خاک و خون کشاندند وبه شهادت رساندند ؟
    می دانید در آن واقعه چند صد نفراززنان وخانواده ها، توسط خسروانی بهایی بی سرپرست شدند ؟
    و بالاخره می دانید هزاران کودک بی گناه ، پس از شهادت پدران شان چه سرنوشتی پیدا کردند ؟ چگونه آن سال ها را سپری کردند ؟ از چه رنج و مشقت هایی عبور کردند ؟ ویقینا الان که همگی آن ها، خود صاحب فرزندانی شده اند،چگونه آن واقعه را برای کودکان شان تعریف می کنند ؟
    نا خودآگاه یاد ترس دوران کودکی شان می افتند که چگونه پدران شان توسط یک فرد بهائی به شهادت رسیدند .
    هیچ زمانی هم نشنیدیم و نخواندیم جامعه بهائیان یا حداقل یک فرد با وجدان و صلح دوست از میان آن ها بلند شود و زبانش را به عذر و پوزش از مردم ، باز کند و از طرف اعضای بیت العدل نشین خود که در اسرائیل تکیه زده اند ، سمبلیک هم شده ، بر پای آن کودکان بی گناه بی پدر شده ، بوسه زنند .
    به خودم می گویم زهی خیال باطل ! می دانید واکنش جامعه بهایی در مورد آن حادثه چه بود ؟
    پدران کودکان چهارساله بهایی ، در مورد این واقعه به شما چه گفته اند ؟
    آیا به شما گفته اند که محفل ملی بهائیان ایران بلافاصله در تاریخ 20 خرداد 1342 در برابر این کشتارچه عکس العملی نشان داد؟
    اگر نگفتند ، عین سند محفل ملی بهائیان را برای شما می آورم ، وخود قضاوت کنید .

    جناب نوری زاد
    جالب است نه ؟
    امثال جلاد معروف شاه ، پرویز خسروانی بهائی که از مقامات دولتی هستند را ستاره های درخشان می نامند و آنان را عدالت گستر می دانند که مانع تجاوزرجاله وعلماء بد عمل، شده اند !
    یعنی از نظر محفل ملی بهائیان ، مردمی که خواستند از دین و میهن شان دفاع کنند، رجاله هستند ، و به خاطرزحمات و خدمات و سرعت عمل تیمسار، در جلوگیری از تجاوز اراذل و اوباش و رجاله ، ازوی نیز کرارا در محفل شان به نیکی یاد شده است و علماء و کسانی هم که معروف به علم هستند ، از جهلا هستند .
    معلوم است که باید این گونه بگویند چون ، مردم توسط علماء دلسوز دینی شان ازماهیت خیانتکاران آگاهی پیدا می کنند و در این صورت است که به زعم آنان هر فرد منصفی ، رذالت و جهالت و پستی فطرت این علماء را گواهی می دهد .
    جناب نوری زاد
    این یک سند ازصدها سند این فرقه می باشد که هیچ گاه در جایی طرح نمی شود وفقط تمام هم و غم شان ، کشاندن کودکان و نوجوانان و جوانان خالی الذهن ما در خانه های تیمی شان است و هرگزهم نباید پدران و مادران شان ، از این رفتارآنان آگاهی پیدا کنند زیرا ممکن است تمامی ما مامور باشیم .

    جناب نوری زاد
    حالا به ما اجازه می دهید ازطرف شما و تمامی پدران و مادرانی که به خاطر حفظ دین خدا و عقیده شان جانفشانی های فراوانی کردند ، بر پای کودکان بی سرپرست شده شان که توسط پیروان این فرقه ، اراذل و اوباش ورجاله نامیده شدند ، بوسه بزنیم ؟
    فرقه ای که زحمات تیمسار بهائی شان درکشتارمردم بی دفاع را با دیده احترام و تقدیر نگریسته و وی را در ردیف همان چهره های درخشان ، حافظ و نگهبان مدنیت عالم انسانی ثبت وضبط کرده است،پیروان این فرقه نشان داده اند به مانند امثال تیمسار بهائی شان ، هرزمان که قدرت واختیاری داشته باشند ، به راحتی حقوق شهروندی را زیرپای شان لگد مال می کنند .
    پس با این پیشینیه به چه حقی از پایمال شدن حقوق شهروندی خود سخن به میان می آورند .

    جناب نوری زاد
    پدران این کودکان چهار ساله بهایی به شما نمی گویند که حق هرگونه حرکت و اعتراضی بر طبق نص و احکام خود ، مادامی که حکومت با آنان مخالفت می کند از آنان سلب شده است؟ و باید از حکومت تبعیت محض کنند چه برسد به مخالفت !!و این عدم اجرای قوانین فرقه ای ،خود در حکم مخالفت با امر جمال مبارک است .
    در کتاب گنجینه ی حدود و احکام ، باب 75 صفحه 463و 464 آمده است :
    “حضرت عبدالبهاء در لوح عزیزالله خان ورقا می فرمایند : قوله تعالی
    ” باری به نص قاطع جمال مبارک – روحی لاحبائه الفداء – ابدا بدون اذن و
    اجازه ی حکومت، جزئی و کلی نباید حرکتی کرد و هرکس بدون اذن حکومت
    ادنی حرکتی نماید ، مخالفت به امر مبارک کرده است وهیچ عذری ازاو مقبول
    نیست ”

    جناب نوری زاد
    شما از پدران آن کودکان بهایی سئوال نمی کنید که چراخود، نص شان را زیر پا می گذارند و از آن تبعیت نمی کنند تا شما مجبور نشوید به خاطر عدم مقبولیت قوانین فرقه شان از سوی پیروان شان، بر پای کودکان آن ها بوسه زنید ؟
    از آن ها سئوال نمی کنید چرا این قانون را در اسرائیل سمعا و طاعتا بدون هیچ اعتراضی اجرا می کنند اما به ایران که می رسد فریادشان به آسمان بلند می شود؟ بیت العدل شان چه اصراری درنقض نص واحکام صریح جناب بهاءالله رادارد؟ومدام ازپیروانشان می خواهند درایران به تبلیغات گسترده و فراگیر دست زنند حتی اگر حکومت و پدران و مادران نسبت به آن عکس العمل نشان دهند !
    جناب نوری زاد
    من هم مثل خیلی از بزرگانی مانند جناب عالی ، معتقد به تقابل فکرو اندیشه هستم تا به دین وسیله حق از ناحق تمییز داده شود و با این اندیشه هم خو گرفته ام . اما سئوال این جاست چرا خود بهائی ها قوانین خود را نقض می کنند ؟ در جایی که حتی اجازه ندارند کلمه ای را بدون اجازه حکومت چاپ کنند ، اما با کمال تعجب ، دانشگاه تاسیس می کنند و جزوات تبلیغی درسطح وسیع چاپ می کنند. به دنبال سند بالا و در لوح ابن ابهر این گونه نازل کرده اند :

    “امرقطعی الهی این است که باید اطاعت حکومت نمود.این هیچ تاویل بر نمی دارد
    و تفسیر نمی خواهد از جمله اطاعت این است : کلمه ای بدون اذن واجازه حکومت
    نباید طبع کرد .”
    جناب نوری زاد
    صریح تر از این کلمات را می توان در رابطه با یک قانون بیان کرد ؟ و تکلیف پیروان خود را مشخص نمود ؟ خود قضاوت کنید .
    در سال های اول انقلاب فرزندان ما را به دور از چشم پدران و مادران و در خانه های تیمی ، میلیشیا می کردند و اینک …
    ای وای ! چه وحشتناک !! پوستین میش به تن کرده اند تا جایی که ، از عواطف انسانی فرهیختکانی هم چون جناب محمد نوری زاد سوء استفاده کنند !
    جناب نوری زاد
    نظری به ذیل مقاله خود انداخته اید ؟
    سخت افسوس خوردم ! از این که حضرت عالی با نگاشتن آن مقاله ، صادقانه با نیتی پاک ، قصد تذکر یک رفتار و منش اسلامی ، در آداب رفتاری معصومین را داشتید ، اما بهائیان و لائیک ها آن را بهانه قرار دادند تا زیر لوای مقاله شما ، به اصل اسلام و خاتمیت و قائمیت حضرت مهدی ( عج ) خدشه وارد کنند و آن ها را منکر شوند و هورایی کشیدند بر این که بر فقه شیعه و بزرگانش تاخته اید !
    این که می گویم پوستین میش به تن کرده اند ، در همین جا مشخص می گردد .

    من باز هم با شما درد دل خواهم کرد .
    این درد دل های انباشته من را در سایت تان منعکس کنید و بگذارید هر کس دوست داشت نقدی بر آن زند و یا نکته ای داشت بر آن اضافه کند .

    به امید ظهور یک مظلوم دیگر که اسمش و رسمش نردبان ترقی خیلی ها شده است
    ظهور مهدی صاحب الزمان (عج)را از خداوند منان خواهانم
    ارادتمند
    مهدی الهی
    25 / 5 / 1392

     
  13. شیوه بهائیها همیشه این بوده تا کسی سخن مخالف اونا رو بزنه فوری برچسب مامور و اطلاعاتی به مخلفینشون میزنن

     
  14. دوست عزیز با قسمت دوم حرفتان موافقم . اما اگر داستان تاسیس بهائیت را بخوانی و سرگذشت کنیازدالگورکی را بخوانی نسبت به قسمت اول حرفتان تجدید نظر میکنید

     
  15. من از مقاله ایشان این را فهمیدم که چرا این همه مسلمانان در دنیا خصوصا در اسرائیل کشته میشوند بهائیان سکوت میکنند و بیت العدل بهائیان در اسرائیل و تمام محافل بهائیان در دنیا و ایران سکوت کرده اند و یکبار هم نشده ظلم بر مردم دنیا و یا مسلمانان را محکوم کنند و فقط خودشان را انسان میدانند.

     
  16. اینجوری حرف زدن که کاری نداره ! چرا تو جواب دادن بهش موندی ؟ برو یه کمی ادب یاد بگیر . هر چی فکر کردم جواب دندان شکنت چه ربطی داشت نفهمیدم

     
  17. آقای فقط وطنم
    شما ها که وطن ندارید پس چرا چنین اسمی انتخاب کردی ایران را که به ویرانه ای بدل نمودید. سوریه را که منهدم کردید. در حال نابودی مصر هم که هستید پس این اسم بی مسما برای چیست. شما ها که حاضر هستید برای اسلامتان خون ها بریزید. سرزمینها را به خاک و خون بکشید. چه وطنی. برای شما وطن همان میلیارها دلاری است که از جیب این مردم بدبخت اختلاس کرده اید. برای شما خدا همان پولهائی است که به قیمت فلاکت مردم بدبخت همین سرزمین سوخته بدست آورده اید. هرکس که کوچکترین گرایشی به شما دارد ارزانی خودتان. ولی نوری زاد چنین نیست و اگر روزی چنین بود او هم ارزانی شما. ولی بدانید آه ما مظلومان زن و مرد آتشی خواهد شد که همه شما ها درآن خواهید سوخت. اگر شما ها جای نوری زاد بودید می رفتید بجای بوسه زدن بر پای آن کودک، آن پا را قطع می کردید. فیلمهای سر بیریدن شما ها هنوز در اینتر نت هست . و جهانیان آن را دیده اند.
    می دانید چرا شما امنیتی ها به اینجا سرک می کشید وگرنه دهها سایت با بودجه همین مردم بدبخت در اختیارتان است. آری برای این سرک می کشید که از ما می ترسید. شاید بخندی و بگوئی آره ما از شما ها در زندانها و شکنجه گاهها پذیرائی می کنیم و به شما ها تجاوز می کنیم و اعدامتان می کنیم چرا بترسیم. ولی ای دشمن همه این ها از ترس است ترس از روز جزا.

     
  18. یار میر حسین

    می گویند روزی شخص بازای که از بزرگان بازار بود نزد شاه رفت .شاه به او گفت شنیدم از دکتر مصدق طرفداری می کنی .جواب داد اعلحضرت دکتر مصدق دکانی زده متایی می فروشد .شما هم دکان بهتری بزنید .متای بهتری بفروشید .حالا حکایت امروز ماست ….همانطور که با زور نمی شود کسی را با ایمان کرد .با زور هم نمی توان کسی را عاشق کرد .با زور هم نمی شود کسی را با ایمان یا بی ایمان کرد .تا به کی می شود چشمه را با دست پر کرد .چشمه خودش باید بجوشد .

     
  19. دوست بزرگوار جناب منصف
    مرزبندی بین ادیان الهی وغیر الهی راخداوند انجام می دهد و آن هم در قرآن مجید و کتب الهی دیگر مانند تورات انجیل هیچ وای وای هم ندارد لازم است مقداری مطالعه بکنیم و بدانیم ما مسلمین در سراسر جهان مورد احترام همه ادیان الهی هستیم بحث در مورد مکاتب خلق الساعه ی که برای تفرقه بین مسلمین بوجود آمده و خودشان را بعنوان دین جا زده اند . برادر بزرگوار هم فکر نیاز دارد وهم مقداری مطالعه و تحقیق البته با هوشیاری !

     
  20. در پاسخ خرده گیر که پرسیده « آقای نوری زاد مگر کیهان را از این آقای نویسنده کرفته اند که در این فضای مجازی کوچک نیز سهم می خواهد.»
    نه اخوی یا همشیره … این بنده خدا میداند که گوش شریعتمداری کیهان اصلا گوش نیست که بشقاب جاسوسی برای اقتدار گرایان است لذا به این بنده خدا پناه آورده که به لطف خدای واحد چون اعتراض ملت خویش را شنید ، از بارگاه یزید بیرونش کردند .
    این نامه گرچه تلخ نیست اما نوعی دلتنگی همراه با نگرانی برای کسی است که در سالهای نه چندان دور راوی روایت فتح هموطنان خویش بود و نگارنده وی را به نوعی نه اندرز که هشدار میدهد که مبادا جوگیر به به و چه چه ها شده و از خویشتن خویش به ندانم آباد هجرت کنی .
    ای کسانی که با انگیزه های خاص و بعضی نیز مامورتیهای پنهانی در صدد گمراهی محمد ما هستید بدانید که « نوریزاد » جنسش از جنس شما نیست . بی جهت کف و سوت نزنید .

     
  21. آقای نوری زاد مگر کیهان را از این آقای نویسنده کرفته اند که در این فضای مجازی کوچک نیز سهم می خواهد.
    آقای نوری زاد اینها همه رادیو و تلویزیون و روزنامه های صبح و عصر را فبضه کرده اند بازهم کم آورده اند و همه چیز را حتی این فضای کوچک را می خواهند.
    آقای نویسنده، توکه شعورت اجازه نمی دهد تا انسانیت را درک کنی و بفهمی که همه آزادند در عقیده و به تو و من هیچ ربطی ندارد که فلانی از چه دین ومسلکی است. ما ملت روزی شما قیم ها را و آقا بالا سر هارا که فکر می کنید به خاطر عقاید پوسیده تان می توانید برای ما برای همیشه تصمیم بگیرد به زباله دان تاریخ خواهیم سپرد.
    آقای نویسنده فعلاً با همان حقوق امنیتی خود خوش باشید و یا همان حقوق که از جیب من و امثال من پرداخت می شود قلم نامبارکتان را بر روی کاغذ بلغزانید ولی هیهات از روز جزا

     
  22. باسلام اول اینکه به آقای الهی عرض کنیم شما به پیامبر عظیم الشان اعتراض کنید وقتی که شخص هتاک همه روز بر سرشان خاک می ریخت وقطعا بر علیه ایشان تبلیغات داشته مریض می شود به ملاقات او میرود
    دوم خودتان بررسی کنید جوانان ما بیشتر از عملکرد افراد تند رو به نام دفاع از دین دچار انحراف میشوند یا از طرق تبلیغات فرقه های دیگر دینی مثلا از جوانی دلیل دین گریزی را پرسیدم گفت نوجوان دبیرستانی بودم به دلیل پیراهن آستن کوتاه جلوی مرا گرفته سیلی محکمی به من زدن وقتی اعتراض کردم سیلی دوم رازد
    سوم خوب تعصب عملی داشته باشیم یک ملیارد مسلمان در کدام کتاب فرمول ریاضی ،فیزیک ….دارو ،روش تربیتی مدون، مدل لباس …اصول تشکیلات اداری ….کارخانه ….وسیله رفاهی بشر … حتی مواد غذایی …..مربوط به مسلمانان است ما ی نوع لباس ..منزل ..سفره غذا …موبایل ..وماشین …هواپیما ..الگوی مدرسه دانشگاه بیمارستان ….همه از غربی گرفته شده که دین ما را قبول ندارند اول تلاش کنیم در همه زمینه ها حرفی برای گفتن داشته باشیم بعد ادعای برتری کنیم
    انصافا حاصل دین دار بودن ما کجاست جامعه خودمان را از لحاظ اخلاق رفتاری نه با اروپا با کشورهای آسیایی مانند کره جنوبی ژاپن ..مقایسه کنید مابیشتر دروغ می گوئیم یا آنها در بازارما بی انصافی کلاه برداری بیشتر یا آنجا کار مفید ما بیشتر یا آنها ما بایکدیگر مهربان تر رفتار می کنیم یا آنها در ادارات و موسسات ماکار مردم را بدونه رشوه و به راحتی راه می اندازند یا در آن کشورها …..

     
  23. دوست عزیز:
    ایت مکتب الهی و غیر الهی را کی تعیین می کتد؟آیا مسیحیان، بوداییان ، یهودیان و … نیز مسلمانان را الهی می دانند؟ اگر بدین شکل باشد که وای به حال مسلمینی که در کشورهای غیر مسلمان زندگی می کنند! یک دقیقه فکر کردن خوبه ها!

     
  24. ای وای من…ای وای من….ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد….آن اسیر مهر است….انسانیت است…بابا!دوستان!خلق ا..! معنی یک حرکت نمادین به منظور رساندن و بیان یک اعتراض و …را می دانید؟!!

     
  25. با درود به جناب آقای دکتر نوری زاد عزیز،
    آقای نوریزاد بنده می‌‌گویم این سایت شما، کار‌هایی‌ کرده کارستان و الا دوستانی همچون مهدی الهی ادعاهایی دارند که قریب ۳۵ سال است صدها روزنامه و صد‌ها رادیو و چند ده تلوزیون و ملیارد‌ها ملیارد پول در اختیارشان بوده و همچنان نیز تا به هزار شکل و هنر و سخن همین حرف‌ها را بزنند که شمه‌ای را ایشان نوشته، چرا کارگر نیافتاده و نفوذ کلامشان حتی در حلقه‌های خودی هایشان نیز به چیزی در حد هیچ گرفته شده؟ آقای مهدی الهی چراغی که در خانه رواست در مسجد حرام است. هنگامی که امثال جنابعالی سر سوزنی نیز از ظلم و جنایت‌هایی‌ که در حق خیل عظیمی‌ از کودکان هموطنت رفته را با ذکر چند دلیل و شاید و باید ولو احتمالی ارایه دادی، از شما و امثال شما باور می‌کنیم که شما‌ها براستی برای کودکان فلسطینی نیز دل‌ می‌‌سوزانید. نکند شما هنوز تردید دارید که در مملکت ما قرب و منزلت خدای عالمیان در گسترهٔ میدان عمل بسیاری های و هو‌ دار‌های معروف و خیلی‌ شاخص از مقام رهبری هم کمتر است و چند مرجع نیز قبل از آنکه هست و نیست خود را وامدار خداوند بزرگ بدانند، از برکت الطاف مقام رهبری می‌‌دانند!!! آقای عزیز این مرثیه‌ها اگر بویی از چیز‌هایی‌ که بایند ببرند ،ولی‌ نبرده اند را به مشامی بایستی می‌‌رساند، باید از طریق امثال جنابعالی به گوش هوش و مشام کسانی رسانده می‌‌شد که دست از این همه ظلم و جنایت و قساوت در حق بسیاری از کودکان ایرانی بر می‌‌داشتند.

     
  26. حمیدرضا قنبری

    عجب!
    ———–
    جناب نوری‌زاد قدم دوم را بیان نمی‌کنید؟

     
  27. سلام اقای نودیزاد عزیز این کلام را صادقانه میگویم اشکالی ندارد که از حقوق همه دفاع کرد و ……ولی بوسه زدن بر ………. را خیلی زیاده روی میدانم……..در مجموع شما را شخص دلسوزو شجاع میدانم ولی برادز عزیز نظر کسانی که دوستدار شما هستند وعزت واحترام شما را میخواهند مد نظر قرار دهید

     
  28. اگر ممکن است دانشمندان اسلام (منفرد و الهی …….) مسایل و احکام مربوط به حدث اکبر و حدث اصغر را تفسیر نمایند .علی الخصوص درجه بندی ان که مثلا کدام اکبر است و کدام اصغر
    در توضیح المسایل امام راجع به حدث زیاد صحبت شده ولی راجع به اندازه ان و اینکه کدام اکبر و کدام اصغر است موشکافی نشده است.
    با عرض پوزش از اقایانی که اسم انها اکبر و یا اصغر است.
    حدث از حادثه میاید و در مورد بالا به معنی حادثه در یک قسمت ناجور بدن است .یعنی به ناگاه بادی از بدن خارج شود.که حدث نامندش و در علوم اخوندی احکام مخصوص به خود را دارد.

     
  29. جناب آقایان الهی و نوریزاد

    این بحثهای ادامه دار و کشدار را رها کنید و به اساس بپردازید- دین و ادیان همگی تا مرز باورهای شخصی خوب و گاها مقدس هستند ولی توجه فرمایید همین دین و ادیان به محض آنکه باور عمومی و گروهی شدند میشوند درد و بلای جامعه بشری به قولی افیون توده ها و به تعبیر بنده حقیر سرطان فکری بشر

    هر چه بر باور خود مثل یهود و اسلام بیشتر تاکید کنید بیشتر می کشید و بیشتر کشته میشوید تا نفله شوید و استحاله شوید

    گلبولهای سفید بدن یا سلولهای دفاعی بدن اگر در جایگاه خود مستقر باشند و شخصی و موضعی عمل کنند بدن دچار نقص نمیشود ولی همین سلولهای دفاعی به محض آنکه از پوزیشن (جایگاه ) خود در آیند و به صورت گروهی عمل کنند خود میشوند سلولهای تهاجمی و بلای جان بدن انسان- همان سرطان منفور و مشهور

     
  30. ابوتراب کج زلف

    با درود و آرزوی تندرستی برای همه

    دوستی تعریف میکرد که با گروهی برای سفری تجاری به چین رفته بودیم و حضرات از سازمانی بودند که بعد از انقلاب پا گرفته بود ویکی از مشکلات عظیمشان تغذیه! چون بنا بر دستور مرجع عظیم الشان چینی ها بغیر از مسلمانانشان بقیه نجس هستند غذا خوردن از دست آنان که هیچ دست دادن با آنان خالی از اشکال نیست مخصوصا”اگر درهنگام دست دادن رطوبتی ولو ناچیز احساس شود که باید _ حتما” _ دست هارا تطهیر کرد وگرنه با دست نجس شده اوضاع خورد و خوراک و عبادت همه بر باد فناست ! واقعا” چه باید کرد ؟ اکثر اجناس مورد نیاز در حال حاضر از چین وارد میشود از سرنگ و داروهای بنجل بگیر تا کفش و کلاه و ماشین آلات و لوازم یدکی و …. چطور این واردات پاک هستند و دست دادن یه سازندگانش باعث نجس شدن ؟ شیر خشکشان را به حلق کودکانمان میریزیم تا گوشت و استخوانشان رشد کند ولی دست دادن با آنها نماز را دچار اشکال میکند ؟ کسی باید یه این جماعت متکبر و پر نخوت تفهیم کند که بابا اگر خالق جهان هستی خداوند بزرگ است و همه هستی را او آفریده دیگر نمیتوان به بعضی از مخلوقاتش ایراد گرفت و بعضی دیگر را نسبت به بقیه ارجحیت داد . ظاهر افراد با همدیگر تفاوت دارد پوست را که برکنی همه یک جور هستند ، اینجاست که اوضاع پیچیده میشود و سوال برانگیز. برای سوار شدن بر کول دیگران و سود بردن درجهت منافع شخصی و عقیده ای بایستی دیگران در عقب ماندگی محض باقی بمانند و حق سوال و جواب از آنان سلب شود و لازمه این ترفند ورود به حیطه عقلانیت آنان و در خواب کردن و درجا زدن همیشه تفکر در باره حقوق اجتماعی میباشد که بهترین روش مورد استفاده برای نیل به مقصود دست گذاشتن بر روی نقطه حساس مردم است که این نقطه حساس اعتقادات مذهبی است و هرچه اعتقادات پر رنگ تر آسودگی خیال بیشتر بنا بر این دائما” بر نایره اش میدمند و شعله اش را فروزانتر وسوزان تر میکنند و چنین است که بر گرده مردمان سوار شده و خیال پیاده شدن ندارند واگر کسی بخواهد یک موضوع اجتماعی را در حد نقدی معمولی بیان کند مدافعین دو آتشه شمشیر از رو بسته شلتاق میکنند که چه نشسته اید نوریزاد بر پای کودکی بوسه زده که هیچ نمیداند و نمیخواهد بجز مهر پدر و آغوش گرم مادر.

     
  31. سلام من یک ناظر بودم پیش خود فکر کردم بوسیدن یک پا چه تحلیل های را در پیش داشت یعنی هر فرد از منظر خود بحث کرد .باید اعتراف کنم دین ستیزی در جامعه ی مابواسطه عملکرد حاکمان جاهل و منفعت طلب بسیار شده .یک سخن از فردی بخاطرم آمد او می گفت ( عمل مرا پای مکتبم نگذارید) شاید این سخن برای عده ای آشنا باشد .بگذریم ما اول می بایست بین دو چیز تمیز بگذاریم 1-مکتب الهی 2-مکتب غیر الهی و بدانیم ما مسلمانها ادیان الهی را محترم شمرده وبا آنهانیز حشر و نشر داریم ولی مکاتب غیر الهی رامانند بهاییت که جعلی بوده مانند دزد میدانیم .از شما سئوال می کنم اگر دزدی به اموال شما دست درازی کرد او را مجازات می کنید یا به روان شناختی اعمال او می پردازید؟بله امکان دارد فرد بواسطه فقر واز روی استیصال دست به این کار زده باشد ! ولی در هر شرایط عمل زشت او را توجیه نمی کند . مانند معصومیت آن کودک بهایی که منجر به بوسه شد ولی زشت بودن و منفور بودن بهاییت را توجیه نمی کند .آن کودک هنوز راه خود را پیدا نکرده چه بسی با یک بوسه بایک گل با یک مهر او راه خود را پیدا کند.پاپ نیز از این جهت خم می شود و بر پای نوجوان مسلمان بزهکار بوسه می زند . بیاییم درست اندیشه کنیم و بدانیم عمل امروز ما راهی برای آینده است و مراقب باشیم .

     
  32. آقای الهی

    دین یک امر کاملا شخصی است و شما نمی توانید به کسی تحمیلش کنید . این را یاد بگیرید که به عقاید دیگران احترام بگذارید ولو مخالف عقیده شما باشد.

     
  33. دوست من
    لطفا” مختصر و مفید بنویسید.

    با تشکر

     
  34. آقای مهدی الهی !!! عزیز اگر در اسلام بر آنچه که تاکید گردیده توجه میشد ، هیچگاه هیچ پدر مادری نگران فرزندش از بابت انحراف عقیدتی نبود، در زمانی که علمای ما عملا اعتقادی به عدم تحریف کلام الهی ندارند !!! و کار خود را برای تحریف قرآن در تفاسیرشان عملی میکنند!!! باید هم نگران بهایی ها باشید! وقتی عقل را تعطیل نمودیم و عنان اختیار عقیده خود را به مشتی مشرک و مداح هزیانگوی خارج از دین بدهیم، باید هم نگرا ن باشیم!!! در زمانی که رشد امامزاده !!! در کشور از رشد اقتصادی پیشی بگیرد! و در ماه نزول قرآن یعنی بعثت رسول رحمت مردم را تشویق کنیم که پولهای دریافتی از جیب امام زمان !!! را _ یارانه ها پول امام زمانه _ برای ساخت حرم مجازی حضرت زهرا {ع} بدهند ، باید هم نگران باشیم!!! زمانی که کل علما مذهب دست در دست هم از ام الفسادی که فقط هزیان گفت و هزینه تراشید برای مردم و کشور حمایت نمودند و دروغ و تزویر و عدم اعتماد و حقه بازی را در جامعه فرهنگ سازی کردیم، باید هم نگران باشیم!!! برادرم انسانیت و ملیت ما در صدر است والا ما شیعه ها کار هایی میکنیم که دست کمی از بهایی ها ندارد!!!و چه بسا در شرک و انحراف واویلاییم ، مسلمان قرآنی ابدا نباید نگران تبلیقات ادیان و مذاهب دیگر باشد مگر اینکه فونداسیون اعتقاداتش بر اساس مشتی روایات کذب و مغایر با قرآن ریخته شده باشه و اگر شما اینگونه اید که ظاهرا هستید!!! حق دارید نگران خود و خانواده تان بجهت انحراف باشید. در غیر اینصورت نگران نباشید و ضمنا در مورد فلسطنیها هم بما مربوط نیست و تا وقتی صدقه سر حاکمیت چپاولگر و دزد اموال مردم بجای رفع فقر و فلاکت و بیکاری و هزار درد و مرض ، خرج اونا میشه و سوری ها ، خدا هم جای حق نشسته چون فرموده چراغی که بخونه رواست بر مسجد حرامه

     
  35. جنگ هفتاد و دو ملت ( شیه و سنی و بهایی و …) همه را عذر بنه

    چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند.

    چرا حافظ نمی خوانیم. چرا از گنجهای فرهنگی مان بهره نمی ریم.

    هزارران کتاب می نویسند که ثابت ما و مذهبمان برتر است و دیگران نجس و کافر و.. هستند.

    دریغ از یک بیت حافظ که درک نمی کنیم.

     
  36. اقای الهی شیعه مذهب چرا صبح تا شب از منابر و صداوسیما مدارس ودانشگاهها مذهب شیعه تبلیغ شود ودیگران باید بپذیرند .اما هرکس به غیر ما دین ومذهبش ضاله است و حق حیات هم ندارد بماند که حق تبلیغ داشته باشد اگر عقاید ونظریات دینی ما اینقدر قویست چرا میترسیم بگذاریم انها حرفشان رابزنند ماهم استدلال کنیم وبعد فبشر عبادی…. چرا اسمان وریسمان بهم میبافید که انها در اسراییل هستندو در قتل وسرکوب فلسطینیها شریکند وزیر زمینی ذهن جوانان ما را عوض می کنند .پس ما واجب است همه را مجازات کنیم هموطن من تعداد اسرای فلسطینی جنگ ایران وعراق رابپرس کسانی که ما بخاطشان صدمات بسیار کشیدیم علیه ما جنگیدند. اما مگر ما همه چیز را باید بهم ربط بدهیم.وملتی را محکوم کنیم
    ما که هنوز برادران هم مذهب خودرا که بعضن سابقه فداکاری وخدمتشان به این اب وخاک انکارناشدنیست اینگونه به حبس وحصر می افکنیم ومی کشیم فقط چون از نظر سیاسی چون ما نمی اندیشند.پس بهتر است قیافه حق به جانب نگیریم وتنها به فکر اصلاح خود باشیم نه دیگران که دم خروسمان پیداست

     
  37. جناب آقای نوریزاد سلام علیکم گزارش مجلس در باره ” حوادث 22 بهمن قم ” را از زبان همان ” زبان بستگان مجلس ” هم شما و هم ملت ایران و هم شکنجه گران و زندان بانان و هم حزب اللهی های کفن پوش که با ” سانسور و رتوش کامل ” خوانده شد شنیده و خواندید . در جایی که این برادران دیندار امام رمانی !!! نه به ” کروبی و موسوی ” و… و نه به مراجع و خانه هایشان رحم نمیکنند ، بیایند و به درویش و بهایی و کم دینان و بی دینان و … رحم کنند این آقای ” مهدی الهی ” برای یکبار هم شده کمی به این مسائل توجه کنند تا ببیند که در این کشور به نام دین دارند افرادی در این زمانه را از درویش و بهایی و غیره را به جرم به فرض اشتباهات نیکان آنها به بند میکشد و محاکمه میکنند که که کلا” بدور از عقل و منطق و … می باشد .آقای نوریزاد اگر به این تفکرات نگاه کنیم چند صباحی چند یکی یکی برادران و خواهران اهل سنت را بیآورند و به جرم آنکه در زمان امام علی ( ع) بر تفکری که میگوید به شیعه ظلم گردیده ، این انسانهای امروزی را بجای آنان محاکمه کنند . آقای نوریزاد اشکال از آنجاست که امروزه به قولی مرجع عالیقدر آیت الله سیستانی در تبلیغ و نگارش های کتب با محتوا و علوم دینی افول دیده میشود و همین طور ” عمل به شیعه گری ” . حضرت امام زمان (ع) قبل از غیبت میفرمایند : مردم را با عمل به دین دعوت کنید نه با زبان . یک موضوعی و آنکه در 50 سال پیش باعث ترویج بی معنی یک در میلیون بعضی افراد به ” بهاییت ” میشد ، آن بود که ( در مقام تبلیغ بهاییت ) شخصی به نام ” دکتر هوشیدری ” نه در شهر تهران که در روستایی در فراهان به نام ” شاه آباد ” که منطقه بهایی نشین بود به ” طبابت رایگان و حتی جراحی مجانی ” می پرداخت و مردم بی بضاعت و در مانده و از همه جا مانده از اطراف و اکناف و حتی تهران که پزشک حاذق کمتر داشت ، به آنجا برای درمان مراجعه میکردند که البته کمتر کسی از این بابت هم به دین بهایی گرایش پیدا میکرد چون دین مردم مستحکمتر از آن بود که با این روش ( طبابت مجانی ) مردم تغییر دین بدهند .

     
  38. سید ابوالفضل

    تحمل شنیدن نقد را داشته باشیم
    در ذیل نوشته ها ی آقایان منفرد ، پژوهش ، و الهی مطالبی را می خوانیم که مشحون از توهین به یکدیگر و عصبیت است . هر کس خود را بر حق و طرف مقابلش را بر مسیر باطل تصور می کند و بر او می تازد. این البته قابل درک است که هر کسی خودش را بر حق بداند زیرا اگر چنین نبود خوب حتما طرز فکرش را تغییر می داد (مگر آن که تظاهر نموده باشد و عقیده ی واقعی خودش را بروز نداده باشد ). بنابراین طبیعی است که از اعتقادات خودمان دفاع و دیگر عقاید را نقد کنیم. اما من دلم می خواهد چند نکته را در این زمینه خاطر شان نمایم.
    1- بهتر است همدیگر را منصفانه و مودبانه نقد کنیم . توهین به یکدیگر علاوه بر این که از انصاف وادب دور است نه تنها تاثیری در طرف مقابل ندارد ،بلکه اغلب موجب لجباز ی او و عکس العمل عصبی وی می شود و ممکن است با توهین متقابل و حتی بی احترامی بیشتر همراه باشد . در این صورت این چرخه می تواند ادامه یابد و فضایی بسیار غیر اخلاقی و نامناسب را پدید آورد.
    2- اگر هدف از دامن زدن به بحث ها نزدیک کردن افکار وایده هایمان به یکدیگر و همچنین پالایش دیدگاه هایمان از اشتباه و خطا باشد ، در آن صورت نقد هایمان باید این باشد که اشتباهات یکدیگر را زیر ذره بین قرار دهیم و آن ها را چنان آشکار نماییم که طرف مقابل ما ، ودیگران ، آن اشتباه را آشکارا و بی پرده مشاهده کنند و به آن معترف گردند . برای این منظور سخن ما باید مستدل و مستند باشد . بدیهی است که برای اقناع دیگران دلیل و سند است که کارایی دارد نه توهین و بی احترامی .
    3- توهین کردن نه تنها بر روی طرف مقابل ما تاثیر معکوس دارد بلکه بر روی خود ما نیز اثری مشابه خواهد داشت . کارکرد عصبیت و ناسزا پراکنی اغلب چنین است که در کوتاه مدت موجب می شود که به ظاهر از زیر بار فشار عصبی خارج شویم . در این صورت احساس دروغینی از پیروزی در ما شکل می گیرد که البته واقعیت ندارد اما مارا دلخوش می کند . و چنا چه این رویه ادامه یابد به تدریج توهین کننده به آدمی تبدیل می شود که راه مقابله با دیگران را نه منطق ، بلکه توهین می داند . به عبارت دیگر توهین به دیگران ، بخشی از شخصیت او میشود در حالی که منطقی بودن به همان اندازه از منش او رخت بر می بندد. این آدم به تدریج تبدیل می شود به “لات سر کوچه ” هرچند که مدرک تحصیلی فلان از دانشگاه فلان داشته باشد.
    4- بر خلاف منطق صوری که مطابق با آن ، یک گزاره یا درست است یا غلط ، براساس منطق فازی ارزش گزاره ها صرفا صفر یا یک نیست. بلکه عددی بین این دو مقدار حدی است. جهان سفید یا سیاه مطلق نیست ، بلکه خاکستری است . بنابر این منطق باید بپذیریم که حرف ما نیز هر چند که درست باشد ممکن است در ذات خود اشکالاتی داشته باشد . علاوه بر این زمان ومکان نیز می تواند صحت آن را زیر سوال ببرد. این که روزی حرفی را بزنیم و بگوییم حرف مرد یک کلام است و الا و بالا این حرف من همیشه درست است ، خارج از منطق خواهد بود . بر این اساس به دیگران حق بدهیم که گفته ی مارا نقد کنند و خودمان را مهیا کنیم که بدون پیش داوری نقدها را با روی باز بپذیریم و از آن ها در جهت اصلاح افکار و دیدگاه های خودمان استفاده کنیم.
    به یکدیگر بی احترامی نکنیم . با هم با ادب و احترام سخن بگوییم . تحمل شنیدن صدای مخالف را داشته باشیم و از آن در جهت اصلاح دیدگاه های خود بهره مند شویم .
    ارادتمند
    سید ابوالفضل

     
  39. پزوهش؛منفرد؛الهی (شرم دارم شما را اقا خطاب کنم)
    ایا وقتی مرجع بقول شما عظما در احکام نجاست میگوید تخلی (ری….ن) در کوچه بن بست حرام است (معنی ان این است که در خیابان و یا فضای سبز بلا مانع است) دیگر شما از چه دفاع میکنید؟
    و یا میگوید بطی در دو بر زن حایض برای مرد اشکال ندارد ( حتی نمیگوید اگر زن راضی باشد)
    لطفا هر سه این دو مساله را که مرجع عظیمتان در توضیح المسایل حل نموده برای مردم تفسیر نمایید.
    شماها یا مامورید و یا……….
    بطی یعنی /////….. و حایض یعنی زن قاعده
    بروید خجالت بکشید و بگذارید اصلاح طلبان تا کمی وقت باقی مانده شاید بتوانند غلطی بکنند و کشور از نابودی نجات یابد و یک اسلام که با تمدن سازگار باشد به مردم ارایه دهند. اگر به اندازه یک نخود مغز در سرتان باشد فورا موسوی و کروبی و زندانیان سیاسی را ازاد میکردید تا خشتکتان به سرنوشت خشتک قذافی دچار نشود.

     
  40. با درود بر استاد و پیر وراهنمای ما جناب آقای نوری زاد عزیز و سایر عزیزان و خوانندگان محترم
    اگر شما در نزد یک مؤمن بودایی یا زرتشتی ، یهودی ، مسیحی یا مسلمان و بهایی بنشینید هر یک کیش و آیین خود را حق مطلق و کاملترین میخواند و مابقی را گمراه و از راه هدایت و حق خارج میداند . حال اگر شخصی جویای حق و راه راستی و داوری بر مبنای حق باشد باید ابتدا راه خرد را درپیش گیرد و تعصب بیجا کنار بگذارد اصول و قواعد و رساله های هر آیین را بخواند و با مؤمنان آن کیش و آیین به گفتگو بپردازد به پرستش گاهها و معابد آنها برود و با چشم خرد و دانایی آنچه را که میگویند و عمل میکنند بکاود آنگاه آن کیش و آیین را که بر منطق خرد و دانایی و اصول روز و سازندگی و ایجاد تعالی برای انسان و حتی محیط زیست و … یافت برگزیند و با این حال بر پیروان سایر ادیان احترام گذارد و حقوق زندگی و انسانی آنان را بر هر عقیده ای و برداشتی مقدم دارد.
    مگر نه اینست که بزرگان هر دین برای اصلاح و بهبود جامعه بشری آمده اند؟ مگر نه اینست که محتوای پیام و رسالت همه این بزرگواران بر محور انسان بودن استوار است ؟اگر انسان و خرد و اندیشه او نبود چه نیازی بر رسالت و پیام آوری بود ؟ پس قبل از اینکه من مسلمان شیعه یا سنی و یا مسیحی و یهودی و… باشم یک انسانم و بر انسان بودن خویش می بالم .

     
  41. خیلی مختصر عرض کنم
    می‌گویند گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدند گردند مسگری
    بهایی یا غیربهایی هموطن ما و انسانی است که خالق جهان من و شما و او را آفریده است. چرا و به چه حقی او را حقوق اجتماعی و سیاسی محروم می‌کنید؟
    جناب الهی متاسفانه آموزش ایدئولوژیک ما باعث شده فرسنگ‌ها با مفهوم انسان و انسانیت فاصله بگیریم و انسانیت وانصاف را فقط برای مسلمانان بخواهیم.
    برادر گرامی برای شما و همفکرانتان عرض کنم این دیدگاه غلط است کمی به خود آیید کمی فکر کنید والسلام

     
  42. سلام . شايد به درد پست شدن بخورد . اگر ارزش داشت ، اين خط را پاك كنيد. با سپاس
    از ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست
    چه بسيار كساني هستند كه با تفكرشيعه ، سني ، بهايي و امثالهم ، با اين ادعا كه پيروانش درگذشته مانده و به جاي پيشرفت ، پس رفت كرده اند مخالفند. مخالفت اين گروه با پيروان اين اديان و مذاهب به اين سبب است كه مي گويند : آنچه شما بدان معتقديد ، شايسته ي جهان امروز و انسان مدرن نيست. آبشخور فكري شما ،افراد و تمدن هايي است كه برخلاف ادعاهايتان، مهد فرهنگ و دانش و هنر نبوده و زعما و رهبران فكريتان ، برخلاف دعاويتان ، هيچ دستاورد علمي نداشته اند و بدترازاين ، اگر چه تاريخدان نبوده اند ، درباب تاريخ سخن ها گفته اند . اگرچه جامعه شناس نبوده اند ، قانون براي جامعه نوشته اند . اگرچه پزشك نبوده اند ، امرو نهي هاي پزشكي فراوان كرده و درامور تغذيه و بهداشت دخالت ها كرده و حلال و حرام ها ساخته اند و همه اين بكن نكن ها را ، نه با پشتوانه ي علمي و دليل و استدلال بل ، با ادعاي الهي بودن ِ سخن خود گفته و سخنان خويش را متصل به آسمان كرده اند و بدتر از همه ، كساني را نخواسته اند سخن بي پشتوانه و دليل را بپذيرند مرتد و كافر و واجب القتل اعلام كرده و با اين روش دهان مخالفين را در طول تاريخ بسته ؛ و قلم هايشان را شكسته اند.
    برخي از افراد نه شيعه را دوست دارند ، نه سني ، نه بهايي و نه پيروان ديگر اديان و مذاهب را . چون براين باورند كه آنها اراده خود را ضعيف ؛ و از خود سلب اختيار نموده اند و بجاي تعقل و خرد ورزي ، روي به تقليد دارند. اين مقلد ها ، به كودكاني مي مانند كه بايد بزرگترشان برايشان تصميم بگيرد كه چه بكنند و چه نكنند . اين گونه افراد ، كساني را به عنوان شيوخ و فرمانروايان فكري براي خود برگزيده اند، تا به جاي آنها بينديشند و به آنان امر و نهي كنند ، و با اين كار ، خوي ارباب رعيتي را صد ها و هزاران سال درفرهنگ ملتي پايدار و مستحكم كرده اند.
    دانايان ،كساني را كه عقل و خرد خويش را به هيچ مي انگارند و چشم به دهان ِ عالم نمايان بي علم دارند و حكم آنان را كه به نام خدا يا شريعت يا هرچيزديگري صادر مي شود انجام مي دهند؛ و در انجام ِ حكم دمي نمي انديشند را دوست ندارند.
    خردمندان از هركس كه به انسان ، به ديده ي تحقير بنگرد و قوم و كيش و مذهبش را برانسانيت ترجيج دهد بيزارند. از كساني كه زندگان را به هرنامي خوار مي كنند وبه گور مي برند تا مردگان را عظمت دهند و زنده نگهدارند بيزارند. از كساني كه به هرنام مي خواهند براي احيا ، يا گسترش كيش و آيين شان دگر انديشان را محدود كنند بيزارند.
    آزاده، ازهركه ، به هرنام و درهرجايگاه ، چه مقدس و چه غيرمقدس ، مدعي شود كه تفكرش از ديگران بهتراست و بايد انديشه هايش را ديگران بپذيرند و دراين كار ، نه با دليل و برهان بل ، با استفاده از شلاق و شمشير، پافشاري كند ومخالفين را با ترس و خوف وادار به قبول تفكراتش نمايد بيزاراست. چه اين تفكرات، نام الهي داشته باشد ؛ يا انساني ، يا شيطاني .
    محقق، ازساده انديشاني كه به نام ايمان ، چشم خويش را برحقايق موجود ، در اجتماع مي بندند و صدها جوان را قرباني يك پير، و هزاران زنده را فداي يك مرده مي كنند بيزارند . وهمچنين ، از ساده انديشاني كه به جاي تعقل از احساس استفاده مي كنند . به جاي چشم از گوش بهره مي برند و به جاي مغز ، دل را بكار مي گمارند ، دل ِ خوشي ندارد.
    آزادگان، به كساني كه جرات خروج از زندان هاي قوميت ، مذهب ، دين ، رسوم ، باورهاي كهنه و مخرب پيشينان ، يا عادات زشت و خشني كه كرامت انسان را تهديد مي كند را ندارند، احترام نمي گذارند . هم چنين ، كساني را كه مي خواهند انسانيت را درغالب دين و قوميت و رسوم درآورند و اگر چه مي بينند در حق كس يا كساني ظلم مي شود اما ،‌ چون دين شان ،‌مذهب شان ، آداب شان آن را تاييد مي كند ، دست از آن كيش و آيين نمي شويند را گرامي نمي شمارند.
    درستكاران، ازهركه تزوير را توجيه نمايد و از تزويركاران حمايت كند دوري مي جويند، و ازهركه ، آدمكشي و آزار ديگران را به هرنام ، تاييد كند بيزارند.
    اهل پژوهش ،از هركه علم را محترم نشمارد و خرافات را موجه جلوه دهد ؛ و همچنين، ازهمه ي كساني كه از تجارب ديگران بهره نگرفته و از جنگ و دشمني درس نمي گيرند و كمافي السابق آلت شياداني مي شوند كه بنا به شهادت تاريخ هزاران خون ريخته اند و هزاران جان را گرفته اند بيزارند.
    حق جويان، ازهمه كساني كه بخاطرحفظ جان خود ، با سكوت يا گفتار، يا كردارشان ، هزاران جان را به خطر انداخته و براي منفعت فردي منافع جمعي را نديده مي گيرند بيزارند . حق جويان ،ازهمه كساني كه مصلحت را برحقيقت ترجيح داده اند و با خود فريبي ، يا دگر فريبي ، سبب شده اند تا به نام مصحلت ، ترسشان را توجيه كنند و ديكتاتورها را برخلق مسلط نمايند روي برمي گردانند.
    بگمانم، خردمندان ، متفكر، پژوهشگر و حق جو، شوقي به ورود به دعواي شيعه و سني و درويش و بهايي ندارند . چون ، همه را فريب خوردگان شيوخشان مي داند، و روزگار ِ دعواهاي حيدري – صفدري را پايان يافته مي بينند.
    ما در هزاره سوم زندگي مي كنيم . هزاره تعقل و انديشه . هزاره ي دهكده ي جهاني . هزاره اي كه به آني ، بشري از اين سوي جهان ، با انساني درآنسوي جهان متصل مي شود . دراين هزاره سخن از من و تو گفتن ، سخن از برتري ِ تفكرات كهنه و مندرس به ميان آوردن ،‌ تاييد كوته نظري و دگم انديشي گوينده است. ديگر دوره ي شيخ و مريد و مراد بازي به سر آمده ، و انسان انديشمند امروز؛ شيخ و مريد و مرادش ، خودش است . ديگر دوره ي تقدس و تقدس بازي و تكريم قديسان به پايان رسيده است . بشر امروز ، اگر فكرش ، مانند جسمش در زمان حال زندگي كند ، از دادن عناوين فرا انساني به انساني ديگر خود داري مي كند. حضرت ، آيت الله ، مولانا ،‌ پير ، شيخ ، مراد و القابي اين چنين ، شايسته اين روز و اين روزگارنيست و كساني كه از اين عناوين بي معنا و استحماركننده استفاده مي كنند ، مربوط به گذشته هاي دورند اگر چه ، در امروز زندگي كنند.
    بي شك، بسيارند كساني كه خرشان اتومبيل و يخدان شان ، فريزر، و مطبخ هيزم سوزشان ، آشپزخانه هاي مدرن شده است اما انديشه هايشان تغييري نكرده است.
    فريب نخوريم و با خود نپنداريم كه چون ، فلان كس به دانشگاه رفته و ازماشين آخرين سيستم و لباس و مبلمان آنچناني استفاده مي كند ، پس با مادربزرگ و پدربزرگش فرق دارد . شايد او فقط ظاهرش تغييركرده ؛ و باطن وتفكرش همان باطن و تفكر ِ پدر بزرگانش باشد.
    چه بسيارند كساني كه اگرچه درظاهر مدرن شده اند اما درباطن مانند اجدادشان ، در صد و دويست و هزار سال پيش مي انديشند و عمل مي كنند . هنوز به زن به عنوان يك انسان ضعيف مي نگرند . درگرماي كشنده ي 50 درجه با تشنگي و گرسنگي هاي طولاني خود را رنج مي دهند ؛ و اين و آن را ، اگر چه مظهر بهداشت و پاكي باشند ، كافر و نجس مي دانند.
    اين ها انديشمند نيستند ،‌روشنفكر نيستند ، باسواد نيستند ، اگر چه فارغ التحصيل دانشگاه باشند . اگر چه مدركشان دكترا باشد . اگر چه مدعي تفكر و تعقل باشند.
    انديشمند بودن در سخن و ادعا نيست . كسي كه بارها ازيك سوراخ گزيده شده ،‌ كسي كه بارها دروغ شنيده ،‌ كسي كه شاهد قتل كسي بوده ، كسي كه شاهد خرابي كشورش بوده ، كسي كه شاهد نابودي جوانان بوده ، كسي كه هزار بي حرمتي ديده ؛‌ وباز فريب خورده ،‌و بازباور كرده ، و باز در پي تقليد رفته ، كجا انديشمند و روشنفكر و باسواد است ؟ او مدرك دارد ،سواد ندارد. حامل علم است ، عامل علم نيست. چنين كسي مقلد است نه محقق . و مقلد نيز ،‌ چنان كه از اسمش پيداست متفكر نيست . و كسي كه تفكرندارد ، سزاوار مقام رفيع انساني نيست.
    انسان ، سروراست ، چون متفكراست . چون مي انديشد . چون شعور دارد . پس انسان يعني شعور و انديشه و تفكر. و آن كه نمي انديشد ، انسان نيست . ديو و دَد است.
    چگونه يك انسان انديشمند به خود اجازه مي دهد به ديگران تهمت بزند و ديگران را برنجاند ؟ جز اين است كه او ديو، و دَد است . اگر مكتب اش اجازه اين كار را مي دهد ، مكتب او نيز مكتب دَدان وديوان است.
    چگونه يك انسان به خود اجازه مي دهد به صورت يك ناتوان ، يا كسي كه اسيراست سيلي بزند ؟ كدام انساني به خود اجازه مي دهد يك جاندارِ آزاد را آزار دهد چه برسد به انساني كه در بند و زندان است ؟ اگر كيش او چينن اجازه اي مي دهد كيش اش ،كيش ديوان است ، كيش دَدان است.
    آيا انساني يافت مي شود كه امروز شكمش سير، وفردايش تامين باشد ولي انساني گرسنه را سيرنكند ؟ آيا انساني يافت مي شود كه خود در محيطي گرم باشد و جانداري را كه از سرما مي لرزد به حال خود واگذارد ؟ آيا انساني يافت مي شود كه كودكي را در رنج ببيند و نسبت به او بي تفاوت بماند و به دنبال خوشي هاي خود برود ؟ اگر كسي چنين كرد او انسان نيست ؛‌ ديو است ،‌ دَد است .
    چرا بعضي ديو مي شوند ؟ چرا برخي دَد مي شوند؟ چون انديشيدن را ياد نمي گيرند . چون از انديشه خالي مي گردند . چون مقلد مي شوند .
    مقلد نيازي به انديشيدن ندارد . بجاي مقلد ديگران مي انديشند . مرجع تقليدش اين كار را مي كند . مرجع اش بزرگترين ويژگي انساني او را از او مي گيرد . همه ي عظمت انسان به انديشيدن اوست . اگر انسان ازعالم سراست ، اگرازهمه برتراست ، اگر به جانداران سرور است ، چون او مي انديشد و ديگران نه . انسان بي انديشه هيچ فرقي باحيوان ندارد . انسان غير متفكر هيچ تفاوتي با دام ودد ندارد . بزرگي ، شرف و اقتدار انسان به انديشيدن اوست و اين وجه برتر، در تقليد از بين مي رود . از كجا و چگونه؟ از كودكي ، توسط اجتماع و پدر و مادران ِ بي خرد ِ عقب نگهداشته شده . كودكي بهترين زمان است براي ازكارانداختن ، يا فعال كردن ِ مغز.
    از كودكي به او مي گويند :‌ اين را چنين و آن را چنان كن . اين بد است ، آن خوب است . اين حرام است ، آن حلال است . اين گناه است ، آن صواب است . براي كسي كه همه چيز را به او ديكته مي كنند ، ديگرچه جاي تفكر و انديشيدن ؟ وقتي همه چيز حاضربود ؛ وقتي همه چيز آماده بود ، چه نيازي براي تلاش و كار بوجود مي آيد ؟ و اين چنين ، انسان را پخته خوار بار مي آورند . چرا ؟ چون دوستش دارند ؟ خير . براي اين كه بعد بتوانند استحمارش كنند . خرش كنند و سوارش شوند. وگرنه ، كدام پدري است كه فرزندش را بكودني بكشاند؟ كدام پدري حاضراست فرزندش از دانش و انديشه تهي گردد ؟ چون پدر را مقلد بار آورده اند . فاقد انديشه . و او نيز فرزندش را مثل خودش بار مي آورد . دريك گردونه ي استحماري . براي استثمارگران . براي برده داراني كه به نام خدا بشر را به بردگي گرفته اند.
    شايد مدافعان دين بگويند كه اين تهمت است . اما نه . اين تهمت نيست . دگم انديشان مي گويند تحقيق واجب است ، حلال است ، لازم است اما ،‌منظورشان تحقيق نيست . تاييد است . تاييد تفكرات آنها . چرا ؟ چون اگر در پي يك تحقيق جامع ، علماي علم تغذيه بگويند كه بنا به فلان دليل گوشت خوك مضر نيست ومفيد است ، يا شراب فايده اش بيش از زيانش است ، فرياد برمي آورند كه كفرگفته و سزاوار مجازات است ، اما اگر بگويند كه به اين دليل گوشت خوك و شراب زيان آوراست ، محقق را تاييد مي كنند و جايزه مي دهند . بنا براين ، دراين گونه مكاتب تحقيق نداريم . تاييد را نام تحقيق گذاشته اند و به نام تحقيق مي خواهند مخاطب را فريب بدهند.
    نتيجه ي چنين عملكردي چيست ؟ تمام احتياجات روحي و رواني افراد ، به راست يا دروغ ،از پيش شرح داده شده است؛ و راه ِ رفع اين احتياجات بيان گرديده است . پس نيازي به تحقيق نيست . و اگر بشر محقق و پژوهشگر نشود ، ‌كجا مي تواند انديشمند و متفكر گردد ؟ پيش نياز انديشه ، تحقيق است . چون و چرا كردن است . رد و تاييد نمودن است.
    هرگاه كه انسان از انديشه تهي شد ، از انسانيت تهي مي شود . انسان بي انديشه از حيوان حيوان تراست ؛ چرا ؟
    كدام حيوان است كه حيوان ديگري را در زندان نگهدارد ؟ كدام حيوان است كه پس از سير شدن ، همجنس را از خوردن بازدارد و گرسنگي بدهد ؟ كدام حيوان است كه همجنس اش را تا مرحله ي كشتن عذاب دهد ؟ كدام حيوان است كه همجنس را در زيرشكنجه بكشد ؟ كدام حيوان است كه همجنس اش را سر ببُرد و فرزندان او را نيز قتل عام نمايد ؟ پس ، انسان ِ فاقد انديشه ، از حيوان پست ترمي شود.
    انسان با انديشه اش انسان مي شود و بدون انديشه حيوان است. و انديشه شكل نمي گيرد مگر ياد بگيرد پرسيدن و چون و چرا كردن را . و انديشيدن با تقليد ناسازگاراست.
    پس ، هرچه ، از هرجا ، با هرنام كه سبب مقلد شدن انسان شود ، دشمن انسان است چون ‌او را از تفكر و تعقل بازداشته است . بنابراين ، تشويق به تقليد ، تشويق به خروج از تفكر، واهانت به انسانيت است.
    بيچاره انساني كه عقلش نرسد كي بخورد ، چه بخورد،‌ چه بپوشد ، با چه كسي ازدواج كند ، چگونه بهداشت اش را رعايت كند ووو .
    بيچاره انساني كه توان تشخيص خوب و بد را نداشته باشد و نيازمند باشد تا ديگران به او بگويند كه چه بايد بكند و چه بايد نكند. چنين انساني كودكي بيش نيست اگر چه عمرش به بلنداي عمر نوح باشد.
    نتيجه :‌ آنكه ستم مي كند ، آنكه شكنجه مي دهد ،‌ آنكه زنداني مي كند ، آنكه آزار مي دهد ، آنكه زبان مي بُرد ، آنكه قلم مي شكند ، و همه آنهايي كه شبيه اين كارها را مي كنند ،‌فاقد تفكرند ، چون مقلدند.
    چه بايد كرد؟
    بايد برهرچيزي كه سبب جلوگيري از رشد ِتفكر و تعقل انسان مي شود ،‌ با هرچه فرمان بكن و نكن مي دهد ،‌ با هرچه انسان را از فردي محقق به موجودي مقلد تبديل مي كند ، با هرچه انسان را تحقير مي كند و او را فاقد صلاحيت براي تشخيص خوب و بد خودش مي داند ، جنگيد.
    و سرانجام ، بايد به آنهايي كه ادعاي روشنفكري مي كنند گفت: مبارزه ي با حكام سياسي كاريست سخت اما ، ‌سخت ترازآن مبارزه با فرهنگ حاكم است. مبارزه با انديشه نزديكان ، دوستان، همكاران است ؛ و ازهمه سخت تر ، مبارزه با تفكرات شكل يافته درون خودمان مي باشد . مبارزه با اعتقاداتي كه عمري درما رسوخ و رسوب كرده اند.
    فريب نخوريم و خيال نكنيم كه با فروكشيدن مجسمه ي شاه ، بت را شكسته ايم . بت زماني نابود مي شود كه تفكرشاهي نابود شود. تفكري كه هرروز به شكلي ، شاهي مي آفريند . گاهي با تاج ، گاهي با عمامه ؛ و گاهي نيز بي تاج و عمامه . تفكري كه يكي را در راس مي گذارد و او را تقديس مي كند وديگران را فرمانبرآن يكي مي نمايد. تفكري كه يك نفر، با ادعاي اتصال به عالم بالا ، با نام فره ايزدي ، علم لدوني ، وحي يا الهام ، به جاي ده – صد – هزار- ميليون ، و اگرگذشته را به حساب بيارويم ، چندين ميليارد ، مي انديشد و همه را مقلد خود مي خواهد و به همه ي آنها امر و نهي مي كند.
    و دراين مبارزه ، در قدم اول ، بايد با خود جنگيد.

     
  43. شیعه ی سابق ، بی دین امروز

    جناب شیعه , صیح تا شب این آخوندای شیعه تو تلوزیون دارن عقایدشونو با هزینه ای که از جیب ملت ایران پرداخت میشه تبلیغ میکنن , حالا بهایی ها زیر زمینی با ترس و لرز این کارارو بکنن بده؟؟؟! اگه عقایدتون بخاری داشت با این همه تبلیغات و هزینه کسی به قول شما منحرف نمیشد. من بچه شیعه دینو بوسیدم گذاشتم کنار چون نمیتونم به هموطن بهایی و زرتشتی و مسیحی و … بگم نجسید به من دست نزنید. و …. .

     
  44. محمد (اینجا دنیاست)

    آقای نوری زاد روحانی یک بازی است من هیچ امیدی برای درست شدن مملک نمیبینم

     
  45. جناب آقای مهدی الهی عزیز :
    من یک شیعه هستم و مطلب شما را خواندم مطلب شما این محتوی را میرساند که شما همه مطالب خود در مورد هموطنان مظلوم بهایی ؛ را از کتب و نوشته های یکطرفه کسب نموده اید شما هرگز اخبار و اطلاعات را از منابع مستقل و بیطرف بدست نیاورده اید و بشدت تحت تأثیر القائات یک طرف قرار گرفته و سینه سپر نموده و عجولانه قضاوت میکنید . در کدام کتابخانه و نشریه و رسانه این مملکت فلک زده بهائیان مجال یافته اند که در حد یک صفحه به خروارها تهمت و افترا در کتب و نشریه و مطالب ما شیعیان متعصب و غیر منطقی پاسخ گویند و شما آزادانه آنرا یافته و خوانده اید که چنین یکطرفه داوری میکنید ؟ اگر علمای ما توان مقابله فکری و بحث با اینان را داشتند که نیازی به داغ و درفش و حکم قتل و … نبود ؟ چگونه است که با 24 ساعت تبلیغات مذهبی این رژیم و تمام عوامل آن باز هم جوانان این مرزو بوم در مقابل چند ده دقیقه صحبت و سخن و استدلال یک بهایی یا مسیحی و رزتشتی به قول شما گمراه می شوند؟ اگر کمی دقت کنید و با انصاف بنگرید خواهید دید که ما حق مطلق نبوده و نیستیم و نخواهیم بود ! ای کاش بجای تعصب مذهبی و برتری جویی مذهبی کمی از دیدگاه بزرگتر به دنیا مینگریستیم . آیا شما که این همه مطلب در مورد پدر و مادر این کودک خواندید برای نیم ساعت مجال یافته اید که با ایشان و در مورد اتهامشان و دفاعشان گفتگو کنید ؟؟؟؟
    از خداوند بلند مرتبه هدایت و راستی را برای خود و دیگران میطلبم .

     
  46. احسنت آقای الهی.همه حرفهای جناب نوری زاد همینطور بی پایه واساس است

     
  47. در کهریزک مسلمانان پاک و معصوم به اسلام خدمت میکنند . در اوین و گوهر دشت مشغول خدمت به بندگان خدا هستند و در خیابان مسلمانان مشغول فروش کلیه …این مراجع تقلید که دستانشان از دست بعضی هنر پیشه های هالیوود لطیف تر است چه گلی به سر مردم و اسلام زده اند؟ لطف کنی رساله های این نگهبانان شیعه را بخوانید هنوز مشغول تعیین آب کر هستند ؟ کدامشان بر ظلم ا عتراض کرده اند تحت لوا ی اسلام طلبان مدرسه آتش میزند دختر بچه میسوزند آدم میکشد و… در کشور امام زمان ٣٠٠٠میلیارد تومان به تاراج میرود بوسیله شیعه علی . در کهریزک حتا به جوانان مسلمان تجاوز میکنند ولی هیچ کدام از مراجع نفسشان در نمی اید . فکر میکنید با دسته کور ها طرفید . اسناد تاریخی که شما نام میبرد کتب تبلیغی مکتب اسلام از پادشاه شکر مکارم شیرازی است ! شکنجه گران ساواک اغلبشان شیعه و عاشق امام رضا بودند مثل رسولی ، تهرانی، و… من قبل از هر چیز به بچه هایم حقوق انسانها را گوش زد میکنم دین را خودش باید پیدا کند. اگر اسلام چیزی برای گفتن داشته باشد هیچگاه روش غلط را نمیپذیرد بچه های طالقانی یکی بی خدا و یکی مسلمان و.. . باید انسان سی کند که به همنوانش ظلم نکند نه اینکه ان ها را وادار به نماز خوندن ریاکارانه نماید و دلش را خوش کند .

     
  48. برادرمحترم
    تقصیرآن کودک 4ساله چیست؟

     
  49. درود به اقای نوری زاد عزیز و درود به اقای مهدی الهی
    شما هرچه نوشتید از دیگران است ولی از ایران هیچی ننوشتید اگر میگویید بهائیان مقصرند و همه خطاکارند خوب ثابت کنید یا کنند چرا تا دادگاهی تشکیل نداده اند انهارا بدون هیچ حکمی و جرمی که ثابت شود انها را به زندان می اندازند از فلسطین مینویسید ولی چرا از مسلمانان روسیه که انها را روسها اتش زدند نمی نویسید قران را اگر خواند باشد میبینید داستانهای در قران نوشته است برای چه برای اینکه از تاریخ درس خوب بگیریم و به اینده بکار ببریم اگر در گذشته هر کسی هر کاری کرده به این کودک چه مربوط به خانواده کودک چه مربوط چرا راه دور برویم شما از فلسطین مینویسید ولی از حاکمان ایران خودمان هیچ صحبتی نمیکنید چرا نمیگویید ستار بهشتی چرا باید به خاطر نظرش کشته شود حتما میگویید مقصر بوده است ولی جرم ان انقدر نبوده که کشته شود و مادرش عذادار پسرش باشد اگر مجرم هم باشد باید قانونی و دادگاه تشیکل شود شما که میگوید من مسلمانم و اسلام دین من است مگر همین اسلام به ما نگفته است در امور دینی کسی تجسس نکنید برای چه این مورد در قران مهم بوده است چون اگر شما در بهایی بودن تجسس کنید انها هم در مورد اسلام تجسس میکنند وحرفهایی زده میشود که گوش شما عاجز می ماند مگر شما در دل کسی وجود دارید که میگوید چرا از حقوق فلسطینی ها اینها صحبت نمیکنند برید از همان فلسطینی صحبت کنید و از او بخواهید در مورد بهاییان هم صحبت کنند ما 34 سال هست که صحبت میکنیم حالا نوبت فلسطین است که در مورد مسلمانان روسیه و بهاییان ایران صحبت کنند ان پسر بهایی نیست چون هنوز کودک است مثل اسلام که دختران از سن 9 سالگی به تکلیف میرسند و پسرها در سن 16 سالگی به تکلیف میرسند مگر شیعه نیستی مگر این را نشنیده ای که میگویند چیزی که برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند تو رو خدا تاریخ را بخوانید و از ان درس بگیرید وانقدر ستم و ظلم به هم دیگر نکنید و انسانیت را فراموش نکنید اگر قران را درست خواندید انوقت میفهمید که در مورد توهین هم نوشته است که گفته است از ان پرهیز کنید

     
  50. در جواب این عزیز دل سوخته باید گفت که ای برادر اگر نگران فرزندانتان هستید که جذب این فرق های ظاله می شوند بهتر است که جاذبه خود را قوی کنید تا نه تنها فرزندان خود بلکه فرزندان دیگران را نیز جلب کنید در غیر این صورت با این دافعه ای که داربد روری مجبور خواهید بود که زندانی به گنجابش 6 میلیارد بسازید، تا مبادا فرزندانتان صدای غیر شما را بشنوند. پس کجاست ان مخاطبی که ندای وحی می خواندش به شنیدن اقوال مختلف و انتخاب بهترینشان؟

     
  51. آقای مهدی الهی!
    سلام. چقدر زحمت کشیده بودید برای نوشتن این مقاله. ولی باید گفت متأسفانه ابدا نکته ی جاری در مقاله ی آقای نوریزاد را نگرفته بودید. که نکته ی ساده ای هم بود.
    .
    ببینید…حرف ایشان مطلقا نافی اظهارات دردمندانه ی شما که بسیار هم حق و به جا بود، نیست. آنچه شما مدعی شده اید، تا جایی که یادم مانده، درست است. ولی نوریزادها نمیگویند “بیاییم بچه های بهایی ها را روی سرمان بگذاریم چون خونشان رنگین تر از همه ی بچه های فلسطینی و عراقی و شیعه و سنی و … است.” نه. روح مواج در حرف نوریزادها این است که دین یک عنصر درونی است و در پی تعلق خاطر و به اراده ی فرد “انتخاب” میگردد. چرا باید کسی به زندان برود چون دینی را گزیده؟ دینی را تبلیغ کرده؟ دین الانی حاکم بر جامعه ی ما یک دین گزیده و انتخابی نیست و بل موروثی میباشد. به قول پیامبر اسلام مردم یهودی میشوند و مجوس و …وقتی پدر مادرشان چنان بوده اند. پس بر آنان حرجی نیست.
    .
    چرا ما مسلمانها و به ویژه ما شیعه ها اینقدر از رویارویی با ادیان دیگر میترسیم؟ چقدر مگر کم داریم که چنین تحکم هایی اعمال میکنیم تا کسی در حوضه ی ما جرأت تبلیغ آیین خودش را نداشته باشد؟در پایتخت یک کشور مسلمان -تهران- اهل سنت مجاز به ساختن یک مسجد نیستند!! چرا؟ دروغ نگوییم. چون میترسیم . از اهل سنت میترسیم. چون خودمان را دربرابر اهل سنت خلل پذیر و نادار میدانیم. اگر احساس میکنیم که ما درست میگوییم، پس با آرامش به استقبال مدعیان نوخاسته برویم و تلاش بر مجاب کردنشان داشته باشیم. نه سرکوب و قتل عامشان.
    اگر یک لکه و تنها یک لکه ی سیاه در کارنامه ی امیرکبیر هست، همین است که خواست به ضرب شمشیر حکومتی اندیشه ای را -هرچند بی ارزش و سطحی- تارومار کند. و تارومار هم کرد؟ ریشه شان را درآورد؟ یا به حکم “انسان به آنچه از آن منع میشود، حریص میگردد ” با خونهایی که از این قوم تازه به دوران رسیده ریخت، حسابی آبیاریشان کرد و این است که امروز میبینیم در چه اندازه ای رشد و ظهور کرده اند.
    .
    آقا جان! این که نشد که ما بخواهیم:
    1. به دهن همه چسب بزنیم و بلندگو دست بگیریم و هی از خودمان تعریف کنیم و سکوت حاکم را نشان درستی و بلامنازعی خودمان عنوان کنیم.
    2. اگر به ضعف آیین خودمان در قلبمان رسیده ایم، خوب پس برویم خودمان را تجهیز کنیم. پذیرش دین از قلب برمیخیزد و قلب با احساس سروکار دارد. مگر میشود به قلب دستور داد این را دوست بدار و آن یکی را نه؟
    .
    آری نوریزادها بر این هستند که نباید کسی را برای دینی که برگزیده یا رد کرده، بالا و پایین برد.
    فراموش نکنیم که اگر 1400 سال پیش به ضرب شمشیر، ما را به اسلام وانداشته بودند، من و شما هم الان زرتشتی بودیم و دور از انسانیت میدیدیم که کسانی بخواهند بچه های ما را از زرتشتیگری به چیزهای دیگری بکشانند.
    .
    هموطن عزیز من! تا وقتی جامه ی تعصب بر تن داریم، آنکه ضرر میکند، خود ماییم.
    .
    آری دین چیزی فردی و شخصی است و نه حکومتی و فرمایشی که در صورت ناهم کیشی فردی با حاکمبت او را به زندان بیندازیم. جز این است؟ پس به این ترتیب آیا کار پهلوی هم به جا بود که کرد آنچه کرد؟ دینداریهای دوران شاه چه حکمی دارند؟ به ضرب چماق پهلوی این مردم مذهبی در دل داشتند ؟
    .
    آه…سختگیری و تعصب خامی است. و تا ما خامیم، روزگارمان همین است.

     
  52. حيف نون ، هم براي تو ي شيعه ، هم براي اون بهاييه . دنيا كجا مي ره و شما بيكارالدوله هاي بالذات مقلد، كجا. خدا مختونو از آكبندي دربياره .

     
  53. قابل توجه اقایان الهی و منفرد و پزوهش…….
    ما در زمانی زندگی میکنیم که دو جناح به فواصل مختلف بر این مملکت حکومت کرده اند ولی ببینید که چه تهمتهایی از سوی گروه اصول گرا به اصلاح طلبان وارد میشود ( کودتای مخملی؛ ملاقات با جرج سوروس؛ ارسال یک میلیارد دلار از عربستان برای اصلاح طلبان؛ و هزاران تهمت دیگر).
    وقتی در زمان ما که شاهد تمام مسایل هستیم ؛ تلفن هست “اینترنت هست و همه ارتباطات موجود است به این راحتی جناح واپسگرا به رقیب مقابل تهمتهای ناروا میزند و قدرت اثبات ان را هم ندارد
    و به جای مناظره رهبرانش را به زندان میاندازد ؛به جوانان تجاوز میکند ؛تا کم میاورد برای ترساندن مردم چوبه دار در میادین برپا میکند؛ شکنجه میکند ؛به خوابگاه دانشجویان همچون حیوانات وحشی حمله میکند مخالفان را از بالای پل به پایین پرت میکند؛ مادر بیچاره ای را زیر چرخهای ماشین پلیس له میکند؛ خواهرزاده رهبر مخالفان (علی موسوی فرزند خواهر مهندس موسوی) را در روز عاشورا ترور میکند و هزاران اعمال شنیعه دیگر انجام میدهد تا قدرت خود را حفظ کند.
    ایا برای اینها و شما که احتمالا از طرف حجتیه کثیف و اطلاعات مافیا کامنت میگذارید سخت است که تهمتهای نا روا به بهاییان بزنید.
    اگر راست میگویید چرا با انها مناظره نمیکنید.تا من و هزارن مثل من روشن شوند.
    من نمیگویم که انها بر حق هستند یا نیستند ولی مطمینم که شما ناحقید.

     
  54. با درود و احترام به جناب اقایان نوری زاد و الهی
    روی سخن من به جناب الهی می باشد اینجانب نه سیاست مدارم نه به دین اعتقاد دارم نه عضو حزب یا دسته جاتی یا عمال انگلیس-امریکا یا بقول شما رژیم صهونیستی ام 1 نفر از این 75 میلیون ایراتی گرفتار زژیمی که به اسم دین هر کاری را مجاز می شمارند که اظهر الشمس است باری با این زبان الکن وفهم ناچیز مایلم نکاتی را به عرض برسانم اگر چه خود جناب نوری زاد عزیز جواب بایسته و شایسته را مرقوم می فرمایند.
    -شما با تفکر بهایت بعنوان یک دین یا فهم یا ایدیولوژی مشکل دارید یا با عملکرد اشخاص ؟ اگر با تفکر بهایت مشکل دارید حق طبیعی شماست میتوانید انرا نقد کنید اما اگر فرمایشاتی را که کلی گویی -بقول معروف بدون هیچ  refrance -بیان کردید اشتباه است رفتار فلان شخص بهایی چه ربطی به بچه 5-6 بهایی داره -بماند اینکه مطابق ایین بهایی شخص تا 18 سالگی بهایی محسوب نمی شه بچه 5-6 ساله که جای خود دارد- مضاف به این با این حساب ما باید تمام اعمال اقای خامنه ای یا جنتی را به حساب اسلام بگذاریم باز بماند مطابق کتب تاریخی رفتار مسلمین با مخالفین همچه بهتر از رفتار بقول شما صهونیستها با فلسطینیها نبود مگر اینکه محتویات کتبی تاریخی را زیر سعوال ببرید که در ان صورت خیلی جیزها را در ان صورت می شود زیر سعوال برد.  
    -اگر بقول شما اسرایلیها کشتار کردند و می کنند چه ربطی به بهایت داره ؟اااا کشتار انسان بیگناه در هر شکلی محکومه خواه بدست بشار اسد باشه یا نتانیاهو.
    -مراجع محترمی که شما می فرمایید حداقل کارنامه 34 ساله اخیرشان همچه مشعشع که عرض کنم همچه نورانی نیست کدام یک از مراجع -بجز روان شاد اقای منتظری-در قبال این همه مصاعب و چپاولی که بر ثروت فرزندان این ملت می رود موضع گرفتند؟ برای چاپ عکس حضرت عباس وا اسلاما می کنند دریغ از ذره ای اعتراض به این همه چپاول.
    -شما جان نثاران حکومت عدل علی در تمام مباحثتان به پیر استعمار انگلیس لگد می زنید شما که بهتر می دانید علمای ما عطسه می کنند برای مدوا تشریف می برند انگلیس. اگر این پیر استعمار اینقدر بده چطور اقای خامنه ای در انجا جهت استفناعات دفتر دارند؟ااا (صحت و سقم را مطمعن نیستم) یا چطور رییس دفتر اقای خامنه ای (اقای گلپایگانی) می توانند زوجه انگلیسی اختیار کنند (اگر چه عملیست شخصی و محترم) ؟اااا ایا می توانید رفتار دولت انگلیس را -همان قضاوتی که در مورد بجه بهایی کردید_ بپای همسر انگلیسی اقای گلپایگانی بگذارید؟ مشکل شما دوست هموطن جهان بینی شماست بجای اینکه دنیا را از بالا ببینید تشریف بیاورید پایین شما یاورهای خودتان را داشته باشید اجازه بدهید بقیه هم بدون پرداخت فدیه _باور کنید حکومت اگر می توانست این اصل باصطلاح اسلامی را اجرا میکرد_ باورهای خویش را داشته باشند باور کنید ایرانی ابادتر و انسانی تر خواهیم داشت. گفتنی بسیار است مختصر را از یک هموطن شنوا باش قضاوت با خوانندگان عزیز است. از جناب نوری زاد عزیز هم بخاطر چاپ نظر بک هموطن نهایت سپاس را دارم بامید اینکه همه در یک سطح بنشینیم و گفت و گو کنیم و

     
  55. Aghaye Mehdi Elahi……Tamame negarani va tarsse shoma shieayane hokoomati az bahaian nadashtane esstedlale manteghi dar taghabole andisheh ba anha va kolaan mokhlefin asst va beh hamin dalil dasst beh hazfe fizikieh anha mizanid.eslame hokoomatieh shoma anghadr zalil va zaboon asst keh taraf baa goftane yek ( ash hado an…………) dar zire shekanjeh az dide shoma mossalman mishavad . dah ha nafar az anha aan jomleh ra nagotand va beh jookheh haye eedam sepordeh shodand. aya shieyane hokoomatieh shoma chenan shahamati darand keh yek rooz paye eeteghadeshan bemanand va eedam shavand? man fekr nemikonam. safsateh haye shoma dar morde esrail va russo baghihe dasstanha baraye tojihe sarkoob haye fizikieh az tarafe shomahasst.amma esslame vagheie hamishe ba gofteman va tabadole andisheh asst keh ghavam va jala migirad .esslami keh enssaniat ra beh kenari gozashteh va dide nejhad parastaneh va fergheh gerayaneh darad esslam nisst.

     
  56. تعداد کودکان کشته شده در سوریه چند برابر فلسطین است. این نویسنده فقط یاد فلسطین است و انگار نه انگار که در سوریه یک میلیون نفر آواره شدند به خاطر حمایت جمهوری اسلامی از رژیم اسد.

     
  57. آدم جاهل نوری زاد پای بچه معصومی را بوسید نه آدم کش بهایی را

    افلا تعقلون

     
  58. اگر زور گويان حاكم چهر ي دين را زشت جلوه داده اند وبه جاي اينكه بيت المال مردم ايران را صرف فرزندان ايران كنند اسلحه درست مي كنند وبه فلسطنيان مي دهند واين مردم را هم بدبخت واز دين بيزار كرده اند ما وامسال نوري زاد مگر چه كرده ايم ايا اسلام دين رحمت بود يا دين دزدي بيتالمال ايا در اسلام حقوق انساني انسان به رسميت شمرده نمي شود مگر پيامبر در فتح مكه اموال وغنائم را برد وبراي خوش خدمتي به مردم مدينه داد اموال هر شهري مال مردم خودشان است اين نوع دزدي حكومت اسلامي راپيامبر تاييد مي كند يا اسلام چنين قانوني دارد. از معرفي يك دين به صورت خيلي زشت همين روگرداندند مردم اولين نتيجه است ايا مي توان مردم را برد در مسجد نشاند ومرتب از دين تعريف كردتا حوصله اش سر رود وبگويد اگر اين دين شماست من نمي خواهم پيامبر اول در ميان كفار محبوب بود پيامبر اول در ميان كفار امين كفار بود به نظرم يادتان رفته

     
  59. چرا شما بچه هاتون رو اونقدر قوی تربیت نمی کنید که منحرف نشن….دام پهن کرده ان … شمام دام پهن کن. بلدنیستی؟ شکنجه بلدی؟کتک بلدی؟ناسزا بلدی؟…..راه حل اینکه اون با رفتار و منش خودش روی بچهء شما تاثیر نذاره اینه که اونو شکنجه کنید؟….شاید نوری زادم داره دام پهن میکنه؟باهوش باش ..
    پسر 5 ساله من عاشق معلم موسیقی بهاییشه ….چرا؟فک کردید اون براش موعظه میکنه؟فقط اخلاق انسانی و اسلامی!اونه که روی بچه تاثیر گذاشته…حالا من باید بترسم؟از چی ؟از بی اخلاقی و نادانی خودم؟
    هر دینی یه قدرت میرسه ،همین کارو میکنه….لابد جنایات بهاییها هم مال قدرت اون وقتاشون بوده….حالام که …این اسمش “این به اون در”ه …نه حقانیت

     
  60. با درود
    نمی دانم چرا همیشه این” آقایان” در بیان ظلم, فلسطینی ها را مثال می زنند.آیا “چچنی “ها مسلمان نبودند. که آقایان در قبال قتل عام چند صد هزار نفریشان صدایشان هم در نیامد؟؟. چرا این ای “آقایان” در مقابل کشتار مسلمانان “چینی” توسط رژیم چین صدایشان در نیامد.چرا… اصلا بهتر است این موضوع را از منظر دیگر ببینیم:چرا به کشور خود توجه نمی کنیم.آیا شرایط یک بلوچ ایرانی. یک کرد ایرانی .یک “بشاگردی” ایرانی… وضعش به مراتب بدتر از یک فلسطینی یا یک لبنانی (وطن اصلی آقایان) نیست؟؟!! این یک مساله استراتژیک برای جمهوری اسلامی است.چون اگر اسرائیل و آمریکا دشمن نباشد. دیگر “آقایان” تمام نا بسمانی ها را به گردن که بیاندازند؟؟!! البته به نظر من این نیز خود یک جنگ زرگری است.یعنی اسرائیل و جمهوری اسلامی با یکدیگر بده بستان دارند. هروقت یکی در مورد سیاست داخلی به مشکل می خورد شروع می کند ازخطر دیگری برای خود; داد و قال کردن. تا سرپوشی بر مشکلات داخلی اش بگذارد. یعنی در واقع جمهوری اسلامی و اسرائیل در واقع متحدان استراتژیک یکدیگرند.
    اما در مورد بهائیان. در ایران در حال حاضر ما دارای فرقه های شیعه مانند “شیخه” و “هشت امامی” و… هستیم.که رژیم هیچ کاری به آنان ندارد؟؟دلیل برخورد خشونت آمیز با بهائیان این است: که آنان کاسه و کوزه شیعه یعنی “امام زمان “شان را به هم زده به طوریکه “باب ” گفته من امام زمان هستم;دیگه منتظر امام زمان نباشید. این است که آقایان می ببیند که یکی از اصلی ترین دستاویز های تحمیق کردن مردم از بین رفته.ذکر این نکته ضروری است که فلسفه وجودی “ناجی” از “زرتشت” می اید که گفته بود:در هر عصری یک نجات دهنده:”سوشیانت” می آید برای نجات بشر که شیعه اینچنین به آن بال پر داده…. به نظر می آید همه می دانیم که شیعه و تمامی این خرافت از زمان “صفویه” آغاز شد ودر زمان “قاجاریه” به اوج خود رسید.هرچند که به نظر من در حال حاضر هیچ دین و مذهبی کاربردی ندارد.

     
  61. سلام

    من حتی این مقاله را کامل نخواندم. برای این آقا متاسفم, چون از نظر ایشان انسانها از نظر حق به طبقات مختلف تقسیم می شوند: البته در بالاترین رتبه, خودشان و همفکرانشان قرار می گیرند, در پایین هم بقیه مردم که اگر قابل باشند فقط باید مالیت بدهند تا ایشان با توجه به اینکه از نظر خودشان از طرف خدا این لیاقت به ایشان داده شده سکان جامعه را به سمت سعادت بگردانند. فقط می توانم بگویم شرم آور است! از شما آقای نوریزاد ممنونم که این دیدگاه را پست کرده اید چون این دیدگاه نژاد پرستانه ( از نوع دینی) در بسیاری از مردم دیده می شود و این مانعی حقیقی برای احترام به کرامت انسانی است.

     
  62. جناب آقای نوریزاد

    به نظر می رسد که به واسطه این بوسه شما بر پای آن کودک، بوسیدن پای یک به یک کودکان بی گناهی که در طی قرون متمادی تا بحال به روش های مختلف بر آنها ظلمی واقع شده است، بر شما واجب شده است.
    چه افتخاری بزرگی که شما با یک بوسه همه آن ظلم ها را یاد آوری کرده اید و من باز هم این جهت به شما افتخار می کنم.

    اما در مورد تبلیغات ادیان مختلف من یک اشکال منطقی به این نوشته می بینم. مگر مسلمانان خصوصا شیعیان تبلیغ عقیده و دینشان را حق خود نمی دانند ؟ پس چرا این حق را برای دیگران ناحق می دانند؟
    اگر فرض را بر قدرت تشخیص عقل بدانیم که دیگر نباید از عقاید دیگر این همه بترسیم و اگر هم عقل را ناقص بدانیم که پس من هم که به حرف شما ها مسلمان شیعه شده ام باید در عقایدم شک کنم چون با همین عقل ناقص شما را قبول کرده ام.

    آقای نوریزاد عجب کار جالبی کردید. ببینید که عقده ها سالیان با یک بوسه چگونه گشوده می شود.

     
  63. “به پای ان کودک چهار ساله ان گرگ بهایی بوسه بزن” !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    ای اقایی که اینهمه ادعای فضل کرده ای تفکر شما با فاشیست های صهیونیستی چه فرقی دارد وقتی که انها حتی به کودکان قلسطینی رحم نمیکنند و تو یک کودک بیگناه 4 ساله بهایی زاده را که بر حسب تصادف در یک خانواده بهایی بدنیا امده را به گرگ تشبیه میکنی .
    هم امثال شما و هم صهیونیست های غاصب هر دو از انسانیت بدور افتاده اید وقتی حاضر نیستید حتی برای کودکان ارزش قایل باشید غافل از آنکه خدا تمام مخلوقاتش را دوست دارد.
    این چه حرقی است که یک کودک 4 ساله بیگناه را به گرگ تشبیه می کنی
    والله باللاه اگر شما هم در یک خانواده بهایی بدنیا امده بودید 99 درصد امکان داشت که امروز بهایی بودید و ایین بهایی را برحق میدانستید.
    اکثریت قریب به اتفاق ما بر همان ایینی هستیم که پدران و مادران ما بر ان بوده اند.
    مهم این است که چقدر انسان باشیم و برای دیگران چقدر ارزش قایلیم و از تفکرات فاشیستی(فقط خود را دیدن) چقدر فاصله داریم .

     
  64. اين مقاله تير خلاصي به انحراف نوري زاد از مسير عدالت و تشيع بود! آقاي نوري زاد! منتظر پاسخ هستيم. اميدوارم كه عاقلانه بينديشيد و از رفتار عجولانه و نادرستتان عذرخواهي كنيد.

     
  65. کاش ما هم جوانان و نوجوانان را با انجام امور خیریه و در مراکز فرهنگی جذب میکردم و نه با گشت ارشاد . نویسنده لحظه ای فکر کرده است که چرا مراکز فرهنگی فرقه ضاله برای جوانان و نوجوانان جاذبه دارد و مرکز فرهنگی ما نه .

     
  66. افسوس که جناب الهی هم یک عمل سمبولیک را می خواهد با صغری کبری منطقی تجزیه و تحلیل کند و نتیجه گیری نماید .
    برادر عزیز : این از همان مغلطه هایی است که بسیاری به آن دچارند .مگر نوری زاد و یا هر شیعه دیگری معتقد به حقانیت بهائیت است که شما سعی کرده اید یک ردیه کامل برای آنان بنویسید . نه عزیزم : به زعم انسان فرزانه ای چون نوری زاد ظلمی بر انسانی دیگر روا داشته شده و او با بوسه بر پای یک کودک معصوم خواسته است نشان دهد که مکتب اهل بیت اهل مدارا ، شفقت و عدل و انسان دوستی است ! حضرتعالی هم می توانید بر پای تمام آنانی که فکر می کنید بر آنها ظلمی رفته است بوسه زنید بسم الله!

     
  67. ببخشید من زیاد در مورد بهایی‌ها مطالعه نکردم ولی‌ تا حدودی چیزهایی‌ را میدانم این دوست عزیز من فکر می‌کنم از هر کتابی‌ فقط تیترش را خوانده اند از طرز انشا ایشان مشخص هست که نه سواد نوشتن دارند و نه مطالعه کافی‌ در این مورد این نمونه‌هایی‌ که ایشان از روس‌ها یا آمریکایی‌ها گفته اند و یا انگلیسیها تماماً از حرفهای آخوندها است که یک نمونهٔ آاش رهبر بهایی‌ها در کنگره آمریکایی‌ها گفته است بروید معادن سرشار ایرانرا تاراج کنید و آنها هم منتظر حرفهای ایشان بودند و با هجوم به ایران تمام معادن ما را تاراج کردند

     
  68. جناب مهدی الهی
    دشمن اصلی شیعه سلفی ها و وهابی ها هستند به این مهم تمرکز کن و بیراهه نرو هر کمکی می تونی به بشار اسد بکن تا توی سوریه ترتیبشون را بدهد.
    اگر این توصیه را بهش توجه نکنی شیعه کشی که در نقاط مختلف دنیا داره اتفاق میفته به داخل ایران کشیده میشه.
    پس بیراهه نرو .
    از نوشته هات مشخصه که استعداد کشتن هر دگر اندیشی را داری پس مستقیم برو بسوی سلفی ها .

     
  69. نویسنده محترم،
    نوشته شما س راسر احساساتی است. چون در فلسطین کودکی کشته می شود در ایران باید بهاییان را از حق تحصیل محروم کرده و در زندان انداخت؟ ستم هایی که از جانب حکومت معاویه وار جمهوری اسلامی بر مردم می رود کم نیست که حال که فردی از احقاق حق گروهی از جامع صحبت نموده شما به تک و تا افتادید؟ یقینا حریم شیعه با بوسیدن پای یک کودک مظلوم به خطر نمی افتد بلکه با اسلام فقاهتی، جمود و بسته آقایان تهدید می شود.
    ایران فقط متعلق به شیعیان نیست و هر شهروندی حق خود را دارد.

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

92 queries in 1972 seconds.