سر تیتر خبرها
عتاب معکوس (نامه به رهبر بقلم: ناشناس)

عتاب معکوس (نامه به رهبر بقلم: ناشناس)

رهبر محترم انقلاب ! اجازه دهید عرض کنم که به اعتقاد من شما در روز 29 خرداد یکی از بزرگترین اشتباهات سیاسی خود را مرتکب شدید . شما در ان روز نه در قامت رهبر کشور ، بلکه در موضع رئیس یک حزب سیاسی به موضوع انتخابات و چالش های مربوط به آن پرداختید. شما رسما خود را در جناح احمدی نژاد قرار دادید و اعلام کردید که نظر ایشان به شما نزدیکتر است .

به نام خدا
عذر خواهی و عذر بدتر از گناه

به نام خدا
عذر خواهی و عذر بدتر از گناه
رهبر محترم انقلاب اسلامی
جناب آقای خامنه ای
سلام
اخیرا دیداری با دانشجویان داشته اید. در این دیدار در سخنانی عتاب آلود فرموده اید”چرا و به چه دلیل مدعیان تقلب در انتخابات 88 برای مواجهه با مسئله ، به خیابان ها اردو کشی کردند؟ بارها و بارها این سوال را نه در مجامع عمومی بلکه به شکلی که قابل پاسخ دادن باشد مطرح کرده ایم پس چرا پاسخ نمی دهند ، چرا عذر خواهی نمی کنند؟ “هم چنین برخی دیگر از افراد صاحب نام جریان سیاسی اصول گرا ، از اصلاح طلبان و رهبران حنبش سبز می خواهند که توبه کنند. علاوه بر این به نطر می رسد که یک شرط اساسی برای آزادی زندانیان سیاسی ، اظهار ندامت و نوشتن توبه نامه ، باشد. اکنون ببینیم که این در خواست ها جقدر منصفانه است و چه پاسخی باید به آن ها داد.


1-عملکرد رهبران جنبش سبزو مردم معترض به نتیجه ی انتخابات سال 88

مردم پس از اعلام نتایج انتخابات به صورت خودجوش و میلیونی به خیابان ها آمدند وبا انجام راهپیمایی های گسترده و میلیونی اعتراض و مخالفت خود را به نتیجه ی اعلام شده از سوی شورای نگهبان ، اعلام کردند . بزرگترین این حرکت های اجتماعی در روز 25 خرداد روی داد که طی آن مردم از میدان امام حسین تا میدان آزادی و خیابان های اطراف را پر از جمعیت کردند . برآوردهای صورت گرفته حاکی از این است که جمعیت تظاهرات کننده بالغ بر سه میلیون نفر بوده است. این تظاهرات که به راهپیمایی سکوت معروف است با نظم کامل و آرامش برگزار شد و مردم در آن شعار نمی دادند . تنها با حمل پلاکارد حرف خود را بیان کردند. متاسفانه در پایان تظاهرات از سوی نیروهای بسیج به سوی مردم تیراندازی شد و تعدادی از مردم جان خود را از دست دادند.آیا این عملکرد مردم، یعنی آن چیزی است که از سوی حضرتعالی از آن به ” اردوکشی خیابانی ” یاد می شود ، اشتباه بوده و مردم معترض و اصلاح طلبان و رهبران جنبش سبز باید در خصوص آن از جنابعالی عذر خواهی کنند؟ در ادامه این موضوع را بررسی می کنیم .

1-1بررسی عملکرد مردم از دیدگاه قانون
مطابق اصل 27 قانون اساسی : ” تشکیل اجتماعات و راه‏پیمایی‏ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.‏‏” ملاحظه می شود که بر اساس این بند قانون اساسی بدون هیچ قیدی مردم در انجام راهپیمایی ها آزادند . تنها نباید سلاح حمل کنندو نیز نباید راهپیمایی آن ها مخل مبانی اسلام باشد. بدیهی است که این دو محدودیت هیچ کدام در مورد راهپیمایی مردم مصداق نداشته است. لذا آن چه از ان به عنوان اردوکشی خیابانی نام برده شده صرفا یک راهپیمایی قانونی از سوی مردم بوده است . کسب مجوز تنها یک بهانه بوده است برای جلوگیری از اعتراضات مخالفان . اصل 27 قانون اساسی صراحت دارد و در آن هیچ اشارهای به کسب مجوز نشده است . گویا قانون گذار تعمدا هیچ قیدی را در قانون نیاورده تا دولت ها به این بهانه نتوانند از اعتراض مخالفان جلوگیری کنند .
بدیهی است که در غیر این صورت حاکمیت می تواند از ارائه ی مجوز خودداری نماید . واین زمینه ی بروز دیکتاتوری خواهد شد. بعد از انتخابات دقیقا همین اتفاق افتاد. یعنی حاکمیت همه ی درخواست ها برای برگزاری راهپیمایی را با خودرائی کامل رد کردو به هیچ کس اجازه ی برگزاری راهپیمایی نداد. آن چه گفته شد حاکی از این است که مردم قانونا حق داشته اند راهپیمایی کنند و از این طریق اعتراض ومخالفت خود را ابراز نمایند. در این صورت بدیهی است که مردم و رهبران جنبش سبز هیچ خلاف قانونی مرتکب نشده اند.

1-2- بررسی عملکرد مردم از نظر شرع
مردم معترضی که به خیابان ها آمدند و راهپیمایی کردند ، معتقد بودند که در انتخابات سال 88 تخلف ها و تقلب های متعددی صورت گرفته که مشروعیت آن را زیر سوال برده و مو جب پایمال شدن حق مردم رای دهنده و کاندیداها گردیده است. بنابراین بر اساس آموزه های دینی و سیره ی امامان شیعه آن ها نه تنها حق ، بلکه وظیفه داشته اند که به آن چه رخ داده اعتراض کنند و این اعتراضات را تا حصول به نتیجه ادامه دهند. بنابراین اقدام آن ها از دیدگاه شرع کاملا مشروع بوده و معترضان هیچ خلاف شرعی مرتکب نشده اند و بلکه افدام آن ها می تواند در جهت انجام وظیفه ی شرعی تلقی شود. حاکمیت یک لحظه خود را به جای معترضان بگذارد و فرض کند که خواسته ی آن ها بر حق بوده (فرض محال که محال نیست) ،در آن صورت آیا اقدام آن ها کاملا مشروع نخواهد بود. لیکن از آن حا که حاکمیت خود را نماینده ی انحصاری اسلام می داند ، از ابتدا هر اقدامی درمخالفت با خود را خلاف شرع و مرتکب را مجرم می پندارد.

1-3-بررسی عملکرد مردم از نظر عرف جامعه ی ایرانی
عرف جامعه ی ما نیز این است که مردم هر گاه تشخیص دهند که حاکمان بر خلاف مصلحت آن ها عمل می کنند به آن ها اعتراض خواهند کرد. سابقه ی تاریخی 150 ساله ی اخیر کشور مشحون از اعتراضات مردمی به حاکمیت است. این اعتراضات بعضا به صورت راهپیمایی های بزرگ نیز بروز کرده است . نمونه های آن را در انقلاب اسلامی همه به یاد داریم. اگر حاکمیت بتواند با زور اسلحه ، شکنجه ، زندان و نظایر این ها مردم را مرعوب کند ، ممکن است این اعتراضات ظاهرا مهار شود ، ولی مانند آتشی زیر خاکستر باقی خواهد ماند تا در زمان مناسب مجددا شعله ور شود . نمونه ی آن قیام پانزده خرداد است که توسط رژیم شاه سرکوب شد و مردم به ظاهر مطیع شدند اما سرانجام مردم خشم خود را در جریان انقلاب اسلامی بروز دادند. خلاصه این که انجام راهپیمایی در مخالفت با حاکمیت کاری خلاف عرف جامعه ی مانیست.
مردم که در جریان انتخابات سال 88 بسیار پرشور وارد صحنه شدند و تنور انتخابات را گرم کردند ویکی از پرشورترین انتخابات های تاریخ کشورمان را رقم زدند ، خود را محق می دانستند که حاکمیت را در مورد نتایج اعلام شده ی انتخابات به چالش بکشند و از آن ها بپرسند که” رای من کو”. آن ها امید واثق داشتند که حاکمیت حرف آن ها را بشنود و به آن پاسخ مناسب و شایسته بدهد . این روال با عرف جامعه ی ما کاملا هم نواست. و بنابراین مردم و رهبران جنبش سبز عرفا هم خلافی را مر تکب نشده اند.
جالب این جاست که هنگامی که حاکمیت مردم را به خیابان ها فرا می خواند و بلکه آن ها را با اتوبوس از روستاها وشهرهای مختلف به خیابان می آورد تا از آن برای مقابله با جناح مقابل استفاده کند ، این کار اردوکشی خیابانی نیست ، بلکه حرکت خودجوش مردمی است و شایسته ی ساندیس و ساندویچ و پاداش های دیگر . اما اگر مخالفان همین کار را انجام دهند ، نکوهیده است و مردم باید بابت آن هزینه بدهند ، دستگیر و شکنجه شوند ، زندانی بکشند و سرانجام هم عذر خواهی کنند.
تا اینجا با توجه به آن چه در بندهای (1-1)، (1-2) ، و (1-3) بیان شد آشکار می گردد که مردم و رهبران جنبش سبز از این که در خیابان ها راهپیمایی کردند و از این طریق اعتراض و مخالفت خود را به نتیجه ی اعلام شده ی انتخابات سال 88 اعلام کردند ، قانونا ، شرعا ، و عرفا خلافی را مر تکب نشده اند . بنابراین دلیلی ندارد که به خاطر تظاهرات مسالمت آمیز خود از رهبر عذر خواهی کنند.


1-4-توبه ی اصلاح طلبان

همان طور که گفته شد حرکت های اعتراضی مردم کاملا خودجوش و از روی احساس مسئولیت نسبت به سرنوشت کشور بود.این اعتراضات بدون سازماندهی از سوی احزاب و گروه های تشکل یافته ی اجتماعی صورت گرفت . مردم در شبکه های اجتماعی و فضای مجازی همدیگر را دعوت می کردند و به این ترتیب تجمعات و راهپیمایی ها شکل می گرفت. نظیر این گونه حرکات اجتماعی در تونس ، مصر ، لیبی ، بحرین … هم با شیوه ای کم و بیش مشابه رخ داد . نتیجه ی آن هم همان است که به بهار عربی و در گفتمان نطام ما به بیداری اسلامی معروف است.
رهبران جنبش سبز ابتدا با راهپیمایی مردم بدون مجوز مخالفت کردند و با انتشار اعلامیه از مردم خواستند که در خانه ها بمانند ، اما هنگامی که مردم این توصیه ی رهبران جنبش را نپذیرفتند ، و عملا راهپیمایی ها شروع شد آن ها اعلام کردند که در کنار مردم خواهند بود تا حتی الامکان نگذارند حرکات مذکور به مسیر های نامناسب سوق نماید و هم چنین از بار شدن هزینه های زیاد به این اعتراضات جلوگیری شود .
ادعای دخالت بیگانگان در سازماندهی و هدایت حرکت های اعتراضی مردم نیز ادعایی پوچ ، بی محتوا ، بی دلیل و برای بدنام کردن جنبش سبز بوده است . بدیهی است که کشورهای بیگانه تلاش خواهند کرد تااز اعتراضات مردمی داخل کشور به منظور نیل به اهداف ، سیاست ها ، و منافع خود بهره برداری کنند ( همان طور که کشور ما هم همین کار را متقابلا انجام می دهد) ،اما اگر کوچکترین سند و یا مدرکی در این زمینه وجود داشت مسلما حاکمیت برای اثبات ادعا های خود آن ها را ارائه می داد تا به این ترتیب ضمن اثبات مدعای خود ، حیثیت جنبش سبز و رهبران آن را نشانه رود.همین یک دلیل کافیست که پوچ بودن ادعای دخالت بیگانگان اثبات شود.

بنابراین رهبران جنبش سبز ، در به راه اندازی حرکت های اجتماعی نقشی نداشته اند بلکه این عموم مردم بودند که به ضرورت آن معتقد شدند و این حرکات اعتراضی را بر پا کردند . اکنون به چه دلیل اصلاح طلبان باید در خصوص آن ها عذر خواهی کنند؟
از سوی دیگر رهبران جنبش سبز معتقدند که انتخابات توام با تخلف ها و تقلب های متعدد بوده است . بر خلاف ادعای برخی ، آن ها اعتراض و دلایل خود را اعلام و تا حد امکان پیگیری های لازم را صورت دادند. کمیته ی صیانت از آرا مشروحا دلایل مربوطه را در بیانیه های متعدد انتشار داد که هنوز هم با یک مراجعه به سایت های مربوطه قابل دسترسی و بررسی مجدد است . هم چنین نمایندگان آن ها با مراجعه به نهادهای ذیربط این دلایل را اعلام کرده اند. علاوه بر این گفته می شود که آقای موسوی با شخص رهبر ملاقات و دلایل خود را شخصا به ایشان ارائه کرده است. ظاهرا در این دیدار رهبر فرموده اند که خط فرمز من “ابطال انتخابات” است و آقای موسوی هم گفته اند که خط قرمز من هم “حق مردم” است .(به نقل از آقای اردشیر امیر ارجمند در فیلم مستند ” بیست و چندم خرداد” ). هم چنین اخیرا آقای اردشیر امیر ارجمند اعلام کرده چنان چه یک کمیته ی حقیقت یاب مستقل تشکیل گردد دلایل و مستندات مربوط به تقلب در انتخابات را جهت بررسی به آن ارائه خواهند کرد.
آن ها هم چنان خود و مردم را ذیحق می دانند و حاکمیت را در طرف مقابل . هر چند که رهبر به آن ها نام فتنه گر نهاد و عملکرد آن ها را فتنه نامید اما ایشان یک سوی مجراست طرف مقابل ایشان این ادعا ها را نمی پذیرد و متقابلا اتهاماتی را وارد می نماید . بنابراین صرف این که رهبر ، سران جنبش سبز را سران فتنه بنامد دلیل بر فتنه گر بودن ایشان و نیاز به توبه و معذرت خواهی نخواهد بود. اگر قرار است که به چنین اتهاماتی رسیدگی شود محل آن البته دادگاه صالحه است. باتوجه به آن چه گفته شد معلوم است که معذرت خواهی و توبه توجیهی ندارد

2- عملکرد حاکمیت و رهبر محترم انقلاب
عملکرد حاکمیت و رهبر محترم انقلاب را می توان از طریق موضع گیری های شخص ایشان وعملکرد نهادهای تحت امر وی ، مثل سپاه پاسذارن ، بسیج ، نیروی انتظامی ، قوه ی قضائیه ، صدا وسیما ، رسانه های تحت نظر ایشان مثل روزنامه ی کیهان و نظایر این ها ارزیابی نمود. این نهادها جدای از سیستم اجرایی دولت عمل می کنند و به هیج نهاد یا ارگانی پاسخ گو نیستند . حتی مجلس نیز نمی تواند در مورد آن ها حتی تحقیق و تفحص نماید . بدیهی است که عملکرد این نهادها زیر نظر رهبر بوده و هم ایشان در مقابل عملکرد آن ها مسئول هستند ، حتی اگر کسی جرات سوال کردن وباز خواست از ایشان را نداشته باشد.
رهبر محترم انقلاب !

اجازه دهید عرض کنم که به اعتقاد من شما در روز 29 خرداد یکی از بزرگترین اشتباهات سیاسی خود را مرتکب شدید . شما در ان روز نه در قامت رهبر کشور ، بلکه در موضع رئیس یک حزب سیاسی به موضوع انتخابات سال 88 و چالش های مربوط به آن پرداختید. شما رسما خود را در جناح احمدی نژاد قرار دادید و اعلام کردید که نظر ایشان به شما نزدیکتر است . شما در آن روز اعتبار خود را به عنوان رهبر کشور به پای آقای احمدی نژاد ریختید تا او به هر قیمتی رئیس جمهور شود و از آن پس تمامی اشتباهات او به پای شما هم نوشته شود . هزینه ی سنگینی که پذیرفتید اما آقای احمدی نژاد قدر آن را ندانست (و شاید قدرش همین قدر بود). و موجب شد به حیثیت تان لطمه های اساسی وارد شود.
مهم تر این که شما قبل از پایان بررسی های قانونی در همان روز 29 خرداد پیروزی احمدی نژاد را اعلام کردید . مگر قرار نیست حداقل به طور صوری هم که شده روال های قانونی کشور طی شود . آیا این یک خلاف آشکار از قانون نیست ؟ متاسفانه به جای این که در جایگاه پدر خانواده ، آبی بر آتش احساسات مردم معترض بریزید ، و اعلام کنید که صدای اعتراض ان ها را شنیده اید ، و وعده بدهید که دستور خواهید داد تا به خواست آن ها در مورد رسیدگی به صحت انتخابات با دقت وبه طور قانونی رسیدگی می شود ، اتش احساسات مردم را شعله ورتر کردید . شما ضمن تایید نتیجه ی انتخابات حضور مردم معترض در خیابان ها را اردو کشی خیابانی نامیدید. و آن ها را تهدید کردید که با آن ها برخورد خواهد شد.

شما در تمامی دوران چهار ساله ی گذشته عملکرد ها و موضع گیری های دولت و نهادهای تحت امر خودتان را تایید و جناح مقابل را با بدترین شیوه نواخته اید . این همان است که من می گویم شما نه از موضع رهبر و پدر خانواده بلکه از موضع رئیس یک حزب وارد عمل شده اید. حتی اگر عملکرد نهاد های تحت امر شما بسیار نادرست بوده باشد. اگر در موردی ، دیگر دفاع کردن از این نهاد ها به هیچ وجه امکان نداشته ، تلاش کرده اید که آن نهاد یا فرد کمترین آسیب را ببیند. آقای مرتضوی و خود آقای احمدی نژاد نمونه های این مدعا هستند. برعکس حتی اگر مرور زمان درستی ادعاهای جناح مقابل را با صراحت وشفافیت نشان داده ، یا آن را انکار کرده اید و یا نادیده گرفته اید . مثل همه ی آن چه آقای میر حسین موسوی در مورد شخصیت و عملکرد آقای احمدی نژاد پیش بینی نمود.
در ادمه عملکرد برخی نهاد های تحت امر شما را در جریان انتخابات و رویدادهای پس از آن مرور می کنیم.

2-1 – عملکرد سپاه ، بسیج و نیروی انتظامی
سپاه و بسیج به دلیل ماهیت نظامی خود حق مداخله در امور سیاسی و از جمله انتخابات را ندارند. امام خمینی بارها و با صراحت ضرورت عدم دخالت آن ها در امور سیاسی و موکدا انتخابات را گوشزد نمودند . از جمله و با صراحت کامل در وصیت نامه ی خود ، بر آن تاکید ورزیدند. اصل 150 از قانون اساسی در مورد سپاه پاسداران چنین است : ” سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در نخستین روزهای پیروزی این انقلاب تشکیل شد، برای ادامه نقش خود در نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن پابرجا می‌ماند. حدود وظایف و قلمرو مسوولیت این سپاه در رابطه با وظایف و قلمرو مسوولیت نیروهای مسلح دیگر با تأکید بر همکاری و هماهنگی برادرانه میان آنها به وسیله قانون تعیین می‌شود.”.

با توجه به این که اصل 150 یکی از اصول مربوط به قوه ی مجریه می باشد ، چنین استنباط می شود که سپاه نیز مانند سایر ارگان های حکومتی است و شانی مافوق دیگران ندارد ، اما متاسفانه سپاه با دستاویز قراردادن این که موظف به پاسداری از انقلاب است برای خود، شان مافوق دیگر نهادها قایل است و عملا در سایر زمینه ها حضور یافته و دخالت نموده است . سیاست و انتخابات یکی از این عرصه هاست.این دخالت ها به حدی است که یکی از فرماندهان عالیرتبه ی سپاه صراحتا اعلام نموده که مهندسی انتخابات حق سپاه است .
پس از این که در انتخابات سل 84 آقای کروبی ادعا نمود که سپاه در انتخابات دخالت نموده و در اعتراض به این امر از تمامی پست های خود کناره گیری نمود ، در انتخابات سال 88 حساسیت ها درخصوص نقش و دخالت سپاه و بسیج در انتخابات افزایش یافت.
پخش سخنرانی سردار مشفق در فضای مجازی شائبه ی دخالت سپاه در انتخابات را به یقین تبدیل کرد. در این سخنرانی سردار مشفق با افتخار بیان می کند که چکونه سپاه با استفاده ار امکانات نظامی و اطلاعاتی خود از دو سال قبل از انتخابات برای شکست حناح اصلاحات و پیروزی احمدی نژاذ تلاش ، برنامه ریزی و عمل نموده است . لازم به ذکر لست که سپاه هرگز ادعا های سردار مشفق را تکذیب یا رد ننمود.

پس از پخش شدن نوار سخنرانی سردار مشفق هفت نفر از بزرگان جناح اصلاحات از وی به دادگاه شکایت کردند . این هفت تن عبارتند از آقایان تاجزاده ، نبوی ،عرب سرخی ، امین زاده ، میردامادی ، رمضان زاده ، صفایی فراهانی .آن ها با استناد به بخش هایی از سخنان سردار مشفق، می گویند که این سخنان “صریحا پرده از روی مداخلات غیرقانونی این گروه نظامی و اطلاعاتی در جهت پیروز کردن آقای احمدی نژاد در انتخابات دور دهم و جلوگیری از پیروزی نامزدهای دیگر بر می دارد.”
این گروه از فعالان اصلاح طلب که از طرف گروهی از نیروهای سپاه پاسداران دستگیر و متهم به اقدام علیه امنیت کشور شده اند، از رئیس قوه قضائیه خواسته اند که با استناد به اعترافات صریح سردار مشفق، به شکایت آنها از آقای مشفق و دیگر مسئولان و فرماندهان قرارگاه ثارالله وابسته به سپاه پاسداران رسیدگی کند.

در حالی که این هفت نفر به اتهام هایی چون اقدام علیه امنیت ملی در دادگاه محاکمه شده می گویند این گروه نظامی وابسته به سپاه، چهار روز پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری درخواست دستگیری ده ها نفر از فعالان سیاسی، فرهنگی و مطبوعاتی را به سعید مرتضوی دادستان وقت تهران داده بودند که امضاکنندگان این نامه نیز جزو آن بودند.
این اصلاح طلبان بر اساس اظهارات صریح سردار مشفق از اقدامات سپاه در روند انتخابات به عنوان “کودتای انتخاباتی ” تعبیر نموده اند. بستن سامانه ی پیام کوتاه در روز انتخابات . حمله ی لباس شخصی ها تحت حمایت نیروهای نظامی و انتظامی ، به ستاد انتخاباتی آقای موسوی در شامگاه روز انتخابات ، دستگیری سریع و بلافاصله ی سران اصلاح طلب با احکامی که قبل از روز انتخابات آماده شده بود ، از جمله ی این اقدامات است.
سپاه با همکاری بسیج و نیروهای لباس شخصی و نیروی انتظامی ، بلافاصله تهاجم گسترده ی خود را به صفوف راهپیمایی مردم آغاز نمود.این حملات بحدی بیرجمانه و دور از انتظار بود که تصور آن هم در ذهن نمی گنجید .
رهبر محترم انقلاب !

نیروهای تحت امر شما ، همان طور که خود می دانید سفاکی را از حد گذراندند. حتی نمازگزاران جمعه هم در امان نماندند. باور می کنید! ماموران شما نماز گزار جمعه را کشتند (به عنوان مثال :مصطفی کیارستمی ). طبق آمارها بیش از 70 نفر از مردم و جوانان ، دختران ، پسران ، و مردان و زنان این مرز وبوم به دست نیروهای شما به خاک و خون کشیده شدند. (برخی این آمار را قریب به صد نفر می دانند) . شایان ذکر است که کسی از آمار درست کشته ها و زخمی ها و سایر اسیب دیدگان اطلاعی ندارد.
مردم ، خانواده ها ،و جوانان ، بهت زده نگاه می کردند و از خود می پرسیدند که آیا به واقع اینان ماموران نظام انقلابی جمهوری اسلامیند یا عمال سنگدل رژیم صهیونیستی؟ آیا این که قمه به دست دارد و سینه ی زن و مرد را می شکافد بسیجی بسیج مستضعفان است ویا شبه نظامی نامرد صرب. این که با ماشین نیروی انتطامی چند مرتبه از روی بدن جوان مردم عبور می کند ، استخوان هایش را زیر چرخ های خودرو خرد می کند و جانش را می گیرد آیا مامور نیروی انتظامی است یا نظامی رژیم آپارتاید؟ آن که با تیر مستقیم به پیشانی مردم نشانه می رود ، تک تیر انداز ارتش صدام است یا “سرباز گمنام امام زمان”؟ آن که با باتوم با بی رحمی تمام بر سر دختر تنها و بی دفاع مردم می کوبد تا کنار خیابان بیهوش به زمین بیفتد ، مامور اسلام است یا عمله ی کفر ؟

رهبر محترم !
مامورانت نشان دادند که اگر آب ببینند شناگران ماهری هستند. آن ها در درگیری های خیابانی بعد از انتخابات با مردم معترض ، نشان دادند که سنگدل ، بی رحم و نامردند . حتی بدتر از ماموران رژیم صهیو نیستی در مقابله با فلسطینیان. این ها دروغ و حتی اغراق نیست . هر کسی می تواند با یک جستجوی مختصر در اینترنت فیلم ها ی مربوط به آن ها را مشاهده کند.آیا به راستی شما ندیده اید ؟ آیا از ان ها بی خبرید؟
از کهریزک و زندان ها چه بگوییم؟ آقای کروبی اسناد ان را ارائه کرد . شاید اگر نبود افشاگری این روحانی شجاع اکنون تصور آن هم از باورمان خارج بود. آن ها که هنوز نیم نفسی به تن داشتند و از آن خو فگاه شرمستان جان بدر بردند ، شمه ای از آن چه در انجا بر فرزندان این مرز وبوم گذشت را افشا کردند. ماموران شما درزندان به پسر و دختر مردم رحم نکردند. بی رحمی ها تا حدی است که یادآوری آن مو بر انداممان راست می کند و رعشه بر وجودمان می اندازد.سفاکی ماموران شما در کهریزک قابل وصف نیست.

می دانید که در آن جا حداقل چهار نفر زیر شکنجه به شهادت رسیدند. مامورانتان ابتدا انکار کردند و اعلام کردند که آن ها به علت ابتلا به مننژیت جانشان را از دست داده اند . اما هنگامی که تشت رسوائیشان از بام فرو افتاد بازی “کی بود کی بود من نبودم ” شروع شد . اخیرا هم که شنیدید متهم ردیف اول پرونده ، آقای مرتضوی ، پس از گذشت حدود چهار سال ، در دادگاه عدل جمهوری اسلامی ، به مبلغ هنگفت ! دویست هزار تومان جریمه شد . مبلغی کمتر از یک جریمه ی رانندگی در خیابان . به راستی جریمه کشتن یک نفر در جمهوری اسلامی پنجاه هزار تومان است؟ این خجالت آور نیست؟
2-2 حصر رهبران جنبش سبز
آقایان میر حسین موسوی و کروبی اعلام کردند که از حق مردم نمی گذرند و در کنار آن ها تا احقاق حقشان خواهند ماند و عقب نشینی نخواهند کرد . این شاید به نوعی مخالفت با خواست جنابعالی بود که اعتراضات مردم را اردوکشی خیابانی نامیدید و آن را تقبیح کردید.


رهبر محترم انقلاب !

شما دستور دادید آقایان میر حسین موسوی ، حجت الاسلام کروبی و همسران محترمه شان را در خانه محصور نمایند.( به گفته ی آقای احمدی مقدم ، فرمانده ی نیروی انتظامی ). حصری که از زندان به مراتب بدتر است . زندانی حقوقی دارد که از آن ها بهره مند می شود . ملاقات با خانواده ، مرخصی ، هم نشینی و هم صحبتی با سایر زندانیان. و… اما محصوران سرفراز جنبش سبز به دستور شما از اکثریت قریب به اتفاق حقوق اجتماعی خود محرومند . حتی از مکالمه ی تلفنی با فرزندانشان.
این در حالی است که برای آن ها نه دادگاهی تشکیل شده و نه در مورد آن ها اتهامی تفهیم شده ، نه جرمی ثابت شده . این مطابق کدام قانون نظام جمهوری اسلامی است.لطفا نفرمایید که شما ولایت مطلقه دارید . در نظام اسلامی ما ، همه در مقابل قانون برابرند . رهبر با یک شخص عادی هیچ تفاوتی در مقابل قانون ندارد. زندانی کردن افراد بدون طی روند قضایی جرم است و مرتکب مجرم . آیا درست نیست؟ اگر درست است ، شما در این صورت به این بزرگواران ظلم نکرده اید؟ آیا شما مجرم نیستید؟ باور کنید این ظلم بین است . اکنون این مسئله به حدی آشکار شده که طرفداران شما در بین اصولگرایان معقول مانند آقای مطهری نیز بر آن اذعان نموده وهر روزه به آزادسازی محصوران دربند پافشاری می کنند.

2-3 – عملکرد دستگاه قضا
دستگاه قضا قوه ای جداگانه است و باید از سایر قوا مستقل باشد و تحت نفوذ هیچ فرد یا قوه ای قرار نداشته باشد. پیش بینی شده که این قوه در دعاوی بین مردم و نیز بین قوای حکومتی قضاوت نماید و حق را به حق دار بدهد. در همه جای دنیا حداقل به ظاهر هم که شده نشان می دهند ،و دست کم تظاهر می کنند که قوه ی قضائیه مستقل است.
رهبر محترم انقلاب !
اما قوه ی قضائیه در کشور ما “شاه “کاری است. شاهکار که چه عرض کنم ما دادگاه خسرو گلسرخی را در زمان شاه دیدیم. انصاف داشته باشیم هم به لحاظ صورت و هم به لحاظ معنی قابل مقایسه هست با دادگاه های انقلاب ما؟ رئیس قوه ی قضائیه ی ما آشکارا و در مقابل چشم جهانیان صراحتا اعلام می کند که منویات شما را اجرا می کند . من خود هنگامی که این گفته ی او را شنیدم به یاد دیالوگی از سریال سربداران افتادم . در آن صحنه ای که قاضی شارح می گفت ” قضاوت کار آسانی است. کافی است ببینی که خان چه می خواهد”.

ما از چنین قاضی القضاتی که صراحتا اعلام می کند گوش به فرمان است ، چگونه می توانیم انتظار داشته باشیم که استقلال داشته باشد. فرض کنیم (فرض محال که محال نیست) آقای موسوی به واسطه ی این که جنابعالی او را بدون محاکمه در حبس نگاه داشته اید به دادگاه شکایت کند. به نظر شما قاضی القضات شمارا به دادگاه فرا می خواند و کنار او می نشاند و بین شما به عدالت حکم می کند؟ ادعای حکومت علی (ع) کجا وحکومت علی (ع) کجا؟! می دانید که سال هاست آقای تاج زاده از آقای جنتی بواسطه ی ابطال آرای مردم تهران به دادگاه شکایت کرده . همان ورود آقای حداد عادل به مجلس . خاطر مبارکتان که هست ؟ شکایت هفت نفر از اصلاح طلبان هم که خدمتتان عرض شد. راستی قوه ی قضائیه اجازه ی ورود به این دعاوی را ندارد ، یا شهامت آن را ؟
پس از اعلام نتایج انتجابات و اعتراضات گسترده ی مردمی ، تعدادزیادی از سران و فعالان اصلاح طلب و مردم معترض دستگیر شدند و پس از این که توسط سپاهیان و سربازان گمنام امام زمان بازجویی شدند و تحت انواغ و اقسام محدودیت ها و شکنجه ها قرار گرفتند تحویل قضاتی نظیر قاضی صلواتی شدند. این دستگیر شدگان ، اغلب توسط قضاتی بدون استقلال ومطابق خواست بازجویان سپاهی و اطلاعاتی “محاکمه “شدند.

نمونه ای از این دادگاه ها به نقل از عمادالدین باقی به این شرح است: ” از زندان اوین مرا به دادگاه انقلاب بردند. در اتاق صلواتی، من بودم و وکیل من و بازجوی اطلاعاتی من. قرار بود من به پرسش های قاضی پاسخ بدهم تا پرونده شکل قانونی بگیرد. در دادگاه، قاضی می پرسد و متهم پاسخ می دهد. اما آن روز روند پرسش و پاسخ به گونه ای دیگر بود. صلواتی اعلام رسمیت کرد. و برگه های مخصوص را به دست مأمور اطلاعات که بازجوی خود من بود داد. پرسش نخست را بازجوی اطلاعاتی من روی برگه ی مخصوص نوشت. برگه را به دست قاضی صلواتی داد. صلواتی برگه را – بی آنکه نگاهی بدان بیاندازد – به من داد. من به آن پرسش پاسخ دادم. امضا که کردم برگه را به قاضی صلواتی دادم. صلواتی برگه را – بی آنکه نگاهی به پاسخ من بیاندازد – به دست بازجوی اطلاعات داد. بازجوی اطلاعات پرسش دوم را نوشت و برگه را به دست صلواتی داد. صلواتی – بی آنکه نگاهی به برگه بیاندازد – آن را به من داد. من پاسخ دادم و امضا کردم و برگه را به صلواتی دادم. صلواتی – بی آنکه نگاهی به پاسخ من بیاندازد – برگه را به بازجوی اطلاعات داد تا پرسش سوم را بنویسد….. ” به راستی وقتی قاضی القضات گوش به فرمان است و تبع اوامر وفرامین رهبر ،آیا از قاضی صلواتی انتظار بیشتری می رود؟

رهبر محترم !
دادگاه متهمان را در تلویزیون جمهوری اسلامی به اتهام ” انقلاب مخملی” ملاحظه فرمودید؟ برخی از شریف ترین انسان های این کشور را با لباس زندان ، با زیر شلواری و دمپایی روبروی دوربین های تلویزیونی قرار دادند تا به آن ها بگویند شما می خواسته اید انقلاب مخملی کنید.( در حالی که تاکنون چهره ی متهمان اختلاس سه هزار میلیاردی از تلویزیون پخش نشده است). در بین این افراد نماینده ی مجلس ، معاون وزیر ، سخنگوی دولت و برخی دیگر از مقامات بلند پایه حضور داشتند.( راستی چه شد آن داستان انقلاب مخملی ؟) بعد هم به همه ی آن ها به اتهام های واهی مانند اقدام علیه امنیت ، تشویش اذهان عمومی وتوهین به رهبری و … حکم زندان ها ی طویل المدت ، محرومیت از حقوق اجتماعی … و غیره دادند .
اگر عکس جوانی در حال پرتاب سنگ به دستشان رسید گفتند سنگ سلاح است ، سنگ پران محارب و مفسد است و حکم محارب هم که اعدام است. در عوض اگر کسی عامل قتل چهار نفر در کهریزک باشد ، باید دویست هزار تومان بپردازد و البته به ریش ملت ایران بخندد.
دادگاه های انقلاب بیداد کرده اند . آن ها به خواست بازجویان کینه توز ، آبروی متهمان را برده اند. و نهایت بی عدالتی را در خصوص متهمان سیاسی روا داشته اند . این است شیوه ی قضاوت در دادگاه های انقلاب (در عین حال من نمی خواهم به قضات شریف و زحمتکشی که در این قوه حضور دارند بی احترامی نمایم ولی همه می دانند که احکام مربوط به زندانیان سیاسی اغلب توسط سه قاضی معروف صادر شده است ) .


2-4- عملکرد صدا وسیما و رسانه های وابسته

اکثر نشریات بازتاب دهنده ی نظرات معترضان یا توقیف وتعطیل شدند و یا تحت محدودیت شدید قرارگرفتند . به نشریات باقیمانده که سایه ی سنگین سانسور آن ها را شدیدا تحت کنترل درآورده بود ، دیکته شد که چه بنویسند وچه ننویسند . مثلا به آن ها گفته شد که نباید از آقایان موسوی و کروبی حتی نامی ببرند. تعداد زیادی از سایت های خبررسانی فیلتر شدند . و بقیه تحت کنترل وپیگرد قرارگرفتند . رادیو وتلویزیون خصوصی هم که در ایران وجود ندارد . استفاده از شبکه های ماهواره ای هم که حرام و ممنوع است .

در چنین شرایطی کانال های پیام رسان باقیمانده و بی رقیب عبارتند از صدا و سیما و مطبوعات وابسته ای مانند کیهان آقای شریعتمداری –نماینده ی حضرتعالی- . این ها طی این چهار سال با استفاده از این فضا هر چه خواستند گفتند ، تهمت زدند ،و ناسزا باریدند. این در حالی است که نه کسی توانست اعتراض کند و نه فرصت پاسخ گویی به کسی داده شد.
این پدیده ی نامیمون از زمان رقابت های انتخابی شروع شد و تا هم اکنون ادامه دارد. آقای احمدی نژاد در جریان مناظره های انتخاباتی به تعدادی از برجسته ترین مقامات کشوری مثل آقایان هاشمی و ناطق نوری و خانواده هاشان تهمت های سنگین وارد آورد و از همین طریق ادعا کرد که آمده تا به رانت خواری و چپاول بیت المال خاتمه دهد . (والبته به این ترتیب رای نامشروع جمع کرد). اما به هیچ کدام از کسانی که مورد هتک حرمت قرارگرفته بودند، اجازه ی پاسخ گویی داده نشد .

شما و به تبع حضرتعالی رسانه های وابسته ، مردم معترض را فتنه گر نامیدید ، و رسانه هایتان این عنوان مجعول را در بوق و کرنا کردند وروز وشب در رسانه ها بر افکار عمومی فرو باریدید ، بدون آن که طرف مقابل بتواند اظهار نظری نماید واز خود دفاع کند و نشان دهد که فتنه گر واقعی کیست. ما نمی دانیم چند ساعت. ده ها و بلکه صدها و یا هزاران ساعت مستقیم و غیر مستقیم بر علیه جنبش سبز ورهبرانش برنامه ساخته و پخش شد تا شاید چهره ی آن ها را در نزد افکار عمومی مشوح جلوه دهند .
رسانه های تحت امر شما تا آن جا پیش رفتند که ناجوانمردانه از احساسات مذهبی پاک مردم سواستفاده کردند . آن ها برای این که خود را برحق و مخالفانشان را باطل جلوه دهند حتی ادعا کردند که مردم در روز عاشورا برای مخالفت با امام حسین(ع) به خیابان ها آمده اند . و مثلا کف زده اند و به شهدای کربلا اهانت کرده اند . این ها البته همه برای این بود تا عبور ماشین نیروی انتظلمی از روی بدن جوان بی گناه مردم ، پرتاب کردن مردم از روی پل ، تیر مستقیم به پیشانی مردم و کشته شدن تعدادی از معترضان در روز عاشورا یا مطرح نشود و یا رنگ ببازد وبه فراموشی سپرده شود. و از سوی دیگر شرایطی فراهم شود تا معترضان با بی رحمانه ترین شکل به عنوان مخالفان دین و امام حسین (ع) سرکوب گردند وبه زندان سپرده شوند .

نقش حسین شریعتمداری و روزنامه ی کیهان در این رابطه بی بدیل است . او نه تنها در این میانه سردمدار وخط دهنده بود بلکه از ابراز هیچ دروغ و تهمت و ناسزا به هیچ کس ابایی نداشت . او تنها در یک مورد ادعا کرد که آقای خاتمی در جریان انتخابات از بیگانگان یک میلیارد دلار پول گرفته است . بدیهی است که اینان هرگز در مورد ادعاهایشان ، خود را ملزم به ارائه ی سند ومدرک نمی دانند زیرا مستظهر به حمایت بی دریغ شما هستند.(اگر آقای شریعتمداری بتواند همین یک مورد را اثبات کند من از تمامی حرف های خودم صرف نظر می کنم و دربست تابع ایشان می شوم).

رهبر محترم انقلاب !
من در سیمای حسین شریعتمداری شیطان را مجسم می بینم . زیرا مگر نه این که شیطان سوگند یاد کرده که به هر وسیله ای انسان را فریب دهد و از مسیرش منحرف کند ؟ و مگر شریعتمداری جز این می کند ؟ به نظر من خسارتی که حسین شریعتمداری به تنهایی به کشور ما وارد کرده از تمامی دشمنان خارجی بیشتر است .

3- نتیجه چه شد ؟
آن چه اکنون پس ازهشت سال ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد شاهد آن هستیم و بویژه حاصل حکومت یک دست اصولگرایان در چهار سال گذشته ، عبارت است از رشد اقتصادی منفی کشور ، تورم بالای 50 درصد ،تعطیلی کارخانه ها و بیکاری دو رقمی ، نارضایتی مردم و بی اعتمادی آن ها به نظام و به ویژه لطمه به اعتقادات ودینداری مردم .
انزوای بین المللی ، قطعنامه های متعدد نهادهای بین المللی بر علیه ما ، تحریم ها ی کمر شکن که اقتصاد مارا رو به ویرانی می برد و بیم آن می رود که دیپلماسی مارا بیش از پیش در سطح جهانی کم اعتبار نماید و به حیثیت کشور و انقلاب ما بیش از گذشته لطمه وارد کند ، نتایج دیگر حاکمیت یک دست اصول گرایان تحت رهبری جنابعالی می باشد . باز هم بگوییم . باور کنید که این فهرست را می توان همچنان ادامه داد.

تبلیغات صدا و سیما و رسانه های وابسته نیز نتوانسته در حد انتظار کارساز باشند . باوجود چهار سال هجمه ی بی امان اکنون رهبران جنبش سبزو مخالفان شما، از محبوبیتی بیش از شما برخوردارند. یک نام نویسی ساده ی آقای هاشمی چنان موجی به راه می اندازد که تمامی هوادران شما مرعوب می شوند و به هر قیمتی شده راه آقای هاشمی را برای شرکت در رقابت ها سد می کنند و ایشان را در کمال ناباوری رد صلاحیت می نمایند.

رهبر محترم انقلاب !
مردم به حق از شما و حاکمیت تحت امر شما ناراضی هستند.ولی آن ها خواهان براندازی نظام نیستند . آن ها در صدد انجام یک انقلاب دیگر نیستند. آن ها خواهان تغییر واصلاح امورند . این خواست مبارکی نیست؟ آن ها با وجود همه ی ترفندهایی که در چهار سال گذشته ، حاکمیت به کار برد ، در انتخابات حاضر شدند و حرفشان را گفتند. حرف آن ها اگر شنیده شود ، یک “نه” ی بزرگ است به حضرتعالی و حاکمیت تحت امر شما.

4- چه کسی عذر خواهی کند ؟ چه کسی توبه کند؟
آن چه که سعی کردم به اختصار به خاطر مبارکتان برسانم ، به روشنی نشان می دهد که چه کسی باید عذر خواهی و توبه نماید. به اعتقاد من شخص حضرتعالی بیش و پیش از هر کس دیگری باید عذر خواهی نمایید. به دلیل خون هایی که به ناحق ریخته اید، حقوقی که پایمال کرده اید ، مردمی که آن ها را مرعوب نموده اید ، انسان های شریفی که بی گناه زندانی و شکنجه نموده اید ، رهبران بزرگواری که در خانه محصورشان کرده اید، باید از ذیحقان عذر خواهی نمایید. شما باید از مردمی که کشور آن ها را با سیاست های اشتباهتان متضرر نموده اید و جلوی رشد وتوسعه ی آن را سد کرده اید و اموال آن ها را بدون اجازه ی خودشان بخشده اید یا حیف و میل کرده اید ، اقتصادشان را فشل نموده اید ،آن ها را در سطح جهانی منزوی کرده اید … پوزش بطلبید.
شما باید از رهبران جنبش سبز که بدون محاکمه و دادگاه به حصر شان کشیده اید و حقوقشان را پایمال کرده اید و از مردمی که آن ها را از برکت وجود این بزرگواران محروم کرده اید عذر خواهی کنید .
شما باید از خانواده هایی که فرزندانشان به دست عوامل تحت امر شما کشته شده اند و یا آسیب دیده اند . از آن ها که در زندان شکنجه شدند ، از آن هایی که در زندان ماموران شما سر هاشان را در کاسه ی توالت و در کثافت فرو بردند ، پوزش خواهی کنید.

رهبر محترم !
از توبه نمی گویم . توبه رابطه ی انسان با خداست . همه ی ما و هر آن کس که عرق دینی دارد باید هر روز و هر لحظه از اشتباهات و گناهانش توبه کند . ” طوبی لمن وجد فی صحیفته فی کل ذنب استغفرالله ” . و این مسخره و موجب وهن دین است که کسی بخواهد دیگری را در حضور دیگران به توبه بخواند . در مورد توبه هر کس خودش می داند و خدای خودش. چه شرم آوراست که بنده ای خودش را در جایگاه خدایی قرار دهد و از بنده ی دیگری بخواهد در مقابل او توبه کند .
اما عذر خواهی از مردم چیز دیگری است که شما حتما باید انجام دهید. تازه با عذر خواهی حق الناس ادا نمی شود . آیا مردمی که به آن ها ظلم شده حاضرند که از حق خود بگذرند ؟ خودمان را به جای مادری قرار دهیم که جوانش زیر چرخ های خودرو نیروی انتظامی شما ، له شده است. آیا در آن صورت با یک معذرت خواهی حاضریم گذشت کنیم؟ در این صورت می دانیم که خداوند هم از حق الناس نخواهد گذشت .

رهبر محترم انقلاب !
من به عنوان کسی که زمانی مقلد شما بوده و هنوز هم دلش می خواهد و امیدوار است که شما رستگار شوید و به راه نجات بازگردید ، به شما عر ض می کنم که در اقدامی از سر خدا ترسی و با کمال شجاعت ، به اشتباهات ، خطاها ، ستم ها وجفا هایی که روا داشته اید اعتراف کنید . ودر خلوت به درگاه پروردگار توبه نمایید و در جلوت از ذیحقان حلالیت بطلبید. وپس از آن در جبران مافات تلاش فرمایید که فرصت بسیار اندک است و “امروز روز عمل است وحساب نیست و فردا روز حساب است وعمل نیست”.

رهبر محترم !
می خواهم بگویم در خواست شما از دیگران برای عذر خواهی ، عذر بدتر از گناه است . دیگران که از جانب شما به آن ها ستم شده چرا باید از شما عذر خواهی کنند؟ صرفا به این دلیل که شما اکنون در راس قدرت قرار دارید؟
آگاه باشیم که دیر یا زود عمرمان به پایان می رسد “هرکسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود” . من و شما هم .در این روز 21 رمضان از خداوند می خواهم هر چه سریع تر شما را به اشتباهاتتان واقف و در جبران آن ها توانا کند و به شما توفیق حلالیت طلبی از ستمدیدگان عنایت نماید. دوست دارم رهبرکشور من مانند رهبران بزرگ دنیا ،خو شنام و آبرومند به سوی جهان باقی رخت بربندد.

21 رمضان
8 مرداد 1392
امضا محفوظ :س- ا

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

22 نظر

  1. ای کاش اقای خامنه ای بدونه که 95 درصد مردم دوسش ندارن نه خودشو نه سیاستاشو حتما میپرسید چطور 13 میلیون رای ندادن یعنی اقا قبولت نداریم حالا 10 تا روح فروخته مثل الهام چرخنده بگن اقا جانم 19ملیون هم به حسن کلیدساز دادن یعنی کل اون اصولگراها سر هم 10ملیون رای نیاوردن یعنی بازم سیاست شما رو قبول ندارن بسه دیگه جمع کن برو با تشکر

     
  2. البته من مخالف زیرو رو کردن مملکت با یه انقلابی هستم که در داخل اون افراد فرصت طلب و نفوذی های سرویس های جاسوسی به اسم حاجی و ملا دوباره مملکتو به اینجا بکشند بلکه باید قانون اساسی و جایگاهها و دیدگاههارا تعییر داد و افراد نخاله را بیرون کرد تا با کمترین هزینه مملکت اصلاح بشه و تنها راهش دست برداشتن از تعصبات کور مذهبی و یا شرقی و غربی باید شعار حرکت جدید نه شرقی نه غربی نه اسلامی باشه فقط انسانی و مدنی فارغ از دین و اعتقاد ایا جان و مال و ناموس یک ایرانی غیر مسلمان با مسلمان شیعه فرق می کند ایا یه ایرانی اگر لائیک بود حق زندگی و تحصیل وکار ندارد مبانی حقوق اساسی انسان باید اجرا شود نه به اسم دین پدر همه رادراورد که در کافرستان هم ایگونه نیست که در اسلام اباد ما است

     
  3. اولین راه برای احقاق حقوق مردم برداشتن و منحل کردن چند سازمان و نهاد است که اولین اصل ان ولایت فقیه و رهبر و نهاد رهبری است دو م سپاه پاسداران باید با ارتش اتدغام و کلیه ماموریتهای داخلی و سیاسی و اقتصادی و امنیتیش ملغا بشود و سوم منحل کردن بسیج ایجاد شبکه های تلویزیونی مستقل و مستقل کردن دادگاهها و دادسراها از تاثیرات دینی و مذهب

     
  4. aghay saba
    khob bod agar tarjome in ayera baraye farsi zabanan ham mineveshtid.

     
  5. نویسنده ی نامه

    خانم پرستو
    سلام
    من یک بار دیگر عذر خواهی می کنم از این که در جایی از نوشته ام طوری بیان کرده ام که گویا به نمایندگی از طرف ملت ایران سخن می گویم . من هرگز چنین اختیاری ندارم. سخنم را اصلاح می کنم و می گویم به نظر من راه نجات کشور نه انقلاب بلکه اصلاحات است . و البته به نظر شما هم که با من در این خصوص موافق نیستید ، احترام می گذارم .

     
  6. مدام از طرف ملت حرف نزنین.اصلا این حقو ندارین.طبق کدوم آمار به این نتیجه رسیدین که ملت خواهان براندازی نیست؟ من یکی از همون افراد ملتم و خیلیها رو هم میشناسم که عقیده دارن ظرفیت این نظام واسه اصلاحات هم به صفر رسیده و هم غیر قابل اجراست و راهی جز انقلاب و براندازی نداره.زمان لبخند خاتمی و بازیهاش و ادا و اطوار روحانی که باعث حبس خانگی ایت الله منتظری شد و ادعاهای مشمئز کننده اشراقی ها در مورد دوران طلایی خمینی و آزاد اندیشی وی خیلی وقته که به سر آمده

     
  7. خامنه ای باید نامه ای را که آیت الله خلخالی برای ایشان نوشت و از ایشان جواب شفاهی و یا کتبی خواست و ایشان در برابر جمعی از روزنامه نگاران ( روزنامه نگاران روزنامه رسالت که نامه آیت الله را با شهامت چاپ کرده بود ) چوابی دادند که من جواب نامه ایشان را نه شفاهی و نه کتبی خواهم داد .دوباره و تکرارا” و شاید چند صد بار بخواند و ببیند که آن مرحوم در سال 1368 په پیش بینی بجایی کرده بود . در آن نامه به رهبری نوشته بود : امروز کسانی که شما و یا به دستور شما و یا خودشان یاران امام را کنار میگذارند ” فردا خود شما را هم کنار ” خواهند گذاشت .خامنه ای را همان کسانی را که به زور آیت الله کردند و تا به امروز خط و ربط دادند ، دیری نخواهد گذشت که به وصییت آیت الله خلخالی عمل کرده و او را کنار خواهند گذاشت .

     
  8. نویسنده ی نامه

    دوست عزیزی که با عنوان ناشناس کامنت گذاشته اید
    سلام
    البته با مقدماتی که شما نوشته اید ، نه تنها رهبران جنبش سبز باید عذر خواهی کنند ، بلکه بایستی محاکمه و محکوم شوند . اما اگر اجازه بفرمایید عرض می کنم که مقدماتی که نوشته اید و آن ها را درست فرض کرده اید ، متاسفانه شما را به یک نتیجه گیری نادرست رهنمون شده است.
    مسلم است که آن ها(رهبران جنبش سبز) دلایل متعدد و محکمه پسند زیادی در اختیار دارند . اگر رهبر محترم و سیستم قضایی کشور دلایل ایشان را نمی پذیرند حتما حق ندارند ایشان را در حصر نگه دارند بلکه بایستی که به ادعاهای آن ها در یک دادگاه صالحه رسیدگی شود. تاکید می کنم در دادگاه صالحه .
    یادآوری می نمایم که هم آقای کروبی و هم آقای موسوی پیش از دستگیر شدن آمادگی خود را برای حضور در دادگاه وانجام یک محاکمه ی عادلانه ، اعلام نموده اند . اما نظام علی رغم ادعاهایش بر خواست اجرای قانون توسط مخالفان ، ترجیح داد که بدون رعایت قانون ، آنان را بدون محاکمه در حصر نگاه دارد . راستی چرا؟
    من اتفاقا منصف هستم و همواره از خداوند می خواهم که مرا در جاده ی انصاف و عدالت رهنمون باشد و به همین دلیل هم نامه ی حاضررا نوشته ام . برای این که دیدگاه هایمان به هم نزدیک شود به شما توصیه می کنم که این نامه رایک بار دیگر با دقت بخوانی . هم چنین توصیه می کنم نامه ای را که اخیرا آقای تاجزاده از داخل زندان نوشته و سایت کلمه آن را منتشر کرده (و محتوایی نزدیک به نامه ی حاضر دارد ) ، مطالعه فرمایید. هم چنین اگر خواهان روشن شدن واقعیت می باشید توصیه می کنم سخنرانی سردار مشفق را نیز یک بار با دقت گوش بفرمایید.
    ارادتمند شما
    نویسنده ی نامه

     
  9. نویسنده ی نامه

    آقای irani
    سلام
    نظر شما صحیح است و نمی بایست به نمایندگی از همه ی مردم بنویسم . در عین حال استنباط من است که اغلب مردم خواستار انقلاب و زیرو رو کردن و براندازی نیستند . آن ها خواهان اصلاحات مسالمت آمیز هستند . من خود نیز این روش را ترجیح می دهم .
    ارادتمند .
    نویسنده ی نامه

     
  10. ضرب المثل : .ه به صورت کسی مالیدن وآینه دستش دادن!=کسی رابه زیانهای مادی ومعنوی آلودن وآنگاه با آب وتاب بسیار به تعریف از خودپرداختن!/فرهنگ امثال ص141 /گوینددر مثل مناقشه نیست اگربنگریم با ملت نجیب ایران اینگونه رفتار کرده اند …

     
  11. اقای ناشناس شما ناشناس نیستید شما وجدان بیدار یک ملت هستید که درتمام ابعاد به رنج وتعب واستعمار واستثمار شده است درتمام کشور بگردیید چه کسی جرات دارد به صراحت به حاکمیت اعتراض کند ایا همین بنده حقیر جرات دارم نام واقعی خود را اعلام کنم متتسفانه ما گرفتار قومی هستیم که اسلام خواهی وعلی گویی او گوش فلک را کر کرده است ولی درعمل به هیچکدام از فرامین وقوانین اسلام پایبندی ندارد نه از دروغ واهمه دارد نه تهمت نه دزدی بیت المال ونه جان وناموس ملت که در بیدادگاهها وشکنجه گاه ها حداقل بعد از انتخابات 88شاهد انها بودیم واسناد بسیاری توسط اقای کروبی جمع اوری شد ودخاتمه به یغمارفت شما ببینیددرنزد اقایان عدالت یعنی هرکس دفاع کرد از مظلوم مثلا وکیل دانشجو یا هرکس دیگر باید دانشجو ووکیل زندانی بشوندکلا در نظام ما در هر مورد نیازی به اثبات جرم ندارد فقط مسایل راجمع میکند یعنی بنایی در اقناع عمومی نداردوسعی میکند مشمول زمان وفراموشی مسایل حل بشوند نمونه حبس خانه گی ایت الله اذری قمی وایت الله منتظری ولی بعید میدانم انتخابات 88قابل هضم وفراموشی سپرده شود ببینید امروز کلمات هم خاصیت خودش را ازدست داده اگر از عدالت گفته میشود عین بی عدالتی است ویا به کسی که فتنه گر میگویند یعنی کسی که محبوب ملت است وموارد زیاد است انشالله بدون انقلاب همانگونه که ناشناس محترم گفتند. با پی بردن وعذر خواهی حاکمان ازتخلفات خود با اصلاح امور ودلجویی از اسیب دیدگان اب رفته به جوی بازگردد.

     
  12. توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند

     
  13. مریزاد به ناشناس.

    یکبار دیگر جملات آخر روحانی را در مراسم تنفیذ بخوانید:”من سنگینی بار رای و تنفیذ را حس می‌کنم و تنها و تنها به خدا پناه می‌برم و از او خالصانه درخواست می‌کنم که این بنده حقیر خود از کبر و غرور و بخل و حسد رها و دور کند؛ از استبداد رای، عجله در تصمیم‌گیری و تقدم منافع شخصی بر منافع ملی و بستن دهان رقیبان به خداوند پناه می‌برم. از خداوند متعال می‌خواهم که فراموش نکنم آنچه را که بر پیشینیان رفته است.”
    به نظر من خطاب مستقیم این جملات خود رهبری است: کبر، غرور، بخل، حسد، استبداد در رای، عجله در تصمیم گیری، تقدیم منافع شخصی بر منافع ملی، بستن دهان رقیبان همگی از صفات برجسته رهبری است که روحانی از این این صفات به خداوند پناه می برد.

     
  14. کاااااش آقای خامنه ای معنای این آیات را می فهمیدند…هر چند بدلالت همیت آیات درک آن برای ایشان میسر نخواهد بود…
    ان الذین کفروا سواء علیهم ءانذرتهم ام لم تنذرهم لا یومنون/ختم الله علی قلوبهمو علی سمعهم و علی ابصرهم غشوه و لهم عذاب عظیم/و من الناس من یقول ءامنا بالله و بالیوم الاخر و ماهم بمومنین/یخدعون الله و الذین ءآمنو و مایخدعون الا انفسهم و مایشعرون/فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا و لهم عذاب الیم بما کانوا یکذبون/و اذا قیل لهم لا تفسدوا فی الارض قالوا انما نحن مصلحون/الا انهم هم المفسدون ولکن لا یشعرون/و اذا قیل لهم ءآمنوا کما ءامن الناس قالوا انومن کما ءامن السفهاء الا انهم هم السفهاء و لکن لا یعلمون……بقره/6-13

     
  15. با تشکر از نویسنده ناشناس ، خداوند در حرف حق نورانیتی قرار داده است که حرف حق خود به خود میدرخشد تمام سخن شما متین و عین واقعیت است اما من یک نکته را میخواهم بگویم و آن اینکه تمام این مطالبی را که شما گفته ای خامنه ای نه تنها میداند بلکه خود فرماندهی کرده است شما همان نوار سردار مشفق را نگاه کنید میگوید آقا به من گفته است بروید این مطالب را بیان کنید که از قضا سرکنگبین صفرا فزود!! همین امروز تاجزاده از زندان اوین نامه ای نوشته است در قسمتی از آن نامه چنین آمده است (همه مردم از موافق و مخالف دولت می دانند که رهبری در سال 88 در جلسات خصوصی مرتب اعلام می کرد!! که شکست آقای احمدی نژاد ، شکست من است !!) این را تاجزاده میگوید که در چنگال //// اسیر است و خودش می گوید پرونده ام زیر دست مجتبی خامنه ای است و اگر او را دادگاهی کنند این گفته ها را باید اثبات کند و به مسئولیت حقوقی آن واقف است می خواهم به آن نویسنده محترم بگویم این دست خدا بود که خامنه ای را //// کرد خامنه ای از همان ابتدای رهبریش تا انتخابات 88 تا توانست //// پیشه کرد و /////خوابیده است بقدری پرونده او نزد خدا //// است که روز قیامت سختی خواهد داشت مخصوصا با این کودتای 88 و جنایتهایی که با ریختن خون جوانان بی گناه مردم //// شد و کینه و خودخواهی که به آن مبتلا شده است تمام پلها را پشت سرش خراب کرده است و شجاعت بازگشت از این مسیر //// را هم ندارد یعنی قدرت پرستی به او اجازه نمی دهد میداند اگر از این مسیر برگردد موقعیتش از اینی هم که هست بیشتر افول می کند در ثانی برای ولی فقیه بعد از مرگ خودش هم نقشه ها دارد البته /////مرتکب شده است آن نقشه اش نقش بر آب شده است به همین دلیل نه راه پس دارد و نه راه پیش ، و //// مابقی عمرش را با کمک نظامیان می گذراند تا روز قیامت //// من شخصا بقدری///// که دیگر حتی صدایش را هم نمی توانم تحمل کنم و بلند گوی عمروعاصش یعنی ضرغامی را اصلا دیگر روشن نمی کنم که نکند ////بگوشم بخورد با یک چنین ////// هنوز میگوید حفظ نظام!! نظام هم یعنی خود منفورش، این نامه شما مثل خواندن یس //// است و در او هیچ تاثیری ندارد موفق باشید.

     
  16. آفرین بر تو حقا و انصافا که حرف دل ما رو زدی. لاا نبا صدای بلند برای مهمانانم میخواندم در آخر کلی احسنت و آفرین گفتند و فلان و بهمان به آقا

     
  17. اقای امضا محفوظ از طرف خودت حرف بزن.چگونه به این نتیجه رسیدی که مردم خواهان براندازی نظام نیستند.من بر خلاف تو گمان می کنم که تمام بدبختی ما از دین حکومتی و دین سیاسی و دین تقلیدی است.

     
  18. اگر انصاف داشته باشي به اين سوال چطور جواب مي دهي :
    وقتي يك نامزد انتخاباتي يك دليل محكم براي تقلب 13 مليوني ندارد و مرتب بگويد كه تقلب شده است و هواداران خود را تحريك و در جامعه هرج و مرج ايجاد كند . و خود را دلسوز نظام بداند آيا بعد از 4 سال نبايد از مردم به خاطر هزينه اي كه به انقلاب و كشور ايجاد كرده عذر خواهي كند؟ آيا اين كمترين كاري نيست كه اين آقايون بايد انجام دهند؟

     
  19. استعمارگر روسيه ///// برما تحيل كرده ودزدي را كامل كرده وتازه طلب كار هم هست واين اقا/////هم هي سيخ مي زند بياييد معذرت خواهي كنيد برجان ومال وناموس وحتي با /// دين را هم صاحب شده اي حالا هي سرك مي كشي كجا از كسي نفسي در مي ايد .واقعا جايت پايين تر از قارون است خودت نمي داني

     
  20. یک کلام می نوشتی رهبر محترم ///////

     
  21. نرود میخ آهنی در سنگ

     
  22. اگر ملک زباغ رعیت خورد سیبی بر اورند غلامان درخت از بیخ (سعذی رحمت الله علیه)
    وفتی غلامان در سپاه و دیگر ارگانهای دولتی و بخصوص صدا و سیما متوجه شدند نطر شما به اقای احمدینژاد نزدیک تر است بر خود فرض دانستند در سال 88 بقول خودشان با مهندسی انتخابات ولی بتعبیر من با عوامفریبی و سوپرمن نشان دادن احمدینژاد او را به عوام تحمیل کنند و به قول شریعتی امروز ثقلب ذر انتخابات با تبلیغات صورت میگیرد و وقتی با عوامفریبی رایی را در مغز فرد گذاشتند او با ذست خودش به نفع کسی که عوامفریبی کرده در صندوق میگذارد.
    ایا نمیشد در سال 88 هم مانند سال 92 تقریبا بیطرفی خود را اعلام میکردید تا غلامان حساب خود را بدانند
    والله خیلی از انهایی که مغضوب شما و غلامان شما شذه اند و امروز زندانی و تبعید و هتک حرمت شده اند و میخواهید بهر صورتی شده انها را محو کنید جز دلسوزترین و پاکترین افراد این کشور هستند
    امید در یک محیط رحمانی کشور از خدمت این افراد دلسوز محروم نشود.

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

88 queries in 1980 seconds.