سر تیتر خبرها
بوسه بر پای یک “بهایی” کوچک

بوسه بر پای یک “بهایی” کوچک

پدر و مادر آرتین، جز این که بهایی اند، هیچ خطایی مرتکب نشده اند. پس جرمشان چیست؟ جرمشان تدریسِ درسهای دانشگاهی به جوانان بهایی است. تدریس به جوانانی که به حکم دستگاههای اسلامی ما از تحصیل محرومند.

امروز به دیدن یک خانواده ی کوچک بهایی رفتم. کوچک از آن روی که: از خانواده، یک مادربزرگ مانده است و یک نوه ی چهارساله. “آرتین” یعنی همان پسرک چهارساله ی بهایی را نشاندم بر یک صندلی، و از جانب همه ی گردنفرازان شیعه، از او پوزش خواستم و بر پاهای کوچکش بوسه زدم. چشم در چشم او دوختم و با التماسی آمیخته به درد، از او خواستم که اگر می تواند به روی منِ شیعه آب دهان بیندازد و به صورتم سیلی بزند.

در آن خانه ی کوچک، گرچه جای پدر و مادر آرتین خالی بود، اما جای رهبر و مراجع صاحب نام و مسئولین روحانی و غیرروحانی ما خالی تر بود. و من، بجای همه ی آنانی که در آنجا نبودند، از آرتین پوزشخواهی کردم. به وی گفتم: آرتین عزیز، نگران مباش، اگر پدر و مادرت بی دلیل و همزمان در زندان اند، رهبر شیعیان ایران که نه، رهبر مسلمین جهان اما هست. او خود شخصاً به تأسی از علیِ مرتضی تو را سرپرستی می کند و حق تو را از حلقوم قانونی که در این ملک به طنز گراییده بیرون می کشد و برکات آن را بر سر تو می بارد. اگر این روزها پدر و مادرت بی دلیل در زندان اند، مراجع صاحب نام و پرآوازه ی ما هستند و به تو نشان خواهند داد که: در قاموس الهی، مردمان را بخاطر عقایدشان از هستی ساقط نمی کنند. و به تو خواهند فهماند: بفرض اگرپدر و مادرت مقصرند، تو را در این میان هیچ گناه و تقصیری نیست.

امروز بدلیل کسالت و بیماری، روزه نبودم. آرتین که برایم آب آورد، گرفتم و نوشیدم. و بعد که میوه آورد، گرفتم و تناول کردم. تا نشان او بدهم: خوردنی های یک بهایی، اگر از خوردنی های یک مرجع تقلید شیعه ی دوازده امامی پاکیزه تر نباشد، حتماً دست کمی از پاکیِ آن ندارد. و بهایی کوچک، با حیرت به دهان من می نگریست. که: مگر می شود یک مسلمان شیعه از خوردنی های خانه ی یک بهایی تناول کند؟

به آرتین گفتم: پسرکم، من از طرف آنانی که در این سالهای اسلامی، بر تو و بر همه ی همکیشان تو جفا باریده اند، از تو پوزش می خواهم. به او گفتم: وقتی پاپ، رهبر کاتولیک های جهان خم می شود و پاهای یک دخترکِ بزهکار مسلمان را می شوید و بر آن بوسه می زند، من چرا به نمایندگی از دم و دستگاه عریض و طویل رهبر مسلمین جهان و مراجعِ پشت به پشت شیعه بر پاهای کوچک و بهشتیِ تو بوسه نزنم؟

آرتین کوچک، یکشنبه به یکشنبه به ملاقات می رود. یکبار به کرج برای ملاقات پدر و عمویش، و یکبار به زندان اوین برای ملاقات مادرش. پدر و مادر آرتین، جز این که بهایی اند، هیچ خطایی مرتکب نشده اند. پس جرمشان چیست؟ جرمشان تدریسِ درسهای دانشگاهی به جوانان بهایی است. تدریس به جوانانی که به حکم دستگاههای اسلامی ما از تحصیل محرومند.

امروز چشمان معصوم آرتین از من پرسیدند: آهای ای محمد نوری زاد، آهای ای شیعه ی اثنی عشری که غیرخودت همه را جهنمی می دانی، مگرنه این که پیامبرشما فرموده: ز گهواره تا گور دانش بجوی؟ و مگر نه این که پدر و مادر من به همین سخن پیامبرتان عمل می کردند؟ و مگر نه این که در این خانه و آن خانه به جوانان محروم از تحصیلِ بهایی فیزیک و شیمی و روانشناسی درس می دادند؟ پس چرا اکنون باید آنان در زندانِ شما باشند و مرا مادربزرگم پرستاری و نگهداری کند؟

آرتین، این بهایی کوچک، عکس پدربزرگش را نشان من داد. پدربزرگی که سالها پیش به حکم دستگاههای اسلامیِ ما و احتمالاً بجرم جاسوسی اعدام شده است. کجایند صاحب نامان شیعه ی دوازده امامیِ ما تا عدل را در مقیاس علوی اش تماشا کنند و از تناول یک لذتِ مستمر در پوست نگنجند؟ خانه ی کوچک که می گویم یعنی همین! مادربزرگی با نوه اش. و مابقی؟ یا اعدام یا زندان.

امروز در آن خانه ی کوچک، احساس کردم از رهبر مسلمین جهان به خدا نزدیکترم. از همه ی مراجع شیعه فهیم تر و باتقواترم. از آقایان روحانی و خاتمی و هاشمی رفسنجانی و همه نمایندگان مجلس برترم. چرا؟ چون اطمینان دارم همه ی اینان در دل آرزو می کنند ایکاش جای من بودند. و شهامت این را داشتند که آشکارا و بی واهمه از شماتتِ خشک مغزانِ دینی، در آن خانه ی کوچک می بودند. اما چه جای درد که ترسی پنهانی، همه ی غیرت مندی اینان را بخاک آغشته. ترس از بی آبرویی. که مثلاً: ای امان، رهبر مسلمین جهان را ببین که به خانه ی یک بهایی رفته! رییس جمهور منتخب را ببین که از حقوق تباه شده ی بهاییان می گوید! نمایندگان مجلس را ببین که برای دلجویی از آرتین این بهایی کوچک، و برای استجابتِ دعاهای خود دست به پاهای بهشتیِ او می سایند.

امروز از این که گرایشی به هیچ تشکیلات و به هیچ حزب و دسته ای ندارم، و توانستم بی واهمه به دیدن این خانواده ی کوچک بهایی بروم خدای را سپاس گفتم. معتقدم: حزب و تشکیلات و نمایندگانی که نتوانند در امتداد حقوق تباه شده، و استیفای حقوق شهروندی آرتین این بهایی کوچک گریبان چاک زنند، به آفتابه داریِ آبریزگاه های مسجد شاه اصفهان شایسته ترند.

محمد نوری زاد
بیست و چهارم تیرماه سال نود و دو
تهران

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

295 نظر

  1. آقای نوری زاد لطفا انقدر سنگ این جماعت عقده ای و بی رحم رو به سینه نزن….مثلا که چی پا میشی میری پای اون گرگ زاده رو میبوسی؟بیا ببین توی غربت از دست این حرومزاده ها چی میکشیم…واقعا هر بلایی اونجا به سرشون میاد حقشونه…نه سرکار از دست ازار و اذیتها و زیر ابزنی هاشون راحتی داریم و نه یچه هامون توی مدرسه از دست موش دوانیها و مظلوم نمایی توله هاشون در امان هستن…اگر بخوام شرح بدم مثنوی هفتاد من میشه…فقط بدان اونجور که فکر میکنی نیست…اینجا دفتر و دستکی راه انداختن و فکر میکنن دیگه هیچی نمیتونه جلودارشون باشه…از هموطنی بویی نبردن و فقط هم فرقه ای های خودشونو میشناسن…جوری رفتار میکنن که یا باید بهایی باشی یا هرررری….خاطرشون جمعه که اینجا دیگه زندان اوین نیست و هر غلطی بکنن بی حساب و کتابه…خیلی هم هوای همو دارن و جلسات هفتگیشون همیشه براهه…دور هم جمع میشن تا برای چزوندن و عذاب دادن ایرانیهای غیر بهایی نقشه بکشن…آرزو میکنم خدا نسلشونو از روی زمین برداره…اینا به هیچ اصلی پابند نیستن…زنهای بهایی اصلا معلوم نیست عقد کرده کی هستن؟جالبه همشون هم با دو یا سه تا بچه تنها زندگی میکنن و خودشونو بند بلای کمکهای دولتی یا انجمن بهایی ها کردن و از اونا کمک خرجی میگیرن…شنیدم که اون بت بزرگشون(بهاء الله) گفته اصلا مهم نیست که با هم تفاهم داربد یا نه…بچه دار بشین و بذارین نسل بهایی پا بر جا بمونه…هر وقت هم دهن نجسشون رو باز میکنن در حال متلک گویی و تمسخر اعتقادات ما مسلمانها هستن…رسما میگن حضرت مهدی خیلی وقته ظهور کرده و کسی نیست جز حضرت بهاء …شما مسلمونا ول معطلین!!!چی بگم که هر چی ازین قوم ظالم بگم ازم کمه….خدا آخر و عاقیتمونو با اینا بخیر کنه..

     
  2. این کودک خردسال گناهی ندارد ولی اینجوری که شما شیعه ها رو مورد خطاب قرار میدی هم درست نیست من خودم شیعه هستم چند تا دوست بهایی هم دارم که هیچ مشکلی براشون پیش نیومده و راحت دارند زندگی میکنند.بیخودی که به کسی گیر نمیدن وکسی رو زندان نمیفرستن.این حرکات شما فقط واسه جلب توجه کردن انجام گرفته حالا نمیگم رفتار همه شیعه ها درسته ولی قبول کن که طرز فکر مردم و شیعه اونی نیست که شما داری بیان میکنی

     
  3. توبرو کشکتو بساب…

     
  4. خاک کاهو بر سرت مردک عقده ای کج فهم!
    از این روشنفکر بازیا چیزی عاید آخرتت نمیشه بدبخت؛ برو دینتو درس کن

     
  5. نوری زاده لطفا اسم شیعه رو کثیف نکن شما خود بهایی هستی و با این حرکت میخای شیعه را خار کنی ولی بدان اون کس که خار و ذلیل و بدبخت هست خود تو و قلاده داران تو هست. دور نیست آن زمان که تو و امثال تو را مردم بشناسند و جز خاری چیز دیگر برایت نماند

     
  6. یعنی //// نوری زاد
    //// چرا میگین
    وایییییییییییی چقدر خندیدیم

     
  7. سید محمد صادق میری

    به کجا چنین شتابان؟
    آن صورت و سیرت دگرگون گشته شما لایق آب دهان نجس یک بهایی که جای خود دارد، 1000 بار پلید تر و پست تر از اینها لیاقت شماست. هیچگاه شیعیان مولایمان علی و مرجعیت و رهبر نور چشممان را با خودت مقایسه نکن و آنچه لایق خود می دانی برای ما نخواه که تو خود وکیل خود نیستی و افسار نفس خود را به شیطان سپرده ای
    به کجا چنین شتابان؟

     
  8. درود بر این مرد نازنین

     
  9. آقای نوری زاد ، درود بر شما و درود بر راه شما . به امید روزی که ایران رو بدون دیکتاتورها و بدون تعصبات دینی که از جهل ما انسان ها ناشی میشه ، ببینیم

     
  10. شاید اگر سید مرتضی اوینی زنده بود امروز تو انجا نبودی .جالبه

     
  11. سلام جناب نوری زاد
    واقعا برایم جای تعجب دارد که کسی مثل شما اینچنین از بهاییان حمایت کند.
    شما یک مخالف شناسنامه دار جمهوری اسلامی هستید ، حیف شخصیت شماست که آلوده به جمایت از بهاییان شود.
    شما یک آدم بی سواد و تاریخ نخوانده نیستید که بهاییت را دینی الهی بدانید و از واقعیت باب الله و بهاالله و انحرافات شیخیه خبر نداشته باشید.
    شما برای مخالفت با جمهوری اسلامی می توانید نزد خدا حجت شرعی داشته باشید ، اما برای حمایت از بهاییان نمی توانید در محضر خداوند جوابی داشته باشید.
    بهتر بود به جای نگارش این مقاله ، مقاله ای در رد بهاییت می نوشتید تا بهاییان را از حقیقت و واقعیت آگاه کرده ، از گمراهی بیرون آورید.

     
  12. متاسفم برایت پونه

    تو هم مثل خیلی های دیگه احتمالا شستشوی مغزی شدی یا اینکه اصلا خود مزدوری

     
  13. این رفتار شما جناب نوری زاد نه از روی عطوفت و جوانمردی بلکه بسیار حساب شده و با برنامه میباشد و شیطان درون شما شما را به خوبی هدایت کرده و جناب عقل شما را توجیه نموده که دست به چنین رفتار سخیفی بزنید و چه جالب که عنصری بی خاصیت و غرق در رفاه و آسایش در قصر واتیکاه را الگوی خود قرار داده اید، من این رفتار شما را فقط با کسی که در چاه زمزم ادرار کرد تا معروف شود و بشناسندش برابر میدانم و بس؛ خدا عاقبت شما را بخیر کند خیلی متاسف شدم.

     
  14. دوست عزیز از متن نوشته شما پیداست که از بهائیت چیزی نمیدانید.

     
  15. منم به عنوان يك ايراني غير بهايي درود ميفرستم به بهاييان عزيز كشورم

     
  16. salam be hame ensanha ke dark va shoore ensanidaram mesle norizade ma hame baham barabar hastim hame ensanha ba ham baraband va farghi nemikone ke che rngi ya che mazhabi darand,,,,

     
  17. یک مسلمان زاده شیعه بی دین

    من نظرم در پاسخ به کسانی بود که از این حرکت شما ایراد گرفتند

     
  18. یک مسلمان زاده شیعه بی دین

    شما نمب فهمی دموکراسی یعنی چی؟ از چی می ترسی؟ از اینکه 4 نفر با ازادی عقیدشون رو تبلیغ کنن؟ اگر اسلام و شیعه بر حق باشه پس نترس و با کشتن و ظلم دهن مخالف ها رو نبند بلکه بدان هر چیزی که حق باشه بر دل ادم ها میشینه و هر چیزی که با اصالت روح بشر منافات داشته باشه دوام نمی یاره ولو اینکه در دست قدرتمندی باشه پس اگر واقعا اعتقاد داری دین تو بر حق هست پس نترس ترس تو و زروگویی تو و خواستن تو برای کشتن مخالف با کلاه شرعی های دفاع از دین و حق بهانه ایست برای ارام کردن درون ات اما بدان بر حق نیستی که میخواهی از ابزار زور و بستن دهان مخالف استفاده کنی.

     
  19. ایشالا خدای بهاییا (محمد علی باب)اجرتو بده…ظلم برای همه بده..خصوصا ظلم تحریف دین..که شیطان پرستایی چون بهاییا مرتکبند..شما مردانه خدای خودتو معرفی کن که ما تکلیفمونو بدونیم..چرا مث پیرزنا ضجه بیخود میزنی..شیاطینی انسان نما هستین که مردم رو از راه خدا باز میدارین..الا لعنت الله علی قوم الظالمین..یا حسین

     
  20. جناب آقای یک شعون بی مخ
    برای جوابتان لطفا به این آدرس مراجعه کنید
    http://www.balatarin.com/permlink/2013/7/24/3362651

     
  21. با عرض پوزش خدمت موبدزاده

    ای کاش دل و جرعت نوریزاد را شما داشتید که با این حرکت نمادین به دهان ناجوان مردان میکوبد
    چرا فقط تعصب و انتقاد؟

     
  22. درشو ببند خیانتکار تو کی هسی که به نوریزاد گیر بدی

     
  23. پسر خوب همه وقتی از جریان فکری خودشون حرف میزنن . حق رو بخودشون میدن جز بهایی ها که همه رو مساوی میدوونن بورو یه خورده تحقیق کن

     
  24. ای کاش مثل شما بیشتر بودند

     
  25. سلام اقای نوری زاد لطفا پاهای ان کودک فلسطینی که پدر و مادرش توسط اسرائیل کشته شده را هم بوسه بزنید
    پاهای ان کودک خوزستانی که پدر و مادرش باشلیک گلوله های سربازان عراقی کشته شدند
    دستهای ان کودک تهرانی همسایه تان که پدر و مادرش در حمله ناجوانمردانه موشکهای صدام به شهادت رسیدند

     
  26. به اين نظر شما به صورت گفتاري پاسخ داده ام كه نظر شما را به ان جلب مي كنم با تشكر
    https://www.youtube.com/watch?v=ZveDvhoJ7sc

     
  27. سلام آقای نوری زاد.
    من چند سوال دارم. لطفا پاسخ بدهید..
    چرا بهایی ها بجای اینکه با علمای شیعه به صورت علمی بحث کنند مظلوم گرایی کرده و اذهان مردم را منحرف می کنند؟

    چرا و به چه حقی بهایی ها بچه شیعه ها را به خانه های تـــــــیمی خود می برند و آنها را از دین حق منحرف می کنند؟

    اگر بر حق هستند مرد و مردانه جلو بیایند و از نظر مباحث علمی از ادعای خود دفاع کنند بجای اینکه از راه تظلم خواهی اذهان را منحرف کنند

    لطفا پاسخ دهید…

     
  28. جناب آقای نوری زاد سلام

    خواستم بگویم ای کاش بوسه بر پای کودکان، رسم سیاست نمی‌گرفت و شعله‌ی حیلت نمی‌فروخت. روزی بود و روزگاری که هرچه از خوبی بود در خدمت سیاست رفته بود مگر بوسه بر پای طفل که حالا محمد نوری زاد با قدرت تمام چنین کرد و چنان شد که دیدیم.

    آقای نوری زاد که دیروز در قامت راست بودید و حالا در دنده‌ی چپ!

    واقعاً چقدر بد است که نان را به نرخ روز بخوریم و مالیات را به نرخ فردا بگیریم! از بوسیدن پای کودک بهایی و در بوق و کرنا کردنش چه چیز را دنبال می‌کنید؟ می‌خواهید آن همه آدم برایتان هورا بکشند و نام شما را در لوح زرین تاریخ‌نویسان بنویسند؟ راستی آن آدم‌ها چه نسبتی با شما دارند، چه پیوندی با گذشته‌ی شما و اعتقادات شما و داشته‌های شما دارند. منطورم از داشته‌ها، گذشته‌ی سیاست شما نیست که امروز و دیروزش را خوش ندارم. بلکه منظورم گذشته‌ی اصیل دینی است که هر سیاست و سیاست بازی در این روزگار بدان وام‌دارد است.

    آقای نوری زاد! نکند به مانند میرزا علی محمد باب می خواهید فردا روز، ادعای بابیت امام زمان کنید و فردایش ادعای مهدویت و آخرش ادعای خدایی کنید؟

    نکند «کوچه به کوچه کو به کو» به دنبال زرین تاج، می‌گردید؟ همو که به وی گفتند “طاهره”، همان‌گونه که مرد طاس را «زلفی» نامیدند!

    نکند دنبال بهاء الله و عبدالبهاء و شوقی افندی می‌گردید تا خلاصه در برابر امام زمانتان قیام کنید؟

    این ها را نگفتم تا که التماس‌تان کنم و به مانند فیلم‌های عاشقانه بگویم: نرو! می‌خواهید بروید بروید، می‌خواهید دشمنی کنید، دشمنی کنيد. از شما بزرگ‌ترها رفته‌اند و دشمنی کرده‌اند و از آن‌ها آدم‌های بزرگ‌تری بوده‌اند تا پاسخ کلام را به کلام و پاسخ قلم را به قلم و پاسخ فکر خود ساخته را به عقل دهند.

    اما با تمام آن چه گفتم، حالا می‌گویم نرويد! بر این سبیل که راه گرفته‌اید نرويد! این راه، شما را به کعبه‌ی اسلام نمی‌رساند که به اسرائیلِ بهاء و یهود خواهد رسانید.

    آقای نوری زاد! همه چیز را در هم آمیخته‌اید و هر مغلطه‌ای را به خدمت آویخته‌اید. ای کاش می‌دانستید چه می‌گوئید و چه می‌کنید. یک روز می‌گوئید می‌خواهم بروم در گورستان سنی‌ها خاک شوم یک روز در قامت دایه‌ی مهربان بهایی‌ها ظاهر می‌شوید و من ترس فردا را دارم و فروش ناموس! آن‌ هم در بازار کنیزکان سیاست. آن‌هم به آن بهایی‌های تزویر و نیرنگ .

    آقای نوری‌زاد! دلتان برای آن کودک بهایی نسوزد، که مواجب آن‌ها از جایی که باید، می‌رسد. دلتان برای کودک فقر، بسوزد. همو که بر سر چهارراهِ التماس و چراغِ قرمز، گل می‌فروشد. همان فقری که تلاش‌های هشت سالِ پیش شما برایش به ارمغان آورده است. یادمان نرفته است که شما یکی از بزرگ‌ترین سهام‌داران شرکت محمود و اسفندیار بودید و به هر دلیلی سهام‌تان را فروختید و سهام دیگری را خریدید!

    اگر قرار به پابوسی است چرا پای آن کودکان پاراچناری را نمی‌بوسید که توسط همان‌هایی که می‌خواستید در قبرستان‌شان خاک شوید یتیم شده‌اند؛ آن هم چه یتیم شدنی! سر پدران‌شان از بدن جدا شده و دستان و پاهایشان به گوشه‌ای دیگر افتاده!

    من نمی‌گویم باید –حتی به بهایی- ظلمی روا داشت، اما تاریخ را ورق بزنيد و بخوانید از خون‌ها که این جماعت بهایی در سرزمین خدا ریختند و ریختند و ریختند.

    ای کاش لااقل می دانستید و می خواندید که بهایی چیست و چه می‌گوید. ای کاش لااقل در لابه لای تاریخ به تعمق می‌شدید و لختی بدون غوغا و فغان، به تدبير و تعمق می‌نشستید و آن‌گاه می‌یافتید که چنین بوسه‌ای تبلیغاتی، چقدر زشت و بی‌مقدار خواهد بود؛ چرا که شما نه بر پای کودک بهایی، که به خنجرهای خونین آن‌ها بوسه زده‌اید!

    آقای نوری زاد! محو این جماعت نشوید تا که بیش از این از امام زمان‌تان دور نمانید و نمانید و نمانید.

    راستی اشتباه نکنید. اگر از امام زمان می گویم، سخنم سخنِ محمود و اسفندیار نیست؛ که سخنم همان امام زمانی است که به وقت نیمه شعبان، کودکی‌های شهرمان را در چراغ و آذین وخلوصش تقسیم می‌کردیم. امام زمانی که عمق اعتقادش را و انتظار ظهورش را می‌ستودیم و آمدنش را به لحظه‌ها می‌سپردیم.

    پای بهایی نبوسيد که قهقه‌های شیطان را به دنبال خواهد داشت. زنهار که کار دنیا و شهوت و شهرتش به یکی دو روز بیش نیست و کار عقبی به روزهایی دراز! زنهار عزیز! زنهار…

     
  29. جناب نوری زاد عزیز
    سلام
    چند سوال میپرسم که شما پاسخ آن را فقط در پیشگاه فطرت انسانی و روح حق پذیرتان به خودتان بدهید:
    در اینکه به هیچ گروهی نباید ظلم شود شکی نیست، اصولا فطرت بشر ظلم را بد میداند. این امری است پذیرفته.
    اما آیا ظلم فقط بر بهایی ها بد است؟؟
    آیا شما حاضرید بر پای آن کودک سوری که پدر، مادر و خواهر و برادرش را جلویش سر بریدند بوسه بزنید؟
    آیا حاضرید بر گلوی بریده آن کودک دیگر سوری که کل خانواده اش و نیز خودش ذبح شدند بوسه ای بزنید؟؟
    آیا حاضرید کودکان گرسنه آفریقا را یاور باشید و پای آنها را آنها که از فرط گرسنگی و نابرابری در دنیای پر از تزویر ما، چونان دو چوب خشک شده به بوسه ای میهمان کنید؟؟

    و سوالاتی که جواب آن را از شما میخواهم:

    آیا نوشته شما تاییدی است بر عملکرد تبلیغی بهاییت در ایران؟ آیا تاییدی است بر آنچه بهاییان آن را برنامه پنج ساله میخوانند و همکیشان شیعه ما را طبق آن برنامه به مرام خود میخوانند؟ آیا تاییدی است بر صحت ادعاهای تبلیغی مذهبی آنها؟؟ و آیا تاییدی است بر اینکه باب امام دوازدهم شیعیان است که ( 100 سال بعد از شهادت امام یازدهم!!!) ظهور کرده؟(بابی که مرحوم امیرکبیر به دلیل هرج و مرجی که در کشور ایجاد کرد دستور به قتلش داد) و بهاءالله پیامبر الهی است؟؟

    استمرار عزت شما در زیر سایه حق و بر صراط مستقیم را از خداوند خواهانم.

     
  30. البته که این بهایی کوچک بیگناه از توی ظاهرا مسلمان بسیار والاتر و بالاتر است.

     
  31. بدبخت تر از تو ندیدم

     
  32. یه بنده خدا...

    نوری زاد تو جات تو اون دنیا تو بهشته …قشنگ پیش پیغمبر خداست …تو یه انسان واقعی هستی …باور کن از سر شب با دیدن این عکس دارم گریه میکنم…امیدوارم تو زندگی به هر ارزویی داری برسی مرد…یه دونه ای…

     
  33. درود بر شرفت

     
  34. یک جوان بهایی

     من تو را نمی شناسم جز از یک عکس…
    به مثال تو
    که نمی شناسیم…
    جز یک نوشته…
    من از تو هیچ نمی دانم!
    به مثال تو !
    که از قصه ی حیات من…
    ولی من از دین تو می دانم!!
    نمره اش را گرفته ام…
    برای مدرکی که به گمان شما آخر جاده ی تحصیلم بود…
    دیواری که رویش نوشته بود
    …دیپلم!…
    از امینی محمد (ص) ات…
    از عدالت های علی (ع)ات…
    از گذشت های حسین (ع)ات…
    شنیده ام…
    و آنگاه که در ادبیات به معنی پارادکس رسیدم…
    تازه دانستم …شنیدن کی بود مانند دیدن!!
    که منظره ام حکایت تلخی بود
    در رویارویی دانشم!
    بگذریم از اینکه استادان زیادی از هم رشته هایم استاد خطابم می کنند…
    و شاید باورتان نشود که اصلا حتی دوست ندارم که بدانید
    بسیار بالاتر از پله های رشد هم سالانم ایستاده ام
    متشکرم از آن دیواری که برایم ساخته بودید!
    که عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد…
    بگذریم…
    من شاگردی پدر و عموی این انسان جبرا بزرگ (آرتین) را کرده ام
    و شما کمتر نمی دانید از بزرگیشان
    جز طعم یک میوه که گویی با خوردنش شاخ فیلی را شکسته اید!
    تمام حیات اینان را خورده اند که اثبات کنند بلی می شود تمام دارایی یک بهایی را خورد!
    لیوان آب و میوه که جای خود …!
    چرا که تا ابد گویی میهمان حبیب خداست
    گرچه ما را میهمان هم حساب نکرده اید!!
    و من باور کرده ام که می شود بدون هیچ دلیلی حیات یک نفر را خورد
    جناب نوری زاد
    قلم مرا مجال شرح کدورت نیست
    از جانب خویش به عنوان بی سواد ترین عضو جامعه ای که در ازای چند دهه آزار , اهانتی به احدی نکرده
    بابت لطفتان به آرتین عزیز
    روی خسته تان را می بوسم

     
  35. شیعه ی سابق ، بی دین امروز

    برای یک کشور از بدترین گرفتاری ها پیدایش یک دسته ی بزرگ و چندین دسته کوچک در آن میباشد. دسته های کوچک چون سختی ببینند همیشه دشمن توده باشند و همیشه افزار دست بیگانگان گردند.

    احمد کسروی – کتاب “راه رستگاری”.

     
  36. ما از دوستان وهم کیشان خانواده رحیمیان هستیم و از شما مممنونیم که آرتین رو درک کردید و برای مدتی کاری کردید که غم دوری پدر مادر را فراموش نماید و خوشحالم که از اولین کسانی بوده اید که به این ظلم ها واکنش نشان دادید ،کار شما باعث شد تحمل این رنج برای آرتین وهمکیشانش راحتتر گردد و نور تاه ایی از امید دردل آنان بدمد.از این همه شجاعت و صداقت سپاسگذاریم .

     
  37. خداوندا چه سخت است انسان بودن و ماندن در این دنیا چه زجری میکشد آنکس که انسان است واز احساس سرشار است

    (درود بر شرف و غیرت