سر تیتر خبرها
سخنان پوک آیت الله

سخنان پوک آیت الله

جناب مکارم شیرازی، تجسمی از شکل و قیافه ی تمام عیار یک آیت الله بشدت حکومتی است. آیت اللهی که با اطمینان می گویم: بیست دقیقه توان گفتگو با یک جوان امروزی را ندارد.

این شب ها آقای ضرغامی، همچون سالهای گذشته، طلایی ترین دقایق بعد از افطار شبکه ی اول (سوم) سیما را به جناب آیت الله مکارم شیرازی وانهاده است تا حضرت ایشان سخنانی بدون پشتوانه و تکراری و سطحی و غیرمرتبط با زندگی جاری مردم را بر زبان آورند. این سخنان از آنجا پوک می نمایند که از دهان آیت اللهی تهی از عمل و یا بهتر بگویم: آیت اللهی بشدت حکومتی برمی آیند. و چون تناسبی میان نیازهای بدیهی مردم و این سخنان سطحی وجود ندارد، حجم انبوهی از دقایق طلایی یک رسانه ی ملی پی درپی هدر می شوند. بی آنکه سنگی از پیش پای نیازهای جاری و معرفتیِ مردم برداشته شود.

وقتی ایشان مردم را به فهم قرآن و رعایت آداب دینی دعوت می کنند و خود فرسنگها از روح قرآن و مختصات انسانی و اسلامی فاصله دارند، چرا باید حرف و سخن شان بر دل بنشیند و جاذبه ای به جان مخاطب چنگ اندازد و همین چنگ اندازیِ جاذبه های معرفتی، به ترمیم رفتار مخاطبِ خاطی منجر شود؟

جناب مکارم شیرازی، تجسمی از شکل و قیافه ی تمام عیار یک آیت الله بشدت حکومتی است. آیت اللهی که با اطمینان می گویم: بیست دقیقه توان گفتگو با یک جوان امروزی را ندارد. این شب ها سخنان یکجانبه و غیرضروریِ ایشان از آن روی بر امواج می نشینند که شخص حضرت ایشان در این سالهای پس از انقلاب و بویژه از سال هشتاد و هشت بدینسوی، شاهد تلخ ترین حادثه های ناگوار بوده اند و متعمدانه صورت برگردانده و سکوت اختیار کرده اند. بهتر بگویم: این دقایق طلاییِ اهدایی، یک جور حق السکوت حاکمیت است به حضرت آیت الله در پاسخ به سکوت ها و همراهی های هماره ی ایشان.

اعتبار و استناد سخنان این شب های آیت الله، احادیث آمده از هزار و چندصد سال پیش است که راست یا دروغ آنها را باید به فهمِ عقل سپرد. قدر و قیمت این احادیثِ تاریخی آنگونه جناب آیت الله را محاصره کرده اند که لابد فرصتی برای جولان احادیثِ آشکار و زنده و جاریِ امروزین باقی نگذارده اند. اگر تشخیصِ سلامت و صحتِ احادیث کهنه و تاریخی به تحقیقات فرساینده نیازمند است، احادیث امروزین که دم دست اند، و به یک نگاه و به یک سرچرخاندن می شود به درستی و حتمی و بودن آنها از یک سوی و نادرستی و فرمایشی بودن آنها از دیگرسوی پی برد.

ایشان و سایر آیت الله های حکومتی سالهاست که بچشم خود احادیث بسیار مستدل کشته شدن و نابود شدن و تحقیرشدن و غارت شدن مردم را توسط حاکمان اسلامی در این ملک دیده اند و می بینند اما مختصری از دقایق طلایی سخنان سطحیِ خود را بدانها اختصاص نداده و نمی دهند. راستی چرا؟ بگویم؟ رازش در همان حکومتی بودن جنابان آیت الله است.

علاوه بر کشتار و غارت مردم مسلمان تهران و سایر شهرستانها، و علاوه بر تخریب وجهه و خانه و مدرسه و زندگی آیت الله منتظری، و علاوه بر ویران کردن بساط علمی و زندگی آیت الله صانعی، و علاوه بر توهین های شعبون بی مخ های حوزوی به علمای مستقل، محل اجتماع آرام ترین و بی آزارترین مردمان قم یعنی دراویش قم را جلوی چشم حضرت آیت الله با خاک یکسان کردند و بسیاری از آنان را به زندانهای بی دلیل انداختند اما جناب آیت الله و سایر آیت الله های حکومتی آنچنان دم فروبستند که گویا یک چنین فجایعی را ندیده و نشنیده اند.

من می گویم: تماشای این که درست دو قدم آنسوتر از بیت جناب آیت الله مکارم شیرازی، حقوق فردی و جمعی مردم در یک استمرار آشکار توسط حاکمان حکومت تباه و غارت می شود و همزمان حضرت ایشان نشسته اند و به کنه یک حدیث کهنه فروشده اند تا ظرافت های ادبی و معنایی آن را کشف کنند، احتمالاً بیانگر اعجابی و مراتبی از مجاهدت جناب ایشان است. من می گویم: سقوط یک عالم دینی از زمانی شروع می شود که او بچشم خود تباهی ها را ببیند و نه که سکوت بل آنها را انکار کند.


محمد نوری زاد
بیست و یکم تیرماه سال نود و دو
تهران

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

105 نظر

  1. فکر کنم پوچ درست باشه مگر اینکه منظور خاصی داشته باشین

     
  2. واقعا شروور میگی آقای قوری زاده
    عقل میگه تقلید نکنند!
    شما مریض میشید چرا به دکتر میرید و حرف دکتر گوش میدید
    به همون دلیل هم باید حرف مرجع رو گوش بدید و تقلید کنید
    مگه ماها متخصص در دین هستیم که تقلید نکنیم
    بله اگر بریم و فقه و اصول و رجال و درایه و…..بخونیم و مجتهد بشیم دیگه نیازی نیست تقلید کنیم
    شما میگه اینا باعث ریخته شدن خون مردم شدند!!
    خیلی روتون زیاده،امثال شما و اربابتون بودند که خون مردم ریختند
    ان شاالله خدا شمارو با همون اربابتون محشور کنه

     
  3. سلام عزیز
    درد دلهای ما میگی مرد
    کاش میشد ما هم کاری کنیم
    نمی تونم باور کنم که ظلم و زیانی که اینها از هر جهت بر ما وارد کردند و میکنند تنها از رذالت و حرصشان باشه و برنامه و عمدی چند ساله و وحشتناک بشتش نباشه.
    و اگر کمی هم این احتمال رو بدیم شک میکنیم اینها انسان
    و بدتر اینکه ما مردم کاری نمی کنیم

     
  4. خب معلومه چهره آیت الله مشخصه شیبه ////…دورغگوترین و ثروثمندترین عالم ربانی ایران زمین /////…امیدوارم خداوند همه آیت الله ها را سیر نکنند…آمین

     
  5. شیعه عاشق
    در جواب سوالتون :جایی که ایمان شما رفته.

     
  6. در جواب دوستی که خواستن یک نفر رو به عنوان مرجع تقلید بهشون معرفی کنن باید عرض کنم کار سختی نیست. بگردید ببینید کدام یک ازین مراجع در برابر ظلم ساکت نمینشینه و از طرف هر کسی باشه موضع میگیره و سخن حق رو میگه حتی اگه بر علیه خودش باشه

     
  7. خانم مهتاب.ادبتان کجا رفته مسلمان..؟

     
  8. جناب آقای نوری زاد ؛ همیشه این سوال عذابم میداد پس کی ؟!! چه زمانی مرجع تقلید، مقلد و… باید از خود نسبت به حقوق مردم حرکت کند وفتوا دهد؟ اصلا این مرجع بودن چه فاید و سودی برای مردم دارد؟!!

     
  9. صادقانه به شما می گم به خداقسم یک روزی آثاراین جورصحبت کردن هاروخواهی دید.19سالمه بچه تهرونم ولله واسطه ی درمسیرائمه بودنم همین روحانیت هستند.چراایشون روحکوتی نام میبری؟آیاحکومتی بودن مشکل داردجناب؟چراروحانی های ساده لوح!!!!(کی؟)که فوت شدن موردخطاب قرار ندادی؟چراآقای صانعی یک زمانی که ماهانبودیم یک شعارهای می دادن که مخالفت باولی فقیه گناه است و….. .حالابه ایشون نامه نوشتیدکه خیلی سختی کشیدیدو….. .جمله اولم را باردیگربخوان.

     
  10. با سلام خدمت جناب نوری زاد محترم.
    (در جواب ناشناس)
    ریشه ی اعتقاد از انجا میخشکد که بخواهند تحمیلش کنند.
    با احترام.

     
  11. با سلام آقاي نوري زاد رفتار گذشته خود را ابلهانه انگاشته ايد. از کجا معلوم پس از مدتي باز همين رفتار خود را نيز ابهانه بدانيد؟ واقعا منظور من توهين نيست اين يک سوال است.
    توضيحتون در مورد احاديث تا حدودي قانع کننده بود اما صادقانه به نظر نميرسيد.
    آيا صحيح است که حرف حق را با انگ کهنه بودن و قدمت به دور اندازيم يا نه از چشم بياندازيم؟ اين چه نوع استدلالي است؟
    به عنوان شريک شما در انسانيت خواهش دارم که در نقد و انتقاد جوانب انساني را در نظر داشته باشيد. به هر حال هيچ کس نه من و نه شما معصوم نيستيم و طبعا اشتباهات و اغلاطي داريم با کنايه هاي تيز و زبان تند نه تنها کمکي به اصلاح نکرده ايم بلکه راه لجاجت و سر سختي گشوده ايم. همانطور که از جمله اول حتما ناخورسنديد و و واکنش تند در مقابل آن را عادي تلقي ميکنيم. پس بياييد سعي کنيم انسان هايي منصف و نقد پذير باشيم و در انتقاد هم زباني نرم و بياني شيوا بکار بريم که اميد اثر داشته باشد.
    بدرود

     
  12. خانم مهتاب :
    البته واضح است که شما یه آدمی مانند شریعتمداری //// هستید. البته تقصیری هم ندارید هر که نان این حکومت را می خورد لازمه ادامه حیاتش، بی تربیتی و فحاشی است. هنگامیکه شخصی نتواند با منطق حرف بزند به ناچار به توهین روی می آورد. نقد اشخاص توهین نیست، ولی نوشتار شما تنها چیزی که در آن نیست نقد است! همه توهین است. شما اگر از نوشته های آقای نوریزاد خوشتان نمی آید می توانید به سایتهایی که حکومت به زور به شما پیشنهاد می کند، مراجعه فرمایید و از آنها لذت ببرید.

     
  13. با سلام
    شما چیزی را درست میدانید که تصور میکنید درست است،بعضی جاها دیدم میگید احادیث کهنه!!!یعنی چه احادیث کهنه؟ اگر میخواهید محترم بمانید لطف کنید با ادب صحبت کنید.شما میگید که عقل میگه تقلید نکن،کی گفته اینو؟شما مقلدین را جاهل میدونید اگر این بی احترامی به مقلدین نیست پس چه چیزی هست؟خوبه چند دکتر و استاد و مهندس داریم تو ایران که از مراجع تقلید میکنند.لذا لطف کنید محترمانه صحبت کنید.

    اسلام فقط گفته در زمان غیبت امام زمان -علیه السلام- از مراجع با تقوا فقط و فقط در مسائل شرعی تقلید کنید،تأکیید میکنم فقط و فقط در مسائل شرعی اجازه داریم از مراجع تقلید کنیم تازه ااگر خودتون مجتهد نبودین اجازه دارین.در مقابل ، تقلید از مراجع ،در سیاست،در اعتقادات و بقیه زمینه ها رو اسلام اجازه نمیدهد.(یعنی آزادی اندیشه)

    اما بنده انتقاد شما به بعضی از مراجع تقلید حکومتی را وارد میدانم.واقعا بعضیا دارن از اسلام سوء استفاده میکنند،سبب دوری بسیاری از جوانان از اسلام شده اند خداوند از آن ها انتقام بگیرد.

    یه سوالی که ندیدم جوابشو بدین اونم که چرا تا قبل از سال 88 انتقاداتون رو کسی نشنیده بود و شما حامی بزرگان حکومت بودید؟
    با احترام

    ———————–

    سلام علیرضای گرامی
    سخن من به مراجعی بازمی گردد که به مغزیک حدیث آمده ازسالیان دور مته می زنند وازاحادیث جاری کشورخود بی خبرند. چه می گویم؟ با خبرند وآن را درجوف تقیه انکارمی کنند.
    نوشته های سابق من نیمی درانتقاد ازجناح راست بود ونیمی ازجناح چپ. والبته جانانه وغلیظ ازرهبرونظام دفاع می کردم. ابلهانه.

    با احترام

    .

     
  14. آقا مهتاب (خاله خرسه )تصویر رگهای ورم کرده ی گردنت در ذهنم تداعی شد .تا این نظام دوستانی چون تو دارد نیاز به آمریکا واسراییل نیست

     
  15. اقای نوری زاده با ادب!به عنوان یه جوونی که نه اتقلابودیدم نه جنگو دیدم میخواستم بگم نسل شما ادمای جوگیری هستین که یه زمانی جو گرفتتون انقلاب کردین شاه عزیزمونو!بیرون کردین ایت الاهارو کردین سکاندار کشور حالاهم باز جو گرفتتون در به در دنبال شاه هستینو میخواین ایت اله هارو فراری بدین شمایی که روزی شعار جانم فدای رهبر میدادین حالا هرروز یه انگی بهش میچسبونین تکلیفتون با خودتون هم مشخص نیس…………..

     
  16. بهرام جان عزیز اولا که من اصلا هم ادعای مسلمونی ندارم ثانیا پس میخواستی دختر تو باشم!!!!!!!!!ثالثا من نه ملا زاده ام نه حزب اللهی رابعا بهتون و افتراو بوسه زنی بر پاهای فرقه های من در اوردی هم کم از فحاشی نداره خامسا اینکه شما اقای نوری زاده ه ه ه ه با ادبه مسلمونه مومنه هنر منده ازاد اندیشه سینه چاک سابق رهبری!زیاد دلیل و برهان ازت نمیخوام فقط و فقط یه دلیل محکم برام در مورد تناقض حرفهای ایت اله با رفتارش رو بیار تا منه سینه چاک اقای مکارم روشن بشم و تو همین سایت رسما ازت معذرت بخوام . اصلا نه میام از نزدیک بوسه بر پاهات میزنم!
    راستی شماها که انقدر در کار ریختن پته رو اب مهارت دارین خیلی از ایت اله ها تو این کشور هستن که باید پتشونو بریزی رو اب حالا چرا گیر دادین به این؟ برین در مورد لندن نشینها و اتریش نشینها اونایی که شب میخوابن صبح میشن رییس اونایی که فک میکنن مملکت ارث باباشونه اونایی که سال 88 جوونای بدبخت کله پوکه بی خبر از همه جا رو کرده بودن سپر خودشون اونایی که بالاترین حکم دادگاه نسبت بهشون خونه نشینیه یا 6ماه حبس نامردایی که واسه قدرت طلبی خودشون جوونای 20 ساله رو فرستادن پای چوبه دار ککشونم نگزید اونایی که سال 88 بچه های خودشون اتریش تشریف داشتن اونوقت جوونای مردمو تشویق میکردن بیان خیابون تا قدرت از دست رفتشونو به دست بیارن نامردایی که حاضر نیستن اب تو دل بچه های فرنگ نشینشون تکون بخوره ولی حاضرن به بهای خون جوونای مردم بشن رییس جمهور
    اونایی که صدای کلنگ قبرشون میاد ولی بازم حاضرنیستن دست از قدرت طلبی و جاه طلبیشون بردارن .
    اونایی که اگه یه روز بساط کوبیده و پسته رفسانجانیشون پهن نباشه میمیرن!ولی همین اینا تنها برای اثبات کردن خودشون به رقباشون این گرونیه کمرشکنو ایجاد کردن.
    محمد نوری زاده عزیزمن نه بی ادبم نه بی فرهنگ ولی وقتی میبینم امثال تو به جای حل مساله صورت مساله رو پاک میکنن حرصم میگیره. چند ماه پیش تو یکی از کانالای ایران یه خبرنگار از یه پسر بچه هفت هشت ساله پرسید: ارزوت چیه؟ پسر بچه گفت: ارزو دارم نون ارزون بشه .تا یه ماه وقتی یاد حرفش می افتادم گریه میکردم بچه ای که الان باید بازی و تفریح کنه دغدغه قیمت نونو داشت.مشکل کشورمون اینه اونایی که شعار ازادی سر میدن و از سر خودخواهی کشور رو کردن عرصه کشمکشهای شخصیه خودشون ولی خبری از سفره خالی همچین بچه هایی ندارن باید پتشون ریخته شه رو اب اقای نوری زاده ه ه ه.

     
  17. ائمه بزرگوار عليهم السلام اگر بنا به مصلحتي در جايي سكوت اختيار كرده اند، در صد جاي ديگر مخالفتشان را اعلام كرده اند.
    “تقيه” در جايي است كه خوف جان و مال و عرض و ناموس باشد. “تقيه” در يك حكومتي كه ادعاي دينسالاري دارد، چه محلي از اعراب دارد؟
    خوب اين علما يك بار هم در برابر مخالفان “تقيه” كنند و اجازه دهند آنها حرفشان را بزنند. همان گونه كه مراجع شان دارند مردم هم شان دارند. شان مراجع را دستاويز ديگري براي خاموش ساختن مردم نكنيم! خوب ايشان در موقع ناديده گرفتن شان ساير مراجع (كه به زعم شما خيلي اهميت دارد) چرا تقيه كردند؟
    ميفرمائيد “نفی عملیاتی انقلابی گری افراطی جز در آوردگاه نبردی چون کربلا” جالب است، پس با “كل يوم عاشورا” و “كل ارض كربلا” و “كل شهر محرم” چه ميكنيد؟
    نميشود كه همه چيز را مصادره به مطلوب كرد. تقيه بر ضد مردم فقط خوب باشد، حفظ شان فقط براي علما خوب باشد! شور و حال انقلابي فقط موقع كشاندن مردم به صحنه در طرفداري از ما مجاز باشد! وقتي صداي مخالفي بلندميشود “درك موقعيت زماني و مكاني” صورت نگرفته، اما وقتي كه هزاران هزار آدم را به صرف مخالفت، زنداني و شكنجه ميكنند، “درك موقعيت زماني و مكاني” به خوبي انجام شده است؟
    واقعا هنوز مردم را ابله گير آورده و از ترفندهاي نخنماي عوامفريبانه براي بازداشتن مردم استفاده ميكنيد؟ هر جا به نفع شما باشد كه كاري انجام شود، قواعد و اصول توجيه يا ناديده گرفته ميشود. بالعكس براي تحمير خلق الله( به زعم شما) اصول و قواعد و آيات و روايات مستمسك و دست آويز ساكت كردن مردم قرار ميگيرد.

     
  18. بنده خدا، ايشون يك موضوعي رو مطرح كردند، شما هم اگر در توانتون هست، پاسخ شايسته بدهيد. طرح اين مطلب كه دچار افسردگي شديد و همه به فكر شما هستند، چه محلي از اعراب داره؟؟ آيا اين جواب شما، مصداق اين آيه شريفه هست؟ ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة و جادلهم بالتي هي أحسن

     
  19. به به این لقمه های حرومی که انصار حزب الله و ملاهای درباری با خودشون سر سفره میبرن خوب ///// اثر کرده ها! مهتاب خانوم حقا که دختر پدر و مادرتی! راستی شما که انقد ادعای مسلمونیت میشه موندم چرا /////فحاشیت به راهه؟ //////////ببین چه به روز دین محمد (ص) اومده که دیگه ///////// امتش مدافعین سینه چاکشن! ضمنا ایشون نوری زاد هستن نوری زاده که اسمشو توی مراسم عمر کشون و … شاید شنیده باشی کس دیگه ایه!

    ——————-

    بهرام گرامی
    سخن تلخ را با سخن تلخ تر پاسخ نمی گویند دوست من
    با احترام

    .

     
  20. درود بر شما

     
  21. مجتبی یحیی کاوه

    جناب نوری زاد عزیز با سلام و احترام فراوان
    ابتدا اکیداً خواهش می کنم، علیرغم دیگر یادداشتهایی که بر مطلبتان آمده و همچون فضای همین نوشته شما، چه له و چه علیه آن به توهین و تهمت آلوده شده اند، این یادداشت را بدون واکنش نگذارید زیرا که قصد مجادله احسن در آن هویداست، حتی در صورت امکان لینکی به آن اختصاص دهید. بر این سبیل به موارد زیر اشاره می شود:
    از اینکه فرموده اید آقای مکارم به مظالم حکومت اعتراض آشکاری نکرده اند، براحتی نمی توان عدم عدالت ایشان را نتیجه گیری کرد. اینکه بزرگان دین در طول تاریخ ، چه ائمه، چه کارگزاران ایشان و چه مراجع و چه هر کس دیگری که واکنش خاصی از او انتظار می رفته، در چه موقعیتی قرار گرفته باشند بر نوع و شیوه واکنش آنها مؤثر بوده است. با این شیوه نتیجه گیری تک عاملی فرمول شما، که تنها متغیر را وقوع یک ظلم و لزوم واکنش مورد انتظار شخص شما از یک عالم تأثیرگذار می دانید، بسیاری از متغیرها نادیده گرفته می شود و چه بسا تناقضات بسیار در تاریخ تشیع دیده خواهد شد. در آن صورت باید به سؤالات زیر پاسخ داد:
    واکنش امام مجتبی به زیاده خواهی معاویه یا حضرت زین العابدین به واقعه حره – شامل غارت جان و مال و ناموس اهل مدینه (شهر پیامبر)- چه بوده است؟ آیا دقیقاً انتظارات جناب شما را برآورده ساخته؟ دیدار امام باقر در مدینه با عبدالملک مروان چه؟ برخورد ایشان و فرزندشان امام صادق با فرصت بر زمین کوفتن بنی امیه را چه؟ حضور کارگزاری بزرگی چون علی بن بقطین در بناگوش هارون الرشید و دست نزدن به هر نوع اضراری به هارون – به هر مصلحتی- و از همه بالاتر همکاری مشروط علی بن موسی الرضا با دربار مأمون و دیگر ائمه هر یک به نوعی و درجه ای از حضور و حمایتی کم از حکومتهای وقت را با این رویکرد انقلابی تان چگونه توجیه می فرمایید؟ آیا باید همیشه انقلابی نگریست؟ آیا از نزدیک به ثلث قرن که ازاین دید و رویکرد آسیب دیده ایم و انقلابی گری را به سرقت رفته کسانی ناکس دیده ایم نباید درس گرفت؟ آیا سیره سیاسی غالب ائمه شیعه که “التقیه دینی و دین آبائی” و “نفی عملیاتی انقلابی گری افراطی جز در آوردگاه نبردی چون کربلا” را سیاست دراز مدت خود قرار داده بودند و به اعتقاد تاریخ نگاران همین باعث رشد کمّی شیعه شده است را می توان نفی کرد؟
    در عین اینکه ایراد شما به آقای مکارم چیزی نیست که بتوان نادیده انگاشت، با این حال چون سخن درباره یک مرجع شیعی است، مواردی گوشزد و به قضاوت جنابعالی و عموم نهاده می شود:
    – شخصی می گفت چون امام در سال 42 تقیه را حرام کرده اند، آیت الله خویی نیز در عراق باید همان سیره را در واکنش به حزب بعث حاکم به عمل می آورد. در صورتی که می دانیم نه عراق، ایران بود، نه خشونت رژیم شاه قابل مقایسه با خشونت حیوانی آن رژیم بود، و نه دیگر مراجع نجف از مصونیتی که آیت الله خمینی از آن بهره می برد برخوردار بودند.
    – عنوان “اعلی حضرت” که در نامه ایشان به شاه دیده شده را باید حمل بر چه کرد؟ همچنین آیا تمامی وعاظی که تا پیش از سال 56، یا علناً انتقادی را نثار دستگاه نمی کردند و یا با دعایی به جان حضرت شاه، زمینه انتقادی مؤثر و دوستانه را نیز فراهم می آوردند – و خوب می دانیم که مرحوم آقای فلسفی نیز از آن جمله بودند و نفوذی در ارکان حکومت داشتند- همگی خائن و دین و وطن فروش بوده اند؟
    – آیا این ممکن نیست که عالمی چنین بیندیشد که حضور نیم بند او در یک تشکیلات می تواند از غیبت و احیاناً درگیری اش مفیدتر باشد تا جلوی برخی از فسادها را گرفته شود و یا اینکه منشأ خدماتی شود؛ چون علی بن یقطین یا اصحاب کهف؟
    کوتاه سخن اینکه، اینجا نیز همچون بسیاری از ابواب فقهی، عناصر مکان و زمان و همچنین مکانت و نیز صحنه شطرنج در هم تنیده سیاست و دین و ملک و ملت و آینده و همگی مصالح آنها و ارتباطش با یک بازیگر تأثیرگذار در فرمولی که باید براساس آن تصمیم گیری کرد نقش بازی می کنند؛ هر کس نیز براساس حجتهای موجود خود تصمیم نهایی را می گیرد. با فرمول کاملاً احساسی شما، اتفاقاً بزرگانی چون آقایان شریعتمداری، آذری قمی و منتظری محکومند، زیرا که با فضای انقلابی که شما در آن هنگام تنفس می کردید و حاضر به رفض و رد آن نبودید سازگاری نداشتند. نمی توان با ادبیات آیت الله خمینی رویکرد دیگر مراجع را بکلی رد کرد و بالعکس.
    در پایان ضمن یادآوری اینکه واکنش آقای مکارم به تجاوز به بیت مراجع همچنان مورد انتظار و تا زمانی نامعلوم بر ذمه و گرده ایشان سنگینی می کند، از جنابعالی خواهشمند است اشتباه نادیده انگاشتن شأن مراجع را که تجربه تلخ سالهای پس از انقلاب است و خود مدعی آن هستید را تکرار نکنید و لزوم انتقاد ملایم تر به هر بزرگی از جمله مراجع را نصب العین خود قرار دهید.

    ——————–

    سلام دوست گرامی وبا ادبم
    نوشته ی شریف شما مرا برآن داشت که نکته ای مختصربه کنه سخن شما تعریض دارم. شرط شجاعت برای مراجع حتما برای مصرف دریک جاهایی لحاظ شده است. اینگونه نیست؟ شما ازصلح امام حسن با معاویه وامام سجاد ودیگران اسم برده اید. من دریک شرط با شما موافق خواهم بود که جناب مکارم وآیت الله هایی چون او محکم وبی اعوجاج حکومت فعلی را درامتداد حکومت معاویه بدانند نه این که با هرسخن به ترمیم خرابی های آن بپردازند واستحکام بخش پایه های آن باشند. البته ازداستان واردات شکر ونقش فرزندان وی دراین وادی نیز چیزی نفرمودید.

    با احترام وسپاس مجدد

    .

     
  22. تا ما در کشور تهی مغز هایی داریم که شعورشان بگفتمان چند آیت الله بسنده است.و کم میاورند دست بدامن اسرایل میشوند.آدم های فهیم را جاسوس اسراییل مینامند.وضع بهتر از این نخواهد بود.درود میفرستم بر شجاعت تو ای مرد تاریخ.

     
  23. خوشحالم.اینقدر خوشحال که دارم گریه میکنم.اینکه بالاخره همه ما روزی میتونیم اشتباهاتمون رو ببینیم با قضاوت یا بی قضاوت.من یکی بودم مثل شما یا شاید بزرگ شده با آمال شما ولی اگه حقیقت رو ندیدم لاقل اشتباه خودم رو دیدم. پیروز باشید.
    فقط میخوام بگم تنها نیستی

     
  24. با عرض سلام خدمت آقاي نوريزاد عزيز و آزاده .هر روز قيافه اين ايت اله را ميبينم كه دارد مردم را موعظه ميكند .اگر ايشان راست ميگويد فرزندش را موعظه ميكرد تا اين همه اختلاس و دزدي نميكرد . پسر اين ايتاله به واسطه رانت پدر توانست چندين كارخانه قند وشكر را بخرد وهمه انها را تعطيل كند تا با رانت بازي ديگر واردات شكر را در اختيار بگيرد .به واسطه پسر اين ايت اله كار گران زيادي بيكار شدن . وكلام اخر اينكه جناب اقاي مكارم چرا به فرزندت نميفرماييد طلب كشاورزان چغندر كار سال 1379را بده چرا موعظه شما فقط براي مردم است

     
  25. تنها حرفی که در چنته دارید،تهمت زدن است.هرآزاداندیشی فریب خورده یاجاسوس اسراییل وآمریکا است…اینجوری خیلی راحته،وقتی جوابی ندارید.

     
  26. با سلام
    شرم باد بر مملكتي كه روشنفكران ان شريعتي،ًازغدي، زيبا كلام، سروش، مطهري و امثالهم هستند بارها با خود انديشيده ام كه ايا امكان پذير است روزي ايران هم متفكران بزرگي مثل كانت و هگل و … را به جهان عرضه كند افكاري كه با گذر زمان به زودي فرسوده نميشوند. ايا تا به حال كسي تاريخ اسلام را از روي منابع اصلي مطالعه كرده و پي به محتويات دروني ان برده؟ معدود انسان در ايران هستند كه با ديد باز علمي و با مطالعات تاريخي و فيزيك و زيست شناسي به جهان بنگرند من واقعا در تمام دوران زندگيم فقط با يك نفر تونستم با چنين ديدي مواجهه بشوم. سه علم را بخوانيد و بعد نظر بدهيد ١- مكانيك كوانتوم ٢- نظريه تكامل٣-تاريخ طبري
    با ديد علمي و تاريخي ذهنتان را از ياوه گويي هاي روشنفكران و بزرگان ديني برهانيد بعد با جسارتا خواهيد كه انسان بزرگي در اطراف شما وجود نخواهد داشت! اگر ترس از جان نداشتم نوشته هايم را منتشر ميكردم ولي متاسفانه اقاي نوري زاد هم از اونطرف پشت بام افتادند پايين

     
  27. محمد خودت که تا خرخره تو لجنزاری که امریکا و اسراییل برات ساخته رفتی دیگه دست از سر این جوونا بردار تو و چه به اظهار نظر درمورد ایت الله العظمی مکارم شیرازی .تو دیگه فوق فوقش لایق تف توله های بهایی باشی نه بیشتر.راستی دفعه بعد اگه کسی رو پیدا نکردی تو صورتت تف کنه من تو خونمون یه سگ شکاری دارم بیا اون توصورتت تف کنه ولی نه حرفمو پس میگیرم تو لایق تف سگ من نیستی. بهتره بری پیش همون توله بهاییه ……………….

     
  28. نوری زاده عزیز این روزها فک کنم خیلی سرت شلوغ باشه چون هم زحمت نوشتن این اراجیفو خودت میکشی هم زحمت نوشتن کامنتها برعهده تو هست.اخه مردتیکه الاغ کدوم طلبه ای میاد به همچین سایتی سر بزنه ماخودمون تو و امثال تو رو رنگ میکنیم جای الاغ صادر میکنیم به اسراییل.

     
  29. من هم فعلا خاک را بر سر تو میبینم که نوری زاد و امثال ان شما را افسارکرده و به هر سویی میکشاند

     
  30. فرهیخته متعهد
    به گفته صائب تبریزی:

    این دزدها تمام شریکند با عسس/پیش فلک شکایت دوران چه می بری؟

    مشکل از نگاه و انتظار من و شماست از این به اصطلاح آیات به اصطلاح عظام وگرنه تاریخ زیست این بزرگان سرشار از منفعت طلبی های رذیلانه و مفت خوری هایی است که با سرمایه جهل مردم ممکن می شود.

     
  31. حمید

    اخه مردک بی سواد!خودت کم با فیلمهای مسخره ات پول و وقت مردم بیچاره رو هدر دادی!خاک بر سر ملتی که توی نوری زاد نظریه پردازش باشی!!!!!!

    آقای نوریزاد از این آقای باسواد که بلد است فیلم خوب ومناسب بسازد یاد بگیر.ادب هم یاد بگیر .
    خاک استبداد شاهی وبدتر از آن استبداد دینی که بر سرمان ریخته این خاک جدید هم بر سر ما.
    نوریزاد برای رهایی از از دست ژنهای به ارث رسیده از پدران ستم پذیرمان چاره ای نیست که از تمدنهای پیشرفته کهکشانی کمک بگیریم. دانش آن را اکنون نداریم.برای رهایی از چنگ ستم سپاه پاسداران هم به کمک نظامی تمدنهای پیشرفته فرا زمینی نیاز داریم.از ساکنان کره زمین نا امیدیم.

     
  32. با سلام سال پیش مسابقه یورو ویژن در کشور آذربایجان برگذار شد آیت الله مکارم به شدت به مبارزه با آن برخواست وا اسفا کردند که اسلام از بین رفت و…چندی پیش دوستانی از جمهوری آذربایجان آمده بودندباهم صحبت می کردیم گفتند مردم ودولت آذربایجان از این بابت از حکومت وروحانیون ایران ناراحت وگله مندند که به عنوان یک کشور مسلمان وشیعه دو دهه است که مساجدشان توسط ارامنه ارمنستان به خوکدانی تبدیل شده وچه مادران جوانی که شکم هاشان دریده نگردید وجنین شان خارج نشد،اما همین آیت الله ها نه تنها سکوت کردند بلکه با مراودات تجاری واقتصادی بکمک ارمنستان شتافتند.آنها نمی توانند سیاست یک بام ودو هوا را نسبت به آذربایجان وفلسطین تحمل کنند. چطور در چندین هزارکیلومتریشان به کمک فلسطین می روند اما دم گوششان حاضر نشدند به قره باغ آذربایجان ومسلمانان آن کمکی نمایند.فاجعه قتل عام خوجالی یکی از بزرگترین جنایات بشری بود که با کمک روسیه وارمنستان انجام شد.
    خود من چندین بار به سایت آیت الله مکارم شیرازی ونوری همدانی و…ایمیل زدم وخواستار محکومیت قتل عام قره باغ و اکنون قتل عام مسلمانان چین شدم اما چه فایده که در منظر ایشان بوسیدن پای کودک معصوم (هرچندبهایی باشد)سنگین تر از این قتل عام هاست.
    خدایا در این ماه عزیز مارا به راه راست هدایت فرما.

     
  33. تو یکی از سایت های حکومتی دیدم که نوری زاد به آیت الله مکارم توهین کرده !!!! و به این سایت مرجعه کردم دیدم اصلا توهینی در کار نبوده بلکه حقیقت را گقته . اینها با کاراشون آقای نوری زاده را به اوج می برند که البته ایشان لیاقت این اوج را دارند . درود

     
  34. جناب نوریزاد عزیز
    باسلام
    به نکته کاملاً صحیحی اشاره فرمودید. به نظر من یکی از مشکلات اساسی و در اصل اساسی ترین مشکلی که در حال حاضر با آن دست به گریبان هستیم چه در مسایل سیاسی چه اقتصادی ، چه فرهنگی و در نهایت چه مذهبی تماماً ریشه در تقلید دارد. ملت ما را آنچنان در تقلید غوطه ور ساخته اند که تقلید جزئی از فرهنگشان شده. برای همین از تحقیق به دور مانده اند.
    ملت ایران در هیچ زمینه ای زحمت تحقیق به خود نداده و دربست سخنان پوچ اقایان را باور می کنند. این قضیه به حدی فراگیر شده که در زمینه هایی غیر از مذهب نیز مردم را از تحقیق دور کرده است. بعنوان مثال نگاه کنید به ارائه آمار از سوی مقامهای دولتی و اینکه مردم ایران حتی کوچکترین زحمتی به خود ندادند تا آمار صحیح را از آماز دروغ جدا کنند.
    تقلید در حال حاضر مانند علف هرز قدرتمندی شده که باید از ریشه درآورده شود

     
  35. و انسان خدا را آفرید

     
  36. آقای نوریزاد میشه به این سوال پاسخ بدی؟
    چرا با این همه حرفایی که علیه بلندپایه ترین مسئولان نظام و مراجع و….. می زنید هنوز نفس می کشید اونم بغل مخوف ترین نهادهای نظام؟
    در حالی که خیلیا بی نام و نشون شدند؟

     
  37. آقای نوریزاد ما شیعیان این تخلفات حکومت اسلامی را محکوم میکنیم و از آن برائت میجوییم ولی بر چه اساسی؟ فقط فطرت؟.. . نه خیر چیزی که بیش از همه مارا نسبت تخلفات رخ داده حساس و معترض میکند همین روایات ائمه ی معصومین علیهم السلام است . . . همین تاکیدات مولای متقیان علی (ع) است . . . بعید میدانم شما آن روایات گوهر بار را که امروز به روشنی مصداق پیدا کرده است کهنه و قدیمی بدانید . . .در چینش کلماتتان دقت بفرمایید . . . ما هم از رفتار آیت الله مکارم شیرازی دلگیر هستیم ولی قیصریه را به خاطر یک دستمال به آتش نمیکشیم.

     
  38. اینها ///// قدرت طلب هستند تا زمانی که این ///// بوسیله چاپلوسانی مثل زرغامی شریعتمداری و سکوت ما مردم وجود دارد این //// قدرت را رها نمی کنند انتخاب دوباره جنتی نشانه لابی قدرت مند شعبون بی مخ هایی است که در این لابی حضور دارند و حتی رهبر هم قدرتی در مورد این لابی ها ندارد پس باید فقط شروع به ایجاد شناخت های فکری در مردم کرد تا شاید این خرفت ها مغلوب ما مردم شوند

     
  39. فعلا خاک را بر سر ملتی میبینم که مکارمها مراجع ان هستند

     
  40. جناب نوری زاد مزاح فرموده اند و شاید متوجه نشده اند که اصل موضوع از ایشان سوال نشده بلکه تشخیص مصداق مورد سوال است. امیر رضای عزیز. اگر شیعه دوازده امامی باشی اجماع بر این است که در احکام و نه اصول دین باید از یک فقیه تقلید کنی یا خودت مجتهد شوی، درست مثل آقای نوریزاد.

     
  41. برای کوبیدن آیه الله مکارم نیازی به زیر سوال بردن فقه و کهنه خواندن تعالیم نبود. جناب نوری زاد قسمت نیاز انسان به دین و راهنمایی را دوباره از کتب اعتقادی بخوانید

     
  42. اخه مردک بی سواد!خودت کم با فیلمهای مسخره ات پول و وقت مردم بیچاره رو هدر دادی!خاک بر سر ملتی که توی نوری زاد نظریه پردازش باشی!!!!!!

     
  43. hagh ba shomast in afrad ra amsale shoma bayad bozorvar benamand

     
  44. good mullah is dead mullah

     
  45. ایشان بخاط کتاب « فیلسوف نما ها » در زمان شاه جایزۀ سلطنتی گرفتند و مدتها هم در دارالتبلیغ و از اطرافیان نزدیک آیة الله شریعتمداری بودند ولی بعدا با تغییر جهت باد تغییر موضع دادند!

     
  46. جناب نوری زاد. به نظر میرسد که شما همه پیام ها را منتشر میکنید. ولی آیا لازم است که پیام آنانی که فحش میدهند را هم منتشر کنید؟ کسانی که بلاگ شما را میخونند حق دارند این اراجیف را که موجب کدورت روح میشود نبینند . لطفآ این را رسما اعلام کنید که چنین پیام هایی که حاوی توهین و فحش باشد را به خاطر خوانندگان خود چاپ نخواهید کرد.

    —————

    سلام دوست خوبم
    معمولا تعداد پیامهایی که به ناسزا آلوده است زیاد نیست. من با اطمینان ازاین که فرد ناسزا گو حتما بازمی گردد تا نتیجه ی کارش را رصد کند آنها را منتشرمی کنم. تاشاید خودش ببیند که چقدردراقلیت است. من با سخن جناب بردیا (بامداد سخن) موافقم که دریک گفتمان ملی وسراسری، اقلیت های خشن هم حق حضوردارند اما چرا باید این اقلیت خشن برسراکثریت آرام وفهیم واهل مدارا حکومت کنند؟ خلاصه تراین که: دراین گردونه انتشارمطالب این دوستان خشن، خودش تمرینی برای روزهای خوبی است که درپیش داریم.
    با احترام

    .

     
  47. مرگ بر خودت و امثال خودت که تهی مغز هستید

     
  48. من کارگرکارخونه قندیکی ازشهرهای جنوبی بودم که بدون پرداخت حقوق یکسال اخراجم کردند میدانیدکارخانه مال همین جناب مکارم است

     
  49. مصطفی - طلبه حوزه علمیه تهران

    شنیده بودم دچار افسردگی حاد شده اید اما فکر نمی کردم تا این حد باشد. راستی هر وقت بعد از افطار صحبتهای حضرت ایت الله مکارم شیرازی را گوش بدهم قطعا یاد شما خواهم بود.
    راستی ما به شما توجه داریم یعنی همه ی حوزویان اصلن همه ی مردم ایران بابا اصلن همه ی مردم دنیا !
    زیاد غصه نخورید دلمون میگیره !
    باور کنید مردم به شما توجه می کنند سر هر چهار راه که میریم در هر اتوبوس و مترویی همه جا ذکر خیر شماست ! یه وقت فکر نکنی کسی به یادت نیست! اصلا و ابدا !!

     
  50. برو گم شو بابا عوضی اشغال اصلا تو کی هستی که به این عالم بزرگوار تو هین میکنی برو همون پاهای بچه را ببوس لیاقت تو همین

     
  51. نظر دهندگان محترم
    این آقای مکارم شیرازی ب///// تو این رژیم هم با رفتن تو کار شکر بطور غیر مستقیم – مانند همه آخوندهای حکومتی دیگر – بیزینس میکنه. این حرفهائی هم که تو تلویزیون و اینور آنور بعنوان سخنرانی و یا هر عنوان دیگری میزنه فقط برای پیش بردن تجارتشه زیاد جدی نگیرید. من ایشان را از نزدیک میشناسم و به نظر من ، خودش هم به هیچ یک از این سخنانی که میگوید کمتر اعتقادی ندارد.
    به امید روزی که عقل و خرد و اندیشه در همه ما ایرانیان به حد اعلا برسد تا فرهنگ سکولاری (جدائی دین از دولت) در فرهنگمان نهادینه شود و دولتی منتخب مردم و برای مردم و پاسخگو به مردم را برپا کنیم.
    کوروش

     
  52. سلام جناب آقای نوری‌زاد گرامی‌ ،الحقّ و لا انصاف خیلی‌ زیبا و با عبا رات بسیار ساده ولی‌ پر محتوا به خیمه فکری این آیت‌الله‌ها حمله می‌کنید و موجب التیام خاطر خوانندگان خود قرار می‌گیرید،هیچ کس مانند شما بیانگر این همه درد‌ها و محرومیت‌های اجتماعی اخلاقی‌ و فرهنگی‌ که از این حکومت نسیب ما ایرانیها شده است نیست امیدوارم هیشه در پناه زیبیها ی الهی باشید و این جسارت و مردانگی برای بیان حق را به شما تبریک میگویم و برای همه هموطنان عزیز آرزو می‌کنم،چندی پیش ریس جمهور کوبا در سخنرانی‌ خودش در پارلمان به نکات بسیار جالبی‌ اشاره کرد بحران‌های اخلاقی ،فرهنگی‌ و اجتماعی که توجه حاکمان اون کشور را به خودش جلب کرده و برای دفع اون عوارض مصمم کرده است،و حال اینکه این بحرانها به مراتب بیشتر در ایران ما وجود دارد و همه نگران وضع آشفته و بهم ریخته فرهنگی‌ هستند،ولی‌ دولت ما ،مجلس ما و بلاخره آیت‌الله‌های ما جرات ورود به این مسائل را ندارند،خود رهبر آنقدر که به مسائل هسته‌‌ی علاقمند است در مقابل کوچکترین اعتنای به مسائل فرهنگی‌ و اخلاقی‌ نمیکند،ای خدا امان از نادانی و غفلت اینها نمیدانند که یک بیت شعر حافظ یا ملایی رومی میتواند از آن‌ بمب هسته‌ای قویتر باشد و اگر مردم ما وجودشان در پرتو اخلاق و فرهنگی‌ که نیاکان ما برای ما باقی‌ گذشتند قرار بگیرد نه آمریکا و نه هیچ کشور دیگری کوچکترین غلطی نمیتوانند بکناند،کافیست یک نیم نگاهی‌ به کشور بودای مسلک ژاپن بیاندازیم،تنها سرمایه‌ای که اینها در مقابل اون سونامی داشتند اخلاق و همبستگی‌ شدید آنها به یکدیگر بود و چشمان خیره کننده مردم دنیا نسبت به صبر و پایدری این مردم و در پایان در پناه همان دوستی‌ و همبستگی‌ و کمک به همه مشکلات پیروز شدند

     
  53. در جواب کسی که مدعی بود ما باید به فرد ماهرتر مراجعه کنیم و به شما توهین کرده بود باید بگم که حرفهای آقای نوریزاد مثل عطر گل می مونه و کسی که یک عمر سرش تو//// باشه بوی گل را نمی فهمه. امیدوارم که سر از//// حرفهای آخوندهای حکومتی بیرون بیاری تا بفهمی که بوی گل یعنی چی؟

     
  54. سید ابوالفضل

    آقای مجید
    سلام
    از ان زمان که مارکس در مورد مذهب چنین اظهار نظری کرده است تا کنون راجع به این یک جمله ی جنجالی بحث ها ی زیادی شده است. شما هم که نظر خودتان را دادید و گفتید که مذهب “سم” است برای مردم. به اضافه ی نظر هایی که در مورد پیامبر اظهار داشتید. نظر شما البته که برای خودتان محترم است. اما اگر اجازه بدهید به شما عرض کنم که به نظر من در اظهار نظرتان چندان سنجیده و پخته نمی نمایید. چرا ؟ می گویم.
    به نظر شما آیا بسیاری از روشنفکرانی که مسلمانی را برگزیده اند ، این سخن مارکس را نشنیده اند ودر مورد آن تامل نکرده اند. قطعا اغلب آن ها شنیده اند و راجع به آن اندیشیده اند. سخن او هم درست است و هم نادرست. اگر گفته شود که اکثر علوم انسانی در طول تاریخ در جهت استثمار بیشتر مردم در خدمت سلاطین و قدرتمندان بوده اند ، پذیرش آن برای شما مشکل است. واقعا همین طور بوده. فلسفه ، تاریخ، فرهنگ ووو همه ابزارهایی بوده اند در دست حاکمان برای بسط سلطه ی ان ها بر توده ها . تا جایی که فردی مانند دکتر شریعتی می گوید : فیلسوفان پفیوزان تاریخند. اگر این را بپذیریم آیا می شود به طور کلی رای به نفی این علوم داد. معلوم است که خیر .
    اگر از دین برای سلطه بر توده های مردم استفاده شده ، از علم ، از هنر ، از تاریخ ، از فلسفه ، از جامعه شناسی ووو نیز برای همین منظور استفاده شده . پس آیا می توان نتیجه گرفت که همه ی این موارد که بر شمردیم افیون توده ها هستند ؟ اگر پاسخ منفی است که هست ، این سخن مارکس و هم حرف شما نمی تواند مقرون به صحت باشد. اگر می خواهید دین را نفی کنید دنبال دلایل دیگری بگردید . دلایلی که بتواند عقلا و علما قانع کننده باشد.
    اگر به تاریخ مراجعه کنیم متوجه می شویم که ظهور ادیان در آغاز با مقاومت حاکمان مواجه شده و آن ها با پیامبران از در ستیز و مقابله وارد شده اند. اغلب آن ها را آزار وشکنجه نموده اند و حتی به قتل رسانده اند . اما مثلا دویست سال پس از به صلیب کشیدن مسیح قیصر میشود جانشین مسیح و حامی کلیسا . اصولا این که سلاطین از دین برای بسط سلطه ی خود استفاده کرده اند به معنی افیون بودن دین ویا عیب آن نمیتواند باشد بلکه شاید بر عکس به مفهوم کارایی و تاثیر گذاری آن است که مورد سواستفاده واقع شده است . چرا از حاکمان از هنر برای بسط سلطه واقتدار خود استفاده می کنند ؟ قطعا به دلیل کار ایی و تاثیر گذاری هنر است ونه عیب آن . بنابراین در آن جا که مارکس به دینی اشاره می کند که در خدمت حاکمان و سلطه گران است ، درست می گوید . اما در آن جا که این نظر را کلیت می بخشد به نظر من اشتباه می کند.هنر هم فی نفسه خوب است اما می تواند در خدمت سلطه بر مردم قرار گیرد که در این صورت مثل همان دینی است که افیون توده هاست .
    با احترام

     
  55. با هزاران دورد خدمت برادر ارجمندم جناب نوری زاد عزیز

    امیدوارم در لطف وپناه خدای بزرگ همراه خانواده گرامیتان سالم پیروز باشید

    انقدر مطالب شما پر بار است وما نیازمند که هر روزه ثانیه شماری برای مطالبی جدید از شما را داریم

     
  56. سلام استاد نوری زاد
    من به شما ازآنجهت احترام قائلم که تلخ ترین فراورده های سیاسی را با ادب خود ممزوج کرده اید. بهمین خاطر برگ درخشان ادب پارسی نام شما را به سینه ثبت خواهد کرد. فردوسی های ما ازهمین باب ماندنی شده اند.

     
  57. اقای نوریزاد گرامی سلام . مارکس میگه مذهب افیون توده هاست .وبه نظر من مذهب سم برای مردم .چون وقتی ادم مذهبی باشه عقل تعطیل میشه .به نظر من پیغمبر اسلام پیام اور عقل از طرف خودش بود برای مردم جاهل ان زمان نه از طرف خدا .ادم میتونه پیر بشه وحتی بدون اینکه تو زندگیش عقل را بکار ببره بمیره .نمیدونم اقای مکارم بخاطر منفعتش خودش را زده به کوچه علی چپ یا واقعا ///// .با سپاس (لطفا نوشته های مرا سانسور نکنید )

     
  58. رضا حقیقت نژاد

    در روزهای گذشته، پایگاه اطلاع رسانی دفتر علی خامنه ای در اطلاعیه ای کوتاه از مخاطبان خود سوال کرده است که «اگر شما در دیدار دانشجویی فرصت صحبت با رهبر انقلاب اسلامی را داشتید، مهمترین نكاتی را كه با ایشان در میان می گذاشتید، چه بود؟» بر اساس اطلاعیه این دفتر، تا عصر پنج شنبه، ۱۲۴۰ نظر و حدود ۴۰۰۰ پیامك در این رابطه ارسال شده است. این سوال در صفحه گوگل پلاس پایگاه اطلاع رسانی علی خامنه ای و همچنین صفحه فیس بوک این دفتر نیز منعکس شده است. گزارش پیش رو، چکیده ای است از سوالات و نظرات طرح شده توسط کاربران این دو صفحه:

    ‬ کروبی و موسوی و همسرش را آزاد کنید.

    ‪*‬ درخواست برای استقلال قوه قضائیه و عفو همه زندانیان سیاسی.

    ‪*‬ شاه سابق و ديكتاتور بارها در تلويزيون ملي و مقابل خبرنگاران پاسخگو مي شدند ولي جنابعالي از بدو رسيدن به رهبري نظام حتي يكبار هم پاسخگو اعمال درست و نادرست خود نيستيد. حضرت علي (ع) بارها با مخالفان خود مثل خوارج به بحث نشستند و پاسخگوى آنها بودند، اما شما پاسخگوي مردم عام هم نيستيد. سؤال اينجاست كه ايا شما مقام خود را از حضرت علي بالاتر مي دانيد يا مردم را پست تر از خوارج؟

    ‪*‬ براي رابطه با آمريكا و داشتن انرژي هسته اي رفراندم برگزار بشه تا مردم خودشون راه خودشون را انتخاب كنند.

    ‪*‬ شریعتمداری را از کیهان بردارید. رفتارش بسیار برای میهن و نظام خطرناک است. شبکه های اجتماعی چون فیس بوک بد نیستند. با ممنوعیت اینترنت و ماهواره اوضاع بدتر می شود.

    ‪*‬ چرا بعد از فساد مالی از مسئولین خواستید سکوت کنند؟

    ‪*‬ اگه واقعا به محبوبیت نظامتون بین مردم ایمان دارید اجازه بدین یک رفراندوم درباره نظام حکومتی برگذار کنیم. آیا به کناره گیری داوطلبانه از رهبری فکر می کنید؟ یا تحت هر شرایطی نظرتون بر موندنه؟

    ‪*‬ چرا سپاه پاسداران رو اینقدر قوی کردین؟ چرا اقتصاد و سیاست رو دستشون دادین؟ تو جریان قتل های زنجیره ای شما گفتین کار اسرائیل بوده بعد معلوم شد کار وزارت اطلاعات و سپاه بوده با هماهنگیه شما. این دروغ بزرگو چطور توجیه می کنین؟

    ‪*‬ آموکسی سیلین 500 بسته ای 2800
    بیکاری مگه میزنی تو دهن امریکا.

    ‪*‬ خود رهبر چقدر حقوق مي گيره و اگه بشه فيش حقوقي اش رو نشون بده، در ضمن ساعت كاريش إز كي تا كي است

    ‪*‬ اگر میگن مرد واقعا شما مرد هستی، نه اسطوره نادان های که بهروز وثوق شده الگو شان. اگر میگن با تقوا و فرار مغزها، می گم شما یکی از بزرگترین مغرها هستید که با این توان فشار سال ها کشور چرخوندید.

    ‪*‬ آقاجان 88 چرا اون اتفاقات افتاد؟ 18 میلیون نفر رای دادن امسال تمام مردم ایران اعم از شهری و روستایی و … خوشحال بودن ولی 88 با 25 ملیون رای فقط عده بسیار محدودی شادی کردند و جمعیتی ندیدیم. حتی برای میدان ولیعصر تهران از شهرستان ها نفر آوردند. تو رو به جد بزرگوارتون اگر تخلفی اون سال شد، بفرمایید. ما ماه ها تلاش کردیم و در آخر مسؤلین ستادها یا رفتن دکترا گرفتن و یا کارهای اقتصادی میلیاردی گرفتند.

    ‪*‬ مگر خودتان نفرمودید که دانشجویان انتقاد کنند؟ آخر چطور می شود در این فضای پر هزینه انتقاد کرد؟ فضایی که با کوچکترین انتقادی از جرگه حزب الهی ها خارج می شوی و با چشم دیگری نگاهمان می کنند.

    ‪*‬ چند روز پیش آقای الهام در مورد رجعت آقای احمدی نژاد صحبت کردند. نظر حضرت آیت الله خامنه ای در مورد این سخنان چیست؟

    ‪*‬ آزمایش اعتیاد بدهید خودتان و حداد عادل و باهنر و بسیاری از اطرافیان تان. مثل هر سیاستمدار دیگری خاضعانه به اثبات هرچه مردم به آن شک دارند تن بدهید، مثل شفاف سازی دارایی خود و فرزندان و وضعیت سلامت و دارایی مسولین سپاه.

    ‪*‬ آقای نوری زاد را به حضور بپذیرید! ایشان حرف و سخن ما را خواهد گفت و دارد می گوید.

    ‪*‬ به خدا قسم بعد از یکسال صیغه ماندن قرار بود نیمه شعبان عقد کنم، خانواده دختر راضی شدن سرویس طلا و آینه شمدون و جشن نباشه ولی نتونستم حتی حلقه و هزینه دفترخانه رو جور کنم. متولد 59 هستم. من یک شغل ندارم ولی فرزندان آقایان مثلا همین فرزند محمد علی آبادی 6-7 سال از من کوچکتره ولی مدیرکل یک شرکت بزرگ ساختمانی هست و زمانی که پدرش شهرداری تهران بود پروژه های میلیاردی می گرفت. الان هم که رییس کمیته المپیک شده. پدرش پروژه های ورزشی از جمله ساخت استخر و غیره رو می گیره و الان ملیاردر هست.

    ‪*‬ با تمام قدرت با آقای روحانی همکاری کنند تا وضعیت اقتصادی و سیاسی و … هر چه زودتر بهتر بشه خواهشا.

    ‪*‬ فاصله منزل میرحسین با منزل شما کمتر از 200 متر است. یادم هست وقتی حادثه ابوغریب رخ داد، بوش پسر را تخطئه کردید که اگر می دانسته که وای بر او و اگر نمی دانسته و در مجموعه تحت امرش چنین و چنان شده باز هم وای بر او. حالا قضاوت شما در مورد خودتان پس از کشتار 25خرداد و 30خرداد و روز عاشورا و حبس و حصرهای ظالمانه و حادثه کهریزک چیست؟!

    ‪*‬ از ایشان می پرسیدم نظرشان درباره ستاره دار کردن دانشجویان منتقد چیست؟

    ‪*‬ آقا تو رو به اون كسي كه ايمان داری، بزن اين آمريكا، انگليس رو از صحنه ي روزگار پاك كن

    ‪*‬ آخه چه گیریه به افزایش جمعیت تو این وضعیت اقتصادی، آلودگی‌ و …؟

    ‪*‬ چرا آقای هاشمی رفسنجانی را تاکنون برکنار نکردید چون جنابعالی ایشان را به ریاست مجمع تشخیص مصلحت منصوب کردید؟ آیا اعمال و رفتار دختر و پسر و همسر ایشان و نقش ایشان در جریان های فتنه انگیز برای جنابعالی در محاق قرار گرفته است؟ مگر خدای ناکرده شما مدیون ایشان هستید؟

    ‪*‬ پای مبارکتون رو از روی کابل اینترنت بردارید.

    ‪*‬ تمام نفرت یک ملت رو برای خودت خریدی بخصوص بعد از خطبه های خون در 29 خرداد. وحشتناک ترین قمار زندگی خودت رو در آنروز بخاطر بی ارزش ترین و کثیف ترین موجود همان احمدی نژادی که اصلا ارزش این قمار را نداشت انجام دادی.
    با توجه به تعداد آرای آقای جلیلی و مقایسه آن با روحانی که کاندید بسیاری جوانان مخالف شما بود و تعداد تحریم کننده های انتخابات من خواستار رفراندوم برای تعیین سرنوشت و تایید یا عدم تایید قانون اساسی بخصوص در بحث رهبری هستم.

    ‪*‬ دوست دارین بعد از شما چه کسی رهبر بشه؟

     
  59. نوریزاد عزیز!
    من عرایضم را از سر لجاجت نگفتم که شما نصیحت برادرانه فرمودید. اگر حرف من از لجلجت و کینه بد دینان بود قطعاً نصیحت صادقانه و برادرانه شما برایم کفایت می کرد و قانع می شدم اما من برای عرایضم در مورد کارکرد ادیان دلایلی دارم که نمی خواهم اینجا بیان کنم به چند دلیل:
    1- ممکن است با حرفهایم مسیر سایت شما را منحرف کنم.
    2- ممکن است در جواب به من ملاحضاتی داشته باشید و نوعی مجبور به خود سانسوری شوید که این نگرانی عذابم می دهد.
    3- مباحثی این چنینی نیاز به مقالات و بحث های جداگانه دارد تا دیگران هم تشویق به نظردهی شوند که باعث بختگی بحث می شود.

    تنها یک نکته را عرض می کنم در مورد اینکه فرمودید: “همین که امروز مردمان به عقل به ادب به درستی وبه پاکی گرایشی بطئی و حتی همگانی یافته اند واز زشتیها ودزدی ها وقتل ها نفرت دارند ، اینها همه برگرفته از ادیان است.”
    شما نمی توانید قطعاً بگویید که ریشه اخلاقیات در ادیان است. به باور من ادیان بنا به ملاحضاتی موید اخلاق بوده اند (آن هم در نظر که در عمل با انواع تبصره ها راه گریز ارائه داده اند) نه پدید آورنده آن. بشر امروز بنا به آسیب هایی که از ناحیه بداخلاقی ها دیده است به حکم عقل به اخلاق روی آورده است و الزاماً این گرایش ریشه دینی ندارد. اگر غیر از این بود نباید در جنگهای ایدئولوژیک جنایت و خون آشامی دیده می شد یا حداقل کمتر دیده می شد اما کاملاً برعکس است.

     
  60. سید ابوالفضل

    سرکار خانم رحیمه ی امامدوست
    سلام
    گفته اند ” حق تلخ است” نمی دانم آیا تلخی حرف حق شما را تلخکام نموده یا در سخن آقای نوریزاد به جای حق ، باطل و به جای صواب ، ناراستی می بینید. آیا آقای مکارم شیرازی یک آیت الله حکومتی هست یا نه؟ اگر هست، پس سخن ایشان (نوریزاد) حق است ولی ممکن است تلخی آن کام مارا تلخ کند . اگر نیست آن گاه کلام آقای نوریزاد به ناحق می باشد و ممکن است ایشان به ناصواب نوشته اند، که در ان صورت لحن آن هم چندان مهم نیست و حتی اگر خیلی ملایم هم می نوشتند باز فرق چندانی نمی کرد.

    پس باید در مورد درست بودن خود کلام ایشان صحبت کنیم. به نظر من حرف ایشان حق است. من سابق بر این مقلد آقای مکارم بودم. و الان هم به ایشان ارادت دارم. در عین حال می پذیرم که ایشان یک آیت الله حکومتی است . زیرا اگر نبود می بایست در مورد انبوه اشتباهات حکومت موضع گیری می کرد. آیا به عنوان مثال او نمی داند که در بازداشتگاه کهریزک چه به سر بچه های مردم آوردند؟ اگر همه را نداند حداقل می داند که چند نفر در آن جا در زیر شکنجه جان باخته اند . ایشان در مقابل این ظلم های آشکار چه موضعی اتخاذ کردند. موضع گیری که نکردند هیچ، گاه گاه موضع گیری هایی در تائید حاکمیت نمودند که از یک مرجع تقلید شیعه که می باید علی القاعده حامی ستمدیده و مقابل قطب مقابل باشد ، بعید است.

     
  61. سلام بر همه خوانندگان. طبق گفته آقای نوری زاد در هیچ مساله ای ما نباید به فرد ماهرتر و استادتر مراجعه کنیم. فقط باید به خرد خودمان متکی باشیم. این حرف اصلا عملی نیست. مرگ بر نوری زاد بی سواد، لعنت بر نوری زاد خشک مغز

     
  62. با درود فرواوان، این هم نسخه خود سانسوری تا جاهایی بی‌ قافیه نباشد. هر چند ذوق خواننده جایگزین‌های اصلی‌ را می‌‌یابد.
    و ز حرص این دکاندار،رونق گرفت بیداد
    هم نیشکر فنا شد، هم رفت زارع از یاد
    این کم نبود غارت؟ کردی به آن اضافه
    مداحی چنان بیت؟ با بس پز و افاضه؟
    شاید خیال کردی، عصر حجر ز تاریخ
    تابوت آن بر توست، تا برکنی از آن میخ
    با هفت و صفر نه‌ پیش، از زندگان دنیا
    چون تو نه‌ بیش از سه‌، در بند پوچ رؤیا
    هشتاد شد قریب و، مدح و ثنا و امیال
    ابزار قرب دربار، تا چون مگس زنی بال
    و ز جیب ملت ما ، عمری تو سیر خوردی
    تا حیثیت هم از ما، دیریست بس که بردی
    بر تو حرام بادا، آن سهم من، به جیبت
    تا حرص و حبّ دنیا، شد سرور و حبیبت

     
  63. زمانی‌ “گالیله” گفت زمین گرد است، گفتند این مفاهیم غلط است و باید سوزانده شوی! فکر می‌کنید سطح آگاهی‌ مردم حاضر بالاتر از گذشته است؟! خیر، هنوز نادان و ابله مانده‌اند و عده‌ای مال پرست از حضور احمقان استفاده میکنند و به اهداف کثیف و جنایتکارانه خود پیش میروند. این مردم نادان نگاهی‌ به بالای سرشان نمیکنند که ببینند ذره‌ای بیش نیستند و تنها موجودات جهان نیستند. آگاهی‌ ندارند که موجودات بسیار تکامل یافت تر خلقت هر ثانیه رفتار بدوی ما انسانهای کره زمین را مطالعه و شرم میکنند از این نادانی‌ و جنایت ها. آیا تاکنون خود شما که خود را آگاه و مطلع می‌دانید،به این حقیقت خلقت هرگز اندیشیده یا به مانند اکثریت مردم در بیخبری موج می‌زنید و با جنایتکاران بشریت در مباحثه عمر خود را می‌گذرانید؟ شاید کمی‌ به خلقت نگاهی‌ بیندازی!

     
  64. سلام آقای نوری زاد
    نمیدانید چقدر شما رو دوست دارم و چقدر نامه های شماباعث افزایش روحیه در من شده، مخصوصا اونای که با صدای خودتون بود
    یک خواهش ازتون دارم و اون هم اینه کهنامه ها رو با صدای خودتون بگذارین توی سایت و اگر لطف کنید همه نامه ها رو صوتی کنید با صدا و لحن شیواتون
    باز هم متشکرم و امیدوارم روزی در رکابتون باشم
    ———————-

    سلام دوست خوبم
    سپاس ازمحبتی که برمن می بارید
    من خیلی زیاد دست تنها هستم
    واین کاربرای من بسیاردشواراست.
    شاید درفرصتی این کاررا کردم
    با احترام

     
  65. رحیمه امامدوست

    من که هرچه گشتم نه سوالات و نه جواب سوالاتم را نیافتم
    شاید نتیجه سخن بسیار گفتن شماست
    برادر عزیزم! فکر کنم اینبار دوباره انقدر به افراط رفته باشید که دوباره در حال افتادن از انسوی بام هستید
    درست است که رسوا کردن حاکم ظالم از مجاهدات است اما برای چه کسی و برای چه؟
    ایا این سوال را از خود تا به حال پرسیده اید؟
    تا دیروز به خاطر خمینی به تفریط رفته بودید و امروز برای چه کسی به افراط رفته اید و جان خود و خانواده تان را به خطر انداخته اید؟
    ایا همینکه چند نفر اطراف شما را بگیرند کارتان را توجیه میکند؟
    فکر کنم شما در هیاهوی تارهای بافته و نابافته شیطان یک واژه را گم کرده اید
    اگر مایل بودید چند صباحی ما را پذیرا باشید شاید گمشده خویش را یافتید
    ————————-

    سلام دوست گرامی
    گمشده ی من خردی است که ازمن وجامعه ی ما دریغ شده. اگرمایلید با خرد خود بی خردی چون مرا به راه آورید بسم الله
    با احترام

     
  66. اتفاقا بد هم نیست چرا که با ارتباطات در دنیای امروزی. این افکار پوسیده و اینگونه چشم بستن بر ستم جاری بر مردم وآدرس اشتباهی دادن معجونی درست خواهد کرد که نتیجه آن آزادی مردم از این خرافات خواهد شد اگر ایرانی باقی بماند

     
  67. از حرص این /////
    هم نیشکر فنا شد، هم رفت زارع از یاد
    این کم نبود غارت؟ کردی به آن اضافه
    مداحی چنان بیت؟ با بس پز و افاضه؟
    شاید خیال کردی، عصر حجر ز تاریخ
    تابوت آن بر توست، تا برکنی از آن میخ
    با هفت و صفر نه‌ پیش، از زندگان دنیا
    چون تو نه‌ بیش از سه‌، در بند پوچ رؤیا
    هشتاد شد قریب و، مدح و ثنا و ///
    ابزار قرب دربار، تا چون مگس زنی بال
    و ز جیب ملت ما ، عمری تو سیر خوردی
    تا حیثیت هم از ما، دیریست بس که بردی
    بر تو حرام بادا، آن سهم من، به جیبت
    تا //// شد، هم سرور و حبیبت

     
  68. با سلام
    اقای نوریزاد عزیز بنده با اعتقاد به این سخن که: ای که دستت میرسد کاری بکن.
    به سهم خود سعی کرده ام تا با نامه نگاری با قدرتمداران با رعایت کامل احترام سوالاتی مطرح کنم تا شاید تلنگری باشد به وجدان خفته انان. البته به طور مثال از دفتر همین مراجع نیز گاهآ مرا عامل صهیونیزم بین الملل و استکبار و غیره نیز خوانده اند البته انان که زحمت جواب دادن به خودشان را داده اند که همانطور که میدانید در اقلیت کامل میباشند و دیگران از جمله اقای خامنه ای و مراجع تقلید؟! خود را به ندیدن و نشنیدن زده اند. در زیر یکی دیگر از سوالاتم از اقای مصباح یزدی و جواب ایشان را تقدیم میکنم. توجه شما را بخصوص به جواب این اقا جلب میکنم. البته اقای نوریزاد عزیز کاری که من انجام داده و میدهم در مقابل شجاعتهای شما ارزشی ندارد. من با تمام اعتقادی که دارم بعضآ دچار یاس میشوم و مهمتر انکه من هزاران کیلومتر با جلادان و حکومت رعب و وحشتشان فاصله دارم ولی باز هم از اسم مستعار استفاده میکنم. این نامه را زمانی برای مصباح نوشتم که او در جریان یک سخنرانی اصرار بر این داشت که تمام مشکلات فرهنگی ایران از انجا سرچشمه میگیرد که پای منابر علما خلوت شده. برایتان ارزوی سلامت میکنم.
    اقاي مصباح
    سالهاست که جوانان و البته پيران ما اين حرفها را شنيده و کم و بيش بدان عمل نيز کرده اند، ايابعنوان فردي که عمري رادر راه اموزش دين گذرانده
    هنوز معتقديد که با دعوت جوانان به پاي منابر و ترساندن انهاازعذاب اخرت ميشود با فساد فرهنگي مقابله کرد؟ واياهنوز زمان ان نرسيده که طرحي نو درانداخت؟ اقاي مصباح مردم بالاجبار به شما به عنوان متخصصين امور کشورداري(که داعيه انراهم داريد) مينگرنند،حال زمان ان است(البته ديرهم شده است)تا بحاي دنبال مقصر گشتن و تکرار مکررات راهي نو در پيش پاي جامعه گذاشت ويا با قبول مسؤليت کمبودها و نواقص،در کمال بزرگواري اثبات کرد که تشنگان قدرت
    تبوده و کار را به متخصصان و انديشمندان ديگري(بجز روحانيت)سپرد.و نيز اعتقاد راسخ دارم که با توجه به ريشه اسلامي مردم ما،شما نيز ترسي از حذف نبايد که به دل راه دهيد، که اگر اجبار در ميان نباشد در يک دموکراسي نيم بند به مانند ترکيه احزاب اسلامي ايران
    نيز دير يا زود شانسي براي انتخاب شدن از طرف مردم و نشان دادن اشتياق خدمت خود خواهند داشت.
    اگر به طور مثال افکار شخص شما و يا ديگر بزرگواراني تاکنون امکان بروزو ظهورهم نيافته باشد،در طول 3 دهه گذشته انواع افکار و ايده هاي چپ، راست،ميانه، سنتي و نوگرا و … امکان ظهورداشته و مازماني را هم درک کرده ايم که نه ماهواره اي در کار بود نه اينترنت ياسي دي،و با فضاي امنيتي وسختگيرانه اي که بود حتي داشتن يک کتاب مخالف عقايد حاکم در خانه و يا شنيدن
    راديوهاي خارجي و يا موسيقي درون چهار ديواري منازل نيز با مشکلاتي همراه بود،ولي بادرنظر گرفتن اينکه جمعيت انروز تقريبآ نصف امروز بود،امار “فساد” با توجه به امار زندانيها و اعداميها و شلاق خورها و غيره کمتر از امروز نبود. و اين خود به تنهايي اثبات ميکند که هر کسي با هر عقيده سياسي که حاکم شده کم و بيش تکرار کننده همين عقايد شما بوده ولي امروز ايران به جاي اين افکار احتياج مبرم و حياتي به انسان شيردلي از ميان قدرتمداران دارد تااعلام و اعتراف کند که اين روشها هيچ اثري نداشته و نخواهد داشت.
    اعتراف ميکنم که بسياري از مواردي که امروزه بدانها عنوان فساد داده ميشود از نظر بنده اصلآ فساد نيست لي به عنوان يک ايراني به شدت نگران خطرات ديگري ستم که امروز وطن و هموطنان مرا تهديد ميکند که ظاهرآ برطرف کردن اين تهديدها امروز در اولويت نيست.
    baaba302000@yahoo.de

    برادر گرامي،

    سلام عليکم و رحمة الله

    فرهنگ (اعم از فساد و صلاح فرهنگي) امري پيچيده است كه در درازمدت شكل مي‌گيرد، و از سوي ديگر، همه عوامل مؤثر بر آن در اختيار برنامه‌ريزان نيست. براي فرهنگ‌سازي البته راه‌هاي ديگري مانند تشكيل كلاس‌ها، آموزش‌هاي حضوري و غيرحضوري و …. نيز پيشنهاد شده و كما بيش اجرا مي‌شود؛ ولي اين به معناي تعطيل كردن مجالس وعظ مذهبي نيست. البته كارهاي ديگري هم قابل انجام است كه _‌ان‌شاءالله‌_ امثال شما به آنها خواهيد پرداخت.

    از خداوند تعالي توفيق شما را در شناخت اسلام و عمل به وظايف خواستاريم.
    پایگاه اطلاع رسانی اثار حضرت ایت الله مصباح یزدی

     
  69. دیدگاههای فیس بوک

    Write a comment…
    Ebi Ghiasi آقای نوری زاد عزیز بیانتون کاملا درست و سنجیده است.
    فقط یه نکته که خیلی هم مهم نیست این است که این آقا بعد از افطار در شبکه 3 سخن میگن نه شبکه 1
    Unlike · Reply · 3 · 14 hours ago

    محمد نوری زاد replied · 7 Replies · 6 hours ago

    Morteza Sohrabi ba salam khedmate baradare bozorgtar va bozorgvaram.b yad daram k aghaye dr soroush shoma ra ba laghabi monaseb horre zamane namidand.besyar in nam ra pasandidam cherake hagh ham hamin ast k shoma ra ba in nam seda kard.man hamvare yaddashthaye shoma v…See More
    Like · Reply · 1 · 9 hours ago

    محمد نوری زاد replied · 2 Replies · 7 hours ago

    Psm Wcome يه سوال آقاي نوري زاد آقاي خامنه اي از سال 88 يه دفعه اي كه ديكتاتور نشدن پس چرا قبل از 88 هيچ انتقادي نكرديد؟ يعني شما تا قبل از 88 به ايشون به عنوان رهبر اعتقاد داشتيد؟خيلي عجيبه واسه من؟ يعني شما فقط بعد از 88 بود كه فهميديد انقلاب منحرف شده و 28 نامه به آقايان و بقيه اتفاقات خواهشأ جواب بديد
    Like · Reply · 2 · 12 hours ago via mobile

    محمد نوری زاد دوست من، قبل ازسال هشتادو هشت می ترسیدم. بعد که کشتارمردم را دیدم وآسیبهای دیگر را، وبه صحنه آمدن مردم را، ترس را فرو بردم.
    Like · 21 · 11 hours ago
    Psm Wcome اميدوارم سربلند باشيد
    Like · 4 · 11 hours ago via mobile
    Bamdad Farda مصاحبه آقای نوری زاد را اگر در برنامه صفحه 2 بی بی سی با اجرای آقای عنایت فانی گوش کرده باشید جواب خود را خواهید گرفت
    Like · 5 hours ago
    Write a reply…

    Hojat Karami که وعظ بی عملان واجب است نشنیدن .
    Unlike · Reply · 20 · 15 hours ago
    Kuros Javedan جناب نوريزاد با تشكر از نوشتار زيباتون لازم به بيان ديدم كه بگم ظاهرن همانطور كه بدون سواد سياسي به خيابان ريختيد و آبرو و عزت ايران را به زير كشيديد و جانوران انسان نماي زالو صفتي همچون اخوند را كه سالها در پي كسب قدرت بودند را بر مسند قلب مردم نشاندي…See More
    Like · Reply · 3 · 15 hours ago via mobile

    محمد نوری زاد replied · 3 Replies · about an hour ago

    Ahmad Barani یکی را گفتند: «عالم بی‌عمل به چه ماند؟»
    گفت: «به زنبور بی‌عسل.»
    زنبور درشت بی‌مروت را گوی
    باری چو عسل نمی‌دهی، نیش مزن.
    Unlike · Reply · 11 · 14 hours ago
    Ahmed Rezaie آقای نوریزاد خدا را شکر که در این چند سال دو نفر همواره مردم را از اوضاع کشور مطلع کردند یکی شما و دیگری آقای خزعلی ان شا الله که اجر این کارتان را در آخرت خواهید گرفت برایتان دعا میکنیم که موفق و سلامت باشید.
    Like · Reply · 11 · 14 hours ago via mobile
    Mahmood Barkhordar بهتره به اين آقا بگيد مكار شيرازى!!
    Like · Reply · 4 · 14 hours ago via mobile
    Ghodsi Amirataie دست مريزاد اي مردبزرگ و شجاع
    ممنون از اينكه اين نامردمان و انسان نماها را روزبروز بيشتر رسوا ميكنيد و چهره واقعي آنها را برملا ميسازيد
    Like · Reply · 6 · 16 hours ago via mobile
    Mehrshad Sanami بازهم آفرین بر تو! همیشه همیشه. خدا قوت!
    Like · Reply · 5 · 16 hours ago
    Hojat Hajilou علی مطهری، نماینده مردم تهران در بیانیه ای نسبت به نقض حقوق شهروندی علیه وی انتقاد کرد. به گزارش انتخاب به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دکتر علی مطهری، متن بیانیه علی مطهری بدین شرح است: لازم است اتفاق عجیب و ظالمانه ای را که چند روز پیش برای اینجانب رخ…See More
    Unlike · Reply · 2 · 10 hours ago via mobile
    Imn Forg ﻭﻗﺘﯽ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻓﻬﻢ ﻗﺮﺁﻥ ﻭﺭﻋﺎﯾﺖ ﺁﺩﺍﺏ ﺩﯾﻨﯽ ﺩﻋﻮﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭﺧﻮﺩ ﻓﺮﺳﻨﮕﻬﺎ ﺍﺯﺭﻭﺡ ﻗﺮﺁﻥ ﻭﻣﺨﺘﺼﺎﺕ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻭﺍﺳﻼﻣﯽ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﭼﺮﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﺣﺮﻑ ﻭﺳﺨﻦ ﺷﺎﻥ ﺑﺮﺩﻝ ﺑﻨﺸﯿﻨﺪ .
    Like · Reply · 2 · 14 hours ago via mobile
    Samarqand & Bukhara (سمرقند و بخارا) Самарқанду Бухоро حجم انبوهی ازدقایق طلایی یک رسانه ی ملی پی درپی هدرمی شوند. بی آنکه سنگی ازپیش پای نیازهای جاری ومعرفتیِ مردم برداشته شود.
    Like · Reply · 2 · 16 hours ago
    Bamdad Farda تجارت پر سود شکر اجازه تفکر و اندیشه به ایشان نمی دهد.
    Like · Reply · 2 · 5 hours ago
    Ali Rahmani بسیار عالی………پس این خدا کجاست….خدایا تو جای حق نشسته ای ….؟؟؟؟؟؟ گشایشی کن خدایا……….
    Like · Reply · 1 · 9 hours ago
    Elahe Alafar از دلنوشته های زیبای شما لذت می برم ای کاش روزی حداقل یک نوشته از شما داشته باشیم ممنون
    Like · Reply · 2 · 9 hours ago
    Mohammad Hasan Razavi اینها دارن بهشت رو به مردم میفروشن ، یه آدم خیر پیدا بشه تمام جهنم رو بخره
    Like · Reply · 1 · 10 hours ago
    Reza AD برنامه هايي ازيندستكه درساعات پيك تماشاگرتلويزيون پخش ميشوددقيقادرجهت عكس اهداف سيستم جذب حداقلي ودفع حداكثري اقدام ميكنند!/ عكس العمل جوان امروزبه برنامه هاي سرشارموعظه وتهي ازعمل ملاها مصداق همان حنايي ست كه ديگررنگي ندارد بي اعتناشبكه راعوض ميكنند!
    Like · Reply · 1 · 12 hours ago via mobile
    Javad Nazer یک روحانی به شدت در برابر پیشرفت و آزادی جامعه مقاومت میکند. جفرسون رییس جمهور فقید آمریکا
    Like · Reply · 2 · 15 hours ago
    Yosef Rasooli سخنان غیر مرتبط با زندگی روزمره مردم
    Like · Reply · 3 · 16 hours ago
    Mahdi Shabanipour دیشب یخورده گوش دادم داشت میگفت: در زمان جاهلیت بچه هارو زنده به گور میکردند.الان هم زنده به گور میکنند آنها که یک فرزند یا دو فرزند دارند. پدر سگ نمیفهمه چه اراجیفی میگه
    Like · Reply · 4 · 15 hours ago via mobile
    Javid Babapour “آیت اللهی که با اطمینان می گویم: بیست دقیقه توان گفتگو با یک جوان امروزی را ندارد.”
    Like · Reply · 6 · 16 hours ago
    صهبا رضوی امان از علمای آخرالزمان …..
    Like · Reply · 11 hours ago
    Khaschayar Rochssani دُرود به آقای محمد نوری زاد، و سپاس از یاداشت شما. مهمترین افشاگری که من کمبود آنرا در یاداشت شما میبینم، پَرده دری از نابودی فرآوری (تولید) شکر داخلی ایران بدست این «آفت الله مکار» شیرازی است که به نام «سُلطان شکر» کشت نیشکر ایران را ویران کرد تا وارد…See More
    Like · Reply · 4 · 13 hours ago · Edited
    Bahram Bahar من همیشه باورم این بوده که مکارم شیرازی و آن علم الهدی و چندی دیگر از این آیت االمفاسد کله گنده وابسته به سرویسهای خارجی هستند و دستور العملهایشان را از آنسوی آبها می گیرند تا که از زهبر حمایت کنند.من عملکرد رهبر را با عملکرد دیگر دیکتاتورها و جنایتکار…See More
    Like · Reply · 12 hours ago
    Shakiba Taghaboni سقوط یک عالم دینی درست از زمانی شروع می شود که به چشم خود تباهی ها را ببیند و نه سکوت بلکه انکار کند…
    Like · Reply · 3 hours ago
    Mahdi Shabanipour عالی بود. حرف دل من رو زده
    Like · Reply · 3 · 15 hours ago via mobile
    Amin Gh M چه تند؟ برای بار اول مستقیما نشان کردی
    Like · Reply · about an hour ago
    Sina Ghasemi مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس
    توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنـند
    Like · Reply · 1 · 7 hours ago
    Ramin Raha نوری زاد عزیز
    درود بر شما که به درستی روشنگری می کنید و آرزویم سلامتی شماست که با ما بمانید و قلمتان در خدمت مردم و بخصوص جوانان باشد. منتظر دل نوشته های بعدی شما هستیم استاد عزیز.
    Like · Reply · 1 · 9 hours ago
    Zaid Uosfey آقاي نوري زاد خيلي شخصيتتو دوست دارم
    Like · Reply · 1 · 11 hours ago via mobile
    Nasr Parseh درود!
    Like · Reply · 12 hours ago via mobile
    Sam Kian ايت الله مكارم شكر فروش وقتى انحصار شكر را و وارد كردن انرا در اختيار دارد برويد ببينيد فرزندان ايشان و بقيه ايات عضام در لندن جه كار ميكنند
    Like · Reply · 1 · 13 hours ago via mobile
    Esmaeel Rahimi اون قسمتش خيلي ضدحال بود كه شما بجه بزاييد تا دشمن ناراحت بشه
    Like · Reply · 1 · 15 hours ago via mobile
    Hossein Lotfi Ali Gh
    Like · Reply · 15 hours ago
    Mohammad Reza Daei Daei منظور شما همون سلطان شکر هست ؟
    Like · Reply · 5 · 16 hours ago
    Mohammad Mirmohammadi نقش این آقایان در تاریخ همیشه توجیه کار حکام ظالم بوده. از چند مورد استثنایی که بگذریم، این کار دائمی ایشان است و بسیاری از احادیث به قول معروف صحیح هم زاده ذهن همینها برای توجیه قدرت بوده است.
    Like · Reply · 2 · 14 hours ago
    Farideh Movaghar این واعظ بی عمل در سالهای 81 و 82 مبلغ 2000000 در شرکت گیلان پاکت گذاشته بود که سودش را میگرفت بقیه را خدا میداند .
    Like · Reply · 2 · 14 hours ago
    Ammar Yari بخدا بیشتر که بفکر خودم باشم به فکر شما هستم که خدا شما حفظ کند..این آیت الله ها رو بیخیال همون بهتر که ارزششون بیاد پایین و مردم واسه خودشون راه پیدا بکنن ……من الا ن تو بالاترین ییلاقات تالش هستم ..خیلی بخدا نزدیکم و مطمعنم شما بیشتر ازآیت الله شکر فروش و ….ارزش دارید بین مردم…..
    Like · Reply · 2 hours ago · Edited
    Milad Tehrani چهره برخی از این ایت الله ها کفاره را واجب میکند و می اندیشم که اینها قوم وقبیله شیطانند نه آیت خدا
    Like · Reply · 3 hours ago
    Roozbeh Baran نزنین این حرفا رو اگ ایت ا… نبود ما الان نه چای شیرین داشتیم نه زولبیا نه هیچ چیز دیگر بالاخره ایشان با همکاری آقای احمدی نژاد تمام کارخانه های تولید شکر را ورشکست کردن تا شکر ارزان 480 تومانی خارجی به دست ما برسد
    Like · Reply · 5 hours ago
    Ario Barzan استاد نوریزاد حیف از وقت وقتی مراجع دولتی شدند چه انتظاری داریم از یکی سئوال کردند چگونه فکر می کنی دیگری گفت ببین از کجا می خورد .
    Like · Reply · 5 hours ago
    Azadeh Irani کاش یه ماه هم بود موظف بودیم از اذان صبح تا اذان مغرب فقرا رو سیر کنیم نه گشنگی بکشیم تا اونها رو درک کنیم!
    Like · Reply · 5 hours ago
    Mehdi Mozafari کاش مردمی که شاهد این جنایات هستند بدون هراس از مکافات حکومتیان به صحنه میامدند و بساط ظلم برمیچیدند.اگر شخصی همانند مکارم شیرازی میدید که شنونده ای برای صحبتهای بی محتوایش وجود ندارد دلیلی برای بیان آنها نداشت.قبول کنیم هنوز ایرانیانی هستند که دل به این حرفهای بی پایه و غیرمنطقی داده و برایش سرودست میشکنند.باتمام وجود به این گفته ایمان دارم که : از ماست که یر ماست!
    Like · Reply · 6 hours ago
    Yasin Bahmani
    Like · Reply · 6 hours ago via mobile
    Hamed Heidary درود بر شما نوریزاد عزیز مجاهد راه حق. روز به روز ارادتم به شما بیشتر میشه، بخدا قسم خیلی مردی، اجرت با امام حسین.با تحقیقی در روایات و متون اسلامی و دیدگاه های افرادی مثل آیت الله بروجردی که خمینی را از تاسیس حکومت اسلامی بر حذز میداشت، متوجه میشیم که…See More
    Like · Reply · 8 hours ago
    Kioomehr Salimi …. ملالت علما هم ز علم بی عمل است
    Like · Reply · 8 hours ago
    Alireza Haghighi سلام.آقای نوری زاد به نظر شما اینا کسی دگه ای رو دو رو بروش ون دارن که دیگه قبولشون داشته باشه تا بیارن داخل رسانه ی ملی؟؟؟
    بعد از چهار سال که در پی نا بودی چهره ی آقای هاشمی بودن تازه بعد از رای اوردن آقای روحانی به فکر باسازی چهری او افتادن با اوردن وزیر کشورش به تلوزیون.از اینا هیچ چیز بعید نیست!!
    Like · Reply · 9 hours ago · Edited
    Alah Karam دریک کلام جنایتکاران عمامه بسر
    Like · Reply · 9 hours ago via mobile
    Fatemeh Tehrani همواره در اطراف روحانیون صاحب مقام افرادی هستند که به انها تلقین می کنند که مردم دربست مطیع ومطاع اوامر شما هستند و انها را در توهم وخود بزرگ بینی عجیبی هستند گویی حرفشان ؛حرف خداست .غافل از ااین که دیگر از زمان محبوبیتشان که همان اوایل انقلاب بود ؛سالها گذشته است .
    Like · Reply · 10 hours ago via mobile
    Fatemeh Tehrani درستی سخنان شما برای ما ثابت شده است ؛از انجایی که همواره لبخند تمسخر بر لبان فرزندان جوانم را بعد از شنیدن حرفهای اخوندی که با شدت در حال ارشاد انان است. میبینم…..
    Like · Reply · 10 hours ago via mobile
    سهیل معتضد درود بر شما
    Like · Reply · 11 hours ago via mobile
    Katami Alex khun tare kisif negne..:))))
    Like · Reply · 12 hours ago
    Ruholla Mamouei پاینده باشی دکتر
    Like · Reply · 12 hours ago
    Farshad Malekzadeh بایستی به حال آن مردمی افسوس خورد که پای سخنان این جماعت می نشینند .
    Like · Reply · 12 hours ago
    Mohammad Matin Dehkordi اينا با اون لقد كرمنا بني آدم خيلي فاصله دارند ، از ديد اينها، مردم خطاكار، خس وخاشاك و يا بزغاله ! هستند
    Like · Reply · 12 hours ago via mobile
    آصف بن برخیا اتقوا الله
    این هم از عجایب حماعت روشن‌فکر مآب ماست که مانند دشمنان خود از کلی گویی و اتهام پراکنی هیچ کم نمی آورد و چون تیغ تیز بر کف می گیرد همان می کند که آن زنگی مست در روزنامه‌ی کیهان
    Like · Reply · 13 hours ago
    Rasa Sagheb اینها شریک جنایات شعبون بی مخ های تحت امر مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای هستند .انشاء الله
    Like · Reply · 13 hours ago via mobile
    Iman Saeednejad فراوانند از این قماش در صحن مجلس خبرگان به حال چرت زدن
    Like · Reply · 13 hours ago
    Saeid Ganji چندی پیش در غم فراق آیت اللهمان در پس آن ازدحام جمعیت زیارت روی سبزتان نصیبمان نشد لیکن بوی عطر دوست همچون همیشه از باران افاضات ایشان مشام دلها را افطاری میدهد .
    Like · Reply · 13 hours ago
    Katy Smith محمد جان خوب جايي آب مي ريزي. لانة‌مورچگان همينجاست. تخديركنندگان و تئوري سازان ستم همينان هستند
    Like · Reply · 13 hours ago
    Farid Tolou Parsa الفاتحه!
    Like · Reply · 14 hours ago
    Esmaeel Rahimi اون قسمتش خيلي ضدحال بود كه شما بجه بزاييد تا دشمن ناراحت بشه خدا هم خرجش رو ميرسونه
    Like · Reply · 15 hours ago via mobile
    Mohammad Ghysari شبکه 3
    Like · Reply · 15 hours ago via mobile
    Akbar Moradiani اینگونه آیت الله ها فعلا دست از این بهشت باد آورده بر نمیدارن . بهترین گزینه برای روحانی اینست که / شما تمام روحانیان حکومتی دست از سیاست و اقتصاد و همه دخالتها بکشید / حکومت من تمام نیازهای شما رو بر آورده میکنه . همانند هزینه ای که به یک خانواده سلطنتی داده میشود . بدین گونه میتوان از خرابیهای بیشتر جلوگیری کرد . شما فرض کنید اگه همه آیت الله ها و آقا زاده ها دست از اقتصاد مملکت بر دارن / چه فضائی ایجاد خواهد شد . آقای نوریزاد / خودت بهتر میدانی این طیف همیشه لاشخور و طفیلی تاریخ بوده . زمانی کنار میرود که تامین باشد . این هزینه را دادن بهتر است که همه مملکت را بدهیم . تا نظر شما چه باشد . سالم و تندرست باشید . راستی همین سبک و سیاق شما با دشمنان مردم بسیار عالیست . مبادا حزبی و جناحی شوید . آزادی و استقلال شما در حرف زدن کم خواهد شد .
    Like · Reply · 15 hours ago
    MaHan TéHrani بايد ناراحت بود براي وقايع سال ٨٨ و از دست دادن جوانان بسيار و بايد خوشحال شد از كودتاي نظامي نظام اسلامي كه به روشن ترين روش ممكن روح واقعي اسلام آخوندي، چهره واقعي رهبري و مراجع تقليد حكومتي را به مردم نشون دادند . نيك قابل پيشبيني است كه اين احاديث فقط جنبه اشائه خرافات در جامعه ايراني داشته كه هزار و اندي سال قبل از ظهور اسلام مردماني موحد و پيشرفته داشته. ما را با خرافات عهدي نيست
    Like · Reply · 1 · 14 hours ago via mobile
    Alireza Shokouhi
    Like · Reply · 13 hours ago
    Mehdi Mehdii اصلا ضرورت وجود آخوند این عنصر مفت خور و مخترع روایت و جاعل احادیث و مفسر برأی قران در جامعه ما چی هست . و خدا را شکر که امثال شما هنوز وجود دارند اگر تاآخر بر عهد خود باشید .
    Like · Reply · 10 hours ago via mobile
    Mehdi Mehdii اصلا ضرورت وجود آخوند این عنصر مفت خور و مخترع روایت و جاعل احادیث و مفسر برأی قران در جامعه ما چی هست .
    Like · Reply · 10 hours ago via mobile
    Amir Dibafar vaghti hesabaye bankie milyoon dolari kooro karesh kardan in kara bi erade anjam mide az joono del khodesho be khariat mizane aghaye ayatola dige booye pool o havas bazi tooye damagho maghzo rooho ravanesh oftade noonesh az in kara dar miad ……….
    Like · Reply · 1 · 16 hours ago
    Arash Kamangir
    Like · Reply · 1 · 17 hours ago
    Vahed Ahora جناب نوریزاد وقتی انسانهای اندیشمند رو انداختن زندان و یا کشتن و یا فراری دادن خوب باید این پیر خرفت رو بیارن جلو تلویزیون مخواستم بهش بگم سگ ولی خداییش سگ شرفش از اینا بیشتره
    Like · Reply · 11 hours ago
    Hanif Parsa با سپاس استاد .پاینده باشید
    Like · Reply · 6 hours ago
    Kuros Javedan البته تا ساعاتي ديگر خواهم فرستاد
    Like · Reply · 11 hours ago via mobile
    Kuros Javedan جناب نوريزاد عزيز ادامه بحث را به دليل حضور شما و به خطر افتادن شما صلاح نميدانم و مختصر گفتاريست كه اگر گفتار خصوصي شما قابل دسترس باشد برايتان انتقال خواهم داد تا حداقل فرد فرهيخته اي همچو شما كه به اشتباهاتش چنان يك مرد اقرار مي كند از سمت روشنگري نصيبي حاصل هر دويمان شود
    Like · Reply · 11 hours ago via mobile

     
  70. با سلام بر جناب نوریزاد عزیز..حکایت این آقایان بسیار پند آموز است و در حقیقت پرداختن به ایشان می تواند به این مباحثه تاریخی مدد رساند که این بخش از روحانیون آیا بخشی از حل مشکل هستند یا خود بخشی از مشکل این مرز و بوم میباشند. در جهت بررسی تفکرات آقای مکارم با اجازه ایشان می خواهیم نگاهی اجمالی به کتابی که ایشان با افتخار آنرا تدوین ومنتشر کرده و در سایت رسمی ایشان هم در معرض دید همگان است یعنی کتاب ” حیله های شرعی و چاره جوئی های صحیح” بیاندازیم که قرار است “راه را برای کسانى که تمام تلاششان پیمودن مسیر عبودیّت و بندگى خداست هموار ساخته و آنها را از اشتباهات خطرناک حفظ کند.” بیندازیم تا ببینیم این علم و هیبت فقهی ایشان تا چه میزان به کار این مردم می آید و چقدر مفید در نشر تعلیمات اهل بیت علیهم السلام می باشد.. ما نیز به چند حیله شرعی مذکور در این کتاب مراجعه می کنیم تا ببینیم تا چه میزان به زندگی اخلاقی نزدیک میشویم.
    1. ایشان در بخشی از کتاب برای پیدا کردن ” راه محرمیّت زن برادر بر برادر شوهر” در شرایطی که ” دوبرادر که هر دو متاهل هستند و در یک خانه زندگی می کنند، ناحرم بودن خانم هر یک از آن دو بر دیگری ، مشکلات و سختیهائی دارد” به تکاپو می افتد که راه حلّی بجوید تا به هم محرم شوند و سختی ها خاتمه پذیرد. ایشان برای پیدا کردن راه حل دست بدامان “تحریر الوسیله” آقای خمینی میشود که در جلد 2 و در صفحه 272 چنین گفته:”
    “راه محرمیّت زن هر یک از دو برادر بر دیگرى این است که هر یک از برادران زوجه صغیره شیرخوارى براى خود عقد کند، سپس همسر هر یک از دو برادر، زوجه صغیره برادر شوهر خود را به مقدار معتبر (که در رساله ها آمده و با رعایت شرایط) شیر دهد. با انجام این کار، همسر هر یک از دو برادر حکم مادر زن برادر شوهرش را پیدا مى کند، و بر او محرم مى گردد، و ازدواج برادران با شیرخوار خود به خود باطل مى شود، چون هیچ کس نمى تواند با برادر زاده اش ازدواج کند.». آقای مکارم سپس نظر محقّق سبزواری را هم آورده که او هم همین مطالب را گفته. امبا نکته جالبتر اینکه ایشان بدنبال این نقل قولها تصریح می کند که اساسا این بحث اصلا در گذشته در نزد فقها مطرح نبوده و لذا تنها همین دو بزرگوار در تاریخ شیعه به آن چرداخته اند. دردناکتر آنکه این فقیه محترم تصریح میکند:” این مسأله، با توجّه به مستحدثه بودن آن، دلیل خاصّ و روایت ویژه اى ندارد; ولى عمومات و اطلاقات بحث رضاع شامل آن مى گردد، و مانعى از آن وجود ندارد،”و بعد به روایتی استناد می کند که خودش در پاورقی تصریح میکند که اصلا این روایت در جائی وجود ندارد!!. شما بعد فقاهت این آقا را ببینید!. راجع به موضوعی صحبت میکند که نه سابقه ای در نزد فقهای امامیه دارد و نه مستندی و تنها دو فقیه با دلائل باطل راجع به آن نظر داده اند و ایشان آنرا بعنوان شاهکار مطالعاتی و فقهی حود به مسلمانان تعلیم میدهد. امّا بدنبال آن و بعد از پشتیبانی از این نظر وجدان ایشان وی را رها نمی کند و در نهایت چنین میگوید:” نکته دوّم :چاره جویى مذکور، هر چند از نظر شرعى بدون إشکال، و از جمله حیله هاى مثبت و صحیح مى باشد، لکن بدون شک گاه منشأ مشکلات و محذورات و مفاسدى شده، و خواهد شد ! زیرا قبل از محرمیّت، زوجه هر یک از دو برادر، حجاب خویش را در مقابل برادر شوهر حفظ مى کرد، و راه نفوذ و سلطه هواى نفس را مى بست، و جولانگاه شیطان را مسدود مى نمود، هر چند این کار براى آنها مشکلاتى داشت.ولى پس از ایجاد محرمیّت، زوجه هر یک از دو برادر در مقابل برادر شوهر خود بدون حجاب ظاهر مى شود، بلکه چه بسا همان گونه که در نزد شوهرش حضور مى یابد، در جلوى برادر شوهر نیز ظاهر گردد.به یقین شیطان، که در کمین است، و منتظر زمینه مساعدى براى وسوسه مؤمنان مى باشد، دست به کار مى گردد و…. بنابراین، محذورات شرعى این کار کم نیست.بدین جهت، هر چند بر اساس مبانى فقهى، و مطابق ادلّه شرعى، این چاره جویى را صحیح مى دانیم، و آن را براى ایجاد محرمیّت مؤثّر، ولى از نظر اخلاقى استفاده از آن را به خانواده ها توصیه نمى کنیم.” یعنی تمام همّت و کار فقهی حضرت آیت الله در ارائه راهی است که صرفا به افزایش فساد می انجامد و متاسفانه در این اشاعه فساد آن دو فقیهی هم که ایشان از آنها نقل قول کرده گناه کمتری ندارند و خودش هم آنرا توصیه نمی کند!!

    2. ایشان برای دو مشکل دیگر هم که محرمیّت فرزند خوانده را هم راههای شرعی را ذکر کرده که بدلایل اخلاقی از آوردن انها معذورم چه آنکه بغیر از اشاعه فساد آشکار هیچ دستاورد دیگری ندارد و موجب تبدیل یک عمل انسانی که سر پرستی از اطفال بی والدین میباشد به یک عمل حیوانی و جنسی شتیع است. اینها همّت والای این فقیه حکومتی در نشر حقائق اهل بیتی است که ظاهرا برای خود ایشان شناخته شده است. در این میانه وقتی آیت الله صانعی با فتوای خود گفتند که فرزند خوانده که با احساسات مادری و پاک به خانواده ای ملحق شده و به هر شکلی که باشد از همان ابتدا محرم است تا بساط فساد این فقیهان را جمع کند مورد هجوم اینان قرار گرفت که اصلا فقیه نیست و مرجعیت ندارد. فتاوای بی اصل و سند آقای مکارم در این حوزه علمیه و در نزد حکومت امام زمانی که به اعتراف خودش موجب فساد است خریدار دارد ولی وقتی آیت الله زنجانی به نحو مستدل حکم میدهد که فرد روزه داری که بی آبی به او فشار بیاورد می تواند به قدر رفع احتیاج آب بنوشد و روزه هم داشته باشد مورد بغض و کینه است. برای همین است که جناب مکارم از باب این علم و عملش کارخانه قند دزفول را مالک میشود و دیگران باتوم چماقداران را.
    3. آقای مکارم در ادامه اشاعه افکار خود شبکه ماهواره ای ولایت را نیز راه اندازی کرده که براساس پاره ای اطلاعات دریافتی ماهانه 50-60 هزار دلار و یا ایورو نقدا به ماهواره پرداخت می نماید و تمام همتّش هم جنگ با اهل سنت است به کارگردانی آیت الله قزوینی که دمی در این امر آرام وقرار ندارد و اصلا دامن زدن به اختلافات بین مسلمانان حرفه وی گردیده است. در عظمت علمی او و استادش آقای مکارم کافی است به فایل صوتی که در فضای مجازی از آقای قزوینی پخش گردید رجوع کنیم که در محفلی خصوصی میگوید که 200 شاگرد اوّل حوزه را بعنوان جایزه به حچ عمره بمدت 20 روز فرستاده ووقتی برگشتند نیمی از آنها وهابی قسم خورده شده بودند!!.این دستاورد ایشان برای خودشان و آن هم برای مردم. طرفه انکه قرار است مارا هم به بهشت ببرند!!..

     
  71. فرانسوا ولتر نویسنده و فیلسوف فرانسوی را اینگونه توصیف می کنند: «اگر بخواهیم درباره اشخاص از روی آنچه انجام داده‌اند حکم کنیم، ولتر بدون منازع بزرگ‌ترین نویسنده اروپا در قرن جدید است… قضا عمر او را هشتاد و سه سال تعیین کرد که در طی آن به آهستگی ترکیب فاسد عصر خود را از هم گسیخت؛ او برای مبارزه با زمان خویش وقت کافی در اختیار داشت و هنگامی از پا در آمد که فاتح شده بود»

    او مخالف مذاهب ساختگی و طرفدار مذهب طبیعی است؛ یعنی باور ساده به خدای واحد و خالق. به نظر ولتر، خدا و طبیعت اصول زندگی اند و زندگی بدون خدا به هیچ دردی نمی خورد. اما ولتر درباره روحانیت چنین می گوید:
    «اولين روحانی اولين شيادی بود که به اولين ساده لوح رسید».

    به راستی که عقل و تفکر چه نعمت های گرانبهاییست

     
  72. سلام براستادبزرگوارم جناب نوریزاد:
    کاش آقای مکارم مظنه شکررابجای همه حرفها معلوم میساخت تابامتعادل شدن قیمت آن درماه رمضان فشارکمتری به مسلمین واردشود.

     
  73. دستت را بگرمی میفشارم که حنجره ما شدید

     
  74. با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما
    با توجه به سخنان شما در مطلب سخنان پوک آیت الله و سخنانتان در به عبارت دیگر در صدد تغییر مرجع تقلید خود برآمدم وبا توجه اشراف شما و معتمد بودن شما از شما عاجزانه خواستارم که راهنماییم کنید که چه کسی را به عنوان مرجع جدید برگزینم.با سپاس

    ———————-

    سلام امیررضای گرامی
    سعی کن اساسا مرجعی نداشته باشی
    تقلید دعوت به تداوم جهالت است دوست من
    تقلید یک ضرورت دینی نیست
    واجب هم نیست
    یک انتخاب است
    شما : عقل را انتخاب کن
    خرد را
    فهم را
    با احترام

     
  75. سلام
    ترسی در دلم افتاده که جز دوستی چون شما نمیتواند در میان گذارم.
    احوالات سوریه و مصر را که دنبال میکنم بخصوص آنچه که در سوریه اتفاق می
    افتد و اتحاد جهل وفساد آن کشور را به نابودی کشانده مرا بسیار دلنگران از
    اتفاقات مشابه در ایران ساخته است.
    براستی این همه شورشی به قول حضرات جمهوری اسلامی و یا مبارز آزادیخواه
    بقول رسانه های خارجی چگونه سر از سوریه در آوردند؟مسلح شدند و در کنار
    ارتش آزاد هل من مبارز طلبیدند؟
    وقتی حرکات و سکنات آنها را میبینم و چشمم به آوارگان افغان و آمار بالای
    حضور ایشان در ایران می افتد پشتم می لرزد. هیچکدام دلخوشی از ایران و
    ایرانی ندارند و علیرغم همه تحولاتی که در 10 سال گذشته در کشورشان
    اتفاق افتاده به میهن خویش بزا نمیگردند و زندگی رقت بار بعضی از ایشان را
    که در اینجا میبینم از خود میپرسم یعنی در وطنشان وضعیت بدتر است؟ پاسخ م
    به این سوال مثبت نیست و متاسفانه نسبت باین حضور بسیار بدبینم. آنها را
    مامورینی میدانم که هنوز کارشان در این مملکت آغاز نشده. تصور روزی را کنید
    که این افراد مسلح شوند 4-5 میلیون افغانی مسلح برای بهم ریختن کشور کافی
    نیست؟ یک گروه کوچک تروریستی بنام جندالله دمار از روزگار رژیم در آورد تا
    توانستند تا حدودی ساکتشان کنند. این آمار عظیم را چگونه خوتهند توانست
    کنترل کنند؟ به استانهای غربی که مراجعه میکنیم آمار بالای مهاجرین عراقی
    را میبینیم. آنها هم وضعیت معیشتی مناسبی ندارند ولی در عین حال در ایران
    ساکنند. اگر آنها مسلح شوند چه؟ با استعدادی که از منظر تجزیه طلبی در
    استانهای مرزی بوجود آمده و نفرتی که از این رژیم در بین مردم همه مناطق
    کشور پدید آمده بخصوص مناطق مرزی و دخالتهای آشکار دول غربی و عزم اراده
    ایشان بر تجزیه ایران آیا این آوراگان افغانی و عراقی نخواهند توانست در
    قامت یک سرباز امریکایی در خاک ایران نقش بازی کنند؟ و کشور را که مستعد
    هرج و مرج و انفجار از نارضایتی است به وضعیتی مشابه سوریه در آورند؟
    حال که از ترس خون آشامان رژیم جرات اعتراض و حضور خیابانی نداریم و به
    خانه هایمان پناه میبریم ، گمان نمیکنم که اگر نگهبان افغانی مجتمع مسکونی
    ما مسلح شود خانه نیز پناهگاه امنی باشد.
    پناه بر خدا.میبرم ولی این ترس مدتهاست آزارم میدهد و شاید قبلا هم به شما
    گفته باشم ولی بنظر شما اگر رنگ واقعیت بگیرد چه میتوان کرد؟ دستگاه
    اطلاعاتی و امنیتی ما که دغدغه مردم و میهن ندارند. آنها همه حواسشان به
    مقام عظمایشان است و مشتی جیره خوار در اطراف و غافل از این اسب تروا
    آوراگان که ساکت و آرام در میهن ما میجرخند و چشم در چشم ما دارند و معلوم
    نیست این سکوت دهشت بارشان کی طغیان میکند؟
    راستی مصاحبه شما را با آقای فانی دیدم . نمیدانم چرا هرگز از بی بی سی
    خوشم نیامده و نتوانستم چیزی باسم صداقت را در این رسانه بیابم. وقتی
    سوالهای آقای فانی را میشنیدید به یاد بازجوییهای هیولاهای اطلاعاتی جمهوری
    اسلامی نیفتادید؟ که تیر تحقیر را با هر سوال به سوی مخاطب شلیک میکنند؟
    بی اختیار یاد مصاحبه آقای نوریزاده با این رسانه افتادم که همین آقای فانی
    با وی انجام داد. ای کاش در پاسخ به سوالش که پرسید شما علیرغم این همه
    انتقادهای تند چرا هنوز آزادید میگفتید اگر رژیم فعلا با شما کاری نداشته
    باشد بی بی سی خدمات جایگزین انجام میدهد.

    سربلند و پیروز باشید که هستید
    دوست دار و ارادتمند قلبی شما
    رضا

     
  76. درود بی پایان به استاد نوری زاد عزیز که جانش را برکف دست گرفته وما نابینایان وترسیدگان را گام به گام به سمت روشنایی می برد وازهیچ نیز نمی هراسد. استاد گرامی این آیت الله یک تکیه کلام دارد که با هم آمیختگی نیز دارد. یکی وهابیت است ویکی دشمن. دشمن را ازآقای خامنه ای بعاریت گرفته ووهابیت ملک طلق خودش است. این هردو یعنی هم دشمن وهم وهابیت خواسته همیشگی این حضرات بوده است. به مقاله ی برخوردم که بد ندیدم برای تنویر افکار عزیزانی که سایت گهربار جناب نوری زاد را مطالعه می کنند ومی بینم که ازمترومقیاس خوبی نیز برخوردار است مناسب باشد.

    ——————-

    حکومت هايی که پايان آنها فرا رسيده

    مرگ بر کدام رژیم

    «اسرائيل- ايران: پيوندی جاودان» عنوان مقاله ای است که روز يکشنبه در روزنامه ليبرال اسرائيلی «هاآرتص» در مخالفت با ماجراجويی نظامی احتمالی اين کشور عليه ايران منتشر شده است.

    عنوان مقاله ظاهراً به پيوندهای تاريخی دو قوم ايران و يهود و وجود مناسبات حسنه ميان ارض باستانی اسرائيل و امپراطوری هخامنشی در ايران، و سپس مناسباتی نزديک و دوستانه در طول تاريخ تا آغاز دوران جمهوری اسلامی در ايران، اشاره دارد اما در متن مقاله به رفتارهای حاکميت کنونی هر دو کشور در حال حاضر و نياز شديد هر دو حاکميت به وجود «دشمن» اشاره شده است.

    متن مقاله تاکيدی بر اين ديدگاه است که رهبران هر دو کشور در دوره کنونی افرادی هستند که برای سلب مسئوليت از خود در انجام وظايف خويش در قبال ملت، به وجود يک دشمن بيرونی به سختی محتاج هستند.

    به باور نويسنده، حتی اگر اختلاف کنونی اسرائيل و ايران در زمينه فعاليت هسته ای مشکوک ايران وجود نمی داشت، سران دو کشور می بايست بر سر مسئله ای ديگر با يکديگر درگير می شدند تا بقای حکومت خود را، هر يک در کشورش، تضمين کند.

    مقاله هاآرتص به قلم آنر شالو تاکيد دارد که «ايران به شدت نیازمند اسرائيل است و در صورت نبود موجوديت اسرائيل، سران ايران می بايست چنين کشوری را خلق می کردند؛ چرا که بودن اسرائيل مانند هوا برای تنفس ايران، يک ضرورت است و ادامه بقای رژيم ايران تنها به خاطر وجود اسرائيل امکان پذير بوده و از اين بابت، جمهوری اسلامی ايران بايد قدردان اسرائيل باشد».

    مقاله در ادامه می گويد: «لفاظی های ضد اسرائيلی سران ايران به حکومت ظالمانه آيت الله های ايران امکان می دهد که افکار عمومی ايران را از معضلات حقيقی آن کشور منحرف کند؛ از معضلات اقتصادی مانند گرانی های غير قابل تحمل گرفته تا سرکوبگری های سياسی و کشتار تظاهرکنندگان و نبود آزادی و سنگسار کردن زنان».

    آنر شالو تاکيد دارد که «نفرت همواره نيرويی برای اتحاد ملت بوده است؛ هيچ چيزی به قدرت وجود يک دشمن بيرونی برای ساکت کردن تنش های داخلی نيست؛ چه بسا که نيچه روزگاری نوشته بود که “انتخاب اينکه چه کسی را برای دشمن برگزينيم حتی حايز اهميت تر از گزينش دوست است”؛ لذا بر اساس اين نوشته نيچه، ايران در انتخاب دشمن خود بسيار موفق بوده است».

    نويسنده می افزايد: «اسرائيل در اين امر به ايران کمک می کند؛ اسرائيل ايران را تهديد می کند؛ هشدارها به يک حمله قريب الوقوع (از سوی اسرائيل عليه سايت های هسته ای ايران) هيزم بيار معرکه ی حکومت مفلوج آيت الله ها می شود و در حالی که رژيم تهران به آستانه فروپاشی رسيده است، سران اسرائيل در آخرين لحظه نردبان تازه نجات را به دست حاکمان ايران می دهند؛ (تهديدهای سران اسرائيل) اصلاح طلبان و مخالفان حکومت ايران و همه ايرانی هايی را که سه سال پيش در چنين روزهايی به خيابانها ريختند و به اعتراض دست زدند و خواهان آزادی و انتخابات عادلانه بودند، از بيم حمله اسرائيل، در کنار حکومت ملاهای تهران متحد می کند».

    در ادامه مقاله هاآرتص آمده است: «(بنيامين) نتانياهو (نخست وزير اسرائيل) و (اهود) باراک (وزير دفاع اين کشور) در راستای منافع خامنه ای و احمدی نژاد کار می کنند؛ آنها نقاب مهاجم بر چهره زده اند که اتفاقاً ياری رسان برای تلاش های ايران در راستای مشروعيت زدايی از موجوديت اسرائيل است؛ (با تهديدهايی که نتانياهو و باراک عليه ايران بيان می کنند)، حال برای سران ايران بس آسان تر است که اسرائيل را “غده سرطانی” در خاورميانه توصيف کنند و حتی آنهايی را که مردد بوده اند، قانع تر می کنند. حتی اگر تهديدهای اسرائيل ميان تهی بوده است، اين امر پيشاپيش برای رژيم ايران مفيد واقع شده و ثابت کرده است دشمنی که ايران برای خود انتخاب کرده، تا چه حد در خدمت اين انتخاب کننده است».

    نويسنده اسرائيلی مقاله هاآرتص تاکيد دارد که «ملت ايران شايسته داشتن رهبرانی بهتر از حاکمان کنونی است و به اين خواسته نيز خواهد رسيد و تلاطم های سياسی جاری در منطقه به تهران نيز خواهد رسيد و آن زمان، اتمی شدن ايران به همان اندازه برای اسرائيل حساسيت برانگيز خواهد بود که هسته ای شدن هند را اسرائيل (دست کم) گرفت».

    آنر شالو می افزايد: «اما اسرائيل نيز به سختی به ايران نيازمند است و اگر حاکميت کنونی ايران وجود نمی داشت، اسرائيل می بايست که چنين دشمنی را برای خود خلق می کرد و لذا اسرائيل هم بايد قدردان وجود جمهوری اسلامی ايران باشد زيرا نفرت کور و ارعاب هميشه ابزار کارسازی در بقای حکومت ها بوده است و بويژه دولت های دست راستی اسرائيلی را ياری داده است و نواختن پرطنين نتانياهو بر طبل لفاظی ها عليه ايران، افکار عمومی اسرائيلی را از معضلات کشور منحرف می کند؛ از مشکلات اقتصادی و گرانی های شديد گرفته تا خدمات دولتی و عمومی که در آستانه اضمحلال است و تا سرمايه گذاری های کلان دولتی در آبادی نشين های يهودی و ترجيح دادن مذهبيون افراطی بر ساير اقشار کشور».

    نويسنده در ادامه يادآور شده است که: «ايران ياری رسان اسرائيل است؛ اسرائيل را تهديد می کند و اين تهديدها روغنی است بر چرخ های ارابه آتش افروزی دولت عليل نتانياهو؛ او نعره های تهران را با آغوش گشاده در برمی گيرد تو گويی غنيمتی خداداد به او رسيده است؛ ابرهای تيره جنگ افروزی که نتانياهو- باراک باردار کرده اند از اوايل زمستان گذشته تا حال و به طور بی وقفه، فضای زندگی ما را تا اين روزهای پايانی تابستان آلوده کرده و موفق شده است که اعتراض های اجتماعی گسترده ای را که تهديدی جدی برای دولت نتانياهو بود، خفه کند».

    به باور نويسنده جوان اسرائيلی، «درخواست های مردم اسرائيل برای بهره مند بودن از مسکن مناسب، عدالت اجتماعی، خدمات عمومی کارا و برخودار از يارانه در برابر تهديدهای “آخر زمانی” که لابد پس از اصابت موشک های ايران به خاک اسرائيل ايجاد خواهد شد، بايد رنگ ببازد؛ ديالوگ شهروندی و مادرانه ای که از مختصات جامعه اسرائيلی است يک باره جای خود را به ديالوگ امنيتی و زورمدارانه و مردانه سپرده است، و مانند ايران، نزد ما نيز ملاها بايد سمت و سوی رخدادها را تعيين کنند چه بسا که در همين روزهای گذشته ژنرال ذخيره يعکوو عامی درور مشاور امنيت ملی کشور نزد ربای عوواديا يوسف ملای بزرگ يهوديان سفارادی مراکشی الاصل فرستاده شد تا خطرات ايران را به گوش اين پيرمرد زمزمه کند؛ تنها باقی مانده است که دولت ما هم يک مرجع تقليد پيدا کند که لابد جنگ را توجيه شرعی نمايد».

    آقای آنر شالو می نويسد: «اسرائيل (مانند ايران) شايستگی آن را دارد که از حاکمانی بهتر برخوردار شود و چنين نيز خواهد شد؛ مسئله تنها زمان است؛ اما تا وقتش برسد، فعلاً سران شکست خورده اسرائيل و ايران هر دو در حال طراحی صحنه آرايی برای شمشيربازی خود هستند؛ اما نگاهی از نزديک تر به اين صحنه به شدت هولناک، چيز ديگری نشان می دهد و آن اينکه آنها نه در حال شمشيرکشی به روی يکديگر، که در حال رقص تانگويی دست در دست هم هستند؛ اين راز پيوند جاودانه ميان حکومت هايی است که پايان آنها فرا رسيده و به خدمتِ طرفِ مقابل، نياز دارند».

    حکومت هايی که پايان آنها فرا رسيده

    مرگ بر کدام رژیم

    «اسرائيل- ايران: پيوندی جاودان» عنوان مقاله ای است که روز يکشنبه در روزنامه ليبرال اسرائيلی «هاآرتص» در مخالفت با ماجراجويی نظامی احتمالی اين کشور عليه ايران منتشر شده است.

    عنوان مقاله ظاهراً به پيوندهای تاريخی دو قوم ايران و يهود و وجود مناسبات حسنه ميان ارض باستانی اسرائيل و امپراطوری هخامنشی در ايران، و سپس مناسباتی نزديک و دوستانه در طول تاريخ تا آغاز دوران جمهوری اسلامی در ايران، اشاره دارد اما در متن مقاله به رفتارهای حاکميت کنونی هر دو کشور در حال حاضر و نياز شديد هر دو حاکميت به وجود «دشمن» اشاره شده است.

    متن مقاله تاکيدی بر اين ديدگاه است که رهبران هر دو کشور در دوره کنونی افرادی هستند که برای سلب مسئوليت از خود در انجام وظايف خويش در قبال ملت، به وجود يک دشمن بيرونی به سختی محتاج هستند.

    به باور نويسنده، حتی اگر اختلاف کنونی اسرائيل و ايران در زمينه فعاليت هسته ای مشکوک ايران وجود نمی داشت، سران دو کشور می بايست بر سر مسئله ای ديگر با يکديگر درگير می شدند تا بقای حکومت خود را، هر يک در کشورش، تضمين کند.

    مقاله هاآرتص به قلم آنر شالو تاکيد دارد که «ايران به شدت نیازمند اسرائيل است و در صورت نبود موجوديت اسرائيل، سران ايران می بايست چنين کشوری را خلق می کردند؛ چرا که بودن اسرائيل مانند هوا برای تنفس ايران، يک ضرورت است و ادامه بقای رژيم ايران تنها به خاطر وجود اسرائيل امکان پذير بوده و از اين بابت، جمهوری اسلامی ايران بايد قدردان اسرائيل باشد».

    مقاله در ادامه می گويد: «لفاظی های ضد اسرائيلی سران ايران به حکومت ظالمانه آيت الله های ايران امکان می دهد که افکار عمومی ايران را از معضلات حقيقی آن کشور منحرف کند؛ از معضلات اقتصادی مانند گرانی های غير قابل تحمل گرفته تا سرکوبگری های سياسی و کشتار تظاهرکنندگان و نبود آزادی و سنگسار کردن زنان».

    آنر شالو تاکيد دارد که «نفرت همواره نيرويی برای اتحاد ملت بوده است؛ هيچ چيزی به قدرت وجود يک دشمن بيرونی برای ساکت کردن تنش های داخلی نيست؛ چه بسا که نيچه روزگاری نوشته بود که “انتخاب اينکه چه کسی را برای دشمن برگزينيم حتی حايز اهميت تر از گزينش دوست است”؛ لذا بر اساس اين نوشته نيچه، ايران در انتخاب دشمن خود بسيار موفق بوده است».

    نويسنده می افزايد: «اسرائيل در اين امر به ايران کمک می کند؛ اسرائيل ايران را تهديد می کند؛ هشدارها به يک حمله قريب الوقوع (از سوی اسرائيل عليه سايت های هسته ای ايران) هيزم بيار معرکه ی حکومت مفلوج آيت الله ها می شود و در حالی که رژيم تهران به آستانه فروپاشی رسيده است، سران اسرائيل در آخرين لحظه نردبان تازه نجات را به دست حاکمان ايران می دهند؛ (تهديدهای سران اسرائيل) اصلاح طلبان و مخالفان حکومت ايران و همه ايرانی هايی را که سه سال پيش در چنين روزهايی به خيابانها ريختند و به اعتراض دست زدند و خواهان آزادی و انتخابات عادلانه بودند، از بيم حمله اسرائيل، در کنار حکومت ملاهای تهران متحد می کند».

    در ادامه مقاله هاآرتص آمده است: «(بنيامين) نتانياهو (نخست وزير اسرائيل) و (اهود) باراک (وزير دفاع اين کشور) در راستای منافع خامنه ای و احمدی نژاد کار می کنند؛ آنها نقاب مهاجم بر چهره زده اند که اتفاقاً ياری رسان برای تلاش های ايران در راستای مشروعيت زدايی از موجوديت اسرائيل است؛ (با تهديدهايی که نتانياهو و باراک عليه ايران بيان می کنند)، حال برای سران ايران بس آسان تر است که اسرائيل را “غده سرطانی” در خاورميانه توصيف کنند و حتی آنهايی را که مردد بوده اند، قانع تر می کنند. حتی اگر تهديدهای اسرائيل ميان تهی بوده است، اين امر پيشاپيش برای رژيم ايران مفيد واقع شده و ثابت کرده است دشمنی که ايران برای خود انتخاب کرده، تا چه حد در خدمت اين انتخاب کننده است».

    نويسنده اسرائيلی مقاله هاآرتص تاکيد دارد که «ملت ايران شايسته داشتن رهبرانی بهتر از حاکمان کنونی است و به اين خواسته نيز خواهد رسيد و تلاطم های سياسی جاری در منطقه به تهران نيز خواهد رسيد و آن زمان، اتمی شدن ايران به همان اندازه برای اسرائيل حساسيت برانگيز خواهد بود که هسته ای شدن هند را اسرائيل (دست کم) گرفت».

    آنر شالو می افزايد: «اما اسرائيل نيز به سختی به ايران نيازمند است و اگر حاکميت کنونی ايران وجود نمی داشت، اسرائيل می بايست که چنين دشمنی را برای خود خلق می کرد و لذا اسرائيل هم بايد قدردان وجود جمهوری اسلامی ايران باشد زيرا نفرت کور و ارعاب هميشه ابزار کارسازی در بقای حکومت ها بوده است و بويژه دولت های دست راستی اسرائيلی را ياری داده است و نواختن پرطنين نتانياهو بر طبل لفاظی ها عليه ايران، افکار عمومی اسرائيلی را از معضلات کشور منحرف می کند؛ از مشکلات اقتصادی و گرانی های شديد گرفته تا خدمات دولتی و عمومی که در آستانه اضمحلال است و تا سرمايه گذاری های کلان دولتی در آبادی نشين های يهودی و ترجيح دادن مذهبيون افراطی بر ساير اقشار کشور».

    نويسنده در ادامه يادآور شده است که: «ايران ياری رسان اسرائيل است؛ اسرائيل را تهديد می کند و اين تهديدها روغنی است بر چرخ های ارابه آتش افروزی دولت عليل نتانياهو؛ او نعره های تهران را با آغوش گشاده در برمی گيرد تو گويی غنيمتی خداداد به او رسيده است؛ ابرهای تيره جنگ افروزی که نتانياهو- باراک باردار کرده اند از اوايل زمستان گذشته تا حال و به طور بی وقفه، فضای زندگی ما را تا اين روزهای پايانی تابستان آلوده کرده و موفق شده است که اعتراض های اجتماعی گسترده ای را که تهديدی جدی برای دولت نتانياهو بود، خفه کند».

    به باور نويسنده جوان اسرائيلی، «درخواست های مردم اسرائيل برای بهره مند بودن از مسکن مناسب، عدالت اجتماعی، خدمات عمومی کارا و برخودار از يارانه در برابر تهديدهای “آخر زمانی” که لابد پس از اصابت موشک های ايران به خاک اسرائيل ايجاد خواهد شد، بايد رنگ ببازد؛ ديالوگ شهروندی و مادرانه ای که از مختصات جامعه اسرائيلی است يک باره جای خود را به ديالوگ امنيتی و زورمدارانه و مردانه سپرده است، و مانند ايران، نزد ما نيز ملاها بايد سمت و سوی رخدادها را تعيين کنند چه بسا که در همين روزهای گذشته ژنرال ذخيره يعکوو عامی درور مشاور امنيت ملی کشور نزد ربای عوواديا يوسف ملای بزرگ يهوديان سفارادی مراکشی الاصل فرستاده شد تا خطرات ايران را به گوش اين پيرمرد زمزمه کند؛ تنها باقی مانده است که دولت ما هم يک مرجع تقليد پيدا کند که لابد جنگ را توجيه شرعی نمايد».

    آقای آنر شالو می نويسد: «اسرائيل (مانند ايران) شايستگی آن را دارد که از حاکمانی بهتر برخوردار شود و چنين نيز خواهد شد؛ مسئله تنها زمان است؛ اما تا وقتش برسد، فعلاً سران شکست خورده اسرائيل و ايران هر دو در حال طراحی صحنه آرايی برای شمشيربازی خود هستند؛ اما نگاهی از نزديک تر به اين صحنه به شدت هولناک، چيز ديگری نشان می دهد و آن اينکه آنها نه در حال شمشيرکشی به روی يکديگر، که در حال رقص تانگويی دست در دست هم هستند؛ اين راز پيوند جاودانه ميان حکومت هايی است که پايان آنها فرا رسيده و به خدمتِ طرفِ مقابل، نياز دارند».

     
  77. بی زحمت وقتی راجع به لورل صحبت می کنی، راجع به هاردی هم صحبت کن
    نوری همدانی را می گویم . او هم از ///// بیت رهبری است .

     
  78. آقای نوری زاد سلام، ریشه واساس این القاب ،مانند شیخ، حجت الاسلام، ایت الله ،ایت الله عظماو….ازکجا درآمده.قبل از جنگ جهانی اول به این طبقه می گفتند ملا. حال چراوچطورشد این القاب پیداشد؟

    —————-

    سلام آقا رضای گرامی
    اینها تعارفاتی بوده که این آقایان به هم تعارف می کرده اند ورفته رفته خودشان جدی اش گرفته اند. شما بیا زیاد جدی اش نگیرید.
    با احترام

    .

     
  79. درود به اقای نوری زاد عزیز
    دکتر شریعتی کتابی نوشته است که در مورد تشیع علوی و تشیع صفوی که همه چیز را در این کتاب توضیح داده است حال باید کسی بیاید کتابی در مورد تشیع شریعتی و تشیع اخوندی بنویسد بنظرم معلوم هست کدام پیروز و موفق تر عمل کرده است در تشیع شریعتی نباید در برابر ظلم سکوت کرد و باید حق و حقیقت برای مردم معلوم شود باید اتحاد برقرار شود دروغ بدترین گناه شناخته میشود اما در تشیع اخوندی باید مظلوم را کشت حق و حقیقت باید در دستگاه حکومت باشد و باید تفرقه بیشتر باشد باید دروغ فراوان گوفته شود تا حکومت پا بر جا بماند

     
  80. با سلام
    اقای نوریزاد عزیز در زیر جواب سوالی را که بعد از سخنرانی اقای مکارم خدمت ایشان فرستادم و همچنین پاسخ ایشان را برایتان کپی کردم. بدون هیچ توضیح اضافه. شاید شما بتوانید این پاسخ فقهی (استفتا) را ترجمه کنید. با تشکر. بابا

    با عرض سلام و ادب سوالاتی دارم در باره سخنرانی حضرت اقا در دیدار علما، امام جمعه و مسئولین شهرستان میانه.
    با اعلام احترامات فائقه نسبت به مراجع معظم .
    حضرت ایت الله , اگر خاطرتان باشد در راهپیمائیهای قبل از پیروزی انقلاب مردم ایران اعم از با حجاب و بدحجاب و بی حجاب دوش به دوش یکدیگر شرکت میکردند و اگر خواست مردم این بود که شما میفرمائید حداقل بی حجابها نباید در ان تظاهرات شرکت میکردند. بنیانگذار جمهوری اسلامی در هنگامی که در پاریس بودند در مقابل وسائل ارتباط جمعی به طور واضح اعلام کردند که جمهوری اسلامی با مسئله حجاب کاری نخواهد داشت. و دیگر مسئولانی از جمله حضرت ایت الله طالقانی اعلام کردند که حکومت با حجاب کاری نخواهد داشت. و این هر دو ثبت در تاریخ است.
    حضرت ایت الله خروجی و نتیجه رژیم فاسد پهلوی مردمی بودند که در راهپیمائیها شرکت کردند و با اینکه بی حجاب ها نیز در این کار شریک بودند با توجه به وعده های داده شده, انها نیز خواستار برگشت امام خمینی به ایران بوده و به جمهوری اسلامی رای مثبت دادند. ایا امروز بعد از سی سال که ایران تحت حکومت روحانیت بوده رواست که اینهمه دم از فساد زده شود؟ ایا این است خروجی و نتیجه حکومت روحانیون؟
    ایا درست نیست که: درس معلم ار بود زمزمه محبتی/ جمعه به مکتب اورد طفل گریز پای را.
    حضرت اقا ایا در کشور ما همه چیز بر طبق اصول برحق اسلام عزیز اجرا میشود و فقط موضوع حجاب تبدیل به مشکل شده؟ ایا
    قوه مقننه ومجریه و قضائیه واقعآ اسلامی هستند؟ ایا سیستم بانکها اسلامی میباشند؟ ایا تلویزیون ایران , اسلامی میباشد؟ ایا رفتار مسئولین با صاحبان اصلی مملکت اسلامیست؟ مردم ایران مانند تمام کشورهای دنیا برای رتق و فتق امور کشور عده ای را انتخاب و مامور میکنند, ایا اسلامیست که در صورت پیش امدن مشکلی همان خدمتگذاران به زدن و کشتن و ……ولی نعمت خود اقدام کنند؟
    ایا راهپیمائیهای برنامه ریزی شده و حمله به بیوت مراجع تقلید و وارداوردن خسارات و ایجاد رعب و وحشت اسلامیست؟
    ««ایا عدم دخالت علنی اقایان مراجع »» نه تنها در این مورد بلکه موارد دیگری نیز که مردم به عنوان ولینعمت مورد ستم قرار میگیرند, و توصیه های مکرر حوزه ها درباره حجاب اسلامیست؟
    توهین به مراجع عظما حتی در زمان شاه نیز مجاز نبوده, حال در سایه حکومت روحانیت
    سکوت مراجع نسبت به روزی نامه هایی که خود را از هفت دولت ازاد میدانند, و با بی ادبی کامل, به انها توهین کرده و مراجع را طرف صحبت خود بیسوادشان میدانند اسلامیست؟
    بر طبق قانون نانوشته ای که از یکی دوسال بعد از انقلاب باب شده, وقتی که مقامی در سخنان انتقادی نسبت به موضوعی اشاره به ناراضی بودن گروه خاصی از مردم میکنند, کسانی این اشاره را به عنوان اجازه اقدام خودسرانه!؟دانسته و …….. ایا این کارشان اسلامیست و ایا شما وقتی که میفرمائید«اگر بى‌تدبیرى‏ها از حد بگذرد مردم شهیدپرور با زبان دیگرى سخن خواهند گفت» قصد تحریک مردم به اقدام خودسرانه را دارید. ؟
    حضرت ایت الله از نظر شما »مردم« چه کسانی هستند و چند نفرند؟
    با تشکر
    بابا

    بسم الله الرحمن الرحيم

    :: با اهداء سلام و تحيت؛

    جواب : نامه ی شما بایگانی شد.

    همیشه موفق باشید

    دفتر آيت الله العظمی مکارم شيرازی: / بخش استفتاءات

    —————–

    سلام بابای گرامی
    ایشان با بایگانی کردن نامه ی خوب وارزشمند و درست شما همان کاری را کرده اند که باید می کردند. بساطی که ایشان براه انداخته اند براین قوام نگرفته که با پاسخگویی به این پرسش های کلیدی، یا پته اش را به آب بسپرد وازتحکم های غیرانسانی وغیراسلامی حکومت اسلامی جانانه دفاع کند یا به عقل وانصاف وفطرت خود مراجعه کند وآن بگوید که: شما اراده ی آن داشته اید. پاسخ اولی منفورترش می کرد ودومی نان ازسفره اش برمی چید. بایگانی کردن نامه ی شما همان است که من نوشته ام: ایشان بیست دقیقه توان سخن گفتن با یک جوان امروزی ما را ندارد.
    با احترام

    .

     
  81. آقای نوریزاد شما میدانید قبل از انقلاب تنها حامی روحانیت خود نظام شاهنشاهی بود روحانیت بی مقدارترین قشر اجتماعی بودند وآنها را //// اجتماع به حساب میآوردند آن رحمی را که به /// میکردند به روحانی نمیکردند دوگروه باعث پرکشیدن روحانیت در ایران شد یکی رژیم شاه بود برای سوئ استفاده از روحانیت برای مشروعیت بخشیدن به سلطنت خود از آن استفاده کر دواجازه نداد هیچکونه انتقادی از روحانیت صورت گیرد دیگری حزب توده که از روحانیت چهره ای انقلابی ساختند در صورتی 95درصد شاید هم بیشتراز روحانیت اصلا معنی انقلاب را هم نمیدانستند حزب توده وشاه هردو برای اینکه از شر هم خلاص شوند زیر عبای روحانیت رفتند برای همین در انقلاب هیچکس روحانیت را مورد انتقاد قرار نداد و مردم در این میان مبهوت شدند وباناباوری تسلیم حماقت روشنفکران شدند خرافه روحانیت را به اوج کشیدند وصفحه تاریکی در تاریخ کشور باز شد امروزه این نکبت خاورمیانه را در بر گزفته به شکلهای متفاوت وبه شکلی امنیت جهانی به خطر افتاده دلارهای نفتی ایران واعراب به این نکبت روز به روز دامن میزند وصهیونیست بقای خود را در وجود رقیبی دینی توجیه میکند

     
  82. نوریزاد من طرفدار دو آتیشه دکتر احمدی نژاد هستم.هر وقت به ایشان توهین کنی من هم به شما توهین می کنم.دوما چشم دیدن این پخمگان قم نشین رو ندارم.مخصوصا اقای نوری و مصباح و …
    من طرفدار و دوستدار شما هستم.مطمئن باش که من شما رو دوست دارم.اثار صوتی ات دیوانه ام کرد!دمت گرم ممد!

     
  83. ey kash mishod………

     
  84. shoma ham dar yek jahalate azinbaste gharar darin.
    ILYAD

     
  85. با درود بی‌ پایان به جناب دکتر نوریزاد عزیز:
    مرجع تقلید هست که باشد. گذشت آنزمانی که کسی‌ به صرف یدک کشیدن چنین عنوانی،خروار خروار عزت و احترام و تقدیس و تقدس نثارش می‌‌کردند و عدّه‌ای خام و ناآگاه بران بودند که مریشان‌ها را جایگاهی‌ فرازمینی هست. امروزه روز نیم مثقال آبرو و احترام برای امثال ناصر مکارم ها را در کفهٔ ترازوی قابل محک و سنجش کردارشان آنهم صرفاً در راستای دفاع از مظلومی و قد علم کردن در برابر ظلم و ظالمی می‌‌گذارند و بس. هیهات ، هیهات که صدها مرجع تقلید از ناصر مکارم بالاتر هم هرگز یک سر سوزنی قرب و منزلت و عزت و احترامی که آقای منتظری داشت و نام بلندش همچنان به نیکی‌ برقرار و مستدام است را حتی در خواب هم ببینند. ایشان و تنی چند در وزن و قده و قوارهٔ ایشان انتخاب کرده اند که از درگاه بیت طلب روزی کنند و مداح بیتیان باشند و چشم و دل و هوش و گوش خود را به خدای زمینیشان بسپارند و کار و وظیفه و رسالت خدای آسمان‌ها را هم ناگفته و نانوشته اما در عمل تا درازنای طول عمرشان به تعطیلات بفرستند تا به نقدی که همانا انبان حساب‌ها و ارسال میکرفون‌هایی‌ هست که زیر بینی‌ مبارکشان می‌‌گیرند بچسبند و فرمایشات صادر کنند و فتواها بدر بنمایند که تنها همین چند نفر از بین هفت ملیارد انسان زندهٔ ‌حی و حاضر در این کرهٔ خاکی نظرشان به خدای زمینیشان نزدیکتر است و این خدای زمینی‌ هم که فعلا دیری است نظرش و حکمتش و صلاح و اختیار و اقتدارش آنقدرها هست که همهٔ پاسخ گویی‌ها را به خدای زمین و آسمان ها حواله کرده باشد و خود و سر تا ذیل بیت مبارکشان کمترین وظیفه پاسخگویی به احدالناسی نداشته باشند حتی به ایزد منّان.
    و همهٔ اینها از آنجا نشات می‌گیرد که جامی‌ خلاصه اش کرده در یک تک بیت: ذات نایافته از هستی‌، بخش = کی‌ تواند که شود هستی‌ بخش. جناب نوریزاد شما را برمبنای طینتی پاک و وقوف به تاثیر بیان و نفوذ کلام هنوز برانی تا مگر خفته‌ای چون امثال حضرت ایشان را در این چند قدمی پاهای لب گورشان، به حداقل‌هایی‌ در کرداری که خداوند همهٔ بزرگی‌‌ها و عظمت‌ها جزو ابتدایی‌ترین وظایف عملی‌ امثال ایشان قرار داده، واقف گردانی. اما خیمه و خرگاه و خرمن و بارگاه بیتیان که حاصل انبان اشک چشم یتیمان و آه بیوه زنان و امید‌های بر باد رفتهٔ خیلی‌ عظیمی‌ از جوانان این مرز و بوم است، در دل و دنیای امثال آقای ناصر مکارم نقد‌هایی‌ هستند که قدرت هر تعقل و گزینشی دیگر و خروش سر سوزنی جرات را از اینان بکلی سلب کرده است.
    مگر هشتاد سال و قریب به آن‌، عمر کمی‌ است؟ کی‌ دیگر؟ از این روست که اکثریت مطلق ایرانیان به اینها پشت کرده اند و لبخند خدا را در این روی گردانی تا اعماق وجود خویش احساس می‌‌کنند. بنده خود خاطراتی از ایشان دارم که دیری است از منظر صرف نگاه به عملکرد ایشان در راستای خیلی‌ از عزت نفس ها، حق طلبی‌ها و شأن و منش‌ها ی حتی مرسوم و دلنشین در عوام هم هیچ بویی از آنها نبرده که داستانش مفصل است و بماند تا وقتی‌ دگر. همه چیز در او دیدیم جز مرد خدا.

     
  86. از مردم خوزستان باید احوال این اقا رو بگیرید از کسایی که چغندر قند کاشتند و محصولشون رو کسی نخرید

     
  87. جناب علیرضا!
    اگر قرآن را خوب بخوانی و در آیاتش تعمق و تفکر کنی خواهی دید که این آیت الله ها واقعاً آیت همان الله اند!!!!!

     
  88. ///////////// والبته این علما شکم پر به استخون ولایت راضی هستند بر خوان نعمت ملت ایران نشسته اند و ایران را بباد دارند میدهند ///////////

    ———————

    علی آقای گرامی
    ناسزا ممنوع
    با احترام

    .

     
  89. من فکر می کنم دین تنها یک کارکرد دارد و آن تحمیق مردم است. دین در طول تاریخ همواره ابزاری در دست شیادان حکومتی یا غیر حکومتی بوده تا بوسیله آن عقل مردم را از کار انداخته و منویات خود را پیش ببرند. شما حتی یک مورد از عملکرد مثبت دین در طول تاریخ بشریت نمی توانید شاهد مثال بیاورید. اگر در گوشه ای حرکتی به ظاهر مثبت از ناحیه دین و متولیان دینی صورت گرفته قطعاً با هدف کسب قدرت یا کسب محبوبیت برای اقدامات بعدی بوده است و عملکرد بعدی آن متولیان منویاتشان را آشکار کرده است.
    و امروز بدان سبب این کاکرد دین در حال کمرنگ شدن است که ابزارهای اطلاعاتی اجازه نمی دهند تا شیادان بتوانند تحمیق مردم را تا عمق افکارشان گسترش دهند و بدیهی است با از بین رفتن این کارکرد دین، خود دین نیز از بین خواهد رفت. همیشه آگاهی مردم دشمن دین و متولیان دین بوده است.

    ——————–

    دوست خوب من، ادیان آسمانی وحتی برخی ازمکاتب بشری کارشان نشان دادن راه های درست بوده است. گرچه همین ادیان درگذرزمان خود به دکانی برای روحانیان وحاکمان همان ادیان بدل شده اند. اما انصاف این است که زحمت پیامبران ودرستکاران تاریخ را ازیاد مبریم. همین که امروز مردمان به عقل به ادب به درستی وبه پاکی گرایشی بطئی و حتی همگانی یافته اند واز زشتیها ودزدی ها وقتل ها نفرت دارند ، اینها همه برگرفته از ادیان است. دین مثل یک کتاب راهنماست. بعضی ها با آن کاسبی می کنند وبعضی با آن حکومت براه می اندازند وبعضی نیز ازهمه ی کتاب به چند خطی ازآن بسنده می کنند. که البته هیچیک ازاینها خواسته ی آن کتاب راهنما نیست.
    با احترام

    .

     
  90. با سلام
    پس ما باید از چه کسی تقلید کنیم؟لطفا صراحتا نام ببرید تا ما از جهل و نادانی درآییم

    ————–

    امیرگرامی سلام
    تلاش کن اصلا تقلید نکنی.
    خودت را ازدایره ی مقلدین برهان.
    خودت دست ببر وخودت را ازاین گردونه بیرون بکش
    تلاش که بکنی حتما راهت را خواهی یافت.
    عقل می گوید تقلید مکن. جهل می گوید تقلید بکن.
    ببین به کدام راغبی دوست من
    با احترام

    .

     
  91. یوسف حاجی نیا

    دموكراتيك ترين شيوه حكومت

    موضوع: ارائه سيستمي براي اداره جوامع در اندازه هاي مختلف به نام ( زبان خدا)

    خطاب به شما

    با سلام و عرض خسته نباشيد خدمت خوانندگان محترم قبل از هر چيزي جاي ان مي بينم كه از زحمات بي دريغ و فداكارانه شما در جهت اعتلاي كرامت انساني تشكر كنم . مقصود بنده ازنگارش اين نامه ارائه يك مدل انقلابي براي اداره جوامع مختلف است كه به نظر خودم مي تواند راه حل تمام مشكلات ساختاري انواع اجتماعات بشري در سطوح مختلف و علي الخصوص جامعه خودمان باشد. دليل اين كه اين نامه را به شما مي نويسم به اين خاطر است كه مي دانم فقط انسانهاي عاشق واز خود گذشته اي همانند شما مي تواند از يك چنين طرح حمايت كرده و زمينه ارائه ان را فراهم سازند. البته بايد اشاره كنم كه غرض بنده مطرح كردن خود و شهرت طلبي نيست بلكه مراد بنده اين هست كه روز به روز با درست كردن و اصلاح كردن زير ساختهاي جامعه به طرف تكامل انساني قدم برداريم و مي دانم كه دغدغه شما و تمام انسانهاي عاشق غير از اين چيزي نيست .

    چنانچه مي دانيم همه ما در دنيايي زندگي مي كنيم كه خود رايي و ديكتاتوري در لباسهاي مختلف فردي و گروهي انسانها را در تنگنا قرار داده ودر گوشه گوشه اين كره خاكي به درجات مختلف در سيستمها و جوامع گوناگون از رشد و شكوفايي و تكامل انساني جلوگيري مي كند به اين ترتيب كه در هر جامعه اي با به روي كار امدن يك نوع ايدولوژي يا يك گروه فكري باعث مي شود تا ديگر گروههاي فكري و ايدولوژيك سركوب شده ويا عرصه ارائه ايده از انها دريغ شود .مثالهاي عيني اين ادعا در جوامع پيرامون ما قابل مشاهده است .و همه اينها به اين دليل است كه انسانها تا به حال در هيچ نقطه اي از جهان به يك سيستم دموكراتيك تمام عيار دست پيدا نكرده اند .كشور ما نيز از اين قاعده مستثنا نيست .

    بنده بر اين اساس كه انساني موحد هستم بر اين ايمان هستم كه تمام عالم با تمام جلوه هاي شكوه انگيزو بديع خودتجلي خداوند است و هر چه در عالم هست قالب ان از نور خداوندي و روح ان از مهرو عشق خداوند است . خدا از چشمان اين قالبها جهان را نظاره ميكند از گوشهايش ميشنود و با دستانش لمس ميكند و چه زيبا خواهد شد بگذاريم از زبان همعه انها براي ما صحبت كند و جهان را در عشق و محبت فرو برد . به اين دليل بنده نام اين طرح راكه اساس كار ان ارائه سيستمي براي اداره جوامع در اندازه هاي مختلف است {زبان خدا}نامگذاري كرده ام و معتقدم كه ذات اين طرح منطبق بر اصل عشق و محبت است و با تمامي اديان الهي و ديگر ايدوئولوژي هاي انسان محور سازگار ميباشد .

    در اينجا در دو بخش متمايز به نكات مختلف طرح ميپردازيم :

    الف:مدل و ساختارسيستم
    ب:روش اجرا و مزاياي سيستم

    الف:در اين قسمت در درجه اول قبل از شروع بايد عرض كنم كه بستر اين طرح مجازي بوده و از رايانه و وسايل الكتروني براي اجراي ان بايد بهره گرفت .اين طرح ميتواند به دو حالت :
    1:پيشرفته وگسترده به صورت كشوري و اساسي با سازوكارهاي كنترل شده و پيچيده والزام اور
    2: به صورت ساده همانند يك سايت اينترنتي وغير الزام اور اجرا شود.
    البته بنده مقصودم اجراي حالت اول است ولي معتقدم كه حالت دوم نيز در صورت اجرا ميتواند به حالت اول ختم شود .اساس كار اين سيستم در روش ساده تر به اين صورت است كه مايك سايت مجازي باز ميكنيم كه در صفحه اول ان كاربران {مردم}با اين گزينه ها مواجه ميشوند 1:ارائه مشكل يا سوال 2:ارائه طرح يا ايده3:قوانين در حال راي گيري(يعني راه كارهاوايده هادر رابطه با سوالات و مشكلهاكه الزام اور خواهند بود ) 4:قوانين تصويب شده واماده اجرا.
    ماجرا از اين قرار است كه وقتي يكي از افراد اين جامعه احساس ميكند در جامعه خود مشكل دارد ويا براي او سوالي ايجاد شده و همچنين ايدهاي براي ارائه دارد به اين سيستم وارد ميشود وبا كليك بر روي گزينه 1 يا 2 قبل از اينكه به طرح سوال بپردازد با اين گزينه ها مواجه ميشود.
    الف:لطفا جامعه مورد نظر خود را مشخص كنيد( فردي –خانوادگي –موسسه اي-تشكل –نهاد-شهري-استاني-كشوري-جهاني و…)
    ب:لطفا گرايش سوال يوسف ايده خود را مطرح كنيد:(سياسي-عقيدتي-مذهبي-اقتصادي-فرهنگي و…)
    حال فرد با كليك كردن بر روي گزينه هاي مورد نظر جايي براي او باز خواهد شدكه در ان ميتواند به ارائه سوال و مشكل و يا ايده وراه كار خودبپردازد و ان را در انجا ثبت كند (البته بايد در نظر داشته باشيم كه در اين سيستم هيچ جايي براي توهين و سياه و سفيد كردن نيست و اگر هم چنين چيزي باشد خود به خوداز دور خارج خواهد شد ). بعداز ثبت شدن اين سوال به مد ت معيني كه ميتواند در حدود يك ماه باشد ( كه خود اين مدت توسط مردم تعيين ميشود) در سيستم ودر جاي خود باقي ميماند تا اشخاص ديگر با مطالعه ان اگر نياز به اصلاح صورت سوال و يا ايده باشد و يا اگر نقطه اي فراموش شده باشدو همچنين اگر سوال را وارد نمي دانند ان رااصلاح كرده و در يك فيلد جداگانه درپيش سوال قبلي قرار دهند.و اين كار توسط افراد مختلف در سطح جامعه اگر لازم ديده شود انجام ميشود.
    بعد از اين مرحله به مدت يك ماه ديگر ان دسته سوالا ت و ايدههايي كه در واكنش به سوالات فرد اول ايجاد شده و در رديف ان سوال و يا طرح قرار دارند به راي گذاشته مي شوند تا سه چيز مشخص شود 1-اولويت و فوريت مساله يا ايده در مقابل ديگر مسائل مرتبط با دغدغه هاي جامعه مورد نظر 2-اين كه كدام صورت سوال يا طرح كاملتر و يا مطلوب تر و واقع گرايانه تر در مقايسه با سوال ياايده فرد اول مي باشد 3-مشخص كردن اين كه نتايج طرح يا سوال الزام اور باشد يا نه

    بعد از مراحل اول و دوم كه به ترتيب طرح سوال وطرح راه كار مي باشد نوبت به مرحله سوم يعني قوانين در حال راي گيري مي رسد در اين مرحله همان طور كه از نامش پيداست ايدها طرح ها و راه كارها در واكنش به سوالات و مشكلات مطرح شده در گروههاي( جامعه و گرايش مورد نظر) از طرف مردم ( كه مي تواند متخصصين و مردم عادي باشد ) ايجاد شده به راي گيري عموم گذاشته مي شود تا اگردر صورتي كه الزام اور بودن ان در مرحله قبلي مشخص شده باشد به صورت قانون لازم الاجرا براي جامعه تبديل شود و در غير اين صورت به عنوان گرايش و عقيده اكثريت در جامعه مشخص شود

    اخرين گزينه كه گزينه 4 است قسمت قانونهاي تصويب شده هست . در اين قسمت كه نظرات وايده هاي مردم به قانون تبديل شده مثل بخشهاي قبلي در طبقه بندي و رديف مشخص خود قرار مي گيرد تا مردم با مراجعه به اين بخش هم با قانونهاي مصوب اشنا شوند وبه ان عمل كنند و هم احيانااگر كمبودها و خلا هايي در قوانين وجود داشته باشد دوباره ان را بازبيني كرده و اصلاح كنند

    ب :روش اجرا و مزاياي سيستم

    -در هر دوره و در باره هر مساله يا طرح كه مردم در راي گيري شركت مي كنند راي و ايده شركت كنندگان نماينده همه مردم به شمار مي ايد و قوانين مصوب از طريق ايشان براي همه مردم لازم الاجرا است چرا كه تعداد اشخاصي كه اعم از كار شناسان وافراد عادي كه در دادن ايده وراي گيري شركت مي كنند به مراتب بيشتر از تعداد افراد نماينده در سيستم پارلماني خواهد بود اين در حالي است كه تعداد نفرات شركت كننده در مسائل حياتي جامعه حتي مي تواند به تعداد چندين مليون نفر برسد

    -ضريب حق راي براي اشخاص متفاوت(از نظردانش و ميزان كارشناس بودن) و همچنين سنين متفاوت مي تواند از طريق خود مردم مشخص شود بطور مثال براي اشخاصي كه كارشناسي و درجه تبهر انهادر شاخه مشخص از طريق مراجع معتبر مشخص شده ضريب 10 براي افراد عادي ضريب 1 و براي افراد زير 15 سال ضريب 5/.و يا مردم مي توانند براي همه ضريب 1 را انتخاب كنند.

    -تمام مردم بايدبراي وارد شدن به سيستم بايد از طريق خود سيستم به عنوان يك فرد مستقل شناسايي وتعريف شوند تا امكان تقلب وسوئ استفاده از ميان برداشته شود.

    -در اين سيستم هميشه موضوعات با فوريت بالا( كه ميزان فوريت انها از طريق مردم در مرحله 1و2 تعيين شده در مرحله3 در لژ موضوعات در حال راي گيري قرار مي گيرند تاشركت مردم در راي گيري بتواند از كارايي و راندمان بيشتري برخوردار شود.

    -در اين سيستم در راي گيري مردم مي توانند براي خود وكيل انتخاب كنندو اشخاصي را كه از نظر ايده و روحيات به خود نزديك مي دانند به جاي خود به سيستم معرفي كنند تا در زماني كه خود فرصت و انرژي لازم را ندارند راي وكيل راي ايشان هم شمرده مي شود

    -يكي از مزايا اين هست كه ديگر دامنه اختلاف اغتشاش يا انقلاب براي هيچ شخص يا گروهي در جامعه نخواهد بود و ديگر نيرو و وقت با ارزش مردم با تقابل از بين نخواهد رفت و به تعامل تبديل خواهد شد

    -در اين سيستم فصل الخطاب مردم راي و نظر مردم خواهد بود

    -يك مزيت ديگر اين هست كه در يك چنين سيستم تمام خلاقيتها از طريق همه مردم راه براي شكوفايي خواهند داشت و هيچ زمينهاي كور نخواهد ماند و افراط و تفريط نخواهد شد

    -كم شدن فضاي امنيتي و سوق يافتن به فضاي محبتي

    -يكي از مزايا اين هست كه كه خود اين سيستم پويا هست به اين معني كه سيستم از طريق ايده و راي خود مردم قابل رفراندوم تغيير و رشد و بالندگي است .

    -دراين سيستم همه اشخاص فقط يك راي بيشتر نخواهند داشت و زمينه هاي خود رايي از جامعه برچيده خواهد شد.

    -در اين سيستم شخص در مقابل شخص قرار نمي گيرد

    -در اين سيستم مسئولين فقط مجري خواهند بود و كارهاي نظارت و نظر دهي و قضاوت و ارائه ايده به عهده عموم مردم خواهند بود و مسئولين به معناي واقعي كلمه خدمت گذار مردم خواهند بود.

    -در اين سيستم بعضي از مردم مي توانند وكالت حيوانات و گياهان و طبيعت را داشته باشند وخواسته ها و مطلوبات انها را بدون اغراض شخصي در سيستم مطرح كنند .

    -مصلحت مردم از طريق خودشان تعيين خواهد شد و نياز به نهادهاي مصلحت سنج نخواهد بود .

    -زمينه هاي فساد و رانت خواري از بين خواهد رفت معزلات و نا هنجاري هاي اجتماعي از بين خواهد رفت .

    -در كارهاي اجرايي مسئولين به طور مرتب از طريق سيستم و مردم غربال خواهند شد تا كارايي به حد اكثر برسد.

    -در اين سيستم از جاييكه كه مردم اعم از چپ يا راست مي توانند ايدههاي خود وراي خود را مطرح كنند پس ديگر جايي براي توهين و ابراز انزجار نخواهد بود .

    -يكي ديگر از مزاياي اين سيستم غير قابل مصادره بودن ان هست.

    -در اجراي اين سيستم مي توان به طور مثال از يك وسيله كوچك و قابل حمل همانند گوشيهاي موبايل با سيستم عامل مخصوص به خود استفاده كرد وان را در اختيار عموم مردم قرار داد تا هميشه و در اكثر حال با سيستم خود در ارتباط باشند و از موضوعات جديد اگاه شوند و در وقت مقتضي راي و ايده خود را از طريق ان وسيله اگر تمايل داشتند با مردم و سيستم مطرح كنند و بديهي است كه در صورت عدم شركت در راي گيري و خلق ايده شركت كنندگان ديگر رانماينده خود قرار مي دهند و به حاصل كار پايبند خواهند بود

    -در اين سيستم تفاوتي و ارجهيتي در بين زن و مرد و اقوام مختلف و اديان و گرايشهاي مختلف وجود ندارد

    -اين سيستم با اينكه مي تواند اغاز گر يك جنبش و درخواست متعالي از طريق افراد جامعه باشدنمي توان ان را جزئ مكاتب قرار داد بلكه خود اين سيستم بستري هست براي ارائه جهان بيني ها و مكاتب مختلف
    -در اين سيستم هيچ گونه محدوديتي براي طرح سوال و ايده وجود ندارد.

    -با استفاده از اين سيستم حكومتي مي توان مشكلات سياسي كشورهايي در حال اغتشاش همانند سوريه و… را حل كرد وحتي مي توان نسخه جهاني براي ان درست كرد .

    در پايان از شماخوانندگان محترم خواهشمندم لطفا با عنايت به اين كه اجراي اين سيستم يكي از ضرورتهاي جامعه كنوني است و همچنين نياز به نيرو وبودجه قابل توجه دارد مرا در انجام اين كار ياري كنيد و يا اگر خود مي توانيد اين كار را انجام دهيد .

    با تشكر

     
  92. أقاي نوريزاد عزيز أيا صحبتهاي رفسنجاني را خوانديد كه در روزي كه ميخواستند ثبت نام كنند از ظهر تا ساعت ٥ بعد از ظهر چند بار با رهبر تماس ميگيرند و موفق به مصاحبت با ايشان نمي شوند؟!!! و در نهايت ايشان مي گويند بيدارشان نكنيد!!!!!! وقتي رهبر بيشتر موقع كاري را خواب باشند چرا انتظار داريد مملكت از أخوندهاي درباري استفاده بهينه نكند؟!!!!
    خوانديد در سال ٨٨ بعد از أن اعتراضات ، طرفهأي درگير در حضور رهبر جلسه مي گذارند و بغد از مدت كوتاهي حضرت شان مي گويد كه بس است ديگر من خسته هستم بايد بروم؟!!!!
    لزوم داشتن رهبر مادام العمر را بيان كنيد تا مشخص شود نقش أخوندهاي در باري را.

     
  93. سلام استاد نوری زاد
    این مطلب را به سایت خوب شما هدیه می کنم. اتفاقا به این مطلب سخنان پوک یک آیت الله هم مربوط است. چرا که این آیت اللها بدانجهت که کوچکترین اطلاعی درباره مدیریت و زیرساختهای اداره جامعه ندارند بلایی با ندانم کاری های خود بجان شهرقم آورده اند که این شهرمذهبی طبق آمارهای دولتی اول شهر فاسد کشور رقم خورده است. ازآنجا که فرموده اید این آیت الله بیست دقیقه نمی تواند با یک جوان امروزی هم صحبت بشود خیلی خوشم امد چون راست است من ایشان را ازنزدیک می شناسم. خیلی مدعی است اما چیزی درچنته ندارد جزهیاهو:

    ———–

    دولت جديد و چالش‌هاي صنعت‌نفت

    سيد غلامحسين حسن‌تاش

    دولت آینده با چالش‌های سخت و جدی در صنعت‌نفت کشور روبرو است. صنعت نفت از گذشته مشكلات فراواني داشته است كه بسياري از آن‌ها حل نشده باقي مانده و صاحب اين قلم قبلا در باره آنها نوشته است، اما در اينجا توجه بر فوري‌ترين چالش‌هائي است كه خصوصا در سالهاي اخير تشديد گرديده است که در سطور زیر فهرستی از آنها را ارائه نموده و تلاش می‌کنم در موارد مقدور، رهیافت‌هائي را برای رسیدن به راه کار ارائه دهم چراکه در اغلب موارد ارائه راه‌کار اجرائی شتابزده روا نیست و راه به جائی نمی‌برد و نیازمند بررسی و مطالعه است:

    1- یکی از چالش‌های مهم صنعت‌نفت عدم شناخت عمومی و حتي مدیران بالای کشور از این صنعت و عدم درک آن‌ها از چالش‌های آن است. بهترین سند و روشن‌ترین دلیل این مدعا همین رقابت‌های انتخاباتی اخیر است. در حالی که مسئله نفت و سیاست‌های نفتی یکی از مهمترین و تاثیرگزارترین مسائل در سیاست داخلی، سیاست‌خارجی، اقتصاد و همه شئون کشور است، مباحث مربوط به نفت و انرژی و راهبردها و سیاست‌های آن غایبترین و مغفول‌ترین موضوع در عرصه رقابت‌های انتخاباتی و در برنامه‌های اغلب کاندیداهای ریاست جمهوری بود و تنها مطالبی حاشیه‌ای و اغلب نا درست در زمینه نفت مطرح شد. اگر اهمیت انرژی و نفت و صنایع وابسته به آن در مسائل کشور درک شده بود، می‌طلبید که حداقل یکی از مناظره‌ها به این مهم اختصاص یابد. چندی پیش در رقابت‌های انتخاباتی ریاست‌جمهوری ایالات متحده امریکا یکی از سه مناظره اصلی که بین دو کاندیدای جمهوری‌خواه و دموکرات برگزار شد به مباحث انرژی و سیاست‌ها و راهبردهای انرژی این کشور اختصاص داشت. عدم شناخت عمومی و مدیران عالی از صنعت‌نفت و چالش‌ها و اولویت‌های آن هم ارزیابی صحیح و دقیق از عملکرد مدیران گذشته این صنعت و هم انتخاب مدیر شایسته و مناسب برای شرایط حال حاضر آن را دشوار می‌سازد. علاوه بر این همین عدم شناخت اضافه‌باری و مشکلاتی را نیز برای وزیر نفت و مدیران آتی صنعت نفت بوجود خواهد آورد. درجائي‌كه شناخت از صنعت و چالش‌هاي آن وجود داشته باشد و انتظارات منطقي از مديران برقرار باشد كار مديران آن صنعت بسيار آسانتر خواهد بود. تجربيات گذشته نشان میدهد که در چنین جوی که متر و شاخص ارزیابی و شناخت از فوریت‌ها و اولویت‌ها وجود ندارد، بعضی از وزرا و مدیران برای اثبات خود و پاسخگوئی به انتظارات نه چندان منطقی، مجبور به ادامه دادن به تصمیمات و اقدامات نادرست گذشته شده‌اند و جسارت متوقف کردن بسیاری از کارهای غلط را پیدا نکرده‌اند. بعنوان مثال در ادامه و در بررسی چالش بخش بالادستی صنعت‌نفت توضیح خواهم داد که چگونه با روشن نبودن طرح جامع توسعه ذخائر هیدروکربنی و با امضاء تفاهم‌نامه‌ها و قراردادهای نابجا بر روی میادین غیر اولویت‌دار نفتی و گازی کشور، امکانات و منابع محدود کشور پراکنده شده است و نهایتا دود آن به چشم میادین مشترک که در اولویت بهره‌برداری هستند رفته است.

    2- فقدان نهاد حاكميتي و سياست‌گذاري در بخش انرژي و روشن نبودن راهبردها و سیاست‌های کلان بخش انرژی و به تبع آن زیر بخش نفت و گاز کشور نیز چالشی است که بیش از همه خود را به صنعت‌نفت و مدیریت آن تحمیل می‌کند، چراکه در حال حاضر سبد انرژي مصرفي كشور متنوع نيست و بیش از 97 درصد انرژی اولیه کشور توسط این صنعت تامین می‌شود.

    3- عدم تعهد مجامع عمومي شركت‌هاي اصلي صنعت‌نفت (شركت ملي نفت ايران، شركت ملي گاز ايران و شركت ملي صنايع پتروشيمي) به انجام وظايف خود از ديگر چالش ها است. سال‌هاست كه مجامع عمومي صاحبان سهام اين شركت‌ها كاملا حالت صوري پيدا كرده‌اند و به وظايف قانوني خود عمل نمي‌كنند، شركت‌ها، بنگاه‌هاي اقتصادي هستند و مجامع عمومي آنها در صورت انجام وظايف قانوني و عرفي و نظارتي و حساب‌كشي خود مي‌توانند اين بنگاه‌ها را به سمت و سوي داشتن برنامه مدون، شفافيت عملكرد، كاهش هزينه‌ها و ارتقاء كارائي سوق دهند. صاحبان سهام سه شركت اصلي صنعت‌نفت جمعي از وزارت‌خانه‌ها بوده و رياست مجامع عمومي آنها به عهده رئيس جمهور است.

    4- روند‌های بین‌المللی انرژی خصوصا بعد از افزایش قابل توجه قیمت‌های جهانی نفت در دوره سال‌های 2004 تا 2008 میلادی، به سرعت در حال تغییر است و شناخت کافی در زمینه این تغییر روند وجود ندارد، اگر وزارت‌نفت و دولت به سرعت نسبت به شناخت و تحلیل دقیق این روند‌ها و تاثیر آن بر جایگاه ایران در بازار جهانی انرژی اقدام نکنند و نسبت خود را با آن تعریف نکنند، چشم‌اندازهای نگران‌کننده‌ای در مقابل خواهد بود.

    5- از دیگر چالش‌های مهم صنعت نفت چالش مدیریت است. از آنجا که ثبات مدیریت یکی از مسایل است که موجب پیشرفت و توسعه می‌شود، معتقدم یکی از دلایلی که موجب بروز مشکلات در صنعت نفت طی دولت‌های نهم و دهم شده، بی‌ثباتی مدیریت در صنعت نفت بوده است. اما علیرغم اعتقادی که به ثبات مدیریت دارم، فکر می‌کنم که متاسفانه به‌دلیل ضعف فاحش شبکه مدیریت کنونی، یک تغییر گسترده مدیریتی در اين صنعت اجتناب ناپذیر است. متاسفانه خصوصا در دولت دهم، مدیران کم‌توانی به سمت‌های مهم صنعت‌نفت گمارده شده‌اند که بعضا توان مقابله با چالش‌های پیش روی این صنعت عظیم را ندارند و قادر به ایجاد تحول لازم در آن نبوده و نیستند. امروز شبکه مدیریت نفت بسیار ضعیف شده است و بسیاری از مدیران موجود از توانائی بالقوه بالائی هم برخوردار نیستند. لازم است کمیته‌ای فرهیخته، مدیران موجود و توانائی آنها و تجربه‌ای که در مدت مدیریت آموخته‌اند و برنامه‌هائی که دارند را مورد بررسی قراردهد و آنهائی را که پتانسیل اصلاح عملکرد خود و رشد برخوردارند، تحت آموزش‌های لازم قرار دهد و زمینه جابجائی بقیه را فراهم کند. پائین آمدن سطح مدیریت لطماتی را هم به نظام انگیزشی نیروی انسانی صنعت‌نفت وارد نموده و خصوصا موجب انفعال و فروپاشی نظام کارشناسی شده است.

    6- چالش دیگر که از گذشته به دولت نهم و دهم نیز به ارث رسید، چالش ساختار به هم ریخته و پیچیده صنعت‌نفت است که اولا بخش‌های حاکمیتی و تصدی درهم پیچیده بوده و تفکیک شده نیستند و ثانیا خود بخش‌های تصدی هم روابطشان مشخص نیست و این ساختار مشکلات فراوانی را ایجاد کرده است، به طوری که حوزه تصدی آنقدر به هم پیچیده شده که روابط بخش‌ها با هم تعریف نشده و لوث مسئولیت ایجاد کرده است. اگر هر پروژه نیمه تمامی که دچار مشکل شده است را مورد بررسی قرار دهیم که چه کسی باعث این مشکل است، در ساختار فعلی مطمئنا دست آخر مشخص نخواهد شدکه مشکل از کجا و مربوط به کدام دستگاه زیر مجموعه صنعت نفت است، چراکه ساختار موجود چندان پیچیده است که هر بخش می‌تواند مسئولیت را به گردن دیگری بیندازد و این یعنی عدم شفافیت و لوث مسئولیت. بنابراین ساختار موجود باید مورد بازنگری قرارگیرد. خوشوقتانه در گذشته در سطح شرکت ملی نفت ایران بعنوان مهمترین بخش صنعت نفت، در طرحی تحت عنوان طرح نصر، مطالعات لازم در این زمینه انجام پذیرفته و راه کارهای لازم شناسائی شده و در شرکت ملی گاز ایران نیز طرح جامع این شرکت تدوین گردیده است که یک مدیریت کارآمد می‌تواند آنرا اجرائی کند.

    وجود شرکت‌های متعدد پیمانکاری در صنعت‌نفت که نظام تصمیم‌گیری آنها با بخش کارفرمائی تداخل دارد و دچار ناکارآمدی گسترده نهادی هستند نیز از دیگر مشکلات است. دیگر مشکل ساختاری، شرکت‌هایی هستند که در گذشته بر مبنای طرح‌ها وبرنامه‌های مطالعه نشده و بلندپروازانه تاسیس گردیده‌اند و عملا به یک مرکز هزینه با کارائی بسیار پائین بدل شده‌اند.

    7- با توجه به موارد فوق مي‌توان خلاصه كرد كه چالش نرم‌افزاري و عدم توجه به نرم‌افزارها در جريان سرمايه‌گذاري‌ها و توسعه فني، از چالش‌هاي مهم همه صنايع كشور و از جمله صنعت‌نفت است كه نتيجه آن كاهش مستمر كارائي و بهره‌وري و اتلاف سرمايه است. اگر نيروي انساني با مهارت و انگيزه، سازمان و مديريت كارآمد و دانش فني و اطلاعات را سه ركن اصلي نرم‌افزاري بدانيم كه ركن سرمايه فيزيكي و تجهيزات تنها در كنار اين سه ركن مي‌تواند از كارائي و بهره وري مطلوب برخوردار باشد، ملاحظه خواهيم كرد كه صنعت‌نفت در هر سه ركن نرم‌افزاري لنگ مي‌زند. ضعف در سه ركن نرم‌افزاري مذكور از ضعف در برنامه‌ريزي (ركن دانش و اطلاعات) كلان، ضعف در مطالعات بازار و مطالعات فني-اقتصادي و امثال آن در سرمايه‌گذاري‌ها و پروژه‌ها، ضعف در مطالعاتي اكتشافي و مطالعات مخزن در بخش بالادستي نفت و ضعف در طراحي و مهندسي در همه بخش‌هاي صنعت آغاز مي‌شود و تا ضعف در بهره‌برداري از سرمايه‌گزاري‌ها و پروژه‌هاي اجرا شده ادامه مي‌يابد و نتيجه همه اينها تشديد ناكارائي و نتيجه آن تلاف سرمايه است و صنعت نفت به يك نهضت نرم‌افزاري نيازمند است.

    8- چالش بعدی حل و فصل تصمیمات غلط گذشته است. برگرداندن بسیاری از تصمیمات گرفته شده به حالت اول، وقت زیادی را می‌گیرد.دولت بعدی باید بداند که در حوزه صنعت‌نفت حداقل دوسال باید مشکلات گذشته و آثار و تبعات تصمیمات غلط گذشته را حل کند. یک بی‌برنامه‌گی گسترده خصوصا در بخش بالا‌دستی وجود داشته است، اولویت‌ها مشخص نبوده و شرکت‌هایی که توانایی و رزومه لازم را نداشته‌اند، بعنوان پيمانكار به کار گرفته شده‌اند، درحالی که در بسیاری از موارد از روز اول مشخص بود که کار را نیمه تمام خواهند گذاشت. قراردادهایی تحت عنوان HOA طی دوسال گذشته در صنعت‌نفت به کار گرفته شده است که نوعی ساده‌سازی و تقلیل در توسعه بالادستی صنعت‌نفت است. به این صورت که شرکت‌هایی بیایند یکی دو چاه در یک میدان نفتی حفر کنند و خط‌لوله‌ای بکشند و چند ماهی نفت تولید کنند و آن را به یکی از واحد بهره‌برداری صنعت نفت تحویل دهند و بر اساس اطلاعات میدان و این تولید چندماهه، طرح جامع توسعه میدان را تهیه کنند و آنگاه برای توسعه اصلی میدان یا با خودشان قرارداد بسته می‌شود یا این‌که در آن مقطع هزینه‌هائی که کرده‌اند تسویه می‌شود. این شیوه که در مرحله اول یک کار چند میلیون دلاری است، موجب تشویق بسیاری از شرکت‌ها برای ورود به بخش‌بالادستی شده است در حالی که توجه نشده که زیرساخت‌های مربوطه در کشور محدودیت دارد. بر این مبنا امروز بسیاری از شرکت‌ها وارد این نوع قراردادها شده‌اند و کارفرما یعنی صنعت‌نفت هم کمکی به آنها نکرده است و کارهای نیمه ‌تمامی را روی زمین گذاشته‌اند آنهم در میادینی که اولویت‌شان مشخص نیست و بسیاری هم با ضرر بیرون رفته‌اند. اما نتیجه این شده است که یک تعهد حقوقی و قراردادی هم روی میدان نفتی (یا گازی) سوار شده است. درچنین شرایطی که تصمیم وبرنامه غلط براساس ساختار غلطی طراحی شده، برگرداندن آن به شرایط قبلی طبیعتا مشکلات بسیاری در پیش خواهد داشت. مشکل اینجاست که متاسفانه در صنعت‌نفت در دوره بعد از انقلاب هرگز یک نقشه راه و اولویت‌بندی برای توسعه منابع هیدورکربنی وجود نداشته است. ولذا نیاز است که یک بازنگری صورت گرفته ویک برنامه‌ریزی برای این امر صورت گیرد. اما آنچه مسلم است در شرایط تحریم که فشار آن نیز روزافزون است، صنعت‌نفت قادر نیست که تمام میادین را همزمان توسعه دهد و مشخص نبودن اولویت‌ها باعث می‌شود که امکانات کشور تجزیه و پراکنده شده و کارها نیمه تمام بماند. بنابراین گرچه توسعه بخش بالادستی صنعت‌نفت نیازمند نقشه راه است اما حداقل در شرایط تحریم، اولویت‌ها با توجه به محدودیت امکانات، مشخص است و آن این است که باید کار را بر میادین مشترک متمرکز کرد. اما حتی در میادین مشترک نیز امکان توسعه همزمان همه آن‌ها وجود ندارد و به همین دلیل میادین مشترک نیز باید اولویت‌بندی شوند. این اولویت هم باید براساس این منطق باشد که کشور رقیب ما در میدان مشترک، چه فعالیتی دارد. بر این اساس مهمترین اولویت پارس‌جنوبی خواهد بود. اما حتی در مورد پارس‌جنوبی هم به نظر صاحب این قلم، این‌که پروژه‌های توسعه چندین فاز همزمان جلوبرده‌ شده است، شاید کار درستی نبوده باشد. همکنون بیش از 10 فاز نیمه‌تمام وجود دارد در حالی اگر بر یکی دو فاز به صورت کامل تمرکز شده بود و امکانات ملی و صنعت نفت تجمیع می‌شد، شاید تاکنون گاز تولیدی آن به اقتصاد کشور عرضه شده بود و بعد فاز به فاز بصورت متوالی حرکت می‌شد و این خیلی بهتر از آن بود که اینک چندین فاز نیمه تمام داریم که تکلیف‌شان معلوم نیست و با چالش‌های بسیار بزرگ مالی، تامین تجهیزات و بدهی به پیمانکاران روبرو هستند. اصلاح این وضعیت و برگرداندن آن به ریل درست و ساماندهی به این پروژه‌ها یک چالش بزرگ است.

    به جای آنکه با اجرای پروژه‌های پراکنده همه انرژی، توان و پول کشور را پراکنده کنیم، باید بر رو اولویت‌ها تمرکز شود. دربخش بالادستی، باید در درجه اول پارس‌جنوبی اعم از لایه گازی و لایه نفتی آن اولویت اول کشور باشد و اگر توان و امکانات بیشتری بود صرف توسعه سایر میادین مشترک شود. کشور قطر همین روزها جشن رسیدن به تولید یک میلیارد بشکه از لایه مشترک نفتی را برگزار می‌کند و درحالی که ما هنوز یک بشکه نفت هم از این میدان برداشت نکرده‌ایم. در همین جشن هم قراردادهایی قرار است تنظیم کند که تولید میدان را از 525 هزار بشکه فعلی به 700 هزار بشکه برسانند.

    در بخش پائین‌دستی صنعت نفت هم شاید تنها اولویت، تکمیل پالایشگاه ستاره خلیج‌فارس باشد، در هر فاز از میدان گازی پارس‌جنوبی حدود 40 هزار بشکه میعانات گازی تولید می‌شود که در شرایط تحریم با زحمت و زیر قیمت فروخته می‌شود و در مقابل بنزین مورد نیاز کشور با زحمت و بالاتر از قیمت، وارد می‌‌شود، در صورتی‌که اگر ستاره خلیج فارس ساخته شود 55 درصد این میعانات می‌تواند در آنجا به بنزین تبدیل شود.

    9- مسئله نامطلوب بودن شاخص شدت انرژی و مصرف بالای حامل‌های انرژی و فرآورده‌های نفتی و گاز طبیعی در کشور از چالش‌های مهم صنعت‌نفت است. به باور نگارنده، نحوه برخورد با یارانه‌ها و نحوه اجرای طرح هدفمندی، مصرف کشور را بیشتر کرد که کمتر نکرد. به این دلیل که بسیاری از دستگاه‌‌های دولتی مربوطه که در راستای کنترل مصرف انرژی و سیاست‌های غیرقیمتی حرکت می‌کردند و اقدامات مثبتی را انجام میدادند، با این توهم که افزایش قیمت مشکل مصرف را حل می‌کند، کارهای خود را رها کردند. در حالی که با انتشار گزارش تزار هیدروکربوری سال 90 مشخص شده که کاهش مصرف بعضی حامل‌ها ناشی از کنترل مصرف نبوده، بلکه ناشی از افت بخش تولید (و یا مثلا در مورد بنزین جایگزینی (CNG اتفاق افتاده است. حذف یارانه‌ها موجب کاهش تولید صنعتی شده و این موضوع از میزان مصرف کاسته است. وقتی کاری که ذات آن خوب است، غلط اجرا می‌شود جمع کردن آن و برگردان آن به نقطه درست بسیار سخت است. بهتر است این یارانه‌ها تبدیل به یک اعتبار انرژی شود، که این اعتبار تنها بتواند یا صرف هزینه‌های انرژی و یا صرف هزینه‌های بهسازی انرژی خانوار یا بنگاه‌ها شود یا قابل فروش یا واگذاری دریک بازار به دیگر نیازمندان آن در همین دو زمینه باشد. آن زمان کسانی که مصرفشان را کنترل کرده‌اند می‌توانند اعتبار اضافی انرژی را در چنین بازاری عرضه‌کنند و تجمیع این اعتبارات صرف سرمایه‌گذاری مثلا در یک واحد صنعتی که نیاز دارد، برای اجرای پروژه بهینه‌سازی مصرف انرژی شود و سرمایه‌گذار از این بهینه‌ شدن منتفع شود. این شیوه کار می‌تواند، باعث شود مصرف انرژی کنترل شود و پروژه‌های بهینه‌سازی مصرف اجرا شود و بهره‌وری در کشور ارتقاء یابد.

    چالش مهم دیگر در مسئله یارانه‌ها این است که با افزایش قیمت دلار باز هم در مورد یارانه به پله اول بازگشته‌ایم و این قابل پیش‌بینی بود. نقص برنامه حذف یارانه‌ها این بود که یکبار قیمت‌ حامل‌های انرژی با درصدی از قیمـت‌های منطقه‌ای تطبیق داده شد ولی مشخص نشد که اگر این حذف یارانه‌ها و بالارفتن قیمت حامل‌های انرژی و پرداخت‌های نقدی طرح به نوبه خود موجب تورم شود و تورم نهایتا نرخ ارز را بالا ببرد، دوباره قیمت‌های داخلی نسبت به قیمت‌های منطقه‌ای یارانه‌ای خواهد شد و مشخص نشد كه در اين‌صورت تکلیف چیست؟

    10- چالش تحریم دیگر چالش بسیار جدی صنعت‌نفت است. آژانس بین‌المللی انرژی اخیرا گزارش چشم انداز میان مدت خود را تا افق 2018 منتشر کرده است. مرور این چشم‌انداز نشان می‌دهد که عزم جدی در غرب وجود دارد که ایران به طور کلی از بازار نفت کنار گذاشته شود. شواهد و قراین، میزان ظرفیت مازاد اوپک، توسعه تولید از “اویل‌شیل‌ها” و “شیل‌های‌گازی” و افزایش تولیدی که وجود دارد نیز این امکان را فراهم می‌کند که فشارهای بیشتری بر صاردات نفت كشور وارد شود که بطور کل از بازار نفت حذف شویم و این موضوع هم صادرات نفت را دچار مشکل کرده و هم کل اقتصاد ما را که متاسفانه متکی به نفت است را دچار مشکل می‌کند و هم صنعت‌نفت را .

    ضمنا در شرایط تحریم‌ که تجارت خارجی کشور هدف اصلی آن ‌است، چاره‌ای جز این نیست که به سمت خودکفائی برویم. مثلا اینکه گازمایع را که می‌تواند سوخت خودرور باشد، بعنوان محصولات پتروشیمی با زحمت و زیر قیمت بفروشیم که پولش هم بر نگردد و در مقابل بنزین گران و با زحمت وارد کنیم، قابل بررسی و تجدید نظر است.

    چالش جديد ديگر در همين رابطه اين است كه عده‌اي كه سال‌ها در تلاش بودند وارد تجارت نفت‌خام كشور بشوند از فرصت اين تحريم‌ها براي ورود به اين تجارت استفاده كردند و نتيجه آن نوعي آشفتگي در بازاريابي و فروش نفت‌خام بوده است در حالي كه اصولا مشكل صادرات نفت‌خام در اين دور از تحريم‌ها مشكل بازرايابي نيست و اتفاقا مواجهه با اين شرايط نظم و تمركز را مي طلبد كه بايد هرچه زودتر به اين تجارت برگردانده شود و جلوي دخالت‌هائي كه جز آشفتگي و سوء‌استفاده ثمري نداشته است گرفته شود.

    11- چالش دیگر تولید غیرصیانتی نفت است که از چالش‌های دیرینه صنعت‌نفت است. مهمترین اقدام برای افزایش ضریب بازیافت و تولید صیانتی، تزریق گاز کافی به میادین نفتی است. دربرنامه چهارم توسعه روزانه حدود 280 میلیون متر مکعب تزریق گاز به میادین نفتی برای افزایش ضریب بازیافت و جلوگیری از افت تولید میادین قدیمی نفتی تکلیف شده بود اما آنچه تحقق یافت بیش از 70 میلیون متر مکعب نبوده است. بالانس عرضه و تقاضای گاز کشور روز به روز در حال منفی‌تر شدن است که خود آن هم چالش مستقل دیگری است ولی آثار و تبعات آن بیشتر از همه گریبان میادین نفتی را می‌گیرد. رشد تقاضای گاز مستلزم احداث خطوط انتقال، شبکه و انشعاب داخلی است که ارزبری چندانی ندارد و سرمایه زیادی هم نمی‌خواهد و تجهيزات آن نيز وارداتي نيست و همه مسئولین و نمایندگان مجلس هم پیگیر آن هستند اما عرضه گاز متناسب با آن رشد ندارد. چراکه عرضه گاز مستلزم اجرای پروژه‌های عظیم با ارزبری بالا و نیازمند تجهیرات وارداتی است، مصداق بارز آن هم پروژه‌های فازهاي پارس‌جنوبی است که پیشرفت نکرده است. با ادامه این شیوه و منفی شدن بالانس عرضه و تقاضای گاز، اولین جایی که صدمه می‌بیند و در صورت ادامه روند موجود، در طول اجرای برنامه پنجم هم حتما تکرار خواهد شد، مقوله تزریق و تولید صیانتی نفت است. در این رابطه لازم است که همانطور که اشاره شد از یک سو در اولویت‌بندی و نحوه اجرای پروژه‌های تولید و عرضه گاز تجدید نظر شود و از سوی دیگر در روند پروژه‌های گازرسانی و ایجاد تقاضا اصلاحات لازم صورت پذیرد.

    12- صنعت پتروشیمی موجود کشور نیز دچار چالش‌های جدی است.گزارشی که اخیرا مرکز پژوهش‌های مجلس منتشر کرده، نشان می‌دهد که این صنعت، زیان‌ده است. بنگاه‌های پتروشیمی کماکان یارانه می‌گیرند و حالا رانت نرخ ارز هم به این یارانه اضافه شده است. این بنگاه‌ها از یارانه و رانت نرخ ارز ارتزاق می‌کنند و به ضرر اقتصاد ملی سود نشان می‌دهند و اگر قیمت سوخت و خوراکشان واقعی و شفاف شود و رانت‌ها و یارانه‌ها حذف شود، زیاندهی اغلب آن‌ها آشکار خواهد شد. به نظر نگارنده، صنعت پتروشیمی ایران از پیش از انقلاب تاکنون برمبنای یک نقشه راه مشخص و منطقی جلو نیامده است ولذا صنعت نفت نیاز به توقف در روند توسعه این صنعت و بازنگری اساسی در آن را دارد و باید یک بازنگری جدی در روند توسعه پتروشیمی اتفاق بیفتد.

    بر اساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی که مبتنی بر آمارهای صنعت پتروشیمی و آمار گمرکات کشور است، در سال 1390 حدود 12 میلیون تن محصولات پایه پتروشیمی و کودشیمیائی به ارزش 5/8 میلیارد دلار صادر و در مقابل 2 میلیون تن محصولات نهائی پتروشیمی به ارزش 5/5 میلیار دلار وارد شده است. همچنین این گزارش نشان می‌دهد که متوسط ارزش محصولات صادراتی پتروشیمی هر تن 806 دلار بوده است در صورتی که 55 درصد خوراک پتروشیمی میعانات گازی بوده که هر تن آن در آن سال بیش از 900 دلار بوده است و جالب این است که اتفاقا عمدتا از کشورهایی واردات انجام داده ایم که محصولات پایه ما را خریداری کرده‌اند. این‌ها نشان میدهد که تجدیدنظر در زنجیره ارزش و روند توسعه صنعت پتروشیمی واجد اهمیت است.

    13- بلاتكليفي چندين قرارداد يا تفاهم‌نامه خارجي كه بعضا منجر به شكايت بر عليه ايران در مراجع داوري بين‌المللي شده است از ديگر چالش‌هاي صنعت نفت است.

    14- فرسودگي بسياري از تاسيسات صنعت‌نفت در كنار بي‌نظمي در برنامه‌هاي تعمير و نگهداري و ناتواني در تامين قطعات يدكي، منجر به افزايش روزافزون سوانح در سال‌هاي اخير شده است كه نيازمند رسيدگي برنامه ريزي شده است.

    15- فساد مالي و ادري در سال‌هاي خير گسترش بيشتري يافته است. كنار گذاشتن ضوابطي مانند برگزراي مناقصات و روابط تو در توي كارفرمائي و پيمانكاري، عدم شفافيت و فساد را گسترش داده است و اين چه در تعريف پروژه‌ها و چه در هزينه پروژه‌ها تاثير قابل‌توجهي مي‌گذارد.

    امید است در دولت جدید شرایطی بوجود آید که با بكارگيري مديران شايسته و توانا و نقد‌پذير و مشورت‌پذير، در جهت رفع این چالش‌ها حرکت شود. اگر در چالش‌هاي گفته شده دقت شود ملاحظه مي‌شود كه گرچه صنعت نفت با مشكلات سخت‌افزاري هم مواجه است اما اغلب مشكلات اين صنعت از جنس نرم‌افزاري است و در اثر ضعف نرم‌افزارها بسياري از سخت‌افزارها نيز هدر رفته و مي‌رود. بنابراين صنعت‌نفت به مديراني نيازدارد كه با خردورزي نرم‌افزارها را تقويت نمايند.

    واقعیت این است که وزارت‌نفت با جایگاهی که صنعت عظیم نفت بالفعل در اقتصاد و همه شئون کشور دارد و بالقوه می‌تواند داشته باشد، گرچه وزارت‌خانه‌ای در اِعداد دیگر وزارت‌خانه‌هاست اما جایگاه و اهمیت آن بسیار فراتر از آن است و اگر این مهم در انتخاب وزیر نفت مورد توجه قرارگیرد و فردی توانا با نگرشی فرابخشی و مورد پذیرش همه دستگاه‌ها در این وزارت‌خانه عهده‌دار مسئولیت گردد، با برخورداری از حمایت دولت می‌تواند نقش ویژه‌ای در کمک به توسعه ملی ایفا کند.

     
  94. سلام جناب نوریزاد .خوشحالم که در این زمانه انسانهایی مودب مثل شما هنوز وجود دارند . ولی در مورد اقای مکارم خدمت شما عرض کنم که کسی به حرف ایشون گوش نمیده زیرا همه منتظر شروع سریال به از //// ایشان هستند البته اگه ماهواره نبینند

     
  95. خاطره ای از زمان شاه در مورد مکارم شیرازی دارم که آنرا بیان می کنم در زمان شاه در ماه رمضان هر ساله این آقای مکارم شیرازی از ساعت 1 تا 2 بعد از ظهر بعد از نماز جماعت در مسجد ارک تهران به منبر می رفت اینکه چرا هرسال در بین این همه مسجد فقط در مسجد ارک به منبر می رفت بر اهل فن پوشیده نیست یک روز قبل از شروع سخنرانی یک جوان دانشجو رفت پشت میکروفون و شروع کرد شعری را با صدای رسا خواندن ، من چون صدای او را همان زمان ضبط کرده بودم مقداری از شعر او به خاطرم مانده است که در اینجا می آورم .

    وندر آنجا که باطل امیر است ، وندر آنجا که حق سر به زیر است ، وندر آنجا که دین و مروت ، پایمال و زبون و اسیر است ، راستی زندگی ناگوار است ، مرگ بالاترین افتخار است ، شیعه و تن به ذلت سپردن ، شیعه و چون زنان آرمیدن ، شیوه شیعه نه هرگز چنین است ، شیعه نبود هر آنکس چنین است ،……

    وقتی شعرهایش را تا انتها خواند از پشت میکروفون به کنار آمد و مابین جمعیت در حیاط مسجد ارک نشست و جناب مکارم شیرازی با سلام و صلوات بر بالای منبر جلوس فرمودند موضوع سخنرانی آنسال هم که طی سی روز ماه رمضان ادامه دادند موضوع قضا و قدر بود در اواسط سخنرانی مکارم شیرازی بود که دو نفر ساواکی با عینک دودی به چشم آمدند در وسط حیاط مسجد ارک یکی زیر بازوی سمت راست و دیگری زیر بازوی سمت چپ آن جوانی را که شعر خوانده بود گرفتند و از جایش بلند کردند و به بیرون از مسجد بردند . از سرنوشت او هیچکس هیچ خبری نفهمید موضوع جالب اینکه نه آن بازاریانی که پای منبر مکارم شیرازی بودند و امروز در قالب حزب موتلفه همه کاره انقلاب شده اند و مشغول غارت هستند و نه مکارم شیرازی که در بالای منبر شاهد دستگیری این جوان بود یک کلام نه حرف زد و نه اعتراض کرد و همین طور موضوع سخنرانی خود در مورد قضا و قدر را ادامه داد من دیگر از آن به بعد به مسجد ارک و سخنرانی او نرفتم تا زمانی که انقلاب شد اوائل پیروزی انقلاب روحانیونی که در انقلاب نقشی نداشتند از طرف مردم طرد می شدند همان زمان روزنامه ها نوشتند که لیستی هفت هزار نفره از روحانیون را که از ساواک حقوق می گرفتند را ابراهیم یزدی ، به مهندس بازرگان داده است و او هم با خمینی در میان گذاشته است و خمینی هم آن لیست را ظاهرا از بازرگان برای بررسی گرفته است و هیچ وقت هم نتیجه بررسی اعلام نشد!! غرض اینکه یکروز مکارم شیرازی به شیراز رفته بود و مردم شیراز او را طرد کرده و در انظار عمومی او را هو می کنند که در روزنامه های آن روزها نوشته شدو او هم سرافکنده به قم بر می گردد تا اینکه بعد از درگذشت آخرین مرجع تقلید به توصیه خامنه ای او و نه نفر دیگر را از طریق جامعه مدرسین قم بعنوان مرجع تقلید! به گوسفندان جامعه حقنه کردند و حالا این //// دارد در تلویزیون ////میدهد آنوقت شما توقع دارید که چشمانش مثلا به زیر گرفتن بدن یک زن تنها بنام شبنم سهرابی آنهم در روز عاشورا که خونریزی حرام است! آنهم توسط نیروی انتظامی زیر نظر ولایت فقیه ! و یتیم شدن دختر چهار ساله این زن را این مرجع تقلید قلابی ببیند !! او دستگیر شدن آن جوان دانشجو را در پایین منبرش آنهم از بالای منبر به اصطلاح پیغمبر!! ندید و خودش را به کوری زد!! آنوقت شما توقع داری امروز که به منصب مرجع تقلیدی و پولهای خمس بی حساب و کتاب همان بازاریهای مسجد ارک او را وصل کرده اند ظلم و جنایت در جامعه را ببیند!؟ نامه سردار سپاه حمزه کرمی از زندان اوین را که خوانده ای حمزه کرمی در آن نامه می گوید شکنجه گران ولایت فقیه بیست بار سرم را در توالت فرنگی پر از مدفوع فرو کرده اند تا به موضوع مورد نظر آنها که دروغ است اعتراف کنم بعد از بیست بار اعتراف کرده ام وقتی سر او را با مدفوع آغشته می کردند نمی گذاشته اند صورت خود را بشوید و آن نجاسات به همان صورت در سلول تنهایی و بی کسی به صورتش خشک می شد ووقتی او را برای بازجویی می برند آقای قاضی بخاط بوی نامطبوع صورت او که قاضی را آزار می داده !!! دستور می دهد صورتش را بشوید به امید روزی که با همت این مردم شریف ایران عزیز همین رفتار صد در صد اسلامی را بر سر مکارم شیرازی ها و اربابش ///// بیاوریم و آنروز به او خواهیم گفت این بوی تعفنی که //// بر می خیزد همان بوی تعفنی هست که در تلویزیون ضرغامی از //// بر می خواست نوش جانت ////دین فروش.

     
  96. حتما شما هم در زندگی با افراد ابله برخورد داشته اید. یکی از خصوصیات این آدمها این است که سطح شعور و آگاهی مخاطب خود را با سطح آگاهی خود می سنجد. به همین دلیل ساده است که دروغهای ساده لوحانه می گویند و مایه تفریح و مضحکه شنونده می شوند. حال حکایت جناب محمد حسن نامی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات است (ظاهرا آقای احمدی نژاد در گردآوری افرادی چون خودش که بلاهت و شیادی را توامان دارند گوی سبقت را حتی از پادشاهان قجر هم ربوده است).

    جناب وزیر دیروز در همایشی که به مناسبت معرفی “ایمیل ملی” برپا شده بود فرموده اند که “ایمیل ملی جهت افزایش امنیت کاربران طراحی شده است و دولت معظم جمهوری اسلامی قصد جاسوسی اطلاعات افراد را ندارد چون این کار در دین اسلام حرام است”. ظاهرا در همین ابتدای راه خود را لو داده اند و فراموش کرده اند که انجام چنین فریضه حرامی شغل اصلی برادران اطلاعات است. انگار نه انگار که همین چند روز پیش بود که شرکت گوگل به کاربرانش هشدار داده بود دولت ایران با روش فیشینگ (Phishing) قصد ورود به حساب کاربری افراد را داشته است. لازم به ذکر است که سرویس گوگل با پروتوکل اچ تی تی پی اس (https) یکی از ایمن ترین حسابهای کاربری در دنیا را دارد. در حقیقت روش فیشینگ به صورت یک ایمیل نا خواسته است و کاربر را به سایتی غیر از سایتهای گوگل هدایت می کند. این سایت کاملا شبیه گوگل طراحی شده است و از شما درخواست ورود رمز می کند. کافی است به آدرس ارجاع شده نگاهی بینداریم تا فریب چنین ترفندی را نخوریم.

    نکته جالب دیگری که ایشان فرموده اند این است که به محض ورود به سرویس گوگل، این شرکت در چند ثانیه و یا چند دقیقه کل اطلاعات کامپیوتر شما را تخلیه می کند. یکی نیست بگوید آدم عاقل، کپی کل اطلاعات هارد دیسکهای امروزی که دست کم در حدود چند صد گیگا بایت است بیش از چندین ساعت طول می کشد. ضمنا با این حساب کل شرکتهای آنتی ویروس باید بروند و کشکشان را بسابند که فقط با یک تماس (Connection) معمولی کل اطلاعات هارد دیسک تخلیه می شود، آن هم در چند ثانیه یا چند دقیقه!

    مسخره ترین قسمت این ایمیل به اصطلاح ملی هم نرم افزار آن است که گویا از یک نرم افزار تاریخ مصرف گذشته بدون مالکیت (Open Source) استفاده شده است که دارای حفره های امنیتی بسیار بالا است.

    حالا ما دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را!

    شما خود مقایسه کنید: شرکت گوگل که یک شرکت خصوصی است و عمده درآمدش از تبلیغات به دست می آید، یکی از مدرن ترین و ایمن ترین سرویسهای اینترنتی را در اختیار دارد. این شرکت یک سرویس ایمیل فوق مدرن به صورت مجانی با حجم 15 گیگابایت در اختیار شما قرار می دهد. دولت جمهوری اسلامی هم با چنین پیشینه ای در رعایت حقوق شهروندی قرار است به شما سرویس ایمیلی با مشخصاتی که گفته شد ارائه دهد و ضمنا در اداره پست هویت شما را به ثبت می رساند وتازه این سرویس را باید خریداری هم بکنید. شما باشید کدامیک را انتخاب می کنید؟

    بردیا استقامت
    21 تیرماه 92

     
  97. دکتر سلام متاسفانه بعد از سال 88 شاید باور نکنی ولی از تلویزیون جناب ضرغامی نفرت پیدا کرده ام نه حوصله فیلمهایش را دارم و نه اخبارش و نه سخنان گهربار ایت الله را راستی این ایت خدا چگونه برروی این اقایان گذاشته شدوچگونه میشود با دیدن این اقایان بیاد خدا افتاد خدایی که پاک و منزه از هر عیب و نقضی است خدایی که نه ظلم میکند نه طرفدارظالمین است نه طرفدار دزدان وادمکشان و شکنجه گران است . پس خدایی که ما میشناسیم با خدای این اقایان متفاوت است و هیچ سنخیتی و قرابت و نزدیکی با اقایان ندارد.

     
  98. ابو تراب کج زلف

    با درود و آرزوی تندرستی برای همه

    در دوره دبیرستان در سال 43 روبروی دبیرستانی که درس میخواندم یک دکه مجله فروشی بود که بچه ها برای خودشان بنا بر نیاز مجله تهیه میکردند و منهم بر اساس آموزه های دینی که در خانه توسط پدر و مادر به فرزندان آموخته میشد سخت مذهبی بودم و خریدار مجله مکتب اسلام آقای مکارم شیرازی و مبلغ ایشان تا یکی از روزها بطور تصادفی یکی از خویشان که آن هنگام میگفتند کله اش بوی قرمه سبزی میدهد مجله را از من گرفت و پس از مطالعه چند مطلب از مندرجات آن به من گفت : این آقا واقعا” به نوشته هایش معتقد است؟ شما چقدر ایشان را میشناسید ؟ گفتم از طریق معرفی در کلاس توسط یکی از معلمین تعلیمات دینی گفت : حضرت مولی علی با دستهای خویش آب از چاه میکشیده و به یهودیان میفروخته و پول زحمتکشی اش را بین فقرا تقسیم میکرده است و همزمان به اوضاع حکومتی و سایر مسئولیت هایش میپرداخته است آیا ایشان هم کار میکند یافقط جلوس کرده واز پولی که بعناوین مختلف در اختیارش قرار داده میشود ارتزاق میکند و مقداری هم شهریه به طلبه های جوان میدهد و ابواب جمعی بدور خویش جمع میکند؟ سهم ایشان در تولید و بالا رفتن کرامت مردم زحمتکش چقدر است؟ آیا این علمی که دارد آموزش میدهد و سنگش را به سینه میزند چه باری از دوش جامعه برداشته و چه مشکلی از مشکلات مردم را حل کرده است؟ خیلی چیزهای دیگر هم گفت که برای من نوجوان آنروزی درکش خیلی آسان نبود ولی امروز جریان شکر و دیگر چیزهای پشت پرده امکان نمیدهد ایشان در مورد حق و نقد کارهای خلاف قانونی که انجامش مانند آب خوردن است کلامی بیان کند راست و دروغش را واقعا” نمیدانم اما سکوت در مقابل ستمی که روا داشته شده و میشود چگونه توجیه میشود ؟ مگر نه اینست که یکی از شرایط آیت اللهی عادل بودن و دفاع از آن است؟ تازه ازنوع عظمایش که مسئولیتش سنگین تر است.

     
  99. درود به تو برادر عزیز
    سخن تو در این سکوت شرم آور و ننگ آور ایرانیان و بخصوص نخبگان عافبت طلب مثل آبی پاک و زلال وجودمان را نمناک میکند

     
  100. سلام بر نوری زاد عزیز
    حیفم آمد که این مطلب آقای عبدالعلی بازرگان را نبینید. البته مقاله تحت عنوان آخوند درباری در سه قسمت کوتاه است که اگر مایل بودید برایتان ارسال می نمایم تا آن را در سایتتان قرار دهید . واقعا اعجاب انگیز است تعبیر قرآن در مورد این گروه
    قسمت اول:

    آخونــد دَربـارى (۱) !!؟
    عبدالعلی بازرگان
    با این اصطلاح به خوبی آشنا هستید. هرچند بعد از سه دهه، دیگرنه از تاک نشان مانده است و نه از تاک نشان! به گمانم این عنوان را برخی ازروحانیون مبارز برای تبرئه خویش از عملکرد این قشرِ به قدرت تکیه کرده وضع کرده باشند، وگرنه مردم عادی معمولا حریمی برای این صنف نگه می‌داشتند و کمتر متعرض آنان می‌شدند.

    در گفته‌ها و نوشته‌های آقای خمینی از این عده که دعاگوی ذات اقدس ملوکانه و توجیه‌گر نظام سلطنتی در مجالس و محافل رسمی بودند، بسیار یاد می‌شد. فیلم‌های تشریفات تاجگذاری که هرازگاهی در تلویزیون‌های خارج کشوری به نمایش گذارده می‌شود، در کنار”بزرگ ارتش داران” چهره‌هائی از “بزرگ عمامه داران” نیز نشان داده می‌شوند که با دعای سلامتی برای تنها پادشاه شیعه جهان! مشروعیت نظام را تثبیت می‌کردند.

    پس از انقلاب، با تسخیر ساواک، پرونده قطوری از لیست حقوق بگیران این صنف دربایگانی اداره کل سوم به دست آمد که توسط معاون نخست وزیر در امور انقلاب ، آقای دکتر یزدی، به رهبر انقلاب تحویل داده شد تا با صلاحدید ایشان با آنان برخورد گردد. متأسفانه با زیر تشک رفتن این پرونده، ماجرا مختومه شد و قضیه سر به مهر ماند. گویا مصلحت ندیدند اعتبارروحانیت با خیانت آنان خدشه‌دار گردد. بعدها نیز “دادگاه ویژه روحانیت” را تأسیس کردند تا کسی نتواند با اتکاء به موارد مشابهی اصل روحانیت را حرمت شکنی کند.

    با برچیده شدن بساط سلطنت، بند وبست این فرصت طلبان بریده شد و اینک گمان نمیکنم چهره شناخته شده‌ای از آنان باقی مانده باشد، ولی قصه آخوند درباری به قدمت تاریخ با قدرت گره خورده است و پدیده پنهانی نیست که برای مردم پوشیده باشد.از نظر تاریخی این فساد موقعی به فاجعه رسیده که دین و دولت در هم ادغام شده و قدرت در قبضه قرون وسطائی متولیان دینی درآمده است؛ نمونه‌اش حدود هزارسال سلطه اربابان کلیسا بر ارکان حیات فردی و اجتماعی مردم مغرب زمین با دادگاه‌های تفتیش عقاید و تکفیرها و اعدام‌ها و به آتش سوزاندن‌ها و غلبه جهل و جور و جمود برملت‌های اروپائی بود.

    پیوند ازدواج دین و دولت، و در واقع پیوندِ بخشی از روحانیت با قدرت در ایران، فرصت طلائی و پدیده مبارکی برای نسل نورسیده‌ای از آخوندهای درباری بود تا حوری حادثه را به حجله ببرند! به خصوص که دیگر ترسی از انگشت نما و بدنام شدن میان توده‌های مقلد ندارند و از موضع متولی دین و مذهب، خود صاحب دولت و دربار و دار و ندار ملت شده، برصدارت و سپاه و ساواک و صنعت و صدا وسیما پنجه انداخته‌اند. اگر قبلا بر منبر و محراب مسلط بودند، اینک مجلس و مصلحت نظام و شورای نگهبان و شوراهای دیگرراهم در قبضه قدرت دارند. لیست حقوقی دین فروشان سابق نشان می‌داد که آن بیچاره‌ها پول چندانی هم نمی‌گرفتند، دلشان به همین خوش بود که تکیه گاهی برای روز مبادا دارند و پشتشان به آریامهر! گرم است، اما این بار بودجه دست خودشان است وبدون اطلاع ملت و مجلس از کیسه خلیفه میلیارد میلیارد از مملکت خارج می‌کنند!!

    حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیر در ایران صف آخوندهای درباری را از علمای راستین دین که بندگی خدا را در خدمت به خلق او شناخته‌اند و خوشبختانه اکثریت روحانیت را تشکیل می‌دهند، به خوبی جدا کرده است. اینک خطبه‌های نماز جمعه، جلسات شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت غربال قیمت آنان شده است تا به چه نرخی دین خود را می‌فروشند یا همچون “حُرّ ” صف خود را از “ابن سَعد” ها جدا می‌کنند.

    بعضی از “سلطان العلماء”های امروزی سوابقی هم درصف مردم در سال‌های پیش از انقلاب داشتند و برخی به همان سرعتی که درجات دانشگاهی و نظامی به وابستگان به حاکمیت داده شده، از نردبان مدارج روحانیت به سرعت با خوش خدمتی‌هایشان بالا رفته‌اند و مدعی و محاکمه کننده علمای آگاه و آزاده شده و فرمان قتل و کشتاربی‌رحمانه هم صادر می‌کنند.

    اگر قبل از انقلاب حساسیتی درروحانیت نسبت به “آخوند درباری” وجود داشت، این حساسیت باید در این شرایط صدها باربیشتر باشد، چرا که عملکرد این تازه به دوران رسیده‌ها نه تنها روحانیت، بلکه اصل و اساس دین را به خطر انداخته است. خوشبختانه این عده همچون گذشته در اقلیت هستند ولی از آنجائی که انقلاب را مصادره به مقصود کرده و به مدد رسانه‌های جمعی خود را نزد عوام الناس مساوی اسلام و انقلاب معرفی کرده‌اند، در سکوت محافظه کاران این طبقه توانسته‌اند چند صباحی مردمانی را بفریبند. چنین است که افشای چهره این دنیاپرستان دین فروش مبرم‌ترین وظیفه روحانیت مسئول و آگاه در این زمانه است.

    در هرحال درخت دین شیرین است و هر شیرینی آفت خود را دارد. این آفت که بر درخت سبز دین می‌نشیند و با تغذیه از آوندهای آن خشک و پوسیده‌اش می‌کند، با سم پاشی‌های بیرونی برکنده نمی‌شود، درمان این آفت از درون درخت است. همچون گلبول‌های سفید که با میکرب‌های مهاجم بیرونی مبارزه می‌کنند.

    آفت شناسی دینی شرط سلامت و بقای دین است و مهم ترین آفت دین فساد متولیان آن است که بخش مهمی از قرآن و کتاب مقدس به آن اختصاص یافته است. این بخش از آیات آگاهی بخش متأسفانه به دلیل سلطه متولیان و ترس و محافظه کاری توده‌های مردم کمتر مورد توجه و تدبر واقع شده و عملا به بوته فراموشی سپرده شده است. اینک که فتنه این فساد فراگیر شده و ملک و ملت را در آستانه نابودی قرار داده است، بیش از هر وقت ضرورت دارد آتش آن با آگاه سازی مردم خاموش گردد.

    قوم “بنی اسرائیل” به رهبری حضرت موسی(ع) اولین جامعه دینی در ادیان ابراهیمی را در تاریخ بشر تجربه کردند. بخشی از این تجربه ناظر به عملکرد متولیان دینی آن است که هم از زبان حضرت عیسی(ع) در انجیل و هم در قرآن آمده است. این مبحثی دنباله‌دار است که از اشارات انجیل به این مدعیان آغاز می‌کنیم و به توفیق الهی در نوبت‌های دیگر به دیدگاه قرآن و نهج البلاغه و سخنان پیشوایان دین درباره “دین فروشان” متظاهر و متولیان دنیاپرست خواهیم پرداخت.

    عیسی مسیح(ع) که باغبان برگزیده‌ای برای بریدن بالارونده‌های سربار بر بنیان دین بود، قشر متولیان را که در اصطلاح انجیل “کاتبان و فریسیان” و در اصطلاح قرآن “اَحبار و رُهبان” نامیده شده‌اند به شدت مورد مذمّت قرار داده است. احبار(یا کاتبان) همان قشر به اصطلاح علمای دین بودند که به خیال خود دین شناس و فقیه و مفسربودند و رهبان (یا فریسیان) مقدس مآبانی جاهل و متعصب که تنها به مناسک ظاهری و پوسته دین می‌چسبیدند ومغز و مقصود آنرا رها می‌کردند.

    سخنان حضرت‌عیسی(ع) را دراولین بخش انجیل کتاب ‌مَتیٰ باب ۲۳تحت عنوان: “تظاهر به دینداری” بشرح زیر می‌خوانید:
    “آنگاه عیسی خطاب به مردم و شاگردانش فرمود: علمای مذهبی و فریسیان بر کرسی موسی نشسته‌اند و احکام او را تفسیر می‌کنند. پس آنچه به شما تعلیم می‌دهند، بجا آورید، اما هیچگاه از اعمالشان سرمشق نگیرید، زیرا هرگز به تعالیمی که می‌دهند، خود عمل نمی‌کنند. ایشان احکام دینی را همچون بارهای سنگینی بر دوش شما می‌گذارند، اما خودشان حاضر نیستند آنها را بجا آورند.

    هرکاری می‌کنند برای تظاهر است دعاها و آیه‌های کتاب آسمانی را می‌نویسند و به بازوهایشان می‌بندند، و دامن رداهایشان را عمداً درازتر می‌دوزند تا جلب توجه کنند و مردم آنان را در میهمانی‌هایشان در صدر مجلس بنشانند، و در عبادتگاه‌ها همیشه در ردیف جلو قرار گیرند. چه لذتی می‌برند که مردم در کوچه و خیابان ایشان را تعظیم کنند و به آنها استاد گویند….

    وای به حال شما، ای علمای دینی و فریسیان! چقدر ریاکارید! نه می‌گذارید دیگران به ملکوت خداوند وارد شوند و نه خود وارد می‌شوید. نماز خود را عمداً طولانی می‌کنید تا مردم شما را دیندار بدانند، ولی دور از چشم دیگران، اموال بیوه زنان بیچاره را می‌خورید. ای دو روها! وای به حال شما! همه جا را زیر پا می‌گذارید تا کسی را پیدا کنید که مُرید شما شود؛ و وقتی موفق شدید، او را دو برابر بدتر از خودتان سزاوار جهنم می‌سازید….

    وای به حال شما ای علمای دینی و فریسیان ریاکار! شما حتی ده یک محصول نعنا و شوید و زیره باغچه‌تان را زکات می‌دهید، اما از طرف دیگر مهمترین احکام خدا را که نیکوئی، گذشت و صداقت است فراموش کرده‌اید. شما باید ده یک را بدهید، ولی احکام مهم تر خدا را فراموش نکنید. ای عصاکش‌های کور، که پشه را از صافی می‌گذرانید ولی شتر را می‌بلعید!

    وای به حال شما ای علمای دینی و فریسیان ریاکار! چون شما بیرون ظرف را آنقدر تمیز می‌کنید تا بدرخشد ولی داخل ظرف از کثافت ظلم و طمع پر است. ای فریسی‌های کور، اول داخل ظرف را تمیز کنید تا بیرون ظرف هم پاک شود.

    وای به حال شما ای علمای دینی و فریسیان ریاکار! شما مانند قبرهای سفیدشده‌ای هستید که ظاهری زیبا دارند اما داخل آن پر است از استخوانهای مردگان و کثافات! شما می‌کوشید خود را دیندار جلوه دهید، ولی در زیر عبای مقدستان دلهائی دارید پر از ریاکاری و گناه.
    …. ای مارهای خوش خط و خال! چگونه می‌توانید از مجازات جهنم جان سالم بدر برید؟

    من، مردانی حکیم و روحانی را به سوی شما می‌فرستم، و شما بعضی را به دار خواهید کشید و بعضی را در عبادتگاه‌های خود زیر ضربه های شلاق گرفته، شهر به شهر آواره خواهید کرد. به این ترتیب خون مردم بی گناهی که شهید شده‌اند، به گردن شما خواهد بود….”.

     
  101. اقبال لاهوری علیه الرحمه می فرمایند:

    زمن بر صوفی و ملا سلامی/ که پیغام خدا گفتند ما را

    ولی تاویلشان در حیرت انداخت/ خدا و جبرئیل و مصطفی را!!!

     
  102. مگه ایت الله های دیگه به این همه چپاول و جنایت اعتراض کردند؟ اون //// تو عراق مگر دم براورده یا امثال وحید خراسانی ؟ اصولا اینها به چه دردی میخورن این خروشی که از نوری زاد بر میخیزه بر علیه دستگاه ظلم ولایت لایق همین مثلا مراجع بود که ذره بین بدست در فلان دارقوز اباد دنبال حقوق حقه مسلمانه تا گریبان چاک کنه و حق اجتهاد و عالم دینی به جا اورد . روح منتظری شاد و چراغ عمر عالمان بی عمل خاموش باد

     
  103. سلام بر نوریزاد

    داستان بت پرستی- داستان فرعون و نمرود و شداد و داستان بلعم بن باعورا را به تصویر بکش – داستان امروز ایران خودمان است

    حکایت بت پرستی حکایت بخشی از ملت ایران است که چشم و گوش بسته و یا در اثر حرامخوارگی زیاد //// و سایر مراجع را بت کرده اند

    نمرود و فرعون و شداد هم تا دلت بخواد هم در ایران داریم و هم در جهان

    بلعم بن باعورا هم تا دلت بخواد هست از کله گنده اینها /////

     
  104. سلام جناب نوری‌زاد عزیز…ای‌کاش اینها از خود میپرسیدند که نتیجه و ظهور عملی‌ این منبر رفتنها و حرفهای تکراری، در این جامعه پس از سالها چیست و کجاست…

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

88 queries in 2996 seconds.