سر تیتر خبرها
یک پیشنهاد برای سنجش ” باوفا “یی مسئولان نظام اسلامی

یک پیشنهاد برای سنجش ” باوفا “یی مسئولان نظام اسلامی

پیشنهاد من بسیار ساده است. این که: جناب رهبر دستور فرمایند همین فردا همه ی مسئولان و کارکنان و قاضیان و نمایندگان و روحانیان و مراجع تقلید و صاحبان رسانه ها و خلاصه همه ی کسانی که به نوعی با مردم مراوده ی اسلامی و حکومتی و دولتی دارند، مورد آزمایش قرار گیرند تا مبرّا بودن آنان از هرگونه اعتیاد محرز شود.

من بر این باورم که مصرف بیش از اندازه ی مواد مخدر در ایران، و این که چرا سوداگرانِ تهیه و تولید و ترانزیت و توزیعِ این مواد از امنیت وافری برخوردارند، تنها به این خاطر است که بخش وسیعی از مسئولان و مردان صاحب نام ما خودشان آلوده و معتادند.

در جهانِ فهم، شدیداً با مسئولان معتاد برخورد اداری و قضایی می شود. حداقل این که از کار برکنارشان می کنند و امتیازات شهروندی شان را تقلیل می دهند. چرا که یک مسئول معتاد، هماره بیشترین انگیزه را برای خطاکاری های جوربجور می پرورد و رفته رفته حوزه ی عملِ بیمارگونه ی خود را نیز می گسترد.

ما معمولاً جوری تربیت شده ایم که به یک رهگذر معتاد، بچشم فردی معلق و بلاتکلیف و بی شخصیت بنگریم و او را از گردونه ی اعتبار و اعتنا بدور اندازیم اما در نقطه ی مقابل به یک آیت الله تریاکی، بچشم شخصیتی بنگریم که همچنان عالم و اندیشمند است و مایه ی مباهات. و یعنی اگر تریاک، به روان و شخصیتِ آن رهگذرِ بی نشان تیغ می کشد، به یک روحانی و یک مسئول اسلامی وجاهت می افشاند.

شاید روی سخن و پیشنهاد عملیِ من در این نوشته با شخص رهبر باشد. چرا که مگر جناب ایشان بتوانند حریف این رویه ی نامبارک شوند و بساط مسئولان و مسئولیتهای آلوده به اعتیاد را ریشه کن فرمایند. پیشنهاد من بسیار ساده است. این که: جناب رهبر دستور فرمایند همین فردا همه ی مسئولان و کارکنان و قاضیان و نمایندگان و روحانیان و مراجع تقلید و صاحبان رسانه ها و خلاصه همه ی کسانی که به نوعی با مردم مراوده ی اسلامی و حکومتی و دولتی دارند، مورد آزمایش قرار گیرند تا مبرّا بودن آنان از هرگونه اعتیاد محرز شود.

چه خوب می شود که بخشنامه ای از زبان رهبر منتشر شود و همگان را به این ضرورتِ اجتناب ناپذیر تحکم فرمایند. انشای این بخشنامه حتی می تواند اینگونه باشد: ” …. بر همه ی کارکنان دولت و مسئولان و شخصیت های کشوری و لشگری و روحانی و غیرروحانی و نمایندگان مجلس و قضات دستگاه قضایی و همه و همه واجب است که برگه ی آزمایشِ خود را – مبنی بر عدم اعتیاد – به دستگاه مربوطه ی خود تحویل دهند. ما نیز خودمان بهمراه آقایان محمد نوری زاد، حسین شریعتمداری، یکی از برادران لاریجانی، و یکی ازمراجع عظام برای اطمینان مردم از صحت و سلامت کسانی که در اطراف رهبر مجتمع اند، به یکی از مراکز تشخیص اعتیاد مراجعه و نتیجه ی آزمایش خود را برای آگاهی مردم در معرض دید رسانه های داخلی و خارجی قرارمی دهیم و هرگز نیز اجازه نمی دهیم در این حرکت ملی کوچکترین تقلبی صورت پذیرد…..”

محمد نوری زاد
هشتم تیرماه سال نود و دو
تهران

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

84 نظر

  1. من شخصا شنیده بودم که تقی روحانی را بخاطر همین کارپس از انقلاب اعدام کردند. مرگ تنها چیز مطلق در زندگی است. نه رهبری مطلقه وجود دارد و نه هیچ چیز دیگری مطلق است. تنها مرگ است که مطلق است. پس از اینکه چند روز پیش از پندار اشتباه خود و از مرگ او و وحشیگری که جوانان انقلابی ما که همان بسیجی های امروز باشند با او کردند آگاه شدم در من دردی بیدار گشت که نمایانگر این بود که انگار انسانیت دوباره میمیرد.

    تصویری که از تقی روحانی در اینترنت منتشر شد نگاه مردی را نشان میدهد که مستقل از اینکه او خود چه بود و چه کرد تا ابد انقلاب را و وحشیگری های پس از انقلاب را برخ ایرانیان میکشد و اینکه همه او را فراموش کردند را هم سرزنش میکند. هیچکس نمی داند ندا آقا سلطان چه موضع و چه فعالیت سیاسی داشت یا نداشت لکن نگاه او در آن چند ثانیه ای که ما دیدیم همه سردمداران ایران را تا ابد به دادگاه میکشد. نگاه تقی روحانی هم از این قاعده مستثنی نیست. سی و چند سال فلج بر روی صندلی چرخدار نشستن با مخچه کوبیده شده و حنجره پاره پاره و زبان بریده و تجربه دهها هزار جنایت دیگر و نداشتن قدرت گفتن حتی یک کلمه دردی است عظیم که از مرگ بارها بد تراست. من شخصا بخاطر پندار اشتباه خود از سرنوشت او و غفلت از زندگی او خجل هستم…. خیلی عذر می خواهم. تقی روحانی خیلی بیخود کرد که می خواست مردم را نصیحت کند. سر پیاز بود یا ته پیاز. مگر بیش از یک گینده تلویزیون بود؟ مرد حسابی شما مردم هنوز به بلوغ لازم نر سیده اید و هر کسی زیر هر نوشته ای کامنت می گذارد. یک مردمی بپا خواسته اند و می خواستند خانه ظلم را ویران کنند و بحق هم بود. چون ان مردم بطور کل نادیده گرفته شده بودند. تقی روحانی چکاره بود. نماینده ملت بود.؟ مگر ندیدی چگو نه توی دهن بختیار هم زدند تا دهنش خرد شد. اصولا مردم دلاور ایران زمین توی دهن هر کسی که بخواهد حقوقش را نادیده بگیرد می زنند. توی دهن این حضرات هم می زنند. نگران نباش. حق گرفتنی است. و کسی نمی تواند جلویش بایستد. اخوند دو زاری سهل است. بیشتر کتاب بخوان.

     
  2. 7- اگر می خواهیم از این اوضاع خطرناک بگذریم برای رضای خدا دست از بند کردن به مسائل شخصی برداریم. دوستان آگاه به اوضاع اصلا در این تلاشها نیتی خیر نمی بینند و این حرفها در نهایت به نفع جبهه متحد ضد مردمی تمام خواهد شد.
    امیدوارم همه دلسوزان این ملّت مظلوم به وظیفه تاریخی خود آگاه شوند وآن کنند که بعدها به عنوان بی خردی از آن نام برده نشوند. بیایم یرای یکبار هم شده از عبرتها استفاده کنیم و عبرت دیگران نشویم.
    .. اقای باران یا یاران.! دیر امدی ری را.. باد امد و تمام رویا ها را با خود برد. نمی دانم به شما ها هم می شود گفت ایرانی. شاید هم از نسل عرب یا چه می دانم از جا های دیگه باشید! وقتی در یک کشور متمدن با کوچکترین خطا کابینه استعفا می دهد. این اقایان 36 سال است که بزرگترین لطمها ت را به این کشور زده اند. می دانی در جریان هسته ای چقدر هزینه شد. از جیب کی. لابد از جیب شما بوده.؟ و یا از کیسه خلیفه می بخشی. بنیاد فرهنگ – علم – اقتصاد- اخلاق- اموزش- و بود و نبود مملکت بباد رفته انوقت تو در فکر چهار تا اخوند دوزاری هستی!؟ که نمی دانم باید اتحاد ازبین نرود. از اقای نوریزاد هم تعجب می کنم که ساده تایید کرده اند. امروز دیگر روز بخشش این اقا یان نیست. بهتر است محتر مانه کنار بروند و بگذارند چند متخصص و ادمهای بزرگ به صحنه بیایند و چاره ای در کار مملکت کنند. به شما صبح بخیر می گویم.

     
  3. آقای نوری زاد با سلام.
    من یک سوالی از شما دارم.حالا درسته از نظام برگشتید و توبه نصوح کردید و ….اما به معاد که معتقد هستید؟جو گیر این به به و چه چه نشو.هیچ کدوم از این اتهاماتی که میزنی رو با چشم خودت ندیدی که بتونی شهادت بدی.اگه دیگران بد هستن تو نباش.دو روز دنیا میگذره تو میمونی و جحیم و …

     
  4. عزیزم، شما یه نگاهی به دوروبرت بنداز…
    ببین چه خبره… گرچه تعصب و تحجر و از همه بدتر ثروت بادآورده آدم رو کور میکنه و عثل رو زایل میکنه…
    برام خیلی جالبه بدونم امثال شماها چطور یفکر میکنید، به چی فکر میکنید….
    امیدورام بجای اینهمه آقا و آخوند پرستی؛ خداپرست و آزاده باشی…

     
  5. درود بر حر زمانه. خداوند ياورت. تاريخ نشان داده مصلحان زمان از خود قوم غافل سر در آورند و تيشه به ريشه عقايد باطلشان زدند ما از آنور آبي ها هيچ وقت اميد نداريم .اميد ما به امثال شماست

     
  6. سلام جناب نوریزاد
    اینان اگه خرد داشتن دنبال مواد کشیدن نمیرفتن.
    بنظرشماکسانی که فهم و خردشان تا این اندازه است،چنین پیشنهاداتی رو به سخره نمیگیرند؟

     
  7. مخلص آقاي نوري زاد هم هستيم

     
  8. اوه اوه اوه این ناشناس پیشنهاد نوریزاد را جدی گرفته و ترسیده . ناشناس نترس برو حالتو ببر و کیفور شو . تازه مگه تو هم از مقامات لشکری و کشوری تریاکی هستی‌ که … به خودت؟

     
  9. اقای نوریزاد
    یک پیشنهاد برای شما
    خوبی دادا؟
    زودتر برو شما ازمایش بده مرتیکه منافق اجنبی پرست
    اینو من بهت دستور میدم
    اگه مردی خودت ازمایش بده !
    تو کی هستی که میخوای به کسی دستور بدی؟عجبا
    یه سایت باز کرده با لباس اوپوزوسیون اومده جلو بگه منم ادمم

     
  10. یک سال حکومت اسلام‌گرایان در مصر بار دیگر جمعیت میلیونی مردم را به خیابان‌ها کشاند. بهار عربی عموما به نفع اسلام‌گرایان تمام شد. اکنون ما شاهد «بهار» دومی در مصر هستیم که می‌خواهد حکومت را از اسلام‌گرایی پاک کند. این بهار مخصوص مصر یا کشورهای عربی نیست و نمونه دیگری از آن اخیرا در ترکیه اتفاق افتاد. موج این بهار می‌تواند هر نقطه از جهان مسلمان-نشین را در بر گیرد – و ایران که بیش از هر کشور دیگری از اسلام‌گرایی ضربه خورده و صدمه دیده است به سختی می‌تواند از تأثیر آن در امان بماند.

     
  11. آقای نوری زاد عزیز
    باسلام و آرزوی سلامتی و موفقیت جنابعالی در وظایف خطیری که برای خود تعریف نموده اید – که به نظر بنده تا کنون بسیار در این زمینه موفق بوده اید و آرزوی همیشگی موفقیت بیشتر شما را در حال و آینده دارم –
    غرض از مزاحمت اینکه بنده امروز چهارشنبه 92/04/12 متن زیر را از سایت جرس مطالعه کردم
    حقیقت مطلب اینکه گرچه خیلی افراد به راحتی از کنار مطالبی که در خلاف جهت جریان کلی اخبار و اطلاعات است ، به راحتی و بی تفاوت میگذرند ؛ اما برای من که پایبندی به یکسری اصول اخلاقی و انسانی از جناح بازی و سیاسی کاری های متداول بسیار مهم تر است ، این قبیل بسیار تامل برانگیز و حائز اهمیت است
    میخواستم از شما به عنوان فردی که بنده به راستگویی و مستقل بودن او ایمان دارم ، خواهش کنم بر من منت بگذارید و نظر خود را در مور متن زیر بفرمایید
    شما هم افراد سیاسی از 2 جناح را میشناسید و هم در زندان اوین حضور اشته اید و نسبت به فضای زندان اوین پس از انتخابات سال 88 و پیدایش جنبش سبز اطلاع و اشراف دارید ، بر این اساس نظرات شما که از نزدیک این فضا را لمس نموده اید ، مستندتر و نزدیکتر به واقعیت می باشد
    آیا مطالبی که در متن زیر در مورد رفتارهای 2 گانه اصلاح طلبان گفته شده را قبول دارید ؟ مخصوصا مواردی که در مورد زندانیان اصلاح طلب و جنبش سبز – که در نظر من قهرمانانی قابل ستایش می باشند و ایشان را به عنوان الگوهای آزادگی و مردانگی ، میشناسم و می ستایم – گفته شده را قبول دارید ؟
    آیا به نظر شما هم آنچه در زندان اوین اتفاق میفتد مغایر با مواردی است که در سایتهای خبری و مشخصا سایت های خبری حلمی جنبش سبز منعکس میشود ؟
    بسیار بسیار ممنون میشوم اگر لطف کنید و نظر خود را در این موارد بفرمایید
    پیشاپیش از توجه شما به این تقاضا صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم
    تاریخ انتشار: ۰۹ تیر ۱۳۹۲, ساعت ۱۲:۱۴ بعد از ظهر
    جوابیه یکی از زندانیان بند 350 زندان اوین به خبر جرس
    جرس: جوابیه ای به نقل از فریدون صیدی راد از زندانیان محبوس در بند 350 زندان اوین برای سایت جرس ارسال شده است. این جوابیه در پی انتشار خبری در سایت جرس مبنی بر انتقال سه زندانی بند 350 به بند انفرادی 240 زندان اوین ارسال شده است.

    به گزارش جرس، متن جوابیه فریدون صیدی راد به شرح زیر است:

    دست اندر کاران محترم سایت جرس پیرو خبری که در تاریخ 31 خرداد 92 با عنوان :انتقال سه زندانی بند ۳۵۰ به بند انفرادی 240 منتشر نموده اید این افراد جوابیه ای تهیه کرده اند که برای انتشار در اختیار شما قرار دهم . که با توجه به اصل ازادی بیان ملزم به انتشار ان هستید و چنانچه تا مدت 24 ساعت پس از این به انتشار ان اقدام ننمایید این متن در اختیار رسانه های دیگر قرار خواهد گرفت.
    در روز جمعه مورخ 31 خرداد خبری در سایت جرس منتشر شده است مبنی بر درگیری فیزیکی اینجانب فریدون صیدی راد و دو تن دیگر از زندانیان بند 350 ومتعاقب ان انتقال ما 3 نفر به بند 240 این زندان. هر چند انتشار این خبر که به شیوه ی مرموز اما هدفمندی تنظیم گردیده بود موجب تشویش و نگرانی همراه با بهت و ناباوری خانواده و دوستانم گردید اما به هیچ روی مایه ی شگفتی من نبود، زیرا در طی مدت 28 ماه که در بند 350 به سر برده ام بارها شاهد بوده ام که ان بخش از رسانه ها که تحت عنوان جنبش سبز فعالیت می کنند و خط مشی انها توسط جریانات اصلاح طلب تعیین می گردد به صورت سازمان یافته با انتشار اخبار خلاف واقع، وارونه نمایی، بزرگ نمایی و گزینشی مسائل درون زندان و تخریب سایر افراد مستقل یا منسوب به سایر جریان ها سعی در ارائه ی روایات دروغین و نمایش چهره ای بزک شده از خودشان دارند.
    در ارتباط با خبر منتشر شده در این رسانه که به نوعی بی سابقه، به نظر می رسد برشی واقعی از بند 350 است. برشی که بر خلاف تمام تصویری است که رسانه های سبز از اینجا به عنوان یک ارمان شهر به نمایش گذاشته اند. اری اینجا نیز یک جامعه ی کوچک است با همه ی تنش ها و تضاد های عمیق خودش که گاه گاه به درگیری نیز ختم شده است. جالب انکه فعالان این جریان خود نیز سابقه درگیری هایی از این دست را در کارنامه شان داشته اند ، بدون اینکه هرگز به این مسائل پوشش رسانه ای داده شود!
    در مورد اتفاق شرح داده شده در متن این خبر نیز لازم به توضیح است که، محسن علیپور که به اتهام هواداری از جریانات سلطنت طلب ( عقاب ایران ) در زندان به سر می برد با گواه بسیاری از زندانیان … یک بار از اتاقی که در ان ساکن بوده اخراج گردیده و هیچ اتاقی حاضر به پذیرش وی نبوده است و مدتی را به صورت انفرادی در اتاقی که به امر اموزش اختصاص داشته زندگی می کرده و در نهایت با اقدام انسان دوستانه ی جمعی از هم بندیان به یکی از اتاق ها منتقل شده. در شب مذکور، این فرد با ایجاد تنش خود را با سایر هم اتاقی ها درگیر نمود و اینجانب به عنوان مسئول اتاق بی طرفانه ایشان را به ارامش دعوت کردم که نه تنها نتیجه ای در بر نداشت بلکه در اقدامی بی دلیل شروع به توهین به یکی از افراد محترم و از زندانیان با سابقه نمود که این عمل مرا مجبور به برخوردی قاطعانه کرد اما نه چنان برخوردی که در این رسانه با بزرگ نمایی بازتاب داده شود .
    قابل توجه است که جریان اصلاح طلب که سلطه ی رسانه ای و امکانات مالی مناسب در اختیار دارد در تمام طول حضور خود در زندان با استفاده از روابطی ویژه و نامتعارف از زیر بار هر گونه مسئولیت اجتماعی در قبال سایر زندانیان و علی الخصوص افرادی که مشکلاتی از این قبیل دارند شانه خالی کرده و با تحمیل افراد مشکل دار به سایر اتاق های بند در ایجاد این تنش ها نقش ویژه ای داشته اند. انهایی که درون زندان نیز نباید به رفاه و اسایششان لطمه ای بخورد، خود مسبب بسیاری از این تنش ها می باشند .
    در پایان تنها اشاره می کنم که عمل بنده و دوستم داور حسینی وجدان پس از ماه ها مدارا و چشم پوشی ، در دفاع از حرمت زندانیان و جهت جلو گیری از ادامه رفتارهای زننده و توهین امیز وی که علی رغم تذکرهای بی شمار قبلی سایر دوستان و برخورد مدارا امیز هم اتاقی ها اصلاح نگردیده بود انجام گرفت.
    بی شک تاریخ بند 350 زندان اوین را فقط انچه رسانه های جهت دار منتشر می کنند رقم نمی زند و گذشت زمان و ارائه ی روایت های متفاوت می تواند برای همگان روشنگر باشد .

    متن کامل خبر جرس در لینک http://www.rahesabz.net/story/71853/ قابل مشاهد است.
    ————————
    سلام دوست گرامی
    من ازچند وچون ماجرا خبرندارم اما ادبیات ابتدای نامه کاملا به ادبیات وزارت اطلاعات یا امور زندانها پهلو می زند. زندانیانی که من می شناسم هرگز دراین صف سبز مردمی شکافی ایجاد نمی کنند.
    با احترام

     
  12. سلام دوستان!

    اعتدال بیرون آمدن از دور باطل گذشته‌گرایی و هموار کردن شکل گیری مکانیسم هایی طبیعی برای شایسته گزینی است! نباید قایل به دو حق شد! یک حق برای نظام و یک حق برای مردم! نظام برای مردم است و نباید حق جداگانه ای برای خود قایل باشد! که متاسفانه هست! آقای حسن روحانی در همایش افق رسانه گفت:

    “ملت ما سابقه ای بس طولانی در زمینه انتخابات دارد و پس از پیروزی انقلاب، انقلاب اسلامی جایگاه خاصی برای رای و نظر مردم قائل شد. این امام (ره) بود که پس از ۴۷ روز پس از پیروزی انقلاب مردم را پای صندوق رای دعوت کرد و همه چیز ما محصول جمهوری اسلامی ایران است و این جمهوری اسلامی برآمده از صندوق رای است. امام (ره) این درس را به ما آموخت که انتخاب نظام، انتخاب مسئولان و مسیر اداره کشور از آن مردم است، البته در چارچوب مقررات اسلامی که مردم همواره به این مقررات پایبند هستند.”

    بنابر این اگر آیه الله خامنه ای برای انتخاب رئیس جمهور مانند همه مردم فقط یک رای دارد! برای انتخاب وزرای دولت همانند مردم همان یک رای را هم ندارد! اگر عرف غلطی به نام اعتدال در این قلمرو فراهم شده و کسی برای خودش حق خاصی فراتر از قانون قائل است و نظام حقی دارد و رئیس جمهور منتخب هم حقی! و سایر بر و بچ هم حقی! این نه حق است و نه اعتدال! مگر اینکه بر مبنای مقررات نانوشته شده و نوشته شده اسلامی چنین حق و چنین اعتدالی به میان آمده باشد ! مقاله قابل قبول آقای اکبر گنجی در این ارتباط است.

    معین

    12 تیر 92

    دولت روحانی: دولت جامعه مدنی یا دولت طبقه حاکمه؟

    +اکبر گنجی

    ۱۳۹۲/۰۴/۰۹

    مطابق اصل ۱۳۳ قانون اساسی: «وزرا توسط رئیس‌جمهور تعیین‏ و برای‏ گرفتن‏ رأی اعتماد به‏ مجلس‏ معرفی می‏شوند». مطابق اصل ۱۳۶: «رئیس‏جمهور می‏تواند وزرا را عزل‏ کند». البته کل کابینه و تک تک وزرا باید به تأیید مجلس برسند.

    جمهوری اسلامی در ۳۴ سال گذشته یک «طبقه حاکمه سیاسی» ساخته است. البته این طبقه حاکمه سیاسی یک دست و یک پارچه نبوده و نیست. جنگ بر سر منابع کمیاب قدرت/ ثروت/ معرفت/ منزلت اجتماعی به طردها و حذف‌های سرکوبگرانه‌ای منتهی شده است.

    «پروژه احمدی‌نژادی»، با اینکه از طبقه حاکمه سیاسی گذشته استفاده می‌کرد، اما در واقع علیه ان طبقه و به دنبال تغییر کل سازمان و ترکیب ان بود. پرسش‌های مهمی در این مورد وجود دارد: این هدف مطابق چه ساز و کاری انجام می‌گرفت؟ چهره‌های جدیدی که احمدی‌نژاد بر سر کار آورد چه کسانی بودند؟ ایا واقعا ان گونه که ادعا می شد، متعلق به اقشار محروم جامعه بودند؟

    «نوگرایی» احمدی‌نژاد اگرچه فی نفسه خوب بود، اما چون علوم اجتماعی -خصوصا علم اقتصاد- را غربی قلمداد می‌کرد که باید از شر ان خلاص شد، به حذف بسیاری از متخصصان و تعطیل کردن نهادهای مهمی چون سازمان برنامه و بودجه انجامید. احمدی‌نژاد اعتقاد چندانی به بودجه‌نویسی سالانه و بلند مدت هم نداشت و می‌گفت می‌تواند کل بودجه را در چند صفحه بنویسد تا مزاحم مجلس و دیگران نشود.

    او «مهندس» بود و گمان می‌کرد که جامعه را هم می‌توان از بالا «مهندسی» کرد. درست مانند مارکسیست/لنینیست‌ها که قصد داشتند «ساختمان سوسیالیسم» را از بالا بسازند. پیش‌فرض ساده‌لوحانه‌ای که جامعه (انسان‌ها) را مشابه تکنولوژی به شمار می‌اورد، می‌پرسد: مگر ما اتومبیل و پل و جاده نمی‌سازیم، چرا جامعه را از بالا نسازیم؟ گویی انسان‌ها چون مومی در دست زمامداران سیاسی‌اند که مانند آجر و تیر اهن و گچ و سیمان و…، آنان را در ساختمان سوسیالیسم، اسلام، لیبرالیسم و…به کار گیریم؟ ساختن سودای محال «دانشگاه اسلامی» مبتنی و متکی بر چنین پیش انگاشت نادرستی است که تنها محصولش اخراج و بازنشسته کردن غیرخودی‌ها و آوردن نسل جدیدی از خودی‌ها به دانشگاه‌ها بود و هست.

    تعبیر بسیار رایج زمامداران جمهوری اسلامی درباره «پیاده کردن اسلام» (ما می‌خواهیم اسلام را پیاده کنیم) نیز متکی بر «مهندسی اجتماعی» از بالا است. اگر به نتایج ۳۴ سال پیاده کردن اسلام -و تجربه ۷۰ ساله پیاده کردن سوسیالیسم در شوروی و بلوک شرق سابق- بنگریم، حداقل دستاورد آن این خواهد بود که نگرش‌مان را درباره جوامع (انسان‌ها) و ساختن آنها از بالا مطابق یک مدل خاص، تغییر خواهیم داد.

    اما مخالفت کارگزاران نظام با احمدی‌نژاد، فقط و فقط محصول آشکار شدن خرابکاری‌های او نبود، بلکه بخش مهمی از ان محصول به حاشیه راندن و خانه‌نشین کردن «طبقه حاکمه سیاسی» گذشته بود. هاشمی رفسنجانی بهترین نماد طرح این مدعا در هشت سال گذشته بود و هست. او همیشه از خانه‌نشین کردن مدیران و وزرا و صاحبان تجربه دوران‌های گذشته توسط احمدی‌نژاد سخن گفته است.

    در انتخابات ۲۴ خرداد، حسن روحانی -نزدیکترین نامزد به هاشمی رفسنجانی- پیروز شد. ۱۲ مرداد حکمش تنفیذ خواهد شد، هفته بعدش مراسم تحلیف صورت خواهد گرفت، سپس دو هفته فرصت دارد تا کابینه‌اش را به مجلس معرفی کند. عملاً دولت روحانی از اوائل شهریور آغاز به کار خواهد کرد.

    درست چند روز پس از پیروزی، حدس و گمان‌ها پیرامون کابینه روحانی آغاز شد. لیست‌های متعددی تاکنون منتشر شده است. اگر اعضای تمامی لیست‌ها را جمع بزنیم، به عدد بسیار محدودی دست خواهیم یافت. اما نکته مهم‌تر، همه افراد این لیست محدود، متعلق به «طبقه حاکمه سیاسی» گذشته‌اند. یعنی همان شعاری که هاشمی دائماً سر داده است: بازگشت به گذشته. گذشته پر افتخاری که نماد اعتدال و سازندگی است.

    این پروژه حاکی از دو شکست مهم است:

    اول- شکست جمهوری اسلامی در تربیت «نسل جدیدی از زمامداران».

    دوم- نفی گردش نخبگان.

    بعید است کشور بزرگی چون ایران فاقد مدیران و متخصصان کارامدی باشد که مطابق علوم تجربی به حل مسائل و رفع مشکلات بپردازند. مسئله، مسئله انحصارطلبی و نگاه داشتن منابع کمیاب قدرت/ثروت/معرفت/منزلت اجتماعی در دست یک «طبقه حاکمه سیاسی» است.

    پرسش مهم این است:

    چارچوب نهادی انتخاب وزرا چیست؟ چارچوب گذشته و فعلی شناخت افراد برجسته کاملاً معیوب و مشکل‌زا است. سنگ بنای کج توسط هاشمی رفسنجانی گذاشته شد. او نه تنها در خاطرات روزانه‌اش، که بارها و بارها، توضیح داده که تمامی وزرایش را با نظر آیت‌الله خامنه‌ای انتخاب کرده است. سال ۸۴ نیز که دوباره کاندیدا شد، حداقل سه بار اعلام کرد که اگر رئیس‌جمهور شود، تمامی وزرایش را با نظر «مقام معظم رهبری» انتخاب خواهد کرد.

    اما اشتباه مهلک‌تر هاشمی این بود که وزرای اطلاعات، کشور، خارجه، فرهنگ و ارشاد اسلامی و آموزش عالی را به خامنه‌ای سپرد و متأسفانه این را به یک سنت تبدیل کرد. خاتمی که در سال ۷۶ رئیس‌جمهور شد، ۱۳ وزیر اطلاعات به خامنه‌ای معرفی کرد تا در نهایت بر سر دری نجف‌آبادی به توافق رسیدند که متهمان قتل‌های زنجیره‌ای در دادگاه گفتند که قتل‌های آخری را با حکم او انجام داده‌اند و این در حکم دادگاه نیز آمده است.

    در اولین جلسه دیدار کابینه خاتمی با رهبری، خامنه‌ای در حضور تمامی حاضران می‌گوید که آقای خاتمی قصد داشته موسوی لاری را وزیر ارشاد کند، اما من عطاءالله مهاجرانی را انتخاب کردم. حالا تمامی گروه‌های نظام مدعی‌اند که وزیر اطلاعات و خارجه و … قطعاً باید مورد تأیید رهبر قرار گیرد.

    سنت نادرستی که هاشمی رفسنجانی به نام «اعتدال» بنا نهاد، به صراحت تمام برخلاف اصول مسلم قانون اساسی است که انتخاب و عزل وزرا را حق رئیس‌جمهور اعلام می‌کند.
    داستان عزل مصلحی -وزیر اطلاعات- توسط احمدی‌نژاد را فراموش نکرده‌ایم که با حکم حکومتی آیت‌الله خامنه‌ای در مقام خود ابقا شد و احمدی‌نژاد را به ۱۱ روز خانه‌نشینی کشاند. طنز تاریخ این است که پس از تأیید صلاحیت هاشمی رفسنجانی توسط شورای نگهبان، مصلحی به آنجا رفته و چند ساعتی برای آنها سخنرانی کرده و در نهایت آنان را به اینجا می‌رساند که صلاحیت هاشمی را رد کنند. این وزیر اطلاعات مقام معظم رهبری است.

    حالا حسن روحانی مجبور است در گام اول کابینه‌اش را به تأیید خامنه‌ای برساند. در شرایط کنونی بعید است خامنه‌ای حاضر به از دست دادن وزارت اطلاعات باشد و حتی زیر بار فردی چون علی یونسی برود. از کجا معلوم که یکی از عاملان قتل عام تابستان ۱۳۶۷ -مصطفی پورمحمدی- را به عنوان وزیر اطلاعات به روحانی تحمیل نکند؟

    در گام بعد، روحانی با یک مجلس تماماً اصول‌گرا مواجه است که زیر بار وزرای اصلاح‌طلب نخواهد رفت. حداکثر این است که اعضای حزب کارگزاران سازندگی را به عنوان تعدادی از وزرا بپذیرند.

    اما مسئله این است که کل این فرایند معیوب است. تا حدی که من می‌فهمم، مهم‌ترین وعده داخلی حسن روحانی، گشودن راه تشکیل نهادهای مدنی و صنفی و سیاسی و فرهنگی بود. او وعده داد که تصمیم‌گیری هر حوزه را به آنان بسپارد. این وعده، اگر عملی شود، دموکراسی‌ساز است. این دیدگاه در تعارض کامل به مهندسی اجتماعی از بالا قرار دارد. این نگرش درست، می‌پذیرد که جامعه از پایین، توسط تک تک افراد،ساخته می‌شود.

    وقتی افراد از لاک «تنهایی» و «تک افتادگی» -که بستر اجتماعی نظام‌های فاشیستی و توتالیتر است- در آیند و نهادهای متنوع و متکثر سازمان یابند، قدرتمند شده و از طریق ایجاد موازنه قوا میان دولت و جامعه مدنی، دموکراسی را خواهند ساخت. این هم ساختن است، اما نه مهندسی اجتماعی از بالا که به افزایش «قدرت لویاتانی دولت» منتهی می‌شود، بلکه قدرت‌سازی از پایین است. به هر میزان که مردم از طریق نهادهای مدنی سازمان یابند، به همان میزان دولت عقب رانده خواهد شد و «شبکه‌های بالفعل اجتماعی» شکل خواهد گرفت.

    در همین راستا، حسن روحانی می‌تواند دست به کار نوینی بزند. به جای بند و بست‌های پشت پرده با «طبقه حاکمه سیاسی» ۳۴ سال اخیر، به گروه‌های تخصصی هر حوزه رجوع کرده و نظر آنان را جویا شود. از دانشگاهیان بپرسد که چه افرادی را به عنوان وزیر فرهنگ و اموزش عالی پیشنهاد می‌کنند؟ از جامعه پزشکی بپرسد که کدام افراد را به عنوان وزیر بهداشت بر می‌گزینند؟ از فرهنگیان بپرسد که چه کسانی را به عنوان وزیر آموزش و پرورش پیشنهاد می‌کنند؟ از اقتصاددان‌ها و نهادهای اقتصادی درخواست کند تا وزرای اقتصادی را پیشنهاد کنند، و همین مشی را در کلیه حوزه‌ها ادامه دهد. چرا وزیر ورزش را ورزشکاران معرفی نکنند؟

    بدین ترتیب، نه تنها جامعه فعال می‌شود، بلکه خامنه‌ای و مجلس قادر نخواهند شد تا نظر خود را به او تحمیل سازند. برای اینکه در برابر کل جامعه قرار خواهند گرفت. هنوز فرصت باقی است. روحانی می‌تواند طی بیانیه‌ای شفاف از همه گروه‌های اجتماعی بخواهد که وزرای پیشنهادی‌شان -در حوزه تخصصی‌شان- را به او معرفی کنند. چرا ناشران، نویسندگان، هنرمندان، و… وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی را انتخاب نکنند؟ یعنی چند تن را به عنوان نامزد خودشان به او معرفی نکنند. پیامد دیگر این رویکرد، بیرون آمدن از دور باطل گذشته‌گرایی و گردش نخبگان خواهد بود.

     
  13. لطفاً بفرمایید چرا الکل که همه چی را ضد عفونی می کند نجس است ولی مواد افیونی و دخانی پاک؟

     
  14. آقای نوریزاد عزیز!
    آنجا که فرمودید به عنوان مثال رهبر دستوردهند نوریزاد و خودش و شریعتنداری و چند مرجع تقلید و…. گویا یادتان رفت از باهنر گرامی یاد کنید!

     
  15. ﻋﺮﻓﺎﻧﻴﻴﺎﻥ

    ﺳﻼﻡ ﺁﻗﺎﻱ ﻧﻮﺭﻳﺰاﺩ ﻋﺰﻳﺰ
    ﺁﻧﻜﻪ ﻣﻴﺘﻮاﻧﺪ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﺑﻪ ﺟﻮاﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺯﻧﺪاﻥ ﺭا ﺗﻮﺟﻴﺢ ﻛﻨﺪ و اﺯ ﺁﻥ ﺑﺪﺗﺮ ﺗﺠﻮﻳﺰ ﻛﻨﺪ ﭼﻪ ﺟﺎﻱ ﻧﮕﺮاﻧﻲ ﺩاﺭﺩ
    ﺁﻗﺎﻱ ﻧﻮﺭﻳﺰاﺩ ﮔﺎﻫﻲ ﻣﻮ ﺑﺮ ﺗﻨﻢ ﺭاﺳﺖ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﻭﻗﺘﻲ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻓﻜﺮ ﻣﻴﻜﻨﻢ ﻛﻪ ﺑﺮاﺳﺘﻲ ﭼﻪ ﭼﻴﺰﻱ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﺗﻮﺟﻴﺢ ﻧﺎﭘﺬﻳﺮ اﺳﺖ و ﺟﻮاﺑﻲ ﻧﻤﻴﻴﺎﺑﻢ
    ﻭﻗﺘﻲ ﺟﻮاﻥ ﻧﺎﭘﺨﺘﻪ ﺁﺭﻣﺎﻧﺨﻮاﻫﻲ ﻛﻪ ﻧﺠﺎﺕ ﺑﺸﺮﻳﻴﺖ ﺭا ﺁﺭﻣﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﻣﻴﺪاﻧﺪ ﺟﺎﻥ ﻫﺰاﺭاﻥ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﻧﻆﺮ اﻭ ﭼﻪ اﻫﻤﻴﺘﻲ ﺩاﺭﺩ
    ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﺧﻼﺻﻪ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺁﺭﻣﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ اﺟﺎﺯﻩ ﺷﻤﺎ ﺑﺮاﻱ ﺗﻠﻔﺎﺕ و ﺧﻂﺎﻫﺎ ﺑﻴﺸﺘﺮ
    اﻳﻦ اﺳﺖ ﺳﺮ ﺳﻜﻮﺕ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ اﺯ ﻛﺴﺎﻥ ﻛﻪ ﺩﻡ ﺑﺮ ﻧﻤﻲ ﺁﻭﺭﻧﺪ
    ﻋﺎﻟﻤﺎﻥ ﻏﺮﺏ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﻲ ﺩﺭﻙ ﻛﺮﺩﻩ اﻧﺪ ﻛﻪ اﻳﻦ ﺟﺎﻧﻮﺭ ﭼﻬﺎﺭ ﺩﺳﺖ و ﭘﺎ و ﺑﺎﻫﻮﺵ ﻣﻴﺘﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﺭاﺣﺘﻲ ﻫﺮ ﺟﻨﺎﻳﺘﻲ ﺭا ﺗﻮﺟﻴﺢ ﻛﻨﺪ و ﻭﺟﺪاﻥ ﺭا ﺩﻭﺭ ﺑﺰﻧﺪ
    ﺑﺮاﻱ ﻫﻤﻴﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻏﺮﺏ ﺣﺪ و ﺣﺪﻭﺩﻱ ﺭا ﺑﺮاﻱ ﺣﺎﻛﻤﺎﻥ ﻗﺎﻳﻞ ﺷﺪﻩ و ﺣﻖ و ﺣﻘﻮﻗﻲ ﺭا ﺑﺮاﻱ ﺷﻬﺮﻭﻧﺪاﻧﺶ ﻃﻮﺭﻱ ﺑﻪ ﺭﺳﻤﻴﺖ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻛﻪ ﻫﻴﭻ ﻣﺼﻠﺤﺘﻲ ﻧﺘﻮاﻧﺪ ﺁﻥ ﺣﻘﻮﻕ ﺭا ﻣﺨﺪﻭﺵ ﻛﻨﺪ و ﺑﺪﻳﻦ ﻭﺳﻴﻠﻪ اﺯ ﻣﻮاﻫﺐ ﺁﻥ ﺑﻬﺮﻩ ﻣﻨﺪ ﮔﺸﺘﻪ
    و ﺩﺭ ﻋﻴﻦ ﺣﺎﻝ ﻣﺎ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺩاﻡ ﺁﺭﻣﺎﻥ ﺧﻮاﻫﻲ ﭼﻨﺎﻥ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﺷﺪﻩ اﻳﻢ ﻛﻪ ﺿﺮﺭ و ﻣﻨﻔﻌﺖ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺗﺸﺨﻴﺺ ﻧﻤﻴﺪﻫﻴﻢ
    ﺑﺎ اﻳﻨﻜﻪ ﺁﺩﻡ ﺑﺪﺑﻴﻨﻲ ﻧﻴﺴﺘﻢ ﻭﻟﻲ اﺣﺴﺎﺱ ﻣﻴﻜﻨﻢ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﮔﻨﺎﻩ ﻣﺎ ﭼﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻛﻪ ﻣﺮﺗﻜﺐ ﻣﻴﺸﻮﻧﺪ و ﭼﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻛﻪ ﺳﻜﻮﺕ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ ﺑﺰﺭﮒ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺎ ﻓﻘﻄ اﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﻣﻜﺎﻓﺎﺕ ﺩﺭﺱ ﻋﺒﺮﺕ ﺧﻮاﻫﻴﻢ ﮔﺮﻓﺖ
    ﺧﺪا ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺭا ﺷﻔﺎ ﺩﻫﺪ

     
  16. آقای نوریزاد پس از ماجراهای 88 بارها و بارها به وبسایت شما و امثال شما سر زدم و این جا برایم پناهگاهی بود برای همان برون ریزی و تخدیر و تسکینی که اشاره کردم. امروز آمده‌ام با شما و این وبسایت وداع کنم. به این نتیجه دردناک رسیده ام که اگر صاحیان تمام این نوشته ها و کامنت ها حتی یک گام حتی یک گام بر می‌داشتند امروز وضع و حال ما این نبود. پناهگاهمان شده یک مشت سایت و آدم فیلتر شده. در فضای فیلتر شده فریاد می‌زنیم تحلیل می کنیم رسوا می کنیم. تصورم این است که حکومت حصاری دورمان کشیده و خوراکمان را که همان جنایات و اشتباهات مهلک است هر از گاهی از دریچه‌ای در آخورمان می ریزد. بعد از این که از خبر و جنجال سیر شدیم می نشینیم به نشخوار کردن. یک بلانسبت شما به این جملات اضافه کنید. بدرود آقای نوریزاد.

    ————-

    سلام علی آقای گرامی
    می خواهم یک چیزی بگویم لبخند بزنی: دستم بدامانت مرو!
    دوست خوب من، قرارنیست ما چوب وچماق دست بگیریم وکاری بکنیم. گرچه اگروقتش برسد ازبذل جان نیز دریغ نداریم. هیچ با من موافقی که فضای سایبری خودش کاردی است به جگر کسانی که ظلم می کنند وهرگز دوست ندارند بساطشان برملا شود. اکنون درزندانها دوستانی داریم که مطلبی نوشته اند وهمان مطلب حیثیت طرف مقابل را جریحه دارکرده است. انقلاب تونس مگریک انقلاب فیس بوکی نبود؟ ومردم مصرهم اکنون مگربیشترین گفت وشنودشان اینترنتی نیست؟ ازما قهر نکن برگرد سرجایت دوست من.
    با احترام

    .

     
  17. با سلام مجدد بر آقای نوریزاد عزیز.. با مشاهده پست دوستی که در رابطه با مدرک تحصیلی و کشف حقیقت در مورد آقای روحانی شده است فکر کردم مطالبی را خدمت دوستان عزیز طرح نمایم:
    1- اینکه ما بیاییم و تمام همّت خود را بگذاریم تا ببینیم که آیا ایشان واقعا این درس را خوانده و زبان هم میداند یا نه و این را مصداق روشن شدن حقیقت در مورد ایشان بدانیم بنظرم نه ثواب است و نه مشکلی را از ما حل میکند. ماهیت کارگزاران این نظام جوری است که هر نوع احتمالی را در موردشان میشود داد و خودشان وقتی بخواهند موارد را یکشبه رو می کنند.
    2- اینکه باور کنیم که مردم واقعا برایشان مدرک ایشان اصلا اهمیتی داشته است امری اشتباه است. ماهیت رای آنها که رای دادند و آنها که ندادند اعتراض به سیاستهای جاری و دفاع از رایشان در سال 88 به بهترین شکل ممکن بود که همه رشته های حاکمیت مغرور را پنبه کردند و این شکست بزرگ در تمامی ارکانشان مشهود است. پس مدرک تحصیلی آقای روحانی اصلا برای مردم مجوز رای دادن نبوده است و بر عکس پاره ای رفتارها و گفتارهای وی این امکان را در کنار سایر عوامل فراهم نمود.
    3- امروز ما در بزنگاهی هستیم بزرگ و حسّاس. بد یا خوب وی رئیس جمهور است و باید به مصاف مشکلات بزرگ این کشور برود. راه عاقلانه این است که او را تضعیف نکنیم و اعتبارش را از بین نبریم. این کار مطلوب کیهانی ها و عوامل بیت است که با تضعیف وی خود بعنوان ناجی مردم سر برآورند.
    4- من شحصا راه آقای خاتمی را میپسندم که عین رعایت اوضاع باید بر مطالبات و وعده ها پافشاری کرد تا رهبری ناچار به دست برداشتن تدریجی از روشهای خود گردد. تضعیف موقعیت روحانی در این شرایط ضربه ای بزرگ بر تلاشهای ملّی خواهد بود.
    5- ما بر عکس باید امروز همه جا وعده های او و صحبتهایش را بزرگ کنیم تا توان رفتن به جبهه مقابل مردم را کم کنیم. واقعیت قضیه این است که امروز بسیاری از بزرگان قوم هم وحشت زده هستند و در بین خودشان ضمن انتقادات شدید از رهبری کشور را بازیچه فرزند ایشان و اطرافیان بی مسئولیتش می دانند و تقریبا موج نا امیدی از رهبری در محافل دارد بیشتر میشود. در مناظره ها دیدیم که چگونه نزدیکان ایشان سیاست هسته ای رهبر را به چالش کشیدند و همگی از آن اعلام برائت کردند.
    6- امروز رئیس سابق انرژی اتمی که بسیاری ندانم کاری های او را مسبب این اوضاع میدانند اعتراف کرد که رهبر هم با اتخاذ شیوه دیگری برای حل مسئله موافقت کرده بود ولی احمدی نژاد نگذاشت و لذا بر این ابهام افزوده شد که پس سیاست گذار واقعی در این سالها چه کسی بوده است؟ کسانی که به اوضاع نزدیکترند این حرفها را تلاش در جهت متوجه کردن افکار عمومی به سمت احمدی نژاد می دانند تا دامنه انتقادات از رهبری کمتر شود چه آنکه همه این حرفها به احمدی نزاد می چسبد و توان دفاع هم ندارد چون بقول زیبا کلام دیگر عددی نیست و پوچ بودن قدرتش هم آشکار شده.
    7- اگر می خواهیم از این اوضاع خطرناک بگذریم برای رضای خدا دست از بند کردن به مسائل شخصی برداریم. دوستان آگاه به اوضاع اصلا در این تلاشها نیتی خیر نمی بینند و این حرفها در نهایت به نفع جبهه متحد ضد مردمی تمام خواهد شد.
    امیدوارم همه دلسوزان این ملّت مظلوم به وظیفه تاریخی خود آگاه شوند وآن کنند که بعدها به عنوان بی خردی از آن نام برده نشوند. بیایم یرای یکبار هم شده از عبرتها استفاده کنیم و عبرت دیگران نشویم.

    ——————

    سلام یاران گرامی
    من کاملا با نوشته ی شما وپیشنهاد خوب شما موافقم
    مارا چاره ای نیست الا این که ازهمه ی ظرفیت های همین قانون نیم بند بسود فردایی که چشم براه ماست سود بریم
    سپاس دوست من

    .

     
  18. آ قاى نوريزاد
    رهبرى معظم و بزرگان ديگر را نمى دانم ولى دو مورد زير مستند است:
    1) آقاى آيت اله /// نماينده ولى فقيه، ترياکش را از طريق يکى از اقوام ما تهيه ميکرد که وقتى قفل دهنش باز شد مجبور شد براى هميشه برود امارات
    2) پاسگاه هاى انتظامى راههاى منتهى به مرکز استان (بندرعباس) نه تنها مانع حمل نقل مواد مخدر نمى شوند، که با گرفتن مبلغ مشخصى اسکورت هم مى
    کنند.

    کننگرفتنمبلغ مشخصى

     
  19. salam agaye nurizad aziz. chera ingadar shoma khoshbin hastid?.

     
  20. محمد نوری زاد

    @Ahmad,

     
  21. همه تصمیمات مهم مملکت پای منقل و تحت تاثیر مواد مخدر گرفته میشود. برای همین است که به این روز افتاده ایم

     
  22. اقای نوریزاد شما که واقف به کردارشان هستید ومیدانید این کار شدنی نیست والا دست همگی انها رو میشود پس چرا حرف اخر را نمیزنید که///// اعتیاد دارد.

     
  23. به گمانم مشکل مواد مخدر فراتر از معتاد بودن چند آیت الله یا مسئول حکومتی باشد. مشکل اساسی در این ارتباط مسیر ترانزیت بودن ایران برای مواد افیونی است. آنطور که من شنیده ام قیمت مواد مخدر در مرز ترکیه 10 برابر آن در مرز افغانستان است. همین نکته نشان می دهد که ایران در این زمینه با ترانزیت مواد مخدر به شدت مبارزه می کند. من منکر فساد دستگاه حکومتی نیستم که این فساد برای یک سیستم استبداد دینی بسیار طبیعی است ولی نمی توان انکار کرد که پرسنل نیروی انتظامی در زمینه مبارزه با مواد مخدر تلاش بسیار کرده اند و بسیاری از آنان جانشان را در این راه گذاشته اند. کاش ما که طالب دموکراسی و برابری حقوقی انسانها هستیم از حربه ضد بشری اقتدارگرایان که همانا تهمت و افترا است استفاده نکنیم. یک لحظه بیندیشیم که تفاوت ما با آنها چیست؟ آیا اگر ما هم به حسین شریعتمداری دشنام دادیم و افترا زدیم به همو شباهت پیدا نمی کنیم؟

    پایدار باشید

     
  24. ابو تراب کج زلف

    با درود
    از نو جوانی همیشه یک سوال برایم بی جواب مانده است : چرا بزرگان دینی از پاسخ به این پرسش که مثلا” چرا سیگار که برای تندرست زیان باراست ولی مصرف می کنند سر باز میزنند . این پرسش همچنان باقی ماند تا در سال 1358 هنگام ورود به محل کارم یک اعلامیه بلند بالا را که بر روی در کارگاه چسبانده بودند خواندم (نقل به مضمون) گروهی از پزشکان که تعداد آنها بر اساس درج اطلاعات در پای اعلامیه بالغ بر 1580 نفر بوده اند نامه ای سر گشاده برای مرحوم خمینی تهیه وامضاء کرده بودند که براساس یکی از بندهای توضیح المسایل حضرت عالی (شماره را درج کرده بودند که من بخاطر کهولت یادم نمی آید): هر چیز که در دراز مدت مصرفش برای بدن زیانبار باشد و انسان متضرر شود حرام است، خواستار بر چیده شدن بساط تولید سیگار در شرکت دخانیات ایران شده و راهکار جایگزینی کارخانه تولید سیگار با مثلا” بسته بندی مواد غذایی مانند ماکارونی برای جلوگیری از بیکار شدن افراد شاغل در شرکت را نیز ارایه نموده بودند علاوه بر آن مقدار تولید سیگار ، هزینه ای که مصرف کنندگان پرداخت می کردند و برابری پول با دلار واینکه روزانه چه مقدار ریال فقط در تهران صرف خرید سیگار و آتش زدن و دود کردن آنها میشود و با پول سیگارهای دود شده چند دانشگاه و بیمارستان ومدرسه میتوان در گوشه و کنار میهن ساخت و چگونه از بیماریهای خانمانسوز وجانگداز برای نسل های آینده که سرمایه های بیکران ایران عزیز هستندجلوگیری کردوبجای وارد کردن توتون، ارز مورد نیاز را برای تولید محصولات کشاورزی بکار گرفت و قس علیهذا. خواستم بگویم نه تنها این نامه سرگشاده بدون جواب ماند بلکه تازه دوران جدیدی برای این مردم در استفاده از مواد مخدر شروع شد که اگنون شاهدش هستیم .وقتی بزرگان دینی خود از مصرف کنندگان عمده هستند تحریم چه معنی میدهد؟ مردم هرچه بیحال تر بهتر ، هزار دستان زنده یاد علی حاتمی را با دیالوگهای بازرسبید بیاورید.
    با آرزوی تندرستی همگان.

     
  25. داداش ما همه دود ولایت زده شده ایم اگر ما هم شانس فوت کردن ذغال بعضی ها را داشتیم الان رئیس جمهور ی بودیم که نظرشان به نظر ما نزدیک بود

     
  26. پنهان کردن واقعیت مسوولان حکموتی در روزگار فعلی، تاریخ مصرفش کوتاه است. برای عبور از آزمون مستندات و گفته‌های قدیم، یک «مسوول» باید به «سوال‌»هایی جواب دهد.
    وجود مستنداتی از سال‌ها پیش، نشان می‌دهد که حسن فریدون [روحانی] خود را دارای مدرک دکترای حقوق قضایی معرفی کرده است. این معرفی به شهروندان پیش از این بوده که دانشگاهی در شهر گلاسکو، مدرکی به او اعطا کند.

    بر اساس همین مستندات، آقای روحانی در سال ۱۳۵۸ خود را دارای مدرک دکترای حقوق معرفی کرده است. به این ترتیب، کسی که داری مدرک دکترا است چه نیازی به اخذ مجدد این مدرک دارد؟

    نمی‌توان به حرف کسانی توجه کرد که به جای بررسی مستندات، تنها توجیه‌کننده ادعاهای پیشین آقای روحانی هستند اما عامدانه از نگاهی دقیق به آنچه موجود است پرهیز می‌کنند.

    مثلا یکی می‌گوید که در ایران، به هر کسی که دانشگاه رفته باشد می‌گویند «دکتر» یا «مهندس». اگر قرار باشد برای ثبت نام در انتخابات مجلس، بر اساس همین رویه رفتار کنید، مسوولیت فردی شما و نیز مسوولیت نهاد ثبت‌نام کننده و نیز نهاد بررسی کننده چه می‌شود؟

    دیگری می‌گوید که اگر بقیه از این ماجرا اطلاع داشته‌اند، چرا در هنگامه مبارزات انتخاباتی از آن استفاده نشده؟ این را باید از کسانی بپرسید که گیر دادن‌شان به شورای نگهبان به عنوان نهاد بازرسی کننده و نظارتی چه عواقبی می‌توانسته برای‌شان داشته باشد، چه، روحانی از کانال همین شورا با دادن اطلاعات غیر واقعی، بارها عبور کرده است. اینجا خود شورای نگهبان زیر سوال می‌رود با نحوه نظارتش!

    برخی توجیه‌گران می‌گویند که حسن روحانی، درس‌هایش را پیش از انقلاب خوانده اما فقط از تز خود دفاع نکرده است. کسانی که با سیستم تحصیلات تکمیلی در غرب آشنا هستند می‌دانند که دوری از تحصیلات، برای دوره‌ای طولانی، کار مدرک گرفتن را سخت‌تر می‌کند نه راحت‌تر.

    اما مساله مهم‌تر این است که چگونه حسن روحانی هم فوق لیسانس و هم دکترایش را از دانشگاهی گرفته که کاری به کار حضور فیزیکی او نداشته‌اند جز ثبت نام و حضور در امتحان دفاع از پایان‌نامه؟ چرا دانشگاه از اعلام کامل اساتید تا الان طفره رفته است؟ چرا نباید همه اساتید راهنما، مشاور، ناظر و …در تمام طول این دوره را دانست؟

    کسانی که بیانیه‌های دانشگاه کالدونین گلاسکو برای‌شان حجت است، لطفا شروع به سوال کردن کنند، سوال‌هایی سخت از مسوولان دانشگاه. سوالی که جوابش حتما تایید بیانیه‌های قبلی است تنها در حد روزنامه‌های حامی حسن روحانی است.

    اگر بیانیه‌های رسمی نهادهای دولتی و دانشگاهی حجت بود، هیچ‌گاه کمیسیون‌های بررسی کننده در مجالس قانون‌گذاری و نهادهای نظارتی ایجاد نمی‌شدند. عجیب آنجا است که گروهی از آکادمیسین‌های دانشگاه‌های معتبر انگلستان، اسیر تهدیدها و توهین‌ها نشده‌اند و دارند هر آنچه به‌دست می‌آید را بررسی می‌کنند. از کمک این گروه بسیار ممنونیم و مدیون‌شان هستیم.

    در همین ایالت متحده بارها دادستان کل را به کنگره کشانده‌اند، مسوولان بلندمرتبه امنیتی و قضایی در جلسات باز و بسته سین-جیم شده‌اند، اما کسی مثل گروه‌های حامی روحانی به بررسی کنندگان تهمت نزده و اهانتی نکرده است. اگر رئیس جمهوری دست از پا خطا کند و دروغی بگوید، مگر به این راحتی‌ها از او خواهند گذشت؟

    فرض کنید مدارک و مستندات آرام آرام بیرون بیاید. فرض کنید معلوم شود که امتیازاتی که دانشگاه بریتانیایی به روحانی داده بر اساس چیزی به جز توانایی علمی دانشجو باشد و فرض کنید بعدها معلوم شود روابطی امنیتی میان تیم مرتبط با دانشجو و نهادهای غربی وجود داشته است که عامل وارد آمدن اتهاماتی به همکارانش شده و به جای او، با همکارانش برخورد شده باشد…

    البته این فرض‌ها را جدی بگیرید.

    کسانی که از گفته‌های رسمی دانشگاه کالدونین گلاسکو راضی شده‌اند، فراموش نکنند که پسر قذافی نیز مدرک دکترای خود را از یکی از معتبرترین دانشگاه‌های بریتانیا گرفت اما کسی زیر بار اصالت آن نرفت.

    هر چقدر بررسی‌ها جلوتر برود و مستندات ارائه شده با آنچه باید باشد ناهمخوان‌تر باشد، سوال‌ها بیشتر خواهد بود.

    روحانی چه کند؟

    آقای حسن فریدون روحانی، می‌تواند در جلسه‌ای مطبوعاتی، دقیقا بگوید که چرا از اول انقلاب خود را «دکتر» معرفی کرده و با وجود اطلاع از عواقب «جعل عنوان» بر اساس قانون مجازات اسلامی، این مساله را به در ۵ دوره مجلس انجام داده و تکرار کرده؟

    آقای روحانی می‌تواند در گفتگو با یک استاد حقوق قضایی انگلیسی‌زبان و مستقل، به خوبی قدرت خود را در بحث‌های حقوقی به زبان انگلیسی به اثبات برساند و نیاز به مترجم نداشته باشند. به هر شک یک دانشجوی دوره دکترای یک دانشگاه بریتانیایی با دانشجوی دانشگاه ایرانی باید حداقل در میزان احاطه بر زبان انگلیسی متفاوت باشد. اینکه گفته شده ایشان به زبان انگیسی مسلط هستند خود بهترین دلیل برای انجام چنین گفتگویی است! ایشان که مثل مهدی هاشمی بهرمانی، دانشجوی پیشین دانشگاه آکسفورد نیستند که از گفتگو با خبرگاران طفره بروند؟

    آقای روحانی به عنوان یک شخصیت عمومی، می‌تواند فهرست تمامی دفعات مسافرت به انگلستان و جاهایی که رفته و نیز ساعات حضور در دانشگاه کالدونین را به روزنامه شرق برای انتشار بدهد و توضیح بدهد که به عنوان یک مقام تمام وقت امنیتی و یک نماینده تمام وقت مردم تهران و نایب رئیس مجلس، چگونه توانسته است به عنوان دانشجو از پس تمامی وظایف محوله بر آید.

    آقای روحانی همچنین می‌توانند سوگند بخورند که کتابی که به عنوان دست‌نوشته خویش در دوران انتخابات معرفی کرده‌اند، اثر تنها و تنها خودشان بوده است و در گذشته نیز کتاب‌ها و تحقیقات و آثارشان توسط یک تیم جداگانه تحریر نشده که به اسم ایشان منتشر شود.

    اگر آقای روحانی از چنین آزمون ساده‌ای استقبال کنند، حتما کار راحت‌تری را در آینده خواهند داشت و دیگر کسی نمی‌تواند کم اعتباری دانشگاه کالدونین گلاسکو رو بهانه کند و غیبت‌های طولانی «دکتر» روحانی را زیر علامت سوال ببرد.

    در ضمن به تیمی که ویکی‌پیدیای آقای روحانی را کنترل می‌کند، پیشنهاد می‌شود به جای حذف موارد مربوط به ایشان، صحت مطالب را دوباره بررسی کنند. البته اگر این هدایت از سوی یاران سابق پرس تی‌وی انجام نمی‌شود.

     
  27. با سلام بر آقای نوریزاد عزیز… حکایت مواد مخدر نه داستان پنهانی است و نه راز سر به مهری. جالبترین جلوه آن در داخل زندانها است که گر چه تحت نظر شدید و کنترل است که مبادا ورق کاغذی و خودکاری را تاجزاده بیرون نفرستد و یا نگیرد ، موا مخدر از بهترین نوع و جنسش مثل آب خوردن در دسترس زندانیان است. یعنی برای ترک مواد یک راهش این است که دستگیر نشوی و زندان نروی!.. از سوی دیگر قانون مبارزه با آن که زمانی از افتخارات کشور شده بود عملا بی محتوا بودن خود را نشان داده است و آنهم رشد بالای معتادین و هر چه بیشتر در دسترس بودن آن در کوچه و خیابان است… همه اینها یعنی این مشکل اصلا برای نظام ایران مسئله ای نیست. اگر زمانی نشریه موج که در 150 شماره آنهم در داخل دانشگاه توزیع میشد بعلت زیر سئوال بردن یک باور دینی ناشرش تا مرز اعدام پیش رفت و اگر در زمان آقای خمینی مدیر یک شبکه رادیوئی بعلت پخش اظهار نظر مردم که گفته بودند ” اوشین” را بیشتر دوست دارند و الگوی آنها است از سوی ایشان حکم اعدام گرفت ، در مقابل بر عکس ترافیک های سنگین و عمده مواد مخدر نه تنها مجازات ندارد بلکه به عنوان شغل دوم ایرانیان جائی هم در اقتصاد فلاکت زده باز کرده است. اگر مجازات خرده پاها اعدام است در مقابل آنانکه میلیارده دلار را یا در حسابهایشان گم کرده اند ، یا کسری دارند از هر نوع تعرضی مصونند. این روزها مجددا بازار افشاگری در مورد تخلفات دولتی زیاد شده و باز هم نه احمدی نژاد و نه دیگران به هیچ دادگاهی نمی روند و بالاخره ما موضوع برادر آقای لاریجانی را هم نفهمیدیم چه شد. البته با توجه به دخالت مجدد رهبری معلوم شد که نتیجه کار چه خواهد بود چه آنکه اصل مسلم نظام در این مسائل بر مخفی ماندن فسادهای مالی و این دست تبهکاران است. ولی نظام چه سودی از این فساده می برد که حاضر به بر خورد با آنها نیست؟ پاسخ نه عجیب است و نه غریب چه آنکه شالوده این نظم سیاسی بر مبنای همین پولها قرار گرفته است. در بین مردم بسیار مشهور است که نهادهای نظامی و امنیتی در ترافیک این امور دست دارند. چرا؟ چون در آمد های ناشی از آن بی حساب می آید و بی حساب هم خرج میشود. برای مثال آیا می توان در بودجه کشور برای ضرب و شتم و تجاوز به مردم ردیف بودجه ای در نظر گرفت؟ آیا می توان برای سرنگون کردن یک دولت و سرازیر کردن کفن پوشان و دادن حقوق و مزایا به اصحاب فشار ردیف بودجه تخصیص داد؟ آیا اداره آپارتمانها و خانه های لوکس لندن و هزینه اقامت مهمانان موقت و دائمی آن از ردیف بودجه ممکن است؟ از این موارد فراوانند و اینها در آمدهای ویژه نیاز دارند که بهترینش از همین امور است. هزینه های میلیاردی کاندیداها از کجا میآید؟ توقع از نماینده چیست؟ رد پای شوم مواد مخدر در همه ارکان ما پیداست. علاوه بر پیشنهاد زیبای شما که اگر عقلی باشد باید آنرا با کمال خوشحالی بپذیرند، ضروری است که یک کمیته ملی از افراد غیر معتاد به مواد و پول آن تشکیل و سعی در یافتن رد این پولها در سیاست کشور نماید. پولهائی که خارج از محاسبات وارد و خارج میشوند. اصلا اسکله های غیر قانونی آیا بغیر از این به ذهن انسان می آورد که این کالای پنهان چیست که هر روز و شب بدون نظارت کسی و در کامیونهای پلمپ شده در سطح کشور جابجا می شوند؟ خوشبختانه دوستان اخیرا با طالبان هم وارد مذاکرات خوبی شده اند. هرچه که مذاکرات 5+1 به هیچ نتیجه ای نمی رسد ولی این یکی ظاهرا به جای خوبی دارد میرسد. میدانید چرا؟ چون طالبان نیز مانند برادران وطنی پول دفاع از اسلام و شریعت آنرا از ترافیک مواد مخدر بدست می آورد.. بالاخره برادری یک جائی باید بدر بخورد..

     
  28. چند سال پیش سایتی در دفاع از ولایت راه اندازی شد و من همین مورد تریاکی بودن تعداد زیادی از سران رزیم را از مدیریت سایت پرسیدم و علی الخصوس تریاکی بودن یکی از مقامات بالا رتبه را جویا شدم. پاسخ بسیار ساده بود به این شرح
    ایا در اسلام تریاک حرام است؟ و من پاسخ دادم مگر در اسلام هرویین و حشیش و هزاران کوفت دیگر حرام است که بعد از ان دیگر جوابی ندادند. ضمنا جوکی هست که میگویند یک تریاکی تصمیم میگیرد نماز بخواند در اول نماز میگوید بسم الله رحمن الرحیم و بلا فاصله میگوید خدایا چه درد سرت بدم والاظالین.

     
  29. آقای نوری زاد سلام
    این خبررا خوانده اید؟ باوجود این که ایران اعلام می کند که طالبان را به رسمیت نمی شناسد وبا آنان گفتگویی نداشته وندارد:

    طالبان سفر نمایندگان خود به ایران را تایید کردند
    افغانستان مونیتور | جوزا ۱۳, ۱۳۹۲ | موضوع مربوط امنیت, برنامه صلح, همسایگان, ویژه

    Taliban+militia+fighters+of+Afghanistan

    گروه طالبان تایید کرده که نمایندگان آنها به ایران سفر کرده و با مقامات این کشور مذاکراتی داشته اند. دو روز پیش خبرگزاری ایرانی فارس گزارش داد که چند عضو برجسته طالبان با مقامات ایرانی در تهران دیدار کرده اند. اما این خبر از سوی سفیر ایران در افغانستان رد شد. سخنگوی وزارت خارجه ایران نیز دیروز گفته بود که این خبر را تایید نمی کند.

    اما قاری محمد یوسف احمدی، سخنگوی طالبان به خبرگزاری اسلامی افغان که مقرش در پاکستان است گفته که نمایندگان دفتر سیاسی طالبان در قطر به ایران سفر کرده اند.

    آقای یوسف احمدی در ایمیلی تایید کرده که در دو روز گذشته نمایندگان دفتر سیاسی طالبان با مقامات ایرانی ملاقات کرده اند. او همچنین گفته گروهی از روحانیون طالبان هم بصورت جداگانه در کنفرانسی در تهران شرکت کرده اند.

    به نوشته آقای احمدی، دفتر سیاسی طالبان دعوت برای هر کنفرانسی را می‌پذیرد تا شاید تلاشهای نافرجام برای گفتگو و پایان دادن به جنگ در افغانستان به جایی برسد.

    گفته شده این سفر به دعوت جمهوری اسلامی صورت گرفته و سید طیب آغا، مولوی شهاب‌الدین دلاور و شیرمحمد عباس ستانکزی از اعضای کلیدی این گروه بوده‌اند که به نمایندگی از هیات سیاسی طالبان با مقام‌های امنیتی ایران گفتگو کرده اند.

    روزنامه اکسپرس تریبیون پاکستان به نقل از یک مقام طالبان که نامش را ذکر نکرده نوشته در این ملاقات گروه طالبان به ایران قول داده که بعد از خروج ناتو از افغانستان، تمام گروه‌ها می‌توانند در صحنه سیاسی افغانستان نقش داشته باشند. در عوض این گروه از ایران خواسته تا از گروه رقیب یعنی ائتلاف شمال حمایت نکند و به این ترتیب زمینه جنگ داخلی بعد از خروج ناتو فراهم نشود.

    مقام های وزارت خارجه افغانستان می گویند تا زمانی صحت گزارش سفر هیات طالبان به ایران تایید نشود، در رابطه با موقف افغانستان در این مورد تبصره ای نمی کنند.

    جانان موسی زی، سخنگوی وزارت خارجه افغانستان روز یکشنبه (۱۲ جوزا) در یک کنفرانس خبری در کابل گفت: “ما در رابطه با گزارشی که پخش شده با مقامات جمهوری اسلامی ایران در تماس هستیم تا باشد که درست بودن یا نادرست بودن این گزارش تثبیت شود”.

    بر اساس گزارشها دولت افغانستان از ارتباط مستقیم کشورهای دیگر با گروه طالبان خشنود نیست و آن را برای مذاکرات داخلی بین جناح‌های حاضر در عرصه سیاسی افغانستان مفید نمی‌داند.

    روزنامه اکسپرس تریبیون نوشته مقامات امنیتی پاکستان از این ملاقاتها مطلع بوده‌اند و می‌دانند پیش از این هم ملاقاتهای دیگری بوده است.

    به گزارش خبرگزاری فرانس پرس، قاری یوسف احمدی، سخنگوی گروه طالبان سفر سه روزه هیات این گروه به ایران را تایید کرده است. او گفته است که نمایندگان طالبان با مقام های ایرانی گفتگو کرده اند. قاری یوسف احمدی افزوده است که یک گروه جداگانه از ملاها در یک کنفرانس دینی در تهران اشتراک کردند.

    پیش از این حکومت افغانستان تاکید کرده است که پروسه صلح تنها از طریق دفتر طالبان در قطر به پیش برده می شود و کشورهای خارجی نباید به صورت پراگنده گفتگو با طالبان را به پیش ببرند.

     
  30. علی فتاح - سیدنی استرالیا

    سلام آقای نوریزاد
    خیلی نگران استبدادی دیگر هستم که پس از این استبداد در نیابیم چگونه انتخاب کنیم . انتخابات دو مرحله ای ناکارآمد موجب شد انقلاب ما نجات نیابد و هیچ شکی ندارم که متد انتخاباتی بسیار عقب مانده دو مرحله ای باعث انحراف انقلاب مصر شد . شوربختا کسی در این جهان از این علت مسلّم سخن نمیگوید و صدای من فراتر از صدای یک شهروند نمیرود
    در حد توانم سعی کرده ام متد ناکارآمد دو مرحله ای را با متد مدرن پریفرنشال مقایسه کنم اگر فرصتی داشتید لطفا بدقت بخوانید.

    سیستم استبدادی کنونی در مملکت ما دیر یا زود به تاریخ میپیوندد اما نادانی ما از یک متد انتخاباتی درست موجب میشود که مانند گذشته نتوانیم درست به انتخابی درست بزنیم و در نتیجه اقلیتی دیگر بر جامعه غالب شده و برای حفظ حاکمیت خود استبدادی دیگر بپا کنند. همانگونه که انقلاب مصر توسط اقلیت اسلامگرا به بیراهه کشیده شده اشت.
    فرض کنید A . b . C سه کاندید انتخاباتی یا سه سیستم مورد رفراندوم باشد A و C دو دیدگاه متضاد و چپرو اما B میانه رو و متعادل در عین حال داری پایگاه اجتماعی ضعیفتر از دوتای دیگر باشد . در متد دو مرحله ای A و C به مرحله نهایی میروند و یکی از این دو اقلیت برنده رقابت میشود

    در متد پریفرنشال preferential هر شهروند به هرسه کاندید یا سیستم بترتیب اولویت رای میدهد تا اگر اولویت اولش حائز نیمی از کل آرا نشود رای او به اولویت بعدی منتقل شود . در این متد حامیان دو دیدگاه افراطی A و C یکدیگر را اولویت دوم قرار نمیدهند بلکه B که متعادل است در اولویت دوم هر دوی آنها جای میگیرد و از آن رو که
    هیچکدام به نیمی از آرا دست نخواهند یافت آرای آنها به B منتقل میشود و نتیجه رفراندم دیدگاهی میشود که نسبتا مورد توافق همه خواهد بود .

    ارادتمند شما علی فتاح هموطنی از سیدنی استرالیا

     
  31. آقای نوری زاد فکر نمی کنی زیاد زدی بالا؟؟؟!!!!

     
  32. ﺍﺣﻤﺪﯼ ﻧﮋﺍﺩ ﺑﺪ ﻧﺒﻮﺩ

    ﺍﺣﻤﺪﯼ ﻧﮋﺍﺩ ﻇﺎﻟﻢ ﻧﺒﻮﺩ

    ﺍﺣﻤﺪﯼ ﻧﮋﺍﺩ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺑﻮﺩ، غلط بود !

    ﺍﺣﻤﺪﯼ ﻧﮋﺍﺩ ﻣﺴﻌﻮﺩ ﺷﺴﺖ ﭼﯽ ﺑﻮﺩ !

    ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﺩﺭﺩﺳﺮﺁﻓﺮﯾﻨﯽ ﻫﺎﯾﺶ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺑﻮﺩ …

    ﺍﺣﻤﺪﯼ ﻧﮋﺍﺩ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻓﻬﻤﺎﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﺳﺎﺩﻩ ﻭ ﺑﯽ ﺍﻃﻼﻋﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ

    ﺑﻪ ﻣﺎ ﻓﻬﻤﺎﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ 3 ﻫﺰﺍﺭﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺍﺧﺘﻼﺱ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺁﺏ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺗﮑﺎﻥ ﻧﺨﻮﺭﺩ

    ﺑﻪ ﻣﺎ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺍﻭ ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺪ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﺎ ﺑﯽ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻓﻘﻂ ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﯿﻢ
    ﻭ ﺗﻤﺎﺷﺎﯾﺶ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ

    ﺍﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﻌﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﻔﻬﻤﺎﻧﺪ
    ﻫﻢ ﺧﻮﺩﺵ ﻫﯿﭽﮑﺎﺭﻩ ﺍﺳﺖ ﻫﻢ ﻣﺎ !

    ﺍﻭ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﻗﻮﻩ ﻗﻀﺎﯾﯿﻪ ﺩﺭ ﺍﺻﻞ “ﻗﻮﻩ ﻏﺬﺍﯾﯿﻪ ” ﺍﺳﺖ
    ﻭ ﮐﺎﺭﺍﯾﯽ ﺧﺎﺻﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ

    ﺍﻭ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﺭﺍ ﺩﻭﺭ ﻣﯽ ﺯﺩ ﺗﺎ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻨﺪ
    ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﮔﺬﺍﺭﺍﻥ ﺩﺭ ﻣﺠﻠﺲ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻗﺎﻧﻮﻧﮕﺬﺍﺭﯼ
    ﮐﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ!

    ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﺍﺣﻤﺪﯼ ﻧﮋﺍﺩ ﺑﯽ ﻣﻌﻨﯽ ﻧﺒﻮﺩ!

    ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﻓﺮﺻﺖ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻧﻤﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ …

    ﺍﻭ ﮐﻮﺩﮎ ﺑﺎﺯﯾﮕﻮﺷﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺭﯾﺨﺖ
    ﺗﺎ ﺗﺮﮎ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻭﺿﻮﺡ ﺑﺒﯿﻨﯿﻢ ..!!

     
  33. Ba arze salam, kheili moshtaghaneh sohbathaye shom ra peigiri mikonam behamin khater souali baraye man pish miayad ke agar javabi daryaft konam mamnounam va ya az inke in yadasht ra khandid tashakor mikonam.
    Dar sharaye feeli ka ba inhameh moshkelat va mosibat mardom khafeghan gerefteand shoma chetor mitavanied rahat enteghad konied.??
    Aya amnyat dareid??
    Movafagh va sarfaraz bashied.
    —————————-

    سلام محمد گرامی
    وقتی جانتان را کف دستتان گرفتید وازهیچ عاقبتی نهراسیدید، این دیگرانند که ازشما خواهند هراسید.
    با احترام

     
  34. بدهکاری به اصلاحات یک وام…………………..

    بدهکاری به اصلاحات یک وام……….که خارج باشد از اعداد وارقام
    زاصلاحات و خاتم داری این نام……بدهکاری بدهکاری تو این وام
    ……..
    هرچند دکتر روحانی همیشه بر اعتدال ومیانه رو بودن خود در زمان تبلیغات انتخاباتی وپس از پیروزی تاکید کرده است اما حتی در بدبینانه ترین حالت هم بیش از 90درصد آرای او متعلق به اصلاح طلبان بوده،لذا جای بسی تعجب دارد که او خود را وام دار هیچ گروهی نمی داند،با مرور جو سیاسی ایران در طول چند سال اخیر به وضوح درمی یابیم که جمعیت میانه رو در ایران کمتر از 10 درصد می باشد،هرچند همه ما اصلاح طلبان به خوبی می دانیم روحانی برآورده کننده اهم مطالبات ما نیست ودر واقع او کف مطالبات اصلاح طلبی است لیکن عمده ترین دلیل یا دلایل حمایت اصلاح طلبان از او بهبود اوضاع بسیار بحرانی کشور بوده است واز این جهت که او یک میانه رو واعتدالی است ما هم انتظار نداریم در حد خاتمی ویا میرحسین ظاهر شود اما من وامثال ما وقتی می بینیم او شجاعت این را ندارد که با قدرت وافتخار وبا علم به اینکه پیروزی خود را وامدار ومدیون اصلاح طلبان بویژه حمایت چهره های شاخص اصلاح طلب است خود را نماینده میانه روی از این جناح معرفی کند.روحانی به خوبی می داند بیش از 15میلیون از آرای او از سبد اصلاح طلبان بوده وموقعیت کنونی خویش را وامدار اصلاح طلبان است لذا شایسته است با افتخار خود را اصلاح طلب ولو میانه رو واعتدال گرا معرفی کند، این برای جامعه اصلاح طلبی که از موقعیت وجایگاه حزبی خودشان برای پیروزی دکتر روحانی هزینه کرده اند دردآور است وقتی حتی یک بار ازآنها نام برده نشود،پس چگونه می توان انتظار داشت که چیدمان کابینه بر وفق مراد اصلاح طلبان باشد ؟یا چگونه میتوان انتظار داشت روحانی برای آزاد کردن رهبران اصلاح طلب وزندانیان سیاسی تلاش کند ؟آن هم کسی که خود را وامدار این جریان نمی داند.
    باید از دکتر روحانی پرسید آیا اگر حمایت اصلاح طلبان وفشار واقناع دکتر عارف به کنار رفتن نبودآیا درخوشبینانه ترین حا لت آرای او از 3میلیون تجاوز می کرد؟البته که نه
    صحنه سیاست صحنه توازن قواست، وبدون شک رییس جمهوری که از پشتوانه حزبی برخوردار نباشد به هیچ وجه ممکن نخواهد توانست به شعارها و وعده های خود جامه عمل پوشاند.
    ….
    این اصلا بدان معنا نیست که من مخالف اعتدال گرایی و میانه روی باشم،بله افراطی گری چه از جانب اصلاح طلبان وچه اقتدارگرایان همیشه مورد انتقاد بوده وهست، لذا اعتدال گرایی درون حزبی مورد قبول است بدان معنا که شخص اصلاح طلب اعتدالی باشد یا اقتدارگرای اعتدالی باشد اما اینکه حد واسطی بین اصلاح طلب واصول گرا فرض شود وروحانی خود را نماینده این طیف بداند این کاملا ردشدنی وغیر قابل قبول است چراکه جامعه آماری ما که خارج از اصلاح طلبی واصول گرایی باشند چیزی کمتر از 5میلیون رای دهنده است لذا اینکه دکتر روحانی خود را وامدار جامعه اعتدالی بدانددرحالی که صندوق وسبدآرایش اصلاح طلبان بودند این برای ما اصلاح طلبان که به او رای داده ایم کمی دردآوراست..
    …………….
    اگر به شعارها و وعده های انتخاباتی دکتر روحانی برگردیم ،خواهیم دید که آنچه اصلاح طلبان را گرد او جمع کرد شعارهای عمدتا اصلاح طلبانه اما اعتدالی او بودهاشمی رفسنجانی وسیدمحمد خاتمی بعنوان دوچهره شاخص اصلاح طلب البته عمده ترین دلیل حمایت خود از دکتر روحانی را نزدیکی او به اصلاح طلبان دانسته وبه تبع آن حمایت یکپارچه اصلاح طلبان از دکتر روحانی سبب پیروزی او شد اما اکنون ودرآستانه شروع به کار وتشکیل کابینه برای اصلاح طلبان بسیار دردناک است وقتی کاندید ورییس جمهور منتخبشان بجای اینکه با افتخار خود را یک اصلاح طلب اعتدال گرا بداند بدون نام بردن از اصلاح طلبی خود را یک اعتدال گرای میانه رو می داند ولو اینکه این میتواند پسوند اقتدارگرایی هم قرار گیرد هرچند هنوز هم نمیشود عجولانه تصمیم گرفت اما به قول ما بختیاری ها (یک شب شوم از شامگاهش معلوم است)لذا کسی که در بیان اصلاح طلبی خود محافظه کارانه عمل می کند قطعا کابینه را هم محافظه کارانه خواهد چید ومطالبات را هم محافظه کارانه دنبال خواهد کرد.

    بازهم تاکید میکنم ما اصلاح طلبان تندرو از روحانی انتظار نداریم شق القمر کند ویا مدینه فاضله بنا نهد،اما این راهم قبول نمی کنیم که باعلم به اینکه بدون حمایت ما اصلاح طلبان قطعا نفر چهارم به بعد بود اینک خود را وامدار اصلاحات نداند وحداقل خود را وابسته به اصلاح طلبان جلوه ندهد،من بارها گفته ام وبازهم تکرار می کنم بعنوان یک اصلاح طلبی که درحد خودم متحمل هزینه شده ام از زندان وشکنجه گرفته تا منع تحصیل وکار وخروج و…هیچ انتظار شخصی نداشته و ندارم ،هرچند اگر داشته باشم هم حقم هست اما این را بعنوان یک هشدار از جانب جامعه اصلاح طلب به دکتر روحانی اعلام میکنم خدایی نکرده اگر قرار براین باشد که از نام ورای اصلاح طلبان سواستفاده شود واصلاح طلبان به مطالبات برحق خود در قبال حمایت پیروزی سازشان نرسند از این قدرت برخورداریم که همانطور که سرسختانه پشت سر دکتر روحانی ایستادیم واو را پیروز انتخابات کردیم مطالبات مان راهم بگیریم..
    از دکتر روحانی انتظار داریم همیشه با افتخار خود را اصلاح طلب اعتدال گرا معرفی کرده وبه حق خود را وامدار اصلاح طلبان بداند،انتظار میرود کابینه اش از اصلاح طلبان اعتدالی تشکیل شود،دکتر روحانی به خوبی می داند رییس جمهوری که وابستگی وپشتوانه حزبی نداشته باشد در جامعه ایران راه بجایی نخواهد برد وفقط 4سال فقط به لحظ صوری رییس قوه مجریه است،رعایت اعتدال نه تنها در سیاست بلکه در همه ارکان اجتماعی پسندیده است اما اعتدال سیاسی فقط در درون حزب.
    از این پس انتظار داریم دکتر روجانی خود را اصلاح طلب اعتدال گرا بنامد..والبته کابینه اش هم از همین جریان باشد.

    باآرزوی سرسبزی
    محمودموسایی:شاعر ونویسنده سیاسی

     
  35. جناب آقای نوریزاد،

    قبل از نوشتن مطلب کوتاهی در باره موضوع فوق میل دارم نامی از مرحوم تقی روحانی این بزرگترین گوینده خوش صدای تاریخ رادیو نام برده باشم:

    اشخاص مختلف میتوانند راجع به موضعی سیاسی افراد دیگرنظریه های مختلفی داشته باشند. لکن نحوه برخورد هرکسی با انسانی دیگر باید با درک شخصیت او و احترام به حیثیت او باشد.

    تقی روحانی استاد گویندگی همه یا لااقل اکثر گویندگان رادیو بود. همه مردم ایران صدای اورا در گوش داشتند گرچه بیشتر آنان چهره اورا ندیده بودند. نه به بشریت خیانت کرده بود و نه اصولا جرمی از او سرزده بود. در روز قبل از یکی از تظاهرات بزرگ قبل از انقلاب (فکر میکنم عاشورای 57) قرار بود نوشته ای یا خطابه ای که نمی دانم که آنرا نوشته بود از رادیو برای مردم خوانده شود. در آنروز که اکثر کارکنان هر موسسه ای منجمله رادیو و تلویزیون بقول معروف مانند برگ خزان میریختند و از این ور به آن ور میشدند و همه عضو حزب باد شده بودند، کسانی که دهها سال جاوید شاه و زنده باد میگفتند، گویا تقی روحانی تنها فردی بود که مسئولیت خواندن این نوشته را برعهده گرفت. من خود این خطابه را شنیدم که تا آنجا که یادم هست از مردم میخواست آینده کشور خود را بخطر نیاندازند و ایران را به میدان آشوب و بلوا تبدیل نکنند و غیره و غیره.

    ما خود دیدیم که چه کردند و چه شد.

    من شخصا شنیده بودم که تقی روحانی را بخاطر همین کارپس از انقلاب اعدام کردند. مرگ تنها چیز مطلق در زندگی است. نه رهبری مطلقه وجود دارد و نه هیچ چیز دیگری مطلق است. تنها مرگ است که مطلق است. پس از اینکه چند روز پیش از پندار اشتباه خود و از مرگ او و وحشیگری که جوانان انقلابی ما که همان بسیجی های امروز باشند با او کردند آگاه شدم در من دردی بیدار گشت که نمایانگر این بود که انگار انسانیت دوباره میمیرد.

    تصویری که از تقی روحانی در اینترنت منتشر شد نگاه مردی را نشان میدهد که مستقل از اینکه او خود چه بود و چه کرد تا ابد انقلاب را و وحشیگری های پس از انقلاب را برخ ایرانیان میکشد و اینکه همه او را فراموش کردند را هم سرزنش میکند. هیچکس نمی داند ندا آقا سلطان چه موضع و چه فعالیت سیاسی داشت یا نداشت لکن نگاه او در آن چند ثانیه ای که ما دیدیم همه سردمداران ایران را تا ابد به دادگاه میکشد. نگاه تقی روحانی هم از این قاعده مستثنی نیست. سی و چند سال فلج بر روی صندلی چرخدار نشستن با مخچه کوبیده شده و حنجره پاره پاره و زبان بریده و تجربه دهها هزار جنایت دیگر و نداشتن قدرت گفتن حتی یک کلمه دردی است عظیم که از مرگ بارها بد تراست. من شخصا بخاطر پندار اشتباه خود از سرنوشت او و غفلت از زندگی او خجل هستم.

    و اما موضوع اعتیاد:

    اعتیاد همواره در ایران همانطور که شما بصحت فرموده اید دو جنبه داشت. اگر معتاد یک خان بود و مثلادر دوره قاجار یک حضرت والا و یا یک فرد تحصیلکرده بود اعتیاد با احترام دیده میشد. حتی با غبطه هم همراه بود.

    لکن اگر او یک فقیر آس و پاسی بود به چشم تحقیر دیده میشد. او را شیره کش مینامیدند.

    در زمان شاه این یکی از “سلاحهای” روشنفکران تحصیلکرده هم بود. گویا در ایران این امر تغییر نکرده است. مشکل البته حکومت هم هست گه نه تنها جلوی اعتیاد را بصورت جدی نمیگیرد و بخصوص به باند های مافیائی پخش اعتیاد که قدرت زیادی در ایران دارند!!! هیچ حمله جدی نمی کند تا چه رسد به حمله اساسی و نابودی حلقه پخش مواد مخدر. در زمان شاه شایع بود که ساواک از اعتیاد برای ایجاد رخوت در جنبش مردم استفاده میکند. در این موضوع هم گویا تغییری پیش نیامده بلکه بدتر هم شده است. لکن موضوع اصلی این روشنفکران و جوانان تحصیلکرده هستند که با پای خود به کام مرگ میروند. بعید میدانم که “رهبر” کوششی در این مورد انجام دهد.

    ——————–

    سلام وسپاس حمید گرامی
    من نیز همین امروز دانستم که با مرحوم تقی روحانی چه کرده اند. وچه می توانستم کرد؟ جزاین که عرق شرم برپیشانی ام بنشیند. درنوشته ی خوب شما – درهردوقسمتش – جز درستی وانسانیت وفهم چیزی ندیدم.
    سپاس فراوان

    .

     
  36. راستی آقای نوریزاد
    کجا تست اعتیاد به افیون دین را می گیرند؟

     
  37. جناب نوریزاد عزیز: دست روی نقطه حساس و مهمی گذاشته ای. ولی فکر می کنم واجب تر از تست اعتیاد، آزمایش جامع روحی و روانی مسئولین و رهبران است. مسئول معتاد ولی دارای ثبات نسبی روحی و روانی کمتر حرف مفت و نظر اشتباه و آغشته به توهم تحویل می دهد مگر آنکه خیلی نشئه باشد و در عالم هپروت سیر کند یا آنکه خمار رسیدن مواد باشند. اما آدم غیر معتاد اما گرفتار مشکلات روانی رفتار فوق العاده غیر قابل پیش بینی و مخرب دارد که نمونه هایی از نتایج شاهکار هایشان را در عراق و لیبی و ایضا در کشور عزیز خودمان هم دیده ایم و می بینیم. پس لطف کنید در آینده توصیه ای هم برای تست روحی و روانی و حتی آی- کیو برای مسئولین ارشد و رهبران تجویز بفرمایید شاید گوش شنوایی !!!! پیدا شد و عذاب الیم این ملت مظلوم و رنج کشیده نقطه پایانی پیدا کند

     
  38. نظر دهندگان محترم
    اعتیاد یک بیماری دیگری درمیان بیماریهای مزمن و لاعلاج دیگری است که اکثر قریب به اتفاق دست اندر کاران رژیم //// بدان گرفتارند. اینان معتاد به بیماری مزمن دروغ پردازی، کلاه برداری، ظلم و ستم ، فسق و فجور و استبداد و شکم بارگی و و و و دیگر بیماریهای شیطانی دیگر گرفتارند. ای کاش فقط افیونی و تریاکی بودند.
    به امید روزی که عقل و خرد و اندیشه در همه ما ایرانیان به حد اعلا برسد تا فرهنگ سکولاری (جدائی دین از دولت) در فرهنگمان نهادینه شود و دولتی منتخب مردم و برای مردم و پاسخگو به مردم را برپا کنیم.
    کوروش

     
  39. Afyoon va mavade mokhadder keh emrooz tavassote dassthayee gheymatash az chosse fil ham arzantar shodeh asst avaalan gheyrat va elghe mihandoosti ra az vojoode solteh garan va avamel va aadamkosh haye anha mimekad va dovvoman baa pakhshe on dar sat..he jameeh shojaat va daliri ra dar dele javanane ma mikoshad va aarameshe morede delkhahe aghayan bargharar mishavad..

     
  40. پیشنهاد جالبی است ، حداقل از اینهمه جفنگیات این آقایان راحت میشیم. بخدا اگر نشئه نباشند اینقدر شر و ور تحویل مردم نمیدند

     
  41. برادر سایبری : حالا که این جفنگیات رو نوشتی برو مزدتو از برادران بسیج بگیر. اگر از واقعیات میترسی به این سایت سر نزن

     
  42. همه اخوندهاي مفتخور صفوي اعتياد ترياك يا صيغه دارند يا تست ايدز هم بدهند

     
  43. من به اقای نوری زاد تبريك عرض ميكنم

     
  44. درود بر نوریزاد عزیز،

    سماجت روی این پیشنهاد و طرح آن در فرصت‌ها و مناسبت‌های مختلف بعنوان یک حرکتی که یقینًا با استقبال وسیعی در همهٔ سطوح جامعه و پیشاپیش از طرف ۵۰ درصد جمعیت زنان کشور روبرو خواهد شد بزرگترین خدمتی است که در حق قربانیان و کل جامعه می‌‌شود. و الا کیست که نداند که امثال حسین شریعتمداری تحت تاثیر چه افیون و افیون‌هایی‌ به این حال و روز فلاکت باری افتاده که خیال می‌کند با قدرت قلم قادر است روز روشن را در چشم خواننده شب تار جلوه دهد یا نتیجهٔ یک انتخابات را با ردیف کردن یک سری اراجیفات با شمارش کردن یک تا الا ماشالله به اصطلاح دلایل مضحک، ۱۸۰ درجه مطابق و متناسب با فانتزی‌ها و رویا‌های فلان گونه‌اش تعبیر و تفسیر کند. در جوامع مترقی اصولا چنین افرادی را مصدر هیچ اموری نمی‌‌کنند که با سرنوشت اقلی از انسان‌ها مرتبط باشند. خلاصه جای درست و دقیقی‌ انگشت گذاشته‌ای و در این سنگر نیز جماعت بیشماری بخشی از جبهه و پشت جبهه این حرکت بزرگ را تشکیل می‌‌دهد.
    s

     
  45. dear Noorizad
    thanks for not closing your comment page
    it is open and there is not any restriction
    most people have restricted their comment page
    they first read your comment and then publish it if they like
    thanks again

     
  46. salam
    mitarsam begiranet
    kheili khoob bod in post
    ma dige khaste shodim inghadr dorogh mishnavim , inghadr badbakhti mardom ro gerefte
    ki key be dade ma mirese
    azaton mamnon
    khoda kone hagh bashid hamantori ke bavar kardam

     
  47. درود بر شما

    این که واژه “تنها” را در خط دوم بکار برده اید، به نظر من نادرست است. علت اصلی ورود این مواد، متوقف کردن رشد سیاسی و فرهنگی افراد بخصوص جوانان است. این عامل بهمراه در فقر نگه داشتن اکثریت مردم و رسیدگی به اقلیت خاص با استفاده از پول ملت و ترویج خرافه از طریق صدا و سیما در صدر کارهای این نظام قرار گرفته است و تا حدودی هم موفق بوده است. شما به یک معتاد بگویید که در راهپیمایی بر علیه دولت شرکت کند، پاسخی نخواهید گرفت و این همان چیزی است که نظام سالیان زیادی برای آن برنامه ریزی کرده است. جامعه معتادان کی دنبال آزادی بیان و اندیشه و … هستند. اگر به یک معتاد بگید که آزادی بیان میخوای یا مواد مخدر، کدوم رو انتخاب میکنه؟ قیمت کراک در این 8 سال اخیر تغییری نکرده است و این گوای مطلب بالا است.
    البته منفعت مالی ناشی از فروش این مواد هم عامل دیگری است که در اولویت های بعدی است.

     
  48. سلام بر نوری زاد عزیز

    ظاهراً تا آنجایی که من اطلاع دارم و شنیده ام هیچکدام از مراجع فتوایی برای حرام بودن مواد مخدر صادر ننموده اند و مصرف آنرا منع شرعی ننموده اند. در بسیاری از شهرهای ایران مانند کرمان، یزد، همدان، کرمانشاه، اسد آباد، سنقر و لرستان تقریبا مانند نقل و نبات برای پذیرایی از
    میهمانان از تریاک استفاده می نمایند. مسئولین و امامان جمعه ی ما هم در حالت نشئگی بسیار خطیب و طناز می شوند.

    ارادت مرا هر روز در سررسیدتان تیک بزنید و به شدت محتاج دعای خیرتان هستم( لطفا در دل شب برایم دعای خیر کنید)

     
  49. البته رهبر باید تاکید کنند که نتیجه آزمایش حق الناس است تا خدای نکرده تبانی صورت نگیرد

     
  50. سلام
    خدا قوت. امیدوارم که شما و حرفهایتان روزی دروغ نشوند و نشنویم که شما هم از عوامل حکومت هستید.
    اصراری به نشر این نظر ندارم اما دوست داشتید منتشر کنید.
    یکی از آقایانی که بعد از دستگیری در زمان انتخابات هر چه آقایان خواستند در رسانه میلی گفت آقای ابطحی بود علتش هم فقط یک چیز بود همین اعتیاد…
    برای شما و خانواده محترمتان آرزوی صبر و سلامتی دارم

     
  51. با سلام و دورد خدمت برادر گرامیم اقای نوری زاد عزیز

    امیدوارم در کمال صحت وسلامت هر روزه شاهد مطلب ازرشمند شما بزرگوار باشیم با دعای خیر برای شما و خانواده گرامیتان.

     
  52. برادر محترم لطف حضور مقتدران حکومتی تنها در ایراد بیانیه های فضاییست که پس از استعمال میسر میگردد. این حداقل مزیت را از برادران عرزشی دریغ نفرمایید

     
  53. man fekr mekonam idea khobe bashe, endafe tagalobe nemeshe chon agaye norizad be hamrahe agayan khamanaye va shariyatmadari meran age tagalob shod gozarsh khahan dada

     
  54. آقا مثل اینکه شما تو ایران زندگی نکردین ؟: اگه مسولان بروند آزمایش اعتیاد بدهند و جواب صدرصد مثبت خواهد بود و سپس اخراج یا نهایتا اگر به چشم حقوق بشری نگاه کنیم باید همه به کمپ های ترک اعتیاد فرستاده شوند هزینه اینهمه از کجا تامین شود.اگرهم تجارت مواد مخدر نکنیم از کجا هزینه طالبان و بشار و حسن نصر و هزار تا مفت خور دیگر را از کجا تامین کنیم. و دیگر اینکه خرج نیروی انتظامی را از کجا بدهیم حالا خودشان دارند در میاورندو نکته مهمتر اینکه با معتاد شدن جوانان دیگر کاری بکار ما ندارند. خودشان سرگرم خودشان هستند ما هم کارمان را. شما ظاهرا با نظام ما مشکل دارید. باید بدهیم شما را هم معتاد کنند تا موقع مطلب نوشتن خوابتان ببرد….

     
  55. آقاي نوري زاد سابيدي به الك…خودتو داري زيادي كوچيك ميكني شدي مثله اون عليرضا نوري زاده..چند وقتي سكوت كني بعد افاضات كنيد خيلي بهتر و قشنگ تر است براي خودتان ميگويما بخدا سنگين تر ميشويد..اين همه گفتي و نوشتي فقط خودتو مضحكه كردي بخدا كمي سنگين باش..مرد تا سخن نگفته باشد عيب و هنرش نهفته باشد…

     
  56. سلام
    آقای نوریزاد
    جمهوری اسلامی با تمام منفور بودنش پتانسیل کشاندن سی و اندی میلیون نفر آدم را به پای صندوق رای دارد. حرفهای شما آقای نوریزاد چند نفر را به چه کاری می تواند ترغیب کند؟ جز این است که خود این جور وبسایت ها محلی برای برون‌ریزی و بلکه تخدیر افکار است؟

     
  57. واای…روده ٔبر شدم از خنده…خدا نکشتت نوریزاد….خیلی‌ خوب بود…اما خوبه که آدم انصاف هم داشته باشه….من به روح هوگو چاوز قسم می‌خورم که حسین شریعت مداری پاکترین فرد خدمتگذار و خدوم است…یه نگاه به این آدم بندازین…اصلا به قیافه این میخوره معتاد باشه؟ خدا اون روز رو نیاره…حسین جون اصلا چای نمیخوره…چه برسه تریاک…حرفا میزنینا…این برچسبا به حسین جون نمی‌چسبه…هاهاهاهاها

     
  58. در این وانفسای تحریم ها و کمبود دارو همین شیره کوکنار و شربت شفنطوس برای ما مونده که اونم چشم ندارید ببینید؟

     
  59. سوال من از نوری زاد عزیز این است که همه مسولان //// خمار تریاک اند . اما آیا همه کسانی هم که وارد بازی ا نتخاباتی این خماری ها شدند این ملیون ها نفر نیز خمار نیستند ؟خمار جهالت و نادانی . با احترام امید

     
  60. ضمن عرض ادب انسان وقتی فکر میکنه که تمامیت خواهان چگونه و با چه ترفند ها و هزینه هایی در انجام کاری بسیار شنیع و نا پاک و غیر انسانی بمثابه کمک به کشتار مردم بی دفاع سوریه همت میگمارند ویا حزب الله را برای جنایت تجهیز ، باور عدم انسداد ورود مواد مخدر و جلو گیری از نابودی جوانان به غیر عمد کمی بچه گانه به نظر میرسد!!! از طرفی دیوار های با عرض بیش از دیوار چین که ذوالقرنین هم اگر اکنون میبود در ساختش العیاذ بالله وا میماند، که تما م مرزهای شرقی را پوشانده چیست!!!؟ این مواد خانمانسوز چگونه و تحت چه شرایطی وارد کشور میشود!!!؟ از طریق ترمینالهای ورودی و خروجی و توسط مسافرین جه مقدار را میتوان متصور شد!!!؟ آیا آمار اعلامی مسئولان ذیربط را میشود به این مورد اخیر محدود کرد!!!؟ اخیرا در خبر ها آمد که هجده تن هرئین چینی در یک کانتینر در گمرک کشف!!! گردیده است، آیا مواد اصلی تولید روانگردانها را نمیتوان کنترل کرد!!!؟ که بدست هر بظاهر بی سرو پایی نرسد!!!؟ چگونه در خرداد هشتاد و هشت کودتایی بر علیه مسئولان سابق کشور بصورتی فوق العاده حساب شده صورت گرفت و یک شبه تمام افراد سالم و بی گناه را دستگیر نمودند و تحت شدید ترین فشار هاقرار داده و نمایش راه انداختند که ایهاالناس بدانید و آگاه باشید که ما چنینیم و چنان و… ولی فرمانده نیروی انتظامی میگوید ظرف پنج دقیقه هر کس به مواد مخدر مورد نظرش دسترسی دارد!!! شک نکنید که فکر و برنامه و لجستیک حکومتی پشت این اقدام میباشد و انواع مواد مخدر مثل انواع ویدئو ها و رسیور ها و دیش ها و مشروبات الکلی که کارتنشان خش هم بر نداشته از طریق مبادی رسمی و بصورت کاملا حساب شده و بی استرس وارد کشور می شود و توسط عوامل خودشان توزیع میگردد حتی در زندانها!!! آب از سر چشمه گل است والا دیگر اشرف پهلوی که در کار نیست ، اشرف ج ا را پیدا کنید!!!؟

     
  61. ////شعر نویس بزرگ تو که از همه نشه تری یه روز اگه نزنی که نمی تونی جفنگ بالا بیاری
    هر ///شعری تو اون انباری گه میاد بنویس یهو نترکی گه تهران برداره ازادی ملت در بند سلب بشه
    تو ازاد ازادی تا شیطون ازاده تو هم ازادی بنویس بنویس تا بد بخترای از خودت حال کنن
    خماری خاتمی جون شماهم یاد ملت هست

     
  62. کاش میشد جناب نوریزاد….. واقعا این خانه از پای و بست ویران است…. پیروز باشید..

     
  63. با سلام و احترام

    این مطلب رو نوشتید یاد خا طره ای افتادم. یه مدتی بعد سال هفتاد و شش بحث داغ اونوری ها این بود که رییس دولت اسبق میخواد نقش گورباچف رو بازی کنه . مقام معظم یه سخنرانی کردن در مزمت پروستروکا و گلاستنوست !!!!! یه جایی تو سخنرانیش وقتی به جنگهای کریمه رسیدن کریمه رو به جای اینکه به کسر بگن به فتح گفتن! با مزه بود دیگه نبود؟ فردا که رفتم دانشکده یه یکی از دوستا این مطلب رو گفتم. گفت نه!؟؟؟؟ زرود زنگ زد به یه دوستی بهش گفت اونم تایید کرد . خلاصه بازار تحلیل بین مون داغ شد ! به این نتیجه رسیدیم که لا اقل بعضی از سخنرانیهاش نویسنده داره! نوک پیکان یهو رفت به سمت ولایتی ! هی شوخی و خنده که نکرده لا اقل زیر کریمه یه کسره بذاره که طفلک رهبر وقتی داشته میخونده و حفظ میکرده عوضی نخوونه. خلاصه بازار شوخی و خنده داغ بود که یکی از هم دانشکد ه ایی ها که پشت سرش حرف بو که میکشه یا نمی کشه ازمون قضیه رو پرسید . گفتیم . خندید و گفت ببین داداش هردو شون یا یکیشون یا زیادی کشیدن یا تو خماری بودن.شما که خودتون اون وقتا اونوری بودینو دستتون تو کار احتمالا بتونین یه نسخه از اون نوارو پیدا کنین . با مزه ست!

     
  64. برای همین هست که مشروب و مسکرات را مراجع حرام شرعی اعلام کردند ولی به تریاک و نشئه جات که که میرسه دست و پاشون میلرزه

     
  65. امضاء محفوظ

    متاسفانه سنگ بنای اعتیاد که استعمال همین تریاک باشه در بین علمای ما از صدر مشروطه به این سمت سابقه داشته و آقایون علما هیچگاه حاضر نشدند در مقابل تریاک همان موضع گیری را که در زمینه مشروب بوده اعمال نمایند.

    شهامت آقای نوریزاد در فاصله گرفتنشان از حاکمیت ،ستایش بر انگیز است. هرکسی نمیتواند این جرات را داشته باشد که از مواهب چشم پوشی کند و در مسیر حقیقت و راستی قرار بگیرد.

     
  66. برای مملکتی که هر نوع مدرک و رای در آن جعل میشه،گواهیِ عدم اعتیاد رقمی نیس!

     
  67. کی میتونه قیافه باهنر و ببینه و نگه این ادم شیره ایه یا محمدی گلپایگانی .حداد عادل . اونم با بهترین گل کوکنار تولیدی استان مقدس رضوی جناب سلطان خراسان واعظ طبسی ع

     
  68. با وفا همین انتخابات نئشگی اقایون رو پرونده اگر نزنن چجوری بگویند مردم با اختلاف چند سهم و اختلاف اندک پیروز شدند خصوصا این علم الهدی در مشهد که هنوز خمار نتیجه انتخابات مونده هرچی هم میزنه اثر نمیکته تا یادش میاد نئشگی از سرش میپره مثل دو برره که گرد نخود میزد

     
  69. درود بر شما
    آقای نوری زاد شما مثل اینکه قصد براندازی دارید ! این فرمایش شما بر خلاف امنینت ملی است !
    در کشوری که ابراز شادی به هر شکل جرم است ! اعتیاد معلول دو عامل خوشی و ناخوشی است ! اگر ما صد تا مشکل داشته باشیم اعتیاد مسئولین خوش بی مسئولیت مشکل صدم است ! این در حالی است که خیلی از مردم عادی به کمک اعتیاد ندانم کاریهای این حکومت پربرکت را تحمل می کنند و عقل و توانشان هرز می رود و صبورتر می شوند ! حالا فرض کنید که اعتیاد از جامعه ریشه کن شود چه اتفاقی می افتد ؟ درست حدس زدید …….

     
  70. عمو ممد سلام،
    این شعر دستکاری شده حضرت سعدی توسط مرحوم مهدی سهیلی است ( فکر کنم) امیدوارم که خوانندگان شما حتی برادر حسین یا برادر یکی از اون بردارها هم چورتشون نپره.

    منت تایاک را من و قل که کشیدنش موجب آ فت است و بدود اندرش علاج همت
    هر کششی که فرو میرود مضر حیات است و چون بر میاید مخرب ذ ات
    پس در هر کشش دو نشعه موجود است و بر هر نشعه چرتی واجب
    از چشمو دهان که براید کز عهده چرتش بدراید بنده وفور همان بهتراست روی به تسلیم و رضا آورد
    ورنه سزا ور خوماراند ییش کس نتواند که با جای آورد
    باد فراش دود کشان را گفته که فرشی تریاکی رنگ بگستراند و حامی منقلیون را فرموده تا زغال سینه کفتری در زیر خاکستر بپروراند،
    حقه را به قدوم موسم دود سوراخی تنگ در وسط نهاده …………. درختان جنگل همه خاکستر منقل گشته …….
    ای خماری که پا ی منقل و وا فور لذت و عالم دگر داری کی شوی ز هجده نخود نشعه تو که با لولها نظر داری
    منقل و حقه و وا فور و مچل در کارند تا تو پولی به کف آری به هوا دود کنی
    همه از بهر تو سر گشته و فرمانبردار شرط غیرت نبود چاره آ ن زود کنی

    راستی آورده ا ند که مرحوم فقید رضا قلدر با همراهانش از محلی پا یین شهر میگذشت ، مردی را دید که روی ماتحتش نشسته و سرش را میان زانوهایش بالا و پایین میکرد . پرسید این مرد چرا اینجا با این وضع نشسته، عرض کردند که او خمار است یعنی تریاک گیرش نیامده که بکشد، گفت بدهیدش بکشد. عصر که از همان مسیر باز میگشت دید مرد همچنان آنجاست ولی اینبار نشسته روی پاهایش ولی همچنان سرش روی زانوهایش و چرت میزد گفت مگر نگفتم که بدهیدش بکشد ، گفتند دادیمش و کشیده است و الان نشعه است. کلتش را درآورد و مرد معتا د را خلاص کرد و گفت کسی که در خماری و نشعگی وضعیتش یکی باشد، بهتر که نباشد.

    راستی اگر هم میخاستند یه روز بساط و کامپیو ترت رو پس بدن با این چرت پرونییات دیگه هرگز، پیش خودشون میگن این ممد نوریزاد فردا هم تو سا یتش مینویسه چرا اکثر نماینده های مجلس یا امام جمعه ها یا و استانداران یا سرداران یا ….، چهارتا زن داران.
    دماغت چاقو کله ات شق .
    دوستدارت پیشگو

     
  71. اگر حدیث و روایاتی حضرات عظام از خورجین خود در نیاوردند و گفتند که اعتیاد مقامات و سران حلال و جایز است تعجب نکنید.!

     
  72. البته همانطوریکه اطلاع دارید خود رهبری مسلمین جهان و حومه فوق قانون الهی و شریعت و خدا هستند پس اگر هم دودی به روان مبارک میزنند همراهی با سید حسین شریعتمداری و سایر اوباش بیت مقدس رهبری و اسلام و مسلمین هست پس روتون را کم کنید رهبری از بند خدا هم آزاد هست ///

     
  73. سید ابوالفضل

    سلام بر نوریزاد عزیز
    مصرف مواد در بین این “بزرگانی”که فرمودید یک مسئله است و منفعتی که برخی از آن به جیب می زنند یک مقوله ی دیگر . آیا می شود باور کرد که سیستم امنیتی کشور که در اتاق های خواب مخالفان دوربین کار می گذارد قادر نباشد تعدادی مفنگی را جمع کند و به بساط تولید ، توزیع و مصرف مواد مخدر خاتمه دهد. اگر واقعا نمی توانند اجازه و اختیار دهند تا در کمتر از یکسال این کار را انجام دهیم . شریک دزدند و رفیق قافله. این است که اعتیاد فراگیر شده است.
    هرچند که الان ما دلایل محکمه پسندی دال بر این موضوع نداریم اما نمی شود باور کرد که چند میلیون نفر در مقابل چشم همه دارند مواد خرید و فروش و مصرف می کنند ولی این از چشم مقامات امنیتی واطلاعاتی به دور باشد. وقتی تقریبا در همه ی خانواده ها این موضوع به صورت کاملا علنی مشاهده می شود چرا مقامات نمی بینند ؟ به نظر من مهمترین دلایل عباتند از :
    _ نیروهای امنیتی و اانتظامی آن قدر مشغول کار های دیگر مثل مسایل سیاسی ،نرخ سکه و دلار و واردات کالا و پروژه های اقتصادی ووو هستند که از این امور” بسیار بسیار کم اهمیت ” غافل شده اند .
    _ بخش هایی از مقامات بالای مملکتی ، سیاسی ، نظامی ، و امنیتی و انتظامی ، در تجارت پر سود مواد مخدر سهیم هستند
    _ بسیاری از مقامات مذکور وکارمندانشان آلوده به خرید وفروش و مصرف مواد مخدرند
    _ اگر فکر نمی کنید که “توهم دشمن “ذهنم را پر کرده باید بگویم برخی از سیاستگذاران خارجی و داخلی تلاش می کنند با آلوده کردن مردم و بویژه جوانان شرایط را برای حکومت کردن بر مردم و کسب منافع خود هموار سازند.
    در هر حال آلوده بودن برخی از اولیای امور به مواد مخدر آشکار است و مضرات آن برای منافع ملی اظهر من الشمس.

     
  74. البته مسئولان دودی شاید در امور اجرایی از چالاکی برخوردار نباشند ولی افکار و تصمیم هایشان به این بدی نمی شود که الآن شاهدیم. بنابراین ایکاش اغلب دودی بشوند تا در قدم اول به سستی گرایند و سپس مغزشان بکار افتد، چنانکه افتد و دانی!

     
  75. خشایار ازانگستان

    نوری زاد عزیز سلام،
    ‫اول از همه بگویم ‫دوست تر میداشتم «محمد» خطابتان کنم که چون اینجا که من سالهاست زندگی میکنم (یعنی انگلستان و کلا اروپا وکانادا و تمام امریکای شمالی همانگونه که خود بودید) کسی را با با القاب جناب آقای پروفسور دکتر حجت الاسلام و المسلمین و … خطاب نمیکنند، و تنها نام کوچک افراد در همه مکالمات و محاورات دوستانه و اداری و روزانه بکار میرود و اینکار سن و سال هم نمیشناسد و کاری است عادی ‫و مهم تر اینک احساس صمیمانه تر و نزدیکتری میدهد ولی « نوری زاد» این سالها برای اهالی درد و دردآشنا نشانگر مجموعه ای از گویشها، موضعگیریها و برخوردها با دیگران است که ‫یک نوع نشانه است با «محمد» اینگونه نیست.
    ‫من در این سالهای بعد از ۸۸ که با مطالب و حرکات شما زندگی میکنم، نمیتوانم از لحظاتی که با نوشتار و گفتارتان در این تنهایی و غربت فکری داشتم سخن نگویم، چرا که تمام آنچه را خواستم بگویم و ساز کنم، «نوری زاد» به وجهی رساتر و بسی زیباتر و هنرمندانه تر گفته، ساخته و پرداخته است. ‫همیشه به همسرم میگویم اگر بخواهم افکارم را به کسی باز گویم یا مثلاً وصیتنامهء سیاسی(!) بنویسم، کافیست به نوشته ها و تولیدات نوری زاد ارجاع دهم و بس!
    ‫در نجواهای دعاگونه ات در دو سال پیش، صدای درون خودمان را بر سر سفره افطارمان، سحری مان شنیدیم و اغلب، اشک همچو اینک از ادامه پیگیری مطلبت [در کنار همسرم] بازم داشته.

    گویی در کنارت بودم وقتی از اضطراب‫ خانواده از زنگ درب و تلفن ات نوشتی و همچون پسر خردسالی ترسیدم و گریستم و نتوانستم گریستنم را از خانمم و فرزند کوچکم پنهان کنم. و نگرانت بودم نگران لثه هایت وقتی در زندان عفونت کرد و وقتی نوشتی سرت را به دیوار کوفتند انگار که سر خودم به دیوار خورده گیج بودم …

    در ادب و شهامتت و تنهایی ات در هیاهوی بازار حراج تمام آنچه داریم و دیگر نداریم برایت آرزوی ‫صبر، پایداری و سلامتی داریم.

    سخن بسیار است، فقط خواستم بگویم همه وبسایتت [که اخیراً زیباتر هم شده و روانتر بالا میآید] ‫توسط دوستداران آینده کشور خوانده و اصطلاحاً زیر و رو میشود.

     
  76. سلام
    مطمئن باشید در نتایج این آزمایش هم تقلب صورت خواهد گرفت و نه تنها هیچ آلودگی در خون مبارک حضرات مشاهده نخواهد شد بلکه خون آقایان از پاک ترین ، شفاف ترین ، رنگین ترین و …ترین ها معرفی خواهد شد .
    من پیشاپیش به پاک بودن خون آقایان حسین شریعتمداری ، محمدرضا باهنر ، و حتی //// شهادت می دهم

    تریاکیان الدنگ سازند سنده را سنگ

    چون قافیه شود تنگ وسعت فتد به مدبر

     
  77. متاسفانه همانگونه که بیان نمودید با تقلب همراه خواهد بود کماکه در حال حاضر نیز با پرداخت مبلغی بدینگونه است.

     
  78. ” با وفا ” اگه اهلش
    نيستي ديگه چرا ميخاي اركان مملكت را ديگرگون كني :-*
    گر حكم شود كه مست گيرند در شهر هر آنچه هست گيرند !
    آقا نوريژاد عژيژ
    نشئجات براي برنامه ريزي دقيق و حساب شده مثلا مهندسي از نون شب واجب تر است . اين ايده ها و افكار منحصر فقط در حال چرت و نشئه تراوش ميشه . حالا اگه اين حضرات بيايند و به فرمايش شما عمل كنند كه آنموقع با مسئولان خمار طرف ميشيم و آنگاه مملكت به … ميرود 😉
    با وفا ” چرا ميخاي چرتشون و چرتمون را خراب كني

     
  79. علی محمد زاده

    برادر عزیزم این پیشهناد تو از ان نشدنیهاست چون خیلی از برادران وبزرگان بدلیل حرام نبودن مصرف مواد مخدر از این مواد استفاده میکنند .وبهترین بهانه هم حرام نبودن این کار از نظر شرعیست

     
  80. /// خودشان یک پای ثابت منقل هستند، دکتر جان!
    چی میگی بابا؟ نکنه خودت هم نشسته‌ای پای منقل که داری هپروتیات می‌بافی؟
    این جماعت همگی اهل وافورند. به وفور!
    /// اگر حداقل یک بست نزند، نمی‌تواند بیاید و سخنرانی کوتاهی بکند.
    شما که خودت اهل نظامی برادر! این چیزها رو بهتر می‌دونی.

     
  81. //// خودش معتاده چطور میتونه از دیگران بخواد برن تست اعتیاد انجام بدن. و اگر مواد مخدر رو از ///// بگیرن باید منتظر مرگ زود هنگامش باشند. و شاید خیلی ها هم /////

     
  82. خدمت نوری زاد عزیز
    با این پیشنهاد شما که باوفا دیگر نه از تاک نشان می ماند نه از تاک نشان.
    در ضمن قاچاق مواد مخدر یکی از پردرآمد ترین کاسبی هاست که به قول مملی برادران قاچاقچی آن را در انحصار خود گرفته اند. و به گور پدر جوانان وطن درود می فرستند.
    باشد که روز حساب و کتاب برسد. اگر عمر من کفاف دهد.

     
  83. سلام و درود به آقای نوریزاد گرامی
    در پناه حق باشید

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

88 queries in 2091 seconds.