سر تیتر خبرها
مصاحبه ی محمد نوری زاد با برنامه ی افق (شخصیت فرهنگی آقای روحانی)

مصاحبه ی محمد نوری زاد با برنامه ی افق (شخصیت فرهنگی آقای روحانی)

دربرنامه ی افق، بحث به سمت چالش های فرهنگیِ پیش روی آقای حسن روحانی گشوده شد. من تلاش کردم در این مصاحبه، به بخشهای مغفولی از شخصیت فرهنگی رییس جمهور جدید اشاره کنم. درعین حال که شدیدا برای آینده ی سرزمینم جز نیکبختی آرزو نمی کنم. و اصلا بنا ندارم کام شیرین مردمانِ ناشادمان را تلخ کنم.

این مصاحبه را از نشانی زیر تماشا کنید:

روحانی: چالش های فرهنگی
www.youtube.com
افق در فیسبوکhttp://www.Facebook.com/OfoghTV درباره برنامه فرهنگی روحانی، سابقه اطلاعاتی و امنیتی روحانی، تبعیض درباره آثار باستانی ایرانی

محمد نوری زاد
چهارم تیرماه سال نود و دو
تهران

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

15 نظر

  1. جمهوری اسلامی به مخالفان میانه رو در خارج از کشور رحم نمیکند، من تعجب میکنم که شما در ایران برای چه مأموریتی ساخته شده اید که جمهوری اسلامی الان در نقش یک دموکرات بلافصل ظاهر شده- راستش رو بگید باز چه خوابی واسه ایران دیدید؟

     
  2. جناب آقای نوری زاد

    سلام، من نامه های شماراهرازگاهی می خوانم وتمام آنهاراهم تاييدمی کنم. ازاين نظرکه نوری به زوايای کارها واعمال رژيم می تابانيد. گواينکه خيلی ازمطالب شماراهمه می دانند. ولی من پيشنهادديگری برای شمادارم که دربرنامه هيتان بگنجانيد. متاسفانه من وقت آزاد کم دارم که سايتی درست کنم ومطالبم رادرسايتم درج کنم. ازجمله کاش می شدمطالببم راحضوری به عرضتان برسانم. امامطلبم.

    من بعدزامدتها فکر مشکل ماملت راکه ملتی عقب مانده هستيم وخواهيم ماند، باورهای فرهنگيمان می باشد. اگر ماباورهای فرهنگيمان رامشابه باورهای فرهنگی آلمانی هابکنيم، می شويم آلمانی، اگرباورهای فرهنگيمان رامشابه باورهای ژاپنی بکنيم، می شويم ژاپن. حال پرسش اين است که چطورمی توان باورهایمان راتغييردهيم؟

    اگر مطلب برايتان چالب است وقابل طرح، خوشحال می شوم، نظرتان رابدانم.

    به اميدروزهای بهتروموفقيت شما
    من وطنپرستی وشهامت شماراتحسين می کنم
    مم

     
  3. آ.نوریزاد امکانش هست که این فیلمو بزارید برای دانلود با حجم کم؟
    تو یوتیوپ با این سرعت پیزوری اینترنت نمیشه دید، دوساعته هر کار کردم نشدو وسطش قطع میشه. تشکر
    .
    آ. نوریزاد یه سوال دارم، اگر امکانش هست ج بدید. اینکار شما میتونه یه مقدار تند روی باشه؟ که باعث بشه خیل جوانان رو، زبان سرخ دهد سر سبز به باد؟ سرشون بیاد؟
    و شاید برای درک حرف های شما در گوش مخاطب که هم مردم و هم سران مملکت!{متاسفانه باید جدا از هم باشند} نیاز به زمان بیشتری هست؟ که هم این خونخواران شاید آدم بشند و این مردم آگاه تر؟
    من خودم آدم تندرویی هستم چون از زندگیم خسته شدم. به قول ستار بردگی شرف داره به این زندگی…فقـــط دوست داشتم بدونم چراااااا

     
  4. درود به اقای نوری زاد عزیز
    اقای نوری زاد صدات یک بغض دارد ویک ناراحتی عمیقی در نگاهت میدانم هست نگرانی خیلی نگرانتر از دوران احمدی نژاد من این حس کردم چون همین حس در صدای مردم و نگاهای مردم هست چکار میشود کرد نمیدانید و نمیدانیم ولی اینقدر میدانم که یک روزنه ای ریز پیدا شده است کافیست از دو طرف این روزنه را پاره کنید تا نور به همه جای ایران بتابد نور به دینمان ،فرهنگمان، اعتقادمان،میدانم که خیلی سخت میشود این روزنه را شکافت ولی اگر از تاریکی به نور حرکت کنیم روشنایی زیباتر میشود دستمان را بگیر اقای نوری زاد تا همه به تماشای نور بنشینیم

     
  5. با درود مچدد

    از جدائی های فرهنگی ( طنزی از هادی خرسندی )

    خسته از BBC و آزرده از VOA ام
    اين تصاوير و صداها را مخاطب تا کی ام

    روی خط و زير خط و نوبت ما و شما
    کی کند با فکر روشن عازم ملک ری ام

    مجری برنامه گاهی خوب حرصم ميدهد
    ليک جذابيتی دارد که مجذوب وی ام

    مجری کانال سوم وقت تفسير خبر
    از سر و جان ميپراند مستی هرچه می ام

    مجری کانال چهارم تا که ظاهر ميشود
    عقل پروائی ندارد، ميزند اما هی ام

    ساته لايتی که تحرک داده بر نوع بشر
    بهر من گرديده مثل کرسی ماه دی ام

    زير کرسی، بهترين شاگرد تنبلخانه ام
    رشتۀ «واداده گی» را نيز در حال طی ام

    با کفايت در کف ام فرمان «ريموت کنترل»
    در پی پيمودن کانال ها پی در پی ام

    کو کتابی تا سه کيلومتری اطراف من؟
    يا اگر باشد کجا خود خواندنش را پاپی ام

    در عوض سير فلک با فال حافظ ميکنم
    پای منقل در هوای «طايرفرخ پی» ام

    تازه با شهنامه هم کوس حماسی ميزنم
    گاه، خود، افراسيابم، گاه، کاووس کی ام

    بشنو از من، از جدائی های فرهنگی عزيز
    شاعرم؟ فرياد خلقم؟ نه. نی ام. تنها نی ام!

    هادی خرسندی

     
  6. زینب کامرانی

    سلام جناب نوری زاد
    این مصاحبه را دیدم وشنیدم. به این فکرکردم که مگرمی شود یک نفر به تنهایی بار بسیاری ازمردم ساکت و ترس برداشته را یک تنه بدوش بکشد؟ صحبت های شما بار بود که سنگین بود وشما یک تنه به دوشت می کشیدی. من خجالت کشیدم که درایرانم ونمی توانم با شما هم سخن باشم. ازطرف خیلیها خجالت می کشم. آنهایی که مثل شما فکرمی کنند اما شما زودتر ازهمه فکرشان را برزبان می آورید ونمی ترسید. کی می تونست بگه روحانی خیلی بیش ازاین که یه شخصیت فرهنگی باشه یک شخصیت اطلاعاتی وامنیتی هستش. خیلی ممنون که بجای همه ما نمی ترسید وبجای همه ما خودتون را به خطرانداخته اید تا ما راحت زندگی مان را داشته باشیم و تماشاچی خوبی باشیم. مرسی نوری زاد بزرگ

     
  7. محمود موسایی

    اگر تیم تو بود از جرگه ی ریش؟
    الا یا شیخ رسیدی بر دو راهی……نه تابلو ،نه علامت ، نه گواهی
    اگر کابینه ات از راستان بود…..تو را مانند محمود داستان بود
    ولی گر باشداز چپ انتخابت…..مثال خاتمی باشد حسابت
    اگر تیم تو بود از جرگه ای ریش…..مثالش آستین وعقرب ونیش
    اگر کابینه ات سبز و بهاری…..مثالش جنگل و باغ وقناری
    اگر کابینه ات باشد اصولی….نمی گیری تو نمره ایی قبولی
    اگر از چپ نمودی یار وهم رزم….شود سعی واراده ها همه جزم
    اگر از راست کردی منتخب یار…تو را دشوار ومشکل می شود کار
    اگر تیم تو باشداز میانه…….برای ضعف ها آری بهانه
    تومدیونی به اصلاحات وخاتم…..اگر گشتی اصولی هست ماتم
    زاصلاحات اگر گشتی کمی دور….شود اوضاع بحرانی وناجور
    شعار توسعه ،امید وکوشش…فقط از چشمه اصلاح جوشش
    اصولی اقتداری گر وزارت……….نبینی حاصلی غیر از خسارت
    اگر اصلاح طلب باشند وزیران…کمربندند به آبادی ایران
    تحمل بعد هشت سال انتظاری….به امبدی رسید امید واری
    اگر من را نبردی خود سر کار…..به هزل وهجو من آیی گرفتار
    ………………………….
    هرچند محتوای اشعار بالا بیان کننده ای تفکر من در لزوم استفاده رییس جمهور منتخب دکتر روحانی از مهره های شاخص اصلاح طلب در وزارتخانه هاست.اما لازم می دانم بخاطر حساسیت بسیار زیاد این مسئله چند سطری در این رابطه بنویسم با این امید که دوستان با نظرات سازنده خویش ضمن نقد یا تایید این نوشتار یاریگر نویسنده حقیر باشند.
    اگر نگاهی گذرا داشته باشیم به آنچه تاکنون از انتخابات یازدهم گذشته است ،بدون هیچ شک وتردیدی در می یابیم که پیروزی دکتر روحانی فقط وتنها فقط نتیجه حمایت یکپارچه اصلاح طلبان بود، این حمایت از یک طرف باعث شد حاکمیت با ترسی که از انتخابات 88از اصلاح طلبان داشت نتواند در نتیجه انتخابات تغییری ایجاد کند واز طرفی بیش از 90 درصد آرای دکتر روحانی قطعا متعلق به اصلاح طلبان بود حتی کسانی همچون بنده حقیر که درآخرین لحظات وبرای نخستین بار پای صندوق رفتم.اما سخن اینجاست که در همه دنیا هر حمایتی در سایه مطالباتی است که افراد از شخص منتخب خود دارند لذا بدون شک حمایت حداکثری اصلاح طلبان از شخص روحانی یکی از مهمترین دلایلش قدرت یابی حزبی اصلاح طلبان بود،طبیعی است حمایت یک حزب از کاندیدی برای حفظ موازنه قدرت وهمچنین برتری حزبی وبهره مندی از مزایای پیروزی انتخاباتی است.اصلاح طلبان اگر از روحانی حمایت کرده اند اینک انتظار دارند چیدمان وزارتخانه ها براساس شایسته سالاری واز طیف حامیان روحانی باشد،دکتر روحانی هیچ دلیل موجهه وقابل قبولی نخواهد داشت درصورتی که پیروزیش حاصل حمایت اصلاح طلبان است وآرایش انتخاباتی وآنچه درمناظرات گذشته نیز اثبات کننده این مدعاست،از نیروهای اصول گرا در وزارتخانه ها بهره جوید چراکه سیاست هنر بازی گرفتن از بازیگران سیاسی است واگر بازیگری که به خدمت تیم گرفته میشود متحمل هزینه وسختی نشده باشد نمی تواند ونمی خواهد تمام توانش را دراختیار تیم قرار دهد،درشرایطی که مجلس کاملا در دست اصول گراهاست قوه قضاییه هم همین طور اگر قرار باشد اصلاح طلبان دولت را نیز با اصول گرایان تقسیم کنند نمی توان هیچ امیدی به کلید روحانی داشت که قفلی را باز کند.
    تدبیر روحانی با انتخاب کابینه مشخص می شود
    برکسی پوشیده نیست که اصلاح طلبان به اندازه کافی نیروی ماهر وباتجربه دارند که بتوانند تمام وزارتخانه ها را وحتی سیستم زیر مجموعه وزارت کشور را بچرخانند لذا نیازی نیست که دست به دامن اصول گراهایی شوند که فردا خود اولین سنگها را در مسیر حرکت دولت بیندازند…اگر قرار باشد اصلاح طلبان پس از تحمل سنگین ترین هزینه ها از موقعیت وجایگاه خویش برای روحانی هزینه کنند بدون آنکه چیزی عایدشان شود پس باید به ذکاوت و درایت اشخاصی نظیر هاشمی وخاتمی خندید وخرده گرفت.
    به هیچ وجه از جانب دکتر روحانی قابل قبول نیست که با علم به اینکه پیروزی اش حاصل حمایت اصلاح طلبان است با وجود مهره های زبده وکارآزموده اصلاح طلب از اصول گراها بهره جوید.
    دوستان بدون شک آرایش وزارتخانه ها ویا کابینه دولت ویا تیم دولت بسیار مهمتر از شخص رییس جمهور است چراکه این تیم است که برنامه ریزی می کند وبدنبال مطالبات شهروندان می رود نه شخص رییس جمهور لذا بخاطر حساسیت بالای مسئله کابینه از هم اکنون اقتدارگراها تمام توان خود را بسیج کرده اند تا روحانی را وادار کنند از اصول گراها در وزارتخانه ها استفاده کند درحالی که این اصلاح طلبان هستند که می بایست در قبال حمایت خود از شخص رییس جمهور اینک با او بر سر وزارتخانه ها چانه زنی وگمانه زنی کنند.به اعتقاد من اگر دکتر روحانی بنای کارش را با استفاده بیش از 20درصدی اصول گرایان در وزارتخانه ها نهاد نمی تواند منتخب واقعی اصلاح طلبان باشد واین به معنای فریب اصلاح طلبان و افتادنشان درتله ای باشد که اصول گرایان برسرراه شان گذاشته اند.
    لذا من از تمام دوستان اصلاح طلب از همه فعالان سیاسی بویژه شخص آقای خاتمی و هاشمی انتظار دارم مسئله کابینه وتیم انتخابی را بسیار جدی بگیرند وبدانند اگر چیدمان وزارتخانه ها برخلاف انتظار اصلاح طلبان باشد این به معنای از دست رفتن کاریزماتیک این دوعزیز وسایر اصلاح طلبان خواهد بودپس امیدواریم در طول این مدت باقیمانده با رایزنی های پیاپی ومداوم کابینه را طوری مدیریت کنند که در راستای عملی شدن مطالبات مردم رای دهنده بویژه اصلاح طلبان باشد………….چراکه دیگر مردم تدارکاتچی نمی خواهند وفشار از پایین قدرت چانه زنی بالا را می طلبد..

    محمودموسایی:شاعر ونویسنده سیاسی

     
  8. جناب نوزیزاد عزیز، هماره درود بر تو ای منجمله گنجینه ای که نوری در این تونل تنگ و تاریک و بسته و خسته و خفن و وحشت زا با گسترههٔ جغرافیای ایران مظلوم و ایرانیان مظلومتر می‌‌تابی تا شاید خفتگانی که در قد و قوارهٔ خیل عظیمی‌ از منتصبین بیت رهبری تنها و تنها به تملق و چاپلوسی و مداحی مشغولند را اندکی بیداری حاصل شود و دست از مسابقه در جنایت و خیانت علیه ایران و ایرانی بردارند.

     
  9. دوستان عنایت بفرمایند که قرار نیست آقای روحانی کار خاصی انجام دهند. ایشان در هر صورت بهترین گزینه ای بود که می شد انتخاب کرد و فشار جامعه مدنی باعث شد که حاکمیت به رای مردم گردن نهد و این خود دستاورد بزرگی برای جامعه مدنی ایران بود. طبیعتا بهترین گزینه برای آقای روحانی این است که صلح و صفایی ایجاد کند و هیچ تغییری در ساختار قدرت به وجود نیاورد به. قولی آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه. ولی از این فرصت به وجود آمده این ما مردم عادی و بدنه جامعه مدنی هستیم که باید کمال استفاده را ببریم. آزادی زندانیان سیاسی باید در اولویت قرار گیرد و پافشاری نهادهای مدنی بر این مورد باید ادامه یابد. تشکلهای صنفی، ان جی او ها و اتحادیه های کارگری که تقریبا در دوره احمدی نژاد مرده بودند باید مجددا احیا شده و با حمایت مردمی به نهادهای قدرتمندی تبدیل شوند که احمدی دیگری هوس نابودی آنها را در سر نپروراند. به تدریج این تشکلها باید با هوشمندی در جهت پیشبرد دموکراسی پیش رود. مطمئنا اقتدارگرایان مترصد خواهند بود تا دوباره تمام مجاری را ببندند ولی با حمایت مردمی نباید به آنها اجازه پیشروی داد. طبیعتا خواست جامعه مدنی کاهش تمرکز قوا به خصوص همانطور که جناب نوری زاد اشاره فرمودند، کاهش اختیارات رهبری در جهت شفاف سازی امور است. تمام نهادهای تحت نظر رهبری از هرگونه نظارت مردمی و حتی دولتی مصون است و بسیار طبیعی است که دچار فساد شوند. باید نقد محترمانه این نهادها و به خصوص خود رهبری را بتوان در ایران نهادینه کرد تا از فساد و تباهی جلوگیری نمود. افرادی مانند جناب نوری زاد که با شجاعت این نقد را شروع کرده اند راهی گشوده اند که باید با تمام قوا توسط نهادهای مدنی پیگیری شود.
    پیروز باشید

     
  10. هنگامي كه در خواب ناز بسر ميبريم در روياهاي خويش مدهوش از زيبايي ها و انجه كه در زمان بيداري دور از دسترسمانست انچنان شيفته و شيدا ميشويم كه ميپنداريم در باغ جنت سكني گزيده ايم اما افسوس كه اين فقط رويا بوده خوش بحال انهاييكه وقتي در خوابند حد اقل دچار كابوس نميشوند چون مطمينا در روز و ايام بيداري در چنبره ان گرفتارند ليكن يك تفاوت وجود دارد انهم براي كسانيكه خود را بخواب زده اند كه نه از رويا خبريست و نه از كابوس اين روز ها را در حافظه تاريخي خود ثبت كنيدبه اميد روز هاي خوب اينده موفق باشيد

     
  11. سلام استاد فرزانه جناب نوری زاد عزیز
    من یک درویشم. یک درویش ستم کشیده وبقول شما بی آزار. ازجانب همه دراویش بخاک نشسته دراین کشور، ازشما که داغ ما را می فهمید وصدای ما شده اید دراین خفقان سراسری تشکرمی کنم. باشد که روزی بیاید که درآن روز نه درویش بریک سنی رجحان داشته باشد ونه یک شیعه بریک بهایی

     
  12. درود بر شما
    مثل همیشه دیدگاهای شما با منطقی محکم همراه بود
    ما هزاران مشکل ریز و درشت در همه زمینه ها از جمله فرهنگی داریم که ساخته و پرداخته خود حاکمیت است و همچنان تداوم دارد حالا ریس به اصطلاع جمهور که برآمده و مورد تایید همبن حاکمیت است چطور می تواند خلاف مسیر آب شنا کند مگر اینکه با اجازه آقا و برای مشروعیت دادن به این نظامی که از همه نظر زیر سوال است صورت مسیله را پاک کند ! همین

     
  13. درود آقای نوری زاد فرزند راستین ایران زمین
    من تک تک سخنان شما را تایید می کنم. بدون این که بخواهم زیاده روی کرده باشم یا بقول شما کام مردم را تلخ کنم. آقای روحانی را باید همانگونه که هست بشناسیم. ازریختن علاقه فراوان مردم به پای او تا نفرت بی دلیل از او همه افراط وتفریط است. حد وسط همان است که شما فرمودید. من صحبت های شما را با دقت گوش کردم. انگار مستقیما کلمه ها را از درون من واز مغز من برمی داشتید وبه زبان می آوردید. دوستتان داریم. در زیر مختصری از صحبت های ایشان را آورده ام که وی بعد ازماجرای 18 تیر با عصبانیت ابراز فرموده اند. عصبانیت ایشان ومنطق ایشان باید تحلیل ونقد شود. ما روزهای حساسی درپیش داریم

    ————————

    بخشی از سخنان حسن روحانی پس از حوادث 18 تیر:

    دشمنان به كمين نشسته، دشمنان فرصت‌طلب كه نه ربطي به دانشگاه دارند و نه ارتباطي به دانشجويان عزيز دارند، در كنار حركت دانشجويي، مي‌خواستند سوء استفاده كنند و متأسفانه موفق به سوءاستفاده هم شدند. افراد شرور، افراد وابسته به گروهك‌هاي سياسي ورشكسته و منزوي در جامعه ما، مزدوران و وابستگان به قدرت‌هاي خارجي از اين فرصت خواستند سوء استفاده كنند، البته اين گروهك‌ها ماه‌ها در انتظار يك فرصت مناسب بودند و فكر كردند اين مقطع فرصت مناسبي براي اهداف شوم و پليد آنهاست.

    مسأله ولايت مسئله فرد نيست، مسئله شخص نيست، ولايت در كشور ما مظهر اسلاميت نظام و استقلال كشور است. مردم ما خوب مي‌فهمند و درك مي‌كنند دشمن از اسلاميت نظام و استقلال كشور عصباني است. آن عاملي كه امروز ملت ما را متحد كرده است و پيوند ناگسستني در ملت ما ايجاد كرده است، اسلام است و مظهر اين اسلاميت، رهبري و مقام ولايت است. مردم ما به خوبي مي‌دانند مسئله ولايت به عنوان مظهر وحدت ملي جامعه است. مسئله ولايت مظهر اقتدار ملي ما است. اهانت به مقام ولايت، اهانت به ملت است. اهانت به ايران است. اهانت به اسلام است. اهانت به مسلمانان است. اهانت به همه آزادگاني است كه قلبشان براي ايران به عنوان ام‌القراي جهان اسلام مي‌تپد، بنابراين اين حرمت شكني نه براي مردم ما و نه براي عاشقان انقلاب در سراسر جهان قابل تحمل نيست.

    گرچه آنهايي كه به اين عمل زشت دست زده‌اند، تعدادشان بسيار اندك است، اما در عين حال لبخند و تشويق استكبار جهاني و اميدهاي نابخردانه‌اي كه در آنها ايجاد كرد نشان مي دهد كه قدرتهاي استكباري توسط مزدورانشان سنگ زيرين اين بنا مورد هدف قرار داده‌اند. ولايت،‌ مهم‌ترين ركن حكومت و نظام ما در قانون اساسي كشور ما است. اهانت به اين ركن، اهانت به قانون اساسي است. اهانت به قانون‌گرايي است و اهانت به همه ارزش‌هاي انقلابي است. من در اين حادثه چند روزه چيزي كه مي‌ديدم در ميان اين مردم باوفا، مردم مخلص، مردم انقلابي. مردم در اين چند روز، صبر 25 ساله مولاي متقيان علي (ع) را به نمايش گذاشتند كه فرمود «صبرت ‌و في‌ العين ‌غذي‌ و في‌الحلق شجي» استخوان در گلو و خار در چشم اين چند روزه تحمل كردند. اين صبر انقلابي، اين تحمل توأم با «كظم‌غيض» اين حفظ نظم و آرامش، اين هوشياري، آماده بودن اما منتظر دستور ماندن و دست روي دست گذاشتن نكته بسيار جالبي بود. اگر منع مسئولين نبود مردم ما، جوانان مسلمان، غيور و انقلابي ما با اين عناصر اوباش به شديدترين وجه برخورد مي‌كردند و آنها را به سزاي اعمالشان مي‌رسانند.

    ما همچنان بايد آمادگي و هوشياري توأم با صبر و متانت خودمان را حفظ كنيم. مطمئن باشيد دولت و ارگان‌هاي امنيتي كاملاً بر كشور مسلط هستند و اين گروهك‌ها و اين چند صد نفر اوباش چيزي نيستند كه بخواهند براي ملت ما و براي مردم عزيز و قهرمان تهران، نگراني بوجود آورند. حادثه تلخ سوم، حمله به اموال عمومي، ايجاد رعب و وحشت در ميان مردم، برهم زدن آرامش و امنيت، سلب آسايش از مردم، آزار مردم و حتي دستبرد به اموال شخصي و اهانت و تعدي به مردم بود. در كدام كشور جهان، حركت‌هاي آشوب‌طلبانه اين چنين تحمل مي‌شود اينها خيلي پست‌تر و حقيرتر از آن هستند كه بخواهيم نسبت به آنها تعبير حركت براندازي را مطرح كنيم. در كجاي دنيا و در كدام كشور و توسط كدام دولت، آشوب، تخريب و بر هم زدن نظم جامعه، تحمل مي‌شود. مگر دولت مقتدر جمهوري اسلامي ايران مسئولين امنيتي نظام، اين گونه حوادث را تحمل خواهند كرد. اين صبر و متانت، در يكي دو روزه براي اين بود كه ماهيت اين چند صد نفر اوباش به خوبي براي مردم ما روشن مي‌شود و همه به خوبي بدانند اينها چه كساني هستند و داراي چه ماهيتي هستند.

    بي‌ترديد اين افراد دشمن مردم ايران و ارزش‌هاي اين مرز و بوم هستند، اين اوباش حتي به مساجد هم تعرض كردند. ادامه اين وضع براي نظام ما كشور ما و ملت ما قابل تحمل نخواهد بود. ديروز نسبت به اين عناصر دستور قاطع داده شد، ديروز غروب دستور قاطع صادر شد تا هر گونه حركت اين عناصر فرصت طلب، هر كجا كه باشد با شدت و با قاطعيت برخورد شود و سركوب شوند. مردم ما شاهد خواهند بود كه از امروز نيروي انتظامي، نيروي قهرمان بسيج حاضر در صحنه، با اين عناصر فرصت‌طلب و آشوبگر – اگر جرات ادامه حركت مذبوحانه داشته باشند- چه خواهند كرد. … نيروهاي امنيتي قدرتمند ما اعم از نيروي انتظامي، بسيج و ساير قوا و پرسنل بيدار وزارت اطلاعات در صحنه مقتدرانه خواهند بود. خوشبختانه اكثر اين عناصر در ظرف ديروز و ديشب دستگير شده‌اند. همه اين افراد مورد بازجويي قرار خواهند گرفت.

    بي‌ترديد آنهايي كه به آشوب و تخريب اموال عمومي و تعرض به نظام در اين چند روز مشغول بوده‌اند، در دادگاه‌هاي صالحه ما محاكمه خواهند شد و طبق قوانين و مقررات به مجازات خواهند رسيد. (یادمان باشد حکم «تعرض به نظام» اعدام است.)

    مردم ما با خون با رهبري انقلاب و نظام عزيز اسلامي خود پيمان بسته‌اند… حوادث چند روزه اخير، در كنار حوادثي كه در اين 20 سال گذشته داشتيم كه يك پالايش ديگر براي انقلاب ما بود. انقلاب ما در هر مقطعي نياز به يك پالايش دارد و اين حوادث چند روزه زمينه‌اي را براي پالايش جديد در انقلاب ما و نظام ما بوجود آورده است… خوشبختانه همه اركان نظام، مسئولين همه قوا بدون هيچگونه اختلاف‌نظر نسبت به برخورد قاطع و انقلابي نسبت به اين عناصر فرصت‌طلب اتفاق نظر دارند و قوه قضائيه در روزهاي آينده به وظيفه قانوني، شرعي، ملي و انقلابي خود به خوبي عمل خواهد كرد. در روزهاي آينده مردم ما با هيجان هوشياري خودشان را در صحنه حفظ كنند. بدون اينكه دست به عملي بزنند، در زمينه اطلاعات به دست آمده به وزارت اطلاعات كمك كنند. در زمينه عمل هم پشتيبان نيروهاي رسمي و مسئولين امنيت باشند، يعني كمك نيروي انتظامي، بسيج و ساير نيروهاي امنيتي در صحنه عمل باشند. بايد بدانيم كه اتكاء اصلي نظام و مسئولين ما به مردمان عزيز و قهرمان حاضر در صحنه است.

     
  14. سلام آقای بزرگوار
    من شما را از صمیم قلب دوست دارم نقدی که به شما دارم اینه که شما به این جمله از خداوند متعال است خیلی علاقه نشان نمی دهید که می فرماید مکر خدا از همه بیشتر است در این گفتگو شما به این اشاره نکردید که این حاکمیتی بارها خواسته با ابزار زور کار خود را پیش ببرد ولی با دست خود که اتفاقا فکر می کند خیلی حساب شده است شکست خرده چند مورد را من نام می برم تا شما به این جمله بیشتر ایمان بیاورید که مکر خدا از همه بیشتر است.
    1. حاکمیت در سال 76 کسی مثل سید محمد خاتمی را که در گوشه کتاب خونه ملی نشسته بود و مردم عادی او را نمی شناختند وبه راحتی می توانست او را رد صلاحیت کند تایید کرد و دیدیم که چه شد آیا واقعا آنها خاتمی را می خواستند یا این که تو پاچه شون رفت.
    2. حاکمیت در سال 84 اگر فکر می کرد احمدی نژاد در آخر این جوری می شه واقعا اون را انتخاب می کرد اونا هر کسی را به غیر از این فرد را آورده بودند این جوری مشروعیت آنها را زیر پا له نمی کرد چرا بین این همه آدم این را انتخاب کردنند نه غیر این است خدا می خواست مکر اونا را بر علیه خودشان استفاده کند.
    3. چرا حاکمیت امسال هاشمی را مثل آب خوردن رد صلاحیت کرد وبعد با تعنه و پیروزمندانه از او تشکر کرد که به رد صلاحیت خود واکنش تند نشان نداده و من وشما هرگز فکرش هم نمی کردیم که ما پیروز انتخاباتی شویم حاکمیت حتی از محسن رضایی می ترسید ولی حالا مجبور آقای روحانی تحمل کنه که تا دیروز فکر می کرد برای گرم کردن تنور انتخابات بدرد می خورد نه چیز دیگر آیا اینها خود می خواستند این جور شود یا هر وقت مکری کردنند مکری بالاتری بود که تمام نقشه های انها را بر آب داد اگر امروز موسوی آمده بود و تقلب نشده بود چه شده بود این حاکمیت ظلم وفریب محبوب بود شما هنوز فکر می کردید حکومت آنها حکومت اسلام است همه این مشروعیتی که امروز از حاکمیت رفته نبود ومردم اینها را نشناخته بودند واین رشد سیاسی مردم هم نبود .
    آیا این نه خدا ست که گفته اگر ظلمی به کسی شود ومن آن ظالم را در این دنیا به سزای عمل خودش نرسانم اول ظالم من هستم.

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

94 queries in 1420 seconds.