سر تیتر خبرها
نامه ی محمد نوری زاد به آیت الله صانعی

نامه ی محمد نوری زاد به آیت الله صانعی

اکنون با فرصت و فضای نسبتاً فراخی که پدید آمده، و تا حدودی صبوری ها و رنج ها و آسیب ها به ثمر نشسته، نقش جناب شما در ترغیب دیگر مراجع به یک “کوچ” معنایی و مفهومی بسیار کارساز است. بویژه مراجعی که در این سالها حمایت های همه جانبه ی حاکمیت را بر “در کنار مردم بودن” تفوق بخشوده اند.

به نام خدایی که شادی آفرید
سلام به محضرمبارک جناب آیت الله صانعی

شما در این چهار سالِ سخت، صبورانه و هوشمندانه در کنار مردم ماندن را بر عنوان “مرجعیتِ حکومتی” ترجیح داده اید و بقدر مقدور به مشاوره و راهگشایی مردم وامانده از همه جا پرداخته اید و در این راه آسیب فراوان نیز تحمل فرموده اید. و البته از هیاهوها نیز نهراسیده اید و نشان داده اید که: برخلاف تبلیغات حکومتی، این حاکمیت است که مقبولیت خود را از مردمان اخذ می کند. هرچند نامی از اسلام بر خود نهاده باشد و خود را نماینده ی مستقیم خود خدا بداند.

اکنون با فرصت و فضای نسبتاً فراخی که پدید آمده، و تا حدودی صبوری ها و رنج ها و آسیب ها به ثمر نشسته، نقش جناب شما در ترغیب دیگر مراجع به یک “کوچ” معنایی و مفهومی بسیار کارساز است. بویژه مراجعی که در این سالها حمایت های همه جانبه ی حاکمیت را بر “در کنار مردم بودن” تفوق بخشوده اند. همراهی و تلاش مجدانه ی شما در این وادی، فضای تنفسِ انسانی را برای مردمانی فراهم می آورد که در این سالهای انقلاب از بداخلاقی ها و تنگ نظری های دینیِ ما، به نفس تنگی افتاده اند و به همان میزان از مسلمانی و مسلمانانِ عبوس دور شده اند و حتی از آنان دل کنده اند. شما در این مجاهدت بزرگ می توانید راههای صُلب و سخت را برای دولتِ آقای روحانی – که خود از روحانیان است – وا بگشایید و این آخرین فرصت فراهم آمده را به مسیر شادکامی و شادفهمی و شاد زیستن و نشاط ایمانیِ مردمان دراندازید.

من شمارگانی از آنچه را که شما می توانید در مدارِ اعتنای خود قرار دهید برمی شمرم. گرچه خود می دانم جناب شما به همه ی این امور اشراف داشته و دارید، و نگارش این نامه را تنها به همدلیِ دوسویه اراده خواهید فرمود:

یک : روحانیان حکومتی، در همه ی عمر تاریخ، مزاحمانِ فهم و استقلال مردم بوده اند. اراده و درخواست و تشویق شما بر این که: نهاد روحانیت باید از حکومت منفک باشد تا بتواند هر فرد مسئول و هرمسئول حکومتی را نقد کند، می تواند به احیای روحانیتی منجر شود که در این سالها از جایگاه مألوف خود خروج کرده، و چشم بر علم و انصاف و حق فروبسته، و البته بیش از همگان خود آسیب دیده است.

دو: مراجع سنتی ما از آن روی که از دریچه ی کوچک فقه به جهان اطراف می نگرند، لاجرم چشم بر بسیاری از واقعیت های هستی، و بر واقعیت های جوامع انسانی فروبسته اند و مخاطبان دینی خود را در تنگنای فهم و معیشت و شادمانی فروفشرده اند. مدینه ی فاضله ای که مراجع سنتی ما بر مردم ایران تحمیل می کنند، یک آرمانشهر آغشته به احکام شیعی است. و حال آنکه آن سوتر از احکام و فرعیات دینی، واجبات مسلمی خاک می خورد که مراجع ما شوربختانه از کلیت آنها غافلند.

سه: مراجع ما بخاطر تعلقشان به برداشت های کهنِ شیعی، اغلب در گذشته های دور به زیست فکری خود مشغولند. و از مواجهه با مقتضیات امروزین جوامع اطراف خود پرهیز می کنند. این یک واقعیت مسلم است که: زمان برگشت پذیر نیست. پس چرا باید احکام دور و دراز تاریخ به بشر امروز دستور شود؟

چهار: شاید یکی از راههای خروج مراجع ما از بن بست های فکری و اِفتایی، ضرورت شناخت جهان امروزشان باشد. پیشنهاد می کنم خود شخصاً به درِ خانه ی برخی از مراجع و علما بروید و از آنان بخواهید در یک سفر دور دنیا شما را همراهی کنند. این سفر، قطعا مراجع ما را با هزار هزار واقعیتِ مغفول روبرو خواهد کرد. مثل این واقعیت که: مردمان غیرشیعه، با هر عقیده و مرامی که دارند، حتما جهنمی نیستند، و ای بسا خدا را، و رعایت مفاهیم انسانی و ایمانی را در میان آنان زیباتر و زنده تر بشود مشاهده کرد.

پنج: ما هرکجا در این سی و چهار سال انقلاب به تحکم مفاهیم دینی اصرار ورزیده ایم، با نتیجه های معکوس مواجه شده ایم. در آشکارترین وجه این تحکم، می شود به حجاب بانوان اشاره کرد. تحکم به حفظ حجاب، درحقیقت خراشیدن اختیاراتِ فردیِ بانوان است. آنجا که اصل رسالت پیامبران بر “دعوت” و “تبلیغ” استوار است، ما چرا در این عصر خردگرایی، به تحکم و اجبار روی برده ایم و انتظار اعجاز نیز داریم؟ مرجعیت ما اگر نتواند خود را با پرسش های سهمگین عصر کنونی همپا و هماهنگ کند، بسرعت در حلقه ی کوچک خود تمام خواهد شد و از ورود به عرصه های جهانی بازخواهد ماند.

شش: نمی دانم خبر دارید یا نه که: چندی پیش “پاپ فرانسیس” رهبر جدید کاتولیک های جهان، درست در اوج نفرت غربیان از مسلمانانِ تروریست، به زندانِ بزهکاران رفت و در آنجا خم شد و پای دو مسلمان بزهکار را بوسید و شست. این خبر مطلقاً توسط مراجع ما مورد اعتنا قرار نگرفت. و حال آنکه بوسیدن پای یک فرد مسلمان، در آن وادیِ نفرت، درست بمثابه این است که یک مرجع تقلید پرآوازه ی شیعه، در یک مراسم رسمی کشوری، خم شود و پای یک دخترک بهایی را ببوسد و از او و همکیشان او بخاطر سالها عبوسی و حق کشی شیعیان بر بهاییان پوزش بخواهد.

هفت: این روزها انرژی متراکمی از محبت در میان مردم ما موج می خورد. من از جناب شما تقاضا می کنم قدر این موج محبت را بدانید و یک تنه با هر آبرویی که تاکنون برآورده اید، پای برهنه و پریشان موی به در خانه ی تک تک علما و مراجع بروید و همگی را برای پیشنهاد “آشتی بزرگ ملی” تهییج فرمایید. من پیش از این نیز برای شما عزیزان نوشته ام که: رهبر چشم براه وساطت شمایان است. عجله کنید. از این موج محبت – که حتماً اغماض و گذشتِ مردمان آسیب دیده ی ما با آن همراه است – به شایسته ترین وجه ممکن بهره ببرید. شاید اگر امروزبه این پیشنهاد مهم ملی اعتنا نفرمایید، فردا فرصتِ همگنی برای شمایان مهیا نباشد.

هشت: در این چهارسالِ سخت، حاکمیت، هرازگاه با گسیل شعبان بی مخ های حوزوی، و جمعی از جوانان کم خردِ بسیجی برای تخریب و تسخیر بیت شریف شما، و تعطیلی مجالس درس شما، و ایجاد بلوا و هیاهو در اطراف خانه و خانواده ی شما – آنهم بدفعات و تا دیرگاه شب – تلاش کرده است تا هم بگمان خود جناب شما را در تنگنایی ناپسند و نادرست قرار بدهد، و هم به سکوت و خانه نشینیِ شما توفیق یابد، و هم عرصه ی حضور را در ساحتِ مرجعیتِ مستقل به ضیق اندازد، و هم سایر مراجع را از همراهیِ با مردمان معترض منصرف سازد. اکنون، بسترِ مراجعه به عقل، بیش از هر زمان دیگر پدید آمده است. شما بزرگان دینی، می توانید در کنار آن پیشنهاد بزرگ و ملی، به فریضه های دیگری همچون بها دادن حاکمیت به حقوقِ جاریِ مردم – بی اعتنا به طایفه ی فکری و جغرافیایی شان – اصرار ورزید و مثلاً در یک قلم، بساطِ لاتهای مذهبی را برای همیشه بربچینید.

نه: این روزها چهره ی بیرونی اسلامی که در ایران دست بدست می شود، بسیار عبوس و تلخ و ناخواستنی است. این نقاب ناپسند از آن روی بر جمال کشور ما قالب بسته است که: مراجعه به مفاهیم دینی، به اختیار مردمان وانهاده نشده است. بل به اجباری پنهان و آشکار مجبور گردیده است. شما اگر به یاری این ته مانده اعتقاد مردم خروج نکنید، چندی بعد به مردمانی برخواهید خورد که از پوسته ی پوکی از مسلمانی آویخته اند و بکلی در ریاکاری و فریب و دروغ فروشده اند. برای خروج از نهضتِ ریاکاری که در میان مردمان ما دامن گسترانیده، ما را چاره ای جز “راحت گذاردنِ مردم” در حوزه ی مسلمانی و ایمانی نیست. علت اساسی مفاسد اداری و بینِ مردمی، همین فراگیرشدن خصلت ریاکاری است. ما با تحکم و ایجاد تنگناهای استخدامی، ظاهر دینی مردم را بجوری که خود می خواهیم تغییر می دهیم اما بلافاصله در درونشان غوغایی از نفرت و ناگزیری نهادینه می کنیم. روفتن این آسیب های نادرست، جز با همدلی شما مراجع گرانقدرممکن نیست. تاریخ، شاهدی است بی رحم و بی احساس. اطوار ما را به سینه می سپرد و نتیجه های آن را برای عبرت آیندگان فریاد می کشد. چه خوب که سهم ما در آن فریاد تاریخی، عقلانیت باشد و خیرخواهی ملی.

ده: پیشنهاد می کنم در یکی از همین روزها، با محوریت شما و سایر مراجع، یک میلیون نفر دور هم جمع شویم و با شاخه گلهایی در دست به سمتِ بیت رهبری حرکت کنیم و با فریادهای “خامنه ای خامنه ای آشتی آشتی” دلِ او را نرم کنیم و او را از پریشانی بدرآوریم. اطمینان دارم با برقراری این آشتی بزرگ، بن بست های مدنیتِ کشورمان به نرمی برچیده می شوند، و راه برای فردای فرزندانمان گشوده خواهد شد. این آشتی بزرگ برکات فراوانی خواهد داشت. قدم نخست آن، رهایی عزیزانمان از بند است که تحمل یک ساعتِ زندانهای بی دلیل نیز خسارت نابخشودنی است چه برسد به تحمل یک سال و پنج سال و ده سال زندان. این پیشنهاد، هدیه ی من به جناب دکتر روحانی نیز هست. والسلام.

با احترام و ادب :
محمد نوری زاد
بیست و هفتم خرداد سال نود و دو – تهران

 Share This Post

درباره محمد نوری زاد

46 نظر

  1. باسلام به محضر شيرمرد ايران زمين جناب آقاي استادمحمد نوريزاد عزيز :

    باآرزوي توفيق وسلامت براي جنابعالي وبا آرزوي عملي شدن توصيه هاي دهگانه شما بدست حضرت آيت الله صانعي وساير مراجعي كه دنيا را براي حفظ دينشان ميخواهند، نه دينشان را بخاطر دنيا.
    و اما توصيه اي داشتم به اين آقاي مرتضي كه حتما” براي درمان خودش به يك روانپزشك خوب مراجعه كند …

     
  2. باسلام به جناب مرتضی
    در هر قصر و یا ویلای شیک و باشکوه اگر دقت کنی یک توالت هم درست میکنند که نظر شما حکم همان مستراحی را دارد که در بین تمام این نظرات باشکوه مردم قرار دارد
    از خودتان در مقابل واقعیت ها خجالت بکشید …. شایدم جیره خوار هستید.

     
  3. سلام به همه. به نظر من آقای نوری زاد از نظر عقلی مشکل پیدا کرده اند. درود بر مخالف من

     
  4. جناب اقای نوری زاد راه سختی را به آیت الله صانعی پیشنهاد کرده اید چرا که هیچکدام از مراجع حاضر به چنین عملی نیستند آنکه اشتباه کرده باید اول اعتراف به اشتباهش کند تا بتوان دیگران را ترغیب کرد .
    ضمنا پاسخ دوست عزیزی که آیت الله منتظری را برتر می داند بله شکی نیست که ایشان مرجع آزاده ای بود که هیچ باکی نداشت اما اگر مقداری به اطرافتان بنگرید می بینید که ایشان با آن همه سختی و فشار که بر خود و خانواده اش اعمال می شد و همراهانش لااقل همراهان بزرگواری داشت که تا پای جان ایستاده اند ولی آیت الله صانعی را می توان گفت که نسبت به ایشان طرفدار ندارد حتی زمانی که به بیت و دفتر ایشان حمله شد بسیاری از بزرگان اجازه طرفداری از ایشان را به خود هم ندادند نه ایشان حتی حریم مرجعیت، کهولت سن، سالها خدمت و .. را هم مدنظر قرار ندادند و کوچکترین دفاعی از ایشان نشد پس نباید مایی که در خانه مان نشتسه ایم انتظار حرکت دیگران را داشته باشیم و از دور فقط نظارگر باشیم اصلاحات و تغییر بها دادن می خواهد که ما حاضر به پرداخت این بها نیستیم .

     
  5. جناب مهرداد قصدم دفاع از مرحوم منتظری نیست ولی کاش در مورد چیزی که نمیدانستیم اظهار نظر نمیکردیم
    عملکرد آقای منتظری در دفاع از حقوق زندانیان سیاسی به سال 68!! بر نمیگردد.ایشان از ابتدا با برخوردهای وحشیانه و خودسرانه در زندانها مخالف بودند و با اعتراض به حاکمیت با آن مخالفت میکردند.یکی از بزرگترین کارهای ایشان ایجاد یک هیات عفو در سالهای اول انقلاب در زندانها بود که به واسطه آن بسیاری از اعضای سازمان مجاهدین و دیگر زندانیان سیاسی و عقیدتی که در معرض اعدام بودند و قبل از تشکیل این هیات اعدام شده بودند ، نجات یافتند.اعتراضات او در مورد اعدام های سال 67 نیز که یکی از علل اصلی برکناری او از قائم مقامی رهبری بود ارتباط چندانی با اعدام برادر دامادش در سال 65 ندارد اگر چه به نظر بنده رفتار مزورانه و ظالمانه کسانی مثل ری شهری و فلاحیان در پرونده سازی و برخورد با تمامی شاگردان و علاقمندان مرحوم منتظری به بهانه پاکسازی بیت او از باند موهومی سید مهدی هاشمی در علنی تر شدن انتقادات چه در زمان قائم مقامی و چه پس از برکناری او بی تاثیر نبود.در هر صورت با توجه به وضعیت جسمی مرحوم خمینی اگر آقای منتظری انسان فرصت طلبی بود در قبال جنایتهای زندانها در سال 67 سکوت کرده بود ولی در حالی که در یک قدمی رهبری بود حق را فدای مصلحت نکرد!

     
  6. الان حدود دوساعته که مشغول تفکر بر طرح نوریزاد هستم، از هر زاویه‌ایی که به قضییه نگاه میکنم میبینم این طرح به نفع همه تموم خواهد شد، اگر آقای صانعی بتواند خود را راضی به این طرح کند بسیاری از مشکلات و موانع با ضمانت اخلاقی توام با اجرایی خوبی بسرعت قابل رفع و رجوع خواهد بود، و اهداف و قول و قرارها با توجه به کسب تجربه و پختگی کلیۀ طرفین و وضعیت کشور کاملا میتواند بادوام باشد، با اینحال یک نکتۀ بسیار مهمی که در این طرح وجود دارد و در صورت عدم رعایت مبدل به نحوست خواهد گردید، توافق و اجرای “کامل” مفاد این طرح است.
    و البته نکته مهمی هم که میبایست به این طرح افزود و مورد تقاضا و مشکل کلی جامعه است سفارش جدی و حتا ایجاد قانون برای روحانیون به منظور پیشگیری از زندگیهای اشرافی و سهام و معاملات و واردات و صادرات که تماما با هرج و مرج و فساد و بدترین کیفیت توام است، البته در اینجا هیچگونه قید و بندی نیست ولی فردی که میخواهد وارد این معاملات شود ابتدا میبایست از لباس روحانیت خارج شود و پس از آن نیز در صورت هرگونه ارتشا و رانت برابر مقرارت و قانون با او برخورد شود زیراکه جامعه واقعا دیگر تحمل این وضعیت و کردار روحانیون را ندارد، مورد دیگر در مورد قرار دهی کلیۀ عواید نذورات و آرامگاه‌ها در ردیف بودجۀ کشور تحت کنترل مجلس به صرف جامعه و کشور است، جامعه کسب این پول‌ها را برای افراد در هر لباس و پست و مقامی حرام میداند، در غیر اینصورت دو تبصره برای اجرا موجود باشد:
    1- حذف تخصیص کلیۀ اعتبارات و مستمریها به حوزۀ علمیۀ و روحانیون.
    2- جامعه برای هرگونه انتقاد و اعتراض به این وضعیت آزاد باشد، در واقع جامعه یا نمایندگان جامعه(نه نمایندگان مجلس) و روحانیون خودشان مشکلشان را حل کنند، و در اینجا دولت و حکومت کاملا بی طرف و صرفا نظاره‌گر باشند، بی قانونی و سوءاستفاده بیش از این برای ما قابل تحمل نیست، چرا یک دکتر که در همۀ جهان با افتخار و ثروت زندگی میکند در این کشور میبایست در فقر باشد و یک روحانی بدون سود خاصی در کاخ و زندگی اشرافی؟ منِ دکتر بسیجی دیگر تحمل نمیکنم و جانم کف دستم، ارتش و گارد شاه که نتوانستند، مجاهدین و صدام و ارتش عراق هم که نتوانستند، اسراییل و آمریکا هم که نتوانستند پس حتما این مهم (اخذ جان ما) بر عهدۀ دیگریست!!!
    بهرحال طرح مفید و حتا به نظر ضروری میاید.

     
  7. من البته هیچ علاقه‌ایی برای سبک کردن خودم به این مسایل ندارم ولی چون مغرضانه از طرف برخی کسانی که قبلا نام بردم و به مقاصد بسیار زشت و پلیدی مطالب من حذف میشه حال از شما سوال دارم با توجه به این پاسختون اگر شما کامنت منو حذف نکردید این کار توسط چی کسی انجام شده؟

     
  8. نظر دهندگان محترم
    بین تمام آخوندها فقط آیه الله العظمی حسینعلی منتظری (رحمت خدا بر او باد) در طول این 34 سال سر فراز بیرون آمد. آقای صانعی حداقل کشتار سال 1388 و زندان شدن جوانان مردم را که دید ولی سکوت کرد، حتما میگوید امام حسن وار رفتار کرده.آخه آخوندها مخصوصا آخوندهای شیعه برای هر کاری و چیزی خلاصه یک توجیه شرعی از آستین در میاورند. اگر ایشان آخوندی آزاده بود باید عمامه به زمین میکوبید و امام حسین وار نهیبی به بلندی اسمان بر سر عامل بدبختهای ایرانیان میکشید. چه اتفاقی میافتاد دست اخر مانند میرحسین موسوی یا کروبی یا آیه الله العظمی حسینعلی منتظری با او برخورد میشد. سکوت علامت رضایت است و ترس برادر مرگ
    به امید روزی که عقل و خرد و اندیشه در همه ما ایرانیان به حد اعلا برسد تا فرهنگ سکولاری (جدائی دین از دولت) در فرهنگمان نهادینه شود و دولتی منتخب مردم و برای مردم و پاسخگو به مردم را برپا کنیم.
    کوروش

     
  9. عاقبت سینه سربسته گشود

    پرده تازه از این راز گرفت

    سخن آزاد شد از بند غمان

    وه چه خوش نغمه آواز گرفت

    کرکسان کور شدند از برقی

    که به سرپنجه ما ساز گرفت

    بال و پر سوخته بودیم ولی

    دل ز خاکستر ما ناز گرفت

    غنچه مردم ما گل رو شد

    بوسه ای از لب غماز گرفت

    شب و شادی به رفاقت آمد

    چون کبوتر هنر باز گرفت

    گو به باران که ببارد هر روز

    هان که دور ثمر آغاز گرفت

    روبرو باد رخ شکر و سپاس

    مای سیمرغ که پرواز گرفت

     
  10. ….گفته می شد مساجد سنگر هستند……..مسجد درزمان پیامبر چند منظوره بوده است وقسمتی ازآن محل نماز…ای مرجع گرامی واقعا بعد از انقلاب اسلامی چند مسجد بازده قابل قبول داشته ونمازهای جمعه کدامیک محتوی بدرد بخوردارد.؟….آیا دست اندرکاران ساخت مصلی با این همه هزینه به انبوه مساجد موجود در تهران که بدون نمازگزارهستند نگاه نمی کنند ومشمول آیات شریفه اسراف کنندگان نخواهند بود؟……

     
  11. جناب نوریزاد گرامی تذکرات پر مغزی را به مراجع هدیه نمودید ولی فکر میکنید جامعه عمل بپوشد!؟ بسیار بعید میدانم!!! چون آنان تمام کمال _ البته اکثریت قریب باتفاقشان_ خود را بخواب زده اند! ویا از اصل ماجرا پرتند، مگر ممکن است که عالم و عاقلی که لازمه ادامه راهش دانستن حداقل های رشته مربوطش میباشد آنها را نداند و یا ندیده بگیرد!!! آخوندی که عربی بلد نباشد بمثابه بقالی است که طبابت نماید ،سواستفاده چیان مذهبی چه شیعه و چه سنی و یا کشیش ها و خاخامها تفاوتی در عمل ندارند کارشان تحریف اصل و اساس دین برای منفعت طلبی است ولا غیر ، که روحانیت نان از دین خور نیز از همین قماشند ، وقتی هیچ مستند قرآنی برای اثبات جانشینی حضرت علی بعد از رسول الله ختمی مرتبت وجود ندارد ، پای فشردن بر آن غیر از تحریف قرآن در ترجمان من در آوردی این بظاهر روحانیت نیست!!!؟ پای سخت کردن برای برادر کشی کجای دین خدای متعال است!!!؟ شیعه و سنی یعنی چه!؟ همه پیرو یا شیعه حضرت رسول هستند، اساس اسلام که دین واقعی تمام پیامبران الهی است مبتنی بر انسانیت ، حسن همجواری ، برادری و حفظ کرامت انسانیست و قوانین آن برای برخورداری بیشتر وبهتر از زندگی برای رسیدن به هدف متعالی انسانیت است. مگر کشور برادر!!! عراق هشت سال تمام با تجاوز بر خاک و آب و نوامیس مملکت ما خسارات جبران ناپذیری بر کشور و مردم وارد نکرد!!!؟ چرا از خیر خسارت گذشتند و تازه طلا و نقره و دلار و درهم و دینارهم برایشان گسیل میدارند!!!؟ خسارت عراق برای کشور ما بیشتر است یا امریکا!!!؟ اگر ما مخالف دخالت دیگر کشورها در امور خودمانیم، پس باید این حق را برای دیگران هم مغتنم بشماریم نه اینکه مرغ همسایه را غاز بدانیم و فقر و فلاکت و اعتیاد و حبس و فشار و نفاق و… برکشور وارد و خود را هم صاحب حق بدانیم که در امور هر کشوری برای تقویت بنا حق خود تاکید بورزیم، علی اسلام نیست ، علی مسلمان بوده است و بزرگ نمودن بی منطق هر فردی در هر مقام و تقدس سازی خلاف نص قرآن است . ابدا خداوند نفرموده که بر هیچ قومی یا عقیده ای بنامش تعدی گردد بلکه نزول قرآن برای جا انداختن این مهم است انسانیت ، انسانیت و حفظ حرمت انسان که حضرت ختمی مرتبت مبعوث بر این رسالت مهم گردیدند ، یا الله مدد

     
  12. همان قدر که این حکومت در جنایت و دزدی و غارت این کشور دست دارد این /////هم سهیم هستند . واقعا اینها فقط ساخته شدند برای حل مسایل نجاسات و اداب غسل و خمس و زکات ؟ چرا امثال سیستانی یک کلمه کشتار صد هزار انسان در سوریه به دست اسد و حسن نصرالله و سپاه قدس رو محکوم نکرده ؟ یعنی مجتهد اعظم اینقدر /////؟ فقط منتظرن ببینن کی یک کارتون از پیامبر میکشه تا گریبان بدرند و گلو پاره کنن ؟

    /

     
  13. آقای نوری زاد سوالی داشتم لطفا اگر قابل دانستید پاسخ دهید.

    آقای نوری زاد اگر مدیر مدرسه ی بچه شما به کارمندانش در برابر اعتراض به حق دانش آموزان فرمان قتل عام و هر گونه

    خشونتی را مجاز نماید و کارمندان تحت امر مدیر مدرسه همه نوع شکنجه و جرمی علیه دانش آموزان مرتکب شوند، باز شما از والدین و سایر

    بچه ها می خواهید که با این مدیر آشتی کنند؟!!!!!!!!! یا خواهان مجازات آن مدیر و عاملینش می شوید؟

    —————

    !!!!!

    .

     
  14. حقوق پایمال شدۀ دانشجویان طی سالهای گذشته را به ایشان بازگردانید

    نامه شورای دفاع از حق تحصیل به حسن روحانی

    جرس: در پی پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری، تشکل دانشجویی «شورای دفاع از حق تحصیل»، طی نامه ای خطاب به رئیس جمهور منتخب پیرامون وضعیت دانشگاههای کشور، ضمن یادآوری وعده های انتخاباتی وی متذکر شد: “در راستای قولی که برای اجرای حقوق ملت مصرح در قانون اساسی دادید، روند محروم کردن دانشجویان از حق انسانی تحصیل را متوقف کنید و حقوق پایمال شدۀ تمام دانشجویانی را که در طی سالهای گذشته از طریق احکام تعلیق یا اخراج از دانشگاه از تحصیل محروم شده اند یا در آزمون تحصیلات تکمیلی ستاره دار شده اند را به ایشان بازگردانید.”

    به گزارش وبگاه «شورای دفاع از حق تحصیل»، این تشکل دانشجویی به حسن روحانی نوشته است: “دانشجویان و دانشگاهیان کشور از شما و وزیر علوم دولت تان انتظار خواهند داشت تا روش انتخابی شدن روسای دانشگاه ها در دولت اصلاحات را احیا کنید تا برای هر دانشگاهی شایسته ترین افراد که همانا اساتید و دانشجویان آن دانشگاه هستند تصمیم بگیرند… همچنین شورای دفاع از حق تحصیل از شما می خواهد برای آزادی دانشجویان زندانی بی گناه که تنها به خاطر ابراز عقیده مخالف در زندان به سر می برند تلاش کنید.”

    متن این نامه به شرح زیر است:

    به نام خدا
    رئیس جمهور منتخب مردم ایران
    جناب آقای دکتر حسن روحانی
    با سلام و احترام
    پیش از هر چیز ابتدا انتخاب جنابعالی را به عنوان رئیس جمهور ایران تبریک عرض نموده و این انتخاب مردم ایران را که به معنای اعتمادشان به شما برای حل مشکلات گوناگون گریبانگیر کشور است شادباش می گوییم. بدون شک این افتخاری بس بزرگ است که در تاریخ کشورمان نصیب افراد زیادی نشده است و البته مسئولیتی بس بزرگتر نیز هست.
    جناب آقای روحانی، دانشگاهیان ایران، چه آنان که در 24 خردادماه به شما رای دادند و چه آن‌ها که نام نامزدی دیگر را به صندوق انداختند و چه کسانی که در انتخابات اخیر شرکت نکردند، همچون دیگر مردم ایران به شما امید و از شما انتظار دارند به مجرد به دست گرفتن امور قوۀ مجریه در حد توانتان برای اصلاح امور کشور و به‌ویژه مشکلات و معضلات پیش روی جامعه دانشگاهی و دانشگاهها اقدام کنید. خوشبختانه کلید رفع بسیاری از مشکلات دانشگاهها و دانشگاهیان نیز به ویژه در حوزه آزادی های آکادمیک در دستان قوه اجرایی کشور است و اگر دولت “تدبیر و امید” حضرتعالی همتی برای رفع آنها صورت دهد، هدف دور از دسترس نخواهد بود.

    جناب دکتر روحانی، شورای دفاع از حق تحصیل تشکلی مدنی است که در سال 1387 توسط گروهی از دانشجویان ستاره دار و محرومان از تحصیلِ موقت یا دایمی تشکیل شد تا در دوره ای که تلاشهای انفرادی محرومان از تحصیل برای احقاق حقوق قانونی شان بی نتیجه می ماند و مسئولان دولتی نه تنها در برابر محرومان از تحصیل و افکار عمومی خود را پاسخگو نمی دانستند که حتی وجود پدیدۀ دانشجویان ستاره دار را انکار می کردند؛ به شکل گروهی و سازمان یافته از حق تحصیل شهروندان دفاع کند. در این راستا شورا اقدامات متعددی انجام داده است که از آن جمله می توان به شناسایی محرومان از تحصیل و گردآوری اسناد محرومیت از تحصیل اشاره کرد.

    رئیس جمهور منتخب ملت ایران؛
    اینک ما به نمایندگی از محرومان از حق تحصیل و به حکم رسالت تشکیلاتی مان قصد داریم تا بدین وسیله پاره ای از ضروری ترین مطالبات این گروه از شهروندان کشور را به استحضار جنابعالی برسانیم.

    ما از شما می خواهیم در راستای قولی که برای اجرای حقوق ملت مصرح در قانون اساسی دادید، روند محروم کردن دانشجویان از حق انسانی تحصیل را متوقف کنید و حقوق پایمال شدۀ تمام دانشجویانی را که در طی سالهای گذشته از طریق احکام تعلیق یا اخراج از دانشگاه از تحصیل محروم شده اند یا در آزمون تحصیلات تکمیلی ستاره دار شده اند را به ایشان بازگردانید. نیازی به گفتن نیست که این جوانان بهترین استعدادهای این کشورند که به جز شایستگی علمی دارای دغدغه های ملی و مدنی نیز هستند و محروم کردن آنها از تحصیل نه تنها تضییع حق شخصی شان بلکه ظلمی در حق تمام مردم ایران و ضربه ای به امکانات آینده کشورمان بوده است.

    در این زمینه، لازم به ذکر است که از سال 1385 هر ساله طی برگزاری آزمون کارشناسی ارشد ناپیوسته عده ای از دانشجویان ستاره دار شده اند و تا امروز این روند ادامه یافته است. با توجه با محدودیت ها و فشارهای متعددی که طی سالهای گذشته بر محرومان از حق تحصیل و این شورا وارد شده است امکان گردآوری اطلاعات محرومان از حق تحصیل بسیار محدود بوده است با این وجود شورا بیش از 200 دانشجوی ستاره دار و 800 محروم از تحصیل را شناسایی کرده است.

    جناب آقای دکتر روحانی، در اینجا به مواد قانونی ای اشاره می کنیم که محروم کردن شهروندان از حق تحصیل را منع و قدغن کرده اند. بدون شک جنابعالی که فردی حقوقدان هستید اهمیت این قوانین و ضرورت احترام به آنها را بهتر از سایران درک می کنید:

    محروم کردن دانشجویان از حق ادامه تحصیل نقض اصول متعدد قانون اساسی جمهوری اسلامی نظیر بندهای 3، 9 و 14 اصل سوم و اصول 19، 20، 22، 30، 36، 37 و بویژه اصل 23 این قانون است که صراحتاً می‌گوید: «تفتيش عقايد ممنوع است و هيچ كس را نمي توان به صرف داشتن عقيده ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد.» علاوه بر مفاد بند 3 اصل سوم و اصل سی‌ام قانون اساسی ایران که دولت را به تسهيل و تعميم آموزش عالي و همچنین گسترش وسایل تحصيلات عالي رايگان برای “عموم ملت موظف” کرده است، مستفاد از بندهای 9 و 14 اصل سوم و نیز اصول 20، 22، 30، 36 و 37 قانون اساسی، دولت ملزم است فارغ از نوع مذهب، مسلک و مرام سیاسی ضمن رفع تبعیضات ناروا، امکانات عادلانه را برای آحاد ملت ایجاد کرده و آنان را از همه حقوق انسانی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برخوردار کند.

    جنابعالی استحضار دارند که از نظر حقوقی واژه «ملت» یک واژه عام است و استثنا ناپذیر بوده و همه مردم ایران فارغ از رنگ، نژاد، زبان، مذهب، مسلک و مرام را شامل می‌شود. لذا آشکار است که حق تحصیل و به ویژه تحصیلات تکمیلی در دانشگاه‌ها نه تنها از مصادیق آزادی‌های مشروع است بلکه مستفاد از بند 3 اصل نهم و اصل سی ام قانون اساسی جزء حقوق بلامنازع انساني، سياسي، اجتماعي و فرهنگي یکایک مردم ایران و در زمره تکالیف و تعهدات دولت نسبت به «ملت» محسوب می‌شود.

    همچنین اصل نهم قانون اساسی نیز به صراحت بیان می‌دارد «در جمهوري اسلامي ايران آزادي و استقلال و وحدت و تماميت ارضي كشور از يكديگر تفكيك ناپذيرند و حفظ آنها وظيفه دولت و آحاد ملت است … هيچ مقامي حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور، آزاديهاي مشروع را، هر چند با وضع قوانين و مقررات، سلب كند.» بر این پایه روشن است که استناد برخی مسئولان اجرایی مبنی بر اینکه ستاره دار کردن دانشجویان مستند به یک مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی می باشد، هیچ وجاهت قانونی نداشته چرا که خود این مصوبه مخالف عالی ترین قانون کشور یعنی قانون اساسی است.

    رئیس جمهور منتخب ایرانیان؛
    شورای دفاع از حق تحصیل به نمایندگی از دانشجویان ستاره دار و محروم از تحصیل از شما می خواهد تا زمینه بازگشت دانشجویان محروم از تحصیل و ستاره دار را به دانشگاه در کوتاهترین زمان ممکن میسر کنید و با لغو مصوبه های غیرقانونی نهادهای غیر مسئول و جلوگیری از دخالت نهادهای امنیتی در فرایند بررسی صلاحیت علمی دانشجویان در مقاطع تحصیلی کارشناسی ارشد و دکتری، برای همیشه به مسئله دانشجویان ستاره دار پایان دهید.

    ما انتظار داریم که دولت تدبیر و امید دست نهادهای غیردانشگاهی به ویژه نهادهای امنیتی و نظامی را از دخالت در امور دانشگاهها کوتاه کند تا دوباره شاهد چنین روند تاسف باری نباشیم که سازمان سنجش دلیل ستاره دار کردن دانشجویان را “دستور” وزارت اطلاعات بداند. چرا که حضور و دخالت «سرهنگ»ها در دانشگاه ها نتیجه ای جز دلسردی در فضای علمی کشور به جا نمی گذارد.

    همچنین از شما می خواهیم تا کوتاه ترین زمان ممکن به گزینش و تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها پایان داده شود. چرا که این روند به منزلۀ تعیین تکلیف دولت برای شهروندان در تعیین سرنوشت شخصی شان و نفی آزادی انتخاب شهروندان است. علاوه بر این پروژه تفکیک جنسیتی موجب بالارفتن هزینه های دانشگاه نیز شده است که جزییات آن را می توانید از دانشگاهها جویا شوید.

    آقای دکتر روحانی؛
    از شما میخواهیم نقطۀ پایانی بر اخراج و بازنشسته کردن پیش از موعد اساتید دانشگاهها بنهید، امکان استفاده دوباره داشگاهها از اساتید گران قدری که در سالهای اخیر به دلیل تنگ نظری مسئولان از تدریس محروم شده اند را مجدداً فراهم نمایید و همچنین تدبیری اتخاذ فرمایید که به گزینش اعضای هیات های علمی با معیارهایی غیرعلمی و غیرآکادمیک پایان داده شود. همچنان که حضرتعالی نیز در مناظره های تلویزیونی به درستی از روندی انتقاد کرده بودید که برای استخدام یک عضو هیات علمی از وی درباره رای اش در انتخابات پرسیده شده بود.

    دانشجویان و دانشگاهیان کشور از شما و وزیر علوم دولت تان انتظار خواهند داشت تا روش انتخابی شدن روسای دانشگاه ها در دولت اصلاحات را احیا کنید تا برای هر دانشگاهی شایسته ترین افراد که همانا اساتید و دانشجویان آن دانشگاه هستند تصمیم بگیرند. این مسأله استقلال دانشگاهها را تقویت خواهد کرد و زمینه را برای بالندگی نهاد دانشگاه و تولید و ترویج علم فراهم خواهد ساخت.

    در پایان شورای دفاع از حق تحصیل از شما می خواهد برای آزادی دانشجویان زندانی بی گناه که تنها به خاطر ابراز عقیده مخالف در زندان به سر می برند تلاش کنید. به ویژه یاد می کنیم از اعضای زندانی این شورا آقایان ضیا نبوی، مجید دری، سعید جلالی فر و خانم شیوا نظرآهاری که تنها جرمشان دفاع از حق تحصیل خود و همکلاسی هایشان بوده است.

    برای شما توفیق در راه خدمت به مردم ایران آرزومندیم و امیدواریم دولت تدبیر و امید یادآور صفحات پرافتخاری در تاریخ میهن مان شود.

     
  15. “اکنون با فرصت و فضای نسبتاً فراخی که پدید آمده، و تا حدودی صبوری ها و رنج ها و آسیب ها به ثمر نشسته”
    آقاي نوريزاد من به اين جمله شما ايراددارم فرصت و فضايي بدست نيامده بلكه حاكميتي كه در زمان خاتمي با پشتوانه مردم و در زمان احمدي نژاد با سركشي او دو گانه شده بود و به دليل دوگانگي ، باند هاي رقيب بر عليه يكديگر افشاگريهايي ميكردند نظير افشاي قتلهاي زنجيره اي در زمان خاتمي و اختلاس سه هزار ميلياردي و زد و بند هاي خانوادگي در بلعيدن منافع مردم در زمان احمدي نژاد، كه تا حدي مردم مطلع ميشدند كه ريشه ها كجاست، اكنون با سناريويي كه در انتخابات اجرا شد و مردم نيز بعنوان سياهي لشكر در اين سناريو وادار به نقش آفريني شدند، مجددا حاكميت يكدست شد و برگشتيم به سال ٧٠ و ايران به كامشان شد و مردم بنشينند تماشا كنند كه چگونه خواص، بدون موي دماغ منابع را مي بلعند و مردمي را كه به حد اقل ها راضي شده اند را ريشخند خواهند كرد. خواصي كه براي چنين روزي نقش اپوزيسيون داخل نظام را بعهده گرفته بودند هم الحق كه خوب ايفاي نقش كردند.
    آقاي رييس جمهور جديد بدون راي مردم هم رييس جمهور ميشد و نقش لو لو خر خره ها مثل جليلي فقط كشاندن مردم به پاي صندوق ها و موجه نشان دادن انتخابات بود كه به خوبي به نتيجه رسيد و وجهه مردمي به ايشان داد. ايشان كه در پست شوراي امنيت ملي نقش كليدي در تصميم به زنداني كردن ها داشته اند چگونه آزادي زندانيان را شعار انتخاباتي قرار دادند و چگونه مردم اعتماد كردند؟ جشن شادي واقعي الان در بين خواص و خودي ها بر پاست.
    آقاي نوريزاد دروغ و فريب ايران را برداشته است.
    آنچه در اين انتخابات به شدت آسيب ديد اصول اخلاق و اعتماد مردم بود. بايد تمام ضرب المثل هاي اخلاقي را تغيير داد. مثال :
    بار كج به مقصد مي رسد. چاه كن هميشه بالاي چاه است. ملك با كفر نمي ماند ولي با ظلم مي ماند. پايان شب سيه باز هم شب سيه است. و الي آخر…………..

     
  16. کهریزک. ..

    به سراغ من اگر می آیی….1

    تند و آهسته چه فرقی دارد؟؟

    تو به هر جور دلت خواست بیا!1

    مثل سهراب دگر..

    جنس تنهایی من چینی نیست

    که ترک بردارد

    مس و آهن شده در کهریزک

    چینی نازک تنهایی من

    تو فقط زود بیا!1

     
  17. نوری زاد بزرگوار

    رهبر معظم خوب می دانند که قبل از هر تغییری باید بخاطر تمام پسرفت ها و خون های ریخته شده و … در سال هایی که مسئول بوده اند عادلانه محاکمه شوند. همین.

     
  18. دلایل شکست اصولگرایان از نظر مطهری:

    اطاعت کورکورانه، عدم رهبری واحد،اهمیت قائل نشدن برای حقوق مردم ….. تصور نکنند که برای هر اقدام
    اصلاحی اول باید به دنبال کشف منویات قلبی ولی فقیه باشند.

    نماینده تهران گفت: اصولگرایان باید از این انتخابات عبرت بگیرند و تغییر روش بدهند، اولا همه چیز را فدای آنچه راه
    حفظ نظام می خوانند نکنند و ثانیاً برداشت خود از اصل ولایت فقیه را اصلاح کنند و به این نقطه برسند که التزام به
    ولایت فقیه منافاتی با ابتکار عمل و ایجاد تغییر در جامعه و توجه به نیازهای واقعی مردم ندارد.

    علی مطهری در گفتگو با مهر، در خصوص علل عدم پیروزی اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری اظهار داشت
    : آقای روحانی یک اصولگرای اصلاح طلب است و یک اصلاح طلب صرف نیست، ولی از آن نظر که عمده حامیان
    آقای روحانی اصلاح طلبان بودند، پیروزی ایشان مساوی با شکست اصولگرایان تلقی می شود.

    وی افزود: علت عدم توفیق اصولگرایان چند چیز است؛ یکی اینکه آنها رهبری واحدی ندارند و هر فرد و گروهی
    برای خود تصمیم می گیرد، بر خلاف اصلاح طلبان که آقای عارف نظر آقای خاتمی را تمکین کرد و کنار رفت، دوم
    اینکه اصولگرایان فکر می کردند که شورای نگهبان رقبای اصلاح طلب آنها را حذف می کند و رقابت میان اصولگرایان
    خواهد بود لذا برنامه ریزی برای رقابت با کاندیدای واحد اصلاح طلب نکرده بودند.

    عضو کمیسیون فرهنگی مجلس ادامه داد: دلیل سوم این است که آنها خود را فدای هم گروه خود یعنی آقای
    احمدی نژاد کردند، به عبارت دیگر تعصب گروهی و برداشت غلط آنها از اصل ولایت فقیه باعث شد که آنها ۸ سال
    حمایت کور از آقای احمدی نژاد کنند و در مقابل تخلفات و قانون شکنی های او سکوت کنند تا جامعه به این نقطه
    برسد، تنها در این ماه های آخر است که می بینیم بسیاری از آنها و از جمله برخی کاندیداهای اصولگرای ریاست جمهوری زبان به انتقاد گشودند در حالی که زمانی که باید انتقاد می کردند سکوت کرده بودند و حتی در مقابل
    منتقدان می ایستادند.

    وی دلیل چهارم عدم توفیق اصولگرایان را اهمیت کافی قائل نشدن برای حقوق مردم دانست و گفت: برخی
    اصولگرایان فکر می کنند برای آنچه انها آن را راه حفظ نظام می خوانند می توان بسیاری از حقوق مردم را نادیده
    گرفت، شما دیدید زمانی که من سوال از وزیر کشور درباره علت مرگ ستار بهشتی در صحن مجلس مطرح کردم
    برخی از آنها ناراحت شدند و یکی از آنها گفت بالاخره کسی که بر علیه نظام مطلب نوشته باید مجازات می شد،
    لذا نبض جامعه و میزان رضایت و عدم رضایت مردم در دست آنها نیست.

    مطهری گفت: به عبارت دیگر، این عده بسیار انتزاعی و ذهنی می اندیشند و کاری به واقعیات جامعه ندارند،
    آنها برخی مفروضات و اصول موضوعه غلط دارند مثل همین که برای آنها راه حفظ نظام می خوانند هر کاری
    می توان کرد، غافل از اینکه از پایه های حفظ نظام اعتماد مردم به نظام است، لذا گاهی غافلگیر می شوند،
    مثل امروز که با انتخاب آقای روحانی توسط مردم تازه از خواب بیدار شده اند که در جامعه چه خبر است.
    نماینده تهران ادامه داد: دلیل پنجم این است که برخی اصولگرایان سیاست حذف رقیب خصوصاً شخصیت های
    بزرگ انقلاب را در پیش گرفتند، آنها می خواستند آقای هاشمی را مثل آیت الله منتظری حذف کنند، یا آقای
    خاتمی را از قطار انقلاب پیاده کنند و بگویند فقط ما انقلابیون راستین هستیم.
    عضو کمیسیون فرهنگی مجلس خاطرنشان کرد: دلیل ششم عدم توفیق اصولگرایان در انتخابات اخیر این است
    که اکثر آنها به دلیل برداشت غلط از اصل ولایت فقیه قادر به ایجاد تغییر در جامعه نیستند و فاقد قوه ابداع و ابتکار
    در فضای سیاسی جامعه هستند، همان طور که در سال ۸۸ علیرغم آن که اکثر آنها ادامه مدیریت آقای احمدی نژاد
    را به صلاح نمی دانستند ولی مثل موجوداتی که دست و پای آنها بسته است فقط نظاره گر بودند و نتوانستند
    ابتکار عمل را با معرفی یک کاندیدای جدید در دست بگیرند.

    وی افزود: به هر حال اصولگرایان باید از این انتخابات عبرت بگیرند و تغییر روش بدهند، اولاً به حقوق ملت مانند
    حقوق نظام اهمیت بدهند، مثلاً مساله آزادی بیان و مساله حقوق شهروندی را جدی بگیرند و ثانیاً برداشت خود
    از اصل ولایت فقیه را اصلاح کنند و به این نقطه برسند که التزام به ولایت فقیه منافاتی با ابتکار عمل و ایجاد
    تغییر در جامعه و توجه به نیازهای واقعی مردم ندارد، تصور نکنند که برای هر اقدام اصلاحی اول باید به دنبال
    کشف منویات قلبی ولی فقیه باشند.

     
  19. دوست عزیز، اتفاقا به خاطر تمام این چیزها که دوست نداریم، رای دادیم و رای خواهیم داد تا حاکمیت را ذره ذره به خود نزدیک نماییم و مطالباتمان را بگوییم و دریافت نماییم و اگرنه کسی مثل احمدی نژاد تمام دستاوردهای زیبای سالهایمان را از بین خواهد برد و دیگر شادی نخواهد ماند که زن یا مرد بخواهد در آن شرکت کند.

     
  20. خدمت جناب نویزاد عزیز
    عبلیرغم همه انتقادات به روحانیت شیعه در مورد نحوه عملکردش ، یک مشکل اصلی بر سر راه این ملّت ، حکومت و حوزه های علمیه وجود دارد که همگونی در منافع را از بین میبرد. روحانیون در زمانهائی به هر شکلی بود در کنار مشکلات مردم بودند ودر مقابل حکومتها که انصاف را رعایت نمی کردند در کنار مردم بودند ولی بعد از انقلاب ایران از سمت مردم به سمت حکومت حرکت کردند و در منابع دولتها منافع بیشتری دیدند.این امر منجر به همگرائی ایشان با حاکمین در مقابل منافع مردم گردید. امّا مشکلی را که تشخیص ندادند و لذا حلّش هم نتوانستند بکنند این بود که نسل و جامعه در حال تغییر بوده و فن آوری هم مطابق با آن در حال رشد.نه جامعه جامعه قبل است و نه آنها دیگر موقعیت قبل را دارند و لذا آن اطاعت پذیری پادگانی مورد نظر علما که با فتوائی کوهی را جا بجا می کردند نه دیگر موضوعیتی دارد و نه امکان اجرائی. رشد و سرعت دسترسی به منابع علمی هر کسی را قادر کرده که در مقابل آرا فقیهان سئوالی قریب به صواب طرح کند و چالشی عظیم را متوجه عالمان دین گرداند. از سوی دیگرهمگرائی روحانیت با قدرت گرایان حاکم عملا آنها را وادار به سکوت در مقابل حاکمان و حتّی همراهی با آنان کرد و این سبب شد که هیچگاه نتوانند اعتماد مردمی را داشته باشند.
    شدّت لذّات دنیا آن چنان به کام ایشان شیرین آمد که با منحرفترین دولتی که طی 8 سال باعث تقویت اسرائیل و تضعیف شگفت انگیز بنیه مسلمانان گردید همدست شدند و در مقابل همه بی تقوائی و بی ادبی او سکوت کردند. عالمان دین در کسوت تدین رسما به مردم شیعه ناسزا در انظار گفتند و از آیه های قرآن استنباط اعدام کسانی را کردند که از بی عدالتی آشکار در انتخابات 88 شاکی بودند. از رسوائیهای اخلاقی ایشان مدارک علنی شد ولی روحانیون تصمیم گرفتند چون یک حزب واحد در بنیان مرصوص خود خلل نیندازند. در این میان تنی چند که به مقیّدات و مفاهیم خشک فقاهت محدود نبوده بلکه به جای گسترده کردن دامنه حرامها معتقد به وسعت بی مرز حلال ها و طیبات بودند که چند حرام را مزاحم حلالها میدانستند با این سیل بنیان کن دنیا دوستی همراه نشدند. کسانی که معتقد بودند اگر چه وقتی آب باشد تیمم باطل است ولی در عین حال باور داشتند اگر همان آب را به ذلّت بدهند تیمم کاملا واجب است. آنها بر اساس آموزه های اعتقادی امام علی پذیرفتند که در جامعه اسلامی حقوق بهائی و مسلمان یکی است و اگر فرقی در درجه بندی خالقانه باشد آن در نزد خالق است. حکومت اسلامی یعنی حکومتی که از حقوق بی دینان دفاع می کند. این را علی به مالک اشتر گفت و این فقهای پیشرو آنرا پذیرفتند و این با تفکر تحمیق و بردگی مردم با ابزار دین سخت نا فرم آمد.فرقی شگرف در نگاه فقهی. و آقای صانعی از جنس همین دسته دیگر اندیشان فقهی است. فقیهی که بهترین درک عامانه را از دین دارد و کسانی که با این مرد بزرگ وانسان بغایت عاطفی ملاقات داشته اند حکایتها دارند.
    امروز هیچکس بر ایستادگی” صانعی” بر حق مردم که آنرا عین فقه جعفری میداند تردید ندارد چون در نزد او اخلاق به غایت است. ولی مشکل در ما است که یاریش نمی کنیم. درک خود از اسلام را تصحیح نمی کنیم و اگر حتّی اصلاحات را دوست داریم بی ادبی را هم می پسندیم.
    گم شده ما اخلاق است و اخلاق. ” صانعی” برای بی اخلاقان نمی تواند مرجعیت کند.
    ——————-

    سلام یاران گرامی
    مطلبی فهیمانه وپرازدقائق است.
    سپاس

    .

     
  21. مصباح یزدی گفته که باید برای چهار سال اینده فکرکنیم تا دو دوباره رییس جمهور مورد نظرش انتخاب شود.
    خاضعانه از ایشان در خواست میکنم که دست به اعتصاب بزنند و اصلا از فکرکردن برای همیشه خودداری کنند.
    چون از ۱۳۵۷ شروع به فکر کردن کرد و بالاخره بعد از ۲۷ سال فکر کردن(از ۵۷ تا ۸۴) و خواب امام زمان دیدن و هزاران شلتاق اسلامی احمدی نزاد شد حاصلش .وای به حال ما اگر ایشان دو باره و زیاد فکر کند.
    راستی اقای نوریزاد این کلمه شلتاق را که من اولین بار در سایت از شما شنیده ام ممکن است تفسیر بفرمایید.

    با احترام علی

    ——————-

    علی آقا شلتاق یعنی : نزاغ ، دعوا، هیاهو، مرافعه، قیل وقال
    البته به “خشتک پاره” هم گفته می شود.

    .

     
  22. سلام

    به دختر محترماتان بگویید باز هم برود رای بدهد ! حضور زنان را برای شادی در استقبال فوتبالیستها ممنوع کردند! اینا دیگه کی هستند … تازه 2 روزه از حماسه مردم تموم شده که نیمی از این حماسه را زنها خلق کردند….. داستان اون چوپان است که آخرش گفت : چه کشکی , چه پشمی ..

     
  23. پیام آیت الله دستغیب به حسن روحانی

    جرس: آیت الله دستغیب در پیام تبریکی به حسن روحانی، با اشاره به وعده های انتخاباتی وی خاطرنشان کرده است که شما می دانید جناب آقای میر حسین موسوی و دکتر زهرا رهنورد و حجة الاسلام کروبی و ده ها زندانی سیاسی از سرمایه های مفید این انقلابند و محبوب ملت مسلمان هستند و تذکرات آقای موسوی از آینده واقع در آمد. شما وظیفه دارید که نهایت کوشش را در آزادی همه آنها بنمایید که این هم از جمله آرزوهای این ملت ستم دیده است. ”

    به گزارش حدیث سرو، این مرجع تقلید مردمی و منتقد حاکمیت، در پیام خود به رئیس جمهور منتخب یادآور شد: علت اصلی اقبال مردم به شما از ناحیه انحراف و خرابی وضع موجود بود، به این معنا که سه قوه یعنی مجلس شورای اسلامی و قوه قضاییه و قوه مجریه اختیاری از خود نداشته و ندارند، شاید بتوان گفت درآن سه قوه تنها ۲۰ درصد کارها از مسائل مملکت انجام می گرفت و ۸۰ درصد آن در جای دیگر تصمیم گیری می شده و می شود و نیز دخالت سپاه و بسیج که وظیفه آنها این نمی باشد که درهر کاری دخالت کنند و مردم از این ناحیه نیز ناراحت بوده و هستند. لذا بر شما است که آنها را به قانون که می گوید ایشان حافظ مرزها و امنیت افراد ملت باشند؛ برگردانید.

    متن این پیام به گزارش حدیث سرو به شرح زیر است:

    بسمه تعالی
    ابتداءاً سلام خود را خدمت حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی و حضرت حجة الاسلام و المسلمین خاتمی عرض می نمایم.
    و سپس به حضور محترم حجه الاسلام و المسلمین جناب آقای دکتر حسن روحانی رئیس جمهور منتخب مردم ایران سلام و تبریک می گویم.
    و باید گفت علت اصلی اقبال مردم به شما از ناحیه انحراف و خرابی وضع موجود بود، به این معنا که سه قوه یعنی مجلس شورای اسلامی و قوه قضاییه و قوه مجریه اختیاری از خود نداشته و ندارند، شاید بتوان گفت درآن سه قوه تنها ۲۰ درصد کارها از مسائل مملکت انجام می گرفت و ۸۰ درصد آن در جای دیگر تصمیم گیری می شده و می شود و نیز دخالت سپاه و بسیج که وظیفه آنها این نمی باشد که درهر کاری دخالت کنند و مردم از این ناحیه نیز ناراحت بوده و هستند. لذا بر شما است که آنها را به قانون که می گوید ایشان حافظ مرزها و امنیت افراد ملت باشند؛ برگردانید. که نهایت آرزوی ملت می باشد. “فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی الله ان الله یحب المتوکلین آل عمران ۱۵۹
    و بدانید شادی های مردم ایران پس از اعلام نتایج انتخابات، امید به آینده و وفای به عهدی است که ضمناً داده اید و این جانب اشاره می کنم :
    ۱- توجه داشتید که بعضاً خبر گزاریهای خارجی، مردم را از انتخابات و رأی دادن نهی می کردند اما مردم که ظاهراً صداقت را از کلام شما مشاهده کردند اعتناء به این گونه سخنان ننمودند و با توکل به خداوند در پای صندوقهای رأی حاضر شدند، و این هجوم معنا دار یعنی که ما وابسته به خارج نیستیم. ما ایران و اسلام و انقلاب و قانون اساسی خود را دوست می داریم، و ما را متهم به بی دینی و وابسته بودن به خارج و اتهامات دیگر نکنید، ما صادقیم و اهل صداقت را دوست می داریم و اگر صدق و صداقت را ببینیم یاور واقعی هستیم.
    ۲-شما می دانید که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بهترین قانونها را نسبت به سایر کشورها داراست. زیرا برگرفته از قرآن و سنت است، پس باید به طور کامل عمل شود. زیرا که مردم مسلمان ایران پس از رأی دادن به جمهوری اسلامی ، به قانون اساسی رأی دادند.
    ۳- تمام قوای سه گانه درقانون اساسی دارای وظایفی هستند که لازم است به طور استقلال و بدون دخالت دستهای ظاهر و پنهان خارج از آنها و بدون دخالت هر قوه درقوه دیگر به وظایف خود عمل کنند. مجلس که در رأس امور است اگر وابسته شد و مورد تهدید و تطمیع قرار گرفت دیگر مجلس جمهوری اسلامی نیست، مجلس شخص یا اشخاص خاص است. قوه قضائیه و مراکز مهم باید در رأس آنها، مجتهد جامع الشرائط که از جمله عدالت است باشد، تنها از خدا بترسد که در شفیر جهنم است.و قوه مجریه که فعلا شما در رأس آن هستید ،مسئول تمام وزراء و استانداران در تمام ایران و کارکرد آنها ، مسئول اقتصاد کشور در همه موارد، مسئول در برابر مجلس مستقل و قوه قضائیه مستقل هستید.ومسئول روابط ایران با کشورهای خارجه که درعین روابط دوستانه هیچ کدام از کشورها در اقتصاد و سیاست و فرهنگ نباید متولی ما باشند. و به طور خلاصه شما قسم می خورید و خورده اند که حافظ قانون اساسی باشندو باشید.
    ۴- صدا و سیما که متعلق به همه مردم است و منحصر در شخص و اشخاص خاص نمی باشد که خود شما در ضمن مناظره ها اشاره کردید، باید بر مبنای خود قرار گیرد. با مشورت با مراجع تقلید و علمای عامل مسائل به خوبی حل می شود واصلاح خواهد شد ان شاالله.
    ۵- دانشگاه و حوزه دو مرکز مغز متفکر جمهوری اسلامی است، هردو باید با آرامش خاطر و بدون واهمه و ترس و یا تطمیع بتوانند درس بخوانند و از جهات علمی از بیگانه کاملا بی نیاز شوند و هر دو بتوانند مصالح و مفاسد را براحتی بگویند و تذکر دهند، دخالت نیروهای غیر مسئول رابطه آن دو را به شدت تیره میکند، و تفکر و اندیشیدن را از آنها می گیرد، و نخبگان جای خود را به چاپلوسان می دهند، و این سرمایه بزرگ ملت اسلام در اختیار بیگانگان قرار می گیرد، و آنها بهترین استفاده را به نفع خودشان می برند.
    و این کار به عهده شما است که با آمد و شد خدمت مراجع و علماء و فضلاء و اساتید دانشگاه و دانشجویان برای حل این معضل راهی و کاری بکنید.
    ۶- اگر سه قوه با مردم باشند، و نیروهای نظامی با مردم باشند، و اگر رئیس جمهور و وزراء و کارگزاران با مردم باشند احتیاج به خلاف گویی و ستر مطالب مربوط به مردم از آنها نیست. احتیاج به این همه کنترل و شنود ها نیست. احتیاج به این همه پارازیت ها نیست .اگر احکام اسلام از طرف بزرگان و خود شما اجراء شود مردم با شما و همه بزرگان دوست خواهند بود.
    ۷- شما توجه دارید و تذکر دادید که بداخلاقی ها و تهمت ها به افراد و بازداشت های فله ای و سانسور و اضمحلال روزنامه نگاران صادق که زبان ملت اند، و هنرمندان که همکاری با مردم دارند چگونه غم و اندوه را بر این ملت وارد کرد، و چگونه افسردگی را برای آنها آورد و چگونه راه خروج از این افراط گری ها را بر خود بسته می دیدند اما خداوند نمی خواهد خون شهداء و ناله جانبازان و آه درد مندان و دعای علمای عامل و بندگان خاص خداوند بیهوده شود و جواب داده نشود، و خدا را شکر با امید به عمل در آینده که مردم با استمداد از ائمه طاهرین علیهم السلام و نیت صادقانه خود گشایش را با دست مهر و محبت خداوند دیدند و نه با قهر به سوی آنها که می خواستند همه چیز ملت را از بین ببرند.
    ۸- شما میدانید جناب آقای میر حسین موسوی و دکتر زهرا رهنورد و حجة الاسلام والمسلمین کروبی و ده ها زندانی سیاسی از سرمایه های مفید این انقلابند و محبوب ملت مسلمان هستند.و تذکرات آقای موسوی از آینده ،واقع در آمد. شما وظیفه دارید که نهایت کوشش را در آزادی همه آنها بنمایید که این هم از جمله آرزوهای این ملت ستم دیده است.به امید برپایی قرآن و سنت والسلام.
    سید علی محمد دستغیب
    ۱۳۹۲/۳/

     
  24. آقای نوریزاد
    بت سازی و بت پرستی رایج ما ایرانیهاست
    قاب عکسهای بر دیوار و…
    ما نیاز به مسلمان شدن داریم

     
  25. با سلام

    جناب نوري زاد . خيلي خوب معضلات جامعه ايران را بخصوص در رابطه با دين بيان کرديد . همينطور به راه حلهايي متين
    اشاره نموديد . در رابطه با حجاب گفتيد که با شما موافقم . به قول خودتان روح کلي اعتقادات بنيادين وحدت است.
    يعني همان توحيد و يکتا پرستي . از شادکامي . شاد زيستن . شادفهمي و نشاط ايماني گفتيد که چقدر زيبا اين
    واژه ها را در کنار هم قرار داديد. از ارج نهادن به فهم و استقلال مردم گفتيد . و همينطور دعوت از مراجع براي اينکه نسبت
    به جايگاهي که دارند احساس مسئوليت کنند.
    اميدوارم جامعه ايران با وجود عزيزاني مثل شما به مطالبات و خواسته هاي خود برسد.
    موفق پيروز و پاينده باشيد.
    يا علي

     
  26. جناب آقای نوری‌زاد
    من یکبار برای شما نوشتم که اگر راه محمد پیامبر را در نظر دارید با من تماس بگیرید. این آخرین باریست که این شانس بزرگ را به شما تقدیم می‌کنم. به شما گفتم ایشان هم اکنون در حال تمام کردن تعلیمات برای بشریت آینده میباشند. مسلما این را نوعی جوک متلقی مینمایید اگر پیغام مرا خوانده اید‌ ، اما حقیقت محض هست. واضح است بدنی که هزاران سال پیش از بین رفته دوباره زنده نخواهد شد اما بسیار مبهوت خواهید بود اگر حقایق را بدانید، مردمی که خود را دنبال روی ا‌و می‌دانند هرگز مرام و تعالیم ا‌و را تا کنون انجام نداده‌اند به جز تعداد انگشت شماری که از دنیای مادی در گریز بوده‌اند و تنها دور از مردمان نادان زندگی‌ را گذرانده و می‌گذرانند. من بیشتر از این در اینجا نخواهم نوشت. خود من مبهوت دانش و معلومات این انسان بزرگ هستم که هرگز کسی‌ را به مانند ا‌و ندیده یا نشنیده‌ام. ایشان به مانند گذشته در تمام جهان بزرگ خارج از کره زمین سفر نموده‌ و دنیای بدون زمان و مکان را نیز بارها و بارها حس یا لمس نموده‌ اند. اگر واقعا به دنبال حقیقت هستید با من تماس بگیرید وگرنه مابقی زندگی‌ شما بیهوده با نادانان و گمراهان خواهد گذشت و بس.

     
  27. سلام اقای نوریزاد عزیز نمیدانم چرا هر وقت دلم میگیرد هر وقت که ابری میشوم یاد شما میفتم نمیدانم چرا شاید من با شما یک وجه مشترک داشته باشم بقول سینمایی ها با شما حس همذات پنداری میکنم از این بابت که فریب خوردیم البته هرکدام به طریقی و همین فریب خوردن وجه مشترک من با شماست
    . هرچند من همین الان هم با بعضی از نظرات شما مخالفم اینکه رهبر ما با همه نقدهایی که به ایشان دارم به مراتب به مراتب از اقای رفسنجانی ومرحوم منتظری بهتر بود و هست همین اقای رفسنجانی ایا به نظر شما اصلاح طلب است؟ شرمنده ام اما سخت در اشتباهین. اقای رفسنجانی نمونه بارز این ضرب المثل هست که میگویند به گربه گوشت نرسید گفت حرومه ایشان خواستن به قولی رهبری رو دور بزنن ومرگ بر انگلیس گویان بساطی برای خود و خانواده مهربان و وطن دوستشان فراهم کنند که خوشبختانه نشد وگر نه ایران ما الان پاکستان دوم بود یه حنا ربانی با کفش چند هزار دلاری هم الان وزیر امور خارجه ما بود در پاکستانی که نصف بیشترشون سوتقذیه دارن مردم یا فقیر فقیر یا ثروتمند ثروتمند این به کنار ما بااون جهل مذهبی چه میکردیم با قتل و غارتها چه میکردیم با جانیان ول شده در جامعه با سانسور وسیاست اقای رفسنجانی همین بود برادر اگر اگر هم دیدید در سال هشتادو هشت ایشان سکوت کردند نه به خاطر مردم بود نه به خاطر اصلاح طلبان دلیل چیز دیگری بود فقط و فقط به خاطر اقای احمدی نژاد بود و انتقام گرفتن از رهبری به خاطر مناظره های سال 88 وشکست چهار سال قبلش اگر به جای اقای احمدی نژاد کس دیگری بودن نه تنها ایشان سکوت نمیکردن بلکه ملت را فلاحیان و خلخالی واجب میکردن.. .
    به عقیده بنده اقای رفسنجانی اصلاح طلب زوری و اجباری هستن چون راه دیگری ندارن نه یک هزارم از شجاعت و صداقت اقای خمینی رو دارن که ملامت ها و مشقتهای ساواک دیروز و بسیجی های امروز(شعبون بیمخها) رو بچشن نه دل کندن از این نظام که شاید دوباره فرجی شد و بازم به نون نوایی وپست ومقامی رسیدن که به نظر این اتفاق با امدن اقای روحانی افتاد.
    در باره مرحوم منتظری هم تقریبا داستان همین بود اگر داماد ایشان یا به روایتی برادر داماد ایشان در میان اعدامی های سال 68 نبودن به جرات میگویم به جرات میگویم که هیچ صدایی از جناب ان مرحوم در نمی امد.شاید شما حرفم را قبول نکنین ولی اقای نوریزاد این بدبختی را ما همه ایرانی ها داریم که در مقابل هر بدی اصرار داریم یک خوب قلابی یه خوب علکی واسه دلخوشکنکی بذاریم در صورتیکه واقعیت چیز دیگریست. وگرنه خودشان گفتند این بساط ولایت فقیه را ما خودمان علمش کردیم حالا….. (حالا چی رفت تو پا//////)
    اقای نوریزاد عزیز به عقیده من از این پس رهبری با مردم مهربانتر خواهند شد چه بسا همانی شود که شما گفتید اشفته موی و پابرهنه دوان دوان امدند واز مردم حلالیت طلبیدند چون هنوزم ذره ای مرام در ایشان میشود پیدا کرد بعد بمانید و تماشا کنید که اقای روحانی چه گلی به سراین مردم خواهند زد. من از همین الان میگویم که اقای روحانی این شبها خواب این را میبیند که در قامت یک ریس جمهور با هواپیمای اسکرت و دم و دستک وخدم حشم و پول باداورده این مردم تور جهانگردی خود را اغاز خواهند کرد به یقین میگویم که ایشان در هتل های اروپایی بیشتر از ایران خواهند ماند یاد این جمله زیبای شما افتادم بخورید و بنوشید از شیر این شتر که بزودی (بزودیشو بعید میدانم) خواهید فهمید که چیزی جز خون نخوردید .نوش جانتان .
    این صف های طویل رای دهنده های چند روز پیش که بی شباهت به صف مرغ و برنج ماهای گذشته نبودند چه چیزی را ثابت کردند دموکراسی تهوع اور به سبک جنتی را یا… دلم نمی اید اون حرف زشتو بزنم داستان همان است اقای نوریزاد عزیز همان ..ف..ر..ی…ب. فریب
    دوستدار شما مهرداد

     
  28. می ترسم

    من از شب ها ی تاریک بدون ماه می ترسم نه از شیر و پلنگ، از این همه روباه می ترسم مرا از جنگ رو در روی در میدان گریزی نیست ولی از دوستان آب زیر کاه می ترسم من از صد دشمن دانای لامذهب نمی ترسم ولی از زاهد بی عقل نا آگاه می ترسم پی گم گشته ام در چاه نادانی نمی گردم اصولأ من نمی دانم چرا از چاه می ترسم اگرچه راه دشوار است و مقصد ناپدید اما نه از سختی ره، از سستی همراه می ترسم من از تهدیدهای ضمنی ظالم نمی ترسم من از نفرین یک مظلوم، از یک آه می ترسم من از عمامه و تسبیح و تاج و مسند شاهی اگر افتد به دست آدم خودخواه می ترسم مرا از داریوش و کوروش و این جمله باکی نیست من از قداره بندان مرید شاه می ترسم نمی ترسم ز درگاه خدای مهربان اما ز برخی از طرفداران این درگاه می ترسم خدای من ، نمی دانم چرا از تو نمی ترسم ولی از این برادرهای حزب الله می ترسم چو ” کیوان ” بر مدار خویش می گردم ، ولی گاهی از این سنگ شهاب و حاجی گمراه می ترسم

     
  29. جناب اقای دکترنوری زاد
    با عرض ارادت
    با اینکه حسن نیت شما برای برون رفت از بن بست رژیم قابل تقدیر است ولی متاسفانه اینگونه درمانها نه تنها بیمار(ملت ایران) را شفا نمی دهد بلکه با توجه به عدم شناخت از ماهییت تهاجمی و بدخیمی بیماری (رژیم)به نتایج فاجعه باری منجر خواهد شد.
    به۲ دلیل اول انکه بیمار زمان را از دست می دهد ودوم اینکه از درمان مناسب و با شدت کافی برخوردار نخواهد شد
    با توجه به اینکه بیماریهای اجتماعی وجسمی مشابهت هایی با هم دارند و بخصوص در زمینه پزشکی علیرغم پیچیدگی٬ در باب درمان پزشکی ،خدعه و نیرنگ جایی نداشته و در نحوه درمان جان انسانها تقریبا همه پزشکان هم عقیده هستند البته ممکن است بعلت عدم پیشرفت دانش در درمان بعضی بیماریها اختلاف نظر وجود داشته باشد ولی این به هیچ وجه به معنی تعمد در عدم درمان بیمار نیست.
    متاسفانه در مسایل اجتماعی بعلت وجود منافع در گروههای مختلف اجتماعی اشاعه اطلاعات نادرست و منحرف کردن افراد به جهت بدست آوردن منافع (قدرت و مادیات و ….)بیشتر ،بسیار متداول است.
    حال می توان براین اساس در خصوص وضعیت کشور ما و بیماری مبتلا به ایران که شباهت زیادی با بیماریهای بدخیم انسان دارد ،اظهار نظر نموده و بر این اساس قضاوت بهتری نمود.
    همانگونه که اطلاع دارید وقتی فردی به تومور بدخیمی مبتلا شود پس از مدتی سلولهای سرطانی به ارگانهای متعددی از بدن دست اندازی کرده (متاستاز)و فعالیت بدن بیمار دچار اختلال می شود درمان این بیماری باید هر چه زودتر شروع شده و از هر امکان درمانی از جمله جراحی / شیمی درمانی/رادیو تراپی و غیره استفاده نمود البته این زمانیست که بیمار درمان مناسب را طالب باشد وضمنا باوجود بهترین درمان نیز مقداری عوارض بجای می ماند.
    حال اگر در خصوص تومور بدخیم به اشتباه تشخیص تومور خوش خیم گذاشته شودو بیمار از درمان مناسب بهره نبرد، بدیهی است که با عوارض بسیار بسیار شدیدی مواجهه می شود لذا پزشکان در خصوص افتراق بین تومورهای بدخیم و خوش خیم ازشاخصهایی استفاده می کنند تا بتوان در شروع بیماری این دو رااز هم باز شناخت.
    اکنون برمیگردیم به موضوع اصلی به اعتقاد من بیماری بوجود آمده در کشور از نوع بدخیم بوده و با درمانهای جنابعالی که بیشتر مناسب تومورهای خوش خیم است نمی توان مشکل را رفع کرد کما اینکه کلیه علایم موجود نشان از بدخیمی می دهد وتازه در شروع بیماری نیستیم بلکه به مراحل پیشرفته این بیماری وارد شده ایم (مشکلات اقتصادی،اعتقادی، اخلاقی، و غیره)
    لازم به ذکر است که با تومور خوش خیم میتوان زندگی کرد وگاها مشکلات بوجود آمده با مداخلات کوچک قابل رفع است ولی با تومور بدخیم به هیچ عنوان نمی توان مسالمت آمیز زندگی کرد یا باید آنرا نابود کرد یا آنکه تومور خود وبیمار هر دو را نابود می کند حال خود قضاوت کنید بیماری کشور به کدام شکل نزدیکتر است .

    به نظر من قبل از انتخابات جنابعالی درمان مناسبتری پیشنهاد کرده بودید ولی پس از اینکه مردم (البته حدود ۳۰ درصد)مجددا خطا کرده و در انتخابات شرکت کرده ٬ شما هم نظرتان را تغییر داده اید البته باید اینجانب را ببخشید که اینها را به شما میگویم روی سخن من با افرادیست که فریب …. ودر انتخابات شرکت کرده اند و همانطوریکه شما متذکر شدید ۴ سال دیگر نیز با این فرد جدید خیال مسوولین را راحت کرده اند
    امیدوارم پس از گذشت یک سال و حرفهای ۲ پهلوی اقای روحانی و فرار او در بزنگاهها (مثل سلف بر حقش جناب خاتمی) و عدم انجام وعده های تبلیغاتی و انجام بعضی تغییرات سطحی و ظاهری ،مردم دربند و به ستوه امده ومستاصل کشورعزیزمان به فکر درمان عاجل این غده سرطانی بیافتند و از این گول خوردن مداوم دوری جویند.

    ——————

    سلام دوست گرامی
    بله، همانگونه که شما اشاره کردید، ما صبرمی کنیم. یعنی به ایشان فرصت می دهیم. این، منصفانه نیزهست. نمی شود ازایشان فی الفورتقاضاهایی داشت. یکسال خیلی خوب است. بعدازیکسال کم کم به واقعیت نزدیک می شویم.
    با احترام

    .

     
  30. جناب آقای نوریزاد،
    کوششی که شما آغاز فرموده اید بسیار قابل تقدیر است. لکن توفیق در آن بنظر من آنچنان محتمل نیست. نه اینکه راه آشتی را نمی شود باز کرد. نه آنکه آقای صانعی نمی تواند از اعتبار و حیثیت خویش استفاده کرده و مارا چند گامی به پیش ببرد. اینها البته ممکن هستند. لکن موضوع بسیار فراتر از این مقوله میرود. من تنها یک نکته از نوشته شما را به مثال میگیرم که بحٍث طولانی نشود:
    شستن پای دیگران مطلبی است که در انجیل آمده است. در آغاز مسیح است که در مجلسی پای همه پسران خود را که ما به آنها حواریون میگوئیم شست. این رسمی است در کلیسای کاتولیک. پاپ فرانسیسکو به هیچوجه با آقای خامنه ای قابل مقایسه نیست.
    او سرپرست بلا منازع کلیسای بیش از یک میلیارد کاتولیک در جهان است که اکثر پیروان مذاهب دیگر هم به او احترام میگذارند. او در اولین سخنش به دهها هزار نفر که پس از انتخاب او به عنوان پاپ فی البداهه و با عجله در میدان بزرگ واتیکان جمع شده بودند با لبخندی گفت: بونا سرا (عصر بخیر). با تلاوت جملاتی طولانی از انجیل و بزبان لاتین و چیز های خسته کننده آغاز نکرد. او از مردم خواست که به او حقیر بیچاره کمک کنند.
    بر عکس آقای خامنه ای رهبری است که از لحاظ فرضی تنها شیعیان را پیروان خود میپندارد و تکبر از نگاه خشم الوده اش میبارد وقتی میگوید: دانشجویان بروند به کیش که چه بشود؟. او در کشور خویش هم بسیار مورد مشاجره است و به نظر من رهبری است که حتی در ایران هم پیروی ندارد. فراموش نکنیم که فلسطینی ها هم شیفته صدام بودند آنگاه که او به اسرائیل موشک میزد. آنها شیفته قذافی هم بودند آنگاه که هواپیماهای ربوده شده در اروپا را اجازه ورود میداد و برای تروریست های فلسطینی پایگاههای آموزشی داشت. این شیفتگی ها را پیروی تعبیر نکنیم. اینکه دشمنِ دشمنِ من دوستِ من است را نباید با پیروی اشتباه کرد . گذشته از آن بین عمال و پیروان تفاوت بسیار هست. آقای خامنه ای رهبری است خود خوانده.
    علاوه بر آن پاپ فرمانده کل قوا نیست. سپاه و بسیج و پلیس و ارتش و رادیو و تلویزیون و سیستم قضائی و مجلس خبرگان وسیاست اتمی و سیاست خارجی و سیاست امنیتی و…….. را در هیچیک از کشورهائی که پیروانش در آنجا هستند در قبضه خود ندارد. او حتی در باره خشونت های جمهوری اسلامی نیز با لطافت صحبت میکند.
    پیش از او پاپ بندیکت هم پای دیگران را شست و پس از محکومیت بزرگی خدمتگزار خود را که جاسوسی کرده بود میبخشد. دیگر پاپ ها هم پای دیگران را شستند.
    پاپ ژان پل دوم حتی به ملاقات احمد علی اکجا جنایتکار ترکی رفت که از طرف سازمان جاسوسی بلغارستان برای کشتن خود پاپ گماشته شده بود و پاپ را به گلوله بسته و شدیدا زخمی کرده بود. پاپ اورا در زندان بوسید و ساعتی با او گپ زد. لکن همین پاپ بدون اینکه در سخنانش حتی صریح گردد حکومت دیکتاتوری لهستان را در موقعی در هم کوبید که لئونید برژنیف هنوز صدر هیئت رئیسه در شوروی بود. به این میگویند حفظ آزادی مذهبی نه به آنچه رهبر در ایران میکند یا میگذازد بکنند.
    آقای خامنه ای کدام تاجزاده و نوریزاد و موسوی و کروبی را بخشیده است؟ او کی روی پاهای مادر ندا و مادر جعفر پناهی افتاده است؟

    فصل الخطاب برای فصل کردن آمده. کِی برای وصل کردن آمده؟ او میبایست نه تنها پاهای دختر کوچک بهائی بلکه پاهای یک قاتل بهائی را بشوید که کارش با کار پاپ قابل مقایسه شود. من میگویم او جلوی حکم های مستبدانه و نا عادلانه خود را بگیرد، بخشش طلبی پیشکش ایشان باشد.
    تفاوت بین پاپ و آقای خامنه ای بسیار فاحش است. مهمترین آنها:
    فرهنگ و دانش
    موضع ایشان در مقابل انسانها
    تفاوت دوم مربوط میشود به روح مسیحیت که انسان را به دوست داشتن حتی دشمنان خویش دعوت میکند. اشتباه نشود: من مسیحی نیستم و هیچ کششی به مسیحیت هم ندارم. تفاوت مسیحیت با اسلام در واقع این است که مسیح تنها سه سال از سی تا سی و سه سالگی برای افرادی که داوطلبانه دور او جمع میشدند صحبت میکرد لکن اسلام عمدتا بزور در دنیا وسعت یافت.
    فرماندار رومی فلسطین پونتسیوس پیلاتوس و شاه بنی اسرائیل هرودس اورا به مرگ محکوم کرده و بر صلیب کشیدند. تصلیب یکی از دردآورترین مجازات ها در تاریخ است که قربانی آنرا حدود یک تا سه روز زنده نگهمیدارد و زجرکش میکند. در روی ستون اصلی چوبی نصب میشده که قربانی بتواند نشیمنگاه خود را روی آن قرار دهد تا بیهوش نگردد. رومیان اینکار را میکردند که مصلوب زود نمیرد. بر روی همان صلیب مسیح از خدا خواهش میکرد: آنها را ببخش چون نمی دانند چه میکنند. مسیحیان حد اقل در سیصد سال اول مصلوبین بودند. همان والریانی که به جنگ ساسانیان آمد و مغلوب شد هنوز 250 سال پس از مسیح مسیحیان را سرکوب میکرد.
    کار اسلام لکن از آغاز با مسیحیت بسیار متفاوت بود. قضیه بنی قریضه بود و جنگ و غنیمت و شتر و فرش نگارستان و درفش کیانی و امارت اصفهان و ری و خراسان و ماوراء النهر و فسطاط و قیروان و مال و منال. بد تر از همه اسلام برده داری را مشروع کرد و پدران ما را به مذلت بردگی اعراب و مادران و خواهران ما را به حرمسراهای بادیه نشینان نجد و حجاز فرستاد. چند در صد از اعراب عربستان امروزه ژن ایرانی دارند؟ از چنین دین نابی چه باید درآید؟
    بهترینشان که قمر بنی هاشم باشند در یک نبرد هشتاد و در نبرد دیگری صد و بیست نفر را میکشت. قرآن پر است از یقاتلون و قتلو و مقاتلون و…… عثمان و علی و حسین و خلفا و حلاج و شهدای دیگر اسلام را رومیان نکشتند بلکه خود مسلمانان.
    و اسلام امروز همانکاری را با مسلمین و غیر مسلمین میکند که رومیان با مسیح کردند. سنگسار، قطع دست با اره برقی، اعدام با جرثقیل، در آوردن چشم. از ترقی دنیا تنها چنین کارها را یاگرفته اند.
    فقه شیعه هنوز که هنوز است بر همین اساس استوار است. بحث بر سر این است که با وجود فرزند مسلمان فرزند زرتشتی ارث میبرد یا خیر. بحث بر بیضه و شتر استوار است. بحث اسلام همیشه بر سر مال و منال و قدرت بوده و کنیز و حرمسرا و صیغه بهترین نمایشگر این طرز فکر است. حجاب زوری یعنی زندانی کردن زن حتی در حرکت تا دیگران امیالی نداشته باشند و زنان در انحصار حرمسرای بزرگان درآیند. ما بحال آوارگان فلسطین گریه میکنیم، کی به حال بزور مسلمان شدگان و آوارگان زرتشتی فکر میکند؟ ایران را اینها همینطور مسلمان کردند.
    بین اسلام و مسیحیت تفاوت بسیار است.
    عجیب ترین تحول تاریخ همین است که آن رم باستان که شکوه و جلالش، قدرت اقتصادی و نظامی و اداریش تا بحال در تاریخ جهان بی نظیر مانده است به مرکز اعتقاد همین مسیحیان در آمد، بدون کشورگشائی، بدون جنگ. لکن مرکز اسلام در همان مکه ماند که در آنجا هر سال پنج میلیون گوسفند با ذبح خویش خدائی خدا را بچشم میبینند.
    لکن همین مسیحیت از سال هزار میلادی به همان کوره راهی رفت که اسلام هم از روز اول رفت و هنوز در آن غوطه وراست: قدرت طلبی مذهبی.
    اوج خدعه و فساد کلیسا در قرون پانزده و شانزده بود. مسیحیان زیادی جان خود را فدای اصلاح مسیحیت کردند. یان هوس چک را ضمانت دادند و به بحث کشیدند و سوزاندند. همین کار را هم با مارتین لوتر پایه گزار مذهب پروتستان میخواستند بکنند که موفق نشدند. پیدایش صنعت چاپ، جنبش پروتستان، ظهور علم و هنر جدید با کپلر و کوپرنیک و گالیله و دکارت و دیگران، فلسفه مدرن و حقوق مدرن تحولی را در اروپا ایجاد کردند که تخت کلیسا را از عرش اعلا بزیر کشید و کلیسا را مطیع هومانیسم کرد.
    آنچه در اروپا به دوره روشنگرائی مشهور است در این میان تمام جهان را روشن کرده است. تنها فقهای ما هستند که هنوز دارند علائق را با شتر و بیضه میسنجند. در جامعه مدرن مرجع تقلید، مرشد، آیت الله و غیره جائی ندارند. اینها باید بروند. محترمانه یا بدون احترام. انتخابش دست خودشان است.
    من برای مقتدران مذهبی افسوسی نمی خورم چون آنها گور خود را خود کندند. افسوس من برای کسانی است مانند اقای صانعی است که پاک ماندند اگر ماندند. آنها در معضل غریبی قرار دارند. آنها هم اطمینان دارند که مقتدران خواهند رفت. در این بحثی نیست. مشکل آنها این است که چطور دوباره اطمینان یا حتی نگاه ملایمی به اسلام را در چشم این ملت ستمدیده حفظ کنند. موضع آنها بسیار در خطر است.
    کوشش اصلی آنها ابتدا پس از رفتن سردار ها و سرکارها و رهبر ها آغاز خواهد شد.

    ——————-

    سلام حمید عزیز
    گرچه با بخش هایی ازنوشته ی شما موافق نیستم اما با تمام وجود دربرابر منطق و حسن نیتی که درنوشته ی شما موج می خورد سرتعظیم فرود می آورم.

    با احترام وادب

    .

     
  31. اگر به آموزه های قران رجوع کنیم ، از دل هایی میگوید که نرم شدنی نیستند و به گمان من دلهای آکنده از نفرت در راس چنین دل ها ، دلی است انباشته از نفرت . ودر راس انها نفرت از قدر ناشناسی ها . نفرتی که در سخنان رهبر در رابطه با سخنان 13 رجب آیت الله منتظری و تحصن نمایندگان مجلس ششم و نظایر آنها جلوه گر است .

     
  32. شعر زیبا و پرمغز سرت سلامت و اجرای اهنگ سرت سلامت توسط اباذر را دیدم و لذت بردم.میخواستم با اجازه شما چند بیت به ان اضافه کنم اگر پسندیدید پخش کنید اگر نه فبها.با عرض پوزش.
    ما راگر سربه تن نمیخواهند
    گونخواهند گو نخواهند
    سرت سلامت
    اسیب از تو دور
    سر انجا بر تن ما گواراست که تو بر بام بودن باشی
    ما راگر سربه تن نمیخواهند
    گونخواهند گو نخواهند
    سرت سلامت
    پس هراس از تو دور
    فریب از تودور
    دروغ ازتودور
    جهل ازتودور
    درمقابل
    فهم باتو
    عشق با تو
    فهم باتو
    عشق با تو
    پاینده وازاد ایران ما. ایران ما
    پاینده وازاد ایران ما. ایران ما
    ما راگر سربه تن نمیخواهند
    گونخواهند گو نخواهند

    ***
    سر سرت اذرابادگانت سلامت
    ما را همین بس است
    قلب پر طپش اصفهانت سلامت
    ما را همین بس است
    سرزمین شاهنامه سازت خراسان پاینده باد
    ما را همین بس است
    سرزمین پیشمرگان کوردستانت تا ابد زنده باد
    ما را همین بس است
    سرزمین پهلوانان کرمانشاهان و ایلام جاودان
    ما را همین بس است
    سرزمین یلان سیستان و بلوچستان پایداروجاودان
    ما را همین بس است
    سرزمین گرم و زیبا فخر ایران خوزستان تا ابد پاینده باد
    ما را همین بس است
    سرزمین شاعران با شیراز بی مثالش فارس کم نظیرش تا ابد زنده و جاودان
    ما را همین بس است
    سرزمین قلبهای مهربان کرمان و ساحل نشینان خلیج تا ابد فارس پاینده باد
    ما را همین بس است
    سرزمین زیبای لرستان مهد سلحشوران با چشمه ساران پاینده باد
    ما را همین بس است
    سمنان و زنجان ؛ یزد و اراک پاینده و جاودان
    ما را همین بس است
    هکمتانه با باباطاهرش؛بختیاری با چار محالش و مردان بزرگش جاودان
    ما را همین بس است
    بویراحمد و نوراباد قهرمان پرور زنده باد
    ما را همین بس است
    عشق ایران ؛ جان جانان سر زمین پهلوانان؛ گیلان و مازندران تا ابد زنده و سبز و جاودان
    ما را همین بس است
    کوه مغرور البرزت با قله همیشه پر برف و زیبای دماوندش ؛ زاگرس بی مانندت با دنای دلربایش؛
    تفتان اتش فشانت ؛ ان کویر خشک و مغرورت ؛دریای زیبای مازندرانت؛جنگل بی همتای گل ستانت؛خلیج فارست با درو مرواریدهای غلطانش تا ابد زنده وپاینده باد
    اری ایران من
    رنگ و ریا از تو دور
    دستار و عبای تزویر از تو دور

    محمد عزیز تو استاد و من شاگردم.فقط از روی احساس و عشق وطن مهجور و دربندم اینها را نوشتم
    بابت توجه خوانندگان پایان سروده زیبایت را با سه ستاره مشخص کرده ام

    دوستدار شما علی

     
  33. سلام خدمت استاد گرانقدرم جناب اقای نوری زاد

    من امشب میخواهم درمورد اسلام صحبت کنم . البته نمیدانم در موردکدام یکی از اسلامها صحبت کنم .شاید شما الان تصور کنی که من یاوه می گوییم یا حالم سر جاش نیست وبگویید که ما که یک اسلام داریم.ولی نظر من که یک نظر شخصی است طور دیگریست ومیگوییم چندین اسلام.من خودم یک سنی هستم .ازهمین جا اسلامها را معرفی میکنم.اسلام سنی-اسلام تشیع-اسلام سنی دوباره شامل سیدها-شیخ ها-درویش ها -اسلام مکتبی ها و…. حال اسلام تشیع شامل دوازده امامی -شش امامی -علی الاهی -علوی و….. که هرکدام ازاینها نظرات ی وعقایدیکدیگر رابجز خدا و پیغمبر قبول ندارندوحتی رفتارها وروشهای دینی یکدیگر را قبول ندارند .این موضوع باعث شده که دین اسلام در ایران ابهت خود را ازدست بدهدوهمیشه سر روشها ورفتارهای بایکدیگر گاهی در جنگیم گاهی تمسخر گاهی تهمت وناروا گاهی مرتد شمردن گاهی خود را بهتر شمردن و…..
    سوال من ازشما استادگرانقدر اینست که ؟جرا اسلامی که حضرت محمد(ص) برای هدایت انسان معرفی کرد به این عناوین درامده است وهر کسی ساز خود را می زند.ایا این دسیسه دشمنان اسلام نیست که اسلام واحد را به این وضع دراورند وخودشان از اب گل الود ماهی بگیرند.ایا وقت ان نرسیده که این سلیقه ها را کنار بگذاریم واسلام را به معنی کلمه برسانیم تا بتوانیم درسایه ان به سعادت دنیوی واخروی برسیم ؟
    باسپاس ودرود فراوان

    ———————

    سلام بانوی خوب
    این اختلافها ایراد چندانی ندارد. علتش شاید دراین است که مطلقا امکان مجتمع کردن مردم حول یک عقیده وجود ندارد. یا شاید اساسا ضرورتی نیز نباشد که ما همگان را به یک کیش ویک عقیده فرابخوانیم. روح کلی اعتقادات بنیادین وحدت است. همان توحید ویکتا پرستی. ازاین نگرش که دورشویم، مگرمی شود به کسی گفت: کمونیست مباش وبهایی مباش ومثل ما باش ومثل ما بیندیش. اجازه بدهیم مردم هرگونه که دوست دارند بیندیشند. مهم فرو نشدن مردم درجهل است. اینجاست که انتشار- ونه دخالت – آگاهی کارسازی می کند. مردم را راحت بگذاریم.

    با احترام

    .

     
  34. 10 فرمان أقاي نوريزاد، بسيار جالب بود، از همه جالب تر و مهمتر بنظر من سفر به كشور هاي اروپايي و زندگي در أنجا براي يك سال است. اين تنها راه است كه ميشود با زمانه أشنا شد. و تنها راه است كه فقيهان ميتوانند به سازوكار روز أشنا و به طور نگاه و تفكر ديگران أشنا شد و قوانين و دستور آت دين را به روز كنند. اگر ٥ تن از مراجع ما تصميم به اين كار بگيرند و به درون جامعه اروپايي پا بگزارند و با أنها زندگي كنند و يكي دو بار هم به كنسرت و ديسكو بروند و حقيقتا همه أبعاد زندگي أنها را لمس كنند، بنده حاضرم مخارج يكي از أنها را تا مبلغ ١٢ ميليون تؤمان در ماه براي يكسال بپردازم.

     
  35. مثل همیشه عالیییییییییییییییییییییییی
    ممنون جناب آقای نوریزاد

     
  36. آقای نوریزاد دست آورد ادیان سامی طی چهار هزارسال گذشته در حال حاضر بیرون آوردن قلب وجگر یک انسان وبه دندان گرفتن آن میباشد آیا علمای دین جز این دست اورد چیزی برای بشریت داشته اند من در رای گیری شرکت کردم چون راه چاره ای برای ابزار نظر خود در چنین شرایطی نمیشناسم طی سالهای گذشته میگفتند شرکت در انتخابات رای به نظام است ما متوجه فریبی که در این کلام بود نشدیم به نظر من مقامات از نفرتی که مردم به آنها دارند باخبرند آنها میخواهند مردم در انتخابات شرکت نکنند تارای آنها به حساب نیاید وخوانده نشود و آخرین ترفند آنها شرکت آنهائی که حتی نظام را قبول ندارند بود چرا که رای آنها متوانست بازی انتخابات را برهم زند نظام میخواست با ترساندن مردم به اینکه رای آنها را به حساب خود مصادره خواهد کرد مانع شرکت مردم شود اما شرکت مردم دوپینگ انتخاباتی انها را بی اثر کرد.

     
  37. با سلام به آقای نوری زاد عزیز بنده قبلا هم در قسمت نظرات ،نظر خود را در مورد جمهوری اسلامی و رای دادن در چارچوب آن دادم وسوالی هم از شما پرسیدم که بی جواب ماند و باز می پرسم امیدوارم پاسخگو باشید. پرسشم اینست آیا میتوان ریشه تمام گرفتاریهای جمهوری اسلامی را فقط در این سالها جستجو کرد؟آیا ریشه گرفتاری مردم ایران در نظام جمهوری اسلامی از گذشته دورتر نیست؟و آیا این بدبختی ها از حماسه خمینی آغاز نگردیده؟وآیا برای شما حماسه خمینی همچنان حماسه خمینی است؟وآیا نمیتوان گفت خشت اول چون نهد معمار کج تا ثریا می رود دیوار کج ؟؟؟!!

    —————-

    سلام دوست من
    لطفا نامه ی بیست وچهارم وبیست وپنجم مرا مطالعه بفرمایید.
    با احترام

    .

     
  38. باسلام
    جناب نوري زاد،عالي بود.

     
  39. علی lمحمدزاده

    بزرگوار یا شما با اقایان نشست برخاست نداشته اید ویا شنیده هایتان معتبر نبوده اند اینها در طی 500 سال نتوانسته اند حتی یک رساله مشترک چاپ وملت را حد اقل در تقلید متحد کنند شما فتاوای صادره اینها را در جنگ جهانی دوم مطلعه فرمایید درست در بحبوحه جنگ عده ای از مردم میخواستند بر علیه عثمانی وارد کارزار شوند وعده ای صدر اعظم المان را مسلمان وشیعه 12 امامی مینامیدند وبر علیه انگلیس وفرانسه حکم جهاد صادر میکردند .در انقلاب مشروطه در حالیکه مردم گرفتار بی سامانی بودند وبرای تعیین سرنوشت خود خونها میدادند این اقایان یکی بر علیه انقلاب مشروطه ودیگری بر له انقلابیون فتوا صادر میکردند در انقلاب 57 عده ای با امام همراهی میکردند وعده ای اورا حتی غیر مسلمان مینامیدند .شما برادرم جناب اقای نوریزاد با تمام ارادتی که نسبت بشما دارم در این مورد راه خطا میپیمایید تا حدیکه روزی را ببینید که بین مسلمانان وبهاییان وبوداییها اتحاد ایجاد شده ولی با کمال تاسف ان روز را شاهد نخواهید شد که حتی دو مجتهد که سهل است دو حجه الاسلام با هم متحد شوند ودر پشت سرهم نسبت بهم ناسزا نگویند وهر کدام ان دیگری را بیسواد ویا بی ایمان ننامند امیدوارم منهم مثل تو چنین ارزویی بکنم وامید بدان ببندم

     
  40. درود به اقای نوری زاد عزیزو سلام به اقای صانعی بزگوار
    ببخشید که برای اسمتان از ایت الله استفاده نکردم چون کسی که من دوست دارم با اسم کوچک صدایش میکنم اقای صانعی عزیز حال وقت رفتنه به کجا عرض میکنم به انجایی که نگاه میلیون ها ایرانی و خارجی چشم به شماها دوختن که چه شود که ببیند ایا بزرگان دینی چیزی به اسم بخشیدن بلد هستند یا نه واقعا اقای صانعی دست به گل شدن و رفتن پیش اقای خامنه ای دیدن دارد ولذت شما بزرگان دینی استاد دینی یک سرزمین هستید ما جوانان چشم به شما ها دوختیم که یک روز فریاد بزنید ما اشتباه کردیم باید در ایران و سرزمین اریایی کسی برای دینش ،اعتقادش ،فکرش زرج نکشد باید تمامی ایران عم از بهاییان، زرتشتیان،کلیمی ،مسیحی،و همه ی ایرانیها از این سرزمین لذت ببرند اگر یک روز زانو زدید و بوسه بر پایه یک بهایی زدید بدانید با این کار کوچک نمیشود فقط بزرگی و بخشیدن را ثابت کردید

     
  41. محمد اقا
    به نظر میرسد که بعضی از نظرات سانسور میشود. لطفا توضیح دهید.
    شاید مشکلی در کار است چون به این باور رسیده بودم که بعضی از قسمتهای نظرات را با نقطه چین سانسور میکنید ولی باورم نمیشود که کل نظر سانسور شود.
    با احترام علی

    ——————-

    علی آقای گرامی
    من تنها الفاظ ناپسند وناسزاها را حذف می کنم
    همین. آنهم با این علامت: //////
    با احترام

    .

     
  42. سلام دکتر
    چه نامه پرمغزی
    زیباترین نوشته ایست که ازشما خوانده ام
    شما ازرهبرتشکرکرده اید
    من نیز ازشما تشکرمی کنم
    بخاطراین نامه
    ایکاش آقای صانعی قدراین پیشنهادهای راهگشا را بدانند.

     
  43. .. قسمتی از سخنرانی آقای روحانی درسال56[ مراسم حاج اقا مصطفی] که من بیاد دارم/نقل به مضمون/ :….مرجعیت شیعه درطول تاریخ مدافع دین ومملکت بوده…..داستان مرجع شیعه ایت الله شرف الدین درعراق شنیدنی است…سفیر انگلیس از ایشان تقاضای ملاقات خصوصی میکند.. جواب می شنود :..شما هم مانند دیگران اگر کاری دارید مراجعه کنید..سفیر درمحضر مرجع ودر حضور چند نفر اظهار می دارد دولت انگلیس نذر داشته اگر در جنگ جهانی دوم پیروز شود این مبلغ را(با ارائه یک فقره چک) به فقرای مسلمانان کمک کند!…..مرجع چک رادریافت ودر زیر تشکچه قرار میدهد. لحظاتی بعد چک را در میاورد وبه سفیر می دهدومیگوید: بله…ماهم شنیده ایم دراین جنگ آسیب فراوان به مردم وارد شده است … به نیابت از ما این مبلغ رابرای آنان هزینه کنید وگزارش دهید!…… سفیر در حیاط منزل به مترجم میگوید ما آمده بودیم مرجع شیعه را بخریم….اوماراخرید!…..

     
  44. سلام جناب دکترنوری زاد
    این نامه شما یکی از درست ترین وفرصت شناسانه ترین نوشته های شماست. اگرآیت الله صانعی به بند بند نامه شما توجه کنند وبرای آن آشتی ملی به خانه وبیوت مراجع تقلید بروند وپادرمیانی کنند ودل همه را برای رفتن پیش رهبربدست آورند شما درپیشگاه تاریخ بخاطراین پیشنهاد سهمی ماندگار خواهید داشت. اگر این اتفاق مهم رخ بدهد همه ایرانیان مدیون شما خواهند بود. ما دیگرازجنگ وجدل خسته شده ایم. خستگی مردم درست بزنگاهی است که ابن الوقت ها می توانند برموج آرام آن سوارشوند و ملت را بجایی ببرند که عرب نی می اندازد. این قسمت نامه شما را سه بارخواندم:

    ده: پیشنهاد می کنم دریکی ازهمین روزها، با محوریت شما وسایرمراجع، یک میلیون نفردورهم جمع شویم وبا شاخه گلهایی دردست به سمتِ بیت رهبری حرکت کنیم وبا فریادهای “خامنه ای خامنه ای آشتی آشتی” دلِ اورا نرم کنیم واورا ازپریشانی بدرآوریم. اطمینان دارم با برقراری این آشتی بزرگ، بن بست های مدنیتِ کشورمان به نرمی برچیده می شوند، وراه برای فردای فرزندانمان گشوده خواهد شد. این آشتی بزرگ برکات فراوانی خواهد داشت. قدم نخست آن، رهایی عزیزانمان ازبند است که تحمل یک ساعتِ زندانهای بی دلیل نیز خسارت نابخشودنی است چه برسد به تحمل یک سال وپنج سال وده سال زندان. این پیشنهاد، هدیه ی من به جناب دکترروحانی نیزهست.

    واقعا وقتی یک میلیون نفربا شاخه گل به سمت خونه رهبربروند چه کسی می تواند دربرابراین عاطفه بزرگ سنگ باشد ودلش نلرزد وکاری نکند. هدیه خوبی است این پیشنهاد برای رییس جمهورجدید آقای روحانی. مرسی نوری زاد بزرگ که با اندیشه های بزرگت همیشه به ما امید داده ای.

     
  45. درود بر مجاهد بزرگ ایت الله صانعی مجتهد آگاه ،شجاع، فرهیخته، امید ایرانیان.

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

92 queries in 3901 seconds.