سر تیتر خبرها
رهبر: شرکت درانتخابات واجب شرعی است

رهبر: شرکت درانتخابات واجب شرعی است

شرع، در این مهلکه ی دهشتناکِ بی ادبی، عجب تن پوش مندرسی است بر تنِ مردمی که یک وقتهایی از تار و پود آن برای بخت و اقبال خود آرزوها می بافتند.

اگر شرکتِ مردم در انتخابات را که هزار ترفند پنهان و آشکار به دست و پایش تنیده اند، واجب شرعی بدانیم، در حوزه ی مسئولیت های شخص رهبر ببین چه واجباتِ بی بروبرگشتی، و چه حجت های شرعی گریز ناپذیری پابپا می شود!؟

افسوس هماره ی من این است که: شرع، در این مهلکه ی دهشتناکِ بی ادبی، عجب تن پوش مندرسی است بر تنِ مردمی که یک وقتهایی از تار و پود آن برای بخت و اقبال خود آرزوها می بافتند. ایکاش یک روزی نیز می شنیدیم: برای رهبر، و هر مسئولی، وفای بعهد و اعتنا به مطالبات مردم، واجب شرعی که نه، از ابتدائیات و از محکمات و مسلمات قانونی است. حالا شرع بماند برای آن معرکه ای که نه از تاک نشانی است و نه از تاک نشان!

محمد نوری زاد بیست و یکم خرداد سال نود و دو
تهران

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

55 نظر

  1. سلام آقای نوری زاد………می شه به وبلاگ منم سر بزنید و مطالب درون وبلاگم را مطالعه کنید؟؟!؟! ممنون می شم

    ——————

    سلام یاسین گرامی
    به وبلاگ شما سرمی زنم . حتما
    با احترام

    .

     
  2. با سلام
    در تائید حرف این دوست گرامی عرض کنم ببینید آقای حجت الاسلام باهنر که با رجائی در بمب گذاری کشته شدند کتابهای درسی دینی مدارس ودبیرستان ها را قبل از انقلاب ودرحکومت شاه می نوشتند ویا مطهری که در دانشگاه تهران درس میداد آیا الان در این حکومت اجازه میدهند که چنین شود

     
  3. با تمام احترا می که برای ایشان قایلم. با عرض معذرت باید بگویم کدام ایران.مگر ایرانی هم باقی مانده است. اگر قدرت اول کشور اجازه دهند که دیگرانی که به قول ایشان نظام را قبول ندارند. انها هم نفسی کشیده و مثل اقایان اخوند ها که فعلا همه جوری از امکا نات استفاده می کنند . نظام قبول ندا شته ها هم اندکی هوای تنفس داشته باشند.( بلا خره انها هم لابد دلمشغو لی هایی دارند) انوقت به خاطر ایران معنا و مفهوم دارد. ولی در این شکل نه. دیروز داشتم پهلوی خودم فکر می کردم. که فرض کن زمان شاه بود. یک روحانی کتابی نوشته و با ترس و لرز پله های وزارت فرهنگ را بالا می رفت. چه انتظاری از مسئولین وزارت فرهنگ داشت. اگر انها سر به سرش گذاشته به تمسخرش می گرفتند و او را از این اطاق به ان اطاق روانه و اخر سر او را روانه و پشت سرش شلیک خنده را سر می دادند. جالب بود. بلا خره انها هم قدرت داشتند که همه کار کنند. مگر چه کسی می توانست جلو دارشان باشد؟ حالا در این کشور که اقا یان به سلا متی با قدرت مردم به همه چیز رسیده اند چطور با این نویسند گان بدبخت بر خورد می کنند. یا دشان رفته است. به همین زودی همه چیز فرا موش شد. من اینجا روی سخنم با شخص ایت الله خا منه ای است. بلا خره هر کسی طرز فکری دارد. یا وا قعا شاید بشود گفت صا حب طرز فکری می شود که اغلب نا خو استه است. ایا باید به او بی توجهی شود. ایا حکومت شاه وا قعا حق داشت که اخو ند ها را تحویل نگیرد. و یا به طرز فکر اخو ندها بخندد. و انها را نا دیده بگیرد. پس چرا در وضعیت فعلی معا دله ها عوض شده. و دیگران نادیده گر فته می شوند. همان کسانی که بقول حضرت اقا نظام را قبول ندارند. اما باید ایرانی باقی بما نند. من اگر ایرا نی ام. باید به شکلی ان را ثابت کنم. ولی با کدام سند. همین که در این محدوده که ظا هرا نامش ایران است؟

     
  4. نوری زاد عزیز اگر امکانش هست برای یاری رساندن به خانواده های داغدار که در این سالها فرزند یا سرپرست شان را

    حکومت به شهادت رسانده لطفا شماره حساب شان یا شماره حسابی را اعلام فرمائید تا حداقل بتوانیم از لحاظ مادی کمکی

    کرده باشیم.

     
  5. 1 – طبق فتوای تمام علماء عظام راستین و غیر دولتی آقای خامنه ای حق فتوی ندارد
    2- انتخابات را چه به شرع ؟ این امری دنیوی است و جیب بعضی خواص را پر کردن و عده ای خواص را به آب و نانی کلان رساندن . زور گفتن و ظلم کردن و …………. و هیچ ربطی هم به شرع ندارد . آن ممه اول انقلاب را که با این احکام سر مردم را شیره میمالیدید لو لو برد

     
  6. سلام آقای نوری زاد
    دیروز به قصد خرید به بازار رفتم. در راه کیف پول خود را در آوردم، تا بببینم آیا پولم کفاف نیازم را می دهد یا نه. در حال بررسی محتویات کیفم بودم، که خامم محجبه میانسالی که همچون مادر من و شما ظاهر بسیار محترمانه ای داشت در کنار من ایستاد و با شرمساری از من کمک مالی خواست. در گذشته نزدیک نیز چندین بار با چنین مواردی برخورده بودم ولی با توجه به وضعیت مالی خودم و عدم اطمینان به صداقت آنها فورا دست رد به سینه آنها میزدم، اما این خانوم آنچنان محترم بودم که شرم بر من جاری شد، فورا دستم را داخل کیفم بردم و نیمی از اندک پولی را که داشتم به ایشان داشتم. هر دو فوری از هم دور شدیم تا شرم یکدیگر را نبینیم.
    از دیروز فکر من مشغول شده، روزی را تصور کردم که با ادامه وضع موجود زنان محترم ما مجبور به تن فروشی شوند و …
    آیا نباید مقصرین وضع موجود، تقصیر خود را بپذیرند؟ یادم است در سال 84 ، همراهان آقای احمدی نژاد مدعی بودند که با تیم مجرب اقتصادی آمده اند، پس امروز آن تیم کجاست؟
    نسل شما قبل انقلاب ادعا کرد که اقتصاد را پیشرفت میدهند، آیا 34 سال برای آزمایش تفکرات (تخیلات) اقتصادی آقایون کافی نبود؟

    امیر ن

     
  7. ایرانی نگران

    نظرات مختلف در مورد آقای روحانی|

    آیت الله صانعی: روحانی شخصیتی عالم، معتدل و مدیری توانمند است
    بیانیه علی مطهری درباره کاندیدای اصلح

    بسم الله الرحمن الرحیم

    نظر به درخواستهای مکرر مردم عزیز ایران از اینجانب مبنی بر اظهار نظر درباره کاندیدای اصلح ریاست جمهوری، به اطلاع می رساند این بنده در میان کاندیداهای موجود، آقایان حسن روحانی و علی اکبر ولایتی را برتر از سایر کاندیداهای محترم و در تراز ریاست جمهوری می دانم ولی با عنایت به لزوم تجمیع و هم افزایی آراء این دو کاندیدای معتدل جهت کسب نتیجه مطلوب و پیروزی یکی از این دو لااقل در مرحله اول و با توجه به احتمال قوی تر رای آوری جناب آقای روحانی براساس نظرسنجی های معتبر، اینجانب به آقای حسن روحانی رای می دهم.
    زهرا مصطفوی ، دختر امام خمینی(ره) :جمعیت زنان جمهوری اسلامی ایران با در نظر گرفتن چنین ویژگی هایی است که از همه مردم ایران دعوت می کند تا در 24 خرداد، با خلق حماسه ای دیگر، با رای به دکتر حسن روحانی، سرنوشت خود را به سوی اعتدال، توسعه پایدار، اقتصادی توانمند، رفاه، عزت و سربلندی ملی و اسلامی، به دست گرفته و رقم بزنند.
    سید حسن خمینی، هاشمی، خاتمی و ناطق نوری از ارکان شکل گیری ائتلاف روحانی و عارف

    و………………………………
    بیاییم وبا آمدن روحانی به آرامش برسیم.

     
  8. با آرزوی سلامتی برای شما
    برادر عزیزم حناب نوری زاد بیا ودر این ساعات باقیمانده همراهمان شو عزیز رفیق نیمه راه نباش

     
  9. راستی رهبر معظم با این همه اختیارات چرا در مقابل این همه فساد اقتصادی و فقر و غیره که نامزدهای محترم گفتند و اقا هم تاکید کردند چرا به خودشون نمیگن پس ایشون چکارن اقای جلیلی خالیباف .روحانی . بابا ناسلامتی ایشون اول شخصن

     
  10. به نظرم رهبر عزیز می خواهد از آب گل آلود نهنگ صید کند

     
  11. به نظر من برای شرکت در این انتخابات می توان از پاسخ عبارات زیر معادله زیراستفاده کرد:
    1) در جمهوری اسلامی مردم در آزاد هستند که خودشان سرنوشت خودشان را تعیین کنند آری خیر
    2) در جمهوری اسلامی قوانین براساس خواست اکثریت مردم شکل می گیرند آری خیر
    3) در جمهوری اسلامی تمام مردم صرفنظر از دین و اعتقادات خود می توانند از امکانات و منابع کشور بهره ببرند آری خیر
    4) در جمهوری اسلامی مردم آزاد هستند که نمایندگان خود را صرفنظر از هر گونه تفکر و اعتقاد و دین و مذهب به مجلس بفرستند آری خیر
    5) در جمهوری اسلامی مردم آزاد هستند از فرصتهای اقتصادی بطور یکسان و عادلانه بهره ببرند آری خیر
    6) در جمهور اسلامی مردم آزاد هستند که صرفنظر از اعتقاد و دین در همه مقاطع تحصیلی ادامه تحصیل بدهند آری خیر
    7) در جمهور اسلامی مردم آزاد هستند که رییس جمهور خود را مطابق سلیقه خود و نه شورای نگهبان که خود دست نشانده رهبری است تعیین کنند آری خیر
    8) در جمهور اسلامی مردم آزاد هستند به منابع اطلاعاتی در دنیا دسترسی آزاد داشته باشند آری خیر
    9) در جمهور اسلامی مردم آزاد هستند که دین و اعتقادات خود را براساس تحقیقات و مطالعات انتخاب کنند آری خیر
    10) در جمهور اسلامی مردم آزاد هستند که در باره آینده حکومت خود تصمیم بگیرند آری خیر
    در طی این 10 سوال بنده قصد سیاه نمائی ندارم ولی اگر به هر جواب اری 1 امتیاز و به هر جواب خیر صفر امتیاز بدهید و مجموع امتیازات شما از 2 بالاتر رفت حتما بروید رای بدهید چون امکان اینکه اوضاع را بهبود ببخشید وجود دارد. اما در صورتیکه مجموع امتیازات 1 و یا 0 شود بدانید که امکان تغییر وجود ندارد و تنها راه موجود عدم مشروعیت بخشیدن به نظام موجود است و اینهم امکان ندارد مگر با عدم حضور اکثزیت مردم. همانطور که آقای رهبر نیز به این موضوع صحه گذاشته و از مخالفین خواسته که به صحنه بیایند تا مشروعیت نظام را تائید کنند

     
  12. بگذار ساده وراحت بگویم. ،پدر میک مجتهد بود.احکام فراوانی از آیات عظامی داشت که دیگر اکثرشان نیستند.پدرم هم دیگر نیست.همو که نخواست حکم یک اعدام بی محاکمه ودادگاه را در هیاهوی پنجاه وهفت در شهری کوچک تایید کند وردای حاکم شرع بودن را نپذیرفت وبر زمین گذاشت.وخلع لباسش کردند. وزندگی اش اگر سخت وسخت تر شد اما از جنس اینان نشد وحالا آرام وآسوده در پای امام زاده ای که دوستش داد آرمیده است .هم ازاو آموختم که حقیقت فراتر از شرع است.واین است که واژه ی واجب شرعی آقایان مرا به خنده می اندازد که جناب آقا اول بیا برادری ات را ثابت کن وبعد ببین کسی به حکم شرعی تو عمل می کند یانه؟!

     
  13. یک دوست قدیمی!

    سلام بر معلم و پدر بزرگوارم : محمد نوریزاد

    مرا شاید از یاد برده باشید. شاید هم نه. شب قبل از اولین دستگیریتان، حوالی ساعت 2 بامداد، در وب سایت شما چندین کامنت رد و بدل کردیم. شما هم آنلاین بودید و جواب این حقیر را می دادید. به شهامت و عزت شما بالیدم و هنوز هم می بالم و برایتان بهترینها را آرزو کردم و می کنم. چقدر دور بود و چقدر نزدیک…

    همپیمان. دوباره انتخابات است! عزیزانی برای آزادی و به رسم آزادگی برای ایران بها داده و می دهند. چه بسیار زخمها و نامهربانیها. چه بسیار همدلیها و امیدها… خلاصه کنیم کلام را که شما نیک می دانید که چه رفته است.

    من آنم که از خرداد 76 تا به امروز در اکثر انتخابات حکومتی شرکت کرده ام. هم مشارکت کرده ام و هم تحریم. در همه امیدواریها و ناامیدیها. اما… از سال 88 تا دیروز قصدم این بود که تا در بر این پاشنه می چرخد، دیگر در این حکومت، در هیچ انتخاباتی شرکت نکنم. ماههاست می خوانم از شرکت و از تحریم و دلایل دو طرف برای دعوتشان. ساعتها می خوانم و به دنبال بارقه ای از نور امید می گردم. یکی می گوید باید برای رسیدن به حق استقامت کرد بر روی آنچه مطالبه می کنی. دیگری می گوید باید از کوچکترین روزنه ای استفاده نمود برای نیل به حداقلها و نجات کشور از جنگ و نابودی. آنچه هرچه بیشتر می جستم و کمتر می یافتم علایم “افتخار” بود. نه تحریمیها را مفتخر به تحریمشان می دیدم و نه آنان که دعوت به مشارکت می نمودند. روزگار غریبیست نازنین. تلاش برای گرفتن حق آنهم بدون “سربلندی” از راهی که می روی؟! برای من اما، تلاش در راه رسیدن به حقوق مردم و رسیدن به مردمسالاری، راهیست که وجدانم نمی گذارد بدون “عزت” طی کنم.
    خود را دیدم که جمعه در خانه نشسته ام و برای سرنوشت خود و هم میهنانم، فعالانه! به تحریم مشغولم، شرمم گرفت. خود را دیدم که جمعه در حال دادن رای در سیستمی هستم که نمی پسندمش و به کسانی که آرایشان به هم نزدیکتر است تا به من و امثال من، آنگاه که به خون نشست ایرانی و همپیمانان در زندانند و ما در خانه و خیابان، بیشتر شرمم گرفت.

    گفته بودم از مدتها پیش به دوستان و آشنایان، اگر بنا به شرکت یا تحریم باشد، آنکه با کلام و عمل خویش، بیشتر هزینه داده است برای آزادی، محق تر است برای دعوت به شرکت یا تحریم در نزد من. از زندان رفتگان و عزیز از دست دادگان و تبعیدیان، الاسف که یکی به شرکت می خواند و یکی به تحریم.
    القصه آمد این انتخابات و من هنوز حیران. دیروز خواندم از زهرا موسوی و شرح ملاقات با پدر و مادر. گفته بودند در یک کلام: “ای ملت ایران، شما خود بهتر می دانید.” شرمم گرفت از اینهمه نادانیم. هیلا صادقی نوشته بود در صفحه اش: من به روحانی رای نمی دهم، به ائتلاف و امید شما رای می دهم…

    خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر

    بغضم ترکید. تو شاهد باش ای تاریخ که فلانی جمعه خواهد رفت. “تنها”. هیچکس را هم نخواهد برد. همه آزادیم در این حق رای. روی برگه می نویسم “همان”، این نام، فریاد یک اندیشه است نه نجوای یک نام. تا هم “اینان” بشنوند از ایستادنم و هم “آنان”. رایم را خواهم انداخت “بی شرم و با افتخار”… رای من: میر حسین موسوی

     
  14. شاه سلطان حسین

    ///بخواند!
    اگر هوس کردی دوباره تقلب کنی پیشنهاد می کنم خودکشی کن چون اینبار مردم بد آشی برایت پخته اند ولی تو خبرنداری. ////

     
  15. اون هایی که میگن بریم رای بدیم چنتا پیش فرض دارن اول اینکه انتخابات سالم برگزار میشه. دوم اینکه اگر مشارکت زیاد بشه تقلب سخت میشه. ودر آخر اینکه اگر تقلب بشه مثه 4 سال پیش ملت میریزن تو خیابون و هزینه برایه متقلب ها میره بالا. درجواب دوستان باید بگم که دو دوره است که ثابت شده دارن تقلب میکنن و انتخابات سالم برگزار نمیشه و متقلبین با هزینه سنگینی که 4 ساله پیش دادن هرگز از دادن هزینه های بعدی ابایی ندارن و در آخر اینکه عزیزان اون سال طرف حسابتون موسوی و کروبی بودن نه روحانی اگه تقلب بشه که میشه روحانی جیکم نمیزنه چه برسه اعتراض کنه پاشم وایسه. در آخر اینکه هر کی رای بده نظام و تایید کرده و نظام باز هم با پشتوانه همین آرا جلوی غرب می ایسته و مشروعیتش رو به رخ میکشه و برنامه هسته ایش رو پیش میبره. من رای نمیدم ولی جلوی کسی رو هم نمیگیرم هر که خود داند.

     
  16. امروز خامنه ای گفت اونایی هم که نظامو قبول ندارن بخاطر ایران باید بیان رای بدن!
    تهدیدمون کرد عایا ؟؟!

     
  17. فواد کردستانی

    آتش دنیا بسوخت خرمن تقوا تیغ معیشت بریخت خون شریعت
    از چه در افتاد در چَهِ زر و تزویر عالِم مفضال ذو فنون شریعت ؟
    عاقبت الامر گوییا که همین بود حاصل احکام گونه گون شریعت
    ای شده از بهر لقمه ای به در دین لقمه توان یافت از برون شریعت
    چند بر این سفره حرام نشینی ؟ سفره خود باز کن بدون شریعت
    شرم سفیهان به از غرور فقیهان عشق فضیلت به از جنون شریعت
    خانه خالی به از اثاثه مغصوب جهل، به از فهم واژگون شریعت
    نازمت ای شهریار دین که نهادی سقف معیشت نه بر ستون شریعت(دکتر سروش)

     
  18. اعتماد به خاتمی و هاشمی ؟!
    **************************
    آقای خاتمی در پیامی ویدئویی که در اینترنت منتشر شده است ، حمایت خود را از حسن روحانی اعلام کرده و به مردم هم توصیه نموده که در انتخابات شرکت کنند و به کاندیدای مورد حمایتش رأی دهند .
    آقای هاشمی هم موضع مشابهی اتخاذ کرده است .
    یاد آوری فقط دو مورد از گفتار و رفتار چند سال اخیر این دو نفر ، کمک زیادی به شخصیت شناسی آنها و اینکه تا چه حد در گفتار خود صادق اند و یاحاضرند پای حرف خود بایستند و بعد هم از حقوق مردمی که به خواسته آنها به صحنه آمده اند دفاع کنند ، خواهد نمود .
    1-آقای هاشمی در خطبه های نماز جمعه تاریخی پس از انتخابات سال 88 پیش شرط هایی را برای برون رفت کشور از بحران مطرح نمود و پس از آن مشخص نشد به چه علت با تغییر 180 درجه ای در مواضعش ، مردم را که به او امید بسته بودند تنها گذاشت .
    2-از مواضع انفعالی و دوگانه آقای خاتمی در قبال انتخابات سال 88 که بگذریم ، ایشان برای شرکت در انتخابات مجلس نهم پیش شرط هایی از جمله : آزادی زندانیان سیاسی را گذاشته بود . اما بدون تحقق آن پیش شرط ها ، مخفیانه در یکی از حوزه های انتخاباتی اطراف تهران رأی خود را به صندوق انداخت و مردم را سر کار گذاشت .
    اگر شما موردی سراغ دارید که این آقایان حاضر شده اند پای حرف خود بایستند و یا بخاطر مردم کوچکترین هزینه ای پرداخت کنند که هیچ ، این بار هم خواسته آنها را اجابت کنید .
    وگرنه ، در اعتماد به آنها کمی شک کنید !

     
  19. در مناظره های تلویزیونی کاندیداها مطرح شد 5 میلیون ایرانی ( از جمله بنده که یک کارگر بیکار شده ساختمانی هستم) فاقد هرگونه بیمه ای می باشند اما همین چند وقت پیش به امر سازمان ملل تمام مهاجران خارجی ( شامل چند میلیون نفر و از چندین کشور) که سالهاست گنگر خورده اند و لنگر انداخته اند بیمه شدند! که ده ها هزار نفر آنها بیماری خاص دارند و داروهای بسیار گران قیمت خارجی را رایگان دریافت می کنند در حالیکه همان طور که مطرح شد 5 میلیون ایرانی بیمه نیستند.

     
  20. خدا را چه ديدني شايد كبوتر روي شانه ما نشست! زهي خيال باطل!

    امروز همه به يك أميد تهي دل بسته اند و غافل از اين هستند كه
    نابرده رنج گنج ميسر نميشود مزد أن گرفت جان برادر كه كار كرد

    رهبران إصلاحات كاملا ميدانند ///// كه استبداد ديني و جامعه امنيتي شبه كره شمالي رهبري و هدايت ميكند. گيريم كه روحاني رئيس جمهور شد. با وزير اطلاعات و نيرو هاي امنيتي ، فرمانده سپاه ، فرمانده بسيج بخوانيد اوباش و اراذل و دست نشاندگانش ، أمام جمعه هاي مفت خور ، بي كفايت هاي بى خبرگان، ووووووووو. چكار خواهد كرد.

    فكر كنم ٤ سال ديگر ذلت و دوباره دست مان دراز كرده و أجازه ميدهيم كه ///// ارتزاق كند.

    هيچ برنامه اي بدون گزار از نفي كامل ولايت فقيه در ايران راه رستگاري را ترسيم نخواهد كرد.

     
  21. کسی که دلش برای ایران می تپد

    با درود و سلام
    من معتقدم با وجود همه ی دل نگرانیها این شانس آخر را از دست ندهیم همه با هم روز جمعه با انتخاب آقای روحانی بار دیگر حکومت را در معرض امتحان قرار دهیم وهمچنین عددمان را به آنها اعلام کنیم ما نیز هستیم

     
  22. علي آقا نظرت خيلي زيركانه بود همه بايد اين هشدار را جدي بگيريم.

     
  23. آخه /// اون موقع که نوری زاد تو جبهه ها می جنگید تو کدوم //// بودی //// نذار دهنم رو کثیف کنم شماها هم برین رای بدین تا وقتی شما مردم ///هستید نمیشه…….حیف موسوی که به خاطر شما //// و اینکه حق شما //// رو بگیره الان تو حصر خانگیه به دستور آقای رهبر و دار و دستش و ……سپاه و….وای خداکجاییییییی؟!
    ——————–

    رضای گرامی
    ناسزا ممنوع
    ممنوع
    ممنوع
    ناسزا ممنوع

     
  24. تا آخر عمرم از خاتمی و هاشمی و موسوس و کروبی و نوری زاد و زهرا رهنورد و حسن روحانی و محمد رضا عارف و حامیان واقعی شان (نه ضد انقلابی های ////) حمایت میکنیم و آمریکا ،اسراییل، انگلیس ، فرانسه و روسیه و تمام حکومت های زورگو را آرام آرام له می کنیم و //// را برانداز می کنیم

     
  25. حدود 300 هزار کاندیدای شوراها داریم. اگر به ازای هر کاندیدا 100 نفر از دوستان و اقوامشان به خاطر رای به آنها در انتخابات شرکت کنند می شود 30 ملیون و همین برای یک نظام کافی است تا خود را مشروع اعلام کند (شرکت 30 درصد واجدین شرایط نساب استاندارد مشروعیت انتخابات است). به دلیل تجمیع انتخابات شوراها با ریاست جمهوری، این حضور فیزیکی را پای ریاست جمهوری نیز خواهند نوشت و معشوقه خودشان را هم از صندوق بیرون می کشند بی هیچ هزینه و نگرانی ای. حالا تحریم کنندگان چه ساز و کاری برای اثبات این واقعیت دارند که شرکت در انتخابات شوراها را از ریاست جمهوری تفکیک کنند؟ حالا مسایل بعدی و اعلام عدم مشروعیت و … بماند. در ضمن گیریم در بحث تحریم پیروز شدند آیا مسئولیت 8 سال حکومت نادانی چون جلیلی را می پذیرند؟ یا برنامه ای برای فردای پس از انتخابات دارند؟ با کدام رهبری؟ در این طرف حداقل رهبرانی چون خاتمی و هاشمی هستند که با هم تا حد زیادی متحدند و کارهایی می کنند؟ سمت تحریمی ها چه؟ جز اینکه حتی یک جلسه مشترک هم نمی توانند با هم بگذارند؟ بعد اینها می خواهند اعتراضات ضد حکومتی را مدیریت کنند؟ لذا بهتر است ما جوانان و شخص آقای نوری زاد عزیز به دور از احساسات (که واقعا احساسات قابل درکی هم است) کمی بیاندیشیم و دچار افراط و تفریط نشویم.

     
  26. با عرض سلام ادب به همه دوستان. من در اتخابات شرکت می کنم چراکه نتیجه تحریم تاکنون جز سرخوردگی و پیروزی بی دردسر دزدان نتیجه ای نداشته. و طبق پژوهش های صورت گرفته تاکنون هیچ تحریم انتخاباتی در کشورهای مختلف موفق نبوده است این هم لینک تحلیلش:
    http://pyknet.net/1392/10khordad/22/page/23Tahrim.php
    اما اینبار من جدا تصمیم گرفته ام که اگر در اثر تحریم امثال جلیلی بالا بیایند در بسیج محلمان به عنوان عضو فعال ثبت نام کنم. تعجب نکنید اگر اینجا بعدا به آقای نوری زاد و سایر تحول خواهان ناسزا بگویم! و چون بیشتر از بسیجی های نادان می فهمم به مخافان ضربه کاری خواهم زد. وقتی دشمنانی الان دارم دانا و دوستانی نادان ترجیح می دهم با دشمنان دانا دوست شوم. من می خواهم در این مملکت زندگی کنم و حداقل از نظر مادی وضعم روبرا شود. وقتی لینکهایش را هم دارم چرا نکنم؟ تاکنون مقاومت کرده ام فقط بخاطر اینکه فکر می کنم جوانان و مردم می فهمند و روزی حکومت را وادار به اصلاح خواهند کرد. اما می بینم دقیقاً همین مردم با ندانم کاریهایشان باعث سخت تر شدن روز به روز زندگی خودشان می شوند.
    نتایج تحریم انتخابات را نام می برم:
    1- شوراها — نتیجه —-> شهرداری احمدی نژاد
    2- مجالس 7 و 8 و 9 —–> برد بی درد و سر باند های مافیا
    3- ریاست جمهوری 84 —-> رئیس جمهور شدن محمود سبک سر
    4- ریاست جمهوری 92 —–> رئیس جمهور شدن باندهای قاچاق و …

    نتایج حاصل از شور انتخاباتی:
    1- خرداد 76 —–> ریاست جمهوری خاتمی و افشای قتل های زنجیره ای، تورم یک رقمی با وجود نفت 9 دلاری و البته کاستی هایی هم بوده
    2- مجلس 6 —–> روی کار آمدن شجاع ترین نمایندگان تاریخ نظام ولایت جور
    3- ریاست جمهوری 88 —-> آشکار شدن ماهیت رژیم ، تولد دوباره امثال نوری زاد عزیز! ، زیر سوال رفتن مشروعیت رژیم (هیچگاه تحریم انتخابات اینگونه باعث سلب مشروعیت نمی شود) ، ارائه الگوی اولیه و تجربه به بهار عربی و ….

     
  27. با درود بر استاد عزیز
    سوالی دارم از شما آقای نوریزاد.
    من 29 سال دارم و در هیچ یک از انتخابات گذشته شرکت نکرده ام و خواهان تشکیل دموکراسی در ایران هستم. به نظر من با توجه به خطر تجزیه شدن ایران و تبدیل ایران به یک سوریه دیکر، تغییری هم اگر میخواهد صورت بگیرد باید توسط مردم در درون ایران انجام شود. مخالف مبارزه مسلحانه ام و خوشبختانه جوانان ما دنبال کشتار و مبارزه مسلحانه نیستند. تنها گزینه عملی و واقع بینانه با کمترین خسارت، حمایت از اپوزیسیون داخل کشور است. سوال من این است که آقایان خاتمی، هاشمی، موسوی، کروبی، بیت آیت الله منتظری و وابستگان امام به دنبال مطالبات مردم اند؟ آیا اینها دنبال تشکیل دموکراسی (هدف اصلی جنبش سبز) در ایرانند؟ اگر جواب بله باشد من با توجه به بیانیه آقای خاتمی، علیرغم تمام نگرانی ها، خودم را موظف به شرکت در انتخابات میدانم. اگر این افراد خواهان تشکیل دموکراسی در ایران باشند و با توجه به نفوذ آنان در حاکمیت و آحاد مردم، با حمایت از آنان میتوان با کمترین هزینه گامهای اساسی برای برقراری دموکراسی در ایران برداشت.

    به امید ایرانی آزاد

     
  28. با سلام خدمت جناب نوری زاد
    با توجه به حمایت آقایان خاتمی وهاشمی از آقای روحانی
    نظر شما درباره رای دادن یا ندان چیست؟؟
    آیا شما رای می دهید یا خیر؟؟
    با تشکر فراوان…

    ———————–

    سلام علیرضای گرامی
    باید رای داد. این را یک حرکت درست جمعی می دانم
    به هرکه بدو متمایلید رای بدهید. من کسی را دعوت به رای ندادن نمی کنم. اما شخصا رای نمی دهم.
    با احترام

     
  29. پس پري روز برايمان ناطق نوري و خاتمي را آوردند ريختييم به خاتمي رأي داديم كه مبادا ناطق بيايد ديگر شلوار لي نميشه پوشيد . دوران خاتمي را هم ديديم . ديروز احمدي نژاد و موسوي را آوردند ريختييم إز لج احمدي به موسوي رأي داديم آن بلا سرمان آمد . امروز إز ترس جليلي و قالبي بأف ميخوايم بريم به روحاني رأي بديم . دفعه بعد إز ترس طائب ميريم به جليلي رأي ميديم ….. و اين روزنه تنفس را با دست خويش مرتب تنگ ميكنيم !!! كمي هوشيار باشيد و آگاه .

     
  30. ما 10 ی ها 20 ی ها 30 ی ها 40 ی ها 50 ها 70 ی ها 80 ی ها 90 ی ها هم خیری ندیدیم 🙁

     
  31. آنچه که امروز در زبان حاکمیت شرع نامیده میشود ، نظر هر کسی است که عمامه ای بر سر دارد و عبایی بر دوش (به همین جهت نیز عمامه از سر و عبا را از دوش آنان که نظراتشان مورد پسند نبود بر داشتند) مردم نه تنها با این تار و پود تن پوشی نبافتند ، بلکه شناختی هم از چنین تار و پودی نداشتند ، که اگر داشتند حال و روزمان این نبود که امروز هست .

     
  32. بهتر است کسی را نه تشویق به رای دادن کنیم و نه تشویق به تحریم و رای ندادن. باید تک تک مردم با پوست و استخوان نتیجه تصمیم فردی خود را احساس کنند و هر مرحله تصمیم خود را شخصا و نه با اصرار و فتوای این و آن تغییر داده و یا ادامه دهند تا کشور به سمت خواسته عامه مردم پیش برود. فقط اگر نصیحتی میکنیم این باشد که به هیچ عنوان از دیکتاتورها نترسید. ترس مردم آنها را دیکتاتور بار آورده است.
    رسیدن به دموکراسی آسان نیست و هزینه دارد. من هم مثل اقای نوریزاد رای نمیدهم حتی اگر پدرم هم در این سیستم کنونی کاندیدا شود چون دلایل خودم را دارم.و این اولین بار هست که رای نمیدهم. شاید اثر این تصمیم را بعدا ببینم و نظرم دوره بعد تغییر کند و به ایدآل خودم برسم. جوینده یابنده است. هر کس هم تا حالا از من پرسیده رای بدم یا نه و به کی رای بدم گفتم نمیدانم. اگر تحلیل و نقد کاندیدای خاصی مد نظرت هست میتوانم برایت نظرم را در مورد ان کاندیدا و تجربیاتم بگویم. تصمیم با خودت. اگر رای دادی و یا رای ندادی به هیچ عنوان نباید به یکدیگر سرکوفت بزنیم که دیدی رای دادی و هیچ شد! یا دیدی اگه رای میدادی ال میشد و بل میشد. بگذاریم مردم خود تصمیم بگیرند و خود نتیجه کار خود را وجدانن لمس کنن تا در آینده مرتب چشم خود را باز تر کنند و حقایق را ببینند . که آیا رای دادن بهتر است یا رای ندادن.
    به امید ایرانی آزاد به معنی واقعی. اندکی صبر سحر نزدیک است.

     
  33. سلام به همه هموطنان عزیز

    من تا به حال هیچگاه در هیچ انتخاباتی شرکت نکرده ام. حتی چهار سال پیش هم نه به موسوی رای دادم و نه به کروبی. اما به نظرم امسال باید رای داد. برایم این تغییر موضع اصلا آسان نبود.
    اینکه تابحال رای ندادم یک دلیل روشن داشت. نظام مذهبی به هر شکلش را قبول ندارم و دارای مشروعیت نمی دانستم و نمی دانم. هدف از رای ندادن من سلب مشروعیت از این سیستم بود. توصیه من هم به همه این بود که رای ندهند تا این نظام مشروعیت زدایی شود.
    سال 88 هم رای ندادم چون موسوی و کروبی را هم یکی مثل خاتمی می دانستم که در چهارچوب این نظام می خواهند کار کنند، پس به آنها هم رای ندادم. اما یک اتفاق بزرگ افتاد. مردم که به دنبال خواسته به حق و حداقلی تغییر رییس جمهور بودند کم کم متوجه شدند که اشکال از همان راس قدرت است و سیستم حاکم بر این کشور. از نظر من امروز بیشتر مردم ایران و بسیاری از مردم جهان می دانند که این نظام فاقد مشروعیت است.
    حالا من دو راه در پیش دارم
    1) در خانه بنشینم و بکذارم بدون زحمت ایران به تاراج ستمگران رود.
    2) رای بدهم و امید داشته باشم و کشورم را شاید کمی از پرتگاه دور کنم.

    راه اول راه بی زحمتی است و با غرور من سازگار. من هیچگاه رای نداده ام به این نظام ستم و به خود خواهم بالید. اما بعد چه؟ فردا، یک هفته دیگر، یک ماه دیگر، سال دیگر شاید ایرانی نباشد که من برایش مردمسالاری و شادی و آبادی بخواهم.

    راه دوم راه پز زحمتی است و این غروز من دوست ندارد بشکند. زیر گوشم زمزمه می کند که رای ها را نمی شمارند و به ریش همه ما می خندند که به نظام آنها مشروعیت دادیم. اما من از خودم می پرسم اگر رای ندهم چه؟ آیا برای اینها کاری دارد که مجموع آرا را در عددی ضرب کنند و بعد بر طبل توخالی مشارکت بالای مردم بکوبند و باز وقیحانه دروع بگویند؟
    مساله من دیگر پس مشروعیت زدایی نیست. تشت این نظام سالهاست که از بام افتاده. من می خواهم ایرانم را نجات دهم. می خواهم از کوچکترین روزنه ها برای گام برداشتن در راه مردمسالاری و آبادی بهره ببرم.
    در این بین خوب می دانم که نامزد معتدل تر اصلا ایده آل من نیست، اما او و گفتمان و مطالبات او را هم سو با آرمانم برای ایران می بینم. اینها همه وسیله اند برای یک ایران بهتر، برای ایرانی آباد.
    برای تغییر من انقلاب نمی خواهم. گام های هر چند کوچک را باید برداشت اگز در مسیر چشم انداری روشن باشند.

    در پایان از آقای نوری زاد تقاضا دارم همانطور که تا به حال بر عقلانیت تاکید داشته اند. در مسیر عقلانیت گام بردارند و اگر قانع شده اند مردم را به رای دادن تشویق و اگر نه بنده و مردم را از دلایل خود برای رای ندادن آگاه سازند تا همه در مسیر خرد جمعی حرکت کنیم.

     
  34. زمانی نظر آقا یان برای عامه مردم بسیار مهم بود ولی با عملکرد غلط اکنون بهترین نیروهای خود را در برابر نیروهای رده سوم و چهارم رقبای قدیم خود میگذارند ودر نهایت دست به دامن مهندسی انتخابات میشوند (رده های قبلی در حصر و عدم تایید و اوین و غیره واقعاً این تذهبوم

     
  35. اگر کسانی به این دلیل رای ندهند در دام فریب اتاق فکر اقتدار گرایان دچار نشده اند؟
    ************************************************************
    اصرار و تکرار زیاد رهبری روی این جمله که همه آگاه باشند که رای به هر یک از این کاندیداها رای به نظام( یعنی من رهبر ) می باشد . همان دامیست که اتاق فکر مکاران و از حق بی خبران //// قدرت گسترانیده شده. و من چشم براه نوید مکرو و مکرالله والله خیروٌ ماکرین
    I LOVE NORIZAD

     
  36. آقای نوریزاد عزیز نظر شما درباره این پیشنهاد چیست؟
    خواهش می کنم نظر بدید، حداقل برای من مهمه.

    ﯾﮏ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﺍﺳﺘﺮﺍﺗﮋﯾﮏ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ:
    ﺗﺤﺮﯾﻢ ﻓﻌﺎﻝ ﻭ ﻫﺪﻓﻤﻨﺪ؛
    ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﮔﺰﯾﻨﻪ ﻣﻮﺟﻮﺩ، ﺑﺎ ﮐﻢﺗﺮﯾﻦ ﺭﺃﯼ ﻣﻤﮑﻦ

    https://www.balatarin.com/permlink/2013/6/8/3332372

     
  37. با اطمینان کامل میگم که 70 درصد مردم در انتخابات شرکت میکنن حتی اونایی که دم از تحریم انتخابات میزنن!!!ایرانیا مردم احساسی هستن فقط کافیه یه بار ترانه ایرانو بشنون:-)

     
  38. اقای «جواد» عالی گفتی. افرین به این هوش و استنباط ! بله ملت گرامی حرف ایشان عین مصلحت بود. پس مژده که روز جمعه هوای تهران پاک پاک خواهد بود و خیابانها نفسی به راحت میکشند.

     
  39. در پاسخ به سيد ابوالفضل
    شما سادات و سيد ها كه تافته هاي جدا بافته هستيد و حتما بايد پيشوند نامتان با درج ذكر بزرگي و آقايتان باشد ، بهتر است اول مشكل نگرش آپارتايدي و نژاد پرستانه ي خود را حل كنيد و سپس به فكر راه چاره براي ديگران باشيد .

     
  40. سلام جناب نوریزاد
    واجب شرعی دو نوع است واجب عینی و واجب کفایی ایشان نفرموده اند که شرکت در انتخابات واجب عینی است یا واجب کفایی من فکر می کنم منظور واجب کفایی باشد یعنی اینکه چنانچه در حد کفایت افراد شرکت کنند کافی است و احتیاجی به شرکت همه نیست حالا با توجه به اینکه شخص ولی امر مسلمین جهان خود در این انتخابات شرکت می کنند در حد کفایت است و نیازی به شرکت کلیه مسلمین جهان در این انتخابات نیست در واقع شرکت ایشان در انتخابات معادل شرکت کلیه مسلمین جهان می باشد

     
  41. درود به اقای نوری زاد عزیز
    حالا که رای دادن شرعی شد و گناه حساب میشود پس ان کشتار سال 88 شرعی بود یعنی کسی که برای رایش احترام قائل است باید به قانون شرعی کشته شود رای برای اقا خامنه ای یعنی تایید نظام و برای ما یعنی تغییر حکومت یعنی اصلاحات پاک و دست نخورده پیام ما به اقای خامنه ای ما در چهار سال پیش شکسته شدیم و خوردمان کردید ولی این تکه های فاضل را بچسبانید میشود ایران ،جنبش سبز ، ازادی

     
  42. کسی که دلش برای ایران می تپد

    با سلام واحترام
    ما در دوره ی قبل که به آقای موسوی رأی دادیم بعد ار آن ماجراها حداقل می توانستیم ادعا کنیم 14 ملیون نفر نظر دیگری دارند ودر این اجتماع ذی حقند جناب نوری زاد چون نظر شما برای من بسیار مهم است لطفا بفرمایید ایا بهتر نیست با رأی دادن به آقای روحانی این حداقل سهم را یعنی ابراز وجود را از خود سلب نکنیم ؟ لطفا پاسخ دهید . با آرزوی سلامتی برای شما

    —————————–

    دوست گرامی ام سلام
    شرکت درانتخابات اخیر یا شرکت نکردن درآن، هرچه باشد یک امر ملی وهمگانی است. خیرش و دودش نصیب همه می شود. این من وشما هستیم که باید درتعیین خیروشرآن به نتیجه برسیم. همین که عده ای با هیجان واحساس تعهد درانتخابات شرکت می کنند وعده ای ترجیح می دهند شرکت نکنند نشان ازاین دارد که حاکمیت مطلقا درآرایش افکارعمومی به اقناع درستی دست نیافته است. بهمین دلیل من خود کسی را نه به رای دادن ونه به رای ندادن ترغیب نکرده ام. شخصا شرکت نمی کنم. برای خودم دلایلی دارم. اما همزمان برای همه ی آنانی که متعهدانه درانتخابات شرکت فعال دارند بدیده ی احترام می نگرم وبرای اقدامشان ارج قائلم.
    با احترام

    .

     
  43. آقای نوریزاد، اگر رای ندادن خلاف شرع است، پس هر کس رای ندهد واجب را رعایت نکرده. پس از دین خارج است. لذا می رود به جهنم.
    و آقا که دوست ندارند کسی برود جهنم. پس بهتر است دوستان بسیجی مان ما را به زور باتوم و چماق و شیشه نوشابه ببرند رای دهیم تا به جهنم نرویم.
    چه نعمتی است آقا برای ما و ما قدر این بزرگوار و موهبت الهی را نمی دانیم.

     
  44. نوری زاد عزیز
    خودمو راضی کرده بودم تا به عارف رای بدم ولی هر کاری میکنم نمیتونم به آدمی مثل روحانی رای بدم مثل اینه که یه لیوان //// آوردن میگن باید بنوشی تا زنده بمونی .

    ——————-

    سینای گرامی
    بهترنیست بجای احاله ی ناسزا به یک فرد – گرچه او را دوست نمی داریم- به نقد او بپردازیم وکارهای کرده ونکرده اش را نمره بدهیم؟
    با احترام

    .

     
  45. سید ابوالفضل

    سلام بر برادر بزرگوارم جناب نوریزاد عزیز
    همان طور که آگاه هستید جناب آقای عارف براساس خواست جناب خاتمی انصراف داد. اکنون شرایط بسیار بهتری فراهم شده تاشاید دست خدا از استین مردم بیرون آید وحماسه ای نظیر دوم خرداد خلق شود. در این صورت یک بار دیگر آشکار می شود که “داغ ودرفش ” نمی تواند در برابر اراده ی الهی که همانا خواست مردم است مانع ایجاد کند. خون های بی گناهانی که بر زمین ریخت،نفس قدسی مردان وزنان دلاوری که زندان وشکنجه را تحمل کردند و از مسیر حقیقت به دریوزگی و مدح حاکمان منحرف نشدند و اشک چشم مادران ، پدران ، همسران و فرزندانی که در انتظار عزیزانشان جاری شد، بی ثمر نخواهد بود.
    رسانه های دروغ ، شب وروز در کار نشر ناراستی بودند و هستند ، اما فرزانگان ما آگاهی را ترویج کردند. اکنون سایه روشن هایی بر تاریکخانه ها تابیده است .واین به برکت نفس پاک این پاکان رخ داده است. دیگر، آن کس که چهار سال پیش در این روزگاران در کار شعبده و فریب بود حنایش رنگی ندارد. از قضا همه ی رفقایش در افشای او وتبری از او از هم سبقت می گیرند.”باش تا صبح دولتت بدمد کاین هنوز از عواید سحر است”.
    استاد عزیز هر چه به روز رای گیری نزدیک تر می شویم این حس در من تشدید می شود که به سوی یک نقطه ی عطف دیگر نزدیک می شویم. فکر می کنم باید این گذرگاه را به درستی بشناسیم وبه سلامت وبا سر بلندی از آن عبور کنیم وبا گذ سرافرازانه از این گذرگاه حماسه ی خودمان را خلق کنیم. حماسه از نظر من آن خواهد بود که مردم با یک رای بالا کاندید اصلاح طلبان را بر گزینند.
    این که کسی گفته رای دادن به معنی تایید نظام است (از جمله اقدامات چهار سال گذشته) به چه چیز منجر میشود ؟ عده ای پای صندوق های رای نمی آیند و رای نمی دهند . چه کسانی ؟ همان ها که نمی خواهند رای دادنشان این معنی را داشته باشد. به نظر شما اگر این افراد رای بدهند به چه کسی رای میدهند؟ غیر از این است که به کاندید اصلاح طلبان؟ اگر رای ندهند به نفع کی تمام خواهد شد؟ غیر از این است که به نفع اقتدار گرایان خواهدشد. پس اگر کسانی به این دلیل رای ندهند در دام فریب اتاق فکر اقتدار گرایان دچار نشده اند؟
    اکنون که بزرگان ما نظیر آقایان خاتمی و هاشمی وارد صحنه شده اند وصراحتا اعلام کرده اند که رای آنها آقای روحانی است ماهم تعلل نکنیم . این فرصتی است که تکرار نخواهد شد. شرایط به گونه ای پیش میرود که احتمال این که بتوانیم حماسه ی خودمان را خلق کنیم بعید نیست. این میتواند یک پیروزی برای ماباشد. انفعال هیچ نفعی برای ماندارد. انفعال برای ما خسارت های زیادی در پی خواهد داشت .
    فرصت ما بسیار کم است . زمان به سرعت در حال گذر است. اقتدارگرایان از اتحاد وعمل مشترک ما دچار وحشت شده اند ومسلما در کار اندیشیدن ترفندهای تازه برای شکست ما هستند. مسلما تلاش خواهند کرد تا بخشی از ما قهر کنند ورای ندهند . بیاییم همه ی توانمان را بکار گیریم دست در دست هم دهیم وحماسه ی خودمان را خلق کنیم. شاید به امید خدا در همین مرحله پرونده ی انتخابات را بستیم. باور من این است که خلق این حماسه با اتحاد و همدلی میسر است.

     
  46. درود به اقای نوری زاد عزیز
    اینهم قسمتسی از شعر ممیز صفر اقای شاهین نجفی

    راهسازی برای ویرانه، جنگ یک مشت مست و دیوانه
    خنده ی گرگ های در خانه، اشک تمساح های در بیرون
    نه دلت می برد مرا نه صدات، خسته ام
    آه
    از تمام جهات
    دلخوشم به کدام راه نجات؟
    من ِ زیر ِ کتاب ها مدفون
    هرچه از «هیچ» رنج می بردم،
    بغض خود را به زور می خوردم
    داشتم ذرّه ذرّه می مردم
    پشت این عکس های گوناگون
    من ِ زیر ِ کتاب ها مدفون
    هرچه در شهر اتفاق افتاد، رفت دنیا به باد یا با باد!
    باز در تو ادامه خواهم داد… از تو ای شعر واقعا ً ممنون
    واقعا ً ممنون

     
  47. برای این مردم این تن پوش مندرس هم زیادی است
    رهبر مردمی زبان این مردم را خوب میفهمد کافیست بگوید //// جواب میشنود بع بع …

     
  48. سلام ای استاد ما
    می خواستم نظر شما درباره شایعه تظاهرات پس از بازی تیم ملی چیست؟
    آیا حقیقت دارد؟
    و اینکه در این تظاهرات شرکت کنیم؟؟؟؟

    ——————

    سلام علیرضای گرامی
    هوشمندی وهوشیاری را دریابید. گاه یک سناریو ما را بکام خود می کشد. هوشمند باشید. هوشیارباشید
    همین

    .

     
  49. این عادت آخونداست تبلیغ میکنن حرف میزنن و انتظار دارن همه به حرفشون گوش بدن در غیر اینصورت همه رو قلع و قمع میکنن!!!!!!اما مشکل اینجاست که وقتی نوبت به خودشون میرسه…………………….بگذریم
    اینجا ایرانه آزادی فقط اسم یک میدانه…………………………………….
    خدایا به دادمون برس ما 60ها که از جوونیمون خیری ندیدیم 🙁

     
  50. مقاله ارزشمند اقای فرخ نگهدار درسایت روزانلاین هم بر این کار واجب [رای دادن] تاکید دارد لطفا مطالعه فرمایید…..

     
  51. درود بر شما
    این فرمایش ایشان بدین معنی است که اسلام عزیز همچنان هیج حقی برای انسان قایل نیست ! من که باور میکنم !
    به هر حال شرکت در انتخابات یک حق است همینطور عدم شرکت / جایگاه شرع را من نمی فهمم !
    موارد خلاف شرع این حکومت پر برکت را اگر برشماریم قطعا اعداد و ارقام کم میاوریم !
    علم الهدی هم یک پا فراتر گذاشتن و فرمودن هر کس در انتخابات شرکت نکند میرود به جهنم ! اما نفرمودن آنهایی که شرکت می کنند کجا میروند !

     
  52. ببخشید اون موقع که می گفتید خواندن زیارت عاشورا بدون یاد خامنه ای قبول نیست از تاک نشانی بود یا نه؟

    مثل اینکه شما خودتان را معیار حقیقت می دانید

    بنده هم کاری باحکم کسی ندارم در انتخابات شرکت می کنم نه برای توی دهن کسی زدن که برای بهتر شدن یا لااقل بدتر نشدن اوضاع خودم وهم میهن هایم

     
  53. من هر چه فکر می کنم که رای ندادن به چه کار می آید، متوجه نمیشوم. رای ندادن باعث می شود اقتدارگرایان قدرت بیشتری بگیرند. آنها آنقدر دروغ به خورد همه داده اند که اگر فقط ۵% مشارکت هم باشد برای خوش آمد ولایت فقیه آن را به ۸۰% می رسانند و از فیلمهای آرشیوی صدا و سیما استفاده می کنند و نهایتا حماسه مورد نظر رهبر تامین خواهد شد. من بعد از انتخابات 88 با خود عهد کرده بودم که تا ساز و کار انتخابات همین است، دیگر رای ندهم ولی می دانم که این رای ندادن به هیچ کار نمی آید. اصولا برای هر تغییری کنش اجتماعی لازم است و بی عملی سم مهلکی است که پایه های استبداد را تحکیم خواهد کرد.
    ولی احساسم مرا از رای دادن باز می دارد و من دیری است که بر احساسم تکیه می کنم. این احساس یا بهتر بگویم ضمیر ناخودآگاه چیزی است که با استدلال به دست نمی آید. چیزی شبیه تصمیم گیری در کسری از ثانیه در هنگام تصادف رانندگی است. نمیدانم شاید این احساس در لحظات پایانی بازی تغییر کند. ما مردم دقیقه ۹۰ هستیم.

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

88 queries in 2093 seconds.