سر تیتر خبرها
من رأی می دهم اما به غرضی!

من رأی می دهم اما به غرضی!

جناب خامنه ای با گزینش آقایان غرضی و حداد عادل و جلیلی خواسته اند بفرمایند: آهای ایرانیان، بدانید و آگاه باشید که در نظام مقدسِ ما، ملاک رییس جمهور بودن، چندان ربط وثیق و بایسته ای به شایستگی های فردیِ یک فرد ندارد.

من شخصاً در تماشای یک مسابقه ی ورزشی، طرفِ تیمی را می گیرم که هوادار کمتری دارد. و این شاید به رقت قلب من مربوط باشد. نیز بهمین دلیل، در میان هشت نفری که این روزها برای صندلیِ رییس جمهور دورخیز کرده اند، به جناب غرضی متمایل ترم. یک وقت دیدید راه افتادم و برای ایشان علم و کتل بالا بردم. تنها به این خاطر که کلّ هیمنه ی نظام و نظام انتخاباتی کشور را گِل اندود کنم. و به حاکمان شوخمان بفهمانم : با هر که و هر چه شوخی می فرمایید با فهم و شعور مردم ایران شوخی نکنید.

باور کنید به جناب غرضی که نگاه می کنم، صورت از جمال جوانانِ خود برمی گردانم. چرا که تابِ بارشِ شماتت آنان را ندارم. جوانانی که بی صدا و بی سخن، مکنونات خود را بر من می بارند. و از من نپرسیده می پرسند: عقلایی که از میان آنهمه داوطلب، به گزینش آقای غرضی انگشت نهاده اند، در آینه ی مردم ایران آیا چه دیده و چه یافته اند؟ و بعد بخود می گویم: زیاد سخت نگیر پیرمرد. جناب خامنه ای با گزینش آقایان غرضی و حداد عادل و جلیلی خواسته اند بفرمایند: آهای ایرانیان، بدانید و آگاه باشید که در نظام مقدسِ ما، ملاک رییس جمهور بودن، چندان ربط وثیق و بایسته ای به شایستگی های فردیِ یک فرد ندارد. و یا این که: یک وقتهایی برای ایرانیان ناشاد، ابرازِ یک لطیفه ی عملی، ای بسا به لبخندی منجر شود و انبساط خاطرشان را فراهم آورد.

محمد نوری زاد نوزدهم خرداد سال نود و دو
تهران

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

51 نظر

  1. سلام أقاى نورى زاد كرامى مى خواستم نظر شما را راجع به شنودكان برنامه هاى اخوند ها بدأتم كه كفته أند مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق اورد?

     
  2. سلام أقاى نورى زاد مى بخشيد كه مجبورم سىوالم را اينجا مطرح كنم وقى ايران بودم ودر كلاسهاى ديني مجبور بشركت ميشدم البته كاهى كه نميتوانستم تاب سخننان بيجا را بياورم بلند ميشدم واعتراض ميكر دم اين روز ها اخوندها با بيشرمى تمام در تلويزيون ويا در دانشكاها برنامه هاى روشنكرى براى مردان وخانمها كذاشه اند كه واقعا هيج روانشناسى روى كفتن جنين سخنهايى را نخو اهد داشت ولى من روى سخنم به نشوند كان ابنها است كه كفته اند مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق أورد تا نظر شماى عزيز جه باشد?

    —————

    سلام بانوی خوب
    اصل این سخن که: مستمع صاحب سخن را برسرذوق آورد، یک روی سکه ی محافل شنیداری ماست. روی دیگرسکه به صاحب سخن بازمی گردد که ازسکوت مستمع درفریب او سود نبرد.
    با احترام

     
  3. استاد نوری زاد سلام
    ازاین که خود را بخاطرما بخطرمی اندازید وبخاطرآگاهی بخشیدن به ما وساختن جامعه ای مطلوب ازکاروزندگی خود جدا مانده اید ورنج برده اید وزندان کشیده اید وشکنجه شده اید وهمچنان ایستادگی می کنید ازشما تشکریا بقول خودتان سپاس مندیم

     
  4. شیخ حسام الدین

    باسلام خدمت همه دوستان و صاحبنظران
    سیاست کلی نظام از نظر این بنده حقیر بدین شکله : 8 سال قحطی و 8 سال فراوانی (فراوانی = بخور و نمیر )
    روش به این صورته که بعد از هر دوره 8 ساله و فضای خفقان و تنگ سیاسی و اجتماعی و اوج نارضایتی به قول آقا آحاد مردم نوبت به 8 سال دوره باز تر و راحت تر میرسه که مردم احساس رضایت نسبی پیدا میکنن و یحتمل شکر خدا رو هم میکنن و بدین شکل نظام مقدس جمهوری اسلامی 8 سال به 8سال زیر سایه حضرت آیت الله عظمی امام سید علی خامنه ای تا ظهور //// میمونه . .

    خب این یک نظریه بود که میدونم خیلی از شماها باهاش مخالف هستید و اما فی الحال ما که عمرمون با سرعت برق و باد در گذره و نیاز به کار و پول و اندکی رفاه داریم تا بتونیم مثل همه مردم جهان تو این عمر چند روزه ناکام از دنیا نریم به نظرم : باید به روش نوشیدن جام زهر ( از ترفندهای امام راحل) رو بیاریم و با شرکت در انتخابات به روشن فکر ترین قشر اجرایی کشور که همانا اصلاح طلبان هستند کمک کنیم تا شاید شاید یه دهه کم تنش از عمر 5 یا 6 دهه ای خودمون رو تجربه کنیم

     
  5. بی پدرمنافق

     
  6. بابا با ادب!!!!!!!!!!!!

     
  7. سید ابوالفضل

    ادب داشته باش. حرفت را بزن اما با ادب. برترلند راسل می گوید : اگر عقیده ی مخالف شما را عصبانی می کند ، نشانه ی آن است که شما ناخودآگاه می دانید که دلیل مناسبی برای آن چه فکر می کنید ، ندارید.

     
  8. سید ابوالفضل

    لطفا نوشته ی آقای مانی را بخوان

     
  9. سید ابوالفضل

    آقای مانی عالی بود . نوشته ات را باز هم خواهم خواند. ممنونم که تفکر کردی ونوشتی. باز هم همین کار را بکن. من خم مثل شما فریب نیرنگ اتاق فکر اقتدارگرایان را نخواهم خورد. رای میده . دیگران را به رای دادن دعوت میکنم . بازهم سپاسگزارم

     
  10. سید ابوالفضل

    احساساتی نشو. بارای ندادن چی به دست می آوریم که در جهت اقدام چهار سال پیش مان باشد؟ رای ندادنمان به نفع کیست ؟ آن ها شما را تحریک می کنند که رای ندهید. مثلا دایم تکرار میکنند که رای شما تایید نظام است. در عوض طرفدارانشان را تحریک میکنند که شرکت شما وظیفه ی شرعی است. تا رای شما اندک ورای خودشان زیاد شود و ارکان قدرت را در اختیار بگیرند ونیز نشان دهند که آنها چقدر اکثزیت هستند وشما چقدر اقلیت. وبگویند که جنبش سبز مرد و…
    فریب بازی شان را نخوریم. آنها از اقدام ما در جهت اتحاد ترسیده اند. وارد میدان شویم وکار را در این مرحله تمام کنیم.

     
  11. سید ابوالفضل

    با شرکت در انتخابات یادشان و مهمتر راهشان را گرامی بدار . شرکت نکردن تو خواست آن هایی است که جوانانمان را به خون کشیدند. رای بده . سرتو بالا بگیر وبگو ما هستیم. ایران مال ماست.مال مردم ایرن.

     
  12. چند سال پیش هم اقای جنتی در نماز جمعه گفت که امت اسلام پس از درگذشت پیامبر یتیم شد و علما قیم این یتیمان هستند . فردای آن روز روزنامه ای نوشت که ، آقای جنتی چه تصوری از ملت ایران دارد که آنان را نیازمند قیمی چون خود می پندارد .

     
  13. سلام آقای نوریزاد عزیز

    اینروزا بازار نامه نوشتن خیلی داغه!!منم تصمیم گرفتم یک نامه بنویسم.خیلی شرمندم دست به قلم خوبی ندارم اما امیدوارم به بزرگواری خودتون ببخشین.
    امروز وقتی آقای احمدی نژاد و تو تلویزیون دیدم یک حس خشم همراه ترحم به سراغم اومد!!! یاد 4سال پیش افتادم موقعی که منو هم سن وسالام تو خیابون بصورت مودبانه دنبال حق قانونی خودمون بودیم اما ایشون با وقاحت تمام پشت تریبون رفتن و مارو خسو خاشاک نامیدن!!!سعی کردیم به دل نگیریم چون با اخلاق وروحیات دیکتاتوری ایشون آشنابودیم!!بعد این قضیه بود که حس نفرت نسبت به رهبر و نظام تو وجود من و هم سن و سالام ریشه کرد.
    رهبر برای من که تو یک خانواده مذهبی بزرگ شده بودم در حکم یک پدر معنوی بود و انتظار داشتم از ما به عنوان فرزندانش دفاع کنه اما نه تنها سکوت کردن بلکه خودشون ونظرشونو خیلی نزدیک به آقای احمدی نژاد دونستند.
    و اما شما آقای احمدی نژاد اینروزا چرا ساکتین ؟!!!! چی شد اونهمه قلدر بازی؟!!!کجا هستن اون آدمایی که شما رو معجزه ی هزاره ی سوم نامیدن؟!!!
    بله آقای رییس جمهور شما فقط یک بازیچه بودین در دست یک عده آدم ….و حالا کس دیگه ای قرار جای شمارو بگیره تا این بازی کثیف به سرانجام برسه!
    دلم برات میسوزه میدونم که خودتم به این نتیجه رسیدی که هیچی نبودی الا یک عروسک!!اما حیف که دیر فهمیدی!
    وقتی گفتی خس و خاشاک خیلی از دوستام گریه کردن خیلیا بخاطر برد ناعادلانه شما در این بازی سیاسی کشته شدن اما فکر نکنین مسیيولیت شما تموم شده اگه اونروز در مقابل مردم پاسخگو بودین الان باید خودتو واسه پاسخگویی در مقابل پیشگاه خدا آماده کنین!!
    واما سخن پایانی

    آقای نوریزاد من شمارو خیلی دوست دارم بخاطر عقایدتون وخوشحالم از اینکه محلی پیدا کردیم تا آزادانه نظراتمونو بیان کنیم.به امید ایران آزاد وآباد

     
  14. چطور کسی می تواند رای دهد وقتی که تک تیرانداز های حکومت معترضان به حق انتخابات 88 را با گلوله بر سر و سینه به خاک و خون کشیدن. آن یاران نازنین که به خون غلتیدند از آسمان به ما نگاه می کنند من از نگاه آنان شرم دارم و با شرکت نکردن در انتخابات کذایی حکومت یادشان را گرامی می دارم . به قول ستار بهشتی مرگ بهتر از زندگی در ذلت است

     
  15. کاش یکی بود به من ارمنی ایرانی هم یه نگاهی می کرد. شماها همه ش از کاندیدای موردعلاقه خودتون صحبت می کنید کانیدای موردعلاقه من وما کیه؟ نه استخدامی نه آزادی کلیساهای ما روهم یکی یکی دارن تعطیل می کنند. خوش باشیدمسلمانان موافق ومخالف انتخابات . ایکاش یه راه حل هم جلوی پای ما می گذاشتین. بقول امام حسین تون آیا کسی هست منو یاری کنه؟

     
  16. “بیشترازآن، همان کام شیرین، بلافاصله به تلخی می گراید. واین، چندان مناسب حال ایشان نیست.”
    بهتر این است که بگوییم: این تبدیل شیرینی به تلخی کاملا مناسب ایشان(ایشان در معنی جمع) است.آخه بث بحث اون تلخک شیرین سازه.

     
  17. سلام استاد
    کاش می شد به خود //// رای داد که از کارگردانی پشت صحنه تشریف میاوردن رو صحنه ! تا عوام و خوش باوران می فهمیدن تبرزن به ریشه مملکت کیه ! آن موقع یا متحول میشد یا //// .

     
  18. بوی خون میاد
    من جای روحانی بودم تمام برنامه های دیدار با مردمو در این دو روز لغو میکردم .

     
  19. اقای نویرزاد گرامی
    اگر میگویید بینش ما یکی و تفاوت در ادبیات است اولی را می پذیرم. بهرحال از زبان نوشتاری یا گفتاری شما من بینش متفاوتی بروشنی ابتدا برداشت کردم. بدون شک شاید حقیقت اشکاری که من می گویم شاید با حقیقت اشکاری که شما نمی گویید و می پذیرید یا همسان می بینید مبنای اشتراک باشد. بدون شک زبان بیان ذهنیت است ازینرو باید بر زبان اهمیتی قایل شد. روشنی زبان با حقیقت رابطه ای نزدیک دارد و بر عکس.
    پایدار باشید

     
  20. با سلام مجدد بر جناب نوریزاد وتشکر از لطف شما
    امروز در خبرها آمده که آقای حداد عادل از کاندیداتوری استعفا دادند و از این راه منصرف شدند. ما را سر این نیست که درستی یا غلط بودن این کار را تحلیل کنیم چه آنکه ایشان اصولا رائی در بین مردم ندارند که بخواهد تاثیری داشته باشد امّا از دو باب دیگر میتوان به آن پرداخت.
    اوّل انکه حکایت بی رائی ایشان حدیث پنهانی نبود و شاید خود ایشان از همه بیشتر به آن وقوف داشت. در این مورد دو دلیل می توان اقامه نمود که چرا ایشان علیرغم این علم بیّن و معلوم کماکان به امیدی به میدان آمدند . یک احتمال این است که ایشان کاملا مطمئن بودند که بالاخره این نسبت فامیلی یکجا برد می خورد و با توجه به ارادت ولائی ایشان به داماد محترم که بقول ایشان ولایت زاده هست و با توجه به مورد سال 88 میتواند آن لطف شامل ایشان هم بشود و شبانگاه با واقعه ای عجیب و غریب به دفتررئیس جمهور وارد شوند. احتمال دیگر اینکه ایشان آمد تا با دفاع تمام قد از نظام هم آبروئی برای اقوام بخرد و هم شاید از طرفداران نظام به او مددی برسد. امآ به نظر میرسد با استناد به تحلیل سایت آقای توکلی که او را فرد فداکاری دانسته بود که با دفاع از نظام حاضر شد آبرو و رای خود را بریزد دریافت که همان مقدار شانسی را هم که فکر میکرد ندارد و امروز حتی نظام هم قادر به بیرون کشیدن او از پائین گود بعد از دفاع از نظام نیست چه آنکه اگر آب جوی برگردد آبروی رفته بر نمی گردد. این برای ما ایرانیان باید بسیار دردناک باشد که کاندیدائی بیاید از نظام دفاع کند و آنگاه رایش را و آبرویش را هم ببازد .
    دوّم آنکه این موضوع اندازه رجال صالح شورای نگهبان را تعیین کرد که کسانی انتخاب شده اند که جرات تائیئد واقعیتهائی را که خود هم می دانند ندارند و لذا واویلا بر کشور.
    در این وانفسا کاندیدائی که بیشترین انتقادها را به هر طریقی به نظام بنماید و بی کفایتی آنرا بیشتر آشکار نماید از بخت بلندتری برخوردار است و شانس بیشتری دارد..آقای نوریزاد بر این فاجعه باید گریست.

    ———————

    یاران گرامی سلام
    بعضی ازمشهورین ما، کمی که ازگردونه ی اعتنا دور می افتند، به تمهیدی خاص متوسل می شوند. آقای حداد با تقلبی که جناب جنتی آراست به مجلس داخل شد. وبعد با رهبر نسبت یافت. وبعد رییس مجلس شد. ریاستش دولت مستعجل بود. خیلی زود فروکشید وقدروقیمتش فروکاست. مدتها بود که محلی ازاعراب نبود. ورود به عرصه ی کاندیداتوری، ورود به عرصه ی رسانه هاست. وجناب حداد دراین چند وقت، به نیکی از رسانه ها کام گرفت. همین قدرش هم حالاحالا ها برای وی کافیست. بیشترازآن، همان کام شیرین، بلافاصله به تلخی می گراید. واین، چندان مناسب حال ایشان نیست.
    بااحترام

    .

     
  21. سالها پیش که در امریکای لاتین انقلاب در انقلاب و کودتا در کودتا بود میگویند زنی حامله پا به زا بود.فرزند که در بدو ورود به دنیای خاکی بود با مشکل مواجه است .خواهر نوزاد دنبال قابله میرود و در همین حال روح لنین و استالین بر نوزاد وارد میشوند و احوال او را میپرسند طفل میگوید کاستاریکا (کاستاریکا کشوری در امریکای لاتین) بسیار تاریک است و عبور از ان سخت است .لنین به نوزاد که هنوز به دنیا نیامده امر میکند که بگو یا زاپاتا (انقلابی امریکای لاتین) و کار را تمام کن.در همین لحظه قابله از راه میرسد و میبیند که نوزاد یا زاپاتا گویان خارج میشود.
    همه متوجه و مبهوت میشوند تا اینکه سالها بعد این طفل که حالا مردی شده رییس میشود.
    این موضوع را خواهر رییس در جمعی ناتنی بیان کرده است
    قصه ما به سر رسید ولی کاستاریکا هنوز تاریک است.

     
  22. با عرض سلام خدمت جناب نوری زاد

    نظر شما درباره ایت الله خمینی چیست ؟ منتظر جواب هستم

    ——————

    سلام آرمان گرامی
    این سخن بگذار تا وقت دگر!

    .

     
  23. ﻣﻦ ﺑﺎ ﻧﻆﺮ ﺷﻤﺎ ﻣﻮاﻓﻖ ﻫﺴﺘﻢ

     
  24. سلام من تا دو روز قبل به تحریم اعتقاد داشتم . با شنیدن مصاحبه آقای علیرضا نامور حقیقی تا حدی نظرم عوض شده و فکر میکنم باید به یکی از آقایان روحانی یا عارف از سر ناچاری رای داد . نظر صریح شما چیست؟ در ضمن در مورد گرفتن جاسوسان اسراییل رخنه کرده در سپاه رسانه های داخلی یا خارجی چیز زیادی ننوشتند و شما هم اشاره سربسته ای کردید چرا با جزییات بیشتری مورد را ذکر نکردید لطفا اگر ممکن است تشریح کنید و اگر معذورید مختصرا دلیل معذوریت خود را بفرمایید

    ——————-

    سام گرامی سلام
    ما بقول آقای قالیباف، گازانبری درمحاصره ی سرداران سیری ناپذیرسپاهیم، و خود آنان دربستری ازمخملِ اسراییل وآمریکا وروسیه آرمیده اند برای گشودن بختشان به سبزه ها گره می زنند.

    .

     
  25. هرانسان با وجدانی پس گذشت سی وچهارسال عمرسیاه حکومت جهل و جور وجنایت دراین نمایش مضحک که نامش را به دروغ اتخابات گذاشته اند شرکت کند بردستان الوده به خون جوانان ایرانزمین و قاتلین و متجاوزین به نوامیس ملت ایران که در///// نشسته بوسه زده است و عمل جنایتکارانه انهارا مورد تایید قرارداده است چراکه جهانیان واقفند که رای ملت ایران هیچگونه اعتباری نزد حاکمان خودکامه اخوندی نداشته و ندارد برای گواه سخنم نه به دورتر به چهارسال قبل برگردید و واقعیت را دریابید که چگونه درپاسخ صاحبان رای گلوله دادند و بقول خودشان کهریزکی کردند و ان داستان غم انگیزی که برسر دختران و زنان و پسران ما اوردند چون نظرپاسدارهزارتیر که اکنون سرکرده گروه منحرفین شده به نظر/// نزدیکتربود و اکنون هشت سال بربقای بیت //// افزود پس عزیزانم خرد و عقلانیت هرانسان حکم میکند که ازموده را ازمودن خطاست چراکه دراین حکومت نباید انتظار منطق و عقلانیت و درستی و راستی و احترام به کرامت انسانی داشت بحث این حضرات فقط حول و محور رازبقاست و راه رهایی خیزش نهایی ملت ایران و سرنگونی این حکومت عجیب الخلقه میباشد که وجودش برای ایران و ایرانی جزویرانی و عقب ماندگی و فقر و فلاکت و فساد و فحشا و اعتیاد و زندان و کشتار و سرکوب چیزدیگری نیست و نخواهدبود.پیروز باشید و متحدبه امیدفردای ازادی.

     
  26. جمال الدین پاکنژاد

    سلام، مستند جمهوری اسلامی از اولین دوره ریاست جمهوری ، خیلی جالب است در این فیلم به خوبی استبداد خمینی و نتیجه آن که وضعیت ایران امروز است نشان داده میشود.خمینی چند جا روحیه استبدادی را نشان میدهد ،یک جا خطاب به رئیس جمهور می گوید نخست وزیر باید دارای همان صفاتی باشد که من می گویم در صورتی که طبق قانون اساسی این رئیس جمهور است که باید نخست وزیر را معرفی کند و جای دیگر به صراحت می گوید اگر همه موافقت بکنند من مخالفت می کنم. نکته دیگر قابل توجه احساس رضایتی است که رفسنجانی از به نتیجه رسیدن کودتا در چهره خود بروز میدهد
    https://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&v=Uwpu1LPGgSY

     
  27. استادبزرگوارم جناب نوریزاد سلام”
    آیاقراراست که آقای روحانی ازطرف شورای نمکدان ردصلاحیت شود.جنابعالی که بهتردرجریان امورهستیدآیاواقعیت دارد؟یعنی خامنه ای اینقدر میترسدکا شبه اصلاحطلبان نیزنشءگی اوراخراب کرده اند؟!؟!فدای شما کیوان
    —————————-
    سلام کیوان گرامی
    بعید می دانم کار به رد صلاحیت اقای روحانی بینجامد. چرا که آقای روحانی اساسا اصلاح طلب نیست. فرق زیادی با آقای ولایتی ندارد. درعین حال که فرد بسیارمحترمی است وافق نگاهش به شایستگی می انجامد
    با احترام

     
  28. سلام بر آقای نوریزاد عزیز
    آدرس پست الکترونیکی شما رو از سایت تان برداشتم
    مطلبی داشتم دوست داشتم به گوش هموطنم برسانم، من به هیچ وجه امکان تحرک ندارم
    تمام زندگیم تحت کنترله برای همین مجبور شدم از محلی غیر از منزل خودم و
    از مکانی کاملا نامربوط به من و با ایمیلی که همین امروز برای همین کار
    ایجاد کردم، مطلبم را ایمیل کنم. سخنی است با هموطنانی که انتخابات را
    تحریم کرده اند، (میدانم شما هم تحریمی هستید) خیلی نگرانم، اگرادله ام
    را قابل دفاع یافتید خواهش
    میکنم در سایتهای منتقد منتشرش کنید البته فایل متنی است اگر نیاز دیدید
    میتوانید در صورت لزوم تغییراتی هم در آن بدهید (شاید خلاصه سازی لازم
    باشد) باور کردنش برای شما شاید سخت باشه ولی اینجا به خاطر دعوت کردن از
    مردم برای شرکت در انتخابات و رای به آقای روحانی از طرف نیروهای امنیتی
    متهم به زمینه چینی برای آشوب میشوی ومجبور به سکوت کاملی من این مطلب را
    برای بعضی از دوستان دیگر هم میفرستم باورم این است خواندن آن رای برخی
    میتواند مفید باشد، خیلی وقت ندارم
    بخاطر جملات در هم و بر هم مرا ببخشید، اینجا فضا مناسب نیست
    ارادتمند
    مانی مبارز

    ——————————————————-
    هزار نکته باریکتر ز مو اینجاست…….
    تا پیش از این هیچگاه دست به قلم نبرده¬ام؛ این واقعیت از بیان قاصرم هویداست، نه استعدادی، نه علاقه¬ای و نه حتی بهانه¬ای برای نوشتن نداشته¬ام؛ اما آنچه امروز مرا واداشته که قلم بدست گیرم و برای شما بنوسیم یک نگرانی است از خطری که ایرانم را تهدید می¬کند. من دلنگران فردای ایرانم، فردایی که بخشی از آن بسته به تصمیمی است که امروز من و هم¬وطنانم می¬گیریم. این روزها در آستانه انتخاب یازدهم ریاست جمهوری هستیم. اقتضای این روزهایِ وطن من شور و هیجان و امید به آینده است؛ لیکن همانطور که شاهد آنیم دستهای تمامیت¬خواه حاکمیت با تنگ کردن دایره انتخاب مردم و حذف کاندیداهای حداکثری آنها در جهت برگزاری انتخاباتی مهندسی شده انگیزه حضور را از مردم ستانده است.
    من 33 سال سن دارم. اوایل دهه 70 یعنی در حالیکه تقریبا دوازده سیزده سال بیشتر نداشتم با خواندن مجله بیان به مدیر مسئولی آقای محتشمی و بعدها در ماههای آخر منتهی به 2خرداد 76 با خواندن نشریه پیام دانشجو به مدیرمسئولی آقای طبرزدی با فضای سیاسی و بلوک¬بندیهای قدرت در ایران آشنا شدم و از همان سالهای نوجوانی خود را مثل مبارزی در برابر استبداد یافتم – در ابتدا مبارزی انقلابی و بعدها مبارزی مسالمت¬جو. با ورود به دانشگاه با عضویت در انجمن اسلامی دانشجویان، منتقدِ سرسخت فضای سانسور و سرشار از قیم¬مابی شدم و این روند تا به امروز بخشی از معنای زندگیم بوده است. در انتخابات 76 و 80 هواخواه اصلاحات شدم-وه که چه شوری داشتیم!- ولی در سال 84 سرخورده از ناکامیهای دوران اصلاحات، فعالانه بر طبل تحریم کوبیدم و به خیل بزرگ تحریم¬کنندگان انتخابات پیوستم در حالیکه نمی¬دانستم مقدمات حضور فردی را فراهم می¬کنم که به کابوسی 8 ساله برای ایران و ایرانی بدل خواهد شد. البته در دور دوم پای صندوق رفتم تا به زعم خود مانع پیشروی بیابانی بنام احمدی¬نژاد در جنگل کشورم شوم ولی کمی دیر شده بود. در انتخاب دهم میرحسین را حامی شدم و با فعالیت در ستادش به بخشی از وظیفه ملی و اخلاقی خودم در هشدار به مردم و انتقاد شدید از حاکمیت عمل کردم. در وقایع پس از انتخابات (بخوانید پس مهندسی انتخابات و اشتباه استراتژیک رهبری در حمایت از یک دیوانه!) همواره در تمام اعتراضات میدانی حضور داشتم و در عین سرخوردگی بسیار، امیدوار و فعال بودم در آن برهه فقط یک فکر در میدان ذهنم جولان میداد:
    ”انتخابات ریاست جمهوریِ دیگری در کار نخواهد بود، نظام با کودتایی که انجام داد و با هزینه¬ای که در انتخاب دهم پرداخت دیگر اجازه گشایش مجدد فضا را نخواهد و اگر انتخابات دیگری هم برگزار شود آنقدر صوری و فرمایشی خواهد بود که مشارکت در آن بی معنا خواهد شد. افسوس که همین دموکراسی نیم¬بند را هم از دست دادیم!…”
    آن روز حتی در خوشبینانه¬ترین حالت هم تصور نمی¬کردم که 4 سال بعد در حالیکه نداها و سهرابها خقته در خاک، سران سربلند جنبش در حصر، تاج¬زاده¬¬ها در زندان و کاظمیانها و جلایی¬پورها در تبعید اجباری هستند من باز هم به انتخابات فکر کنم، کما اینکه انتخابات اخیر مجلس را نیز فعالانه تحریم کردم.
    اما امروز مخالف تحریمم. امروز مجبور به مشارکتم، چرا که تصور می¬کنم حتی اگر کمترین امکانی برای گشایش فضا باشد و من با تاکتیک تحریم بهره کافی را از آن نبرم به خون شهدای راه آزادی و همه مبارزان دربند و در غربت خیانت کرده¬ام.
    گذشته¬ام را گفتم تا برخی دوستان با پیش¬داوری تصور نکنند من ندیده و نشناخته متاثر از شور جوانی و ناآگاهی از فضای حاکم بر سپهر سیاسی ایران است که تصمیم دارم در این سیستم به شدت بسته پای صندوق بروم.
    امروز بسیاری از دلسوزان ایران عزیزمان دوباره با کوبیدن بر طبل تحریم، همه را به این مهم دعوت می¬کنند و در اکثر قریب به اتفاق موارد این دعوت را بدون ارائه ادله کافی و اقناع مخاطبینی چون من و اغلب کاملا احساسی و با چاشنی خشم و گاه قهر انجام می¬دهند. به نظر این میدان عرصه¬ای است کاملا شبیه بازی شطرنج که در آن برنده کسی است که برای هر حرکت خود خوب تامل کرده و ضمن اشراف به آرایش میدان، حرکت حریف را هم پیش¬بینی کند. در عرصه سیاست اگر اسب چموش احساسات را توسط عقل و تدبیر افسار نکنیم بازنده¬ایم و این در حالی است که آقای خامنه¬ای به عنوان مهمترین بازیگر طرف مقابل به گواهی بسیاری از منتقدانش بسیار مدبرانه و معقول مبارزه می¬کند (هرچند شخصا اعتقاد دارم ایشان در سطح استراتژیک شکست خورده است اما در سطح تاکتیکها و اقدامات با رصد کردن ذهنیات و منویات ما کماکان می¬تواند موفق عمل کند)
    و اما تحریم: من باورم دارم که تحریمِ یک کنش، در موا