سر تیتر خبرها
“سرت سلامت” با صدای اباذر نوری زاد

“سرت سلامت” با صدای اباذر نوری زاد

شعرش را در زندان سرودم. شعری برای دلتنگی های هرازگاهم. که دلم تنگش شده بود. از یادآوری خنجرهایی که به سر و سینه اش می خورد می گداختم. یک جوری می خواستم بگویمش: بفکرش هستم. و هرچه آسیب و درد و ناکامی بر ما می بارد، فدای یک وجب خاکش. ایران را می گویم. سرزمینمان ایران

نام آهنگ: سرت سلامت

شاعر: محمد نوری زاد

آهنگساز: سینا بیات

تنظیم: شاهین یوسف زمانی

لینک مستقیم دانلود

لینک از سایت رادیو جوان

سرت سلامت
———

ما را اگر سر به تن نمی خواهند،
گو نخواهند
سرت سلامت
و آسیب از تو دور
سر،
آنجا بر تن ما گواراست
که تو
بربامِ بودن باشی
پس:
هراس از تو دور
فریب از تو دور
دروغ از تو دور
جهل از تو دور
و در مقابل:
فهم با تو
عشق با تو
نور با تو
پاینده و آزاد
ایران ما

محمد نوری زاد
سوم فروردین سال هشتاد و نه
زندان اوین
بند دو الف سپاه

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

31 نظر

  1. با درود به دوست گرامی آقای نوری زاد و آفرینی به فرزند برومند و هنرمندت.یک خواهش دارم ، جوانی که برای ایران می خواند باید نام ایرانی هم داشته باشد .اباذر نام فرزندان ایران امروز که در پی هویت خویش روان شده اند نمی باشد.داستان پدر ها جداست اما پسرها را از قید و بند هایی چنین باید آزاد کرد تا ایران در بند بند وجودشان متبلور و نمایان باشد.بابک -بهرام-بهزاد-پاکزاد-دارا-پارسا-راستی-سام-سیاوش-کاوه-کیوان-مهران-پهلوان-دلاور-دانا-و….و…و وهزاران نام زیبای دیگر برازنده تر برای فرزند شماست .و بهتر است از همین آغاز کارش این تعویض نام انجام شود.بهانه اش را هم برای متعصبین (نام هنری) میتوان گذارد.سرتان سلامت

    ————–

    سلام مرتضای گرامی
    بهترنیست خودمان را درسایه ی اسم ها ونامها پنهان نکنیم؟ اسم مهم نیست دوست من، رسم مهم است. ای بسا بسیار کوروش واردشیر وسیامک وسیاوش که شرم برما می بارند وعلی ها ومحمدها وحسین ها که خون مارا می ریزند. این پیشنهاد شما دوست من، خودش یکجورتعصب است. من آنقدرکه به گاندی ونلسون ماندلا دلبستگی شعوری ومعرفتی وانسانی دارم به بسیاری ازنام آوران این زمانی ودیرزمانی خودمان ندارم. تماشا کنید مسلمان بدفهمی را که روی درروی نلسون ماندلا ایستاده وبه اومی گوید: حیف ازتو که اسمت حسین نیست.
    با احترام

    .

  2. بی سوادان قرن ۲۱ کسانی نیستند که نمی توانند بخوانند و بنویسند ، بلکه کسانی هستند که نمی توانند آموخته های کهنه را دور بریزند
    الوین تافلر
    – – – – – – – – – – – –

    نعره هیچ شیری خانه چوبی مرا خراب نمی کند، من از سکوت موریانه ها می ترسم.
    – – – – – – – – – – – –
    به شخصیت خود….. بیشتر از آبرویتان اهمیت دهید.. زیرا شخصیت شما… جوهر وجود شماست.. و آبرویتان… تصورات دیگران نسبت به شماست
    – – – – – – – – – – – –
    باران که میبارد همه پرندها به دنبال سر پناهند اماعقاب برای اجتناب از خیس شدن بالاتراز ابرهاپرواز میکند این دیدگاه است که تفاوت را خلق میکند…
    – – – – – – – – – – – –
    …گورستان ها پر از افرادی است که روزی گمان می کردن که . . . چرخ دنیا بدون آنها نمی چرخد
    – – – – – – – – – – – –
    یک شمع روشن می تواند هزاران شمع خاموش را روشن کند و ذره ای از نورش کاسته نشود …
    – – – – – – – – – – – –
    مشکل فکر های بسته این است که دهانشان پیوسته باز است . . .
    – – – – – – – – – – – –
    روزی برای بعضی آدم ها تنها یک خاطره خواهید بود… تلاش کنید که لااقل خاطره ای خوش باشید…
    – – – – – – – – – – – –
    تنها دو گروه نمى توانند افکار خود را عوض کنند: دیوانگان تیمارستان و مردگان گورستان.
    “وین دایر”
    – – – – – – – – – – – –
    کـــــــــــم بــاش از کم بودنت نتــــــــرس اونی که اگـه کم باشی ولــــــــت میکنه، همونه که اگه زیـــاد باشی حیفو میلت میکنه. . .
    – – – – – – – – – – – –
    یک درخت هرچقدر هم که بزرگ باشد با یک دانه آغاز میشود,طولانی ترین سفرها با اولین قدم.
    (لائوتسه)
    – – – – – – – – – – – –
    انســـــــــانهاى بــــــزرگ ،دو دل دارنــــــــد ؛دلـــــى که درد مى کشـــــــــــد و پنهـــــــــــــــان است و دلـــــــــــــــى که میخندد و آشکـــــــــــــــار است.
    – – – – – – – – – – – – “
    زمانی که خاطره هایتان از امیدهایتان قوی تر شدند ، روزگار افولتان در راه است . . .
    – – – – – – – – – – – –
    برخی آدمها به یک دلیل از مسیر زندگی ما می گذرند که به ما درسهایی بیاموزند که اگر می ماندند هرگز یاد نمی گرفتیم
    – – – – – – – – – – – –
    اگر میخواهی دروغی نشنوی ، اصراری برای شنیدن حقیقت مکن . . .
    – – – – – – – – – – – –
    آدم ها مثل عکس ها می مونند: زیاد بزرگشون کنی ، کیفیتشون میاد پایین
    – – – – – – – – – – – –
    کسانی که پشت سرتان حرف می زنند ، دقیقا به همانجا تعلق دارند، پشت سرتان
    – – – – – – – – – – – –
    وقتی به یکی زیادی تو زندگیت اهمیت بدی ؛ اهمیتتو تو زندگیش از دست میدی … . به همین راحتی …
    – – – – – – – – – – – –
    « در عجبم از زنان که از خدای به این بزرگی فقط یک شوهر می خواهند و از شوهر به این درماندگی همه دنیا را!!»
    شکسپیر
    – – – – – – – – – – – –
    به اندازه ی باورهای هر کسی ؛ با او حرف بزن …. بیشتر که بگویی ، تو را احمق فرض خواهد کرد …!!!

  3. با سلام و تهنیت
    بسیار ظریف پاسخی کوتاه به حقیر دادید که تمام علامت سؤالها از ذهنم پاک شد آری امروز نیمه ی شعبان است چه زیبا فرمودید به امید روزی که همگان به خویش تبریک بگوییم.
    با احترام

  4. با سلام
    نظر بنده در پاسخ به این نظر بود که:
    بهروز
    ۱۲:۳۹ قبل از ظهر / خرداد ۲۲, ۱۳۹۲
    لذت بردم شاد شدم شور گرفتم شادی کردم شیدا شدم شوق یافتم
    پاسخ بنده:
    ملا یوفنا
    ۵:۰۰ قبل از ظهر / تیر ۱, ۱۳۹۲
    با اینهمه شور و شعف به پای گریه هم فتادی؟
    اگر بگویی آری دروغت هویدا میشود پس زبان باز مکن که پاسخ را می فهمیم و میدانیم
    من اگر حق سخن گفتن دارم سخنم اینست دستخوش احساسات کاذب نخواهم شد و همان ای ایران ای سر چشمه ی هنر را پایدار میخواهم چرا که این سرود بو میدهد بو بو…
    بوی تفرقه.
    حال سؤال:
    چرا صحبت بنده در مکانی دیگر به نمایش در آمده؟
    هرچند میدانم آقای محمد نوری زاد چون سایرین آنقدر شهرت کسب نموده اند که پاسخ حقیر را ندهند!
    آقای محمد نوری زاد نظرتان درباره ی مهدویت چیست؟
    تفتیش عقاید نمیکنم عقیده ی شما درباره ی امام عصر عج چیست اصلأ اعتقادی دارید یا آن هم 180 درجه تغییر یافته؟
    اگر جامع پاسخ دهید سپاس گزارم.
    یا رب النور
    ملتمس دعایتان (ملا یوفنا) العظمت لله

    ——————-

    سلام دوست من
    امروز روز نیمه ی شعبان است.
    ازما که گذشت، اما امیدوارم نسلهای بعدی ما به آنچنان فهم وشعور وآگاهی ای برسند که هریک امام عصرخود باشند. این یک دعای جاری درقرآن است. اززبان جناب ابراهیم عزیز
    با احترام

    .

  5. با درودی مجدد به نوریزاد عزیز، بعضی‌ تکرار‌ها با فریاد هم ملال آور نیستند و همواره به دل‌ می‌‌نشینند. هر آنچه به حق و شایستگی و در خور احترام و عزت و تکریم به دست آورده‌ای را برخی‌ در دنیای رؤیا‌ها و آرزوها جستجو می‌‌کنند و هیهات که با میلیاردهایی که از جیب ملت و اشک چشم کودکان یتیم و آه سرسام گرفتهٔ بیوه زنان و آمال‌های بر باد رفته خیل عظیمی‌ از جوانان خرج کرده اند و همهٔ قشونی که شبانه روز به کار گرفته اند و.. و.. بتواند به دست آورند که شکل و رنگ دستانشان و تجسم سیمایشان در دل و جان و روح و روان ایرانیان و تاریخ فردا عریان تر و روشن تر از روز هک‌ شده.

  6. جباب نوری زاد لطفا نظرتان را نسبت به دور فلسفی مخصوصا در مورد انتخاب رهبری صریحا بفرمایید.

  7. با اینهمه شور و شعف به پای گریه هم فتادی؟
    اگر بگویی آری دروغت هویدا میشود پس زبان باز مکن که پاسخ را می فهمیم و میدانیم
    من اگر حق سخن گفتن دارم سخنم اینست دستخوش احساسات کاذب نخواهم شد و همان ای ایران ای سر چشمه ی هنر را پایدار میخواهم چرا که این سرود بو میدهد بو بو…
    بوی تفرقه.

  8. فرشاد خدائی

    ورای بیست بود

  9. زنده باشی مرد چه صدای دلنشینی

  10. لذت بردم شاد شدم شور گرفتم شادی کردم شیدا شدم شوق یافتم

  11. من آدم ناشادی هستم امروز این قطعه حماسی : سرت سلامت را با صدای اباذر نوری زاد شنیدم ومست شدم. برای یک ساعتی شادشدم واحساس کردم تنها نیستم کسانی هستند که دلشون واسه ایران می طپه. خوشحالم این قطعه حماسی مو برتن راست کرد. صدای اباذر قوی و جذابه ورو آدم اثرمی ذاره منم می گم برای این که این اثرشنیده ودیده بشه حتما باید کلیپ ازش ساخته بشه
    تشکرازهمه تون
    هم ازپدر
    هم ازپسر

  12. سمانه بزرگی

    تشکرازاباذرنوری زاد وپدرش . که هم شعرش خوب است وهم اجرایش
    راستی آقای نوری زاد امروز بطوراتفاقی به این مصاحبه شما برخوردم وبیش ازپیش شیفته صداقت شما شدم. صداقت صداقت صداقت :

    مصاحبه اختصاصی همبستگی نیوز با محمد نوریزاد!

    همبستگی نیوز _ به رسم تاریخ تمام نظام های توتالیتر در طول حیات خود دو جریان را در مقابل خود تعریف کرده اند:مدافع و مخالف؛ بنا بر این رسم، منتقد در جبهه مخالفین و دشمنانِ نظام تعریف و دسته بندی می شود و هرگونه مخالفت فکری و نگاه انتقادی حتی از سوی مدافعان برتابیده نخواهد شد.در نگاهِ سیاه و سفید این قبیل نظام ها اگر قرائتی همسو با جریان حاکم نداشته باشی در دسته‌ی سیاه قرار خواهی گرفت و الزماٌ اردوگاه دشمن و بخشی از پازل آنها در جهت براندازی خوانده خواهی شد.

    امانظام توتالیتر جمهوری اسلامی نیز از این رسم تاریخی مستثنی نبوده و نیست.حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ و هل دادن بسیاری از منتقدینِ تا دیروز دوست،به اردوگاه مخالفان نشان داد که نظام جمهوری اسلامی نیز مبتلا به همان بیماری سیاه و سفید دیدن جریان های فکریست؛برخوردهای سرکوبگرایانه و تمام امنیتی با اعتراضات پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ ریزش های بسیاری را در صفوف مدافعان نظام در پی داشت؛برخوردهای وحشیانه ای که رنگ از چهره مقدس نظام اسلامی در مقابل دیدگان مدافعان پیشین شست.

    یکی از این مدافعان سرشناس پیشین که در اثر نامه های سرگشاده و انتقادی توام با احترامش در اعتراض به روند موجود مورد غضب جریان حاکم قرار گرفت محمد نوریزاد بود.

    نوری زاد تا پیش از سال ۸۸ از مدافعان سرشناس رهبر جمهوری اسلامی و از نویسندگان سابق روزنامه کیهان بود.این فیلم نامه نویس،کارگردان و روزنامه نگار سرشناس ایرانی به دلیل نگارش نامه‌های سرگشادهٔ انتقادی خطاب به علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی دستگیر شد و حتی در اعتراض به رفتارهای ناپسند در دوران بازداشت دست به اعتصاب غذا زد.

    همبستگی نیوز در آستانه انتخابات یازدهم ریاست جمهوری به سراغ نوریزاد رفته و با وی سوالاتی را در خصوص شرایط کنونی کشور و آینده سیاسی آن در میان گذاشته است.
    با عرض ادب واحترام حضور جناب آقای محمد نوریزاد ابتدا اولین پرسش خود را اینگونه آغاز می کنم .

    سوال : محمد نوری زاد کیست و بدنبال چیست ؟

    محمد نوری زاد یک ایرانی مسلمان است که حاضراست جانش را برای آزادی کشورش ازبند هرستم وتبعیض وزشتی ازیک سوی، وفرابردن ایران به عرصه های علم واندیشه وفهم ورشد ورفاه وامنیت فدا کند. بله، من مسلمانم. آنقدرمسلمان که درروابط اجتماعی، ذره ای میان همکیشانم، وسایرینی که به عقاید وباورهای دیگرمتقاعدند، تفاوت قائل نیستم. من آنقدرمسلمانم که وقتی به صورت یک کمونیست نگاه می کنم، برای او بعنوان یک انسان ویک هموطن، شرافت قائلم. وبرای اوآنگونه احترام قائلم که برای خویشان وفرزندانم. من ازاین که جماعتی ازروحانیان ومفسران وعالمان دینی، چهره ی آسمانی اسلام را به زشتی و تلخی وعبوسی وخرافه آلوده اند رنج می برم.

    معتقدم هرچه زیبایی است، آسمانی است. وادیان آسمانی به زیبایی که می رسند، دربرابرش تمکین می کنند. وبرایش حرمت واحترام قائلند. من نیز اینچنینم. که اززشتی ستم وجهل ونادرستی رویگردانم، وبه زیبایی ادب وعقل وانصاف متمایلم.

    سوال :آیا نوری زاد تنهاست؟

    تنهاست اما نه ازآن جنس که منزوی باشد وبرای تنهایی اش عزا بگیرد. تنها ازاین روی که می گوید: می شود با پایداری فهیمانه ومداوم به پیروزی رسید وکسی به سخنش اعتنا ندارد. بویژه صاحبنامان.

    سوال : چرا محمد نوری زاد لحظه ای آرام وقرارندارد؟

    شما اگر با نگاه نافذتان به همه ی هستی بنگرید، با تمام وجود باورخواهید کرد که: همه ی پدیده ها آرام وقرارندارند. شما یک مورچه، یک سنجاقک، یک تکه ابر، یک وجب آسمان، یک ستاره، یک خیال، به من نشان بدهید که آرام است وبریک نقطه ” قرار” گرفته. این بی قراری حتماً به حوزه ی انسانی که می رسد، نافذتر وتعیین کننده ترمی شود. چرا که با گوهرعقل می آمیزد.

    اگرمنظورتان این است که چرا من سکوت نمی کنم ومثل سایرین به زندگی متداول خود سرفرونمی برم، بله، ازاین لحاظ من بی قرارم. درزندان مرا پیش یک قاضی بردند. او با چهره ای حق بجانب والبته خیرخواهانه به من گفت: آقای نوری زاد، من اغلب نوشته های شما را خوانده ام. من معتقدم شما تند می روید. وهمین تند رفتن است که کاردست شما داده. وگرنه جای شما اینجا که نیست.

    به وی گفتم: وقتی دریک سالن وسیع، همه دراز به دراز خوابیده باشند، آنکه ایستاده وبیداراست، نمود پیدا می کند. ویا وقتی همه ایستاده اند، آنکه راه می رود بچشم می آید. یا وقتی همه کند می روند، آنکه معمولی راه می رود، همان راه رفتن معمولی به چشم کندروان تند می آید. به آن قاضی گفتم: دوست من، من تند نمی روم، شماها کند می روید. وگاه، اصلاً قدم برنمی دارید که درجمع روندگان بحساب آیید.

    حالا شما هم به این فکرکنید که: نوری زاد تند نمی رود و بی قرارنیست. بل این سایرین اند که کند می روند وبرخلاف همه ی پدیده های هستی دریک نقطه ” قرار” گرفته اند.

    سوال : آقای نوری زاد چه آینده ای برای ایران متصوراست؟

    ما ناگزیرباید ازمیان تونل جهالتی که ما را احاطه کرده گذرکنیم. درداستان سیاوش، این جوان پاک ونازنین اساطیری ما را مجبورمی کنند که ازمیان باریکه راهی که ازدوسمتش تا چشم کارمی کند آتش زبانه می کشد گذرکند. به گمان من، این آتشی که دراطراف سیاوش زبانه می کشید، آتش جهل بود. وما را چاره ای نیست که سیاوش گون به دل آتش بزنیم. منتها اگربه سلامت وپایان خوشِ این گذرازآتش متمایلیم، حتماً باید خودمان نیزسیاوش گون باشیم. یعنی درستکارباشیم. پاک باشیم. نوعدوست وخردگرا واهل مدارا وفهم باشیم.

    اگراین گونه باشیم، واگر به عبورازآتش جهالتی که برای بلعیدن تک تک ما زبانه می کشد، بها می دهیم، بایستی – من روی این بایستی تأکید می کنم – بایستی به پاکسازی خود بپردازیم. مردمان آلوده با هرعقبه ای که دارند، منتشرکننده ی آلودگی اند. کسی که انسانیت خود را به حاشیه رانده نمی تواند سایرین را به انسانیت ترغیب وتشویق کند. به لفظ، بله می شود شعارداد وهیاهوبپا کرد اما این هیاهو ازسطح به عمق نمی رود. به جان جامعه نمی نشیند. مثلا شما یک نگاهی به قدوبالای محمد رضا رحیمی وروح الله حسینیان وشیخ علی فلاحیان وهمین احمدی نژاد خودمان بیندازید، اینها آلوده اند، ازقرآن هم که لباس بپوشند، سخنشان ازسطح فراترنمی رود. مردمی که خواستاربهروزی ورشد وپویایی اند، باید به مرتب کردن ترکیب درونی خود دست ببرند. وبه رغم تمایل طایفگی شان، به عقل، به فهم ، به قانون، وبه دگرگونی های مطلوب اجتماعی بها بدهند. ما برای رسیدن به ایران مطلوب، باید ازاین گذرگاه مخوف عبورکنیم. باید هزینه بدهیم. باید صبورباشیم. باید دست به دامان آگاهی ببریم. باید با جاروی عقل، جهالت پینه بسته را بروبیم یا حداقل چرک بودن آن را افشا کنیم.

    من آینده ی ایران را درسایه ی مدارا وفهم ومراجعه ی به عقل، بسیارنیک می بینم.

    سوال : پیغام وسفارش نوری زاد به جوانان چیست؟

    به رسم متداول اگر که نگویم: من کمترازآنم که بخواهم به جوانها سفارش کنم، متواضعانه اما به جوانها می گویم: عزیزان، ما این مملکت را غارت ونابود کردیم، شما آبادش کنید. ما بی تربیتی را دراین کشوررواج دادیم، شما ادب ودرستی را منتشرکنید. ما دزدان را برسرمسندها نشاندیم، شما خوبان وشایستگان را بکاربگمارید. ما به شما دروغ گفتیم، شما راست بگویید. ما خاطره های بد ازخود بجای نهادیم، شما به خاطرات خوب بها بدهید. ما ازهمین اکنون، نسلهای بعدی این سرزمین را بدهکارکرده ایم، شما این بدهی های معوقه ی ما را بپردازید وخسارتهای ما را ترمیم کنید.

    شاید بپرسید: چگونه؟ می گویم: با بها دادن به عقل! آری به عقل. مثلاًهرکجا روحانی ای را دیدید – درهرمقام – که دستش به پول های مفت مردم آلوده است، ازاو پرهیزکنید. اگرچه اززبان او آیه های قرآن جاری باشد. ازروحانی تن پرور ودروغ باف وترسو ونان به نرخ روز خور و ذلیل وبی رگ پرهیز کنید. اینان بازوی محکم خرافه اند. بازوی محکم رواجِ دروغ به اسم دین اند. ودرمقابل، به انسانهای فهیم ودرستکارو کاردان و وطن پرست ومنظم مراجعه کنید. اگرچه کلاً با عقاید شما مخالف باشند. فصل مشترک همه ی ما وشما باید: درخشش وپاکسازی ایران باشد. درهرجهت ودرهرزمینه ی درست. وسخن پایانی من، حتماً دراین راه صبورباشید. وشتاب مکنید.

  13. سلام سلام سلام
    آقای نوری زاد شکا که خودتان اهل سینماهستین می دونین یه موسیقی بدون کلیپ زیاد شنیده نمی شه مگه درمحدوده رادیو. این اثر به نظرمن خیلی جای کارتصویری داره میشه یک کلیپ خوب ازش درآورد حتما روش کارکنید جای کارداره میشه جهانیش کرد حتما حتما روش کارکنید سپاس ازاباذر

  14. اوایل دهه 50 کامل مردی از سرزمین لرستان را که یک خرس را کشته بود ، با شکایت شکاربانی به دادسرای خرم اباد اورده بودند . چون خرس از گونه های حفاظت شده بود و شکار آن ممنوع . آن مرد مرتب در راهرو دادسرا راه میرفت و میگفت ” سابقا اگر کسی خرس میکشت به او خلعت میدادند ، حالا مرا گرفته اند که چرا خرس کشته ای ، من خیال میکردم شاه خوبی داریم ، حالا می بینم که نه .”
    در سال 57 وضعیت مردم ایران مانند آن مرد بود ، همه در نا آگاهی مطلق ناشی از سانسور و خفقان حاکم ، حتی روشنفکران و تحصیل کردگان و جوانان پرشوری که به دنبال برپایی جامعه ای بی طبقه بودند . تصور غالب این بود که مقصر همه نا به سامانیها یی که بود و آنچه که تبلیغ و بزرگ نمایی میشد شخص شاه است و با جایگزین کردن مردی به ظاهر صائن لنفسه یا گروهی پیشرو به جای شاه ، ایران به بهشت برین تبدیل میشود .

  15. سلام شیر ممد
    نمیدانستم که یک شیر بچه به این خوش تیپی و خوش صدایی داری
    خداوند او را برای تو و تو را برای ما نگهدارد
    به همه فامیل سلام برسان و ایا نوه دار هم شده ای یا نه و اگر نوه داری چند تا
    قربانت علی

  16. سلام خدمت استاد گرانقدرم جناب نوریزاد
    من یک سوال داشتم که چرا گذاشتیم انقلاب مردم به این سمت برده شود ویا نمی شد اصلا انقلاب نکنیم بلکه حکومت قبل را اصلاح میکردیم.من یادم هست که اوایل انقلاب احمد مفتی زاد سر این مسئله که حکومت توسط شورا اداره شود نه یک فرد بارژیم اختلاف زیادی داشت دران زمان کسی حرف او را نمی فهمید وهمه او را تنها گذاشتن ودست اخر جان عزیزش را در این راه نثار اسلام کرد.وتازه می فهمیم ان عزیز اینها رامیدید که جاه طلبی جای خدمت به اسلام ومردم را می گیرد که امروز شاهد ان هستیم.من بعنوان یک ایرانی تنها راه نجات مردم واسلام را زنده کردن راه عزیزانی همچون احمد مفتی زاد می دانم چون راهی است که ازجاه طلبی خود رای بودن وخودکامگی دور میکند .لطفا سوال مرا پاسخ دهید ودر مورد نظرمن نظر قلبی خود رابگویید. با تشکر فروان

    ———————

    سلام بانوی خوب
    دنیای فهم، سالهای فراوانی است که از حاکمیت فرد برجمع – بی آنکه به همان جمع پاسخگوباشد – عبورکرده. این شیوه ای که درایران عزیز ما گرفتارش هستیم، بختکی است که متناسب فهم ولیاقتِ جمعی ما برسرما آوارشده است. وقتی رهبرما درقبال رفتارش پاسخگو نیست چرا باید دیگران پاسخگوباشند. اینگونه می شود که ملتی به عرصه ی بی تربیتی پای می نهند. ما را چاره ای نیست که به جاده ای درافتیم که: انسانهای فهیم با مشقت فکری فراوان درآنند. منتها ابزاراین تغییررویه تنها وتنها آگاهی است. وگرنه مگرقوانین مدنی پاکستان ستودنی نیست؟ وقتی فهم مردم متناسب با قوانین نباشد ونظارتی نیز درکار نباشد، هزار قانون پسندیده بخاک می افتند وفلاکت ازسرو روی مردم بالا می رود.
    با احترام

    .

  17. آقای نوری زاد درود برشما
    مدتها بود که سایت شما را رصد می کردم ببینم یه چیز شخصی تواین سایت می نویسی یا نه؟ منظورم اینه که می خواستم بدونم کجا دم خروس بیرون می زند و دراین سایت پربیننده کارو کاسبی راه می ندازی. ناراحت نشو رفیق ما به این چیزا عادت کردیم. میان یه سایت راه می ندازن مخاطب که پیدا کردن آگهی می گیرن تبلیغات می کنند. امروز که تیترزدی سرت سلامت با صدای اباذرنوری زاد بخودم گفتم بیا رسیدی همونجایی که چش براهش بودی. نوری زاد هم زد تو خط کاسبی. راستش اولش بهم خیلی برخورد. اما وقتی ترانه رو شنیدم اولش خشکم زد. خیلی زود فهمیدم نوری زاد احتمالا این تصنیف رو به هرکی داده نخونده پسرخودشو آورده وسط. بنازم به معرفتت. مارا اگرسربه تن نمی خواهند گو نخواهند.
    هم ازشما تشکرمی کنم هم ازپسرتان که خواه ناخواه وارد صف مردم شد وبقول خودت باید پایش هم بایستد. یاد آقای کیومرث پوراحمد افتادم که مادرش رو برداشت آورد تو سینما. وقتی بعضی ازاین شعبون بی مخ ها می گن سینما فاحشه خونه است یه کارگردان با آوردن مادرش می خواد بگه نه بنده خدا سینما به آدمش بستگی داره. که چطو نگاش کنی وچطو باهاش کناربیای. بله یه جاهایی فسادهست اما کجا نیست؟ بیت رهبری شم فساد هست. بقول خودت اینهمه پول مردم از بیت رهبری واسه چی میره سوریه؟ بنازم به صدای اباذر که بند بند دلمو لرزوند. منو یاد وطنم انداخت. یه چند وقتی بود که جای یه همچه کاری خالی بود. مرسی

  18. درود بر شما
    بسیار خوب . سابق می گفتند خدا . شاه . میهن / امروز می گویند ولایت . نظام . اسلام ! یعنی امروز میهن جایگاهی ندارد !
    سروده ای از .هادی خرسندی . قابل توجه متظاهران دینی

    جای مهر بر پیشانی !

    ———————–
    گفتم که فلان کسک عجب مرد خداست
    انگار که دائما به تسبیح و دعاست

    از بس بکند عبادت و راز و نیاز
    پیشانی او سوخته از مهر نماز!

    گفتا نه ز دین بود نه از بی‏ دینی
    آن پینه که در ناصیه اش می‏بینی

    او صاحب جسم و جان حاصلخیز است
    زینگونه موادّ قهوه ‏ای لبریز است

    وان مادّه‏ای که هست تنها هنرش
    از /// او آمده تا مغز سرش!

    از غایت انباشتگی، در غَلَیان
    در جان و تن‏اش هماره دارد جریان

    یکذره که نشت کرده در پیشانی
    تو ساده دل از عبادتش میدانی!

    خوب است توجه بکند دشمن و دوست
    کز کوزه همان برون تراود که در اوست

  19. جناب نوری زاد باسلام ؛من از سال 88 مدام پیگیر سایت و نوشته های شما بودم ؛ از صدای پسرتون لذت بردم خدا این جونهارو برای ایران و آینده نگه داره.تو این زمانه که ادم به چشمهاشم نمیتونه اعتماد کنه حداقل نوشته های شما نوریه تو تاریکی.

  20. حس خوبی دارد
    دوبار گوش کردم
    تویه همچی پسری داشتی ما نمی دونستیم آقای نوری زاد
    خدا نگهش داره برات
    آدم برای ایران همه چیزشم قدا کنه ارزش داره
    شاید با این ترانه دیگه نتونه بیاد ایران
    برادرا می گن حالا دیگه فریب ازتو دور یعنی ما فریبکاریم؟
    دروغ از تو دور یعنی ما ها دروغگوییم؟
    فهم با تو یعنی ماها نفهمیم
    عشق با تو یعنی تو این مملکت عشق مرده؟
    دست مریزاد اباذرآقا
    دوستت داریم
    مثل پدرشریفت
    بازهم برای ما بخون

  21. آقای نوری زاد سلام ودرود
    صدای اباذر را شنیدم. بقول آقای جلیلی ” ظرفیت” های خوبی دارد صدای اباذر
    مراقب باشد واعتماد بنفسش را برای کارهای بعدی بالاتر ببرد
    امیدوارم با ظهور یک استعداد موسیقایی به اسم اباذر درآینده ای نزدیک برای ایران وایرانیان غرور بیافرینیم

  22. درود جناب نوریزاد

    لینک آهنگ زیبای پسر شما سروده جنابعالی در سایت سرچشمه
    http://blog.sarcheshmeh.us/2013/06/abazar-nourizad-sarat-salaamat.html

    با امکان پخش آنلاین در فیسبوک

    سبز باشید
    علی

  23. استاد سلام
    به شما تبریک می گویم
    فکرنمی کردم اباذرشما یک چنین صدایی داشته باشد. خدا او را برای شما وبرای ما حفظ کند. صدایش گرم و با استحکام است. برایش آینده ای با شکوه ازخدا می خواهم. دوست دارم برای ایران وبرای مردم ایران تصنیف های تازه تری اجرا کند. یکی ازیکی دلنشین تر. راستی می خواستم بپرسم این اولین کار آقا اباذر است یا کارهای دیگری هم دارد؟

    ——————

    سلام جناب باباییان
    اباذر پیش از این دوکار داشته که ازآن دوکار اگر بگذریم، این سرود “سرت سلامت” امید وارم شروع مبارکی برای وی باشد.
    با احترام

    .

  24. با سلام و عرض ادب به شما نوريزاد سربلند، بسيار زيبا بود. درود به اباذر كه صدايي زيبا داره. تا از يادم نرفته يادآوري كنم كه تاريخ سرودن شعر حتمن سال نود و نه نيست. با سپاس

    ——————

    سلام دوست گرامی
    سپاس از شما
    درست می فرمایید. اشتباه شده بود اصلاح کردم

    .

  25. درود بر استاد گرامی و آقای اباذر برنا و برومند . امیدوارم در همه کار پایدار و موفق باشید. بسیار زیبا بود . مشتاق آثاری بیشتراز این دست هستیم.

    امیررضا

  26. علی اکبر ابراهیمی

    اطلاعیه شماره 11 اکبر

    مردم با سپر “بیانیه 13 خرداد 92 سازمان مجاهدین” اقدام به انداختن رای می کنند.

    پنجاه درصد از پروژه استحاله جنبش سبز که مربوط به روزهای قبل از شوی حماسی 24 خرداد 92 بود تا حدودی و بطرز عجیبی شکست خورد.

    حداقلهایی همچون عارف و روحانی, حداکثر گزینه هایی بودند که ایران سبز توانست با زور از تمامیت خواهان حاکم بر کشور بگیرد و متاسفانه از آنجا که دستاورد مورد اشاره برای پیروزی بر پروژه استحاله جنبش سبز کافی به نظر نمی رسید, جامعه مدنی, سران اصلاحات, بدنه سبزها و خرد جمعی بطور شفاف, رسمی و یکپارچه انتخابات را تحریم کردند و سکون, تعلیق و سکوتشان تا یک هفته مانده به انتخابات, در تاریخ ثبت شد.

    اما پس از دیدارهای نزدیکتر عارف و روحانی با مردم در روزهای گذشته و مواجه شدن ایشان با امواج توده های مردم اصلاحات طلب ایران که “بیانیه 13 خرداد 92 سازمان مجاهدین” را همچون سپر در دست داشتند و می خواستند رای بیاندازند, گفتمان آن دو بزرگوار نیز تا پانزده درصد با گفتمان اصلاحات سبز همسو شد.

    گفتمان آن دو بزرگوار نیز تا پانزده درصد با گفتمان اصلاحات سبز همسو شد و این بار موج امید و شور و شوق خود توده های مردم موجب شد که جامعه مدنی, سران اصلاحات و بدنه نخبگان سبز و خرد جمعی بطور یکپارچه به سمت استفاده از فرصت انتخابات باز گردند.

    بین عارف و روحانی هم که یکی دارد به نفع دیگری کنار می رود. همه چیز در حالت مطلوب است!!! باید سعی کنیم شاد باشیم. سپاس خدا را.

    فرصت شادی فقط تا 24 خرداد است. پس از آن روز دیگر اگر چیزی از جنازه نمادهای آرمانهای سبز این ملت مظلوم باقی مانده باشد, مرحله حملات مضاعف امنیتی برای پروژه استحاله جنبش سبز آغاز خواهد شد.

  27. با سلام استاد گرامی جناب نوری زاد

    بسیار زیبا با ارزوی سربلندی برای همه هموطنان و سرزمینمان ایران و همچنین ارزوی سلامتی برای شما .

    برقرار باشید

  28. درود به اقای نوری زاد عزیز و پسرش اباذر نوری زاد
    خواستم ارزوی سلامتی برای شما و خانواده محترمتان بکنم در ایران خدا و مردمش در کنار شما هستند پیروز و سر بلند باشید ای ناجیهای ایران زمین

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

104 queries in 2098 seconds.