سر تیتر خبرها
احتیاط ! مهندسان انتخابات مشغول عمارت بنای ریاست علی‌اکبر ولایتی هستند! (بقلم: عباس خسروی فارسانی)

احتیاط ! مهندسان انتخابات مشغول عمارت بنای ریاست علی‌اکبر ولایتی هستند! (بقلم: عباس خسروی فارسانی)

تنها راه جلوگیری از این هندسه نامنتظم نظام جمهوری اسلامی و انتخابات نمایشی، تحریم گسترده آن است، به گونه‌ای که نظام نتواند بر وزن سنگین مشروعیت خود با توجه به مجموع آراء تأکید اکید ورزد و بار دیگر به اسم دموکراسی و مردم‌سالاری، «ولایت» و «ولایتی» را بر ولایت ایران‌زمین و مردم آن تحمیل کند

احتیاط ! مهندسان انتخابات مشغول عمارت بنای ریاست علی‌اکبر ولایتی هستند!

ولایتی، ناجی ولایت فقیه؛ ویرانگر ولایت ایران‌زمین

عباس خسروی فارسانی

چکیده

با انتخاب ولایتی به ریاست جمهوری، مسیر برای بسیاری از اهداف علی خامنه‌ای ریل‌گذاری خواهد شد و ولایت او نجات و استمرار خواهد یافت؛ علاوه بر این، بزک و ظاهر دموکراتیک نظام نیز حفظ شده است و شائبه تقلب و تخلف انتخاباتی نیز پیش نیامده است، و این سرمایه‌ای خواهد بود برای حرکت ولایت خامنه‌ای در ریل ولایتی و تخریب ولایت ایران‌زمین؛ به این ترتیب، یک بار دیگر، البته به دور از هیاهو، جنجال و اعتراض، جمهوری اسلامی زمان را خریده است و ایران‌زمین را فروخته است. بنا بر این، در برابر این مهندسان باتجربه، احتیاط، شرط عقل، تدبیر و دوراندیشی است؛ زیرا یکی از بزرگ‌ترین رنج‌ها، رنج برخاسته از احساس فریب‌خوردگی است.

مقدمه

در دی‌ماه سال گذشته، علی سعیدی، نماینده علی خامنه‌ای در سپاه پاسداران، بیان داشت که «وظیفه ذاتی سپاه، مهندسی معقول و منطقی انتخابات است»؛ هر چند سپاه پاسداران، صرفاً مهندسی میدانی را بر عهده دارد و طراحی نقشه، فراتر از سپاه است و مجمعی از مهندسان کارکشته و باتجربه هویدا و نهان، در آن حضور دارند؛ که در درجه اول، دستگاه عریض و طویل بیت رهبری و سپس بازوهای مشورتی و اجرایی آن، از جمله شورای نگهبان، وزارت اطلاعات، وزارت کشور، نهاد روحانیت و… قرار دارند؛ اینک من نیز می‌خواهم بر اساس عقل و منطق و مبتنی بر شواهد و قرائن به مهندسی معکوس دست زنم و به ساز و کار این مهندسی دست یابم.

پیش از هر چیز، به نظر می‌رسد این پندار که شرایط هر انتخابات در جمهوری اسلامی، در ماه‌های منتهی به انتخابات و در روال و روندی طبیعی تعیین می‌شود، پنداری نادرست است؛ تجربه نشان داده است که با بسته شدن پرونده هر انتخابات، از فردای آن، مهندسی انتخابات بعدی آغاز می‌شود.

بر این اساس، جمع‌بندی حاصل از رصد تمامی انتخابات جمهوری اسلامی و نیز شرایط سال‌ها و ماه‌های منتهی به این انتخابات، این است که مجمع مهندسان انتخابات، مشغول عمارت بنای ریاست علی‌اکبر ولایتی هستند تا بدان طریق، ولایت فقیه را نجات دهند و چون گذشته، به غارت ولایت ایران‌زمین بپردازند؛ در ادامه، شواهد و قرائن این نتیجه‌گیری خواهد آمد؛ با تأکید بر این امر که آنچه گفته می‌شود، صرفاً یک تحلیل، گمانه‌زنی و پیش‌بینی بر اساس شواهد و قرائن است و می‌تواند درست یا نادرست باشد و مورد نقد و کنکاش قرار گیرد.

شواهد و قرائن

۱- علی‌اکبر ولایتی از آغاز جمهوری اسلامی تا کنون، همواره فردی وفادار و مورد اعتماد برای آقای خامنه‌ای و جمهوری اسلامی بوده است و از آب، گذشته و از کوره، بیرون آمده است؛ او هیچ‌گاه و تحت هیچ شرایطی، از خامنه‌ای عبور نکرده و مورد بی‌مهری و عتاب و خطاب او قرار نگرفته است و خلاف دستورات و منویات وی عمل نکرده است؛ تا بدان حد که در ساختار حکومتی جمهوری اسلامی، به «آقا اجازه» معروف است؛ ولایتی، خود در بیست و چهارم فروردین امسال در گفتگو با خبرگزاری امنیتی «فارس» چنین گفته است:

«یکی از نکاتی که برخی نقطه ضعف من می‌دانند – و البته من خودم معتقدم که نقطه قوت است – این است که می‌گویند فلانی «آقا اجازه» است؛ «آقا» یعنی مقام معظم رهبری، چه در سمت ریاست جمهوری و چه در سمت رهبری. یعنی اگر من می‌خواستم کاری مهم در سیاست خارجی انجام دهم و برای تصمیم‌‌گیری‌های اساسی با ایشان مشورت می‌کردم، دلایلم را می‌گفتم و در نهایت بر اساس نظر ایشان عمل می‌کردم. البته شاید در شرایط فعلی و بعد از اتفاقاتی که افتاده، این عده رویشان نشود بگویند. کسانی که سرخود در سمت‌های پایین‌تر کار می‌کنند و توجهی به سلسله مراتب سیاسی و اعتقادی نظام ندارند، در گذشته بیش‌تر از این حرف‌ها می‌زدند و ادعا داشتند؛ اما حالا که نتیجه و آثار سوء بی‌توجهی به نظرات رهبری خود را نشان داده، کم‌تر از این حرف‌ها می‌زنند.

مثلاً در انتخابات ۸۴ که قرار بود برای ریاست جمهوری بیایم، برخی به من انتقاد می‌کردند که اشکال فلانی این است که در زمان وزارت خارجه هر کاری می‌خواست انجام بدهد با رهبری هماهنگ می‌کرد و اگر هم رئیس جمهور بشود همان کار را انجام خواهد داد؛ در حالی که ما یک رئیس جمهور مستقل می‌خواهیم. این را برخی از معاریفی که همه خیال می‌کنند جزو انقلاب هستند – و البته هستند اما کج‌سلیقگی‌هایی هم دارند [منظور، هاشمی رفسنجانی است] – می‌گفتند. بنده اعتقادم این است؛ اصلاً صرف نظر از اعتقاد دینی، مصلحت سیاسی کشور در این است که یک نفر حرف آخر را بزند و سخنش فصل‌الخطاب باشد.»

ولایتی، بار دیگر نیز بر رویکرد خود تأکید می‌ورزد و بیان می‌دارد که وی و همفکرانش تصمیم گرفته‌اند نگذارند «آنهایی که با رهبری نظام زاویه دارند امور کشور را به دست بگیرند.»

۲- آقای خامنه‌ای از سال ۶۴ ولایتی را در آب نمک خوابانده تا در زمان مناسب، او را به قدرت برساند. به‌ویژه آقای خامنه‌ای دو بار در رساندن ولایتی به سلسله‌مراتب بالای حکومتی شرایط مناسب و بستر مستعد را فراهم ندید و ناکام ماند؛ دفعه نخست، در سال ۶۴ و بار دیگر در سال ۸۴؛ علی‌اکبر ولایتی در مورد ناکامی خود در سال ۶۴ برای نخست‌وزیری، در گفتگو با خبرگزاری «فارس» چنین می‌گوید:

«سال ۶۴ هم در دوره دوم ریاست جمهوری مقام معظم رهبری به بنده پیشنهاد کردند که من را به عنوان نخست وزیر به مجلس معرفی کنند. اما باز عده‌ای خدمت امام رسیدند و گفتند که اگر آقای موسوی عوض شود وضع جبهه‌ها تغییر می‌کند. حضرت امام هم چون موضوع جنگ برایشان اولویت اول را داشت، موافق نبودند. آیت‌الله خامنه‌ای هم فقط بنا به تبعیت از امام موسوی را مجدداً به مجلس معرفی کردند. در مجلس ۹۹ نفر به آقای موسوی رأی ندادند که البته خیلی تحت فشار قرار گرفتند. در یک جلسه‌ای که این نمایندگان بعد از انتخاب آقای موسوی با رئیس جمهور آیت‌الله خامنه‌ای داشتند، حضرت آقا در آن ملاقات فرمودند کسانی که به موسوی رأی ندادند و مخالف هستند ۹۹ نفر نبودند، ۱۰۰ نفر هستند که یکی از آنها من هستم.»

در سال ۸۴ نیز، علی‌اکبر ولایتی قصد داشت وارد کارزار انتخابات شود، اما با ورود هاشمی رفسنجانی و به اشارت رهبری مبنی بر اینکه هر گاه صلاح بود، خودم به تو خواهم گفت، چنین نکرد و رهبری او را در آب نمک خواباند تا امروز به اشاره او وارد کارزاری مطمئن گردد.

۳- به نظر می‌رسد علاوه بر تأیید خامنه‌ای، ولایتی، کاندیدای نهایی مورد نظر جریان اصول‌گرا نیز باشد که سال‌ها روی او برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری شده است؛ به عنوان مثال، حمیدرضا ترقی، عضو شورای مرکزی و رئیس مرکز بین‌الملل حزب مؤتلفه اسلامی، بیست و چهارم اردیبهشت ماه امسال، در مصاحبه‌ای با وبسایت امنیتی «دیدبان» با تأکید بر اینکه «هاشمی ۸۴ ولایتی را بازی داد و الآن روحانی را»، بیان داشت که در سال ۸۴ آقای هاشمی رفسنجانی «ورود ولایتی را تحت‌الشعاع قرار داد. آقای ولایتی از آقای هاشمی قول گرفته بود که نیاید، اما آقای هاشمی با صراحت زیر قولش زد و وارد صحنه شد. آقای ولایتی کنار کشید و نهایتاً لاریجانی و رضایی و توکلی ماندند و رأیشان پایین آمد.»

از این رو، گویا به نظر می‌رسد که هاشمی رفسنجانی در انتخابات سال ۸۴، هندسه منتظم طراحی‌شده توسط مجمع مهندسان را تا اندازه زیادی نامنتظم ساخت و آنان با سردرگمی، در پایان، مجبور شدند سرمایه خود را صرف ساخت عمارت محمود احمدی‌نژاد کنند، که این بنای بدون بنیان، اکنون رو به ویرانی نهاده است؛ و به دنبال آن، آقای خامنه‌ای گلایه خود را در نماز جمعه با این بیان که «دیدگاه‌های من به احمدی‌نژاد نزدیک‌تر از هاشمی است»، نشان داد و در این دوره نیز، اساساً اجازه به هم زدن هندسه مهندسان توسط هاشمی رفسنجانی را نداد.

بنا بر این، فراتر از خامنه‌ای و به تبعیت از او، جریان اصول‌گرا نیز که بیش‌ترین تأکید و تمرکز را بر ولایت فقیه و اسلام فقاهتی دارد، در آغاز برای نشان دادن بزک دموکراسی، بر چندین کاندیدا تمرکز کرد؛ چنانچه حمیدرضا ترقی در مصاحبه با وبسایت «دیدبان»، در پاسخ به خبرنگار این وبسایت که از او پرسید: «نگرش کدام کاندیدا به اسلام فقاهتی سیاسی نزدیک است؟» بیان داشت: «آقای ولایتی و آل اسحاق و لنکرانی»؛ جریان اصول‌گرا، در ادامه با مطرح ساختن علی‌اکبر ولایتی در کنار غلامعلی حداد عادل و محمدباقر قالیباف با عنوان «ائتلاف ۲+۱» یا «ائتلاف برای پیشرفت»، بار دیگر ولایتی را در لفافه‌ای بزک‌شده پیچاند؛ هرچند ولایتی در اظهار نظری، تشکیل این ائتلاف را ابتکار خود دانسته است و طبیعتاً بر طبق قاعده قرآنی «السابقون السابقون، اولئک المقربون»، ولایتی مقرب‌تر است و «هر که در این بزم، مقرب‌تر است، جام «طلا» بیش‌ترش می‌دهند!»

در همین راستا، معمولاً حمایت «جامعه روحانیت مبارز تهران» و «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم» از یک کاندیدا بیش‌ترین پیام را به طیف‌های درون حاکمیت داشته است و اینک به نظر می‌رسد همای اقبال این دو «جامعه» و به تعبیر آقایان «جامعتین»، بر دوش علی‌اکبر ولایتی نشسته است.

۴- ولایتی قابلیت این را دارد که آراء طیف خاکستری و خاموش جامعه را کسب کند؛ آرائی که به هر روی، با توجه به منافع خود به پای صندوق آراء می‌روند و به دنبال گذران معیشت و تأمین و بقای منافع خود در فضایی آرام و بدون حاشیه هستند.

۵- علی‌رغم اتهام‌هایی مبتنی بر قرائن و شواهد محکم، که متوجه علی‌اکبر ولایتی به دلیل ترورهای خارج از کشور است، اما او همچنان دارای اعتبار نسبی در جهان دیپلماتیک است و می‌تواند مورد اقبال قدرت‌های جهانی قرار گیرد و گام‌هایی در جهت تنش‌زدایی صورت گیرد.

۶- یکی از شعارهای ولایتی، «مشورت‌پذیر» بودن اوست، که البته بیش‌ترین طرف مشورت او، خامنه‌ای است و منظور از مشورت نیز تبعیت محض است؛ با این وجود، بعید نیست که او حمایت نسبی طیف منسوب به هاشمی رفسنجانی را نیز در انبان داشته باشد. ولایتی در عین ارادت، نمایش و تظاهر استقلال نیز دارد؛ آقای ولایتی در طول زندگی سیاسی خود با هاشمی رفسنجانی روابط نسبتاً خوبی داشته و از انتقاد به او پرهیز کرده است، هر چند اخیراً با اشاره به رفسنجانی، از کسانی که هنگام اعتراضات بعد از انتخابات ریاست جمهوری آیت‌الله خامنه‌ای را «تنها گذاشته‌اند» انتقاد کرده است.

۷- ریاست جمهوری علی‌اکبر ولایتی، بهترین بسترساز و ریل‌گذار برای عبور آرام و بی‌حاشیه به سیستم پارلمانی مورد علاقه خامنه‌ای خواهد بود.

۸- به منظور زمینه‌سازی برای مهندسی آراء به سود ولایتی، تخریب نسبی، کنترل‌شده و پنهان سایر کاندیداها نیز در جریان است، که از آن جمله، می‌توان به انتشار تصویر بوسه زدن بر دستان حسن روحانی اشاره کرد، اما تخریبی در مورد ولایتی صورت نمی‌گیرد؛ ولایتی، به دور از حاشیه و با چراغ خاموش و با شعارهای فریبنده‌ای چون اعتدال، اخلاق‌مداری، عقلانیت، تخصص، تدین و مشورت‌پذیری به راه خود ادامه می‌دهد.

بر همین اساس، به نظر می‌رسد سعید جلیلی، کاندیدایی انحرافی برای باختن باشد که می‌تواند با عناوینی چون «قرارگاه گفتمان اسلام ناب» آراء راست‌گرایان افراطی و احساسی را به دست آورد و به تلطیف فضا و آماده کردن شرایطی به ظاهر اعتدالی برای بنای عمارت ریاست ولایتی کمک رساند.

۹- باقی ماندن سایر کاندیداها هیچ منافاتی با پیروزی ولایتی ندارد؛ قطعاً همگی با ولایتی همکاری خواهند کرد و نمایشی از همدلی، وفاق و اعتدال ارائه خواهند داد؛ در ادامه، ممکن است محمدباقر قالیباف، معاونت اولی را بر عهده بگیرد؛ حداد عادل بار دیگر بر کرسی ریاست مجلس تکیه زند تا بسترساز تشکیل سیستم پارلمانی گردد؛ همچنین استبعادی ندارد که محسن رضایی به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در نظر گرفته شود؛ و سعید جلیلی عهده‌دار وزارت امور خارجه گردد و پرونده هسته‌ای بار دیگر در اختیار حسن روحانی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی قرار گیرد و وزارت علوم به عارف سپرده شود. غرضی نیز که خود هم گمان نمی‌کرد به حساب آید، اینک همین سهام مشارکت او در بازی انتخابات، او را کفایت می‌کند و البته قرار گرفتن در پست یا جایگاهی مثل عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نیز، او را بیش از پیش خرسند و وامدار خواهد کرد.

۱۰- در چند روز آینده مشخص خواهد شد که آیا در هندسه مهندسان انتخابات، روحانی یا عارف به نفع دیگری و نیز «۲» نفر از «ائتلاف ۲+۱» به نفع «۱» کنار خواهند رفت یا خیر؛ که گویا این تصمیم فرعی برای تزئین نمای عمارت را بر اساس رصد شرایط روزهای آخر، مهندسی خواهند نمود.

۱۱- به نظر می‌رسد در سناریوی مهندسان، جایگاهی احتمالی نیز برای انتخابات دومرحله‌ای، در صورت لزوم، پیش‌بینی شده است؛ که می‌تواند با حضور علی‌اکبر ولایتی و روحانی یا با احتمال کم‌تر، ولایتی و عارف باشد؛ که این نیز، گامی دیگر در جهت مشاطه‌گری دموکراتیک خواهد بود.

۱۲- رنگ رخساره و اعتماد به نفس بالای ولایتی از سِرّ درون او خبر می‌دهد؛ در مناظرات نمایشی پخش شده، نگاه‌های او به گونه‌ای است که گویا با تمسخر، بازی‌ای را نظاره می‌کند که برنده آن را از پیش می‌داند!

نتیجه

با انتخاب ولایتی به ریاست جمهوری، مسیر برای بسیاری از اهداف علی خامنه‌ای ریل‌گذاری خواهد شد و ولایت او نجات و استمرار خواهد یافت؛ علاوه بر این، بزک و ظاهر دموکراتیک نظام نیز حفظ شده است و شائبه تقلب و تخلف انتخاباتی نیز پیش نیامده است، و این سرمایه‌ای خواهد بود برای حرکت ولایت خامنه‌ای در ریل ولایتی و تخریب ولایت ایران‌زمین؛ به این ترتیب، یک بار دیگر، البته به دور از هیاهو، جنجال و اعتراض، جمهوری اسلامی زمان را خریده است و ایران‌زمین را فروخته است. بنا بر این، در برابر این مهندسان باتجربه، احتیاط، شرط عقل، تدبیر و دوراندیشی است؛ زیرا یکی از بزرگ‌ترین رنج‌ها، رنج برخاسته از احساس فریب‌خوردگی است.

به نظر می‌رسد تنها راه جلوگیری از این هندسه نامنتظم نظام جمهوری اسلامی و انتخابات نمایشی، تحریم گسترده آن است، به گونه‌ای که نظام نتواند بر وزن سنگین مشروعیت خود با توجه به مجموع آراء تأکید اکید ورزد و بار دیگر به اسم دموکراسی و مردم‌سالاری، «ولایت» و «ولایتی» را بر ولایت ایران‌زمین و مردم آن تحمیل کند؛ همان‌طور که چندی پیش در نامه‌ای سرگشاده خطاب به خامنه‌ای در آغاز کتاب «نجواهای نجیبانه» نوشتم، دستیابی به آزادی و رفاه در ایران از طریق صندوق آراء و اصلاحات، به بن‌بست کامل رسیده است و راه رهایی ایران و ایرانیان، سرنگونی جمهوری اسلامی و تشکیل حکومتی مدافع آگاهی، آزادی، دموکراسی و حقوق بشر است. تا کنون تمام راه‌ها و تلاش‌ها برای اصلاح این رژیم، به شکست انجامیده است و از این پس نیز هر تلاشی در راستای اصلاح این نظام بی‌نظام و گندیده و تزئین و مشاطه‌گری نقش ایوان این خانه از پای‌بست ویران‌گشته، «آزموده را آزمودن» و خطایی محکوم به هزیمتی محتوم و «آب در هاون و مشت بر سندان کوفتن و باد درو کردن» است؛ چرا که این رژیم، از لحاظ بنیان‌های نظری، کارنامه و ظرفیت عملی و نیز ساختار قانونی، اصلاح‌پذیر نیست.

عباس خسروی فارسانی

سه‌شنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۹۲

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

29 نظر

  1. Get 70%off michael kors canada outlet here,100% satisfaction guarantee,select our newest
    michael kors outlet
    more from :michael kors canada outlet

     
  2. عین الله باقرزاده قمی

    با درود فراوان
    فکر نمیکنم ولایتی دیگر آن ولایتی وزیر امور خارجه باشد یعنی به لحاظ توان جسمی هرچند شاید تجربه بیشتری در زمینه سیاسی کسب کرده باشد اما سوادش در کل نه بعنوان پزشک نه بعنوان شخصیت ادبی وفرهنگی بسیار نم کشیده است در اولی به روز شده نیست کسیکه همه وقتش را در زمینه های دیگر غیر از پزشکی که اتفاقا در دین لااقل ده سال گذشته سرعتی بسیار بالا به لحاظ رشد علمی داشته است میگذراند ودر دومی ادای عارفان را در آوردن و از شراب وحدت خافظ گفتن اما نتوانستن یک شعر از حافظ را خواندن آنهم شعری را که هر بقالی بلد است وبرای رد گم کردن به سراغ شعر دیگری رفتن اینجا هم بقول راننده ها بکس وباد کردن نشان میدهد که این وزیر امور خارجه شدن در مملکت ما هم الا بختکی است مهم هم نیست که مانند آن قبلی در کنکور ایران ضریب هوشی ات پایین باشد وقبول نشوی بعد به هند بروی که در دانشگاهایش باز است ودکتر بشوی وبرگردی ووزیر امور خارجه شوی حتما حتا با وزیر خارجه ترکها وهندی ها وپاکستانی ها فرق زیادی دارند یعنی آنها لااقل رشد کرده با زحمات خود اند در غرب که دیگر میبینی یک جوان این نقش روبرو شدن با گرگهای سیاست را خوب بازی میکند زیرا قصه گذشتن از سد لیاقت است در نظام قبل هم کسانی نظیر خلعتبری ومیر فندرسکی ها خود رشد کرده بودند نه از آقا اجازه به این رشد رسیده بودن وکارشان را در سطح عالی بلد بودند.گمان نمیکنم حداقل هواداران وقدرتمداران نظام هم خیلی تمایلی به این آقا اجازه داشته باشند حداقل اصول گرا های تند رو دنبال کسی میروند که همه را به حق وناحق ناک اوت کند ویک کم شر تر باشد تا ادای عارفان را دربیاورد ولی نداند عرفان چیست بهر روی ایران مردمی عجیب وغریب دارد شاید هم هیمنطور که میگویید بشود احمدی نژاد را هم کسی به ذهنش نمیرسید که میاید وایران را شیار میکند شاید اینبار نیز یکی دیگر آمد که مابقی را شخم بزند وچیزی بکارد که برای ملت خوردنی نباشد اما برای اجانب خوش خوراک

     
  3. وبسایت شبکه ایران: سایه ولایتی سنگین تر شد / احتمال اجماع اصولگرایان در دقیقه 90

    http://inn.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=1&Id=154750&Rate=0

    چنان که انتظار می رفت در هفته پایانی رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری، صحنه رقابت ها ” سمت و سویی دیگر یافت تا جدال واقعی انتخاباتی آغاز گردد.
    شبکه ایران دیروز خبر داده بود که عارف به نفع روحانی کنار خواهد رفت. این خبر امروز قطعیت یافت. با تقویت ائتلاف اصلاح طلبان، انگیزه اصولگرایان برای رسیدن به ائتلاف نهایی بالا رفته است.
    خبرهای رسیده حکایت از آن دارد گزینه نهایی اصولگرایان مشخص شده و احتمالا تا فردا اعلام شود. این گزینه احتمالا کسی نیست جز علی اکبر ولایتی.
    پس از اعلام حمایت جامعتین از دکتر ولایتی و سخنرانی حجه الاسلام غرویان به نمایندگی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در همایش حامیان دکتر ولایتی، دیروز شاهد بودیم حبیب الله عسگر اولادی رئیس جبهه پیروان خط امام و رهبری نیز طی نامه ای رسمی حمایت خود از ولایتی را اعلام نمود تا چانه زنی ها برای راضی کردن سایر کاندیداها به جهت ائتلاف به نفع این کاندیدا صورت عینی به خود گیرد.
    طبق گزارشات رسیده به شبکه ایران، مذاکره با جلیلی و قالیباف برای کناره گیری به نفع ولایتی شدت گرفته و انتظار می رود فردا خبر کناره گیری این افراد در خروجی رسانه های خبری قرار گیرد.
    از نظر متنفذین اصولگرا، ولایتی تنها کاندیدایی است که می تواند همه طیف های جریان اصولگرا را با خود همراه کند. یکی از کارشناسان به خبرنگار ما گفت: در مذاکراتی که طی چند شب گذشته صورت گرفته تاکید شد که عمده نظرخواهی ها نشان می دهد بخشی از آرای رای دهندگان سنتی، که هم اکنون به دلیل نزدیکی هاشمی به روحانی، در سبد روحانی است، در صورت اتفاق اصولگرایان بر سر ولایتی، به سبد وی منتقل می شود. این کارشناس که نخواست نامش فاش شود با اشاره به روابط نزدیک ولایتی با هاشمی، تصریح کرد: در صورت وحدت اصولگرایان درباره ولایتی، شخص هاشمی نیز با احتیاط بیشتری از روحانی حمایت خواهد کرد.
    در سوی دیگر میدان، بحث کنار رفتن جلیلی نیز بسیار جدی شده است. او که از ابتدا تلاش می کرد خود را فردی مستقل نشان دهد، در عمل نامش با جبهه پایداری عجین شد. این گروه سیاسی، که نامزد اصلی شان، لنکرانی، توفیق ماندن در فهرست کاندیداها را نداشت، اکنون جلیلی را به عنوان کاندیدای حداقلی خود نگاه می کنند؛ کاندیدایی که البته با کمترین توفیق در نظرسنجی های انتخاباتی روبرو شده است.
    در همین ارتباط حجه الاسلام روانبخش در روزهای اخیر اعلام کرده بود که جبهه پایداری “فعلا از جلیلی حمایت می کند”. در این ارتباط سخنان امروز قزوه، مشاور و نماینده فرهنگی دکتر جلیلی در پاسخ احتمال کناره گیری دکتر جلیلی به نفع کاندیدای دیگری از اصولگرایان نیز جالب است که گفته بود: «ما رقابت را با دوستان اصولگرا قبول نداریم بلکه خودمان را در موضع رفاقت می بینیم.»
    پیوستن جبهه پایداری به جلیلی، در نبود کاندیدای اصلی شان، عمدتا ناشی از مخالفت ها با قالیباف است، از نخستین روزهای شدت گرفتن بحث انتخابات، و حتی آن زمان که تنها نام لنکرانی بر پیشانی این جبهه حضور داشت، رسانه های این جبهه از جمله رجانیوز، حملات وسیعی علیه قالیباف آغاز کردند، حملاتی که با رفتن لنکرانی و آمدن جلیلی شدت گرفت و بدین ترتیب، همه داشته های پایداری به سبد جلیلی رفت. شاید به دلیل همین حمایت های جبهه پایداری است که جلیلی در نظرسنجی ها وضعیت مطلوبی ندارد.

    ولی گویا ستاره بخت همچنان با جبهه پایداری نیست. چرا که طبق خبرهای موثق خبرنگار شبکه ایران، جلیلی قرار است فردا کنار کشد، اما نه به نفع ولایتی، بلکه به نفع قالیباف. این رویدادِ اگر اتفاق بیفتد، به معنای فروپاشی کامل جبهه نیمه جان پایداری خواهد بود؛ جبهه ای که افول آن از دو سال پیش آغاز شده بود.

     
  4. نوشتاری از هوشنگ اسدی، هم سلولی علی خامنه ای، منتشرشده در وبسایت روزآنلاین، که در آن با اشاره به خاطره ای از دیدار خود و نورالدین کیانوری با علی خامنه ای و حضور علی اکبر ولایتی به عنوان طبیب و حبیب “آقا”، ضمن اشاره و لینک به این نوشتار، تحلیل فوق را تأیید می کند:

    علی اکبر ولایتی، طبیب و حبیب “آقا”
    هوشنگ اسدی

    http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2013/june/09/article/-4ed7f20c6b.html

    از دیدارها با آقای خامنه ای که اغلب نیمه شب بود و گاه به روز و سحر هم می افتاد، از جمله یک هشدار بیادم مانده است:

    – خطرناک…

    و یک نام:

    – علی اکبر ولایتی…

    هشدار را در اولین دیدار شنیدم. شرح مفصلش در کتابم، نامه هایی به شکنجه گرم- هست و خلاصه اش:

    پاسی از شب می رفت که همراه نورالدین کیانوری، از نخستین دیدار او با آقای خامنه ای بر می گشتیم. حوض رادور زدیم. در قدیمی راباز کردیم، و ازانتهای کوچه بن بست خیابان ایران بیرون آمدیم. کیانوری بیشتر از همیشه می لنگید و انگار مذاکره طولانی را در ذهنش حلاجی می کرد. درمیانه کوچه ایستاد. ناگهان ایستاد. یادم هست مهتاب بود و شب رو به سحر بود و باد اردیبهشت سال ۵۸ هنوز بوی “آزادی” می داد. کیانوری رو به من برگشت که دیدار “هم سلولی” برایم مهمتر بود تا بحث سیاسی بین او و دبیراول حزب. انگشت اشاره بسوی من گرفت و گفت:

    – این رفیق تو خیلی خطرناک است…

    و “این رفیق خطرناک” را آخر بار وقتی دیدم که آماده پوشیدن رخت ریاست جمهوری بود و هنوز از رنج ترور نافرجام دربستر. این بار روز بود و “آقا مصطفی” مرا برخلاف همیشه به اتاقی درطبقه پائین خانه راهنمایی کرد. در که باز شد، کسی نشسته بر بالین “آقای خامنه ای” دستش رامی بوسید. برخاست و تقریبا عقب عقب از اتاق بیرون شد تا ما داخل شویم. طبیب آقا بود: دکتر علی اکبر ولایتی.

    در دیدارهای دیگر، مکرر شنیدم از زبان “آقا” که طبیب او حبیب او هم هست.و در طول زمان آن هشدار و آن نام، با شنیدن نام یکی ازایندو، در ذهنم جرقه زده است. “اطلاعی” را بیاد می آورم که تا تحریریه “مردم” هم رسید و لندن را در کارنامه دکترولایتی برجسته می کرد. اتفاقا همین روزها هم روزنامه “سعودی الوطن” همین نشانی را می دهد. یادها و اخباری که نمی تواند پایه تحلیل باشد، اما برای فعال کردن ذهن بکار می آید. نگاه به حضور همیشه “ولایت”و”ولایتی” از روزگاران دور در جلسات انجمن حجتیه، تببین سیاست خارجی جمهوری اسلامی و جا انداختن این نظریه که ” مدل” فروپاشی جمهوری اسلامی همان”مدل” از میان برداشتن اتحادشوروی است، حرف هایی که دکترولایتی در مناظره ها و سخنرانی ها نمی زند، اما سر لوحه سایت های هوادار اوست و ارزیابی مشروحی که سنگ های بنای ریاست علی اکبر ولایتی رایکایک و به دقت تمام روی هم می چیندودر وبسایت محمد نوری زاد نشر می دهد، تنهابه یک نمونه درتاریخ استبداد معاصر نیاز دارد تا به این داوری برسد: “نظام قصد دارد بار دیگر به اسم دموکراسی و مردم ‌سالاری،”ولایت” و “ولایتی” را برولایت ایران‌زمین و مردم آن تحمیل کند.”

    اگر “آن رفیق خطرناک” همان مسیر شاهانه را می رود، پس از راندن همه دلسوزان و منتقدان و خط بطلان کشیدن برشناسنامه انقلاب، به کسی از اندرون نیازست که دست ببوسد و فرمان ببرد، بی چون و چرا. دو گانه شاه-ـ اعلم، دیگر بار در ولایت- ولایتی تکرار می شود. خاطرات اسدالله اعلم، شرح روزبروز روشی است که دکتر ولایتی در طول سالهای دراز داشته است و امروز فاش گفته می شود.

    دکتر علی اکبرولایتی بدیل اسلامی اسدالله اعلم، چهره پنهان سعید جلیلی است و مهارتش دردیپلماسی، بکار پیشبرد سیاست ولایت با نقاب دموکراسی و کشیدن ماشه با دستکش مخملین می آید. مهندسین “انتخابات ۹۲” برای به صحنه آوردن ولایت- ولایتی بجای شاه-ـ علم، تنها نیاز به رای دارند.

     
  5. جناب آقای حامد هنرخواه گرامی
    از نقد منصفانه، خیرخواهانه، دوستانه و صمیمانه شما بهره بردم و از شما و نیز جناب آقای نوری زاد بسیار سپاسگزارم. این نقد شما نقد صحیحی است که به شواهد متضاد کمتر پرداخته شده است؛ هر چند این که من شواهد قرین با نتیجه گیری خود را مورد توجه و تمرکز قرار داده ام، به معنای نفی سایر شواهد نیست. اما طبیعتا در فضای پرهیاهوی مجازی که باید نوشته ای مختصر و روشن به مخاطب نشان داد تا بتواند آن را در کنار سایر نوشته ها و داده ها قرار دهد، امکان پرداختن گسترده و بسیار تفصیلی در مجال اندک وجود ندارد. همچنین طبیعی است که نوشته، شواهد مؤید نتیجه را مورد تأکید و تمرکز قرار دهد. البته توجه دارم که شما به اصل مقاله و نتیجه آن منتقد نبودید، بلکه به عدم توجه به قرائن مخالف معترض هستید که اعتراضی متین، منطقی و وارد است. در عین حال، همین جا از فرصت استفاده می کنم و می گویم که اگر من تا روز چهارده خرداد این نتیجه گیری و پیش بینی را بالای نود درصد درست می دانستم، اکنون آن را بالای نود و پنج درصد درست می دانم. همانطور که پیش بینی شده بود، همای اقبال و حمایت جامعتین (جامعه مدرسین و جامعه روحانیت) نیز بر دوش آقای ولایتی نشست و این به معنای حدود هفت میلیون آراء سنتی در انتخابات است. دیشب دیرهنگام آقای محمد یزدی در خبری که در خبرگزاری فارس منتشر شد، حمایت قاطع اکثریت جامعه مدرسین از علی اکبر ولایتی را اعلام کردند
    http://www.farsnews.org/newstext.php?nn=13920318001507

    همچنین دیروز این خبر نیز منتشر شد که «مجامع استانی جامعه روحانیت مبارز تا 48 ساعت آینده از ولایتی حمایت می کنند»
    http://www.khabaronline.ir/detail/297343/Politics/4093

    با سپاس مجدد از شما و نیز آقای نوری زاد که مجال این گفتگو را برای ما فراهم کردند.
    ای کاش ما همه با هم گفتگو می کردیم و در فضای عقلانیت و دیالوگ انتقادی قرار می گرفتیم.

    به امید یافتن راهی به رهایی از راه آگاهی

     
  6. بشینید اراجیف بگید و خودتون خودتون رو تأیید کنید! خسته نشدید از این همه توهمات!

     
  7. حامد هنرخواه

    با سلام خدمت نگارنده محترم

    نقد اساسی مقاله!

    آقای خسروی فارسانی عزیز، حتی اگر نخواهم به هر یک از استدلال های شما یک به یک بپردازم، تنها توجه به یک ویژگی که مقالات علمی را از مقالات غیرعلمی متمایز می کند و این خصلت در هر مقاله ای باشد، تا حد زیادی می تواند مورد وثوق باشد. متاسفانه در مقاله شما نیست و از اساس (روش بررسی موضوع) مشکل دارد. آن ویژگی این است که اساسا محقق در مسیر تحقیق واقعی به شواهد و قراین متعددی برمی خورد که معمولا در یک جهت نبوده و گاه جهات مختلفی را نشان می دهد. بنابراین این جهات مختلف باید در مقاله ذکر شده و دلایل اینکه چرا یرآیند نیروهای رقیب سیاسی به گونه ایست که برآیند نیروهای یک جهت (به صورت ساده شده ای، اصولگرایان)، بر برآیند نیروهای جهت دیگر (مثلا اصلاح طلبان)، می چربد، بگوید. شما از ابتدا همه شواهد واقعی و ساختگی (مثلا اینکه گفته اید ولایتی می تواند آرای خاموش را جذب کند و این به هیچ وجه سخنی نیست که بتوانید بسطش دهید و اثباتش کنید)، در کنار هم چیده اید و هیچ شاهد و قرینه متضادی در رد نتیجه ای که می خواهید در آخر بگیرید، نیاورده اید که دست کم کمی رنگ و بوی بررسی علمی بی طرفانه و عالمانه به خود بگیرد. عزیز دل برادر این نوع مقاله نویسی به لحاظ متدیک از اساس ایراد دارد.
    متاسفانه این روزها معتقدان سفت و سخت به رای دادن یا برعکس (رای ندادن)، یک چیز را اصل می گیرند و بعد هر چه در ذهن دارند را دورش می چینند که نشان دهند آن عقیده قابل اثبات است! یعنی مثلا معتقدان به براندازی یک ذات ثابت را برای نظام تصور می کنند (مثل خود من که یک زمانی به توتالیتر بودن این نظام اعتقاد داشتم و مقاله ای مفصل در این باب نوشته ام و در سایت ها موجود است)، بعد نتیجه می گیرند که اصلاح چنین نظامی غیرممکن است. یا برخی طرفداران اصلاحات چنان قداستی برای اصلاحات قایلند که اصلا قادر به فکر کردن به روش های جایگزینی که حقوق انسان ها را مقدم بر حفظ نظام بداند، نیستند! گویی مردم برای نظام خلق شده اند و نه نظام برای مردم! این ذات پنداری بلای جان تفکر علمی و همه جانبه تحلیل گران ما شده است و هر گوشه ای از این اینترنت یک تعدادی دور شیخی جمع شده و با دهان باز و متحیر به سخنان او از عالم غیب گوش می دهند و شیخ سرمست که من صاحب کرامات شده ام! این حکایت قرن ها سرگردانی این مردم است که به جای معیار قرار دادن اصول علمی همیشه چشم به دهان کسانی دارند که تریبونی داشته و نامی و شهرتی به هم زده اند! عزیز دل برادر من نه حسادتی به شما دارم که این حرف ها را می زنم – چون خودم هر گاه خواسته ام نگاشته ام و در سایت ها منتشر کرده ام و به قدر کافی در دانشگاه بارها و بارها سخنرانی کرده ام و مورد توجه قرار گرفته ام و بنابراین از این لحاظ کاملا در زندگی ام ارضاء هستم و نیازی ندارم مثل برخی ها به کسی گیر بدهم که احساس ارزشمندی و وجود بهم دست بدهد – و نه خصومتی با شما دارم چون این اولین بار است مقاله ای از شما می خوانم! بلکه بنده فقط از سر صدق و وظیفه یک روشنفکر متعهد جامعه دارم به شما هشدار می دهم دقت کنید مبادا با سخنان غیرعلمی باعث گمراهی جماعتی شوید که این گمراهی ها قابل جبران نیست. باید تاکید کنم که من هنوز به این نتیجه نرسیده ام که باید رای داد و بنابراین به صرف اینکه شما می گویید نباید رای داد ایرادی ندارم. من به این شیوه غیرعلمی نگارش مقاله اشاره دارم که حتی اگر اتفاقا نتیجه گیری شما درست هم باشد، یک چیز اساسی در آن غلط است و آن متد بررسی شواهد و قراین در این مقاله است که همین که هیچ شواهد متضادی (متضاد با نتیجه دلخواه شما) در مقاله وجود ندارد، یعنی مقاله علمی نیست چون شرط اول علمی بودن مقاله بی طرفی نگارنده در میان انبوه شواهد و قراین است. علمی بودن هم یک چیز فانتزی و نیاز فضاهای آکادمیک نیست. شما می توانید محتوایی علمی را با روشی علمی ولی با زبانی ساده و همه فهم توضیح دهید که متاسفانه اینجا این کار را نکرده اید. امیدوارم روی نقد بنده خوب فکر کنید و مقالات بعدی شما علمی تر باشد.

    با تشکر
    فعال دانشجویی سابق، حامد هنرخواه

    ———————————–

    سلام حامد گرامی
    ازشما بخاطرنگارش این مطلب شایسته که درآن انصاف و خیرخواهی وسخن عالمانه موج می زند، سپاس مندم. اطمینان دارم نویسنده ی مقاله نیز ازمطالعه ی نوشته ی شما لذت می برد. مثل خود من که به امثال شما غرور می ورزم.
    بمن بگو چرا دست وقلم شما را نبوسم؟
    با احترام

    .

     
  8. آقای خسروی عزیز اضافه بر فرمایشات شما و ضمن تاءید پیشنهاد شما برای تحریم انتخابات پیش روباید نظرتان را به یک نکته مهم جلب کنم و آن اینکه اگر بستر لازم برای سوء استفاده مقام ولایت!!! که از پایه ساختگی و با تقلب فونداسیون آن ریخته شده است مهیا و آماده نبود امکان بهره وری این قوم یا ابدا میسر نمی گشت یا در طول زمان تاب ماندگاری نداشت ، این سوءاستفاده چیان مذهبی سالها توسط اربابان یهودی شان زحمت کشیده اند و پایه این تحلیل شما را سالها قبل تر از تاسیس جمهوری اسلامی مهندسی کرده و اکنون مشغول بهره برداریند و گاها غرسی از شاخ و برگهای ناخواسته اطرافشان میکنند، زمانی که از اقشار پاءین تا بالای جامعه ،چه تحصیل کرده و چه معمولی هیچگونه اعتراض و یا واکنشی به در اختیار گرفتن امور اصلی ترین نقطه فشار این نابخردان یعنی تعمق و تفکر بر شخصی ترین مورد که همانا دین است نمی شود!!! توقع از بدست گرفتن عنان زین خوش دستی که خود با اعلام بی اختیاری بدستشان داده ایم بیجا نیست!!!؟ دین یک امر کاملا شخصی و اختیاری توسط خالق عالم تعیین گردیده اصولا بکسی ارتباط ندارد که حدود تعیین نماید زیرا خالق عالم این کار دقیق ومتقن انجام و ارسال نموده است ولی جامعه ما قفل بزرگی بر مغزهایش زده!!! و عنان اختیار اصلی ترین و شخصی ترین امور را داده به افرادیکه فقط بخورند وبیاشامند و پول یا مفت بگیرند!!! دونفر فرهنگی را سراغ دارم که با وجود تحصیلات آکادمیک و سی سال گچ خوردن پای تخته برای تشرف به مناسک حج ابتدا رفتند قم و پول خود را حلال کردند!!! پولی را که حاصل سی سال تدریس و تعلمشان بود را که هیچ شبه ای برش وارد نیست و دلیل کارشان را هم نمی دانستند!!! واعلام کردند که مگر جزء اصول حج کردن نیست!!!؟ بستر کار برای سوءاستفاده این قشر مفت خور فراهم است “البته ممکن است در میانشان افرادی هم باشند که با عرق جبین امرار معاش نمایند ولی بنده حقیر ندیدم”!!! روشن گری مقطعی بجای خود و لازم ولی باید پایه ای مردم را برای کشیدن این صندلی از زیر پای این جماعت روشن نمود و آنهم بسیار ساده است ، بنده شیعه هستم ولی ابدا تمایلی به قبر پرستی و کربلا رفتن و مشهد رفتن و بسیاری از شرکیات رایج ندارم چرا؟ چون حضرت علی که من شیعه او هستم این کارها را انجام نمیداده است و تابع رای مردم بوده بگذریم از روایات سراسر ساختگی که این سوءاستفاده چیان مذهبی برای رفاه بیشتر خود سرهم کرده اند، که هیچکدامش قابل اثبات و اعتنا نیست!!! مردم اگر روشن شوند که تولد و مرگ در اسلام امری طبیعی و حق است برای هر تولدی وادار برقصشان نمی کنند !!! و برای هر مرگی هم وادار به عزا گرفتن ” این عین فرمایش قرآن است” انسان تحت قوانین الهی روزی متولد میشود و روزی مرگ او را میبرد، نه برای اولی باید بیش از حد متعارف جنگولک بازی در آورد و نه برای مرگ کسی دهه بگیرد و چله نشینی نماید بگذریم نزدیکترین راه آگاه نمودن مردم است که راحت حسین الهی و علی الهی و ابوالفضل الهی و دون الله ی نباشند اگر شد با هر قدم سفره این مفتخوران شروع به جمع شدن میکندانشاالله ،از تحلیل شما هم لذت بردم موفق باشید یا الله مدد

     
  9. مناظره دیشب نشان داد پیش بینی جناب آقای خسروی فارسانی(تحمیل ولایتی بر ولایت ایرانزمین) درست و کاملتر از بقیه پیش بینی ها میباشد، ولایتی در مناظره دیشب به جلیلی گفت شما و احمدی نژاد باعث عدم توافق در انرژی هسته ای و عقب ماندگی کشور شدید، سایتهای اصولگرا این کار ولایتی را شجاعانه دانستند و نوشته اند ولایتی ایثار کرده اند.
    لطفا سایت زیر را ببینید:
    http://ayandehonline.com/?a=content.id&id=456

     
  10. درود به اقای نوری زاد
    تمام هر هشت نفر کاندیدای رییس جمهوری با ولایت فقیه مطلقه موافق هستند و انکه با ولایت موافقتر است جناب دکتر عارف است اقایون عزیز لطفا عکس ستار را به خانه خودتان بزنید و انکه در سال 88 با ماشین پلیس زیر کردند عکسش را به خانه تان بزنید و هزار بار بگویید چرا این دونفر باید کشته شوند اگر با دیدن این عکس خون گریه کنید کم است اهای رییس جمهورهای سال 92 نسل من از گفتند انقلاب 57 ما با ولایت فقیه هستیم و امام چنین فرمود بدمان می اید این چطور فریاد بزنییم کجا این را بنویسیم با خط درشت ما ولایت فقیه مخالفیم و با ازادی موافقیم ازادی نه از دیدگاه عارف اصلاح تلب از دیدگاه ستار ،صانع ژاله ، فرزاد کمانگر ، ندا ، و خیلی های دیگر که اگر بخواهیم اسم ببریم یک دفتر دویست برگ کم است تو را خدا اقایان یک کمی شرافت داشته باشید

     
  11. محمد علي محمديان

    سلام بر آقاي نوريزاد و دوستان
    ما يك مثلي در شهر مان داريم كه ميگه : دزد يك راه ميره و صاحب مال صد راه ميره ”
    وقتي صداقت رخت بر بندد و دروغ بساطش را پهن كند ، آن موقع تمام مردم كارشان ميشه پيدا كردن راهي است كه دزد ميپيمايد .
    الان در كوچه و بازار و در تمام محافل كار و انديشه مردم پيدا كردن شخص مورد نظر رهبر است كه واقعا جاي تاسف دارد و نشاني است بر برگذيده بودن يك راي بر آرا مردم .
    من تا كنون حدث هاي اشتباه زيادي زده ام كه قبل از اينكه نشان از حماقت و عدم بصيرت اينجانب باشد نشان از عدم صداقت و دروغ هاي نظام ريا ميباشد .
    ولي با اين به نظر من هم كانديد اصلي رهبر ولايتي است .
    جليلي سيبله و دارد در زمين ديگران بازي ميكنه . او عملا داره باعث وحشت و فرار مردم ميشه تا باعث بشه ” عقلانيت و مدارا و ميانه روي ” نمود پيدا كنه .
    بازنده اصلي اين بازي مثل سال 84 باز قاليباف ميباشد كه گمان ميكنه كه نظر كرده رهبري ميباشد .
    ائتلاف 2+1 با تدبير مردان در سايه و پشت صحنه گرها بوسيله ولايتي پايه گذاري شد و هدف از اين ائتلاف
    1- مهار و كشاندن قاليباف به بازي اي كه قبلا طراحي شده
    2- حداد عادل در اين جا نقش ضربه گير و مغشوش كردن صحنه بازي را دارد و همه گمان دارند كه غلامعلی هوس رياست جمهوري به سرش زده است ، كه چنين نيست
    دلايل زيادي ميباشد اما بنظر من مهمترين دليل گفتن جمله دولت متمم از سوي ولايتي باشد
    اگر هاشمي و خاتمي از روحانی و يا عارف حمايت كنند آنگاه مجبورند ورق اصلي را رو كنند .
    به گمان من حتي حضور غرضي هم تصادفي نيست
    . تنها راه مقابله با مهندسي انتخابات عدم شركت در انتصابات است .

     
  12. مناظره امروز، برنامه ریزی شده یا غیربرنامه ریزی شده، به گونه ای پیش رفت که ولایتی، پیروزترین چهره آن گردید. به ویژه آنجا که به جلیلی حمله کرد و گفت ضعف مدیریت شما در مذاکرات هسته ای باعث تداوم و تشدید تحریم ها گردید و مردم به تنگ آمده از گرانی و تحریم، قطعا این نکته را به خاطر خواهند سپرد. بخشی از یکی از تحلیل ها و ارزیابی ها درباره مناظره امشب در سایت ایران وایر:
    «علی اکبر ولایتی: پدیده مناظره ها بود. او امشب در چند جناح می جنگید. می خواست مقابل عارف و روحانی از اصولگرایان دفاع کند، مقابل رضایی و قالیباف از کارنامه سیاست خارجی اش دفاع کند، در برابر حدادعادل از منطق سیاست ورزی اش بگوید و در مقابل جلیلی درباره مدیریت پرونده هسته ای بحث کند. این آخری را خیلی موفق بود و تقریبا موفق شد جلیلی را به گوشه رینگ پرتاب کند. انتقادهای تند و صریحش از حدادعادل هم با توجه به سمت مشترک آنها یعنی مشاورت برای علی خامنه ای هم غیرمنتظره بود. ولایتی در انتقاد از مدیریت سال های اخیر پرونده هسته ای از حسن روحانی و محمدرضا عارف هم قوی تر ظاهر شد.»
    http://iranwire.com/fa/blogs/entekhabat/819

    گویا هندسه مهندسان با حساب و شتاب دقیق به سوی عمارت بنای ریاست علی‌اکبر ولایتی پیش می رود.

     
  13. با دیدن مناظره سوم مطمين شدم که:
    1- جلیلی مهره ایست سوخته. که احتمالا 5+1 هم دیگه حاضر به مذاکره با اون نیست. بهترین فرصت برای انداختن تمامی مشکلات گردن جلیلی و از سرگیری مذاکرات. تمامی 7 کاندیدای دیگه تقریباً گفتن که جلیلی فقط بیانیه خوندن بلده.
    2- ولایتی آمادگی خودش رو برای مذاکره اعلام کرد و با شایعاتی که در مورد مذاکرات پنهانی با آمریکا شنیده بودیم جور در میاد. پس اگه ولایتی رییس جمهور بشه که آقا جام زهر رو /// میکنه و اگر هم قالیباف بشه ولایتی میشه وزیر امور خارجه و مذاکرات رو انجام میده و باز هم آقا جام رو //// میکنن!
    3- چیزی که خیلی برام جالبه اینه که ولایتی حتی از روی متن و نوشته هم به زحمت میتونست بخونه. خدا به دادمون برسه!

    4- اما در مورد شرکت در انتخابات: کسایی که به احمدی نژاد رای دادن اگه 1% از وضع موجود راضی هستن یا 1% از وعده هاش عملی شده بازم برن رای بدن.
    کسایی هم که به موسوی رای دادن. نمیدونم با چه عقل و منطقی بعد از انتخابات 88 میخان برن رای بدن. مگه رییس جمهورشون تو حبس نیست؟ به جای رای دادن دنبال مطالباتشون باشن. مگه نمیگن رای میدن که به خامنه ای “نه” گفته باشن و به کاندید اون رای ندن؟ خوب رهبر که گفت رای شما به هرکی باشه به حساب نظام گذاشته میشه پس اگه واقعاً میخان به رهبر نه بگن رای ندن.
    تنها راه هم تحریم گسترده و حضور گسترده در جایی غیر از حوزه های رای گیری هست. میشه پارکهای بزرگ قرار گذاشت مثل پارک چیتگر و …! اینجوری حداقل نشون دادیم که رای ندادیم. اینا از الان برای اعلام نتایج آماده اند. وقتی احمد خاتمی امروز تو نماز جمعه آمار شرکت کنندگان رو اعلام میکنه… بابا 4 سال پیش رو یادتون بیارید. مگه قبل انتخابات آمارها رو اعلام نکردن؟ همون بازی داره تکرار میشه.
    هموطن به آینده فرزندانت بیاندیش. مهر داخل شناسنامه هیچ ارزشی نداره. مگر اینکه خودمون براش ارزش درست کنیم!

     
  14. سلام
    با توجه به سخنان آقای خامنه ای : “هر رایی که شما به یکی از این نامزدها بدهید، رای به جمهوری اسلامی دادید. رای به هر نامزدی رای به جمهوری اسلامی و رای اعتماد به نظام و سازوکار انتخابات است.”
    همانطورکه آقای امیر رضا صیاد فرمودند با شرکت فعالانه و دادن رای باطل می توان انتخابات را تبدیل به رفراندوم نمود.
    درضمن پاسخ اطرافیان جناب mohamad هم داده می شود و شناسنامه شان مهر می خورد!

     
  15. پاسخ به ابهام‌ها و سؤال‌های دوست گرامی ساسان عزیز

    پیش از هر چیز از شما به خاطر حسن توجه و دقت نظرتان صمیمانه سپاسگزارم.

    اما در مورد موارد طرح‌شده توسط شما:

    با اجازه شما، ابتدا نقدی به آغاز سخن شما داشته باشم، که البته، این نقد صرفا به شما نیست، بلکه مسأله‌ای که اخیراً بسامد بسیار گسترده‌تری نسبت به قبل یافته است؛

    شما در مطلع سخنان متین و منطقی‌تان، سخنی گفتید که کمی از منطق فاصله گرفته است و آن هم نواختن من به «تئوری توطئه» بود. البته این حق شماست که چنین نقدی داشته باشید، اما به گمانم در هر بحث علمی، بهتر است سخن را نقد کنیم نه گوینده سخن را؛ بویژه در مورد بحث «توهم و تئوری توطئه» که دامنه بسیار گسترده‌ای دارد و با آن می‌توان هر سخن و هر گوینده‌ای را بلااستثناء تخطئه و تخریب کرد. و پاسخ ایجابی به این نقد شما نیز در ابتدای خود نوشتار نیز آمده است: «با تأکید بر این امر که آنچه گفته می‌شود، صرفاً یک تحلیل، گمانه‌زنی و پیش‌بینی بر اساس شواهد و قرائن است و می‌تواند درست یا نادرست باشد و مورد نقد و کنکاش قرار گیرد.»؛ البته من همچنان بر تحلیل خود اصرار دارم و به گمانم هر چه به زمان انتخابات نزدیک‌تر می‌شویم، شواهد بیش‌تری بروز می‌یابد، اما این تحلیل یا تئوری توطئه، چیزی نیست که به آینده نامعلوم حوالت داده شود و درستی و نادرستی آن تا یک هفته دیگر مشخص می‌شود و اگر نادرست از آزمون تجربه خارج گردد، هیچ خللی در جریان جاری سیاست ایجاد نکرده است و صرفا تحلیلی بوده در کنار صدها تحلیل دیگر، با این تفاوت که به گمانم در این تحلیل، برخی میان‌سطرها و خطوط نانوشته نیز دیده شده است و من تحلیل دیگری در این راستا ندیدم و اتفاقا بیش‌ترین تحلیل‌ها بر پیروزی سایر رقبا تأکید دارند و به غیر از آقای غرضی، تحلیل‌ها در مورد سایر کاندیداها مقدم بر آقای ولایتی هستند.

    اما در مورد سایر سؤال‌های شما؛ من تک به تک، دیدگاه‌های شما را در بندهای زیر مورد بررسی قرار می‌دهم:

    1- «رصد برنامه‌های صدا و سیما»؛ اتفاقاً من تقریباً تمامی برنامه‌ها را با دقت پیگیری می‌کنم و جهت‌گیری‌ها را به سوی درستی تحلیل فوق می‌دانم؛

    2- «نظرسنجی‌های صدا و سیما»؛ من نیز این نظرسنجی‌ها را دیدم و شنیدم، اما هیچ «کدی» مبنی بر پیروزی آقایان عارف یا روحانی در این نظرسنجی‌ها درک و دریافت نکردم؛

    3- «اصولاً رهبری نیازی به مهندسی ندارد»؛ در این‌که تمامی کاندیداها حداقل‌های مورد نظر رهبری را دارند و شورای نگهبان غربالی اساسی را انجام داده است، تردیدی نیست، اما به هر روی، تفاوت‌ها غیر قابل انکار است و قطعاً ترجیح وجود دارد.

    4- «بسیاری از گفته‌هایشان مرجع درستی ندارد»؛ که در این سخن، به بخشی از نوشتار پرداختید که در آن بیان شده بود ولایتی در سال 84 به «اشارت» رهبری از کارزار انتخابات کنار کشید؛ البته من در این بخش، تعبیر «اشارت» را آگاهانه و عامدانه به کار بردم؛ من پیش‌تر مطلبی را در این زمینه خوانده بودم، اما نتوانستم مرجع و مستند آن را بیابم؛ بر همین اساس، تعبیر «اشارت» را به کار بردم، هر چند دو شاهد دیگر آوردم که این «اشارت» رهبری به ولایتی را کاملا منطقی و محتمل می‌سازد؛ یکی سخنانی از خود آقای ولایتی که بر «آقا اجازه» بودن و همواره طرف مشورت قرار دادن رهبری توسط خود تأکید و تصریح دارد (به نقل از خبرگزاری فارس) و دیگری سخنی از آقای حمیدرضا ترقی (به نقل از وبسایت دیدبان) که تأکید می‌کند در سال 84 ولایتی با آمدن هاشمی برخلاف توافق‌ها مجبور شد کنار بکشد؛ و با توجه به «آقا اجازه» بودن ولایتی، کاملا منطقی به نظر می‌رسد که ولایتی در سال 84 با اشاره رهبری آمد و با آمدن هاشمی، با اشاره رهبری کنار رفت و اگر آن روز کنار رفت، برای نسوختن بود تا امروز بیاید و اینک، با اشاره رهبری دوباره آمده است.

    5- «قابلیت ولایتی برای کسب آراء خاموش طف خاکستری»؛ من همچنان بر این سخن تأکید دارم؛ آقای ولایتی با چراغ خاموش پیش می‌آید و به عنوان چهره‌ای معتدل، آراء خاموش را کسب می‌کند. علاوه بر این، اگر شما با ساز و کار انتخابات در ایران آشنا باشید، تأیید خواهید فرمود که مهندسی آراء در ایران توسط طیف‌هایی از سپاه، جمعیت مؤتلفه، ائمه جمعه و جماعات و… صورت می‌گیرد و جریان کاملاً به سویی می‌رود که این طیف‌ها به تعبیر آقای خامنه‌ای «دل‌ها را به سوی» آقای ولایتی هدایت کنند.
    من شخصاً بارها در زادگاه خودم شهر فارسان، شاهد بودم که این طیف‌ها به راحتی رأی‌ها را هدایت می‌کردند و هیچ ابایی نیز از تقلب، تخلف، توزیع شناسنامه و… نداشته‌اند. همچنین در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 و مجلس ششم نیز به عنوان ناظر انتخابات در مناطق جنوبی شهر تهران حضور داشتم و موارد تخلف، تقلب و هدایت و مهندسی آراء در مراحل پیش از اخذ رأی، حین اخذ رأی و پس از آن را کاملاً مشاهده می‌کردم.

    6- «بر چه مبنایی؟ چرا؟ و چرا این طیف خاکستری و «به دنبال گذران معیشت» رأی خود را مثلا به حداد عادل ندهند و یا به رضایی که تمام شعارش معیشت است؟»؛ در مورد آقای حداد عادل، ایشان به هیچ وجه جذابیت ندارد و نماینده طیف متحجر و تزویرگر و قدرت‌طلب است؛ بستگی نسبی او به خانواده خامنه‌ای نیز برای او نقطه منفی تلقی می‌شود؛ در برنامه‌های انتخاباتی تلویزیونی و سایر برنامه‌های او نیز، قابلیت ریزش آراء او مشهود است. در مورد آقای محسن رضایی نیز، کارنامه مناسبی ندارد، در سپاه محبوبیتی ندارد، انتخابات سال 88، از نظر مردم برای او کارنامه مردودی است و از نظر اقتصادی نیز نگاه جهادی و جنگی به اقتصاد دارد و این برای مردم، جاذب و جالب نیست؛ در برنامه‌های انتخاباتی نیز زمینه ریزش آراء او فراهم شده است.

    7- «شما بر چه مبنایی ادعا دارید آقای ولایتی همچنان اعتبار دیپلماتیک دارد؟»؛ البته من مدعی اعتبار دیپلماتیک نسبی او شدم و در عین حال تأکید کردم که اتهام‌های منتسب به او، مبتنی بر شواهد و قرائن محکم است؛ اما به هر روی، روابط بین‌الملل بر اساس منافع شکل می‌گیرد و ما شاهد بودیم که آقای هاشمی رفسنجانی که قطعا بیش از آقای ولایتی در مظان اتهام است، حتا با احتمال کاندیداتوری نیز مورد اقبال گسترده قدرت‌های جهانی قرار گرفت؛ بر همین اساس، آقای ولایتی به عنوان چهره‌ای عمل‌گرا شناخته می‌شود و به هر روی، پیش‌تر نیز در جهان دیپلماتیک شناخته شده است و شعارهای تند سر نداده است.

    8- «در مورد رنگ رخساره و اعتماد به نفس آقای ولایتی هم که باید گفت اتفاقا آقای جلیلی که مطمئن تر به نظر میرسد و یا قالیباف…»؛ البته این یک شاهد فرعی است، اما با این وجود، من معتقدم اعتماد به نفس ولایتی، برتر و بالاتر از تمام کاندیداهای دیگر است؛ در مورد جلیلی که شما به آن اشاره کردید، قطعا تکرار تکه کلام‌هایی چون «ظرفیت»، «تهدید»، «فرصت» و «مثلا» جلوه‌ای از عدم اعتماد به نفس و تسلط ایشان است.

    9- «این مقاله در مورد هر کدام از آقایان می‌تواند بازنویسی شود. فقط کافی است اسم‌ها عوض شوند…، در نهایت اینکه به قول دکتر نوری‌زاد عزیز: رهبری با ما شوخی فرموده‌اند…»؛ من با دیدگاه شما موافق نیستم، به گمانم شواهد این مقاله، این‌گونه نیست که برای همه کاندیداها یکسان قابل تطبیق باشد که در عین حال، بررسی این مسأله، مجالی جداگانه می‌طلبد؛ و سخن جناب آقای نوری‌زاد که «رهبری با ما شوخی فرموده‌اند»، منافاتی با این ندارد که مزاج ایشان، سس و ادویه‌های متفاوتی را برای غذای انتخابات بپسندد.

    و در پایان، بار دیگر بر کاندیدای کاذب بودن سعید جلیلی برای انحراف اذهان و سیبل حملات قرار گرفتن تأکید می‌کنم؛ و نکته فرعی دیگر اینکه، در مورد آقای عارف، با توجه به سابقه او در ریاست سازمان برنامه و بودجه، این احتمال نیز وجود دارد که بار دیگر، این سازمان به ریاست آقای عارف احیاء گردد. و البته باز هم تأکید می‌کنم که همه این دیدگاه‌ها تحلیل و گمانه‌زنی است که می‌تواند درست یا نادرست باشد و مورد نقادی و کنکاش قرار گیرد؛ و تا یک هفته دیگر، از آزمون خارج خواهد گشت.

    با سپاس مجدد از ساسان گرامی و نیز جناب آقای نوری‌زاد عزیز که مجال این گفتگو را برای ما فراهم ساختند، که اگر مجال منطق گفتگو در سراسر جامعه ما فراهم بود، بسیاری از مشکلات، خود به خود حل و منحل می‌شد.

    عباس خسروی فارسانی

     
  16. با سلام
    اقای نوریزاد بهتر است نقد های واقع بینانه تری در وب سایت خودتان بگذارید واز این نقد های غیر واقعی و ابکی که تاحالا کم هم نبودتد جلوگیری فرمایید شما زمانی از انور بوم می افتادید و اینک از اینور بوم (اخه کی باورش میشه ارای خاموش جامعه به سمت ولایتی بره و…)
    با تشکر

     
  17. سلام براستادبزرگوارم جناب نوریزاد:
    تحلیل آقای خسروی رابادقت خواندم امانظرایشا ن-رادربسیاری ازموارد بااحترام به ایشان قبول ندارم.اگرآقای خامنه ای ولایتی را نشان کرده به دلیل سرسپردگی اش چه دلیلی نداردکه حدادرا نپذیرداوکه بطورکامل ذوب درولایت است وپیوند خانوادگی نیزباسرمهندس اصلی دارد.دوم این بسیارساده انگاری است که تصورشود که نظام دیگرتحمل اصلاح طلبان رادرهرسطحی داشته باشدچه اینکه بخواهدوزیری ازآنان برگزیندآنان حتی ازانتخابشدن اصلاح طلبان درشوراها شهرو روستاهاهم وحشت دارند.جلیلی قبلا انتخابشده وتوجیه شده وحالا هم برای محبوب کردن اودر بین طرفداران دولت برچسب ادامه راه احمدینژاد رابه اوزده اند.نظام کسیراکه تنشزایی کندواز دشمن خیالی بگویدرامیپسنددهرچندکه ایران را ویران کندومردمرابه روزسیاهبنشاند.

     
  18. سلام جناب نوريزاد.
    من در متن جامعه هستم ، بعلاوه فاميل نزديكم شامل كار مند و معلم و بازاري و مادرم هم مسجدي .
    همه اين فاميل كه نام بردم بجز مادر(٧٢ سأله) كه ميگويد از ترس قيامت جريت نظر و حرف بد به رهبر را ندارد ، بقيه اينها از اين رژيم و بالاخص //// متنفرند ولي همه بدون استثنا تصميم دارند در انتخابات شركت كنند.
    مادر مي گفت در مسجد مي گويند اگر شركت نكنيد و مهر در شنا سنامه نخورد براي سفرهاي زيارتي ثبت نامتون نمي كنند.
    معلم مي گويد هر وقت خواستند معلمي رابازخريد و از كار بيكار كنند ، أو نهائي كه شنا سنامه مهر نداشته اخراج شده اند.
    كارمند مي گويد ارتقاء مقام پيدا نمي كنيم.
    بازاري مي گويد …
    حالا چطور شما مي خواهيد تحريم كنيد وقتي اينها همه را از راه نقطه ضعفي كه دارند ترسانده اند؟ اين درسها را جز در مكتب //// كجا سراغ داريد؟

    —————

    محمد گرامی سلام
    اگربخاطرنگرانی هایی که فرمودید به هرخفتی تن دردهیم، بله، من قبول دارم که: حالا حالاها در برهمین پاشنه خواهد چرخید. وهیچ تغییری رخ نخواهد داد. برای تغییر، باید هزینه داد. مردمی که مرتب بنشینند وبخورند وبخوابند وتفریح بکنند، تا قیام قیامت اتفاقی در ساختار زندگی شان نمی افتد.
    با احترام

    .

     
  19. SALAM JENABE NOORIZAD.AGHA BA ELM VA ESHRAF BE TARIKHE FARHANGI VA EJTEMAII IRAN VABASTEGIHAYE IRANIAN BE KHAREJIAN PROSEYE TEY SHODE DAR DEMOKRATIZE KARDANE IRAN VA AVAMELE ASAR GOZAR DIGAR DAR IN MASIR 2 SOAL DASHTAM: 1.RAHKARE AMALI JELOYE PAYE MARDOM VA ADAMHAYE MAMOOLI BARAYE GHADAM BARDASHTAN DAR RAHE DEMOKRASI BARDASHTANE MAVANE VA…CHIST? 2.IN RAVANDE AZAD SAZI VA SEKOLAR KARDANE IRAN MOSHABEHE KODAM KESHVAR AST?AMLAI AST?KOJAYE MASIRIM?AZ ESFAHAN.PLEASE ANSWER SURE.THANX

    ————–

    سلام دوست من
    شما ازاصفهان می نویسی وبه فارسی نمی نویسی؟ جریمه ی شما همین بس که پاسختان را که درکل سایت پراکنده است جستجوکنید.
    تشکر

     
  20. با سلام،
    بنظرم تئوری توطئه آنقدر در عمق جان ما نفوذ کرده است که فضای قضاوتمان ابری شده است. به نظرم نویسنده محترم اگر کمی از این توهم کم میکرد و این چند روزه کمی سیمای آقای ضرغامی را “رصد” میفرمودند، در میافتند که اگر بنا بر مهندسی انتخابات به نفع آقای ولایتی بود، هرگز هرگز صدا و سیما اقدام به انتشار نتایج سه نظر سنجی مختلف در مورد اقبال مردم به کاندیداها نمیکرد تا بعدا شائبه ی تقلب، دامن گیر بیت معزز نشود. نتایجی که حاکی از پیش بودن آقایان روحانی و عارف دارد. گرچه صدا و سیما نامی از کاندیدا ها بنرده است، اما کدهای داده شده به روشنی، ذهن مردم را متوجه میکند. از طرفی، به قول جناب دکتر نوریزاد گرامی، اصولا رهبری نیازی به مهندسی ندارد، زیرا که مهندسی ها در شورای نگهبان و در طی فرایند رد صلاحیتها انجام شده است!
    نویسنده گرچه تلاش کرده است که مقاله حاضر، در قامت و چهارچوب یک مقاله علمی درآید (با توجه به قسمتهای چکیده، مقدمه و …) اما بسیاری از گفته هایشان مرجع درستی ندارد، به عنوان مثال:

    “در سال ۸۴ نیز، علی‌اکبر ولایتی قصد داشت وارد کارزار انتخابات شود، اما با ورود هاشمی رفسنجانی و به اشارت رهبری مبنی بر اینکه هر گاه صلاح بود، خودم به تو خواهم گفت، چنین نکرد و رهبری او را در آب نمک خواباند تا امروز به اشاره او وارد کارزاری مطمئن گردد.”

    واقعا سوال بنده این است، شما بر چه مبنایی چنین نظری دارید؟ این حرف شما را بارها در تاکسی و .. شنیده بودم، اما آیا اینجا هم جی بیان همان مطالب است؟ آیا شما خود شنیده اید که خامنه ای به ولایتی بگوید “هر گاه صلاح بود، خودم به تو خواهم گفت” ؟ یا در جایی خوانده اید؟ اگر آری، منبع حرفتان کجاست؟ ویا در جایی نوشته اید:

    “ولایتی قابلیت این را دارد که آراء طیف خاکستری و خاموش جامعه را کسب کند؛ آرائی که به هر روی، با توجه به منافع خود به پای صندوق آراء می‌روند و به دنبال گذران معیشت و تأمین و بقای منافع خود در فضایی آرام و بدون حاشیه هستند.”

    بر چه مبنایی؟ چرا؟ و چرا این طیف خاکستری و “به دنبال گذران معیشت” رای خود را مثلا به حداد عادل ندهند و یا به رضایی که تمام شعارش معیشت است؟

    شما بر چه مبنایی ادعا دارید آقای ولایتی همچنان اعتبار دیپلماتیک دارد؟ من نمیدانم دارد یا نه، اما دلیل شما چیست؟ آیا به نظر شما سیاسیون و دیپلمات های خارجی، رای دادگاهای صالحه در مورد تروریست بودن یا نبودن آقای ولایتی را مبنای اعتبار سنجی ایشان قرار نمیدهند؟

    در مورد رنگ رخساره و اعتماد به نفس آقای ولایتی هم که باید گفت اتفاقا آقای جلیلی که مطمئن تر به نظر میرسد و یا قالیباف..
    در خاتمه، به نظر بنده این مقاله در مورد هرکدام از آقایان میتواند بازنویسی شود. فقط کافیست اسم ها عوض شوند… در نهایت اینکه به قول دکتر نوریزاد عزیز: رهبری با ما شوخی فرموده اند….
    با احترام
    ساسان

     
  21. نظر دهندگان محترم
    آقای خامنه ائی رهبر منتصب جمع خبرگان رهبری منتصب شورای نگهبان منتصب آقای خامنه ای با انتصاب یکی از این 8 نماینده خود اینده رژیم ولایت مطلقه فقیه را چنین ورق خواهد زد:
    توضیح دهم که آقای خامنه ای میداند که اگر در جامعه شایع کند که نظرش به نظر جلیلی نزدیک تر است – که این کار را دارد انجام میدهد – میتواند با روش رای سازی فرد دیگری از 7نفر نماینده خود مانند ولایتی یا یکی دیگر را بر صندلی ریاست جمهوری خود بنشاند.
    1 – انتصاب حداد عادل: ایشان فردی خورده بروژای مذهبی و طالب مقام و فرصت طلب و بدون داشتن هیچ مدیریت اجرائی ، سواد و معلومات علمی و انسانی بی اختیار و سر سپرده مطلق میباشد. از 100 با سرعت 80 رژیم ولایت مطلقه فقیه را به دره سقوط پرت خواهد کرد.
    2 – انتصاب جلیلی: ایشان فردی مذهبی افراطی و کاملا دگم و متعصب مذهبی و بدون داشتن هیچ مدیریت اجرائی ، سواد و معلومات علمی، انسانی بی اختیار و سر سپرده مطلق میباشد. این آدم اصلا در عالم دیگری سیر میکند و اصلا خواستهای طبیعی انسان را نمیداند.از 100 با سرعت 70 رژیم ولایت مطلقه فقیه را به دره سقوط پرت خواهد کرد.
    3 – انتصاب ولایتی: ایشان فردی بروژای مذهبی و طالب مقام و فرصت طلب و بدون سواد و معلومات علمی، انسانی بی اختیار و سر سپرده مطلق و متکبرمیباشد. از 100 با سرعت 50 رژیم ولایت مطلقه فقیه را به دره سقوط پرت خواهد کرد.
    4 – انتصاب قالیباف: ایشان فردی طالب مقام و فرصت طلب و بدون سواد و معلومات علمی، سر سپرده مطلق و متظاهر به داشتن شجاعت میباشد. از 100 با سرعت 40 رژیم ولایت مطلقه فقیه را به دره سقوط پرت خواهد کرد.
    5 – انتصاب غرضی: این بنده خدا اصلا تو باغ نیست و کمی دیر آمده زیرا مردم ایران در 8 سال قبل پپولیستی را تجربه کرده اند و کاملا انسانی خالی بند و سر سپرده مطلق میباشد.. از 100 با سرعت 40 رژیم ولایت مطلقه فقیه را به دره سقوط پرت خواهد کرد.
    6 – انتصاب روحانی: این بنده خدا ادای اصلاح طلبی را ناشیانه در میاورد و خودش نمیداند که در زندگی چه میخواهد و کاملا انسانی دو رو و سر سپرده مطلق میباشد. از 100 با سرعت 30 رژیم ولایت مطلقه فقیه را به دره سقوط پرت خواهد کرد.
    7 – انتصاب عرف: این بنده خدا خیلی علاقه دارد که به مردم بباوراند که سیاستمداری اصلاح طلب است ولی در باطن انسانی تر سو و سر سپرده مطلق میباشد . از 100 با سرعت 30 رژیم ولایت مطلقه فقیه را به دره سقوط پرت خواهد کرد.
    8 – انتصاب رضائی: این بنده خدا خیلی علاقه دارد که به مردم بباوراند که سیاستمداری با برنامه و موفق و همه فن حریف است ولی خودش میداند که سر سپرده مطلق میباشد . از 100 با سرعت 20 رژیم ولایت مطلقه فقیه را به دره سقوط پرت خواهد کرد.
    به باور من بر ما ملت ایران ( چه اندسته که قصد شرکت در برنامه روز 24 خرداد آقای خامنه ای را داشته باشند وچه مثل من خود را معذور بدارند)، تا زمانیکه فرهنگ دموکراسی و آزادی و سکولاری را در فرهنگمان نهادینه نکنیم، سیستم استبدادی یک مدت مدل شرقی و یک مدت مدل غربی و یک مدت مدل مذهبی حکومت خواهد کرد.
    به امید روزی که عقل و خرد و اندیشه در همه ما ایرانیان به حد اعلا برسد تا فرهنگ سکولاری (جدائی دین از دولت) در فرهنگمان نهادینه شود و دولتی منتخب مردم و برای مردم و پاسخگو به مردم را برپا کنیم.
    کوروش

     
  22. گویند که بیت رهبر مستضعفان جهان ۴۰۰۰ کارمند دارد .لطفا هزینه سالانه این بیت را شامل حقوق مستخدمین و مسافرتها و هزینه های امنیتی و هزینه پلوخوریها و هزاران هزینه دیگر را محاسبه نموده با هزینه بیت رییس جمهور مستکبران جهان(کاخ سفید امریکا) مقایسه نموده و سپس بودجه ایران و امریکا را نیز مقایسه فرمایید از این مقایسات پیدا کنید مستکبر واقعی را
    ضمنا اقای روحانی به اهواز رفته و با امام جمعه اهواز عکس یادگاری گرفته لطفا این عکس را در سایت بگذارید تا خوانندگان پینه روی پیشانی امام جمعه را زیارت کنند وکمی خجالت بکشند .
    چه میکند این پینه ها
    ما باید جنبش بیداری پینه ای راه بیندازیم زیرا هر که پینه اش بیش قدرت حقه بازیش بیشتر

    با تشکر علی

     
  23. کاملا با این مقاله که نوعی پیش بینی دقیق هست و البته با تمام جزییات آن در انتخاب وزرا و تقسیم قدرت موافقم. و البته شاهد پانزدهم: جو مناظره ها که نشان از ان دارد که هیچ اختلافی وجود نداشته و همه حل شده است.

     
  24. آقای مشیری در اینجا مهمترین نکته را مطرح کرده. غده سرطانی ایران ذات /// است با این تفاوت که همایون قبلی لااقل سواد و شعور و دنیا دیده گی داشت و با اکثر سیاستمداران زبده قرن بیستم دور میز مذاکره نشسته بود و چیزکی یاد گرفته بود ولی ////

     
  25. تحلیل جامعی است ولی شاید واقعی نباشد. آقای خامنه ای معمولا بدترین گزینه ها را انتخاب می کند. نگاه کنید به حلقه اطرافیان ایشان. جز تعدادی چاپلوس سفله کسی بر جا نمانده است. اینکه آقای ولایتی آقای عارف را برای وزارت علوم در نظر بگیرد به نظرم بسیار دور از ذهن است. آقای خامنه ای کوچکترین نافرمانی را نمی پذیرد حتی از دوست دیرینش رفسنجانی. اگر چنین ترکیبی که شما پیشنهاد کردید در ذهن آقای خامنه ای باشد باید به ذکاوتشان آفرین گفت ولی تا کنون چنین هوشی را از ایشان ندیده ام. ایشان چنان دچار توهم است که 8 سال فریب شیادی چون احمدی نژاد را خورد و چه هزینه های گزافی بابت پشتیبانی از او که نداد. کسی که اندک بهره ای از سیاست و هوش داشته باشد هیچگاه روی چنین شخصی سرمایه گذاری نمی کند. اصولا بیشتر //// دچار خودشیفتگی مزمنی می شوند که فقط سفلگان را به دور خود جمع می کنند و همین است که حکومتشان مدام رو به زوال می رود.

     
  26. تحليل آبكي و ساده انديشانه اي بود! حيف شما آقاي نوري زاد كه به دليل هر نوشته اي كه رنگ مخالفت با رهبري داشته باشد، آن را منتشر مي كنيد!!

     
  27. با سلام
    بله تحلیل درستی است در محافل بسیجیان همگی می گویند نظر آقا ولایتی است و از زمستان این انتخاب مطرح بوده است.

     
  28. با درود
    تحلیل درستی بنظر میاد اما چرا احتیاط ؟!!!
    بنظرم هیچ فرقی نمی کنه که کدامیک از این هشت نفر آلت دست دولت سایه شوند ! مشکل مملکت ما جایگاه همایونی است که از انقلاب آسیبی ندیده و فرا قانونی تر شده و در چنین شرایطی اگر لایق ترین فرد روی کره زمین هم در پست ریاست جمهوری ایران قرار بگیرد مسیر کشور ما چهار نعل تاختن به سوی بدبختی است ! اختیارات ریس جمهور بی اختیار بیشتر حول محور ماجراجوی در منطقه و رسیدگی به نیازهای مالی و تسلیحاتی بشار اسد قاتل و حماس و حزب الله و… در مجموع گرم نگه داشتن آتش جنگ در منطقه است دریغا که نهایتا این آتش دامان کشور ما هم میسوزاند .

     
  29. شاهد سیزدهم:
    به گزارش خبرگزاری مهر آیت‌الله خامنه‌ای در مراسم سالروز درگذشت آیت‌الله خمینی گفت: «هر رایی که شما به یکی از این نامزدها بدهید، رای به جمهوری اسلامی دادید. رای به هر نامزدی رای به جمهوری اسلامی و رای اعتماد به نظام و سازوکار انتخابات است. این که شما وارد عرصه انتخابات می‌شوید، چه کسی که نامزد است و چه آن که مثل من و شما انتخاب می‌کند، نفس عملش اعتماد به جمهوری اسلامی و سازوکار انتخابات است.» طبیعتا کسانی که نمی خواهند به نظام رأی دهند، اصلا رأی نمی دهند و این، به معنای افزایش رأی علی اکبر ولایتی است؛ و این سخن آقای خامنه ای، گامی دیگر است در جهت تثبیت موقعیت و افزایش آراء علی اکبر ولایتی؛ تا اینکه بیشتر کسانی رأی بدهند به کسی که بیشتر مد نظر رهبری است که به گمانم آن شخص، کسی نیست جز علی اکبر ولایتی؛ خامنه ای شخصا در مهندسی آراء ورود مستقیم دارد. هر چند، همه کاندیداها مطیع هستند و خامنه ای نیز به راحتی می تواند هر کس را که تمایل بیش تر دارد، در هندسه انتخابات مهندسی کند.

    شاهد چهادهم:
    در اولین مستند پخش شده علی اکبر ولایتی از صدا و سیما، علی اکبر ولایتی آمد و در یک فضای (لوکیشن) سینما نشست و فیلم تبلیغاتی خود را، با صحنه هایی از انقلاب و جنگ دید و بدون هیچ سخنی و با اشک هایی برای احساسی کردن مردم که گویا نشان دهنده دلسوزی اوست و با پیام «ایران من، وطن من» (تحریک حس عمومی وطن پرستی ایرانیان) برخاست و رفت. گویا مقام های امنیتی و مهندسان انتخابات، ترجیح داده اند هیچ سخنی گفته نشود تا گافی داده نشود و هندسه آنها به هم نخورد.

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

96 queries in 2528 seconds.