سر تیتر خبرها
خامنه ای پاسخگو می شود! (بقلم ناهید منزوی)

خامنه ای پاسخگو می شود! (بقلم ناهید منزوی)

آقا جان پرسش پایانی. آمد وفردا بشاراسد پیروز شد. ودرهمان خرابه های شام جشن پیروزی گرفت. شما نیز این پیروزی را جشن می گیرید؟

من می گویم یک رهبرآنهم در مقیاس آقای خامنه ای، حتما یک خصوصیاتی داشته ودارد که اینهمه بالانشسته است. واحتمالاً به مراتبی دست یافته است که اینچنین ازنردبان اختیارات این کشورآفت زده بالا رفته ودست کسانی جز خواص به وی نمی رسد. اگرمی رسید که به یک پرسش کلی این مردم پاسخ می فرمود. این که: آقا جان، شما چرا به ازای اینهمه مسئولیتِ حساس ومحوری، پاسخگوی خبط وخطاهای خود نیستید؟ دریک قلم مثلاً: ورود به قمارهسته ایِ سراسرباخت؟ حالا فشردنِ گلوی مردم وچکاندن چیزکی به اسم حق وحقوق درکامشان: بماند.

امروز دانستم که جمهوری اسلامی ایران بدستور آقای خامنه ای یک رقم نا قابل بحساب بشاراسد سوری واریزکرده است که با مبالغِ آشکارقبلی به بیست میلیارد دلار می رسد. اینها البته ارقام آشکاراست وما ازارقام پولی وتسلیحاتیِ پنهانی خبرنداریم. تازه نه که ما برای جناب ایشان نامحرمیم، باید اخباراین دست ودلبازی ها را از خبرگزاریهای اجنبی بشنویم. راستش را بخواهید من اسم این کاررا می گذارم: یکجورسرقت ازاموال مردمی که جرأت اعتراض ندارند ودستشان ازدامان کبریایی آقای خامنه ای کوتاه است. وگرنه چرا ازجیب مردمی که خود محتاج و درمانده اند پول بردارند وبدون اطلاع مردم آن را به جیب دیگران بریزند.

فرض کنیم رهبرگرامیِ ما به دولت یا به بانک مرکزی دستورمی فرمایند: فلان مبلغ بحساب بشاراسد سوری واریزکنید. برای چه؟ برای عقب راندن تروریستها وپیروزی قوای دولتی. خب آقا جان این عقب راندن تروریستها که حداقل پنج برابرقوای دولتی هستند به کشته شدن زن وبچه ی مردم می انجامد. وبه شخم خوردگی سوریه. بشود. مهم پیروزی حق برباطل است. ازکجا معلوم شما به باطل کمک نمی کنید؟ ما به باطل کمک کنیم؟ ما که خود ولی مطلقیم چگونه درتشخیص حق وباطل خطا کنیم؟

خب حالا فرض کنیم بشاراسد با پولهای ما سوریه را کلنگی کرد ومردم را کشت وپیروز شد. این پیروزی آیا طعم خوشایندی برای شما دارد؟ چرا که نه؟ خاکریزما – جمهوری اسلامی ایران – با اسرائیل غاصب حفظ می شود. که بعدش چه بشود؟ که حزب الله لبنان درحلقه ی محاصره دشمن صهیونیستی غافلگیرنشود. که بعدش چه بشود؟ که اسلام ناب ازاین طریق تا بیخ گوش اسراییل وآمریکا وهرکجا صادرشود وخواب مستکبران را برآشوبد. که بعدش چه بشود؟ که آمریکا حساب کارخودش را بکند ودیگر برای ما خط ونشان نکشد. که بعدش چه بشود؟ خوب بعدش یک چیزی می شود دیگر!

مثلاً چه می شود؟ مثلا این که: قدروقیمت ما درنگاه مسلمانان جهان بالا می رود. هرچه نباشد ما رهبرمسلمانان جهانیم وباید دلمان برای همه ی مسلمانان جهان بسوزد، مخصوصاً فلسطینی ها که سرزمینشان غصب شده. خب خیلی جاهای دیگرهم غصب شده شما چرا دلتان برای آنجاها نمی سوزد؟ مثل کجا؟ مثل چچن. دل شما چرا برای مسلمانان چچن نمی سوزد که توسط روسها کم مانده نسلشان ازروی زمین برچیده شود؟

خب آنجا پای روسها درمیان است. باشد! مگربرای شما فرقی می کند؟ چه آمریکا چه روسیه؟ روسیه خب دوست ماست وهوای ما را درمجامع جهانی دارد. اگرروسیه نبود آمریکاییها تاحالا ما را قورت داده بودند. پس شما نگران بقای خود هستید؟ واین همه هیاهو نه برای مسلمانان جهان که همه برای خودتان است! روسیه با آنهمه دزدی وخلاف ونارو به کنار، حالا چرا بی اجازه ی مردم پولشان را به بشاراسد سوری می دهید؟ ما نیازی به اجازه ازمردم نداریم. این مردم اند که اتفاقاً باید ازما اجازه بگیرند. شما مگرمسلمان نیستید؟ ما مسلمان نیستیم؟ ما رهبرمسلمین جهانیم. بسیارخوب. ماهم مطیع شما ورهبری شما. بفرمایید: جناب علیّ مرتضا مگرمراد وامام شما نیست؟ بله که هست. ما غبارکفش قنبرغلام علی هم نیستیم. بسیارخوب. این نهایت ایمان شما را به امام علی می رساند. حالا اگرامام علی می خواست یک چنین رقم درشتی ازپول مردم را به کسی بدهد آیا بدون مراجعه به افکارعمومی انجام می داد؟ ما کاری به افکارعمومی نداریم. ما شیوه ی خودمان را اعمال می کنیم. آنجا کوفه بود واینجا ایران است.

آقا جان احساس خودم را اجازه دارم بیان کنم؟ بگو. چرا که نه؟ ایران سرزمین آزادی است. بگو. من فکرمی کنم اینهمه اضطراب شما ازمردم وازاعتراض وانتقادشان تنها وتنها بخاطربقای خودتان است. ما به بقای اسلام می اندیشیم ولاغیر. شما ناراحت نمی شوید اگربگویم: شم همان اسلام را هم برای بقای خود می خواهید؟ ما جانمان را فدای اسلام کرده ومی کنیم. اما اسلام شما هیچ جاذبه ای که ندارد، بسیارنیز آشوبنده است. این دیگربه ذات شما برمی گردد که ازاین اسلام ما چهره ای عبوس می پردازید. به خودما بنگرید! ما چرا به این اسلام متمایلیم وشما منزجر؟ دلیلش هرچه هست به خود شما مربوط است.

آقا جان پرسش پایانی. آمد وفردا بشاراسد پیروز شد. ودرهمان خرابه های شام جشن پیروزی گرفت. شما نیز این پیروزی را جشن می گیرید؟ بله، چرا که نه؟ جش پیروزی جناب اسد برتروریستها پتک محکمی است برفرق استکباروفرزند نامشروعش اسرائیل.

راستی آقا جان ما به انتخابات کاری نداریم، چرا دستور نمی دهید وسایل آقای نوری زاد را که توسط مأموران اطلاعات وسپاه دزدیده شده به ایشان برگردانند؟ من به این مسائل جزیی کاری ندارم. من تنها به حماسه می اندیشم. من یک انقلابی ام.

ناهید منزوی – استکهلم

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

32 نظر

  1. سلام بر حر زمانه
    پرسشی دارم اگر مقدور است پاسخی کوتاه و گویا ارائه نمایید.
    یکی از القاب رایج حضرت آیت الله خامنه ای، “ولی امر مسلمین جهان” است. لطفا بفرمایید با توجه به اینکه جمعیت شیعه کلا 10 درصد جمعیت مسلمان دنیا را تشکیل می دهد و از طرف دیگر، اهل سنت اساسا به امامت و ولایت اعتقادی ندارند بلکه آنان به خلافت معتقدند، آیا لقب ولی امر مسلمین جهان از باب مسامحه در مورد رهبر معظم انقلاب به کار می رود؟ یا آنکه ایشان بر مبانی نظری دیگری به عنوان ولی امر مسلمین جهان تلقی می شوند که من از آن بی اطلاع هستم؟ قبلا از پاسخ تان سپاسگزاری می کنم.

    ——————–

    سلام دوست من
    حضرت ایشان وحلقه ی اطرافشان مصرانه براین باورند که جناب خامنه ای برکل مسلمانان جهان ولایت دارند. چه عده ی کثیری این را یک افسانه بدانند وچه دررکاب ایشان باشند. این یک باور درونی وبطئی است.

    .

     
  2. میکروب سیاسی

    سلام جناب نوریزاد
    در رابطه با حل مشکل اسرائیل، به نظر من بهترین شیوه برخورد در واقع همان “ستراتژی سطل آب ” امام راحل است ولی حیف که مسلمانان جهان همت و شجاعت لازم را ندارند وگرنه اگر هر مسلمانی به فرموده امام امت زحمت ریختن همان یک سطل آب روی کشور اسرائیل را می کشید ، دیگر نیازی نبود این همه از جیب ملت ایران برای ماندن بشار اسد در قدرت هزینه شود. بنابراین مشکل از جانب جمهوری اسلامی و ولی امر مسلمین جهان نیست و شما هم لطفا اینگونه غیرمنصفانه همه کاسه و کوزه ها را سر رهبر معظم نشکنید.

     
  3. ابوتراب کج زلف

    با درود ،

    پیشانی ار ز داغ گناهان شود سیاه
    بهتر ز داغ نماز از سر ریا

    شاید حضرتش به این نتیجه رسیده است که در ته این بگیر و ببند های دین واقعا” چیزی وجود ندارد وگرنه کسی که ظاهرا” استخوان خرد شده در مقوله دین و حق الناس و بیت المال و…هست و داستان حضرت مولی علی و برادرشان را بهتر از دیگران میدانند که چگونه اخگری سوزان بر کف دست وی نهاد و فرمود من یارای آتش سوزان جهنم را ندارم که ذره ای از بیت المال را بی دلیل به دیگری ببخشم ، چگونه بیست میلیارد دلار بدون اطلاع صاحبان اصلی به حکومتی تحویل میدهد که بزعم ایشان در خط مقدم مبارزه با اسرائیل است !!؟ اگر اسد بدرستی در خط اول مبارزه بود چگونه بعد از اشغال بلندی های جولان کوچکترین تلاشی برای باز پس گیری آن انجام نداده نه پدرش و نه خودش ؟ مگر مردم سوریه وطنشان را دوست ندارند؟ کاسه داغ تر از آش شدن چه معنی میدهد ؟ کسی که خود را در برابر مردم پاسخگو نداند هر کاری دلش بخواهد می کند زیرا می داند و حتما” معتقد است که حساب وکتابی در کار نیست.

     
  4. سلام و ادب
    مسلما سبک نوشتن شما که این خانم از آن الگو گرفته در تاریخ معاصر ادب سیاسی جایی خواهد داشت . شاد و سلامت باشید

     
  5. نوکیشان مسیحی و یا هر فرذی که مبلغ مذهبی هست،چه فرقی با جمهوری اسلامی دارند؟!!

    به امید روزی که مذهب انسانها در دلها مسجد و کلیسا و …داشته باشد…
    خدایا با فرستادن پیامبرانت چه کردی با انسانیت….آیا چنین روزهایی را می دیدی…حتما می دیدی ،پس چرا؟

     
  6. آقا علی عزیز برای ایجاد پینه بر روی پیشانی میتونین مهرو داغ کنین و به پیشونیتون بزنین برای دایمی شدن این پینه میتونین اینکارو به مدت 1ماه هر هفته تکرار کنین:-)

    ————————-

    بانوی خوب
    آنقدر “ریا” مذمت شده است که اگربقول یکی از دوستان کامنت گذارمان پوست یک نفر بی دلیل نیز با سرنهادن به مُهر پینه می بندد، برای پرهیزاز ورود به دکان ریاکاران و پیشانی پینه بستگان، می شود نشست و سجده نرفت ومهر را برداشت وبا پیشانی مماس کرد. این را من با فتوای خود می گویم. چرا که اساس دین برسلامت روانیِ فردی وجمعی است. وای ازجامعه ای که جمعی ازصاحب منصبان که نه، بخشی ازمردم وکارمندان و ارباب رجوعش با پینه ی پیشانی به کاروکسبِ فریب رونق دهند. یک نگاهی به پیشانی جناب حیدرمصلحی وزیراطلاعات فعلی وپیشانی جناب ری شهری وزیراطلاعات دوران نخست انقلاب بیندازید که صورت وسیرت اعمالشان به خون بیگناهان آغشته است! اینان چه نسبتی با عبادت و راز ونیاز وسجده و اینجورمقولات عاشقانه می توانند داشته باشند؟

    .

     
  7. میکرب خودتی

    اگر مردم بخواهند، میتوانند. همگی‌ برای چند ماه سر کارشان نروند و با همبستگی‌ و کمک به یکدیگر؛ با کمترین بسازند و نافرمانی مدنی را آغاز کنند. تجسم کنید که اتوبوس ها، مترو، ادارات دولتی، شرکتها و غیره، یا تعطیل اند و یا مردم تحریمشان کردند. در اینصورت احتیاج به تظاهرات کردن، کتک خوردن، به زندان رفتن و شکنجه شدن نیست. رژیم خودش خشک می‌شه و سپس می‌‌افته. در غیر اینصورت باید نتیجه گرفت که ما مردم هنوز به آگاهی‌ و شهامت لازم نرسیده ایم.
    تا ایران تجزیه نشده، آخرین فرصت را از دست ندهیم و دینمان را به نسلهای آینده مان ادا کنیم.

    زنده باد ایران

    ——————

    سلام دوست گرامی
    پیشنهاد شما منطقی است اما بدون ایجاد موجی وسیع وسراسری بجایی نمی رسد. اگراقایان خاتمی وهاشمی جلومی افتادند وهمین نکته ها را مطرح می کردند می شد نتایج خوبی را شاهد بود. اما مطرح کردن این موارد بعنوان راهکاری مدنی احتمالا درشیبی کوتاه به آرامش می انجامد. با اینهمه من پیشنهاد شما را دریکی ازدیدگاهها منتشرمی کنم
    با احترام

    .

     
  8. آقای نوریزاد عزیز یه سوال از مسوولین داشتم تنها جایی که پیدا کردم سایت شما بود.یه دختر 26 ساله هستم دختری که موهاش همیشه بیرونه و مانتو کوتاهم میپوشه!!!تقریبا 60 درصد همدوره ای هام شبیه منن!تا قبل از انتخابات انگار نه انگار که ما بچه های این مملکتیم!!!نه مصاحبه هامونو پخش میکنن نه تو تلویزیون نشونمون میدن تازه گشت ارشادی ها هم به ما میگن مفسد فی الارض!!!!!سوالم اینه چرا دم انتخابات اینقدر عزیز شدیم؟!!!و مارو هم جز مملکت 70 میلیونی تون حساب میکنین؟!!!!!اگه کسی جواب بده ممنون میشم

     
  9. سلام پينه پيشاني بدليل خون مردگي زير پوست بر اثر وارد كردن فشار سنگيي وزن سر به روي مهر است و بيشتر كساني كه مشكل مهره هاي گردن دارند و نمي توانند وزن سر را با مهره ها كنترل كنند و نتيجتن وزن سر را به مهر ميسپارند و باعث خون مردگي ميشوند. عده أي حساس تر از عده ديگر هستند . عموي من كه در سجده فقط يك ذكر و يك صلوات مي گويد هم همين مشكل را دارد و تا حالا ٢ بار أن را جراحي كرده در أورده

     
  10. در سوگ آیت الله طاهری
    **********************
    یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فدخلی فی عبادی ودخلی جنتی
    آیت الله سید جلال الدین طاهری یکی از بزرگ مردان تاریخ انقلاب ، پس ازعمری مجاهدت و تلاش و پس از تحمل سالها فشار ، سختی و ناراحتی از ناحیه استبداد، دار فانی را وداع گفت .
    همو که پس از رهایی از دست دژخیمان ستم شاهی در سال 57 ، مردانه بر روی کانتینری که بعنوان جایگاه نماز در وسط مسجد مصلی اصفهان قرار داشت می ایستاد و پس از قرائت خطبه های انقلابی و غرا ، به اقامه نماز جمعه می پرداخت . زمانی که خیلی از آقایان امروز ، جرأت بیان و حتی نقل قول گفته هایش را در پستوهای خانه هاشان هم نداشتند .
    او که از پیشروان انقلاب و جلو دار حرکت های مردمی در اصفهان بود . پس از به ثمر نشستن انقلاب و شروع جنگ تحمیلی نیز از پای ننشست و با حضورش در جبهه ها ، گرما بخش محفل رزمندگان بود و در این راه یکی از فرزندانش را هم تقدیم انقلاب نمود .
    یادش بخیر . شبهای عید فطر ، مراسم احیا را در گلستان شهدای اصفهان برگزار می نمود و سپس با پای برهنه درجلوی جمعیت به سمت میدان امام حرکت و نماز عید فطر را آنجا اقامه می نمود . چه نمازهای با شکوهی .
    او انسانی صادق ، پاک ، بی آلایش ، صمیمی و مردمی بود و در سخنانش هیچگاه از مرز حق گذر نمی کرد . در خطبه های نماز جمعه اش ، فارغ از اینکه چه جناحی حاکم بود ، از حقوق و مشکلات مردم و از نواقص و اشکالات دولتمردان می گفت . حتی در زمان دولت اصلاحات ، که خود از حامیانش بود .
    او هیچگاه در دفاع از حقوق مردم ، با حاکمیت به معامله ننشست و در این راه فشار و سختی های زیادی را متحمل شد .
    در روز قدس سال 77 که عده ای ازگروه فشار ، با برنامه ریزی قبلی ، در زمان سخنرانی استاندار اصفهان وارد میدان امام شدند و ضمن قطع سخنرانی ، با پرتاب سنگ و چوب به سمت جایگاه ، نماز جمعه را نیز بر هم زدند . پس از آن ، آیت الله دیگر در نماز جمعه حاضر نشد . تا اینکه جناب آقای خاتمی رئیس جمهوروقت ، درپیامی هوشمندانه و مهم ، ایشان را سید زنده شهدای محراب نامید و با دفاعی مردانه ، از او درخواست حضورمجددش را در این عرصه نمود .
    او مجدداً در این عرصه حضور یافت . اما آن مرد بزرگ که سودای قدرت در سر نداشت ، نتوانست بیان و درد و رنج و مسایل و مشکلات مردم را به بودنش در مناصب حاکمیت واگذارد .
    این بود که طی نامه ای سرگشاده ، فساد ، فقر و … موجود در جامعه و ضعف و کاستی های حاکمیت را به رهبری گوشزد نمود .
    و این شد سر آغاز خانه نشینی و فشار و سختی کشیدن های بعدی اش .
    آه ، که او تاوان دفاع از حق و مردمی بودنش را هم در رژیم استبدادی پهلوی و هم در رژیمی که خود از پایه گذارانش بود ، داد !
    آری ، او همه چیز خود را برای مردم داد . اما افسوس که مردم اصفهان بدلیل فضای بسته جامعه ، استبداد حاکم و تبلیغات منفی و دروغ حاکمیت ، قدر این از خود گذشتگی را ، در زمان حیات آن مرد وارسته ندانستند .
    البته ، خواص با سکوت شان مقصرترند .
    اکنون این وظیفه مهم بر دوش خواص ، یاران، همرزمان و همفکران آن مرد بزرگ سنگینی می کند که با اطلاع رسانی درست ، بیداری و حضور خود ، جبران مافات کنند . وگرنه ، در پیشگاه حق مسوول و نزد وجدان خود و تاریخ این کشور ، همواره سرافکنده خواهند بود .
    البته ، تاریخ نگاران واقعی ، شخصیت آن بزرگ مرد را بدرستی به نسل های آینده معرفی خواهند نمود .
    درود بر آن انسان حق خواه و از خود گذشته تاریخ این سرزمین و نفرین بر بدخواهانی که مردم را از فیض وجود او در زمان حیاتش محروم ساختند .

     
  11. سلام. امیدوارم جواب منو بدی. اینجا که آزادی نیست ایمیل گذاشت. منتظر ج موند، حالا اینجا نشد ایملی بشه. مدتی تو مبارزه با خودمم. جنگ روحی میدونید چیه. اینکه عقلتون بر روح و حواستون حاکم نباشه چی میشه؟ من سالمم ولی بعضی وقتا از درون داغونم. تقصیر نمیدونم چیه؟ زمانی که بخای جلوی کاری که با عقلت جور در نمیاد ولی در نگاه هوس شیرینه رو انجام ندی. ادمو داغون میکنه. من دلم نمیخواد تو این مسیر باشم. کاش میشد باهاتون صحبت کرد. کاش میشد در حضور بزرگتون بود تا به چیزایی که کوچبکه فکر نکرد. البته من توبه خودمو نشکوندم اینشالا که نمیشکونم. دوستتون دارم استاد. این نظر نبود. جا نبود اینجا نوشتم. خوش باشی

     
  12. رضا خان با علم به این که روحانیت با جمهوری مخالفت خواهد کرد ، برای تضعیف هر چه بیشتر قاجاریه که با فرار احمد شاه به فرانسه جز نامی از آن باقی نمانده بود ، بحث جمهوریت را مطرح کرد و همانطور که انتظار داشت مورد مخالفت روحانیون قرار گرفت و پس از آن هم سیل تلگراف از سراسر کشور از طرف فرماندهان قشون به نمایندگی از ملت در مخالفت با جمهوریت به حضور فرمانده کل قوا ارسال شد و ایشان هم با بزرگواری ! به خواست ملت تن دادند .
    رضا خان در عوام فریبی و سوء استفاده از احساسات دینی مردم ، دست کمی از اخلاف صالح خود نداشت .

     
  13. سلام براستادبزرگوارم جناب نوریزاد:
    به نظربنده خواهی نخواهی این کمکهابه سوریه وسایرکشورهای مستبد ازخون وجان این ملت مفلوک ادامه خواهدیافت زیراکنه کار آنکشورها بدنیست؛مگرپول مفت بداست؟هوگوچاوز ایران میامدوباکمی مجیز میلیاردها دلار واردکشورش میکردوحداقل نصف مردم ازقشرمتوسطوفقرااو رامیپرستیدندچون رفورمهای اقتصادی اش حدا اقل-بنفع 50%مردمشده بود-کارحاکمان ماغلط بودکه چه چیزدرمقابل برای ملت به ارمغان آوردند جزنکبت وبیچارگی روزافزون؟حالادرمقا بل-دههامیلیاردی که به اسدهبه کرده اند عوض آن چه چیزی خواهندستاندحتی اگرشده یک پناهندگی ساده؟آنها سوریه راخاکریز اصلی مقاومت درمقابل اسراییل میخوانند کدام مقاومت ؟سوریه که حتی چندین باردرهمین مدت قلیل موردشدیدترین بمبارانهای اسراییل قرار گرفته اما ازترس سنگی هم به سوی اسراییل رهانکرده وفقط عقده های خودراباکشتن مردم بدبخت وبینوای خودخالی میکند.اگرمافکرکنیم که حاکمان مابآسراییل دشمنی دارندسخت دراشتباهیم رجوع شود به ماجرای مک فارلین وآبروریزی ماست مالی شده.واما حکومت روحانیون دراین سی وچهارسال شاید توفیق اجباری بودکه خداوند نصیب ماکرد تاهم آرزوی این قشربرآورده شودکه روحانیون شیعه اززمان صفویه به فکرآن افتاده وحال آنراعملی کردندتانتیجه ساختن آن مدینه فاضله الان مشخص شودومردم مانیز کنه وذات این به ظاهرعلمای شیعه رابدانند.اینها ایرانی نیستند چون حب وطن ندارندوایران عزیزرا آنچنان ویران کرده اند که نسلهای بعدازماهم ازاین زخم ناله خواهندکرد.

     
  14. نظر دهندگان محترم
    مناظره دیروز جمعه نشان داد که واقعا شان این 8 نماینده اقای خامنه ا ی که همه چیز حتی شخصیت و غرورخود را جهت چند صباحی قدرت ببخشید نوکری آقای خامنه ای فروخته اند. داستان این است که آقای خامنه ای از طریق صدا و سیمای خود از حالا به اون فردی که نظرش به نظر اقای خامنه ای نزدیکتر است بگوید که یادت نرود تو /// نیستی و بدان که اسما رئیس جمهوری ولی رسما من اربابم و تو غلام حلقه به گوش.
    مردم ایران خداوند دارد بدست آقای خامنه ای ماهیت رژیم ولایت مطلقه فقیه را نشان میدهد، به خداوند منان و یکتا روی بیاوریم و از این فرصت خدا دادی استفاده کنیم و با یک تصمیم عاقلانه سه شعار سال 1357 ( استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی ) با قانون اساسی بدون بند 110 (وظائف بی حد و حصر ولی مطلقه فقیه) و اصولا تدوین قانون اساسی منبعث از قوانین زمینی را جامعه عمل بپوشانیم و ایرانمان را نجات دهیم.
    مردم دیدیم که هیچ کدام از هشت بنده خداجرئت و جسارت این را نداشتند که بگویند حد اقل در این 24 سال گذشته چه فردی همراه با حلقه اطرافش باعث همه گرفتاریهای ایران و ایرانی است ، میدانید چرا؟ چون خود این 8 نفر هم از حلقه های اطراف هستند. مردم متاسفانه تمامی این برنامه انتخابات ظاهر سازی است و قسم به قلم که این یک نمایشنامه ائی بیش نیست و یک انتصابات درون خانوادگی است. آقای خامنه ای و طرفدارانش اصلا به انتخابات عقیده ندارند آنها حکومت اسلامی از نوع امام و امت میخواهند نه دولت و ملت. دیدگاه این حضرات را آخوند مصباح یزدی (همان اخوندی که به پای خامنه ای افتاد که پایش را ببوسد) گفته است، این اخوند گفته است که “””مردم چه کاره اند، مگر مردم حقی دارند که ……””””
    به امید روزی که عقل و خرد و اندیشه در همه ما ایرانیان به حد اعلا برسد تا فرهنگ سکولاری (جدائی دین از دولت) در فرهنگمان نهادینه شود و دولتی منتخب مردم و برای مردم و پاسخگو به مردم را برپا کنیم.
    کوروش

     
  15. أقاي نوريزاد سلام . أيا حقيقت دارد كه رضا شاه ميخواست سيستم جمهوري در ايران بنا كند و با مخالفت علماي قم مواجه شد كه به او پيغام دادند حكومت أمام زمان (ع) پادشاهي است و در ايران به تبعيت از ايشان بايد پادشاهي با شد؟ واقعا اگر درست باشد چه خيري از اين أخو ند ها به ما ميرسد كه همه جا بايد بالا بنشينند و مردم به صف به ايستند و دستان چاق و نرم حرير مانندشان را بوسه بزنند؟ بجز اينكه بكدام سمت ادرار نكنيد و شك ٣ و ٤ چه كنيد ، أيا چيز ديگري به ما داده اند؟ اگر بعد از ٣٥ سال حكومت كردن حرفي براي گفتن داشتند ، پس تربيت يافتگان اين جماعت چرا بايد عده أي قاتل و دزد و دروغگو و ناموس دزد باشد؟ اگر جواب سؤال اول را داريد ممنون ميشوم بدانم

    —————

    سلام محمد گرامی
    من درباره داستان جمهوریِ رضا شاه اطلاعی ندارم. اما باورکنید امروز یکی ازاسیران روحانیان حاکم، بخش وسیعی ازروحانیان منتقدهستند. گرچه روحانیت خود دراین اسارت مقصراست. سکوت ناشی ازترس، دهانها را بسته است. ودهان بسته، یعنی رضایت به همین وضعی که هست.
    با احترام

    .

     
  16. نوریزاد عزیز لطفا مطلبی راجع به پینه روی پیشنانی اقایان که یک حقه قدیمی برای عوامفریبی و تظاهر از نوع مهوع به دینداری است بنویسید.قبلا از اقا مهدی خزعلی راجع به این موضوع استعلام کردم که ایشان ان را دلیل حقه بازی اقایان دانستند.
    ایا میتوان صلاحیت یک حقه باز مثل اقای جلیلی را که اخیرا از خجالت داشتن ان پینه با چتری روی ان را پوشانده است برای ریاست تایید کرد.
    ضمنا دوست داشتم بدانم چگونه این پینه را و با چه وسایلی بر روی پیشانی حک میکنند.چون مسلم است که به قول اقا مهدی اخوند زاده (مهدی خزعلی) اگر روزی هزار رکعت نماز هم بخوانند این پینه تشکیل نمیشود.پس نتیجه میگیریم که اکثر این اقایان حقه باز هستند و باید مردم هر وقت یکی از اینها را میبینند رسوایشان نمایند.

    با تشکر

    ———————-

    من خود یکبار در دوره ی نوجوانی تلاش کردم همین پینه را برپیشانی ام ظاهرکنم. از بس پیشانی ام را محکم به مهرساییدم – البته مهری که ازقبل مثل سمباده زبر شده باشد – پوست پیشانی ام بمرور زخمی شد. ازخیرش گذشتم اما دانستم که همان زخم پیشانی می تواند با ممارست به پینه بدل شود. فریب انواع گوناگونی دارد که یکی اش همین پینه ی پیشانی است. به پیشانی آقایان حیدر مصلحی و ری شهری و…. نگاه کنید.

     
  17. با سلام استاد گرامی جناب نوری زاد
    در مورد جناب خزعلی فقط می خواستم بگم

    چــرا بـــه زخــم عــدالــت نمــك فشان شده ايــم؟

    مگــر بـه غـــيــر نمــك، مرهـمي فراهـم نيست؟
    با احترام

     
  18. اقا جان حالا که قراره وسایل نوری زاد و ….. پس بدید لطفن رای ما را هم پس بدین همون رایی که پدرانمان اول انقلاب به جمهوری اسلامی دادند. اقا جان اخر از مرحوم پدر مان چیزی ارث نمانده حداقل رایش راپس بیدید. شاید رفتیم کشور دیگری به کس دیگری دادیم وضعمان بهتر شد.اقا جان رای چهار سال پیش را هم پس بدید وقبلن از همکاری شما متشکریم.

     
  19. درود به هموطن آزاده ام نوری زاد
    من یک مسیحی ام. نمی دانم خبردارید که مأموران وزارت اطلاعات بسیاری ازکلیساهای ما را درتهران وشهرستانها تعطیل کرده و دراین خصوص به مسیحیان فشارفراوانی وارد می آورد. جدید ترین خبر را برای شما آورده ام. بدنیست آقای خامنه ای حالا که درمقام پاسخگویی قرارگرفته به این مسله هم جواب بدهد.

    ——————–

    وزارت اطلاعات قدیمی‌ترین کلیسای تهران را بست
    کلیسای جماعت ربانی واقع در خیابان تخت جمشید که از اصلی ترین کلیساهای پروتستان ایران است روز یکشنبه ۵ خرداد ماه به طور ناگهانی ” به علت تعمیرات اساسی” تعطیل شده است. به گفته منصور برجی اعضای این کلیسا طبق روال روز یکشنبه که به کلیسا رفته‌اند با درهای بسته مواجه شدند. این نوکیش می گوید که وزارت اطلاعات پس از ماهها فشار بالاخره به این بهانه کلیسا را تعطیل کرده است.
    iran-emrooz.net | Sat, 01.06.2013, 9:14

    منصور برجی، یکی از مدافعان حقوق مسیحیان ایران به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت قدیم ترین کلیسای فارسی زبان پروتستان با عنوان” جماعت ربانی مرکز” در تهران زیر فشار ماموران اطلاعات روز ۵ خرداد ماه تعطیل شده و یکی از کشیش های این کلیسا به زندان اوین منتقل شده است.

    منصور برجی در خصوص علت بازداشت کشیش روبرت آسریان به کمپین بین اللملی حقوق بشر در ایران گفت:« صبح سه شنبه ۳۱ اردبیهشت ماه ماموران امنیتی اول به منزل این کشیش رفته اند که او خانه نبوده اما آنها خانه را تفتیش کرده اند و مقداری از کتاب ها و کامپیوترش را با خود برده اند و بعد به کلیسا جماعت ربانی مرکز رفته و کشیش آسریان را در جلسه دستگیر کرده اند. او پس از دستگیری فقط توانسته یکبار با منزلش تماس کوتاهی بگیرد و بگوید که در زندان اوین است.»

    منصور برجی که خود از نوکیشان مسیحی است ۱۵ سال پیش از ایران خارج شده است و هم اکنون سخنگوی کمیته ی ” ماده ۱۸″ است که در زمینه دفاع از حقوق مسیحیان ایران فعالیت می کند و وابسته به مجموع کلیساهای به نام “شورای کلیساهای همگام” است. او همچنین از رهبران کلیساهای ایرانی لندن است.

    آقای برجی در پاسخ به اینکه این کشیش کلیسای جماعت ربانی مرکز به چه اتهامی دستگیر شده است، گفت:« اتهامش عنوان نشده است. او نه قبل از بازداشت احضاریه گرفته بوده و نه حتی زمان دستگیری اتهامش به او گفته می شود. مسئله نگران کننده این است که فکر می کنیم کشیش آسریان در سلول انفرادی است چون حداقل ۴ زندانی مسیحی در بند ۳۵۰ زندان اوین وجود دارند که آنها او را در آنجا ندیده اند.»

    منصور برجی با اشاره به اینکه دستگیری این کشیش موجی از نگرانی های جدید را در میان جامعه مسیحیان ایران ایجاد کرده است، گفت:« کشیش آسریان یک مسیحی زاده است. کشیشی که استاد علم الهیات مسیحی و مولف و مترجم کتاب های زیادی است که حتی کتاب هایش جوایز داخلی را هم گرفته اند. او فرد کامل شناخته شده ای است. مسولان به خانواده اش قول داده اند که او طی روزهای پس از دستگیری آزاد خواهد شد اما تا به حال که خبری نشده و نگرانند که او در انفرادی باشد.»

    کلیسای جماعت ربانی واقع در خیابان تخت جمشید که از اصلی ترین کلیساهای پروتستان ایران است روز یکشنبه ۵ خرداد ماه به طور ناگهانی ” به علت تعمیرات اساسی” تعطیل شده است. به گفته منصور برجی اعضای این کلیسا طبق روال روز یکشنبه که به کلیسا رفته اند با درهای بسته مواجه شدند و دیده اند که تابلوی روی درب کلیسا نصب شده که خبر از تعطیلی کلیسا به علت تعمیرات اساسی می داده است. این نوکیش می گوید که وزارت اطلاعات پس از ماهها فشار بالاخره به این بهانه کلیسا را تعطیل کرده است.

    آقای برجی با اشاره به اینکه فشار بر روی این کلیسا به بهانه های مختلف از پس از انقلاب بوده است، گفت:« از چند سال پیش شدت یافته و اول مسولان اطلاعات خواسته بودند که جلسات بازدید روز جمعه های این کلیسا تعطیل شود و فقط جلسات دعای روز یکشنبه باقی بماند. در مرحله بعدی خواستند که اعضا و شرکت کنندگان جلسات دعا کارت ملی شان را نشان دهند که به نحوی ایجاد ترس شود و محدودیت برای شرکت پیش بیاید. اما این اواخر فشار روی رهبران کلیسا برای تعطیل شدن کلیسا بود و کشیش ها را تهدید می کردند که به سرنوشت بقیه کشیش های زندانی یا اعدامی دچار می شوند. روز دوشنبه ۳۰ اردبیهشت ماه آخرین تهدید را کردند و به رهبران کلیسا اطلاع داده بودند که مجبورند درباره جلسات آینده اش به زبان فارسی تصمیم بگیرد. رهبران کلیسا هم این خبر را رسانه ای کردند که احتمالا خوشایند وزارت اطلاعات نبوده و یک روز بعد کشیش آسریان را دستگیر کردند.»

    آقای برجی در پاسخ به این سوال که به چه دلیل این کلیسا و رهبرانش تحت فشار هستند، گفت:« دلیلش این است که جلسات این کلیسا به زبان فارسی برگزار می شود و آنها نمی خواهند افراد غیر مذهب در مراسم شرکت کنند. نگران هستند که تعداد نوکیش ها اضافه شود. البته این کلیسا از قبل از انقلاب جلساتش به زبان فارسی بوده است چون خیلی از مسیحیان به زبان ارمنی مسلط نیستند. پس از انقلاب در دوره های مختلف فشار برای بسته شدن کلیساهای فارسی زبان وجود داشته و در چند سال اخیر شدت یافته است. اکثر کلیساهای فارسی زبان در طول چند سال گذشته رفته رفته بسته شدند. کلیساهای که در مشهد، آذربایجان غربی و شرقی، اراک، شیراز و اهواز بود همگی بسته شدند. این کلیسای جماعت ربانی مرکز از بین کلیساهای فارسی زبان از همه بیشتر شرکت کننده دارد و قدمتش بیش از نیم قرن است.»

    منصور برجی همچنین در پاسخ به این سوال که چند نفر کشیش مسیحی هم اکنون در زندان های ایران هستند، گفت:« تا جاییکه ما خبر داریم حدود ۲۷ کشیش و مسول رده بالای کلیساها در زندان هستند. بعد از انقلاب چند نفرشان هم اعدام شدند مانند کشیش حسین سودمند که در سال ۹۱ (میلادی) در زندان مشهد اعدام شد. اما من مطمئنم تعداد خیلی بیشتر از این است و این تعداد فقط شامل کسانی می شود که خانواده هایشان موارد آنها را رسانه ای کرده اند.»

    این مدافع حقوق مسیحیان ایرانی در خصوص تعداد اعضای شرکت کننده نوکیش در کلیسای جماعت ربانی مرکز گفت:« از زمانیکه ارائه کارت ملی قبل از ورود به جلسه ضرروی شده تعداد کمتری شرکت می کنند. اما تعداد نوکیش ها زیاد است ولی من آمار دقیقی از آن ندارم. برخی هم از سر کنجکاوی به کلیساها می روند و بعضی ها از سر اشتیاق و علاقه.»

    این مدافع حقوق مسیحیان ایرانی در خصوص تعداد کلیساهای پروتستان در ایران گفت:« از وقتی فشار بر کلیساها تشدید شد، خیلی از مردم دیگر ترجیح دادند به جای رفتن به کلیسا در خانه هایشان عبادت کنند و کلیساهای خانگی شکل گرفت. در حال حاضر نمی توان آماری از کلیساها را داد. به گفته خود مسولان دیگر در هر دهات و شهر دور افتاده ای هم کلیساهای خانگی کشف می شود. حتی جامعه مسیحیت هم آمار دقیقی از تعداد کلیساهای پروتستان ندارد.»

     
  20. اقا : نیروهای شما در کهریزک وسایل احدی از دوستانم از جمله دوربین فیلمبرداری را پس از بازی سپاهان پرسپولیس چند سال پیش دزدیدند انها را هم علاوه بر وسایل نوری زاد پس دهند

     
  21. درمورد خزعلي نامردي نكنيم
    اواگر سازشكاربود تا حالا پست ومقام وأسايش ورفاه داشت نه اين كه در أوين با سختي زندگي يمكنه

     
  22. سلام اقای نوری زاد (ابوذرعزیز)باسپاس فراوان از اینکه به مطلب این
    حقیرتوجه نمودید .وامابعدازاینکه ابوذر غلط تایپی داشت عذر خواهی
    میکنم.اقای نوری زاد عزیزبه نظرم میرسد خیلی از گفته های امام به فراموشی
    سپرده شده ومیشود انهارا برجسته کرد راجع به حق وحقوق مردم . اقای
    نوریزاد عزیز خیلی ها میگویند زمان شاه زندان رفتیم ولی ان زندانها کجا
    این سیاه چالهای کنونی که مثل قرون وسط می باشد خدارا قسم میدهم شمارا
    وهمه درد مندان این کشور را محافظت بفرماید شما وامثال شما خیلی حق به
    گردن مردم دارید موفق وموئید باشید

     
  23. ارتش ملی

    Thomas Benjamin Banks, OC AOE is a Canadian pianist, conductor, arranger, composer, television personality and former senator.

    این سناتور کانادایی در سخنانی گفت

    اگر امروز ما در کانادا آزادی بیان داریم

    مرهون سخنرانیهای من سیاستمدار نیست

    این آزادی مرهون جان افشانیهای نبروهای مسلح ماست

    اگر امروز آزادی مذاهب داریم

    حتما مرهون دلاوریهای جنگجویان ماست

    که ضامن بقای این آزادیها هستند و درپای حفظ حقوق ملت کانادا

    از هیچ تلاشی فروگذار نیستند

    امروز که این سخنان را خواندم

    افسوس خوردم که ملت ما از داشتن چنین سربازانی و چنین ملی ارتشی محروم است

    و به جای آن تا دلتان بخواهد پاسداران ایدئولوژیک و مافیایی دارد

    حالا بهتر می فهمم چرا اولین منتخب ملت هیچگاه نتوانست با سپاه سازش کند

    چرا که اصول راهنمای اندیشه او تخریب ارتش ملی و جایگزینی اش با یک میلیشیای من در آوردی را نمی پسندید

     
  24. سخنی با مهدی خزعلی!

    آقای (دکتر) جان ///// بی خیال مبارزه سیاسی شو!
    اگر هم نمی تونی یک دفعه ترک کنی و سخته، بیا و کلمه «سیاسی» رو از پسوند کارهات بردار!
    آقا می خواهی خودکشی کنی – هرچند در اسلام حرامه- بکن ولی اسم شهادت و این جور چیزا رو بهش نچسبون!
    تا همین چند روز پیش فکر می کردم یک مزدور و از عوامل رژیم هستی ولی کم کم دارم به این نتیجه می رسم که خودت هم نمی دونی داری چکار می کنی.
    می خوری یا نمی خوری به خودت مربوطه ولی با این هوچی بازی ها، باور کن به یک چوپان دروغ گوی سیاسی تبدیل شدی! البته اگر این راه رو برای معروف و چهره شدن انتخاب کردی بازهم به خودت مربوطه، اما این رو باید بدونی که با این کارهات چه صدمه ی جبران ناپذیری به دیگر مبارزان سیاسی داری می زنی. باید بدونی که هر دفعه که بعد از ماها تبلیغات و هوچی گری در مورد اعتصاب غذا و نزدیک شدنِ مجازی به مرگ بدون اعلام دلیلی قوی اعتصاب ات رو پایان میدی و سالم و شاداب بر می گردی به صحنه، چه جفایی داری به اون زندانی بدبختی که برای گرفتن کم ترین حق انسانی خودش تهدید به اعتصاب غذا می کنه و با توجهی مواجه میشه، می کنی!
    می دونی هر وقت از شکنجه و آزار هایی مانند شکستن گردن و دست و پایت میگی و بعد از دو سه هفته داستان املت خوردن ات رو در کوه منتشر می کنی، جه اندازه باعث کم رنگ شدن اثر افشاگری در مورد شکنجه های عوامل رژیم میشی؟!
    نه می خوام بگم دروغ میگی و نه می خوام بگم فیلم بازی می کنی ولی میخوام بگم تو یک مبارز سیاسی نیستی اهداف مبارزه ات هم اصولی و آزادی خواهانه نیست.
    کسی نفهمید برای چه اعتصاب غذا کردی و بعد در بوق و کرنا دمیدی که به دلیل کاندید شدن رفسنجانی اعتصاب ات رو شکستی و بعد به دلیل رد صلاحیت او دوباره اعتصاب کردی.
    آخه بسیجی جان، تکلیف خودت و بقیه رو روشن کن.
    اگر قصد و نیت بدی نداری به این چند سطر فکر کن. باور کن کارهای این چنینی بیشتر به آزادی خواهان ضربه می زند تا به دشمنان مردم. اگر می خواهی در جبهه مردم باشی در رفتارت و آثار کارهایت قدری تامل کن . باشد که به راه راست هدایت شوی

    ————

    فرشاد گرامی
    بهترنیست بجای کنایه زدن به فردی که برای ما بزحمت وزندان افتاده، قدردان اوباشیم. برای او بسیارمطلوب تربود که اکنون درکنارخانواده ی خود باشد وبقول شما دور سیاست را خط بکشد. قدردانی هم اگر نمی کنیم دل او را وخانواده اش را نیازاریم.
    با سپاس وپوزش

     
  25. سالار اسکندرفیلابی

    سخني با كامبيز حسيني

    آقاي “كامبيز حسيني” – هنرمند و سياست شناس محبوب – در يكي از برنامه هاي اخير “ساعت 5 عصر” خود ، ضمن مخالفت با تغيير آقاي هاشمي پس از تحولات مربوط به دولت اصلاحات و دولت ضد مردمي آيت الله خامنه اي كه در قامت رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد عينيت يافته بود تلاش كرد اين نگاه را كه نگاه غالب طبقه ي متوسط ساكن در داخل مرزهاي ايران است به سخره بگيرد و در فرازي از برنامه ي خود گفت : ” هي مي گن هاشمي عوض شده چي شده ؟ عرق مي خوره ؟ ”
    روشن است كه آقاي حسيني شناخت درستي از سطوح و لايه هاي زيرين جامعه ي خود ندارد . در داخل ايران اين احساس عليرغم اينكه زياد به بيان در نمي آيد اما كاملا درك مي شود كه اكثريت جامعه ، هاشمي سال 92 را همان هاشمي – يار ديرين رهبري – نمي شناسد . اين اكثريت دلايل قابل توجهي نيز درآستين دارد كه برخي از آن دلايل در ادامه مرقوم ميگردد پيش از آن لازم است بگويم از يك زاويه ، جامعه ي داخل كشور به دو بخش كاملا متضاد تقسيم شده است :
    الف ) نظام – نظام نام مستعار آيت الله خامنه اي است – و طرفداران آن كه كم شمارند اما قدرتي مطلق العنان در تمامي عرصه ها دارند .
    ب) اكثريت غالب مردم كه هيچ اعتقادي به نظام ندارند اما از توحش ذاتي كه پشتگرم به توجيهات شرعي نيز مي باشد بيم دارند و تلاش مي كنند بي اعتقادي يا حتي در مواردي كينه ي قلبي خود با نظام را پنهان كنند .
    در سال76 و پس از پيروزي “آقاي خاتمي” در انتخابات رياست جمهوري ، آيت الله خامنه اي در يك دهن كجي آشكار به راي ملت ، سخني بر زبان آورد كه اصلا بيان كردنش در آن شرايط ضرورتي نداشت . اما “كشتيبان” اين نظام مقدس ، چون تمام مستبدين تاريخ ، تاب كمترين نافرماني را ندارد و ازينكه مردم به فردي تمايل كرده بودند كه مورد نظر ملوكانه ي حضرتشان نبود به خشم آمد و تلاش كرد “منويات خدايگاني” اش را در قالب آن جمله به مردم بفهماند . او كفته بود : “براي من هيچ كس هاشمي نمي شود .” آنروز آقاي هاشمي هنوز تغيير نكرده بود اما امروز بنا به تشخيص مردم و اعلام نظر تلويحي نظام ايشان از بخش (الف) فاصله گرفته و به بخش (ب) ملحق يا دست كم نزديك شده است .دلايل آن به شرح زير است .

    1- امروز كه آقاي هاشمي رد صلاحيت شد اگر آقاي كامبيز حسيني به سابقه ي احراز و رد صلاحيت شورايي كه خود را نگهبان قانون اساسي مي داند اما در حقيقت همانند شريكي وفادار از “قلعه ي الموت ولايت مطلقه ي فردي” پاسباني كرده است گذر و نظري بياندازد ملتفت خواهد شد كه ملاك اين شورا براي احراز صلاحيت ، تنها و تنها سرسپردگي به “عمود خيمه ي نظام” يعني شخص آيت الله خامنه اي است . بر اين اساس اگر ده پرونده ي اتهامات اخلاقي ، مالي و حتي زناي محصنه داشته و يا ركورد دار اختلاس باشيد اما “التزام عملي” به دم جنباني براي “آخرين آيت الله قدر قدرت شيعه” را ثابت كرده باشيد حتما صلاحيت داريد . اين رفتار شورايي كه ماهيت پشت پرده ي آن براي همه رو شده است به اكثريت مردم ايران مي گويد برداشت شان از آقاي هاشمي درست بوده است .
    2- روزگاري آقاي هاشمي در كسوت امام جمعه ي موقت تهران ، هر گاه اراده مي كرد مي توانست ازين تريبون با بخش هايي از حامعه ارتباط بر قرار كنند . پس از انتخابات 88 و آخرين خطبه اي كه خواند و تلاش كرد بخشي از حق را به مردم بدهد ، محترمانه اين تريبون را كه “بلند گوي رسمي نظام” است و بايد در يد “خطباي ذوب شده” باشد ازيشان گرفتند . اين نيز دليل روشني است بر اينكه از ديدگاه نظام آقاي هاشمي دچار ” نقصان وفاداري” و “كمبود بصيرت” شده اند و مردم اين را بمعني تغيير و نزديك شدن به خود مي دانند چون به اين معنا اكثريت مردم ايران ” ناقص” هستند و “كمبود” دارند .
    3- نحوه ي برخورد با فرزندان آقاي هاشمي ، تشكيل پرونده هاي سياسي و احكام زندان و فحاشي علني بديشان از طرف بخش هايي از نيروهاي بسيج كه در حقيقت پليس محوري اما نامرئي و ازجمله بازوان مواجب بگير پرتعداد آيت الله خامنه اي مي باشند از ديكر دلايلي است كه ثابت مي كند از نظر نظام ، آقاي هاشمي جزء ” خواص مردود” و “ساكتين فتنه” است اما نظام هنوز وحشت دارد مستقيم به او بزند . از نظر اكثريت مردم اين به معني تغيير موضع هاشمي و عزيمت از بخش ( الف ) به (ب) مي باشد .
    4- اگر كامبيز حسيني به سابقه ي نمايش ” نيش و پنجه ي” روزنامه هاي امنيتي جمهوري اسلامي و در راس آن صفحه ي 2 “عاليجناب مطبوعات” نظام نظري بياندازد متوجه مي شود چه كساني در خط اول تقابل با نظام و انديشه هاي ” نو قرون وسطايي” اش قرار دارند . “كبهان” كه فريب آرامش هاشمي را خورده بود با اين تصور نادرست كه ايشان قصد كانديداتوري ندارند حدود يكماه پيش در تحليل هاي حهت دارش ، ضمن حملات متعدد پيش گويي كرده بود ” آقاي هاشمي ميداند اكر بيايد حتما تاييد صلاحيت مي شود بنابراين نمي آيد .” پس از ثبت نام آقاي هاشمي “شريعتمداران كيهان نشين” با چرخشي صد و هشتاد درجه ضمن تشديد حملات خود به ايشان ، به سادگي فاش كرد ند كه “كشتيبان” را سياستي ديگر آمده است و هر روز به شوراي نگهبان كمپوت بصيرت مي داد ند تا آيت الله هاي كهنه كار و كهن سال دچار افت فشار ولايتمداري نشوند و بتوانند با قدرت اين “خاص بي بصيرت” را رد صلاحيت كنند.

    تمام اين موارد حاكي از تغيير آقاي هاشمي است . نظام نيز متوجه ي اقبال عمومي جامعه به ايشان شده است و يكي از آخري تير هايش را روانه ي او و جنبش نو خواهي در ايران نمود تا شايد با مرگ رقيب و حذف گفتمان حايگزين بتواند چند صباحي بيشتر به بقاي ننگين اش ادامه دهد . حال بايد از آقاي كامبيز حسيني پرسيد هنوز منتظر است آقاي هاشمي عرق بخورد تا متوجه ي عوض شدن يا به تعبير آقاي كرباسچي تغيير اولويت هاي ايشان بشود يا اين دلايل كافي است ؟

    سالار اسكندر فيلابي

     
  26. دقت کردین هربار فکر می‌کنیم عملکرد نظام از این افتضاح تر نمی‌شه، سوپرایزمون می‌کنن؟

     
  27. خامنه ای محاکمه می شود البته در همین دنیا
    “در فروردین سال 43 دادگاه تجدید نظر رهبران نهضت آزادی آغاز بکار کرد … اولین کسی که برای دفاع از خود پشت تریبون قرار گرفت آقای مهندس بازرگان بودند. دفاعیات مهندس بازرگان 12 جلسه یعنی چهار هفته به طول انجامید. مهندس بازرگان در خلال صحبت هایش خطاب به رییس و اعضای دادگاه گفت خواهش می کنم این مطالب را به سمع ریئس مملکت هم برسانید. وآنگاه آیه قرآن کریم درباره حضرت موسی و فرعون را خواند. در این آیه ساحران که به خدای موسی ایمان آورده بودند، به فرعون می گویند: هرکاری می خواهی بکن، هرحکمی دلت می خواهد صادر کن، تو در همین حیات دنیا قضاوت خواهی شد(سوره طه آیه 72). یعنی پیش از آخرت در همین دنیا به حساب تو رسیدگی خواهد شد. بعد هم گفت ما به اطلاعتان می رسانیم که از این به بعد ما آخرین گروهی هستیم که با اعتقاد به قانون اساسی و فعالیت قانونی در چهارچوب قانون فعالیت کردیم و با محکومیت ما در این دادگاه، دیگر چنین گروهی پیدا نخواهد شد. حوادث و وقایع بعدی نشان داد که هر دو پیش بینی ایشان درست بود.

    بعد از تبعید آقای خمینی به ترکیه اولین گروهی که دستگیر شدند گروه کشندگان منصور بودند که گروهی مسلح و معتقد به حرکت مسلحانه بود …”(صص4-273) و در مورد رژیم پهلوی و شاه را هم میدانیم که در همین دنیا قضاوت شد!

     
  28. …. معاد ازاصول دین است واصول دین توحید است ونبوت ومعاد…….واقعا کسی که دراین دنیا حاضر نباشد پاسخگوی اعمال خودباشد درقیامت دربرابر ذات مقدس پروردگار انهم به میزان /مثقال ذره خیرا یره ومثقال ذره شرا یره/حاضراست جواب دهد؟ بنابراین دراصل دینداری این اشخاص خدشه است وبه قول استاد یوسفی اشکوری که می فرمود اصل اساسی دین توحید است وهرکس باور به توحیدداشته باشد می پذیرد خداوند برای اوراهنمایانی می فرستد/نبوت/ واورا بی سبب نیافریده وبه سبب نعماتی که به اوارزانی داشته درقیامت از او حساب خواهدکشید/معاد/….نتیجه آنکه دراصل این جماعت خدارانمی شناسند .

     
  29. به نویسنده این مطلب عرض می کنم: خانم منزوی ازنوع نوشته شما متوجه شدم که به شیوه نگارش آقای نوری زاد دلبستگی دارین. راستش خوشحال شدم. هم بخاطر محتوای نوشته تون که به چند نکته خوب اشاره کردین که مهمترینش پاسخگونبودن آقای رهبره . این خوشحالی را قدربدونین. در زیریه هدیه براتون دارم تا شما هم خوشحال بشین

    ——————-

    بعضی وقتا آدما الماسی تو دست دارند،
    بعد چشمشون به یه گردو می افته
    دولا میشن تا گردو رو بردارن
    الماسه می افته تو شیب زمین
    قل میخوره و تو عمق چاهی فرو میره
    میدونی چی می مونه؟
    یه آدم…،یه دهــــــن بـــاز….،یه گـــــــردوی پـــــوک ….
    و یه دنیـــــا حســـــــرت..

    چند وقتیست که عجیب رشک میبرم به حال تنی چند از دوستان فرنگیم. به دیدگاهشان نسبت به زندگی! اینکه چقدر زیبا و ساده است. اینکه چقدر بی دغدغه برای اکنونشان برنامه میریزند و چقدر شاد زندگی میکنند. در حالیکه من و جوانان هم مسلکم، همیشه در یک ترس نانوشته و مبهم نسبت به آینده بسر میبریم… میدانید چیست؟ راستش به این نتیجه رسیده ام که در سیستم آموزشی ما از همان کودکی به ما آموخته اند که رمز خوشبختی “موفقیت” است نه “شاد” بودن!
    امروز به این جمله «جان لنون» برخوردم که شرح حال ماست. شما چه فکر میکنید؟

    “……زمانی که به مدرسه رفتم از من پرسیدند: که وقتی بزرگ شدی میخواهی چه کاره بشوی. من پاسخ دادم “خوشحال.”
    آنها به من گفتند که مفهوم پرسش را متوجه نشدم و من به آنها گفتم این شما هستید که مفهوم زندگی را متوجه نشدید.”
    زندگی،یک نعمت است.
    از آن لذّت ببرید.
    آنرا جشن بگیرید،
    و ادامه اش دهید
    وبدانیم که
    زندگانی : یک گذر است
    نه یک ماندن

     
  30. با درود
    اگر خامنه ای ولی امر مسلمین جهان است ! میشه پذیرفت که بشار اسد هم یکی از سرداران بزرگ اسلام است !
    اگر بشار اسد قاتل سرنگون نشود سایر دیکتاتورها برای ادامه حیات امیدوار می شوند و شک نکنید که برای باسازی سوریه از جیب مردم ایران هزینه خواهد شد این یعنی به حراج گذاشتن حیثیت ایران و ایرانی البته اگه چیزی مانده باشه !

     
  31. سلام جناب نوری زاد

    به نظر شما فعالیتهایی در جریان نیست که محمد خامنه ای برادر رهبری را برای رهبری جا بیاندازند. اتفاقات اخیر شاید مقدمه باشد

    ———————

    سلام محمد گرامی
    داستان حکومت موروثی تمام شد ورفت وبه تاریخ پیوست. شاید بشاراسد آخرینش بود. درایران اگربخواهد تکرارشود باید خانه بخانه پلیس باطوم بدست بگذارند وخانه بخانه آخوندهای دولتی تا یکی بترساند ودیگری فریب بدهد.
    با احترام

    .

     
  32. درود به اقای نوری زاد و ناهید منزوی
    اخر نامه را خوب امدی من هم چیزی به ان اضافه میکنم اقای خامنه ای ایا از بشار اسد خوشتان می اید پاسخ بله چون یک جورایی مثل خودمان است

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

90 queries in 2278 seconds.