سر تیتر خبرها

جداً؟!

طبق خبر یک خطی منتشر شده در سایت ایسنا مبنی بر اینکه دادستان اعلام کرده اند حال عمومی محمد نوری زاد خوب است، جای سوال نیست که این خبر در روز تعطیل چگونه تنظیم و منتشر شده است و آقای دادستان چرا پیشتر از این به خانواده نگران محمد نوری زاد پاسخی در مورد سلامتی وی نداده بودند.

با اینهمه مسلم است که خبر آقای جعفری دولت آبادی ، دادستان تهران ، از سوی خانواده وی مورد پذیرش نیست تا روزی که خود با این آزاده ی دربند ملاقاتی داشته باشند.Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

10 نظر

  1. به آقای نوریزاد افتخار می کنم

     
  2. انشالله آقاي نوريزاد سلامت باشند چون اين جنبش به امثال اين مردان بزرگ نياز داره.

    به خدا ميسپارمت.

     
  3. شما برای من مثل خانوادۀ خودم هستید. ناراحتی و رنج شما برای من رنج است و شادیتون، دلگرمی.
    شما خواهرها و برادر خوبم، دل قوی دارید و سعی کنید آرامش به مادر بدید که پدر تاب دیدن مادرتون رو تخت بیمارستان رو ندارد.
    صبور و استوار باشید و بمانید دلبندان سبزم
    یا رب الصابرین
    الهم صلی علی محمد و آل محمد

     
  4. امیدوارم حالشون خوب باشه .واقعا خوب باشه ولی به حرف این دادستان که به راحتی تکذیب میکنه و دروغ میگه میشه اعتماد کرد؟

     
  5. خدا کند این یک بار رو راست بگویید ،آقای دادستان!

     
  6. يادمان نمي رود براي حجاريان كه بازداشت بود چه الم شنگه اي به پا كرده بوديد حتي تا كما و مرگ هم رفته بود ولي بعد كه آزاد شد معلوم شد كه در دوران بازداشت از استخر اختصاصي هم استفاده مي كرده
    حالا شده حكايت اين ابله

     
  7. هر کجا هست خدایا به سلامت دارش…

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

86 queries in 2005 seconds.