سر تیتر خبرها
مجتبی خامنه ای نمی خواهد سید احمد خمینی باشد (بقلم: خسرو زارع فرید)

مجتبی خامنه ای نمی خواهد سید احمد خمینی باشد (بقلم: خسرو زارع فرید)

نکته مهمی که غیر قابل چشم پوشی است نقش مجتبی خامنه ای در انتخاباتهای پیشین ریاست جمهوری میباشد. این نقش بخصوص در انتخابات سال 84 با نامه سرگشاده مهدی کروبی علنی شد. و نقش مجتبی را در مدیریت تقلبات انتخابات ریاست جمهوری افشاء کرد. هاشمی رفسنجانی نیز با حواله کردن متقلبین در آن سال به خدا به صورت سربسته به این نقش مجتبی اعتراف نمود.

اشاره:
رفتار مخوف و نامردمانه ی حاکمان دراین سی وچهارسالی که ازانقلاب اسلامی می گذرد، و به بازی گرفتن قانون، وفریبکاری های متعدد، و به هیچ گرفتن مردم، وگسترانیدن جهل بجوری که عده ای بخاطر پاره شدن عکسی ازامام بخیابانها بریزند وبا تماشای کشته شدن جوانهای بی گناه درخانه بمانند، ما را محق می سازد که به هراحتمالی – ولو دور از ذهن – بچشم حادثه ای درعنقریب فرداها بنگریم. نوشته ای که مطالعه می فرمایید ازاین دست است: احتمالی که حاکمان فریبکار ما به ذهن وزبان مردم درانداخته اند. پس نباید سربه درودیوارکوفت که: این چه تحلیل خوفناکی است که شما ازفردای کشور می نویسید ومنتشرمی کنید!؟ – محمد نوری زاد نهم خرداد سال نود و دو – تهران

در مقاله قبلی “اصلاح طلبان و امام سیزدهم” به عدم امکان بازگشت اصلاح طلبان به قدرت اشاره کرده بودم. با رد صلاحیت هاشمی واقعیتهای بیان شده در این مقاله مثل روز برای همه روشن شده است بیشتر خوش باوران امیدوار بودند از خاتمی و هاشمی برای بازگشت اصلاحات به قدرت استفاده کنند. در این مقاله سعی خواهم نمود بر اساس نشان دادن واقعیتهای مخفی مانده در سایه به هدف وجود هشت کاندیدا در انتخابات کنونی و دیگر حاشیه ها به نتیجه و هدف این انتخابات برسم.

———————-

بررسی انتخابات پیش رو بدون بررسی انتخاباتهای پیشین سال 84 و 88 بی معنی و غیر ممکن است. در مورد اصلاح طلبان و اصولگراها در مقاله قبلی توضیح کافی ارائه نموده بودم. نکته مهمی که غیر قابل چشم پوشی است نقش مجتبی خامنه ای در انتخاباتهای پیشین ریاست جمهوری میباشد. این نقش بخصوص در انتخابات سال 84 با نامه سرگشاده مهدی کروبی علنی شد. و نقش مجتبی را در مدیریت تقلبات انتخابات ریاست جمهوری افشاء کرد. هاشمی رفسنجانی نیز با حواله کردن متقلبین در آن سال به خدا به صورت سربسته به این نقش مجتبی اعتراف نمود. اما امروز برای بررسی این نقش و شیوه اعمال آن کافیست که ما به نامه بیست و ششم محمد نوری زاد به رهبری (*پشت پرده ی قدرت در ایران*)با دقت بیشتری نگاه کنیم. برای روشنتر شدن موضوع بخشهائی از این نامه را عینا در این قسمت بازنشر میکنم:

“قدرت نخست ایران اگر با شما نباشد، و با پاسداران شما نیز نباشد، پس با کیست؟ عده ای می گویند: با آقا زاده ی شما جناب مجتبی خامنه ای است. که یک روز از شهرام جزایری هشتصد میلیون تومان پول می گیرد و روزی دیگر، برآشفتنِ انتخابات سال هشتاد و هشت و تبعات بعدیِ آن را مهندسی می کند، و امروز نیز به یُمنِ آقازادگی اش، و به برکت دستی که به گردن حضرت حجة الاسلام والمسلمین آشیخ حسین طائب – رییس سازمان اطلاعات سپاه و مسئول سابق هماهنگی های بیت مکرم – انداخته، در پس پرده ی اقتدار شما، به رتق و فتق امور می پردازد و برای خود در فردای پس از شما خواب هایی می بیند.

همین آقا مجتبای شما حتی آنقدر نفوذ دارد که در دفتر همه ی وزرا و خود رییس جمهور که هیچ، در دفتر رییس مجمع تشخیص مصلحت که هیچ، در دفتر رییس قوه قضاییه و رییس مجلس که هیچ، حتی در دفتر آقای مصلحی وزیر اطلاعات نیز شنود کار می گذارد! خلاصه آقازاده ی شما با هر زنگی که به هر وزیر و وکیل و صاحب نفوذی می زند، رعشه بر تن آنان می اندازد و کارها و نقشه های خود را پیش می برد.

چرا نگویم: برخلاف آقا مسعود و آقا میثمِ شما که خوب و شایسته و دوست داشتنی اند و تلاش کرده اند دست های خود را به غبار قدرت نیالایند، یکی از بزرگترین ایرادهای آقا مجتبای شما این بود و هست که لباس آقازادگی اش را به کارهای نابهنجار اطلاعاتی و امنیتی و خاصه گرایی آلود. بله، شاید عده ای بگویند این آقازاده ی مبسوط الید، قدرتِ پس پرده ی ایران است. همو که دستش به دلارهای نفتی و همه جوره ی سرداران فربه واگشوده است. همو که تغییرات جوّی را نیز با دستگاه های مخوف مهره ی امنیتی اش آقای طائب رصد می کند، مدیر اجرایی اش سردار پاسدار قالیباف است و عامل سیاسی اش زاکانی.”

در این اسامی خدمه و حشمه آقا مجتبی آنچه که آشکارا دیده میشود حضور آقایان قالیباف و زاکانی در لیست نامزدهای انتخاباتی است. که قالیباف را مدیر اجرائی مینامد و زاکانی را عامل سیاسی. از سوی دیگر نبایستی فراموش کنیم که حداد عادل نیز پدر زن مجتبی خامنه ای میباشد. اگر جلسه محرمانه حداد عادل و زاکانی و مرتضوی را که در اخبار منعکس شد و قولهائی که به مرتضوی داده بودند نتوانستند عملی کنند و یا به توافق نرسیدند را به وجود یک ارتباط بین این قولها و شخص مجتبی خامنه ای فرض بگیریم. موضوع مداخله مستقیم خامنه ای پس از دستگیری مرتضوی و آزاد کردن ایشان یک روز بعد دستگیری که موجب حیرت بسیاری شده یود نیز کمی آشکارتر میشود.همچنین امیدواری احمدی نژاد و مشاعی برای تائید در آخرین دقیقه و اشاره آنها به سی دی قرمز و اصرار احمدی نژاد به حمایت از مرتضوی معنی دار میشود. دوباره برمیگردیم به نامه نوری زاد:

“رها بودن آقا مجتبای شما باعث شده روضه خوانان و ابن الوقت های دیگر نیز به آقازادگان و عشیرگان خود جولان بدهند. مثل آقازاده ی نفرت انگیز واعظ طبسیِ آستان قدس که میزان دارایی اش از اندازه بدررفته، مثل آقازاده ی نفرت انگیز خزعلی که هم سر در سفره ی سرداران سپاه دارد و هم بضرب نام پدر چند شبکه ی تلویزیونی به راه انداخته، مثل آقازاده ی دری نجف آبادی، مثل آقازاده ی مقتدایی، مثل داماد و بستگان مهدوی کنی در بساطی که به اسم امام صادق علم کرده اند، مثل برادران عسگراولادی که در بستری از مناسبات نفرت انگیز، سالانه میلیارد میلیارد به حساب بانکی خود پول پمپاژ می کنند. و دیگرانی از این دست، که با نگاه به اطوار آقا مجتبای شما صاحب نفوذ و تریلیاردر شده اند. با این ادله که: وقتی “او” می کند چرا ما نکنیم؟”

چنانچه مشاهده میکنیم این مجتبی دارای رقبائی نیز میباشد که از جنس خودش هستند و برای افزایش قدرت و مقام و پول خود از امکانات سیاسی پدرانشان استفاده میکنند. و یا دشمنانی که چشم دیدنشان را ندارد و هر اقدامی برای گوشمالی آنها انجام میدهد ازقبیل آقای مهدی هاشمی که بنا بر اظهارات روح الله زم بگومگوهائی با مجتبی نیز داشته است.

اگر مطالب فوق را با گمانه زنیهای انجام شده در مورد قصد و نیت مجتبی خامنه ای برای جانشینی پدر پیوند بزنیم. و بر اطلاعات فوق لیست کاندیداهای تائید شده و تائید نشده این دوره از انتخابات را بیافزاییم. همچنین عکس العملهای کاندیداها را بررسی کنیم به نتیجه بسیار جالبی خواهیم رسید. البته یک نکته بسیار مهم نیز کارنامه بسیار نا بسامان دولت احمدی نژاد است که خودسریهای اخیر وی به هیچ عنوان نمیتواند مورد قبول مجتبی باشد. هرچه باشد احمدی نژاد ماری بود که از آستین مجتبی خارج شده بود.

به تدریج دارد مسائل شفاف میشود. حتی مریض بودن شخص رهبری به بیماری ناعلاج و دستور رهبر برای تغییر قانون اساسی و پارلمانی کردن انتخابات ریاست جمهوری نیز دارای معنی میباشد. این مورد را به صورت کمی واضح تر بایستی بشکافم :

در مفاد قانون اساسی سه چیز توسط آراء عمومی مردم مشروعیت پیدا میکنند.
1– خود قانون اساسی با تصویب و تائید اکثریت ایرانیان صاحب حق رای مشروعیت میابد.
2- همه پرسیهای قانونی ( که تاکنون هیچ همه پرسی بجز تائید قانون اساسی انجام نشده است مانند همه پرسی در مورد دست کشیدن از حق هسته ای )
3- انتخاب رئیس جمهور

از آنجا که رئیس جمهور همانند قانون اساسی توسط رای اکثریت مردم مشروعیت اجرائی پیدا میکند. بنابر این مسئولیت اجرای قانون اساسی نیز به عهده رئیس جمهوری گذاشته شده است که برای اجرای آن نیز پس از انتخاب شدن قبل از شروع کار اجرائی بایستی در پیشگاه مجلس قسم یاد کند.

چنانچه مشاهده میشود مشروعیت پیدا کردن پست ریاست جمهوری توسط مردم و مسئولیت اجرای قانون اساسی قدرتی به رئیس جمهور میدهد که برتر از قدرت رهبر است. چون با تغییر اعمال شده در قانون اساسی شرط مورد قبول بودن رهبر توسط اکثریت مردم حذف شده است و به جای آن مورد قبول بودن رهبر توسط اکثریت مجلس خبرگان گنجانده شده است. در حالی که خود قانون اساسی که مشروعیت ولایت مطلقه فقیه از مفاد آن ایجاد شده با رای مردم مشروعیت پیدا میکند. و خود رئیس جمهور نیز با رای بدون واسطه مردم قدرت اجرائی کردن قانون اساسی را در اختیار میگیرد.

پس اگر رئیس جمهوری بخواهد به عهد خود با مردم وفا کند و قسم خود را پاسداری کند بایستی هر مانعی که امکان اجرای قانون اساسی را سد میکند را از مسیر خود بردارد و تغییر دهد حتی اگر این مانع تضادهای موجود در قانون اساسی باشد بدین معنی که رئیس جمهور میتواند در خواست یک همه پرسی برای حذف اصل ولایت فقیه بکند. و یا تغییر مفادی از قانون اساسی که مانع دسترسی مردم به حقوق تصریح شده خود در قانون اساسی میباشند را خواستار شود. همین نکته مهم و کلیدی باعث میشود که ولایت مطلقه فقیه بدون پارلمانی کردن انتخاب رئیس جمهور دارای مشکل حقوقی گردد.

نتیجه میگیریم انتخاب رئیس جمهور توسط مردم و جایگاه ریاست جمهوری دارای بیشترین خطر برای صندلی قدرت ولی فقیه است. و سپردن این جایگاه به افراد تازه به دوران رسیده مانند احمدی نژاد و یا اصلاح طلبان بسیار خطرناک بوده است و خواهد بود. تا زمانیکه خر مراد ولایت از پل حق انتخاب مردم به سلامت عبور کند و قانون اساسی به نفع استبداد تغییر یابد.

بر میگردیم به گمانه زنی قصد و نیت مجتبی خامنه ای برای جانشینی پدر و در دست گرفتن قدرت و مقام ولایت فقیه در بعد از انجام تغییرات قانونی و مرگ طبیعی و یا به ظاهر طبیعی رهبر فعلی.
بهترین گزینه برای ریاست جمهوری در سال 92 چه کسی میتواند باشد که منافع مجتبی به صورت حداکثری تامین شود؟
برای رئیس جمهور کردن این گزینه چه سناریوئی لازم است؟
در این سناریو بازیگران روی صحنه و رای دهندگان و متقلبین چه وظایفی دارند؟

بهترین گزینه برای رئیس جمهور شدن که خیال مجتبی از جانشینی پدر آسوده باشد. شخصی نیست به جز پدر زن ایشان آقای حداد عادل که هم نسبت فامیلی مستقیم با ایشان دارند. و هم مشاور رهبر فعلی هستند. و در صورت رئیس جمهور شدن از هر اقدامی برای رهبر کردن داماد خود کوتاهی نخواهند کرد. البته چهار رئیس جمهور آخر در ایران هرکدام هشت سال کامل ریاست جمهوری را در اختیار داشتند. و در صورت بیماری رهبر فعلی به احتمال خیلی زیاد امکان فوت رهبر در این هشت سال وجود خواهد داشت. و موضوع رهبری بسیار مهم خواهد بود. مجلس مواجب بگیر خبرگان نیز همانند شورای نگهبان به راحتی با ایجاد رعب و فضای امنیتی توسط طائب قابل کنترل خواهد بود.

برای دسترسی به این گزینه سناریوهای زیر الزامی میباشد:

اقدام اول خارج کردن امکان پیش بینی نتیجه انتخابات است با پراکنده کردن آراء و حذف کاندیداهائی که به صورت شاخص میتوانند میلیونها ایرانی را به پای صندوقهای رای بکشند و کتمان رای آنها به راحتی ممکن نباشد. همانند آنچه در سال 88 اتفاق افتاد. این اقدام با حذف هاشمی و مشاعی به انجام رسید. و با خاطره ای که از سال 88 در اذهان مردم وجود دارد این انتخابات توسط اکثریت قریب به اتفاق ایرانیها تحریم خواهد شد.

اقدام دوم در سایه قرار دادن شخص مورد نظر مجتبی است که زیاد در جلوی چشم نباشد و مورد حمله منتقدین قرار نگیرد. برای اینکار سعی میکنند قالیباف و جلیلی را بر سر زبانها بیاندازند تا خودشان با چراغ خاموش به راه خودشان ادامه دهند اقدامی که در سال 1384 برای احمدی نژاد کردند تا کسی متوجه نیت آنها نشود.

اقدام سوم خارج شدن بقیه بازیگران از صحنه است آنهم در زمان مقتضی همانند زاکانی که ظاهرا رد صلاحیت شد تا نحوه تمکین به رای شورای نگهبان را به مشائی و هاشمی رفسنجانی بیاموزد. هر چند خود ناخواسته اعتراف نمود که قصد دارند جلیلی و حداد عادل را به مرحله دوم انتخابات بکشند. تا در مرحله دوم بتوانند حداد عادل را رئیس جمهور کنند. همچنین از روز اول ائتلاف 2 + 1 اعلام نموده است که دو نفر به نفع نفر سوم کناره گیری خواهند کرد. که الان ادعا میکنند هیچ کدام نمیخواهند کناره گیری کنند. البته اگر نتایج نظرسنجیهای پشت پرده مخصوص آقا مجتبی مناسب باشد امکان خروج زودرس هریک از افراد این ائتلاف به نفع حداد عادل وجود دارد.

اقدام چهارم هدایت رای دهندگان است به سوی نفر مورد نظر مجتبی و جلب حمایت حداکثری خودجوش از رای گیرندگان برای انجام تقلب و کمک به پیاده سازی سناریوی فوق. برای این کار در تلاش هستند که جلیلی را از یک سو مورد حمایت رهبری نشان دهند و از سوی دیگر با حرفهای غیر دیپلماتیک و ناشیانه جلیلی او را غیر کارآمد و مشکل ساز همانند احمدی نژاد معرفی کنند آنها به خوبی میدانند که این رای گیری توسط حداقل طرفداران رژیم برگزار خواهد شد. و نقش متقلبین در حوزه ها برای اعمال نظر مجتبی بسیار برجسته خواهد بود.

مطمئنا برای بازیگران این صحنه پستهای مناسبی در دولت آینده نیز در نظر گرفته شده است. مثلا قالیباف وزیر کشور – ولایتی وزیر خارجه – طائب وزیر اطلاعات – زاکانی معاون اول رئیس جمهور. در این بازی بازنده اصلی مردم و بدنه ای از قدرت هستند که روز مرگ خود را نظاره میکنند مانند احمدی نژاد و اصلاح طلبها و میخواهند به دروغ باور کنند که زنده هستند و زندگی میکنند. در حالی که اگر مجتبی به قدرت برسد ( همانند بشاراسد پسر حافظ اسدی که سی سال در سوریه حکومت کرده بود ) خونها خواهد ریخت و با حمایت جهانی روسیه و چین ایرانی ویران شده به جای خواهد گذاشت. ای کاش پیش از رسیدن چنین روزی اصلاح طلبان کنونی و حامیان نظامی و انتظامی حکومت به آغوش ملت بازگردند و آلت دست جاه طلبی یک آقا زاده نشوند. ( که به ادعای حداد عادل رهبر او را آقا خطاب میکند نه آقا زاده )

خسرو زارع فرید

ازهمین نویسنده: اصلاح طلبان وامام سیزدهم
http://zarefarid.blogspot.com/2013/03/blog-post.html

.

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

16 نظر

  1. عالی بود به این محمد بسیجی هم بگید که خفه شه یه روز اشالا که بساط همتونو جمع کنیم و سرانتون رو تو میدون ازادی اعدام کنیم

     
  2. به نظر من شما فقط بلدید زیبا سخن بگوییی،لطف کنید هرحرفی که میزنید سند آن را هم ارایه کنید،این ها را فقط میتوانید به خورد یک عده آدم کوته فکر دهید،

     
  3. چقدر حرف زدن مفت راحت شده..من از پسر دری و رهبر و خزعلی خبر ندارم ولی از نزدیک در جریان زندگی مهدوی کنی و داماد و پسرانش هستم-از نزدیک به خدا باید فردا همه جوابگو باشیم حداقل مهدوی کنی را به پاکی اش مطمئنم–کاش عکس از خانه زندگیشان گرفته بودم…

     
  4. شطرنج سیاسی انتخابات !

    انتخابات پیش رو به یک بازی پیچیده شطرنج شباهت دارد که به بازیگران بسیار هوشمند در صحنه سیاسی کشور نیاز دارد حتی اگر با کلیت تحلیل فوق هم موافقت نماییم الزامات هنرورزی در عرصه سیاسی برخی مسلمات خود را به ما دیکته می کند که :

    1- امر انتخابات با همه کاستیهای جدی اش تنها راه گذر مسالمت آمیز در مرحله کنونی است به وضعیت جدید در کشور.

    2- آنهایی که بر طبل امکان تقلب گسترده در انتخابات 92 می کوبند و مردم را از شرکت گسترده در انتخابات بر حذر می دارند به پروژه راستگرایان افراطی کمک می نمایند بدون آنکه خود متوجه باشند.

    3- چنانچه تقلب گسترده ای صورت پذیرد و نماینده اکثریت مردم بر مسند قدرت نرسد ، در آنصورت مسئولیت کامل آن متوجه حاکمیت خواهد بود و پروژه حذف هاشمی را در مقابل دید مردم تکمیل خواهد نمود که تجربه گرانقدری تاریخی برای مردم کشور ما از یکطرف و ریزش گسترده نیروهای راست از طرف دیگر را بدنبال خواهد داشت که به نوبه خود راهگشای مرحله بعدی تحولات در کشور خواهد بود ، بنابر این تحریم انتخابات جز قصاص قبل از جنایت معنی دیگری در پیشگاه ملت نخواهد داشت و نیروهای مترقی را تضعیف خواهد نمود.

    4- اینکه نگران قضاوت مردم برای پس از انتخابات نافرجام باشیم قدری محافظه کارانه به نظر می رسد ، بگذاریم همه با حسن نیت این مرحله مهم تاریخی را تجربه و در کنار ملت به قضاوت بنشینیم تا نتایج آنرا رصد کنیم.

    5- این سخن دکتر روحانی که روش حکومت در این دوره مثل انتخابات سال 88 نخواهد بود و از مردم دعوت به مشارکت فعال می نمایند قابل توجه است ، بنده ایشان را یک سیاستمدار هوشیار در این بازی شطرنج سیاسی می پندارم و امیدوارم همه اصلاح طلبان وحتی اصولگرایان معتدل با رای گسترده به ایشان سرنوشت آینده کشور را برای انجام برخی تغییرات مهم رقم زنند .

    با امید فراوان به دولت تدبیر و امید رای خواهیم داد .

     
  5. سئوالی که دست ار سر من بر نمیدارد این است که ، چطور 70 روز پس از واقعه غدیر افرادی چون ابوبکر بر خلاف آنچه که ما شیعیان معتقدیم عمل کردند و سایر حاضرین در غدیر هم نسبت به آن تمکین نمودند . واقعیت چیست و حقیقت کدام است ؟

    —————–

    ناظرگرامی
    به امروز بیندیش و حوادث دوردستهای تاریخ تو را ازآنچه که باید باشی بازمدارد. من وشما پیش ازآنکه مسلمان باشیم، باید – آری باید – انسان باشیم. انسان که بودیم، برای همگان با هرعقیده آغوش می گشاییم.
    با احترام

    .

     
  6. نویسنده: علیرضا حسینی

    همانگونه که بر هر محقق منصفی آشکار است ریشه یِ تفرقه و اختلاف در میان مسلمانها و همچنین عمود خیمه خرافات و بدبختی شیعیان بر می گردد به افسانه ////.

    البته شکی نیست که پیامبر اسلام، جمله معروف من کنت مولاه فهذا علی مولاه را در غدیر خم فرموده اند ولی همانطور که خود حضرت علی فرموده اند باطل و دروغ فقط در صورت مخلوط شدن با راست و حق می تواند موجب فریب و گمراهی مردم شود. و کاری که شیطان صفتان یهودی انجام دادند این بود که جمله راست پیامبر در غدیر خم را گرفتند و برداشت و تفسیری دروغ و تفرقه افکن بر آن پوشانیده و به این وسیله نه تنها انگ کفر و ارتداد بر شاگردان مکتب اسلام زدند بلکه تا قیام قیامت، بذر کینه و تفرقه را در میان مسلمانها پاشیدند و کار به آنجا رسید که از دل این شجره خبیثه، //// خارج شد و خون به دل مردم ایران و سوریه کرد ! بگذریم… —————————-

    —————————

    سلام دوست گرامی
    من ناگزیرشدم نوشته ی طولانی شما را حذف کنم. ما اینجا بنا نداریم جز دست دوستی به همه ی مردم با همه ی گرایشات فکری واعتقادی بربیاوریم. ورود به این تونل تاریخی اختلافات هیچگاه به خروجی درست ومنصفانه ای نیانجامیده است. این مقولات را کناربگذاریم واز مدارا وتحمل وادب وخرد بگوییم وهرچه را که موجب اختلاف است دور بریزیم. من خود مسلمانی شیعه ام. با هر اختلافی که با سنیان دارم، همه ی آن اختلافات را به یک اندوه مختصرشان نمی دهم. یعنی حاضرنیستم بخاطر این اختلافات تاریخی واعتقادی، خاطری ازیک سنی سرزمینم را مکدرکنم. وبالاترازاین، حاضرم جانم را فدایشان کنم که آنان با آرامش دراین سرزمین ودرهرکجا به هرآنچه که بدان متمایل ومعتقدند روی برند.
    با احترام

    .

     
  7. مردم ایران در عرصه های مختلف ثابت کرده اند، که مردم دقیقة نود هستند. تا دم انتخابات تصمیم به شرکت در آن ندارند و در دقایق آخر حافظه ها ریست می شود و شناسنامه به دست پای صندوق هستند. به همین خاطر لازم دیدم به عنوان برادری کوچکتر پیشنهادی به آن دسته از مردم نازنین و رنجدیدة سرزمینم که بنای شرکت در انتخابات را دارند بدهم.
    هموطنان بیایید و به کسی رأی بدهید که با رهبری رابطة مرید و مرادی نداشته باشد. چرا این را می گویم؟ چون این چهار سالی که به قدر چهارصد سال بر این مردم گذشت، نتیجة حمایت بی دریغ شخص ایشان از ریاست جمهور بود. مجلس چندین بار بحث استیضاح را به خاطر حمایت ایشان کنار گذاشت. منتقدان برنامه های اقتصادی احمدی نژاد به زندان افتادند. نمونه ها بسیارند. باز هم بگویم؟ چرا؟ چون سپردن عنان به رهبری که از دیپلماسی تبری می جوید و خود را پس از سی و سه سال و در بدترین شرایط اقتصادی و …انقلابی می خواند، مملکت را به پرتگاه نابودی سوق خواهد داد. چرا؟ چون ما نیازمند تعامل قدرت هستیم، چه با قدرتهای خارجی و چه با قدرتهای داخلی از جمله رهبری. حرف‌شنوی صرف، و نقش بز اخفش را بازی کردن چه در مواجهة با دول خارجی و چه رهبری جز انحطاط چیزی نصیبمان نکرده. دورة این بله قربان گویی ها گذشته.
    به مظلوم نماها رای ندهید. تجربة این هشت سال برای هفت پشت مردم بس است.
    یک سوی دیگر تعامل، بده بستان با تمام گرایش های سیاسی داخلی است. به کسی رأ ی بدهید که بتواند با تمام گرایش های سیاسی این مملکت تعامل داشته باشد. بتواند و نه فقط مدعی آن باشد. تشخیصش با خودتان. بدیهی است کسی که گوش به فرمان رهبری لجوج باشد نمی تواند این تعامل را برقرار کند. ایران امروز سخت نیازمند گفت و گو به معنی واقعی کلمه است. گرفتاری های امروز ایران پیامد خودسریهای فردی و گروهی است. باور کنید ما دیگر فرصت آزمون و خطا نداریم. باور کنید.
    به کسی رأی بدهید که به جز سیر کردن شکم مردم، برنامه برا ی تعامل با نخبگان فرهنگی و هنری نیز داشته باشد و فرهنگ را طفیلی اقتصاد نداند.
    جسارت این برادر کوچکتر را ببخشید.

     
  8. گمانه زنی بی را هی نیست ، اما مشکلات فراوانی بر سر راه آن وجود دارد . ولایت فقیه را با کمک دو پارامتر جا انداختند ، یکی اعتباری که روحانیت داشت و دیگری سیادت دو ولی //// به ملت ایران . این دو عامل در حال حاضر بی اعتبار شده است ، بویژه در چشم عوامل حکومت که از نزدیک ناظر عملکرد حاکمیت بوده و هستند بر بی وفایی و بی صفایی انان آگاهی کامل و دست اول دارتد . در روز واقعه سرداران فربه از مال حرام یا فرار را برقرار ترچیح خواهند داد ، مانند اطراقیان شاه . این سرداران هرچه که باشند توهم تحویل پرچم اسلام به دست امام غایب را ندارند .

     
  9. مقاله جالبی است. هر چند به نظر کمی مافیایی می آید ولی در کشوری که حکومت گران تا این حد دچار انحطاط اخلاقی هستند پر بیراه نیست.

     
  10. نظر دهندگان محترم
    به نظر اینجانب خداوند متعال و خالق هستی بار دیگر به ملت ایران فرصتی داده است که به دست خود آنچه را که در سال 1357 موفق به انجام آن نشد – یعنی خواست ملت رفع بلای مستبد و استبداد بود ولی فقط نوع استبداد و شخص مستبد را به دلیل نهادینه بودن فرهنگ مذهب در فرهنگ ایرانی عوض کرد – در این مرحله انجام دهد. چگونگی آن را ذیلا به ترتیب اهمیت به عرض میرسانم.////
    واقعی فکر کردن: میدانیم که تعدادی از مردم به هر دلیلی به 15% امت خواهند پیوست، حال میپردازم به وضعیت رژیم ولایت مطلقه فقیه در صورت رئیس جمهور شدن هر یک از این 8 فردی که اقای خامنه ای از طریق 12 نفر از حلقه اطرافیانش تحت عنوان شورای نگهبان بعنوان قیم 75000000انسان به مردم معرفی کرده است:
    به نظر اینجانب نسبت سرعت افول رژیم ولایت مطلقه فقیه با انتصاب آقای خامنه ای با استفاده ازحضور پای صندوقهای به اصطلاح رای ( یادمان باشد رای مردم و امت مهم نیست بلکه حضورشان مهم است ) 15% امت و آن دسته از مردمی که به امت 15 درصدی خواهند پیوست – به قرار ذیل است:
    1–انتصاب یکی از آقایان جلیلی یا حداد عادل یا ولایتی: همانطور که آقای احمدی نژاد عمر رژیم ولایت مطلقه فقیه را با سرعت بسیار بالا کم کرد، آقای جلیلی یا آقای حداد عادل یا ولایتی با سرعت بیشتری (به ترتیب اسم جلیلی 70 برابر و حداد عادل 80 برابر و ولایتی 50 برابر سرعت زمان آحمدی نژآد)از عمر رژیم ولایت مطلقه فقیه خواهند کاست.
    2 – انتصاب یکی از آقایان قالیباف یا غرضی: ادامه وضع زمان آقای احمدی نژاد پیش روی ما ایرانیها خواهد بود. یعنی عمر رژیم ولایت فقیه به سرعت زمان آقای احمدی نژاد کم خواهد شد.
    3 – انتصاب یکی از آقایان روحانی یا عارف یا رضائی: مشابه وضع زمان ریئس جمهوری آقای خامنه ای یا رفسنجانی پیش روی ما ایرانیها خواهد بود. سرعت کاسته شدن از عمر رژیم ولایت مطلقه فقیه بسیار کند خواهد شد.
    به امید روزی که عقل و خرد و اندیشه در همه ما ایرانیان به حد اعلا برسد تا فرهنگ سکولاری (جدائی دین از دولت) در فرهنگمان نهادینه شود و دولتی منتخب مردم و برای مردم و پاسخگو به مردم را برپا کنیم.
    کوروش

     
  11. این سناریو میتواند درست باشد ولی بعید بنظر میرسد که روی حدادعادل اجرا شود چون او در تمام نظرسنجی های تا کنون رتبه آخر را داشته است البته طبق همان نامه نوریزاد قالیباف مدیر اجرایی مجتبی خامنه ای میباشد و این سناریو با توجه به رای بالای او میتواند بوسیله قالیباف هم برای مجتبی خامنه ای اجرا شود طبق اعتراف خودش سابقه سرکوب مردم را هم دارد اما نکته ای که در آخر مطلب در مورد اصلاح طلبها گفته اید آنها چه باید بکنند؟ تحریم که این سناریو را تسهیل میکند برای شرکت در انتخابات هم که کاندیدای حداقلی آنها را ردصلاحیت کردند الآن هم تنها راهی که برای آنها باقیمانده است یکی کردن عارف و روحانی و سپس حمایت از آن یکنفر برای جلوگیری از اجرای این سناریو میباشد که آنهم موکول به این است که بتوانند جلوی تقلب را بگیرند که در این زمینه نه قدرت اجرایی دارند و نه توانایی تحمیل خواست خود به حاکمیت را، پس برای این اصلاح طلبهای مادر مرده هیچ راهی نمانده است جز دلسوزی برای ایران در نهایت ناتوانی!! دلم برای مظلومیت اصلاح طلبان میسوزد آنها در عین بن بست هرکاری که میکنند چه تحریم و چه شرکت ، باز هم مورد حمله قرار میگیرند .

     
  12. besyar tahlile daghigh va dorosti mibashad

     
  13. واقعا تحلیل خوبی بود مرسی.

    به خدا من که این دوره اصلا گیج شدم نمیدونم که به کیه بهتر اینه که اصلا پای صندوق نریم.

     
  14. ///// یزید معاویه به خاندان حسین محبت کرد . همه اسرا در بارگاهش خطابه خواندند فحش دادند و ان بنده خدا با احترام با اسرا رفتار کرد . /////

     
  15. درود بر شما
    تحلیل منطقی و تکان دهنده ای است
    ما عجیب ملت صبوری هستیم سی و چند ساله اسیر گرداب مشکلات ساخت زمامداران خودمان هستیم و تا حالا بار سنگین فقر و بیکاری و دزدی و فحشا و قتل و غارت و …. تحمل کردیم و ناباورانه بی اعتبار شدن ایران و ایرانی را نظاره گر بودیم الان هم که کابوس جنگ و ویرانی در کمین کشورمان است این در حالی است دغدغه آغایان حفط بشار اسد قاتل و سایر تروریستهای ریز و درشتی است که همچنان هزینه شرارتهایشان ثروت کشور ما را می بلعد ! تا دیر نشده باید کاری کرد تا دیار نیستی راهی نمانده !

     
  16. درود به اقای نوری زاد همیشه احتمالات به واقعیت تبدیل میشود این یک احتمال نیست یک واقعیت روشن است واقعا که پشت پرده نظام جمهوری اسلامی کار هایی میشود که در دفتر 200برگ هم بنویسید کم است درود به شرفتان که احتمالات را به یقین تبدیل کردید پیروز و سر بلند باشید

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

92 queries in 1801 seconds.