سر تیتر خبرها
ما انتخابات را تحریم که نه، “هو” می کنیم!

ما انتخابات را تحریم که نه، “هو” می کنیم!

اسم انتخابات را اگر از روی این شوخیِ بزرگ برداریم، آنچه بجای می ماند یک فریبکاریِ آمیخته به ناجوانمردی است.

من احتمال می دهم درهمین چند وقت آتی ناگهان خبری در بپیچد که: رهبری با حکم ویژه ی خود آقای هاشمی را تأیید صلاحیت کرده است. این خبر، چند خاصیت همزمان برای شخصِ رهبر دارد:

یک: این که به آقای هاشمی می فهماند: این منم که طناب انداختم وتو را ازقعرچاه وازمتنِ له شدگی بیرون کشاندم. دیگردرهرکجا نشستی، سوابق مبارزاتیِ خود را به رخ ما مکش ومگو که ما ازسال 1337 وارد مبارزه شدیم. درست از زمانی که آقای خامنه ای نوجوان بود. ویا به هر مناسبت مگو: این ما بودیم که فلانی را ازمشهد به تهران فراخواندیم وبرای عضویت درشورای انقلاب، اورا به امام معرفی کردیم. امام ابتدا موافق ایشان نبود اما اصرارما به موافقت امام انجامید. پس آقای هاشمی، حواست را جمع کن و قدراین موهبت ما را بدان. فردا اگر رییس جمهورشدی یادت بماند که هرگزازچارچوبهای ولی نعمت خود خروج مکنی. درضمن ما یک وقتی دریک تنگنایی گفته بودیم: “هیچکس برای من هاشمی نمی شود”. آن زمان ما خود را بناچاربه آغوش تو انداختیم واکنون این تویی که خود را باید به پای ما بیندازی وبگویی: هیچکس هیچوقت درهیچ شرایط برای من خامنه ای نمی شود.

دو: تآیید صلاحیت آقای هاشمی توسط رهبر، این سخن درگلو مانده را به مردم گوشزد می کند: یادتان باشد که من چه قدرتی دارم. وچه رؤف وموقعیت شناسم. آهای مردم، فراموشتان نشود که یک تصمیم مختصرِمن چه موجی می تواند دراین مملکت پدید آورد. من دیدم تمایل بخش وسیعی ازشما مردم به آقای هاشمی است وبا ردّ صلاحیت وی دچارافسردگیِ شدید شده اید، او را برخلاف میل خودم وبرخلاف میل آقای شریعتمداریِ کیهان وآقای علم الهدی تأیید کردم تا کام شما شیرین گردد. پس تا می توانید مرا دوست بدارید و در روزِ رأی گیری مثل یک فنرفشرده ای که ناگهان رهایش کرده باشند، پُرفشاروسراسیمه بسمت صندوقها هجوم ببرید و ” حماسه ی سیاسیِ” مورد نظرمرا درعالی ترین وجه ممکن مسجّل ومحقق کنید.

سه: تأیید صلاحیت آقای هاشمی وانتخاب گسترده ی او، به قدرتهای برترِ جهان وتحریم کنندگان ایران می فهماند که ایرانیان هنوزکه هنوزاست دوستدارنظام اند. واین هجوم همه جانبه، بسترمناسب سخنرانی های مطول وحماسیِ رهبررا فراهم می کند تا به اوباما وصدپشت اروپایی اش بفرمایند: بامردم ایران نمی شود با توپ وتشرسخن گفت. برقراریِ ما را تماشا کنید وازغصه دق کنید. ببینید مردم ایران دراوج بیچارگی ودرماندگی، بازبه آغوش خود ما پناه می آورند وبا همه ی نفرتی که ازمشقات جمهوری اسلامی دارند، باز دست بدامن خود ما می شوند ودردهه ی چهارم انقلاب، یکی ازاستوانه های کهنسال انقلاب را برمی گزینند وسخن ازدگرگونی وواژگونی نمی رانند.

اگراحتمال من باد هوا باشد، می شود همه ی استعداد بیت مکرم رهبری و دلارها وتحکم های سپاه را بسمت آقای جلیلی سرازیرشده دید وباورکرد که: این بارسرداران سیری ناپذیرِسپاه برای بلعیدنِ همه ی کشوربسیج شده اند. که دراین صورت می گویم: اسم انتخابات را اگراز روی این شوخیِ بزرگ برداریم، آنچه بجای می ماند یک فریبکاریِ آمیخته به ناجوانمردی است. انتخاباتی که ازسرتا به پایش مهندسی که نه، دستمالی شده باشد، وازمقدمه تا مؤخره اش توهین به حداقل شعورِمخاطبانِ خود باشد، تحریم که نه، بل مستحقِ تفقدی ویژه است. بنابراین ما انتخابات را “هو” می کنیم. ودرلابلای هوکردن، به سردارانی که بلعیدنِ همه ی قدرت را با همه ی ظرفیت هایش یکجا می خواهند می گوییم: مملکت، مفت چنگتان. همدیگر را خبرکنید وتا توان دارید بخورید وبالا بکشید. همه چیزاین کشوربلازده را که بالا کشاندید وبه باد دادید، به ما ندا بدهید تا برای حمل جنازه های شما فکری بکنیم.

محمد نوری زاد – ششم خرداد نود ودو – تهران

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

94 نظر

  1. آقای نوریزاد
    الان یعنی بعد از انتخابات و غلط از آب در امدن همه پیش بینی هایتان چه حالی دارید؟
    یه لحظه فکر کنید ممکن است همه این نظریه پردازیها و نامه پراکنیهای شما هم یا حداقل بخشی از آن شامل همین غلط ،نادرست و غیرواقعی بودن باشد؟1

     
  2. ظاهرا سوپاپ هاي خروج بخار فشرده غيرت و عصبانيت مردم، شكلهاي مختلف داره!!!
    چيزي كه شما ها اسمش رو ميزاري نشر آگاهي… براي كيست!؟ مشلما براي اكثريت مردم كم درآمد نيست!
    تازه همه آگاهي دارند! با پوست و گوشت و استخوان و شرف و حيثيتشون حس كردند…. آگاهي ازين بيشتر نميشه! ميشه!؟
    راه سوپاپي شما، خاموش كردن جوش و خروش احتمالي مردم هست! و نيز امكان ظهور و حضور يك حكومت با اسلام رقيقتر!
    خشم مردم به كاركرد سازمان يافته اصلاح طلبان حكومتي در طول اين 35 سال (براي بعد از وقوع جنبش نهايي موفق) اهميتي نخواهد داد.
    براي همين بايد نزاريد كه مردم خشمگين بشند! و در دام ادبيات كهنه سياسي تان گرفتار بمانند كه چيز نو و كاملا متفاوتي ظهور نكند!
    بسه ديگه! شماها كه به همه جا وصليد و خطري جدي تهديدتتان نمي كنه… لطف كنيد راه عملي فوري در هر شهر رو حمايت غيركلامي كنيد بقيه اش رو مردم بلدند! نام تان و دعاي خير مردم برايتان به بلنداي تاريخ فقط درينصورت خواهد ماند! نه با نرمش پذيري تبليغات طولانيتان.

     
  3. “…. به جای تظاهرات سکوت بی هدف باید که به سوی پاستور سرازیر شد و از آنکسی که خود را به جای خدا نشانده برای اینهمه فجایعی که از بصیرت او ناشی میشود پاسخگوئی خواست!”
    هیچکس گرامی
    ما نباید به سناریویی ورود کنیم که تخصص مواجهه اش اتفاقا با سرداران مسلح و عبوس و پف کرده ازمال حرام است. هر حرکت تحریک آمیز می تواند به فاجعه منجرشود. باید به اینان مهلت داد تا خود از درون فرو بریزند. همین.

    ****************************
    سلام بر نوری زاد گرامی!
    ” باید به اینان مهلت داد تا خود از درون فرو بریزند.” امیدی است امن و بی خطر اما نه چندان واقعبینانه و البته زیادی خوشبینانه! حتی اگر فروپاشی ایده ال شما هم اتفاق بیفتد حضور مردم کاملاً ضروری است تا مانع از تکرار تجربه تلخ به سرقت رفتن حرکت ضد استبدادی مردم بشود، شاید این بار به دست جناب رفسنجانی و اصلاح طلبان!

    حرکت اعتراضی میلیونی عنقریب مردم نباید مانند سال 88 به کجراهه برود. آمدن نزدیک 3 میلیون تهرانی به کف خیابان و پیاده از انقلاب به آزادی رفتن و شعار دادن اگرچه حرکتی برآمده از خرد جمعی در آن زمان بود اما به یقین دیگر تصمیم خردمندانه ای برای سال 92 نیست!

    در اینکه ضعیف ترین قسمت امنیتی حکومت همان بیت العنکبوت ///// است شک نکنید. خیابانهای باریک اطراف بیت که اتفاقاً مملو از خانه های مسکونی است هرگز اجازه حملات خشونت آمیز و مانورهای دفاعی وسیعتر از شعاع 500 متر را نمیدهد مگر اینکه با هواپیماهای جنگی بر سر مردم بمب بریزند! آقای ترکمان از اعضای سابق سپاه ولی امر در برنامه دیشب صفحه آخر صدای امریکا هم به این مسئله اشاره کرد.

    نوری زاد! حرکتهای کور و بی هدف جمعیت میلیونی تهرانی ها بس نیست؟! آیا نباید برای به ثمر نشستن اعتراضهای مردم جهت و هدفی را برنامه ریزی کرد؟! اگر زمان چنین برنامه ریزی امروز نباشد پس کدام روز است؟!

    ترس و سیاست پیروزی بی هزینه دقیقاً همان خواسته آخوندهای حاکم و پاسداران فربه است. از سیاهی لشگری که فرماندهان سپاهی به اتکای آن برای مردم عربده کشی میکنند در برابر حضور میلیونی مردمی که دفاع شخصی را حق خود بدانند، حتی هزار فدائی رهبر هم باقی نمی ماند! بخصوص با اثبات بی بصیرتی محض //// در انتخاب بسیار پرهزینه احمدی نژاد این بار ریزشی های این سیاهی لشگر بسیار بیشتر از سال قبل خواهد بود.

    اعتراف پاسدار قاسمی را یادآوری میکنم که “اگر تهرانی ها در سال 88 هر کدام یک جارو به دست داشتند میتوانستند حکومت را سرنگون کنند.” بیشتر از آنکه فکرش را بکنیم این حکومت است که از قدرت حضور ما مردم وحشت دارد.

    به این دلیل بهترین جهتها در تهران شرق به غرب نیست، شمال و جنوب است:
    شمال به سمت صدا و سیما و جنوب به سمت پاستور!

    ——————–

    دوست من سلام
    مطلقا به این گزینه های هراسناک نیاندیشید. این سناریوهای خطرناک هرگز برازنده ی ما نیست. ما اعتراض می کنیم اما نه به شیوده ای که شما می فرمایید. اعتراض وانتقاد ما به جناب خامنه ای از جنس حقوق مدنی ای است که درقانون بدان تأکید شده است. ما جناب خامنه ای را به خاطرپرهیزشان از پاسخگویی به مسئولیت هایشان به چالش می کشیم اما هرگز به سمت وسوی شیوه ای که مورد نظرشماست نمی رویم. ورود به آن حوزه ی خطرناک همان است که اتفاقا مطلوب سرداران فربه است. اگرآنها آدمکش اند ما نیستیم. اگر آنها دزدند ما نیستیم. اگرآنها به اخلاق وادب پشت کرده اند ما بدان روی می بریم. دوست من، به گسترش آگاهی بیندیشید. درست همان گوهری که سرداران ازآن هراس دارند. چرا که آنها دریک دستشان اگرچه اسلحه است اما دردست دیگرشان ابزارهای تولید وگسترش جهل است. ما کاری به اسلحه شان نداریم اما ابزارهای دست دیگرشان را با همان گسترانیدن آگاهی بی اثرمی کنیم.
    با احترام

    .

     
  4. جانم چرا پاسخ را جابجا مي كنيد!؟ اينهم مدل جديد سانسوره!!
    من اين جمله عربي (!!) ناب رو در پاسخ به اون جمله عربي نهچ البلاغه دو سه پست پايين بزاد(؟) نوشتم.
    شما اگه راست مي گفتي اون “يعني” رو براي اون ميزاشتي تا من پاسخ نزارم كه بپرونيش اينجا!!!
    امان از دست شماها شبه اخوان المسلمين وطني!!

     
  5. من كه هيچ اميدي حتي به تكرار جنبش سبز بي خشونت ندارم! اين ملت بدون موسوي/ طاهري/ مانندها (زنده و مرده)، اهل تظاهرات بي خشونت نيستند! حداقل تو عمر من رخ نميده! با مسلح شدن فقط ميشه كاري كرد بقيه اش شعر و شاعريه! البته براي اين مردم گل و بلبل!!
    مردم- حتي تك نفره- بي تفاوتند و حتي يك خط بر ديوار نمي كشند! اصلاح طلبي دروغين تو خون اين مردم هست! افيون ملت رو با كشيده زدن به پول پرست هاي تا دندان مسلح ضد مردم ميشه از بين برد. اينقدر بيچاره شديم كه از رضا پهلوي بايد حرف راست رو شنيد كه حرف و مقاله رو بزاريد كنار (كم كنيد) و وارد ميدان عمل بشيد. ميدان عمل يعني هرچي ولي يك چيز واقعي نه مجازي. هرچي از سياه رنگ كردن خيابانها كه نمودي داشته باشه… 5 دقيقه خطر كردن روزانه جمعي ده بيست هزار نفره…. بسه حرف و نظر و مقاله و افيون مجازي.

     
  6. ولتقابل الذين آمنو من اخراج الذي ترتيزا من جملتالعالم من باقلا.

    ————

    یعنی؟

    .

     
  7. ایراتی آزاده

    به شما که اسلامی هستید هیچ اعتمادی ندارم همه کسانی که مثل شما وب لاگ دارند اگر یک صدم آنچه شما مینویسید بنویسند خونشان ریخته میشود ولی شما را کاری ندارند آیا شما یک عامل نفوذی نیستید

    ————–

    دوست آزاده ی من
    شاعر گرانمایه وآزادیخواه ما جناب ” فرخی یزدی” در زندان رضا شاه، با نود ونه نفردیگر با هم متحد می شوند که: غذا نخورند. شاید این نخستین اعتصاب غذای سیاسی درتاریخ متأخرکشورما باشد. که یکصد نفر تصمیم بگیرند غذا نخورند. برای چه؟ برای اینکه سخنشان شنوده شود. اما همزمان هزاران نفربودند که: درهمان زندانها غذا می خوردند. جناب فرخی که بعدها توسط رضاخان لبانش با سوزن ونخ دوخته وسپس اعدام شد خود درباره ی این اعتصاب غذا می سراید:
    صد مرد دلیرعهد وپیمان کردند
    برحفظ وطن ترک سروجان کردند
    چون شیرگرسنه ازپی حفظ مرام
    اعلام گرسنگی به زندان کردند

    دوست من اشکال کارشما اینجاست که سکوت خود را ملاک درستی یافته اید. یعنی پذیرفته اید که دراین کشورهمه باید سکوت کنند تا آسیبی نبینند. ونا خواسته، کار درست را همان سکوت دانسته اید. یعنی اگر من نیز چون شما سکوت می کردم اکنون درمعرض این پرسش شما قرار نمی گرفتم. یا بهتربگویم: شما برای آرامش روان و درون خود مرا به آغوش جاسوسی درمی اندازید. چون خودتان سکوت کرده اید وازاین سکوت خود رنج می برید یکی را که صدایی درداده و فریاد می زند مخاطب قرار می دهید و می گویید: یا سکوت کن یا این که من به تو مشکوکم. بجای این که درکنار من قراربگیرید تا صدایمان رساترشود ازمن می خواهید سکوت کنم وازمظان اتهام خلاصی یابم

    با احترام

     
  8. سلام .خیلی وقت است که اعتماد دردل من مرده.ازهمان روزی که قرارشد میهن ام راترک کنم و غربت نشینی برگزینم.ازهمان روزی که فکرمی کردم درخارج ازکشورم هموطنانم اتحاد دارند و دستگیریکدیگرند.آری خیلی وقت است که دلم بیگانه شده به اعتماد.این باراما دلم می خوادبه شما اعتمادکنم.یه جورمظلومیت وپشیمانی درصدایتان هست که حس می کنم ازجان گذشته شدید وبرای طهارت به سخن گویی متوسل شدید تافریاد بزنید که پشیمانم وتوبه رابرای همین روزها گذاشتند.براتون ازخدای بزرگ سلامتی وآرامش آرزومندم

     
  9. سلام
    با اینکه از سخنانتان خوشم می اید ولی بسیار در عجبم از زنده مانده و نفس کشیدن شما؟؟؟
    بنده به خاطر یک ایمیل فقط یک ایمیل محکوم یه یک سال زندان شدم و حال شما … ؟؟؟
    خیلی دوست داشتم آدرس ایمیل برایتان بنویسم تا جوابی مرقوم فرمائید ولی هم از افشای ایمیلم می ترسم هم به شما شک دارم

     
  10. نوریزاد عزیز
    با سلام

    من بر خلاف آقا ی روحانی که مبهم یک جمله ای را گفت , میگویم امسال سال 1392 در انتخابات ریاست جمهوری تقلبی در کار نیست چون قبلا انجام شده است! واما چرا؟

    اولین اولویت انتخابات 24 خرداد پاک کردن لکه ننگ اتفاقات – تخلفات و تقلبات سال 88 میباشد و سعی در برگرداندن آبروی رفته نظام .( حماسه سیاسی)

    دومین هدف پایین آوردن جایگاه ریاست جمهوری در حد یک تدارکاتچی و یا بهتر بگویم معاونت اجرایی بیت رهبری.( البته در عمل بوده اما رسما این سمت کلید بخورد) ( حماسه اقتصادی)

    سومین هدف بستن پرونده به اصطلاح اصلاح طلبان حکومت که مرتب موی دماغ نظام نشوند. چون به آنها در یک برهه ای از زمان نیاز بود و چون ساکت نمیشوند باید ساکانته شوند. همانطور که پرونده احمدی نژاد تمام شد و دیگر به ایشان نیازی نیست(تکمیل کننده حماسه سیاسی اقتصادی )

    چهارمین هدف انتخاب ( انتصاب) رییس جمهور و نشان دادن سیستم دموکراتیک در نظام و انداختن تمام مشکلات کشور به گردن او در صورت لزوم.

    با نگاهی به سوابق و طرز فکر 8 رجل سیاسی تایید صلاحیت شده توسط شورای مستقل نگهبان و مد نظر قرار دادن اولویت های بالا دلایل حضور کاندیداها مشخص میشود:

    1- حضور حداد عادل و جلیلی که خود حکومت هم میداند رای ندارند ,آمده اند تا با رای نیاوردن بگویند که ببینید نزدیک ترین افراد بیت هم ( پدر زن آقا مجتبی ) و نماینده مستقیم رهبر در برنامه هسته ای هم رای نیاوردند و رایشان همان بود که خوانده شد. پس تقلب در نظام اسلامی معنی و مفهوم ندارد . با این روش کمی ذهن ها را پاک میکنند اما نمیتوانند خونهایی که ریخته شده را پاک کنند.

    2- مجددا حضور جلیلی و همچنین غرضی جهت تنزل دادن جایگاه ریاست جمهوری و به سخره گرفتن آن می باشد و پروژه مناظرات صدا و سیما که کاملا هماهنگ شده با بیت بود تکمیل کننده این هدف می باشد. البته 6 نفر دیگر هم دسته کمی در ایفای این نقش ندارند اما این دو نفر نقش اصلی را دارند.

    3- حضور عارف و روحانی به چند علت است. اول اینکه تنور خاموش و سرد انتخابات را کمی گرم کنند . و همچنین نظام بگوید که ما از همه سلایق در انتخابات داریم و دموکراسی بر قرار است و نهایتا با علم به اینکه مردم واقعی هرگز پای صندوق رای نمی آیند با آرا کم ( و حتی اگر تقلب هم لازم باشد) بازنده انتخابات شوند و پرونده اصلاحات کلا بسته شود. نظام بسیار دوست دارد انتخاب خلوت و بی دردسر برگزار شود و مرتبا میگویند این انتخابات رای به نظام است و حتی در فضای مجازی خودشان دم از تحریم میزنند. در یک وضعیت عارف یا روحانی میتوانند حالت سال 88 ایجاد کنند که بسیار صریح و شفاف صحبت کنند همان کاری که موسوی و کروبی کردند که این دو این کاره نیستند. البته حالت سال 88 هم ایجاد شود حکومت باز هم مثل سال 88 آرا را مهندسی خواهد کرد.

    4- کاندیداهای مانده ولایتی – قالیباف و رضایی است که نظام یکی از این افراد را از صندوق میکشد بیرون و این بستگی به شرایط انتخابات و چاکرم نوکرم این سه تن و اظهار معاونت اجرایی بهتر به بیت را دارد. به نظر بنده قالیباف و رضایی به دور دوم رفته و یکی از این دو میشود معاونت اجرایی بیت.

    سیاست را نمیتوان پیش بینی کرد ولی آنچه نگاشتم تحلیل و تفسیر است و در این نظام چون قائده سیاست رعایت نمی شود لذا هر اتفاقی ممکن است بیافتد اما هر اتفاقی که بیافتد نظام باید بماند حتی اگر خود رهبر هم عدم صلاحیتش زده شود چه برسد به عدم صلاحیت مجمع تشخیص مصلحت نظام….. به قول معروف شورای مستقل نگهبان لازم باشد صلاحیت خودت که هیچ , صلاحیت پدرت را هم مردود اعلام میکند ! من مانده ام برای رفسنجانی یک یا دو دلیل آورده اند و رد صلاحیت شده است , اگر یک فرد عادی مثل من کاندیدا شود یک کتاب 30 صفحه ای دلایل رد صلاحیت می نویسند!!! یعنی 75 میلیون منهای 8 نفر اگر کاندیدشوند یک 70 من مثنوی عدم صلاحیت چاپ میشود.

    برادرم نوریزاد اگر صلاح دانستید موضوعی در این مورد بنویسد جداگانه تا مردم آگاه شوند و هشیار باشند.
    به امید روزی که آزادی را با حداقل هزینه و خون ریزی در میدان آزادی تهران و تمام میادین شهرها جشن بگیریم.

     
  11. الحق اوسع الاشیاء فی التواصف و اضیقها فی التناصف
    نهج البلاغه

     
  12. ولایت ساز سابق

    یک سئوال از کسانی که میخواهند در انتخاب بهترین نوکر برای //// (با عنوان فرمالیته ریاست جمهور ) شرکت کنند آیا این هشت کاندیدا مشخصات کامل نوکری حضرت آقا را دارند و یا از حضرت آقا بخواهیم در این فرصت مانده طی یک فرمان حکومتی آن نوکر کامل را که نظرش مانند نفر قبلی به ایشان خیلی نزدیکتر باشد به این تعداد اضافه نماید.

     
  13. سالار باقری اصل

    دوستان عزیز!
    و جناب آقای نوری زاد عزیز!
    هرچند من و شما و ما هم بخواهیم که انتخوابات(انتخابات خودم اینطوزی نوشتم ) رو تحریم بکنیم! فقط یادمان باشد که میزان نه رای ملت بلکه میزان رای آقا هستش! همونطور که خود رهبر گفتند فقط یک رای دارند! همون رای میزان هستش و تعادل رو به هم میزنه!

     
  14. سلام
    تحریم یک مبارزه است!
    تنها مخالفتی که می توانیم انجام دهیم تحریم است. اینها اجازه یک اعتراض ساده را نمی دهند. آمدن، فقط برای انتخابات، آزاد است ولی آمدن، برای اعتراض سرکوب می شود. ما نیامدن را که اعتراضی بزرگ است و نیز نمی توانند جلوی آن را بگیرند، انتخاب کردیم .آیا می توانند خانه به خانه بروند و همه ی مردم را دستگیر کنند.

     
  15. سلام
    ازابتداكه شعارحماسه سياسي ،حماسه اقتصادي رادرپيام نوروزي رهبري شنيدم بايد اذعان كنم كه شايد اين پيام ازجمله اعلان هايي بود كه درسال جاري وپايان يافتن دولت (بسي اعجاب انگيز وموردتأييد صدرتاذيل بزرگان عرصه توهم)دهم آماده ترين بسترهاي ايجادحماسه درعرصه سياسي كشورراجهت مرحله گذار تداعي ميكرد.زيراهمه چيزحكايت ازتجلي يك رازماندگاردرخلق وخوي ملتي رادربرداشت كه خود جزئي ازآن هستم ودرطول زمان باعشق وعلاقه وافركه به امام داشتم طي دوره حيات امام بعدازانقلاب بابعضي اززاويه هاي ظريف وتمركزموشكافانه دربرخوردايشان باوقايع زمانه كه منجربه بعضي پيش بيني هاميگرديد .احساس وقوع اين جنبش دراين مقطع زماني برايم بيشترملموس گرديد.
    اماحماسه سياسي ازاين نظر كه مردم بتوانند باجنبشي ديگر درراستاي استيفاي حقوق خود بپاخيزند تاتداوم بخش تحركات سياسي ،اجتماعي سال 88 باشند بيشتر مد نظر بود تاخلق حماسه سياسي ديكته شده نظام .
    حال بخوبي مشخص ميگرددكه بحث خلق حماسه اقتصادي درحال حاضرنه تنهامحلي ازاعراب ندارد بل عنوان اين موضوع دركناربحث حماسه سياسي راصرفا يك شعاردهان پركن وپرطمطراق كردن عناوين شعارهاي سال نومي انگارم كه خود مطلبي است منفصل ازواقعيت هاي عيني جامعه ،ضمن اينكه اصولاحماسه اقتصادي رااگربمثابه يك جنبش طلقي كنيم بدون پيمودن راهي تعريف شده اصولا اين حماسه يك پروسه زماني راميطلبد كه درحال حاضرهيچگونه ظرفيت قابل دركي رابدنبال ندارد
    علي ايحال ماهم اميدداريم حماسه سياسي به معناي صحيح كلمه بارديگر موجبات آگاهي ورشد انديشه دربين ملتي گردد كه باآرمانها وجايگاه واقعي خود دركره ارض با همه ذخاير علمي وفرهنگي وتاريخي فاصله بس عطيم دارد.
    اما درخواستي كه ازجنابعالي دارم باتوجه به قدرت كلام وبيان وقلمي كه خداوند به شماعطا كرده است هشداري به اين خفتگاني دهيد كه دچار اين بيماري تاريخي شده اند كه چه زود همه چيز فراموش كرديد ودرحالي كه هنوز نامزد انتخاباتي ما درحصر بسرميبرد وتاكنون تكليفي براين شعار(رأي من كو) :مشخص نگرديده وجوابي دريافت نكرده ايم به دنبال رسيدن به ائتلافي ديگرهستيم وحتي جناب آقاي خاتمي كه يكي ازشروط شركت خوددرانتخابات رارفع حصر ازمحبوسين جنبش سبز تعيين كرده بودند ظاهرا كاملا تغيير موضع داده اند وائتلافي ديگرراجستجو ميكنند لذا:
    درصورت امكان نظرخودرا درخصوص اين حركت اعلام فرماييد وثانيا :
    آيا بنظر شما بااوضاع فعلي امكان اصلاح بااين شاكله وجودي نظام ميسر است ياهمچنان آب درهاون كوبيدن .
    بنده مطئنم نظر جنابعالي درخصوص اين مسئله بسياري ازهموطنان مارا ازسرگرداني فكري نجات خواهدداد.
    موفق ومؤيدباشيد .برادر ارجمند

    ———————-


    سلام دوست گرامی
    من شخصا با نگاه و رأی ونظرشما موافقم. که: شرکت درانتخابات قرارگرفتن در ریلی است که ما را با شتاب به جایی می برد که ” خودشان” می دانند کجاست. با اینهمه این خصلت مردم ایران را نیز می دانم که: می شود فریب شان داد اما نمی شود مجبورشان کرد. پس اجازه بدهیم مردم خودشان به مهندسی فردایشان پای پیش بگذارند. خودشان هزارباره فریب بخورند وهزارباره آسیب ببینند. مردم خودشان باید رشد کنند. نمی شود حبّ رشد را درکامشان انداخت. این مردم قراراست خودشان سرنوشتشان را رقم بزنند. مردمی که براحتی فریب می خورند وبراحتی بعد ازهرفریب بازهم فریب می خوردند احتمالا مستحق این روزهایند. اما نه، نیازی به افروختن یک اشتعال بزرگ بیداری نیست. که این بیداری های پوک وهیجانی بلافاصله سردی می گیرد و اشتعالشان خاموشی. همین که مردمانی ازهر صنف وطایفه وگروه و جماعت به روشنی نور متمایل باشند، همنیان می توانند دست دیگران را نیز بگیرند. ما باید این جماعت ها وصنف ها وگروه ها را دریابیم.
    با احترام

    .

     
  16. خلیل جوادی:
    یکی به جای دستاش
    پینه رو پیشونیشه
    بدون کار و زحمت
    جیباش پره همیشه

     
  17. مناظره نمایندگان خامنه ای بعنوان کاندیدای ریاست جمهوری نمایشگر 2 برنامه بود:

    1- مدرسه موشها (با این فرق که اون موشها چاپلوس نبودن)

    2- دیر یا زود همچین میزی برای دادگاهی سران و سرداران حکومت به صورت علنی برگزار خواهد شد.

     
  18. ﻋﺮﻓﺎﻧﻴﻴﺎﻥ

    ﺗﻴﻢ ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ اﺳﻼﻣﻲ ﺑﺎ ﺁﻣﻮﺯﻩ ﻫﺎﻱ ﻗﺮﺁﻧﻲ ﺩﻩ ﮔﻞ ﺑﻪ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﺟﻬﺎﻥ ﺯﺩ
    اﮔﺮ ﺭﻭﺯﻱ ﺩﺭ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎ ﭼﻨﻴﻦ ﺗﻴﺘﺮﻱ ﺯﺩﻩ ﺷﻮﺩ ﻣﻦ ﻳﻜﻲ ﻧﻮﻛﺮﻱ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺑﻪ ﻭﻻﻳﺖ ﻣﻂﻠﻘﻪ و ﺑﻨﺪﮔﺎﻥ اﺯ ﻣﺎ ﺑﻬﺘﺮاﻥ اﻳﺸﺎﻥ اﻋﻼﻡ ﻣﻴﻜﻨﻢ
    ﻣﻦ ﻣﻴﮕﻮﻳﻢ اﮔﺮ ﻣﺎ اﻗﺘﺼﺎﺩ اﺳﻼﻣﻲ اﻟﻜﺘﺮﻭﻧﻴﻚ اﺳﻼﻣﻲ ﻣﻌﻤﺎﺭﻱع اﺳﻼﻣﻲ ﺩاﺭﻳﻢ ﭘﺲ ﻭﺭﺯﺵ اﺳﻼﻣﻲ ﻫﻢ ﺩاﺭﻳﻢ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﻣﻦ اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺣﻜﻮﻣﺖ اﺳﻼﻣﻲ ﻣﺎ ﻳﻚ ﺗﻴﻢ ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ اﺳﻼﻣﻲ ﺩﺭﺳﺖ ﻛﻨد
    و ﺑﻪ ﺗﻴﻢ ﻛﻔﺎﺭ ﻛﻪ ﻓﻌﻼ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺩﻩ ﮔﻞ اﺳﻼﻣﻲ ﺑﺰﻧﻴﻢ و ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻧﻴﻴﺎﻥ ﺛﺎﺑﺖ ﻛﻨﻴﻢ اﺳﻼﻡ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﻫﺎ ﺑﺮﺗﺮ اﺳﺖ ﻣﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺛﺎﺑﺖ ﻛﻨﻴﻢ ﻛﺴاﻧﻲ ﻛﻪ ﭘﻨﺞ ﺭﻛﻌﺖ ﻧﻤﺎﺯ ﻣﻲ ﺧﻮاﻧﻧﺪ
    ﺭﻭﺯﻩ ﻣﻴﮕﻴﺮﻧﺪ ﺑﺮﺗﺮ اﺯ ﻛﺎﻓﺮاﻧﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻫﻴﭽﮕﻮﻧﻪ ﻗﻴﺪ و ﺑﻨﺪ ﻣﺬﻫﺒﻲ ﻧﺪاﺭﻧﺪ و اﻟﮕﻮﻱ ﻣﻴﻠﻴﻮﻧﻬﺎ ﺟﻮاﻥ ﺩﺭ ﺳﺮاﺳﺮ ﺩﻧﻴﺎ ﺷﺪﻩ اﻧﺪ . اﻳﻦ ﻋﻤﻞ اﻧﻘﻼﺑﻲ ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻫﺎﻱ ﺑﻪ ﻣﺮاﺗﺐ ﻛﻤﺘﺮ ”
    ﻛﻤﺘﺮ ﻛﻪ ﭼﻪ ﻋﺮﺽ ﻛﻨﻢ ﻫﻴﭻ ﻫﺰﻳﻨﻪ اﻱ ﺩﺭ ﺑﺮ ﻧﺪاﺭﺩ و اﺛﺮ ﺁﻥ ﻫﺰاﺭ ﺑﺮاﺑﺮ ﺑﻴﺸﺘﺮ اﺯ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﺟﻮﻱ ﻫﺎﻱ ﻧﻆﺎﻣﻴﺴﺖ .
    ﻣﺎ اﻗﺘﺼﺎﺩ اﺳﻼﻣﻲ ﻧﺪاﺭﻳﻢ ﻫﻤﺎﻧﻂﻮﺭ ﻛﻪ ﺻﻨﻌﺖ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﺳﺎﺯﻱ اﺳﻼﻣﻲ ﻧﺪاﺭﻳﻢ اﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﻣﻴﺒﻴﻨﻴﺪ ﻣﺎﺷﻴﻨﻬﺎﻱ اﻣﺮﻭﺯﻱ ﻃﺮﺡ اﻳﺮﻭﺩﻳﻨﺎﻣﻴﻚ ﺩاﺭﻧﺪ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻋﻠﺖ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ اﻣﭙﺮﻳﺎﻟﻴﺴﺖ ﺟﻬﺎﻧﺨﻮاﺭ اﻳﻦ ﻃﺮﺡ ﺭا ﺩﻳﻜﺘﻪ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻠﻜﻪ ﻋﻠﺖ ﺁﻥ ﺻﺮﻑ ﺟﻮﻱ ﺩﺭ ﻣﺼﺮﻑ ﺑﻨﺰﻳﻦ اﺳﺖ
    ﻣﻌﻤﺎﺭﻱ ﻫﻢ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﺮ ﻫﻤﻴﻦ اﺳﺎﺱ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﻴﺴﺎﺯﺩ ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﻛﻪ ﻣﺤﺪﻭﺩﻳﺖ ﺑﻮﺩﺟﻪ و اﻧﺮﮊﻱ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ
    ﭘﺴﻮﻧﺪ اﺳﻼﻣﻲ ﻫﻴﭻ ﻋﻠﺘﻲ ﺟﺰ اﻳﻦ ﻧﺪاﺭﺩ ﻛﻪ ﻳﻚ ﺑﻲ ﺳﻮاﺩﻱ ﺭا ﻛﻪ ﺟﺰ ﻣﻔﺘﺨﻮﺭﻱ ﺯﻭﺭﮔﻮﻱ و ﺧﻮﺩﺑﺰﺭﮒ ﺑﻴﻨﻲ ﻫﻴﭻ ﺷﺎﻳﺴﺘﮕﻲ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﻧﺪاﺭﺩ ﺭا ﺑﺮ ﻣﺼﺪﺭ اﻳﻦ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻗﺮاﺭ ﺩﻫﻴﻢ و ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻨﻔﻌﺖ ﺁﻥ ﺭا ﺑﻪ ﻧﻔﻊ ﻋﺪﻩ اﻱ ﻣﺼﺎﺩﺭﻩ ﻛﻨﻴﻢ
    ﺷﻤﺎ ﺁﻗﺎﻳﺎﻥ ﻛﻪ اﺳﻢ ﺧﻮﺩ ﺭا ﻋﻠﻤﺎﻱ ﺩﻳﻦ ﮔﺬاﺷﺘﻪ اﻳﺪ ﺩﺭ اﻳﻦ ﺳﻲ و ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﺟﺰ ﻧﺎﺑﻮﺩﻱ اﻗﺘﺼﺎﺩ اﺧﻼﻕ اﻳﻤﺎﻥ و ﻋﺰﺕ اﻳﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﺭا ﺑﻪ ﺁﻥ ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﺭﺳﺎﻧﺪﻧﺪ ﻫﻴﭻ ﮔﻠﻲ ﺑﺮ ﺳﺮﺷﺎﻥ ﻧﺰﺩﻳﺪ ﻛﻪ ﻫﻴﭻ ﻃﻠﺐ ﻛﺎﺭ ﻫﻢ ﺷﺪﻩ اﻳﺪ
    ﻣﺮﺩﻡ اﻳﺮاﻥ ﺑﺎ ﻫﺰاﺭ اﻣﻴﺪ ﺑﻪ ﺧﻴﺎﺑﺎﻧﻬﺎ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﻛﺸﺘﻪ ﻫﺎ ﺩاﺩﻧﺪ ﻣﺤﺮﻭﻣﻴﺖ ﻫﺎ ﻛﺸﻴﺪﻧﺪ و ﺷﻤﺎ ﺗﻒ ﻛﺮﺩﻳﺪ ﺑﻪ ﺭﻭﻱ ﺁﻧﻬﺎ و ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ و ﻣﻨﺰﻟﺖ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺧﻮاﺳﺖ ﺧﺪا ﻧﺎﻣﻴﺪﻳﺪ و ﻋﻬﺪ ﺧﻮﺩ ﺑﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﺭا ﻓﺮاﻣﻮﺵ ﻛﺮﺩﻳﺪ و اﻣﺮﻭﺯ ﻛﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ اﻧﻔﺠﺎﺭ اﺳﺖ ﻋﺎﻓﻴﺖ ﻃﻠﺒﻲ ﭘﻴﺸﻪ ﻛﺮﺩﻩ اﻳﺪ . ﺑﺎ اﻳﻨﻜﻪ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ اﺯ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﻲ ﻣﻴﺪاﻧﻴﺪ ﻛﻪ ﺩﻳﻦ و اﻳﻤﺎﻥ و اﻳﺮاﻥ ﻭﺗﻤﺎﻣﻴﺖ اﺭﺿﻴﺶ ﻫﻴﭽﮕﺎﻩ اﻳﻦ ﭼﻨﻴﻦ ﺩﺭ ﺧﻂﺮ ﻧﺒﻮﺩﻩ و ﺷﻤﺎ ﻛﻪ ﻋﻤﺮﻱ ﻣﻜﺘﺐ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺭا ﺗﺒﻠﻴﻎ ﻛﺮﺩﻩ اﻳﺪ و ﺁﻥ ﺭا ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﻣﻘﺎﻡ ﻧﺰﺩ ﺧﺪا ﺑﺮﺷﻤﺮﺩﻩ اﻳﺪ اﻣﺮﻭﺯ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ و ﭘﺎﻱ ﻟﺮﺯاﻥ ﻧﻆﺎﺭﻩ ﮔﺮﻳﺪ و اﺯ ﺧﻮﻥ ﻫﺰاﺭاﻥ ﻫﺰاﺭ ﺷﻬﻴﺪﻱ ﻛﻪ ﺳﺮﺑﻠﻨﺪﻱ اﻳﻦ ﻣﻠﺖ ﺑﻪ ﺧﺎﻙ ﻧﺸﺎﻧﺪﻩ ﺭا ﺁﺭﺯﻭ ﺩاﺷﺘﻨﺪ ﺷﺮﻡ ﻧﻤﻴﻜﻨﻴﺪ
    ﻳﻚ ﺻﺪﻡ اﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺑﺮ اﻳﻦ ﻣﺮﺩﻡ و ﺣﺘﻲ ﻫﻤﺼﻤﻔﺎﻧﺘﺎﻥ ﺭﻓﺖ ﻛﺎﻓﻲ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺁﻳﻴﺪ ﻭﻟﻲ ﺷﻤﺎ ﺩﺭﻳﺎﻱ ﺑﻪ ﻋﻤﻖ ﻳﻚ ﻭﺟﺐ ﺑﻮﺩﻳﺪ ﺑﺎ ﭼﺸﻢ ﺧﻮﺩ ﺷﺎﻫﺪ ﺑﻮﺩﻳﺪ ﻛﻪ ﭼﻂﻮﺭ ﻣﻤﻠﻜﺘﻲ ﺭا ﺑﻪ ﻳﻐﻤﺎ ﺑﺮﺩﻩ اﻧﺪ و ﺗﻤﺎﻡ ﺑﺴﺘﮕﺎﻥ و ﻛﺴﺎﻧﺸﺎﻥ ﺭا ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺑﻲ ﻟﻴﺎﻗﺘﻲ ﺑﺮ ﻣﺼﺪﺭ اﻣﻮﺭ ﻧﺸﺎﻧﺪﻩ اﻧﺪ
    ﺩﺭ اﻳﻦ ﺳﻲ و ﭼﻬﺎﺭ ﺳﺎﻝ ﺷﻤﺎ ﺟﺰ ﻧﺼﻴﺤﺖ ﻛﺮﺩﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﻭﻋﺪﻫﺎﻱ ﺳﺮﺧﺮﻣﻦ ﺩاﺩن و اﺩﻋﺎ اﺩﻋﺎ و ﺑﺎﺯ اﺩﻋﺎ ﭼﻪ ﮔﺮﻩ اﻱ اﺯ ﻛﺎﺭ ﻓﺮﻭ ﺑﺴﺘﻪ اﻳﻦ ﻣﻠﺖ ﻛﻪ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﺟﺮﻣﺶ اﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺩﺑﺰﺭﮒ ﺑﻴﻨﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﺑﺎﺯ ﻛﺮﺩﻩ اﻳﺪ
    ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﻫﻢ ﻛﻞ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﺴﻠﻪ ﺭا ﭘﻚ ﻛﺮﺩﻩ اﻳﺪ و اﺩﻋﺎ ﻣﻴﻜﻨﻴﺪ ﺭﺳﺎﻟﺖ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺩاﺷﺘﻪ اﻳﺪ ” ﻧﻪ ﺑﺮاﺩﺭ ﻧﻪ ﺁﻗﺎ ﻧه //// ﺷﻤﺎ ﻋﺮﺿﻪ ﻫﻴﭻ ﻛﺎﺭﻱ ﺭا ﻧﺪاﺷﺘﻴﺪ
    ﻛﺎﺭﻫﺎﻱ ﺭا ﻛﻪ ﺷﺪﻧﻲ ﺑﻮﺩ ﺭﻫﺎ ﻛﺮﺩﻳﺪ و ﺷﻌﺎﺭ ﻛﺎﺭﻫﺎﻱ ﺭا ﻛﻪ ﻣﺤﺎﻝ اﺳﺖ ﻣﻴﺪﻫﻴﺪ
    ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺁﻥ ﻋﺎﻟﻢ ﺑﻪ ﭼﻴﺰﻫﺎﻱ ﻛﻪ ﻣﻴﺪاﻧﻲ ﻋﻤﻞ ﻧﻤﻴﻜﻨﻲ ﺁﻧﻮﻗﺖ اﺯ ﭼﻴﺰﻫﺎﻱ ﻛﻪ ﻧﻤﻴﺪاﻧﻲ ﺳﻮاﻝ ﻣﻴﻜﻨﻲ.ﻣﻴﺪاﻧﻴﺪ ﭼﻨﺪﺵ ﺁﻭﺭﺗﺮﻳﻦ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺩﺭ ﺑﻴﻦ ﻣﺪﻋﻴﺎﻥ ﺩﻳﻨﺪاﺭﻱ ﻫﻤﺎﻧﺎ ﺧﺪا ﺭا ﺑﻪ ﻣﻴﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻥ و ﻣﺴﻮﻟﻴﻴﺖ ﻫﻤﻪ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﺭا ﺑﻪ ﮔﺮﺩﻥ اﻭ اﻧﺪاﺧﺘﻦ اﺳﺖ و ﮔﻔﺘﻦ اﻳﻦ ﻛﻪ ﻧﻴﻴﺖ ﻣﺎ ﭘﺎﻙ اﺳﺖ و ﺣﺎﺿﺮﻳﻢ ﺟﺎﻧﻤﺎﻥ ﺭا ﺩﺭ اﻳﻦ ﺭاﻩ ﻓﺪا ﻛﻨﻴﻢ اﻧﮕﺎﺭ ﻧﻪ اﻧﮕﺎﺭ ﻛﻪ ﻧﺎﺯﻳﻬﺎﻱ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﻛﻤﻮﻛﺘﺴﻪ ﻫﺎﻱ ﮊاﭘﻦ و ﭘﺮﻟﺘﺘﺎﺭﻳﺎﻱ ﺭﻭﺳﻴﻪ ﻫﻢ اﺯ ﺟﺎﻧﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﺭاﺣﺘﻲ ﻣﻴﮕﺬﺷﺘﻨﺪ
    اﻳﻦ ﺁﺧﺮﻳﻦ ﻓﺮﺻﺖ ﺑﺮاﻱ غاﺻﺒﻴﻦ ﻗﺪﺭﺕ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺣﻜﻮﻣﺖ ﺭا ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﻳﺎﺭاﻥ ﻗﺪﻳﻤﻲ ﻛﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺁﻏﺎﺯ اﻧﻘﻼﺏ ﻣﺴﺖ ﻗﺪﺭﺕ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭاﮔﺬاﺭ ﻛﻨﻨﺪ. ﺭﻓﺴﻨﺠﺎﻧﻲ ﺧﺎﺗﻤﻲ ﻣﻮﺳﻮﻱ و ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ اﺯ اﻳﻦ ﻋﺰﻳﺰاﻥ ﻛﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﻩ اﻧﺪ ﻛﻪ ﺁﻧﭽﻪ اﺯ اﻭﻝ اﻧﻘﻼﺏ ﻋﺸﻖ ﺑﻪ ﺧﺪا ﻣﻴﭙﻨﺪاﺷﺘﻨﺪ ﺩﺭ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﻋﺸﻖ ﻗﺪﺭﺕ ﺑﻮﺩﻩ و ﺑﺲ ” و اﻣﺮﻭﺯ ﺑﻪ ﻓﻜﺮ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ و ﺟﺒﺮاﻥ ﺧﺴﺎﺭاﺕ اﻓﺘﺎﺩﻩ اﻧﺪ
    ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩﻱ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻋﺰﻳﺰ اﻳﺮاﻥ ﺩاﺭﻡ

    ﭼﻪ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ اﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﺷﺮﻛﺖ ﻛﻨﻴﺪ و ﭼﻪ ﻧﻜﻨﻴﺪ اﻧﺘﺨﺎﺏ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ اﺳﺖ ﻓﻘﻄ ﺑﺮاﻱ ﻧﺸﺎﻥ ﺩاﺩﻥ اﻳﻨﻜﻪ ﺟﺎﻥ ﺑﻪ ﻟﺒﺘﺎﻥ ﺭﺳﻴﺪﻩ و ﺑﺮاﻱ اﻳﻦ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺮ ﺳﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﻜﻮﺑﻨﺪ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ اﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﻫﻤﻪ ﺳﺒﺰ ﺑﺮ ﺗﻦ ﻛﻨﻴﺪ ﺳﻌﻲ ﻛﻨﻴﺪ ﻫﺮ ﻛﺲ ﺭا ﻛﻪ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺮﺱ ﺩاﺭﻳﺪ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﺗﺮغیب ﻛﻨﻴﺪ اﻳﻦ ﺣﺪاﻗﻞ ﻛﺎﺭﻳﺴﺖ ﻛﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻣﻴﺘﻮاﻧﻴﺪ اﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﻴﺪ
    اﮔﺮ اﻳﻦ ﻫﻢ ﺯﻳﺎﺩ اﺳﺖ ﭘﺲ ﺑﻪ اﻳﻦ ﮔﻔﺘﻪ ﺗﻮﺟﻪ ﻛﻨﻴﺪ
    ( ﺁﺯاﺩﻱ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎﻳﺴﺖ ﻛﻪ ﺷﻬﺎﻣﺖ ﺩﻓﺎﻉ اﺯ ﺁﻥ ﺭا ﺩاﺭﻧﺪ
    ﺧﺪا ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺭا ﺷﻔﺎ ﺩﻫﺪ

     
  19. سلام نوریزاد عزیز
    شما به من بگویید اثر مهر نماز روی پیشانی، اگر به عقیده یک فرد نشانه مثبتی نیست چرا آن فرد آنقدر سجده می کند که اثر مهر روی پیشانی او حک می شود و یا اگر نشانه مثبتی است چرا هنگام مناظره تلویزیونی اثر مهر را با موهای جلوی سرش می پوشاند؟ خواهشمندم به سوال من پاسخ دهید. پیشاپیش از اظهارنظرتان سپاسگزارم.

    ———————

    سلام دوست من
    به اعتقاد من، اثرمهرنماز برپیشانی، دکانی است برای فریب. حال برپیشانی هرکه باشد. چه یک کارمند ورهگذر،چه برپیشانی یک آیت الله. جناب جلیلی که جای خود دارد.

    .

     
  20. دوست به دور از ادبم … با وجود اینکه دیدگاه شما را معقول می دانم ، چنان بد بیان شده که نمی شود از آن دفاع کرد …
    کدام طرفی هستی ؟
    چه نتیجه ای قرار است بگیری ؟
    و این گفتمان اگر هم پیروز شود ، چه تفاوتی با شرایط حال ِ حاظر می تواند داشته باشد؟

     
  21. آقا سید عزیز دوست من هنوز شما متوجه نشدی که از نظر این اقایان علی اشتباه کرده بود؟؟؟

     
  22. جناب نوریزاد.. باسلام..نمیدانم این مناظره کاندیداها را امروز مشاهده کردید یا نه؟..بنده و دوستانی چند که با هم تبادل نظر کردیم دیدیم که در یک مطلب با هم مشترکیم و آن نفرتی عمیق از سیستم درون خالی است که این چنین ملّتی را به مسخره می گیرد. دیدیم که 8 نفر کسانی را که خودشان تائید کرده بودند به چه میزان به سخره گرفتند تا بی شخصیتی آنها را به همگان نشان دهند. نحوه بر خورد با داوطلبیان آن چنان شرم آور بود که انسان واقعا تعجب می کرد که چطور این آقایان که قرار است عزت بباد رفته مردم را احیا کنند این چنین اسیر برنامه های مزخرف سیمای بد چهره شدند. دریغ از یک مرد که بر می خواست و به نشانه اعتراض یا بیرون میرفت و یا حداقل از شرکت در این سیرک خود داری میکرد. انسان در این لحظات عظمت آن مرد بزرگی را که در مقابل عبد الرحمن عوف که اورا دعوت به شیوه شیخین میکرد در می یابد که مردانه گفت :نه و قید همه چیز را زد و در تاریخ جاودانه شد.
    در نمایش مفتضح امروز که 8 کاندیدا را مانند کسانی که به مطب روانپزشک میروند و برای تعیین وضع هشیاری و سلامت مغزی و درکیشان او به انها تصاویر نشان میدهد تا ببیند چه میگویند، در صحنه نشاندند و مجری بی اختیار مقابل احمدی نژاد با بی شرمی به آنان مثلا یک ساعت را نشان داد و گفت در این مورد چه فکر میکنید؟ یک کشتی و یک صحنه ترافیک و یک درّه و یک بازار نشان داد و خواست احساسشان و یا نظرشان را بگویند..در مناظره اقتصادی که همگان منتظرند راه کارهای هر کسی برسی شود تا مردم بتوانند قضاوت کنند با چنین نمایش مسخره ای اولاّّ میزان تقید رهبری به شعور مردم معلوم شد و خواستند به همه مردم هم بگویند که اینها مشتی عقب افتاده بیشتر نیستند و ببینید که با این بی چاره ها چطور رفتار میکنیم که با لبخند رضایت و با جمله بندی روشنفکرانه در این شوی ما شرکت میکنند..وای بر شما که فکر میکنید از این بین منجی در می آید. .. به خارجیها هم میزان درک این آدمها و آزادگی آنها را نمایش دادند که در مملکت امام زمانی ما رئیس جمهورش را مثل یک آدم آشفته میآوریم و این چنین به مضحکه اش میبریم..اصلا فکر دیگری نکنید..یکی از این افراد بالاخره میشود رئیس جمهور امّا این جوری..ملّت هم میرود و به یکی از این آشفته ها رای میدهد…این است قدرت ولایت و سلطه ما
    این بازی کثیف دوسر دارد: یکی نظام معروف همگان و دیگری کاندیداها..بنظرم اگر برای این دوستان قدری شرافت باقی مانده باشد باید مردانه در مقابل این خیمه شب بازیهای روانی بر خیزند و خیمه ریاست جمهوری خود را در دل مردم بزنند… باور بفرمائید اگر بهترین طرح و توان را هم داشته باشید این طور رئیس جمهور شدن به غیر از نکبت و بدبختی برای شما و ما نیست…امروز یکی از کاندیداها غیرتی نشان داد تا ببینیم در نهایت مردانگی خود را به مردم چگونه نشان میدهند..وضع نظام معلوم است..ما منتظر شماییم..یا علی

     
  23. اقای نوریزاد سلام ویادرحقیقت ابوذر غفاری عزیز به نام ابوذر شمارا میخوانم ابوذر جان چرا درمورد این سخنان امام مطلب نمی نویسید که برای شما که داخل هستید بارحقوقی کمی دارد امام به شاه خطاب مکند به این مضمون که حالا قبول که شماطبق قانون اساسی پادشاه بودی قبول امپدران ومادران ما چه حقی داشته اند که برای نسل بعد قانون وضع کند والقصه که حالا مردم شما را نمی خواهند چرانمی روی اقای شاه حال باگذشت 34 سال از انقلاب چند نسل عوض شده مثلا خودم من ان زمان 12 سال داشتم نتوانستم رای بدهم .بنا بر این مانیفست امام فکر میکنم چند سال یکبار باید به مردم رجوع کرد ودید ایا مردم هنوز همان روال را قبول دارند یا نه ان زمان اکثر مردم هیجانی بودند ولی الان هم جوانان رشد نموده اند وهم عاقلانه فکر میکند لطف کنید پیگیر اینمطلب بشوید خبر هم بدهید سپاس گذارم

     
  24. محرم حیدر زاده

    جناب آقای دکتر نوری زاد
    با سلام و عرض ادب و احترام، اینجانب یکی از ارادتمندان جنابعالی هستم. مدتی است که در باره مسایل و مشکلات کشور فکر می کنم و به این نتیجه رسیده ام که علت اصلی مشکلات بی شمار کشور نظام ولایت فقیه است که این مشکلات فقط با از بین رفتن آن از بین خواهد رفت و در قالب این نظام مشکلات نه تنها کمتر نخواهد شد بلکه روز به روز هم افزایش خواهد یافت.
    در این خصوص متنی را نوشته ام که با توجه به تجربیات ارزشمند و مطالعات همه جانبه جنابعالی خواهش می نمایم همه متن را با حوصله بخوانید و موارد لازم برای اصلاح به اینجانب اعلام فرمایید. در ضمن خوشحال می گردم در صورت صلاحدید به قلم شما ویرایش و منتشر گردد.

    متن مقاله:

    مسایل و مشکلاتی که در پیش رو دارید با همان طرز فکری که در موقع ایجاد آن مسایل داشتید نمی توان حل کرد. (آلبرت انشتین)

    این سخن انشتین بیشتر در کلاس های مدیریت مورد بحث و بررسی قرار می گیرد مفهومی که در این جمله بیان شده این است که در واقع مسایل و مشکلات ما محصول طرز فکر ما است و طرز فکری که باعث بوجود آمدن مشکلی باشد قادر به حل آن مشکل نخواهد بود.
    برای حل هر مشکلی لازم است علت و عامل اصلی بوجود آمدن آن را باید شناخت و با از بین بردن علل و عوامل بروز مشکل، آن را حل نمود. در غیر این صورت نه تنها مشکل حل نمی شود بلکه روز به روز بر دامنه آن افزوده خواهد شد.
    مسایل و مشکلات کشور از قبیل بیکاری، تورم، رکود اقتصادی، بهره وری پایین، فساد و هزاران مشکل دیگر فقط و فقط به علت طرز فکر اشتباه بوجود آمده اند و بدون اصلاح آن، حل این مسایل غیرممکن است.
    شاید بارها دیده اید که در میزگردها برای حل مشکلی، چندین نفر صاحب نظر و خبره با مدارج علمی عالی و سوابق زیاد، جمع شده و برای حل مسئله ای مذاکره نموده اند ولی همیشه در پایان از حل آن عاجز مانده و گفته اند انشاءا… حل خواهد شد. نمونه این موارد چندین سال است در کشور مشاهده می شود که برای حل مشکل راه حل های زیادی داده شده است ولی به دلیل وجود مشکل در طرز فکر، تاکنون نه تنها مشکلات حل نشده بلکه روز به روز پیچیده تر و بحرانی تر شده است. به همین دلیل است که در کشور هر روز شاهد بروز یک بحران و مشکل هستیم.
    وجود مشکلات فراوان در کشور، نشانه طرز فکر اشتباه است. طرز فکر در کشور همان قانون اساسی است. در واقع به علت اشتباه بودن قانون اساسی کشور بیشتر قوانین پایین دستی و اجرایی کشور مشکل دار هستند. این قوانین به علت اشتباه بودن در تضاد با منافع فردی جامعه قرار داشته و موجب شده در کشور قانون شکنی رواج یافته و نه تنها ناهنجاری تلقی نمی شود بلکه در پاره ای موارد به ارزش تبدیل شده است. بارها مشاهده شده که شخصی با مراجعه به سازمانی با دادن رشوه و یا پارتی بازی، مشکل خود را حل کرده و سپس این کار خود را با افتخار به دیگران توضیح داده است. جالب اینجاست که شخص قانون شکنی خود را جزو افتخارات خود به دیگران برشمرده است. علت این ناهنجاری وجود مشکل در خود قانون است. در این قبیل موارد، قانون در مقابل منافع فردی جامعه قرار داشته و به عوض این که قانون تامین کننده نیاز فرد باشد او را از تامین نیاز خود منع کرده است.
    از جمله این قوانین می توان به قانون منع واگذاری خدمات به ساخت و ساز های حاشیه شهر می باشد. مردم این مناطق که از اقشار بسیار محروم جامعه هستند که حتی از درآمد کافی برای اجاره خانه برخوردار نیستند به دلیل عدم وجود قانون برای تامین مسکن محرومان، با پس انداز اندک خود و کلی مشکلات قانونی و پرداخت رشوه به پلیس ساختمان در حاشیه شهرها یک سرپناه برای خود ساخته اند و در این سرزمین که وطن او به شمار می آید صاحب یک وجب زمین باشد. در اینجا دولت به جای تشکر از او که خودش مشکل مسکن را حل کرده و برای کشور مسکن تولید کرده است، شرکت های خدمات رسان را موظف کرده که از ارائه خدمات به آنان خودداری کنند. ولی تجربه سال های گذشته نشان داده است که این قوانین در نهایت حذف شده و از درجه اعتبار ساقط شده اند.
    رواج قانون شکنی در کشور نشان دهنده وجود ایرادات اساسی در قوانین کشور است. این قوانین که در اغلب موارد در مقابل نیازهای فردی قرار گرفته است محکوم به شکست می باشند.
    قانون برای این که برای همه مردم محترم باشد باید تامین کننده منافع آنان باشد. یعنی اگر قانون تامین کننده نیاز مردم باشد بدیهی است که قانون شکنی در کشور از بین رفته و به جای این که دولت از مردم بخواهد قانون را رعایت کنند، مردم دولت را مجبور به اجرای قانون خواهند کرد. در اینجا دیگر اگر فردی قانون شکنی کند بیمار روانی تلقی شده و به بیمارستان روانی معرفی خواهد شد. یکی از علل این که امروزه در کشور ما دادگستری ها هر روز گسترده تر شده و آمار پرونده ها و شکایات روز به روز افزایش می یابد از وجود همین مشکل در قوانین است. بر عکس در کشورهایی که آمار شکایات و پرونده ها بسیار ناچیز و ادارات دادگستری بسیار کم تر است نشان دهنده این است که قوانین حامی و تامین کننده نیاز مردم است. ولی بشر موجودی پیچیده و نیازهای او نیز نامحدود است. برای شناخت نیازهای بشر و برنامه ریزی رفع نیازها مطالعات گسترده ای انجام شده است. مشهورترین این مطالعات توسط آقای مازلو انجام شد و این دانشمند پس از مطالعات فراوان توانست نیازهای بشر را اولویت بندی کرده و در یک هرم به شکل ذیل ارائه نماید. در این هرم اولویت بندی نیازها ازقاعده هرم به راس هرم است.

    1- نیاز زیستی: در هرم مازلو اولین سطح نیازهای بشری، نیاز زیستی است این نیازها شامل آب، غذا، هوا، مسکن و … در واقع نیازهای بشر برای زنده ماندن است که بدون رفع این نیازها، زندگی انسان به خطر خواهد افتاد. چنانچه در هرم مازلو ملاحظه می گردد در صورت وجود مشکل در رفع نیاز زیستی، سایر نیازها نظیر نیاز ایمنی و نیازهای اجتماعی بوجود نمی آیند و شواهد بسیاری است که افرادی برای رفع نیازهای زیستی امنیت خود و احترام خود را در جامعه از بین برده است.
    از جمله موارد زیادی که نشانگر اهمیت بسیار زیاد این نیاز است عبارتند از:
    برای گرسنه گوشت میت حلال است! در دین اسلام که گوشت میت نجس است در صورت وجود نیاز زیستی از عمل به آن صرفنظر کرده است. یعنی اعمال دینی در مرحله بعدی این نیاز قرار دارد. البته انسان دارای ارزش های فراوانی است و در شرایط خاصی، تشنگی و گرسنگی را تا مرحله مرگ تحمل می کند ولی در حالت کلی و در دراز مدت چنانچه مردم در تامین این نیاز با مشکل مواجه شوند مردم دچار بی دینی خواهند شد. ضرب المثل مشوری است که می گوید “شکم گرسنه ایمان ندارد.” یعنی که اگر فردی گرسنه باشد دیگر حال و حوصله ای برای تفکر در معرفت و حقیقت نخواهد داشت.
    وجود مشکلات فراوان تامین نیاز زیستی در جامعه باعث خواهد شد مردم رفته رفته به مسایل دینی بی توجه شوند. لذا در جامعه ای که بیشتر مردم آن با مشکلات معیشتی مواجه شوند جایی برای عبادت و عمل به احکام اسلام وجود نخواهد داشت. به همین خاطر است که کار و کوشش برای رفع نیازهای زیستی در حد جهاد در راه خدا بیان شده است.
    لذا مهم ترین اصل قوانین باید تامین کننده نیازهای زیستی باشد و هیچ یک از قوانین نباید منعی در رفع نیازهای زیستی بوجود بیاورد و هر قانونی که فاقد این اصل باشد محکوم به شکست است.

    2- نیازهای ایمنی: پس از رفع نیازهای زیستی، بشر به فکر تامین امنیت خواهد افتاد و در واقع نیاز ایمنی شامل امنیت شغلی، جانی، مالی، اخلاقی و خانوادگی و اجتماعی می شود با نگاهی عمیق به این نیاز ملاحظه می شود این نیاز نیز تا حد زیادی برای تامین امنیت کافی جهت رفع نیازهای زیستی در آینده می باشد. وجود ناامنی در تامین نیازهای زیستی یکی از مشکلات اساسی فرهنگی کشور ماست. وجود تجربه های تلخ تاریخی از وقوع خشکسالی ها و قحطی ها، فرهنگ ذخیره سازی مواد غذایی برای آینده را ایجاد کرده است. به دلیل عدم احساس امنیت است که اکثر مردم به طور سیرناپذیری به جمع آوری ثروت مشغولند و در این مرحله از نیازها غرق شده اند. مواردی بسیاری وجود دارد که شخصی ثروت کافی برای خود و خانواده جمع کرده و می تواند تا آخر عمر به راحتی زندگی کند ولی از جمع آوری ثروت دست بردار نیست و به فکر تامین ثروت برای نوه ها و نتیجه ها نیز است.
    تقریباً همه افراد جامعه ما در مرحله تامین این نیاز می باشند و متاسفانه برنامه های دولت ها نیز نظیر افزایش قیمت های پی در پی این مشکل را تشدید کرده است. از اینکه مردم برای تامین نیازهای موردی به بازار هجوم می برند و تا حدی که توان مالی دارند و چندی برابر نیاز خود کالا می خرند نشان دهنده اوضاع وخیم این نیاز در بین مردم جامعه می باشد.
    با وجود این نیاز، نیازهای طبقات بالای هرم نظیر تعلق و احترام اجتماعی و بالاتر از آن نیازهای تعالی جویی بوجود نخواهد آمد. یکی از علل عمده رواج پرخاشگری در جامعه و انبوه شکایات خانوادگی و اجتماعی به دلیل عدم رفع نیازهای امنیتی در مردم می باشد.

    3- نیازهای اجتماعی: انسان موجودی اجتماعی است و نیاز دارد در اجتماع مورد قبول قرار گیرد. هنگامی که نیازهای اجتماعی بوجود می آید شخص برای ایجاد رابطه با دیگران به سختی تلاش می کند. روابط دوستانه، وابستگی عاطفی و روابط خانوادگی به ارضاء این نیازها کمک می‌کند. عضویت در گروه‌های اجتماعی، محلی و مذهبی نیز چنین اثری خواهد داشت. کسانی که کمتر در فعالیت های اجتماعی شرکت می کنند فاقد این نیاز هستند.
    با نگاهی دقیق به اجتماع ملاحظه می گردد اغلب مردم فاقد این نیاز هستند. از رونق افتادن بیشتر مجالس خانوادگی و عمومی نظیر عروسی نشان دهنده کاهش روزافزون این نیاز در بین مردم جامعه است. با از بین رفتن این نیاز، جامعه با ناهنجاری های عدیده ای روبرو خواهد شد و آمار جرم و جنایت و اختلافات خانوادگی و اجتماعی به شدت افزایش خواهد یافت.
    در مرحله تامین نیازهای اجتماعی، قبل از هر چیز احترام شخص نسبت به خود بوجود می آید و سپس قدر و منزلتی دیگران بوجود می آید. اگر شخص نتوانند نیاز خود به احترام را از طریق رفتارهای سازنده برآورده کند در این حالت ممکن است فرد برای ارضای این نیاز و جلب توجه دیگران و مطرح شدن دست به رفتارهای خرابکارانه و نسنجیده بزند و یک ناهنجاری نیز در این زمینه در جامعه بروز کند. لذا قوانین جامعه باید به نوعی باشد که قدردان همه قشرهای مردم بوده باشد و در واقع شغل یک فرد امتیاز خاصی در جامعه محسوب نگردد بلکه همه افرادی که در جامعه تلاش می کنند مورد تقدیر و تشویق قرار گیرند و قدر و منزلت زحمات همه دانسته شود. در واقع به هر شخص برای انسان بودن ارزش و احترام قایل شوند نه به خاطر شغل.
    نیازهای اجتماعی در مرحله پایین تری از نیاز خود شکوفایی قرار دارد. یعنی تا این نیاز بشر رفع نشده باشد، نیاز به تعالی جویی فرد بوجود خواهد آمد.

    4- خود شکوفایی: با تامین نیازهای سطوح پایین، انسان در خصوص نیاز عجیبی احساس می کند و دوست دارد به مرحله ای برسد که باید باشد. در این مرحله انسان به فکر شکوفا کردن تمامی استعدادهای پنهان خود و رشد و شکوفایی استعداد می پردازد. در واقع انسان به فکر این است که باید به درجه ای از انسانیت برسد که باید باشد. خداشناسی و عبادت از جمله نیازهایی که در این مرحله بوجود می آید.
    جهان برای پیشرفت علم و هنر محتاج این نیاز است. جالب اینجاست در این مرحله بشر به صورت خودجوش به دنبال معنویت و تعالی می باشد یعنی برای رفع این نیاز، دولت ها نیازی به برنامه ریزی و صرف هزینه ندارند بلکه کل هزینه های این بخش به صورت خود جوش توسط مردم تامین می گردد. به عبارت دیگر قوانین و برنامه های دولت ها فقط برای تامین نیازهای سطوح پایین تر می باشد و با موفقیت دولت ها در رفع نیاز سطوح پایین تر مردم، دیگر نباید نگران رفع نیاز خودشکوفایی مردم باشند. در این جامعه دیگر وجود فقر، فحشا، دزدی، دروغ و هزاران مشکل دیگر خبری نیست و همه تلاش مردم برای خدمت به همدیگر در راه سعادت دنیوی و اخروی خواهد بود.
    البته با نگاهی عمیق به تعالیم دینی، ملاحظه می گردد قوانین دینی نیز تایید کننده و بر اساس این سلسله نیازها می باشد و در واقع ناقض این سلسله نیازها نمی باشد. ولی در ایران با برداشت و استنباط شخصی از دین، قوانین کشور و قانون اساسی کشور برای تامین نیاز تعالی جویی بیان شده که اصولاً نیازی به آن نبوده است و این بشر است که باید به این مرحله از انسانیت برسد که به دنبال مسایل معنوی و اخروی باشد.
    یعنی در کشور ما قوانین بر خلاف این اصل مورد قبول دنیا قرار گرفته و به نوعی هرم مازلو وارونه قرار گرفته است. یعنی در قانون اساسی کشور اولویت اول برای تامین نیازهای های تعالی جویی بشر داده شده و سپس به نیازهای اجتماعی انسان پرداخته شده و تامین امنیت و نیازهای زیستی درآخرین مرحله بیان شده است. بر این اساس است که شخص باید اول التزام عملی خود را به احکام اسلام نشان دهد تا مورد احترام اجتماعی قرار گیرد. در این صورت به او شغل بالای اجتماعی داده می شود و امنیت او برای تامین نیازهای زیستی برآورده شود. یعنی در روند فعلی مشخص شده اشخاص با ریاکاری و دروغ در رده های بالای مدیریتی قرار گرفته و به دزدی و اختلاس و اخذ رشوه و رانت پرداخته اند و ظرف چند سال بار خودشان را بسته اند. این قبیل اشخاص در نظام کم نبوده و نیستند و هر روز اخبار اختلاس میلیاردی تعدادی زیادی داده می شود. البته تعداد زیادی هستند که پس از معلوم شدن ماهیت واقعی افراد به دلایل سیاسی جرم آنان پوشیده مانده و اخبار آن انتشار نمی یایند. ضمن این که در اغلب ادارات فساد تا حد زیادی گسترش یافته و هر کس تا جایی که می تواند دزدی می کند.
    همچنانچه گفته شد علت اصلی مشکلات کشور عدم توجه قانون اساسی کشور به سری نیازهای اساسی بشر است و لازم است قانون اساسی کشور بر اساس تامین این نیازها عوض شود.
    بطور کلی در قانون اساسی باید اولویت بندی به ترتیب بر اساس تامین نیازهای جسمی، ایمنی و اجتماعی بوده باشد و با رفع این نیازها، جامعه خودجوش به سمت تعالی جویی و الهی خواهند رفت و نیازی به هیچ برنامه و هزینه ای توسط سیاست وجود ندارد بلکه در این شرایط هیچ قدرتی قادر به جلوگیری از رشد ارزش های انسانی و معنویات نخواهد بود.

    اصول سیاست خارجی
    در جهان کنونی هر کشوری به کم و بیش دارای برخی منابع و مزیت های اقتصادی است. ولی هیچ کشوری بدون مراودات تجاری نمی تواند به تنهایی همه نیازهایش را برطرف کند. در این بین کشور ایران از جمله کشورهای در حال توسعه وابستگی شدیدی به واردات و روابط تجاری با دیگر کشورها دارد. در نتیجه ایران هم همانند همه کشورهای دنیا نیاز به برقراری روابط دوستانه با همه کشورهای دنیا می باشد. یکی از مشکلات اساسی کشور، سیاست خارجی نظام است. این سیاست باعث شده که روابط ما با اکثر کشورها تیره و تار باشد و اگر رابطه ای هم وجود داشته باشد کج دار مریض می باشد. این نقطه ضعف در روابط بین الملل باعث شده عده ای از کشورها هم سعی کنند از آب گل آلود ماهی بگیرند و با اخذ امتیازاتی، روابط خود را در سطح معنی داری حفظ کنند. ولی واقعیت این است که به دلیل غلط بودن سیاست خارجی کشور، هیچ کشوری علاقمند به گسترش روابط خود با ایران نیست. به قول معرف از دوستی با ایران واهمه دارند. البته علت اصلی آن مذهبی بودن نظام و اختلاف شدید دیدگاه های نظام با کل کشورهای دنیا است. دلیل دیگر آن رفتار نظام با کشورها بوده است. به این علت که هر جا بین دو یا چند کشور اختلافی بوجود بیاد بی شک ایران طرف یکی را گرفته و بر علیه دیگری اقدام می کند. این رفتار بسیار ناپسندی در جوامع انسانی است. البته این رفتار زشت در سطح جامعه نیز بوجود آمده است. قبل از انقلاب اگر در یک جامعه روزی بین دو نفر درگیری و اختلافی بوجود می آمد همه دوستان و آشنایان جمع می شدند و به طور کدخدامنشی همان روز دو طرف را صلح می دادند و قائله ختم می شد. ولی اکنون اگر مردم حتی احساس کنند اختلافی بین دو نفر وجود دارد بطور شیطانی عمل کرده و به قول معروف آتش بیار معرکه می شوند. جالب اینجاست حالا دو طرف از کردار خودشان پشیمان شده اند اما دور و اطراف دست بردار نیستند و سعی می کنند آتش را شعله ورتر نمایند. متاسفانه این رفتاری است که در سیاست خارجی کشور هم وجود دارد. نتیجه آن می شود که بلاخره دو طرف متخاصم به اهداف شیطانی طرف ثانی واقف شده و اعتماد خود را از او سلب می کنند. تا به حال، نظام در اختلافات بین کشورها و اختلافات ملی و قومی داخل کشورها، هیچ گاه بی طرف نبوده و همیشه آتش بیار معرکه بوده است و موردی وجود ندارد که این نظام صلح دهنده بوده باشد. بی شک در جامعه هم هیچ کس از چنین شخصی خوشش نخواهد آمد و همه از او متنفر خواهند بود. برعکس همه به افراد صلح جو و ریش سفید احترام می گذارند.
    ما به عنوان یک کشور در دنیا وظیفه داریم هر جا اختلافی پیش بیاد در نقش ریش سفید و کدخدا وارد شویم و بدون توجه به ایدئولوژی، جلوی درگیری و اختلاف را بگیریم و اگر هم در این مورد کاری از دستمان برنمی آید حداقل جانبداری و پیش داوری نکنیم. بطور قطع اگر سیاست خارجی ما بر این اساس باشد بسیاری از مشکلات کشور که ناشی از عدم حسن همجواری است از بین خواهد رفت. البته قانون اساسی نیاز به اصلاح ساختاری داشته و باید تامین کننده حقوق بشر بوده باشد و تامین کننده منافع قشر خاصی نباشد تا از نظر بین المللی قابل احترام همه ملت ها بوده باشد. اگر قانون اساسی بین مردم با مذاهب مختلف فرقی قایل شود بطور قطع همه مردم دنیا در مقابل آن موضع گیری کرده و بطور قطع به ضرر عموم مردم تمام خواهد شد.
    یعنی از نظر روابط بین الملل قانون اساسی دچار مشکل است و نیاز به اصلاح ساختاری داشته تا تامین کننده حقوق بشر بوده و برای همه کشورها مقدس باشد و نیز همه کشورهای دنیا و مردمش مورد احترام بوده باشند و پرچمدار صلح و دوستی و خدمت به بشریت بوده باشد.

    دین و قانون
    در دنیا ادیان مختلف و تعاریف گوناگونی برای دین وجود دارد. ولی چیزی که در بین همه جوامع مشترک است این است که دین، یک رابطه عبادی بین خالق و مخلوق است و شامل یک سری دستورالعمل هایی که مخلوق را به سعادت اخروی می رساند. در ادیان مختلف بین ارزش ها و ضد ارزش ها اختلاف زیادی وجود ندارد ولی در دستورالعمل ها و شیو های ظاهری ادیان تفاوت های بسیار زیادی وجود دارد. حتی در یک دین نیز در یک کشور و کشورهای مختلف تفاوت هایی وجود دارد. این تفاوت ها همانند اختلاف در نظام ارتش کشورهای مختلف جهان در رنگ و نوع لباس و انجام اعمال نظامی است. در حالی که روح ارتش، در همه جای جهان یکسان و هدف اصلی آن با اجرای دستورالعمل ها، ایجاد آمادگی دفاعی و نظم و انضباط در آن است. در ادیان الهی نیز بسیاری از ارزش ها و ضد ارزش ها یکسان است و تفاوت بیشتر در شکل ظاهری ادیان می باشد. یعنی در همه ادیان اعمالی مانند دروغ گفتن، غیبت کردن، دزدی و ظلم به دیگران ضد ارزش بوده و اعمالی مانند ایثار، فداکاری، نیکی، عدالت ارزش تلقی می شود ولی شیوه عبادت خالق و مراسمات مختلف متفاوت است و نام دین، نشان دهنده ظواهر آن شده است.
    در ضرب المثل معرف ازوم، عنب، انگور برای میوه انگور در زبان ها و گویش های مختلف دنیا، تلفظ و کلمه متفاوتی بیان شده است ولی در همه جای دنیا، انگور، همان انگور است و با بیان متفاوت ماهیت انگور عوض نمی شود.
    به مصداق این ضرب المثل، در زمان ها و مکان ها و زبان های مختلف دنیا، نام های مختلفی برروی دین گذاشته شده است که این کلمات نمی تواند وجه تمایزی بین ادیان بوده باشد. یعنی در نزد خالق در یک مقطع زمانی دین یکی است و در واقع ترازوی خالق برای سنجش اعمال یکی است و دین یکی است.
    حالا یک مسلمان اگر اصرار نماید که دین خدا را حتماً باید اسلام بنامید و لاغیر، مثل این است که بگوید در کل دنیا همه باید میوه انگور را با تلفظ فارسی و کلمه انگور بخوانند و هر که نام دیگری بر آن نهاده باشد اشتباه می کند. بنابراین از نظر اسلام همه ادیان دنیا اسلام است و همه مردم مسلمان هستند و اعمال و کردار آنان با یک ترازو توسط خدا سنجیده می شود. در این ترازو از سوی خدا به هر یک افراد کره زمین به خاطر اعمالشان درجه ای تعلق می گیرد که بطور مثال این درجه از منفی صد (شیطان) تا مثبت صد (پیامبر اعظم) خواهد بود. در این ترازو چه بسا فردی در یک کشور غیر اسلامی با اعمال نیک، در درجه بالاتری از بیشتر مسلمانان در ایران قرار داشته باشد. این که فقط کسانی که نام آنان مسلمان است به بهشت می روند و بقیه جهنم خواهند رفت صحیح نخواهد بود.
    به این دلیل اصرار بر کلماتی نظیر مسلمان، یهودیی، مسیحی نشانه طرز فکر اشتباه است که در آینده، مردم جهان به این طرز فکر اشتباه گذشتگاه خواهند خندید.
    علی الاصول مذهب به هیچ عنوان نمی تواند موجب اتحاد ملت شود چرا که دو نفر دوقلو که در یک زمان زاده شده و در یک خانواده بزرگ شده و بیشتر از کل مردم یک کشور و حتی یک شهر با هم اشتراک دارند از نظر اعتقادات دینی باهم برابر نیستند و مواردی وجود دارد که اختلافات فاحشی باهم دارند حالا چه رسد به مردم یک کشور و حتی جهان که به هیچ وجه از نظر اعتقادی با هم یکسان نیستند و اگر دو نفر با دین یکسان در باره اعتقادات با هم مذاکره کنند اختلافات زیادی بروز کرده و ممکن است به درگیری شدیدی نیز بیانجامد. لذا مذهب به هیچ عنوان نمی تواند در بین مردم یک کشور اتحاد بوجود بیاورد و اگر به آن تکیه شود در نهایت منجر به بروز اختلافات و جنگ داخلی خواهد آمد. نمونه عینی این موارد در صدر اسلام وجود داشته و مسلمانان را به جان هم انداخت و خون های بیگناه زیادی ریخته شده است. ولی اگر یک مسلمان همه مردم دنیا را مسلمان بداند و اعتقاد داشته باشد که ممکن است افراد دیگر کره زمین از نظر خالق، در مرتبه بالاتری قرار داشته باشد به او احترام گذاشته و بسیاری از اختلافات از بین خواهد رفت.
    مشکل دیگری که وجود دارد حکومت به نام دین است. در صدر اسلام علت قیام امام حسین (ع) بر علیه یزد، حکومت دینی او بود که باعث از بین رفتن ارزش های دینی می شده است والا اگر او خود را خلیفه مسلمان نمی دانست و در خصوص مسایل دینی اظهار نظری نمی کرد ضرورتی به حادثه کربلا نبوده است. کما این که در آن زمان حکام بسیار ظالم تر و بی دین تری از یزد در سایر کشورهای آن زمان وجود داشته است ولی این یزد بود که خود را خلیفه مسلمانان می دانست و ضد ارزش ها را در بین مسلمان ترویج می داد. بنابر این حکومت دینی موجب از بین رفتن و لطمه بر دین خواهد بود. پس در قانون اساسی باید جایگاه دین و علمای دین خارج از سیاست تعیین گردد.
    به علت این که تفکر جدایی دین از سیاست به ضرر علمای دینی می باشد این قشر از جامعه همواره سعی خواهند کرد از جدایی دین از سیاست جلوگیری کنند و برای حکومت خود توجیات زیادی بیاورند و به اقدامات عوام فریبانه و گسترده ای دست بزنند و از احساسات مردم همانند صدر اسلام سو استفاده کنند ولی حکومت دینی در بیش از سی سال گذشته نشان داده است که حکومت دینی سبب از بین رفتن بیشتر ارزش های اسلامی در جامعه شده و ریاکاری و فساد گسترش یافته است. لذا هر کسی اصرار نماید که با چنین شیوه ای می توان به سعادت دنیوی و اخروی رسید عملاً بر ضد اسلام کار می کند و هدفی جز رسیدن به قدرت و حکومت ندارد.
    اگر کسی خواهان اسلام باشد و فکر می کند وظیفه دارد در جامعه اسلام را پیاده کند مثل زمان امامان به تربیت مسلمانان بپردازد بی شک اگر همه مردم ایران مسلمان باشد کشور اسلامی است هر چند رهبر آن فرد بی دینی هم باشد و برعکس اگر رهبر کشور مسلمان باشد ولی همه مردم آن بی دین باشند، کشور غیراسلامی است و با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمی شود. در ارزیابی اقتصاد اسلامی، در بیست کشور نخست جهان، هیچ کشور اسلامی وجود ندارد و برعکس در بیست کشور رده آخر اقتصاد اسلامی، هیچ کشور غیر اسلامی وجود ندارد. بنابراین پیاده سازی اسلام واقعی نیازی به حکومت سیاسی ندارد و با حکومت بر قلب ها و ترویج ارزش ها الهی موجب رشد ارزش های الهی در جامعه شده که هیچ تضادی با عقل و منطق و فطرت بشری ندارد. بطور قطع اگر جامعه از نظر اقتصادی پیشرفت کند و مشکلات اقتصادی نداشته باشد بستر برای تعالی جویی فراهم شده و مسایلی همچون دروغ، ریاکاری، عوام فریبی، ظلم و ستم، بی نظمی و انضباط اقتصادی، قانون شکنی از بین رفته و ارزش های الهی که فطرت انسانی است نظیر نوع دوستی، ایثار، فداکاری، صداقت، عدل و انصاف، مروت و مردانگی، خیر و خیرات و تمامی صفات زیبای الهی در انسان بوجود آمده و انسان آنچه باید باشد خواهد شد.

     
  25. كوروش از آلمان

    سانسور تا اينجا هم كشيده شده؟

    —————-

    سلام به کوروش گرامی ازآلمان
    اینجا ایران است.

    با احترام

    .

     
  26. ما انتخابات را تحریم که نه، “هو” می کنیم شما را خواندم….. طفلک نوریزاد
    از اردوگاه کوته فکران محافظه کار و مدعی اصولگرائی غلطیدی و غلطیدی و بدون ایست در ایستگاه اندیشه و اعتدال یکراست به حهنم کفر و بهائیت واصل شدی!
    یکروز بر خاتمی و روز دگر بر هاشمی میتازی و امروز چنان بر طبل خریت میکوبی که انگار نه انگار اسرائیل نیز خواهان حاکمیت مجدد تمام و کمال افراطیون اردوگاه محافظه کاری در ایران است و این امر نیز جز با تحریم انتخابات میسر نمیگردد .
    نوریزاد که پیشتر در اردوگاه افولگرایان نوکری میکرد بهتر از دیگران میداند که محافظه کاران 8 میلیون کله پوک دارند که در هر موقعیتی در پای صندوق حاضر و به نامزد مورد نظر //// زمان رأی خواهند داد لذا من به ایشان متذکر میشوم که این آخرین فرصت برای جمهوری اسلامی است که اگر مردم پیروز میدان نباشند باید برای همیشه اصلاحات را بوسید و کنار گذاشت که خدا میداند پس از آن چه بر سر ایران عزیز خواهد آمد.
    یادآوری میشود که هر یک رآیی که از مردم برای نامزد واحد از میان « روحانی و عارف» به صندوق سرازیر شود یکی از آرای کله پوکهای حاکمیت را خنثی خواهد نمود .
    این آخرین فرصت برای ایران است . ایران را دریابیم.

     
  27. ایران امروز

    درود به نوری زاد هموطن دردمند ایرانیان
    این خبررا دیدم بنظرم کم کم حلقه دوستان آقای خامنه ای تنگ وتنگ ترمی شود

    ———————-

    آمریکا مدیر امنیتی دفتر خامنه‌ای را تحریم کرد

    بی بی سی: آمریکا علی اصغر میرحجازی ، مدیر امنیتی – سیاسی دفتر آیت الله علی خامنه ای، رهبر ایران، را به اتهام نقض حقوق بشر تحریم کرده است.

    در بیانیه روز پنجشنبه (۳۰ مه) وزارت دارایی آمریکا در مورد آقای میرحجازی آمده است: ” او از نفوذ پشت صحنه اش برای تقویت عواملی در سازمان های اطلاعاتی ایران در جهت سرکوب خشونت بار مردم ایران استفاده کرده است.”

    وزارت دارایی ایالات متحده همچنین کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه و شرکت مهندسی افق توسعه صابرین را به فهرست تحریم هایش اضافه کرده است.

    شرکت مهندسی افق توسعه صابرین به اتهام شرکت در انداختن پارازیت تحریم شده است.

    این شرکت وارد کننده تجهیزات پارازیت اندازی بر فرکانس شبکه های ماهواره ای است.

    کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه نیز که در کنترل محتوای سایت های اینترنتی و فیلتر کردن آن فعال است، به اتهام محدود کردن آزادی بیان مردم تحریم شده است.

    آمریکا در پی وقایع خشونت بار انتخابات سال ۲۰۰۹ در ایران، حداقل ۱۰ مقام ایرانی از جمله محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران، حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات و محمد رضا نقدی، فرمانده سازمان بسیج را به اتهام نقض حقوق بشر تحریم کرده بود.

    ایران اتهام نقض حقوق بشر را رد می کند و می گوید در جریان وقایع انتخابات ریاست جمهوری چهار سال پیش، با اغتشاشگران برخورد قانونی کرده بود.

    انسداد دو میلیارد دلار دیگر

    از سوی دیگر، وزارت دارایی آمریکا از مسدود کردن حدود دو میلیارد دلار از دارایی های ایران در سال ۲۰۱۲ خبر داده است.

    این وزارتخانه با ارسال گزارش سالانه دارایی های تروریستی به کنگره از توقیف دو میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار از دارایی های کشورهای حامی تروریسم یا سازمان های تروریستی در سال گذشته خبر داده است.

    یک میلیارد و ۹۰۰ میلیون دلار از دارایی های مسدود شده مربوط به ایران است.

    بر اساس گزارش منتشر شده، افزایش تحریم های ایران در سال گذشته باعث شده که رقم دارایی های مسدود شده این کشور در سال گذشته نسبت به سال ۲۰۱۱ میلادی، ۳۵۰۰ درصد افزایش یابد.

    دارایی های مسدود شده ایران در سال ۲۰۱۱ میلادی، پنجاه و پنج میلیون و ۴۰۰ هزار دلار گزارش شده است.

    کوبا، سودان و سوریه سه کشور دیگری هستند که دارایی هایشان در آمریکا در سال گذشته توقیف شده است.

    رقم دارایی های مسدود شده این سه کشور به نسبت هشت میلیون، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار و چهارصد هزار دلار عنوان شده است.

    در مجموع ۱۲ هزار دلار از دارایی های سه گروه لشکر جنگوی، لشکر طیبه و جنبش راجه سلیمان نیز از جمله دارایی های مسدود شده است.

    هم زمان، وزارت دارایی آمریکا اعلام کرده است که با خروج نام بعضی از شهروندان و موسسه های ایرانی و سوری از فهرست سازمان های تروریستی، ۱۲۵ میلیون دلار از دارایی های آنها آزاد شده است.

    وزارت امور خارجه آمریکا سال گذشته نام سازمان مجاهدین خلق را از فهرست سازمان های تروریستی این کشور حذف کرده بود.

     
  28. جناب آقای خامنه ای این لحاف چهل تیکه و نخ نمای ریاست جمهوری ارزونی خودت. این نمایش های خیمه شب بازی دیگر چندان تماشاچی ندارد بهتر است همون خوابی که برای ریاست جمهوری!!!!دیده ای را هر چه زودتر اجرا کنی بس است دیگه بازی با شعور مردم.

     
  29. راز سربه مهر

    سلام آقای نوری زاد و درود وپاکی وپاکیزگی برشما باد
    این مطلب را ازسایت راز سربه مهر برداشتم وبه شما “هدیه” می دهم:

    ————-

    تاریخ طمأنینه می‌بخشد
    سال شصت، یعنی 32 سال قبل، یک رئیس جمهوری متواری شد، یک رئیس جمهوری ترور شد و بعد از آن، رئیس جمهوری سوم که سر کار آمد، قرار شد نخست وزیر جدیدی معرفی کند. نظر رئیس‌جمهوری منتخب، آیت الله خامنه‌ای، به علی‌اکبر ولایتی بود. آیت الله خمینی هم موافق بود. رفسنجانی هم. اما مثلا محمد یزدی مخالف بوده و بهزاد نبوی و کادر مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی هم. رفسنجانی در خاطرات روز 29 مهر سال شصت نوشته که «آنها (مخالفان ولایتی) می‌گویند چهره نیست یا سابقه افتخارآمیز مبارزه ندارد و من می‌گویم دینامیک و پرکار و پشت کار دار و متقی و مکتبی است.» … نخست‌وزیری ولایتی در جلسه 30 مهر رأی نمی‌آورد. از 207 نفر، فقط 74 نفر اعلام موافقت می‌کنند. انتخاب بعدی رئیس‌جمهوری، سید محمد غرضی است ولی مخالفت‌ها آن قدر شدید بوده که حتی این انتخاب به مجلس معرفی هم نمی‌شود. 5 آبان، رئیس جمهوری، وزیر خارجه وقت (میرحسین موسوی) را برای نخست‌وزیری به مجلس معرفی می‌‎کند. او در نامه‌ای به «ریاست محترم مجلس شورای اسلامی» می‌نویسد: « … برادر عزیر و گرانمایه آقای میرحسین موسوی به عنوان نخست وزیر معرفی می‌گردد. خواهشمند است مجلس محترم را جهت اخذ رای تمایل در جریان امر قرار دهید.» میرحسین اعتماد مجلس را کسب می کند؛ 115 رأی موافق از 202 نماینده … چهار سال بعد دوباره ریاست جمهوری آیت‌الله خامنه‌ای تکرار می‌شود. این بار وی راضی به ادامه نخست‌وزیری میرحسین نیست. ولیّ فقیه وقت، ششم مهرماه سال 64، نامه می‌نویسد که «آقای مهندس موسوی را شخصی متدین و متعهد و در وضع بسیار پیچیده کشور دولت ایشان را موفق می‌دانم و در حال حاضر تغییر آن را صلاح نمی‌دانم.» رئیس جمهور وقت، 12 روز بعد بالاخره یک خط نامه به هاشمی رفسنجانی می‌نویسد که «آقای میرحسین موسوی را به عنوان نخست وزیر به مجلس محترم شورای اسلایم معرفی می‌کنم.» … و میرحسین چهار سال دیگر نخست وزیر باقی می‌ماند.

    یکی از نزدیکان آیت‌الله خامنه‌ای در خاطراتش گفته: «فعالیت‌های گسترده جناح چپ مجلس به خصوص در مجلس سوم، مخالف‌خوانی دولت تحمیلی میرحسین موسوی و حسادت‌های برخی موثرین سبب روند نزولی پذیرش و نفوذ آیت‌الله خامنه‌ای در دوره دوم ریاست جمهوری‌اش شده بود و این عدم نفوذ در اواخر سال 1367 به نقطه اوجش رسیده بود، چنان که کسی تصور نمی‌کرد که بعد از پایان دوره ریاست‌جمهوری آیت‌الله خامنه ای در شهریور 1368، ایشان دیگر جایگاهی در سطح نظام داشته باشد. این مسئله سبب شد تا تنها کسانی دور و بر آقا بمانند که واقعا به ایشان اعتقاد داشتند. بر عکس این وضعیت را آقای منتظری و میرحسین موسوی و جناح چپ داشتند.»(+)
    .
    اسامی بالا را مرور کنید؛ سال آینده رهبری آیت‌الله خامنه‌ای، ربع قرن را سپری خواهد کرد. رفسنجانی برای ریاست جمهوری رد صلاحیت شده. محمد یزدی اینک تایید صلاحیت می‌کند. بهزاد نبوی زندانی است. میرحسین در حصر است. ولایتی و غرضی بعد از 32 آمده‌اند تا بر صدر قوه مجریه بنشینند.
    .
    سئوال: کل متن بالا، که نقل بخشی کوتاه ولی مهم از تاریخ ایران معاصر است، 500 کلمه هم نیست! ولی این نوشته فکر می‌کنید 32 سال قبل با چه قیمتی می‌توانست به فروش برسد؟! … تقریبا هیچ! فروشنده را هم می‌شد به عنوان یک کلاهبردار تحت تعقیب قرار داد!
    .
    درس اخلاقی!: این همه مطمئن به قضاوت‌ها و تحلیل‌ها و تدبیرهایمان نباشیم … مرور تاریخ طمأنینه می‌بخشد؛ اگر بخواهیم. این طوری، با طمأنینه، برای نباختن اصل‌های اخلاقی و انسانی، سرمایه بزرگی خواهیم داشت.

     
  30. ﻋﺮﻓﺎﻧﻴﻴﺎﻥ

    ﻧﻘﺪﻱ ﺑﺮ ﻧﻘﺪ ﺁﻗﺎﻱ ﻧﻮﺭﻳﺰاﺩ
    ﺧﺪﻣﺖ ﺿﻤﻴﻨﻪ ﺳﺎﺯاﻥ ﻇﻬﻮﺭ اﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ
    ﻫﻤﺎﻧﻂﻮﺭ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﻧﻘﺸﻪ ﻫﺎﻱ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﺑﺮاﻱ ﺿﻤﻴﻨﻪ ﺳﺎﺯﻱ ﻇﻬﻮﺭ ﺩاﺭﻳﺪ ﻋﺪﻩ اﻱ ﻫﻢ ﻧﻘﺸﻪ ﻫﺎﻱ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﺑﺮاﻱ ﺷﻤﺎ و ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺴﻟﻤﺎﻧﺎﻥ ﺩاﺭﻧﺪ ﻛﻪ ﻣﻮ ﺑﻪ ﻣﻮ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ اﺟﺮاﺳﺖ ﺩاﺳﺘﺎﻥ ﺑﺮﻣﻴﮕﺮﺩﺩ ﺑﻪ ﺳﺎﻝ 1976 ﺷﺎﻩ اﻳﺮاﻥ ﻣﺮﺩﻱ ﻭﻃﻦ ﭘﺮﺳﺖ ﺑﻮﺩ ﻭﻟﻲ ﻗﺪﺭﺕ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻣﺴﺎﻳﻞ ﭘﻴﭽﻴﺪﻩ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺭا ﻧﺪاﺷﺖ
    اﻭ ﻫﻨﻮﺯ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﻣﻠﻲ ﺑﻮﺩ و ﺁﻥ ﺭا ﺑﻪ ﺻﻠﺢ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺗﺮﺟﻴﺢ ﻣﻴﺪاﺩ اﻟﺒﺘﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺷﻮﺭﻭﻱ ﻫﻨﻮﺯ ﻧﻴﺮﻭﻱ ﺑﺎﺯﺩاﺭﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﺎﻧﻪ اﻣﺮﻭﺯ ﺑﻪ ﻛﻤﻴﺘﻪ ﺳﻴﺼﺪ ﭘﻴﻮﺳﺘﻪ
    ﺁﻗﺎﻱ ﺧﻤﻴﻨﻲ ﺑﺎ ﻧﻆﺎﺭﺕ ﻛﺎﻣﻞ ﻧﻴﺮﻭﻫﺎي اﻣﻨﻴﺘﻲ ﻣﺎ ﻭاﺭﺩ ﺑﺎﺯاﺭ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺷﺪ اﻭ ﻓﺮﺩﻱ ﺑﻴﻨﻆﻴﺮ ﺑﻮﺩ ﻧﻪ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﻣﻴﺪاﻧﺴﺖ و ﻧﻪ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻣﺎ اﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺁﻗﺎﻱ ﻗﻂﺐ ﺯاﺩﻩ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ اﻭ ﺭا ﺯ
    ﻳﺮ ﻧﻆﺮ
    ﺩاﺷﺘﻴﻢ ﻣﺘﺨﺼﺼﻴﻦ ﻣﺎ ﺑﻌﺪ اﺯ ﻳﻚ ﺳﺎﻝ ﺑﻪ ﻣﺎ اﻃﻤﻴﻨﺎﻥ ﺩاﺩﻧﺪ ﻛﻪ اﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺮاﻳﻄ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﺭا ﺩاﺭاﺳﺖ
    اﺯ اﻳﻨﺠﺎ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺧﺒﺮﮔﺬاﺭﻱ ﻫﺎﻱ ﻣﺎ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﺷﺪﻧﺪ اﺯ ﺑﻲ ﺑﻲ ﺳﻲ ﺗﺎ ﺗﺎﻳﻤﺰ ﺁﻗﺎﻱ ﺧﻤﻴﻨﻲ ﻭاﻗﻌﺎ ﺑﺎﻭﺭ ﺩاﺷﺖ ﻛﻪ ﻣﺎ از ﻧﻴﺖ اﻳﺸﺎﻥ ﺑﻲ ﺧﺒﺮﻳﻢ و اﻳﻦ ﻛﻤﻚ ﻣﻴﻜﺮﺩ ﺑﻪ اﻳﻨﻜﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﻃﺒﻴﻌﻲ ﺑﻪ ﻧﻆﺮ ﺑﺮﺳﺪ
    اﻣﺮﻭﺯ ﺑﻌﺪ اﺯ ﺳﻲ و ﭼﻬﺎﺭ ﺳﺎﻝ ﺑﻪ ﺁﺧﺮ اﻳﻦ ﺳﻨﺎﺭﻳﻮ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﻣﻴﺸﻮﻳﻢ ﺗﻨﻔﺮ و ﻧﻔﺎﻕ ﭼﻨﺎﻥ ﺟﺎﻣﻌﻪ اﻳﺮاﻥ ﺭا ﻓﺮا ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻛﻪ ﺗﻠﻨﮕﻮﺭﻱ ﻛﺎﻓﻴﺴﺖ ﺗﺎ ﺟﻨﮕﻲ ﻗﻮﻣﻲ ﻧﮋاﺩﻱ و ﻣﺬﻫﺒﻲ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﻮﺩ.
    ﺟﺎﻟﺐ اﻳﻨﺠﺎﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺨﺎﺭﺝ ﺁﻥ ﺭا ﺩﻭﻟﺖ ﺳﻌﻮﺩﻱ و ﺷﻴﺦ ﻧﺸﻴﻨﺎﻥ ﭘﻴﺸﺎﭘﻴﺶ ﭘﺮﺩاﺧﺘﻪ اﻧﺪ ﺗﻨﻔﺮ اﺯ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ﭼﻨﺎﻥ ﺑﺎﻻ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻛﻪ ﺷﺎﻳﺪ ﺧﻠﻠﻲ ﺩﺭ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﻳﺰﻱ ﻣﺎ ﻭاﺭﺩ ﻛﻨﺪ
    ﻳﻚ ﻣﻴﻠﻴﺎﺭﺩ ﺑﻮﺩﺟﻪ ﻓﻘﻄ ﺑﺮاﻱ ﻛﺮﺩﻫﺎ ﺩﺭ ﻧﻆﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ اﻳﻢ. ﺁﻧﺎﻥ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﻣﺘﻌﺼﺒﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﻣﻠﻲ ﮔﺮا ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺯﻭﺩﻱ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪﺗﺮﻳﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺧﺎﻭﺭﻣﻴﺎﻧﻪ ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺑﻮﺩ و ﻫﺮ ﺳﻪ ﻗﺴﻤﺖ ﻛﺮﺩﺳﺘﺎﻥ ﺩﺭ اﻳﺮاﻥ ﺳﻮﺭﻳﻪ و ﻋﺮاﻕ ﻳﻚ ﻛﺸﻮﺭ ﺭا ﺗﺸﻜﻴﻞ ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺩاﺩ. ﺁﻧﻬﺎ ﻗﺒﻮﻝ ﻛﺮﺩﻩ اﻧﺪ ﻛﻪ ﻛﺮﺩﺳﺘﺎﻥ ﺗﺮﻛﻴﻪ ﺭا ﻭاﮔﺬاﺭ ﻛﻨﻨﺪ و ﺗﺮﻛﻴﻪ ﻣﺘﺤﺪ ﻣﺎ اﺯ اﻳﻦ اﻣﺮ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺧﺮﺳﻨﺪ اﺳﺖ

    اﻳﻨﻬﺎ ﮔﻮﺷﻪ اﻱ اﺯ ﻭﻗﺎﻳﻊ اﺣﺘﻤﺎﻟﻴﺴﺖ
    ﮔﻔﺘﻦ اﻳﻦ ﻣﻂﺎﻟﺐ ﺑﺮاﻱ ﺗﺮﺳﺎﻧﺪﻥ ﺷﻤﺎ ﻧﻴﺴﺖ ﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎﻱ ﺁﻗﺎﻱ ﻧﻮﺭﻱ ﺯاﺩ ﻫﻢ ﺑﺮاﻱ اﻣﺮﻭﺯ ﻧﻴﺴﺖ اﻭ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﻲ ﻣﻴﺪاﻧﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺟﺎﻳﮕﺎﻫﻲ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﻫﺴﺘﻴﺪ اﻣﻴﺪﻱ ﺑﻪ ﺭﻭﺷﻨﺎﻱ ﻧﻴﺴﺖ ﺩﺭ اﺻﻞ اﻳﻦ ﺑﺤﺚ” ﺑﺤﺚ ﻣﻨﻂﻖ ﻳﺎ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﻠﻜﻪ ﺑﺤﺚ ” ﺑﺤﺚ ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ اﺳﺖ و ﺩﺭ اﻥ ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﻧﺸﺴﺘﻪ اﻳﺪ ﻓﻘﻄ ﻳﻚ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﻭﺟﻮﺩ ﺩاﺭﺩ و ﺁﻥ ﺯﻭﺭ اﺳﺖ
    اﻳﻦ ﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎ ﺑﺮاﻱ ﻓﺮﺩاﻳﺴﺖ ﻛﻪ ﺑﺴﺎﻁ ﺧﺪاﻳﺎﻥ ﺑﺮﭼﻴﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﮕﺬﺭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﺎﻗﻲ ﻣﺎﻧﺪﮔﺎﻥ ﺑﺪاﻧﻨﺪ ﻛﻪ ﻋﺪﻩ اﻱ اﻳﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺭا اﺯ ﭘﻴﺶ ﺩﻳﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ
    ﺧﺪا ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺭا ﺷﻔﺎ ﺩﻫﺪ

     
  31. این خیمه شب بازی فقط باید هو شود سی سال است مردم را بر سر دو راهی باخت باخت میگذارن که بروند به اصطلاح رای دهند تا یک بی کفایت رئیس دولت نشود . این دور باطل نحس یک جا باید متوقف شود.

     
  32. “ما كار خودمان را انجام ميدهيم. ما بلديم چه كار كنيم. جامعهی اسلامی و نظام اسلامی ميفهمد دارد چه كار ميكند. نظام اسلامی دارد راه خودش را ميرود. هدف مشخص است، راه مشخص است، تدابير مشخص است. نظام، كار خودش را انجام ميدهد؛ حالا ديگران توی سر خودشان ميزنند، بزنند؛ آن تأثيری در كار نظام ندارد؛ ليكن آگاهی و هوشياری در اين مراحل، مهم است.”
    این ها فرمایشات اخیر رهبری در آخرین دیدارشان است. البته به نظر نمی رسد که کسی در تعریف و یا درک مفهوم “نظام” در واژگان حکومت ایران تردیدی داشته باشد که منظور دقیقا جناب خامنه ای میباشد. اماّ نکته جالب این بحث تعریف دشمنان است که ایشان آنها را حواله داده به اینکه توی سر خودشان بزنند در حالیکه نظام”یعنی جناب خامنه ای” کار خودش را می کند.آیا منظور از دشمنان اسرائیل و امریکا می باشند؟ در اینصورت این مطلب که گفتن ندارد! و یا اینکه منظور از مخالفین کسانی هستند که باسیاستهای جاریکشور مشکل دارند؟ بررسی ادبیات رهبری ما را به مفهوم آخری هدایت میکند و منظور ایشان این است که مخالفین نظام یعنی بنده هر چه می خواهند بگویند من کار خود را میکنم چون اهدافم مشخص است.
    حال سئوال ما این است که آیا واقعا اهداف نظام یعنی جنابعالی مشخص است؟ اگر هست برای چه کسی؟ برای خودتان یا مردم؟ نگاهی به وضع کشور که شرح آن را ایشان میتواند در بیانات کاندیدا ها بیاید و اینکه ایشان معتقدند کشور با موفقیت اداره میشود فقط می تواند یک توجیه داشته باشد و آن این است که رهبری کشور بدنبال ورشکستگی ساسی و اقتصادی، تورّم افسار گسیخته، بی قانونی و فساد در داخل و انزوای بین المللی در جهان است. به عبارت دیگر از بین بردن اعتبار پول و پاسپورت کشور به خوبی و موفقیت به نتیجه رسیده و ما ملّت غیور هم به شما خشته نباسید می گوییم. البته خلق الله همیشه در صحنه عکس این فکر می کردند و هنوز بعضی ها وعدهای آقای خمینی را در آبادانی دین و دنیا فراموش نمی کنند و لذا معلوم نیست بالاخره اهداف آن است که شما میفرمائید یا آنکه آقای خمینی می فرمود که صد البته هیچکدام را با این حرفها کاری نبود.
    امروز مقامات اسرائیلی از رفتن احمدی نژاد اظهار تاسف کردند چون یک یار ارزشمند خویش را از دست می دهند. راستی آقای خامنه ای اگر یکهزارم چنین حرفی را یک راننده آمریکائی در مورد موسوی می گفت خاندانش را به بردگی نمی بردید؟ حالا که نگفته اند چنین کرده اید وای به غیر آن.
    امّا نکته تلخ این صحبتها این است که متاسفانه این نوع گویش خاطراتی از شاه آخر را یاد آوری میکند وقتی که گفت:”ماه نور افشاند و سگ عو عو کند” که شبیه به همین کلمات شما بود که یعنی من کارم را میکنم شما تو سر و کولتان بزنید.این خیلی باعث تاسف است که رهبر ما از ادبیات شاه برای پاسخگوئی به منتقدین استفاده کند و فقط طنز تلخ تاریخ این است که بعد از چندی او به بی پایه بودن ارن حرف پی برد ولی متاسفانه دیر بود.

     
  33. كوروش از آلمان

    نوري زاد عزيز

    من در پى آزار اين مسلمانان قدرت بدست ، سر بر كوي بي كسي گذاشته و در خارج از سرزمين پدرى عمر خود سپري ميكنم

    اميدي به بهبود شرايط نميبينم, هاشمي هم چون باقي سرنشينان كشتي ولايت هم سفر با ناخداي بي خداي كشتيست
    فقط كنجي در اين كشتي نشسته و به حال و روز غريق مردم ايران زيركانه تبسم ميكند
    اميدي نيست
    با يا بى هاشمى ، ساحل تا مردمان فاصله دارد و براي غريق رمقي نمامده
    شايد اخرين اميد هجوم ابابيل است بر سر كشتي
    شايد كه اينگونه اميدي از براي تكرار خاطرات ساحل اسايش، در غريق باقي بماند
    اما اميدي نيست
    نه اميدي نيست

     
  34. سلام و عرض ادب خدمت عبد صالح خداوند محمد نوری زاد
    پیامبر نور و رحمت در حدیثی می فرمایند: اسلام در آغاز غریب بود و سپس غریب خواهد افتاد و خوشا به حال غربا
    به باور من شما هم از معدود غربایی هستید که در این دوران زندگی مینمائید.

    راستش را بخواهید بنده هیچ شکی به صداقت و ایمان شما ندارم ولی دوستان به کرات شما را زیر سوال می برند و می گویند مگر می شود باور کرد که نوری زاد 30 سال جنایت دیده باشد و آن را توجیه کرده باشد.
    لطفا فضایی را که در آن قرار داشته اید – جنایات و قتل های رژیم را برای خود توحیه مینمودید- را برای آسیب شناسی بهتر این حکومت با قلم زیبایتان توضیح دهید مطمئنم بسیار خواندنی و تاثیر گذار خواهد بود
    این را برای تبرئه خود شما نمی گویم که بنویسید برای درک افرادی صادق و مخلصی که هنوز با این حکومت همکاری می نمایند . شاید آنها نیز همچون شما توبه ی نصوح نمایند و به میان بندگان خدا بازگردند و تشنگان خون و قدرت را هرچه بیشتر تنها گذارند. به امید آن روز

     
  35. با سلام استاد گرامی جناب نوری زاد
    این انتخابات حتی ارزش هو کردن هم ندارد.

     
  36. جناب نوریزاد از نوشته شما لذت بردم بقول معروف زدی به خال (به قول انگلیسی زبان ها بوولز آی) اما من بیاد سالها قبل افتادم یعنی ۱۳۵۰ به بعد که من وارد دانشگاه ملی شدم٬ با گذشت زمان که متوجه مسائل سیاسی میشدیم و هر روز بیشتر از روز قبل از کارهای شاه که ره بسوی خودکامگی میبرد ناراحت بودیم غروب ها بر تپه های کناری دانشگاه که مشرف بر زندان (مخوف؟)اوین بود می نشستیم و ضمن ابراز همدردی با زندانیان اسیر دست جنایتکاران بر روح و روان ساواکی های جنایتکار (؟) صلوات میفرستادیم. امروز میدانیم که رقم کل کشته شدگان (اعدامی ها)در سی و پنج سال حکومت خودکامه مستبد شاه از تعداد اعدامی های دو یا سه شب اوین در اوائل انقلاب (قبل از اعدامی های دهه شصت)بیشتر نبوده.سخن کوتاه کنم بعد از همه خودکامگی ها و خودرایی ها وقتی که شاه حزب رستاخیز را درست کرد مرد و مردانه گفت اگر ناراحتید بیایید پاسپورت بگیرید و بروید (فکر میکرد ایران ارث پدریش هست و ما مستاجر) ملت هم نه تنها نرفتند بلکه اورا با فضاحت بیرون کردن.اما در دوران رافت اسلامی از روز اول (تقریبا) تک حزبی بوده که هیچ اگر بخواهید از ایران خارج شوید سر از زندان و انفرادی در می آورید. در آن دوران به عنوان مثال از شصت نماینده مجلس سنا سی نفر را شاه انتصاب میکرد و سی نفر دیگر را ملت با رای گیری انتخاب میکردند٬ اما حالا از نمایندگان مجلس تشخیص مصلحت نظام ٬ مجلس خبرگان٬ مجلس (به اصطلاح) شورا تا……نمایندگان رهبری در شعبه بانک صادرات فلان دهکده در تنب کوچک همه و همه انتصابی هستند. تنها چیزی که به عقل من میرسه اینه که بیان بگن که: شما همه برید زندان ماهم با این خداد میلیارد دلار که در هشت سال گذشته چاپیدیم اینجا یک کاری میکنیم!

     
  37. محسن(فرزند شهید)

    واینک محمدنوری زاده هومیکند اقای بااخلاق باادب که هیشه خبطه میخورم به این فحش هاوناسزاهای باادبی که نثار میکنید شایدهم باکلاس اما این هو چیست دیگر ازشما بعید است

     
  38. احسان خرمشاهی

    سلام آقای نوریزاد. این مطلب که امروز بی بی سی گذاشته بود . دقیقا حرف برادرمون مهدی خزعلی است. واسفا از جهال این قوم که از هزار دشمن خطرناک ترن. واقعا خیلی نگرانم برای مهدی خرعلی. در هر صورت من خبر بی بی سی رو براتون پیوست کردم که اگر صلاح بدونین توی سایت شاید تحلیل کنین و به طنز و کنایه مطلبی بنویسین و یادی هم در ضمن از مهدی خرعلی کنین.
    قربان شما
    منتظر ظهور مهدی: سید احسان

    —————————
    محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران، هشت سال از هر تریبونی برای فشار بر نقاط حساس اسرائیلی‌ها استفاده کرد. او کشتار میلیون‌ها یهودی به دست آلمان نازی (هولوکاست) را افسانه خواند و بارها وعده داد که اسرائیل به زودی از صفحه روزگار محو می‌شود.

    موضع گیری های تند آقای احمدی نژاد، آن هم از تریبون سازمان ملل متحد، بارها با اعتراض جمعی دیپلمات های غربی مواجه شد.
    مطالب مرتبط

    انتخابات رياست جمهوری ايران؛ پوشش ویژه
    گفته‌ها و شنیده‌ها؛ ۱۶ روز تا انتخابات

    موضوعات مرتبط

    انتخابات ٩٢

    خشم و انزجار اسرائیلی ها از شخصیت جنجالی آقای احمدی نژاد اما به معنی آن نیست که اکنون از کنار رفتنش خوشحال باشند.

    دن شوفتان، رئیس مرکز مطالعات امنیت ملی دانشگاه حیفا به بی بی سی فارسی می گوید: “احمدی نژاد چهره زشت رژیم ایران است. بنابراین از نظر اسرائیل او برای نشان دادن ماهیت رژیم به افرادی که شاید ساده لوح باشند بسیار مفید بوده است.”

    او می افزاید: “اگر شخص باهوش تری جای او بود اما همچنان به ساخت بمب اتمی ادامه می داد، از تروریسم در دنیا حمایت و با مردمش وحشیانه برخورد می کرد، کار ما برای متقاعد کردن افکار عمومی جهان سخت تر می شد. اما احمدی نژاد کار ما را راحت کرد. بنابراین ما به نوعی از پایان دوره رئیس جمهوری او متاسفیم.”

    ایران برنامه اتمی خود را صلح آمیز می داند.
    احمدی نژاد و نتانیاهو

    محمود احمدی نژاد و بنیامین نتانیاهو

    مقام های جمهوری اسلامی همچنین ترور چند دانشمند هسته ای خود را به سازمان جاسوسی موساد نسبت می دهند.

    نخست وزیر راستگرای اسرائیل در چهار سال گذشته بی وقفه درباره آن چه خطر ایران اتمی می خواند هشدار داده و تاکید کرده که برای مقابله با برنامه هسته ای ایران از هیچ اقدامی فروگذار نخواهد کرد.

    خط قرمزی که بنیامین نتانیاهو در سپتامبر سال ۲۰۱۲ در مجمع عمومی سازمان ملل متحد برای برنامه اتمی ایران کشید، اوج هشدارهایش ارزیابی می شود.

    به باور نخست وزیر اسرائیل، برنامه اتمی ایران خطریست قریب الوقوع علیه موجودیت کشورش، اما به نظر نمی رسد که چنین هشدارهایی باعث شده باشد که مساله ایران مهم ترین اولویت اکثر اسرائیلی ها شود.

    تل اشنایدر، روزنامه نگار و وبلاگ نویس اسرائیلی به بی بی سی فارسی می گوید: “بحث عمومی درباره مسایل و مشکلات اقتصادی آن قدر در اسرائیل داغ است که تقریبا هیچ فرصتی برای این که مردم درباره ایران حرف بزنند وجود ندارد.”

    خانم اشنایدر می افزاید: “مردم این جا فکر نمی کنند که موضوع ایران خیلی مهم است، مساله اصلی برای آنها اقتصاد است. بنیامین نتانیاهو قادر نیست که تمرکز افکار عمومی را از مسائل اقتصادی به مسائل امنیتی معطوف کند، هرچند سال گذشته تمام توانش را در این باره به کار گرفت.”

    محمود احمدی نژاد به زودی عرصه قدرت را ترک می کند اما برنامه اتمی ایران جایی نخواهد رفت.

    صرف نظر از این که چه کسی جانشین رئیس جمهوری ایران می شود، سانترفیوژهای ایران تحت نظر آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، به احتمال زیاد همچنان منبع تنشی بین ایران و اسراییل باقی خواهد ماند.

     
  39. نظر دهندگان محترم
    انتخابات را هو کردن و تحریم کردن فاید ه ای ندارد. آقای خامنه ای گناهی ندارد، ایشان یا هر فرد دیگری تا زمانی میتوانند حاکم بلا منازعه باشند که ملت ایران امت باشند. همانطور که در مقوله ای قبلی عرض کردم ریس جهور آقای خامنه ای از یکسال پیش منتصب شده است و فقط اسمش در روز 24 اسفند اعلام خواهد گردید. این مقوله را اکثر ایرانیها میدانند ولی باور بفرمائید بالای 51% واجدین شرائط به پای صندوقهای رای خواهند رفت. دلیلش ساده است، باور دینی نهادینه شده در فرهنگ ایرانی. تا فرهنگ دینی باشد همین آش و همین کاسه است. تنها راه نجات ایران وایرانی رجوع به عقل و خرد و دوری از خرافات و جدا کردن دین از دولت و تدوین قانون اساسی قرن بیست و یکمی طبق قوانین بشری میباشد.
    به امید روزی که عقل و خرد و اندیشه در همه ما ایرانیان به حد اعلا برسد تا فرهنگ سکولاری (جدائی دین از دولت) در فرهنگمان نهادینه شود و دولتی منتخب مردم و برای مردم و پاسخگو به مردم را برپا کنیم.
    آرش

     
  40. با سلام مجدد بر آقای نوریزاد عزیز..امروز در خبرها بود که مقام رهبری از اینکه نامزدهای رد صلاحیت شده انتخابات با تمکین به قانون نتیجه آرا شورای نگهبان را پذیرفته اند و کاری نکرده اند تشکر کردند. بنظر میرسد که بررسی همین صحبت ایشان پرده از رازهای تفکری که امروز بر ایران عزیز ما حاکم است بر دارد.
    آیا آقای خامنه ای معتقدند که دلیل تمکین این افراد این است که خودشان هم این مطلب را قبول دارند که بعله ما ناگهان فهمیدیم که ای عجب ما عجب بی صلاحیت بودیم! نه تجربه مدیریتی داشتیم و نه دیانت درست و درمانی..خدا را شکر که آقای جنتی ما را از این غفلت خارج کرد و عاقبت به خیرمان کرد!. یعنی مثلا آقای سعیدی کیا و پزشکیان اصلا وزیر و نماینده و فعال نبوده اند و اینها را فقط در خواب و رویا دیده اند..آیا ایشان حتی نیم در صد هم احتمال میدهند که چنین باشد؟..بنظر نمی رسد حتی کسی این تصور به ذهنش هم خطور کند و به ان پوزخند نزند.
    از سوی دیگر این امر نشان میدهد که آقای خامنه ای در ذهنیتشان اعتراض یعنی شورش و ریختن و زدن و هرج و مرج…اماّ چرا ایشان چنین فکر میکند ؟ به یک دلیل ساده و آن اینکه دستگاه حکومتی ایشان یا همان نظام معروف اصلا راهی برای اعتراض قانونمند برای شهروندان قرار نداده.این رد صلاحیت شدگان که یکهفته قبل از اعلام نتایج وضعیتشان را از شریعتمداری کیهان میشنوند کجا باید بروند و شکایت کنند؟ به همین دلیل است که ایشان منتظر درگیری هستند تا صلح.
    آیا واقعا رد صلاحیت شدگان تمکین کرده اند؟ اجازه بدهید به طور قطعی به شما بگویم که چهره های مطرحی که از صالحین هم هستند آخرین امیدشان را به رهبری کشور از دست دادند. اگر حتی قدری شبهه هم در بی عدالتی و زورگوئی نظام وجود داشت برای آنها رد شبهه شد و در حقیقت آقای خامنه ای با تداوم این سیاستها گروه های جدیدتری را به منتقدین خود می افزاید.شما در کجا دیده اید که بی هیچ دلیل انسانی را هتک حیثیت بکنید و او هم دست شما را ببوسد؟
    آیا این تائید صلاحیت شدگان کمکی به موقعیت رهبری می کننند؟ آیا اینکه شما از اقربای خود که هیچ سایقه اجرائی میزانی ندارد و حتی در مجلس از ناتوانترین اعضا یک کمیسیون هم ناتوانتر است را صرفا به دلیل فامیل بودن وارد این لیست کنید برای شما اعتبار است؟ آیا تائید کسی که تنها سابقه اش مذاکره مردود با مدیران کل اروپائی است و الان هم در نهایت بی تقوائی خودش و معاونش شغل حساس دبیر شورای امنیت کشور را رها کرده اند و در مسیر تهران –قم بدنبال تائید آقای مصباح است برای شما خیلی افتخار آفرین است؟ آیا تائید کسی که افتخارش زدن مردم با چوب از روی موتور است برای ایران بزرگ خیلی شرافت دارد؟ آیا تائید کسی که سالها است که از مدیریت کشور بدور است و حرف و حدیث هم در مورد پاکدستی اش بر زبانها است و حداقل رفقای نزدیکش میدانند جه اعحوبه ای است و در یک انجمن تخصصی هم رای ندارد خیلی حماسی است؟ ای رهبر عزیز ما این تذهبون؟!
    همین حرف شما یعنی عمق نگرانی و هراس شما از آینده و این را باور کنید در کوچه و بازار همه میگویند که آقا همانطور که از موسوی میترسید از هاشمی و بقیه هم میترسد. اصلا این ترس شما هم حکایتی شده است. 4 سال است که افراد بی گناهی را به حبسهای قرون وسطائی فرستاد هاید که چرا گفتند احمدی نزاد بدرد این کشور نمی خورد..یعنی همان حرفی که خودتان امروز با رد صلاحیت مشائی زدید! ولی شما از آنها میترسید که بیایندو آنچه را بر انها رفته بگویند..ولی شما چه بخواهید و چه نخواهید در آینده از این روزگاران خاطرات و کتابها و فیلم ها نوشته و چاپ و پخش خواهد شد و از بانیان این اوضاع به نفرین و نفرت یاد خواهد شد..چه آنکه با وعده بهشت آنها را به جهنم بردند و با وعده ژاپن شدن امروز در حسرت افغانستان بلا زده هستند..خوابتان خوش

     
  41. سلام نوری زاد
    آیا جز این است که /// مقتدر ،اعمال قدرت خواهد کرد و دروغ خواهد پرداخت،چنان بزرگ و شاخدار که نتوان دروغ بودنش را متصور شد؟پس آیا بهتر آن نیست که نخبگان ما به جای هو کردن این نمایش شرم آور انتصاب رییس جمهور توسط //// مقدس،مردمان را به نافرمانی مدنی بخوانند؟ البته می اندیشم که موافقت ناگهانی با حضور هاشمی بسیار نا محتمل است چرا که ///// مقدس می داند که او را نمی خواهد و حضور او در بین نامزدها به معنی دادن امکان نافرمانی مدنی به ملتی است که دیگر ///// را نمی خواهند و او به خوبی از این فاجعه خود پرداخته آگاه است.
    از سوی دیگر تو به من بگو برادر این روزگار که فی الحال داریم چیست جز فرسایشی مدام که هر نفس ما را بیش از پیش تحلیل می برد تا آن دم که دیگر حتی نای بازدم دم فروبرده را نداشته باشیم؟و آن گاه با کدام توش و توان به رویارویی با ///// برویم؟ما ملت نازنین صنایع ادبی تا کنون چه طرفی بر بسته ایم از این حجم حجیم گفتن ها و در سفتن ها؟و آیا نه که //// را با آمدن به خیابان ها مجبور به تمکین کردیم؟و آیا نه که بهار عربی حاصل حضور مردم در خیابان ها و نه تنها روشنگری در فضای سایبری بود؟ آیا به راستی نخبگان ما دچار این اندیشه اند که از راه رفتارهای مدنی چون ثبت نام برای انتخاب رییس جمهور موفق به کنترل و تحدید قدرت /// مقدسمان خواهند شد؟آیا او به روشنی ظهرهای تابستانی در آن نماز جمعه خرداد ماهی خود را به مردمش نشان نداد؟!
    تو به من بگو برادر ما را چه چاره است جز آنکه برای نافرمانی مدنی در خیابانها حاضر شویم و آماده نبردی جانانه با ///// که هیچش شرم نخواهد بود از ریختن خون ما؟!بگو برادر…داد

    —————-

    کسرای گرامی سلام و درود به شما
    پرسش های شما همگی درست، اما پاسخی که برای این پرسش ها ارائه داده اید پرهزینه و وبحران زاست. کمترین تحرک ناشیانه ی ما موجب بروز آسیب های ملی خواهد شد. کشورما درتنگنای تجزیه قرارخواهد گرفت. وما، تامی توانیم نباید به این فاجعه ورود کنیم. به سوریه یک نگاهی بیندازید؟

    با احترام

     
  42. برادر عزیزم،جناب آقای نوری زاد،جناب آقای خامنه ای //// دارند خمینی زدایی می کنند،دیکتاتوران در تاریخ نشان داده اندکه هرگز کسی رابرتر از خود نمی دانند وآقای خامنه ای هم از این ویژگی بری نیست،ضمن اینکه وای به حال مردمی که ///را ناجی خود بدانند،مگر همین آقای هاشمی نبود که مقدمات رسیدن به رهبری رابرای خامنه ای مهیا ساخت؟مگر این سیاستمدار مکار نیود که مقدمات برکناری آیت الله منتظری که رحمت خدا بر او باد،را از رهبری فراهم ساخت؟مگر ایشان نیودند که در قتلهای زنجیره ای داخل وخارج از کشور را فراهم ساخت؟حال چرا باید آقای هاشمی را منجی ملت ایران بدانیم؟از شما توضیح می خواهم جناب آقای نوری زاد گرامی.

    ——————-

    بانوی گرامی
    همین اکنون به اطرافیان هریک ازکاندیداهای صلاحیت شده اگر نظربیندازید خواهیددانست که هرکدامشان به همو صفت منجی اطلاق می کنند. واین، ایرادی ندارد. ایراد آنجاست که این نجات دهنده به آدم مقدسی بدل شود که فردا نشود ازاو درباره ی مسئولیت هایش پرسش کرد. ایکاش می پرسیدید چرا باید مقدرات وسرنوشت ما را فرد پریشان احوالی چون آقای جنتی رقم بزند؟ که می گویم: درپازل شخصیت ما، مصادره شدن، وجهی حتمی است. ما ایرانیان مرتب توسط قدرتمندان مصادره شده ایم و همانگونه که بما آموخته اند، اسم این غارت زدگی را گذارده ایم: سرنوشت. وما مرتب سرنوشت خود را ازسرمی نویسیم. همه ی این ها را رها کنید وجنتی را دریابید!

    با احترام

    .

     
  43. آقا همچین کاری رو نمی کنه

     
  44. مبارز نستوه

    درود به شرافت محمد نوری زاد ،اعتراف به اشتباه از بزرگترین شهامت هاست
    همیشه اعتراف به اشتباه در زندگی و خواست آغاز یک راه جدید از بزگترین شهامتها در زندگی هر شخص میتواند باشد. بعضی از نادانان و بی خردان ادعا میکنند ما برای مثال 60 سال هست روی این عقیده مانده ایم و کوتاه نیامده ایم و این را شجاعت میدانند. ولی اگر عقیده آنها را بررسی کنید جز مهملات و خطاهای سیاسی و اجتماعی و حتی عقیدتی چیزی نبوده که باعث بدبختی خود و یک ملت شده است .

    محمد نوری زاد مردی با شهامت که از درون ایران تبر برداشت و ابراهیم وار این تابو را شکست و از کارهای گذشته خود انتقاد کرد . بزرگترین و با شهامت ترین حرکت او این بود که گفت ما در مورد شاه اشتباه کردیم و انقلاب اشتباه بود. تعریف محمد نوری زاد را از زبان دوست عزیزم امید دانا که در زندان اوین با هم بودند را شنیدم و میدانم بر خلاف اصلاح طلبان حامی رژیم که میخواهند به قیمت از دست رفتن زندگی میلیون ها نفر از مردم ایران این رژیم بماند نوری زاد اینچنین نیست و اصولگرایی بود که یک سری اصول برای خود در نظر داشت و وقتی دید آن اصول به زندگی مردم صدمه زده آنها را کنار گذاشت.باید درود فرستاد به شرافت و آزادگی و شجاعت محمد نوری زاد و امثال او که جان انسان برای او ارزش دارد.

    در واقع اقرار به اشتباه بسیار کار پسندیده ای هست. حتی اگر امثال خامنه ای و یا دیگران اقرار به اشتباه و کناره گیری میکردند و ضمینه یک انتخابات آزاد را فراهم میکرد دیدگاه مردم ایران هم نسبت به آنها تغییر میکرد ولی متاسفانه آنها توهم زده اند و دستی که به خون آلوده شد سخت هست که بتوان آن را شستشو داد.

    من به عنوان یک هوادار پادشاهی ، ایرانی را میخواهم که محمد نوری زاد بتواند به راحتی حرفش را بزند حزبش را تشکیل بدهد و عقیده و اعتقاد خود را هم داشته باشد. ایرانی که من نوعی میخواهم یک نظام پادشاهی پارلمانی نه به سبک گذشته بلکه به سبک نروژ و سوئد و دانمارک هست. دانمارکی که تعداد زندانی هایش 8 نفر هست . نروژی که اولین کشور از نظر سطح رفاه مردمش هست و امثالهم. حتی شاهزاده رضا پهلوی اگر پادشاهی هم بخواهد به سبک گذشته به هیچ وجه نیست.

    امیدوارم که همه به ایران بیاندیشیم و این سخن شاهنشاه آریامهر را آویزه گوش کنیم.

     
  45. این را خوانده ای آقای نوری زاد؟

    نقدی بر نامه ­های محمد نوری­ زاد

    نقدی بر نامه ­­های نوری ­زاد

    به نظر می­رسد چند نقد کلی بر آقای محمد نوری­زاد و نامه­هايش وارد است:

    1ـ متأسفانه آقای نوری­زاد بدون توجه به انديشه تاريخی که حاکم بر پروژه انقلاب اسلامی است پا پيش گذاشته و به قضاوت درباره توفيق يا عدم توفيق آن پرداخته­اند. در انديشه حکمت تاريخی شيعه، عدالت حقيقی و سعادت واقعی در اين جهان، در عصر ظهور رخ می­دهد و پيش از آن، قابليت تحقق ندارد. بر اين اساس، انقلاب اسلامی به عنوان يک انقلاب زمينه­ساز و آماده­گر برای آن واقعه بزرگ به شمار می­رود و اگر از عدالت و پيشرفت و سعادت سخن می­گويد، عدالت در مقام زمينه­سازی است نه عدالت تام و مطلق.

    حضرت امام خمينی (ره) هم درباره هدف اصلی انقلاب اسلامی می­فرمود:

    «مسئولان ما بايد بدانند كه انقلاب ما محدود به ايران نيست، انقلاب مردم ايران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچم­دارى حضرت حجت (عج) است». (صحيفه امام، ج 21، ص 327)

    اما آقای نوری­زاد می­گويند: «ما می­خواستيم انسان را در کمال انسانیت خود به نمایش بگذاریم و حالا مشخص شده که ما نه تنها در رسیدن به آن آرمان­های طلایی شیعی موفق نبوده­ایم، بلکه از دست­یابی به مقدمات یک نهضت انسانی نیز عاجز مانده­ایم».

    متأسفانه در لا به لای ملاحظه می­شود که درک ناقص و غیرواقع­بينانه از آرمان­های انقلاب اسلامی، و نگاه استقلالی (نه نگاه زمينه­ساز) به اين انقلاب، موجب طرح انتظارات دور از دسترس و پيدايش سوء­تفاهمات و بدبينی­های افراطی فراوان می­شود و امثال محمد نوری­زاد را به وادی بی­انصافی و تحليل­های بريده از زمان و مکان می­کشاند. اينان ابتدا تحقق بهشت زمينی و آرمان­شهر نهايی بشر را به عنوان هدف انقلاب اسلامی معرفی کرده و سپس همگان را به کوتاهی و دروغ­گويی و انحراف از مسير، متهم می­سازند؛ غافل از آن­که انقلاب ما يک انقلاب زمينه­ساز است و اگر از انقلاب سياسی، انقلاب فرهنگی و انقلاب اقتصادی سخن می­گويد همه­اش در مقام انتظار، آماده­گری، نمونه­سازی و نشان دادن مختصات کلی آينده بهتر است و قرار نيست که همه آن­چه از عدالت و امنيت قرار است در عصر ظهور اتفاق بيفتد در مقطع اين انقلاب جامه تحقق بپوشد.

    نکته مهم ديگر آن است که نداشتن ذهنيت اسلامی در فلسفه تاريخ، به عدم فهم شاخص­های حقيقی توسعه اسلامی ـ ايرانی (که با شاخص­های توسعه غربی متفاوت است) منتهی می­گردد. شاخص­ محوری توسعه اسلامی ـ ايرانی، رشد معنويت ولايی و گسترش شريعت الهی در جامعه است نه توليد تکنولوژی خاصی که در خدمت رفاه و لذت اجتماعی قرار می­گيرد. البته توليد اين تکنولوژی هم مهم است و اهميت خاص خود را دارد اما در زمره شاخص­های محوری توسعه اسلامی به شمار نمی­رود؛ بلکه شاخص فرعی و يا تبعی است.

    بايد اذعان کرد که به رغم ادعاهای آقای نوری­زاد، جمهوری اسلامی اکنون در مسير تحقق آرمان­های معين خويش با قدرت و موفقيت تمام پيش می­رود و می­رود که مستضعفان و ستم­ديدگان جهان را برای مقابله نهايی با مستکبران آماده سازد.

    2ـ نقد ديگر بر آقای نوری­زاد، فقدان بصيرت است. بصيرت يعنی قدرت اولويت­بندی امور و تشخيص اهم و مهم. در جای جای اين نامه­ها مسائلی مثل توقيف فلان روزنامه، اشتباهات فلان نماينده ولی فقيه در فلان شهر، عدم برگزاری مراسم یادبود دکتر شريعتی در جمهوری اسلامی، بالا بودن آمار اعتياد در کشور، نشستن آدم­های غيرکارشناس بر برخی از مناصب مهم، و … مطرح شده و با تکيه بر آنها، کليت حرکت حکيمانه و مقتدرانه نظام زير سؤال رفته است. ما به اين می­گوييم: بی­بصيرتی! بی­بصيرتی که شاخ و دم ندارد. بی­بصيرتی يعنی احساس حقارت در برابر مظاهر تمدن غرب و نديدن حضور الهام­بخش فرهنگ انقلاب اسلامی در مقياس منطقه­ای و جهانی. بی­بصيرتی يعنی نديدن حضور بی­سابقه، مشتاقانه و دشمن­شکنانه ملت در انتخابات گذشته و ادعای پوچ تنها ماندن نظام. بی­بصيرتی يعنی نديدن توفيق دين در تحقق آزادی صحيح و توفيق در نفی نظری و عملی سفسطه جهانی جدايی دين از سياست. بی­بصيرتی يعنی نديدن امتداد استکبار و کفر تاريخی که در کمين انقلاب اسلامی نشسته­اند! بی­بصيرتی يعنی نديدن دروغ­گويی­های سران فتنه و جرايم بزرگ آنها و توطئه­های براندازانه مطبوعات وابسته، و در مقابل، بزرگ جلوه دادن مسائل جزئی.

    3ـ نقد سوم، برداشت غيرنظام­مند از معارف دينی است. نوری­زاد با ادبياتی که متأثر از ادبيات روشن­فکران و سران فتنه است می­گويد: «وقتی امام علی (ع)، مرگ را بر خود و یاران خود روا می­داند آن­گاه که خبر ربوده شدن یک خلخال از پای یک زن یهودی را می­شنود، چگونه است که دوستان امروز ما، از شنیدن خبر کشته شدن مردم به دست عوامل حکومت، مرگ را از خدا تقاضا نمی­کنند؟» فعلاً از اطلاق کلمه «مردم» (!؟) به گروهی اغتشاش­گر و قانون­گريز که بنا به اسناد و مدارک و اعترافات خودشان، جزو ستون پنجم دشمن بوده­اند صرف­نظر می­کنيم. بحث اصلی که هر از چند گاهی در بيانيه­ها و مقاله­های فتنه­گران مشاهده می­شود بحث کشیده شدن یک خلخال از پای یک زن یهودی و آرزوی مرگ از سوی اميرالمؤمنين (ع) نسبت به اين حادثه احتمالی است. به نظر می­رسد يکی از آفات پژوهش­های دينی در جامعه ما که آثار خود را در سياست هم نشان می­دهد نگاه غيرنظام­مند است. نگاه غيرنظام­مند به اين عرصه يعنی ملاحظه بخشی از آموزه­های دينی و سيره معصومين (ع) و رها کردن بخشی ديگر. به عبارت ديگر، نگاه غيرنظام­مند يعنی «نؤمن ببعض و نکفر ببعض»! تکيه بر ماجرای زن یهودی و استفاده از آن برای محکوم کردن رفتار حکومت اسلامی با دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی و منافقان و عوامل اغتشاش­گر، مصداق بارز نگاه غيرنظام­مند و تحریف آمیز به آموزه­های دينی و سيره معصومين (ع) می­باشد. اينان اگر دقت کنند سخنان و رفتارهای بسياری در دين اسلام و سيره معصومين (ع) خواهند يافت که بر مقابله قاطع حاکم اسلامی با دشمنان دين خدا و منافقان و اغتشاش­گران تأکيد می­ورزد؛ به عنوان مثال، اميرالمؤمنين (ع) در جنگ با اغشاش­گران داخلی، در يک روز چند هزار نفر را به قتل می­رساند و يا آن هفتصد یهودی که در جنگ با پيامبر اسلام (ص) دستگير شده و حاضر نشدند شرايط را بپذيرند را گردن زدند! و برخوردهایی از اين قبيل. منورالفکرها و آقای نوری­زاد بايد بدانند که اساس حکومت اسلامی و هويت دينی و انقلابی در جهان امری نيست که بتوان با تسامح با آن برخورد کرد. اگر کسی يا کسانی بخواهند به توطئه بپردازند و در مقابل حاکم اسلامی دست به شمشير ببرند حکومت اسلامی چاره ای جز برخورد اسلامی، انقلابی، قانونی و قاطع با آنان را ندارد و اگر هم ريزشی اتفاق بيفتد موجب برکت خواهد بود و فضای خالی برای رويش­های نو در عرصه­های ملی، منطقه­ای و جهانی پديد خواهد آمد.

    جريان آن زن یهودی هم هرگز بر ماجرای اين توطئه­گران و اغتشاش­گران صدق نمی­کند که مدام از آن شاهد می­آورند تا از حکومت بخواهند تا با معاندان و دسيسه­چينان با مهربانی رفتار کند! اگر نگاه نظام­مند به دين داشته باشيم و «نؤمن ببعض و نکفر ببعض» نباشيم بايد از قاطعيت حکومت در مقابل دشمنان، و صيانت از آراء ملت، و مهربانی­اش با آنان، که در رابطه صميمی مردم و مسئولان در انتخابات­ها، سفرها و … نمایان است حمايت کنيم نه اين که به سرزنش آن بپردازيم!

    4ـ نقد ديگر، تأثيرپذيری آقای نوری­زاد از القائات روشن­فکران و معاندان است به طوری که اين امر، ايشان را از کسوت يک منتقد مستقل و آزادانديش خارج می­سازد. ايشان مکرراً مطالبی را به مسئولان گوش­زد می­کنند که پيش از ايشان بارها از زبان همان روشن­فکران و معاندان بيان شده و به قلم درآمده است. در واقع، بيش­تر مطالب نامه­های ايشان چيز جديدی نيست و لازم نبود که اين همه زحمت به خود بدهند و قلم­فرسايی کنند و خيال کنند که شاه­کار کرده­اند! در ثانی، سرگشاده نوشتن اين­گونه نامه­ها به معنای تکيه بر مواضع آن روشن­فکران و معاندان، و هم­راهی با آنان برای فشار بر نظام است نه خيرخواهی حقيقی. انقلابيون ما ساده­لوح نيستند که تمسخر حکومت اسلامی، قضاوت­های غيرمنصفانه، ذهن­خوانی­های غلط، تهمت قتل و جنايت به نظام و دروغ­گويی­های ديگر، اتهام قدرت­طلبی به ارکان نظام، و خلاصه، خوشحال کردن دل توطئه­گران را به حساب خيرخواهی بگذارند! آن چه از از مقايسه بخش­های اهم و مهم نامه­ها آشکار می­شود، کج­روی فکری، بی­بصيرتی و اسلام­ناشناسی و کينه­توزی آقای نوری­زاد را می­رساند که با چاشنی ابراز محبت و نرمش همراه شده است.

    5ـ و بالاخره اين­که آقای نوری­زاد در آسيب­شناسی جامعه خود و به خصوص در دشمن­شناسی­اش دچار سطحی­نگری و لغزش شديد است. ايشان توجه نمی­کنند که عداوت و هجمه دشمنان اسلام و انقلاب امروزه از طريق فرهنگ علمی غرب صورت می­پذيرد و جريان­های غرب­زده و يا غرب­پرست، ابزار اين تهاجم هستند. درست به همين جهت است که به کوری چشم فتنه­گران فراری، عرصه فکر و فرهنگ هم هم­چون عرصه نظامی، آوردگاه کارزار نرم ميان حق و باطل است و افسرانی و فرماندهانی دارد. باز هم آقای نوری­زاد اشتباه کرده و به جهت خطا در دشمن شناسی، نوک پيکان اتهام را به طرف یارانی از انقلاب نشانه رفته­اند که علی رغم انتقاداتی که به آنها وارد است ولی «دوست» هستند و در رکاب نظام فعاليت می­کنند و برآيند فعاليت­شان مثبت است.

    ايشان بايد بدانند که آن­چه امروز به عنوان مانعی در راه موفقيت­های هر چه بيشتر انقلاب اسلامی ظاهر شده، علوم مادی و غربی است. يعنی اين علوم، از آن­جا که ابزار تحقق آرمان­های مادی انسان غربی بوده­اند در درازمدت کمتر می­توانند در جامعه اسلامی مفيد واقع شوند و آرمان­های بلند جامعه شيعی را برآورده سازند. در جامعه اسلامی ما تصميمی از سوی تصمیم­گيران گرفته نمی­شود مگر اين­که کارشناسی غربی و کارشناسان آشنا، در آن تصميم­گيری حضور محوری دارند؛ از اين­رو اگر ناهنجاری­های اجتماعی وجود دارد در همين علم و کارشناسی غربی ريشه دارد نه در تعلقات و انديشه­های دينداران و انقلابيون. در واقع، يکی از دشمنان مهم ما علم مادی غربی است و نيز همه کسانی که ما را به انفعال و تسليم در مقابل اين علم فرا می­خوانند و نمی­خواهند که ياران انقلاب اسلامی با توليد علوم دينی به سمت تمدن زمينه­ساز و آماده­گر حرکت کنند دشمن ما هستند.

    البته مطالب ديگری درباره منت­های بی­موردی که آقای نوری­زاد بر انقلاب می­گذارد، برخوردهای ايشان با مراجع بزرگوار، همراهی جاهلانه با ولايت و خودشيفتگی، خودبزرگ­بينی و خودمحوری­های گذشته­شان (نه حقيقتاً ولايت­محوری)، و نکاتی از اين قبيل هم قابل طرح است که از آنها صرف­نظر می­کنم. در مجموع می­توان گفت که آقای محمد نوری­زاد كسي است كه از «عدم تعادل» رنج مي­برد. نه به آن دوران كه در جلسات عمومي، رهبري نظام را «سیدي و مولاي» خطاب مي­كرد و نه به اكنون كه خود را بالاتر و فهيم­تر از رهبري نشانده و عملكرد حكيمانه ایشان كه مورد اعتراف دوست و دشمن است را زير سؤال مي­برد و اهانت­ها، تهمت­ها و افتراهاي زیادي به معظم له روا مي­دارد! البته آقاي نوري­زاد به خیال خود مي­خواهد این عدم تعادل را به حساب فراجناحي و منطقي بودن خود بگذارد اما غافل از آن­كه اين ترفندها هم هرگز نمي­تواند و نتوانسته كه بر عدم تعادل فكري و روحي ایشان سرپوش بگذارد. نوري­زاد گرفتار جريان فتنه قبل و پس از انتخابات شد و فتنه­زده شد و نامه­هايش هم تاريک و فتنه­زده است. اين نامه­ها به شکلی متفاوت، امتداد همان خط توهم سبز است که سطحی­نگری­ها، تهمت­ها و دروغ­ها را با ادعای خيرخواهی بيان کرده است.

     
  46. گرفتاري خامنه اي از اينه كه استقلال فكري خودش رو از دست داده و واقع بين نيست چون تحت تاثير صحبت اطرافيان قرار مي گيره چنين فردي با وجود تمام تيزهوشي تو لحظه اخر تصميم درست نمي گيره .من كم كم دارم به اين نتيجه ميرسم كه اين ايه قران در مورد اين افراد صدق ميكنه كه //// (خودشون به جون هم مي افتن)منتها ماهم نبايد تماشاچي باشيم وهر كار منطقي ودرستي در توانمون هست بايد انجام بديم.

     
  47. ای از نیمه راه برگشته
    به قول اوینی شهید
    …هرگاه در قرآن در وصف بهشت می خواندم که لا تسمع فیها لاغیه و یا لا یسمعون فیها لغوا و لا تاثیما در شگفت می آمدم که مگر هرزه شنیدن و زخم زبان چه دردی دارد که بهشت را اینچنین ستوده اند : جاییکه در آن لغو و تاثیم به گوش نمی رسد حال در می یابم …
    چه زیبا فرمود امیر المومنین که «خدا رحمت کند آن کسی را که دانست از کجا آمده است و در کجاست و به کجا می رود»
    تو کجایی؟ بسوی کجا میروی؟
    خدا همه ما را هدایت کند انشا الله

     
  48. ﻋﺮﻓﺎﻧﻴﻴﺎﻥ

    ﺣﻔﻆ ﻧﻆﺎﻡ اﻭﺟﺐ ﻭاﺟﺒﺎﺕ اﺳﺖ
    ﺳﻼﻡ ﺁﻗﺎﻱ ﻧﻮﺭﻳﺰاﺩ ﻣﻦ ﻣﻮﻧﺪﻡ ﻛﻲ ﺑﻴﺎﺩ اﻭﻥ ﺭﻭﺯ ﻛﻪ ﺁﻗﺎﻳﺎﻥ ﺩاﺩﻥ اﻣﺘﻴﺎﺯ ﺑﻪ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﻓﺮﻭﺧﺘﻦ ﺁﺭﻣﺎﻧﻬﺎﻱ ﻓﻠﺴﻂﻴﻦ ﺑﻪ اﺳﺮاﻳﻴﻠﻴﺎﻥ ﺣﺮاﺝ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻧﻔﺘﻲ ﺑﻪ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺩاﺭاﻥ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺭا ﺣﻔﻆ ﻧﻆﺎﻡ ﺑﺪاﻧﻨﺪ
    ﻭﻗﺘﻲ ﺑﺘﻮاﻥ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﺑﻪ ﺟﻮاﻧﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺁﻳﻨﺪﻩ اﻱ ﺑﺮاﻱ ﺧﻮﺩ ﻣﺗﺼﻮﺭ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ ﺭا ﺑﺮاﻱ ﺣﻔﻆ ﻧﻆﺎﻡ ﺟﺎﻳﺰ ﺩاﻧﺴﺖ ﭘﺲ ﺗﻤﺎﻡ ﺁﻥ ﻧﻜﺎﺕ ﺑﺎﻻ ﺭا ﻫﻢ ﻣﻴﺘﻮاﻥ ﺑﺮاﻱ ﺣﻔﻆ ﻧﻆﺎﻡ ﺟﺎﻳﺰ ﺩاﻧﺴﺖ
    ﺣﺎﻝ ﺑﺎﻳﺪ ﻣﻨﺘﻆﺮ ﺑﻮﺩ و ﺩﻳﺪ ﻛﻲ ﺁﻗﺎﻳﺎﻥ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺑﺮﺳﻨﺪ
    اﺳﻢ اﻳﻦ ﺭا ﻫﻢ ﮔﺬاﺷﺘﻪ اﻧﺪ اﺻﻮﻟﮕﺮا
    ﺩﻭﺳﺘﻲ ﺩﺭ اﻳﻦ ﺻﻔﺤﻪ ﺩﺭﺩﻧﺎﻣﻪ اﻱ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ و اﺯ ﺯﻣﻴﻦ و ﺯﻣﺎﻥ ﺷﻜﺎﻳﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ و اﺯ ﺁﻗﺎﻱ ﻧﻮﺭﻳﺰاﺩ ﻋﻠﺖ اﻳﻦ ﺳﺮﺩﺭﮔﻤﻲ و ﻓﻼﻛﺘﻲ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﮔﻴﺮ ﺷﺪﻩ ﺭا ﺟﻮﻳﺎ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ
    ﺧﺪﻣﺖ اﻳﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﮔﺮاﻣﻲ ﻋﺮﺽ ﻛﻨﻢ ﻛﻤﺎ ﺑﻴﺶ اﻳﻦ اﺣﺴﺎﺱ ﺑﺮاﻱ ﺑﻴﺸﺘﺮ اﻳﺮاﻧﻴﺎﻥ ﺣﺎﻟﺖ ﻧﺮﻡ ﺭا ﭘﻴﺪا ﻛﺮﺩﻩ
    ﻭﻟﻲ ﻣﻦ ﺷﺨﺼﺎ ﺗﻌﺠﺒﻲ اﺯ اﻭﺿﺎﻉ ﻫﭽﻞ ﻫﻔﺖ اﻳﺮاﻥ ﻧﻤﻴﻜﻨﻢ
    ﺑﻪ ﻳﺎﺩ ﺩاﺭﻡ ﻗﺒﻞ اﺯ ﺳﻘﻮﻁ ﺷﺎﻩ ﺩﺭ اﻳﺮاﻥ ﭼﻨﻴﻦ ﺟﺎ اﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ اﮔﺮ ﻣﺎ اﻳﺮاﻧﻴﺎﻥ ﻛﺸﻮﺭ ﺁﺯاﺩﻱ ﺩاﺷﺘﻴﻢ ﺑﻪ ﺳﻪ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﮊاﭘﻦ ﺭا ﺩﺭ ﺟﻴﺐ ﻛﻮﭼﻜﻤﺎﻥ ﻣﻴﮕﺬاﺷﺘﻴﻢ
    اﺳﺘﻌﺪاﺩ اﻳﺮاﻧﻲ ﺩﺭ ﺩﻧﻴﺎ ﺗﻚ اﺳﺖ ﻏﺬاﻫﺎﻱ اﻳﺮاﻧﻲ ﺑﻴشﺘﺮﻳﻨﻬﺎ ﺩﺭ ﺩﻧﻴﺎﺳﺖ و ﻧﻤﻮﻧﻪ ﻧﺪاﺭﺩ ﺯﻳﺒﺎ ﺗﺮﻳﻦ ﻛﺸﻮﺭ ﺩﻧﻴﺎﺳﺖ ﺑﺎ ﭼﻬﺎﺭ ﻓﺼﻞ ﺧﻮﺷ ﺘﻴﭗ ﺗﺮﻳﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺟﻬﺎﻧﻴﻢ ﺟﺴﻮﺭﺗﺮﻳﻦ ﺑﺎﻣﻌﺮﻓﺖ ﺗﺮﻳﻦ
    و ﺧﻼﺻﻪ ﻫﻤﻪ ﺗﺮﻳﻨﻬﺎ ﺭا ﺧﺪا ﺑﻪ ﻣﺎ ﺩاﺩﻩ
    ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻘﻴﺪﻩ و ﻣﻜﺘﺒﻤﺎﻥ ﻫﻢ ﻫﻤﻴﻦ ﺩاﺳﺘﺎﻥ ﺑﻮﺩ. ﺑﻪ ﻳﺎﺩ ﺩاﺭﻡ ﺭﻭﺯﻱ ﺩﺭ اﻳﺎﻡ ﻋﺎﺷﻮﺭا ﺷﺒﻲ ﺭا ﺩﺭ ﺗﻜﻴﻪ ﻣﺤﻞ ﺻﺒﺢ ﻛﺮﺩﻳﻢ
    ﺁﺧﻮﻧﺪﻱ ﻫﻢ ﺣﻀﻮﺭ ﺩاﺷﺖ و ﻣﺎ ﺭا ﻧﺼﻴﺤﺖ ﻣﻴﻜﺮﺩ. ﺭﻭاﻳﺘﻲ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﺮﺩ اﺯ اﻣﺎﻣﺎﻥ ﻛﻪ ﺑﻠﻪ ﺧﺪا ﻫﺮ ﭼﻪ ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ و ﺯﻣﻴﻦ ﻫﺴﺖ ﺭا ﻓﻘﻄ و ﻓﻘﻄ ﻣﺤﺾ ﺧﺎﻃﺮ ﻋﺰﻳﺰ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﺤﻤﺪ ﺁﻓﺮﻳﺪ
    و ﺧﻼﺻﻪ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﻫﻢ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ﺭا ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﺮﺩ ﺑﺎﻻ ﺑﺎﻻ ﻛﻪ ﺩﻳﮕﻪ ﺻﺪاﻱ ﻳﻜﻲ ﺩﺭ اﻭﻣﺪ و اﺯﺵ ﭘﺮﺳﻴﺪ ﺣﺎﺝ ﺁﻗﺎ اﻣﻜﺎﻥ ﺩاﺭﻩ ﺗﻮ اﻳﻦ ﺭﻭاﻳﺖ اﻏﺮاﻕ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺷﻪ ﺁﺧﻮﻧﺪه ﮔﻔﺖ ﻧﻪ ﺑﻪ ﻫﻴﭻ ﻭﺟه ﺗﺎﺯﻩ ﻣﻦ ﻛﻠﻲ اﺯ اﻭﻥ ﺭﻭاﻳﺖ ﺭﻭ ﺳﺎﻧﺴﻮﺭ ﻛﺮﺩﻡ ﻛﻪ اﻳﻦ ﻣﺸﻜﻞ ﭘﻴﺶ ﻧﻴﺎﺩ .
    ﭘﺲ ﺟﺎﻱ ﺗﻌﺠﺐ ﻧﻴﺴﺖ ﻣﻠﺘﻲ ﻛﻪ ﺗﺼﻮﺭﺵ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺵ اﻳﻨﻘﺪﺭ ﺩﻭﺭ اﺯ ﻭاﻗﻌﻴﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﻫﻢ ﺳﺮ اﺯ اﻳﻦ ﻧﺎﻛﺠﺎﺁﺑﺎﺩ ﺩﺭ ﺑﻴﺎﺭﻩ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺁﺧﻮﻧﺪﻫﺎﻱ ﻣﺎ ﺑﻪ ﻣﺤﺾ اﻳﻨﻜﻪ ﺧﻴﺎﻝ ﻛﻨﻦ ﺑﺎ اﻳﻦ ﺣﺮﻓﻬﺎ ﻣﻴﺘﻮﻧﻦ ﺑﻪ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﻬﺎ اﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﺑﺪﻥ و اﻭﻧﻬﺎ ﺭﻭ ﻛﺴﻲ ﻛﻨﻦ ﻣﻌﻂﻞ ﻧﻤﻴﻜﻨﻢ ﻫﺮ ﺩﺭﻭﻍ و اﻏﺮاﻗﻲ ﺭا ﺟﺎﻳﺰ ﻣﻴﺸﻤﺎﺭﻥ اﻧﮕﺎﺭ ﺩاﺭﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﻭ ﺑﺎ اﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﺑﺎﺩ ﻣﻴﻜﻨﻦ
    و ﭼﻮﻥ نیتشون ﺭﻭ ﺧﻮﺏ ﻣﻴﺪﻭﻧﻦ ﻫﻴﭻ ﻋﺬاﺏ ﻭﺟﺪاﻧﻲ ﻧﺪاﺭﻥ و ﺑﻠﻜﻪ اﻭﻥ ﺭﻭ ﺛﻮاﺏ ﻫﻢ ﻣﻴﺪﻭﻧﻦ
    اﻟﺒﺘﻪ ﺩﺭ اﻳﻨﻜﻪ اﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺷﺨﺼﻴﺖ ﺩاﺩﻥ ﻣﻘﻂﻌﻲ ﺟﻮاﺏ ﻣﻴﺪﻩ ﻭﻟﻲ ﺩﺭ ﺩﺭاﺯ ﻣﺪﺕ ﺩﻣﺎﺭ
    اﺯ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﻣﺎ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﺭﻩ ﻛﻤﺎ اﻳﻨﻜﻪ ﺁﻭﺭﺩ ﺷﻜﻲ ﻧﻴﺴﺖ
    ﺁﺧﻮﻧﺪﻫﺎی ﻣﺎ ﺑﺎﻳﺪ اﺳﻼﻡ ﺩﻳﮕﻪ اﻱ ﺑﻴﺎﺭﻥ
    ﺧﺪا ﻫﻤﻪ ﻣﺎ را ﺷﻔﺎ ﺑﺪﻩ

     
  49. سلام وعرض ادب،اگر درداخل کشورمان،ایران 10انسان پاک وباخرد مانند جنابعالی درطول این33سال بود وطن وملت باین روز سیاه نمی افتاد.درود به آن مادری که ترا پروده است

     
  50. نوری زاد عزیز . این همه زحمت به خود نده که سعدی گفته است :
    چو تیره شود مرد را روزگار
    همه آن کند کش نیاید به کار
    چه رسد به اینکه خود روزگار خود را تیره کرده باشد .

     
  51. با سلام بر جناب نوریزاد عزیز…آنچه که امروز از حال و روز جمهوری اسلامی می بینیم شاید برای ایرانیان درس بزرگی باشد که نسلهای بعد در پرتو ان سعادت یابند. سوگمندانه باید عرض کرد که در هر دو رژیم جمهوری اسلامی و شاهنشاهی هیچگاه توان ایجاد یک نظام را نیافتند هر چند که ادعای فراوان دارند ولی هر دوی آنها رژیمهائی بر اساس سلطه یک گروه قدرتمند بر دیگران هستند. در درون رزیم پادشاهی امکان ظهورو بروز هیچ حاکم دیگری متصور نیست مگر از درون خاندان سلطنت و در جمهوری اسلامی هم خارج از مدار قدرت تعریف شده کسی نمی تواند وارد شود و دلیل شورای نگهبان هم همین است. لذا ایرانیان باید بیاموزند که سیستم حکومتی ایده ال آن است که قدرت در اختیار خانواده و گروه خاصی نباشد و امکان چرخش منطقی آن باشد.
    البته ایرانیانی که انقلاب کردند به این امر سخت باور داشتند ولی از بد حادثه اسیر کسانی شدند که چنین تمایلی نداشتند وآنها را صرفا وسیله تامین خواسته های خود کردند و امروز نیز نیز این ملک غصبی را رها نمی کنند و این ماجرای مخفی نسیت. امروز در تمامی مجامع حصوصی و نیمه باز بحث این است که رهبری گفته است به هر نحو باید جلیلی رئیس جمهور بشود و اینها همه بازی است. درست یا غلط این امر که مردم یک کشور رهبری خود را دروغگو بدانند بسیار دردناک هست.اینکه حاکمان خود را مشتی دغلباز بشناسند زشت است و متاسفانه دلایل محکمی هم برای آن ابراز می کنندوآقای خامنه ای نمی داند که مردم امروز از کانال شایعه بسیاری از اطلاعات خود را دریافت می کنند و دستگاه حکومتی ایشان هیچ نقشی در اطلاع رسانی ندارد .
    اماّ چرا رژیم شاهنشاهی در ایران سقوط کرد ولی در انگلیس اصلا تصور سرنگونی هم خنده دار است؟ به یک دلیل ساده و آن اینکه پادشاه انگلیس کاری به کار مردم ندارد و مردم خود کار خود می کنند ولی در چارچوب پادشاهی. این درس گرانبهائی بود که غربیان از تحولات عالم گرفتند و این چنین پیشتاز شدند و کسانی را که این حرف را نفهمیده بودند در کنترل خود گرفتند. آیا اگر شاه ایران واقعا راضی به انتخابات آزاد و احزاب میشد امکان سرنگونی خاندانش وجود داشت؟ پاسخ این سئوال قطعا منفی است کما اینکه خود آقای خمینی خواستار رعایت قانون اساسی پادشاهی در سال 42 بود. امروز آقای خامنه ای دقیقا مسر پهلوی ا را دنبال میکند و به جای اینکه به مردم امکان حل مشکلاتشان را بدهد خود با محوریت قدرت خود که مبانی انرا با سعادت ایرانیان در تضاد می بیند از هر نوع حرکت آنان ممانعت میکند. او این دایره قدرت را چنان تنگ گرفته که حتی افرادی مثل موسوی و هاشمی و کروبی را هم در ان راه نیست.
    رد صلاحیت آقای هاشمی که میدانیم و میدانید برای دنیای شما آخرت خود را با جعل خبر دروغ در روز بعد از فوت آقای خمینی به حراج گذارد، بدلیل سن موضوعی است که همه به آن میخندند و مشروعیت این حرف را عکس العمل مردم بخوبی نشان میدهد. اماّ آقای خامنه ای متوجه نیست که خود ایشان هم چندان فاصله ای با آقای هاشمی به لحاظ سن ندارد و امروز قانونی را نوشته که می تواند در چرخش ایاّم شامل خودش هم بشود و باید با حضور افراد بی چاک و دهن و بی شخصیتی که دور ایشان جمع شده اند فکر آنروز را هم بکند. اگر فردی مثل آقای مصباح که تا همین چند روز پیش فرد مورد نظر خود را بر ترین در زمین و زمان میدانست به سرعت برق و باد نظر خود را عوض میکند دیگر آقای خامنه ای بر روی دیوار وفاداری او چه یادگاری می تواند بنویسد؟ واقعا ایشان جرات دارد که به آن فردی هتاک در کسوت نظامی که رکیک ترین الفاظ را به خانواده هاشمی نثار میکند اطمینان کند که روزی با خودش و یا خانواده اش اینکار را نکند؟
    اینکه شما بیایید چندین وزیر با تجربه و باسواد و متعهد را رد صلاحیت کنید و آنگاه فردی مثل جلیلی را این شورای نگهبان شما تائید کند پیش خودتان شرمنده نیستید؟ شما مگر نباید حافظ این مردم باشید؟ اصلا شما مطمئنید که این آقا که آنقدر بی تقوا است که از همین حالا دروغ میگوید به شما وفادار خواهد بود؟ شما متاسفانه حتی منافع شخصی خود را هم تشخیص نمی دهید پس چرا باید سرنوشت این ملک را بدست شما داد؟
    متاسفانه مجلس خبرگان و علمای اعلام هم در این مصیبت نقش کلیدی دارند که امیدوارم هنوز آنقدر شخصیت درشان باشد که قدری به خود آیند.

    ———————-

    سپاس ازیاران عزیز بخاطر این نوشته ی هوشمندانه و منصفانه اش
    سپاس

     
  52. سلام ،و سپاس برای پاسختان که دل من و بسیاری دیگر از هم وطنان را شاد کرد. زمانۀ غریبی است برادر خوبم، شرمنده ام که شک و تردید و بی اعتمادی تا مغز استخوانمان را می جود و سوهان به اعصاب و روانمان می ساید. اگر جسارتی بود به بزرگواریتان ببخشید، ما چنان شما را دوست می داریم که وحشت از هر گونه لغزش احتمالیِ شما تنمان را می لرزاند. پاینده و استوار باشید که جایتان در قلب بسیار بسیار از مردمان خوبمان محفوظ است.

    صمیمانه دستتان را می فشارم
    بهار

     
  53. اصولا مشرکین و کفار از بن عقیده دچارالودگی اند!!! چرا بدلیل اینکه خود نیک میدانند که تا چه اندازه در مسیر غلط راه پیموده اند و بضرب زور و دروغ و فساد و ایجاد نا هنجاریهای اجتماعی مانند فقر و فحشا و اعتیاد و اختلاس و… بر زیر ساختی موهوم و غیر قابل دفاع امرار معاش متعفن مینمایند!!! که متاسفانه ادامه نیز دارد!!! این درحالیست که کشور قطر میلیونها سال {با نوع حرکت لاکپوشتی این متحجران توهم زده که شوربختانه بر کشوری متمدن ،بناحق و بر اساس زیر پا گذاشتن خون هزاران جوان رعنا و دلبند مردم حاکم شده اند} حداقل در یک میدان مشترک با آن حجم و وسعت از ما جلوترند و از دید علمی و با این تشنج آفرینیها ممکن نیست که در مقام برابر قرار گیریم!!! این یک مورد به تنها یی سند خیانت این قوم نابخرد کار نابلد نیست!؟ در حالی که تمام کشور در محاصره نفهمی های این جانشینان مدعی ولایت!!! قرار دارد و روز بروز بر ماندن ناعاقلانه این قوم متجاوز در این موقعیت دامن زده میشود!!! برای حفظ بشار اسد جانی وام انسانی کم بوده واکنون وام هفت میلیارد دلاری به سوریه میدهند!!! دیگر دنبال جه میگردیم!؟ انتصاب فردی بله قربانگو حال جلیلی باشد یا ولایتی چه تفاوتی دارد!؟ تنها مهره ای کوتوله با مهره کوتوله دیگر در نمایشی سراسر تحمیقی بر گزار میکنند و مطمئن باشید که بین 64 الی 67 درصد بفرموده مقام ولایت!!! مردم صندوقی میشوند و تمام. از خودمون شروع کنیم و زیر بنای اعتقادات خود را بر اساس قرآن تغییر دهیم عرصه قطعا بر این کج فهمان تنگ خواهد و برای هر مناسبتی که برایمان میسازند سر خم نکنیم دلیل بطلبیم و در خانه بمانیم حال میخواهد این مناسبت مرگ و یا ولادت کسی باشدیا هر مناسبت خود ساخته بی ارزش.

     
  54. باتشکر از جناب نوریزاد . منهم بعید میدانم که این اتفاق بیفتد . حکومت باید یک سر داشته باشد که یک عده بتوانند بخورند تا سر حد مرگ . دقت شود به سخنان سردار نقدی که امروز گفته است اگر با آمریکا مذاکره شود یارانه ها قطع میشود . ببینید تحمیق ملت تا کجا و سوء استفاده تا کجا .

     
  55. امروز معلم رياضي من بر روي تمامي تمرين ها وحسابهايم يك خط قرمز كشيد ويك درس جديدي داد هر جقدر فكر كردم نتوانستم معادله اش را حل كنم ايا شما ميتوانيد؟….. الف= يك مساويست با دوازده ب= دوازده مساويست با 75 مليون ج=75 مليون مساويست با هشت دال= هشت مساويست با يك س= يك .ماني برابراست با (يك )كه يك انرا قبول كند وانگاه است كه يك برابر ميشود با (يك)…..راهنمايي مختصر( تعداداعضاي تشخيص صلاحيت كانديداها 12 نفر است ) گندم از گندم برويد جو ز جو تقدير هر ملتي هيچگاه از پيش نوشته نشده بلكه جامعه اليت و روشنفكر و اگاه ان ملت است كه جهت وراه صحيح نيكبختي را نشان ميدهد بياييد از تاريخ و تجربه گذشتگان وگرفتاريهاي زمان معاصر پند گرفته وبراي چندمين بار از يك سوراخ گزيده نشويم به سرنوشت خود وفرزندانمان وازان مهمتر كشور عزيزمان بيانديشيم فقط كمي خرد لازم داريم منافع شخصي را فراموش كرده به ايران فكر كنيم فقط ايران برقرار باشيد

     
  56. aghaye rohani namitavanad khanevadeh khod ra edare konad chegune mikhahad mamlekat ra edare konad hamantur ke motaleed chand sal ghabl farzand iyshan /////

     
  57. جناب آقای نوری
    من در خارج از ایران زندگی می کنم. گاهی در جریان کار پژوهشی خود به مواردی برخورد می کنم که باعث شده است به این نکته برسم که اگر ایران خدای ناکرده به دست عده ای نفهم تبدیل به میدان جنگ شود٬ چه دشمن مدتی بماند و چه سریع برود٬ ما چقدر عقب میافتیم. ابزاری که درکشور های پیشرفته به لحاظ فنی و اقتصادی می توانست در خدمت ما هم باشد می تواند علیه ما بکار گرفته شود.
    در فیلمی که لینک آنرا در پایین صفحه گذاشته ام شما می بینید که یک پرفسور هندی الاصل٬ این هم خودش جالب است که چطور کشورهای عاقل دانشمندان ا از سراسر جان جمع می کنند تا برایشان کار کنند٬ چه گروهی را هدایت می کند و آنها از نظر پیشرفت های مرتبط با روبات های پروازی٬ که قابلیت کاربردهای عجیبی دارند٬ به کجا رسیده اند.

    http://www.ted.com/talks/vijay_kumar_robots_that_fly_and_cooperate.html

    امیدوارم که این نتیجه که باید کوشش کنیم تحقیقات٬ تداوم زندگی مسالمت آمیز کشور ها را تضمین کند حاصل دیدن این ویدیو باشد نه خلاف آن. البته سخنرانی انگلیسی است ولی برای همه قابل فهم است.

     
  58. یکی از مسايلی که خیلی در مورد آن صحبت شده است این هست که جنگ را نعمت بدانند و نه نغمت. جنگ معمولا دو طرف دارد و یک میدان. فرض کنید اگر جنگ ایران و عراق در داخل امریکا اتفاق می افتاد چه بلایی سر آمریکایی ها می آمد. ما با عراق در داخل کشر خودمان جنگیدیم و آسیب های مردمی و اقتصادی زیادی دیدیم وقتی جنگ به داخل عراق کشیده شد آنها حداکثر تلاش را به کار گرفتند تا آنرا مغلوبه و یا ختم کنند.
    می خواهم اینرا بگویم که الان کسانی در حاکمیت هستند که جنگ با آمریکا را نعمت می دانند و سعی می کنند٬ به روشهای مختلف٬ در کوره آن بدمند و توجه نمی کنند که حتی اگر این جنگ جایز باشد٬ که به نظر من جنگ چیز بدی است٬ اگر میدان جنگ کشور ما باشد ما در هر صورت بازنده هستیم حتی اگر طرف مقابل بیاید و بعد کاری از پیش نبرده و برود. وقتی دشمنی داری و و در خانه تو می جنگد تو خانه خرابی. بهتر است که دشمن پروری نکنی و بدانی که اگر مورد هجوم قرار گرفتی کوشش کنی که خانه ات را زیر پای دشمن نیاوری.

     
  59. احسان خرمشاهی

    سلام بر شما.
    جدا خیلی شجاعت میخواد نوری زاد بودن. چیزی که خیلی ها ندارن. واقعا تعجب میکنم که چطور شما هنوز سرتون سرجاشه. خوب کم کم دارین شبیه اون یار امام صادق میشین که به جنون متهمش میکردن وکاری باهاش نداشتن. خدا روشکر . حداقل حسنش اینه که کاری به کارتون ندارن.
    خاطرات تلخ 88 هنوز روحم رو آزار میده. خدا میدونه که تنها دلیل اینکه از ایران زدم بیرون همین بوده. من چندین بار برای مهدی خرعلی پیغام گذاشتم که آب در هاون میکوبین اجرتون با خدا. خدا شاهده منه که از روی خیرخواهی بهش گفتم. به شما هم میگم. به نظرم سایت رو جمع کنین گوشه نشینی اختیار کنین که واقعا این آبی که ریخته شده و خونهایی که ریخته شده اند قابل بازگشت نیست برادر.
    مشکل ما از خمینی آغاز شده. نه ببخشید مشکل ما مال قبل از خمینیه مال زمان صفویه شاید هم خیلی خیلی عقب تر. مشکل از زمان کربلاست. ما ساکت کربلا بودیم شاید. امامون رو سر بریدن و ساکت بودیم و فرهنگ شد برای ما سکوت. حسین ابن علی رو در خواب دیدم . گفت سید پاشو بریم کربلاست. گفتم برو بابا من زنو و بچه دارم. حیف از فرصتی که ازدست رفت.
    این جماعت پاچه خوار خدا میدونه که در میدون جنگ ترسوهایی بزدل خواهند بود ولی قلیلی هم در اونها هست که با شهامت برای شیطان کار میکنند.
    خیلی داستان این روزا برای من عجیب شده حاجی
    نمیفهمم کدوم راه درسته. به نظرم شما هم مثل من گم شدی. خوب بیا دعا کنیم که حضرت با ظهورشون چراغ راه بشن و به فضل خدا درست از غلط جدا بشه.
    باور کنید که من شک دارم که با تضعیف این کشور به دست شما چه اتفاقی در انتظار حزب الله خواهد بود. من تردید دارم که اگر این سیستم معیوب بره آیا باقی میمونه از کلام خدا چیزی؟
    شما اگر تردید ندارین دلیل برام بیارین . ما دین به دنیا نمیفروشیم ولی خوارج هم نیستیم که اسیر جهالت باشیم. ما دل در گرو خدا داریم و با عقلانیت در مسیر درست و انسانی حرکت میکنیم. به نظرم لاجرم این تنها راه نجات است.
    قربان شما
    سید احسان
    —————

    سلام آقا سید گرامی
    مشکل نه درکربلا وتاریخ بل درخود ماست. مردمان بهمان چیزی دست می برند که مستحق آنند.

    ————–

    سلام مجدد آقای نوریزاد
    ما که به سمت خدا دست بردیم حاجی. ما که طرفدارش بودیم. ما که هشت سال مظلومانه جنگیدیم. ما که هر پنجشنبه شب اشکامون به عشق خدا جاری شد نه در ایران در همه جا هنوز هم…. من نمیفهمم حاجی که ما مشکلمون از کجا شروع شد. من میدونم که مردم توی تهران گرگ بودن اژدها شدن . شاید دلیل سرکار بودن اینها هم همینه . ولی چیزی رو که درک نمیکنم اینه که چرا خدا ما رو به حال خودمون رها کرده. چرا راه درست از غلط مشخص نیست؟ بابا من مسلمون چکار کنم وقتی میبینم امیر المومنین برای حفظ اسلام استخوان در گلو بیست سال تحمل میکنه؟ علی درست میگه یا نوری زاد ؟ میدونی حاجی باید برای سکوت دلیل موجه داشته باشیم و برای اعتراض هم . دلیل شما برای اعتراض چیه؟ چرا مثل علی سر در گریبان فرو نمیبرین؟ آقای نوریزاد به نظر من مشکل از احمدی نژاد و خامنه ایی نیست. مشکل از ماست. مشکل از مردم گرگ صفته. به نظرتون بهتر نیست که به جای آگاهی دادن راجع به رییس گله گرگ ها بیایم و به گرگ ها آدم بودن یاد بدیم؟ انصافا توی این شهر کی دیگه به برادرش حتی رحم میکنه؟ من به نظرم میاد که این خیلی خیلی مهم تر از شیوه ایه که شما برای مواجهه با شرایط موجود انتخاب کردین. حاجی من الان یک ساله توی اروپا هستم. واقعا دلم میخواد تعریف کنم برای شما از اونچه که اینجا از صداقت و درستی این مردم دیدم. مشکل از مردمه به جان من. من فکر میکنم که اگر امام زمان ظهور کنن میان تا این مردم رو دوباره به اسلام دعوت کنن. گاهی که میبینم که شما اعتراف میکنین از اشتباهاتتون جدا روی من تاثیر میگذاره. شیوه اعتراف به گناهتون آدم رو یاد صدر اسلام میاندازه. حتی شیوه ایی که برای خامنه ایی نامه مینوسین هم همینطور. خوب میتونم بگم که نوری زاد دوباره متولد شده به شیوه ایی که محمد دعوت میکرد ولی چه کنیم حاجی که همه دوباره متولد بشن؟ همه بفهمن که طعم خدامحوری و عقلانیت چه طعم شیرینه . .. استراتژی حرکتون به نظر من هنوز خیلی ضعیفه.
    با احترام سید احسان خرم شاهی

    ——————-

    سلام آقا سید عزیز
    دستت را می بوسم که مرا مشفقانه نصیحت کردی
    تلاش می کنم بهترعمل کنم
    عقل ناقصم تا کنون به همین مختصرراه برده است
    سپاس

     
  60. سیدعیسی - ن

    salam.doktore aziz va dost dashtany..doroode khoda va azadegane gahan bar shoma va khanevadeh sharifetan.shoma sarmayh va nagiye ain mallat bichareh hastid.movazebe khodetan bashid,choon motealleghe hameye mardomid.jane hamegyman faday vojoode nazaninetan…dosdaretan …seyd eisa noori.

     
  61. استاد سلام خوبید؟استاد نا امیدی و نا باوری تمام وجودم گرفته اخرین روزنه ی امید ما جمعیت تارانده شدهبا سلیقه ی شورای نگهبان کورشد.مابه کجامیرییم؟همه چیزسخت شده میترسم

    ——————-

    سلام پسرم
    قرارنیست ما با هرشکست به انزوا فرو شویم. قراراست با هرشکست پلی بسازیم
    بسمت پیروزی
    شکلش مهم نیست
    مهم اراده برای ساخت همان پل است
    که پیروزی خود
    راه خواهد گشود

    ———————-
    رضا:
    استاد از قباحت حکومت و نادانی این مردم در عجبم.خوشحالم روزی سر کلاس شما حضور پیدا کنم

     
  62. سلام به مردي که شناخت و اموخت و ياد داد .اقاي نوري زاد من يکي از کساني هستم که نامه ها. صحبت ها وگفته هاي شما و نمونه شما را ميخوانم .ميبينم وميشنوم .دوست من {اگر شما بخواهيد}.من يکي از انقلابيون 57 هستم .اما نه با فرم فکري شما.گروهاي زيادي در انقلاب شرکت داشتن .خودتا به خوبي ميدانيد من آن زمان خود را هوادار يکي از اين نيروها ميدانستم که با تعغيرات در شوروي و دگرگوني جهان من هم به راه خودم رفتم با انکه هوادار يه نيروي چپ بودم نمازم ترک نميشد.اقاي نوري زاد نميخوام زياد با اين حرفهاي بيخود ادامه بدم .بذار تا همين جا تمام کنم .اما حرف اصلي من اين هست من ديگه چيزي به نام نماز را نميشناسم نه من تمام خانواده ام .دليل .چه کسي فکر ميکرد يه روزی روحاني در يک دستش اسلحه در دست ديگرش پول. بانک وقدرت وثروت باشه . چه کسی فکر میکرد در حکومت روحانیون در روز روشن مردم را دار بزنند .مگه همين روحانيون سالهاي سال به ما اين را ياد نميدادن که بايد ساده زيست .نبايد دروغ گفت .چه شد که يمرتبه تمام اينها عوض شد چه شد که دروغ وريا ومکر وفحشا و دزدي و اعتياد واعدام و خودکشي و طلاق و هر چه بدي در ذهن هست يکمرتبه در جمهوري عدل علي به راحتي ديده ميشه . آقاي نوري زاد مگه روحانيون مرتب در ذهن ما نميکردن که خدا يه روز را براي بدنيا آوردن ويه روز را براي مرگ نهاده و اگر شما در هر سوراخي پنهان باشي مرگت فرا خواهد رسيد پس چرا اين همه محافظ چرا ماشين زد گلوله .چه شده نکنه خداحرف خود را عوض کرده راستي ما براي چه انقلاب کرديم .من چرا در شهر خودم از در وديوار ساواک بالا رفتم و آن را به دست شما دادم .ما دنبال چه بوديم آفاي نوري زاد اينقدر دلم پر هست که دارم همه را قاطي ميکنم .آقاي نوري زاد مگه قرار نبود زندان نداشته باشيم .در شهر ما که يک زندان کوچک داشت به همت جمهوري اسلامي بزرگترين زندان به اندازه يک شهر ساخته شده .شما بگوييد جمهوري اسلامي چقد زمان ميخواهد تا مردم را آدم کند آقاي نوري زاد روز به مردم سياه شده شما بگوهيد براي چي .چرا .سرمايدارن ما در زمان شاه در هرشهر مشخص بود به اندازه 3 يا 6 نفر .الان چه .آقاي نوري زاد هر روحاني به جز پسر .دختر . داماد .و……سرمايداران هر شهر شدن .محافظ وحاميان آنها هم سپاه .حالا شما بکين آيا شاه همچين قدرتي داشت .آقاي نوري زاد من دو فرزند ليسانس دارم هر دو بيکار .خودم هم به تازگي بازنشسته شدم ميدانيد چرا اين ياد داشت را شروع به نوشتم کردم .خواستم کمي درددلم را با شما تقسيم کنم شام ديشب يکي از فرزندان من نون با پوفک نمکي بود .چرا . به اين دليل حقوقم چهاردهم تمام شده .آقاي نوري زاد من سال 57 ديپلم گرفتم .آن زمان هر کي ديپلم ميگرفت زياد به فکر کار نبود چون اينقدر کار فراوان بود که کسي فکر کار را نميکرد .آقاي نويزاد من پدرم يه کارگر شرکت نفت بود يه خانواده 11 نفره را به خوبي اداره کرد چرا من نميتوانم سه نفر را در کشور اسلامي نون بدم شما بگين بايد چه کرد .دلم گرفته .خسته شدم .غم تمام وجودم را گرفته.نه تنها من تمام مردم .آقاي نوري زاد 34 سال زمان زيادي است براي آبادي براي شادي براي زندگي براي دوستي .اما چه کرد اين جمهوري اسلامي به جز مرگ .مرگ ونفرت چه چيزي به مردم داد ه .آقاي نوري زاد ما تا قبل از اسلامي شدن ايران يه خانواده 11نفر و به هم وابسته بوديم .اما امروز نزديک به دوسال هست که من برادران يا خواهرانم نديدم چرا به اين روز افتاديم .آقاي نوري زاد جوانهاي ما دارن پير ميشن .جوان 20 ساله پير شده چه کسي بايد جوابگوي اين جوان باشه .چراپول اين کشور خرج خوشگذاري لبنانيان بايد بشه .آقاي نوري زاد حرفهاي زيادي براي گفتن دارم اما چه دردي را ميتوان درمان کرد با اين حرفها به جز کمي از کينه خودم را به شما انتقال بدم .اي مرگ برمن که در انقلاب شرکت کردم وروزگار را براي فرزندانم تنگ کردم

    ———————–

    سلام حمید گرامی
    سوزشما را نیوشیدم وگر گرفتم.
    من نیزچون شما گرفتارعصبیت های کورجاهلان وغاصبان هستم. کسانی که به مردم وعده ها دادند وخود با بلعیدن فرصتهای جامعه به همان مردم پشت کردند.
    ازروی شما خجلم.
    هربار که زنگ درخانه ی ما بصدا درمی آید، اهل خانه ی من تنشان می لرزد. چندین بار هیولاهای اطلاعات وسپاه به خانه ی ما ریخته اند و …..
    صبورباشید
    صبوردوست من
    این چرخ بهمین زودی ازمحورش بیرون خواهد زد

     
  63. سلام جناب دکتر، متن تکان دهنده ای بود مخصوصا جمله ی آخر. نوشته ی اخیر شما در مورد توصیه به آقای هاشمی، بازتاب زیادی در سایتهای تحلیلی سیاسی داشته است. امیدوارم این بازتاب، دستمایه ای برای آزار شما نشود

    حقیقت این است که انگار دیگر کاری از دست کسی بر نمی آید. سخت است دیدن نابودی چیزی که دوستش داریم و ناتوان بودن در جلوگیری از آن..جهل ما مردم و خباثت آقایان، مانند دو تیغه ی یک قیچی همه چیز را نابود میکند.

    راستی در مورد گذاشتن مطالب در سایت، پیشنهاد میکنم اگر شخص مورد اعتمادی در خارج از کشور میشناسید، مطالب را برای ایشان ایمیل کنید تا از طریق ایشان مطالب بارگذاری شود. اگر هم نگران رصد ایمیل های ارسالی هستید، میتوانید با آن فرد یک آدرس ایمیل مشترک بسازید که هر دو رمز عبور را داشته باشید. هر موقع خواستید مطلبی به دست آن فرد برسانید کافی است وارد آن ایمیل شوید، مطلب را در “درفت” قرار دهید. آن فرد بعدا وارد همان ایمیل میشود و مطلب را از درفت بر میدارد. به این صورت ایمیلی ارسال نمیشود که ردی گرفته شود. روزهای پر حادثه ایست، لطفا مراقب خود باشید..

    با احترام

    ساسان

     
  64. ﻋﺮﻓﺎﻧﻴﻴﺎﻥ

    ﺳﻼﻡ ﺁﻗﺎﻱ ﻧﻮﺭﻳﺰاﺩ
    ﺳﺨﻨﺮاﻧﻲ ﺟﻠﻴﻠﻲ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﺭا ﺭﻭﺷﻦ ﻛﺮﺩ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻏﺮﻕ ﺩﺭ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﺭﻭﺯﻣﺮﻩ ﺩﺳﺖ و ﭘﺎ ﻣﻴﺰﻧﻨﺪ اﻳﻦ ﺁﻗﺎ اﺯ ﮔﺴﺘﺮﺵ اﺳﻼﻡ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ و ﻧﺎﺑﻮﺩﻱ اﺳﺮاﻳﻴﻞ و ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺩاﺭﻱ ﻏﺮﺏ ﺳﺨﻦ ﺑﻪ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﻴﺂﻭﺭﺩ. اﻭ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﻲ ﻣﻴﺪاﻧﺪ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻡ اﺯ ﺣﺮﻓﻬﺎﻱ اﻭ ﭼﻪ ﺗﻌﺒﻴﺮﻱ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ
    ﺑﻪ ﮔﻤﺎﻥ ﻣﻦ ﺭﮊﻳﻢ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﺩاﺭﺩ اﺯ اﻭ ﻫﻴﻮﻻﻱ ﺑﻪ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﺑﮕﺬاﺭﺩ و ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻧﻲ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﮕﻮﻳﺪ ﻣﺮﺩﻡ اﮔﺮ ﺭاﻱ ﻧﺪﻫﻴﺪ اﻳﻦ ﻫﻴﻮﻻ ﺭا ﺑﺮ ﻣﺼﺪﺭ ﻛﺎﺭ ﻣﻴﮕﻤﺎﺭﻳﻢ ﺑﺮﻭﻳﺪ ﻣﺜﻞ ﺑﭽﻪ ﺁﺩﻡ ﺭاﻱ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺑﻪ ﺻﻨﺪﻭﻗﻬﺎ ﺑﻴﻨﺪاﺯﻳﺪ
    ﻣﺮﺩﻡ ﻫﻢ اﺯ ﺗﺮﺱ اﻳﻨﻜﻪ ﻣﺒﺎﺩا ﻣﺜﻞ اﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﻫﺸﺘﺎﺩﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﻛﻪ اﺣﻤﺪﻱ ﻧﮋاﺩ ﺭاﻱ ﺁﻭﺭﺩ ﺑﻪ ﭘﺎﻱ ﺻﻨﺪﻭﻗﻬﺎ ﻣﻲ ﺭﻭﻧﺪ ﺗﺎ ﺩﻓﻊ ﺷﺮ ﻛﻨﻨﺪ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎﻝ اﻳﻦ ﺑﺎﺯﻱ ﻫﺎ ﺗﺎ ﭼﻨﺪ ﺻﺒﺎﺣﻲ اﺩاﻣﻪ ﺧﻮاﻫﺪ ﻳﺎﻓﺖ ﻭﻟﻲ اﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎﺯﻱ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ اﻳﻦ ﭼﺮﺥ ﮔﺮﺩاﻥ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻗﻮﻝ ﻣﻴﺪﻫﻢ اﺗﻔﺎﻗﻲ ﻛﻪ ﺗﺼﻮﺭﺵ ﺭا ﻧﻤﻴﻜﻨﻨﺪ ﺭﺥ ﺧﻮاﻫﺪ ﺩاﺩ اﺳﺘﺪﻻﻟﻢ ﻫﻢ اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﻣﺎ ﭼﻪ ﺣﺎﻛﻢ و ﭼﻪ ﻣﺤﻜﻮﻡ اﺯ ﺗﻌﺎﺩﻝ ﺭﻭاﻧﻲ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩاﺭ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ و ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺩﺭ اﻓﺮاﻁ و ﺗﻔﺮﻳﺘﻨﺪ و ﺩﺭ ﭼﻨﻴﻦ ﺷﺮاﻳﻂﻲ ﻫﻴﭽﮕﺎﻩ اﻣﻮﺭاﺗﺸﺎﻥ ﺳﻴﺮ ﻃﺒﻴﻌﻲ ﺧﻮﺩ ﺭا ﻃﻲ ﻧﻤﻴﻜﻨﺪ.
    ﺭاﺳﺘﻲ ﻳﻚ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﻫﻢ ﺩاﺭﻡ ﻛﻪ اﮔﺮ ﺑﻴﻨﻨﺪﮔﺎﻥ اﻳﻦ ﺳﺎﻳﺖ ﻧﻆﺮ ﻣﺜﺒﺖ ﺩاﺭﻧﺪ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﻥ ﻧﻆﺮﻱ ﺑﺪﻫﻨﺪ
    ﻣﺮﺩﻡ اﻳﺮاﻥ اﮔﺮ ﻫﻢ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﺑﻪ ﺭاﻱ ﺩاﺩﻥ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻣﻴﺘﻮاﻧﻨﺪ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﺳﺒﺰ و ﻳﺎ ﺭﻭﻣﺎﻧﻲ ﺑﺮ ﭘﻴﺸﺎﻧﻲ ﺑﻪ ﭘﺎﻱ ﺻﻨﺪﻭﻕ ﺑﺮﻭﻧﺪ
    ﺳﺒﺰ ﺭا ﻓﺮاﻣﻮﺵ ﻧﻜﻨﻴﺪ

     
  65. با سلام
    کاش می شد جنابعالی به هر طریقی که می دانید این سوال را به رای عموم بگذارید
    یک سوال که هر کسی از خود بپرسد شاید بد نباشد: اگر چه اتفاقی بیفتد به نشانه اعتراض ، رای نخواهد داد.
    حالا وقایع جمهوری اسلامی را با دلایل بالا بسنجید …..
    حالا بد نیست کمی سوزن به خودمان بزنیم
    نماینده خامنه ای در بسیج و سپاه می گوید مهندسی می کنیم
    مردم زیادی در زنداتن ها اسیرند بدون امید
    خون مردم زیادی پایمال شده است بدون جواب
    چشمان پدران زیادی گریان است از نداری ، بدبختی ، فقر و …
    بعضی ها در غارت ثروت مملکت شب و روز نمی شناسند
    خلاصه کلام، من اگر بهشت را باور نکنم
    حتما جهنم را باور خواهم کرد
    زیرا بدتر از آن را در ایران سراغ دارم
    حالا بر می گردیم به سوال اول، اگر چه اتفاقی بیفتد به نشانه اعتراض رای نخواهم داد
    شرمنده- پست الکترونیکی فاقد اعتبار است

     
  66. دوشنبه مورخه 6 خرداد 1392 داشتم اخبار ساعت نه شب كانال يك صدا و سيما رو نگاه ميكردم كه اخبار مربوط به كانديداها در آن قسمت پخش ميشد.تكه هاي خبري از هر كانديدا در زمانهاي مساوي پخش ميشد.مثلا آقاي ژنرال محسن رضائي به بندرعباس رفته بود و در بازار شهر بين طرفدارانش قدم ميزد، آقاي ژنرال قاليباف هم به جاي ديگري از ايران رفته و در بين طرفدارانش سخنراني ميكرد و الي آخر.
    و اما در اين ميان اعلام شد كه آقاي مهندس غرضي كانديداي تائيد صلاحيت شده انتخابات رياست جمهوري دوره اخير در مقابل تعدادي از اعضاء سازمان نظام مهندسي تهران سخنراني نمودند.و اما جريان از اين قرار بود كه آقاي غرضي عضو هيات مديره شركت مشانيرميباشند.اين شركت زير مجموعه وزارت نيرو بود كه چند سال پيش در جريان خصوصي سازي اصل 44 توسط هسا (هليكوپتر سازي ايران) خريداري گرديد.آقاي مهندس غرضي هم با اكيپ مديريتي شركت هسا به مشانير نقل مكان كرده و هم اكنون جزو هيات مديره اين شركت ميباشند.سخنراني پخش شده از صدا و سيما در محل نمازخانه شركت مشانير
    (روبروي هتل هماي تهران) در مقابل تعدادي از كارمندان شركت مشانير برگزار گرديد و نه اعضاء سازمان نظام مهندسي تهران .وقتي ماجرا را پيگيري كردم ديدم كه به هر كانديداي تائيد صلاحيت شده مبلغ كلاني (مابين 500 ميليون تا هشت ميليارد تومان) بلاعوض براي هزينه هاي انتخاباتي توسط دولت پرداخت ميشود و در اين بين آقاي مهندس غرضي كه فكر كرده شانسي مابين بقيه كانديداها ندارد بهتر ديده بيخيال تبليغات و سفر هاي استاني شده و پول مذكور را به جيب بزند ولي در اين ميان صدا و سيما ول كن نيست و چون هر روز از هر كانديدا مطلبي را براي خوراك خبري ميبايد رسانه اي
    كند لذا به ايشان گفته اند هر روز در مقابل تعدادي از كارمندان زير دست خودت سخنراني كن ما هم پخش ميكينم ميگوئيم امروز در مقابل مهندسان سخنراني كردي ، فردا ميگوئيم در مقابل پزشكان سخنراني كردي و به همين ترتيب تا اين شوء تمام شود.البته يكي از دوستان اصفهاني بودن ايشان را بي ارتباط با اين قضيه ندانست!البته اين هم خود كار مهمي است در انتخابات كانديدا ميشويم اگر از فيلتر شوراي نگهبان عبور كرديم كه يك مبلغ كلاني بلاعوض ميگيريم اگر هم انتخاب شديم كه چه بهتر ….!!!جالب اينكه اقاي غرضي در انتخابات اخير نظام مهندسي هم مابين 40 هزار مهندس تهراني
    راي نياورده بود

     
  67. استاد دانشگاه

    درود به استاد قلم جناب نوری زاد عزیز
    امروز درخبرها خواندم که قطر ازچاههای مشترک گاز – پارس جنوبی – عسلویه – به میزان یکصد میلیارد دلار گاز افزون برسهم متداول خود برداشت کرده است. می خواستم به جناب خامنه ای پیشنهاد کنم همه شعارهای آمریکا ستیزانه واسراییل ستیزانه وظلم ستیزانه خود را درترازو بگذارند وبه همین یک قلم (یکصد میلیارد دلار) قطری ها توجه کنند. من به این نتیجه می رسم که قطری ها با هرچه که ندارند وبا هرچه که دارند کیلومترها ازما وفهم ما ومردم ما ورهبرما جلوترند. شعاریعنی باد هوا. بقول جوانها یعنی کشک. صدمن شعاررا بگذار توی ترازو یک تکه نان به تو نمی دهند. این خبررا که خواندم آتش گرفتم. گفتم جناب رهبرهم آن چفیه دورگردنشان را کمی بالاتر بکشند. می بخشید که شهامتم دربی نامی است.

     
  68. سلام آقای نوریزاد عزیز
    این جهان کوه است وفعل ما صدا سوی ما آید صداها را ندا
    از رد صلاحیت آقای هاشمی اصلن خوشحال نیستم. برعکس دلم می خواست ایشان در صحنه حضور می داشت تا مردم با سی میلیون رای که به او می دادند مفهوم حماسه ی سیاسی را برای اقتدار گرایان روشن می کردند.با این حال فراموش نمی کنیم که آقای هاشمی خود از بنیان گذاران این رویه های نادرست است . آن چه با رضایت وخواست و عملکرد او به مردم ما تحمیل شده اگر نگوییم غیر قابل گذشت حداقل فراموش نشدنی است . در حقیقت ایشان تقاص عملکردش را پس میدهد. باشد که مورد عفو پروردگار متعال و مردم بزرگوارمان قرار گیرد. امید واثق داریم که بزودی نوبت اقتدار گرایان حاکم فعلی نیز فرا برسد وما ببینیم که دست توانای پروردگار بینی شان را به خاک می مالد.که : یدالله فوق ایدیهم.

     
  69. با سلام
    مشکل اسلی ملت ایران قطع ارتباط با کشورهایی است که سالها دموکراسی را تجربه کرده ا ند واگر ایرانیان نیز از غافله عقب نمی ماندند هم اکنون اینقدر دچار سردر گمی و بلا تکلیفی نبودند گذر از این مخمصه نیاز به انسانهیای آگاه وشجاع دارد که در این صورت هر عمامه بسری جرأت نمی کنذ خزعبلاتش را به خورد مردم بدهد وانسانها را به نام دین تحمیق کند اگر ما به این مرحله برسیم خود بخود هنه چیز درست می شود و این بازیهای سیاسی تهوع آور که نمونه اش را بحمدالله سالها در کتب تاریخ خوانده ایم به در ک واصل می گشت .
    به نظر شما کجا ی این ماجرا انتخابات است .کدام انتخاب؟

     
  70. OOMMIDVARAM PEISHBEINIYEE JANAB NURIZAD DROST AZ AAB DAR BEYAYAD /KESHVAR DAR VAZAE NAGOVARI BASAR MEIBARAD VA KHODA KONAD BA AMADAN HASHAMI RAMAGHE TAZEI BAGHEIRAD ..BA OOMMID AAN ROOZ VA BA OOMMEID DIDAR MOHAMMAD KHODAYAT NAGAHDAR …….

     
  71. أقاي نوريزا د عزيز سلام ، دو پادشاه در اقليمي نگنجند و بنا بر اين جناب رهبر مدتهاست كه كمر به حذف رفسنجاني گرفته و طبق روال هميشگي جمهوري اسلامي ، كه اول تخريب شخصيت مي كنند و بعد حذف ، حذف ايشان از موقعي به فرمان رهبر كليد خورد كه در مورد ثروت باد أورده و صاحب برجهاي تجاري در لندن بودن و امثالهم شايعه پراكني كردند. ( أيت الاه شريعتمداري را بياد داريد كه همين رفسنجاني در نماز جمعه تهران گفت ” ما مكالمات شان را ضبط كردهايم و از بيت ايشان زنگ زده اند و به شورشيان پيغام دادند كه ادامه بدهيد نيروي پشتيباني در راه است” و در مورد منتظري هم اول راجع بهش جوكهاي فراوان ساختند و بعد حذفش كردند و حالا همان روش دامنگير خودش شده
    مشكل ما اينها نيستند ، بلكه رهبري است كه //// همه را دشمن فرض ميكنند و تحليلهايشان همه اشتباه و نور چشمشان كه همان سپاه باشد با گزارشات دروغ ايشان را به همان راهي هدايت ميكنند كه متضمن چاپيدن هر چه بيشتر سپاه باشد. سألها پيش گزارشي بنا بر موقعيتي كه در بيت يكي از ايمه جمعه داشتم بر حسب تصادف بدستم رسيد كه نوشته بود ” دليل اينكه أمريكا نسل كشي مسلمانان را در بوسني هر زگوين متوقف كرد بخاطر نفوذي بود كه ايران در أنجا داشت بدست مي أورد و أمريكا و اروپا شبانه جلسه گرفتند و گفتند بخاطر اينكه ايران در اروپا جا پا نداشته باشد اين جنگ بايد تمام شود ” توجه مي فرماييد چه دروغهايي بخورد اينها مي دهند و چه تعمه جالبي هستند اين ابلهان خارج نديده و بي اطلاع از فرهنگ و أداب و رسوم دنيا. در ذهن اينها اروپاييها يك مشت أدم هستند كه مست مي كنند و به نياز هاي جنسي مي رسند و هر روز همديگر را مي كشند. مگر رهبر نگفتند اروپاييها وحشيند؟ جز اينكه ايشان چنين فكر مي كنند؟ خوب كسي كه همه را دشمن مي داند و مظهر و نماد تمدن حال حا ظر دنيا را وحشي خطاب مي كند ، أيا از نظر روانشناسي فرد سالمي هستند؟

     
  72. خدمت جناب نوریزاد عزیز…این در تاریخ شیعه تقریبا بی سابقه است که مقلدین و عوام مردم از قرآن و حدیث برای ارشاد و تنبه عالمان و روحانیون استفاده کنند..این هم شاید یکی از معجزات خاص این نظام مقدس باشد.
    جند شب پیش در جمعی از دوستان طبق روال این روزها صحبت انتخابات بود. یکی از رفقا نکته ای را نقل کرد که بسیار جالب بود و وقتی سئوال کردیم چرا تا کنون نگفته بودی؟ جواب داد : اصلا فکر نمی کردم که رهبری دنبال چنین فکر /// باشد ولی امروز علائمش پیدا شده. او نقل کرد که سال گذشته در یک میهمانی با یکی از اقربا که بسیار به مجلس خبرگان نزدیک است صحبتی داشته در مورد انتخابات سال بعد. پس از تبادل نظر آن شخص مرتبط با مجلس خبرگان به او گفته بود که این حرف پیش خودمان باشد ولی رئیس جمهور بعدی را آقا تعیین کرده و اگر بدانی کیست شاخ در می آوری..دوست ما با تعجب راجع به او سئوال میکند وفرد مذکور درگوشش می گوید همین جلیلی! توجه بفرمائید : یکسال پیش!!..دوست ما میگفت من با حیرت پرسیدم اصلا چطور چنین چیزی امکان دارد؟ و او هم در پاسخ گفته بود همانطور که انتخابات مجلس در تهران را که 18 درصد بود 56 در صد اعلام کردند! همینجوری!! بعد توضیح داده بود که هیچکس عمق شبکه تقلب را نمی داند و مردم اگر بفهمند چه خبر است سنکوب می کنند!!

    شخص دیگری هم خبر دیگری را نقل کرد که نظر آقا قبل از آن خداد عادل بوده و معاونش هم قالی باف!!.

    این خیلی جالب است که اهالی کشوری که می خواهند رای بدهند مثل روز برایشان روشن است که بالاترین مقام کشور در گیر قلب است و میخواهد مردم را فریب دهد..اماّ اجازه بدهید که خبری خوش خدمت رهبری بدهم و آن اینکه امام علی (ع) فرموده اند که خدا را از طریق به هم خوردن نقشه ها و طرحها شناخته است!. از حضرت آقا می خواهیم که به این روایت هم توجه داشته باشند تا وقتی که خدای عالمیان وارد عمل شد که همین الان هم شده است و ایشان حواسش نیست یکمرتبه جا نخورد!

     
  73. سلام و دو نکته آقای نوریزاد،
    نخست آنکه من اصلن نفهمیدم چرا شما به آقای استیو جواب داده اید و به هموطنان بسیار زیاد دیگری که بارها و بارها همین آرزو را برای شما داشته اند ولی به زبان فارسی خودمان تعریفتان را کرده اند چنین الطفاتی تا کنون نداشته اید. کمی در این زمینه فکر کنید و شاید به شناخت بهتری از ما جماعت ایرانی که شما و بنده هم جزوش هستیم به دست آورید.

    دویّم آنکه اگر حضرت خامنه ای چنان کنند که شما گمان برده اید آیا کار نیکی کرده اند (منظورم از لحاظ نتیجه اش برای مردم است حال به هر نیّتی که باشد)و یا نه باز هم باید این اتتصابات را “هو” کنیم؟
    ّا احترام
    بهار

    ——————–

    سلام بانوی گرامی
    یک: درباره ی پاسخ به استیون نیت من همان بوده است که شما گمان برده اید. این که: نوری زاد علاوه براینکه حاضراست جانش را فدای رهایی وآزادی وآرامش هموطنانش کند، مخاطبانی درآن سوی مرزها دارد که ایرانی نیستند. من بهرصورت با شمایان درگفتاگفتم. سلام ودرود شمایان را می نیوشم ودرحد مقدورپاسختان می دهم. دیدم رهگذری که ازگردونه ی ایرانیان بدوراست سلامی گفته، پاسخش دادم. بهمین سادگی. اما حتما آن احتمالی که درگوشه ی ذهنتان شما را رنجانده ، درنیت من نبوده. که: ما ایرانیان به اشخاص غربی که می رسیم پایمان سست می شود. نه بانوی گرامی. حتما اینگونه نبوده.

    دو: اگررهبر آقای هاشمی را تایید کنند وآقای هاشمی به گردونه ی انتخابات بازآیند وسونامی مورد نظر صورت پذیرد، حتما این سونامی ووقایع ودستاوردهای بعدی اش دراستحقاق مردم ایران بوده است. که : ازمهلکه ای به مفری دیگرپناه برده اند.
    معتقدم: مردمان رشدنایافته، لباس بخت شوم خود را خود می دوزند ومردمان فهیم نیزلباس خوشبختی خود را .
    با احترام

    .

     
  74. Thank you

    Mr. Nurizad, I would like to express my sincere and heartfelt gratitude and appreciation for your serving faith and promoting justice. Your name, I believe, will be registered in the history of our beloved country. We love you and pray for you and your family. May the God almighty protect you and your family and bless you with health and long life.
    Sincerely
    Steven Monash,Ph.D., New York

    ——————

    سلام استیوگرامی
    ازبزرگواری شما سپاس مندم
    به امید دیدار درایرانی آباد وآزاد
    با احترام: نوری زاد

     
  75. خوب بود. به بیان دیگر با بودن یا نبودن رفسنجانی خود انتخابات یک چوب دو سر .. است

     
  76. سلام
    یك آقاى اهل دلى به رحمت خدا رفته بود و راهى آن دنیا شده بود.در آن دنیا ، در پیشگاه عدل الهى ، اعمال خوب و بدش را در ترازوى نقد گذاشتند و او را به سبب اهل دل بودنش شایسته آن دانستند كه به بهشت برود و فرشته اى از فرشتگان بارگاه كبریایى، دستش را گرفت تا او را به بهشت ببرد
    >
    وقتیكه مى خواست وارد بهشت بشود،متوجه شد كه یك آقاى پیرمرد سپید مویى،دم دروازه بهشت نشسته است و شباهت غریبى به رضا شاه دارد

    با خودش گفت : این آقا چقدر شبیه رضا شاه است
    >
    فرشته گفت : خود رضا شاه است
    >
    پرسید: مى توانم چند كلمه اى با او حرف بزنم
    >
    فرشته گفت: چرا كه نه ؟
    >
    آقاى اهل دل ، خودش را به رضا شاه رساند و سلامى كرد و گفت
    >
    ببخشید كه مزاحم تان میشوم قربان! شما توى بهشت چیكار میكنید ؟
    >
    رضاشاه گفت: والله ما تا همین چند سال پیش توى جهنم بودیم،اما ازبس ملت ایران گفته اند خدا پدر شاه را بیامرزد به امر الهى ما را به بهشت آورده اند
    >
    آقاى اهل دل پرسید: خب،چرا دم در نشسته اید؟
    >
    ضا شاه گفت : والله ! از خدا كه پنهان نیست،از شما چه پنهان، بیست سال پیش وقتیكه ما وارد بهشت شدیم ، یك دل نه صد دل عاشق یكى از فرشتگان بهشتى شدیم، اما قانون بهشت این است كه بدون ازدواج نمى توان به وصال هیچ فرشته اى رسید. حالا بیست سال است كه من اینجا،دم در نشسته ام و هیچ آخوندى وارد بهشت نمى شود كه صیغه عقدمان را جارى كند
    >
    اهل دل داشت می رفت که یهو چیزی یادش آمد به فرشته گفت یک سوال دیگر بپرسم ؟
    فرشته گفت بپرس
    از رضا شاه پرسید : چه چیز برایت تاَمل برانگیزتر بوده است؟
    رضا شاه گفت: وقتی ماَمور انگلیسی مرا به جزیره موریس تبعید میکرد در راه از من پرسید نگرانی ؟ به او گفتم :من نگران تبعیدم نیستم چون جایی را ساختم (دانشگاه تهران ) که مردم ایران با دانش و علوم خود مانع سلطه استعمار شما بشن
    ماَمور انگلیسی گفت: ما هم نگران ساخت دانشگاه شما نیستیم چون ما هم در قم حوزه ای ساخته ایم که هر چه ببافید آنها رشته می کنند
    >>
    >رضا شاه گفت هر روز به آن فکر می کنم

     
  77. ایکاش ما هم وحشی بودیم !
    ************************
    نژادهای اروپایی نژادهای وحشی اند . حالا اینها ظاهرشان اتو کشیده و کراوات زده و ادکلن زده است . اما باطن ، همان باطن وحشیگری است که در طول تاریخ وجود داشته است و هنوز هم در این ها هست . راحت آدم می کشند . خونسرد جنایت می کنند .
    این اظهار نظر اخیر رهبر یک کشور اسلامی ! است که خود را رهبر مسلمانان جهان هم می داند .
    شخص مورد نظر کسی نیست جز آقای خامنه ای .
    در اینجا دو نکته قابل تأمل است :
    1-ایشان نماینده کدام اسلام است . اسلامی که در قرآن ، به دین رحمت ، مغفرت ، پاکی ، مدارا ، محبت و … توصیف شده است و رمز موفقیت پیامبر عظیم الشأن آن را در خلق خوشش با مردم می داند ویا اسلامی که …
    2-ملاک و معیار تشخیص ایشان چیست ؟
    اگر ملاک و معیار ایشان صرفاً آدم کشی و جنایت است . بر اساس کدام آمار و اطلاعاتی ، چنین بی پروا در مورد بیش از 750 میلیون انسان و بنده خدا بر روی کره زمین قضاوت می کند !
    آیا ما ، در اسلام واقعی به اینگونه قضاوت کردن در مورد انسان ها توصیه شده ایم ؟
    حال به سخنان زیر توجه کنید :
    تروریست ها بدنبال ایجاد تفرقه در جامعه ما هستند . اما باید بدانند که اینگونه اقدامات ، فقط باعث تقویت وحدت و نزدیکی بیشتر جوامع مختلف می شود .
    این حادثه ، فقط حمله به انگلیس و یا شیوه زندگی ما نبود . بلکه همچنین خیانت به اسلام و جامعه مسلمانان انگلیس بود که خدمات زیادی را برای کشور ما انجام داده اند . هیچ چیزی در اسلام وجود ندارد که چنین عمل وحشیانه ای را توجیه کند .
    تعداد مسلمانانی که قربانی تروریسم شده اند در واقع بیشتر از پیروان دیگر مذاهب است و اگر غیر از این تصور شود کاملاً انحراف از واقعیات خواهد بود .
    تمامی مردم بریتانیا از هر نژاد و فرهنگ و مذهب ، این واقعه را محکوم می کنند .
    این سخنان ، مربوط به موضعگیری چند روز قبل یکی از مسوولین بلند پایه همان مردمی است که از نظر آقای خامنه ای ، وحشی اند !
    شخص مورد نظر ، دیوید کامرون نخست وزیر انگلیس است .
    او این سخنان را ، پس از عمل وحشیانه دو مسلمان نما در قتل یک سرباز انگلیسی در لندن ایراد نموده است . ایشان نه تنها علیه اسلام و مسلمانان کوچکترین سخنی نگفته است . بلکه بخوبی ، دفاع هم کرده است . در زمانی که بهترین زمینه برای حمله به اسلام و جامعه مسلمانان فراهم شده بود .
    تصور کنید اگر چنین اتفاقی بدست یکی از مسلمانان اهل تسنن و یا فردی از سایر ادیان درکشورما انجام می شد . رهبران ما چگونه موضعی می گرفتند و با چه لحن و زبانی سخن می گفتند ؟
    همانطور که همه ما بخوبی می دانیم ، اغلب کشورهایی که به گمان آقای خامنه ای مردم آن وحشی اند ، در زمره 20 کشور برتر دنیا در زمینه بهترین خدمات درمانی ، سیستم آموزشی ، وضعیت مسکن ، کیفیت زندگی ، محیط زیست ، شرایط تحصیل ، حقوق انسانی ، شاخص خوشبختی ، مدیریت و نظارت بر دستگاهها و … قرار دارند . برخی از این کشورها عبارتند از : سوئیس ، سوئد ، نروژ ، هلند ، فنلاند ، فرانسه ، اتریش ، اسپانیا ، بلژیک ، دانمارک و …
    یادمان باشد ، در زمانی که هیچ کشوری حاضر به پذیرش رهبر انقلاب ایران نبود . یکی از همین کشورها با آغوش باز پذیرای وی شد و در زمان اقامتش در آن کشور ، بهترین تسهیلات و امکانات را نیز برایش فراهم نمود .
    پس اگر وحشیگری به این چیز هاست . ایکاش ما هم وحشی بودیم !

    ———————-

    احمد گرامی
    سپاس ازمطلب خوبی که برای ما ارسال فرموده اید
    من شخصا ازچیدمان هوشمندانه ای که دراین مطلب صورت گرفته لذت بردم. تشکر

    .

     
  78. درود به اقای نوریزاد

    اقای نوری زاد فکر کنم یقین دارم خود هاشمی هم این را میداند که این راه کار را برایش گذاشتن چون حماسه سیاسی ما ان 8 نفر نمیشود اگر میگویید که رفسنجانی رییس جمهور بشه و زیر پرچم خامنه ای برود حرف درستی نیست چون اقای رفسنجانی از 34 سال پیش تا علان با رهبری بوده است اگر 300سال دیگر رفسنجانی باشد با خامنه ای است بنظر من حماسه سیاسی که گفتند طراح این حماسه مجتبی و خامنه ای و رفسنجانی باشد اقای خامنه ای ما انتخابات را تحریم که نه، “هو” می کنیم تشکر که اطلاع رسانی میکنید اقای محمد نوری زاد

     
  79. با سلام
    به احتمال قوی این احتمال جنابعالی در شرایط عادی محقق نمی شود. چراکه این آخرین انتخابات ریاست جمهوری با رای مستقیم مردم خواهد بود. وهاشمی رئیس جمهور میتواند مانع آن شود. علاوه بر این در8 سال آینده سرنوشت رهبر بعدی رقم خواهد خورد و هاشمی رئیس جمهور…..

     
  80. سلام :محمد آقا ،به این همه شعور وفهم که باشجاعت وحق طلبی وانصاف وآزادگی وحریت و… در وجود شما به زیبایی در هم آمیخته افتخار میکنیم هر چند که به بعضی نظرات ودیدگاههایتان هم انتقاد داریم -مثل اینکه اگر اشتباه نکنم گفته بودید پشیمانیم از اینکه انقلاب کردیم- اما خداوند لطف بسیار بزرگی به شما کرده که مطمئنا در سرای آخرت- اگر تا آخر در همین موضع روشنگری ودفاع از حق بمانید وجا نزنید- مقام بسیار رفیعی خواهید داشت.(انشاءالله) التماس دعا…

     
  81. بسیار مناسب است که پیشینه این اقدام شایسته را17 اعلامیه میرحسین ومکاتبات ارزشمند مهدی کروبی شجاع قرار دهیم مانباید انها را فراموش کنیم وانتزاعی عمل کنیم…….یادتان هست از شعار های دهه50/اتحاد…..مبارزه…….پیروزی….بود

     
  82. با سلام دوست من جناب نوری زاد
    توجه شما را به سخنرانی زیر دعوت می کنم باید بارها دید

    http://www.policymic.com/articles/25666/ben-carson-makes-obama-sit-through-the-longest-27-minutes-of-his-presidency

    شما فرزانگی ایشان رامقایسه کنید با رهبر.
    مخصوصا آنجایی که دکتر کارسون می گوید:
    “I think particularly about ancient Rome. Very powerful. Nobody could even challenge them militarily, but what happened to them? They destroyed themselves from within. Moral decay, fiscal irresponsibility. They destroyed themselves. If you don’t think that can happen to America, you get out your books and you start reading.

    ما به کجا می رویم

     
  83. سلام…شک کنید احتمال شما صفر است…..کمی کانتکس خود را عوض کنید…شما نگران حماسه هستید!!! از روز تولید این کلمه حماسه مورد نظر با طراحی های جریانها ی اقتدار گرا و تبلیغات گوبلزی شکل گرفته…گاهی تحلیل های شما خام است…بیشتر از این نمیتوانم بشکافم….

     
  84. آقای نوریزاد عزیز
    نمیدانم به این طنز سیاه بخندم یا بگریم. رهبری آب پاکی را روی دست همه ریخت که از قانون تخطی نمی کند. یعنی حکم حکومتی بی حکم حکومتی. مستبدان نمی فهمند اگر می فهمیدند که اینگونه با سر به زمین نمی آمدند. یعنی مردم اگر به پشت در بیت او هم برسند، ///// تا دوباره به حکمرانی ادامه دهد به گمانم.

     
  85. عالی بود! این تنها پاسخ مناسب به نظامی است که بنیانش بر وقاحت و شقاوت استوار شده است و جز آنچه که اکنون می بینیم یعنی فقر، فساد، اعتیاد، فحشا، دزدی، دروغ، مردم فریبی و جنایت به نام اسلام و امام زمان، هیچ سود و فایدتی برای ایرانیان نداشته، ندارد و نخواهد داشت. اگرچه واقعیتی است تلخ اما باید هرچه زودتر به آن رسید!

    تنها گزینه درست که معنای آن گذاشتن نقطه پایان /////// تحریم این انتصابات فرمایشی است!

    به جای رفتن به مراکز رای گیری باید که با حضور گسترده در خیابانها بار دیگر به عربده کشی هائی که به قصد ترساندن مردم انجام میشود پاسخی مناسب داد! به جای تظاهرات سکوت بی هدف باید که به سوی پاستور سرازیر شد و از آنکسی که خود را به جای خدا نشانده برای اینهمه فجایعی که از بصیرت او ناشی میشود پاسخگوئی خواست!

    ——————

    هیچکس گرامی
    ما نباید به سناریویی ورود کنیم که تخصص مواجهه اش اتفاقا با سرداران مسلح و عبوس و پف کرده ازمال حرام است. هرحرکت تحریک آمیز می تواند به فاجعه منجرشود. باید به اینان مهلت داد تا خود از درون فرو بریزند.
    همین.
    .

     
  86. علی اکبر ابراهیمی

    التماس برای بازجوی بهتر از درد شکنجه بود و نه به معنی پذیرش ظلم و تایید ظالم.
    اما التماس هم ندارد دیگر. التماسها پذیرفته نشد, بدنهای شکنجه شدگان بی حس شد و …. .
    مردم ایران سر های نخبگان جامعه مدنی کشور سبز خویش را در چاه توالت دیده بودند و گمان کرده بودند که انتخاب رفسنجانی یعنی اکسیژن و پاکیزگی بیشتر بجای افتضاح و //// بیشتر در حلق و ریه های نخبگان جامعه مدنی. درست هم فکر کرده بودند. اما این موضوع چه ربط مستقیمی به برخی مسایل و سطوح خاص ملی داشت؟ چه ربطی به مشروعیت رژیم داشت؟ چه ربطی به عدم ضرورت سرنگونی رژیم داشت؟
    اکبر نمی گوید که رفسنجانی در سطح و حد و اندازه های پیغمبران خدا نیست یا هست. مسئله اصلا این نیست. به رفسنجانی بعنوان یک بازجوی بهتر و یک زندانبان بهتر نگاه شده بود که روی مخ لا اقل با اعتدال کار می کند. بعنوان یک رهبر یا رییس جمهور به وی نگاه نشده بود. و خودش هم می داند که در آن نظام اجازه نداشته است و نخواهد داشت که خود را چیزی بیش از یک زندان بان معرفی کند.
    تقدیس های اخیر برخی افراد و تشکلهای سبز از وی, بعنوان عیب تقدیسگران شناخته نمی شود, بعنوان گیجی و گنگی و خوبی آنها شناخته می شود.
    اظهارات روزهای اخیر رفسنجانی, بهترین اظهارات ممکن بوده است. سرمایه بدست آمده را عالی حفظ می کند. از لزوم حفظ وحدت میان نیروهای معتدل می گوید. بهاری است. بازجوی بهاری. ایرانیان وقتی ناجی نداشتند, به زندانبان ممتازشان دل بستند.
    قبل و بعد از انقلاب وضع ایران در جهان متمدن را خوب توصیف می کند و شاد است که فقط با یک پاسپورت, با ماشین همه کشورهای ارروپایی را می گشته است. امروز نه او کبر و ریا و کینه چهل سال قبل را دارد, نه خانواده سلطنتی شاه معاصر ایران و نه بیت امام خمینی. دیگر جوانمردانه به هم رحم می کنند و توجه و تمرکز اول و اصلیشان “ارزشها و آرمانهای بدیهی و بقدر کافی مهم” است. چیزهایی همچون منافع عالی ملی ایران! گویا برخی از حق جویان به توحید رسیده اند. خاتمی عمرا نمی توانست به توحید برسد. به توحید رساندن این جماعت نقشه خود خاتمی بود!
    خاتمی یک روز فریاد خواهد زد. روزی که سکوت مطلق در قبل و بعد از فریاد خاتمی همه جا حکمفرما باشد. او جارکش اصلی و است و تنها جارکش و آخرین جارکش.

     
  87. ا سلام و تشکر،

    چنانچه احتمال داده شده از جانب شما صحیح در آمد چه باید کرد؟ به این بازی تن‌ داد به امید تغییر یا باز هم باید از آن پرهیز یا به گفته شما فراتر رفته و هووو کرد؟

    من شخصاً این احتمال را با توجه به برنامه ای‌‌ که به کشور از هشت سال پیش تحمیل شد بسیار ضعیف میبینم اما برای هر امکانی باید آماده بود.

     
  88. جناب نوریزاد
    در معرکه نبرد بین حق و باطل صدای شما از روحیه بخش ترین نداهائی بود که شنیده ام و دعا میکنم که همواره پا بر جا واستوار فریاد حق طلبی اتان طنین انداز گوشهای مشتاق باشد و یقین بدانید این پایمردهای شما در ادامه راهی که شروع کرده ایم ما را استوار تر از پیش مینماید . من سیاستمدار نیستم ولی انچه میفهمم اینست نباید اره بدست بگیریم و اگر اقایان بن میبرند ما نیز از سوی دیگر اره بر جان شاخه ای بکشیم که خواسته یا ناخواسته همگی بر ان اویزانیم . واقعیت اینست که طرف مقابل با هر انچه دارد به میدان امده و حتی بی ابروئیش را هم به جان خریده و ابائی ندارد تا گوشت مردمان را جلوی دیدگان بقیه بدرد باید از هر فرصتی استفاده کرد تا هرچه ممکن است نرسیم به جائی که بگوییم خون با خون شسته میشود . از اول معلوم بود به خاطر توهم حضرات و شخص رهبر نسبت به مردم و همچنین توهم قدرت لایزالی که فکر میکنند پیدا کرده اند رئیس دولتشان اینبار باید خلوص صد در صد داشته باشد حتی نود و نه و نیم درصد نیز برایشان قابل قبول نخواهد بود لذا تایید اقای هاشمی و یا رای اوردن اقای عارف به نظرم محال است و نخواهند گذاشت . ولی اگر از دستشان در رفت فرصت غنیمتی خواهد بود . ” اب را گل نکنیم شاید در فرودست سیره ای پر میشورد یا دست درویشی نان خشکیده فرو برده در اب “

     
  89. درود بر شما
    آقا با کمک احمدی نزاد برای از صحنه خارج کردن هاشمی و کلیه بازماندگان از نسل خمینی از آبروی خود و ثروت این کشور بی صاحب کلی هزینه جبران ناپذیر کرد ! چطور میشه دوباره به ایشان یا هر کسی که ذره ای محبوبیت مردمی داشته باشه مجال ظهور بده ! اینها همه نشانه اینه که ایشان به فرموده خودشان یک رای بیشتر ندارند یعنی تداوم استبداد !

     
  90. ممنون، اما «هو» کردن کار خوبی نیست، آقای نوریزاد!

    ——————

    پارسای گرامی
    منظورمن ازهو کردن این نیست که: دستها را دور دهان حلقه کنیم و هوار بکشیم و کسی یا کسانی را مسخره کنیم. این هو کردن مورد نظر من یعنی : هوا کردن. یعنی برملا کردن نقشه ای که درآستین دارند. شاید اگر می نوشتم : ما انتخابات شما را هوا می کنیم بهترمی بوید.
    با احترام

    .

     
  91. سلام جناب اقای نوریزاد
    ولایت محترم فقیه مطمئنا ایشان را تایید نمی کنند زیرا در حال حاضر ایشان تصمیم گیرنده اصلی نیست واحتمالا جانشین ایشان در حال اینگونه تصمیم گیریها هستند لذا با همان مکانیسمی که آقای هاشمی ایشان را برای رهبری انتخاب کردند با این فرض که ایشان دارای رای شخصی نیست و می توان او را کنترل کرد و نباید به شناخت هاشمی شک کرد خوشبختانه کنترل ایشان از دست آقای هاشمی خارج گردیده و به دست بیت ایشان افتاده و این تبعات این نوع حکومتها است ایشان حتی قدرت رودررویی مستقیم با هاشمی را ندارد و نحوه عملکرد ایشان درمقایسه با ////…. بیانگر ترس شدید ایشان از ولی نعمتان قدیم خود می باشد زیرا ایشان باالشخصه قدرت را بدست نیاورده بلکه ////آقایان سید احمد خمینی و هاشمی در اختیار ایشان گذاشتندبه این مقام رسیده است
    ضمنا ما خیلی شنیده ایم آقای هاشمی سیاستمدار قابلی است ولی هم اکنون کاملا روشن است که ایشان دارای استراتژی نبوده و نیست و در این زمینه تحصیلات خاصی نداشته و محیط زندگی وی نیز اجازه درست فکر کردن را به وی نمی دهد
    نامبرده در حل مشکلات تاکتیکی دارای توانمندی هایی است ولی دقیقا زرنگیهای ایشان چیزی قابلی نبوده و می بینیم که اصلا ماهیت قدرت و فساد ناشی از آنرا نه میشناسد نه به آن باور ندارذ
    به هر حال عدم رای توسط تمام مردم مهمترین وظیفه است در غیر اینصورت غرب توسط خاینین حکومتی خود در جهت تجزیه ایران گام بعدی را خواهند برداشت

     
  92. با سلام
    به نظر من باید از هر چه زودتر به فکر هماهنگی برای یک برنامه تحریم گسترده داشت. این افسردگی بوجود اومده فقط برای حکومت دیکتاتوری خوبه. شاید اگه یک برنامه ای باشه مثلا سیزده به در انتخاباتی. با هماهنگی کامل مردم روز انتخابات رای که نمیدن هیچ. در مکانهای طبیعت و تفریحی میرن و اینجوری جلوی اعلام حضور غیر واقعی رو هم میگیرن. تازه تحت تاثیر تلویزیون رژیم هم قرار نمیگیرن.از انفعال و سرخوردگی هم در میان. این کار یا کارهای مشابه نیاز به هماهنگی و اطلاع رسانی داره. خواهشمندم اطلاع رسانی کنید.

     
  93. سلام
    بر خلاف استاد بزرگوار آقای نوریزاد این حقیر به آینده خوشبینم .من شخصا فکر میکنم مهندسی انتخابات با بن بست مواجه شده. دارن آمارهای دروغی و جعلی میدن ولی خودشون بهتر میدون چه خبره . حتی اگر نصف مردم هم نیان بازهم با اختلاف فاحشی شکست میخورند.

    حساب کرده بودن با رد صلاحیت مشایی احمدی نژاد کارهایی میکنه که بهانه پیدا کنن معزولش کنند و خودشون انتخاباتو برگزار کنند ولی تیرشون به سنگ خورد حتی شروع کرده اند به تحریک احمدی نژاد:
    گزارش شکایت از احمدی‌نژاد ‘آماده قرائت در صحن مجلس است’
    http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2013/05/130527_me_poormokhtar_ahmadinejad.shtml

    الان وحشت و اظطراب سرتاسر وجودشون راگرفته. احمدی نژاد خیال داره با سکوت در برابر تحریکات و اعلام واقعی نتیجه انتخابات انتقام تاریخی از شرکای سابقش بگرید وقتی اعلام شد فلان کاندیدا 500 هزارتا رای هم نداره برای مشروعیت رژیم فاجعه بار است.
    از طرفی روسیه هم که تصور کرده بود از شر رفسنجانی راحت شده و حتی علنا به تعریف از جلیلی پرداخته بود وعده وعیده اش را کنسل کرد: Russia canceled S-300 deal with Assad, report says
    http://www.timesofisrael.com/russia-cancels-s-300-sale-to-syria/

    به تصور من آقای جلیلی و بقیه سیاهی لشکرها بزودی انصراف خواهد داد و فقط قالیباف و غرضی و رفسنجانی (متاسفانه با احتمال بسیار قویتر) یا عارف باقی خواهند ماند. اگر عارف باقی میماند شکست انخصارگریان خرد کننده تر بود.

     
  94. من گمان نمیکنم این اتفاق بیافتد . این جماعت تمامیت طلب بعید که چه عرض کنم محال است که قدرت را بخواهد با دیگری سهیم شود. از قسمت آخر واقعا لذت بردم.!!

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

86 queries in 2632 seconds.