سر تیتر خبرها
انتخابات بزرگترین آفت دموکراسی  (بقلم: الف – صیاد)

انتخابات بزرگترین آفت دموکراسی (بقلم: الف – صیاد)

انتخابات بعنوان مایه فساد در کشورهای مختلف با توجه به پارامترهای فرهنگی و اقتصادی به اشکال گوناگون عمل میکند تا منافع متولیان را تأمین نماید.

انتخابات حتی نوع شرافتمندانه و آزاد آن ، زبان استیلا و شاه کلید سلطۀ هیئت یا طبقه حاکمه بر جامعه است. عدم آگاهی و اشراف اکثر شرکت کنندگان در انتخابات به امور سیاسی و آثار رأی خود ، اختیاری بودن شرکت در آن بخصوص در حکومتهایی که ذاتاً با اصل دموکراسی بیگانه اند ، و ازهمه مهمتر فقدان ساز و کار قبول مسئولیت از سوی افراد در قبال رأی و امضای خود ، از جمله دلائل پوچی ومیان تهی بودن این مراسم است. انتخاب صندوقی را نمیتوان جز امری غیر اصولی، پاپولیستی وهمج الرّعا دانست که با دور زدن نظرات کارشناسی و سواری گرفتن از موج نا آگاهیها، دموکراسی را به ضد خود تبدیل مینماید. این نبود شناخت از داوطلبین و نامزدهای انتخاباتی در حالی است که آنها همه گونه پشتوانه های حزبی و حکومتی باضافه مشاور و راهنما برای خود نمایی و متقاعد نمودن دیگران را دارند و چندان امکانی برای رأی دهندگان باقی نمیگذارد که واقعیت آنها را آنگونه که هست بشناسند . از مردم هم نباید چنین انتظاری را داشت ، خصوصاً آنکه اکثر انتخاب شوندگان به هنگام تعامل با قدرت به راحتی تغییر ماهیت میدهند.

انتخابات بعنوان مایه فساد در کشورهای مختلف با توجه به پارامترهای فرهنگی و اقتصادی به اشکال گوناگون عمل میکند تا منافع متولیان را تأمین نماید . برای مثال در کشوری که خود را نه تنها بزرگترین دموکراسی بلکه پرچمدار مبارزه برای آزادی در جهان میداند، طبقه یک درصدی بالای جامعه ، سالانه پنج تریلییون دلار (معادل 30% از در آمد ملی) منافع دارند درحالیکه هر نوزادی که در آنجا بدنیا میآید سهم بدهی ملی او (در حقیقت او به همان طبق بالا) بیش از پنجاه هزار دلار است که هرسال هم بر آن افزوده میشود . و البته این حکومت بر مدار انتخابات! ودموکراسی آنچنانی میچرخد . علاوه بر حکومتهای ظاهرالصلاح تمام دیکتانوریهای عصر حاضر نیز از طریق آرای صندوقی به قدرت رسیده اند که نا رسائیهای فوق در در کار انتخابات علّت العلل ظهور و رشد آنها بوده است.

در ایران بد تر از همه ، این نمایش معیوب که مانند هر دیکتاتوری و حکومت دیگر بعنوان مهمترین ستون پایه و نماد قدرت سیاسی فرض میشود، مبتنی بر قانون اساسی نا متعادلی است که با گرایش به یک دیدگاه و برداشت ارتجاعی از مذهب و بقول آیت الله منتظری( کفرآمیز) تدوین شده و با این تزویر و تمهید ، از قبل شناسه ها و مشخصات صنف حاکم در آن تعریف و جا سازی شده است.

مصادره کارناوال انتخابات به نفع مردم

عبوراز بن بست قدرت سیاسی و بازی های حکومتی، درچهارچوب دموکراسی منحرف، نه با تن دادن به انتخابات مهندسی شده ممکن است و نه با تحریم نمودن آنها . ولی استفاده بهینه و کاملاً بجا از قرصت انتخابات برای تبدیل این مراسم به رفراندم ملی بخصوص با توجه به سطح نارضایتی مردم از اوضاع اقتصادی و اجتماعی ، بخوبی متصور است. تغییر زیر بناهای سیاسی و اجتماعی در کشور، تنها با آگاهی و عزم ملی برای برهم زدن بازی انتخابات و مصادره آن ، با پیش فرض و تبلیغ بر دادن رأی منفی به حکومت ، از طریق (پر کردن صندوقها با آرای باطله) کاری است شدنی و گزینه ایست که میتواند انتخابات را در هر زمان به رفراندم (ملی) تبدیل نماید. نتیجه این هماهنگی به هم ریختن بساط رژیم از درون و سلب مشروعیت از آن میباشد. آنهائیکه بر طبل تحریم و خانه نشینی مردم در جریان انتخابات میکوبند و ترجیع بند کلامشان سوء استفاده رژیم از حضور مردم در پای صندوق رأی است، اولاً به اظهار نظر کارشناسان ارشد و متخصص+( در این لینک) توجه فرمایند و در ثانی چرا بجای این همه تکرار تحریم و واگذاری صحنه به حکومت ، حضور مردم را حمل بر مشارکت اعتراضی ، و توجیه و تبلیغ آن نمی فرمایند؟ تا رژیم و دشمنان خارجی از حضور معترضانه مردم بقول خودشان برداشت مشروعیتی ننمایند . شاید مرغ دموکراسی بعضی ها هم یک پا دارد و آنهم انتخابات صندوقی است و امید و آرزوی خود را بدان گره زده اند تا شاید نوبت چپاول کشور و ادامه زنجیرۀ فساد وجنایتها به آنها برسد .

مسئله ما تنها انتخاب ریاست جمهوری در خرداد 92 نیست که آن بحثی است ثانوی و با وچود زیر بناهای فاسد فوق در بهترین حالت هم امید چندانی به اصلاح امور و باز سازی کشور از این طریق نبوده و نیست.اولویت و مشکل اصلی وجود خود حاکمیت است . پیش از انتخاب این یا آن شخص برای رئیس جمهوری یا نمایندگی مجلس و عضویت درشوراها، باید با حاکمیت از باب مشروعیت وارد مبارزه ای (میدانی و حقوقی) شد و تکلیف آن را روشن نمود. در هر فرصتی از این قبیل مردم میتوانند با استفاده از موقعیت و شرکت حد اکثری در آن ،در قدم اول سعی به بر گزیدن نامزدهایی که مورد نظر خودشان است بنمایند البته اگر نام آنها در لیست باشد . در صورتیکه هر کدام از رأی دهندگان نام اصلی و مورد نظر خود را در لیست نیافتند به کمتر از آن رضایت ندهند و بعنوان اعتراض برگ رأی باطل شده خود را به صندق بیاندازند ، که اگر اکثریت با تعداد آرای باطله بود انتخابات قاعد تاً باید تجدید گردد، طنز خبری مرتبط با کیهان در مورد( رئیس جمهور شدن آرای باطله ) بسیار قابل تأمل است از آن براحتی نگذرید .

حضور حد اکثری و ابطال برگ رأی، امکان تقلب و آمار سازی را هم از حکومت سلب مینمایند. اگر حکومت نخواهد نتایج واقعی صندوقها را بپذیرد، مجبوراست دوباره دست به کودتا زده و هزینه های آن را مانند انتصاب احمدی نژاد بپردازد. مسئله امکان تقلب را بخصوص در شرایط چند قطبی بودن قدرت فراموش نمائید. چنین کاری اصولاً در سطح کلان غیر اجرائی است و چناچه دیده ایم ، تغییر نتایج کلی انتخابات حتی در شرایط یکدست بودن قدرت !! مانند سال 84 ، تنها از طریق سر کشیدن جام زهر و انجام کودتا قابل اعمال است که رژیم توان ارتکاب دوباره آنرا به هیچ وجه ندارد. آگاهی و حضور حد اکثری کلید پیروزی است.

برای ادامه راه و دستیابی به نظامی که مفاهیم و پایه های دموکراسی در آن فاقد تضادها و عیوب مذکور باشند میتوان چیزی شبیه + (این طرح را) که بنام مردمرایی است به جامعه ارائه نمود .

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

25 نظر

  1. با تشکر از جناب نوری زاد و جناب امیررضا صیاد
    موضوع “مردمرایی” بسیار قابل تامل می باشد.
    پیشنهاد می گردد به بخش “انواع حکومت” در ویکیپدیای فارسی اضافه گردد.

     
  2. دوست گرامی آقای بردیا الف
    با سلام به شما و آقای دکتر نوری زاد
    بنده هم بنوبه خود از مزاحمتی که برای جناب دکتر نوری زاد دارم شرمنده ام گرچه ایشان در سایت خوب و پر بارخود به دیگران هم عنایت داشته و وقت ارزشمند خود را در راه کمک و راهنمایی آنان صرف مینمایند ،همیشه از صمیم قلب سپاسگزارشان بوده ام .

    کتاب مردمرایی توسط نشر مانا nashremana@gmai.com در کانادا منتشر، ولی برای فروش نسخه الکترونیکی آن تا کنون اقدامی نشده است
    لینک بعضی نوشته ها از این دست در سایت آقای دکتر نوری زاد را ذیلاً خدمتتان معرفی میکنم گرچه تعداشان به باید بیش از این باشد . گوگل سرچ نتایج کامل تری را از جمله در سایت گویا ارائه میدهد

    http://nurizad.info/?p=21759
    انتخابات بزرگترین آفت دموکراسی

    http://nurizad.info/?p=21609
    نه ی بزرگ یا تحریم

    http://nurizad.info/?p=21378
    قدرت سیاسی و چوب تر

    http://nurizad.info/?p=21002
    رفراندم برای قدرت قاهره

    http://nurizad.info/?p=20845
    دستگاه خبر بافی

    http://nurizad.info/?p=20695
    احزاب سیاسی

    با تشکر از جنابعالی و دکتر نوری زاد
    امیر رضا صیاد cyyaad@mail.com

     
  3. با سلام
    ابراهیم نبوی در جرس مقاله ای نوشته تحت عنوان سرباز ها و ژنرال استدلال ایشان دلیل بر شرکت در انتخابات منطقی به نظز میرسد. . لطفا آنرا بخوانید.
    سربازها و ژنرال

    سیدابراهیم نبوی

    رد صلاحیت هاشمی حذف یک ژنرال از صحنه نبرد سیاسی بود که با حضور دو سرباز هنوز امید برد وجود دارد.

    رد صلاحیت هاشمی باور نکردنی به نظر می رسد، اما فاجعه نیست و بیش از آن که به زیان او تمام شود، کارنامه او را با نمره مثبت و درخشانی زینت می بخشد که مطمئنا در آینده‌ای نه چندان دور به کار خودش و مردم خواهد آمد. این نمره‌ای مثبتی است برای کارنامه خانواده هاشمی که اغلب‌شان مدیرانی قابل و لایق در بیست سال گذشته بودند. هاشمی رفسنجانی تمام قد برای نجات ایران وارد صحنه شد و آیت الله خامنه‌ای اشتباه مکرر خود را در نابودی حکومتی که خود رهبر آن است انجام داد؛ اشتباهاتی که از برکشیدن احمدی نژاد در ۸۴ آغاز شد، با حذف میرحسین موسوی در ۸۸ به اوج خودش رسید و با حمایت غیرقانونی از احمدی نژاد متخلف ادامه یافت و برکنار نکردن او در سال ۱۳۹۰ در عمل طومار حکومت خامنه‌ای در هم پیچید و با حذف هاشمی در سال ۹۲ ساعت شنی شمارش معکوس تغییر حکومت به کار افتاد.

    حالا هاشمی که امید می رفت تا با نشستن بر صندلی قوه مجریه بتواند کشور را از فلاکت اکنونی بیرون بیاورد، کنار رفته و بخش مهمی از جامعه دچار بهت زدگی شده است. فرصت محدود کمتر از ۲۰ روز تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری مهلت ماندن در بهت زدگی را نمی دهد. البته اتخاذ درست‌ترین تصمیم در سیاست غالبا کار ساده‌ای نیست. اما سیاستمدار خوب کسی است که بهترین راه را برای خروج از بن بست می یابد و برای آن می کوشد. برآنم که اصلاح طلبان و فعالان تغییرخواه کشور به جای آه و ناله و بهت و سستی باید از روزهای پیش رو بهترین استفاده را بکنند. از این رو به برخی نکات اشاره می کنم.

    یک: حذف همزمان هاشمی و مشائی دو گروه از حامیان نامزد مورد نظر خامنه‌ای را از سوی او به بیرون اردوگاه طرفداران او می راند، نخست بخش مهمی از اصولگرایان که هاشمی برایشان به معنی انقلاب اسلامی است و گروه دوم بخشی از طرفداران احمدی نژاد که رد صلاحیت دوقلوی به هم چسبیده احمدی نژاد یعنی رحیم مشائی را به منزله پذیرش اشتباه رهبری در حمایت از احمدی نژاد می دانند. هفته پیش از این احمدی نژاد که خامنه‌ای او را ” نزدیکتر از همه به رهبر” خوانده بود، گفت: « مشائی احمدی نژاد است و احمدی نژاد مشائی». به نظر می رسد حذف این دو عملا موجب کاهش فراوان آرای نامزد مورد نظر رهبر یعنی جلیلی باشد.

    دو: نامزدهای مورد نظر خامنه ای، چه جلیلی و چه ولایتی، نه توانایی و شخصیت احمدی نژاد در بهره بردن ازفضای پوپولیزم را دارند و نه اینکه با دوقطبی کردن انتخابات می توانند رای‌های ” آنتی” هاشمی را بدزدند، هاشمی دیگر وجود ندارد. از سوی دیگر تنها کاندیدایی که رای بخشی از اصولگرایان و عامه مردم را دارد باقر قالیباف است که با اظهارات اخیرش در مورد کوی دانشگاه بخشی از آرایی را که می توانست از سبد اصلاح طلبان بردارد، از دست داده است. قالیباف که در سال ۱۳۸۴ به قول خودش از مجتبی خامنه‌ای ” رکب خورده است” به احتمال قوی حاضر به برکناری به نفع جلیلی نمی شود و به همین دلیل هم آرای اصلاح طلبان را به دست نمی آورد و هم آرای اصولگرایان را تقسیم می کند.

    سه: رد صلاحیت هاشمی که در آخرین لحظات ثبت نام کرد، به نظر می رسد چندان برایش ناراحت کننده نباشد، او می توانست ایران را از منجلابی که احمدی نژاد با حمایت خامنه‌ای ساخت، نجات بدهد. ولی کدام دیکتاتوری است که در روزهای آخر قدرتش حاضر شود قدرت را با دیگران تقسیم کند تا بماند؟ خامنه‌ای با رد صلاحیت هاشمی صلاحیت انقلاب، آیت الله خمینی، خودش و نهادهای اداره شده توسط او را زیر سووال برد. او هنوز هم می تواند با حکم حکومتی بخشی از بازی باخته را جبران کند، اما این کار موجب از بین رفتن امتیازی که هاشمی با رد صلاحیت‌اش به دست آورده نخواهد شد. از سوی دیگر، تائید صلاحیت عارف و حسن فریدون روحانی در میان فهرست نامزدها امید اصلاح طلبان را از میان نمی برد. در حقیقت رد صلاحیت هاشمی حذف یک ژنرال از صحنه نبرد سیاسی بود که با حضور دو سرباز هنوز امید برد وجود دارد. کاری که باید کرد رساندن یکی از این دو سرباز به خانه پایانی و رئیس جمهور کردن اوست. کاری که دشوار به نظر نمی رسد. اما مشکل بزرگ نداشتن زمان است. این نبود زمان البته بیشتر به زیان نامزدهای رهبری است.

    چهار: تفاوت زیادی میان روحانی و عارف با جلیلی است، همان تفاوتی که میان هاشمی و خاتمی با خامنه‌ای است. از همین روست که باید در انتخابات شرکت کرد. عقل حکم می کند که هر گاه میان دو نامزد موجود تفاوت آشکاری بود، مردم برای انتخاب نامزد خوب تلاش کنند. از نظر من عارف و روحانی تفاوت چندانی ندارند. اگر هاشمی و خاتمی پشت سر روحانی یا عارف بایستند و حامیان خاتمی سخنرانان کمپین آنان، شانس بسیار خواهد بود. اما تبلیغات آنان نباید دیر آغاز شود. عارف سابقه خوبی در کار دولتی دارد، معاون اول خاتمی بوده، سابقه بدی در کارنامه‌اش ندارد، تحصیلکرده و محترم است، حاشیه سیاسی و جناحی ندارد و به لحاظ ظاهری وجیه است. عکس‌های منتشر شده از او و همسرش نشان می دهد که بلد است در کمپین‌های انتخاباتی بخوبی ظاهر شود. یادمان نرود که فاصله مطرح شدن میرحسین موسوی و تبدیل او به یک نشانه محبوب در انتخابات ۱۳۸۸ از یک ماه هم کمتر بود. توجه کنیم که عارف رای ” آنتی” هم ندارد. هرگز درگیر پرونده‌های مالی یا سیاسی منفی نبوده و به عنوان یک مدیر عالیرتبه موفق بوده است. عارف البته از نظر سیاسی وزنه قدرتمندی نیست. روحانی مدیری قدرتمند است و در حوزه‌های داخلی و خارجی موفق بوده است. از نظر سیاسی توان بالایی دارد، سالها در مذاکره هسته‌ای با اقتدار شرکت کرده و برخلاف جلیلی موفق بوده، با اصلاح طلبان و کارگزاران می تواند کنار بیاید و قدرت تشکیل دولت را دارد.

    پنج: حمایت از عارف یا روحانی برای مخالفان حکومت می تواند اهمیتی بسزا داشته باشد، استفاده از فرصت انتخابات برای بازسازی شبکه ارتباطات جنبش سبز و حضور گسترده مردم در کمپین او با نشانه‌های اعتراضی، فضاهای آزاد انتخاباتی را می تواند تبدیل به محل اعتراض بکند. درست برعکس، تحریم انتخابات این فضا را از دسترس خارج می کند و فرصت مهمی را از مخالفان می گیرد. با توجه به اینکه تحریم انتخابات به دلیل برگزاری همزمان انتخابات شوراها و ریاست جمهوری در هر حال پروژه ناموفق و از پیش شکست خورده‌ای است .شاید به همین دلیل است که حتی رضا پهلوی هم در بیانیه اش از غیرقانونی بودن انتخابات صحبت کرده اما آن را تحریم نکرده است.

    شش: رد صلاحیت مشائی ممکن است که با خرابکاری‌ها و اقدامات تند احمدی نژاد مواجه شود، کمترین اقدامی که او احتمالا خواهد کرد، کنترل وزارت کشور در جریان انتخابات است. او برگزار کننده انتخابات است، از شورای نگهبان به عنوان ناظر انتخابات زخم خورده است و دلایل زیادی دارد که با شورای نگهبان در یک تقلب انتخاباتی به نفع جلیلی یا ولایتی همدستی نکند. حتی اگر تلاش کند انتخابات را بخوبی برگزار کند، شاید نزد برخی از مردم که همچنان بخاطر تقلب انتخاباتی ۱۳۸۸ دلی پر از خون از او دارند، چهره‌ای موجه پیدا کند. این موضوع به نفع اصلاح طلبانی خواهد بود که از روحانی یا عارف می توانند حمایت کنند.

    هفت: اگر فرض کنیم که باید بهترین انتخاب را بکنیم، روحانی یا عارف نمونه‌های خوبی برای ما هستند. حمایت هاشمی و خاتمی از یکی از آنها و معرفی ترکیب وزیران که باید وزن خوبی داشته باشند می تواند بطوری سریع و پر و پیمان وزن نامزد اصلاح طلبان را افزایش دهد و چیدن یک کمپین خوب می تواند چهره اصلاح طلبانه این نامزد را جلوه ببخشد. انجام سریع این کارها و آغاز تبلیغات برای روحانی یا عارف و همچنین ساخت فیلم و آثار تبلیغاتی توسط یک کمپین ملی در فضای حقیقی و مجازی طرفداران خاتمی و هاشمی را می تواند پشت او جمع کند. کمپین حقیقی روحانی یا عارف باید روی تبلیغات در شهرهای کوچک و روستاها متمرکز شود و شهرهای بزرگ را به اصلاح طلبان بسیاری که می توانند مبلغان وفادار و پرکوشش آنان باشند بسپارند. همه این مفروضات را درباره عارف و روحانی می توان گفت. با این تفاوت که روحانی بیشتر در حال و هوای هاشمی و کارگزاران است، روحانی بودنش در چشم شهرنشینان نقطه منفی و در چشم مردمان روستانشین نقطه مثبت است.

    هشت: با رد صلاحیت شدن هاشمی، سناریوی دائی جان ناپلئونی ” همه اینها دستشان توی یه کاسه هست” عملا از درجه اعتبار ساقط شد. هاشمی طرف مردم است. نظرسنجی‌های مختلف نشان می دهد که هاشمی و خاتمی دو وزنه معتبر برای اعتبار بخشیدن به نامزد اصلاح طالبان هستند. آنچه مهم است در درجه اول بیرون آوردن قوه مجریه از دست فدائیان رهبری( جلیلی و ولایتی و حدادعادل) است و استفاده از فرصت کمپین انتخاباتی برای سازمان دادن مخالفان در فرصت عمل سیاسی است. وگرنه ترکیب کابینه روحانی و عارف در هر حال همان ترکیب کابینه هاشمی- خاتمی خواهد بود.

     
  4. جناب صیاد
    من در ابتدا از جناب نوری زاد عذرخواهی می کنم به دلیل اطاله کلام. ظاهرا بنده و جناب عالی در زمینه اعتقاد به دموکراسی و حقوق بشر اشتراک نظر داریم. به گمان من همین دموکراسی که در کشورهای توسعه یافته مانند سوئد، نروژ، استرالیا و … پیاده شده است مدل خوبی برای ایران است که طبیعتا هنگام پیاده سازی به رنگ و بوی بومی در خواهد آمد. عمدا نام آمریکا را نیاوردم چون معتقدم کشورهایی مانند آمریکا و انگلیس که گاهی جنگ افروزی می کنند و به سلاح های کشتار جمعی مسلح هستند الگوی خوبی برای کشور ما نیستند. ظاهرا شما به دنبال مدلی ایده آل تر از دموکراسی هستید که عیوب دموکراسیهای این جوامع را هم نداشته باشد. من هم معتقدم که بهترین راه مبارزه با حکومتهای استبدادی مبارزه بدون خشونت و نافرمانی مدنی است که در این مورد هم به گمانم اشتراک نظر داریم. حقیقتا ترس من از این است که مدلهای پیاده نشده و آزمون راههای جدید، ما را دوباره از چاله به چاه بیندازد. من سعی کردم ردی از این کتاب مردم رایی در اینترنت بگیرم که موفق نشدم. اگر امکان خرید نسخه الکترونیکی آن وجود دارد ممنون خواهم شد که لینک آن را برایم ارسال کنید.
    با سپاس
    بردیا الف

     
  5. دوست محترم جناب آقای بامداد سخن
    قبل از هر چیز خدمتتان عرض کنم که بنده ستخیتی با ایست وایسم ندارم و باور را براعتقاد ترجیح میدهم ولی به شما تبریک میگویم که با هوشمندی خود سریعتر از بسیاری افزاد به پیچهای اجرایی پیشنهاد مردمرایی رسیدید و به پرسشگری پرداختید. برای دوستانی که چندان با پیش زمینه این گفتگوی انتقادی آشنا نیستند بطور مختصر بگویم که بحث بر سراصلاح و ارتقای سیستم دموکراسی است به نحوی که در امور حکومتی ، بین حقوق ، اختیارات و مسئولیتهای (بمعنی پاسخگویی) تمامی افراد یک تراز کامل برقرار باشد در نتیجه هرچه مقام کسی بالاتر باشد پاسخگوئیش بیشتر است درست بر عکس دموکراسی برج عاج و دستک و دنبک مقامات. این روند میتواند انتخابات صندوقی و تمام ملزومات آن (حزب سیاسی و گروههای فشار و دستگاههای مهندسی آن از نوع غربی و شرقی یا ولایتی) و قدرت سیاسی ناشی از آنها را بلا موضوع و از جوامع سیاسی حذف نماید .(قدرت سیاسی فرد ، در تقابل با اقتدار ملی است که دیکتاتورها این را بر نمیتابند) در این گزینه و در هر سه رکن ، پرهیزکاری ، تخصص و اخلاق مبنای همه امور قرار میگیرد برای این مهم، نظارت و ارزیابی مشترک و متقابل افراد در تمام سطوح ( اداری ، خدمات ، تکنسین، کارشناس و کارشناسان ارشد) در گروههای کاری و مرتبط با هم بر پایه خرد ، شامل خدمات ، رفتار( با همکاران و مراجعین) ، و دانشها(ی مربوط به کار) با پیش بینی ضمانتهای اجرایی آمده که فرایند این همیاریها تعیین کننده جایگاه و حقوق اکتسابی هر فرد در جامعه است.
    چون منتجه نظر افراد در هرگروه باضافه امتیازاتی که خود هر شخص بابت ارزیابی و قضاوت صحیح از خود و دیگران میگیرد، بلافاصله در زندگی شخصی و اجتماعی او تأثیر میگذارد بنابراین ضمانت اجرایی کار در خود آن نهفته و این سیستم یک سیستم وانفسا است که دولت و حکومت در تعیین یا تغییر نتایج آن هیچ نقشی ندارند . همه این ها البته باید به موجب قانون در معنای اصیل آن پیش بینی و مجاز شمرده شوند.
    کلید اجرایی این پیشنهاد که سابقه آن مربوط به پاسخگویی به تأسیس حزب رستاخیز بوده، مبارزه مدنی و در بالاترین حد آن مشارکت معترضانه در تمام انتخابات است که هر حکومت نا صالحی را استحاله و یا زمین گیر میکند و در عین حال میتواند شخصیتهای اصیل را برای اصلاح امور به حکومت برساند. این قسمت در سال 86 مورد تأیید و التزام احزاب و شخصیتهای مجرب سیاسی قرار گرفته و به نوعی هم با نتیجه عالی تجربه شده . لینک آن در اولین کامنت نوشته شده است
    نکته آخر اینکه حقوق بشر (مورد اشاره جناب سخن ) و کرامت انسانی ، خاص یک فرهنگ و کشور نبوده و ارزشهایی جهاتشمول هستند که محصول هزاران سال تجربه و تطور تاریخی میباشند.
    دراین پاسخ، به رئوس مطالب کتاب( مردمرایی )یا دموکراسی در ایران فردا اشاره شده که تا کنون چندین مقاله کوتاه از این دست با همت دکتر نوری زاد بسیار عزیز منتشر شده اند

     
  6. دوست عزیز امیر صیاد
    مقاله تان را در باب مردم رایی خواندم. تناقضات بسیاری در آن یافتم که خلاصه وار اشاره می کنم:
    شما می فرمایید که انتخابات صندوقی پوپولیستی و غیر مسئولانه است و به جای آن گزینش افراد اصلح و دانشمند و برگزاری آزمون را پیشنهاد می کنید. چه کسی قرار است این مواردی که گفتید را اجرا کند؟ دولت؟ برای انتخاب این افراد چه راه حلی دارید؟ چه روشی پیشنهاد می کنید که این افراد سالم باشند؟ و هزاران سوال دیگر که پاسخ عملی ندارد. آیا روش شما همان روش کمونیزم نیست که تنها نامش را به مردم رایی تغییر داده اید؟
    شما می خواهید جامعه را بر اساس حقوق بشر اداره کنید. این حقوق بشر از کجا آمده است؟ آیا جز این است که از دل تمدن غرب آمده است و شما بدون توجه به ریشه می خواهید میوه آن را به دست آورید؟
    شما به کشورهای دموکراتیک را با الفاظ کلی می تازید و به مردم روشی نا آزموده را پیشنهاد می کنید که هیچ جایی پیاده نشده است تا از بوته آزمایش بیرون آید. کمونیزم با آن پشتوانه عظیم روشنفکری در جهان سر انجام تاسف باری داشت. اگر دوست دارید مقاله کوتاه مرا در این زمینه بخوانید:
    http://bamdadesokhan.blogspot.com/2013/04/blog-post.html
    حال چگونه ما به روشهای شما با اینهمه تناقض اعتماد کنیم؟

     
  7. پاسخ آقای بامداد سخن
    وقتی بطور کلی میفرمایید این نوشته پر از تناقض است ، لااقل یکی دومورد آنرا هم بنویسید تا اگر در بیان مطلب نارسایی بود توضیح داده شود
    احزاب و شخصیتهای سیاسی که بالاترین درجه تخصص و مسئولیت در امور اجرایی را داشته اند نتیجه بخش بودن مشارکت معترضانه و گفتن نه بزرگ به حکومت رانه تنها تأیید نموده که خود را متعهد به انجام آن دانسته اند . لینک اول توضیح قبلی ناظر به همین موضوع است.

    از نظر عده ای ضرر بزرگ حضور مردم در صحنه حتی اگر برای رأی اعتراضی باشد پیشگیری از مهاجمین خارجی برای حادثه آفرینی و جنگ افروزی است که آنها را به آب و نان خدمتگزاری به بیگانه نمیرساند . امیدوارم هیچکدام از ما جزء این گروهکها نباشیم.

    شما ترکیب دموکراسی غربی را کجا ی مقاله دیدید که آنرا دوبار تکرار کردید ؟ وقتی میفرمایید من منکر عیوب دموکراسی غربی! نیستم، اگر براه خود ادامه دهید به همین جا میرسید که دموکراسی صندوق محور در هر کجای دنیا که باشد جز یک سراب نیست و از قبل آن چه دیکتاتوری ها ،جنگها و جنایات سازمان یافته توسط دولتها که دریکی دوقرن اخیربر نخاسته است. سیستمی که در آن رأی دهنده در هر سطحی که باشد، فاقد اشراف بموضوع ، و مسئولیت پذیری در مورد رأی ، نظر دستور و یا عمل خود ناشد آن سیستم ضد دموکراسی یا ( مردمرایی) است . لینک دوم ذکر شده پاسخ (این تنها راه شما) در این مورد، باضافه همه لابدهایتان میباشد. تناقضها را در آنجا جستجو کنید
    انتخاب رئیس جمهور حتی اگر به شکل ایده آل آن انجام پذیرد با وجود مجلس فعلی چندان دردی را دوا نمیکند. باید بیش از همه بفکر نجات مجلس از وکیل الدوله ها در سال بعد بود که آنهم بدون انتظار از حکومت با روش مشارکت اعتراضی قابل حل است. تسلیم و خانه نشینی مردم بزرگترین آرزوی حکومت میباشد . میدان رابه دشمنان ملیت واگذار ننمائید.

     
  8. سلام برآقای نوریزاد
    در پاسخ به سخنانِ ” دادا ” جان ، بعرض میرساند که من آقای نوریزاد را نمی شناسم ! در واقع اصلاً نمی شناسم ولی اینو میدونم که سایتهای بمراتب آرومتر و محافظه کارانه تر از سایت ایشون فیلتر شده ولی سایت آقای نوریزاد که فوق العاده تند و تیز است با هر فیلتر شکنی براحتی باز میشه !! چرا؟ …نمیدونم ! حالا سری به وبسایت آقای غلامعلی رجائی بزنید ، فقط کمی مخالف بود و خیلی طرفدار رفسنجانی و تنها کاری که میکرد چند مطلب روشنگرانه و خیلی مختصر در مورد آقای رفسنجانی نوشت و در کنار آن دعاگوی رهبری و مدعی ارتباط تنگاتنگ ایشون با اوشون! ولی نتیجه چی شد ؟ از دیروز سایت ایشون فیلتر شد !!! اونم چه فیلتری ! لامصب نمیدونم چکارش کردن که با هیچ فیلتر شکنی باز نمیشه …
    حالا واقعیتش من موندم که آقای نوریزاد چکار کرده که سایتش براحتی باز میشه ؟جالب اینه که آقای نوریزاد به تمام این نوع سوالات گیج کننده پاسخ نمیدهند …بابا جان ، اخوی ! یه کلام ختم کلام یه چیزی بگو و همه رو خلاص کن …چکار کردی که مطالبت رو رادیو آمریکا هم با ترس و لرز میخونه …؟ ولی سایتت در دسترسه ….

     
  9. جناب صیاد
    پیشنهاد شما دقیقا خواست دیکتاتور و دستنشاندگانش می باشد آنها رای های باطله را به نفع کاندید منتخب خود مصادره خواهند کرد امروز بهترین رفراندوم مقاومت منفی است و آن نشاندادن تعداد رای مخالف از طریق عدم شرکت در انتخابات است. این حکومت در حال حاضر مشکل مشروعیت و لولوی خارجی دارد و برای تو دهنی زدن به هر دو نیاز فراوان به نشان دادن حمایت آحاد مردم با هر رای دارد رایی که کسی جز جکومت دسترسی به این رای و نتیجه ی آن نخواهد داشت.

     
  10. جناب نوری زاد عزیز
    با توجه به اهمیت موضوع من تغییر مختصری در پاسخ به جناب صیاد دادم و اگر زحمت بکشید و آن را در صفحه نظرات مربوط به مقاله قراد دهید سپاس گزار خواهم شد.

    این مقاله از عنوان تا به انتها سرشار از تناقض و مغلطه است به گمان من. نویسنده محترم که نمی تواند دشمنی خود را با دموکراسیهای غربی پنهان کند و با الفاظی چون “انتخابات صندوقی” سعی در تحقیر و تخقیف آن دارد، با تناقض گویی آشکار در پی کشاندن بیهوده مردم به پای صندوق رای است. اینجانب به هیچ وجه منکر عیوب دموکراسیهای غربی نیستم ولی تنها راهی که تا کنون بشر برای مهار قدرت و احترام به حقوق انسانها پیدا کرده است همین دموکراسی غربی یا به تعبیر نگارنده محترم “انتخابات صندوقی” است. ایشان که مدعی برگزیدن نخبگان از طرق غیر پوپولیستی است لابد باید این نخبگان توسط ولایت مطلقه، پادشاه یا حزب کمونیست انتخاب شوند. و این همان راهی است که منجر به دیکتاتوریهای مخوفی چون ایران، چین و کره شمالی خواهد شد. بهتر است به جای خود بزرگ پنداری کمی به نتایج انتخابات خودمان نگاه کنیم. در همین ایران خودمان به مجرد اینکه کمی فضای سیاسی باز شده است مردم ما از روستایی و شهری، با سواد و بی سواد بهترین گزینه ممکن را انتخاب کرده است. طبیعتا در هر جامعه ای افراد نادان و فریب خورده وجود دارند ولی مهم این است که برآیند خرد جمعی در اکثر موارد راه صحیح را انتخاب می کند.
    نکته جالبتر اشاره ایشان به طنز روزنامه کیهان است که آشکارا مطامع ولایت مطلقه را با روشهای رادیکال دنبال میکند. و در نهایت روشی که برای مبارزه پیشنهاد می کند همان است که روزنامه کیهان و ولایت مطلقه به دنبال آن هستند: حضور حد اکثری و حماسه سیاسی. آرای مردم هم جز به پای کاندیدای استبداد شمرده نخواهد شد. طبیعی است که هیچ انسان عاقلی به طرفداری از رای باطله خویش به خیابانها نخواهد آمد و همه چیز به خوبی و خوشی و به نفع جناح اقتدارگرا به پایان خواهد رسید.
    ظاهرا نگارنده فراموش کرده اند که در سال 88 اصولا انتخاباتی در کار نبود. نگارنده در مقام دفاع برگه های رای را تجزیه تحلیل می فرمایند ولی بحث اینجاست که در سال 88 اصولا تمامی برگه های رای و نتایج آن به دستور ولایت باطل شد و تنها آماری سوری، مخدوش و پرغلط از اتاق تجمیع آرا بیرون آمد. در آن سال به دلیل تصمیم ناگهانی ولایت فقیه اینهمه اشتباهات فاحش در اعلام نتایج به بار آمد. امسال با توجه به مجرب بودن ایشان در تقلب مطمئنا روشهای پیشرفته تر و قابل قبولتری در نظر خواهند گرفت. و اگر جناب صیاد گمان می کنند که احمدی نژاد از بروز تقلب جلوگیری می کند. جسارتا این خیال مصداق بارز پناه بردن به اژدها از ترس مار خواهد بود.
    پیروز باشید

     
  11. ای عزیز اگر رای دادن و شرکت در انتخابات بمعنی کمک به ظالمین و تایید ظلم آنها باشد روز قیامت چه جوابی خواهیم داشت؟

     
  12. جناب الف – صياد ….. ما ز ياران انتظار ياري داشتيم اظهار نظر ورهنمود شما اگر خداي نكرده جانبدارانه تلقي نشود كمي تا قسمتي ابري است همين قدر بدانيد كه اطاق هاي فكر وزارت كشور تمامي گزبنه ها را مورد بررسي قرار داده و براي هر يك از موارد راهكار مناسب را انديشيده اند نكته مهم اينكه در ايام انتخابات تقريبا بيشتر خبرگزاري ها امكان گزارش وقايع انتخابات را داشته و از حضورمردم در پاي صندوقها فيلم برداري ومخابره ميكنند سردمداران حكومتهاي شرق و غرب تفسير خود را از حضور مردم چه كم و چه زياد برداشت وارزيابي ميكنند و مسيولين برگزاري انتخابات هم به هيچ گزارشگري اجازه نميدهند كه در موقع باز شماري ارا دخالتي كرده واراي باطله را بشمرد بنا براين نسخه شما شفا بخش نيست بهتر است قدري بيشتر نامل كرده واز ارايه راهكارهاي غير معقول خودداري فرماييد مردم ايران در اين سي و چند ساله انقدر رشد سياسي واگاهي پيدا كرده اند كه بتوانند با لحاظ نمودن تمامي جوانب گام هاي درست و حساب شده بردارند با عرض معذرت از جنابعالي جاويد و سر فراز باد ايران ميهن عزيز ما

     
  13. دوستان عزیز سال 84 //// با مایوس کردن مردم و قهر کردن آنها و در نتیجه عدم حمایت مردم از معین به اهدافش رسید نگذارید دوباره با همون تاکتیک موفق شود.

     
  14. طنز خبری کیهان برای کشیدن تعدادی ساده اندیش به پای صندوق است . تجربه ما مردم ایران نشان میدهد که بهترین دوره های مجلس شورای ملی ، دوره اول و دوم آن بوده است که هنوز رندان حوزه سیاست ترفند های حزب و ائتلاف و دسته بندی را کشف نکرده بودند . در کشورهای به اصطلاح پیشرفته و دمکرات صاحبان سرمایه با تشکیل حزب مقدرات کشور را در اختیار میگیرند . اعلام برنامه هم کلاه شعبده آنان است . تبلیغ کنندگان تحزب به عنوان شرط دمکراسی ، سپردن سرنوشت انتخابات به توده های بی شکل را آفت دمکراسی میدانند ، در حالیکه در عصر ارتباط و رسانه و با سواد بودن اکثریت مردم ، دیگر توده بی شکل که بیسوادی عنصر اصلی آن است دیگر مصذاق ندارد و مردم به طرق مختلف با هم ارتباط دارند . در نبودن احزاب مردم به جای نامزد حزبی به صادق ترین و پاک ترین سیاستمداران خود رای میدهند . در 50 سال یعد از انقلاب مشروطه هم هرگاه قشرباسواد شهر نشین ملت ایران روزنه ای یافته و پای صندوق رای رفته است به امثال مدرس و مصدق و دکتر صذیقی و الهیار صالح و مهدس حسیبی و … رای داده است .

     
  15. با درود و سپاس از کامنت گزاران گرامی
    1 -این لینکها در متن نوشته حک نشده بودند
    نظر کار شناسان و متخصصین ارشد در مورد نتیجه بخشی مشارکت معترضانه
    http://mardomrayy.blogspot.ca/2013/03/blog-post.html
    برنامه ای جایگزین که عیوب و نواقص دموکراسی را در خود ندارد
    http://mardomrayy.blogspot.ca/2012/09/blog-post_25.html

    2 – چون دوستان نظرهای متفاوتی ابراز فرموده اند که بعضی از آنها مشابه یکدگر میباشند اجازه میخواهم پاسخی که بتواند حتی المقدور جامع باشد به نقطه نظرهای ابراز شده بنویسم.
    انتظار بنده این بود که قبل از همه عواملی از حاکمیت، نظیر دستگاه خبر بافی فارث عکس العمل احمقانه خود را نشان دهند.اتفاقاً شرکت درانتخابات و حمل پلاکارد تحریم خصوصاً اگر با اسکورت زنهای تابلویی کذایی که دستگاه امنیتی در داخل و خارج از آنها استفاده ابزاری مینماید انجام پذیرد در راستای سیاستهای کلی همان عوامل کودن خواهد بود و خبر گزاری و بوقهای دولتی آنرا زودتر از همه روی آنتن میبرند.
    اگر تحریم انجام پذیرد همان چند ملیون رأی دهنده ای که بدلائل مختلف در انتخابات شرکت میکنند برای رژیم کافی است که انتخابات را بدون تنش و طبق مر قانون منتهی با تعداد کمتر برگزار نموده و چون اعتراض رأی من کو؟ دیگر وجود ندارد، بدون نیاز به تغییر نتایج و آمار سازی ، از این بابت ادعای کسب مشروعیت هم بنماید .
    همیشه رأی باطله وجود داشته و رژیم با توجه به پایین بودن در صد آنها و عدم تأثیر شان در نتایج کلی آنهارا هم برای جا دادن در آمار اعلام مینموده است ولی در صورت بالا بودن تعداد آرای باطله و اینکه داوطلبان در هر نوع از انتخابات به هر حال رقیب یکدیگرند و از ابتدا شروع به پنبه زنی یکدیگر و پته هم را به آب دادن مینمایند مسلماً بر سر تملک هر برگه رأی، ساده از موضوع نمیگذرند و اجازه نمیدهند یک برگه باطل شده ای هم بنام رقیب خوانده شود .فرض کنیم دستور داده شود که در تمام شصت هزار صندوق، برگه های حامل اعتراض یا دشنام متساویاً بین همه نامزدها تقسیم شود تا یک نفر از هشت نفر انتخاب شود آیا هفت نفز بازندگان بخصوص در شرایط یکدست نبودن حاکمیت نهایتاً به افشاگری نمیپردازند و نمیگویند سهم فحش ما کم بوده است. با وجود دست اندرکار بودن حدود یک ملیون نفر بر سر صندوقها و ستادهای دولتی، انجام تقلب در این جریان غیر ممکن است و تنها راه تغییر نتیجه ،کودتای انتخاباتی(بستن همه دهانها و عدم انتشار نتایج حوزه ها و صندوقها به تفکیک، و آمار سازی در ستاد مرکزی کودتاگران میباشد )، که در سال 88 هم بدین ترتیب عمل شد .
    برای تفنن هم که شده شما میتوانید نام نوع رژیم و حکومت مورد علاقه خود از قبیل جمهوری، سوسیالسیی ،کمونیستی، سرمایه داری ، ولایت رجوی ، ولایت فقیه یا ولایت شاه را در خلوت رأی نویسی به برگه خود اضافه کنید چون همه آنها کاربرد مشابه و ابطال رأی را دارند.
    ضمناً برای احتیاط اگر شماره و علامتی را روی برگه خود دیدید ( که تا کنون چنین نبوده) آنرا مخدوش و ناخوانا نمایید.

     
  16. محسن رضایی کاندیدای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با حضور در برنامه «با دوربین» شبکه اول سیما در اولین برنامه انتخاباتی خود در رسانه ملی، با بیان اینکه نیازی به معرفی خود نمی‌بینم، اظهار داشت: در این برنامه می‌خواهم از دغدغه‌ها و مشکلات جامعه و امیدها و شوق‌های ملت ایران صحبت کنم.

    وی افزود: بنده در حوادث بسیاری شرکت کرده‌ام و در یک ماه گذشته به 250 شهرستان و 40 دانشگاه رفته‌ام و با بسیاری از طبقات مختلف مردم صحبت کردم اما یک حادثه تکان‌دهنده اخیراً برایم پیش آمد.
    تو چطوری در مدت یکماه که کلا ۷۲۰ ساعت است به ۲۵۰ شهر و ۴۰ دانشگاه رفته ای 250+40=290
    اگر ۷۲۰ را به ۲۹۰ تقسیم کنی میشود ۲ ساعت و ۲۸ دقیقه
    چقدر بین راه بوده ای؟
    حقا که از /////

     
  17. اقا محمد عزیز:
    اگر ترتیبی دهید که تعداد و طول کامنتهای هر مطلب محدود شود(موجز و مفید) بهتر است چون خود من با وجودیکه هر روز دو الی سه بار به سایت وارد میشوم وقتی به کامنتهای طولانی و تعداد زیاد بر میخورم بسیاری را نمیخوانم.البته منظورم خدای نکرده سانسور نیست بلکه ارتقاع کیفیت سایت میباشد.
    موفق و موید باشید و خانواده عزیزت را از راه دور سلام میرسانم

    با تشکر علی

     
  18. نظر دهندگان محترم
    دها سال است که انتخابات آزاد در ایران جکی بیش نیست. علت هم آن است که دموکراسی و آزادی نه تنها در فرهنگ ایرانی بلکه در کشورهای جهان سوم ( اسیای میانی و خاور دور و خاورمیانه میانه ) جائی ندارد. برای همین است که مثلا در ایران ما مدتی رژیم استبدادی سلطنتی و اکنون هم رژیم ولایت مطلقه فقیه حکومت میکند.
    به امید روزی که عقل و خرد و اندیشه در همه ما ایرانیان به حد اعلا برسد تا فرهنگ سکولاری (جدائی دین از دولت) در فرهنگمان نهادینه شود و دولتی منتخب مردم و برای مردم و پاسخگو به مردم را برپا کنیم.
    آرش

     
  19. درود به نوری زاد گرامی که دراین سایت حتی ناسزاهای بخودش را حذف نمی کند. من این روح بزرگ را می ستایم. این سعه صدرنوری زاد همان افقی است که ما ازآینده ایران عزیز انتظارمی کشیم

     
  20. سلام براستاد بزرگوارم جناب نوریزاد:
    جناب صیاد :گمانم بعضی از کامنتهای شمارا خوانده ام اماادای این مطلب راازجانب شما بعید میدانم چه به صورت توصیه نیزمیباشد.نظآمی که رای فردی رابه صورت مخدوش درآورده به نفع شخص نزدیک به خودمصادره میکند چه تضمینی است که رای باطله رانیزمصادره به مطلوب نکند.خواهی نخواهی مردم مابایستی برای رهایی از این دوران سیاه هزینه پرداخت کنند. تجربه های تاریخی سایرملتهای جهان بهترین سرمشق برای ما خواهدبود.

     
  21. من شما را خوب می شناسم آقای نوری زاد
    می دانم چرا کاری باشما ندارند. من ازنزدیک با شما آشناهستم. شما نقطه ضعفی اگرداشتی حتما آن را آنقدربزرگ می کردند که شما خودتان سکوت کنید. نه کارخانه ای دارید که ازتعطیلی اش بترسید نه کارگاهی نه دفتری نه شرکتی نه طمعی به چیزی داری پسرانت را خبردارم فرستادی سربازی درحالی که اقوامت تو را از اینکار نهی می کردند. با آدمی که نه وام گرفته نه در دزدی های کوچک وبزرگ سهیم بوده چه می شود کرد؟ مگر این که شما را بکشند. که اگر این کار را بکنند باید ده برابر هزینه اش را بدهند.
    روی گلت را می بوسم وبه تو افتخارمی کنم
    یکی از آشنایان دور تو

     
  22. کاش این نویسنده محترم ، فرض عدم حضور حداکثری در پای صندوقها را هم تحلیل میکرد و اگر قرار باشد رژیم حاکم به عدم مشروعیت خود پی ببرد ، کافی است تعداد واجدین شرایط حضور در پای صندوقها با تعداد شرکت کنندگان را مقایسه کند و به آن نتیجه ، این را هم بیفزاید که مردم برای برگزارکنندگان هیچگونه صلاحیتی قایل نیستند که در انتخابات مهندسی شده(فرمایشی) شرکت نکرده‌اند/بنده شخصا به نویسنده مطلب مشکوک هستم – میخواهند با انتشار اینگونه مطالب باز هم به حماسه حضور پای صندوقها برسند و همانطور که همواره رژیم نامشروع ، حضور مردم در پای صندوقها را رفراندمی برای مشروعیت خود و تاییدی بر صلاحیتش در برگزاری انتخابات ، در بوق و کرنا کرده‌است ، این بار هم تکرار مکررات نماید و ما مردم مثل همیشه باز هم پشیمان شویم که چرا اصلا رفتیم پای صندوق و در سیاهی لشکر /// قرار گرفتیم/پس بازهم نظرم با اتفاقات روزهای اخیر (که امید به پایین آوردن /// از بام ، توسط آنکه بالایش برد-به ناامیدی مبدل شد) ، این بار با امید به تاثیر مبارزه منفی با حاکمین ظالم (عدم حضور در انتخابات مهندسی شده) دو پیام فوق را به حاکمان داده‌باشیم.

     
  23. سلام بر نوریزاد

    پیشنهاد میکنم به جای واژه مهجور و out of date مهندسی انتخابات از وازه مانوس و دل آرام جبر انتخابات یا انتخابات استصوابی 12 نفره استفاده کنیم

    نظام اقا سید علی در سال 1388 به مردم ایران درس هندسه و مهندسی را اموخت و در سال 1392 هم مصمم شده است که درس جبر و استصواب را یاد مردم ایران بدهد

    به عبارت بهتر این همه شور و شور 30 میلیون ایرانی برای آمدن رفسنجانی معادل نظارت استصوابی و نه نظارت اطلاعی آن 12 یا به عبارتی آن 11 نفر نبود و //// باطل شد

     
  24. درود
    فرمودند کسانی میگویند انتخابات باید آزاد باشد ! معلومه که باید آزاد باشد مگر ما تا حالا انتخابات غیر آزاد داشته ایم ! تا حالا سی و چند انتخابات داشته ایم کدامش غیر آزاد بوده ! کشور ما آزاد ترین انتخابات را دارد !
    این سخن ایشان سه تا معنی دارد ! – فعل معکوس برره ای بید 2 – ایشان آزاد هستند به عنوان ولی امر مسلمین و به نمایندگی از ملت صغیر شخص مورد نظر خود را انتخاب کنند که حق صغیران پایمال نشه 3 – و اما مورد سوم که خیلی هم خطرناک هست اینکه ملت را مثل اطرافیان خودش گاگول فرض کرده باشد !!

     
  25. زهي خيال باطل!
    أيا شما هم بازجو خوب و بازجو بد را شنيده آبد. طنز زيبايي بود. حكومت باطل و دايره باطل و شوراي نگهبان بأطل و انخابات استصوابي باطل و مجلس خبرگان باطل و مجلس باطل و قوه قضائية باطل و شوراي شهر باطل و حالا رأي باطل.

    كمدي مسخره اي را نوشتار فرمودييد. نافرماني مدني تنها راه رفراندمي است كه رژيم تا استخوانش إحساس ميكند.

    در روز يار گيري هر شهروند با يك پلاكارد كه روي أن نوشته من رأي نميدهم در خيابانها ظاهر شوند. رأه حل بهتري است.

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

94 queries in 1771 seconds.