سر تیتر خبرها
شکستِ یک رهبرِ شکست ناپذیر (بقلم: باران)

شکستِ یک رهبرِ شکست ناپذیر (بقلم: باران)

آقای خامنه ای اهدافی را که باید برای رهبری جمهوری اسلامی مد نظر داشته باشد تغییر داده است. بر اساس قانون اساسی و توافق اجتماعی ایشان برای بهبود اوضاع ایران و رفتن به سوی کشوری که آزاد و مستقل باشد به این سمت انتخاب شدند. اماّ دو آفت اصلی قدرت ، تسلط بر ثروت عمومی و برتری طلبی و تبختر، اورا هم مانند دیکران به ورطه ناکامی کشید.

اشاره: مطلبی که مطالعه می فرمایید، یکی ازکامنت ها(دیدگاهها)ی “خامنه ای معتادمی شود” بود. من اما بخاطرنگاه شریف وخیرخواه نویسنده، آن را برای انتشاردر صفحه ی اصلی سایت برگزیدم. برای من افتخاراست که همنشینانم با قلمی اینچنین پاک وشایسته ومشفق به چاره جویی دردها می پردازند. ازدوست خوبم جناب “باران” عزیز بخاطر سلامت قلم و نگاهش به مقوله ی رهبری، وچاره جویی هایش سپاس مندم.
محمد نوری زاد بیست نهم اردیبهشت نود ودو


با سلام بر جناب نوری زاد عزیز…

مجموعه 3 مطلب اخیر شما در رابطه با جناب خامنه ای را می توان در یک جمعبندی اعلامیه شکست یک رهبر نامید . اماّ سئوالی که پیش می آید این است که چرا ایشان را باید در ردیف رهبران ناموفق و بازنده تاریخ به حساب آورد؟. لیست رهبران ناموفق محدود به رهبران سیاسی نیست و لی شکست همه این رهبران اعم از رهبران سیاسی و اقتصادی از دلائل مشابه ای بر خورد ار است که با غور در افکار بزرگان و مصلحین بشری صحت آنها قابل اثبات است. لذا از همین منظر می خواهیم خدمت جناب خامنه ای دلائل نا کامی ایشان را در رهبری جمهوری اسلامی بیان کنیم و این هم حدیث پنهانی نیست چه آنکه همین چند روز پیش نور چشمی ایشان در شورای نگهبان جناب آیت الله یزدی به تصریح فرمودند که امروز رهبر را یاری نیست و هر که هم که یار است از رو بر وی شمشیر بسته است. علاوه بر مطالب نوریزاد آقای یزدی هم بر شکست رهبری در انجام وظائفش اعتراف کرده است. دلایل ناکامی آقای خامنه ای را به شرح ذیل عرض می کنیم:

1. آقای خامنه ای اهدافی را که باید برای رهبری جمهوری اسلامی مد نظر داشته باشد تغییر داده است. بر اساس قانون اساسی و توافق اجتماعی ایشان برای بهبود اوضاع ایران و رفتن به سوی کشوری که آزاد و مستقل باشد به این سمت انتخاب شدند. اماّ دو آفت اصلی قدرت ، تسلط بر ثروت عمومی و برتری طلبی و تبختر، اورا هم مانند دیکران به ورطه ناکامی کشید. رهبری یعنی کسی که در سطی وسیع و افقی باز بتواند فکر کند ولی آقای خامنه ای به سرعت شروع به فکر کردن در سطحی کوچک کرد وخود را در سطح آدمهای سطحی پائین آورد. رهبران نا موفق کسانی هستند که آینده ای را که باید به آن برسند با حالی که در آنند و فعالیتهای روز مره جایگزین میکنند و این اشتباه بزرگی است که آقای خامنه ای مرتکب شده است که در نتیجه هم حال را باخته ایم و هم آینده بی معنا شده است. مشکل ایشان این است که تصمیم گرفتند به انجام کارهائی بپردازند که مجریان آنها در قانون معلوم هستند و این مصیبت بزرگی برای همه گردید.

2. تغییر اهداف رهبری موجب آشفتگی در برقراری ارتباط ایشان با بدنه جامعه گردیده زیرا هیچکس الان دقیقا سر از کار ایشان در نمی آورد. آیا ایشان دنبال باز سازی و توسعه اقتصادی کشور است؟ اگر چنین است پس چرا کشور را به ورطه تحریمها برده است؟ اگر دنبال توسعه سیاسی است چرا دیکتاتوری بر قرار کرده است؟ اگر دنبال اعتلای دینی است چرا خرافات و انحراف دینی را توسعه میدهد؟ اگر دنبال علم است چرا عالمان را آزار میدهد و علم را نابود میکند؟ اگر دنبال ارتقا توان اجرائی است چرا منحط ترین اشخاص را حمایت میکند؟ و این سئوالات پایانی ندارد و لذا می گویم آقای خامنه ای بدلیل این تناقضات آشکار اهالی این مملکت و حتی نزدیکان خود را هم سر در گم کرده و لذا توان ارتباط با آنها را ندارد.

3. آقای خامنه ای شخصی است که از ترس شکست به هر موفقیت احتمالی پشت میکند. از ترس اینکه در مذاکره با آمریکا کم بیاورد از مذاکره گریزان است. از ترس اینکه مبادا یک رئیس جمهوری سر کار بیاید که با ایشان جدل کند تمام انتخابات را به هم میریزد. ایشان از ترس اینکه یک اندیشمند عملکرد دولت را نقد کند زندانی سیاسی و بی رحمی راه میاندازد. از ترس اینکه مبادا کسی در قامت رهبری ظاهر شود هر کس را که شک کند قلع و قمع می کند. ترس حاکم بر ایشان احتمال تلاش برای موفقیت را از بین برده و شاید برای همین است که آقای جنتی این احتمال را که رئیس جمهور بعدی بتواند تحریمها را از بین ببرد را یک جوک می داند!!..

4. اعتبار یک رهبر به دو موضوع مهم وابسته است: عملکرد و شخصیت وی. تضاد این دو فاکتور سبب تشکیک در اصل وفاداری به آرمان میباشد. مهمترین شاخصه یک رهبر پافشاری بر اصول است. وقتی مصالحه بر اصول شناخته شده هدف و الویت یک رهبر شود در این صورت ناقوسهای شکست وی بصدا در می آید. توجیه این حالت وقتی است که رهبری از یک مصلحت بزرگتر صحبت می کند. آقای خامنه ای انتخابات را به هم میزند چون مصلحت بزرگتری در کار است. افراد را حبس و شکنجه و زندان میکند چون مصلحت بزرگتری در کار است. پول ایرانیان به جای زلزله آذربایجان به دمشق میرود چون مصلحت بزرگتری در کار است و این لیست پایان ندارد. در این حال رهبری به جای ارتقا ملت باید سر آنها را گرم کند. دلیل رشد خرافه گرائی، اعتیاد و فساد را در اتخاذ همین سیاست عوامفریبانه جستجو کرد.

5. رهبران شکت خورده توجهی به وضع روحی و ایمانی خود ندارند. آقای خامنه ای اهل کوهنوردی است و لذا از جسم خود خوب مراقبت میکند ولی در مورد اوضاع روحی چنین نیست. او به قول مولوی باید برای حضور در مقابل خدای بزرگ در نزد اولیا و انسانهای فرهیخته بنشیند ولی شما نگاهی به دور بر آقا بیندازید. شما از کسی که از صبح تا شب با امثال تائب و نقدی و شریعتمداری و احمدی نژاد و لاریجانی و سرداران مسئله دار و سیاستمداران ورشکسته نادان و علمای هتاک و بی تقوا تماس و نشست وبر خواست دارد چه انتظاری دارید؟

6. آیا عموم مردم اصلا امیدی به این دارند که آقای خامنه ای رهبری باشد که آنان را به ساحل سعادت ببرد؟ پاسخ این سئوال اصلا مشکل نیست و بنظر میرسد که خود ایشان هم از پاسخ منفی مردم مطلع است. وقتی هر کسی که با ایشان زاویه دارد آنچنان مورد استقبال عموم است که ماشینش را هم جلوی وزارت کشور میبوسند یعنی مردم دنبال کسی هستند که شاید بتواند توقفی هرچند اندک درشتاب این رهبر بازنده ایجاد کند. شما دلیل بهتر می خواهید؟
آقای خامنه ای به این دلایلی که عرض شد در رهبری شکست خورده. ایشان به اعتراف خودشان 2 پروژه را رهبری کرده اند و آنرا از افتخارات خود می دانند. یکی پرونده هسته ای است در روابط خارجی و دیگری یارانه ها در سیاست داخلی. بنظر میرسد میزان موفقیت راهبردی این 2 پروژه و فجایعی که در کشور ایجاد کرده است بر کسی پوشیده نیست. حال سئوال این است آیا مجلس خبرگان برای بررسی وضعیت رهبری و قانع شدن از شکت رهبری جناب خامنه ای دلایل بیشتری لازم دارد یا نه؟

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

23 نظر

  1. در چند خط مختصر اما پرفایده ومفید جمعبندی درستی ارائه دادید ممنون از دیدگاه شما

     
  2. باسلام
    آقای نوری زاد ضمن احترام به عقیده حضرت عالی چند نکته ضروری به نظرم آمد .
    بنده هم به آقای خامنه ای انتقاد دارم ولی شما با بیان عقیده خود بصورت بی ادبانه وخارج از عرف فقط دنبال به به وچه چه میگردید .
    شما اگه واقعا دلسوز هستید وانتقاد میکنید این روش درست نیست .حضرت عالی دنبال بهانه هستید که به زندان بروید واز این نمد کلاهی ببافید ورژیم هم این را می داند وبهایی به شما نمی دهد .
    شما ثبات شخصیت ندارید درگذشته حالی داشتید والان حالی دیگر ازکجا درآینده دگرگون نشوید وحالی دیگر پیدا کنید .
    انتقاد وبیان عقایدباید بگونه ای باشد که منتج به رشد شود وگرنه همه کاستی ها رامی دانند وراه حل هم کما بیش متصور است .واحتیاج به بی ادبی وهتاکی وعوام فریبی نیست آنهم اینگونه که شما می تازید .
    درپایان سوالی دارم آیا bbc دلش برای مملکت ما سوخته !! یعنی منافع ملی ما برایش از تاج وتخت ملکه مهم تر شده ! یعنی bbc به ملکه خیانت میکنه !
    فکرنمی کنید گاهی ما بچمونو فلک می کنمیم تا جیکر همسایه بسوزه !

     
  3. همیشه حکومت های دینی خطرناک بوده و هستند. ملتی که تاریخ نمیخواند محکوم به تکرار آن است مگر قرون وسطی را کلیسا ها به سیاه ترین دوران تاریخ تبدیل نکردند. وما نادانان کشور عزیزمان را درسته انداختیم در دست این شیادان. روحانیت برای اولین و آخرین بار به حکومت رسید و برای همین هم چهار چنگولی مثل زالو به این مملکت چسبیده چون اگر برود دیگر رفته است به حافظه تاریخ.

     
  4. آقای ناشناس نظر شما در مورد شرم و حیا چیست نظر شما دز مورد شرافت و وجدان چیست افتاد یا نه اگر افتاد دوربین و کامپیوترهای نوری زاد را پس بده

     
  5. متأسفانه همه این خطر را احساس کرده اند بجز سردمداران ما کاش قبل از اینکه سیل خون راه بیافتد از خواب غفلت بیدار شوند.

     
  6. .خود و مردم هم همچنین هاشمی در یک راست یا دروع تاریخی باعث شد ایشان رهبر شود و خود چوبشرا خورد و رهبری با هدایت جریان برای انتخاب احمدی نزاد از احمدی نزاد چوب خورد و مردم همدچار چنین دیوانه ای کرد که اینهمه پولمملکت رابهبادداد و اینهمه خرابکاری کرد که یکیش همین انحلال سازمان برنامه وبودجه بود خدا بهمارحم کندجلیلی رییس جمهور نشود انشااله

     
  7. ابوتراب کج زلف

    با سلام ، فرموده اند ساعتی فکر کردن بهتر از هزار سال عبادت است ، حال تجسم بفرمائید کسی را که دائما” در حال دو دو تا چارتای ولایت بر تمامی مسلمین جهان و درگیری و به خاک خون کشیدن استکبار جهانی به سرکردگی آمریکاست دیگر نه زمان و رمقی برایش باقی میماند نه ظرفیتی تهی در گوشه مغز برای رسیدگی به احوال مردمش که در حقیقت عائله وی اند ، چگونه میتوان تصور کرد پدری را که به خانواده خویش فکر نکند و بفکر دیگران باشد . گذشتگان اندشمندمان یادگاری دارن به این مضمون : چراغ همیشه به پایش نور نمی دهد .

     
  8. قرن بیست و یکم را شاید بتوان پایان دوران رهبری فردی خواند. با توجه به عصر اطلاعات، رهبری یک ملت توسط یک شخص با توانایی و علم محدود بسیار مضحک می نماید. هرچه که مردم از لحاظ فکری پیشرفت می کنند این مجیز گویان سفله استبداد، مقام ولایت را بزرگتر می کنند و بر چاپلوسی می افزایند. مردم ایران نه به رهبر نیاز دارند و نه شاه و نه هیچ خودکامه دیگر. و روزی این تضاد شدید بین استبداد و مردم به حالت انفجار خواهد رسید. متاسفانه رهبری و مجیزگویان اطرافش راه را بر هر اصلاحی بسته اند و به ناچار با حرکت طبقات فرودست جامعه، انقلابی دیگر به وجود خواهد آمد و دوباره سیل خون است که در کشور جاری می شود. کاش کمی تعقل به رهبری و باند قدرت اطراف ایشان باز گردد تا این مرحله گذار هرچه آرامتر انجام شود. کاش گوش بسپارند به سخنان خیرخواهان و مصلحان. و هزار ای کاش دیگر که تا کنون نشانه ای از آن در تمامیت خواهان دیده نشده است.

     
  9. نویسنده رهبری را از منظر دنیای امروز ترسیم کرده اند ، در حالیکه اقای خامنه ای یک روجانی است که شاهین رهبری بر شانه اش نشست . نگاهی به تاریخ چهار قرن اخیر نشان میدهد که هدف یک روحانی رسیدن به منصب ریاست عامه مسلمین است از طریق جمع آوری هرچه بیشتر مقلد در رقابتی نفس گیر با سایر مدعیان . تخصص او هم در ابواب عبادات و معاملات ، ایشان هنوز هم موفق به نشر رساله عملیه خود نشده است .

     
  10. هاشمی و آخرین فرصت
    **************
    این روزها یکی از ایراداتی که از سوی منتقدان ، به آقای هاشمی وارد می شود این است که ایشان خود در بسیاری از بلاها و مصیبت هایی که طی سال های پس از انقلاب به این کشور و ملت وارد شده است دست داشته است . و حال چگونه ایشان می خواهد با کسب آراء مردم ، بر مسند ریاست جمهوری تکیه بزند .
    در مقابل ، طرفداران حضور ایشان در این عرصه ، می گویند آقای هاشمی طی چند سال اخیر که از سوی حاکمیت طرد شده و در برخی عرصه ها هم جایگاه خود را از دست داده است ، به ایرادات و اشکالات خود طی آن سالها پی برده و ا گر در انتخابات پیروز شود ، جبران مافات خواهد کرد .
    این در حالیست که عده ای ، زندگی اشرافی ، وجود فساد اقتصادی در خانواده و شرایط سنی و جسمانی وی را هم مزید بر علت دانسته و بر حضور ایشان در این عرصه ایراد وارد می نمایند .
    عجیب اینکه ، آقای هاشمی در این فرصت خدادادی ، خود هیچگونه سخنی در جهت تنویر اذهان مردم بر زبان جاری نمی سازد .
    اگر اینگونه است که موافقان ایشان می گویند ، چه فرصتی بهتر از این که آقای هاشمی حقایق را با مردم در میان بگذارد و از خود نامی نیک در میان مردم و تاریخ این سرزمین بر جای نهد .
    چراکه این آخرین فرصت برای آقای هاشمی است .
    آقای هاشمی زمانی چه جایگاهی در بین مردم داشت و الان بدلیل فاصله گرفتن از مردم ، به چه روزی افتاده است که امثال آقایان جنتی ، یزدی و … برای او خط و نشان می کشند !
    یادم می آید در دهه 60 و در زمان اوج محبوبیت آقای هاشمی نزد مردم ، یکی از دوستان در توصیف نماز جمعه تهران و حضور گسترده مردم در زمانی که ایشان نماز را برگزار می نمود می گفت : گوش دادن به خطبه ها در زمان برگزاری نماز توسط برخی از آقایانی که امروز از مدعیان آقای هاشمی اند مکروه ، در زمان بعضی دیگرحرام و در زمان حضور آقای هاشمی در این تریبون ، واجب است .
    و این واقعاً دیدگاه و نظر بسیاری از مردم در آن زمان بود و آقای هاشمی چنین مقام و منزلتی در جامعه داشت .
    البته طرح مباحث سلسله وار و محتوای علمی خطبه های اول و نیز تحلیل های سیاسی دقیق مسائل داخلی و خارجی آقای هاشمی در خطبه های دوم بود که ایشان را در این جایگاه قرار داده بود و هیچکدام از خطیبان جمعه دیگر هم هرگز نتوانستند به چنین موقعیتی دست یابند .
    از سوی دیگر ، نقش غیر قابل انکار آقای هاشمی در دوران مبارزات ، پبروزی و پس از انقلاب و در زمان جنگ و نیز حمایت های مرحوم امام نیز از دیگر عوامل موثر در محبوبیت ایشان نزد مردم بود .
    اما پس از انتصاب آقای خامنه ای به رهبری و قائل شدن آزادی عمل در امور اقتصادی و … برای آقای هاشمی و خانواده اش توسط وی بود که او را در مسیر سراشیبی سقوط قرار داد .
    در همان سال ها در یکی از جلسات پرسش و پاسخ آقای خامنه ای با دانشجویان ، یکی از دانشجویان پرسید : چرا برخی از اطرافیان شما زندگی اشرافی دارند . و ایشان در پاسخ گفت : من نمی توانم کسی را به صرف اینکه در کنار من است ، مجبور به ساده زیستی کنم !
    اکنون آقای هاشمی در دامی گرفتار شده است که تارو پود آن را خود ساخت و برخی دیگر از نزدیک ترین همراهان و همرزمانش گره هایش را زدند .
    و در این فرصت تاریخی در پیش رو ، اگر آقای هاشمی به سمت مردم باز گردد و آنچه را باید بگوید ، بر زبان جاری سازد . نه تنها رأی بالای مردم را کسب می نماید و منشأ بسیاری خدمات به این کشور و مردم در طول مدت ریاست جمهوریش خواهد شد . بلکه بعنوان یکی از اسطوره های ماندگار در تاریخ ایران نیز خواهد ماند . وگر نه ، دامی که او در آن گرفتار شده است چنان بلایی بر سرش خواهد آورد که دیگر هیچ نام و اثری از او در تاریخ این سرزمین نخواهد ماند ، مگر به بدی و بدنامی .
    پس بهتر است اطرافیان آقای هاشمی اگر مختصر علاقه ای به وی دارند ، بجای تعریف و تملق های بی جا ، کمی به این موضوع فکر کرده و ایشان را تشویق به این کار کنند .
    حیف است که همه چیز آقای هاشمی به این راحتی بر باد رود . چراکه او فقط متعلق به شخص خودش نیست . بلکه او با همه خوبی ها و بدی هایش ، یکی از ارکان مهم تاریخ انقلاب ایران است . انقلابی که طی این سالها ، بسیاری از بانیان و پدید آوردندگانش با اظهار ندامت شجاعانه از عملکرد گذشته خود ، چراغ راه نسل حاضر و آیندگان شده اند و خانه نشینی را بر تکیه زدن بر مسند قدرت و ثروت ترجیح داده اند .

     
  11. با سلام به استاد نوریزاد من از علاقه مندان و دوستداران شما هستم و هر روز به سایت سر میزنم و مطالبتان را دنبال کرده و به همکارانم نیز انتقال میدهم .
    من می خواهم سئوال یکی از دوستانم را مطرح کنم و منتظر جواب هستم و آن اینکه چطور شما با این صراحت به رهبری انتقاد میکنید و عملکرد ایشان را به حق نقد میکنید ولی دچار حذف و محرومیت دائمی و زندان یا اعدام ویا حتی حصر خانگی نمیشوید.
    لطفا این شک دوستان به سوپاپ اطمینان بودنتان را پاسخ بفرمائید.

    ———————-

    دوست من سلام
    آدمهایی که سوپاپ اطمینان اند هم برای خود دلی دارند ومشغولیاتی. اینگونه تصورکنید که یک سوپاپ اطمینان دلش را به اینگونه الفاظ خوش کرده. شما بیا وبه کنه وذات نوشته ها وسخنانش نمره بده. کاری با سوپاپ بودنش نداشته باش. بگذارماهم یک چند وقتی سوپاپ باشیم. خدا را چه دیدی ؟ یک وقت دیدی سوپاپ عمل نکرد ودیگ ترکید. مگرشما این را نمی خواهید.
    با احترام

     
  12. تنها راه نجات ملت این است که قانون ولایت فقیه را حذف کرده و از دست روحانیان امتیاز طلب رها شود. امتیاز به لیاقت است نه به گروه و لباس.

     
  13. به نوری زاد عزیز سلام می گم
    به همه دوستان می گم ماها بهتره بجای سرکوفت زدن به عزیزانی مثل نور یزاد ازخودمون بپرسیم تواین اوضاع واحوال اگه فردی مثل نوری زاد به دل کانون قدرت نمی زد کی می خواست دل پرآشوب مارو تسکین بده؟ کی می خواست ناب ترین تحلیل ها رو برای ما بنویسه/ ازاستادش گرفته تا نماینده مجلسش تا دانشجوش همه ساکت ان یکی داره حرف می زنه یکی خودشو به آبو آتیش می زنه چر ا نباس باهاش همفکری کنیم. نوری زاد یکیه مثل ماها زندگی داره زن وبچه داره بخاطروطنش برای آگاهی ما همه چیزشو گذاشته کنارمرد ومردونه اومده وسط زده بخال کی می تونه کاری بکنه که نور یزاد داره می کنه؟ یه نفردیگه رو اسم ببرین که هفته ای دومطلب داغ می ذاره روسایتش. مثل همین مطلب یا خودش می نویسه یا آدمایی با اسم مستعارمثل من خودم. یادمون باشه ماها دوتا نوری زاد نداریم یه دونه داریم یه نفرداریم قدرشو بدونیم انتقاد بکنیم ازش اما خون بدلش نکنیم. نوری زاد رو باس همینطورکه هست باورش کنیم قبولش کنیم. نوری زاد نمی تونه اونظوری باشه که ماها می خوایم. نوری زادیه مسلمونه که بین مسلمونا تکه من نمی خوام بی جهت ازش تعریف کنم اما من فدای مسلمونی مثل نوری زاد که خودشو فدای من یهودی می کنه من مسیحی می کنه من کمونیست می کنه .

     
  14. نويسنده گرامي و ارجمند (باران )

    باران كه در لطافت طبعش خلاف نيست / در باغ لاله رويد و در شور زار خس….. اگر اجازه فرماييد بقدر وسع و توانايي قلم كم توانم با تگاه تك بعدي شما مخالفت كرده ودلايلم را اختصارا توضيح دهم البته اطمينان دارم استاد ارجمند و فرزانه جناب نوري زادهم باشما هم نظر باشند و اينجانب در پي مطالب منشر شده در سايت نظراتي را بيان نمودم واحتمالا بعضي از خوانندگان اين سايت هم نه تنها با استد لالاتم موافق نيستند بلكه ممكن است حتي من را جيره خوار اين حكومت بدانند كه به هر صورت يكي از اركان دموكراسي همين الزام ما به احترام به نظرات ديگران است و اينجانب براي تمامي انها احترام دارم اما اصل موضوع كه بر ميگردد به وظايف ومسيئوليت تمامي هم وطنان كه در اين تجزيه وتحليل بدان اشاره اي نشده ….. دوست ناديده عزيز شما ميتوانيد پاسخ دهيد كه گيريم گاهي تصميمات ورهنموذهاي ايشان واقع بينانه نبوده وبا مصالح كشور دچار تعارض بوده است شما بفرماييد انهايي كه تصميمات ايشان را بمورد اجرا گذاشتد وظيفه ملي و ميهني انها را مجبور نميكرد كه از اجراي دستور استنكاف نمايند تعداد دويست وهفتاد نفر اشخاصي كه ادعا دارند منتخب مردم هستند ودر مجلس شوراي اسلامي بعضي قوانيني تصويب ميكنند كه به هيجوجه با منافع طبقه محروم ساز گاري ندارد جه انهم تقصير رهبر است ؟ بوذجه هاي ميلياردي كه بدست وزيران و روساي سازمانهاي دولتي سپرده ميشود وسازمان بازرسي كل كشور كه بايستي بر عملكردشان نظارت دقيق داشته باشد و اينطور كه در روزنامه هاي خودشان علني ميكنند مورد سواستفاده قرار گرفته انهارا تقصير كه ميدانيد در شعبات دادگاهها و دادسرا ها ي كل كشور اين همه پرونده هاي دزدي سرقت كلاه برداري تجاوز قتل نفس و……..در جريان رسيدگي يا منتظر نوبت قرار دارند وپارتي بازي ها و حق كشي ها چه ؟ بر خورد مامورين اتنظامي با خواهران ودختران و نواميس ما براي بيرون ماندن چند تار مو ويا كوتاه بودن مانتوشان واسترس و فشار روحي كه به خانواده هايشان ميايد وجدانا كداميك ازاينها را رهبر خبر دارد ويا اصولا مگر ايشان چقدر در شبانه روز وقت دارد كه حتي اگر خبر داشته باشد مسيولين مربوطه را توبيخ كند اين مغازه داران هم وطن و خيلي با انصاف كه هرروز صبح نرخ اجناس مغاذه شان را گران تر از روز قبل اعلام ميكنند واز همه مهمتر پزشكان جراح ومتخصصمان كه قسم به سقراط و بقراط خورده اند ميدانيد براي هر عمل چقدر پول زير ميزي ميگيرند وبيمارستان هايمان كه ديگر اظهر من الشمس است شما چنانچه نيك بنگري همه ما در هر طبقه م طيفي كه قرار داريم باهم مسابقه گذاشته ايم كه يكديگذ را بدرانيم مسايل اخلاقي وفرهنگي جامعه كه اگر ادعا كنم بدره فرومايگي و بي ادبي ودروغ وتهمت وغيبت وامثالهم مبتلا شدهايم اغراق نكرده ام وقتي از رسانه رسمي كشور مثلا شخصيت دانشمندمان ميگويد اگر زلزله امد از جاي خود تكان نخوريد وبا خواندن فلان ايه اسيبي بشما نميرسد وديگري ميگويد هر جا رسيديد اين درختان نهال كاج را از خاك در بياوريد چون اينها خارجي يا امريكايي هستند و نكته اخر اينكه در اين سيئ چند سال چه تعداد براي ما امامزاده درست كردند كه نذوراتمان را بدانجا بدهيم عزيزم خانه از پاي بست ويرانست ما نياز به يك تحول عميق فرهنگي داريم حداقل سي سال راديو وروزنامه هاي ازاد وتلويزيون نه از نوع برنامه هاي كنوني با توليد برنامه هاي فرهنگي جامعه بيمارمان را از اين نكبتي كه بان دچار شده ايم بيرون اورد بقول ان شاعر معروف چشمهايمان را دوباره بشوييم ودنيا را زيباتر ساخته وزيباتر نگاه كنيم همه دست در دست يكديگر گذاشته اول خودمان را اصلاح كنيم وسپس كشورمان كه قطعا ساختن اولي بسي مشكلتراز دوميست واميد داشته باشيم كه نسيمي بوزد وباران را از شوره زار بباغ هدايت كند تا سرزمين هميشه جاويد ايران گلستاني پر از ادب و گذشت وفداكاري و مردمدوستي و مردم سالاري شود

     
  15. نوری زاد نویسنده میشود
    نوری زاد انقلابی میشود
    نوری زاد جهادگر میشود
    نوری زاد کارگردان میشود
    نوری زاد رزمنده میشود
    نوری زاد اسیر شیطان میشود
    نوری زاد آزاد میشود
    نوری زاد مبارز میشود
    نوری زاد اسیر بند میشود
    نوری زاد از بند آزاد میشود
    ………….
    صد سال میگذرد نه خبری از نوری زاد است و نه خبری از خامنه ایی و نه هیچ یک از خوانندگان این سطور.
    برسنگ قبر نوری زاد حک کرده اند سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز،مرده آنست که نامش به نکویی نبرند.

     
  16. نظر به اینکه مردم ما یک مردم شنیداری هستند و گوش آن ها به تلویزیون هست ببیننند این تلویزیون میلی چه می گوید و چی را نشان می دهد سال ها باید این خامنه ای را تحمل کنیم ضمن آنکه مردم هم حاضر به دادن هزینه نیستند همه حرف می زنند خدا کمک کنه از مردم که کاری ساخته نیست کی فکر می کرد روحانیت دیکتاتور و مستبد باشه

     
  17. ایران سرافرازم آرزوست

    آفرين خيلي جالب بود

     
  18. آقای نوریزاد، خامنه ای سالهاست که نه به رهبری کردن می اندیشد و نه به اهدافی که در مقاله ذکر شده. کجای کارید، برادر؟! خامنه ای سالهاست که فقط /// محکم به مقامش جسبیده تا پایینش نیاورند و پاسخگوی اعمالش نباشد. او نیک می داند که بمحض رها شدن از مقامش، ///
    حال شما خودتان را جای او بگذارید. حاضر هستید، ///؟! پس بهر قیمتی شده، ولو خون مردم را در شیشه کردن، جان خود را حفظ می کنید.
    پس به او حق دهید!

     
  19. درود بر باران شرم بر دشمنان او

     
  20. آقای نوری زاد نظر شما در خصوص داشتن زن صیغه ای چیست ؟ ماجرای این زنان صیغه ای شما چیست که همه می گویند شما دوتا زن صیغه ای دارید؟

     
  21. درود به اقای نوری زاد و باران عزیز باران جان در اخر نامه گفتید که از مجلس خبرگان میخواهم به وضعیت رهبر رسیدگی کنند حرف خنده داری است و با مزه و گریه و عزاب اور مجلس خبرگان هر کدام سید علی خامنه ای هستند با رهبری هیچ فرقی نمیکنند جامعه ما میدانید چرا بدبخت است میگویم بدبختیم چون جهان را از ته یک سوراخ ریز میبینیم اگر خامنه ای بد است اطرافیانش دو برابر بدتر از خامنه ای هستند ما از دست خامنه ای های زیاد باید رهایی پیدا کنیم حال شما میگوید مجلس خبرگان به وضعیت رهبر رسیدگی کند مجلس خبرگان خودش فاسد است تو رو خدا اگر قلم به دست میگیرید یک کلمه از اقای خامنه ای مینویسید دو برابر از اطرافیانش هم بنویسید ممنون میشوم

     
  22. این نوشته واقعا هزار لایک داره.

     
  23. منهم بعنوان فردی ازجامعه زرتشتیان ایران به هموطن با ادب وانسان وشجاعم آقای نوری زاد ونویسنده این مقاله جناب باران عزیز که به شیوایی دردها را شماره کرده وبه چارهجویی آنها پرداخته سپاسمی گویم

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

94 queries in 1895 seconds.