سر تیتر خبرها
یک آینده با دو احتمال متغایر(بقلم محمدعلی محمدیان)

یک آینده با دو احتمال متغایر(بقلم محمدعلی محمدیان)

دیپلماسی ایرانی با همه ضعفهایش همیشه یک نکته مثبت داشته و آن اینکه حرف آخر را اول میزنند . خصوصا دهه اول انقلاب که واقعا ناشی بودیم و این 8 ساله افتخار اقایان این بود که گفتمان انقلاب اسلامی و راه امام زنده شد.

سلام بر آقای نوریزاد عزیز
دو تحلیل یا نظر کاملا متضاد با یکدیگر با یک پیش در آمد یکسان
پیش در آمد
– وضع اقتصادی مردم آنقدر فلاکت بار میشود که خودشان نیز به آن اعتراف و اقرار دارند . وجالب اینکه الان که مردم ساکت هستند خودشان مرتب آمار میدهند و مرتب نرخ تورم را بالا و بالاتر میبرند !! نه اینکه نرخ تورم بالا نیست ، بلکه با آمار روزمره دارند نرخ واقعی را کم کم اعلان میکنند . آنموقع که ننه کروبی خبر از گرانی داشت آقایان نرخ تورم را پنهان میکردند و آن را تشویش اذهان عمومی و یا توهم میپنداشتند . ولی امروز خودشان در اخبار خودشان بر طبل آن میکوبند . مثلا در 12 فروردین که تعطیلی رسمی است بانک مرکزی به یکباره اعلان نرخ تورم بالا میکند و موج آمارهای جدید شروع میشود .
آیا این جای سوال ندارد ؟؟
بگمانم دارد
چرا ؟
خبر اول
الیاس نادران در آن بحبوحه گرانی دلار و طلا در تابستان سال گذشته اعلام نمود ” شخصی که از طرف بیت رهبری با بانک مرکزی تماس گرفته بود که بانک مرکزی از تزریق ارز به بازار جلوگیری کند ، آن شخص نظر خوش بوده است ، نه نظر بیت رهبری !!! “
و جاالب اینکه بعد از این سوتی بزرگ الیاس نادران ، از سال گذشته تا کنون لالمونی گرفته است و دیگر هیچ حرفی یا سخنی از او بمیان نیست .
این یعنی اینکه رژیم خودش مردم را بمرگ گرفته تا به تب راضی شوند . آنقدرآنها را تحت فشار قرار داده است تا دنبال منجی بگردند . ( مشاهده کردید که جلوی وزارت کشور جوانان فریاد میزدند که هاشمی ناجی ملت !! )
این یعنی این که خود خواسته خون این ملت را به نقطه جوش رساندن ، این یعنی اینکه ملت را روی تابه ای داغ نگه داشتن و هر دم شعله اش را زیاد کردن بقدری که آنی و لحظه ای پایشان روی تابه نباشد و در یک لحظه مختصر آبی بر روی آن ریختن …
تصور نمایید که چه دعایی نثار آنان میشود !! دعایی که از ته دل بر می آید و تمامی گناهان و اشتباه های آنها را با خود پاک میکند .. الان ملت ما همینگونه است .. بازی را مشاهده کردید .. میاید ، نمیاید .. تایید صلاحیت میشود ، نمیشود .. منجی است ، ایرانی است ، خودش درستش میکند و… همه اینها به یکباره آن فوران آتش در ساعت پنج ونیم شنبه فروکش کرد و همه مشکلاتشان را فراموش کردند و دربدر دنبال منجی میگردند و فضای یاس و دلهره و تشویش و اضطراب به فضای کف و هورا و تشویق تبدیل شد .. چه راحت بازی میخوریم .. ما ملتی هستیم که کشته مرده فریب هستیم و دوست د اریم فریبمان بدهند .
در یک کلام من معتقدم گرانی افسار گسیخته سال گذشته بدون دستهای پشت پرده نبود و از جاهایی هدایت میشد . ماجرای دلارهای چمدانی که یادتان هست ؟؟
و اما خبر دوم که درآن بحبوحه گرانی از زبان سخنگوی شورای نگهبان خارج شد ، ” حذف شرط سنی برای نامزدهای ریاست جمهوری ” !!! خبری که در لابلای خبرهای اقتصادی گم شد و کسی نسبت به آن عکس العمل نشان نداد .
سخن اصلی
آیا خامنه ای در این 4 سال دست روی دست گذاشته و منتظر است که مردم خود با دست خود سرنوشت شان را تعیین کنند ؟؟!!
آیا انتخابات آزاد است ؟؟؟
چرا واکنش نشان میدهد به کلید وازه انتخابات آزاد ؟؟؟
پس مهندسی انتخابات که نماینده رهبری در سپاه از آن خبر داده بود چه میشود ؟؟؟
مگر نه اینکه بقول احمدی نزاد این انتخابات بین المللی است و تمام دنیا چشمشان به صندوق های رای در ایران دوخته شده است ، پس آیا امکان تقلب در انتخابات امکان پذیر است ؟؟؟
آقای نوریزاد عزیز
من در این انتخابات یک بازی step by step یا قدم بقدم میبینم .
بازی ای که حرکتی انجام میدهی و طرف مقابل را وادار میکنی که حرکتی انجام دهد و نهایت آن کیش و مات طرف مقابل است . بازی ای شطرنج وار که با روح ایرانی و خصوصا با روح هیئت حاکمه ایران که عادت دارد به ورق بازی جور در نمیآید . من در این بازی رد پای چرچیل و مارگارت تاچر را میبینم !!! شاید هم برادران روس عزیزمان را !!!
دیپلماسی ایرانی با همه ضعفهایش همیشه یک نکته مثبت داشته و آن اینکه حرف آخر را اول میزنند . خصوصا دهه اول انقلاب که واقعا ناشی بودیم و این 8 ساله افتخار اقایان این بود که گفتمان انقلاب اسلامی و راه امام زنده شد ، یادتان است که چه جنجالی بوجود آورده بودند ؟؟
واقعیت این است که ما ایرانی ها دیپلمات های خوبی نیستیم .. چرا نیستیم چون نمیخواهیم صداقت داشته باشیم . اگر داشتیم نیازی به فریب و نیرنگ نبود .
برگردیم به سخن اصلی
چرچیل و مارگارت تاچر از این جهت که آنها اهل برنامه ریزی بودند ، اهل بازی شطرنج بودند . اهل این نبودند که مستقیم دست در صندوق رای بکنند و بدون سحر و جادو شخص مجهول الهویه ای را بیرون بیاورند .
اما دو تحلیل کاملامتضاد
تحلیل اول
نظر خامنه ای همان هاشمی است .
این تحلیل را من سال گذشته داشتم و حتی برای دوستانم اس ام اس فرستادم که خامنه ای دست بدامن اصلاح طلبان و هاشمی شده است تا او را از این منجلاب بیرون بکشد . لذا اولین دستورش حذف شرط سنی بود .
لابلای اخبار هم همین را گواهی میداد . مثلا خبر رسید که برگشتن مهدی هاشمی به ایران و محاکمه او با نظر خامنه ای بود و حتی عنوان شده بود که خروج مهدی از ایران در سال 88 هم با نظر خامنه ای بوده است و میخواست او را از گزند دیگران محفوظ بدارد ..( بدون علامت تعجب بخوانید و متعب نشوید ، برگردید به اخبار همان روزها . در لابالی صحبتهای هاشمی و خانواده او آن را جستجو کنید ) .. یا مثلا افشای نوار مکالمه مهدی هاشمی با نیک آهنگ کوثر و یا زندانی کردن فائزه هاشمی و ….یا حتی حضور هاشمی در کنفرانس عدم تعهد که هاشمی درست پشت سر رهبر ورود پیدا میکند .. ( لطفا به چهره عزیز جعفری فرمانده سپاه در این کنفرانس دقت کنید !!!)
در تمام این پروسه ها هر روز بر وجه هاشمی افزوده میشد و این محبوبیت تا بدانجا پیش رفته است که امروز او را ناجی ملت قلمداد میکنند ..
و این یعنی حماسه سیاسی حضور ملت پای صندوق رای و مسلما پیامدهای آن را شما بهتر از من میدانید .
تحلیل دوم
نظر خامنه ای به مشایی نزدیکتر است . که قبلا به آن پرداخته ام و زیاد راجع به آن سخن اضافه نمیگویم .
فقط میگویم که مشایی گفته بود که اگر خاتمی و هاشمی نیایند حماسه سیاسی تحقق پیدا نمیکند ( همین چند روز پیش قبل از زمان شروع رسمی ثبت نام کاندیداها )
– اگر شرط سنی را برداشته اند برای اینکه حتما هاشمی به صحنه بیاید و برای همیشه از صحنه ساسی ، آنهم بدست خودش و ملت محو شود . کافی است لیست داراییهای هاشمی را روی میز بگذارند و دوباره بتوانند ( که میتوانند ) احساسات مردم فقیر را بر علیه هاشمی برانگیزانند . که یاران احمدی نژاد متخصص این کار هستند .
آخه چطور ممکن است شخص رهبر قریب به 20 سال زحمت بکشد که هاشمی را محو کند و حتی اجازه انتشار کتابهایی را برعلیه او بدهد ( عالیجناب سرخپوش ) ، هاشمی را سکه یک پول کند و … آنقدر زدن هاشمی راحت بود که هر کسی از راه میرسید برای ابراز ارادت یک تیشه به ریشه او میزد . و ماجراهایی که همه میدانیم .
خامنه ای یک عمر حرص خورد و هاشمی و اصلاح طلبان را تحمل کرد ، امروز چطور میتواند به گذشته رجوع کند و آنها را حلال مشکلات بداند ؟
خامنه ای یک عمر آنها را مسبب مشکلات میدانست و میداند ، چطور ممکن است که هاشمی ورق و آس پنهان او باشد .
دقت کردید که حدود 2 هفته پیش ذوالنور گفته بود که مشایی حدود 16 میلیون رای دارد !!
بیاد میآورید که سریعا حسین توپخانه در کیهانش ، به او تشر زد و از وی خواست که دهنش را آب بکشد !!
بیاد میآورید که حدود 2 ماه پیش یکی از اعضای بیت رهبری عنوان نمود که خامنه ای با اسلام ایرانی و … مخالف نیست !!!
آقای نوریزاد عزیز
این روزها سرعت انتشار خبر و ” خبر سازی ” ریز و درشت آنقدر زیاد شده است که قدرت تفکر را از مردم گرفته است .
قدرت خبر سازی و خبر رسانی در ایران حتی از خبرگزاری های کل اروپا هم بیشتر است . در خبرسازی دست آسوشیتد پرس را از پشت بسته ایم . یک موج خبری درست میکنند و آنچنان هیاهو درست میکنند که سره از ناسره تشخیص داده نمیشود . یعنی براستی باید گفت که واژه فتنه سزاوار رسانه های خبر پراکنی مثل فارس و کیهان و ..این قبیل است نه انتخابات 88 . این موج خبری باعث میشود که هیچکس تحلیل درستی از ماوقع نداشته باشد ، چه برسد به اتفافات پیش روی . جالب اینکه تمامی تحلیلگران استناد به خبرهایی میکنند که همین بنگاه ها برای آنها تجویز نموده است و به یک سخن دیگر در زمین همین اصحاب بازی میکنند .. کافی است بنگرید به تحلیل های تمامی رسانه های نوشتاری و گفتاری آن طرف مرزها ، میبینید آنچیزی را میگویند که ناخود آگاه به آنان دیکته شده است . و آنطوری تفسیر میکنند که درون نوشته ها نوشته شده است .
همین علت است که گویی پای یک برنامه ریز غیر ایرانی در میان است !!
برنامه و سیاستی که تا ما بیاییم و متوجه این سیاست بشویم کار از کار گذشته است .
( همینجا در پرانتز اعلام کنم که من برای شخص خامنه ای متاسفم .. زیرا اگر روزی مردم متوجه بشوند و بفهمند که بازی خورده اند دیگر تحمل نمیکنند و بساط سلطانیش را بر هم میزنند . بگمان خامنه ای دروغ و عدم صداقت باعث پیروزیش میشود ، درحالی که یک دروغ عمری دارد و پس از پایان عمرش بساط آن برچیده میشود . لذا خدا کند که همه این نوشته ها وهم باشد ) .
این سری مردم همه بیدارند ، ولی نمیدانند که خواب نما شده اند . نمیدانند که خوابند ولی در خواب ، خواب بیداری میبینند ..
این سری مردم به کسی رای میدهند که بگمانشان مخالف رهبری است . بگمانشان بدون خونریزی و شورش دولت را تعیین میکنند … ولی نمیدانند که ناخواسته به رایی که خامنه ای نظر دارند ، رای میدهند . حالا میخواهد این مشایی باشد طبق این تحلیل یا هاشمی باشد طبق تحلیل قبل .
حال ما منتظر میشویم تا ببینیم که مشایی و هاشمی تائئد صلاحیت میشوند ؟
که بگمانم میشوند .
آقای نوریزاد
مگر ممکن است که خامنه ای و کلا حکومت منجمله سپاه حکومت را دو دستی به مخالفان خود بسپارد ؟؟
امروز در خبرها میخواندم که سپاه اعلام نموده اگر هاشمی و مشایی تایید صلاحیت هم بشوند ما سپاهیان و بسیجیان به آنها رای نخواهیم داد !! این در بازار محاوره ایرانیان یعنی اینکه پالسی که ای مردم به آنها رای بدهید !! باور بنمایید غیر این معنی نمیدهد .
در خبرها ی امروز آمده بود که طائب گفته که هاشمی برای همیشه از صحنه این کشور حذف میشود و من به یک چیز مطمئن هستم و آن این است که امثال شیخ طائب بخاطر وابستگی به طیف امنیتی بیت صحیح دارد پیش بینی میکند و همچنین این طیف چندش آور بعد انتخابات آنقدر دلپذیر میشود و همه در حسرت بصیرت داشته آنها میسوزند !!
آقای نوریزاد ، اگر هاشمی بازی ای ترتیب دهد که آنها از قبل پیش بینی کرده اند ، مطمئن باشید که باخته است و برای همیشه از تاریخ ایران محو میشود و برای همیشه سمبل بدی و زشتی جلوه داده میشود . دیگر نیازی نمیبینند که از طلحه و زبیر یاد کنند و آنها را از درون تاریخ بیرون بکشند و به آنها استناد کنند ، همین هاشمی دم دست برای چند نسل کافی میباشد .
آنها ثابت میکنند که در انتخابات 88 تقلب نشده بود و آنها ثابت میکنند که واقعا فتنه ای صورت گرفته بود و دوباره شعبان بی مخ ها جان میگیرند و نعره آنها را خواهیم شنید . طوری هاشمی را در کتابها و گفتارها برخ نسلهای بعدی میکشند که گویی صدام که نه ، چنگیز مغول در پیشش روسفید میشود .
مگر اینکه هاشمی دست آنها را خوانده باشد ، و این ازدو طریق ممکن است :
اول از طریق هوش و فراست و کیاست خود هاشمی
دوم از طریق همان برنامه ریز خبر دار شود !!!
همان برنامه ریزی که هدف نهایی او جنگ داخلی در ایران و تکه و پاره شدن ایران و ملت ایران ، بدست خود ملت بدون لشکر کشی اجانب …
بهر حال از هر طریقی که خبر دار شده باشد و بتواند و دست رقیب را خوانده باشد ( در صورتی که خود هاشمی مهره خامنه ای نباشد ) یک راه برای او باقیمانده است و آن راه بازگشت به آغوش ملت و راستگویی در مورد هر آنچه در این 34 سال صورت گرفته است و راهی را برود که مرحوم منتظری رفته است و پیش چشم ملت و در دل ایرانیان عزیز و بزرگ شود ..
ما ملت ایران در طول تاریخ خصوصا از قاجار به بعد در یک بن بست فرهنگی گرفتارآمده ایم . ما ملتی هستیم که همیشه طرفدار مظلوم هستیم . مثالی بزنم همان ملت و مردمی که نفرین به ناصرالدین شاه میکرد ،؛ همان مردم پس از ترور وی و کشته شدنش او را شاه شهید نامیدند . این قضیه در این چند سال برای هاشمی اتفاق افتاد و اکنون وی ناجی ملت نامیده میشود . ولی این اتفاق در شرف تحقق برای خامنه ای است بعد از انتخابات خامنه ای در منظر عامه مردم بزرگ میشود . و مردم در همه جا بعد انتخابات و حذف همیشگی هاشمی یک کلام به بصیرت و دلسوزی و … خامنه ای آفرین میفرستند و با چشمان گریان طلب بخشش از او میکنند که چرا نسبت به وی شک کردند . و از اینکه رهبری با شعور و با بصیرت دارند بر خود میبالند . با یک راهپیمایی شورانگیز خواستار اعدام موسوی و کروبی میشوند و قاطبه مردم باور میکنند که قضایای سال 88 واقعا فتنه بوده است و بیداری و هشیاری خامنه ای با کمک امام زمان این ملت و مملکت را نجات داده است . خامنه ای با یک گریه دیگر میگوید که من جان خود و آبروی خود را با امام زمان معامله کردم و او نخواهد گذاشت که خط راستین اسلام شکست بخورد و… از اینجور ورد ها خواهد خواند و سپس طی یک بخشش و کرامت و بزرگواری بزرگ هم از خون هاشمی و هم از خون خاتمی و موسوی و کروبی خواهد گذشت و مردم ما میگویند که چه جفایی کردیم بر مجتبی خامنه ای بزرگ !!!
حال بیاییم و خوش گمان باشیم و نیک بپنداریم و منتظر باشیم که هاشمی هم بدل هایی بزند و بازی ای ترتیب بدهد
و آن اینکه شرط رفع مشکلات اقتصادی ، کوتاه کردن دست سپاه از داراییهای مردم و تا برسد به حصر موسوی و کروبی و خواستار آزادی زندانیان سیاسی بشود . .
اگر هاشمی این بازی و یا این خواسته را مطرح نکند شک نکنید ، شک نکنید که بازی قبلا طراحی شده است و یا هاشمی مهره است و یا اینکه گور خودش را برای همیشه با دست خودش کنده است .
اقای نوریزاد
امیدوارم که همه اینها اشتباه باشد و خامنه ای از سر خلوص اجازه حذف شرط سنی را دستور داده است و صحبتهای دیگران مثل صحبتهای من پوچ و بی اساس باشد و طائب و ذوالنور و غیره منویات درونی خودشان را بعنوان تحلیل بروز داده اند
اگر اینچین باشد که هیچ ، کاری به کارمان ندارند . اما اگر من درست حدس زده باشم ، دماری از روزگار ما در خواهند آورد که هنوز مشاهده نکرده ایم . از همینجا به شما اعلام کنم که من حتی شکستهای لشکریانمان را در جنگ بر عهده میگیرم و میگویم که جاسوس اسراییل و امریکا و غیره میباشم و قول میدهم که خودم بروم زیر ماشین و تصادف کنم … این از من ، ولی خدا جزای خیر به شما بدهد ، چکار میخواهید بکنید با این همه نامه هایی که به رهبری نوشتید و خصوصا فیلمهایی که در خصوص پیروان او درست کردید و آنها را با تعبیر شعبان بی مخ معرفی کردید .
برای یکنفر دیگر هم دلم میسوزد و آن علی مطهری میباشد . او که روزی مخالف اصلاح طلبان بود و بعد خواستار رسیدگی به اموال و داراییهای هاشمی و فرزندان او شده بود ، اکنون ملتمسانه از هاشمی میخواهد که بداد این ملت برسد !! من در نوشته ای در 1 مرداد 88 با عنوان ” چایی تو بخور سینه تو بزن ، چکار داری چندم محرمه ” از وی برای موضع گیری هایش انتقاد کردم ولی اکنون دریافته ام که او هر قدمی که برمیدارد بر اساس اعتقادش میباشد و لذا آخر عاقبت خوشی برای او نمیتوانم تصور نمایم .
البته عاقبت خوشی هم برای یک سری افراد دیگر هم نمیبینم که البته حقشان است و نوش جانشان منجمله آخوند پور محمدی که بنظرم این آقا برای همیشه از صحنه سیاسی کشور حذف شود . یا ولایتی و یا چند نفر دیگر .. بی خود نیست که قالیباف طی یک نمایش شروع به گریه کردن میکنه و میخواهد دل رهبری را بدست بیارد .. رهبری تمام صحبتهای موافق و مخالف را در این انتخابات رصد میکند و دارد مشاهده مینماید که مثلا ولایتی میگوید که دیپلملسی ما در این 8 ساله اشتباه بود و عملا دارد دیپلماسی رهبری را که دیپلماسی تهاجمی بود زیر سوال میبرد .
کل این مطلب دو نکته داشت که میخواهم منتشر کنید
– شورای نگهبان شرط سنی را برداشت و این با اجازه خود رهبر بود و اینکه هاشمی امروز میگوید اگر رهبر صلاح بدانند وارد میشوم ، یک بازی بشتر نیست و رای دهندگان به هاشمی به این نکته دقت کنند
– با دست پس زدن مشایی و با پا پیش کشیدن آن
– کل گرانیها و سر به فلک کشیدن دلار نمیتواند با تحریمها و یک شبه صورت گرفته باشد و من یقین دارم که دستهایی پشت ان پنهان بوده است و شاید به یکباره دلار و طلا تا مرز 2500 هم بیاید
با سپاس از وقتی که برای خواندن این نوشته گذاشتید

محمد علی محمدیان
دوشنبه 23 اردیبهشت

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

36 نظر

  1. من تا ته این متن را خواندم تا ببینم چیزی دستگیرم میشود یا نه.
    متاسفانه باید بگویم نه.
    نوشته های خود آقای نوری زاد واقعا روشن و آموزنده است.

     
  2. آقای نوریزاد کاش خود شما هم تحلیل خود را بر انتخابات ریاست جمهوری می نوشتید
    در مورد این نوشته هم باید بگم که تحلیل های مختلف کاملا با هم در تضاد هستند فردی چون مشایی با پشتوانه حمایت احمدی نژاد و اینکه احمدی نژاد می گوید مشایی یعنی احمدی نژاد و احمدی نژاد یعنی مشایی با فردی چون هاشمی که طرفدارانی از هر دو گروه اصولگرا و اصلاح طلب دارد کاملا متفاوت هستند
    اگر قبول دارید که خاتمی جزو سران اصلاحات هست (از آنجا که شما آقای نوری زاد شخصا به آقای خاتمی ارادت دارید) پس باید نظر ایشون که حمایت از هاشمی هست رو قبول کنید

     
  3. آقایون و خانمهای عزیزی که نظر منرا میخونید بهتر نیست نظراتون توی زیر تمامی مطالب کوتاهتر و خلاصه تر باشه که مفید واقع بشه،آخه با این نظراتی که من دیدم و در خیلی از موارد چندین برابر متن اصلی بود بعید میدونم که اصلا کسی نظرات را بخونه و دلیلش هم اینه که 99درصد نظرها فاقد مثبت و منفی هستن چون کسی نمیخونه که قبول کنه و یا نکنه.
    ما اینجا نظر میدیم که با هم اطلاعاتمون را رد و بدل کنیم و بتونیم از نظرات هم استفاده کنیم و انشالله ممکنه همین نظرها کم کم آینده کشورمون را رقم بزنه پس مفیدتر وباشه و درضمن بهتره در پایان نظرات اون نظراوی نظر را با مثبت و یا منفی دادن خودمون ترغیب به ادامه در این سایت کنیم وگرنه این وبلاگم اگر به همین رویه پیش بره امیدی بهش نیست که در آینده بازدیدکننده ای داشته باشه و بسیار و بسیار افسوس و حسرت داره که چنین اتفاقی برای وبلاگ عزیز دلم شجاعترین و باشهامتترین کسی که تا الان شناختم جناب نوری زاده ی عزیز بیفته.
    و حرف آخر :
    من فکر کنم این آقای محمدیان اصلا حال خوب و خوشی نداره و مطمئنن یه چیزیش میشد و 80جور تحلیل و برداشت و نظریه پردازی داشت که من بعید میدونم که خودشم از این متنش چیزی دستگیرش شده باشه چه برسه به ما که خواننده بودیم و پیشنهاد میکنم آقای نوری زاد این تفکرات و تحلیلهای آبگوشتی را که اصلا اول و آخرش مشخص نبود ومعلوم نشد که آخر حرف حسابش چیه و به نظر من متنی کاملا بی سر و ته بود را تو وبلاگش نزاره چون از ایشون توقعات بیشتری داریم.
    به امید سربلندی ایران و ایرانی.شاد باشید و به امید روزهای زیباتر برای مردمان ایران زمین.

     
  4. سلام بر همه
    این اقا که این تحلیل رو نوشته حالش خوبه ؟
    بابا به جای تحلیل تو اینترنت برین فک و فامیل رو مخ کنین به هاشمی رای بدن …
    این حکومت واسه رای ما تره خرد نمیکنه ، چه برسه به رای ندادنمون …

     
  5. آفرین
    به همین سادگی

     
  6. منبع: محمد علی اصفهانی
    سایت: اخبار روز

    خوشبختانه، خاتمی، در موضع گیری های تقریباً یک ماه اخیر خود، نشان داد که حاضر نیست تن به ذلت پذیرش شکست موهوم جنبش سبز بدهد، و بدون شرط و شروط لازم، خود را در این انتخابات، کاندیدا کند.
    برخورد خاتمی در این ماجرا، اگرچه ـ بنا به طبیعت خود او ـ تهاجمی نبود، و انتظار هم نمی رفت که چنین باشد، روی هم رفته، در همان کادر «اصلاح طلبی»، برخوردی شایسته بود.
    او بر ضرورت آزادی زندانیان سیاسی، به خصوص رهنورد و موسوی و کروبی تأکید کرد، بسته بودن فضای سیاسی، اختناق، سرکوب مطبوعات و رسانه های کم و بیش «مستقل»، مقابله ی بی رحمانه با مردم و جنبش سبز، دخالت نهاد های وابسته به خامنه ای، و از این قبیل موارد را بر شمرد.
    و از آنجا که خود بر نقاط ضعف و قوت خود به اندازه ی کافی آگاه است، به طور ضمنی تأیید کرد که اهل چالش و درگیری فعال با ولی فقیه نیست، و حتی اگر انتخاب هم شود، نخواهد توانست کاری از پیش ببرد و انتظاراتی را که رأی دهندگان به او از او خواهند داشت برآورده سازد.

    خاتمی، همچنین، هوشیارانه، رفسنجانی را به شرکت در انتخابات تشویق کرد. چرا که می دانست:
    ـ رفسنجانی ، هیچ وقت، از طرف هیچ کس، به عنوان یک «اصلاح طلب»، شناخته نشده است، و در نتیجه: انتظارات مردم از او در حد انتظارات آن ها از خاتمی نخواهد بود.

    ـ با ورود رفسنجانی به صحنه ی انتخابات، «اصلاح طلبان زرد»، که عملاً خائنان به جنبش سبز به حساب می آیند، خواهند سوخت..

    ـ در صورت پیروزی رفسنجانی در انتخابات، به دلایل مختلف، از جمله پراگماتیسم شناخته شده ی او، و نیازش به تضعیف خامنه ای، فضایی برای تنفس «اصلاح طلبان» فراهم خواهد آمد، و ای بسا که خود خاتمی و یا یاران نزدیک او هم بتوانند در کابینه ی ی رفسنجانی حضور داشته باشد.

    ـ رفسنجانی، قدرت به چالش کشیدن خامنه ای را دارد، و کسی نیست که بتوان او را به راحتی از آنچه تصمیم به اجرای آن بگیرد منصرف ساخت، و یا در طرح هایش کارشکنی هایی جدی کرد.

    ــــــــــــــــــــ

    تمام تهدید های مکرری که دار و دسته ی خامنه ای در هفته ها و روز های اخیر علیه رفسنجانی به کار بردند تا بلکه او را از حضور در انتخابات بترسانند بی نتیجه بود، و غیر از خودشان، همگان می دانستند که در صورتی که رفسنجانی واقعاً تصمیم به شرکت در انتخابات گرفته باشد بی نتیجه خواهد ماند.

    رفسنجانی، با زرنگی خاص خود، چنین فضا سازی کرد که گویا بعد از کسب نظر خامنه ای وارد صحنه خواهد شد. معنای دیگر حرف او این بود که توافق هایی در پشت پرده با خامنه ای انجام داده است، و یا حتی مثلاً کاندیدای مورد تأیید اوست.
    منابع غیر رسمی اما مطلعی گزارش کرده اند که تلاش رفسنجانی ، تا آخرین لحظات، برای دیدار با خامنه ای، و یا اقلاً کسب نظر موافق او بی نتیجه ماند، و ثبت نام رفسنجانی در آخرین روز ثبت نام کاندیدا ها، یک رویارویی پنهان اما قاطع با ولی فقیه بوده است.

    اگر چنین باشد، رفسنجانی، شمشیر را از رو بسته است؛ و برای خامنه ای درگیر شدن با او، که عملاً اعلام جنگ کرده است کار آسانی نیست. خامنه ای، فروپاشیده تر، ضعیف تر، و خرد شده تر از آن است که بتواند با او درگیر شود.

    اما اگر چنین نباشد، باید دستکم سه احتمال جدی زیر را در نظر گرفت:
    احتمال اول:
    رفسنجانی، که در هفتاد و نه سالگی، و در وضعیتی که هرچه را می شد از او بگیرند از او گرفته اند، چیز زیادی برای از دست دادن ندارد، توانسته است با تهدید کردن خامنه ای به رودررویی بی پرده و مستقیم با او، و افشای اسرار فی مابین، او را ناچار به اگر نه توافق، بلکه عدم مخالفت فعال با کاندیداتوری خود کند.

    احتمال دوم:
    رفسنجانی به خامنه ای تفهیم کرده است که تنها راه نجات خامنه ای از بن بست داخلی، و به خصوص خارجی یی که در آن گرفتار شده است، «کمی» کوتاه آمدن، و تقسیم قدرت با اوست که «کاردان» و معامله گر و سیّاس است و صد تا خامنه ای باید از او راه و چاه را یاد بگیرند. وگرنه از دو تا و نصفی بزمجه ی مفلوک که خامنه ای در دست خود داردشان، کاری بر نخواهد آمد مگر تسریع سقوط نظام.
    (البته، در همینجا باید گفت که سقوط نظام، الزاماً به معنای به قدرت رسیدن مردم، و روی کار آمدن یک حکومت مردمی نیست؛ بلکه می تواند نتیجه ی دخالت فاجعه بار خارجی در شکل های مختلف باشد.)

    احتمال سوم:
    مشایی و باند او توانسته اند خود را در امر «انتخابات» نیز، مثل بسیاری امور دیگر، بر خامنه ای درهم شکسته تحمیل کنند.
    در چنان صورت مفروضی، تنها کسی که خامنه ای در انتخاب میان بد و بد تر می تواند به ریاست جمهوری او رضایت دهد، در غیاب خاتمی که حاضر به بازی کردن نقش سمبل شکست موهوم جنبش سبز، و تبدیل شدن به یک «تدارکچی» بی اراده نشده است، و در ناتوانی حریفان دیگر، رفسنجانی خواهد بود.

    ــــــــــــــــــــ

    نمی دانم تا چه اندازه می توان روی احتمال سوم، حساب باز کرد. این چیزی است که بعد از اعلام نظر رسمی شورای نگهبان، معلوم خواهد شد.
    اما شخصاً هنوز هم، همچنان که قبلاً نوشته بودم، معتقدم که در چنان صورت مفروضی، به جز خاتمی، آن هم با شانس نه واقعاً چندان زیاد، هیچ کس دیگری را (مگر در شرایطی خاص، و اجماع بزرگ نوشته یا نانوشته یی) یارای مقابله ی جدی با مشایی نخواهد بود. از جمله به دلایل زیر:

    ـ در چنان صورت مفروضی، باند احمدی نژاد و مشایی، که برگزار کننده ی انتخابات هم هست و وزارت کشور و استانداری ها و نهاد های برگزار کنده ی انتخابات را در اختیار دارد، پیشاپیش، از چنان قدرتی برخوردار شده است که در صورت لزوم (و معلوم هم نیست که لازم باشد) «مهندسی انتخابات» را به صورتی از پیش ببرد که مشایی را از صندوق بیرون بیاورد.

    ـ رفسنجانی را به هر حال، مردم به عنوان یک همدست دیرین خامنه ای، و نماینده ی وفادار همان نظامی می شناسند که دمار از روزگارشان در آورده است.

    ـ اما مشایی، کسی است که در جهت منافع باند خطرناک و مرموز خود، نشان داده است که کوچک ترین وفاداری یی به خامنه ای ندارد؛ تا چه رسد که همدست او باشد.
    مشایی، از سوی دیگر، با حرف هایی که در مورد ایران و اسلام و مدرنیته و نوعی سکولاریسم (سکولاریسم، به تنهایی، فاقد هرگونه بار مثبت یا منفی یی است) زده است، و با اعتقادی که به کوتاه کردن دست روحانیت از حکومت (در جهت منافع باند خود البته) دارد، برای تعداد نه چندان اندکی از مردم، به خصوص نسل جوان، که بیش از هفتاد درصد جمعیت ایران را تشکیل می دهد، نماینده ی نظم و نظامی دیگر است.
    و این، همان نفطه ی قوت مشایی در برابر نقطه ی ضعف رفسنجانی است.

    ــــــــــــــــــــ

    تا جایی که به من و شما بر می گردد، شرکت یا عدم شرکت در انتخابات، «حق مسلم ماست». اما آنچه نه حق مسلم ما و نه حق غیر مسلم ماست، تعیین تکلیف برای توده هاست. کسانی که این را قبول ندارند، می توانند مثل دفعات متعدد پیشین، از حق ناداشته ی خود استفاده کنند، و باز هم مثل دفعات متعدد پیشین، پاسخ خود را از توده ها بگیرند.

    حکم، صادر کردن البته کار دشواری نیست. مخصوصاً برای آن ها که دانسته هاشان آنقدر اندک است که پاسخ هر چیزی را در جیب خود دارند.
    جایی نوشته بودم:
    آن کسی برای هر چیزی، از جمله «چه باید کرد؟»، پاسخ های قطعی و ساده و محتوم و پیشاپش تعیین شده دارد که دانسته هایش بسیار کم است، و به اعتمادی به خویش رسیده است که محصول همین محدود بودن «هرچیزی»، از جمله «چه باید کرد؟» در ذهن اوست. (۲)

    از زوایای مختلفی می توان به این تعیین کننده ترین انتخابات تاریخ نظام خلافت و ولایت، نگاه کرد، و به تناسب، نتیجه هایی گرفت و مواضعی داشت یا نداشت.
    زوایای مربوط به نیرو های درونی نظام، و نتیجه گیری ها و مواضع آن ها را به خودشان وا بگذاریم.
    اما در این سو، در صف نیرو های مخالف نظام، عمدتاً از سه زاویه، می توان با سه دید، به صحنه ی این «انتخابات» نگاه کرد:

    زاویه ی اول:
    کل این نظام باید سرنگون شود. پس بنابر این، شرکت در انتخابات، و یا بحث و گفتگو پیرامون آن بی معناست، و سگ زرد برادر شغال است.
    این، یک نگاه کلی است، و درست به دلیل همین کلی بودنش، به تنهایی نمی تواند پاسخ مناسبی به مسأله باشد.
    بدون وجود عینی ـ و نه ذهنی یا آرمانی ـ یک راه حل فوری برای سرنگونی نظام از طریق مبارزه ی توده یی و مردمی، دل خود را به چنین نگاهی خوش کردن، ما را از فراهم آوردن الزامات چنان سرنگونی یی غافل و ناتوان خواهد کرد.
    آیا در حال حاضر، آن راه حل فوری، وجودی عینی دارد؟ اگر آری، یک نفر نشانی اش را به من بدهد.
    نشانی یی که:
    یک: فوراً دست یافتنی باشد.
    دو: عینی باشد، نه انتزاعی یا آرمانی.
    سه: به استقرار یک حاکمیت مردمی راه ببرد.

    زاویه ی دوم:
    از دست ما کاری بر نمی آید. ازما بهتران خودشان این ها را آورده اند، و خودشان هم باید این ها را ببرند.
    این، بیانِ عامیانه ی همان چیزی است که منفعلین و بریدگان و وادادگان سیاسی، در پی درک ناتوانی خود و استراتژی ها و تاکتیک های خود، آن را به صورت «تئوریک» و غیر عامیانه، به بارگاه اربابان نفت و سلاح و خون می برند، و در محافل آن ها پشتک و وارو زنان جای دوست و دشمن را نشان می دهند، و می کوشند تا با دریافت گواهینامه ی عدم سوء پیشینه، و در صورت امکان نیز گواهینامه ی دارا بودن قابلیت های لازم، به ادارات کاریابی مربوطه مراجعه کنند.

    زاویه ی سوم:
    کل این نظام باید سرنگون شود، و جای خود را به یک نظام مردمی بدهد. ولی برای تحقق چنین امری، نمی توان سوار یک تریلی شد و سر خود را به زیر انداخت و چشم خود را بست، و به در و دیوار زد؛ و یا نمی توان با یک جَست نارزانی، از اولین شاخه ی جنگل به آخرین شاخه ی آن پرید.
    و چون چنین است، باید نگاه کرد و دید کدام شرایط، فضا را برای رسیدن به هدف ما آماده تر می کند.

    چنین نگاهی، اصولاً به دنبال عنصر پاک و پاکیزه در نظامی ناپاک و ناپاکیزه نمی گردد. انسان هایی همچون مهندس موسوی امروز را هم استثنا هایی می بیند که نمی توان آن ها را به دیگران تعمیم داد.
    چنین نگاهی، به دنبال امکان هایی می گردد که هرچه افزون تر شدن تضاد های درون حاکمیت، و نیز هرچه بیشتر فراهم آمدن شرایط لازم (خارج از اراده ی نظام که طبعاً خواهان چنین چیزی نیست) برای حرکت های مردمی، از اشکال ساده تا پیشرفته ی آن، را تضمین می کند و یا نوید می دهد.

    بنابر این، در چنین نگاهی، در آنچه به این «انتخابات» بر می گردد، مسائلی از این دست ـ هرچند کاملاً واقعی و بی چون و چرا ـ جای اول ندارند که:
    ـ رفسنجانی، همان کسی است که تا مقطع کنار گذاشته شدن از هسته ی مرکزی قدرت، به همراه خمینی که مراد او بود، و خامنه ای که برکشیده ی او و همدست و همراز او و در آغاز کار خویش نوچه ی او بود، در کمتر جنایتی است که سهیم نبوده باشد.
    ـ مشایی و باند احمدی نژاد، همان جنایتکارانی هستند که رأی مردم را دزدیدند و آنان را به جرم ساده ترین و ابتدایی ترین خواست خود به خاک و خون کشانیدند.
    ـ و …

    ــــــــــــــــــــ

    در این انتخابات، کار خامنه ای ساخته است:
    او اگر نتواند مشایی را از صحنه حذف کند، خیلی شانس بیاورد باید ریاست جمهوری رفسنجانی را تحمل کند.
    و اگر بتواند مشایی را از صحنه حذف کند هم باز راه چاره یی نخواهد داشت مگر تن دادن به ریاست جمهوری رفسنجانی!
    چرا که چند اصلاح طلب زرد خائن به جنبش سبز، در صورتی که خودشان «آبرومندانه» به نفع رفسنجانی کناره گیری نکنند، منفور ترین کاندیدا ها به نزد مردم خواهند بود.
    قاسم شعله سعدی ـ که البته با آن ها متفاوت است ـ به احتمال زیاد، رد صلاحیت می شود، و در غیر آن صورت هم رأی قابل اعتنایی به دست نخواهد آورد.
    دو تا و نصفی کاندیدای مورد وثوق نسبی خامنه ای وزنه یی ناچیز تر از آن دارند که به حساب بیاید.
    و خود او نیز دیگر ناتوان تر از آن است که بتواند این «انتخابات» را آنگونه که می خواهد، به نفع یکی از آن ها مهندسی کند. جنبش سبز، تتمه ی انسجام درونی نیرو های روزگاری متعلق به او را یا از میان برده است، و یا تا حدود زیادی ناکارآمد کرده است.

    در این «انتخابات»، کار خامنه ای ساخته است. اما ساخته شدن کار خامنه ای به معنای پیروزی مردم، و اسقرار یک نظام مبتنی بر آزادی، استقلال، عدالت اجتماعی، عدالت اقتصادی، و ارزش های جهانشمول انسانی نخواهد بود مگر آن که…
    و جای این سه نقطه را خرد جمعی ما باید پر کند. نه من و شما به تنهایی.

    ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۲

     
  7. شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ تهران ۰۰:۴۰ – ۱۵ مه ۲۰۱۳
    پخش زنده
    ايران / اجتماعی

    معاون وزیر نیرو نسبت به «بحران آب» در کشور هشدار داد

    چاپ
    (۲) درباره این مطلب نظر دهید
    ارسال به دوستان و شبکه‌های اجتماعی

    تصویری از دریاچه ارومیه که خشک شده است

    بیشتر بخوانید

    زاینده‌رود برای پنجمین سال پیاپی خشک شد
    کاهش منابع آب مردم جهان را گیاه خوار خواهد کرد
    نيمه تمام ماندن ۷۲ درصد وعده‌های عمرانی دولت
    اندازه متن
    ۱۳۹۲/۰۲/۲۴

    علیرضا دائمی، معاون وزیر نیرو ایران، روز سه‌شنبه، ۲۴ اردیبهشت، نسبت به بحران آب در کشور هشدار داد و آن را معلول افزایش جمعیت و خشکسالی دانست.

    به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، آقای دائمی با استناد به آمار و ارقام و سیر حرکت ایران، پیش‌بینی کرد به‌زودی کشور با بحران و کمبود آب مواجه خواهد شد.

    به گفته او، در سال ۱۹۶۰ به ازای هر نفر ۶ هزار متر مکعب آب در اختیار بود که این آمار در سال ۱۹۹۰ به ۲ هزار متر مکعب کاهش یافت و به‌همین ترتیب نیز تا سال ۲۰۲۵ به هزار متر مکعب خواهد رسید.

    این مقام وزارت نیرو ایران، رشد جمعیت را یکی از عوامل بحران آب دانست و گفت که در ۸۰ سال گذشته جمعیت کشور ۷ برابر شده است.

    آخرین سرشماری عمومی ایران که سال ۱۳۹۰ انجام شد حکایت از آن داشت که جمعیت ایران بالغ بر ۷۵ میلیون شده است، حدود ۵ میلیون بیشتر از سال ۱۳۸۵ و ۱۵ میلیون بیشتر از سال ۱۳۷۵.

    با این وجود دولت محمد احمدی‌نژاد و آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی از سیاست افزایش جمعیت حمایت می‌کنند و می‌گویند که ایران ظرفیت ۱۲۰ تا ۲۰۰ میلیون جمعیت را دارد.

    اما اکنون آماری که مقامات رسمی ایران ارائه می‌دهند حاکی از آن است که رشد جمعیت به معضل بی‌آبی یا کمبود آب در کشور دامن زده است.

    علیرضا دائمی همچنین گفت که ایران ۱۰ سال پیاپی خشکسالی داشته و میزان بارندگی آن تا ۷۵ درصد سطح نرمال کاهش پیدا کرده.

    به گفته او، این خشکسالی نشانه تغییر اقلیمی است که از شمال آفریقا آغاز شده است که در کنار مسائلی مانند رشد جمعیت باعث می‌شود «سال به سال شرایط ایران سخت‌تر شود».

    او در نهایت پیش‌بینی کرد که ظرف ۲۰ سال آینده حجم آب در دسترس در ایران به یک چهارم کاهش یابد.
    بصیرت //// را در مورد افزایش جمعیت از این مقاله استخراج کنید

     
  8. سلام
    تحليل جالبي بود ولي أيا فكر مي كنيد اينها فرا تر از نوك دماغ شان چيزه ميبينند؟ اگر شرط سني را بر داشتند بخاطر اين بود كه أولا حضرت أقا بزؤدي به ٧٨ سالگي ميرسند و مردم خواهند گفت چرا ايشان ميتوانند مادام العمر باشند اگر چه به خودش اين همه مسؤليت عطا كرده و ثانيا تكليف اينهمه //// چه ميشود كه إمارات مهم أسناني دارند و همسن مرحوم پدر أقا هستند و در أخر اينكه با أقاي جنتي چه كنند؟

     
  9. نوشته های ایزن نوع واقعن پرت و پلا هستند. بی سوادی و نااشنایی با زبان فارسی همراه نا اندیشی در متن اشکار است. مقاسیه کنید با این متن لینک پایین…
    http://abdee-kalantari.blogspot.co.at/2013/05/blog-post_13.html

     
  10. ضربالمثلي را بياد اوردم كه شخصي بديگري گفته بود ماري را ديدم كه بچه ميزايد شنونده با تعجب پاسخ داده بود مگر چنين امري ممكن است پاسخ شنيد ازاين موجود هر ان چه تصور كني بر ايد بقول قاسم دايي جان ناپل‌يون دروغ چرا تاقبر ……….. حالا با اين اوضاع پر پيچ و خم سياسي كه افكار همگان را مشغول خود ساخته بايستي در اين ايام منتظر رخدادهاي غير قابل پيش بيني ديگري هم باشيم از شما چه پنهان همان نيرو وقدرت وجداني كه استاد نوري زاد را چنان بر انگيخت كه با تجديد نظر در افكار وتصميماتش راه خود را عوض كرده ودر جهت ازاد انديشي وتساهل وتسامح واحترام به نظرات وعقايد مردمش گام بر دارد شايد دقت فرماييد عرض ميكنم شايد با نگاهي به كارنامه سياسي خود وفراز ونشيب هايي كه در اين ايام با ان روبرو بوده بخصوص رفتاري كه با خانم فايزه واقايان محسن و مهدي از طرف دشمنانانشان شده عليرغم اشتباهات سرنوشت ساز وگاها جبري با ان روبرو شده با تغيير رويكرد نتنها نام نيكي از خود بر جاي گذارد بلكه بتواند با تدبير واعمال سياستي خردمندانه اوضاع اشفته اقتصادي ‍‍(تورم بالا وركود اقتصادي) .سياست خارجي .مسايل تحريم هاي بين المللي . بيكاري . كارخانجات از حركت ايستاده احترام و پاسداشت گذرنامه ايراني .گردشگري وصنعت توريسم و مشكلات متعدد ديگر را با ارايه برنامه صحيح وقابل اجرا با توجه به امكانات بالاقوه بهبود ببخشد هر چند كه اينجانب با شناختي كه از ايشان دارم بيشتر بدنبال ان هستند كه در درجه اول ابي بر روي اتش اين هيا هوهاي سياسي و حزبي بپاشند وقدري جامعه را ارام كنند اگر خوب به بيانات ايشان واقاي خاتمي وامثالهم دقت فرماييد جمله كليشه اي (در اين برحه حساس كنوني ) يا مگر امكان دارد كه اين همه مشكلات را (يك شبه) حل كرد وسي و چها سال سپري شد و ما همچنان در اين برحه حساس كنوني بسر ميبريم و و اين زمان يكشبه …. دوشبه … و سه يا چهار شبه نيامد بهر حال از قديم گفته اند انسان با اميد زنده است بياييد ما هم اميد وار باشيم كه بالاخره روزي بيايد كه عاليجناب سرخپوش اكبر گنجي شايد ناجي ملت از كار در امد چرا ميخنديد ؟ …من فقط ارزو كردم . جاويد باد ايران سرافراز

     
  11. تحلیل دایی جان ناپلئونی

     
  12. اساس این تحلیل که متاسفانه بسیار ضعیف نیز هست متکی بر حذف شرط سنی در ریاست جمهوری است که چند بار تکرار شده است. چنین شرطی هیچگاه نبوده است و شورای نگهبان هم هیچگاه این شرطی را که نبوده است برنداشته است. این نشان دهنده عدم مطالعه و شناخت کافی جناب محمدیان از قانون است. به ایشان توصیه می کنم یک بار دیگر قانون اساسی و قانون انتخابات را مرور کنند و بفرمایند که کجا در چه زمانی چنین شرطی وجود داشته و شورای نگهبان آن را حذف کرده است. (http://www.shora-gc.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=News&ID=3bd7fdaf-98fd-432c-a24c-f70e2a415dde&LayoutID=26486264-caf3-4edb-b140-ba753a5c0890&CategoryID=ff0668dd-649c-4d53-a9ba-23ec1caed3be)
    پورتال شورای نگهبان
    http://www.shora-gc.ir
    Sigma Portal
    5 minutes ago · Like · Remove Preview
    #
    البته مجلس شورای اسلامی شهریور سال 87 (یعنی یک سال قبل از انتخابات سال ۸۸ که اساسا آقای هاشمی در آن داوطلب ریاست جمهوری نبود و داستان آن انتخابات را همه می دانند( با طرح یك فوریتی و با رای بالای نمایندگان اقدام به ارائه شرایط برای داوطلبان ریاست جمهوری کرد كه در روند بررسی قانونی آن النهایه به مجمع تشخیص مصلحت ارسال شد ولكن این اصلاحیه به انتخابات دهم نرسید. مروری كوتاه برای روند این اصلاحیه بعضی از مسائل را روشن می‌كند.

    در 26/6/87 طرح اصلاح مواد 35 و 55 قانون انتخابات ریاست جمهوری ایران با قید یك فوریت با 54 امضاء تحویل مجلس شد. این طرح با استقبال خوب نمایندگان مجلس روبرو شد و با بیش از 170 رای یك فوریت آن به تصویب رسید. كمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی بعد از بررسی دركمیته انتخابات در جلسه مورخ 6/8/87 با اصلاحاتی آن را تصویب كرد. گزارش كمیسیون تخصصی در جلسه‌علنی روز یكشنبه مورخ 19/8/87 با اصلاحاتی تصویب و به شورای نگهبان ارسال گردید.

    در صحن‌علنی مجلس شرط تحصیلات فوق لیسانس و شرط سنی حداكثر 75 و حداقل 40 سال به طرح اضافه شد. (به نظر حقیر به این دو شرط نیاز نبود زیرا باوجود قیود دیگر این دو، تحصیل حاصل بود و انگهی آوردن آنها میزان مغایرت صریح با قانون اساسی را بالا می‌برد و روی این جهت دراصل طرح نبود و در كمیسیون تخصصی هم تصویب نشده بود). شورای نگهبان با تمدید ده روز دیگر بر مبنای اصل 95، طرح مذكور را در جلسه 6/9/87 خود مورد بررسی قرار داد و نظرات خود را در تاریخ 11/9/87 به مجلس شورای اسلامی ارسال نمود. شورای نگهبان با اشاره به سابقه این قانون در سال 60 و 64 و باتوجه به اینكه اصل 115 قانون اساسی در مقام بیان شرائط رییس جمهور آن را احصاء كرده، این مصوبه را مغایر با اصل 115 قانون اساسی دانسته و علاوه بر آن تبصره (1) را نسبت به كسانی كه در حد اشخاص مذكور در مصوبه یا بالاتر از آنانند در مواردی تبعیض ناروا و مغایر بند 9 اصل 3 قانون اساسی دانسته بود. می بینید که شرط سن اساسا در قانون نبوده و در سال ۸۷ هم که نمایندگان می خواستند شرط سن بگذارند شورای نگهبان آن را رد کرده است و هیچ ربطی به انتخابات سال ۹۲ و تحلیل شما ندارد.

     
  13. کرسی آزاداندیشی شمس پرنده

    ضمنا هنوز برای قضاوت زوده . چرا از واعظ زاده حرفی زده نمیشه با اینکه فامیلی داره با بزرگان؟

     
  14. کرسی آزاداندیشی شمس پرنده

    با سلام بر تمام کسانی که دغدغه کشورشان را دارند چه نویسنده و چه تحلیل کنندگان او . اما نویسنده برای همه من جمله : مطهری و نوریزاد آینده ای حدس زده بود . اجازه می خواهم برای خودش -البته قبل از حادثه ی مرگ مولف رولان بارتی!- یک پیشنهاد داشته باشم : شما اتفاقا کار و کاسبیت سکه خواهد شد چون می توانی فیلمنامه هایی معلق ، مبهم و رازآلود بنویسی و ارتزاق کنی . عزیز دل برادر ای کاش ما بزرگانی با این همه تدبیر و پیش بینی داشتیم آن وقت وضعمان این نبود که ! ثانیا هر که ما را چنین بازی می دهد -چه انگلستان چه روس و…- نوش جانش مزد زرنگی و سیاستش را می خورد .
    نظر آخر : جالب بود ابهام همیشه نوشته را زیبا می کند .

     
  15. سلام
    من نکته ای که به ذهنم می رسه در مورد کنار گذاشتن شرط سنی برای ریاست جمهوری که یکی از آیتمهای اصلی این مقاله هست … به نظر من اصلا” این موضوع اهمیت نداشت برای حاکمیت … چرا که ابتدا توسط چند نماینده متملق مجلس بیان شد … بعد دیدند که عجب طرح احمقانه ای هست … اگه کسی در سن کهولت و بالای 75-80 نتونه رییس جمهر بشه خوب به تریق اولی نمی تونه رهبر هم باشه و یا حتی رییس شورای نگهبان باشه و یا خیلی مثالهای دیگه … خلاصه دیدند این طرح نا پخته یه تف سر بالا هست و سریع مسکوتش گذاشتن …
    خلاصه کلام این موضوع اصلا” ارزش تفسیــــــــــــــــر نداره و نمی تونه به عنوان دلیل و شاهد مثال واسه بیان یک نظریه دیگه باشه …

     
  16. دعا گوی شما

    با سلام
    چه زندگی پر دزذسری بخدا ما فقط می خواهیم زندگی کنیم بدون این همه تنش ایا همه جای دنیا هم همین است ؟ آیا همه این مصیبتها بخاطر اسلام است؟

     
  17. ده دلیل معتبر برای رای ندادن به هاشمی
    —————————————————

    دلیل۱: رییس‌جمهور منتخب من در حصر است. من چطوری می‌توانم در انتخابات شرکت کنم و رای بدهم؟

    نتیجۀ منطقی: با رای ندادن من، رییس جمهور منتخب و محبوب من (و محبوب همه مان) از حصر خارج می‌شود و می‌آید می‌نشیند روی صندلی ریاست جمهوری.

    دلیل ۲: حالا فرض کن من توی انتخابات فعالیت کنم. چه اثری دارد؟

    نتیجۀ منطقی: من همین پای فیسبوکم بنشینم انقلاب می‌شود و بعدش مملکت می‌شود بهشت برین.

    دلیل۳: رای دادن من چیزی را عوض نمی‌کند. نتیجه از قبل مشخص است.

    نتیجۀ منطقی: دعوای جناح‌های داخل حکومت، جنگ زرگری است و با هم سر رییس جمهور آینده ساخت و پاخت کرده اند.

    دلیل۴: هاشمی را فقط آورده‌اند تا تنور انتخابات را گرم کند، وگرنه نتیجه مشخص است.

    نتیجۀ منطقی: هاشمی با هماهنگی بعضی مقامات، آمده‌است تا چند روزی هیزم انتخابات شود و خودش را خراب کند و برود پی کارش…

    دلیل۵: اگر ما شرکت نکنیم میزان مشارکت پایین میآید و نمی‌توانند روی حضور پرشور مردم مانور بدهند.

    نتیجۀ منطقی: هر وقت شرکت نکردیم، مسئولین با اعلام میزان پایین مشارکت مردم عزای عمومی اعلام کردند و صداو سیما این حضور کمرنگ را فرو کرد توی چشم جهانیان .

    دلیل۶: هاشمی همان کسی است که در خیلی از اتفاقات تلخ سه دهه اخیر نقش داشته‌است.

    نتیجۀ منطقی: همۀ ما، فرشته‌ایم ولی هاشمی استثنائاً بر خلاف ما که مدام در حال تجدید نظر در اعمال و افکارمان بودهایم مرغ ِ نظرات و اعمالش همیشه یک پا داشته‌است و همان هاشمی سابق است.

    دلیل۷: چه فایده ای دارد؟ بر فرض هم که هاشمی انتخاب شود. چه گلی میخواهد به سرمان بزند؟

    نتیجۀ منطقی: دوران احمدی‌نژاد سرسوزنی با دوران خاتمی و هاشمی فرق نداشت .

    دلیل۸: سال۸۸ رفتیم، حالا چی شد ؟!

    نتیجۀ منطقی: اگرسال ۸۸ پای صندوق نمی‌رفتیم و احمدی‌نژاد بی‌سرو صدا و بی‌دردسر انتخاب می‌شد، ملت عزیزمان به دستاوردهای مهمی می‌رسید.

    دلیل۹: مردم که به هاشمی رای نمی دهند،من چرا بیخود بروم پای صندوق؟

    نتیجۀ منطقی:من برگ چغندری بیش نیستم.

    دلیل۱۰: یعنی دوباره بروم پای صندوق؟! من که نمی‌روم.

    نتیجۀ منطقی: ندارد!…

    ————-
    منبع: بی‌بی‌گل، وبلاگ رویا صدر

     
  18. احتمال پیروزی رفسنجانی، جلو رفت جریان اصلاح‌طلبان و شکل‌گیری مجدد موج اعتراضات درونی وعقب‌نشینی دستگاه رهبری خامنه‌ای ازطریق این انتخابات، علیرغم تمامی نابسامی‌ها و درهم‌شکنی‌های درونی نظام، تقریبا غیرممکن به‌نظرمی‌رسد. مگرآنکه اتفاقی «فراخامنه‌ای» درایران صورت پذیرد.خامنه‌ای شخص رفسنجانی را برای آماده‌سازی سیاسی جهت یک عقب‌نشینی تدریجی بعدی جلونیاورده است. نه رفسنجانی، نه خاتمی و نه جریان اصلاح‌گرایان امکان مانور چندانی در جریان این انتخابات نخواهند داشت.البته احتمالا در چند ماه آینده شاهد درگیری‌هایی خواهیم بود؛شاید شور و شوق موقتی بر صحنه جامعه حاکم شود، شاید امیدهایی زنده گردد، لیکن این همه طرح نخستین را تغیر نخواهد داد. مهندسی انتخابات از ورود رفسنجانی باید بهره‌بری حساب‌شده خود را ببرد.شکست رفسنجانی درانتخابات قطعی است، اما قطعی‌تر از آن، انتصاب یک رئیس جمهوری سرسپرده رهبری است که «پیروزی» خود را مدیون «نبردی سهمگین» با مخالفین اعلام خواهد کرد.
    بنابراین اگر خامنه‌ای تصمیم به دخالت بگیرد و مانند انتخابات مجلس نهم بی طرفی اتخاذ نکند، آنگاه افرادی چون علی اکبر ولایتی،جلیلی و باقر لنکرانی گزینه‌هایی هستند که بیشترین شانس را برای برخورداری از حمایت پنهان و آشکار رهبری را خواهند داشت.

     
  19. موافقم .

     
  20. درود به اقای نوری زاد عزیز و درود به شرف اقای محمدعلی محمدیان عزیز بیانات شما واقعا درست و اصولی بود انقدر مردم تحت فشار گذاشتن که یک را باقی نمانده است راه هاشمی ولی از انجایی که هنوز مشخص نیست که هاشمی بیاید معلومه مهره ها چیده نشده است پادشاه نخوابیده این قطار جمهوری اسلامی 34 طول کشید و چهار سال پیش به ایستگاه اخر رسید یعنی مرگ مهره ها از رفسنجانی و خامنه ای گرفته تا تمام افراد نظام اقای هاشمی مرد زیرک است یعنی در این هیچ شک نکنید چهار سال پیش خودش را پشت اصلاح طلب ها گذاشت تا خودش نجات بده علان سوخت جمهوری اسلامی و نظام اخوندی تمام شده یعنی هاشمی میخواد سوخت این قطار باشد و تا مدتها ادامه داشته باشند که بعید میدانم مردم نفهمیده باشند شایدم مردم ایران زرنگ تر از هاشمی و خامنه ای و مجتبی باشد همان گونه که چهار سال پیش بود امیدوارم مهره هاشمی مردم خودشان وسط انداخته باشند و یکی یکی سربازان در بند و حبس را بیرون بکشند و انها از هاشمی جلوتر بیفتند و خواسته های مردم باشد که همان اجرای قانون اساسی و تغییر ان و برداشتن اقای خامنه ای و ولایت مطلقه و سپاه پاسدارن ازادی کل زندانیان سیاسی و برگشت نخبه ها به ایران و خیلی چیزهای دیگر تا ان روز ساکت نمینشینیم چه اقای هاشمی رفسنجانی باشد چه نباشد اصل خواسته مردم است باید انجام بگیرد
    زنده باد ازادی زنده باد محمد نوری زاد

     
  21. رهبر جلیلی رو به ریاست جمهوری منصوب می کنه. همین و همین.

     
  22. خيلي خوب بود متشكرم .

     
  23. البته تفكري در بين مردم مشابه جناب آقاي محمديان وجود دارد هرچند كه ممكن است اكثريت نباشند و اين هم ناشي از مشكلات و سو مديريت نظام حاكم بوده كه در طول سي و پنج سال نتوانسته است به يك خط مشي سياسي مبتني بر عقل و درايت و بدور از منافع شخصي و بر اساس ظاهر افراد قضاوت نكردن و پرهيز ازباند بازي و ….. بينش سياسي بعضي از آحاد مردم را به اين نوع تفكر وادارد و مطمئنا چنين برداشتي كه آقاي محمديان دارند به احتمال قوي صحيح به نظر نمي آيد و بايد منتظر ماند.البته در طول اين چند سال نيز شاهد بوده ايم كه چنين سياستهايي به صورتي كه آقاي محمديان فرموده اند وجود نداشته و اگر در موارد بسيار نادر هم اتفاق افتاده بسيار طبيعي به نظر مرسد و به هر صورت افرادي در اين نظام مي توانند به مناصبي برسند كه حداقل 30 تا 50 درصد همگام با اصول آن باشند و امكان اين نوع سياستها هم دو از انتظار نيست ولي درصد آن بسيار پائين است.

     
  24. ﻋﺮﻓﺎﻧﻴﻴﺎﻥ

    ﺩﻣﻜﺮاﺳﻲ
    ﺳﻼﻡ ﺁﻗﺎﻱ ﻧﻮﺭﻳﺰاﺩ
    ﺳﺎﻟﻬﺎ ﭘﻴﺶ ﺩﺭ اﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ ﺷﺨﺼﻲ ﺁﺯﻣﺎﻳﺸﻲ ﺭا ﺩﺭ ﻳﻜﻲ اﺯ ﻣﻴﺎﺩﻳﻦ ﺷﻬﺮ ﺗﺮﺗﻴﺐ ﺩاﺩ ﻛﻪ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺣﻴﺮﺕ اﻧﮕﻴﺰﻱ ﺩﺭ ﺑﺮ ﺩاﺷﺖ
    اﻭ ﻳﻚ ﮔﺎﻭ ﭼﻨﺪ ﺻﺪ ﻛﻴﻠﻮﻱ ﺭا ﺑﻪ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﮔﺬاﺷﺖ و اﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺮﺩﻣﻲ ﻛﻪ ﺑﺮاﻱ ﺩﻳﺪﻥ ﺑﻪ ﺁﻧﺠﺎ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺧﻮاﻫﺶ ﻛﺮﺩ ﻭﺯﻥ اﻳﻦ ﺣﻴﻮاﻥ ﺭا ﺣﺪﺱ ﺑﺰﻧﻨﺪ و ﺁﻥ ﺭا ﺭﻭﻱ ﻛﺎﻏﺬﻱ ﻧﻮﺷﺘﻪ و ﺟﻤﻊ ﺁﻭﺭﻱ ﻛﻨﻨﺪ
    ﺳﭙﺲ اﻭ ﻗﺼﺎﺑﻲ ﺭا ﻛﻪ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺩﺭ ﺭﺷﺘﻪ ﺧﻮﺩ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺩاﺷﺖ ﺑﻪ ﻣﻴﺪاﻥ ﺁﻭﺭﺩ ﻗﺼﺎﺑﻲ ﻛﻪ ﺻﺪﻫﺎ ﮔﺎﻭ ﺭا ﺳﻼﺧﻲ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ و ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻗﺒﻞ و ﺑﻌﺪ اﺯ ﺳﻼﺧﻲ ﺁﻧﻬﺎ ﺭا ﻭﺯﻥ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ.
    اﺯ اﻭ ﻧﻴﺰ ﺧﻮاﺳﺖ ﻭﺯﻥ ﮔﺎﻭ ﺭا ﺣﺪﺱ ﺑﺰﻧﺪ
    ﺳﭙﺲ ﻣﻌﺪﻝ اﺭﺯﻳﺎﺑـﻲ ﻣﺮﺩﻡ ﺭا ﮔﺮﻓﺖ و ﺑﺎ ﻭﺯﻧﻲ ﺭا ﻛﻪ ﻗﺼﺎﺏ ﺣﺪﺱ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻛﺮﺩ و ﺑﺎ ﻛﻤﺎﻝ ﺣﻴﺮﺕ ﺩﺭﻳﺎﻓﺖ ﻛﻪ ﻣﻌﺪﻝ ﻭﺯﻧﻲ ﺭا ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺣﺪﺱ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺩﻗﻴﻘﺘﺮ اﺯ ﺣﺪﺱ ﻗﺼﺎﺏ ﺑﻮﺩ ﻣﻦ ﺩﺭ اﻳﻦ ﻣﻮﺭﺩ ﻓﻴﻠﻢ ﻣﺴﺘﻨﺪﻱ ﺩﻳﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ وﻟﻲ ﺟﺯﻱ ﻳﺎﺕ ﺁﻥ ﺭا ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻧﻤﻴﺂﻭﺭﻡ
    ﺩﺭ ﻧﻬﺎﻳﺖ ﻣﺎ ﺣﻜﻮﻣﺖ اﻛﺜﺮﻳﺖ ﺭا ﺑﻪ ﺣﻜﻮﻣﺖ ﺧﺪاﻳﺎﻥ ﺗﺮﺟﻴﺢ ﻣﻴﺪﻫﻴﻢ
    ﺩﺭ ﺿﻤﻦ اﻳﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﻋﺰﻳﺰ ﻛﻪ ﺗﺤﻠﻴﻠﻲ ﻣﺮﻣﻮﺯ اﺯ ﻭﻗﺎﻳﻊ اﻳﺮاﻥ ﺩاﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺑﻬﺘﺮ اﺳﺖ ﻧﮕﺎﻫﻲ ﺑﻪ اﻭﺿﺎﻉ ﺭﻭاﺑﻄ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺩﺭ اﻳﺮاﻥ ﺑﻴﻨﺪاﺯﻧﺪ ﺗﺎ ﻋﻴﻦ اﻳﻦ ﺁﺷﻔﺘﮕﻲ ﻫﺎ ﺭا ﺩﺭ ﺑﻴﻦ ﻣﺮﺩﻡ و ﺭﻭاﺑﻄ ﻓﺎﻣﻴﻠﻲ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻛﻨﻨﺪ ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺁﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﻋﺰﻳﺰ ﻛﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ اﮔﺮ ﺳﺮاﻥ ﻣﻤﻠﻜﺖ ﻣﺎ ﺗﺎ اﻳﻦ ﺣﺪ ﺗﺪﺑﻴﺮ و ﺩﺭاﻳﺖ ﺩاﺷﺘﻨﺪ و ﻣﻴﺘﻮاﻧﺴﺘﻨﺪ اﻛﺜﺮﻳﺖ ﻣﺮﺩﻡ ﺭا ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﻫﻤﺮاﻩ ﻛﻨﻨﺪ ﺣﻘﺸﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﻫﻤﺎﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺑﻤﺎﻧﻨﺪ
    اﻳﻦ ﻫﺮﺝ و ﻣﺮﺟﻲ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﻋﺮﺻﻪ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻣﻴﺒﻴﻨﻴﺪ ﻧﺘﻴﺠﻪ
    ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻃﻼﻋﺎﺗﻴﺴﺖ
    اﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﻛﻪ اﻃﻼﻋﺎﺕ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺎ اﻧﺤﺼﺎﺭﻳﺴﺖ ﺟﻤﻊ ﺑﻨﺪﻱ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻣﺪاﺭاﻥ ﻣﺎ ﺑﻪ ﻗﺪﺭﻱ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ اﺳﺖ ﻛﻪ اﻧﮕﺎﺭ ﻧﻆﺮاﺕ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻛﺸﻮﺭﻫﺎﻱ ﺩﻳﮕﺮ اﺳﺖ
    ﻧﮕﺎﻩ ﻛﻨﻴﺪ ﺑﻪ ﻧﺘﺎﻳﺞ اﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﻫﻔﺘﺎﺩﻭﺷﺶ ﺑﻴﺴﺖ ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﺧﺎﺗﻤﻲ ﺑﻴﺖ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﻛﭗ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ
    اﻳﻦ ﺁﻗﺎﻳﺎﻥ ﺗﺼﻮﺭ ﺩﺭﺳﺘﻲ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ اﻳﺮاﻥ ﻧﺪاﺭﻧﺪ و ﻣﻠﺖ ﺭا ﻣﻮﺵ ﺁﺯﻣﺎﻳﺸﮕﺎﻫﻲ ﻓﺮﺽ ﻛﺮﺩﻩ اﻧﺪ ﺳﻲ ﻭﺳﻪ ﺳﺎﻝ اﺳﺖ ﻓﻘﻄ اﺯ ﺭﻭﻱ ﻋﻜﺲ اﻟﻌﻤﻞ ﻣﻴﻔﻬﻤﻨﺪ ﭼﻪ ﻛﺮﺩﻩ اﻧﺪ
    ﻣﮕﺮ اﻧﻬﺎ ﺑﺪﺷﺎﻥ ﻣﻴﺂﻣﺪ ﺟﻮاﻧﺎﻥ ﺭا ﻃﻮﺭﻱ ﺗﺮﺑﻴﺖ ﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﻪ ﭼﻴﺰﻱ ﺟﺰ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﻭﺯﻩ ﻓﻜﺮ ﻧﻜﻨﻨﺪ و ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺑﻲ اﺭاﺩﻩ ﻭﻻﻳﺖ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺑﺒﻴﻨﻴﺪ ﻛﺎﺭ ﺭا ﺑﻪ ﻛﺠﺎ ﻛﺸﺎﻧﺪﻩ اﻧﺪ ﻛﻪ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ اﻋﺘﺮاﻑ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﻧﺎﺑﻮﺩﻱ اﻳﻦ ﺣﻜﻮﻣﺖ ﻧﺎﺑﻮﺩﻱ اﺳﻼﻡ اﺳﺖ
    ﺑﻴﻨﻴﺪ ﭼﻪ ﻭﺿﻌﻴﺘﻲ ﺣﺎﻛﻢ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪﻩ ﻭﻟﻲ ﻓﻘﻴﻪ ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ اﮔﺮ ﺭﻫﺒﺮ ﻧﺒﻮﺩ اﻳﻨﻬﺎ اﺳﺘﺨﻮاﻥ ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺭا ﻫﻢ ﻣﻴﺨﻮﺭﺩﻧﺪ
    ﻧﮕﺎﻩ ﻛﻨﻴﺪ ﺑﻪ ﺩاﺳﺘﺎﻥ ﺗﻮﻟﺪ ﻭﻟﻲ ﻓﻘﻴﻪ ﻛﻪ ﺁﻥ ﺩﻳﻮاﻧﻪ ﻛﻪ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪﻩ ﺧﺎﻣﻨﻪ اﻱ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺩاﺳﺘﺎﻥ ﺗﻮﻟﺪ ﺧﺎﻣﻨﻪ اﻱ و ﻳﺎ ﻋﻠﻲ ﮔﻔﺘﻦ اﻭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺗﻮﻟﺪ ﺭا ﺑﺎ ﺁﻥ ﺳﻔﺎﻫﺖ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﻴﻜﻨﺪ و ﺑﻌﺪ ﻧﺎﻃﻖ ﻧﻮﺭﻱ ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﻛﻠﻤﻪ ﻣﺰﺧﺮﻑ ﮔﻔﺘﻪ اﺳﺖ ﺗﻜﺬﻳﺐ ﻣﻴﻜﻨﻪ
    ﺑﻌﺪ ﻫﻢ ﻳﻜﻲ ﻧﻴﺴﺖ ﻧﻪ اﺯ ﻃﺮﻑ ﺑﻴﺖ ﺭﻫﺒﺮﻱ و ﻧﻪ اﺯ ﻃﺮﻑ ﺩﻭﻟﺖ ﺑﻴﺎﺩ ﻳﻪ ﺗﻮﺿﻴﻬﻲ ﺑﺪﻩ ﺑﺒﻴﻦ ﭼﻪ ﺧﺮﺗﻮﺧﺮﻱ
    ﻳﻚ ﻫﻤﭽﻴﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺧﺎﺭﻕ اﻟﻌﺎﺩﻩ اﻱ اﺯ ﻳﻪ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﻛﺴﻲ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺷﺪﻩ ﻳﻜﻲ ﺩﻳﮕﻪ اﺯ ﻫﻤﻜﻴﺸﺎﺵ ﮔﻔﺘﻪ اﻳﻦ ﺑﺎﺑﺎ ﭼﺮت ﮔﻔﺘﻪ ﻳﻜﻲ ﻫﻢ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﻴﺎﺩ ﺑﮕﻪ ﺩاﺳﺘﺎﻥ ﭼﻴﻪ,
    اﻱ ﺧﺪا ﺁﺧﻪ ﺁﺩﻡ اﻳﻨﻬﺎ ﺭﻭ ﺑﺮﻩ ﺑﻪ ﻛﻲ ﺑﮕﻪ

     
  25. آقای محمدیان متن شما بدلیل طولانی شدن گنگ شده و نتونستید منظورتون رو برسونید. ما که متوجه نشدیم آخرش چی شد.

     
  26. ملت بسیار نجیب ایران : نمی دانید همه عزل ونصب ها با اراده مهد علیا صورت می کیرد ؟ بر کتاری و کشتن امیر کبیر و صدارت میرزا اقاخان ها . هر کس به مهد علیا نزدیکتر نفوذ و قدرتش بیشتر . نظرهای نزدیک با نزدیکی بیشتر واقع می شود .

     
  27. اگر حتی خامنه ایی با هاشمی دست به یکی کرده باشه باید از این همدستی خوشحال بشیم و کمک کنیم زودتر این سالهای نکبت تمام شود. وضعیت ما شبیه وضعیت پیش از حمله مغوله.

     
  28. نمیر المومنین

    اگر به فرض اینگونه باشد که شما میگوئید و تمام این بازی ها از هوش و فراست اقای خامنه ای بدور است کسی که در سهل ترین بازی احمدی نژاد بازی میخورد اینهمه نسبت فراست دادن به ایشان با قضایای سوریه که هم اکنون با دریافت سهم توسط روسیه در حال حل شدن بنفع غرب است نیز ان را اثبات میکند سوریه صحنه جمع اوری و تبدیل خاخام های متعصب بظاهر مسلمان شده به سران طالبان توسط موساد و سیا و تخیلیه مالی کامل ایران و بعد در زمان طراحی شده حذف اسد که گویا نزدیک است از سوی دیگر شما ایجاد دفتر سازمان منحوس رجوی در واشنگتن انهم با زمزمه امدن مشائی انچه مهم است این است که این انتخابات بخ ناچار سه قطبی شده دیدار باقری و اظهار ایشان در خصوص تعیین تکلیف مذاکره با تعیین 25 اردیبهشت با جلیلی نشان از این تائید است که به انها گفته شده شما در 25 اردیبهست با رئیس جمهور اینده مذاکره دارید و دیدید که جلیلی هم در اخرین دقایق با پراید برای ثبت نام امد یعنی رئیس جمهور اینده منتخب رهبری البته این بازی در سه قطب اتفاق خواهد اگر اقای هاشمی که بازیگر خوبیست از ابروی خود مایه بگذارد (با توجه به رد درخواست استمهال مهدی هاشمی در دادگاه علی رغم توافق قبلی ) این بار باید اقای هاشمی وظیفه ملی و علوی دار و انهائی که به فکر استقلاب کشور هستند و امید دارند به شکوفائی اسلامی علوی با روحانیت روشنفکر و عدالت طلب در مقابل جریان طالبانی توسعه داده شده توسط موساد و ام ای شش و سیا و صد البته هماهنگ با سازمان جاسوسی روسیه فلذا اقای هاشمی باید بعنوان جلودار این تفکر در مقابل دو قطب اسلام طالبانب با ریشه شیعی که در حال شکل گیری است و در حقیقت بدنبال زدن تشیع ناب علوی است و بعد قطب سوم که همان تحجر مطلق و باند کقیف رجوی و فساد مطلق اقتصادی به رهبری مشایعی نور چشمی منافقین که در 8 ساله گذشته جز انحطاط و استهاله و ورشکستگی اقتصادی با برنامه ریزی کامل به ایران تحمیل کردهاند تاریخ از ایران و ایرانی نخواهد گذشت اگر این زمان حساس از پشتیبانی اقای هاشمی خود داری کند و یا اقای هاشمی عافیت طلبی را و حفظ زندگی خود را بر اسلام علوی با روحانیت رو شن و عالم به امور روز مانند شهید بهشتی ترجیح دهد و اصلاح طلبان و کسانی که برای اعتلای کشور امروز در حصر و زندان هستند از این پشتیبانی خود داری کنند دیگر توقع نداشته باشند که مردم ایران به صداقت انها در گفتارشان شک نکنند که همه ان برای احیای خود و پست ومقام بوده است

     
  29. یک بار ابطحی در وبلاگش نوشت که ، بعضی میگویند که این جناح بندی های اصلاح طلب و اصولگرا را رژیم برنامه ریزی کرده است که مردم را سرگرم کند .
    ابطحی پاسخ داده بود که ، اگر کسانی بودند که توان (شعور) چنین برنامه ریزی ها را داشته باشند ، کشور به این حال و روز نمی افتاد .
    نکته اصلی این است که ، هیچ کوچکی بزرگ نمیشود ، ممکن است سعی در برزگ نمایی او کرد که اگر جواب بدهد هم تنها چند روز یا چند ماه و در نهایت چند سال دوام پیدا میکند . همانگونه که در مورد دو ولی فقیه عمل شد .

     
  30. نویسنده مطلب به اشتباه و جا به جا بر روی مبحث حذف شرط سنی انگشت گذاشته و تاکید کرده اند، به نحوی که شالوده همه تحلیلهای ایشان برداشته شدن شرط سنی بوده است
    در حالی که اصلا چنین شرطی وجود نداشته که بخواهد حذف شود

     
  31. بازی کثیف قدرت

    سلام و عرض ارادت خدمت آقای نوری زاد عزیز

    تحلیل بالا را خواندیم. تحلیل جالبی بود و از احتمالاتی صحبت می کرد که می توانند واقعیت داشته باشند. از طرفی، یک متن سر در گم کننده بود که انسان را در فضایی مه آلود و پر از ابهام معلق نگه می دارد.

    اما، نوری زاد عزیز! چیزی که ما مردم داریم به راحتی فراموش می کنیم و باز می خواهد باعث شود که فریب بخوریم اتفاقات فاجعه آمیز چهار سال گذشته مخصوصا سالهای 88 و 89 است. خودمان می خواهیم به راحتی فراموش کنیم که احمدی نژادی که چهار سال مملکت را به نکبت و بی آبرویی کشیده بود با یک مهندسی و تقلب آشکار به روی کار آمد. توسط چه کسانی؟ همه جوابش را می دانند: در راس، رهبر مادام العمر مستبد ایران، سپاه پاسدارن و و و. به چه قیمتی؟ به قیمت پایمال کردن خون و حق و اراده یک جمعیت حداقل 30 میلیونی که مخالف آقای خامنه ای //// بودند و هستند. در آخر چه شد؟ یک انسان پاک به اسم میرحسین موسوی و همراهان شجاع و مسلمانش بدون محاکمه به حصر 800 روزه رفتند. به جرم اینکه به مردم آگاهی دادند و حال آنکه آگاهی بزرگترین دشمن حکومتهای دیکتاتوری جهل پرور است. مثل اینکه یادمان رفته که میرحسین و رهنورد و کروبی و خانواده هایشان به خاطر “انتخاباتی” که هنوز تکلیف واقعیش روشن نشده اکنون در حصر هستند. آری! تکلیف اتنخابات 88 به واقع هنوز روشن نشده است که برویم و در یک نمایش مضحک دیگر کاندیدای مورد نظر رهبر را دوباره از صندوق بیرون بکشیم!

    محمد عزیز! به عزت و جلال ذات احدیت، به آه سینه مادران داغدیده، به داغ دل مردم سرخورده و به سوز اشک طفلان یتیم شده سوگند که اینها چنان اعتماد ما را تکه تکه کردند که به همه چیز و همه کس شک داریم. علی الخصوص به هاشمی، که می گوید: “اگر رهبری صلاح نبینند مشکل پیش می آید و من نمی آیم…”! جدا شما جواب سوال ما را بدهید که در نظامی که رکورددار ادعای این است که خط مشی اش بر اساس سیره پیامبر و امیر مومنین است، “صداقت” با مردم چه جایگاهی دارد؟ اصلا خود “مردم” چه جایگاهی دارند؟ اینها که بیشتر رعایایی به حساب می آیند که باید فدای جلوس “آقا مجتبی” بر تخت سلطنت بشوند! سیره امیر مومنین که مرتبا رهبر خودش را با او مقایسه می کند این بود؟!

    مخلص کلام: چون ما می دانیم که نیروهای اطلاعاتی-امنیتی حکومت سایت شما را به دقت رصد می کنند، این سایت را تنها تریبون خود برای رساندن صدای خودمان به خامنه ای و سایرین می دانیم. می خواهیم به آنها بگوییم که این نمایش مضحک که در ان فقط رای یک نفر شمرده خواهد شد را ما برایتان بزک نخواهیم کرد. بلکه ما تا دم مرگ ندای “رای من کو؟” را در مورد انتخابات 88 که پرونده آن باز است فریاد خواهیم زد و خون ریخته شده همه قربانیان و شهدا و زندگی بر باد رفته همه زندانیان و محاکمه همه دست اندرکاردان جنایات انتخابات 88 به خصوص آمرین اصلی (و آنها که گفتند هر کس به خیابان برود خونش پای خودش است!) را طالبیم.

    ما فقط در صورتی در یک انتخابات واقعی شرکت خواهیم کرد که آقای هاشمی، اگر صداقت دارد، این کف مطالبات مردم را از حکومت بخواهد:

    1 -به عنوان اولین مطالبه از میرحسین، رهنورد و کروبی رفع حصر بشود و بتوانیم خود ایشان را در تلویزیون جمهوری اسلامی به صورت زنده ببینیم تا باور کنیم. ما باید از زبان رییس جمهور واقعی خودمان، میر حسین عزیز، بشنویم که ما را دعوت به شرکت در انتخابات و رای دادن به هاشمی رفسنجانی می کند تا متقاعد شویم. تازه ما می خواهیم که در صورتی که به فرض محال این امر محقق شد اقای هاشمی مصلحت اندیشی را کنار بگذارد و با رو راستی هر آنچه پشت پرده بوده را مطرح کند.

    2 – تمامی زندانیان سیاسی بعد و قبل از انتخابات 88 که بدون محاکمه و یا در بیدادگاهها راهی زندانها شده اند آزاد شوند و مسببین جنایتهای سالهای اخیر همگی محاکمه و به سزای کارهای خود برسند.

    3 – دولت کودتا که به راحتی تقلب خواهد کرد به تنهایی برگزار کننده انتخابات نباشد و ناظرین سالم و معتمد واقعی مردم که بی طرف هم باشند (مثلا به کمک عده ای از سازمان ملل) این انتخابات را کنترل کنند.

    محمد عزیز! شاید این متن خیلی حرفه ای و ویرایش شده نباشد ولی با انتشار بدون کم و کاست آن صدای مردم باشید تا غارتگران این کشور بدانند جنبش مردمی هرگز نخواهد مرد و ما مردم ابله نیستیم که هزاران بار فریب بخوریم و برای جشن “حماسه” آنها قربانی شویم.

    با درود

    مردم دلسوخته و سرخورده اما آگاه و امیدوار ایران

     
  32. جناب محمديان عزيز
    در مورد تحليل دوم من نفهميدم كه چه ممكن است پيش آيد كه من عوام به بصيرت آقاي خامنه اي آفرين بفرستم و طلب بخشش كنم
    چگونه ثابت میکنند که در انتخابات ۸۸ تقلب نشده
    چگونه ثابت میکنند که واقعا فتنه ای صورت گرفته بود
    دستگاه خبرسازي كه لحظه اي بيكار نشده كه دوباره شروع به كار كند
    نه اين توهمي بعيد است
    به نظر من اتفاق جديدي در حال نمود است يك اتفاق نو

     
  33. برای این داستانها دیر است . این آخرین باره که احتمالا وزارت کشور ممکنه نتیجه انتخاباتو درست اعلام کنه. آخرین فرصت خودتونو با نق زدن نسوزونید. دیکتاتور هیچ به حضور شما احتیاج نداره که بخواد نازتونو بکشه. دچار توهم نباشید کسی تا به حال قهر کردن به حقش نرسیده.

     
  34. با تشکر از نویسنده محترم
    در این نوشته تحلیل هایی ارایه شده است که درستی و دقتشان را بزودی درخواهیم یافت اما آنچه دغدغه الان من است دلایل و تحلیلهای این متن نیست بلکه آفتی است که روح قلم ایشان بدان دچار است:
    ۱. احتمالا نویسنده محترم از گروه کسانی است که معتقد است اینکه یکنفر بعنوان رهبر خود را صاحب درستترین اندیشه ها بداند و تصور کند که درک مردمان از شرایط ناقص بوده و هر که چون او فکر نکند یا بی بصیرت است یا دشمن از اساس تفکری غلط است و کشور باید با برایند تفکر همه مردمش پیش رود. با اینحال اما در همه تحلیل های ایشان حتی آنهایی که ایشان خود در درست بودنشان ایمان کامل ندارند یک جزء ثابت دارد و آنهم گول خوردن و بازیچه شدن و جوگیر شدن و … مردم است. بنظر میرسد نویسنده همچون مقام ولایت چندان به هوش و درایت مردم اعتقادی ندارد.
    ۲. احتمالا نویسنده با این حقیقت هم هم آواست که حکومت در طی این چند دهه در هدایت جامعه موفق نبوده و خطاها و بی درایتی ها فاحش بوده و علی رغم اینکه منابع مالی بینظیری در اختیارش بوده توان مدیریتیش در حدی نبوده که بتواند بهره ای از اینهمه نسیب کشور کند و اساسا آنچه همه حکومتهای مطلقه از آن رنج می برند همین سؤ مدیریت و بی تدبیری است. با اینحال بستر اصلی تحلیل نویسنده بر این فرض نهاده شده است که حکومت از مدتها قبل رفتار و گفتار خود را برای به بازی گرفتن مردم تنطیم کرده و مشغول مدیریت رفتار جامعه است. حال سؤال این است که اگر حکومتیان از درایتی اینگونه برخوردارند که میتوانند رفتار میلیونها انسان را جهت دهند و عمده این مردم حتی بعد از بازی خوردن هم متوجه نمی شود چگونه است که در مدیریت حکومت اینقدر بی لیاقنتد.
    بنظر من اولین گام در ایجاد دموکراسی باور بدان است. باید باور کنیم که اگر درصد بالایی از مردم تن به تصمیمی اجتماعی دادند آن تصمیم کاربردی ترین است چون توسط میلیونها مغز گرفته شده است.

     
  35. عجب پارادوكسي
    پس آقاي خاتمي كجاي اين تحليل قرار مي گيره
    يعني از همه جا بي خبره

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

94 queries in 2186 seconds.