سر تیتر خبرها
درسوگ خاتمی یا خامنه ای؟

درسوگ خاتمی یا خامنه ای؟

آنچه خاتمی را اکنون درخانه نشانده است، نه ضعف های او، ونه داستان خنده دارفتنه، بل “حسادت” جناب خامنه ای است.

سرانجام جناب خامنه ای که (حداکثر) ده میلیون نفرطرفداردارد، سید محمد خاتمی را با (حداقل) بیست میلیون طرفدار درخانه نشاند. چرا نگویم: آنچه خاتمی را اکنون درخانه نشانده است، نه ضعف های او، ونه داستان خنده دارفتنه، بل “حسادت” جناب خامنه ای است؟

به سید محمد خاتمی می گویم:
اگردرتمام عمرسیاسی ات تنها وتنها این یک خاصیتِ افشای قتل های زنجیره ای درتو به تجلی درآمده باشد، تورا درتاریخ این مرزوبوم نیکبختی است. تو درست درزمانی به صحنه آمدی که: کشتن وغارت وشوخی با قانون، ابزاردست حاکمیت بود. وتو، برای نخستین بار سخن ازحق وقانون ومردم گفتی، وبقدری که مقدورت بود پای سخنت ایستادی. ما همین مقدارادب وقانون ومردم را به تومدیونیم.
نکبت قتل های زنجیره ای درست به همان نسبتی که ازتو می هراسد، به حاکمیتِ جناب خامنه ای متمایل است. قانون درکلام تو، باورکردنی تراز قانون درسخن خامنه ای است. ومردم نیز. که مردم، درسالهای دراز رهبری خامنه ای، فتیله ای بوده اند که باید بسوزند تا چراغ رهبری ایشان روشن بماند.

به سید محمد خاتمی می گویم:
با خانه نشین کردن تو، بصورت ظاهرتو را “سوزاندند” اما درباطن به سوز درون خود پاسخ گفتند. سرت را بالا بگیر. وخدا را سپاس بگوی که: آدمکشانی چون شیخ علی فلاحیان دراطراف تو پرسه نمی زنند وابرازچاکری نمی کنند. درخانه بمان وبه تماشا بنشین. که این نمایشِ سست، پایانش نزدیک است. دریغ که میدان حضوررا اززیرپای تو بدربردند. وگرنه حتماً رییس جمهورمی شدی واموال ربوده شده ی مرا ازدزدان سپاه ودزدان اطلاعات پس می گرفتی. احتمالاً بهمین خاطر نیز بوده که عرصه را برتو تنگ گرفته اند. که: امنیت خاطردزدان سپاه واطلاعات برآشفته نشود. آنان حتماً دراتاق بی فکری خود بهم گفته اند: چرا باید فرد نامحرمی چون خاتمی رییس جمهورشود وسربه اندرون دخمه های تلنباری ما فرو برد و یا بگوید: آهای دزدان حکومتی، اموال نوری زاد را پس بدهید!

دریغ که شانس رییس جمهورشدن تورا به هیچ فشردند. حالا من مانده ام که داستان اموال ربوده شده ی خود را با که درمیان بگذارم. می بینی آقای خاتمی؟ هرکس به منافع خودش می اندیشد. اموال ملت را به غارت برده اند و نوری زاد بفکر چند دستگاه کامپیوتر و دوربین ها وسرمایه های حرفه ای خود است! تجسم کنید آقای فلاحیان رییس جمهورشده ومن بنا به رویه ی متداول نامه ای به وی می نویسم که: آقای رییس جمهور به دزدان اطلاعات وسپاه دستور بدهید اموال مرا به من پس بدهند. عجب طنزی می شود این!

محمد نوری زاد
بیست و دوم اردیبهشت سال نود ودو

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

51 نظر

  1. آقای نوریزاد بگه چطور این مطالب رو از زندان بیرون میفرسته و سایتشو بروز می کنه و کسی متعرضش نمیشه.مگر زندانای جمهوری اسلامی انطوری که ایشان فرمودند نیست؟پس قضیه این نامه نگاری های که ظاهرا تمومی نداره چیه؟

    —————–

    دوست گرامی
    من دوسالی است که اززندان بیرونم و به داخل زندانی بزرگتر کوچ کرده ام
    با احترام

    .

     
  2. نه عزیزم اینها پر روتر از این حرفها هستند بقول معروف شتر رو می خورن با بارش یه آب هم روش بعد هم می گویند سلام بر لب تشنه حسین.

     
  3. من یقین دارم که در رگهای من، خون رسولی یا امامی نیست.

    نیز خون هیچ خان و پادشاهی نیست،

    وین ندیم ژنده پیرم دوش با من گفت:

    کاندرین بی فخر بودنها گناهی نیست.

    مهدی اخوان ثالث

     
  4. جناب نوری زاد واقعا ای ول داری . مثلی هم هست که میگوید حسود هرگز نیاسود به همین خاطر هم هست که خامنه ای هیچگاه آرامش ندارد

     
  5. نوری راد عزیز:
    دوربین ها و کامپیوترهای شما داغی شده بر دل سیاه برادران دزد
    باور کنید حاضرند تمام دوربینها و کامپیوترهای دنیا را یه شما بدهند تا راحتشان بگذارید و من می دانم که درد تو اینها نیست عزیز

     
  6. کاوه یا اسکندر؟

    —————

    هاشمی رفسنجانی با ورود به عرصه انتخابات به نام گذاری سال جدید روح بخشید و به ان معنا بخشید _ حماسه سیاسی _ اری حماسه سیاسی .

    کاوه است یا اسکندر؟ می خواهد مردم را از ظلم ضحاک رها کند و یا مانند اسکندر به دنبال قدرت است و می خواهد به سان سال پنجاه و هفت انقلابی ظاهری کند و به جای دست شاه دست دیگری بوسیده شود ؟ اسکندر را از منظر دیگر نگاه کنیم . کاشکی مانند او پیدا شود تا این اشقیا را از میدان بدر کند .

    اصلا چه می گویم . می خواهد رئیس جمهور شود . همان مقامی که مرحوم منتظری ان را بستر ساز برای حکومت ولایت مطلقه فقیه می داند و بی خاصیت و ثناگو .

    راستی باز هم می خواهد طرح تعدیل اقتصادی را اجرا کند و از چین برای سرکوب معترضان باتوم وارد کند ؟ یا که انقدر تجربه کسب کرده که بداند حدود و ثغور بعد از تاریکی مشخص می شوند ؟

    به نظر من باید فکر این باشد که مملکت را از نظر سیاسی ترمیم کند . زیرا سیاست در هر کشوری مانند یک زمین حاصل خیز می ماند که درخت هایی مثل اقتصاد و فناوری و … در ان قد کشیده اند . حال اگر زمین سیاست بخشکد این درختان قد برافراشته نیز خشکیده و نابود می شوند .

    باز می گویند : فردای دگر
    صبر کن تا دیگری پیدا شود
    کاوه ای پیدا نخواهد شد ، امید
    کاشکی اسکندری پیدا شود ( م.امید )

     
  7. عینک آفتابی
    ————

    دوران عینک آفتابیست رفیق
    دوران دوران عینک آفتابیست
    رفیق ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    چه واژه زیبایی بود
    برای لحظه های
    همدردی ………..
    همدلی …………
    همزبانی ………
    خدا بیامرزد پدر کسی که سیگار را کشف کرد
    تا آهمان را دود کنیم
    تا دودش را ببلعیم
    و ته مانده اش به جای حرفهای نگفته
    از دهانمان بیاید بیرون …
    تا فریا هایمان را در گلو خفه کنیم !
    روزگار عینک آفتابیست….
    یادم باشد به سهراب هم بگویم :
    دیگر نمی شود چشمها را شست !
    نمی شود جور دیگر دید !
    روزگار سیگار است ……..
    باید آه را دود کرد و فرستاد هوا ….
    سوراخ لایه اوزون …
    نه از دود کارخانه و ماشین
    که از دود سیگار های ماست …
    همان آه ها …………
    همان فریادها …………..
    فقط باید عینک آفتابی زد …………………..
    روزگار عینک آفتابیست ………..

     
  8. تقدیم به نوری زاد

    پرسیدم….. ،
    چطور ، بهتر زندگی کنم ؟
    با كمی مكث جواب داد :
    گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ،
    با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،
    وبدون ترس برای آینده آماده شو .
    ایمان را نگهدار وترس را به گوشه ای انداز .
    شک هایت را باور نکن ،
    وهیچگاه به باورهایت شک نکن .
    زندگی شگفت انگیز است ، در صورتیكه بدانی چطور زندگی کنی .

    پرسیدم ،
    آخر …. ،
    و او بدون اینكه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد :
    مهم این نیست که قشنگ باشی … ،
    قشنگ این است که مهم باشی ! حتی برای یک نفر .
    كوچك باش و عاشق … كه عشق ، خود میداند آئین بزرگ كردنت را ..
    بگذارعشق خاصیت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسی .
    موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن ..

    داشتم به سخنانش فكر میكردم كه نفسی تازه كرد وادامه داد …
    هر روز صبح در آفریقا ، آهویی از خواب بیدار میشود و برای زندگی كردن و امرار معاش در صحرا میچراید ،
    آهو میداند كه باید از شیر سریعتر بدود ، در غیر اینصورت طعمه شیر خواهد شد ،
    شیر نیز برای زندگی و امرار معاش در صحرا میگردد ، كه میداند باید از آهو سریعتر بدود ، تا گرسنه نماند ..
    مهم این نیست كه تو شیر باشی یا آهو … ،
    مهم اینست كه با طلوع آفتاب از خواب بر خیزی و برای زندگیت ، با تمام توان و با تمام وجود شروع به دویدن كنی ..

    به خوبی پرسشم را پاسخ گفته بود ولی میخواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به … ،

    كه چین از چروك پیشانیش باز كرد و با نگاهی به من اضافه كرد :
    زلال باش …. ،‌ زلال باش …. ،
    فرقی نمی كند كه گودال كوچك آبی باشی ، یا دریای بیكران ،
    زلال كه باشی ، آسمان در تو پیداست
    دو چيز را هميشه فراموش كن:
    خوبي كه به كسي مي كني
    بدي كه كسي به تو مي كند

    دنيا دو روز است:
    يك روز با تو و يك روز عليه تو
    روزي كه با توست مغرور مشو و روزي كه عليه توست مايوس نشو. چرا كه هر دو پايان پذيرند.]

    آبراهام لینکلن پسر یک کفاش بود، پدر لینکلن کفش های افراد مهم سیاسی را تعمیر و یا تمیز می کرد.
    آبراهام پس از سالها تلاش و شکست،در سال 1861 به عنوان رئیس جمهور برگزیده شد.
    اولین سخنرانی او در مجلس سنای بدین صورت گذشت:
    نمایندگان مجلس از اینکه لینکلن رئیس جمهور شده بود ناراضی بودند.چرا که او از یک خانواده فقیر و فاقد سطح اجتماعی بالا بود.
    زمانی که لینکلن برای سخنرانی پشت تریبون قرار گرفت قبل از آنکه لب باز کند و سخنی بگوید یکی از نمایندگان مخالف با عصبانیت و بی ادبی تمام از سوی جایگاه خود فریاد زد:
    آبراهام!حالا که بطور شانسی رئیس جمهور شده ای فراموش نکن که می دانیم تو یک بچه کفاش بیشتر نیستی!!!
    مسلما هر فردی در جایگاه لینکلن قرار داشت با این نماینده گستاخ که او را اینگونه مورد خطاب قرار داده برخورد می کرد!
    اما آبراهام لینکلن این چنین نکرد.
    او لبخندی زد و سخنرانی خود را اینطور شروع کرد : من از آقای نماینده بسیار بسیار ممنونم که در چنین روزی مرا به یاد پدرم انداخت.
    چه روز خوبی و چه یاد آوری خوبی!
    من زندگی و جایگاهم را مدیون زحمات پدرم هستم.
    آقایان نماینده بنده در اینجا اعلام می کنم که بنده مانند پدرم ماهر نیستم.با این حال از دستان هنرمند او چیزهایی آموخته ام.
    پس اگر کسی از شما تمایل به تعمیر کفش خود داشت با کمال میل حاضر به تعمیر کفشش خواهم بود…!

    یکی از اقدامات مهم و تاثیر گذار لینکلن خاتمه بخشیدن به تاریخ برده داری در ایالات متحده امریکا بود.

    سخن روز

    معیار واقعی ثروت ما این است که اگر پولمان را گم کنیم، چقدر می ارزیم.

    آبراهام لینکلن

     
  9. سلا م اقای نوری زاد
    ریشه همه بدبختی های ما دروغ است
    دروغ ما را بیچاره کرده است
    همه درکشورما دروغ می گویند

    دروغ ریشه جامعه را خشک میکند
    برای سفر به اصفهان رفته بودم . کنار سی و سه پل نشسته بودم . نگاهم به دختر بچه سه یا چهار ساله خارجی افتاد که از پدر و مادرش اندکی فاصله گرفته بود و داشت مرا نگاه میکرد . بقدری چهره زیبا و بانمکی داشت که بی اختیار با دستم اشاره کردم به طرفم بیاید اما در حالتی از شک و ترس از جایش تکان نخورد . دو سه بار دیگر هم تکرار کردم اما نیامد . به عادت همیشگی ، دستم را که خا لی بود مشت کردم و به سمتش گرفتم تا احساس کند چیزی برایش دارم . بلافاصله به سویم حـرکت کرد . در همین لحظه پدرش که گویا دورادور مواظبش بود بسرعت به سمت من آمد و یک شکلات را مخفیانه در مشتم قرار داد . بچه آمد و شکلات را گرفت . به پدرش که ایتالیایی بود گفتم من قصد اذیت او را نداشتم . گفت میدانم و مطمئنم که میخواستی با او بازی کنی اما وقتی مشتت را باز میکردی او متوجه میشد که اعتمادش به تو بیهوده بوده است . کار تو باعث میگردید که بچه ، دروغ را تجربه کند و دیگر تا آخر عمرش به کسی اعتماد نکند .

    حال ما ایرانیها چگونه عمل میکنیم . بابا میشینه تو خونه جلوی بچه کوچک به زنش میگه ، فلانی زنگ زد بگو من نیستم . مامانه به بچه میگه اگه غذاتو بخوری برات فلان چیزو میخرم بعد انگار نه انگار . بابا به بچه اش میگه مامانت اومد نگو من به مامان بزرگ زنگ زدم

    بعد این بچه بزرگ میشه میره تو جامعه . معلمش میگه چرا مشق ننوشتی براحتی دروغ میگه که خاله ام مرده بود نبودیم . فروشنده میشه مثل آب خوردن جنس بنجل را بدروغ جای اصلی میفروشه مهندس میشه بجای دو متر ، یک متر فونداسیون میریزه ، دکتر میشه ، اهمال در عمل جراحی را ایست قلبی گزارش میکنه ، تولید کننده محصولات پروتئینی میشه ، گوشت شتر و اسب مصرف میکنه ، رییس هواپیمائی میشه سقوط هواپیما را پای خلبان مرده میذاره وارد سیاست میشه سر ملت شیره میماله . دروغ به اولین ابزار هر فرد برای دست یافتن به هدف تبدیل میشود .

    دروغ فساد و تباهی جامعه را ببار میاورد . اعتمادها را زایل میکند . لذت زندگی جمعی و مدنی را از بین میبرد . ظلم و بیعدالتی را گسترش میدهد . منشا بسیاری از معضلات اجتماعی دروغ است . دروغ ریشه جامعه را خشک میکند .

    دروغ در تمامی اجزای زندگی ما ایرانیها براحتی جاری است و چون سیلی که هر لحظه بزرگتر میشود در حال نابودی ما است

    مادر ، از آن لحظه که بدلیل تنبلی خود ، شیشه شیر خالی را در دهان نوزاد قرار میدهد تا او را ساکت کند ، آموزش دروغ را به او آغاز کرده است

     
  10. !​آغاز فصل دعا

    ،سلام
    ییایید شروع ماه رجب و آغاز فصل دعا را از خود مبارک کنیم! بیایید از عشق صحبت کنیم.

    چرا عاقلان را نصیحت کنیم؟

    بیایید از عشق صحبت کنیم

    تمام عبادات ما عادت است
    به بی‌عادتی کاش عادت کنیم

    چه اشکال دارد پس از هر نماز
    دو رکعت گلی را عبادت کنیم؟

    به هنگام نیّت برای نماز
    به آلاله‌ها قصد قربت کنیم

    چه اشکال دارد که در هر قنوت
    دمی بشنو از نی حکایت کنیم؟

    چه اشکال دارد در آیینه‌ها
    جمال خدا را زیارت کنیم؟

    مگر موج دریا ز دریا جداست؟
    چرا بر «یکی» حکم «کثرت» کنیم؟

    پراکندگی حاصل کثرت است
    بیایید تمرین وحدت کنیم

    «وجود» تو چون عین «ماهیت» است
    چرا باز بحث «اصالت» کنیم؟

    اگر عشق خود علت اصلی است
    چرا بحث «معلول» و «علت» کنیم؟

    بیا جیب احساس و اندیشه را
    پر از نُقل مهر و محبت کنیم

    پر از «گلشن راز»، از «عقل سرخ»
    پر از «کیمیای سعادت» کنیم

    بیایید تا عینِ «عین القضات»
    میان دل و دین قضاوت کنیم

    اگر سنت اوست نوآوری
    نگاهی هم از نو به سنت کنیم

    مگو کهنه شد رسم عهد الست
    بیایید تجدید بیعت کنیم

    برادر چه شد رسم اخوانیه؟
    بیا یاد عهد اخوت کنیم

    بگو قافیه سست یا نادرست
    همین بس که ما ساده صحبت کنیم

    خدایا دلی آفتابی بده
    که از باغ گلها حمایت کنیم

    رعایت کن آن عاشقی را که گفت:
    «بیا عاشقی را رعایت کنیم»*

    قیصر امین پور

    تکمله

    1- برای شناخت و تقویت معنویت وجود شریفتان مقاله نشانه های انسان معنوی استاد مصطفی ملکیان را پیوست کردم تا پس از نقد عاشقانه ای که از مرحوم قیصر امین پور شنیدید از انوار وجودی ملکیان سرشار شده و اورا نیز از دعای خیر خویش فراموش نکنید.

    2- نقد جامع حقوقی آقای حسین انصاریان هم در 119 صفحه از عملکرد سالیان اخیر شورای نگهبان پیوست کردم.ناقد فرد بصیر،مصلح و منصفی است تا نقدش چه از آب درآمده باشد. با شناختی که از او دارم حتما خواندنش آگاهی بخش خواهد بود.

    3- در هفته آخر اسفند 1391 نقد سیاسی زیبا و انسانی از تحلیلگر سیاسی گرانقدر آقای فرخ نگهدار تحت عنوان: “واکنش ها به امکان ورود خاتمی” برای شما ایمیل کردم و عنوان ایمیل را : “چشم انداز آینده نزدیک سیاست در ایران: تشکیل دولتی نظامی، انقلابی یا میانه رو” انتخاب کردم! ظاهرا شم سیاسی من بد نبوده و الان که هفته آخر اردی بهشت است؛این سه قطبی شکل گرفته است.البته با حضور آیه الله هاشمی رفسنجانی در عرصه انتخابات.به نظرم این یک نعمت برای ایران و یک فرصت تاریخی است که باید قدرش را هم اینک شناخته و وظیفه خود را در قالب انسانی معنوی با جدیت و دقت بر عهده گیریم.متن این نقد زیبا را به عنوان فلسفه این جدیت و تعهد پیوست کردم تا دوباره بخوانیم و عاشقانه بورزیم!

    با احترام

    معین

    22 اردی بهشت 92
    اول یا دوم ! ماه رجب

     
  11. دوست عزیزم جناب آقای نوری­زاد

    با عرض سلام و ادب

    سعی کردم نوشتة زیر را در سایت شما قرار دهم نتوانستم. برای شما فرستادم.

    ف. ر !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    من می دانم چرا خامنه ای نگفت مسلمان و گفت انقلابی!

    اگر از خودش بپرسید خواهد گفت منظورش مسلمان انقلابی است. مسلمان بودن آنقدر آشکار است که نیازی به ذکر آن نیست.

    اما واقعیت آن است که “چون مسلمان کم بود”! یعنی کافی نبود. به بیان بهتر اصلاً کلاس مسلمان خیلی پایین است. این همه مسلمان همه جا ریخته است (یکی نیست جمعشان کند).

    منظور خامنه­ای از واژة انقلابی، جسور، شجاع، توانا، … و در یک کلمه قدرت و قدرتمند بود. آه “قدرت” که چه لذتی دارد!

    اما نوری زاد چه گفت؟

    نوری زاد گفت: و من احسن قولا ممن دعا الی الله و عمل صلحا و قال اننی من المسلمین (و چه سخنی بهتر است از آنکه به سوی خدا دعوت کرد و کار نیکو انجام داد و گفت من از مسلمانانم)

    جناب خامنه­ای

    تلک دار الاخرة نجعلها للذین لایریدون علو فی الارض و لا فسادا ولعاقبة للمتقین (آخرت از آن کسانی است که نخواهند بر مردم برتری یابند و به دنبال فساد نباشند و آخرت از آن پرهیزگاران است)

    اگر باور داری که بعد از مرگ ادامه ای هست و همه چیز به پایان نمی رسد بترس! بترس از آنکه تمام قدرت و شکوه و جلالی که به هم زده ای به تحقیر و بر خاک ذلت نشستن تو ختم شود. بترس از آنکه در برابر تمام کسانی که درهم کوبیده ای ذلیل شوی. گویا بعد از مرگ به سادگی تمام نمی شود! تمام قدرتی را که قورت داده ای از گلویت برمی گردانند.

    به خدا قسم! اگر به درستی درمی یافتی نوری زاد چه پیشنهادی به تو کرد از جایت برمی خواستی و با پای پیاده تا منزل او می رفتی و پاهایش را می بوسیدی!

    اما اگر فکر می کنی: کو آخرت و خدا کجاست دیگر؟ یا اینکه: “ما خودمان اینکاره ایم” و “این حرفها واقعاً بعید است” (هذا رجع بعید) … و این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار! از موقعیت کنونی خود لذت ببر. مبادا گول بخوری و جایت را از دست بدهی که آن را باز نخواهی یافت. باش تا صبح دولتت بدمد.

     
  12. درود برشما در رابطه با برنامه دیروز شما میخواستم عرض کنم 1- اقای هاشمی اصلا زیرک و…. نیست چون او دومین قدرت بعد از ایت…خمینی بود وخود ان کاری را کرد که علاوه بر مردم خودش به این روز افتاده که تاجیک با فرزندانش جه میکند. 2- گفته اگر اقای خامنهای مخالفت نکند میایم . نظر من این است که ایشان مخالفت کردهاند از زبان اقای مصلحی و اقای محمد خامنه ای و…… ظمنا رهبری در دوره ریاست جمهوری خاتمی پس از کوی دانشگاه وافشای قتلهای زنجیرهای و…..به این نتیجه رسید ایکاش رد صلاحیت میشد یا در رای او مشکل ایجاد میشد واو انتحاب نمیشد.ودچار این همه درد سر نمیشد . در انتخابات 84 اقایان هاشمی وکروبی گفتند تقلب شده و88 هم خود مطلع هستید چه گذشت .پس این یک هدف است که دیگر این افراد به قدرت باز نگردند وکسی بیاید که مطابق نظر اقای خامنه ای عمل نماید . الان هم حتما اقایان هاشمی و مشایی بر طبق استدلال من رد صلاحیت میشوند چون نیامدن بهتر از رد صلاحیت . ورد صلاحیت بهتر از دستکاری در ارای انها است. ظمنا الان حول صحبتهای ایت …خامنه ای که همه باید به قانون احترام بگذارند(یعنی رد صلاحیت )خیلی در رادیو وتلویزیون مانور میایند. ظمنا فکر میکنم گفته اند که بعضی کاندیداها سواد ندارند یا گفته اند امام زمانند و… برای توجیح رد صلاحیتها و وجود شورای نگهبان مطرح میکنند که لازم است مجنونان و… را رد نماید.3- از زمان ابقای اقای هاشمی در ریاست مجمع به نظرمن هدفشان سرگرمی او به قدرت وکار وعدم انگولک انتخابات 92 بود چون اگر کنار گذاشته میشد حتما در این انتخابات فعالتر میبود. ازادی فایزه وعدم بررسی پرونده جدید او ومهدی هاشمی نیز در این راستا میباشدباتقدیم احترام محمود

     
  13. مناظره مکتوب !!!

    دانشگاه فردوسی مشهد یه برنامه جالب گذاشته برای انتخابات مناظره مکتوب !!! خلاصه هر کی هر چی دلش میخواد مینویسه و میره مثل یادگاری نوشتن رو درخت با این تفاوت که درخت می موند و یادگار میشد و اینا رو نخونده میریزن دور حالا نوشته های اونجا رو میخوندی خیلی جالب بود انگاتر رفتی استادیوم دارن همدیگه رو تشویق میکنند کسی از درد ننوشته بود از مشکلات نگفته بود همه فقط اسم برده بودند حرف و عقیده همه رو هم که محترم بشماریم کاش یه آدم از جنس درد این مردم هم تو این مناظره ها بود و نمی دونم چرا مناظره مکتوب چرا جمع نداریم امسال همه تیلیغات رهگذری می کنند
    نوشتم اینجا هم می نویسم
    انتخابات در شرابط
    فیلترینگ شدید
    حبس و حصر سیاسیون مخالف
    تعطیلی NGO ها که از ارکان مهم یه حکومتداری مطلوبه
    وضعیت آقایان و اقازاده ها
    فشار شدید اقتصادی روی مردم و گرون شدن بحظه به لحظه اقلام اولیه مردم
    شعارهای اقتصاد مقاومتی و اختلاسهای میلیاردی و پرونده های فساد مالی و پولهای بلوک شده در کشورهای بیگانه و دوست
    طریقه شمارش آراء
    سیاستهای وپژه صدا و سیما
    قوانین انتخاباتی سال 91 که سانسور رو کاملا نشون میده
    ( قانون جدیدِ انتخابات ابتدا تحتِ عنوانِ «طرحِ اصلاحِ انتخابات ریاست جمهوری ایران» در تاریخ ۲۶ آذرماه ۱۳۹۱ به تصویب مجلس رسید.[۹]؛ اما شورای نگهبان قانون اساسی، مواردی از آن را خلاف قانون اساسی و شرع تشخیص داد[۱۰] اما این طرح در نهایت در در ۲۶ دیماه در مجلس و متعاقب آن در ۴ بهمن ۱۳۹۱ در شورای نگهبان تایید شد.[۱۱][۱۲] این قانون توسط علی لاریجانی در ۲۱ بهمن ۱۳۹۱ برای اجرا به رییس جمهور ابلاغ شد.[۱۳] برخی از مواردِ مهمِ اصلاح شده عبارتند از:

    ماده قانون سابق قانون فعلی (اصلاح شده)
    ۱۸ و ۳۱
    وزارت کشور نتیجه انتخابات را اعلام می‌کند
    وزارت کشور به تنهایی مجری انتخابات است
    وزارت کشور، زیر نظر هیات اجرایی مرکزی انتخابات، مجری انتخابات است*.
    مرجع اعلام نتایج نهایی انتخابات پس از تایید هیات اجرایی و اعلام به وزیر کشور، پس از تایید صحت انتخابات، شورای نگهبان است.
    ۶۴ برنامه تبلیغاتی رادیو تلویزیونی نامزدها باید ضبط شود
    کمیسیون بررسی تبلیغات در صورت تشخیصِ می‌تواند مواردِ خلافِ قانون**، را از برنامه تبلیفاتی نامزد حذف کند
    در صورت ارتکاب موارد خلافِ قانون در زمان پخش زنده، سازمان صدا و سیما باید فرصت مناسب برای احقاق حق، به شکل ضبط شده را فراهم آورد.)
    چه کسی روز مادر را به مادر ستار بهشتی تبریک گفت
    و روز معلم که 19 اردیبهشت را تداعی میکند
    و وکیل بی وکیل
    و خیلی چیزای دیگه که انتخابات رو زیر سوال میبره
    البته خب فعلا ما ملت غیوریم تا کی بشیم خس خار

     
  14. اقای نوری زاد سلام
    یادمه اقای ملاقلی پور در یکی از مصاحبه هاشون گفتن هنرمند هیچوقت رذل نمیشود نمیدانم چرا همیشه با دیدن شما یاد این جمله می افتم اقای نوری زاد عزیز من بیشتر از هرچیزی متعقدم که حکومت ها و حاکمان مهم نیشتند چیزی که مهم است مردم و سطح شعور و فهم انان مهم است. اقای نوری زاد عزیز من ساکن یکی از روستاهای شمال کشور هستم به قدری روستای مادر این ماه(اردیبهشت)زیباست که من حدی برایش قاعل نیستم چه خوب میشد که چند صباحی با اهالی روستای ما سر میکردی بعدش یه پیشنهاد هم برای شما داشتم برای این موسیقی متن سایتتون میشه از اهنگ سربازان همای استفاده کنین خییییییییییلی ممنون منتظر زیارت شم مهرداد

    —————————-
    سلام مهرداد گرامی
    تشکرازبزرگواری شما
    کاش نشانی روستایتان را می دادید.
    گرچه من شاید این روزها هرگز نتوانم به آن طرفها بیایم
    راستی اگر آن موسیقی را دارید برای من ارسال کنید حتما روی سایت می گذارم
    تشکر

     
  15. وقتی بن‌مایۀ تفکر و تعقل، زور و قدرت است و باور بر اصالت قدرت است، خشونت‌پرستی و خشونت‌گرائی و خشونت‌گستری….. عادتی روزانه میشود. دروغ هم یکی از نمادهای خشونت است.
    گفتمانی که آقای خمینی در فرانسه به افکار عمومی ایران و دنیا ارائه کرد، باعث شد که مطبوعات غرب به وی لغب “ایت‌اله لیبرتر” بدهند. آنها بیان و خواستهای مردم بودند و آن گفتمان در واقع عهدی بود که آقای خمینی با مردم ایران بست.
    به یاد بیاوریم که آقای خمینی در عراق و بعد در فرانسه، دنباله‌روی جنبش مردمی بود و اولین اطلاعیه‌اش را در چهلم شهدای آذربایجان صادر نمود و قبل از آن وقتی از طرف بنی‌صدر و دیگران به وی اعتراض می‌شد که چرا در این خیزش خودجوش عظیم مردمی، با ملت همراه نیست، در جواب میگفت (نقل به مضمون) که: “….می‌ترسم که مردم به خانه‌هاشان برگردند ///…!!” ولی متاسفانه بعد از پیروزی انقلاب، به علت عدم حضور کافی ما مردم در صحنۀ تصمیم‌گیری برای سرنوشت خویش، آقای خمینی //// خود را خدمتگزار مردم….. می‌خواند، تبدیل به “رهبر” و “امام” و “ولی مطلقه” و…. گردید.
    به مناسبت، یادآوری این واقعه (به عنوان فقط یک مثال از بیشمار اینگونه وقایع) خوب است که وقتی بنی‌صدر برای اعتراض به حجاب اجباری به قم رفت {جالب است که به بنی‌صدری که حجاب را برای هیچکس، حتی برای همسر و دختران و فامیل و دوستان و… خود تحمیل نکرد، زورپرستان برای تخریب وی، دروغ محض “…اشعۀ موی زن…” را درآوردند و بقیه زورپرستان در ترویج این دروغ با آنها سی سال همراهی کردند} و به خمینی گفت که “…شما که در فرانسه از آزادیها صحبت کردید و صریحا اعلام کردید که پوشش برای زنان آزاد است…. و …. پس چرا الان حجاب اجباری را به ملت تحمیل میکنید؟….” در جواب به بنی‌صدر گفت”… آن موقع آنطور مصلحت دیدم و حالا اینطور!…. برای اسلام! اگر لازم شود فردا طور دیگری خواهم گفت!!!” //// و با این گونه حوادث، خط بنی‌صدر و همفکرانش از خط خمینی و همفکرانش دور و دور و دورتر شد که فایل صوتی ذیل بعضی از اینگونه تقابل ها را به عنوان فقط چند مثال می‌آورد. در روزهائی که منجر به کودتای خرداد 1360 گردید، خمینی از بنی‌صدر خواست که از ارتباطات صادقانه خود با مردم از جمله توسط “روزها بر رئیس جمهور چگونه میگذر” و سایر سرمقاله‌ها و مقاله‌های روزنامه‌اش و افشاگری حزب جمهوری اسلامی دست بردارد و چند حزب و گروه را (که حتی بسیاری از آنها در تخریب بنی‌صدر بسیار فعال بودند) تکفیر کند و با محدودیتهای دولتی برای آنها مخالفت نکند و صحبتی از زندان سیاسی و شکنجه و…نیاورد. و در این صورت به بنی‌صدر قول داده بود که به او قدرت میدهد و برایش چنین و چنان میکند و…. و بنی‌صدر نپذیرفت و بدین قرار است که بنی‌صدر بیش از سی سال است که در تبعید و در حصر خانگی است و از طرف جمهوری اسلام و کلیۀ قدرت‌پرستان، سانسور میشود.
    اگر در اندیشه، اصالت با قدرت و زور باشد، هدف هر وسیله‌ای را توجیح میکند //// و بعد با احمق فرض کردن مردم، کلاه شرعی تقیه و مصلحت و… بر آن گذاشته میشود و به مردم هم میمون‌وار تقلید کردن تحمیل میشود./////
    راه حل مردمسالاری است.
    برای استقرار و از آن مهمتر برای استمرار مردمسالاری راهی به جز اجتناب از گرفتن کمک و مشروعیت از قدرتهای خارجی و داخلی نیست.

    باری دیگر شرکت فراگیر در جنبش فعال تحریم “؟انتخابات!” به هموطنان توصیه میکنم.

    برای همدلی با زندانیان سیاسی،
    برای همدلی با آنهائی که در اعتراض به تجاوزها به حقوق بشر در اعتصاب غذا هستند،
    برای همدلی با آنهائی که در خانه مانده‌اند و در حصر هستند،

    در خانه ماندن در روز “؟انتخابات!” و خالی گذاشتن همۀ خیابانها را به همۀ هموطنان پیشنهاد میکنم.
    به این منظور که رژیم ولایت مطلقه، به هیچ گونه‌ای نتواند باری دیگر از مردم سو استفاده کند و با نشان دادن تصویرهای مردم در خیابانها، به افکار عمومی ایران و جهان، دروغ مشروعیت نظامش را تبلیغ کند.

    این پیشنهاد، از هیچ شخص و یا حزب و تشکیلات خاص نمی‌آید.
    با درس‌گیری و عبرت از فجایع لیبی و سوریه، و برای خشونت‌زدائی از جنبش خود جوش فراگیر مردمی در ایران، رساندن این پیام و با این روش، نشان دادن انزوای رژیم به نیروهای امنیتی و نظامی و انتظامی، بیش از سایر افکار عمومی مهم است، که آنها این شهامت و دلیری را بازیابند که به دامان ملت بازگردند و بیش از این به دین و میهن و ملت خویش خیانت نکنند و بیش از این در سرکوب و جنایت و تجاوز و شکنجه، آلوده نشوند.

    برای استقرار و از آن مهمتر برای استمرار مردمسالاری راهی به جز مشروعیت مردمی نیست.
    محل عمل هسته‌های حقوقمند تشکیل دهندۀ جبهۀ حقوقمدار، برای استقرار و استمرار مردمسالاری در وطن، در قلب هموطنان و به دور از قدرتهای داخلی و خارجی است.
    علی صدارت

     
  16. سلام آقای نوری زاد گرامی
    من ازخوانندگان مطالب شما تعجب می کنم که چرا گاه مقصود شما را متوجه نمی شوند. شما برسم طنز درپایان بعضی ازنامه های خود به اموال ربوده شده تان اشاره می کنید. بعضی ها این اشارات مکرر شما را حمل براین می کنند که نوری زاد تنها به منافع خودش کاردارد وازمنافع مردم غافل است. من اطمینان دارم شما تنها وتنها به این دلیل به اموال ربوده شده خود اشاره می کنید که به “دزد” بودن اطلاعات وسپاه تأکید کنید. اگردلخورنمی شوید می گویم: من آرزومی کنم هرگز اموال شما را به شما برنگردانند وشما مرتب به “دزد” بودن مأموران اطلاعات وسپاه تأکید کنید وآبروی نداشته آنها را ببرید ورسوای خاص وعامشان کنید.

    ——————

    سلام بانوی خوب
    سپاس ازاین که به درستی برنیت هماره ی من انگشت نهاده اید. دقیقا همین است ولاغیر
    سپاس ازشما

    .

     
  17. گویند در جهنم مارهایی پیدا میشود که انسان از آنها به اژدها پناه می آورد!!!
    حالا کار مردمان ما و اصلاح طلبان این مرز و بوم به کجا کشیده شده که به عالیجناب سرخ پوش پناه آورده اند.
    به قول یکی از دوستان، ((سیاست بی پدر و مادر است و در ایران ما هم برای بی پدر و مادرها مناسب تر است!!!))
    خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر اینکه مردمان آن قوم، خودشان را تغییر بدهند. یعنی تغییر تک تک افراد آن قوم باید تغییر کنند تا جامعه و سرنوشتشان تغییر کند.

    یا رب این مخلوق را از چوب بتراشیده اند ؟ برسر این خلق ، خاک مردگان پاشیده اند ؟

     
  18. آدمکشانی چون شیخ علی فلاحیان وزیر هاشمی نبودند ایا فلاحیان بدون اذن هاشمی جنایت میکرد .این هاشمی نیست که میخواست روی مرحوم سحابی را کم کند

     
  19. بازی جدید هاشمی ؟!
    ************
    جناب نوری زاد عزیز ، دلنوشته های شما بسیار زیبا و دلنشین است . چرا که هرچه از دل برآید ، لاجرم بر دل نشیند . اما دلنوشته اخیر شما با عنوان ” در سوگ خاتمی یا خامنه ای ” شک برانگیز است ، چرا که پذیرفتن چنین تحلیلی از شخص تیز بین و تیز هوشی چون شما خیلی سخت و مشکل است .
    از نوشته های شما چنین بر می آید که جناب عالی منشأ همه نابسامانی ها و مشکلات کشور را جناب خامنه ای و رشد وتعالی و پیشرفت کشور را در گرو تغییر ساختاری در حاکمیت می دانید .
    آقای هاشمی هم که قبل از اعلام نامزدی خود جهت انتخابات ریاست جمهوری گفته بود : اگر رهبری موافق باشند و اجازه بدهند می آیم .
    بنظر می رسد آقای هاشمی مجبور به حضور در این عرصه بود . چراکه با توجه به شرایط سنی ، این آخرین فرصت برای اوست و فرصت دیگری در پیش رو نخواهد داشت .
    آقای هاشمی هم ، شخص تیزبین و تیزهوشی است و علاوه بر آن سیاست مدار کهنه کاری نیز هست و بعید است که به چنین نتیجه ای نرسیده باشد.
    عدم حضور ایشان دراین عرصه ، هجمه و فشار های مخالفان را در آینده شدت می بخشید و نهایتاً به حذف کامل وی از حلقه حاکمیت می انجامید .
    پس آقای هاشمی با ریسک بسیار بالایی پا به میدان گذاشته است . همانطور که در بیانیه شورای اصلاحات نیز به آن تعبیر ” فداکارانه” داده اند .
    اما بنظر من ، این فداکاری نه برای مردم و کشور ، بلکه در درجه اول برای حفظ حیات سیاسی خود اوست .
    چرا که گذشته آقای هاشمی نشان می دهد او اهل معامله است و بخاطر حفظ خود در حلقه حاکمیت ، براحتی از مواضع خود عدول می کند . البته توجیه این نوع رفتار خود را همواره به لزوم رعایت مصالح و حفظ نظام ربط داده است ! که نمونه بارز و آخرین آن ، اعلام مواضع محکم و شروط پیشنهادی جهت برون رفت کشور از بحران ، در نماز جمعه تاریخی پس از انتخابات 88 و سپس تغییر موضع سریع وی بود .
    در شرایط حاضر، با توجه به اینکه هنوز معلوم نیست ایشان با نظر موافق جناب خامنه ای پا به عرصه گذاشته است یا خیر . پس دو احتمال می توان داد :
    اول اینکه : با هماهنگی وارد این عرصه شده باشد . پس تأیید شورای نگهبان را خواهد داشت . که در این مرحله حداقل امتیاز برای ایشان ، برائت از اتهامات قبلی وارده به وی و خانواده اش می باشد .
    و در صورت پیروزی در انتخابات ، حیات سیاسی خود را بدست خواهد آورد ، که تحت چنین شرایطی دو امکان برایش پیش خواهد آمد .
    یکی امکان تسویه حساب با مخالفان و دیگری تغییر عملکرد و اصلاح اشتباهات گذشته و گرفتن موضع مردمی است . که در این حالت پایگاه اجتماعی از دست رفته خود را مجدداً بدست خواهد آورد .
    البته اگر طبق توافق قبلی بخواهد مطیع رهبر باشد ، صرفاً حذف کامل وی از حلقه حاکمیت با 4 سال تأخیر انجام و دیگر بطور کلی خاطر آن از اذهان جامعه پاک خواهد شد .
    دوم اینکه : به فرض محال ، اگر آقای هاشمی بدون هماهنگی پا به عرصه انتخابات گذاشته باشد .حاکمیت ، هزینه چالش کوتاه مدت عدم تأیید وی توسط شورای نگهبان را در ابعاد داخلی و خارجی خواهد پذیرفت . چراکه این هزینه بمراتب کمتر از هزینه ای خواهد بود که در صورت تأیید صلاحیتش و نشستن بر کرسی ریاست جمهوری ، با توجه به اختلافاتش با جناب خامنه ای برای حاکمیت و بخصوص شخص ایشان خواهد داشت . ضمن اینکه ، عدم تأیید وی توسط شورای نگهبان ، منجر به خاتمه حیات سیاسی اش نیز خواهد شد .
    البته ، خیلی بعید است که در چنین شرایطی ، آقای هاشمی با گرفتن موضع مردمی ، نتیجه سناریوی حاکمیت را به نفع خود تغییر دهد .
    جناب نوری زاد عزیز ، با وجود این ابهامات ، بنظر شما چرا آقایان هاشمی و خاتمی با صراحت و شفافیت با مردم سخن نمی گویند و مواضع خود را روشن نمی کنند ؟ آیا مردم را فاقد درک و شعور لازم می دانند ؟ و مگر نمی خواهند رئیس جمهور این مردم بشوند ؟

    جناب نوری زاد عزیز ،
    شما بدرستی گفته اید حداقل حسنی که آقای خاتمی داشت ، کشف موضوع قتل های زنجیره ای بود . البته که این اقدام بسیار مهم و با ارزش بود . اما آیا آقایان شهامت و توان ایستادگی تا اصلاح کامل امور را داشتند و حاضر به پرداخت هزینه از خود و اطرافیان خود شدند ؟ در حالی که مردم طی آن سالها ، هزینه های بسیار زیاد جانی و مالی را متحمل شدند .
    جناب نوری زاد عزیز ، آیا در زمان قتل های زنجیره ای ، سیستم های اطلاعاتی و امنیتی کشور به ظاهر قانون مندتر و انسانی تر عمل می کردند ، یا در سالهای اخیر ، که خود بارها در زندان تجربه کرده اید و از آن گفته و نوشته اید ؟
    آیا بنظر شما وضعیت بهتر شده است ؟
    پس چه سود ؛ که ، آقای خاتمی کارهایی را شروع کرد و هزینه های بسیاری هم به مردم وارد ساخت ولی آنها را ادامه نداد !

    جناب نوری زاد عزیز ،
    آیا این احتمال را نمی دهید که حضور آقای هاشمی این بار نیز ، یک بازی بیشتر نباشد . آن هم برای گرم کردن تنور انتخابات جهت خروج جامعه از بن بست و کسب وجهه بین المللی و مشروعیت داخلی ؟
    بدا بحال مردم ، اگر چنین باشد ؟!
    جناب نوری زاد عزیز ،

    این روزها هیچ حرف و سخنی در مورد آقایان موسوی و کروبی و سرکار خانم رهنورد ، از آقایان خاتمی ، هاشمی و … ، حتی در بین مردم شنیده نمی شود . آنهایی که مردانه پای مواضع خود ایستادند و طی این چند سال با محرومیت از همه چیز ، فشار و سختی های زیادی را به جان خود و خانواده شان خریدند و همچنان ایستاده اند . درود بر آنها باد .
    پس با این وضعیت ، باید بپذیریم که ما مردم لیاقتمان همین آدمهای اهل معامله و سازش است . چراکه گفته اند : خلایق هر چه لایق !
    جناب نوری زاد عزیز ، بنابر این بهتر است از آمدن امثال آقای هاشمی ، خیلی احساسی و امیدوار به اصلاح امور مردم و کشور نشویم .

     
  20. ناهید

    با سلام استاد گرامی جناب نوری زاد

    دیروز داشتم فیلم ثبت نام اقای هاشمی و می دیدم .جوونایی که بیرون وزارت کشور شعار می دادن من به عنوان یک مادر ناگهان دلشوره گرفتم ایا سال 88 دوباره می خواد تکرار بشه؟چه خوابی برای نسل جوون این مملکت دیدن؟با انقلاب 57 چه خیانتی کردیم به این نسل؟

     
  21. آقای نوریزاد!
    شما صدها نامه نوشتید خطاب به خامنه ای. من تک تک آنها را خوانده و نگه داشته ام. سوالی که ذهن مرا به شدت درگیر کرده این است که آیا نگارنده نامه ها پس از آن همه استدلال بر ناحق بودن خامنه ایِ کنونی، آیا به ساختار این نظام اعتقاد دارد؟ آیا هنوز باور دارد که از دل این سیستم حکومتی می توان رهبری عادل و لایق انتظار داشت؟ آیا نه این است که ساختار این حکومت دیکتاتور پرور است؟ اگر پاسخ شما خیر است و امیدی ندارید -که برداشت من از شخصیت نگارنده نامه ها این است- پس چرا مردم را تشویق به حمایت از رفسنجانی می کنید به این امید که روزنه ای در نظام ایجاد شود و حرکتی رو به اصلاح شکل گیرد؟ مگر نه این است که این اصلاح منجر به پایداری این نظام می شود و نهایتا رهبر فرضانه روز بروز بر فرضانگی اش افزوده می گردد؟؟؟
    اگر استناد شما به هواداری خاتمی از رفسنجانی است که باید بگویم خاتمی بر این نظام اعتقاد دارد و بارها آن را حتی برای اتمام حجت با هم مسلکانش به زبان آورده. و این اعتقاد که با آنچه بنده به عنوام جواب فرضی شما به سوالم در نظر گرفتم در تضاد است.
    و اما اگر پاسخ شما به سوال ذهن من “التزام و اعتقاد به این نظام” و باور داشتن به حضور و ظهور رهبری عادل برآمده از سیستم ولایت فقیهی حکومت اسلامی ایران است پس آنهمه نامه برای چه بوده است؟ براستی نامه ها را به شخص خامنه ای نوشته بودید یا به جایگاه ولایت//// ! آیا ناراحت و نگران از حق تضییع شده مردم به دست این حکومت //// بودید یا حقیقتاً دغدغه شما همان کامپیوتر ها و دوربین های فیلمبرداری ربوده شده است؟ نکند آنها را پس دهند و دوباره شیفته و ذوب در ولایت گردید؟
    مَخلص کلام؛ آیا از این ساختار انتظاری جز دیکتاتور دارید؟ اگر نه، پس قدمی در مسیر براندازی بر دارید. براندازی حکومت جور و فساد .

    ———————-

    هموطن گرامی سلام
    من هرگز قدمی درجهت براندازی این نظام برنمی دارم. چرا که این رویه با خود جهالت هایی نهفته خواهد داشت که ما باردیگربه همین مسیری درمی افتیم که سالهاست گرفتارآنیم. ما با گسترانیدن فهم ( بقدری که مقدورمان است) عرصه را برمخالفان انسانیت تنگ می کنیم. وکاری می کنیم که مخالفان انسانیت از درون فرو بریزند. این حرکت به طول می انجامد. گاه ازیکی دوسال تا ده سال شاید هم بیشتر. نمی دانیم. اما راه من همین است. من اهل براندازی نیستم. براندازی یعنی انقلاب. وانقلاب اگرمبتنی بررشد انقلابیون نباشد خود صباحی بعد به دیکتاتوری تبدیل می شود.
    با احترام.

    .

     
  22. آقای نوریزاد به نظر شما شخصی همچون اکبر اعلمی که با بیانیه بلند بالای منشور نوفل لوشاتو اعلام کاندیداتوری کرده تا چه حد میتواند به و عده هایش عمل کند من که نسبت به گذشته او تحقیق کرده ام چیزی در باب تضاد در سخنانش ندیده ام ایا می توان به امثال اعلمی دل خوش بود یا نه امثال هاشمی که دارای روابط پشت پرده هستند هرچند با گذشته خراب می توانند منویات مردم را به اجرا بگذارند؟

     
  23. علی اکبر ابراهیمی

    اطلاعیه شماره 2 اکبر
    فراخوان اکبر به کانونهای فکری جنبش سبز
    کاندیداهای جنبش سبز ملت ایران برخی به قتل رسیدند و برخی نیز در حصر و بند یا در تبعیدند.
    زمان را هم از جنبش سبز گرفتند. و بجز امثال رفسنجانی به دیگر نیروهای اپوزیسیون فرصت یا اجازه نزدیک شدن به اصلاح طلبان سبز و کمک به ایشان در زمان سختی ها را ندادند.
    رفسنجانی همان حلوای سبزی است که امروز دارند پخش می کنند. بسم الله, هیچکس از این ملت عافیت طلب و طلبکار نمی خورد از آن بجز خود سبزها.
    رفسنجانی همان گهی است که در زندان 66 سپاه می خواستند به خورد اکبر بدهند و بالاخره امروز این کار را به انجام رساندند. رفسنجانی همان //// است که در چاه توالت سیاهچالهای رژیم به خورد برخی جوانان و اصلاح طلبان, از جمله عبدالله مومنی ملت مظلوم و سبز ایران دادند.
    رفسنجانی /// بود که خود حاکمیت با خوردن تصور خودش از آرمانها و ارزشهای جنبش سبز از خود در آورد و با زور و فشار در انتخابات 92 به خورد خرد جمعی جامعه مدنی مردم ایران داد.
    پس جنبش سبز علی رغم توجه ویژه ای که به انتخابات ریاست جمهوری 92 مبذول می دارد, بها و اهمیت خیلی زیادی به آن نمیدهد و استانداردهای آن را مبتذ ل می نامد.
    کاندیداهای جنبش سبز ملت ایران برخی به قتل رسیدند و برخی نیز در حصر و بند یا در تبعیدند.
    رفسنجانی را جنبش سبز انتخاب نکرده و برنگزیده و برنکشیده است. رفسنجانی را زیرکی و تعقل و هوشمندی خودش شایسته چنین جایگاهی کرده. جایگاهش یعنی آنکه چنانچه تایید صلاحیت شود نزدیکترین کاندید تایید صلاحیت شده به جنبش سبز خواهد بود. اما این مسابقه حداقل تا 48 ساعت پس از اعلام رسمی “نتایج نهایی انتخابات از نگاه حاکمیت” ادامه دارد و در این مدت دیگران اگر توانستند به میزانی که رفسنجانی طی چهار سال گذشته از سبزها حمایت کرده از سبزها حمایت کنند یا آنکه توسعه سبز داشته باشند, می توانند از رفسنجانی هم جلو بزنند و کار رفسنجانی را هم ساده و حتی اگر لازم بدانند یکسره کنند! این گوی و این میدان.
    اتاقهای فکری جنبش سبز باید جدول هر روز بهنگام شونده ای تهیه کنند و نمره سبز روزانه کاندیدا ها را برای مردم سبز ایران که هم نگران “سبزهای سرکوب شده” هستند و هم “آرمانهای سبز” را پیگیری می کنند مشخص نمایند و با توجه به معیارهای سبزی که مد نظر است و با توجه به معیارهایی که حضرت محمد خاتمی در مورد نتایج بایسته و شایسته انتخابات 92 برشمردند, نمره و امتیاز روزانه خواستگاران مضحک اما امیدوار و قابل احترام قدرت والای ایران را تعیین کنند.
    پس از آنکه 48 ساعت از اعلام رسمی “نتایج نهایی انتخابات از نگاه حاکمیت” گذشت, خرد جمعی جنبش سبز نیز به تدریج نسبت به محاسبه امتیازات سبز و اعلام نمره هر یک از کاندیداها اقدام خواهد کرد. مشایی و رفسنجانی هر یک فقط برخی از نمره هایشان بالاست. شاید معدلشان روفوضگی بود و نه تنها اول و آقا شیره ی این سیرک نشدند بلکه حتی سیزدهم یا چهاردهم شدند.

     
  24. خاتمی با این کارش //// زد!! تمام شور و اشتیاق ها برای تغییر هدر رفت و تازه برگشتیم به قبل از این دوران….

     
  25. علی اکبر ابراهیمی

    در پاسخ به “بنی آدم”:
    نوری زاد وقتی خود به حق و معیار حق و باطل تبدیل شده است, از سوی خرد جمعی موظف هم هست که بر منافع شخصی خودش تمرکز کند تا خیر و حقیقت توسعه یابد. چرا که اگر شهید شود سربازان گمنام امام زمان ادعای وراثتش را خواهند داشت.

     
  26. ﻋﺮﻓﺎﻧﻴﻴﺎﻥ

    ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ اﻫﻤﻴﺖ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﻨﻂﻘﻢ ﺭا ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ اﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﺑﻴﺎﻥ ﻣﻴﻜﻨﻢ ﻣﺘﻦ ﻛﺎﻣﻞ ﺩﺭ ﺻﻔﺤﻪ ﺧﺎﻣﻨﻪ اﻱ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻣﻴﺸﻮﺩ.
    ﺳﻼﻡ ﺁﻗﺎﻱ ﻧﻮﺭﻳﺰاﺩ
    ﺑﻪ ﻧﻆﺮ ﻣﻦ ﺩﺭ اﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﭘﻴﺶ ﺭﻭ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﮔزﻳﻨﻪ ﺁﻗﺎﻱ ﺭﻓﺴﻨﺠﺎﻧﻴﺴﺖ ﺣﺎﻝ ﺑﻪ ﻧﺪاﻱ ﻋﻘﻞ ﻣﻦ ﮔﻮﺵ ﻓﺮا ﺩﻫﻴﺪ ﺷﺎﻳﺪ ﻣﺮا ﺑﻔﻬﻤﻴﺪ ﭼﺮا ﻛﺎﺭﻡ ﺑﻪ اﻳﻨﺠﺎ ﻛﺸﺎﻧﺪﻩ

    ﺷﺎﻳﺪ ﻫﻴﭽﻜﺲ ﺑﻪ اﻧﺪاﺯﻩ اﻭ ﺩﺭ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﻣﺪﻥ اﻳﻦ ﺷﺮاﻳﻄ ﺩﺭ اﻳﺮاﻥ ﻣﻘﺼﺮ ﻧﻴﺴﺖ اﻭ ﻳﻜﻲ //// ﺴﺖ ﻛﻪ ///// ﺧﻮﺩ ﺭا ﻧﺎﺟﻲ ﺑﺸﺮﻳﻴﺖ ﻣﻴﭙﻨﺪاﺷﺘﻪ اﻭ ﺗﺎﺯﻩ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﻩ ﻛﻪ ﻳﻘﻴﻦ اﻭ ﺗﻮﻫﻤﻲ ﺑﻴﺶ ﻧﺒﻮﺩﻩ و اﻭ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺩاﻣﻲ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﺁﻣﺪﻩ ﻛﻪ ﻫﺰاﺭاﻧﻪ ﺩﻳﮕﺮ ﻗﺒﻞ اﺯ اﻭ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ
    ﻫﻴﭽﻜﺲ ﺑﻪ اﻧﺪاﺯﻩ اﻭ ﻫﻤﻘﻂﺎﺭاﻥ ﺩﻳﺮﺭﻭﺯﺵ ﺭا ﺩﺭﻙ ﻧﻤﻴﻜﻨﺪ ﻛﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﻫﻴﻮﻻﻱ ﻗﺪﺭﺗﻨﺪ اﻭ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﻲ ﻣﻴﺪاﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ اﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺮﮒ ﺭا ﺑﻪ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪﻥ ﺑﺎ اﻳﻦ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺗﺮﺟﻴﺢ ﻣﻴﺪﻫﻨﺪ ﺯﻳﺮا ﻧﺎﺧﻮﺩﺁﮔﺎﻩ ﻣﻴﺪاﻧﻨﺪ ﺗﻮاﻥ ﺩﻳﺪﻥ اﻳﻦ ﻫﻴﻮﻻ ﺭا ﺩﺭ ﺁﻳﻨﻪ ﻧﺪاﺭﻧﺪ
    اﻟﺒﺘﻪ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺭا ﻛﻪ اﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﻳﺎﺩ ﻛﺮﺩﻳﻢ ﻣﻔﻠسینی ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺷﺎﻳﺪ اﮔﺮ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﺭا ﺩﺭ اﻳﻦ ﻣﺴﻴﺮ ﻗﺮاﺭ ﻧﻤﻴﺪاﺩ ﺷﺎﻳﺪ ﺑﺎ ﺷﺮاﻓﺖ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻣﻴﻜﺮﺩﻧﺪ و ﻫﻴﭽﮕﺎﻩ ﺭﺿﺎﻳﺖ ﺑﻪ ﻛﻮﭼﻜﺘﺮﻳﻦ ﺁﺳﻴﺐ ﺑﻪ ﻛﺴﻲ ﻧﻤﻴﺪاﺩﻧﺪ
    ﺑﻪ ﺧﺪا ﻗﺴﻢ ﺧﻮﺩ ﻣﻦ اﮔﺮ ﺑﻪ ﭘﺴﺖ ﺁﻧﻬﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﻧﺨﻮﺭﺩﻡ “ﻭﻟﻲ اﮔﺮ ﻣﻴﺨﻮﺭﺩﻡ” ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺧﺪا ﻣﻴﺪاﻧﺪ ﻛﺎﺭﻡ ﺑﻪ ﻛﺠﺎ ﻣﻲ اﻧﺠﺎﻣﻴﺪ ﺑﻪ ﻳﺎﺩ ﺩاﺭﻡ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﺭا ﻛﻪ ﻗﺮﺁﻥ ﻣﻴﺨﻮاﻧﺪﻡ و اﺷﻚ اﺯ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺟﺎﺭﻱ ﻣﻴﺸﺪ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ اﺯ ﺭﻭاﻳﺎﺕ ﻧﺤﺠ اﻠﺒﻼغه ﺭا اﺯ ﺑﺤﺮ ﺑﻮﺩﻡ و ﺩﺭ ﺑﺤﺜﻬﺎ و ﮔﻔﺘﮕﻮﻫﺎﻱ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ و اﻃﺮاﻓﻴﺎﻥ ﺩاﺷﺘﻢ ﭼﻨﺎن ﺁﻧﻬﺎ ﺭا ﺑﺎ ﺣﺮاﺭﺕ و ﻳﻘﻴﻦ ﺗﻜﺮاﺭ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ ﻛﻪ اﻧﮕﺎﺭ ﻣﻦ ﻋﻠﻲ ﻫﺴﺘﻢ و ﺁﻧﻬﺎ اﻭﻣﺘﻢ. ﺑﻪ ﺧﺪا ﻗﺴﻢ ﺁﻗﺎﻱ ﻧﻮﺭﻳﺰاﺩ ﭼﻨﺎﻥ ﻗﺪﺭﺗﻲ ﺩﺭ ﺧﻮﺩ اﺣﺴﺎﺱ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ ﻛﻪ اﻧﮕﺎﺭ ﺗﻮاﻥ ﻫﺮ ﻛﺎﺭﻱ ﺭا ﺩاﺭﻡ.
    ﺑﻪ ﮔﻤﺎﻧﻢ ﺷﻤﺎ ﻫﻢ اﻳﻦ ﺩﻭﺭاﻥ ﺭا ﺩاﺷﺘﻪ اﻳﺪ اﻟﺒﺘﻪ ﺑﺎ ﺩﺭﺟﺎﺗﻲ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎﻝ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻣﺎ ﻃﻮﺭﻱ ﺩﻳﮕﺮ ﺭﻗﻢ ﺧﻮﺭﺩ و ﺧﺪا ﺭا ﺷﻜﺮ ﻫﻴﭽﮕﺎﻩ ﺁﻟﻮﺩﻩ ﻭﻻﻳﺖ و ﻭﻻﻳﺖ ﺑﺎﺯﻱ ﻧﺸﺪﻳﻢ ﻭﻟﻲ ﺑﺠﺎﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﮕﻮﻳﻢ ﻗﺴﻢ ﻣﻲ ﺧﻮﺭﻡ ﺑﺎ ﺷﻨﺎﺧﺘﻲ ﻛﻪ اﻣﺮﻭﺯ اﺯ ﻣﺮﺩﻣﻤﺎﻥ ﺩاﺭﻡ اﻛﺜﺮﻳﺖ ﻣﺎ اﻳﺮاﻧﻴﻴﺎﻥ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ اﻳﻦ ﺭا ﺩاﺷﺘﻴﻢ ﻛﻪ اﻣﺮﻭﺯ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺷﺮاﻳﻂﻲ ﺑﺎﺷﻴﻢ ﻛﻪ ﻭﻻﻳﺘﻲ ﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ
    ﺑﻪ ﻧﻆﺮ ﻣﻦ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﻣﺎﻧﻊ اﺻﻼﺣﺎﺕ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺟﻤﺎﻋﺘﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﻛﺎﺭ ﺭا ﺑﻪ اﻳﻨﺠﺎ ﺭﺳﺎﻧﺪﻩ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ اﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﻪ ﻭﺟﺪاﻥ ﺧﻮﺩ ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ ﻧﻘﻂﻪ ﺗﺎﺭﻳﻜﻲ ﻧﻤﻲ ﻳﺎﺑﻨﺪ و اﻳﻦ اﻣﺮ ﻛﺎﻣﻼ ﻃﺒﻴﻌﻴﺴﺖ ﺯﻳﺮا ﻣﺤﺎﻝ اﺳﺖ ﻣﺎ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﻛﻪ ﻫﺴﺘﻴﻢ ﺑﺒﻴﻨﻴﻢ ﺣﺎﻓﻆﻪ ﺩﺭ ﺧﺪﻣﺖ ﺣﻴﺎﺕ اﺳﺖ و ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻧﻜﺎﺗﻲ ﺭا ﺑﻪ ﻳﺎﺩﻣﺎﻥ ﻣﻴﺂﻭﺭﺩ ﻛﻪ ﻣﺎ ﺭا ﺧﻮﺵ ﻣﻴﺂﻳﺪ
    ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺎ ﻣﻲ ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺑﺪﻭﻥ ﺧﻮﻧﺮﻳﺰﻱ ﺑﺮ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺧﻮﺩ ﺣﺎﻛﻢ ﺷﻮﻧﺪ و ﺑﻬﺎﻱ ﺁﻥ ﺩاﺷﺘﻦ ﺻﺒﺮ اﺳﺖ
    ﺭﻓﺴﻨﺠﺎﻧﻲ اﺯ ﺟﻨﺲ ﺧﻮﺩ ﺁﻧﻬﺎﺳﺖ و ﺗﻨﻬﺎ ﻛﺴﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﻴﺘﻮاﻧﻨﺪ ﺑﻪ اﻭ اﻋﺘﻤﺎﺩ ﻛﻨﻨﺪ اﻭ ﺑﻴﺸﺘﺮﻳﻦ ﮔﺬﺷﺖ ﺭا ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻫم//// ﺩﻳﺮﻭﺯ ﺧﻮﺩ ﺩاﺭﺩ. اﮔﺮ ﻣﺎ ﻣﻴﺨﻮاﻫﻴﻢ اﺯ اﻳﻦ ﭼﺮﺧﻪ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﻮﻳﻢ ﺭﻓﺴﻨﺠﺎﻧﻲ ﻣﺮﺩ ﻣﺎﺳﺖ
    ﻣﺜﺎﻟﻲ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮم ﺁﻣﺪ. اﻧﺘﻘﺎﻝ ﭘﻮﻝ اﺯ اﻳﺮاﻥ ﺑﺪﻭﻥ ﺩاﺷﺘﻦ اﻣﻜﺎﻧﺎﺕ ﺑﺎﻧﻜﻲ ﻛﺎﺭ ﺩﺷﻮاﺭﻳﺴﺖ ﻫﺮ ﺩﻭ ﻃﺮﻑ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﻓﺮﺩﻱ ﺭا ﺩاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻛﻪ ﻫﻤﺰﻣﺎﻥ ﺑﻪ اﻭ اﻃﻤﻴﻨﺎﻥ ﺩاﺭﻧﺪ
    ﻭﮔﺮ ﻧﻪ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ اﻱ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﻤﻴﮕﻴﺮﺩ
    اﻳﻦ ﺷﺮاﻳﻂﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﻣﺎ ﺩﺭ ﺁﻥ ﮔﻴﺮﻳﻢ
    ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻌﺎﺭﻑ ﺑﻪ ﮔﻤﺎﻥ ﻣﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺎ اﻛﺜﺮا ﺣﺎﺿﺮﻧﺪ اﺯ ﺧﻮﻧﻬﺎﻱ ﻛﻪ ﺭﻳﺨﺘﻪ ﺷﺪﻩ. ﭘﻮﻟﻬﺎﻱ ﻛﻪ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺷﺪﻩ و ﺗﻤﺎﻡ ﻧﺎﻋﺪاﻟﺘﻲ ﻫﺎﻱ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺣﻖ ﺁﻧﻬﺎ ﺷﺪﻩ ﺑﮕﺬﺭﻧﺪ
    ﺑﻪ ﺷﺮﻃﻲ ﻛﻪ اﻳﻦ ﺁﻗﺎﻳﺎﻥ ﺩﺳﺖ اﺯ ﺳﺮ ﻛﭽﻞ اﻳﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﻧﺞ ﺩﻳﺪﻩ ﺑﺮﺩاﺭﻧﺪ و ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﭘﻴﻤﺎﻧﻲ ﻛﻪ اﻣﺎﻡ ﺑﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ
    ﻋﻤﻞ ﻛﻨﻨﺪ ﻳﻌﻨﻲ ﺭﻭﺣﺎﻧﻴﻴﺖ ﺑﺮﮔﺮﺩﺩ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﺟﺪ و ﺣﻜﻮﻣﺖ ﺭا ﺑﻪ ﻣﻨﺘﺨﺒﻴﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﻭاﮔﺬاﺭ ﻛﻨﺪ

    ﺑﺮاﻱ اﻳﻨﻜﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ اﻱ ﺻﻮﺭﺕ ﺑﮕﻴﺮﺩ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ////ﭼﻮﻥ ﺭﻓﺴﻨﺠﺎﻧﻲ اﻋﺘﻤﺎﺩ ﻛﺮﺩ ﺯﻳﺮا اﻭ ﻳﻜﻲ اﺯ ﺧﻮﺩ ﺁﻧﻬﺎﺳﺖ ﻭﻟﻲ ﻧﺸﺎﻥ ﺩاﺩﻩ ﺗﻤﺎیل ﺑﻪ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺩاﺭﺩ
    ﺣﺘﻲ اﮔﺮ ﻗﺒﻮﻝ ﻛﻨﻴﻢ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ اﻭ اﺯ ﺳﺮ ﻧﺎﭼﺎﺭﻳﺴﺖ ﻭﻟﻲ ﺑﺎﺯ ﺑﻬﺘﺮ اﺯ اﺩاﻣﻪ ﻭﺿﻌﻴﺘﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺁﻳﻨﺪﻩ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻛﻠﻲ ﻏﻴﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ اﺳﺖ
    ﺩﺭ ﺁﺧﺮ اﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ اﻳﻦ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ اﻧﺘﻘﺎﺩﻱ ﺩاﺭﻧﺪ ﺧﻮاﻫﺶ ﻣﻴﻜﻨﻢ ﺩﻻﻳﻞ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺑﻴﺎﻥ ﻛﻨﻨﺪ و ﺭاﻩ ﺣﻠﻲ ﻛﻪ اﻣﻜﺎﻥ ﭘﺬﻳﺮ ﺑﺎﺷﺪ ﺭا ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﻛﻨﻨﺪ
    ﺩﺭ ﺿﻤﻦ ﻣﻂﻠﺐ ﻣﻬﻢ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮﻡ ﺁﻣﺪ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺪ اﺿﺎﻓﻪ ﻛﻨﻢ. اﮔﺮ ﻣﺎ اﺧﺘﻼﻑ ﺭﻓﺴﻨﺠﺎﻧﻲ و ﺧﺎﻣﻨﻪ اﻱ ﺭا ﺟﺪﻱ ﺑﺪاﻧﻴﻢ اﻧﺘﺨﺎﺏ ﺭﻓﺴﻨﺠﺎﻧﻲ “ﻧﻪ” ﺑﺰﺭﮔﻴﺴﺖ ﺑﻪ ﺧﺎﻣﻨﻪ اﻱ و اﮔﺮ ﻣﺮﺩﻡ اﻳﺮاﻥ اﻳﻦ ﺑﺎﺭ ﻫﻢ ﻣﺜﻞ ﺳﺎﻝ ﻫﻔﺘﺎﺩ و ﺷﺶ ﺑﺎ ﺭاﻱ ﻗﺎﻃﻊ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺭﻓﺴﻨﺠﺎﻧﻲ ﺭاﻱ ﺩﻫﻨﺪ ﺣﺠﺖ ﺑﺮ ﺗﻤﺎﻡ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ ﺗﻤﺎﻡ اﺳﺖ ﺑﺎ اﻳﻦ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻛﻪ اﻳﻦ ﺗﻮ ﺑﻤﻴﺮﻱ اﺯ اﻭﻥ ﺗﻮﺑﻤﻴﺮﻱ ﻫﺎ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎﻝ ﻗﺒﻮﻝ ﺭﻓﺴﻨﺠﺎﻧﻲ ﻧﺸﺎﻥ اﺯ ﻋﻘﺒﻨﺸﻴﻨﻲ ﺧﺎﻣﻨﻪ اﻱ ﻣﻴﺪﻫﺪ و ﻧﺸﺎﻥ اﺯ اﻳﻨﻜﻪ اﻭ ﻓﻬﻤﻴﺪﻩ ﻛﻪ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺁﺧﺮ اﻳﻦ ﺳﻨﺎﺭﻳﻮ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﺷﺪﻩ اﻳﻢ

    ﻫﺎﺷﻤﻲ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮﮒ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﺣﻜﻮﻣﺖ و ﺩﺭ ﻋﻴﻦ ﺣﺎﻝ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮﮒ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﻣﺮﺩﻡ اﺳﺖ اﻟﺒﺘﻪ ﺩﺭ ﺷﺮاﻳﻂﻲ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺨﻮاﻫﻨﺪ ﺑﺪﻭﻥ ﺧﺸﻮﻧﺖ و ﺑﺎ ﺻﺒﺮ ﺷﺮاﻳﻄ ﺭا ﺗﻌﻐﻴﺮ ﺩﻫﻨﺪ اﻳﻦ ﺗﻨﻬﺎ ﮔﺰﻳﻨﻪ اﻳﺴﺖ ﻛﻪ ﻣﻦ ﻣﻴﺘﻮاﻧﻢ ﺁﻳﻨﺪﻩ اﺵ ﺭا ﺗﺎ ﺣﺪﻭﺩﻱ ﭘﻴﺶ ﺑﻴﻨﻲ ﻛﻨﻢ
    اﻣﻴﺪﻭاﺭﻡ ﺑﻪ ﺯﻭﺩﻱ ﺑﻴﺎﻧﻴﻪ. ﻣﺸﺘﺮﻙ ﺗﻤﺎﻡ ﮔﺮﻭﻩ ﻫﺎ ﺭا ﺑﺎ اﻳﻦ ﻣﻀﻤﻮﻥ ﺑﺨﻮاﻧﻢ
    ﻣﺎ اﻳﺮاﻧﻴﺎﻥ اﺯ ﻫﺮ ﮔﺮﻭﻩ و ﻣﺴﻠﻚ ﺑﺎ اﻳﻨﻜﻪ ﻣﻴﺪاﻧﻴﻢ ﻧﻴﻤﻲ اﺯ ﻓﻼﻛﺘﻲ ﺭا ﻛﻪ اﻣﺮﻭﺯ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﺁﻧﻴﻢ اﺯ ﺻﺪﻗﻪ ﺳﺮﻱ ﺁﻗﺎﻱ ﺭﻓﺴﻨﺠﺎﻧﻲ ﺩاﺭﻳﻢ
    ﻣﺎ ﻣﻴﺪاﻧﻴﻢ ﻛﻪ اﻭ ﺩﺭ ﺑﻴﺸﺘﺮ //// اﻳﻦ ﺳﻲ و ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻧﺎﺣﻖ اﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﺩﺳﺖ ﺩاﺷﺘﻪ
    ﻣﺎ ﻣﻴﺪاﻧﻴﻢ ﻛﻪ ﻫﺰاﺭاﻥ ﻫﺰاﺭ اﻳﺮاﻧﻲ ﺑﺎﻟﻴﺎﻗﺖ ﺗﺮ اﺯ اﻭ ﺩﺭ اﻳﺮاﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﺩاﺭﺩ
    ﻭﻟﻲ اﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﻣﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﺑﻪ ﺗﻌﻐﻴﺮ اﻭﺿﺎﻉ ﺑﺪﻭﻥ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪ اﻳﻢ و ﻓﻌﻼ اﻣﻜﺎﻥ اﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﺁﺯاﺩ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﻭاﻗﻌﻲ ﺭا ﻧﺪاﺭﻳﻢ ﺑﺎ اﻧﺘﺨﺎﺏ ﺭﻓﺴﻨﺠﺎﻧﻲ ﻧﻪ ﺑﺰﺭﮔﻲ ﺑﻪ ////ﺟﻴﺮﻩ ﺧﻮاﺭاﻥ ﻣﺮﺑﻮﻃﻪ ﻣﻴﮕﻮﻳﻢ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﺎ اﺯ ﺁﻥ ﺩﺭﺱ ﺑﮕﻴﺮﻳﺪ و ﺑﺪاﻧﻴﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﻴﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﻫﻴﭻ ﺟﺎﻳﮕﺎﻫﻲ ﻧﺪاﺭﻳﺪ
    ﺑﻪ اﻣﻴﺪ ﺳﺮاﻓﺮاﺯﻱ ﻛﺸﻮﺭﻡ اﻳﺮاﻥ

     
  27. در پاسخ به هموطن گرامی ناجی:
    آنچه که از قتل های 88 به یاد دارم ضرب و شتم عابرین و معترضان با چوب، باتوم، میله و … ، زیر کردن عابرین با ماشین نیروی انتظامی، پرتاب عابران و معترضان از پل های ، شکنجه زندانیان با انواع وسایل تا سرحد مرگ و در بسیاری تا مرگ، تجاوز به مرد و زن و پیر و جوان در زندان ها از سوی برخی آخوندها و ماموران و …، شکنجه های روحی و روانی ، حمله به عابرین و معترضان با چوب و بسیاری دیگر . تا آنجا که می دانم حتی حکومت هم عقیده ندارد که خاتمی نه عامر به این قتل هاست و نه انجام دهنده آنهاست، حتی کیهان نیز این وحشیگری ها و قتل ها را به خاتمی نسبت نمی دهد که شما می دهید. افسوس که حکومت اقتدار طلب نمی فهمد که خاتمی بهترین فرد برای تداومش است.

     
  28. الان داشتم صدای آمریکا گوش میکردم. شما نقدی از جمهوری اسلامی کردید که من شوکه شدم.اصلا انتظارشو نداشتم.
    شما مسلمانید؟ ایا به نظرتون اسلام مشکلی داره؟
    آیا هیچوقت به زیان می اورید که ما بالاتر از اون هستیم که به اسلام روی بیاوریم؟
    بگذارید مستقیم بگویم: شما در تماسی که با صدای آمریکا داشتید گفتید: چرا کشور ما باید با کشورهایی امثال ونزوئلا رابطه داشته باشه؟ منظورتون این بود که ونزوئلا یک کشور بی آبرو و بد هست که شخصیت ایران بیش از شخصیت چنین کشوری است.
    بگذارید جوابتان را بدهم: جمهوری اسلامی ریاکارترین کشور دنیاست! سیاستش بر دورویی و ریاکاریست! مگر این نیست که حاکمان دم از اسلام میزنند؟ مگر این نیست که ضد سیاستهای جنگطلبانه اسرائیل و آمریکا فعالیت میکنند؟ من به شخصه فکر میکنم آمریکا یک سرطان است.اسرائیل بدتر. (حتما بهتر از من این دو کشور را میشناسید) ولی میدانیم که مرگ بر آمریکا گفتن این جماعت ریاکاری ای بیشتر نیست.
    دقیقا همین برای ونزوئلا برقرار است. طبق مطالعات هرچند کمی که داشتم، متوجه شدم که هوگو چاوز قربانی پروپاگاندای رسانه های غربیست! اگر به آمارها دقت کنید، مثلا آمارهای نیویورک تایمز، میبینید که ونزوئلا پیشرفتهای چشمگیری در زمان هوگوچاوز کرده! من نمی گویم که هوگوچاوز بی عیب است، ولی واضح برای من اینس که کشوری که هوگو چاوز تحویل داد به مراتب دموکراتیکتر از کشوریست که تحویل گرفت.( فقیرها هم در این مدت نفس کشیدند و پول نفت خودشان را مصرف کردند…) با اینکه مشکلات بسیاری داشت که بیشتر آن را CIA ایجاد کرده بود.(مشکلاتی که CIA برای همه کشورها درست کرده و میکند مثل کشور خودمان در دوره مصدق!)
    منظور اینکه از شما انتظار داشتم اطلاعات دقیقتری داشته باشید و اسیر ریاکاریه این حکومت قرار نگیرید!( مثل تمام جوانهامون که از اسلام زده شده اند با این تفکر که محمد و علی هم مثل همین خامنه ای بوده اند..)
    امیدوارم در فعالیتهاتون پیروز باشید:*

    ——————–

    سلام دوست گرامی
    من درآن مصاحبه و این مهم پرداختم که: چرا وقتی سخن ازالقاعده درجهان پیش کشیده می شود پشت بندش اسم ایران هم بمیان می اید؟ واین که چرا ما مثل مالزی وترکیه وهمین دوبی جزو آبروداران نیستیم. چرا هرتروری درهرکجای دنیا رخ می دهد چشم ها به سمت ایران می رود؟
    با احترام

    .

     
  29. توضیح شما برای علی را خواندم و بر باورم استوارتر شدم که شما فقط از زمانی که بخودتون جفا رفت صداتون درامد و لذا فقط مثل همه شماها مردم وسیله های معامله و مطالبه شما هستند حتی اگر ناخوداگاه باشد و خود ندانید. لذا برای همین است که شما را توصیه به سکوت میکنم چون این قیل و قال چاره درد نیست زنجموره های سرخوردگی و یاس است . به این دلیل متناقض هستید که هاشمی را گزینه خوب میدانید ولی میدانید چه جنایتها و خیانتها کرده و از بیانش هراسان است یا حق و سیاست و رویه خود میداند ؟ و یکجا نوشتید او را دعوت به اقرار و اعتراف اشتباه کرده اید و به او مستقیما گفته اید که حداقل در غیر این 8 سال برملا و رسوا حتی مگسی در اسمان نبوده که بی اذن او پر و یا جرات پرواز داشته باشد حال قرار است این ادم شما را از این معبر به کدام سرزمین امن رهنمون باشد؟ کسی که خود سازنده تنگی معبر است؟ متناقضی چون متن این روزهای نخبگی می نویسی و بعد تبریک کفابت سیاسی به او (خاتمی)میگویی و مدال شجاعت بر بازوانش در وهم می بندی. ما و شما تا مادامی که با منطق صوری و ذهنی پوشش بر تعاریف بگذاریم نوری زاد و هاشمی و … هستیم . ترس شما از کدام آشفتگی بدتر و مهیب تر از آشفتگی موجود است که مردم را از ان می ترسانید شما انگار به ظلم بازجویان فقط زبان قلمت باز شده و زبان سرت همچنان مثل خرمالو خورده ها گس کرده ؟ وقتی هنوز می ترسید در نبود این و ان اشفتگی می شود برای مردم همان به که به خلوت سکوت بروید تا در جفای اینده شریک نباشید. دارم باور میکنم اگر کامپیوتر و وسایل دزدیده ات بهت برگرده ارامش درونی حاصل شده ( امیدوارم از انصاف عدول نکرده باشم) به فکر خیمه دزدان نیستی منصفانه و دوستانه بعنوان کسی که از روزی که نوشتی ( سقوط قاضی القضات شهر ) و جفاها برتو امد که امد سرنوشت شما را دنبال کرده و میکنم شما را توصیه میکنم به خلوت معنا داری بری و از خودت سوال کنی این قلمها و حرفها که میزنی واقعا برای مردم است یا اصلاح نطام و وصل و پینه کردن ان؟ یا صورتی از مردم دارد و خالی از محتوی است؟ تا به این امروز که تناقضات بی درد و سر در موضع گیری و کلامت پیداست برادر.

     
  30. سعدی علیه الرحمه فرماید که :
    جز به خردمند نفرما عمل
    گر چه عمل کار خردمند نیست
    چند سال پیش مرتضی مردیها این بیت سعدی را دستمایه مقاله ای کرده بود بسیار خواندنی . امثال خاتمی بی گدار یه آب نمیزنند و متاسفانه برخی آن را حمل بر عدم شهامت میکنند . ادمهای انقلابی عموما از خرد کافی برخوردار نیستند و بیخردی خود را هم با گزاره ، ما مامور به تکلیف هستیم و نه نتیجه ، توجیه میکنند . احساس تکلیفی که گاه فاجعه می آفریند . برخی نیز بی خردی خود را لباس انقلابی گری می پوشانند .

     
  31. سلام
    جناب نوریزاد من خیلی خیلی خیلی اقای خاتمی رو دوست دارم و برایش احترام قائلم ولی ایشان با همه مردانگی که در وجودش هست مرد این کارزار نیست و شاید بخاطر همین خصلتهای کمیابی که دارد نمی تواند و نباید در این سمت قرار بگیرد من مطمئن هستم ایشان اگر هم رئیس جمهور میشدند نه اموال غارت شده شما و نه اموال غارت شده مردم بدستشان میرسید بنظر من ایشان حتی در یک مملکت درست و حسابی هم سنخیتی با منسب ریس جمهوری ندارد و ان زمانی که امد هم چون ما در شرایط قحط الرجال بودیم ایشان میتواند بقول شما یک گاندی یا ماندلا باشد یک رهیر فکری و فرهنگی که مطمئنا این جایگاه خیلی جایگاه بالاتری نسبت به رئیس جمهوری است (مخصوصا الان که با همه فقر مادی که داریم فقر فرهنگی ما بله همه ما خیلی بیشتر است) ایشان را حتی بصورت ظاهر هم نسوزاندند من از این جمله شما خیلی تعجب کردم ایشان با نیامدن رسالت فرهنگی خود را انجام دادند که در این روزگار دروغ و تهمت وخیانت و دزدی و …
    که ما داریم لا اقل با نیامدن وفا داری خود رابه یاران در بند شان به ما مردم بی وفا اموختند اگر نیامدن ایشان فقط همین یک درس برای ما داشته باشد (که اگر خوب نگاه کنیم در سهای بزرگ دیگری هم برای ما داشت) ایشان رسالت خود را انجام دادند و انهایی که در اتش عمل خود باید بسوزند میسوزند
    شاید با این نظر من مخالف باشید ولی منسب ریاست جمهوری در این ملک فقط مناسب اشخاصی مثل احمدی نژاد است
    بله احمدب نژادی که خیلی از ما ازش نفرت داریم ولی اگر کسی بتواند در این شرایط مقابل ظلم بایستد وحق ظالم را کف دستش بگذارد خود اوست وبس
    احمدی نژاد هر بدی داشت توانست تمام و یا شاید قسمتی از بدیهای ما را اینه وار نشانمان دهد واو اگر(خواسته یا ناخواسته) بتواند همین یک کار را انجام دهد کار بزرگی کرده و بنظر من مرد بزرگی است اگر خوب نگاه کنیم و نخواهیم به خودمان دروغ بگوییم لایه های پنهان وجودی خودمان را در این شخص میبینیم و من میگویم این مرد ققنوس وار این کار را انجام داد

     
  32. سلام جناب نوریزاد
    اقا اینقدر غصه خانه نشینی اقای خاتمی را نخور بخدا بهترین جا برای این بزرگوار نشستن در خانه است مگر هشت سالی که رئیس جمهور بودکم فرصت سوزی کرد؟؟؟ تا انجا که نتیجه اش شد امدن معجزه هزاره سوم که راستی راستی هم معجزه بود و هم دارای افکاری نزدیک(خوشت میاد اقای نوریزاد خودم سانسورش کردم)
    حالا هم که اقای نوریزاد دارید از شیخ اکبر خان هاشمی رفسنجانی طرف داری می کنید البته اشکالی نداره ولی اولا بدانید ایشان درسته دوست پنجاه ساله شما هستند ولی افکارشون زیاد هم نزدیک نیست!!!!!! ثانیا اقا شاید این جوانها زیاد یادشون نباشه ولی من و شما خوب یادمان هست که در اون هشت سالی که ایشان رئیس جمهور بودند با کمک همرزم سابقشون حضرت ایت الله العظما حاج علی خان فلاحیان چه جنایتها که نکردند داستان قتلهای زنجیره ای اساسا از زمان ایشان شکل گرفت مرحوم شهید سعید خان اسلامی(امامی) در زمان ایشان معاون وزیر اطلاعات بودند ومشغول انجام کلیه وظائف جنایتکارانه و انواع واقسام جنایت وترور .بیشترین فشارها به مرحوم مهندس سحابی و یارانشان که از قضا یه روزی خود همین شیخ اکبر خان زیر علمشان سینه میزدند در زمان ایشان صورت پذیرفت.ازهمه مهمتر اگر یادتون باشه که حتما هست ایشان دچار چنان رفتاری شده بودند که مردم کوچه بازار به اسم اکبر شاه از ایشان یاد میکردند. اقای نوریزاد افرادی که مملکت را به این روز انداختندهرگز باور نکنید .باور کنید معمار اصلی دیکتاتوری در این کشور خود همین شیخ اکبر خان (اکبر شاه)هاشمی بهرمانی بود و اموزشهای دیکتاتوری را ایشان به اوشان داد وبعدا دامن خود ایشان را دیکتاتوری اوشان گرفت یادتون هست که در نماز جمعه این شیخ اکبر خان در مورد اقای منتظری چگونه صحبت میکرد وسعی میکرد به انواع واقسام روشها استاد و معلم خودش را در افکار عمومی ضایع بکند یادتون هست وقتی در مجلس به اقای مهندس بازرگان توسط برخی نمایندگان حمله شد ایشان چه خنده ملیحی می فرمودند!!!!
    اقای نوریزاد در مورد ایشان مطلب زیاد هست و نهایتا تاریخ قضاوت خواهد کرد وقضاوت تاریخ زیاد هم اسان نیست که با دانستن رای خان بتوان رای داد ولی من از شما انتظار داشتم حالا که توبه فرمودید به توبه خودتان پایبند باشید

     
  33. جناب نوري زاد استاد ارجمند تصور ميكنم در اين مدت كوتاهي كه افتخار ورود به سايت شما را پيدا كرده وهر از چند گاهي بقدر فهم خويش نكاتي را تقديم حضور كرده ام با ديد گاههايم اشنا شده و بدون مداهنه وتملق از اينكه وقت گرانبهاي خود را مصروف مطالعه وگاها پاسخ خردمندانه داده ايدبسيار سپاسگزارم ضمنا در مورد مطلب نوشته شده 18 ارديبهشت مير حسين موسوي وخانم زهرا رهنورد اينجانب سعي كردم باتوجه به حواشي انتخابات نقبي هم در عرايضم به قانون وچگونگي اجرا وتفاسير ان وعندالزوم به گره هاي احتمالي ان بزنم كه جنابعالي بنده را مورد مرحمت قرار داده وپاسخي اجمالي وگذرانگاشتيد واحتمالا بر اثر مشغله فكري وكارهاي زياد به نكات كليدي ان توجه لازم نفرموده وتصور ميكنم نتوانستم مكنونات قلبي خود را باتوجه به الزامات موجود بيان نمايم اتفاقا اگر جنابعالي مقوله اي كه در حاشيه قانون والزامات ان بايستي مورد موشكافي قرار گيرد را برجسته ميكرديد دقيقا به اختيارات ووظايف رياست جمهوري كه اين روز ها در مورد انتخاب شخصيت برترومدير لايق بحث هاي گوناگون در رسا نه هامنتشر ميشودبيشتر پي ميبرديد راز ورمز عقب ماندگي ما همان اهميت ندادن به قانون است كه مجبورم كرديد پرده را كمي عقب بكشم و به جناب شما واصلاحات76 ودور دوم 80 وقبل ازان 68 و72 عرض كنم همانان نيز قانون را فداي كلمه اي كه اكنون بصورت رسمي داراي دستگاهي بروكراتيك بنام مجمع تشخيص مصلحت شده كه اجازه حضور وتولدش در يك مقطع خاص شايد در حد اضطرار داده شد و متاسفانه در زمانهاي بعد اين تشكيلات با تمام قد در مقابل قانون بطور قانوني ايستاده است و اتفاقا شخصيتي كه مورد وثوق رهبران اصلاح طلبان است همان حضرت ايت اله رياست بسيار محترم اين دستگاه عريض وطويل است و حالا بنظر ميرسد مهره ها طوري روي ميز شطرنج قرار گرفته اند كه بعد از سپري كردن حكومت اصولگرايان بسيار با بصيرت دو باره نوبت سكانداري اصلاح طلبان پراگماتيك قرار گيرد چه ديديد ما كه سي و 36 شش سال از عمرمان را در حكومت طاغوت گذرانديم فعلا هم كه سي وچهار سالش در اين هياهو ها گذشته شايد فرزندانمان در ان دنيا برايمان باز گو كنند كه بالاخره كداميك از اين دلسوزان اين نظام بصيرت كافي داشته و مديريت جهاني را بدست گرفته اند و بالاخره پس از گذشت چندين قرن مجددا امپراطوري كورش احيا شد خوش بحال نسلهايي كه انزمان زنده اند جاويد باد ايران سرافراز

     
  34. علی اکبر ابراهیمی

    خاتمی خودش را توی تله نیانداخت
    “حداقل”, همان موسوی و خاتمی سال 88 بود, نه گهی به نام رفسنجانی آنهم در سال 92. همان زمان و در دهه قبل از آن هم مردم سرنگونی نظام ظلم را می خواستند اما به حداقل هم قناعت کرده بودند.
    نکته دیگر آنکه اکبر جنبش سبز ملت ایران از رفسنجانی حمایت می کند و از عارف و دیگر سبزها می خواهد که به وعده خویش عمل کرده و بنفع رفسنجانی کنار بکشند.
    نکته دیگر آنکه توجه و تمرکز جنبش سبز بر انتخابات, به معنی تایید نظام جمهوری اسلامی نیست.
    امروز مطالبات جنبش سبز حداکثری است. انتخابات, می تواند بستری برای تامین بخشهای بسیار کوچک آن باشد.
    با آمدن خاتمی و موسوی هنوز می شد 20 درصد به تاثیر اصلاحات بر رژیم امید داشت. با حضور رفسنجانی دو درصد امید می ماند. با مشایی, سیزده صدم یک درصد و با دیگران نیز امیدی می ماند. جنبش سبز از حضور همه کاندیداهای تایید صلاحیت شده انتخابات ریاست جمهوری 24 خرداد 92 استقبال می کند حتی اگر طائب یا نقدی باشند.
    نکته دیگر آنکه همه آنها (کاندیداهای تایید صلاحیت شده انتخابات ریاست جمهوری 24 خرداد 92) در قبال سرکوب جنبش سبز ملت ایران مسوولند و فقط تا 48 ساعت پس از اعلام نهایی نتایج رسمی انتخابات ریاست جمهوری 24 خرداد 92 فرصت دارند که در حمایت از جنبش سبز ملت ایران موضع بگیرند و در غیر اینصورت از نظر نیروهای مسلح و امنیتی ایران مجرم شناخته شده و تحت تعقیب و مورد مجازات قرار خواهند گرفت.
    آری, آنها در تله عضویت در دستگاه سرکوب که برای عادی سازی فضای پس از جنایات هفته ها, ماهها و سالهای اخیر نیاز به شریک جرم سازی داشت گرفتار شدند.
    انتخاباتی در کار نبود. انتخابات فقط یک طعمه بود. طعمه ای برای امثال آن پیر مرد رو سری آبی جوان پسند جوان جو که تنها کم و کسری اش فقط کمی رو و کمی میدان بود که آنهم تحت عنوان “انتخابات” به وی داده شد.

     
  35. علی اکبر ابراهیمی

    چقدر خوب شد که اینبار لااقل به اول خط رسیدیم و در سطوح نازلتر از آن دست و پا نزدیم و حتی راضی به خوردن چیزی به نام هاشمی رفسنجانی نیز شدیم.
    خاتمی مدلی مجسم در مسیر اهداف غایی و نهایی ما بود. همین که _این بار_ اول بسم الله بعنوان سپر و شمشیر و …. از او استفاده نکردیم (یعنی چنین اجازه ای به ما نداد) خود یک پیروزی است. و نشانه ای است از پندار, گفتار و منش والای ما. با این کارش ما ملت ایران به واقعیت و عملگرایی نزدیک تر خواهیم شد و دیگر سرمایه ای بی پایان به نام خاتمی در جیب نخواهیم داشت تا با آن از “آقا گرگه” ها “آبنبات” بخریم.

     
  36. رهبر حسود. //// رهبر مسلمین جهان. این چه جور رهبری است که دم از مسلمانی میزند و اینقدر حسود است. این خصلت که باید خصلت بی دینان باشد نه مدعیان رهبری دنیای اسلام؟ البته که حسود هرگز نیاسود. آقای خاتمی همچنان سرافراز و پیروز است حتی اگر اجازه حضور برای انتخابات را به عنوان رئیس جمهور نداشته باشد. ولی خامنه ای روز به روز //// منزوی تر می شود. ضربه ای که خامنه ای به دین و مذهب مردم زده است صدام با اون همه پستی و رذالت نزده بود. انشاءالله که خامنه ای از این هم //// شود.

     
  37. سلام به نوری زاد که جانش را کف دستش گرفته و دارد حرف ما را می زند وبگوش بزرگان قوم می رساند
    دوستت داریم
    وبرایت سلامتی وصحت آرزومی کنیم
    مباد که دست ناپاکان به تو آسیب برساند
    وچشمشان برقامت تو : زخم
    بمان وبرای ما بنویس که ما را عرضه ای جز خواندن نوشته های شورانگیز تو نیست. می خوانیم وبه به می کنیم و می رویم سراغ همان زندگی نکبتی خود
    نکبت ما را گرفته
    اگر نوشته های تو نبود من یکی دق می کردم
    تومرا با خدایی که باهاش قهرکرده بودم آشتی دادی
    من یک مسیحی ام
    یک مسیحی گیلکی
    دوستت داریم

     
  38. عجب پشتكاري داري تو !؟ بابا اي ول.

     
  39. ما مدیونیم!؟ من مدیون به هیچ یکی از اعضای این خانواده ی حکومت اسلامی مدیون نیستم. این ها اعضای یک حکومتند وانجا ک پایه های حکومت لرزیده در به کشته دادن جوانان و بچه های مردم کوتاهی نکرده اند.

     
  40. من کشته مرده این ترجیع بند بعضی ازنامه هایتان هستم. مستقیم تیررا می زنید به مغزدزدان اطلاعات وسپاه. مراقب خودتان باشید:

    دریغ که شانس رییس جمهورشدن تورا به هیچ فشردند. حالا من مانده ام که داستان اموال ربوده شده ی خود را با که درمیان بگذارم. می بینی آقای خاتمی؟ هرکس به منافع خودش می اندیشد. اموال ملت را به غارت برده اند و نوری زاد بفکر چند دستگاه کامپیوتر و دوربین ها وسرمایه های حرفه ای خود است! تجسم کنید آقای فلاحیان رییس جمهورشده ومن بنا به رویه ی متداول نامه ای به وی می نویسم که: آقای رییس جمهور به دزدان اطلاعات وسپاه دستور بدهید اموال مرا به من پس بدهند. عجب طنزی می شود این!

     
  41. سلام آقای نوری زاد عزیز و بزرگوار
    ما تا حالا ازاین زاویه به کارآقای خاتمی نگاه نکرده بودم. راست می گویید که او هرچه هم که نداشته باشه دستش به خون کسی آلوده نیست. همه می گن خاتمی ترسوئه خاتمی می خواد داخل نظام بمونه من می گم اصلا مسله ما خاتمی نیست مسله اینه که ما یه آدمی رو که بیست میلیون طرفدارداره خونه نشین کردیم. من می سوزم اقای نوری زاد وقتی می بینیم آدمی مثل مشایی ازاین وسط سردرآورده. ملت های دیگه روزبه روز رشد می کنند وآدمای خبره سرکارمیارن ما رفتیم برگشتیم دست گذاشتیم رو یه کپک. اینو راست می گم. مشایی یه کپکه یعنی خیلی مونده گندش دراومده علی علیه اسلام می گه افسوس من به اینه که مردم اسم منوکناراسم معاویه می ذارن ومیگن علی ومعاویه. حالا باید بشینیم مشایی با گردن افراشته بره اسم بنویسه به خاتمی اجازه ندن. اینو کی کرده ؟ جز خامنه ای؟ خامنه ای می دونین چه بلایی سرملت ما آورده؟ خامنه ای مردم مارو تحقیرکرد. باچی؟ با آوردن آدمای کوچیک وکپک سرکار

     
  42. ما لیاقت داشتن ریس جمهوری مثل خاتمی را نداشتیم. اواخر دوران خاتمی بود در تاکسی نشسته بودم وقتی نام آقای خاتمی را آوردم مسافر دیگری به اعتراض گفت بگو خانم خاتمی ! مردم به خاتمی متعرض بودند چرا در برابر دیکتاتوری عقب نشینی میکند و مدعی بودند پشت او هستند . (بعدها میر حسین موسوی ثابت کرد که این ادعا چقدر پوچ و بی اساس است. )
    بعد دکتر معین کاندید شد و مردم قهر کردند !!! و فاجعه احمدی نژاد پدید آمد. و وزارت کشور بدست دیکتاتور افتاد .
    دیگر امیدی نداشتیم پشیمان شدیم از موسوی حمایت کردیم ولی پشیمانی سودی نداشت تا اینکه خداوند یکبار دیگر به ما مردم ناشکر لطف کرد و ستمگران را به جان هم انداخت. و روزنه ایی امید پدیدار شد. دستگاه تقلب وزارت کشور در اثر اختلاف دزدان فلج شدو نمیتواند در آرا مردم دست ببرد. مردم قهر نکنید اگر رهبر ما خاتمی میگوید به رفسنجانی رای دهید به خاتمی اعتماد کنید چاره ایی نیست اگر این روزنه بسته شود شاید تا 100 سال دیگر باز نشود و آنوقت هم چیزی به نام ملت ایران باقی نخواهد ماند شوروی فرو پاشید ولی هرگز ملت آذربایجان ترکمنستان و … دوباره زنده نشدند.

     
  43. سلام جناب نوری زاد
    این مطلب شما را خیلی احساسی یافتم. مثل این که ازنیامدن آقای خاتمی عصبانی شده باشید. یا شاید هم این حرفها را گذاشته بودید دریک چنین زمانی بقلم بیاورید. راستی این کلمه ها را چه جوری سرهم می کنید؟ مهندسی کلمات وجملات یعنی همین دیگه نه؟ درمجموع ازاین تیکه خیلی خوشم اومد:

    نکبت قتل های زنجیره ای درست به همان نسبتی که ازتو می هراسد، به حاکمیتِ جناب خامنه ای متمایل است. قانون درکلام تو، باورکردنی تراز قانون درسخن خامنه ای است. ومردم نیز. که مردم، درسالهای دراز رهبری خامنه ای، فتیله ای بوده اند که باید بسوزند تا چراغ رهبری ایشان روشن بماند.

     
  44. سلام استاد از خاتمی عزیز نوشتید کاش نظرتان را در باب هاشمی هم می دادید آیا با نظر خاتمی موافقید که گفته هاشمی بهترین است؟
    لطفا حتما جواب دهید

    ————————

    سلام علی آقای گرامی
    همه ی ما تک به تک مشکلاتی داریم که گاه حل ناشدنی می نمایند. وشخصیتی داریم که اگر واگشوده شود انگشت نمای خلایق می شویم. اغلب ما وبویژه آنانی که دراین نظام وبرآمدنش دستی داشته اند دارای خصلتهای اینچنینی اند. خطاهای بسیار داریم. وظلمهای بسیار بکاربسته ایم. با اینهم ما باید ازیک معبرعبورکنیم. این معبر را نمی شود به آشفتگی وانهاد. اگر ازاین معبر یا مرحله ی گذار به شایستگی عبورکنیم می توانیم به افق های مطلوب تر دست یازیم. وآقای هاشمی شاید گزینه ای مناسب برای این معبرباشند. خدا پایان کار مارا بخیربگرداند.
    با احترام

    .

     
  45. ضمن ارج نهادن به نظرات جنابعالی، ولی نوع ادبیات شما را نمی پسندم لطفا” اصلاح فرمایید.

     
  46. سلام براستاد بزرگوارم جناب نوریزاد:
    من درسال 76جوانی 22ساله بودم که درآموزشگاهی باچندین جوان دیگر تحصیل میکردیم وشبهاباهم درباره که رییس جمهورآینده چه کسی خواهدبودباهم بحثهای داغی وگاها شدیدی میکردیم.اکثرا متفق القول بودندکه آقای ناطق نوری رییس وقت مجلس که هم برای نظام وهم مردم شناخته شده است،خواهی نخواهی برمسندریاست جمهوری تکیه خواهدزد.درآن هنگام ناگهان نام سیدی درجامعه ولوله ای بپا کردومردم بخصوص قشرجوان وروشنفکران اورا مانندمنجیی یافتندامابودندگروههایی که از انتخاب یاهمان انتصاب ناطق حرف میزدندومردم رااز شرکت کردن درانتخابات مایوس میکردند.تااینکه باسخنان آقای هاشمی درنمازجمعه که خودرا متعهد به حفاظت ازرای مردم کرد قوت قلب واطمینان مردم صدچندان شد ودیدیم آن حماسه بیادماندنی را.درآن برهه رای مردم به خاتمی واکنشی بودبه امیدها وآمال براگیخته شده که راه این کشوررابرای رسیدن به مردمسالاری بازمیکرد.روزنامه هاباتیراژهایبالا چاپ میشدوماهمگی “جامعه”میخواندیم.فضای سیاسی کشوربهترشده بودونسیم اصلاحات وزیدن گرفته بود.خاتمی باپشتوانه رای مردمی بالا آمده بود.پس ازچندی اماسنگ اندازیها شروع شدباانتخابات مجلس واعلام نتایج اقتدارگرایان معنی حضورمردم درصحنه سیاسی رافهمیدند وبه خطرات آن پی بردند بدینسان شمشیرراازروبسته وشروع به قلع وقمع بزرگان اصلاح طلب وتحدیدرسانه های آنهانمودند.دراینجا چشم نگران همه ماها به آقای خاتمی بود که مصلحت اندیشی رابه حداعلا رسانید.دردوردوم باز هم کسی رابهترازوی نیافتیم اما با فرصت وزیهای وی اقتدارگرایان مجلس راازاصلاح طلبان گرفته وعملا اوراخلع سلاح کردند.حاصل این دلزدگیها ورودفردی ناشناخته وبیخرد به عرصه اجرابود،چون بابرخوردهای متقابل هاشمی واصلاح طلبان وزن آقای هاشمی سبک شده بود .بنظربنده آقای خاتمی نخواست ازتمامی ظرفیتهای خود استفاده کند وبسیاری ازموارد حقیقت رافداکرد.دیروز درآخرین دقایق آقای هاشمی درانتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کرد.این به معناست که رهبر بااینکارموافقت نموده پس کاش که این مردکهنه کار شرایط وبرنامه های خودرآزقبل اعلام مینمودتاهمگان بفهمند که هاشمی ازسخن وایده 4سال قبل خوددرنمازجمعه آخرش باآنهمه هزینه وهجمه های سنگین عدول نکرده است.

     
  47. نظام متضاد را باید از منتقد متناقضش شناخت جناب شما را می گویم با این متن بکلی ناامید که بودم نا امیدتر شدم این حرفت را باید کنار ان حرفت گذاشت که نوشتی یا گفتی وقتی در کیهان قلم فرسایی می فرمودی ” دعای ندبه کسی که به یاد خامنه ای نباشد اجابت نخواهد شد و یا قبول نیست یه چیزی تو این مایه ها” حالا مخالف سرسختش شدی . مشکل این نیست بلکه ارزشمند هم هست اما درد اینجاست که از ان رویه و طرز نگاه که هزینه هم بایتش دادی کی قرار است تو و امسال تو دست بردارین؟ فکر نمیکنید سکوت شماها کمک کننده تر باشد امار نامه هات داره 3 رقمی میشه کسی هم محلی بهشون نمی ذاره چوت ذاتا تاثیر گذار نیست بوی تناقضش حال بهم میزنه .

     
  48. درود به اقای نوری زاد اقای نوری زاد عزیز اموال شما را دزدیدند و جوانی ما هم بنزین پاشدین روش اقای خاتمی حال که خانه نشین شدید چکار میخواید کنید ایا به حاکمیت میگید ما رو ببخشه یا ما ان را یا بلند بشید بگید مردم هر چه میخواند باید انجام بشود یا میگید مردم ما امریکایی نیستند اسراییلی نیستند انگلیسی نیستند اگه یک روز فریاد کشید بگیید مردم ما ایرانین درد دارن میسوزند اتش گرفتند با بنزین جمهوری اسلامی و کبریت اسلام به دست خامنه ای ما سوختیم و تباه شدیم اقای خاتمی اگر در خانه نشستید زیاد نخوابید خواب راحت سم در وضعیتی هستیم هوشیار باشید و فریاد ایران را بشنوید گوش فلک که کر شد شما را نمیدانم

     
  49. درعین حال که به نقطه نظرات شما صحه می گذارم اما خود آقای خاتمی نیز دراین خانه نشینی نقش دارد. ایشان فرصت های زیادی را تباه کرد. نمی دانم شاید من وشما هم جای آقای خاتمی بودیم به همین فرصت سوزی ها تن می دادیم سیستم بیمار جوری است که نه تنها تمایلی به بهبود ندارد بلکه طبیب را نیز بیمارمی کند کاملا با شما موافقم آقای نوری زاد که مردم وقانون و ادب درمرام وسخن آقای خاتمی باورکردنی تراز خامنه ای است. خامنه ای را آدمکش ها ودزدها دوره کرده اند. کاش بیدارمی شد

     
  50. معلومه که خودت هم بد نسوختی آقای نوری زاد. خاتمی اگه درقتلهای زنجیره ای نقش نداشته درقتلهای 88 که داشته. این به اون در. دوره خاتمی تموم شد رفت. الان داشتم یادداشت ” این روزهای نخبگی” خودتو می خوندم. یه باردیگه بخونش بدنیست برات.

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

88 queries in 2144 seconds.