سر تیتر خبرها
نه‌ ی بزرگ یا تحریم؟ (به قلم الف – صیاد)

نه‌ ی بزرگ یا تحریم؟ (به قلم الف – صیاد)

مهمترین القا کننده تحریم انتخابات، خود رژیم میباشد . چون میداند معترضین برخلاف خواسته او عمل میکنند با اعلام مکرر احتیاج به انتخابات پرشور ،قصد آن دارد تا با خالی کردن میدان از اغیار و خسته و نا امید کردن جنبش اعتراضی از بودن نامهای شاخص و مورد اعتماد آنها در لیست انتخاباتی، به هدف خود که برگزاری انتخابات ولی بدون تنش دست یابد.

نه‌ی بزرگ  یا تحریم؟
” حکومت در یک نقطه گم میشود”

تحریم

گروههای مختلفی از مردم و فعالین سیاسی با انگیزه های مختلف طرفدار تحریم انتخابات و عدم حضور در پای صندوقهای رأی هستند عده ای با دلیل و برخی با تقلید از دیگران.

تحریمیان چه کسانی هستند؟

الف – بعضی از دل بستگان رژیم گذشته  و مردم عادی که در اثر کینه جوئیهای حاکمیت کنونی ، هستی و زندگی خود را از دست داده و در صدد تلافی و انتقام گیری به هر قیمت میباشند. این افراد  بخاطر حقوق پایمال شده خود و خسارات بی دلیل  جانی ، مالی و حیثیّتی که به آنها تحمیل شده،  از فرط غیظ  حتی از کشاندن پای بیگانگان به داخل کشور و امحای رژیم بدون اهمیت دادن به کیان ملی و خسارات و تلفات انسانی  که به مردم عادی تحمیل میشود ابایی ندارند. از این دیدگاه تحریم انتخابات مستمسکی برای نا مشروع بودن رژیم به دست بیگانگان میدهد تا در صورتیکه منافعشان ایجاب کند از آن سوء استفاده نمایند.

ب- گروههایی که توان و امکان حضور در صحنه سیاسی کشور از آنان سلب شده است. این گروهها در پژواک تحریم و هم آوایی با دیگران ،صدای خود را رساتر میپندارند.

جـ – مردم ناراضی از سیاستهای حکومت که بدون تحلیلی از مکانیسم تحریم و نتیجه مورد انتظار از آن، تحت تأثیر جو  فوق به امید تغییر و گشایش در وضع معیشت و زندگی روزمره خود شعار تحریم را تکرار مینمایند.

د – بخشی از مخالفان درون رژیم که دستی هم در حکومت  دارند و  خود را آلترناتیو داخلی میدانند . افرادی از این گروه  که ثروتهای کلان از رانتها و یا بعنوان دور زدن تحریمها در داخل و خارج از کشور در اختیار دارند، مترصدند تا در غبار انقلاب و یا جنگ از صحنه بدر رفته و گم شوند .

هـ – مهمترین القا کننده تحریم انتخابات، خود رژیم میباشد . چون میداند معترضین برخلاف خواسته او عمل میکنند با اعلام مکرر احتیاج به انتخابات پرشور ،قصد آن دارد تا با خالی کردن میدان از اغیار و خسته و نا امید کردن جنبش اعتراضی از بودن نامهای شاخص و  مورد اعتماد آنها در لیست انتخاباتی، به هدف خود که برگزاری انتخابات ولی بدون تنش دست یابد. در این لینک توضیح داده شده که چگونه رژیم با تغییر موضع،  از زبان +خبر گزاری فارس ، تحریم را حتی از اصولگرایان می پذیرد . حاکمیت  اگر زمینه تحریم را گسترده ببیند، از رد صلاحیتها در هر سطح ابائی ندارد . محدود نمودن زمانهای ثبت نام و اعلام  صلاحیتها پیش از انتخابات ، برای فرصت دادن به این گمانه زنی ها ست.

تحریم انتخابات برخلاف آنچه بعضی گروههای معترض برآن اصرار دارند در تغییر وضع موجود تأثیر  منفی دارد چون زمینه را برای عبور بی خطر حکومت از انتخابات فراهم میکند و از این لحاظ تقویت دیکتاتوری است . ازطرفی این خطر را دارد که بهانه لازم را برای ماجراجویی بیگانگان و تحریم اقتصادی یا عملیات ایذایی فراهم نماید. اگر منظور از تحریم، اعلام به جهانیان است  که ما ملتی صاحب شعور و اراده سیاسی هستیم چرا مردم با “مشارکت معترضانه” در صحنه  و به هم زدن بازی حکومت و  استحاله یا فرو پاشی آن از درون،  اظهار وجود نکنند.

مردم معترض به سیاستهای کلی حکومت در 16 سال گذشته با مشارکت حداکثری خود سه تجربه موفق را بعنوان پشتوانه ای گرانقدر از خود بجا گذاشته اند.  در انتخابات سالهای 76 و 80 توانستند آقای خاتمی را در مقابل گزینه حکومتی بعنوان شخصیت مورد اطمینان خود به عنوان رئیس جمهور برگزینند. در سال  88 نیز جنبش سبز با همان اتحاد و رویکرد در حالی که از مسامحه خود در دورۀ اول کار احمدی نژاد سرخورده بود بقصد جبران مافات در انتخابات شرکت نمودند. ولی چون  حکومت تجربه های فوق را مد نظر داشت در مقابل منتخب ملت یعنی میر حسین موسوی تصمیم به سر کشیدن جام زهر و انجام  کودتایی نمود که مقدمات آن را از قبل تدارک دیده بود. در هر سه مورد مردم نسبت به دعوت به تحریم و ترک میدان توجهی ننمودند و توانستند پیروز واقعی صحنه باشند.

تفاوت جو سیاسی  در موارد فوق، با انتخابات 84 این بود  که در دور اول انتخاب احمدی نژاد، در نتیجه تردید و  چند  دسته گی که  با القای تحریم  توسط  حکومت بین معترضین شایع شد حاکمیت توانست با استفاده از تکرار تحریم توسط چهره های شناخته شده اپوزیسیون (بی آنکه خود متوجه باشند)  و خالی نمودن میدان از معترضین ، به  سادگی  احمدی نژاد را بعنوان نزدیکترین فرد به رهبری ،معجزه هزارۀ سوم ، کسی که امام زمان به او نظر دارد و… به خود رهبر و به ملت حقنه  کند  که دروغ پردازیها حنّاق ببار آورد و  گلوی خود رژیم را گرفت.  در آن دور مسئله حادی هم جز خواب ماندن آقای کروبی و شکایت بردن آقای  رفسنجانی نزد خدا بر ملا نگردید ، چون جنبش اعتراضی خود بخواب تحریم و  کرختی بی عملی فر و رفته بود.

ممکن است عده‌ای بحث نظارت استصوابی و تقلب را برای توجیه تحریم و بی اثر بودن شرکت در انتخابات مطرح نمایند که دلیلی است بسیار ضعیف. اولاً تقلب در صورت حضور پر شمار مردم در صحنه برای حکومت یا هر رژیمی دیگر غیر ممکن است.  به همین دلیل بود که رژیم تنها برای تغییر در انتخاب یک نفر (آقای موسوی)  مجبور به نشان دادن سعه صدر در ابتدا و انجام کودتای سازمان یافته و تحمل آنهمه حقارت و ضعف در مجامع بین المللی و تحمل خسارتها و تحریمهای بیسابقه شد. تقلب و آمار سازی  بخصوص اگر بر علیه تعداد زیادی داوطلب نظیر انتخابات مجلس یا شوراها باشد،   بدلیل  حضور نامزدها و  معتمدینی از سوی آنها  و گروههای ذینفع بر سر صندوقها (تقریباً 15 نفر بر سر هر صندوق رأی )،  که حاضرند برای تأمین منافع خود بقول خودشان خرخره یکدیگر را بجوند و هر کدام از آنها انواع پشتیبانی محلی ، قومی و اداری و غیره را دارند، کاری غیر ممکن است . برای  اجرای چنین برنامه ای با احتساب شمار مأمورین حاضر در محل رأی گیری  و ستادها  باید یک ملیون نفر رابا پنهان کاری آموزش دهند .  کاری غیر اجرائی که معلوم نیست هدف آن چه  باید باشد.

تقلب محلی در انتخابات به کرّات انجام شده که راستگرایان آنها را بنفع خود فیصله داده یا صاحب ادعا را بنحوی از میدان بدر کرده اند . نکته در این است که نظارت استصوابی از ابتدای کار حکومت را از  تقلب و تغییر نتایج کلی بی نیاز مینموده و هر گاه مانند انتخابات مجلس ششم  و کودتای 88 به این عمل دست زده تشت رسوائیش از بام فرو افتاده است.

 مشارکت معترضانه
یا پادزهر مهندسی انتخابات

برنامه مهندسی انتخابات کلاً بر زیر بنای نظارت استصوابی استوار است. بنا بر شواهد زیر برای مقابله با نظارت استصوابی، راهکار مشارکت فعال و معترضانه در تمام انتخابات ،  تصمیمی بوده که از سال 86 در سطح  جامعه گرفته شده و گروهها و احزاب سیاسی  بعداً بدان پیوسته‌اند. خلاصه این روش ریختن رأی اعتراضی (باطله) به تشخیص خود رأی دهندگان به صندوقها ،در صورتی است که  نامزدهای مورد اطمینان آنها در لیست نبوده ،یا از رویکردهای  سیاسی یا اقتصادی رژیم  ناراضی باشند.  با این ترتیب در هر رأی گیری  علاوه بر انتخابات، شمشیر رفراندم (ملی) هم بر سر حکومت به اهتزاز در میآید میآید.

از طرفی تصمیم به عدم معرفی یا تأیید داوطلب  از سوی تشکلها و احزاب سیاسی در انتخابات ، بیانگر اعتراض آنها  به عملکرد شورای نگهبان و مهندسی و آمار سازی  توسط حکومت میباشد   . این نوع از اعتراض  مسئله ای  فراتر  از انتخاب نماینده مجلس یا رئیس جمهور را مد نظر دارد و آن میزان قرار دادن  رأی مردم و  احیای اصل جمهوریت در کشور است . عدم معرفی داوطلب از سوی احزاب معترض و یا رد صلاحیت آنها از سوی حکومت، مقدمه و دلیل اجرای فاز مشارکت معترضانه در هر دور از انتخابات برای مردم است .

وقتی اصلاح طلبان ضمن عدم معرفی داوطلب در انتخابات سال 88 از بکار بردن کلمه تحریم خود داری  و یاد آوری  میکنند به اینکه “مردم می‌دانند با چنین انتخاباتی چگونه برخورد کنند”. منظور عمومیت یافتن رأی اعتراضی و بیان اراده ملی به برون رفت از دائره بسته ولایت مطلقه سلطنتی  و حکم حکومتی است . نتیجه این هم آهنگی بین احزاب و مردم تبدیل  فرصت انتخابات به تحمیل رفراندم به حاکمیت میباشد.

برای یاد آوری بیشتر  نمونه هایی از اظهار نظرها و تصمیمات  شخصیتها و احزاب آزادی خواه در باره نحوۀ مقابله با بختک ولایت مطلقه ذیلاً نقل میشود. این تکرار بیشتر بخاطر اهمیت تأثیر قطعی و بی چون و چرای این روش است.  کافی است به نامها و میزان اشراف و احاطه  آنها به امور اجرایی در گزارش زیر توجه فرمایید.

پس از عمومیت یافتن طرح مقابله با معضل نظارت استصوابی در جامعه از طریق دادن رأی منفی (باطله) در انتخابات   ، نهضت آزادی در تاریخ 17 اسفند 86 با رویکردی مثبت به این گزینه در اعلامیه ای تحت عنوان «اعتراض به ‌انتخابات غير آزاد، مشاركت تنها در حوزه‌هايي كه ‌امكان رقابت موثر وجود دارد» نوشته بودند که:

« به مردم عزیز ایران پیشنهاد می‌کند كه به منظور اعتراض به‌انتخابات فرمايشي، تنها در حوزه‌هايي كه ‌امكان رقابت مؤثر وجود داشته باشد به نامزدهايي رای دهند که می‌توانند با پيروي از روش و منش مدرس‌ها، مصدق‌ها، بازرگان‌ها و سحابی‌ها، شجاعانه به دفاع از حق حاکمیت ملی و حاکمیت ملت ایران پرداخته، آزادی مردمان را به مال و مقام ناچیز دنیا نفروشند».

جبهه مشارکت ایران اسلامی (متشکل از هفده تشکل و حزب سیاسی) ، پس از دور اوّل انتخابات مجلس هشتم ، در بیانیه تحلیلی خود در تاریخ 29 اسفند 86 آورده‌ بودند که:

« جبهه مشاركت ايران اسلامي در ارزيابي شرايط موجود و نتايج انتخابات مجلس هشتم فضاي ژلاتيني و متفاوت از گذشته را مي‌بيند و از عمل سياسي و انتخاباتي مردم رأی ‌دهنده و نيروهاي سياسي اصلاح‌طلب نوعي رشد يافتگي وبلوغ سياسي را درمي‌يابند و اينكه «حضور معترضانه»‌ مي‌تواند راهبرد جديد براي مواجهه با عرصه تنگ سياسي ايران باشد. از اين رو از همه نيروهاي سياسي اصلاح‌طلب مي‌خواهد كه با تجميع نيروها در مسيري واحد راه آينده را هموارنمايند. تجربه ‌انتخابات شوراهاي سوم و مجلس هشتم نشان داده ‌است كه تجميع نيروهاي اصلاح‌طلب (به رغم تفاوت‌هاي نگرشي) حضور معترضانه حتی در شرایط سخت را سد شکن و نتیجه بخش میدانند».

آقای عیسی سحر خیز  که در دورۀ اصلاحات مدیر کل مطبوعات داخلی بودند ، در اسفند ماه 86 طی مقاله‌ای منظور طرح برون رفت از دور باطل انتخابات مهندسی شده را حفظ آبروی نظام دانسته‌اند. ایشان بعداً نیز تا زمان برگزاری مرحله دوم انتخابات طی سه مقاله با عنوانهای رالي انتخابات در چالش تحريميان پيگير – رالی انتخابات و رقابتها -و چالش عقل و احساس- به‌استدلال‌های طرفداران تحریم انتخابات در مقابل باورمندان به شرکت فعال و معترضانه در آن پرداخته‌اند، ونهایتاً در مقاله چالش عقل و احساس در مورد استفاده از راهکار مشارکت فعال و معترضانه در انتخابات، شخصاً آنرا بعنوان سخت‌ترین گزینه پیش روی اصلاح‌طلبان میدانستند.

در اواخر فروردین 87 و با نزدیک شدن زمان برگزاری مرحله دوم انتخابات، معترضین به روند کلی ردّ صلاحیتها برنامه‌های اعتراضی خود را رساتر بیان نمودند از جمله آقای تاج‌زاده در سخنرانی خود در مجمع دانش‌آموختگان ایران اسلامی با روشن بینی تمام از بستر سازی اقتدار گرایان برای سلطۀ نظامیان بر مقدّرات کشور گفته بودند که:

شعار دولت کودتا این بود؛ سیاست وحکومت در ایران یعنی اعلیحضرت و دیگر هیچ …. ما اسم استراتژي خود را در زمان يكدست شدن قدرت در داخل كشور «حضور معترضانه» گذاشته‌ايم، يعني براي دفاع از آرمان‌‌هاي مردم فعاليت مي‌كنيم و در انتخابات حاضر مي‌شويم و ضمن دفاع از عقايد خود، به رفتارهاي تماميّت‌خواهانه و غيرقانوني جناح حاكم اعتراض مي‌كنيم و مي‌كوشيم ضمن جلوگيري از نظامي شدن فضا، امكان تداوم سياست‌ورزی در شرايط موجود را حفظ كنيم تا نااميدی مطلق جامعه را فرا‌نگيرد و نگاه به خارج از كشور يا روش‌هاي خشن معطوف نشود. روشن است موفقيت ما در اين زمينه به عملكرد اصولگراها نيز بستگي دارد كه چه مقدار غرور و مستي را كنار بگذارند و به شيوه‌ای عقلاني كشور را اداره كنند….

و نیز اینکه: ___استراتژي دوم اين است كه ما در هر شرايطي كه به سر مي‌بريم اجازه ندهيم،‌ طرفداران تك صدايي و روش‌هاي استبدادي يك گام جلوتر بيايند. بايد آنان را هر جا كه هستند متوقّف كنيم و سپس در جهت عقب‌نشيني آنان بكوشيم. اين استراتژي احتياج به حضور معترضانه دارد، يعني در زماني كه قدرت از شما انتظار «بله چشم فوري» گفتن دارد، شما در صحنه حاضريد اما مي‌گوييد… نه !

– سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در گزارش تحلیلی خود از انتخابات مجلس هشتم؛ اعلام نمود که:

« به‌اعتقاد ما، راهبرد كلي متّخذه توسط ائتلاف اصلاح ‌طلبان، يعني مشاركت مشروط و معترضانه، راهبردی صحيح و اصولی بوده كه‌اقدام عملی متناسب با آن در انتخابات اخير؛ مشاركت فعال در حوزه‌هاي انتخابيّه‌ای كه‌امكان رقابت واقعي و جدي برای اصلاح‌طلبان وجود داشته و پرهيز از مشاركت و مشروعيت بخشی به‌ انتخابات در حوزه‌های غير رقابتي، در اعتراض به روند جاري بود. همچنين در خصوص انتخابات در حوزه‌هايی كه در آن مشاركت داريم نيز، راهبرد فوق را به مفهوم نشان دادن عكس العمل درخور نسبت به تخلفات انتخاباتی مجريان و ناظران در امر برگزاري انتخابات سالم، حتی تا مرز كناره‌گيری از انتخابات در هر مرحله از آن تلقی مي كنيم. بنابراين ضمن اينكه به عنوان بخشی ازائتلاف اصلاح‌طلبان به سهم خود مسئوليت اقدامات انجام شده را مي‌پذيريم و اين پذيرش را يكي از لوازم شكل گيری و تداوم ائتلاف تلقی می ‌کنیم، همانگونه كه در بيانيه قبلي خود كه پيش از برگزاری مرحله‌اول انتخابات صادر شد،به‌اقتضای شرایط، اجمالاً بيان كرديم، معتقد بوديم كه‌اصلاح‌طلبان در تبعيت از راهبرد اعلام شده خود، ضمن مشاركت جدی در انتخابات 50 كرسي رقابتي، مي بايست از معرفي نامزد در ساير حوزه‌های انتخابيه كه حاصلي جز اتلاف توان وتضييع نيرو و روحيه‌اصلاح‌طلبان و سوء استفاده برگزاركنندگان انتخابات غيررقابتی نداشت، خودداری مي‌كردند.

سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران ضمن تشكر از رفتار انتخاباتی آگاهانه و هوشمندانه شما كه به تناسب شرايط متفاوت موجود به وقوع پيوست، به عنوان جمع‌بندی عملكرد اصلاح‌طلبان در انتخابات گذشته و چگونگي استمرار اينفعاليت‌ها در آينده، اعلام مي‌نمايد علی رغم انتقادات موجود به برخی تصميمات تاكتيكی اصلاح‌طلبان در انتخابات اخیر كه در این بیانیه نيز به گوشه‌اي از آن‌ها اشاره شد و در صورت اجتناب از آن‌ها و جایگزین ساختن تاکتیک‌هایی متناسب با راهبرد متخذه، دست‌آوردهای به مراتب بيشتری نصيب اين جناح مي‌کرد، معتقد است كه حضور در انتخابات اخير بر مبناي راهبرد «مشاركت مشروط و معترضانه» و با حفظ همگرايی و ائتلاف فراگير اكثريت قريب به‌اتفاق اصلاح‌طلبان صورت گرفت، اقدام صحيحي بوده‌است كه مي بايست با رفع نواقص و کاستی‌های آن، مبنای حركت اصلاح‌طلبان در انتخابات آتی قرار گيرد. ما بايد با پيگيری و وفاداری به تمامي اجزای راهبرد فوق، از جمله؛ ملحوظ داشتن قطعی معیارها و شروط تعیین شده برای مشارکت در انتخابات، راه پر پيچ و خم، صعب و دشوار اصلاحات را ادامه داده و مخاطرات پيش روی كشور و نظام را مرتفع سازیم».  ببینیم حکومت در مورد اعلام صلاحیتها چه سیاستی در پیش میگیرد تا تصمیم بگیریم بر روی برگه انتخاباتی چه بنویسیم.

در مجموع باید گفت که تحریم نه قابل اجر است و نه تأثیری مثبت برای مردم  دارد چون رژیمها غیر دموکراتیک در جهان بسیارند که کارنامه هایشان کمنر از حکومت ایران سیاه نیست . ولی مشارکت معترضانه مردم در هر کشور و در هر نظام که انتخابات بر گزار میشود میتواند حکومت را از درون پاشیده و در خود فرو ریزد. میزان رضایت و رأی مردم است.

بد نیست به طنز خبری که کیهان برنده انتخابات رئِس جمهوری را ؛ (آرای باطله) اعلام خواهد نمود با دقتّی بیشتر توجه فرمایید.

و نهایتاً آنکه آقای دکتر نوری زاد در انتشار  مقاله ای در همین زمینه با عنوان “قدرت سیاسی و چوب تر “، نقش حکومت را در گفتن نه بزرگ،  به نقطه نه تقلیل داده اند.

cyyaad@gmail.com

 اطلاعات بیشتر:

برای باز بینی و عیب یابی ساختار های اجتماعی و یا سیاسی باید اوراق دفتر و چشمها را شست، ذهنیّات و پیش داوری را به کناری نهاد و انتقادات موجود از سوژه را هم با دیده منّت نگریست تا اگر ناهَمایی و خلل هایی در کار باشند، بهتر به چشم آیند و برای آنان چاره اندیشی شود.
ادامه ی مطلب:

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

22 نظر

  1. با درود به ملت ایران . مردم در طول ۳۷ سال بارها به پای صندوق رفتند ولی دریغ از یک تغییر سازنده.خود من در انتخابات مجلس ششم شرکت کردم با دولت ومجلس یکپارچه اصلاحات و رهبران برجسته اصلاحات کجا را فتح کردیم و چه بدست اوردیم اکنون به این نتیجه رسیدم که این اصلاح طلبان فقط به بازگست به قدرت فکر میکنند ایا تاکنون شنیده اید که یک برنامه جامع و مدون را اعلام کنند که در صورت روی کار امدن پیگیری خواهند کرد.متاسفانه هیچ برنامه ای ندارند بر فرض محال اگر وارد مجلس شوند با این اقلیت ضعیف و سد شورای نگهبان چه اصلاحاتی را میخواهند انجام دهند .من در این انتصابات شرکت نمیکنم.

     
  2. hashemirafsanjani.ir – آیت الله هاشمی رفسنجانی در برگی از روز شمار خاطرات در آستانه انتشار سال 69 به بیان خواب جالبی که رهبری دیده بودند، پرداخته که در آن امام از ایشان گلایه ای دوستانه کرده بودند که “چرا در پیام نوروزی از هاشمی اسم نبردید؟” .

     
  3. از این زاویه، حضور در انتخابات بازتولید نظام اقتدارگرای موجود و سامان سرکوبگری است که برای تداوم اقتدار غیردموکراتیک خود، ابایی از ریختن خون شهروندان و به زندان افکندن معترضان نداشته است. این وضع، آرایش نیروهای سیاسی در ایران را بیشتر از سال‌های قبل در دو عرصه اقتدارگرایان (حامیان وضع موجود) و دموکراسی‌خواهان (طرفداران تغییر) صورت‌بندی کرده است. در چنین شرایطی، شرکت در انتخابات نمایشی، دست کم به ریسک پرهزینه‌ای برای وسوسه شدگان تبدیل شده است.

     
  4. اگرکسی روز انتخابات ازخانه خارج شود ودرخیابان فقط راه برود ،بطوری که رژیم بتواند مدعی حضوراودرخیابان به قصدرای دادن شود به آرمانهای ملت خیانت کرده است.خیمه شب بازی کافی است .

     
  5. چنانچه انتخاباتی در کار باشد نباید این فرصت گرانبها را که در طول آن دست حکومت نسبتاً بسته است ، و وسایل ارتباط جمعی مترصد انعکاس کوچکترین رویدادها در سطح جهانی میباشند ، از دست داد . مشارکت معترضانه و تحریم فعال در تمام انتخابات نه تنها مشروط نیست بلکه در زمرۀ امور واجب و قطعی باید تلقّی شود، چون دیکتاتورها میخواهند بنام شما تصمیم بگیرند . آنان در این مقام، تحریم شما را سکوت ، و سکوت شما را علامت رضا یت معرفی مینمایند. حضور معترضانه در انتخابات خط بطلانی بر این ترفند میباشد.چنین حضور افشا کننده پاسخی مناسب به مهاجمان و راهزنان بین المللی نیز میباشد . افکار عمومی در جهان با مشاهدۀ سر زندگی طوفان سبز، به اینگونه دولتها اجازه نمیدهد در رؤیای حمله به ایران مرتکب اشتباه محاسبه نشوند .

     
  6. اجرت با //// امام

     
  7. محمد علی محمدیان

    تیتر این است :
    نه ی بزرگ به تحریم !!!!
    نوشته ای از یک صیاد

    نه صیاد دل و تن بلکه صیاد رای !!
    بقول خودش یک نوع فرار به جلو تا ما را وارد بازی ای بکند که نهایت آن گرم کردن تنور انتخابات شود ( نیت درونی وی ، نیتی که شاید بابت آن اجری هم دریافت نماید – توضیح خواهم داد )
    داستان روباه و زاغ را همه میدانیم و همه هم با اس ام اس های امروزی و بقول معروف آپدیت شده آن آشنا میباشیم ….
    آقای صیاد فکر نکن که خودت فقط آیت الله شده ای ، باور بنما مردم هم مثل شماها آیت الله شده اند .
    آقای صیاد : تا کی میخواهید ورق بازی کنید ؟؟ چرا باور نمیکنید که زمان زمان شطرنج بازی کردن است و دنیا شطرنج بازی میکند . یعنی رو بازی میکند .. در پس پرده تصمیم نمیگیرد … تمام مهره ها و امکانات و همه قوای خود را نشان شما میدهد … آن موقع شما و دوستانتان بساط رزمتان را پس پرده نهان کرده اید و بر خال نداشته حکم میکنید ؟؟؟
    اینهمه صغری کبری برای اینکه بگویی حضور در انتخابات یعنی نه به نظامی که این انتخابات را برگزار میکند !!؟؟؟
    بند بند جملاتی که پشت سر هم ردیف کرده اید – یا بهتر بگویم بهم بافته اید ، یک مطلب را فریاد میزند ، و نیازی نیست که لابلای خطوط را بخوانیم ، چون خیلی واضح و آشکار دارید فریاد میزنید : که ای مردم بیایید رای بدهید ، ما در حال سقوط هستیم .. ما تا خرخره در لجن فرو رفته ایم ..
    نگاهی گذرا به بند بند این نوشته سرتا پا التماس ، دقت کنید ، نگاهی گذرا ، میاندازیم
    – بند الف
    هنوز کسانی هستند که پس از 34 سال که از فتنه 57 میگذرد ، سعی میکنند معظلات و گرفتاریها را گردن رژیم قبل بیاندازند و بقولی دارند آدرس اشتباه میدهند .. “بعضی از دلبستگان رزیم سابق …” !!!
    آیا اگر کسی دلبسته رزیم سابق باشد خواستار دخالت بیگانگان خواهند بود ؟؟!!!!
    آیا اگر کسی دلبسته رزیم سابق باشد ، ابایی ندارد که کیان ملی به خطر بیفتد ؟؟!!!
    ( در پرانتز بگویم : برای دق دادن به آخوند جماعت : خدا روح و روان رژیم پهلوی ، چه رضا شاه و چه محمد رضا شاه را بیامرزد و روحشان شاد )
    – بند ب
    منظورت کیانند ؟؟!!!
    آیا منظورتان بقول رژیم گروه های محارب اند ؟؟!!
    این بند گنگ است ، گنگ ، گنگ .
    منظورتان گروه های آنور آبی یا سازمان های مسلح که نیست ؟؟! که اگر هست دارید بعمد آدرس اشتباه میدهید .
    – بند ج
    در این بند به مردم توهین میکنید و آنان را فاقد تحلیل میدانید !!! حضرت آیت الله ، ای خواص ، بدان که عوام از شما و کلا خواص بهتر میتواند بفهمد و جماعت کمتر اشتباه میکند . واگر هم اشتباه کرده ، فقط وفقط باعثش خواص بوده و لاغیر . موقعی اشتباه کرده که دل و دیده و عقلش را به یک عالم سپرده .
    حضرت آیت الله صیاد ، مردم کالانعام نیستند ..
    – بند د
    این بند من را کشت
    صدر و ذیل این بند در تضاد است و خود گواهی میدهد به کلام بالا . گواهی میدهد که دارید فریاد میزنید مردم به ما باز اعتماد کنید ! این یکی از حرفها و کلمات نهفته در درونتان است و بروشنی دست شما را را رو میکند ….آلترناتیو داخلی ….در صدر … و فرار در انقلاب و جنگ در ذیل … !!!!
    – بند ه
    Ok ، پس بهتره با رای دادن تو دهن این حکومت بزنیم و رای دادن به نظام را مخالفت با نظام تلقی کنیم!!! این همه ما را بازی دادی که این بند را متذکر شوی ؟؟
    فقط یک کلمه : بابا ما هم مثل همه مردم آیت الله شدیم و حنای بی رنگ شما ، واقعا رنگ ندارد .
    اینجا دیگر طرف کلام شما هستید آقای نوریزاد
    آقا تکلیف ما را مشخص کن ، کدام طرف ایستاده ای ؟ آیا شما هم مثل من آواره هستید و از اینجا رانده و واز آنجا مانده شده اید ؟ آیا اینگونه پست ها پیام بازرگانی است ؟ آیا میخواهید در سایت خود چند صدایی را نشر دهید و فرهنگ کنید ؟
    باور کنید که اینها سوال اساسی است نسبت به شما … سیاست همانند تمامی عرصه ها نیاز به شفافیت دارد تا بتوان از این ورطه جست .. امکان ندارد با ایدئولوژی باشی و اجازه نشر دیدگاه مخالف خود را بدهی … مگر اینکه مثل من آواره آواره آواره باشی و میخواهی در این همه صدا صدای مطلوب را بشنوی … که اگر چنین است ،لطفا مطالب جریانهای دیگر را هم منتشر بنما

     
  8. شرکت در انتخابات فرمایشی با هر توجیهی اعم از رای باطله ؛ نوشتن ناسزا به حاکمان , رای سفید , مهر خوردن شناسنامه برای روز مبادا و شغل و دانشگاه و …. و غیره ، تنها و تنها و تنها عمر حاکمیت جهل و جور را بییشتر می کند. زیرا در مجموع کل آرا ماخوذه معنایش قبول اصل حاکمیت است و تا کنون نیز چنین برداشتی از آن شده است که ملت اصل نظام را قبول دارند جدای از سلیقه ها و تفکرات گروههای درون حاکمیت. ولی عدم شرکت در انتخابات و کم شدن تعداد آراءماخوذه اگر نمود خارجی هم پیدا نکند ،زلزله ای هولناک برای درون حکومت خواهد بود . بالاخره به این مرحله از فهم و درک می رسند که که ملت از آنها بیزارند و این موفقیت بزرگی است.

     
  9. جناب نوریزاد هرکس بجای شما این سخنان گهراندود از زبانش جاری میشد تا ابد کسی نمیدیدش. چگونست که شما ازادید؟ مگه نه اینه خود نیز دستی در رژیم دارید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اینبار البینه العهده النوریزاد ست.

     
  10. پاسخ به هیچکس
    شما در کامنت حودتان در جستجوی دلایل عقلی و سیاسی برای “مشارکت معترضانه” که نام دیگر آن” تحریم فعال و اثر گذار” است، میباشید. دلایل لازم که تبلور تخصص و تجربه در بالاترین سطح در آنها بوده بطور نسبتاً مفصلی با ذکر مأخذ در چند پاراگراف متوالی در نوشته وجود دارند . چطور آنها را نخواندید؟
    در مقاله مذکور به هیچ کدام از گروههای(فرضی) شما توهین نشده است.
    انتخابات نه تنها در ایران بلکه در تمام دنیا بر محور خواستها و تنظیمات حکومتی انجام میگردد و اگر رأی دادن بتواند بنیانهای سیستم را عوض کند حتی اگر بقیمت کودتا باشد نتیجه آنرا بر نمی تابند و زیر بار آن نمیروند چنانکه در سال 88 شد و بعینه دیدیم. برای خروج از این بن بست قدرت و حکومت “طرح تبدیل انتخابات به رفراندم (ملی) ” بشرحی که در پاراگرافهای مذکور آمده بر خلاف فهم شما مورد قبول عقلا واقع شده است. هرکس حق دارد شخص مورد قبول خود را برگزیند همچنان که شما در انتخابات 88 (لابد) رأی دادید . طبق این رویه هر کس حق دارد عدم رضایت خود از وضع حکومت را در هر زمان که فرصت باشد با رأی اثر گذار خود اعلام نماید و بازی انتخابات را به سهم خود به هم بزند . حال اگر عموم مردم از وضع خود ناراضی باشند و اجازۀ داشتن امکانات خبری برای انتقاد و طرح خواسته های خود را هم نداشته باشند آیا حق ندارند به دیکتاتور بگویند نه! ما دیگ انتخابات را اگر برای ملت نجوشد با رأی باطله پر میکنیم تا سر سگ در آن بجوشد تا داوطلبان تحمیلی و باندهای حکومتی برای همین آرای باطله خرخره یکدیگر را بجوند؟ آیا شخص یا گروهی که در این فضا بازنده شد ، در مورد تعداد آرای باطله که در حکم به هم زدن بازی و سلب مشروعیت از حکومت است بخصوص در وضعیت دوقطبی بودن قدرت ،دست به افشاگری و اعلام نتایج واقعی نخواهد زد ؟ برای شما متأسفم که باور ندارید در این سر زمین انسانهایی در حال مبارزه هستند که همۀ هستی خود را در طبق اخلاص گذارده و اکنون در زندانها با انواع مصائب بسر میبرند و هنوز هم بر سر عهد و پیمان با وجدان خویش هستند .آنهایی که مشارکت معترضانه را در سطوح بالای تشکیلات خود با آنهمه پشتوانه علمی و سیاسی به بحٍث گذاشته و بر نتیجه بخش بودن از نظر کارشناسی تأیید و حتی بطور آزمایشی اجرا نموده و بطور صد در صد نتیجه گرفته اند. آنان بر خلاف کسانی که خواستار راه حل عراق یا سوریه شدن برای ایران هستند به نیروی تعقل و تدبر برای جلو گیری از چنین فاجعه ای و شیار شدن، مملکت به مبارزه سازنده معتقدند.
    حماسه 25 خرداد که با تحریم جور در نمیآید . تحریم انتخابات واگذاری میدان به حکومت جائری است که بعداً میگوید ما به شما فرصت دادیم تا هر که را خواستید انتخاب!! کنید ولی خودتان نخواستید . مشروعیت بخشی به حکومت از این هم بیشتر میشود؟ نتیجه دیگر تحریم نا امید کردن مردم از اصل دموکراسی و مشارکت در سر نوشت خود و بسط فرهنگ سکوت و رضا در مقابل ظلم است.
    برای تغییرنظام میتوان خواستار استحاله رژیم از درون ، جنگ و یا انقلاب شد . نوشته هایی که بنده در همین سایت دارم خواستار راه حل اول با عبور از بن بست های دموکراسی است . به لینکهای پایانی مقاله مراجعه فرمایید. موفق باشید.
    اظهار نظر شخصی هیچ کس در مورد یک فرد خاص اهمیت جواب دادن را ندارند.

     
  11. جناب نوریزاد
    شما واقعا فکر میکنید شرکت در انتخابات چیزی را بر هم میریزد..!با شما اشنا نیستم و واقعا هویت شما برایم اشکار نیست ولی شما که بهتر میدانید اتفاقی که باید بیفتد خواهد افتاد..وشرکت نکردن تاثیرش کماکان بیشتر از شرکت کردن است..اینها که کوچکترین اهمیتی به مردم نداده ونخواهند داد لا اقل حس انزجار مردم را اقایان صدر نشین بیشتر لمس خواهند کرد..و تاثیرش در بیرون از ایران نیز ملموس تر خواهد بود…امیدوارم که واقعا برای مردم قلم بزنیدوبه امید روزی که مردم از شر این دیکتاتورهای دستار به سر رهایی یابند
    در پناه اگاهی

     
  12. ” //// جمهوری اسلامی” نه ی کلمه بیشتر نه ی کلمه کمتر

     
  13. داریوش پارسی

    متاسفانه نوادگان مار خوار اهریمن چهرگانی که اینک کشور را در اختیار دارند بانه گفتن و تحریم و از اینگونه کارها رفتنی نیستند.
    /////
    خوب انتظار دارید که با این همه دزد و چاقو کش و آدمکش، رهبر مسلمین جهان و مرکز کائنات تشیع!ّا فقط با یک نه گفتن درست میشود؟
    مگر نه که صدام حسین هم با همین ترتیب بر سر جایش نشسته بودو مردم عراق جیک نمیزدند؛ فقط مشت محکم آمریکا بود که به مردم اجازه داد سر بلند کنند.
    مردم عراق هر چه امروز بد بختی میکشند بخاطر آنست که اجازه دادند فردی مانند صدام بر آنها حکومت کند.

    زمانی بود که ایرانیان مرامی داشتند که “اگر سر بسر تن به کشتن دهیم از آن به که کشور به دشمن دهیم”. امروز مردم همان کشور آنچنان بز دل هستند که میگزارند//// دشمن ایران و ایرانی این چنین کنندو تازه مردم دلشان خوش است که شاید سید خندان بدادشان برسد!
    خلاصه آنکه اگر مردم ایران خودشان ///// را نکنند و آمریکا این کار را بکند ودر ضمن شالوده کشور بهم ریخته شود مقصر خود مردم ایران هستند که اجازه میدهند گروهی //// صاحب کشور بمانند.

    پاینده ایرانی که //// رها شده باشد

     
  14. محمد علی محمدیان

    تیتر این است : نه ی بزرگ به تحریم !!!!
    نوشته ای از یک صیاد
    نه صیاد دل و تن بلکه صیاد رای !!
    بقول خودش یک نوع فرار به جلو تا ما را وارد بازی ای بکند که نهایت آن گرم کردن تنور انتخابات شود ( نیت درونی وی ، نیتی که شاید بابت آن اجری هم دریافت نماید – توضیح خواهم داد )
    داستان روباه و زاغ را همه میدانیم و همه هم با اس ام اس های امروزی و بقول معروف آپدیت شده آن آشنا میباشیم ….
    آقای صیاد فکر نکن که خودت فقط آیت الله شده ای ، باور بنما مردم هم مثل شماها آیت الله شده اند .
    آقای صیاد : تا کی میخواهید ورق بازی کنید ؟؟ چرا باور نمیکنید که زمان زمان شطرنج بازی کردن است و دنیا شطرنج بازی میکند . یعنی رو بازی میکند .. در پس پرده تصمیم نمیگیرد … تمام مهره ها و امکانات و همه قوای خود را نشان شما میدهد … آن موقع شما و دوستانتان بساط رزمتان را پس پرده نهان کرده اید و بر خال نداشته حکم میکنید ؟؟؟
    اینهمه صغری کبری برای اینکه بگویی حضور در انتخابات یعنی نه به نظامی که این انتخابات را برگزار میکند !!؟؟؟
    بند بند جملاتی که پشت سر هم ردیف کرده اید – یا بهتر بگویم بهم بافته اید ، یک مطلب را فریاد میزند ، و نیازی نیست که لابلای خطوط را بخوانیم ، چون خیلی واضح و آشکار دارید فریاد میزنید : که ای مردم بیایید رای بدهید ، ما در حال سقوط هستیم .. ما تا خرخره در لجن فرو رفته ایم ..
    نگاهی گذرا به بند بند این نوشته سرتا پا التماس ، دقت کنید ، نگاهی گذرا ، میاندازیم
    – بند الف
    هنوز کسانی هستند که پس از 34 سال که از فتنه 57 میگذرد ، سعی میکنند معظلات و گرفتاریها را گردن رژیم قبل بیاندازند و بقولی دارند آدرس اشتباه میدهند .. “بعضی از دلبستگان رزیم سابق …” !!!
    آیا اگر کسی دلبسته رزیم سابق باشد خواستار دخالت بیگانگان خواهند بود ؟؟!!!!
    آیا اگر کسی دلبسته رزیم سابق باشد ، ابایی ندارد که کیان ملی به خطر بیفتد ؟؟!!!
    ( در پرانتز بگویم : برای دق دادن به آخوند جماعت : خدا روح و روان رژیم پهلوی ، چه رضا شاه و چه محمد رضا شاه را بیامرزد و روحشان شاد )
    – بند ب
    منظورت کیانند ؟؟!!!
    آیا منظورتان بقول رژیم گروه های محارب اند ؟؟!!
    این بند گنگ است ، گنگ ، گنگ .
    منظورتان گروه های آنور آبی یا سازمان های مسلح که نیست ؟؟! که اگر هست دارید بعمد آدرس اشتباه میدهید .
    – بند ج
    در این بند به مردم توهین میکنید و آنان را فاقد تحلیل میدانید !!! حضرت آیت الله ، ای خواص ، بدان که عوام از شما و کلا خواص بهتر میتواند بفهمد و جماعت کمتر اشتباه میکند . واگر هم اشتباه کرده ، فقط وفقط باعثش خواص بوده و لاغیر . موقعی اشتباه کرده که دل و دیده و عقلش را به یک عالم سپرده .
    حضرت آیت الله صیاد ، مردم کالانعام نیستند ..
    – بند د
    این بند من را کشت
    صدر و ذیل این بند در تضاد است و خود گواهی میدهد به کلام بالا . گواهی میدهد که دارید فریاد میزنید مردم به ما باز اعتماد کنید ! این یکی از حرفها و کلمات نهفته در درونتان است و بروشنی دست شما را را رو میکند ….آلترناتیو داخلی ….در صدر … و فرار در انقلاب و جنگ در ذیل … !!!!
    – بند ه
    Ok ، پس بهتره با رای دادن تو دهن این حکومت بزنیم و رای دادن به نظام را مخالفت با نظام تلقی کنیم!!! این همه ما را بازی دادی که این بند را متذکر شوی ؟؟
    فقط یک کلمه : بابا ما هم مثل همه مردم آیت الله شدیم و حنای بی رنگ شما ، واقعا رنگ ندارد .
    اینجا دیگر طرف کلام شما هستید آقای نوریزاد
    آقا تکلیف ما را مشخص کن ، کدام طرف ایستاده ای ؟ آیا شما هم مثل من آواره هستید و از اینجا رانده و واز آنجا مانده شده اید ؟ آیا اینگونه پست ها پیام بازرگانی است ؟ آیا میخواهید در سایت خود چند صدایی را نشر دهید و فرهنگ کنید ؟
    باور کنید که اینها سوال اساسی است نسبت به شما … سیاست همانند تمامی عرصه ها نیاز به شفافیت دارد تا بتوان از این ورطه جست .. امکان ندارد با ایدئولوژی باشی و اجازه نشر دیدگاه مخالف خود را بدهی … مگر اینکه مثل من آواره آواره آواره باشی و میخواهی در این همه صدا صدای مطلوب را بشنوی … که اگر چنین است ،لطفا مطالب جریانهای دیگر را هم منتشر بنما

    ——————————-

    سلام دوست خوب ما
    پسندیده این است که ما همه ی سخنان را بشنویم وخود بهترین ها را گزینش کنیم
    این آیا برای ما بهترنیست؟

    با احترام

    .

     
  15. کاملا با نظر “مهدی” موافقم…
    رای دادن در حکومت های مردم سالار و دموکرات که بزرگترین حاکم در جامعه قانون اساسی است، به نوعی نشان دهنده تایید قانون اساسی است ، جدا از اینکه چه حزبی بر راس قدرت مینشیند….
    اما در حکومتهایی که یصورت پادشاهی اداره میشود که ما آن را ولایت فقیه میخوانیم! این مساله کاملا برعکس است، زیرا در این حکومت ها قانون همان حرف پادشاه است و بس …. و رای دادن به منزلهء تائید و تثبیت تاج و تخت است….
    نویسنده مقاله آنچه را که خودشان دوست داشتند تحلیل کردند و مطالب را به دلخواه خود به سمت نتیجهء مورد نظر خود سوق دادند…
    میخواهم بپرسم: در این این اقایان آیا یک نفر که دلسوز باشد و در مقابل دزدی های چندهزار میلیاردی بیت و حکومتیان و ظلمی که بر مردم روا میدارند بایستد و قد علم کند؟!!! یک نگاه به لیست کاندیداها فعلی و یا حتی احتمالی آینده بیندازید…. همهء آنها خودشان دستی در جیب بیت المال دارند و فدایی نظام هستند از ولایتی بگیر تا قالیباف و حتی همان مشائی ِ مثلا منحرف! که آن روی سکهء ولایتمداریش را وقتی ملت خواهند فهمید که کلاه بزرگی به سرشان رفته است….
    میگوئید با کی رای بدهیم؟ حتی به خاتمی هم اگر بیاید، دیگر امیدی نیست…
    شما اگر فکر میکنید این نظام اصلاح پذیر است، بروید رای بدهید و این دور باطل 4 ساله را دوباره و دوباره بپیمایید…
    وقتی به این جمله فکر میکنم خنده ام میگیرد: “در یک حکومت دیکتاتوری، باید مرده با رای دادن اعتراض خود را اعلام کنند….!”

     
  16. بعنوان کسی که با وجود شرکت در انتخابات 88 موافق تحریم انتخابات 92 هستم و البته در هیچیک از گروههای مفروضتان قرار ندارم خواستم توضیحاتی در مورد مطلبتان بنویسم. نظریه پردازیتان را از نظر عقلی و منطقی بسیار ضعیف و از منظر سیاسی بدون هیچگونه پشتوانه عملی میدانم! شما دچار توهمی شدید هستید، درکی از واقعیات موجود ندارید ، از حافظه تاریخی خوبی برخوردار نیستید و به بیراهه ای آدرس میدهید که بارها آزموده شده و بعید میدانم کسی که از اندک عقل سلیم برخوردار باشد بعد از حوادث سال 88 آن را انتخاب کند!

    ایکاش برای اینکه تحلیلتان لااقل ظاهر منصفانه ای پیدا میکرد به همه موافقان تحریم انتخابات انگهای ناجور نمیزدید و به گروهی هم که با اصل نظام مخالفند و سرنگونی آن را نه به دلیل “تلافی و انتقام گیری” و نه به قصد “کشاندن پای بیگانگان به داخل کشور” بلکه به دلایل عقلی و منطقی و به خاطر اینکه همه راههای موجود و ممکن را پیموده اند نیز اشاره ای میکردید!

    انسانهائی وطن دوست که در جمهوری که مدعی پرچمداری اسلام در کل جهان است ، 3 دهه به مدعیان سازندگی و اصلاحات و عدالت محوری برای تحقق وعده های ظاهر فریبشان فرصت دادند و بعد از حوادث سال 88 نقطه پایان بر جمهوری اسلامی گذاشتند. اما شما همه آنها را مشتی وطن فروش نشان داده اید که تصمیماتشان از سر “انتقامجوئی” و”از فرط غیظ” بوده “حتی از کشاندن پای بیگانگان به داخل کشور … ابائی ندارند” و حاضرند برای “امحای رژیم” آنهم “بدون اهمیت دادن به کیان ملی و خسارات و تلفات انسانی” به بیگانگان چراغ سبز نشان بدهند! این قسمت از نوشته شما بوی ادبیات برادر حسین شریعتمداری می دهد و همان مخاطبان برانداز و به زعم او ، شما و حکومت ، خطرناک را نشانه گرفته است!

    * اکنون اجازه دهید ببینیم که مخالفان تحریم مضحکه انتخابات 92 چه کسانی “میتوانند باشند” نه اینکه به قول شما چه کسانی “هستند”!!
    1- آخوندهای حاکم و شرکا اعم از پاسدار و بسیجی و مداح و طلبه و اطلاعاتی و قاضی و وکیل و وزیر که تا خرخره در خونهای به ناحق ریخته شده مردمان ایران و سوریه و عراق و لبنان و … فرو رفته اند و/یا در انواع فسادهای مالی و اخلاقی و اتفاقات پشت پرده ای که هنوز عموم مردم از بسیاری از آنها بی خبرند غرق هستند. برخلاف نظر شما معتقدم که انتخابات همیشه برای این گروه اهمیت داشته است هم از نظر ارضای روانی خودشان و هم برای بستن دهان بیگانگان! بخصوص کمرنگ بودن حضور مردم در این نمایش میتواند تائیدی باشد بر بی اعتمادی مردم و مهر تائید دوباره آنها بر نارضایتی از انتخابات.

    نمیدانم چرا از اینکه دنیا بار دیگر متوجه عدم مشروعیت این حکومت شود نگرانید؟! فکر میکنید چه سوءاستفاده دیگری مانده که کشورهای بیگانه از این حکومت و البته از حق مردم ایران نکرده باشند؟! نگران حمله نظامی هستید؟ مستمسک حق مسلم هسته ای مدتهاست که برای حمله به دست بیگانگان داده شده و آنها نیاز به هیچ علامت دیگری ندارند! تجربه اشغال عراق هم نشان داده که نیاز زیادی هم به مستمسک واقعی ندارند!

    2- ورشکستگان سیاسی داخلی مانند نهضت آزادی، مجاهدین انقلاب، حزب مشارکت و …. و همچنین ورشکسته های مستقل مانند سردارهای سازندگی و اصلاحات که به یک حیات سیاسی زبونانه تن داده و بارها برای پیشبرد اهداف گروه اول مورد سواستفاده قرار گرفته اند مانند سوزانده شدن در تنور انتخابات و بزک کردن چهره داخلی از نظر وجود دموکراسی در نقش نمایندگانی بی خاصیت در مجلس یا پستهای دیگر دولتی، بزک کردن چهره بین المللی حکومت مثلا با طرح گفتگوی تمدنها!

    این گروه که با حاکمیت پیوندهای تو در توی خانوادگی دارند و البته قرار هم نیست که دسته خود را ببرند میدانند که پایان این حکومت آغاز حسابرسی از آنهاست و پرسشهای فراوانی مطرح است و باید پاسخگو باشند! از این نظر سرنوشتی بهتراز گروه اول برای خود پیش بینی نمیکنند.

    3- رانت خورهائی مانند بابک زنجانی و میرکاظمی که سر در آخور وزارت اطلاعات هم دارند و فقط در ظل سایه چنین حکومتی است که میتوانند به ثروتهای بی حساب و باد آورده برسند! حتی تصور سرنگونی این حکومت برای این زالوصفتان آنقدر وحشتناک است که حاضرند کلت به کمر همراه با طعمه هایی که در جلسات مداحی به دام انداخته اند برای حفظ این نظام مقدس، مغز هر کسی را کف خیابان بریزند.

    4- افرادی که هنوز در توهم اصلاحات هستند و به قول خودشان برای جلوگیری از “خسارات و تلفات انسانی” ناشی از امحای حکومت ، آگاهانه یا ناآگاهانه به تداوم ظلم موجود خدمت میکنند. “توهم” بیماری خطرناکی است و کمترین اثر مخرب آن از دست دادن زمان با طی کردن بیراهه هائی است که فرسنگها از حقیقت فاصله دارد. حتی بعضی مواقع ندائی درونی هشدار میدهد اما ترس از اقرار به اشتباه و تلف دیده شدن عمر مانع از بازگشت میشود.

    ساختار نوشته تان از نظر تاکید بر تجارب موفق انتخابات مربوط به خاتمی، غیظی که از انتخابات سال 84 نشان داده اید، اینگونه طبقه بندی کردن موافقان تحریم و استناد به خزعبلات ورشکسته های سیاسی این گمان را بوجود می آورد که یک دوم خردادی دو آتشه هستید و احتمالا دستی هم در کارهای اطلاعاتی داشته اید و حاضر نیستید شکست پروژه اصلاحات (بخوانید افتضاحات) خاتمی را که شاید شما در حمایت از آن نقشی داشته اید بپذیرید!

    حاصل توهم سیاستمداران ، فجایع اجتماعی است که متاسفانه تاکنون و در اغلب موارد فقط مردم تقاص این توهمات را پس داده اند. توهماتی مثل “آب را مجانی میکنیم برق را مجانی میکنیم ” ، ” جمهوری اسلامی” ، “نه شرقی نه غربی” ، “اصل ولایت فقیه” ، “راه قدس از کربلا میگذرد” ، “بازگشت به دوران طلائی امام راحل” ، “سال اصلاح الگوی مصرف” به چه نتایج درخشانی رسیده است؟! “مشارکت معترضانه” شما هم به همان نتایج خواهد رسید!

    مردان بزرگ مانند امیر کبیر و مارتین لوتر کینگ با تکیه بر روح بزرگ خود آرزوهای بزرگ دارند، با خون خود بذر آن را آبیاری میکنند و میوه آن را سالها بعد مردمشان خواهند چید. مردان کوچک با تکیه بر نفس حقیر خود توهماتی بیمارگونه دارند، جانها و مالهای فراوانی را هدر میدهند و سرنوشت چندین نسل را به ویرانی میکشانند!

    امسال هر رای که به صندوق هر انتخاباتی بعد از وقایع سال 88 ریخته شود بر خلاف شما که فکر میکنید ” شمشیر رفراندم (ملی) هم بر سر حکومت به اهتزاز در میآید ” فقط مهر تائیدی است بر عملکرد حکومت در انجام تقلب سال 88 ، جنایتهای انجام شده و همچنین حصر موسوی و کروبی (اگرچه با عملکردهای قبلی این دو موافق نیستم) .

    تحریم کامل مضحکه انتخابات 92 تکمیل کننده بی آبرو کردن آنها در سال 88 است. بهترین گزینه خالی کردن زمین بازی برای نمایشی دیگر است چرا که اکنون آمادگی های لازم برای مدیریت کردن درآوردن فرد مورد نظر که به احتمال زیاد حسن روحانی است را تدارک دیده اند و تنها چیزی که به شدت به آن نیاز دارند جوسازی برای به پای صندوق رای کشاندن دوباره مردم است که متاسفانه شما در خدمت آنها قرار گرفته اید! به سخنان اخیر حسن روحانی توجه کنید که چطور با گرفتن مجوز حمله به احمدی نژاد به نفع خود نیز تبلیغ میکند.

    اینکه آیا مردم در روز رای گیری به جای اینکه پای صندوقهای رای باشند برای اعتراض مجدد در خیابانها حضور پیدا کنند و حماسه سیاسی دیگری مانند 25 خرداد بیافرینند بستگی کامل به رویدادهای تعیین کننده روزهای آینده خواهد داشت: کمیت و کیفیت افشاگریها، افزایش درگیریهای باندی، سرنوشت سوریه و عراق و گسترش نارضایتی عمومی به دلیل گرانی های افسارگسیخته.

    نویسنده محترم! برپا کردن حقیقت فقط با گذر از دل واقعیتها امکانپذیر است و شخص متوهم به دلیل عدم درک و تحلیل درست واقعیتهای موجود آنطور که هست نه آنطور که آرزو دارد که باشد، به بیراهه ها میرود و از لمس حقیقت باز میماند. اگر به سرنوشت مردم خود کمترین علاقه ای دارید از خواب سنگین بیدار شوید ، شهامت پذیرفتن شکست توهم اصلاحات را داشته باشید و فکر علم کردن مترسکی دیگر که وعده های پوچ اصلاح طلبان را تکرار کند از سر به در کنید!

    ——————–

    سلام دوست من
    کاش این نوشته ی هوشمندانه و منصفانه ی شما به همان چند کلمه ی عبوس تان نمی آمیخت. من نیز گاه اراده ی قلم را به الفاظ خاص می سپرم. اما این را نیک دانسته ام که: هیچ سخنی ونوشته ای نافذتر از سخن ونوشته ی آراسته نیست.
    بازهم سپاس ازشما

    .

     
  17. فریب نخورید به هیچ قیمتی حتی یک گونی سیب زمینی .

     
  18. باعرض ادب خدمت جناب نورى زاد_جناب به نظرشماچرا اصلاح طلبان انتخابات راتحريم نميكنندآيا غيرازاين است كه درجريان حوادث پس ازانتخابات88اصلاحطلبان راخائن به ميهن وشهدا وعامل موساد وسيا معرفى كردن حال بااين توصيفات به نظرشماچرا بازهم بسيارى ازاصلاحطلبان اسراردارندكه آقاي خاتمى درانتخابات آتى شركت كنند

     
  19. درود به اقای نوری زاد نگاه من به انقلاب اسلامی مثل فیلم دیدن است این فیلم میخواهد سینمایی باشد یا سریالی ولی فیلمی است که 34 سال طول کشیده است تهیه کنندگانی و کارگردانی هم دارد و بازگرانی که این دو نفر را میتوانند نگه دارد همه این ها ایرانیها میشناسند در این فیلم ادم خوب و بد هم هست انچه که مهم است این است که این فیلم ساخته شود ولی ای کاش درست نمیشد و بازیگرانش به تهیه کنندگانش و کارگردانانش نه میگفتند متاسفانه درست شد و 34 سال طول کشید و به سینماها رفت و بازگرانش تایید کردند چگونه با تبلیغ این فیلم و فروش بلیط و مردم را پای سینما اوردند و با شعور مردم بازی کردند که ای مردم این فیلم دیدن دارد حتما به سینما بیایید و از این فیلم لذت ببرید ولی غافل که این فیلم نقد میشود و یک انسان حقیقت را خواهد گفت غافل بودند که این فیلم روی صفحات مجازی دیده میشود ما ایرانیها و تمام جهانیان از این فیلم بدمان می اید چون درونش دروغ گفته میشود سر مردم کلاه میگذارند همه کاری در این فیلم کردنندولی انسانیت به مردم نشان ندادن چگونه برادر یا خواهر گرامی رای بدهیم ولی میدانیم که در مملکتی که ازادی نیست اگر رای دادن چیزی را تغییر میداد نمیذاشتن رای بدهیم

     
  20. نظر دهندگان محترم،
    نظر دهندگان محترم
    با فرهنگ جاری در ملت ، نتیجه تحریم کردن انتخابات یا تحریم نکردن انتخابات یکی است. زیرا رژیم ولایت مطلقه فقیه از یکسال پیش فرد مورد نظر خود را انتخاب کرده است و در خرداد ماه امسال نامش را اعلام میکند. این دعواها و کشمکشها ی بین اصلاح طلب و آحمدی نژاد و مشائی و اصول گرا بطور صد در صد جنگ زرگری است . همه این افراد دستشان در یک کاسه در جهت در قدرت ماندن رژیم ولایت مطلقه فقیه میباشد. زیرا میدانند در صورت تعطیل شدن رژیم ولایت مطلقه فقیه، ملت ایران به هیچ کدام از اینها رحم نخواهد کرد و تمامی این افراد از ریز و درشت باید در دادگاه ملت ایران به محاکمه کشیده شوند.
    آقای نویسنده مقاله فوق که با زدن یکی به نعل و یکی به میخ نتیجه میگیرند که، اگر همه مردم رای بدهند تقلب نمیشود و تشویق به رای دادن حد اکثری مردم میکنند، مثل اینکه زیاد به BBCگوش میدهند. زیرا این بنگاه سخن پراکنی چنتا حرف خوب و دلچسب اول تحویل میدهد و خوب که شونده را جذب کرد لابلای آن القائاتی را که باید بکند، به مرحله اجرا میگذارد. به زبان ساده چند خبر مهم را به راستی اعلام میکند و در میان آن، خبر مورد نظر خود که دروغ محض است را میاندازد.
    جنا ب نویسنده مقاله، نحراسید، تا ما ملت ایران مستعمین خوبی باشیم -که هستیم – صاحب سخن بر سر شوق است، یعنی حالا حالا ها رژیم ولایت مطلقه فقیه بر .. مراد سوار است و میتازاند.
    به امید روزی که عقل و خرد و اندیشه در همه ما ایرانیان به حد اعلا برسد تا دولتی منتخب مردم و برای مردم و پاسخگو به مردم را برپا کنیم.
    مهدی

     
  21. مردم ایران نیز باید هوشیار باشند تا بلایی که آمریکاییها و اسرائیلیها بر سر عراق آوردند بر سر ایران نیاورند آنها می خواهند طرح خاورمیانه جدید را اجرا کنند اما اشتباه میکنند نه ایران عراق است نه ایرانی عراقی تا آخرین نفس در مقابلشون می ایستیم گرچه حکومت فعلی رو هم قبول نداشته باشیم ولی اگه از گرسنگی هم بمیریم از خاکمون و نامسومون دفاع میکنیم حکومتها میان و میرن اما این ایران آریایی باید تا ابد بمونه در انتخابات با تمام قوا شرکت میکنیم

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

96 queries in 1949 seconds.