سر تیتر خبرها

سخنی با سردار جعفری فرمانده کل سپاه

روزی که آقای صفار هرندی – وقتی وزیر ارشاد بود – در تلویزیون گفت : ضربه سرآقای استیلی (دربازی فوتبال با آمریکا) بلاتشبیه مثل ضربت علی در روز خندق است ، من دانستم که به زعم  دوستان شما می شود خیلی از مراتب ایمانی را فرش زیر پای کاروکسب روزانه  کرد .  اما برعکس شما که اخیرا درمصلای ارومیه  فرموده اید : ” حفظ نظام جمهوری اسلامی ایران از ادای نماز واجب‌تر است” ، من معتقدم اگر همان نماز ، خوب اقامه شود ، و روح آن به جان نظام در آید ، نیازی به نگرانی از فروپاشی اش نیست . من می دانم نگرانی شما از بازگفت یک چنین ترجیع بندی از کجا آب می خورد . می گویمتان :

روزی که آقای صفار هرندی – وقتی وزیر ارشاد بود – در تلویزیون گفت : ضربه سرآقای استیلی (دربازی فوتبال با آمریکا) بلاتشبیه مثل ضربت علی در روز خندق است ، من دانستم که به زعم  دوستان شما می شود خیلی از مراتب ایمانی را فرش زیر پای کاروکسب روزانه  کرد .  اما برعکس شما که می فرمایید : ” حفظ نظام جمهوری اسلامی ایران از ادای نماز واجب‌تر است” ، من معتقدم اگر همان نماز خوب اقامه شود و روح آن به جان نظام در آید ، نیازی به نگرانی از فروپاشی اش نیست .  من می دانم نگرانی شما از باز گفت یک چنین ترجیع بندی از کجا آب می خورد . می گویمتان . اما روح نماز چیست ؟

روح نماز ، برادر من در این است که کسی را به نماز مجبور نکنیم . دقیقا همان چیزی که امروز در سپاه و ارتش به آن مبتلاییم و یکی از بندهای ترفیع درجه داران و افسران را منوط به حضورشان در صفوف بهم فشرده نماز جماعت کرده ایم. و با این بخشنامه ، آنچنان ورطه ای از ریاکاری  پرداخته ایم که دراین ورطه  هولناک حاضریم ستون فقرات پیامبران الهی بلرزد اما صورت ظاهر جامعه نظامی ما آراسته باشد .

روح نماز برادرم در این است که درجای غصبی نماز نخوانیم . یک نگاهی به پادگانها و مجتمع هایی که برای سپاه  و خانواده های سپاهی آراسته اید بیندازید و ببینید چند درصد آنها متعلق به خود خود سپاه است . من در یکی از مناطق شمالی شهر تهران به دادسرایی سرزدم که یکی از قضاتش با تعجب می گفت : من متعجبم چرا دراین دادسرا ما هیچ توفیقی که به رضایت جمعی مردم منتج شود نداشته ایم . پرسیدم این ساختمان دلیلش نیست ؟ گفت : شاید .

ساختمان دادسرا مصادره ای بود .

روح نماز برادرم می گوید : نخی از لباستان نباید متعلق به غیر باشد . یعنی اگر در جیب لباستان سکه ای ، و درلباستان ، نخی از اموال مردم بود ، اطمینان داشته باشید این نماز نماز نیست . و من در این معاملات اقتصادی که سپاه با ولع تمام صفوف مردم را پس می زند و همه را از خود می کند اموال مردم را می بینم که به رگ رگ سپاه می دود و نمازش را به بطالت می کشاند .

برادرم ، شما را بخدا یک تاملی کن و از سخنان دوستی که یک زمانی از طریق برنامه های روایت فتح با مردم و با خود تو سخن می گفت مرنج و خلوتی برای خودت اختیار کن و ببین چرا نمازت دیگر روح ندارد . به یاد نمازهای آن هشت سال دفاع مقدس بیفت و از خودت بپرس چرا آن نماز های با حال ، سالهاست که تکرار نشده  و از من و تو دور شده است .

نظامی که حفظش  از نماز واجب تر است ، حتما باید متاثر از  نمازی باشد که از ظلم روی برمی گرداند و  دربرابر مردم و به تاسی از خواست خدای خوب ، سرخم می کند و به صورتشان سیلی نمی زند .

یک نگاه به وضعیتی  که در سپاه آراسته اید بیاندازید تا بدانید نظام بالاتر ما و شما در چه وضعیتی است .

دوست من ، اگر بپذیریم که پرخاش برای دشمنان از زبان تو شنیدنی است ، این پرخاش هرگز از تو رو به مردم پذیرفتنی نیست . تو این روزها گاه رو به مردم پرخاش می کنی . مردمی که سپاه جانش را برای آرامش و امنیتشان فدا می کرد و اساسا در هویت موجودیتش نیز همین آمده است . که : مردمی باشد . از مردم و برای مردم باشد . آن نظامی که تو نگران فروپاشی اش هستی ، بدون مردم ، درخیال هم خنده دار است .

دوست خوب دوران باشکوه سالهای دفاع مقدس ما ، ایکاش جاذبه حضور سپاه در مقاطع اقتصادی و سیاسی و فرهنگی کشور ، باعث نمی شد همین سپاه از امهات مسئولیت های خود دست بشوید . امروز برادرم ، جوانان ما بخاطر اهمال کاری شما گرفتار بیکاری و افسردگی و اعتیادی هستندکه در منظری کلی ، همین نظام مورد علاقه  ما و شما را از ریخت انداخته اند .

خودت قضاوت کن ببین کدام صحنه زیباتر است . صحنه اول : سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران در مواضع اقتصادی و سیاسی کشور به قطب موثری بدل شده و اجازه نداده هیچ تشکیلات خصوصی  تاب رقابت با او داشته باشد . این رفتار سپاه و دخالت های پی در پی او در مواضع کلی کشور که با هویت او هم سنخ نیست ، باعث بدبینی مردم نسبت به این نهاد مردمی شده و سپاهی را که تا دیروز در صف مردم بود اکنون در مقابلشان قرار داده است.

صحنه دوم : سپاه پاسداران جمهوری اسلامی آنچنان در حفظ و حراست از اقتدار کشور موفق بوده است   که ظرف سی سالی که از عمر انقلاب می گذرد ، توانسته علاوه بر ایجاد امنیت در سراسر کشور ، ریشه قاچاق مواد مخدر  و قاچاق کالا و قاچاق ارز و سایر ناهنجاری های ملی را از کل کشور قطع کند و فرصت های طلایی برای احیای نشاط و رفاه مردم و بویژه  جوانان کشور  فراهم آورد .

نفرمایید این قضایا به نیروی انتظامی مربوط است نه به سپاه . که می گویم : برادر عزیز مگر نه اینکه  ایجاد امنیت کشور با سپاه است ؟ من رسما می گویم : امنیت ما بخطر افتاده . چرا که قاچاقچیان  متخصص و کارآمد و حرفه ای می توانند بی واهمه  هر بلایی را  برسر صغیر و کبیر ما و اقتصاد و آبروی ما بیاورند و هیچ چشم زخمی نیز نبینند ؟Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

77 queries in 1888 seconds.