سر تیتر خبرها
اگرخرچنگ نبود! ( ازنوشته های داخل زندان )

اگرخرچنگ نبود! ( ازنوشته های داخل زندان )

یک روز در ساحل جنوبی این جزیره مشغول فیلمبرداری بودیم. یکی از دوستانم خرچنگ مرده ای را نشانم داد که طیف گسترده­ای از رنگ­های آبی و بنفش بر پوسته پشت او نقش بسته بود. تماشای این پوسته رنگین، پرسشی در من پدید آورد.

من شخصاً جزیره هرمز خودمان را بسیار دوست دارم. از جهات مختلف. هم مردمش را، که تقریباً فراموششان کرده­ایم، هم کوهستان رنگین او را، و هم سواحل بکر و خوش ­منظره­اش را. یکی از دوستانم حدوداً شصت نوع رنگ از کوه­های هرمز، شماره کرده بود. شما در عبور شتابناک از جادۀ ساحلی هرمز، حداقل به هفت نوع رنگ آشکار کوه­های آن برمی­خورید. معدن خاک سرخ هرمز نیز از معادن کم­نظیر جهان است. که متأسفانه مردم جزیره، از آن بی­نصیب­اند. (تا زمان نگارش این نوشته: 1389)

 یک روز در ساحل جنوبی این جزیره مشغول فیلمبرداری بودیم. یکی از دوستانم خرچنگ مرده ای را نشانم داد که طیف گسترده­ای از رنگ­های آبی و بنفش بر پوسته پشت او نقش بسته بود. تماشای این پوسته رنگین، پرسشی در من پدید آورد. به دوستم گفتم: اگر پشت این خرچنگ، این همه رنگ نمی­داشت آیا در من و تو ابهامی برمی­انگیخت؟ که چرا دستگاه آفرینش از رنگ آبی و بنفش این خرچنگ غفلت کرده؟

همین امروز، هم سلولی ام: جناب دکتر عرب مازاریزدی از یک میوه گرمسیری اسم برد. نشانی­اش را که داد و طعم و قیافه آن را که توصیف کرد، دانستم همان درخت «پاپیا» یا خربزه درختی خودمان است. پاپیا در منطقه بلوچستان کشت می­شود. درختش شبیه نارگیل و نخل است. درست در بیخ بالایی درخت، آنجا که تنه باریک و دراز او تمام می­شود و انبوه برگ­های بلند و پهن او شروع می­شود، مجموعه­ای از میوه‌های ریزو به­هم چسبیده­اش می­روید.

این میوه­ها نخست به اندازه گردو هستند و هر کدام به نوبت بزرگ و بزرگ ­تر می­شوند. کامل که می­شوند، از سبزی به زردی می­گرایند. و چیزی شبیه خربزه می­شوند. با طعمی مشابه طالبی.

 به دکتر عرب مازارگفتم اگر خداوند این درخت را نمی­آفرید، آیا با اعتراض بشر روبرو می­شد؟ که خدایا، در جوار طعم طالبی، یک طعم، و در کنار درخت­های نخل و نارگیل و موز، یک چنین درختی را جا انداخته­ای و خلق نکرده­ای!

 البته من خودم به این پرسش کودکانه پاسخ گفتم. این که رنگ آبی و بنفش آن خرچنگ، و درخت پاپیا با میوه خربزه­گونه­اش، نمی­توانسته­اند از گردونه خلقت خدا حذف شوند. چرا؟ چون در شأن آفرینندگی خداوند، خللی پدید می­آمد. جنبیدن هر ذرۀ ناقابل و ناپیدا از جایگاه حتمی­اش، کل هستی را به هم می­ریزد. «احسن الخالقین» بودن خداوند، ایجاب می­کرده است که کوه­های هرمز، به هفت رنگ درآیند و پشت آن خرچنگ، به طیفی از رنگ­های آبی و بنفش مزین باشد و خربزه درختی گرمسیری، با آن شکل و قیافه باورنکردنی­اش، طعمی از طالبی داشته باشد. با هسته­ای بزرگ در میانه.

گستردگی پدیده­ها، آنچنان از تنوع و کثرت برخوردار است که شناخت گونه­های آن برای همه عمر بشر، سرگرمی علمی و معرفتی و معیشتی فراهم آورده است. به نوعی که هیچ­گاه، هیچ انسانی با هر گرایش و تعلقی که دارد، به تکرار پدیده­ها درنیفتد.

این گستردگی و تنوع و کثرت، نشان می­دهد پیش از آن که پرسشی در ذهن بشر شکل بگیرد و تقاضایی در روان و جان او پدید آید، خداوند، به خلق پدیده­های گوناگون دستور فرموده است. با گشودن دریچه سی­وسوم و سی­وچهارم سورۀ ابراهیم، ، به گزیده­ای از این پدیده­ها برمی­خوریم. اما در ابتدای آیه سی­وچهارم، خداوند به کف تقاضای ما انسان­ها اشاره می­کند: «واتیکم من کل ما سألتموه = و از چیزی که از او خواستید، به شما عطا کرد».

در ادامه همین جمله شورانگیز، خداوند به ضعف بشر، در شماره کردن نعمت­های اعطایی تأکید می­ورزد: وان تعدوا نعمت الله لاتحصوها = و اگر نعمت­های خدا را شماره کنید، هرگز آن­ها را شماره نتوانید کرد».

در پایان همین آیه، به یک سوز الهی برمی­خوریم. یک جور گله­مندی و آزرده­خاطری از انسان. که: خدا این همه نعمت به­خاطر گل روی انسان خلق کرده، و بشر، قدردان خدا نیست: ان الانسان لظلوم کفار = انسان، ستمگر و ناسپاس است».

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

8 نظر

  1. در تمام ممالک جهان از خرچنگ استفاده های گوناگونی میکنند . اما در ایران فقط برای نطق رهبر و رئیس جمهور از آن استفاده میشود و بس . مثلا سخنرانی اوبا ما را ببینید با چه آرامشی سخن میراند بدون اینکه فریاد بزند و سخنرانی خامنه ای و ….. را هم ببینید که با چه فریادی توام است انگار بلند گو جلوی آنها نیست !!!!!!!!! خوب این هم نوعی استفاده از خرچنگ است

     
  2. ان شالله بنده خدا

    سلام و درود خدا بر شما و حبذا بر این همه شیوایی و شیرینی که با هر نوشته از نوک قلمتان می ریزد . من به نوبه خودم از شما سپاسگزارم که با هر نوشته ی تان دریچه جدیدی از معنا بر رویم می گشایید . دعای بنده کوچکی چون من نثار وجود شما و خانواده عزیزتان که خدا را و شادی را و عشق و آزادی را برای همه می خواهید .

     
  3. از دست وزبان كه بر ايد / كز عهده شكرش بدر ايد تنها ذره نا قابل از سپاس وامتنان ما از درگاهش مهر ورزي به همنوع وحتي بيشتر به حيوانات و حفظ محيط زيست است بياييد دعا كنيم هر گز دچار لغزش نشويم كبر وغرور وخودپسندي را وا نهيم وبا يكديگر مهربان باشيم تا افريدگار هستي را خشنود كنيم درود بر ايراني جاودان باد سر زمين مقدس ايران

     
  4. خیلی لذت بردم ممنون آقای نوریزاد
    انسانهای متفکر و مهربان را بسیار دوست دارم. خدایا شکرت

     
  5. ان الانسان لظلوم کفار . استنباط من از این آیه این است که ، انسان قدر خویش نمیداند .مشکل بسیاری از ما این است که به آیات قران از دریجه جشم مفسرین نگاه میکنیم و به درکی میرسیم که آنان رسیده بودند ، با عقلانیت زمان خود . مفسران متاخر هم کمتر از آن چارچوب خارج شده اند . مسلمان باید خود را مخاطب قران ببیند بدون هیچ واسطه ای . به قدر بضاعت خویش . خداوند هم کمک کار است . متاسفانه “تفسیر به رای ” را چماقی کرده اند در این راه . البته که منظورم بینی و بین الله است ، جایی که انسان نمیتواند خود را فریب دهد .

     
  6. آفرين برشما .

     
  7. جناب اقای نوری زاد
    سلام
    کاش می شد برای یک دفعه هم که شده شما را از نزدیک می دیدم . در این دیدار نمی خواهم از شما سوالی بپرسم و یا در مورد مسائل سیاسی و … بحث کنم بلکه ارزو می کنم که مردان بزرگی مانند شما را بتوانم از نزدیک ببینم و بر دستهایتان بوسه زنم تا شاید کمی از رنج هایی که برای ساختن اینده من جوان تحمل کردید را _ جبران نه _ بلکه قدردانی کنم . زیرا کار شما انقدر بزرگ است که اگر چندین سال هم زحمت بکشم نمی توانم جبران کنم.
    انشاالله شما این افتخار را نسیب بنده کنید .
    با احترام

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

90 queries in 2487 seconds.