سر تیتر خبرها
آخوند خراسانی، میرزای نایینی و جناب خامنه ای (بقلم بابک خرم دین)

آخوند خراسانی، میرزای نایینی و جناب خامنه ای (بقلم بابک خرم دین)

به نام خدا

روزگارا قصد ایمانم مکن

زانچه می گویم پشیمانم مکن ( ه . الف .سایه )

جناب اقای خامنه ای

با سلام

بنده  برای انجام دادن وظیفه ی امر به معروف و نهی از منکر که امام علی ( ع ) به فرزندان خود وصیت کرد و یاداور شد که اگر این وظیفه ترک شود ظالمان بر انها و جامعه چیره می شوند و دیگر استطاعتشان از خداوند اثری ندارد این نامه را برای شما به نگارش در می اورم تا در اخرت که مقصد همه انسانهاست در نزد خداوند رو سفید باشم .

تا به الان بزرگواران زیادی برای شما نامه نوشته اند و ظلم هایی که از جانبتان به مردم شده را یاداوری کرده اند و شما را به روز جزا برده اند و دیگری به داستان پیامبران شما را فراخوانده تا عبرت بگیرید ویکی هم …

اما بنده نه می خواهم شما را به روز جزا ببرم و نه می خواهم تاریخ را به قصد عبرت گرفتن برایتان تعریف کنم بلکه نامه ی من بر دو محور می گردد یکی وضیعت دکتر خزعلی که یک قدم با شهادت فاصله دارند و دیگری فراز هایی از گفتگوی اخوند خراسانی با میرزای نائینی است که تبعات تشکیل حکومت دینی را شرح می دهد .

ابتدا به گفتگوی اخوند خراسانی می پردازم و در انتها به وضعیت دکتر مهدی خزعلی زیرا به عقیده بنده در اکثر موارد اواخر نامه بهتر از اواسط ان درک می شود .

اخوند خراسانی و میرزای نائینی

در کشمکش های میان مخالفان و موافقان مشروطه در نجف میان پیروان کاظمین  (محمدکاظم خراسانى و سیدمحمدکاظم یزدى) اختلافاتی بوجود امد و میرزای نائینی که عضو ارشد مجلس فتوای اخوند خراسانی بود برای رفع این اختلافات به اخوند خراسانی پیشنهاد کرد تا از تایید حکومت مشروطه دست بکشند و به تشکیل حکومت اسلامی همت گمارند و خود نیز زعامت ان را بر عهده گیرند … در این گفتگو مرحوم نائینی که از معتقدان ولایت فقیه بودند این بحث را مطرح کرده و طوری از ان طرفداری کردند که هیچ کس فکر نمی کرد ایرادی بتوان بر ان گرفت .

مرحوم آخوند خراسانى، پس از آن که تمام گفته‌هاى مرحوم نایینى را با دقت و حوصله گوش داد، در مقام پاسخ‌گویى برآمد و در جلسات متعدد، به تفصیل در حول و حوش حکومت دینى و حکومت طبقه روحانى گفت‌وگو کرد و پس از رد استدلالهای نقلی و عقلی میرزای نایینی؛ از جمله اظهار داشت:

بیانات و استدلال‌هاى شما، اگر هم به لحاظ نظرى درست باشد، و فرضاً ما براى قبول نظریه شما، حتى نظریه شیخ الطائفه و شیخ اعظم (شیخ انصارى) را رد کنیم و ایرادات ایشان و بسیارى از فقهاى بزرگ را بر نظریه اى که شما پذیرفته اید ندیده بگیریم – و من دون ذلک خرط القتاد- ولى با مشکلاتى که در مرحله عمل گریبان ما را مى گیرد چه کنیم؟

 مگر نمى دانید که قبول پیشنهاد شما و سپردن حکومت به دست علماى دین، تبعات نامطلوبى دارد که اگر راهى براى گریز از آن تبعات پیدا نکنیم، ضررهاى عمل به این پیشنهاد، بسیار بیش از منافعش خواهد بود؟

برخی از تبعات حکومت اسلامی از نظر اخوند خراسانی

1. اگرچه تشکیل حکومتى مبتنى بر علایق دینى شیعى که در رأس آن علما باشند – و نیز اجراى کلیه قوانین شرع از جمله درمورد مخالفان اسلام و تشیع – براى ما کمال مطلوب است، اما تشکیل چنین حکومتى، پیروان دیگر ادیان و مذاهب را ترغیب خواهد کرد تا آنان نیز حکومت‌هایى مبتنى بر تعصبات دینىِ ضدشیعى – که در رأس آن پیشوایان دینى شان باشند – بر سر کار آورند، و قوانین شرع خود را که برخلاف منافع مسلمانان و شیعیان است اجرا کنند. و آن‌گاه خطر آن حکومت‌ها براى ما، از خطر حکومت‌هایى که فعلا در دنیا هستند بیشتر است. چرا؟

چون حکومت‌هاى فعلى، اگر هم بر سر دین با ما دعوا دارند، این نزاع غالباً مربوط به مواردى است که میان دین ما و سیاست آن‌ها تعارض و تزاحم وجود داشته باشد، نه در همه موارد. بنابراین ما را مجبور نمى کنند که اصل دینمان را کنار بگذاریم و به دین و مذهب دیگرى درآییم. و در مقایسه با حکومت‌هایى که با اتکا به تعصبات دینىِ غیرشیعى بر سر کار آیند و در رأس آن‌ها پیشوایان دینىِ غیرشیعى باشند، مصداق «بعض الشرّاهون من بعض» هستند.

زیرا حکومت‌هاى نوع اخیر حتى به اندازه حکومت‌هاى غیرشیعى فعلى نیز ما و جامعه شیعى را تحمل نخواهند کرد و ما را در اعتقادات و اعمال دینى خود بسیار بیشتر از پیش محدود خواهند کرد. به این ترتیب، دستیابى ما به قدرت و حکومت ظاهرى در جامعه خود، مساوى است با حصر شدید ما از سوى قدرت‌هاى خارجى و تشدید فشارها و تضییقات بر شیعیان در جوامع غیرشیعى و هم‌چنین بر مسلمانان در جوامع غیراسلامى. چنان‌که  وقتى  صفوى‌ها حکومتى مبتنى بر تعصبات شیعى برپا کردند، مصیبت شیعه در خارج از ایران، از آن‌چه قبلا بود، هزار برابر بیشتر شد. و یک نمونه اش قتل عام ده‌ها هزار شیعه به دستور سلطان سلیم در قلمرو حکومت عثمانى است.

اخوند خراسانی  حکومت فرادینی را در مقابل حکومت دینی قرار می دهد زیرا فکر می کند که حاکمیت دین باعث ضرر به شیعیان و عصر و حرج انها در سطح بین المللی می شود و شاهد جنگ های مذهبی خواهیم بود .

2-  ما و علماى دیگر تا وقتى از بیرون به تشکیلات حکومت نگاه مى کنیم و به درون آن تشکیلات قدم نگذاشته ایم، فسادها و کاستى‌هایى را که در تشکیلات است به وضوح مى بینیم و به راحتى با آن‌ها مبارزه مى کنیم. اما وقتى خود وارد تشکیلات شدیم، فسادها و کاستى‌هاى آن را به وضوح نمى توانیم ببینیم. زیرا در آن هنگام، تشکیلات منسوب به ماست و ما منسوب به آن هستیم و هر کسى، همان طور که دیدن عیوب دیگران و عیوب تشکیلات دیگران – خصوصاً اگر مخالفان او باشند – برایش آسان است، دیدن عیوب خود و تشکیلات خود و وابستگان خود برایش دشوار است. میان دلبستگى به یک شىء و تشخیص معایب آن، نسبت معکوس برقرار است و معمولا هر کس هرچه را بیشتر دوست دارد، کاستى‌ها و معایب آن را کمتر مى بیند.

در زمان شاه مخلوع تعدادی از مقامات به دلیل مفاسد مالی و… دستگیر و روانه زندان شدند ایت الله خمینی در واکنش به این مسئله فرمودند :

اگر از این مفاسد با خبر بودید و کاری نکردید که خود شریک جرم هستید و اگر از این افعال بی خبر بودید پس لیاقت حکومت کردن ندارید … ( نقل به مضمون )

ایا شما از مفاسدی که رخ می دهد باخبر هستید و یا بی خبر؟ اگر مطلع هستید چرا کاری نمی کنید و اگر مطلع نیستید …

عیوب جمهوری اسلامی را ندیده اید به دلیل علاقه وافرتان به ان و مبارزه با مفاسد را مبارزه با خویشتن می بنید … ایا می توانید به جنگ با خویشتن بروید ؟ در حکومت دینی علما به فسد می افتند و اینگونه است که مخالفت با انها مخالفت با دین تلقی می شود … در حکومت اسلامی علما قوی ترین نیروی بازدارنده مبارزین با مفاسد هستند

به نظر اخوند خراسانی دخالت علما باید بدین گونه باشد :

 دخالت در امور سیاسى، اگر به معناى مراقبت و نظارت بر کار حکومت و مبارزه با فسادهاى موجود در آن باشد، از اوجب واجبات  و اهمّ فرایض براى ماست، ولى اگر به معناى اشتغال عامه مناصب حکومتى باشد، چنین امرى با معناى اول قابل جمع نیست و  در مقام تزاحم میان این دو معنا و عدم امکان جمع، بنابر اصل« الاهمّ فالاهمّ»، و براى این‌که بتوان اولى را نگاه داشت، بلاشک باید دومى را رها کرد و به حدیث ابن عباس عمل کرد: « اتق خیرها بشرّها و شرها بخیرها ».

بارى این تصور که  اصلاح امت منوط به حاکم بودن ما و فساد آن معلول عدم تفویض حکومت به ماست کاملا نادرست است.

3- آنچه کمال مطلوب ماست، تبعیّت حکومت از دین است و در راه این هدف نیز حداکثر تلاش را مى کنیم.

 ولى اگر براى حصول این مقصود، خودمان حکومت را در دست گیریم، در عالَم عمل، قضیه به عکس مى شود و دین تابع حکومت مى شود.

 زیرا وقتى رجال دین به حکومت رسند، حفظ دستگاهى که عنوان حکومت دینى بر آن نهاده اند، مهم ترین هدف و وظیفه و فریضه تلقى مى شود و طبیعى است که براى وصول به این مهم ترین هدف، استفاده از هر وسیله اى مباح مى شود.

 و احکام  الهى و ارزش هاى اسلامى و حتى بدیهى ترین معتقدات دینى و اصول عقلى و اخلاقى قربانى شوند. بلى ظاهر قضیه این است که با تشکیل حکومتى به نام دین و به وسیله رجال دین، حقیقتاً دین حاکم خواهد شد. اما هیهات.

مرحوم خراسانی معتقد است که دین وسیله حفظ قدرت میشود نه قدرت وسیله حفظ دین .

اما مهمترین دلیل

4- بسیارى از ما تصور نادرستى داریم و مى پنداریم که چون چند کلمه فقه و اصول بلدیم، صلاحیت اشتغال به همه مشاغلى را داریم که لازمه تصدىِ هر یک از آن‌ها تسلط بر یک یا چند رشته از علوم قدیم یا جدید است، و مى توانیم جواب همه مسائلى را بدهیم که لازمه پاسخ‌گویى به هر یک از آن‌ها تبحر در یک یا چند شاخه از دانش‌هاى پیشین یا امروزى است. از خاتم مجتهدین و استاد قاطبه فقها شیخ اعظم (شیخ مرتضی انصارى) بیاموزیم که با همه تسلط بى نظیر خود بر  علوم دینى، هرگاه پرسشى در باب مسائل حکمى(فلسفی) از او مى کردند مى فرمود: « من وزیر داخله اسلام هستم این سؤال را از حاجى سبزوارى بکنید که وزیر خارجه اسلام است.»

 با این مقدمه اگر ما بخواهیم مناصب حکومتى را در دست بگیریم، لازمه اش آن است که براى تمامى این مناصب، افرادى داشته باشیم که هم در حدود وظایف خود قوانین اسلامى را بدانند و هم متدین واقعى باشند و هم درس مدیریت خوانده و شیوه‌هاى مختلف اداره امور کشور را تعلیم گرفته باشند؛ وگرنه آن‌گاه ما حتى براى یک دهم مناصب موجود، افراد شایسته‌اى که هر سه شرط را داشته باشند نداریم. اگر هم به یکى دو شرط از این سه شرط اکتفا کنیم، نتیجه کار بسیار نامطلوب خواهد بود و اوضاع از این که هست، بدتر خواهد شد.

و مردمى که مى بینند به دلیل مثلا عدم آگاهى و مدیر و کاردان نبودن افراد ما، اوضاع نامطلوبى حاکم شده است، نسبت به ما و بلکه نسبت به  اصل دین بدبین خواهند شد. این است که مى‌گوییم حکومت دینى، اگر صاحب منصبان مدیر و کاردان نداشته باشد، خطرش و ضررش براى دین، از حکومت غیردینى و ضد دینى هم بیشتر است. چون در حکومت غیردینى و ضددینى، اگر مردم ضعف و نارسایى و فساد ببینند، آن را به گردن حکومت دینى و پیشوایان دین و اصل دین نمى اندازند، ولى اگر مناصب حکومتى در اختیار ما باشد، همه ضعف‌ها و فسادها و نارسایى‌ها را به حساب علماى دین و اصل دین مى گذارند و ما که بدون بصیرت و دانش کافى در اداره امور، این مناصب را اشغال کرده ایم.

جناب اقای خامنه ای

از این بحث بگذریم زیرا جان یک مومن مانند دکتر مهدی خزعلی از جکومت که امام علی (ع)  ان را به اب بینی بزی تشبیه کرده است مهمتر است .

350 فعال مدنی و سیاسی خواستار ازادی بی قید و شرط دکتر خزعلی از طرف وزارت اطلاعات شده اند و سرکار خانم ربانی املشی نیز ایت الله خزعلی را برای ازادی فزندش فراخوانده . اما بنده نه می خواهم از سازمانی که به بعد از انقلاب فقط تغییر نام داد و وزارت خانه شد ( ساواک = واواک ) در خواست ازادی بی قید و شرط مهدی خزعلی را کنم و نه می خواهم برای ازادی پسر به پدر تمسک جویم … فرزند دکتر خزعلی می گوید که ازادی و زندانی کردن پدرش تنها به دستور شما صورت می پذیرد  و من نیز می خواهم از طریق این نامه مستقیما از شما درخواست ازادی ایشان را که چندین روز است اعتصاب غذا کرده  می نمایم … همه حکومت ها ارزو دارند که مخالفی مانند دکتر خزعلی داشته باشند …. به شما پیشنهاد می کنم که با دستان خود خیرخواه خویش را نابود نکنید

امید است که حرف های این شهروند ایرانی به گوش شما برسد

ح.ع

1392

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

23 نظر

  1. کل انا یترشح بما فیه

     
  2. لعنت بردشمنان اسلام ولعنت بردشمنان ولایت فقیه عشق سیدعلی

     
  3. جناب مرتضای عزیز( 26 فروردین)
    خوبست که با جهت گیری دوباره ی شما لازم شد تا من هم در روشنتر نشان دادن دیدگاه خودم که به قول شما خیلی اتوپیایی است، یادداشت دیگری بنویسم.
    من به شما یا هم فکر های شما حق می دهم که درخواست مرا با آن کلیتی که طرح شد، قابل اجرا یا محق به اجرا ندانید. اما…اما…اما اینطور نبود که من گفته باشم هر کس در دوران مسؤولیتش هر علطی کرد، که ساده ترینش اشتباه در تصمیم گیری و انتخاب راهکار باشد تا مسایل رایج و شناخته شده ای که همیشه مبتلابه جوامعی نظیر ما بوده یعنی همه ی دزدی ها و رانت خواری ها و اختلاسها و جنایت راندن ها و خیانت ورزیدن ها و…حالا بعد از کنار رفتن یا کنارزده شدن برود در برج عاج هایش در فراغ امن بنشیند و هیچ کس هم از گل بالاتر نگویدش! نخیر؛ این درست ضد و نقض دموکراسی ای است که ما خواستار آنیم.
    حرف سر فرهنگ انسانی ای است که بر پایه ی روشنگری و عدالت پناهی استوار شده باشد؛ و اینکه ماندگان و صاحبان حکومت های بعدی- اگر مردمی باشند- اشتباه های برگشت ناپذیر حکومت اسلامی را تکرار نکنند. پس مبادا و مبادا دادگاه های خامنه ای ها از نوع آن دادگاه های نیم ساعته ی و بل کوتاهتر اوایل انقلاب و ….سال67 و…باشد که با دو تا سؤال و جواب الکی و فرمالیته سر و ته قضیه ی زندگی یک انسان را هم آوردند و…تمام!
    خیر آنها( در باره ی سران نظام پیشین) دادگاه که نه، انتقام راندن مظلق بود. چه، دادگاه روشنگر تاریخ است و باز گرداننده ی حق به جایگاه شایسته اش. دادگاه های اوایل رژیم این جور بود؟
    نه… با اسلام پناهان امروزی آنچنان رفتار نشود که خودشان با دیروزی ها رفتار کردند. بله صد البته که هر کس مسؤول تصمیم گیری ها و رفتارهای خودش است، باید باشد. وگر نه این که نشد که هر که زورش بیشتر، چاپیدن و چوب و چماقش گسترده تر و نفس گیر تر!

    نه…بیاییم روی این سنت شیطانی محاکمه های عجولانه و غیر کارشناسانه و به ویژه پشت درهای بسته و بی نظارت مطبوعات خط بطلان بکشیم. از اعدام و شکنجه و مثله کردن کسانی که به هر حال هیأت انسانی دارند، به عنوان تنبیه هیچ کاری در تاریخ ساخته نبوده و نیست. با اعدام جانیان و خاءنها ی به منافع ملی حقوق از کف رفته ی مردم ستمدیده چندان به آنان باز نمی گردد. کشتن قاتل مقتول را زنده میکند؟ ولی آخر مگر کسی هست که مخالف محاکمه ی جانیها و خاءنها باشد؟ محاکمه بله ولی نه پشت درهای بسته و بدون حضور روشنگر روزنامه ها و نه بدون دسترسی متهم ها به حق دفاع از خودشان؛ اگر اینان هر درنده خویی کردند، ما که خودمان را انسان میدانیم، نباید مانند همین ها رفتار کنیم. زیرا….زیرا
    که با رعایت موازین بین المللی حقوق بشر در دادگاه های این شیاطین حق تاریخ را ادا می کنیم و آیندگان را در دریافت و تحلیل حقایق تجربه شده ی امروزی یاری می رسانیم.

    ضمناً من در دو یادداشت شما پارادوکسی میبینم که کمی هم گیجم کرده؛ در یادداشت اول انگار خیلی سرسری در باب مثلاً امکان پناهندگی رب الاعلی مینویسید و تضمینی که بله با سه سوت…از وی به یک اشارت و از تو به سر دویدن، حتا تاگرفتن پناهندگی برای جناب ایشان مثلاً از امریکا. ولی در یادداشت بازتابی شما حکایت از لون دیگری بود . حالا پرسش من اینست که آیا این جناب چند رنگ دارد؟ چه خطی را پیش می برد؟ آیا آن اولی فقط یک طنز بود؟ کمی لغزان است موضع هاتان که از یک طرف سیاست علی بی غمی! و از دیگر سو سیاست خشونتطلبی و انتقامجویی!

    دوست عزیز! شما خودتان میگویید که قربانی خشونت نظام حاکم الانی هستید. مگر نمی خواهید که بچه هاتان دیگر دغدغه های شما را نداشته باشند و مثل همه ی دنیا بتوانند زندگی کنند؟ خب آن همه ی دنیا هم که از ازل جهان اول نبوده اند. آنها هم یک روزی روی سکوی جهان سومی ایستاده بوده اند. آنها هم بالاخره یک روزی از یک جایی شروع کرده اند خب ما هم ازشان یاد بگیریم. دست کم الهام بگیریم. پایان.

     
  4. با درود به آقای میری مصلح ارزشمند اجتماعی و با درود به آقای نوری زاد پدیده ای مبارک در امر مبارزه دلاورانه و اصولی.من با فرمایشهای آقای میری مشکل عمده ای ندارم و خود قربانی همان سلسله فرایندهایی هستم که ایشان برشمرده با تنها فرقی در تامین امنیت که با دو فرزند خردسال در سرمای اسنخوان سوزی تنها با داشتن هزار دلار آنزمان که ارزشی نداشت خود را از دست کمیته چی های کف بردهان و تازه تفنگ دیده که تهران را در زیز پر پروازهای کور خود گرفته و به اذیت و آزار بی قانون خود هر روز می افزودند به افتخار گرفتن پناهندگی از دشمن شدم .تنها پرسش من این است آیا باید//// تعداد بیشتری خون جوان زمین را گلگون و مقدار بیشتری سرمایه های ملی غارت شود؟آیا طرح جنابعالی در کشورهای جهان سوم پیاده شدنی است ؟
    آیا بهتر نیست کشوری چنین ویران شده از نظر اقتصادی و اخلاقی از این دانه درشتهای مانع آزادی تهی شود؟ومردم زودتر نجات پیدا نمیکنند؟ با احترام ریاد به طرح انسانی شما در یک مدینه فاضله.

     
  5. به آقای مرتضا\23 فروردین: نه من آرزو میکنم این سنت فرار کردن یا فراری دادن از پس برکناری از مسؤولیت اجرایی در ایران دیگر از میان برود؛ چه، اگر قراراست خامنه ای هم فرار کند و جایی پناهنده شود که این رشته تا ابد سر دراز خواهد داشت و حکومت بعدی هم می خواهد همین پروسه را در باره ی حاکمان امروزی اعمال کند و…
    نع !! باور کنید اگر بخواهیم از این پیله ی هزار لای پر گره امروزی نجات یابیم، این راهش نیست . چرا ما باید هر چیز را خودمان شخصاً تجربه کنیم تا به باوری برسیم؟ این جمله از کانت را به یاد بیاوریم که گفت: هرچه درجه ی هوش انسان ها بالاتر باشد، از تجربه ی دیگران بیشتر سود توانند برد و تنها احمق ها هستند که می خواهند همه چیز را شخصاً تجربه کنند. حالا حکایت ماست. تاریخ دیر یا زود خامنه ای ها را سرنگون میکند و به جای آنکه امروز دیوار های شهر با اسم ها و عکسها و افاده های اینان چرکین شده، آنان را به آرشیو خواهد فرستاد. و آن وقت است که ما تلاش کنیم در جایگاه هوشمندان بایستیم و از آنها عبرت بگیریم و یادمان بیاید که همین حکومت اسلامی چه سبعانه به جان و مال مردم افتاد و کرد آنچه همه ما کما بیش میدانیم. اما چه مشکلی از بی نهایت مشکلات مردم ما با این اعدام های حیوانی با آن مصادره های حیرت انگیز و با آنهمه فرار و فرار و فرار به بیرون مرزها گشوده شد؟ هیچ…که بر آن بی حد و مرز نیز افزوده گردید. و حالا …ماییم و مقام حکومت!!……..
    اشتباه حکومت اسلامی را تکرار نکنیم که بر اساس… انتقام و… خون و… جنایت پایه ریزی شد و گوی سبقت از خیلی از سفاکان تاریخ ربود و در بسیاری از جنایت ها و نا مردمی ها خود رکورددار تاریخ شد. بل ….از………………از…از نلسون ماندلا یاد بگیریم که از پس بیرون آمدن از زندان، فرمان عفو عمومی داد و با گذشت از حق خودش کشورش را به دو سود خیلی بزرگ رساند ؛ یکی اینکه مانع ایجاد فضای رعب و وحشت بعد از انتقال شد که طبعاً میتوانست ستیز و ناسازگاری و برخورد پیش آورد، دیگر آنکه از خروج سرمایه های کلان از کشور و از فرار مغزها از کشور جلوگیری کرد. حالا فرض کنید خامنه ای و صدها هم پیاله های ایشان در این سی و چند سال هم بروند بیرون و با آن حساب های پر و پیمانی که برای تا سی و چند نسل پس از خود پیشاپیش بیرون فرستاده اند، بیفتند به عیش و نوش علنی و به ریش ملت بخندند علنی تر!. این چه سودی برای ملت ما دارد؟ خیر آقای مرتضا! دیگر هر چه حگومت اسلامی خون ریخت و مصادره کرد و دزدید و حرمت درید و فراری داد و..بس است.
    مدل ایده آل انسان امروزی گاندی است، مصدق است، و بیش از همه ماندلاست. ماندلای بزرگ، ماندلای بخشایشگر، آنکه در پی «نه »ی ملتش( در دور دوم) با وقار وسر شار از احترام به خواست ملت خود کنار رفت و گفت: دیگر قبولم ندارید، بفرمایید؛ این شما و این انتخاب بعدی شما.( گر تو بهتر می زنی، بستان بزن)

    آرزو کنیم تاریخ به ما فرصت دیدن سر افکندگی ظالم را بدهد و ظالم ببیند که حکومت داری چیزی متفاوت ازتحکم و استبداد و دزدی و شکنجه و غارت است . یعنی …در یک کلمه انهمه نامردمیگری ها که بر ما روا داشتند و گفتند دین خداست!

    ………در اندیشه ی قصاص و انتقام کشی تجدید نظر کنیم که اگر قرار بود قصاص و امثال این تنبیه ها نجات بخش اتسان باشد، پس حالا بایست تکرار هیچ رنگی از ظلم در روی کره ی زمین نمی دیدیم. ما باید به این ها نشان بدهیم که حتا کسانی که درچنین ابعادی شگرفی ستم رانده اند، به حرمت همان ظاهر انسانیشان انسان انگاشته می شوند و با آنان برخوردی انسانی خواهد شد.

    —————–

    سلام دوست من
    سپاس ازاندیشه ی مبارک شما
    سپاس
    سپاس

    .

     
  6. کاملا درست و صحیح است

     
  7. جناب نوریزاد عزیز حالا چهار کلمه کر و کور و لال و زایل را حذف کردی پس چرا آیه “صم بکم عمی فهم لایعقلون را حذف کردید؟ مخاطب چگونه منظور متکلم را بفهدد که چه نوشته است. ///// شما علی الظاهر هنوز قلبا به ایشان اعتقاد و ایمان دارید و گمان می کنید نصیحت پذیرند، در صورتیکه با هزار و یک دلیل ثابت می شود که هیچ اهمیتی به نامه ها و سخنان دلسوزان کشور نمی دهد و ادعای ” ان ربکم الاعلی ” سراپای وجودش را گرفته است.

    ———————–

    سلام اهورای گرامی
    چه شما بپسندید وچه نپسندید، من برای خود خط قرمزهایی قائل شده ام. این خط قرمزها نه این که تاکتیک من باشند. نخیر، من اگرهمین اکنون درآمریکا یا بیرون ایران نیز باشم، به همین شیوه خواهم نوشت. ازتوهین وبکاربردن الفاظ سطحی وزشت پرهیزخواهم کرد.
    با احترام

    .

     
  8. tashakor aghaye norizade aziz .kash khamenee va hamrahanash in matlab ra bekhanand .

     
  9. جناب اقای نوری زاد
    سلام
    پاسخ شما به یکی از کامنت های خوانندگان مرا بر ان داشت تا این پرسش را مطرح کنم :
    ………………….
    منظور شما را از این جواب به هیچ وجه درک نمی کنم . می شود کمی توضیح دهید :
    سلام ماهان گرامی
    احتمالا جناب میرزای نایینی و آخوند خراسانی با طعم ” قدرت آخوندی” آشنا نبودند. این طعم، چه ها که نمی کند. می تواند آدم بکشد. دروغ بگوید. غارت کند. و: فریب بدهد. به اسم اسلام. والبته درلباس پیامبر.
    با احترام

     
  10. من بخاطر نجات جان آقای خامنه ای و خانواده شان و نجات ملت از این بدبختی که گرفتار آمده میتوانم خیلی راحت برای ایشان و کل خانواده اش پناهندگی سیاسی بدون هزینه با تامین امنیت کامل بگیرم . از ایشان اشاره از من بسر دویدن.آقا پاشو بیا بیرون یک هوایی بخور تا ملت هم نفسی بکشد.ایمیل مرا آقای نوریزاد از روی همین نوشته میتواند بردارد و بدست آقا برساند. محل را هم خودشان انتخاب کنند.من پیشنهاد به آمریکا دارم که هنوز از همه جا امن تر است و نگداری ایشان آسانتر.

    ———————

    مرتضای گرامی
    اگرایشان از این همه مسئولیت فراگیر کناره گیری کنند ما خودمان همینجا برای ایشان فضا می پردازیم. نیازی به آمریکا رفتن ایشان نیست.
    با احترام

    .

     
  11. گوش خامنه ای برای شنیدن این حرفها و زبانش برای عذر تقصیر خواستن و چشمانش برای دیدن حقایق جامعه و عقلش برای درک و فهم واقعیت ها ////. //// حقیقت این است. بقول آن فرد نامتعادل بی شخصیت و ویرانگر (احمدی نژاد) آنقدر نامه بنویسید تا نامه دانتان پاره شود! اینان کار خودشان را می کنند. امسال ملت باید بمعنای واقعی حماسه سیاسی بیافرینند و با نرفتن به حوزه های نمایشی انتخابات یک ” نه ” بزرگ را ///

     
  12. مهم مهم مهم مهم مهم مهم

    با سلام و عرض ادب خدمت دوستان و نوریزاد عزیز و تشکر ویژه از نویسنده این مقاله

    دوستان قسمت اول این مقاله (آخوند خراسانی، میرزای نایینی و جناب خامنه ای ) یکی از بهترین و تامل برانگیزترین مقاله هایی است که من در ماههای اخیر حوانده ام.
    از کامنتهای اون فکر میکنم دوستان کمتر خوندن ، از اونایی که نخوندن خواهش میکنم اونو بخونن ونظر بدن و نویسنده محترم و اقای نوریزاد و اونایی که میتونن ترتیب انتشار اونو در سایت های دیگه بدن ، شاید باعث شه آقای خامنه یی اونو بخونه ومهمتر از همه بنظر بعضی مراجع ورو حانیون و مقامات نزدیک برسه و کمک کوچکی در آ ینده برای جدایی دین از سیاست برای همیشه بشه و شاید کمک کنن که آقای خامنه یی و دیگر روحانیون مهم سیاسی گذشته وحال از این دام خود ساخته زودتر رها بشن.
    خیلی دلم میخواد آقایان رفسنجانی و خاتمی اونو بخونن

    نوریزاد عزیز مشتاق نظر شما در باره این کامنت هستم و متشکرم .

    ———————–

    سلام ماهان گرامی
    احتمالا جناب میرزای نایینی و آخوند خراسانی با طعم ” قدرت آخوندی” آشنا نبودند. این طعم، چه ها که نمی کند. می تواند آدم بکشد. دروغ بگوید. غارت کند. و: فریب بدهد. به اسم اسلام. والبته درلباس پیامبر.
    با احترام

    .

     
  13. احمدی نزاد اخیرا خطاب به کشورهای غربی گفته که اینطوری نمیشود دنیا را اداره کرد.
    به نظر میرسد که باید یک دانشگاه برای تربیت مدیرانی که بتوانند جهان را بکنند از نوع مدیریت جهانی در شهر قم تاسیس شود.شامل بخشهای زیر
    دانشکده گنده گنده دروغ گویی به ریاست محمود
    دانشکده لات بازی به ریاست بازهم محمود
    دانشکده افزایش سرسام اور قیمتها بدون عواقب جهانی به ریاست …..
    دانشکده .. زیادی خوردن به ریاست …….
    و بالاخره دانشکده استخراج سنگ پای قزوین به ریاست اصل ……………

     
  14. خوب اگه این دینو بزرگان دین نمیتونن اجرا کنن ، دیگه بدرد چی میخوره؟! چه کسی میتونه اجراش کنه؟! چرا ادعای حکومت کرده اصن ؟!
    چرا عیسی و موسی و نوح و ابراهیم و … دنبال حکومت نبودن ، اما //// شمیشر کش در اومد؟!

    به نظر من که دین دیگه دوره اش سراومده

    ———-

    دوست من
    شما هیچگاه درطول زندگی بشر زمانی را نمی توانید مورد تاکید قراردهید که: بشربه دین نیازنداشته ویا نخواهد داشت. نیاز به دین مثل نیاز به لبخند یک امر فطری است. به گرایش درونی مردم احترام بگذاریم ونخواهیم که همه همچون ما بیندیشند.
    با احترام

    .

     
  15. کسروی در جایی میگوید که ملت ایران یک بدهی دارد که تا ان را پرداخت ننماید روز خوش نخواهد دید و این بدهی چیزی نیست مگر یک حکومت دینی .
    ما این بدهی را با خسارات بیش از حد پرداخت کردیم به طوریکه دهها نسل نیز جبران این خسارت را نتوانند کرد ولی خوشبختانه در حال تسویه حساب هستیم.
    به امید روزی که دین به خلوت افراد برگردد و از هر گونه دخالت در امور سیای و اقتصادی و اجتمایی ممنوع گردد و به جای تمام مساجد و مدارس مذهبی مدارس علمی و مراکز تحقیقاتی و مراکز درمانی تاسیس شود.
    ما باید دینمان را در خلوت و قلب خود ببریم نه در زبانمان چرا که این مملکت تا زمانیکه هر بیسوادی به خود اجازه میدهد که هر خزعبلاتی را به نام دین به مردم ارایه دهد اسوده نخواهیم شد .

     
  16. خامنه‌ای منقلب میشود،

    مردم گرامی‌ ایران، پس از این زلزله و زمین لرزه هولناک دوست دارم در این فرصت یک پیام به شما بدهم. نمی‌دانم آیا این فکر اینجانب درست است یا نه، و باهمین جهت دوست دارم که بردارن و خواهرانی را که سالها از خطر زلزله در خطه جنوب و احتمال تخریب نیروگاه اتمی‌ بوشهر هشتار میدهند دعوت بعمل بیاورم، که چگونه میشود از انرژی اتمی‌ دور شد و به کلی‌ این تکنیک خانمان سوز محتمل را به کنار زد. دوست داشتم که دوستان به ما راه حل‌های منطقی‌ نشان دهند، شاید که انرژی خورشیدی جای گزین خوبی باشد یا نیروی با د و نیروی آب تا ما بتوانیم برای تولید برق و ایجاد آبادانی و رفاه از نعمت‌های خداوندی بهترین استفاده را ببریم. من می‌خواهم به ملت عزیز ایران بگویم، که براستی اینجانب دیگر خواب بر چشم ندارم، شاید خیلی‌‌ها هم همانا مثل من خواب بر چشم ندارند. پس من میگویم انرژی اتمی‌ دیگر خیر. به امید ایرانی‌ آباد و مرفه.

     
  17. این قدر “آقا” را به روز جزا حواله ندهید . کثرت حواله ها ایشان را به اینجا رسانده است که ، آب که از سر گذشت چه یک نی ، چه هزار نی .

     
  18. به نویسنده نامه و نیز به آقای نوریزاد،
    آیا شما جداً فکر می کنید این مطالب را آقای خامنه ای نمیداند؟! خودتان را گول می زنید یا ملت و خوانندگان و مخاطبینتان را؟!
    مسلم است که همه را می داند. حالا فرض کنید بعد از خواندن نامه شما و کمی تامل تصمیم بگیرد امور را اصلاح کند. یا حتی خودش استعفا دهد. مگر می تواند؟!
    این همه خطا و جرم ایشان مرتکب شده. بمحض عزل از قدرت، قانون او را خواهد گرفت. و به مجازات خواهد رساند. تازه اگر خود گرگهای دور و بر ایشان ////
    بنابراین شما فکر نکنید که این موضوعات را ایشان نمی داندو عمیقتر از اینها را می داند. اما عملا و در مقام اجرا نمی تواند ////
    ایشان //// در باتلاقی که خودش برای خودش ساخته(توسط عملکرد و تصمیمات خودخواهانه شان) فرو رفته. و راه برگشتی نیست.
    می دانم تلخ است. اما حقیقت است. که الحق مر.

     
  19. نظر دهندگان محترم
    راستی چرا ما ایرانیها – مانند این بنده خدای شهروند ایرانی – از تاریخ استفاده میکنیم و زمین و زمان را به هم میدوزیم تا آقای خامنه ائی و طرفدارانشان را “آنهم با تحقیر و ضعیف و بد بخت نشان دادن خودمان” اصلاح کنیم. هم وطنان گرامی چرا برای اکثریت ما ایرانیها درک این مسئله مشکل است که، جمهوری اسلامی را در سال 1357ما ایرانیها به دست خودمان و به امید رهائی از استبداد شاهی بالای سر خودمان قرار دادیم. سپس خودمان (اکثر ایرانیها) به تدریج جمهوری اسلامی – در تصور سال 1357 – را بعلت داشتن خود استبدادی، خود سانسوری، خرافه گری و نداشتن مطالعه و درس عبرت نگرفتن از تاریخ جوامع بشری و احساس را جایگزین عقلانیت کردن تبدیل به حکومت امروز نمودیم (خود کرده را تدبیر نیست). حالا هم با داشتن 34 سال تجربه جمهوری اسلامی (ولایت مطلقه فقیه) متنبه نشدیم، که استبداد خود ساخته را باید خودمان نه با التماس بلکه با زبان خودش یعنی زور و یکدست و متحد شدن و با درایت و بکارگیری عقلانیت و خرافه زدئی از خود و باور پیدا کردن به اینکه آخوندها – چه حکومتی و چه غیر حکومتی – مقدس و آسمانی نیستند ( با هیچ عالم غیبی رابطه ندارند، مثل من و شما همسر دارند و مثل من و شما تولید مثل میکنند، مثل من وشما میخورند و میاشامند و دفع حاجت میکنند) از میان برداریم. هم وطنان عزیز مستبد اصلاح نمی شود خوب و بد ندارد ///
    به امید روزی که عقل و خرد و اندیشه در همه ما ایرانیان به حد اعلا برسد
    مهدی

     
  20. خدا رحمت کند آخوند خراسانی ها را، افسوس و هزار افسوس!

     
  21. این آقای رهبر اگر بفکر جان ملت بود بجای هزینه های نجومی در نیروگاه بوشهر قدری از آن پولهای این ملت بیچاره راکه بجیب جنایتکاران روسی بصورت باج ریخته برای سر پناه آنان خرج میکرد تا در زلزله امروز بوشهر زیر خاک مدفون نشوند !؟ ویا در سوگ عزیزانشان ننشینند؟! زهی تاسف ودرد ! از این همه خودخواهی .لجبازی . حود بزرگ بینی ؟! که ملت را بخاک سیاه نشانده وخیال کنار رفتن ندارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟//دکتر مهدی خزعلی وسایر زندانیان را باید نجاتش را از قادر متعال خواست از رهبری امیدی نیست!

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

98 queries in 1799 seconds.