سر تیتر خبرها
ربوده شدن مجتبی خامنه ای بدست مأموران اطلاعات

ربوده شدن مجتبی خامنه ای بدست مأموران اطلاعات

مجتبی خامنه ای می توانست در اندازه ی یک رییس جمهورِ بالقوه بدرخشد. اگرنه رییس جمهور، می توانست رییس مجلس شود. و یا می توانست به ریاست قوه ی قضاییه نائل آید. اساساً می توانست رییس هرکجا که می خواهد، باشد. اما حیف که او را درست جلوی چشم مادرش از خانه بیرون کشیدند و به بهانه ی چند سئوال ساده به یک جای نامعلومش بردند.

مجتبی خامنه ای می توانست در اندازه ی یک رییس جمهورِ بالقوه بدرخشد. اگرنه رییس جمهور، می توانست رییس مجلس شود. و یا می توانست به ریاست قوه ی قضاییه نائل آید. اساساً می توانست رییس هرکجا که می خواهد، باشد. اما حیف که او را درست جلوی چشم مادرش از خانه بیرون کشیدند و به بهانه ی چند سئوال ساده به یک جای نامعلومش بردند. مجتبی پسر رهبر را؟ آری. همو را که برای برآمدن فرد نامتعادلی چون احمدی نژاد، به آب و آتش زد و ازقانون لقمه ای پرداخت و همان لقمه را به دهان چیزک تری به اسم مردم فرو تپاند.

مجتبی خامنه ای هرکه بود و هرچه کرد اما عزیز دل مادر بود. یعنی مادر مجتبی به قد و بالای او که می نگریست، غصه هایش را از یاد می برد و جوان می شد. و یا مجتبی که حرف می زد، مادرش قشنگ ترین اصوات آسمانی را از زبان او می شنود. مجتبی شیطنت که می کرد، مادر به گلایه ابروها را درهم می کشید. تب که می کرد، مادر می مرد و زنده می شد.

مجتبی دانشجو بود. جوان بود. جویای جامعه ای بهتر بود. نکبت و دروغ و فریبکاری مسئولان را برنمی تافت. و نیز دزدی آنان را. و دغلکاری آنان را. و به اسم اسلام، خیانت روحانیان هفت خط را نیز. این شد که آن هیمنه ی پوک جوانی، یک روز دست بدست دیگرانی چون خود داد، و داد کشید. چرا که راه گلویش بند آمده بود. همینجا بود که “برادران” آن داد را تاب نیاوردند. و مجتبی را بردند. بی آنکه یک نگاهی به قد و بالای دلواپسی مادر مجتبی بیندازند. و اکنون چهارده سال از آن زمان می گذرد. چهارده سال. چهارده سال.

سایه ی بلند جناب حاج مجتبی خامنه ای را اگر که پی بگیریم، به دانشجویی برمی خوریم به اسم “سعید زینالی” . که نه جاسوس بود و نه اسلحه بدست و نه برانداز. یک معترض بی کس و یک منتقد بی نشان بود. اما جوان بود. جوان بود. جوان بود.

امروز جناب حاج مجتبای خامنه ای، یعنی صاحب همان سایه ی بلند، همو که می تواند رییس جمهور و بالاتر از هر رییسی باشد، در جایگاه ابرقدرتی خود جلوس فرموده و سعید زینالی، چهارده سال است که آنسوتر از دلواپسی های مادرِ چشم به راهش، یا پوسیده و یا در دخمه ای گم و گوربرای روغن کاری چرخ دنده های چیزی به اسم “حفظ نظام” خرج می شود. بی آنکه مادر او خبری از استخوانهای پوسیده اش داشته باشد، و بی آنکه بداند برادران با وی چه کرده اند و اکنون کجاست. و اساساً چرا؟

جناب حاج مجتبی خامنه ای هرکه هست، گو باشد. مادر اما که دارد. ندارد؟ و مادرش، احساس که دارد. ندارد؟ با این همه نمی دانم چرا جناب خامنه ایِ پدر، یک خراش کوچک بر جمال آقا مجتبای بزرگ تحمل نمی کند اما چهارده سال گم شدگی و ربایش سعید زینالی بدست مأموران اطلاعاتی اش را به هیچ گرفته است؟ رازش را خود وی می داند و ما نیز می دانیم. هرگاه رهبر یک جامعه، به ازای هر نیشی که مردمان تحمل می کنند یک نیش مختصر نوش جان می فرمود، اکنون جان سعید زینالی درست بقدر جان آقا مجتبی خامنه ای ارزش می داشت. و کسی بخاطر یک اعتراض مختصر به وی چپ نمی نگریست. چه برسد به این که چهارده سال تمام از او خبری نباشد.

آهای ای بزرگان بیت رهبری، یک مادر اینجا غریبانه ایستاده و اذن دخول می طلبد. مادری که چهارده سال در فراق فرزندش پرپر زده است. لااقل بقدر یک عطسه ی آقا مجتبای خودتان به سوز وی بها بدهید.

محمد نوری زاد
هفدهم فروردین سال نود و دو

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

64 نظر

  1. ایستاده چون شمع

    درود بر حر زمان. درود بر نوریزاد مرد آزاد باوجدان.درود بر مبارزین شیردل راه آزادی و آزادگی.

     
  2. فقط میتونم بگم خاک توسرت جیره خوار عوضی مثل اینکه یادت رفته کی هستی بگذار یه خط ازخدماتت به همشهریهات توی مسجدسلیمان بگم
    هزار نفر بیگناه رو باخیانتهای کثیفی که کردی وبادستان پلیدت مناطق حساس شهر شهید پرور مسجدسلیمان رو هدف تجاوز موشک های عراق کردی عوضی حالا میخوای برامون درباره ایران ووطن پرستی وحس مسئولیت صحبت کنی ودرباره رهبرعزیزترازجانم دهنت نجست روبازکنی بیچاره توتاحالا توی عمرت یک رکعت نمازخوندی میفهمی عبادت ونماز چیه میدونی خدمت به خلق چیه میدنی شرافت چیه که بامظلومیت مطلب مینویسی وباجیره خواری ازآمریکا سیمای کثیفت رو به مردمی نشون میدی که پاک ترین ها هستند بدبخت روسیاه شب اول قبری هم هست حداقل شبها که میخوای بتمرگی یه کم فقط یه کم فقط یه کم فکر کن بیچاره

     
  3. اسماعیل کبریتیها

    کسی که خود را شعبون بی مخ خطاب میکند و ابای از ان نشان نمی دهد شایستگی ندارد مورد خطاب قرار گیرد به عنوان انسان

     
  4. اسماعیل کبریتیها

    برادر جیره خوار بسیار متشکر از حمایات بی چشم داشت تان نانتان گرم تر و ابتان سرد تر باد به مدد ایمان راسختان
    و سایه شما هم دراز تر باد

     
  5. محمد باروتی ها

    آقای نوری زاد امام خامنه ای (مدظله العالی) نایب بر حق امام زمان(عج) هستند متوجه میشید؟؟؟
    شما که اینطور به ایشون و آقا مجتبی بزرگوار توهین و جسارت میکنید باید استغفار و توبه کنید و از خدا طلب بخشش کنید البته اگه به خدا اعتقاد داشته باشید
    همه ما مردم ایران باید از عزیز و فرزند فاطمه زهرا (امام خامنه ای) و فرزند گرامی ایشون آقا مجتبی (حفظه الله ) تمام قد دفاع کنیم نه اینکه بی شرمانه به محضر مقدس نایب برحق امام زمان(عج) توهین و جسارت کنیم
    سایه مقام معظم رهبری مستدام باد

     
  6. ادب مرد به از دولت اوست

     
  7. آقای نوری زاد یک توصیه برادرانه، شما یک سفر برید پیش مادرتان اگر زنده است وگرنه برید سر قبر مبارکشان ومطالبات خودتان را از مادرتان داشته باشید چون اوست که به پدرتان خیانت وشمارا در اثر یک رابطه عاشقانه با مردهای تهران یا شاید هم مردهای ایران به دنیا آورد
    با تشکر وجدان بیدار کنتان محمد

    ————-

    سلام دوست گرامی
    کاش بجای این ناسزا دو خط مطلب مستدل درپاسخ به نوشته ی من می نوشتید.
    با احترام

    .

     
  8. نظر وحست را برا عمب بزار

     
  9. تا ما شعبون بی مخ های حضرت آیت الله امام خامنه ایی هستیم
    امثال تو فقط خودشون رو خسته میکنند و هیچ غلطی نمیتونن که بکنند…
    حالا برو گمشو مستندت رو بساز
    داری آب تو آسیاب دشمن میریزی بیچاره
    امیدوارم موقعی ک سرت رو گذاشتی زمین جوابگوی خون پاک شهدا باشی

     
  10. مجتبي پديدار

    شيخ ، بس كن . باز هم فرموده ايي
    حرفهاي معده ايي و روده ايي
    واقعا فكر كرده ايي مردم خرند
    يا كه كلا تو خودت خر بوده ايي ؟

     
  11. مرگ بر ضد ولایت فقیه بهارخانم… مرگ بر ضدولایت فقیه… خوبه؟

    —————-

    مهراب گرامی
    این شعار، یکی ازشعارهای تلخ سالهای پس ازانقلاب است. که نه با روح اسلام همخوانی دارد ونه با انسانیت. تجسم که با عملی شدن ذات این شعار، ناگهان ده میلیون نفردرایران زنده می مانند ومابقی کل بشرنابود می شوند. وای به روزی که مرگ خواهان، پای ازاعتقادخود به دایره ی اجتماع بگذارند. وقانون را مضحکه ی عقاید خود سازند.
    با احترام

    .

     
  12. احسنت احمد شکیب . خدا حفظتان کنذ

     
  13. با سلام
    جناب نوری زاد خوش به حالتان! چقدر راحت و بدون عذاب وجدان حرف میزنید
    اگر حرفهایتان واقعیت نداشته باشد مدانید چه حسابی باید پس بدهید هم به مخاطبین ……..و
    هم به افرادی که به آنها اتهام وارد میکنید…….

     
  14. حرفت خیلی جالب بود دوست عزیزه من
    حکومت حکومت امام علی علیه السلام عدالت عدالت امام علی علیه السلام کدوم امام واسه خلافت که بر حق بودن دست به کشت و کشتار زد ؟
    امام علی علیه السلام مگر نگفت واسه خاطر اسلام من کاری نمی کنم ؟ حقش بود نبود ؟ این دوران امام خمینی میخواد فقط امام خمینی که اگر بود سر …. می زد

     
  15. احمد شکيب غرجستاني از افغانستان

    نمي دانم چه بايد گفت؟ يکي بر سر شاخ و بن مي بريد! اين همه از اخلاق، مدارا، تساهل، آزادي و ديگر مقولات مقدس انساني سخن مي‌گوييم که حدي ندارد. منادي اخلاق و مدارا و تساهل خود بايد در قلم و قدم خويش چنين اموري را نشان دهد. اما نه نوري زاد و نه اغلب پيامگذاران هيچ يک پاي بند به اين مهم نيستند. مي توان راحت تهمت زد، افترا بست، زد کشت. اما دريغ از ذره‌اي انصاف و حق مداري و حق طلبي. اين ادبيات خود نشانگر درون پر از … بسياري از افراد دارد. التزام به اخلاق ضرر ندارد. بياييم امتحان کنيم.

     
  16. سلام.چرامخالفان دولت شما انسانهای باسوادی هستندوشما بی سواد

     
  17. داداشی که این داستان ورمانهای دیگر رامینویسی شعور مردم مثل شما نیست به خدامغز ماشستشو داده نیست ارده ی فکری مادست خودمان هست

     
    • بله مردم همه خرند همانندشما که تابحال طرفت را نشناخته ای.کدام ولایت فقیه؟آقای نوریزاد خودش قبلا یکی از یاران نزدیک آقا بود.وقتی جنایات او را دید، تصمیم گرفت بر علیه او برگردد…
      “—کار را بکنید ولی مردم نفهند” یعنی مردم خر باشند و نفهمند؟

       
  18. داستانت دروغ است مسلمان هموطن مگرفرزندخدارامیتوان گرفت

     
  19. ////بردندکه بپرسندچرادستورقتل های کهریزک راداده یاچطوراز ترکیه طلارد کرده یاچطوردست درآرای مردم برده کدام برادر دینی من

     
  20. این آقای امین مثل اینکه اینجا را با بیت //// رهبری اشتباه گرفته
    اینجا جای این حرفا نیست آقا
    ولایتت ///
    با همین //// ما را فریب دادید
    دیگر بسه.
    به امید آزادی
    پاینده ایران

     
  21. لعنت برمنافق بزرگترین فتنه اخرالزمان شک درولایت که بیشترشیعه ها ریزش میکنند

     
  22. هموطن عزیــــــــــــــــــز آقای حمید……..مقاله اتان را خواندم دستتان درد نکنه فوق العاده بود خیلی زحمت کشیدید………ممنون

     
  23. فوق العاده بود هموطن گرامی انشاء الله حاجت روا باشی زحمت کشیدی ممنون

     
  24. جناب اقای کاویانی
    با سلام
    از اظهار نظرتون به مقاله اینجانب که پر از ایراد و اشکال است سپاسگذارم …
    به شما پیشنهاد می کنم نوشته های اقای نوری زاد را با دقت بیشتری بخوانید زیرا این نوشته ها پرمحتوا ترین و واقعگرایانه ترین مقالات هستند و خواهند بود .
    نوری زاد اینقدر بزرگوار و رستگار است که برای هیچ کس بدی نمی خواهد حتی برای رهبر و سرداران سپاه که کشور را در سراشیبی سقوط انداخته اند .
    پس تعجب نکنید که ایشان با رهبری چنین مکاتبه می کنند .
    با احترام

     
  25. جناب حمید درود بر شما

    به شکلی‌ کاملا اتفاقی‌ مقاله پر بارتان را خواندم و از آن استفاده کردم .

    بر عکس مقالات آقای‌ نوری زاد که بی‌ محتوا و خیال گونه هستند، ارزش خواندن داشت.

    اجازه بدهید بر نوشتارتان را کمی‌ بیفزایم ، که استالین بر اثر مسمویت از سّم مسموم شد و با مرگ جانکاهی نزدیک به ۲ روز و یک شب در حال جان دادن بود و سرانجام زمانی‌ مرد که قاتلین خود شناخته بود چرا که همگی‌ با اشتیاق او را دوره کرده و نظاره گار مرگش بودند و طبق همان قرار‌ها دکتر‌ها هم بسیار دیر رسیدند و زمانی‌ که رسیدند قرار نبود کاری انجام دهند، این سّم به شکل گسترده توسط کا گ ب علیهٔ دشمن استالین مورد استفاده قرار گرفته بود.

    طراح اصلی‌ قتل استالین ، خروشچوف بود ، در آخرین شب زنده داری پس از آنکه استالین، خروشچوف را مسخره و تحقیر کرد ، مانند هر شب در نزدیکی‌‌های صبح با عصبانیت همه را از خود راند و آنان را تهدید به مرگ کرد ،در بین آنان رئیس سازمان امنیت هم بود ، به هر حال یک قتل دسته جمعی برای دفاع از خود بود چرا که کسی‌ نمیدانست چه کسی‌ جان سالم به در خواهد برد و با آگاهی‌ حتی دختر استالین صورت گرفت ،یعنی‌ منفور‌ترین فردی که همه آرزوی مرگش را داشتند حتی دخترش.

    نتیجه گیری شما هم بسیار به جا بود و چناچه دقت کنید یکی‌ از ذوب شدگان در ولایت ////استالین اسلامی ، همین نوری زاد گرامی‌ میباشند که با این روش از سید علی‌ استمالت میجویند و قصد خدمت و جانفشانی در پایشان دارند.

     
  26. جناب حمید درود بر شما

    به شکلی‌ کاملا اتفاقی‌ مقاله پر بارتان را خواندم و از آن استفاده کردم .

    بر عکس مقالات آقای‌ نوری زاد که بی‌ محتوا و خیال گونه هستند، ارزش خواندن داشت.

    اجازه بدهید بر نوشتارتان را کمی‌ بیفزایم ، که استالین بر اثر مسمویت از سّم مسموم شد و با مرگ جانکاهی نزدیک به ۲ روز و یک شب در حال جان دادن بود و سرانجام زمانی‌ مرد که قاتلین خود شناخته بود چرا که همگی‌ با اشتیاق او را دوره کرده و نظاره گار مرگش بودند و طبق همان قرار‌ها دکتر‌ها هم بسیار دیر رسیدند و زمانی‌ که رسیدند قرار نبود کاری انجام دهند، این سّم به شکل گسترده توسط کا گ ب علیهٔ دشمن استالین مورد استفاده قرار گرفته بود.

    طراح اصلی‌ قتل استالین ، خروشچوف بود ، در آخرین شب زنده داری پس از آنکه استالین، خروشچوف را مسخره و تحقیر کرد ، مانند هر شب در نزدیکی‌‌های صبح با عصبانیت همه را از خود راند و آنان را تهدید به مرگ کرد ،در بین آنان رئیس سازمان امنیت هم بود ، به هر حال یک قتل دسته جمعی برای دفاع از خود بود چرا که کسی‌ نمیدانست چه کسی‌ جان سالم به در خوiهد برد و با آگاهی‌ حتی دختر استالین صورت گرفت ،یعنی‌ منفور‌ترین فردی که همه آرزوی مرگش را داشتند حتی دخترش.

    نتیجه گیری شما هم بسیار به جا بود و چناچه دقت کنید یکی‌ از ذوب شدگان در ولایت ////استالین اسلامی ، همین نوری زاد گرامی‌ میباشند که با این روش از سید علی‌ استمالت میجویند و قصد خدمت و جانفشانی در پایشان دارند.

     
  27. با اینکه شمارانمیشناسم ولی برایت بسیار متاسفم . تا افرادی چون شما در این آب و خاک هستند گره از کار مردم باز نخواهد شد . مشکل ما پادشاهی اسلامیست . مشکل ما عدم رعایت به قوانین هرچند ناقص . مشکل ما افرادی چون شما نا آگاه و یا فریب خورده و یا مواجب بگیرانید . روزی در مقابل مردمی که همه چیزشان را در راه اسلام //// شدادند باید پاسخ دهید و آن روز نزدیک است انشااله

     
  28. با عرض سلام وتبریک سال نو خدمت پدر بزرگوار جناب آقای نوری زاد.
    آقای نوری زاد به نظر شما آخر این جریان ها چه بلایی سر مردم میاد به خدا من تو کار اینا موندم دارن چکار میکنن هر چی فکرش رو میکنم به هیچ نتیجه ای نمیرسم.
    اولین نخست وزیر مملکت که جاسوس آمریکا بود
    اولین رئیس جمهور مملکت هم که جاسوس منافقین بود
    نخست وزیر هشت ساله جنگ خود فتنه است
    رئیس جمهور سازندگی ساکت فتنه است
    رئیس جمهور اصلاح طلب حامی فتنه است
    این یکی هم که جریان انحرافیه

    و سوالی که مطرحه اینه که این انقلابی رو که نباس بگذاریم دست نا اهلان بیفته اساسا کی دست اهلش افتاده که ما نگه اش داریم؟

     
  29. سلام استاد گرامی دورد خدا و مجاهدان فی سبیل الله بر شما شریعتی ثانی…بدانید که شما و خانواده معظمتان در تاریخ برای همیشه زنده خواهید ماند…و تا نام حسین ع زنده است نام شما هم زنده خواهد بود..شما از افتخارات دین مبین اسلام هستید..دعای گفته و ناگفته مظلومان تاریخ بدرقه راهتان همانانی که در بر اثر عدم بینش کافی نمی دانند حق شان کجاست که مطالبه کنند و دسته دیگری که انفدر گرفتار روزمرگی اند که مجالی برای تفکر ندارند..ویا انانی که از ترس از دست دادن زندگی و خانواده جرات حق خواهی ندارند ….دعای من حقیر که از همه اینان کمترم چه برسد به شما ودعای همه اینان بدرقه شما وخانواده محترمتان.خوشا به سعادتتان …معلمی کوچک از کرچ و خطه شمال…

     
  30. سلام آقای نوریزاد، دمت گرم و خسته نباشی برادر، کاشکی امثال شما در کشور زیاد بود. واقعا در هزار سوم دیکتاتوری وحشتناک دینی همچون طاعون ایران را گرفته ، تنها آرزوی من زندگی در ایران با حداقل آزادیها است.

     
  31. جناب نوریزاد
    بکوری چشم تمام دشمنان بسسسسسسسیار بسسسسسسیار عالی بود . خدا قوت

     
  32. بین سالهای 1933 تا 1953 در اتاقی نیمه تاریک در کاخ کرملین در مسکو مردی هر شب نماز شب میخواند. هزار رکعت، شش هزار رکعت. نه هزارو نهصد رکعت.

    او شبهائی دراز را پشت سر مینهاد. همانند همه امامان و قدیسین شب زنده داری و عبادت در شب را دوست میداشت. مردی بود کوتاه جثه با سبیل های پر پشتی که از پهلوان های قدیم گواهی میداد. با دستانی کوتاه و انگشتانی چاق. مردی آبله رو که همواره چکمه بپا میکرد و پنداری مانند نادر شاه حتی شبها موقع خواب هم آنها را از پا بدر نمی آورد.

    هیچگاه لباسهای پر زرق و برق نمی پوشید. هیچگاه با صدای بلند حرف نمی زد. به وفور لبخند بر لب داشت و هیچگاه خشمگین دیده نمی شد. بسیار کم حرف میزد و هر شنونده ای از گویش او متوجه میشد که او روسی نیست. از جنوب میاید. از مشرق زمین میامد. دوبار ازدواج کرده بود و هردو زن او یکی پس از دیگری در سن جوانی مرده بودند. دومی بر اثر اصابت گلوله ای از یک اسلحه کمری.

    گویا همه زنان در امپراتوری عظیم شوروی اورا میپرستیدند و به زنان او احساس حسادت میکردند. از مردن آنها خوشحال بودند. دیگر او یک موجود زمینی نبود. پدر ملت بود و اوج آرزوی آنها. کسانی که یکبار به مشاهده چهره یا پیکر او از راه دور نائل میامدند آنچنان مجذوب میشدند که اگر بیهوش نمی گشتند لااقل بزرگترین خوشبختی خود را در این مشاهده میپنداشتند.

    دو پسر داشت و یک دختر.

    پنجاه سال قبل او در شهری در شمال قفقاز بدنیا آمده بود. مادری داشت پیر که اورا به مدرسه مذهبی فرستاد بود تا کشیش شود. او مدرسه را رها کرد و انقلابی شد. افتاد پشت سر لنین و در چهار سال آخر زندگی لنین 1921 تا 1925 آنچنان قدرت را از دست خود لنین بیرون کشید که شدید ترین نامه های لنین به کمیته مرکزی اتحاد شوروی هم که به وصیت نامه لنین معروف است کوچکترین کاهشی در قدرت او نداد. در سخنرانی هایش تا روز آخر لکن همواره به لنین تاسی میجست و از او نقل قول میکرد و او را سرمشق همه چیز قرار میداد. از خود هیچگاه تعریف و تمجید نمی کرد.

    او یوزپ یوگاشویلی بود که لقب استالین یعنی پولادین بر خود نهاده بود.

    در سال 1935 در انتخابات درونی حزب تنها کیروف سرپرست حزب کمونیست در لنینگراد با در صد رای بیشتری از استالین دوباره در پست خود انتخاب شد و این خطائی بود نابخشودنی. مدتی بعد شخصی با در دست داشتن اسلحه ای کمری بدون کنترل وارد مقر حزب در لنینگراد شد وتنها در چند قدمی کیروف دستگیر و به پلیس تحویل داده شد. معلوم شد که او تا چند روز قبل در یک بازداشتگاه زندانی بوده و بصورت نامعلومی از آنجا بیرون آمده است. مدتی بعد همین فرد دوباره بصورت مرموزی آزاد و دوباره وارد اسمولنی مقر حزب شد و کیروف را اینبار با موفقیت بقتل رساند.

    استالین خود را بعنوان بازرس برای بررسی این قتل شنیع “سمبل حزب و قهرمان ملت” خواند و سه شب بر سر جنازه کیرف شب زنده داری کرد. او نه تنها کیرف یعنی کسی را که بهترین شانس را برای رقابت با او دشت از بین برد بلکه مرگ او را بهانه ای قرارداد تا همه رقبای ممکن را از بین ببرد. هرکسی که سرش به تنش میارزید در این راه ازبین رفت.

    این آغاز تصفیه هائی بود که صدها هزار از افسران ارتش منجمله نابغه نظامی شوروی مارشال توخاچفسکی را به کام مرگ کشید. هرکسی که در دفترش شماره تلفن کسی بود که به او شک بود قربانی مرگ میشد. هرکسی که بصورتی حتی دروغین لو داده میشد دیگر زنده بحساب نمی آمد. لودادن شده بود یک فرهنگ انقلابی. ماموران شب ها پس از ساعت سه میامدند و آرام مردم را میبردند مانند گوسفند به کشتارگاه. صدای پای آنها در هر پلکانی به آپارتمانها نزدیک میشد و هر خانواده ای آسایش میافت هنگامی که صدای پاها دور تر میشد. این بار نوبت همسایه بود. ولی نوبت آنها هم روزی میرسید.

    تعداد مردمی که بکام مرگ پریده اند تا بیست میلیون نفر تخمین زده میشود. روسیه، اوکرائین، قفقاز، آسیای میانه و همه جا در این فاجعه سهیم بودند. کامنف، زینویف و همه سران حزب کمونیست ازبین رفتند و اگر کسی مانند تروتسکی هم بخارج گریخت در آنجا طعمه آدمکشان استالین شد. متفکرین، هنرمندان، صنعتگران، ارتشیان، سیاستمداران و حتی خود نیروهای انتظامی مانند کا گ ب مصون نبودند. گولاک ها که جهنم های یخ زده شوروی بودند میلیونها قربانی را در خود جای دادند که تا حد مرگ کار اجباری میکردند و در آنجا میمردند. هنوز پس از هشتاد سال جمجمه ها پیدا میگردند.

    و در این بحبوحه اکثریت قریب به اتفاق مردم هنوز اطمینان و بلکه عشق و پرستش را به شخص رهبر از دست نداده بودند و حتی سعی میکردند از درون گولاکها به او نامه بنویسند و دست او را ببوسند. همه فکر میکردند که انقلابی هستند و در مورد آنها سوء تفاهم شده است.

    و رهبر در این شبهای یخبندان در اتاقی نیمه تاریک پشت میز تحریر نشسته بود و پرونده پس از پرونده را مرور میکرد و در صورت لزوم دستوری صادر میکرد. لزوم همیشه صورت داشت. او مشغول عبادت بود.

    در یکی از پرونده ها گزارشی بود بر دستگیری ششهزار و ششصد نفر از خائنین که در یک شهر به مرگ محکوم شده بودند و اعدام آنها منتظر دستور نهائی رهبر بود. رهبر پُکی عمیق به پیپ خود میزد و لیست محکومان را ورق میزد. هیچ نامی به نظرش آشنا نیامد. با مداد کهنه ای که در دست داشت زیر گزارش نوشت: به نه هزار و نهصد نفر افزایش یابد.

    رهبر در حال خواندن نماز شب خود بود. ده هزار رکعت. در آن شب. تنها در آن شب او ده هزار بار حضرت ابراهیم شد. از مادر پیر او نقل شده است که بهتر میبود تو کشیش میشدی. خود استالین در مکالمات خصوصی مادر خود را فاحشه خوانده بود.

    او از گذشته خود متنفر بود. هنرمندان شوروی از جوانی او افسانه ها ساختند و نام کُبا را برای او ساختند. در کتابهای درسی از جوانی رشید و بلند قامت صحبت بود که در جوانی قهرمانیها کرده بود.

    آنگاه که پسرش در جنگ دوم توسط آلمانها دستگیر شد و آلمانها حاضر بودند او را با ژنرال پاولوس آلمانی که در استالینگراد دستگیر شده بود معاوضه کنند رهبر گفت ما یک ژنرال را بجای یک افسر نمی دهیم. پسرش در بازداشتگاهای آلما نی جان داد. دلایل زیادی براین گواهی میدهند که هردو زن خود را او خود کشت. زمانی که پس از معاهده تقسیم لهستان بین آلمان و شوروی نیمی از آن به شوروی بخشیده و پس از هجوم ارتش آلمان به نیمه غربی ارتش شوروی نیمه شرقی را تصرف نمود اولین کار مهاجمان روسی در نیمه شرقی 1939 اعدام چهل هزار افسر لهستانی و دفن آنها در خندقهای کاتین بود. هر افسری یک گلوله در جمجمه.

    وزیر خارجه او مولوتف که همواره خدمتگذار او بود و تا دم مرگ او به او پایدار جرئت نمی کرد نزد او برای همسر خویش که در گولاک بود شفاعت کند. در جنگ دوم جهانی بیست و پنج میلیون نفر از شهروندان شوروی جان خود را بر اثر ندانم کاری و تصفیه های دیگر او از دست دادند. تنها یک ونیم میلیون نفر در جنگ دوم در گردانهای مجازاتی عمدا به کام مرگ روی میدانهای مین یا بدهان توپخانه دشمن فرستاده شدند.

    از صدقه سر تصفیه های سالهای 35 تا 38 جوانانی مانند خروشچف به پستهای عالی رسیدند که تا هشت سال پس از جنگ در مقابل رهبر بلا منازع جرات دم زدن نداشتند. روزی که در آوریل 1953 استالین در ویلای خود در نزدیکی مسکو در اثر حمله قلبی مرد ساعتها کسی جرات نمی کرد بدون اجازه وارد اتاقهای خصوصی او بشود. جنازه او مومیائی شد و در جوار لنین قرار گرفت، کسی که او خود او را خلع کرده بود. در آن روز شاید 90 در صد از صدها میلیون شهروند شوروی از ته دل میگریست. ملتی خود فاسد و خود جاسوس رهبر خود و پدر خود را از دست داده بود. هرکس میخواست میتوانست بداند که چه اتفاق افتاده است. در بیستمین کنگره حزب کمونیست در یک سخنرانی سری خروشچف برای اولین بار پرده از جنایتهای او برداشت. لکن دهها سال از محبوبیت او چنان کاسته نشد. هنوز نیمی از روسها و بخصوص نیمی از گرجیان اورا تمجید میکنند. او و کمونیسمش که به آن استالینیسم میگویند و نیمی از دنیا را به فاجعه کشید، کره را، ویتنام را، آذر بایجان و کردستان ایران را، چین را، اروپای شرقی را و بد تر از همه شانزده مملکت در شوروی ادقام شده را.

    در تمام دنیا آنقدر اشک نیست که بتواند برای این همه قربانی ریخته شود. کربلا چیست؟

    اگر در این سطور به نگاهتان چیزی آشنا آمد کاملا اتفاقی است.

     
  33. ﻋﺮﻓﺎﻧﻴﻴﺎﻥ

    ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ اﻱ ﺳﺎﺩﻩ
    ﺳﻼﻡ ﺑﻪ ﺁﻗﺎﻱ ﻧﻮﺭﻱ ﺯاﺩ ﻭﺟﺪاﻥ ﺑﻴﺪاﺭ ﺣﺰﺏ اﻟﻠﻪ
    ﺷﻤﺎ ﻣﻴﺪاﻧﻴﺪ ﻛﻪ ﺁﻗﺎﻱ ﺧﺎﻣﻨﻪ اﻱ ﺳﻴﺪ ﻗﻂﺐ ﺭا ﻣﻴﺸﻨﺎﺧﺘﻪ و اﺭاﺩﺗﻲ ﺑﻪ اﻭ ﺩاﺷﺘﻪ و ﺣﺘﻲ ﻛﺘﺎﺑﻲ اﺯ اﻭ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻛﺮﺩﻩ.
    ﺳﻴﺪ ﻗﻂﺐ اﻧﻘﻼﺑﻲ ﻣﺼﺮﻱ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﻋﺒﺪﻝ ﻧﺎﺻﺮ اﻋﺪاﻡ ﺷﺪ ﺑﺮ اﻳﻦ ﻋﻘﻴﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺭاﻫﻲ ﺟﺰ ﻗﻴﺎﻡ ﻣﺴﻠﺤﺎﻧﻪ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻏﺮﺏ و اﺳﺮاﻳﻴﻞ ﻧﺪاﺭﻧﺪ
    اﻳﻨﻂﻮﺭ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻧﻆﺮ ﻣﻴﺂﻳﺪ ﺧﺎﻣﻨﻪ اﻱ ﻫﻢ ﭼﺎﺭﻩ ﺭا ﺩﺭ ﻫﻤﻴﻦ ﺩﻳﺪﻩ و ﻣﻴﺨﻮاﻫﺪ ﺑﺎ اﺗﻤﻲ ﻛﺮﺩﻥ اﻳﺮاﻥ. اﻳﺮاﻥ ﺭا ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ اﺑﺮ ﻗﺪﺭﺗﻬﺎ ﻭاﻛﺴﻴﻨﻪ ﻛﻨﺪ اﻳﻦ ﺩﻛﺘﺮﻳﻦ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎﺭﺟﻲ اﻭﺳﺖ.
    ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ اﺗﻤﻲ اﻳﺮاﻥ اﺯ ﺩﻭ ﺣﺎﻝ ﺧﺎﺭﺝ ﻧﻴﺴﺖ ﻳﺎ ﺟﻨﺒﻪ اﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﺩاﺭﺩ و ﻳﺎ ﺟﻨﺒﻪ ﻧﻆﺎﻣﻲ
    اﮔﺮ ﺟﻨﺒﻪ اﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﺭا ﺑﻪ ﻣﻴﺎﻥ ﺁﻭﺭﻳﻢ اﺯ ﺭﻭﺯ ﺭﻭﺷﻦ ﺗﺮ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﻨﻔﻌﺘﻲ ﻧﻴﺴﺖ اﮔﺮ ﻫﻢ ﻣﻨﻔﻌﺘﻲ ﺑﻮﺩه ﺑا ﺷﺮاﻳﻂﻲ ﻛﻪ ﻫﻢ اﻛﻨﻮﻥ ﺑﺮاﻳﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﻭﺭﺩﻩ اﻧﺪ ﻣﻨﺘﻔﻴﺴﺖ و ﻏﺮﺑﻲ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﻲ اﺯ ﺁﻥ ﺁﮔﺎﻫﻨﺪ
    ﭘﺲ ﻣﻲ ﻣﺎﻧﺪ ﺟﻨﺒﻪ ﻧﻆﺎﻣﻲ اﻭﻝ اﺯ ﻫﻤﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﭙﺬﻳﺮﻳﻢ ﻛﻪ ﻫﻴﭽﻜﺲ ﺑﺪﺵ ﻧﻤﻲ ﺁﻳﺪ ﻛﺸﻮﺭﺵ ﻛﺸﻮﺭﻱ ﻣﻘﺘﺪﺭ.ﺑﺎﺷﺪ ﭼﻪ اﺯ ﻟﺤﺎﺽ اﻗﺘﺼﺎﺩﻱ و ﭼﻪ ﻧﻆﺎﻣﻲ
    ﺩﺭ اﻳﻦ ﻣﻌﺎﺩﻟﻪ ﭼﻨﺪ ﻧﻜﺘﻪ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﻬﻢ ﻭﺟﻮﺩ ﺩاﺭﺩ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﺪﻥ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﺴﻠﻪ ﻛﻤك ﻣﻴﻜﻨﺪ
    ﺗﺎ ﻛﺠﺎ ﻣﺎ ﻣﻴﺘﻮاﻧﻴﻢ ﻓﺸﺎﺭ اﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﻏﺮﺏ ﺭا ﺗﺤﻤﻞ ﻛﻨﻴﻢ
    ﺁﻳﺎ ﻣﺎ اﻫﺮﻣﻬﺎﻱ ﻻﺯﻡ
    ﺑﺮاي ﻓﺮاﺭ اﺯ ﺗﺤﺮﻳﻤﻬﺎ ﺭا ﺩﺭ اﺧﺘﻴﺎﺭ ﺩاﺭﻳﻢ
    ﻭاﻗﻌﻴﺖ اﺯ اﻳﻦ ﻗﺮاﺭ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺗﺎﺯﮔﻲ اﺯ ﺩﺷﻤﻦ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﻳﻜﻤمﺎﻥ ﻣﻠﻴﻮﻥ ﻣﻠﻴﻮﻥ ﮔﻨﺪﻡ ﺧﺮﻳﺪاﺭﻱ ﻛﺮﺩﻩ اﻳﻢ
    ﻫﺸﺘﺎﺩ ﺩﺭﺻﺪ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﻛﺸﻮﺭ ﻣﺎ اﺯ ﻧﻔﺘﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺧﺮﻳﺪاﺭاﻥ ﺁﻥ ﻣﺘﺤﺪﻳﻦ ﺩﺷﻤﻨﺎﻧﻤﺎﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ
    ﻛﺸﺎﻭﺭﺯﻱ ﻣﺎ ﺑﻪ ﻫﻴﭻ ﻭﺟه ﺟﻮاﺑﮕﻮﻱ ﻧﻴﺎﺯﻣﺎﻥ ﻧﻴﺴﺖ و ﺗﺎ ﺧﺮ ﺧﺮﻩ ﻭاﺑﺴﺘﻪ اﻳﻢ
    ﺻﻨﻌﺘﻤﺎﻥ ﻫﻢ ﺩﺳﺖ ﻛﻤﻲ اﺯ ﻛﺸﺎﻭﺭﺯﻳﻤﺎﻥ ﻧﺪاﺭﺩ ﺻﻨﻌﺘﻲ ﻭاﺑﺴﺘﻪ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻫﻴﭻ ﻭﺟه ﺗﻮﻟﻴﺪاﺗﺶ ﺟﻮاﺑﮕﻮﻱ ﻧﻴﺎﺯﻣﻨﺪﻱ ﻫﺎﻳﻤﺎﻥ ﻧﻴﺴﺖ
    ﺣﺎﻝ ﻣﻴﺮﺳﻴﻢ ﺑﻪ ﻣﻬﻤﺘﺮﻳﻦ و ﻣﻴﺘﻮاﻥ ﮔﻔﺖ ﺧﻂﺮﻧﺎﻛﺘﺮﻳﻦ ﻗﺴﻤﺖ اﻳﻦ ﺩاﺳﺘﺎﻥ ﻛﻪ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ اﺗﺤﺎﺩ ﺑﻴﻦ ﻣﺮﺩﻡ و اﺭﺗﺒﺎﻁ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺎ ﺣﻜﻮﻣﺘﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺧﻮﺩ ﺭا ﻧﻤﺎﻳﻨﺪﻩ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﻴﺪاﻧﺪ
    ﺩﺭ اﻳﻦ ﺭاﺑﻂﻪ ﺑﻪ ﺑﺮاﺩﺭاﻥ ﺣﺰﺏ اﻟﻠﻪ. ي ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﻣﻴﻜﻨﻢ ﺭﻳﺶ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺑﺘﺮاﺷﻴﺪ و ﺑﻪ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺮﻭﻳﺪ و ﺧﻮاﻫﻴﺪ ﺩﻳﺪ ﺁﻧﭽﻪ ﻧﻤﻲ ﺧﻮاﻫﻴﺪ ﺑﺒﻴﻨﻴﺪ
    ﺧﺪاﻭﻛﻴﻠﻲ اﻧﺼﺎﻑ ﻫﻢ ﺑﺮاﻱ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻻﺯﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﺩاﺳﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﻗﺪﺭﻱ ﻭاﺿﺢ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺣﺘﻲ ﺑﻲ اﻧﺼﺎﻓﻲ ﻫﻢ ﻧﻤﻴﺘﻮاﻧﺪ ﻣﺎﻧﻊ ﺩﻳﺪﻥ اﻳﻦ ﻭاﻗﻌﻴﺘﻬﺎ ﺷﻮﺩ
    ﺣﺎﻝ ﺳﻮاﻝ اﻳﻦ اﺳﺖ ﭘﺲ ﭼﺮا ﺁﻗﺎﻱ ﺧﺎﻣﻨﻪ اﻱ اﺻﺮاﺭ ﺑﻪ ﻧﺎﺑﻮﺩﻱ ﺧﻮﺩ و اﻳﺮاﻥ و اﻳﺮاﻧﻲ ﺩاﺭﺩ
    ﺑﻪ ﻋﻘﻴﺪﻩ ﻣﻦ اﻭﻝ ﻛﻪ اﻭ ﻭاﺭﺩ اﻳﻦ ﺑﺎﺯﻱ ﺷﺪ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺩاﺳﺘﺎﻥ ﺑﺮاﻳﺶ ﻣﻬﻢ ﺑﻮﺩ ﻳﻌﻨﻲ اﻳﺮاﻥ اﺗﻤﻲ و اﺳﻼﻣﻲ ﻭﻟﻲ اﻭ ﻓﺮﻳﺐ //// ﺧﻮﺭﺩ. ﺑﻪ اﻳﻦ ﺩﻟﻴﻞ ﻛﻪ ﻫﺮ اﻧﺴﺎﻧﻲ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻴﻦ ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﻫﺎﻳﺶ و اﻣﻜﺎﻧﺎﺗﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ اﺧﺘﻴﺎﺭ ﺩاﺭﺩ ﺭاﺑﻂﻪ اﻱ ﻣﻌﻘﻮﻝ ﺑﺮ ﻗﺮاﺭ ﻛﻨﺪ ﻣﺜﻞ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﺤﻤﺪ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻛﻔﺎﺭ ﻗﺮﻳﺸﻲ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻛﺮﺩ و ﺑﻪ ﻣﺤﺪﻭﺩﻳﻴﺖ ﻫﺎ ﺭﺿﺎﻳﺖ ﺩاﺩ ﻭﻟﻲ ﺁﻗﺎﻱ ﺧﺎﻣﻨﻪ اﻱ ﻧﻪ اﻣﻜﺎﻧﺎﺕ ﻣﺎ ﺭا ﺩﺭﺳﺖ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﻛﺮﺩ و ﻧﻪ ﻗﺪﺭﺕ ﺩﺷﻤﻦ ﺭا اﻭ ﻓﻘﻄ ﺑﺎ ﺩاﺷﺘﻦ اﻳﻦ ﺁﺭﺯﻭ ﻭاﺭﺩ اﻳﻦ ﻛﺎﺭﺯاﺭ
    ﺷﺪ و ﺩﺭ ﺧﻴﺎﻻﺕ ﺧﻮﺩ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺑﻪ ﺑﺰﺭﮔﻲ ﺁﺭﺯﻭﻳﺶ ﭘﻨﺪاﺷﺖ
    ﻗﺒﻞ اﺯ اﻭ ﻫﻢ ﺁﻗﺎﻱ ﺧﻤﻴﻨﻲ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﻫﻤﻴﻦ ﺑﺎﺯﻱ ﺷﺪ و ﭼﻨﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ اﺷﺘﺒﺎﻩ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﻛﺎﺭ ﺑﻪ ﺟﺎﻡ ﺯﻫﺮ اﻓﺘﺎﺩ
    ﺑﻠﻪ ﺭﻫﺒﺮ اﻧﻘﻼﺏ ﺟﺎﻡ ﺷﻴﺮﻳﻦ ﭘﻴﺮﻭﺯﻱ اﻧﻘﻼﺏ ﺭا ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎ ﻳﺎﺭاﻥ و ﻫﻢ ﺻﻨﻔﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺳﺮ ﻛﺸﻴﺪ ﻭﻟﻲ ﺟﺎﻡ ﺯﻫﺮ ﺭا ﻓﻘﻄ ﺟﺮﻋﻪ اﻱ
    ﺧﻮﺩ ﻧﻮﺷﻴﺪ و ﺑﺎﻗﻲ ﺭا ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺳﭙﺮﺩ.
    ﺑﻠﻪ ﺁﻗﺎﻱ ﺧﺎﻣﻨﻪ اﻱ ﻣﺎ ﻣﻴﺪاﻧﻴﻢ ﻧﻮﺷﻴﺪﻥ ﺟﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﭘﻴﺶ ﺭﻭ ﺩاﺭﻳﺪ ﻛﺎﺭﻱ ﺑﺲ ﺩﺷﻮاﺭ و ﺷﺎﻳﺪ ﻏﻴﺮ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ////
    اﻭ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﻲ ﻣﻴﺪاﻧﺪ ﻛﻪ ﻳﻚ اﻧﺴﺎﻥ ﻛﻪ ﻧﻪ ﻋﻠﻢ ﻏﻴﺐ ﺩاﺭﺩ و ﻧﻪ ﻣﻌﺼﻮﻡ اﺳﺖ ﺗﻮاﻥ ﺗﺎﻭاﻥ ﺩاﺩﻥ اﺷﺘﺒﺎﻫﺎﺗﻲ ﺭا ﻛﻪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﻣﻌﺘﺎﺩ ﺷﺪﻥ ﻫﻔﺖ ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﺟﻮاﻥ ﭘﺮ ﭘﺮ ﺷﺪﻩ اﺯ ﻧﺎاﻣﻴﺪﻱ ﺻﺪﻫﺎﻫﺰاﺭ ﻓﺎﺣﺸﻪ اﻗﺘﺼﺎﺩﻱ و و و و و و ﺭا ﻧﺪاﺭﺩ
    ﺧﺪا ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺭا ﺷﻔﺎ ﺩﻫﺪ

     
  34. ﻋﺮﻓﺎﻧﻴﻴﺎﻥ

    ﺳﻼﻡ ﺑﻪ ﺁﻗﺎﻱ ﻧﻮﺭﻳﺰاﺩ ﻋﺰﻳﺰ
    ﺟﻮاﺑﻲ ﺑﻪ ﺷﻴﺦ ﺑﺰﺭﮒ ﺭﺿﻲ اﻟﻠﻪ. ﻋﻨﻪ
    ﻣﺎ ﺁﻗﺎﻱ ﺧﻤﻴﻨﻲ و ﺧﺎﻣﻨﻪ اﻱ ﺭا ﻧﻔﻬﻤﻴﺪﻳﻢ اﻳﻦ اﺯ ﭼﻨﺪ ﺣﺎﻟﺖ ﺧﺎﺭﺝ ﻧﻴﺴﺖ
    1- ﻣﺎ ﻫﻮﺵ ﻛﺎﻓﻲ و ﻳﺎ ﻋﻘﻞ ﺩﺭﺳﺖ ﺣﺴﺎﺑﻲ ﻧﺪاﺭﻳﻢ
    2- ﻣﺎ ﻏﺮﺽ و ﻣﺮﺽ ﺩاﺭﻳﻢ و ﺁﻧﻬﺎ ﺣﺠﺎﺏ ﻣﺎ ﺷﺪﻩ
    3- ﻣﺎ ﺧﻮﺩﻓﺮﻭﺧﺘﻪ اﻳﻢ و اﺯ ﺟﺎﻱ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻣﻨﻔﻌﺘﻲ ﻣﻴﺮﺳﺪ
    4- ﻣﺎ ﻟﻴﺎﻗﺖ ﻧﺪاﺷﺘﻴﻢ و ﺧﺪا ﻣﺎ ﺭا اﺯ ﻓﻬﻢ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺤﺮﻭﻡ ﺩاﺷﺘﻪ
    ﻧﻜﺘﻪ ﻫﺎﻱ ﻛﻪ ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩﻡ ﮔﻮﺷﻪ اﻱ اﺯ اﺗﻬﺎﻣﺎﺗﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ
    ﻣﺎ ﻣﻴﺘﻮاﻥ ﻧﺴﺒﺖ ﺩاﺩ.
    ﺩﺭ اﻳﺮاﻥ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺻﺤﺒﺖ اﺯ اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺧﻴﻠﻲ ﺑﺪ ﺷﺪﻩ اﻧﺪ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﻴﮕﻮﻳﻨﺪ ﺳﺮ ﻫﻢ ﻛﻼﻩ ﻣﻴﮕﺬاﺭﻧﺪ ﺭﺷﻮﻩ ﻣﻴﮕﻴﺮﻧﺪ ﻏﻴﺒﺖ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ و ﺧﻴﻠﻲ ﺻﻔﺎﺕ ﺩﻳﮕﺮ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺩ ﺑﻬﺘﺮ ﻣﻴﺪاﻧﻴﺪ.
    ﻧﻜﺘﻪ ﻋﺠﻴﺐ اﻳﻨﺠﺎﺳﺖ ﻛﻪ اﺣﺪﻱ ﺧﻮﺩ ﺭا ﻳﻜﻲ اﺯ ﺁﻥ ﻛﺴﺎن ﻧﻤﻴﺪاﻧﺪ و ﻫﻤﻴﺸﻪ اﻳﻦ ﺩﻳﮕﺮاﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻣﺘﻬﻢ اﻧﺪ
    ﺩﺭ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﮔﻮﻳﻨﺪﻩ ﺷﻜﺴﺘﻪ ﻧﻔﺴﻲ ﻛﺮﺩﻩ و ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ
    اﻟﺒﺘﻪ ﻣﺎ ﻫﻢ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻫﺰاﺭ اﻳﺮاﺩ ﺩاﺭﻳﻢ ﻛﻪ اﮔﺮ ﻛﺴﻲ ﺑﭙﺮﺳﻴﺪ ﻛﻪ ﻋﻤﺮا ﻧﻤﻴﭙﺮﺳﺪ اﻳﺮاﺩﺗﺎﻥ ﭼﻴﺴﺖ ﺑﺎ ﻫﺰاﺭ ﺗﻘﻼ ﺧﻮاﻫﺪ ﮔﻔﺖ ﺟﻠﻮﻱ ﻇﻠﻢ ﺩﮔﺮان ﺭا ﻧﻤﻴﮕﻴﺮﻳﻢ و ﻳﺎ ﻧﺮﻣﺶ ﺑﻴﺶ اﺯ ﺣﺪ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﻴﺪﻫﻴﻢ.
    ﺩﻭﺳﺖ ﮔﺮاﻣﻲ ﺁﻥ ﻧﻜﺎﺗﻲ ﺭا ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﺎﻻ ﺑﻪ ﺁﻥ اﺷﺎﺭﻩ ﻛﺮﺩﻡ
    ﺷﻤﺎ ﺷﺎﻣﻞ ﺣﺎﻝ ﺧﻮﺩ ﻧﻤﻴﺪاﻧﻴﺪ و ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﺳﺎﺩﻩ ﺗﺮ ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ
    اﻱ ﻧﻮﺭﻳﺰاﺩ و اﻱ ﻫﻤﻪ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻧﻮﺭﻳﺰاﺩ ﻫﻤﻔﻜﺮﻳﺪ ﺷﻤﺎ ﻫﺎ ﻋﻘﻞ ﺩﺭﺳﺖ و ﺣﺴﺎﺑﻲ ﻧﺪاﺭﻳﺪ و ﻣﻦ ﺩاﺭﻡ ﺷﻤﺎﻫﺎ ﻏﺮﺽ و ﻣﺮﺽ ﺩاﺭﻳﺪ ﻛﻪ ﻣﻦ ﻧﺪاﺭﻡ ﺷﻤﺎﻫﺎ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﻭﺧﺘﻪ اﻳﺪ ﻛﻪ ﻣﻦ ﻧﻴﺴﺘﻢ ﻟﻂﻒ ﺧﺪا ﺷﺎﻣﻞ ﺣﺎﻝ ﻣﻦ ﻫﺴﺖ و ﺷﻤﺎ ﺭا ﻧﻴﺴﺖ
    اﻱ ﺷﻴﺦ اﻱ ﻛﺎﺵ ﺩاﺳﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺳﺎﺩﮔﻲ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺗﻮ ﻣﻴﭙﻨﺪاﺷﺘﻲ .
    ﻧﮕﺎﻫﻲ ﺑﻴﻨﺪاﺯ ﺑﻪ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﻧﮕﺎﻫﻲ ﺑﻴﻨﺪاﺯ ﺑﻪ ﺗﺎﺭﻳﺦ اﺳﻼﻡ اﺗﻔﺎﻗﺎ ﺩﺭ ﻫﻤﻴﻦ ﺳﺎﻳﺖ ﺁﻗﺎﻱ ﻧﻮﺭﻳﺰاﺩ اﺯ ﺷﺨﺼﻲ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺑﺎﺑﻚ ﺧﺮﻡ ﺩﻳﻦ ﻧﻘﻞ ﻗﻮﻟﻲ ﺁﻣﺪﻩ اﺯ ﺁﺧﻮﻧﺪ ﺧﺮاﺳﺎﻧﻲ اﺯ ﻓﻘﻬﺎﻱ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻭﻟﻲ ﺑﺎ ﺩﻳﺪﻱ ﻛﺎﻣﻼ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ اﺯ ﭼﻴﺰﻱ ﻛﻪ ﺁﻗﺎﻱ ﺧﻤﻴﻨﻲ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻋﺮﺿﻪ ﻛﺮﺩ
    ﺩاﺳﺘﺎﻥ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻏﺮﺽ ﻳﺎ ﻣﺮﺽ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﺮاﻱ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﻮﺩ ﺭاﻩ ﻫﺎﻱ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﭘﻴﺶ ﺭﻭﻱ ﻣﺎﺳﺖ و اﻳﻦ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻣﻌﻨﺎ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﻳﻜﻲ ﻧﻴﺴﺖ
    ﭘﺪﺭ ﻣﻦ ﻣﺮﺩﻱ ﺭﻭﺳﺘﺎﻱ ﺑﻮﺩ و ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻋﻤﺮ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺑﺎ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪاﻥ و ﺣﻴﻮاﻧﺎﺕ ﺳﭙﺮﻱ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺩﺭﺱ ﻧﺨﻮاﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ و اﺯ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﺑﻪ ﺗﻬﺮاﻥ ﻣﻬﺎﺟﺮﺕ ﻛﺮﺩ. اﻭ ﻣﻴﺪاﻧﺴت ﻛﻪ ﻋﻠﻢ و ﺩاﻧﺶ ﭼﻴﺰ ﺧﻮﺑﻴﺴﺖ ﻭﻟﻲ اﺯ ﺁﺩاﺏ ﺗﻌﻠﻴﻢ و ﺗﺮﺑﻴﺖ ﭼﻴﺰﻱ ﻧﻤﻴﺪاﻧﺴﺖ و ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﺎ ﻛﺘﻚ و ﺗﻬﺪﻳﺪ ﻣﺎ ﺭا ﺑﻪ ﺧﻮاﻧﺪﻥ ﺩﺭﺱ ﺗﺸﻮﻳﻖ ﻣﻴﻜﺮﺩ و ﺩﺭ. ﺁﺧﺮ ﭼﻴﺰﻱ ﺟﺰ ﺗﻨﻔﺮ ﺑﺮ ﻣﺎ ﻧﻴﻔﺰﻭﺩ
    ﻫﻤﺰﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﻫﻤﺴﺎﻳﮕﻲ ﻣﺎ ﻣﻌﻠﻤﻲ ﺑﻮﺩ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺁﺭاﻡ و ﺁﺷﻨﺎ ﺑﻪ ﺁﺩاﺏ ﺗﺮﺑﻴﺖ ﻓﺮﺯﻧﺪاﻥ اﻭ ﻫﻤﻪ ﺩﺭ ﻛﺴﺐ ﻋﻠﻢ ﻣﻮﻓﻖ
    اﻱ ﺷﻴﺦ ﺑﺰﺭﮒ ﭘدﺮ ﻣﻦ و ﺁﻥ ﻣﻌﻠﻢ ﻫﺮ ﺩﻭ ﻣﻴﺪاﻧﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻛﺴﺐ ﻋﻠﻢ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻓﺮﺯﻧﺪاﻧﺸﺎﻥ ﻛﻤﻚ ﻣﻴﻜﻨﺪ ﻭﻟﻲ ﺩاﺳﺘﺎﻥ ﻣﺎ اﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﻛﻪ ﺭاﻩ ﻫﺎﻱ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﺑﺮاﻱ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻣﻘﺼﻮﺩ ﻭﺟﻮﺩ ﺩاﺭﺩ
    ﻣﮕﺮ ﺁﻗﺎﻱ ﺧﻤﻴﻨﻲ و ﻳﺎ ﺁﻗﺎﻱ ﺧﺎﻣﻨﻪ اﻱ اﺩﻋﺎﻱ ﻋﺼﻤﺖ ﻛﺮﺩﻩ اﻧﺪ ﻣﮕﺮ ﺁﻧﻬﺎ اﺯ ﻏﻴﺐ ﻣﻂﻠﻊ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﺧﺪا ﻗﺴﻢ اﮔﺮ ﻓﺮﺩا
    ﻫﻤﻴﻦ اﺣﻤﺪﻱ ﻧﮋاﺩ ﺑﺎ ﺩاﺭﻭ ﺩﺳﺘﻪ اﺵ و ﭼﻨﺪ ﺁﺧﻮﻧﺪ ﺩﻳﮕﺮ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻫﻴﭻ ﻋﻨﻮاﻥ ﺑﺎ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻫﺎﻱ ﺁﻗﺎﻱ ﺧﺎﻣﻨﻪ اﻱ ﻣﻮاﻓﻖ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ و ﺑﺮﻋﻜﺲ ﺳﻴﺎﺳﺘﻬﺎﻱ اﻭ ﺭا ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﺿﺮﺑﻪ ﺑﻪ اﺳﻼﻡ و ﻣﺴﻠﻤﻴﻦ ﻣﻴﺪاﻧﻨﺪ ﻛﻮﺩﺗﺎﻱ ﻛﻨﻨﺪ و ﻗﺪﺭﺕ ﺭا ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﮕﻴﺮﻧﺪ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﻗﺎﻱ ﺧﺎﻣﻨﻪ اﻱ ﭼﻪ ﻣﻴﮕﻮﻳﻨﺪ
    ﺁﻳﺎ ﻛﺴﻲ ﺟﺮاﺕ ﺩاﺭﺩ ﻫﻤﻴﻦ اﻵﻥ اﺩﻋﺎ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺟﺎﻱ ﺧﻤﻴﻨﻲ و ﻳﺎ ﺧﺎﻣﻨﻪ اﻱ ﺻﺪ ﺩﺭ ﺻﺪ ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ اﺳﺖ ﺁﻳﺎ ﻗﺮﺁﻥ ﻧﺨﻮاﻧﺪﻩ اﻳﺪ و اﺣﺎﺩﻳﺚ ﺭا ﺟﺎﻱ ﺁﻥ ﻧﺸﺎﻧﺪﻩ اﻳﺪ
    اﻱ ﺷﻴﺦ ﻓﻌﻼ ﻛﻪ ﻣﻮاﻓﻖ ﺑﻮﺩﻥ ﺗﻮ ﺑﺎ ﺣﺎﻛﻤﺎﻥ ﺑﺮاﻱ ﺗﻮ ﺻﺤﺖ و ﺳﻼﻣﺖ و ﭘﺎﺩاﺵ ﺑﻪ ﻫﻤﺮاﻩ ﺩاﺭﺩ و ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﻣﺨﺎﻟﻔﺎﻥ ﺑﻲ اﻣﻨﻲ و ﺩاﻍ و ﺩﺭﻓﺶ ﺩﺭ ﺻﺪاﻗﺖ ﻣﺨﺎﻟﻔﺎﻥ ﻛﻤﺘﺮ ﻣﻴﺘﻮاﻥ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﺩاﺷﺖ ﺗﺎ ﻣﻮاﻓﻘﺎﻥ ﺁﻥ ﻫﻢ ﻣﻮاﻓﻘﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺗﻤﺎﻡ اﻗﺘﺼﺎﺩ ﻛﺸﻮﺭ ﺭا ﻗﺒﻀﻪ ﻛﺮﺩﻩ اﻧﺪ و ﺑﺪﻭﻥ ﺧﺠﺎﻟﺖ اﺯ ﺭﻭﻱ اﻳﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺤﺮﻭﻡ ﻓﺮﺯﻧﺪاﻥ و ﻛﺴﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺑﺮ ﻣﺼﺪﺭ اﻣﻮﺭ ﻧﺸﺎﻧﺪﻩ اﻧﺪ و ﺗﺎ ﺩﻳﺮﻭﺯ ﺑﻪ ﺷﺎﻩ و اﺷﺮﻑ ﭘﻬﻠﻮﻱ ﻫﻤﻴﻦ ﺧﺮﺩﻩ ﺭا ﻣﻴﮕﺮﻓﺘﻨﺪ
    اﻱ ﺷﻴﺦ ﺩاﻧﺎ ﻛﻪ ﺧﺪا ﺗﻮ ﺭا ﺷاﻣﻞ ﻟﻂﻔﺶ ﺷﻤﺮﺩﻩ اﻱ اﺯ ﻣﺎ ﺑﻬﺘﺮاﻥ اﻱ ﺷﻚ ﻧﻜﺮﺩﻩ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﻳﻘﻴﻦ اﻱ ﻣﻮﻣﻦ ﻛﻪ ﺟﺎﻳﺖ ﺭا ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﺗﻀﻤﻴﻦ ﺷﺪﻩ ﻣﻴﻴﺎﺑﻲ
    ﺑﺎ اﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﻣﺰاﻳﺎ ﭼﻪ ﺟﺎﻱ ﺗﻌﺠﺐ اﺯ ﻧﺼﻒ اﻳﻦ ﻧﻌﻤﺘﻬﺎ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺷﻤﺮﺩﻡ ﻛﺎﻓﻴﺴﺖ ﺗﺎ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺷﻴﻂﺎﻥ ﺭا ﺳﺠﺪﻩ ﻛﻨﻨﺪ.
    ﺑﻪ ﺧﺪا ﺳﻮﮔﻨﺪ ﻛﻪ اﮔﺮ ﻓﺮﺩا اﻳﺮاﻥ ﺭا ﺑﻪ ﺧﺎﻙ ﺳﻴﺎﻩ ﺑﻨﺸﺎﻧﻴﺪ ﻫﻢ ﺭﺿﺎﻳﺖ ﻧﺨﻮاﻫﻴﺪ ﺩاﺩ و ﺧﻮﺩ ﺭا ﻣﻀﻠﻮﻣﺎﻥ ﺻﺤﺮاﻱ ﻛﺮﺑﻼ ﺑﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﺧﻮاﻫﻴﺪ ﺁﻭﺭﺩ.
    اﻱ ﺷﻴﺦ اﺟﻞ. اﻳﻦ ﺑﺎﺩﻩ ﻳﻘﻴﻦ ﺭا ﻛﻪ ﺧﻴﺎﻝ ﻣﻴﻜﻨﻲ اﺯ ﺧﻤﺮﻩ ﻋﺸﻖ ﻣﻴﻨﻮﺷﻲ ﺧﻮﻥ ﻫﺰاﺭاﻥ ﺟﻮاﻥ ﺑﻼﺗﻜﻠﻴﻒ اﻳﻦ ﺩﻳﺎﺭ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﺷﻴﺸﻪ ﻛﺮﺩﻱ
    ﻗﻴﻤﺖ ﻣﺴﺘﻲ ﺗﻮ ﺭا ﻫﻤﻮﻃﻨﺎﻧﺖ ﺑﺎ ﻓﻘﺮ و ﻓﺤﺸﺎ و اﻋﺘﻴﺎﺩ و ﻫﺰاﺭ ﮔﻨﺪﻭ ﻛﺜﺎﻓﺘﻲ ﺭا ﻛﻪ ﺗﻮ و اﻣﺜﺎﻝ ﺗﻮ ﺁﻓﺮﻳﺪﻩ اﻱ ﻣﻲ ﭘﺮﺩاﺯﻧﺪ
    ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﻣﻦ ﻫﻢ ﺳﻮاﻟﻲ اﺯ ﺗﻮ ﻣﻴﻜﻨﻢ. ﻳﻚ ﻟﺤﻀﻪ ﺗﺼﻮﺭ ﻛﻦ ﺑﻪ اﺣﺘﻤﺎﻝ ﻳﻚ ﺩﺭ ﻣﻠﻴﻮﻥ. ﺷﺎﻳﺪ ﺩﺭ اﻳﻦ ﻏﺮﻭﺭ ﻣﺴﺘﻲ ﻧﻤﻴﺒﻴﻨﻲ ﺁﻧﭽﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺒﻴﻨﻲ و ﻧﺼﻒ ﻫﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﺨﺎﻟﻔﺎﻥ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ و ﺭﻫﺒﺮﺗﺎﻥ ﻧﺴﺒﺖ ﻣﻴﺪﻫﻨﺪ ﺻﺤﺖ ﺩاﺭﺩ. ﺁﻳﺎ ﻣﻴﺘﻮاي ﺯﻳﺮ ﺑﺎﺭ ﺭﻭﻱ

     
  35. براستی ایا گریه های خامنه ای برای امامان غیر ایرانی از سر ایمان است وقتی عکسی دوازده متری از این اقا در کوچه ها نصب کردند که دست بر پیشانی برای فاطمه زهرا میگرید و بیخ گوش اقا نسرین ستوده با دو فرزند در زندان است یا مادر زینالی ؟ جناب نوری زاد ایا اصلا خامنه ای امام و قران پیشکش خدا را باور دارد

     
  36. یک حسی به من میگه، این آخرین انتخابات ریاست جمهوری در ایران خواهد بود و همینطور خامنه‌ای آخرین رهبر.

    این ۲ جایگاه در آینده نزدیک حذف خواهند شد

     
  37. نشاط کردو شبش جمله باسرور گذشت
    یکی فقیردرآنشب لب تنوری داشت
    لب تنور برآن مستمند عورگذشت
    ندا رسید سحرگه زچرخ ،کای محمود
    شب سرور گذشت و لب تنورگذشت
    هم برآن مادر وهم براین مادر میگذرد ،///
    اگرامروز می بینیم هیچ پندی بگوش اینها وارد نمیشود وحرف وحدیث هیچ دوست ودلسوزی را گوش نیوش نیست ،اینها بازتاب همان حرکات وسکنات ناپسندی است که خداوند عقل ومنطق را ازشان گرفته وبراهی سرازیرشان کرده که عاقبش ،عاقبت خونیان ودزدان قداره بندان است وآدیروزود دارد ولی سوخت وسوز ندارد .محکمه الهی درحال برپاشدن است وچنان درلحظه موعود درجایگه متهم ومجرم مینشاندشان که خود خبر نمیشوند ازکجا آمد وازکجارفت .
    بقول مولوی :گرضعیفی درزمین خواهد امان —-غلغل افتد درسپاه آسمان .
    مطمین باشید آن غلغل امان را ازسپاه آسمان بریده وبزودی بطرف ظالمان وستمکاران حرکت خواهند کرد .

     
  38. آقایی که خود را شیخ خوانده ای خودت به عقل نیمه بندت مراجعه کن وببین آیا انطرف آبیها کم عقلند ویا کسانیکه هنوز دنبال دزدها وچپاولگران هستند ،کسانیکه رفته اند عقل وهوششان اگر از امثال نوریزادها بیشتر نباشد ازمن وتو بیشتراست ،اگرمیگویی نه بگذارید کوچکترین آنها دریک انتخابات آزادانه وارد شود …تاسیه روی شود هرکه دراوغش باشد .بین چند نفرمیتونی درحد اندازه خودت پیدا کنی که امروز از دزد وقاتل جانی متجاوز بیزار نباشد وعزیزم بدان که شما مزدوران بشدت دراقلیتید ولی اقلیتی که برسرنیزه سواریدو میتازید .وخوب بدانید که خداوند باشماهانیست خداوند از دروغگویان متنفراست .

     
  39. دست مریزاد نوری زاد عزیز

    حرف دل بسیاری از مردم را می نویسی امیدوارم آقای خامنه ای آنها را بخواند یا برادران گمنام مشهور به گوش آقا برسانند .

    سخنی هم با برادران گمنام مشهور و بارجویان و… دارم : شما قبل از اینکه سرباز آقای خامنه ای باشید بنده خدا هستید روزی که از رحم مادرتان به دنیا آمدید پاک پاک بودید . اگر به معاد اعتقاد داشته باشید قطعا می دانید که هر کسی مسئول اعمال خودش است آنجا دیگر تو سرباز خامنه ای نیستی آنجا مجتبی خامنه ای نیست که سفار ش تو را کند. آنجا باید بابت خون هایی که ریختی و زندگی هایی که نابود کردی جواب پس بدهی به تنهایی به تنهایی ! باکی نداری ؟
    ای برادر گمنام مشهور به خود آی به خود آی که مادر تو را پاک بدنیا آورد شما قبل از اینکه سرباز آقای خامنه ای باشید بنده خدا هستید.

     
  40. نظر دهندگان محترم
    جناب نوری زاد محترم با این باور شما “مردم توسط بزرگانشان تربیت یا بی تربیت می شوند” موافقم. ولی کی گفته که آقای خامنه ائی بزرگ مردم میباشد؟ شما و من و فکر کنم کل مردم ایران (هم ملت و هم امت) حتی شخص ایشان به و ضوح با نحوه رهبر شدن آقای خامنه ائی آشنا هستند. به نظر اینجانب برای یکبار هم که شده آقای خامنه ائی رهبری خود را با نظارت بین المللی به رای مردم بگذارد. اگر ایشان بیش از 5 درصد رای دهندگان واجد شرائط – از همین ملت خود به خواب زده – رای آورد من شخصا روح خود را به شیطان میفروشم. مجموعه مقوله شما خطاب به اینجانب این را میرساند که شما بعلت خطری که از جانب جانیان وزارت اطلاعات و آدمکشان زیر نظر شیخ آخوندلاریجانی (رئیس قوه به اصطلاح قضائیه منتصب آقای خامنه ائی) و مابقی روح فروختگان به شیطان متوجهتان میشود رهبریت آقای خامنه ائی (یعنی رهبریت فردی)را بالجبار قبول دارید فقط سعی دارید که با نامه هائی که به این بنده خدا (آقای خامنه ائی) می نویسید هر چقدر هم که شده سرعت ظلم بر ملت خود فریب داده ایران گرفتار ستم را کم کنید. جناب نوری زاد، قضیه هجرت پیامبر اسلام را شما قطعا بهتر از من میدانید. ما الان بیش از 6000000 ایرانی آواره در سرتاسر دنیا داریم که به نظر اینجانب اکثر آنها از مملکت فرار نکرده اند بلکه از ظلم و ستم حاکم هجرت نموده اند. اگر میتوانید شما هم هجرت کنید زیرا با قلم خوب و تفکر و دلسوزی که برای ایران و حتی دین اسلام از خود نشا ن میدهید در هجرت و در آزادی میتوانید موثرتر در بیدار نمودن ملت خفته و خود به خواب زده ایران باشید. این هجرت مانند این است که افعی در کنار فردی که خود را به خواب زده برای خود بخواب زده ایجاد خطر کرده و شما اگر در کنار خود به خواب زده بمانید و سعی کنید اورا متوجه خطر کنید نه تنها جان او را نجات نمیدهید بلکه جان خود را از دست میدهید بدون آنکه اثری مثبت بر فرد خود به خواب زده داشته باشید، لذا بهتر فاصله بگیرید و اول افعی را از بین ببرید بعد به سراغ فرد خواب بروید. مگر ما در تاریخ ایران – فقط از مشروطه تا کنون – کم انسانهای شریفی داشتیم که همه زندگی خود را برای بیدار نمودن ملت ایران خرج کردند ولی خدا وکیلی آب تو دل اکثراین ملت تکون خورد، باور بفرمائید اکثر ملت حتی نامشان را هم نمیدانند و اگر خیلی محبت داشته باشند میگویند آنها هم برای به قدرت رسیدن خود جان خود راازدست دادند. در این 34 سال مگر کم آزاد زنان و آزاد مردان در جبه های جنگ عراق و ایران (فکر کنم کمتر کسی دلیل 6 سال اضافه جنگ کردن را نداند، من خودم دو سال اول جنگ در جبه بودم نه برای دفاع از نظام ولایت فقیه بلکه برای ایران وطن عزیزم) و در مقاطع مختلف به دلایل کلیشه ائی جاسوس دشمن و منافق و تهمت به مسئولین و تهمت به رهبری و برانداز و دشمن مخملی و فتنه گرو و انحرافی و وووو از این خزعبلات در سیاه چالها//// یا جان دادند و یا جانشان را گرفتند و یا در حال جان دادن هستند، آب تو دل اکثر ایرانیها تکون خورد. جناب نوری زاد من مسلمان شیعه قبل از سال 1357هستم و خواهم ماند ولی تو این 34 سال کلا و مخصوصا در 20 سال اخیر آخوندها مرا به این باور رساندند که دین افیون و هروئین و بد ترین مخدر جامعه میباشد. به نظر من شاید 10 نسل دیگر طول بکشد تا – اگر ایرانی تا آن موقع مانده باشد – ملت ایران از خواب غفلت بیدار شود و به خود آید و کشوری آزاد وآباد و دموکرات و تهی از خرافات و رها از ولایت مطلقه فقیه برای خود بسازد.
    به امید روزی که عقل و خرد و اندیشه در همه ما ایرانیان به حد اعلا برسد
    مهدی

     
  41. جناب فردی که خود را شیخ ابجد رضی الله عنه مینامید
    – اول بگوئید خدا وکیلی نه شیطان وکیلی – ( امثال شما به خدا اعتقاد ندارند شما یا مشرکید یا شیطان پرست) چقدر جیره مواجب حکومتی میگیرید.
    – دوم بشمار محاسن و معایب آقای خامنهائی را
    – سوم لطفا بفرمایئد سیاست ، عدالت، اقتصاد، اجتماع ، مملکت، انسان، بهشت و دوزخ، امامت، نبوت ،زندگی بشری، حقوق انسانی، حق شهروندی، آزادی انسانی، علت شهادت امام حسین،استقلال مملکتی و اجتماعی و فردی، علت صلح امام حسن، علت غیبت امام مهدی، علت ظهور پیامران، علت پیش رفت جوامع غیر اسلامی، و علت عقب افتادگی جوامع اسلامی از نظر شما – که بلدید سیاست را با سین بنویسید – چه مفهومی دارد.
    به امید روزی که عقل و خرد و اندیشه در همه ایرانیان به حد اعلا برسد
    مهدی

     
  42. متن زیر ترجمه ی سخنرانی چارلی چاپلین در پایان فیلم “دیکتاتور بزرگ ” است
    تنها صحنه‌ای که چاپلین از نقش کمدی خودش بیرون می‌آید و بدون واسطه و خارج از نقش، با تماشاگر صحبت می‌کند:
    من متأسفم اما نمی‌خواهم امپراتور شوم؛ این کار من نیست. من نمی‌خواهم به کسی دستور دهم یا جایی را فتح کنم. اگر ممکن باشد من دوست دارم به همه کمک کنم، یهودی، بی‌دین، سیاه، سفید. ما همه می‌خواهیم به همدیگر کمک کنیم؛ نوع بشر چنین است.ما همه می‌خواهیم در شادی یکدیگر زندگی کنیم نه در رنج و بدبختی یکدیگر. ما نمی خواهیم از یکدیگر متنفر باشیم و همدیگر را تحقیر کنیم. در این دنیا اتاقی برای همه یافت می‌شود و زمین نیک غنی است و می‌تواند برای همه غذا فراهم کند.شیوه زندگی می تواند آزاد و زیبا باشد. اما ما راه را گم کرده ایم. حرص و آز روح بشر را
    مسموم کرده است، دنیا را پر از تنفر کرده است، ما را در بدبختی و خون
    غوطه‌ور کرده است. ما سرعت را بالا برده‌ایم ولی خودمان را محبوس
    کرده‌ایم. ماشین آلات با تولید انبوه ما را نیازمند کرده است. دانش ما را
    بدگمان کرده، هوشمان سخت و نامهربان گشته. ما بسیار فکر می‌کنیم و بسیار
    کم احساس. ما بیش از ماشین آلات محتاج انسانیت هستیم و بیش از هوش محتاج
    مهربانی و ملایمت. بدون این‌ها، زندگی خشن می‌شود و همه چیز از دست
    می‌رود.
    هواپیما و رادیو ما را به هم نزدیک کرده است. این اختراعات برای نیکی بشریت فریاد می‌زنند، جهانی برای یگانگی همه ما فریاد میزند. حتی اکنون صدای من به گوش میلیون‌ها نفر در جهان می‌رسد، میلیون‌ها مرد، زن و کودک ناامید، قربانیان سیستمی هستند که باعث می شود بشر شکنجه‌گر مردم بی‌گناه را به زندان بیندازد. به کسانی که صدای مرا می‌شنوند می‌گویم “ناامید نشوید”. رنجی که اکنون در بین ماست گذر حرص آدمی است، تلخی بشری است که راه پیشرفت انسان، او را می‌ترساند. نفرت آدمی می‌گذرد و دیکتاتورها می‌میرند و قدرتی که از مردم می‌گیرند به مردم باز
    خواهد گشت و تا زمانی که انسان‌ها می‌میرند آزادی نابود نخواهد شد.
    سربازان: خود را به دست ددمنشانی که شما را تحقیر می کنند نسپارید، انسان‌هایی دربند می‌کشانندتان، کسانی که زندگی شما را کنترل می‌کنند، به شما می‌گویند که چه‌کار کنید، چه بنوشید، چگونه بیندیشید و چگونه احساس کنید؛ کسانی که شما را شرطی می‌کنند، رژیم غذایی می‌دهند، با شما مانند گاو رفتار می‌کنند و از شما به عنوان گلوله توپ استفاده می‌کنند. خود را به دست انسان‌های غیرطبیعی نسپارید، مردان ماشینی با ذهن ماشینی و قلب ماشینی! شما ماشین نیستید! شما گاو نیستید! شما انسانید! شما عشق به انسان در قلب خود دارید. شما نفرت نمی‌ورزید؛ تنها
    بی‌عشقان متنفرند، بی‌عشق و غیرطبیعی.
    سربازان: برای بردگی مبارزه نکنید! برای آزادی بجنگید! در فصل هفدهم سنت لوک نوشته شده “قلمروی خداوند در میان انسان هاست” نه یک انسان و نه گروهی از انسانها بلکه همه انسانها، در شما، شما مردمی که قدرت دارید؛ قدرتی که ماشین بسازید؛ قدرتی که شادی پدید آورید. شما مردمی که قدرت دارید تا زندگی را آزاد و زیبا کنید تا این زندگی را پر از شگفتی کنید.
    به نام دموکراسی، اجازه دهید از آن قدرت استفاده کنیم! متحد شویم. یگانه! برای یک دنیای جدید مبارزه کنیم، دنیای آراسته‌ای که به همه انسانها اجازه می‌دهد کار کنند که به شما آینده و امنیت دوره سالمندی می‌دهد. با وعده این چیزها، دژخیمان به قدرت می‌رسند ولی آنها دروغ می‌گویند. آنها به وعده‌های خود عمل نمی‌کنند و هرگز نخواهند کرد. دیکتاتورها خود را آزاد می‌کنند ولی مردم را برده می‌کنند. اکنون، مبارزه کنیم برای رسیدن به آن وعده‌ها! مبارزه کنیم برای آزاد کردن دنیا، برای از بین بردن موانع، برای دور کردن حرص و آز، نفرت و ناشکیبایی. مبارزه
    کنیم برای جهان منطقی، جهانی که علم و پیشرفت به شادی انسان می‌انجامد.
    سربازان: به نام دموکراسی متحد شویم!هانا، صدای مرا می‌شنوی؟هرجا هستی نگاه کن هانا: ابرها به حرکت در می‌آیند؛ خورشید می‌درخشد. ما از تاریکی به روشنایی می‌رویم. ما به جهانی نو وارد می‌شویم. دنیایی مهربان‌تر، جایی که انسان‌ها بر فراز نفرت خود، حرص خود و ددمنشی خود قرار می‌گیرند.نگاه کن هانا: به روح انسان بال داده شده است و بالاخره او پرواز را آغاز می‌کند. به سوی رنگین کمان پرواز می‌کند؛ به سوی نور امید، به سوی آینده، آینده باشکوه متعلق به توست، به من و همه ما. نگاه کن هانا، نگاه کن. —

     
  43. ///agaye nourizad aziz, omide shoma be in khamanee va dar o dasteash mesle ina ke be yek
    hey name benevisi va azash bekhaye digaran ro////

     
  44. سلام برادران عزیزم
    فکر نکنید اینحقیر دین دیگری دارم
    نه به خدا قسم یقین دارم. دارند این نامردان ادم فریب عده ای بندگان خدا را چنان فریب میدهند مثل زمان جنگ چطور نازنین نوجوانان را برای کشتن وبه بهشت فرستادن به جبها میبردند /// صالح جان من شما را نمی شناسم ولی از شما التماس میکنم توجه فرمائید وحقیقت را پیش خود تجزیه وتحلیل نمائید صالح جان ایا بنظر شما نوجوان نازنین پدر بزرگ جنابعالی بیشتر درس دین ومذهب را خوانده اند یا پدر بزرگواتان وتا قبل از مخالفت پدر با حکومت نسبت دید شما وپدر عزیز به پدر بزرگ چگونه بوده وامروز چگونه است حیف دست رسی به خدمت شما را ندارم کاش ادرسی به اینحقیر میدادید تا خدمت میرسیدم ومیگفتم بروید وبه پدر نازنین وانسان وخادم بشریت بگوئید پدر عزیز شما از برای خدمت به اسلام وشما وخانواده گرامیشان دست از این اعتصاب بردارند قسم به سوره یس قلب عزت قران است این حکومت وبزرگانیکه شما وپدر فکر میکنید انها کوچکترین اعتقادی به خدا ودین ومذهب یا به شهادت امامان بزرگوار دارند بخصوص مجتهدین بزرگ اسلام چه شیعه وچه سنی ووهابیون خدا گواه است که هیچکدامشان کوچکترین اعتقادی حتی به روز قیامت هم ندارند عزیزم خواهشمندم از پدر خواهش کنید دست از اعتصاب بکشند وسالم بمانند تا دیگران را بهتر بشناسند وهمچون شمائی را براه حقیقت راهنما باشند

    خواهشمندم صالح جان این حاکمان از مرگ هرانسانی که وجودش از انسانیت باشد خوشحالند عزیزم خدا گواه است که پدر عزیز همه ما ها ست افرین بر او بشرطی که خود را به مفت نکشد ودل این /// را شاد نکند فردا برایتان به امیل شخصی نامه ای مینویسم خداگواه است اینحقیر بسیار ناراحتم برای پدر بزرگوار شما ایشان برادر بزرکتر من هستند اینحقیر خود از خانواده این مجتهدین هستم ولی همه اینها را میشناسم قرانی دست نویس از اجدادم دارم که اینحقیر 12 دهمین نصل هستم همه ملا وشیخهای بزرگی بودند یکی از بزرگانمان استاد همین خامنه ای بوده بلی عزیزم سلام مرا به پدر برسانید وکاری کنید فوری خود را ازاد کنند که دل این بیدینان شاد نشود هنوز این جماعت را نشناختهاید صالح جانم

     
  45. با درود و آرزوی سالی خوش برای شما و عزیزان خانواده
    بالاخره زحمات و دلاوریهای شما اثر بخش شد و دهان و زبانهای بسیاری باز شد
    آخرین و مهمترینش در سایت بازتاب بود که برای نخستین بار رهبر را شریک رسمی همه کثافتکاریهای احمدی نژاد نامید و نوشت و برای مواخذه رئیس جمهور باید سهم رهبردر شکل گیری حوادث لحاظ شود . مسئله از فردی به رسانه ای رفت و امید است رسانه های دیگر ادامه بدهند . من نمیدانم اما میگویند بازتاب نزدیک به رفسنجانی است که این طلیعه ایستادگی او جلوی رهبر میباشد . اینها دید ناقص من از بیرون است شما بهتر میدانید.با آرزوی تندرستی و داشتن امنیت و پیروزی در آرمانهایتان
    ارادتمند مرتضی

    فراموش کردم بپرسم. نوشته کوتاهی را در جایی خواندم بقلم شما که به مادر ستار بهشتی نوشته بودید. در متن آمده است من قاتلان ستار را میشناسم و اسامی مورد نظر را از بیت رهبری تا تائب و غیره ردیف کرده بودید .چرا این نامه در سایت شما نیست

    ——————-

    سلام مرتضای گرامی
    هیچ حرکتی بویژه دراین عصر ودراین روزها ابترنمی ماند و نمی شود نادیده اش گرفت. آن نوشته را درسایت منتشرکرده ایم.
    با احترام

    .

     
  46. آقای نوری زاد عزیز و گرامی
    کمی هم دلمان برای زن و ظلم تاریخی همواره ای که بر زن جاری می شود توجه کنید:

    شعری از غزلسرای 25 ساله افغانستان نادیا انجمن امید غزل در زبان فارسی که در زیر ضربات کتک شوهرش کشته شد

    نیست شوقی که زبان باز کنم، از چه بخوانم؟

    من که منفور زمانم، چه بخوانم‌ چه نخوانم

    چه بگويم سخن از شهد، که زهر است به کامم

    وای از مشت ستمگر که بکوبيده دهانم

    نيست غمخوار مرا در همه دنيا که بنازم

    چه بگريم، چه بخندم، چه بميرم، چه بمانم

    من نه آن بيد ضعيفم که ز هر باد بلرزم

    دخت افغانم و برجاست که دايم به فغانم

    ياد آن روز گرامی که قفس را بشکافم

    سر برون آرم از اين عزلت و مستانه بخوانم

    من و اين کنج اسارت، غم ناکامی و حسرت

    که عبث زاده‌ام و مهر ببايد به دهانم

    دانم ای دل که بهاران بود و موسم عشرت

    من پربسته چه سازم که پريدن نتوانم

    گرچه ديری است خموشم، نرود نغمه ز يادم

    زان که هر لحظه به نجوا سخن از دل برهانم

    من نه آن بيد ضعيفم که ز هر باد بلرزم

    دخت افغانم و برجاست که دايم به فغانم

    ياد آن روز گرامی که قفس را بشکافم

    سر برون آرم از اين عزلت و مستانه بخوانم

    من نه آن بيد ضعيفم که ز هر باد بلرزم

    دخت افغانم و برجاست که دايم به فغانم

    ياد آن روز گرامی که قفس را بشکافم

    سر برون آرم از اين عزلت و مستانه بخوانم

     
  47. هوگوچاوز به محمود

    سلام براستاد گرامی دکترنوری زاد عزیز
    طنزی برای شما ارمغان آورده ام که درلابلای موضوعات تلخ وتند و پرتنش بخوانید وبخندید. ما شما را شاد می خواهیم.

    رفیق گرمابه و گلستان من، محمود جان؛ سلام
    هیچ فکرش را نمی‌کردم این سرطان لعنتی که توطئه از پیش تعیین شده غرب بود، اینقدر زود دست من را از دنیا کوتاه کند. همیشه غرب را دست کم می‌گرفتم و خیال می‌کردم که هیچ کاری -غلطی- نمی‌تواند بکند، اما این دم آخری و آن روزهایی که نفسم هم بالا نمی‌آمد، فهمیدم که سخت در اشتباه بودم و غربی‌ها به راحتی می‌توانند سرطان را هم مثل ایدز انتقال دهند و رئیس جمهور‌های محبوب دموکرات را هم از پای در بیاورند. بی‌خود نیست که ایرانی‌ها می‌گویند «گل چين روزگار عجب نمونه است، مي چيند گلي را كه به عالم نمونه است» و من تازه به این جمله پی بردم. روزگار غریبی‌ست نازنین: محمود جان.
    از سرطان که بگذریم؛ اینجا شرایطم بسیار خوب است. درست چند ثانیه بعد از مرگم و با تاخیر، وارد بهشت شدم. ابتدا فرشتگان از ورود من به بهشت جلوگیری می‌کردند اما همینکه گفتم رفیق چه کسی بوده‌ام، سریع در را باز کردند و من را به طبقه هفتم بهشت فرستادند. در حال حاضر چند حوری به صورت آزمایشی دورم می‌گردند و شکر خدا راضی هستم. قول داده‌اند که اگر دوران آزمایشی‌ام تمام شود و شیطنت نکنم، حوری‌های بهتر و بیشتری را در اختیارم قرار دهند؛ البته در زمین هم که بودم، کم حوری نداشتم -مدارکش و عکس‌هاش هم موجود است- اما به هر حال حوری‌های بهشت خیلی بهتر از آن حوری‌های چقر بد بدن سیاه پوست آفریقایی هستند.
    من وقتی مُردم، تازه متوجه شدم که چه دوست نازنینی را از دست دادم. انصافا آن پیام تسلیت‌ت خیلی بامزه بود، حسابی خندیدم. ما قبلا با هم شوخی داشتیم اما خیال نمی‌کردم که این شوخی تا این اندازه باشد و تو به خوبی بتوانی چنین متن گیرا-احساسی-سوزناک-طنز و فانتزی را بنویسی، خدایی دمت گرم. راستی ناقلا؛ مادرم را هم خوب دلداری دادی، ازت راضی هستم، البته راضی نبودم که سوژه خبرگزاری‌های دنیا شوی. عروسی دخترم هم نزدیک است، اگر توانستی یک سر هم به مجلس او برو و فقط تبریک بگو، دیگر نیازی نیست دخترم را دلداری بدهی، شوهرش کمی غیرتی است و ممکن است کار دستت دهد.
    آن نامه تسلیت‌ت اینجا -در بهشت- خیلی خبر ساز شده است. هنوز که هنوز است، بعضی از اعضای بهشت به من سر می‌زنند و می‌گویند:« شما امام بودی؟» و من هم می‌خندم و می‌گویم: «خیر، من در ونزوئلا تنها یک حزب‌الهی بسیجی مومن بودم و در کنارش کارهای ریاست جمهوری هم انجام می‌دادم». راستی شنیده‌ام در ایران قرار است برایم امامزاده بزنند، خواهشا جلوی این کار را بگیر، خوبیت ندارد, بگذار من همان بسیجی مومن بمانم. آن گریه‌های دم تابوت هم خیلی احساسی بود، اشک من را در آوری، دمت گرم. امیدوارم که بتوانم جبران کنم.
    روزهای بدون تو خیلی سخت‌ می‌گذرد و بعید می‌دانم به این زودی‌ها پیشم بیایی. تو جوان هستی و حالا حالاها می‌توانی کاندید شوی و رئیس جمهور بمانی و حالش را ببری. اصولا آمریکا هم با تو کاری ندارد و عمرا بتواند مرضی را به تو انتقال دهد، مگر اینکه خودت مرض داشته‌باشی. مواظب خودت باش.
    اگر توانستی، آن ماشین سمندی هم که در ونزوئلا با آن جا به جا می‌شدم را به مناقصه بگذار و پولش را خرج تجهیزات میدان‌های نفتی ونزوئلا بکن. یادم هست که آن ماشین پژوی قدیمی و فرسوده تو را ۲ میلیارد تومان خریدند، با این حساب این سمند را حداقل ۱۰ میلیارد تومان برمی‌دارند. ماشین یک رئیس جمهوری مردمی و ارزشی قطعا با ارزش است.
    به عنوان نامه‌ اول، به نظرم همین مواردی که گفتم کافی است. هوای رئیس جمهور بعدی ونزوئلا را هم داشته باش، او تجربه‌اش کم است و نیاز به راهنمایی‌های افراد با تجربه‌ای مثل تو دارد. امیدوارم مثل «پوتین» حالا حالاها در راس قدرت بمانی و همینطور به ونزوئلا و مردمانش کمک بلاعوض کنی. هر هفته برایت نامه می‌نویسم و حالم را شرح می‌دهم.
    دوست‌دار همیشگی تو؛ هوگو چاوز بوس بوس

     
  48. salam ostad nourizad
    kheyli vaghte ke az shoma khabari nadaram va ba in vaziyyate internet nemishe hich kari kard. shoma khoub hastin ??????

     
  49. شیخ ابجد رضی الله عنه

    برایم عجیب است که شما نیز مانند احمق های آنور آبی به سخنان گزاف و بیهوده می پردازید.عجیب است که عکس سید میثم خامنه ای را نشان می دهید و او را “مجتبی خامنه ای” خطاب می کنید.در اثبات دروغپردازی ها و جوسازی های شما همین بس که هنوز طرف مقابلتان را نشناختید و دارید وی را به بوته نقد می کشانید
    امام راحل عزیزمان که شما آن را به اسم خود گرفتید و به خود و امثال خود را “پیرو خط امام” میگویید که بزرگترین جفا در حق امام است.شما هنوز امام خمینی و امام خامنه ای را نشناختید امیدوارم که پاسخی به سخنان بنده دهید گرچه میدانم یا آن را پخش نمی کنید و یا اینکه از پاسخ به سوال بنده تفره می روید.به قول امام ، آمریکا نمی داند که اسلام را با س می نویسند یا با ص و بعد ادعای اسلام شناسی می کند!
    شما نیز امروز مخاطب سخن امام هستید شما هنوز نمی دانید این تصویر متعلق به کیست ولی دائم بر علیه او دروغپردازی میکنید

     
  50. ای آقای نوریزاد عزیز نرو اون بالا . سعید عسکر که در دم در شورای شهر تهران حجاریان عزیز را ترور کرد الان کجاس ؟ الان آزاد و راست راست برا خودش میگرده تازه تشویق هم شده پستو ومقام هم گرفته…. اما سال گذشته رو بیاد دارم که دو جوان رو بخاطر زور گیری چطور بلا فاصله ومقتدرانه بالای دار بردند فقط جرمشان زور گیری بود

     
  51. توهم گرفتی نوریزاد.سال جدید با مطالب زیبای سیاسی و اقتصادی شروع کن.بسه دیکه از این چرت و پرتها.

     
  52. دکترعزیز ببخشید نمیتوانم سلام کنم خدایی با این نامه شما قلب ما به درد امد واقعا این سعید زینالی کیست که چهارده سال مفقود شده واقعا پدرومادر او چه میکشند فقط بگویم پدر بنده درسن 46سالگی بعلت مفقود شدن برادرم درعملیات خیبر جان به جان افرین تسلیم کردمطمنا اگر جسد او بدست پدر میرسید پدر ازغصه سکته نمیکردخدا یا خودت به داددل پدرو مادران. وفرزندان عزیزان دربندبرس وبا جانیان و ادمکشان همان رفتاری را بکن که با عزیزان مردم انجام دادند

     
  53. امسال اقای مجتبی خامنه ای بدون اجازه پدرش وزارت اطلاعات جرات برخورد با انان را ندارد.

    از هر زاویه که نگاه می کنم چیزی جز فریب کاری وزارت اطلاعات در این موضوع چیزی نمی بینم؛ آن هم در آستانه انتصابات

     
  54. Mr. Nourizad
    moshkel ahmadinejad nist ,moshkel hamin khamenei va pesar hastan ya be ebarati in nezam ast. hala shoma harchi begi farghi nadare

     
  55. هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
    هم رونق زمان شما نیز بگذرد

    وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب
    بر دولت آشیان شما نیز بگذرد

    باد خزان نکبت ایام ناگهان
    بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد

    آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام
    بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد

    ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز
    این تیزی سنان شما نیز بگذرد

    چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد
    بیداد ظالمان شما نیز بگذرد

    در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
    این عوعو سگان شما نیز بگذرد

    آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست
    گرد سم خران شما نیز بگذرد

    بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت
    هم بر چراغدان شما نیز بگذرد

    زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت
    ناچار کاروان شما نیز بگذرد

    ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن
    تأثیر اختران شما نیز بگذرد

    این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید
    نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد

    بیش از دو روز بود از آن دگر کسان
    بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد

    بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم
    تا سختی کمان شما نیز بگذرد

    در باغ دولت دگران بود مدتی
    این گل، ز گلستان شما نیز بگذرد

    آبی‌ست ایستاده درین خانه مال و جاه
    این آب ناروان شما نیز بگذرد

    ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طبع
    این گرگی شبان شما نیز بگذرد

    پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست
    هم بر پیادگان شما نیز بگذرد

    ای دوستان! به نیکی خوهم دعای سیف
    یک روز بر زبان شما نیز بگذرد

     
  56. گیریم که دل رهبرتان (نه رهبرم) به این یکی بسوزد ! چه تفاوتی می کند. براستی شما این امید را دارید امها مثلن با یک تغییر کوچک گامهای بزرگ تر بردارند؟ این امید متوهامانه فقط از ایمان نه به ادمها بلکه ایمان به ان ادمها بر می اید. ان ادمها ( ازجمله خامنه ای) در کندوی حکومت اسلامی می زیند و تمام برنامه های انها از جمله برنامه ای اتمی و غیره برای محکم کردن این کندو و برنامه هایش است و اینها هیچگاه غیر ان گامی بر نخواهند برداشت. من بر این گمانم که حتا اصلاحطلبان حکومتی مانند خاتمی از دیکتاتوری محمدرضا پهلوی بسی بدترند. محمد رضا پهلوی توانایی ول کردن قدرت را داشت اما اینها بسی خطرناکند چون همه به یک نظام با یک بستر مشخص وفادارند و در جه های بعدی مردم قرار دارند. من مقایسه را انجام مید هم جون می دانم چه اندازه وفاداران حکومتی امروز ازین قیاس بیزارند. همانطور که توانایی قیاس کشور سیاست ها و فرهنگ های دیگر با فرهنگمان و تایید عقب ماندگی و ریشه هایش را ندارند . ازینرو نوشته ی شما بسی نه تنها شاعرانه بلکه متلمسانه از ادمهای حکومتی بیرحمیست که حقانیت خود را ازین نوع برخوردها هم می گیرند و گاه دوگانه با رویکرد های روشن/ میان این نوع رویکردتان و روپکردهای روشن باید تفاوت گذارد. بسیاری ادمهای عادی در ایران در حاشیه می زیند ولی من اطمینان دارم انها رویکردی روشن دارند. ادم های عادی که از قدرت دوری می جویند و در کنار صندلی قدرت این ادمها نمی شینند و با انها دنبال تدبیر نمی گردند.

     
  57. ﺍﻻﻥ اگه ﺗﻮ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ ﺻﺒﺮ ﻭ ﺗﺤﻤﻞ ﺑﺰﺍﺭﻥ ؛
    ﺣﻀﺮﺕ ﺍﯾﻮﺏ ﺍﺯ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﮔﺮﻭﻫﯽ ﻫﻢ بالا نمياد

     
  58. این آقا مجتبی //// تا حالا جایی گفته بمب اتم حرام است؟ موضع خودشو روشن کرده تا حالا؟ یا نظر ایشون فرق داره؟!
    از کجا معلوم بدون اطلاع رهبر سپاه در حال ساخت بمب اتم نباشه /// آقا مواظب هست؟؟؟؟؟؟؟؟!

     
  59. یک دوست قدیمی‌

    بردار عزیزم جناب نوریزاد بزرگ ، میدونم درد آور اما لطفا این فیلم رو که شاید دیده باشید ببینید ، و لطفا در ساخت فیلمهای شبان بی‌ موخها ازش استفاده کنید ، کاری ندارم جوانی که در این فیلم کتک میخوره چی‌ کار کرده ، هر کاری هم که کرده باشه باید در دادگاه مجازات بشه ، اما چیزی که مهم مملکتی هست که این افراد آزادانه مجازات میکنند و حکم اجرا میکنند ، حتی کثیف‌ترین حیوانات هم اینگونه بر خورد نمیکنند ، وقتی‌ در روز روشن اینگونه بر خورد میکنند فقط خدا می‌دونه در بازداشگاه و کهریزک و غیره چی‌ کار میکنند .

    http://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&v=FXTv8Sf9e9o

     
  60. سلام.
    به امید روزی که //// در کشورهای اطراف پیدا کنیم.خدایا خدایا خدایا برسان آن روز را

     
  61. نظر دهندگان محترم
    فکر کنم جناب آقای نوری زاد در زمان مکتوب نمودن این نوشتار زیبا داستان آمده در قران کریم در خصوص کر و کور و لال را فراموش نموده اند. جناب نوری زاد پدر و مادر آمرزیده، از قدیم گفتند سیر از گرسنه خبر ندارد، سیراب از تشنه خبر ندارد، صاحب مال و منال و قدرت و زر و زور و خلاصه سواره از پیاده خبر ندارد، حالا شما به تمام این صفات آسمانی بودن هم اضافه کنید. عزیز برادر شما که سالها با خانواده آقای خامنهائی محشور بودید دیگه چرا تعجب میکنید. به خدا – حالا من به کسی توهین نمیکنم- ، منم اگه جای این مجتبی خامنه ائی بودم و بابام توسط چند نفر در عرض یک ساعت از یک آخوند حجه اسلامی معمولی حوضه – که بزرگترین افتخارش نوشتن کتاب چند صفحه ائی امام حسن بوده و چند صباحی هم مهمان هتل زندان شاه بوده (البته در قیاس با زندان نظام مقدس هتل بوده است)– به ایه الهی و امید مستضعفان جهان و رهبر عالم اسلام و رهبر ی مطلق ایران و وووووووو نهایتا نائب خدا ئی میرسید و سپس ملتی نه تنها جیک نمیزند بلکه تایئد و تصدیق میکرد، شاید همین منش مجتبی خامنهائی را در پیش میگرفتم. خلاصه جناب نوری زاد محترم مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق یا شوق آورد. اگر واقعا دق دقه مردم ایران و مملکت را پیدا نمودید و خود را از لانه شیطان دور کردید پیشنهاد مینمایم نه یادآوری میکنم که – البته حدسم این است که این کار را انجام میدهید – در برزن و کوچه و خیابان به راهنمائی مردم بپردازید و چشم و گوش و عقل و فکر و خرد خفته در مستمعین را به حقایق روشن نمائید. در کل منظورم این است که شما سعی نماید – مانند اکثر ما ایرنیها- نخواهید که حکومت مطلق فردی بر ایران جاری باشد اما از نوع خوبش. به انکه میپرستم سوگند میخورم که در طول تاریخ از آدم و حوا و تا روز قیامت هیچ حکومت فردی – چه مطلق چه غیر مطلق -نمیتواند نظامی مثبت و عادل باشد و قابل اصلاح نیست، لذا بجای التماس به حاکم مطلق زمان مملکتمان (داستان کر و کور و لال را به خاطر بسپارید) در جهت متحول نمودن ایشان در مسیر مثبت، در فکر روشن نمودن اذهان مردم نسبت به واقعیات در زندگی بشری باشید و هر چه در چنته قلم دارید بکار برید تا کمکی حتی ناچیز و کند اثر در زدودن خرافات از فرهنگ ملت در بند ایران کرده باشید.
    به امید روزی که عقل و خرد و اندیشه در همه ایرانیان به حد اعلا برسد
    مهدی

    ————————–

    سلام آقا مهدی گرامی
    مخاطب نوشته هایی که من برای جناب خامنه ای می نویسم، نه تنها ایشان که همه ی مردم اند. رهبر، تنها یکی ازمخاطبان نامه ها ونوشته های من است. که اگربخواند چه بهتر، واگرنخواند بدا بحال ما. من درهمین نوشته ها ونامه هایی که برای رهبرمی نویسم، غیرمستقیم با مردم نیز سخن می گویم.یعنی هم سخن مردم را به رهبرمی رسانم وهم برای مطرح کردن مکنونات مردم فضا می پردازم. باورم براین است که محوری ترین ضرورت این روزهای ما احاله ی همه ی کاستی ها وبایستگی ها به سمت رهبراست. ایشان وارد بازی خطرناکی شده اند که انتهای این بازی، جز سرشکستگی و ورشکستگی کشور ومردم ایران نیست. باید بوی این سخن را رساند که: مسئولیت همه ی گودالهای اجتماعی وسیاسی وفرهنگی واقتصادی با شخص خود ایشان است. مردم توسط بزرگانشان تربیت یا بی تربیت می شوند. علت دزد بودن برخی ازمردم، هیچ نیست الا این که مسئولان ما دزداند.

    با احترام

    .

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

92 queries in 2530 seconds.