سر تیتر خبرها
این روزهای نخبگی

این روزهای نخبگی

ما می بایست امروز هزار هزار سید محمد خاتمیِ امروزی می داشتیم. نه این که یکی باشد و آن هم در خوف و هراس و تلاطم و تنگنا.

چندی پیش دیداری داشتم با جناب سیدمحمد خاتمی. احتمال حضورش را در انتخابات صفر می دانست. اما یک چند نفری را برشمرد که می شود حمایتشان کرد. با اشاره به خُرد بودنِ آن چند نفر به خود نهیب زدم: ببین از کجا به کجا رسیده ایم! پرسید: نظر خود شما به کیست؟ گفتم: به هیچکس! جامعه ای که بدست خودش نخبگی را مچاله کند، باید هم به ورطه ی تقاص افتد و گزینه هایش در حداد عادل و ولایتی و مشایی و قالیباف محدود شود. در این ملک، ما پا به پای آدم کشتن، نخبگی را نیز فروکشتیم و بر مزارش طاق نصرت بستیم.

به آقای خاتمی گفتم: افسوس من به این است که ما می بایست امروز هزار هزار سید محمد خاتمیِ امروزی می داشتیم. نه این که یکی باشد و آن هم در خوف و هراس و تلاطم و تنگنا. و گفتم: مردمان دیگر کشورها در انتخاباتشان بین خوب و خوب تر هیجانِ گزینش دارند و ما بین بد و بدتر سرگردانیم.

محمد نوری زاد
روز نخست بهار سال نود و دو

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

41 نظر

  1. دوبار انخاب شدن خاتمی در جمهوری اسلامی را چکونه توجیه میکنی ؟

     
  2. با درود
    جناب نوریزاد با توجه باینکه میدانیم :مقوله: انتخابات در این حاکمیت ریا و تزویر جز یک بازی و فریب افکار عمومی و بین المللی نیست پس چرا شما همانند کشورهای دمکرات که رای ملت ملاک است برخورد میکنید؟
    فکر نمیکنم نیازی به یادآوری باشد که هر کاندیدایی.
    فکرش به رهبر نزدیکتر باشد برنده بازی انتخابات است .
    مگر فیلم نوشتن آرا کیلویی توسط برادران بسیجی را در یک اتاق بطور دسته جمعی را فراموش کردید؟
    مگر فیلم دزدیدن صندوقهای آرا و پنهان کردنشان در انبار یک مسجد را در شیراز فراموش کردید؟
    مگر رد صلاحیت کاندیداهایی که احتمال انتخابشان میرفت را فراموش کردید؟
    درست گفته که ما ایرانی ها حافظه تاریخی نداریم یا نمیخواهیم داشته باشیم . من فقط چند مورد را مطرح کردم در صورتیکه اوردن نمونه های زیاد حوصله را سر میبرد با توجه به موارد فوق جنابعالی چه اسراری برای مطرح کردن (داغ کردن تنور)و مورد بحث قرار دادن این بازی دارید؟
    آیا واقعا میزان رای ملت است؟
    آیا تعداد رایی که اعلام میشود حقیقی است؟
    آیا اساس این انتخابات یک انتخابات آزاد است؟
    امیدوارم دوستانی که کور سویی به این بازی دارند و تصمیم به شرکت در انتخابات را دارند تاملی هم به سوالات بنده داشته باشند

     
  3. من فقط خواستم دوتا موضوع رو بگم

    اول این که از اقای نوری زاد میخوام جواب اون دوستی ک شما رو فریبکار میدونن و میگ شما بعدا نظرتون عوض میشه و نون ب نرخ روز میخورید و نظر خیلی از رسانه ای دیگه هم هست بدید !
    به قول خودتون ک 7 تا سوال از خاتمی پرسیدید اگه جواب داده نشه اتش زیر خاکستره…

    دوم اینکه ….بعضی از دوستان به اشتباه تدارکاتچی میدونن ریاست جمهوری رو
    اقای خاتمی هیچ وقت نگفتن من تدارکاتچی ام….اگه فیلم سخرانی اییشون رو ببینید و مساحبه هایی ک بعدن کردن متوجه میشید ک ایشون گفتن

    “” بعضی ها ریاست جمهوری رو به عنوان تدارکات چی میخواهند””

    این عبارت با اینکه بعضی از دوستان میگن خاتمی گفته من تدارکات چی ام فرق میکنه
    در اصل گفته ی خاتمی خود گلی است بر دسته گل بودن خاتمی
    چون معنی اون اینطوریه ک…
    بعض یها فقط منو به عنوان تدارکاتچی و عمله افکارشون میخواستن و من مقاومت کردم و برای شما (مردم) کار کردم

    حالا بنظر شما کدوم یک از این برداشت ها درسته؟

     
  4. سلام
    جناب نوری زاد عزیز، مشکل ما رییس جمهور نیست ///// رییس جمهور تدارکچی است(به گفته ی خاتمی).
    چرا خودتان را خسته می کنید و حرف آخر را نمی زنید. ////// رییس جمهور بالاترین مقام باشد.

     
  5. متاسفم که تحلیگران عزیز ایرانی کاملان دور از حقیقت و واقعیت ها ی کشور میباشند اول این که هیج گونه اختلافی بین آقا احمدی نژاد و رهبر وجود ندارد .بظاهر ممکن است اختلافی دیده شود ءفقط برای گرم کردن تنور انتخابات است و بس و کاندید منحصر به فرد رهبر آقا مشایی میباشد آقا خاتمی اگر کاندید شود موفق نخواهد شد جون سابقه ٨ سال رییس جمهوری نا موافقی داشته است دیگر کاندید ها هم برای سیاهی لشگر میباشند ؟!!

     
  6. 4سال اول خاتمی عالی بود ولی 4سال دوم خیلی ضعیف عمل کرد ونتیجه اش را هم دیدییم

     
  7. in hekayat yek faje e hast. mansha e hameh chi jahl va faghre farhangi hast.

     
  8. به آنان که با قلم تباهی خلق را به چشم جهانیان پدیدار میکنند بهاران خجسته باد. این //// من را یاد این شعر میاندازه ای مگس عرصه آفاق نه جولانگه تست

     
  9. خاتمی مردی شجاعی بود که جرات داشت در دانشگاه جلوی بچه مدرسه ای ها بنشید و سوالاتشان را جواب بدهد. لطفا خود حضرتعالی که تا دیروز در کیهان قلم میزدید از این کارها کردید؟ از خاتمی حمایت کنید و او را انسان بزرگواری که هست برشمارید. توهین به این مرد شجاع به اعتبار حضرتعالی نمی افزاید.

    ———————-

    محسن گرامی
    من کجا به ایشان توهینی روا داشته ام؟ سخن من دراین نوشته به چیزی دیگراشاره دارد. این که ما دراین سالها نخبگی را دراین ملک فروکوفته ایم. وبه قحط الرجالی آزاردهنده گرفتارآمده ایم. مگراین که درنظرات خوانندگان این نوشته صراحتی باشد که آن وجهی دیگردارد.
    با احترام

    .

     
  10. ////
    اگر اقاي جنتي ، آقاي خاتمي را رد صلاحيت نكند و اين سيد بزرگورِ شجاع ِ دلير ِ … ؟!! (‌ اين كلمه ي سيد هم از اون حرفاست ها )‌ – خاتمي – يك بار ديگر نامزد رياست جمهورشود ، من به سهم خودم دعا مي كنم آقاي جنتي //// شود و پايان دنيا را نبيند .

     
  11. یک استدعا از مقامات بالای نظام
    با سلام و ادب

    غرضم نوشتن نامه به رهبری نبود زیرا این روزها خیلی مرسوم شده و کم کم دارد اثرش را از دست می دهد بنابراین خطابم مقامات بالای نظام شد .

    اما سر راست می روم سر اصل مطلب و از تمهید مقدمات و آوردن شواهد و اثبات و… درمی گذرم .

    1- از قدیم مرسوم بوده و به درستی هم مرسوم بوده که برای استخدام در هر کاری باید شرایطی داشت و مثلا در استخدام های دولتی فرد را مورد آزمایشات پزشکی قرار می دهند . گوشش را ، چشمش را و مابقی اعضایی را که در کار مورد نظر اهمیت دارد آزمایش می کنند . کاری نداریم که این کار خیلی جدی گرفته نمی شود و بعد هم چوبش را می خوریم . مثلا معلمی را می بینم که تقریبا کم شنواست و یک عمر باید دانش آموزانش چوب این بی دقتی پزشک تاییدکننده را بخورند .

    جای آزمایش های تست روان متاسفانه در استخدام ها خالی یا کمرنگ است . باز هم از معلمی مثال می زنم که مثلا از لحاظ شخصیتی حسود است یا در کودکی شخصیتش لگدمال شده و کینه جو بار آمده است . باز هم مثل مورد قبل و البته بدتر از آن سی سال دانش آموزانی بینوا باید چوب سختگیری ها و کینه توزی های این معلم را بخورند . البته معلمان عزیز بر بنده بخشایش خواهند آورد که مثال ها را از شغل خودم زدم تا دل صاحبان مشاغل دیگر را نرنجانده باشم.

    حال اگر این شغل به جای معلمی ، ریاست جمهوری ، وزارت یا وکالت مجلس باشد چطور؟ آیا برای این مشاغل حساس که روی کارشان با بیش از 70 میلیون انسان است هم چنین تمهیداتی اندیشیده می شود. بنده کارشناس روح و روان نیستم اما ببخشید کور هم نیستم ! وقتی مسولینی را می بینم که در چهره و حرکاتشان تیک های واضح عصبی به وفور دیده می شود یا مبانی اخلاق را رعایت نمی کنند به این نتیجه می رسم در این باب تستی و آزمونی انجام نمی شود.

    2- در گذشته فلسفه را به دو بخش حکمت عملی و نظری تقسیم می کردند . حکمت عملی شامل : تهذیب اخلاق ، تدبیر منزل و سیاست مدن می باشد و این سه بخش را به همین ترتیب و وابسته به هم می دانسته اند مثلا اگر کسی در تهذیب نفس و اخلاق شخصی کمیتش بلنگد نمی تواند تدبیر منزل خوبی داشته باشد و خانه و خانواده اش را به سامان برساند و یقینا کسی که خانه و خانواده ی خود را نتواند اداره کند در سیاست شهرها و کشور حرفی برای گفتن ندارد.

    پرسش و خواهش :

    بزرگان ، عزیزان ! حال که نزدیک انتخابات است لطفا جانب داری های حزبی و گروهی را رها کنید و به همین دو اصل(انجام تست های شخصیت و نگاه به اخلاق فردی و توفیق فرد در خانه و خانواده) بها بدهید و مطمئن باشید رییس جمهوری که از این دو فیلتر عبور کند از هر جناحی که باشد سبب خیر خواهد شد .

    با ارادت : معلم کوچک این سرزمین

     
  12. احمدی نژاد هزار بار بهتر از این اخوند هزار چهرست

     
  13. جناب نوریزاد. به آقای خاتمی احترام میگذارم ولی او را نخبه نمیدانم. اگر هم زمانی قبلاً به او رای داده ام و یا بعداً هم رای بدهم تنها از سر ناچاریست. وقتی نخبگان واقعی جامعه اساساً تصور کاندیداتوری در انتخاباتهای مختلف این نظام را نمیدهند مجبوریم از سر ناچاری امید ببندیم به کاندیداتوری سید محمد خاتمی که بیاید و نگذارد وضع از این بدتر شود. سید محمد خاتمی همانس که بارها در دوگانه مصالح ملت و مصالح نظام سکانش را به سمت نظام کج کرده است. او همانست که شهامت یک تسلیت خشک و خالی به خانواده ستار بهشتی را نداشت ( اگر یادتان باشد خود شما هم در یک مطلب به این مساله اشاره کرده بودید). او همانست که بارها تاکید به مرزهای خود با اپوزیسیونی کرده است که حقوقش توسط این نظام پایمال شده است. او همانست که در انتخابات فرمایشی مجلس بر خلاف وعده اولیه رفت و رای داد. ببینید به کجا رسیده ایم که از سر ناچاری و ناتوانی باید سر به آسمان ببریم و دعا کنیم که او کاندید شود و البته چقدر این نظام در برابر غیر خود نابردبار شده است که تمام هم خود را به این بسته است که خاتمی نیت ورود به انتخابات نکند.

     
  14. با سلام وتبریک سال نوخدمت شما استادگرامی

    اگه ممکنه نظرتون رودرباره حضور ویا عدم حضورآقای خاتمی بیان نمایید.
    ممنون

     
  15. نظر دهندگان محترم
    فرض را براین بگذاریم که آقای محمد خاتمی مجوز رسمی از آقای خامنه ائی ( یا عوامل گرد هم امده ایشان بنام شورای نگهبان) برای کاندی تاتوری شدن ریاست جمهوری جمهوری اسلامی را در دست داشته باشد.
    سئوال: ایا رای دادن به ایشان حرکت روبه جلو است یا روبه عقب یا ادامه وضع فعلی؟
    جواب اینجانب: هیچکدام. دلیل: ایشان جزء آن دسته از آدمهائی است که سیاست مدار نیست بلکه سیاست باز است .
    شاهد: 8 سال ریاستش را بدون تعصب و با رجوع به عقل و منطق خود مرور و مطالعه کنید.

    مهدی

     
  16. برای نوری زاد

    باران باش وببار

    به زیرپایت نگاه مکن

    که

    به که وبه چه می باری

    مهم باریدن است

    ببار

    برهرچه وبرهرکه

    که بعد هربارش

    روییدنی است

    این مهم است

    روییدن

    روییدنی که نقش بارش تو برآن است

    پس

    برمن ببار

     
  17. همین طور که نوریزاد عزیز فرمودند ای کاش افرادی مثل خاتمی زیاد داشتیم چرا که ایشان فقط به فکر عزت وسر بلندی ایران عزیز هستند .

     
  18. سلام
    جناب آقای نوری زلد چرامحلی را برای اعتراضات اجتماعی تعیین نمیکنید تا ماهم بتوانیم اعتراضات خود را اعلام نماییم
    من امروز در صفحه فیس بوک رهبری از ایشان پرسیدم که گران فروش را میتوان کشت .
    آقا من نیز حاضرم به زندان بروم تا اینهمه شرمنده خانواده نباشم.
    شما یک روز در هفته اعلام کنید در ساعت مشخص تا امثال من نیز بتوانیم اعتراض خود را بیان نماییم.
    با تشکر صداقت

    ————————————————

    سلام دوست گرامی

    من خیلی دست تنهام

    اینجورکارها به دستیاران پای کارنیازمنداست

    که من ندارم

    با احترام

     
  19. دکترروازاده

    سلام نوری زاد گرامی
    شما حرف ازنخبگی می زنید
    وقتی وزیرنفت ما یک سرداربی مایه است وهمه چیزمان به هم میاد ، به این افاضات وفوران نخبگی توجه کنید. این دکترروازاده داره تو یک مسجد برای خلق الله سخنرانی می کنه وعجیب این که ازآنها ” اشک ” نیز می ستاند.

    ————–

    زمانیکه بنده در بیمارستان میلان شاغل بودم، یک بیماری رو آورده بودند به بخش ما که مشکوک به سرطان پروستات بود. داشتند ایشون رو می بردند اتاق عمل که بنده به پزشک معالج بیمار گفتم دست نگه داره و اصلاً نیازی به جراحی نیست. به همه گفتم صبر کنید تا من بیام.

    بنده بخاطر تربیت اسلامی ای که دیده بودم و آشنایی که با طب سنتی خودمون داشتم، پاشدم رفتم سریع وضو گرفتم، و به اندازه یک بند انگشت تربت کربلا گذاشتم روی انگشت اشاره ام و مقعد بیمار رو معاینه کردم. دیدم کوچکترین اثری از غده یا برجستگی دیده نمیشه. انگشت اشاره ام رو درآوردم و اینبار انگشت شصتم رو فرو کردم و باز هم چیزی رو تشخیص ندادم. یک نگاهی به بالا کردم و تو دلم با بغض گفتم یا سیدالشهدا، بنده خودت رو در میلان هم شفا دادی؟! [گریه حضار]

    به پزشک طرف گفتم ایشون سالم هستند. یارو برگشت گفت غیر ممکنه! خودش دستکش دستش کرد و بیمار رو معاینه کرد و دید بله، حق با بنده است. خیلی این واقعه در انجمن های پزشکی ایتالیا سر و صدا کرد. حالا بیشتر بخاطر وضو بود یا تربت آقا اباعبدالله، نمی دونم! اما بیست سال بعد از اون ماجرا، هنوز که هنوزه رئیس بیمارستان میلان برام ایمیل میزنه که حسین آقا! یک محموله خاک کربلا بفرست.

    برید تحقیق کنید، تا ببینید بیمارستان میلان تنها بیمارستانی در کل اروپا است که فوتی پروستاتی ندارند. هنوز خیلی مانده تا علم روز پی به خاصیتها و شفا بخشی طب سنتی ما ببره. همین درمان رو بنده در بیمارستان دی تهران مطرح کردم که آقایان علاقه ای نشون نداند و الآن نتیجه اش رو داریم می بینیم.
    =============
    جلسه پرسش و پاسخ:
    [یکی از حضار]: آقای دکتر اگه خاک کربلا دم دست نداشتیم چیکار کنیم؟

    اگر تربت کربلا نداشتید، دو بند انگشت از خاک امام رضا بذارید، با تقریب بسیار خوبی همان اثر رو داره”

    سخنرانی حسین روازاده در مسجد حجت بن الحسن تهران – دی ماه ۱۳۹۱

     
  20. نوریزاد قطعا دست نشانده رهبری می باشد و همچون آفتاب پرست طوری رنگ عوض کرده که شناسایی نشود من روزی را می بینم که نوریزاد نامه ای خطاب به مردم بنویسد و بگوید سید علی را من اکنون شناختم و به ولایتش ایمان اوردم.ای کاش مردم ما می دانستند که در پشت صحنه ی جمهوری اسلامی دست خاتمی و هاشمی خامنه ای و سپاهیان در یک کاسه است و جنگشان دعوای زرگری است تا پایه های حکومت ننگین اسلامی را مستحکم کنند. تنها کسی که هنوز به پاک بودن او شک دارم احمدی نژاد است که آینده ماهیت او را نشان خواهد داد. فقط میخواستم به آقای نوریزاد بگویم خدا قوت نقشت را خیلی خوب داری بازی میکنی هرچی نباشه تو یک زمان فیلم می ساختی و قواعد بازی را خوب میدانی .ننگ بر این حکومت فریبکار اسلامی که برای پیشبرد اهدافش به کثیف ترین شیوه ها متوسل شده . کوروش آسوده نخواب که سرزمین تو پر شده از آدم های پست و حیله گر ای پدر ما از دست آنکس که به سوی مقبر ه ات نارنجک پرتاب کرد ناراحت نشو چون قصد او بیدار شدن تو از خوابی بود که محمد رضا برایت مژده داد اکنون بیدار شو و ویرانی سرزمینت را تماشا کن

     
  21. داریوش پارسی

    نوروزتان پیروز ، هر روزتان نوروز (به کوری چشم این مار خوار اهرمن چهرگان انیرانی)
    جناب نوری زاد هرگاه که شما دریابید که این آخوند خندان هیچ کاری //// به آرای مردم و کشور نکرده است آنگاه است که شما زنجیر ترس از نکیر و منکر و فشار قبر را از دستان خود گسیخته اید واز این دوزخ تفکری که هزار و چهار صد سال است این سزمین را بد بخت و تو سری خور کرده رها شده اید.
    به امید آنروز!
    پاینده ایران

     
  22. غلامرضا: “به نظرم آقای خاتمی به عنوان یک رئیس جمهور ترسو و فرصت سوز در تاریخ ماندگار شده است… در

    حال حاضر ما به شیرزن هایی چون نسرین ستوده و شیرمردهایی چون شما نیازمندیم.”

    آقای غلامرضا، اولا نوروز مبارک.

    تانیا از این “شیر زنان و شیر مردان” انتظار دارید که دقیقا چه کنند؟

    این سوال را به شکلی دیگر از استاد نوری زاد در کامنتی در زیر کرده ام (لطفا متن کامل را در زیر ببینید) که تا کنون پاسخی مرحمت نکرده اند، پس آنرا بدینوسیله جسارتا تکرار میکنم:

    چگونه آب سرد یأس در قلب خاتمی تزریق کردن…یعنی تحریم “انتخابات” ریاست جمهوری پیش رو، مساله ای را حل میکند؟

    از دور قلم و پیشانی عزیزتان را میبوسم.

    نوروز مبارک– و سبز باشید

    مجتبی آقامحمدی
    آغازگر و هماهنگ کننده
    انستیتو میراث مصدق
    http://www.mossadeghlegacyinstitute.org/

    لطفا این کلیپ (به نام “قربون اعتدال برم”) را از “سبزالامور اوسطها” به عنوان یک عیدی ناقابل از من بپذیرید
    http://www.youtube.com/watch?v=ZNOKHukFyBg

     
  23. خيلي دلم ميخواست چند جمله اي در جهـت تمجيـد از ايــران و ايــرانی قهرمانان و ناجیان و افتخارات این سرزمین بنويســـم ولـی دروغ چرا؟
    کجــای اين مــلت افتخــار دارد؟

    وقتی که می شنوی :ملتی که به دشمنش ضریح طلا میدهد و به مقبره اجدادش با نارنجک حمله میکند تا اخرین میراث باقی مانده از دوران افتخارات خود را از روی زمین پاک کند تا نشانی از یزرگی از او نماند.

    اقای نوری زاد خیلی ببخشید واقعا ببخشید ولی اگر اینها را نگویم ارام نخواهم شد وقتی می بینم در انسوی دنیا مردم بیگانه با چه قداستی منشور کورش را ارج می نهند و روی تخم چشمهاشان از این میراث بشری حفاظت و قدردانی میکنند.

    خدا پدر همه قاچاق چیانی که اینها را از دست ما دور کرده اند بیامرزد .

    خواهش می کنم من را بخاطر این جسارتها ببخشید .با شنیدن این خبرها از خود متنفر می شوم شاید نگاهی بیرحمانه و بی تعاف به خود ما را بشکند و ما را متواضع و بیدار کند.شاید!!!

    این ادبیات من نیست و دیگر مودبانه تر نیافتم بازم ببخشید:

    ما يک مشـت دزد ، کلـــاش، متظاهر ، خائــن، فرصت طلـب، تنبــل حـق ناشنـاس و پُشـت هم انداز در يک منطقـه از اين دنيـا بنــا م ايــران جمـع شده انـد و دلشــان خوش اسـت که زمـانـی آدم بـوده انـد.

    به قدرت خـدا، اين سـرزميــــن هيچـوقت موجـودات با صفـات بـالا را کـم نداشته است.
    ا ُمتـّـی ( ا ُمت يعنی گلـه شتر) کـه آريوبرزن اش را يک ايرانی خائن لو ميدهد
    امتـی کـه بابک اش را افشين که آ نــــهــم يک ايرانی است تحويـل خليفـه اش ميـدهـد
    امتـی کـه د يــن متـرقی زردشت را ميدهـد و اسلام //// را ميپذ يرد
    امتـی کـه کـريم خان زنـد ش چند سالی بيشتر دوام نمی آورد ولی قاجـاريه اش تمام نا شدنــی است
    امتـی کـه امير کبيرش را ميکشنـد و جايش يک دلقک ميگذارند و آب از آب تکان نميخورد
    امتـی کـه يك كشور خارجي رضاشاه اش را بر سر کار می‌‌آورد و تبعيــد ميکنند و همه جشـن ميگيــــرند
    امتـی کـه محمـــد رضاشاه را ميدهد و خمينی را ميگيرد
    امتي كه 99 درصدش به جمهوري اسلامي راٌي ميدهد بدون اينكه بداند چه معجوني است،
    امتـی کـه بیست و نه سال مثل سگ توی سرش ميزنند و صدايـش در نمی آيد،
    و بالاتر از همه، امتی که در سال 57 با جمعيت پنج مليونی به استقبال امامش ميرود، بعد از ده سال که اين رهبر ارمغانی جز فشار و گرانی و تورم و جنگ و نکبت و مرگ برای ايشان نمي آورد، اين بار با جمعيت ده مليونی به تشييع جنازه اش ميرود! ترا به خدا اين نهایت بلاهت نيست؟

    اين امت اُمّتي كه ادّعا داريم هنر نزد اوست و بس، سروری تازيان را به درازای 508 سال تحمل کرد. در طی اين سالها عرب، اموال ايرانيان را به غنيمت گرفت، زنان آنان را کنيز و مردان آنان راغلام کرد. ايرانيان مـوالـی شدند. با اين عنوان، ايرانيان را تحقيرها کردند، حق داشتن مقامهای کشوری و نظامی را از او گرفتنـد. عربها با موالی راه نمی رفتنـد و به آنان اجازه نمی دادند که بر جنازه عرب نماز بگزارد. موالی حق ازدواج با عرب را نداشت. موالی ميبايست پياده به جنگ برود و از غنـا ئم هم سهمی به او داده نميشـد. موالی به نام پيشين خود خوانده نميشد. او ميبايست به نام کسی که او را اسير کرده و يا در بازار برده فروشان خريده بود، يا به نام يک عرب خوانده ميشد. ايرانيان خوش غيرت 508 سال اين حقارت را به جان خريدند و غير از حدود ده مورد جدی، مقاومتی ديده نشـد. اين ، به حساب من ميشود يک مقاومت در هر 50 سال!!!

    فکر نکنيد که بعد از 508 سال ايرانيان بيدار شدند و قيام کردند و حکومت خليفه را برانداختند. نه خير، بايد يک مغول بنام هلاکو مي آمد و به حکومت عباسيان پايان ميداد.

    بعد از 508 سال نوکری عرب، حالا نوبت نوکری مغولان به مدت 300 سال بود. اگر متوسط مقاومت در مقابل اعراب 50 سال بود، در مقابل مغولان در يکصد سال اول هيچـگونه مقاومتی نشان داده نشد.
    قيام سربداران در خراسان بيش از يکصد سال پس از حمله مغول روی داد.

    پس از 300 سال آقايآن صفوی تشريف آوردند و تشيع را که خود از عباسيان و مغولان مخربتـر بود ، به ارمغان آوردند.
    اين ملت بی غيرت هيچوقت نتوانسته است کار مثبتـی برای مملکت اش انجام بدهد.
    بي خودي هم پُز تاريخ پُر فتوح دو هزار و پانصد ساله و هفت هزار ساله را هم به رُخ من نكشيد. جوابتان در كتاب “سازگاري ايراني” به قلم مهندس مهدي بازرگان است. حتــی ایشان هم اين واقعيت را فهميده بود: وقتي بنا باشد ملتي به طور جدي با دشمن روبرو نشود، تا آخرين لحظه نجنگد و بعد از مغلوب شدن سر سختي و مقاومت نكند، بلكه تسليم اسكندر شود و آداب يوناني را بپذيرد، اعراب كه مي آيند در زبان عربي كاسه گرمتر از آش شده صرف و نحو بنويسد يا كمر خدمت براي خلفاي عبّاسي بسته دستگاهشان را به جلال و جبروت ساساني برساند، در مدح سلاطين تُرك چون سلطان محمود غزنوي آبدارترين قصائد را بگويد، غلام حلقه بگوش چنگيز و تيمور و خدمتگزار و وزير فرزندانش گردد، يعني هر زمان به رنگ تازه وارد در آمده به هر كس و ناكس تعظيم و خدمت كند، دليل ندارد كه نقش و نام چنين مردم از صفحه روزگار برداشته شود. سرسخت هاي يك دنده و اصولي ها هستند كه در برابر مخالف و متجاوز مي ايستند و به جنگش ميروند يا پيروز ميشوند و
    یا احياناً شكست ميخورند و وقتي شكست خوردند حريف چون زمينه سازگاري نمي بيند و با مزاحمت و عدم اطاعت روبرو ميشود از پا درشان مي آورد و نابودشان ميكند.

    علاوه بر اين، ايراني كه امروز ميبينيد وجودش را مديون بُلشويك ها است. در سال 1907 انگليس ها و روسيه تزاري با هم توافقشان را كرده بودند كه ايران را بين خود تقسيم كنند و حتي انگيس ها از جنوب وارد شده بودند، ايران شانس آورد در آن موقع انقلاب 1917 پيش آمد و برنامه اشغال ايران معوّق ماند.
    حسن نراقي در كتاب بسيار روشنگر ” چرا در مانده ايم جامعه شناسي خودماني” ميگويد:
    اگر به سراسر اين تاريخ نگاه كنيد، يا اغماض­هاي جزئي، سراسر آن يك طيف یكنواخت و تكراري و سينوسي است. قبيله اي دچار ظلم و ستم، ركود و پس از آن رخوت، بي تفاوتي و نوميدي ميشود، يك قوم، يك سركرده، يك جريان، يك همسايه فرصت را مغتنم ميشمارد در دستش شمشير و در كامش زبان چرب و وعده هاي فريبنده ولي در كلّه اش جز به غارت و تاراج ره هيچ چيز ديگري نمي انديشد. يعني براي فتح فقط زور بازو نياز است و ويراني و آتش زدن، چه در اين مرحله استطاعت انديشيدن نه تنها عامل موٌثري نيست بلكه تا حدودي باز دارنده هم هست.
    فاتح ميشود، قبلي ها را يا ميكُشد و يا فراري ميدهد، جايش مي نشيند تا از درون قبيله يك عده كه نه شهامت كشته شدن را داشتند و نه قدرت و يا شانس فرار، به سرعت تغيير شكل مي دهند، با فاتح به صورت كاسه داغ تر از آش همداستاني ميكنند، ميشوند دست راستش!

    يحيي برمكي در خدمت هارون قرار ميگيرد، خواجه نظام الملك ميشود همه كاره ملكشاه سلجوقي، خواجه نصيرالدين طوسي مي شود دست راست خان مغول، ميرزا ابراهيم كلانتر با هزار دوز و كلك حكومت را از زنديه ميگيرد و ميدهد به دست قاجاريّه اما چون تدبير نيست (و اگر هست اختصاصاً در جهت منافع شخصي به كار ميرود) برنامه ريزي نيست، مديريّت پايدار نيست، درايت نيست، خيلي زود شمارش معكوس شروع ميشود. سراسر تاريخ گذشته مان را نگاه كنيد گرفتن به همت يك مرد نظامي انجام ميشود چون براي گرفتن فقط زور لازم است و آتش زدن و زبان درآوردن، امّا وقتي اوضاع آرام شد مي بينيد كه ديگر حتي نادر شاهي كه براي ايراني ي سرافكنده ي بعد از صفويّه، اين چنين اعتباري را فراهم آورده، قادر به ادامه ي كار نيست چون تمرين سازندگي نكرده، آمادگي و سواد لازم را براي كار ندارد، بنابر اين همان رويّه ي نظامي را آنقدر ادامه ميدهد كه مردم براي تامين ماليات مجبور ميشوند دخترانشان را به تركمن ها بفروشند و وقتي ديگر به جان آمدند باز شروع ميشود، روز از نو و روزي از نو…
    ميبينيد كه افتخار صادرات ناموس به دوبي و پاكستان چيز تازه اي نيست و قبلاً هم مفتخر بوده ايم.

    اين که از قديم اتان ، در اخيرِتان چه داريد؟ انقلاب مشروطيّت؟
    اگر فکر ميکنيد انقلاب مشروطيت کار اين خوش غيرتان بوده است اشتباه ميکند. اگر سفارت انگليس نبود و مشروطيت به نفع اش نبود، انقلاب مشروطيت هم اتفاق نمي افتاد. رجوع كنيد به ديگ هاي پلو و خورشت در باغ سفارت انگليس توسط مشروطه طلبان.

    لطفا در ارائه ي افتخارات اخيرترتان زياد جلو نيائيد كه بوي گندش خفه مان ميكند.

    امتـی که هر بار پهلــوانی مثل نوری زاد زائيــد در برابرش صد ها خائن پست تر از طايب ها پس انداخت که آن پهلـوان را بکشنـد.
    سزاوار دولتی کثیف تر///// است.

    ببخشید

    ————————-

    سلام آقا رضای گرامی
    اگرکمی – آری کمی – اراده ی قلمتان را دردست می گرفتید، ما اکنون شاهد یکی ازنوشته های خوب وشایسته بودیم. با اینهمه من هرگز منکر جذابیت های قلمی واطلاعات خوب این متن شریف نیستم.
    سپاس ازشما

    .

     
  24. سلام نوری زاد عزیز

    به نظرم آقای خاتمی به عنوان یک رئیس جمهور ترسو و فرصت سوز در تاریخ ماندگار شده است . نمیدانم که آقای خاتمی

    وقتی به آراء ریاست جمهوریش فکر می کند این را درک می کند که آن رای ها به او نبود بلکه نه بود به آقای خامنه ای ؟

    خیلی دوست داشتم که این سوال را آقای خاتمی به وجدانش جواب می داد.!! کاشکی آقای خاتمی سیاست را

    ببوسد و مدتی برود دنبال کسب و کار دیگری تا در زمان مناسب برود به وزارت فرهنگ که جای خوش ژست هاست! در

    حال حاضر ما به شیرزن هایی چون نسرین ستوده و شیرمردهایی چون شما نیازمندیم.

     
  25. بی سوادان قرن ۲۱ کسانی نیستند که نمی توانند بخوانند و بنویسند ، بلکه کسانی هستند که نمی توانند آموخته های کهنه را دور بریزند و دوباره بیاموزند …

    الوین تافلر

    ——–

    نعره هیچ شیری خانه چوبی مرا خراب نمی کند، من از سکوت موریانه ها می ترسم.

    —— ——

    به شخصیت خود….. بیشتر از آبرویتان اهمیت دهید.. زیرا شخصیت شما… جوهر وجود شماست.. و آبرویتان… تصورات دیگران نسبت به شماست

    —— ——

    باران که میبارد همه پرندها به دنبال سر پناهند اماعقاب برای اجتناب از خیس شدن بالاتراز ابرهاپرواز میکند این دیدگاه است که تفاوت را خلق میکند…

    —— ——

    گورستان ها پر از افرادی است که روزی گمان می کردن که . . . چرخ دنیا بدون آنها نمی چرخد

    —— ——

    یک شمع روشن می تواند هزاران شمع خاموش را روشن کند و ذره ای از نورش کاسته نشود …

    —— ——

    مشکل فکر های بسته این است که دهانشان پیوسته باز است . . .

    —— ——

    روزی برای بعضی آدم ها تنها یک خاطره خواهید بود… تلاش کنید که لااقل خاطره ای خوش باشید…

    —- —–

    تنها دو گروه نمى توانند افکار خود را عوض کنند: دیوانگان تیمارستان و مردگان گورستان.

    “وین دایر”

    —— ——

    کـــــــــــم بــاش از کم بودنت نتــــــــرس اونی که اگـه کم باشی ولــــــــت میکنه، همونه که اگه زیـــاد باشی حیفو میلت میکنه. . .

    —— ——

    یک درخت هرچقدر هم که بزرگ باشد با یک دانه آغاز میشود,طولانی ترین سفرها با اولین قدم.

    (لائوتسه)

    —— ——

    انســـــــــانهاى بــــــزرگ ،دو دل دارنــــــــد ؛دلـــــى که درد مى کشـــــــــــد و پنهـــــــــــــــان است و دلـــــــــــــــى که میخندد و آشکـــــــــــــــار است.

    —— —— “

    زمانی که خاطره هایتان از امیدهایتان قوی تر شدند ، روزگار افولتان در راه است . . .

    —– —-

    برخی آدمها به یک دلیل از مسیر زندگی ما می گذرند که به ما درسهایی بیاموزند که اگر می ماندند هرگز یاد نمی گرفتیم

    —— ——

    اگر میخواهی دروغی نشنوی ، اصراری برای شنیدن حقیقت مکن . . .

    —– ——

    آدم ها مثل عکس ها می مونند: زیاد بزرگشون کنی ، کیفیتشون میاد پایین

    —— ——

    کسانی که پشت سرتان حرف می زنند ، دقیقا به همانجا تعلق دارند، پشت سرتان

    —— ——

    وقتی به یکی زیادی تو زندگیت اهمیت بدی ؛ اهمیتتو تو زندگیش از دست میدی … . به همین راحتی …

    —— —–

    « در عجبم از زنان که از خدای به این بزرگی فقط یک شوهر می خواهند و از شوهر به این درماندگی همه دنیا را!!»

    شکسپیر

    —— ——

    به اندازه ی باورهای هر کسی ؛ با او حرف بزن …. بیشتر که بگویی ، تو را احمق فرض خواهد کرد …!!!

    —— ——

    اگر موفق شدید به کسی خیانت کنید،آن شخص را احمق فرض نکنید. بلکه بدانید او خیلی بیشتر از انچه لیاقت داشته اید به شما اعتماد کرده است..

    —— —–

    چه دوستم داشته باشی و چه ازمن متنفر باشی در هر صورت بهم لطف میکنی چون اگه دوستم داشته باشی تو قلبت هستم و اگه ازم متنفر باشی تو ذهنتم

    (شکسپیر)

     
  26. جناب نوريزادعزيز با سلام
    أولا سال نو و نوروز بر شما مبارك در سال نو بهترينها را برايتان ارزو مى كنم
    دومآ وجدانا در اين سال نويى دست از سر //// اين سيد محمد أقا خاتمى بردار بگذاريد
    بنده خدا كار خودش را بكنه اين بنده خدا أولا اين كاره نيست در ثانى ايشان يك يزدى أصيل هستند
    وبيشتر بدرد اين مي خور ند كه در دانشگاه درس محافظه كاري بدهند
    وثالثا ايشان ته خطش يه أخوند هست و هيچگاه حاضر نيست به پايگاه طبقاتي خودش لطمه بزنه
    اخه داداش هشت سال رياست جمهوري اين بابا يادت رفته

     
  27. در فرهنگ ایران و در کشورمان انچه کم است صداقت و ایستادگی در سخن و همچنین کردار است. فرهنگ زبانی ما همچنان دو گانه منتج از هویت های نا روشن است از اینرو ست که زبان یا سخنمان نیز درباره ی ادمها منتج از چنین ذهنیت هایی است. عجیب نیست که چرا ادم متدین یعنی وابسته به دین مانند مرحوم منتظری را باید ستود. او در حدی که میتوانست قامت راست کند میتوانست بایستدو سخنش را روشن بگوید و بنویسد. شناختش روشن بود و سخنش روشن و عاری از هرگونه ستایش ها و بازی های زبانی

     
  28. باسلام و تشکر از جناب نوریزاد . درست نیست در کامنت ها به جناب آقای خاتمی اهانت شود واقعا او یکی است . البته آمدن ایشان را به صلاح نمیدانم چون مطمئن هستم نمیگذارند کار کنند . متن اصلی جناب نوریزاد خیلی درست است . ولی با اطمینان میگویم که سید بزرگوار واقعا یکی است خداوند او و جناب نوریزاد را برای ملت ایران نگهدارد و کمی به آن سید شجاعت عنایت فرماید .

     
  29. سلام آقاي نوريزاد
    حمايت ما خوف و هراس و تنگنا ررا براي آقاي خاتمي بررر ميدارد و خوف و هراس را براي تماميت خواهان ايجاد ميكند.من هرروز منتظر ديدن حمايت شما از آقاي خاتمي هستم ولي متاسفانه مطلبي كه نشانگر حمايت شما باشد روي سايت نگذاشته ايد.خواهشمندم با توجه به قلم كم نظيري كه داريد مطلب مفصلي -همچون محمدرضا جلايي پور – بنويسيد و از آقاي خاتمي حمايت كنيد تا ما بتوانيم آنرا چاپ كنيم و به دست جامعه – بخصوص به دست برادران حزب اللهي و متدين طرفدار جمهوري اسلامي – برسانيم.
    به اميد اعتدال و عقلانيت

    ——————

    سلام جناب اکبرزاده ی گرامی
    من شخصا هیچگاه به یک چنین رویه هایی گرایش نداشته ام. اما مطمئنا ازیک رفتاردرست وازیک جریان درست وازیک فرد درست حمایت کرده ومی کنم. فعلا که آقای خاتمی بنا برحضور ندارند. یعنی البته طرف مقابل این امکان را برای ایشان به صفررسانده. هیچ آیا به حنجره ی جناب شریعتمداری کیهان دقیق شده اید. حنجره ی ایشان ریز به ریز ازبیت مکرم “حال” می گیرد.
    با احترام

    .

     
  30. سلام باتبریک سال نو وآرزوی سلامتی برای شمااستادگرامی

    نظرشمادرباره آمدن یا نیامدن آقای خاتمی چیست؟
    با تشکر از شما.

     
  31. سلام و نوروز مبارک به استاد نوری زاد — که خودتان میدانید چقدر خدمتتان ارادت دارم.

    میخواستم خواهش کنم در باره پاسخ “هیچکس” تان به آقای خاتمی (با توجه به شرایط موجود — که موافقم فرسنگ ها از ایده آل بدور است) لطفآ بیشتر توضیح بدهید. چگونه رای دادن به “هیچکس” (یعنی تحریم) در “انتخابات” ریاست جمهوری پیش رو، مساله ای را حل میکند؟

    من دلسوخته در غربت اجباری، بجز آقای خاتمی (و یا شاید رفسنجانی) گزینه واقعی دیگری را که (شاید — شاید بتواند) ایران عزیزتر از جان را از لبه این پرتگاه هولناک عقب بکشد نمیبینم. و البته کسان افراطی یا خوش خیال بسیاری را (در افراط-کده ها، منافع-کده ها، انتقام-کده ها، انقلاب-کده ها، و هپروت-کده های بسیاری) میبینم که سعی دارند به هر قیمتی نگذارند که مبادا یک “اصلاحاتچی” خشونت پرهیز چون خاتمی (یا رفسنجانی) شاید — و باز هم تأکید میکنم، شاید — شمع امیدی در این ظلمات “مطلقه” بیافروزد.

    لطفآ بیشتر توضیح بدهید که چگونه آب سرد یأس در قلب خاتمی تزریق کردن — و رای دادن به “هیچکس” (یعنی تحریم) در “انتخابات” ریاست جمهوری پیش رو، مساله ای را حل میکند؟

    لطفا این کلیپ (به نام “قربون اعتدال برم”) را از “سبزالامور اوسطها” به عنوان یک عیدی ناقابل از من بپذیرید
    http://www.youtube.com/watch?v=ZNOKHukFyBg

    از دور قلم و پیشانی عزیزتان را میبوسم.

    نوروز مبارک– و سبز باشید

    مجتبی آقامحمدی
    آغازگر و هماهنگ کننده
    انستیتو میراث مصدق
    http://www.mossadeghlegacyinstitute.org/

     
  32. اگر نه هزار هزار ، ولی یقینا داریم و با دیدن سرنوشت امثال مطهری و گلزاده غفوری و آن اولین رئیس دانشکده الهیات بعد از انقلاب ، در پستو پنهان شده اند نازنین . گربه را دم حجله سر بریدند . سید نازنین را هم به وسط معرکه هل داده اند .

     
  33. نوریزاد عزیز
    من فکر میکنم عنوان این مطلب را باید میگذاشتی “این روز های پخمگی”.
    برازنده تر است

     
  34. بیا یک گلفروشی باز کنیم !

    آقا ولله من و شما به درد سیاست نمی خوریم ، بیا همون کاری که دوست داشتید باهم بکنیم ، کار از من سرمایه از شما !
    همان سر چهار راهتان یه گلفروشی باز کنیم و به آنهایی که برای سر مزار نخبگانشان در بهشت زهرا ، جاده خاوران و ….. گل می برند گل بفروشیم ، باور کن خیلی سود آوره خدا رو چی دیدی شاید میلیاردر شدیم.
    من که از خدامه ولی میترسم آخرش تو منو از راه بدر کنی ، احساساتی بشی گلهارو مجانی بدی ! تو هم بشی مثل من مستاجر ! اصلا ولش کن به درد هیچ چی نمی خوریم !

     
  35. درود به نوری‌زاد عزیز،جناب نوری‌زاد آیا فراموش کردیم که ایشان با رأی ۲۰ ملیونی گفتند که تدارکاتچی بودند ،مگر میشود انسان تا این حد ترسو باشد،ای‌کاش افراد خبره اما با شجاعت احمدی نژاد بیشتر داشتیم،این همه بیچارگی که آلان داریم از خیانت ایشان به ۲۰ ملیون رای است که نتوانستند از این ۸ ساله طلایی استفاده کنند،من آرزو می‌کردم که ای‌کاش مانند شما ۱۰ نفر داشتیم ،خداوند شمارا در پناه خودش حفظ نماید و همین یک نوری‌زاد را از ملت ایران نگیرد،امین.

     
  36. بیشترین کارکنان متخصص ناسا ، دانشجویان و تحصیل کنندگان از ایران هستند

    پروفسور محمد جمشيدي مدير برنامه هاي داخلي ايستگاه فضايي ناسا

    فيروز نادري مدير برنامه اجرايي سياره مريخ در ايستگاه فضايي ناسا

    حميد برنجي عضو پژوهشگران ايستگاه فضايي ناسا

    قاسم اسرار عضو هيئت مديره ايستگاه فضايي ناسا !!

    كاظم اميدوار عضو پژوهشگران ايستگاه فضايي ناسا

    محمد جمشيدي مدير كنترل تكنيك ايستگاه فضايي ناسا

    رضا غفاريان مهندس لابراتوار نيرو محركه جت ايستگاه فضايي ناسا

    پروفسور پرویز معین رئیس موسسه مرکزی تحقیقاتی دانشگاه ناسا در آمریکا

    پروفسور صمد حیاتی عضو هیئت مدیره ایستگاه فضایی ناسا

    عبد الحميد كريمي در رابطه با ساخت موشك هاي فضايي در ناسا فعاليت دارند

    خانم دكتر مقدم در آزمايشگاه پيشرانش جت در ناسا بر روي رادارها كار ميكند

    حدود 70 الي 80 ايراني در ناسا فعاليت دارند

    طبق اخرین اماری که گرفته شده و در روزنامه space چاپ شده, 43 درصد ناسا از پژوهشگران
    ایرانی می باشد
    .
    .
    از دست دادن اين همه استعداد و یا محروم بودن یک ملت نیازمند از تخصص فرزندانش
    . از قرار داد ترکمنچای ننگین تر است .
    .
    .

     
  37. اقای نوری زاد ، خودتان را کاندید بکنید. چون سید خاتمی شخصی است بی مصرف و بزدل، شما بیاید رضا شاه کبیر باشید، تنها راه نجات ایران در دست یک ایرانی شجاع که افکارش مدرن نه مذهبی هدفش پیشرفت ملت و کشور نه مذهب، ارزوی افتخار امیز پرچم شیر و خورشید ایران بر فراز اسمان ایران، افتخار به تاریخ قبل از اسلام نه بعد از لسلام، افتخار ش ازادی زن ایرانی نه زندانی زن ایرانی در گونی و خانه نشینی. اگر شما و یا شخص دیگری بتوانید ایران و ایرانیان را از دست این ضحاک نجات بدهید ، شما میتوانید رضا شاه کبیر باشید. ازادی سیاسی قربان ازادی اقتصادی و اجتمایی و مدنی و مذهبی و فرهنگی و اموزش و هر ازادی دیگری که زمان شاه داشتیم، ملت ایران حاضرند ازادی سیاسی را قربانی بکنند.
    ولی رضا شاه کبیر بودن خیلی سخت است، چون مذهب و دین و خرافات و اخوندها بایستی بایگانی شوند برای همیشه. ایا شما و یا خاتمی جرعت این را دارید که رضا شاه کبیر بشوید. چون درتاریخ ۱۲۰۰ ساله ما کسی مانند رضا شاه فقط یک بار پیدا شده و هدفش جز باسواد کردن ملتش و مدرنیزه کردن کشورش به چیز دیگری فکر نمی کرد. اگر او نبود من و شما کشوری به اسم ایران نداشتیم.
    دلیل اینکه رضا شاه را مثال زدم ، این است که ایران ما مانند ان زمان شوم قاجار می ماند و ایران را شخم می زنند و میفرشند ، و دلیل دیگر من انستکه رضا شاه در ۱۷ سال توانست ویرانی را اباد کند و در جهان و تاریخ هیچ کشوری پیدا نمی کنم این همه پیشرفت و ابادای در این مدت کوتاه، بخاطر خدمت ایشان به کشوزش ، احترام زیادی به او دارم. ولی مقایسه کن جمهوری قاتلان را ۳۵ سال تخریب و چپاول و بیش از یک هزار میلیارد دلار فقط فروش نفت خام و ۱۰۰۰۰ میلیارد دلار فروش غیر نفتی و مالیات .
    پس اقای نوری زاد ما هزاران سید خاتمی لازم نداریم بلکه یک رضا شاه کبیر لازم داریم.

     
  38. Jenabe nourizad Chefarzt Khodro President nemishavi? Man hatman be to Ray Khastam dad

     
  39. متاسفانه…

     
  40. پاسخ شما در ابتدا خیلی مستقیم و رک به خاتمی بنظر می رسد سپس نه. من سخن یا همان زبان را بیانگر اندیشه می دانم. من اصلن ارزو ندارم جامعه ی ایران هزار هزار خاتمی دیروز یا امروز داشته باشد. شاید شما خاتمی را میان خوب ها جای گزینید اما من نه. خاتمی یا خاتمی ها خوبند اگر خانه بنشینند و کارشان را کنند یعنی هیچ چون هیچ نمیدانند. در سیاست انها فقط یا مهره ای هستند یا بیانگر همان عقب ماندگی ها و نتیچه گر یا فضای دوگانه. اگر علت روحانیت بودن خاتمی ها احترام دارد در انصورت است که او حکومتی نباشد ولی خاتمی فردی حکومتی است. منتظری درین میان توانایی داشت خود را از قدرت جدا کند. او قابل ستایش است چون توانست به سیاست های حکومتی نه بگوید. اینکه او در یک فضای باز چگونه ادمی میشد ما نمیتوانیم داوری کنیم ولی او در یک حکومت دینی که می توانست همراه شود جدا شد. سالهای سال است که این افراد یعنی خاتمی ها حکومتی هستند بنام خیر مردم ولی برای این نظام و از راه این نظام. اگر بگوییم دست از سر این مردم بردارید انکشت نشانه را بسوی رادیکال های حکومت نشانه میروند همانها که در مجلس عزای خویشاوندانش خرما میخورند یا به خدمتشان می روند. خاتمی در یک دستگاه حکومتی سالم جایی نخواهد داشت اگر بپرسیم براستی کجا و در پستی باید در یک نظام ردرست کار کند جایی برایش نمیابیم چون او نه کاری بلد است و اگر کار فرهنگی باید انجام دهد علایق و سلایقش را دیده ایم!. خاتمی اگر هزار هزار شود بدبختی برای این کشور است نه خوبی برای ان کشور. سلایق خاتمی ها فقط در یک دستگاه رادیکال نمود دارد. در چنین نظامی …

    موفق باشید

     
  41. درود به اقای نوری زاد با احترامی که به اقای خاتمی داریم ولی اقای خاتمی به یک خود باوری رسیده هست و بجز خودش را نمیشناسد و این خیلی بد است اقای خاتمی مهم نیست شما باشید یا نه زیاد دور نیست روزی که خاتمی های بی شماری را خواهم داشت نوری زاده های زیادی خواهیم داشت اقای خاتمی سید خندان نباید رییس جمهور شدن بریتان مهم باشد این در کنار مردم است که مهم است در کنار مردم است که جهان و ایران زیبا میشود امیدوارم هر دو عزیز و شما مخصوصا اقای خاتمی در کنار مردم باشد

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

90 queries in 2451 seconds.