سر تیتر خبرها
یک خبر خیلی خوب

یک خبر خیلی خوب

هرچه توانستند دست به دست هم دادند و به چراغ حق پف کردند، اما غافل از این که خورشید حق از قلب فرزندانشان طلوع می کند.

خبر من کوتاه است. این که عمده ی فرزندان سرداران و روحانیان طراز اول کشور روی به این سو دارند و رو به این سوی می آورند. کدام سو؟ کدام سویش مهم نیست. مهم اما این که: این سو، سوی پدرشان نیست. مثل کی؟ مثل پسران دوست داشتنی سردار فیروز آبادی. که سبز سبزند. و پسران سرداران و روحانیان بسیاری که اگر بخواهم اسم ببرم کار به درازا می انجامد. همین یک نکته را بگویم و بگذرم که: هرچه توانستند دست به دست هم دادند و به چراغ حق پف کردند، اما غافل از این که خورشید حق از قلب فرزندانشان طلوع می کند.

محمد نوری زاد
بیست و نهم اسفندماه سال نود و یک

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

16 نظر

  1. سلام اینطور نیست که همه آقازادها دنبال جمع کردن مال و ثروت باشند.نمونه های زیادی هستند که شجاعانه راه پدرانشون رو نگرفتند مثل دکتر خزعلی که واقعا یک قهرمان ملی هست واسه من.یا فرزندان آقای هاشمی از جمله فائزه که همین الان در زندان بسرمیبره در حالی که میتونست مثل یک آقا زاده زندگی کنه.درود بر همه این قهرمانا ایران زمین

     
  2. .bande ham chandin khanrvade sepahi mishenasam ke farzandan va hamsarane anha mokhalefe in regim mibashand

     
  3. نوری زاد کاندید ریاست جمهوری نیست !

    از اینکه احساس نمودم از ” ترجیع بند ” نوشته هام ناراحت شدید توضیح چند مطلب را ضروری می دانم :

    1- اولا نسبت به ارادت قلبی ام به خودتان هیچ تردیدی نداشته باشید و خدای ناکرده بنده حقیر کوچکتر از آنم که از این طریق شوخی یا استهزایی با شما و یا مقام شامخ ریاست جمهوری در کشور داشته باشم .
    2- من اکثر نوشته های شما را مطالعه کرده ام واز مواضع شما در زمینه های گوناگون فلسفی، سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی مطلعم و ضمن احترام کامل به عقاید شما با برخی از برداشتهای شما بشدت مخالفم .
    3- من اطمینان کامل دارم قصد شما از راه اندازی سایت نه کسب مقام و پست در این کشور ، بلکه نقادی بی باکانه و شجاعانه آن بی درایتی هایی است که انقلاب شکوهمند مردم ایران را به بیراهه برده است .
    4- شما در یکی از نوشته هایتان از خانم نسرین ستوده بعنوان فردی شایسته برای ریاست جمهوری آینده کشور نام بردید ، من ضمن احترام به ایشان ، شما را شایسته تر از ایشان ارزیابی می کنم .
    5- درست می فرمایید که در این کشور شایستگان زیادی می توانستند بر مسند ریاست جمهوری تکیه زنند ، اما افسوس که چنین نیست .
    6- من آقای خاتمی را جزو یکی از همین شایستگان می پندارم .
    7- من بعنوان یک شهروند جمهوری اسلامی که زندگی راحت و آسوده خود و خانواده ام را بخاطر همین بی تدبیری هایی که شما با شجاعت تمام به بیان ونقد آنها می پردازید از بین رفته می دانم و برای اندک امیدی که نوشته های شما در جهت آسایش و بهروزی فرزندانم ایجاد کرده حق دارم هر شخصی را که شایسته ریاست جمهوری است کاندید نمایم هر چند شما نخواهید.
    8- در میان کاندید هایی که تا کنون خود را برای این پست کاندید کرده اند – با توجه به آرا و عقاید و تجربه این 35 سال – من شما را اصلح تر یافته ام .
    9- در فقدان احزاب قدرتمند مختلف در کشور ، من اندیشه های شما را در بر گیرنده خواست و مطالبات اکثریت جامعه ایران می دانم .
    10 – اگر شما فرصت داشتید و به شما امکان می دادند ” جبهه دموکراتیک انقلاب اسلامی ” را بنیاد و آن را رهبری کنید من به شما اثبات می کردم که شما نه تنها به دو خاصیت بلکه به تمام خصوصیت های یک رییس جمهور بر آمده از انقلاب اسلامی مزین هستید !
    دوستدار صمیمی شما – با احترام

     
  4. با سلام !
    آقای نوری زاد لطفا در تیتر زدن دقت فرمائید ما ظرفیت نداریم و یه دفعه سکته می کنیم !
    طوری تیتر زدید ” یک خبر خیلی خوب ” که من یکه خوردم ، ما را باش تو چه خواب و خیالیم ، اینکه پچه های بعضی ها آمدن یا رفتن بسویی که امر طبیعی و ناشی از تحولات لاجرم و تغییرات تدریجی در جهت تکامل جامعه می باشد.

    ” خبر خیلی خوب ” برای ما که همه اش منتظر یک معجزه ایم در آستانه انتخابات این است :
    آقای خاتمی و مهندس موسوی مشترکا ” نوری زاد ” را بعنوان کاندید خود برای ریاست جمهوری سال 92 معرفی کردند !!

    ………………….

    سلام جناب علی محمدی گرامی
    چندین باراست که درنوشته های خود به کاندیدشدن من برای ریاست جمهوری اشاره فرموده اید. نمی خواستم پاسخی قلمی کنم اما دیدم این موضوع بصورت ترجیع بند نوشته های شما درآمده. دوست من، این درست که شأن ریاست جمهوری دراین نظام به شوخی گرفته شده اما این پست ومقام نه جای هرکس است. بویژه فردی چون من که ازهزار خصوصیت ریاست جمهوری به دوخاصیتش هم مزین نیستم.

    با احترام

    .

     
  5. سلام
    مشکل ما راننده است نه کمک راننده و دیگران، تمام دولت های گذشته و آینده تا زمانی که ولایت فقیه برقرار است کاری از پیش نمی برند.نوریزاد عزیز دلت را به این چیزها خوش نکن به نامه ها و نصیحت ها. شما به کسی نامه می دهی که آیه های قران او را هدایت نکرده است.
    راه دیگری در پیش بگیرید. مثل ترغیب مردم به انجام کارهایی که کم هزینه باشد مثل همین تحریم پسته که خیلی از مردم نخریدند. می توانید روزی از هفته را بگویید مردم موبایل های خود را یک روز کامل خاموش کنند. در انتخابات که فقط به نفع آقاست و پز می دهد شرکت نکنند و خیلی چیز های دیگر که خود استاد هستید.شما و امثال شما بر مردم اثرگذار هستید.

     
  6. خاک ایران کفنم

    محسن روح الامینی

     
  7. درپاسخ آقای “بابک” که بستگان آیت الله جوادی آملی را در لیست قرار دادند باید بگویم که خیالتان از این مورد راحت باشد!!!
    فرزندان و نوادگان ایشان به اندازهء کافی برای خود انباشه کرده اند و تا خرخره پر هستند….. کارخانه و زمین های هکتاری و ویلا و برجسازی و …. که ماشینهای چندصد میلیونی نوه های ایشان پول خورد هم به حساب نمیاید!!!
    مدتی است از طریق یکی از تجار و دلالان بازار ، از ثروت آقای قرائتی اطلاع پیدا کرده ام که دارم شاخ در میاورم…
    کجای کارید ملت؟!! که از صغیر تا کبیر این حکومت ثروت این کشور را بالا کشیده اند و شما هنوز خوابید…. البته آسوده بخوابید که عالمان و فقها و مراجع و برادران حزب الله بیدارند و میخورند و میبرند…

     
  8. این یک واقعیت است که: گرگ زاده عاقبت گرگ شود ….
    این واقعا ساده انگارانه هست که فکرکنیم امثال پسران فیروزآبادی و جوادی و پسران شاهرودی و غیره و غیره…. دست از قدرت و ثروت بردارند و به سمت مردم رو کنند… واقعا خنده دار است….
    فکر کنید اینها بخواهند حکومت را رها کنند و به خواست و اراده مردم تن دهند…. زهی خیال باطل….
    البته همینکه گفتید : “کدام سو؟ کدام سویش مهم نیست. مهم اما این که: این سو، سوی پدرشان نیست”
    کمی امیدوارمان میکند که شاید از درون به جان همدیگر بیفتند…. ولی باز هرچه باشد اینها هرگز روبسوی مردم ندارند و دست از جاه و منفعت بر نمیدارند….

     
  9. فرزند سپاهی (با مردم ، از مردم)

    جناب نوریزاد سلام.
    من فرزند یک سپاهی بازنشسته هستم.پدرم بعد از قضایای سال 88 تمایلی برای کار در سپاه نداشت.تقاضای بازنشستگی کرد و با توجه به پرونده هایی که داشت خیلی سریع با درخواستش موافقت کردند.او که از سال 76 اصلاح طلب بوده و مانده اعتقاد دارد فلسفه وجودی سپاه هر چیزی میتواند باشد الا سرکوب مردم.
    همیشه با خود فکر میکنم اگر نسل اول مسوولین پس از انقلاب کنار برود آیا نسل دوم و سوم تره ای برای این شعار های توخالی خرد خواهد کرد؟

     
  10. کی شود دریا ز پوز … نجس این یکی هم با پدرانش بمونه چی میشه مگه ؟

     
  11. آخه مگه شیرزاده عاقبت شیر میشه که گرگ زاده عاقبت گرگ بشه

     
  12. منم یه چند تا می شناسم که همینطورن. مثل بچه های روح الله حسینیان. مثل خونواده ی باهنر. مثل بستگان آیت الله جوادی آملی. اما ازاون طرف هم خبردارم. مثل پسر شیخ علی فلاحیان وزیراطلاعات قتل های زنجیره ای که پسرشم مثل خودش قاتله. زد روز روشن یه نفرو کشت هیچکس بهش نگفت بالای چشمت ابروئه.

     
  13. نوری زاد عزیز از روشنگری شما سپاسگزارم.

    به امید روزی که سرداران و روحانیان طراز اول کشور از خر شیطان پیاده شوند هر چند که خیلی دیر شده .

     
  14. چراغی را که ایزد بر فروزد چو ملا پف کند ریشش بسوزد

     
  15. به این می گویند فرو پاشی حکومت دینی. حکومتی که از همان ابتدا معتقدان دیندار همراه خمینی شدند تا همه جا بوی اسلامی بگیرد. اکنون همه جا را بوی فساد گرفته است. فرزندان بسیاری از این چپاولگر راه پدران را نرفتند و بسیاری هم راه انها رفته اند . این مهم نیست بلکه باید گفت ازانهمه ردا های تقدس و ان فریداد و ریش ها ووو هیچ چیزی باقی نمانده است . اما اکنون دیگر نه نام پاسدار و نه روحانی تقدس دارد و هیچ جامه ای برای پوشاندن ماهیت این ادمها وجود ندارد …

     
  16. گرگ زاده عاقبت گرگ شود .

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

90 queries in 1481 seconds.