سر تیتر خبرها
آتشفشان بی ادبی

آتشفشان بی ادبی

بی ادبی هایی چون: کشتار مردم، غارت مردم، فراری دادن مردم، تحقیر مردم، بازداشتن مردم از رشد و نشاط و زندگی، و دعوت مردم به پذیرش و پرورش دروغ و ریا و چاپلوسی، لاجرم به تربیتی منجر می شود که اسم دیگرش: بی تربیتیِ ملی است.

جناب سید حسن خمینی در سخنان اخیر خود فرموده اند: فضای وب در ایران، فضای بی ادبانه ای است. من ضمن احترام به ایشان و تأیید سخنشان می گویم: فرزندان یک خانواده، ادب را در مرتبه ی نخست از پدر و مادر خود فرا می گیرند. آنهم در کوران عمل، و نه در شعار و لفظ.

ایشان را ارجاع می دهم به مطالعه در چند و چونِ آتشفشان هایی که در این سالهای پس از انقلاب، مرتباً از دهانه ی خود اشکال مختلفی از بی ادبی را بالا داده اند و همچنان نیز فعال اند و ابراز بی ادبی می کنند. آتشفشان هایی که ملات بی ادبی اشان را از دهان و رفتار و امضای بزرگان و مسئولان و مدیران انقلاب اسلامی دریافت کرده و می کنند. حالا انتظار ادب ورزی از مردمی که سالها زیر بارش این آتشفشان ها زیسته اند و به ملات و مواد بی ادبانه ی آنها آلوده شده اند، انتظار منصفانه ای نیست.

یکی از آتشفشان های بی ادبی را در جامعه ی اسلامی ما باید به اسم روحانیان سند زد. روحانیانی که آمده بودند به جهانیان بگویند: آهای مردمان جهان، اگر به لمسِ روح ادب دست نیافته اید، باشید و تماشا کنید که ما با ظهور انقلاب اسلامی در ایران به برآوردنِ همین مهم اراده کرده ایم. با اطمینان می گویم: جد بزرگوار آقا سید حسن خمینی اگر داخل سیاست نمی شد، می توانست یکی از قطب های تاریخیِ ادب در این مرز و بوم بحساب آید. دخول در سیاست، به روح های بزرگ محتاج است. روح هایی که از هزار توی صافی های درونی و بیرونی عبور کرده و به معنای واقعی زلال شده باشند.

جناب سید حسن خمینی را به مطالعه در زندگی گاندی و نلسون ماندلا و همین پاپ جدیدی که واتیکان انتخابش کرده دعوت می کنم تا بدانند بزرگیِ مردان بزرگ آنجا تماشایی می شود که “قدرت” در مشت آنان مهار شده باشد. و نه آنان در مشت قدرت. تا بدانند: این مردان بزرگ اند که اراده ی سرکشی های قدرت را در دست می گیرند و نه این که قدرتِ سرکش اراده ی آنان را در دست خودبگیرد و به هرکجا بکشاندشان.

به این سخن جد گرامی آقا سید حسن توجه کنید: “….آنهائی كه دم از اقتصاد می زنند و زیر بنای همه چیز را اقتصاد می دانند‚ آنها از باب اینكه انسان را نمی دانند یعنی چه‚ خیال می كنند كه انسان هم یك حیوانی است كه همان خورد و خوراك است منتها خورد و خوراك این حیوان با حیوانات دیگر یك فرقی دارد‚ این چلوكباب می خورد‚ او كاه می خورد‚ اما هر دو حیوانند. اینهائی كه زیر بنای همه چیز را اقتصاد می دانند اینها انسان را حیوان می دانند‚ حیوان هم همه چیزش فدای اقتصادش است‚ زیر بنای همه چیزش است. اینها انسان را نشناختند اصلا كه چه هست. الاغ هم زیر بنای همه چیزش اقتصادش است…. “

خوب وقتی یک رهبر دینی می گوید: الاغ هم زیر بنای همه چیزش اقتصادش است، منِ مستمع انتظار دارم پشت بند این تحلیل شریف، به معنای کامل “انسان” در کلام و راه او پی ببرم. و بدانم اگر سخن او درباره ی انسان این است، نوع رفتار او چگونه است.

باید بگویم: من سخن و عمل یک فرد را توآمان می سنجم و ارزیابی می کنم. با این رویه می شود معنای واقعی انسان را در تیغی که بلافاصله پس از پیروزی  انقلاب اسلامی در میان مردمان ایران نهاده شد تفسیر کرد. این من، که در عمل برای انسان حقی قائل نشده ام ، و انسان و انسانیت را تنها در اطرافیان فکری خود خلاصه کرده ام نمی توانم از مستمعین خود چیزی فراتر از روح جاری سخن و رفتار خود انتظار داشته باشم. با شرمندگی می گویم: حاکمیت در این سالها با عمل، و نه تنها با حرف و سخن، به برآوردنِ بی ادبی های بزرگی توفیق یافته است که نظیرآن را حتی در کل تاریخ بشریت نمیتوان مشاهده کرد. چرا که در اینجا ما به اسم ادب، پوست از تنِ ادب دریده ایم.

بی ادبی هایی چون: کشتار مردم، غارت مردم، فراری دادن مردم، تحقیر مردم، بازداشتن مردم از رشد و نشاط و زندگی، و دعوت مردم به پذیرش و پرورش دروغ و ریا و چاپلوسی، لاجرم به تربیتی منجر می شود که اسم دیگرش: بی تربیتیِ ملی است. در یک قلم پیشنهاد می کنم از پلیدی ها و غارتهای کلان متداول و جاریِ جمهوری اسلامی گذر کنیم و از میان همه ی تریبون های نماز جمعه، پای سخنان دو سید جلیل القدر: علم الهدی و خاتمی بنشینیم. که پیوسته از دهان مبارک این دو سید، آبشاری از ادب و نزاکت بر سر مستمعین داخلی و خارجی فرو می بارد و آنان را مستِ اخلاق نبوی می کند.

در پایان از جناب سید حسن خمینی دعوت می کنم به مفهوم ادب در این فیلم دقت کنند تا بدانند معنای پوستین وارونه ای به اسم اسلام یعنی چه. وبه این پرسش من پاسخ دهند که این آیت الله آیا نمی توانست با الفاظ مناسب تری حقانیت خود را به رخ بکشد؟ این است که می گویم: بزرگان ما هستند که ادب را وبی ادبی را به مردم می آموزند. این فیلم را تماشا کنید و از ادب جاریِ آن محظوظ شوید:

لینک ویدئو در سایت یوتیوب

محمد نوری زاد
بیست و پنجم اسفندماه سال نود و یک

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

49 نظر

  1. آقای نوریزاد سلام

    هرچند که انتقاد کار درستی ست و انتقادات شما را با جان و دل هم خوانده ، هم شنیده و دیده ام

    اما خودتان قضاوت کنید که حرف حاج حسن آقا درست بوده یا غلط؟

    در وهله اول شما در گوگل عبارت «نقی» و یا «امام نقی» را سرچ کنید تا ببینید با چه چیز مواجه می شوید

    دوم فقط یکی از تالارهای گفتمان فضای مجازی را باز کنید و یک کلام مخالف میل افراد گوینده بنویسید ببینید چگونه فحش کش و ناسزا بارانتان می کنند

    سوم به همین فیسبوک بیایید و در صفحه شخصی خویش از اعتقاد مذهبی و سیاسی خود بنویسید بعد ببینید که چه تهمت و بی ادبی هایی از دهان بعضی ها(چه لات مذهبی ها و چه لات لامذهبها) در می آید

    آقای نوریزاد

    آرمان گم کردن خطرناک است شمایی که یک بسیجی بودی می دانی که اگر رهبری امام (ره) نبود مملکت به چنگال بیگانه می رفت. 8 سال دفاع کردیم و هیچ مرزی از ما گرفته نشد کما اینکه در زمان شاهنشاهان گوشه های این مملکت با سلام و صلوات و درج قطعنامه به دست اجنبی سپرده می شد

    گفتید که کشور را به دست آدمهای کم عقل سپرد. چه کسی کم عقل بود؟
    چند سوال
    گیرم شما زمان حیات حضرت امام را می گویید
    میر حسین موسوی که عزیز و یار و یاور او و نخست وزیر یک ملت بود کم عقل بود؟ محسن رضایی که فرمانده سپاهیان و مردان جان بر کف این سرزمین بود کم عقل بود؟ شیخ مهدی کروبی که مسئول رسیدگی به امور خانواده های شهدا بود کم عقل بود؟ آیت الله منتظری که قائم مقام او و پشت و پناه مردم بود کم عقل بود؟حاج همت ، برادران باکری شهدای همرزم با شما و اصلا خود شما کم عقل بودید؟
    اگر این حرف درست بود پس چرا مملکت بر باد نرفت؟
    و گیرم بعد از رحلت امام را می گویید
    شما خودت قضاوت کن بعد از مرگ چه کسی می تواند بازگردد و بگوید آی کم عقل ها دور شوید؟
    الان کسانی راس امورند که با امام مخالف بودند و زمانی امام دست و پای آنان را بسته بود تا مبادا نظام را به انحراف بکشانند اما بعد از رحلت امام ناخواسته دست و پای خود باز کردند و ایران را مورد چپاول قرار دادند

    آقای نوریزاد

    نگران شما هستیم

    مبادا ارزشها ، آرمانها و عقایدتان یادتان برود و مورد دستاویز دشمنان ملت (چه بیگانه و چه باگانه!!!!!!) قرار گیرید

    من یادم است زمانی که عکس امام (ره) را عوامل حاکمیتی پاره کرده بودند و تقصیر ما انداختند گفتید
    من شخصا مسئولیت پاره کردن عکس امام را به عهده می گیرم تا هرآنچه قرار است در این هفته و هفته آینده اتفاق بیفتد تکلیفش از همین حالا مشخص باشد .
    اعتراف می کنم که :

    من شخصا مسئولیت پاره کردن عکس امام را به عهده می گیرم تا هرآنچه قرار است در این هفته و هفته آینده اتفاق بیفتد تکلیفش از همین حالا مشخص باشد .

    اعتراف می کنم که :

    خطا کردم . احساساتی شدم . وقتی دیدم هرکدام شما یک چیزی از امام را پاره می کنید ، من هم بچگی کردم و عکس امام را پاره کردم . دیدم شما طومار سپاه و بسیج و عزت امام را پاره کرده اید ، من به عکس او بسنده کردم .

    دیدم شما نقشه راه امام را که حرمت نهادن به مردم و کرامت یک یک آنان در آن بود و هست ، پاره کرده و پاره می کنید ، زورم به عکس امام رسید .

    دیدم شما وصیت نامه امام را که در آن به خیر وخوبی و عزت و سربلندی برای ایران و ایرانی تاکید شده ، پاره می کنید ، سهم من همان عکس امام شد.

    من با چشم برزخی خدا داده ام جمال مبارک امام را دیدم که به قیل و قال شما تبسم می کرد . و صدای دلنشین او را شنیدم که از یک بلندی برسرشما فریاد می زد و می فرمود : ای همه شما که برای پاره شدن عکس من گریبان می درید ، آن روز که فرزندان مرا به جرم اعتراض آرام به نتیجه انتخابات به گلوله بستند و خونشان برزمین ریختند ، چرا کفن نپوشیدید و به اسم توهین به عقل و اسلام و راه خمینی ، به شعارگویی های تند و پرتنش نپرداختید ؟

    اصلا من خودم ، روح الله الموسوی الخمینی ، به محمد نوری زاد گفتم : برو و عکس مرا پاره کن تا خدا و عقل و تاریخ و آینده به شوربختی جماعتی بنگرند که استعداد خلق یک دروغ ساده را نیز ندارند .

    در کشوری که فراورده های فکری و سیاسی و معرفتی و اجتماعی و فرهنگی امام توسط برجستگان حکومت به شوخی گرفته می شود ، پاره شدن عکس امام ، احترام به اوست .

    من از این مضحکه ای که دوستان بپاکرده اند ، دو گرایش برآورده ام . که دومی برای اولی بستر سازی می کند . یک : احساس خطر دوستان . و دو : نیاز دوستان به عوام . که یعنی اگر در این سالهای پس از انقلاب ، صداو سیما و منبریان و مداحان ما بر رشد مردمان اصرار می ورزیدند ، امروز نمی توانستند به ضرب یک چنین ترفند کودکانه ای ، عوام را بخاطر پاره شدن یک عکس به خیابان آورند و در نقطه مقابل ، بخاطر کشته شدن جوانانمان در خانه نگهشان دارند . احساس خطر دوستان که به داستان مفصلی خیمه بسته است . حتی تصور برکناری مصدر نشینان نیز رعشه بجانشان می اندازد ، چه برسد به واقعیتی که چهار نعل پیش می تازد .
    http://nurizad.info/?p=621

    چه شد؟
    اینها حرف شما بود یا نبود؟
    پس اگر دلتان برای انسانیت هم می سوزد با چشم باز بنگرید و به قول امام با زبانتان سعی کنید لجن نکنید بلکه نصیحت کنید چون میر حسین موسوی

    یا علی

     
  2. گفتمان نوروزی با اصلاح طلبان ،،، ؟؟؟
    قسمت چهارم .
    +++++++++++++++++++++
    شفافیت بهار و نوروزایرانی ،،، ؟؟؟؟
    +++++++++++++++++++++
    خوب الحمدلله سال نوهم تحویل شد و ،،،
    در شهر فرشتگان غروب اولین نوروز و ،،،
    در ایران شفق دومین نوروز است .
    درابتدا مجددا نوروز را به همه هموطنان درایران و ،،،
    سایر نوروز دوستان ،،،
    درسراسرکشورهای جهان تبریک و شادباش میگویم .
    +++++++
    اما تکلیف محول الحال والاحوال ما چه شد ،،، ؟؟؟؟؟؟؟
    ما ملت تخم گم کرده حلقه مفقوده آریایی ،،،
    با مقام معظم رهبری حاکم ،،،
    برچاه های نفت و سرنوشت ملت ایران ،،،
    چه میگویم و چه میکنیم ،،، ؟؟؟؟
    آیا سرنوشت آزادی و استقلال مان ،،،
    کمافی السابق نامعلوم ومجهول و ،،،
    درپرده های ابهام سیاست بازی های جهانخواران ،،،
    همچنان بیوقفه در تب و تاب و اشک وروضه ها برپااست ،،، ؟؟؟؟
    قبرستان ها روز بروز ،،،
    شاهد اجساد مهمانان بیشتری میباشند ،،، ؟؟؟؟
    ////
    همچنان باتحمیق وتطمیع وتهدید وسرکوب وزندان وشکنجه واعدام ،،،
    آیا درسالی که نو شد ،،، ؟؟؟
    نظام هام بر ملت ایران ،،،
    به نمایش زشتی ها ازاسلام بدعت گزارخود ،،،
    همچنان به مظالم خود ادامه خواهند داد ،،، ؟؟؟؟
    آیا نمیدانیم که ،،،
    نمایش چنین اسلامی ،،، ؟؟؟؟؟؟
    دقیقا ازخواسته های غارتگران ملت ایران است .
    آیا نمیدانیم که ،،،
    اسلام /////
    منافع و اهداف اقتصادی جهانخواران را ،،،
    بهترازهریک از ،،،
    اپوزیسیون های موجود را فراهم کرده و میکند و ،،،
    آیا نمیدانیم که ،،،
    گویا جمع همه این اضداد یکدیگر ،،،
    درپشت وپناه وتحت حمایت غارتگران هستند ،،، ؟؟؟؟
    آیا نمیدانیم که ،،،
    سیاست های پنهانی جهانخواران با ،،،
    این حاکمیت اختناق و جبروزوردرایران ،،،
    همآهنگ وهمخوان وهمخواب است ،،،
    آیا نمیدانیم که ،،،
    از نظر اقتصادی و سیاسی فعلا ،،،
    جابجایی وسرنگونی رژیم ////،،،
    متضمن استمرار منافع کلان ترروزافزون و ،،،
    مطلوب غارتگران نیست .
    +++++++
    آیا نمیدانیم که ،،،
    مسله و خطر اصلی سیاست برخورد ،،،
    با رژیم حاکم ایران ،،،
    ازنظر جهانخواران ،،، ؟؟؟؟
    مشگل وجودی بمب های اتمی به سرقت رفته از ،،،
    زرادخانه اتحاد جماهیر شوروی سابق و ،،،
    حضور بیش از ٥٠٠٠ تن ،،،
    بهترین کارشناسان اتمی روسی درایران است .
    که حل این دو مسله اصلی ،،،
    همچنان در دستورکار ،،،
    مذاکرات بین نتان یاهوواوباما ،،،
    درسفر به اسراییل است و ،،،
    گویا گفتمان این روسای عظما ،،،
    برای یافتن پاسخی مشترک ومطلوب ،،،
    تا قیامت درجریان است و ،،،
    کماکان خلع سلاح اتمی سیدعلی و،،،
    لشگراز هم گسیخته ولایت او ،،،
    این مسائل را لاینحل و ،،،
    مشگلات جهانخواران درایران هم ،،،
    کماکان باقی است .
    +++++++
    پس بهتر است همه بدانیم که ،،،
    امکان حمله نظامی ،،،
    اسراییل ویا ناتوبه ایران هم ،،، ؟؟؟؟؟؟؟
    ریسک وقمار و باخت خطرناکی است که ،،،
    موجب نابودی منافع کلان همه جهانخواران است و ،،،
    چین و روسیه هم ،،،
    به خاطر منافع اقتصادی و حیاتی محیط زیست ،،،
    با حمله نظامی شرکای غارت های خود ،،،
    به ایران و سوریه موافق نبودند و نیستند .
    +++++++
    از طرفی ////،،،
    به دلیل عدم کفایت ،،،
    دچارمشگلات عدیده و ،،،
    سردرد فراوانی و ،،،
    بسیار آشفته و نگران و دائم الخماراست .
    خوب روزهای های بهاری که فرا رسید و ،،،
    درروزعید نوروز شب و روز به تعادل وتساوی رسید ،،،
    از این پس تا تساوی وتعادلی دیگر در ابتدای پائیز ،،،
    روزهایی بلندتروتابستانی گرم وطولانی و ،،،
    انتخابات ریاست جمهوری ،،،
    مهندسی شده دیگری درپیشرواست و ،،،
    احتمالا طوفان ها وتلاطمات و ،،،
    هفت خوان دیگری ازتحمیق ومردمفریبی ها ،،،
    در دستور کار همه طرفین دعوی بین ،،،
    بلاک جک و/////وسایرحکومت خواهان ،،،
    برای ادامه غارت های ملت ایران وسایر ملت ها ،،،
    خرید وقت از مردمان و ،،،
    کنترل امواج غیرقابل پیشبینی مردم ،،،
    همه از اهداف مشترک ،،،
    همه این سیاست بازان است ،،، ؟؟؟؟
    شبکه های مدیای بین المللی وصدا وسیما هم ،،،
    پرکارودرطراحی وتلاش ساختارو ،،،
    جهت دادن به افکارعمومی مردم ایران وجهان ،،،
    بیوقفه و*اروند کلاک* شبانه روزی ٧/٢٤/٣٦٦ مشغولند و ،،،
    مردمان برای پرداخت هزینه های زیستن ،،،
    برده گان پول واسیر وگرفتارزورمندان وقانونمندان و ،،،
    دنباله روهای همه آنان سرگردانند ،،، ؟؟؟
    دوستان بی نقاب ونقابدار در فیسبوک و تویتر واینترنت هم ،،،
    بی حقوق ویا با دستمزد ،،،
    دراین میانه فضای به اصطلاح مجازی ،،،
    بخشی از اسباب این سیاست بازی ها ،،،
    با ما ساده دلان در حال تعارف و دشمنی و دشنامند .
    +++++++
    خوب این شمایی کلی و نوروزی ،،،
    از زاویه دید صفرتون عیدی نوروز است .
    بنده نه پولی دارم که ،،،
    خلعتی و درهمی بر کسی بخشم .
    نه قشون ولشگروحزب وهواداری و ،،،
    حکومتی خواستم یا خواهم .
    +++++++
    از ابتدا به همه گفتم که ،،،
    هدف صفرتون از،،،
    حرکت نقطه قلم بروی کاغذ و نوشتن کتابت ،،،
    گذر از خشم و کینه ها و ترس است و ،،،
    آگاهانه گام برداشتن و ،،،
    ره رفتن به مقصد ٧ شهرعشق است و ،،،
    رسیدن بشریت به مقام انسانیت را آرزو داشته و دارم .
    +++++++
    لذا راه حل های بسیاری را ،،،
    با عقل ناقص و نارسم ،،،
    برای آگاهی و آزادی واستقلال ملت ایران ،،،
    از خرداد ١٣٨٨ تا کنون ،،،
    به حاکمان وحکومت خواهان وجهانخواران ،،،
    بی تضاد و بی دشمنی با هیچکس و ،،،
    بدون وابستگی با هیچ حزب وباهیچ حکومتی ،،،
    از مکان صفریت که ،،،
    مرکز مختصات محورهای جبری است .
    پیشنهادات بسیاری را ،،،
    برای حل مشگلات سیاسی اقتصادی و اجتماعی ،،،
    هموطنان در رنج و اسارت و ،،،
    آواره گان ایرانی گرد جهان دادم و ،،،
    +++++++
    به سران اپوزیسیون های داخلی و خارجی هم بارها عرض کردم ،،، ؟؟؟؟
    که عدم وابستگی شرط بهروزی است و ،،،
    فرمایشاتی که ،،،
    هریک از شما جداگانه و ،،،
    در تضاد با هم ،،،
    درمورد دموکراسی وحقوق بشر قلابی وتوداری بیان میفرمایید ،،، ؟؟؟؟؟؟
    حلال مشگلات ملت ایران نیست ،،،
    دلالی ومباشرت معاشرت های دیپلماتیک شما ،،،
    با غارتگران راه رسیدن شما به حکومت هست .
    اما نجات ملت ایران ،،،
    در حاکمیت وابسته دیگری به غارتگران نیست .
    +++++++
    بنده صفرتون بنا بر اعتقاداتی که ،،،
    به قدرت ملت ها و ،،،
    مردم ایران داشتم و دارم ،،،
    افشاگری فساد ووابستگی های ،،،
    نظام حاکم برایران و ،،،
    شفاف کردن صورت اصلی مسائل موجود کشورمان را ،،،
    دراین دعواهای مهندسی شده خانوادگی اشراف شریف بلاک جک ،،،
    که تحمیق کننده گان غارتگربودند و هستند ،،،
    از وظایف خود برای رضای پروردگار میدانم .
    ازمال وجان وآبروی خود بی هیچ توقع و طلبکاری و چشمداشتی گذشتم تا ،،،
    بدانیم که رمزدستیابی به نصرت و پیروزی حقوق انسانی ،،،
    راه رفتن به دنبال این /////
    حقوق بشرودموکراسی وتوداری اوباما و نتان یاهو و مابقی ،،،
    سراب هایی بیش نیست .
    آری شرط دستیابی ،،،
    به راه حل های انسانی ،،، ؟؟؟
    پیدا کردن مخرج مشترک درهمزیستی مسالمت آمیز است .
    بنده صفرتون ،،،
    مشارکت ائتلافی همه سران اپوزیسیون را ،،،
    بعد از خرداد ١٣٨٨ به عنوان ،،،
    یکی از آحاد ملت ایران درخواست کردم .
    +++++++
    به همه سران اپوزیسیون پیشنهاد کردم که ،،،
    تمرین دموکراسی شما ،،، ؟؟؟
    برای نجات ملت ایران ،،،
    بریدن بند ناف ازغارتگران ملت ایران الزامی است .
    +++++++
    نتیجه چه بود ،،، ؟؟؟؟
    در این ٤ سال گذشته همه دیدیم و میبنیم که ،،،
    اساسا مذاکره وائتلاف این احزاب وگروه های وابسته و ،،،
    مداح دموکراسی وحقوق بشروضد اسلامی و،،،
    نژادپرست تازی ستیز آریایی بود .
    +++++++
    پس میتوان استنناج کرد که ،،،
    ماموریت همه این عزیزان فرهیخته گان وروشنفکران ایرانی ،،،
    در مدیا بین الملی و رسانه های لوس آنجلسی و اینترنتی ،،،
    جزگل آلود محیط و ،،،
    کورکردن بینش های سیاسی مردم و ملت ایران و ،،،
    گسترش وایجاد تفرق ودشمنی و تحمیل جبر و جهل بیشتربه ملت و ،،،
    با ایجاد فضای تحریک احساسات مردم و ،،،
    گسیل مرمان بیگناه به خیابان ها و ،،،
    در نتیجه سرکوب وارعاب ،،،
    ترس و یا بیتفاوتی ،،،
    فرمایشات ورهنمودهای باور خورانده گان ،،،
    اسلام /////ناب محمدی و ،،،
    اپوزیسیون هایی که ،،،
    تبلیغات دموکراسی وحقوق بشر وتوداران را کردند ومیکنند ،،،
    برای مردم ایران حاصلی ،،،
    جز تفرق وازهم پاشیدگی وضع موجود رانداشته است .
    در نتیجه منافع جهانخواران غارتگرهمچنان تامین است .
    +++++++
    دلایل وضع موجود هم بسیار روشن است .
    بعید میدانم که ،،،
    ///// و ،،،
    یا سران اپوزیسیون آنقدراحمق باشند که ،،، ؟؟؟
    که منافع ملت ایران را ،،،
    دراتحاد و وحدت ملی متصورنباشند .
    اما رهبر نظام حاکم و ،،،
    رقبای آینده حاکمیت ایران که ،،،
    اکثرا همین سران اپوزیسیون ها هستند ،،،
    همه با خود محوری ها و ،،،
    با خودشیفتگی ها و ،،،
    رقابت های ناسالم خونین ،،،
    با رقبای سیاسی خود ،،،
    از اتحاد وائتلاف ملی باهم خودداری کردند و،،،
    هریک از حاکمین و حکومت خواهان ،،،
    به تنهایی برای مقبولیت حاکمیت مطلقه خود میکوشند و ،،،
    اگر لازم دیدند میکشند .
    به پستوها و لابی های جهانخواران رفتند و میروند .
    در نتیجه جزخریدن وقت غارت و ،،،
    تحمیق ملت ایران به نفع غارتگران وظیفه نداشتنند و ندارند .
    +++++++
    اربابان غارتگر جهان هم ،،،
    که ازحل مشگل اتمی بودن ،،،
    نظام حاکم برایران تا کنون عاجزبودند .
    لذا همه طرفین دعوی ،،،
    درخانواده های شریف اشراف بلاک جک ،،،
    نیازمند وقت بیشتر بودند و هستند ،،،
    تا با شعارهای انحرافی خود ،،،
    آب را بیشتر گل آلود کنند و کردند و ،،،
    حقایق اصلی را ،،،
    از چشم گوش ملت ایران و ،،،
    سایر ملت ها پوشاندند ومیپوشانند .
    بارها عرض کردم که ،،،
    بنده شخصا از سال ١٣٦٠ با برنامه های اتمی شدن ،،،
    قوای مسلح سپاه پاسداران در تماس و،،،
    درجریان چگونگی دستیابی ایران به ،،،
    بمب های اتمی و موشک های شهاب بودم .
    بنده صفرتون حتی اشخاصی را که ،،،
    بمب های اتمی را از شوروی سابق خریدند و ،،،
    به ایران وارد کردند ،،،
    در نوشته های قبلی نام آنان را هم حتی بردم .
    +++++++
    سیاست بازی های جهانی ،،،
    جای بسی تعجب دارد که ،،،
    هیچکدام ازجهانخواران وحاکمان ایران و ،،،
    حکومت خواهان نمیگویند که ،،،
    ایران ازسال ١٩٩٠ تا کنون صاحب زرادخانه اتمی بوده است و ،،،
    مذاکرات وچانه زدن های بی حاصلی را ،،،
    برای باز پس گرفتن بمب های اتمی و ،،،
    بازگرداند کارشناسان روسی ،،،
    ابتدا با آشیخ علی اکبرشاه ///// تاریخ داشتند و ،،،
    سپس با //// که به کمک اربابان جهان ،،،
    دندان های //// را کشید و ،،،
    زرادخانه اتمی ایران را به کنترل خود گرفت و ،،،
    ازبازپس دادن بمب های اتمی به غارتگران عدول کرد ،،، ؟؟؟
    شب ها وروزها و سال های بسیاری است که ،،،
    آشکاروپنهانی ،،،
    این مذاکرات بی حاصل ،،،
    برای بازپسگیری بمب های اتمی ،،،
    تا کنون بین نظام حاکم ///ایران ،،،
    با اربابان خود ادامه داشته است .
    +++++++
    ////
    هردو خوب میدانند که ،،،
    پایگاه مردمی ندارند و ،،،
    اگر بمب های اتمی را پس دهند و ،،،
    خود را خلع سلاح کنند ،،، ؟؟؟؟
    سرنوشتی بهتر از صدام و قذافی نخواهند دشت .
    +++++++
    لذا یکی از پایه های حاکمیت آنان ،،،
    بر مبنای تحمیل سکوت ،،،
    به اکثریت خاموش ملت ایران است و ،،،
    +++++++
    دیگرسیاست عیان و بیشرمانه این //// ،،،
    اعمال زوروسرکوب واعدام است که ،،،
    نسق گرفتن وحذف نیروهای مبارزملی مردمی ،،،
    از سرواسباب شب وروز بقا این حاکمیت درایران است .
    +++++++
    این حاکمان حتی به فرزندان خود و ،،،
    خودی ها وهمرزمان سابق هم ،،،
    برای بقا موجودیت و ،،،
    استمرار حاکمیت خود رحم نکردند و ،،،
    ملاحظه مروت های انسانی و اسلامی را نمیکنند .
    هر کجا که لازم دیدند ،،،
    بی مهابا قتل وجنایات کردندومیکنند .
    خوب بازایام نوروزی است و،،،
    بازسال وروزازنو،،،
    دراین سال تازه ای که آغازشد ،،، ؟؟؟؟
    بازدود همه این سیاست بازی ها ،،،
    همچنان مصیبت ها ومسائل لاینحل وتحمیق ها ومردمفریبی ها و ،،،
    سرکوب وسانسورواختناق وزندان وشکنجه واعدام استمرار ١٠٠ ساله ،،،
    غارت ثروت های ملی مردم ایران ،،،
    ////
    بایدها ونباید ها و خط ها و گروهک بازی ها و ،،،
    جریانات شعار های مرده بادا ومرگ بر مخالفین و ،،،
    مرگ برامریکا ومرگ براسراییل گویان ،،،
    دراین ٣٤ سالی که گذشت ،،،
    چراچاره سازدردهای مسلمانان و مستضعفان ،،،
    پیروزی این اسلام میسر نشد ،،، ؟؟؟؟
    مگرپیامبربادیه نشین اسلام ،،،
    در ١٤٠٠ سال پیش ،که مبعوث شد ،،،
    تنها ٢٣ سال پیامبری نکرد ،،، ؟؟؟؟
    چطور شد که در این ایام ،،،
    جمعیت مسلمانان جهان کم و بیش ١/٦ میلیارد شد .
    مگرموسی کلیم الله ،،،
    کم و بیش کمتر از ٧٠٠٠ سال پیش به پیامبری نرسید ،،، ؟؟؟
    چرا جمعیت قوم او بیش ١٦ میلیون نیست ،،، ؟؟؟
    مگر عیسی مسیح پیامبرعشق ،،،
    کمتراز٢٠٠٠ سال پیش متولد نشد ،،، ؟؟؟؟؟؟؟
    چرا قوم او بیش از ١/٢ میلیارد نیست ،،، ؟؟؟؟؟؟
    میدانید ٦٥% پول در گردش و اسناد بهاداردرجهان متعلق ،،،
    به ١٦ میلیون یهودی است ،،، ؟؟؟؟؟؟؟؟
    حالا میتوانید حدس بزنید که ،،،
    صهیونیزم چیست ،،، ؟؟؟؟؟؟
    مبادا به قوم یهود لعنت ودشمنی و حسادت ورزید ،،، ؟؟؟؟؟؟
    خیر چنین دشمنی اصلا جایز نیست .
    زیرا که ٩٩% از ثروت های یهودیان ،،،
    متعلق به تعداد اندکی ازخدایان پول که ،،،
    صاحبان شرکت های چند ملیتی هستند میباشد .
    این جماعت سیاستگزار ،،،
    متکی به قدرت پول ،،،
    خدایان پول درروی زمین هستند که ،،،
    در تعیین و سرنگونی حاکمان همه کشور های جهان نقش تعیین کننده ،،،
    اکثریت آرای لژ سرمایه داری جهان را دارند .

    بنا برسنت وهم عادات و یا ایمان ،،،
    همه دینداران و مومنان ظاهر ،،،
    به درگاه خدا دعا میکنیم که ،،،
    اول خودمان سلامت و پولداروثروتمند و بینیاز شویم .
    سپس اگر ثروتمند شدیم و ،،،
    صاحب احسان وکمالات ومعرفت انساندوستی بودیم ،،، ؟؟؟
    فقراوضعفایی که ،،،
    از اقوام وآشنایانی را که میشناسم و ،،،
    خودی و مخلص خود میپنداریم ،،، ؟؟؟؟
    دست خودی ها را گرفتیم و میگیریم و ،،،
    اینگونه صفات برتری خود را ،،،
    شهره خاص و عام میگردانیم .

    تکلیف ما ملت ایران چه بود و چه هست که ،،،
    در این بازار مکاره سیاست گزاران غارتگر امروز جهان ،،،
    مسلمانزاده شدیم ،،، ؟؟؟؟
    از مسلمانی و ،،،
    آریایی بودن خود ،،،
    جز خشم و کینه و ترس ناشی از ،،،
    حکومت های دست نشانده خدایان پول ،،،
    درراس حاکمیت های ایران چه فهمیدیم ،،، ؟؟؟؟

    نفهمیدیم که ،،،
    همه قربانیان خدای پول هستیم ،،، ؟؟؟؟؟؟
    نفهمیدیم که شاهان و شیخان ما ،،،
    نوکران کدامین خدایان واقعی روی زمین بودند وهستند ،،، ؟؟؟؟؟؟
    نفهمیدیم که حکام ملت ایران ،،،
    هیچکدام تامین کننده منافع ملت خود نبودند ونیستند ،،، ؟؟؟
    نفهمیدیم که شبکه حاکمان جهانی ،،،
    همچنان عاملین ،،،
    فقرو تضاد ملی و ،،،
    در نتیجه گسترش فسادمالی واخلاقی و ،،،
    فحشا واعتیاد بیعدالتی های اجتماعی در ایران و جهان هستند ،،، ؟؟؟؟

    آری اگر ملت ایران ،،،
    هرروزوشب با مشگلات بیشتری روبرو است و ،،،
    نسل های حاضروآینده همچنان دارند میسوزند و ،،،
    اکثریت مردمان خاموش جیره خور و حقوق بگیر دولت هستند و ،،،
    دل به شندرغازحقوق و عیدی و پاداش و ،،،
    سایر مردمان به یارانه ها دلبستنند و ،،،
    همه درترس و نوامیدی از ورطه های شکست بعدی و ،،،
    نگران سقوط ونابودی بدتری ازشرایط موجود ،،،
    دراضطراب کاذب حمله نظامی سایرکشورها به خاک زادگاهمان و ،،،
    تجزیه بیشتر از گذشته سرزمین ایران هستند ،،، ؟؟؟؟؟؟؟
    سرمنشاء ریشه های همه این نگرانی ها در کجا است ،،، ؟؟؟؟؟؟؟

    اکسیروکیمیای ****وحدت و یکپارچگی ملی*** کجا است ،،، ؟؟؟؟
    چگونه میتوان به سران اپوزیسیون و ،،،
    غارتگران ١٠٠ ساله خانواده شریف بلاک تفهیم کرد که ،،،
    دیگرمردمفریبی وغارت ملت ایران کافی است .

    بنده صفرتون ،،،
    ازابتدای سال های پیروزی انقلاب بهمن ١٣٥٧ ،،،
    از حاکمان ایران و ،،،
    هم از غارتگران ملت ایران ،،،
    درخواست رعایت سلامت و شفافیت ،،،
    درانجام همکاری های اقتصادی و ،،،
    معاملات تجاری و بازرگانی داشتم .
    در فرصت هایی که مشمول حالم شد .
    وقایع از این قراربود که ،،،
    گاهی درماموریت های خارجی دولتی ،،،
    درمعیت معاون رییس جمهوری و وزرای ،،،
    دولت های آقای میر حسین موسوی و ،،،
    دوره اول ریاست جمهوری ////// ،،،
    توفیق مذاکرات و شرکت در ،،،
    جلسات همکاری های اقتصادی دولت ایران را ،،،
    با کشورهای ابرقدرت و ،،،
    سایر کشورهای جهان را داشتم .
    قدری هم در این رفت و آمد ها و ماموریت ها ،،،
    زبان دیپلماسی را آموختم .
    اما هیچ گاه نخواستم که ،،،
    دیپلمات باشم .
    غالبا درهمه مذاکرات ،،،
    همین کشورهای متمدن و ،،،
    قول خودشان پیشرفته ،،،
    در صدد فریب و ،،،
    یا خریدن هیات های دیپلماتیک و ،،،
    وزرا و معاون رییس جمهور و حتی کارشناسان بودند ،،،
    بنده بی ارزش صفرتون هم شاهد این زد و بند ها و ،،،
    در خریدن متاع بی ارزش بنده ناکام بودند .
    +++++++
    فشارهای سیاسی ،،، ؟؟؟؟
    برای تامین نظرات طرف های خارجی ،،، ؟؟؟
    همیشه توسط واسطه هایی ،،،
    از وزرا و یا نماینده گان مجلس ،،،
    برای دادن امتیازهای نامعقول به طرف های خارجی ،،،
    برانجام معاملاتی که ،،،
    مسولیت تنظیم و بستن قراردادهای خارجی و یا داخلی را داشتم ،،، ؟؟؟؟
    چند سال وایامی بردوشم بود .
    سفارشات شفاهی و کتبی مستلزم کارم بود و ،،،
    در صورت عدم اجرای سفارشات و دستورات ،،،
    فشارها وتهدیدات وتمیهدات ،،،
    ازناحیه آشیخ و ،،،
    کارگزاران سازندگی /////،،،
    شب وروز ،،،
    دخالت های این نورچشمی ها و ،،،
    کره بگیری ها ازهمه معاملات کلان داخلی وخارجی ،،،
    کاملا مشهود بود که ،،،
    حتی طرف های خارجی ،،،
    درمذاکراتی که با آنان داشتم میگفتند که ،،،
    ما درانجام و ارزش این معاملات ،،، ؟؟؟؟
    قبلا با رییس جمهورو ،،،
    یا سفیرکشور شما به ،،،
    توافق رسیده ایم ،،، ؟؟؟
    تو چکاره ای که ،،،
    برای ما گربه رقصانی میکنی ،،،
    این هم ٦،٥% سهم تو ازاین قرارداد است ،،، ؟؟؟
    چشمانت را ببند و ،،،
    هرچه را که ما در قرارداد نوشتیم وگنجاندیم ،،، ؟؟؟؟
    آنرا امضاء کن و سهمت را بگیرو ،،، ؟؟؟؟
    برو خوش باش ،،، ؟؟؟؟
    +++++++
    همه دوستان گویا گرفتند و ،،،
    صفرتون هیچکدام ازاین قرارداد ها را امضاء نکرد و ،،،
    شیتله های چند ده میلیون دلاری نگرفت و ،،،
    فقیرواحمق ومجنون در افکار،،،
    اکثردوستان و دشمنان و بستگان ،،،
    همین صفرتون باقی ماند .
    +++++++
    قصد و *من – زورم* = منظورم ،،،
    از بیان این مطالب فقط این است که ،،،
    که سرمنشاء همه فسادهای موجود ،،،
    درایران وسایرکشورها ،،،
    ریشه های منفعت پرستانه ،،،
    درشرکت های کشورهای پیشرفته را دارد و ،،،
    این شعارها وفرمایشات گروههای ایدئولوژیک و ،،،
    حاکمیت اسلام ناب محمدی و ،،،
    دموکراسی و حقوق بشر ،،،
    همه کشک و پشم است .
    اصلی ترازهمه متاع ایرانی ،،، ؟؟؟؟
    تماس چربی نفت ملت ایران و ،،،
    سایراعراب ،،،
    درون دیگ سوپرتانکرهای نفت کش و ،،،
    تخلیه در کشورهای مقصد ،،،
    اربابان حاکمان نفتخوروخونخواراست .
    +++++++
    پس همانطور که ،،،
    در سلسله مقاله های گوناگونی که تا کنون نوشتم ،،، ؟؟؟؟
    صورت اصلی مسائل ملت ایران را ،،،
    خلاصه وروشن وشفاف بیان کرده بودم ،،، ؟؟؟؟
    باز هم تکرارمیکنم که به عشق خدا هنوز زنده ام و ،،،
    از هموطنان وحاکمین وحکومت خواهان و جهانخواران ،،،
    جدا پوزش میطلبم که ،،،
    برای رضایت هیچکدام ازشما قلم به تملق و دشمنی نمیرانم .
    آری بدون تضاد و بدون کینه ورزی و ،،،
    بدون پرخاش با خلوص وباشفافیت و ،،،
    با ایمان به وجود ***یک خدا**** برای همه بشریت وادیان ،،،
    خواستار گفتمان بی ترس و بی ریا با همه شما هستم .
    +++++++
    درخواست راه حل نجات خود شما غارتگران و ،،،
    حاکمین ایران وحکومت خواهان و،،،
    درالویت ،،،
    بی توجه به منافع اقتصادی سیاسی شما غارتگران ملت ها ،،،
    آرزوی نجات ملت ایران وسایر ملت های کشورهای جهان را ،،،
    درجلوگیری ازبروز جنگ های بی حاصل و ،،،
    خانمانسوزنابود کننده اتمی را مد توجه و نظردارم .
    لذا به جهانخواران غارتگر ١٠٠ ساله ملت ایران ،،،
    ابتدا این پیشنهادات را تقدیم میکنم ،،، ؟؟؟؟
    مخاطب اول :
    جناب آقای پرزیدنت اوباما و ،،،
    جناب آقای نتان یاهو نخست وزیر اسرائیل است که ،،،
    با هم برای خلع سلاح اتمی در این ساعاتی که میگذرد ،،،
    احتمالا مشغول جستن بهترین راه حل ها و گزینه ها ،،،
    برای خلع سلاح اتمی سیدعلی ،،،
    با برآورد کمترین قمارو ،،،
    برای جلوگیری از،،،
    تحمیل خسارات های جانی واقتصادی به بشریت ،،،
    مشغول گفتمان هستند ،،، ؟؟؟؟
    +++++++
    آری پیشنهادم به هردوی شما عزیزان و ،،،
    سایر سران کشور های وتوداراین است که ،،، ؟؟؟
    الف :
    دست از سرملت ایران بردارید .
    اجازه دهید ملت ایران بدون نیاز به قیم ،،،
    سرنوشت خود را تعیین کنند .
    در امور داخلی ایران دخالت ودشمنی نفرمایید .
    لطفا به حل مشگلات داخلی ملت های خود بپردازید .
    +++++++
    ب :
    بپذیرد و به ملت های خود راست بگویید که ،،،
    ایران درجرگه و خانواده کشورهای اتمی جهان است .
    ایران ،،،
    عراق وافغانستان ومصرولیبی نیست .
    سیاست های بهارعربی وبهارایرانی مثل هم نیست .
    پس در نتیجه جنگیدن با ایران اتمی جایز نیست .
    +++++++
    ج :
    لطفا تحریم های بین المللی را ،،،
    برعلیه مردم ایران را ،،،
    فورا لغو فرمایید ،،، ؟؟؟؟
    که این تحریم ها ،،،
    جز تقویت منافع اقتصادی مشترک شما و،،،
    نظام حاکم برایران چیزی نبود ونیست و ،،،
    درنتیجه این تحریمات ،،،
    برای ملت ایران با سقوط ارزش پول ریال ،،،
    موجبات فقر وتنگدستی وزندگی نکبت باروفساد بیشتراجتماعی شده است .
    در نتیجه این سیاست های ضد بشری شما ،،،
    جز تسلیم بیشترمردم ایران در،،،
    مقابل نظام //// ،،،
    حاصل و محصولی نبود ونیست .
    در جمع بندی این برگ سبز نوروزی ،،،
    از خداوند منان درخواست ،،،
    بذل توجه همه سران کشورهای قدرتمند وتودار و ،،،
    همپیمانان آنان را ،،،
    به مسولیت تاریخیشان جلب میکنم که ،،،
    مسبب بروز جنگ های خانمانسوز دیگری ،،،
    درتاریخ ملت های جهان نباشند .
    از همه این حاکمان که در اصل نماینده گان خدایان پول هستند و ،،،
    تامین کننده منافع شرکت های چند ملیتی ،،،
    درخواست دارم ،،،
    در مقابل بشریت دور مانده از انسانیت ،،،
    دست ازتحمیق بشریت بردارند .
    ایمان دارم که ،،،
    در قلوب ورگ های همه ،،،
    این قدرتمندان واقویای حاکم هم ،،،
    وجدان وقدرت وانرژی مثبت ازخدا هنوز باقی است .
    با تزویرودشمنی وغارت وقتل وتحمیل زوروجنگ ،،،
    بشریت به انسانیت نمیرسد و ،،،
    تمدن های موجود بشری هم ،،،
    با بروز انفجارات بمب های اتمی ،،،
    محیط زیست زمین ،،،
    به اضافه منافع شما همه با هم نابود میشود .
    عزیزان اشرافی که ،،،
    ملت ها را با تبلیغات انحصاری مدیای خود فریفتیید ومیفربید ،،،
    آری به درخواست هایم در این ،،،
    برگ سبز نوروزی اصرارمیورزم و ،،،
    تاکید میکنم که ،،،
    ازسرکچل ودل های زخم خورده وچرکین ملت ایران ،،،
    برای همیشه دست بردارید و ،،،
    دیگر برای ملت ایران ،،،
    حاکمان دست نشانده خودرا تعیین نفرمایید .
    ما ملتی صلح دوست و بی دشمنی با ،،،
    مردمان ودولت های جهان بودیم وهستیم .
    اگر در امور داخلی ایران دخالت نمیکردید ،،، ؟؟؟؟؟
    امروزدچاراین همه مشگلات و،،،
    نگرانی ها که هستید نبودید .
    در قسمت بعدی ،،، ؟؟؟؟
    روی سخنم با آقا سیدعلی وآشیخ علی اکبر است .

    این گفتمان نوروزی به حول قوه الهی ادامه دارد و ،،،
    خیرپیش

     
  3. ﻋﺮﻓﺎﻧﻴﻴﺎﻥ

    اﻱ ﻛﺎﺵ ﺭﻫﺒﺮاﻥ ﻣﺎ ﺑﻲ اﺩﺏ ﺑﻮﺩﻧﺪ
    اﻱ ﻛﺎﺵ ﮔﻮﺷﺖ ﺧﻮﻙ ﻣﻴﺨﻮﺭﺩﻧﺪ
    اﻳﻜﺎﺵ ﻋﺮﻕ ﺧﻮﺭ ﺑﻮﺩﻧﺪ
    اﻱ ﻛﺎﺵ ﻓﺎﺣﺸﻪ ﺑﺎﺯ ﺑﻮﺩﻧﺪ
    ﻭﻟﻲ ﺑﻪ اﻳﻦ ﺭاﺣﺘﻲ ﺁﺩﻡ ﻧﻤﻲ ﻛﺸﺘﻨﺪ ﺁﺑﺮﻭ ﻧﻤﻴﺒﺮﺩﻧﺪ ﺑﻪ اﻳﻦ ﺭاﺣﺘﻲ ﺩﻭﻳﺴﺖ و ﭘﻨﺠﺎﻩ ﻫﺰاﺭ ﺟﻮاﻥ ﺭا ﺑﺎ ﺑﻲ ﺳﻴﺎﺳﺘﻲ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﮔﺮﻭﮔﺎﻥ ﻛﻴﺮﻱ و ﺳﭙﺲ ﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﻋﺮاﻕ ﺑﻪ ﺑﺎﺩ ﻓﻨﺎ ﻧﻤﻴﺪاﺩﻧﺪ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺭا ﺷﻘﻪ ﺷﻘﻪ ﻧﻤﻴﻜﺮﺩﻧﺪ اﻗﺘﺼﺎﺩ ﺭا ﻗﺒﻀﻪ ﻧﻤﻴﻜﺮﺩﻧﺪ و ﻣﻠﻴﻮﻧﻬﺎ ﺟﻮاﻥ ﺭا ﻛﻪ اﻣﻴﺪﻱ ﺑﻪ ﻓﺮﺩاﻱ ﺧﻮﺩ ﻧﺪاﺭﻧﺪ ﺭا ﺑﻪ ﻛﺎﻡ اﻋﺘﻴﺎﺩ ﻧﻤﻴﻜﺸﺎﻧﺪﻧﺪ

     
  4. جناب آقای نوریزاد عزیز،با عرض تشکراز پاسخ و توضیح شما،امکان دارد لطف بفرمایید(بصورت خصوصی یا عمومی)توضیح دهید که طبق نظرشما که قطعامبتنی برشواهد،اطلاعات و مدارک دقیق و صحیحتان است،آیا منظور امام از حفظ نظام از همان ابتداحفظ آن به این صورتیست که الان هست؟یا منظورایشان حفظ حکومتی برمبنای اسلام است نه با ریختن خون بیگناهان وسایر کارهای نادرستی که فرموده اید.

    بازهم از لطف و پاسخگویی شما سپاسگزارم.

    ——————-

    سلام جناب موسوی گرامی
    عمده ی سخنان امام وقتی به اسلام اشاره می کنند واین اسلام را درامروز رصد می کنند منظورشان همین نظام جمهوری اسلامی بوده است. درصفیحه ی نور بسیارفراوان دیده می شود که ایشان بجای جمهوری اسلامی ایران ، اسلام را بکاربرده اند.

    با احترام.

     
  5. مردم ایران زامبی شده‌اند

    یک چراغ جادو را مقابل مردم دنیا بگیرید و به آنها بگویید که غول داخل آن یک آرزویشان را برآورده می‌کند. هر فردی از هر کشوری آرزوی متفاوت خواهد داشت. یکی بوگاتی می‌خواهد و دیگری کشتی تفریحی دوست دارد، یکی می‌گوید هواپیمای شخصی و یکی کاخی بزرگ را طلب می‌کند و یکی هم می‌خواهد صاحب یک سایت مانند فیس‌بوک باشد و شاید کسی هم می‌خواهد نخستین فضانوردی باشد که قدم روی مریخ گذاشته است.
    حالا همان چراغ جادو را مقابل مردم ایران بگیر. نفر نخست پول زیاد می‌خواهد، آن یکی پول فراوان می‌خواهد، یکی دیگر پول هنگفت می‌خواهد، آن یکی 3000 میلیارد طلب می‌کند و یکی دیگر می‌گوید می‌خواهد بین فامیل پولدارترین باشد و هرگز ثروت کسی از او بالاتر نرود.
    بیشتر مردم ایران، آرزویی ندارند. آنها می‌خواهند هر مشکلی را با پول حل کنند و هر چیزی را با سرمایه‌گذاری مستقیم مالی به دست بیاورند. آنها حتی اگر سلامتی یکی از اعضای خانواده‌شان را می‌خواهند، با خدا و بزرگان معامله مالی می‌کنند: «اگر شفا پیدا کند، 500 تومن می‌گذارم کنار…». تعریف خیلی از آنها از «نذر کردن»، ارائه پیشنهاد مالی به آسمان است. کسی نذر نمی‌کند که اگر مشکلش حل شد، بعد از آن تا جایی که می‌تواند دروغ‌گویی یا غیبت کردن را کنار بگذارد. آنها برای ادای نذر خود گوسفند می‌کشند و گوشت آن را میان چند خانواده پولدارتر از خودشان تقسیم می‌کنند و کله‌پاچه‌اش را هم صبح نخستین روز تعطیل با خوشحالی و سنگک تازه میل می‌کنند.
    اگر می‌خواهند بقیه دوست‌شان داشته باشند، خودشان را پولدار جلوه می‌دهند و اتومبیل‌های مدل بالا سوار می‌شوند تا دیگران عاشق‌شان شوند. آنها می‌دانند اگر دوست و فامیل احساس کنند که وضع‌شان مناسب نیست، طردشان می‌کنند؛ پس وانمود می‌کنند که دغدغه مالی ندارند. وقتی توی میهمانی می‌نشینند، درباره قیمت جدید خودروها می‌پرسند و می‌گویند که قصد دارند یکی بخرند، اما این در حالیست که هرگز پولی برای اینکار ندارند. آنها چنان در پی چشم‌وهم‌چشمی هستند که یک کارگر ساده کارخانه خانه پدری خود را می‌فروشد و به اجاره‌نشینی روی می‌آورد تا همسرش بتواند به فامیل خود بگوید که سانتافه سوار می‌شوند.
    بیشتر مردم ایران تاجران خانگی هستند. آنها طلای اندوخته دارند، دلار و یورو خریده‌اند یا در پی افزایش سود حساب بانکی خود هستند، پس هر روز در سه نوبت صبح، ظهر و عصر، قیمت ارز و سکه را پیگیری می‌کنند و با شنیدن آن سوت می‌کشند و نچ‌نچ می‌کنند، چون نگران سرمایه خود هستند.
    مردم ایران آرامش ندارند. آنها به این اعتقاد ندارند که هر کسی باید هماهنگ با درآمد خود زندگی کند. آنها ابتدا یخچال سایدبای ساید را نمادی از ثروت می‌دانستند و سپس به تلویزیون‌های تخت روی آوردند.
    بسیاری از مردم ایران ماهانه قسط خانه و اتومبیل و وسایل الکترونیکی را می‌پردازند که به آن نیازی ندارند. آنها پارکینگ ندارند، اما اتومبیل گران‌قیمت می‌خرند و نیمه‌شب با شنیدن صدای آژیر دزدگیر از خواب می‌پرند و با عجله خودشان را به پشت پنجره می‌رسانند و پایین را نگاه می‌کنند.
    مردم ایران، ثروتمندترین ملت جهان هستند، اما همیشه ناله می‌کنند که پول ندارند. آن‌ها خودروهای مدرن را به دو برابر قیمت آن در جهان می‌خرند و جدیدترین گوشی‌های موبایل و تبلت‌ها را به دست می‌گیرند. در عسلویه، گوشی‌های کارگران از موبایل مهندسان جدیدتر و گران‌تر است.
    مردم ایران مانند زامبی‌ها زندگی می‌کنند. زامبی، انسانی است که هدف و آرزو ندارد و فقط صبح را به شب می‌رساند و شب خود را به صبح روز بعد پیوند می‌زند. زامبی، معنای عشق و دوست داشتن را نمی‌فهمد. همان زامبی‌ها پشت میز می‌نشینند تا برای دیگران تصمیم بگیرند.
    چیزی که مردم ایران آن را «زندگی» معنی کرده‌اند، زندگی نیست. آنها یکدیگر را دوست ندارد. بیشتر آنها زامبی هستند. زامبی‌ها، پول‌پرست‌هایی هستند که روی هر چیزی قیمت می‌گذارند و زندگی را فقط از زیر گلو تا سر زانوهایشان می‌بینند.
    فقط زامبی‌ها هستند که در استادیوم و پارک به تماشای اعدام می‌نشینند. زامبی‌ها هستند که وقتی پشت فرمان اتومبیل می‌نشینند وحشی می‌شوند و با خوی حیوانی خود رانندگی می‌کنند. تنها زامبی‌ها هستند که کارخانه تاسیس می‌کنند و آب کاه را داخل شیشه می‌ریزند و به جای آبلیمو روانه بازار می‌کنند. زامبی‌ها هستند که پراید را تولید می‌کنند و می‌خرند و سوار می‌شوند و خودشان و دیگران را می‌کشند. زامبی‌ها، کودکان را نمی‌بینند و نمی‌خواهند به این اهمیت بدهند که فکر و شعور و استعداد فرزندان‌شان چطور رشد خواهد کرد.
    بعد از 14 سال خبرنگاری، از کشتن بزرگسالان زامبی خسته شده‌ام. می‌خواهم تلاش کنم تا کودکان امروز، زامبی‌های آینده نباشند. به همین دلیل از 23 بهمن‌ماه شغلم را تغییر می‌دهم تا بتوانم با تمام توان و انرژی که دارم، برای بچه‌ها وقت بگذارم. تمام تجربیاتی که در این سال‌ها کسب کردم را در این راه به کار می‌گیرم تا کودکان زامبی نشوند.
    می‌دانم که زامبی‌ها مقابل من ایستادگی خواهند کرد، اما شات‌گان برای همین مواقع ساخته شده است.

     
  6. بهاييت روى ديگر شيعه است باب و بهاالله ميگويند ما درِ خدا هستيم مگر خدا در دارد اول گفتند ما مهدى موعود هستيم كدام مهدى !!!

     
  7. درود بر ابراهيم خان نبوى

     
  8. دل ارام ميگيرد وقتى بانؤيى چون مهر انگيز كار مهر افشانى ميكند ارى جام عقل را سر بكشيد پيش از اينكه ايران ويران تر شود و شما به زباله دان تاريخ سرنگون شويد

     
  9. ايران دوست گرامى انديشه بلندت را مى ستايم

     
  10. بله راست است

     
  11. آقای نوری زاد چرا نظر مرا “سانسور” کردید؟! البته می توانم حدس بزنم چرا! ولی فکر نمی کنم چیز بدی درباره رهبر گفته باشم. با این حال مایلم پاسخ قانع کننده و کامل جنابعالی را بشنوم. منتظر جواب شما هستم !!!

     
  12. انصافا این آقا که اسم خودش را آیت الله هم گذاشته، چیزی نیست جز یک فرد زندانی در دام تعصبات ///! حالا اگر یک نادانی آمده و به قرآن توهین کرده است، شما بایستی بیایی و به مسیح (ع) توهین کنی که تلافیش دربیاید؟ ایشان اگر یک ذره به قرآن ایمان داشت امکان نداشت چنین درباره پیامبر خدا حرف بزند. برای اینها قرآن فقط بتی است که در ذهن خودشان ساخته‌اند.

     
  13. نوری زاد عزیز ساده می نویسم : ازشما ممنونم بخاطر آزاد اندیشی و حق گویی تان. اگرچه تیغ تیز جهل و زور حکومتیان هر لحظه شما را تهدید می کند اما می دانم که سخن حق برنده تر است و پیروز.
    امیدوارم از مسیری که در آن قرار گرفته اید، خسته و سست نشوید و امیدوارم در حال و آینده چه تلاش شما نتیجه بخش باشد چه نه! چه حکومت عوض شود چه اصلاح! شما همیشه همین طور آزاده، ظلم ستیز، “””خاکی و متواضع”””، مردم دوست و مهربان، حق طلب و حقیقت جو، و امیدوار باقی بمانید. آقای نوری زاد می دانید که؟! ما این نوری زاد را دوست داریم همین نوری زاد خودمان. نوری زادی که نزدیک است و در دسترس و از جنس خودمان. مثلن این جناب خامنه ای که در پس هزاران دروازه امنیتی بیتش و یا شاید جایی دیگر پنهان شده و ////خیال می کند خیلی محبوب است ولی من فکر می کنم ////… بگذریم
    دلا در عاشقی ثابت قدم باش … که در این ره نباشد کار بی اجر
    به امید آزادی ایران و ایرانی از چنگ اشغالگران ضد ایرانی!

     
  14. جناب آقای نوریزاد عزیز، سلام و درود و دعای خیر همیشگی مانثارتان،درابتدا باید عرض نمایم که مااز ارادتمندان شما،انقلاب و امام عزیز هستیم و روزهای سخت زندان شما،گرچه برایمان قابل تصور نبوده و نیست اما برای ما هم همراه با مرگ تدریجی بوده است،اینها را عرض کردم تا خیرخواهی جملات بعدیم برایتان ثابت شود.
    با تمام احترامی که برایتان قائلم باید عرض نمایم ازچندنوشته اخیرشماچند موردقابل تامل مجدداست :
    1-جمله حفظ نظام از اوجب واجبات است را فرموده اید اشتباه گفته اندوباید نقد میبوده،درست است که نقدهم لازم وضروری بوده ولی این جمله اشتباه نبوده،امام نگفتندکه نظام یعنی من رهبر،چنانکه الان چنین است،امام نگفتندکه تحت هرشرایطی ومثلابا کشتن بیگناهان نظام حفظ شودواین کاری که اکنون رایج است که هدف وسیله را توجیه میکندتوسط ایشان موجه نبوده است.

    2-در رابطه با مثال الاغ که ازسخنان امام زده اید،حتما میدانید که درقرآن کریم نیز خداوند متعال مثالهایی ازحیوانات روی انسان زده است که مثلا فلان شخص در چه موردی مثل سگ هارپارس می کند و له له می زند یا کسانی که به علمشان عمل نمیکنند مثل حیوان درازگوشی (الاغ یا خر)هستندو…،وقطعا هر سخنرانی به مقتضای شنوندگانش مثالهایی میزندتا سخنش بهتر درک شود.بنابراین به نظرنمیرسد که این مثال شما از حضرت امام یا به قول برخی آقای خمینی جهت اثبات بی ادبی ایشان صحیح باشد که همه میدانیم،دوست و دشمن،که ایشان از انسانهای باادب و مهذب بوده اند،آیا شما این مثالهای خدا در قران را بی ادبی خدا میدانید که در مورد امام اینچنین قضاوت میکنید؟

    همانطور که در ابتدا هم ذکرشد تمام این صحبتها من باب تذکربود،واینکه لحظه ای یادمان نروددر مورد کلمه کلمه حرفهایمان باید جوابگوی قادر متعال باشیم.همانطور که قبول داریم امام معصوم نبودندو مثل همه ما مرتکب اشتباه هم میشدند نباید ازجاده انصاف دور شویم که امام به گردن اکثرمردم ایران و خیلی از مسلمانان جهان حق دارند،چه بخواهیم چه نخواهیم،همانطور که ما اذعان داریم که شخص شما به دلیل آگاهیهایی که این چندسال و البته زحماتی که در سالهای جنگ کشیدید به گردن ایرانیان حق دارید.

    دعاگویتان هستیم واز خداوند متعال سربازی حضرت حجت (عج) را برایتان آرزو داریم ودستگیری اش را در روزی که لاینفع مال و لا بنون الا من اتی الله بقلب سلیم.

    با احترام و ارادت مجدد.

    ———————

    سلام دوست گرامی ام
    درباره ی حفظ نظام ازاوجب واجبات است چیزی نگویم که منظورایشان صددرصد همین نظام بوده است ومن برای این ادعا شواهد فراوانی ازخود ایشان دارم. درباره ی آن سخنی که من ازمیان سخنان امام برگزیده ام باید بگویم: من آن را آوردم که به نقطه ی پایانی ومحتوای پنهانی اش استناد کنم. که: اگرخیلی ها نفهمیده اند که ” انسان” کیست حالا ببینیم خود امام انسان را چگونه معنا می کنند. قصد من بیرون کشیدن بی ادبی ازمیان آن سخن نبوده. مطلقا . بل اشاره به این کرده ام که: اگرامام به دیگران می فرمایند شما معنی انسان را نفهمیده اید، حالا برویم ببینیم خود ایشان درعمل – ونه درسخن – انسان را با آن همه اعدام ها ومصادره ها وآواره کردن ها وسیلی زدن ها وزندان کردنها و سپرده کشور به دست آدمهای کم عقل چگونه عمل کرده اند.
    با احترام وسپاس از ادب فهیمانه ی شما

     
  15. سلام نوریزاد عزیز
    همه ی نوشته هایت را میخوانم، از همه ی نوشته هایت میهن پرستی و ایرانپرستی پیداست، و این نوشته ات از همه بهتر چون از خود شخص خمینی انتقاد کرده اید، کسی که به عنوان رهبر گروهی یا حزبی بسیار شایسته بود ولی به عنوان رهبر یک کشور خیر
    همیشه میخواستم این سئوال را بصورت ایمیل یا کامنت از شما بپرسم که آقای نوریزاد شما چرا از همه انتقاد میکنید ولی از بنیانگذار و معمار انقلاب انتقاد نمیکنید، البته بعدا خودم جوابم را گرفتم که بله فضا انتقاد مهیا نیست و باید کمی وقت بگذرد.

    بدون شک با این نوشته شما در قلب مردم جای میگیرید. دوستتان دارم، امیدوارم سالم و تندرست باشید تا روز پیروزی را با هم جشن بگیریم مانند نلسون ماندلا.

     
  16. سلامی چو بوی خوش آشنائی…

    با ارادت و اخلاص …

    خیلی دلم می خواست برای هر گفته و نوشته شما مطلب و نظری می نوشتم. اما حقیقتا می ترسم. می ترسم که شما را برای نامه های من آزار دهند یا به یکی از “اسناد” شما نامه های من اضافه شود! روزگار غریبی است! شاید من بی آن خود دانم در نظر برادران اطلاعات وابسته جائی و سازمانی هستم!!!

    نوشته های شما از دل بر می خیزد و لاجرم بر دل می نشیند. بدون شک…

    من دیروز کتاب مازیار بهاری که ماجرای زندان رفتن و بازجوئی هاش هست تمام کردم و شب و روزم رفت به ایرانم که خود نتوانم بروم. مادر پیرم دیگر نمی تواند به باکو یا شهری در ترکیه سفر کند. سراب ما ده بیست درجه زیر صفر هست و البته مادر من هم مانند تمام مادرهای دنیا رماتیسم دارد و این روزها رماتیسم ایشان بسیار عود کرده و می ترسد مرا ندیده چشم از جهان فرو ببندد.

    من به گمانم رسما ممنوع الورود یا خروج نیستم ولی آخرین باری که در میهن بودم در لدی الورود (به قول قدیمی ها) پاسپورت من مصادره شد و رفت و آمدهای اجباری من به خانه های بی نام و نشان آغاز شد. حتی زندانی شدن در زمان شاه هم به نوعی مدرک جرم من محسوب شد. تمام سه هفته ای که وطن بود مانند زهر شد. همه اش می ترسیدم. نه برای خودم، بیشتر برای مادرم که از زنگ تلفن مانند جن از بسم الله (یا برعکس) می ترسید. به هنگام ترک مادر و یار و دیار، با زبان بی زبانی گفت که دیگر نیا! و من دیگر وطنم را گم کردم و از دست دادم….

    شما به خوبی نوشته بودید که اگر انقلاب نمی شد… اما در آن دوران جنگ سرد و دوران پر شور و شر (و البته بی هیچ شعور) انگار باید این سیل می آمد. به نظر من این انقلاب یک قربانی بسیار بزرگ داشت که او را از یک انسان معمولی یا حتی شاید بهتر از معمولی به انسانی تبدیل کرد که محکوم است در انزوای خود در زیر نفرین مادران بهترین فرزندان این آب و خاک ویران شود. من هم مانند شما برایش دلم می سوزد.

    امشب اینجا ماه شب شانزده است و دریا می خندد. زمین و زمان انگار شادمان اند. جز من که در گوشه اتاقم این سطور را محض درد دل می نویسم. دیشب برای مصائب مازیار بهاری می گریستم و امشب به هنگام خواندن مطلب شما به همان حال دچار شدم.

    سلامت باشید و پاینده…

    دوست شما

    مرتضی

    ————————————–


    سلام مرتضای گرامی

    به امید روزی که سرافراز وشاد به سرزمین خود بازگردی

    ما برایت آب وجارو می کنیم

    وبرایت طاق نصرت می بندیم

    که

    بوطنت بازآمده ای

    وطنی آباد وآزاد

    بی هیچ اندوه ونگرانی

    ودرمقابل: شاد وسرزنده

    به امید آن روز

    .

     
  17. کسی که همیشه دعا گوی شماست

    سلام وآرزوی سلامتی
    من سوالم از جناب سید حسن وعلما این است:
    1) آیا شما تاکنون طعم فقر را چشیده اید؟
    2}آیا خانواده هایتان مانند مردم عادی مورد اهانت ، تحقیر ،توهین قرار گرفته اند؟
    3) آیا تا بحال اتفاق افتاده که از بی پولی روزها از خانه خارج نشوید؟
    4)چه میزان زندگیتان علی وار بوده است و چگونه خود را در لباس علی(ع) فرو برده اید؟
    5) شما این همه تحقیر را در جامعه می بینید وسکوت کرده اید ذز حالی که ما تمام جوانی را دز جنگ گذراندیم!
    جناب سید حسن شجاع باشید.

     
  18. سلام جناب نوری زاد

    تیز هوشی شما و دست به عصا راه رفتن شما در مقابل سید حسن برای حفظ حرمت ایشان را درک می کنم

    ….

    اما راجع به مطلبی که روزها پیش برای شما ارسال نمودم چند نکته را خدمتان عرض کنم :

    من در ابتدای عرایضم صادقانه اعتراف می کنم بخشی از عقاید من تحت تاثیر اطلاعات نادرست تاریخی بود که اتفاقا پس از ارسال این مطلب به درستی واقعیت دست پیدا کردم

    خدا به دکتر علی اکبر خانجانی خیر دهد که مرا از گمراهی دراورد

    در ادامه تحقیقاتم به مقاله ای از دکتر خانجانی رسیدم تحت عنوان ” گفته ها و نگفته ها ” و ” انقلاب ایران ” که در این

    مقالات به مطالب بسیار جالبی رسیدم که باعث برطرف شدن کینه ی من از اسلام شد .. البته من همچنان معتقدم باید همان گونه که اسلام بخشی از هویت ما می باشد کوروش و غیره را هم به عنوان بخشی لاینکف از تاریخ خود بدانیم

    اما کینه ی من از اسلام :

    راستیتش من همیشه فکر می کردم که اسلام دین خونباری است و با ضرب شمشیر وارد ایران شد !!! تحلیل جالبی که دکتر خانجانی ارایه کرد بنده رو از گمراهی دراورد
    نقل به مضمون :

    اساسا ادیان و عقاید علیه هم قیام نخواهند کرد .. جنگ نخواهند کرد بلکه این آدمهای خود خواه هستند که از ادیان و مذاهب سو استفاده می کنند .. اساسا به علت ضعف پادشاهان وقت // اعراب وحشی تنها به بهانه ی اسلام به ایران

    حمله کردند و ایران را به خاک و خون کشیدند اما متاسفانه خیلی ها فکر می کنند اسلام حمله کرد در صورتیکه این اعراب جاهل بودند حمله کردند در صورتیکه ماهیت اسلام و دین خدا از جاهلیت به دور است ..

    یا در موردی دیگر ایشان اشاره می کند که مردم از اسلام فقط شمشیر پیامبر و علی ع و امام حسین را می بینند در صورتیکه سکوت و حبس و حصر دیگر امامان را نمی بینند …

    یا در جایی دیگر :ازآنجا که تشیّع حاصل
    تداخل تاریخی مکتب مانی و مزدک با مذھب محمّد و علی است…..

    … در مراسم اعدام باب ھیچ یک از سربازان ایرانی و مسلمان حاضر بھ تیر انداختن از جوخۀ اعدام نیستند و
    لذا عمداً گلوله ھای خود را به اطراف پرتاب می کنند و طناب دار باب پاره می شود و باب آزاد می گردد .
    و یکبار دگر او را به دار می بندند و این بار از سربازان ارمنی و روسی استفاده می کنند و شھیدش می
    سازند…

    .. یا ایشان در مورد نهضت باب صحبت های جالبی ارایه کرده است …

    همین طور در مورد نهضت مشروطه و دلایل شکست آن ..

    به یاد آوریم که حدود ھزار سال
    حکومتھای حاکم بر ایران مستعمرۀ اعراب و مغولھا بودند و صفویان نخستین حکومت حاکم بر کلّ ایران

    زمین بود که مستعمرۀ عرب و مغول نبود ھرچند که خود فارس نبودند و بلکه اساساً شیعه ھم نبودند بلکه
    ترکان سنّی مذھب بودند که به دلایلی روی به تشیّع و زبان فارسی نھادند
    ..

    میرزا آقا خان کرمانی نمایندۀ نبرد بر علیه بقایای استعمار عربی بود که اینک بصورت یک فرھنگ

    جابرانه بر ملّت ما سایه افکنده و روحانیون ھم حافظان این استعمار بودند . و لذا میرزا آقا خان کرمانی

    دست به انقلابی فکری برعلیه این استعمار فکری زد و عجب که دربار قاجار احساس خطر نمود و کمر به
    قتل این متفکّر بزرگ بست . ولی سیّد جمال اساسا برعلیه استعمار جدید اروپائی قیام نمود و باز دربار

    قاجار را دشمن جان خود یافت . و این بدان معناست که دربار شاھان ایران ھرگز بدون حمایت اجنبی
    امکان بقا نداشته است و بین دو استعمار در نوسان : غربی و عربی !

    نهایتا در پایان خواننده با تحلیل های منطقی ایشان به درستی متوجه خواهد شد که همه جا حتی در خود زمان پیامبر و امامان از اسلام توسط حاکمان سواستفاد های فراوان شده که همه ی آنها بنام اسلام تمام شده است ..
    …………………….

    پس آنچه را که ما امروز اسلام می دانینم به قول دکتر خانجانی اسلام نیست بلکه استعمار عربی و غربی است .
    نهایتا اگر چه به اشتباه خودم در مقابل اسلام اعتراف می کنم اما همچنان کوروش و زرتشت و غیره را صاحب خانه می دانم ..و یکی را در راست خود و دیگری را در چپ خود قرار می دهم .

    موفق و موید باشید

    ……………….

    پاورقی : خوانندگان گرامی می توانند کتابهای دکتر خانجانی را از اینترنت دانلود کنند ..من فقط اینجا قصد اشاره داشتم و خودم به درستی می دانم که نتوانستم حق مطلب ایشان را به جای آورم .

     
  19. در زندگی ما ایرانیان 2 پدیده زشت طومار ما را به هم پیجیده است: بی حیائی و بی ادبی. شرم نداشن جز خلق و خوی ما شده و بی ادبی کار ما. دزدی میکنیم واز این مردم خجالت نمی کشیم..از محلی که به ما اعتماد کرده اند بهشان خیانت می کنیم ولی حیا نمی کنیم..این مردم هم در مقابل بی ادبی و بی شرمی را در زندگی پیشه کرده اند. همه چیز در نهایت مصیبت با هم جفت شده اند….ابن عالم ما است و آن عامی و بی سوادمان…وای به حال ما بی ادبان و بی شرمان که ار لطف حق محرو میم!

     
  20. بقلم مهدی تاجیک

    سلام آقای نوری زاد
    من خیلی ممنونم ازشما که دامنه ادب را از رعایت های سطحی اخلاقی فراتربرده اید ومثلا دزدی ها را هم جزو کانون ادب جای داده اید. به این معنی که یک دزد پیش ازهمه صفات اول بی ادب است. با این تعریض می خواستم شما را وخوانندگان سایت خوبتان را به مطالعه این مقاله آقای مهدی تاجیک دعوت کنم. محمد جهرمی مدیرعامل سابق بانک صادرات یکی ازدزدانی است که بخاطربی ادبی دستگاه قضایی هم اکنون ازیک حاشیه امن برخورداراست. یعنی ما اینگونه است که بقول شما پوست ازتن ادب می کنیم.

    جرس به اسنادی دست پیدا کرده است که حاوی اطلاعات مستند درباره فساد اداری و تباه کاری اقتصادی در سیستم بانکی جمهوری اسلامی است. این اسناد مربوط به دوره ریاست محمد جهرمی بر بانک صادارت است و نشان می دهد که وی و نزدیکانش چگونه از مناصب خود برای منافع شخصی سوء استفاده کردند. این سوء استفاده ها از صدور ضمانت نامه های بدون مجوز با رقم های نجومی گرفته تا بهره مندی از پروژه های مناقصه بدون طی روند قانونی و حتی مواردی چون پرداخت یک میلیارد تومان پول به مسعود ده نمکی کارگردان حامی حکومت و کمک 5 میلیارد تومانی به باشگاه فوتبال شاهین بوشهر را در بر می گیرد:

    —————————-

    محمد جهرمی سال گذشته در پی افشای پرونده اختلاس سه هزار میلیاردی از کار برکنار شد و مقام های قضایی می گویند که او باید به عنوان یکی از متهمان در دادگاه رسیدگی به این اختلاس شرکت کند با این حال اسناد رسیده به “جرس” حاوی اتهام های دیگری علیه مدیرعامل سابق بانک صادرات و نزدیکان است. این سندها بیانگر زد و بندهای مالی است که نیت های سیاسی نیز در پس آن قابل تشخیص است. تصاویر تمامی اسناد در انتهای این گزارش قابل مشاهده است.
    نامه های محرمانه

    جمع آوری سندها آن طور که از نامه نگاری ها پیداست، ابتدا از سوی ” شمس الدین حسینی” وزیر اقتصاد انجام شده است. او این اسناد را در اختیار “محمود احمدی نژاد” رییس دولت دهم قرار داده و سپس “اسفندیار رحیم مشایی” رییس دفتر وی در نامه ای به وزیر اقتصاد پاسخ داده که موارد به رویت احمدی نژاد رسیده است. روی این نامه تاریخ 9 آبان 1390 قید شده و در پاراف آن از بانک صادرات و بانک مرکزی خواسته شده که درباره اتهام های مطرح شده، توضیح دهند. بانک صادرات در تاریخ 29/9/1390 پاسخ خود به اتهام های مطرح شده را در قالب نامه ای با مهر محرمانه و با امضای “محمد رضا پیشرو” مدیر عامل بانک صادرات خطاب به “اصغر ابوالحسنی” معاون سابق امور بانکی و بیمه ای وزیر اقتصاد و دارایی ارسال کرده و بانک مرکزی در تاریخ 22 اسفند 1390 پاسخ خود درباره این موارد را با مهر محرمانه و با امضای “ابراهیم درویشی” معاون نظارتی این نهاد به دفتر رییس جمهور ارسال کرده است.جرس اسناد مربوط به پاسخ این دو نهاد را نیز در اختیار دارد و در هر بخش، پس از اشاره به اتهام های مطرح شده علیه بانک صادرات، موضع این دو نهاد را نیز منعکس می کند.
    ماجرای ضمانت نامه های بی مجوز
    یکی از اسناد مربوط به صدور 5 هزار میلیارد ریال ضمانتنامه بدون مجوز از بانک مرکزی برای دو شرکت ” پرتو نسیم ایلیا” و ” بسا آپادانا جهان” است. در این سند آمده که ” با حمایت مسوولین بانک صادرات و توصیه برخی افراد صاحب نفوذ در بانک صادارات شعبه کارگر شمالی کد 921 مبلغ 5هزار میلیارد ریال به صورت 20 فقره ضمانتنامه بانکی هر یک به مبلغ 250 میلیارد ریال که می بایست قبل از هر گونه اقدام، مجوز لازم از بانک مرکزی اخذ شود، صادر گردیده است.” این سند سپس اضافه کرده است که “این موضوع توسط معاون حراست بانک- آقای “محمود رسول خانی” کشف و به اقای “زینبی” مدیر کل حراست بانک اعلام می شود و متقابلا ایشان ناگزیر مراتب را صرفا به آقای دکتر جهرمی منعکس و از اعلام به وزارت اطلاعات خودداری می کند” اما ” در ادامه اقای رسول خانی به بهانه های مختلف پس از کشف این موضوع از معاونت حراست برکنار و فرد مطیع و فاقد تجربه ای به نام آقای دهقانی جایگزین ایشان می شود.” این سند در پایان اشاره کرده که فردی به نام ” اسدی افشار” محافظ محمد جهرمی و رییس انتظامات این بانک از جمله افرادی بوده که صدور این ضمانت نامه های بدون مجوز را پی گیری کرده است.

    بانک صادرات در پاسخ خود از اساس این اتهام را رد کرده و مدعی شده است که ضمانت نامه ها ” با استناد به مصوبه کمیته عالی اعتبارات بانک صادرات ایران و رعایت دستور العمل ها و بخشنامه های صادره و در نظر گرفتن صرفه و صلاح بانک با نظارت اداره کل حقوقی و تنظیم و انعقاد قراردادهای مربوطه به دفاتر اسناد رسمی صادر” شده است. با این حال در این پاسخ قید شده که ” ذینفع ضمانتنامه طبق درخواست مکتوب مورخ 20/7/1390 … دریافت ابطال تمامی ضمانت نامه را نموده که به محض دریافت لاشه، ضمانت نامه های صادره صدرالاشعار ابطال خواهد شد.”
    بانک صادرات هیچ توضیحی نداده که اگر همه فرآیند در صدور ضمانت نامه قانونی بوده است چرا و مبتنی بر چه درخواستی این ضمنانت ها باطل شده است؟
    این در حالی است که بانک مرکزی در پاسخ خود به موارد متعددی از تخلف در صدور این ضمانت نامه ها اشاره کرده است. در پاسخ بانک مرکزی تاکید شده که صدور ضمانت ها به مبلع 5 هزار میلیارد ریال دربرگیرنده چند تخلف بوده است. نخست این که این ضمانت ها ” نیاز به اخذ مجوز از بانک مرکزی داشته” اما ” طبق بررسی صورت گرفته چنین مجوزی از بانک مرکزی دریافت نشده است.” دوم این که جمع کل ضمانت های صادره بانک مذبور به درخواست شرکت “پرتو نسیم ایلیا” مبلغ 5 هزار میلیارد بوده که در واقع 28 درصد سرمایه بانک صادرات” در آن زمان را شامل می شده است.

    سوم این که در فرآیند صدور ضمانت ها هیچ گونه اعتبار سنجی و گزارش کارشناسی انجام نشده است. همچنین صورت مالی حسابرسی شده و مفاصی حساب مالیاتی ماده 186 قانون مالیات های مستقیم شرکت پرتو نسیم ایلیا نیز اخذ نشده است.تخلف بعدی که بانک مرکزی به آن اشاره کرده است، مربوط به وثیقه در نظر گرفته شده برای این ضمانت ها است. در این بخش گفته شده که “وثیقه مورد قبول جهت صدور ضمانت نامه مواردی همچون وجه نقد،طلا،اسناد خزانه،تضمین بانک ها و موسسات اعتباری غیربانکی خارجی،سفته،اموال غیرمنقول و … معرفی شده” حال آن که وثیقه این ضمانت نامه ها به صورت ” چک” داده شده است.

    در این پاسخ همچین با اشاره به این که بانک صادرات نرخ کارمزد 2/75 را برای صدور ضمانت های مورد نظر محاسبه کرده است اظهار شده که معلوم نیست این نرخ بر چه اساسی تعیین شده است؟ در این پاسخ به موارد دیگری از تخلف در صدور ضمانت ها اشاره شده و بانک مرکزی با اشاره به این که در فرآیند صدور ضمانت نامه های صادره هیچ گونه مستندات معامله از شرکت های درخواست کننده اخذ نشده است ” به این نتیجه رسیده که ” این امر شایبه غیرقانونی بودن ضمانت نامه های موصوف را ایجاد می کند.

    فساد فامیلی!
    درباره نقش نزدیکان مدیرعامل سابق بانک صادرات در ماجرای اختلاس 3 هزار میلیاردی، اطلاعات جسته و گریخته ای وجود دارد اما در اسنادی که “جرس” به آن دست پیدا کرده، اطلاعات مستندی از نقش این افراد در فساد اقتصادی دیده می شود و اتهام های مهمی متوجه آنان است. یکی از سندها شامل اتهام هایی علیه برادر و فرزند محمد جهرمی مدیرعامل سابق بانک صادرات است.

    در بخشی از این سند اشاره شده که ” برادر مدیرعامل بانک در کشورهای قطر و مالزی به عنوان وکیل و نماینده تام الاختیار مدیر عامل در مراودات مالی و بانکی همچون خرید طلا” حضور داشته و ” فاز اول خرید طلا معادل 150 میلیارد ریال بوده که مبلغ مذکور در اختیار ایشان قرار گرفته است” و ” مراتب فوق بعضا با هماهنگی آقای سید مهدی جهرمی پسر مدیرعامل صورت می پذیرد. ” این سند در ادامه به طور ویژه روی نقش فرزند رییس سابق بانک صادارت تمرکز کرده و آورده که ” حضور آشکار و پنهان ایشان در بسیاری از ادارات و قسمتهای بانک مشاهده می گردید به گونه ای که ایشان راسا به برخی از ادارات همچون ادارات اعتبارت بررسی طرح ها، روابط عمومی، تدارکات و ساختمان بین الملل و ارض ارتباط ( داشته) و با سوء استفاده از نام پدر خود، دستورات صریح همراه با تهدید و فشار به مراکز مذکور اعلام می نمود.”

    در این سند برای نمونه از نقش و حضور فرزند رییس سابق بانک مرکزی در تبلیغات رسانه ای بانک مرکزی نام برده شده که “وی به عنوان واسطه بین بانک و شرکت های تبلیغاتی بوده و چون قراردهای تبلیغاتی بانک کاملا محرمانه و در اختیار مدیرعامل روابط عمومی” است منافع آن که ناشی از ” واسطه گری و دلالی نامبرده می باشد” غیر قابل تصور ارزیابی شده است. در این اسناد به دخالت فرزند مدیرعامل سابق بانک صادارت برای واگذاری یک مناقصه به شرکتی که تحت مدیریت او بوده نیز اشاره شده است. این مناقصه مربوط به نصب آسانسورهای ساختمان مرکزی بانک بوده و در این سند آمده که این قرارداد با ” فشار همراه با تهدید” فرزند جهرمی بسته شده است. موارد دیگری نظیر پرداخت 1 میلیارد تومان کمک به “مسعود ده نمکی” کارگردان حامی حکومت و پرداخت 5 میلیارد تومان به تیم فوتبال شاهین بوشهر از جمله اتهام هایی است که متوجه فرزند مدیرعامل سابق بانک مرکزی شده است.
    بانک صادرات در پاسخ به این بخش از اتهام ها هم راه تکذیب را پیش گرفته و آورده است که ” مسوولین ادارات کل اعتبارات، ارز،بررسی طرحها و روابط عمومی بانک صادرات ایران در خصوص دخالت آقای سید مهدی جهرمی فرزند مدیرعامل وقت اظهار بی اطلاعی نموده و هرگونه ارتباط و دخالت ایشان در تصمیم گیری ها” را رد کردند.

    در این بخش همچنین از قرارداد مربوط به نصب آسانسورها که در آن انگشت اتهام متوجه فرزند مدیرعامل وقت بانک صادرات است نیز دفاع شده و آمده است که این قرارداد با ” تایید اعضای کمیسیون معاملات عمده بانک صادرات ایران صورت پذیرفته و کلیه مدارک و مستندات در سوابق مضبوط” است. در این نامه آمده است که ” به دلیل شرایط خاص و اعمال تحریم های اقتصادی شدید علیه شرکت های طرف معامله با ایران، شرکت موصوف تعهدات خود را به موقع ایفا ننموده و منجر به فسخ قرارداد فی مابین” شده است. بانک صادرات در پاسخ خود به اتهام مطرح شده درباره کمک یک میلیاردی به مسعود ده نمکی هیچ توضیحی نداده اما موضوع پشتیبانی مالی از تیم فوتبال شاهین بوشهر را پذیرفته و از ان به عنوان یک اقدام قانونی یاد کرده است.

    در این حال بانک مرکزی در پاسخ خود، رسیدگی به عملکرد پسر مدیرعامل معزول بانک صادرات ایران، اهداء سکه و هدایا به افراد مختلف،پرداخت پول به مسعود ده نمکی را خارج از وظیفه نظارتی خود دانسته است اما نکته ای را درباره “علیرضا علینقلی جهرمی” برادر مدیرعامل پیشین بانک مرکزی بیان کرده است. در این بخش آمده که ” حین انجام بازرسی منابع و مصارف ارزی بانک صادرات در شعبه مرکزی بانک مذکور در اوایل تابستان سال جاری، مشخص گردید از اواخر سال گذشته مبالغی ارز به دلار آمریکا به حساب ” شرکت تلاش گران امید اسپاس” به … آقای علینقی جهرمی حواله شده و بر خلاف مقررات و ضوابط، شعبه مرکزی بانک صادرات ایران اقدام به پرداخت مبالغ حواله شده به صورت اسکناس نقدی” کرده است. بانک مرکزی اضافه کرده که ” حسب اطلاعات غیرموثق واصله از داخل بانک صادرات ایران، شخص نامبرده دارای روابط بانکی با بانک مزبور است که بسیار مخفی بوده و تنها مدیران ارشد بانک از این روابط خبر دارند.” بانک مرکزی در پاسخ خود تصریح کرده که سایر نهادهای نظارتی باید آن را مورد رسیدگی قرار دهند.”
    مدرک های یک شبه
    استفاده از مدرک های تحصیلی جعلی به قصد بهره مندی از پست های مدیریتی در سالهای گذشته یکی از رایج ترین تبه کاریهای اداری بوده است. در سندهای مربوط به فساد در بانک صادرات نیز به مواردی از این فساد اشاره شده و آمده است که ” مجید ابوالفتحی” مدیرکل روابط عمومی این نهاد که در سال 1387 به عنوان کارمند قراردادی شرکت تعاونی گمرک مهاباد و مسوول درمانگاه زیر نظر تعاونی مذکور مشغول به کار بوده است” از ” بدو ورود به بانک صادرات به عنوان مدیر کل روابط عمومی، عضو هیات مدیره باشگاه شاهین بوشهر، رابط بین بانک و شرکت های تبلیغاتی جهت تبلیغات رسانه ای ” فعالیت کرده است. در این بخش از سند همچنین به ” خلیل ارجمندی” اشاره شده و افشاکنندگان ادعا کرده اند که وی دارای مدرک لیسانس حسابداری است اما ” با عنوان دکتری از بانک حقوق آنچنانی دریافت می کند”
    در پاسخ بانک صادرات پیرامون این اتهام آمده است که آقای “مجید ابوالفتحی” مدیر کل وقت روابط عمومی بانک صادرات ایران لیسانس مدیریت دولتی از دانشگاه آزاد اسلامی” دارد ” و ” خلیل ارجمندی” مدیر وقت امور بازاریابی و خدمات مشتریان بانک دارای مدرک لیسانس حسابداری است و ” قراردادهای منعقده با وی بر اساس مدرک مذکور بوده است.” بانک مرکزی هیچ پاسخی به این موارد نداده و آن را خارج از حوزه نظارت خود دانسته است.
    رشوه های بی حساب
    پرداخت پول های کلان به مجموعه حراست بانک صادرات که در واقع می توان از آن به عنوان حق السکوت یاد کرد یکی دیگر از اتهام هایی است که در این اسناد از آن یاد شده است. در این بخش از سند امده است که “بانک صادرات تعداد سیصد فقره سکه یک گرمی طلا به ( آقای شمس) که از بستگان اسفندیار رحیم مشایی است” تحویل داده است.

    این سند تاکید کرده که مسوول حراست بانک صادرات در قبال همکاری با آقای جهرمی و ایجاد تسهیلات در برآورد خواسته های مشارالیه و مطامع فرزندانش به منابع مالی متعددی دست یافته است که ریخت و پاش های سمینارها و انجام هزینه های میلیونی در غالب استخدام مشاور و برگزاری سمینارهای چند ده میلیونی همراه با کارت های اعتباری هدیه به مبالغ میلیونی به سخنرانان و مدعوین از جمله مواجبی است که آقای دکتر جهرمی به منظور خوش خدمتی در اختیار مسوول حراست قرار داده است.” بانک صادرات پاسخی به این اتهام نداده و در پاسخ بانک مرکزی هم این مساله مورد توجه قرار نگرفته است.
    پرونده سازی برای افشاکنندگان ِ فساد
    تلاش برای از میان به در کردن کسانی که به نحوی از فسادهای مالی مستمر در مجموعه بانک صادرات مطلع می شدند یکی دیگر از رئوس اتهام هایی است که در این اسناد به آن اشاره شده است. برای مثال در این سند آمده است که افشای واریز مبلغ 480 میلیون تومان به حساب شخصی مدیرکل سابق بانک صادرات توسط دو نفر به نام های ” سید علی مقامی ” و خیرخواه” باعث تعلیق آنان از خدمت شده و در مراجع قضایی نیز علیه این دو نفر شکایت به عمل آمده است. این سند اشاره می کند که در موضوع ذینفع بودن فرزندان مدیرکل سابق بانک صادرات در ماجرای خرید آسانسور نیز کسانی که قصد افشای ماجرا را داشته اند به تعلیق از خدمت محکوم شده است.

    بانک صادرات، در پاسخ خود به این بخش از واریز وجه به حساب مدیرعامل به عنوان یک سنت همیشگی یاد کرده و گفته که مدیرعامل ” به منظور تشویق کارکنان ساعی شعب، ادارات و یا سرپرستی ها با بهره وری بالا” این پول را مورد استفاده قرار می داده است. در این پاسخ از پیگیرد قانونی کسانی که ماجرای واریز وجه به حساب شخصی مدیرعامل بانک صادرات را افشا کرده اند نیز دفاع شده و آمده است که آنان ” ضمن نقض تمامی بخشنامه ها و دستور العمل های صادره و اصل امانت داری، اقدام به بررسی حساب های مذکور و افشای اطلاعات آن در اینترنت و برخی از سایت های معروف نموده و موجب هجمه تبلیغاتی منفی علیه بانک صادرات ایران” شده اند.

    در انتهای این بخش از پاسخ بانک صادرات آمده است که افشا کنندگان این ماجرا پس از مدتی ” در شعب اطراف مشهد مشغول به کار گردیده اند و طی رای مورخه 17/11/1389 شعبه 134 دادگاع عمومی جزایی مشهد حکم برائت اقایان سید رضا مقامی و حنیف خیرخواه صادر شده است. بانک مرکزی درباره این بخش از اتهام های علیه بانک صادرات سکوت کرده و رسیدگی به آن را خارج از حوزه نظارتی خود ارزیابی کرده است.
    شرکت های صوری و پول های واقعی
    ایجاد شرکت های صوری یکی از شیوه های رایج برای سوء استفاده های اقتصادی است. در سندهای مربوط به فساد در بانک صادرات نیز به نمونه ای از این اتفاق اشاره شده و آمده است که شرکت های متعدد تحت عناوینی نظیر ” سپهر تهران، سپهر هشتم و سپهر اصفهان” با ” ریاست هیات مدیره محمد جهرمی” تاسیس شده بوده و برای زد و بندها مالی مورد استفاده قرار می گرفت. این اسناد افشا کرده که در تهران شرکتی به نام ” سپهر تهران” با مدیرعاملی شخصی به نام “خواجه دوانی” تاسیس شده بوده و این شرکت تعدادی از زمینهای مرغوب و گران قیمت شمال تهران را به قیمت حداقلی به شرکت واگذار کرده و سپس از طریق لابی و نفوذ خود اقدام به تغییر کاربری و اخذ مجوز کرده و سپس با فروش ان منافع قابل توجهی کسب کرده است. این سند تصریح کرده که اگر چه مالکیت شرکتها متعلق به بانک است اما چون شرکت از این رهگذر سود بی شماری کسب می کند، پاداش تخصیص یافته به اعضای هیات مدیره و مدیرعامل غیر قابل پیش بینی است.

    در این سند به دو مورد از این زمین ها یکی در خیابان ولی عصر تهران و یکی در خیابان زعفرانیه اشاره شده است. بانک صادرات در پاسخ به این بخش از اتهام ها به توضیحی دو خطی بسنده کرده و آورده که” به استناد نامه اداره کل سرمایه گذاری و مجامع بانک صادرات ایران و همان طوریه که در اظهارات نگارنده نیز آمده است، شرکت های مذکور متعلق به بانک صادرات ایران بوده و منافع حاصل از عملیات آنها به حسابهای درآمدی بانک واریز می گردد. در عین حال بانک مرکزی با استناد به پرینت آگهی های تهیه شده از سایت اینترنتی روزنامه رسمی کشور تایید کرده است که مدیرعامل معزول بانک صادرات به عنوان رییس هیات مدیره شرکت های ” سرمایه گذاری توسعه سپهر هشتم”، “سرماتیه گذاری توسعه اوج سپهر اصفهان”، ” سرمایه گذاری توسعه سپهر تهران” و ” انرژی سپهر” فعالیت می کرده است. این بانک درباره صحت یا عدم صحت ادعاها پیرامون فساد اقتصادی مدیرعامل سابق بانک صادرات از طریق این شرکت ها اظهار نظری نکرده است.
    نیت های نانوشته
    دستور رسیدگی به اسناد مربوط به فساد در مجموعه بانک صادرات گرچه در ظاهر بیانگر پیگیری دولت برای تشخیص فساد اقتصادی است اما در پس آن جنگ قدرت میان محمود احمدی نژاد و رقیبانش را نباید نادیده گرفت. احمدی نژاد از کشیده شدن پای نزدیکانش در پرونده اختلاس 3 هزار میلیاردی هراس دارد و از همین رو در صدد است که پرونده های رقیبانش را افشا کند تا بتواند برای دولتی ها حیاط خلوتی تدارک ببیند. نزدیکان او طی ماه های اخیر بارها هشدار داده اند که آماده اند اسنادی از فسادهای اقتصادی محافظه کاران منتقد دولت را افشا کنند.

    احمدی نژاد خود نیز به صورت آشکار و پنهان این پیام را به منتقدان خود رسانده است. او اینک زیر ضرب افشاگریهایی قرار دارد که نزدیکانش را به دست داشتن در فسادهای مالی متهم می کند. اتهام دست داشتن حلقه نزدیکانش در ماجرای اختلاس 3 هزار میلیاردی تنها بخشی از این مجموعه‌ی اتهام هاست. به نظر می رسد که او برای فرار از این موقعیت به حربه ای که پیشتر وعده اش را داده بود توسل جسته است. شاید چندان دور از ذهن نباشد اگر در آینده ای نزدیک دولتی ها مواردی از فساد در میان محافظه کاران منتقد را بر ملا کنند تا به این ترتیب برای خود مصونیت بخرند.

    تصاویر اسناد

    ————–

    توضیح این که تصاویراسناد درسایت جرس هست ومن نتوانستم آنها را به اینجا بیاورم
    تشکرازشما آقای نوری زادعزیز

     
  21. درود به اقای نوری زاد اینها مدتی زیاد است به نظر دادن مردم میگویند: الفاظ بد و امریکایی. اقای حسن خمینی، ما نه اسراییلی هستیم ونه امریکایی ونه انگلیسی ما ایرانی هستیم //// چگونه و چطور این را بنویسیم وفریاد بزنیم که به گوش همچون شما و اقای خامنه ای برسد فریاد میزنیم فریاد فریاد و بازم هزار بار فریاد شما ها رو ایرانیها نمی خواهند

     
  22. در جایی که رهبر معظم انقلاب به مخالفانش میگوید میکروب (ویروس) سیاسی شما نباید هم در این کشور ردپایی از ادب را پیدا کنید.در ضمن میکروب به معنای آشغال عوضی است .

     
  23. باعرض سلام خدمت اقاي نوريزاد وحسام
    حسام عزيزاينطوركه من فهميدم اينگونه مي شود كه هرقوم ومملكتي بايددين ومذهب مخصوص خودش راداشته باشدماهمه مي دونيم كه حضرت عيسي ازناصريه محدوده فلسطين امروزي مي باشد وليكن داراي حدوداسه ميليارد پيروميباشد
    ازنظربنده نبايدآش رازيادشوركرد همانطوركه اقاي نوري زادفرمودند اسلام وايران لاينفك مي باشند مهم ارزش دادن به اسطوره هاي ايران باستان وجدايی بي قيدوشرط دين ومذهب است

     
  24. چرا ما ایرانیان بی هویت هستیم ؟؟

    سلام جناب نوری زاد

    بازهم مستقیم و بدون معطلی به اصل مطلب می روم .

    جناب نوری زاد پیرو نامه های قبلی این نامه ریشه یابی مشکلات امروز جامعه ایران است .

    جناب نوری زاد شما مدام یقه ی حاکمیت را چسبیده اید در صورتی که مشکل در جایی دیگر است چرا ؟؟؟

    خواهشا یقه ی حاکمیت را رها کنید تا دقایقی بدون کینه و ناراحتی به ریشه ها بزنیم .

    جناب نوری زاد وقتی یک درختی کرم می زند اگر چه شاخه ها به مراقبت نیاز دارند اما ریشه ها به ده ها برابر مراقبت نیازمندند . متاسفانه در این اوضاع و احوال شما

    برای مراقبت از این درخت به نوک درخت فقط توجه می فرمایید و غافل از ریشه و ریشه ها .

    جناب نوری زاد تاریخ می خوانید ؟؟
    سوال اول من اینست چرا ایران و ایرانیان از سلسله ی صفوی به بعد چه به لحاظ کمیت چه به لحاظ کیفیت در حال کوچک و کوچکتر شدن هستند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    می دانی چرا ؟؟ نه نمی دانی اگر می دانستی یقه ی حاکمیت را رها می کردی !!!

    من می گویم :
    جناب نوری زاد بیل گیتس – استیو جابز – استغان هاوکینگ و .. را می شناسی !!! صد البته که می شناسی آنها در تخصص خودشان سرآمد هستند اما آیا ما می

    توانیم آنها را متعلق به خود بدانیم ؟؟؟ بازهم صد البته که نه نمی توانیم تنها می توانیم از آنها یاد بگیریم .

    درست است خوب داری متوجه می شی !!!
    پیامبران هم به همین گونه هستند اصلن مهم نیست حضرت محمد خوب است یا بد اصلن مهم نیست اسلام – مسیحیت – یهود خوب است یا نه مهم اینست که آنها متعلق به ما

    نبوده اند و نیستند !!!
    جناب نوری زاد فرض را بر این می گیریم که پدر – مادر شما انسانهایی بد هستند .. آیا شما می توانید پدر خود را عوض کنید ؟؟

    مسلما نه !! پس چاره چیست ؟؟ من می گویم تنها چاره اینست که شما خلق و خوی خوب داشته باشید – تحصیلات – دانش – شعور و فهم داشته باشید و خطاهای

    پدر گرامیتان در سعه ی صدر و با مهربانی و در خفا به ایشان گوشزد نمایید در واقع معایب ایشان را اصلاح نمایید .

    حال مهم نیست دین ما مذهب ما هویت ما قبل از اسلام چی بود ؟ آتش بود – اهورا مزدا بود یا هر چیز دیگر مهم اینست که آنها پدران ما اجداد ما بودند جناب نوری

    زاد ما دچار عاق ابا واجدادی خود شده ایم .. شاید شما امروز پندی – حدیثی از قران یا پیامبر بزرگوار نقل فرمایید اما بنده عرض می کنم وقتی من عربی نمی فهمم

    چه فرقی برای من دارد شما به عربی به من فحش دهید یا قربان صدقه ی من بروید ؟؟؟!!!!
    بنده اصلن در پی زیر سوال بردن اسلام نیستم اما نمی توانم حقیقت را انکار کنم ..

    جناب نوری زاد ما بزرگان خود را دین خود را اجداد خود را قرن ها پیش به دلایل بازهم ترس -بی عرضه گی – نافهمی به زیر کشیدیم و بزرگان و مقدسات دیگران

    (اسلام ) را جایگزین انها کرده ایم .
    جناب نوری زاد شما قضاوت فرمایید
    آیا قصه ی ما قصه ی کلاغ و طوطی نیست ؟؟؟؟؟؟
    جناب نوری زاد فساد جامعه ی امروز – وطن فروشی جامعه امروز ما – فقر فرهنگی جامعه امروز ما و در یک جمله فلاکت امروز ریشه در بی هویتی ما دارد و بی

    هویتی ما ریشه در ناکارامدی حاکمان گذشته دارد که هویت جامعه و دین و مذهب جامعه را به تاراج دادند .

    جناب نوری زاد بنده می گویم با فرض اینکه اسلام از دین ماقبل ما بهتر باشد اما چرا بایستی ما بزرگان و اجداد خود را به دست فراموشی بسپاریم ؟
    کسانی که سنگ بنای ایرانی را نهاده اند که دیگران آمدند و دیگر مقدسات کشور و فرهنگ های دیگر را وارد آن کردند .
    جناب نوری زاد مثال عرض کنم :

    امروز شما صاحب خانه هستید فرض را بگیریم شما اصلن آدم بدی هستید اما آیا داماد شما یا عروس شما این حق را دارد که شما را از خانه ی خودتان بیرون بیاندازند

    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    اسلام اهورامزاد و آتش و کوروش و .. هم همین گونه است .. کوروش چه بد چه خوب صاحب خانه است جناب نوری زاد این اسلام است که چه خوب باشد چه بد

    باید از کوروش اجازه بگیرد

    اما امروز جای مهمان و صاحب خانه عوض شده پس معلومه که دچار فساد و هزاران فلاکت دیگر خواهیم شد .. جناب نوری زاد اگر قرار بر انقلابی هم باشد آن انقلاب

    نباید علیه احمدی نژاد یا هر کسی دیگر باشد بلکه باید برای بدست آوردن هویتمان باشد ..

    اگر قرار باشد خونی بدهیم چرا در راه خاتمی و میرحسین و احمدی نژاد بدهیم در راه هویتمان می دهیم …
    جناب نوری زاد می دانم که این را منتشر نخواهی کرد اما از خداوند می خواهم که او خود به شما واقع نگری عطا فرماید تا شهامت انتشار این یکی متفاوت تر از بقیه را

    داشته باشید ..

    در ضمن من زرتشتی نیستم من هم مثل شما مسلمان هستم اما می خواهم به هویت خود برگردم اما نه به این دلیل که اسلام بد است بل به این دلیل که می خواهم هویت

    خودم را داشته باشم و اگر آن بد است ان را اصلاح می کنم با خدمت به همنوع خودم به مهربانی ام با صداقتم با غیرتم در مقابل وطنم در مقابل هموطنم .
    در نهایت احترامی که برای اسلام و مقدسات آن دارم اما من پدر واقعی خود را می خواهم نه یک پدر عاریه ای و تحمیلی .

    جناب نوری زاد می بینی جنس حرفای من با دیگران متفاوت است من نه قربان صدقتان میروم نه به شما فحش میدهم اما خوب می فهم که تمام فرکانس های مغزتان به هم

    ریخته .

    باور کن دوستتان دارم اما می خواهم کمی هم متفاوت بیتدیشید ..
    باز هم حسام
    بازهم در معرض نظر … هرگز خدمتت را فراموش نخواهم کرد به شرافتم قسم

    ————————–

    سلام حسام گرامی
    آمیختگی اسلام وایران نه چیزی است که بشود آن را انکارکرد. همین اسم شما نشان دهنده ی این است که مفاهیم اسلامی تا کجاها نفوذ کرده. بازگشت به عقب – به هردلیل که باشد – شایسته نیست. مگراین که ما جواهری ودرستی ای درگذشته جا گذارده باشیم وبا رجعت بدان بخواهیم به ثروت برسیم. به نیک بختی وادب وانسانیت برسیم. دوست من، پیشنهاد می کنم ازاین اصرارت که ما حتما با بازگشت به دوران دور می توانیم هویتمان را بازیابیم صرفنظرکنید. مهم این است که ما بقول خودتان فهیم وبا شعور ودرس خوانده و: انسان باشیم. که اگر بی دین هم که باشیم، پسندیده خواهیم بود
    صورتت را می بوسم بخاطرادب فراوانت
    با احترام
    .

     
  25. بنام خدا
    پیامکی به دیار باقی

    با سلام خدمت اقای نوری زاد. در کشاکش نامه نوشتن های شما به رهبری من هم بد ندیدم نامه ای به رهبری بنویسم اما به رهبر فقید و بنیانگذار این انقلاب. کسی که با هزاران شعار و وعده امد والبته هیچ کدام که عملی نشد که هیچ اوضاع بدتر هم شد. در زیر سخنرانی اول ایشان بعد ازتبعید و ورود به خاک ایران است.همان سخنرانی که در بهشت زهرا انجام داد. البته که ان زمان من به دنیا نیامده بودم)م= مهر 1363) و از کامل بودن متن این سخنرانی هم اطلاع ندارم.این نسخه را هم از سایت اسناد انقلاب به دست اورده ام.در این نامه سعی کردم به بند بند صحبتهای ایشان جواب بدهم و ایشان را از چند و چون اوضاع این روزهای ایران اگاه سازم تا بدانند چقدر فاصله افتاده بین ان حرف های انروز ایشان با وضعیت حال حاضر ایران.البته که شما میتوانید در ان دخل و تصرف داشته باشید و هر جایی را که خواستید حذف و یا چیزی را اضافه کنید.

    بسم الله الرحمن الرحیم
    …. ما در این مدت مصیبت ها دیده ایم، مصیبت های بسیار بزرگ و بعضی پیروزها حاصل شد که البته آن هم بزرگ بوده، مصیبت های زن های جوان مرده، مردهای اولاد از دست داده، طفل های پدر از دست داده. من وقتی چشمم به بعضی از اینها که اولاد خودشان را از دست داده اند می افتد، سنگینی در دوشم پیدا می شود که نمی توانم تاب بیاورم. من نمی توانم از عهده این خسارات که بر ملت ما وارد شده است برآیم، من نمی توانم تشکر از این ملت بکنم که همه چیز خودش را در راه خدا داد، خدای تبارک و تعالی باید به آنها اجر عنایت فرماید. من به مادرهای فرزند از دست داده تسلیت عرض می کنم و در غم آنها شریک هستم. من به پدرهای جوان داده، من به آنها تسلیت عرض می کنم. من به جوان هائی که پدرانشان را در این مدت از دست داده اند تسلیت عرض می کنم. خوب، ما حساب بکنیم که این مصیبت ها برای چه به این ملت وارد شد، مگر این ملت چه می گفت و چه می گوید که از آنوقتی که صدای ملت در آمده است تا حالا قتل و ظلم و غارت و همه اینها ادامه دارد.

    اقای خمینی
    شما باید امروز از جایتان برخیزید و به خانواده ها و به مادران و پدران و برادران و خوهران داغدیده تسلیتی دوباره بگویید در ادامه بگویید که امثال ندا و ستار چه میگفتند و چه میخواستند که انها را کشتید جز ازادی و احترام به حقوق اولیه انسانی.

    ….. ملت ما چه می گفتند که مستحق این عقوبات شدند؟ ملت ما یک مطلبش این بود که این سلطنت پهلوی از اول که پایه گذاری شد برخلاف قوانین بود. آنهائی که در سن من هستند، می دانند و دیده اند که مجلس موسسان که تاسیس شد، با سرنیزه تاسیس شد، ملت هیچ دخالت نداشت در مجلس موسسان، مجلس موسسان را با زور سرنیزه تاسیس کردند و با زور، وکلای آن را وادار کردند به اینکه به رضاشاه رای سلطنت بدهند.در این بخش از صحبت هایتان اشاره به مجلس موسسان کردید و گفته اید اینها با زور و بدون دخالت مردم انتخاب شده اند.کاش امروز بودید میدید که اعضای مجلس به اصطلاح اسلامی ایران چگونه و با چه زد و بند هایی و حیف و میل بیت الملال به صندلی سبز مجلس تکیه زده اند و تنها کاری که نمیکنند دفاع از حقوق ملت است.

    پس این سلطنت از اول یک امر باطلی بود، بلکه اصل رژیم سلطنتی از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلی است و خلاف حقوق بشر است. برای اینکه ما فرض می کنیم که یک ملتی تمامشان رای داند که یک نفری سلطان باشد، بسیار خوب، اینها از باب اینکه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، رای آنها برای آنها قابل است؛ لکن اگر چنانچه یک ملتی رای دادند (ولو تمامشان) به اینکه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد، این به چه حقی ملت پنجاه سال از این، سرنوشت ملت بعد را معین می کند سرنوشت هر ملتی به دست خودش است.ما در زمان سابق، فرض بفرمائید که زمان اول قاجاریه نبودیم، اگر فرض کنیم که سلطنت قاجاریه به واسطه یک رفراندمی تحقق پیدا کرد و همه ملت هم ما فرض کنیم که رای مثبت دادند، اما رای مثبت دادند بر آقامحمدخان قجر و آن سلاطینی که بعدها می آیند. در زمانی که ما بودیم و زمان سلطنت احمدشاه بود، هیچ یک از ما زمان آقامحمدخان را ادراک نکرده، آن اجداد ما که رای دادند برای سلطنت قاجاریه، به چه حقی رای دادند که زمان ما احمد شاه سلطان باشد سرنوشت هر ملت دست خودش است. ملت در صد سال پیش از این، صدوپنجاه سال پیش از این، یک ملتی بوده، یک سرنوشتی داشته است و اختیاری داشته ولی او اختیار ماها را نداشته است که یک سلطانی را بر ما مسلط کند. ما فرض می کنیم که این سلطنت پهلوی، اول که تاسیس شد به اختیار مردم بود و مجلس موسسان را هم به اختیار مردم تاسیس کردند و این اسباب این می شود که – بر فرض اینکه این امر باطل، صحیح باشد- فقط رضاخان سلطان باشد، آن هم بر آن اشخاصی که در آن زمان بودند و اما محمد رضا سلطان باشد بر این جمعیتی که الان بیشتر شان، بلکه الا بعض قلیلی از آنها ادارک آنوقت را نکرده اند، چه حقی داشتند ملت در آن زمان، سرنوشت ما را در این زمان معین کنند؛ بنابر این سلطنت محمدرضا اولا که چون سلطنت پدرش خلاف قانون بود و با زور و با سرنیزه تاسیس شده بود مجلس، غیر قانونی است، پس سلطنت محمدرضا هم غیر قانونی است و اگر چنانچه سلطنت رضاشاه فرض بکنیم که قانونی بوده، چه حقی آنها داشتند که برای ما سرنوشت معین کنند هر کسی سرنوشتش با خودش است، مگر پدرهای ما ولی ما هستند؟ مگر آن اشخاصی که درصد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بودند، می توانند سرنوشت یک ملتی را که بعدها وجود پیدا کنند، آنها تعیین بکنند؟ این هم یک دلیل که سلطنت محمدرضا سلطنت قانونی نیست. علاوه بر این، این سلطنتی که در آنوقت درست کرده بودند و مجلس موسسان هم ما فرض کنیم که صحیح بوده است، این ملتی که سرنوشت خودش با خودش باید باشد، در این زمان می گوید که ما نمی خواهیم این سلطان را. وقتی که اینها رای دادند به اینکه ما سلطنت رضاشاه را، سلطنت محمدرضاشاه را، رژیم سلطنتی را نمی خواهیم، سرنوشت اینها با خودشان است. این هم یک راه است از برای اینکه سلطنت او باطل است.در این قسمت از سخنرانی هایتان اشاره به این موضوع کردید که سرنوشت هر ملتی به دست خودش است و اگر پدران و گذشتگان یک اشتباهی کردند چرا باید ما هم به خاطر اشتباه انها بسوزیم و البته که پدر های ما وکیل ما نیستند.اما باز میگویم که ای کاش امروز می بودید و میدیدید که با گفتن همین یک جمله ساده شما در یک جایی مثل مسجد چه بر سر فرد گوینده می اورند و با زدن هزاران انگ او را به جایی میفرستند که فقط خدا به داد ان برسد.

    حالا می آئیم سراغ دولت هائی که ناشی شده از سلطنت محمدرضا و مجلس هائی که ما داریم. در تمام طول مشروطیت الا بعضی از زمان ها آن هم نسبت به بعض از وکلا، مردم دخالت نداشتند در تعیین وکلا. شما الان اطلاع دارید که در این مجلسی که حالا هست، چه مجلس شورا و چه مجلس سنا و شما ملت ایران هستید، شما ملتی هستید که در تهران سکنی دارید، من از شما مردم تهران سوال می کنم که آیا این وکلائی که در مجلس هستند، چه در مجلس سنا و چه در مجلس شورا شما اطلاع داشتید که اینها را خودتان تعیین کنید اکثر این مردم می شناسند این افرادی را که به عنوان مجلس و به عنوان وکیل مجلس سنا یا مجلس شورا در مجلس هستند یا این هم با زور تعیین شده بدون اطلاع مردم. مجلسی که بدون اطلاع مردم است و بدون رضایت مردم است، این مجلس، مجلس غیرقانونی است. بنابر این اینهائی که در مجلس نشسته اند و مال ملت را گرفته اند به عنوان اینکه حقوق هر فرض کنید که وکیلی اینقدر است، این حقوق را حق نداشتند بگیرند و ضامن هستند. آنهائی هم که در مجلس سنا هستند، آن ها هم حق نداشتند و ضامن هستند. و اما دولتی که ناشی می شود از یک شاهی که خودش و پدرش غیر قانونی است، خودش علاوه بر او غیرقانونی است، وکلائی که تعیین کرده است غیرقانونی است، دولتی که از همچو مجلسی و همچو سلطانی انشا بشود، این دولت غیرقانونی است. این ملت حرفی را که داشتند در زمان محمدرضاخان می گفتند که این سلطنت را ما نمی خواهیم و سرنوشت ما با خود ماست. در حالا هم می گویند که ما این وکلا را غیرقانونی می دانیم، این مجلس سنا را غیرقانونی می دانیم، این دولت را غیرقانونی می دانیم. آیا کسی که خودش از ناحیه مجلس، از ناحیه مجلس سنا، از ناحیه شاه منصوب است و همه آنها غیر قانونی هستند، می شود که قانونی باشد ما می گوئیم که شما غیر قانونی هستید باید بروید. ما اعلام می کنیم که دولتی که به اسم دولت قانونی خودش را معرفی می کند، حتی خودش قبول ندارد که قانونی است، خودش تا چند سال پیش از این، تا آنوقتی که دستش نیامده بود این وزارت، قبول داشت که غیرقانونی است، حالا چه شده است که می گوید من قانونی هستم این مجلس غیرقانونی است، از خود وکلا بپرسید که آیا شما را ملت تعیین کرده است هر کدام ادعا کردند که ملت تعیین کرده است، ما دستشان را می دهیم دست یک نفر آدم ببرد او را در حوزه انتخابیه اش، در حوزه انتخابیه اش از مردم سوال می کنیم که این آقا آیا وکیل شما هست، شما او را تعیین کردید حتما بدانید که جواب آنها نفی است. بنابر این آیا یک ملتی که فریاد می کند که ما این دولت مان، این شاه مان، این مجلس مان برخلاف قوانین است و حق شرعی و حق قانونی و حق بشری ما این است که سرنوشت مان دست خودمان باشد.

    آقای خمینی
    در این قسمت هم دوباره به مجلس و دولت های زمان پهلوی اشاره کردید و گفتید که این دولت ها غیر قانونی است.مردم انرا انتخاب نکرده.کاش امروز بودید و می دیدید چگونه دولتی را در سال 88 روی کار اوردند که غیر قانونی بودنش را فقط خواجه شیراز نمیداند و بس.این دولت چنان ضربه ای به اقتصاد و سیاست این مملکت وارد کرد که تاریخ انرا به خود ندیده است.

    ….. آیا حق این ملت این است که یک قبرستان شهید برای ما درست بکنند، در تهران، یک قبرستان هم در جاهای دیگر من باید عرض کنم که محمد رضای پهلوی، این خائن خبیث برای ما رفت، فرار کرد و همه چیز ما را به باد داد. مملکت ما را خراب کرد، قبرستان های ما را آباد کرد. مملکت ما را از ناحیه اقتصاد خراب کرد. تمام اقتصاد ما الان خراب است و از هم ریخته است که اگر چنانچه بخواهیم ما این اقتصاد را به حال اول برگردانیم، سال های طولانی با همت همه مردم، نه یک دولت این کار را می تواند بکند و نه یک قشر از اقشار مردم این کار را می توانند بکنند، تا تمام مردم دست به دست هم ندهند نمی توانند این به هم ریختگی اقتصاد را از بین ببرند شما ملاحظه کنید، به اسم اینکه ما می خواهیم زراعت را، دهقان ها را دهقان کنیم، تا حالا رعیت بودند و ما می خواهیم حالا دهقانشان کنیم، اصلاحات ارضی درست کردند، اصلاحات ارضی شان بعد از این مدت طولانی به اینجا منتهی شد که بکلی دهقانی از بین رفت، بکلی زراعت ما از بین رفت و الان شما در همه چیز محتاجید به خارج؛ یعنی محمدرضا این کار را کرد تا بازار درست کند از برای آمریکا و ما محتاج به او باشیم در اینکه گندم از او بیاوریم، برنج از او بیاوریم، همه چیز را، تخم مرغ از او بیاوریم یا از اسرائیل که دست نشانده آمریکاست بیاوریم. بنابراین کارهائی که این آدم کرده به عنوان اصلاح، این کارها خودش افساد بوده است. قضیه اصلاحات ارضی یک لطمه ای بر مملکت ما وارد کرده است که تا شاید بیست سال دیگر ما نتوانیم این را جبرانش بکنیم مگر همه ملت دست به هم بدهند و کمک کنند تا سال بگذرد و جبران بشود این معنا.

    آقای خمینی

    این قسمت از صحبت هایتان را هیچ وقت درک نکرده ام که گفتید اصلاحات اراضی افساد وخیانت بوده و بیست سال دیگر هم نمیشود انرا جبران کرد.من خودم در یک روستا زندگی میکنم و نتایج این اصلاحات اراضی را همین امروز میبینم که هم روستاییهای من از قبال همین اصلاحات اراضی به کجاها که نرسیده اند.اقای نوری زاد قسم میخورم که من امروز شاهد نتایج این کار هستم و چیزی جز اینکه دهقانان از ان وضعیت ارباب و رعیتی خلاص شده و امروز مثل یک میلیونر زندگی میکنند نمی بینم.///

    …. فرهنگ ما را یک فرهنگ عقب نگه داشته درست کرده است، فرهنگ ما را این عقب نگه داشته به طوری که جوان های ما تحصیلاتشان در اینجا تحصیلات تام و تمام نیست و باید بعد از اینکه یک مدتی در اینجا یک نیمه تحصیلی کردند آن هم با این مصیبت ها، آن هم با این چیزها، باید بروند در خارج تحصیل بکنند. ما پنجاه سال است، بیشتر از پنجاه سال است دانشگاه داریم و قریب سی و چند سال است که این دانشگاه را داریم لکن چون خیانت شده است به ما، از این جهت رشد نکرده، رشد انسانی ندارد، تمام انسان ها و نیروی انسانی ما را از بین برده است این آدم.

    آقای خمینی

    صحبت از فرهنگ و وضعیت دانشگاه های ان زمان کرده اید. خنده دار است که امروز در مورد فرهنگ ما ایرانی ها صحبت کنیم.از جک درست کردن برای همدیگر و به سخره گرفتن خدا و پیغمبر و امام در پیامک ها تا ریختن زباله در هر جای ممکن که این ها پیش و پا افتاده ترین کارهایمان است.دانشجویان ممتاز ما هم که اگر قبل انقلاب میرفتند در ان ور درس میخواننن لااقل به کشور بر میگشتند.اما امروز چه.ایا خبری از فرار مغزها دارید؟

    ….. این آدم به واسطه نوکری که داشته، مراکز فحشا درست کرده، تلویزیونش مرکز فحشاست، رادیویش بسیاریش فحشاست، مراکزی که اجازه دادند برای اینکه باز باشد، مراکز فحشاست، اینها دست به دست هم دادند. در تهران مرکز مشروب فروشی بیشتر از کتابفروشی است، مراکز فساد دیگر الی ماشائالله است. برای چه سینمای ما مرکز فحشاست. ما با سینما مخالف نیستیم ما با مرکز فحشا مخالفیم. ما با رادیو مخالف نیستیم ما با فحشا مخالفیم. ما با تلویزیون مخالف نیستیم ما با آن چیزی که در خدمت اجانب برای عقب نگه داشتن جوانان ما و از دست دادن نیروی انسانی ماست، با آن مخالف هستیم. ما کی مخالفت کردیم با تجدد، با مراتب تجدد مظاهر تجدد وقتی که از اروپا پایش را در شرق گذاشت خصوصا در ایران، مرکز چیزی که باید از آن استفاده تمدن بکنند ما را به توحش کشانده است. سینما یکی از مظاهر تمدن است که باید در خدمت این مردم، در خدمت تربیت این مردم باشد و شما می دانید که جوان های ما را اینها به تباهی کشیده اند و همین طور سایر این جاها. ما با اینها در این جهات مخالف هستیم. اینها به همه معنا خیانت کرده اند به مملکت ما.صحبت از تلوزیون.سینما و رادیو کردید که مرکز فحشا است و مشروب فروشی بیش از کتاب فروشی است.در مورد سه تای اولی همین بس که انها بزرگترین کمک به شما و پیروزی انقلاب را انجام دادند که همان سانسور نکردن اخبار و راهپیمایی های ان زمان مردم بود. کاش از حال روز الان صدا و سیما باخبر بودید.سینما که کلا تعطیله.مراکز فحشا و مشروب فروشی هم از ظاهر به بطن رفته.دقت کنید که به بطن رفته؟از بین نرفته!

    و اما نفت ما، تمام نفت ما را به غیر دادند، به آمریکا و غیر از آمریکا دادند، آنی که به آمریکا دادند عوض چه گرفتند عوض، اسلحه برای پایگاه درست کردن برای آقای آمریکا. ما، هم نفت دادیم و هم پایگاه برای آنها درست کردیم. آمریکا با این حیله که این مرد هم دخالت داشت، با این حیله نفت را از ما برد و برای خودش در عوض پایگاه درست کرد یعنی اسلحه آورده اینجا که ارتش ما نمی تواند این اسلحه را استعمال بکند، باید مستشارهای آنها باشند، باید کارشناس های آنها باشند. این هم از ناحیه نفت که این نفت ما را اگر چند سال دیگر خدای نخواسته این عمر پیدا کرده بود، عمر سلطنتی پیدا کرده بود، مخازن نفت ما را تمام کرده بود، زراعت مان را هم که تمام کرده، این ملت بکلی ساقط شده بود و باید عملگی کند برای اغیار.و اما نفت.به اینجا که رسیدیم چیزی نمیگویم و فقط توجه شما را به حاشیه شهر وکودکان سر چهار راه ها و کارگران کارخانه هایی که بردگی نوین انها را به خدمت گرفته و همچنین شمال شهر و گارفرمایان فربه جلب میکنم تا بدانید نفت ما که قرار بود به همه برسد سر از کجا ها در اورده.

    ما که فریاد می کنیم از دست این، برای این است. خون های جوان های ما برای این جهات ریخته شده، برای اینکه آزادی می خواهیم ما. ما پنجاه سال است که در اختناق بسر بردیم، نه مطبوعات داشتیم، نه رادیوی صحیح داشتیم، نه تلویزیون صحیح داشتیم، نه خطیب توانست حرف بزند، نه اهل منبر می توانستند حرف بزنند، نه امام جماعت می توانست آزاد کار خودش را ادامه بدهد، نه هیچ یک از اقشار ملت کارشان را می توانستند ادامه بدهند و در زمان ایشان هم همین اختناق به طریق بالاتر باقی است و باقی بود و الا هم باز نیمه حشاشه او که باقی است، نیمه حشاشه این اختناقی هم باقی است.

    آقای خمینی
    صحبت از ازادی مطوعات کردید. باز هم کاش بودید و می دیدید امروز به جرم نوشتن حقایق انگ جاسوسی به ادم ها زده و انها را دستگیر میکنند و به زندان می اندازند.

    …… ما می گوئیم که خود آن آدم، دولت آن آدم، مجلس آن آدم، تمام اینها غیر قانونی است واگر ادامه به این بدهند اینها مجرمند و باید محاکمه بشوند و ما آنها را محاکمه می کنیم. من دولت تعیین می کنم، من تو دهن این دولت می زنم، من دولت تعیین می کنم، من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می کنم، من به واسطه اینکه ملت مرا قبول دارد (تکبیر حضار) این آقا که خودش هم خودش را قبول ندارد، رفقایش هم قبولش ندارند، ملت هم قبولش ندارد، ارتش هم قبولش ندارد، فقط آمریکا از این پشتیبانی کرده و فرستاده به ارتش دستور داده که از او پشتیبانی بکنید، انگلیس هم از این پشتیبانی کرده و گفته است که باید از این پشتیبانی بکنید. یک نفر آدمی که نه ملت قبولش دارد نه هیچ یک از طبقات ملت از هر جا بگوئید قبولش ندارند، بله چند تا از اشرار را دارند که می آورند توی خیابان ها، از خودشان هست این اشرار، فریاد هم می کنند، از این حرف ها هم می زنند لکن ملت این است، این ملت است (اشاره به حضار).اری ملت این است.بقیه خار و خس هستند و اشرار که میگویند نه.

    می گوید که در یک مملکت که دو تا دولت نمی شود. خوب واضح است این، یک مملکت دو تا دولت ندارد لکن دولت غیرقانونی باید برود، تو غیرقانونی هستی، دولتی که ما می گوئیم، دولتی است که متکی به آرای ملت است، متکی به حکم خداست، تو باید یا خدا را انکار کنی یا ملت را. باید سرجایش بنشیند این آدم و یا اینکه به امر آمریکا و اینها وادار کند یک دسته ای از اشرار را این ملت را قتل عام کند. ما تا هستیم نمی گذاریم اینها سلطه پیدا کنند، ما نمی گذاریم دوباره اعاده بشود آن حیثیت سابق و آن ظلم های سابق، ما نخواهیم گذشت که محمدرضا برگردد، اینها می خواهند او را برگردانند، بیدار باشید. ای مردم! بیدار باشید، نقشه دارند می کشند، ستاد درست کرده مردیکه در آن جائی که هست، روابط دارند درست می کنند، می خواهند دوباره ما را برگردانند به آن عهدی که همه چیزمان اختناق در اختناق باشد و همه هستی ما به کام آمریکا برود. ما نخواهیم گذاشت، تا جان داریم نخواهیم گذاشت و من از خدای تبارک و تعالی سلامت همه شما را خواستار هستم و من عرض می کنم بر همه ما واجب است که این نهضت را ادامه بدهیم تا آنوقتی که اینها ساقط بشوند و ما به واسطه آرای مردم، مجلس سنا درست بکنیم و دولت اول را، دولت دائمی را (مقصود من از مجلس سنا مجلس موسسان بود، نه مجلس سنا. مجلس سنا اصلش یک حرف مزخرفی است، همیشه بوده.) تعیین بکنیم. و من باید یک نصحیت به ارتش بکنم و یک تشکر از یکی از ارکان ارتش، یک قشرهائی از ارتش. اما آن نصحیتی که می کنم این است که ما می خواهیم که شما مستقل باشید، ماها داریم زحمت می کشیم، ماها خون دادیم، ماها جوان دادیم، ماها حیثیت و آبرو دادیم، مشایخ ما حبس رفتند، زجر کشیدند، می خواهیم که ارتش ما مستقل باشد. آقای ارتشبد! شما نمی خواهید شما نمی خواهید مستقل باشید آقای سرلشکر! شما نمی خواهید مستقل باشید، شما می خواهید نوکر باشید من به شما نصحیت می کنم که بیائید در آغوش ملت، همان که ملت می گوید بگوئید، ما باید مستقل باشیم، ملت می گوید ارتش باید مستقل باشد، ارتش نباید زیر فرمان مستشارهای آمریکا و اجنبی باشد، شما هم بیائید، ما برای خاطر شما این حرف را می زنیم، شما هم بیائید برای خاطر خودتان این حرف را بزنید، بگوئید (ما می خواهیم مستقل باشیم، ما نمی خواهیم این مستشارها باشند.) ما که این حرف را می زنیم که ارتش باید مستقل باشد، جزای ما این است که بریزید توی خیابان خون جوان های ما را بریزید که چرا می گوئید من باید مستقل باشم ما می خواهیم تو آقا باشی. و اما تشکر می کنم از این قشرهائی که متصل شدند به ملت، اینها آبروی خودشان را، آبروی کشورشان را، آبروی ملت شان را اینها حفظ کردند. این درجه دارها، همافرها، افسرهای نیروی هوائی، اینها همه مورد تشکر و تمجید ما هستند و همین طور آنهائی که در اصفهان و در همدان و در سایر جاها، اینها تکلیف شرعی، ملی، کشوری خودشان را دانستند و به ملت ملحق شدند و پشتیبانی از نهضت اسلامی ملت را کردند ما از آنها تشکر می کنیم و به اینهائی که متصل نشدند می گوئیم که متصل بشوید به اینها، اسلام برای شما بهتر از کفر است، ملت برای شما بهتر از اجنبی است. ما برای شما می گوئیم این مطلب را، شما هم برای خودتان این کار را بکنید، رها بکنید این را، خیال نکنید که اگر رها کردید ما می آئیم شما را به دار می زنیم. این چیزهائی است که شماها یا کسان دیگر درست کرده اند والا این همافرها و این درجه دارها و این افسرها که آمدند و متصل شدند، ما با کمال عزت و سعادت آنها را حفظ می کنیم و ما می خواهیم که مملکت، مملکت قوی باشد، ما می خواهیم که مملکت دارای یک نظام قدرتمند باشد، ما نمی خواهیم نظام را به هم بزنیم، ما می خواهیم نظام محفوظ باشد لکن نظام ناشی از ملت در خدمت ملت، نه نظامی که دیگران سرپرستی اش را بکنند و دیگران فرمان به آن بدهند. والسلام علیکم ورحمت الله وبرکاته .

    در اخر باز هم کاش میبودی و میدیدی………………………

     
  26. دوست نوری زاد

    زن به شیطان گفت : آیا آن مرد خیاط را می بینی ؟
    میتوانی بروی وسوسه اش کنی که همسرش را
    طلاق دهد ؟
    شیطان گفت : آری و این کار بسیار آسان است
    پس شیطان به سوی مرد خیاط رفت و به هر طریقی سعی می کرد او را وسوسه کند اما مرد خیاط همسرش را بسیار دوست داشت و اصلا به طلاق فکر هم نمی کرد
    پس شیطان برگشت و به شکست خود در مقابل مرد خیاط اعتراف کرد
    سپس زن گفت : اکنون آنچه اتفاق می افتد ببین و تماشا کن
    زن به طرف مرد خیاط رفت و به او گفت :
    چند متری از این پارچه ی زیبا میخواهم پسرم میخواهد آن را به معشوقه اش هدیه دهد پس خیاط پارچه را به زن داد
    سپس آن زن رفت به خانه مرد خیاط و در زد و زن خیاط در را باز کرد وآن زن به او گفت : اگر ممکن است میخواهم وارد خانه تان شوم برای ادای نماز ، و زن خیاط گفت :بفرمایید،خوش آمدید
    و آن زن پس از آنکه نمازش تمام شد آن پارچه را پشت در اتاق گذاشت بدون آنکه زن خیاط متوجه شود و سپس از خانه خارج شد
    و هنگامی که مرد خیاط به خانه برگشت آن پارچه را دید و فورا داستان آن زن و معشوقه ی پسرش را به یاد آورد و همسرش را همان موقع طلاق داد
    سپس شیطان گفت : اکنون من به مکر زنان اعتراف می کنم
    و آن زن گفت :کمی صبر کن
    نظرت چیست اگر مرد خیاط و همسرش را به همدیگر بازگردانم؟؟؟!!!
    شیطان با تعجب گفت : چگونه ؟؟؟
    آن زن روز بعدش رفت پیش خیاط و به او گفت
    همان پارچه ی زیبایی را که دیروز از شما خریدم یکی دیگر میخواهم برای اینکه دیروز رفتم به
    خانه ی یک زنی محترم برای ادای نمازو آن پارچه را آنجا فراموش کردم
    و خجالت کشیدم دوباره بروم و پارچه را از او بگیرم
    و اینجا مرد خیاط رفت و از همسرش عذرخواهی کرد و او را برگرداند به خانه اش.
    و الان شیطان در بیمارستان روانی به سر میبرد
    و اطلاعات دیگری از شیطان نداریم

     
  27. همچنان افلاطون

    سلام جناب آقای نوری زاد

    اخیرا مقاله ای داشتید تحت عنوان قمار هسته ای و در آن حضرت رهبر را مخاطب قرار دادید که چرا ایشان با مال و جان و ناموس و سرمایه ملی ایرانیان قمار می کنند و میخواهند انرزی صلح امیز هسته ای را به جای بمب اتم در /// خلق ایران و جهان بکنند

    تصور می کنم حافظه تاریخی شما قد کافی بدهد که با هم مروری داشته باشیم به نامه تاریخی حضرت امام خمینی به جناب حجت الاسلام خامنه ای در دیماه 1366 که در آن نامه اشارتی کافی و هوشمندانه به حدود و اختیارات ولایت مطلقه فقیه شده بود

    آن نامه که من از ان به عنوان منشور حقوقی امام یا عصاره اندیشه های توامان خدا و انبیاء یاد می کنم البته از زمین تا اسمان با فرمان هشت ماده ای امام تفاوت دارد-

    در آن نامه امام به حجت الاسلام آنزمان که اتفاقا در آنزمان مثل من و شما /// بودند و درک صحیحی از اندیشه های متعالی اسلام و امام و انبیا نداشتد خیلی مختصر و مفید فرمودند که جناب آقای خامنه ای- ولی فقیه این اختیار تام و کامل را دارد که احکام اولیه اسلام همانند نماز و روزه را برای حفظ نظام تعطیل کند

    /// آور شدند که تخطی از احکام حکومتی صادره از ولایت مطلقه تخطی از احکام انبیا و اولیاست و مثل این می ماند که شما دستورات خدا و قران را زیر پا له کرده اید

    در آن منشور تاریخی آمده است که ولی فقیه به نیابت از خدا و رسول خدا این حق را دارد که تمام عقود و قرادادهایی را که با مسلمین و مردم عادی – همان /// برهنگان که ذکر خیرشان قبلا رفت- بسته است میتواند در صورت تشخیص برای حفظ منافع اسلام و حفظ نظام به صورت یکطرفه فسخ نماید

    چرا؟ چرا و درد بلا – چون حفظ نظام اولی تر از نماز و روزه و نفوس مسلمین است

    حال جناب نوریزاد من هم اگر به جای حضرت آیت الله خامنه ای بودم به شما می فرمودم که ای نوریزاد – ای بی بصیرت- ای بیسواد

    تو درک صحیحی از اسلام نداری

    تو درک صحیح . منطقی از ولایت مطلقه فقیه نداری

    حاکم اسلامی میتواند برای حفظ نظام تمام قراداد هایی که با آژانس انرزی اتمی تحت پروتکل الحاقی بسته است را به صورت یکطرفه فسخ نماید

    ولی فقیه زمانه میتواند تمام قرادادهای بین المللی همانند لزوم احترام به سفرای خارجی و یا مثلا التزام و پایبندی به عدم حمله و اشغال یک سفارتخانه خارجی و مساوی دانستن حمله و اشغال سفارت معادل تعرص و تجاوز به خاک کشور متبوع ان سفیر و سفارتخانه-

    را یکطرفه ملغی اعلام نماید واعلام کند که این قرادادها کاغذ پاره هایی هستند که کفار میتوانند به جای دستمال توالت /// از ان استفاده نمایند

    نوریزاد مفلوک – با عرض معذرت از این جسارت /// به شما-

    اصلا ان.پی.تی و آزانس اتمی و شورای امنیت چه خرهایی هستند که برای ولایت مطلقه تعین تکلیف نمایند

    حالا گیریم که خدای ناکرده – روم به دیوار و گلاب به روی شما-

    اگر زبانم لال – چشمم کور انها جسارت کردند و//// قرار دادند خوب در اینصورت برای حفظ نظام و اصل ولایت فقیه آن مقام فوق مبارک

    میتوانند تن به صلح و سازش دهند و جام زهر ///میل کنند ولی یادمان باشد در این حالت هم

    باید مسلمان زیرک باشد و یواشکی در پارچین بمب اتم بسازد

    البته اگر فشار کم شد ان مسلمان زیرک میتواند دوباره آن قرارداد صلح را فسخ اعلام کند و بگوید این قراداد معادل کشکی است که در آش خاله بکار میرود

    ////

    این بود انشای من

    مرا ببخش نوریزاد

    دوست ترسوی تو – افلاطون

     
  28. بازهم افلاطون

    سلام جناب آقای نوری زاد

    زمان بنی صدر و امام در سالهای 1359 و 1360 که بنی صدر همانند احمدی نژاد هر از گاهی به ولی فقیه زمانه لگد پرانی میکرد و/// و مراسم تنفیذ و دستبوسی و کرنش تا کمر ////از یاد برده بود

    خمینی آخرین نهیب ها را به او میزد و قبل از سناریوی هیئت سه نفره حل اختلاف یک برنامه رادیویی مامور آن شده بود که //// به بنی صدر یا همان پسر ملای همدانی که امام بابای او را خوب میشناخت زنهار زنهار میکرد که آدم باش و سر جایت بتمرگ

    الغرض و الخلاصه این برنامه رادیویی بعد از اخبار ساعت 2 بعد از ظهر پخش میشد و همش می گفت که آیا راست است که دفتر هماهمنگی اقای رییس جمهور نظر سنجی بر علیه امام کرده است؟

    آیا راست است که آقای رییس جمهور این غلط را کرده است؟

    آیا راست است که آقای بنی صدر فلان/// زیادی را خورده است؟

    خلاصه هی ما لجمان میگرفت و هی رادیو می گفت آیا راست است که؟

    البته من باید اعتراف کنم اگر سال 88 خنگ و بی بصیرت بودم در سال 1359 هم جوانکی به غایت کودن و بی بصیرت تر از 88 بودم و نتوانستم اندیشه های متعالی /// را درک کنم

    و نمی توانستم که درک کنم که اگر ولایت مطلقه فقط اراده کند به طرفه العینی بیت العنکبوت بنی صدر که هیچی میلونها بنی صدر با نفس مسیحای خمینی نابود خواهند شد

    اما راستش ملیونها کودن مثل من از اینگونه آیا راست که– ها برایشان مثل بغض و سرطان حنجره و حناق و خنازیر در گلویشان طی این 34 سال باقی مانده است

    اگر اجازه دهید چند تا از این آیا راست است ها را با هم مرور کنیم

    ////

    آیا راست است که در قانون اساسی جمهوری اسلامی اصلا اشا ره ای به تابعیت رهبر و ولی فقیه نشده است؟

    آیا راست که امام به محض تشریف فرمایی به قم سراغ ممد پاسبان را گرفتند – همان پاسبانی که مامور دستگیری ایشان در سال 1342 بود؟

    آیا راست است که لاهوتی و پسرش حمید به دستور//// با سم استریکنین که لاجوردی به زور به حلقوم انها خوراند سر به نیست شدند؟

    آیا راست است که بعد از آزاد سازی خرمشهر توافق کردند (که برای حفظ نظام و خر کردن مردم با گرم نگه

    داشتن تنور جنگ برای توجیه سرکوب داخلی و بقای اسلام

    (در قبال آزاد سازی گرو گانهای امریکایی در لبنان

    جنگ ادامه داشته باشد و بازار فروش اسلحه به کشورهای خلیج فارس از ترس لولوی //// صدام گرم باشد؟

    آیا راست است که اشغال فاو توسط نیروهای ایران به برکت موشکهای امریکایی تاو و هاک بود که /// دلال خرید ان بود بابت آن دویست میلیون دلار نا قابل از طرف آمریکایی و امام خمینی و ملت ایران باج گرفت؟

    آیا راست است که ایران- کنترا توسط مهدی هاشمی داماد منتظری /// لو رفت ////؟

    آیا راست است که طرف ایرانی میدانست که عاقبت جنگ چیست و فقط برای سر کیسه کردن //// ملت و دلالی اسلحه جنگ را ادامه میداد؟

    آیا راست که /// در تابستان 1367 در عرض کمتر از 40 روز 4200 نفر از منافقین را به تاسی از //// به درک واصل کرد؟

    آیا راست است که لاجوردی برای دختران بلا تکلیف باکره که حکم اعدامشان صادر شده بود ولی چون اجرای حکم اشکال شرعی داشت چند تا پاسدار جوانمرد را به حجله فرستاده بود تا شب زفاف با شب اعدام تقارن ملکوتی داشته باشد؟

    آیا راست است که در سال 1366 که امیر الحاج ما شیخ شجاع کروبی بود فرماندهان سپاه قدس و کروبی نارنجک و بمب و

    دینامیت را در اصفهان بارگیری کرده بوند تا به پاسدارانی که با چادر و پاسپورت جعلی منتظر رسیذن ان محموله های قشنگ در جده بودند برسانند؟؟

    آیا راست است که دو ابر قدرت روس و امریکا برای حفظ توازن قوا بین نیروهای ایران و عراق موشکهای دوربرد را اول به ایران دادند که برای همیشه به بانک رافدین بزند ( یادمان باشد که هیچ موشک ایران نه به خانه مردم و نه به پارک و نه به

    بیمارستان برخورد نکرد وفقط به ساختمان وزارت دفاع عراق- بانک رافدین ونزدیک کاخ صدام میخورد

    آیا راست است که ایران در طول جنگ در تحریم بود ولی موشکهای العباس و الحسین صدام عفلقی که در سال 1366 به تهران برخورد کردند در اخر جنگ به دست صدام رسید؟

    آیا راست است که احمد خمینی ////به دیار عدم ارسال شد؟

    /////

    و البته از این آیا راست است ها هزاران هزاران موجود است که //// در آرشیو وزارت اطلاعات امام زمان کشف خواهد شد

    ————————–

    سلام افلاطون گرامی
    شاید یکی ازرازهای موفقیت کشورهای غربی دراین باشد که مسائل پنهانِ ازمردمشان چندان زیاد نیست. برعکس ما که دراین سالها عمده ی مسائل کشوری را ازمردم پنهان کرده ایم. این پرسش های شما وبسیارپرسش های خوف انگیزتر به این دلیل که حاکمان ما برپنهان کاری افراط گونه اصرارورزیده اند همچنان تروتازه اند وپاسخ می طلبند. مردمان کشوری که هوشمند باشند هرگز اجازه نمی دهندحاکمانشان به پنهان کاری روی برند. گرفتاری ما ازاین باب است. ما گرفتارحاکمان ودولتمردان پنهان کارشده ایم. که ازجیب مردم برمی دارند اما به مردم خبرنمی دهند که با پول مردم چه کرده وچه می کنند. ای امان از پستوهاوپشت پرده های اطلاعاتی وامنیتی. ای امان. ای امان. ای امان
    با احترام
    .

     
  29. سلام بر نوری زاد

    1-آیا راست است که در زمان شاه شایع شده بود که به خاطر استقبال گرم مردم از مرحوم تختی در حین مسابقه کشتی

    حسد شاهپور غلامرضا باعث شد که عوامل شاه تختی را به شهادت برسانند؟

    2-آیا راست است که کمونیستها و توده ای ها در زمان شاه و جمهوری اسلامی در صدد القای این مسئله بودند که تختی به شهادت رسیده است؟

    3- ایا راست که مرحوم تختی با زن خود اختلاف شدید داشت و حضانت بچه چهار ما هه خود (بابک تختی) را دو روز از قبل از خودکشی یا شهادت به دکتر کاظم حسیبی از اعضای جبهه ملی در دفترخانه 221 یا 211 تهران سپرده بود و دو روز بعد در هتل اتلانتیک تهران خود کشی کرد؟

    4- آیا راست که در زمان شاه بین عوام شایع بود که خود شاه شخص دل رحم و پاکی است ولی اطرافیانش افراد خبیث و دزدی هستند؟

    5- ایا راست است که بعد از انقلاب 1357 شایع شده بود که هم شاه و هم اطرافیانش افراد خبیث و دزدی بودند

    6-آیا راست است که سال 1388 در بین مردم ایران شایع شده بود که احمدی نژاد خودش فرد سالم و دست پاکی است ولی جریان انحرافی اطراف او ( کلهر- بقایی- مشایی- رحیمی- جوانفکر و ملکزاده و زنوزی مطلق و صادق محصولی و هزاران دزد دیگراز

    اطرافیان احمدی نژاد) منحرف و دزد و دست ناپاک و چشم ناپاک هستند؟

    7- آیا راست که سال 1390 بعد از 11 روز خانه تمرگی احمدی نژاد علنا گفتند که هم احمدی نژاد و هم اطرافیانش افراد دزد و منحرفی هستند؟

    8- آیا راست که احمدی نژاد و حلقه انحرافی روزی دو بار غسل می کنند و روزی 100 بار دستانشان را با صابون میشورند تا تطهیر شوند و دست پاک باشند؟

    9- آیا راست است که با دستمال پاک کن احمدی نژاد و جریان انحرافی نمیتوان شیشه ها را پاک کرد و فقط به درد روز مبادا

    در بیابان میخورد که انسان درمانده با ان دستمال //// خود را پاک کند؟

    10-آیا راست که مراسم تشییع جنازه مهوش خواننده با شکوه تر از مراسم تشییع جنازه مرحوم تختی برگزار شد؟

    11-آیا راست است که در مراسم حکومتی 22 بهمن تهران چیزی در حدود 150.000 تا 200.000 نفر شرکت می کنند؟

    12- آیا راست است که در مرسم ضد حکومتی 25 خرداد 1388 چیزی در حدود 500.000 هزار شرکت کرده بودند؟

    13- ایا راست است که اگر 22 بهمن و 25 خرداد را روی هم جمع کنیم جمعا 7 در صد از کل جمعیت تهران ده میلیونی میشوند؟

    14- آیا راست است که 93 درصد مردم تهران در حین برگزاری تظاهرات دولتی و یا ضد دولتی در خانه ها و یا محل کار خود هستند و فتنه و بصیرت را به فلان جای خود هم حساب نمی کنند؟

    15- آیا راست است که امام راحل ما شخصا فردی معصوم بود ولی تمامی افراد منصوب یا متولد از ایشان همانند رفسنجانی- خامنه ای- موسوی اردبیلی و صانعی کروبی – موسوی

    حسن خمینی- حسین خمینی- یاسر و علی خمینی- زهرا اشراقی لاهوتی- خاتمی

    ناطق نوری و برادرن لاریجانی بطور کل و احمدی نژاد و حلقه انحرافی و فتنه سبز بطور اخص

    و هزاران هزار از مسئو لین فعلی و قبلی نظام مقدس اسلامی

    ///

    16- آیا راست است که ملت شریف ایران حافظه تاریخی ضعیفی دارد و به غایت نجیب و شهید پرور است؟

     
  30. آقای نوریزاد
    باز هم سلام
    توضیحاتی میخواستم، در مورد تاثیر سفر اقای خامنه ای بنویسم . در مورد تاثیر های داخلی آن ، چیزی نمیگویم، چون خود شما بیشترین آگاهی در آن زمینه دارید
    من در اینجا تاثیر های بین المللی آن را تاکید میکنم.
    ١. گروه پزشکی ٥٠نفره ارتش اسرائیل ، به نام کمک به مردم شهر زلزله زاده مینامی سا نریکو،که یکی از صدها شهر زلزله زده بود،٢ هفته پس از زلزله و حادثه فو کوشیما آمدند، و برای ٢ هفته در این شهر که در فاصله ١٣٠ کیلومتری نیروگاه مخروب فوکوشیما بود فعالیت کرده، و اطلاعات جمع آوری کردند. امدن این گروه نظامی از طرف دولت ژاپن، مورد قدر دانی قرار گرفته، و اکنون نیز در روابطشان با اسرائیل بر آن تاکید میکنند. گو اینکه کسی نمیداند دلیل اصلی چه بوده است.

    فوکوشیما اکنون همانطوری که در بالا توضیح دادم، جایی برای روابط بین الملل شده است، و ایران نیز میتواند از این موضوع به نفع بحران اتمی خود بکند. وقتی که تمام روابت بین الملل بر اساس تصمیمات اروپا و امریکا گرفته میشود، آمدن آقای خامنه ای به ژاپن و دیدار از فوکوشیما ،شاید بتواند برنامه های سازمان انرژی اتمی، آی .ای.ای .ا و امریکا و کشور های اروپا را تغییر دهد. طرحی که به ذهن آنها نرسد، و روابط بین الملل با فوکوشیما تعریف شود.

    آقای نوریزاد، طرح این موضوع حتی اگر انجام نپذیرد ، ولی میتواند شوک بزرگی به سیاست مدران داخل و خارج کشور بگذ ارد. مسلم برای مردم عادی نیز مهم خواهد بود.
    تشریف فرمایی خود شما به عنوان کارگردان سینمایی هم، برای کارگردان ها، خبر گذاری ها، و دولت ژاپن مهم و بسیار ارزشمند است.
    اگر تصمیم به تشریف فرمایی گرفتید،از دوستان متخصص در این زمینه یاری خواهم گرفت، و نگران مشکلی در این زمینه نباشید.

    ——————

    سلام بانوی خوب
    من خیرخواهی را دراین نوشته ی شما ودرنوشته ی پیشین شما درک می کنم. من نیز چون شما جز خیرخواهی دأب دیگری ندارم. امیدوارم جناب خامنه ای این خیرخواهی شما را مطلع شوند وآن کنند که: باید. اما درمورد خودم باید بگویم: من ممنوع الخروجم. یک روز به قاضی پرونده ام گفتم: برای چه مراممنوع الخروج کرده اید؟ گفت: نه به این دلیل که شما می روی وکاربد می کنی بل به این دلیل که نظام صلاح نمی داند شما ازکشورخارج شوید. مثل دانشمندان هسته ای که نظام خروج آنان را بخاطرسلامتی خودشان ونیاز کشورصلاح نمی داند.
    بااحترام وسپاس

    .

     
  31. مهرانگیزکار

    اسمش جام زهر نیست. جام عقل است. بنوشیدش، بنوشیدش. بی دلواپسی. از آن گزیری نیست یا اگر هست در شیب تند جنگی نابرابر است. بنوشیدش که زهر نیست، مرگ نیست، زندگی است. ملتی جان به سر شده. تعادل که حکم عقل است از گفتار و رفتار مدیران رخت بر بسته است. یکی می‌گوید قطعنامه های بین‌المللی کاغذ پاره است، یکی می‌گوید ناوگان‌های امریکا در خلیج فارس آهن پاره است. مردم خسته از لاف‌زنی‌ها و دزدی‌ها، می‌دوند دنبال لقمه‌ای نان و تکه ای گوشت تا لبخندی بر لبان فرزندشان بنشانند. عقل بر اقدامی که زیانش بیش از منفعت است صحه نمی‌گذارد.
    مردم می‌خواهند زندگی کنند. نمی‌خواهند ریاضت بکشند و برای پیروزی در نبردی نابرابر که به فرض دستیابی، فرصت تازه ای می‌شود برای بد مستی ستمگران قربانی بدهند. از آن آمادگی برای ایثار جان و مال که در جنگ ایران و عراق در کار بود خبری نیست که نیست. جان‌ها فدا شد تا یک شبکه‌ی بزرگ قدرت به جان مردم بیفتد و متکبرانه از آن‌ها سلب آسایش کند. پیچ سرنوشت تند شده. لحظه های تاریخی از کف رفته، باقی مانده هم می‌رود. مردم بارها به پا خاستند تا شما را سر عقل بیاورند تا شاید به این روز ننشینند. نشد که نشد. درها را به روی عقل بسته‌اید. دیر است. ولی باری آن‌ها را بگشایید. از شماتت که البته در پی تأخیر در گشودن درها انتظارتان را می‌کشد نهراسید. همیشه از بس ترسیده‌اید خطا روی خطا مرتکب شده‌اید. هرگاه خود پاک و بی غل و غش بودید، مردم اندرزتان می‌دادند و هم‌دلانه با شما هم‌صدا می‌شدند و می‌گفتند ادعای شما درست است.
    جهان زیر سلطه‌ی مدیریت تبعیض و بی عدالتی پر پر می‌زند. ولی ما که نمی‌توانیم آن را تغییر بدهیم خوب است دست بگذاریم روی کلاه خودمان و قدر چاه‌های نفت را بدانیم و در جغرافیائی که مقدر شده خانه مان باشد خوب زندگی کنیم. آیا رابطه‌ی مردم با شما این گونه است؟ با مردم دو رويی کردید. بار خود بستید و بار مردم به خاک افکندید. مردم دقیق‌تر از شما تاریخ سرزمینشان را خوانده‌اند. می‌دانند بسیاری از حقوق مسلمشان در جامعه‌ی جهانی بارها بلعیده شده، اما این را نیز تجربه کرده‌اند که شما با انواع کج‌روی‌ها بیش از قدرت‌های جهانی منافع ملی آن‌ها را در این چند دهه به خطر انداخته‌اید و به کرامت انسانی و حقوق فردیشان بیش از همه‌ی دورانی که حکومت‌ها بر طبل “استقلال” نمی‌کوبیدند بی‌اعتنايی کرده‌اید. آن‌ها به شما از سال ۱۳۵۷ وکالت دادند تا مدافع حقوقشان برای رفاه و مشارکت و شادمانی و عدالت بشوید. شدید؟ نشدید. وکیل خطا کار و بی‌سواد و جاهل یا طمع‌کار و خائنی بودید که منافع موکل را تأمین نکرده و بلکه حتی حریم جغرافیائی و ملک و املاکش را آسیب پذیر ساخته‌اید. این چنین وکیل به حکم عقل دو راه پیش پا دارد. یا استعفا می‌دهد یا عزل می‌شود. شما که جگر استعفا ندارید. مردم هم که تا کنون نتوانسته‌اند متقاعدتان کنند که مدت‌هاست عزل شده‌اید. پس بیایید شرط دیگری از بسیار شرط‌های عقل را بپذیرید. در این لحظات حساس، لاف‌زنی و گزافه گوئی را بس کنید. عجالتاً همین اندازه از پذیرش عقل به مردم کمک می‌کند تا ناگهان تکه پاره نشوند و مثل دود هوا نروند. مدیریت بحران از این جا شروع می‌شود. اما تمام نمی‌شود.
    جام عقل را بنوشید. در غیر این صورت به بهای جان و مال و امنیت جغرافیائی مردم، از صفحه‌ی روزگار محو می‌شوید. تا حالا هم که نشده‌اید نان گرفتاری‌های خود ساخته‌ی قدرت‌های جهانی را خورده‌اید. نه مدیریت خودتان را. دشمن یا دشمنان که ورد زبانتان شده است، دستشان جاهای دیگری بند است. ولی چنانکه افتد و دانی ناوگانشان به راه است و امنیت ملی‌شان به امنیت خلیج فارس گره خورده است. به عبارت دیگر جانشان به جان خلیج فارس بسته است و به علاوه ایران حقی بر همه‌ی گلوگاه عبور نفت‌کش‌ها ندارد. حرف‌های خنده دار که می‌تواند شهروندان نظامی و غیر نظامی ایران را به خاک و خون بکشد نزنید. برای بستن تنگه‌ی هرمز لطفاً قانون‌گذاری نفرمایید. حال که این همه ثروت اندوخته‌اید و اموال موکل را یک جا بالا کشیده‌اید، دستکم بمانید و از آن بادآورده‌ها لذت ببرید. زندگی مشقت بار مردم را از این که هست، سخت‌تر نکنید.
    در شرایط کنونی که در جهان زیاده جنجال راه انداخته و با مردم در حوزه های گوناگون بسیار ستیزه کرده‌اید، یک جرعه نوشیدن از جام عقل شرف دارد به این توپ و تشرهای تو خالی. این‌ها که برای مردم نان شب نمی‌شود و اتفاقاً بر خلاف بارهای دیگر کام شما را هم شیرین نمی‌کند. لبخندهای دیپلماتیک خانم اشتون خیلی قیمت دارد و لکن ابدی نیست. جست و خیز خانم کلینتون در سطح جهان بی چیزی نیست. جام را لاجرعه سر بکشید. وقتی باور کنید که جان و رفاه و نان و مرغ و گوشت و سفره‌ی پر و پیمان ایرانیان به این جام بسته است و دوام حکومت خودتان هم در گرو این اقدام است، تن دادن به آن آسان می‌شود. اگر جام را بالا ببرید کسانی که عقیده دارند خون را با خون نمی‌شویند و تعدادشان در جهان کم نیست در همان حال که شما را تحسین می‌کنند و از این که حساب سود و زیان را به نفع مردم نگاه داشته‌اید می‌ستایند، قدرت‌های جهانی را که به حقوق ملت‌ها در زمینه‌ی دسترسی به انرژی هسته ای در منطقه و در آسیا دو گونه برخورد می‌کنند، بیش از پیش پاسخگو می‌خواهند. در منظر جهانی چیزی از دست نمی‌دهید. می‌توانید تا یک طرف قضیه دیوانگی را شروع نکرده امتیاز هم بگیرید. هنوز فرصت اندکی باقی است.
    اسمش جام زهر نیست. جام عقل است. اگر فریاد نزده بودید که می‌خواهید کشوری را از روی جغرافیای جهان پاک کنید، شاید می‌توانستید حالا حالا با سیاست هسته‌ای بازی و تبلیغات کنید. ولی پس از لافزنی‌ها کار بر شما و بر مردمی که در این لاف‌زنی نقشی نداشتند سخت شد و شگفتا که هنوز لاف‌زنی و گزافه گوئی را ادامه می‌دهید و تصور می‌کنید همین که مردم تصاویر خوردن مرغ را از تلویزیون نبینند کافی است و طعم گوشت مرغ فراموششان می‌شود و برای شما با شکم گرسنه هورا می‌کشند.
    تحریم قابل دفاع نیست. حکومتی هم که دروازه‌ها را بر سیاست تحریم می‌گشاید و در حالی که قصد و نیت حمله و جنگ ندارد به آن در کلام تظاهر می‌کند، قابل دفاع نیست. شرایط ایران کنونی از نظر اقتصادی از شرایط جنگ 8 ساله با عراق به مراتب بدتر است. برنامه نیست. دفترچه بسیج نیست. امید نیست. ولی قحطی جنگ هست. جام را بردارید و بنوشید. بگذارید مردم بخورند و بیاشامند

     
  32. بقلم ابراهیم نبوی

    سلام آقای دکترنوری زاد
    خیلی حرف داشتم با شما بزنم. من راستش را بخواهید یک هموطن زرتشتی شما هستم. قلم شما به من آموخت که می توان متنفرنبود درجایی که به اسم دین برپشت تو سوارند. می شود به آینده امید واربود وقتی که آینده ات را تباه کرده اند. می شود زندگی کرد وقتی که همه پارامترهای زندگی کردن را از تو دورکرده اند. می شود عاشق بود وقتی که درتو بذرنفرت می کارند. من آقای نوری زاد خیلی ازمسلمانان انقلابی متنفربودم اما قلم شما نشان داد که می شود عاشق یک مسلمان شد. عاشق مسلمانی که انسان است وبه انسانیت تو احترام می گذارد ودرمسیراین احترام خودش وخانواده اش به زحمت می افتند. خواستم ازطرف خودم وهمسرم که او نیز به قلم شما عشق می ورزد(وتعدادزیادی ازدوستان وهم کیشانم) ازشما تشکرکرده باشم. درادامه این متن را به شما وخوانندگان سایت شما تقدیم می کنم

    —————-

    آقای احمدی نژاد!
    محمود! مرا ببخش .
    پنج سال درباره تو اشتباه می کردم و تازه دارم پی می برم که چه اشتباهات عظیمی کردم. من توبه می کنم. لطفا مرا ببخش. با همان بزرگی و رشادتی که در تو سراغ دارم، مرا ببخش و اجازه بده در رکاب، یا هر جای دیگری که خالی مانده بایستم و آویزان تو باشم. من نفهمیدم تو چه کار بزرگی کردی.
    محمود جان! مرا ببخش.
    من بدون اینکه متوجه شده باشم، یکباره دیدم تو دقیقا همان کارهایی را داری می کنی که من سالها آرزو داشتم یک کسی پیدا شود و بکند.
    من به عنوان یکی از دشمنان قسم خورده اسلام همواره آرزو داشتم روحانیت و مرجعیت و آخوندسالاری و حکومت دینی و تعصبات دینی از بین برود ولی خودم هرگز نتوانستم برای این مقصود کاری بکنم.
    ولی تو به تنهایی موفق شدی که مراجع را خانه نشین کنی، کاری که رضاشاه نتوانست بکند،
    تو موفق شدی ریشه روحانیت و آخوندها را تا ده متر زیر زمین بسوزانی تا جایی که هیچ روحانی جرات نکند حرف بزند، و این کاری بود که محمدرضا پهلوی هم جرات نکرده بود، بکند.
    تو موفق شدی نه تنها تعصبات دینی را از بین ببری، بلکه کاری کردی که کلا مردم اعتقادات دینی شان را از دست بدهند و طبیعتا آدمی که اعتقاد نداشته باشد، تعصب هم ندارد و این کاری بزرگ بود، حتی حسنی مبارک و انورسادات هم نتوانسته بودند چنین کاری بکنند.
    تو توانستی ریشه دین و شیعه را از بیخ بزنی و کار ما را کم کنی.
    تو، توی باشکوه، توی بزرگ، توی عظیم، تو توانستی کاری بکنی که هیچ مسلمانی و هیچ روحانی جرات نکند از دین خدا دفاع کند، فقط چهار تا روحانی مانده اند مثل آقای خامنه ای و حمید رسائی و سالک و جنتی که همه شان را جمع بزنی دویست نفر هم نمی شوند، و الحمدالله هیچ کدام شان سواد دینی ندارند تا با آن بتوانند دوباره مردم را مسلمان کنند.
    محمود! تو همان کاری را کردی که مرحوم کسروی همیشه آرزویش را می کرد
    تو اصل جنس بودی، نه فقط سناتوری، بلکه جنس درست و حسابی که یک لوله اش برای هزار نیازمند کافی است.
    محمود جان! مرا ببخش.
    من سالها آرزو می کردم ایران از شر این کشورهای اسلامی راحت شود، دوست داشتم ایران به آمریکا و اسرائیل نزدیک شود و در سطح جهان افتخارات بزرگی نصیب ما شود. باور کن بارها تلاش کردم تا به نفع آمریکا و اسرائیل کاری بکنم، یا علیه کشورهای اسلامی فعالیتی بکنم، اما فایده نداشت. اما تو، توی دیپلمات، توی استراتژیست، تو که همه چیز را از روز اول می دانستی، کاری کردی که نه تنها مردم ایران دست از کینه های شان علیه اسرائیل بردارند، بلکه همه آنها در خیابان داد می زدند نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران.
    این تو بودی که موفق شدی راه آمریکا را باز کنی. تا ده سال قبل، اگر خاتمی از بیست کیلومتری اسرائیلی ها رد می شد، تکه بزرگش گوشش بود که احتمالا بعد از آن حادثه دیگر نمی شنید و اگر خاتمی با کسی مثل کلینتون احوالپرسی می کرد، کفن پوشان تمام تهران دودآلود را سفید می کردند، اما تو کاری کردی که از این پس هر رئیس جمهوری اگر هر سال نیویورک نرود، انگار حج واجب انجام نداده باشد. تو کاری کردی که هیچ رئیس جمهور ایرانی جراتش را نداشت. همین مهاجرانی یک بار در زندگی از ” مذاکره مستقیم” حرف زد، تا ده سال هر روز سنگ به شیشه خانه اش می خورد و یا سقف خانه روی سرش خراب می شد، در حالی که تو در همین ماه گذشته حداقل بیست بار به آمریکا التماس می کنی که من با تو باید مذاکره مستقیم بکنم و همان کفن پوشان برایت تکبیر فرستادند. حالا اگر تو با آمریکا توافق کنی، هم من به آرزوی قلبی همیشگی ام می رسم و هم حزب الله جشن تکلیف خودش را برگزار می کند، بدون اینکه نه جام زهر دستش بگیرد و بیخودی دچار عذاب وجدان شود. تو کاری کردی که تمام کشورهای اسلامی که ما همیشه از آنها متنفر بودیم، با ایران دشمن خونی بشوند و تنها کشور اسلامی که با ما دوست مانده، همان ترکیه ای است که تنها کشور لائیک منطقه است. حالا می توانیم افسانه ایران و ترکیه و اسرائیل را در مقابل کشورهای مسلمان و عرب تصور کنیم.
    محمود جان! مرا ببخش.
    بخاطر اینکه سالها بود که دلم می خواست که نه فقط انقلابیونی که انقلاب کردند و سفارت آمریکای عزیز را اشغال کردند و دانشگاه را تعطیل کردند و هشت سال جنگ راه انداختند، از جلوی چشمم محو شوند، بلکه می خواستم کاری بکنم که همه شان به غلط کردن بیافتند و دیگر هیچ انقلابی نکنند. نه اینکه فکر کنی فقط می خواستم آنها سر جای شان بنشینند، دلم می خواست خودم هم مجازات بشوم.
    و تو کاری کردی که در همین سال گذشته،
    همه آنهایی که در سال 57 انقلاب کرده بودند، بروند زندان،
    همه آنها که سفارت آمریکا را گرفته بودند، بیافتند انفرادی،
    همه آنها که دانشگاهها را تعطیل کرده بودند، بروند اوین،
    همه آنها که در جنگ به عنوان سردار و بسیجی شرکت کرده بودند، یا بروند زندان یا حسابی در خیابان کتک بخورند و بفهمند که دیگر چنین غلطی نباید بکنند.

    محمود جان،
    نگو که من اینهمه کار برای جنبش دموکراسی ایران کردم و کسی قدر مرا ندانست. نه، اشتباه نکن، ما می فهمیم که تو چه خدمت بزرگی به ما کردی و آرزوهای ما را برآوردی.حالا ممکن است خودت عمدا این کارها را نکرده باشی و اصلا نفهمیده باشی که چه کارهای بزرگی کردی، اصلا مهم نیست. اگر یک دیوانه به آدم یک میلیارد تومان بدهد که از ارزش آن پول کم نمی شود. و تو میلیاردها ثروت و سرمایه تاریخی به ما دادی.
    محمود جان عزیز! مرا ببخش.
    من و دوستانم را ببخش که قدر تو را ندانستیم و در این سالها به تو بدوبیراه گفتیم. ای خاک بر سر ما، الهی جز جیگر بزنیم. تو در تمام این سالها داشتی خودت را فدای این ملت می کردی و همه به تو می گفتند کوتوله دروغگو، ولی تو دراز راستگو بودی. و ما بودیم که نمی فهمیدیم. مموتی ! در همین پنج سال گذشته من و دوستانم و پسرخاله ها و دختر عموها و کلیه فامیل دور و نزدیک، که تا قبل از ظهور تو برای یک درس خواندن در فرانسه و آمریکا باید همه جای خود و خانواده را جر می دادند تا ده میلیون تومان پول جور کنند و به فرنگ بیایند و دانشمند بشوند، از برکت تو همه شان مجانی به اروپا و آمریکا آمدند و این جماعتی که انگلیسی را در حد ” ایت ایز بلک برد” مثل خودت بلد بودند، حالا فرانسه و آلمانی و هلندی و انگلیسی و اسپانیایی و عربی و ترکی و همه زبانها را مثل بلبل های خارجی حرف می زنند. هر کدام شان حالا دارند جراحی مغز و اعصاب و مهندسی سازه و کامپیوتر و نجوم می خوانند و حتی نقاش ها و فیلمسازها و نویسنده های مان هم دارند در بلاد کفر یاد می گیرند چیزی را که در ایران فکر می کردند بلدند.

    محمود جان عزیز! مرا ببخش.
    حالا می فهمم که در حقیقت این تو بودی که رهبر جنبش سبز بودی، نه میرحسین موسوی که تا بخواهد چیزش را به زبان بیاورد، تو یک ساعت و نیم راجع به ممه و لولو سخنرانی کردی.
    این تو بودی که ممه را ملی کردی،
    این تو بودی که به مردم فهماندی هر موجود اهلی و غیراهلی می تواند رئیس جمهور شود و لازم نیست حتما شعورش برسد.
    این تو بودی که ذخیره ارزی کشور را از بین بردی تا مردم مجبور شوند مثل اروپایی ها و آمریکایی ها مثل بعضی اهلی ها کار کنند و کسی بیخودی از کمک دولت استفاده نکند.
    این تو بودی که میان مردم اتحاد ایجاد کردی و کاری کردی که هر کسی مواجب بگیر دولت نیست، مخالف حکومت بشود و آدم خیالش راحت بشود که بالاخره کی به کی است. باور کن هیچ چیز دیگر نمی توانست این همه میان مردم اعتماد و اتحاد ایجاد کند و ما باید برایت شعرها بگوئیم، حیف که قدت بلند نیست که شعری در تشبیه قامتت به سرو بگویم، واقعا حیف.
    محمود جان عزیز! مرا ببخش.
    این تویی که کاری کردی هر زنی که تردید داشت حجاب خوب است یا بد، مطمئن شود که نباید حجاب بگذارد.
    این تو بودی که با استفاده از عزیزدل ملت ایران، یعنی حضرت اسفندیار رحیم مشائی که اسفندیارش نشان از فردوسی و ایرانیگری دارد، رحیم اش نشانه مهربانی اسلامی است، مشاء اش هم نشانه فلسفه عمیق است، حرف هایی بزند مثل همین توصیف ” مکتب ایران” که در حقیقت بیان حرف هر ایرانی است که دلش می خواهد جمهوری اسلامی تون به تون بشود و به خاک سیاه بیافتد.
    با این مشاور و کلهر ما دیگر هیچ نیازی به کروبی و موسوی نداریم. اگر کلهر از سبزها دفاع کند و مشائی از ایرانیگری دیگر ما نیازی به کروبی و موسوی نداریم.اگر موسوی به جای اینکه چیزش را بگوید همان چیز را توی دهان کلهر بگذارد، مشکل ما حل است.
    محمود جان عزیز!

    از کلهر و مشائی دفاع کن و توی دهن این رئیس قوه مقننه و رئیس قوه قضائیه بزن و بدان که آقای خامنه ای هیچ مشکلی با تو ندارد.
    تو اگر بتوانی با همین حرف هایی که درباره حجاب و مطبوعات می زنی، و کلهر و مشائی با این حرف هایی که درباره آزادی بیان و ایرانیت می زنند، درگیری را جدی بگیری، مجلس را ایکی ثانیه می شود منحل کرد، بعد می ماند رئیس قوه قضائیه که او را هم باید برکنار کنیم. آخرش هم می ماند علی آقا که کار او از همه ساده تر است. علی آقا در این یک سال کسی را برای دفاع از خودش باقی نگذاشته، خیالت راحت باشد، او را هم می توانیم بگذاریم با جنتی و موسوی در موزه ایران باستان تا مردم نگاه شان کنند.
    محمود جان! اینها که نوشتم نه طنز است نه شوخی.
    اینها را جدی بگیر. اصلا مهم نیست می فهمی چکار می کنی یا نه، رضاشاه وقتی کودتا کرد تا سه روز متوجه نبود که کودتا کرده. مهم نیست. برو که خودم دارمت. همین راه را محکم ادامه بده که هم خودت زودتر به نتیجه می رسی و جمهوری اسلامی را نابود می کنی و هم من زودتر می آیم آنجا و با هم می رویم ددر کلی خوش می گذرانیم.
    رفیق نادیده ات

    ابراهیم نبوی

     
  33. لقمان خارجی

    هر کی گفته فضای وب بی ادبه /////
    —————
    دوست من، فحش دادن را رهاکنیم وبسپریمش برای کسانی که بخشی ازشخصیت خود را با آن پرمی کنند. گرچه می دانم دست شستن ازفحاشی برای عده ای ناممکن است. مثل این که به یک نفربگوییم: با دهان بسته سخن بگو. با این همه دوست من، ازخودمان خارج شویم وبا کمی فاصله به خودمان بنگریم. حتما ازآن خودی که مودب است بیشترراضی خواهیم بود.
    با احترام
    .

     
  34. البته ناگفته نماند که //// خودمان هم که آبشار نیاگارای صفا و ادب بود- یک کامیون طلا را از ایران به مقصد پاکستان فرستادند برای ادیبان پاکستانی و بعد که گند قضیه در آومد در نهایت ادب و متانت شمش طلا را با شمش چدن و مفرغ عوض کردند.

    جدا که این //// آبشارهای ادب و معرفت هستند

     
  35. آنچه نوشته اید و نمونه هائی که آورده اید کاملا منطقی است. مشکل اینجاست که نمونه هائی که آورده اید نمایندگانی از دینمان هستند که اتفاقا قرار بوده به آنها اقتدا کنیم. خوب حالا خلاء را با چه پر کنبم؟ برای شناخت دینمان به رفتار و گفتار که نگاه کنیم؟

    ——————

    دوست من، قرارنیست روحانیان اسوه ها ونمونه های حتمی دین ما باشند. روحانیان درس خوانده های برخی ازعلوم دینی هستند. متأسفانه همین روحانیان مردم را به مسیری برده اند که مردم بچشم نمایندگان خدا ونمایندگان پیامبروامامان به آنان بنگرند. واسطه ای شدند میان عقل وجهل. خودشان عاقل جلوه کردند وازمردم خواستند که همیشه به آنان محتاج باشند. همینان به مخاطبان عموم خود”عوام” اطلاق کردند. درمیان روحانیان هستند انسانهای شایسته اما قرارنیست دین ودینداری را ما ازاینان وتنها ازاینان دریافت کنیم. پس پاسخ پرسش شما این می شود: مسلمانی وانسانیت را ازهرکسی که فهیم وبا ادب وراست کردار وپسندیده ومنظم وکاردان و”انسان” است بیاموزیم. حالا این فرد یا افراد می توانند روحانی باشند یا غیرروحانی.
    با احترام

    .

     
  36. جناب نوری زاد ٬ درود بر شما :

    در رابطه با شعار احمدی نژاد و عوام فریبی های بی پایان او ٬ میخوام بگم : رنگ ما رو دزدیدن

    دارن باهاش پز میدن۰هر چند که ما بیرنگیم ٬ ولی زنده ایم ٬ جوانه میزنیم ٬ به زودی بهار

    خواهیم شد ٬ در بهارما جایی برای دروغ و فریب ٬ قتل وغارت ٬ بی ادبی و زشتی اخلاق نخواهد

    بود۰ ایران ما بهار خواهد شد۰سبز بمانید۰

    اگردربین دوستان ٬ هستند کسانی که وقت وسلیقه ایجاد صفحه ای با این نام را دارند ٬ بسیار به

    جا خواهد بود۰

     
  37. حق عین شکلات تلخ است
    مفید اما تلخ
    آفرین آقای نوری زاد

     
  38. ﻋﺮﻓﺎﻧﻴﻴﺎﻥ

    ﺧﻮﺷﺎ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﻣﺴﻠﻤﻴﻦ
    ﺳﻼﻡ ﺁﻗﺎﻱ ﻧﻮﺭﻱ ﺯاﺩ ﻣﻦ ﺷﻨﻴﺪﻩ اﻡ ﺩﺭ ﺳﭙﺎﻩ ﭘﺎﺳﺪاﺭاﻥ ﻓﻴﻠﻤﻬﺎﻱ ﻣﺨﺎﻟﻔﺎﻥ ﺣﻜﻮﻣﺖ ﺁﺧﻮﻧﺪﻱ ﺭا ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﻘﺪﺳﺎﺕ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺗﻮﻫﻴﻦ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ ﺭا ﻧﺸﺎﻥ ﻣﻴﺪﻫﻨﺪ و ﺳﭙﺎﻫﻴﺎﻥ ﺁﻥ ﺩﻳﺎﺭ ﺭا اﺯ ﺭﻭﺯﻱ ﻣﻲ ﺗﺮﺳﺎﻧﻨﺪ ﻛﻪ ﺣﻜﻮﻣﺖ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻴﻮﻓﺘﺪ و ﺑﻪ اﻳﻦ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺗﻌﺪاﺩﻱ اﺯ ﺳﺮﺑﺎﺯاﻥ اﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ﺭا ﺑﺮاﻱ ﺭﻭﺯ x ﺁﻣﺎﺩﻩ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ. اﺯ ﻗﺪﻳﻢ ﮔﻔﺘﻦ ﭼﻴﺰﻱ ﻛﻪ ﻋﻮﺽ ﺩاﺭﻩ ﮔﻠﻪ ﻧﺪاﺭﻩ
    اﻭﻥ ﻃﺮﻑ ﺩاﺳﺘﺎﻥ ﻳﻌﻨﻲ ﻏﺮﺏ ﻫﻢ اﻳﻦ ﻓﻴﻠﻤﻬﺎ ﺭا ﻧﺸﺎﻥ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻣﺪاﺭاﺷﻮﻥ ﻣﻴﺪﻩ و ﺧﻮﺩﺷﻮ ﺑﺮاﻱ ﻛﻨﺪﻥ ﭘﻮﺳﺖ ﻣﺎ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﻣﻴﻜﻨﻪ. . ﻭﻗﺘﻲ اﺯ ﺣﻮﺯﻩ ﻋﻠﻤﻴﻪ ﻳﻪ ﻫﻤﭽﻴﻦ ﻣﻮﺟﻮﺩاﺗﻲ ﺩﺭ ﻣﻲ ﻳﺎﺩ ﻛﻪ ﺗﻌﺪاﺩﺷﻮﻥ ﻛﻢ ﻫﻢ ﻧﻴﺴﺖ ﭼﻂﻮﺭ ﻣﻴﺸﻪ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻃﺒﻘﻪ ﻛﻮﭼﻜﺘﺮﻳﻦ اﻋﺘﻤﺎﺩﻱ ﺩاﺷﺖ. ﻭﻗﺘﻲ ﺁﺩﻡ ﻳﻚ ﻫﻤﭽﻴﻦ اﺧﺘﻼﻓﻲ ﺭﻭ ﺑﻴﻦ اﻳﻦ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﻣﻲ ﺑﻴﻨﻪ ﭼﻂﻮﺭ ﻣﻴﺘﻭﻧﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﺩﻧﻴﻮﻱ و اﺧﺮﻭﻳﺸﻮ ﺑﻪ اﻳﻦ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﺑﺴﭙﺎﺭﻩ

     
  39. مرحوم أقاي خميني در يك سخنراني بعد از شهادت پاسداري گفتند ** بنده استغفار مي كنم كه ملت ما انقلابي عمل كرد و من نكردم و حالا هر روز بأيد عزيزي را تشييع كنيم ** ترجمه أن يعني اگر بيشتر مي كشتيم و به هيچ مخالفي رحم نمي كرديم حالا اونها زنده نبودند تا موافقين مرا شهيد كنند. شك ندارم اگر گاندي و يا ماندلا و يا هر أزادي خواه ديگري بود مي گفت :
    اگر هزينه داشتن أزادي دادن شهيد است خود من رهبر هم اماده شهادتم ، و اين باعث نخواهد شد كه جلو أزادي مردم را بگيريم.
    حالا كه ملت به خودي و غير خودي تقسيم شده ، غير خودي ها يا باید بميرن يا از مملكت برن.

     
  40. با سلام خدمت حر زمانه،
    به نظر من، آمیخته شدن “عرفان” و “سیاست” معجون بسیار خطرناکی است که توالی بسیار زیانبار و وحشتناکی دارد؛ چون عرفان، امری است صرفا شخصی و مبتنی بر کشف و شهود قلبی و اصولا بر رابطه “مرید و مرادی ” استوار است و کاربردش نیز صرفا در زندگی شخصی است. اما سیاست، عرصه عقلانیت و تدبیر و تامل و نقادی است. پرواضح است که اگر کسی بخواهد سیاستمدار عارف باشد، در یک پارادوکس قرار می گیرد؛ چون از طرفی “پیر و مرشد” است(لقبی که به جد حسن آقا داده شد یعنی پیر جماران) که اصلا نمی تواند قابل نقد باشد ( به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید/ که سالک بی خبر نبود ز راه و رسم منزلها) و لذا در برابر مردم پاسخگو نیست و از طرف دیگر ، در نظامهای سیاسی مدرن امروز، سیاستمدار در قبال عملکردش باید پاسخگو باشد و این پارادوکس بزرگی است. بنابراین همه آنچه در ایران امروز مشاهده می شود بدون هیچ تردیدی نتیجه ترکیب عرفان و سیاست است.

    —————

    سلام محمد تقی گرامی
    به نکته ی درستی اشاره فرمودید.
    تشکر
    .

     
  41. سلام نوری زاد عزیز؛
    به گمانم این جمله مشهور جد گرامی حسن آقا هم در ادامه همین فراز سخنان اوست: “اقتصاد مال خر(وگاو) است.” شاید جالب تر از این، سخنی است که هنگام بازگشت به ایران در پاسخ به خبرنگاری که در هواپیما در مورد احساسش در آن لحظه پرسید، بود که گفت :”هیچی” !!! اغراق نیست اگر بگوییم تمام بدبختی های ملت ایران از همان “هیچ بزرگ” شروع شد.

     
  42. چرا از بی ادبی که خواننده ها رو مجبور کرده 30 و اندی سال از وطنشون دور باشن چیزی نگفتید؟؟!!!اونا آدم نیستن؟؟ احساس ندارن؟؟ بغض قلبشونو پاره نمیکنه؟؟یعنی تو جامعه اسلامی هرکس که قدرت گرفت یه عده رو از حقشون محروم میکنه؟؟موقعی که داشتن ویدیو جرم بود باید به این آقا گوشزد میکردن چه بی ادبی بزرگیه به مردم.الانم که دیشها رو جمع میکنند اینم بی ادبی به شعور و انتخاب مردمه!! ادب لازمش تواضعه یعنی حتی اگه میدونی نظر تو درسته نظر دیگرانو با زور سرکوب نکنی که مبادا احساس حقارت کنن..حالا شما بگید از ابتدای انقلاب کجا ادب رعایت شد که الان قدرت, تحمل نظرات غیر خودش رو داشته باشه؟؟

     
  43. گاندی را ستایش میکنم. آن تاریخ و فرهنگی که ما بدوش می کشیم و در اصل با شدت هر چه تمام تر بر زمین می ساییم، شخصیتی چون گاندی می طلبد که نه فرمان کشتار مخالف دهد، نه به نام دین مال و اموال دیگران را مصادره کند و نه به نام ادب به قول شما پوست از تن ادب بکند.

    همچون همیشه از این نوشته شما لذت بردم
    عاقبت همه ما بخیر

     
  44. جناب نوری زاد سلام …

    این را منتشر نکنید البته اگر دوست دارید می توانید منتشر کنید ..
    کتابهای دکتر علی اکبر خانجانی را مطالعه کنید اول زندگی نامه اش را بخوانید … به عنوان یه دوست این پیشنهاد رو دادم و این کار را اگر قبل پایان سال انجام دهید بسیار بسیار بسیار مفیدتر است ..من خواهش می کنم بخوانید .. این هم لینکش

    http://www.erfan-darmani.com/

    آنجا که می گه می توان در همین دنیا خدا را دید نهایت خداشناسی است .. خواهش مرا بپذیرید

    فکر می کنم ایشان الان زندان خانگی باشند …..

     
  45. جناب نوری زاد سلام .. راستیاتش این آق سید حسن تنها هنرش همینه که به در بگه تا دیوار بشنود و شهامتی هم بالاتر از این ندارد .. پرونده ی ////که ایشان جرات حرف زدن را نداشته باشه پس شما زیاد به ایشان سخت نگیرید که ما مردم عادی امیدمان به خداست نه به اینها …

    جناب نوری زاد شما امروز در احوالی هستید که آماده ورود به عرفان و این نعمتی است که نصیب کمتر کسی می شود قدرش را بدانید و از سیاست به عرفان و خداشناسی بروید .. سوتفاهم نشود منظور این نیست که شما خدارا نشناسید بلکه منظور اینست که شما امروز به سبب عاشقیت آماده ورود به خانه حقیقی خدا هستید این دم را غنیمت بدان .. بروید و خدا را ملاقات کنید …

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

92 queries in 2090 seconds.