سر تیتر خبرها
مخوف ترین سخن یک شخصیت دینی!

مخوف ترین سخن یک شخصیت دینی!

این جمله اگر در حد یک شعارِ محدود در خود بود – مثل اشعار شعرا یا پند نامه های موجود – می شد از سرِ اشتباه یا درستی اش گذر کرد. اما وقتی همین یک جمله، کلیدی می شود برای گشودن بسیاری از درهای دهشت، پس توقف در آن و واکاوی چند و چون آن در این دیرگاهِ انقلاب اسلامی، بس ضروری و حتمی است.

در درستی و استحکام شعر حافظ همین بس که می گویند: نمی شود کلمه ای از یک مصرعش را برداشت و کلمه ای بهتر بجای آن نشاند. این استحکام، در سخن خدا و سخن پیامبران، به ضرورتی حتمی تأکید می ورزد. که یعنی: اگر بشود کلمه ای از ابیات فردوسی و حافظ و سعدی و مولوی را جابجا کرد، مطلقاً نباید جابجایی کلمه ای از سخن خدا و رسول خدا ممکن و مقدورباشد. دلیلش را همگان می دانیم.

من از باب آزمون، به یک جمله از سخنان امام خمینی متوسل می شوم. که ببینیم آیا می شود کلمه ای از آن را جابجا کرد یا نه. کدام یک جمله؟ “حفظ نظام از اوجب واجبات است”.

این جمله اگر در حد یک شعارِ محدود در خود بود – مثل اشعار شعرا یا پند نامه های موجود – می شد از سرِ اشتباه یا درستی اش گذر کرد. اما وقتی همین یک جمله، کلیدی می شود برای گشودن بسیاری از درهای دهشت، پس توقف در آن و واکاوی چند و چون آن در این دیرگاهِ انقلاب اسلامی، بس ضروری و حتمی است.

من به راحتی می توانم این جمله را با جابجایی یک کلمه، به جمله ای رساتر و زیباتر و مؤثرتر و درست تر تغییر دهم. چگونه؟ بطور مثال من واژه ی “حفظ” را از این جمله برمی دارم و بجای آن “نقد” می نشانم. می بینید که جمله ی: نقد نظام از اوجب واجبات است، هم جهانی تر و هم انسانی تر و هم خدایی تر و هم اسلامی تر و هم کاراتر از جمله ی اصلی است. چرا که در نقد مشفقانه، و حتی در نقد خصمانه، افقی از درستی و درستکاری مشهود است. و حال آنکه در حفظ بی چون و چرا و به هرقیمتِ یک پدیده ی اجتماعی و سیاسی و حتی دینی، نه تنها نیکبختی ای بچشم نمی آید، بل که امکان فساد و تباهی و اضمحلال نیز هست.

خدای می داند که همین یک جمله ی نادرست، چه فجایعی را در پس پستوهای وزارت اطلاعات و سپاه، و در پس درهای بسته ی حاکمیتی که تمام خواه است و نقد ناپذیر، سامان داده است. خدای می داند که همین یک جمله، موتور خاموش چه جماعتی را روشن کرده تا آنان با خیال راحت دودمانها را به باد بدهند و فجایع خوف انگیزی را به اسم “مکر اسلامی” به آغوش خود خدای بیاندازند و بابتش بهشت و حوری و غلمان که نه، همین دنیا را با همه ی مختصات عرضی و طولی اش طلب کنند.

محمد نوری زاد
شانزدهم اسفند ماه سال نود و یک

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

64 نظر

  1. این که نمی شود خود حضرت امیر (س)بعد از رسیدن به خلافت می فرمایند بنده را نقد کنید وخطا هایم را تذکر دهید امامی با این مناعت طبع .حالا یک شخصی غیر معصوم حرفی زده چرا نشود نقد کرد فی قلوبهم مرض

     
  2. اقای نوریزاد ضمن احترامی که برای شما قایل هستم خواهش میکنم محدوده خود را بشناسید

     
  3. با تکیه به همین جمله به بهانه حفظ نظام چه کارها که نکردند و نمی کنند .

     
  4. جمله کاملشو میگفتید شاید منظورش چیز دیگه ای بوده. شاید ازراه منطق منظورش بوده کله مصاحبه اش رو باید میذاشتی اینجورنمیشه قضاوت کرد.به حرفای خودتم نمیشه اعتماد کردا.روشن ترش کن حرفاتو روشن بزن نوری زاد.

     
  5. حفظ نظام خوبه، نقد کردن هم در چهرچوب حفظ هر نظامیه، پس طبق گفته امام باید برای حفظ نظام نقد هم باید کرد. بازم میگم نوری زاد واسه خودش دکان باز کرده

     
  6. SALAM AVALIN CM MANE BE SHEDDAT AZAT KHOSHA MIAD.VALI AZ YEK CHIZ DEL NAGEROONAM.INKE TO IN FAZAYE IRAN KOOCHEKTARIN PELK ZADAN BESHEDDAT AZ PAZIRAIIE NAKHASTE FARZANDANE GOMNAME AGHA MOSTAFIZ MISHI AGHAYE NOORIZAD BA CHE POSHTVANEII CHONIN SITI DARE CHONIN JESARAT HAII BE KHARJ MIDE RAST RAST HAM MIGARDE .AZ KHODA SAMIMANE AREZOO MIKONAM NOORIZADE AZIZ FARZANDE IRAN ZAMIN BASHE NA BINAME AGHA YA KHANOOM.ESFAHAN.BIZAHMAT J BEDDIN

    ———————-

    مهرداد گرامی
    جانت را بگیرکف دستت ببین گرگان ازتو هراس می کنند.
    همین

     
  7. در کلام آیت الله خمینی که گفتند: حفظ نظام از اوجب واجبات است منافاتی با اصل انتقاد نسبت به نظام دیده نمیشه. همانطور که خودتان هم گفتید نقد صحیح و حتی نقد خصمانه جز اصلی ترین راه حلها برای درمان خیلی از معضلات می باشد. آیا این چیزی غیر از حفظ نظام هست؟
    پس در این جا حفظ نظام معنای نقد به آن رو هم به روشنی در بر گرفته.
    اما در طرف دیگر نمیشود به جای کلمه حفظ، مطلقا از واژه نقد استفاده کرد. چون نقد و حتی نقد مطلوب تنها چیزی نیست که برای حفاظت از نظام نیاز باشد و حتما به ارکان دیگری هم نیاز هست که به خاطر وضوح مطلب لازم به ذکر نیست.
    پس در این طرف مشاهده می کنیم که نمی توان از نقد مطلقا به جای کلمه حفظ استفاده کرد.
    نتیجه اینکه با مورد توجه قرار دادن مطلب از یک نگاه منصفانه می شود گفت، حفظ نظام معنای وسیعی داره که در کاربرد، کاملا خودش رو نشون می ده و نقد هر نظامی به نوعی حفظ همان نظام هست از آسیب ها و از تک سلیقگی ها و آفت های این چنینی.
    جالب این جاست که امروز بدون تفسیر گفته امام هر جنایتی که صرفا حفظ نظام تلقی می شود مجاز شمرده شده و هیچگاه مردم شاهد نقد نسبت به نظام هم نبوده اند. و قاطعانه می توان بیان نمود که چنانچه حتی با نیت حفظ نظام بر جاده خود خواهی بتازیم و خود خواهی را به نوعی حفظ نظام بپنداریم با همین تفسیر غلط از معنای واقعی حفاظت از نظام که یکی از سرمایه های اصلی آن مردم و نخبگان دل سرد شده می باشند به نوعی کاری به جز نابودی آن نکرده ایم.
    شاید از اساسی ترین مشکلات جوامع اسلامی همواره تفسیر قرآن منطبق بر نیاز ها و خواسته ها بوده و امروز هم استفاده از جملات امام بدون رعایت معنای واقعی در پیشبرد اهداف طراحی شده.
    البته این فکری که به ذهن من در قالب این نوشته خطور کرد ناشی از نگاه زیرکانه جنابعالی در جمله امام بوده که قابل تامل می باشد. فکر نمی کنم در این نوشته از نظر منطقی دچار مغالطه ای شده باشم از این جهت شما را به دقت در آن دعوت می کنم.

     
  8. نظامي كه بر پايه دين مبين اسلام تاسيس شده وانهم ريشه الهي دارد چگونه ما كه بشر هستيم وغير معصوم ميتوانيم انرا نقد نماييم بهتر است اين جمله را به نقد مسئولين ومجريان ان تصحيح كنيم البته بجز ولايت فقيه كه عقلا و منطقا غير قابل نقد ميباشد از دانشمندي همجون استاد نوري زاد توقع بيش از اين بودبنا بر اين استلال همان جمله معروف حفظ نظام از واجب اوجبات است بسيار پر معني وغني بوده وتصور ميرود بسيار مدبرانه وهوشمندانه ايراد شده وچنانچه دقيقا واكاوي شود ميتوان تعابيري گوناگون از ان مستفاد كرد كه در متن ان نقد مجريان هم وجود خواهد داشت ودر برداشتي كلي حفظ هر نظامي توجه به استقلال وتماميت ارضي كشور هم دران مستطر است جاويد باد ايران سرافراز باد ملت شريف ايران

     
  9. سالها پیش بنده بر این اعتقاد بودم که جمله ای خطرناک تر از جمله معروف خمینی در کشورمان وجود ندارد. بر اساس -مثلا- عمل به همین جمله ///است که حکومت خودرا ملزم به هر جنایتی می بیند. خدا میداندو مردم ستمدیده که این جمله /// چه ها که بر سر ملک و ملت نیاورد؟

     
  10. این گونه حرفا زیاد هست.مثل استقلال ازادی جمهوری اسلامی/ولی کوووووو ازادی

     
  11. حکومتی که نمی خواهد نقد شود و با همه ابزارهای زورگویی خودش مردم را برای حفظ سلطش به بند می کشد نه شایسته حفظ است نه نقد…خوانندگانی که به خیال خودشان هنوز در این کشور رهبری عالم دارند باید بگم که این 4 سال نابسمانی همه از بصیرت همین رهبر نشئت میگیرد پس به افراط به این رهبر زیاد دل نبندن که ایشان نیز دچار ////شده اند

     
  12. بارها از رئیس دانشگاه بگیر تا رئیس کلانتری و بچه مدرسه ی بسیجی حفظ نظام می شنیدمو و از پست و مقام! در جهت

    حقیر کردن و زدن و زور گفتن استفاده میکردن. چقدر سخته در این جامعه زندگی کردن…

    جای کار داره حالاحالاها با این مردم کوته فکر.

    با تلاش بیشتر وبیشتر منو تو و به لطف خدا حتما درست میشه

    هرچند الزامی نیست که همه به آگاهی برسند که از جهل بدور باشند، خیلی ها این نوع زندگی کردنو دوست دارند…

    من تلاش میکنم و حرف آیندگان و تاریخ اصلا برای من مهم نیست آقای نوری زاد، وقتی اکثریت مردم این راه را می پسندند آنها را آشنا میکنیم و یابهتر تذکر می دهیم، مختارند که به کدام راه…

    آقای نوری زاد شباهت من با تو در اینست که مقصدمون یکی ست…پس نتیجه مهم نیست و به نلاشمان ادامه می دهیم…

     
  13. حفاظت از چیزی یا کسی و ….. به معنی حفظ سلامتی تمام اجزا و جوارح ان است بطوریکه حتی المقدور همه اجزا به وظایف خود بتوانند عمل کنند وگرنه هر روز قسمتی از انسان کاملی را قطع عضو کنی و کالبد فلجی را بخواهی نگهداری اگرچه روز بروز نزارتر کنی آن حفظ نیست

     
  14. با سلام

    خواهش من آن است که جناب نوری زاد، محقق ارجمند، به ظرف زمانی و مکانی این سخن امام و به اصطلاح اقتضای حال (به اصطلاح قرانی: شأن نزول) آن هم مراجعه کنند. آنطور که من یادم هست، این سخن را امام خطاب به مسؤولان فرمودند که اگر با کارهای غلط شما مردم از نظام برگردند، دیگر نظام بدون پشتوانه مردمی برجا نخواهد ماند. پس با فشاربر مردم به بهانه اجرای احکام اسلام، آنها را از نظام دور نکنید، بلکه چون حفظ نظام واجب است، ممکن است لازم باشد برخی از احکام اولیه تعطیل شوند تا همراهی مردم با نظام و در نتیجه خود نظام حفظ شود.

     
  15. ببینید نگته ی اساسی همین شهامت انتقاد شنوی است. هیچ الزامی برای کسانی که مورد نقد قرار میگیرند، به اجرا یا حتا پاسخگویی به نقد ارایه شده نیست مگر به تصریح قانون( که چقر پیش ما قاطع و تفسیر ناپذیر و تعطیل نابردار است!!). آنها میتوانند کار خودشان را بکنند و با رقبا و حریفانشان هر جور میتوانند، سر و کله بزنند. ولی تنها کسانی که میخواهند خدایی کنند، نقد را بر نمیتابند و به زهر چشم گیری و حفه کردن صداهادست میازند که این تنها ابزار قاپیدن و چاپیدن این حضرات میباشد. اینها همین را میخواهند که مردم نیندیشند، نبینند، نفهمندو… شعر شاملو را یادتان میاید؟ وگرنه ذلتی ننگاورتر از این هست که کسانیکه خودشان را تابعان علی ِ انتقادشنو مینامند، اینهمه تبلیغات در موضوع « ذوب در رهبزی! » بکنند و خط « کور شوید و دور شوید » را تبلیغ کنند و تا کسی دهن باز میکند، فریاد« وااسلاما ، وا امت شهیدپرورا » سر بدهند؟! مسأله در این است که این آقایان با قدیس سازی اینجور دارند میتازند، چون امثال من بسیار ترسو و ناتوان در اظهار نظر هستیم. وتا ما هستیم، اینها میتازند و دهن میدوزند و چشم درمیاورند و…من خودم را متهم میکنم نه آقای خامنه ای را. چراکه جرأت اعتراض و نقادی ندارم . منی که هیچ در دست ندارم و از ترس برملا شدگی این پوچی وخلأ سکوت میکنم که یعنی نمیبینم و نمیفهمم و …تنها کورسویی در دل که جسارت آدمیانه ی امثال نوریزاد و در بندیهای بینام و بانام گاهی جایی به من هم سرایت کند. از این قبلیها بود گمانم یکی که گفت نوریزاد یک نفر است. بله…تکلیف دیگران چه میشود؟ وظیفه ی من؟!

     
  16. لاکن اگر راست می گی،یک کلمه از این جمله های من را ببین می شود که عوض بشد :
    مجلس خوب همه چیز را خوب می کند و مجلس بد بد می کند!
    دانشگاه باید دانشگاه باشد، دانشگاهی که دانشگاه نباشد دانشگاه نیست!

     
  17. آقای نوری زاد من هم مخالف این حرف هستم.اما خیلی ساده میشود آنرا توجیه کرد و یا اصلا گفته که این جمله درست است بستگی دارد کسی که انرا میخواند چه برداشتی بکند.
    وقتی یک آدم روشنفکر انرا بخواند می گویید که برای حفظ نظام و ماندگاری آن باید نظام رو نقد کرد.
    پس نقد و ارزشیابی انقلاب از واجبات برای ما هست.
    که این نقد را میتوان از خود جمله خمینی استنباط کرد.در واقع اقای خمینی می گوید حفظ نظام اوجب واجبات هست واین واجب تنها با نقد و به چالش کشیدن پا برجا می ماند.
    در واقع آقای خمینی در این جمله وظیفه کلی را تعیین می کند ولی راه حل ارائه نمیده یا توضیح نمی دهد
    امیدوارم تونسته باشم منظورم رو به شما انتقال داده.

     
  18. سلام اقای نوری زاد ضمن درستی جمله شما باید عرض کنم حفظ نظام هم از اوجب واجبات است اما وجوب مقدمی دارد یعنی اگر اسلام را پیاده کرد و استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی را عملی نمود …..به نظر حقیر مد نظر آن پیر فرزانه هم همین موضوع است

     
  19. فتنه گر بی بصیرت

    اقای نوریزاد عزیزم می دانم موعد دادگاه کذایی دارد سر میرسد باور کنید از صمیم قلب نگران شما هستم و امیدوار به بازگشت زود هنگامتان دلهای رنجور دوستدارانتان همواره با شماست به شما قول میدهم راهتان را در جهت اگاهی تا رسیدن به مقصود نهایی ادامه دهم

     
  20. اکنون با دلی آرام و قلبی مطمئن و ضمیری امیدوار به فضل خدا “این جمله را من وشمایی وهر که امید به فضل خدا دارد باید بگوید که نشانه بد عمل کردنهاست که متاسفانه همانند واژه هایی چون بصیرت و… برعکس استفاده شد

     
  21. بهروز اخلاقی

    سلام بر جناب نوری زاد دلیر
    من پس از ارتحال جانسوز آن رهبر فرزانه(تعبیر از مقام عظماست) یک بار پای سخنرانی مرحوم آیت خداوند آقای آذری قمی(خداوند از سر تقصیراتش بگذرد) بودم که در باب ولایت فقیه و مطلقه بودن آن صحبت می کرد. قبلا به شرافت انسانی ام سوگند می خورم که این جمله ای را که می خواهم از مرحوم قمی نقل کنم، از سر صدق است و عین جمله ایشان است که با دو گوش خودم شنیدم. ایشان در بخشی از سخنانش تصریح فرمودند: ” ولی فقیه علاوه بر توانایی تعطیل نمودن احکام فرعیه، حتی می تواند اصل “توحید” را هم تعطیل کند”.
    استدلال عجیب وی در پاسخ به فردی که به این سخن او معترض شد این بود: ولی فقیه نگاهبان و نگاهدارنده اصل توحید است و لذا برای اینکه این اصل که اساس دین است، حفظ شود باید نظامی که ولی فقیه در راس آن است به هر صورت پایدار بماند تا ولی فقیه بتواند از اصل توحید حفاظت کند. بنابراین اصل نام ولایت فقیه مقدم بر اصل توحید است، چون اگر نظام مبتنی بر ولایت فقیه ساقط شود منطقا اصل توحید هم تعطیل می شود.(نقل به مضمون).
    راستش من هم با شنیدن این سخن، یاد این بیت شعر زیبای حضرت حافظ افتادم: بیا که رونق این کارخانه کم نشود/ به زهد همچو تویی یا به فسق همچو منی.
    خیلی جالب است که پس از ارتحال آن مرحوم که این همه برای ولی فقیه مایه گذاشته بود، ولی فقیه زمان(مقام عظما) حتی به مناسبت ارتحال /// جانسوز ایشان، از یک ابراز تسلیت خشک و خالی هم دریغ فرمودند!!! که البته شما به خوبی از علت آن باخبرید. خداییش عجب نظام منحصر به فردیست این نظام مقدس ولایی!!!!!!!!!

     
  22. با سلام خدمت پدر بزرگواری که اینده فرزندان خود را در اینده همه فرزندان میهن میبیند و علی رغم همه فشارهایی که به ایشان وارد میاید حنجره ملتی شده است .
    متن سخنان اقای مصباح را در رادیو فردا خواندم :
    انتقاد تازه مصباح از مشایی: ایرانی بودن نباید جای اسلام را بگیرد

    محمدتقی مصباح یزدی، از روحانیون نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی، با انتقاد از کسانی که بر هویت ایرانی تاکید می‌کنند گفت که «هیچ وقت ایرانی بودن نباید جای اسلام را بگیرد». به گفته آقای مصباح، «ایرانی‌گری» شعار بهایی‌هاست و «این افتخار نیست».
    ………….
    میشود سوالهایی نیز از طرف من که تریبونی نداشته ولی به عنوان یک جوان ایرانی سوالاتی بی پاسخ در ذهن همواره مرا میازارد از حضرت ایشان و همچنین مقام شامخ رهبری داشته باشید ؟
    1- چرا در مهد اسلام و نه تنها عربستان بلکه در تمام کشورهای عربی به خود و کشور خود مغرور بودن جرمی نیست و تنها در کشور ما از ایران گفتن و مفتخر به ایرانی بودن یک جرم نانوشته محسوب میشود ؟ با چه قسمتی از این غرور مشکل دارند ؟ ایا واژه عمومی اسلام یعنی سوال نکردن از بدبختیهای داخلی و یعنی سرنوشت مشترک ما این خاک نیست و باید در سرنوشت تمام امت اسلامی این سرنوشت دیده شود و این یعنی اگر کل ایران هم هیزم اتشی شود برای تمامیت جهان گسترده اسلام مهم نیست و نباید سوال کرد ؟ و این یعنی هر پول گم شده ای که در بررسیهای بودجه یک کشور گم شده محسوب میشود و میبایست مجرمین پاسخ دهند چون در کل جهان اسلام خرج شده از این جرم خلاص میشود و تازه باید به ان مختلسین جایزه هم داد ؟
    2- چرا اقایان به خودشان اجازه میدهند در تمام امور تنها به عقل خود و نه به عقل جمعی رجوع و ملتی را بیچاره کنند ؟ ایا کور و کرند که پیشرفت کشورهای غیر مدعی و بسیار دارای احترام و عزت در جهان اسلام همچون ترکیه و مالزی را نمیبینند ؟ ایا باج دهی ما را به تمام کشورهای دور و بر ما نمیبینند و ایا این همان عزت و اقتدار است ؟
    3- قمار هسته ای تا کنون منجر به ثروتمند تر شدن چندین کشور لاشخور و سود جویی شده که با کارت ما هم از ما چاپیدند و هم با برگ ما از غرب امتیاز گرفتند و ایا از دست داده های ما به میلیارد دلار چه توجیه منطقی برای بدست اوردنهای فردای ما دارد ؟ و ایا هیچ بصیرتی این وزنه را متعادل میبیند ؟ و ایا اگر ما تنها به دنبال انرژی هستیم پولی که در این قمار از دست داده ایم چند نیروگاه گازی – خورشیدی – بادی و …. میشده است ؟

    4- رهبری عزیز تا کنون چند بار کینه جویانه گفته اند که در دوران اقای خاتمی ایشان با امریکا مماشات کرد ولی امریکا نام ایران را در محور شرارت قرار داد !! سوالی که از حضرت ایشان دارم ان است که ایا ابتدا امریکا ما را محور شرارت دانست و یا ما امریکا را شیطان بزرگ ؟ و ایا در دوران اقای خاتمی ایران و ایرانی سرنوشت بهتری داشت و یا اکنون که ارزش پول ما به یکباره به یک چهارم تقلیل پیدا کرد و در هیچ کشوری هم دارای هیچ احترامی نیستیم و به سوی رییس جمهور ما لنگه کفش پرت میشود و در دانشگاهی او را کوتوله دیکتاتور مینامند ؟ ایا در زمانی که اوباما انتخاب شد و در همان ابتدا درخواست کرد که باید مشتهای خودمان را باز کرده و از در دیپلماسی وارد شویم پاسخ لازمی به او دادیم که هم اقتدارمان حفظ شود و هم ابرویمان ؟ ایا ان بصیرت مورد نظر مقام رهبری در این زمان نهیبی نزد که الان بهترین موقعیت است که با گردن کلفتی و اقتدار از این قمار بیرون بیاییم و بیخود پول ملت را و اقتدار او را فدای بلند پروازی و جاه طلبی بی سرانجامی نرسانیم ؟
    5 – ایا رهبری یک بار هم فکر کرده اند که نبود دارو و یا گرانی چه به روز ما اورده است ؟ ایا رهبری و ایه الله های دیگر هم که مریض میشوند گیاه درمانی میکنند که الان به دلیل کمبود دارو و ارز تبلیغ گیاه درمانی فراگیر شده است ؟ ایا ما بیش از یک بار به دنیا میاییم که حضرت ایشان به بهانه دنیای اخرت حق همین یک بار نفس کشیدن در ارامش را هم از ما میگیرند ؟ زندگی و سرنوشت ما در دستان افرادی قرار گرفته که همه دوران جوانی را سالهاست پشت سر گذاشته اند و البته در همین دوران پیری هم به انها بد نمیگذرد و به ما که میرسد از جهانی فکر کردن و اسلامی فکر کردن میگویند و اینکه به ایران نیاندیشید و بالطبع طلبی هم از این عنوان خود نداشته باشید .
    سخنم به درازا کشید و امیدوارم در سایت شما جوابی از رهبری که نه حد اقل از سایرین دریافت کنم. با تشکر . برنا

     
  23. جناب آقای نوری زاد با تشکر از شما که به این موضوع پرداخته اید، تصور نمی کنم مقصود آن مرحوم از عبارت “حفظ نظام” همین معنای ظاهری و تحت اللفظی باشد. لازمه حفظ هر داشته ای و از جمله همین نظام، مراقبت دائم از ظاهر و باطن آن است تا به مرور زمان و یا به هر دلیل دیگر به فساد و خرابی سوق پیدا نکرده باشد. بنابراین، نقد نظام هم از اسباب لازم و ضروری “حفظ نظام” محسوب می شود. کاملا آشکار است که اگر مقصود حضرت امام خمینی از “حفظ نظام” بدون توجه به ضرورت سالم و پویا نگه داشتن آن بوده باشد و مثلا مردم و حکومت ملزم به حفظ نظام، ولو به شدت فاسد شده، باشد، جز آنکه نتایج ویران کننده و زیانباری، هم برای دین و هم برای نظام جمهوری اسلامی، همراه بیاورد، حاصل دیگری نخواهد داشت. بنابراین تردید نمی توان کرد “نقد” از مقوله “اوجب واجبات” برای “حفظ نظام” خواهد بود. احتمالا مشکلی که اکنون ممکن است نظام را در خود گرفتار کرده باشد رقم اندک کسانی است که جسارت نقد کردن را داشته اند. تردید ندارم که افزایش دامنه نقد منصفانه و در عین حال دلیرانه و شفاف در دراز مدت واقعا به “حفظ نظام” خواهد انجامید. با تشکر

     
  24. اگه همچین حرفی زده بود ک انقدر معروف نمیشد…

     
  25. روزبه اخلاقی

    سلام بر حر زمانه

    من هم بیست و سه سال است یعنی از سال 1368 که وصیتنامه آن مرحوم منتشر شد و خودشان هم به لقاالله پیوستند در مورد این جمله شگفت انگیز وصیتنامه سیاسی – الهی اش می اندیشم: ” اکنون با دلی آرام و قلبی مطمئن و ضمیری امیدوار به فضل خدا ا خدمت شما مرخص و به سوی جایگاه ابدی می شتابم و از ملت به خاطر قصور در خدمت عذر می خواهم و …”.
    هر قدر بیشتر در مورد آن فکر می کنم گیج تر می شوم !به نظرم این یکی از شگفت انگیزترین و غیرقابل فهم ترین وصایای آن سفرکرده است. به نظر شما آیا اگر الآن زنده بود و خودش را برای شتافتن به جایگاه ابدی (به تعبیر خودشان) آماده می نمود و و باز هم گمان می کرد که باید وصیتنامه سیاسی بنویسد، با دلی آرام و … به جایگاه ابدی می شتابید؟ سوال دیگر اینکه، اگر سرای دیگری باشد و چیزی به نام “روح” وجود داشته باشد و چیز دیگری هم به نام “اعمال ما تاخر” حقیقت داشته باشد، در آن صورت روح آن بنیانگذار این نظام که خواه ناخواه بخش عمده ای از عملکرد آن به پای او نوشته می شود ناظر اوضاع و احوال امروزی جامعه ایران باشد، با خود چه خواهد گفت؟ آیا باز هم خواهد گفت : ” حفظ نظام از اوجب واجبات است؟؟؟بعید می دانم.

     
  26. جناب اقای بنده سلام عرض میکنم و در مورد پاسخ شما که فرمودید که حرفهای منسوب به امام در صحیفه امام نیست! چند سوال مطرح است.

    ایا همه حرفها و کارهایی که اقای خمینی گفته و کرده باید حتما در صحیفه امام باشد تا قبول کرد که از ایشان است ?
    بسیاری از سخنرانی ها و نظراتشان در نوارهای صوتی و فیلمها و ارشیو نشریات موجود است که شاید نتوان در ان کتاب ردی ازهمه انها یافت:

    سخنان حضرت امام خمینی قبل از ورود به ایران در مصاحبه ها و کنفرانسهای مختلف قبل از به قدرت رسیدن:

    «ما نمی‌خواهیم برگردیم به 1400 سال پیش، ما همه مظاهر تمدن را با آغوش باز قبول داریم.» [سخنرانی برای گروهی از ایرانیان، نوفل‌لوشاتو، 19 مهر 1357]

    «در جمهوری اسلامی زنان در انتخابات، فعالیت و سرنوشت خود آزاد خواهند بود، و در همه چیز حقوقی کاملاً مساوی مردان خواهند داشت.» [در مصاحبه با روزمامه The Guardian، اول آبان 1357]

    «در جمهوری اسلامی علما خود حکومت نخواهند کرد و فقط ناظر و هادی مجریان خواهند بود.» [در مصاحبه با خبرگزاری Reuter، 4 آبان 1357 ]

    «در جمهوری اسلامی کمونیست‌ها نیز در بیان عقاید خود آزاد خواهند بود.» [در مصاحبه با سازمان عفو بین‌المللی Amnesty International، نوفل لوشاتو، 10 نوامبر 1978]

    «برای همه اقلیت‌های مذهبی آزادی بطور کامل خواهد بود و هر کس خواهد توانست اظهار عقیده خودش را بکند، و دولت اسلامی جواب منطق را فقط با منطق خواهد داد.» [در کنفرانس مطبوعاتی نمایندگان وسائل ارتباط جمعی غرب، نوفل لوشاتو، 9 نوامبر 1978]

    «نه رغبت شخصی من، و نه وضع مزاجی من، اجازه نمی‌دهند که بعد از سقوط رژیم فعلی شخصاً نقشی در اداره امور مملکت داشته باشم.» [در مصاحبه با خبرگزاری آمریکائی Associated Press، نوفل لوشاتو، 17 نوامبر 1978]

    «جامعه آینده ما جامعه کاملاض آزادی خواهد بود. همه نهادهای فشار و اختناق و استثمار در این جامعه از میان خواهد رفت.» [در مصاحبه با هفته‌نامه آلمانی، نوفل لوشاتو، 7 نوامبر1978]

    خوب،اون حرفها مال زمانی بود که ایشان خارج از ایران بودند و قدرتی نداشتند و نه جمهوری اسلامی در کار بود و نه رهبر و ولایت فقیهی! حالا به این سخنان توجه کنید.سخنان امام خمینی در ایران و بعد از سوار شدن بر قدرت :

    1-«آنهایی که فریاد می‌زنند باید دموکراسی باشد، این‌ها مسیرشان غلط است. مسیر ما مسیر نفت نیست. ملی کردن نفت پیش ما مطرح نیست. ما اسلام می‌خواهیم.» [سخنرانی در جمع دانشجویان اهواز، کیهان3/3/58 ]

    2-«در انقلابی که در ایران حاصل شد در سرتاسر این مملکت فریاد مردم این بود که ما اسلام می‌خواهیم. این مردم قیام نکردند که مملکتشان دمکراسی باشد.» [سخنرانی مورخه 19 آذر 1358، قم]

    3-«به آنها که از دموکراسی حرف می‌زنند گوش ندهید. آنها با اسلام مخالفند. می‌خواهند ملت را از مسیر خودش منحرف کنند. ما قلمهای مسموم، آنهایی را که صحبت ملی و دمکراتیک و اینها را می‌کنند می‌شکنیم.» [سخنرانی مورخه 22 اسفند 1358، قم]

    4-«شما روشنفکر هستید و آزادی همه چیز، از جمله آزادی فحشا را می‌خواهید. یک نحو آزادی می‌خواهید که جوانان ما را فاسد کند. ما می‌خواهیم مملکت را حفظ کنیم و حفظ مملکت به آن آزادی‌ای که شما می‌گویید نیست. این آزادی مملکت را بر باد می‌دهد. این آزادی که شما می‌خواهید، آزادی دیکته شده است.» [صحیفه نور،ج 9،ص‌372]

    5-«من انقلابی نیستم. اگر ما انقلابی بودیم اجازه نمی‌دادیم اینها اظهار وجود کنند. تمام احزاب را ممنوع اعلام می‌کردیم، تمام جبهه‌ها را ممنوع اعلام می‌کردیم و یک حزب و آن حزب الله، حزب مستضعفین تشکیل می‌دادیم و من توبه می‌کنم از این اشتباهی که کردم.» [سخنرانی در مسجد فیضیه قم، جمعه 2 شهریور58، سروش، شماره18، 10شهریور58،ص‌6-7]

    6-«ما دیگر نمی‌توانیم آن آزادی را که قبلاً دادیم بدهیم و نمی‌توانیم بگذاریم این احزاب کار خودشان را ادامه بدهند. ما شرعاً نمی‌توانیم مهلت بدهیم. شرعاً جایز نیست که مهلت بدهیم. ما آزادی دادیم و خطا کردیم. به این حیوانات درنده نمی‌توانیم بت ملایمت رفتار بکنیم. دیگر نمی‌گذاریم هیچ نوشته‌ای از این‌ها در هیچ جای مملکت پخش شود. تمام نوشته‌هایشان از بین می‌بریم. با این‌ها باید با شدت رفتار کرد و با شدت رفتار خواهیم کرد.» [کیهان، 27مرداد1358]

    7-«این جنایتکارها که در بازداشت هستند متهم نیستند، بلکه جرمشان محرز است؛ باید فقط هویت آنها را ثابت کرد و بعد آنها را کشت. اصلاً احتیاج به محاکمه آنه نیست. هیچگونه ترحمی در مورد آنها مورد ندارد. اگر ما اینها را نکشیم، هر یکی‌شان که بیاید بیرون می‌رود آدم می‌کشد. با چند سال زندان کار درست نمی‌شود. این عواطف بچه‌گانه را کنار بگذارید.» [سخنرانی به مناسبت سالروز تولد رسول اسلام،9 تیر 1359]

    8-«آنکه مکتبی را مسخره می‌کند، اسلام را مسخره می‌کند. اگر متعمد باشد، مرتد فطری است. زنش برایش حرام است. مالش هم باید به ورثه داده شود. خودش هم باید مقتول شود.» [صحیفه نور، ج‌14، ص‌376]

    جناب اقای بنده ,چرا ایشان به ان همه شعارهایی که در دوران حیاتشان به ایشان منسوب می شد و ایشان قبول نداشتند هیچ عکس العملی نشان ندادند???

    جناب اقای بنده, شما از این همه تفاوت در گفتار و رفتار امام در قبل و بعد از قدرت چه نتیجه ای میگیرید .ادم مکار و دروغگویی بود یا اینکه در شروع انقلاب خود هم نمی دانست که چه می خواهد ویا چه می کند? البته من به دومی اعتقاد دارم.

    من یک اشتباه بزرگ کردم که شهامت نقد کردن نظرات قهرمانان خود را نداشتم !!!
    و اکنون فرزندان من چوب ان اشتباه را می خورند شما چطور اقای بنده ???

     
  27. سلام نورى زاد گرامى، اگه اشتباه نكنم مرحوم آقاى خمينى يه جمله معروف ديگه ايى با اين مضموم كه “حفظ نظام از حفظ يك نفر ولو اگه آن شخص امام زمان هم باشد واجبتر هست” (صحيفه جلد ١٥ صفحه ٣٦٥ يا ٣٦٦) گفته اند حالا باز من مطمئن ١٠٠% نيستم كه واقعا اين جمله رو ايشون گفته ، ولى از شما تقاضا دارم اگه حال و حوصلشو داشتيد درباره اين جمله معروفشون يه مقاله بنويسيد، و نظرات ظريفتون بنويسيد. (دوستون داريم نورى زاد عزيز)

     
  28. درود بر نوری زاد

    به نظر بعضی ها
    زین سپس باید که از هر بام و ایوان خون بریزد تا برای مملکت شالوده ی قانون بریزد
    خون باید خون باید خون بریزد . . .

     
  29. جناب نوریزاد عزیز سلام
    پاسخ شما راجع به اینکه “آگاهی بخشی ” راه نجات ایران ماست زیبا و شایسته بوداما آیا بنظر شما امیدی هست که این پروسه ی آگاهی بخشی با این شیوه های خاموش و لاک پشتی به مقصد برسد؟!”…
    سالهایی نه چندان دور عده ای بودند که از تریبونهای رسمی تر یا در فضای سیال اجتماع فریاد آگاهی بخشی شان هر از چند گاهی خماری را از سر مردم همیشه گرفتار ایران میزدود و انها را برای مطالبه ی حقوق پایمال شده شان به عرصه ی حضور میکشاند…
    “راستی صاحبان آنهمه فریاد ها کجایند؟!”
    و آیا تا کنون شما یا همفکرانتان به این سوال اساسی اندیشیده اید که برا ی بیداری وآگاهی بخشی باید در جستجوی راهی بود سریع و حتی المکان جامع با آینده نگری و عبرت آموزی از گذشته ,چرا که یقین بدانید…
    “خیلی زود دیر میشود.”

     
  30. این خانه از پای بسط ویران است .
    اینجوری پیش بری کم کم منتقد /////. هم میشی.
    بیداری من از اونجایی آغاز شد که فهمیدم رژیم در مورد شاه به ماهایی که اون موقع نبودیم دروغ زیاد گفته. بعد کم کم چهره ی واقعی ////// برام رو شد و حالا هم به //// … گیر میدم !

    جاوید ایران

     
  31. فریدون مشیری

    «دلم می‌خواست دنیا خانه مهر و محبت بود
    دلم می‌خواست مردم در همه احوال با هم آشتی بودند
    طمع در مال یکدیگر نمی‌کردند
    کمر بر قتل یکدیگر نمی‌بستند
    مراد خویش را در نامرادی‌های یکدیگر نمی‌جستند
    از این خون ریختن‌ها، فتنه‌ها پرهیز می‌کردند
    چو کفتاران خون‌آشام، کم‌تر چنگ و دندان تیز می‌کردند
    چه شیرین است وقتی سینه‌ها از مهر آکنده است!
    چه شیرین است وقتی آفتاب دوستی در آسمان دهر تابنده است!
    چه شیرین است وقتی زندگی خالی ز نیرنگ است!»
    (فریدون مشیری)

     
  32. «نمی‌فهمی، ولی گویم! دلم پیمانه درد است
    نمی‌فهمی از این ظلمت، رخ هفت آسمان زرد است
    نمی‌فهمی، ولی گویم! دلم بسیار غم دارد
    دگر بیداد هم شِکوِه، از این ظلم و ستم دارد
    نمی‌فهمی به زیر جلد تو، ابلیس در بند است
    گمان داری که ریش تو به عرش کبریا بند است
    نمی‌فهمی و پرپر می‌کنی گل‌های میهن را
    گمان داری گلستانم گل نشکفته کم دارد؟!
    نمی‌فهمی که من دارم صبوری می‌کنم، هرگز نمی‌فهمی!
    چنان غرقی تو در نخوت، که تا آخر نمی‌فهمی
    نمی‌فهمی ثناگویان تو، بند زر و سیمند!
    اگر زر را ستانیشان، همه روی تو شمشیرند!
    نمی‌فهمی بلاجویان تو، پیمانه زهرند!
    ورق گردد اگر روزی، به کام تو سرازیرند!
    نمی‌فهمی و می‌فهمم، که دیگر هیچ راهی نیست!
    اگر عهدی میان ماست، شکستش را گناهی نیست
    نمی‌فهمی که پای ظلم هم، روزی زمین‌گیر است
    و می‌فهمی، ولی وقتی دگر، دیر است!»
    (شاعر گمنام)

     
  33. برای نوری زاد

    «مشت می‌کوبم بر در
    پنجه می‌سایم بر پنجره‌ها
    من دچار خفقانم، خفقان!
    من به تنگ آمده‌ام از همه چیز
    بگذارید هواری بزنم:
    آی!
    با شما هستم!
    این درها را باز کنید!
    من به دنبال فضایی می‌گردم:
    لبِ بامی
    سرِ کوهی
    دلِ صحرایی
    که از آنجا نفَسی تازه کنم.
    آه!
    می‌خواهم فریاد بلندی بکشم
    که صدایم به شما هم برسد!
    من به فریاد،
    همانند کسی
    که نیازی به تنفس دارد
    مشت می‌کوبد بر در
    پنجه می‌ساید بر پنجره‌ها
    محتاجم
    من هوارم را سر خواهم داد!
    چاره درد مرا باید این داد کند…»
    (فریدون مشیری)

     
  34. روزبه اخلاقی

    سلام بر حر زمانه

    جناب نوری زاد ! نمی دانم چه کسی یا کسانی دعایت کرده اند که عاقبت به خیر شوی، ولی در اینکه عاقبت به خیر شده ای
    ذره ای تردید ندارم و به گمانم یکی از دلایل این عاقبت به خیری، فطرت پاک شما است . به گفته یکی از بزرگان، باطل را اگر نتوان نابود کرد، دست کم می توان آن را رسوا نمود. علی شریعتی در کتاب حسین وارث آدم گفته است:” اگر در صحنه حق و باطل زمان خویش نیستی، هر کجا می خواهی باش! خواه به شراب نشسته باشی، خواه به نماز ایستاده باشی! درود بر شرف انسانی ات.

     
  35. سوالی دارم ساده…
    از تمام کسانی که خوب مینویسند خوب میگویند خوب میفهمند خوب نقد میکنند خوب…
    از تو از خودم از او…
    …از تمام وجدان های بیدار و آزاده…
    آقای نوریزاد عزیزم تمام شجاعتها وجسارت ها و بیداریهایت را در تمام این سالهای نحس میستایم… اما آیا میتوانی به این سوال ساده ام پاسخ دهی:
    “براستی راه نجاتمان چیست؟!”

    ———————

    سلام دوست من
    هرکشوری برای نجات خود راه حلی دارد. وشیوه ای. اما همه ی این کشورها دریک نقطه به هم می رسند. وآن : آگاهی است. من درایران بسیارسفرکرده ام. به مناطقی رفته ام که ازنگاه جهالت گسترحاکمیت ، امت شهید پرور وامت همیشه درصحنه و امت فداکار وسلحشورند اما باورکنید همین مردم آنچنان درقهقرای فهم حقوق مدنی خویش آرمیده اند که چهل سال ازمعدل آگاهی موجود درتهران عقبند. حاکمیت اما به همینها محتاج است. با یک بیانیه ی صداوسیمایی ونمازجمعه ای ازیک طرف، و عرصه های گشوده ای که برای خود بلوکه کرده است ازطف دیگر، همین جماعت وامت شهید پرور را با مشت های گره کرده به راه می اندازد و قوی ترین وزنده ترین ونجات بخش ترین راهکارها را درنطفه خفه می کند.
    پس دوست من، باید حالا حالا ها غصه خورد وآگاهی را به صورت یک نیاز حتمی به سفره ی همه ی ایرانیان کشاند. واین، البته کارسترگی است. منتها درهمین مسیر، اعتراض ها صورت بیرونی خواهند یافت وحاکمیت را دوره خواهد کرد. مثل این می ماند که عده ای قلچماق با چاقو وقداره شما را دوره کرده باشند. تسلط این جماعت برشما حتمی است. اما اگر درهمین ورطه یک به یک دوستان شما سربرسند، دونفر وسه نفر وده نفر. کم کم ورق برمی گردد. احساس غلبه ای که قداره بندان داشتند، به عجز بدل می شود. نهایت کارالبته مشخص است. ما باید به این سمت برویم. درمثال من هیچ خونریزی ای صورت نمی پذیرد اما ورق برمی گردد.
    با احترام
    .

     
  36. این همان فرق شیعه وسنی است

     
  37. سلام بر شما،حفظ نظام.؟؟!!!!!!!ازاوجب…است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

     
  38. نه اين صداقت حرفي ، كه در سكوت ميان دو برگ اين گل شب بوست

    سلام آقای نوری زاد، این دومین کامنت من ظرف 88 تا حالا برای شماست، بوضوح از موضع “گوش کن عمو جان” 3 سال پیش فاصله گرفته اید، به نظر میرسد آن نوری زاد محو شده است، در کامنت قبلی آن بخش را که نوشته بودم اگر قداستی در انقلاب می توانست باشد حاکم شدن رای مردم بر سرنوشتشان بود پاک کردید، اگر شوری که حالا دارید اجازه انعکاس یک حرف مهم را از من به شما بدهد خیلی خوب است.
    دوست گرامی، شاهکار شما نه آن نامه های افشاگرانه و طعنه زننده، که این گریبان خود را گرفتن و آن اشک های پاک کننده است. این که رستگار می شوید.
    شما جاوید شدید زمانی که بی پرده و بی تعارف گفتید آن چه را که پرده برداشت از رویارویی بسیار سنگین خود با خود. اما اینها را گفتم به عنوان نشانی که اجازه پیدا کنم در این رویارویی به نمایندگی از شما گریبان شما را در موردی بگیرم.
    مطلبی که می تواند مفصل باشد را چکیده می گویم و دیگر خود دانید.

    حتما بها نمی دهید به تعریف های اغراق آمیز و حتما گاهی به خود می آیید از دام جدیدی که جلوی شما پهن کرده ست همانی که گریبانش را گرفته اید. نوشته هایتان را در چند سال دنبال کردم، نه برای اطلاع از آنچه می فرمایید، برای کنجکاوی در مورد سرنوشت یک روح ، دوست گرامی زمان آن رسیده که سکوت کنید، زمان آن رسیده که استراحت کنید، فکر کنم خودتان هم نزدیک شده اید به این وضع اما اسیر شده اید، ماجرای ایران در این حال هوایی نیست که شما دوست دارید، چنانچه 30 سال پیش در حال و وضعی نبود که دوست داشتید، بیشتر از این اسیر خود نشوید، گاندی هندی بود و در هند بود مگرنه میگفتم شما بیایید و با روح خوبی که پیدا کرده اید گاندی ما شوید، ما هم می آمدیم سر هایمان را هم می آوردیم برای خوردن به گلوله. اتفاقا خوب است سیاست را کنار بگذارید و به هند بیایید. ای کاش جای شما بودم تا میتوانستم حالا دیگر سکوت کنم، حالا دیگر قطور بنویسم، شرح حال یک روح را و یک ملت را از درون طوفان اما نه بصورت شعار و حماسه، به تلخ ترین تلخی واقعیت، دوست گرامی جنایت زندگی روزمره این کشور است، در کشوری که دعوای ریز و درشت بر سر زرنگی و بردن و خوردن است و مذهبی و غیر مذهبی و تحصیلکرده و غیر تحصیلکرده و دانشگاهی و طلبه هم فرقی در اصل غارت ندارد، شما یقه یک طرف را گرفته ای که چرا جنایت می کنی؟
    دوست گرامی تو تنهایی،تنهایی،تنهایی… اینقدر گل به سر نظیر تاجزاده و غیره آویزان نکن، این قدر عکس یادگاری با اصطلاح طلبان نگیر، این انقلاب نیست که کج رفته این تویی که بالا رفته ای، این تو هستی که روح بزرگتری پیدا کرده ای، تو وقتی خطابت می شود شعبون بی مخ، عاجز می شوی از شناختن اوضاع. شما میخواهی قانون بازی شطرنج را عوض کنی؟

     
  39. با سلام

    حفظ نظام از واجبات است نه اینکه انسان بودن،دوست داشتن ،محبت کردن ،ادب داشتن ،عاشق بودن ،دروغ نگفتن ،جامعه پاک داشتن ،به دیگران احترام گذاشتن و خدا را به خاطره خودش دوست داشتن و نه به خاطره قدرتی که به ما داده .

    این است معنای ایدولوژی چه آسمانی و چه زمینی .

     
  40. این که یک جمله است چرا از اون “هیچ” معروف توی هواپیما نمیگی که فقط یک کلمه بود؟!

     
  41. پاسخ< مجمع تشخیص مصلحت نظام داریم خیلی مشخص چرا. شما به همین سرکوب ها یا امادگی قتل عام مردم توسط نظام نگاه کنید. برخلاف انچه نمایش داده میشود یکسری ادم ان بالا ننشسته اند تا دستور قتل بدهند یا یکسری خود سر اینکار را کنند. این ها همه در را ه حفظ امنیت نظام است. حتا در زمان خاتمی اینگونه بود. با این مقدمه باید بپرسید ایران چیست که برایش اصلن مجمع تشخیص مصلحت تشکیل داده شود؟ توسط این نظام؟ ایران یعنی مردم ان کشور انهم نه مردمی که بزور یک باتوم بالای سرشان باشد تا به انها بگویند ایمان بیاورید یا نه. در نتیجه این نظام اصلن برای مردم ارزشی قایل نیست بلکه استوار بر ایدلوگی جهان شمول می باشد یعنی مرز های باورش را از همسایه تا امریکای جنوبی می داند اصلن اینها به مرزی اعتقاد ندارند تا ایران باشد ازینروست که ما در جنگ ایران و عراق شاهد تشنگی نظام برای فتح مرز های دیگر کشور ها بودیم. ایرانیانی که توهم امپراطوری را در ذهن داشتند اندکی بدشان نیامد ولی اصلن ربطی به انها نداشت بلکه نظام حکومتی موجود اصلن چیزی به نام ایران نمی شناسد و اصلن زحمتی حتا برای اداره ی کشور هم به خود نمی دهد. یعنی اصلن برایشان مهم نیست. یکسری ادم هستند دست به دست می چرخانند. شما به اداره ی کشور نگاه کنید. ادمی که به برای کشور ارزشی قایل باشد با طبیعت و فرهنگش اینگونه نمی کند. نظام حکومت جمهوری اسلامی همچون بیماری مهلکی می ماند به جان ان کشور افتاده است. دراین بیماری مهلک عجیب نیست هر کشوری دیگر هم منافع خودش را بمکد. انوقت این پرسش پیش می اید جرا نظام مصلحت ایران نه؟ مصلحت ایران؟ چه اسم مسخره ای! مصلحت ایران در چگونگی زیستنی بهینه ی مردم خلاصه می گردو و بس. چرا اصلن مجمعی برای ان باید تشکیل شود! ازین دایره ی باطل بیرون ایید. نقد نظام ! مجمع تشخیص مصلحت ایران. همه چیزمان همینطور است.

     
  42. این سخنان، در صحیفه امام نیست!

    انقلاب ما انفجار نور بود/حفظ نظام اوجب واجبات است/تسخیر لانه جاسوسی، انقلابی بزرگتر از انقلاب اول بود/خرمشهر را خدا آزاد کرد/پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد/از جملات معروف منسوب به امام است که هیچ یک سندیت ندارد..با وجود آن که دفاع امام از نظریه ولایت فقیه جای شک و شبهه ندارد، اما این مطلب با چنین ترکیبی، در صحیفه امام نیامده، بلکه امام در 28شهریور 58 …

    در حالی که برخی جملات که اتفاقا در سخنرانی ها و پارچه نوشته ها و تبلیغات بسیار استفاده می شود، در حالی از ایشان نقل می شود که اساسا از ایشان نیست و بعضا با اندکی تحریف بازگو می شود.

    به گزارش خبرنگار فرهنگی «آینده»، برخی از این جملات مشابهشان وجود دارد و بعضی از آنها اهمیت زیادی ندارد، اما از آنجا که امام خمینی(ره) با رهبری انقلاب اسلامی، گفتمان جدیدی را در سطح ملی و بین المللی مطرح کردند و سخنان ایشان به عنوان بنیانگذار جمهوری اسلامی اهمیت بالایی دارد، بیان غیردقیق سخنان ایشان می تواند زمینه ساز تحریفات معنوی نیز بشود.

    با پیگیری انجام شده از برخی کارشناسان موسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره)، عنوان می شود که در خصوص این موارد بعضا تذکراتی داده شده، اما نمی توان از موسسه انتظار داشت در برابر هر پارچه نوشته بیانیه صادر کند.

    «ع- وارسته» در یادداشت ارسالی خود از قم می نویسد: برخی عبارات که به امام راحل (قدّس سرّه) نسبت داده شده و در بسیاری از اوقات، به ویژه این روزها در صدا و سیما، مطبوعات و یا کتب و مقالات، مورد استناد برخی از نویسندگان، گویندگان و تحلیلگران قرار می گیرد و این افراد برای اثبات درستیِ نظریه و تحلیل خود، به آنها استناد می کنند، بی آنکه زحمت مراجعه به منابع و اسناد؛ مانند صحیفه امام را به خود بدهند و مطالب مورد استناد را به طور دقیق و بی کم و کاست و با نشانی منبع ارائه نمایند؛ متأسفانه چنین مواردی کم هم نیست؛ به طوری که اگر کسی فرصت بررسی داشته باشد، به موارد بسیاری بر می خورد.

    نگارنده تنها برخی از مطالب وکلمات منسوب به آن راحل عظیم الشأن را ـ که از ایشان نیست و یا عین آن عبارات مشهور، در صحیفة امام نیامده و بلکه با تعبیری دیگر بیان شده است ـ به عنوان نمونه می آورم:

    1. «انقلاب ما انفجار نور بود»
    بسیار دیده می شود که این جمله به نقل از حضرت امام در پارچه نوشته ها، دیوارها و حتی در زیر برخی تصاویر حضرت امام نوشته می شود و بسیاری نیز بر این باورند که سخن امام است، درحالی که عین این عبارت در صحیفة امام موجود نیست، بلکه در دیداری که چند تن از مقامات فلسطینی، از جمله مرحوم یاسر عرفات در روزهای نخست پیروزی انقلاب، با حضرت امام داشته و گفتگویی میان ایشان در مورد انقلاب انجام می شود، آقای عرفات می گوید:
    «آنها (غربی ها و مخالفان انقلاب) مى‏گویند زلزله‏اى رخ داده؛ ما مى‏گوییم که انفجار نور روى داده.»
    وعبارت «انقلاب ما انفجار نور بود» که غالباً در شعارها استفاده مى‏شود، برگرفته از اظهارات فوق از عرفات مى‏باشد که به اشتباه به عنوان سخن امام خمینى(قدّس سرّه) تلقّى شده است.
    (صحیفه امام، ج‏6 ، ص: 181)

    2. «حفظ نظام اوجب واجبات است»
    اگر کسی تمام 21 جلد صحیفة امام را جستجو کند، تنها در یک مورد به واژة «اوجب» بر می خورد، و آن هم در این جمله است که امام فرموده اند: «اهتمام به امور مسلمین از اوْجَبِ واجبات است.» (صحیفه امام، ج‏3، ص: 414)
    البته حضرت امام در مورد حفظ نظام، مطالب مهم و بلندی دارند؛ از جمله اینکه فرموده اند:
    «حفظ نظام جمهورى اسلامى… از اهمّ واجبات عقلى و شرعى است.»
    (صحیفه امام، ج‏19، ص: 153)‏
    «…آحاد مردم یکى یکیشان تکلیف دارند براى حفظ جمهورى اسلامى، … از نماز اهمیتش بیشتر است؛ براى اینکه این حفظ اسلام است…»
    (صحیفه امام، ج‏19، ص: 486)

    3. «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد»
    با وجود آن که دفاع امام از نظریه ولایت فقیه جای شک و شبهه ندارد، اما این مطلب با چنین ترکیبی، در صحیفة امام نیامده، بلکه حضرت امام در تاریخ 28 شهریور 1358 ، در جمع افسران و همافران، در بارة نقش ولایت فقیه در کشور اینگونه فرموده اند:
    «امر دولت اسلامى، اگر با نظارت فقیه و ولایت فقیه باشد، آسیبى بر این مملکت نخواهد وارد شد.» (صحیفه امام، ج‏10، ص: 58)

    4. «تسخیر لانه جاسوسی، انقلابی بزرگتر از انقلاب اول بود»
    این جمله یا جملة مانند آن، در صحیفة امام نیست، به نظر می رسد این برداشتی از مطلب زیر باشد که حضرت امام (ره) در 14 آبان 1358، در جمع کارکنان بیمه مرکزى ایران در بارة توطئه‏هاى آمریکا و اشغال لانة جاسوسی فرموده اند:
    «…چنانچه اینها آدم نشوند و شاه را که خزاین ما را برده… در بانکها سپرده است و همه مال ملت است، تا این را برنگرداند،… مسئله باز انقلاب است. یک انقلابِ زیادتر از انقلاب اول خواهد شد…» (صحیفه امام، ج‏10، ص: 493)

    5 . «ملتی که شهادت دارد، اسارت ندارد»
    جمله فوق یا شبیه آن نیز در صحیفه امام یافت نشد.

    6 . «خرمشهر را خدا آزاد کرد»

    این جمله که به عنوان تیتر یکی از روزنامه ها استفاده شد، در صحیفه امام نیست. البته مضمون مشابه آن در پیام امام به مناسبت آزادی خرمشهر دیده می شود:

    «با تشکر از تلگرافاتی که در فتح خرمشهر به این‌جانب شده است، سپاس بی حد بر خداوند قادر که کشور اسلامی و رزمندگان متعهد و فداکار آن را مورد عنایت و حمایت خویش قرار داد و نصر بزرگ خود را نصیب ما فرمود. اینجانب با یقین به آن‌که ما «النصر الا من عندالله» از فرزندان اسلام و قوای سلحشور مسلح، که دست قدرت حق از آستین آنان بیرون آمد و کشور بقیه‌الله الاعظم _ ارواحنا لمقدمه الفداء – را از چنگ گرگان آدمخوار که آلت‌هایی در دست ابرقدرتان خصوصا آمریکای جهانخوارند بیرون آورد..»

    منبع: صحیفه امام (ره)، جلد شانزدهم، صفحه 256

    متأسفانه از گویندگان و تحلیل گران سیاسی چنین استنادهایی را زیاد می بینیم و می شنویم که بدون تحقیق و بررسی و صرفاً براساس شنیده ها، آنها را به حضرت امام (ره) نسبت می دهند و در واقع به نوعی سخنان ایشان را تحریف می کنند.

    امیدواریم این نوشته تذکری باشد به آنان که سخن خود را مستند به بیانات امام می کنند، تا از این پس، هر شنیده ای از امام را سند قرار ندهند و نیز یادآوری باشد به مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام که در برابر این اشتباهات واکنش صریحتری نشان دهد و جلو تحریف سخنان آن بزرگمرد را بگیرد.

    منبع: آینده

     
  43. نقد مشفقانه نظام اسلامی و البته نه افراد همان حفظ نظام است . آقای نوری زاد براندازی را مساوق با نقد قلمداد کرده اند تا زمانی که نقدمان آن قدر تیز است که ابتدا گردن خودمان را می زند راه به جایی نخواهیم برد این مشکل همه مصلحان تاریخ بوده است که درک درستی از جامعه ای که در آن زندگی می کردند نداشتند لذا بود که راه را بیراهه رفتند و فقط خودشان را به زحمت انداختند ! آقای نوری زاد تا برادری اتان ثابت نشود آب در هاون می کوبید!

     
  44. حفظ نظام اصلا غلط نیست. نقد نظام که شما می گوئید هم برای حفظ آن است. البته باید پذیرفت که هیچکس بی خطا نیست.

     
  45. آیا فکرنمی کنید نقد نظام بهترین راه اگر نباشد از بهترین راه های حفظ نظام است؟

     
  46. تو دقیقا خود من هستی!!! با این تفاوت که پدر من بازنشته هست و احتمالا با درامدی کمتر و 2 تا خواهر در انتظار جهیزیه که فقط پول لباسشویش معادل حقوق 5 ماه کل حقوق ماهانه پدر…
    با این تفاوت که من 30 سالمه
    با این تفاوت که مادر من هیچی نمیگه و فقط نگاهش…
    همه اونایی که مادر ندارن حاظرن دنیا رو بدن مادرشون دوباره فقط نگاهشون کنه اون وقت من و تو و امثال ما از نگاه مادر فرار میکنیم…
    تف این جهنم که اسمش ایرانه
    تف به من با تمام عقاید وطن پرستانم
    تف به این زندگی که یه سور به مرگ زده…
    تف به من که از 5 ساله پیش می خوام خودکشی کنم اما فقط به خاطر دل همون مادر نمی تونم…
    توی این ایران به دنبال خوشبختی گشتن مثل دنبال غذا گشتن توی سطل آشغاله، شاید چیزی برای خوردن پیدا کنی اما نه سیر میشه نه اسمش رو میتونی بزاری غذا…

     
  47. سلام آقاي نوري زاد عزيز
    هر چند سخنتان از اساس منطقي است . اما نه براي اين نظام . نظامي كه حاكمانش براي تثبيت خويش با بيرحمانه ترين و ناجوانمردانه ترين شكل ها ياران ديروز خود را لباس دشمن و خائن پوشاند و قلع و قمع نمود . به گمان من كه به آن اعتقاد راسخ دارم ايدئولوژي و دموكراسي را نميتوان همزمان لباس حكومت پوشاند چون از اساس با يكديگر در تضادند . در پي دموكراسي بودن در يك حكومت ايدئولوژيك ، آب در هاون كوبيدن است . نمونه اش هم حكومت هاي كليسا در قرون وسطي ، كمونيسم در شوروي سابق و جمهوري اسلامي خودمان . در حكومت ايدئولوژيك اگر مانند حاكمان و در جهت منافع آنان فكر كني حق داري و در غير اينصورت يا دشمني يا خائن يا براندازي يا كافر و چيزي به نام نقد معني و مفهومي ندارد. اگر جز اين است مثالي براي من بياوريد . البته نگوئيد حكومت علي(ع) كه حتي در صورت واقعيت نيز نميتوان آن را حكومت اسلامي نهاد بلكه بايد حكومت يك مسلمان بر پايه هايي از دموكراسي ناميد كه اگر غير اين بود گروهي به نام خوارج به بهانه ي حفظ دين موجوديت پيدا نميكرد .

     
  48. میزان اعتقاد عوامل حکومت به امام و رهنمود های ایشان بر همگان روشن است . انچه که کلیدی است برای گشودن درهای دهشت ، دست باز عمال حکومت در چپاول منابع کشور است . انان برای سخنان خدا و پیامبر گرامی او و کسی که مدعی ولایت او هستند و خود را شیعیان او می نامند ، چه اندازه اعتبار قائل هستند که برای سخنان امام خمینی قائل باشند .

     
  49. خوانندگان گرام با سلام
    کسانی که با آقای خمینی و افکارش از نزدیک آشنا بودند و هستند در حال حاضر بنا بر مقتضیات زمان و یا به هر دلیل دیگر سخنی از دانسته های خود نمیگویند. اما در سالهای آتی و زمانی که مردم ایران وضعیت فعل را بهبود دادند تاریخ نویسان حقایق در خصوص آقای خمینی و سایر هم لباسان ایشان را منتشر خواهند کرد. من فقط به خوانندگان محترم یادآوری میکنم که آقای خمینی یک آخوند بود و زندگی آخوندی قبل از سال 57 از راه زحمت کشیدن وکار کردن نبود یلکه کاملا مجانی بود و با وجوهات مردم امورات زندگی خود را میگذراندند ( وابسته به مردم بودند ) . پس از سال 57 هم زحمت نکشیدن و کار نکردن و مفت و مجانی زندگی کردن ادامه پیدا کرد منتهی نه با وجوهات مردمی بلکه با برداشت بدون اجازه از بیت المال یا به تعبیری با دست اندازی غیر مجاز و غیر قانونی به ثروت ملی بوسیله حکومت و دولت وابسته و منتصب حکومت برآمده از کم دانشی یک ملت.
    با توصیفات مختصر فوق آخوندی بالای 75 سال سن توسط مردمی با فرهنگی که اعیان است و دیگر حاجت به بیان نیست ورود به ایران میکند و بر اریکه قدرت مینشیند آیا انتضار معجزه میتوان داشت؟؟
    آقای خمینی تنها این گفته “حفظ نظام از اوجب واجبات است” را نگفته بلکه از این مدل گفته ها در هر ثانیه از زندگیش به زبان آورده، این مردمند که باید کسب علم و دانش کنند تا این سخنان با جسم ایشان دفن شود.
    اگر یادمان باشد آقای خمینی – که یک عمر زندگی آخوندی داشته است – در همان اوایل ورودش به ایران گفت “به این مقدار قانع نباشید اتوبوس را مجانی میکنیم آب و برق را مجانی میکنیم هم دنیای شما را آباد میکنیم و هم آخرت شما را و بقیه ماجرا” . این گفته ها نشئت از مجانی و مفت زندگی کردن آخوند میباشد که یکی از مواردی بود که آخوند برای به قدرت رسیدن مورد استفاده قرار داد.
    به نظر اینجانب آنچه بر مردم ایران میرود حکایت این سخن است که هر مردمی لیاقت همان حاکمیتی یا نظامی را دارند که بر آنها حکومت میکند. مردم ایران مجبورند بالاخره روزی یاد بگیرند که خود را مقصر و مسئول وضعیت فلاکت بار چندین صده اخیر ایران را بدانند و گردن این کشور وآن کشور و این فرد و آن فرد نیندازند تا بلکه ایران هم روزی بتواند کشوری سرافراز گردد.
    پاینده
    ایران حسین

     
  50. ///Ekhtalaf nazar beine Ommate man RAHMAT ast ,,RASOOLLA ,, SALLALA /// EI azeiz chaghadr ba taviz faghat yek kalamah az yek jomlah ba aan noore RAHMAT va SAADAT hedyae kardi chon kheili dostatan daram nameikhaham KHODYE nakardah moshkeli barayet peish biyayad shomara ba haman KHODA janeabee ehteyaat ra moraaat kon ..KHODA nagahrat………

     
  51. خمينى از اين جملات مخوف بسيار گفته است مثل جنگ چيز خوبى است !!!!

     
  52. شاید اگر مرحوم امام خمینی تلفیقی از جمله خود و جمله شما را بیان می نمودند بهتر بود ، به این صورت که می فرمودند : “حفظ نظام از واجبات است ، لکن نقد نظام از اوجب واجبات است”،بسیار دقیقتر و به منطق اسلام نزدیکتر بود،در این صورت فجایعی که تاکنون به استناد بیان ایشان ببار آمده بوجود نمی آمد.
    البته چنانکه مرحوم آیت الله منتظری فرمودند حفظ نظام هم بخودی خود موضوعیت ندارد،و نظام و حفظ نظام مقدمه برای تحقق قسط و عدل است،پس اگر حفظ نظام منجر به زیر پا گذاردن عدالت باستناد مصالح موهوم باشد، این نقض غرض اصلی است.
    در هرحال جمله پیشنهادی شما نافی لزوم حفظ نظام بغرض تحقق عدالت نیست ،بلکه تکمله یا تبصره ای هوشمندانه است که در صورت فقدان این تکمله اصل آن جمله موسس جمهوری اسلامی مبدل به گزاره ای پارادوکسیکال میشود.

     
  53. آفای نوریزاد عزیز
    وقتی طبق فتوای آقایان برای حفظ نظام حتی نماز را هم میشود تعطیل کرد شما فکر میکنید این جمله چیزی در حد شعار بوده باشد؟ نه برادر من منظور ایشان دقیقا همان چیزی است که فرموده اند نه یک کلمه زیاد نه یک کلمه کم. البته اگر از زاویه دیگر نگاه کنیم ایشان با این جمله کمک زیادی هم به افراد زیادی کرده اند که به این نتیجه برسند که اگر نماز اینقدر بی ارزش است که به خاطر حفظ نظام تعطیل بشود و نماز هم از بچگی ما پایه دین بود پس معلوم میشود که این دین در کل چه دین بی پایه و اساسیست.
    در ضمن نوریزاد عزیز هیچ دقت کرده اید که ما در جمهوری اسلامی مجمع تشخیص مصلحت مردم نداریم، مجمع تشخیص مصلحت ایران نداریم، حتی مجمع تشخیص مصلحت اسلام هم نداریم ولی مجمع تشخیص مصلحت نظام داریم و این خود به اندازه کافی گویاست، نیست؟

    ——————–

    سلام هونام گرامی
    درباره ی مجمع تشخیص مصلحت نظام به نکته ی درستی اشاره کردید که من پیش ازآن بدان نیندیشیده بودم. بله، چرا ما مجمع تشخیص مصلحت ایران نداری؟

    با احترام به شما.

     
  54. با سلام،

    والا اگه همینجور پیش برن ، مردم به کمتر از حذف نظام تن نمیدن . بازم پدر شما بیامرزه که گوشزدشون میکنید و به نقد بسنده.
    مواظب خودت باش، سرت سرفراز و جوهر قلمت همیشه سرخو نیششس نیشدار تر تر تر.
    یلدا

     
  55. نسل کشی یا زجر کشی ؟؟

    روال همیشگی ساعت 6 صبح صدا ی در درومد .. بابا بود داشت می رفت سر کار اما با گذشته فرق داشت .. این روزا ماشین نمی بره آخه بنزین گرونه .. با پا میره میگه می خوام پیاده روی کنم ..دروغ می گه آخه سرش سفیده .. نمی تونه بگه پول بنزین ندارم ..

    منم بیدار شدم تو رختخواب نشستم هنوز خواب آلود بودم اما خجالت می کشیدم بخوابم آخه 28 سالمه ..نا سلامتی لیسانس الکترونیک داریم … در رو نیم باز کردم دیدم داشمون کیان هم خوابه به جای اونم خجالت کشیدم آخه 25 سالشه ناسلامتی فارغ التحصیله ..

    چند دقیقه ای فکر کردم دیدم از تمام دنیا یه پتو دارم و یه لپ تاپ و گوشی 40 هزار تومانی ..

    که همیشه خاموشه تا مجبور نشم زنگ بزنم آخه قبض میاد شوخی که نیست ..

    رفتم دوش گرفتم اومدم دیدم مامان بیداره گفتیم به به بشنیم با مامانی صبحانه بخوریم ..

    انگار مامان اخماش تو همه .. چیزی نگفتیم آروم نشستیم به امید یه چای و پنیر ..

    از اخماش منتظر بودم تا یه چیزی بگه اما کاش نمی گفت ..
    شروع کرد ..انگار داشتند مغرمو حجامت می کردن ..

    بی عار شدید می خورید و می خوابید خجالت نمی کشید تا کی این پیرمرد واستون کار کنه هی بریزه تو شکمتون .. هی شامپوی 7هزار تومانی واستون بخره شما بی عرضه ها بزنید سرتون ..

    نه دنبال کار می رید نه کمک خرجید نه ..

    معلومه کسی به یه آدم بی عرضه زن نمی ده ..مردنتون بهتر از زنده بودنتونه ..
    چی می گفتم !!! چی داشتم بگم !!!

    آخه تمام دنیای اون یه آشپزخونه است .. چه می دونه صد جا رفتم واسه کار ..وقتی اسم کار رو آوردم انگار فحش بهشون دادم ..چنان چپ چپ نگام کردن که خجالت کشیدم ..

    آخه چی می دونه !! تمام هنرش اینه که از صبج 7 -8-9- 2 – 7-8:30 – 9 – 10:30
    بشنیه زل بزنه به دروغای خبری ….

    چی می دونه تو مملکت چه خبره !! اخبار هم به برکت اقای ضرغامی که همش در مورد بدبختی های آمریکا و انگلستان و .. است اخه چجوری واقعیتو بفهمه ؟؟؟؟

    از قید صبحانه گذشتیم ساعت 7:30 زدم بیرون .. چشتون روز بد نبینه معشوقه رو دیدم که منتظره سرویس دانشگاست بره دانشگاه ..

    راستش از شما چه پنهون نگاش نکردم اخه روم نشد

    اخه با چه رویی نگاش می کردم

    من اگه رو داشتم که 7:30 صبح با شکم خالی آواره کوچه های سرد زمستان نبودم ..

    کاش هرگز بیدار نمی شدم ؟؟؟؟؟؟؟!!!!

    پسر حاج آقای معروف با مزداش اومد رد بشه که به معشوقه ی ما یه بوقی زد .. بهله بهله تو نگو پسره خاطر خواست و ما خبر نداریم

    پسر لیسانس پوز و افاده با ماشین 80 – 90 میلیونی داره …
    اگر چه دمش گرم .. معشوقه تحولیش نگرفت ولی تا کی به انتظار من بشینه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    تا کی ؟؟؟؟؟؟؟
    هزینه عروسی رو جور کنم !! هزینه ی رهن خونه رو .. هزینه ی چندتاشو جور کنم

    دختره بنده خدا حتی اگه هیچی نخواه من باید حداقل 50 میلیون پول داشته باشم
    بنده خدا یه سقف اجاره ای که می خواد یا نه .. ..

    رفتم یه مغازه اجاره کنم میگه :

    15
    میلیون رهن با ماهی

    یک میلیون اجاره

    این دیگه خوش انصاف ترینش بود …

    هزینه ی اجناسو و غیره رو هم اضافه کن..

    می دونی می ترسم از اینکه دختره از بی پولی – بی کاری من مجبور شه با این پول داره ازدواج کنه بعد شش ماه بگه مهرم حلال جونم آزاد ..

    ناراحتم خیلی خیلی زیاد ..ایمانم را از دست داده ام .. عشقمو دارم از دست می دم ..خانوادمو که خیلی وقته از دست دادم

    فکر می کنم
    سالهاست خدا از این آسمان رفته

     
  56. آقای نوری زاد برای ملت بوشهر هم دعایی بفرما تا از این پخمگی درآیند متشکرم .

     
  57. چقد جالب! خیلی حکیمانه و دلنشین… اما متاسفانه از افراد تندرو جز اینکه بگویند آیـــــــــــ مردم! حفظ نظام مقدستان از واجبات اصلی دینتان است چیز دیگری انتظار نمیرود…

     
  58. اگر هم از باب تساهل وتسامح این حکومت را تا قبل از طرح این جمله از جانب بنیانگزار انقلاب ,یک انقلاب توحیدی بدانیم پس ا زبیان این جمله که در حقیقت یک اعلام موضع استراتریک است, این نظام تبدیل به یک نظام طاغوتی میشود چرا که به جای خدا وحق وحقیقت که محورواساس توحید است “حفظ نظام ومصلحت نظام “میشود میزان حق وباطل که مصداق روشنی از طاغوت است و به باور من تعفنی که اکنون ملت ما به ان گرفتار امده یک عقوبت الهی ودر واقع کفاره ان شرک عظیم است!!

     
  59. آزادمرد گرامی
    نوری زاد عزیز و گرامی
    لختی پادشاه را خیلی وقت است که مردم در خلوت خصوصی خود و خانواده و دوستان فریاد می زنند. اما سر دادن این فریاد در آشکار کاری سترگ که فقط از آزاد مردان و آزاد اندیشانی چون شما برمی آید. نه تنها این جمله بلکه بسیاری از جملات در ظاهر بدون اشکال و ایراد، در طول این 34 سال ابزاری برای طرد و تخریب و تکفیر و قتل آزاد اندیشان و دلسوزان انسانیت و ایرانیت بوده است. ساختار اختاپوسی نظام مورد نظر آقایان، اعم از شورای نگهبان ( قانون اساسی) ، مجلس خبرگان ( رهبری ) و مجلس شورای ( اسلامی) و مجمع تشخیص ( مصلحت) و صدها تشکل مواجب بگیر ، نهاد های نظامی و امنیتی و اطلاعاتی موازی و … همه و همه ریشه در همان جملاتی است که آقای خمینی در ظاهر برای حفظ کیان ایران و ایرانی گفته است. غافل از اینکه تمام این ها برای حفظ نظام استبداد دینی بنام ” ولایت مطلقه فقیه ” بوده است. نظامی که بعلت نقد ناپذیری منشا و ام الفساد همه مصایب این ملت نجیب و این کشور ثروتمند است.
    نقد باید به اساس این نظام متوهم که خود را زمینه ساز منجی می داند و سی و چها ر سال است که شادی و نشاط و زندگی را از مردم خود گرفته است و با همین پراکندن همین تفکر به همراه دیگر مدعیان همچون طالبان و القاعده و سلفی ها و تندروهای پاکستان و چچن و سوریه و تند روهای مذهبی اسراییل، دست در دست یکدیگر هر روز انسانیت را ذبح و بذر جنگ و کینه و حسرت را در دل مردم جهان می کارند. نمی شود به شرایط حاکم بر ایران ایراد گرفت ولی مسوول این شرایط را نقد نکرد. آنچه ما لازم داریم صراحت در مبارزه مدنی و نقد ریشه هاست.

    با سپاس
    دوستدار شما- کاوه

     
  60. تصحیح< سخنی مخوف از یک شخصیت //// دینی… . بخاطر باور عده ی بسیاری نباید از چنین ابرازی ابا کرد. مردم بسیاری کشور ها به چنین شخصیت هایی باور داشته اند… /////

     
  61. استاد نوری زاد عزیز،

    من نمی دانم آیا امام خمینی میدانستند (و یا حالا روحشان میبیند) که چه جنایاتی به اسم “حفظ نظام از اوجب واجبات است” انجام میگیرد؟ من فکر میکنم ایشان (که البته “معصوم” نبودند — و بر خلاف بعضی “آقایان” چنین ادعایی هم نداشتند) از سر صداقت واقعا این نظام را “الهی” میدانستند، و بنابراین حفظ نظام را از اوجب واجبات دانسته اند.

    ولی کسانی که الان در قدرت (بویژه پس از کودتای خرداد ٨٨ و دزدیدن سیستماتیک و رسمی رای مردم — که امام خمینی فرمودند “میزان رای ملت است”) به بهانه “حفظ نظام از اوجب واجبات است” جنایت، دزدی، تجاوز، غارت، خیانت، دروغ، ریا، و… میکنند، اینکار ها را برای حفظ منافع و موقعیت خود (و بزور خشونت ضد اسلامی — و عمیقا “دشمن” شاد کن) “اوجب واجبات” کرده اند (و خود را “مقدس” میدانند) نه برای “حفظ نظام،” که از آن فقط استفاده ابزاری کرده و در حقیقت نظام “جمهوری اسلامی” را (بویژه پس از خرداد ٨٨ — که سبب بیداری و توبه شما شد) براندازی کرده اند؛ و گر نه (همانطور که شما بدرستی پیشنهاد کرده اید) “نقد نظام” در حال حاضر عین “حفظ نظام” است، و حتی در این شرایط “اوجب تر” از اوجب واجبات.

    سبز باشید

    مجتبی آقامحمدی

     
  62. درود به اقای نوری زاد واقعا درست میگویید حفظ نظام با نقد نظام اگر جایش عوض بشود یعنی گلستان در این کشور و اگر حفظ بماند یعنی قتل کشتن وخونریزی و یعنی اوین پر از مرد و زن بی گناه کنید فقط فقط برای حفظ نظام

     
  63. اقای نوریزاد من از مطالب ونوشته های شما جزخیرخواهی واصلاح چیزی نمیبینم شمارا انسانی شریف صادق دلسوز البته شجاع وصریح الهجه دریافتم ادب را رعایت میکنید .چراباشما بدرفتاری میکنند ./مسولین باید بدانند مردم اینجور انسانهارو دوست دارند.وبهشون احترام میگذارند.

     
  64. سلام . جمله ای را که مینویسم دهها بار برای شما نوشته ام و به ان ایمان دارم .///// وقتی این جمله راگفت فقط و فقط حفظ خودش و اطرافیانش و آخوندها بود و بس . برای تک تک //// نوشته ام دلایل کافی و مستند وجود دارد . روزی نیست که در این 30 واندی سال ////نفرین نکرده باشم . این استبداد وحشتناک و حکومت بی کفایت و //// بر ملت احساساتی سوار کرد . //// در وصیت نامه اش نوشت با قلبی مطمئن و …. به دیار باقی شتافتم . در حالیکه پیامبر خدا حضرت رسول الله در موقع وفات با آنکه رسول خدا بود انگونه از مردم طلب بخشایش کرد و در مسجد آنگونه بی هیچ نشانی از تکبر و غرور عمل کرد که شما بهتر میدانید . در هر صورت //// دور نیست جناب نوریزاد هرچند خوشایند شما و عده ای نباشد . دعا گو و دوستار شما هستم

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

92 queries in 2615 seconds.