سر تیتر خبرها
نوری زاد به رهبر: شما به زودی با آمریکا کنار خواهید آمد!

نوری زاد به رهبر: شما به زودی با آمریکا کنار خواهید آمد!

شما به معرکه ی مذاکره با آمریکا داخل شده اید نه به این خاطرکه باری از دوش، و غباری از چهره ی مردم بربگیرید. بل، این در هم تنیدگیِ اوضاع اسفبار اقتصادی، و گسستِ پدید آمده در قلعه ی قدرت است که شما را به مذاکره با آمریکا ناگزیر کرده است.

بله، شما – که هم اکنون درحال مذاکره با آمریکا هستید – بزودی با آمریکا کنار خواهید آمد. خواسته های او را – مخلصانه – به او تقدیم خواهید کرد تا چیزی به اسم اقلام تشویقی از او دریافت کنید. چرا نگویم: شما به معرکه ی مذاکره با آمریکا داخل شده اید نه به این خاطرکه باری از دوش، و غباری از چهره ی مردم بربگیرید. بل، این در هم تنیدگیِ اوضاع اسفبار اقتصادی، و گسستِ پدید آمده در قلعه ی قدرت است که شما را به مذاکره با آمریکا ناگزیر کرده است. وگرنه، اگر خیال شما از بابت برقراریِ چهار ستون این نظمی که اسمش را نظام نهاده اید راحت بود، هرگز از بلندای عزم خود فرود نمی آمدید. گرچه ایستادن بر بلندای غروری به اسم: مذاکره نکردن با آمریکا، مایملک این سرزمین بلازده را به باد فنا بدهد.

من می توانم چند وقت دیگرِ این مذاکره را به خوبی تجسم کنم: صدا و سیما و رسانه های حکومتی هیاهوهایی از “پیروزی” به راه خواهند انداخت و مردمان گوش بفرمان را برای سردادن الله اکبربه بامها گسیل خواهند فرمود. که چه؟ که: آمریکا سرانجام ذلیلانه به حقوق حقه ی ما متقاعد شد. و من، نسلهایی را می بینم که به دنیا نیامده مقروض بی کیاستی های پشت در پشتِ مایند. مقروض فرصت های تباه شده و سرمایه های به تاراج رفته. اما چه خوب که با هردلیل – آری با هردلیل – به مذاکره راضی شده اید. به همین اندازه هم که از اراده ی گسست ناپذیر خود عدول فرموده اید از شما سپاس مندیم.

محمد نوری زاد
شانزدهم اسفند سال نود و یک

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

51 نظر

  1. سلام
    اولا این نظریات همش موافق های خودتونن
    دوما نظریات مخالف رو هم درج کنید (اگه راست میگید/// عمرا اگه درج کنید!!!؟)تا ببینن مردم چه کسایی چه جوابهایی رو بهتون میدن…
    ثالثا در چند کلام بیشتر نمیگم 1-تاریخ باید تکرار بشه تا منو تو اون دنیا ادعا نکنیم 2- لشکر یزید هم اون قدر لقمه حرام خورده بودند که صدای حق رو نمیشنیدند…

     
  2. وای بر نوری زاد، همه را مسخره خودش کرده، بابا به او دل نبندید. او روانی و بیمار است.

     
  3. بظر من مردم ایران درحال گذر از تونل مذهب می باشند و جمهوری اسلامی و بخصوص خامنه ایی و طرفدارانشان ناخاسته سهم بزرگی در کم‍ک کردن مردم برای گذر از این تونل دارند .

     
  4. ﻋﺮﻓﺎﻧﻴﻴﺎﻥ

    ﺯﻧﺪﻩ ﺑﺎﺩ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ
    ﺧﺪا ﺑﻪ ﻣﺎ و ﻣﺮﺩﻡ ﺩﻧﻴﺎ ﺧﻴﻠﻲ ﺭﺣﻢ ﻛﺮﺩﻩ ﻛﻪ ﺣﻜﺎﻡ ﻣﺎ اﺯ ﻫﺮ ﻧﻆﺮ ﺧﻮاﺭ و ﺫﻟﻴﻠﻨﺪ. ﺗﺼﻮﺭ اﻳﻦ ﻛﻪ اﻳﻦ ﺟﺎﻧﻮﺭاﻥ اﮔﺮ ﺷﺎﺥ ﺩاﺷﺘﻨﺪ ﭼﻪ ﻣﻴﻜﺮﺩﻧﺪ ﻣﻮ ﺑﺮ اﻧﺪاﻡ ﻫﺮ اﻧﺴﺎﻥ ﻋﺎﻗﻠﻲ ﺭاﺳﺖ ﻣﻴﻜﻨﺪ
    ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ اﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺎ ﺗﺼﻮﺭ ﺩﺭﺳﺘﻲ اﺯ ﻣﺎﻫﻴﺖ ﻗﺪﺭﺕ و ﺭﻭاﺑﻄ ﺑﻴﻦ ﻟﻤﻠﻞ و ﺗﺎﺭﻳﺦ ﺟﻬﺎﻥ ﻧﺪاﺭﻧﺪ
    ﻣﻦ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺩﺭ ﺑﺎﺯاﺭ ﺗﻬﺮاﻥ ﻛﺎﺭ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ و ﺑﻪ ﻭﺿﻮﺡ ﻣﻴﺪﻳﺪﻡ ﻛﻪ ﺗﺎﺟﺮاﻥ ﺑﺰﺭﮒ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺭاﻩ ﺭا ﺑﺮ ﻛﺎﺳﺐ ﻛﺎﺭاﻥ ﻛﻮﭼﻚ ﺳﺪ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ و ﻫﺮ ﻛﺪاﻡ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻣﻨﻮﭘﻮﻝ ﻛﺮﺩﻥ ﺑﺎﺯاﺭ ﺑﻪ ﻧﻔﻊ ﺧﻮﺩ اﺳﺖ و ﺩﺭ ﻋﻴﻦ ﺣﺎﻝ ﺑﺎﻳﺪ ﻗﻮاﻧﻴﻦ ﻧﺎﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﺎﺯاﺭ ﺭا ﺭﻋﺎﻳﺖ ﻛﻨﺪ
    ﺩﻗﻴﻘﺎ ﻳﻚ ﻫﻤﭽﻴﻦ ﺭﻭاﺑﻂﻲ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺳﻂﺢ ﺑﻴﻦ اﻟﻤﻠﻞ ﻭﺟﻮﺩ ﺩاﺭﺩ و ﻳﻜﻲ اﺯ ﻗﻮاﻧﻴﻦ ﻧﺎﻧﻮﺷﺘﻪ ﺁﻥ اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﺮ ﻛﺲ ﭘﺎﻳﺶ ﺭا ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ اﻧﺪاﺯﻩ ﻗﺪﺭﺕ ﻧﻆﺎﻣﻲ و اﻗﺘﺼﺎﺩﻳﺶ ﺩﺭاﺯ ﻛﻨﺪ ﺩﺭ ﻧﮕﺎﻩ اﻭﻝ ﺑﻪ ﻧﻆﺮ ﺿﺎﻟﻤﺎﻧﺴﺖ ﻭﻟﻲ اﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺩﻗﺖ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﺭا ﻣﺮﻭﺭ ﻛﻨﻴﺪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﻴﺸﻮﻳﺪ ﻛﻪ ﺗﻘﺮﻳﺒﺎ ﻫﻤﻪ ﻛﺸﻮﺭﻫﺎ ﻛﻤﺎ ﺑﻴﺶ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ اﻗﺘﺪاﺭ ﺩاﺷﺘﻨﺪ ﻫﻤﻴﻦ ﺭﻭﻳﻪ اﻱ ﺭا ﭘﻴﺶ ﮔﺮﻓﺘﻪ اﻧﺪ ﻛﻪ اﻣﺮﻭﺯ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ و ﻳﺎ اﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ ﭘﻴﺶ ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ.
    ﺗﺎ اﻳﻨﺠﺎﻱ ﻗﺼﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﻧﻮﺭﻣﺎﻝ اﺳﺖ ﺗﻨﻬﺎ ﻓﺮﻗﻲ ﻛﻪ ﺑﻴﻦ ﺁﻧﻬﺎﺳﺖ ﻣﻘﺪاﺭ اﺟﻬﺎﻓﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺣﻖ ﺿﻌﻴﻔﺎﻥ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﻴﮕﻴﺮﺩ
    ﺣﺎﻝ ﺗﺼﻮﺭ ﻛﻨﻴﺪ ﻗﺪﺭﺗﻲ ﺩاﺷﺘﻴﺪ ﻛﻪ ﻣﻴﺘﻮاﻧﺴﺘﻴﺪ ﻣﻌﺎﺩﻟﻪ ﻗﺪﺭﺕ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﺭا ﻋﻮﺽ ﻛﻨﻴﺪ
    ﺧﺪاﻭﻛﻴﻠﻲ ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ اﺯ ﺑﻴﺖ ﺧﻮﺩ ﺁﻗﺎ ﺑﻪ اﻳﺸﺎﻥ ﺭاﻱ ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺩاﺩ
    ﺁﺧﺮ ﺧﺪاﻳﺶ ﻛﺪاﻡ ﺣﻜﻮﻣﺖ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻗﺪﺭﺕ ﺭا ﺑﻪ ﺻﺮﻑ اﻳﻨﻜﻪ ﻋﺪﻩ اﻱ ﺷﻌﺎﺭﻫﺎﻱ ﺯﻳﺒﺎ ﻣﻴﺪﻫﻨﺪ ﻭاﮔﺬاﺭ ﻣﻴﻜﻨﺪ
    ﻛﺪاﻡ اﻧﺴﺎﻥ ﻋﺎﻗﻠﻲ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻡ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻋﺪاﻟﺖ اﻓﺮاﺩ ﺭا اﺯ ﺭﻭﻱ ﻓﻘﻄ ﺷﻌﺎﺭﻫﺎﻱ ﻛﻪ ﻣﻴﺪﻫﺪ اﺭﺯﻳﺎﺑﻲ ﻣﻴﻜﻨﺪ
    ﺑﻪ ﺧﺪا ﻗﺴﻢ ﺣﺘﻲ اﮔﺮ ﻛﺴﻲ ﻛﻮﺭ و ﻛﺮ ﺑﺎﺷﺪ و اﻭﺿﺎﻉ اﻳﻦ ﻣﻤﻠﻜﺖ ﻓﻠﻚ ﺯﺩﻩ ﻣﺎ ﺭا ﺑﺒﻴﻨﺪ ﺭﻭﺣﺶ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﻣﻴﺸﻮﺩ.

    ﻧﮕﺎﻩ ﻛﻨﻴﺪ ﺑﻪ اﻳﻦ اﻧﻘﻼﺏ ﻓﻠﻚ ﺯﺩﻩ اﻳﺮاﻥ. اﻧﻘﻼﺑﻲ ﻛﻪ ﻗﺮار ﺑﻮﺩ ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﺳﺎﻻﺭﻱ ﺭا ﺑﻪ ﺟﺎﻱ زﺪ و ﺑﻨﺪ ﺑﺎﺯﻱ ﺑﻨﺸﺎﻧﺪ ﺣﻜﻮﻣﺖ ﻣﺮﺩﻣﻲ ﺭا ﺟﺎﻱ ﺩﻳﻜﺘﺎﺗﻮﺭﻱ ﺑﻨﺸﺎﻧﺪ ﻋﺪاﻟﺖ ﺭا ﺟﺎﻱ ﻇﻠﻢ ﻋﻠﻢ ﺭا ﺟﺎﻱ ﺟﻬﻞ ﺧﻼﺻﻪ ﻗﺮاﺭ ﺑﻮﺩ ﻫﻤﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ اﻳﺮاﻧﻲ ﺁﺑﺎﺩ اﺳﻼﻣﻲ ﭘﺮ اﺯ ﻋﺪﻝ و ﻣﺮﺩﻣﺎﻧﻲ ﺷﺎﺩ و ﺧﻮﺭﻡ ﺩاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﻢ
    ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺷﺎﻩ ﻳﻚ ﺷﻌﺒﺎﻥ ﺑﻲ ﻣﺦ ﺩاﺷﺘﻴﻢ و ﻫﻤﻪ ﻣﺮﺩﻡ اﻭ ﺭا ﻣﻲ ﺷﻨﺎﺧﺘﻨﺪ ﺣﺎﻝ اﻣﺮﻭﺯ ﻫﺰاﺭاﻥ ﺷﻌﺒﺎﻥ ﺑﻲ ﻣﺦ ﺩاﺭﻳﻢ ﻛﻪ ﻛﺴﻲ ﻧﻤﻴﺪاﻧﺪ ﺁﻧﻬﺎ ﻛﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ اﺯ ﺟﺎ ﺣﻘﻮﻕ ﻣﻴﮕﻴﺮﻧﺪ
    ﺗﺎ ﻛﺠﺎ ﭘﻴﺶ ﻣﻲ ﺭﻭﻧﺪ
    ﻭاﻗﻌﺎ اﻳﻦ ﺁﻗﺎﻳﺎﻥ ﺑﺎ ﭼﻪ ﺭﻭﻱ اﻧﺘﻆﺎﺭ ﺩاﺭﻧﺪ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ اﺯ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺩﺳﺖ ﺑﺮﺩاﺭﺩ ﺁﺧﺮ ﺑﻪ ﭼﻪ ﭼﻴﺰ ﺷﻤﺎ ﻣﻴﺘﻮاﻥ ﻧﺎﺯﻳﺪ ﺑﻪ ﻋﺪاﻟﺘﻲ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺭا ﻭﻋﺪﻩ ﺩاﺩﻩ ﺑﻮﺩﻳﺪ ﻛﻪ ﺣﺘﻲ ﻳﻚ ﻳﻬﻮﺩﻱ ﺣﻘﺶ ﺭا اﺯ ﻋﻠﻲ ﻣﻲ ﺳﺘﺎﻧﺪ. ﺑﻪ اﺧﻼﻗﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻛﺸﻮﺭ ﻣﺎ ﺟﺎﺭﻳﺴﺖ
    ﺷﻤﺎ ﺧﻴﺎﻝ ﻣﻴﻜﻨﻴﺪ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ اﺯ اﻭﻝ ﺟﻬﺎﻥ ﺧﻮاﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﺧﻴﺎﻝ ﻣﻴﻜﻨﻴﺪ اﺯ اﻭﻝ ﻣﺎﻓﻴﺎﻱ ﺑﻮﺩﻩ
    ﻧﻪ ﺑﺮاﺩﺭ ﺁﻧﻬﺎ ﻫﻢ ﻣﺠﺒﻮﺭﻧﺪ ﻣﺼﻠﺤﺖ ﺭا ﺭﻋﺎﻳﺖ ﻛﻨﻨﺪ ﺁﻧﻬﺎ ﻫﻢ ﻣﺠﻤﻊ ﺗﺸﺨﻴﺺ ﻣﺼﻠﺤﺖ ﺩاﺭﻧﺪ ﺁﻧﻬﺎ ﻫﻢ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﺴﺎﻳﻠﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﻴﻢ و اﻟﺤﻖ ﻫﺰاﺭ ﺑﺎﺭ اﺯ ﻣﺎ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﺮ ﺑﺮاﻱ ﺭﻓﻊ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﺑﺸﺮ
    ﺑﻪ ﺗﺎﺯﮔﻲ اﻭﺑﺎﻣﺎ ﺩﺭ اﺳﺮاﻳﻞ ﮔﻔﺖ ﺣﻜﻮﻣﺘﻲ ﻛﻪ ﺑﺮاﻱ ﺷﻬﺮﻭﻧﺪاﻥ ﺧﻮﺩ اﺭﺯﺷﻲ ﻗﺎﻳﻞ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﺮاﻱ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺩﻳﮕﺮ ﻫﻢ ﭘﺸﻴﺰﻱ اﺭﺯﺵ ﻗﺎﻳﻞ ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺑﻮﺩ
    اﻳﻦ ﺯﺑﺎﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﻧﻴﺎ اﻥ ﺭا ﻣﻴﻔﻬﻤﻨﺪ ﺗﻮ ﻛﻪ ﻫﻢ ﻭﻃﻨﺖ ﻫﻢ ﺩﻳﻨﺖ ﺭا ﺣﺎﻝ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻣﺜﻞ ﺁﺏ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺟﺎﻧﺶ ﺭا ﻣﻴﮕﻴﺮﻱ ﺗﻮ ﻛﻪ اﻣﺮﻭﺯ ﻫﻤﻪ ﻛﺲ و ﻛﺎﺭﺕ ﺭا ﺑﺮ ﻣﺼﺪﺭ اﻣﻮﺭ ﮔﻤﺎﺷﺘﻪ اﻱ ﭼﻪ ﺟﺎﻱ ﺩاﺭﺩ ﺩﻡ اﺯ ﺣﻜﻮﻣﺖ ﻋﺪﻝ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺑﺰﻧﻲ
    اﻳﻦ ﻗﺼﻪ ﺑﺮاﻱ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺩﻝ ﺑﻪ ﺷﻌﺎﺭﻫﺎﻱ ﺩﻫﻦ ﭘﺮ ﻛﻦ ﺧﻮﺵ ﻛﺮﺩﻩ اﻧﺪ
    ﺑﺮاﻱ ﻣﺎﻣﻮﺭاﻧﻲ ﻛﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻛﺎﻣﻨﺖ ﻫﺎﻱ ﺁﻗﺎﻱ ﻧﻮﺭﻳﺰاﺩ ﺭا ﭼﻚ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎﻝ ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﺁﺩﻡ ﻫﺴﺘﻴﺪ ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﻋﻘﻞ ﺩاﺭﻳﺪ و ﺑﻪ ﻣﺴﺎﻳﻞ ﻓﻜﺮ ﻣﻴﻜﻨﻴﺪ ﺷﻬﺎ ﻫﻢ ﻓﺎﻣﻴﻞ ﺩاﺭﻳﺪ و اﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺩاﺳﺘﺎﻧﻬﺎ ﻣﻴﺸﻨﻮﻳﺪ ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﺳﻮاﺭ ﺗﺎﻛﺴﻲ ﻣﻴﺸﻮﻳﺪ و ﻧﻆﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﺭا ﺭاﺟﻊ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﻴﺪاﻧﻴﺪ ﺷﻤﺎ ﻫﻢ اﻧﺼﺎﻑ و ﻋﺪﻝ ﺭا ﺩﻭﺳﺖ ﺩاﺭﻳﺪ

     
  5. شما مرد بسیار پاک و دوست داشتنی هستید و این احساسات و عواطف شما از درون قلب پاکتان سرچشمه میگیرد. و تحلیل هایتان نیز به دل مینشیند. خدا نگهدار شما باشد تا با شعار رفرم و اصلاحات این کشور را از جنگ دور کنید

     
  6. جناب نوریزاد سلام وعرض ادب امیوارم شما از تنهایی خارج شوید ودیگرانی با شما باشند تا صداها رساتر شود ،فقط دعامیکنم خزعلی عزیز هرچه زود تر به کمک شما آید .با تشکر

     
  7. جناب امیرآقای عزیز همین قدر بگویم که شما یا دایی جان ناپلونی هستید ویا ویاجامعه شناسیتان کمی ضعیف است ویا شق سوم هستید واجیر شده ومیگویید کسی فعالیت نکند که برنامه ها از قبل تعیین شده است .اما خیلی راحت خدمتتان عرض میکنم ،اگرنظرمردم ایران خروج شاه ازکشور نبود هیچ ابرقدرتی قادر به بیرون کردن شاه ازمملکت نبود برادر عزیز .مای غرقه دراستبداد فریاد زدیم شاه باید برود ،بدون اینکه عواقب بعداز رفتنش را در نظر بگیریم ویا عنان واختیارمان را بدست آقای خمینی دادیم وشد آنچه نمیخواستیم بشود .شما به همه شخصیت های عزیز ومحبوب کشور بی مها با متازید واحتمال بدهید که حداقل ویا درصد بسیار کمی از افکارتان غل است .بنده به جز حزب توده هیچیک از گروهای فعال را خاین به مملکت نمیدانم .

     
  8. خاک ایران کفنم

    این مواضع تند شما به رأس حکومت و ائل شخص مفرد! و همچنین آزادی شما، تضاد شدیدی با هم دارند و من را از هرگونه اظهارنظر در سایت شما برحذر میدارد!!!!!!!

    محمد جان؟؟؟ناقلا؟؟؟؟؟؟ نکنه داری مارو شناسایی میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!

     
  9. آقای هاشمی رفسنجانی از معدود کسانی است که توانایی خارج کردن کشور را از وضعیت و بحران فعلی دارد چنانچه کشور بر مدار سابق بچرخد و اداره شود شک نکنید بسوی اضمهلال خواهد رفت و از طوفانی که بپا خواهد شد همه صدمه خواهند دید یعنی تر و خشک خواهند سوخت.

     
  10. آقای نوری زاد طوری میشه یه کم مطالب امیدوار کننده بنویسن؟ همش از سیاهی و تباهی و… همش از تلخی
    خسته شدیم به خدا

     
  11. با کشورهای اروپایی در زمان اقای خاتمی توافق ضمنی انجام شد که ایران و روسیه و فرانسه توسط یک کنسرسیوم مبادرت به غنی سازی اورانیوم مورد نیاز این کشورها در خارج از ایران کنند و ایران از تمام کمکهای علمی ازانس استفاده کند ضمنا سخنی از تحریم نبود و ایران میتوانست در زمینه تحقیقات هسته ای الی ماشااله پیش رود اما اقایان گفتند عنی سازی باید در ایران باشد و ما را به این روز انداختند

     
  12. همبستگی نیوز

    آ یا هاشمی زمان مناسبی را برای بیرون کشیدن شمشیر از نیام برگزیده است ؟

    علی اکبر هاشمی رفسنجانی در تازه ترین واکنش خود در مصاحبه با ایلنا اسلامیت را از کنار جمهوریت حذف نمود .

    او گفت جمهوریت و آزادی از خواسته‌های اصلی مردم است.

    هاشمی کیست و دنبال چیست ؟ :

    اکبر هاشمی رفسنجانی در سال سوم شهریور ۱۳۱۳ (برابر با ۴ آگوست ۱۹۳۴) در روستای بهرمان شهرستان رفسنجان و در خانواده‌ای نسبتاً ثروت‌مند به دنیا آمد. او یکی از ۹ فرزند میرزاعلی هاشمی بهرمانی و ماه‌بی‌بی صفریان است. پدرش با اندکی تحصیلات حوزوی از باغ‌داران و تاجران پسته بهرمان از توابع بخش نوق رفسنجان بود. در سن ۵ سالگی تحصیل را از مکتبخانهای در نوق آغاز نمود. در سن ۱۴ سالگی به قم رفت و به تحصیل علوم دینی پرداخت. اساتید وی در حوزه علمیه قم سید حسین طباطبایی بروجردی، روح‌الله خمینی، سید محمد محقق داماد، محمدرضا گلپایگانی، سید محمدکاظم شریعتمداری، عبدالکریم حائری یزدی، شهاب‌الدین نجفی مرعشی، محمدحسین طباطبائی و حسین‌علی منتظری بوده‌اند. در آنجا تحت اثر تعلیماتروح‌الله خمینی به سیاست روی آورد و به مخالفت با حکومت محمدرضا شاه پهلوی و انقلاب سفید او پرداخت. با تبعید روح‌الله خمینی، نقش هاشمی در مبارزه با شاه و نمایندگی خمینی در داخل کشور پررنگ‌تر شد. با وجود نگرش ضد غربی انقلابیون، او سفرهای زیادی از ژاپن در شرق تا ۲۰ ایالت از ایالات متحده در غرب نمود. در سال ۱۳۳۷ با عفت مرعشی که دختری از خانواده روحانی و از نوادگان سید محمد کاظم طباطبایی یزدی است ازدواج نمود. ثمره این ازدواج ۵ فرزند به ترتیب به نامهای فاطمه،محسن، فائزه، مهدی و یاسر است. دو دختر او با دو پسر حسن لاهوتی اشکوری امام جمعه سابق رشت و از دوستان او در زندان، (که یکی پزشک و دیگری دندان‌پزشک است) ازدواج کردند. از بین دختران او تنها فائزه هاشمی وارد سیاست شد و یک بار نمایندهٔ مجلس شورای اسلامی شد. فاطمه هاشمی نیز تا سال ۱۳۸۸ در بنیاد امور بیماری‌های خاص فعالیت داشت و محسن هاشمی رئیس سابق مترو تهران بوده‌است. مهدی هاشمی نیز مسئولیت‌هایی مانند ریاست سازمان بهینه سازی مصرف سوخت و ریاست مرکز تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی را برعهده داشته‌است.

    رفسنجانی یکی از چهره‌های تاثیر گذار در روند انقلاب ایران و همچنین دوران پس از آن تا امروز است. آشنایی و دوستی او با روح‌الله خمینی از اواخر دهه سی شمسی آغاز شد. ولی فعالیت سیاسی خود را از سال ۱۳۴۰ آغاز کرد. او در دوران قبل از انقلاب، بسیار به خمینی نزدیک بود.

    هاشمی پیش از انقلاب، یکی از مخالفان برنامه‌های نوگرایانه شاه (انقلاب سفید) شناخته می‌شد. با تبعید روح‌الله خمینی، رفسنجانی در ایران ماند و مخالفت‌هایش با این برنامه‌ها افزایش یافت. این مخالفت‌ها سرانجام به دستگیری و زندانی شدن او منجر شد. در مجموع و از سال۱۳۳۷ تا سال ۱۳۵۷ هاشمی رفسنجانی ۷ بار و مجموعا ۴ سال و ۵ ماه به جرم فعالیت مخفیانه علیه حکومت پهلوی به زندان افتاد.

    اگرچه در بعد فردی عمده فعالیت مبارزاتی وی پیش از انقلاب را سخنرانی‌های مختلف و کارهای انتشاراتی تشکیل می‌دادند ولی روح‌الله خمینی در دوران تبعید، نقش مدیر مالی مبارزات انقلاب و نیز ارتباط با سایر گروه‌های انقلابی را نیز بر عهده وی گذاشته بود.

    از جمله گروه‌هایی که پیوندهای عمیقی با هاشمی داشتند، حزب مؤتلفه اسلامی بود که مسئول ترور حسنعلی منصور شناخته می‌شد. همین ارتباطات یکی دیگر از دلایل دستگیری‌های او بود. در زندان او فرصت یافت تا با سایر گروه‌های مخالف شاه آشنا شود. هاشمی در آغاز دهه پنجاه، به گروه مارکسیست اسلامی مجاهدین خلق ایران پیوست. ولی خیلی زود آنان را ترک کرد و به فعالیت اقتصادی بساز و بفروشی آپارتمان در تهران روی آورد.

    پس از پیروزی انقلاب او یکی از اعضای شورای انقلاب اسلامی شد. او از بدو تشکیل این شورا، یکی از قدرتمندترین چهره‌های آن بود. همچنین او مدتی سرپرستی وزارت کشور را بر عهده گرفت.

    او یکی از ۲۸ عضو اولیه و موسس جامعه روحانیت مبارز(یک تشکل راست‌گرای سنتی) و همچنین یکی از اعضای موسس حزب جمهوری اسلامی در سال اول پس از انقلاب بود.سال‌ها بعد، باز او بود که درخواست انحلال این حزب را به روح‌الله خمینی داد.

    او از سایر بازیگران صحنه سیاست ایران در آن دوره، ذکاوت سیاسی بیشتری داشت. این توانائی به همراه اعتماد کاملی که روح‌الله خمینی به هاشمی داشت، دو عامل اصلی افزایش روزافزون قدرت او در نظام پس از انقلاب بود. در آن دوره او نزدیک‌ترین فرد به رهبر بود و نقش «چشم و گوش» رهبر را ایفا می‌کرد. به گفته گلد به کمک هاشمی بود که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ شکل گرفت.

    هاشمی رفسنجانی در کنار صیاد شیرازی

    هاشمی رفسنجانی درجبهه جنگ ایران و عراق

    با وقوع بحران گروگان‌گیری در سفارت آمریکا به‌وسیله دانشجوبان پیرو خط امام در سال ۱۳۵۸، هاشمی رفسنجانی از آن به‌عنوان «یکی از بزرگترین اقدامات سازنده در تاریخ کشور» یادکرد. با این‌حال او در دهمین سالگرد پیروزی انقلاب در یک مصاحبه گفت که با توجه به تجارب این سال‌ها «گروگان‌گیری اشتباه بود.»

    نخستین قانون انتخابات پس از انقلاب با مشارکت او تدوین شد و پس از برگزاری اولین انتخابات مجلس به مجلس راه یافت و با آغاز کار مجلس در ۷ خرداد ۱۳۵۹ اولین رئیس مجلس شورای اسلامی ایران شد در بهار سال ۱۳۶۰ در عزل ابوالحسن بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا و سپس تصویب طرح عدم کفایت سیاسی او نقشی تعیین کننده داشت.

    در تابستان ۱۳۶۰ او بود که اعتراض مجلس را به وتوی یکی از مصوباتش توسط شورای نگهبان به اطلاع روح‌الله خمینی رساند و توانست برای اولین‌بار، راهکار قانونی‌ای برای اجرایی شدن قوانینی که توسط شورای نگهبان خلاف شرع دانسته شده بود ایجاد کند. راهکاری که بعدها به تشکیل مجمع تشخیص مصلحت نظام به ریاست خودش منجر شد. در بهار ۱۳۶۵، هاشمی نقش فعالی در ماجرای ایران-کنترا داشت. ولی این مذاکرات با افشاگری سیدمهدی هاشمی با شکست مواجه شد. سیدمهدی هاشمی مدتی بعد اعدام شد، ولی از بعد داخلی رفسنجانی بازنده ماجرا بود.

    درجریان سومین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، زمانی که هاشمی رای خود را به نفع سیدعلی خامنه‌ای به صندوق می‌انداخت، مدعی شد که «این رای امام، روحانیت و مجلس است» در گرماگرم اختلافات میرحسین موسوی و علی خامنه‌ای در اواسط دهه شصت، هاشمی با زیرکی توانست خود را از موضع‌گیری برله یا علیه نقطه‌نظرات این دو دور نگه داشته و موضعی میانه اتخاذ کند. با این‌حال بهمن بختیاری، در این دوره میرحسین موسوی را در راسجناح چپ ایران و هاشمی و خامنه‌ای را در راس جناح راست معرفی می‌کند. به گفته او با مرگ خمینی، جناح چپ بدون رهبر شد. در چنین شرایطی هاشمی برای یک ریاست جمهوری قدرتمند خیز برداشت.

    هاشمی در دوره جنگ، علاوه بر ریاست مجلس، یکی از ائمه جمعه موقت تهران (تا سی سال بعد)، نماینده امام(خمینی) در شورای عالی دفاع (بعد از کشته شدن مصطفی چمران در سال ۱۳۶۰)، و جانشین فرمانده کل قوا در ماه‌های پایانی جنگ ایران و عراق بود. او در وادار کردن روح‌الله خمینی به پذیرش خاتمه جنگ با عراق نیز نقش داشت.تنها سه ماه بعد از آن‌که هاشمی در خرداد ۱۳۶۷ از سوی روح‌الله خمینی به جانشینی فرماندهی کل قوا منصوب شد، ایران قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت را پذیرفت.

    بدون‌تردید، این هاشمی کهنه کار بود که راه را برای رهبری سیدعلی خامنه‌ای در خبرگان هموار کرد. هاشمی در مجلس خبرگان خاطره‌ای تعریف کرد که بر اساس آن روح‌الله خمینی در زمان حیات خود جانشینی خامنه‌ای بر منصب رهبری را تائید کرده‌بود.

    دکتر ابوالحسن بنی صدر اولین رئیس جمهور ایران می گوید هر گاه هاشمی میخواست امری محقق شود از جلسه خارج می شد و بعد از چند دقیقه داخل می شد و میگفت خواست رهبر انقلاب ” ایت الله خمینی این است که این امر محقق گردد ویا تحقق پیدا نکند .

    رفسنجانی با کمک خامنه‌ای، تغییرات لازم در قانون اساسی را به‌گونه‌ای اعمال کرد تا با شرایط علی خامنه‌ای تطابق داشته‌باشد. برای نمونه شرط مرجعیت برای رهبر با تلاش او از قانون اساسی ۱۳۵۸ حذف شد. رهبر شدن خامنه‌ای از دید او «یک خبر خوب برای مردم» بود. همزمان با آغاز دوران رهبری علی خامنه‌ای، هاشمی نیز به ریاست مجمع تشخیص مصلت نظام منصوب شد.

    دید غربی‌ها اگرچه دوره اول ریاست جمهوری هاشمی یکی از دوره‌های تاریک کشور از نظر نقض حقوق بشر بود، ولی حضور یک روحانی فرصت‌طلب و با دیدگاه‌های کمتر سنتی در راس هرم قدرت در ایران، باعث شد تا حکومت مشروعیت بیشتری کسب کند شد قدرت هاشمی در سال‌های پس از درگذشت روح‌الله خمینی حداقل تا سال ۱۳۷۴ ادامه یافت. در واقع او خود را به عنوان معمار و مجری ایران نوین معرفی کرد و لقب «سردار سازندگی» را ازآن خود ساخت. قدرت اجرایی کشور منحصراً در دست او بود و خامنه‌ای ضعیف‌تر از آن بود تا بتواند نقشی که پیش از او روح‌الله خمینی بازی می‌کرد را ایفا کند. خامنه‌ای به وضوح از نظرفره و مقبولیت نسبت به هاشمی ضعیف‌تر بود. در طول سال‌های بعد و دوره اول ریاست‌جمهوری هاشمی، رهبر واقعی کشور او بود. درواقع این هاشمی بود که در آن دوره سیاست‌های کلی نظام را تعیین می‌کرد.

    در دور دوم ریاست جمهوری و در طول دهه هفتاد، او بارها نشانه‌هایی از تمایل دولت خود به ایجاد نوعی از رابطه با ایالات متحده را نشان داد. ولی همواره با شکست مواجه شد. سرانجام در اواخر دور دوم ریاست جمهوری او، دادگاهی در آلمان که به پرونده ترور میکونوس رسیدگی می‌کرد، طی حکمی علی خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی را به دادن دستور این ترور متهم کرد. این حکم موجب بحرانی میان ایران و اروپا شد. بحرانی که تا دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی ادامه یافت.

    همزمان کارگزاران حکومتی هاشمی، (راست مدرن) نگرش جدیدی از اسلام را به مردم معرفی کردند. این دوران، دوره تقابل دو چهره کاملاً متفاوت از اسلامگرایان بود. با آغاز دور دوم ریاست جمهوری هاشمی، او از تمام انرژی و ظرفیت سیاسی خود استفاده کرد تا میان این دو چهره متفاوت آشتی برقرار کند. او از نفوذ خود بر روحانیون سنتی نیز برای برقراری این تعادل استفاده می‌کرد.در برنامه‌های اقتصادی و فرهنگی نیز هاشمی به‌دنبال تغییر ساختار حکومت دینی به قالبی کارآمدتر بود. او تلاش کرد تا به حاکمیت حکومت بر افکار و زندگی عمومی مردم خاتمه داده و تغییرات اقتصادی-اجتماعی زیادی را نسبت به دوران جنگ با عراق به‌وجود آورد.

    در این میان، جناح راست سنتی به رهبری خامنه‌ای با آن‌که بازسازی اقتصاد کشور با سیاست هاشمی را تائید می‌کرد، ولی سیاست فرهنگی و تمایل او به ظواهر غربی را تحمل نمی‌کرد. به‌تدریج محافظه‌کاران در جهت‌گیری‌های سیاست خارجی با هاشمی اختلافات پیچیده‌ای پیدا کردند. از یک سو از دید آنان آرامش و بازسازی پس از جنگ و توسعه اقتصادی دوره هاشمی قابل قدردانی بود، ولی از سوی دیگر، آنان نگران عادی سازی روابط با غرب و تهاجم فرهنگی به کشور بودند. به گمان آنان، سیاست‌های هاشمی در جهت آرمان‌های خمینی و تشیع نبود.

    در این ساختار پیچیده جناح چپ که برخلاف سایر جناح‌ها از داشتن یک رهبر قدرتمند (مانند هاشمی و خامنه‌ای) در راس خود محروم بود، قدرت خود را از دست داده و به تدریج صحنه سیاسی کشور را واگذار کرده بود. با این‌حال در دوران ریاست جمهوری هاشمی، او تاکید داشت که «هر کسی در خط امام است با ما اختلافی ندارد». به استناد همین اندیشه وزرایی از جناح چپ نیز در کابینه او حضور داشتند.

    در چنین شرایطی بود که گروه شبهه نظامی انصار حزب‌الله به‌تدریج شکل گرفت. گروهی که با جناح راست و سیدعلی خامنه‌ای ارتباط داشت.خامنه‌ای که از تابستان ۱۳۷۱ و همزمان با طرح مبحث تهاجم فرهنگی، در تلاش بود تا از قدرت هاشمی به نفع خود بکاهد، در اختلافات میان هاشمی با محافظه‌کاران، طرف محافظه‌کاران را گرفت و مهره‌های نزدیک به هاشمی را یکی‌یکی برکنار کرد.[۶۰]

    اکبر هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی

    با نزدیک شدن به پایان دور دوم ریاست جمهوری، کمسیون فرهنگ و ارشاد مجلس شورای اسلامی تلاش کرد تا اصلاحیه‌ای را به تصویب برساند که بر اساس آن، هاشمی بتواند برای سومین بار پیاپی در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کند. این اقدام بی‌درنگ مورد اعتراض قرار گرفت. هاشمی نیز تصمیم گرفت ابتکار عمل را از دست ندهد و همگام با اصلاح‌طلبان مسیر اصلاحات را انتخاب کرد. او ابتدا برای مدت چند ماه تلاش کرد تا میرحسین موسوی را ترغیب به شرکت در انتخابات کند. ولی پس از این‌که او نامزدی در انتخابات را نپذیرفت، هاشمی از نامزدی سیدمحمد خاتمی (که پس از خروج از کابینه در سال ۱۳۷۰ همواره مشاور او بود) حمایت کرد. هاشمی در واکنش به محافظه‌کاران تندروتر مانند محمدتقی مصباح یزدی هشدار می‌داد که «ازبین رفتن اعتماد مردم، از ایدز خطرناک‌تر است»

    او دو سال پس از اتمام دوران ریاست جمهور خود و در سال ۱۳۷۸ در انتخابات مجلس ششم برای بدست آوردن نمایندگی تهرانشرکت کرد. حضور او در مجلس می‌توانست باعث شود تا از نگرانی محافظه‌کاران نسبت به ریاست جمهوری خاتمی کاسته شده و خطوط ایدئولوژیک میان آنان با جبهه دوم خرداد کم‌رنگ‌تر شود. در این انتخابات او به سختی توانست آخرین نفر پذیرفته شده باشد. علیرغم این پیروزی، هاشمی رفسنجانی قبل از تحلیف به عنوان نماینده از این پست استعفا داد.

    اگرچه خاتمی در مقام یک رئیس جمهور، محمد هاشمی (برادر علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی) را به سمت معاونت اجرائی خود منصوب نموده بود،ولی قدرت اکبر هاشمی در این دوره رو به افول بود و هدف حمله تندروهای هر دو جناح قرار داشت.[نیازمند منبع] در جریان قتل‌های زنجیره‌ای، اکبر گنجی در مقاله عالیجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری به بررسی نقش او در این قتل‌ها پرداخت.غلامحسین کرباسچی، شهردار تهران و یکی از متحدان کلیدی او به زندان محکوم شد.با این‌حال علی‌رغم کاهش چشمگیر قدرت وی، همچنان ریاست مجمع تشخیص نظام را که ارگانی مهم بود برعهده داشت.

    حامیان هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۴)

    هاشمی بار دیگر در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ شرکت کرد. با وجود آن‌که او در مرحلهٔ اول انتخابات آرایی بیش از محمود احمدی‌نژاد کسب کرده‌بود، ولی در مرحلهٔ دوم نتوانست بیش از ۳۶ درصد از آرا را کسب کند. در واقع، رای‌دهندگان ترجیح دادند از میان دو فردی که یکی را می‌شناختند و دیگری را نمی‌شناختند، ناشناخته را انتخاب کنند.کیت کرین ثروت هاشمی را یکی از دلایل شکست او در این انتخابات می‌داند.او همانند مهدی کروبی و مصطفی معین به نتایج انتخابات اعتراض کرد.هاشمی پس از انتخابات با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد پاره‏ای اقدامات و دخالت‌های سازمان یافته، انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ را آلوده کرده‌است.

    پیروزی او در انتخابات مجلس خبرگان رهبری در سال ۱۳۸۶، فرصتی برای جبران شکست‌های جدی پیشین از جناح تندرو محافظه‌کار فراهم آورد.هاشمی در تهران آرای بیشتری نسبت به سایر نامزدها کسب کرده‌بود و نمایندهٔ اول پایتخت محسوب می‌شد. اندکی بعد او در رقابت با احمد جنتی، ریاست مجلس خبرگان را نیز به‌دست آورد.مجلسی که در صورت لزوم می‌توانست با دو سوم آرا، خامنه‌ای را از رهبری برکنار کند.

    تنش بین هاشمی و احمدی‌نژاد در جریان انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ به صورت علنی خود را نشان داد، در مناظره تلویزیونی محمود احمدی‌نژاد و میرحسین موسوی در تاریخ ۱۳ خرداد ۱۳۸۸، احمدی نژاد اتهاماتی را به خانوادهٔ هاشمی رفسنجانی وارد ساخت. هاشمی نیز تنها سه روز قبل از انتخابات و در یک نامه سرگشاده به خامنه‌ای، ادعاهای احمدی‌نژاد را «دروغ، تهمت و خلاف‌گویی» خواند.

    اما آنچه بیشتر از همه حائز اهمیت بود نامه هاشمی رفسنجانی به رهبر انقلاب بود که بدون سلام و تحیت آغاز و با شدیدترین هجمه ها و کنایات و تلویحات، ادامه و با خط و نشان های خارج از شئون سیاسی و انقلابی پایان یافت. هاشمی در این نامه که شباهت بسیاری با نامه مرحوم منتظری به ایت ا… خمینی بود که بنا به اظهار خود منتظری این نامه خواب را از چشمان خمینی ربوده بود- داشت موجی از انتقاد و تعجب را در میان گروه ها و شخصیت های سیاسی به همراه داشت. متن این نامه که به دلیل اهمیت تاریخی شرح است:

    «مقام معظم رهبری آیت ‌الله خامنه‌ای زیده عزّه
    متأسفانه اظهارات عاری از حقیقت و غیرمسئولانه آقای احمدی‌نژاد در جریان مناظره با مهندس موسوی و مقدمه‌چینی‌های قبل و حوادث بعد از آن، خاطرات تلخ اظهارات و اقدامات منافقان و گروهک‌‌های ضدانقلاب در سالهای اول بعد از پیروزی انقلاب و نیز تهمت‌زدن‌ها در انتخابات ۸۴ و انتخابات مجلس ششم ولجن‌‌پراکنی‌های باند پالیزدار که در دادگاه محکوم شده را به نمایش گذاشت و از آنجا که بخشی از این اظهارات قبلاً در رسانه‌های دولتی و آتش تهیه آن در سخنرانی مشهد مقدس مطرح شده، ادعای اینکه مطالب او تحت تأثیر فضای مناظره گفته شده و فاقد برنامه‌ریزی قبلی است، پذیرفتنی نیست و گویا برای تحت‌الشعاع قرادادن گزارشهای مستند و مکرر دیوان محاسبات در خصوص مفقودالاثر بودن یک میلیارد دلار و ارتکاب چند هزار تخلّف در اجرای بودجه‌ها می‌باشد و شاید هم رقیب اصلی خود را افتخارات ربع قرن انقلاب اسلامی می‌داند.دهها میلیون نفر در داخل و خارج ناظر دروغ‌پردازیها و خلافگویی‌هایی بودند که برخلاف شرع و قانون و اخلاق و انصاف، افتخارات نظام اسلامی‌مان را نشانه گرفته بود.
    زیر سئوال بردن تصمیمات بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و تلاشهای امام راحل و مردم مسلمان و متعهد و روحانیت عظیم‌القدر که در نیم قرن گذشته با مجاهدت‌های خویش توانستند بنای باشکوه نظام اسلامی را ایجاد و مستقر و بالنده کنند، از این بدتر نمی‌شد. دوران مشعشعی که خود شما پشت سر امام(ره) در قامت مجاهد پیشتاز، رئیس‌جمهور و نهایتاً رهبری نظام نقش و مسئولیت‌های ممتازی بعهده داشته‌اید.نقطه قابل توجه دراین تهمت‌ها این است که غیرمستقیم، مقام ولایت در زمان رهبری امام راحل و جناب‌عالی که هادی دولت‌ها بوده‌اید و با اظهارات صریح، مدیریت‌ها را مورد تأیید و تحسین قرارداده‌اید، نشانه گرفته است.
    بعد از جریان شوم ۱۴ اسفندماه ۱۳۵۹ با ارشاد امام و بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، شهید مظلوم دکتر بهشتی و جناب‌عالی و اینجانب که در شعارهای مردمی به عنوان «سه یاور خمینی» شناخته شده بودیم، با همراهی نیروهای انقلابی و بخصوص نمایندگان متعهد مجلس اول و حزب جمهوری اسلامی توانستیم در جهت زدودن غبارهای ابهامات و سم‌پاشی‌ها اقدامات مؤثری انجام دهیم و امام راحل درد آشنا با تشکیل گروه حقیقت‌یاب و داور، بخشی از حقایق را آشکار ‌کردند. نتایج آن، آگاهی بیشتر مردم و رسوایی فتنه‌گران و در نهایت نجات کشور از خطری بود که دشمنان استکباری و ضد انقلاب طراحی کرده بودند. البته اینجانب قصد ندارم که دولت موجود را مثل دولت بنی‌صدر معرفی کنم و یا سرنوشتی شبیه آن دولت را برای این دولت بخواهم، بلکه مقصود این است که باید مانع گرفتار شدن کشور به سرنوشت آن روزگار شد. اینجانب برای پرهیز از آلوده‌شدن فضای سیاسی کشور در آستانه انتخابات به تشنجات بیشتر، از عکس‌العمل فوری که مورد انتظار ملت است، خودداری کردم.
    در مراسم بزرگداشت سالگرد امام(ره) به آقای احمدی‌نژاد گفتم که در اظهارات او خلاف‌گویی‌‌های فراوانی وجود داشته و ادعای کذب تماس تلفنی من با یکی از سران عرب و ادعای کارگردانی مبارزات انتخاباتی رقبا و اتهامات ناروا به جمعی از بزرگان نظام، از جمله جناب آقای ناطق نوری و فرزندان من و بدتر از همه زیرسئوال بردن اقدامات امام راحل را یادآوری و پیشنهاد کردم با صراحت اتهام‌های نادرست را پس بگیرد که نیازی به اقدامات قانونی افراد و خانواده‌هایی که ناجوانمردانه و مظلومانه هدف تیرهای ناسزاگویی قرار گرفته‌اند، نباشد. از صدا و سیما هم خواسته شد که فرصتی در اختیار طرفهای ذیحق براساس مقررات سازمان قرار دهد که از خود دفاع نمایند. گرچه در گذشته به بخشی از این اتهامات پاسخ داده شده و رئیس قوه قضاییه وقت جناب آقای یزدی در پایان کار ریاست جمهوری اینجانب، در عمل به اصل ۱۴۲ قانون اساسی رسماً اعلام پاکی و منزّه بودن خانواده رئیس‌جمهور و حتی کم‌شدن دارایی‌ها در دوران مسئولیت را نمودند، ولی تکرار اتهام تکرار جواب را می‌طلبد.

    مع‌الاسف، این دو پیشنهاد خیرخواهانه عملاً پذیرفته نشده و رهبر معظم هم صلاح را در سکوت‌شان دیدند و بی‌شک جامعه و بخصوص نسل جوان نیازمند اطلاع از حقیقت است. حقیقتی که با اعتبار نظام و همدلی ملت ارتباط جدّی دارد و اگر محدود به حق چند نفر بود؛اقدام به نوشتن چنین نامه ای نمی کردم. معتقدم جناب‌عالی بخوبی می‌دانید که اینجانب و بسیاری از بزرگان تأثیرگذار انقلاب و حتی خود جناب‌عالی از دوران مبارزه و سالهای اول انقلاب و در تعدادی از مقاطع مورد تهاجم افراد لاابالی و ضدانقلاب بوده‌ایم و همیشه صبورانه تهمت‌ها و اهانت‌ها را پشت سر گذاشته‌ایم و در دور جدید تهمت‌ها و هجمه‌ها هم از حدود پنج سال پیش تاکنون دندان روی جگر دارم و بخاطر خداوند و مصالح انقلاب و کشور اندوه خویش را مکتوم می‌د‌ارم و از این جهت هم مورد گلایه بسیاری از دلسوزان اسلام و انقلاب و بستگانم قرار می‌گیرم ومهم این است که اینبار این تهمت ها توسط رئیس جمهور و در رسانه ملی مطرح شده است. البته در موقع مناسب انحرافات و حق‌کشی‌های ناگفته انتخابات و اعمال دولت نهم در اختیار مردم و تاریخ قرار خواهد گرفت،
    تاریخ گواه است که اکثریت مردم متعهد و انقلابی مان کمتر تحت تأثیر خلاف‌گوئیها قرار می‌گیرند و دلیل آن آراء افتخارآمیز مردم به اینجانب در آخرین انتخابات مجلس خبرگان رهبری است و نیز خوب می‌دانید که در جریان انتخابات جاری، تاکنون به خاطر مسئولیت های رسمی ام در رسانه ها مطلبی به نفع یا ضرر افراد و جریانهای درگیر در انتخابات نگفته‌ام و در موارد ضروری به کلیاتی مبتنی بر حضور حداکثری مردم در پای صندوقها و سلامت انتخابات اکتفا کرده‌ام و رسماً گفته‌ام برنامه شرکت در انتخابات ندارم. چهار نامزد موجود برای آمدن به صحنه با اطلاع از نظر و سیاست اینجانب از من نظر نخواسته‌اند و بعد از نامزدی هم از اینجانب درخواست حمایت نکرده‌اند و اگر هم در جلساتی بهم رسیده باشیم، چیزی جز همان کلیات فوق‌الذکر را از من نشنیده‌اند و اگر حزب یا گروهی در مورد جهت‌گیری در انتخابات نظر خواسته‌اند، گفته‌ام براساس آیین‌نامه خود عمل کنند و حقیقتاً آنها با تصمیم‌خودشان و همکارانشان در صحنه‌اند و عمل می‌کنند و انصافاً تهمت دست‌نشانده بودن آنان ستم و بی‌حرمتی غیرقابل توجیه است. بجاست که به این حقیقت هم توجه شود که احتمالاً عوامل دولت از نظر اینجانب مطلعند که من ادامه وضع موجود را به صلاح نظام و کشور نمی‌دانم و خود جناب‌عالی هم از این نظر من مطلعید و دلایل آن را هم می‌دانید. ولی این نظر را رسانه‌‌ای نکرده‌ام و خود عوامل دولت در این مورد بزرگ‌نمایی کرده‌اند که هدف بزرگ‌نمایی در آن مناظره روشن شد. با اینهمه بر فرض اینکه اینجانب صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بی‌شک بخشی از مردم و احزاب و جریانها این وضع را بیش از این بر نمی‌تابند و آتش‌فشانهایی که از درون سینه‌های سوزان تغذیه می‌شوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونه‌های آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدانها، خیابانها و دانشگاهها مشاهده می‌کنیم. اگر نظام نخواهد یا نتواند با پدیده‌های زشت و گناه‌آلودی مثل تهمت ها ؛ دروغ‌ها و خلاف‌گوییهای مطرح شده در آن مناظره برخورد کند و اگر مسئولان اجرای قانون نخواهند و یا نتوانند به تخلّف‌های صریح خلاف قانون در اعلان افراد به عنوان فاسد که فقط بعد از اثبات تخلّف در دادگاه قابل اعلان است، رسیدگی کنند و اگر فردی در موقعیت ریاست جمهوری بدون مراعات ‌شأن منصب مقدسش خود را مجاز به ارتکاب چنین گناهان کبیره و اخلاق‌شکن علیرغم سوگند به مراعات شرع و قانون بداند، چگونه می‌توانیم خود را از پیروان نظام مقدس اسلامی بدانیم؟
    رهبری معظم انقلاب؛
    اکنون که امام راحل (ره) آن پیر فرزانه و حلّال مشکلات و ملجاء همه و یار صبور و دیرینه هر دوی ما آیت‌الله شهید مظلوم دکتر بهشتی و بسیاری از همسنگران قدیم که یا به فیض عظمای شهادت رسیدند و یا به دیار باقی شتافتند ؛ در بین ما حضور ندارند، شما مانده‌اید و من و معدودی از یاران و همفکران قدیم. از جناب‌عالی با توجه به مقام و مسئولیت و شخصیت‌تان انتظار است برای حل این مشکل و برای رفع فتنه‌های خطرناک و خاموش کردن آتشی که هم اکنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه که صلاح می‌دانید اقدام مؤثری بنمایید و مانع شعله‌ورتر شدن این آتش در جریان انتخابات و پس از آن شوید. لذا در فرصت باقی‌مانده ضروری به نظر می‌رسد خواسته حق حضرت‌عالی و مردم در خصوص انجام انتخاباتی سالم و پرابهت و حداکثری تحقق یابد. کاری که می‌تواند عامل نجات کشور از خطر و باعث تحکیم وحدت ملی و اعتماد عمومی باشد و فتنه‌گران نتوانند با حدس و گمان نصّ پیامتان در مشهد و در مرقد امام راحل را با هوس خود تحریف کنند و با نادیده گرفتن قانون، بنزین بر آتش‌افروخته بریزند.

    سر چشمه شاید گرفتن به بیل ، چو پر شد نشاید گرفتن به پیل
    دوست، همراه، و هم سنگر دیروز، امروز و فردایتان
    اکبر هاشمی رفسنجانی»

    در روز ۲۶ تیرماه ۱۳۸۸، هاشمی سکوت غیر معمول خود پس از انتخابات را شکست. او در خطبه‌های نماز جمعه تهران (۲۶ تیر ۱۳۸۸) شورای نگهبان را به ازدست دادن فرصت متهم کرد. نتایج انتخابات را از دید مردم مشکوک و تردیدآمیز خواند و از حاکمیت خواست تا با آزادکردن زندانیان سیاسی، اعتماد را به مردم بازگرداند.اجتماع دو و نیم میلیون نفر از نمازگزاران و معترضان حاضر (پرازدحام‌ترین نماز جمعه تاریخ ایران)، با دخالت حکومت به درگیری کشیده شد. هاشمی که از ۱۲ تیرماه ۱۳۶۰ امام جمعه موقت تهران بود و با بیش از ۴۰۰ بار اقامه، رکورددار امامت جمعه تهران بود،پس از این روز این سمت را ترک گفت.

    خیابان انقلاب (تهران) در جریان نماز جمعه تهران (۲۶ تیر ۱۳۸۸)

    هاشمی پس از آن در مناسبت دیگری گفت:

    اگر مردم ما را بخواهند حکومت می‌کنیم و اگر نخواهند می‌رویم. حکومت پول دارد. نیرو دارد می‌تواند در خیابان آدم جمع کند ولی گروه مقابل یک عده استاد، دانشجو کارگر، مدیر، صنعت گر هستند و درست نبود که بسیج و سپاه در مقابل مردم قرار داده شوند… چطور می‌شود میلیونها نفر در خیابان بیانند و بگویند در انتخابات تقلب شده‌است و به انتخابات تردید نکرد؟

    از آن پس هاشمی همسو با سران فتنه خوانده‌شد. نزدیکانش به ویژه فائزه هاشمی و مهدی هاشمی دستگیر و یا تهدید به دستگیری شدند و کنترل او بر دانشگاه آزاد اسلامی به چالش کشیده شد از سوی دیگر با اعلام کاندیداتوری مهدوی کنیبرای ریاست خبرگان در سال ۱۳۸۹، هاشمی از کاندیداتوری برای این سمت نیز استعفا داد و ریاست مجلس خبرگان را به مهدوی کنی واگذار کرد.وب سایت وی نیز در دی ماه ۱۳۹۰ مسدود شد و تا مدت شش ماه خارج از دسترس بود.

    گرچه علی خامنه‌ای در سخنرانی نوروزی خود در مشهد گفت که وی همچون سایر مردم تنها یک رای دارد که آنرا هم مخفی به صندوق می‌اندازد، اما گزارشات متعددی از نقض بی طرفی توسط سازمانهای تحت امر وی به نفع محمود احمدی نژاد منتشر شد. حضور هواداران دولت در صدا و سیما و انتشار و تنظیم اخبار به نفع وی، پوشش دادن سفرهای استانی او تا هفته‌های منتهی به انتخابات از جمله اقدامات صداوسیما بود. این رسانه حتی تا انتشار اخبار دروغ از زبان مراجع تقلید هم پیش رفت که از سوی آنان تکذیب شد. پس از مناظره های جنجالی انتخابات ریاست جمهوری دهم ایران، هاشمی رفسنجانی در اعتراض به سخنان احمدی نژاد در مناظره با موسوی اقدام به نوشتن نامه ای به خامنه ای کرد. پرتاب موشک بالسیتک همزمان با سفر وی به سمنان یکی دیگر از اقداماتی بود که شائبه حمایت از احمدی نژاد داشت. رسانه‌های متن اظهارات منسوب به نماینده خامنه‌ای در سپاه را منتشر کردند که وی رای و نظر خامنه‌ای را احمدی نژاد دانسته بود گرچه سپاه اظهارات منسوب به وی را تکذیب کرد. همچون سایر انتخابات‌ها دراین دوره نیز شورای نگهبان بدون دلیل موجه عده‌ای از داوطلبان را رد صلاحیت کرد.رفعت بیات، اکبر اعلمی و قاسم شعله‌سعدی از آن جمله‌اند.

    علی خامنه ای در نماز جمعه تاریخی بعد از انتخابات در خطبه دوم خود گفتند :

    من با شناخت بیش از ۵۰ ساله خود از آقای هاشمی رفسنجانی و خدمات وی به انقلاب و نظام ؛ آقای هاشمی رفسنجانی در دوران مبارزه با رژیم ستم شاهی از اصلی‌ترین و جدی ترین افراد نهضت و بعد از انقلاب هم از مؤثرترین شخصیتهای همراه امام بوده و بارها تا مرز شهادت پیش رفته است ضمن اینکه پس از رحلت امام بزرگوار هم، تا امروز در کنار رهبری بوده است.

    رهبر انقلاب اسلامی افزودند: آقای هاشمی قبل از انقلاب، اموال خود را صرف مبارزه می کرد و در ۳۰ سال اخیر هم با به عهده گرفتن مسئولیت های فراوان، در حساس ترین مقاطع در خدمت انقلاب و نظام بوده و هرگز از انقلاب برای خودش، مالی نیاندوخته است و مردم باید به این حقایق توجه داشته باشند.

    حضرت آیت الله خامنه ای در عین حال به اختلاف نظر طبیعی خود با آقای هاشمی رفسنجانی در موارد متعدد اشاره کردند و افزودند: این اختلاف نظر طبیعی است و مردم نباید دچار توهم شوند و به گونه ای دیگر فکر کنند.

    خامنه ای به صراحت گفت : میان آقای هاشمی و رئیس جمهور نیز از سال ۸۴ اختلاف نظرهای متعددی درباره مسائل خارجی، نحوه اجرای عدالت اجتماعی و برخی مسائل فرهنگی وجود دارد که البته نظر رئیس‌جمهور به نظر بنده نزدیک‌تر است.

    این اعتراف و گفته ضربه سنگین به اعتبار و شخصیت سیاسی واجتماعی هاشمی رفسنجانی وارد کرد در حقیقت میتوان گفت که او را زمین گیر نمود چنانچه شواهد پیداست بعد از آن تاریخ رفسنجانی وخانواده اش مرود شدیترین حملات و هتک ها قرار گرفتند و در حال حاظر نیز کم وبیش همچنان ادامه دارد هم اکنون مهدی هاشمی با قید وثیقه آزاد و فائزه رفسنجانی در پشت میله های اوین دوران محکومت خود را می گذراند .

    اکنون بنظر میرسد این دمل چرکین که هاشمی را تا مرحله مرگ سیاسی واجتماعی پیش برد دهن باز کرده و آقای هاشمی بنظر می رسد بهترین زمان را برای از میان برداشتن این غده های چرکین برگزیده باشد .

    همگان خوب میدانند اگر محمود احمدی نژاد زمین بخورد شخص علی خامنه ای زمین خورده است. با توجه به آنچه فوقاً اشاره رفت کسی نمیتواند منکر حمایت های علی خامنه ای از احمدی نژاد چه در ظاهر وچه درنهان بشود .

    اخیرً محمود احمدی نژاد در مجلس شورای اسلامی در جلسه استیضاح شیخ الاسلامی دست به اعتراف بر علیه خانواده لاریجانی ها زد و این باعث ایجاد تنش های عمیق بین سران قوا گردید و رهبرجمهوری اسلامی را مجبور به ایجاد واکنش نمود همۀ این درگیری های جناحی میدان تاخت وتاز را برای هاشمی رفسنجانی هموار تر کرده اونیز با درایت وتدبیر از اینها برای ذلیل کردن مهر های اصلی و کلیدی مخالف خود بهره می جوید .

    عی اکبر هاشمی رفسنجانی در تازه ترین واکنش خود در مصاحبه با ایلنا اسلامیت را در کنار جمهوریت با زیرکی تمام نادیده انگاشته وچنین گفته است :۱۳۹۱-۱۲-۰۲

    جمهوریت و آزادی خواسته‌ اصلی مردم است

    اداره کشور را نباید به دست حوادث و اتفاقات سپرد/بایدضمن پذیرش اشتباهات و خطاها و جبران سوءتدبیر و مدیریت‌ها، خواست‌های به حق مردم و شهدا و خانواده‌هایشان را محقق کنیم.

    رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در دیدار اعضای شورای مرکزی و مسئولین استانی حزب اعتدال و توسعه با تبریک ولادت امام حسن عسگری(ع)، به مظلومیت و غربت این امام اشاره کرد و گفت: امیدواریم با فراگیر شدن امنیت و توسعه در کشور عراق زائران این امام عزیز بتوانند با آسودگی و امنیت به زیارت مضجع ائمه معصوم در سامرا بروند.

    به گزارش ایلنا، هاشمی رفسنجانی در بخش دیگری از سخنانش اعتدال و توسعه را دو ضرورت ارزشمند و مهم برای پیشرفت کشور خواند و با اشاره به جایگاه و اهمیت احزاب برای اداره کشور افزود: اعتدال و توسعه در حال حاضر دو حلقه مفقوده پیشرفت و تعالی ایران اسلامی است و جای این نیازهای اساسی را شعارها و ادعاهای بزرگ گرفته است.

    عضو مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه اگرچه انقلاب اسلامی بدون احزاب شکل گرفت و به پیروزی رسید، اما اداره کشور از همان روز اول بدون تشکّل و حزب آسان نبود، به همین دلیل بیشتر اعضای کابینه دولت موقت از نهضت آزادی و دولت‌ها و انتخابات بعدی با حضور قدرتمند حزب جمهوری اسلامی شکل گرفت.

    رفسنجانی، اداره کشور را با عقل جمعی موفق دانست و گفت: اگر اداره یک کشور متکی به افراد و جریان‌های خاص شود، نتیجه آن وضع کنونی خواهد بود که هیچ کس مسئولیت مشکلات و معضلات را پذیرا نیست.

    رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام،و انقلاب را نعمت و حجت خداوند بر مردم و دوستداران اهل بیت(ع) دانست و تأکید کرد: شهدا، ایثارگران و بسیاری از انسان‌های پاک‌باخته، ارزشمندترین دارایی خود را که جانشان بود برای تحقق و حفظ نظام اسلامی هدیه کردند و بر ما واجب است که کفران‌نعمت نکنیم و ضمن پذیرش اشتباهات و خطاها و جبران سوءتدبیر و مدیریت‌ها، خواست‌های به حق مردم و شهدا و خانواده‌هایشان را محقق کنیم.

    آیت‌الله هاشمی رفسنجانی جمهوریت و آزادی را از خواسته‌های اصلی مردم و مبارزان انقلاب اسلامی خواند و افزود: جمهوریت و آزادی بدون تحزب واقعی و قدرتمند، آسان و موافق نخواهد بود و اگر قرار است به مردم تکیه کنیم و آنها در اداره کشور دخیل باشند، این امر جز در قالب انسجام و هماهنگی حزبی محقق نخواهد شد.

    عضو مجلس خبرگان رهبری، خطاب به احزاب یادآور شد: مسئولان تشکّل‌ها وا حزاب باید تقویت انسجام تشکیلاتی، آموزش حزبی، کادرسازی و برنامه‌محوری را وجهه همّت خود قرار دهند و با امید و نشاط و صبر و بردباری بر تحولات کشور تأثیر بگذارند.

    هاشمی رفسنجانی با بیان اینکه اداره کشور را نباید به دست حوادث و اتفاقات سپرد، گفت: پشتوانه تشکیلاتی و حزبی قوای مجریه و مقننه به شکل‌گیری دولت و مجلس کارشناس، کارآمد و مسئولیت‌پذیر خواهد انجامید.

    رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام آینده کشور را در صورت بهره‌گیری و میدان‌داری احزاب مسئول، شناسنامه‌دار و قانونمند، تضمین شده خواند و تأکید کرد: امیدواریم با میدان‌داری احزاب مردمی، فراگیر و قدرتمند کشور به تدریج از شرّ شرارت‌های داخلی و خارجی رها و مسیر توسعه، رفاه و پیشرفت هموار گردد.

    باید منتظر حرکت های بعدی و مهم هاشمی و طیف وابسته به ایشان بود .

    شنیده های حاکیست یاسر هاشمی فرزند علی اکبر رفسنجانی کمپینی برای دعوت از اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به منظور نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری آینده ایران تشکیل شده است.

    یاسر هاشمی فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی، بانی این کمپین را بوده است . در این کمپین شماری از سیاستمداران، روزنامه نگاران و بازرگانان حضور دارند. او می خواهد برای علی اکبر از مردم بیعت بگیرد نه از رهبری !

    گفته می شود این کمپین در روزهای آینده فعالیت خود را آغاز خواهد کرد.

    در همین رابطه، معاونت سیاسی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در بخشنامه ای که به بخش های مختلف این سازمان ارسال کرده، خواسته است که لقب ”آیت الله” پیش از ذکر نام هاشمی رفسنجانی، آورده شود. این بخشنامه خواستار آن شده است که ضمن مد نظر گرفتن سوابق هاشمی رفسنجانی، از پخش هرگونه برنامه تخریبی علیه او خوددرای شود.

    آیا رهبرآینده ایران در صورت ماندگاری جمهوری اسلامی کسی غیر از رفسنجانی است ؟

     
  13. آرزو میکنم اسیبی نبینید.و کاش باور میکردم که توافقی در پیش است.خیلی نا امیدم.

     
  14. سلام اقای نوریزاد.فکرمیکنم سرانجام جام زهردیگری نوشیده شود ولی ایا تا این نظام //// سرکاراست مردم روی خوشی خواهنددیدهرگز.اقای نوریزاد مردم میهن افسردگی شدید دارند همه سردرگریبان واندوهناک فقط روزخودرا میگذرانند.حتی انهایی که وضع اقتصادی خوبی دارند نیز روزگارخوشی ندارند.اعلامیه های ترحیم را که میبینم میگویم خوش بحالتان! رفتید و راحت شدید! این جمله را از خیلیها شنیده ام. ازطرف دیگرطاقت دوری ازاین اب وخاک را نداریم معلوم نیست اگرمهاجرت کنیم خوشبخت شویم واز فکرنابسامانیهای ایران دراییم.فقط می دانم نسل من که درگیرجنگ وبدبختی و مسایل بعد ازان بود بیچاره شد.من یک پزشکم ومشکل اقتصادی ندارم ولی اینکه میبینم کشورم بدست چه افراد نالایقی افتاده شب وروزرنج میکشم.خانواده ام میگویندجلو دیگران حرف نزن اما مگر میشود دید و سکوت کرد. مشکل ملت با سازش با امریکا حل نخواهد شد جزاینکه اقایان روحانی و طلبه به جایگاه سابق خود برگردند و نظامی واقعا دموکراتیک حاکم شود وقانون اساسی بطورکلی تغییرکند وگرنه هیچ امیدی وجودنخواهد داشت.باسپاس

     
  15. جناب آقای نوری زاد،
    نزدیک به ۳۳ سال از وقایع سال ۱۳۵۷ می گذرد، این ۳۳ سال کابوسی وحشتناک برای ملت نجیب، زجر کش، ستم کش و زود باور ایران بوده است، که البته به این
    زودی هایم تمام شدنی نیست،،،،
    از نظر من تمام این بدبختی های ملت شریف ایران و ظلم ها و جنایتهای که به آنها
    شده مقصرش فقط رهبران رژیم نیست، بلکه من بیشترین گناه را در به اصطلاح
    روشنفکران و رهبران سیاسی کشورمان میدانم، اگر از همان سالهای ۵۰ شروع کنیم امثالی چون سنجابی، سحابی ها، بازرگان،یزدی، فروهر،حاج سید جوادی، بنی صدر، رهبران مجاهدین، فدائیان،توده، که دست در دست امپریالیسم گذاشتند و
    حکومت مطلوب استعمار را که طرحش را از اوایل سالهای ۱۹۷۰ ریخته بودند به روی کار آوردند،،،حکومت شاه درست است که دست نشانده استعمار بود ولی دیگر به درد امپریالیسم و صهیونیزم برای برنامه ۷۵ تا ۱۰۰ سال آنها نمیخورد، و بهترین رژیم برای استعمار یک حکومت مذهبی است که به نام خدا هر جنایتی را بتوان انجام داد،، الان ملاحظه کنید نتایج این بهار عربی بجز روی کار آوردن حکومت های اسلامی چیز دیگری نیست ؛؛؛ و اگر فکر میکنید درایران رژیم عوض خواهد شد در اشتباه کاملأ محض هستید، بزک خواهند کرد، امثالی را چون خاتمی ، موسوی و کروبی در آب نمک خوابانده اند ولی رژیم اسلامی حداقل برای ۳۰ سال آینده نیز تصویب شده است ، و به اصطلاح روشنفکرانی خود فروخته و یا نادان امثال شما و یا خاتمی، موسوی و کروبی در کمک به امپریالیسم برای حفظ رژیم اسلامی از هیچ کمکی دریغ نخواهند کرد ، و واقعأ من امپریالیست را تحسین میکنم که چقدر باهوش و استعداد کامل اهداف خود را با کمک افراد خود فروخته کشورهای تحت استعمار به جلو می برنند،،،ولی ازطرف دیگر واقعأ تاسف بار و خجالت بار است که در کشورمان رهبران آگاه، ملی گرا، مستقل نداریم، و حالا شما می آیید و می گویید کاش انقلاب نکرده بودیم؛؛؛؛ این حرف شما کاملأ مسخره و خنده آور است ، مگر انقلاب خواسته شما بود که بکنید یا نکیند ،،، تغیر رژیم در ایران ۱٫٫٪ خواسته امپریالیست عاقل ، باهوش و آینده نگر بود و امثال شما ها در سال ۵۷ بازیگری بیش نبودید و الان هم امثال شماها بازیگران بسیار خود فروخته ، آگاهانه ویا نا آگاهانه، در کمک به استعمار هستید،،
    گفتنی ها بسیار زیاد است ولی اگر شما مردانه بدون گریز از حقایق واقعی حاضر به مباحثه و درج آنها در وبسایت خود هستید مرا مطلع کنید و گر نه محض خدا و ملت مظلوم ایران خاموش شوید و بیشتر از این خیانت و جنایت را ادامه ندهید،،،

    ——————————-

    سلام امیرگرامی

    برای آزادی ایران عزیز خیلی ها تلاش می کنند. ومن نیز. ما را درست این است که مخالفان خود را تحمل کنیم. مرا ومارا تحمل کنید. البته قبول دارم که: خائنان را نه. اما کسی را که برای رهایی ایران تلاش می کند خائن ندانید. خائن کسی است که ایران را وابسته وسربزیرمی خواهد. من شخصا که اینگونه نیستم. پس مرا با همه ی اختلاف نظرهایی که با من دارید تحمل کنید . تحمل. تحمل همراهان مختلف راز پیروزی ما خواهد بود.
    با احترام

     
  16. تا بیاد داریم استبداد داخلی جاده صاف کن استعمار خارجی بوده. اینست که امیر کبیرها را به تبعید و رگ زدن و میرحسین هارا به حصر روانه میکنند تا عطش باقی ماندن در قدرت را چند روزی بیشتر سیراب کنند. اما بدانند که این هم فقط چند روزی است و دور نخواهد بود که پس از لیسیدن کفش جنایتکاران استعمار گر به مانند صدام حسین و قذافی از حفره زیر زمین و زیر پل بیرون کشیده می شوند و بدست همان استعمارگران با خفت به زندگی ننگین شان خاتمه داده می شود. پس بدانند راهی که انتخاب کرده اند به چاه میرسد و تا دیر نشده از آن عقب نشینی کرده، شجاعانه از مردم عذر خواهی کنند به حصر و حبس ها پایان دهند، دست قدرت طلبان نامشروع را از مناصب قدرت قطع و حقوق اساسی مردم را با بازگشت به قانون مسترد کنند.

     
  17. آقای نوریزاد عزیز
    من تصور نمی کنم که حل مشکل کشور وب ه نوعی ایشان با رضایت دادن به مذاکره با غرب و آمریکا حل شود … سیاستهای نادرست و پر از اشتباه ایشان بخصوص در مسئله هسته ای و همین طور داخلی کار را به جایی رسانده که طرفهای مقابل به راحتی از مواضع سخت و یکطرفه کوتاه نخواهند آمد … متاسفانه ایشان در یک دام بزرگ سیاسی افتاده اند. ایشان با برآوردی خام و پیش بینی سراسر اشتباه قماری کردند که نتیجه آن جز عقب افتادگی و خسران کشور و ملت نیست.

     
  18. آقاي نوريزاد عزيز ، اگر توافقاتي در اين مذاكرات نيز حاصل شود و سايه خطر حمله نظامي حتي موقت از سر كشور و مردم كنار رود ، هر چند خود اتفاق ميموني است اما چه كنيم با حال و روز رو به موت دموكراسي در كشور . بي گمان نبايد از امريكا و … انتظار مطالبه دموكراسي از حاكمان ايران براي اين مردمان را داشته باشيم . نگرانم ، نگران از القاي تفكري در جامعه كه پنداري مذاكره و رابطه با آمريكا يعني پايان مصائب و آغاز روزهاي خوش . همانگونه كه سالها با شعار انرژي هسته اي حق مسلم ماست اين مردم غفلت زده را در رويايي ساختگي و پوچ نگاه داشتند . همان طور كه در تمامي آن ايام و اين ايام مردم نخواستند و نمي خواهند كه نگاهي به حال و روز كشوري چون كره شمالي داشته باشند ، يقين فردا نيز ملت در سايه اين توافقات و وعده هاي ناشي از آن ، مطالبات اساسي و بنيادين خويش را از ياد خواهند برد .

    ———————

    سلام دوست دربندم
    من صمیمانه با دریافت ها ونگرانی های شما همراهم
    همینگونه است که شما می فرمایید
    با احترام
    .

     
  19. آقاي نوريزاد عزيز ، اگر توافقاتي در اين مذاكرات نيز حاصل شود و سايه خطر حمله نظامي حتي موقت از سر كشور و مردم كنار رود ، هر چند خود اتفاق ميموني است اما چه كنيم با حال و روز رو به موت دموكراسي در كشور . بي گمان نبايد از امريكا و … انتظار مطالبه دموكراسي از حاكمان ايران براي اين مردمان را داشته باشيم . نگرانم ، نگران از القاي تفكري در جامعه كه پنداري مذاكره و رابطه با آمريكا يعني پايان مصائب و آغاز روزهاي خوش . همانگونه كه سالها با شعار انرژي هسته اي حق مسلم ماست اين مردم غفلت زده را در رويايي ساختگي و پوچ نگاه داشتند . همان طور كه در تمامي آن ايام و اين ايام مردم نخواستند و نمي خواهند كه نگاهي به حال و روز كشوري چون كره شمالي داشته باشند ، يقين فردا نيز ملت در سايه اين توافقات و وعده هاي ناشي از آن ، مطالبات اساسي و بنيادين خويش را از ياد خواهند برد .

     
  20. داداش - باجی

    درود درود بر نوری زاد

     
  21. جناب نوری زاد با عرض سلام
    جناب رهبر از زمان منتصب شدن به رهبری توسط بالای 70 سالگان خبرگان دارند با آمریکا مذاکره میکنند. اما ظاهرا این بنده خدا بنا به دلایل نامعلومی – حد اقل برای اینجانب – از ایران و ایرانی کدورتی عمیق دارد لذا در مذاکرات خود با آمریکا به نحوی عمل میکند که ایرن و ایرانی روز بروز مشکل دار شود و همچنین دین گریزی تشویق شود.مضافا اینکه هر دولتی که برامده از رای واقعی مردم باشد و برای مردم باشد از مذاکره کنندگان اینچنینی به جهت منافع مملکت و مردمش استقبال میکند و کمال استفاده را میبرد، حال چرا آمریکا این کار را نکند!!!
    خوب معلوم است آمریکا هم از مذاکره چندین ساله با چنین منتصب شده ا ئی نه تنها مسرور است بلکه ادامه این وضعیت را تشویق هم میکند.
    در پایان عرایضم، در آخر این مردم هستند که باید بخود آیند و تصمیمی جدی برای مذاکره کننده خود بگیرند.

    انشا…خداوند بزرگ و یکتا بشریت را از شر شیطان و یزیدان و فروعنیان زمان در امان بدارد.
    پاینده ایران
    حسین

     
  22. دلش تنګ نشده روابط بشت برده سیاسی رو دیده

     
  23. نه قربونت اینا اگه لازم بدونن برای حفظ جونشون من و تو رو هم میفروشن ، با خود شخص شیطان هم دست میدن ،ولو اینکه تمام مردم ایران اعتراض کنن . اینا میخوان باج به آمریکا بدن که به مردم باج ندن، حرف من و شما و نوری زاد هم هیچ تاثیری تو تصمیمشون نداره
    فقط حفظ قدرت ، به هر قیمتی

     
  24. اقای نوریزادلطفا بفرمایید 22بهمن وغیره درراهپیمایی چه شعاری خواهیم داد؟به چه کسی مرگ خواهیم فرستاد؟ایا مردم نمی گویندماراد این 30سال به تمسخرگرفتید وشیطان بزرگ به یک باره دوست شد؟دراین سیستم فعلی رابطه باامریکا شدنی نیست.مطمئن باشید.ماروی خوش نخواهیم دید همانگونه که پدرانمان خوشی ندیدند.ماهم نسل سوخته ایم همانطور که پدرانمان سوختند

     
  25. امیدوارم که هر چه زودتر به این مصائبی که بر شمردید دچار شویم .مرگ یکبار شیون هم یکبار.دوست عزیز نکنه فکر کردی ما داریم زندگی میکنیم.پاتو بذار بیرون مرز فرق بین زنده بودن و زندگی کردن رو میفهمی.

     
  26. مذاکره بکنه مگه امریکا میذاره این آقا و تیمش به امپراطوری برسن عزیز ؟ نــــــــه حقوق بشر پشتش میاد البته اگه این موضوع پشتش باشه که عالیه اما خب به هر حال به این سادگی هم نیست که حالا با امریکا مذاکره کرد دیگه همه چیز تمام میشه نه اینطوریم نیست

     
  27. تنهای تنهای تنها

    نوری زاد جان
    حالا که ///// داره میاد پایین ترا خدا پشیمونش نکن.

     
  28. آقای نوری زاد عزیز اگر هم این مذاکره و تفاهم انجام شود مطمئن باشد که برقرار نخواهد ماند چرا که نظام حتمن به دنباله هدف خود که ما و شما میدانیم چیست خواهد رفت و صدای ان ناگهان از اخبار خارجی بلند خواهد شد .

     
  29. یا رب مباد که /// معتبر شود گر معتبر شود ایرانی بی پدر شود

     
  30. مخالفت یا رضایت یا اجبار به مذاکره، نتیجه یکی است: حکومت فعلی ایران اگر بخواهد هم نمی تواند منافع ایران و ایرانی را تامین کند:
    1. ساختار و شخصیت حکومت بدلیل ماهیت غیر دموکراتیک و غیر مردمی، نیازهای واقعی مردم را نمی داند
    2. به دلیل نوع حکومت و حاکمین، با دنیای امروز و معیارهای ان، اشنایی ندارد و قدرت تشخیص منافع ملی را ندارد
    3. پایگاه علمی و تخصصی یا حزبی ندارد و تصمیماتش بیشتر در محفلهای خودمانی گرفته می شود
    4.ملیت را موضوع درجه چندم می داند
    5. تصمیم گیران، خلع ید و حق اظهار نظر در مسائل اصلی کشور را ندارند
    6. برخی مسائل را تابو میداند ولو به ضرر مردم و پرهزینه باشد
    7. همه فضاها(سیاسی، اجتماعی، اقتصادی….) را بکر و دست نخورده، نگه می دارد تا بتوان هر نقشی و هر تصمیمی را در ان شاهکار و نمود ترقی تعریف کرد
    8. نحوه تعامل با دنیا را نمی داند و سیاستش مبتنی بر نفی همه است و بسیار هزینه دار
    9.قدرت نظامی را مبنی امنیت می داند و فراتر از نیازهای غیرنطامی کشور و همه چیز متاثر از ان

    ———————

    تشکردوست خوب ما
    به نکته های خوبی اشاره فرمودید
    سپاس

    .

     
  31. درود
    بابا بی خیال این یکی رو نمی گفتی . اینا لجبازن برای اینی که حرف تو یکی درست در نیاد پشیمون میشن داداش

     
  32. با سلام
    به نظر این حقیر کم سن و سال , روحانیون حاضر در قدرت حرکات سیاسی خود را به وقایع صدر اسلام نگاشت می کنند . به عنوان مثال امام خمینی برگرفته از واقعه ی عاشورا , شعار جنگ جتگ تا پیروزی سرداد و زمانیکه اعلام کردند شانسی برای پیروزی بر صدام نداریم مشابه امام حسن صلح را برای حفظ خون مسلمین پذیرفت .
    اما امروز آقای خامنه ای صفین را به قصد نهروان ترک می کنند . موج تشبیه کردن آقای احمدی نژاد به آقای بنی صدر خیلی زود شروع شده است . اما به عقیده ی بنده آقای خامنه ای مردم را مسبب عقب نشینی در برابر آمریکا می داند و وقایع سوریه را هم در ذهن دارد . لذا انتقامی سخت در انتظار مردم خواهد بود و در ازای اندک بهبودی در شرایط اقتصادی و معیشتی مردم , چندین برابر آزادی های سیاسی و اجتماعی را محدود خواهند کرد

     
  33. ///// ما هنوز در انبار مقادیر زیادی از انقلابمان مانده که صادر نکرده ایم ما باید انقلابمان را به تگزاس صادر میکردیم که اگر آقا مذاکره کند در بازارهای جهانی انقلاب ما از مفت هم مفت تر خواهد شد .آقای نوریزاد مگر نمی دانی که رهبر عاقل است و نمی گذارد شاخص های بورس ولایت فقیه افت کند.

     
  34. farzandeh eeleh bozorgeh ghasghaee

    همین خواهد شد . ولی فکرمیکنم تا زمانی که این قبیله برسر قدرت هستند تغییری در وضعیت مردم نخواهد بود.خودتون میدونید مشکل فقط ارتباط با آمریکا نیست. وجود این تفکرات فسیل شده برسر قدرت و ارزش نداشتن مردم- نظر مردم-عقیده مردم- رای مردم و………………. مردم …… مردم ونهایتا ” انسانیت است که ایران پیشرفت نخواهد کرد.

     
  35. با سلام به آقای نوری زاد
    شجاعت شما را تحسین میکنم و خوشحالم که به دامان حقیقت و ملت بازگشتید.
    به دامان ملتی که همه چیزش را داد، خون داد، جون داد، مال داد و ….. تا انقلاب کرد و مشتی آخوند //// با برنامه و دسیسه های غرب بر موج خونها و زحمت های آن ملت سوار شدند و از فردای آنروز دیکتاتوری نوین و پیچیده تری را به راه انداختند، مملو از جنایت، آدمکشی، تجاوز، زندان، شلاق، خون، فریاد …….

    باور کنید که ملت هر کسی را باور نمی کند، همانگونه که خاتمی ها را باور نکرد، هادی غفاری ها را باور نکرد، موسوی تبریزی ها را باور نکرد و دهها و دهها را باور نکرد.

    اما مردم شما را باور کرده اند، حقایق شما برای ملت بسیار رهگشا است، در راه خود ثابت قدم باشید.

     
  36. اقای نوری زاد چطور است شما رانمیکشندولی افرادملایمترازشماراجلوی چگین های اقا می اندازند
    ————
    دوست من دلتان برای کشته شدن من تنگ شده؟
    شاید وقتی دیگر این دلتنگی شما برطرف شد

    با احترام.

     
  37. برادر نوری زاد سلام
    مگر نشنیده ای که حفظ نظام از اوجب واجبات است پس چرا تعجب میکنید
    برای حفظ نظام می توان نماز و روزه و حج و جهاد و توحید و خدا را نیز تعطیل کرد چه رسد به دوستی با آمریکا!!!
    امیدوارم در پناه خدای خوب و مهربان همواره سربلند و عزیز باشید

     
  38. با سلام

    به نظر من آقای خامنه ای هرگز مذاکره نخواهد کرد چون //// تا زمین و زمان را به آتش نکشند آرام نمی نشینند اگر موردی سراغ دارید لطفا نام ببرید؟ البته درست است که اوضاع و احوال امروزه بسیار بدتر از چندین جنگ است اما هنوز به مانند عراق و افغانستان و سوریه گرفتار جنگ داخلی و انفجار و مین و … نشده ایم و اگر مردم نجنبند متاسفانه بزودی دچار اوضاع عراق و سوریه و افغانستان … خواهیم شد البته بسیار وحشتناکتر !

     
  39. آقای نوریزاد

    یک خواهش از شما دارم و آن اینکه چه قبول این مذاکرات و بده بستان از روی ذلت باشد و چه از روی جانب حق به خود گرفتن اصل داستان برای ملت اخوند زده //// ایران خبر خوشی هست کما اینکه در قبول قطعنامه 598 ملت به شادی پرداختند و یادمان هست که در بعضی از محله های تهران مردم شیرینی پخش کردند و تنها کسی که جام زهر را خورد حضرت امام بود

    اجازه بده رهبر کار خودش را بکند ما ملت از صلح و آرامش خوشمان می آید مهم نیست ////

     
  40. آقای نوری‌زاد عزیز،

    من یک مقدار کم تجربه در مساله سیاسی دارم و من مقتقدم که تمام سیستمهایی موجود در دنیا از دشمنی با دیگران زندگی‌ میکنند. و سیستم غیر اسلامی ایران هم به همین گونه عمل می‌کند. این سیستم تنگ نظر نمی‌تواند بدون دشمن و دشمن تراشی به زندگی‌ نامبارک خویش ادامه دهد.

     
  41. با احترام به نظر شما، من اصلا فکر نمیکنم علی خامنه ای قصد مذاکره جدی با آمریکا را دارد. دو دلیل برای عدم مذاکره جدی وجود دارد. اول نیاز ذهنی ایشان به مفهومی به نام “دشمن” که مرکز ثقل طرز فکر ایشان است //// ///

     
  42. و البته در ورای این مذاکره ظلم ها همچنان ادامه دارد، شاید حتی راحت تر و … و همسران و فرزندان زندانیان …

     
  43. محـــــــــــمد

    سلام !

    همه اینایی که گفتید تو مملکت ما اتفاق افتاده و داره میفته !!! ؟؟
    اما چه مذاکره کنند و چه نکنند به حال ما ملت تفاوتی نمیکنه ، به شتر گفتن خدا پسری بهت بده .شتر هم گفت پسر و دختر فرقی نداره من بارم رو دوشم هست . بهترین دوران زندگی ما که هدر رفت اما من از همه ی مسئولان در دادگاه عدل الهی شکایت خواهم کرد که چرا و به چه حق با ما این چنین کردند بنام تو و دین تو و پیامبر تو . اونجا دیگه خبری از قلچماق ها نیست که تهمت ناروا و بهتان بد و تهدیدت . .

     
  44. درود بر اقای نوری زاد اقای نوری زاد ما که گفتیم که این حکومت با استالین هیچ فرقی نمیکند ما زیر استعمار هستیم هنوز بگذارید اشتی کنند قلبی که چرکین شد دیگر صاف کردنش محاله اینها فقط با شعور مردم بازی میکنند و خود را همه کاره این مردم میدونند حال مذاکره میکنند وسال 88 تو سر مردم میزنند یارانه میدند سهام میدند ولی گاندی وار میگوییم //// هزار هزار تا هم با امریکا مذاکره کنید مردم فعالان سیاسی و اعتراضی شما را نمی خواهند این پیام به چه صورتی بگوییم این چگونه فریاد بزنیم شما مملکت نادان و بیمار به وجود اوردید ایرانیها شما را نمیخواهند

     
  45. من مست نوشته های توام نوری زاد
    من خارج ازکشورم. بخدا قسم تو با این نوشته هایت اشک من وخواهرم را جاری می کنی. بما رحم کن. ما ازهرچه مسلمان بود بریده بودیم وداشتیم درگوشه غربت باقی عمر خود را به دندان می کشیدیم. تو که آمدی ما به همدیگرنگاه کردیم وبه هم گفتیم ای عجب می شود درمیان مسلمانان آدمهای درستی هم پیدا کرد. آن آدم درست برای ما تویی نوری زاد گرامی. وگرنه ما سالها بود که هرچه دین ومسلمانی بود بوسیده بودیم وکنار گذاشته بودیم. دستت را می بوسم مرد.

     
  46. تنها شرط امام راحل عظیم الشان این بود که ، آمریکا آدم بشود . آدم که شده است هیچ ، یک مسلمان راده هم رئیس جمهور آمریکاست ، شاید هم مسلمان مخفی ، مانند یهودیان مخفی خودمان .

     
  47. سلام

    حالا که ما را خفیف و خوار کردی حالا که در همه دنیا ما قدرت سر بلند کردن نداریم حالا به فکر مذاکره افتادی جناب رهبر، آنهم پنهانی.

    از صفات بد این است که آدم در خفا غیر از ظاهر باشد. ایشان که دیپلمات نبودن در ظاهر حالا در خفا پای میز مذاکره می روند.

    زشت ترین صفت این است که انسان دروغ بگوید و از آن زشتر اینکه انسان پسوند روحانی را یدک بکشد.

     
  48. …you may better show sleeve of a akhond in that picture….

     
  49. این آب و خاک رو به زوال است. انگار مسابقه است برای نابودی آن. کشمکشی احمقانه بین قدرت طلبان، که میدانم، در نهایت این روح و جسم مردم است که پاره پاره میشود که شده است، مردمی خودخواه و دیگرگداز که برایشان هیچ چیز مهم نیست جز منافع خود. به چهره مردم که نگاه میکنم، انگار همه مرده اند. شاید روزی برسد که به جای نوای شادی، صدای قار قار کلاغ ها در کوچه های ما بپیچد. روزی بیاید که جای صدای خروس، زوزه ی گرگها و شغال ها مردم را بیدار کند. امروز جوانی را دیدم که با یک چاقو دستش را خراش میداد و خونش را میمکید و خودش را شیطان پرست معرفی میکرد. آقای نوریزاد! این کشور سالهاست که مرده است. ترس من از آن است که شما بر سر جسد یک مرده، به امید برخاستنش ، نشسته و آوای امید سر میدهید. شاید بهترین راه ساختن یک کشتی نوح است. برای نجات آنها که هنوز زنده اند، هنوز “آدم” اند. شاید همین مهاجرت جوانان ما، همان کشتی نوح است. تا بروند و سالم بمانند و آدم. تا وقتی که آن بلایی که همین زودی ها دامان همه ما را میگیرد، نازل شود، آنها در امان باشند. تا پس از فرو نشستن سیلاب، به سرزمین مخروبه مادری برگردند و سعی کنند آن را آباد کنند. کاش شما و امثال شما هم بروید….

    ——————-

    سلام ساسان گرامی
    چه متن شریف وسرشار ازدرستی واحساس. آمدم بنویسم: کمی امید آن کم است دیدم داستان کشتی نوح را پیش آورده اید. که یعنی: زندگی پس ازاین طوفان ادامه خواهد داشت
    درود به شما وقلم شریف شما
    با احترام

    .

     
  50. چه خوب پيشبينى كرده ايد

     
  51. بی کفایتی های حاکمیت در تخصیص منابع مالی و سرمایه گذاری در کشور بحران های فزاینده ای را ببار آورده است و حوادث استانهای اصفهان و یزد نمونه بارزی از این عدم کفایتها و بی برنامگی نظام مبتنی بر جهل و استبداد در اداره کشور است. نابودی محیط زیست در ارومیه با خشک شدن دریاچه و متعفن شدن رودخانه زاینده رود بر اثر قطع جریان آب از سرچشمه های آن ، تنها بخش کوچکی از ناتوانی های این نظام آخوندی //// در اداره امور است. صرف شدن سرمایه های ملی کشور برای حفظ و بقای امثال بشار اسد قاتل و ماجراجویی در امریکای لاتین و پاسخ گو نبودن رهبری به مردم ، کارد را از استخوان هم گذرانده و راهی جز اعتراض های خونین مردمی و در نهایت فرو پاشی کامل این نظام خودکامه و مستبد باقی نگذاشته است.لذا در این شرایط //// برای نجات حکومتش از فرو پاشی و انهدام راهی جز //// التماس به امریکا ندارد و می داند که روزها وماههای بسیار سختی را پیش رو دارد. دیگر با ژست گرفتن های بدون پشتوانه و مشمئز کننده ضد امریکایی و ضد اسرائیلی نیز توان عبور از مخمصه ای که خود و اطرافیان بی مغزش بوجود آورده اند را ندارد. بنابراین پیش بینی آقای نوریزاد واقعیتی رخ دادنی است.

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

90 queries in 2452 seconds.