سر تیتر خبرها

حقوق معوقه !

یک نظام دینی اجازه دارد اشتباه بکند ، خطا بکند ، زندان داشته باشد ، زندانی داشته باشد ، و حتی اجازه دارد کارگزارانی استخدام کند که بجای خدمت خیانت بکنند .

اجازه دارد حتی به اشتباه کسی و کسانی را از پا در آورد . اجازه دارد موجبات دلگیری و دل آزردگی مردم را فراهم کند . اجازه دارد در کنار خدمات رفاهی اش  ، دست به کارهای ناشایست نیز بزند .

این اجازه را انسان بودن بانیان یک نظام دینی ، و خطا پذیر بودن  همه انسانها  به او داده .

تا اینجای کار  شاید همه حکومت ها و نظام ها در این تجویز مشترک باشند . که می توانند به دلایلی که به انسان بودنشان مربوط است ، اشتباه بکنند ،  اما از این به بعد است که تفاوت یک نظام  دینی با سایر حکومت ها پدیدار می شود .

یک نظام خود محور و کفر آلود این اجازه ها را حق طبیعی خود می داند ، و حال آنکه یک نظام دینی ، اشتباه و خطا را امری عارضی می داند . که یعنی : به دلیل عدم اشراف بر جز و کل امور ، ظهور مفسده و ظلم در ارکان حتی یک نظام دینی  امری بدیهی است .

منتها زیبایی یک نظام دینی در این است که در مرحله  ارتکاب اشتباه  متوقف نمی شود ، و بلافاصله بعد از ظهور اشتباه به ترمیم نواقص خود می پردازد . خطای پنهان بانیان خود را آشکار می کند ، و بخاطر خطای آشکار کارگزارانش از مردم  پوزش می طلبد .

بانیان خطا را مجازات می کند . از آسیب دیدگان دلجویی بعمل می آورد و خساراتشان را می پردازد .

اگر کسی و کسانی  را به دلایلی که بخودش مربوط است گرفت و به زندان انداخت ، و بنا به همان دلایل ، یک ماه دوماه سه ماه چهار ماه ، و گاه یک سال و ده سال آنها را در زندان نگهداشت تا  چیزی که خود می خواهد از آنها  بشنود ، و بعد معلومش شد که خبری نبوده ، طرف نه جاسوس بوده و نه برانداز ، بلکه معترضی بوده که بنا به حق انسان بودنش ، ونه حتی مسلمان بودنش ، نسبت به امری حکومتی اعتراض کرده ، حالا  بعد از اینهمه مدتی که او را در زندان نگهداشته و می خواهد  آزادش کند ، رسما از او  پوزش می طلبد و این پوزش را در صدا وسیما علنی می کند و آبروی برده شده اش  را بقدر مقدور ترمیم می کند و بخاطر ماهها نگهداری اش  در زندان ، به او حقوق نیز می پردازد .

این ها که گفتم بخشی رایج از اخلاق  و رویه و سیره یک نظام دینی است ،  که اگر این نکند نقض غرض مرتکب شده و دیگر نمی توان به او نظام دینی گفت .

با نگاهی به کشورهایی که داب دین  ندارند اما همین ها را که گفتم می کنند ، باور می کنیم که خدای متعال در انتخاب و نمره دهی به این دو نظام ، دست به انتخاب همان کشورهای بی دین می گذارد و طبق فرمایش خودش ، درهای برکات آسمان و زمین را به رویشان می گشاید .

شاید راز  آسیب هایی که این روزها  هم در داخل  و هم در مجامع بین المللی  از دامان کشور و نظام ما آویخته ، در همین باشد . که داب دینی بودن داریم اما از دین و مظاهر زیبای آن فاصله گرفته ایم .

شاید چشم انتظاری صاحبان حق ،  راه ما ناهموار کرده است . آنانی که از نظام دینی ما انتظار انتشار حق داشته اند  و ما حقشان را ضایع کرده ایم و  به امان خدا  رهایشان کرده ایم و  مقتدرانه حقوق معوقه شان را نپرداخته و نمی پردازیم .Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

75 queries in 1991 seconds.