سر تیتر خبرها
درباره ی دادگاه غیرعلنی جنایت کهریزک

درباره ی دادگاه غیرعلنی جنایت کهریزک

شما وقتی دادگاهی به این مهمی را غیر علنی می کنی، به مردم می گویی: ای مردم، شما گرچه آسیب دیده اید و فرندانتان از هستی ساقط شده اند اما شما همچنان برای ما نامحرمید. این دادگاههای غیر علنی، اما هنوز یک خاصیت دیگر نیز دارند.

نخست بگویم: آنچه در کهریزک رخ داد، صورت بیرونی هر آن چیزی است که سالها در خفا رخ می داده و ما هرگز از چند و چون آن باخبر نمی شده ایم. دیگر این که: دادگاهی کردن آدمهای دون رتبه ای مثل فلان درجه دار و میان رتبه ای مثل سعید مرتضوی، تنها خاصیتش این است که احتمالاً بتواند خراش این فاجعه را از ذهن مردم بروبد. وگرنه کیست که نداند: آدمی مثل سعید مرتضوی، بی آنکه لیاقت و سواد و کارآیی و تجربه ی لازم را داشته باشد، مستقیماً از جانب بیت رهبری بر مسند مسئولیت دادستانی کل تهران نشانده شد. او، بر آن مسند نشسته بود که امریه ها را سامان دهد. هم روزنامه ها را ببندد و هم دهان معترضان را. حالا دادگاهی کردن او و پایین دستی های او، بیش از آنکه طعمی از اجرای عدالت داشته باشد، از یک جور فرمالیسم قضایی شیر می مکد.

من چگونه بگویم که داستان کهریزک، جلوه ی بیرونی گنبدی است که ضرورتاً و بناچار از آن پرده برداری کرده اند. تا کسی به صرافتِ قسمت داخلی آن گنبد نیفتد. تنها خدای می داند که زیر شکم گنبد دستگاههای انتظامی و قضایی و امنیتی ما، چه عاطفه هایی لگدکوب شده اند، چه چشمانی از حدقه بیرون زده اند، چه التماسهایی بی مخاطب مانده اند، چه اشکهایی از جگر مایه گرفته اند، و چه انتظاری های بناچاری که مرتب سیلی خورده اند.

ظاهراً چاره ای نیست. این دادگاه ها برای ما بدل به یک جور تفریح شده اند. می گویند بچه های دم مرز، اسباب بازی هایشان پس ماندهای جنگی است. اگر جیبشان را بکاوی، به فشنگ و نارنجک و ترکش برمی خوری. حالا حکایت ماست که تفریحمان نمایش گونه هایی از این دست است. خنده دار نیست؟ شما وقتی دادگاهی به این مهمی را غیر علنی می کنی، به مردم می گویی: ای مردم، شما گرچه آسیب دیده اید و فرندانتان از هستی ساقط شده اند اما شما همچنان برای ما نامحرمید. این دادگاههای غیر علنی، اما هنوز یک خاصیت دیگر نیز دارند. این که مبادا یک متهم در آن میان از جا بلند شود و بگوید: آقای قاضی، من یک مأمور بودم. بالاتری ها به من گفته بودند می توانی بزنی و تجاور کنی و بکشی. این هم سندش! به من بی نوا چرا بند کرده اید؟

محمد نوری زاد
نهم اسفند ماه سال نود و یک

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

58 نظر

  1. درود بر استاد محمد نوری زاد فرزند اصیل اسلام وانقلاب.

     
  2. جنایتکاران و خائنین به ملت ایران بدانند که عاقبت بدی در این دنیا و آخرت در انتظارشان است و جناب دکتر نوریزاد باید برای اینده ایران بتها را بشکند و جنایتکاران را افشا کند.

     
  3. به مجتبی اقامحمدی

    “درستی یا نادرستی فرضیه ها و نظریه هایی که گویندگان خود به ان اعتقادی راستین و عملی ندارند” موضوع نوشته های بنده نیست.

    و بیشتر به فکر ستمهای ناروا به دانش اموزانی هستم که جریمه و تنبیه شده اند به جرم املای ننوشته ای، که معلم خود هم نمی تواند بنویسد.

    تمرکز بر روی مسلکها(بدون پشتوانه عملی و استدلالی)، ابزاری شده است برای انهدام هویتها و توسعه برده داری، ستمهایی مقدس جاری می سازد و لزوما تبعیض را استوار و توازن امنیت را به سمت برخی متمایل می سازد.

    مثل اینکه شما “استانداردی” در دست داشته باشید و هرگز قادر به پیاده سازی ان نباشید ولی مدام به ان اتکا کنید و “محصول بی کیفیت” را به مشتری تحمیل کنید و هر لطمه ای که ببیند، باز شما و “استاندارد”، بی تقصیر و” مبری” باشید و مشتری همواره گناهکار.

    ضامن اعتبار این استاندارد(اگر ناقص نباشد)، محصول با کیفیت است و این” اعتبار” را نمی توان با تبلیغات، فشار، پند، تحمیل، توهین، تحقیر، تفسیر، تحریف، اخبار و یا نقل قول بدست اورد.

    و
    تقسیم بندی انسانها، اشفتگی کلام و عمل، سراسیمگی و پرخاش، رسوب و سکون، دلهره و ستم، زندان و اسارت، شکنجه و جهل، خود از جمله زیانهای همان تفکر مورد نقد است که امنیت بشر را متزلزل می کند.

     
  4. سلام اقای نوری زاد
    حتما این کلیپ را ملاحظه بفرمایید
    درضمن من “بیمار” قلم شما هستم

    http://www.safiranesabz.com/1391/12/3079

     
  5. داداش - باجی

    امیدوارم رهبری به پشتش که شمایید نگاهی بکند ببیند که چه کار ها می کنید

    درود بر نوری زاد که فحش های ناشناسان پشت رهبری را سانسور نمی کند ، درود و درود

     
  6. “پاسختان به آن ناشناس گرامی بسیارتند و درمحدوده ی لفظ است. اساسا آیا نیازی به این همه الفاظ تند بوده است؟ ایکاش یکی دو نکته ی درست ازنگرش خود را وا می شکافتید. که درآن صورت، ازهزار لفظ تند کاری ترمی بود.”

    استاد نوری زاد عزیز،

    نصیحت تان بجاست، ولی خدا شاهد است که وقتی میبینم “اسلام” ستیزان (و براندازان) چگونه با “آقایان” در حاکمیت همکاری میکنند (امیدوارم ناخواسته)، گاهی با دیدن اینهمه خشونت (به هم وابسته) از دستم در میرود و با آنگونه صبوری که باید و شاید بهشان پاسخ نمیدهم — البته پاسخ های این آقای “ناشناس” به من در زیر را هم بخوانید تا ببینید “تندی” یعنی چه.

    ولی سوگند به خدای رحمان و رحیم وقتی که در کنج غربت اجباری دقیق میشوم به عمق ظلم و ستمی که “اسلام” ستیزان (و براندازان) به جنبش مدنی ایران (و البته به اسلام واقعی واقعا مظلوم) میکنند — و بویژه به همکاری تمدن سوز افراطیون “دین دار” و “دین ستیز” در دو سو — من هم گاهی طاقت بشریم طاق میشود.

    سبز باشید

    مجتبی آقامحمدی

     
  7. با سلام
    1-در این دادگاه غیر علنی تنهاموردی که صورت نمیگیرد محاکمه است و پشت درهای بسته چند نفر از خواص با بصیرت جمع میشن و در خصوص استفاده از رانت های غیر قانونی و مشارکت اقتصادی و راهکارهای جدید فشار بر اهل قلم و جراید و مهندسی انتخابات مشاوره خواهند کرد
    2-یکی دیگر از مواهب مطرح کردن این دادگاه سرپوش گذاشتن روی فلاکت اقتصادی که بر مردم حاکم است میباشد
    3-دادگاهی کردن این دژخیم که از جوانی وارد صدور ارا بنا حق و از قبل تعیین شده بود و غلام حلقه بگوش جلاد بزرگ بشمار میرفت هشداریست به احمدی نژاد و به او میفهماند که بعدش نوبت توست
    4-اگر هم واقعا دادگاهی در کار باشد با حکم از قبل تعیین شده است که مثل سعید امامی باید تن به خوردن واجبی بدهد و این /// را بیش از پیش به ما یاد آور میشود که //// حتی مرتضوی جلاد و خون ریز را هم بر نمیتابد
    و تمام خدماتی را که از جوانی در مسیر اهداف آقایش و بر علیه مردمش ارائه داد را با سر کشیدن جامی از داروی نظافت
    کامل نماید

     
  8. به اقای مجتبی اقامحمدی

    – از شما پاسخی ندیدیم تا حالا
    – اصرار بر اتهام و به حاشیه راندن مخاطب دارید: گناهکار، عمیقا اشتباه می کنید، فقط صدای خودتان را می شنوید، پر از خشم کور، اسلام ستیز، سکولار، دنبال جواب دندان شکن، همتای ذوب در ولایت تان.
    – بجای پاسخ به هر سوال یک اتهام وارد می کنید!
    – با این روش احتمالا به غیر عمد از جواب دادن طفره می روید
    – شما بهر اسلامی که اعتقاد داشته باشید، واکنشنی که تا حالا نشان دادید هیچ فرقی با اسلام حکومت ایران ندارد
    -اسلام ستیزی و سکولار بودن و انچه گفته شد را با قاطعیت به دیگران نسبت می دهید، مثل انچه حکومت اسلامی ایران، انجام می دهد و بعد اصرار دارید اسلام شما، متفاوت است!!!!!!

    – اما واقعا دین شما هرچه که هست ” مظلوم” است
    – دینی که به ان عمل نمی شود و فقط پشتوانه و سنگر سرکوب و تو سردیگران زدن است و بدنبال سلطه و برده داری است، رستگاری نمی اورد.

    ببخشید که شما را به معذوریت کشاندیم.

    شما را به خدا می سپارم.

     
  9. ناشناس: “من اسلام را با رفتار شما می شناسم، اسلام را با رفتار مصباح یزدی می شناسم، اسلام را با همه انهایی (که نمی خوام اسمشون رو بیارم) که دم از اسلام میزنند می شناسم.”

    آقای ناشناس — که به نظر میرسد پر از خشم کور (قابل فهم) هستید — به احتمال بیش از ٩٠% در بازخوانی کامنت های من در زیر، به جای درک آنچه منظور من است، دنبال این بوده اید که چگونه پاسخ دندان شکن به آن بدهید، و در نتیجه پژواک صدای خودتان را “باز خوانی” کرده اید — تقریبا مطمئن هستم که باور نمیکنید، اما من و امثال من دشمن شما نیستیم.

    آیا فکر میکنید اگر با امثال مصباح یزدی “همکاری” کنید (در “اسلام” دانستن این حکومت ضد اسلامی) زودتر این “اندیشه” را (که دین و “اسلام” نام دارد) “ریشه کن” خواهید کرد و به “پاکسازی” خواهید رسید؟

    اگر فکر میکنید اندیشه پاک و حذف شدنی است، تازه شده اید کپی دین ستیز پیروان مصباح و امثالهم، البته به نام “سکولاریسم” مظلوم — که در حال حاضر بزرگترین آفت آن همین دین ستیزی واکنشی مبتنی بر خشم کور است — و البته “آقایان” از خدمات شما بسیار ممنون و خرسند هستند — چون برای توجیه جنایات شان به دین ستیزی امثال شما نیاز دارند.
    البته با توجه به اینکه به نظر میرسد شمای اسلام ستیز (دقیقا مثل همتایان ذوب در ولایت تان) “حقیقت مطلق” را یافته اید، از ادامه این صحبت با شما (که فقط صدای خود را میشنوید) معذورم.

    کمی به سرنوشت لیبی و افغانستانی که مثال آورده اید بیشتر دقت کنید.

    بیچاره ایران

    مجتبی آقامحمدی

    ————————

    سلام جناب آقا محمد ی گرامی
    پاسختان به آن ناشناس گرامی بسیارتند ودرمحدوده ی لفظ است. اساسا آیا نیازی به این همه الفاظ تند بوده است؟ ایکاش یکی دونکته ی درست ازنگرش خود را وا می شکافتید. که درآن صورت، ازهزار لفظ تند کاری ترمی بود.
    با احترام

    .

     
  10. به مجتبی اقامحمدی

    به توصیه شما، متن شما را دوباره خواندم:
    – “شهادت داده اید این دین اسلام نیست که اینها عمل می کنند” شهادتان کفایت نمی کند، اگر ما خلاف ان شهادت دهیم شما می پذیرید؟
    – “ارزو کرده اید که اسلام دین رحمانی و دموکراتیک روزی عمل شود” ارزویتان را محترم می دانیم ولی ما عمر نوح نداریم و قبول هم نداریم چندین نسل کشور از بین برود و اینده مان مثل لیبی و افغانستان شود، شنیدم یکی می گفت مطمئن باشید نسلهای اینده از این تصمیم سود می برند یعنی اگر شما نمی فهمید که تصمیم حکومت اسلامی درست است ایندگانتان خواهند فهمید! چه استدلالهایی می شود در حکومت اسلامی؟ بیشتر ارزوست! ارزوی شما دلیل بر حقانیت شما نیست
    – “شما بیگناهانه عمیقا اشتباه می کنید” به چه دلایلی و چطور می شود دانست شما درست؟ و گناهکار یا بیگناه بودن در اعلام نظر یعنی چه!!!!!! عمق صحت کلام شما در چیست؟
    – “به اسم اسلام گردن می زنند” یهودی ها؟ مسیحی؟ کلیمی ها؟ کی؟؟؟؟؟
    – ” مطالعه و بعد اظهار نظر شود” برای دیگران و نه “شما” احتمالا
    – “باید نتیجه گرفت” نتیجه مورد نظر شما؟

    رمزبرداری از همین واژگان، نشان می دهد شما با انچه حکومت اسلامی ایران می گوید، بسیار شبیه بهم هستید و روی سخن من هم با شماست دقیقا.(برای اثبات موضوع می شود به واژگان حاکمین برخی کشوهای اسلامی! و نحوه استدلالهایشان توجه نمود).

    ما تئوری خوشبینانه و متوهم را قبول نداریم، برای دفاع از هر موضوعی هم مظلوم نمایی نمی کنیم و موضوع دلخواهمان هم مظلوم نیست.
    من اسلام را با رفتار شما می شناسم، اسلام را با رفتار مصباح یزدی می شناسم، اسلام را با همه انهایی(که نمی خوام اسمشون رو بیارم) که دم از اسلام میزنند می شناسم.

    ” اینکه اسلام دین رحمانی و دموکراتیک است” و امثالهم مبنی نظری و عملی سلطه و حکومت جباران است تا با تقدس بخشیدن به حکومت خود زمینه استمرار ان شوند. و از این نظر فرقی نمی کند ایا چیزی در اصل درست باشد یا نه؟ نتیجه اش فلاکت است.
    “معصوم دانستن دینی بدون در نظر گرفتن تجربه و نتیجه اش و عواقب ان” و تعصب مداوم بر درستی ان!!

    در مقابل نگرانی شما که مبادا اسلام شما بد تفسیر و فهمیده شود! ما هم نگران مردم و سرزمنیمان هستیم که اسلامیون(با پشتوانه عالمین دین اسلام) چه بر سر ان اورده اند.
    مزه اسلام در زندانهای جمهوری اسلامی بیشتر چشیدنی تر و لذت بخش تر است تا چشیدن ان در امریکا.

     
  11. آقا حمید از مطلب شما بسیار استفاده کردیم . ایکاش دیگر دوستان به جای تاختن ،مطالعه و بعد اظهار نظر کنند تا بتوان از این بحث ها نتیجه حاصل شود . باز هم متشکرم

     
  12. اقاي نوريزاد من فوق ليسانس يكي از رشته هاي مهم اين مملكت هستم كه بدليل شبه سياسي و شخصي ريس اداره ام، مدت 4 سال كه از كار بيكارم كرده . مدتها با ماشينم مسافركشي ميكردم، پارسال اينموقعها بود كه يه نفر دربست به من خورد وقتي سوار شد فهميدم كه اشتباه كردم كه سوارش كردم بسيار بددهن و بي ادب بود خلاصه ازش پرسيدم چيزي مصرف ميكني گفت آره كوك. گفتم كوك چيه گفت كوكائين . من گفتم كوكائين خيلي گرونه كارت چيه گفت قاچاقچي مواد بودم اونم كوكائين . گفت كه من يكي از بزرگرترين وارد كننده هاي كوكائين بودم باشگاه بدنسازي هم داشتم ولي زنم منو لو داد مقدار زيادي كوكائين تو خونه ام بود كه بردند منم محكوم به اعدام شدم قاضي هم همين //// بود گفتم همين //// معروف گفت آره ولي اونجوري هم كه ميگن بد نيست كمك كرد اعدام نشم گفتم چطوري گفت 4 ميليارد تومن از اموالم ظبط شده بود كه //// گفت من 3 ميلياردش رو از بلوكه در ميارم برايم خودم و تو آزاد مي شي گفتم خوب پس آدم خوبيه! گفت آره بابا وگرنه من الان استخونام هم پوسيده شده بود حالا هم 4 ساله كه زنم نمي ذاره كه پسرمو ببينم . اينو گفت و اشك تو چشمهاش جاري شد . گفتم بيخيالش حالا راستي راستي اين همون ///// گفت بجون همين پسرم همونه.

     
  13. تاریکی های جهل در اعماق تاریخ، خود زمینه ایی برای جهل بیشتر است. گردشی بسته که با دعا از ان رهایی نشاید یافت.
    ملتی که گردشی این چنین را می پذیرد، حال و اینده و گذشته اش با هم فرقی نمی کند. افسوسی هم ندارد.

    حکومتهای استبدادی و ظالم خود از بانیان این تاریکیهای هولناک هستند و چه انتظاری می توان داشت که دادگاه ان علنی باشد و حقایق را پیگری کند؟ انتظاری است نه بجا!
    امید را صرف ساختن یا مبارزه کنیم یا یافتن کور سویی احتمالی؟

     
  14. ناشناس: “اسلام چرا گردن می زنه ولی علت گناه و قتل و هر چیز دیگه ای رو نمی بینه؟”

    ناشناس گرامی، آیا این “اسلام” است که “گردن می زنه” یا کسانی که به اسم “اسلام” گردن میزنند، و…؟
    اگر شما باور دارید که این حکومت ولایت مطلقه فقیه “اسلامی” است، پس هم عقیده امثال مصباح یزدی و… هستید — زیرا آنها هم میگویند “اسلام” همین است.
    لطفا متن مرا در پاسخ به خودتان (در زیر) با دقت بیشتری بخوانید.
    سبز باشید.
    مجتبی آقامحمدی

     
  15. اقای ناشناس فحاش:
    می گویند که
    اگر مثل گاو گنده باشي،ميدوشنت،
    و
    اگر مثل خر قوي باشي،بارت مي كنند،

    یا اینکه اگرمثل اسب دونده باشي،سوارت مي شوند

    برای اینکه بفهمیم هیچکدام از اینها نیستی به جای فحاشی کمی حرف بزن تا نشان دهی یک مسلمان رهروی ولایت چیزهای دیگری هم اموخته چونکه,

    …. فقط از فهميدن تو مي ترسند

     
  16. به اقای مجتبی اقا محمدی:با

    ببین عزیز من، وقتی در مورد اسلام یا هر چیز دیگر صحبت می کنیم انصاف این است که به سابقه های تاریخی یا به دید خوش بینی یا بدبینی نگاه نکنیم. یعنی همان قضاوت قبل ار تجربه. چرا چیزی که نمونه واقعی ان دیده نشده و فقط سابقه های تاریخی ان نقل می شود که از دید بنده قابل اثبات نیست، انهم در جهت تقدیس یه عده ای بکار گرفته شده، چرا و چرا و چرا باید به ان خوشبین بود؟؟؟
    چرا باید خود را منتظر و معلق رها کرد و خوشبین بود به چیزی که در محدوده عمر یک ادم قابل پیاده سازی نیست و شاید هیچگاه هم نشود. از طرفی با این امید و انتظار، مانع حرکت ادمها می شود.
    صحبت کردن در مورد تئوری و خیلی چیزهای مورد علاقه و دلخواه، که جنبه عملی ان غیر ممکن است امری بیفایده است و بنظرم نقش ادمها را کم رنگ و جای خود را به خرافه می دهد و خرد انسان را کنار می زند. و از طرفی محیطی امن برای متدین نماها و اسلام نماها ایجاد می کند که از کوچکترین تعارفات شروع می شود و تا انواع و اقسام فساد و زوال و واپس گرایی و هلاکت یک جامعه پیش می رود.

    مثل اینه که ادم بیاد یه طرج و نظریه ایی و راه حلی ولو قابل اثبات بده ولی اصلا قابل پیاده سازی نباشه، حال بشینم مرتبا بگوییم خیلی درسته خیلی خوبه، خوب که چی؟

    می رسیم به این //// غرق شده در دنیا و در حوزه غیر علمیه؟ برد تفکر اینا تا کجاست؟ رشد ادمی را چقدر می خوان؟ پیاده سازی همون اسلامشون رو چقدر عملی کردن؟ چقدر همون اخلاقی که میگن تو اسلام هست رعایت می کنن؟ و ……

    کدوم مدل اسلام؟ کی پیاده شده؟ من مخالف عقیده دیگران نیستم و موضوع حرفم بود و یا نبود اسلام نیست و بحثم هم تئوری و یا اثبات یا رد تاریخی یه سری حرفها و گفتارها و اتفاقات نیست، اهمیت هم نمی دهم چون “دقیقا” گذشته و چیزی را به باورم اضافه نمی کنه.

    این اسلام، فقط یاد و خاطره است و ادمها را مدام به گذشته می بره و می خواد شبیه سازی گذشته رو بکنه! و به همین اندازه هم با دنیای امروز فاصله ایجاد می کنه. نمونه اش هم روشنه!

    اقا همون اسلامی که شما می فرمایید خوب است، اگه خروجی اون، جهنم کردن دنیا باشه، از هر نظر؟ چرا و چرا و چرا نباید دنبال الگوی های بهتر رفت؟ کار به دینهای دیگه ندارم. اما همین قوانین بشری(حالا به هر اسمی) بهتر نیست؟ چه اصراری هست که بازم بگیم اسلام بهتره؟ اسلامی که اسلام اورندگانش دنبال خرافه، عقل گریزی، تقدس گرایی، کشتار و زندانی کردن، دروغ، نصیحت و لابه بجای قانون مندی، لابی و سرسپردگی و اظهار بردگی، لکنت زبان و زنجیرگذاری بر دستان و …. هستند چه چایی برای من باقی می گذارد که به ان خوشبین باشم، همون اسلام چرا گردن می زنه ولی علت گناه و قتل و هر چیز دیگه ای رو نمی بینه؟
    شما می فرمایید که نه اینا نتوستند درست پیادش کنن! خوب اگه اینطوره پس برن گورشون گم کنن و تا ادم نشدن همون بهتر که پیداشون نشه؟ چرا باید دیگران همیشه هزینه بدن؟؟؟؟؟؟؟؟
    اگه راست میگن بیان یه نمونه امروزی بیارن تا ایرانیها رو نجات بده! اونوقت ما قبول می کنیم و حتما اعتراف می کنیم که اسلام دین رستگاری است.
    ببخشید طولانی شد.

     
  17. باید خدمت شما ناشناس عرض کنم که آقای نوریزاد یکی از شریفترین آدمهایی هست که من تا حالا دیدم.وشما هم که میگویید مرگ بر نوریزاد معلومه یه آدم بیسواد ویا شما هم از اون آدمایی باشی که مغزتون رو شستشو دادن.تا امثال شماها اینجور فکری واینجور فرهنگی دارین ایران ایران نمیشه.

     
  18. جناب آقای نوریزاد

    با تمام گذشته پر فرهنگی که مردم ایران به حق به آن میبالند، چه بدانند که به چه میبالند و چه ندانند، بایستی کم و کاستهای زیادی در فرهنگ و تمدن ایران بخصوص در ایران چهارصد سال اخیر را در مد نظر داشت. از زمان صفویه به بعد ایرانیان در هنر کار چندان درخشانی از خود نشان نداده بودند. شعر که با ید گفت با خاتم الشعرا حافظ شیرازی دیگر نماینده بزرگی پیدا نکرد، همین بس که شعرای مکتب هند تنها نمایندگان شعر فارسی شده بودند. ما تنها دستمال بدست هائی چون قاآنی داشتیم و معماری پس از مجموعه جدید اصفهان تقریبا در تمام ایران متوقف شد. فلسفه و عرفان بهمین ترتیب. نقاشی و پیکرتراشی را که دیگر اسلامیون هزارسال بود تحریم کرده بودند. اگر میراث استاد بهزاد هراتی از هنری که مغولان از چین به ایران آوردند نبود دیگر مینیاتور ایرانی هم نمی داشتیم. از علم فیزیک و شیمی و طب و ریاضی هم پس از ابن سینا و رازی و بیرونی و خوارزمی خبری نبود.

    ما ایرانیان چنان بخود مغرور هستیم که دوران سیاه و تاریکی را که لااقل از زمان حمله مغول آغاز شد و به آغاز قرن بیستم منتهی شد بسادگی از یاد میبریم. هنر ایرانی شده بود عموما خطاطی و کتیبه نویسی. کجا بودند اخلاقیون و فلاسفه؟ فقه شده بود علم و فقها شده بودند علما که هنوز هم هستند. این حقیر خود از آموزگار تعلیمات دینی خود شنید که چند سالی قبل مردم شهر پول جمع میکردند که نفت بخرند چون جائی یک بهائی را گرفته بودند و میخواستند بسوزانند. شاهان ایران که اکثرا ترک تبار بودند قضاوت را به متشرعه سپرده بودند و در آن دخالتی نمی کردند مگر اینکه منافع حکومتشان در میان بود و متشرعه با کمال میل از این توافق راضی بودند.

    ذهنیت ایرانی مسلمان نه بر اساس اخلاق بلکه بر اساس شرع استوار بود و بندرت میتوانستیم کسی را پیدا کنیم که مجازات سنگسار را برای زنا، پرتاب از کوه را برای لواط، قطع دست را برای دزدی و گردن زدن را برای قتل عادلانه نداند. پدران ما همه به این ضوابط معتقد بودند و کوتاه ترین نگاه انتقادی در امور الهی را ناصواب میدانستند. اقرار برای آنها اقرار بود و بس و چوب و فلک تنها وسیله ای بود برای گرفتن اقرار. بخوانید خاطرات سیاستمداران را در مورد آهن داغ نهادن بر ف… پیرزنی.

    جنبش روشنگری که از اوخر حکومت ناصرالدین شاه در ایران پاگرفت رنسانسی بود در فکر ایرانی که نظیر آنرا تنها در جنبش علمی و فکری دردوره اولین خلفای عباسی میتوان یافت. لکن باید گفت که این جنبش از لحاظ کمی به قشر بسیار ناچیزی از مردم منحصر بود. در تهران و کمی در تبریز و اصفهان و جاهای دیگر. در زمان انقلاب مشروطیت شاید تعداد کسانی که دریچه ای برروی تفکر مدرن گشوده بودند از هزار نفر تجاوز نمیکرد. در زمان ملی شدن نفت اینها شاید دهها هزار شده بودند و در زمان انقلاب 1357 صدها هزار بلکه یکی دو میلیون.آنها هم تنها دریچه را باز کرده بودند و الا در میان چهارراها نماز نمیخواندند. میلیونها مردمان آواره و تهی دست که خیابانهای ایران را در دوره انقلاب پر کرده بودند نه تنها سرمایه ای سیاسی در سر نداشتند بلکه بسیاری همانهائی بودند که خواهر خود را یا فرزندان خود را کتک میزدند و از ناموس خود با قتل حتی دختران خویش و خواهران خویش دفاع میکردند. مادرانی بودند که جاسوسی دختران خود را روا میدیدند وبدون در زدن وارد حجره کودکان خویش میشدند اگر اصلا حجره ای میداشتند. پدرانی بودند که زن را درخانه و خود را در قهوه خانه میخواستند. اکثرا با دانشگاه رفتن وفعالیت شغلی دخترانشان مخالف بودند، معنای کلمه آزادی را نمی دانستند، معنای حیثیت فردی را نمی دانستند و بسیاری تنها بفرمان امام به خیابانها می آمدند. مشکل دو موضوع بود: مبناهای مذهبی مقیاس بودند برای همه یا اکثر موارد و عدم آگاهی.

    مطالب بالا مقدمدمه ای بود برای آنچه اکنون عرض میکنم:

    وقتی در تلویزیون جمهوری اسلامی دو سه سالی پس از انقلاب نو جوانی دستگیر شده و شکسته شده را دیدم که در شب قبل از اعدامش مادرش را به ملاقات او آورده بودند که تنها اورا سرزنش میکرد که چرا از راه خدا جدا شدی، چرا به اسلام خیانت کردی، اعدام حق تو است، موضوع برای من روشن بود. هدف این نبود که اعدام این جوان توجیه شود. هدف این بود که به مردم ایران نشانداده شود که اسلام راه حق است و جز آن راه حقی در دنیا نیست و این جوان منحرف است. او اقرار به انحراف کرده و همین کافی است. اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران به اقرار پایبند بودند و برایشان صحت موضوع اقرار زیاد مهم نبود و اینکه این اقرار از چه راهی و به چه بهائی بدست آمده است. روزی با هموطنی صحبت میکردم، پسری تحصیل کرده و دانشگاه رفته. گفت: چه میخواهی خودش اقرار کرده، دیگری گفت او کافر بوده، سومی گفت او منافق بوده، چهارمی گفت وحدت مملکت در خطر بوده. در موردی دیگر کسی دیگر میگفت: او که دیگر تجزیه طلب بوده. در موردی دیگر کسی دیگر میگفت: او که دیگر لیبرال بوده.

    جناب آقای نوریزاد

    در اروپا اینکویزیتسون که ما به آن تفتیش عقاید میگوئیم بیش از هزار سال برقرار بود. هزاران هزار مردم را به جرم الحاد، کفر، جادوگری، همخوابگی با شیطان و امثالهم بر فراز تلی از آتش سوزاندند. اقرار ها همواره از طریق شکنجه (درد) گرفته میشد و نبوابغی در ساخت دستگاههای شکنجه ظهور کردند. در موقع شکنجه صاحب منصبان زیادی حاضر بودند و کلمه به کلمه و جمله به جمله را صورتجلسه میکردند. ژاندارک که قهرمان ملی فرانسویان است توسط روحانیون فرانسوی که با اشغالگران انگلیسی همکاری میکردند اینچنین سوزانده شد. یان هویس قهرمان ملی چکها که از بزرگترین اصلاح طلبان کلیسای کاتولیک بود با وجود امان نامه و ضمانتنامه ای که قیصر آلمان به او داده بود بهمین ترتیب به کنستانس در آلمان دعوت شد تا از نظریات خود دفاع کند و سوزانده شد. شاید شما هم بیاد منصور حلاج بیافتید. و موقع سوزاندن بودند هزاران نفر که آمده بودند سوزاندن یک مرتد را ببیند و از دیدن آن صواب هم ببرند. شما هم شاید بیاد اعدام زورگیران در مقابل خانه هنرمندان بیافتید.

    و مارتین لوتر کشیش جوانی هم که موفق شد تار و پود و شیرازه کلیسای کاتولیک را به لرزه بیاندازد آمده بود به وُرمس که سوزانده شود. اگر چند اشراف آلمان شمالی او را بصورت غریبی از معرکه نجات نمی دادند و چند سال مخفی نمی کردند او هم به همین سرنوشت دچار میشد و کلیسای کاتولیک همانطور میماند.

    ترجمه کتاب مقدس توسط لوتر و اختراع صنعت چاپ در آلمان توسط گوتنبرگ بزرگترین نقش را در بیداری ذهنیت مردم در باره مسیحیت اجرا کرد. تا آنزمان کشیشها در کلیسا انجیل را به زبان لاتین میخواندند و به مردم چیزهائی میگفتند که خود میخواستند. نقش تفسیر قرآن در ایران و نقش حدیث در اسلام کاملا با این موضوع قابل مقایسه است. وقتی یک مسلمان امن یجیب و یا آیت الکرسی میخواند و یا مغضوب علیهم میگوید چه به معنا فکر میکند؟ مقیاس فهم نیست بلکه حرف. شما چند ایرانی میشناسید که یکبار کتیبه درور یک گنبد را خوانده باشند و بالا تراز آن بدانند که معنایش چیست. شما چند ایرانی میشناسید که آیه معروف در سوره نساء را و معنایش را خوانده باشند چه رسد به اینکه فهمیده باشند. میخواهم بگویم که اکثر ما بقول معروف شکمی مسلمان شدیم و اگر هم از آن برگشتیم شکمی بود. میبخشید استفاده از این کلمه را.

    مردم ایران مردمی خوشباورند. به مشروطیت گرویدند، بعد به رضاشاه گرویدند، بعد طرفدار مصدق شدند و ظرف نیم روز از او گریزان و بعد شاه پرست شدند و در تحولی نه چندان عجیب همه مکتبی شدند. مداح و جمکرانی و سگ اهل بیت. مردمی که هنرشان در سیصد سال گذشته خوشنویسی و تذهیب کتب، خاتمکاری، میناکاری، کتیبه نویسی، قلمکاری، قالی بافی است که همه و همه هنرهای تزئینی بوده است، که شعرشان و فلسفه شان چند صد سال است خوابیده است، که علمایشان فقهایشان هستند، در جنبش فکری مدرن نواقص بزرگی را میبایست جبران کنند. ضرب المثلهائی مانند ” میگویند فردا دلار ارزان میشود” خود بیانگر همین خوشباوری هاست و نگاه به این دادگاهها.

    از زمانی که از اولین دادگاههای پس از انقلاب معلوم بود که در این دادگاهها کوچکترین نشانه ای از آزادی حقوقی نیست، حقوقش هم نه بر اساس عقل بلکه بر اساس دین استوار است، که در آن به دین هم تجاوز میشود، که باز جوئی هایش هم ناظری و شاهدی ندارد، که زندانهایش هم شکنجه گاه است، که قاضیانش هم عوامل بی سرو پای سر سپرده هستند، که حق داشتن وکیل در بیدادگاههایش هم نیست، اگر هم ظاهرا باشد این وکلا خود زندانیان بعدی هستند و بد تر از آن به رای دادگاهش هم اعتمادی نیست و اگر سران بخواهند آنرا تغییر میدهند، از آن زمان این دادگاه ها کوچکترین اعتباری ندارند و کلیه سیستم قضائی علی ورجه ای بیش نیست. باز هم ببخشید این کلمه را.

    حال چرا مردم به این دادگاهها و علنی بودن و نبودن آنها توجه دارند. من این را میگذارم به حساب اینکه مردم در این دادگاهها هنوز دنبال شمه ای از حقیقت هستند. این سازمان لکن از بالا تا پائین پر از دروغ است. مردم چند سال دیگر لازم دارند تا از این سازمانها ناامید گردند؟

    صد سال است شروع کرده ایم و هنوز راه درازی در پیش است.

    ———————–

    سلام آقا حمید گرامی
    تشکرازمطلب خوب وفرانگرتان. امیدوارم بازهم برای ما بنویسید.
    سپاس ازشما
    .

     
  19. نوریزاد عزیز
    نهایت کار این مردک مرتضوی هم چیزی خواهد شد شبیه سعید امامی و یا سید احمد خمینی ، ولی خوبی کار اینجاست که وقتی سیداحمد رو کشت هیچکس شک نکرد وقتی سعید امامی رو کشت همه پوزخند زدند ////و حالا برای این یکی مزدور همه دیگه حرکت بعدی رو میدونند و فقط منتظر این لاپوشانی احمقانه اند و زمانش رو نمیدونند.
    امثال این ناشناس هفت هزار تومنی ساندیس خور هم تا موقعی که توبره شون پره عر عر میکنند شما به دل نگیر علف مفت به دهنش مزه کرده میترسه با حرفهای شما روزیش قطع بشه

     
  20. آقای نوری زاد . آنچه که بر آقای طاهری میرود مایه تاسف است . اما چنین خبرهایی هم نیست . کتاب ” جهان هولوگرافیک ” را بخوانید و تحقیقاتی که در باره تاثیر ذهن بر بدن و بطور کلی بر اجسام شده است ، می بینید که طب مکمل چیز تازه ای نیست .

     
  21. نیاز به ایکاش نیست و حواله به آینده . به قران مراجعه کنید ، منهای تفسیرهای نوشته شده . هر آدم منصفی که به قران مراجعه کند میفهمد که آنچه امروز تبلیغ میشود همان پوستین وارونه ایست که به ما گوشزد شده است .

     
  22. سلام آقای نوری زاد
    این خبررا بخوانید تا ببینید درآستین نظامتان چه شعبده هایی دست بدست می شود:

    بنیانگذار طب مکمل «فرادرمانی و سایمنتولوژی»، در اعتصاب غذا به سر می برد محمد علی طاهری نابغه ایرانی تحت سخت ترین شکنجه ها از سوی بازجویان سپاه پاسداران ایران میباشد و در طول بیش از 600 روز بازداشتش در سلول انفرادی میباشد.

    محمدعلی طاهری، نخبه ایرانی و بنیانگذار دو طب مکمل «فرادرمانی» و «سایمنتوتراپی» که صاحب جوایز و مدارج علمی متعدد از دانشگاه طب سنتی ارمنستان، آکادمي بين المللي اکو انرژي جمهوري آذربايجان، وزارت آموزش و تحقیقات رومانی، اداره ثبت اختراعات و نوآوری های پژوهشی فدراسیون روسیه، نمایشگاه بین المللی اینوا ، آکادمی مخترعین و مبتکرین کره جنوبی، انجمن مخترعین و مبتکرین آسیا و … است، بر اساس اتهاماتی واهی، از 14 اردیبهشت ماه 1390 بازداشت شده و اکنون، در اعتراض به ناعادلانه بودن حکمی که برای او صادر شده و در دادگاه تجدید نظر به تأیید رسیده است، از نیمه آذرماه جاری در اعتصاب
    غذا به سر می برد و در اثر ضعف و ناتوانی جسمی، وضعیت نگران کننده ای دارد.

     
  23. سلام آقای نوری زاد بزرگوار
    دیشب بنا به توصیه یکی ازدوستانم شروع کردم به دیدن چهل سربازشما. قسمت اولش را که دیدم به قول جوونها کپ کردم. دراین قسمت شما یک عالمه ادبیات وزیبا نویسی وزیبا گویی را به دهان بازیگران خود گذاشته اید. با فضا سازی های استادانه. حالا می فهمم که چرا بخش کوچکی ازمردم با این فیلم ارتباط برقرارکردند. این قسمت که من دیدم – قسمت اول – یک شاهکاراست که باید درکلاس های درس ادبیات تدریس شود
    تشکرمی کنم دراین فیلم به قول دوستم ادب است که درقالب تصویروکلمه دست به دست می شود.
    دریغ که من این فیلم را بخاطراین که قدرش را ندانستم مدتها ازدستم رفته بود حالا که دریوتیوپ دیدم به شما احسنت می گویم.

     
  24. ناشناس: “دین اسلام همین است که اسلام یافتگانش این چنین فحاشی می کنند، و ناسزا می گویند. اسلام شما را، این چنین وحشی کرده است… شما همون میوه ولابت و عصمت و طهارت ساختگی هستید.”

    ناشناس گرامی، شما احتمالا یک جوان (به حق) سرخورده، پاکدل و خشمگین هستید، و به نظر میرسد که به این دلیل معلول را با علت اشتباه گرفته باشید.

    نمیدانم به چه زبانی این را بگویم، ولی همینجانه به خدا، بلکه به هر چه خوب و مقدس (مقدس واقعی — از هر دین و هر سیستم دانشی پاکی) در این هستی وجود داشته و دارد، از ته قلبم (در کنج غربت اجباری در آمریکا) سوگند میخورم و شهادت میدهم که آن چیزی که در این حکومت ضد اسلامی “ولایت مطلقه فقیه”(و عمیقا “دشمن” شاد کن) به اسم “اسلام” به آن تظاهر و تجارت میشود (و فحاشی های زیر فقط یک نمونه بسیار کوچک از جنایت و فساد آن است) اسلام واقعی نیست. ایکاش یک روزی چهره زیبا و شدیدا مظلوم این دین عمیقا رحمانی (و در نتیجه دمکراتیک) را ببینید — و به اشتباه بیگناهانه ولی عمیق خود پی ببرید.

    سبز باشید.

    مجتبی آقامحمدی

     
  25. دم از مرگ نزنید می خواهیم زندگی کنیم—–ضمنا جان را خدا داده پس او حق گرفتن آن را دارد….خودتو خسته نکن با حرف غلام سیاه بارون نمیاد….که اگه اینجوری بود 34 سال میگن مرگ بر آمریکا الان باید 7 کفن پوسونده بود اما صحیح و سالم داره مارو تحیم میکنه

     
  26. ناشناسی که اینگونه بی محابا فحاشی میکنی دوس دارم خودتو یا یکی از عزیزانتو تو زندان شکنجه کنن یابکشن اونوقت ببینم بازم ایجور بلبل زبونی میکنی

     
  27. آقای اژه ای فرمودند اتهام معاونت در قتل به مرتضوی تفهیم اتهام شد

    ببینید دادستان ما چه آدم گیجی هست اگر اتهام معاونت در قتل تفهیم شده باشد متهم با قرار بازداشت موقت به بازداشتگاه هدایت میشود

    در ویرانه دادگستری ایران متهم به قتل لخ لخ کنان و خنده کنان از در بغل دادسرا به محل کارش برمیگردد

     
  28. ناشناس عزیز این را رهبر مسلمین جهانت یاد داده که فحاشی کنی؟!!!!!….منطق شما فحاشی و شکنجه و قتل است؟!!!…شما که از پشتوانه اطلاعات برخورداری چرا مشخصات خودت را نمی نویسی از چه می ترسی؟!!!…از مردم؟!!…از وجدان خواب زدت یا نداشته ات؟؟!!!……پشت کدام رهبر ایستاده ای؟!…رهبری که حاضر به پاسخگویی مردم نیست؟!!…مگر او از پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار بالا تر است که نباید پاسخ اعمال خود را به مردم بدهد؟؟؟!!!!!…واقعا برای شما چشم بستگان جیره خواردنیا طلب متاسفم!…ولی روزی خواهد آمد که شما پوسیدگان و مستبدین را به زباله دان تاریخ بفرستیم همانگونه که شاه و فدائیانش را فرستادیم…..منتظر باش که وعده خدا حق است…

     
  29. ناشناس عزیز منطق شما به جای پاسخگویی هتاکی ، کشتن و شکنجه کردن است؟!!!!…..اگر حرف های آقای نوریزاد درست نیست شما با سند اثبات کنید اشتباه است ، با این الفاظ مشخص می شود که نوشته های آقای نوریزاد کاملا صحیح است و چون شما منطق و ادله پاسخ ندارید زورتان می آید و فحاشی می کنید….
    ضمنا آقای ناشناس عزیز همیشه بگو مرگ بر ظالمین…مرگ بر ظالمین …کسانی که به مردم ظلم روا می دارند و مردم را به هیچ می گیرند……..
    آقای ناشناس عزیز آیا همین مردم نبودند که انقلاب کردند، ایا مردم هنگام انقلاب محرم و آگاه نبودند؟….پس چگونه است که سه دهه از انقلاب گذشته مردم بی بصیرت می شوند و حتی با بصیرت ها!!!! نامحرم؟؟؟؟….آقای ناشناس عزیز به جای فحاشی در خلوت خود بیندیش که چه کسی راست می گوید…….قرآن های بر سر نیزه عمرو عاص ترا فریب ندهد که علی های زمان در بیداد گاه ها جان می دهند همانگونه که در بیدا گاه های شاه جان می دادند….

     
  30. دین اسلام همین است که اسلام یافتگانش این چنین فحاشی می کنند، و ناسزا می گویند. اسلام شما را، این چنین وحشی کرده است که بی شرمانه دهان گشادتون رو باز می کنید و نمی فهمید چی بر زبان می اورید. اخه شما هم اسمتون رو میگذارید ادم؟
    صرف اینکه کسی مثل شما فکر نکنه میشه این همه بهش فحاشی کرد؟ لابد اربابتون همینجوری صداتون می زنه! باید یه جایی تجربه کرده باشید!

    در خون و ژن شما ضدیت با ایران و ایرانیت وجود داره و الا تو همه این کشورهای دنیا بسیاری از مخالفتها و انتقادها انجام می شه ولی کسی فحش نمی ده.
    چطور ممکنه تو همین کشورهای دور و بر ایران انواع و اقسام کارها انجام میشه و بسیاری حتی خدا را قبول ندارند ولی از همه حقوقشون برخوردارند و کسی کاری به کارشون نداره و از بهترین امنیت برخوردارند.

    پس شما دنبال این هستید که انسان ازاد اندیش و خواهان سربلندی مردم و کشورش روی خوش نبینه و البته می شود منافق و جاسوس! خووب شما را تهی کرده اند! استحاله فرهنگی یعنی همین! جنگ نرم با ایرانی یعنی همین! چراغ بصیرت یعنی همین!
    یاد روایتهای تاریخی می افتم که برخی شاهان قدیم برای تفنن حیوانات وحشی و درنده رو در یک میدان رها می کردند و یه سری ادمهای بی گناه و البته مخالف رو هم اونجا میگذاشتند که از خودش دفاع کنه!! قدرت این شاهان واقعا همینقدر بوده و هیچگاه امنیت اور نبوده و بلکه بنیان کن است.
    جاسوس و منافق شمایید که حلقه بگوش و مرید و دنباله رو و پیرو حاکمین فاسد شده اید.
    واقعا جایگاه شما در جامعه جهانی چیست؟ کسی در میان مردم دنیا از رفتار شما و از عقیده شما استقبال می کنه؟ شاید طالبان و کارهای انتحاری و بمبگذاری و از این امور مهمه!
    ادم امروزی اخه میاد میشه مرید ///// بهترین محصول استکبار بقول خودشون هست هم پیشبرد منافع اوناست و هم ما که در خماری جهل و خرافه مانده بودیم و کمی تا مقداری هم متوهم و در ارزوی مدینه فاضله اسلامی، را به بهشت نزدیک کرد!!!!!!
    بهترین بازار تسلیحاتی رو براشون درست کردن و در امتداد سیاستشون دارن حرکت می کننن و بر ضد مردم منطقه و منافعشون. از بعد تربیت انسانی هم که محصولاتشون درجه یکه!

    شما همون میوه ولابت و عصمت و طهارت ساختگی هستید که فقط و فقط و فقط مفتون حاکمین متدین نما شده اید و چون از همه چیز تهی و تهی مغز شده اید نعره می کشید و لجن می بافید و حرمت انسانهای دیگر را نگه نمی دارید، براستی فرق شما با حیوانهای درنده چیست؟ مگر نه اینست که انها هم امنیت و ارامش را بر هم می زنند!
    سگ وحشی را تربیت می کنند و قلاده اش در دست صاحبش است تا به هر چیز و هر چه که خواست حمله کند ولی بالاخره همین سگهای وحشی روزی صاحبش رو هم گاز می گیره چه برسه به در و همسایه و دوست و اشنا و فامیل و خانواده. لطفا مراقب این دست اموزان باشید و رام و اهلیشان کنید برای پارس کردن و پاسداری از گله های از همه چیز و همه جا بی خبر و البته رام .

     
  31. خوشحالم از اینکه میبینم طرفدارای رهبر – همین شعبون بی مخهای مذهبی و … – از هیچ منطقی بر خوردار نیستن. جز حرف رکیک چیزی بلد نیستن. میگن خلایق هر چی لایق. اینا لایق همین رهبر هستن.
    خدا رو شکر که رهبری با درایت تمام ////// با پروروندن این جور آدما به رخ دنیا میکشه 🙂

     
  32. سلام به آقای نوریزاد عزیز
    آقای نوریزاد بارها با خودم فکر میکم که شما دل شیر دارید….از یاوه گویی این یاوه سرا ودیگر مخالفان مکدر نشوید اینها اگر عقل درستی داشتند مملکت ومردم را به این روز نمی انداختند….سلامت وپیروز باشید…خدا پشت وپناهتان باشد.

     
  33. باسلام و تشکر از جناب آقای نوریزاد . اصل مطلب همان دوخط آخر است که علت واقعی غیرعلنی بودن دادگاه را بدرستی بیان کرده است . درود بر شرفت و سلامت وتندرست باشی برادر دلاور .

     
  34. واقعا که از انسانیت و اخلاق و ادب بویی نبردی.تو که خودت را حزب الهی و پایبند به رهبری میدانی لطفا کمی هم اطلاعات دینی خودت را در باب اخلاق در جامعه و برخورد با برادر مسلمان ارتقا دهید. رسول مکرم اسلام در مقابل مخالفین و بدخواهان خود چگونه برخورد و پاسخ میداد. به نظرم رهبری تا ادمهایی مثل شما دارد نیازی ابدا به دشمن ندارد و تا افرادی مثل شماها در نظام وجود دارد دیگر دنبال ادمهای ضدانقلاب برانداز نباید رفت.

     
  35. وطن فروش حرف مفت نزن

     
  36. برو مزدور .این نونها خوردن نداره

     
  37. دوستان ایران سرزمین همه هست نه برای یک فردویک نفر

     
  38. علی اکبر ابراهیمی

    عبارت خود مرتضوی, “سرباز ولایت” بود. نه مامور.

     
  39. ز کوزه همان طراوت که در اوست…
    درود به نوری زاد پاک نهاد و دلیر.
    خدا پشت و پناهت باشه برادر ایرانی

     
  40. فتنه گر بی بصیرت

    هی ناشناس
    دیگه داری حوصله مون سر میبری اگه تاحالا جوابتو ندادیم به احترام بزرگ مرد ایران استاد دکتر محمد نوریزاد عزیز بوده تو هم با این قدرت فحاشی که یکی از علائم همیشگی دارو دسته شماست به جای اینکه تو وبسایتی که یه عده تحصیل کرده مودب با شعور سر میزنند برو تو سایت کیهان این استعدادتو نشون سردار قلم بده شاید یه دستی رو سرت بکشه
    شما همه جا باید خودتونو نخود هر اشی کنید؟تحمل مردمم حدی داره

     
  41. از نوع و ادبیات دفاع این شخص ناشناس که حتی جرات بیان نام خود را ندارد مشخص میشود که مرید وی ////

     
  42. مرگ بر نوری زاد
    مرگ بر نوری زادمرگ بر نوری زاد
    مرگ بر نوری زاد
    مرگ بر نوری زاد
    مرگ بر نوری زاد
    مرگ بر نوری زاد
    مرگ بر نوری زاد
    مرگ بر نوری زاد
    مرگ بر نوری زاد

    مرگ بر نوری زاد
    مرگ بر نوری زاد
    مرگ بر نوری زاد
    مرگ بر نوری زاد
    مرگ بر نوری زاد
    مرگ بر نوری زاد

     
  43. نوری زاد حرامزاده ترین حیوان ها بر روی زمین است.این نجس کافر،حاصل سه///////////// بوده.

     
  44. نوری زاد کافر رفتی خداحافظ
    قرار ما پس شد زیر پل حافظ

     
  45. نوری زاد.این را بگویم.کل خاندان و خانواده ات را //////////////مادرت //////////////

     
  46. نوری زاد ////////////// ننت
    نوری زاد بی پدر مادر
    نوری زاد حرامزاده

     
  47. لعنت و نفرین بر سرکرده پس افتاده منافقین.جاسوس سیا و مامور اطلاعاتی آمریکا.جلبک سبز محمد نوری زاد
    لازم به تذکرات حرامزادگانی چون شما نیست
    آدم کثیف هرزه مادر /////////// چون شما به درد هیچ چیز نمی خورد
    نوری زاد!برو بمیر.کشور ما اسلامی ست.ما پشت رهبرمان ایستاده ایم.
    ای جلبک سبز

     
  48. سلام

    مدت زیادی هست که به ظلم هایی که در کشورمان دائما جاری است فکر می کنم، مقصر اصلی را کسی جز رهبری نمی دانم. ////یه سوال همیشه توی ذهنم هست و آن اینکه آیا برای بیماری خطرناکی مثل سرطان سرانجام چاره ای جز جراحی باقی می ماند؟ وضع کشور همانند یک سرطان بدخیم هست جز با جراحی امیدی به درمان نیست. من با خشونت موافق نیستم ولی این حکومت جز با زبان زور رام نمی شود فراموش نکنیم که این استبداد دینی هست بقیه حکومتهای استبدادی که فرو پاشیدن غیر دینی بودن. من خودم به شما امید دادم در یکی از نظرات، ولی خودم امیدی ندادم این ستمگران آخرین سرمایه را دارن از ما می گیرن امید را. مرحله بعد جز خشونت نخواهد بود چرا که حکومت خود خشونت را ترویج می رهد درست مثل سوریه که اسد اعتراض را به خشونت کشید.

     
  49. خیلی لذت میبرم از این که میبینم حاج سعید مرتضوی به چنین روزی گرفتار شدن .خودیها و خواص با بصیرت بدانند در خوشبینانه ترین حالت این آینده آنهاست .شخصیت دیکتاتورها یا برتری طلبان اینگونه است اول مورد لطف و الطاف وکرامت قرار میدهند و سپس پا پس گردنی به روز حاج سعید میندازن باور ندارین میتونید از رفسنجانی و احمدی نژاد هم بپرسید

     
  50. با سلام ،
    آقای نوریزاد گلدسته های اطراف گنبد در حال لرزیدن هستند.
    همه از هم مدرک دارند و از اسرار یکدیگر با خبر.
    یک آقای فراری در اسلو گفته است که مدیر مسوول یکی از مطبوعات که همیشه دم از مدرک داشتن علیه این و آن میزند ، حد اقل فیلم ١٨٣ بازجو در حال شکنجه کردن قربانیان را با کیفیت بالا در اختیار دارد.
    ایشان مدعی هست که بیشتر این افراد ( بازجوها و شکنجه گران) از افراد سر شناس اعم از آقازاده ، سردار، بازاری، حتا سینماگر و … میباشند.
    ایشان همچنین میگوید که بیشترشان در جریان فیلمبردای قرار گرفته اند و اگر همکاری نکنند لو میروند. البته خیلی از اونها هم به کارشون مفتخرند.
    یادتان باشد که آقای مهدی خزعلی چند وقت قبل گفته بود که برادرش با ماشین شخصی به زندان اوین رفت و آمد میکند .
    ایشان قسم خورده که اطلاعات و اسامی این شکنجه گران را به خاطرحفظ آبرو و امنیت خانوادهاشون هیچ جا افشا نکند ، در رابطه با برادر آقای خزعلی هم چون در سایت مهدی خزعلی قبلا آمده اشاره شده است.
    ضمن گفته شده که حداقل بازتاب ، تابناک ، الف ، علی مطهری ، و خیلی از افراد مهم چپ و راست هم در جریان این موضو ع قرار گرفته اند و لی اسامی همه شکنجگران را نمیدانند .
    خلاصه برادر….. هم مثل احمدی نژاد برای روز مبادا برای تبرعه خود مدارک جمع کرده است.
    نوریزاد همین روزها افرادی لو میرن که دود از کله من و شما به آسمان خواهد رفت.
    اگر چیز با مدرکی شنیدم و دیدم که منبعش معتبر بود حتمآ در جریان میزارمتون. البته اگه سایت شما هم مثل بازتاب جلو جلو نبندنش.
    قربانت،
    محرم راز

     
  51. سلام آقای نوری زاد عزیز
    این خط این نشان اگه ازگل بالاتر به مرتضوی گفتند؟ زیاد زیاد بخوان سخت بگیرند یه سال زندونیش می کنند وبقیه شو باهاش کنارمیان . مرتضوی به قول شما ازکسی خط گرفته که اگه لب واکنه دستگاه قضایی خمیرش می شه. کاش رهبریه تکونی بخوره ورشته کارهارو خودش تو دست بگیره.
    راستی اینم بگم که من یه مسلمان سنی هستم. اهل اشنویه. داشتم کلا از هرچی شیعه و آدم حزب اللهی متعصب متنفرمی شدم که آشنایی با شما دست منوگرفت ونگهم داشت. شما منو به عقل آشتی دادید. با عقل. خیلی خوشحالم آقای نوری زاد

     
  52. خنديد، به اتهام مسخره کردن حکومت كتكش زدند.
    ساكت نشست، متهم به توطئه پنهانی علیه دولت شد.
    دنبال خوشگذراني رفت، به اتهام فساد اخلاقي دستگير شد.
    دنبال ثروت رفت، به اتهام فساد مالي دستگير شد.
    دنبال قدرت رفت، به اتهام اقدام عليه حكومت دستگير شد.
    نوشت، به اتهام اشاعه اكاذيب و اهانت به مسوولان دستگير شد.
    ننوشت، توسط دوستانش به همدستی با دولت متهم شد.
    راه رفت، به اتهام ولگردي كتك خورد.
    نشست، متهم به ايجاد سدمعبر شد.
    …و بالاخره يك روز مغزش را به كار انداخت و فرار كرد.

    نتيجه گيري اخلاقي: يك علت فرار مغزها اين است كه آدم مغزش را به كار مياندازد.

    ابراهیم نبوی

     
  53. سلام آقای دکترنوری زاد عزیز
    من یه روز نشستم فکرکردم چرا آقای نوری زاد را نمی گیرند؟ به این نتیجه رسیدم که شما حتما یک سند انکارناپذیر مثلا ازآقا مجتبی خامنه ای دارید که اگر رو کنید دودمانش بهوا می رود. می دانید این را ازکجا گیرآوردم؟ شما وقتی به نمایشگاه مطبوعات رفتید عده ای شعبون بی مخ به شما حمله کردند. قبلش یکی از اونا پرسید آقای نوری زاد شما توی نامه بیست وشش خودتان نوشتید که آقا مجتبی خامنه ای هشتصد میلیون ازشهرام جزایری پول گرفته. شما اگه سندی داری که آقا مجتبی هشتصد میلیون ازشهرام جزایری پول گرفته آن را رو کن تا همه ما آن را روی سایت ها ووبلاگ های خودمان بگذاریم. شما بهش چی جواب دادید؟ جواب دادید اجازه بدید آقا مجتبی ازمن شکایت کنه بعد من اون سند رو رو می کنم. راستش ازهمونجا به این فکرافتادم که دست شما از سند پره. مثلا امروز شنیدم که قاضی مرتضوی یه فایل صوتی با خودش به دادگاه برده که تو اون فایل صوتی همین آقا مجتبی بهش گفته تا می تونید بزنید وبکشید واین قائله رو جمعش کنید. منظور وقایع 88 هستش. بعدش به خودم گفتم نه، به قد وبالای نوری زاد نمیاد که اهل سند سازی وسند بازی باشه. به خودم گفتم آدمی که چیزی برا ازدست دادن نداشته باشه از بمب اتم هم نمی ترسه. به این فکرکردم که پشت شما نه به سند که به خود خدا گرمه. وگرنه شما سندهم داشته باشی می تونند اونو انکارکنند. مگه مرگ ندا رو انکار نکردند؟ به این نتیجه رسیدم که شما همینی هستید که هستید. حتی یه نفرهم پشتوانه ندارید. که اگه داشتید اون نامه تنهایی رو نمی نوشتید که جگرمنو سوزوند. خلاصه یه چند وقته که خودمو تو سایه ی شما جا دادم. دوستتون دارم خیلی زیاد. من فکر می کردم داستان مردی ومردونگی تموم شد رفت اما خوشحالم تو مملکتی زندگی می کنم که هنوز مرد می پروره. مراقب خودتون باشید که خدا مراقبتون هست مطمئنا.

     
  54. به محبوبه نوربها:

    این حرفها نیرنگی بیش نیست.
    بهار تو بوی خون می دهد پس گوارای وجودتان.
    همین خرافات مملکت را به این روزگار رساند با چنین نامسولیینی
    برغم خیالتان که باید زانوی غم بغل کرد و بر بار غم زمانه تحمل کرد و به کنجی خزید و ماتم گرفت و صبر کرد، باید بر صورتش پنچه کشید و او را بر جایگاهش نشاند، باید کاری کرد که او هم معنی صبر دیگران رو درک کنه.
    صبرتان بوی گمراهی و تاختن می دهد. صبر تا کی؟ باید علم کشی و ازادی قربانی شود، برای ادمها شما نقشی هم قایل هستید؟ یا همه باید در صبر و فلاکت بمیرند شاید روزی چیزی اتفاق بیفتد!

    با مادران به عزا نشسته، با مملکت ورشکسته، نمی شود لفاظی کرد و با انکه بمب بی اخلاقی در استین و جامه بلند دارد نمی شود مدارا کرد و توصیه به مدارای او هم خود از کمال بی اخلاقی است.

     
  55. به نام خدای مهربان
    بوی ریحان
    باری دیگرسلام نوریزاد عزیز
    بوی ریحان، پیچ و تاب جویباران را می نوازد. و چرا رهروان حقیقت زیر زلف سیاه شب جامه صبح برتن میکنند و کاخ تن را به پای گدایی میریزند. آری عاشقان شراب مهر، مینوشند تا بیداری حضوررا در باده ی شکستهء شان، تحمل کنند. آنها میدانند که چرا تیرو کمان صبح، قلب شب را می شکافد و درعین حال، تن غروب، خونبار میگردد.
    آری چه زیباست مظهر بندگی حق، و آزادی خواه ترین آزادیخواهان تاریخ حسین (ع) که در رویداد کربلا،عنوان عاشق ترین حقیقت را ازآن خود کرد.
    چه زیبا تابوت فرسوده حیات که معشوقی چون حسین (ع) را در بغل دارد. اوست که توانست از گوهر بیداری، برای تندیس تن، زیوری آراسته تدارک بیند واوست که به ما آموخت درآتش آز، هیزم نگذاریم و شوق مهر ورزیدن را به هر چیز درزمین ترجیح دهیم. حسین(ع) به ما آموخت یک گمنام پرآوازه باشیم و درآرامش طوفانی، حادثه بردوش، مثل آغازی بی پایان، بگذاریم شعرهایمان ما را بنویسند. تا برهیم از تلخی دامنگیر ظواهر.
    دکترعلی شریعتی چه زیبا کلمات را نشانه رفته است . او امام حسین را وارث همهء قیام ها و مجاهدات پیامبران از آدم تا خاتم (ص) دانسته که همگی با مثلث شوم زرو زور و تزویر پیکارکرده اند.
    ماربین انیشمند آلمانی می گوید: در ظاهر، یزید حسین (ع) را کشت اما در باطن حسین همهء بنی امیه را بدترازهزاربارکشت. یزید آنها را در یک روز و امام حسین (ع) او وقومش را تا ابد وهر روز کشت (اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وال محمد و…)
    و گاندی راز نجات هند را پیمودن راه حسین (ع) می دانست.
    آقای نوریزاد :
    هر کس درراه عشق قدم گذارد، سختیها، ناملایمات، تنهایی ها، آماج تهمتها وآزارواذیت های خود وخانواده و ازکار بیکارشدنها، زندانها، شکنجه ها، و همهء اینها مانند عسل شیرین است و شیرین ترازعسل، شاید به آن حضورهنوز نرسیده ایم و شاید کسانی رسیده باشند. آنجا که علی (ع) میفرماید: ” فزت ورب الکعبه ” .!!!
    وقتی درایوان دل تنگی هایت می نشینی، وقتی پشت یک پنجره بارانی بی هوا شاعر میشوی، وقتی کسی برای شنیدن جمله ها یت به اندازهء لحظه ای فرصت نمی گذارد. وقتی در کنج سلول از تنهایی و دلتنگی هایت آواز میخوانی، وقتی تمام وجودت را غم فرا گرفته و شاید لحظه ای …آری در این لحظه ها کسی هست که میشود به او پناه برد. کسی که شب دلتنگی ها ونداشتن ها را با او می توان قسمت کرد. می توان از تاریکیها گذشت. می توان خود را در کوچهء سبزامید یافت. ومیتوان امیدوار شد زیرا من هستم، توهستی، ما هستیم، همه هستند ودر نهایت یک ملت هست. امروزدهه های گذشته نیست که هر چه خواستند بر سر مردم بیاورند و کهریزکی دیگربوجود آورند. مردم آگاه شده اند. وتوهرگزوهرگز تنها نیستی وتنها نخواهی ماند. وآنان که مردم را درهاله ای از دروغ و تزویرو فریب نگه می دارند بدانند که این راه آنان را به ناکجا آباد خواهد برد. واعمال زشت و ناشایست آنان برایشان آتشی مهیا خواهد نمود که دردو دنیا دامنگیرآنان خواهد شد. شاید چند روزی بیشتربرمسند قدرت بمانند.
    انسان آگاه، درهاله ای ازعشق زندگی میکند. اوانسانیست که بیقراراست. و برای رسیدن لحظه شماری میکند . چه زیباست زندگی را با اندیشه مهر، آشتی دهیم. وزنجیردستها را با مهربه یکدیگر پیوند زنیم تا مایی دیگر شویم و ملتی بی نظیر، ای پلکها، پنجره ها را به مهربازکنید. تا حضور چشم، بتواند اشک های دیگران را بغض کند تا مرز حسرت بی حسرتی تن ها را باورکند.
    اکنون هنوز ایستاده ایم و با تبسم سرخ بهار، منتظریم، با هم ترانهء دل انگیز مهربانی را سردهیم. آری بهار که نوید شکفتن و بازشدن را می دهد. و ما دراین بهار خود بهاری دیگر خواهیم شد و شکفتن و روییدن و جاودانگی خویش را جشن میگیریم. و در آب زلال وپاک باران بهاران، وضوی عشق و مهربانی خواهیم گرفت و با طراوت آن، طراوتی دوباره خواهیم گرفت. و برای کشوری آباد گفتگویی ازسرمهرآغاز می نماییم. و اختلافات را که به نفع هیچکس نیست قانونی حل نماییم.
    آقای نوریزاد :
    خداوند وعده داده و وعدهء او تخلف ناپذیراست. او ما را در آغوش پرمهرش میگیرد. ملتی که برای عدالت، آزادی قلم، بیان و اندیشه واجرای قانون به پا می خیزد، واز حق قانونی خود دفاع میکند وخدا را اجابت می کند و دلش به مهر وعشق ومحبت به همه لبریز میگردد. خداوند نیز اورا اجابت می کند و او را یاری می رساند.
    مشکل اصلی ما ملت و دولت که هردو مقصریم این است که میخواهیم همه مشکلات را با سخنوری حل نماییم و به یکدیگر دستوردهیم. که مثلا این چنین کنید و یا آن چنان شود. تنها سخنوری بدون عمل کار ساز نیست. و مشکلات حل نخواهد شد. مشکل ما فاصله ای از حرف تا عمل است که اندازهء آن از زمین تا آسمان است. آیا کسانی که مدعی دین هستند براستی آنچه خود می گویند عمل می کنند. اخلاق در کشور ما جایگاهی ندارد. زیرا هرکس زور و قدرتش به هرکس برسد به او ظلم میکند و حق او را ضایع می نماید و با انواع تهمتها، دروغها، و…او را از صحنه خارج می سازد. این مسئله در بین مخالفان و هم دوستان امری عادی شده، ما که بقول خود مسلمان هستیم ،شیعه هستیم وادعا داریم و در آیات وروایت ما بشدت از تهمت و غیبت نهی شده چرا اینگونه ایم مگر در حدیث نیست که گناه “غیبت از زنا بدتر است”. آنگاه که اخلاق در جامعه ضایع گردد زمینهء سقوط جامعه فراهم خواهد شد. برای ایجاد پایداری جامعه همه باید به اخلاق فردی واجتماعی برگردند. و با یکدیگر مدارا نمایند.
    درسی ازاخلاق:
    روزی شیوانا عارف بزرگ به منزل یکی از مریدان جدیدش که از وضع مالی خوبی داشت رفت و سبدی بزرگ از لباس و خوردنی را مقابل او گذاشت . به او گفت درهمسایگی تو، زنی بیوه با چند بچه یتیم زندگی می کنند. آنها هر شب امیدوارند تا تو به عنوان ثروتمند محله به آنها کمک کنی و دستشان را بگیری، چون شنیده اند که تازگی به جلسات درس شیوانا می آیی امیدوار تر شده اند. این سبد خوردنی و پوشیدنی را به اسم خودت و با دست خودت به آنها بده. مگذار تا دردهکده شایع شود که شاگردان شیوانا قبل وبعد ازاین که درس معرفت می آموزند فرقی نمی کنند.
    مرد ثروتمند به محض شنیدن این جمله به خود آمد، بلافاصله پا برهنه سبد را از روی زمین برداشت و در حالی که از شرم می گریست به سراغ زن بیوه وفرزندانش رفت. میگویند از آن روز به بعد مرید جدید دیگر به سراغ درس های استاد نیامد. آن مرد وقت وثروت خود را صرف کمک به دیگران نمود. تعدادی از شاگردان شیوانا او را به خاطرعدم حضوردرکلاسهای استاد سرزنش کردند. اما شیوانا تبسمی کرد و گفت او دیگر نیازی به درسهای شیوانا ندارد. درواقع شیوانا چیزی دیگر ندارد به او بگوید. او تمام راز کائنات را به یکباره درک کرد.
    واما سخن آخر:
    چو فرخ بود روزی از بامداد همه مرد را نیکی آید به یاد
    به خوبی نهد رسم بنیادها زدولت به نیکی کند یادها
    سرازکوی نیک اختری پرزند به نیک اختری، فال اخترزند
    به هنگام سختی مشو ناامید کز ابر سیه، بارد ابرسیپید
    درچاره سازی به خود برمبند که بسیارتلخی بود سودمند
    گره درمیاور به ابروی خویش در آئینهء فتح، بین، روی خویش
    نفس به، کزامید یاری دهد که ایزد خود امیدواری دهد
    (اثر حکیم نظامی از کتاب شرفنامه)

    قم: محبوبه نوریها
    9/12/1391

     
  56. سردارایرانی

    سلام دوست عزیز
    لطفا هم برای من و هم برای کسان دیگری که شاید دوست داشته باشند بدانند :بفرمایید به نظر شما در حال حاضر به استناد قوانین و شیوه عملکرد جمهوری اسلامی از شروع تا کنون جه نهاد ؛ شخص و یا تشکیلاتی ضامن اجرای قانون اساسی است؟ و اگر حکو مت یا بخشی از آن قانون را اجرا نکرد چکار می شود کرد یعنی جه راههایی برای مردم در قانون پیش بینی شده است؟ من از ذکر بعضی از مصادیق خودداری می کنم چرا که شما بهتر از من می دانید؟ سپاس گزار حوصله و محبت شما هستم

    ———————-

    سلام دوست گرامی
    قانون اساسی به همه ی جوانب پرسش شما پاسخ گفته . درست یا غلط. اما مهم این است که خود قانون را باید کسی اجرا وکسانی دیگرباید مراقبت کنند. اینجا ما نه اولی را داریم ونه دومی را. یک هردمبیلی برساخته ایم شترگاوپلنگ. قانون بی نوا را جرواجر می کنند. این قانون دیگرنظارتی برنمی تابد.
    با احترام

     
  57. ضمنا این همان محاکمه یک قوه است که حتما نمی تواند علنی باشد مثل دیگر قوا. قوه قضاییه خودش ناقض خودش است

     
  58. جناب نوری زاد عزیز

    حاکمیت جمهوری اسلامی، مردم را هیچگاه محرم خود ندانسته و نمی داند و انها را چون بیگانگان می پندارد، دلایل کار هم از سخنان مکرر حاکمین اشکار است، همیشه می گویند مسولین اختلافات را به جامعه نکشانند، اگر منظور اختلافات قانونی و روشهای اجرایی است که چه بهتر مردم بدانند که مشکلات کجاست و قابلیتهای مدیران را در مواجهه با مسایل مختلف بفهمند و در مسایل مربوطه دید بازتری در تصمیم گیریهایشان بدست میدهد، جدا از اینکه این خود نوعی مردم ستیزی است.
    اما موضوع این نیست، بنظرم دامنه تخلفات و فسادها انچنان گسترده است که منظور حضرت //// همین حیطه است تا مسولین در پشت پرده با هم بجنگند و مردم همچنان بی خبر از مسایل باقی بمانند و حکومت بتوان در سلطه بماند. از نمونه های ان همین دادگاههای غیر علنی است تا مفاسد پنهان بماند. خاصه که مرتبط به حریم والا باشد.
    کسی نیست به این حضرت //// بفرماید تو این عصر تکنولوژی و اینهمه اطلاع رسانی که می تواند قانون مندی را اسان ترویج و تثبیت کند، توصیه و نصیحت و لابه یعنی چه؟ مدارا یعنی چه؟ گریه و زاری در ملا عام یعنی چه؟ ایا غیر از تبلیغ و بها دادن بیش از حد به یه ادم است؟ بماند گروهی در این جامعه راه خود را با گریه و زاری و مظلوم نمایی باز می کنند!
    اگر حقوق مردم مطابق قانون رعایت بشه چه جای مدارا است؟ اومدن طرفو زندانی کردن و از دنیا ایزوله اش کردن، اون وقت می گن حاجی مدارا می کنه؟ مرده شور این رافت و مدارا رو ببره از هر نوعش که هست.
    اگه کسی خلاف قانون عمل کنه//// مدارا می کنی؟ با اجازه کی نصیحت می کنی؟
    حکومت اسلامی برای همینه که هر کی دلش خواست میتونه نصیحت کنه. میتونه اقتصاد رو نابود کنه، میتونه مثل لاتها عربده بکشه، میتونه هر جنایتی انجام بده! و فرزندش میتونه اقا باشه در حالیکه برای دیگران اقازاده اند.

    بنظرم حکومت دینی در این عصر، //// بیش نیست اونهم با مشخصاتی که میگه ان، حکومت دینی یعنی ملغمه ای بزرگ از بی عقلی، ندانم کاری، تبلیغات، و خرافه گویی، و تفسیرش از دنیا، تفسیری شیطانی است.

    برگزاری دادگاه های غیر علنی و علنی در حکومت اسلامی هیچ فرقی نمی کند. چون قاضیی که اونجا نشسته همین ویژگیهای متهم رو داره و خودش اول از هر کس دیگه ای متهمه . نتیجه دادگاه هم که از قبل نوشته شده.

    قضات ایرانی عموما ادمهایی بی سواد، قدرت طلب و عربده کش هستند و حالا هم که به دین وصل شدن دیگه فتوا هم میدن و اصولا مردم همه از دید اینها متهم هستند، البته این ویژگیها در اکثریت ما ایرانیها هست ، خوشمون بیاد یا نیاد، یادم رفت اشاره کنم به فرمایشات //// که فرمودند قاضی هم قاضی های انقلابی( منظورش اول انقلاب است) یا شایدم دوره شاه مثل بقیه چیزا.

    چرا ما باید مدام بشینیم به نقد یه حکومت و حاکمینی که اصلاح ناپذیر هستند بنشینیم، کدام عقل سلیمی از گذشته درس نمی گیره و مدام دلسوزی می کنه؟ ایا ما در مقابل دیگران هم دلسوز بودیم؟ باید دنبال طرحی نو بود.

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

80 queries in 2091 seconds.